فرهنگ مصادیق:جاسوسی دربغل گوش ما-راسخون
نویسنده: اندی ریجوی/ترجمه: زینب نقوی
محتویات
مقدمه
دوربینهای مخفی در ساعتهای مچی و شنودهای جاسازی شده درکیفها نمونههایی از تکنولوژی جاسوسی اند که همیشه به گونهای خلاقانه نمود پیدا میکند اما این ادوات کجا ممکن است پنهان شده باشند؟
«عذر میخواهم، من شما رو قبلا، سال ۱۹۹۹ تو جزیره مالت ندیدم؟» «چرا، راستش والتا بودم ولی سال ۲۰۰۰ بود». این دیالوگ به راحتی میتوانست برگرفته از رمانهای «یان فلمینگ» نویسنده معروف کتابهای «جیمز باند» باشد. اما این دیالوگ برگرفته از یک داستان نبود بلکه کلمات این گفت و گو از قبل تعیین شده بودند و اوایل سال ۲۰۱۰ در شهر رم بین دو مرد رد و بدل شد.یکی از این دو مرد یک مامور رسمی بخش برون مرزی «سرویس اطلاعات جاسوسی» روسیه اس وی آر (SVR که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی جایگزین کاگ ب شد) و دیگری جاسوسی روس بود که از اواسط دهه ۱۹۹۰ در آمریکا تحت هویت جعلی «ریچارد مورفی» زندگی میکرده است .این گفت و گو هم اسم رمز برای شناسایی یکدیگر بوده که در گزارش مقامات پلیس فدرال آمریکا، اف بی آی باعث دستگیری واخراج ده جاسوس روس در آمریکا و معاوضه آنها با چهار تبعه روسی که دراین کشور به جرم جاسوسی برای آمریکا و انگلیس متهم بودند، شد. یکی از این جاسوسهای روس که مسؤول مالی این شبکه جاسوسی در آمریکا بوده با پاسپورت قبرسی، موفق شد فرار کند.پیامهای اس وی آر به دو جاسوس اش در ایالات متحده، ریچارد و سینتیامورفی بسیار واضح است و در لفافهای از ابهام یا کدهای جاسوسی نیست:«شما برای یک مأموریت بلند مدت به آمریکا فرستاده شدهاید. تحصیلات شما، حساب بانکی تان، خودروی شما، خانه تان وهمه متعلقات دیگر برای یک هدف در اختیار شما قرار گرفتهاند.ماموریت اصلی تان، تحقیق، جست و جو و توسعه روابط در محافل سیاستگذاری در ایالات متحده و ارسال گزارشهای اطلاعاتی به مسکو». اف بی آی میگوید که هدف وبرنامه اصلی این جاسوسان این بوده که نیروهای مفیدی را که یا در محافل سیاستگذاری مشغول اند یا توانایی این را دارند که به این محافل نفوذ کنند، به عنوان داراییهای سازمانی جذب کرده و استخدام کنند. داستان دستگیری و اخراج جاسوسهای روسی بسیار مورد توجه رسانهها قرار گرفت و یادآور این مساله شد که نزدیک به دو دهه پس از پایان جنگ سرد، با وجود دسترسی به فناوریهای امروزی مانند ماهوارههای جاسوسی و هواپیماهای جاسوسی، جاسوسها همچنان به قوت قبل مشغول به کارند اما این بار با ابزارهای مدرن تر و پیشرفته تر از دوران جنگ سرد.
