کتابخانه:خوبی ها و بدی ها
|
| |
| نویسنده | محمد تقی صرفی پور |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ، ۱۳۸۷ |
| دانلود | TXT |
محتویات
- ۱ شکرگذاری از خالق
- ۲ نیکی به پدر ومادر
- ۳ ارزش علم ودانش
- ۴ نیکوکاری
- ۵ ایثار
- ۶ دعا ونیایش
- ۷ ذکر وبیاد خالق بودن
- ۸ توبه وجبران گناهان
- ۹ اُنس با قرآن
- ۱۰ غیرت
- ۱۱ امانت داری
- ۱۲ صلة رحم
- ۱۳ رعایت حقوق همسر
- ۱۳.۱ زن مسئول امور خانه
- ۱۳.۲ اطاعت از شوهر
- ۱۳.۳ خارج نشدن از خانه بدون اجازة شوهر
- ۱۳.۴ هرزمان شوهر به او نیاز داشت،تمکین کند
- ۱۳.۵ لباس وظاهر خودرا با بهترین وجه بیاراید
- ۱۳.۶ اسرار خانه را برای زنان فامیل وهمسایگان نقل نکند
- ۱۳.۷ بر اخلاق بد شوهرش صبر نماید
- ۱۳.۸ با اخلاق خوب با شوهرش روبرو شود
- ۱۳.۹ حقوق زن بر شوهر
- ۱۳.۱۰ نشوز زن
- ۱۳.۱۱ زنان در آئینة روایات
- ۱۴ رعایت نظافت وبهداشت
- ۱۵ دنیا طلبی
- ۱۶ شرابخواری
- ۱۷ اعتیاد
- ۱۸ گوش دادن به غنا وصداهای حرام
- ۱۹ تقلید بی چون وچرا
- ۲۰ زشتی های زبان
- ۲۱ افشاء اسرار
- ۲۲ چشم چرانی
- ۲۳ اسراف وتبذیر
- ۲۴ پرخوری
- ۲۵ حسادت
- ۲۶ تکبر
- ۲۷ ترس
- ۲۸ تقلید بی چون وچرا
- ۲۹ زود رنج بودن
- ۳۰ بخل وخساست
- ۳۱ سوءظن
- ۳۲ نادانی
- ۳۳ تجسس وکنجکاوی
- ۳۴ اضطرابها ونگرانی هاوافسردگی ها
- ۳۵ یاد خدا
- ۳۶ افزایش افسردگی واضطراب در جهان صنعتی
- ۳۶.۱ علامتهای افسردگی
- ۳۶.۱.۱ مرحلة دوم درمان
- ۳۶.۱.۲ مرحلة سوم
- ۳۶.۱.۳ مرحلة چهارم
- ۳۶.۱.۳.۱ بازگو کردن عقدهها با محرم اسرار
- ۳۶.۱.۳.۲ توبه وطلب آمرزش
- ۳۶.۱.۳.۳ جستجوی راههای موفقیت
- ۳۶.۱.۳.۴ اقتصاد در معاش
- ۳۶.۱.۳.۵ اهمیت ندادن به عشقهای کذائی
- ۳۶.۱.۳.۶ راضی بودن به رضای الهی
- ۳۶.۱.۳.۷ سرگرمیهای سالم
- ۳۶.۱.۳.۸ توجه به نعمتهایی که داریم
- ۳۶.۱.۳.۹ مأیوس نشدن از رحمت الهی
- ۳۶.۱.۳.۱۰ رعایت حد وسط در گوش کردن نوارهای روضه وعزاداری
- ۳۶.۲ درباره افسردگی
- ۳۶.۱ علامتهای افسردگی
- ۳۷ تملق وذلت پذیری
- ۳۸ کینه توزی
- ۳۹ فهرست منابع
- ۴۰ پانویس
شکرگذاری از خالق
تشکر کردن از کسیکه به انسان محبت میکند مطابق عقل است وجزءصفات خوب شمرده میشود.چه تشکر از خالق باشد که احدی نمیتواند شکر همة نعمتهای خدارا بجا آورد.وچه تشکر از افرادی که بهانسان محبتی مینمایند.
البته با این فرق که تشکر از خدا،باعث زیاد شدن نعمت میشود.
شکر نعمت نعمتت افزون کندکفر نعمت از کفت بیرون کند.«ما به لقمان حکمت دادیم که شکر الهی را نما وهرکه شکر کند،ازخودش تشکر کرده وهرکه ناسپاسی نماید،خدا بی نیاز وحمیداست.»[۱] «پیامبر(ص):پاداش کسیکه غذا میخورد وشکر میکند مانند روزه گیرصبور است.وپاداش آدم سالمِ شکر کننده مانند مریض صبرکننده است.وپاداش صاحب نعمت شکرکننده مانندمحروم قانع میباشد.» تشکر یا زبانی است ویا عملی.شکر زبانی با ادا کردن جملاتیمانند:خدایا!شکر. تحقق مییابد وشکر عملی با انجام واجبات وترکمحرماتوراضی بودن خدااز اعمال انسان محقق میشود.
«امام صادق(ع)فرمود: شاکر به شخصی گویند که خدارا بر هرنعمتی کهبه او داده از قبیل خانواده وثروت،شکر گوید وحقوق الهی نسبت بهاموالش را ادا نماید.»
از دست وزبان که برآیدکز عهدة شکرش بدرآیدخدا در قرآن به نوح لقب «شکور»داده است.زیرا صبح وشب شکرخدارا میکرد ومی گفت:خدایا!آنچه درصبح وشب از نعمت وسلامتیدینی ودنیوی دارم، ازتوست.تویی یگانه وبدون شریک.ای خدا!حمدوشکر این نعمتها مخصوص توست تا ازمن راضی شوی.
همچنیناو هیچ چیز کوچک وبزرگ را برنمی داشت الاّبسم الله والحمد لِلهمیگفت.
او درحین غذا خوردن میگفت:شکرخدایی که بمن غذا داد واگرمیخواست مرا گرسنه میگذاشت.
وهنگام آشامیدن میگفت:شکرخدایی که مرا سیراب کرد واگرمیخواست مرا تشنه میگذاشت.
ودرهنگام لباس پوشیدن میگفت:شکرخدایی که مرا پوشاند واگرمیخواست مرا بی لباس قرار میداد.
ودر هنگام پوشیدن کفش میگفت:شکرخدایی که مرا کفش پوشاند واگرمیخواست مرا پابرهنه میگذاشت.
ودر هنگام قضاءحاجت میگفت:شکرخدایی که اذیت را از من دور کردواگر میخواست درمن باقی میگذاشت«تفسیر جامع ذیل آیه ۳اسراء» نعمتهای خدابه انسان چه نسبت به خود انسان وچه در جهان هستیآنقدر مهم وحیاتی است که انسان باید درهمة حالات از شکر الهی غافلنشود.
«امام صادق(ع):درهرنفس کشیدنی یک شکر بلکه هزارشکر وبیشترلازماست وپائینترین درجة شکر آنست که نعمت را فقط از خدا بداند وبهآنچه خدابه او داده راضی باشد وخدارا با نعمتش معصیت نکند(مثلاًباچشم گناه نکند)ودرامر ونهی الهی با نعمت خدا با خالق خود مخالفتننماید.پس درهرحالی بندة شکرگذار خداباش، تاخدارا در هرحالیکریم بیابی.»
درحالات رسول خدا(ص)آمده است که:یکروز در سفرکوتاهی وقتیبرای استراحت توقف کردند،پنج سجده بجا آورد.اصحاب علت راپرسیدند.فرمود:جبرئیل برایم پنج بشارت آورد ومن برای هر بشارتی یک سجده انجام دادم.
با شکرگزاری میتوان به خالق تقرب جُست.شکر فرصتی است تا باخدای خود مناجات ونجوائی داشته باشیم.
«امام صادق(ع):هرگاه یکی از شما بیاد نعمتی از نعمتهای خداوندعزوجلّ افتاد،پیشانیش رابرای شکرگزاری،بر روی خاک بگذارد.واگرسواره بود،پیاده شود وسجده کند.واگر بخاطر انگشت نماشدننمیتواند پیاده شود،پیشانیش را برزین اسب(درزمان مافرمان ماشین)بگذارد واگر اینهم نشد،پیشانیش را برکف دست بگذارد وخدارابرنعمتهایش شکر کند.»
گاهی بایک شکرکردن بهشت برانسان واجب میشود.
«امام صادق(ع):فردی مقداری آب میخورد وبا آن بهشت برایشواجب میشود.زیرا موقع نوشیدن آب وقتی ظرف آب را نزدیکدهانش میبرد،بسم الله میگوید.سپس مقداری میخورد وحمدمیکند.دوباره می نوشد وحمد میکند.برای بارسوم مقداری مینوشد وحمدالهی میکند.بوسیلة این یک بسم الله وسه بار حمد،بهشت برا یشواجب میشود.»
شکر، افراد غرق در نعمت را بیدار نگه میدارد وآنها دچار غفلتنمیشوند.
«امام چهارم را سجاد(ع)یعنی بسیار سجده کننده گویند زیرا هرگاه به اونعمتی میرسید،به سجده شکر میرفت وهرگاه بین دونفر اصلاحمیکرد،سجده شکر مینمود واگر از مریضی شفا مییافت،سجده شکرمیکردواگر خدا به او فرزندی میدادسجده شکر مینمود.»
از آداب سفر است که وقتی به سلامت برگشتیم،سجده شکر نمائیم.
«امام رضا(ع)بعد از نماز ظهر به سجده رفته وصدبار میفرمود:حمداًلِله. وبعد از نماز عصر به سجده رفته وصدبار میفرمود:شکراً لِلّه.»
خدا در قرآن از بندگانش گلایه کرده وفرموده است که:
«وقلیلٌ مِن عبادی الشکور»«سباء۱۳»یعنی بندگان شکرگذارم کمهستند.
آنکه شد چشم او به منعم بازجان او برکشد به حمدآواز قسمتی ازمناجات شاکرین:
«خدایا!بخششهای پی درپی تو مرا از برپائی شکرت غافل نمودهوریزش مداوم فضلت مرا از شمردن ستایشت ناتوان کرده وپشت سرهمبودن ستوده های تو، مرا از ذکر حمدهای تو بازداشته ومتوالی بودنمساعدتهایت مرا از پخش نیکوهایت ناتوان کرده است...
خدایا!دربرابر نعمتهای بزرگ تو،شکرمن ناچیز ودربرابر اکرام تو به من،سپاس من حقیر مینماید...
خدایا!نعمتهای تو چنان زیاد است که که زبانم از شمارش آن ناتواناست ونعمتهایت چنان بسیار است که فهم من از درک آن قاصر استچه رسد به شمردن آن!من چگونه میتوانم شکر کنم؟
حال آنکههرشکری که کنم نیاز به شکری دیگر دارد.
پس هرگاه که میگویم:شکرمخصوص توست.واجب است که دوباره بگویم:خدایا شکر!(که توفیقشکر بمن دادی.)
نیکی به پدر ومادر
پدر ومادر علّت ظاهری بدنیا آمدن هر انسانی هستند لذا خداوند کهعلت اصلی وجود هر شخصی است،فرموده است که: «واز بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که فقط الله را بپرستند وبه والدین نیکیکنند»[۲]
«بگو انفاق آن است که صرف پدر ومادر وفامیلهای انسانشود.»[۳]
«خدارا عبادت کنید وبرایش شریک نگیرید وبه والدین نیکیکنید»[۴]
«نباید برای خدا شریک بگیرید وبایدبه پدرومادر نیکی کنید»[۵]
«ابراهیم گفت:خدای ما!مرا و پدرومادرم ومؤمنین را بیامرز»[۶]
«خدا دستورداد که اورا به یگانگی بپرستید وبه پدرومادر نیکینمائید.»[۷]
«خدادرمورد یحیی فرمود:اوبه پدرومادرش نیکی می کرد »[۸] «عیسی گفت:من به مادرم نیکی می کنم»[۹]
«ما به انسان وصیت کردیم که به پدر ومادرش نیکی بکند»[۱۰]
«وآدمی را دربارة پدرومادرش سفارش کردیم-مادرش اورا درناتوانیحمل کرد ودوسال اورا شیرداد- که مرا وپدرومادرت راشکرنما»[۱۱]
«نوح گفت:خدایا!مراوپدرومادرم وهرمؤمنی که به خانه ام می آیدرابیامرز»[۱۲]
که خداونددربعضی ازاین آیات بعد از توحید،احترام به پدر ومادر را ذکرفرمود.
نیکی به پدرومادر آثار سازنده ای در جامعه دارد.ازجمله این آثار میتوانبه مستحکم شدن کانون خانواده ها ودرنتیجه به استحکام جامعهمنجرمی شود،اشاره کرد.
از نظر روانی نیز فرزندان این خانواده ها در سلامت وآرامش خوبیهستند.
همچنین نیکی فرزندان به والدین باعث نیکی فرزندانشان به آنها میشود.
«پیامبر(ص):به والدین خود احترام بگذارید تا فرزندان شماهم بشمااحترام بگذارند»
«امام ششم(ع):ای میسر!اگر می خواهی عمرت زیاد شود به پدرومادرپیرت نیکی کن.»
رضایت والدین از فرزندانِ مؤمنباعث رضایت خدا می شود.واز جملهدعاهای مستجاب، دعای پدر برای فرزند صالح است.
بادعای پدر، علاّمه شد!
«پدر علاّمه مجلسی بنام حجة الاسلام محمدتقی مجلسی شبی در سحرمشغول مناجات بود.ناگاه احساس کرد که دراین حالت دعایشمستجاب است.بفکر فرو رفت تا چه دعائی بکند.دراین حال گریهپسرش محمدباقر بلند شد.پدر دعا کرد که خدایا!پسرم را فقیه قرار بده!
این پسر بزرگ شد واز فقهای بزرگ اسلام گردید.»
نگاه با محبت به والدین نیز علاوه بر آثار مثبت دنیوی ،ثواب اخروی نیزدارد.حتی برای هربار نگاه با محبت به والدین اگرچه بارها تکرار شودثواب یک حج مستحبی نوشته می شود.
کسیکه گناهانی مرتکب شود چنانچه پشیمان شده باشد،بهتر استبرای مقبول شدن توبه خود،به والدین خود محبت نماید. همچنین نیکی به والدین باعث تقرب الی الله می گردد.
نیکی به مادر اورا هم ردیف موسی(ع)کرد.
روزی موسی(ع)از خدا خواست که همنشین اورا در بهشت به او نشاندهد.
خدا به اووحی کرد که همنشین تودر بهشت فلان مرد قصاب است .
حضرت موسی (ع) سراغ قصاب مذکور رفت وبه اوگفت که آیا مهماننمی خواهی ؟ قصاب جواب داد چرا میخواهم. او حضرت موسی(ع)را بخانه خود برد .
حضرت موسی (ع) که او را زیر نظر داشت دیدکه ابتدا از زنبیلی پایین آورد که در آن پیرزنی فرتوت بود .
جوان دستوصورت پیرزن را شست وبه او غذا داد.بعد دوباره اورادر زنبیل گذاشتهودرحالیکه لبهای پیرزن حرکت می کرد، زنبیل رابه سقف آویزانکرد.
سپس قصاب برای موسی(ع)غذا آورد.
بعد از صرف غذا،موسی(ع) از قصاب پرسید:این پیرزن کیست؟
گفت:مادرم است که چون خدمتکاری ندارم، خودم اورا تروخشک میکنم.
موسی(ع)پرسید: وقتی می خواستی مادرت را در زنبیل بگذاری اوچه گفت؟
گفت:هرگاه اورا تروخشک می کنم درحق من دعا می کند ومیگوید:خداتورا با موسی در بهشت همنشین کند. «بحارج۷۴» بزرگان دین به کسانیکه نسبت به والدین خود احترام میگذاشتند،بااحترام برخورد می نمودند ونسبت به کسانیکه به والدینخود جفا می نمودند،با خشمویا بی اعتنائی برخورد می کردند.
«وقتی خواهر رضاعی پیامبر به دیدن حضرت آمد،پیامبر برای او احترامفوق العاده ای گذاشتند ولی وقتی برادر رضاعی پیامبر آمد حضرتمانند خواهرش به او احترام نکردند.اصحاب علت را پرسیدند.حضرتفرمود علت بیشتر احترام کردن من به خواهر رضاعیم این است که او بهپدرومادرش زیادتر نیکی می کند.»
محبت باعث مسلمان شدن
«زکریا که مسیحی بود ،مسلمان وشیعه شد.امام صادق(ع)به او سفارشکرد که اگرچه پدرومادرت مسیحی هستند ولی احترام به آنهارا ترکنکن!وقتی زکریا بیشتر از قبل به پدرومادرش نیکی می کرد،مادرش ازاین برخورد او خوشحال شد وتمایل پیدا کرد که اوهم مسلمان شود.اوازپسرش خواست که شهادتین را به او یاد دهد تا او هم اسلام بیاورد.واینچنین بود که با برخورد اسلامی،مادر زکریا اسلام آورد.»[۱۳]
مادر بردوش!
«گویند شخصی مادر خودرا بر دوش گرفته بود واورا طواف کعبهمیداد.سپس خدمت پیامبر آمد وگفت:آیا حق اورا ادا کردم؟حضرتفرمود:هرگز!واین محبت تو،حتی دربرابر یک نالة او در هنگام وضعحمل نخواهد بود.»
ارزش پدرومادر
امام حسین(ع)به جوان تبسم نمود!
«یکی از علماء وقتی در کربلا بود وبه حرم رفت وآمد می کرد،متوجهشد که جوانی با حضرت امام حسین(ع)ارتباط معنوی دارد.از او جریانرا پرسید.جوان گفت خانه ما در چند فرسخی کربلا است. مدتی بود کههرشب جمعه بنوبت پدرومادرم را به کربلا برای زیارت می آوردم.شبجمعه ای باران می آمد وبنابود که پدرم را سوار الاغ کرده وبه کربلابیاورم.همینکه عازم شدیم ،مادرم ازمن خواست که اورا همبیاوریم.بااصرار مادرم،اورا را برکولم سوار کردم وباپدرم هم سوار الاغبود ،درزیرباران با زحمات زیادی به حرم مشرف شدیم.وقتی واردصحن حضرت شدیم،دیدم که امام در ضریح ایستاده وبمن تبسم میکند.واین حالت هرشب جمعه تکرار می شود.»
از طرفی اذیت رساندن وحتی نگاه با خشم به پدرومادرنمودن باعثخشم خداوند می شود.در روایت است که اگر با عصبانیت به والدیننگاه کنید حتی اگر آنها به او ظلم کرده باشند،باعث عدم قبولی نماز میشود.
«ابامهزم گوید که:شبی از حضرت باقر(ع)خداحافظی کردم وبامادرم بهمنزلمان می رفتیم.در راه با مادرم دعوامان شد ومن به او تندیکردم.وقتی فردا خدمت امام رفتم ناگاه فرمود:ای ابامهزم!دیشب بین توومادرت چه گذشت؟آیا او تورا درشکمش حمل ننمود واز سینه اشتورا شیرنداد وتورادردامنش بزرگ ننمود؟دیگر این عمل را تکرارنکن.»[۱۴] گاهی مجازات اذیت کردن والدین در همین دنیا ظاهر میشود.
جوان با نفرین پدرشل شد
روزی علی(ع)درحال طواف بود که صدای التجاء ومناجات والتماسجوانی را شنید.امام ازاو دربارة گرفتاریش سؤال کرد.
او گفت:من سالم بودم ولی آنقدر پدرم را اذیت نمودم که او مرا نفرینکرد ومن فلج شدم . پدرم تصمیم داشت تا روزی به کنار کعبه بیاید،وبرای شفایم دعاکند ولی قبل از این کار، از دنیا رفت.حال من مانده اماین پاهای شل!
امام به او دعای مشلول را یاد دادند که آنرا بخواند.او این دعارا خواندوپیامبر را درخواب دید که حضرت دستی برپاهای او کشید واو شفایافت.[۱۵]
«امام چهارم دیدند که نوجوانی بنحو بی ادبانه ای به پدرش تکیه کردهاست.بعد از این امام هیچگاه با آن جوان صحبت نکردند تا جوان از دنیارفت.»
مرحوم کافی وپدر
مرحوم کافی می گفتند:
هرگاه پدرم که یک نفرکاسب ساده ای است،بهتهران می آید یا من به مشهد می روم،در جلو زن وبچه وبرادر وخواهرخم می شوم ومکرر دست پدرم را می بوسم.
جوان زبانش لال شد
«روزی پیامبر بربالین جوانی که درحال احتضاربود،حاضرشد.وقتیشهادتین را به او تلقین نمود،جوان نتوانست زبانش را به شهادتین بازکند وگویا لال شده بود.حضرت ،مادرش را خواستند.واز مادرشپرسیدند که آیا از پسرت راضی هستی؟زن گفت:یا رسول الله!چهارسالاست که باو حرف نزدهام! پیامبر از او خواستند که از فرزندش راضی شود.او هم راضی شد وجوانزبانش باز گردید وشهادتین را جاری کرد واز دنیا رفت»
عاق والدین
«پیامبر(ص):بوی بهشت از مسیر پانصدسال راه بمشام می رسد ولیبمشام عاق والدیین نمی رسد.»
قصری که ویران گردید!
«ملا علی کازرونی شبی درخواب دبد که قصری با عظمت در باغی قرار دارد.از صاحب قصر سؤال کرد.گفتند:مال فلان نجّار شیرازیاست.ناگاه صاعقه ای آمد وقصر را تبدیل به خاکستر کرد. روز بعد ملا علی کازرونی سراغ نجار رفت وگفت:دیشب چهکارکردی؟گفت:هیچ!ملاّ اورا قسم داد.نجار گفت:شب قبل با مادرم دعواکردم وکار به زدن وکتک کاری کشید.»«داستانهای شگفت»
سفر غیر ضروری فرزند با مخالفت پدر یا مادر ممنوع بوده وسفرمعصیت حساب می شود.
همچنین باپدر ومادر بلند صحبت کردن بی ادبانه،جلوتر از آنان راهرفتن،به آنها اُف گفتن،آنهارا تحقیر کردن و..دراسلام ممنوع است.
«روزی یکی از وزرا با پدرش خدمت امامخمینی(رض) رسیدوخودجلوتر رفت ودست امام را بوسید سپس پدرش را معرفی کرد.امامامتبه او فرمود:چرا جلوتر از پدرت راه رفتی؟»
توفیق اجباری در نیکی به والدین
«عبید زاکانی از شعرای ایران،چهار پسر داشت که به او که وضعنابسامان مالی داشت،کمک نمی کردند.روزی عبیدتصمیمی گرفتوپسرانشرا جداگانه خواست وبه هرکدام گفت:من خمره طلائی پنهانکرده ام که در نظر دارم بعد از مرگم بتو برسد!پسرها باشنیدن اینسخن،رفتارشان با پدر عوض شد وهمه روزه برای او آذوقه می آوردند.
عبید تا آخر عمر زندگی خوشی داشت.امّا وقتی بعد از مردن عبید بهمحل خمره رفتند،دیدند که فقط کاغذی در خمره است که بر روی آننوشته شده است:
خدا داند ومن دانم وتو دانیکه فلوس هیچ ندارد عبید زاکانی!کتاب«ارزش پدر ومادر» از نظر اسلام چنانچه والدین نیازمند وفرزندان متمکن باشند،واجباست که مخارج پدرومادرشان را بدهند.
حقوق والدین برفرزندان فقط مربوط به زمان حیات آنان نمی شود وبایدبعد از رحلتشان نیز همواره بفکر آنان بوده وبرای ایام برزخ مرتب آذوقههای معنوی از قبیل نماز قضاء،صدقات،کارهای خیر بنیت آنانوپاککردن بدهکاریهای آنان فرستاد.
متأسفانه در فرهنگ ما طوری عمل می شود که واجبات فدایمستحبات می گردد.کسیکه از دنیا می رود بجای اینکه واجبات اورا کهدستش از دنیا کوتاه شده ادا کنند ومخصوصاًحق الناس اگر براوست اداکنند،بفکر غذا دادن وگاهی خودنمائی های ضررآور می افتند.چندینروز بستگان عزادار میت سفره می اندازند وپولهایی که گاهی با عدمرضایت قلبی تهیه شده صرف امریکه حتی استحباب آن ثابت نشده مینمایند.گاهی مخارج آنچنان بالاست که تا مدتها زیربار قرض میروند.حال آنکه در سنت اسلام وارد شده که تاسه روز مردم برای تعزیتوتسلیت به دیدن اقوام میت بروند وموقع غذا که می شود، همسایگان وفامیلها ، برای بستگان درجه اول میت غذا ببرند.
واگر بخواهند درحق میت خوبی کنند باید ابتدا بدهکاریهای مالی اوراپاک کنند.سپس نماز ها وروزهاوحج هائیکه بعهده داشته بطریقی ادانمایند.سپس ارث را طبق شریعت اسلام تقسیم نمایند واگرمیخواهندپولی برای او صرف کنند خرج کارهای دائمی مثل چاپ کتبمفید،ساختن مدرسه ودرمانگاه وبیمارستان ومسجد وحوزه علمیهوکتابخانه و...نمایند.
امام پنجم(ع):سرور وآقای نیکان در قیامت،شخصی است که بعد از رحلت پدر ومادرش،نیز به آنان نیکی کرده است-انان را فراموشننموده است-.
«شخصی به پیامبر(ص)گفت:نذر کردهام آستانة بهشت را ببوسم.حالچه کنم؟فرمود:پای مادر وپیشانی پدر را ببوس تا به نذرت عمل کردهباشی.واگر از دنیا رفتهاند،قبر آنان را ببوس.»
«امام سجاد(ع)به پسرش:دقت کن وببین آیا احدی از انسانهارا میتوانیپیدا کنی که از نعمت پدرومادرت برایت مهمتر وبیشتر باشند.»
«در روایات ما از رسول خدا(ص)وعلی مرتضی(ع)بعنوان والدین معنویشیعیان نام برده شده است که اهمیتشان از والدین جسمی بیشترمیباشد.»
ارزش علم ودانش
ارزش دانش آنچنان مهم است که خالق به قلم ومرکب قسم خوردهاست[۱۶] درمیان نوع بشر،هیچگاه بین دانشمند با بی دانش مساوات نیست واینمورد قبول همة انسانها می باشد.
لذا خدا درقرآن از مخاطبین قرآن میپرسد که:
«آیا آنانکه می دانند با آنانکه نمی دانند یکسانند؟»[۱۷] مَثل بیسوادان وبی دانشان را به کور زدهاند.با چراغ علم می توانتاریکیهارا کنارزد ودر راه درست قدم زد.به درجات بالا رسید وخودودیگران را به سعادت رساند.
افراد بی دانش زود گول می خورند وسریعتر بدام صیادان صیدکنندةانسانهای جاهل می افتند.
هدف اصلی انبیاء دو چیز بوده است:تزکیة انسانهاوآموختن کتابوحکمتبه آنان.
ملتهایی که بدنبال علم ودانش باشند،سربلند ورستگار وعزیز وجلودارومرفه و...هستند.
خصوصیات علم از نظر اسلام
۱ ـ آموختن دانش بر هر مرد وزنی واجب است.
۲ ـآموختن از گهواره شروع شده وتا مردن ادامه دارد.
۳ ـبدنبال علم رفتن ،محدود به سرزمین خاصی نیست وحتی اگر لازمشد تا سرزمینهای دوردست باید رفت.
۴ ـمیتوان دانش را از غیر مسلمان فرا گرفت.
۵ ـبرای کسب دانش اگر لازم شد بهای سنگینی داده شود،باید داد.کهپیامبر فرمود:اگر می دانستید در دانش چه فوائدی است بدنبالش میرفتید اگرچه با ریختن خون خودویافرورفتن در دریاهاهمراه بود.
شاعره ایرانی پروین اعتصامی می گوید:
ای خوشا خاطر زنورعلم مشحون داشتنتیرگی هارا ازاین اقلیم بیرون داشتن همچوموسی بودن از نور تجلی تابناکگفتگوها باخدا درکوه وهامون داشتن پاک کردن خویش را از آلودگیهای زمینخانه چون خورشید دراقطار گردون داشتن بی حضور کیمیا از هر مسی،زرساختنبی وجود گوهر وزر،گنج قارون داشتن یکساعت تعلیم افضل از عبادت هزارشب «یکروز ابوذر از رسول خدا(ص)پرسید که تشییع جنازه عابد بهتر است یانشستن در مجلس علم؟
آن حضرت فرمود:ای اباذر!یکساعت نشستن در مجلس علم در نزد خدابهتر از تشییع هزار شهید است.وساعتی نشستن برای مذاکرة علمی ازعبادت هزار شب که در هرشبی هزار رکعت نماز بخوانی،افضلاست.»
«مناهج الشارعین»
امیرمؤمنان(ع):
«علم چراغ عقل است»
«علم بهترین راهنماست»
«علم زینت ثروتمندانوزیبائی فقیران است»
«علم شخص گمنام را بالا میبرد وترک علمشخص بلندمرتبه را پائین میآورد.»
«گنجی سودمندتر از علمنیست»
«کسیکه لباسش علم باشد،عیبش از مردم مخفی میماند»
«کسیکه با علم همراه باشد دچار وحشت تنهائی نمیشود»
«علمزندگانی است»
«علم هفت امتیاز برثروت دارد:
۱ ـ علم میراثپیامبران وثروت میراث فرعونهاست
۲ ـ با استفادة از علم،علم کمنمیشود ولی با استفاده از ثروت،مال کم میگردد.
۳ ـ ثروت نیاز بهنگهبان دارد ولی علم از صاحبش محافظت میکند
۴ ـ علم حتی بعد ازمردن هم همراه انسان است ولی ثروت در هنگام مردن از صاحبش جدامیشود.
۵ ـ ثروت هم برای مؤمن وهم کافر حاصل میشود ولی علم(حقیقی والهی)فقط برای مؤمن حاصل میشود.
۶ ـ همة مردم در اموردینشان به عالم نیازمندند ولی همه به ثروتمندان نیازمند نیستند.
۷ ـ علمکمک کار انسان در گذشتن از پل صراط است ولی ثروت مانع از گذشتناز پل صراط میشود.» «علم بیاموزید که آموختن علم،ثواب وزحمتبرای علم،تسبیح وبحث علمی جهاد وآموختن علم به جاهل صدقهاست» [۱۸]
بنظر بعضی از علماء،علم علت اصلی خلقت جهان میباشد که خدافرموده است:
خدا آسمانهای هفتگانه وهرکه در زمین است را خلق کرد تا بدانید کهخدا بر هر چیزی قادر است وعلمش بر هر چیزی احاطهدارد.[۱۹]
ارزش علم از نظر آخرین پیامبر
«علم،راه بهشت است»
«برای هرقدمِ طالب علم،ثواب یکسال عبادترا مینویسند»
«یک بابِ علمی که طالب علم یاد بگیرد ازدادن طلا بوزنکوه ابوقبیس در راه خدابرتراست»
«کسیکه بیاموزد وعمل کند وبرایخدا کسب دانش نماید،درملکوت آسمانها ،عظیم خوانده میشود»
«نگاه کردن به درخانة عالم عبادت است»
«عبور عالم از کنار قبرستانباعث میشود که تا چهل شبانه روز عذاب از اهل آن قبرستان برداشتهشود»
«عالمترین افراد، شخصی است که علم دیگران را به علم خوداضافه نماید وارزش فردی که علمش بیشتر باشد،زیادتر وارزش کسیکهعلمش کمتر است،پائینتر میباشد» [۲۰]
همانطور که علم از جایگاه مهمی در اسلام برخورداراست،عالمودانشمند هم دارای ارزش غیر قابل تصوری است.تا آنجا که خدامیفرماید:«فقط علماء از خدا خوف وخشیت دارند» [۲۱] به قسمتی از سخنان بزرگان دین در بارة جایگاه ارزشمند عالم اشارهمینمائیم:
رسول خدا(ص):«از جبرئیل پرسیدم که کدام جهاد برای امتم بهتراست؟گفت:رفتن به دنبال علم .گفتم:وبعد از آن؟گفت:نگاه کردن بهعالم!گفتم:بعد از آن؟گفت:دیدار عالم.»
«دو رکعت نماز عالم برتر از هزاررکعت نماز جاهل است»
«روزقیامت به عابد گفته میشود:داخل بهشتشو.ولی به عالم گفته میشود:بایست واز هرکه میخواهی شفاعتنما.»
«قسم به خدایی که جان محمد در دست اوست!وجود یکنفر عالماز هزار عابد برای شیطان سخت تراست.زیرا عابد خودش را نجاتمیدهد ولی عالم دیگران راهم نجات میدهد.»
