فرهنگ مصادیق:نتیجه اعتماد به پیشوایان باطل در دنیا
مقدمه
در سوره واقعه در مقابل اصحاب یمین، اهل سعادت تعبیر به اصحاب شمال یعنی افراد چپ گرا مینماید: «وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ... وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ» [۱] و گاهی تعبیر به اصحاب شوم و نکبت مینماید: «وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ» [۲] و گاهی تعبیر به اهل کذب و ضلالت میکند: «وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ * فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ * وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ * وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ؛ و اما آن کسانی که از اصحاب سعادتند پس سلام خدا بر آنها از جانب تو باد، یعنی بشارت سلامت پیوسته به آنها میرسد؛ و اما آن کسانی که از منکران و گمراهانند پس از غذای حمیم دوزخ به عنوان طعام به آنان داده میشود و منزلگاهش جهنم است» [۳]
مکذب آن کسی است که عقلش میرسد و تکذیب میکند و ضال کسی است که گم شده است و در عالم حقایق اثری ندارد و در نشئه انوار اصلا یافت نمیشود؛ بنابراین مکذبین ضالین و اصحاب شمال و اصحاب المشأمه گروه واحد هستند. اینان افرادی هستند که به هیچوجه نمیتوانند در عالم حقایق به جلو بروند و در عالم آراء و افکار شیطانی منغمر و از هوسات نفسانیه و غفلات تمتع دارند و در همانجا گم میشوند و میمیرند و دفن میگردند. اینها همان کسانی هستند که در سوره حآقه آیات ۲۸ و ۲۹ دربارهٔ آنها میفرماید:
«مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَهْ * هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ» اینها اصحاب شمال و یاران مشئمه بودند که در دنیا به مال خود اعتماد دارند، به قوم و عشیره خود اتکاء میکنند، به رئیس و رعیت و سپاه و درهم و دینار پشت گرمند و خیال میکنند که این عالم اعتبار را بدانجا راهی هست، و آنچه در اینجا بدان اعتماد دارند در آنجا هم به دردشان میخورد؛ ابدا ابدا. چون اینجا عالم اعتبار است و آنجا عالم حقیقت؛ اعتبار و حقیقت دو عالم متعاکس است. اینجا جهان مجاز است و آنجا عالم واقعیت و استقرار. بعدی را که انسان در اینجا برای خود تعیین کرده و جایی را که کسب کرده است، راه عبور به آن نشأه را ندارند، گم میشوند. اینجا ملیونها ثروت کسب کردهاند که یک ذره از آن را با خود نمیبرند و نمیتوانند ببرند؛ تمام اهل دنیا یار و یاور آنان باشند در وقت ورود عزرائیل یک نفر را با خود نمیتوانند ببرند، و یا اقلا در حال موت به او کمکی بنمایند. اینان در آنجا اعتراف دارند که مالی را که اندوختهایم به درد ما نخورد؛ «مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيَهْ» و قدرت و قوتی که به هم زدیم نیز تباه شد؛ «هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيَهْ»
کسانی که به ائمه جور ملحق میشوند و به پیشوایان جائر و ظالم و فرعونهای زمان و ظلمه دوران که مردم را به عبادت و بندگی و اطاعت خود میخوانند پیروی میکنند و آنها را بت قرار داده و میپرستند، در روز قیامت با امامشان معیت پیدا میکنند و همه با هم مجتمعا و متراکما به جهنم میروند. «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ به علت آنکه خداوند زشت را از پاکیزه جدا کند و زشتها را بعضی بر روی بعضی بگذارد و چون متراکم و فشرده گردد آن را در جهنم قرار دهد؛ آنان از گروه زیانکارانند» [۴] این گروه زشت کردار و زشت سیرت در روز قیامت چگونه حرکت میکنند چون گفتیم که آنان نیز به وسیله امامشان خوانده میشوند؛ «نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» [۵]
گمراهی ابدی پیروان فرعون
روز آخرت هر کسی با پیشوای خودش؛ یعنی با همان کس که عملا الگوی او و الهام بخش او بوده است، محشور میگردد. قرآن کریم دربارهٔ تجسم پیشوایی فرعون نسبت به قوم خود در معاد میفرماید: «يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ»؛ «فرعون پیشاپیش اتباع و پیروانش حرکت میکند، پس در آتش واردشان میسازد.» [۶]
فرعون که در این جهان، گمراه و پیشوای گمراهان بوده و گمراهان دیگر قومش گام جای گام او میگذاشتند، در آن جهان نیز به صورت قائد و امام آنان مجسم میشود. فرعون، شفیع و واسطه قوم خود میباشد هم در دنیا و هم در آخرت. شفیعی است که در دنیا موجب گناهان و ضلالتها بوده است و در آخرت واسطه رسانیدن به دوزخ و آتش. شفیع و واسطه بودن او در بردن قوم به دوزخ در جهان آخرت، همانا تجسم واسطه بودن او در جهان دنیا در گمراهی قومش است. نکته جالب در تعبیر قرآن این است که میفرماید فرعون قوم خود را در آن جهان وارد دوزخ میسازد. قرآن با این تعبیر خود تجسم تأثیر فرعون را در گمراهی پیروانش گوشزد میکند و میگوید همانطور که در دنیا فرعون آنها را وارد گمراهی کرد، در آخرت آنها را وارد دوزخ میکند؛ و بلکه وارد کردن آنها به دوزخ در آن جهان عینا ظهور و تجسم وارد کردن آنها در گمراهی در این جهان است.
فهرست منابع
سید محمد حسین تهرانی- معادشناسی جلد ۷- صفحه 26-30
مرتضی مطهری- عدل الهی- صفحه







