کتابخانه:نیت و عبادت
|
| |
| نویسنده | حسین ایرانی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | مسجد مقدس جمکران |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | |
ضرورت و هدف پژوهش
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران (در میان همه ناباوریهای تحلیلگران خارجی و داخلی و قدرتهای استعمارگر جهان و تبلیغات گسترده بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی غرب با این عنوان که دوران دین پایان یافته و دین افیون ملّتهاست) بار دیگر مکتب اسلام به عنوان یک فرهنگ پویا که توان مبارزه و انقلاب ایدئولوژیک، تودهای و مردمی (بدون حرکت نظامی و کودتا) و رهبری و مدیریّت اجتماعی و اجرایی (در نماد حکومت) را دارد، در تاریخ تحقق یافت، ابرقدرتهای حاکم با عجله و تمام توان به میدان آمدند تا نظام نوپای اسلامی را با محوریّت ایران ساقط و محو کنند (و جلو احیا و رشد اندیشه دینی و اسلامی را بگیرند) و بر این اساس ابتدا به تحلیلهای اقتصادی، سیاسی، نژادی روی آوردند. همزمان بحرانهای منطقهای و درگیریهای قومی در کشور (کردستان، خوزستان، گنبد و تبریز و...) ایجاد گردید تا اینگونه دیکته کنند که موتور محرک نهضت اسلامی ایران دین و اسلام نبوده است. آنگاه منافقین دست به ترور شخصیتها و مقامات فکری و فرهنگی تأثیرگذار زدند (روحانیّت متعهد و مدافع امامرحمه الله، شهدای محراب، استاد آیةاللَّه مطهری، آیةاللَّه بهشتی، آیةاللَّه دکتر مفتح، باهنر و رجایی و...) تا انقلاب را بی آینده کنند و عقبه فرهنگی نهضت اسلامی را نابود نمایند و در ادامه وقتی تدبیر رهبری معمار کبیر انقلاب (امام خمینی رحمه الله) و مقاومت و فداکاری ملت رشید ایران را دیدند، با حربه تحریم اقتصادی و سیاسی و دیپلماسی هجمه دیگری کردند و در نهایت ۸ سال جنگ ناجوانمردانه را بر ملّت مسلمان ایران (در میان آن همه نابسامانی نظام نوپا) تحمیل کردند، ولی به یاری خدا و پایمردی رهبری و امت و دفاعی کم نظیر در تاریخ، چکمه پوشان جنایتکار و متجاوز را از خاک ایران عزیز با ذلت و شکست بیرون راندند و دشمنان شرقی و غربی میدیدند ایدئولوژی استوار اسلام است که با رهبری روحانیّت و مرجعیت دینی اینگونه زن و مرد و اقوام و اقشار مختلف را متحد و بسیح کرده و بر تمامی توطئههای استکباری و منافقین داخلی و منطقهای و جنگ تحمیلی غالب و فائق آمدند و امروز نیز در عرصههای گوناگون علمی، ورزشی، صنعتی، نظامی و هستهای و... پیروزمندانه و پیشتاز میدرخشد.
در اینجا دشمن برای جبران ناکامیهایش جبههای جدید و گسترده و عمیق به نام تهاجم فرهنگی گشود و به فرموده مقام معظم رهبری (مد ظلّه العالی) که چند سال قبل هشدار دادند دشمن دست به غارت و «شبیخون فرهنگی» زده است و اخیراً اعلام کردند که با ناتوی فرهنگی[۱] آمده است تا با برنامهریزی و زمانبندی دقیق جلو خیزش اسلامی و احیای تمدّن مجدد اسلام ناب (مکتب تشیع) پویا و منطقی و جهان شمول و عدالتگستر (که قوانین جامع و مدون، یعنی قرآن و رهبری الهی و زنده، یعنی حضرت مهدی حجة بن الحسن العسکری علیه السلام دارد) را بگیرند.
بر این اساس، استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای سلطهگر بیشترین سرمایه گزاری را در ساختن فیلم و به راه انداختن تبلیغات ماهوارهای، کاریکاتور، سی دی، جراید، کتاب «همانند آیات شیطانی و فرقان الحقّ»، فرقهها و رسانههای خبری، سایتها، روشنفکران وابسته، مکاتب انحرافی و... نموده است تا با انواع تحریفها، تهمتها، ترورها، جنگهای فرقهای و روانی و اهانت به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله، قرآن و مقدّسات، اسلام را منزوی و محکوم کند.
بدیهی است اگر با غفلت و رفاهطلبی و عدم حضور و هوشیاری ما (عدم شناخت شیاطین و توطئهها و زمان و...) اندیشههای بیگانه در نهضت نفوذ کند و فرهنگ و ارزشهای دینی، ملی و اخلاقی در فرد، خانواده و حکومت کمرنگ شود، انقلاب نه تنها توان صدورش را از دست خواهد داد بلکه از درون دچار پارادوکسها گشته و میپوسد و کشور به انحطاط کشیده میشود و به فرض که در اقتصاد و صنعت رشد کنیم، فاقد هویّت و عزّت و اهداف انقلاب خواهیم شد و ملتهای مسلمان و محروم جهان که با پیروزی انقلاب اسلامی و فرهنگ نوینِ نه شرقی و نه غربی نه التقاطی (بلکه مکتبی مستقل و منطقی و فطری و توحیدی) نوید و امید در جانشان آمده بود به یأس و تباهی افتند و قداره بندان قلدر دنیا به ظلم و جنایاتی مضاعف میپردازند و آنگاه است که همگان مورد مؤاخذه و مسئولیم و مستحق عذاب الهی «کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ...».[۲]
متأسفانه فرهیختگان دلسوز حوزه و دانشگاه، به ناچار درگیر امور اجرایی کشور شدهاند و عدهای هم به شهادت رسیدند در نتیجه کار اصلی و ارزشی، احیاء و نشر فرهنگ دینی و انسان سازی و نخبه پروری زمین ماند و آنگونه که باید، بتهای فرهنگی منحطِ به جای مانده، شکسته نشد و افشاگری علیه مفاسد فرهنگ و وابستگیهای فکری (خاصّه در علوم انسانی) غرب، انجام نگردید، بالاتر این که از معرفی فرهنگ اصیل انقلاب و ایران یعنی فرهنگ اسلام ناب و مکتب اهل بیت علیهم السلام و گنجینههای دانش عظیم امامان معصوم علیهم السلام به سوی تشنگان کویر مادیت گشوده نشد و کارهای تحقیقاتی و پژوهشی متناسب با فرصت و نیاز زمان انجام نگرفت و بیان بلند حضرت رضا علیه السلام را که فرمود: «فَاِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِموُا مَحاسِنَ کَلامِنا لَاتَّبَعوُنا...»؛[۳] به راستی اگر انسانها و جامعه بشری زیباییهای کلام ما را میدانستند، از ما پیروی میکردند. محقق نساختیم.
البته بعد از ارتحال پیامبر اعظم حضرت محمّد صلی الله علیه وآله علیرغم خفقان و ممنوع نمودن نقل احادیث، عالمان دل نورانی (اعم از اصحاب و تابیعن و یاران و امامان شیعه علیهم السلام) با تحمّل رنجها، احادیث را جمع و حفظ و روایات پراکنده را به نسلهای بعد رساندند لیکن رفته رفته مجموعههای روایی مکتوب شد و به تدریج باب بندی و موضوعبندی شد و گاه به صورت چهل حدیث درآمد و احادیث اهل بیت علیهم السلام که در زیارت جامعه میخوانیم «کَلامُکُمْ نُورٌ وَ اَمْرُکُمْ رُشْدٌ» متناسب با نیاز، تنظیم و تألیف شد. رساله حاضر با هدف تبیین فرهنگ ارزشی و آرمانی اهل بیتعلیه السلام در دو بخش، که بخش اوّل: نیّت (در ۸ فصل) و بخش دوم: عبادت (در ۲۰ فصل) تدوین گردید که امید است مقبول حقّ و مفید خلق افتد./ حسین ایرانی.
بخش اوّل: نیّت
فصل اوّل: معناشناسی نیّت
نیّت از ریشه «نوی»؛ (هسته) در لغت[۴] به معنای عزم، قصد، آهنگ، انگیزه و برانگیختن دل به سوی چیزی که موافق مییابد، آمده است.
و در اصطلاح فقه، قصد انجام کار به عنوان امتثال و تقرّب به مولا و پروردگار را گویند.[۵] و ظرف آن قلب و دل و ذهن انسان است. در قرآن به جای واژه نیّت. فراوان از ظرف و محل نیّت (قلب، فؤاد، نفس و...) و از حقیقت نیّت با تعابیر ظریف «اِبْتِغَآءِ مَرْضَاتِ اللَّهِ * یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ * وَجْهُ رَبِّکَ * مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّه و...»[۶] سخن به میان آمده است.
لیکن در مجامع و کتب روایی شیعه و سنی در ابواب متعدد و مناسبتهای گوناگون به مباحث نیّت پرداخته که هدف رساله حاضر نیز بررسی نیّت از نگاه و منظر روایات و احادیث میباشد.
امید آنکه در راستای هدف آرمانی تربیت اسلامی و تقرب به سوی خدا، شرط اساسی و ارزشی هر اندیشه و عمل صالح (یعنی نیّت خالص و خدایی) را بهتر شناسایی و با توکّل و تمرین به کار بریم که هر قدر بذر نیّت پاک و اصلاح شده و نیکو باشد، نهال عمل پرسایه و پرثمرتر، و با طراوت و ماندگارتر خواهد گشت.
فصل دوم: نقش نیّت
نیّت همانند هسته و بذر گیاه و نهال هر چند به ظاهر پنهان مینماید ولی منشأ و مبدأ درخت عمل میباشد و نقش کلیدی و تعیین کننده دارد و اساساً سعادت یا سقوط انسان در گرو نیّت خیر و خدایی یا آلوده و شیطانی است و در اسلام نیّت از مسلّمات فقه بوده و نه تنها هیچ عبادتی بدون نیّت نبوده بلکه هیچ فعلی بدون نیّت، عمل شناخته نمیشود و اسلام میخواسته از نخستین نقطه، اندیشه و عمل با نورانیّت و نیکویی آغاز گشته تا شاکله وجودی و شخصیت آدمی بر اساس خوبیها شکل گیرد و تربیت و تکامل یابد، به علاوه همه ارزیابیها و ارزشها و پاداشها بر پایه نیّت میباشد، این حقیقتی است که روایات بدان صراحت دارد. از جمله:
حضرت علیعلیه السلام میفرماید:
«النیّة اَساسُ العَمَلِ»؛[۷] نیّت پایه و اساس عمل است.
