کتابخانه:حج و عمره در آیینه عترت

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۴ توسط Abbas69 (نظرات | مشارکت‌ها) (پانویس)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
حج و عمره در آیینه عترت
مشخصات کتاب
Haj dar aineye etrat-ryshahri.jpg
نویسنده تالیف محمد محمدی ری شهری؛ تلخیص و بازنویسی علی رسولی.
زبان فارسی
ناشر نشرمشعر ‫
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر ۱۳۹۱
شابک ‫۹۷۸-۹۶۴-۵۴۰-۳۷۲-۸‬
دانلود PDF

(خلاصه و بازنویسی کتاب حج و عمره در قرآن و حدیث)

محتویات

دیباچه

حج فریضه‌ای مهم است و ویژگی‌ها و ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و. . . دارد. از جمله این دست آوردها، پالایش روح و پاک شدن از آلودگی‌های روحی و اخلاقی است. ره آورد دیگر سفر حج آشنایی با اماکن و آثار اسلامی مکه و مدینه، است.
اهدافی که به آنها اشاره شد، در سایه آشنایی با معارف اهل بیت (ع) محقق می‌شود و انتقال این معارف بر عهده روحانیون کاروان‌ها است.
مجموعه حاضر برای زمینه سازی جهت دستیابی به اهداف فوق تهیه گردیده است تا درگام اول، روحانیون و معین‌های کاروان‌های حج و عمره بر آگاهی‌های خود در این زمینه بیفزایند و آن گاه آن را به زائران حج و عمره منتقل نمایند.
امیدواریم روحانیون محترم کاروان‌ها با مطالعه این مجموعه و همراه داشتن این اثر، از آغاز تا پایان سفر، در موقعیت‌های مختلف از احادیث معصومین (ع) برای آموزش مناسک، معرفی اماکن مقدس و تزکیه روحی زائران استفاده نمایند.
در پایان از محقق محترم حجت الاسلام علی رسولی که در جمع آوری احادیث قصار معصومین (ع) جهت بهره گیری روحانیون کاروان‌ها تلاش کردند، تشکر می‌کنیم و توفیق همگان را از خداوند متعال خواستاریم.
إنّه ولی التوفیق / مرکز تحقیقات حج / گروه اخلاق و اسرار.

مقدمه

اسلام ارکانی دارد که بدون آن خیمه اسلام فرو می‌ریزد. یکی از این ارکان «حج» است. امام باقر (ع) فرمود:
«بُنِی الاسلامُ علی خَمسهِ أشیاء: عَلی الصَّلاهِ والزَّکاهِ وَالصَّومِ والْحَجِّ وَالوِلایَهِ»[۱]؛ «اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت» .
بنابراین کسی که با داشتن توانایی و از روی عمد حج نرود، رکنی از ارکان دین الهی خویش را نابود کرده و در نتیجه نمی‌توان وی را مسلمان حقیقی دانست. حج مهم‌ترین تجلی گاه دو اصل کلیت و دوام اسلام است و به همین دلیل از مبانی و ارکان مهم اسلام محسوب می‌شود. حج، اولین مرکز جهانی برای عبادت است:
إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمِینَ * فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ (آل عمران: ۹۶و ۹۷)
خداوند در قرآن، شهر مکه را به دلیل قدمت تاریخی آن «بیت عتیق» [۲]می‌خواند.
از سوی دیگر، حج محور هدایت، و در قرآن کریم نیز محور بندگی جهانیان معرفی شده است.
در پرتو توجه به کعبه، کار مردم سامان می‌گیرد و استوار می‌شود: ( جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَهَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ (مائده:۹۷) و این استواری نیست، مگر برای قسط و عدل الهی: ( . . . لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) (حدید:۲۵ ازاین رو، امام صادق (ع) فرمود:
«لایَزالُ الدّینُ قائِماً ما قامَتِ الکَعبَهُ»[۳]؛ «همواره دین پروردگار، قائم و زنده است، مادامی که کعبه پابرجاست» .
به یقین، قیام دین به وسیله مؤمنان خواهد بود؛ همچنان که قیام کعبه به قیام زائران آن است. ازاین رو برای آشناکردن زائران عزیز با آثار، اماکن و مناسک مربوط به خانه دوست، به جمع آوری کلمات قصار معصومین در این باره پرداختیم تا روحانیون کاروان‌ها با بهره گیری از آن بتوانند درباره حج تمتع و عمره مفرده، معارف اهل بیت (ع) را به زائران منتقل کنند.
این اثر تلخیص کتاب «حج و عمره در قرآن و حدیث» ، تألیف حضرت آیت الله ری شهری می‌باشد که کوشیده‌ایم با دسته بندی جدیدی از کلمات قصار معصومین، اثر مختصری را برای استفاده روحانیون آماده کنیم. اگرچه متن بعضی احادیث از منابع اصلی نقل شده است، ولی بیشتر ترجمه براساس ترجمه کتاب آیت الله ری شهری است. ازاین رو، لازم می‌دانم از تلاش ایشان در تألیف این کتاب گران سنگ سپاسگزاری نمایم.
علی رسولی.

فصل اوّل: آداب پیش از سفر حج

آمادگی

الامام علی (ع) :
إذا أرَدتُمُ الْحَجَّ فَتَقَدَّمُوا فی شِرَی الْحَوائج بِبَعضِ مایقَوّیکُم علَی السَّفَر، فإنّ الله َ عزّوجلّ یقول: وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّهً. [۴]
امام علی (ع) فرمود: هرگاه خواستید به حج بروید، ابتدا برخی از آنچه شما را در سفر، تقویت می‌کند، خریداری کنید؛ زیرا خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «اگر تصمیم به بیرون رفتن داشتند، برای آن، امکانات فراهم می‌کردند» .
الامام الصادق (ع) لعیسی بن أبی منصورٍ:
یا عیسی إنّی أُحِبُّ أنْ یَراکَ اللهُ عزّوجلّ فیما بَینَ الْحَجِّ إلَی الحَجِّ وأنت تَتَهَیّأُ لِلْحَجِّ.[۵]
امام صادق (ع) به عیسی بن ابی منصور فرمود: ای عیسی! دوست دارم که خداوند تو را در فاصله بین دو حج، در حال آماده شدن برای حج ببیند.
الامام الصادق (ع) :
مَن أرادَ الْحَجَّ فَتَهَیّأَ لَهُ فَحُرِمَه، فَبِذَنْبٍ حُرِمَه.[۶]
امام صادق (ع) فرمود: کسی که تصمیم به رفتن حج دارد و برای آن آماده شده، ولی از آن محروم می‌شود، به خاطر گناهی از حج محروم شده است.

اخلاص

رسول الله (ص) :
یَاتی عَلَی النَّاسِ زمانٌ یَکونُ فیهِ حَجُّ المُلوکِ نُزهَهً و حَجُّ الأغنیاءِ تِجارهً و حَجُّ الْمَساکینِ مَسألَهً. [۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: زمانی بر مردم خواهد آمد که زمام داران برای تفریح، ثروتمندان برای تجارت و فقیران برای نیازخواهی حج به جای آورند.
عن أنَسِ ٍ: حَجَّ النّبی (ص)
عَلی رَحْلٍ رَثٍّ وقَطیفَهٍ تُساوی أربعَهَ دَراهِمَ أولا تُساوی، ثمّ قال: أللَّهمَّ حَجَّهٌ لا ریاءَ فیها ولا سُمْعَهَ. [۸]
انس می‌گوید: پیامبر (ص) با وسایلی کهنه و قطیفه‌ای که چهار درهم می‌ارزید یا به آن هم نمی‌ارزید، حج انجام داد. سپس فرمود: خدایا! حجی است که در آن ریا و خودنمایی نیست.
الامام الباقر (ع) : إنَّ النّبی (ص)
حَمَلَ جَهازَه عَلی راحِلَتِهِ، قالَ: هذِهِ حَجَّهٌ لاریاءَ فیها وَلا سُمْعَهَ.[۹]
امام باقر (ع) فرمود: پیامبر اکرم (ص) ، بار و وسایل خود را بر روی مرکب نهاد و فرمود: این حجی است که در آن، ریا و خودنمایی نیست.
الامام الصادق (ع) :
اَلْحَجُّ حَجّانِ: حَجٌّ لِلّهِ وَحَجٌّ لِلنّاسِ، فمَنْ حَجَّ لِلّهِ کانَ ثَوابُه عَلَی اللهِ الجنّهَ ومَنْ حَجَّ لِلنّاسِ کان ثوابُه عَلَی النّاسِ یَومَ القِیامهِ.[۱۰]
امام صادق (ع) فرمود: حج دو گونه است: حجی برای خدا و حجی برای مردم است. پس کسی که برای خداوند حج گزارد، خداوند پاداش او را بهشت قرار می‌دهد و کسی که برای مردم حج به جا آورد، در قیامت، پاداش او بر عهده مردم است.

شتاب

رسول الله (ص) :
مَن أرادَ الْحَجَّ فَلْیتَعَجَّلْ.[۱۱]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس می‌خواهد به حج برود، پس بشتابد.
رسول الله (ص) : عَجِّلُوا الْخُروجَ إلی مکَّهَ، فإنَّ أحدَکُم لایدری مایعرِضُ له مِن مَرَضٍ أو حاجهٍ.[۱۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: برای مکه رفتن شتاب کنید؛ زیرا کسی نمی‌داند چه برایش پیش می‌آید؛ بیماری یا کاری.
رسول الله (ص) :
مَن أرادَ الْحَجَّ فلیتعجَّل، فانّه قَدْ یَمْرِضُ المَریضُ وتَضِلُّ الضالَّهُ وتَعرِضُ الحَاجهُ.[۱۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس می‌خواهد حج برود، پس بشتابد؛ چون شاید بیمار شود، راه گم کند یا کاری پیش آید.

آموختن مناسک حج

رسول الله (ص) :
تَعَلَّمُوا مَناسِکَکُم، فإنَّها مِنْ دینِکُم. [۱۴]
پیامبر خدا (ص) فرمود: مناسک خود را بیاموزید که جزو دین شماست.
عَن ابنِ عُمَرَ: کانَ رسولُ اللهِ (ص)
إذا کانَ قبلَ التَّرویهِ بِیوْمٍ خَطَبَ النّاسَ فَأخْبَرَهُم بِمَناسِکِهِم. [۱۵]
به نقل از ابن عمر: پیامبر خدا (ص) ، یک روز پیش از ترویه برای مردم سخن می‌گفت و آنها را از مناسکشان خبر می‌داد.
الامام الباقر أو الامام الصادق (ع) :
إنَّ الله أمَرَ إبراهیمَ بِبَناءِ الکَعبهِ و أنْ یَرفَعَ قَواعِدَها و یُرِیَ النَّاسَ مناسِکَهُم. [۱۶]
امام باقر یا امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزوجل به ابراهیم (ع) فرمان داد که کعبه را بسازد و پایه‌های آن را بالا آورد و به مردم، مناسک و اعمالشان را نشان دهد.
عَن زُرارهَ: قُلتُ لأبی عَبدِالله: جَعَلَنی اللهُ فِداکَ، أسألُکَ فِی الْحَجِّ مُنذُ أربعینَ عاماً فَتُفتینی! فَقالَ: یا زُرارهَ، بَیتٌ یحَجُّ قبلَ آدمَ بألفَی عامٍ، تریدُ أن تَفنی مسائلُه فی أرْبعینَ عاماً.[۱۷]
زراره می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: فدایت شوم، چهل سال است که درباره حج از تو می‌پرسم و به من فتوا می‌دهی! فرمود: «ای زراره خانه‌ای که از دو هزار سال پیش از آدم (ع) ، حج و زیارت می‌شده می‌خواهی مسائل آن در چهل سال تمام شود.
الامام الصادق (ع) :
إنّما لَبَّی النَّبیُّ (ص) عَلَی الْبَیداءِ لِأنّ النَّاسَ لم یَکُونُوا یَعرفونَ التَّلبیهَ فأَحبَّ أنْ یُعَلِّمَهم کَیفَ التَّلبیهُ.[۱۸]
امام صادق (ع) فرمود: پیامبر خدا در صحرای بیدا لبیک گفت؛ زیرا مردم لبیک گفتن را نمی‌دانستند. دوست داشت که چگونگی لبیک گویی را به آنها بیاموزد.
رُوی عَن أبی حَنیفهَ النُّعمانِ بنِ ثابتٍ أنّه قالَ: لَوْلا جَعفرُ بنُ محُمَّدٍ ماعَلِمَ النَّاسُ مناسِکَ حَجِّهِم. [۱۹]
از نعمان بن ثابت، معروف به ابوحنیفه نقل شده که گفت: اگر جعفر بن محمّد (ع) نبود، مردم مناسک حج خود را نمی‌دانستند.

تهیه مال حلال

رسول الله (ص) :
مَنْ تَجَهَّزَ فی جَهازِهِ عَلَمٌ حرامٌ لَمْ یقبَلِ اللهُ مِنهُ الْحَجَّ. [۲۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس خود را [برای سفر حج] آماده سازد و در وسایلش [حتی] پرچم حرامی باشد، خداوند حجش را نمی‌پذیرد.
رسول الله (ص) :
إذا حَجَّ الرَّجُلُ بمالٍ مِن غَیرِ حِلِّهِ فَقالَ: «لبّیک اللّهمَّ لبّیک» قال اللهُ: لا لبّیکَ ولا سَعدیکَ، هذا مَردودٌ عَلیکَ. [۲۱]
پیامبر (ص) فرمود: هرگاه کسی با مال غیر حلال به حج برود، چون «لبیک اللهم لبیک» بگوید، خداوند می‌فرماید: لا لبیک ولا سعدیک! این به خودت برمی گردد.
الائمه (ع) : مَنْ حَجَّ بمالٍ حَرامٍ نُودِی عِندَ التَّلْبیهِ: لا لَبّیکَ عَبدی ولاسَعْدَیکَ.[۲۲]
هرکس با مال غیرحلال به حج برود، خداوند هنگام لبیک گفتنش می‌فرماید: چه لبیکی؟ ! و چه خوشامدی؟ !
الامام الصادق (ع) :
أربعَهٌ لایَجُزنَ فی أرْبعٍ: الخِیانهُ والغُلولُ والسَّرِقهُ والرِّبا لایَجُزنَ فی حَجٍّ ولا عُمْرَهٍ ولا جِهادٍ ولا صَدَقَهٍ.[۲۳]
امام صادق (ع) فرمود: چهار چیز در چهار مورد جایز نیست: خیانت، اختلاس، دزدی و ربا؛ اینها در حج و عمره و جهاد و صدقه جایز نیستند.
الامام الصادق (ع) :
إذا اکتَسبَ الرَّجلُ مالاً مِن غَیرِ حِلِّه، ثُمَّ حَجَّ فَلَبَّی نُودِیَ: لا لبَّیک ولا سَعْدَیک وَإنْ کانَ مِنْ حِلِّه فَلَبَّی نُودِی: لبّیکَ وسَعْدَیکَ. [۲۴]
امام صادق (ع) فرمود: کسی که از راه غیرحلال مالی به دست آورد، پس حج برود و لبیک بگوید، ندا می‌رسد: «لا لبیکَ ولا سعدیکَ» و اگر از راه حلال باشد، ندا می‌رسد: «لبیک و سعدیک» .
الامام الکاظم (ع) : إنّا أهلُ بیتٍ، حَجُّ صَرورَتِنا ومُهورُ نِسائِنا وأکفانُنا مِن طُهورِ أموالِنا. [۲۵]
امام کاظم (ع) فرمود: حج خاندان ما و مهریه زنانمان و کفن‌های ما از دارایی پاکیزه ماست.

ره توشه پاکیزه

رسول الله (ص) :
کُلُّ نَعیمٍ مَسئولٌ عَنهُ صاحِبُه، إلاّ ما کانَ فی غَزْوٍ أوْ حجٍّ.[۲۶]
پیامبر خدا (ص) می‌فرماید: هر صاحب نعمتی از آن نعمت، سؤال خواهد شد [که چگونه خرج کرده است] مگر آنچه در جهاد یا حج، مصرف شود. رسول الله (ص) :
ما مِن نَفَقَهٍ أحَبُّ إلی اللهِ عزَّوجَلَّ مِنْ نفَقهِ قَصْدٍ ویُبغِضُ الإِسْرافَ إلاّ فی الْحَجِّ وَالعُمرهِ، فَرَحمَ اللهُ مُؤمناً کَسَبَ طَیّباً وأنفقَ مِن قَصدٍ، أوقَدَّمَ فَضْلاً.[۲۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هیچ خرجی نزد خدای عزوجل، محبوب تر از میانه روی در خرج کردن نیست و خداوند از اسراف نفرت دارد؛ مگر در حج و عمره. پس رحمت خدا بر مؤمنی که مال پاکیزه به دست آورد و به میانه روی خرج کند، یا نیکی و احسان را پیش فرستد.
الامام الصادق (ع) :
کانَ عَلیُّ بنُ الْحسینِ (ع) إذا سافَرَ إلَی الحَجِّ والعُمرهِ تَزَوَّدَ مِنْ أطیَبِ الزَّادِ، مِنَ اللَّوزِ والسُّکَّرِ والسَّویقِ المُحَمَّصِ والمُحَلّی. [۲۸]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه امام زین العابدین (ع) برای حج و عمره به سفر مکه می‌رفت، از بهترین ره توشه‌ها با خود برمی داشت؛ از بادام، شکر و قاووت‌های ترش و شیرین.

خواندن دعا هنگام خروج

الامام الصادق (ع) :
إذا خَرَجْتَ مِن بَیتِکَ تُریدُ الحَجَّ وَالعُمرهَ إن شَاءالله فَادعُ دُعاءَ الفَرَجِ وهو: لا إلهَ الاَّ اللهُ الحلیمُ الکریمُ، لااله الاّالله العَلیُّ العَظیمُ، سُبحانَ اللهِ رَبِّ السَّماواتِ السَّبعِ ورَبِّ الأرَضینَ السَّبعِ وَ ربِّ الْعَرشِ العَظیمِ، وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمین.[۲۹]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از خانه ات به قصد سفر حج و عمره بیرون می‌روی، دعای فرج را بخوان که چنین است: هیچ خدایی جز خدای بردبار بزرگوار نیست. هیچ خدایی جز خدای والا و بزرگ نیست. منزه است خدای آسمان‌های هفتگانه و زمین‌های هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ! و ستایش، مخصوص پروردگار جهانیان است.

فصل دوّم: اهمیت عمره و حج

فضیلت عمره

رسول الله (ص) :
إنَّ العُمرَهَ الحَجُّ الأصْغَرُ. [۳۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: عمره، حج اصغر است.
رسول الله (ص) : الحَجَّهُ ثَوابُها الجَنَّهُ وَالعُمرَهُ کَفّارَهٌ لِکُلِّ ذَنبٍ.[۳۱]
پیامبر خدا (ص) فرمود: پاداش حج بهشت است و عمره، کفاره هرگناهی است.
رسول الله (ص) :
العُمرَهُ إلَی العُمرَهِ کَفّارَهٌ لِما بَینَهُما. [۳۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: عمره تا عمره دیگر، کفاره [گناهانِ] میان آن دو عمره است.
رسول الله (ص) :
العُمرَهُ مِنَ الحَجِّ بِمَنزِلَهِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ وبِمَنزلَهِ الزَّکاهِ مِنَ الصِّیامِ.[۳۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: عمره نسبت به حج، همچو جایگاه سر است به پیکر و همچو زکات [فطره] است به روزه.
الصادق (ع) :
السَّنَهُ اثناعَشَرَ شَهراً، یُعْتَمَرُ لِکُلِّ شَهرٍ عُمرَه ٌ.[۳۴]
امام صادق (ع) فرمود: سال دوازده ماه است، برای هر ماه یک عمره انجام می‌شود.

الف) عمره در ماه رجب

رسول الله (ص) :
أفضَلُ العُمرَهِ عُمرَهُ رَجَبٍ. [۳۵]
پیامبر خدا (ص) فرمود: برترین عمره، عمره رجب است.
عنهم (ع) : إنَّ العُمرَهَ فی رَجَبٍ تَلِی الحَجَّ فی الفَضلِ.[۳۶]
از امامان معصوم (ع) روایت شده: عمره ماه رجب، در فضیلت، پس از حج است.
الامام الصادق (ع) : المُعتمِرُ یَعتَمِرُ فی أیِّ شُهورِ السَّنَهِ شاءَ وأفضلُ العُمرهِ عمرهُ رجبٍ.[۳۷]
امام صادق (ع) فرمود: عمره گزار، در هر یک از ماه‌های سال می‌تواند عمره انجام دهد و برترین عمره، عمره ماه رجب است.
الامام الصادق (ع) - انّه سُئِلَ: أی العُمرَهِ أفضَلُ، عُمرهٌ فی رَجَبٍ، أو عُمرهٌ فی شهرِ رمضانَ؟ -: لا بَل عُمرهٌ فی شهرِ رجبٍ أفضلُ.[۳۸]
امام صادق (ع) - هنگامی که پرسیده شد: کدام عمره، برتر است؟ عمره در ماه رجب یا عمره در ماه رمضان؟ - فرمود: نه، بلکه عمره در ماه رجب بافضیلت تر است.
الامام الصادق (ع) : إذا أحرَمتَ وعلیکَ مِن رَجَبٍ یَومٌ ولَیلهٌ فَعُمرتُکَ رَجَبیَّهٌ.[۳۹]
امام صادق (ع) فرمود: اگر احرام بستی و از ماه رجب هنوز یک شبانه روز باقی است، عمره تو رجبیه است.

ب) عمره گزاردن در ماه مبارک رمضان.

عَن حمّادِ بنِ عثُمانَ: کان أبو عَبدِالله (ع) إذا أرادَ العُمرَهَ إنتَظَرَ إلی صَبیحَهِ ثَلاثٍ وعشرینَ مِنْ شَهرِ رَمضانَ ثُمَّ یخرُجُ مُهِّلاً فی ذلکَ الیومِ.[۴۰]
حماد بن عثمان می‌گوید: هرگاه امام صادق (ع) می‌خواست به عمره برود، منتظر صبح روز بیست وسوم ماه رمضان می‌شد، آن گاه همان روز، احرام بسته، بیرون می‌رفت.
عن وَلید بنِ صبیحٍ: قُلتُ لأبی عَبدِالله (ع) : بَلَغَنا أنَّ عُمرهً فی شَهرِ رمضانَ تَعْدِلُ حَجَّهً، فقالَ: إنَّما کان ذلکَ فی إمرأهٍ وَعَدَها رسولُ اللهِ (ص) فقال لها: إعْتَمِری فی شهرِ رمضانَ فَهِی لکِ حَجَّهٌ.[۴۱]
ولید بن صبیح می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: به ما چنین رسیده که عمره در ماه رمضان با حج برابر است، فرمود: «این، در مورد زنی است که پیامبر خدا به او وعده داد و فرمود: در ماه رمضان، عمره بگزار، که برای تو یک حج است.
عن علی بنِ حدیدٍ: کَتبتُ إلی أبی جعفرٍ (ع) : أسأَلُهُ عَنِ الخُروجِ فی عُمرَهِ شهرِ رمضانَ أفضَلُ أو اُقیمُ حَتَّی ینقَضِی الشَّهرُ واُتِمَّ صَومی؟ کَتبَ إلی عُمرَهُ شهرِ رمضانَ أفضَلُ یرحَمُکَ الله.[۴۲]
علی بن حدید می‌گوید: به امام جواد (ع) نوشتم: برای عمره ماه رمضان بیرون شوم برتر است یا آنکه صبر کنم تا ماه تمام شود و همه روزه‌هایم را بگیرم؟ حضرت نوشتند: عمره ماه رمضان برتر است. خدای رحمتت کند.

وجوب حج و شرایط آن

الإمام علی (ع) : فَرَضَ عَلیکُم حَجَّ بَیتِهِ الحرامِ الَّذی جَعلَه قِبلَهً لِلأنامِ. . . فَرَضَ حقَّهُ وأوجَبَ حَجَّهُ وکَتَبَ علیکم وِفادَتَهُ، فقال سبحانه: وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ.[۴۳]
امام علی (ع) فرمود: خداوند حج خانه خویش را بر شما واجب کرده است؛ خانه‌ای که آن را قبله مردم قرار داده. . . حق آن را فریضه و حج آن را واجب کرده و زیارتش را بر شما نوشته [لازم دانسته] است. خداوند سبحان در قرآن می‌فرماید: «برای خداست، به عهده مردم، حج خانه خدا؛ هرکس که بتواند راهی بدان بیابد و هر که کفر ورزد، همانا خداوند از جهانیان بی نیاز است» .
الإمام الباقر (ع) :
بُنِی الإسلامُ عَلی خَمسهِ أشیاءَ: عَلَی الصَّلاه والزَّکاهِ والحَجِّ والصَّومِ والوِلایهِ.[۴۴]
امام باقر (ع) فرمود: اسلام بر پنج چیز استوار شده است: بر نماز، زکات، حج، روزه و ولایت.
عن عُمَرَ بنِ اُذَینَه قال: سَألتُه عن قولِ الله عزّوجلّ: وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلَّهِ، قال: یعنی بِتمامِهما أداءَهما واتِّقاءَ مایتَّقی المُحرِمُ فیهما.[۴۵]
عمر بن اذینه می‌گوید: از امام صادق (ع) درباره این سخن خداوند پرسیدم: حج و عمره را برای خدا تمام کنید، فرمود: مقصود از تمامیت این دو، انجام آنها و پرهیز از هر چیزی است که محرم در این دو، از آن پرهیز می‌کند.

الف) حکمت و فلسفه حج

الامام علی (ع) : وفَرضَ عَلیکُم حَجَّ بَیتهِ الْحرامِ عَلامَهً لِتَواضُعِهم لِعَظمَتِه وَإذعانِهم لِعزَّتِه وَاخْتارَ مِنْ خَلقِه سُمَّاعاً أجابُوا إلیه دَعوَته و صَدَّقوا کَلِمَتَهُ وَ وَقَفوا مَواقِفَ أنبیائه و تشَبَّهوا بمَلائِکَتِهِ المُطیفین بِعَرشِهِ. [۴۶]
امام علی (ع) فرمود: خدای سبحان، حج را نشانه تواضع مردم در پیشگاه عظمتش و [نشانه] پذیرش آنها نسبت به شکوهش قرار داده است و از بندگان خویش، شنوایانی را برگزیده که دعوت او را لبیک گفته و سخن او را پذیرفته‌اند و در جایگاه‌های پیام آوران او ایستاده‌اند و شبیه فرشتگانی شده‌اند که برگرد عرش خدا در طواف اند.
فاطمه (س) :
فَرضَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً مِنَ الشِّرکِ. . . والْحَجَّ تَسنِیهً لِلدّینِ.[۴۷]
حضرت فاطمه (س) فرمود: خداوند، ایمان را برای پاک شدن از شرک. . . و حج را به خاطر جلوه بخشی دین واجب کرده است.
عن أبانِ بنِ عثمانَ: عمَّن أخبَرَه عن الإمامِ الباقِر (ع) قالَ: قُلتُ لَه: لِمَ سُمِّی الحَجُّ حَجّاً؟ قالَ: حجَّ فلانٌ: أی أفلحَ فلانٌ.[۴۸]
ابان بن عثمان می‌گوید: با یک واسطه، از امام باقر (ع) پرسیدم: چرا به حج، حج گفته می‌شود؟ فرمود: فلانی حج کرد، یعنی رستگار شد.
الإمام الباقر (ع) : فی قولِ الله عزّوجلّ: لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ قال: الْعفوَ. [۴۹]
امام باقر (ع) فرمود: منظور از منافع در آیه «تا شاهد منافعی برای خودشان باشند» ، عفو است.
الامام الصادق (ع) : . . .
وهذا بیتٌ اِستَعبدَ اللهُ بِهِ خَلقَه لِیَختَبِرَ طاعَتَهُم فی اتیانِهِ، فَحَثَّهُم علی تَعظیمِهِ و زیارَتِهِ وجَعَلَهُ مَحَلَّ أنبیائِهِ وقبلَهً لِلمُصَلّینَ إلیه. . . . [۵۰]
امام صادق (ع) فرمود: این خانه‌ای است که خداوند به وسیله آن، بندگانش را به پرستش خود فراخوانده است تا در انجام آن، میزان طاعتش را بیازماید. ازاین رو، بندگان را به بزرگ داشت و زیارت آن تشویق کرده و آن را جایگاه پیامبران و قبله گاه نمازگزاران قرار داده است.
الإمام الصادق (ع) :
لایَزالُ الدّینُ قائماً ماقامتِ الْکَعبهُ.[۵۱]
امام صادق (ع) فرمود: «تا وقتی کعبه برپاست دین هم برپاست» .

ب) فضیلت حج

رسول الله (ص) : الحَجُّ جِهادُ الضَّعیفِ.[۵۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج، جهاد هر ناتوان است.
رسول الله (ص) : لَحَجَّهٌ مَقبولَهٌ خیرٌ من عِشرینَ صلاهً نافِلَهً وَمَن طافَ بهذا البیتِ طَوافاً أحْصَی فیهِ اُسبوعَهُ وأحسَنَ رَکعَتَیهِ غَفَرَ اللهُ لَهُ.[۵۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: به حقیقت، یک حج پذیرفته بهتر از بیست نماز مستحب است و هرکس این خانه را طواف کند و هفت شوطش را بشمارد و دو رکعت آن را نیکو بجا آورد، خداوند او را می‌آمرزد.
رسول الله (ص) :
النَّفَقَهُ فی الحَجِّ کالنَّفَقَهِ فی سَبیل اللهِ بِسَبعمِائَهِ ضِعفٍ.[۵۴]
پیامبر خدا (ص) فرمود: انفاق در حج، هفتصد برابرِ انفاق در راه خدا پاداش دارد.
الامام الصادق (ع) :
ما سَبیلٌ مِن سُبُلِ اللهِ أفضَلَ مِنَ الحَجِّ إلا رَجُلٌ یَخرُجُ بِسَیفِهِ فیُجاهِدُ فی سَبیلِ اللهِ حَتَّی یُستَشهَدَ. [۵۵]
امام صادق (ع) فرمود: هیچ راهی از راه‌های خدا، برتر از حج نیست، مگر آنکه کسی با شمشیر قیام کند و در راه خدا بجنگد تا به شهادت برسد.

ج) پاداش حج

رسول الله (ص) : لیس لِلحَجَّهِ المَبرورَهِ ثوابٌ الاّ الجَنَّهَ[۵۶].
پیامبر خدا (ص) فرمود: پاداش حج نیکو، جز بهشت نیست.
رسول الله (ص) :
ما سَبَّحَ الحاجُّ مِن تَسبیحَهٍ ولا هَلَّلَ مِن تَهلیلهٍ ولا کبَّرَ مِنْ تَکبیرهٍ إلاّ بُشِّرَ بها تَبشیرهً. [۵۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج گزار، هیچ تسبیح و تکبیری نمی‌گوید، مگر آنکه به سبب آن بشارتی به او داده می‌شود.
رسول الله (ص) :
الحاجُّ ثَلاثهٌ: فَأفضَلُهم نَصیباً رَجلٌ غُفِرَ لَهُ ذنبُه ماتَقدَّمَ مِنْه وما تأخَّرَ ووَقاهُ اللهُ عَذابَ الْقبرِ وَأمّا الَّذی یَلیهِ فرجلٌ غُفِرَ لَه ذَنبُه ماتَقَدَّمَ مِنه ویَستأنِفُ الْعَملَ فیما بَقِیَ مِن عُمرِه وأمَّا الَّذی یَلیهِ فرَجُلٌ حُفِظَ فی أهلِه ومالِه.[۵۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حاجیان سه گونه‌اند و بیشترین بهره، از آنِ کسی است که گناهان گذشته و آینده اش بخشوده شود و خداوند، از عذاب قبر نگاهش دارد. پس از او، کسی است که گناهان گذشته اش آمرزیده شود و باید برای باقی مانده عمرش، عمل از سرگیرد. پس از او کسی است که تنها خانواده و مالش حفظ می‌شوند.
رسول الله (ص) :
عندَما نَظَرَ إلی قِطارِ جمالِ الحَجیجِ: لاتَرفَعُ خُفّاً الاّ کُتِبَتْ لَهُم حَسَنَهٌ، ولا تَضَعُ الاّ مُحِیَتْ عَنهم سَیّئهٌ وإذا قَضَوا مناسِکَهم قیلَ لهم: بَنَیتُم بِناءً فَلا تَهدِموهُ، کُفِیتُم مامضی فأحسِنوا فیما تَستقْبِلونَ.[۵۹]
پیامبر خدا (ص) هنگامی که به کاروان شترهای حاجیان نگاه کرد، فرمود: هیچ گامی برنمی دارند، مگر آنکه برایشان حسنه نوشته شود و هیچ گامی نمی‌گذارند، مگر آنکه گناهی از آنها محو می‌شود و هرگاه اعمال حج خود را به پایان برند، به آنها گفته می‌شود: بنایی ساختید، پس ویرانش نکنید. گناهان گذشته شما بخشوده شد، برای آینده کار نیک انجام دهید.
الامام الصادق (ع) : إنَّ العَبدَ المؤمِنَ حینَ یَخرُجُ مِن بیتِهِ حاجّاً لایَخطُو خُطوَهً ولا تَخْطُو بِهِ راحِلَتُهُ إلاّ کَتَبَ اللهُ لَهُ بها حَسَنَهً ومَحا عنه سَیئَهً وَرَفَعَ لَهُ بِها دَرَجَهً.[۶۰]
امام صادق (ع) فرمود: بنده مؤمن وقتی به قصد حج از خانه اش بیرون می‌آید، خود و مرکبش گامی برنمی دارند، مگر اینکه خداوند حسنه‌ای برای او می‌نویسد و گناهی را از او محو می‌کند و درجه‌ای برایش می‌افزاید.
الامام الصادق (ع) :
الحُجّاجُ یَصدُرونَ علی ثلاثَهِ أصنافٍ: صِنفٌ یُعتَقُ مِنَ النّار وصنِفٌ یَخرُجُ مِنْ ذنوبِهِ کَهَیئهِ یومٍ وَلَدتهُ اُمُّهُ وصِنفٌ یُحفَظُ فی أهلِهِ ومالِهِ، فذاکَ أدنی مایرجِعُ بِهِ الحاجُّ.[۶۱]
امام صادق (ع) فرمود: حاجیان سه گونه از حج بازمی گردند: یک گروه از آتش نجات می‌یابند؛ گروهی از گناهانشان پاک می‌شوند، مانند روزی که از مادر زاده شده‌اند و گروهی هم تنها خانواده و مالشان حفظ می‌شود. این کمترین چیزی است که حج گزار، آن را با خود می‌آورد.