«خواب عالم از عبادتجاهل برتر است»
«در قیامت ثوابهائی باندازه کوههابه شخصیمیدهند.او میگوید:خدایا!من اینهارا انجام ندادهام؟خدا میفرماید:اینعلم توست که به مردم یاد دادی وبعد از تو به آن عمل کردند.»
«بدرستیکه خدا وملائکه وحتی مورچهها وماهیان دریا برکسیکه علمخوب به مردم یاد می دهد،رحمت وصلوات میفرستند» [۲۲]
«هر مؤمنی که نزد عالم میرود ومی ماند،خداوند عزّ وجلّ ندامیکند:نزد حبیبم نشستی.به عزت وجلالم سوگند که تورا با او دربهشت ساکن کنم واهمیتی به کارهای دیگر نمیدهم.» [۲۳]
اینهمه درباب ارزش علم سخن از قرآن وبزرگان دین نقل شد،سؤالیپیش میآید که باوجود علوم مختلف وتفاوت چشمگیر علوم باهم،کدام علم مورد نظر است وباید بدنبال کسب چه علمی رفت؟ و کدام علم ارزشمند است؟
با بررسی این موضوع در قرآن وسخنان معصومین(ع)درمی یابیم کهاولویت اول علم که کسب آن واجب است، کسب علوم دینیمیباشد.علومی که دارای ویژگیهای زیر باشد:
اعتقادات انسان را درست کند.خدا را به انسان تا حدودی معرفینماید.هدف از خلقت وسیر دراین دنیای فانی را برای انسان ترسیمکند.اورابا وظایف مهمی که خدا برای انسان قرار داده آشنا کند.
معاد وجهان آخرت را به بشناساند.وخلاصه راه درست زندگی کردن رابه آدمی بیاموزد.
این خصوصیات را به اسم معرفت میشناسند.ومی گویند باید معرفتپیدا کرد.
مفسرین عبادت را در آیة:
«من انس وجن را جز برای عبادت خلقنکردم»[۲۴]
رابمعنای معرفت تفسیر نمودهاند.یعنی خدا،انسانها را برای رسیدن به معرفت، خلق نموده است. «امام صادق(ع):مراد از علمی که پیامبر فرمود که طلب آن علم برهر مردو زنی واجب است،علم تقوی ویقین است.»
وعلامه مجلسی در توضیحعلم تقوی ویقین مینویسد:مراد از علم تقوی،علم به واجباتومحرمات وتکالیف است ومراد از علم یقین،علم به اصول دینواعتقادات میباشد» [۲۵] «امام علی(ع)خطاب به پسرش:علم را با تعلیم قرآن وتأویل آن وتعلیمشرایع اسلام واحکام قرآن وحلال وحرام آن شروع کن وسراغ علمدیگری نرو.» [۲۶] پس مراد اصلی از علم که ارزش آن بسیار زیاد وبدنبال آن رفتن،واجباست،علم دین میباشد.هرکسی باید با دین واعتقادات دین خود آشناباشد .توحید را بشناسدوبا عدل آشنا باشد.پیامبران وامامان را در حدّضرورت بشناسد وبه قیامت ایمان داشته باشد.این علم ودانشمند اینعلم است که ارزشمند است.
شرط دیگری که در رابطه با ارزش علم مطرح است، آن است که علمهمراه با تقوی ودوری از رذائل اخلاقی باشد.کسیکه علم دارد ولی دینندارد از هزاران جاهل خطرناکتر است که :
چودزدی با چراغ آید گُزیدهتر بردکالاورسول(ص)فرمود:هرگاه عالِمی فاسد شود ،عالَمی فاسد شود! بودهاند دانشمندانی که در خدمت اهداف شیطانی قرار گرفتند وجهانیرا دچار ضرر وخسارت کردند.درزمان ماهم چه بسیار دانشمندانی کهبی دین بوده وجز به منافع مادی وشهوانی خود فکر نمیکنند.
آنها درخدمت مستکبرین وظالمین وسرمایه داران قرار گرفته وبا خدمت به آنهادر ابعاد مختلف نظامی،اقتصادی،اخلاقی،تبلیغاتی،سیاسی آنان را دراهدافشان یاری میکنند.متأسفانه بسیاری از دانشمندان ایرانیبه بهانه های مختلف از جمله نبود امکانات به آمریکا واروپا مهاجرتکرده ودرحالیکه کشور خودشان شدیداً به دانش آنان نیازمند است،درخدمت سرمایه داری ومستکبرین قرار میگیرند.
این هجرت را بایدهجرت شیطانی گذاشت.وشخصیت این افراد را باید از این هجرتشانشناخت که در وجود آنها ،دین وخدمت به مردم وایثار در راه میهنو...وجود ندارد.
نیکوکاری
نیکو کاری جزء وظایف انسانهاست.انسانهایی که باهم زندگیمیکنند،نیاز دارند تا با نیکوکاری به هم،بین خود محبت وگرمی را برقرارنمایند وثابت کنند که انسانهایی خودخواه ومتکبر نیستند.بلکه درددیگران ،درد آنها محسوب میشود.
بنی آدم اعضای یکدیگرندکه در آفرینش زیک گوهرند چوعضوی بدرد آورد روزگاردگر عضوهارا نماند قرارخالق بما دستورداده است که:
«مؤکداً خداوند به عدالت ونیکوکاری فرمان میدهد » نحل۹۰
«در کارهای نیک وتقوی کمک کار هم باشید ولی در گناه ودشمنی بهمکمک ننمائید» [۲۷]
«در کارهای نیک از یکدیگر سبقت بگیرید» بقره ۱۴۸
«مال ومنال زینت زندگی دنیاهستند ولی در نزد خداوند،باقیاتصالحات از نظر ثواب بهتر وخوبتر است.»[۲۸]
مسلمانان وشیعیان باید نیکوکارباشند واگر این چنین نباشد،شیعهواقعی نیستند!
«ابواسماعیل به امام صادق(ع)گفت:در منطقه ما شیعه زیاد است.امامپرسید:آیا پولدارهای شیعه به فقرا کمک میکنند؟آیا اهل عفو وگذشتهستند؟آیا نسبت بهم همدردی میکنندوکمک هم هستند؟ گفت: نه! فرمود: پس اینها شیعه نیستند.»
نیکوکاری آثار مثبت دنیوی واخروی فراوانی دارد.از جمله آثاردنیوی،کم شدن فقرا و مستمندان ، برطرف شدن مشکلات گرفتاران،حلدعواها ونزاعها،شاداب بودن روحیه خیّرین ،مورد محبت واحتراممردم گرفتن و...
و آثار مثبت اُخروی آن:کمک به نیکوکار در شب اول قبر،نجات درقیامت،داخل شدن از دربهشت که بنام معروف است وفقط نیکوکاران ازآن داخل بهشت میشوندو...
«در روایت است که:وقتی نیکوکار در قیامت از قبر خارج میشود،ناگاهجسمی نورانی در مقابلش ظاهر شده وبه او میگوید:بدنبالم بیا!اوبدنبالش حرکت میکند وبه آسانی از همة ایستگاههای قیامت عبورکرده تا به در بهشت میرسد.نیکوکار به آن جسم نورانی میگوید:توکیستی که مرا از همة ایستگاههای سخت براحتی عبور دادی؟میگوید: من همان کارهای نیک تو هستم.»
پیامبران ومردان بزرگ عالم جزءافراد نیکوکار بودند.به این چند نمونهتوجه بفرمائید:
«وقتی امام سجاد(ع)در کوچه حرکت میکرد،اگر سنگی را سر راهمیدید آنرا برمی داشت وکنار راه قرار میداد.امام گاهی با کاروانهایناشناس به سفر حج میرفتند ودر طول راه ،کارهای خدماتی مسافرین راانجام میدادند ومسافرین هم که امام را نمیشناختند،کارهای خود مثلتهیه غذا وشستن ظرف وظروفرا بعهده حضرت میگذاشتند. »
«وقتی آیة الله نجفی در زمستان به حرم مشرف میشد.اگر برف ،کوچههارا پر کرده بود،با خود پارو یا بیلی برمی داشت ومسیر خانه تا حرم راباز مینمود.ایشان اگر پوست موز وامثال آنرا در کوچه میدیدند ،با عصاآنهارا کنار میزدند.»
«از اشخاص موثّق،بطور متواتر رسیده که در بُقعة پیرمحمّد واقع درمحلّة حیدرخانةدزفول،فقیری عاجز بود وشیخ انصاری هرشب شامخودرا به آن فقیر می داد وخود باشکم گرسنه می خوابید یا به اندکچیزی قناعت می کرد.
بخششهای شیخ در پنهانی بود.بسیاری از فقرا ،معاش معیّنی داشتند کههمیشه سالانه وماهانه،به آنان می رسید وهیچ نمی دانستند که از کجاتأمین می شوند.
درشبهای تار وسحرها،بردر خانة فقرا می رفت ولباس خودرا مبّدل میکرد وصورت را می پوشانید وبه هر خانواده ای بمقدار احتیاجشانمرحمت می فرمود.هنگامیکه از دنیا رفت معلوم شد که آن مردی که بردرِ منازلِ محرومین در اوقات غیر متعارفه می آمده است،شیخ انصاریبوده است.» [۲۹]
«آیة الله شیخ جواد تبریزی از مراجع معاصر،قبل از رفتن به نجفورسیدن به مرجعیت،دوست داشتند که در نجف ادامه تحصیل بدهندولی از نظر مادی قادر به این کار نبودند.روزی درحال بحث علمی بودنددرحالیکه یک نفرشخصی بحث آنهارا گوش میداد.بعد از بحثعلمی،آن شخص به شیخ جواد گفت:دوست دارم که یک حاجت ازشمارا روا کنم.ایشان هم مسئله رفتن به نجف را مطرح کردند.او عهدهدار رفتن آقا به نجف شد.با کمک این مرد،شیخ جواد به نجف رفت وازآن سال با کمکهای آن فرد،دیگر محتاج به شهریه وخمس نشد تا اینکهبه مرجعیت رسید.»
«در بارة سیّد باقر شفتی آمده است که:آخوند ملاّعلی اکبر خوانساری گفت:روزی به کتابخانة سیّد شفتی رفتم ودیدم که ازوجوهات شرعیه،زرسُرخ وسفید آنقدر بر روی زمین است که هیکل سیّد شفتی از پُشت آنها به سختی دیده می شد. سیّد دستور داد که برایم قلیان آوردند ومن مشغول کشیدن قلیان شدم. دراین موقع فقراء وسادات زیادی حاضرشدند وسیّد به هر کدام یکمشت از آن زرها می داد،بطوریکه هنوز کشیدن قلیان من به پایاننرسیده بود که زرها تمام شدند.من از روی تعجّب گفتم:شما چه جرعتی در مصرف اموال امام زمان(عج)دارید؟ ایشان فرمود:آری!زیرا پسر در مال پدر،بیشتر از این هم می تواند تصرّفکند![۳۰]
در شبی از شبها،طلبه ای حلقة درِ منزل آخوند را چندین بار کوبید زیراهمسرش در حال وضع حمل بود واو چون فقیر بودوتنها بود ومنزلِقابله را نمی دانست،بدر خانة این مجتهد بزرگ آمده بود تا از آخوندکمک بگیرد.وقتی در باز شد،چشم طلبه به آخوند افتاد که شالی سفیدبر سر بسته وقلمی بالایگوش راستش گذارده بود!
مشکل خود را با آخوند درمیان گذاشت وخواهش کرد که مستخدمخانةآخوند،اورا به خانة قابله راهنمائی کند.
آخوند گفت:نه،مستخدم الان نمی تواند بیاید ومن خودم می آیم.طلبةجوان اصرار کرد که مستخدم بیاید وآخوند بزحمت نیافتد.ولی آخوندخراسانی گفت که وقت کار مستخدم تمام شده والان وقت استراحتش است ومن خود شخصاً می آیم.
اندکی بعد آخوند درحالیکه عبائی بر دوش انداخته وفانوسی بدستگرفته بود، از منزل بیرون آمد وبعد از پیمودن راه درازی به خانة قابلهرسیدند وآخوند اوراطلبید ودرحالیکه خود فانوس در دست داشت، جلو افتاد وطلبه وقابله را به منزل بیمار رساند وآنگاه خود بمنزلبازگشت واندکی بعد مقداری پول وشکر وقند وپارچه برای طلبهفرستاد.و...[۳۱]
« دربارة شیخ زین العابدین مازندرانی که مرجع تقلید بوده است،آمدهاست:تا می توانست قرض می کرد وبه مردم می دادوهرچندوقت یکیاز ثروتمندان هند به کربلا می آمد وقرضهای اورا می داد!دریکی ازسفرهایش به سامراء،سخت مریض می شود وچون میرزای شیرازی ازاو عیادت می نماید واورا دلداری می دهد،شیخ می گوید:من هیچ گونهنگرانی از مرگ ندارم! ولکن نگرانی من از این است که بنا به عقیدة ما امامیّه، وقتی که میمیریم،روح مارا به امام عصر(عج)عرضه می کنند.اگر امام سؤالبفرمایند:زین العابدین!ما بتو بیش از این اعتبار وآبرو داده بودیم تابتوانی قرض کنی وبه فقرا بدهی!چرانکردی؟من چه جوابی به آنحضرت می توانم بدهم؟میرزا پس از شنیدن این سخن به منزل می رودوهرچه از وجوه در آنجا داشته،میان مستحقین قسمت می کند. گفته اند که اوبسیار خوش سیرت ونیکو محضر وکم خوراک بود واغلباوقات با نان وسرکه وبرنج تغذیه می کرده است. همچنین نقل کرده اند که روزی بینوائی بدر خانة او رفت واز او چیزیخواست.شیخ چون پولی در بساط نداشت،بادیة مسی منزل را برداشتوبه اوداد وگفت:این را ببر وبفروش! دوسه روز بعد که اهل خانه متوجّه شدند بادیه نیست،فریاد کردند کهبادیه را دزد برده است!صدای آنان در کتابخانه بگوش شیخ رسید.فریادبرآورد که:دزد را متّهم نکنید،بادیه را من برده ام![۳۲]
بحمدالله در کشور ما همواره افراد نیکوکار بوده وزیستهاند وآثارباقیماندةکارهای خیر آنهارا میتوان در هر شهر وروستای ایران دید.آثاریچون نزدیک به هفتادهزار مسجد وهزاران بنای امامزاده وحسینیهوبیمارستان وکتابخانه ومدرسه وموقوفات و...
نتیجه خیرات در قیامت
« رسول خدا(ص):بنده ای در قیامت،ایستاده است.ناگاه شعله ایاز آتش جهنم که ازهمه کوهها بزرگتر است،بسوی او شعله می کشد!اومتحیر می شود که چه کند!در این موقع گرده نانی ویا دانه ای که در دنیادر مهمانی به مؤمنی داده است،در هوا پیدا می شودوبه اندازه کوهیشده ومانع از رسیدن آتش به او می شود.» «امام باقر(ع):عابدی هشتاد سال عبادت کرد ولی براثرتماس با زنینامحرم،مرتکب زنا گردید!در وقت مردن زبانش لال شده بود.درهمانموقع فقیری عبور میکرد.عابد با اشاره به فقیر فهماند که از سفره او نانبردارد.فقیر نان را برداشت ورفت.خدا بخاطر زنای او،عبادتهایهشتادسالش را باطل کرد ولی بخاطر این نان،اورا بخشید.»
ایثار
ایثار یعنی در مسائل روزمره واحتیاجات بشری ،دیگری را بر خودترجیح دادن.چه در غذا وچه درلباس واحتیاجات مادی .
ایثار نشانه بزرگواری است.ایثار نشانة جوانمردی است.ایثار نشانةکرامت وفضیلت است.مقام ایثار ،مقام از خود گذشتن است.
انسانهای ایثارگر واقعی کم هستند.زیرا درایثار باید از خودگذشت وبهدیگران داد.پیامبران ایثار گربودند.امامان ایثارگر بودند.عدهای از علماءایثار گر بودند.عدهای از مردم عادی نیز ایثارگر بودند.نمونه بارز ایثار رامیتوان در ایام دفاع مقدس ایران مشاهده نمود که گاهی بسیجیها چهپیر وچه جوان بر روی مینها میرفتند وشهید میشدند تا راه عبوررزمندگان باز باشد.افرادی چون شهید همت وزین الدین وباکریوصیادشیرازی وکشوری و...ایثارگر بودند.
امّا در رأس همة ایثارگران بشریت،رسول خدا(ص) سپس علیمرتضی(ع) قرار دارند.علی(ع)در نماز انگشتر به فقیر بخشید ودرشأناو آیه زیر نازل شد.
«هماناسرپرست مؤمنین، خدا ورسول وآنانکه ایمان آورده ودرحالرکوع صدقه میدهند میباشند.» [۳۳]
علی(ع)دربستر پیامبر بجای رسول خدا خوابید تا جان پیامبر آسیب نبیندواز طرف خداایثارگر خوانده شد:
«ودرمیان مردم شخصی استکه جان خودرا در راه خدا میفروشد.»[۳۴]
ایثار در سه روز
فاطمه(س)وحسن(ع) وحسین(ع) وفضه سه روز روزه نذری داشتند.روز اول فاطمه(س)تعدادی نان تهیه کرد.امّا موقع افطار ناگاه مسکینیدرخانه را بصدا درآورد وتقاضای غذا نمود.
اهل خانه همه افطاریخودرا به او دادند وخود با آب افطار کردند وبرای روز بعد روزهگرفتند.روز دوم باز فاطمه(س)مقداری نان تهیه کردامّا موقع افطار یتیمیدرخانه را بصدا در آوردتقاضای غذا نمود.اهل خانه مجدداً نانهایخودرا به او دادند وبا آب افطار نمودند.روز سوم نیزفاطمه(س)مقدارینان تهیه کرد.
ولی موقع افطار اسیری درخانه اهلبیت(ع)را بصدا درآوردوتقاضای غذا نمود.اهل خانه غذای خودرا به او دادند وخود با آبافطار نمودند.روز چهارم وقتی پیامبر بدیدار آنها آمد ومشاهده کرد کهرنگ برصورن حسن وحسین نمانده واهل خانه دچار ضعف شدند،دستهارا بدها برداشت.
ناگاه آیات سوره هل اتی نازل شد وخدا از ایثارآنان تعریف نمود:
«ودر راه محبت الهی به مسکین ویتیم واسیر غذا میدهند.
انسان ( هل اتی۸ امام حسین(ع)ایثارگربود.او جان خود وفرزندان ویارانش را فدا نمود،تابشریت از تاریکی نجات پیدا کند وهمینگونه شد.
در طول تاریخی همواره انسانهایی بودهاند که برای نجات بشر ازگمراهی،سختی وگرفتاری،از راحتیها،لذات،شهوات گذشتند وخودرا بهسختیها انداختند تا انسانهای دیگر سعادتمند شوند.
امام خمینی شخصیتی بود که خود وفرزندانش را وقف اسلام نمود تا بازحمات وتلاشها وایثارهای این مرد بزرگ،مردم ایران توانستند ازتاریکیهای هزارساله بیرون بیایند ومعجزه بزرگ انقلاب اسلامی را کهباعث حیرت ابرقدرتها شد،رقم بزنند وخلق کنند.دراین راه به ایثارهانیاز بود.
امام امت،فرزندانش ،شهدای بزرگی چون شهید سعیدی، غفاری، بهشتی، مطهری، باهنر، دستغیب، مدنی، اشرفی،قاضی،صدوقیو...ایثار نمودند.همچنین شهدایی که گمنام بودند واسمی از آنها درروزنامهها وکتابها نیست ولی در نزد فرشتگان همانند ستارگانمیدرخشند ومشخص هستند.آنها هم ایثارگر بودند.
دعا ونیایش
وقتی انسان متولد میشود .سپس بزرگ شده و درجامعهبه رشد خود راادامه می دهد.او در این سیر متوجه میشود که موجود ضعیفیاست.بارها وبارها با حوادث مختلف مواجه میشود ودرهربار احساسمی کند که نیاز به تکیه گاه مطمئنی دارد تا از پس مشکلات وگرفتاریهابرآید.تکیه گاهی که دائمی باشد.درمقابل کمکهایش انتظار کمک نداشتهوبدون چشم داشت انسان را یاری کند.تکیه گاهی که بسیار نزدیک،قدرتمند، خستگی ناپذیر،مهربان،حکیم ودانشمند،شجاع و...باشد.
درجهان هستی چه کسی دارای این خصوصیات است؟کدام موجودیاست که این شرائط را داشته باشد؟ وقتیکه ما در این موضوع تفکر ودقت می کنیم،متوجه می شویم که فقطخداست که می تواند تکیه گاه هر انسانی باشد.
خدا خود امر کرده که «دعا بکنید ومرا صدا بزنید که منهم اجابت مینمایم.» [۳۵]
«هرگاه بندگانم مرا صدا بزنند من نزدیکشان بوده وجوابشان رامیدهم.پس از من اجابت بخواهند وبمن ایمان داشته باشند شایدهدایت شوند.» [۳۶]
«خدا را باترس وطمع بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیکاست»[۳۷]
« علی(ع)با آن شجاعت وقدرت بدنی در مناجاتش با خدا می گوید:
«ای تکیه گاه من!ای خالقیکه شکوه هایم را فقط بتو می گویم!ای که ازگرفتاریها ومشکلاتم باخبری!...
خدایا بر بنده ای که سرمایه اش امید بتو وسلاحش گریه است رحمنما!»
این دعاها ومناجاتهاست که روحیه انسانهارا شاداب وقوی وسالم نگهمی دارد.انسانهایی که با دعا سروکار دارند از نظر روحی بسیار سالمتروشادابتر از دیگران هستند.
انسان با تکیه برخدا می تواند ترس خود را کنترل نماید.باقدرت واعتمادبه نفس حرکت کند.در بسیاری از مواقع در برخورد با مشکلات،گرفتاریهای خودرا برطرف کند.واگر شکست خورد،خودرا نبازد. «دعا اسلحة مؤمن است.دعا سپر مؤمن است.»
«رسول خدا همیشه دعا می کرد از جمله در حال نگاه کردن بهآئینه،هنگام سوارشدن برمرکب،هنگام خوابیدن،وقتی که سفره پهن میکردند،هنگام دست بردن بسوی غذا،وقت جمع کردن سفره، هنگام نوشیدن شیر،هنگامیکه میوة نوبر می خوردند،هنگام ورود به بیتالخلاء،هنگام افطار،موقع عبور از قبرستان،هنگامیکه از چیزیخوشحال می شدند،در تعقیب نمازها،موقع دیدن ماه،وقت تحویلسال،موقع گرفتاری وغم،هنگام طلوع آفتاب،هنگام وضو»
در روایات است که :
«دعا مغز عبادت است وبا دعا هیچکس به هلاکت نمی رسد»
«پیامبرفرمود: آیا شمارا از اسلحهای که شمارا از دست دشمنان نجاتداده وروزی شمارا زیاد می کند،آگاه نکنم؟گفتند:چرا.فرمود:شبانه روزدعا کنید که دعا اسلحة مؤمن است»
«خداوند انسان بسیار دعاکننده رادوست دارد.»
«بهترین عمل نماز،قنوت است»
دودست دعا را برآور،به زاریهمی گوبه صدعجز وصدخواستاری طریقه دعا کردن واینکه با خدا چگونه حرف بزنیم را باید از اولیاءخدایاد بگیریم.زیرا اطلاعات ما از صفات خدا بسیارکم ومعرفت ما نسبتبه او بسیار قلیل است.لذا معصومین(ع)دعاهایی را به ما یاد داده اند کهاگر درمعانی آنها دقت کنیم علاوه بر استفاده از اثراتشان می توانیممعرفت وشناخت خودرا نسبت به خالق افزون کنیم.
از جمله دعاهای مشهور که بزرگان دین به خواندن آنها سفارش می کردهاند،دعای کمیل، ندبه، عشرات، سمات،جوشن کبیر،مناجاتخمسةعشر ، دعای صباح،دعاهای ایام هفته،زیارت عاشورا،زیارتجامعه،و...می باشد.
چرا بعضی از دعاها مستجاب نمی شود؟ استجابت دعا با شرائط زیر است:
۱ـلقمة حرام درشکم نباشد
۲ـدعا به مصلحت اوباشد
۳ـدر دعا پافشاری کند
۴ـدعا همراه با رقت دل واشک چشم باشد
۵ـدعا برعلیه فامیل نباشد
۶ـقبل وبعد از دعا را با صلوات همراه کند.
گردعا جمله مستجاب شدیهردمی عالمی خراب شدی «گویند پیامبری در محلی استراحت میکرد.دید که چند کودک مشغولبازیند.ولی یکی از کودکان کور است وبقیه بچهها اورا اذیتمیکنند.
دلش بحال این کودک کور سوخت ودعا کرد:خدایا!به اینکودک بینائی بده!
دعایش مستجاب شد وکودک بینا شد.ناگاهاین کودک با عصبانیت سراغبچه هارفت وگفت:
شما بودید که مرا اذیت میکردید؟
آنگاه چندنفر ازآنان را کنار رودخانه برد وبا قوّتی که داشت سر آنهارا داخل آب کردوکشت!
پیامبر مذکور از دعایش پشیمان شد وگفت:
خدایا کوری را بهبرگردان که تو خود حکیمی ومی دانی به چه کسی بینائی بدهی وچهکسی را کور نمائی!
«گویند عابدی براثر عبادت زیاد دارای سه دعای اجابت شده گردید.بازنش مشورت کرد که چه دعائی بکنیم؟زنش گفت:دعا کن خدا مراخوشگلترین زن کند!مرد هم دعا کرد وناگاه زنش زیباترین زنشد. ساعتی خوشحال ومسرور بودند.اما ناگاه اخلاق زن تغییر کردوبنای ناسازگاری گذاشت وعاقبت گفت:من دیگر با تو زندگی نمیکنمزیرا جوانان زیبای زیادی هستند که طالبند بامن وصلت کنند!مرد وقتیاین حرف را شنید،ناراحت شد وگفت:حال میدانم که باتو چکنم! ودعاکرد:خدایا زنم را تبدیل به سگ کن!!ناگاه زن تبدیل به سگ شد!مرداندکی خوشحال شد.امّا فرزندان زن از او با التماس وخواهش خواستندکه دعا کند مادرشان بهمان شکل اولیه که بود برگردد!مردهم دعاکرد:خدایا زنم را بحال اول برگردان!وزن بصورت اولش برگشت وسهدعای مرد هدر رفت!»
«دعای پدر ومادر درحق فرزند،دعای حاجی از مکه برگشته برایانسان،دعای مظلوم علیه ظالم،دعا در سحر،دعا درهنگام باران،دعایروزه دار،دعای فرزند صالح برای والدین خود بهتر اجابت می شود»
دعا در آئینة احادیث
۱ـ«پیامبر(ص):خدا آدم بسیار دعاکننده را دوست دارد.»
۲ـ«پیامبر(ص):هرمسلمانی که دعا کند ودعایش در قطع رحم ویا جلبگناهی نباشد خدا یکی از سه خصلت را به وی دهد.اجابت کند.دعارابرای آخرتش ذخیره نماید.از گناهانش به وزن دعا ببخشد.»
۳ـ«امام صادق ( ع):اگر میخواهید دعا مستجاب شود،از مردممأیوسشوید.که اگر خدا چنین دید دعایتان را اجابت فرماید»
۴ـ امام باقر(ع):هرکه دستهارا برای دعا بلند کند،خدا حیا میکند کهدست اورا خالی برگرداند پس بعد از دعا دستهارا بر سر وصورت خودبکشی د.»
۵ـ امام صادق(ع ):خدا میداند بندهاش چه میخواهد ولی دوستدارد که حاجتها گفته شود.»
۶ـ امام صادق(ع ):دعای مخفی معادل هفتاد دعای آشکار است»
۷ـ «گفته اندپیامبر(ص)در دعا چنان تضرع میکرد که نزدیک بود عبا ازدوشش بیافتد .»
۸ـ «امام باقر(ع):خدا بندگان بسیار دعاکننده را دوست دارد.پس درهنگام سحر تا طلوع خورشید دعا کنید که در این ساعت،درهای آسمانباز ورزق تقسیم وحاجتهای بزرگ برآورده میشود.»[۳۸]
۹ـ «پیامبر(ص):دعا بین اذان واقامه رد نمیشود.»[۳۹]
۱۰ـ «پیامبر(ص):چنددسته دعایشان مستجاب نمیشود:کسیکه قرضمیدهد وسندی نمیگیرد.سپس بدهکار انکار میکند.وکسیکه علیهفامیل دعا میکند.وکسیکه زنش اورا اذیت میکند واز زنش نزد خداشکایت میکند که خدا میفرماید من امر زنت را دراختیارت قرار دادموکسیکه پولهایش را بی اندازه میبخشد ودوباره از خدا میخواهدوکسیکه در خانه نشسته واز خدا رزق میخواهد.»
ذکر وبیاد خالق بودن
از عوامل مهم آرامش انسان،بیادخدابودن است.هرچه این یاد بیشترباشد،اطمینان وآرامش انسان بیشتر خواهد بود.زیرا وقتی بیاد خداییکه آمرزنده است،میافتد،نگرانی انسان را از گناهان وخطاهایش از بینمیبرد.
بیاد خدایی که قادراست، نگرانیهایی که انسان از برخورد بامشکلات دارد،برطرف میکند.بیاد خدایی که برطرف کننده غم واندوهاست،بودن ،ناراحتیهایی که براثر گرفتاریها پیش میآید میزداید.بیادخدایی که زیباتر از او نیست ،بودن،تمام توجه انسان را از عشقهای دیگربه خدا متوجه میکند.
هرچه در خط عالم اویندهمه تسبیح او همی گویند.طبق دلائل قرآنی ،همة جهان هستی بطور ذاتی وتکوینی به تسبیح خدامشغول هستند.
«یُسَبِّحُ لِلّه ما فی السماوات والارض » [۴۰]
به صحرا بنگرم صحرا ته بینمبه دریا بنگرم دریاته وینم بهرجا بنگرم کوه ودر ودشتنشان از روی زیبای ته وینم[۴۱] از نظر ظاهری وتشریعی هم ،خدا به انسان سفارش کرده که صبح وشببیاد او باشید.«خدایت را زیاد کن وصبح وشب اورا تسبیح بگو.»[۴۲]
اگرچه خداوند از تسبیح وتحمید مخلوقاتش مخصوصاًانسان بی نیازاست ولی این ذکرها مایة معرفت وتکامل انسان شده واورا در رسیدن بهمعرفت الهی یاری می کند.
انسانهای عاقل وزرنگ در عرف عرفا واولیاء خدا کسانی هستند کههمیشه بیاد وذکر خدا بوده وهیچ چیز حتی اشتغالات روزمره آنهارا ازاین امر باز نمی دارد.
«انسانهای مؤمن کسانی هستند که تجارت وخرید وفروش آنهارا از یادخدا مشغول نمی کند.» [۴۳]
«آنانکه در حالت ایستاده ونشسته وخوابیده بذکر خدا مشغول بوده ودرخلقت آسمانها وزمین تفکر کرده ومی گویند:ای خدای ما!اینهارا باطلوبیهوده نیافریدهای.تو از هر نقصی منزّهی .پس مارا از جهنم دور نگهدار.»[۴۴]
«ای مؤمنین!مبادا مال ومنال شما را از یاد خدا غافل کند که در اینصورت زیان کرده است» [۴۵]
«خدارابسیار یاد کنید شاید رستگارشوید» [۴۶]
لذت انسانهای دارای معرفت به ذکر است.یاد کردن خدایی است که :ازهمه زیباتر.از همه عظیمتر.از همه مهربانتر.از همه بخشنده تر.به اسرارآشناتر.از همه نزدیکتر.و...است.
برای همین پیامبران وامامان واولیاء خدا، شبانه روز به ذکر خدا واز همةذکرهابزرگتر،به نماز مشغول می شدند.رسول خدا(ص)آنقدر شبهارا بهنماز گذراند که خدا به فرمود:«ای پیامبر!ما قرآن را نازل نکردیم تا تو بهزحمت بیافتی.» [۴۷]
علی(ع)شبی هزار رکعت نماز می خواند.امامان دیگر نیز بسیار یازاوقات عمر خودرا به نماز وذکر الهی می گذراندند.
خوشا آنانکهاللهیارشان بیبحمد وقل هوالله کارشان بی خوشا آنانکه دائم در نمازندبهشت جاودان بازارشان بی[۴۸]
ما حداقل از این روش انسانهای برگزیده متوجه می شویم که در ذکرونماز، باید منافع واثرات بسیار مهمی باشد که آنگونه به آن اهمیت دادهمی شود.
برعکس از اهمیت ندادن انسانهای فاسد به نماز وذکر الهیمتوجه می شویم که یکی از عوامل سقوطاین انسانها فراموش کردنخالق خود می باشد.کسیکه مربّی اصلی انسان وتربیت کننده وبزرگکنندة انسان است فراموش کند،غافل ترین انسان است.