و در بیانی دیگر میفرماید:
«لا عَمَل لِمَنْ لا نِیَّةَ لَهُ»؛[۸] آنکه نیّت ندارد عملی نخواهد داشت.
همچنین امام باقرعلیه السلام در حدیثی نورانی میفرماید:
«النِیَّةُ اَفْضَلُ مِنَ العَمَلِ اَلا وَ اِنَّ النِّیَّة هِی الْعَمَلِ ثُمَّ تَلا قَولَهُ تَعالی «قُل کُلٌّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتهِ» اَی عَلی نِیَّةِ»؛[۹] نیّت از عمل برتر است بدانید نیّت همان عمل است، پس حضرت آیه: «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلته»؛[۱۰] (پس هر کس بر ساختار و شیوه خود عمل میکند.) را تلاوت کرد و فرمود یعنی بر نیّتش.
و امام زین العابدین (سجاد)علیه السلام فرمود:
«لا عَمَلَ اِلّا بِنیّةٍ»؛[۱۱] عمل جز به نیّت نمیباشد.
و امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«اِنَّ اللَّه یَحْشُرُ النَّاسَ عَلی نِیّاتِهِمْ یَوْمَ القِیامَة»؛[۱۲] خداوند در قیامت مردم را مطابق نیّتهایشان محشور میکند.
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«عَلی قَدْرِ النِیّةِ تَکُونُ مِنَ اللَّهِ الْعِطیَة»؛[۱۳] به میزان نیّت، عطیّه و پاداش الهی خواهد بود. (هر چند آنچه قصد کار خیر دارد نتواند انجام دهد)
از امام باقر یا امام صادقعلیهما السلام نقل شده است:
«اِنَّ اللَّه تبارک و تعالی جَعَل لِآدَمَ فِی ذُرّیتِهِ اَنَّ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ یَعْمَلُها کَتَبَتْ لَهُ حَسنةً وَ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ وَ عَمَلَها کُتِبَت له عَشراً»؛[۱۴] و از امام باقرعلیه السلام یا امام صادقعلیه السلام نقل شده است که خدای تبارک و تعالی برای فرزندان آدم مقرر فرموده آنکه بر کار نیک نیّت و همّت کند ولی انجام ندهد یک حسنه و پاداش نیک برای او نوشته شود و اگر عمل کند برای او ده حسنه نوشته خواهد شد.
همچنین پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«اِنَّمَا الْاَعْمالُ بِالنّیّاتِ وَ لِکُلِّ امریءٍ مانَوی ؛[۱۵] جز این نیست که اعمال به نیّت هاست و در حقیقت برای هر کس آن چیزی است که نیّت میکند.
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«رُبَّ نیَّةٍ اَنْفَعُ مِنْ عَمَلٍ»؛[۱۶] بسا نیّتی که سودمندتر از عملی است.
آنگونه که از روایات اسلامی استفاده میشود، نیّت و عمل همانند بذر و محصول، میوه و درخت یا پایه و بنای ساختمان، با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند و صریحتر آنکه نیّت به منزله روح و جانِ عمل میباشد و مقبولیت و صحت هر عمل بستگی به نیّت عامل دارد و بر خلاف ظاهر و شکل عمل که مربوط به پیکر و ناپایدار است، نیّتها جاودانه و ابدی خواهد بود.
امام علیعلیه السلام در روایات گوناگونی میفرماید:
«الاَعمالُ ثِمار النیَّاتِ»؛[۱۷] کردارها نتیجه و میوههای نیّتهاست.
«النیّة اساسُ العملِ»؛[۱۸] نیّت پایه و اساس عمل است.
«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلُهُ عَلی قَدْرِ نِیَّتِهِ»؛[۱۹] قدر و منزلت شخص به اندازه همّت اوست و عملش به قدر نیّت اوست.
«رُبَّ عَمَلٍ اِفْسَدَتْهُ النیَّة»؛[۲۰] چه بسا عملی که نیّت آن را فاسد و بیارزش کند.
«صَلاحُ الْعَمَلِ بِصَلاحِ النیّةِ»؛[۲۱] صلاح و صحت عمل به صحت و صلاح نیّت میباشد.
«لا یَکْمُل صالِحُ الْعَمَلِ اِلّا بِصالِحِ النیّة»؛[۲۲] کامل نمیگردد عمل شایسته مگر با نیّت و قصد شایسته (خالص و خدایی).
فصل سوم: نیّت صادق
از آنجا که نیّت میتواند دارای انواع گوناگون و مراتب متعدد باشد این سؤال به ذهن میرسد که بر کدامین نیّت آنهمه آثار و برکات بار میشود که روایات پاسخ میدهد نه هر نیتی از هر فردی با هر انگیزه و هدفی بلکه نیّت و قصد صادقانه، مؤمنانه و خالصانه، مفید و مؤثر خواهد بود.
پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله در فراز زیبایی، درباره اهمیّت نیّت صادق میفرماید:
«اَفْضَلُ الْعَمَل النیّةِ الصادِقَة»؛[۲۳] برترین عمل نیّت صادق است.
همچنین حضرت علیعلیه السلام میفرماید:
«مَنْ لَمْ یُقدّم اِخْلاصَ النِّیّة فِی الطّاعاتِ لَمْ یَظْفَر بالمُثُوباتِ»؛[۲۴] هر کس نیّت خالص را در طاعتها پیش نیندازد به پیروزی بر ثوابها دست نیابد.
«وَ لَو اَنَّ الناسَ حِینَ تَنزِلُ بِهِم النِّقَم و تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزَعُوا اِلی رَبِّهِم بِصِدْقِ نیّاتِهِم وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِم لَرُدَّ عَلَیهم کُلَّ شارِدٍ وَ اَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فاسِدٍ»؛[۲۵] اگر مردم هنگام نزول بلا و سلب نعمتها با نیّتهای صادق و دلهای مشتاق به درگاه پروردگارشان تضرع کنند بیگمان آنچه از دستشان رفته بازخواهد گشت و هر تباهی و فسادی را برایشان اصلاح خواهد نمود.
و در بیانی به طور کلی میفرماید:
«مَنْ اَخْلَصَ النِیَّةُ تَنَزَّهَ عَنْ الدَّنِیَّة»؛[۲۶] هر که نیّت را خدایی و خالص (از شرک و ریا) کند از اخلاق مذموم و اعمال بد پاکیزه گردد.
پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«نیّةُ المؤْمِن اَبْلَغُ مِنْ عَمَلِه» «نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ»؛[۲۷] نیّت مؤمن (نیّت برخاسته از ایمان) رسانندهتر و برتر از عمل او است.
و وقتی از امام صادقعلیه السلام سؤال میشود چطور نیّت مؤمن برتر است از عمل او میفرماید:
«لِأَنَّ الْعَمَلَ رُبَّما کانَ رِیاءً لِلْمَخلوقین وَ النیّةُ خالِصَةٌ لِرَبِّ الْعالَمین...»؛ چون عمل گاه برای ریا و خودنمایی به مردم است امّا نیّت به طور خالص از آن پروردگار جهانیان است.
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«صاحَبُ النیّة الصادقةِ صاحِبُ الْقَلْبِ السّلیمِ لِأَنَّ سَلامَةَ الْقَلْبِ مِنْ هَواجِسِ الْمَحْذُوراتِ بِتَخْلیصِ النیّةِ للَّهِ فِی الْاُمور کُلِّها»؛[۲۸] آنکه نیّت صادق داشته باشد، قلب سالم دارد زیرا پاک داشتن دل از وسوسههای شیطانی به وسیله خالص گردانیدن نیّت در همه کارها برای خدا حاصل میشود.
از امیرالمؤمنینعلیه السلام در حدیثی نقل شده است:
«اِنَّ اللَّه بِکَرمِهِ وَ فَضْلِه یَدْخُلُ الْعَبْدَ بِصِدْقِ النیّةِ والسَریرة الصَّالِحَةِ الجَنَّة»؛[۲۹] براستی خداوند از روی کرم و فضلش بنده دارای نیّت صادق و طینت پاک را وارد بهشت مینماید.
و همچنین در وصیتش به امام حسنعلیه السلام میفرماید:
«... وَ اَنْتَ مُقْبِل الْعُمر وَ مُقْبِلُ الدَّهرِ ذُونیّة سَلِیمَة وَ نَفْسٍ صافیهِ»؛[۳۰] چون تو جوانی نوخاسته با نیّت سالم و روانی پاک بودی بر آن شدم تا تو را ادب آموزم (میرساند نیّت سالم در ادب و تربیت پذیری نقش مستقیم دارد).
و امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«اِنّما قَدَّرَ اللَّه عَوْنَ الْعباد عَلی قَدْر نیَّاتهم فَمَنْ صَحَّتْ نِیَّتَهُ تَمَّ عَوْنُ اللَّهِ لَهُ وَ مَنْ قَصُرتْ نِیَّتَهُ قَصُرَ عَنْهُ الْعَوْنَ بِقَدْرِ الَّذِی قَصُر»؛[۳۱] همانا خداوند یاریش به بندگان را به اندازه نیّتهای آنان قرار داده است، پس هر که نیّتش صحیح و سالم باشد، یاری خدا به او کامل رسد و آنکه نیّتش کاستی داشته باشد یاری خدا هم به همان میزان از او کم میشود.
و پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله در خطبهای میفرماید:
«... وَ اَسْئَلُوا اللَّه رَبّکُم بِنیّاتٍ صادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طاهِرَة...»؛[۳۲] توصیه مینماید تا در ماه رحمت و رمضان، با نیّتهای صادق و دلهای پاک خدا را بخوانید تا به عبادت و اجابت مقرون شود.
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«اِنَّ الْعَبْدَ المُؤمِنُ الْفَقیرُ لیَقُولُ یا رَبِّ ارْزُقْنی حَتّی اَفْعَلَ کَذا وَ کَذا مِنَ البِرِّ وَ وُجوهِ الْخَیرِ، فَاِذا عَلِمَ اللَّه ذلِکَ مِنهُ بِصدِقِ نِیَّةِ کَتَب اللَّه لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثلَ ما یَکْتُبُ لَهُ لَوْ عَمِلَهُ اِنَّ اللَّه واسِعٌ کَریمٌ»؛[۳۳] همانا عبد مؤمن مستمند میگوید: پروردگارا روزیم کن تا کارهای گوناگون خیر و خوب انجام دهم و چون خداوند صدق و راستی نیّت را در او بیابد برای او پاداش بنویسد همانند کسی که عمل نیک را انجام داده چرا که خداوند وسعت دهنده و بخشایشگر است.
