فرهنگ مصادیق:جزای انکار ولایت در عید غدیر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
جزای انکار ولایت در عید غدیر

ابو الفتوح رازى در تفسیرش گوید: ابو اسحاق ثعلبى مفسر امام اصحاب حدیث در کتاب تفسیر خود که آن را «کشف و بیان» نام گذارده است ، آورده است که از سفیان بن عیینه درباره شان نزول آیه سال سائل بعذاب واقع [۱] سؤال کردند، که درباره چه کسى نازل شده است؟!

سفیان به شخص سائل گفت: از مسئله اى پرسش کردى که قبل از تو هیچکس از من آن را نپرسیده است!

روایت کرد براى من پدرم، از ابو جعفر: محمد بن على، از پدرانش- صلوات الله علیهم- که چون رسول خدا به غدیر خم رسید، مردم را خبر کرد، و ایشان گرد آمدند، و دست على را گرفت و گفت: من کنت مولاه فعلى مولاه. این خبر شایع شد و به شهرها رسید از جمله به حارث بن نعمان فهرى رسید.

حارث سوار ناقه خود شد، و آهنگ رسول الله کرد و آمد تا به لشگرگاه رسید، و از ناقه خود پیاده شد، و زانوى ناقه را بست، و رو به خیمه رسول الله آورد، و رسول الله در میان مهاجر و انصار نشسته بود.

و گفت: اى محمد تو آمدى و گفتى: سیصد و شصت معبود را رها کنید، و بگوئید: خدا یکى است! و ما گفتیم. و گفتى که: بگوئید: من رسول او هستم! ما هم گفتیم. گفتى که: پنج نماز بجاى آورید! ما آوردیم.

گفتى: ماه رمضان روزه بدارید! پذیرفتیم. گفتى: زکوه مال بدهید ما هم به گردن گرفتیم! حج فرمودى، رد نکردیم، جهاد فرمودى، قول تو را قبول نمودیم .

به این همه دستورات راضى نشدى تا آنکه: «رفعت بضبع ابن عمک فرفعته و فضلته علینا، فقلت: من کنت مولاه فعلى مولاه! فهذا شى ء منک ام من الله؟! : وسط بازوى پسر عموى خود را گرفتى، و بلند کردى، و او را بر ما فضیلت و برترى بخشیدى، و گفتى: هر کس که من مولى و آقاى اویم، على مولى و آقاى اوست! آیا این مطلب از توست، یا از خداست»؟!

رسول خدا فرمود:
«و الله الذى لا اله الا هو ان هذا من الله :سوگند به آن کسى که جز او معبودى و خدائى نیست، این از طرف خداست، و من به امر خدا گفتم».

حارث که این بشنید، پشت کرد و رو به سوى ناقه خود نهاد، و مى گفت:

«اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فامطر علینا حجاره من السماء او ائتنا بعذاب ألیم. [۲]: بار خدایا اگر این که محمد مى گوید، حق است، و از پیش توست، بر ما سنگ از آسمان ببار! یا براى ما عذاب دردناکى بفرست»!

هنوز سخنش تمام نشده بود که سنگى از آسمان آمد، و بر سر او خورد، و او را همچنان بر جاى خود بکشت. و خداوند تعالى این آیه فرستاد:
«سال سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع- من الله ذى المعارج. حق تعالى رحمت فرستاد، او عذاب خواست، گفتند: چون تو را رحمت نافع نیست، کسى عذاب را از تو دافع نیست. من الله ذى المعارج من ولایتى فرستادم که کمال دین و تمام نعمت در او بستم الیوم أکملت لکم دینکم. [۳]

پانویس

  1. آیه 1، از سوره 70: مَعارج.
  2. آیه 32، از سوره 8: انفال.
  3. «تفسیر أبو الفتوح رازى» ج 2، ص 194. طبع مظفرّى؛ و «تفسیر قرطبى»، ج 18، ص 278 و ص 288؛ و «تذکره خواصّ الامّه» ص 19؛ و «فرائد السمطین» ج 1، باب 15، ص 82 و ص 83؛ و «نظم درر السّمطین» ص 93؛ و «سیره حلبیّه» طبع سنه 1353 ه ج 3، ص 308 و ص 309؛ و «تفسیر المنار»، ج 6، ص 464؛ و «تفسیر المیزان» ج 19، ص 79؛ و «غایه المرام» ج 2، ص 397، باب 117، از طریق عامّه دو حدیث، و در ص 398 باب 118 از طریق خاصّه شش حدیث آورده است. و «فصول المهمّه» ابن صبّاغ مالکى طبع سنگى ص 26 و ص 27، و طبع نجف ص 24.
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی - تاریخ برداشت: 94/12/11
بازگشت به انکار ولایت