«یاد خدا بودن همه جا مهم است مخصوصاً در هنگام جهاد با دشمنان،در هنگام برخورد با گناه،در هنگام دیدن جلوه های دنیا مثل کاخهاوقصرهاوثروتمندان ودنیاطلبان وزنهای زیبا وباغها و آسمانخراشها و زرق وبرقهای ظاهری و...»
کسانیکه از ذکر ویاد خدا غافل باشند- که متأسفانه اکثر انسانها این گونههستد،دچار ضررهای مختلف دنیوی واُخروی می شونداز جمله:
۱ـ دچار سختی در زندگی می شوند:
«کسیکه از ذکر من دوریکند،دارای زندگی سختی می شود.»[۴۹]
۲ـ کورمحشور می شوند:
«کسانی را که از یاد من دوری کنند،کور محشورمی نمائیم.او می گوید:خدایا!چرا مرا کور محشور نمودی؟در حالیکهمن چشم داشتم؟خدا گفت:همینطور است. ولی آیات من بتو رسید ولیآنهارا فراموش کردی وامروز تو فراموش می شوی.»[۵۰]
۳ـ شیطان همراه او می شود:«کسیکه از ذکر خدای رحمن دوریکند،شیطان را همراه او می کنیم .»[۵۱]
۴ـ دلش سیاه ودچار قساوت می شود:«خدا به موسی گفت:ایموسی!مرا در هیچ حالی فراموش نکن که فراموشی من دلهارا قسی میکند.»[۵۲]
۵ـ باعث می شود که انسان غافل،خودش را فراموش نماید:«مانندکسانیکه خدارا فراموش کردند،نباشید که خدا هم یادِ خودشان را ازخودشان بُرد.»حشر۱۹ همه تسبیح او همی گویندریگ در دست وسنگ در کهسار جمله با او درین مناجاتندخواه موسی وخواه موسیقار[۵۳]
انواع ذکر زبانی
۱ـ حمد وشکر «رسول خدا روزی سیصدوشصت بار به عدد رگهای بدن تسبیحمیفرمودند.» «امام رضا(ع)بعد از نماز ظهر به سجده رفته وصدبار میفرمودند:حمداًلِلّه.وبعد از نماز عصر به سجده رفته وصدبار میفرمودند:شکراً لِلّه.»
۲ ـ استغفار«روایت شده هرکه غروبها هفتاد بار بگوید:استغفراللهربّیواتوبُ الیه.
هفتصدگناهش پاک شودواگرخود گناه نداشته باشد،گناهانپدر ومادر ودیگر اقوامش پاک شود»
۳ ـ تسبیح «قبل از هر حمد وشکری ،گفتن تسبیح(سبحان الله) مستحباست.مثل:سبحان الله والحمدلِلّه ولااله الاّ الله والله اکبر»
۴ ـتکبیر «باگفتن اللهاکبر نماز شروع میشود.وگفتن تکبیر در مواقع مهم از جملهدر موقع روبروشدن با دشمن سفارش شده است»
۵ ـ صلوات «بهترین ذکر،صلوات است که اصول الدین را دربردارد.»
«روایت شده که در شبهای جمعه ملائکة فراوانی به زمین نزول کرده وتاشب شنبه آنجا هستند وفقط صلوات برمحمد وآل محمدرا مینویسند» «روایت شده که درمیزان هیچ عملی باندازه صلوات سنگینی ندارد»
۶ ـ لااله الاّالله «در حدیث سلسلة الذهب است که خدا فرمود:کلمة لااله الاّالله،حصارمن است وهرکه در حصار من وارد شود ،از عذابم ایمن میباشد.»
«امام باقر(ع)معمولاً به ذکرلاله الاّالله مشغول بودند.»
۷ ـ لاحول ولاقوّة الاّبالله العلّی العظیم «امام صادق(ع)فرمود:هرگاه غم اندوهت زیاد شد،این ذکر را زیاد برزبانجاری کن!»
۸ ـ نامهای الله مثل یاحیُّ یاقیّوم
۹ ـ تسبیحات حضرت زهرا(س) «هرکه این تسبیحات را بعد از نمازهای یومیه بخواند،ثواب هزاررکعتنماز دارد»
توبه وجبران گناهان
یکی از درهای رحمت خداوند رحیم،باز گذاشتن در توبه است.انسانهای گناهکار تا زنده هستند فرصت بازگشت ونجات خودرادارند.چه گناهان بزرگ وچه گناهان کوچک.چه برای کسیکه گناهانکمتری انجام داده است.وچه کسیکه مدتهای زیادی را به گناه مشغولبوده است.
«بزرگترین گناه، شرک به خداست وبعد از آن مأیوس شدن از رحمتخداوند است.»
وقتی انسان توبه می کند، خداازاو راضی می شود بیشتر ازخوشحالیکسیکه اثاثش را گم کرده سپس بعد ازمدتی آنرا پیدا می کند.
«در روایت است که حضرت موسی(ع) به امر خدا شخص فاسدی را ازشهر بیرون نمود تا شهر را فاسد نکند وجوانهارا نفریبد!او به بیابان رفتوبعد از چند روز مریض شد و کم کم رو به مرگ رفت.دم مرگ ناگاهجرقهای در دلش زده شد ودر آخرین لحظات عمرش گفت:
یا من له الدنیا والاخرة!ارحم من لیس له الدنیا والاخرة.
ای کسی که دنیا وآخرت مال توست!به کسی که نه دنیا دارد ونه آخرترحم نما!
با این حال از دنیا رفت.خدا به حضرت موسی(ع)وحی کرد که بندهای ازبندگان خوب مات از دنیا رفته است.تو به تشییع جنازه ودفن او اقدامکن.
حضرت موسی(ع) با اصحابش آمدند ودیدند که این همان جوانیاست که او را از شهر بیرون کرده بودند.گفت خدایا این همانی است کهبه امر تو از شهر بیرون کردم؟خدا فرمود آری.اما دم مرگ توبه کرد.»
• من منفعل که پیشت دوجهان گناه دارمبچه رویمن اگر گناهکارم تو به عفو کارخودکنمنم آن که یک جهان را زغمت برباد دادم
• عذرگویم که رخ سیاه دارمکه زبان توبه گوی ولب عذرخواه دارمتوقبول اگر نداری دوجهان گواه دارم [۵۴]
آثار توبه
پاک شدن گناهان قبلی
« خدا توبه بندگانش را قبول کرده وگناهان اورامی بخشد.»
توبه کننده محبوب خدامیشود
«همانا خداوند توبه کنندگان وکسانیرا که می خواهند خودرا از رذائل پاک کنند،دوست دارد.» [۵۵]
«امام ششم:هرگاه بنده ای توبه کند،خدا اورا دوست داشته وعیب اورادر دنیا وآخرت می پوشاند.»
بوی بد گناه را از بین می برد
«علی(ع): با استغفار خودرا عطر بزنید تابوی بد گناهان شمارا رسوا نکند.»
پاک شدن زنگ دل
«پیامبر(ص):دلها هم مثل آهن زنگ می زند.زنگدل با استغفار از بین می رود.»
زیادشدن روزی
«استغفار کنید که خدا آمرزنده است.از آسمانبرشما باران می فرستد وشمارا با اموال وفرزندان یاری می کند وبرایشما باغها ونهرها قرار می دهد.» [۵۶]
۶ ـ برگشت پاکی به توبه کننده از موانع سر راه موفقیت کناهکاران،مأیوس شدن از رحمت الهیاست.اگر چه گناه بد است ولی از آن بدتر این است که خیال کنیم دیگرراه برگشت واصلاح برایمان وجود ندارد.درحالیکه انسان تا زنده استفرصت جبران وتوبه کردن را دارد.
«پیامبر(ص)فرمود:هرکه یکسال قبل از مردنش توبه کند،توبهاش قبولاست.سپس فرمود:یکسال زیاد است.کسیکه یکماه قبل از مردنش توبهکند،توبهاش قبول است.سپس فرمود یکماه زیاد است!اگر یک هفتهبلکه یک روز وبلکه یکساعت قبل از مردنش توبه کند،توبة او پذیرفتهمیشود.»
«از امام صادق(ع)در معنای آیه :لیست التوبة للذین یعملونالسیئات حتّی اذا حضر احدهم الموت قالَ اِنّی تُبتُ الان.
پرسیدند.فرمود:این آیه از آن حالتی سخن میگوید که چشم انسان -ازامور دنیا بسته - به امور اخرت باز می شود.در این هنگام است که دیگرتوبه فایده ندارد.»
مواز قالوا بلی تشویش دارمگنه از برگ وباران بیش دارم اگر لاتقنطوا دستم نگیردمواز یا ولنا اندیش دیرم[۵۷] توبه کمر شیطان را میشکند.واورا ناامید میکند.توبه چراغی است کههیچگاه خاموش نمیشود و در تاریکیهای گناه وانحراف،انسانهارا به نوروپاکی رهنمون میسازد.توبه کنندگان محبوب خدا هستند وپاداشجوان توبه کننده مانند پاداش حضرت یحیی(ع)است.
جوانیکه بدلایلی مدتی را درانحراف بسر برده است، هرزمان که بخودآمد میتواند وباید برگردد وخودرا نجات دهد.زیرا خداوند توبهپذیراست.ودوست دارد که بندگانش را از تاریکی به نور هدایت کند.
توبه محدودیتی ندارد وهرچقدر انسان گناه کند باز هم فرصت توبهاست وهرچقدر گناه بزرگ باشد بازهم میتواند جبران وتوبه کند.
به داستان زیر توجه کنید
توبة کسیکه صدنفر را کشته بود!
در زمان قدیم شخصی در جنگهای مختلفی که با قبیلة مقابل انجام دادافرادی را بقتل رساند.روزی باخود حساب کرد ودید تا آنروز ۹۹نفربدست او کشته شدهاند.او تصمیم به توبه گرفت.
لذا از مردم پرسید کهکجا میتوان توبه کرد؟اورا به خانة عابدی که درکوه زندگی میکردهدایت کردند.
او عابد را پیدا کرد وگفت:من تاکنون ۹۹نفر را کشتهام.آیابرای من توبه است؟
عابد گفت:خیر زیرا گناه تو بسیار سنگین وغیر قابلبخشش میباشد وتو جهنمی هستی!او ناراحت شد وگفت:حال که مرامأیوس کردی،توراهم میکشم!وعابد راهم بقتل رساند.
سپس بشهر آمدوپرسید:دیگر کجا میتوان توبه نمود؟
گفتند:خانةعالم در فلان محلاست به آنجا برو شاید تورا کمک کند.
اوبدرخانة عالم رفت ووقتی اورادید داستان خودرا تعریف کرد.
عالم گفت:برای تو توبه است ولی چونگناهت بسیار بزرگ است باید به فلان شهر بروی وبدست فلان پیامبرتوبه کنی!او از عالم تشکر کرد وبار سفر را بست.دربین راه اجل او رسیدواز دنیا رفت.هرگاه شخصی بمیرد اگر از خوبان باشد دو فرشته رحمتروح اورا بالا میبرند واگر از بدان باشد دوفرشتة غضب روحش رامیبرند.این مرد که مُرد هم فرشتگان رحمت آمدند وهم فرشتگانغضب وایندوباهم نزاع کردند.
فرشتگان رحمت گفتند ماباید روحش رابالا ببریم زیرا او در راه توبه بوده است!وفرشتگان غضب گفتند ما بایدروحش را ببریم زیرا او ۱۰۰نفر را کشته وهنوز توبه نکردهاست.حکمیت نزد خدا بردند. خدا وحی کرد که ببینید به پیامبرنزدیکتراست یا به محل کشته شدهها!
اندازه گرفتند ودیدند که یکوجب به پیامبر نزدیکتر است!
لذا فرشتگان رحمت، روحش را بالابردند.
• گناه بندة نادم زفعل نامرضیفتد به معرض عفوغفور چون شویدبه
• اگر بزرگتر از عالم است ومافیها آب توبه رخ معصیت نمای رضا [۵۸]
توبهکردن در اسلام بسیار ساده است وشرط خاصی ندارد. کسیکهمیخواهد توبه کند لازم نیست که بازبان هم چیزی بگوید بلکه همینکهدر دلش بگذراند که خدایا!من بخودم ظلم کردهام واز تو میخواهم کهمرا ببخشی!کافی است.همچنین برای توبه مکان معینی درنظر گرفتهنشده است بلکه درخانه،مسجد ومحل کار وبازار وهرجای دیگر کهبخواهد توبه کند،میتواند.
افرادی بودهاند که سالیان سال غرق گناه بوده ولی با حوادثی بخودآمده ونور هدایت در آنها تابیدن کرده است.ساحران فرعون که سالهاجزء مقربین فرعون بودند ولی وقتی معجزه راستین موسی(ع)را دیدندایمان آوردند واز شکنجههای فرعون نسبت بخود، هراسی بدل راهندادند.
قوم یونس تنها قومی هستند که وقتی آثار عذاب را دیدندتکانی بخود داده وتوبه کردند ودر نتیجه عذاب خدا شامل آناننشد.حرّبن یزید ریاحی از فرماندهان عمرسعد ساعتی قبل از مردنبخود آمد واز صف عمرسعد جداشد وبه کاروان عاشقان حسینیپیوست وخود وپسر وغلامش جزء اولین شهدای کربلا نامشان ثبت شدوقبرشان زیارتگاه حاجتمندان.بشر حافی ،همسایة ابابصیر، عیّاض راهزن، قنبر(فتّاح)،...تا زمان ما که مالکوم ایکس،کنتاستیونس،رهبر کمونیست نروژ وهمسرش،خواننده ورقاصمصری ،عدهای از کشور آمریکا،آلمان،انگلیسو...اسلامآوردند و روشنی اختیار نمودند.
این انقلاب درونی درطول تاریخ برای بسیاری از گمراهان انجامگرفت وهدایت شدند تا زمان انقلاب اسلامی که سرعت آن افزوده شدوهزاران رقاص،هنرپیشه وخواننده وشرابخوار وگمراه،توبه کردندوزندگی جدیدی را پیش گرفتند.
• از توبه بشوی گناه وخطاگرتوبرسی به نعیم مقیمتوبه در صلح بود یاربنومید مباش زعفواللهایگرچه گنه تو زعد بیش است
• وزتوبه بجوی نوال وعطاوزتوبه رهی،زعذاب الیماین در میکوب ،به صدیاربمجرم عاصی نامه سیاهعفووکرمش از حد بیش است[۵۹]
دراسلام برخلاف مسیحیت،نباید گناه خودرا نزد شخصی حتی روحانییا نزدیکترین دوستان وفامیل گفت! بلکه گفتن گناه فقط در پیشگاه خدارواست.
بعضی از جوانان کارهای زشت خودرا نزد دوستان ورفقا تعریف میکنندکه این باعث معصیت بیشتر آنان میشود.گناهی که مخفیانه صورتبگیرد باتوبه زودتر بخشیده میشود تا گناهی که برای چندنفر تعریفکند ویادرحضور دیگران گناه کند.
توبه هرچه زودتر انجام شود بیشتر امید رهائی میرود.لذا کسیکه گناهیمرتکب میشود،تا هفت ساعت به او مهلت میدهند وگناهش را نمینویسند. اگر در این فاصله توبه کرد،که هیچ.والاّ گناهش را مینویسند تاپس از توبه پاک شود.
اگر گناه انسان حق الناس باشد مثل دزدی یا کلاهبرداری باید شخصصاحب حق را راضی کند.وفرقی ندارد که مال اورا پس دهد ویا از اوحلالیت بگیرد.وفرقی ندارد که مستقیم نزد او برود ومالش را پس دهدویا اینکه بصورت غیر مستقیم به او برگرداند.مثلا برایش پست کند ویابعنوان هدیه به او بدهد.
البته بعضی با امید به اینکه در پیری توبه میکنیم،غرق درگناه وانحرافمیشوند وعمری را در عیاشی ولهو ولعب سپری میکنند!غافل از اینکهمیل به توبه تا زمان مشخصی در انسان وجود دارد واگر آنقدر گناه کند کهقلبش سیاه شود ودچار قساوت قلب شود،دیگر توبه درنظرش مسخرهمیآید وخدا وپیامبر وقرآن وقیامت را انکار میکند.
همانطور که در قرآنهشدار داده است که:
«عاقبت گناهکاران آن میشود که آیاتونشانههای خدارا انکار مینمایند.»[۶۰]
دراین حالت دل آنقدر تاریک میشود که دیگر موعظة هیچ موعظهکنندهای را نمیپذیرد وحتی نصیحت کنندگان را دشمن خود میداندوبَدان وفاسقان وفاسدان را دوست خود میانگارد.
اُنس با قرآن
کلام خدا از همة سخنها وحرفها شیرینتر،حکیمانه تر ،مفیدتر،هدایتگرانه تر،راست تر،شفابخش تر،نورانی تر و...است.
خدا خود صفات ونامهایی را برای قرآن ذکر کرده است از جمله:
نور،مبین،فرقان،هدی،کتاب،کریم،رحمت،مصدق،نذیر،بینّة،حکم،عدل،بیان،روح،بشری،تبیان،مجید، حکیم،عزیز،موعظة،تذکرة،کوثر،بلاغ،تنزیل،صدق،برهان،قیّم، حق، عجب، عربی، مهیمن، مرفوعة، مطهرة، نبأ، متشابه،بصائر،علیّ،تفصیل،امر،احسنالحدیث و..
قرآن کلام معشوق است که اگر با شناخت درست به آن نگریسته شود، بسیار شیرین وتکان دهنده می شود.
«عبدالله بن مسعود می گوید:روزی پیامبر از من خواست آیاتی را برابشتلاوت کنم.
گفتم:یا رسول الله برای شما قرآن بخوانم درحالیکه قرآنبرشما نازل شده است.پیامبر فرمود:دوست دارم از زبان تو بشنوم.
منهم آیاتی را خواندم که ناگاه اشگهای پیامبر سرازیر شد.»
«امام حسن(ع)وقتی به آیات بهشت وجهنم می رسید،اشگ ازچشمانش می آمد.»
روزی سیّد بحرالعلوم وارد حرم امیرالمؤمنین(ع)شد.
ولی این بیت رابرزبان ترنم می کرد:
چه خوشست صوت قرآن زتو دلربا شنیدنبه رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدنوقتی علت را پرسیدند،گفت،دیدم امام عصر(عج)درکنار قبر علی(ع)قرآن تلاوت می کرد.آن چنان زیبا وشیرن تلاوت می نمود که تاکنوناینگونه نشنیده بودم.
کلام خدا انسانهای زیادی را تکان داده وزیر ورو نموده است.به چندنمونه توجه کنید:
«عربی به مسجد آمد واز پیامبر درخواست کرد که به او قرآن یاددهد.حضرت به یکی از مسلمانان فرمود که اورا گوشة مسجد ببردوآیاتی را به او بیاموزد.اوهم مرد عرب را به کناری برد و شروع بهآموختن سورة زلزال به او نمود.وقتی به آیات «فمن یعمل مثقال ذرةخیراً یره ومن یعمل مثقال ذرة شراً یره»
عرب پرسید:واقعاً خدا از تماماعمال خوب وبد انسان خبر دارد وآنهارا در قیامت به بنده اش نشان میدهد؟
گفت:آری.عرب گفت:فهمیدم.
سپس خداحافظی کرد ورفت.مسلمان نزد پیامبر رفت وداستان عرب رابه حضرت گفت.حضرت فرمود:این مرد دانشمند برگشت.
«شبی عبدالواسط،قاری مشهور مصری آیاتی از قرآن را برای سیاهپوستان محلة هارلم قرائت کرد.در آن شب چنان شنوندگان تحت تأثیر قرار گرفتند که بیست وپنج نفر مسلمان شدند.»
«در تانزانیا عده ای از مقامات کلیسا کمیته ای جهت مبارزه با اسلامتشکیل دادند.در این کمیته شرح وظایف اعضارا مشخص کردند ازجمله خواندن قرآن وپیدا کردن اشتباهات وتناقضات آنرا به عهدهاسقفی گذاشتند.وقتی اسقف، قرآنرا چند بار خواند،دست ازمسیحیت کشید ومسلمان شد واعلام کرد که تنها کتاب حقیقی الهیقرآن است»
• مکن به جهل تناول که خوان قرآن راقمطرههای نبات است پر زشهد شفا نهاده
• پراز حلاوة علم است کاسهای حروفخازن رحمت برو عطای حروف
سیف فرغانی
آثار اُنس با قرآن
۱ـ شفای دلهای مؤمنین
۲ـرحمت برای مؤمنین
۳ـهدایت برای باتقوایان
۴ـپناهگاه درمقابل شیطان
۵ـباعث سنگینی میزان اعمال
۶ـزیباترین قصه
۷ـبلیغ ترین موعظة
۸ـسودمندترین نصیحت
۹ـ شفیع روزجزا
۱۰ـدارای ثواب زیاد برای قاری
۱۱ـپاک شدن گناهان
۱۲ـ...
قرآن در آئینة روایات
۱ـ«علی(ع):بدانید که این قرآن ،ناصحی است که کلکنمیزند.وهدایتگری است که گمراه نمینماید وسخنگوئی است کهدروغ نمیگوید وهرکه با قرآن هنمنیشنی کرد،هدایتش زیاد وگمراهیشکم شد.»
۲ ـ«علی(ع):زیباترین قصه وبلیغترین موعظة وسودمندترین تذکر کتابالهی است.»
۳ـ«امام سجاد(ع):اگر همة اهل زمین بمیرند ومن باشم وقرآن.من دچاروحشت نمیشوم.»
۴ـ«پیامبر(ص):هرکه درکودکی قرآن بخواند،به حکمت دست یافتهاست.»
۵ـ«پیامبر(ص):کسیکه در دلش از قرآن خالی است،مثل خانة خراباست»
۶ـ«پیامبر(ص):هرگاه دوست دارید با خدا حرف بزنید قرآن بخو انید.»
۷ـ«پیامبر(ص):قرآن را خوانده وآنرا ظاهر کنید که خداوند دلی را که ازقرآن پر شده عذاب نکند.»
۸ـ«پیامبر(ص):هرکه قرآن بخواند، نبوتدر دلش وارد شده غیر اینکهبه او وحی نمیشود.»
۹ـ«امام صادق(ع):خواندن قرآن از روی مصحف باعث تخفیف عذابپدر ومادر اگرچه کافرباشند، میشود»
۱۰ـ«پیامبر(ص):اگر دوست دارید که مثل افراد سعادتمندزندگی کردهومانند شهیدان بمیرید ودر روز قیامت نجات یابید ودر حرارت قیامتدر سایه باشید ودر روز گمراهی کافران، هدایت یافته باشید پس با قرآناُنس بگیرید که کلام خداوند رحمن است وپناهگاهی در مقابل شیطانوباعث سنگینی میزان است.»
۱۱ـ کسیکه قرآن را برای ریاء بخواند،روز قیامت باصورتی تاریکوبدون گوشت،محشورشده وقرآن بر پشتش می زند تا داخل جهنمشود.وکسیکه قرآن را یاد بگیرد وبه آن عمل نکند،روز قیامت، کورمحشور می شود ومی گوید:
خدایا!چرا مرا کور محشور کردیدر حالیکهمن چشم داشتم؟گفته می شود:زیرا تو آیات الهی را فراموش کردی والان خودت فراموش می شوی!سپس به دوزخ برده می شود!وکسیکهقرآن را برای مباهات بر علماء یا برای طلب دنیا،یاد بگیرد،خدا درقیامت استخوانهای اورا پراکنده می کند!
آثار تلاوت بعضی از سوره ها در قیامت
کسیکه سورةیونس را در هر دو یا سه ماه تلاوت کند،روز قیامتاز مقربین است .
کسیکه سورةهود را در هر جمعه قرائت نماید،درقیامت از زمرة پیامبران بوده وخطائش پاک می شود. کسیکهسورةیوسف را درهر روز یا هر شب،تلاوت کند،در قیامت،جمالشمثل یوسف بوده و دچار فزع اکبر نمی گرد.
کسیکه سورةرعد راتلاوت نماید،بدونحساب ،وارد بهشت شده واجازة شفاعت در مورد خانواده ودوستانش را به او می دهند.
کسیکه سورةکهف رادر هر شب جمعه بخواند،شهیدمی میرد ودر قیامت با شهداء محشور می شود . کسیکه بر تلاوتسورةمریم مداومت نماید،رو قیامت جزء اصحاب عیسی(ع)محشور شده وپادشاهی سلیمان را به او می دهند .
کسیکه سورةاحزاب رازیادقراءت کند،در قیامت در کنار پیامبران،خواهد بود .
کسیکه در نمازهایواجب ومستحب،سورةدخان راتلاوت کند،در قیامت ،ایمن بوده وازاوحسابی آسان کشیده ونامة عملش را بدست راست می دهند .
کسیکه در هر جمعه،سورةاحقاف تلاوت نماید،در دنیا،دچار ترس نشده ودر قیامت،ایمن خواهد بود . کسیکه سورةانّا فتحناراتلاوت کند،در قیامتبه اومخلص خطاب می شود .
کسیکه هر شب قبل از خواب،سورةواقعه را تلاوت نماید،روز قیامت،خدا رابا صورت نورانی ملاقاتکند .
کسیکه سوره های طلاق وتحریم را درنمازهای واجب بخواند، در قیامت،دچار ترس نمی شود . کسیکه بر سورةلا اقسم مداومت کردهوبه آن عمل کند،با بهترین صورت محشور شده واز صراط ومیزان عبور کند .
کسیکه سورةوالنازعات را تاوت نماید،سیراب می میرد وسیرابمحشور می شود وسیراب به بهشت می رود .
کسیکه سورة ذاتالبروج را در نمازهای واجب،تاوت کند، در موقف پیامبران میایستد .
کسیکه سورةالطارق را در نمازهای واجب تلاوت کند،درقیامتدارای جاه ومقام بوده واز رفیقان پیامبران است .
کسیکهسورةاعلی را در نمازهای واجبومستحب،تلاوت کند،به او گفته میشود:
از هر دری که می خواهی،وارد بهشت شو! .
کسیکه بر تلاوتسورةوالعادیات مداومت کند،با علی(ع) محشور شده ودر کنار اوخواهد بود . کسیکهالقارعه رازیاد تلاوت کند،ازحرارت جهنم ایمناست .
کسیکه سورة عصر رادر نوافل بخواند،با خنده ونور مبعوثشده وداخل بهشت می شود .
کسیکه سورةلایلاف را زیاد تلاوتنماید،اورا بر مرکبی از مرکبهای بهشت سوار نمایند.
غیرت
از صفات پسندیدة افراد بزرگ ،غیرتمندی است.غیرت یعنی انسانحساسیت خاصی نسبت به ناموس خود داشته باشد.واز اینگه دیگرانبا چشم ناپاک به آنها نگاه کنند،ناراحت گرد وبا دل وزبان وحتی بادرگیری ناراحتی خودرا ابراز نماید.
«حضرت موسی(ع)آنقدر غیور بود که با هیچ کس رفت وآمد نمی کردمبادا چشم نامحرم به همسر موسی(ع)بیافتد.»
«پیامبرفرمود:جدم ابراهیم غیور بود ولی من از او غیورترم.وخدا بینیآدم بی غیرت را برخاک می مالد!»
«وقتی امام حسین(ع)شنید که معاویه با حیله،شخصی را وادار کردهاست تا زن زیبای خودرا طلاق دهد تا این زن به عقد یزید درآید.واردعمل شد وابتدا آن زن را برای خود عقد کرد تا چنگال معاویه به او نرسدسپس شوهر سابق زن را خواست وزن را به او تسلیم کرد وگفت:من بااین زن تماسی نداشته ام وهدفم از عقد او این بود که دوباره بنزد توبرگردد.»
خداوند از انسانهای غیور راضی است وآنهارا دوست دارد وبرعکسافراد بی غیرت را از رحمت خود محروم نموده وبهشت را بر آنها حرامکرده است.
«پیامبر(ص):بوی بهشت از مسیر پانصدسال راه بمشام می رسد ولیبمشام عاق والدین ودیّوث نمی رسد.پرسیدند که دیّوث کیست؟فرمود:آنکه می بیند بازنش زنا می کنند ولی ناراحت نمیشود!»[۶۱]
«پیامبر(ص):هرمردی که زنش زینت کرده بیرون رود،دیّوثاست!همچنین اگر زن با زینت وعطر زده بیرون برود وشوهرش راضیباشد،هرقدمی که زن برمی دارد،برای شوهرش یک خانه در جهنمساخته می شود.»[۶۲]
«علی(ع)خطاب به اهل بصره:آیا حیا نمی کنید؟آیا غیرت ندارید؟درحالیکه زنان شما به بازارها می روند وجوانان خوش قیافه مزاحم آنانمی شوند.»
«علی(ع):هرکه مطیع زنش باشد،خدا اورا با صورت در آتش میاندازد.سؤال شد:در چه چیزی اطاعت کتد؟فرمود:زن درخواست میکند که به حمام وعروسی ومجالس عزا برود ولباس نازک به تننماید.شوهرش هم قبول می کند.»
عوامل بی غیرتی
۱ـ رفت وآمد در مجالس فساد وفحشاء
۲ـ استفاده از موسیقی های مبتذل وحرام «امام صادق(ع):شیطانی است که هرگاه در منزل شخصی چهل روز سازوآواز باشدومردان به آنجا رفت وآمد کنند،آن شیطان نزد صاحبخانه رفته و هر عضو خود را به مثل اعضای صاحبخانه می گذارد ودراو میدمد.بعد از این این مرد آنقدر بی غیرت می شود که می بیند دیگران باهمسرش زنا می کنند ولی او ناراحت نمی شود.»
۳ـ دیدن فیلمهای زشت ومستهجن
۴ـ غربزدگی وتحسین آزادیهای غربی «از سوغات تهاجم فرهنگی آنستکه همانگونه که غربیها وآمریکائیهااکثراًبی غیرت بوده وزنانشان با مردان دیگر رابطه نامشروع دارند،این بیغیرتی به بعضی از افراد روشنفکر وغربزده داخل وخارج از کشورسرایت کرده وآنهاراهم بی غیرت نموده ودرمجالس پارتی وشب نشینیها زنان خودرا به نمایش می گذارند وکارهای زشت انجام می دهند.»
امانت داری
امانت داری از خصوصیاتی است که در هر اجتماعی رعایت شود باعثپیشرفت وعمران وآبادانی آن می شود.
امانت داری یعنی اگر شخصی امانتی را نزد انسان گذاشت ودر موعدشآنرا طلب کرد باید امانتش را پس دهد اگرچه گرانقیمت وهوسناک باشد.
«خدا بشما امر می کند که امانت را به صاحبش پس دهید.» [۶۳]
«مؤمنین کسانی هستند که امانت دار بوده وبه پیمانشان وفا میکنند.» [۶۴]
«رسول خدا(ص):کسیکه در امانتتخلف کند از ما نیست.وکسیکه درخانواده وثروت مسلمانی خیانت کند از ما نیست.»
انواع امانت
در امانتداری فرق ندارد که امانت گرانقیمت باشد یا ارزان
«شخصی با اصرار از یکی از عرفا درخواست یاددادن اسم اعظم را میکرد واو قبول نمی نمود.تا اینکه مردعارف در ظاهر قبول کرد وبه او قولداد که بعد از مدتی اسم اعظم را به یاد دهد.روزی این عارف بستةکوچکی را به این شخص داد وگفت که این را ببر وبه فلان شخصبدهوسر بسته را باز ننما!آن مرد بسته را گرفت وبطرف مقصد براهافتاد.در راه با وسوسة شیطان سر بسته را باز کرد تا از محتویات آن مطلعشود.وقتی در بسته را گشود ناگاه موشی که در آن بود بیرون جست و فرار نمود.مرد وقتی این صحنه را دید با ناراحتی وعصبانیت نزد عارفبرگشت وگفت:مقام من این قدر پست شده که باید بچه موشی را برایدیگری ببرم؟عارف گفت:خواستم شمارا بیازمایم که آیبا می توانیامانتدار باشی؟تو که نتوانستی در یک بسته امانتداری کنی چگونه میخواهی در باره اسم اعظم امانتداری نمایی.»
فرقی ندارد که امانت دهنده مسلمان باشد یا غیر مسلمان
«امام پنجم(ع):برشماباد به امانتداری نسبت به کسیکه بشما امانتی دادهچه آدم خوبی باشد وچه بدباشد.پس اگر قاتل علی بن ابیطالب امانتینزد من بگذارد من امانت اورا در وقتش پس می دهم.»
فرقی ندارد که امانت مالی باشد یا ناموس باشد ویا سرّ وراز دیگرانباشد
تاجر وعابدی در بنی اسرائیل زندگی می کردند.تاجر با تنها دخترشزندگی می کرد.روزی تاجر بخاطر سفر مجبور شد که دخترش را نزدعابد به امانت بگذارد.دختر به خانه عابد مجرد وتنها رفت وپدر به سفر.