به قول دکتر پل مادررل پژوهشگر اطلاعات جاسوسی و امنیت در دانشگاه آبریستویتس (Aberystwyth) «گاهی نیاز به کارهای خاص یا تصمیمات خاصی هست که تنها از یک انسان برمی آید.بنابراین با وجود تمام فناوریهای کنترل از راه دور جاسوسی، برای جاسوسی همچنان نیاز به انسان هست.«براساس تخمینی که در وب سایت سازمان امنیت و حفاظت اطلاعات ارتش انگلستان شاخهام آی 5 (MI5) منتشر شده، حداقل ۲۰ سرویس اطلاعاتی خارجی در حال حاضر مشغول جاسوسی علیه انگلیس هستند:«بزرگترین نگرانی، از روسها و چینی هاست ».پرونده ریچارد مورفی و گروه جاسوسی اش از این لحاظ جالب توجه است که پنجرهای رو به اسلوب کاری و روشهای نوین و فناوری مورد استفاده این جاسوسان عصر مدرن میگشاید. منصفانه است البته که بگوییم ما بسیارقبل تر از این پرونده جاسوسان روسی، آگاهی کافی نسبت به تکنولوژی جاسوسی جدید داشتهایم. بعد از این پرونده چیزهای دیگری هم رو شد. یکی از تازهترین و عجیب وغریبترین این تکنولوژیهای جاسوسی، «سنگ مصنوعی» بود. روسها انگلیس را متهم کرده بوند که سال ۲۰۰۶ این سنگها را در خیابان نامشخصی در مسکو رها کردهاند. آنها مدعی شدند که درون سنگ فرستنده /گیرندههای رادیویی مخصوص پنهان شده و با استفاده از آن، عامل انگلیس میتوانسته اطلاعاتش را در سنگ جاسوسی بارگذاری کند وسپس یک عضو سفارت انگلیس با رد شدن از کنار سنگ و با استفاده از لپ تاپ؛ اطلاعات بارگذاری شده را دریافت کند. افسر مافوق و سررشته دار جیمز باند آقای «کیو» بسیار خوشحال میشد اگر از این تکنولوژی خبر میداشت. اسناد پرونده مورفی که به دادگاه نیویورک ارائه شد، توضیح میدهند که اف بی آی چگونه به مکان زندگی روسها «به طور محرمانه» داخل شدند. مأموران اف بی آی در حال جست وجوی خانهای دیگر در ایالات نیوجرسی، دیسکی را پیدا کردند که طراحی اس وی آر و حاوی نرم افزاری با قابلیت پنهان نگاری بود. پنهان نگاری (steganography) هنر مخفی کردن ماهرانه پیامهای متنی در عکس است طوری که عکس با چشم غیرمسلح کاملا دست نخورده به نظر بیاید. جاسوسها عکسهای حاوی پیامهای سری را روی وب سایتها میگذاشتند و اس وی آر در مسکو آنها را دانلود میکرد. هرکاربر نوعی در اینترنت، بی توجه و بدون آگاهی از پیام سری پنهان شده در عکسها، قابلیت دسترسی به این عکسها را داشته اما فقط روسها با نرم افزارشان میتوانستند این اطلاعات را بخوانند. استیوبلووین استاد علوم کامپیوتر دانشگاه کلمبیا میگوید که این اولین مورد تایید شده از روش پنهان نگاری مبتنی بر اینترنت، برای فرستادن پیامهای مخفی است. «پنهان کردن اطلاعات در تصاویری که روی اینترنت است، سال هاست که مطرح شده، اما این اولین باراست که این ادعا اثبات میشود». با توجه به اینکه تشخیص پنهان نگاری بسیار مشکل است ؛ این هنر تبدیل به روش منتخب در فنون امنیتی شده است:«حتی اگر مقامات امنیتی و ضد اطلاعات نسبت به وب سایتی مشکوک شوند و نگاه دقیق تری به آن بیندازند. تنها چیزی که خواهند دید. تصاویر تعطیلات در کنار خانواده را درآن میبینند.تنها در صورتی که مأموران ضد اطلاعات دقیقا بدانند دنبال چه میگردند، ممکن است راهی برای یافتن پیامهای پنهانی وجود داشته باشد وگرنه چیزی نخواهند یافت». در مورد جاسوسان روسی مقیم آمریکا، بعد از جست وجوی خانههای آنها وکشف نرم افزار مخصوص پنهان نگاری و همچنین لینکهای مختلف به وب سایتهای مختلف ذخیره شده حافظه کامپیوتر این جاسوسان، اف بی آی فهمید که دقیقا باید دنبال چه بگردد.
