کتابخانه:احکام و آداب مدیریت و کارمندی
|
| |
| نویسنده | محمدعلی بخشی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | بهار دلها |
| محل انتشارات | قم |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۷۱۶۳-۹۵-۸ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ سخن پژوهشکده
- ۲ مقدمه
- ۳ بخش اول: بایستهها و آسیبهای اخلاقی مدیریت و کارمندی
- ۳.۱ بایستههای اخلاقی مدیریت و کارمندی
- ۳.۱.۱ توجه به ارزش خدمتگزاری
- ۳.۱.۲ اعتقاد به«ولینعمتبودن مردم»
- ۳.۱.۳ توفیق خدمتگزاری، نعمت الهی
- ۳.۱.۴ مردم را از خودی دانستن و در خدمتگزاری به آنان شتابکردن
- ۳.۱.۵ مقام بالاتر، خدمتگزاری بیشتر
- ۳.۱.۶ مقدمداشتن دیگران بر خود
- ۳.۱.۷ خودسازی و خدمت به مردم
- ۳.۱.۸ خوشرفتاری با مردم
- ۳.۱.۹ بهترین موقعیت خدمتگزاری
- ۳.۲ توجه به نتایج خدمتگزاری
- ۳.۳ بایستههای اخلاقی مدیریت و کارمندی
- ۳.۳.۱ توجه به ارزش خدمتگزاری
- ۳.۳.۲ اعتقاد به«ولینعمتبودن مردم»
- ۳.۳.۳ توفیق خدمتگزاری، نعمت الهی
- ۳.۳.۴ مردم را از خودی دانستن و در خدمتگزاری به آنان شتابکردن
- ۳.۳.۵ مقام بالاتر، خدمتگزاری بیشتر
- ۳.۳.۶ مقدمداشتن دیگران بر خود
- ۳.۳.۷ خودسازی و خدمت به مردم
- ۳.۳.۸ خوشرفتاری با مردم
- ۳.۳.۹ بهترین موقعیت خدمتگزاری
- ۳.۴ توجه به نتایج خدمتگزاری
- ۳.۵ آسیبهای خدمتگزاری
- ۳.۶ تذکر: وظایف ارباب رجوع
- ۳.۱ بایستههای اخلاقی مدیریت و کارمندی
- ۴ بخش دوم: احکام مدیریت و کارمند
- ۵ فهرست منابع
- ۶ پانویس
سخن پژوهشکده
از نظر اسلام، همانگونه که دین راهنمای اندیشه، اخلاق و عبادت است، راهنمای تصمیمات و بایدها و نبایدها در قلمرو تولید، توزیع، مصرف، مدیریت و شیوه زندگیکردن و چگونه زیستن نیز هست. رفتار روزمره فردی و اجتماعی افراد، صدها حکم واجب و مستحب و شرایط حقوقی و اخلاقی دارد که دانستن آن در سلامت روابط اجتماعی و تکامل اخلاقی و معنوی انسانها اثر میگذارد. همچنین صدها حرام و مکروه دارد که انجام آن فضای زندگی جمعی و اسلامی را آلوده میسازد و ابهام آن دلهره و تردید میآفریند.
آشنایی با احکام ویژه هر تصمیم و رفتار فردی و اجتماعی، برای همه مکلّفان که موظّف به گزینش، اقدام و عمل هستند ضروری و برای اهل مطالعه دانش اجتماعی و دینی مفید است.
طرح پژوهشی «فقه و زندگی» که با سفارش »ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر« و نظارت علمی حجج اسلام محمد حسین فلاحزاده و محمود مهدیپور شکل گرفته، پاسخی است به نیازهای بشر در عرصههای مختلف زندگی.
هدف از نگارش این مجموعه آن است که فقه را از تئوری به عمل نزدیک کند و آن را با مشاغل و رفتار روزانه افراد جامعه پیوند دهد؛ تا راه تأمین سعادت و تکامل معنوی را به مسلمانان و صاحبان خود بیاموزد.
اکنون بهخاطر انتشار نوشتار دیگری از این مجموعه، خدای بزرگ را شکر کرده و امیدواریم که برای ادامه راه، همچنان از حمایتهای مالی ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر بهرهمند گردیم.
خواهشمند است هرگونه نقد و نظر تجربی و علمی خود را جهت تکمیل این مجموعه با ما درمیان بگذارید.
واللَّه ولی التوفیق
پژوهشکده امر به معروف
تلفن: 37734430 (025)
info@fmaroof.ir
مقدمه
رسولخداصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
مَنْ قَضَی لِأخِیهِ الْمُسْلِمِ حَاجَةً کَانَ لَهُ مِنَ الاَجْرِ کَمَنْ خَدَمَ اللَّهَ عُمْرَهُ[۱].
هر کسی حاجت برادر مؤمن خود را برآورده سازد، پاداش او همانند کسی است که در تمام عمرش خدا را خدمت کرده است.