امّا وسوسه های شیطان باعث شد که برصیصای عابد به عمل زنا آلودهشود.بعد از آن برای عدم رسوائی اقدام به قتل دختر نمود.سپس بامطلع شدن پدر دختر وشکایت او وحکم قاضی،حکم بدارکشیدنبرصیصا صادر شد.
درهنگام دارزدنش،شیطان ظاهر شد وبه او پیشنهادکرد که اگر بگوئی من شیطان را عبادت می کنم،تورا نجات می دهموبعداًمی توانی از تمام گناهانت توبه کنی!برصیصا قبول کرد ودرحالیکهبه گناه شرک هم آلوده شده بود بدارکشیده شد ومُرد.
هشدار
بعضی از امانتهارا نباید قبول کرد تا از عواقب آن مصون شویم.درداستان فوق اگر برصیصا هرگز اجازه نمی داد تا دختری جوان به خانة اوکه تنها زندگی می کرد،بیاید،اینگونه بدبخت نمیشد.
همچنین باید امانت را به اهلش داد.اگر تاجر عاقل بود می فهمید کهعبادت به تنهائی باعث نجات انسان نمی شود.عبادت برصیصا بدورازتقوا وعلم بود.اگر عبادتش واقعی ومورد قبول خدا بود این چنین نمیشد.که درتاریخ مانند این صحنه ها برای مردان خدا بارهاتفاق افتاد وبهگناه آلوده نشدند.از جمله:
هارون ،خلیفه عباسی،زن زیبائی را به محل زندانی شدن موسی بنجعفر(ع)فرستاد.با این امید که شاید از حضرت لغزشی سر بزند.ولیبعد از چندروز که جهت اطلاع از این ترفند به زندان حضرترفتند،دیدند که زن درسجده است ومرتب ذکر وتسبیح خدارا میگوید.
او را نزد هارون بردند.
هارون گفت:تورا فرستادیم که آقارا مشغولکنی وبه او خدمت نمائی.
پس این نماز وسجده ها از چیست؟
جواب داد:منهم خدمت آقا عرض کردم که من برای خدمت بشما آمدهام.هر اوامری دارید بفرمائید!ا مام فرمود:من بشما نیازی ندارم.زیرادیگران هستند.ناگاه دیدم که باغ زیبائی وجود دارد که درآن انواع زنانزیبارو وانواع غذاها ومیوه ها وجود دارد.لذا من فهمیدم که اینمرد،شخصی الهی استوبشری عادی نیست.
از جمله آثار خیانت در امانت،از هم پاشیده شدن خانواده ها،شکستدر امور مالی واقتصادی،از بین رفتن اعتماد واطمینان به فردخیانتکارو...است.
صلة رحم
صلة رحم یعنی ارتباط ورفت وآمد با فامیل واقوام،از سفارشات موکّددین اسلام است.
انسانهای والا وبزرگمرد،همواره با فامیل خود صلة رحم داشته انداگرچه در مقابل، بعضی از افراد فامیل به آنها بی اعتنائی می کرده اند.
ولی درمقابل این بزرگواران همچنان ارتباط فامیلی خودرا برای خداادامه می دادند.
پیوند با فامیل ،دستور الهی است.
«مؤمنین کسانی هستند که آنچه را خدا دستور اتصال وارتباطش راداده،متصل می کنند.»[۶۵]
انواع صلة رحم
۱ ـ دیدار حضوری با فامیل
۲ ـ کمک مالی به فامیل نیازمند
۳ ـ سلام کردن به فامیل
۴ ـ احوالپرسی بوسیلة نامه یا تلفن :
«رسول خدا(ص):کسیسکه به فامیلش صلة رحم کند،چه بوسیلة دیدار بااو ویا کمک مالی به او ،خداوند به او اجر صد شهید می دهد وبرای هرقدمی که بر می دارد چهل هزار حسنه نوشته شده وچهل هزار گناهشپاک می شود.»[۶۶]
«علی(ع):صلة رحم کنید اگرچه با یک سلام کردن باشد»[۶۷]
«صلة رحم کن اگر چه به یکسال راه باشد.»[۶۸]
آثارصلة رحم
صلة رحم آثار وفوائد مهمی دارد از جمله:
۱ ـ باعث استحکام خانواده ها می شود.
«امام صادق(ع):صلة رحمباعث تأخیر اجل وزیاد شدن ثروت وایجادمحبت در بین خانواده می شود»[۶۹] ۲ ـ عمر را طولانی می کند.
«علی(ع):ای نوف بکالی!صلة رحم کن تا خدا عمرت را زیادنماید.»ب[۷۰]
۳ ـ حساب قیامت آسان می شود.
«رسول خدا(ص):روز قیامت رحِم در حالیکه به عرش آویخته شده صدامی کند:خدایا!هرکه مرا وصل کرد با او وصل نما وهرکه بامن قطع ارتباطکرد،با او قطع نما.»[۷۱]
اورانزد هارون بردند.
هارون گفت:تورا فرستادیم که آقارا مشغولکنی وبه او خدمت نمائی.
پس این نماز وسجده ها از چیست؟
جواب داد:منهم خدمت آقا عرض کردم که من برای خدمت بشما آمدهام.هر اوامری دارید بفرمائید!ا مام فرمود:من بشما نیازی ندارم.زیرادیگران هستند.ناگاه دیدم که باغ زیبائی وجود دارد که درآن انواع زنانزیبارو وانواع غذاها ومیوه ها وجود دارد.لذا من فهمیدم که اینمرد،شخصی الهی استوبشری عادی نیست.
از جمله آثار خیانت در امانت،از هم پاشیده شدن خانواده ها،شکستدر امور مالی واقتصادی،از بین رفتن اعتماد واطمینان به فردخیانتکارو...است.
آثار قطع ارتباط فامیلی
کوتاه شدن عمر
«داود رقی می گوید:پسر عمویم با همسرش مرا اذیت کرده بودند.ولیمن قبل از سفر مکه به آنان کمک مالی نمودم.بعد از سفر مکه به مدینهرفتم.وقتی خدمت امام صادق(ع)رسیدم.امام فرمود:ای داود!اعمالروز پنج شنبه تورا بمن نشان دادند.دیدم تو نسبت به پسرعمویت صلةرحم کردی .من خوشحال شدم وفهمیدم که صلة رحم تو باعث طولانیشدن عمرتو وزود مردن پسر عمویت می شود.»[۷۲]
محروم شدن از بهشت
«رسول خدا(ص):کسیکه قطع رحم کند،داخل بهشت نمی شود.»[۷۳]
قطع لطف الهی
«عبدالله بن سنان می گوید:به امام صادق(ع) عرضکردم:پسرعموئیدارم که هرچه با او می پیوندم او از من می بُرد!لذا من تصمیم گرفته ام کهاگر از من بُرید منهم از او ببُرم.بمن اجازه می فرمائید که منهم با او قطعرابطه کنم؟فرمود:اگر با او ارتباط داشته باشی واو از تو ببُرد،خدایعزّوجل شمارا باهم می پیوندد.واگر تو از او ببُری واو هم از تو ببُرد،خدااز هر دوی شما ببُرد.»[۷۴]
رعایت حقوق همسر
تقریباً اکثر انسانها ازدواج می کنند وسالهای سال را با همسرانشان بسرمی برند.این اجتماع کوچک خانواده که از دونفر شروع شده وبا تولداحتمالی فرزندان کمی بزرگتر می شود،نیاز به رعایت قوانینی دارد تادچار آفتها نشود وهمچنان مانند روز اول مستحکم،به مسیر خود ادامهدهد.
«از نشانه های پروردگار آنست که همسری از جنس خودتان خلق کرد تابا او به آرامش برسید.»
روم۲۱ از این آیه میفهمیم که عالیترین هدف زوجیت، انس و الفت و مهربانیبین دو زوج میباشد. و این هدف در حیوانات نیست.
از این انس و الفت بین زن و شوهر است که روابط خویشاوندی و نسبرا درمیان انسانها برقرار میکند و خانوادهها بوجود میآیند و از روابطبین خانوادهها، زندگی اجتماعی و تمدن حاصل میشود. آنجا که هدفاز بوجود آمدن اجتماع را این گونه بیان میکند:
«یا اَیُّهَا النّاسُ اءنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثی وَ جَعَلْناکُم شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکْرَمَکُم عِنْدَاللّهِ اَتْقیکُم»
«ای مردم! ما شما را از زن و مرد آفریدیم و شما را خانوادهها وقبیلهها و طائفهها قرار دادیم تا بدانید که گرامیترین شما نزدخدا، باتقواترین شماست.»
که در این آیه شریفه، هدف از خلقت انسانها و تشکیل خانوادهها وجوامع را، معرفت به این نکته که هر که تقوایش بیشتر است، در نزد خداگرامیتر است، میداند.
اسلام مرد را رئیس و سرپرست خانواده میداند و وظیفة او را رفعاحتیاجات خانواده و اداره امور مختلف دانسته و اطاعت از دستوراتاو را (اگر بر خلاف دستورات خدا و رسول او نباشد) از طرف اعضایخانواده، لازم میداند.
«اَلرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُم عَلی بَعْضٍ وَبِما اَنْفَقُوا مِنْ اَمْوالِهِم» .
«مردان سرپرستی و کارگذاری زنان را برعهده دارند، بخاطربرتری که خداوند بعضی (مردان) را بر بعضی (زنان) دادهاست، و به خاطر نفقهای که از اموالشان میپردازند» .
«پیغمبر(ص) فرمود: اگر زن از خانه خارج شود در حالی کهشوهرش از او ناراضی باشد، تمام فرشتگان او را لعنتمیکنند تا زمانی که به خانه برگردد» .
و در سخن دیگر فرمود:اگر شوهر از زنش ناراضی باشد،عبادتهایش قبول نمیشود تا زمانی که شوهر از او راضی شود.
زن مسئول امور خانه
از طرفی اسلام مسئولیت اداره خانه وامورخانهداری را به عهده زنگذاشته است.
آنچنان که پیغمبر(ص)فرمود:
«زن سرپرست خانة شوهرش بوده و مسئول است» .
| چونکه پیوند شد،به نازش دار | برسرخانه سرفرازش دار |
| تودرآیی زدر سلامش کن | اودرآید، تو احترامش کن |
| هرزمانش به دلنوازی کوش | وقت خلوت به لطف وبازی کوش |
| صاحب رخت وچیز دار | او را پیش مردم عزیز دار |
| زسخن های خوب وگفتن خوش | به نماز ک به طاعتش درکش[۷۵] |
باتوجه به روایات معصومین، متوجه میشویم که از نظر اسلام، خوباست زن به اموری مشغول شود که تماس اورا با جنس مخالف محدودسازد. مثلاً جهاد از زنان برداشته شده است و تهیه آذوقه و مسکن ولباس به عهدة مرد قرار دارد.
عیادت مریض و تشییع جنازه و بقیه امور اجتماعی که برای مردان بسیارسفارش شده است، برای زنان سفارشی از طرف بزرگان دین نشدهاست، بلکه به زنان رخصت داده شده است که در این امور شرکتنکنند. امّا از آن طرف برای اداره امور منزل و مشغول شدن به تربیتکودکان و تعلیم و آموزش و رفع احتیاجات شوهر بسیار سفارش شدهاست.
به چند حدیث در این زمینه توجه نمائید:
«روزی رسول خدا(ص) در جمع اصحاب و یاران نشستهبودند که اسماء بنت یزید انصاری، به حضور پیغمبر(ص)رسید و عرض کرد: من نماینده زنان هستم تا از شما سؤالیبپرسم، و این فقط سؤال زنان انصار و مدینه نیست بلکه هیچزنی در شرق و غرب عالم نیست مگر اینکه وقتی سؤال مرابشنود، آن را میپذیرد. پس من در حقیقت نماینده همة زنانعالم هستم! پدر و مادرم و خودم فدای شما ای رسول خدا!
حقیقتاً خداوند شمارا به پیامبری بسوی زنان و مردان مبعوثنمود، ما هم به تو و خدایت، ایمان آوردیم، و بدرستی که مازنان، خانه نشینین و در حجاب و محدود هستیم. غرائزجنسی شما مردها را برطرف میکنیم و فرزندان شما را بزرگمینمائیم! آن وقت شما مردها چند امتیاز بر ما زنها دارید: شما در نماز جمعه و جماعت و عیادت مریضها و تشییعجنازه و حج پیاپی و از همه بالاتر در جهاد شرکت میکنید!وقتی یکی از شما برای حج و عمره و جهاد، خارج میشوید،ما اموال شما را حفظ میکنیم، لباسهای شما را میبافیم،بچههای شما را بزرگ میکنیم در حالی که در اجر و ثوابکارهای شما شریک نیستیم!
در این موقع حضرت با تمام صورت به اصحابش متوجه شد وفرمود:
آیا شما تاکنون زنی این چنین دیدهاید که به این خوبیمسائل دینش را بپرسد؟
اصحاب گفتند: ما فکر نمیکردیم زنی به این مرتبه برسد!
سپس پیغمبر به طرف آن زن توجه کرد و فرمود
ای خانم!خوب بفهم و به همة زنان اعلام کن!
بدرستی که خوبشوهرداری کردن زن و جلب رضایت شوهر و موافق او عملنمودن، مساوی و معادل همة این کارهای خیری است کهمردان انجام میدهند!
آن زن درحالی که زبان رابه لا اله الاّ اللّه بلند کرده بود نزد زنان برگشت.
امّا رابطه زن با شوهرش چگونه باید باشد؟
باید گفت که حقوق شوهر بر زنش به شرح زیر است:
اطاعت از شوهر
زن پرهیزکار طاعت دوستباتوچومغز باشداندرپوست زن ناپارسا شکنج دلستزود دفعش بکن،که رنج دلست«اوحدی مراغهای»
خارج نشدن از خانه بدون اجازة شوهر
امام صادق(ع) فرمود:
در عهد رسول خدا(ص)،مردی از انصار قصدمسافرت داشت، هنگام خارج شدن از خانه به همسرش گفت:
تا منبرنگشتهام از خانه بیرون نرو، چندی بعد، پدرِ زن بیمار شد. این زنشخصی را خدمت پیامبر(ص) فرستاد که شوهرم گفته از خانه خارجنشو ولی اکنون پدرم بیمار شده است.
میتوانم به عیادت او بروم؟
حضرت جواب فرمود که در خانه بمان و از شویت اطاعت کن!
چند روزبعد خبر رحلت پدرش را به او دادند. باز به پیامبر(ص)پیغام داد که آیامیتوانم بر جنازه پدرم حاضر شوم؟
حضرت جواب داد که در خانهبمان و از شویت اطاعت کن!
تا اینکه پدرش را بخاک سپردند. وقتیشوهر از سفر آمدبازنش نزد پیامبر رفت.پیامبر(ص) به زن بشارت داد کهدر مقابل اطاعت تو از شوهرت، خداوند تو و پدرت را آمرزید.
هرزمان شوهر به او نیاز داشت،تمکین کند
لباس وظاهر خودرا با بهترین وجه بیاراید
اسرار خانه را برای زنان فامیل وهمسایگان نقل نکند
بر اخلاق بد شوهرش صبر نماید
پیامبر(ص) فرمود:
«هر زنی که براخلاق بد شوهرش صبر کند، خداوند ثوابحضرت آسیه را به او بدهد.»
اصمعی وزیر خلیفه عباسی در بیابان به خیمهای رسید. زنی جوان وصاحب جمال درخیمه بود.
اصمعی از او آب طلبید.
زن گفت:
شوهرمنیست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولی اجازه شیر این بز بدستخودم است. زن از شیر به اصمعی داد. در این موقع سیاهی از دورپیداشد.
زن گفت:
شوهرم است که از صحرا برمیگردد. وقتی شتر سواررسید، زن باستقبال او رفت و بر او سلام کرد، پاهای او را شست و...ولیهر چه زن محبّت میکرد، مرد که قیافه زشتی داشت و یک پایش لنگبود، با بداخلاقی به او جواب میداد. تا اینکه مرد وارد خیمه شد و نگاهغضبناکی به اصمعی نمود و به آخر خیمه رفت.
اصمعی به زن گفت:
با اخلاق خوب با شوهرش روبرو شود
مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت:
ای رسول خدا! همسری دارم کهچون به خانه میروم به پیشبازم میآید و هنگام خارج شدن، بدرقهاممیکند.
اگر مرا ناراحت ببیند میگوید:
ناراحت نباش! که اگر غم روزی رامیخوری، خدا روزی رسان است. و اگر غم آخرت داری، خداغمهایت را زیاد کند!
پیامبر(ص) فرمود:
«به او بشارت بهشت بده! و به او بگو که تو یکی از عاملانخدایی که در هر روز، پاداش هفتاد شهید برای تو خواهد بود.»
حسین بن علاء میگوید: درخدمت امام صادق(ع) بودم که مردی آمدو از زنش شکایت کرد.
امام فرمود: برو و زنت را بیاور! آن مرد رفت و باهمسرش برگشت. امام به آن زن فرمود: شوهرت چه میگوید؟
زن گفت:خدا چنین و چنانش بکند!
امام فرمود: اگر بر این حال بمانی و اخلاقترا با شویت درست نکنی، سه روز بیشتر زنده نمانی!
زن گفت:میخواهم هرگز صورتش را نبینم!
امام به آن مرد فرمود: دست زنت رابگیر و برو که بیشتر از سه روز زنده نمیماند!
آن دو رفتند، بعد از سه روز آن زن از دنیا رفت.
امّ سلمه از پیامبر دربارة ثواب خدمتِ زن بهشوهرش پرسید.
حضرتفرمود:
«وقتی زن درخانه کار میکند و مثلاً وسیلهای را از جاییبرمیدارد و در جای دیگر میگذارد، در این حال خداوند به اونظر میکند. و هرکه خدا به او نظر کند، او را عذاب نمیکند.»
و فرمود:
«در نزد خداوند، نشستن زن در کنار شوهرش، از اعتکاف درمسجد من بالاتر است.»
و فرمود:
«هر زنی که درخانة شوهر، طوری شوهرداری کند که صلاحشوهرِ او باشد، خدا همة گناهان او را محو میکند و حسناتشرا مضاعف مینماید. و چون از شوهر حامله شود، آنقدربرایش ثواب بنویسند، و مانند کسی است در تمام عمرروزهدار و دائم الصلوة بوده باشد. و هر بار که کودکش را شیر میدهد، مثل این است که بندهای در راه خدا آزاد کرده، و چونکودک را از شیر بگیرد، منادی از آسمان ندا کند: ای زن! تمامگناهان گذشتهات آمرزیده شد.»
امام رضا(ع) فرمود: زنی به امام باقر(ع)گفت: من متبّتلة هستم!
حضرتفرمود: درنزد تو تبتّل به چه معنی است؟
گفت: یعنی تصمیم دارم کههیچگاه ازدواج نکنم.
امام فرمود: چرا؟
گفت: میخواهم به این وسیله دارای فضیلت بشوم.
امام فرمود: از این تصمیم برگرد! زیرا اگر در ازدواج نکردن فضیلتی بود،حضرت فاطمه(س) هم قبل از تو این کار را میکرد!
زیرا هیچکسنمیتواند در فضیلتی از فاطمه(س) پیشی بگیرد.
پیامبر(ص) فرمود:
«حیا ده جزء است، که نُه جزء آن در زنان و یک جزء در مرداناست. وقتی زن حیض شود، یک جزء آن را از دست میدهد. وچون شوهر کند جزء دیگرش، و چون بکارتش زایل گردد،جزء سومش برود و چون فرزندی بزاید جزء چهارمش برود وپنج جزء آن بماند. اگر به گناه (زنا) آلوده شود، همة حیائشبرود! ولی اگر عفت خود را نگه دارد، پنج جزء حیائش بماند.»
پیامبر(ص) فرمود:
اگر زن با خود به خانة شوهر، طلا ونقره و جواهر ببرد، ولیروزی به شویش بگوید:
تو کیستی؟ همة این اموال مال من است!
همة اعمالش باطل میگردد، اگر چه عابدترین افراد باشد. مگراینکه توبه کند و از شویش عذر بخواهد.
حقوق زن بر شوهر
۱ ـ تهیه نیازهای روزانة غذائی وپوشاکی ومسکن همسر
۲ ـ با اخلاق خوب با همسر برخورد کند.
سعدبن معاذ،ازفرماندهان سپاه اسلام ،بشهادترسید.رسولخدا(ص)تشییع با شکوهی از او بعمل آوردوخود شخصااورا دفن نمود.
بعد از دفن،مادر سعد خطاب به قبر گفت:ای سعد!بهشت بر تو گوارا باد!
رسول خدا(ص)فرمود:این را نگو!
گفت:چرا؟
فرمود:او الان فشار قبر سختی دید!
سؤال کردند:برای چه؟
فرمود:او با خانواده خودبد اخلاقی می کرده است!
۳ ـ اشتباهات همسر را نادیده بگیرد.
۴ ـ شبها وی ر ا رها نکند
۵ ـ حداقل چهارماه یکبارزن حق همبستری دارد.
«پیامبر(ص):بهترین مردان امت من کسانی هستند که به اهل خانه خودستم نمیکنند وبرآنهارحم آورند وبه آنها ظلم ننمایند»
نشوز زن
«عوامل نشوز زن که باعث میشود زن از حق نفقه محروم شود: عدم تمکین از شوهر،ترک نظافت وآرایش خود،بیرون رفتن از خانهبدون اجازه شوهر»
زنان در آئینة روایات
۱ـ جابر گفت: نزد پیغمبر(ص)بودیم که صحبت از زنان و برتری بعضیاز زنان بر زنان دیگر شد. حضرت فرمود: من به شما بگویم؟
گفتیم: آری!
فرمود: بهترین زنان شما آنان هستند که بچه زا، بامحبت، باحجاب، عزیز درمیان خانوادهاش و مطیع در مقابل شوهرش،زینت کننده برای شوهرش و پوشیده در مقابل غیر شوهرباشند. آنانکه سخن شوهر را گوش داده و امرش را اطاعتنموده و در خلوت با شوهر خود را در اختیار شویش میگذاردو... سپس فرمود: آیا شمارا از بدترین زنانتان آگاه نکنم؟
گفتند: آری بفرمائید!
فرمود:بدترین زنانتان آنان هستند که در میان خانوادهاش مطیعولی در مقابل شوهرش مغرور و سخت است، عقیم و کینهایبوده که وقتی شوهرش نیست،از زینتهای زشت دورینمیکند!
و هنگام خلوت با شوهر، خود را از او منع میکند،مانند مرکبی که از سوار شدن صاحبش جلوگیری میکند،عذر شوهر را نمیپذیرد و خطای شویش را نمیبخشد.
امام ششم(ع):
«بهترین زنان شما آن زنی است که هرگاه به او عطائی شودتشکر میکند و اگر به او ندهند نیز راضی باشد» .
و فرمود:
«بدترین زنان شما زن کم حیاء، عبوس، فحّاش و سخن چیناست» .
رسول خدا(ص):
«هرچه ایمان انسان بیشتر میشود، علاقهاش به زن نیز بیشترمیشود»
امام ششم(ع):
«زن قابل ارزش گذاری نیست! نه خوبش و نه بدش. امّا زنهایخوب ارزششان طلا و نقره نیست، بلکه او از طلا و نقره بالاتراست. و امّا زنهای بد، ارزششان خاک هم نیست! خاک از اوبهتر است.»
رسول خدا(ص):
«برای زن اذان واقامه گفتن نیست. از زن شرکت در جمعه وجماعات، عیادت مریض و تشییع جنازه، لبیک گفتن با صدایبلند در حج، باتندی بین صفا و مروه راه رفتن، دست زدن بهحجر الاسود، داخل کعبه رفتن، تراشیدن موی سر، قاضیشدن، حاکم شدن، مورد مشورت قرار گرفتن، ذبح کردن مگردر ضرورت، برداشته شده است.
او در وضو اول داخل دستها را وضوء دهد، ولی مرد از پشتدست شروع نماید.، زن در هنگام نماز پاهایش را بهمبچسباند. زن حق ندارد بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود.و بدون اجازه او روزه مستحبی بگیرد. او نباید با نامحرم دستدهد و یا با نامحرم بیعت کند مگر از پشت لباس. او حجمستحبی را باید با اجازه شوهر بجای آورد. نباید سوار اسبشود مگر در ضرورت. ارث و دیه زن نصف ارث و دیه مرداست، هنگام نماز بر بدن زن، امام مقابل سینه او بایستد ولی درمرد، مقابل سرش بایستد، رضایت شوهر از زن، از هر شفیعیدر نزد خدا برای او بهتر است»
شخصی از پیامبر(ص)پرسید: ای رسول خدا! آیا برای زن جهاد نیست ؟
فرمود: «آری، زن از وقت حامله شدن تا زائیدن و تا بچه را از شیرگرفتن، ثواب مجاهد در راه خدا را دارد و اگر در این بین بمیرد،مقام شهید را دارد» .
رسول خدا(ص):
«اگر زن پنج نماز خود را بجای آورد و روزه ماه مبارک رمضانرا بگیرد و دامن از ناپاکی نگه دارد و شوهرش را اطاعت کند، ازهر دری که بخواهد میتواند داخل بهشت شود»
و فرمود: «زن صالحه از هزار مرد غیرصالح بهتر است» .
و فرمود: «بدترین چیزها، زن بد است»
و علی(ع)فرمود:
«در آخر الزمان که نزدیک قیامت و بدترین زمانهاست، زنانیپیدا شوند که خیابان گرد، عریان، از دین بیگانه، دنبالهرو فتنههاو هوسها و پیرو شهوات و شتابان به لذتها! و حلال کنندةحرامها هستند. اینها گرفتار ابدی دوزخ میباشند»
امام علی(ع):
«سه صفت در مرد باعث نقص و در زن باعث کمال است. یکیخودخواهی است که اگر زن مغرور باشد، تن بکار زشت ندهد.دوم بخل است که باعث میشود از مال شوهرش خوبمواظبت کند. سوم ترس است که بخاطر ترس، از فسادرویگردان شود» .
رعایت نظافت وبهداشت
معمولاً انسانها از افراد تمیز ونظیف خوششان می آید واز افراد کثیفوآلوده متنفر هستند.
در اسلام ،رعایت نظافت جزء دین محسوب ی شود.دهها رواین وسخنار بزرگان دین در مورد رعایت نظافت نقل شده است.
دستورات بهداشتی اسلام در زمینههای:
بهداشت موهای بدن
«خدا به ابراهیم(ع)فرمان داد که:خودرا پاکیزه کن!اوهم سبیل خودراکوتاه کرد.باز به او خطاب شد که:پاکیزه شو!ابراهیم(ع)موی زیر بغلخودرا اصلاح کرد.مجدداً به او خطاب شد که:پاکیزه شو!اوهم ناخنهایخودرا گرفت.باز به او فرمود:پاکیزه شو!او موی عورت خودرا ازاله کرد.
مجدداً به او امر امر شد که :پاکیزه شو!اوهم خودرا ختنه نمود.» [۷۶]
«پیامبر(ص):هرکه به خدا وقیامت ایمان داردنباید موهای عورت خودرابیش از چهل روز نسترده بگذارد وزنیکه ایمان دارد بیش از بیست روزنباید نسترده بگذارد.» [۷۷] «رسول خدا(ص):هرکه سبیل خودرا نچیند از مانیست.» [۷۸]
حمام وشستشوی بدن
«امام صادق(ع):حمام یکروز درمیان ،گوشت بدن را زیاد می کند.» [۷۹]
مسواک
«دورکعت نماز مسواک زده برتر از هفتاد رکعت نماز مسواک نزدهاست» [۸۰]
«روزی رسول خدا(ص)مشاهده کرد کهچندنفر از مسلمانان دندانشانزرد است!حضرت فرمود:چرا دندانهای شمارا کثیف می بینم؟چرامسواک نمی زنید؟»[۸۱]
رسیدگی به ظاهر صورت وسر
«مردی به دیدار پیامبر رفت.حضرت قبل از دیدار با آن مرد،ظاهرخودومحاسن را در آینه که ظرف آبی بود، مرتب کرد.بعد از برگشتنحضرت،عایشه گفت:ای رسول خدا!تو سرور فرزندان آدم(ع) هستی ورسول پروردگار عالمیانی!آنوقت برای دیدار با یک فرد عادی ،میایستی ومحاسن خودرا در ظرف آب مرتب می کنی؟رسول خدا(ص)فرمود:ای عایشه!خدا دوست دارد که وقتی مؤمن بهدیدار مؤمن می رود،خودرا زیبا ومرتب سازد.»
پوشیدن لباس تمیز
«شخصی از امام صادق(ع)پرسید:آشکار نمودن نعمت که خدا بدان درآیهوامّا بنعمت ربّک فحدّث آمده چیست؟فرمود:لباس تمیزبپوشد.بوی خوش استعمال نماید.خانهاش را سفیدکاری کند.دربخانهاش را جاروب نماید.»
«یکی از مسلمانان پولدار با لباس ژولیده نزد پیامبر رفت.حضرتپرسید؟پوداری؟گفت:آری.خدا همه گونه بمن نعمت دادهاست.فرمود:خدا وقتی به کسی نعمتی میدهد،دوست دارد آثار آنراببیند.»
«امام صادق(ع):در نزد خدا،ظاهر کردن نعمت از مخفی کردنش بهتراستپس با بهترین زینت محلت ظاهر شوید.»
«شخصی از امام مجتبی(ع)پرسید:چرا برای خواندن نماز،بهترینلباسهارا میپوشی؟فرمود:زیرا خدا زیباست وزیبائی را دوستدارد.منهم میخواهم خودرا برای خدایم زیبا کنم.که خدا فرمود:درهنگام نماز زینت کنید.»
«رسول خدا(ص):هرکه شارب خودرا بچیند از مانیست»
«امام صادق(ع):یکی از عوامل فشار قبر،اهمیت ندادن به طهارتونجاست است»
نظافت منزل ومحله وشهر
آراستن ظاهر وپوشیدن لباسهای زیبا وشیک
«عدهای به امام رضا(ع)گفتند که:مردم از اینکه میبینند شمالباسهای خوب وگرانقیمت بر تن میکنید،ناراحتند! امام فرمود:یوسف پیامبر از نسل پیامبران بود در حالیکه لباسدیبا بتن میکرد واز پوشش زربفت استفاده مینمود ودرمجالس آل فرعون مینشست واینها به مقام او خدشهای واردنکرد. لباس گرانقیمت در صورتی مذموم است که خرجضروری تری در پیش باشد وآنچه بر امام لازم است،عدالتدرحکم وراستگویی در سخن میباشد. خداوند چیزهایی را حلال نموده که کم وزیاد نمیشوندوچیزهایی را حرام نموده که آنها هم کم وزیاد نمیشوند!»
دنیا طلبی
با بررسی آیات الهی درمی یابیم که دنیا کالا ومحل آزمایش وخانة موقتومکان زودگذر وباعث گمراهی بسیاری وهدایت عدة کمی است.
«زندگی دنیا برای کفار زیبا بنظر میرسد» [۸۲]
«زندگی دنیا فقط کالای گول زننده است»[۸۳] «بگو کالای دنیا کم ولی آخرت برای متقین بهتراست» [۸۴]
«زندگی دنیا بازیچه وسرگرمی است!»[۸۵]
«زندگی دنیا مثا آبی است که از آسمان فرومی فرستیم وگیاهان سرسبزمیروید اما بعد از مدتی میخشکد وبادها آنرا به هرسو میکندوخدابرهرچیز تواناست» [۸۶]
«دنیا مثل بارانی است که محصولشابتدا کشاورزان را از بسیاریمتعجب میکند سپس زرد وخشک میشود وبه کاه تبدیلمیگردد.» [۸۷]
«زندگی دنیا شمارا گول نزند.»[۸۸]
دنیا خانة موقت انسانهاست.خانه ای که سعادت وشقاوت اودر همینجا مشخص می شود.
دنیا برای افراد عاقل ومتفکر وباهوش ،تجارتخانه ای است که درآنمعاملات مهمی را بنفع خود انجام می دهند.مال وجان وفرزندان خودرامی دهند ودر مقابل رضایت الهی وبهشت ابدی را بدست می آورند.کهمتأسفانه این افراد کم هستند.
ودنیا برای افرادیکه آینده نگر نیستند وفقط وضع فعلی را میبینند،تجارتخانه ای است که تمام سرمایهای آنهادر این محل از بین میرود وجز پرونده ای سیاه از اعمال زشت چیزی برای آنها به ارمغان نمیآورد.