ساده، زیباست
گرچه جاسوسان روس مقیم آمریکا از نرم افزار پنهان نگاری ساخت اس وی آر استفاده میکردند اما نرم افزارهایی با کارکرد دقیقا مشابه، آزادانه در دسترس همگان است. یکی از این جاسوسان، «آنا چپمن»، در حالی در دام اف بی آی افتاد که از فناوری بسیار ساده تری استفاده میکرد. او صرفاً از وای فای لپ تاپش اطلاعات مربوطه را به مأموران دولتی روسیه منتقل میکرد. اف بی آی حدوداً ده بار، در چهارشنبههای بین ماههای ژانویه و ژوئن امسال (زمستان ۱۳۸۸ تا بهار ۱۳۸۹)، آنا چاپمن را «در مجاورت فیزیکی» یکی از مأموران و یا مقامات دولتی روسیه دیده است .او با لپ تاپش در کافهها یا کتاب فروشیهایی در منهتن (محله اصلی نیویورک) که وای فای داشتهاند، مینشسته و مقامات و مأموران روسیه برای دریافت اطلاعات او با خودروی مینی ون خود صرفا از کنارش رد میشدند.گاهی هم در بیرون محلی که آنا چپمن آنجا نشسته بود، کیف در دست، چرخ میزدند.
آنا چپمن اطلاعات مربوطه را با وای فای به کامپیوتر مامور دیگر منتقل میکرد. انتقال از وای فای، از اینترنت امن تر است اما مأموران اف بی آی، به هر حال به حضور او مشکوک شدند و او را تحت تعقیب قرار دادند.
جاسوسی دیجیتال
مدارک اف بی آی نشان میدهد که کامپیوتر خانگی، لپ تاپ، کارت حافظه فلش (SD-اس دی مخصوص دوربینهای دیجیتال) و تلفن همراه اعتباری، همه ابزارهای پرفایده با مزایای خاص برای جاسوس امروزی اند. برت بکتل که ۲۰ سال جاسوس سیا (CIA) در ترکیه، اندونزی و جاهای دیگر بوده. میگوید: «یک جاسوس مسلماً نمیخواهد که در حال حمل نوعی فناوری ناشناخته و غیرقابل توضیح دستگیر شود. فرض کنید که با یک ماشین تصادف میکنید و بی هوش هستید که پلیس و امدادگران سر میرسند و در جست وجو برای کارت شناسایی برای مطلع کردن نزدیکان، یک ابزار عجیب و غریب پیدا میکنند.حالا بیا و جمعش کن!»
در جنگ سرد، سازمانهای جاسوسی آزمایشگاههای مخصوص داشتند که برخی از قطعات مبتکرانه جاسوسی را طراحی کرده و میساختند. اما سرعت پیشرفت فناوریهای تجاری مختلف در سالهای اخیر تغییر کرده است.این پیشرفت سرویسهای امنیتی را ناچار کرده که رویههای مختلفی پیش بگیرند. «حدود ۱۰ سال پیش، سیا که دید آزمایشگاههایش توان رقابت پهلو به پهلو با پیشرفت فناوریهای نوین را ندارند، تصمیم گرفت که کلاً آزمایشگاهها را تعطیل کند و به جای آن یک شرکت سرمایه گذاری با نام «این -کیو -تل» (In-Q-Tel) ایجاد کردکه با دادن بودجه پژوهشی به شرکتهای خصوصی، ازآنها میخواست تا در بازار آزاد محصولات فناوری نوین حضور داشته باشند». یکی از سرمایه گذاریهای این-کیو-تل در شرکت طراحی و توسعه نرم افزار «آتنسیتی» (Attensity) بود. این شرکت، نرم افزاری را تولید کرد که قابلیت جمع آوری دادههای اطلاعاتی و نظرات کاربران اینترنتی (کامنتها) در تالارهای گفت و گوی مجازی (فورومها) و وب سایتها و شبکههای اجتماعی را دارد. یکی دیگر از شرکتهایی که روی آنها سرمایه گذاری شد، «موشن دی اس پی» (Motion DSP) بود که محصولات اش نرم افزارهایی برای بهینه سازی تصویر ویدئویی است.
