فرهنگ مصادیق:ارتداد (۲) – مجله حوزه

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۴۳ توسط Golafshan (نظرات | مشارکت‌ها)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
ارتداد (۲) – مجله حوزه

مقدمه

سخن ازارتداد بود. معنای لغوی واصطلاحی مرتد موجبات ارتداد مجازات مرتدین تفاوت مرتد ملی و فطری (مرد و زن ) مورد بحث قرار گرفت.
اکنون بحث دراین است که آیا عناصر دیگر مانند: علل وانگیزه‌های ارتداد زمان و مکان و مصلحت نظام در شدت و ضعف مجازات دخالت دارند؟ یاافراد مرتد به هرانگیزه و هر زمان و مکان و در هر شرایطی ازاسلام رو بر تابیده باشند مجازات یکسان دارند و مصلحت نظام نیز در شت و ضعف آن هیچ گونه تاثیری ندارد؟ در نهایت پس از مشخص شدن مرتد مستحق مجازات از نظراسلام فلسفه مجازات چیست ؟ و چه رابطه‌ای با آزادی بیان دارد؟
اینک ازانگیزه‌های ارتداد بحث می‌کنیم:

علل وانگیزه‌ها

فقهای اسلام در کتب فقهی از علل وانگیزه‌های ارتداد بحثی نکرده‌اند تااز دخالت آن در حکم سخنی به میان آورند.
بدون تردید افعال انسان برخاسته از علل وانگیزه‌هایی است که طبعا شامل ارتداد نیز می‌شود براین اساس تحقق ارتداد در همه افراد برخاسته از علل یکسانی نخواهد بود.
در برخی ممکن است ارتداد ناشی از ناآگاهی و عدم شناخت صحیح از اسلام باشد براثرایجاد شبهات و تبلیغات بیگانگان ایجاد گردیده باشد و در برخی عناد و دشمنی بااسلام و در دسته سوم مسائل نفسائی همانند: در برخی ریاست طلبی دنیا خواهی و...زمینه این حالت را فراهم آورد.
آیا تفاوت علل وانگیزه می‌تواند تفاوت در حکم را به دنبال داشته باشد یا نه ؟اساسا ریشه یابی از علل در مسائل ارتداد راه دارد یا خیر؟
قرآن کریم گر چه از مجازات دنیوی مرتد به صراحت سخنی به میان نیاورده است لکن در موارد متعددی که ازارتداد سخن گفته علل آن را نیز مورد توجه قرار داده است.
ما بااستفاده ازارتباط آیات و موقعیت نزولی آنها به ذکراین علل می‌پردازیم تا ببینیم آیا تفاوت وانگیزه‌ها می‌تواند در شدت و ضعف مجازات موثر باشد یا خیر؟

ترس

از شیوه‌های رایج کفار و طواغیت برای به زانو در آوردن پیروان توحید و باز گرداندن آنان از طریق حق آزار و شکنجه قتل و غارت ایجاد رعب و وحشت بوداست. گاهی این شیوه موثر می‌افتاده و برخی از پیروان توحید ازایمان خویش دست بر می‌داشته‌اند واظهار کفر می‌کرده‌اند.
ازاین روی قرآن کریم مومنان را در برابر توطئه‌های کفار هشدار می‌دهد تا دچار لغزش واشتباه پیشینیان نگردند:
...وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ [۱]...
آنان با شما می‌جنگند تااگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند. از میان شما آنان که از دین خود باز گردند و کافر بمیرند اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند.
این آیه علاوه براشاره به نقش ترس از فشارهای کفار درایجاد ارتداداز دین به مردمانی که ممکن است تحت تاثیر اذیتهای کفاراز دین برگردند و به اردوگاه کفر بپیوندند هشدار می‌دهد.
در آیه دیگر می‌فرماید:
...وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ [۲]...
عده‌ای از مردمان گویند: به خداایمان آورده‌ایم. چون در راه خدا آزاری ببینند آن آزار را بسان عذاب خدا به شمار می‌آورند.
آیه فوق نیز از نقش آزار واذیت کفار در تزلزل ایمان وارتداد حکایت دارد.
در شان نزول آیه آمده است:
مردمانی از مکیان به پیامبر(ص) ایمان می‌آوردند و آنگاه که از جانب کفار مورداذیت و آزار واقع می‌شدند (براثر عدم تحمل شداید) به کفر بر می‌گشتند. [۳]
نمونه روشنتر ارتداد متاثر از ترس و وحشت را در جریان[ غزوه احد] مشاهده می‌کنیم. همانطور که سختیها و شداید به استحکام ایمان و مقاومت عده‌ای کمک می‌کند موجب سقوط عقب نشینی برخی نیز می‌شود.
قرآن ازاین راز درونی و عملکرد گروهی از مسلمانان چنین پرده بر می‌دارد:
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا [۴].
جزاین نیست که محمد(ص) پیامبری است که پیش ازاو پیامبرانی دیگر بوده‌اند. آیااگر بمیرد و یا کشته شود شما به آیین پیشین خود باز می‌گردید؟ هر کس که باز گردد هیچ زیانی به خدا نخواهد رساند.
این آیه مربوط به جنگ احداست که شایعه شهادت پیامبر(ص) موجب شد تا گروهی از مسلمانان از ترس غلبه مشرکان فکر بازگشت از دین را در سر بپرورانند و راه فرار را پیش بگیرند [۵].
در سال پنجم هجری نظیراین جریان در محاصره مدینه اتفاق افتاد دراین گیرودار برخی از مسلمانان براثر رعب و وحشت در باورهایشان تزلزل و شک راه یافت یه تکذیب وعده‌های خدا و رسول پرداختند:
مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا [۶].
خدا و رسولش جز فریب به ما وعده‌ای ندادند.

