کتابخانه:نماز جمعه (1)
|
| |
| نویسنده | سیدعلی قاضی عسکر |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نشرمشعر |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۰ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۵۴۰-۳۳۰-۸ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ اجتماعات دینی و اسلامی
- ۳ ویژگیهای نماز جمعه
- ۴ جمعه در لغت
- ۵ چرا جُمْعه را جمعه نامیدند؟
- ۶ نامهای دیگر جمعه
- ۷ جمعه در تاریخ
- ۸ جمعه برترین روز
- ۹ جمعه عید مسلمانان
- ۱۰ جمعه حج نیازمندان
- ۱۱ جمعه روز بخشش گناهان
- ۱۲ جمعه روز امنیت و آرامش
- ۱۳ جمعه و ارزشهای مضاعف
- ۱۴ جمعه و نظافت
- ۱۵ اهمیت نماز جمعه
مقدمه
انسان موجودی اجتماعی است، خداوند اجتماعی بودن و با دیگران زیستن را، در فطرت آدمیان، به ودیعت نهاده، تا با کمک و یاری همنوعان خود، زندگی کنند.
اسلام برای تأمین و پاسخ گویی به این نیاز فطری بشر، قوانین را در سه بخش: ۱. عبادات؛ ۲. معاملات؛ ۳ - احکام، ارائه داده که عمل به آنها با ویژگیهای خاصّ هر یک، میتواند سعادت و خوشبختی آدمیان را تضمین، و آنان را برای حضور در عرصههای مختلف اجتماع آماده و مهیا سازد.
عبادات در اسلام دو دستهاند:
۱. عبادات فردی، مانند کمک به فقرا و نیازمندان که بهتر آن است به صورت مخفی و پنهانی انجام شود تا آبرو و عزّت نفس آنان در معرض خطر قرار نگیرد.
۲. عبادات اجتماعی، مانند نمازجماعت، نمازجمعه، انجام فریضۀ حج و. . . نماز این فریضۀ بزرگ عبادی نیز به دو صورت برگزار میشود:
الف) به تنهایی و در محیطی خلوت.
ب) در مسجد و با حضور دیگر مسلمانان.
به تنهایی و فرادی نماز خواندن، ثوابی محدود و مشخص دارد، لیکن اگر همان نماز، به جماعت خوانده شود ثواب آن مضاعف، و به گونهای خواهد شد که جنّ و انس از نوشتن پاداش یک رکعت آن، ناتوان میگردند.
ابو سعید خدری گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
جبرئیل با هفتاد هزار فرشته، پس از نماز ظهر نزد من آمد و گفت:
ای محمّد صلی الله علیه و آله پروردگارت به تو سلام رسانده، دو هدیه که آنها را به هیچ یک از پیامبران قبل از تو نداده، برای شما فرستاده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آن دو هدیه چیست؟
جبرئیل گفت: سه رکعت وتر در نمازشب[۱] و نمازهای پنجگانه را به جماعت خواندن.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای جبرئیل خداوند برای امّت من چه پاداشی در نماز جماعت قرار داده است؟
جبرئیل گفت:
إذا کانا اثنَینِ کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ مِائَةً وَخَمْسِینَ صَلاةً، وَإذا کانُوا ثَلاثَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکلٍّ منهُم بِکُلِّ رَکعَةٍ سِتَّمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا کانُوا أرْبَعَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ أَلْفاً وَ مِائَتَی صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا خَمْسَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ ألْفَیْنِ وَأَربَعَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا کانُوا سِتَّةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِکُلِّ رَکْعَةٍ أَرْبَعَةَ آلافٍ وَثَمانَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا سَبْعَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِکُلِّ رَکْعَةٍ تِسْعَةَ آلافٍ وَسِتَّمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا کانُوا ثَمانِیَةً کَتَبَ اللّٰهُ تَعالیَ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ تِسْعَةَ عَشَرَ ألْفاً وَمِائَتَی صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا تِسْعَةً کَتَبَ اللّٰهُ تَعالی لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِکُلِّ رَکْعَةٍ سِتَّةً وَثَلاثِینَ ألفاً وَأرْبَعَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا عَشَرَةً کَتَبَ اللّٰهُ تَعالی لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ سَبْعِینَ ألْفاً وَألْفَیْنِ وَثَمانَمِائَةِ صَلاةٍ، فَإِنْ زادُوا عَلَی العَشَرَةِ فَلَو صَارَتْ بِحارُ السّماواتِ وَالأَرْضِ کُلُّها مِداداً، وَالْأشْجارُ أقْلاماً، وَالثَّقَلانِ مَعَ الْمَلائِکَةِ کُتّاباً، لَمْ یَقْدِرُوا أنْ یَکتُبُوا ثَوابَ رَکْعَةٍ واحِدَةٍ.[۲]
اگر در نماز جماعت، نمازگزاران دو نفر باشند خداوند برای هر کدام از آنان در هر رکعت ثواب یکصد و پنجاه نماز مینویسد، اگر سه نفر بودند برای هر رکعت ششصد نماز، و اگر چهار نفر بودند یک هزار و
دویست نماز، و اگر پنج نفر بودند دو هزار و چهارصد نماز، و اگر شش نفر بودند چهار هزار و هشتصد و اگر هفت نفر بودند نه هزار و ششصد نماز، و اگر هشت نفر بودند نوزده هزار و دویست، و اگر نه نفر بودند سی و شش هزار و چهارصد، و اگر ده نفر بودند پاداش هفتاد و دو هزار و هشتصد نماز [در نامه عمل آنان] نوشته میشود و اگر عدد نمازگزاران از ده نفر بیشتر شود، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمیتوانند پاداش یک رکعت آن را بنویسند.
از این روایت و دیگر روایاتی که در فضیلت نماز جماعت بیان گردیده، به خوبی میتوان فهمید که اسلام برای حضور مردم در عرصههای اجتماعی ارزشی فوقالعاده قائل است.
اجتماعات دینی و اسلامی
اجتماعات دینی و اسلامی نیز به چند دسته تقسیم میشوند:
اجتماع روزانه
اجتماعات روزانه عبارتند از: نمازهای جماعت صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا.
هر مسلمانی در شبانه روز، سه یا پنج نوبت در کنار دیگر برادران و خواهران ایمانی خود حضور یافته، با آنان مأنوس شده، نشست و برخاست کند، به یقین و در کوتاهترین زمان، از مشکلات و درد و رنج مسلمانان باخبر شده، میتواند در حلّ مشکلات آنان را یاری دهد و یا از آنها کمک بگیرد.
