فرهنگ مصادیق:گزارشی تکان دهنده از یک بی غیرتی جدید
علیرضا محمدی
مقدمه
اگر میخواهید میزان غیرت خودتان را بسنجید تا پایان متن، با ما باشید
از صفات پسندیده افراد بزرگ، غیرت مندی است. یکی از معانی غیرت یعنی انسان حساسیت خاصی نسبت به ناموس خود داشته باشد، و از اینکه بیمار دلان با چشم ناپاک به ناموس آنها نگاه کنند ناراحت شوند و از خود عکس العمل نشان میدهند.
پیامبر فرمود هر مردی که زنش زینت کرده بیرون رود دیوث است. همچنین اگر زن با زینت و عطر زده بیرون رود و شوهرش راضی باشد هر قدمی که زن بر میدارد برای شوهرش یک خانه در جهنم ساخته میشود. برای بهتر درک کردن میزان غیرتها از یک مثال استفاده میکنیم، انسان وقتی متولد میشود کوهی از غیرت با وی متولد میشود که این کوه غیرت بر اثر بعضی عوامل فرسایش پیدا کرده که در بعضی افراد این فرسایش به اندازهای زیاد است که اگر نا محرم به ناموس او نظر کند، ناراحت نشده و شاید روی خوش هم نشان دهد یا اینکه در مراسمات عروسی زن و دختر او در کوچه و خیابان در انظار عمومی با الات موسیقی به صورت دسته جمعی شروع به رقص مینمایند، و مرد بی غیرت با اشتها نگاه کرده و حتی افتخار هم میکند .
یا نمونه بارز این بی غیرتیها جریان تکان دهنده زیر است که تا جایی پیش میرود که زن به خود اجازه میدهد یک مرد نامحرم او را آرایش نماید.
حال چه عواملی باعث فرسایش کوه غیرت میشود
۱)شب نشینیهای خانوادگی با افراد فامیل یا همکاران که متا سفانه دیده میشود بیش از اندازه با زن و دختر نامحرم صمیمی رفتار میکنند و به خود اجازه میدهند با حرفهای رکیک و زننده (در مورد همسرشان) با هم شوخی کنند
۲)نگاه کردن به سیدیها و عکسهای مبتذل و مستهجن که متاسفانه امروزه براحتی در اختیار هر کسی میتواند باشد (به صورت سیدی یا گوشیهای همراه )
۳)گوش دادن به موسیقیهای حرام و تحریک آمیز
۴)غرب زدگی و تحسین آزادیهای غربی
۵)هم صحبت شدن زنان و مردان نامحرم در اجتماع
اکنون که محکهای کم شدن غیرت دستمان آمد بیاندیشیم و میزان غیرت خودمان را محک بزنیم و ببینیم از کدام دسته انسانها هستیم، آیا زن و دختر و خواهر یا مادرمان در مراسمات عروسی چگونهاند؟ رابطه ما با فیلمهای مبتذل چگونه است؟
آیا پوشش زن و دختر و ناموسمان گواه غیرت بوده یا گواه بی غیرتی ماست .
به امید اصلاح هر چه بیشتر جامعه اسلامیمان.
گزارشی تکان دهنده از یک بی غیرتی جدید!
آقای «ق» از سال ۴۲ تا به حال حرفه اش آرایشگری است. هنوز هم در همان مغازه خیابان پیروزی تهران کار میکند و نیمی از مشتریانش را در خانه هایشان اصلاح میکند دلیلش هم معلوم است، مقررات اجازه نمیدهد که مشتری خانم داشته باشد. فقط مو کوتاه میکند و آرایش صورت انجام نمیدهد.خانه خودش را مثل خیلیهای دیگر تبدیل به سالن آرایش نکرده چون مستاجر است.
- خانمها از کجا پیدایتان میکنند؟
- خیلی هایشان از وقتی سه یا چهار ساله بودند و با پدرهایشان میآمدند مشتری شدند و مشتری ماندند، بعضی هایشان هم به واسطه برادران و شوهرانشان مشتری شدند و …
- شما بیشتر پول میگیرید یا خانمهای همکارتان؟
- من کمتر میگیرم مثلا همین دیروز یک آقایی از مشتریان مرا برد منزلشان در خیابان اقدسیه و موهای همسرش را کوتاه کردم و سشوار کشیدم و … شد سی هزار تومان اما در یک آرایشگاه همان حوالی تا پنجاه هزار تومان هم ممکن است بپردازد.
- چرا این خانمها ترجیح میدهند شما موهایشان را کوتاه کنید؟
- من کارم را خوب بلدم، برخی خانمها هم محیط سالنهای آرایش زنانه را دوست ندارند.