دنیاخواهی

دنیاخواهی رسیدن به زندگی بهتر ریاست طلبی و...از دیگر انگیزه‌های ارتداداز دین در نگاه قرآن است:
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ...فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ [۷].
کسی که پس ازایمان به خدا کافر شود جز کسی که به زوراو را داشته‌اند تااظهار کفر کند...مورد خشم خداست و عذابی بزرگ در انتظارش چرا که اینان دنیا را بیشتراز زندگی آخرت دوست دارند.
از مصادیق بارزاین جریان عبدالله بن ابی سرح است. او پس ازایمان به اسلام و هجرت به مدینه مدتی به کتابت وحی اشتغال ورزید. سرانجام دنیاطلبی وی را بر آن داشت که در نبوت پیامبر(ص) اظهار تردید و شبهه نماید و به جبهه کفر بپیوندد [۸].
با نگاهی اجمالی به تاریخ صدراسلام در می‌یابیم که دنیاخواهی و ریاست طلبی نقش مهم واساسی درارتدادافراد داشته است. بسیاری از مرتدان به این انگیزه به ارتداد گراییده‌اند مانند: اسود عنسی و طلیحه بن خویلد و...که در یمن یمامه و حجازازاسلام روی برگرداندند [۹].

توطئه و خیانت

از دیگرانگیزه‌هایی که در نگاه قرآن نقش عمده واساسی درارتداد افراد دارد روی گرداندن از دین به قصد توطئه و خیانت است.
قرآن از گروهی یاد می‌کند که همواره نسبت به اسلام و مسلمانان دشمنی می‌ورزیدند و در جهت تضعیف اسلام وایجاداختلاف و دوئیت در بین پیروان آن و دادن اطلاعات محرمانه مسلمانان به دشمنان اسلام از هیچ تلاشی دریغ نکردند. از راه‌هایی که آنان برای بدبین کردن مردم به اسلام در پیش گرفتند تظاهر به مسلمانی و پس از آن ارتداد و مخالفت انکار آلود با دستورات اسلام بود.
اهل کتاب: [ یهود] و نصاری ازاصلی‌ترین صحنه گردانان این جریان بودند. اینان دشمنی و حسد خود را نسبت به اسلام و گسترش آن پنهان نمی‌کردند و براین امید بود که ایمان آورندگان به دین اسلام به مخالفت بااین دین برخیزند و به آن پشت کنند.
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ [۱۰].
بسیاری ازاهل کتاب از جهت حسدی که (نسبت به اسلام شما) در دل دارند در آرزویند که شما رااز دینتان برگردانند.
در همین راستا:
وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ * وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ. [۱۱]
طائفه‌ای ازاهل کتاب گفتند: دراول روز به آنچه بر مومنان نازل شده است ایمان بیاورید و در آخر روز انکارش کنید تا مگراز اعتقاد خویش برگردند و گفتند: جز پیروان خود را تصدیق نکنید.
در شان نزول این آیه روایت شده است:
[عده‌ای از دانشمندان یهود با یکدیگر تبانی کردند که صبحگاهان به خدمت پیامبر(ص) برسند و ظاهراایمان بیاورند و در آخر روز از آیین اسلام باز گردند و چنین وانمود کنند که: ما صفات محمد(ص) رااز نزدیک مشاهده کردیم با آنچه در تورات دیده‌ایم منطبق نبوده است تا ازاین راه مردمان را نسبت به دین اسلام بدبین کنند] [۱۲].

دشمنی با پیامبر

از دیگر عواملی که قرآن درانگیزه ارتداد بدان اشاره می‌کند بغض و دشمنی نسبت به شخص پیامبر(ص) و علاقه و پیوند با دشمنان اسلام بوده است.
وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ [۱۳].
هر که پس از آشکار شدن راه هدایت با پیامبر مخالفت ورزد واز شیوه‌ای جز شیوه مومنان پیروی کند بدان سوی که پنداوست بگردانیمش و به جهنمش افکنیم.
در شان نزول آیه آمده است: آیه دربارهٔ خائنانی نازل شده که خداوند دربارهٔ آنان فرموده است:
وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا [۱۴].
به نفع خائنان به دشمنی برمخیز.
آیه مربوط به ابوطمعه بن ابیرق است که بر علت دشمنی و عداوت به پیامبر(ص) و دوستی با کفار راه ارتداد در پیش گرفت و مدینه را به سوی کفار مکه ترک کرد [۱۵].
در جای دیگر از گروهی نام می‌برد که همچون سایر مسلمانان از تمام امکانات جامعه اسلامی برخوردار بوده و در سایه اسلام از فقر و تنگدستی به غنا و بی نیاز رسیده‌اند ولی به جای سپاسگزاری به دشمنی با پیامبر برخاستند واین دشمنی با پیامبر آنان را به دشمنی با اسلام وارتداد کشانید.
قرآن با لحنی شگفت انگیز ازاین گروه چنین یاد می‌کند:
لَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ [۱۶].
کلمه کفر را بر زبان جاری کردند و پس ازایمان به اسلام کافر شدند و قصدکاری کردنداما بدان نایل نشدند. عیب جوییشان از آن روست که خدا و پیامبرش از غنایم بی نیازشان کردند!

