فرهنگ مصادیق:چگونه مال حلال انسان مخلوط به حرام میگردد؟
گردآورنده: علی آقا دیاری
محتویات
مقدمه
الحمدلله و المنه در کشوری زندگی میکنیم که به لطف خدا، ملت ما دین اسلام را پذیرفته و تابعه احکام نورانی آن هستند و به مباحث حلال و حرام اعتقاد داشته رعایت موازین شرع مقدس را بر خود فرض میدانند.
به گزارش "همدان نیوز"، اما گاها بر اثر غفلت یا خدای ناکرده سهل انگاری و یا القائات غلط و عدم اطلاع از واقعیت مطلب به خطا رفته ضمن بوجود آوردن بعضی مشکلات اجتماعی برای دیگران امور زندگی روزمره خود را نیز به سمت سیاهی سوق داده و نا خواسته دچار عواقب نا مطلوب میگردیم لذا در این فرصت کوتاه با بیان مختصری از مبحث حلال و حرام و چگونگی اختلاط این دو با یکدیگر پرداخته؛ باشد که به یاری خداوند قدم کوچکی در راه اصلاح امورات زندگی خود جهت رضای خالق برداشته باشیم.
حلال چیست و حرام کدام است؟
آنچه برای ما در این موضوع اهیت دارد کلام خداوند و نگاه اهل بیت در احادیث و روایات است که خطوط قرمز و مرز بین حلال و حرام را مشخص کرده و همه شنجش اعمال را بر پایه و اساس آن میداند لهذا در این قسمت ابتداء به بیان احادیث میپردازیم.
فیوضات و برکات کسب روزی و مال حلال
قال الله تعالی: در حدیث قدسی خداوند تبارک و تعالی خطاب به پیامبر صلوات الله چنین میفرماید: ای احمد همانا عبادت ده جزء است که نه جزء آن طلب روزی حلال است، پس چون خوراکی و نوشیدنی خود را پاک کردی در پناه و حمایت من هستی. [۱].
پیامبر اعظم صلوات الله: کسب در آمد حلال بر هر مسلمانی واجب است. [۲].
پیامبر اعظم صلوات الله: عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است. [۳].
پیامبر اعظم صلوات الله: حق فرزند بر پدرش این است که جزء از راه حلال روزی او را تامین نکند. [۴].
پیامبر اعظم صلوات الله: هر کس از قوت حلال بخورد، قلبش رقت و صفا مییابد، چشمانش پر اشک میشود و برای استجابت دعایش مانعی نمیباشد. [۵].
امام علی علیه السلام: بنده به سبب بی صبری، خودش را از روزی حلال محروم میکند و بیشتر از روزی مقدر هم نصیبش نمیشود. [۶].
امام صادق علیه السلام: فرزند را در هفت سال سوم ( از چهارده سالگی به بعد ). حلال و حرام یاد دهید.[۷].
مذمت و عواقب کسب مال حرام
پیامبر اعظم صلوات الله: هر کس از حرام دوری کند خداوند به جای آن عبادتی که او را شادکند نصیبش میکند. [۸].
امام علی علیه السلام: هر کس مالی را از راه غیر حلال ( حرام ). بدست آورد، آن را در راه غیر حق مصرف خواهد نمود. [۹].
امام علی علیه السلام: بهترین ادبها آن است که تو را از حرام باز دارد. [۱۰].
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها: زاهدترین مردم کسی است که حرام را وانهد.[۱۱].
امام هادی علیه السلام: به راستی که حرام افزایش نمییابد و اگر افزایش یابد، برکتی ندارد و اگر انفاق شود، پاداشی ندارد و اگر بماند توشهای به سوی آتش خواهد بود. [۱۲].
احادیث و روایات اینگونه از ائمه معصومین صلوات الله علیهم بسیار است که به اختصار جهت تطهیر اذهان و تنویر افکار به این خلاصه بسنده میشود.
و اما اینکه چگونه مال و کسب در آمد و روزی حلال ما مخلوط به حرام میشود تا جائیکه خود ما هم از آن بی خبریم و بعضا متوجه نمیشویم.
