فرهنگ مصادیق:خوردن از ظروف طلا و نقره
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | چرا نوشیدن آب در ظروف طلا حرام است؟ |
| ۲ | چرا استفاده از ظروف طلا برای زن و مرد حرام است؟ |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
حکم استفاده از ظرفهای طلا و نقره
فرآوری: آمنه اسفندیاری
در این مقاله دو سوال در مورد ظروف طلا و نقره مطرح کرده و به آن پاسخ می دهیم:
سوال
آیا استفاده از ظرف های طلا و نقره جایز است؟
پاسخ ها
آیات عظام امام خمینی (ره)، بهجت (ره) و خامنه ای (دام ظله)
نگه داری و بکارگیری آنها در زینت اطاق اشکال ندارد؛ ولی استفاده های دیگر مانند خوردن و آشامیدن از آنها حرام است.[۱]
آیه الله تبریزی (ره) و آیه الله سیستانی (دام ظله)
خوردن و آشامیدن از ظرف های طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر نیز جایز نیست؛ ولی نگه داری و یا بکارگیری آنها در زینت اطاق و مانند آن اشکال ندارد. [۲]
آیه الله وحید خراسانی (دام ظله)
خوردن و آشامیدن از ظرف های طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، هر چند بکارگیری آن در زینت اطاق نیز جایز نیست؛ ولی نگه داری آنها اشکال ندارد.[۳]
آیه الله فاضل لنکرانی (ره)
نگه داری آنها اشکال ندارد؛ ولی استفاده های دیگر مانند خوردن و آشامیدن و حتی بکارگیری آنها در زینت اطاق حرام است. [۴]
آیه الله صافی و آیه الله مکارم شیرازی (دام ظلهم)
خوردن و آشامیدن از ظرف های طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، حتی نگه داری آنها نیز جایز نیست. [۵]
آیه الله نوری همدانی (دام ظله)
خوردن و آشامیدن از ظرف های طلا و نقره و هرگونه استفاده دیگر، حتی نگه داری آنها نیز حرام است.
[۶]
سوال
چرا استفاده از ظروف طلا برای زن و مرد حرام است؟
پاسخ
قوانین الهی دارای فلسفه و حکمت های گوناگونی هستند و به هیج وجه بی پایه و بی حکمت وضع نشده اند. دستورات اسلامی تابع علل واقعی هستند و ریشه در واقعیات جسمی، روحی، اقتصادی، اجتماعی و ... دارند. اصولاً ارزش اعمال انسان به میزان آگاهی و ایمان او وابسته است و این مستلزم بررسی و کاوش از فلسفه احکام و قوانین دینی است که بدانیم این قوانین برای چه نهاده شده و ما را به چه سمت و سویی هدایت می کنند. منتها در شناخت اسرار و فلسفه احکام نباید کشفیات علوم جدید را کافی دانست و بر اساس آخرین دست آوردهای علمی جهان دانش به قضاوت دربارهٔ احکام و قوانین الهی نشست؛ چون اولاً: قوانین الهی با توجه به تمام جنبه های روحی و جسمی و ... انسان بنا نهاده شده اند. ثانیاً: باید اعتراف کنیم که شناخت ما از جهان پیرامون و از جمله درک و اطلاعات علمی بشر از واقعیات پیچیده روحی و روانی ...انسان، بسیار اندک است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در سخنی می فرمایند: "ای مردم شما مانند مریضی هستید و خداوند جهانیان همانند طبیب به درمان شما پرداخته است". [۷]
روشن است که هر مریضی وقتی به قدرت علمی و تخصصی یک پزشک ایمان داشته باشد هر نسخه ای که او برایش تجویز کند بدون چون و چرا استفاده می کند گرچه مریض نداند داروهای رنگارنگ چه اثری و چه نقشی از نظر علم بیولوژی در او ایجاد می کنند، ولی چون تشخیص طبیب را صحیح می داند به نسخه او دل می دهد. بله اگر دربارهٔ داروها و نقش و فلسفه تجویز آنها مطالعه کند خوب است، اما نباید این باور را داشت که اگر به فلسفه وجودی آنها پی نبردم نباید به آنها عمل کنم؛ چون باید باور کنیم که علم و دانش بشری به اندازه ای نیست که بتواند فلسفه تک تک قوانین الهی را کشف و درک کند.
بنابراین، ما در چار چوب قرآن، روایات صحیح، عقل و علوم قطعی هر حکمی را که به دست آوردیم باید به آن ملتزم باشیم، گر چه فلسفه و پیامدهای آن را ندانیم.
البته یک اثر روشن حرمت استفاده از ظروف طلا و نقره، آن است که نوعی تعدیل اقتصادی و کم شدن فاصله طبقاتی را باعث می شود و همین موجب خواهد شد که فقرا احساس حقارت نکنند و از این طریق؛ امنیت روانی، اجتماعی و اقتصادی جامعه تأمین شود. چنان که در روایت به آن اشاره شده است: "ظروف طلا و نقره را کسانی به کار می برند که به خدا یقین ندارند"[۸]
پا نویس
- ↑ (امام خمینی و آیه الله بهجت، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و دفتر: آیه الله خامنه ای دام ظله).
- ↑ (آیه الله تبریزی و آیه الله سیستانی، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۴۹۳).
- ↑ (آیه الله وحید، توضیح المسائل، م ۲۳۴).
- ↑ (آیه الله فاضل لنکرانی ره، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶).
- ↑ (آیه الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶ و آیه الله صافی، هدایه العباد، ج ۱، م ۶۲۳ و ۶۲۴).
- ↑ (آیه الله نوری همدانی، توضیح المسائل مراجع، م ۲۲۶).
- ↑ (احتجاج، ج ۱، ص 45).
- ↑ (کافی، ج ۲، ص ۲۶۸، ح ۷).