دوستی با کفار

در برخی از آیات قرآن از گروهی نام می‌برد که به خاطر دوستی و همکاری با کفاراز دین برگشته‌اند:
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ * ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ [۱۷].
شیطان اعمال کسانی که پس از آشکار شدن راه هدایت مرتد شدن و بازگشتند در نظرشان بیاراست و درگمراهی نگاهشان داشت واین بدان سبب است که به آن گروه که آیت خدا را ناخوش داشتند می‌گفتند: ما در پاره‌ای از کارها فرمانبر شما هستیم و خدا رااز رازشان آگاه است.
ذیل آیه ارتباط سری این گروه با کفار و تعهد همکاری با آنان را از علل ارتدادذکر می‌کند. آنچه ذکر شد اجمالی بودازانگیزه‌های ارتداد برخی ازافراد و گروه‌ها که در قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته است. اینک با توجه به علل یاد شده آیا می‌توان گفت کیفر انسانی که اسلامش بر پایه‌های محکمی استوار نیست بلکه تقلیدی است و به همین دلیل در رودرروئی با تبلیغات ضداسلامی از دین روی بر می‌گرداند باانسانی که آگاهانه مسلمان شده (من بعد ماتبین لهم الهدی ) ولی به خاطر ترس از جان توطئه دنیاطلبی و...مرتد می‌شود یکسان است ؟
پاسخ صریح به این سوال قدری مشکل می‌نماید زیرا چنانکه یادآور شدیم در فقه ازانگیزه و علل ارتداد سخنی به میان نیامده است و به همین جهت تفکیکی دراین رابطه از نظراحکام صورت نگرفته است اما با توجه به برخی از آیات و روایات واصول کلی شریعت شاید بتوان پاسخی برای سوال فوق پیدا کرد. از جمله:
۱. قرآن در موارد متعددی که ازارتداد نام می‌برد بر جملاتی مانند:
[مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى] [۱۸] [ جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ] [۱۹] [ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى] [۲۰] تاکید دارد که خود بیانگر نوع ارتداداست که مورد توجه قرآن است و آن ارتداد پس از روشن شدن حق و هدایت واتمام حجت می‌باشد. این موضوع درارتداد ناشی ازاسلام تقلیدی به طور قطع منتفی است:
كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ [۲۱].
چگونه خدا هدایت کند قومی را که نخست ایمان آوردند و به حقانیت رسول شهادت دادند و دلائل و آیات روشن را مشاهده کردند سپس کافر شدند. خدا ستمکاران را هدایت نمی‌کند.
دراین آیه خداوند به نکوهش از مرتدانی پرداخته و ستمگرشان خوانده است که با دلایل روشن اسلام را پذیرفته و به حقانیت پیامبر(ص) گواهی داده‌اند. ازاین مطلب چنین استفاده می‌شود که دلایل روشن وایمان آگاهانه نقش موثر در تکون ارتداد مستحق مجازات و نکوهش دارد. طبیعی است که چنین ارتدادی در موردافرادی که عقایدشان مبتنی بر دلایل روشن نبوده است اطلاق نمی‌شود.
۲. تفاوت کیفر مرتد مسلمان زاده و غیر آن[ ملی و فطر] و نیز زن و یا مرد مرتد را در گذشته یادآور شدیم. محتمل است که این تفاوت ریشه در میزان شناخت این افرادازاسلام داشته باشد زیرا نوعا زنان به خاطر دوری از مجامع علمی و فرهنگی و یا غلبه احساسات و عاطفه بر نیروی تعقل عقاید و باورهای دینیشان ازاستحکام و توانمندی بالائی برخوردار نیست همچنانکه مرتد ملی به خاطر سابقه کفری که داشته ممکن است عقاید باطل او به طور کامل از زوایای قلبش زدوده نشده باشد. این چنین فردی معتقدات اسلامیش نیز باانسان مسلمانی که چنین سابقه فکری نداشته طبعا متفاوت است. اسلام براساس این واقعیت تفاوت در مجازات را قائل شده است بنابراین آن جا که آگاهی نسبت به اسلام ضعیف واین ضعف منشاارتداد شده است می‌تواند در تغییر یا تخفیف مجازات موثر باشد.
۳. سیره امام خمینی
برخورد متفاوت حضرت امام رحمه الله علیه باارتداد سلمان رشدی و جبهه ملی از یک طرف وارتداد سایر گروه‌های الحادی و چپ گرا از دیگر سو شاهد دیگری است براین مدعی: (دخالت انگیزه‌ها در حکم ) بدون تردید اکثرافرادی که درایران چه قبل ازانقلاب و چه پس از آن به گروه‌ها واحزاب الحادی پیوسته‌اند مسلمان زاده بوده و طبق اصول فقهی مرتد محسوب می‌شوند و می‌بایست مجازات گردند.
اما حضرت امام رحمه الله علیه در برخورد با آنان از موضوع هدایت گرانه وارشاد برخورد می‌کند و بارها به نصحیت آنان می‌پردازد. از جمله:
وصیت من به چپ گرایان مثل: کمونیستها و چریکهای فدایی خلق و دیگر گروه‌های متمایل به چپ آن است که: شماها بدون بررسی صحیح از مکتبها و مکتب اسلام نزد کسانی که از مکتبها و خصوص اسلام اطلاع صحیح دارند با چه انگیزه خودتان را راضی کردید به مکتبی که امروز در دنیا شکست خورده رو آورید. . من به...احزاب و گروه‌ها...وصیت می‌کنم که به ملت بپیوندند...و مطمئن باشند که اسلام برای آنان هم از قطب جنایتکار غرب و هم از قطب دیکتاتور شرق بهتراست و آرزوهای انسانی خلقی را بهترانجام می‌دهد [۲۲].
این موضعگیری امام در حالی است که جبهه ملی را به جهت موضعگیری دربرابراحکام جزائی اسلام و غیرانسانی خواندن[ لایحه قصاص] و...مرتد نامیده [۲۳] و با شدیدترین وجهی با آن برخورد می‌کند. از همه شدیدتر موضع آن حضرت است در رابطه با جریان توطئه آمیز سلمان رشدی. دوگانگی برخوردامام ریشه دراین دارد که عامل اصلی انحراف اکثریت گروه‌های الحادی ناآگاهی و سستی مبانی اعتقادی آنان است. به خلاف جریان جبهه ملی و سلمان رشدی که از عناد و دشمنی آنان بااسلام سرچشمه می‌گیرد.
از مجموع مطالبی که گفته شد شاید بتوان استفاده کرد: ارتداد آنان که ایمانشان بدون بصیرت بوده و براثر شبهات و تبلیغات ضد دینی مرتد شده‌اند باافرادی که ارتدادشان ریشه در هوی و هوس و توطئه و خیانت دارد متفاوت است. حداقل اجرای حد نسبت به این افراد مشتبه است و قانون کلی: [ الحدود تدرا بالشبهات] مانع ازاجرای حد مرتد می‌شود. در صورت تنزل بااین گروه می‌بایست همانند: [مرتد ملی] رفتار شود و مجازات در صورتی اعمال گردد که در عین رفع شبهه اصرار برارتداد خود داشته باشند.