در یک نگاه گذرا به روایات بالا چند نکتهٔ قابل تامل را در مییابیم؛ اول اینکه خداوند فرمود کسانی مورد حمایت و در پناه من قرار میگیرند که از روزی حلال برخوردار باشند پس نتیجه اینکه اگر در زندگی ما مال حرام وارد شود از حیطه پناهندگی و مورد توجه بودن خداوند خارج میشویم یعنی خدا ما را به حال خودمان واگذار مینماید و در اصل مصداق همان دعائی که همیشه می گوئیم خدایا یک لحظه و آنی ما را به خودمان وامگذار؛ متاسفانه با ورود مال حرام به زندگی خود اثر این دعا را خنثی میکنیم.
دوم نکته اینکه پیامبر (ص). کسب روزی حلال را واجب نموده و لذا ما در بیان احکام فرق واجب و مستحب و... را به خوبی میدانیم.
سوم نکته اینکه فرزندان حقوقی بر گردن والدین دارند و یکی از این حقوق تهیه مال حلال برای ارتزاق آنان و آموزش کسب حلال به آنان است که اهمیت بسیار در تعلیم و تربیت و رفتار و اخلاق آنها و نهایتا در سرنوشت آینده شان دارد و میتواند فرد را به سعادت یا شقاوت سوق دهد.
نکته دیگر که از درجه الویت بالایی برخوردار است اینکه در پناه رزق حلال است که استجابت دعا میسر میگردد و جای تعجب نیست که چرا خداوند بسیار سهل برخی خواستههای بندگانش را در یک چشم بهم زدن اجابت میفرماید زیرا خودش فرموده که ادعونی استجب لکم؛ اما اینکه چرا با این همه دست به دعا برداشتن به درگاه خداوند موفق به پاسخ نمیشویم دلیلش این است که گذشته از مصلحت پروردگار در بر آوردن حاجات که ممکن است بعضی مواقع به صلاح فرد نباشد؛ شاید بهتر باشد نگاهی به درون بیفکنیم و علت تاخیر در اجابت دعا را دریابیم.
علی ایحال دریافتیم که مصدر همه خوبیها خالق متعال است و منشاء شرور بندگان میباشند پس باید بدنبال کشف علل بدیها باشیم که یکی از آنها مال حرام است.
به نکات کوچک و پیش پا افتاده در زندگی روزانه و رفتارهای حاصله از عملکرد خود بنگریم آنوقت متوجه چگونگی ورود مال حرام به زندگی خود خواهیم شد فی المثل شما راننده تاکسی درون شهری هستید و روزانه صدها نفر را با زحمت زیاد جابجا میکنید با یک رصد کوچک ملاحظه میشود که در بازپرداخت هزینه دریافتی از مسافر چه مقدار غفلت داریم که یکی از مصادیق آن که بعضی افراد آن را برای خود ادله شرعی و قانونی تلقی مینمایند؛ نبود پول خرد است، اما نمیدانیم که با ندادن حق واقعی فرد ضمن اینکه ضامن شرعی هستیم با ایجاد نارضایتی برای افراد بخشی از کسب درآمد حلال خود را مخلوط به حرام نمودهایم زیرا همه افراد که رضایت ندارند شما حق واقعی شان را به بهانه نبود پول خرد نزد خود باقی بگذارید.
گاها شنیده میشود که ای آقا مگر مبلغش چقدر است؛ ممکن است فقط مثلا پنجاه تومان یا کمتر باشد، ولی نمیداند که اگر این مبلغ ارزشی ندارد پس باید برای آقای راننده هم بی ارزش باشد لذا چرا مثلا به جای پنجاه تومان باقیمانده طلب فرد، راننده صد تومان پرداخت نمیکند. لکن اگر ارزش دارد که قطعا دارد پس برای مسافر حقی است که بر گردن شما میآید.
یا کرایه اتوبوس شهری ۱۲۵ تومان است اما ۲۵ تومانی کجا پیدا میشود که در این قصه هم دین شرعی بر گردن مسئولان تصمیم گیر در قیمت گذاری نرخ کرایهها میباشد و هم بر گردن راننده زیرا قانون ناقص؛ ناقض تعهد شرعی من نیست و من باید به تکلیف خود عمل نمایم لذا هنگامی که در طول روز صدها و هزاران مبلغ از اینگونه پولها در درون کیسه من قرار میگیرد که با نارضایتی صاحبان آن مواجهم این خود بخشی از مخلوط شدن مال حرام به حلال است که من برای خود رقم زده و با آن عائله خود را ارتزاق مینمایم.