اگر شیری اگرمیری اگرمورگذربایدکنی آخرلب گور دلارحمی بجان خویشتن کنکه مورانت نهند خوان وکنندسور[۸۹]
در دین اسلام از دنیائی که بعنوان هدف باشد، بسیار مذمّت شدهوعلاقه به دنیا ریشة همة خطاها واشتباهات بشری ذکر شده است.
در قرآن هشدارهای فراوانی در این زمینه به انسانها داده شده است در سخنان بزرگان دین نیز این هشدارها با عبارتهای مختلف بیان شدهاست.
• دنیا طلبان زحرص مستند هر عهد که با خدای بستند • همهموسی کش وفرعون پرستند همهاز دوستی حرص بشکستند [۹۰]
آثار زیانبار دنیاطلبی
۱ ـ ثروت اندوزی مایة عذاب می شود.
«به کسانیکه طلا ونقره هارا انبار می کنند وآنهارا در راه خدا خرج نمیکنند،بشارت عذاب دردناک بده.در روز قیامت همین ثروتها بصورتعذاب بر پشت وپیشانی آنها فرود می آید» [۹۱] ۲ ـ ثروت اندوزی مایة سرگرم شدن واز خدا غافل گردیدناست.
«ثروت اندوزی شمارا مشغول کرد تا زمانیکه از دنیا رفتید وشمارا دفنکردند.» [۹۲]
۳ ـ دنیا طلبی باعث زحمت بی پایان،آرزوی دست نیافتنی وامید بیحاصل می شود
۴ ـ دنیا طلبی عقل را فاسد ودل را از شنیدن حکمت، کر می کند.
۵ ـ هرچه ثروت انسان بیشترباشد، حجتهای الهی علیه او در قیامتبیشتر است.
۶ ـ دنیا طلبی مانع عبادت واطاعت خداست.
۷ ـ پول وثروت طبق نظر امام رضا(ع)بایکی از اسباب زیر جمع میشود:بخل شدید،آرزوی طولانی،حرص زیاد،قطع رابطه فامیلی،ترجیحدنیا برآخرت
۸ ـ ریشه های لذتهای اصلی دنیا طبق نظر امام باقر(ع)هفت چیز پستاست:
نوشیدنیها که بهترین آن آب معدنی است که از لابلای خاکها وحشراتوفاضلابها بالا آمده وکم کم صاف وزلال می شود.
خوردنیهاکه بهترین آن عسل طبیعی است که عسل مدفوع زنبوراست.، پوشیدنی که بهترین پوشیدنی ابریشم است که از آب دهان کرم ابریشمبه عمل می آید!، بوئیدنیها که بهترین بوئیدنی مُشک است که از ناف آهو بعمل می آید!، شنیدنیها که بهترین آن غنا وطرب است که صدای شیطان می باشد.، سواریها که بهترین آن در زمان گذشته اسب وحالا ماشین است که آنهمگاهی قاتل صاحبش می باشد.، عمل جنسی که از همة لذات برتر است وآنهمکه مبال اندر مبال است!
۹ ـ اگر کسی بت پرست نباشد ولی دنیاطلب باشد بگفتة ابلیس،همینبرای گمراهیش کافی است.
۱۰ ـ بفرمایش پیامبر(ص)دنیاطلبی اولین عامل معصیت خدا بودهاست.
زهر دارد در درون،دنیا چومارگرچه دارد در برون ،نقش ونگار زهر این مار منقش قاتل استمیگریزد زو هر آن کس عاقل است.
در عرف جامعه ها کسانی را که دارای ثروت ومکنت هستند زرنگ میدانند وگاهی به آنها حسرت می خورند.زیرا وضع فعلی وظاهر امر را میبینند ولی از عاقبت این افراد خبر ندارند.یکی از افراد بسیار ثروتمند کهعاقبت بدی پیدا کرد وداستانش درقرآن برای هشدار وعبرت گرفتنآدمی آمده است،داستان قارون است.
«قارون ابتدا جزء اصحاب موسی(ع)وپسرعموی او بود.او علم و زیبائیوثروت را باهم داشت.ثروت او آنچنان زیاد بود که کلیدهای انبار گنجهای اورا شتران حمل می کردند.وقتی درکوچه ها با آن شوکتوابهت وزینتها حرکت می کرد،مردم می گفتند:ای کاش ماهم مثل قارونبودیم!ولی دنیاطلبی او باعث شد که با موسی(ع)مخالفت کند و علیهموسی(ع)توطئه کند وسرانجام دچار قهرالهی شده وبه نفرین موسی(ع)خود وثروتش به زمین فرو رفتند.»
«ثعلبه مردی فقیر بود.او از پیامبر خواست که دعا کند تا ثروتمندشود!پیامبر به او هشدار دادکه ثروت برای تو خطرناک است.امّا ثعلبهاصرار کرد وپیامبر برایش دعا نمود.طولی نکشید که ثعلبه ثروتمند شدوجزء دامداران گردید.کم کم از نظرجا برای دامهای او در مدینه مشکلپیدا شد لذا از پیامبر اجازه گرفت تا به خارج از مدینه برود.
او در خارج از مدینه به زیاد کردن ثروت خود مشغول بود.وقتیپیامبر(ص)نماینده ای نزد او فرستاد تا زکات گوسفندان اورا بگیرد،ثعلبه امتناع کرد وگفت:چرا پیامبر (ص)سراغ افراد دیگر نمی رود و سراغ من فرستاده است؟ نمایندة پیامبر بادست خالی برگشت.ناگاه آیه ای در بارة این امتناع ثعلبهوافرادی مانند اونازل شد.که تقریباً از ارتداد ثعلبه خبر می داد.وقتی اینحبر به ثعلبه رسید،گوسفندان خودرا برداشت وبه مدینه آمد وخدمتپیامبر رفت وگفت:
زکات آورده ام!پیامبر فرمود:من نمی توانم از تو زکاتقبول کنم!
ثعلبه با شنیدن این مطلب شروع به عجز ولابه کرد ولیحضرت زکات اورا قبول ننمود.
بعد از رحلت پیامبر،ثعلبه سراغ ابوبکررفت وگفت:من زکات آورده ام.
ابوبکر گفت:چون پیامبر زکات تورا قبولنکرد،منهم نمی توانم قبول نمایم.
ثعلبه بعدداز مدتی باحسرتِ دادنزکات از دنیا رفت!
• دنیا که دلت زحسرت او زار است سرتاسر او تمام محنتزار است • دنیا که از او دل اسیران ریش است پامال غمش،توانگر ودرویش است • نیشش همه جان گزاتر از شربت مرگ نوشش چونکو نگه کنی هم نیش است [۹۳]
«درسوره فجر چهارمورد دنیاطلبی بعنوان مانع عبادت اشاره میکند: کلاّبل لاتکرمون الیتیم:شما یتیم را اکرام نمیکنید!ولاتحّاضون علیطعام المسکین:یکدیگر را براطعام مستمندان تشویق نمیکنید! وتأکلون التراث اکلاً لمّا: ومیراث وارث را جمع کرده می خورید!وتحبّون المالحبّاً جمّاً:ومال وثروت را بسیار دوست دارید!»
«هرگاه قیامت شود،مؤمن فقیر ومؤمن ثروتمند برای سؤال وجواباحضار می شوند!فقیر می گوید:خدایا!برای چه سؤالی باید بایستم؟ به عزتت سوگند!نه حکومتی داشتم تا عدالت یا ستم کنم ونه ثروتیبمن دادی تا حق آنرا اداء کرده ویا نکرده باشم!آنچه بمن رزقدادی،باندازه کفایت بود نه بیشتر!خداوند جل جلاله می فرماید:بنده امراست گفت!راه را باز کنید تابه بهشت برود.اما مؤمن ثروتمند می ماندتااینکهآنقدر عرق می ریزد که برای سیراب کردن چهل شتر،کافی است .آنوقت به بهشت می رود!»
«پیامبر(ص):امّتم در دنیا سه دستهاند:عدهای هستند که جمع آوریمال وثروت را دوست نداشته وبه ضروریات راضی هستند.اینها ایمنمیباشند. دسته دوم از راه حلال مال وثروت جمع کرده وجمع آوری مال رادوست دارند ولی بامالشان صله رحم نمیکنند وبه برادران دینی کمکنمینمایند وبرادران ایمانی را از حقشان منع میکنند. اینهارا اگر خدابخواهد عفو میکند والاّبر آنها حجّت اقامه مینماید. دسته سوم از حلال وحرام ثروت اندوزی میکنند.واجبات را نمیدهندواگر خرج میکنند در اسراف وتبذیر است.دنیا بر اینها حاکم است وروزقیامت به جهنم روانه میشوند.»
شرابخواری
شراب مایعی است که نه تنها دردین اسلام بلکه در همة ادیان وبلکه ازدید همة اطباء مضر وضررآور تشخیص داده شده است.
بزرگترین ضرر شراب مختل کردن عقل آدمی است.عقلی که شرافتانسان وبرتری اوبرسایر موجودات وابسته به آن است.
یکی از دانشمندان گفته است که حتی مصرف کم الکل میتواندضایعات مغزی بسیاری را سبب شود.ووقتی انسان از نوشیدنمقدارکمی الکل،احساس لذت وشادمانی میکند نمیداند که به نابودیسلولهای مغزی خود کمک کرده است.
آثار زیانبار شراب در جوامع مختلف قابل انکار نیست.به بعضی ازاین آثار اشاره می شود:
شراب را میتوان ریشة بسیاری از مفاسد غرب دانست که بحمدالله درکشور ما بخاطر رعایت مسائل مذهبی،شرابخواری در حد بسیارضعیف واندکی است.
امّا در تاریخ میتوان به مواردی اشاره کرد که شرابخواری باعث نابودیوجنایاتوقتل شده است.وقتی هارون،خلیفه عباسی،خواهرش عباسهرا به عقد جعفربرمکی وزیر مقتدر خود درآورد اورا از هرگونه تماسجنسی منع نمود وجعفرهم اطاعت کرد ولی عباسه نتوانست برهوسخود غلبه کند وترتیبی داد تا جعفر با نوشیدن شراب مست شود.
آنگاه بااو عمل جنسی انجام داد.وقتی بعد از مدتها خبر به هارون رسید،دستورکشتن جعفربرمکی وکندن ریشه برامکه در دستگاه خلافت خودرا صادرنمود.وبه این ترتیب ریشة برمکیها از قدرت وخلافت کنده شد.
ویا وقتی مغولها به ایران حمله کردند،پادشاه ایران جلال الدینخوارزمشاه بدلیل مستی نتوانست تصمیم درستی برای دفاع از کشور بگیرد لذا کشور ایران به اشغال مغولها درآمد وتمدن اسلامی دچار آفتمخربی گردید.
در زمان امیرکبیر که میرفت کشور ما از تاریکی وگمراهی بدرآید وازعقب ماندگی نجات یابد،بدخواهان حکم قتلامیرکبیر را ازناصرالدینشاه درحال مستی گرفتند واجرا نمودند.وباعث شدند که امید نجاتایران برباد رود.
درتاریخ ذکر شده که افرادی بوده اند که براثر مستی با محارم خود مثلخواهرخود زنا کردهاند.
• ابلیس شبی رفت به بالین جوانی آراسته با شکل مهیبی سر و بر را
• گفتا که: «منم مرگ و اگر خواهی زنهار باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
• یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
• یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر تا آن که بپوشم ز هلاک تو نظر را
• لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشت کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را
• گفتا: «پدر و خواهر من هر دو عزیزند هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را
• لیکن چون به می دفع شر از خویش توان کرد می نوشم و با وی بکنم چاره ی شر را
• جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
• ای کاش شود خشک بن تاک خداوند زین مایه ی شر حفظ کند نوع بشر را [۹۴]
دانشمندان تنها آثار زیانبار شرابخواری را گریبانگیر شرابخوار نمیدانندبلکه به نسلهای بعدی هم این آثار سرایت میکند.
دبیرکل سازمان بین المللی مبارزه باالکل گفت که هشتاد درصد دیوانگانوچهل درصد بیماران آمیزشی در نتیجة اعتیاد به الکل بودهاست.ودکتری در آلمان گفته است که درب میکده هارا ببندید تا مندرب نیمی از بیمارستانها ودیوانه خانه هارا ببندم.
میچنانت کند به نادانیکه بز ماده را پری خوانی مست نادم شود به هشیاریتوزمستان طمع چه میداری؟
جایگاه شرابخواردر روایت
۱ـ اعمال خوب شرابخوار تا چهل شبانه روز قبول نمی شود.
۲ـ شرابخوار عروس شیطان است.
۳ـ شرابخوار وکسیکه سرسفره ای که درآن شراب است نشستهباشد،ملعون است.
۴ـ شفاعت پیامبر(ص)به شرابخوار نمی رسد.
۵ـ شرابخوار در حال مستی از هیچ عملی ابا نمی کنداو خدا را نمیشناسد.هتک حرمت می کند.قطع رحم می نماید.اگر شیطان به اودستوردهد که دربرابر بُت سجده کند،او سجده می نماید.
۶ـ با شرابخوار مجالست نکنید که اگر بر آنها لعنتی نازل شود شمارانگیرد.
۷ـ به شرابخوار دختر ندهید.با او مجالست نکنید.تأییدش ننمائید.امانت به او ندهید.به عیادتش نروید.درتشییع جنازه اش حاضر نشوید.
۸ـ شرابخواری ،پرده عصمت را پاره می کند.
۹ـ شرابخواران سگان جهنمند.
۱۰ـ شرابخوار با چهرة سیاه محشور می شود.
۱۱ـ خداوند درمان هیچ دردی را در چیزهای حرام قرار ندادهاست(بعضی از شراب برای درمان استفاده می کنند.)
۱۲ـ پیامبراسلام(ص)در رابطه با نوشیدن شراب،ده دسته را لعنفرمود:کسیکه درخت آن را مینشاند،آنکه درخت را آبیاریمیکند،کسیکه آب آنرا میگیرد وشراب میسازد،کسیکه شراب رامینوشد،ساقی شراب ،آورنده شراب،کسیکه شراب بسویش آوردهمیشود،خریدارشراب،مصرف کنندة پول شرابوکسانیکه درخوردنوفشردن انگور شراب وفروختن وخریدن وحمل آن دست دارندوکسیکهاز پول فروش آن استفاده می کند،همه در گناه شریکند وهرکسیکه شراب به نصرانی یا یهودی وصائبی ویا دیگری بنوشاند،همینگناه رادارد!
۱۳ـ کسیکه شراب بخورد،خداونداز سَمّ مارهای سیاهوعقربها،مایعی بهاو بخوراند که قبل از نوشیدن، گوشت صورتش درظرف بریزد وبعد از نوشیدن،گوشت وپوستش مثل مرداربگندد،بطوریکه اهل محشر ازبوی آناذیت می شوندسپس به جهنمبرده می شود!
وقتی متوکل دستور داد امام هادی(ع) را به مجلس شراب او بیاورندوبه امام ابتدا اصرار برخوردن شراب نمود وچون امتناع امام را دیدتکلیف بر شعر گفتن نمود،امام اشعاری را خواندند که وضع مجلس راعو.ض کرد واشک به چشمان نحس متوکل آمد ودستور داد امام را بااحترام برگردانند.ابیات امام بشرح زیر است:
• باتوا علی قلل الاجبال تحرسهم غلب الرجال فلم تنفعهم القلل
• واستنزلوا بعد عزٍ من معاقلهم واسکنوا حُفراً یا بئس ما نُزلوا
• ناداهم صارخٌ من بعد دفنهم این الاساور والتیجان والحُلل
• این الوجوه اللتی کانت منعّمة من دونها تضرب الاستار والکُلل
• فافصح القبر عنهم حین سائلهم تلک الوجوه علیها الدود تنتقل
• قدطال مااکلوا دهداً و قدشربوا واصبحوا الیوم من بعد الاکل قد اُکلوا
«ستمگران در قله های برفراز کوه با نگهبانانی نیرومند بسر میبردند.ولی با آمدن مرک این کوه ها سودی برای آنان نداشت. بعد از عزتی که داشتند باغ مردنشان،به سوراخهایی افتادند چه بدفرودآمدنی بود؟ وقتی آنها را داخل قبر گذاشتند،صدائی آمد که :کجاست آن تخت هاوتاج ها ولباسها؟ کجا هستند آن صورتهایی که غرق در نعمت بودند.وهمیشه زیر پرده هاوپشه بندها قرار داشتند؟ ناگاه قبر با زبان فصیح از طرف این مرده ها جواب داد:کرمها بر اینصورتها می غلطند! یک عمر طولانی خوردند وآشامیدند.حالا خودشان توسط کرمهاخورده می شوند.»
اعتیاد
از عوامل انحراف و موانع زندگی سالم، اعتیاد به انواع مواد مخدّر است.در زمان کنونی به دلائل مختلف از جمله همسایگی با کشورهائی مانندافغانستان و پاکستان، پل ارتباطی بودن ایران برای صادرات مواد مخدربه دنیا، کشور ما را دچار این مرض سخت و خطرناک و این مشکل ومعضل بزرگ نموده است.
شاید بیش از دو میلیون نفر از هموطنان ما یابه صورت اعتیاد و یا تفریحی و تفنّنی از مواد مخدر استفاده مینمایند.چه جوانانی که در راه استفاده و یا قاچاق مواد مخدر جان خود را ازدست دادهاند. و چه جوانانی که بخاطر اعتیاد به انواع گناهان و تخلفاتآلوده شده و از سرقت گرفته تا قتل و تجاوز و غیره را مرتکب میشوند.
اعتیاد پلّهای است که با آن، انجام بسیاری از خلافها و ناهنجاریها،شدنی شده است.
عوامل اعتیاد را چند چیز شمردهاند
رفیق
شصت درصد معتادین از طریق رفیق ناباب آلودگی پیدا کردهاند.اینجاست که جوان سالم باید در مسئلة رفاقت، هشدارهای اسلام وبزرگان و افراد دلسوز را گوش کند تا به دام این نارفیقان نیفتد.
ناراحتی های عاطفی
چهارده درصد از معتادین باین علتمعتاد شدهاند.
کنجکاوی
هشت در صد بخاطر کنجکاوی معتاد شدهاند.
لذت جویی
شش درصد بخاطر لذت از استفادة مواد مخدرآلوده شدهاند.
تسکین درد=
پنج درصد برای نجات از درد جسمی معتاد شده اند.
فامیل معتاد
چهار درصد از فامیل معتاد خود اعتیاد را فرا گرفتهاند.
انواع مواد مخدّر
۱ـ مواد سستیزا مانند تریاک، مُرفین، هروئین و کُدئین.
۲ـ مواد توانافزا مانند کوکائین، ناس و کراتم.
۳ـ مواد توهمافزا مانند حشیش، ماری جوانا، ال اس دی و غیره.
مراحل اعتیاد به مواد مخدّر
الف: آشنایی با مواد مخدّر
در این مرحله فرد در اثر معاشرت بادوستان ناباب و تشویق آنان، کنجکاوی و احساس غروری که در برابراین دوستان در خود میبیند، با مواد مخدّر آشنا میشود و به مرور زمانبه این مواد وابستگی پیدا مینماید.
ب ـ تردید و دودلی
در این مرحله فرد پس از اینکه مدت زمانی رابطور نامرتب از ماده مخدّر استفاده میکند، بطور ناخودآگاه با خویشتنوارد جنگ و ستیز شده که چه کنم تا نجات یایم؟
ولی باتوجه بهوابستگی جسمی و روانی به مواد، خود را ناتوان از ترک میبیند و درنتیجه میل به افزایش مواد که در آن تدریجاً بدن به مقدار معینی از آن خومیگیرد، در او ایجاد میشود.
جـ اعتیاد
در این مرحله، فرد بعد از شک و تردید و احتمالاً مدتی ترککردن، به اعتیاد قطعی کشیده میشود! و با مصرف مواد اعتیادآور،بسرعت سلامت جسمی و روانی خود را آلوده میکند. اعتیاد به تریاکبا مصرف یک ماه و اعتیاد به هروئین بسرعت انجام میشود.
عوارض و ضایعات اعتیاد
فردی و جسمانی
از جمله عوارض آن، بیماریهای جسمانی،دردهای عضلانی، یبوست، تغییر در مردمک چشم، اختلال در دستگاهگوارش، خشکی دهان، خارش بدن، تشنج، گرفتگی صدا، احساسخستگی، فساد دندان و بوی بد دهان، عفونت کبد و ریه که گاهی بهمرگ میانجامد.
عوارض روانی
اختلال در سازگاری روانی فرد، ضعف عصبی،سلب اراده و ابتکار، حالت جنگ و ستیز با خود، پیدایش انحرافاتاخلاقی، اضطراب و بیقراری، عدم اعتماد به نفس، ترس دائمی وصدها مشکل روحی و روانی و عاطفی دیگر.
عوارض اجتماعی
نداشتن علاقه به فعالیتهای اجتماعی،بینظمی خانوادگی، قانون شکنی، جرم و جنایت، ترک محل کار وتحصیل، معتاد نمودن دیگران، فروپاشی نظام خانواده، نابودی فرزندانوانحراف آنان و...
جنبة اقتصادی
معتاد به دلیل عدم اشتغال و عدم بازدهی و انگلبودن، ضایعات اقتصادی بزرگی برای کشور ایجاد مینماید. عدماحساس مسئولیت درتأمین مخارج خانواده، تهیة هزینه اعتیاد از راهنامشروع و اشتغال به انواع بزهکاری و دهها عوارض دیگر.
جنبة سیاسی
افراد معتاد به علت بی تفاوتی نسبت به همه چیز،مشارکتی در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی درمواقع لزوم ندارند. ومعمولاً غارتگران و مفسدین از آنها به عنوان عاملان جنایت، قتل وتوطئههای سیاسی و غیر سیاسی، استفاده میکنند.
سیگار چراغ سبزی برای سایر مواد مخدّر!
در دود سیگار بیش از چهار هزار نوع مادة سمّی وجود دارد که تعدادیاز آنها سرطانزا میباشند. وقتی این مواد سرطان زا از دهان وارد نایمیشوند، تغییرات سرطانی را درآن محل ایجاد میکنند و از آنجایی کهدر نُسَج ریه، اعصاب حسّی نیست، افراد سیگاری از مراحل رشدسرطان در ششهای خود اطلاعی ندارند.
این تکثیر سلولهای سرطانی در طی سالیان متمادی که فرد به استعمالدخانیّات پرداخته است، ادامه مییابد تا اینکه بتدریج مبتلا به کاهشوزن، خلط خونی، بیاشتهایی، سرفه، تنگی نفس، دردهای قفسة سینهو خشونت صدا میگردد، که متأسفانه از این لحظه تا مرگ فاصلة بسیارکمی است!
در مردان سیگاری عوارضی چون عقیمی، کاهش میل جنسی، وناهنجاریهایی برای فرزندان از جمله لب شکری، سرطان خون و سرطانمغز در اثر سیگار ایجاد میشود.
در زنان سیگاری، دردهای عضلانی، دردهای استخوانی، خستگی،ضعف بدن و بیاشتهایی فراوان دیده میشود.
• مِیْبتونت کشد سر از بستان
• بنگ رویت کند به گورستان
آیا معتاد مجرم است یا بیمار؟
جرم معتاد این است که مقدمات اعتیاد را برای خود فراهم ساختهاست. ولی وقتی اعتیاد آمد، دیگر فرد معتاد مجرم نیست. زیرا کشش وعادت به مواد چنان در روح و جسم او وجود دارد که نمیتواند بهآسانی دست از اعتیاد بردارد.
بنابر این باید گفت که فرد معتاد، بیماریاست که خود در بیمار شدنش نقش داشته است. اگر این معنی و مفهومدر بین مردم و مسئولین کشور ما جا بیفتد، شاید بتوان با تدابیری اینبیماران را درمان نمود و از سرایت این مرض به بقیه جلوگیری کرد.
گوش دادن به غنا وصداهای حرام
گوش دادن یکی از راه های تغذیه روح است.غذای روح اگر سالم باشدخود روح هم سالم میماند۰ واگر مسموم باشد،روح را هم مسموم مسنماید.
طبق نظر اسلام ودانشمندان مسلمان وغیر مسلمان غنا وموسیقیهایمطرب برای روح آدمی مضّر میباشند.واولین کسیکه غنارا استفادهنمود،ابلیس بوده است.
اگرچه عدهای میخواهند در دفاع از موسیقی منافعی برای آن پیدا کنندولی با بررسی زندگی انسانهای برگزیده، متوجه میشویم که از موسیقیدر زندگی آنها اثری نیست وهرگز عمر گرانبهای خودرا صرف شنیدناصواتی که گاهی انسان را از خود وخدایش غافل میکند وبه افکارشهوانی میکشاند،نمینمایند.
کدام شخصیت بزرگ انسانی را سراغ دارید که در عمر خود از موسیقیاستفاده کرده باشد؟درحالیکه اگر در موسیقی منافع وفوائدی بودوضررهائی نداشت،آنها هم از آن بهره میبردند.
• لهو ولذت دومارضحاکندهردوخونخوار وبی گناه آزار
• عقل ودین لشگر فریدونندکه برآرند از دومار،دمار [۹۵]
موسیقی از زبان بزرگان
۱ ـ «پیامبر اسلام(ص):غنا پلّه کان زنا است.»
۲ ـ «امام صادق(ع):خبیثترین مخلوق خدا،غنااست.وبدترین مخلوقخدا غنا است که باعث فقر ونفاق میشود.»
۳ ـ «امام صادق(ع):خانهای که در آنغنا باشد،از فاجعه ایمن نمیباشد و دعا در این خانه مستجاب نمیشود وملائکه به این خانه واردنمیگردند.»
۴ ـ« پیامبر(ص):کسیکه لهورا گوش دهد،خدا در گوشش تخم باطلمیکارد»
۵ ـ «پیامبر(ص):روز قیامت صاحب طنبور در حالیکه صورتش سیاه ودردستش طنبوری از آتش است،محشور میشود»
۶ ـ« پیامبر(ص):روز قیامت،مغنّی بصورت کور وکر ولال از قبر محشورمیشود»
۷ ـ «پیامبر(ص):من شمارا نهی میکنم اززقن(رقص)ومزمار(نی) و کوبات (سازوآواز) و کبرات (طبلهای کوچک وبزرگ)»
۸ ـ «شخصی به امام صادق(ع)گفت:همسایهای دارم که اهل غنااست.وقتی من برای قضاء حاجت به دستشوئی میروم،برای شنیدن ازصداهای غنای همسایه،بیشتر میمانم!آیا این اشکال دارد؟ امام فرمود:نباید بیشتر بمانی که خدا فرموده است:همانا گوش وچشمودل مورد سؤال واقع میشوند.[۹۶]
او گفت:گویا تاکنون این آیه را نشنیده بودم وانشاءالله توبه میکنم!
امام فرمود:حال بلند شو ونماز بخوان که گناهت بزرگ است واگر درچنین حالی اجلت رسیده بود،خیلی برایت بد بود»
۹ ـ «امام باقر(ع):غنا از آن کارهائی است که خداوند به انجام دهندة آنوعدة آتش داده است»
۱۰ ـ «امام خمینی:از جمله چیزهائی که مغز جوانهارا تخدیر میکند،موسیقی است...انسان را از جدیت بیرون میبرد.یک جوانی که عادتکرده روزی چند ساعت را با موسیقی سروکار داشته باشد،از مسائلجدی به کلی غافل میشود.» [۹۷]
• پرهیز کن از لهو ازآنکه هرگز
• سرمایه نکرده است هیچ لاهی [۹۸]
ضررهای موسیقی وغنا
ضعف اعصاب واختلال حواس وبی ارادگی
«دکتر ولف آدلر،پروفسور دانشگاه کلمبیا میگوید:بهترین ودلکشتریننو اهای موسیقی،شومترین آثار را روی سلسلة اعصاب انسان باقیمیگذارد.»
«دکتر آاکسیس:اصولاً شنیدن موسیقی وکنسرت،در اعصاب اثرتخدیری ایجاد میکند.این اثر گاهی آنچنان شدید است که شنونده رامانند افراد بهت زده میسازد ولذت فوق العادهای که افراد از آن میبرنداز همین اثر تخدیری است وروشن است که اینگونه تخدیرها زیانهایفراوانی دارد واگر شدت یابد گاهی ممکن است عقل واندیشه را اسیرجذبه آهنگهای تند موسیقی کند ودیگر نتواند خوب وبد را از همتشخیص دهد وبی پروا دست به حرکات واعمال ناشایست بزند ودرآن حال نتواند به عواقب وخیم آن بیاندیشد.»
گاهی موسیقی باعث جنایت میشود.
«یک مجله در سوئیس،مقالهای تحت عنوان«جنون موسیقی»
نوشته بودکه در آن موسیقی را از جهات مختلف محکوم ومورد انتقاد قرار داده بود.
علت نوشتن این مقاله این بود که که جمعیتی در حدود صدوپنجاه هزارنفر در یکی از میدانهای پاریس برای شنیدن موسیقی گرد هم آمده بودندوپس از اجرای یک کنسرت،چنان به هیجان آمدند که ویترین هاراشکستند ومغازه هارا ویران نمودند وعدهای هم زخمی شدند.
«همچنین در خبرها آمده بود که در ایالت«لتیل راک»
جوانی که بهیادگرفتن پیانو اشتغال داشت،چنان تحت تأثیر نغمات موسیقی قرارگرفت که ناگاه از جا برخاسته وبا ضربات متعدد کارد،معلم خودرا از پایدرآورد.
موسیقی حتی در نوازندگان آن تأثیرات خطرناکی داشته است.چنانکهعدهای از آنان گرفتار امراض روحی شده ویا دچار امراض جسمیوحتی سکته شدهاند. از جمله:
بتهون در سی سالگی به کلی کر شد وسرانجام دیوانه گردید!
باخ موسیقی دان اطریشی به اختلال حواس وکوری مبتلاشد.
موزارت وشوپن،دوتن از موسیقیدانان نامی دچار ضعف قوا شدند.
شوبرت وواکتر ومندلس ودوکونیسی به اختلالات عصبی وپریشانیفکری وکشمکشهای روحی مبتلا شدند.شومان ودووراک دچار ضعفاعصاب دیوانگی شدند.
ضررهای اقتصادی
هزینههای سنگینی که امروزه خرج موسیقی ومجالس شهوترانیمیشود،ضربات سختی را به اقتصاد کشورها از جمله کشور مامیزند.وبر اثر استقبال وتوجهی که به هنرپیشگان وموسیقی دانان میشود، عدهای از جوانان بااستعداد بجای رفتن بدنبال علم ودانش،بهموسیقی روی میآورند که اخیراًچند نفر از پزشکان ایرانی کار خودرارها کرده وبدنبال موسیقی افتادهاند.
ضررهای اخلاقی
موسیقی در محافل مختلف مخصوصاً اگر خواننده زن باشد،مهیجشهوت وهوس بوده و احیناناً افتضاحات شرم آوری ببار میآورد.
هنگامیکه انسان تحت نفوذ زیر وبم موسیقی قرار گرفت،یکنوع سستیاعصاب بر او مسلط شده بطوریکه از مفاهیم انسانی جز شهوترانی،عشقبازی،جمال پرستی چیزی دیگر دربرابر دیدگانش مجسمنمیشود.ودر نتیجه مفاهیم مقدسی چون رحم ومروت حیا وعفتوامانت وبرادری مجد وعظمت وکوششس وفعالیت ومبارزه واستقامتدر راه هدف و..همه بفراموشی سپرده میشوند.
دوری از خدا
مصادیق موسیقی حرام
۱ـ آلات موسیقی مطرب باشد یعنی انسان را از حال عادیولو کمی خارج نماید.ویا موسیقی مخصوص مجالس لهوولعب باشد.
۲ـ تکخوانی زن ونوع شعر مستهجن باشد.
۳ـ تکخوانی زن وشعر دارای مضامین سالم باشدولی بصورتترجیع وگرداندن صدا در گلو باشد که این مورد در مجالسعروسی در قسمت زنان اشکال ندارد.
۴ـ خواننده مرد واشعار مستهجن بخواند
۵ـ خواننده مرد واشعار خوبباشد ولی صدارا در گلو بچرخاند.
تقلید بی چون وچرا
حسّ تقلید یکی از تمایلات طبیعی است که درتمام افراد بشر در سنینمختلف وجود دارد و درنسل جوان شدیدتر است.
آدمی میتواند بوسیلة تقلید، از تجربیات علمی و عملی دیگران استفادهکند و راهی را که گذشتگان پیموده و به نتیجه رسیدهاند را بپیماید و بهاهداف خود با زحمت کمتر و سرعت بیشتر دست پیدا نماید. نوجوانانبرای ساختن شخصیت خویش و برگزیدن صفات لازم، از دیگران تقلیدمیکنند و روش آنان را برنامة کار خود قرار میدهند.