دین مبین اسلام، که احکام و دستوراتش همان فرامین خدای متعال است، برای انسان تعریفی ارائه کرده است که با دیگر مکاتب متفاوت است. این تعریف نشأت گرفته از حقیقت انسان و روحیّات اوست.
تا کرامت انسان برای خودش روشن نشود و تا مسیر و راهنما و هدف او روشن نشود، جهالت، انسان را به وادی هلاکت میکشاند. پس باید دست به دامن مکتب متعالی اسلام شد و راه روشن را از آن گرفت، زیرا در این دین راه و هدف و الگو را کسی مشخص کرده که او خود انسان را با تمام صفاتش خلق نموده و او را در مسیری روشن قرار داده است.
براساس آموزههای دین اسلام، مدیر و کارمند، خدمتگزار کسی است که انسانها را در رسیدن به هدف و شناخت الگو و مسیر هدایت، و در استفاده بهتر از نعمتهای خدادادی، کمک کند. در رأس این مدیران، انبیاء و اولیای الهی هستند.
ارزش هر مدیری بهخاطر خدماتی است که ارائه میدهد، نه بهخاطر امکاناتی که استفاده میکند. به همین دلیل باید مورد بازخواست قرار بگیرد. به وصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی در این زمینه توجّه کنیم که با جدّیتِ تمام قوا را در این زمینه مسئول میداند:
«به مجلس و دولت و دستاندرکاران توصیه میکنم که قدر این ملّت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم ما هستند و جمهوری اسلامی رهآورد آنان و با فداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است فروگذار نکنند... از گناهان بزرگ و نابخشودنی، مسامحه در امر مسلمین است. هرکس بهمقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد»[۲].
توصیههای مقام معظم رهبری به مدیران
«این مسئولیت و منصبی که در نظام اسلامی داریم، طعمه و سرمایه و کاسبی نیست، اشتباه نشود، مسئولیت در نظام اسلامی باری بر دوش انسان است که باید آن را بهخاطر هدف و نیّتی تحمّل کند. در این راه از خیلی چیزها باید گذشت؛ نه فقط از شهوات حرام، بلکه از شهوات حلال نیز باید گذشت.
مسئول نظام اسلامی، مسئولی است که برای مردم و در راه خداست، برای هوی و منافع شخصی خود نیست»[۳].
پرهیز از اشرافیگری
«کمتر خرج کنیم، کمتر بذل و بخشش بیجا کنیم، کمتر به زندگی شخصی خودمان بپردازیم، مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه اشرافخانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم، اشراف مگر چگونه بودند، چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشتهایم؟![۴]
مسئولین نظام اسلامی حق ندارند زندگیشان را با اعیان و اشراف و متمکّنان و با منحرفان اندازهگیری کنند. تغییر دکوراسیون اتاق مدیرکل و معاون وزیر و وزیر و فلان مسئول قضایی و فلان مسئول در بخشهای گوناگون دیگر باشد، این جرم و خطاست. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم. دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرجکردن بیتالمال هیچ حدی برای خودمان قائل نشدیم، مگر حدّی که دردسر قضایی کند! هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی میماند»؟![۵]
رعایت بیتالمال
«هرکس که بیتالمال مسلمین را ملک خود بهحساب میآورد، یا به زبان بگوید و یا اگر نگوید در عمل اینطور وانمود کند که ما اینقدرها حق داریم و با بیتالمال مثل اموال خود رفتار کند، یا بخورد یا ببخشد یا در راه اغراض شخصی از آن استفاده کند، نمیتواند دنبالهروی علیعلیهالسلام به حساب بیاید. ما مسئولان وظیفه و تکلیف داریم که خودمان را با رفتار امیرالمؤمنینعلیهالسلام تطبیق دهیم و جهت حرکت خودمان را با او بسنجیم، آحاد مردم هم همین تکلیف را دارند. کسی که امکانات شخصی دارد، حقندارد از امکانات دولتی استفاده کند. من الآن اعلام میکنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم، آنوقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده کنند؛ اگر ماشین دارید آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید، ماشین دولتی یعنی چه!»[۶]
«واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمیگرفتم که مرتّب ملاحظه جهات امنیتی را توصیه میکنند، بنده با ماشین پیکان بیرون میآمدم»[۷].