گاهی افراد برای خود دلیل شرعی میتراشند که ما در روز مبلغی را به عنوان صدقه از بابت همین اضافه دریافتیها میپردازیم تا شبهه حرام بودن آن رفع شود لکن این هم درست نیست زیرا شما هم صاحب مال را دیدهای و هم اینکه بدون اذن او اقدام به صدقه دادن کردهای چون او که به شما وکالت پرداخت صدقه از سوی خود را نداده است فلذا چنین عملی هم انسان را مبرا از پرداخت حقوق مردم نمیکند.
به نانوائی محل هم که میروی با همین مصداق مواجهی چون نرخ آنان نیز چنین است و لذا کارکنان زحمت کش نانوائی که مدت طولانی را در گرمای تابستان در کنار آتش سوزان تنور سپری مینمایند؛ به جای درآمد حلال متاسفانه کسب خود را به حرام مخلوط میکنند که در بخشی از آن مسئولان تصمیم گیر مقصرند که قیمت را نا مناسب قرار داده و در بخشی دیگر نانوا که از مقدار جنس خود کم فروشی میکند.
به دیگر مشاغل هم که روی میآوری متاسفانه همینطور است لکن آنها نه در باب باز پرداخت هزینه مشتری بلکه در مقوله کم فروشی به مشتری و یا غش در معامله دچار مال حرام میشوند و گاها کالایی را به مشتری مینمایند و کالای دیگر را به او میفروشند و به ضرب المثل معروف گندم نمای جو فروش مبدل شده؛ فکر میکنند که زرنگی مینمایند؛ غافل از اینکه زرنگ تر از آنها محتسب است که نظاره گر بر معامله آنان میباشد.
به گوشت فروش محل که مراجعه میکنی با این صحنه مواجه میشوی که در درون چرخ گوشتش که قبلا گوشت گاو با آن چرخ کرده؛ برای شما گوشت گوسفند چرخ میکند و به قیمت تمام شده گوسفند با شما حساب مینماید غافل از اینکه ( اگر انشاالله غفلت باشد نه واقعیت ). مقداری از گوشت گاو باقیمانده در چرخ با گوشت گوسفند مخلوط شده و به نام گوشت گوسفند به شما فروخته میشود. و هاکذا و هاکذا
گفتهاند روزی به پادشاهی خبر دادند فلان فرد ماست فروش، کم فروشی میکند و به جای یک کیلو مثلا نهصد گرم میدهد لذا پادشاه متحسب دربار را فرا خواند و بدو گفت برو و از دور نظاره گر نحوه معامله این فرد باش و گزارش آن را برای من بیاور؛ محتسب نیز صبح به بازار رفته از دور مراقب اوضاع بود و مشاهده کرد که خبر درست است و فرد ماست فروش به محض اینکه مشتری غافل میشود اقدام به کم فروشی میکند لذا بر آن شد تا نزدیک برود و فرد را جلب نماید؛ اما همینکه قصد رفتن به سوی مغازه را پیدا نمود ناگهان مشاهد کرد که گربه ایی از در دکان وی عبور نمود و با برخورد با تغار ماست؛ تغار بر زمین افتاده و شکست و تمامی ماستها ریخت، لذا بدون اینکه به ماست فروش تذکری دهد به دربار برگشته خدمت پادشاه رسید و خطاب کرد؛ قربان محتسب بر جای خود نشسته و نظاره گر است و دیگر نیازی به ما نیست و سپس ماجرا را تعریف کرد که در اینجا منظور وی از محتسب اصلی خداوند بود که جزای کم فروشی وی را با ریختن ماست او توسط گربه داده بود.