باتوجه به اینکهتمایل خودنمائی و تشخصّ طلبی در نوجوانان شدید است، کوششمیکنند تا جائی که میسّر است از مردان مشهور و ممتاز پیروی نمایند وصفات آنان را الگوی شخصیت سازی خود قرار دهند، به این امید که هرچه زودتر و بیشتر شهرت و افتخاری کسب نمایند و مورد توجه عمومقرار گیرند.
گاهی دراین خصوص از قهرمانان ورزشی تقلید میکنند. گاه از ستارگانسینما تقلید میکنند و کارهای ساختگی و غیر واقعی آنان را برنامةزندگی خود قرار میدهند.
مانند آنان راه میروند، حرف میزنند، لباسمیپوشند، نگاه میکنند، میخندند، معاشقه میکنند و صورت و مویخود را میآرایند و خلاصه بجای اینکه شخصیت خویش را براساسسجایای اخلاقی و صفات انسانی پیریزی کنند و خود را انسان لایقیبسازند، از این ستاره ها و الگوها تقلید کرده و رفتار آنان را برنامة کار خودقرار میدهند و به این واسطه بزرگترین ضربه را به شخصیت معنویخود میزنند.
اینجاست که خطراتی جوانان را تهدید میکند و چه بسا تقلیدهای نابجاباعث شده که از مسیر پاکی و فضیلت منحرف گشته و برای ارضاء حسّبرتری جوئی، مرتکب گناهان بزرگ شدهاند و برای همیشه موجباتتیرهروزی و بدبختی خود را فراهم آوردهاند.
«مادری در لبنان به دادگاه مراجعه و از پسرش شکایت کرد. و اظهار نمودکه پسر دوازده سالة او مرتب از مدرسه فرار میکند و بیحساب پولخرج مینماید و او نمی داند این پولها از کجا آمده است. پس ازتحقیقاتی که از «عدنان»
شد، او اعتراف نمود که ابتدا فنّ سرقت را ازمشاهدة فیلمها یاد گرفته و تاکنون مرتکب ۲۷ فقره سرقت شده است.ازجمله هفت دستگاه دوچرخه را دزدیده و فروخته است.»
«در زمان حکومت طاغوت عدهای نوجوان که برخی دانشآموز بودند وباند سرقت اتومبیل را اداره میکردند، دستگیرشدند. سنّ این گروه بین۱۶ تا ۲۰ سال بود. بیشتر آنان در بازجوئی در مورد انگیزه این کارمیگفتند: ما خودمان هم نمیدانیم چرا به اینکار دست زدیم امّا هرچهبود از سرقت ماشین مخصوصاًکارهای قهرمانی این سرقتها لذتمیبردیم» .
خلق را تقلیدشان بر باد داد!
تقلید است که باعث بسیاری از کارهای خلاف میشود و مخصوصاً درمورد نوجوانان و جوانان.
در همین کشور خودمان تقلید از فیلمها وهنرپیشهها چه آثار زیانباری که به بار نیاورده است!
اگر عدهای از نوجوانان ما سیگار میکشند، نتیجة تقلید ناصحیح است.اگر گروهی به مشروبات الکلی روی میآورند باز هم نتیجة تقلید است.
اگر عدهای از دختران از حجاب و عفت زنانه گریزان هستند این همنتیجة تقلید است. و اگر اعتیاد و روابط نامشروع و استفاده از انواعلباسهای باصطلاح رَپی در بین بعضی از جوانان ما وجود دارد، این همبه تقلید برمیگردد.
دامنة تقلید بسیاری از مسائل زندگی مارا دربر می گیرد که گاهی آنمسئله سرنوشت ساز است مثل تقلید درمسائل مذهبی.
متأسفانه انسانهای زیادی از ادیان مذاهب باطل شده هستند که بخاطرتقلید از پدران واجداد خود،د= برهمان مذهب غیر حق باقی ماندهاند.درحالیکه اگر دربارة درستی ونادرستی دین اجداد خود بررسیوتفکر می کردند ،می توانستند به راه حق دست پیدا کنند.
• دین تو به تقلید پذیرفته ایآنک او از پردة تقلید جست
• دین به تقلید بود سرسریاو به نور حق ببیند آنچ هست
تقلید صحیح آنست که از کارهای خوب دیگران درس بگیریم و کارهایبد دیگران را بخودشان واگذار نمائیم.
دربارة تقلید باید پنج نکته مورد توجه قرارگیرد
اول
آنکه از افراد منحرف و گناهکار تقلید نشود، زیرا گناهکاران دیر وزود دچار شکست و بیآبروئی میشوند.
دوم
آنکه بدانند که ساختمان طبیعی و استعدادهای افراد با هم تفاوتدارد. خدا انسانها را مختلف آفریده و هر انسانی برای انجام کار مناسببا ساختمان خود آمادگی بیشتری دارد.
سوم
اینکه ازبهترین الگوهارا که انسانهای برگزیده هستند تقلید کنیم وازانسانهائی که دارای صفات بدهستند،تقلید ننمائیم.
چهارم
اینکه در هر تقلیدی ،خوب فکر کنیم وچنانچه با عقل سلیمموافق بود آنرا انجام دهیم.
پنجم
اینکه در مسائل شرعی یا باید خودمان مجتهد ومتخصص باشیمکه این نیاز به حداقل بیست سال درس حوزوی دارد ویا باید از مجتهدیکه بنظر ما از همه اعلم است،تقلید نمائیم.همانطور که در مسائل پزشکی از دستورات پزشک تبعیت می کنیم ویا در مسائل ساختمانی ازمعمار ومهندس تبعیت می نمائیم.
زشتی های زبان
انسان با زبانش می تواند بهترین سخنهارا بگوید وبا زبانش ایجاد محبتوصمیمیت کند.افرادی را هدایت نماید.علم بیاموزد.نصیحت کند.باخدا راز ونیاز نماید ودهها کار مفید انجام دهد.
ومی تواند با زبانش به کارهای زشت سفارش کند.ایجاد دشمنینماید.اسرار دیگران را فاش کند.به دیگران ناسزا ودشنام بگوید ودههاگناه انجام دهد.
فحش و ناسزا
یکی از گناهان زبان،فحش وناسزا است.عده ای از انسانها به عادتزشت ناسزاگویی عادت کرده اند.گاهی عادت دارند که به همسروفرزندانشان ناسزا بگویند.گاهی عادت دارند به زیر دستان خود اهانتکنند.وگاهی پارا فراتر گذاشته وبه مقدسات وارزشهای مردم ناسزاواهانت می کنند.
عوامل ناسزا گوئی
۱ـ عادت
۲ـ عصبانیت
۳ـ شوخی
۴ـ مقابله به مثل
۵ـ مسائل سیاسی وحزبی
۶ـ مسائل اقتصادی
۷ـ تربیت نادرست
درمان ناسزاگوئی
سکوت
«رسول خدا(ص):هرگاه دیدید که مؤمن خاموش وباوقار است،به اونزدیک شوید که او به حکمت دست پیدا کرده است»
تربیت صحیح از دوران کودکی
«پیامبر(ص):فرزندان خودرا احترام کنید وادب خوب به آنها بیاموزید.»
رعابت ادب نسبت به دیگران
«علی(ع):دیگران را نیکو صدا بزنید تا شماهم جواب خوب بشنوید.»
• زانکس که نام خلق بگفتار زشت کشت
• دوری گزین که از همه بدنامتراست
دشنام در آئینة احادیث
«پیامبر(ص):کسیکه به پدر ومادرش دشنام دهد،ملعون است!پرسیدندکه مگر کسی به پدر ومادرش دشنام می دهد؟فرمود:شخصی به پدردیگران فحش می دهد،آنها هم به پدر ومادر او فحش می دهند.» «علی(ع):از کلام زشت وناروا دوری کنید که باعث می شود که پَستانورذلان بشما نزدیک شده وافراد بزرگوار از شما بگریزند.»
«پیامبر(ص):فحش دادن به مؤمن مثل نزدیک شدن به مرگ است»
«امام صادق(ع)شنید که مسلمانی به غلامش فحش داد.به این خاطرامام با او قطع رابطه کردند.»
«امام صادق(ع):فحش دادن ظلم است وظالم در آتش جهنم است»
انواع فحش
۱ـ ناسزا به ناموس
۲ـ خطاب کردن به اسم حیوان
۳ـ بوسیله کاریکاتور ونقاشی اهانت کردن
۴ـ با اشاره توهین کردن و...
هربدبه خود نمیپسندیباکس مکن ای برادر من گرمادر خویش دوست داریدشنام مده به مادر من
مسخره کردن دیگران
از گناهان دیگر زبان،مسخره واستهزاء دیگران است.مسخره کردن از اینجهت ناپسند است که باعث توهین به دیگران می شود.
ریشه های مسخرگی
۱ـ دشمنی وکینه
۲ـ تکبر
۳ـ تحقیر کردن
۴ـ شوخی ومزاح
۵ـ سفاهت ونادانی «علی(ع):مسخرگی ،تفریح سفیهان وکار نادانان است»
۶ـ حقارت نفس وخودکم بینی «امام صادق(ع):ذلیل ترین مردم شخصی است که به مردم توهین مینماید»
گاهی مسخره کردن در مورد مسائل اعتقادی است.همانطور که عده ایاز اقوام گذشته،پیامبران خدا را مسخره می کردند.
«شماآنان(مومنین)را مسخره کردید ویاد مرا فراموش نمودید.شماکسانی بودید که به آنان(مؤمنین)می خندیدید.در قیامت من بخاطر صبرمؤمنین به آنان پاداش می دهم وایشان را رستگار می کنم.»
گاهی مسخره کردن در مورد مسائل مالی است.مانند مسخره کردنبعضی از مردان وزنان پولدار،فقیران وبی بضاعتان را.
«پیامبر(ص):کسیکه مؤمنی را ذلیل کند ویا بخاطر فقرش اورا تحقیرنماید،خداوند اورا در کنار پل جهنم رسوا می سازد.»
گاهی استهزاءدر مورد مسائل سیاسی است.
انواع مسخرهگی
موارد اخلاقی
«مثلا می گوید فلان شخص بخیل است!»
موارد اعتقادی
«مجرمین کسانی هستند که در دنیا مؤمنین را مسخره می کردند وبه آنانمی خندیدند وهرگاه به مؤمنین بر می خوردند با گوشة چشم به آنانطعنه می زدند...(روز قیامت)مؤمنین،کفار را مسخره میکنند.»[۱۰۰]
در مورد قیافه واندام افراد
«مثلا می گوید فلانی کوتاه قد است!»
چه برخوردی با مسخره کنندگان بکنیم
بی اعتنائی
«نقل شده که روزی مالک اشتر ،سردار سپاه علی(ع)از بازار عبور میکرد.شخصی از بازاریان که اورا نمی شناخت،برای مسخره کردن او،پوست خربزه ای به طرف مالک پرتاب کرد.اما مالک اعتنائی به اوننمود وبراه خود ادامه داد.بازاریان به آن مرد خبر دادند که این فردیکهتو اورا مسخره کردی،مالک اشتر سردار نظامی لشکر اسلام است.آنمرد هراسان شد وبرای عذرخواهی بدنبال مالک رفت.او مالک را درمسجد یافت وعذرخواهی کرد.مالک گفت: من قصد نداشتم به مسجدبیایم.
ولی وقتی این حرکت را از تو دیدم،به مسجد آمده ونماز خواندموبرایت دعا کردم تا خدا تورا بیامرزد.»
برخورد قاطعانه ونهی از منکر
«گاهی لازم است که جلو مسخره کننده بایستد واورا نهی کند ومانع شودتا بعداً دیگری را مسخره ننماید.»
رسول خدا(ص):روز قیامت،شخصی را که در دنیا مؤمنین رامسخرهمی کرده است ،می آورند وبرای او دری از بهشت را می گشایند ومی گویند:داخل شو!
اوهم که خیلی ناراحت بوده است،بطرف دربهشت حرکت می کند ،ناگهان در بهشت را می بندندواز طرف دیگریدری می گشایند!وبه او گفته می شود:داخل شو!چون نزدیک آن درشود،آن را هم می بندند!
اگر ممالک روی زمین به دست آری وگر خزائن قارون وملک جم داری
وز آسمان بربایی کلاه جباری نیرزد آنکه وجودی زخود بیازاری
عیبجوئی
بعضی از انسانها عادت به تجسس در عیبهای مردم وبازگو کردن اینعیبها برای دیگران دارند.
درحالیکه اگر نسبت به عیبهای خود تأمل کنند،متوجه میشوند که خوددارای عیوب متعدد بوده وباید خودرا مداوا کنند.
«پیامبر(ص):بدنبال لغزشهای مؤمنین نباشید که هرکه بدنبال این مطلبباشد،خداوند عیبهای اورا آشکار کند»
• مردباید که عیب خود بیند بر ره زور وغیبه ننشیند
• تواگر عیب خود همی دانی نهای عامی بل جهانبانی [۱۰۱]
«از صفات خداوند ستارالعیوب بودن است وما که بندهایم باید از خالقبیاموزیم وعیب دیگران را ظاهر نکنیم.
«امام پنجم(ع):برای انسان همین عیب بس که به عیوب مردم دقیقاً آشناباشد ولی همان عیوب را که درخود اوست،نبیند»
• عیبجوئی مکن زخلق خداکه بود کارمردم جاهل
• عیب خودبین چومرد روشن بینتاشودتیرگی زدل زائل
• ای که غفلت فراگرفته توراگوش کن پندناصح کامل
• گفت احمد خوشا بحال کسی که چومردان پاک وروشندل
• هست دائم به عیب خود مشغول لیکن از عیب دیگران غافل
«علی(ع):از عیبجویان دوری کنید که دوستانشان هم از آنها دراماننیستند.»
انسانهای کریم وبزرگوار اگر از عیوب دیگران هم مطلع شوند،آنرا نادیدهگیرند ووظیفه خود دانند که عیبهای دیگران را بپوشند وآبروی دیگرانرا حفظ کنند.خداوند در قرآن درسوره حجرات دستور داده که:ولاتجسسوا.
یعنی درجستجوی عیب دیگران نباشید.
• چوعیب تن خویش داند کسی
• زعیب کسان برنگوید بسی [۱۰۲]
«امام صادق(ع):در عیب رفیقت تعجیل نکن شاید خدا اورا بیامرزد وبرعیبهای خود ایمن نباش شاید بخاطر آن عذاب شوی!»
• مکن عیب کسان تا میتوانی که توای دوست عیب خودندانی
• مده برعیب کس نادیده اقرار وگربینی بپوشان بهترای یار
• که توهم عیب داری عیبناکی خدا را شدسزای عیب پاکی
• مکن مدح خود وعیب دگرکس وگرگویدکسی گو زین سخن بس!
«پیامبر(ص):بعضی از شما خار را درچشم دیگران میبیند ولیاستخوان را در چشم خودش نمیبیند!»
«علی(ع):کسیکه از عیب خود مطلع نباشد،ازبزرگترین گناهان است.»
«پیامبر(ص):هرکه عیب برادرش را بپوشاند،گویا دختر زنده بگوری رازنده گرده است!»
«پیامبر(ص):هرکه عیب برادرش را ببیند ولی آنرا بپوشاند،خدا درقیامت عیبش را بپوشاند»
«پیامبر(ص):بدنبال عیوب مؤمنین نباشید که هرکه اینگونه باشد،خدابدنبال عیبش باشد وهرکه خدا بدنبال عیبش باشد،رسوا میشود اگرچهدر دل خانهاش باشد!»
افشاء اسرار
از خصوصیات خوب ،بازگونکردن اسرار دیگران است.در سخنانبزرگان دین،از اسرار مؤمن به عورت تعبیر شده است.یعنی همانطور کهحفظ عورت از نگاه دیگران واجب ولازم است،حفظ اسرار مؤمن نیزلازم می باشد.
انواع اسرار
۱ـ اسرار خانوادگی
۲ـ اسرار نظامی
۳ـ اسرار اقتصادی
۴ـ اسرار علمی
۵ـ اسرار سیاسی
۶ـ اسرار مذهبی ودینی
۷ـ اسرار فرهنگی که رازها واسرار نظامی وسیاسی از بقیه مهم تر بوده وگاهی افشاء آنانباعث از بین رفتن جان صدها نفر وشکست حکومتی خواهد شد. کهدراین موارد جرم افشاء کننده بسیار بزرگ است.
«در یکی از جنگهای صدر اسلام، وقتیکه سپاه اسلام برای یورش بهمشرکین مکه آماده می شدورسول خدا دستور داده بود تا خبر این حملهمحرمانه بماند،یکی از مسلمانان خبر این حمله رابه ابوسفیان اطلاعداد.
در این مورد این آیه نازل شد:«ای مؤمنین!به خدا ورسولوپیمانهایتان خیانت ننمائید!» انفال۲۷
«امام صادق(ع):کسیکه اسرار مارا فاش کند،گویا مارا به قتل رساندهاست»
«امام صادق(ع)در تفسیر آیة«پیامبران را به ناحق می کشند»
فرمود:بخداسوگند!پیامبران را با شمشیر نکشتند،بلکه اسرار آنان را فاش کردندوآنهاکشته شدند.»
بعضی از حافظین اسرار«وقتی قیس بن مسهر ،سفیر امام حسین(ع)برای مردم کوفه،توسطمأمورین دشمن محاصره شد،نامة امام را پاره کرد وخورد.وقتی اورادستگیر کردند،برای اینکه اسرار امام را فاش کند اورا شکنجه کردند ولیاو لب به سخن نگشود وعاقبت اورا بشهادت رساندند.»
چشم چرانی
چشم انسان از اعضایی است که بیشتر گناهان به سبب ووسیلة آن انجاممیشود.ودر سخنان بزرگان دین آمده که هرکه بتواند چشم خودرا کنترلنماید،از بسیاری از گناهان خودرا دور نموده است.
یکی از گناهان چشم،چشم چرانی وهیز بودن ونگاههای شهوانی بهنامحرم است.چه از طرف مرد نسبت به زن نامحرم وچه از طرف زننسبت به مرد نامحرم.
«آمده است که جوان عربی در زمان پیامبر(ص) در کوچه مشاهده کرد کهزن جوانی از روبرو میآید!این جوان شروع به چشم چرانی به زن نمودبطوریکه حواسش پرت شد ومتوجه استخوانی که درسوراخ دیوارفروشده بود،نشد واستخوان به گونهاش اصابت کرد وخون جاریشد!جوان با همین حالت نزد پیامبر بعنوان طبیب الهی رفت وماجرایاین حادثه را گفت.حضرت فرمود:همانا نگاه به نامحرم تیر ی از تیرهایشیطان است»
چشم انسان ماننددوربین بسیار قوی فیلمبرداری است که همة صحنههارا علاوه برنشان دادن به مغز در همان آن،در حافظه ذخیره میکندوبسیاری از خوابها ورؤیاها وحتی تصورات آدمی از جهان به همینتصاویر باز میگردد.
جوانی که از صبح تا شب چشمش بدنبال زیبارویان در گردش است ،اگردرخواب جنب ومحتلم شود وخوابهای شیطانی ببیند،طبیعی است.وهرگاه روز با خوبان وصالحان همنشین باشد وتوسلات بهمعصومین(ع) داشته باشد اگر در خواب،امام زمان(عج)وزیارتگاهببیند،باز طبیعی است.
روزی حضرت عیسی(ع)بایارانش برای دعای طلب باران از شهرخارج شدند.
موقع دعا،عیسی(ع)گفت:هرکه گناهی مرتکب شدهبرگردد.همه بجز یکنفربازگشتند.
حضرت به او گفت:توگناهی مرتکبنشدهای؟
گفت:خیر بجز اینکه روزی در حال عبادت بودم که زنی ازمقابلم عبور کرد ومن ناخواسته بتماشای او مشغول شدم.ناگاه بخودآمدم وبخاطر این کارزشتم،چشم خودرا درآوردم وبطرفی که زن رفت بود، پرتاپ کردم!
حضرت فرمود:پس تو دعا کن تامن آمین گویم!او دعا کرد وعیسی(ع)آمین گفت وباران آمد.
یکی از نشانههای پاکی چشم،دورماندن چشم از نگاههای شهوانیاست.لذا وقتی دختر شعیب(ع)نزد موسی(ع)آمد وگفت:پدرم تورا بهخانه دعوت کرده ومرا فرستاده تا تورا راهنمائی کنم.
موسی(ع)چندقدمی بدنبال دختر رفت وگفت:
ما خاندانی هستیم که پشت سر زن نگاهنمیکنیم.پس من جلو میروم وتو از پشت سر بیا وهرکجا نیاز یهراهنمائی شد،با انداختن سنگ علامت بده!
اگر چشم را کنترل نکنیم ،دل را گرفتارکردهایم واگر دل گرفتار شد،سر بهرسوائیها خواهد زد. • زدست دیده ودل هردو فریاد هرآنچه دیده بیند دل کند یاد
• بسازم خنجری نیشش زفولاد زنم بردیده تا دل گردد آزاد
«چه بسیار نگاههای کوتاهی که بدبختیهای بزرگ وطولانی به ارمغانآورده است.ازدواجهائی که با یک نگاه شروع شده وعاقبت در مدتکوتاهی با یک نگاه دیگر به طلاق کشیده میشود.»
«علی(ع):هرکه نگاهش به نامحرمان زیاد باشد،فکرش دائماً مشغولخواهد بود.»
«ای رسول!به مردان مؤمن بگو چشم خودرا بر حرام ببندند وعورتخوداز حرام حفظ کنند که این مسئله برای پاک پودنشان لازمتراست وبهزنهای مؤمنه هم بگو که چشمهای خودرا برحرام ببندند وعورت خودرااز حرام حفظ کنند...»
نورآیه۳۰و۳۱ «رسول خدا(ص):هیچ وسیله برای پاکی باندازة پاک بودن چشم وبستنآن بر روی حرام نیست.که هرکه چشم خود را بر حرام بست،خدا بهدلش توفیق مشاهدة عظمت الهی را میدهد»
«رسول خدا(ص):هرکه چشمش را از حرام پُر کند،خداوند روزقیامتچشمش را از آتش پر کند،مگر اینکه توبه کند ودیگر عمل حرام راانجامندهد.»
«در روایت است که هرکه به نامحرمی برخورد وبرای رضای الهی،چشمخودرا از او برگرفت ودیگر نگاه نکرد،اگر مرد باشد درهمانساعت،حورالعینی بازدواجش در میآورند واگر براین صفت خوبمداومت کند،خداوند شیرینی مناجاتش را به او میچشاند وملکوتخود را بردلش باز میکند.»
«گویند مغازه داری به زنانی که از مقابل دکانش رد شده خیره نگاه میکردوبرزبان لااله الاّ الله!جاری میکرد.یکنفر برای تذکر به او وارد مغازهاششد وجنسی را خواست.مغازه دارد برای آوردن جنس مدتی درداخلمغازه بود که خانمی از مقابل مغازهاش عبور کرد.وقتی مغازه دار جنسمشتری را آورد،مشتری گفت:شما که مشغول آوردن جنس من بودید،یک لااله الاّ الله!از مقابل مغازة شما رد شد!!»
«پیامبر(ص):سخت است غضب خدا بر زن شوهرداری که چشمش رااز حرام پرکند»
«پیامبر(ص):کسیکه به عورت دیگری نگاه کند،ملعون است»
«پیامبر(ص):اگر از آسمان بیافتم ودونیم شوم برایم بهتر است که بهعورت کسی نگاه کنم ویا کسی به عورت من نگاه نماید»
اسراف وتبذیر
آدمی در شبانه روز برای رفع احتیاجات خوراکی وپوشاکی ،جنسی،رفت وآمدو...خود،باید غذا برای خوردن ولباس برای پوشیدنوهمسربرای آرامش ورفع غریزه جنسیومرکب سواری داشته باشد.
انسان بعنوان خلیفه خدا در زمین تا چه حد میتواند از این نعمتها استفاده کند؟
حد واندازة خوردن چقدر است؟
تا چه اندازه میتواند ازغریزة جنسی مشروع استفاده کند؟
لباس تا چه اندازه؟
خداوند در قرآن اندازه آنرا معین کرده وفرموده است که:
«مؤمنین آنانی هستندکه وقتی خرج میکنند،اسراف نکرده وبخل همنورزیده بلکه حدوسط را رعایت میکنند.»فرقان۶۷
«بخورید وبیاشامید ولی اسراف نکنید.» اعراف۳۱
«امام صادق(ع):خوردن وآشامیدن وپوشیدن وازدواج وسوار مرکبشدن اگر با میانه روی باشد،حلال والاّ حرام است چون خدادر سورهانعام آیه۱۴۱فرموده است:اسراف نکنید که خدا مسرفین را دوست ندارد.»
علامتهای اسراف
«رسول خدا(ص):از علامتهای اسراف آنستکه آنچه درشان او نیستمیخورد وآنچه در شأن او نیست میپوشد وآنچه در شأن او نیستمیخرد»
«امام صادق(ع):کمترین حد اسراف آنستکه اضافة آب را دور بریزی ویالباس مخصوص بیرون را درخانه بپوشی ویا لباس تمیز را در محل کثیفبپوشی!»
«امام صادق(ع):اگر چیزی را در غیر طاعت الهی کنی،اسراف وتبذیراست وکسیکه در راه خیر خرج کند،او میانه رو است.»
«روزی امام صادق(ع)دیدند که مقداری میوة نیم خورد در خانه افتادهاست،ناراحت شدند وبه غلامان خود فرمودند:اگر شما سیر هستید،خیلیها گرسنه هستند،پس اینهارا به محتاجان بدهید.»
اگر انسان کنار دریا باشد باز اگر آب اضافی را دور ریخت،مسرف است.
چه بسیار غذاهای که با زحماتی پخته وآماده میشود ولی مقدارری ازآن به سطلهای زباله منتقل میگردد.
«طبق آمار سی سال پیش:یکماه غذای دور ریخته مردم آمریکا برایخوردن هفتصدمیلیون نفر در یکروز کافی است. همچنین هرسال سهمیلیارد دلار خرج سگها میشود.ثریا پهلوی قبل از مردن وصیت کرد کهثروتش خرج سگهای پاریس شود! درفرانسه روزانه ۳۳۵میلیاردفرانک صرف نوشابههای الکلی میشود»
درکشورما میلیاردها تومان صرف نانی میشود که شصت درصد آنمصرف نمیشود.
میلیاردها تومان صرف تهیه سیگار ودود کردن آن میشود.
میلیاردها تومان صرف جشنهای آنچنانی عروسیها وجشنوارههایطنبورزنی که هیچ بار فرهنگی مثبت ندارد، میگردد.
«دو دختر مسلمان فرانسوی که به ایران آمده بودند ودربعضی ازمراسمات جشنها شرکت کرده بودند،اظهار داشتند:شما که انقلابکردهاید،همه چیزتان خوب است غیر از مراسم عروسیتان! که خیلیاسراف میکنید درحالیکه میتوانید هزینه این جشنهارا صرف خریدوسائل زندگی عروس وداماد نمائید.»
«هر مسلمانی مخصوصاًپدرومادروظیفه دارند که در همة مصارفزندگی حدوسط را رعایت کنند که اسراف باعث از دست رفت نعمتهایحلال دنیوی وباعث عذاب اخروی میشود.»
«یکروز امام سجاد(ع)درکوچه به تکه خرمائی برخوردند.به غلامشانفرمودند که تکه خرما را به منزل ببرد تا امام آنرا استفاده کنند.وقتی بخانه رفتند.امام تکه خرما را خواستند.غلام گفت که من خود آنراخوردم.امام خوشحال شدند واورا آزاد کردند.وقتی اصحاب گفتندبخاطر این کار کوچک اورا آزاد کردید؟فرمود: اوبخاطر این عملش بهبهشت خواهد رفت ومن نخواستم کسی را که بهشتی است، بعنوان غلامنگه دارم.»
«امام صادق (ع):هرساختمانی که بیش از مقدار نیاز باشد،درآخرتوبال گردن صاحبش میشود»
اسحاق بن عمار از امام صادق(ع)راجع به مردیکه لباسهای مختلفیدارد وچندتای از آنان را برای پوشاندن بدن خود وچندتا برای زینتکردن وشیک شدن قرار داده آیا اسراف است؟
فرمود:خیراسرافنیست!
زیرا خدا در قرآن فرموده است:هرکه زندگیش وسعت داردباندازة توانائیش خرج کند«طلاق۷»
«امام باقر(ع):سه چیز نجات دهندة انسان است:ترس از خدا در آشکاروپنهان،میانه روی در خرج در سختی وراحتی،سخن به عدل درخشنودی وغضب»
«درمورد آمیزش جنسی ،طبق بیانات ائمه(ع)هرچه انسان با همسرشبیشتر آمیزش داشته باشد ،مطلوب است ودراین زمینه آمده است کهکثرت آمیزش از سنت پیامبران است.علت این سفارش شاید بخاطر اینباشد که زن ومردیکه از راه حلال اشباع شده باشند،دیگر چشمشانبدنبال نامحرمان نخواهد بود مگر افرادیکه مریض!باشند.»
«یکی از علل اسراف وتبذیر(ریخت وپاش)چشم وهمچشمیهایناسالم است.مثلاًفلان کس در عروسی فرزندش به مطرب اینقدرداد،منهم باید در عروسی فرزندم مطرب بیاورم وبیشتر بدهم!در حالیکهاصل دادن پول به مطرب مورد اشکال بوده وحرام است.»
پرخوری
خوردن غذا برای سیر کردن شکم وحفظ سلامتی است.ونباید آنقدربخورد که کمکم ،خوردن هدف قرار گیرد واز غافلان گردد.
• اندرون از طعام خالی دار تادراونورِ معرفت بینی
• تهی از حکمتی به علّت آن که پُری از طعام تابینی [۱۰۳]
ضررهای پرخوری
ضررهای جسمی
«حضرت عیسی(ع)درحال سفر به شهری رسید.در محلی مشاهده کردکه زن ومردی باهم نزاع می کنند.عیسی(ع)علت نزاعشان را پرسید.مردگفت:این همسرم است که از اخلاقش راضی هستم ولی می خواهم اوراطلاق دهم.زیرا آب صورتش رفته است وصورتش شادابی وطراوتندارد!عیسی(ع)به زن گفت:می دانی چرا اینگونه شده ای؟گفت:نمیدانم.عیسی(ع) گفت:شما وقتی غذا می خوری پُر می خوریوهنگامیکه معده پر از غذا شود،بخارمعده باعث از بین رفتن آب ورنگصورت می شود.شما باید قبل از سیر شدن دست از غذا بکشی تاعیبت برطرف شود.زن اینگونه کرد وعیبش برطرف شد.» [۱۰۴]
ضررهای روحی
«ابوجحیفه در حالیکه آروغ می زد،خدمت پیامبر(ص)آمد.حضرتفرمود:آروغ نزن که هرکه در دنیا سیرتر است،در آخرت گرسنه تر میباشد.» حلیة المتقین
«امام باقر(ع):هیچ چیز باندازة شکم پُر نزد خدا مبغوضنیست.»[۱۰۵]
• قوت دل زعقل وجان باشد قوت تن زآب ونان باشد
• خانه خالی بود حضور دهد تن خالی فروغ ونور دهد
• علم جویی،به ترک سیری کن جان طلب میکنی،دلیری کن
• نان اگر پر خوری مستیکم خور،ای خواجه کز بلا رستی
«پیامبر(ص):باسیری غذا خوردن موجب برص است»
«علی(ع):کم است پرخوریکه بیمار نشود!»
«پیامبر(ص):دلهایتان را با زیاد خوردن وزیاد نوشیدن نمیرانید!»
«لقمان(ع): ای پسرکم! وقتی معده پرشد،تفکر میخوابد.حکمت لالمیشودواعضاء از عبادت کسل میگردند.»
دکتر آلکسیس کارل گفته است:
پرخوری علاوه براختلال درمزاج،اعصاب مغز را ناتوان ساخته ودرشخص اختلالات روحی ایجادمیکند که آثار آن در پکری،تنبلی،خونسردی وحالت بهت وخوابوغصّه ورؤیاهای وحشتناک مشاهده میشود.
حسادت
حسودم چه کنم
زنی ۲۴ساله هستم که به تازگی نامزد کردهام.از مشکلی رنج میبرم کهجانم را میسوزاند وبه تمام وجودم چنگ میاندازد.خودم بهتر از هرکسی میدانم که هیچ کس در ایجاد این مشکل دخیل نیست.
شاید باور نکنید،اما در زندگی همه چیز دارم. شغلمناسب،تحصیلات،رفاه نسبی و همسری خوب،اما نسبت به دیگرانهمیشه حس حسادت دارم.نشانههای حسد ورزی به قدری درمنشدید وبارز است که خیلی روی رفتار وحرکاتم اثر میگذارد وسریعاواکنش نشان میدهم،به طوری که همه اطرافیانم متوجه تغییر حالتچهرهام میشوند.