اجتماع هفتگی
مسلمانان روزهای جمعه هر هفته، در محدودهای وسیعتر و با جمعیتی بیشتر در مساجد جامع و یا مصلّاهای نمازجمعه حضور یافته، در نماز پرشکوه عبادی سیاسی جمعه شرکت میکنند و اگر کسی در محدودۀ یک فرسخی بخواهد نمازجمعه دیگری اقامه نماید نماز او باطل است.
اجتماع سالانه
همه ساله در موسم حج، مسلمانان از گوشه و کنار جهان در کنار خانه خدا اجتماعی بزرگ و شکوهمند برگزار میکنند تا ضمن انجام مناسک حج، با هم آشنا شده، در رابطه با مسائل و مشکلات گوناگون جهان اسلام بحث و تبادل نظر نموده، در حلّ آنها با یکدیگر تشریک مساعی کنند.
ویژگیهای نماز جمعه
نمازجمعه در اسلام، از اهمیّت و ویژگیهای فراوانی برخوردار است که توجه خوانندگان محترم را به برخی از آنها جلب مینمایم:
۱. نمازجمعه باید به جماعت خوانده شود و با کمتر از پنج نفر نمیتوان نمازجمعه اقامه کرد.
۲. خداوند دو رکعت از نماز ظهر کاسته، و به جای آن دو خطبه قرار داده است، تا خطیب جمعه اسلام عزیز را برای مردم تبیین و مصالح و مفاسد مربوط به افراد و جامعه را تشریح کند.
۳. ستایش و حمد و سپاس خداوند در هر دو خطبه واجب است.
۴. توصیه نمازگزاران به تقوا و پرهیز از گناه در هر دو خطبه ضروری است.
۵. فرستادن درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام لازم است.
۶. باید میان محل برگزاری دو نمازجمعه حدّاقل سه میل یعنی حدود یک فرسخ فاصله باشد.
۷. اگر شنوندگان از نظر زبان مختلف باشند، خطیب جمعه لازم است میان زبانهای مختلف جمع نموده، شنوندگان را با زبان خود موعظه و نصیحت نماید.
۸. واجب است امام و خطیب جمعه، ایستاده خطبه بخواند.
۹. سزاوار است خطیب جمعه، به هنگام ایراد خطبهها و نیز هنگام اقامۀ نماز صدا را بلند کرده، تا نمازگزاران صدای او را بشنوند.
۱۰. نمازگزاران جمعه، هنگام ایراد خطبهها، لازم است به طرف امام جمعه نشسته، بیش از مقداری که در نمازهای یومیّه جایز است، به این طرف و آن طرف نگاه نکنند و روی خود را برنگردانند.
۱۱. سزاوار است خطیب جمعه در خطبهها، مصالح دین و دنیای مسلمانان را تبیین و آنان را از رویدادها و حوادث کشورهای اسلامی و جهان آگاه سازد و از اموری که برای مسلمانان سودآور و زیانبار است و یا در شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی به آن نیازمندند سخن بگوید و مؤمنان نمازگزار را از چگونگی دخالت بیگانگان و نظامهای سلطهگر و ظالم و استعمارگر در امور داخلی کشورهای اسلامی، و استثمار آنان و غارت اموال و ثروتهای عمومی آگاه نماید.
۱۲. خطیب جمعه باید خوش بیان بوده، با عباراتی شیوا و رسا و روان سخن بگوید مقتضای حال را رعایت کند و به آن چه که در جهان و منطقه میگذرد آگاه بوده، مصالح اسلام و مسلمین را بداند، شجاع باشد و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتکنندهای نهراسد و با صراحت لهجه و توجه به شرایط زمان و مکان، در اظهار حق و ابطال باطل سخن بگوید و از انجام کارهای لغو و بیفایده، و هر آنچه موجب کاستن از تأثیر نفوذ کلام او میشود پرهیز نماید تا در نتیجه، سخن وی قلبها را تسخیر و تحوّل روحی و اخلاقی شنوندگان را در پی داشته باشد.
۱۳. مستحب است خطیب جمعه در زمستان و تابستان عمامه بر سر نهد و تمیزترین لباسها را بپوشد، عطر بزند و با آرامش و وقار حرکت کند.
۱۴. مستحب است خطیب جمعه قبل از ایراد خطبهها بالای منبر قرار گرفته، روبروی مردم بنشیند و به نمازگزاران سلام کند.
۱۵. مستحب است امامجمعه، چیزی همچون شمشیر و کمان و عصا، در دست گرفته، با مردم سخن بگوید.
۱۶. اگر مسلمانان در انجام مناسک حج، از زینتکردن، ناخن گرفتن، موی کندن و امثال آن منع شدهاند، لیکن به نمازگزاران جمعه توصیه شده، ناخن و موی روی لب را کوتاه نموده، مسواک بزنند و هنگام رفتن به نمازجمعه سر را شستشو داده، زینت برگیرند.
انس بن مالک از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود:
مَنْ قَلَّمَ أظافیرَهُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَأخَذَ مِن شارِبهِ وَاسْتاکَ، وَأفرَغَ عَلی رَأْسِهِ مِنَ الماءِ حِینَ یَرُوحُ اِلَی الجُمُعَةِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألفَ مَلَکٍ کُلُّهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ، وَیَشْفَعُونَ لَهُ. [۳]
کسی که روز جمعه ناخنها و موی روی لب خود را کوتاه نموده، مسواک بزند و هنگام رفتن به سوی نمازجمعه، کمی آب روی سر خود بریزد، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه نموده، برای وی [از خداوند] طلب مغفرت و شفاعت میکنند.
۱۷. به مسلمانان توصیه شده، هنگام رفتن به نمازجمعه، و در نمازهای عید فطر و قربان از بهترین و تمیزترین لباسهای خود استفاده کنند.
از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای فرموده خداوند بلندمرتبه «خُذُوا زِینَتَکُم عِنْدَ کُلِّ مَسْجدٍ»[۴]سؤال شد حضرت فرمودند: «در عید فطر و قربان و جمعه» . [۵]
۱۸. نمازجمعه از چنان اهمیّتی برخوردار است که فرشتگان در آسمانها برای شرکت کنندگان در نمازجمعه طلب مغفرت و آمرزش میکنند.
انس بن مالک گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «زمانی که در شب معراج مرا به طرف آسمان حرکت دادند، در زیر عرش هفتاد شهر مانند شهرهای شما را دیدم که فرشتگان بالهای خود را گسترده، تسبیح و تهلیل خدای کرده و میگفتند: بار خدایا کسانی را که در نمازجمعه حاضر میشوند بیامرز، بار خدایا کسانی را که روز جمعه غسل میکنند ببخشای» .[۶]
۱۹. مردم از روز پنجشنبه باید خود را برای حضور در نمازجمعه آماده کنند. امام باقر علیه السلام در پاسخ به سؤالی پیرامون آیۀ «فَاسْعَوْا إلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ. . .» فرمود: «به خدا سوگند به من خبر رسیده که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از روز پنجشنبه خود را برای جمعه آماده میکردند؛ زیرا روز جمعه، روزی محدود - فشرده - برای مسلمانان است» .[۷]
از آنجا که روایت در بیان معنای آیۀ شریفه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوا إلی ذِکْرِ اللّٰهِ. . .»[۸] آمده، خود دلیل آن است که امام باقر علیه السلام اهمیت شرکت و حضور مردم در نمازجمعه را گوشزد فرمودهاند.