امام کاظمعلیه السلام میفرماید:
«کما لا یَقُومُ الجَسَدُ اِلّا بِالنَّفْسِ الحیَّةِ فَکذلِکَ لا یَقُومُ الدِّینِ اِلّا بِالنیَّةِ الصادِقة وَ لا تَثبتُ النیّةُ الصادِقةُ اِلّا بالْعَقلِ»؛[۳۴] همچنانکه بدن جز با روح زنده بقایی ندارد، دین انسان نیز جز با نیّت صادق برپا نمیماند و نیّت درست هم جز با عقل و خرد استوار نمیماند.
فصل چهارم: نیّت در توصلیات
گرچه از عموم روایات نیّت میتوان اهمیّت و نقش نیّت را در امور عبادی و غیر عبادی (مانند خوردن و آشامیدن و فعالیتهای اقتصادی حلال که ماهیت عرض بندگی به درگاه خدا مانند نماز ندارد) استفاده کرد، لیکن برخی از روایات به نقش سازنده نیّت در توصلیات و کارهای غیر عبادی (که با قصد غیر خدا هم قبول ولی پاداش و کمال بر روح آدمی ندارد) تصریح نمودهاند؛ از جمله: پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به اباذر میفرماید:
«لِیکُن لَکَ فِی کُلِّ شَیءٍ مِنْ نِیَّةٍ صالِحَةٍ حَتی فِی النَوْمِ وَ الاَکْلِ»؛[۳۵] ای اباذر باید برای هر کاری نیّت پاک و شایسته داشته باشی حتی در خوابیدن و خوردن.
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«لابُدَّ لِلْعَبدِ مِنْ خالِصِ النیّةِ فِی کُلِّ حَرَکَةٍ وَ سُکُونٍ لِاَنَّهُ اِذا لَم یَکُنْ هذا الْمَعنی یَکونُ غافِلاً»؛[۳۶] بنده خدا باید در تمام حرکت و سکون خود نیّت خالص داشته باشد زیرا اگر این معنا نباشد در شمار غافلان است (آری با درک عبد بودن و اخلاص، بنده یک لحظه در زندگی به غیر خدا توجه و توکل ندارد).
حضرت علیعلیه السلام به مالک اشتر میفرماید:
«وَ امْضِ لِکُلِّ یَوْمٍ عَمَلُه فَاِنَّ لِکُلِّ یَوْمٍ ما فیهَ وَاجْعَلْ لِنَفْسِکَ فیما بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّه اَفْضَل تِلْکَ الْمَواقیتِ وَاَجْزَل تِلْکَ الاَقسام وَ اِنْ کانَتْ کُلّها للَّهِ اِذآ صَلُحْتِ فیها النیّةِ وَ سَلُمْتِ فیها الرَّعیّة...»؛[۳۷] کار هر روزت را همان روز به انجام برسان زیرا هر روز را کاری است و بهترین وقتها را به ارتباط میان خود و خداوند اختصاص بده، اگر چه در همه وقتها اگر نیّت پاک داشته باشی و مردم در امنیت و سلامت باشند، تمام آن اوقات از آن خداست.
فصل پنجم: آثار نیّت
رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«اِنّما الاَعْمالُ بِالنیّاتِ وَ لِکُلِّ امرءٍ ما نَوی فَمَنْ غَزی ابتِغاءِ ما عِنْدِ اللَّه فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُه عَلی اللَّه عزّوجلّ و مَنْ غَزی یُریدُ عَرَضَ الدُّنیا اَوْ نَوی عِقالاً لَمْ یَکُنْ لَهُ اِلّا ما نَوی ؛[۳۸] همانا کارها بر پایه قصدهاست و برای هر انسانی همان است که نیّت میکند، پس آنکه جهاد میکند برای خدا قطعاً پاداش او را خدا میدهد و هر کس بجنگد به خاطر متاع دنیا (نام و نان و مقام) یا به نیّت رسیدن به افسار یا زانو بند حیوان، بهره او چیزی جز آنچه نیّت نموده نمیباشد.
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«مَن مات منکم علی فراشه وَ هُوَ عَلی مَعرفَةِ حَقِّ رَبِّه وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ اَهْلِ بَیتِه مات شَهیداً وَ وَقَع اَجْرُه عَلی اللَّه وَ اسْتَوْجَبَ ثَوابَ ما نَوی مِن صالِحٍ عَمِلَهُ وَ قامَتِ النیّةُ مَقامَ اَصْلاتِهِ لِسَیفِه»؛[۳۹] هر که از شما در بستر خویش بمیرد در حالی که به حقّ پروردگارش و حقّ رسول او و اهل بیتش معرفت داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجرش با خداست و مستحق پاداش عمل شایستهای است که در نیّت داشته است و این نیّت جانشین ضربات شمشیرش میگردد.
امام صادقعلیه السلام نیز در روایتی میفرماید:
«ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَما قَوِیْت عَلَیْهِ النیَّةِ»؛[۴۰] هیچ بدنی در انجام آنچه نیّت بر آن قوی باشد ناتوان نیست.
همچنین در روایت دیگری فرمود:
«اِنَّ الْعَبدَ لَیَنْوِی مِنْ نَهارِهِ اَنْ یُصَلی بِاللیلِ فَتَغْلِبُه عَینُه فَیَنامُ فیُثبتُ اللَّه لَهُ صَلاتَهُ وَ یَکْتُبُ نَفَسَهُ تَسبیحاً وَ یَجْعَلُ نَوْمَهُ عَلیْهِ صَدَقه»؛[۴۱] همانا بنده در روز نیّت میکند نماز شب بخواند اما چشمانش بر او غالب شده، به خواب میرود پس خداوند نماز شب را برای او ثبت نموده، نفسهایش را تسبیح مینویسد و خوابش را برای او صدقه قرار میدهد.
امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«اِنَّ المؤمِنَ لِتَرُدُّ علیه الْحاجَةِ لِاَخیهِ فَلا تکونُ عِنْدَهُ فَیَهْتَمُ بِها قَلْبه فَیَدْخُلُه اللَّهَ تَبارک و تعالی بِهِمتَه الْجَنَّة»؛[۴۲] گاه برادر مؤمن حاجتی از او میخواهد و او ندارد ولی در دلش برای آن همّت و نیّت دارد، خدای تبارک و تعالی به خاطر همین اهتمام او را به بهشت میبرد.
پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله میفرماید:
«تَرکْنا فِی المَدینة اَقواماً لا تَقْطَعُ وادِیاً وَ لا تَصْعَدُ صُعوداً وَ لا تَهبِطُ هُبُوطاً اِلّا کانُوا مَعَنا قالُوا کَیْفَ یَکُونُونَ مَعَنا وَ لَمْ یَشْهَدُوا، قَالَ نیّاتَهُم»؛[۴۳] ما در مدینه افرادی را باقی گذاشتیم که هیچ وادیی را نپیمودیم و بر هیچ تپهای بالا نرفتیم و در سراشیبی قدم نگذاشتیم مگر اینکه آنان نیز همراه ما و با ما بودند، سؤال شد چگونه با ما هستند در حالی که حضور پیدا نکردند، حضرت فرمود، نیّتهایشان با ما بود.
و در زیارت جامعه ائمه اطهار علیهم السلام میخوانیم:
«فَنَحنُ نُشْهِدُ اللَّه انّا قَدْ شارَکْنا اَوْلیائکُم وَ اَنْصارَکُم... بِالنیَّآتِ وَ الْقُلُوبِ»؛[۴۴] خدا را گواه میگیریم که با یاران و دوستانتان شرکت داشتیم با نیّتها و دلهایمان.
و همچنین سخن جابر بن عبداللَّه انصاری (صحابی و یار جلیل القدر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم) به عطیه عوفی (از مردان علم و حدیث)[۴۵] وقتی به زیارت امام حسینعلیه السلام به عنوان اولین زائر کربلا میآیند بعد از زیارت و سلام به شهدای عاشورا میگوید:
«سوگند به آن کسی که محمّد را به پیامبری برانگیخت، ما در آنچه انجام دادید، شریک هستیم، عطیه میپرسد: چگونه ما با آنان شریک هستیم ما که بر دشت و کوهی بالا نرفتیم و نجنگیدم و اینان سر از بدنشان جدا کردند و زن و فرزندانشان بیسرپرست شدند، جابر گفت: ای عطیه! از حبیب خود رسول خدا شنیدم هر کسی قومی را دوست بدارد با آنان محشور گردد و هر کس کار قومی را بپسندد در عملشان شریک گردد، قسم به آن کسی که محمّد را به پیامبری مبعوث کرد، نیّت من و یاران من با نیّت و قصد حسین علیه السلام و یارانش یکی است.»[۴۶]
علی بن ابی حمزه میگوید: امام کاظمعلیه السلامبه من فرمود:
«رَحِم اللَّه فُلاناً، یا علی لَم تَشْهَد جِنازَتُه؟»؛ خدا رحمت کند فلانی را در تشییع جنازه او نبودی؟
در جواب گفتم:
«لا، قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ اَنْ اُشْهِدَ جِنازَة مِثله»؛ نه، ولی دوست داشتم در تشییع او شرکت کنم.
حضرت فرمود:
«فَقال کَتب لکَ ثَوابُ ذلِک بِما نَویْتَ»؛[۴۷] ثواب آن به خاطر نیتی که داشتی برای تو نوشته شد.
همچنین امام صادق علیه السلام میفرماید:
«اِنَّما خلِّدَ اَهْلُ النارِ فِی النَّارِ لانَّ نیّاتَهُم کانَتْ فِی الدُّنیا اَنْ لَوْ خُلّدُوا فِیها اَنْ یَعْصُوا اللَّهَ اَبداً وَ اِنَّما خُلِّدَ اَهْلُ الْجَنَّةِ فِی الْجَنَّةِ لِأَنّ نیّاتَهُم کانَتْ فِی الدُّنیا اَنْ لَوْ بَقَوا فِیها اَنْ یُطیعُوا اللَّه اَبَداً فَبِالنِّیاتِ خُلِّدُوا هؤلاءِ وَ هؤلاءِ، ثُمَّ تَلا قَوْلُهُ تَعالی «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَته» قالَ عَلی نیَّته»؛[۴۸] همانا دوزخیان در آتش ماندگارند چون نیّتهایشان بر معصیت و گناه، ابدی بوده و همانا بهشتیان در آنجا جاودانند چون نیّتهایشان در دنیا بر اطاعت خدا بوده تا ابد، پس خلود و جاودانگی معلول نیّتها بوده، سپس حضرت آیه ۸۴ سوره اسراء را تلاوت کرد و فرمود: یعنی بر نیّتش.
و روایات دیگری که دال بر این حقیقت که خداوند در قیامت بر اساس نیّتها پاداش میدهد و همان نیّتها در نامه عمل مؤمن نوشته میشود.