سادهزیستی مسئولان
«این فرهنگ غلطی است که هرکس در مسئولیتهای دولتی به مقام و مسئولیتی رسید، باید فلانطور وسیله رفتوآمد، یا فلانطور امکانات زندگی داشته باشد. فرض بفرمایید اگر از لحاظ کیفیت آرایش محل زندگی و محل کار، کیفیت زندگی در درون خانواده، چگونگی ازدواج فرزندان، مهریهها، جهیزیهها و از این قبیل چیزها، وقتی بهوسیله یکنفر در سطح عالی و در میان صاحبان مناصب حکومت اسلامی، بهشکل غیراسلامی آن، بهمعنای مصرفانه انجام بگیرد، این میشود فرهنگ، بقیّه نگاه میکنند و یاد میگیرند، مهریهها بالا میرود، ازدواجها مشکل میشود، زندگی سخت میشود و همین رفتار بهتدریج آثارش در طول مدّتی کوتاه یا بلند در متن جامعه منعکس میشود»[۸].
«آن انعکاس تجمّل شما در زندگی مردم است، بعضیها از این غفلت میکنند، وقتی شما جلوی چشم مردم وضع اتاق و دفتر و محیط کار و محیط زندگی را آنچنان میکنید، این یک درس عملی است و هر کسی این را میبیند بر او اثر میگذارد، حداقل این را باید رعایت کرد، کار خود را خدمت و وسیله تقرّب الیاللَّه بدانید و برای خدا کار کنید، هرچه میتوانید از ضعف کارهای خودتان کم کنید، هرچه میتوانید احساسات و خواست شخصی را در محیط کار دخالت ندهید»[۹].
بخش اول: بایستهها و آسیبهای اخلاقی مدیریت و کارمندی
بایستههای اخلاقی مدیریت و کارمندی
توجه به ارزش خدمتگزاری
قال رَسول اللَّهُصلی الله وعلیه وآله:
مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ فَکَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَیلَهُ[۱۰].
پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله فرمودند: کسی که در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نماید، مانند کسی است که نههزار سال خدا را عبادت کرده، در حالی که روزها روزه و شبها مشغول عبادت بوده است.
قرآن کریم در مورد پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله میفرماید:
«لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»[۱۱].
«رسولی از خودتان بهسوی شما آمد که رنجهای شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان است».
در روایات مشهور وارد شده که انسانها عائله خداوند هستند، کسی که به عائله خداوند خدمت کند، به خداوند خدمت کرده است. مدیر نمیتواند خدمتگزار باشد، مگر این که خود را در محضر خدای متعال ببیند و خود را مسئول پاسخگویی به مردم بداند، زیرا مدیریت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصی. کلمات آن پیر خدمتگزار چقدر زیباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق میداند، آنجا که میفرمایند:
«وظیفه ما و همه دستاندرکاران است که به این مردم خدمت کنیم و در غم و شادی و مشکلات آنان شریک باشیم. گمان نمیکنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد»[۱۲].
«ما نباید در ادای وظیفه منتظر نتیجه قطعیه باشیم. اگر در محضر مقدس حقتعالی عامل به وظیفه معرفی شویم، همین نتیجه است»[۱۳].
باز میفرماید:
«باید تمام اموری که انجام میدهید متوجّه باشید که در محضر خداست و مسئولیت دارید. مسئولیت اینجا هم دارند لکن آن مهمش مسئولیت الهی است. -یا فرض بفرمائید- که هریک از این ادارات دولتی که هست، میخواهند خدمت کنند به مردم...، از آن کسی که دمدر هست، پیشخدمت هست، تا آنجایی که جای رئیس هست، باید توجّه داشته باشند که همه خدمتگزار این مردم هستند، همه اجیر این مردم هستند، اجرت از اینها دارند میگیرند، برای خدمت و باید با مردم رفتارشان انسانی، اسلامی باشد»[۱۴].
«شما هیچ توقّعی ندارید، شما همان خدمتگزار برای اسلام بودید، حالا هم هستید. هیچکدام توقّع ندارید به اینکه چه بشوید و چه بشوید. خدمت را شما کردید و بعد هم شما میکنید»[۱۵].
«خدمتگزار حق باشیم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف کنیم»[۱۶].
ارزش خدمتگزاری در اسلام تا آن اندازه است که مقام معظم رهبری اعتبار و آبروی خدمتگزار را بهخاطر خدمتگزاری به مردم میداند و میفرمایند:
«در نظام اسلامی، ما مسئولان خدمتگزار و نوکر مردم هستیم و اعتبار و آبروی خود را از خدمتگزاری به مردم کسب میکنیم»[۱۷].
پس مدیری دردبخور مردم است که قدر و ارزش مدیریت را بداند.
انسانها سرمایههای اصلی سازمانها در دنیا هستند، بهترین مدیران، کسانی هستند که به بهترینوجه آنان را بسیج نموده و در جهت اهداف خود بکاربگیرند.