ساجیت شنویی، استاد علوم کامپیوتر دانشگاه تولسا، قبلا مشاور اف بی آی بوده است. این روزها ساجیت شنویی «همکاری بسیار نزدیکی با سازمانهای مشابه با اف بی آی که از فاش کردن اسامی آنها معذور است » دارد. دکتر شنویی میگوید جی میل میتواند ابزاری مناسب برای جاسوسی علیه آمریکا باشد. «میتوانید ای میل مشترکی با شخص دیگری داشته باشید که پسوردش را هم دو طرف دارند. آن وقت میتوانید متن پیام الکترونیکی را نوشته و به صورت پیش نویس (draft) طوری که هرگز ارسال نشود، ذخیره کنید. آنگاه نفر دوم به اکانت مزبور متصل شده و متن پیامی که هرگز از اینترنت ارسال نشده را بخواند.چون این نامه الکترونیکی هرگز ارسال نشده، برای مجریان قانون که بر انتقال دادهها در اینترنت نظارت دارند، غیرقابل تشخیص است».
به گفته دکتر شنویی، گوگل ویس (سرویس مکالمات صوتی) هم میتواند در مخفیکاری به درد بخورد. میتوان گوگل ویس را طوری تنظیم کرد که با گرفتن یک شماره خاص، همزمان، چندین تلفن متعدد با هم تماس بگیرند یا تنها یک تلفن خاص در یک مکان خاص زنگ بزند. «دولت ممکن است برای تلفن شما شنود گذاشته باشد یا آن را کنترل کند اما یک تلفن دیگر در مکانی دیگر همچنان آزاد باشد. شما میتوانید با تلفنی در مغازهای یا ایستگاه راه آهن تماس بگیرید». دکترشنویی میگوید وسایلی که حتی آنها را در کاتولوگ اقلام فروشی مجلههای هواپیمایی هم میتوان دید را با اندک تغییرات میشود به ابزار جاسوسی مفید تبدیل کرد:« مثلا عینک آفتابیهایی هستند که پخش کنندهام پی تری دارند. میشود این دستگاه را از روی عینک آفتابی برداشت و به جای آن دستگاه عدد شمار وصل کرد که بتوانند برای دزدی، شماره و اطلاعات و ارقام کارتهای اعتباری ملت به درد بخورد». اگرچه در پرونده جاسوسان روسی این طور به نظر میرسد که مأموران اف بی آی به طرز باور نکردنی ای در مدارکی که به دادگاه ارائه دادهاند، شفاف بودهاند اما دکتر شنویی معتقد است که احتمالا مقدار زیادی از اطلاعات به دست آمده هرگز به شکل عمومی بیان نخواهندشد:«اف بی آی که همه اطلاعات به دست آمده را درز نمیدهد. آنها احتمالاً تنها به اندازهای اطلاعات به مقامات قضایی میدهند که بتواند جاسوسان را محکوم کند. من مطمئن ام که اطلاعات بیشتری وجود دارد و آنچه ما میبینیم تنها قطرهای از اقیانوس است». شنویی مسؤول برنامه «سپاه سایبری» دانشگاه تولساست که طرحی ابتکاری با حمایت دولت است. هدف طرح، جذب درخشانترین استعدادهای حوزه فناوری اطلاعات است.طوری که آنها بتوانند جلوی دستیابی کشورهای خارجی به اطلاعات حساس را گرفته و به این ترتیب به سپاه امنیتی ایالات متحده آمریکا کمک کند. در وب سایت سپاه سایبری تولسا نوشته که دانشجویان این برنامه در حال انجام پروژههای کاری با سیا و اف بی آی هستند. در این وب سایت نوشته: «تسلط بر زبانهای خارجی نامتعارف قطعا برای دانشجویان متقاضی حائز اهمیت است !»اما اکنون شاهد شروع تغییرات در فناوریهای جاسوسی هستیم. کتابی با عنوان «پیشه جاسوس» (spy craft) به قلم روبرت والاس واچ کیتث ملتون که به تاریخ تکامل فناوری جاسوسی درآمریکا میپردازد. عکسی از ۲۰ قطعه از ادوات و لوازم جاسوسان آمریکایی دارد که در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ توسط روسها به دست آمدهاند. دراین عکس یک قلم خود نویس که دوربینی مخفی دارد ویک دفترچه یادداشت با کاغذ مخصوص برای یادداشتهای محرمانه وجود دارد. اچ.