«قال الباقرعلیه السلام: «نیّةُ المؤمِنِ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلِهِ وَ ذلِک لِأَنَّهُ یَنوِی مِنَ الخَیْر ما لایُدرِکُه وَ نیّةَ الْکافِر شَرٌّ مِنْ عَمِلَه وَ ذلِکَ لِأَنَّ الکافِرَ یَنْوِی الشرّ وَ یَأمُلُ مِنَ الشرِّ ما لایُدْرِکهُ»؛[۴۹] نیّت مؤمن از عملش برتر است چون از کارهای خیر آن قدر نیّت میکند که موفق به انجام آنها نمیشود و نیّت کافر بدتر و بیشتر از عمل اوست زیرا کافر نیّت بد و آرزوی آن را به قدر زیادی در سر دارد، لیکن امکان انجام آنها را نمییابد.
فصل ششم: نیّت نیکو و نیّت ناپسند
نیّت نیکو
نیّت نیکو تا آنجا اهمیّت دارد که امام صادق علیه السلام در پاسخ سؤال از حد و اندازه عبادتی که اگر کسی انجام دهد به وظیفهاش عمل کرده است، میفرماید:
«حُسنُ النِیَّةِ بِالطّاعَةِ»؛[۵۰] نیّت نیکو داشتن در طاعت خداست.
و حضرت علیعلیه السلام میفرماید:
«وُصُولُ المَرءِ اِلی کُلِّ ما یَبتغیه مِن طِیبِ عَیشِهِ وَ اَمْنِ سِرْبِه وَ سِعَةِ رِزْقِهِ بِحُسْنِ النیَّةِ وَ سَعَة خُلْقِه»؛[۵۱] آدمی با نیّت نیکو و خلق و خوی خوش به تمام آنچه میجوید از زندگی خوش و امنیّت محیط (امنیّت راه و روانی) و روزی فراوان خواهد رسید.
آری طبق روایات نیّت نیکو ریشه در طبیعت پاک و درون سالم انسان و قوّت دین و ایمان او دارد که علیعلیه السلام میفرماید:
- «حُسْنُ النِّیَّةِ مِنْ سَلامَةِ الطویّة»؛[۵۲] نیکویی نیّت از سلامت باطن است.
- «عَلی قَدْرِ قُوَّةِ الدِّینِ یَکُونُ خُلُوصُ النِّیَّةِ»؛[۵۳] به اندازه قوت دین خلوص نیّت میباشد.
بر این اساس باید تلاش و جهاد با نفس کرد تا با اطاعت حقّ دینمان را تقویت و جان را به نیّت نیکو عادت دهیم که امیرالمؤمنین علیعلیه السلام میفرماید:
«عَوِّدْ نَفْسَک حُسْنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ الْمَقْصَدُ تُدْرِکُ فی مَباغیکَ النَّجاح»؛[۵۴] عادت بده نفس خود را به نیکویی نیّت و مقصد (با انگیزه و هدف نیکو) تا در مطالب خود پیروزی (موفقیت و ثواب) بیابی.
و در بیانی دیگر میفرماید:
«اِنَّ تَخْلِیصَ النِّیَّةِ مِنَ الفَسادِ اَشَدُّ عَلی الْعامِلینَ مِنْ طُولِ الاِجْتِهادِ»؛[۵۵] بطور قطع خالص نمودن نیّت از فساد (ریا و شهرت و یا هر چیز جز خدا) بر عمل کنندگان از مشقت، تلاش و اجتهاد سختتر است. (بدیهی است که ارزش و پاداش آن هم بیشتر خواهد بود).
پیوسته بکوشیم تا نیّتهای نیکو داشته باشیم چرا که آثار و نتایج تکاملی و سعادت آفرین آن در دنیا و آخرت به گونهای است که امام سجادعلیه السلام در دعای مکارم اخلاق از خداوند درخواست میکند:
«وَ انْتَهِ بِنیَّتی اِلی اَحْسَنِ النِّیاتِ وَ بِعَمَلی اِلی اَحْسَنِ الْاَعمالِ اَللَّهُمَّ وَفِّر بِلُطْفِکَ نِیَّتی...»؛[۵۶] خدایا نیّت مرا به نیکوترین نیّتها و کردارم را به بهترین کارها برسان و به لطف خود نیّت مرا وافر و کامل گردان.
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«مَنْ حَسُنَتْ نِیَّتَهُ کَثُرَتْ مَثوُبَتُه وَ طابَتْ عَیْشُه وَ وَجَبَتْ مَوَدَّتُه»؛[۵۷] هر کس نیتش نیکو باشد پاداش او فراوان گردد و زندگیش خوش و دوستیش لازم آید.
«مَنْ حَسُنَت نِیَّتهُ اَمدَّهُ التَّوْفِیقَ»؛[۵۸] هر کس نیّتش نیکو باشد توفیق یار او میشود.
«وَ اِحْسانُ النیَّة یُوجِبُ الْمَثُوبَة»؛[۵۹] نیّت نیکو پاداش آفرین است.
«جَمیلُ النیّة سَبَبٌ لِبُلُوغِ الاُمنیة»؛[۶۰] نیّت نیکو سبب رسیدن به آرزوها و آرمانهاست.
«حُسْنُ النیّةِ جَمالُ السَّرائِر»؛[۶۱] نیکویی نیّت زیبایی درون و نهانهاست.
و امام صادقعلیه السلام هم میفرماید:
«مَنْ حَسُنَتْ نیّته زادَ اللَّه فِی رِزْقِه»؛[۶۲] هر کس نیّتش نیکو شود خداوند روزیش را بیفزاید.
و حضرت علیعلیه السلام میفرماید:
«اِسْتَعِنْ عَلی الْعَدلِ بِحُسنِ النیّةِ فِی الرَّعیة وَ قِلَّة الطَّمَعِ وَ کَثْرَةِ الوَرعَ»؛[۶۳] از حسن نیّت نسبت به رعیت و کاستن طمع و پارسایی زیاد در راه اجرای عدالت کمک بگیر.
شاید این گونه بیانات نه تنها نیّت نیکو را سفارش میکند بلکه ناظر به خوش بینی انسان به خدا و خلق و آینده باشد. و لذا حضرت علیعلیه السلام در کلام حکیمانه خود میفرماید:
«اِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ یُحِبُّ اَنْ تَکُونَ نِیَّتَه الاِنسانِ لِلنَّاس جَمیلةٌ کَما یُحِبُّ اَنْ تَکونَ نِیَّةُ فِی طاعَتِهِ قَوِیَّةٌ غَیرُ مَدْخُولَة»؛[۶۴] خدای سبحان دوست دارد نیّت انسان نسبت به مردم خوب (بدون ضرر) باشد همچنان که دوست دارد نیّت او در اطاعت وی نیرومند و پاک و بدون ریا و آلودگی باشد.
نیّت ناپسند
به همان اندازه که نیّت نیکو سودمند و در شکلگیری شخصیت و سعادت دنیا و آخرت آدمی تأثیر دارد نیّت زشت و آلوده زیانبار است که به روایات آن میپردازیم. امام صادقعلیه السلام میفرماید:
قال الصادقعلیه السلام «اِنَّ الْمُؤْمِنَ لیَنوِی الذَّنب فَیحْرمُ رِزْقهُ»؛[۶۵]
همانا مؤمن قصد و نیّت گناه میکند و از روزی خود محروم میگردد. (روزی عام است و شامل روزی مادی و معنوی میشود).
امام علیعلیه السلام میفرماید:
- «اذا فَسَدَتِ النِیَّةُ وَقَعْتِ الْبِلیَّةُ»؛[۶۶] هرگاه نیّت فاسد (آلوده به ریا و گناه) شود بلا و گرفتاری پیش میآید.
- «مَنْ اَساءَ النیَّة مَنعَ الاُمنیة»؛[۶۷] هر که بد نیّت باشد به آرزو و آرمانش نرسد.
- «سُوءُ النِیَّةِ داءُ دَفِینٌ»؛[۶۸] نیّت ناپسند و بدبینی دردی پنهان است.
- «عِنْدَ فَسآدِ النیَّةِ تَرْتَفِعُ الْبَرکة»؛[۶۹] با آمدن نیّت فاسد، برکت برداشته میشود.
- «رُبَّ عَمَلٍ افْسَدْتُه النیّة»؛[۷۰] چه بسا عملی که نیّت، آن را تباه و فاسد کند.
- «مِنَ الشَّقاءِ فَسادُ النیَّةِ»؛[۷۱] از جمله بدبختیها، فساد و تباهی نیّت میباشد.
همانا از پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فردای قیامت نجات در چیست؟ فرمود:
«اِنَّما النّجاةُ فِی اَنْ لا تُخادِعَ اللَّه فَیَخْدعکُم...»؛ همانا نجات در در خدعه نکردن با خداست...
سپس پرسیده شد: چگونه با خدا نیرنگ میکنند؟ حضرت جواب داد:
«یَعْمَلُ بِما اَمره اللَّهَ ثمّ یرید به غیره فاتَّقوا فی الریاء فَاِنَّهُ الشرک باللَّهِ اِنّ الْمَرائی یُدعی یوم القیامَةِ باربعة اسماء؟ یا کافر یا فاجر یا غادر یا خاسر حبط عملک و بطل اجرک فلا خلاص لک الیوم فالتمس اجرک مِمَّن کنت تَعمل له»؛[۷۲] در ظاهر به آنچه خدا دستور داده است عمل میکند ولی قصد و توجه به غیر دارد. پس بپرهیز از ریا، چرا که ریا شرک به خداست و ریاکار در قیامت به چهار نام خوانده میشود: ای کافر، ای فاجر، ای حیلهگر، ای زیانکار، کردارت نابود شد و پاداشت از بین رفت. پس راه نجاتی برای تو نیست و پاداشت را از آنکه برایش عمل کردی بخواه. (البته شرک هم مراتبی دارد.)
فصل هفتم: مراتب نیّت
میتوان گفت نیّت درجات و مراتب متعددی دارد، همانگونه که میزان ایمان افراد متفاوت میباشد و در نتیجه عمل و عبادت هم مراتب مختلف دارد که در بحث عبادت خواهد آمد، و شاید بیان حضرت علیعلیه السلام در تبیین همین معنا باشد که میفرماید:
«اِنَّ قَوْماً عَبَدوا اللَّه رَغْبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ التُجّار وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبید وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهُ شُکراً فَتِلکَ عِبادَةُ الاَحْرارِ»؛[۷۳] به راستی گروهی خدا را از روی رغبت (و میل و علاقه به ثواب و بهشت) میپرستند که این عبادت تاجران و سوداگران است و عدهای دیگر از روی ترس (عذاب و دوزخ) خدا را میپرستند که این عبادت بردگان میباشد و گروهی از روی تشکّر و سپاسگزاری خداوند را پرستش میکنند که این عبادت آزادگان است. (عبادتی عارفانه، خالصانه و عاشقانه بدون هیچ توقعی و هیچ توجّهی به نفس و ناس).