تأیید این مطلب، روایت دیگری است که امامسجاد علیه السلام از امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: «هیچ یک از شما روز پنجشنبه دارو نخورید!» گفته شد ای امیر مؤمنان چرا؟ حضرت فرمود: «برای اینکه ضعف و سستی ناشی از مصرف دارو، مانع شرکت در نمازجمعه نشود» .[۹]
۲۰. مسلمانان باید خطبههای نمازجمعه را دقیقاً استماع نموده، اگر چُرت بر آنان چیره شود، جای خود را عوض کنند. . .
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
إِذا نَعَسَ أَحَدُکُم فِی الْمَسْجدِ یَوْمَ الجُمُعَةِ فَلْیَتَحَوَّلْ مِنْ مَجْلِسِهِ ذلِکَ اِلی غَیْرِهِ.[۱۰]
اگر یکی از شما روز جمعه در مسجد چرت زد، پس جای خود را با دیگری عوض کند، تا این تغییر مکان مانع خواب رفتن نمازگزار شود.
۲۱. از سوی دیگر شرکتکنندگان در نمازجمعه، با استماع خطبهها با مصالح دین و دنیای خود آشنا میشوند؛ چنانکه از علی بن موسی الرضا علیه السلام پرسیدند: چرا برای نمازجمعه خطبه قرار داده شده؟ فرمود:
لِأنَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ فَأرادَ أنْ یَکُونَ لِلإمام سَبَبٌ لِمَوْعِظَتِهِم وَتَرْغِیبِهِمْ فِی الطَّاعَةِ، وَتَرهِیبِهِم عَنِ الْمَعْصِیَةِ، وَتَوْقِیفِهِمْ عَلی ما أرادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دینِهِم وَدُنْیاهُم، ویُخْبِرَهُم بِما وَرَدَ عَلَیهِ مِنَ الأوقاتِ [ الآفاقِ ] وَمِنَ الأحْوالِ الّتی لَهُمْ فِیهَا الْمَضَرَّةُ وَالْمَنْفَعَةُ. [۱۱]
برای اینکه جمعه، روز اجتماع عمومی است و این خود وسیلهای است تا امام، مردم را موعظه کند و به اطاعت خداوند تشویق نماید و آنان را از معصیت و گناه و نافرمانی خدا بترساند و مردم را نسبت به مصالح دین و دنیایشان آگاه سازد، و رویدادهایی که در دور دستترین نقاط جهان واقع میشود را به مردم خبر دهد و جریانات و حوادثی که سود و زیان مسلمانان در آن است را به اطلاع آنان برساند.
۲۲. شرکتکنندگان در نمازجمعه آنقدر عزیزند که نام آنان را فرشتگان با قلمی زرین و در صفحاتی نقرهای مینویسند.[۱۲]
کسانیکه نامشان در چنین دفاتری ثبت شود مورد رحمت و مغفرت خدا قرار میگیرند تا جایی که به آنان خطاب میشود: «إستَأنِفِ العَمَلَ»[۱۳]؛ «عمل را از نو آغاز کنید» .
۲۳. کارفرمایان در جامعه اسلامی وظیفه دارند هنگام برپایی نمازجمعه، کارگران را برای شرکت در نمازجمعه آزاد بگذارند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
مَنْ اِسْتَأْجَرَ أجِیراً فَلَا یحبِسْهُ عَنِ الْجُمُعَةِ فَیَأثَمَ، وَإن لَم یَحْبِسْهُ عَنِ الجُمُعَةِ اشتَرَکا فِی الْأجرِ.[۱۴]
اگر کسی کارگری را روز جمعه برای کاری اجیر کند، پس نباید او را از شرکت در نمازجمعه باز دارد که اگر چنین کند گناهکار است و اگر مانع وی نشد و اجازه شرکت در نمازجمعه را به او داد، هر دو در ثواب شریکند.
۲۴. مسئولان و زندانبانان، زندانیان را با مراقبت مأموران، از زندان خارج و در نمازجمعه شرکت دهند.
امام باقر علیه السلام فرمود:
إنّ علیّاً علیه السلام کان یُخْرِجُ أهلَ السُّجونِ مِنَ الحَبْسِ فی دَیْنٍ أو تُهَمَةٍ إلَی الْجُمُعَةِ فَیَشهَدُونَها، وَیُضَمِّنُهُمُ الأولیاءَ حَتّی یَرُدّونَهُم.[۱۵]
همانا روش علی علیه السلام چنین بود: زندانیانی که به دلیل تهمت و یا ناتوانی در پرداخت قرض زندانی بودند را، روزهای جمعه با ضمانت اولیای آنان از زندان خارج میساخت، پس در نمازجمعه حاضر میشدند - و از برکات آن بهره میگرفتند.
۲۵. حال با توجّه به اهمیتی که نمازجمعه دارد، اگر مسلمانی سه هفته پی در پی بدون عذر شرعی در نمازجمعه شرکت نکند، خداوند بر قلب او مُهر زده، نام وی را در شمار منافقان ثبت میکند؛ چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ تَرَکَ ثَلاثَ جُمَعٍ تَهاوُناً بِها طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قَلبِهِ» .[۱۶]
۲۶. آنان که با نمازجمعه برخوردی سرد و تخریبی دارند، به دیگر کارها و اعمال عبادی خود ضربه وارد ساخته، باید از کار خود توبه کنند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
فَمَنْ تَرَکَها فِی حَیاتِی وَبَعدَ مَماتی إلیٰ یَومِ القِیامةِ جُحُوداً لَها وَاسْتِخْفافاً بِحَقِّها فَلا جَمَعَ اللّٰهُ شَمْلَهُ، وَلا بارَکَ اللّٰهُ لَهُ فی أمرِهِ.[۱۷]
کسی که در دوران حیات من و یا پس از مرگ من تا روز قیامت، نمازجمعه را ترک کند، چه آن را انکار کند یا سبک بشمارد، خداوند پراکندگی کار او را سامان ندهد و امر او را مبارک نگرداند.
۲۷. نمازجمعه علاوه بر بُعد معنوی و عبادی آن، پیوستگی خاصّی با حکومت و نظام اسلامی دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در دوره سیزده ساله بعثت تا هجرت، در مکّه مکرّمه نمازجمعه اقامه نکردند، ولی پس از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت دینی و اسلامی، نمازجمعه را برگزار و مسلمانان را به شرکت در آن، امر و تشویق فرمودند.
