فرهنگ مصادیق:اعتقاد به امامت حکام باطل
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | نتیجه اعتماد به پیشوایان باطل در دنیا |
| ۲ | امامت عام |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ادعای امامت |
| ۲ | اکل مال به باطل |
| ۳ | پارتی بازی (میانجی گری در باطل) |
| ۴ | حمایت از اندیشه باطل |
| ۵ | حمایت از باطل |
| ۶ | حمایت از کار باطل |
| ۷ | فرو رفتن در باطل |
| ۸ | انکار امامت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | انحراف اعتقادی |
| ۲ | اعتقاد به تفویض |
| ۳ | اعتقاد به جبر |
| ۴ | حفظ سلامت اعتقادی کودکان |
| ۵ | تهمت اعتقادی به دیگران |
| ۶ | فساد اعتقادی |
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
امام شناسی:راههای شناخت امام حق از پیشوای باطل
مقدمه
قبل از ورود به موضوع مورد نظر، سزاوار است که واژه «امام»، به صورت اجمال، مورد بررسی قرار گیرد. از نظر لغت، امام «آن است که از وی پیروی و به وی اقتدا شود؛ خواه انسان باشد یا کتاب یا غیر آن و حق باشد یا باطل. جمع آن نیز ائمّه است».[۱]
قرآن کلمه امام را بر هر دو مورد حق و باطل اطلاق کرده است. در یک جا در مورد امامان حق میفرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا[۲] ؛ ما آنها را پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما هدایت میکردند». همچنین در وصف ائمه باطل میفرماید: «أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ[۳] ؛ پیشوایانی که مردم را به سوی آتش میخوانند».
با توجه به جایگاه تأثیرگذار رهبران در جامعه و سرنوشت انسانها، شناخت امامان حق از امامان باطل، به عنوان پیش درآمد چرایی اطاعت و پیروی از آنها ضروری است. لذا برای شناخت این دو رهبر جامعه، باید به ملاکهایی که در متون دینی آمده توجه نمائیم. آنچه در ذیل میآید، گوشهای از این معیارهاست:
الگو قراردادن کتاب الهی و سنت نبوی
قرآن به عنوان آخرین کتاب تشریعی، در بردارندة برنامهای کامل برای نجات انسان خاکی و نیل او به درجة علیین و ابرار است و پیامبر گرامیt به عنوان آخرین نبی، مجری برنامههای اسلامی است. امام و پیشوای جامعه، باید اولاً خود تربیت یافتة اسلام باشد و ثانیاً کتاب الهی و سنت نبویt را برای خود الگو، و مسیر حکومت خود را در چارچوب این صراط مستقیم قرار دهد. چنانچه امیر المؤمنینj میفرمایند: «همانا مردم دو دستهاند؛ گروهی پیرو شریعت و دین، و برخی بدعت گزارند که از طرف خدا دلیلی از سنّت پیامبر، و نوری از براهین حق ندارند».[۴]
علاوه بر آن، امام باید با بدعتهایی که خلاف کتاب الهی و سنت نبویt پایه گذاری میشود، با قاطعیت مبارزه کند. هم چنان که حضرت علیj میفرمایند: «ما دانستیم آنچه را رسول خداt به گفتار صحیح به ما آموخت، من سنت پیامبرt را زنده میکنم و بدعت را می میرانم».[۵] لذا پیشوایی مثل یزید که تربیت یافتة مکتب اسلام نبوده و به مقابله با این دین مقدس میپردازد و پایه گذار بدعت است، پیشوای باطل شمرده میشود.
یزید صراحتاً موضوع رسالت و نزول وحی بر حضرت محمدt را انکار میکرد و همچون جد خود ـ ابوسفیان ـ همه را پنداری بیش نمیدانست، چنانکه پس از پیروزی ظاهری بر حضرت حسین بن علیC ضمن اشعاری گفت: «هاشم با مُلک و حکومت بازی کرده است؛ نه خبری از عالم غیب آمده و نه وحی ای نازل شده است»![۶]
اما حضرت مهدی بسم الله الرحمن الرحیم امام بر حقی است که در آینده خواهد آمد و چون مطیع دستورهای خداوند است و روش و سنت اجداد طاهرینش را دارد، اطاعت از او واجب میباشد.