کوچکترین پیشرفت در زندگی دیگران،آزارممیدهد.ارزو میکنم که همه به لحاظ تحصیلی،شغلی و مالی ازمنپایینتر باشند و هزاران آرزوی بیمارگونه دیگر.
اکنون به قدری از این حس بیمارگونه،درمانده شدهام که نمیتوانم بهزندگی عادی ام ادامه دهم.به شدت عصبی و خودخور شدهام ودائمااضطراب دارم که نکند از دیگران عقب بمانم.لطفا کمک کنید. [۱۰۷]
-از اهواز حسادت آفتی است که اگر به کسی برسد او را از درون سوزانده وسپس نابود میکند و حسود به کسی گویند که از پیشرفت و ترقّیدیگران احساس نراحتی نموده و آرزو میکند که دیگران پیشرفتنداشته و اگر خداوند به کسی نعمتی عنایت کرده آن نعمت از آن فردگرفته شود!
قرآن میفرماید:
ام یحسدون الناس علی م آتیهُم الله مِن فضله.
آیا به آنچه خدا از فضلش به مردم داده حسادتمی ورزند؟
سپس خداوند این افراد را مورد لعن قرار داده است: اولئک الذین لعنهم الله آنانند«حسودان»
که خداوند آنها را لعن نموده است.
در سخنان بزرگان دین هم از حسادت بشدت مذمت شده است:
امیرالمؤمنین(ع):«حسد جسم را ازبین می رود.»
امام حسن مجتبی(ع):حسد پیش درآمد فساد است چنانکه قابیل را به کشتن هابیل وادار کرد.»
• تو نیکی میکن ودر دجله انداز
• که ایزد در بیابانت دهد باز
یک داستان
شخصی بود که بیت فوق را مرتب میگفت وبخاطر مطالب شیرینیکه بیان میکرد همیشه نزد خلیفه میرفت وبرای او صحبتمینمود.وزیر حسادت کرد وتصمیم گرفت تا او را از سر راهبردارد.روزی او را به خانهاش دعوت کرد وغذائی را که در آن سیر زیادیبکار رفته بود به او خوراند.
سپس قبل از اینکه مرد نزد خلیفه رود،وزیرنزد خلیفه رفت وگفت:
این شخصیکه نزد شما تردد میکند شایعه کردهکه دهان خلیفه بوی بد!میدهد.
بعد از اینکه مرد نزد خلیفه واردشد،بخاطر اینکه بوی سیر خلیفه را ناراحت نکند مرتب جلو دهان خودرا میگرفت.خلیفه گمان کرد حرف وزیر درست است.لذا در کاغذینوشت که آورنده این کاغذ را گردن بزنید!
وکاغذ را به مرد داد وگفت اینپاداش است!
نزد فلان برویدوبگیرید!
وزیر که دم درب منتظر عاقبت اینمرد بود دید که با کاغذی در سینی بیرون آمد.خیال کرد که خلیفه درکاغذ دستور پاداش به مرد را داده است لذا آن کاغذ را نخواند از عربخرید وخودش کاغذ را به فردی که خلیفه امر کرده بود داد وسر وزیربریده شد!وبرای خلیفه فرستاده شد.
درباره آیه زیر آمده است:
ومن شرّ حاسدٍ اذا حسد.
واز شرّ هرموجودی زمانیکه حسادتمیورزد.بدترین آفت دل حسادت است. که سبب خیلی ازکارهاست.طوری که ائمه(ع)میفرمایند همانطور که آتش چوب رامیخورد، حسادت ایمان را میخورد. علامه اربلی «ره»
در کسف الغمه از رسول خدا(ص)روایت میکند کهوقتی به آسمان رفتموخواستم بهشت ودوزخ را ببینم،جبرئیل مرابسوی بهشت برد وهشت در بهشت را دیدم که بر هریک چهار کلمهنوشته شده بود که هرکلمهای از دنیا وآنچه در دنیاهست، بهتراست. بشرط عمل.
۱ ـ بردرب اول نوشته بود:
لااله محمدرسول الله وعلی ولی الله.لکلّ شیء حیلة وحیلة العیش اربعخصال. القناعةوبذل الحق وترک الحسد ومجالسة اهلالخیر.
خدایی جز خدای یگانه نیست ومحمد رسول خدا وعلی ولیخداست.برای هر چیزی راهی است وراه زندگی چهارچیزاست.قناعت.سخن حق.ترک حسادت وهم نشینی با خوبان.
از بسیاری از روایات بدست میآید که بدترین چیز برای علماءدوچیز است:یکی حسادت است .ویکی غرور.
آمده است که روزی عیسی بن مریم(ع)،شیطان را دید که باری برشتر حمل میکند.پرسید این چیست؟
گفت حسادت است که برایعلماء میبرم.
روایت شده که بر در بهشت،درختی است که شاخه های آن برصدهزار نفر سایه می اندازد.در سمت راست درخت،چشمه ای پاککننده وجود دارد که اهل بهشت وقتی از آن می نوشند، دلشان از حسد و پوستشان از مو پاک می شود.
همانطور که خدادر آیه۲۱سوره انسان میفرماید:
«وسَقاهُم ربُّهم شراباً طَهوراً.یعنی:خدا به آنان شرابی پاککننده می نوشاند.»
سپس در چشمه ای که در چپ درخت است غسلمی کنند وبا غسل در آن مرگ آنها از بین می رود. روزی رسول خدا(ص) فرمود که :توجه داشته باشید که براستیبسوی شما درد ومرضی که امّتهای گذشته را فراگرفته بود،بسوی شماروی آورده وآن حسد است.
موی بدن را نمیزداید ولی زدایندة ونابودکننده دین است.انسان در صورتی از بلای حسد در امان است کهدست وزبان خود را نگه دارد و طعنه بر برادر خود نزند و سخن چینیدر بارهاش نکند امام صادق(ع)خطاب به فرزند نعمان احول :
دشمنتر از همة شمانزد من،بزرگ منش هایی هستند که سخن چین و نسبت به برادرانشانحسد ورزند.نه آنان از منند و نه من از آنهایم.
سپس فرمود:به خدا قسمهرگاه یکی از شما به اندازه روی زمین طلا در راه خدا بدهد بعد از آنکهنسبت به مؤمنی حسد ببرد بوسیلة همان طلاها پوست بدنش را درجهنم میسوزانند.
توانم آنکه نیازارم اندرون کسحسود را چه کنم کو ز خود برنج درست بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجیستکه از مشقت آن جز بمرگ نتوان رست مهمترین خصوصی حسادت آن است که در میان همة طبقاتبوده وهر شخص با هر شغلی که است میتواند دارای این صفت رذیلهباشد!گاه بین دوکارمند اداره وگاه بین دونفر نظامی وگاه بین دونفرهمسایه ودوراننده تاکسی وحتی دونفر گدا حسادت پیدا میشود.
رسول خدا(ص):خدای عز وجل به موسی بن عمران علیه السلامفرمود ای پسر عمران!بر آنچه از فضل خود بمردم دادهام حسد مبر وچشمت را دنبال آن دراز مکن ودلت را پی آن مبر!
زیرا حسود از نعمتمن ناراحت است واز تقسیمی که میان بندگانم کردهام جلوگیریمیکند!و کسیکه چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست.
حسد رنجیست سوزنده کزو آتش بجان افتدچه جایی جان که از حسّاد آتش در جهان افتد مرنجان ای عزیز من ز سودای حسودان دلکه تو سودی بدست آری و ایشانرا زیان افتد
درمان حسادت
از نظر عقل وشرع حسادت مرض روحی است که باید کنترل شود.وشخص حسود بجای حسادت به غبطه و رقابت روی بیاورد.اگر دیگریدر یک فضیلتی از او بالاتر است،او هم سعی کند با تلاش وزحمت خودرا به او برساند وحتی از او بالاتر رود.اگر یک مغازه دار درآمدش از مغازهدار دیگر بیشتر است،دیگری بجای حسادت وخراب گردن او،بفکرروشهای بهتر وجدیدتر سالمی برای کسب درآمد بالاتربیافتد.همچنین اگر در کلاسی دانش آموزی زرنگ ودیگری تنبلاست!
تنبل بجای حسادت وتحقیر زرنگ،بفکر اصلاح خود ورقابت بازرنگ بیافتد.وهمچنین دیگر افرادی که به یک نوعی نسبت به همحسادت دارند.همانطور که امام حسین(ع)فرمود ما نسبت به برنج وآبفرات مردم عراق غبطه میخوریم.یعنی ای کاش ما هم از این نعمتمردم عراق بهرهمند بودیم.نه اینکه خدا کند این نعمت مردم عراقازشان گرفته شود ودیگر این نعمت را نداشته باشند!
تکبر
تکبر به معنای خود را بزرگ وبرتر دیدن ودیگران را از خود پائینتردیدن است.واین صفتی است که باعث شد ابلیس با هزاران سالعبادت از زمرة فرشتگان الهی رانده شده وتا روز قیامت ملعون خداوملعون خلق خدا قرار گیرد.
قرآن میفرماید:
اِنَّ الله لایُحِبُّ مَن کان مختالاً فخوراً خداوند متکبر فخرفروش را دوست ندارد.
و رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
کسیکه ذرهای کبر در دل او باشد،داخل بهشت نمیشود.
تعجب امام سجاد(ع) امام سجاد(ع)فرمود:
از متکبر فخرکننده متعجبم که دیروز نطفه بودو فردا مرداراست!
وعجب از کسیکه در وجود خدا،شک می کند، درحالیکه مخلوقاتِ اورا می بیند!وعجب از کسیکه مرگ را انکار می کند ،درحالیکه مشاهده می کند که روز وشب افرادی می میرند!
وعجبازکسیکه زنده شدن مردگان وجهان آخرت را انکارمی کند،درحالیکهمتولد شدنافراد زیادی را می بیند!وعجب از کسیکه خانه ازبین رفتنی -دنیا-را آباد می کند،ولی خانة باقی ماندنی-آخرت- را ترک کردهاست!
رسول خدا(ص):رز قیامت،خدا با سه دسته سخن نمی گویدو به آنان نظر-لطف-نمی کند واعمال آنان را تزکیه نمی نمایدوبرای آنان عذابی دردناک است:پیرزناکار،پادشاه ستمکار،آدم خودرأی ومتکبر!
حدیث قدسی: درقیامت نزدیک ترین افرادبه من اهل تواضعودورترین افراد بمن متکبرین هستند.[۱۰۸]
رسول خدا(ص):«خداوند متعال به من وحی کرد که تواضع کنید تااحدی بر دیگری فخر نفروشد و احدی به دیگری تجاوز ننماید.»
رسول خدا(ص):«هرگاه متواضعین امّت مرا دیدید،شما هم تواضعکنید.و اگر متکبرین را دیدید،شما هم تکبر کنید که تکبر شما باعثخواری وذلّت آنها میگردد.»
امیرالمؤمنین(ع):«بدترین آفت عقل،کبراست.»
تواضع وفروتنی پیامبر به حدّی بود که پس از پیروزی در جنگ خیبر،برالاغی که لجام وجُل آن از لیف خرما بود سوار شده بود وبه کودکانوزنان سلام مینمود. روزی شخصی با آن حضرت سخن میگفت ودرحال صحبتمیلرزید.پیامبرفرمود:چرا از من میترسی؟منکه پادشاه نیستم.»
«روزی پیامبر بطرف مسجد میرفت.در راه به کودکانی رسید که بازیمیکردند.همینکه چشم کودکان به حضرت افتاد،چون دیده بودند کهحسنین(ع)پر پشت پیامبر سوار شده وحضرت به آنها سواری میداد،آنها هم به پیامبر گفتند:کُنْ جملی! شترماباش!پیامبر هم با ملاطفت،تمامبچهها را بنوبت بر پشت مبارکش سوار مینمود.
مردم که در مسجد منتظر پیامبر بودند ،چون دیدند حضرت نیامد،بلالرا بدنبال پیامبر فرستادند.وقتی بلال در کوچه با صحنه حلقه زدنکودکان بدور پیامبر وتقاضای سواری از حضرت،مواجه شد،خواستکودکان را از حضرت دور کند امّاحضرت فرمود:این کار را نکن!بلکه بهخانه ما برو ومقداری گردو بیاور!بلالاز خانه حضرت مقداری گردو آوردوبه پیامبر داد.
حضرت به کودکان فرمود:آیا حاضرید شترتان را به اینگردوها بفروشید؟
کودکان با خوشحالی قبول کردند وگردوهارا گرفتهوپیامبر را رها نمودند.
رسول خدا(ص)فرمود:خدا رحمت کند برادرمیوسف را که اورا به پول اندکی فروختند همینطور که این کودکان مرا بهچند دانه گردو فروختند!
ترس
امیرالمؤمنین(ع):«سه چیز جان را میکاهد:تنگدستی،ترس،اندوه و سه چیز روح را زنده مینماید: سخن علماء، دیدار رفقا ،گذشتن روزگار بدون گرفتاری زیاد.»
امیرالمؤمنین(ع):«از کاری میترسی،خود را درآن بیافکن!زیرا ترس ازهرکاری،بزرگتر از خود کار است.»
«چندتن از مشرکین،بقصد ترور پیامبر به مدینه آمدند ولی دستگیرشدند.چون حاضر به اسلام آوردن نشدند،پیامبر دستورداد که به غیر ازیکنفر از آنان ،بقیه را بکشند.شخص آزاد شده از پیامبر سؤال کرد:به چهدلیل همة رفقای من کشته شدند،ولی مرا زنده نگه داشتید؟ حضرت فرمود: زیرا جبرئیل ازطرف خدا برمن نازل شد وخبرداد کهتودارای پنج خصلت هستی که خدا ورسول آنهارا دوست دارند.اولانکه تو نسبت به ناموس وخانواده ات غیرت داری.دوم آنکه مردی باسخاوتی.سوم انکه راستگویی.چهارم آنکه شجاعت داری.پنجم آنکهخوش اخلاقی. آن مرد با شنیدن این سخن،به حضرت ایمان آورد ومسلمان شد.»
تقلید بی چون وچرا
حسّ تقلید یکی از تمایلات طبیعی است که درتمام افراد بشر در سنینمختلف وجود دارد و درنسل جوان شدیدتر است.
آدمی میتواند بوسیلة تقلید، از تجربیات علمی و عملی دیگران استفادهکند و راهی را که گذشتگان پیموده و به نتیجه رسیدهاند را بپیماید و بهاهداف خود با زحمت کمتر و سرعت بیشتر دست پیدا نماید.
نوجوانانبرای ساختن شخصیت خویش و برگزیدن صفات لازم، از دیگران تقلیدمیکنند و روش آنان را برنامة کار خود قرار میدهند. باتوجه به اینکهتمایل خودنمائی و تشخصّ طلبی در نوجوانان شدید است، کوششمیکنند تا جائی که میسّر است از مردان مشهور و ممتاز پیروی نمایند وصفات آنان را الگوی شخصیت سازی خود قرار دهند، به این امید که هرچه زودتر و بیشتر شهرت و افتخاری کسب نمایند و مورد توجه عمومقرار گیرند.
گاهی دراین خصوص از قهرمانان ورزشی تقلید میکنند. گاه از ستارگانسینما تقلید میکنند و کارهای ساختگی و غیر واقعی آنان را برنامةزندگی خود قرار میدهند.
مانند آنان راه میروند، حرف میزنند، لباسمیپوشند، نگاه میکنند، میخندند، معاشقه میکنند و صورت و مویخود را میآرایند و خلاصه بجای اینکه شخصیت خویش را براساسسجایای اخلاقی و صفات انسانی پیریزی کنند و خود را انسان لایقیبسازند، از این ستاره ها و الگوها تقلید کرده و رفتار آنان را برنامة کار خودقرار میدهند و به این واسطه بزرگترین ضربه را به شخصیت معنویخود میزنند.
اینجاست که خطراتی جوانان را تهدید میکند و چه بسا تقلیدهای نابجاباعث شده که از مسیر پاکی و فضیلت منحرف گشته و برای ارضاء حسّبرتری جوئی، مرتکب گناهان بزرگ شدهاند و برای همیشه موجباتتیرهروزی و بدبختی خود را فراهم آوردهاند.
«مادری در لبنان به دادگاه مراجعه و از پسرش شکایت کرد. و اظهار نمودکه پسر دوازده سالة او مرتب از مدرسه فرار میکند و بیحساب پولخرج مینماید و او نمی داند این پولها از کجا آمده است.
پس ازتحقیقاتی که از «عدنان» شد، او اعتراف نمود که ابتدا فنّ سرقت را ازمشاهدة فیلمها یاد گرفته و تاکنون مرتکب ۲۷ فقره سرقت شده است.ازجمله هفت دستگاه دوچرخه را دزدیده و فروخته است.»
«در زمان حکومت طاغوت عدهای نوجوان که برخی دانشآموز بودند وباند سرقت اتومبیل را اداره میکردند، دستگیرشدند. سنّ این گروه بین۱۶ تا ۲۰ سال بود. بیشتر آنان در بازجوئی در مورد انگیزه این کارمیگفتند: ما خودمان هم نمیدانیم چرا به اینکار دست زدیم امّا هرچهبود از سرقت ماشین مخصوصاًکارهای قهرمانی این سرقتها لذتمیبردیم».
روزنامههای آمریکا نوشتند:جری اسمیت،پسر سیزده ساله از چندماه قبل عاشق دختر چهارده سالهای بنام فرانسیس میکل شدهبود.هرچه پسر اظهار علاقه مینمود،دختر اورا مسخره کرده وجواب ردمیداد تا اینکه روزی جری سر راه بر فرانسیس گرفت وبعد از اتمامحجت وتکرار جواب رد فرانسیس ،کاردی را که از قبل تهیه نموده بود تادسته در سینة فرانسیس فروبرد واورا در گودالی انداخته وفرار کرد.بعداز بیست وچهارساعت جری دستگیر شد ودر بازجویی گفت:من عشقو جنایت را از سینما یاد گرفتهام و اگر فیلمهای عشقی جناییرا نمیدیدم،دچار چنان عشقی نمیشدم و چنین جنایتیانجام نمیدادم.
خلق را تقلیدشان بر باد داد!
تقلید است که باعث بسیاری از کارهای خلاف میشود و مخصوصاً درمورد نوجوانان و جوانان.
در همین کشور خودمان تقلید از فیلمها وهنرپیشهها چه آثار زیانباری که به بار نیاورده است!
اگر عدهای از نوجوانان ما سیگار میکشند، نتیجة تقلید ناصحیح است.اگر گروهی به مشروبات الکلی روی میآورند باز هم نتیجةتقلید است.
اگر عدهای از دختران از حجاب و عفت زنانه گریزان هستند این همنتیجة تقلید است. و اگر اعتیاد و روابط نامشروع و استفاده از انواعلباسهای باصطلاح رَپی در بین بعضی از جوانان ما وجود دارد، این همبه تقلید برمیگردد.
دامنة تقلید بسیاری از مسائل زندگی مارا دربر می گیرد که گاهی آنمسئله سرنوشت ساز است مثل تقلید درمسائل مذهبی.
متأسفانه انسانهای زیادی از ادیان مذاهب باطل شده هستند که بخاطرتقلید از پدران واجداد خود،برهمان مذهب غیر حق باقی ماندهاند.درحالیکه اگر دربارة درستی ونادرستی دین اجداد خود بررسیوتفکر می کردند ،می توانستند به راه حق دست پیدا کنند.
دین تو به تقلید پذیرفته ایدین به تقلید بود سرسری آنک او از پردة تقلید جستاو به نور حق ببیند آنچ هست تقلید صحیح آنست که از کارهای خوب دیگران درس بگیریم و کارهایبد دیگران را بخودشان واگذار نمائیم.
دربارة تقلید باید پنج نکته مورد توجه قرارگیرد:
اول آنکه از افراد منحرف و گناهکار تقلید نشود، زیرا گناهکاران دیر وزود دچار شکست و بیآبروئی میشوند.
دوم آنکه بدانند که ساختمان طبیعی و استعدادهای افراد با هم تفاوتدارد. خدا انسانها را مختلف آفریده و هر انسانی برای انجام کار مناسببا ساختمان خود آمادگی بیشتری دارد.
سوم اینکه ازبهترین الگوهارا که انسانهای برگزیده هستند تقلید کنیم وازانسانهائی که دارای صفات بدهستند،تقلید ننمائیم.
چهارم اینکه در هر تقلیدی ،خوب فکر کنیم وچنانچه با عقل سلیمموافق بود آنرا انجام دهیم.
پنجم اینکه در مسائل شرعی یا باید خودمان مجتهد ومتخصص باشیمکه این نیاز به حداقل بیست سال درس حوزوی دارد ویا باید از مجتهدیکه بنظر ما از همه اعلم است،تقلید نمائیم.همانطور که در مسائلپزشکی از دستورات پزشک تبعیت می کنیم ویا در مسائل ساختمانی ازمعمار ومهندس تبعیت می نمائیم.
زود رنج بودن
امام پنجم(ع):کسیکه عصبانیت خود را کنترل کند،در حالیکهقدرت بر اعمال خشونت دارد،روز قیامت خداوند دلش را ازاطمینانوایمان پر نماید.۴۸
رسول خدا(ص):«محبت خدا بر آنکه در غضب،خوددار باشد،لازماست»
رسول خدا(ص):«خداوند به کسیکه خشم خود را کنترل کند و نسبت بهبرادر مسلمانش گذشت داشته باشد،وبردباری پیشه نماید،اجر شهیدعنایت میکند.»
مردی خدمت پیامبر آمد وگفت:مرا نصیحتی بفرما!
حضرت فرمود:غضب نکن!
باز گفت:مرا توصیهای بفرمائید!
فرمود: غضب نکن!
برای بارسوم گفت:مرا نصیحتی بفرمائید!
فرمود: غضب منما!
آن شخص خداحافظی کرد وبنزد قبیلة خود مراجعه نمود. ناگاه دید کهبر سر مسئلة قتلی،قبیلة او آمادة کارزار با قبیلة دیگر شده است.اوهمغضبناک شده ولباس رزم پوشید!
امّا بیاد سخن پیامبر افتاد ولباس جنگیرا درآورد وبنزد قبیلة مقابل رفت وگفت:
ای مردم!هرجراحت وقتل بینشانهای که در افراد شما باشد،بعهدة من است وخونبهای آنرامیدهم. آنها گفتند:ما بهپرداخت این جریمه سزاوارتریم!سپس بایکدیگر صلح نمودند.
بخل وخساست
بخل
بخل به معنای دست بسته بودن و عدم تمایل به استفاده رساندن بهدیگران از مال وثروت خود میباشد.واین بخاطر دلبستگی سختومحکم به مادیات است که در او بصورت بخل جلوه مینماید.
ولا یحسبن الذین یبخلون بما آتاهم الله من فضله هوخیراً لهم بل هو شرٌ لهم سیوطقون ما بخلوا به یوم القیامةو لِلّه میراث السموات و الارض والله بما تعملونخبیرٌ
آنهائی که نسبت به آنچه خدا به آنها داده بخل میورزند خیال نکنند که این بخل برایشان خوب است بلکه این بخل برایشان شرّ است بزودی اموالی را که در آنها بخل ورزیدند را بهگردنشانآویخته میکنند ومیراث آسمانها وزمین مال خداستوخدا به آنچه میکنید آگاه است.
پیامبر بارها میفرمود که :
اللهمّ اِنّی اعوذ من البخل خدا یا!از بخل بتو پناه میبرم.
وفرمود:
در دل مؤمن دو خصلت جمع نشود:بخل -بدخلقی وفرمود:
نزد خداوند،بخیل از ظالم بدتر بود و خدا قسم خورده که به عظمت و جلالتم ،بخیل را وارد بهشت ننمایم.
شاعر گوید:
• بخور،بپوش ،ببخش و بدانکه کس کو به دیگری بگذاشت
• حاصل عمرخرد ندانست بخیل وسه پسرش!
آوردهاند در اصفهان مردی پولدار بود که بخیل بو ودست کسی بهغذای او نرسیده و شامه روزگار بوی شوربای او نشنیده ،مصداق اینشعر:
• از بخیلی که هست امساکش نیست گرببرند دست ناپاکش
• ممکن که نیم قطرة خون آید از دست ممسکش بیرون!
سه پسر داشت.چون موقع مرگش رسید خواست امتحان کندکدامیک از پسرانش از جهت بخل از خودش بخیلتر هستند تا او راجانشین خود سازد.ابتدا پسر بزرگتر را خواست وگفت:پسر!نان چگونهخوری؟
گفت نان با پنیر خورم!بخیل گفت برو که بدبختی!وتورا از دولتبهرهای نیست!
بعد پسر دوم را طلبید و گفت نان چگونه خوری؟
گفتنان به پنیر میمالم و میخورم!گفت تو نیز بدبختی و از سعادت بهرهاینداری!
پسر سوم را خواست و گفت نان چگونه خوری؟
گفت من پنیر رادر خیال خود گذرانده ونان را با پنیر خیالی میخورم!
پدر گفت تو پسرمنی!آنگاه کلید اموال خود را به او داد!
شیطان به یحیی(ع)چه گفت
نقلست که حضرت یحیی(ع)،روزی شیطان را به صورت اصلی خوددید واز او پرسید:
کدام دسته از مردم را دوست داری؟
وباکدام دسته دشمنهستی؟
شیطان گفت:
دوستترین شخص نزد من مؤمن بخیلستو دشمنترین شخصنزد من فاسق سخاومتند است.
امیرالمؤمنین(ع):«قوّت جسم به غذا میباشد وقوّت روح به غذا دادنبه مؤمنین میباشد.»
امیرالمؤمنین(ع):«هرمؤمنی که مهماندوست باشد،وقتی از قبر محشورمی شود،صورتش مانند ماه شب چهارده میباشد.در این حال مردممیگویند:این شخص حتماً پیامبر است!
فرشتهای جواب میدهد:اینمؤمنی است که مهمان دوست بوده ومهمان را عزیز میشمردهاست.این مؤمن را فقط به بهشت میبرند.»
امیرالمؤمنین(ع):«سه صفت در مرد باعث نقص و در زن باعث کمالاست. یکی خودخواهی است که اگر زن مغرور باشد، تن بکار زشتندهد. دوم بخل است که باعث میشود از مال شوهرش خوب مواظبتکند. سوم ترس است که بخاطر ترس، از فساد رویگردان شود» .
«امام باقر(ع)فرمود:پدرم فرمود:با پنج دسته رفاقت نکن وحرف نزن!
فاسق،بخیل،دروغگو،احمق و قاطع رحم!
امّا فاسق!تورا به یک خوردن وکمتر میفروشد!
امّا بخیل!از تو چیزی را که به ان از همه محتاجتری،دریغ میکند!
امّا دروغگو!مثل سرابست که نزدیک را دور ودور را نزدیک میسازد!
امّا احمق!میخواهد بتو نفع برساند،ضرر میرساند!
امّا قاطع رحم!او را در سه جای قرآن ملعون یافتم!»
امام صادق(ع):«کسیکه غیر از خانة خود،خانة دیگری که به آن نیازندارد،داشته باشد.در این حال،فرد مؤمنی درخواست استفاده از خانةمازاد اورا بنماید.ولی صاحبخانه به او اعانت ننماید وجواب منفیبدهد،خداوند عزّ وجلّ میفرماید:ای فرشتگانم!بندة من بخلورزید!وخانهاش را به بندة نیازمندم نداد.به عزّتم سوگند!که اورا دربهشتم ساکن نگردانم.»
بخل باعث طلاق شد
آوردهاند که روزی بخیلی با اهل وعیلش بر سر سفره نشسته بودوغذا میخورد که گدایی دم در خانه شان آمد وتقاضای کمک کرد.زنخواست به فقیر کمک کند ولی شوهرش مخالفت کرد.بگو بگوی آنها کمکم بجای باریکی کشید وخلاصه کارشان به طلاق کشید!
زن بعد از مدتی ازدواج کرد و با شوهر دومش زندگی میکرد.روزی باشوهر دومش سر سفره نشسته بودند وغذا میخوردند که در خانه بهصدا درآمد.زن وقتی در را باز کرد دید گدایی است خوب نگاه کرد دیداین مرد همان شوهر سابقش میباشد!فریادش بلند شد.شوهر دوم آمدوگفت چه شده؟
زن گفت این مرد گدا شوهر اولم است که ثروت زیادیداشت ولی بخاطر بخیل بودنش ،مالش از بین رفت وزندگیش از همپاشید!
ضرب المثل
در ضرب المثل است که آدم بخیلی بود که یک شب خدا به او گاوی دادوفردای آن شب به همسایة او یک گوساله.
آدم بخیل وقتی که خبردارشد به درگاه خدا نالید و گفت:
خداوندا!نه میخواهم این گاو را به منبدهی و نه آن گوساله ر به همسایه ام!
هلاکت اقوام گذشته بسبب بخل
رسول خدا(ص)فرمود:
از بخل بپرهیزید که اقوام گذشته را هلاک کرد و آنها را وادار کردکه بخون یکدیگر دست بیالایند و محارم خویش را حلال شمارند!
قوم لوط بخاطربخل فاسد شدند
در بارة اینکه عمل زشت لواط(وباصطلاح امروز همجنسبازی)چگونه درمیان آنان شیوع یافت - با اینکه مطابق روایات و تواریختا به آن روز سابقه نداشت - در حدیثی که صدوق (ره)از امام باقر علیهالسلام روایت کرده آن حضرت علت شیوع این عمل را در میانآنها،خصلت نکوهیدة بخل ذکر فرموده وبه ابوبصیر که راوی حدیثویکی از اصحاب اواست چنین گوید:
ای ابامحمد!رسول خدا صلی الله علیه وآله در هر صبح وشب از بخل به خدا پناه میبرد وما نیز از این صفت به خداپناه میبریم،خدایتعالی فرموده:«وکسی که نفسش از بخل نگهداری شود آنان رستگارند» و اکنون سرانجام(شوم)بخل را بتو خبر خواهم داد:
قوم لوط اهل قریهای بودند که بخل داشتند وهمین بخل درد بی درمانی در مورد شهوت جنسی برایشان ببار آورد.
ابابصیر پرسید:چه دردی برای آنها ببار آورد؟
امام فرمود:
قریة قوم لوط سر راه مردمی بودند که به شام ومصر سفرمیکردند.وچون کاروانی بر آنها وارد میشد از آنان پذیرائیمینمودند.چون این جریان ادامه پیدا کرد از روی بخل وخساستی کهداشتند ناراحت شده وبه فکر چارهای افتادندوهمان بخل موجب شدکه چون میهمانی به خانه آنهامی آمد با او لواط میکردند بدون اینکهشهوتی به این کار داشته باشند.وتنها این عمل را انجام میداند تامهمانی به منزل آنها نیاید. وهمین سبب شد تا پای مسافران از سرزمینآنها قطع شود ودیگر کسی بدانجا نیاید اما این عمل در میان آنهاعادتشد وبالاخره سبب هلاکتشان گردید.
سوءظن
انسان در روابط خانوادگی واجتماعی باید دارای حُسن ظن باشد.
حُسن ظن به پیشرفت کارها وایجاد محبت بین خانواده وجامعه کمکمی کند.
ولی سوء ظن باعث از بین رفتن روابط سالم اجتماعی می شود.
معنای سوءظن آن است که کارها واعمال دیگران را برعلیه خود حملکنیم.ویا دیگران را بدون علم ویقین، متهم نمائیم.
«ای مؤمنین!از بسیاری از گمانها دوری کنید که بعضی از گمانها گناهاست»
حجرات «پیامبر(ص):خدا سؤء ظن به مؤمن را حرام کرده است»
هرچه دائرة سوء ظن وسیعترباشد گناه وفسادش بیشتر است.سوء ظندر مسائل سیاسی باعث خرابی کشور ومملکتی می شود.
سوءظن در مسائل کاری وشغلی مشکلات زیادی ایجاد می کند.
سوء ظن در مسائل خانوادگی به اختلافات خانوادگی منجر می شود.
وخلاصه سوءظن در موارد مختلف باعث ضرر وزیانهایی می شود.
«نقل شده که:شخصی سگ باوفائی داشت..روزی کودک در گهواره اشرا باسگ تنها گذاشت واز خانه اش خارج شد.وقتی به منزلبرگشت،سگ درحالیکه پوزهاش خونی بود،باستقبال صاحبش آمد.
مردخیال کرد که سگ به کودک او آسیبی وارد کرده است.لذا شمشیرش راکشید وسگ را کشت.امّا وقتی وارد منزل شد ،کودک را سالم دیدودرکنار گهواره ماری مرده ای را مشاهده کرد وفهمید که مار قصد آسیبرساندن به کودک را داشته ولی سگ مانع شده وبا او زد وخورد نمودهاست.