علیعلیه السلام در کلامی دیگر میفرماید:
«اِلهی ما عَبدْتُکَ خَوْفاً مِنْ نارِکَ وَ لا طَمَعاً اِلی جَنّتک وَلکِنْ وَجْدتُکَ اَهلاً لِلْعَبادةِ فَعَبْدتُکَ»؛[۷۴] خدایا تو را نه از روی خوف از آتش تو و به خاطر طمع در بهشتت عبادت نکردم بلکه تو را سزاوار و شایسته عبادت و اطاعت یافتم پس پرستش و عبادت تو کردم (انگیزه و نیّت من تنها تو بود بر اساس معرفت و شناختی که تو را یافتم).
البته همین نوع نیّت خالص[۷۵] و خوب هم مراتب و آثاری دارد از جمله:
«مَنْ اَخْلَص لَنا (للَّهِ) اَرْبَعینَ صَباحاً جَرَتْ یَنابیعُ الحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلی لِسانِهِ»؛[۷۶] کسی که چهل صباح برای خدا اخلاص ورزد چشمههای حکمت از قلبش به زبانش جاری گردد.
فصل هشتم: معیار نیّت
جهتگیری نیّت باید به سوی سیره و سنّت پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام باشد، یعنی معیار نهایی و ارزشی آن اصابت و هماهنگی با سنت و از مسیر ولایت باشد.
(سنّت یعنی قول و فعل و تقریر معصوم علیه السلام و مراد از تقریر معصوم علیه السلام فعل و عملی است که مورد امضا قرار دهد و نهی نفرماید). رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«لا قَوْلَ اِلّا بِعَمَلٍ (لا یُقبَلُ قَوْلٌ اِلّا بِعَمَلٍ) وَ لا قَوْلَ وَ لا عَمَلِ اِلّا بنیَّةٍ وَ لا قَوْلَ وَ لا عَمَلَ وَ لا نِیَّةَ اِلّا بِاصابَةِ السُّنَّةِ»؛[۷۷]
گفتار راست نگردد جز به عمل و گفتار و عمل ارزش نیابد (به حقیقت نگراید) مگر به نیّت و گفتار و عمل و نیّت به صحت و ثواب مقرون نگردد، مگر به مطابقت و هماهنگی با سنت.
و امام سجادعلیه السلام میفرماید:
«اِنَّ اَفْضَلَ الْأَعْمالِ عِنْدَ اللَّهِ ما عَمِل بِالسُّنَّةِ وَ اِنْ قَلَّ»؛[۷۸] به راستی برترین اعمال در پیشگاه خداوند عمل و رفتاری است که بر اساس سنّت و برگرفته از آن باشد اگر چه کم و کوچک باشد. (با توجه به این که حقیقت عمل به نیّت آن میباشد، پس باید نیّت طبق سنت باشد.)
بخش دوم: عبادت
فصل اوّل: معناشناسی عبادت
عبادت (مصدر عَبَدَ) در لغت و نزد واژه شناسان به معنای خضوع، اطاعت، نهایت فروتنی، تعظیم و تذلّل با تقدیس آمده است. عبودیت هم مصدر عبد، ولی به معنای اظهار فروتنی و اطاعت از خدا آمده و عبادت از آن بلیغتر میباشد که غایت تذلّل و نهایت فروتنی و اطاعت را میرساند (ولذا استحقاق پرستش را ندارد مگر آن که نهایت کمال از اوست که خدای خالق میباشد)[۷۹]
عبادت در فرهنگ اسلام دو اصطلاح دارد:
الف: تکوینی که عبارت است از همان رابطه معلول با علت و سراسر عالم امکان که مخلوق و معلول خدای متعالاند، بنده محض حقّ بوده و لحظهای از اطاعت او سرپیچی ندارند و وجودشان عین ربط است که در قرآن با تعابیر مختلف آمده است از جمله:
«وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»؛[۸۰]
و حال آن که آسمانیان و زمینیان خواه و ناخواه فرمانبردار وتسلیم او هستند و به سوی او بازگردانده میشوند.
«تُسَبِّحُ لَهُ السَّماوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِن شَیءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِن لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً»؛[۸۱]
آسمانهای هفت گانه و زمین و هر چه در آنهاست تسبیح او گویند و هیچ موجودی نیست مگر آن که به ستایش وتسبیح او مشغول است ولی شما تسبیح آنها را درنمییابید و فهم نمیکنید.
«إِن کُلُّ مَن فِی السَّمَوَ تِ وَ الْأَرْضِ إِلَّآ ءَاتِی الرَّحْمَنِ عَبْدًا »؛[۸۲]
هیچ کس در آسمانها و زمین نیست مگر آن که بنده و عبد خدای رحمان است.
«وَللَّهِِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماوَاتِ وَما فِی الْأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلَائِکَةُ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ»؛[۸۳]
و هر چه در آسمانها و زمین از جنبدگان و فرشتگان همگی خدا را سجده و عبادت میکنند و هیچ تکبّر نمیورزند.
ب: تشریعی که دو قسم میباشد:
۱- خاص: (اعمال شرعی مخصوص همانند نماز، روزه، یعنی تعبدیات در مقابل توصلیات که در انجام آنها قصد قربت و عبادت شرط میباشد.)
۲- عام: هر نوع اندیشه و عمل و رفتاری که قصد تقرب و جهت الهی داشته باشد.
در واقع عبادت، عبارت است از درک مملوکیت و نیاز محض و به دنبال آن توجّه خالصانه و خاضعانه به درگاه بینیاز مطلق و تعظیم و اطاعت او در تمام مراحل حیات، و در نتیجه، نجات نیروهای درون و بیرون از پراکندگی و هدایت آنها به سوی معبود یکتا و تسلیم در برابر او و دستوراتش و تحقق توحید اسلامی (توحید در خلقت، ربوبیت و عبودیت، یعنی هم او که خالق هستی است، تدبیر تکوینی و تشریعی عالم و آدم را عهدهدار است و هم او که خالق و مدیر است، باید عبادت شود و شایسته پرستش و اطاعت است.)
«ذَ لِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَلِقُ کُلِّ شَیءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ وَکِیلٌ »؛[۸۴]
این است خدا، پروردگار شما، هیچ معبودی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است. پس او را بپرستید، و او بر هر چیزی نگهبان است.
بر این اساس عبادت پروردگار، تنها راه و کوتاهترین راه وصول به سعادت و نیکبختی انسان میباشد. که در قرآن آمده است: «وَ أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَ طٌ مُسْتَقِیمٌ »؛[۸۵] و مرا پرستش کنید که این راه مستقیم است.
البته عبادت مقوله به تشکیک و حقیقتی است ذات مراتب، مثلاً از توجه دل به خدا و گفتن لا اله الّا اللَّه آغاز میشود و تا عالیترین مراحل عرفان و کمال لایق به حال انسان مصداق مییابد و همچنین عبادت غیر خدا در اسلام حرام میباشد.
حقیقت عبادت
در این جا به مفهوم حقیقی عبادت و عبودیت (پرستش و بندگی خدا) که ملازم یکدیگرند از منظر روایات اکتفا میکنیم، از جمله:
عیسی بن عبداللَّه قمی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد، عبادت چیست؟ امام پاسخ داد:
«حُسْنُ النیَّةِ بِالطّاعَةِ مِنَ الْوَجْهِ الَّذی یُطاعُ اللَّهُ مِنْهُ»؛[۸۶] نیّت نیکو و خوب داشتن به فرمانبرداری، از راهی که خداوند از آن راه (شایسته است) اطاعت شود.
ابوبصیر میگوید: از امام صادقعلیه السلام پرسیدم از میزان و تعریف عبادت که چون کسی انجام دهد وظیفه خود را انجام داده باشد چیست؟ حضرت فرمود:
«حُسْنُ النیَّةِ بِالطّاعَةِ»؛[۸۷] خلوص و پاکی (نیکویی) نیّت به فرمانبرداری و اطاعت است.
همچنین این یار باوفای امام صادقعلیه السلام در روایت دیگری میفرماید: در تفسیر آیه شریفه «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُم عِزَّاً...»[۸۸] از حضرت پرسیدم، حضرت در جوابم فرمود:
«لَیْسَ الْعِبادَةُ هِی السّجُودُ وَ لا الرُّکُوع اِنَّما هِی طاعَةُ الرِّجالِ، مَن اَطاعَ الْمَخْلُوقَ فی مَعصِیَةِ الخالِق فَقَد عَبَدَهُ»؛[۸۹] عبادت (تنها) رکوع و سجود نیست بلکه اطاعت از مردان (شخصیتها) است، هر کس در معصیت پروردگار از مخلوقی اطاعت کند او را پرستیده است.
همچنین میگوید: از امام صادقعلیه السلام درباره قول خداوند متعال «اَتَّخَذُوا اَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ اَرْبابَاً مِنْ دُونِ اللَّه» سؤال کردم فرمود:
«أَما وَاللَّهُ ما دَعوهم اِلی عِبادَةِ اَنْفُسهم وَلَوْ دَعَوهم اِلی عَبادَةِ اَنفُسهم لَما اَجابُوهُم وَلکِنْ احلُّوا لَهُم حَراماً وَ حَرَّموا عَلَیهم حَلالاً فَعبدوهُم مِن حَیثُ لایَشْعُرون»؛[۹۰] سوگند به خدا! مردم را به پرستش خودشان دعوت نکردند و اگر این چنین میکردند، مردم نمیپذیرفتند. ولیکن حرام را برای آنان حلال نمودند و حلال را برایشان حرام کردند در نتیجه مردم بدون علم و آگاهی، آنها را اطاعت و پرستش نمودند.
عنوان بصری میگوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم حقیقت بندگی چیست؟
«ثَلَاثَةُ أَشْیَاء أَنْ لَا یَرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ مِلْکاً لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ یَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ وَ لَا یُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیراً وَ جُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِیمَا أَمَرَهُ تَعَالَی بِهِ وَ نَهَاهُ عَنْهُ...»؛[۹۱] فرمود: سه چیز است:
۱- بنده نسبت به آنچه خداوند به او عطا کرده، مالکیّتی برای خود نبیند، زیرا بندگان مالک چیزی نمیباشند، مال را متعلّق به خدا میدانند و هر جا خدا امر فرموده قرار میدهند.
۲- بنده برای خودش تدبیری قطعی و مستقل نکند (بلکه اراده و مشیت او را حاکم میداند و میخواهد).