در دوران خلفای بنیامیه و بنیعباس نیز، امامان و پیشوایان دین علیهم السلام به دلیل عدم برپایی حکومت اسلامی و سلطه عناصر غیر صالح، از اقامۀ نمازجمعه خودداری میکردند.
۲۸. نمازجمعه، نمازی عبادی - سیاسی است و لذا امام و پیشوای مسلمانان و یا امیر و شخصی که از طرف امام مسلمین به این سمت منصوب شده، باید نمازجمعه را اقامه کند و هیچکس نمیتواند در نظام اسلامی بدون اذن ولی امر مسلمین، و از سر خود اقدام به برگزاری نمازجمعه نماید. از این رو مسلمانان همه هفته مصالح و مفاسد و مشکلات جامعۀ اسلامی را مستقیم و بدون واسطه از زبان مسئولان نظام میشنوند و در نتیجه یا توجیه شده و یا برای حلّ آن چارهاندیشی میکنند.
اهمّیت و جایگاه والا و مهمّ نمازجمعه، که به برخی از آنها اشاره گردید، خلفای بنیامیه و بنیعباس را بر آن داشت تا درصدد چنگاندازی و تصرّف غاصبانه این منصب حسّاس برآمده، و در نتیجه از آن سوءاستفاده کنند و آن را وسیله و ابزاری برای دستیابی به مطامع و منافع غیر الهی و شیطانی خود قرار دهند.
بهرهبرداریهای سیاسی حاکمان دور از خدا، از این فریضه مهمّ دینی و اسلامی قرنها ادامه یافت تا آنکه خداوند بر مؤمنان خداجوی، و مدافعان حریم دین و دیانت در ایران اسلامی منّت نهاد و انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری پیشوای خردمند انقلاب حضرت امام خمینی قدس سره به پیروزی رسید و بار دیگر حکومت الهی و اسلامی استقرار یافت.
یکی از برکات این نظام مقدس و شکوهمند، برگزاری و اقامۀ نمازجمعه در سرتاسر میهن اسلامی بود. حضرت امام خمینی قدس سره در این رابطه فرمودهاند:
یکی از مهمترین چیزهایی که در این انقلاب حاصل شد، قضیۀ نمازجمعه است که در زمان سابق در بین ما مطرود، و در بین اهل سنت بهطور دلخواه نبود و غالباً تحت نفوذ قدرتها انجام میگرفت که بحمداللّٰه در این نهضت، نمازجمعه با محتوای حقیقی آن تحقق یافت.[۱۸]
پس از رحلت امام عظیم الشأن و راحلمان، رهبر معظّم و بزرگوار انقلاب اسلامی حضرت آیةاللّٰه خامنهای - مدّظله -، هدایت و رهبری امامان جمعه را برعهده گرفته، خود نیز پیشاپیش دیگران به عنوان امامجمعه تهران به این سنگر مقدس شکوه و عظمت خاصّی بخشیدند. ایشان در رابطه با اهمیت و جایگاه والای نمازجمعه فرمودهاند:
. . . نمازجمعه به خودی خود یکی از آن عوامل حفظکننده و باقیدارنده و ضد زوال در درون نظام اسلامی است و تا وقتی این نماز هست و تا وقتی ائمه محترم جمعه و مردم، قدر نمازجمعه را میدانند و تا وقتی نمازجمعه «کما هی حقُّها» انجام میگیرد، بلاشک در جامعه اسلامی، خوف و تزلزل نیست.[۱۹]
مجموعهای را که در پیش دید خود دارید، گزیدهای از روایات شیعه و سنی در زمینه اهمیت نمازجمعه و ویژگیهای مربوط به آن است که از زبان رسولخدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام بیان شده است.
امید آنکه خوانندگان عزیز و گرامی را مفید افتد و رضایت و خشنودی حضرت حقّ را فراهم سازد.
سید علی قاضی عسکر / عضو شورای سیاستگذاری ائمه جمعۀ سراسر کشور.
جمعه در لغت
. . . وَالْجُمعَةُ - بِضَمِّ المِیمِ وَالسُّکُون لُغَتانِ - الْیَوْمُ الْمَعْهُودُ، وَإِنَّما سُمِّی بِهِ، لِاجْتِماعِ النّاسِ فِیهِ لِلصَّلاةِ. وَقِیلَ: لِأنَّهُ تعالی فَرَغَ فِیهِ مِنْ خَلْقِ الأشیاءِ فَاجْتَمَعَتْ فِیهِ الْمَخْلُوقاتُ وَقِیلَ: أوَّلُ مَنْ سمّاهُ بِهِ کَعبُ بنُ لؤیٍّ، وَکانَ یُقالُ لَهُ: الْعَروبة.[۲۰]
. . . جمعه به ضمّ میم و سکون آن، دو واژه برای روز معروف - هفتمین روز - است و به دلیل اجتماع مردم در این روز برای نماز، جمعه نامیده شده است.
همچنین گفته شده: جمعه را جمعه نامیدند به دلیل آنکه خداوند متعال آفرینش موجودات را در این روز به پایان رساند سپس آفریدههای خود را در این روز گردهم آورد. و نیز گفته شده: اولین کسی که این روز را جمعه نامید کعب بن لؤیّ بود و پیش از آن به جمعه «عروبة» گفته میشد.
علاوه بر دو تلفظ فوق، فرّاء جُمْعَه را جُمَعَه بر وزن ضُحَکَة وهُمَزَة نیز ذکر کرده است.[۲۱]
والجُمعَةُ اسمٌ للاجتماعِ کما اَنَّ الفُرْقَةَ اسم للافتراقِ.[۲۲]
جمعه اسم مصدر است برای اجتماع همانگونه که فُرقه اسم مصدر برای افتراق است.
چرا جُمْعه را جمعه نامیدند؟
ابیحمزه گوید: مردی به امام باقر علیه السلام گفت: چگونه جمعه نامگذاری شد؟ حضرت فرمود:
إنَّ اللّٰهَ عَزَّوَجَلّ جَمَعَ فِیها خَلْقَهُ لِوِلایةِ مُحَمَّدٍ وَوَصِیِّهِ فِی المِیثاقِ، فَسَمّاهُ: یَوْمَ الجُمعَةِ لِجَمْعِهِ فِیهِ خَلْقَهُ. [۲۳]
همانا خداوند عزّوجل در روز جمعه، آفریدگان خود را برای پیمان با محمد صلی الله علیه و آله و جانشین او - یعنی علی علیه السلام - گرد آورد. پس به دلیل گرد آمدن و اجتماع آفریدگان خویش، آن روز را جمعه نامید.
همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: سُمِّیَتِ الجُمعَةُ جُمعَةً، لِأنَّ اللّٰهَ جَمَعَ الخَلْقَ لِوِلایَةِ مُحَمَدٍ وَأهْلِ بَیْتِهِ - صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَیْهِم -.[۲۴]
جمعه، جمعه نامیده شد به دلیل آنکه خداوند آفریدگان خود را برای - گرفتن پیمان - ولایت محمد و اهل بیت او علیهم السلام گرد هم آورد.
در روایت فوق به جای کلمه وصیّ، کلمه اهل بیت آورده شده و شعاع روایت را گستردهتر کرده است.
همچنین امام صادق علیه السلام فرمود:
سُمِّیَتِ الجُمعَةُ جُمعَةً لِأَنَّ اللّٰهَ جَمَعَ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أمْرَهُ.[۲۵]
جمعه، جمعه نامیده شد برای اینکه خداوند - در این روز - کار پیامبر صلی الله علیه و آله را سامان داد.
سلمان به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت:
إِنَّما سُمِّیَتِ الْجُمعَةُ؛ لاِنَّ آدَمَ جُمِعَ فِیها خَلْقُه.[۲۶]
همانا جمعه نامیده شد برای اینکه آفرینش آدم در این روز به پایان آمد.
ابیهریره نیز میگوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند برای چه این روز «جمعه» نامیده شد؟ حضرت فرمود:
لِأنَّ فیها طُبِعَتْ طِینَةُ أبیکَ آدَمَ، وَفِیهَا الصَّعْقَةُ وَالْبِعثَةُ، وَفِیهَا البَطشَةُ، وَفِی آخِرِ ثَلاثِ ساعاتٍ مِنْها ساعَةٌ مَن دَعَا اللّٰهَ فیهَا استُجیبَ لَهُ. [۲۷]
برای اینکه در آن روز، گِل وجود پدرت آدم سرشته شد، و نیز بیهوشی - مردم بر اثر صیحۀ آسمانی - و رستاخیز و روز سختگیری در چنین روزی است و در پایان سه ساعت از آن، ساعتی است که اگر کسی خدا را در آن ساعت بخواند، مستجاب میشود.
نامهای دیگر جمعه
از علما منقول است که جمعه ده نام دارد:
«یوم المَوْلود» به جهت تولد حضرت رسالت صلی الله علیه و آله در آن، و «یوم الفَضْل» و «یوم البرکة» و «یوم الرحمة» و «یوم الإجابة» و «یوم العِید» و «یوم العتیق» و «یوم العروبة» و «یوم الکَرامة» و «یوم الجُمعة» .[۲۸]
جمعه در تاریخ
علی علیه السلام فرمود: همراه با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم، مردی آمد و گفت: «ای رسول خدا! پدر و مادرم فدای شما باد! به من بگو چگونه روز یکشنبه را، یوم الاحد نامیدند؟ تا اینکه گفت: پدر و مادرم فدای شما ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! از روز جمعه و نامگذاری آن به من خبر دهید. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله گریست و فرمود: «از روز جمعه از من پرسیدی؟» گفت: «آری» . رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
فرشتگان در آسمانها، آن را یوم المزید نامند.
روز جمعه روزی است که خداوند آدم را آفرید، روز جمعه روزی است که خداوند در پیکر آدم روح دمید.
روز جمعه روزی است که خداوند آدم را در بهشت جای داد.
روز جمعه روزی است که فرشتگان به آدم سجده کردند.
روز جمعه روزی است که خداوند حواء را برای آدم فراهم آورد.
روز جمعه روزی است که خداوند به آتش خطاب کرد که بر ابراهیم سرد و سلامت باش «کُونِی بَرْداً وَسَلاماً عَلیٰ إبْراهِیمَ» .[۲۹]
روز جمعه روزی است که خداوند دعای یعقوب را مستجاب کرد و پذیرفت.
روز جمعه روزی است که خداوند گناه آدم را بخشید.
روز جمعه روزی است که خداوند بلا را از ایّوب پیامبر برداشت.
روز جمعه روزی است که خداوند به جای قربان کردن اسماعیل، گوسفندی بزرگ جثه را برای ابراهیم خلیل فرستاد.
روز جمعه روزی است که خداوند آسمانها و زمین و آن چه میان آنهاست را آفرید. [۳۰]
روز جمعه روزی است که مریم، عیسی - علی نبینا و آله وعلیه السلام - را حامله گردید و روز جمعه روزی است که در آن روح الامین فرود آمد.[۳۱]
امام صادق علیه السلام نیز فرمود:
یَخرُجُ قائمُنا اَهْلَ البَیْتِ یَوْمَ الجُمُعَةِ، وَتَقُومُ القِیامَةُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ.[۳۲]
قائم ما اهل بیت روز جمعه ظهور نماید، و قیامت نیز روز جمعه بر پا میشود.
جمعه برترین روز
از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «خَیْرُ الْأیّامِ یَوْمُ الْجُمُعَةِ»[۳۳]؛ «بهترین روزها، روز جمعه است» .
همین روایت به تعبیر دیگر نیز آمده است: «إِنَّ مِنْ اَفْضَلِ أیّامِکُم یَوْمَ الجُمُعَةِ» .[۳۴]
سعدبن عباده به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت:
سَیِّدُ الأیّامِ عِنْدَ اللّٰهِ یَوْمُ الْجُمُعَةِ، أعْظَمُ مِنْ یَوْمِ النَّحْرِ وَالفِطْرِ. . . .[۳۵]
سیّد و آقای روزها نزد خداوند: روز جمعه است، از روز عید قربان و فطر برتر است. . . .
ابوهریره به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: خَیْرُ یَوْمٍ طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ یَومُ الجُمُعَةِ. . . .[۳۶]
بهترین روزی که خورشید بر آن تابیده، روز جمعه است. . . .
امام صادق علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردند که فرمود:
إِنَّ اللّٰهَ اختارَ مِنَ الْأیّامِ الْجُمُعَةَ، وَمِنَ الشُّهُورِ شَهْرَ رَمَضانَ، وَمِنَ اللَّیالِی لَیْلَةَ الْقَدْرِ. . . . [۳۷]
همانا خداوند از میان روزها جمعه را، و از بین ماهها، ماه رمضان را، و از میان شبها، شب قدر را برگزید. . . .