د) هزینه در راه حج

رسول الله (ص) :
النَّفَقَهُ فِی الحَجِّ کَالنَّفَقَهِ فی سَبیلِ اللهِ سَبعمِائَهِ ضِعفٍ.[۶۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: انفاق در حج، هفتصد برابر انفاق در راه خدا پاداش دارد.
الإمام علی (ع) : - فی حَدیثِ الأربَعمِائَه: . . . دِرهَمٌ ینفِقُه الرَّجُلُ فی الحَجِّ یعدِلُ ألفَ دِرهَمٍ.[۶۳]
امام علی (ع) - در حدیث چهارصد موعظه - فرمود: یک درهم که کسی در راه حج خرج کند، برابر با هزار درهم است.
الإمام الصادق (ع) :
دِرهَمٌ فی الحَجِّ أفضَلُ مِن ألفَی ألفٍ فیما سِوی ذلِکَ مِن سَبیلِ اللهِ.[۶۴]
امام صادق (ع) فرمود: یک درهم در حج، برتر از دو میلیون درهم در غیر آن است که در راه خدا داده شود.
الإمام الصادق (ع) :
دِرهمٌ تُنفِقُهُ فی الحجِّ أفضلُ مِن عشرینَ ألفَ درهمٍ تُنفِقُها فی حقٍّ.[۶۵]
امام صادق (ع) فرمود: یک درهم که در راه حج خرج می‌کنی، برتر از بیست هزار درهم است که در راه حق انفاق می‌کنی.
الإمام الصادق (ع) :
مَن أنفَقَ درهماً فی الحجِّ کان خیراً له من مائهِ ألفِ درهمٍ یُنفِقُها فی حقٍّ.[۶۶]
امام صادق (ع) فرمود: کسی که در راه حج یک درهم خرج کند، برای او بهتر از صد هزار درهم است که در راه حق انفاق کند.

ه) قرض برای حج

جاءَنی سدیرُ الصَّیرَفی فَقالَ: إنَّ أبا عبداللهِ یقرَأُ عَلَیکَ السَّلامَ ویقولُ لَکَ: مالَکَ لاتَحُجُّ؟ ! اِستَقرِض و حُجَّ.[۶۷]
[عقبه می‌گوید]: سدیر صیرفی، نزد من آمد و گفت: امام صادق (ع) به تو سلام می‌رساند و به تو می‌فرماید: چرا حج نمی‌روی؟ ! قرض کن و به حج برو.
عن معاویهَ بنِ وَهَبٍ عَن غیرِ واحدٍ: قُلتُ لأبی عبدالله (ع) : إنّی رجلٌ ذو دَینٍ، أفَأتدینُ وأحُجُّ؟ فقال: نَعَم، هُو أقْضَی لِلدِّین.[۶۸]
از معاویه بن وهب با سندهای متعدد: به امام صادق (ع) گفتم: من مردی بدهکارم. آیا وام بگیرم و به حج بروم؟ ! فرمود: آری! حج، بهتر قرض را ادا می‌کند.

و) دشواری حج

عن عبدالله بن یحیی الکاهلِی: سَمِعتُ أبا عبداللهِ یقولُ ویذکُرُ الحَجَّ، فَقالَ: قالَ رَسولُ اللهِ: هُوَ أحدُ الجِهادَینِ وَما مِنْ مَلِک ولا سُوقَهٍ یصِلُ إلَی الحَجِّ إلاَّ بِمَشَقَّهٍ؛ فی تَغییرِ مَطعَمٍ أو مَشرَبٍ أو ریحٍ أو شَمسٍ لایستَطیعُ رَدَّها وذلِکَ قَولُهُ وَ تَحْمِلُ أَثْقالَکُمْ إِلی بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بالِغِیهِ إِلاَّ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ. [۶۹]
عبدالله بن یحیی کاهلی می‌گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که از حج یاد می‌کرد و فرمود: پیامبر خدا (ص) فرمود: حج، یکی از دو جهاد است. نه شاه و نه رعیت، جز با رنج و زحمت به حج نمی‌توانند رسید؛ جایگاه غذا و آبخوری و نیز آب و هوا تغییر می‌کند و کسی را یارای جلوگیری از آن نیست و این است سخن خداوند که: «بارهایتان را به شهری می‌برند که جز با رنجوری جان‌ها، توان رسیدن به آن را ندارید. به قطع پروردگارتان، دلسوز و مهربان است» .

ز) پاداش کسی که در احرام بمیرد

عن ابن عباس: انّ رجلاً أوْقَصَتْهُ راحِلَتُه وهو مُحرِمٌ، فماتَ، فقالَ رَسولُ الله (ص) : إغْسِلوهُ بماءٍ وسِدرٍ وکَفِّنوهُ فی ثوبَیهِ ولا تُخَمِّروا رأسَه ولاوَجْهَهُ، فإنّه یبعَثُ یومَ القیامهِ مُلَبّیاً. [۷۰]
ابن عباس می‌گوید: مرکب مرد مُحرمی او را به زمین زد و [در اثر شکستن گردن،] مُرد. پیامبر خدا (ص) فرمود: او را با آب و سدر غسل دهید و در همان لباس احرامش کفن کنید و سر و صورتش را نپوشانید. همانا او روز قیامت لبیک گویان برانگیخته می‌شود.
رسول الله (ص) : مَن ماتَ مُحرِماً حُشِرَ مُلَبِّیاً.[۷۱]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس در حال احرام بمیرد، لبیک گو برانگیخته می‌شود.
رسول الله (ص) : مَن ماتَ فی هذا الوَجهِ مِن حاجٍّ أو مُعتَمِرٍ لم یعرَض و لم یحاسَب وقیلَ لَهُ: اُدخُلِ الجَنَّهَ.[۷۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که در این مسیر [راه کعبه] بمیرد، به حج آمده باشد یا به عمره، او را برای حساب به محشر نمی‌آورند و به او گفته می‌شود: وارد بهشت شو.
الإمام الصادق (ع) : مَن ماتَ فی طریقِ مکّهَ، ذاهِباً أو جائیاً، أمِنَ مِنَ الفَزَعِ الأکبرِ یومَ القیامَهِ.حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۲۷2.
حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۲۷2.
امام صادق (ع) فرمود: کسی که در مسیر مکه بمیرد، چه در رفتن و چه در بازگشت، از هول عظیم روز قیامت ایمن خواهد بود.
الإمام الصادق (ع) :
الحجُّ والعُمرَهُ سُوقانِ مِن أسواقِ الآخِرَهِ والعامِلُ بِهما فی جِوارِ الله، إنْ أدْرکَ مایأمُلُ غَفَرَ اللهُ لَهُ وانْ قَصُرَ بهِ أجلُهُ وَقَعَ أجرُهُ عَلَی اللهِ.[۷۳]
امام صادق (ع) فرمود: حج و عمره، دو بازار از بازارهای آخرتند و گذارنده آنها در پناه خداست. اگر به آنچه می‌خواهد برسد، خدا او را می‌آمرزد و اگر پیش از آن اجلش در رسد، پاداشش برعهده خداست.

ح) آثار حج

یک - خیر دنیا و آخرت

رسول الله (ص) :
مَن أرادَ الدُّنیا والآخِرَهَ فَلیَؤمَّ هذَا البَیتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ یَسأَلُ اللهَ دُنیا إلاّ أعطاهُ اللهُ مِنها ولایَسألُهُ آخِرَهً إلاَّ ادَّخَرَ لَهُ مِنها.[۷۴]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس دنیا و آخرت می‌خواهد، آهنگ این خانه کند که بنده‌ای بدان روی نیاورده و از خدا دنیا را نخواسته مگر آنکه خداوند از آن، به او داده است و آخرت را از او نخواسته، جز آنکه از آن برایش اندوخته است.

دو - طهارت

رسول الله (ص) :
حُجُّوا، فانَّ الْحَجَّ یَغْسِلُ الذُّنوبَ کما یَغْسِلُ الماءَ الدَّرَنَ. [۷۵]
پیامبر خدا (ص) فرمود: به حج خانه خدا بروید؛ زیرا حج گناهان را می‌شوید؛ همچنان که آب، چرک را.
رسول الله (ص) :
تابِعُوا بَینَ الحَجِّ والعُمرهِ، فإنَّهما یَنفیانِ الْفَقرَ والذُّنوبَ کَما یَنفی الکِیرُ خَبَثَ الحَدیدِ. [۷۶]
پیامبر خدا (ص) فرمود: پیوسته حج و عمره گزارید؛ چراکه این دو، فقر و گناهان را از بین می‌برد؛ آن گونه که کوره آهنگری، زنگارِ آهن را می بَرَد.
رسول الله (ص) :
مَن حَجَّ للهِ، فَلَمْ یَرفَثْ و لَمْ یَفْسُقْ، رَجَعَ کیومٍ وَلَدتهُ أمُّهُ.[۷۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که حج گزارد و [در حال احرام]، آمیزش و گناه نکند، گناهان گذشته اش بخشوده می‌شود.
رسول الله (ص) :
مَن خَرَجَ حاجّاً یُریدُ وجهَ اللهِ فقد غَفَرَ الله لَهُ ماتَقَدَّمَ مِن ذَنْبِه وما تأخَّرَ وشُفِّعَ فیمَن دَعا لَهُ.[۷۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که به قصد حج به راه افتد و جز خدا نیتی نداشته باشد، به یقین خداوند عزوجل گناهان گذشته و آینده اش را می‌بخشاید و شفاعت او را درباره کسی که دعایش کند، می‌پذیرد.
رسول الله (ص) :
اللّهمَّ اغفِر لِلْحاجِّ ولِمَنِ اسْتَغفَرَ لَهُ الحاجُّ. [۷۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: خدایا! حج گزار و کسی را که حج گزار برای او آمرزش می‌طلبد، بیامرز.

سه - ثروت و سلامتی

رسول الله (ص) : حُجُّوا لَن تَفتَقِروا[۸۰].
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج کنید که هرگز نیازمند نمی‌شوید.
رسول الله (ص) : الحَجُّ والعُمرَهُ یَنفیانِ الفَقرَ، کما یَنفِی الکِیرُ خَبَثَ الحَدید.[۸۱]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج و عمره فقر را می‌زداید؛ همان گونه که کوره آهنگری، زنگار آهن را می‌زداید.
رسول الله (ص) :
حُجُّوا تَستَغنَوا.[۸۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج کنید که بی نیاز می‌شوید.
الامام زین العابدین (ع) :
حُجُّوا وَاعتَمِروا تَصِحَّ أبدانُکُم وتَتَّسِعَ أرزاقُکُم وتُکفَونَ مَؤوناتِ عِیالِکُم.[۸۳]
امام زین العابدین (ع) فرمود: حج و عمره بروید تا تندرست شوید و روزی‌های تان وسعت یابد و مخارج خانواده شما تأمین شود.
عن إسحاق بن عمّار: قُلتُ لأبی عبداللهِ: إنّی قدوَطَّنتُ نفسی علی لُزومِ الحَجِّ کُلَّ عامٍ بِنَفسی، أو برَجُلٍ مِن أهلِ بَیتی بِمالی. فقالَ:
و قَد عَزَمتَ عَلی ذلکَ؟ قُلتُ نعم، قالَ:
إن فَعَلتَ ذلکَ فَأبشر بِکَثرهِ الْمالِ.[۸۴]
اسحاق بن عمار می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: من خود را آماده کرده‌ام که هر سال، خود یا کسی از خانواده‌ام با مال من به حج برود. فرمود: آیا بر این کار مصمم هستی؟ گفتم: آری! فرمود: اگر چنین کنی، مژده باد که مالت زیاد خواهد شد.

چهار - نور

الامام الصادق (ع) : الحاجُّ لایَزالُ عَلیه نورُ الحَجِّ ما لَم یُلِمَّ بِذَنبٍ. [۸۵]
امام صادق (ع) فرمود: حج گزار تا خود را به گناهی نیالوده، نورانیت حج با اوست.
الإمام الصادق (ع) :
ضَمانُ الحاجِّ المؤمِنِ عَلَی اللهِ، إن ماتَ فی سَفَرِهِ أدخَلَهُ الجَنَّهَ وإن رَدَّهُ إلی أهلِهِ لَم یُکتَب عَلَیهِ ذَنبٌ بَعدَ وُصولِهِ إلی أهلِهِ إلی مُنتَهی سَبعینَ لَیلَهً.[۸۶]
امام صادق (ع) فرمود: ضمانت حج گزار با ایمان، بر خداست. اگر در سفرش بمیرد، او را وارد بهشت می‌کند و اگر او را به خانواده اش بازگرداند، پس از رسیدن به خانواده تا سپری شدن هفتاد شب، گناهی برای او نوشته نمی‌شود.

پنج - میهمان خدا

الإمام الصادق (ع) :
إنَّ ضَیفَ اللهِ عزَّوجلَّ رَجُلٌ حَجَّ واعتَمَرَ، فَهُوَ ضَیفُ اللهِ حَتّی یَرجِعَ إلی مَنزِلِهِ.[۸۷]
امام صادق (ع) فرمود: میهمان خداوند کسی است که به حج و عمره برود؛ تا او به خانه اش برگردد میهمان خداست.
الإمام الصادق (ع) - بِعَرَفَهَ -: اللّهُمَّ. . . أنا ضَیفُک فَاجعَل قِرای اللَّیلَهَ، الجَنَّهَ. [۸۸]
امام صادق (ع) - در عرفات - فرمود: خدایا! من میهمان توام، پس بهره‌ام را در این شب، بهشت قرار بده.
الإمام الصادق (ع) : - عِندَما سَألَهُ سائلٌ: لِمَ کُرِهَ الصِّیامُ فی أیامِ التَّشریقِ؟ - لأنّ القومَ زُوّارُ اللهِ وَهُم أضْیافُه وفی ضِیافَتِهِ ولا ینبَغی لِلضَّیفِ أنْ یصُومَ عِندَ مَن زارَهُ وأضافَهُ.[۸۹]
امام صادق (ع) در پاسخ کسی که از ایشان پرسید: چرا روزه در ایام تشریق مکروه است؟ فرمود: زیرا این گروه، زائران خدا و در میهمانی اویند و سزاوار نیست که میهمان نزد کسی که به زیارتش رفته و او را میهمان کرده است، روزه بگیرد.

شش - حاجی در پناه خداوند

رسول الله (ص) : الحاجُّ فی ضَمانِ اللهِ عزّوجلّ مُقبلاً ومُدبراً، فإنْ أصابَهُ فی سَفرِهِ تَعَبٌ أوْ نَصَبٌ غُفِرَ له بذلک سیِّئاتُه وکانَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرفَعُه ألفُ درجهٍ فی الجنّهِ وبکلِّ قَطرَهٍ تُصیبُهُ مِن مَطَرٍ أجرُ شهیدٍ[۹۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج گزار چه در رفتن و چه در بازگشتن، در ضمانت خداست. پس اگر در سفرش به او رنج یا خستگی برسد به خاطر آن، گناهانش آمرزیده می‌شود و در برابر هر گامی که برمی دارد، هزار درجه در بهشت بالا می‌رود و مقابل هر قطره بارانی که به او ببارد، پاداش یک شهید دارد.
الإمام الصادق (ع) :
الحَجُّ والعُمرَهُ سوقان مِن أسواقِ الآخرَهِ، اللاّزِمُ لَهُما فی ضَمانِ اللهِ إن أبقاهُ أدّاهُ إلی عِیالِهِ وإن أماتَهُ أدخَلَهُ الجَنَّهَ. [۹۱]
امام صادق (ع) فرمود: حج و عمره، دو بازار از بازارهای آخرتند؛ کسی که پیوسته به حج و عمره می‌رود، در ضمانت خداست. اگر او را باقی بدارد، به خانواده اش می‌رساند و اگر او را بمیراند، وارد بهشتش می‌کند.
الامام الصادق (ع) : الحاجُّ والمُعتَمِرُ فی ضَمانِ اللهِ، فإنْ ماتَ متوَّجِّهاً غَفَرَ اللهُ لَهُ ذنوبَه وإنْ ماتَ مُحرِماً بَعَثَهُ اللهُ مُلبّیاً وإنْ ماتَ بأحَدِ الحرمَیْنِ بَعثه اللهُ مِنَ الآمِنینَ وإنْ ماتَ مُنصَرِفاً غَفَرَ اللهُ لَهُ جَمیعَ ذُنوبِهِ. [۹۲]
امام صادق (ع) فرمود: حج گزار و عمره گزار، در ضمانت خدایند. اگر در راه رفتن به حج بمیرد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد و اگر در حال احرام بمیرد، خداوند او را لبیک گوی برمی انگیزاند و اگر در یکی از دو حرم [خانه خدا و حرم پیامبر (ص)] بمیرد، خداوند او را در زمره ایمن شدگان [از عذاب] محشور می‌کند و اگر در بازگشت بمیرد، خداوند همه گناهانش را می‌آمرزد.

ط) پیآمد ترک حج

یک - هلاکت

قال رسول الله (ص) : لَوتَرکَ النّاسُ الحَجَّ عاماً واحِداً مانوظِروا.[۹۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: اگر یک سال همه مردم، حج رفتن را ترک کنند، به آنها مهلت داده نخواهد شد [و کیفر می‌شوند].
قال رسول الله (ص) : إذا تَرکَتْ اُمَّتی هذَا البَیتَ أن تَؤُمَّهُ لَم تُناظَر. [۹۴]
هرگاه امتم، قصد آمدن به زیارت خانه خدا را ترک کنند، به آنان مهلت داده نخواهد شد.
الإمام الباقر (ع) :
کانَ فی وَصیَّهِ أمیرِالْمؤمنینَ لاتَترُکوا حَجَّ بَیتِ رَبِّکُم فَتَهلِکوا.[۹۵]
امام باقر (ع) فرمود: در وصیت امیرمؤمنان (ع) چنین آمده بود: حج خانه پروردگارتان را ترک نکنید که هلاک خواهید شد.
الإمام الصادق (ع) :
لیس فی تَرکِ الحَجِّ خَیرَهٌ.[۹۶]
امام صادق (ع) فرمود: در ترک حج، هیچ خیری نیست.
الإمام الصادق (ع) :
إنَّ اللهَ لَیدفَعُ بِمَن یَحُجُّ مِن شیعَتِنا عَمَّن لایحُجُّ ولَو أجمَعوا عَلی تَرکِ الحَجِّ لَهَلَکوا.[۹۷]
امام صادق (ع) فرمود: همانا خداوند به سبب شیعیانی از ما که حج می‌گزارند، [عذاب را] از آنها که حج نمی‌کنند، دفع می‌کند. اگر همه بر ترک حج همدستی کنند، هلاک می‌شوند.

دو - کفر

رسول الله (ص) فی وَصیَّتِهِ لِعَلیٍ ّ: یا عَلِیُّ، کَفَرَ بِاللهِ العَظیمِ مِن هذِهِ الامَّهِ عَشَرَهٌ: . . . و مَن وَجَدَ سَعَهً فَماتَ و لم یَحُجَّ.[۹۸]
پیامبر خدا (ص) در وصیتش به علی (ع) فرمود: ای علی! از این امت ده گروه به خداوند، کافر شده‌اند: . . . و کسانی که توانگرند و بی آنکه به حج رفته باشند، از دنیا می‌روند.
رسول الله (ص) :
مَن مَلَکَ زاداً وراحلَهً تُبَلِّغُهُ إلی بَیتِ اللهِ ولَم یَحُجَّ فَلا علیه أن یَموتَ یَهودیّاً أو نَصرانیّاً وذلکَ أنَّ اللهَ یَقولُ فی کِتابِهِ: (وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً.[۹۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس ره توشه و مرکبی داشته باشد که او را به خانه خدا برساند، ولی حج نرود، فرقی نیست که یهودی بمیرد یا نصرانی (مسلمان نمی‌میرد) . این، بدان جهت است که خداوند در قرآن می‌فرماید: «برای خدا برعهده مردم است که هرکس می‌تواند، حج خانه خدا کند» .
رسول الله (ص) :
مَن لم یمنَعهُ عَنِ الحَجِّ حاجَهٌ ظاهرهٌ أو سُلطانٌ جائرٌ أو مَرَضٌ حابسٌ، فَماتَ ولَم یَحُجَّ فَلیَمُتْ إن شاءَ یَهودیّاً وإن شاءَ نَصرانِیاً.[۱۰۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که حاجتی آشکار یا حاکمی ستمگر یا بیماری بازدارنده‌ای او را از حج باز ندارد، ولی بی آنکه حج انجام دهد از دنیا برود، می‌خواهد یهودی بمیرد یا نصرانی!

سه - ترک دستور اسلام

الإمام الصادق (ع) :
إذا قَدَرَ الرَّجُلُ عَلی ما یحُجُّ بِهِ ثُمَّ دَفَعَ ذلکَ عَنهُ ولیسَ لَهُ شُغلٌ یَعذِرُهُ بِهِ، فَقد تَرَک شریعَهً مِن شرائِعِ الإسلامِ.[۱۰۱]
امام صادق (ع) فرمود: هرکس توان حج رفتن داشته باشد، ولی نرود، بی آنکه کاری داشته باشد که عذر او به حساب آید، به یقین دستوری از دستورهای اسلام را ترک کرده است.
الامام الصادق (ع) :
أنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ یُسَوِّفُ الحَجَّ لایمنَعُهُ مِنهُ إلا تجارَهٌ تشغَلُهُ أو دَینٌ لَهُ، فقال: لاعُذرَ لَهُ، لَیسَ یَنبَغی لَهُ أن یُسَوِّفَ الحَجَّ، فَإن مات فقد تَرَکَ شریعَهً مِن شَرائعِ الإسلامِ.[۱۰۲]
امام صادق (ع) - آن گاه که از ایشان درباره مردی پرسیدند که حج رفتن را به تأخیر می‌اندازد و جز تجارتی که او را مشغول ساخته، یا قرضی که دارد، چیزی مانع رفتن او نیست - فرمود: بهانه اش را نمی‌پذیرم؛ سزاوار نیست که حج را تأخیر بیندازد [و امروز و فردا کند]. پس اگر بمیرد، قطعاً یکی از دستورهای اسلام را ترک کرده است.
الإمام الکاظم (ع) : فی قولِهِ تعالی: هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَ-رِینَ أَعْمالاً إنَّهُمُ الّذینَ یتمادَونَ بِحَجِّ الإسلامِ ویسَوِّفونَهُ.[۱۰۳]
امام کاظم (ع) در تفسیر آیه «آیا به شما خبر دهیم که زیان کارترین افراد، چه کسانی هستند؟» فرمود: آنها کسانی اند که حج واجب را به تأخیر می‌اندازند و امروز و فردا می‌کنند [تا از دست برود].

ی) حج گزاری پیامبران

. . . سُئِلَ أبو جَعفرٍ عن البَیتِ: أکانَ یحَجُّ إلیهِ قَبلَ أن یبعَثَ النَّبِی؟ قالَ: نَعَم، لایعلَمون أنَّ النّاسَ قدکانوا یحُجّونَ ونُخبِرُکُم أنَّ آدَمَ ونوحاً وسلیمانَ قدحَجُّوا البَیتَ بالجِنِّ والإنسِ والطَّیرِ وَلَقَد حَجَّهُ موسی عَلی جَمَلٍ أحمَرَ. [۱۰۴]
از امام باقر (ع) سؤال شد: آیا پیش از بعثت پیامبر (ص) ، خانه خدا زیارت می‌شد؟ فرمود: آری! نمی‌دانند که مردم، پیش تر هم حج می‌گزاردند و ما به شما خبر می‌دهیم که آدم، نوح و سلیمان، با جن و انس و پرندگان، حج خانه خدا کرده‌اند. موسی سوار بر شتری سرخ مو حج گزارد، [در حالی که می‌گفت: لبیک، لبیک!].
الامام الباقر (ع) : إنَّ سلیمانَ بنَ داوودَ (ع) حَجَّ البَیتَ فی الجنِّ والإنسِ والطَّیرِ والرّیاحِ وَکَسَا البَیتَ القُباطِی.[۱۰۵]
امام باقر (ع) فرمود: سلیمان بن داوود (ع) همراه جن و انس و پرندگان و بادها، خانه خدا را حج کرد و بر کعبه، قباطی[۱۰۶]پوشاند.
الإمام الصادق (ع) :
لمَّا أفاضَ آدمُ مِن مِنا تَلَقَّتْهُ الملائکهُ، فقالوا: یا آدمُ، بُرَّ حّجُّکَ، أما إنَّهُ قَد حَجَجْنا هَذا الْبیتَ قبلَ أنْ تَحُجَّهُ بِألفَی عامٍ.[۱۰۷]
امام صادق (ع) فرمود: چون آدم (ع) از منا کوچ کرد، فرشتگانی به استقبال او آمدند و گفتند: ای آدم! حجّت قبول! ما دو هزار سال پیش از حج تو، این خانه را زیارت کرده‌ایم [حج گزارده‌ایم].

فصل سوم: مناسک حج و عمره

اعمال و مناسک این سفر معنوی از دو بخش عمره و حج تشکیل شده است. به دلیل همسان بودن بعضی اعمال و مناسک در حج و عمره این موارد فقط یکبار مطرح می‌شود مانند طواف، نماز طواف و سعی بین صفا و مروه که هم در حج مطرح است و هم در عمره.

احرام و حکمت آن

الامام الباقر (ع) :
عِندَما سُئِلَ: هَل یدخُلُ الرَّجُلُ مَکَّهَ بغیرِ إحرامٍ؟ لا، إلاّ مَریضٌ أو مَن بِهِ بَطَنٌ.[۱۰۸]
امام باقر (ع) هنگامی که از ایشان پرسیده شد: آیا کسی می‌تواند بدون احرام وارد مکه شود؟ فرمود: نه، مگر بیمار یا کسی که دل درد [ناراحتی در شکمش] دارد.
الامام الصادق (ع) :
حَرَّمَ الله المَسجِدَ لِعِلَّهِ الکَعبهِ وحَرَّمَ الحَرَمَ لِعِلَّهِ المَسجدِ وَوَجَبَ الإحرامُ لِعِلَّهِ الحَرَمِ.[۱۰۹]
امام صادق (ع) فرمود: خداوند مسجدالحرام را به خاطر کعبه، حرام قرار داد و حرم را به خاطر مسجدالحرام، حرام و احرام به خاطر حرم، واجب شد.
الامام الکاظم (ع) :
مَن کانَ مِن مَکَّهَ علی مَسیرَهِ عَشَرَهِ أمیالٍ لم یَدْخُلها إلاّ بِإحْرامٍ.[۱۱۰]
امام کاظم (ع) فرمود: هرکس از مکه به اندازه ده میل فاصله دارد، جز با احرام، وارد آن نشود.
الامام الرضا (ع) : فَإن قیلَ: فَلِمَ اُمِروا بِالإحرام؟
قیلَ لأن یَخشَعوا قَبلَ دُخولِهِم حَرَمَ الله وأمنَهُ ولئِلاّ یَلهُوا وَیَشتَغِلوا بِشَیءٍ مِن اُمورِ الدُّنیا ولَذّاتِها وَیَکونوا صَابرینَ فیما هُم فیهِ قاصِدینَ نَحوَهُ مُقبلینَ عَلَیهِ بکُلِّیتهِم. [۱۱۱]
امام رضا (ع) فرمود: همانا مردم، مأمور شده‌اند که احرام ببندند، تا پیش از ورود به حرم امن خداوند خشوع پیدا کنند و به چیزی از کارهای دنیا و زینت‌ها و لذّت‌های آن، سرگرم و مشغول نباشند و در راه آنچه به سوی آن آمده‌اند، شکیبا باشند و با همه وجودشان رو به خانه خدا آورند.

الف) محل احرام

عَنْ ابنِ عبّاس: إنّ النّبی وَقَّتَ لأهْلِ المَدینَهِ ذَاالحُلَیفَهِ ولأهْلِ الشّامِ الجُحْفَهَ ولأهْلِ نَجْدٍ قَرنَ المَنازِلِ ولأهْلِ الیمَنِ یلَمْلَمَ. هُنَّ لَهُنَّ ولِمَن أتی عَلَیهِنَّ مِنْ غَیرِهِنَّ مِمَّنْ أرادَ الْحَجَّ والعُمرَهَ وَمَنْ کانَ دُونَ ذلکَ فَمِنْ حَیثُ أنْشَأ حتَّی أهلُ مکَّهَ مِن مَکَّهَ.[۱۱۲]
ابن عباس می‌گوید: پیامبر خدا (ص) برای اهل مدینه، «ذو الحُلَیفه» و برای شامیان، «جُحفه» و برای اهل نجد، «قرن المنازل» و برای اهل یمن، «یلملم» را میقات قرار داد. این میقات‌ها برای آنها و کسانی هستند که بر این مکان‌ها وارد می‌شوند و هر کس که از اینها به مکه نزدیک تر باشد، از هر جا که حرکت کند، [همان جا میقات او خواهد بود] حتی اهل مکه [میقات آنها] از مکه است.
الإمام الصادق (ع) : الإحرامُ مِن مَواقیتَ خَمْسَهٍ وَقَّتَها رَسولُ اللهِ (ص) لاینبَغی لِحاجٍّ ولا لِمُعتَمِرٍ أنْ یُحرِمَ قَبْلَها ولا بَعدَها. . . ولا ینبَغی لأحَدٍ أنْ یرغَبَ عَنْ مَواقیتِ رَسولِ اللهِ (ص) .[۱۱۳]
امام صادق (ع) فرمود: احرام از میقات‌های پنج گانه است که پیامبر خدا (ص) تعیین کرده است. سزاوار نیست که حج گزار و عمره گزار پیش از آنها یا پس از آنها احرام ببندد. . . و سزاوار نیست کسی از میقات‌های پیامبر خدا (ص) روی گرداند.

ب) غسل احرام

الامام الصّادقِ (ع) :
إذَا انتَهَیتَ إلی العَقیقِ مِن قِبَلِ العِراقِ. . . وَأنتَ تُریدُ الإحرامَ إن شاءَاللهُ فَانْتَفِ إبطَیکَ. . . ثُمَّ استَکْ وَاغْتَسِلْ. . . . [۱۱۴]
امام صادق (ع) فرمود: وقتی از سوی عراق به «عقیق» یا به یکی از میقات‌ها رسیدی و به خواست خداوند خواستی احرام ببندی، موهای زیر بغلت را بزدای. . . سپس مسواک بزن و غسل کن.
الامام الصادق (ع) :
إنَّ الغُسْلَ فی أرْبَعَهَ عَشَر مَوْطِناً: غُسْلُ المَیِّتِ وغُسلُ الجُنُبِ، . . . والعِیدینِ ویَومِ عرفهَ وغُسلِ الإحرامِ وَدخولِ الکَعبهِ وَدخولِ المَدینهِ وَدخولِ الحرمِ، والزِّیارهِ و. . . . [۱۱۵]
امام صادق (ع) فرمود: غسل در چهارده جا ثابت شده است: غسل میت، غسل جنب، غسل مس میت، غسل جمعه، غسل عید فطر و عید قربان، غسل روز عید عرفه، غسل احرام و غسل هنگام دخول در خانه کعبه و غسل هنگام دخول در مدینه و غسل هنگام دخول در حرم مکه و غسل زیارت و. . . .

ج) لباس احرام

الامام الصّادقُ (ع) : . . . وأنتَ تُریدُ الإحرامَ. . . وَاغْتَسِلْ وَألْبِسْ ثَوبَیکَ، وَلْیکُنْ فِراغُکَ مِنْ ذلکَ إن شاءَاللهُ عندَ زوالِ الشَّمسِ.[۱۱۶]
امام صادق (ع) فرمود: هنگامی که خواستی احرام ببندی. . . غسل کن و دو جامه احرام را بپوش و چنان کن که فارغ شدنت از اینها، هنگام ظهر باشد.
عَنْ بَعضِهِم (ع) قال:
أحْرمَ رَسولُ الله (ص) فی ثَوبَی کُرْسُفٍ.[۱۱۷]
یکی از ائمه (ع) فرمود: پیغمبر اکرم (ص) در دو لباس پنبه‌ای محرم شد. [یعنی سفید].
عَن الحُسَینِ بنِ المُختار قال: قُلْتُ لأبی عَبدِالله (ع) . یحرِمُ الرَّجُلُ بالثَوبِ الأسوَدِ؟ قالَ: لا یحرِمُ فی الثّوبِ الأسْوَدِ ولا یکَفَّنُ بِهِ المَیتُ.[۱۱۸]
از امام صادق (ع) پرسیده شد: آیا می‌شود در لباس سیاه احرام بست؟
حضرت فرمود: با لباس سیاه احرام نبندند و میت با لباس سیاه کفن نمی‌شود.
الامام الرّضا (ع) : إذا بَلَغْتَ المِیقات فَاغْتَسِلْ أو تَوَضَّأ وَألبِسْ ثیابَکَ. . . . [۱۱۹]
امام رضا (ع) فرمود: هنگامی که به میقات رسیدی غسل کن یا وضو بگیر و لباس احرام بپوش. . . .

د) نیت احرام

قالَ سیدُ السّاجدین زینُ العابدین لِشِبْلی: فَحینَ تَنَظَّفْتَ وأحْرَمْتَ وعَقَدْتَ الْحَجَّ نَوَیتَ أنّکَ تَنَظَّفْتَ بِنُورَهِ التَّوبهِ الخالصهِ لِلّهِ تعالی. [۱۲۰]
حضرت امام سجاد (ع) به شبلی فرمود: آیا هنگامی که نظافت می‌کردی و احرام می‌بستی و عقد حج می‌بستی، نیت کردی که نظافت کردی به نور توبه خالصانه برای خداوند متعال؟ !
الامام الصادق (ع) :
فإذا بَلَغْتَ فَاغتسِلْ وَألبِسْ ثَوبیَ الإحرامِ. . . فأحْمَدِ اللهَ وَأثْنِ عَلیهِ وَصَلِّ عَلَی النَّبیِّ (ص) ثُمّ تَقولُ: أللّهمَّ إنّی اُریدُ ما أمَرْتَ بِهِ مِنَ التَّمتُّعِ بالعُمرهِ إلَی الْحَجِّ عَلی کتابکَ وَسنّهِ نبیِّکَ صَلواتُکَ علیه وآلِه، فإنْ عَرَضَ لی عارضٌ یَحْبِسُنی فَحِلَّنی حَیثُ حَبَسْتَنی لِقَدَرِک الّذی قَدَّرْتَ علیّ. . . . [۱۲۱]
امام صادق (ع) فرمود: هنگامی که به میقات رسیدی غسل کن و دو لباس احرامت را بپوش. . . سپس حمد خداوند سبحان را به زبان آور و بر پیغمبراکرم (ص) درود فرست و ثنا بگو بر او و بعد از آن بگو: خدایا من، من اراده کردم آنچه را که تو امر کردی از حج بر اساس قرآنت و سنت پیغمبرت که درود و سلامت بر او و خاندانش باد، پس خدایا اگر عارض و مانعی برایم پیش آید، تو خودت آن را برطرف کن، همان طور که آن مانع در نامه عمل من مقدَر بود. . . .