نقش زمان و مکان

از آنچه گفته شد به خوبی می‌توان به اهمیت نقش زمان و مکان در اجرا و یا عدم اجرای مجازات مرتد آگاه شد.
در محیطی که حاکمیت در دست گروه‌های غیراسلامی باشد وامکان رفع شبهات اعتقادی برای پاسداران دیانت ممکن نباشد و یا عالمانی وجود نداشته باشند که جوابگوی ابهامات باشند طبیعی است در چنین شرایطی که نوعا مردمان اسلامشان تقلیدی و به دوراز آگاهی است و دسترسی به جایی برای حل شبهات اعتقادی ندارند نمی‌توان حکم به مجازات آنان کرد. بین این عده با کسانی که در جامعه اسلامی زندگی می‌کنند وامکان این را دارند که اعتقادات خویش را محکم سازند تفاوت بسیاراست.
ازاین روی حکم به ارتداد و کیفر نیز دراین دو شرایط محیطی مساوی نخواهد بود.
در تاییداین مطلب یکی از محققان معاصر چنین می‌نویسد:
[ اگرارتداد به صورت گروهی و دسته جمعی باشد حکم ارتداد دربارهٔ آنان اجرا نمی‌شود. ممکن است در جامعه به خاطر تبلیغات دامنه دار ضد دین حالتی پدید آید که باعث انحراف عقیده‌ها گردد. با وجود چنین جوی ازانحراف عقیده افراد نمی‌شود جلوگیری کردازاین جهت حکم ارتداد دربارهٔ آنان جاری نمی‌شود] [۲۴].