جمعه عید مسلمانان
جابر گفت: امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
إنَّ جَبْرَئِیلَ أتانِی بِمِرآةٍ فِی وَسَطِها کَالنُّکْتَةِ السَّوْداءِ، فَقُلْتُ لَهُ: یا جَبْرَئیلُ ما هذه؟ قالَ: هذِهِ الْجُمُعَةُ، قالَ: قُلتُ: وَمَا الْجُمُعَةُ؟ قالَ: لَکُمْ فِیها خَیْرٌ کَثِیرٌ. قالَ: قُلتُ وَمَا الْخَیْرُ الکَثِیرُ؟ قالَ: تَکُونُ لَکَ عِیداً وَلِاُمَّتِکَ مِنْ بَعْدِکَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیامَةِ. . . . [۳۸]
همانا جبرئیل نزد من آمد، در حالی که آینهای در دست داشت و در میانۀ آن چیزی همچون نقطۀ سیاهی بود. گفتم ای جبرئیل! این چیست؟ گفت: این جمعه است گفتم: جمعه چیست؟ گفت: در آن برای شما خیر فراوانی است. گفتم: خیر فراوان چیست؟ گفت: یعنی برای تو و پیروان تو بعد از شما تا روز قیامت عید میباشد. . . .
انس نیز گفت: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله برخلاف قرار همیشگی، کمی دیرتر از خانه خارج شد. پس یاران آن حضرت گفتند: «ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! امروز دیرتر از خانه خارج شدید؟» آن حضرت فرمود:
جبرئیل به صورت زنی زیبا و سفیدچهره که در صورت خود خالی داشت، نزد من آمد و گفت: این صورت و شکل روز جمعه است. و همان روزی است که در آن برای تو و پیروان تو خیر فراوان نهفته است.
یهود و نصاری میخواستند این روز از آن آنها باشد، ولی خداوند عطایشان ننمود.
پس گفتم: این خال سیاه چیست؟ گفت: این ساعت استجابت دعا است که اگر [تیر] دعا به آن بخورد، به پذیرش نزدیک است. و اگر به اجابت نرسد، برای دعاکننده ذخیره خواهد شد و در قیامت از سختیها و ناراحتیهای وی میکاهد. و آن روز، برترین روزها نزد خداوند است. بهشتیان این روز را «یوم المزید» میخوانند. گفتم: یوم المزید چیست؟ گفت: در بهشت درههای وسیعی هست که خاک آن از مشکِ خوشبوی سفیدرنگ است. پس در قیامت آنگاه که روز جمعه فرا رسد، خداوند فرمان دهد تا صندلیهایی از طلا، آنجا بگذارند. سپس فرستادگان خداوند آمده روی آن مینشینند، صدیقان، شهیدان، مؤمنان نیز آمده اطراف آنها مینشینند، پس خداوند متعال میگوید: بندگان من حاجتهای خود را طلب کنید؟ میگویند: خداوندا! خشنودی تو را میخواهیم. خداوند میفرماید: از شما خشنود شدم حاجت دیگری بخواهید، پس هر آنچه خواهند آرزو میکنند و خداوند به آنان میدهد، چیزهایی که هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و بر قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. سپس خداوند میفرماید: از شما خشنود گشتم، آنچه شما را وعده داده بودم، وفا کردم، نعمت خود را بر شما تمام کردم، و اینجا مکان کرامت و بزرگواری من است.
سپس بهشتیان هر یک به غرفههای خویش باز میگردند تا جمعهای دیگر که باز آنان را خواسته و چنین صحنهای تکرار میشود.
گفتم: ای جبرئیل! بالاخانههای - غرفهها - آنان چیست؟ گفت: از مروارید سفید، و یاقوت قرمز و زمرد سبز درهایی دارد که همیشه گشوده است، چشمهها در آن جاری است و هر یک از آنان با همسر خود در آن به سر میبرند.[۳۹]
علی بن ابیطالب علیه السلام در روز جمعه برای مردم خطبه میخواند تا اینکه فرمود:
امروز، روزی است که خداوند آن را برای شما عید قرار داد و آن برترین روزهای شما و بالاترین عید شما است.[۴۰]
انس بن مالک گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
إنَّ هذا یَوْمُ عِیدٍ جَعَلَهُ اللّٰهُ عِیداً لِلنّاسِ. . . .[۴۱]
همانا این روز، روز عید است و خداوند آن را برای مردم عید قرار داده است. . . .
و در تعبیری دیگر به نقل از ابن عباس آمده که خداوند این روز را برای مسلمانان عید قرار داد.[۴۲]
جمعه حج نیازمندان
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اَلجُمُعَةُ حَجُّ المَساکینِ»[۴۳]؛ «جمعه حج مسکینان است» .
و در حدیثی دیگر فرمود: «اَلْجُمُعَةُ حَجُّ الْفُقَراءِ»[۴۴]؛ «جمعه حج فقیران و نیازمندان است» .
شاید در نگاه اوّل چنین تصوّر شود که مراد از جمعه در احادیث فوق، روز جمعه است، ولی حدیث ذیل به خوبی نشان میدهد که تعبیر حج مربوط به نمازجمعه است؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
اَلْمُسْلِمُ یَوْمَ الجُمُعَةِ مُحْرِمٌ، فَإِن صَلَّی الجُمُعَةَ فَقَدْ أحَلَّ، فَإن جَلَسَ إلیٰ أن یُصلِّیَ الْعَصْرَ کانَ کَمَنْ أتیٰ بِحَجَّةٍ وَعُمرَةٍ.[۴۵]
مسلمان روز جمعه مُحْرِم است، پس اگر نمازجمعه را بهپا داشت، به تحقیق از احرام خارج و مُحل میگردد.
پس اگر بنشیند تا نماز عصر را نیز بخواند مانند کسی است که حج و عمره را بهجای آورده است.
و یا در حدیثی دیگر آن حضرت فرمود: مَنْ صَلَّی الْجُمُعَةَ کُتِبَتْ لَهُ حَجَّةٌ مُتَقَبَّلَةٌ، فَإِنْ صَلَّی العَصْرَ کانَتْ لَهُ عُمرَةٌ.[۴۶]
کسی که نمازجمعه را اقامه کند برای او ثواب حج مقبولی نوشته شود، پس اگر نماز عصر را نیز بخواند برای او ثواب عمره نوشته شود.
مفهوم این دو روایت بیانگر ارتباط نمازجمعه با حج، و ثواب و پاداش حج و عمره داشتن است به این معنی که اگر کسی روز جمعه را درک نموده، لیکن نمازجمعه را اقامه ننماید از ثواب حج و عمره محروم مانده است.
سعید بن مسیّب پیوسته میگفت: اَلْجُمُعَةُ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنْ حَجَّةِ تَطَوُّعٍ.[۴۷]
نمازجمعه نزد من از حج اختیاری و مستحبّی محبوبتر است.
جمعه روز بخشش گناهان
روز جمعه روز آمرزش است. از یک سو مسلمانان به خاطر روز جمعه مورد مغفرت خدا قرار میگیرند و از سوی دیگر به دلیل شرکت در نمازجمعه.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
لا یَتْرُکُ اللّٰهُ أحَداً یَوْمَ الجُمُعَةِ اِلّاٰ غَفَرَ لَه.[۴۸]
خداوند هیچ مسلمانی را روز جمعه رها نکند، مگر آنکه او را ببخشاید.