حضرت علیj در این باره میفرمایند: «او (حضرت مهدی بسم الله الرحمن الرحیم ) خواستهها را تابع وحی میکند، هنگامی که مردم، هدایت را تابع هوسهای خویش قرار میدهند و در حالی که مردم به نام تفسیر، نظریههای گوناگون خود را بر قرآن تحمیل میکنند، اندیشهها را تابع قرآن میسازد».[۷] امام باقرj نیز میفرمایند: «همانا دنیا به پایان نمیرسد، تا آنکه خداوند عزّوجلّ مردی از خاندان مرا برانگیزد که به کتاب خدا عمل کند».[۸]
پرهیز از دنیا زدگی
ثروت و متاع دنیا اگر در مسیر صحیح قرار بگیرد، نه تنها بد نیست، بلکه نیاز حقیقی جامعه و کمک بزرگی در راه کمال حقیقی انسان است. بر این اساس، اگر حاکم جامعه خود، در مسیر صحیح اقتصادی باشد و مردم را به این مسیر، راهنمایی کند امام حق است، چنانچه امام مهدی بسم الله الرحمن الرحیم میفرمایند: «اما پیشوایی که خود در مسیر مال اندوزی باشد و حتی چشم خیانت به بیت المال مسلمین بدوزد و از مال مردم، کاخ و اسباب خوش گذرانی برای خود و اطرافیان خود فراهم کند، پیشوای باطل است». امام علیj نیز در این باره فرمودهاند: «و لکنّکم کثّرتم الأموال، و تحیرتم علی الضّعفاء، و قطعتم الرّحم الّذی بینکم، فأی عذر لکم؟؛ لیکن شما اموالی فراوان انباشتید و ضعفای مؤمنین را در حیرت افکندید (که راه چاره ندانند و از دین و پشتیبانی دین از آنان ناامید گردند»[۹] اما آیندة بشریت را پیامبرt این گونه بشارت دادهاند: «شما را به آمدن مهدی بسم الله الرحمن الرحیم مژده میدهم؛ که در زمان اختلاف مردم در میان امّت من برانگیخته میشود.. . اهل آسمان و اهل زمین از او خرسند خواهند بود؛ او اموال را به طور مساوی میان مردمان تقسیم میکند (و امتیازی برای کسی قائل نمیشود)».[۱۰]
عدالت محوری نه حزب محوری
عدالت به معنای دادن حق هر صاحب حق، و تساوی و نفی هرگونه تبعیض میباشد.[۱۱] میتوان به جرأت گفت که سرچشمه همة خونریزیها، جنایتها و جنگهای خانمان سوز، ظلم و بی عدالتی و ستم انسانها است.
قرآن، مجریانی را بر اجرای عدالت منصوب میکند؛ کما اینکه میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛[۱۲] (و چگونه از انفاق شانه خالی میکنید؟) با اینکه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشن گسیل داشتیم، و با ایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند».
امام حق، مجری این دستور قرآنی است و وظیفه دارد تا آخرین قطرة خون خود در به سرانجام رساندن این خواستة فطری بشر، کوشش کند و نه تنها خود، باید عادل باشد، بلکه باید به طلب عدالت هم برخیزد.
حسین بن علی علیه السلام امام حق است؛ چون شعار جهانی خود را اینگونه زمزمه میکند: «وَ إِنِّی لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا َّ بَرَما؛[۱۳] من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ظالمین را جز ذلت نمیبینم». ایشان با این تفکر به مسلخ رفت تا عدالت خواهی به مسلخ نرود.
حضرت مهدی بسم الله الرحمن الرحیم هم امام حق است، چون نمایندة حق میباشد، چنان که در دعایی که از خود آن حضرت برای شبهای ماه رمضان روایت شده (دعای افتتاح) آمده است: «اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی وَلِی أَمْرِکَ القائِمِ المُؤَمَّلِ وَ العَدْلِ المُنْتَظَرِ؛[۱۴] پروردگارا درود بفرست بر ولی امرت که قیام کننده و امید مردم و عدل منتظر است».
پیامبر صلی الله علیه وآله نیز دربارة اوضاع زمین پس از ظهور حضرت ولی عصر بسم الله الرحمن الرحیم در روایت مشهوری میفرماید: «فَیمْلَأُ اْلأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛ [۱۵]پس زمین را از عدل و داد لبریز میکند، پس از آن که از ستم و بیداد لبریز شده است» و در مورد فراگیری عدالت حضرت میفرمایند: «یسَعُهُمْ عَدْلُهُ؛ عدالتش فراگیر میشود».[۱۶]
نتیجه
شناخت امام حق از ضروریات بوده به گونهای که اگر انسان در تشخیص مصداق اشتباه کند، خسران او حتمی است، اما محورهایی چون الگو قرار دادن کتاب الهی و سنت پیامبرt، هم در مرحلة شعار و هم در مرحلة عمل، پرهیز از دنیا زدگی و عدالت محوری میتواند در شناخت امام حق به انسان کمک کند.
پا نویس
- ↑ قاموس قرآن، سید علی اکبر، قرشی، ج1، ص 119
- ↑ انبیا/73
- ↑ قصص/41
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ص339
- ↑ درر الأخبار، ص269
- ↑ سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص 176
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ص259
- ↑ بهشت کافی، ترجمه روضه کافی، حمید رضا آژی، ص448
- ↑ الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج6، ص694
- ↑ همان، ج5، ص 204
- ↑ مدیریت، عدالت، مهدویت، سید صمصام الدین قوامی
- ↑ حدید/ 25
- ↑ بحار الأنوار ، ج44، ص 193
- ↑ تهذیبالأحکام، ج 3، ص110
- ↑ وسائلالشیعة، ج 16، ص 241
- ↑ بحارالانوار، ج 51، ص 75