ه) تلبیه

عَن خُزَیمَهَ بنِ ثابتٍ: إنّ النّبی (ص) : کَانَ إذا فَرَغَ مِن تَلبِیهٍ سَألَ اللهَ رِضوانَه ومَغفِرَتَه وَاسْتَعاذَ بِرَحمتِهِ مِنَ النّارِ. [۱۲۲]
خزیمه بن ثابت می‌گوید: هرگاه پیامبر اکرم (ص) از لبیک گویی فارغ می‌شد، از خداوند عزوجل رضوان و آمرزش می‌طلبید و از آتش دوزخ به رحمتش پناه می‌برد.
عَن أبانَ، عَمَّن أخْبَرَهُ، عَنِ الإمام الباقِر (ع) : قُلْتُ لَهُ لِمَ سُمِّیتِ التَّلبیهُ تَلْبیهً؟ قالَ: إجابهً، أجابَ موسی (ع) ربَّهُ.[۱۲۳]
به نقل از أبان، از کسی که برای او چنین روایت کرد: به امام باقر (ع) گفتم: چرا به لبیک گویی «تلبیه» می‌گویند؟ حضرت (ع) فرمود: به خاطر اینکه کلمه اجابت است، موسی (ع) پروردگارش را چنین جواب داد.
عَن سلیمانِ بنِ جَعفرٍ: سألتُ أبا الْحسنِ (ع) عَنِ التَّلبیهِ وعِلَّتِها، فقال: إنّ النّاسَ إذا أحرَموا ناداهُم اللهُ عزَّوجلَّ، فَقالَ: عِبادی وَإمائی، لَاُحَرِّمنَّکُم عَلی النّارِ کَما أحْرَمْتُم لی، فَقولُهم: «لَبَّیکَ أللّهُمَّ لبَّیک» ، إجابهٌ لِلّهِ عزّوجلّ عَلی نِدائه لَهُم.[۱۲۴]
سلیمان بن جعفر می‌گوید: از امام رضا (ع) درباره لبیک گفتن و علت آن پرسیدم. فرمود: وقتی مردم احرام بندند، خداوند متعال ندای شان می‌دهد و می‌گوید: ای بندگان و کنیزان من! شما را بر آتش حرام خواهم کرد، آن گونه که شما به خاطر من احرام بستید. آن گاه مردم در مقابل اجابت خداوند سبحان که آنها را ندا داد، می‌گویند: «لبیک، ای خدا، لبیک» .

یک - ثواب تلبیه و تکرار آن

رسول الله (ص) :
ما مِن حاجٍّ یَضحَی مُلَبِّیاً حَتّی تَزولَ الشَّمسُ، إلاّ غابَت ذُنوبُهُ مَعَها.[۱۲۵]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هیچ حج گزاری نیست که روز را به لبیک گفتن به سرآورد مگر آنکه همراه غروب خورشید، گناهانش پنهان می‌شود.
رسول الله (ص) :
مَن أضحی یَوماً مُلَبِّیاً حَتّی تَغرُبَ الشَّمسُ غَرَبَت بِذُنوبِهِ، فَعادَ کَما وَلَدتهُ اُمُّهُ.[۱۲۶]
رسول خدا (ص) فرمود: کسی که یک روز تا غروب آفتاب، لبیک بگوید، گناهانش از بین می‌رود و همچون زمانی می‌شود که مادرش او را به دنیا آورده است.
رسول الله (ص) :
ما مِن مُلَبٍّ یُلَبّی إلاّ لَبَّی ماعَن یَمینِهِ وشِمالِهِ مِن حَجَرٍ أو شَجرٍ أو مَدَرٍ، حَتّی تَنقَطعَ الأرضُ مِن هاهُنا وهاهُنا.[۱۲۷]
رسول خدا (ص) فرمود: هیچ لبیک گویی نیست، مگر آنکه آنچه از سنگ و درخت و کلوخ در چپ و راست اوست تا آنجا که چشم کار می‌کند [همصدا با او] لبیک می‌گوید.
رسول الله (ص) :
مَن لَبَّی فی إحرامِهِ سَبعینَ مَرَّهً إیماناً وَاحْتِساباً، أشهَدَ اللهُ لَهُ ألفَ مَلَکٍ بِبَراءَهٍ مِنَ النّارِ وبَراءَهٍ مِنَ النِّفاقِ.[۱۲۸]
رسول خدا (ص) فرمود: کسی که در احرامش، از روی ایمان و امید [به پاداش خداوند] هفتاد بار لبیک بگوید، خداوند، هزار هزار فرشته را شاهد می‌گیرد که او را از دوزخ و نفاق، رهایی داده است.
الإمام علی (ع) :
ما مِن مُهِلٍّ یَهِلُّ بالتَّلبِیهِ إلاّ أهَلَّ مَن عَن یَمینِهِ مِن شَیءٍ إلی مَقطَعِ التُّرابِ ومَن عَن یَسارِهِ إلی مَقطَعِ التُّرابِ وقالَ لَهُ المَلکانِ: أبشِر یا عبدَاللهِ وما یُبَشِّرُ اللهُ عَبداً إلاّ بِالجَنَّهِ.[۱۲۹]
امام علی (ع) فرمود: هیچ لبیک گویی نیست، مگر آنکه هر چه در سمت راست و سمت چپ او در چشم انداز اوست، [همصدا با او] لبیک می‌گوید و دو فرشته به او می‌گویند: مژده باد بر تو ای بنده خدا! و خداوند هیچ بنده‌ای را جز به بهشت، مژده نمی‌دهد.
عَن مُحمَّدِ بن المُنکَدِر: إنَّ النَّبِی کان یکثِرُ مِنَ التَّلبِیهِ.[۱۳۰]
محمد بن منکدر می‌گوید: پیامبر (ص) ، لبیک را بسیار تکرار می‌کرد.
الامام الصّادقُ (ع) :
إذا أحرَمتَ مِن مَسجِدِ الشَّجَرهِ فَاِن کُنتَ ماشِیاً لَبَّیتَ مِن مَکانِکَ مِنَ المَسجِد تَقولُ: «لَبَّیک أللّهُمَّ لَبّیکَ، لبّیکَ لاشریکَ لکَ لبّیکَ، لَبَّیکَ ذا المَعارجِ لَبَّیکَ، لَبَّیکَ بِحَجَّهٍ تَمامُها عَلَیکَ» واجْهَر بِها کُلَّما رَکِبتَ، کُلَّما نَزَلتَ، وکُلَّما هَبَطتَ وادِیاً، أو عَلَوتَ أکَمَهً، أو لَقیتَ راکِباً، وبِالأسحارِ.[۱۳۱]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از مسجد شجره احرام بستی، اگر پیاده‌ای از همان جا که در مسجد هستی، لبّیک بگو. و چنین می‌گویی: لبیک! ای خدا! لبیک! لبیک! تو شریکی نداری، لبیک! لبیک، ای صاحب والایی ها! لبیک! لبیک، با حجی که اتمام آن برعهده توست. و هرگاه سوار یا پیاده شدی، و هرگاه به دشتی سرازیر شدی یا بر فراز تپه‌ای برآمدی یا سواره‌ای دیدی و هنگام سحر، لبیک را آشکارا بگو.

دو - بلند لبیک گفتن

رسول الله (ص) : أتانِی جَبرئیلُ فَقالَ:
إنَّ اللهَ یأمُرُکَ أن تَأمُرَ أصحابَک أنْ یَرفَعوا أصواتَهُم بِالتَّلبِیَهِ فَإنَّها شِعارُ الحَجِّ.[۱۳۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: خداوند به تو دستور می‌دهد که به یارانت فرمان دهی صداهایشان را به لبیک گفتن بلند سازند؛ زیرا لبیک، شعار حج است.
الامام الصادق (ع) : إن کُنتَ ماشِیاً فَاجهَر بِإهلالِکَ وتَلبِیتِکَ مِنَ المَسجِدِ وإن کُنتَ راکِباً فإذا عَلَت بِکَ راحِلَتُکَ البَیداءَ.[۱۳۳]
امام صادق (ع) فرمود: اگر پیاده بودی، صدایت را به «لا إله إلاّ الله» و لبیک گفتن از مسجد [شجره] بلند کن و اگر سواره بودی، وقتی مرکبت تو را به بیابان بیداء رساند.

سه - قطع لبیک

الامام الصادق (ع) :
المُتَمتِّعُ إذا نَظَرَ إلی بُیوتِ مَکَّهَ قَطَعَ التَّلبِیَهَ.[۱۳۴]
امام صادق (ع) فرمود: حج گزار در عمره تمتّع هنگامی که چشمش به خانه‌های مکه افتاد تلبیه گفتن را قطع کند.
الامام الصادق (ع) :
إذا دَخلتَ مَکّهَ وأنتَ مُتَمتِّعٌ فَنَظَرتَ إلی بُیوتِ مَکَّهَ فَاقطَعِ التَّلبِیَهَ وحَدُّ بُیوتِ مَکّهَ الَّتی کانَت قَبلَ الْیومِ عَقَبَهُ المَدَنِیّینَ وإنَّ النّاسَ قَد أحدَثوا بِمکّهَ ما لَم یَکُن، فَاقطَعِ التَّلبِیهَ وعَلَیکَ بِالتَّکبیرِ والتَّهلیلِ والتَّحمیدِ والثَّناءِ عَلَی اللهِ بِمَا استَطَعتَ.[۱۳۵]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه در عمره تمتع وارد مکه شدی، چون به خانه‌های مکّه نگاه انداختی، لبیک گفتن را قطع کن. حد خانه‌های مکّه پیش از امروز، عقبه اهل مدینه بود؛ ولی مردم در مکه بناهایی پدید آوردند که پیشتر نبود. پس لبیک را قطع کن و تا می‌توانی تکبیر و تهلیل [لاإله إلاّ الله] بگو و خدا را حمد و ثنا بگو.

طواف و نماز طواف

رسول الله (ص) :
زَینُ الکَعبَهِ الطَّوافُ.[۱۳۶]
إنَّ اللهَ یُباهی بِالطّائِفینَ.[۱۳۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: طواف، زینت کعبه است.
رسول الله (ص) :
پیامبر خدا (ص) فرمود: خداوند به طواف کنندگان، افتخار می‌کند.
رسول الله (ص) : ینزِلُ الله کُلَّ یومٍ عِشرینَ ومِائَهَ رَحمَهٍ، سِتّون مِنها لِلطَّوّافینَ وأربَعونَ لِلعاکِفینَ حَولَ البَیتِ وعِشرونَ مِنها لِلنّاظِرینَ إلَی البَیتِ.[۱۳۸]
خداوند در هر روز، یکصدوبیست رحمت فرو می‌فرستد: شصت رحمت برای طواف کنندگان، چهل رحمت برای مقیمان اطراف خانه خدا و بیست رحمت برای تماشاگران خانه خدا است.
رسول الله (ص) :
مَن طافَ بِالبَیتِ سَبعاً یُحصیهِ کُتِبَتْ لَهُ بِکُلِّ خُطوَهٍ حَسَنَهٌ ومُحِیَت عَنهُ سَیّئهٌ ورُفِعَت لَهُ بِهِ دَرَجَهٌ وکان لَهُ عَدلُ رَقَبَهٍ.[۱۳۹]
رسول خدا (ص) فرمود: هرکس هفت بار خانه خدا را طواف کند و آن را بشمارد، برای هر گامش حسنه‌ای نوشته می‌شود و گناهی از او محو می‌شود و یک درجه بر او افزوده می‌شود و [ثوابی] برابر با آزاد کردن یک برده دارد.
رسول الله (ص) :
إنَّمَا الطَّوافُ صَلاهٌ، فَإذا طُفتُم فَأَقِلُّوا الکَلامَ.[۱۴۰]
رسول خدا (ص) فرمود: طواف کعبه [همچون] نماز است. پس هنگام طواف، کم حرف بزنید.
رسول الله (ص) :
الطَّوافُ بِالبَیتِ صَلاهٌ، إلاّ أنَّ اللهَ أحَلَّ لَکُم فیهِ الکَلامَ، فَمَن یتَکَلَّمُ فَلایتَکَلَّمُ إلاّ بِخَیرٍ. [۱۴۱]
طواف خانه خدا [همچون] نماز است جز اینکه خداوند، سخن گفتن در طواف را برای تان حلال کرده است. پس اگر کسی سخنی می‌گوید، جز به خیر سخن نگوید.
رسولُ اللهِ (ص) :
ماءُ زَمزَمَ لِما شُرِبَ لَهُ، فإنْ شَرِبْتَهُ تَستَشْفی بِهِ شَفاکَ اللهُ وإنْ شَرِبْتَه مُستَعیذاً أعاذَکَ اللهُ و إنْ شَرِبْتَه لِیقْطَعَ ظَمَأَکَ قَطَعَهُ.[۱۴۲]
رسول خدا (ص) فرمود: آب زمزم به همان انگیزه‌ای که نوشیده می‌شود [اثرگذار است]؛ اگر آن را به قصد شفای خود بنوشی، خداوند شفایت می‌دهد و اگر به قصد پناه جویی بیاشامی، خدا پناهت می‌دهد و اگر به قصد سیراب شدن بنوشی، تشنگی ات را برطرف می‌کند.
الإمام الباقر (ع) :
ما مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ طافَ بِهذَا البَیتِ اُسبوعاً وصَلَّی رَکعَتَینِ وأحسَنَ طَوافَهُ وصَلاتَهُ إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ.[۱۴۳]
امام باقر (ع) فرمود: هیچ بنده با ایمانی نیست که هفت بار این خانه [کعبه] را طواف کند و دو رکعت نماز گزارد و طواف و نمازش را نیکو بجا آورد، مگر آنکه خداوند او را می‌آمرزد.
الإمام الباقر (ع) :
کانَ النَّبیُّ یَسْتَهدی مِن ماءِ زَمْزمَ وَهُو بِالْمدینهِ. [۱۴۴]
امام باقر (ع) فرمود: پیامبر اکرم (ص) وقتی در مدینه بود، درخواست می‌کرد که از آب زمزم برایش هدیه بیاورند.
عَن أبی أیوب المَدائنی: کانَ ابوالحسنِ (ع) یقولُ إذا شَرِبَ مِن زَمْزمَ: بسم اللهِ، الحمدللهِ، الشکرُ لله.[۱۴۵]
ابوایوب مداینی می‌گوید: هرگاه امام کاظم (ع) از آب زمزم می‌نوشید، می‌فرمود: به نام خداوند، ستایش برای خداست، شکر برای خداست.

سعی بین صفا و مروه و فضیلت آن

الإمام الصّادقُ (ع) :
ما مِنْ بُقعَهٍ أحَبَّ الی اللهِ مِنَ المَسْعی، لأنّه یذِلُّ فیها کلُّ جبّارٍ.[۱۴۶]
امام صادق (ع) فرمود: نزد خداوند، هیچ بقعه‌ای محبوب تر از محل سعی نیست؛ زیرا هر گردنکشی در آن خوار می‌شود.
الإمام الصّادقُ (ع) :
جُعِلَ السَّعیُ بَینَ الصَّفا والمَروَهِ مَذَلَّهً لِلجَبّارینَ.[۱۴۷]
امام صادق (ع) فرمود: سعی بین صفا و مروه واجب شده است برای خوار کردن جباران.
الإمام الصّادقُ (ع) :
صارَ السَّعیُ بَینَ الصَّفا وَالْمَروهِ لأنَّ إبراهیمَ (ع) عَرَضَ له إبلیسُ، فأَمَرَهُ جَبرئیلُ (ع) ، فَشَدَّ علیهِ فَهَرَبَ منهُ، فَجَرَت بِهِ السُّنَّهُ -یَعنی بِالهَروَلَهِ -. [۱۴۸]
امام صادق (ع) فرمود: سعی بین صفا و مروه، از آن جهت واجب شد که شیطان، خود را به ابراهیم (ع) نشان داد. جبرئیل (ع) به ابراهیم (ع) دستور داد که به او حمله کند، شیطان هم گریخت. ازاین رو، سنت «هروله» مرسوم شد.

الف) توقف در صفا و مروه

الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن أرادَ أنْ یَکثُرَ مالُه فَلیُطِلِ الوُقوفَ عَلَی الصَّفا وَالْمَروهِ.[۱۴۹]
امام صادق (ع) فرمود: هرکه می‌خواهد ثروتش افزون شود، ایستادن بر صفا و مروه را طول دهد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
لایُجلَسُ بَینَ الصَّفا والمروهِ الاّ مِن جَهْدٍ.[۱۵۰]
امام صادق (ع) فرمود: میان صفا و مروه نباید نشست مگر از روی خستگی.

ب) پاداش سعی

رسول اللهُ (ص) :
الحَاجُّ. . . إذا سَعی بَینَ الصَّفا والمَروَهِ خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ.[۱۵۱]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج گزار. . . وقتی بین صفا و مروه سعی کند، از گناهانش بیرون می‌آید.
الإمام زین العابدین:
السّاعی بَینَ الصَّفا وَالمَروهِ تَشفَعُ لَهُ الملائکَهُ فَتُشفَّعُ فیهِ بِالإیجابِ.[۱۵۲]
امام زین العابدین (ع) فرمود: فرشتگان برای کسی که میان صفا و مروه سعی کند، شفاعت می‌کنند و شفاعتشان درباره او پذیرفته می‌شود.

حلق و تقصیر

رسولُ اللهِ (ص) :
أللّهُمَّ اغْفِر لِلمُحَلِّقینَ ولِلمُقَصِّرینَ. [۱۵۳]
رسول خدا (ص) فرمود: خدایا کسی که [در عمره مبتوله (مفرده)] موی سر را می‌تراشد و همچنین موی صورت یا ناخن را کوتاه می‌کند، بیامرز.
الإمام الصّادقُ (ع) :
المُعْتَمِرُ عُمْرَهً مفردهً إذا فَرغَ مِنْ طَوافِ الْفَریضهِ وَصَلاهِ الرَّکعَتینِ خَلْفَ المَقامِ وَالسَّعْی بَینَ الصَّفا وَالمَروهِ، حَلَقَ أو قَصَّرَ.[۱۵۴]
امام صادق (ع) فرمود: کسی که عمره مفرده انجام می‌دهد، پس از مناسک طواف و نماز طواف و سعی بین صفا و مروه، مخیر است بین حلق و تقصیر.
الإمام الصّادقُ (ع) :
لَیسَ عَلَی النّساء حَلقٌ وعَلَیهِنَّ التَّقصیرُ.[۱۵۵]
امام صادق (ع) فرمود: بر زن، تراشیدن موی سر واجب نیست و بر آنها تقصیر [کوتاه کردن مقداری از مو یا ناخن] لازم و واجب است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
. . . ثمّ ائتِ مَنزلَکَ فَقَصِّر مِنْ شَعْرکَ.[۱۵۶]
امام صادق (ع) فرمود: . . . پس از سعی بین صفا و مروه، به منزل خود برو، آن گاه تقصیر کن.
الإمام الصّادقُ (ع) :
طَوافُ المُتَمَتِّعِ أن یَطوفَ بِالکَعبهِ ویَسْعی بَینَ الصَّفا والمَروهِ ویقَصِّرَ مِن شَعْرِهِ.[۱۵۷]
امام صادق (ع) فرمود: طواف متمتع آن است که کعبه را طواف کند، میان صفا و مروه سعی کند و از موی خود کوتاه کند.

عرفات و علت نام گذاری آن

رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجُّ عَرَفاتٌ، الحَقُّ عَرَفاتٌ، الحَقُّ عَرَفاتٌ، أیامُ مِنی ثَلاثٌ، فَمَن تَعَجَّلَ فی یومَینِ فَلا إثمَ عَلَیهِ وَمَن تَأخَّرَ فَلا إثمَ عَلَیهِ ومَن أدرَکَ عَرَفَهَ قَبلَ أن یَطلُعَ الفَجرُ فَقَد أدرَکَ الحَجَّ.[۱۵۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج عرفات است، حق عرفات است، حق عرفات است. روزهای منا، سه روز است «پس هر که عجله کند در دو روز، پس گناهی بر او نیست و هر که تأخیر کند گناهی بر او نیست» . هرکس پیش از طلوع فجر عرفه را دریابد، حج را درک کرده است.
عن عَبدِالرَّحمنِ بن یعمُر: إنَّ ناساً مِن أهلِ نَجدٍ أتَوا رَسولَ اللهِ وهُوَ بِعَرَفَهَ فَسَألوهُ، فأمَرَ مُنادیاً فَنادیَ: الحَجُّ عَرَفَهُ. مَن جاءَ لَیلَهَ جَمعٍ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَقَد أدرَکَ الحَجَّ. أیامُ مِنی ثَلاثَهٌ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ .[۱۵۹]
عبدالرحمان بن یعمر می‌گوید: در عرفات، عده‌ای از مردم نجد نزد پیامبرخدا (ص) آمدند و از ایشان سؤال کردند، فرمود: منادی ندا دهد: حج عرفه است، هرکس شب هنگام پیش از طلوع فجر به مشعرالحرام بیاید، حج را درک کرده است. روزهای منا، سه روز است. «پس هرکه شتاب کند در دو روز، گناهی بر او نیست و هرکه به تأخیر اندازد، پس گناهی بر او نیست» .
عن معاویه بنِ عَمّارٍ: سألتُ أبا عَبدِالله مِن عَرفاتٍ: لِمَ سُمِّی عرفاتٍ؟ فقالَ:
إنَّ جَبرئیلَ (ع) خَرَجَ بإبراهیمَ صلواتُ اللهِ عَلیهِ یومَ عَرفهَ، فَلَمّا زالَتِ الشَّمْسُ قالَ له جَبرئیلُ (ع) : یا إبراهیمُ، إعْتَرِفْ بِذنبِکَ وَاعْرِفْ مَناسِکَکَ فَسُمِّیت عَرفاتٍ لقَولِ جَبرئیلَ (ع) : إعتَرِفْ، فَاعتَرَفَ.[۱۶۰]
معاویه بن عمار می‌گوید: از امام صادق (ع) درباره علت نام گذاری عرفات پرسیدم، فرمود: جبرئیل (ع) ، ابراهیم (ع) را روز عرفه بیرون آورد. چون ظهر شد به وی گفت: ای ابراهیم به گناهت اعتراف کن و عبادت‌هایت را بشناس. ازاین رو، عرفات نامیده شد، چون جبرئیل گفت: اعتراف کن و او هم اعتراف کرد.
الإمام الکاظم عن آبائه (ع) : قیلَ: یا رسولَ اللهِ، أی أهلِ عرفاتٍ أعظَمُ جُرماً؟ قالَ: الَّذی ینصَرِفُ مِن عَرَفاتٍ وهُوَ یظُنُّ أنَّهُ لَم یغفَر لَهُ. قالَ جعفرُبنُ محمّدٍ (ع) : یعنِی الّذی یقنَطُ مِن رَحمَهِ اللهِ.[۱۶۱]
امام کاظم (ع) از پدرانش نقل می‌کند: از پیامبر خدا (ص) پرسیده شد: چه کسی از اهل عرفات، جرمش بزرگ تر است؟ فرمود: آن که از عرفات برمی گردد و می‌پندارد که آمرزیده نشده است. امام صادق (ع) فرمود: مقصود ایشان کسی است که از رحمت خداوند مأیوس باشد.

الف) وقوف در عرفات

الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ مِنَ الذُّنوبِ ما لایُغفَرُ الاّ بِعَرَفَهَ والمَشْعَرِ الحَرامِ. [۱۶۲]
امام صادق (ع) فرمود: برخی از گناهان بخشیده نمی‌شود، مگر در عرفه و مشعرالحرام.
الإمام الصّادقُ (ع) :
عَرفاتٌ کُلُّها مَوقفٌ وأفضلُ المَوقفِ سَفْحُ الجَبَل. [۱۶۳]
امام صادق (ع) فرمود: همه سرزمین عرفات، محل وقوف است. اما بهترین مکان برای وقوف، پایین کوه است.
عَن محمّد بنِ عثمانِ عَمْری: وَاللهِ إنَّ صاحبَ هذا الأمرِ لَیحضُرُ المَوسِمَ کُلَّ سَنهٍ، یرَی النَّاسَ ویعْرِفُهم ویرَوْنَه ولا یعرِفونَه.[۱۶۴]
محمد بن عثمان عمری می‌گوید: به خدا قسم حضرت صاحب الامر (عج) در مراسم حج به ویژه در عرفات و منا حضور دارد، مردم را می‌بیند و آنها را می‌شناسد، ولی مردم او را می‌بینند، اما نمی‌شناسند.

ب) مناجات در عرفات

الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا غَدَوتَ إلی عَرَفهَ فَقُلْ وأنتَ مُتَوجّهٌ إلیها: أللّهُمَّ إلیکَ صَمَدتُ وإیّاکَ اعْتَمَدتُ وَوَجْهکَ أرَدْتُ، فاسئَلُکَ أنْ تُبارِکَ لی فی رِحلَتی وأنْ تَقضِیَ لی حَاجَتی وأنْ تَجعَلَنی مِمَّن تُباهی بِهِ الیومَ مَنْ هُوَ أفضلُ مِنّی. . . . [۱۶۵]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه صبح به طرف عرفات رفتی، در حال رفتن بگو: خدایا! رو به تو آورده و بر تو اعتماد کردم و تو را طلبیده‌ام و از تو می‌خواهم که کوچ مرا مبارک گردانی، حاجتم را برآوری و مرا از کسانی قرار دهی که امروز به آنها، بر برتر از من مباهات می‌کنی. . . .
الإمام الصّادقُ (ع) : . . .
وَلْیَکُن فیما تَقولُ: أللّهُمَّ اجْعَلنی مِمَّنْ رَضیتَ عَملَه وأطَلْتَ عُمرَه وأَحْیَیتَهُ بَعدَ الموتِ حَیاهً طَیبهً.[۱۶۶]
امام صادق (ع) فرمود: در دعاهایت این باشد: خدایا! مرا از آنهایی قرار ده که عملشان را پسندیده‌ای و عمرشان را طولانی کرده‌ای و پس از مرگ آنها را به حیات پاکیزه زنده ساخته‌ای.

مشعر الحرام

رسولُ اللهِ (ص) :
وهُوَ بِمِنی: لَو یَعلَمُ أهلُ الجَمع بِمَن حَلُّوا أو بِمَن نَزَلوا لاَستَبشَروا بِالفَضلِ مِن رَبِّهِم بَعدَ المَغفِرهِ. [۱۶۷]
پیامبر خدا (ص) هنگامی که در منا بود، فرمود: اگر اهل مشعر بدانند که در آستانه چه کسی فرود آمده و بر چه کسی وارد شده‌اند، پس از آمرزش خواهی، یکدیگر را به فضل پروردگارشان، مژده می‌دهند.
رسولُ اللهِ (ص) :
المُزدَلِفَهُ کُلُّها مَوقِفٌ وارتَفِعوا عَن بَطنِ مُحَسِّرٍ.[۱۶۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: همه جای مزدلفه [نام دیگر مشعرالحرام] موقف است، از وادی محسّر بالاتر بروید.
الامام الصّادقُ (ع) :
. . . یا ابراهیمُ! ازدَلِفْ إلَی الْمَشعرِ الْحرامِ.[۱۶۹]
امام صادق (ع) فرمود: [جبرئیل (ع) در هنگام تعلیم مناسک به ابراهیم (ع) ، به وی گفت:] ای ابراهیم! به مشعرالحرام نزدیک شو.
الإمام الصّادقُ (ع) :
سُمّیتِ الْمُزدلِفَهُ جَمعاً لأنَّ آدمَ جَمَعَ فیها بینَ الصَّلاتَینِ المَغربِ وَالعِشاءِ. [۱۷۰]
امام صادق (ع) فرمود: مزدلفه به اسم جمع نامیده شد؛ زیرا آدم در آنجا بین نماز مغرب و عشا جمع کرد و هر دو را در یک زمان خواند.

وقوف در مشعر الحرام

عن ابنِ عَبّاس: أفاضَ رسولُ اللهِ (ص) مِن عَرَفَهَ وعَلَیهِ السَّکینَهُ ورَدیفُهُ اُسامَهُ وقالَ: أیهَا النّاسُ، عَلَیکُم بِالسَّکینَهِ، فَإنَّ البِرَّ لَیسَ بِإیجافِ الخَیلِ والإبِلِ، فَما رَأیتُها رافِعَهً یدَیها عادِیهً حَتّی أتَی جَمعاً.[۱۷۱]
ابن عباس می‌گوید: پیامبر خدا (ص) ، با آرامش درحالی که اسامه پشت سرش سوار بود، از عرفات کوچ کرد و فرمود: ای مردم! آرامش داشته باشید. نیکی آن نیست که اسب و شتر را تند برانید. [ابن عباس می‌گوید] من ندیدم که حضرت دستش را برای زدن مرکب بالا ببرد تا اینکه به مزدلفه رسید.
عن ابنِ عَبّاس: أنَّهُ دَفَعَ مَعَ النَّبی (ص) : یومَ عَرَفَهَ، فَسَمِعَ النَّبی (ص) : وَراءَهُ زَجراً شَدیداً وضَرباً وصَوتاً لِلإبِلِ، فَأَشارَ بِسَوطِهِ إلَیهِم وقالَ: أیها النّاسُ، عَلَیکُم بِالسَّکینَهِ، فَإنَّ البِرَّ لَیسَ بِالإیضاعِ. [۱۷۲]
ابن عباس می‌گوید: روز عرفه، همراه پیامبر (ص) از عرفات کوچ کردم. پیامبر (ص) از پشت سرش سروصدای بسیاری شنید که بر شتران می‌زدند و سروصدا می‌کردند. با شلاقی که در دستش بود، به آنها اشاره کرد و فرمود: ای مردم! آرامش داشته باشید؛ نیکی در تند تاختن نیست.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن مَرَّ بِالمأزِمَینِ ولَیسَ فی قَلبِهِ کِبرٌ نَظَرَ اللهُ إلَیهِ، قُلتُ: ما الکِبرُ؟ قالَ: یُغمِصُ النّاسَ وَیَسْفَهُ الحَقَّ وقالَ: ومَلَکانِ مُوَکَّلانِ بِالمأزِمَینِ یَقولانِ: «ربِّ سَلِّم وسَلِّم» .[۱۷۳]
امام صادق (ع) فرمود: هرکس بر مأزمین [دو تنگه سر راه مشعر] بگذرد و در دلش تکبر نباشد، خداوند [با نظر رحمت] به او می‌نگرد. پرسیدم: کبر چیست؟ فرمودند: مردم را برنجاند و حق را نپذیرد و فرمود: دو فرشته گمارده شده در مأزمین می‌گویند: «خدایا! به سلامت دار! به سلامت دار!»

منا و علت نام گذاری آن

الإمام الصّادقُ (ع) : إنَّ جَبرئیلَ أتَی إبراهیمَ فَقالَ: تَمنَّ یا إبراهیمُ! فَکانتْ تُسمَّی مِنی فَسمّاها النَّاسُ مِنی. [۱۷۴]
امام صادق (ع) [درباره علت نام گذاری مِنا] فرمود: چون در این سرزمین، جبرئیل (ع) به ابراهیم (ع) گفت: از خداوند خواسته و آرزویی بخواه، آنجا مِنا نامیده شد و مردم هم آنجا را منا نامیدند.
الإمام الرّضا (ع) : العِلَّهُ الَّتی مِن أجلِها سُمِّیت مِنی، أنَّ جَبرئیلَ قالَ هناکَ لإبراهیمَ: تَمَنَّ عَلی رَبِّکَ ماشِئتَ. فَتَمَنّی إبراهیمُ فی نفسِهِ أن یجعَلَ اللهُ مَکانَ ابنهِ إسماعیلَ کَبْشاً یأمُرُهُ بِذبحِهِ فِداءً لَهُ، فاُعطِی مُناهُ. [۱۷۵]
امام رضا (ع) فرمود: علت نام گذاری آن به مِنا، این است که جبرئیل (ع) در آنجا به ابراهیم (ع) گفت: هر چه می‌خواهی از خداوند تمنا کن. ابراهیم (ع) هم در دل خود از خدا خواست که به جای فرزندش اسماعیل، قوچی به عنوان فدیه قرار داده شود و خداوند دستور دهد که آن را سر ببُرد. خداوند هم خواسته او را عطا کرد.

