فرهنگ مصادیق:دیوث بودن (بی غیرتی ناموسی)
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | بی غیرتی از چه زمانی شروع شد؟ |
| ۲ | بی غیرتی مردان به بی حجابی و بی حیایی زنان میانجامد |
| ۳ | عواملی که انسان را بی غیرت میکند |
| ۴ | گزارشی تکان دهنده از یک بی غیرتی جدید |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | حفظ ناموس مسلمین |
| ۲ | دفاع از ناموس |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: اصغر صفرزاده
کلمات کلیدی: بی غیرتی، غیرت، حمیّت، غضب، دیوثی
محتویات
بي غيرتي - پژوهه
مقدمه
بی غیرتی ازجمله صفات رذیلهای است که در زمان ما نسل بشر را بیش از پیش به چالش کشیده و استعمارگران و سرمایه دارن و قدرتهای سلطه گر دست در دست هم در پی ترویج و اشاعه آن هستند تا ملتها را از داخل تهی کرده، روح مردانگی و آزادیخواهی را در آنها منسوخ سازند تا هر چه بیشتر و آسانتر بتوانند امیال و خواستههای پلید خود را در جهان کنونی پیاده کنند.
تعریف بی غیرتی
غیرت و حمیت در لغت، شدت حرارت و علاقه و تعصّبی است که از لطافت باطن سرچشمه گرفته و در دفاع از حریم شخصی بکار میرود[۱] و در اصطلاح علمای اخلاق عبارت است از سعی در محافظت آنچه نگاهبانی آن لازم است؛ از دین و آبرو و شرف و ناموس و اموال و اولاد که نتیجه شجاعت و بزرگی و قوّت نفس است و از ملکات شریف و نقاط قوت شخص به حساب میآید و مردانگی به آن تحقّق یافته، فاقد و بی مایه از آن، از جرگه مردان به دور است.[۲] بنابراین غیرت و حمیت را از آن رو به این نام نهادهاند که به هنگام دفاع از حریم خصوصی خود در مقابل مهاجم و تعرض کننده، فشار خون و حرارت بدنی شخص بالا رفته در مقام دفاع برمی آید.
با توجه به مطالبی که دربارهٔ غیرت گفته شد معنا و مفهوم بی غیرتی آشکار میشود که عبارت است از کوتاهی و اهمال در محافظت از آنچه نگاهبانی آن لازم است، از دین و عرض (ناموس و آبرو) و اولاد و اموال، که آن هم از نتایج کوچکی و ضعف نفس است که از مهلکات بزرگ به شمار میرود و گاه به دیّوثی و قیادت منجر میشود.[۳]
بی غیرتی از منظر سنت
انبیاء و اولیاء که پرچمداران راهنمایی انسان هستند از این مسأله مهم که مفاسد و تبعات ویرانگری هم برای نظام خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد غافل نبوده، به مقابله با آن پرداختهاند. در ذیل به نمونههایی از آن اشاره میکنیم:
رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است:
«دل مرد بی غیرت، وارونه و سر به زیر است»[۴] (به این معنا که برخلاف خوی انسانی است).
امیر المؤمنین علیه السّلام هم (هنگامی که در عراق بودند) فرمودند:
«ای اهل عراق شنیدهام که زنان شما در راهها با مردان برخورد میکنند (و در جای شلوغ به یکدیگر شانه میزنند که راه بدهند) آیا شرم نمیکنید؟»[۵]
حال چه باید گفت در مورد اتفاقاتی که در جامعه بشری به وقوع پیوسته است و گروههایی با نامها و عناوین فریبنده همچون فمنیسم و دفاع از حقوق زنان، خانمها و نوامیس مردم را به انواع حیلهها و ترفندها به انظار عمومی فراخوانده آنها را در میان مردان و جامعهای مسموم رها میکنند تا دستان پلید عدهای سودجو یا هوسران یا افرادی جاهل و غافل به بهره کشی از این مخلوقات لطیف و وزنههای مؤثر اجتماع پرداخته، کیان خانواده را سست کنند و با شعارهای پوچ و دهان پُرکن، آبرو و حیثیت و قداست آنها را به باد اشتباهات خود دهند و گاهی با دادن اعلامیهها و بیانیههایی سعی در موجه جلوه دادن چهرهٔ زشت و سودجوی خود برآیند؛ از وجدانهای بیدار که به غبار ندانم کاریها آلوده نشدهاند میپرسیم آیا این امور با تعالیم اسلامی که زن را ریحانه حساب میکند نه پهلوان[۶]، سازگار است؟
عوامل بی غیرتی
از جمله علل اصلی این صفت خبیثه، خود کم بینی و ضعف نفس است که نفس را یارای دفاع و حمایت از آنچه که شرع و عرف پشتیبانی و نگهبانی از آن را بر وی واجب و ضروری شمرده است ندارد و در این حالت است که قوه غضبیه که به عنوان پاسبان انسان به او ارزانی شده است از حالت عادی خود خارج شده، راه تفریط را میپیماید.[۷]
علت دیگر، مشغول شدن به ترانهها و موسیقیهای حرام و مبتذل میباشد که مرد را بی غیرت و زن را بی حیا میکند،[۸]این مطلب با اندک توجه به چنین افرادی کاملاً مشهود و ملموس است که پیش چشمان اینان با نوامیسشان شوخی و احیاناً بی عفتی میکنند، اما دریغ از رگ غیرتی که در این افراد به حرکت درآید. ایشان بی غیرتی را به جایی میرسانند که به جای ناراحتی ابراز خوشنودی کرده و به آن تشویق میکنند و فریاد تمدن و فرهنگ مأبی سر میدهند و متأسفانه گاهی دیده میشود که زنان و دختران پاک مسلمان در اثر خود کم بینی و احساس حقارت پوشالی که در برابر غربیها و خارجیها در خود احساس میکنند بدون فکر و اندیشه و به صرف تقلید کورکورانه، طوق نحس پیروی از آنها را بر گردن آویخته، عنان اختیار خویش را به دستان نالایق آن بی خبران میدهند.