۳- تمام کار و اشتغال او در راه اجرای اوامر و نواهی پروردگار باشد.
فصل دوم: اهمیّت عبادت
نگاهی گذرا به احادیث اهل بیت علیهم السلام گویای این حقیقت است که نه تنها هدف از آفرینش آدمی و فرستادن پیامبران هدایتگر، عبادت و پرستش آگاهانه خداوند بوده بلکه برترین اعمال تقرّب به خدا و کسب رضای او و کمال عقل آدمی در پرستش و بندگی او قرار دارد و بالاترین حقّ خداوند بر انسان عبادت است.
جمیل بن درّاج میگوید: از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلّا لِیَعْبُدُونَ»؛ (جن و انس را نیافریدیم مگر این که مرا عبادت کنند.) پرسیدم، فرمود:
«خَلَقَهُمْ لِلْعِبادَة»؛ آنها را آفرید برای پرستش.
گفتم: گروهی را یا همه را؟ فرمود:
«لا بَل عامَّه»؛[۹۲] نه! بلکه همه را (یعنی تکلیف عبادت برای همه جن و انس است نه مؤمنین تنها).
همچنین امام علیعلیه السلام در حدیثی نورانی میفرماید:
«... فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداًصلی الله علیه وآله وسلم بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الاَوْثانِ اِلی عِبادَتِهِ وَ مِنْ طاعَةِ الشَّیطانِ اِلی طاعَتِهِ بِقُرآنِ قَدْ بَیَّنَ وَ اَحکَمَه»؛[۹۳] ... خداوند، محمّدصلی الله علیه وآله وسلم را به حقّ برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بتها بازداشته، به عبادت خدا فراخواند. و از پیروی شیطان به سوی طاعت پروردگار بکشاند به وسیله قرآنی که آن را تبیین نموده و استوار ساخته است.
به گفته امام صادق علیه السلام، در تورات، کتاب آسمانی حضرت موسیعلیه السلام نوشته شده است:
«یَا ابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِی أَمْلَأُ قَلْبَکَ غِنًی وَ لَا أَکِلْکَ إِلَی طَلَبِکَ وَ عَلَیَّ أَنْ أَسُدَّ فَاقَتَکَ وَ أَمْلَأَ قَلْبَکَ خَوْفاً مِنِّی وَ إِنْ لَا تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِی أَمْلَأُ قَلْبَکَ شُغُلاً بِالدُّنْیَا ثُمَّ لَا أَسُدَّ فَاقَتَکَ وَ أَکِلْکَ إِلَی طَلَبِکَ»؛[۹۴] ای فرزند آدم! خود را برای پرستش و عبادت من فارغ گردان تا قلبت را از بینیازی پرکنم و تو را به تلاش و تقاضای خودت وامگذارم و بر عُهده من است که کمبود و ناداری تو را برطرف کنم و دلت را از خوف و خشیت خودم سرشار سازم و اگر خود را برای پرستش من فارغ نسازی، قلبت را به دنیا مشغول کنم سپس نیازت را برطرف نکرده و تو را به جستجو و تلاش خودت واگذارم.
همچنین امام رضا علیه السلام در مورد آیه شریفه «لِیَبْلُوَکُمْ اَیُّکُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً»؛[۹۵] (تا شما را بیازماید، کدامتان نیکوتر عمل میکنید.) فرمود:
«اِنَّهُ عَزّوَجلّ خَلَقَ خَلْقَهُ لِیَبْلُوَهُمْ بِتَکْلِیف طاعَته وَ عِبادَتِهِ...»؛[۹۶] خداوند عزّوجلّ آفریدههای خود را خلق کرد تا آنها را با تکلیف، اطاعت، و عبادت بیازماید.
پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«کَفی بِالْعِبادَةِ شُغْلاً»؛[۹۷] عبادت کافیترین شغل و کار است.
از امام حسن عسکریعلیه السلام در دوران کودکی آن حضرت سؤال کردند: ما برای چه آفریده شدهایم؟
«لِلْعِلْمِ وَ الْعِبادَةِ»؛[۹۸] فرمود: برای دانش و پرستش (عبادت).
امام صادق علیه السلام فرمود:
«فَاِنَّ اَفْضَلَ العَمَلِ العِبادَةُ وَ التَّواضُعُ...»؛[۹۹] به راستی برترین عمل عبادت و فروتنی است.
همچنین امام موسی کاظم علیه السلام میفرماید:
«اَشْرَفُ الاَعمالِ التَّقَرُّبُ بِعِبادَةِ اللَّهِ عَزّوجلّ»؛[۱۰۰] شریفترین کارها، تقرّب به وسیله عبادت خدای (عزّوجلّ) میباشد.
نیز امام علیعلیه السلام در جملهای کوتاه ولی پر محتوا میفرماید:
«ثَمَرَةُ العِلمِ اَلْعِبادَة»؛[۱۰۱] ثمره و نتیجه دانش (به اصول دین همراه با ایمان)، عبادت و بندگی است.
پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«لِکلِّ شَیءٍ دَعامَةٌ وَ دَعامَةٌ المُؤمِنِ عَقلُهُ وَ بِقَدرِ عَقلِهِ تَکُونُ عِبادَتِهِ»؛[۱۰۲] هر چیز را ستون و محوری است و استوانه مؤمن خرد و عقل اوست و عبادت او به میزان و اندازه عقل او میباشد.
فصل سوم: آثار عبادت
حال ثمره و میوههای عبادت را در جلوههای گوناگون از منظر روایات مینگریم که رسیدن به عالیترین مراحل تکامل و تقرب به خدا و عزت و افتخار انسانی و یافتن مقام صدیقین و آزادگی و بی نیازی و رستگاری و خردورزی همه از مسیر عبادت خالصانه میسر است.
امام صادقعلیه السلام درباره عبادت میفرماید:
«وَالصِّدّیقین وَرثُوا الصِّدْقَ بِالخُشُوعِ وَ طُولِ العِبادَة»؛[۱۰۳] صدیقان (درگاه حقّ)، صدق و راستی را در اثر خشوع و طول عبادت، به ارث بردهاند.
امام علیعلیه السلام نیز میفرماید:
«کَفی بی عِزَّاً اَنْ اَکُونَ لَکَ عَبْدَاً وَ کَفی بی فَخْرَاً اَنْ تَکُونَ لی رَبَّاً»؛[۱۰۴] (پروردگارا) این عزّت برای من بس است که عبد تو باشم و این افتخار برای من کافی است که تو پروردگار من باشی.
امام حسین علیه السلام فرمود:
«اَیِّهَا النّاسُ اِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُه ما خَلَقَ الْعِبادَ اِلّا لِیَعرفُوهُ فَاِذا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَاِذا عَبَودُهُ اسْتَغنُوا بِعِبادَتِهِ عَنْ عِبادَةِ ما سِواهُ»؛[۱۰۵] ای مردم همانا خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند و وقتی شناختند او را عبادت کنند، پس وقتی او را عبادت کردند از بندگی غیر خدا مستغنی و بینیاز میشوند.
در کتاب «لبّ الالباب»، از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است:
«مَن اَخْلَصَ العِبادَةَ للَّهِ اَربَعینَ صَباحَاً ظَهرت یَنابیعَ الحِکمَةِ فی قَلبِهِ وَ لِسانِهِ»؛[۱۰۶]
کسی که چهل روز عبادت خالصانه برای خدا انجام دهد چشمههای حکمت در قلب و زبانش ظاهر میشود.
همچنین امیر بیان، علیعلیه السلام در فرازهایی کوتاه اما پر نغز میفرماید:
«غایَةُ العِبادَةِ الطَّاعَةُ»؛[۱۰۷] غایت و غرض از عبادت، اطاعت و فرمانبرداری (خدا) است.
«اَلاِخلاصُ ثَمرةُ العِبادَةِ»؛[۱۰۸] اخلاص ثمره و نتیجه عبادت میباشد.
«العِبادَةُ فَوزٌ»؛[۱۰۹] عبادت رستگاری است.
«ما تَقَرَّبَ مُتَقَرِّبٍ بِمثلِ عِبادَةِ اللَّهِ»؛[۱۱۰] هیچ عملی همانند عبادت، باعث تقرّب و نزدیکی انسان به خدا نمیشود.
«فازَ بِالسَّعادَةِ مَنْ اَخلَصَ العِبادَةَ»؛[۱۱۱] آنکه عبادت خالصانه انجام دهد به فوز سعادت رسد.
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«اَفْضَلُ طَبایع العَقْلِ اَلْعِبادَة»؛[۱۱۲] برترین طبیعتهای عقل عبادت است. (عبادت نشانه رشد عقل و خردمندی است).
«قالَ اللَّهُ تَبارکَ وَ تُعالی: یا عِبادی الصِّدیقینَ تَتَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الآخِرَة»؛[۱۱۳] خداوند تبارک و تعالی فرمود: ای بندگان صدیق و راستین من، در دنیا از عبادت من لذّت ببرید زیرا در آخرت از آن (عبادت در دنیا) بهره و لذّت خواهید برد.
از موعظههای حضرت عیسیعلیه السلام است که فرمود:
«بِحَقٍّ أَقُولُ لَکُمْ إِنَّ الدَّابَّةَ إِذَا لَمْ تُرْکَبْ وَ لَمْ تُمْتَهَنْ وَ تُسْتَعْمَلْ لَتَصْعُبُ وَ یَتَغَیَّرُ خُلُقُهَا وَ کَذَلِکَ الْقُلُوبُ إِذَا لَمْ تُرَقَّقْ بِذِکْرِ الْمَوْتِ وَ یَتْبَعْهَا دُؤُوبُ الْعِبَادَةِ تَقْسُو وَ تَغْلُظ»؛[۱۱۴] به راستی برای شما میگویم: اگر چهارپا را سوار نشوند و او را برای سوار شدن یا حمل بار به کار نگیرند، درشتی میکند و خلقش متغیّر میشود. قلبها هم همینطورند، هنگامی که با یاد مرگ و تداوم رنج عبادت نرم نشوند، قساوت و غلظت پیدا میکنند.
رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله میفرماید:
«مَنْ شَغَلَتْهُ عِبَادَةُ اللَّهِ عَنْ مَسْأَلَتِهِ أَعْطَاهُ أَفْضَلَ مَا یُعْطِی السَّائِلِینَ»؛[۱۱۵] کسی که اشتغال به عبادت پروردگار او را از سؤال کردن باز دارد خداوند متعال برترین چیزی که به سؤال کنندگان میدهد به او عطا خواهد کرد.