الف) منا و ثواب وقوف در آن

سَألتُ أبا جَعفرٍ (ع) : هَلْ صَلّی رَسولُ اللهِ (ص) الظُّهرَ بِمِنی یومَ التَّرویهِ؟ فقالَ نَعَم، وَالغداهَ بِمِنی یومَ عَرَفَهَ. [۱۷۶]
از امام باقر (ع) پرسیدم: آیا رسول اکرم (ص) روز ترویه، نماز ظهر را در منا خواند؟ فرمود: آری! نماز صبح را هم روز عرفه در منا خواند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا أخَذَ النّاسُ مَنازلَهم بِمِنی نادی مُنادٍ: لَوْ تَعلَمونَ بِفِناءِ مَنْ حَلَلْتُم لأیقَنْتُمْ بِالخَلَفِ بَعدَ المَغفِرَهِ. [۱۷۷]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه مردم در جایگاه خود در منا استقرار یافتند، منادی ندا می‌دهد: اگر می‌دانستید در آستان چه کسی فرود آمده‌اید، پس از آمرزش الهی به جایگزینی [مخارجی که کرده‌اید]، یقین پیدا می‌کردید.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا أخَذَ النّاسُ مَواطِنَهم بِمِنی نادی مُنادٍ مِنْ قِبَلِ اللهِ عزَّوجلَّ: إنْ أرَدْتُم أنْ أرضی فَقَدْ رَضیتُ.[۱۷۸]
امام صادق (ع) فرمود: چون مردم در منا در جای خود قرار گرفتند، از سوی خداوند منادی ندا می‌دهد: اگر می‌خواستید که من از شما راضی شوم، پس راضی شدم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا أفاضَ الرَّجلُ مِنْ مِنی وَضَعَ مَلَکٌ یدَهُ بَینَ کَتِفَیهِ، ثُمَّ قالَ: إسْتَأنِفْ. [۱۷۹]
امام صادق (ع) فرمود: وقتی کسی از منا کوچ کرد، فرشته‌ای دست خود را بر شانه‌های او می‌گذارد و می‌گوید: عمل، از سر گیر.
رُوِی (فِی الحاجِّ إذا نَفَر مِنْ مِنی إلی مَکَّهَ) : أنَّهُ یخْرُجُ مِنْ ذُنوبِهِ کَهَیئَهِ یوْمٍ وَلَدتهُ اُمُّهُ.[۱۸۰]
درباره کسی که از منا به مکّه کوچ می‌کند، روایت شده که از گناهانش خارج شده (پاک می‌شود) ، همچون روزی که مادرش او را زاییده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا کانَ یومُ التَّرویهِ. . . فَأَهِلَّ بالحجِّ - إلی أنْ قالَ: - وَصلِّ الظُّهرَ إنْ قَدرتَ بِمِنی.[۱۸۱]
امام صادق (ع) فرمود: روز ترویه که شد، احرام حج ببند. . . و اگر توانستی، نماز ظهر را در منا بخوان.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا انْتَهَیتَ إلی مِنی فَقُلْ: أللّهُمَّ هذِهِ مِنی، وهذِهِ مِمّا مَنَنْتَ بها عَلَینا مِن المَناسِکِ، فَأسألُکَ أنْ تَمُنَّ عَلَینا بِما مَنَنْتَ بِهِ علی أنبیائِکَ، فَإنَّما أنا عبدُکَ وَ فی قَبْضَتِکَ - إلی أنْ قالَ: - وَحَدُّ مِنی مِنَ العَقَبَهِ إلی وادی مُحَسِّرٍ.[۱۸۲]
امام صادق (ع) فرمود: چون به منا رسیدی بگو: خدایا! این مِناست و این از جمله عباداتی است که با آن، بر ما منت نهاده‌ای. از تو می‌خواهم که با آنچه بر پیامبرانت منت نهاده‌ای، بر من منت نهی. همانا من بنده تو و در اختیار توام، تا آنجا که فرمود: حدِّ مِنا، از عقبه تا وادی مُحسِّر است.
عَن معاویه بن عمّار، عن ابی عبدالله (ع) : إذا تَوجَّهْتَ إلی مِنی فَقُلْ: أللّهُمَّ إیاکَ أرجُو وإیاکَ أدْعُو، فَبَلِّغْنی أَمَلی وَأَصْلِحْ لی عَمَلی.[۱۸۳]
معاویه بن عمار از امام صادق (ع) نقل می‌کند: هنگامی که رو به سوی منا کردی بگو: بار خدایا! به تو امید دارم و تو را می‌خوانم، پس آرزویم را برآور و عملم را پاک گردان.

ب) رمی جمرات

الإمام الصّادقُ (ع) :
إنّ عِلَّهَ رَمی الجَمَراتِ أنَّ ابراهیمَ (ع) تَراءی لَه ابلیسُ عِندَها، فَأمَرَه جبرَئیلُ بِرَمْیهِ بِسَبعِ حَصَیاتٍ وأنْ یُکبِّرَ مَع کلِّ حَصاهٍ، فَفَعَلَ وَجَرَتْ بِذلکَ السُّنّهُ.[۱۸۴]
امام صادق (ع) فرمود: علت رمی جمره‌ها آن است که نزدیک آن محل، شیطان بر ابراهیم (ع) نمایان شد. جبرئیل به او دستور داد که با هفت سنگ ریزه شیطان را بزند و با هر سنگ، تکبیر بگوید. او هم چنان کرد و سنت، بر این جاری شد.
عَن یعقوبِ بنِ شُعیبٍ: سَألْتُ ابا عَبدالله عَن الجِمارِ، فقالَ: قُمْ عندَ الجَمَرَتَینِ ولا تَقُم عندَ جَمرهِ العَقَبَهِ، قلتُ: هذا مِن السُّنَّهِ؟ قالَ: نَعَم، قلتُ: ما أقولُ اذا رَمَیتُ؟ فقال: کَبِّرْ مَعَ کلِّ حَصاهٍ.[۱۸۵]
یعقوب بن شعیب می‌گوید: از امام صادق (ع) در مورد جمره‌ها پرسیدم، فرمود: کنار دو جمره بایست، ولی کنار جمره عقبه نَایست. پرسیدم: این سنت است؟ فرمود: آری! گفتم: هنگامِ پرتاب سنگ چه بگویم؟ فرمود: با هر سنگ، تکبیر بگو.
عَن عمّارٍ عن الإمام الصّادقِ (ع) :
خُذْ حَصَی الجِمارِ. . . وتَقولُ والحَصی فی یدِکَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ حَصَیاتی فَأحصِهِنَّ لی وارفَعْهُنَّ فی عَمَلی. . . . [۱۸۶]
عمار از امام صادق (ع) نقل می‌کند: سنگ ریزه‌های جمره را برگیر. . . درحالی که سنگ ریزه‌ها در دست توست، می‌گویی: خدایا! اینها سنگ ریزه‌های من است. آنها را برای من به شمار آور و همراه عملم به سوی خود بالا ببر.

ثواب رمی

رسولُ اللهِ (ص) :
رَمی الجِمارِ ذُخرُ یومِ القِیامَه.[۱۸۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: سنگ زدن به جمره‌ها، ذخیره روز قیامت است.
رسولُ اللهِ (ص) :
إذا رمیتَ الجِمارَ کانَ لَکَ نوراً یومَ القیامهِ.[۱۸۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرگاه رمی جمرات کردی، برای تو نوری در قیامت خواهد بود.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحاجُّ إذا رَمی الجِمارَ خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ. [۱۸۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حج گزار وقتی بر جمره‌ها سنگ بزند، از گناهانش بیرون می‌آید.
عن ابن عُمَر: سَألَ رَجُل النَّبی عَن رَمی الجِمارِ: ما لَهُ فیه؟ فَسَمِعتُهُ یقولُ: تَجِدُ ذلک عِندَ ربِّکَ أحوَجَ ماتَکون إلَیهِ.[۱۹۰]
ابن عمر می‌گوید: مردی درباره رمی جمرات از پیامبر خدا (ص) پرسید که چه پاداشی دارد؟ شنیدم که ایشان فرمود: آن را نزد پروردگارت، در روزی که بیشترین نیاز را به آن داری، می‌یابی.
رسولُ اللهِ (ص) :
إذا کانَ یومُ عَرَفَه غَفَرَ اللهُ (تعالی) لِلحاجِّ الخُلَّصِ وإذا کانَ لَیلَهُ المُزدَلِفَهِ غَفَرَ اللهُ (تعالی) لِلتُّجارِ وإذا کانَ یومُ مِنی غَفَرَ اللهُ لِلجَمّالینَ وإذا کانَ عِندَ جَمَرهِ العَقَبهِ غَفَرَ الله لِلسُّؤالِ، فَلایشهَدُ خَلقٌ ذلِکَ المَوقِفَ مِمَّن قالَ «لاإله إلاّالله» إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ.[۱۹۱]
رسول اکرم (ص) فرمود: چون روز عرفه شود، خداوند حاجیان خالص را می‌بخشاید و چون شام مزدلفه فرا رسد، خداوند متعال بازرگانان را می‌آمرزد و روز مِنا، خداوند شترداران [و کرایه چیان] را می‌آمرزد. چون زمان حضور در جمره عقبه فرا رسد، خداوند درخواست کنندگان را می‌بخشاید. از آن انبوه مردم از کسانی که «لاإله إلاّالله» می‌گویند کسی نمی‌ماند، مگر آنکه خداوند او را می‌آمرزد.
الإمام الصّادقُ (ع) فی رَمی الجِمارِ: لَهُ بِکُلِّ حَصاهٍ یرمی بِها تُحَطُّ عَنهُ کَبیرهٌ موبِقَه.[۱۹۲]
امام صادق (ع) درباره رمی جمره‌ها فرمود: برای او (حج گزار) در مقابل هر سنگی که می‌زند، گناه کبیره هلاکت باری محو می‌شود.

ج) قربانی کردن

رسولُ اللهِ (ص) :
إنّما جُعِلَ هذا الأضحی لِتَتَّسِعَ مَساکینُکُم مِنَ اللَّحمِ، فَأطْعِمُوهم.[۱۹۳]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: قربانی کردن برای آن واجب شده است که بینوایان، از گوشت به وسعت و نوا برسند [از گوشت سیر شوند] پس به آنها بخورانید.
عَن ابی بکر:
انَّ النَّبیَّ سُئِلَ أیُّ الحجِّ أفضَلُ؟ قالَ: العَجُّ والثَّجُّ.[۱۹۴]
ابوبکر می‌گوید: از رسول خدا (ص) پرسیدند کدام عمل حج بافضیلت تر است؟ فرمود: لبیک گفتن و خون قربانی را ریختن.
الإمام زین العابدین (ع) :
أَمّا حَقُّ الهَدی فَأنْ تُخْلِصَ بِها الإرادهَ إلی ربِّکَ والتَّعرُّضَ لِرَحمَتِهِ وقَبولِهِ وَلا تُریدَ عیونَ النّاظرینَ دونَه، فإذا کُنْتَ کذلکَ لَم تَکُنْ مُتکلِّفاً وَلا مُتَصَنِّعاً وکُنتَ إنما تَقصِدُ إلَی اللهِ.[۱۹۵]
امام سجاد (ع) فرمود: حق قربانی آن است که نیت آن را برای خدا خالص سازی و خود را در معرض رحمت و قبول الهی قرار دهی و در پی نگاه بینندگان نباشی. اگر چنین بودی، خود را بیهوده به رنج نیفکنده‌ای و ظاهرسازی نکرده‌ای و مقصودت خدا بوده است.
الامام الباقرُ (ع) :
إنَّ اللهَ عزَّوجلَّ یُحِبُّ إطعامَ الطَّعامِ وإراقَهَ الدِّماءِ.[۱۹۶]
امام باقر (ع) فرمود: خداوند سبحان اطعام کردن و ریختن خون (قربانی کردن) را دوست دارد.

دعا هنگام قربانی کردن

الإمام الصادق (ع) :
إذَا اشتَرَیتَ هَدیَکَ فاستَقبل بِهِ القِبلَهَ وانحَرهُ أوِ اذبَحهُ وقُل: «وَجَّهتُ وَجهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ والأرضَ حَنیفاً وما أنا مِنَ المُشرکینَ، إنَّ صَلاتی ونُسُکی ومَماتی للهِ رَبِّ العالَمینَ لاشریکَ لَهُ وبذلک اُمِرتُ وأنا مِنَ المُسلمینَ. اللهُمَّ مِنکَ ولَکَ، بِسمِ اللهِ واللهُ أکبَرُ، اللهُمَّ تَقَبَّل مِنّی» . ثُمَّ أمِرَّ السِّکّینَ ولا تَنخَعها حتّی تَموتَ.[۱۹۷]
امام صادق (ع) فرمود: وقتی قربانی خود را خریدی، آن را رو به قبله کرده قربانی کن و بگو: «رویم را به سوی آفریدگار آسمان‌ها و زمین کرده‌ام. پیرو [آیین] حنیفم و از مشرکان نیستم. نمازم و عبادتم و زندگی ام ومرگم برای پروردگار جهانیان است که شریکی ندارد. به این، فرمان یافته‌ام و از مسلمانانم. خدایا! از تو و برای تو. به نام خدا، الله اکبر. خدایا از من قبول کن» . آن گاه، کارد به گلویش بکش و تا جان نداده، سر را از بدنش جدا مکن.
عن ابی خَدیجَه: رَأیتُ أبا عبداللهِ وهو ینحَرُ بَدَنَتَهُ مَعقولَهً یدُها الیسری، ثُمَّ یقومُ مِن جانِبِ یدِهَا الیمنی ویقولُ: «بِسمِ اللهِ واللهُ أکبَرُ، اللّهُمَّ هذا مِنکَ ولکَ، اللهُمَّ تَقبَّلهُ مِنّی» . ثُمَّ یطعُنُ فی لَبَّتها، ثُمَّ یخرِجُ السِّکّینَ بِیدِهِ، فاذا وَجَبَت قَطَعَ مَوضِعَ الذَّبحِ بِیدِهِ.[۱۹۸]
ابوخدیجه می‌گوید: امام صادق (ع) را در حالی دیدم که دست چپ شترِ قربانی خود را برای نحر کردن بسته و خود، سمت راست آن ایستاده بود و می‌گفت: «بسم الله والله اکبر، خدایا این [قربانی] از تو و برای توست. خدایا از من قبول کن» . آن گاه، کارد را زیر گلوی شتر فرو برد. سپس آن را با دست خود بیرون آورد. چون شتر بر زمین افتاد، با دست خویش، از محل ذبح، سر را قطع کرد.

طواف نساء و نماز آن

الإمام الصّادق (ع) - فی ذِکرِ فَرائضِ الحَجِّ -: طوافُ النِّساءِ فَریضهٌ. [۱۹۹]
امام صادق (ع) در ذکر واجبات حج فرمود: طواف نساء، واجب است.
الإمام الصّادق (ع) : . . .
إذا فَعلتَ ذلک - طواف الزّیاره - فَقَدْ أحلَلْتَ مِن کُلِ ّ شَیءٍ أحرمتَ منه اِلاّ النّساءَ، ثُمّ ارْجعْ الی الْبَیتِ وَطُفْ به اُسبوعاً آخر، ثُمّ صلِّ رکعَتینِ عندَ مقامِ ابراهیمَ (ع) .[۲۰۰]
امام صادق (ع) فرمود: . . . چون چنین کردی [طواف زیارت]، از هر چیزی که بر تو حرام بوده بیرون آمده‌ای، مگر زنان. سپس به کعبه برگرد و هفت دور آن را طواف کن. سپس دو رکعت نماز، کنار مقام ابراهیم (ع) بخوان.
الإمام الرّضا (ع) فی قول الله عزّوجلّ: وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ : طَوافُ الفَریضهِ، طَوافُ النِّساءِ.[۲۰۱]
امام رضا (ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «و باید بر گِرد خانه کعبه طواف کنند» فرمود: مقصود از طواف واجب، طواف نساء است.

فضیلت حج نیابتی

رسولُ اللهِ (ص) :
إنَّ اللهَ یُدخِلُ بِالحَجَّهِ الواحِدَهِ ثَلاثَهَ نَفَرٍ الجَنَّهَ: المَیّتَ، والحاجَّ عَنهُ والمُنفِذَ ذلِکَ.[۲۰۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: خداوند عزوجل با یک حج، سه گروه را وارد بهشت می‌کند: مرده و کسی که برای او حج نیابتی کرده، و نیز کسی را که برای او نایب گرفته است.
رسولُ اللهِ (ص) :
حَجَّهٌ لِلمَیّتِ ثَلاثَهٌ: حَجَّهٌ لِلمَحجوجِ عَنهُ وحَجَّهٌ لِلحاجِّ وحَجَّهٌ لِلموصی.[۲۰۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: یک حج به نیابت از مرده، سه حجّ است: حجی برای مرده، حجی برای نایبش و حجی برای عمل کننده به وصیت مرده.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن حَجَّ عَن مَیّتٍ کُتِبَت عَنِ المَیّتِ وکُتِبَ لِلحاجِّ بَراءَهٌ مِنَ النّارِ.[۲۰۴]
پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که از طرف مرده‌ای حج انجام دهد، هم برای آن مرده و هم برای حج گزار، رهایی از آتش نوشته می‌شود.
عن ابنِ مُسکانَ عَن أبی عبداللهِ قالَ: قُلتُ لَهُ: الرَّجُلُ یحُجُّ عَن آخَرَ، ما لَهُ مِنَ الأجرِ والثّوابِ؟ قال: لِلَّذی یحُجُّ عَن رَجُلٍ أجرٌ وثوابُ عَشرِ حِجَجٍ. [۲۰۵]
ابن مسکان می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: کسی که به نیابت از دیگری حج می‌گزارد، چه پاداشی برای اوست؟ فرمود: کسی که به نیابت از دیگری حج می‌گزارد، پاداش ده حج را دارد.

طواف وداع

الإمام الصّادق (ع) :
فإذا أرَدْتَ وِداعَ البَیتِ فَطُفْ بِهِ أسبُوعاً ثُمَّ صَلّی رَکعَتَینِ.[۲۰۶]
امام صادق فرمود: پس هرگاه خواستی با خانه خدا وداع کنی، هفت بار دور آن طواف کن و سپس دو رکعت نماز بخوان.
الامام الصادق (ع) :
إذا أرَدتَ أن تَخرُجَ مِن مَکَّهَ وتَأتِی أهلَکَ فَوَدِّعِ البَیتَ وطُف بِالبَیتِ اُسبوعاً. . . . [۲۰۷]
امام صادق (ع) فرمود: چون خواستی از مکّه خارج شوی و نزد خانواده ات برگردی، با کعبه وداع کن و هفت بار طواف به جا آور. . . .
الإمام الرّضا (ع) :
فإذا فَرَغْتَ مِنَ الْمناسکِ کلِّها. . . وإذا أردْتَ الخُروجَ مِن مکّهَ فَطُفْ بِالبیتِ أسبوعاً طوافَ الوِداعِ. . . . [۲۰۸]
امام رضا (ع) فرمود: هنگامی که از همه اعمال مناسک فارغ شدی. . . و وقتی قصد خارج شدن از مکّه را داشتی، به عنوان وداع هفت دور، دور خانه خدا طواف کن. . . .
عَلی بنِ مَهزِیار: رَأیتُ أبا جَعفَرٍ الثّانی فی سَنَهِ خَمسٍ وعِشرینَ ومِائَتَینِ وَدَّعَ البَیتَ، بَعدَ ارتِفاعِ الشَّمسِ وطافَ بِالبَیتِ یستَلِمُ الرُّکنَ الیمانِی فی کُلِّ شَوطٍ. . . .[۲۰۹]
علی بن مهزیار می‌گوید: امام جواد (ع) را در سال دویست و بیست و پنج دیدم که پس از بالا آمدن خورشید، با خانه خدا وداع کرد. خانه خدا را طواف می‌کرد، درحالی که در هر دور، دست به رکن یمانی می‌کشید. . . .

فصل چهارم: اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه

مکه مکرمه

الف) نام‌های مکّه

الإمام علی (ع) : - لمّا سَألَه رَجلٌ مِن أهلِ الشّامِ: لِمَ سُمّیتْ مکَّهُ اُمَّ القری - قالَ: لأنّ الأرضَ دُحِیتْ مِن تَحتِها. [۲۱۰]
حضرت علی (ع) در پاسخ مردی از شامیان که پرسید: چرا مکّه را «ام القری» نامیده‌اند، فرمود: زیرا زمین از زیر آن، گسترده شده است.
الإمام الباقر (ع) : إنّ بَکَّهَ موضعُ البیتِ وإنَّ مکّهَ الحرمُ وذلکَ قولُه: وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً .[۲۱۱]
امام باقر (ع) فرمود: بکّه، جایگاه خانه خداست و مکه، حرم است و این همان سخن خداوند است که: «هرکس وارد آن شود، ایمن است» .
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَوضِعُ البیتِ بَکَّهُ والقریهُ مَکَّهُ.[۲۱۲]
امام صادق (ع) فرمود: محل خانه خدا «بکّه» است و آبادی «مکّه» است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنّما سُمِّیتْ مَکَّهُ بَکَّهَ لأنَّ النّاسَ یتَباکَونَ فیها.[۲۱۳]
امام صادق (ع) فرمود: مکّه را از این جهت «بکّه» گفته‌اند که مردم در آن [به هنگام طواف] به یکدیگر فشار می‌آورند [و یکدیگر را هُل می‌دهند].
الإمام الصّادقُ (ع) : أسماءُ مکّهَ خَمسهٌ: اُمُّ القُری ومَکَّهُ وبَکَّهُ، والبَسّاسَهُ کانُوا إذا ظَلَموا بِها بَسَّتْهم أی أخرَجَتهُم وأهْلَکَتْهُم و اُمُّ رُحْمٍ کانُوا إذا لَزِموها رُحِموا.[۲۱۴]
نام‌های مکّه پنج تا است: ام القری، مکّه، بکّه، بسّاسه [یعنی نابودکننده]؛ چون مردم وقتی در مکّه ظلم می‌کردند، آنها را بیرون می‌کرد و هلاک می‌ساخت و امّ رُحْم؛ زیرا هرگاه معتکف مکّه می‌شدند، مورد رحمت قرار می‌گرفتند.

ب) فضیلت مکّه مکرمه

رسولُ اللهِ (ص) :
إنّ لِلّهِ عزَّوجلَّ خِیاراً مِن کلِّ ماخَلَقَه. . . فأمّا خِیارُهُ مِن البُقاعِ فمَکَّهُ وَالمدینهُ وَبَیتُ المقدسِ.[۲۱۵]
پیامبر خدا (ص) فرمود: خداوند از هر چه آفریده، برگزیده‌ای دارد. . . ، اما برگزیده او از سرزمین‌ها مکّه، مدینه و بیت المقدس است.
رسولُ اللهِ (ص) : - مُخاطباً مکَّهَ - ما أطْیبَکِ مِن بلدٍ وأحبَّکِ إلی! ولولا أنّ قومی أخرَجونی منکِ ماسَکَنْتُ غیرَکِ.[۲۱۶]
پیامبر خدا (ص) - خطاب به مکّه - فرمود: چه شهر پاکی! و چه قدر نزد من من محبوب هستی! اگر نبود که قومم مرا از تو بیرون کردند، در جایی جز تو ساکن نمی‌شدم.
الإمام الباقر (ع) :
النّائِمُ بِمَکَّهَ کَالمُتَهَجِّدِ فِی البُلدانِ.[۲۱۷]
امام باقر (ع) فرمود: کسی که در مکه بخوابد، همچون کسی است که در شهرهای دیگر به تهجّد (شب زنده داری) می‌پردازد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
أحَبُّ الأرضِ إلَی اللهِ تَعالی مکَّهُ وما تُربهٌ أحبَّ إلی اللهِ عزّوجلّ مِن تُربَتِها ولا حَجَرٌ أحبَّ إلَی اللهِ عزّوجلّ مِن حَجَرِها ولا شَجَرٌ أحبَّ إلی الله عزّوجلّ مِن شَجَرِها. . . . [۲۱۸]
امام صادق (ع) فرمود: محبوب‌ترین سرزمین نزد خداوند مکّه است و هیچ خاکی نزد خداوند محبوب تر از خاک آن و هیچ سنگی نزد خداوند محبوب تر از سنگ آن و هیچ درخت و کوه و آبی نزد خداوند محبوب تر از درخت و کوه و آب آن نیست.
الامام الصّادق (ع) :
مَن أماطَ أذیً عَن طریقِ مکَّهَ کَتَبَ اللهُ له حَسَنهً ومَن کَتَبَ له حَسَنهً لَم یُعذِّبْهُ.[۲۱۹]
امام صادق (ع) فرمود: کسی که مایه آزاری را از مکه بردارد، خداوند برای او حسنه‌ای (ثوابی پایدار) می‌نویسد و خدا، هرکس را حسنه‌ای برایش نوشته باشد، عذاب نمی‌کند.

یک - محللات حرم

رسول الله (ص) :
خَمسٌ فواسِقُ یُقتَلنَ فِی الحَرَم: الفَأرَهُ والعَقرَبُ والحُدَیّا والغُرابُ والکَلبُ العَقورُ.[۲۲۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: پنج نوع حیوان اند که در حرم کشته می‌شوند: موش، عقرب، زاغ، کلاغ و سگ هار.
الإمام الصادق (ع) :
لابَأسَ بِقَتلِ البُرغوثِ والقُمَّلَهِ والبَقَّهِ فی الحَرَمِ. [۲۲۱]
امام صادق (ع) فرمود: کشتن کک، شپش و پشه در حرم اشکالی ندارد.
الإمام الصادق (ع) :
یُقتَلُ فی الحرمِ والاحرامِ، الأفْعی والأسودُ الغَدِر وکلُّ حیهٍ سَوءٍ والعقربُ والفَأرهُ وهی الفُوَیْسِقَهُ ویُرجَمُ الغُرابُ والحَدَأَهُ رجماً فإنْ عَرَضَ لکَ لَصوصٌ إمتَنَعْتَ منهم.[۲۲۲]
امام صادق (ع) فرمود: در حرم و در حال احرام [این چند حیوان:] افعی، شیر درنده، هر مار خطرناک، عقرب و موش که فاسق اند، کشته می‌شوند و کلاغ و زاغ هم با سنگ، رانده می‌شوند. پس اگر دزدان متعرض تو شدند، دفاع کن.

دو - محرمات حرم در مکّه

رسول الله (ص) :
إنّ اللهَ حَرَّمَ مکَّهَ یومَ خَلَقَ السَّماواتِ والأرضَ، وهی حرامٌ إلی أنْ تَقومَ السّاعهُ، لَمْ تَحِلَّ لأحدٍ قبلی، ولا تَحِلُّ لأحدٍ بَعدی، و لَم تَحِلَّ لی إلاّ ساعهً مِن نهارٍ.[۲۲۳]
پیامبر خدا (ص) در روز فتح مکه فرمود: خداوند، روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، مکه را حرام ساخت و تا برپایی قیامت نیز حرام است و برای هیچ کس پیش از من حلال نشده و برای هیچ کس پس از من نیز حلال نخواهد شد و برای من جز ساعتی از یک روز، حلال نشده است.
الإمام علی (ع) :
لاتَخرُجوا بِالسُّیوفِ إلی الحَرَمِ ِ ولا یُصَلِّینَّ أحَدُکُم وبَینَ یدیهِ سَیفٌ، فَإنَّ القِبلَهَ أمنٌ.[۲۲۴]
امام علی (ع) فرمود: با شمشیرها به سوی حرم بیرون نروید و هیچ یک از شما درحالی که در برابرش شمشیر است، نماز نخواند؛ زیرا قبله، امن است.
الإمام الصادق (ع) :
لاینبَغی أن یدخُلَ الحَرَمَ بِسِلاحٍ إلاّ أن یدخِلَهُ فی جَوالِقَ أو یَغیبَهُ یعنی یلُفُّ عَلَی الحَدیدِ شیئاً.[۲۲۵]
امام صادق (ع) فرمود: سزاوار نیست که سلاح وارد حرم کند، مگر اینکه آن را در کیسه‌ای بگذارد یا [با پیچیدن آن در چیزی] پنهانش کند.
عن أبی بصیرٍ عن الإمام الصادق (ع) ، قال: سَألتُه عنِ الرَّجُلِ یُریدُ مکَّهَ أوِ المدینهَ، یُکرَهُ أنْ یخرُجَ مَعهُ بالسِّلاحِ؟ فقالَ: لا بأسَ بأنْ یخْرُجَ بالسِّلاحِ مِن بَلَدِهِ، ولکن إذا دَخَلَ مکَّهَ لَمْ یُظهِرْهُ. [۲۲۶]
ابو بصیر می‌گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم که کسی می‌خواهد به مکّه یا مدینه برود، آیا همراه داشتن سلاح برای او مکروه است؟ فرمود: اشکالی ندارد که سلاح را از شهر خود بیرون ببرد؛ ولی وقتی وارد مکه می‌شود، آن را آشکار نسازد.

سه - مکروهات حرم

الامام الباقر (ع) :
لایَنبغی لِلرَّجلِ أن یقیمَ بِمَکَّهَ سَنَهً، قُلتُ: کیفَ یصنَعُ؟ قال: یتَحَوَّلُ عَنها.[۲۲۷]
امام باقر (ع) فرمود: شایسته نیست که انسان در مکّه یک سال بماند. گفتم: پس چه کند؟ فرمود: به جای دیگر برود.
الإمام الباقر (ع) : لاینبغی لأحدٍ أن یرفَعَ بِناءً فَوقَ الکَعبَهِ.[۲۲۸]
امام باقر (ع) فرمود: برای هیچ کسی سزاوار نیست که ساختمانی بالاتر از کعبه بسازد.
عن أحمد بن محمد السیاری قالَ: رَوی جَماعَهٌ مِن أصحابِنا رَفَعوهُ إلی أبی عَبدِاللهِ (ع) أنَّهُ کَرِهَ المُقامَ بِمَکَّهَ وذلکَ أنَّ رسولَ اللهِ اُخرِجَ عنها والمُقیمُ بِها یقسو قلبُهُ حَتّی یأتِی فی غَیرِها.[۲۲۹]
احمد بن محمد سیاری می‌گوید: از امام صادق (ع) روایت شده که آن حضرت، اقامت در مکّه را پسندیده نمی‌دانست و این به خاطر آن بود که پیامبر (ص) را از این شهر بیرون کردند و کسی که مقیم مکه شود، سنگ دل می‌شود تا آنکه در جای دیگر اقامت کند.
عن أبی عبداللهِ: سَألتُهُ عن رَجُلٍ لی عَلَیهِ مالٌ، فَغابَ عَنّی زَماناً، فَرَأیتُهُ یطوفُ حَولَ الکَعبهِ، أفَأَتَقاضاهُ مالی؟ قالَ: لا، لا تُسَلِّم عَلَیهِ ولا تُرَوِّعهُ حَتّی یخرجَ مِنَ الحَرَمِ. [۲۳۰]
از امام صادق (ع) پرسیدم: مردی به من مالی بدهکار است. مدتی از چشمم پنهان بود، تا اینکه او را در حال طواف کعبه دیدم، آیا مال خود را از او طلب کنم؟ فرمود: نه، به او سلام نده و هراسانش مکن، تا آنکه از حرم بیرون رود.

ج) مسجدالحرام

رسولُ اللهِ (ص) : أعظمُ المساجِدِ حُرمهً وأحبُّها إلَی اللهِ وأکرمُها عَلَی اللهِ تَعالی، المسجدُ الحرامِ.[۲۳۱]
پیامبراکرم (ص) فرمود: محترم‌ترین و محبوب‌ترین و گرامی‌ترین مساجد نزد خداوند متعال، مسجدالحرام است.
رسولُ اللهِ (ص) : فَضْلُ المسجدِ الحرامِ عَلی مَسجدی کَفَضْلِ مَسجدی عَلَی المَساجِدِ.[۲۳۲]
پیامبراکرم (ص) فرمود: برتری مسجدالحرام بر مسجد من، همچون برتری مسجد من بر مساجد دیگر است.
الإمام علی (ع) : أربعهٌ مِن قصورِ الجنَّهِ فِی الدُّنیا: المسجدُ الحرامِ ومسجدُ الرَّسولِ ومَسجدُ بَیت المقدسِ ومَسجدُ الکوفَهِ.[۲۳۳]
امام علی (ع) فرمود: چهار مکان اند که از قصرهای بهشتی در دنیا هستند: مسجدالحرام، مسجد الرسول، مسجد بیت المقدس و مسجد کوفه.
الإمام الصّادقُ (ع) : خَطَّ ابراهیمُ بِمکَّهَ مابَینَ الحَزْوَرَهِ إلَی المَسْعی، فذلِکَ الّذی کانَ خَطَّ ابراهیمُ (ع) ، یعنی المسجدَ.[۲۳۴]
امام صادق (ع) فرمود: ابراهیم در مکّه بین حزوره [نام محلی در مکّه نزدیک باب الحنّاطین] تا مسعا را خط کشید و این همان خطّی بود که ابراهیم (ع) رسم کرد؛ یعنی مسجد.

یک - آداب وارد شدن به مسجدالحرام

الإمام الباقر (ع) :
إنَّه [عَلیاً] کانَ إذا قَدِمَ مَکَّهَ بَدَأ بِمنزلِهِ قَبلَ أن یَطوفَ.[۲۳۵]
امام باقر (ع) فرمود: هرگاه علی (ع) به مکّه وارد می‌شد، پیش از آنکه طواف کند، ابتدا به محل فرود آمدن خویش می‌پرداخت.
الإمام الباقر (ع) :
إذا دَخَلتَ المَسجدَ الحَرامَ وَحاذَیتَ الحَجَرَ الأسوَدَ فَقُل: «أشهدُ أن لا إله إلاّ الله وحدَهُ لاشَریکَ لَهُ وأشهَدُ أنَّ مُحمّداً عَبدُهُ ورسولُهُ، آمَنتُ بِاللهِ وکَفرتُ بالطّاغوتِ وبِاللّاتِ والعُزّی وبِعبادَهِ الشَیطانِ وبعبادَهِ کُلِّ نِدٍّ یُدعی من دونِ اللهِ. [۲۳۶]
امام باقر (ع) فرمود: هرگاه وارد مسجدالحرام شدی و روبه روی حجرالأسود قرار گرفتی، بگو: گواهی می‌دهم که جز خداوند یکتا معبودی نیست و شریکی ندارد و شهادت می‌دهم که محمّد (ص) ، بنده و فرستاده اوست. به خدا ایمان آورده به طاغوت و لات و عزّی و پرستش شیطان و عبادت هر که جز خدا خوانده شود، کفر ورزیده‌ام.
الإمام الصادق (ع) :
إذا دَخَلَ الحاجُّ أوِ المُعتَمِرُ مَکَّهَ بَدَأ بِحیاطَهِ رَحلِهِ، ثُمَّ قَصَدَ المَسجدَ الحرامَ.[۲۳۷]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه کسی که حج یا عمره گزار است، وارد مکّه می‌شود، ابتدا وسایل خود را مستقر سازد و سپس آهنگ مسجدالحرام کند.

دو - مدفن پیامبران در مسجدالحرام

رسولُ اللهِ (ص) :
کانَ النَّبیُّ مِنَ الأنبیاءِ إذا هَلَکَت اُمَّتُه لَحِقَ بِمکّهَ فَیتَعَبَّدُ فیهَا النَّبیُّ ومَن مَعَه حتّی یَموتَ فیها، فَماتَ بها نوحٌ وهودٌ وصالحٌ وشعیبٌ وقبورُهم بینَ زَمزَمَ والحَجَرَ.[۲۳۸]
رسول خدا (ص) فرمود: از میان پیامبران، هر پیامبری که امتش هلاک می‌شدند، به مکّه می‌آمد و با همراهانش تا زمان مرگ در آنجا به عبادت می‌پرداختند. نوح، هود، صالح، شعیب، در مکّه از دنیا رفتند و قبرهاشان میان زمزم و حجرالأسود است.
الإمام الباقر (ع) :
إنَّ مابَینَ الرُّکنِ والمَقامِ لَمَشحُونٌ مِن قبورِ الأنبیاءِ، وانَّ آدمَ لَفی حَرَمِ اللهِ عزّوجلّ.[۲۳۹]
امام باقر (ع) فرمود: مابین رکن و مقام، پر است از قبور پیامبران، آدم نیز در حرم خدای عزوجل است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
دُفِنَ مابَینَ الرُّکنِ الیمانی والحَجَرِ الأسودِ سَبْعُونَ نبیّاً.[۲۴۰]
امام صادق (ع) فرمود: میان رکن یمانی و حجرالأسود، هفتاد پیامبر مدفون اند.