انواع غیرت
غیرت بر دو گونه است: غیرت پسندیده که تعریفش گذشت، اما غیرت ناپسند جایی است که به حدّ افراط برسد و مرد را نسبت به اهل خود بدگمان سازد به طوری که بر او سخت و تنگ بگیرد و درصدد تجسّس در مسائل نهانی و درونی وی برآید. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم «از پی گیری مسائل پنهانی زنان و سختگیری و اذیّت رسانیدن به آنان» نهی فرموده است، آنجا که میفرماید:
«زن مانند استخوان کج دنده است، اگر بخواهی راستش بکنی میشکند».[۹]
و نیز فرمود:
«بعضی از انواع غیرت است که خدا و رسولش آن را دشمن دارند و آن این است که مرد بی جهت و نابجا بر اهل خود غیرت نماید».[۱۰]
و امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
«غیرت زیاد بر زن منما که هدف بدگمانی تو قرار گیرد».
و نیز در نامه خود به حضرت امام حسن علیه السّلام فرمود:
«اگر از همسران خود ناروا دیدی پس بر بزرگ و کوچک آنها نگهبان قرار ده و بپرهیز از آن که پی در پی آنها را سرزنش کنی که بر گناه حریص و نکوهش را خوار سازد»[۱۱]
مبالغه در تفحّص و تفتیش سزاوار نیست، زیرا این کار از بدگمانی که از آن نهی شدهایم خالی نخواهد بود و بعضی از گمانها گناه است.[۱۲]
انسانها در برابر نعمتهایی که به آنها داده شده است تکالیفی دارند که وظیفه انسان در برابر دین و آبرو و اهل و عیال و اموال خود پشتیبانی از آنهاست و کوتاهی واهمال در قبالشان (بی غیرتی) نتایج وخیمی برای خود و خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد.
پا نویس
- ↑ مصطفوی،شیخ حسن،التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،چاپ اول، 1416ق،لغت «حمی».
- ↑ نراقی،ملااحمد،معراج السعاده،انتشارات هجرت،چاپ پنجم،1377ش،ص221.
- ↑ نراقی،ملامهدی،جامع السعادات،تعلیق و تصحیح سید محمد کلانتر،مؤسسه الأعلمی للمطبوعات بیروت،چاپ چهارم،ج1،ص301.
- ↑ شیخ حر عاملی؛وسایل الشیعه،نشر مؤسسه آل البیت قم،1409ق،ج20،ص153،ح25284.
- ↑ علامه مجلسی،محمد باقر،بحارالأنوار،مؤسسه الوفاء،1403ق،ج79،ص115،ح7.
- ↑ سید رضی،نهج البلاغه،تصحیح صبحی صالح،نشر دار الأسوه للطباعه و النشر،چاپ اول،1415ق،نامه 31،ص555.
- ↑ نراقی ، ملا مهدی؛ جامع السعادات ، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، بیروت ، چاپ : چهارم ،: تصحیح و تعلیق، سید محمد کلانتر،ج1،ص301.
- ↑ کلینی،یعقوب؛ کافی،تحقیق علی اکبر غفاری،نشر دارالکتب الإسلامیه،چاپ ششم،1375ش،،ج5،ص536.
- ↑ علامه مجلسی،محمد باقر؛بحارالأنوار،المکتبه الإسلامیه،چاپ دوم،1405ق، ،ج22،ص452،باب12.
- ↑ نراقی ، ملا احمد؛معراج السعاده، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم ،1377 ش،ص224به نقل از سنن دارمی ج2،ص149.
- ↑ عبد الواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم،ترجمه محمد علی انصاری،تصحیح مهدی انصاری قمی،نشر مؤسسه انتشاراتی امام عصر(ع)،چاپ دوم،1384ش،ص302،ح3743.
- ↑ حجرات آیهٔ 12:«إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ».