کیتث ملتون میگوید: «امروزه تقریبا تمام کارهایی که ادوات جاسوسی این عکس انجام میدهند را یک آی فون ساده انجام میدهد. یک تلفن ساده با تغییرات نرم افزاری، همزمان دوربین شما و دستگاهی برای ارتباط شبکهای با دامنه و برد کوتاه است. همگرایی دیجیتالی همین است». این تغییر و تحول در تکامل فناوری جاسوسی را دکتر ساجیت شنویی هم قبول دارد:«امروزه میزان قابلیت تجهیزات جاسوسی و جمع آوری اطلاعات یک فرد معمولی، حتی بیشتر از قابلیتهای سازمانهای اطلاعاتی در طول جنگ جهانی دوم و حتی تا دهههای ۱۹۶۰و ۱۹۷۰ است». برت بکتل افسر بازنشسته سیا است که یک شرکت کشتیرانی جاسوسی- تفریحی را اداره میکند که میزبان جلسات مختلف دربارهٔ مسائل امنیتی در کشتیهای تفریحی است .او میگوید:«اتکای بیش از حد به تکنولوژیهای امروزی میتواند خطرناک باشد.روشنترین مثال، بلاییست که سرجاسوسان روسی در آمریکا آمد». به عقیده برت بکتل، پرونده جاسوسان روسی نوعی سهل انگاری از طرف اس وی آر بوده است:«کار جاسوسان روسی، سوراخ زیاد داشت. اس وی آر احتمالا تصور میکرده که تمرکز اف بی آر روی مقابله با تروریسم است.در نتیجه ملاک را براین گذاشته که جاسوسان روس میتوانند فعالیتهای بیشتری رابه آسانی و بدون خطر گرفتار شدن، انجام دهند. افراد بیهوده عاشق تکنولوژی میشوند اما بهترین ابزار، ابزار آزموده شده و فرسوده است؛ یعنی تمایز داراییها، تجهیزات و پرسنل مفید و زنده نگاه داشتن داراییهای انسانی».
روشهای جاسوس امروزی
پنهان نگاری
پنهان نگاری روشی است برای مخفی کردن پیام فوری که تنها فرستنده و گیرنده پیام از وجودش آگاه باشند. این روش، تدبیری جدید نیست. مثلا در یونان باستان، پیامی را روی سر تراشیده شده بردهای خال کوبی میکردند.پس از بلند شدن موهای برده، پیام خال کوبی شده، پنهان میشد و گیرنده میتوانست به راحتی آن را با تراشیدن دوباره سر برده، آشکار کند. اما از دوران یونان باستان تا امروز، این روش پیشرفت کرده است. پنهان نگاری دیجیتالی که توسط جاسوسان روس استفاده میشد، براساس یک فناوری تغییر دقیق در عکس برای پنهان کردن پیامی خاص طراحی شده بود. چنین فرایند پردازش عکس برای پنهان نگاری بسیار مبتکرانه بود .کامپیوترها به ازای هر عنصر تصویری قابل اندازه گیری با واحد پیکسل در عکس، یک عدد به عنوان ارزش رقمی براساس میزان رنگهای قرمز، سبز و آبی در تصویر اختصاص میدهند. پیام مخفی نیز که به صورت یک تکه متن میآید، با استفاده از ارقام مختلف توسط کامپیوتر در درون این کدهای رقمی/کامپیوتر به صورت عددهای «رنگ RGB» در تصویر حک میشد. نرم افزار پنهان نگار، رقمهای کد گذاری شده مربوط به پیام مخفی را در داخل عکس اولیه به طرز خاصی میپیچاند. تنها دارنده همان نرم افزار مخصوص میتواند پیام مخفی را از کدهای رقمی مربوط به رنگ عکس استخراج کند. مهمترین جنبه این فناوری، پنهان ماندن از ردیابی دشمن است، طوری که روشنایی و رنگ آمیزی پیکسلهای مختلف در تصویر اولیه به طرز دقیق و موشکافانه تغییر کند که با چشم غیرمسلح قابل رویت نباشد، فایلهای به دست آمده از کامپیوترهای جاسوسان روسی، لینکهایی به وب سایتهای مختلف دارند که در آنها عکسهای پنهان نگاری شده موجود است.