سه - فضیلت نماز خواندن در مسجدالحرام

الإمام الباقر (ع) :
مَن صَلَّی فی المَسجدِ الحرامِ صَلاهً مَکتوبَهً قَبِلَ اللهُ بِها مِنهُ کُلَّ صَلاهٍ صَلاّها مُنذُ یَومٍ وَجَبَت عَلَیهِ الصَّلاهُ وکُلَّ صَلاهٍ یُصَلّیها إلی أنْ یَموتَ. [۲۴۱]
امام باقر (ع) فرمود: هرکس که در مسجدالحرام یک نماز واجب بخواند، خداوند همه نمازهایی را که از روز واجب شدن نماز بر او خوانده و همه نمازهایی که تا زمان مرگ می‌خواند را از او قبول می‌کند.
الإمام الصادق (ع) :
أکثِروا مِنَ الصَّلاهِ والدُّعاء فی هذَا المَسجِدِ، أما إنَّ لِکُلِّ عَبدٍ رِزقاً یُجازُ إلیهِ جَوزاً.[۲۴۲]
امام صادق (ع) فرمود: در این مسجد، نماز و دعا زیاد بخوانید. آگاه باشید که برای هر بنده، روزی ای است که به سوی او سوق داده می‌شود.
عن أبی الحَسَن، قال:
سَألتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُصَلّی فی جَماعَهٍ فی مَنزِلِه بِمَکّهَ أفضلُ أو وَحدَهُ فی المَسجدِ الحرامِ؟ فَقالَ: وَحدَهُ.[۲۴۳]
از امام رضا (ع) پرسیدم: کسی که نماز را در خانه اش در مکّه به جماعت بخواند افضل است یا در مسجد الحرام و به تنهایی بخواند؟ فرمود: به تنهایی.
عن موسی بن سَلامٍ:
اِعتَمَرَ أبو الحَسَنِ الرِّضا، فَلَمّا وَدَّعَ البَیتَ وصارَ إلی بابِ الحَنّاطینَ لِیَخرُجَ مِنهُ وَقَفَ فی صَحنِ المَسجدِ فی ظَهرِ الکَعبهِ، ثُمَّ رَفَعَ یَدَیه فَدَعا، ثُمّ التَفَتَ إلینا، فقال: نِعمَ المَطلوبُ بِهِ الحاجَهُ إلیه، الصَّلاهُ فیه أفضَلُ مِنَ الصَّلاهِ فی غَیرهِ سِتّین سَنَهً أو شَهراً.[۲۴۴]
موسی بن سلام می‌گوید: امام رضا (ع) عمره انجام داد، چون با کعبه وداع کرد و به در حنّاطین رسید که از آنجا خارج شود، در محوطه مسجد پشت کعبه ایستاد. سپس دستانش را بلند کرد و دعا فرمود. آن گاه به ما توجه کردند و فرمودند: چه جای خوبی است برای حاجت بردن به نزد او؛ نماز در آن، برتر از شصت سال نماز در جای دیگر است و یا فرمودند: برتر از شصت ماه.

د) خانه خدا

یک - نام‌های خانه خدا

عَن أبی جعفرٍ (ع) : قالَ: قُلتُ له: لِمَ سُمِّی البَیتُ العتیقَ؟ قالَ: هو بَیتٌ حُرٌّ عَتیقٌ مِن النّاسِ، لَم یمْلِکْهُ أحدٌ.[۲۴۵]
از امام باقر (ع) پرسیدم: چرا کعبه را بیت عتیق [خانه آزاد] نامیده‌اند؟ فرمود: چون خانه‌ای است آزاد و رها شده از سلطه مردم و هیچ کس مالک آن نیست.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ اللهَ عزّوجلّ أغْرقَ الأرضَ کُلَّها یَومَ نوحٍ إلاّ البَیتَ، فیَومئذٍ سُمِّی العتیقَ؛ لأنَّهُ اُعْتِقَ یومئذٍ مِنَ الغَرَقِ.[۲۴۶]
خداوند متعال در ماجرای نوح، همه زمین را زیر آب بُرد، جز خانه خدا را، آن روز این خانه عتیق نام نهاده شد؛ زیرا آن روز از غرق شدن رها شد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
حینَ سُئِلَ: لِمَ سُمِّی البیتُ العتیقَ لأنَّ اللهَ أعتَقَهُ مِنَ الطّوفانِ.[۲۴۷]
آن گاه که از ایشان پرسیده شد: چرا کعبه بیت العتیق نامیده شد؟ فرمود: چون خداوند آن را از طوفان آزاد کرد.
عن حنّان: قلت لأبی عبدالله (ع) :
لِمَ سُمِّی بیتَ اللهِ الحَرامَ؟ قالَ: لأَنَّهُ حُرِّمَ عَلَی المُشرکینَ أنْ یدْخُلُوهُ.[۲۴۸]
حنّان می‌گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: چرا کعبه را بیت الله الحرام نامیده‌اند؟ فرمود: چون بر مشرکان حرام است که وارد آن شوند.

دو - فضیلت کعبه

رسولُ اللهِ (ص) :
أوّلُ مسجدٍ وُضِعَ فِی الأرضِ الکعبهُ، ثمَّ بیتُ المقدسِ وکانَ بینَهما خَمْسُ مائَهِ عامٍ.[۲۴۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: نخستین مسجدی که در زمین قرار داده شد، کعبه بود و سپس بیت المقدس و میان این دو، پانصد سال فاصله بود.
رسولُ اللهِ (ص) :
أکرمُ البُیوتِ عَلی وَجهِ الأرضِ أربعهٌ: الکَعبهُ وبیتُ المقدسِ وبَیتٌ یقرَأُ فیهِ القرآنُ والمَساجِدُ.[۲۵۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: گرامی‌ترین خانه‌ها بر روی زمین، چهار خانه‌اند: کعبه، بیت المقدس و خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و مساجد.
الإمام الصّادقُ (ع) عن آبائِه: - فی وصفِ الکَعبهِ - البَیتُ حُجَّهُ اللهِ فی أرضِهِ عَلی خَلقِهِ.[۲۵۱]
امام صادق (ع) به نقل از پدرانش در وصف کعبه فرمود: خانه خدا در روی زمین، حجت خدا بر بندگانش است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
هذا بَیتٌ إسْتَعْبَدَ اللهُ بِهِ خَلقَهُ.[۲۵۲]
امام صادق (ع) فرمود: این خانه‌ای است که خدا به سبب آن، بندگانش را به عبادت فرا خوانده است.
اول - آرایش و پوشش کعبه.
رسول الله (ص) - لِعُثمانَ -: إنّی نَسیتُ أن آمُرَکَ أن تُخَمِّرَ القَرنَینِ؛ فَاِنَّهُ لَیسَ یَنبَغی أن یَکونَ فی البَیتِ شَیءٌ یَشغَلُ المُصلِّیَ.[۲۵۳]
رسول الله (ص) به عثمان می‌فرمود: من فراموش کردم به تو فرمان دهم که روی دو شاخ [گوسفندی که فدیه اسماعیل شد] را بپوشانی؛ چرا که سزاوار نیست در خانه چیزی باشد که نمازگزار را مشغول کند.
الإمام الباقر (ع) : إنَّ علی بن أبی طالبٍ (ع) کانَ یبعَثُ بِکِسوَهِ البَیتِ فی کلِّ سَنَهٍ مِنَ العِراقِ.[۲۵۴]
امام باقر (ع) فرمود: علی بن ابی طالب (ع) همه ساله از عراق، پوشش کعبه را می‌فرستاد.
دوم - تبرک جستن به پوشش کعبه.
عن عبدالملکِ: سَألتُ أبَا الحْسَنِ الإمام الکاظم (ع) عَن رَجُلٍ اِشتَری مِن کِسوَهِ الکَعبَهِ شَیئاً، فَقَضی بِبَعضِهِ حاجَتَهُ وبَقِی بَعضُهُ فی یدِهِ، هَل یصلُحُ بَیعُهُ؟ قالَ: یبیعُ ما أرادَ ویهَبُ ما لَم یرید ویستَنفِعُ بِهِ ویطلُبُ بَرَکَتَهُ، قُلتُ: أیکَفَّنُ بِهِ المَیتُ؟ قالَ: لا.[۲۵۵]
عبدالملک می‌گوید: از امام کاظم (ع) درباره مردی پرسیدم که مقداری از پوشش کعبه را خریده و با بخشی از آن، نیاز خود را برطرف ساخته؛ ولی بخشی هم در دست او مانده است. آیا می‌تواند آن را بفروشد؟ فرمود: آنچه را می‌خواهد، بفروشد و آنچه را نمی‌خواهد، هدیه دهد و از آن سود ببرد و برکت آن را بطلبد. گفتم: آیا می‌توان با آن، مرده را کفن کرد؟ فرمود: نه.
عبدالملِکِ بن عُتبَه: سَألتُ أبا عبداللهِ عمّا یصِلُ إلینا مِن ثِیابِ الکَعبَهِ، هل یصلُحُ لَنا أن نَلبَسَ شیئاً مِنها؟ قالَ: یصلُحُ لِلصِّبیانِ والمَصاحِفِ والمِخَدَّهِ، تَبتَغی بِذلکَ البَرَکهَ إن شاءَ اللهُ.[۲۵۶]
عبدالملک بن عتبه می‌گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: آنچه از پوشش کعبه به دستمان می‌رسد آیا می‌توانیم بخشی از آن را بپوشیم؟ فرمود: می‌توان برای کودکان، قرآن‌ها و بالش از آن استفاده کرد. [می‌توانی] به خواست خدا بدین وسیله برکت بجویی.
الإمام صادق (ع) :
لا بَأس أن یأخُذَ مِن دیباجِ الکَعبهِ فَیَجعَلَهُ غِلافَ مُصحَفٍ أو یَجعَلَهُ مُصَلًّی یُصَلّی عَلَیهِ.[۲۵۷]
امام صادق (ع) فرمود: اشکالی ندارد که از دیبای کعبه برگرفت و آن را روکش قرآن یا جانماز ساخت و روی آن نماز خواند.

سه - فضیلت نگاه کردن به کعبه

رسولُ اللهِ (ص) : النَّظَرُ إلَی الکَعبهِ عِبادَهٌ.[۲۵۸]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: نگاه کردن به خانه کعبه عبادت است.
رسولُ اللهِ (ص) :
النَّظَرُ إلَی الکعبَهِ حُبّاً لَها عبادهٌ، وَیهدِمُ الخَطایا هَدْماً.[۲۵۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: از روی محبت نگاه کردن به کعبه، عبادت است و خطاها را به طور کامل از بین می‌برد.
رسولُ الله (ص) :
تُفتَحُ أبوابُ السَّماء ویستَجابُ الدُّعاءُ فی أربعهِ مَواطِنَ. . . وعِندَ رُؤیهِ الکعبهِ.[۲۶۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: در چهار مورد درهای آسمان گشوده می‌شود و دعای بندگان به استجابت می‌رسد. . . [یکی هم] هنگام دیدن کعبه.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن نَظَرَ إلَی الکعبهِ لَم یزَلْ تُکتَبُ لَهُ حَسَنَهٌ وتُمْحی عنه سَیّئهٌ، حتّی یَنصَرِفَ بِبَصرِهِ عَنها. [۲۶۱]
امام صادق (ع) فرمود: هرکس به کعبه بنگرد، پیوسته برای او حسنه نوشته می‌شود و گناه از او محو می‌شود، تا آنکه نگاهش را از کعبه برگیرد.

ه) بهترین جای مسجدالحرام

. . . قالَ لَنا علی بنُ الحسینِ زَینُ العابِدین (ع) : أی البِقاعِ أفضلُ؟ فقلتُ: اللهُ ورسولُه وابنُ رسولِه أعلَمُ، فقالَ: إنَّ أفْضَلَ البِقاعِ مابَینَ الرّکنِ والمَقامِ.[۲۶۲]
. . . امام زین العابدین (ع) به ما فرمود: کدام قطعه زمین، برتر است؟ گفتم: خدا و پیامبرش و فرزند پیامبرش داناترند. فرمود: بهترین قطعه زمین، میان رکن و مقام است.
عَن أبی عُبَیدَه: قُلْتُ لأبی عَبدِاللهِ (ع) : . . . فأی بِقاعِهِ أفضلُ؟ قالَ: مابَینَ البابِ إلَی الحَجَر الأَسْوَدِ.[۲۶۳]
ابوعبیده می‌گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: کدام جای مسجدالحرام برتر است؟ فرمود: میان در کعبه و حجرالأسود.
الإمام الصّادقُ (ع) : إنْ تَهَیأَ لَکَ أنْ تُصَلِّی صَلَواتِکَ کلَّها الفرائضَ وغیرَها عندَ الحَطیمِ فَافْعَلْ، فَإنَّهُ أفضلُ بُقعَهٍ عَلی وَجهِ الأرضِ.[۲۶۴]
امام صادق (ع) فرمود: اگر برایت فراهم شد که همه نمازهای واجب و غیر واجب را در حطیم [حطیم اسماعیل] بخوانی، بخوان؛ زیرا آنجا برترین نقطه روی زمین است.

و) مقام ابراهیم

و) مقام ابراهیم [۲۶۵]
رسولُ اللهِ (ص) : إنَّ اللهَ فَضَّلَ مَکَّهَ وجَعَلَ بعضَها أفضلَ مِن بعضٍ فقال: وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی .[۲۶۶]
پیامبر خدا (ص) فرمود: خداوند مکّه را فضیلت داد و بخشی از آن را برتر از بخش دیگر قرار داد و فرمود: «از مقام ابراهیم، جایگاه نماز بگیرید» .
الامام الحسین (ع) : إنّ اللهَ قَدْ جَعَلَهُ عَلَماً لَمْ یکنْ لِیذْهَبَ بِهِ.[۲۶۷]
امام حسین (ع) فرمود: همانا خداوند سبحان مقام ابراهیم (ع) را علم و نشانه خود قرار داده است و هرگز از بین نمی‌رود [آن را از بین نمی‌برد].
عَن ابنِ سنانٍ: سألتُ أبا عبدِاللهِ (ع) عَن قَولِ الله عزَّوجلَّ: إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمِینَ * فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ ما هذِهِ الآیاتُ البّیناتُ؟ قالَ: مقامُ ابراهیمَ حَیثُ قامَ عَلَی الحَجَرِ فأثَّرَت فیه قدماه. . . . [۲۶۸]
از ابن سنان: از امام صادق (ع) درباره آیه «همانا اولین خانه‌ای که برای مردم قرار داده شد همان است که در مکّه و فرخنده و هدایتگر برای جهانیان است، در آن نشانه‌هایی روشن است» پرسیدم که این نشانه‌های روشن چیست؟ فرمود: مقام ابراهیم؛ آنجا که بر روی سنگ ایستاد و قدم‌های او بر سنگ اثر گذاشت.

ز) حجرالأسود

رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ یمینُ اللهِ فی أرضِهِ، فَمَن مَسَحَهُ مَسَحَ یدَ اللهِ.[۲۶۹]
پیامبراکرم (ص) فرمود: حَجر، دست خداوند در زمین است، هر که آن را لمس کند، دستِ خدا را لمس کرده است.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ الأسوَد یمینُ اللهِ فِی الأرضِ یُصافِحُ بِها عِبادَهُ.[۲۷۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: حجرالأسود دست خداوند در زمین است که با آن، با بندگانش دست می‌دهد.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ یمینُ اللهِ، فَمَن شاءَ صافَحَهُ لَها.[۲۷۱]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: حجر، دست خداست. هرکس بخواهد، به وسیله آن با خدا دست می‌دهد.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ الأسوَدُ مِنَ الجَنَّهِ. [۲۷۲]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: حجرالأسود از بهشت است.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ الأسوَدُ مِن حِجارَهِ الجَنَّهِ.[۲۷۳]
رسول خدا (ص) فرمود: حجرالأسود، از سنگ‌های بهشت است.

استلام و بوسیدن حجرالأسود

الحارث عَن الإمام علی (ع) :
أنّه کانَ إذا مَرَّ بالحَجَرِ الأسودِ فَرَأی علیهِ زِحاماً استَقْبَلَه وَکَبَّرَ وقال: أللّهُمَّ تصدیقاً بکتابکَ وسُنَّهِ نَبیکَ.[۲۷۴]
حارث می‌گوید: هرگاه علی (ع) بر حجرالأسود می‌گذشت و بر گرد آن ازدحام می‌دید، رو به آن کرده تکبیر می‌گفت و می‌گفت: خدایا! به کتاب تو و سنت پیامبرت، یقین و باور دارم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
کانَ رسولُ اللهِ (ص) یسْتَلِمُهُ [الحَجَر] فی کلِّ طوافِ فریضهٍ ونافلهٍ.[۲۷۵]
امام صادق (ع) فرمود: پیامبر خدا (ص) در هر طواف واجب و مستحب، بر حجرالأسود دست می‌کشید.
عن معاویه بن عمّار: سألتُ أبا عبداللهِ (ع) عَن رَجُلٍ حَجَّ ولَمْ یستَلِمِ الحَجَرَ، فقالَ: هُوَ مِنَ السُّنَّهِ، فإن لَمْ یقْدِرْ فاللهُ أولی بالعُذْرِ.[۲۷۶]
معاویه بن عمّار می‌گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: مردی حج انجام داده ولی بر حجرالأسود دست نکشیده است. فرمود: این مستحب است، اگر نتواند، خداوند به عذرپذیری شایسته تر است.

ح) حِجْرِ اسماعیل

عَنْ طاوُوسِ الفقیهِ: رأیتُ فی الحِجْرِ زَینَ العابدینَ (ع) یصَلّی وَیدعُو: «عُبَیدکَ بِبابِکَ، أسیرُکَ بِفِنائکَ، مِسکینُکَ بِفنائکَ، سائلُکَ بِفِنائکَ، یشکُو إلیکَ ما لایخفی إلیکَ» وَفی خَبَرٍ: لاتَرُدَّنی عَنْ بابِکَ.[۲۷۷]
طاووس فقیه می‌گوید: امام زین العابدین (ع) را در حجر دیدم که نماز می‌خواند و چنین دعا می‌کرد: بنده ناچیز تو به درگاه توست. اسیر تو در آستان توست. نیازمند تو به درگاه توست. گدای تو به آستان توست. نزد تو شکایتی دارد که بر تو پنهان نیست. در روایتی فرمود: مرا از درگاهت مران.
الإمام الصّادقُ (ع) :
الحِجْرُ بَیتُ إسماعیلَ وفیهِ قَبْرُ هاجَرَ وقبرُ اسماعیلَ.[۲۷۸]
امام صادق (ع) فرمود: حِجر، خانه اسماعیل است و قبر هاجر و اسماعیل در آن قرار دارد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنّ اسماعیلَ صَلَواتُ اللهِ علیهِ تُوفِّی وهُوَ ابنُ مائهٍ وثلاثینَ سَنَهً ودُفِنَ بِالحِجْرِ مع اُمِّهِ.[۲۷۹]
امام صادق (ع) فرمود: اسماعیل که درود خداوند بر او باد، در صد و سی سالگی از دنیا رفت و در حجر، همراه مادرش دفن شده است.
عن ابی بلال المکّی: رأیتُ ابا عبدالله دَخَلَ الحِجرَ مِن ناحیهِ البابِ، فقامَ یصَلِّی علی قَدْرِ ذِراعَینِ مِن البیتِ، فقلتُ له: ما رأیتُ أحداً مِن أهلِ بَیتِکَ یصَلِّی بِحیالِ المیزابِ! فقالَ: هذا مُصَلّی شَبَّرَ وشَبیرٍ ابنَی هارونَ.[۲۸۰]
ابو بلال مکی می‌گوید: امام صادق (ع) را دیدم که از سمت در کعبه، وارد حجر شد و به فاصله دو ذراع از کعبه، به نماز ایستاد. گفتم: هیچ یک از خاندان تو را ندیده‌ام که در مقابل ناودان نماز بخواند. فرمود: اینجا محل نماز شَبَّر و شَبیر، پسران هارون (ع) است.
عن ابی نعیمٍ الانصاری عنِ الإمام المهدی (عج) کان سیدُ العابدینَ (ع) یقولُ فی سجودِهِ فی هذَا الموضِع - وأشارَ بِیدِه الی الحِجر نحوَ المیزابِ: «عُبیدکَ بفنائکَ، مِسکینُکَ ببابکَ، أسألکَ ما لایقدِرُ عَلَیهِ سِواکَ» . [۲۸۱]
ابو نعیم انصاری از امام زمان (عج) روایت کرده است که ایشان با اشاره به حجر و به سمت ناودان فرمود: امام زین العابدین (ع) در سجده خود در این مکان می‌گفت: بنده ناچیزت در آستان توست، نیازمندت در آستان توست، از تو می‌خواهم آنچه را که جز تو بر آن توانا نیست.

ط) حطیم

ط) حطیم [۲۸۲]
رسولُ اللهِ (ص) :
أمَّنی جَبرئیلُ عندَ بابِ الکَعبهِ مَرَّتینِ.[۲۸۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: کنار در کعبه، جبرئیل دو بار امام جماعت من شد [و من به او اقتدا کردم].
عن معاویهِ بنِ عمّار: سألتُ أبا عبداللهِ (ع) عَن الحَطیمِ، فقال: هُو ما بَینَ الحَجَرِ الأسودِ وبینَ البابِ وسألتهُ لِمَ سُمِّی الحَطیمَ؟ فَقالَ: لَأنَّ النّاسَ یحطِمُ بَعْضُهم بَعضاً هُناکَ.[۲۸۴]
معاویه بن عمار می‌گوید: از امام صادق (ع) درباره حطیم پرسیدم، فرمود: میان حجرالأسود و در کعبه است. پرسیدم: چرا به آن حطیم می‌گویند؟ فرمود: چون در آنجا مردم همدیگر را فشار می‌دهند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
عِندَما سَأَلَهُ الحَلَبی عن الحَجَرِ: انَّکُم تُسَمُّونَه الحَطیمَ وانّما کانَ لِغَنَمِ اسماعیلَ وإنَما دُفِنَ فیهِ اُمُّهُ وکَرِهَ أنْ یوطَأَ قبرُها، فَحَجَرَ علیه وفیهِ قُبورُ أنبیاءَ.[۲۸۵]
امام صادق (ع) ، آن گاه که حلبی از ایشان درباره حجر پرسید که: شما آن را حطیم می‌نامید، فرمود: آنجا محل گوسفندان اسماعیل بود و مادرش را آنجا دفن کرد و خوش نداشت که پا بر آن گذاشته شود. پس دور آن را حصاری کشید. قبر پیامبرانی هم در آنجا است.

ی) مُلتَزَم

ی) مُلتَزَم[۲۸۶]
رسولُ اللهِ (ص) :
ما دَعا أحَدٌ بِشَیءٍ فی هذَا المُلتَزَمِ إلاَّ استُجیبَ لَهُ. [۲۸۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هیچ کس در این ملتزم، چیزی از خدا نخواست مگر آنکه اجابت شد.
رسولُ اللهِ (ص) :
المُلتَزَمُ مَوضِعٌ یُستَجابُ فیهِ الدُّعاءُ وما دَعا عَبدٌ اللهَ دَعوَهً إلاّ استَجابَها.[۲۸۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: ملتزم، جایی است که دعا در آن پذیرفته است و هیچ بنده‌ای [در ملتزم] چیزی از خدا نخواست مگر اینکه آن را پذیرفت.
رسولُ اللهِ (ص) :
بَینَ الرُّکنِ والمَقامِ مُلتَزَمٌ، مایدعو بِهِ صاحِبُ عاهَهٍ إلاّ بَرِیَ.[۲۸۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: میان رکن و مقام، ملتزم است. هیچ دردمندی آنجا دعا نمی‌کند، مگر آنکه بهبود یابد.
الإمام علی (ع) :
أَقِرُّوا عندَ المُلتَزَمِ بِما حَفِظْتُم مِن ذنوبِکُم وَما لَم تَحْفَظُوا، فَقُولُوا: «وَما حَفِظْتَهُ عَلینا حَفَظْتُکَ ونَسیناهُ فَاغفِرْ لَنا» .[۲۹۰]
امام علی (ع) فرمود: کنار ملتزم، به گناهان خویش چه آنچه در یاد دارید و چه در یادتان نیست، اقرار کنید و بگویید: آنچه نگهبانان تو از گناهان ما حفظ کرده‌اند و ما فراموش کرده‌ایم را ببخشای.

ک) مُستَجار

ک) مُستَجار[۲۹۱]
الإمام الصّادقُ (ع) :
بَنی ابراهیمُ البیتَ. . . وجَعَلَ لَهُ بابَینِ. . . والبابُ الّذی إلَی المغربِ یسَمَّی المُستَجارَ.[۲۹۲]
امام صادق (ع) فرمود: ابراهیم (ع) کعبه را ساخت. . . و برای آن، دو در قرار داد؛ دری به مشرق و دری به مغرب. مستجار، دری است که رو به مغرب است.
عَن علی بنِ جعفَر: رأیتُ أخی یَطوفُ السُّبوعَینِ والثَّلاثهِ یَقْرِنُها، غیرَ أنَّهُ یَقِفُ فِی المُستَجارِ فَیدْعُو فی کُلِّ اُسبوعٍ ویَأتی الحَجَرَ فَیسْتَلِمُهُ، ثُمَّ یطُوفُ.[۲۹۳]
علی بن جعفر می‌گوید: برادرم [موسی بن جعفر (ع)] را دیدم که دو یا سه طواف می‌کرد [هر کدام هفت دور] و طواف‌ها را به هم می‌پیوست جز اینکه در مستجار می‌ایستاد و سر هر هفت دور، دعا می‌کرد و سراغ حجرالأسود می‌آمد و آن را لمس می‌کرد، سپس طواف می‌کرد.

ل) رکن یمانی

الإمام الصّادقُ (ع) :
الرّکنُ الیمانی بابٌ مِنْ أبوابِ الجنّهِ، لَمْ یغلِقْهُ اللهُ مُنذُ فَتَحَه. [۲۹۴]
امام صادق (ع) فرمود: رکن یمانی دری از درهای بهشت است. خداوند آن را از وقتی که گشوده، نبسته است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
الرُّکنُ الیمانی بابُنَا الّذی نَدخُل مِنهُ الجَنَّهَ.[۲۹۵]
امام صادق فرمود: رکن یمانی درِ ماست که از این در، وارد بهشت می‌شویم.
الإمام الصّادقُ (ع) : قالَ رسولُ اللهِ (ص) :
ما أتَیتُ الرُّکنَ الیمانیَّ الاّ وَجَدْتُ جَبرئیلَ (ع) قَدْ سَبَقَنی إلیهِ یلتَزِمُهُ.[۲۹۶]
امام صادق (ع) فرمود: پیامبر خدا (ص) می‌فرمود: هرگز سراغ رکن یمانی نیامدم، مگر آنکه جبرئیل را دیدم که پیش از من خود را به آن چسبانده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ اللهَ عزَّوجلَّ وَکَّلَ بالرُّکنِ الیمانِیِّ مَلَکاً هِجّیراً یؤَمِّنُ عَلی دُعائِکُم.[۲۹۷]
امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزّوجلّ، فرشته ذکرگویی را بر رکن یمانی مأمور ساخته است که دعاهای شما را آمین می‌گوید.

صفا و مروه

عَن جابرِ بن عبداللهِ: إنَّ رسولَ اللهِ (ص) کانَ یقِفُ عَلَی الصَّفا یکَبِّرُ ثَلاثاً ویقولُ: «لاإله إلاّالله، وحدَه لا شریک له، لهُ المُلکُ ولَهُ الحَمدُ وهو علی کلِّ شیءٍ قدیرٍ» . یصنَعُ ذلکَ ثَلاثَ مرَّاتٍ ویدعو ویصنعُ عَلی المَروهِ مثلَ ذلکَ.[۲۹۸]
جابر بن عبدالله می‌گوید: پیامبر خدا (ص) ، هرگاه بر صفا می‌ایستاد، سه بار تکبیر می‌گفت و می‌گفت: «جز خدای یکتا معبودی نیست. شریکی ندارد. سلطنت و ستایش از آنِ اوست و او بر همه چیز تواناست» . این کار را سه بار انجام می‌داد و دعا می‌خواند و مانند همین را در مروه نیز انجام می‌داد.
عَن علی بنِ جعفرٍ عن الإمامِ الکاظمِ (ع) قالَ: سَألتُه عن السَّعی بینَ الصَّفا والمَروهِ، فقال:
جُعِلَ لِسَعْی ابراهیمَ (ع) .[۲۹۹]
علی بن جعفر می‌گوید: از امام کاظم (ع) ، درباره سعی میان صفا و مروه پرسیدم، فرمود: به خاطر سعی ابراهیم (ع) قرار داده شده است.
عَن بعضِ أصحابه: کنتُ وَراءَ أبی الحسن موسی عَلَی الصَّفا - أو عَلَی المرَوهِ- وهو لایزیدُ عَلی حرفین: «أللّهُمّ انّی اسئلکَ حُسنَ الظَّنِّ بِکَ فی کلِّ حالٍ وصِدقِ النیهِ فِی التَّوکّلِ علیکَ» .[۳۰۰]
یکی از یاران امام کاظم (ع) می‌گوید: پشت سر امام کاظم (ع) بالای صفا یا مروه بودم و او بیش از این دو سخن چیزی نمی‌گفت: «خدایا! از تو می‌خواهم حسن ظن به خودت را در هر حال و نیت صادق در توکل بر تو را».

مدینه منوره

رسولُ اللهِ (ص) :
إنَّ اللهَ أَمَرَنی أنْ أُسَمِّی المدینهَ طَیبَهَ.[۳۰۱]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: خداوند سبحان، مرا فرمان داد که مدینه را طیبه [پاک] بنامم.
رسولُ اللهِ (ص) : لِکُلِّ نَبیٍّ حَرَمٌ و َحَرَمی المدینهُ.[۳۰۲]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: برای هر پیامبری حرمی است و حرم من، مدینه است.
عَن سَهلِ بنِ حُنَیفٍ: أهوی رَسولُ اللهِ (ص) بِیدِهِ إلَی المَدینهِ، فَقالَ: إنَّها حَرَمٌ آمِنٌ.[۳۰۳]
سهل بن حنیف می‌گوید: پیامبر خدا (ص) ، با دست خویش به مدینه اشاره کرد و فرمود: این، حرم امنی است.
رسولُ اللهِ (ص) :
المَدینهُ قُبَّهُ الإسلامِ ودارُ الإیمانِ وَأرضُ الهِجْرَهِ وَمَبَوّأُ الحَلالِ وَالحَرامِ. [۳۰۴]
پیامبر خدا (ص) فرمود: مدینه گنبد اسلام و خانه ایمان و سرزمین هجرت و جایگاه حلال و حرام است.
رسولُ اللهِ (ص) :
اُفْتُتِحَتِ القُری بِالسَّیفِ وَافْتُتِحَتِ المدینهُ بِالقُرآنِ.[۳۰۵]
پیامبر خدا (ص) فرمود: آبادی‌ها با شمشیر فتح شد؛ ولی مدینه با قرآن فتح شد.

الف) فضیلت اقامت کردن در مدینه

رسولُ اللهِ (ص) :
المدینهُ خیرٌ مِن مَکَّهَ.[۳۰۶]
پیامبر خدا (ص) فرمود: مدینه، بهتر از مکّه است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَنِ استَطاعَ أنْ یَموتَ بِالمَدینهِ فَلْیمُتْ بِها، فَإنّی أشْفَعُ لِمَنْ یمُوتُ بِها.[۳۰۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که بتواند در مدینه بمیرد، چنین کند؛ چراکه من برای کسی که در مدینه بمیرد، شفاعت می‌کنم.
رسولُ اللهِ (ص) : رَمَضانُ بالمَدینَهِ خَیرٌ مِن ألفِ رَمَضانَ فیما سِواها مِنَ البُلدانِ وجُمُعَهٌ بِالمَدینَهِ خَیرٌ مِن ألفِ جُمُعَهٍ فیما سِواها مِنَ البُلدانِ.[۳۰۸]
یک رمضان در مدینه بودن بهتر از هزار رمضان در شهرهای دیگر بودن است و یک جمعه در مدینه بودن، بهتر از هزار جمعه در شهرهای دیگر بودن است.

ب) مدینه هجرتگاه و شهر محبوب پیامبر (ص) و زداینده پلیدی‌ها

رسولُ اللهِ (ص) :
المَدینَهُ مُهاجَری ومَضجَعی فِی الأرضِ، حَقٌّ عَلی اُمَّتی أن یَکرِموا جیرانی مَا اجتَنَبُوا الکَبائِرَ.[۳۰۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: مدینه، هجرتگاه و آرامگاه من در زمین است. بر امت من است که همسایگانم را تا وقتی که از گناهان کبیره پرهیز می‌کنند، احترام کنند.
عن أنَس: إنَّ النَّبی کانَ إذا قَدِمَ مِن سَفَرٍ فَنَظَرَ إلی جُدُراتِ المَدینهِ أوضَعَ راحِلَتَهُ وإن کانَ عَلی دابَّهٍ حَرَّکَها مِن حُبِّها.[۳۱۰]
انس می‌گوید: هرگاه پیامبر (ص) از سفر می‌آمد و نگاهش به دیوارهای مدینه می‌افتاد، از شوق مدینه، وسایلش را بر زمین می‌نهاد و اگر سواره بود، مرکب خود را حرکت می‌داد.
عن زید بن ثابت: رَجَعَ ناسٌ مِن أصحابٍ مِن اُحُدٍ وکانَ النّاسُ فیهِم فِرقَتَینِ، فَریقٌ یقولُ: اُقتُلهُم وفَریقٌ یقولُ: لا، فَنَزَلَت: فَما لَکُمْ فِی الْمُنافِقِینَ فِئَتَیْنِ وقال: إنَّها طیبَهُ تَنفِی الخَبَثَ کَما تَنفِی النّارُ خَبَثَ الفِضَّهِ. [۳۱۱]
زید بن ثابت می‌گوید: گروهی از اصحاب پیامبر (ص) از احد بازگشتند و مردم، درباره آنها، دو دسته شدند. گروهی می‌گفتند: آنها را بکشید و گروهی می‌گفتند: نکشید. پس این آیه نازل شد: «شما را چیست که درباره منافقان دو گروهید؟» و فرمود: مدینه پاک است، پلیدی را می‌زداید، آن گونه که آتش چرک‌های نقره را می‌زداید» .