اعتقاد به«ولینعمتبودن مردم»
مقام معظم رهبری حفظهاللَّه:
«تمام کسانی که در دستگاههای دولتی بهکار اشتغال دارند، چه در سطح مدیریتها و چه در سطح کارشناسان و یا کارمندان عادی دولت، اجیر دولت محسوب میشوند و دولت نیز از بودجه عمومی که متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت میکند و در حقیقت تمامی آنها اجیران مردم بهشمار میروند و چنین کسی باید تمام همّت و تلاشش مصروف به کسب رضایت کسی که او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است که نسبت به او فخرفروشی و تندخویی کند و باید در همان حال خود را خدمتگزار مردم بداند،«در روایات وارد شده که والی و حاکم اسلامی در همه سطوح (وزیر، استاندار، بالاتر و پایینتر، همه، مشمولان این جمله هستند) با مردم باید مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد که فرزندتان از بیماری سرما، گرما، گرسنگی، تحقیر، اهانت و غربت، رنج میکشد، چه حالی پیدا میکنید؟ میتوانید تحمّل کنید؟ در سطح کشور نسبت به هرکس چنین اتّفاقی بیفتد، تا آنجا که شما علم و اطلاع دارید، باید همین احساس را داشته باشید، نباید آرام و قرار داشته باشید. نهضت خدمت رسانی یعنی این»[۱۸].
شهید رجایی میگویند:
«من مسئول هستم که نامههای مردم را بخوانم و جواب دهم زیرا امید آنها به نامههایشان است».
تا مدیری مردم را دوست نداشته باشد نمیتواند به آنان خدمت کند، به همین دلیل خدمتکردن شوق میخواهد و این عشق است که تحمّل سختیها را آسان میکند.
امام خمینیرحمة الله:
«شمایی که میخواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که میخواهد خدمت به این مردم بکند رئیسجمهور و امثال اینها که میخواهند خدمت به این مردم بکنند، توجّه بکنند که خدمتگزارند. در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که، ما خدمت میخواهیم به این مردم بکنیم... الآن هم اینهایی که جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت میکنند و آنهایی که در بین شهرها و در بین روستاها، حفظ میکنند شما و مردم را، همین طبقه هستند. این طبقهاند که به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همینها بودند که هیچ توقّعی هم ندارند و هیچوقت هم نمیآیند توقّع کنند. شما باید توجّه به این معنا بکنید که ما را اینها آوردهاند و وکیل کردهاند، آوردهاند و وزیر کردهاند، رئیسجمهور کردهاند؛ اینها ولینعمت ما هستند و ما باید ولینعمت خودمان را قدردانی کنیم و خدمت کنیم»[۱۹].
توفیق خدمتگزاری، نعمت الهی
امام حسینعلیهالسلام میفرماید:
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَیکُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْکُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم؛[۲۰]
نیازهای مردم به شما از نعمتهای الهی برای شما است، پس، از این نعمتها خسته و ملول نشوید.
امام علیعلیهالسلام خطاب به مالک اشتر میفرماید:
«از خدا بترس! از خدا بترس! بهخاطر زیردستان کم درآمدی که هیچ چارهای برای تأمین زندگی ندارند، چه بیچارگان و چه دردمندان و زمینگیرشدگان، زیرا این طبقه هم قناعت دارند و هم نیازمند هستند. برای رضای خدا، آنچه خدا از حقّ خود دربارهٔ آنان به تو فرمان داده بجایآور و سهمی از بیتالمال را که در اختیار تو هست، برای مصرف آنان منظور دار و بخشی از درآمد غلّاتی را که از سرزمینهای اسلامی جمعآوری میشود، برای فرودستان و بیچارگان هر منطقه قرار بده زیرا آن فقیر و ناتوانی که در دورترین نقطه زندگی میکند، همان حقّی را دارد که نزدیکترین آنان دارد؛ و تو مسئولیت رعایت حقوق هریک از آنان را برعهده گرفتهای»[۲۱].
در روایت وارد است:
هَدِیةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَی بَابِهِ؛[۲۲]
هدیه خدا به مؤمن آن است که شخص سائلی به در خانه او آید.
امام باقرعلیهالسلام:
لَوْ یَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِی الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ یَعْلَمُ الْمُعْطِی مَا فِی الْعَطِیةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً[۲۳].
اگر درخواستکننده میدانست در تقاضا، چه ذلّت و خواری هست، هرگز کسی از دیگری درخواست نمیکرد، و اگر عطاکننده میدانست چه ثوابی در انتظار اوست تقاضای کسی را رد نمیکرد.
امام کاظمعلیهالسلام فرمود:
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِی حاجَةٍ فَانَّما هِیَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِکَ وَصَلَهُ بِوِلَایَتِنَا وَ هِیَ مَوْصُولَةٌ بِوِلایَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ[۲۴].
وقتی برادر مؤمنی نیاز خود را به مؤمنی عرضه میکند، این عرضه نعمتی است از جانب خداوند که بهسوی او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نیاز او را برطرف نماید، این کار، او را به ولایت ما میرساند و او به ولایت خدا متّصل میشود.