رادیو موج کوتاه
هرچند جاسوسان روس، از فناوریهای نوین قرن بیست و یکمی استفاده میکردند اما آنها از تکنولوژی رادیو موج کوتاه که از دهه ۱۹۵۰ در دسترس بوده، هم غافل نبودند. در گزارش شنود اف بی آی از خانه سیتنیا و ریچارد مورفی در نیویورک، آمده که «صدای تیک -تیک الکترونیکی» میآمده است. مخابره پیام از مسکو به جاسوسان، صدایی شبیه صدای کدهای مورس داشته، اما امکان هم دارد که این صدای تیک -تیک، یک پیام بسیار کوتاه پیوسته الکترونیکی از ارقام کدگذاری شده باشد که با کامپیوتر تبدل به صدا میشوند. مخابره این پیام پیوسته از ارقام کدگذاری شده احتمالا در تاریخ، زمان و فرنکاس معینی صورت میگرفته که یافتن این پیامها توسط مقامات امنیتی را دشوار میکرده، البته مگر اینکه ماموران امنیتی مشغول شنود مکالمات خانه جاسوسان باشند!
آنا چپمن
چپمن پس از جاسوسی برای روسها از خاک آمریکا اخراج شد وحالا مدل عکاسی برای مجلات مد شده است.
جوهر نامرئی
ایده جوهر نامرئی هم راهکاری تازه نیست اما اگر رفتار جاسوسان روس گرفتار در آمریکا را ملاک قرار دهیم، گویا جوهر نامرئی هنوز از شیوههای مورد علاقه است .در شنودهای اف بی آی از خانهای در نیویورک، کلمه «نامرئی » شنیده میشود که در ادامه گفت و گویی دربارهٔ انتقال چیزی به کسی در کتابی شنیده میشود. این گفت و گو مربوط به برنامه ریزی برای سفر به کشوری نامعین درآمریکا ی جنوبی بوده است و امکان دارد این اطلاعات در آنجا به مامور روس دیگری یا گرداننده دیگری منتقل میشده است.در مدارکی که اف بی آی به دادگاه داده، هیچ جزئیاتی دربارهٔ اینکه دقیقا چه نوع جوهر نامرئی توسط جاسوسهای روس استفاده میشده، نیامده .بنابراین اگر اف بی آی از طیف و خاصیت این جوهر نامرئی آگاهی دارد، این اطلاعات را پنهان نگه داشته است .بیشتر این جوهرها بعد از خشک شدن نامرئی شده و سپس انفعالات خاصی جوهر را دوباره نمایان میکنند. مثلا آب لیمو جوهری است نامرئی که زیر گرمای لامپ یا شمع، دوباره نمایان میشود.
جاسوس وای فای
اگر شما در مکان عمومی هستید و نیاز به اینترنت دارید معمولا از وای فای مکانهای مخصوص و لپ تاپ خود استفاده میکنید. اما آنا چپمن که معمولا در کافهها یا کتابفروشیهای منهتن مینشست معمولا لپ تاپ اش را به وای فای مشترکی که یک نفر دیگر هم میتوانسته در آن شریک باشد، وصل میکرد. نفر دیگر هم کسی نبوده جز یک مامور مخفی روسیه، نرم افزارهای طراحی شده برای این کار اطلاعات و فایلهای مربوطه را از لپ تاپ چپمن به لپ تاپ مامور روس انتقال میدادند. استیو بلووین استاد علوم کامپیوتر دانشگاه کلمبیا میگوید:«من دقیقا نمیدانم که آنا چپمن از چه مدل لپ تاپی استفاده میکرده اما معمولا با وای فای هر لپ تاپی میتوان یک شبکه فرمانهای عمومی (adhoc) قابل اتصال راه انداخت که امنیت بیشتری نسبت به اینترنت دارد».