ج) آداب مدینه

رسولُ اللهِ (ص) :
الصَّلاهُ فی مَسجِدِ قُباءَ کَعُمرَهٍ.[۳۱۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: نماز خواندن در مسجد قبا، مانند گزاردنِ یک عمره است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن خَرَجَ حَتّی یأتِیَ هذَا المَسجِدَ - مَسجِدَ قُباءَ - فَصَلّی فیهِ کانَ لَهُ عِدلُ عُمرَهٍ.[۳۱۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس بیرون آید تا به این مسجد - مسجد قبا - بیاید و در آن نماز بخواند، برای او پاداشی برابر عمره است.
عن جابر: إنَّ النَّبی صَلّی فی مَسجِدِ الخَرِبَهِ ومَسجِدِ القِبلَتَینِ ومَسجِدِ بَنی حَرامٍ الَّذی بِالقاعِ. [۳۱۴]
جابر می‌گوید: پیامبر (ص) در مسجد خربه، مسجد قبلتین و مسجد بنی حرام که در دشت بود، نماز خواند.
الإمام الصّادق (ع) :
إذا دَخَلتَ المَدینَهَ فَاغتَسِل قَبلَ أن تَدخُلَها أو حینَ تَدخُلُها. [۳۱۵]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه وارد مدینه شدی، پیش از ورود یا هنگام ورود، غسل کن.
عن مُعاویهَِ بنِ عَمّار: قال أبو عَبدِاللهِ (ع) : لاتَدَع إتیانَ المَشاهِدِ کُلِّها: مَسجِدِ قُباءَ فَإنَّهُ المَسجِدُ الَّذی اُسِّسَ عَلَی التَّقوی مِن أوَّلِ یومٍ ومَشرَبَهِ اُمِّ ابراهیمَ ومَسجِدِ الفَضیخِ وقُبورِ الشُّهداءِ ومَسجِدِ الأحزابِ وهُوَ مَسجدُ الفَتحِ. قالَ: وَبَلَغَنا أنَّ النَّبی کانَ إذا أتَی قُبورَ الشُّهداءِ قالَ:
«السَّلامُ عَلَیکُم بِما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَی الدّارِ» ولیکُنْ فیما تَقولُ عِندَ مَسجِدِ الفَتحِ: «یا صَریخَ المَکروبینَ ویا مُجیبَ دَعوَهِ المُضطرّینَ، إکشِف هَمّی وغَمّی وکَربی، کَما کَشَفتَ عَن نَبِیکَ هَمَّه وغَمَّهُ وَکَربَه وَکَفَیتَهُ هَولَ عَدُوِّهِ فی هذا المَکانِ» . [۳۱۶]
معاویه بن عمار می‌گوید: امام صادق (ع) فرمود: رفتن به همه مشاهد را ترک نکن مانند مسجد قبا؛ مسجدی که نخستین روز، بر پرهیزگاری بنا شده است. مشربه‌ام ابراهیم، مسجد فضیخ، قبور شهیدان و مسجد احزاب که همان مسجد فتح است. آن گاه فرمود: به ما چنین رسیده که پیامبر (ص) هرگاه به زیارت قبر شهدا می‌رفت، می‌فرمود: «سلام بر شما به خاطر شکیبایی ای که کردید. پس خانه آخرت چه نیکوست» و کنار مسجد فتح، دعای تو چنین باشد: «ای فریادرس گرفتاران! ای پاسخ دهنده دعای بیچارگان! اندوه و غم و ناراحتی مرا بِزُدای، آن گونه که از پیامبرت اندوه و غم و گرفتاریاش را زدودی و در این مکان، از هراس دشمن او را کفایت کردی» .

د) فضیلت مسجد النّبی

رسولُ اللهِ (ص) :
إنَّ خَیرَ مارُکِبَت إلَیهِ الرَّواحِلُ مَسجِدی هذا والبَیتُ العَتیقُ.[۳۱۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: بهترین مقصدی که مرکب‌ها را به سوی آن سوار می‌شوند، این مسجد من و خانه خداست.
رسولُ اللهِ (ص) :
انّما یُسافَرُ إلی ثَلاثهِ مَساجِدَ: مَسجدِ الکعبهِ ومَسجدی و مَسجدِ إیلیاءَ. [۳۱۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: شایسته است تنها به سوی سه مسجد، مسافرت شود: مسجد کعبه، مسجد من، مسجد ایلیاء [در بیت المقدس].
رسولُ اللهِ (ص) :
مَنْ خَرَجَ عَلی طُهْرٍ، لایُریدُ إلاّ مَسجدی هذا لِیُصَلّی فیه کانَ بِمَنزِلَهِ حَجَّهٍ.[۳۱۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس با طهارت بیرون رود و قصدی جز آمدن به این مسجد مرا نداشته باشد تا در آن نماز بخواند، مانند گزاردن حج است.
الإمام علی (ع) :
لاتُشَدُّ الرِّحالُ إلاّ إلی ثلاثهِ مَساجِدَ: المسجدِ الحرامِ ومسجدِ رسولِ الله ومسجدِ الکوفهِ.[۳۲۰]
امام علی (ع) فرمود: [از میان مساجد] جز به قصد مسجدالحرام و مسجدالنبی (ع) و مسجد کوفه، نباید بار سفر بست.

ه) آداب مسجد النبی

الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا دَخَلتَ المسجدَ فإنِ استَطَعْتَ أنْ تُقیمَ ثلاثهَ أیامٍ: الأربعاءَ والخَمیسَ والجُمُعَهَ، فَصَلِّ مابینَ القبرِ والمنبرِ یومَ الأربعاءِ. . . والیومَ الثانی عندَ اُسطوانهِ التّوبهِ ویومَ الجُمُعهِ عندَ مَقامِ النّبی. . . وتَصومُ تِلکَ الثَّلاثَهِ الأیامِ.[۳۲۱]
هرگاه وارد مسجد پیامبر شدی، اگر توانستی سه روز بمان: چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه؛ چهارشنبه مابین قبر و منبر، کنار ستونی که نزدیک قبر است نماز بخوان. . . ، روز دوم کنار ستون توبه و روز جمعه کنار جایگاه پیامبر (ص) . . . و این سه روز را روزه می‌گیری.
الإمام الصّادقُ (ع) : إذا فَرَغْتَ مِنَ الدُّعاءِ عِندَ قبرِ النَّبی (ص) فَائتِ المِنبرَ فَامْسَحْهُ بیدِکَ. . . فانَّ رسولَ اللهِ (ص) قالَ: مابینَ مِنبری وبَیتی رَوضَهٌ مِن ریاضِ الجنَّهِ ومِنبری عَلَی تُرعَهٍ مِن تُرَعِ الجَنَّهِ - والتُّرعهُ هِی البابُ الصَّغیرُ-.[۳۲۲]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از دعا نزد قبر پیامبر (ص) فارغ شدی، نزد منبر برو و بر آن، دست بکش و دو قبه پایین را بگیر و چشم‌ها و صورتت را به آن بمال که می‌گویند شفای چشم است. . . پیامبر (ص) فرمود: میان منبر و خانه‌ام بوستانی از بوستان‌های بهشت است و دریچه‌ای از دریچه‌های بهشت قرار دارد و ترعه همان در کوچک است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
أفضلُ مَوضعٍ یُصلَّی فیه منه ماقَرُبَ مِن القَبرِ، فإذا دَخلتَ المدینهَ فاغْتسِلْ وَائتِ المسجدَ فَابْدأ بِقبرِ النَّبیِّ. . . وَادْعُ مِنَ الدُّعا بِما فَتَحَ اللهُ لکَ فیهِ.[۳۲۳]
امام صادق (ع) فرمود: بهترین جای مسجد پیامبر (ص) که در آن نماز خوانده می‌شود، نزدیک قبر است. هرگاه وارد مدینه شدی غسل کن، به مسجد برو، با قبر پیامبر (ص) آغاز کن. . . . بر او بسیار درود بفرست و هر چه خدا برایت گشایش دهد، در آنجا دعا بخوان.

یک - فضیلت خواندن نماز در مسجدالنّبی

رسولُ اللهِ (ص) :
صَلاهٌ فی مَسجدی تَعدِلُ ألفَ صَلاهٍ فیما سِواهُ مِن المَساجدِ إلاّ المسجدَ الحرامَ.[۳۲۴]
پیامبر خدا (ص) فرمود: یک نماز در مسجد من، برابر با هزار نماز در مساجد دیگر است، به جز مسجدالحرام.
رسولُ اللهِ (ص) :
الصَّلاهُ فی مسجدی کألفٍ فی غیره إلاّ المسجدَالحرامَ، فانَّ الصّلاهَ فی المسجدِالحرامِ تَعدلُ ألفَ صلاهٍ فی مَسجدی.[۳۲۵]
پیامبر خدا (ص) فرمود: نماز خواندن در مسجد من، معادل هزار برابر در غیر آن است، جز مسجدالحرام. نمازخواندن در مسجدالحرام، معادل هزار برابر مسجد من است.
الإمام الصّادقُ (ع) : تَتِمُّ الصَّلاهُ فی أربعهِ مَواطِنَ: فی مسجدِالحرامِ ومسجدِ الرَّسول ومسجِدِ الکوفهِ وحَرَمِ الحُسَینِ صلواتُ اللهِ علیه. [۳۲۶]
امام صادق (ع) فرمود: چهار جا نماز تمام است: در مسجدالحرام، مسجد پیامبر (ص) ، مسجد کوفه و حرم امام حسین (ع) که درود خداوند بر او باد.
عَن ابی بکرِ الحَضرمی:
أمَرَنی ابو عبداللهِ (ع) أنْ اُکثِرَ الصَّلاهَ فی مسجدِ الرَّسول مَا استَطَعْتُ وقالَ: انَّکَ لاتَقدِرُ علیهِ کُلَّما شِئتَ.[۳۲۷]
ابوبکر حضرمی می‌گوید: امام صادق (ع) به من دستور داد که تا می‌توانم در مسجد پیامبر خدا (ص) بسیار نماز بخوانم و فرمود: چنین نیست که هردوقت بخواهی، بتوانی.

دو - زیارت پیامبر (ص)

رسولُ اللهِ (ص) :
مَن حَجَّ فَزار قَبری بَعدَ مَوتی، کانَ کَمَن زارَنی فی حَیاتی.[۳۲۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس حج به جا آورد و پس از مرگ من، مرا زیارت کند، همچون کسی است که در حال حیات من، مرا زیارت کرده است.
رسولُ اللهِ (ص) : مَن حَجَّ ولَم یزُرنی فَقَد جَفانی.[۳۲۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس حج بگزارد و مرا زیارت نکند، بر من جفا کرده است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَنی بَعدَ مَوتی فَکَأنَّما زارَنی فی حَیاتی وَمَن جاوَرَنی بَعدَ مَوتی فَکَأنَّما جاوَرَنی فی حیاتی.[۳۳۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس مرا پس از مرگم زیارت کند، گویا در حال حیاتم مرا دیدار کرده است و هرکس پس از مرگم با من همسایه شود، گویا در حال حیاتم با من همسایه بوده است.
عَن یحیی بنِ یسار: حَجَجنا فَمَرَرنا بِأَبی عَبداللهِ فَقالَ: حاجَّ بَیتِ اللهِ وزُوّارَ قَبرِ نَبیهِ وَشیعَهَ آلِ مُحَمَّدٍ، هَنیئاً لَکُم.[۳۳۱]
یحیی بن یسار می‌گوید: حج انجام دادیم و بر امام صادق (ع) گذر کردیم.
فرمود: ای زائران خانه خدا و قبر پیامبر خدا (ص) ! و [ای] پیروان خاندان محمد (ص) ! گوارای تان باد!

سه - سلام دادن بر پیامبر (ص)

رسولُ اللهِ (ص) :
خَلَقَ اللهُ تَعالی لی ملَکَینِ یرُدّانِ السَّلامَ عَلی مَنْ سَلَّمَ علیَّ مِن شرقِ البلادِ وغَربِها، الاّ مَن سَلَّمَ عَلَیَّ فی داری فإنّی أرُدُّ علیه السّلامَ بنَفْسی.[۳۳۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: خداوند متعال برایم دو فرشته آفریده است که هر کس از شهرهای شرق و غرب به من سلام دهد، سلام را به من می‌رسانند؛ مگر کسی که در خانه خودم بر من سلام دهد که خودم پاسخ سلام او را می‌دهم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مُرُّوا بِالمدینهِ فَسلِّمُوا عَلی رسولِ اللهِ (ص) مِن قریبٍ وإنْ کانَتِ الصّلاهُ تَبلُغُهُ مِن بَعیدٍ.[۳۳۳]
امام صادق (ع) فرمود: بر مدینه بگذرید و از نزدیک به پیامبر خدا (ص) ، سلام دهید؛ هرچند که درود از دور هم به او می‌رسد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
صَلُّوا إلی جانبِ قبرِ النّبیَّ (ص) وإنْ کانتْ صَلاهُ المؤمِنینَ تَبلُغُه أینَما کانُوا.[۳۳۴]
امام صادق (ع) فرمود: کنار قبر پیامبر (ص) بر او درود بفرستید؛ هرچند درود مؤمنان، هرجا که باشند به ایشان می‌رسد.

چهار - شفاعت پیامبر (ص)

رسولُ اللهِ (ص) :
مَن أتانی زائراً کُنتُ شفیعَهُ یومَ القیامَهِ.[۳۳۵]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس به زیارت من بیاید، روز قیامت، شفیع او خواهم بود.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن جاءَنی زائراً، لایعمَلُهُ حاجَهً إلا زیارَتی، کانَ حقّاً عَلَیّ أن أکونَ لَهُ شَفیعاً یومَ القِیامَهِ.[۳۳۶]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس به زیارت من بیاید و هیچ کاری جز زیارت من نداشته باشد، بر من حق دارد که روز قیامت، شفیع او باشم.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَ قَبری وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتی.[۳۳۷]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکه قبر مرا زیارت کند، شفاعت کردن او بر من واجب می‌شود.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زار قَبری حَلَّت لَهُ شَفاعَتی، وَمَن زارَنی مَیِّتاً فَکَأنَّما زارَنی حَیّاً.[۳۳۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس قبر مرا دیدار کند، شفاعت او بر من رواست و هرکس مرا پس از مرگ زیارت کند، گویا مرا در حال حیات، زیارت کرده است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن أتی مَکَّهَ حاجّاً ولَم یزُرنی إلَی المَدینَهِ جَفَوتُهُ یومَ القِیامَهِ ومَن أتانی زائراً وَجَبَت لَهُ شَفاعَتی وَمَن وَجَبَت لَهُ شَفاعَتی وَجَبَت لَهُ الجَنَّهُ.[۳۳۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس برای حج به مکه بیاید و مرا در مدینه زیارت نکند، من هم در روز قیامت بر او جفا می‌کنم و هرکه به زیارت من بیاید، شفاعت او بر من واجب است و شفاعت هر که بر من واجب می‌شود، بهشت برای او واجب است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَنی بِالمَدینهِ مُحْتَسِباً کنتُ له شَهیداً وشَفیعاً یومَ القیامَهِ.[۳۴۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس به خاطر خدا مرا در مدینه زیارت کند، روز قیامت گواه و شفیع او خواهم بود.

پنج - پاداش زیارت کردن پیامبر (ص)

رسولُ اللهِ (ص) :
مَن حَجَّ إلی مکّهَ ثمَّ قَصَدَنی فی مَسجدی کُتِبَتْ لهُ حَجَّتانِ مَبرورَتانِ. [۳۴۱]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس برای حج به مکه برود، سپس در مسجد من به دیدار من بیاید، برای او دو حج پذیرفته شده نوشته می‌شود.
رسولُ اللهِ (ص)

مَن زارَنی فی حَیاتی وبَعدَ مَوتی، کانَ فی جِواری یومَ القِیامَهِ.[۳۴۲]

پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس در حال حیات و پس از وفاتم مرا زیارت کند، روز قیامت در همسایگی و پناه من خواهد بود.
الإمام الباقر (ع) :
إنَّ زیارَهَ قبرِ رسولِ اللهِ تَعْدِلُ حَجَّهً معَ رسولِ اللهِ مَبرورَهً.[۳۴۳]
امام باقر (ع) فرمود: زیارت قبر رسول خدا (ص) ، برابر است با یک حج مقبول همراه رسول خدا (ص) .
عَن ابنِ ابی نجران: قلتُ لأبی جَعفر (ع) :
جُعِلْتُ فِداکَ، ما لِمَن زارَ رسولَ اللهِ (ص) متعمِّداً؟ فَقالَ: لَهُ الجنَّه.[۳۴۴]
ابن نجران می‌گوید: به امام باقر (ع) گفتم: فدایت شوم! کسی که با قصد و اراده به زیارت پیامبر خدا (ص) برود، چه پاداشی دارد؟ فرمود: پاداش او بهشت است.

شش - رعایت ادب در زیارت پیامبر (ص)

عَن محمّد بنِ مسعود: رأیتُ أبا عبدِاللهِ (ع) إنتهی إلی قبرِ النَّبی (ص) فَوَضَعَ یدَهُ علیه وقالَ: «أَسألُ اللهَ الّذی اجتَباکَ واختارَکَ وهَداکَ وَهَدی بِکَ أن یصلّی علیکَ.» ثمّ قال:
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً.[۳۴۵]
محمد بن مسعود می‌گوید: امام صادق (ع) را دیدم که به قبر پیامبر (ص) رسید، دست بر آن نهاد و گفت: «از خدایی که تو را برگزید و هدایت کرد و تو را وسیله هدایت قرار داد، می‌خواهم که بر تو درود فرستد» . سپس گفت: «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر (ص) ، درود می‌فرستند. ای مؤمنان! شما هم بر او درود و سلام بسیار بفرستید» .
عَن إسحاقِ بنِ عمّار: قلتُ لأبی عبداللهِ (ع) : عَلِّمْنی تَسلیماً خَفیفاً عَلَی النّبی (ص) قالَ: قُل:
«أسألُ اللهَ الَّذی انتَجَبَکَ وَاصْطَفاکَ وَهَداکَ وَهَدی بِکَ أنْ یُصَلِّی عَلیکَ صَلاهً کَثیرهً طَیّبَهً» .[۳۴۶]
اسحاق بن عمّار می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم سلامی کوتاه و سبک بر پیامبر (ص) به من بیاموز، فرمود: بگو «از خدایی که تو را برگزید و هدایت کرد و وسیله هدایت قرار داد، می‌خواهم که درودی فراوان و پاک، بر تو بفرستد» .
عَن یونُسَ بنِ یعقوب: سألتُ أبا عبداللهِ (ع) عَن وِداعِ قبرِ النّبی (ص) ، قالَ: تَقُولُ: «صَلَّی اللهُ علیکَ، السَّلامُ علیکَ، لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ تَسلیمی عَلَیکَ» .[۳۴۷]
یونس بن یعقوب می‌گوید: از امام صادق (ع) درباره وداع با قبر پیامبر (ص) پرسیدم، فرمود: می‌گویی: «درود خدا بر تو! سلام بر تو! خداوند این را آخرین سلام من بر تو قرار ندهد» .

و) ثواب و آداب زیارت حضرت زهرا (س)

رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَ فاطمهَ فَکأنَّما زارَنی، وَمَن زارَ علی بنَ أبی طالبٍ فَکَأنَّما زارَ فَاطِمَهَ.[۳۴۸]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس فاطمه (س) را زیارت کند، گویی مرا زیارت کرده و هرکس علی بن ابی طالب (ع) را زیارت کند، گویی فاطمه (س) را زیارت کرده است.
رسولُ اللهِ (ص) : ما بَینَ بَیتی ومِنبَری رَوضهٌ مِن رِیاضِ الجَنَّهِ ومِنبَری عَلی حَوضی.[۳۴۹]
پیامبر خدا (ص) فرمود: میان خانه و منبر من، باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من، بر حوض من است.
. . . حدَّثنا أبو جعفر (ع) ذاتَ یومٍ، قالَ: إذا صِرتَ إلی قَبرِ جَدَّتِکَ فاطمهَ (س) فقُل: «یا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنکِ اللهُ الّذی خَلقکِ قبلَ اَنْ یخلُقَکِ، فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صابرهً، . . . لِنُبشِّرَ أنفسَنا بأنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلایتِکِ» . [۳۵۰]
. . . امام باقر (ع) روزی با ما سخن گفت و فرمود: «هرگاه به زیارت جده ات فاطمه (س) رفتی بگو: «ای آزمون شده! خدایی که تو را آفریده، پیش از آفریدنت تو را آزمود. پس تو را برآنچه امتحان کرد، شکیبا یافت. . . تا به خودمان مژده دهیم که به سبب ولایت تو، پاک شده‌ایم» .
الامام الصادق (ع) : قال رسولُ اللهِ (ص) :
ما بَینَ بَیتی ومِنبَری رَوضهٌ مِن رِیاضِ الجنّهِ، وَمِنبَری عَلی تُرعَهٍ مِن تُرَعِ الجنَّهِ وَقَوائمُ مِنبری رَبَتْ فِی الجَنَّهِ.[۳۵۱]
امام صادق (ع) فرمود: پیامبر خدا (ص) فرموده است: میان خانه و منبر من، باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دریچه‌ای از دریچه‌های بهشت است و پایه‌های منبر من، در بهشت روییده است.

ز) زیارت امامان اهل بیت (ع)

رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَنی، أو زارَ أحداً مِن ذُرّیتی، زُرْتُه یَومَ القیامهِ، فأنْقَذْتُهُ مِن أهوالِها.[۳۵۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرکس مرا یا یکی از فرزندان مرا زیارت کند، او را روز قیامت زیارت کرده، از هراس‌های آن روز نجاتش می‌دهم.
رسولُ اللهِ (ص) : . . . أما الحسنُ. . . مَن زارَه فی بَقیعِهِ ثَبَتَتْ قدمُهُ علَی الصِّراطِ، یَومَ تَزِلُّ فیهِ الأقدامُ.[۳۵۳]
پیامبر خدا (ص) فرمود: اما حسن. . . هرکس در بقیعش او را زیارت کند، در روزی که قدم‌ها می‌لغزد، گام او بر صراط استوار می‌ماند.
عَن زَیدِ الشَّحّام: قلتُ لأبی عَبدِاللهِ (ع) : ما لِمَنْ زارَ أحداً مِنکُم؟ قالَ: کَمَنْ زارَ رَسولَ الله (ص) .[۳۵۴]
زید شحّام می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: پاداش کسی که یکی از شما را زیارت کند چیست؟ فرمود: مانند کسی است که پیامبر (ص) را زیارت کرده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن زارَنی غُفِرَتْ لَهُ ذُنوبُه ولَم یمُتْ فَقیراً.[۳۵۵]
امام صادق (ع) فرمود: هرکس مرا زیارت کند، گناهانش بخشوده می‌شود و فقیر از دنیا نمی‌رود.

ح) زیارت قبور شهدا در مدینه منوره

الإمام الصّادقُ (ع) :
مِن المَشاهدِ فِی المَدینهِ الّتی یَنبغی أنْ یُؤتَی إلَیها وتُشاهَدَ ویُصلَّی فیها وتُعاهَدَ. . . قبرُ حمزهَ وقبورُ الشهداء.[۳۵۶]
امام صادق (ع) فرمود: از قبوری که سزاوار است نزد آنها رفته زیارت شوند و آنجا نماز خوانده و پیمان بسته شود. . . قبر حمزه و قبور شهیدان است.
الإمام الصّادقُ (ع) : بَلَغَنا أنّ النّبی (ص) کانَ اِذا أتَی قبورَ الشُّهداءِ قالَ: «السَّلامُ علیکم بما صَبَرْتُم فَنِعمَ عُقبَی الدّارِ» . [۳۵۷]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه پیامبر به دیدار قبور شهدا می‌رفت، می‌فرمود: «سلام بر شما به خاطر شکیبایی شما! پس چه خانه خوش فرجامی» .
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ فاطمهَ (س) کانتْ تَأتی قبورَ الشُّهداءِ فی کُلِّ غَداهِ سَبْتٍ، فَتَأتی قَبرَ حمزهَ وَتَتَرحّمُ علیهِ وتَستَغفِرُ لَهُ.[۳۵۸]
امام صادق (ع) فرمود: فاطمه (س) هر صبح شنبه به زیارت قبور شهدا می‌رفت. نزد قبر حمزه می‌رفت و برای او رحمت و آمرزش می‌طلبید.
الإمام الصّادق (ع) :
عاشتْ فاطمهُ سلام الله علیها، بَعدَ رسولِ اللهِ (ص) ، خَمسهً وسبعینَ یوماً لَم تُرَ کاشِرَهً ولا ضاحکهً، تأتی قبورَ الشُّهداءِ فی کلِّ جُمعهٍ مرَّتیْنِ: الإثنینِ والخمیسَ، فتقولُ: هاهُنا کان رسولُ الله وهاهنا کان المشرکونَ.[۳۵۹]
امام صادق (ع) فرمود: فاطمه (س) پس از پیامبر خدا (ص) ، هفتادوپنج روز زیست که هرگز خوش حال و خندان دیده نشد. در هر هفته، دو بار به زیارت قبور شهدا می‌رفت؛ دوشنبه و پنج شنبه و می‌فرمود: پیامبرخدا (ص) ، اینجا بود و مشرکان، آنجا بودند» .
الإمام الصّادق (ع)
إذا قَضَیتَ هذا الجانبَ [أی زیارهَ مساجِد المدینهِ] أتَیتَ جانبَ أحُدٍ، فَبَدأتَ بالمسجِدِ الّذی دونَ الحَرَّهِ فَصَلَّیْتَ فیهِ، ثمّ مَررْتَ بِقَبرِ حمزهَ بنِ عبدالمطَّلِبِ فَسَلَّمْتَ عَلیهِ، ثمَّ مَررْتَ بِقُبورِ الشُهداءِ فَقُمْتَ عندَهم فَقُلتَ: «السّلامُ علیکم یا أهلَ الدّیارِ، أنتم لَنا فَرَطٌ وإنّا بِکم لاحقون» . [۳۶۰]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه این قسمت (زیارت مسجد مدینه) را به پایان رساندی، به سمت اُحد می‌روی و از مسجدی که پایین کوه است آغاز می‌کنی. آنجا نماز می‌خوانی، سپس بر قبر حمزه بن عبدالمطلب گذشته و بر او سلام می‌دهی. آن گاه بر قبر شهدا گذشته و نزد آنها می‌ایستی و می‌گویی: «سلام بر شما اهل این دیار، شما پیشتاز مایید، ما نیز به شما خواهیم پیوست» .

فصل پنجم: اخلاق در حج

اخلاق در موسم حج

حُسن خُلق

الإمام الباقر (ع) :
مایعبَأُ بِمَنْ سَلکَ هذا الطَّریقَ إذا لم یکنْ فیه ثلاثُ خصالٍ: وَرَعٌ یحْجُزُهُ عن معاصِی اللهِ وحِلْمٌ یملِکُ به غَضَبَه وحُسنُ الصُّحبَهِ لِمَنْ صَحِبَهُ.[۳۶۱]
امام باقر (ع) فرمود: چه بهره می‌برد کسی که این راه را می‌پیماید، اگر این سه خصلت در او نباشد: پرهیزکاری که او را از نافرمانی خدا باز دارد؛ بردباری که به وسیله آن، بر خشم خود مالک شود؛ و همراهی خوب با همسفران خود.

کمک به همراهان

عَن اسماعیلِ الخَثعمِی: قلتُ لأبی عبداللهِ (ع) : إنّا إذا قَدِمنا مکّهَ ذَهَبَ أصحابُنا یَطوفونَ ویَترکونی أحْفَظُ متاعَهم، قالَ: أنتَ أعظمُ أجراً. [۳۶۲]
اسماعیل خثعمی می‌گوید: به امام جعفر صادق (ع) گفتم: وقتی ما به مکّه می‌رسیم، همراهان ما به طواف می‌روند و مرا به نگهبانی وسایلشان می‌گمارند. فرمود: پاداش تو، بیش از آنهاست.
عَن مُزارِمِ بن حَکیم: زامَلتُ محمّدَ بنَ مصادفٍ، فلمّا دَخلنا المدینهَ اعْتَلَلْتُ، فکانَ یمضی الی المسجدِ ویدَعُنی وَحدی، فَشَکَوتُ ذلکَ إلی مصادفٍ، فأخبَرَ بِهِ أبا عبداللهِ (ع) ، فأرسَلَ إلیه: قعودُکَ عندَهُ أفضلُ مِن صَلاتِکَ فی المسجِدِ.[۳۶۳]
مزارم بن حکیم می‌گوید: با محمد بن مصادف همراه بودم. چون به مدینه وارد شدیم، بیمار شدم. او به مسجد می‌رفت و مرا تنها می‌گذاشت. از این قضیه، به مصادف (پدر او) شکایت کردم. او هم به امام صادق (ع) خبر داد. ایشان به او چنین پیغام فرستاد: نشستن تو کنار او، برتر از نماز خواندنت در مسجد است.

حفظ ره توشه

عَن صفوانَ الجمّالِ: قلتُ لأبی عبدالله (ع) : إنّ مَعی أهلی وأنا أریدُ الحجَّ، فأشُدُّ نَفَقَتی فی حِقوی؟ قالَ، نَعَم، فانَّ أبی (ع) کانَ یقولُ: مِن قُوَّهِ المسافِرِ حِفظُ نَفَقَتِهِ.[۳۶۴]
صفوان جمّال می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: همراه خانواده‌ام قصد حج دارم، نفقه‌ام را به کمرم می‌بندم [نظر شما چیست؟]. فرمود: آری! [عیبی ندارد]. پدرم می‌فرمود: حفظ کردن خرجی، از توانمندی مسافر است.
عن یونسَ بنِ یعقوبَ: قلتُ لأبی عبدالله (ع) عن الرَّجُلِ المُحرِمِ یشُدُّ الهِمیانَ فی وَسطِهِ؟ فقالَ: نَعَم وما خیرُهُ بَعدَ نَفَقَتِهِ.[۳۶۵]
یونس بن یعقوب می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: مُحرِم، همیان خود را به کمر می‌بندد [چگونه است]؟ فرمود: آری! [عیبی ندارد] پس از [گم شدنِ] نفقه اش چه خیری برای اوست؟
عَن یعقوبَ بنِ سالمٍ: قلتُ لأبی عبداللهِ (ع) : تکونُ مَعی الدَّراهمُ فیها تَماثیلُ وأنا مُحرِمٌ، فأجْعَلُها فی هِمیانی وأشُدُّهُ فی وَسَطی قالَ: لا بأسَ، أوَلیسَ هِی نَفَقَتُکَ وعَلَیها اعتمادُکَ بعدَ اللهِ عزّوجلّ؟ ![۳۶۶]
یعقوب بن سالم می‌گوید: به امام صادق (ع) گفتم: همراه من درهم‌هایی است که روی آنها تصویر است و من در حال احرام هستم. آنها را در همیانم گذاشته به کمرم می‌بندم. فرمود: عیبی ندارد. مگر نه اینکه آنها خرجی توست و پس از خداوند عزوجل تکیه ات به آنهاست؟ !

شریک کردن دیگران در ثواب حج

الإمام الصّادقُ (ع) : - لهشام بن الحَکَمِ لَمّا سَألَهُ عنِ الرَّجلِ یشرِکُ أباهُ وأخاهُ فی حجِّهِ -: إذاً یکتَبُ لکَ حَجٌّ مثلَ حَجِّهِم وتَزدادُ أجراً بماوصَلْتَ.[۳۶۷]
امام صادق (ع) در جواب هشام بن حکم که درباره کسی که پدر و برادر و بستگانش را در حج خود شریک کند، پرسیده بود، فرمود: در این صورت برای تو پاداش حجی مثل حج آنها نوشته می‌شود و پاداشی هم به خاطر صله رحم به تو افزوده می‌شود.
الإمام الصّادقُ (ع) :
لَوْ أشرَکتَ ألفاً فی حَجَّتِکَ لکان لِکلِّ واحدٍ حَجَّهٌ مِن غیر أنْ تَنقُصَ حَجَّتُکَ شیئاً.[۳۶۸]
امام صادق (ع) فرمود: اگر هزار نفر را هم در حج خود شریک کنی، برای هر یک پاداش یک حج خواهد بود، بی آنکه از پاداش حج تو، چیزی کاسته شود.

طواف کردن به نیابت از امامان

عَن موسَی بنِ القاسم: قلتُ لأبی جعفرٍ الثّانی (ع) : قد أردتُ أن أطوفَ عنکَ وعَن أبیکَ، فقیلَ لی: انّ الأوصیاءَ لایطافُ عَنهم: فقالَ لی: بَل طُفْ ما أمْکنکَ، فانّه جائز. . . قلتُ رُبَّما طُفْتُ عَن اُمِّکَ فاطمَهَ وربّما لَمْ أطُفْ، فقالَ: إستَکْثِر مِن هذا، فإنّه أفضلُ ما أنتَ عامِلُه ان شاءَالله.[۳۶۹]
موسی بن قاسم می‌گوید: به امام جواد (ع) گفتم: تصمیم گرفتم به نیابت از شما و پدرتان طواف کنم؛ ولی به من گفتند: به نیابت از اوصیاء طواف نمی‌کنند. حضرت فرمود: بله، هرچه می‌توانی طواف کن، جایز است» . . . ، گفتم گاهی از سوی مادرتان فاطمه (س) طواف کرده‌ام، گاهی هم نه. فرمود: این را بسیار انجام بده، این، برترین کاری است که انجام می‌دهی، ان شاءالله! .