عنصر مصلحت

اجرای حدود از وظایف حاکم اسلامی است وارتداد نیز یکی از آن حدوداست. سؤالی که دراین جا مطرح است این که: آیا مصالح نظام اسلامی می‌تواند در شدت و ضعف کیفر مرتد و یا عدم اجرای آن نقشی داشته باشد یا خیر؟
دراین که مصلحت نظام در صورتی که در تراحم با حکام دیگر قرار گیرد جانب مصلحت مقدم می‌شود تردیدی نیست. حضرت امام رحمه الله علیه در بیانات خود خطاب به مسؤولین نظام این نکته را به صراحت اعلام داشته است [۲۵].
دوران خصوص پیامبراسلام(ص) و علی (ع) که گاه دراجرای احکام حکومتی از عنصر مصلحت استفاده می‌شده است [۲۶].
اما در خصوص اجرای حکم مرتد نصوص اسلامی بیانگر مواردی است که مصلحت مکتب و نظام به شدت و یا ضعف آن انجامیده است از جمله:
۱. يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ مَا تَحْذَرُونَ * وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ * لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ [۲۷].
منافقان می‌ترسند که مبادااز آسمان دربارهٔ آنان سوره‌ای نازل شود واز آنچه در دل نهفته‌اند با خبرشان سازد. بگو: مسخره کنید. خدا آنچه رااز آن می‌ترسید آشکار خواهد ساخت. اگرا ز آنان بپرسی که چه می‌کردید؟ می‌گویند: ما با هم حرف می‌زدیم و بازی می‌کردیم. بگو: آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‌کردید.
عذر می‌آورید پس از ایمان کافر شده‌اید. اگراز تقصیر گروهی از شما بگذریم گروه دیگر را که مجرم بوده‌اند عذاب خواهیم کرد.
شان نزول آیه به قرینه سیاق آیات و نیز روایتی که ازامام باقر(ع) روایت شده دلالت دارد که: آیه مربوط به گروهی است که با یکدیگر نباتی کرده بودند تا پیامبر(ص) را در راه بازگشت از تبوک به قتل رسانند. پیامبر(ص) توسط جبرئل از جریان آگاهی یافت و آنان را از مسیر خویش دور کرد [۲۸].
خداونداین گروه را جزء مرتدان محسوب داشته واز آنان به جملاتی ازاین قبیل یاد کرده است:
کفرتم بعدایمانکم [ لقد قالوا کلمه الکفر] [ کفروا بعداسلامهم] این همان مفهوم اصطلاحی ارتداد است و دلالت دارد که اینان بعدازایمان کافر شده‌اند.
ولی بااین وجود پیامبر(ص) از مجازات آنان صرف نظر نمود و در پاسخ حذیفه که گفت: یا رسول الله آیااین افراد را می‌شناسی ؟ فرمود: آری با نام و نشان می‌شناسم. عرض کرد: پس چرا دستور نمی‌دهی آنان را بکشند؟ فرمود: دوست ندارم که عرب بگوید: محمد توسط یارانش پیروز گشت و سپس به کشتن آنان پرداخت. [۲۹]
این سوال حذیفه و جواب پیامبر(ص) به قرینه کلمه[ نعذب] که در خود آیه است دلالت دارد: این عده بااین که مستحق مجازات بودند ولی پیامبر(ص) مصلحت اسلام را در عدم مجازات آنان دید.
مرحوم علامه طباطبائی در ذیل این قسمت از آیه شریفه:
[ إِنْ نَعْفُ عَنْ طَائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً]...می‌نویسد:
[عفو و بخشش دراین جا به خاطر توبه نیست زیرا دراین صورت عفو و بخشش اختصاص به طایفه‌ای دون طایفه‌ای نخواهد داشت بلکه اگر همه این افراد منحرف توبه کنند خداوند خواهد بخشید چنانچه خداوند متعال در آیه ۷۴ همین سوره از تمامی افراد مذکور دعوت به توبه می‌نماید پس بخشش از روی مصلحت است که فقط شامل برخی می‌شود به این معنی: عذاب و کیفر برای شما به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اید مسلم و قطعی است. اگر جرم برخی شما را از باب مصلحت ببخشاییم برخی دیگر از شما را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مجازات خواهیم کرد].
بنابر نظر مرحوم علامه در آیه شریفه به بخشش و مرتدان در صورتی که مصلحت باشد اشاره شده است.
۲. علی(ع) در دوره خلافت خویش نیز بنابر مصالحی نسبت به کیفر مرتدان به شیوه‌های گوناگون عمل کرده‌اند به عنوان نمونه:
[عبدالملک بن عمیر گوید: مستورد بن قبیصه نصرانی شده بود. من آن جا بودم که وی را نزد علی(ع) آوردند. علی(ع) به وی فرمود:
مردم درباره تو چه می‌گویند؟ می‌گویند نصرانی شده‌ای.
مستورد بن قبیصه گفت: من بر دین مسیح هستم. علی(ع) فرمود: من نیز بر دین مسیح هستم. درباره مسیح چه می گوئی ؟
او آهسته سخنی گفت.
حضرت فرمود: او را پایمال کنید. مردم او را لگدمال کردند تا کشته شد. از مردی که در نزدیکی من بود پرسیدم:
چه گفت ؟ وی گفت: مسیح خداست] [۳۰].
از امام باقر (ع) شده است:
[ امیرالمومنین(ع) در مورد زنی که پس از ایمان به اسلام نصرانی شده بود و سپس با مرد نصرانی ازدواج واز وی حامله شده بود واز توبه نیز سرباز می‌زد قضاوت فرمود:
من او را تا هنگامی که فرزندش متولد شود در حبس نگه می‌دارم و بعد از تولد فرزندش او را به قتل می‌رسانم] [۳۱].
از آن جا که این جریان برای خلاف حکم زن مرتد که حبس است می‌باشد مرحوم شیخ طوسی در توضیح نوشته است: [ این حکم مخصوص به امیرالمومنین است و به غیرایشان سرایت نمی‌کنند زیرا بعید نیست که صلاح دانسته است دراین مورد زن مرتد کشته شود] [۳۲].
در جریان دیگر حضرت در مورد شخص مسلمانی که نصرانی شده بود ابتدا به ریشه یابی می‌پردازد و سپس مجازات می‌کند.
آن حضرت از مسلمانی که نصرانی شده بود ابتدا سوال می‌کند:
[شاید به انگیزه رسیدن به مالی نصرانی شده‌ای و قصدداری پس از آن برگردی ؟ آن مرد مرتد گفت: نه.
علی(ع) فرمود: شاید تزویج با زن مسیحیه‌ای ترا به این داشته که موقتاازاین خود دست برداری ؟
مرد گفت: نه.
امام فرمود: پس به اسلام برگرد.
آن مرد امتناع نمود.
آنگاه حضرت او را کشت] [۳۳]
اجرای حکم پس ازاین سوالها بیانگراین است که: اگرارتداد آن شخص به یکی ازانگیزه‌هایی بود که حضرت سوال کرد حضرت او را مجازات نمی‌کرد یا لااقل در مجازات او تخفیف می‌داد. این ریشه یابی از موضوع و دخالت دادن علل وانگیزه‌ها در کیفرارتداد کاری است که علی(ع) از روی مصلحت انجام داده است.
این گونه تشدید و یا تخفیف در مجازات مرتد که در سیره پیامبر(ص) به چشم می‌خورد نشانگر نقش مصلحت نظام واسلام در احکام از جمله در کیفر ارتداد است.