انگیزههای یک مامور امنیتی خارجی
الان دیگر انگیزههای اشخاص برای انتخاب شغل شریف جاسوسی، خیلی با قبل فرق کرده، مخصوصا در دوره جنگ سرد، فعالیتهای امنیتی مخفیانه و جاسوسی عموما دلایل سیاسی یا حتی ایدئولوژیک داشتند.حتی خبرچینهای پایین تر وافسران بالا دست جاسوسان هم چنین دلایلی برای خود داشتند. اما «جاسوسان روسی که اخیرا آمریکا گرفته، کاملا با گروههای قبلی جاسوسان روس[ دوران اتحاد شوروی] فرق دارند». این جمله مال یک متخصص روان شناسی جاسوسی است که نمیخواهد نامش فاش شود و ما او را با نام مستعار «دکتر وی» صدا میکنیم:«من صرفا میخواهم چند سالی بیشتر عمر کنم». خواست شوخی کند! ایدئولوژی دیگر در دنیای جاسوسان امروزی مهم نیست. «این تغییر در اواخر دهه ۱۹۸۰ صورت گرفت که جاسوسی و مخبری امنیتی از مسالهای سیاسی تبدیل به مسالهای اقتصادی شد و جاسوسان پس از این دوره برای مسائل مادی کار کردند.این روزها هنوز هم اقتصاد انگیزه اصلی فعالیتهای جاسوسی است.جاسوسان روسی که به تازگی دستگیر شدند، طوری به قضیه نگاه میکردند که انگار این فعالیتها، صرفا شغل شان، است.آنها را اس وی آر استخدام و تربیت کرده که کارشان را بکنند. ماموریت ویژه شان هم ورود به فعالیتهای اجتماعی محلی و ایجاد روابط شخصی با افراد بود».
دکتر وی که یک روان شناس بالینی است، ده سال از عمر خود را صرف تهیه، تنظیم و نوشتن ارزیابیهای روان شناسانه از رهبران سیاسی جهان کرده است .همچنین دکتر وی آزمونهای روانشناسی مأموران تازه استخدام شده امنیتی آمریکا را مینویسد.او میگوید که شغل جاسوسی پیشنهاد جذابی برای این جاسوسان روس که اخیراً دستگیر شدند، بوده است:«از مزایای این شغل، زندگی در غرب- آمریکا- و داشتن زندگی ای آزاد و مرفه که مخارج آن توسط سرویسهای امنیتی روسیه تامین میشود، بوده است ».
شاخصهای جاسوس مجرب
یک جاسوس ایده آل از شخصیت جیمز باند داستانهای ایان فلمینگ، فاصله زیادی دارد، دکتر وی میگوید:افرادی جاسوسهای خوبی میشوند که محتاط اند و توی دردسر نمیافتند. جیمز باند یک نسخه (ورژن) تحت هالیوود جاسوسهای واقعی است.وقتی که سیستم امنیتی نیروی زیاد و سرمایه مادی قابل توجهی را صرف تربیت این مامورین میکند، هر رفتار ناشایست احتمالی که منجر به اخراج آنها از کشوری که درآن ماموریت دارند و بازگشت شان به خانه شود، اصلا مطلوب نیست».انعطاف پذیری هم شاخص بسیار مهمی است .«فردی برای این شغل مطلوب است که به راحتی میتواند خودش را در کشور خارجی تطبیق دهد». یک جاسوس نباید طوری حرف بزند که لو برود؛ مثلا هوس کند که بگوید:«یادش به خیر! از آخرین باری که مسکو بودم، دیگه برف درست و حسابی به چشمام ندیدم». جاسوس باید به اندازه کافی برون گرا هم باشد. کسی که زیاد درون گراست، نمیتواند با دیگران روابط مورد نیاز این شغل را ایجاد کند.البته دکتر وی میگوید:«شما نمیخواهید جاسوسی که استخدام کردهاید، زیادی اجتماعی باشد که ایجاد مشکل کند؛ مثلا آنا چپمن، خانم جوان، میان این ده جاسوس روس، یک مقدار زیاد از حد اجتماعی بود!با بالاترین افراد مرفهترین طبقه اجتماعی و اعیان نیویورک معاشرت داشت و عکسهای او همه جا در شبکههای اجتماعی پیدا میشد. آن قدر برون گرا بودن که باعث شود توجه مأموران به جاسوس جلب شود، اصلا خوب نیست و احتمالا مامور را به دردسر میاندازد. خود این میزان برون گرایی /درون گرایی یک مولفه بسیار مهم است.جاسوس نباید قمار باز، الکلی یا اهل ریسک باشد».آمادگی واکنش ذهنی سریع بسیار مفید است .«یک جاسوس باید هرآن توان حفظ اسم، شماره شناسایی و هویت جدید برای خود را داشته باشد. تا حدی که اگر کسی احیانا نام حقیقی را صدا کرد، آن قدر بر ناخود آگاهش مسلط باشد که سرش را برنگرداند و گرنه کار تمام است و لو رفته».