دیدار امام

الإمام الباقر (ع) : تمامُ الحجِّ لقاءُ الإمامِ.[۳۷۰]
امام باقر (ع) فرمود: حج تمام، دیدار با امام است.
الإمام الباقر (ع) :
انّما اُمِرَ النّاسُ أنْ یَأتوا هذِهِ الأحجارَ فَیَطوفوا بها، ثُمَّ یأتُونا فَیُخْبِرونا بِوِلایتهِم ویُعرِضوا عَلینا نَصْرَهُم.[۳۷۱]
امام باقر (ع) فرمود: همانا مردم مأمور شده‌اند که نزد این سنگ‌های خانه خدا آمده، گرد آنها طواف کنند و سپس پیش ما بیایند و ولایت و همبستگی خود را به ما خبر دهند و یاری خود را به ما عرضه بدارند.
الإمام الباقر (ع) - فی قوله تعالی: فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ . . . : ینبغی لِلنّاسِ أنْ یحُجّوا هَذا البیتَ ویعَظِّمُوهُ لِتَعظیمِ اللهِ ایاهُ وأنْ یلقَونا حیث کُنّا، نَحنُ الأدلاّءُ عَلَی الله.[۳۷۲]
امام باقر (ع) در تفسیر سخن خداوند متعال «[خدایا] دل‌هایی از مردم را چنان قرار بده که شیفته آنها شوند» . . . فرمود: سزاوار است مردم، این خانه را زیارت کنند و بزرگ بدارند؛ زیرا خداوند آن را بزرگ داشته است و سزاوار است هر جا که هستیم، به دیدار ما بیایند. ما راهنمایان به سوی خداوندیم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا حَجَّ أحدُکُم فَلْیَخْتِم حَجَّهُ بِزیارتِنا: لأنّ ذلکَ مِن تَمامِ الحجِّ.[۳۷۳]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه یکی از شما به حج رود، حج خود را با دیدار ما پایان بَرَد؛ زیرا این دیدار با امام، برای کامل شدن حج است.

توبه

رسولُ اللهِ (ص) - فی خُطبَتِهِ یومَ الغدیر ِ-: مَعاشرَ النّاسِ، حُجُّوا البیتَ بکمالِ الدّینِ والتَّفقُّهِ ولا تَنْصَرِفوا عنِ المشاهدِ إلاّ بِتَوبهٍ واقلاعٍ.[۳۷۴]
پیامبر خدا (ص) در سخنرانی روز غدیر فرمود: [ای مردم] خانه خدا را با کمال دینداری و دین شناسی زیارت کنید و از آن مکان‌های مقدس، جز با توبه و رها ساختن گناه بازنگردید.

اطعام

رسولُ اللهِ (ص) - لمّا سُئِلَ ما بِرُّ الحَجِّ؟ -: إطعامُ الطَّعامِ وطیبُ الکَلامِ.[۳۷۵]
پیامبر خدا (ص) - هنگامی که پرسیده شد: نیکی حج چیست؟ - فرمود: به دیگران طعام دادن و سخن پاکیزه گفتن.

وداع با خانه خدا

عَن قُثمِ بنِ کعبٍ: قال أبو عبدالله (ع) : إنَّکَ لَتُدمِنُ الحجَّ؟ قُلتُ: أجَل، قالَ: فَلیکُن آخِرُ عَهْدِکَ بالبَیتِ أنْ تَضَعَ یدَکَ عَلَی البابِ وتَقولَ: «المِسکینُ علی بابِکَ، فَتصدَّقْ علیهِ بالجنّهِ» .[۳۷۶]
قثم بن کعب می‌گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: آیا پیوسته به حج می‌روی؟ گفتم: آری! فرمود: آخرین دیدارت با کعبه این باشد که دست بر در کعبه نهاده می‌گویی: «بینوایی بر درگاه توست، پس بهشت را بر او عطا کن» .
عَن ابراهیمَ بنِ أبی محمودٍ: رأیتُ أبا الحسن (ع) وَدَّعَ البیتَ، فلمّا أرادَ أنْ یخرُجَ مِن بابِ المسجِدِ خَرَّ ساجداً، ثُمّ قامَ فاسْتَقْبَلَ الکعبهَ فقالَ: «اللّهُمَّ إنّی أنْقَلِبُ عَلی أنْ لاإله إلاّ أنت» .[۳۷۷]
ابراهیم بن ابی محمود می‌گوید: امام کاظم (ع) را دیدم که خانه خدا را وداع می‌کرد، چون خواست از در مسجد بیرون رود، به سجده افتاد. سپس برخاست و رو به کعبه کرد و گفت: «خدایا! من برمی گردم، بر این عقیده که جز تو معبودی نیست» .

به مدینه رفتن

احمد بن أبی عبدالله عن أبیه: سألتُ أبا جعفرٍ (ع) : أبدأُ بالمدینهِ أو بمکَّهَ؟ قالَ: إبدأ بمکَّه واختِم بالمدینهِ، فانَّه أفضلُ.[۳۷۸]
احمد بن ابی عبدالله از پدرش چنین نقل می‌کند: از امام باقر (ع) پرسیدم: از مدینه شروع کنم یا مکّه؟ فرمود: از مکّه آغاز و به مدینه ختم کن، که این بهتر است.
الإمام الباقر (ع) : إبْدَأوا بِمَکَّهَ واخْتِمُوا بنا. [۳۷۹]
امام باقر (ع) فرمود: از مکّه آغاز و به ما ختم کنید.

زود برگشتن از حج

رسولُ اللهِ (ص) :
إذا قَضی أحدُکُم حَجَّهُ فَلْیُعَجِّلِ الرِّحلَهَ إلی أهلِه، فانّه أعظمُ لأجرِهِ.[۳۸۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: هرگاه یکی از شما حج خود را انجام داد، زود به سوی خانواده اش بازگردد که این کار، پاداش او را بیشتر می‌کند.
رسولُ اللهِ (ص) - حَولَ سُکنی مکّه -: ثَلاثٌ لِلْمهاجِرِ بعدَ الصَّدرِ.[۳۸۱]
پیامبر خدا (ص) - درباره مدت ماندن در مکّه - فرمود: پس از رفتن مردم، برای مهاجر، سه روز است.
رسولُ اللهِ (ص) :
یُقیمُ المُهاجِرُ بمکَّهَ بعدَ قضاءِ نُسُکِهِ ثلاثاً.[۳۸۲]
پیامبر خدا (ص) فرمود: مهاجر، پس از انجام مراسم حج خود سه روز در مکّه می‌ماند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا فَرغتَ مِن نُسُکِکَ فَارجِعْ، فانّه أسْوقُ لَکَ إلَی الرُّجوعِ.[۳۸۳]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از اعمالت فارغ شدی بازگرد که این تو را برای برگشت به حج مشتاق تر می‌سازد.

صدقه دادن

الإمام الصّادقُ (ع) :
یَنبغی لِلْحاجِّ إذا قَضی نُسُکَه وأرادَ أنْ یَخرُجَ، أنْ یَبْتاعَ بِدِرهَمٍ تَمراً یتَصَدَّقُ به، فیَکونُ کفّارهً لِما لَعَلَّهُ دَخَلَ علیهِ فی حَجِّه مِن حَکٍّ أو قُمَّلَهٍ سَقَطَتْ أو نَحوِ ذلکَ. [۳۸۴]
امام صادق (ع) فرمود: وقتی حج گزار اعمالش را انجام داد و خواست بیرون بیاید، سزاوار است که یک درهم خرما بخرد و آن را صدقه دهد تا کفاره چیزی باشد که شاید در حج او بر گردنش آمده است؛ مثل خاراندن بدن یا شپشی که افتاده یا مانند این.
لإمام الصّادقُ (ع) :
یُستَحبُّ للرَّجُلِ والمرأهِ أنْ لایَخرُجا مِن مکَّهَ حتّی یَشتَریا بِدِرهَمٍ تَمْراً فَیتصدَّقا بِهِ لِما کانَ منهما فی إحرامِهِما ولِما کانَ فی حَرَمِ الله عزّوجلّ.[۳۸۵]
امام صادق (ع) فرمود: برای زن و مرد مستحب است که از مکّه بیرون نشوند، مگر آنکه یک درهم خرما بخرند و به خاطر آنچه در حال احرامشان و در حرم خداوند عزّوجلّ از آنها سر زده است، صدقه دهند.

سوغات حج

الإمام الصّادقُ (ع) : هَدیّهُ الحجِّ مِنَ الْحجِّ.[۳۸۶]
امام صادق (ع) فرمود: سوغات حج، جزو حج است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
الهَدیّهُ مِن نَفَقَهِ الحجِّ.[۳۸۷]
امام صادق (ع) فرمود: سوغات، از هزینه حج است.

یاری رساندن به خانواده حج گزار

الإمام الباقر (ع) :
مَن خَلَفَ حاجّاً فی أهلِهِ بخیرٍ کانَ لَهُ کَأجرِهِ حتّی کَأنَّهُ یَستَلِمُ الأحجارَ.[۳۸۸]
امام باقر (ع) فرمود: کسی که [در غیاب حج گزار] به خانواده اش رسیدگی کند، اجری چون او دارد تا حدی که گویی سنگ‌های کعبه را لمس کرده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
ثَلاثَهٌ دَعوَتُهُم مُستَجابَهٌ: الحاجُّ فَانظُروا کَیفَ تَخلُفونَه والغازی فی سبیل الله فَانظُروا کَیفَ تَخلُفونَهُ والمَریضُ فَلا تُغیظوُه ولاتُضجِروهُ.[۳۸۹]
دعای سه گروه مستجاب است: حج گزار. پس ببینید که چگونه به خانواده او رسیدگی می‌کنید؛ و جنگجوی در راه خدا. پس بنگرید که چگونه به خانواده او سرکشی می‌کنید؛ و بیمار. پس او را خشمگین و افسرده نکنید.

اخلاق بعد از حج

وانهادن گناهان

رسولُ اللهِ (ص) : آیهُ قَبولِ الحجِّ تَرکُ ماکانَ عَلَیهِ العَبدُ مُقیماً مِنَ الذُّنوب.[۳۹۰]
پیامبر خدا (ص) فرمود: نشانه قبولی حج آن است که بنده، گناهانی را که مرتکب می‌شده است، ترک کند.
رسولُ اللهِ (ص) :
مِن عَلامَهِ قَبولِ الحَجِّ إذا رَجَعَ الرَّجُلُ عَمّا کانَ عَلَیهِ مِنَ المَعاصی، هذا عَلامهُ قَبولِ الحَجِّ. وإن رَجَعَ مِنَ الحَجِّ ثُمَّ انهَمَکَ فیما کانَ مِن زِناء أو خیانَهٍ أو مَعصِیهٍ فَقَد رُدَّ عَلیهِ حَجُّهُ.[۳۹۱]
پیامبر خدا (ص) فرمود: از نشانه‌های قبولی حج آن است که فرد، از گناهانی که انجام می‌داده است، برگردد. این، نشانه قبولی حج است و اگر از حج بازگردد، ولی همچنان در لجنزار زنا یا خیانت یا معصیت فرو رود، حج او به خودش برگردانده می‌شود.

دیدار با حج گزار

الإمام الباقر (ع) : وَقِّروا الحاجَّ والمُعتَمِرینَ، فَإنَّ ذلکَ واجبٌ عَلَیکُم.[۳۹۲]
امام باقر (ع) فرمود: حاجی و عمره گزاران را محترم بدارید که این بر شما لازم است.
الإمام الصّادقُ (ع) - کانَ عَلیُّ بنُ الحسین (ع) یقولُ -: بادِروا بِالسَّلامِ عَلَی الحاجِّ والمُعتَمِرِ ومُصافَحَتِهِم، مِن قَبلِ أن تُخالِطَهُمُ الذُّنوبُ. [۳۹۳]
امام صادق (ع) فرمود که امام زین العابدین (ع) می‌فرمود: به کسانی که از حج و عمره برمی گردند، سلام بگویید و با آنها دست بدهید، پیش از آنکه با گناهان، درآمیزند.
الإمام الصّادقُ (ع) : مَن لَقِی حاجّاً فَصافَحَهُ کانَ کَمَنِ استَلَمَ الحَجَرَ.[۳۹۴]
امام صادق (ع) فرمود: کسی که به دیدار حج گزار برود و با او دست دهد، همچون کسی است که حجرالأسود را لمس کرده است.
الإمام الصّادقُ (ع) : مَن عانَقَ حاجّاً بغُبارِهِ کانَ کَأنَّمَا استَلَمَ الحَجَرَ الأسوَدَ.[۳۹۵]
امام صادق (ع) فرمود: کسی که با حج گزار تازه از گرد راه رسیده معانقه کند، گویا حجرالأسود را لمس کرده است.

فصل ششم: امور متفرقه

حاجی واقعی

عَن عبدالکریمِ بنِ کثیر: حَجَجْتُ مع أبی عبدالله (ع) ، فلمّا صِرنا فی بَعْضِ الطریقِ صَعَدَ عَلی جَبلٍ، فأشْرَفَ فَنَظَرَ إلَی النّاسِ، فَقال: ما أکثرَ الضَجیجَ وأقلَّ الحَجیجَ.[۳۹۶]
عبدالکریم بن کثیر می‌گوید: با امام صادق (ع) حج گزاردم، بخشی از راه را رفته بودیم که امام (ع) بالای کوهی رفت و از آنجا به مردم نگاه کرد و فرمود: ناله‌ها، چه بسیار است و حاجیان چه اندکند.

حدیث شبلی

العالمُ الجلیلُ الأوّاهُ السید عبدُالله سبطُ المُحدِّث الجزائری فی شرحِ النُّخبَهِ قالَ: وَجدتُ فی عِدَّهِ مَواضِعَ أوثقُها بِخطِّ المشایخِ الّذینَ عاصَرناهم مُرسلاً أنّه لَمّا رَجعَ مَولانا زین العابِدینَ (ع) مِن الحجِّ استقبلَه الشِبلی فقالَ له: حجَجْتَ یا شبلی؟ قال نَعَم یابنَ رسولِ الله. فقالَ (ع) : أنزلتَ المیقاتَ وتَجرّدتَ عَن مَخیط الثِّیابِ واغْتَسَلْتَ؟
قال: نعم.
قالَ: فَحینَ نزلتَ المیقاتَ نَوَیتَ أنّکَ خَلعتَ ثَوبَ المعصیهِ ولَبستَ ثوبَ الطّاعهِ؟ قالَ: لا.
قال: فَحینَ تَجرّدْتَ عن مَخیطِ ثیابِکَ نَوَیتَ أنّکَ تَجَرّدتَ مِنَ الرِّیاء والنِّفاقِ والدّخولِ فی الشُّبهاتِ؟
قال: لا.
قالَ: فَحینَ اغْتَسَلْتَ نَوَیتَ أنَّکَ اغْتَسَلتَ مِنَ الْخطایا والذّنوبِ؟
قالَ: لا.
قالَ: فَما نَزَلْتَ المیقاتَ ولاتجرّدتَ عَن مَخیطِ الثّیابِ ولا اغْتَسَلْتَ.
ثمَّ قالَ: تَنظَّفْتَ وأحْرَمْتَ وعَقَدْتَ الحجَّ؟
قال: نَعَم.
قالَ: فحینَ تَنظَّفتَ وأحْرَمتَ وَعقَدْتَ الحجَّ نَویتَ أنَّکَ تَنظَّفتَ بِنورَهِ التّوبهِ الخالصهِ للهِ تعالی؟
قال: لا.
قالَ: فَحینَ أحْرَمتَ نَویتَ أنّک حَرَّمْتَ عَلی نفسِکَ کُلَّ مُحَرَّمٍ حَرَّمَه اللهُ عزّوجلّ؟
قال: لا.
قالَ: فَحینَ عَقَدْتَ الحجَّ نویتَ أنّکَ قدحَلَلْتَ کلَّ عقدٍ لِغَیرِ الله؟
قال: لا.
قال (ع) له: فماتنظَّفتَ ولا أحْرَمْتَ ولا عَقدتَ الحجَّ.
قال له: أدخَلْتَ المیقاتَ وصَلَّیتَ رَکعَتَی الإحرامِ ولبَیتَ؟
قال: نعم.
قالَ: فَحینَ دَخلتَ المیقاتَ نَویتَ أنّکَ بِنیهِ الزِّیارهِ؟
قال: لا.
قال: فحینَ صَلَّیتَ الرّکعَتَینِ نَویتَ أنّکَ تَقرَّبتَ إلَی اللهِ بخَیر الأعمالِ مِن الصَّلاهِ وأکبرِ حَسناتِ العبادِ؟
قال: لا.
قالَ: فحینَ لَبَّیتَ نَوَیتَ أنّکَ نَطَقْتَ للهِ سبحانَه بکلِّ طاعهٍ وصُمتَ عَن کلِّ معصیهٍ؟
قال: لا.
قال له: مادَخَلْتَ المیقاتَ ولا صَلَّیتَ ولا لَبَّیتَ.
ثمَ قال له: أدَخلتَ الْحَرمَ ورأیتَ الکَعبهَ وصَلَّیتَ؟
قال: نعم.
قال: فحینَ دَخَلْتَ الحَرَم نَوَیتَ انَّ َکَ حَرَّمتَ عَلی نفسِکَ کُلَّ غیبهٍ تَستَغیبُها المُسلمینَ مِن أهلِه ملَّهَ الإسلامِ؟
قال: لا.
قالَ: فحینَ وَصَلْتَ مکّهَ نویتَ بقَلبِکَ أنّکَ قَصَدْتَ اللهَ؟
قال: لا.
قال: فَما دَخَلْتَ الحَرَمَ ولا رأیتَ الکَعبهَ ولا صَلَّیتَ.
ثمَّ قال: طُفْتَ بِالبَیتِ ومَسَسْتَ الأرکانَ وَسَعَیتَ؟
قال: نعم.
قال: فَحینَ سَعَیتَ نَویتَ أنَّکَ هَرَبْتَ إلَی اللهِ وعَرَفَ مِنکَ ذلکَ عَلاّمُ الغیوبِ؟
قال: لا.
قال: فَما طُفْتَ بالبَیتِ ولا مَسَسْتَ الأرکانَ ولا سَعَیتَ.
ثمّ قالَ له: صافَحْتَ الحَجَرَ ووقَفْتَ بمقامِ ابراهیمَ (ع) وصَلَّیتَ بِهِ رَکعَتَین؟
قال: نعم.
فَصاح (ع) صَیحَهً کادَ یفارِقُ الدُّنیا، ثمّ قال: آه آه، ثمَ قال (ع) : مَن صافَحَ الحَجَر الأسودَ فَقدْ صافَحَ اللهَ تَعالی، فانظُر یا مسکینُ لا تُضَیعْ أجرَ ماعَظُمَ حُرمتُه وتَنقُضِ المُصافحهَ بالمُخالفهِ وقَبضِ الحرامِ نظیرَ أهلِ الآثامِ.
ثمّ قال (ع) : نَوَیتَ حینَ وَقَفْتَ عند مقامِ ابراهیم (ع) أنّکَ وَقَفْتَ عَلی کلِّ طاعهٍ وتَخَلَّفْتَ عَن کلِّ مَعصیهٍ؟
قال: لا.
قالَ: فحینَ صَلَّیتَ فیهِ رَکعَتین نَوَیتَ أنّکَ صَلَّیتَ بِصلاهِ ابراهیم (ع) وأرغَمْتَ بِصلاتِکَ أنْفَ الشَّیطانِ؟
قال: لا.
قال له: فَما صافَحْتَ الحجرَ الأسودَ ولا وَقَفْتَ عِندَ المقامِ ولا صَلَّیتَ فیه رَکعَتَینِ.
ثمّ قالَ (ع) له: أشرَفْتَ عَلی بِئرِ زمزَمَ وشَرِبْتَ مِن مائها؟
قال: نعم.
قال: نویتَ انَّکَ أشرَفْتَ عَلَی الطّاعهِ وغَضَضْتَ طَرْفَکَ عَنِ المَعصیهِ؟
قال: لا.
قال (ع) : فَما أشْرَفتَ علیها ولا شَرِبتَ مِن مائها.
ثمّ قال (ع) له: أسَعَیتَ بینَ الصَّفا والمَروهِ ومَشَیتَ وتَردَّدْتَ بَینَهما؟
قال: نعم.
قال له: نَوَیتَ انّکَ بینَ الرَّجاءِ والخَوفِ؟
قال: لا.
قال: فَما سَعَیتَ ولا مَشَیتَ ولا تَرَدَّدْتَ بَینَ الصَّفا والمَروهِ.
ثم قال: أخَرَجتَ إلی مِنی؟
قال: نعم.
قال: نویتَ أنّکَ آمنتَ النّاسَ مِن لسانِک وقلبِک ویدِکَ؟
قال: لا.
قال: فَما خَرَجْتَ إلی مِنی.
ثمّ قال له: أوقَفْتَ الوَقفهَ بِعَرفهَ وطَلَعْتَ جَبَلَ الرَّحمهِ وعرفتَ وادی نَمِرَهَ ودَعَوتَ الله سُبحانَه عِندَ المِیلِ والجَمَراتِ؟
قال: نعم.
قال: هَلْ عَرَفْتَ بِمَوقِفِکَ بِعرَفهَ معرفهَ اللهِ سبحانَه أمْرَ المَعارفِ والعلومِ وعَرفتَ قَبضَ اللهِ عَلی صَحیفَتِکَ واطِّلاعِهِ عَلی سَریرتِکَ وقلبِکَ؟
قال: لا.
قال: نویتَ بطلوعِکَ جَبلَ الرَّحمه أنَّ الله یرحَمُ کُلَّ مؤمنٍ ومؤمنهٍ ویتَولَّی کلَّ مُسلِمٍ ومُسلِمهٍ؟
قال: لا.
قال: فَنَویتَ عند نَمِرهَ أنّکَ لاتَأمُرُ حتّی تأتَمِرَ ولا تَزْجُرُ حتّی تَنزَجِرَ؟
قال: لا.
قال: فعِندَما وَقَفْتَ عِندَ العَلَمِ والنَّمِراتِ نَویتَ أنّها شاهدهٌ لکَ عَلَی الطّاعاتِ حافظهٌ لکَ مَعَ الحفظهِ بأمرِ رَبِّ السَّماواتِ؟
قال: لا.
قال: فَما وَقَفْتَ بِعَرَفهَ ولا طَلَعْتَ جَبلَ الرَّحمه ولا عَرَفْتَ نَمِرهَ ولا دَعَوتَ ولاوقَفْتَ عِندَ النَّمراتِ.
ثمّ قال: مَرَرْتَ بَینَ العَلَمَینِ وصَلَّیتَ قَبلَ مرورِکَ رَکعتینِ ومَشَیتَ بِمُزدَلِفَه ولَقَطْتَ فیها الحَصی ومَرَرْتَ بالمَشعرِ الحرامِ؟
قال: نعم.
قالَ: فحین صلَّیت رکعتین نویتَ أنّها صَلاهُ شکرٍ فی لَیلهِ عَشرٍ تَنْفی کلَّ عُسْرٍ وتُیسِّرُ کُلَّ یسْرٍ؟
قال: لا.
قال: فعندما مَشَیتَ بینَ العَلَمینِ و لم تَعدِلْ عنهما یمیناً وشِمالاً نَوَیتَ أنْ لاتَعدِلَ عَن دینِ الحقِّ یمیناً وشِمالاً لا بقلبِکَ ولا بِلسانِکَ ولا بجَوارحِکَ؟
قال: لا.
قال: فعندما مَشَیتَ بمُزدَلِفه ولَقَطْتَ مِنها الحَصی نویتَ أنَّکَ رَفَعْتَ عنکَ کُلِّ معصیهٍ وجَهْلٍ وثَبَّتَّ کُلَّ علمٍ وعملٍ؟
قال: لا.
قالَ: فَعِندَما مَرَرْتَ بِالمَشعَرِ الحَرامِ نویتَ أنَّکَ أشْعَرْتَ قلبَکَ إشعارَ أهلِ التَّقوی والخوفِ للهِ عزّوجلَّ؟
قال: لا.
قال: فما مَررتَ بِالعَلَمینِ ولا صَلَّیتَ رَکعَتَینِ ولا مَشَیتَ بمُزدلفه ولا رَفَعْتَ منها الحَصی ولا مَررتَ بالمشعرِ الحرامِ.
ثمّ قال له: وَصَلْتَ مِنی ورَمیتَ الجَمرهَ وحَلَقْتَ رأسَکَ وذبَحْتَ هَدْیکَ وصَلَّیتَ فی مسجدِ الخَیفِ ورَجعتَ إلی مکَّهَ وطُفْتَ طوافَ الإفاضهِ؟
قال: نعم.
قالَ: فَنَوَیتَ عندما وَصَلْتَ مِنی ورَمیتَ الجِمارَ أنّکَ بَلَغْتَ إلی مَطلَبِکَ و قدقضی ربُّکَ لکَ کلَّ حاجَتِکَ؟
قال: لا.
قال: فعندما حَلَقْتَ رأسَکَ نویتَ انّکَ تَطَهَّرْتَ مِن الأدناسِ ومِن تَبِعهِ بنی آدمَ وخَرَجْتَ مِن الذُّنوبِ کَما وَلَدتْکَ اُمُّکَ؟
قال: لا.
قال: فعندما صَلَّیتَ فی مسجِدِ الخَیفِ نَوَیتَ أنّکَ لاتَخافُ الاّ اللهَ عزَّوجلَّ وذَنبَکَ ولاتَرجوا الاّ رحمه اللهِ تَعالی؟
قال: لا.
قال: فعندما ذَبَحْتَ هَدْیکَ نَوَیتَ أنّکَ ذَبَحْتَ حَنجَرَهَ الطَّمَع بِما تَمَسَّکتَ به مِن حقیقهِ الوَرَعِ وانّکَ اتَّبَعْتَ سنَّهَ ابراهیمَ (ع) بِذَبحِ وَلدِهِ وثَمَرهِ فؤادِهِ ورَیحانِ قَلبِهِ وحاجَّه سنَّتُه لِمَن بَعدَه وقَرَّبه إلَی اللهِ تعالی لِمَنْ خَلفَه؟
قال: لا.
قال: فعندما رَجَعْتَ إلی مکَّهَ وطُفْتَ طوافَ الإفاضهِ نویتَ أنّکَ أفَضْتَ مِن رَحمهِ اللهِ تعالی ورَجَعْتَ إلی طاعتِهِ وتَمَسَّکت بِوُدِّهِ وأدَّیتَ فَرائضَهُ وتَقَرَّبْتَ الی اللهِ تعالی؟
قال: لا.
قال له زَینُ العابدین (ع) : فما وَصَلْتَ مِنی ولا رَمَیتَ الجِمارَ ولا حَلَقْتَ رأسَکَ ولا أدَّیتَ نُسُکَکَ ولا صَلَّیتَ فی مسجدِ الخَیفِ ولاطُفْتَ طوافَ الإفاضهِ ولا تَقَرَّبتَ. إرجِعْ فَإنّکَ لَمْ تَحُجَّ.
فَطَفِقَ الشِّبلی یبکی عَلی مافَرَّطَه فی حجِّهِ وما زالَ یتَعَلَّمُ حتّی حَجَّ مِن قابِلٍ بمعرفهٍ ویقینٍ.[۳۹۷]
. . . شبلی به حج رفته بود و پس از انجام اعمال حج، به حضور امام سید الساجدین (ع) که از حج بازگشته بود، مشرف شد. امام (ع) از وی پرسید: ای شبلی! حج گزاردی؟
شبلی: آری، یابن رسول الله!
امام (ع) : آیا در میقات جامه دوخته را از تن درآوردی و غسل نمودی؟
شبلی: بله.
امام (ع) : زمانی که به میقات فرود آمدی، آیا نیت کردی که جامه معصیت را از خود درآوری و جامه طاعت بپوشی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : زمانی که از جامه خود برهنه شدی، آیا نیت کردی که از ریا و نفاق و دخول در شبهات برهنه شوی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : زمانی که غسل کردی، آیا نیت کردی که خویشتن را از بدی‌ها و گناه‌ها شست وشو دهی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : پس [در واقع] برمیقات فرود نیامدی و از جامه خود برهنه نشدی و خود را شست وشو ندادی. سپس فرمود: آیا خویشتن را پاکیزه کردی و احرام بستی و عقد حج بستی؟
- شبلی: آری.
امام (ع) : آیا در چنین حالی، نیت کردی که با نور توبه خالص الهی خود را پاکیزه کنی؟
شبلی: نه.
- امام (ع) : زمانی که خود را پاکیزه کردی و عقد بستی، آیا نیت کردی که آنچه خداوند متعال حرام کرده است را برخویشتن حرام کنی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : زمانی که عقد حج بستی، آیا نیت کردی هر عقدی که برای غیر خداوند عزوجل است را باز کنی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : خویشتن را پاکیزه نکردی و احرام نبستی و عقد حج نبستی.
- امام (ع) فرمود: آیا داخل میقات شدی و دو رکعت نماز احرام خواندی و تلبیه گفتی؟
- شبلی: بله.
- امام (ع) : آن گاه که داخل میقات شدی، آیا نیت کردی که به نیت زیارت داخل شوی؟
- شبلی: نه.
امام (ع) : آن گاه که دو رکعت نماز گزاردی، نیت کردی که به خداوند متعال به بهترین اعمال و بزرگ‌ترین حسنات عبادت که نماز است، تقرب بجویی؟
- شبلی: نه.
امام (ع) : آن گاه که تلبیه گفتی، آیا نیت کردی که برای خدا به هر طاعتی گویا شدی و از معصیت او خود را بازداری؟
- شبلی: نه.
امام (ع) : در میقات داخل نشدی و نماز نخواندی و تلبیه نگفتی.
سپس امام (ع) فرمود: آیا در حرم داخل شدی و کعبه را دیدی و نماز خواندی؟
- شبلی: آری.
- امام (ع) : آن گاه که داخل حرم شدی، آیا نیت کردی که بر خود هرگونه عیب اهل ملت اسلام را حرام کنی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : آن گاه که به مکه رسیدی و کعبه را دیدی و دانستی که آن خانه خداست، آیا قصد خداوند سبحان کردی و از غیر او بریدی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : پس نه داخل حرم شدی و نه کعبه را دیدی و نه نماز گزاردی.
سپس امام (ع) فرمود: آیا طواف بیت را به جا آوردی و ارکان را مس کردی و عمل سعی را انجام دادی؟
- شبلی: آری.
- امام (ع) : آن گاه که سعی کردی، آیا نیت کردی که از همه بگریزی و به سوی خداوند فرار کنی و صدق این نیتت را علام الغیوب شناخت؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : نه طواف بیت کردی و نه سعی به جا آوردی و نه ارکان را مس کردی.
سپس امام (ع) فرمود: آیا استلام حجر کردی و در مقام ابراهیم (ع) وقوف کردی و در آن مقام دو رکعت نماز گزاردی؟
- شبلی: آری.
امام (ع) در این هنگام، صیحه‌ای برآورد که نزدیک بود از دنیا مفارقت کند. سپس فرمود: آه، آه، کسی که با حجرالأسود مصافحه کند با خدا مصافحه کرده است. پس ای مسکین، حرمت چنین پروردگار مهربان را ضایع نکن. هرگز چنین نیست که کسی با خداوند مصافحه کند و پس از آن با او مخالفت کند. پس از آن فرمود: آن گاه که در مقام ابراهیم (ع) ایستادی، آیا نیت کردی که بر انجام هر طاعت بایستی و پشت به هر معصیت کنی؟
- شبلی: نه.
امام (ع) : آن گاه که در مقام ابراهیم (ع) دو رکعت نماز گزاردی، آیا نیت کردی که همچون نماز ابراهیم (ع) نماز بخوانی؟ و با نمازت بینی شیطان را به خاک بمالی؟
- شبلی: نه.
امام (ع) : با حجرالأسود مصافحه نکردی و در مقام نایستادی و در آن نماز نخواندی.
پس از آن فرمود: آیا بالای چاه زمزم برآمدی و از آب نوشیدی؟
شبلی: بله.
امام (ع) : آیا نیت کردی که بر طاعت برآیی و چشمت را از معصیت بپوشانی؟
- شبلی: نه.
امام (ع) : پس بر چاه زمزم برنیامدی و از آن ننوشیدی.
پس از آن فرمود: آیا سعی میان صفا و مروه را به جا آوردی و در میان آن دو، مشی و تردد کردی؟
- شبلی: آری.
- امام (ع) : از سعی میان صفا و مروه، آیا نیت کردی که در میان خوف و رجایی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : پس نه سعی کردی و نه مشی و تردد میان صفا و مروه.
پس از آن فرمود: آیا از مکه خارج شدی و به منا رفتی؟
- شبلی: آری.
امام (ع) : آیا نیت کردی که مردم را از زبان و دل و دست خود ایمن گردانی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : پس به منا نرفتی.
پس از آن امام (ع) فرمود: آیا در موقف عرفه وقوف کردی و بر جبل الرحمه برآمدی؟ و وادی نمره را شناختی و خداوند متعال را در جبل الرحمه و جمرات خواندی؟
- شبلی: آری.
- امام (ع) : آیا با وقوفت در عرفات، آگاهی خداوند را به کار معرفت‌ها و دانش‌ها شناختی و به اینکه خداوند نامه عمل تو را دریافت می‌کند و به آنچه در درون قلبت می‌گذرد، آگاه است، پی بردی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : بر جبل الرحمه که بالا رفتی، آیا نیت کردی که خداوند هر مؤمن و مؤمنه را رحمت کند و هر زن و مرد مسلمانی را سرپرستی کند؟
- شبلی: نه.
امام پرسید: آیا نزد وادی نمره نیت کردی که فرمان ندهی تا آنکه خود، فرمان ببری و نهی نکنی تا آنکه خود، پرهیز کنی؟
گفت: نه.
امام پرسید: آن گاه که کنار نشانه و نمرات ایستادی، نیت کردی که آنها بر طاعت‌های تو گواه باشند و به دستور خداوند آسمان‌ها، همراه نگهبانان به نگاهبانی تو بپردازند؟
گفت: نه.
امام فرمود: پس نه در عرفات وقوف کردی، نه از جبل الرحمه بالا رفتی، و نه نمره را شناختی، و نه دعا کردی و نه کنار نمرات ایستادی.
سپس فرمود: آیا بین دو نشانه، مرور کردی و قبل از گذشتن از آنجا، دو رکعت نماز خواندی؟ آیا به مزدلفه (مشعر) رفتی؟ و از آنجا سنگ ریزه‌ها را از زمین جمع کردی؟ به مشعرالحرام مرور کردی؟
- شبلی: آری.
امام پرسید: وقتی دو رکعت نماز خواندی، نیت کردی که آن نماز، نماز شکر شب دهم است؛ هر مشکلی را برطرف می‌سازد و هر آسانی را فراهم می‌آورد؟
گفت: نه.
امام پرسید: وقتی از میان دو نشانه گذشتی و به چپ و راست توجه نکردی، آیا نیت کردی که از دین حق، به چپ و راست روی نگردانی، نه با قلب، نه با زبان، و نه با اعضایت؟
گفت: نه.
امام (ع) : آن گاه که در مزدلفه مشی می‌کردی و از آن سنگ ریزه‌ها جمع می‌کردی، آیا نیت کردی که هر معصیت و جهل را از خود بزدایی و هر علم و عمل صالح را در خود ملکه سازی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : به مشعرالحرام مرور کردی، آیا نیت کردی شعائر اهل تقوا و اهل خوف را شعار قلب خود قرار دهی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : از دو نشانه نگذشتی و در مزدلفه مشی نکردی و از آن سنگ ریزه‌ها برنداشتی و به مشعرالحرام مرور نکردی.
پس از آن امام (ع) فرمود: در منا نماز گزاردی؟ و رمی جمره کردی؟ و حلق رأس (سر تراشیدن) را انجام دادی؟ و فدیه (قربانی) خود را ذبح کردی؟ و در مسجد خیف نماز خواندی؟ و به مکّه بازگشتی؟ و طواف کوچ به جا آوردی؟
- شبلی: آری.
امام (ع) : آن گاه که به منا رسیدی و رمی جمره کردی، آیا نیت کردی که به مطلب خود رسیدی و هرگونه حاجت تو برآورده شده است؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : آن گاه که سر تراشیدی، آیا نیت کردی که از پلیدی‌ها پاک شوی و از هر گناه و بدعاقبتی که [دامنگیر] بنی آدم است، به در آمدی و مثل آن روزی شوی که از مادر متولد شدی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : آن گاه که در مسجد خیف نماز خواندی، آیا نیت کردی که نترسی مگر از خدا و گناه خویش و امیدوار نباشی مگر به رحمت او؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : آن گاه که قربانی خود را ذبح کردی، آیا نیت کردی که گلوی طمع را با حقیقت ورع سر ببری و از سنت ابراهیم (ع) پیروی کنی که فرزندش، میوه دلش و گل خوشبوی قلبش را به قربانگاه آورد و آن را سنتی برای آیندگان و وسیله‌ای برای تقرب به خداوند برای نسل‌های بعد قرار داد؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : هنگامی که به مکه برگشتی و طواف کوچ کردی، آیا نیت کردی که افاضه (کوچ کردن) به رحمت خدا کنی و به طاعت او بازگردی و به سوی او تقرب جویی و واجبات الهی را ادا کنی؟
- شبلی: نه.
- امام (ع) : به منا نرسیدی و رمی جمره نکردی و حلق رأس انجام ندادی و قربانی ات را ذبح نکردی و در مسجد خیف نماز نگزاردی و طواف افاضه به جا نیاوردی و به سوی خداوند تقرب نجستی، چه اینکه تو حج نکردی.
پس شبلی، از کوتاهی و قصور در حجش به ناله و زاری افتاد و [پس از آن] پیوسته آداب حج می‌آموخت تا سال دیگر از روی معرفت و یقین حج بگزارد.