و باز در روایتی از امام صادقعلیهالسلام وارد است که:
«برآوردن حاجت مؤمن فضیلتش بیشتر از هزاربار حجّی است که تمام مناسک آن قبول شده باشد و آزادکردن یک بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا بههمراه زین و لجام آن»[۲۵].
امام خمینیرحمة الله یکی از دعاهایی که بارها تکرار میکردند این بود که توفیق خدمتگزاری را از خدا طلب میکردند.
«خداوندا! زیان ما را از لغو نگهدار، دلهای ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غیر خودت منصرف بفرما، اخلاق نیک را در ما پابرجا کن، ما را در پناه امیرالمؤمنینعلیهالسلام از هر بدی نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمین خدمتگزار قرار بده».[۲۶]
مردم را از خودی دانستن و در خدمتگزاری به آنان شتابکردن
اشخاص، در برابر مسائلی که به آنان رجوع میدهند سهنوع واکنش نشان میدهند: مسائل را قبول نمیکنند (وجود آن را انکار میکنند)، قبول میکنند و آنها را تحمّل میکنند، قبول میکنند و سعی میکنند که آن را حل نمایند. مدیران خدمتگزار از گروه سوم هستند.
امام صادقعلیهالسلام میفرماید:
«نیازمندی که به من مراجعه میکند من زود نیاز او را برطرف میکنم؛ از ترس اینکه او بینیاز شود و این کار نیک از دستم برود»[۲۷].
قال الصادقعلیهالسلام:
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِیٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِی حَاجَةٍ لَمْ یَضْحَک فِی وَجهِهِ، فَإن کَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلی قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ یَکنْ عِندَهُ تَکَلَّفَ مِن عِندِ غَیْرِه حتَّی یَقْضیهَا لَهُ، فَإذا کانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلایَةَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ[۲۸]:
به خدا و محمدصلی الله وعلیه وآله و علیعلیهالسلام ایمان نیاورده است، کسی که هنگام نیاز برادر مؤمنش با خوشرویی با او برخورد نکند؛ اگر توان دارد احتیاج او را شخصاً برطرف نماید، و اگر قادر نیست با کمک دیگری مشکل او را حل کند اگر نسبت به تقاضای برادر مؤمن بیتفاوت باشد و به درخواست او عمل نکند، پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود.
امام خمینیرحمة الله:
«وقتی با مردم به محبّت رفتار کنید، مردم را از خودتان بدانید، ما (باید) خدمتگزار همه باشیم، دولت خدمتگزار همه باشد. این وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است»[۲۹].
امیرالمؤمنینعلیهالسلام فرمودهاند:«رواساختن حاجت جز با سه چیز راست نیاید (کامل نشود): ۱.کوچکشمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نماید؛ ۲.پوشیدن آن تا (هنگام پاداش) آشکار گردد؛ ۳.شتابکردن در آن تا (برای خواهنده) گوارا شود»[۳۰].
اگر مدیری یا کارمندی مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند یک خانواده نداند، نمیتواند به آنان خدمت نماید، زیرا خدمتگزاری فقط با محبّت و عشق به مردم شیرین میشود. اگر این خصوصیات را نداشته باشد نمیتواند خدمتگزار باشد و برای خود در محضر خدای متعال شرمندگی بوجود میآورد. بحمدللَّه امروزه مدیران و کارمندان جمهوری اسلامی با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزاری به مردم و آبادانی کشور هستند خداوند همه را تأیید فرماید.
مقام بالاتر، خدمتگزاری بیشتر
قرآن کریم در مورد پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله میفرماید:
«لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»[۳۱].
«رسولی از خودتان بهسوی شما آمد که رنجهای شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان است».
امام خمینیرحمة الله میفرمایند:
«گمان نکنید که شما صاحب مقام و منصب هستید باید به مردم فشار بیاورید، هرچه صاحب منصب ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند که هرچه درجه او بالا میرود با مردم متواضعتر میشود»[۳۲].
پست و مقام از اموری است که اگر تقوای بالایی در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام میشود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همین دلیل ریشه ظلم به خود و دیگران در اثر عدم تهذیب نفس و از طرفی وجود قدرت در اختیار نفس اماره است. در روایات، دشمنترین دشمنان را برای انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. برای جلوگیری از طغیان نفس اماره که منصب و مقام و قدرت را در اختیار دارد، ذلیلکردن نفس اماره، اوّلین گام است. امام خمینیرحمة الله جملات رسا و زیبایی نسبت به خود دارد:
«شما احتمال این را بدهید که اگر به من بگویید خدمتگزار، بهتر از این است که بگویید رهبر، رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است. اسلام ما را موظّف کرده که خدمت بکنیم»[۳۳].
مقدمداشتن دیگران بر خود
مدیر خدمتگزار، مردم را بیش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فدای مردم میکند، زیرا ارزش باغ را به گلهای آن میداند.