ارتداد و آزادی بیان

از آنچه تاکنون در شناخت مرتد و مجازات او گفتیم مطالب ذیل روشن گردید.
۱. مسلمانی که در برخی ازاصول اعتقادی دچار شک و تردید گردیده است تا آن راانکار نکند مرتد شمرده نمی‌شود.
۲. انکار ضروری دین از روی ناآگاهی و یا شبهه موجب ارتداد نمی‌گردد.
۳. انکار وارتداد قلبی تا در گفتار وای کردار بروز نکند موجب کیفر نیست.
۴. مرد غیرمسلمان زاده و زن در صورتی که پس ازارتداد توبه کنند کیفر نمی‌گردند.
۵. ادعای غفلت و یا جدی نبودن سخن و کردار کفرآمیز در صورت احتمال صداقت موجب رفع کیفراست.
۶. اظهارکفراز مسلمانی که اسلامش تقلیدی محض است و براثر عدم شناخت صحیح ازاسلام به ارتداد گراییده است در صورت توبه موجب کیفر نمی‌شود.
همچنانکه اگر فردی در محیط غیراسلامی و یا ضداسلامی براثر جهل و ناگاهی به ارتداد گرایید کیفر مرتد در حق وی اجرا نمی‌شود.
با توجه به آنچه گذشت تنها مرتدی سزاوار کیفراست که آگاهانه و با علل وانگیزه‌های نفسانی و سیاسی چیزی را که موجب انکار دین است در گفتار و یا کردار خویش ظاهر سازد. چنین فردی اگر مرد و مسلمان زاده باشد کشته می‌شود واگر زن باشد در صورتی که اظهار ندامت نکند به حبس و زندان محکوم می‌شود. اگر مسلمان زاده نباشد در صورت عدم بازگشت به اسلام حکم مسلمان زاده دربارهٔ اواجرا می‌شود.

فلسفه مجازات

اینک این سوال مطرح است که: چنی مجزاتی به خاطر چیست ؟ آیااظهار وابراز عقیده مخالف اسلام چنین مجازاتی را موجب شده است که دراین صورت باادعای آزادی بیان دراسلام ناسازگاری دارد! واگر دلیل دیگری دارد کدام است و آیا تناسبی بین عمل و مجازات وجود دارد یا خیر؟ بدون تردید تنهاابراز عقیده مخالف اسلام نمی‌تواند بر دلیل بر مجازات مرتد باشد.
دراسلام کفار و ملحدان در بیان عقیده خویش آزادند. نه تنهااز ابراز عقیده شان جلوگیری نمی‌شود که اسلام به پیروان خود توصیه کرده است که: رفتاری صحیح و منطقی با آنان داشته باشند.
از نصوص اسلامی و سیره رهبران دینی شواهد بسیار براین مدعا می شوداقامه کرد که ما در نوشتاری مستقل به این مساله پرداخته‌ایم ۳۵ و ذکر دوباره آن را نیاز نمی‌بینیم.
در مساله مجازات مرتد علت را باید در جای دیگر جستجو کرد و مسائل دیگری را مورد بررسی قرار داد. به نظر ما دلیل مجازات مرتد پیامدها و آثارسوئی است که درصورت عدم پیش گیری از آن به دنبال دارد. اسلام برای حفظ دین و پیروان آن و حفظ نظام اسلامی ناگزیراز چنین برخوردی است.