آنچه در تاریخ اسلام بر کعبه گذشت

عمرو بن دینارٍ وعُبیدالله بن أبی یزید: لَم یکُن عَلی عَهدِ النَّبی حولَ البَیتِ حائِطٌ، کانوا یصلّونَ حَولَ البَیتِ حتّی کانَ عُمَرُ، فَبَنی حولَهُ حائِطاً. قال عُبیدُاللهِ: جَدرُهُ قَصیرٌ فبناهُ ابنُ الزُّبیرِ. [۳۹۸]
عمرو بن دینار و عبیدالله بن ابی یزید گفته‌اند: در زمان پیامبر (ص) اطراف خانه کعبه دیواری نبود و در اطراف کعبه نماز می‌خواندند. زمان عمر که فرا رسید، بر گرد آن دیوار کشید. عبیدالله گفته بود: دیوارش کوتاه است. پس ابن زبیر آن را بنا کرد [و بالا آورد].
الإمام الصادق (ع) : کانَتِ الکعبهُ عَلی عَهدِ إبراهیمَ تِسعَهَ أذرُعٍ وکانَ لَها بابانِ، فَبَناها عبدُالله بنِ الزُّبیر، فَرَفَعَها ثَمانِی عَشرَهَ ذِراعاً، فَهَدَمَها الحَجّاجُ فَبَناها سَبعَهً وعشرینَ ذِراعاً.[۳۹۹]
امام صادق (ع) فرمود: کعبه در زمان ابراهیم (ع) ، نُه ذراع بود و دو در داشت. عبدالله بن زبیر آن را باز ساخت و ارتفاعش را هجده ذراع قرار داد. حجاج، آن را خراب کرد و آن را به ارتفاع بیست وهفت ذراع ساخت.

فهرست منابع

۱. قرآن کریم.
۲. نهج البلاغه، ما اختاره أبوالحسن الشریف الرضی محمدبن الحسینبن موسی الموسوی من کلام الإمام أمیرالمؤمنین (ع) ، تحقیق: السید الکاظم المحمدی و محمد الدشتی، چاپ دوم، قم، دارالنشر الإمام علی (ع) ، ۱۳۶۹ه. ش.
۳. إتحاف الساده المتقین بشرح إحیاء علوم الدین، محمدبن محمد الزبیدی، بیروت، دارالفکر.
۴. أخبار مدینه الرسول، أبو عبدالله محمدبن محمود النّجار البغدادی، تحقیق: صالح محمد جمال، چاپ سوم، مکه، مکتبه الثقافه، ۱۴۰۱ه. ق.
۵. أخبار مکه، محمدبن عبدالله الأزرقی، تحقیق: رشدی الصالح ملحس، چاپ اول، قم، منشورات الشریف الرضی، ۱۴۱۱ه. ق.
۶. إقبال الأعمال، أبوالقاسم علی بن موسی الحلی (ابن طاووس) ، تحقیق: جواد القیومی، چاپ اول، قم، مکتب الأعلام الإسلامی، ۱۴۱۴ه. ق.
۷. الأمالی، محمدبن علیبن بابویه القمّی (شیخ صدوق) ، تحقیق: مؤسسه البعثه، چاپ اول، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ه. ق.
۸. بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، محمدباقر بن محمدتقی المجلسی (العلامه المجلسی) ، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ه. ق.
۹. بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، محمدبن محمدالطبری، چاپ دوم، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۸۳ه. ق.
۱۰. بائر الدرجات، محمدبن الحسین الصفار القمی (ابن فروخ) ، چاپ اول، قم، مکتبه آیه الله المرعشی، ۱۴۰۴ه. ق.
۱۱. تاریخ اصفهان، أحمدبن عبدالله الإصفهانی (أبونعیم) ، تحقیق: سید کسروی حسن، بیروت، دارالکتب العلمیه.
۱۲. تاریخ بغداد أو مدینه السلام، أحمدبن علی الخطیب البغدادی، مدینه، المکتبه السلفیه.
۱۳. تاریخ المدینه المنوّره، عمربن شبّه النمیری البصری، تحقیق: فهیم محمد شلتوت، چاپ اول، بیروت، دار التراث، ۱۴۱۰ه. ق.
۱۴. تحف العقول عن آل الرسول، الحسن بن علی الحرانی (ابن شعبه) ، تحقیق: علیاکبر الغفّاری، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۰۴ه. ق.
۱۵. جامع البیان عن تأویل آی القرآن، محمد بن جریر الطبری، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۲ه. ق.
۱۶. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محمدبن علیبن بابویه قمی (شیخ صدوق) ، تحقیق: علی اکبر الغفّاری، تهران، مکتبه الصدوق.
۱۷. جامع الأحادیث، جعفربن أحمد القمّی (ابن رازی) ، تحقیق: السید محمد الحسینی النیشابوری، مشهد، چاپ اول، مؤسسه الطبع و النشر التابعه الرضویه المقدسه، ۱۴۱۳ه. ق.
۱۸. الجعفریات (الأشعثیات) ، محمدبن محمدبن الأشعث الکوفی، تهران، مکتبه نینوی (طبع شده در ضمن: قرب الإسناد) .
۱۹. حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء، أحمدبن عبدالله الأصبهانی (أبو نعیم) ، چاپ دوم، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۳۸۷ه. ق.
۲۰. الخصال، محمدبن علی بن بابویه القمی (شیخ صدوق) ، چاپ اول، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۱۴ه. ق.
۲۱. دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، النعمان بن محمد التمیمی المغربی (القاضی أبوحنیفه) ، تحقیق: آصف بن علی أصغر فیضی، مصر، دار المعارف، ۱۳۸۹ه. ق.
۲۲. روضه المتقین، محمدباقر بن محمدتقی المجلسی، چاپ دوم، تهران، المرکز الثقافی الإسلامی (کوشانپور) ۱۴۰۶ه. ق.
۲۳. السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، محمدبن منصور الحلّی (ابن إدریس) ، تحقیق: مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۱۰ه. ق.
۲۴. سنن ابن ماجه، محمدبن یزید القزوینی (ابن ماجه) ، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، چاپ اول، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۳۹۵ه. ق.
۲۵. سنن أبی داوود، سلیمان بن أشعث السجستانی الأزدی، تحقیق: محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، دار إحیاء السنّه النبویه.
۲۶. سنن التّرمذی (الجامع الصحیح) ، محمدبن عیسی الترمذی (أبوعیسی) ، تحقیق: أحمد محمد شاکر، بیروت، دار إحیاء التراث.
۲۷. سنن الدار قطنی، علیبن عمر البغدادی (الدار قطنی) ، تحقیق: أبوالطیب محمدآبادی، چاپ چهارم، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۶ ه. ق.
۲۸. السنن الکبری، أحمدبن الحسین البیهقی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ه. ق.
۲۹. سنن النسائی بشرح الحافظ جلال الدین السیوطی و حاشیه الإمام السندی، أحمدبن شعیب النسائی، چاپ اول، بیروت، دار الجیل، ۱۴۰۷ه. ق.
۳۰. شُعب الإیمان، أحمدبن الحسین البیهقی، تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، چاپ اول، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ه. ق.
۳۱. صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج القشیری النیشابوری، محمد فؤاد عبدالباقی، چاپ اوّل، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۱۲ه. ق.
۳۲. عوالی اللّئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، محمدبن علی الأحسائی (ابن أبی جمهور) ، تحقیق: مجتبی العراقی، چاپ اول، قم، مطبعه سیدالشهداء، ۱۴۰۳ه. ق.
۳۳. عیون أخبار الرضا، محمدبن علی بن بابویه القمی (شیخ صدوق) ، تحقیق: السید مهدی الحسینی اللاجوردی، تهران، منشورات جهان.
۳۴. الغیبه، محمدبن الحسن الطوسی (شیخ طوسی) ، تحقیق: عبادالله الطهرانی و علی أحمد ناصح، چاپ اول، قم، مؤسسه المعارف الإسلامیه، ۱۴۱۱ه. ق.
۳۵. الفردوس بمأثور الخطاب، شیرویه بن شهردار الدیلمی الهمدانی، تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، چاپ اول، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۶ه. ق.
۳۶. قرب الاسناد، عبدالله بن جعفر الحِمیری القمی، تحقیق: مؤسسه آل البیت، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۳ه. ق.
۳۷. کامل الزیارات، جعفربن محمد القمی (ابن قولویه) ، تحقیق: السید جواد القیومی، قم، چاپ اول، نشر الفقاهه، ۱۴۱۷ه. ق.
۳۸. کشف الغمّه فی معرفه الأئمّه، علیبن عیسی الإربلی، تصحیح: السید هاشم الرسولی المحلاتی، چاپ اول، بیروت، دارالکتاب، ۱۴۰۱ه. ق.
۳۹. کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، علی المتّقی بن حسام الدین الهندی، تصحیح: صفوه السقّا، بیروت، چاپ اول، مکتبه التراث الإسلامی، ۱۳۹۷ه. ق.
۴۰. کنز الفوائد، محمدبن علی الکراجکی الطرابلسی، تصحیح: عبدالله نعمه، چاپ اول، قم، دار الذخائر، ۱۴۱۰ه. ق.
۴۱. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، الفضل بن الحسن الطبرسی (أمین الإسلام) ، تحقیق: السید هاشم الرسولی المحلاتی و السید فضل الله الیزدی الطباطبایی، چاپ دوم، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۸ه. ق.
۴۲. المحاسن، أحمدبن محمد البرقی القمی، تحقیق: السید مهدی الرجائی، چاپ اول، قم، المجمع العالمی لأهل البیت، ۱۴۱۳ه. ق.
۴۳. المزار، محمدبن محمدبن النعمان العکبری البغدادی (شیخ مفید) ، تحقیق: محمدباقر الأبطحی، چاپ اول، قم، المؤتمر لألفّیه الشیخ المفید، ۱۴۱۳ه. ق.
۴۴. المستدرک علی الصحیحین، محمدبن عبدالله الحاکم النیشابوری، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ه. ق.
۴۵. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، میرزا حسین النوری الطبرسی، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۷ه. ق.
۴۶. مسند أبی یعلی الموصلی، أحمدبن التمیمی الموصلی (أبویعلی) ، تحقیق: إرشاد الحق الأثری، چاپ اول، جدّه، دار القبله، ۱۴۰۸ه. ق.
۴۷. مصباح المتهجّد، محمدبن الحسن الطوسی (شیخ طوسی) ، تحقیق: علی أصغر مروارید، چاپ اول، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ه. ق.
۴۸. المعجم الأوسط، سلیمان بن أحمد اللحمی الطبرانی، تحقیق: طارق ابن عوض الله و عبدالحسن بن إبراهیم الحسینی، قاهره، دارالحرمین، ۱۴۱۵ه. ق.
۴۹. المعجم الکبیر، سلیمان بن أحمد اللحمی الطبرانی، تحقیق: حمدنی عبدالمجید السلفی، چاپ دوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ه. ق.
۵۰. المقنعه، محمدبن محمدبن النعمان العُکبری البغدادی (شیخ مفید) ، تحقیق: مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۱۰ه. ق.
۵۱. مکارم الأخلاق، الفضل بن الحسن الطبرسی (أمین الإسلام) ، تحقیق: علاء آل جعفر، چاپ اول، قم، مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۱۴ه. ق.
۵۲. مناقب آل أبیطالب (المناقب لابن شهر آشوب) ، محمدبن علی المازندرانی (ابن شهر آشوب) ، قم، المطبعه العلمیه.
۵۳. من لایحضره الفقیه، محمدبن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق) ، تحقیق: علی اکبر الغفاری، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشر الإسلامی.
۵۴. المواعظ العددیه، علی المشکینی الأردبیلی، تحقیق: علی الأحمدی المیانجی، چاپ چهارم، قم، الهادی، ۱۴۰۶ه. ق.
۵۵. الموطّأ، مالکبن أنس، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، چاپ اول، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، ۱۴۰۶ه. ق.
۵۶. وسائل الشیعه إلی تحصیل الشریعه، محمدبن الحسن الحرّ العاملی، تحقیق: مؤسسه آل البیت، چاپ اول، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ه. ق.
۵۷. حج و عمره در قرآن و حدیث، محمدی ریشهری، مؤسسه دارالحدیث، چاپ سوم، ۱۳۸۶ه. ش.
۵۸. توحید صدوق، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق) ، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ هفتم، ۱۴۲۲ه. ق.

پانویس

  1. اصول کافی، کلینی، ج ۲، ص ۱۸.
  2. ر. ک: حج: ۲۹.
  3. وسائل الشیعه، ج ۸، ص 14.
  4. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱، ص ۸6.
  5. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۰6.
  6. المحاسن، ج ۱، ص ۱۴۸.
  7. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 452.
  8. سنن ابن ماجه، ج۲۰، ص ۹65.
  9. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۲۰.
  10. بحارالانوار، ج ۹۹، ص24.
  11. سنن ابی داوود، ج۲، ص 141.
  12. الفردوس، ج۲، ص 56.
  13. عوالی اللئالی، ج۱، ص ۸6.
  14. کنزالعمال، ج۵، ص ۲۰3.
  15. السنن الکبری، ج۵، ص ۱۸۰.
  16. کافی، ج ۴، ص ۲۰5.
  17. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۱۹.
  18. کافی، ج۴، ص 334.
  19. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۱۹.
  20. المحاسن، ج ۱، ص ۱۷۰.
  21. کنزالعمال، ج ۵، ص24.
  22. وسائل الشیعه، ج۸، ص ۱۰2.
  23. کافی، ج ۵، ص 124.
  24. وسائل الشیعه. ، ج ۱۲، ص ۶۰.
  25. من لایحضره الفقیه، ج۱، ص ۱۸۹.
  26. بحارالانوار، ج۹۹، ص 15.
  27. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۶۰.
  28. کافی، ج۸، ص ۳۰3.
  29. کافی، ج۴، ص ۲۸4.
  30. کنزالعمال، ج ۵، ص ۸۴۸.
  31. کافی، ج ۴، ص 253.
  32. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۲۹4.
  33. کنزالعمال، ج ۵، ص114.
  34. وسائل الشیعه، ج۱۰، ص245.
  35. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 331.
  36. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص 241.
  37. کافی، ج۴، ص 536.
  38. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص 453.
  39. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص 454.
  40. کافی، ج ۴، ص536.
  41. کافی، ج۴، ص ۵۴۸.
  42. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص242.
  43. نهج البلاغه، خطبه 1.
  44. کافی، ج ۴، ص 62.
  45. کافی، ج ۴، ص 264.
  46. نهج البلاغه، خطبه 1.
  47. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 224.
  48. علل الشرایع، ص 411.
  49. تفسیر طبری، ج ۱۰، ص ۱۴۷.
  50. کافی، ج ۴، ص ۱۹۷.
  51. کافی، ج۴، ص ۲۷1.
  52. کافی، ج۴، ص ۲۵۹.
  53. بحارالانوار، ج ۶۸، ص 333.
  54. کنزالعمال، ج ۵، ص ۱۰.
  55. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۲۹3.
  56. کنزالعمال، ج ۵، ص 113.
  57. کنزالعمال، ج ۵، ص 114.
  58. کافی، ج ۴، ص 262.
  59. جعفریات، ص 66.
  60. بحارالانوار، ج ۹۶، ص 315.
  61. کافی، ج ۴، ص 253.
  62. الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۱۸1.
  63. تحف العقول، ص ۱۱۷.
  64. تهذیب الاحکام، ج ۵، ص 22.
  65. کافی، ج ۴، ص 255.
  66. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 15.
  67. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 15.
  68. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 236.
  69. کافی، ج ۴، ص 253.
  70. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۲۷2.
  71. تاریخ بغداد، ج ۳، ص ۳۳۸.
  72. سنن الدار قطنی، ج ۲، ص ۲۹۸.
  73. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۲۷2.
  74. کافی، ج ۴، ص 252.
  75. کنزالعمال، ج ۵، ص ۱۰.
  76. کافی، ج ۴، ص 255.
  77. حلیه الاولیاء، ج ۷، ص 143.
  78. حلیه الاولیاء، ج ۷، ص235.
  79. حلیه الاولیاء، ج ۷، ص 235.
  80. الجعفریات، ص 65.
  81. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۲۸2.
  82. المحاسن، ج ۲، ص ۷۹.
  83. کافی، ج ۴، ص 252.
  84. کافی، ج ۴، ص 252.
  85. کافی، ج ۴، ص 252.
  86. دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۲۹4.
  87. الخصال، ج ۱، ص ۱۲۷.
  88. اقبال الاعمال، ج ۲، ص 155.
  89. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 34.
  90. کنزالعمال، ج ۵، ص 14.
  91. کافی، ج ۴، ص 255.
  92. کافی، ج ۴، ص 256.
  93. جامع الأحادیث قمی، ص 113.
  94. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 22.
  95. ثواب الاعمال، ص ۲۸1.
  96. کافی، ج ۴، ص ۲۷۰.
  97. کافی، ج ۲، ص 451.
  98. بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۶۰.
  99. کنزالعمال، ج ۵، ص 22.
  100. کافی، ج ۴، ص ۲۶۸.
  101. تهذیب الاحکام، ج ۵، ص ۱۸.
  102. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۲۸۸.
  103. عوالی اللئالی، ج۲، ص ۸6.
  104. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 44.
  105. بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۷5.
  106. نوعی پارچه سفید و نازک مصری.
  107. کافی، ج ۴، ص ۱۹4.
  108. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۳۷۹.
  109. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 66.
  110. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۶۸.
  111. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۳۰4.
  112. صحیح بخاری، ج ۲، ص 554.
  113. کافی، ج ۴، ص ۳۱۹.
  114. کافی، ج ۴، ص 326.
  115. الخصال، ج ۲، ص ۲۷1.
  116. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۳۰۷.
  117. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۳۵۹.
  118. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص 36.
  119. فقه الرضا، ص 26.
  120. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص 166.
  121. الهدایه، صص 54 - 56.
  122. السنن الکبری، ج ۵، ص ۷2.
  123. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 315.
  124. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۹6.
  125. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص 222.
  126. السنن الکبری، ج ۵، ص ۶۷.
  127. سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۹۷4.
  128. کافی، ج ۴، ص ۳۳۷.
  129. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۰3.
  130. کتاب الأم، ج ۲، ص ۱۵۷.
  131. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 321.
  132. کنز العمال، ج ۵، ص 31.
  133. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 325.
  134. کافی، ج ۴، ص ۳۹۹.
  135. کافی، ج ۴، ص ۳۹۹.
  136. جامع الاحادیث للقمّی، ص ۸5.
  137. تاریخ بغداد، ج ۵، ص ۳۶۹.
  138. المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۱۰2.
  139. السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۷۸.
  140. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۳۳۷.
  141. المستدرک علی الصحیحین، ج ۱، ص ۶۳۰.
  142. الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۴۷6.
  143. دعائم الإسلام، ج ۱، ص 312.
  144. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 244.
  145. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 245.
  146. کافی، ج ۴، ص 434.
  147. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۴۶۸.
  148. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۳۷۹.
  149. کافی، ج ۴، ص 433.
  150. روضه المتقین، ج۴، ص ۵۷.
  151. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۰۸.
  152. روضه المتقین، ج ۴، ص ۵۷.
  153. وسائل الشیعه، ج ۹، ص 543.
  154. وسائل الشیعه، ج ۹، ص 543.
  155. وسائل الشیعه، ج ۹، ص 543.
  156. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۵۳۹.
  157. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۳۹1.
  158. السنن الکبری للنسائی، ج ۲، ص 424.
  159. سنن ترمذی، ج ۳، ص ۲۳۷.
  160. المحاسن، ج ۲، ص 335.
  161. الجعفریات، ص 65.
  162. بحارالانوار، ج ۹۶، ص 261.
  163. کافی، ج ۴، ص 463.
  164. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۲۰.
  165. المقنعه، ص ۴۰۸.
  166. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص 15.
  167. المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص 45.
  168. الموطّأ، ج ۱، ص ۳۸۸.
  169. بحارالانوار، ج ۹۶، ص 266.
  170. بحارالانوار، ج ۹۶، ص 266.
  171. المحاسن، ج ۲، ص ۶۵؛ سنن أبی داوود، ج ۲، ص ۱۹۰.
  172. صحیح بخاری، ج ۲، ص ۶۰1.
  173. المحاسن، ج ۱، ص 141.
  174. بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۷1.
  175. عیون اخبار الرضا (ع) ، ج ۲، ص 61.
  176. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۴۱۹.
  177. کافی، ج ۴، ص ۲۵۷.
  178. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 231.
  179. المحاسن، ج ۱، ص 141.
  180. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۴۸۰.
  181. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص 4.
  182. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۴۱۹.
  183. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۷.
  184. کنز الفوائد، ج ۲، ص ۸2.
  185. کافی، ج ۴، ص ۴۸1.
  186. کافی، ج ۴، ص ۴۷۸.
  187. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص 214.
  188. کنزالعمال، ج ۵، ص ۷۸.
  189. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص 214.
  190. حلیه الاولیاء، ج ۵، ص ۲۸.
  191. أمالی طوسی، ص ۳۰۹.
  192. کافی، ج ۴، ص ۴۸۰.
  193. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۲۹6.
  194. السنن الکبری، ج ۴، ص ۵۴۰.
  195. تحف العقول، ص ۲۵۹.
  196. وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۱۶۸.
  197. کافی، ج ۴، ص ۴۹۸.
  198. کافی، ج ۴، ص ۴۹۸.
  199. الخصال، ج ۲، ص ۶۰6.
  200. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۳۱۹.
  201. کافی، ج ۴، ص 512.
  202. السنن الکبری، ج ۵، ص ۲۹3.
  203. الفردوس، ج ۲، ص 136.
  204. کنزالعمال، ج ۵، ص125.
  205. کافی، ج ۴، ص 312.
  206. الهدایه، ص 65.
  207. کافی، ج ۴، ص ۵۳۰.
  208. کافی، ج ۴، ص 532.
  209. کافی، ج ۴، ص 532.
  210. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۱۷.
  211. تفسیر طبری، ج ۳، ص ۹.
  212. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۷۸.
  213. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۱۷.
  214. الخصال، ج ۱، ص ۲۷۸.
  215. الخصال، ج ۱، ص 225.
  216. عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۱۸6.
  217. المحاسن، ج ۱، ص 144.
  218. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۴۹.
  219. کافی، ج ۴، ص ۵۴۷.
  220. صحیح البخاری، ج ۳، ص ۱۲۰4.
  221. کافی، ج ۴، ص 364.
  222. کافی، ج ۴، ص 363.
  223. بحارالانوار، ج ۲۱، ص 135.
  224. الخصال، ج ۲، ص 616.
  225. کافی، ج ۴، ص ۲۲۸.
  226. کافی، ج ۴، ص ۲۲۸.
  227. کافی، ج ۴، ص ۲۳۰.
  228. کافی، ج ۴، ص ۲۳۰.
  229. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۸۰.
  230. کافی، ج ۴، ص 241.
  231. کنزالعمال، ج ۱۴، ص 624.
  232. سنن نسائی، ج ۲، ص 32.
  233. امالی طوسی، ص ۳۶۹.
  234. بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۱۰4.
  235. کافی، ج ۴، ص ۳۹۹.
  236. کافی، ج ۴، ص۴۰3.
  237. دعائم الإسلام، ج ۱، ص 311.
  238. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۱۷. لازم به یادآوری است که روایاتی دلالت دارد بر اینکه قبر نوح (ع) در کنار قبر علی (ع) است.
  239. وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۶۹.
  240. حج و عمره در قرآن، ص۱۱۷.
  241. بحارالانوار، ج ۹۹، ص 231.
  242. کافی، ج ۴، ص 526.
  243. کافی، ج ۴، ص ۵۲۷.
  244. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۳۷۰.
  245. کافی، ج ۴، ص ۱۸۹.
  246. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۹1.
  247. کشف الغمه، ج ۲، ص 415.
  248. بحارالانوار، ج ۹۹، ص۵۹.
  249. کنزالعمال، ج ۲، ص 212.
  250. المواعظ العددیه، ص ۱۵۸.
  251. تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۳۹.
  252. کافی، ج ۴، ص ۴۱۰.
  253. کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۲۰4.
  254. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۶۰.
  255. کافی، ج ۳، ص ۱۴۸.
  256. کافی، ج ۴، ص ۲۲۹.
  257. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۶۰.
  258. امالی طوسی، ص 455.
  259. المحاسن، ج ۱، ص 145.
  260. سنن الکبری، ج ۳، ص ۵۰2.
  261. وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۷۰.
  262. امالی طوسی، ص 132.
  263. وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۳۹.
  264. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۰۹.
  265. ر. ک: بقره: 125.
  266. کافی، ج ۴، ص 223.
  267. کافی، ج ۴، ص 223.
  268. کافی، ج ۴، ص 223.
  269. جامع الأحادیث للقمی، ص ۷1.
  270. الفردوس، ج ۲، ص ۱۵۹.
  271. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۲۲۸.
  272. سنن نسائی، ج ۵، ص 226.
  273. السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۵۹.
  274. السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۲۸.
  275. وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص 325.
  276. کافی، ج ۴، ص ۴۰5.
  277. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۱۶۰.
  278. کافی، ج ۴، ص ۲۱۰.
  279. بحارالانوار، ج ۱۲، ص 113.
  280. کافی، ج ۴، ص 214.
  281. الغیبه للطوسی، ص۲۶۰.
  282. قسمتی از سطح مسجدالحرام است و مردم در این قسمت برای دعا جمع می‌شوند و به یکدیگر فشار می‌آورند. محدوده آن از حجرالأسود آغاز می‌شود و به سمت چاه زمزم و از آنجا تا مقام ابراهیم و پس از آن تا حجر اسماعیل ادامه می‌یابد.
  283. تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص 122.
  284. کافی، ج ۴، ص ۵۲۷.
  285. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 163.
  286. قسمتی از دیوار کعبه در کنار رکن یمانی که مردم به دیوار ملتزم شده، می‌چسبند و دعا می‌خوانند.
  287. الفردوس، ج ۴، ص ۹4.
  288. إتحاف الساده المتقین، ج ۴، ص 354.
  289. المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص 254.
  290. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۹6.
  291. دیوار کنار رکن یمانی را «مستجار» می‌نامند «جار» به معنای همسایه و «مستجار» به معنای پناه بردن به همجوار و به صورت کلی تر «پناه بردن» است.
  292. مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۹1.
  293. قرب الاسناد، ص 241.
  294. کافی، ج ۴، ص ۴۰۹.
  295. مجمع البیان، ج ۲، ص ۷۹۷.
  296. وسائل الشیعه، ج ۹، ص۴۱۹.
  297. کافی، ج ۴، ص۲۰1.
  298. کافی، ج ۴، ص432.
  299. قرب الاسناد، ص ۲۳۷.
  300. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۳۷6.
  301. کنزالعمال، ج ۱۲، ص 146.
  302. کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۲۳۷.
  303. صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۰3.
  304. الفردوس، ج ۴، ص 225.
  305. کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۲۳۰.
  306. المعجم الکبیر، ج ۴، ص ۲۸۸.
  307. سنن ترمذی، ج ۵، ص ۷۹.
  308. کنزالعمال، ج ۱۲، ص 234.
  309. کنزالعمال، ج ۱۲، ص 246.
  310. صحیح بخاری، ج ۲، ص 666.
  311. کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۲۳۰.
  312. سنن ابن ماجه، ج ۱، ص 452.
  313. سنن نسائی، ج ۲، ص ۳۷.
  314. تاریخ المدینه، ج ۱، ص ۶۸.
  315. کافی، ج ۴، ص ۵۵۰.
  316. کافی، ج ۴، ص ۵۶۰.
  317. کافی، ج ۴، ص 555.
  318. کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۲۷1.
  319. شعب الایمان، ج ۳، ص ۵۰۰.
  320. الخصال، ج ۱، ص 143.
  321. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۴۷.
  322. مصباح المتهجد، ص ۷۱۰.
  323. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۲۹6.
  324. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص 146.
  325. کامل الزیارات، ص ۶۰.
  326. مصباح المتهجّد، ص ۷31.
  327. کامل الزیارات، ص 43.
  328. السنن الکبری، ج ۵، ص ۴۰2.
  329. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۳۷2.
  330. کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۲۷2.
  331. کافی، ج ۴، ص ۵۴۹.
  332. کنزالعمال، ج ۱۲، ص 256.
  333. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۸2.
  334. کافی، ج ۴، ص 553.
  335. کافی، ج ۴، ص ۵۴۸.
  336. المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص 225.
  337. سنن الدار قطنی، ج ۲، ص ۲۷۸.
  338. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۵۹.
  339. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۶۱۷.
  340. مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص 244.
  341. کنزالعمال، ج ۵، ص 135.
  342. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 621.
  343. کامل الزیارات، ص ۴۷.
  344. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص 143.
  345. کامل الزیارات، ص 53.
  346. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص 155.
  347. کافی، ج ۴، ص 536.
  348. بشاره المصطفی، ص ۱۳۹.
  349. کنزالعمال، ج ۱۲، ص ۲۵۹.
  350. المزار للمفید، ص ۱۸۷.
  351. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص 146.
  352. کامل الزیارات، ص 141.
  353. امالی صدوق، صص ۱۷۶ و ۱۷۷.
  354. کافی، ج ۴، ص ۵۷۹.
  355. المقنعه، ص ۴۷4.
  356. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۳۷۹.
  357. کامل الزیارات، ص 65.
  358. کفایه الأثر، ص ۱۹۸.
  359. کافی، ج ۴، ص 561.
  360. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص 663.
  361. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۰.
  362. کافی، ج ۴، ص 451.
  363. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۰۰.
  364. کافی، ج۴، ص 343.
  365. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص 346.
  366. المحاسن، ج ۲، ص ۱۰4.
  367. کافی، ج ۴، ص 316.
  368. وسائل الشیعه، ج ۸، ص 143.
  369. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۴۷6.
  370. عیون اخبار الرضا، ج۲، ص 262.
  371. کافی، ج ۴، ص ۵۴۹.
  372. تفسیر عیاشی، ج۲، ص 233.
  373. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۳۷4.
  374. احتجاج، ج ۱، ص 65.
  375. السنن الکبری، ج ۵، ص262.
  376. کافی، ج۴، ص 532.
  377. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۳۷۰.
  378. حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۵۰2.
  379. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۲۷3.
  380. کنزالعمال، ج۵، ص 24.
  381. صحیح بخاری، ج۳، ص 1431.
  382. کنزالعمال، ج۵، ص۱۰۰.
  383. کافی، ج۴، ص ۲۳۰.
  384. کافی، ج۴، ص ۲۳۰.
  385. من لایحضره الفقیه، ج ۲۹، ص ۴۸3.
  386. کافی، ج۴، ص۲۸۰.
  387. کافی، ج۴، ص۲۸۰.
  388. بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۳۸۷.
  389. کافی، ج ۲، ص ۵۰۹.
  390. الجعفریات، ص 66.
  391. الجعفریات، ص 66.
  392. وسائل الشیعه، ج ۸، ص۳۲۷.
  393. کافی، ج ۴، ص 256.
  394. ثواب الأعمال، ص۷4.
  395. مکارم الأخلاق، ج ۱، ص555.
  396. بصائر الدرجات، ص ۳۵۸.
  397. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، صص ۱۶۷ - ۱۷2.
  398. صحیح بخاری، ج ۳، ص۱۳۹2.
  399. کافی، ج ۴، ص ۲۰۷.
بازگشت به کتب معروف عبادی