محدث نوریرحمة الله:
«امّا در بین فرائض و سنن، کمتر عملی داریم که در فضیلت و ثواب به زیارت امام حسینعلیهالسلام برسد، با وجود این مسأله، در اخبار دیدهام که ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زیارت حضرت سیدالشهداءعلیهالسلام است»[۳۴].
نخستین علامت خدمتگزاری این است که اوّل به دیگران فکر کند بعد به خود، حتی بالاتر اینکه، خدمتگزار باید از نیاز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نیازهایشان را از او طلب کنند.
قال علیعلیهالسلام:
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ اِلَی مُصَفَّی هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَکِنْ هَیْهَات أَنْ یُغْلِبَنِی هَوَایَ وَ یَغُودَنِی جَشَعِی اِلَی تَخَیُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْیَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...[۳۵]!
اگر میخواستم، به آسانی به عسل صاف و مغز گندم و یافتههای ابریشمی دست مییافتم؛ ولی هیهات که هوای نفس بتواند بر من غلبه کند و حرص شدید مرا به تهیه بهترین خوراکیها بکشاند؛ در حالی که شاید در سرزمین پهناور حجاز و یمامه کسی باشد که امیدی به پیداکردن قرص نانی داشته باشد و یا هرگز شکمی از غذا سیر نخورده باشد؛ آیا من با شکم پر شب را به صبح براسنم در حالی که پیرامونم شکمهایی از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهایی سوخته وجود داشته باشد... آیا من دربارهٔ خویشتن به همین بسنده کنم که امیرمؤمنانم بنامند بیآنکه در ناگواریهای روزگار با مردم شریک باشم! و در سختیهای زندگی، اسوه آنان نباشم؟
نخستین نشانه خدمتگزاری این است که به دیگران فکر کند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل کند، نیاز آنان را تشخیص داده و خود را در اختیار آنان قرار دهد. خدمت به دیگران را ازروی ناچاری انجام ندهد یا بگذارد در زمان بحران خدمت کند، انگیزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هیچ انتظاری خدمت کند.
خودسازی و خدمت به مردم
مقدس اردبیلیرحمة الله:
«برطرفکردن حاجت مؤمن بدون تردید از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتی از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زیرا در احادیث آمده: خدمترسانی به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است»[۳۶].
امام خمینیرحمة الله در این زمینه میفرماید:
«مجهز کنید خودتان را برای تحمّل ناملایمات و سختیها در راه خدای متعال، ممکن است خدای نخواسته روزهای سختی پیش آید که اگر هم اکنون خود را مهیا نکنید، تحمّلش بسیار سخت و ناگوار باشد. کوشش کنید حبّ دنیا و شهرت و جاه را سرکوب کنید که این خطر در ایّام پیری، بزرگترین مصائب است»[۳۷].
«اگر بخواهید خدمتگزار اسلام باشید، خدمتگزار ملت اسلامی باشید و اسیر در دست ابرقدرتها و آنها که پیوند با ابرقدرتها دارند نباشید، باید دانشگاه و فیضیه و همه آنها که مربوط به دانشگاهاند و همه آنها که مربوط به فیضیه هستند، در رأس برنامههای تحصیلیشان برنامه اخلاقی و برنامههای تهذیبی باشد، تا امثال مرحوم مطهریرحمة الله را به جامعه تقدیم کند، و اگر خدای نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل این افراد را به جامعه میفرستد و اینها جامعه را به فساد میکشند و مردم را به اسارت»[۳۸].
خوشرفتاری با مردم
قال علیعلیهالسلام:
وَاشْعِرْ قَلبَک الرَّحمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَکونَنَّ عَلَیهِم سَبْعَاً ضَارِیاً تَغْتَنِمْ أَکْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ[۳۹].
ای مالک؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حیوان درنده باشی که خوردنشان را غنیمت بشماری؛ چراکه آنان دو دستهاند یا برادر دینی تو هستند و یا در آفرینش مانند تو هستند.
امام خمینیرحمة الله:
«مبادا یک وقتی در ضمن اینکه شما خدمت میکنید، یک درشتیای باشد که خدمت شما را در خودش محو کند، باید اخلاق اسلامی، آداب اسلامی درست مراعات شود، همانطوری که شیوه ائمه ما و اولیای خدا و انبیای خدا بوده است که خودشان را خدمتگزار مردم میدیدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانی، با رفتار الهی، رفتار میکردند و کارهایی را که باید انجام بدهند، با همین حسن رفتار انجام میدهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پیغمبر و شیعه همان امیرالمؤمنین هستید و شیوههای شما باید همانطور باشد»[۴۰].
مقام معظم رهبری حفظهاللَّه:
«مسئولان با رفتار احترامآمیز با مردم و خدمت به آنها فضای شوقانگیزی را برای برگزاری انتخابات پرشور آماده کنند»[۴۱].