کم فروشی امروز فقط مختص کسبه بازار نیست بلکه همه مشاغل کم فروشی دارد از کارمند اداری گرفته تا مهندس یک پروژه و یک معلم و مدرس و هر کسی که با ارباب رجویی سروکاردارد حتی یک مسئول به نوعی کم فروشی دارد. یک کارمند با معطل کردن ارباب رجوع یا به تاخیر انداختن کار او یا خدای ناکرده ایجاد اخلال در کاراداری و دهها مورد دیگر گه همه اش مصداق کم فروشی است، یک مهندس با اهمال کاری، یک معلم با عدم ارائه کامل مطالب آموزشی یک مسئول با عدم نظارت صحیح و انجام وظیفه به موقع؛ کسب درآمد حلال خود را مخلوط به حرام نموده و مدیون مشتری میشود و چگونه است که تاکنون وجدان ما ندای فریاد گونه خداوند در قرآن را؛ آنجا که در سوره مطففین میفرماید وای به حال کم فروشان را هنوز نشنیده است.
چگونه میشود از این فعل حرام دوری گزید؟
جهت تبادرات ذهنی عزیزان مصادیق بسیار ملموسی را عنوان نمودیم تا از این طریق هم بیان ساده انجام پذیرفته باشد و هم از مبتلابه همیشگی اجتماع رونمایی کرده باشیم و هم اینکه درمان ساده آن را بازگو نمائیم.
گفتیم یک راننده تاکسی و اتوبوس شاید در پاره ایی از اوقات خود مقصر نباشد بلکه به اقتضای بعضی مصوبات دچار این معظل گردد اما به هر صورت راهکار بسته نیست زیرا به سادگی همین آقایان میتواند با خریدن آدامس، شکلات و یا دیگر اجناسی که قیمت مشابه خرده باقیمانده پول مسافر را در بر دارد هم از او بدلیل عدم وجود پول خرد عذرخواهی نموده و هم اینکه رفع دین کرده به معوض آن با دادن یک آدامس یا شکلات یا هر چیز دیگر کسب حلال خود را از مخلوط شدن به حرام برهانند که هم رضای خدا در آن است و هم رضای خلق خدا.
خالی از لطف نیست که این واقعه حقیقی را بخوانید: روزی به یکی از آقایان مسافرکش گفتم فلانی چرا مابقی پول خرد مسافران را نمیدهی ( آن موقع باقیمانده پنج تومان بود ). ایشان با یک حالتی گفت ای بابا شما هم حوصله داری پنج تومان که دیگر پولی نیست و ارزشی ندارد که به او گفتم هر مقدار است برای صاحبش مقتنم است لکن او توجهی نکرد، اما طولی نگشید که پسر این آقا با عابری برخورد نمود و در آن موقع پانصد هزار تومان هزینه بیمارستان برای آن تصادف پرداخت نمود که خیلی بیشتر از آن پنج تومانهایی بود که به صاحبانش نداده بود.
یک نانوا اگر پول خرد همراه ندارد که بپردازد؛ نان که دارد؟ پس میشود به معوض مقدار طلب مشتری به وی تکهای نان داد و اینگونه خود را از زیر بار دین مردم رهانید.
خوب یادم هست زمانی که بچه بودم صاحب مغازه نانوائی محل از دادن باقیمانده پول مردم به شدت عاجز بود و همیشه میگفت طلب شما باشد دفعه دیگر حساب میکنیم. آن موقع هم نان سه ریال بود و هنگامی که پنج ریالی به ایشان میدادیم وی از دادن دو ریال آن خودداری میکرد. برخی مواقع هم افراد حیا میکردند و از بیان طلب خود معذور بودند. عاقبت این فرد از دنیا رفت. روزی خودم در گذر از قبرستان شاهد بودم که فردی در بالای قبرش میگفت فلانی دو ریال من را کی میدهی؛ و امان از حق الناس.
نمونه دیگری در یکی از مغازهها دیدم که وقتی با ترازوی دیجیتالی خود وزن مینمود بجای اینکه ترازو ابتداء عدد صفر را نشان دهد عدد سی را نشان میداد لذا به صاحب مغازه گفتم آقا ترازوی شما اشکال دارد و ایشان در پاسخ گفت آقا دیگر ۳۰ گرم وزنی نیست که شما اینقدر توجه دارید، با تعجب گفتم بله شاید برای کشیدن اجناسی مانند سیب و پرتغال ۳۰ گرم وزنی نباشد اما برای توزین عسل کیلویی ۷۰ هزار تومان و روغن حیوانی کیلویی ۵۰ هزار تومان و چای کیلویی ۴۰ هزار تومان وزن قابل توجهی است و اینگونه بی دقتیها مال حلال انسان را مخلوط به حرام میکند.