همچنین آن حضرت فرمود: اَلجُمُعَةُ إلَی الْجُمُعَةِ کَفّارَةُ ما بَیْنَهُما ما لَم تُغْشَ الْکَبائِرُ.[۴۹]
جمعه تا جمعه پاککننده گناهانی است که در فاصله بین آن دو انجام شده، در صورتی که گناه کبیره مرتکب نشده باشد.
امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
ما مِنْ مؤمِنٍ مَشیٰ بِقَدَمَیْهِ إلَی الْجُمُعَةِ، إلّاخَفَّفَ اللّٰهُ عَلَیْهِ أهْوالَ یَوْمِ القِیامَةِ بَعْدَ ما یَخْطُبُ الْإمامُ، وَهِیَ ساعَةٌ یَرْحَمُ اللّٰهُ فیهَا المُؤمِنِینَ وَالمُؤمِناتِ.[۵۰]
هیچ مؤمنی با پاهای خود - پیاده - به سوی نمازجمعه نمیرود، مگر آنکه پس از خطبه امام جمعه، خداوند از نگرانیها و وحشت او در روز قیامت میکاهد. و آن ساعتی است که در آن خداوند مردان و زنان با ایمان را مشمول رحمت خود قرار میدهد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ أتَی الجُمُعَةَ إیماناً وَاحْتِساباً استَأنفَ العَمَلَ.[۵۱]
هر کس از روی ایمان و با قصد پاک و برای خشنود ساختن خداوند، به نمازجمعه آید، اعمال خود را از سر گیرد.
«استأنف العمل» ، کنایه از آن است که خداوند گناهان گذشته او را بخشیده و کارها را از نو آغاز نماید.
جمعه روز امنیت و آرامش
امام صادق علیه السلام، از پدر و اجداد بزرگوارشان، از علی بن ابیطالب علیه السلام و ایشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: إذا کانَ یَوْمُ الجُمُعَةِ نادَتِ الطّیْرُ الطَّیْرَ، وَالْوَحْشُ الْوَحْشَ، وَالسِّباعُ السِّباعَ: سَلامٌ عَلَیْکُمْ هذا یَوْمٌ صَالِحٌ.[۵۲]
هنگامی که روز جمعه فرا میرسد، پرنده، پرنده را، حیوان بیابانی، حیوان بیابانی و وحشی را، درنده، درنده را ندا داده [گویند] درود و سلام بر شما باد، امروز، روز نیکی است.
علی علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: إذا کانَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ، نَادَتِ الطَّیْرُ الطَّیْرَ، وَالْوَحْشُ الْوَحْشَ، وَالسِّباعُ السِّباعَ، سَلامٌ عَلَیْکُمْ هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ.[۵۳]
آنگاه که روز جمعه فرا رسد، پرنده، پرنده را، حیوان بیابانی وحشی، حیوان بیابانی را، درنده، درنده را ندا دهد درود بر شما، امروز روز جمعه است.
در تعبیری دیگر هشام بن حکم گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:
. . . . وَلْیَتَهَیَّأْ لِلْجُمُعَةِ، وَلْیَکُنْ عَلَیْهِ فِی ذلِکَ الْیَوْمِ السَّکِینةُ وَالْوَقارُ. . . .[۵۴]
و باید برای نمازجمعه آماده شود و باید در این روز آرام و متین باشد - یعنی باآرامی و متانت راه رود و آثار عجله و شتاب در او نمایان نشود چرا که روز جمعه روز آسایش و آسودگی است -.
در روایت دیگری، زراره از امام باقر علیه السلام نقل کرده که آن حضرت پس از توصیه به غسل در روز جمعه، و عطر زدن، و بهترین لباسها را پوشیدن فرمود: «وَعَلَیکَ السَّکینَةَ وَالوَقارَ»[۵۵]؛ «بر تو باد به آرامش و متانت».
جمعه و ارزشهای مضاعف
امام جواد علیه السلام فرمود:
الأَعْمالُ تُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَأَکْثِرُوا فِیها (فِیهِ) مِنَ الصَّلاةِ وَالصَّدَقَةِ وَالدُّعاءِ.[۵۶]
کارها روز جمعه دو برابر میشود - یعنی پاداشی دو برابر دارد - پس در این روز زیاد نماز بگزارید، و صدقه دهید و دعا کنید.
امام باقر علیه السلام فرمود: «اَلْخَیْرُ وَالشَّرُّ یُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»[۵۷]؛ «خوبی و بدی روز جمعه دو برابر میشود» .
هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام در رابطه با مردی که میخواست کار خیری چون صدقه، روزه و امثال آن انجام دهد فرمود: «مستحب است این کارها در روز جمعه انجام شود و عمل در این روز دو برابر است» .[۵۸]
زریق گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: الصَّدَقَةُ یَوْمَ الجُمُعَةِ تُضاعَفُ، وَلَیْلَةَ الْجُمُعَةِ تُضاعَفُ، وَما مِنْ یَوْمٍ کَیَوْمِ الجُمُعَةِ، وَما لَیْلَةٌ کَلَیْلَةِ الْجُمُعَةِ، یَوْمُها أزْهَرُ، وَلَیْلَتُها غرّاءُ.[۵۹]
صدقه شب و روز جمعه دو برابر میشود، و هیچ روزی مثل روز جمعه، و هیچ شبی مثل شب جمعه نیست، روزش روشن و درخشان و شبش فروزان است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «تُضاعَفُ الْحَسَناتُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»[۶۰]؛ «نیکیها و خوبیها روز جمعه دو برابر میشود» .
جمعه و نظافت
هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
لِیَتَزَیَّنْ أحدُکُمْ یَوْمَ الْجُمُعَةِ، یَغْتَسِلُ وَیَتَطَیَّبُ وَیُسَرِّحُ لِحْیَتَهُ وَیَلْبَسُ أنْظَفَ ثِیابِهِ، وَلْیَتَهَیَّأ لِلْجُمُعَةِ. . . .[۶۱]
باید هر یک از شما روز جمعه خویش را زینت نموده، غسل کند، عطر بزند، و ریش خود را شانه کند، و پاکیزهترین لباسهایش را بپوشد و برای نمازجمعه آماده شود. . . .
زراره نیز در روایتی دیگر، همین نکات را از امام باقر علیه السلام نقل کرده است.[۶۲]
امامصادق علیه السلام در معنای فرموده خداوند بلندمرتبه که فرمود: «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» فرمود: «فِی الْعِیدَیْنِ وَالْجُمُعَةِ»[۶۳]یعنی برگرفتن زینت که در آیه شریفه آمده، در روزهای جمعه و عید فطر و عید قربان است.