بهترین موقعیت خدمتگزاری
بهترین زمان خدمتگزاری ازجهت خدمتگزار، ایّام جوانی است، زیرا قدرت انجام کار و نشاط بالاست، همچنین سادهتر و با زحمت کمتری مقدمات خدمتگزاری که همان تهذیب نفس است حاصل میشود. ازجهت خدمتشوندگان، زمان نیازمندی آنها، و از جهت نیاز، مهمترین آنها است.
جَعفَرُ بنُ محمَّدعلیهالسلام: اِنَّهُ لِیُعْرَضُ لِی صَاحِبُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَی قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ یَسْتَغْنِی عَنْهَا صَاحِبُهَا[۴۲].
امام صادقعلیهالسلام میفرمایند:
نیازمندی که به من مراجعه میکند من زود نیاز او را برطرف میکنم از ترس اینکه او بینیاز شود و این کار نیک از دستم برود.
امام خمینیرحمة الله میفرمایند:
«چند روزی از عمر من باقی نیست... شما آقایان که نعمت جوانی را واجد هستید چیزی نمیگذرد که به پیری خواهید رسید، نگذارید جوانی ازدست برود و کوشش کنید در خدمت به خالق و خلق و جلب رضای مولا -جلت قدرته- در جوانی تهذیب نفس بسیار اسهل است و از ایّام پیری و ضعف که قدرت ازدست میرود و ریشه اخلاق فاسده، که اصلش از حبّ دنیا و نفس است، استحکام پیدا میکند، تصفیه و تهذیب بسیار مشکل میشود[۴۳].
اگر این نفس ستمگر بگذارد که انسان لذّت خدمتگزاری را بچشد از خدمتگزاری کوتاهی نمیکند، چون تزکیه نیست از این لذّت دور است.
توجه به نتایج خدمتگزاری
بایستههای اخلاقی مدیریت و کارمندی
توجه به ارزش خدمتگزاری
قال رَسول اللَّهُصلی الله وعلیه وآله:
مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ فَکَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَیلَهُ[۴۴].
پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله فرمودند: کسی که در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نماید، مانند کسی است که نههزار سال خدا را عبادت کرده، در حالی که روزها روزه و شبها مشغول عبادت بوده است.
قرآن کریم در مورد پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله میفرماید:
«لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»[۴۵].
«رسولی از خودتان بهسوی شما آمد که رنجهای شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان است».
در روایات مشهور وارد شده که انسانها عائله خداوند هستند، کسی که به عائله خداوند خدمت کند، به خداوند خدمت کرده است. مدیر نمیتواند خدمتگزار باشد، مگر این که خود را در محضر خدای متعال ببیند و خود را مسئول پاسخگویی به مردم بداند، زیرا مدیریت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصی. کلمات آن پیر خدمتگزار چقدر زیباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق میداند، آنجا که میفرمایند:
«وظیفه ما و همه دستاندرکاران است که به این مردم خدمت کنیم و در غم و شادی و مشکلات آنان شریک باشیم. گمان نمیکنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد»[۴۶].
«ما نباید در ادای وظیفه منتظر نتیجه قطعیه باشیم. اگر در محضر مقدس حقتعالی عامل به وظیفه معرفی شویم، همین نتیجه است»[۴۷].
باز میفرماید:
«باید تمام اموری که انجام میدهید متوجّه باشید که در محضر خداست و مسئولیت دارید. مسئولیت اینجا هم دارند لکن آن مهمش مسئولیت الهی است. -یا فرض بفرمائید- که هریک از این ادارات دولتی که هست، میخواهند خدمت کنند به مردم...، از آن کسی که دمدر هست، پیشخدمت هست، تا آنجایی که جای رئیس هست، باید توجّه داشته باشند که همه خدمتگزار این مردم هستند، همه اجیر این مردم هستند، اجرت از اینها دارند میگیرند، برای خدمت و باید با مردم رفتارشان انسانی، اسلامی باشد»[۴۸].
«شما هیچ توقّعی ندارید، شما همان خدمتگزار برای اسلام بودید، حالا هم هستید. هیچکدام توقّع ندارید به اینکه چه بشوید و چه بشوید. خدمت را شما کردید و بعد هم شما میکنید»[۴۹].
«خدمتگزار حق باشیم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف کنیم»[۵۰].
ارزش خدمتگزاری در اسلام تا آن اندازه است که مقام معظم رهبری اعتبار و آبروی خدمتگزار را بهخاطر خدمتگزاری به مردم میداند و میفرمایند:
«در نظام اسلامی، ما مسئولان خدمتگزار و نوکر مردم هستیم و اعتبار و آبروی خود را از خدمتگزاری به مردم کسب میکنیم»[۵۱].
پس مدیری دردبخور مردم است که قدر و ارزش مدیریت را بداند.