ارتداد و پیامدها

تحقیر و نابودی دین

از پیادمهای زیانباری که ارتداد به دنبال دارد تحقیر و نابودی دین است. اگر بنا باشد ورود و خروج افراد به مکتب و آیینی بدون قانون باشد و هر زمانی گروهی بدان بگروند وعده دیگراز آن خارج گردند چنین مکتبی گر چه حق باشد عظمت واقتدار خویش رااز دست خواهد داد. علاوه براین در جذب افراد ناموفق خواهد بود و حیات و بقایش در معرض خاطر جدی قرار خواهد گرفت بدین جهت هیچ مکتب و مرامی نسبت به خروج پیروان خود بی تفاوت نیست و در صورت قدرت از عمال زور دریغ نمی نمایدچنانکه در گذشته اشاره شد قرآن این برخورد شکننده با دین را از شیوه‌های یهودیان و دشمنان اسلام می‌داند.
[طایفه‌ای ازاهل کتاب گفتند: دراول روز به آنچه بر مومنان نازل شده است ایمان بیاورید و در آخر روز انکارش کنید تا مگراز اعتقاد خویش باز گردند] [۳۴].
قرآن مسلمانان را نسبت به تاثیر سوءاین رفتار ناشایست هشیار می‌سازد.
ممکن است گفته شود: اصل مجازات مرتد قبول ولی شدت مجازات (قتل ) چرا؟ آیا تنبیه سبکتر کارگشا نیست ؟
به نظر ما این تردید نوعااز بی توجهی به اهمیت دین بر می‌خیزد. آنانی که در شدت مجازات مرتد تردید می‌نمایند نوعا افرادی هستند که به تمایلات مذهبی همچون سایر تمایلات نفسانی می‌نگرند. می‌پندارند: همانطور که بشر در پیروی از تمایلات خویش و ترک آنها آزاداست نسبت به مذهب و مرام نیز آزادی دارد که آن را در زمانی بپذیرد و در زمانی دیگر ترک کند. حداکثراین که چون پس از انتخاب مساله جنبه اجتماعی پیدا می‌نماید و ترک آن ممکن است ضربه به حقوق اجتماع به حساب آید و بسان سایر تجاوزات به حقوق اجتماعی شایسته است مجازات گردد.
ولی برخورداسلام با دین جزاین است و در فرهنگ اسلامی دین از اهمیت والائی برخورداراست. این اهمیت از نقشی که دین در سعادت دنیا و آخرت انسان دارد نشات می‌گیرد. در فرهنگ اسلام دین تنها چیزی است که خداوند براعطای آن برانسانها منت گذاشته است. [۳۵] یا هدایت انسانی به سوی دین ارزشش بر تمامی آنچه خورشید براو می‌تابد برتری دارد[۳۶] و یا گمراه نمودن فردی از دین برابراست با کشتن همه انسانها[۳۷].
در چنین منطقی اگر حفظ دین در راس همه واجبات قرار گیرد و برای آن فرمان جهاد و مبارزه داده شود امری است طبیعی و نشات گرفته از جایگاهی که دین دراین منطق داردازاین روی پیامبراسلام(ص) می‌فرماید:
اذا نزلت نازله فاجعلواانفسکم دون دینکم واعلمواان الهالک من هلک دینه والخریب من خرب دینه[۳۸].
هرگاه حادثه ناگواری رخ داد جانهایتان را فدای دینتان کنید. و بدانید که هلاک شونده کسی است که دینش هلاک شده باشد و آن کس تباه شده است که عقیده اش ویران گشته باشد.
وجود چنین دستوارتی پیروان اسلام را موظف می‌نماید که در موارد احساس خطر با تمام توان به دفاع از دین برخیزند و حفظ دین را بر همه چیز مقدم بدارند. از همین مقوله است مجازات آنان که به ارتداد گرائیده‌اند.

تضعیف عقایداسلامی

انسانهااز نظراعتقاد وایمان یکسان نیستند. طبعاافرادی که از نظر باور در مرتبه پایین قرار دارند در برابر تنشهای اعتقادی که در جامعه بروز می‌کند معرض تهدید بیشتری قرار می‌گیرند پاسداران مکتب وظیفه دارند که این عده را در برابر رویدادها و تهاجم فکری حفاظت کنند.
به فرموده امام حسن(ع):
[عالمان شیعه مرزبانانند و رخنه‌هایی که شیطان و عواملش از آن جا نفوذ می‌کنند محافظت می‌کنند]. [۳۹]
شیوع ارتداد در جامعه اسلامی از جمله خطرهایی است که افراد ضعیف الایمان را مورد تهدید قرار داده و موجب انحراف آنان می‌گردد. برای جلوگیری ازانحراف و محافظت عقایداین دسته از مردم باید بگونه‌ای برخورد شود که تنشهای فکری در جامعه به حداقل برسد.

جنگ روانی

از پیامدهای دیگر وجودارتداد در جامعه دینی بر هم زدن آرامش روانی افراد جامعه است. در جامعه‌ای که هرازگاه عقایدافراد آن با خروج عده‌ای از دین مورد هجوم قرار می‌گیرد آرامش روانی رخت بر خواهد بست و با توجه به وابستگی و تعصبی که انسانها نسبت به عقاید خویش دارند تشتت روحی پدید خواهد آمد و آرامش و طمانینه‌ای که لازمه وحدت دینی است جای خود را به بیماری روانی خواهد داد.