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«مَنْ قامَ بِشَرائِطِ العُبُودِیَّة اُهِّل لِلعتق»؛[۱۱۶] هر کس به شرائط بندگی قیام کند، شایسته و سزاوار آزادی (از عذاب آخرت و نگرانیهای زندگی) خواهد بود.
فصل چهارم: انواع عبادت
در مکتب آسمانی اسلام، عبادت منحصر به انجام فرائض خاصی نبوده و دارای معنای وسیعی میباشد به گونهای که یک فرد مسلمان میتواند تمام فعالیتهای فردی، جمعی، فکری و علمی خود را به عنوان عبادت و کسب رضای خدا و اجر اخروی انجام دهد تا با تحقق این تفکّر تربیتی و اخلاقی، زندگی او سراسر خیر و خدایی و خدمت و امنیت روانی و زیبایی (همگام با حرکت هستی به سوی خدا) گردد و همه چیز در مسیر صلاح و سعادت انسانها قرار گیرد به طوری که در بخشهایی از روایات این فصل، جلوههای گوناگون عبادت و بندگی را بر شاخسار زندگی مشاهده میکنیم بعلاوه که ملاک تربیتی اسلام، عبد زیستن و در تمام عرصهها مطیع خدا و حقّ شدن است.[۱۱۷]
الف: در اندیشه و کسب دانش
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«اَوَّلُ عِبادَةِ اللَّهِ مَعرِفَتُهُ»؛[۱۱۸] سرآغاز عبادت، معرفت پروردگار (و علم و دانایی) است.
امام رضاعلیه السلام میفرماید:
«لَیسَ العِبادَةُ کِثرَةَ الصّیامِ وَ الصَّلاةِ وَ اِنّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّرِ فی اَمرِ اللَّهِ»؛[۱۱۹] عبادت به زیادی نماز و روزه نیست. همانا عبادت، بیشتر در امر خداوند اندیشیدن است.
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«اَلْفِکْرُ عِبادَة»؛[۱۲۰] اندیشه عبادت است (اندیشه در آفرینش طبیعت و انسان و کشف رازها و علوم و عظمت خدا، در تاریخ و عبرت و...)
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«یا عَلیعلیه السلام... وَ لا عِبادَةَ مِثلُ التَّفَکُّر(کالتفکر)»؛[۱۲۱]
یا علی... و عبادتی همانند تفکر و اندیشیدن (درباره عظمت و قدرت خدا) نیست.
امام رضاعلیه السلام میفرماید:
«فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِیرَةِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَی الْمَنَازِلِ الرَّفِیعَة»؛[۱۲۲] همانا فقه و دانستن کلید آگاهی و کمال عبادت و سبب رسیدن به مقامات بلند است.
امام علیعلیه السلام میفرماید:
«التَّفَکُّرُ فی آلاءِ اللَّهِ نِعمَ العِبادَة»؛[۱۲۳] اندیشه در نعمتهای خداوند چه عبادت خوبی است. (تفکر نه تنها یک امر مذهبی و درک علم و عظمت خدا و شکرگزاری و ثواب آور که ایجاد انگیزه برای کشف انواع علوم و خواص غذایی، دارویی، و... اشیاء و مخلوقات و رشد عقل و تکامل است.)
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«کانَ اَکثرُ عبادَةِ اَبی ذر رَحمةُ اللَّه عَلیه التَّفَکُّرُ وَ الاِعتِبار»؛[۱۲۴] بیشترین عبادت ابوذر، فکر کردن و پند گرفتن بود (و در نتیجه عمل صالح نمودن).
امام باقرعلیه السلام میفرماید:
«تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَ طَلَبَهُ عِبَادَةٌ وَ مُذَاکَرَتَهُ تَسْبِیحٌ وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهَادٌ وَ تَعَلُّمَهُ صَدَقَةٌ وَ بَذْلَهُ لِأَهْلِهِ قُرْبَةٌ وَ الْعِلْمُ ثِمَارُ الْجَنَّة...»؛[۱۲۵]
دانش را فرا بگیرید زیرا یادگرفتنش حسنه، طلبش عبادت، یادآوریش تسبیح، بحث و گفتگویش جهاد، یاد دادنش صدقه و بذل و بخشش آن به اهلش موجب قرب است به خدا، و علم میوه بهشت است... .
ب: نگریستن و نشستن با صالحان
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
«نَظَرُ الوَلَدِ اِلی والَدَیْهِ حُبّاً لَهُما عِبادَةٌ»؛[۱۲۶] نگاه کردن فرزند به پدر و مادر از روی محبّت به آن دو عبادت میباشد.
پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«اَلنَّظَرُ اِلَی العالِمِ عِبادَةٌ وَ النَّظَرُ اِلَی الْاِمامِ المُقْسِطِ عَبادَةٌ»؛[۱۲۷] نگریستن به عالم (نه هر دانشمندی)[۱۲۸] عبادت است چنانکه نگاه کردن به پیشوای عادل عبادت است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«النَّظَرُ اِلی ثَلاثَةِ اَشیاءٍ عَبادَةٌ النَّظَرُ اِلی وَجهِ الوالِدَینِ وَ فِی الْمَصْحَفِ وَ فی البَحْرِ»؛[۱۲۹] نگاه کردن به سه چیز عبادت محسوب میشود. به سیمای پدر و مادر و به قرآن و دریا.
رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«نَظَرُ المُؤمِنِ فی وَجهِ اَخیهِ حُبّاً لَهُ عِبادَةٌ»؛[۱۳۰] نگاه محبّتآمیز مؤمن در صورت برادرش عبادت است.
و با مختصر تغییر از امام زین العابدین علیه السلام هم نقل شده است.[۱۳۱]
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«المُتَّقُونَ سادَةٌ وَ الْفُقَهاءُ قادَةٌ وَ الجُلوسُ اِلَیهم عَبادَةٌ»؛[۱۳۲]
پرهیزکاران، سروران و بزرگانند. و فقها پیشوایانند و نشستن در محضرشان عبادت است.[۱۳۳]
امام رضاعلیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آورده است:
«مُجالَسَةُ العُلَماء عِبادَةٌ وَالنَّظَرُ اِلی عَلیعلیه السلام عِبادَةٌ وَ النَّظَرُ الی البَیتِ عِبادَةٌ والنَّظَرُ اِلَی المَصْحَفِ عِبادَةٌ وَ النَّظَرُ اِلَی الوالِدَینِ عِبادَةٌ»؛[۱۳۴]
همنشینی با علما عبادت است. نگاه کردن به علیعلیه السلام عبادت میباشد. نگاه کردن به کعبه و قرآن عبادت است. نگاه کردن به پدر و مادر عبادت است.
و مانند این حدیث از ابوذر نقل شده است.[۱۳۵]
امام رضا علیه السلام میفرماید:
«النَّظَرُ إِلَی ذُرِّیَّتِنَا عِبَادَةٌ قُلْتُ النَّظَرُ إِلَی الْأَئِمَّةِ مِنْکُمْ أَوِ النَّظَرُ إِلَی ذُرِّیَّةِ النَّبِیِصلی الله علیه وآله فَقَالَ بَلِ النَّظَرُ إِلَی جَمِیعِ ذُرِّیَّةِ النَّبِیِّ(ص) عِبَادَةٌ مَا لَمْ یُفَارِقُوا مِنْهَاجَهُ وَ لَمْ یَتَلَوَّثُوا بِالْمَعَاصِی»؛[۱۳۶]
نگاه کردن به ذرّیه (و فرزندان) ما عبادت است. عرض کردم: نگاه کردن به ائمه علیهم السلام از شما فقط، یا به همه فرزندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم؟ فرمود: بلکه نگاه کردن به همه ذرّیه (و فرزندان) رسول خدا صلی الله علیه وآله عبادت است تا هنگامی که از روش رسول خدا دور نگشته و به گناهان آلوده نشدهاند.
امام علیعلیه السلام: رسول خدا فرمود:
«النَّظَرُ إِلَی الْعَالِمِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْإِمَامِ الْمُقْسِطِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْوَالِدَیْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَی الْأَخِ تَوَدُّهُ فِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَةٌ»؛[۱۳۷]
نگاه کردن به عالم عبادت است، نگاه کردن به پیشوای عادل عبادت میباشد. نظر به والدین با رأفت و مهربانی عبادت است، نگاه کردن به برادری که برای خدا او را دوست داری عبادت است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«اَلنَّظَرُ اِلی وَجْهِ عَلی عَبادَة»؛[۱۳۸]
نگاه کردن به صورت علیعلیه السلام عبادت است.
امام صادقعلیه السلام میفرماید:
«وَ الْجُلُوسُ فِیهِ (مسجد الکوفة) مِنْ غَیْرِ تِلَاوَةِ قُرْآنٍ عِبَادَة»؛[۱۳۹] نشستن در مسجد کوفه (حتی) بدون تلاوت قرآن هم عبادت است.
رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم میفرماید:
«الْجُلُوسُ فِی الْمَسْجِدِ انْتِظَارَ الصَّلَاةِ عِبَادَةٌ مَا لَمْ یُحْدِثْ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا یُحْدِثُ قَالَ الِاغْتِیَاب»؛[۱۴۰]
نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا زمانی که حدیث و سخنی گفته نشود. سؤال شد: یا رسول اللَّه آنچه گفته و حدیث میشود چیست؟ فرمود: غیبت کردن.
ج: دعا و یاد خدا و خوبان
- ↑ همان قدرتهایی که بعد از جنگ جهانی دوم، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را ایجاد کردند با ۵۷ سال سابقه و تجربه با استفاده از انواع ابزارهای فرهنگی و جنگ روانی و رسانهای، جنگ فرهنگی بر ضد اسلام و ایران اسلامی به راه انداختند.
ویژگیهای ناتوی فرهنگی عبارتند از: ۱ - دراز مدت ۲ - بنیادی و ریشهای ۳ - نامرئی ۴ - آرام و بیصدا (در عین داشتن روابط اقتصادی و برخورد ظاهراً صمیمی با صادراتِ کالا، فرهنگش را هم صادر میکند. ۵ - غیر مستقیم و غیر محرک ۶ - سازمان یافته (مراحل کاری، محاسبات، امکانات، تغییرات احتمالی، نیروهای متخصص، شناسایی حساسیتها و...) آنها با این ویژگیها، به تخریب و تسلیم فرهنگ خودی و تحمیل فرهنگ مهاجم میپردازد. - ↑ نهج الفصاحة، ح ۲۱۶۳.
- ↑ بحارالأنوار، ج ۲، ص ۳۰.
- ↑ ر. ک: به المعجم الوسیط، لغتنامه دهخدا، اقرب الموارد، منتهی الارب و فرهنگ لغات و اصطلاحات فقهی.