یک کارمند در استفاده از وسائل بیت المال یا ضایع نمودن وقت اداری و عدم رسیدگی به امور ارباب رجوع حقوق دریافتی خود را با حرام مخلوط نموده آن را به خورد زن و فرزند میدهد و در آخر سر هم طلبکار از خداوند میشود که چرا بچه من چنین و چنان شد غافل از اینکه حتی نگاه کوچکی به اندوخته خود نداشته که از چه مسیری کسب درآمد نمود و چه لقمه نانی را بخورد او داد و در نهایت کسی جز خود را نباید سرزنش کند.
دیگر مشاغل هم بدین صورت قابل بررسی است و هر کس باید میزان عمل خویش را بسنجد قبل از آنکه اعمال او سنجیده شود که مصداق روایت، حاسبو قبل ان تحاسبو باشد و حساب خود را به یوم الحساب وانگذارد که اگر اینگونه شود آنموقع یوم الحسره است و کاری از پیش نمیرود.
راه مقابله با ورود مال حرام به زندگی در هر شغلی که هستیم ابتداء ایمان و اعتقاد داشتن به اینکه خداوند تنها رزاق است و بس و پیشه نمودن تقوا و داشتن توکل به خداوند است که اگر خدا ترس شدیم اعمالمان خدا محور و خدا باور خواهد شد و آنوقت مراقبتمان در انجام کارها بیشتر میشود و از هر طریقی کسب روزی نمیکنیم، اول نگاهمان به نوع عمل میشود و سپس انجام آن؛ یعنی دقت در حلال و حرام بودن و این دقتها است که راه نجات را برایمان فراهم میکند. ( و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزوقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قدجعل الله لکل شی قدرا). سوره طلاق
امروزه رشوه دادن و گرفتن تحت عنوان هدیه بسیاری از مالهای حلال را به حرام تبدیل نموده زیرا با تغییر در الفاظ؛ احکام را نمیتوان تغییر داد بلکه خود را به فریب میاندازیم. و شهامت میخواهد که بتوان دست رد بر سینه اینگونه کارها زد. پرهیز از حرام عزم و اراده جدی میطلبد اما دشوار نیست گر چه شیرینی آن هنگامی که مزه کند، دوری کردن از آن مشکل است لکن محال نیست و این اراده میسر نمیشود مگر با یاد نمودن از مرگ و سختیهای پس از آن در سرای قبر و سنگینی باردر آن منزل بدون اینکه دادرسی داشته باشی.
در پایان بشنویم کلام معصوم علی علیه السلام را که میفرماید در آخرت برای کسب مال حلال حساب است و برای مال حرام عقاب؛ لذا در جائیکه از مال حلال حساب میکشند، خدا به فریاد مال حرام و باز پس دادن حساب آن برسد که گفتهاند حساب آن با کرام الکاتبین است.
خداوند به صراحت در قرآن فرموده هر گونه اعمال حتی اگر به اندازه ذره هم که باشد چه از خیر و چه از شر حساب دارد چه رسد به کیلو و خرواراز اعمال ما.
از خداوند مدد می جوئیم که ما را درراه کسب روزی حلال و آنچه که برای ما مقدر فرموده موفق و قانع گردان که همانا زیاده طلبیها منشاء بدبختیها و در آمدهای حرام است.
پانویس
- ↑ بحار- ج۷۴ ص 27
- ↑ بحار- ج۱۰۰ ص9
- ↑ بحار - ج ۱۰۰ ص 9
- ↑ نهج الفصاحه - ص ۴۴۷ ح 1394
- ↑ مجمع البحرین - ج ۵ ص 353
- ↑ شرح نهج البلاغه - ج ۳ ص 160
- ↑ اصول کافی - ج ۶ ص ۴۷ ح 3
- ↑ بحار - ج ۷۴ ص 121
- ↑ غررالحکم و دررالکلم - ص ۳۵۵ ح 8109
- ↑ غررالحکم ص ۲۴۷ ح 5079
- ↑ امالی - ص ۲۱ و تحف العقول - ص 489
- ↑ اصول کافی ج ۵ ص ۱۱۲۵ ح 7