درگیریهای مذهبی

فراتراز جنگ روانی وجودارتداد جامعه درگیریهای مذهبی را در پی خواهد داشت زیرا همه انسانها نسبت به عقاید خویش تعصب می‌ورزند و به طور طبیعی در برابر تحقیر واهانت عکس العمل نشان می‌دهند.
قرآن کریم می‌فرماید:
...وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ. [۴۰]
چیزهائی که آنان به جای الله می‌خوانند دشنام ندهید که آنان نیز بی هیچ دانشی از روی کینه توزی به الله دشنام ندهید که آنان نیز بی هیچ دانشی از روی کینه توزی به الله دشنام دهند.
پشت پا زدن به دین و عقاید عکس العمل سایر هم کیشان را به دنبال خواهد داشت وادامه این جریان به درگیریهای قومی و مذهبی خواهد انجامید.
ریشه بخش مهمی از درگیریهای مذهبی در تاریخ انسانها به همین مساله بر می‌گردد.
برخورد باارتداد و جلوگیری از آن در رفع اختلافات و تشنجهای مذهبی بسیار موثراست.

خطر نفوذ

از پیامدهای دیگرارتداداین است که راه برای نفوذ دشمنان اسلام به ارودگاه اسلام و گاهی یافتن براسرار مسلمانان باز خواهد شد. اگر مرتد با کیفر شدید روبرو نگردد وارتداد به آسانی صورت پذیرد دشمنان اسلام همواره خواهند توانست بااظهاراسلام به اردوگاه مسلمانان رخنه کرده و پس از رسیدن به مقاصد خویش از آن خارج گردند. اسلام با تشدید کیفرارتداد راه نفوذ دشمنان را مسدود ساخته است.

سهل انگاری درانتخاب دین

سهل انگاری و بی دقتی و بی دقتی در انتخاب عقیده همواره مورد نکوهش اسلام بوده است. قرآن پیروی کورکورانه را نکوهش کرده و بر تعقل و تفکر و پیروی آگاهانه اصرار می‌ورزد. بدون شک بی توجهی به مساله ارتداد و خروج از دین نقش بسزایی در شیوع روحیه تساهل و تسامح دینی را در بر دارد زیرااگر خروج از دین پیامدی را در بر نداشته باشد افراد لزومی نمی‌بینند که به هنگام ورود در آن دقتی به خرج دهند و بالعکس شدت عملبه هنگام خروج از دین می‌تواند در دقت و وسواس انسانها درانتخاب مکتب موثر باشد. این همان چیزی است که اسلام طالب آن است.
بنابراین اسلام از آغاز ورودافراد در دین اتمام حجت کرده است که افراد می‌بایست آگاهانه و با توجه به همه جوانب واحکام که کیفر ارتداداز جمله آن است آن را بپذیرند. پس کیفر بر خروج از دین حکمی است که افراد از آغاز آن را پذیرفته‌اند.
از آنچه ذکر شد می‌تواند نتیجه گرفت که: هر مرتدی سزاوار کیفر نیست.
مجازات مرتد نه به جهت مخالفت بااسلام است که با آزادی بیان منافات داشته باشد بلکه مجازات مرتد به جهت جرم و پیامدهای ناگواری است که در بر دارد که به برخی از آنهااشاره کردیم.

پانویس

  1. سوره بقره آیه 217
  2. سوره عنکبوت آیه 10
  3. تفسیرالمیزان ج 16. 109
  4. سوره آل عمران آیه 144
  5. تفسیر مجمع البیان ج 2. 215
  6. سوره احزاب آیه 12
  7. سوره نحل آیه 106و107
  8. تفسیر نورالثقلین ج 3. 90 تفسیر قرطبی ج 8. 288
  9. دائره المعارف قرن عشرین ج 206. 4 خدمات متقابل ایران اسلام ج 1. 84
  10. سوره بقره آیه 103
  11. سوره آل عمران آیه 72و73
  12. تفسیر قرطبی ج /11/4
  13. سوره نساء آیه 115
  14. سوره نساء آیه 105
  15. تبیان ذیل آیه
  16. سوره توبه آیه 74
  17. . سوره محمد آیه 25-26
  18. سوره نساء آیه 115
  19. سوره آل عمران آیه 86
  20. سوره محمد آیه 25و32
  21. سوره آل عمران آیه 86
  22. صحیفه نور ج 21. 197
  23. روزنامه جمهوری اسلامی 1360/03/26
  24. مبانی حکومت جعفر سبحانی. 413
  25. صحیفه نور ج 20. 170
  26. ر. ک: مجله حوزه سلسله مقالات مکتب و مصلحت از شماره 28 به بعد.
  27. 27. سوره توبه آیه 64-66
  28. تفسیر نورالثقلین ج 2. 338
  29. همان مدرک
  30. کنزالعمال ج 1. 314
  31. تهذیب ج 10. 143
  32. همان مدرک
  33. مبسوط ج 7. 282281
  34. سوره آل عمران آیه 72
  35. سوره آیه 164
  36. بحارالانوار ج 100. 619
  37. تفسیر نورالثقلین ج 1. 619
  38. وسائل الشیعه ج 451. 11 بحار ج 78. 55
  39. احتجاج ج 2. 155
  40. سوره انعام آیه 108
منبع: [http: //www.shareh.com/persian/magazine/hawzah/42/05. htm سایت مجله حوزه] - 1395/02/21
بازگشت به ارتداد