«مریم» از طبقه متوسط جامعه است اما از آنهایی که اگر از نزدیک نشناسی شان فکر میکنی پدر در پدر کارخانه دار بودند ! خودش را جمع و جور میکند و مگوید کمی بیشتر خرج میکنم اما آرایش سر و ظاهرم را دست زنها نمیدهم، معتقد است یک مرد با سلیقه مردانه بهتر میداند که چه رنگ و چه مدلی او را زیباتر میکند. ازش که بپرسی اسم آرایشگرت چیست؟ طوری میگوید که تا چند دقیقه از اینکه طرف را نمیشناسی شرمنده میشوی...
آقایان را در مغازه حوالی میرداماد اصلاح میکند و خانمها را در منزل خودش. آقای «پ» سی و چند ساله است و ساده تر از همه مشتریانش موهایش را شانه زده و لباس پوشیده است. مشتری خانم دارد چون دلیلی ندارد که نداشته باشد آخر این روزها بین آقایان آرایشگر شبیه یک جور رقابت است که کدامشان مشتری خانم دارد و کدامشان ندارد. میگوید خانمها فکر میکنند کلاس دارد پیش آرایشگر آقا بروند، چون دوست دارند دائما به هم فخر بفروشند به هر بهانه ایی آرایشگرشان را که از قضا مرد هم هست به دیگران معرفی میکنند. البته بعضیها هم هستند که حوصله سوالهای خانمهای آرایشگر را ندارند ؛همان سوالهایی که از وقتی وارد میشوی شروع میشود و تا وقتی که از در ساختمان خارج نشوی تمام شدنی نیست .از آن حرفهایی که از رنگ مو خانم کنار دستی شروع میشود و تا داخل کمددیواری همسایه ته کوچه خاله ات اینها هم پیش میرود.
خانم «ف- م» خودش را به واسطه همسر و اقوام همسرش که نام آشنایند در دنیای سینمای کشور ؛ از خانواده سینما میداند. میگوید آرایشگرش فقط با سینماییها کار میکند و به مشتری جدید و غریبه هم وقت نمیدهد. در منزل خودش و با وقت قبلی کار میکند، دو مشتری همزمان نمیپذیرد و این حسن را دارد که مثل آرایشگاههای زنانه بیست تا چشم از لحظه ورود به تو خیره نمیشود تا زمانی که مطمئن شوند در را بستهای و چیزی هم جا نگذاشتی که شروع کنند به پشت سرت حرف زدنها !
گاهی هم جریان برعکس میشود. پسر همسایه طبقه پایین خودمان همیشه همین آرایشگاه سر خیابان میرود. خیلی هم ارزان نیست اما خوب الان همه جا همین طور است و چاره ایی نیست. میگفت چند هفته پیش که رفته بود ازش پرسیده موهایم را چقدر بلند کنم که برایم کامرونی ببافی؟ گفته خودم که بلد نیستم اما خواهرم چند کوچه پایین تر آرایشگاه دارد، تابلویش را که دیده ایی “سالن …” هماهنگ میکنم بروی پیش او، کارش خوب است. موهای خودم هم او اصلاح میکند. این همسایه ما هم میگوید چه بهتر، یک بار هم آرایشگاه زنانه بریم هم فال و هم تماشا!
الغرض؛ با چندتا از خانمهایی که آرایشگر آقا را ترجیح میدهند که حرف بزنی میفهمی هیچ دلیل درست و حسابی ندارند برای این انتخاب البته نه اینکه دلیلی نداشته باشندها دلایلی دارند که آدم خودش هم میخواهد دیگران ندانند. اما سخت نیست که از لابه لای حرفهایشان برسی به جایی که میگویند : من با تو و دخترعمه شوهرم و خواهرزاده جاری ام و عروس کوچیکه خالم و … فرق دارم مثلا باکلاس تر هستم، روشنفکر تر هستم و کلا اروپایی تر نگاه میکنم به همه چیز و از این حرفهای صد من یه قاز !
آن سوی جریان که بروی و با چند تا از این آقایان آرایشگر هم کلام که شوی و بپرسی مگر جرم و خلاف شرع نیست و مگر نمیدانید عواقبش را پس چرا خطر میکنید؟ راستش این سوی بازار کمتر نقاب بر چهره دارند؛ بی رودربایستی میگویند که پول خوبی نصیبشان میشود، بیشتر اسم در میکنند و این از همه مهمتر است، اصلا چه اشکال دارد همیشه که نباید قصاب و بقال محل زیردستشان بنشینند، مرد و زن ندارد مشتری مشتری است، اصلا اگر این مقررات نبود که آرایشگر مرد داشتن به باکلاس شدن خانمها کمک نمیکرد و تقاضا نبود و … خلاصه این روزها جریان اصلا عجیب نیست و برخی به این بی غیرتی خو کردهاند.