مرد آنچنان پشیمان شد که تا سه روز بربالین سگ مرده اشک می ریختواظهار پشیمانی می کرد.»
سوء ظن دشمنان خیالی انسان را زیاد می کند .افراد دارای سؤء ظندارای اضطراب بوده وکمتر در آرامش می باشند.
مثلاً زنانیکه به شوهران خود سؤء ظن دارند اکثر اوقات فکرشان نا آرامبوده لذا دچار بیماریهای روانی می شوند.همچنین مردانی که بدونجهت نسبت به همسرشان سوء ظن دارند ،دچار ناراحتی اعصاب میشوند وآرامش خودرا از دست می دهند.
«امام صادق(ع):کسیکه بخاطر مشکلات مالی ازدواج نمی کند،به خداسوء ظن دارد.زیرا خداوند وعده داده است که رزق بندگانم را میدهم.»
درمان سوءظن بهترین درمان ،حمل کردن کارهای دیگران برخوبی است.تا انسان یقینبه بدبودن حرکتی نکرده آنرا برخوبی وخیر حمل نماید.
همچنین فاصله گرفتن از افراد دارای سوءظن نیز به مداوای این دردکمک می کند.
سوءظن درآئینة روایات
«علی(ع):بین حق وباطل چهارانگشت فاصله است.پس آنچه را باگوششنیدی چنانچه باچشم هم دیدی راست وحق است.»
«اعمال برادرت را تا دلیلی برخلافش نیافتی،بر نیکوترین وجه حملنما.وتا زمانیکه میتوانی سخن مؤمن را بر خوب حمل کنی،هرگز نسبتبه سخن مؤمن گمان بد مبر.»تفسیرنمونه «امام صادق(ع) : اصل حُسن ظن از حُسن ایمان وسالم بودن دل است کههرکه را میبیند پاک وخوب میپندارد واحتمال حیاء وامانت وصیانتوراستی به او میدهد.»
پیامبر(ص):به برادرانتان گمان خوب داشته باشید تا دچار صفای دلوپاکی طبع گردید»تفسیر من هدی القرآن یک نکته:
سوء ظن در مأمورین اطلاعات ودر مورد روابط خارجی ابکشورهایدیگر ودر مسائل نظامی باید باشد ونه تنها اشکال ندارد بلکه لازمواجب وضروری است.آن که اشکال دارد سوء ظن در داخل جامعهکوچک یا بزرگ مسلمانان است که به وحدت،صمیمیت وپیشرفتو...ضررها وارد میکند.
نادانی
«علی(ع)ازحسن پرسید:عقل چیست؟فرمود:آینکه قلبت آنچه را به آنسپردهای،نگاه دارد. پرسید:دورندیش وحزم چیست؟فرمود:اینکه منتظر فرصت بمانیوهرجا ممکن شد،شتاب کنی. پرسید:جهل چیست؟فرمود:فرصت نارسیده را رسیده پنداشتنودراقدام ،شتاب کردن!»
تجسس وکنجکاوی
رسول خدا(ص):«کسیکه عیب برادر مسلمانش را به پوشاند،خداونددر آخرت عیبش را بپوشاند.»
رسول خدا(ص):«بعضی از شما خار را درچشم دیگران میبیند ولیاستخوان را در چشم خودش نمیبیند!»
رسول خدا(ص):«هرکه عیب برادرش را بپوشاند،گویا دختر زندهبگوری را زنده گرده است!»
رسول خدا(ص):«هرکه عیب برادرش را ببیند ولی آنرا بپوشاند،خدا درقیامت عیبش را بپوشاند»
رسول خدا(ص):«بدنبال عیوب مؤمنین نباشید که هرکه اینگونهباشد،خدا بدنبال عیبش باشد وهرکه خدا بدنبال عیبش باشد،رسوامیشود اگرچه در دل خانهاش باشد!»
امیرالمؤمنین(ع):«از دوستی با عیبجویان دوری کنید که دوستان آنان هماز شر آنان در امان نیستند.»
امیرالمؤمنین(ع):«از عیبجویان دوری کنید که دوستانشان هم از آنهادرامان نیستند.»
امیرالمؤمنین(ع):«کسیکه از عیب خود مطلع نباشد،ازبزرگترین گناهاناست.»
امام صادق(ع):«در عیب رفیقت تعجیل نکن شاید خدا اورا بیامرزد وبرعیبهای خود ایمن نباش شاید بخاطر آن عذاب شوی!»
اضطرابها ونگرانی هاوافسردگی ها
« الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم الا بذکر الله تطمئنالقلوب»[۱۰۹]
آنانکه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام است.آگاهباشید با یاد خدا دلها آرامش مییابد.
هر انسانی در روند زندگی خود با موانعی روبرو میشود.ودر مقابلهر نوشی ،نیش ودر مقابل هر خوشی،ناخوشی وجود دارد.این موانعومشکلات برای انسان ایجاد دلهره میکند.در هنگام گرفتاریها دچاراضطراب میشود.البته نوع مشکلات وشخصیت افراد وزمان ومکان درطولانی بودن ویا کوتاه بودن این اضطرابها که اگر درمان نشود بهافسردگی منجر میشود،دخالت دارند.
خود وجود دلهره واضطراب در حد عادی برای آدمی لازم است زیراباعث گرفتن حالت تدافعی شده وانسان را به عکس العمل واداشتهوسعی در رفع مشکل میکند.اما اگر فردی بی خیال وبی تفاوت بودهوهیچ گونه اضطرابی نداشته باشد بجز ائمه معصومین(ع)و بعضی ازاولیاء خدا برای دیگران عیب ومریضی حساب شده ودر روانشناسی آنرا مرض «پسی کوپاتی» مینامند.
اما چگونه این افسردگیها واضطرابها را درمان نمائیم؟
آیا بایدسراغ مشروبات الکلی ومواد سکر آور برویم؟
یا سراغ موادمخدر وبرای چندساعتی از خود بیخود شدن وفراموش کردندنیا،برویم؟
قرآن کریم با یک جمله کوتاه،نزدیکترینوآسانترین راه را بما نشان میدهد:
یاد خدا
آری یاد خداست که ترس از مرگ را به آرامش تبدیل مینماید. یاد خداست که ترس از هجوم مشکلات وگرفتاریها را از بین میبرد. یاد خداست که دلهرهها وترسهای ناشی از بی اعتمادی به آینده را کاهشمیدهد و...
انواع ذکر ویاد خدابودن
ذکرخدا انواعی دارد از جمله ذکر لفظی و ذکر قلبی است.که بالاترین ذکر،نماز است.
اگرچه خداوند از تسبیح وتحمید مخلوقاتش مخصوصاًانسان بی نیازاست ولی این ذکرها مایة معرفت وتکامل انسان شده واورا در رسیدن بهمعرفت الهی یاری می کند.
انسانهای عاقل وزرنگ در عرف عرفا واولیاء خدا کسانی هستند کههمیشه بیاد وذکر خدا بوده وهیچ چیز حتی اشتغالات روزمره آنهارا ازاین امر باز نمی دارد.
«انسانهای مؤمن کسانی هستند که تجارت وخرید وفروشآنهارا از یاد خدا مشغول نمی کند.» «نور۳۷»
«آنانکه در حالت ایستاده ونشسته وخوابیده بذکر خدا مشغولبوده ودر خلقت آسمانها وزمین تفکر کرده ومی گویند:ایخدای ما!اینهارا باطل وبیهوده نیافریدهای.تو از هر نقصیمنزّهی .پس مارا از جهنم دور نگه دار.»[۱۱۰]
«ای مؤمنین!مبادا مال ومنال شما را از یاد خدا غافل کند که دراین صورت زیان کرده است» [۱۱۱]
«خدارابسیار یاد کنید شاید رستگارشوید» جمعه۱۰
لذت انسانهای دارای معرفت به ذکر است.یاد کردن خدایی است که :
ا زهمه زیباتر.از همه عظیمتر.از همه مهربانتر.از همه بخشنده تر.به اسرارآشناتر.از همه نزدیکتر.و...است.
برای همین پیامبران وامامان واولیاء خدا، شبانه روز به ذکر خدا واز همةذکرهابزرگتر،به نماز مشغول می شدند.رسول خدا(ص)آنقدر شبهارا بهنماز گذراند که خدا به فرمود:«ای پیامبر!ما قرآن را نازل نکردیم تا تو بهزحمت بیافتی.»
طه۱ علی(ع)شبی هزار رکعت نماز می خواند.امامان دیگر نیز بسیار یازاوقات عمر خودرا به نماز وذکر الهی می گذراندند.
• خوشا آنانکهالله یارشان بی بحمد وقل هوالله کارشان بی
• خوشا آنانکه دائم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی [۱۱۲]
ما حداقل از این روش انسانهای برگزیده متوجه می شویم که در ذکرونماز، باید منافع واثرات بسیار مهمی باشد که آنگونه به آن اهمیت دادهمی شود.برعکس از اهمیت ندادن انسانهای فاسد به نماز وذکر الهیمتوجه می شویم که یکی از عوامل سقوطاین انسانها فراموش کردنخالق خود می باشد.کسیکه مربّی اصلی انسان وتربیت کننده وبزرگکنندة انسان است فراموش کند،غافل ترین انسان است.
«یاد خدا بودن همه جا مهم است مخصوصاً در هنگام جهاد با دشمنان،در هنگام برخورد با گناه،در هنگام دیدن جلوه های دنیا مثل کاخهاوقصرهاوثروتمندان ودنیاطلبان وزنهای زیبا وباغها و آسمانخراشها وزرق وبرقهای ظاهری و...»
آثار دوری از یاد خدا
کسانیکه از ذکر ویاد خدا غافل باشند- که متأسفانه اکثر انسانها این گونههستد،دچار ضررهای مختلف دنیوی واُخروی می شونداز جمله:
دچار سختی در زندگی می شوند
«کسیکه از ذکر من دوریکند،دارای زندگی سختی می شود.»[۱۱۳]
کورمحشور می شوند
«کسانی را که از یاد من دوری کنند،کورمحشور می نمائیم.او می گوید:
خدایا!چرا مرا کور محشور نمودی؟درحالیکه من چشم داشتم؟
خدا گفت:همینطور است. ولی آیات من بتورسید ولی آنهارا فراموش کردی وامروز تو فراموش می شوی.[۱۱۴]
شیطان همراه او می شود
«کسیکه از ذکر خدای رحمن دوریکند،شیطان را همراه او می کنیم.»[۱۱۵]
دلش سیاه ودچار قساوت می شود
«خدا به موسی گفت:ایموسی!مرا در هیچ حالی فراموش نکن که فراموشی من دلهارا قسی میکند.»[۱۱۶]
باعث می شود که انسان غافل، خودش را فراموش نماید
«مانندکسانیکه خدارا فراموش کردند،نباشید که خدا هم یادِ خودشان را ازخودشان بُرد.»[۱۱۷]
• همه تسبیح او همی گویند ریگ در دست وسنگ در کهسار
جمله با او درین مناجاتند خواه موسی وخواه موسیقار [۱۱۸]
انواع ذکر زبانی
حمد وشکر
«رسول خدا روزی سیصدوشصت بار به عدد رگهای بدن تسبیحمیفرمودند.»
«امام رضا(ع)بعد از نماز ظهر به سجده رفته وصدبار میفرمودند:حمداًلِلّه.وبعد از نماز عصر به سجده رفته وصدبار میفرمودند:شکراً لِلّه.»
استغفار
«روایت شده هرکه غروبها هفتاد بار بگوید:استغفرالله ربّیواتوبُ الیه.
هفتصدگناهش پاک شودواگرخود گناه نداشته باشد،گناهانپدر ومادر ودیگر اقوامش پاک شود»
تسبیح
«قبل از هر حمد وشکری ،گفتن تسبیح(سبحان الله) مستحباست.مثل:سبحان الله والحمدلِلّه ولااله الاّ الله والله اکبر»
تکبیر
«باگفتن الله اکبر نماز شروع میشود.وگفتن تکبیر در مواقع مهم از جملهدر موقع روبروشدن با دشمن سفارش شده است»
صلوات
«بهترین ذکر،صلوات است که اصول الدین را دربردارد.»
«روایت شده که در شبهای جمعه ملائکة فراوانی به زمین نزول کرده وتاشب شنبه آنجا هستند وفقط صلوات برمحمد وآل محمدرا مینویسند» «روایت شده که درمیزان هیچ عملی باندازه صلوات سنگینی ندارد»
لااله الاّالله
«در حدیث سلسلة الذهب است که خدا فرمود:کلمة لااله الاّالله،حصارمن است وهرکه در حصار من وارد شود ،از عذابم ایمن میباشد.»
«امام باقر(ع)معمولاً به ذکرلاله الاّالله مشغول بودند.»
لاحول ولاقوّة الاّبالله العلّی العظیم
«امام صادق(ع)فرمود:هرگاه غم اندوهت زیاد شد،این ذکر را زیاد برزبانجاری کن!»
نامهای الله مثل یاحیُّ یاقیّوم
تسبیحات حضرت زهرا(س)
«هرکه این تسبیحات را بعد از نمازهای یومیه بخواند،ثواب هزاررکعتنماز دارد»
افزایش افسردگی واضطراب در جهان صنعتی
در جهان کنونی بیماری افسردگی بسیار زیاد شده است بطوریکه عدهایاز مردم کشورهای صنعتی با دارو بخواب رفته وبا دارو بیدار میشوند.
مجله اکونومیست در شماره اول ژانویه ۱۹۹۹ خود،با چاپ گزارشیدر باره پدیدة افسردگی و علل و آثار آن در ایالات متحده آمریکا نوشت:
به عقیدة روان شناسان ،افسردگی بیماریی ناشی از مدرنیسم وفشارهای جانبی آن است و جوانان به ویژه در آمریکا که سرعت نوآوریدر آن جا بیش از سایر نقاط جهان است در سنین پایینتر در دام اینبیماری گرفتار میآیند.
در سال ۲۰۲ افسردگی پس از بیماریهای قلبی ،گستردهترینبیماری دامن گیر بشر خواهد بود.
به نوشته این مجله:
دکتر ارنست برنت و همکارانش از انستیتو تکنولوژی ماساچوستآمریکا برآورد کردهاندکه هزینههای مربوط به بیماری افسردگی درآمریکا سالانه بالغ بر ۴۴میلیارد دلار یعنی تقریبا برابر هزینههای بیماریهای عروقی است و این بدان معنا است که هر آمریکایی سالانه۶هزاردلار بابت بیماری افسردگی پرداخت میکند.
این مجله میافزاید:
هزینههای مربوط به درمان بیماری افسردگی به ۱۲ میلیاردو۴۰۰میلیون دلار بالغ میشود و خودکشی مبتلایان به افسردگی۷میلیارد و۵۰۰میلیون دلار به این رقم میافزاید که خسارت ناشی ازدست رفتن نیروی انسانی در آن به حساب نیامده است.
اکونومیست مینویسد:
در این میان،بازار داروهای ضد افسردگی بسیار گرم است.طبقبرآورد انستیتو تکنولوژی ماساچوست ارزش بازار جهانی این داروهابالغ بر ۷میلیارد دلار است که انتظار میرود در پنج سال آینده ۵۰٪رشدداشته باشد!
مشهورترین داروی درمان بیماری افسردگی که امروزه به ویژه درآمریکا رواج دارد «پروژاک» است که شرکت سازندة آن «الی لیلی» سالانه۲میلیارد و۶۰۰میلیون دلار به جیب سهامداران خود سرازیر میکند.»
در مجله دانستنیها ،۵/۷/۶۲ آمده است که:
آمریکاییها هرشب بالغ بر سی میلیون قرص خواب آور مصرفمیکنند،که اگر طی یک سال این تعداد قرص را روی هم انباشته کنیم حدود ۶۰۰۰۰۰کیلوگرم وزن خواهد داشت.
واین ۶۰۰تن قرص برای به خواب بردن تمام مردم جهان به مدتهشت شبانه روز کافی میباشد.!
«الوین تافلر،نویسنده ونظریه پردازِ معروف امریکایی:
در سراسر کشورهای مرفه فریاد عجز و لابههای آشنا به گوشمیرسد.میزان خودکشی نواجوانان رو به افزایش است.الکلیسم بیدادمیکند.افسردگی روانی همه گیر شده است،بربریت و جنایت مُد روزگردیده است!
در ایالات متحده اتاقهای اورژانس بیمارستانها مملوّ از معتادان بهماری جُوانا و دیوانههای سرعت و دستههای اراذل واوباش و معتادانبه کوکائین و هرویین و بالاخره افرادی که گرفتار بحران شدید عصبیشدهاند.
مددکاری اجتماعی و بهداشت روانی در همه جا به سرعت رو بهگسترش گذاشته است،در واشنگتن یک کمیسیون بهداشت روانیوابسته به دفتر ریاست جمهوری اعلام میدارد که به طور کاملشهروندان ایالات متحده از نوعی فشار عصبی رنج میبرند.وروانشناسی از مؤسسه ملی بهداشت روانی ادعا میکند که تقریبا هیچخانوادهای بدون نوعی ناهنجاری روانی وجود ندارد و اعلام میکندروان پریشی ،جامعة آمریکا را که آشفته و پریشان و متفرق ونگران آیندهاست،فرا گرفته است!»
تافلر میافزاید:زندگی روزمره واقعاًبهطرزافتضاحآمیزی کیفیت خودرا از دست داده است و اعصاب همه خورد وداغان است،دست به یقهشدن وتیراندازی در مترو یا صفهای بنزین نشانگر این واقعیت است کهکنترل اعصاب از دست افراد خارج شده است،میلیونها نفر از مردم بهآخرین حد از ظرفیتشان رسیدهاند.
علت این افسردگیهارا در فرو رفتن در مادیات ودوری ازمعنویاتوفراموشی خدا ذکر کردهاند.
علامتهای افسردگی
۱ ـ احساس تنهائی و بی پناهی
۲ ـ وحشت واضطراب از آیندة مجهول
۳ ـ دلهره از عدم موفقیت در شؤن مختلف زندگی از جمله درتحصیل،،شغل،نحوه کار،انتخاب همسروزندگی مشترک و نحوة زندگیخانوادگی،وضعیت تحصیل فرزندان و آیندة آنان و...
چنانچه بتوان از راه صحیح با این دلهرهها برخورد نمود،زندگیسعادتمندانه هر انسانی تضمین شده است.
اولین راهی که اسلام برای مسئله اضطراب ودلهرهها پیشنهادمیکند، ایمان وتوکل به خداست. تکیه بر خالقی که قادر است.از همهچیز خبر دارد وبندگانش را دوست دارد.تکیه گاهی همیشگی که همهمیمیند ولی او باقی است.همه دچار مشکل میشوند ولی او همیشهقهار ومسلط وحاکم بر همه چیز است.
علی(ع)فرمود:کسیکه توکل کند،سختیها بر او آسان و اسباب آسانیبرایش فراهم میشود.
اگر تیغ عالم بجنبد زجاینبرد رگی تا نخواهد خدای پرفسور کارل یونگ: بی مذهبی باعث پوچی و بی معنا بودن زندگیمیشود و داشتن مذهب به زندگی مفهوم ومعنا میبخشد.
دکتر پول ارنست متخصص دانشگاه پنسیلوانیا:مهمترین عامل شفایمریض،ویتامینها،داروها،معدنیت و جراحی و..نیست.بلکه امیدوایمان است.من به این نکته پی بردهام که از این پس باید جسم مریض رابا بکاربردن وسایل طبی و جراحی و روح وی را با تقویت ایمانشنسبت به خدا معالجه کرد.
در روایات آمده که مؤمن مانند کوه استوار است و سختیها اورا تکاننمیدهد.مانند حضرت ایوب که در مقابل بدترین مصیبتها ایستاددومقاومت کردوعاقبت به رستگاری دوجهان رسید.
مرحلة دوم درمان
برطرف کردن گره مشکلاتی که بدست خودماباز میشود.زیرا در بسیاری از موارد کلید حل مشکل بدست مااست.مثلا شخصی که در خانه نشسته واز خدا روزیمیخواهد،دعایش مستجاب نمیشود!
یا کسیکه از دست زنش به تنگآمده واز خدا فرج وگشایش میخواهد دعایش مستجاب نمیشود زیراباز کردن گره بدست خودش است وآن طلاق دادن است.(اگر راهدیگری نمانده است.)و...
مرحلة سوم
صبر و تحمل است.افراد صبور ماندنیتر وموفقترمیباشند.
«اصمعی وزیر خلیفه عباسی در بیابان به خیمهای رسید. زنی جوانو صاحب جمال درخیمه بود. اصمعی از او آب طلبید.
زن گفت: شوهرمنیست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولی اجازه شیر این بز بدستخودم است. زن از شیر به اصمعی داد. در این موقع یک سیاهی از دورپیداشد.
زن گفت: شوهرم است که از صحرا برمیگردد. وقتی شتر سواررسید، زن باستقبال او رفت و بر او سلام کرد، پاهای او را شست و...ولیهر چه زن محبّت میکرد، مرد که قیافه زشتی داشت و یک پایش لنگبود، با بداخلاقی به او جواب میداد. تا اینکه مرد وارد خیمه شد و نگاهغضبناکی به اصمعی نمود و به آخر خیمه رفت.
اصمعی به زن گفت:حیف نیست شما با این امتیازات، با همچو مردی زندگی میکنی؟
زنگفت: من از شما که وزیر خلیفه هستی تعجب میکنم که میخواهی بینمن و شوهرم جدائی بیافکنی!
اگر من با این مرد زندگی میکنم برای ایناست که میخواهم به روایت پیامبر(ص)عمل کرده باشم کهفرمود:ایمان دو نیمه است. نیمهای شُکر و یک نیمهاش صبراست. من خدا را بر نعمتهایش شکر گفته و بر سختیهای زندگی صبرمینمایم. و امید به پاداشهای آخرت دارم.»
مرحلة چهارم
معالجات فردی است.از قبیل:
بازگو کردن عقدهها با محرم اسرار
مانند والدین،حضور درزیارتگاهها ومناجاتهای سحرگاهی .
توبه وطلب آمرزش
اسلام برخلاف مسیحیت که میگوید یکشنبههابه کلیسا برو!هرزمان وهرمکانی را برای ارتباط با خداوند وتوبه کردنوطلب آمرزش صالح میداند.
جستجوی راههای موفقیت
یعنی علاوه برهمت بلندوتلاش،ومشورت با عقلا بدنبال راه صحیح حرکت کند واز راههایخلاف که به شکست ختم میشود دوری نماید.
اقتصاد در معاش
که علی(ع)فرمود:هرکه مراعات اقتصاد کند منضمانت میکنم که فقیر نگردد.
اهمیت ندادن به عشقهای کذائی
پسر ودختری که مدتی بهمعلاقهمند شدهاند ولی راهی برای ازدواج ندارند باید خود را یهچیزهای سالم دیگر سرگرم کرده ونگذارند دوری از هم باعث اضطرابوفسردگی شود .
راضی بودن به رضای الهی
سرگرمیهای سالم
همانند سفر«پیامبر:به سفر بروید تا سالموتندرست بمانید.»
توجه به نعمتهایی که داریم
ونگاه با پایینتر از خود نه نگاه به بالاتراز خود وحسرت خوردن وغصه خوردن.
مأیوس نشدن از رحمت الهی
«لاتیأسوا من روح الله انّه لاییأس منروح الله الاّالقوم الکافرون»
رعایت حد وسط در گوش کردن نوارهای روضه وعزاداری
متأسفانهعدهای خیال میکنند علامت حزب الله بودن آنست که مرتب نوارمداحان مشهور را ساعتها گوش دهیم.در حالیکه افراط در این کار بهافسردگی منجر میشود. شخصی از موثقین نقل میکرد که یکی ازطلاب دچار افسردگی شده بود.من چون میدانستم که نوارهای مداحیوروضه زیاد گوش میدهد،پیشنهاد کردم که مدتی از اینها فاصلهبگیرد.
واو هم همین کار را کرد واز بیماری نجات یافت.البته توسل بهائمه(س)حتی اگر بطور روزانه باشد بسیار در موفقیت انسان نقش داردولی مداحیهای که با صداهای اکو وچندجور صدای اذیت کننده گوشتهیه میشود بر اعصاب وروحیه انسان اثر منفی میگذارد. پس باید ازتوسلات به ائمه(ع)بسیار استفاده کنیم وحتی روزانه زیارت عاشورا رازمزمه کنیم ولی از گوش دادن افراطی به نوارهای کاست وسی دیهایصوتی بپرهیزیم.
درباره افسردگی
از هر ۴زن،۱نفر افسردگی شدید را در مرحلهای از زندگی خود تجربهمیکنند.
بیماری افسردگی،زنان را صرفنظر از ویژگیهای نژادی،قومی ویاطبقاتی،دوبرابر بیش از مردان مبتلا میکند. [۱۱۹]
ناتوانایی وفعالیتهای مختلف در زنان است.
به طور کلی زنان متأهل بیش از زنان مجرد به افسردگی مبتلامیشوند.همچنین افسردگی در میان مادران جوانی که ناگزیر هستندتمام وقت در منزل و درکنار فرزندان کوچکخود باشند،بیشتر رایجاست.
حداقل ۹۰درصد از تمامی اختلالات مرتبط با غذاخوردن،در زنانروی میدهد وبه طور کلی یک ارتباط قوی بین اختلالات غذا خوردن وافسردگی وجود دارد.
افسردگی ممکن است زنان را در معرض خودکشی قرار دهد در حالیکه تعداد بیشتری از مردان نسبت به زنان در نتیجه اقدام به خودکشیمیمیرند.اما تعداد زنانی که دست به خودکشی میزنند دوبرابر مرداناست.
فقط یک پنجم از زنانی که از افسردگی رنج میبرند در پی درمان برمیآیند.
تملق وذلت پذیری
امیرالمؤمنین(ع):«از تملق حذر نمائید که باعث غرور بیجای شخصمخاطب وذلت متملق می شود.»
رسول خدا(ص):«بی نیازی به فراوانی ثروت نیست!بی نیازی تنها درروحیة بی نیازی است.»
امام حسین(ع):«درخواستاز دیگران،فقط در سه جا رواست:درمریضی سخت،فقر غیر قابل تحمل،دیه وغرامت طاقتفرسا!»
امام هادی(ع):«کسیکه خودکم بین وذلیل باشد،از شرش ایمن مباش.»
کینه توزی
رسول خدا(ص):«از لغزش های یکدیگر بگذرید وعفو کنید تا کینه هایبین شما از بین برود.»
رسول خدا(ص):
«کسیکه زیاد عفو کند،عمرش طولانی خواهد بود وکسیکه عدالتش گسترده است،بر دشمنش پیروز میشود.»
رسول خدا(ص):
«از جمله کارهایی که مؤمن اگر داشته باشد،از هر دریکه بخواهد داخل بهشت میشود،گذشت و عفوِ قاتل است.»
امام محد باقر(ع):«اگر عفو کنی وپشیمان شوی،بهتر است از اینکه انتقامبگیری وپشیمان شوی!»
فهرست منابع
بحار الانوار
علامه مجلسی ارزش پدرومادر
اسماعیل گوهری میزان الحکمة
محمدی ری شهری داستانهای شگفت
شهید دستغیب مناهج الشارعین
مفاتیح الجنان?شیخ عباس قمی توضیح المسائل
امام خمینی(رض) اولین دانشگاه وآخرین پیامبر
شهید پاک نژاد مکارم الاخلاق
طبرسی حلیة المتقین
علامه مجلسی معلم کبیر
عمادزاده بیست وپنج اصل اخلاقی
محمدی اشتهاردی گفتارفلسفس
محمدتقی فلسفی پرسشها وپاسخهای روز
منابع بحار الانوار?علامه مجلسی
ارزش پدرومادر?اسماعیل گوهری
میزان الحکمة?محمدی ری شهری
داستانهای شگفت?شهید دستغیب
مناهج الشارعین? مفاتیح الجنان?شیخ عباس قمی
توضیح المسائل?امام خمینی(رض)
اولین دانشگاه وآخرین پیامبر?شهید پاک نژاد
مکارم الاخلاق?طبرسی
حلیة المتقین?علامه مجلسی
معلم کبیر?عمادزاده
بیست وپنج اصل اخلاقی?محمدی اشتهاردی
گفتارفلسفس?محمدتقی فلسفی
پرسشها وپاسخهای روز?احمددهقان
پانویس
- ↑ لقمان۱۲
- ↑ بقره۸۳
- ↑ بقره۲۱۵
- ↑ نساء۳۶
- ↑ انعام۱۵۱
- ↑ ابراهیم۴۱
- ↑ اسراء۲۳
- ↑ مریم۱۴
- ↑ مریم۳۲
- ↑ عنکبوت۸
- ↑ لقمان۱۴
- ↑ نوح۲۸
- ↑ بحارج ۷۴
- ↑ بحارج۷۴
- ↑ مفاتیح الجنان
- ↑ ن.والقلم ومایسطرون
- ↑ زمر۹
- ↑ میزان الحکمة
- ↑ طلاق۱۲
- ↑ بحار - ج۱ - ص۱۶۳
- ↑ فاطر۲۸
- ↑ میزانالحکمة
- ↑ بحار- ج۱- ص۱۹۸
- ↑ ذاریات۵۶
- ↑ بحار- ج۲- ص۳۲
- ↑ بحار- ج۱- ص۲۱۹
- ↑ مائده۲
- ↑ کهف۴۶
- ↑ سیمای فرزانگان ص۳۵۹
- ↑ سیمای فرزانگان ص۱۹۲
- ↑ سیمای فرزانگان ص۳۸۲
- ↑ سیمای فرزانگان- ص۳۵۷
- ↑ مائده۵۵
- ↑ بقره ۲۰۷
- ↑ مؤمن۶۵
- ↑ بقره۱۸۶
- ↑ اعراف۵۶
- ↑ بحار- ج۹۳
- ↑ بحار- ج۹۳
- ↑ جمعه۱
- ↑ باباطاهر
- ↑ آلعمران۴۱
- ↑ نور۳۷
- ↑ آل عمران ۱۹۱
- ↑ منافقون۹
- ↑ جمعه۱۰
- ↑ طه۱
- ↑ باباطاهر
- ↑ طه۱۲۴
- ↑ طه۱۲۴
- ↑ زخرف۳۶
- ↑ حدیث قدسی
- ↑ اوحدی مراغهای
- ↑ محتشم کاشانی
- ↑ بقره۲۲۲
- ↑ نوح۱۰
- ↑ باباطاهر
- ↑ محتشم کاشانی
- ↑ شیخ بهائی
- ↑ روم۱۰
- ↑ بحار۷۴- ص۶۹
- ↑ بحار- ج۱۰۳- ص۲۴۹
- ↑ نساء۵۸
- ↑ مؤمنون
- ↑ رعد۲۱
- ↑ بحار- ج۷۴
- ↑ بحار- ج۷۴
- ↑ بحار- ج۷۴
- ↑ بحار۷۴
- ↑ حار۷۴
- ↑ بحار- ج۷۴
- ↑ بحار- ج۷۴
- ↑ بحار۷۴
- ↑ بحار- ج۷۴
- ↑ اوحدی مراغه ای
- ↑ مکارمالاخلاق طبرسی
- ↑ مکارم الاخلاق
- ↑ مکارم الاخلاق
- ↑ معلمکبیر امام صادق(ع)
- ↑ بحار- ج۷۹
- ↑ بیست وپنج اصل اخلاقی امامان(ع)
- ↑ بقره۲۱۲
- ↑ آل عمران۱۸۵
- ↑ نساء۷۷
- ↑ انعام ۳۲
- ↑ کهف۴۵
- ↑ حدید۲۰
- ↑ لقمان۳۳
- ↑ باباطاهر
- ↑ ابوسعید ابوالخیر
- ↑ توبه۳۴
- ↑ تکاثر۱
- ↑ شیخ بهائی
- ↑ ایرج میرزا
- ↑ خاقانی
- ↑ اسراء۳۶
- ↑ صحیفه نور- ج۸- ص۱۹۷تا ۲۰۱ / ج۹ص۱۵۵
- ↑ ناصرخسرو
- ↑ از کتاب پرسشها وپاسخهای روز ص۱۳۰
- ↑ مطففین۲۹
- ↑ سنائی
- ↑ فردوسی
- ↑ سعدی
- ↑ حلیة المتقین
- ↑ بحار- ج۶۶
- ↑ اوحدی مراغه ای
- ↑ میترا- س
- ↑ بحار- ج۱۴
- ↑ رعد۲۸
- ↑ آل عمران ۱۹۱
- ↑ منافقون۹
- ↑ باباطاهر
- ↑ طه۱۲۴
- ↑ طه۱۲۴
- ↑ زخرف۳۶
- ↑ حدیث قدسی
- ↑ حشر۱۹
- ↑ اوحدی مراغهای
- ↑ افسردگی،عامل شماره ۱