- ↑ مستمسک العروة الوثقی ج ۶، ص ۵؛ ج ۲، ص ۴۵۹. برای اطلاع از مباحث فقهی نیّت، ارکان آن و اینکه آیا داعی و انگیزه و اراده اجمالی با قصد تقرب در عبادت کافی است یا خطور دادن تفصیلی نیّت در قلب و ذهن و تداوم آن در فعل عبادی لازم میباشد یا نه و... به کتابهای فقهی ینابیع الفقهیه ج ۴، ص ۶۱۶ و مصباح الشریعه صهرشتی و شرایع الاسلام و نیّت و اخلاص آقا جمالالدین خوانساری؛ المسائل الناصریات سیّد مرتضی و ... و تعلیم و تربیت، نوشته استاد شهید مطهری، ص ۱۹۳ مراجعه کنید.
- ↑ به ترتیب سورههای بقره، آیه ۲۰۷؛ روم ۳۸؛ الرحمن ۲۷؛ بقره ۱۱۲.
- ↑ غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۳۳، ح ۱۰۳۲.
- ↑ همان، ج ۶، ص ۲۳۲، ح ۱۰۷۵۰.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۶.
- ↑ اسراء، ۸۴.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص ۸۴.
- ↑ المحاسن، ج ۱، ص ۴۰۹، ح ۹۲۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۴.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۳۱؛ غرر الحکم، ج ۴، ص ۲۰۰، ح ۶۱۸۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۶.
- ↑ کنز العمال، ح ۷۲۷۲؛ الترغیب و الترهیب، ج ۳، ص ۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۵.
- ↑ غرر الحکم، ج ۴، ص ۳۹، ح ۵۲۹۲.
- ↑ غرر الحکم، ج ۱، ص ۱۳۱، ح ۲۹۲.
- ↑ همان، ج ۱، ص ۲۳۳، ح ۱۰۳۲.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۳۱۸، ح ۶۷۳۸.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۳۹، ح ۵۲۹۰.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۱۲۴، ح ۵۷۹۲.
- ↑ همان، ج ۶، ص ۲۳۵، ح ۱۰۷۷۸.
- ↑ کنز العمال، ح ۷۲۳۸.
- ↑ همان، ج ۵، ص ۲۴۶، ح ۸۹۸۱.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۸.
- ↑ غرر الحکم، ج ۵، ص ۱۷۶، ح ۸۴۴۲.
- ↑ کنز العمال، ح ۷۲۳۶ و ۷۲۶۹؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۵۶؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۱۰.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱،ص ۴۱.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۳۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۱۱.
- ↑ امالی صدوق، ص ۹۳، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۵۶.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۵؛ اصول کافی، ص ۳۵۰.
- ↑ تحف العقول، ص ۳۹۶.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۴، مکارم الاخلاق، ج ۲، ص ۳۷۰، ح ۲۶۶۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۱۰.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۵۳.
- ↑ وسائلالشیعه، ج۱، ص۳۵، و المجالس، ص۳۸، و مشابه آن درکتاب کنزالعمال ۷۲۷۲.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۰.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۸؛ الامالی، ص ۱۹۸.
- ↑ علل الشرایع، ج ۱، ص ۵۲۴.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص ۱۹۶، ح ۱۴.
- ↑ کنز العمال، ح ۷۲۶۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۱۶۷؛ مصابیح الجنان، ص ۴۵۹.
- ↑ سفینة البحار، ج ۲، ۲۰۵ (ماده عطا).
- ↑ مقتل خوارزمی، ج ۲، ص ۱۹۰؛ بشارة المصطفی، ص ۷۴.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۷.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۶؛ المحاسن، ص ۳۳۱.
- ↑ همان، و علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۲۴.
- ↑ اصول کافی ج ۲، ص ۸۵.
- ↑ غرر الحکم، ج ۶، ص ۱۴۶، ح ۱۰۱۴۲.
- ↑ همان، ج ۳، ص ۲۴۳، ح ۴۸۱۲.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۲۰۰، ح ۶۱۸۷.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۳۱۰، ح ۶۲۳۱.
- ↑ همان، ج ۲، ص ۳۱۸، ح ۳۵۲۰.
- ↑ صحیفه سجادیه، ص ۴۸، دعا ۹.
- ↑ غرر الحکم، ج ۵، ص ۲۶۴، ح ۹۰۸۹.
- ↑ همان، ج ۵، ص ۲۷۴، ح ۹۱۸۱.
- ↑ همان، ج ۱، ص ۲۷۶، ح ۱۲۵۸.
- ↑ همان، ج ۳، ص ۲۳۲، ح ۴۷۶۱.
- ↑ همان، ح ۳، ص ۲۴۲، ح ۴۸۰۱.
- ↑ المحاسن، ج ۱، ص ۴۰۶، ح ۹۲۲؛ وسائل الشیعه ج ۱، ص ۳۷؛ بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۲۰۹.
- ↑ غرر الحکم، ج ۲، ص ۱۲۶، ح ۲۴۰۳.
- ↑ همان، ج ۲، ص ۳۹۹، ح ۳۶۹۸.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۴۷؛ عقاب الاعمال، ص ۲۴.
- ↑ غرر الحکم، ج ۳، ص ۸۱، ح ۴۰۱۶.
- ↑ همان، ج ۵، ص ۱۶۳، ح ۸۳۰۶.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۸۲، ح ۵۵۶۳.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۲۰۸، ۶۲۲۳.
- ↑ همان، ج ۴، ص ۳۹، ح ۵۲۹۵.
- ↑ همان، ج ۶، ص ۲۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۵۱.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۲۹؛ غرر الحکم، ج ۱، ص ۳۴۳، ح ۳۵۵۹.
- ↑ غرر الحکم، ج ۱، ص ۳۴۵؛ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۸۶.
- ↑ اخلاص (یعنی اخراج غیر حقّ از قلب و منزلگاه او) حالت و ملکهای است در دل که بوسیله تزکیه نفس و پالایش درون از علائق غیر خدایی و مقاصد شرک آلود حاصل میآید.
- ↑ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۴۲؛ اربعین حدیث، امام خمینیرحمه الله، ص ۶۰.
- ↑ اصول کافی، ج ۱، ص ۷۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۳۳.
- ↑ همان، حدیث ۷.
- ↑ ر. ک: مفردات راغب، المعجم الوسیط، قاموس قرآن، مجمع البحرین، لسان العرب و اقرب الموارد و... (و راهی که با رفتن هموار شده «طریقٌ مُعَبَّد» خوانند و برده را به واسطه انقیاد و مطیع بودنش عبد گویند.)
- ↑ آل عمران: ۸۳.
- ↑ اسراء: ۴۴.
- ↑ مریم: ۹۳.
- ↑ نحل: ۴۹.
- ↑ انعام: ۱۰۲.
- ↑ یونس: ۶۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۰۸؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۸۳.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص ۸۵.
- ↑ مریم : ۸۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۹۴.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص ۳۹۸.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۵.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵، ص ۳۱۵.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص ۸۳.
- ↑ ملک: ۳.
- ↑ بحارالانوار، ج ۴، ص ۸۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۳۷.
- ↑ احقاق الحق، ج ۱۲، ص ۴۷۳.
- ↑ تحف العقول (مترجم)، ص ۳۱۵.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۹۸.
- ↑ غرر الحکم، ج ۶۴، ح ۷۱۸.
- ↑ محجة البیضاء، ج ۱، ص ۱۷۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۴۰۴.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۴۰۰.
- ↑ موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص ۵۴۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۳۲۶.
- ↑ غرر الحکم، ص ۱۸۲، ح ۳۴۰۵.
- ↑ غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۸۹۵.
- ↑ غرر الحکم، ص ۱۹۷، ح ۳۹۳۲.
- ↑ غرر الحکم، ص ۱۹۹، ح ۳۹۴۲.
- ↑ غرر الحکم، ص ۱۹۸، ح ۳۹۰۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۳۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸، ص ۱۵۵.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۳۰۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۸۴.
- ↑ غرر الحکم، ح ۸۵۲۹.
- ↑ آری اسلام دین زندگی انسان و روایات اهل بیت علیهم السلام در واقع تبیین قرآن و دستورالعملهای چگونه زیستن آدمی برای رسیدن به سعادت ابدی است و برخلاف سکولاریزم (دنیاگرایی و فردنگری و جدایی دین از سیاست و مدیریت اجتماعی) در تمام عرصههای حیات حضور داشته و برای جای جای زندگی انسانی (حتی خور و خواب و نگریستن و....) حکم و باید و نبایدها دارد. بالاتر این که اندیشه و امورش را میتواند با نیّت خدایی، قداست و معنویت بخشد و به بدبختیها، نگرانیها و جنگها و فسادهای جامعه امروز بشری (که معلول بی خدایی و نداشتن ایمان راستین به خدای خالق و معاد و کرامت و مسئولیّت انسان و نتیجه پیروی هواهای نفسانی و کششهای شیطانی میباشد) خاتمه دهد و جهانی سرشار از صلح و امنیّت و امید به بار آورد.
- ↑ بحارالانوار، ج ۴، ص ۲۵۳.
- ↑ بحارالانوار، ج ۳، ص ۲۶۱؛ ج ۷۱، ص ۳۲۵.
- ↑ غرر الحکم، ج ۵۶، ح ۵۳۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۵۹ و ۶۸.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۴۰.
- ↑ غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۵۷، ح ۱۱۴۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۸۵.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۸۹.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۶۶.
- ↑ از امام صادق علیه السلام سؤال شد کدام عالم؟ فرمود: عالمی که هرگاه به او بنگری تو را به یاد آخرت (خدا و معاد) بیندازد و هر کسی جز این باشد، پس نگاه کردن به او موجب فریفته شدن است. (میزان الحکمة، ج ۶، ص ۴۶۲).
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۳۶۸.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۸۰.
- ↑ تحف العقول، ص ۲۹۰.
- ↑ میزان الحکمة، ج ۱، ص ۲۱۰.
- ↑ از حضرت عیسیعلیه السلام سؤال شد: با چه کسی همنشین شویم؟ فرمود: با کسی که دیدن او شما را به یاد خدا بیاندازد (اهل تقوا و عبادت باشد) و سخنش بر علم شما بیافزاید و عمل و رفتارش ترغیب و تشویق کننده به خیر و سعادت باشد.
میرود از سینهها در سینهها از ره پنهان صلاح و کینهها صحبت صالح تو را صالح کند صحبت طالح تو را طالح کند. - ↑ میزان الحکمة، ج ۱، ص ۲۰۴.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۶۲۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۳.
- ↑ الامام علی بن ابیطالب ابن عساکر، ج ۲، ص ۳۹۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۳۹۱.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۷.