همچنین فرمود: مَن أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَقَلَّمَ مِن أظْفارِهِ وَغَسَلَ رَأْسَهُ بِالْخِطْمِیِّ یَوْمَ الْجُمُعَةِ، کانَ کَمَنْ أعتَقَ نَسَمَةً.[۶۴]
کسی که در روز جمعه قدری از موی روی لب خود را بزند، و ناخنهایش را کوتاه کند، و سرش را با خطمی شستشو دهد، مانند کسی است که در راه خدا شتر قربانی کرده است.
و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: کوتاه کردن موی روی لب و ناخن و شستن سر با خطمی در روز جمعه، فقر و ناداری را برطرف، و روزی انسان را افزون میکند.[۶۵]
و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: «الغُسْلُ واجِبٌ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»[۶۶]؛ «غسل روز جمعه واجب است» .
لازم به تذکر است که برخی فقها با استناد به این روایت و امثال آن، غسل جمعه را واجب دانسته، ولی بیشتر آنان، اینگونه روایات را حمل بر تأکید در استحباب کردهاند.
اهمیت نماز جمعه
از مجموع روایاتی که در بخشهای مختلف این نوشتار آمده، میتوان به خوبی جایگاه والای نمازجمعه و اهمیّت این فریضه عبادی سیاسی را دریافت بهویژه اینکه برخی تعبیرها بسیار مهم و تکاندهنده بوده، کمتر در رابطه با دیگر عبادات و احکام بهکار رفته است.
علی علیه السلام فرمود: ثَلاثَةٌ إنْ أنْتُمْ خالَفْتُمْ فِیهِنَّ أَئِمَّتَکُم هَلَکْتُمْ: جُمُعَتُکُمْ، وَجِهادُ عَدُوِّکُمْ، وَمَناسِکُکُمْ.[۶۷]
سه چیز است که اگر در آن با پیشوایانتان به مخالفت برخیزید نابود میشوید: نمازجمعه، جهاد با دشمنان، و مناسک حجّتان.
در حدیثی دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
مَنْ تَرَکَهَا فِی حَیاتِی وَبَعْدَ مَماتِی إلیٰ یَوْمِ القِیامَةِ، جُحُوداً لَها وَاسْتِخْفافاً بِحَقِّها، فَلاجَمَعَ اللّٰهُ شَمْلَهُ وَلا بارَکَ اللّٰهُ لَهُ فِی أمْرِهِ، ألا لا صَلاةَ لَهُ، ألا لا حَجَّ لَهُ، ألا لا صَدَقَةَ لَهُ، ألا لا بَرَکَةَ لَهُ، إلّاأنْ یَتُوبَ، فَإنْ تابَ، تابَ اللّٰهُ عَلَیْه.[۶۸]
کسی که در دوران حیات من و یا پس از مرگ من تا روز قیامت، نمازجمعه را ترک کند، چه آن را انکار کند یا سبک بشمارد، خداوند پراکندگی کار او را سامان ندهد، و امر او را مبارک نگرداند. آگاه باشید نمازی برای او نیست، حجی برای او نیست، صدقهای برای او نیست، برکتی برای او نیست، مگر آنکه توبه کند. پس اگر توبه کرد، خدا نیز به او توجه نموده، توبهاش را پذیرا شود.
در تعبیری دیگر علی علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
ثَلاثٌ لَوْ تَعْلَمَ أُمَّتِی ما لَهُمْ فِیهِنَّ، لَضَرَبُوا عَلَیْهِنَّ بِالسِّهامِ: الْأذانُ، وَالغُدُوُّ إلیَ الْجُمُعَةِ، وَالصَّفُّ الأوّلُ.[۶۹]
سه چیز است که اگر امّت من منافع و ثواب و بهره خود را از آن میدانستند، - بر سر دستیابی به آن با یکدیگر به رقابت برخواسته - قرعه میزدند: اذان، رفتن به سوی نمازجمعه و صف اوّل.
انس بن مالک گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: لَمّا أُسرِیَ بی إلَی السَّماءِ لَیْلَةَ الْمِعْراجِ، رَأَیْتُ تَحْتَ الْعَرْشِ سَبْعِینَ ألْفَ مَدِینَةٍ، کُلُّ مَدِینَةٍ کَدُنْیاکُمْ، وَمَلائِکَةً ناشِرِی أجْنِحَتِهِمْ، یُسَبِّحُونَ اللّٰهَ، وَیُهَلِّلُونَهُ، وَیَقُولُونَ: اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِینَ یَحْضُرُونَ صَلاةَ الجُمُعَةِ، اللّهُمَّ أغْفِرْ لِلَّذِینَ یَغْتَسِلُونَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ.[۷۰]
هنگامی که شب معراج مرا به سوی آسمان بردند، در زیر عرش، هفتاد شهر را دیدم که هر شهری مانند دنیای شما بود و فرشتگان بالهایشان را گشوده، تسبیح و تهلیل خدا نموده، و میگفتند: بار خدایا کسانی را که در نمازجمعه حضور مییابند رحمت فرما و ببخشای، بار خدایا آنان که غسل جمعه میکنند را ببخشای.
- ↑ دو رکعت شفع و یک رکعت وتر.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۴۳.
- ↑ جامع الاخبار، ص ۱۲۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۶.
- ↑ اعراف: ۳۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۹۵.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۹۰.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۵۳.
- ↑ جمعه: ۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۵۳.
- ↑ مسند احمد، ج ۸، ص ۴۷۹.
- ↑ عیون اخبار الرّضا علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱۱.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹۶.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۲۷.
- ↑ سنن ابیداود، ج ۱، ص ۶۳۸.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۰.
- ↑ صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۱۵۱.
- ↑ با رهبر در سنگر جمعه، ص ۱۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۲۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۳۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۲۵.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۵.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۵۹.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۵۹.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۰۹.
- ↑ همان، ص ۷۱۷.
- ↑ نمونهای از تفاسیر، ص ۳۰.
- ↑ انبیاء: ۶۹.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۵۹.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۴۸۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷، صص ۵۹ و ۶۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۵.
- ↑ سنن ابیداود، ج ۱، ص ۵۳۵.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، صص ۷۰۸ و ۷۱۳.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۰.
- ↑ مستدرکالوسائل، ج ۶، ص ۶۳.
- ↑ همان، ص ۵۸.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۲.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۳۱.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۵۷.
- ↑ همان، ص ۷۱۲.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۱۲.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، صص ۷۰۷ و ۷۱۶.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۲۰.
- ↑ همان.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۱۲.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۰.
- ↑ سنن ابن ماجه، ص ۲۶۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۲.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۲۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۵.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۶.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۴.
- ↑ همان، ص ۶۰.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۰.
- ↑ همان، ص ۶۱.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۲.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ تهذیب، ج ۳، ص ۲۴۱.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۸.
- ↑ همان.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۰.
- ↑ همان، ص ۳۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۹۰.