انسانها سرمایههای اصلی سازمانها در دنیا هستند، بهترین مدیران، کسانی هستند که به بهترینوجه آنان را بسیج نموده و در جهت اهداف خود بکاربگیرند.
اعتقاد به«ولینعمتبودن مردم»
مقام معظم رهبری حفظهاللَّه:
«تمام کسانی که در دستگاههای دولتی بهکار اشتغال دارند، چه در سطح مدیریتها و چه در سطح کارشناسان و یا کارمندان عادی دولت، اجیر دولت محسوب میشوند و دولت نیز از بودجه عمومی که متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت میکند و در حقیقت تمامی آنها اجیران مردم بهشمار میروند و چنین کسی باید تمام همّت و تلاشش مصروف به کسب رضایت کسی که او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است که نسبت به او فخرفروشی و تندخویی کند و باید در همان حال خود را خدمتگزار مردم بداند،«در روایات وارد شده که والی و حاکم اسلامی در همه سطوح (وزیر، استاندار، بالاتر و پایینتر، همه، مشمولان این جمله هستند) با مردم باید مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد که فرزندتان از بیماری سرما، گرما، گرسنگی، تحقیر، اهانت و غربت، رنج میکشد، چه حالی پیدا میکنید؟ میتوانید تحمّل کنید؟ در سطح کشور نسبت به هرکس چنین اتّفاقی بیفتد، تا آنجا که شما علم و اطلاع دارید، باید همین احساس را داشته باشید، نباید آرام و قرار داشته باشید. نهضت خدمت رسانی یعنی این»[۵۲].
شهید رجایی میگویند:
«من مسئول هستم که نامههای مردم را بخوانم و جواب دهم زیرا امید آنها به نامههایشان است».
تا مدیری مردم را دوست نداشته باشد نمیتواند به آنان خدمت کند، به همین دلیل خدمتکردن شوق میخواهد و این عشق است که تحمّل سختیها را آسان میکند.
امام خمینیرحمة الله:
«شمایی که میخواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که میخواهد خدمت به این مردم بکند رئیسجمهور و امثال اینها که میخواهند خدمت به این مردم بکنند، توجّه بکنند که خدمتگزارند. در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که، ما خدمت میخواهیم به این مردم بکنیم... الآن هم اینهایی که جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت میکنند و آنهایی که در بین شهرها و در بین روستاها، حفظ میکنند شما و مردم را، همین طبقه هستند. این طبقهاند که به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همینها بودند که هیچ توقّعی هم ندارند و هیچوقت هم نمیآیند توقّع کنند. شما باید توجّه به این معنا بکنید که ما را اینها آوردهاند و وکیل کردهاند، آوردهاند و وزیر کردهاند، رئیسجمهور کردهاند؛ اینها ولینعمت ما هستند و ما باید ولینعمت خودمان را قدردانی کنیم و خدمت کنیم»[۵۳].
توفیق خدمتگزاری، نعمت الهی
امام حسینعلیهالسلام میفرماید:
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَیکُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْکُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم[۵۴]؛
نیازهای مردم به شما از نعمتهای الهی برای شما است، پس، از این نعمتها خسته و ملول نشوید.
امام علیعلیهالسلام خطاب به مالک اشتر میفرماید:
«از خدا بترس! از خدا بترس! بهخاطر زیردستان کم درآمدی که هیچ چارهای برای تأمین زندگی ندارند، چه بیچارگان و چه دردمندان و زمینگیرشدگان، زیرا این طبقه هم قناعت دارند و هم نیازمند هستند. برای رضای خدا، آنچه خدا از حقّ خود دربارهٔ آنان به تو فرمان داده بجایآور و سهمی از بیتالمال را که در اختیار تو هست، برای مصرف آنان منظور دار و بخشی از درآمد غلّاتی را که از سرزمینهای اسلامی جمعآوری میشود، برای فرودستان و بیچارگان هر منطقه قرار بده زیرا آن فقیر و ناتوانی که در دورترین نقطه زندگی میکند، همان حقّی را دارد که نزدیکترین آنان دارد؛ و تو مسئولیت رعایت حقوق هریک از آنان را برعهده گرفتهای»[۵۵].
در روایت وارد است:
هَدِیةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَی بَابِهِ[۵۶]؛
هدیه خدا به مؤمن آن است که شخص سائلی به در خانه او آید.
امام باقرعلیهالسلام:
لَوْ یَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِی الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ یَعْلَمُ الْمُعْطِی مَا فِی الْعَطِیةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً[۵۷].
اگر درخواستکننده میدانست در تقاضا، چه ذلّت و خواری هست، هرگز کسی از دیگری درخواست نمیکرد، و اگر عطاکننده میدانست چه ثوابی در انتظار اوست تقاضای کسی را رد نمیکرد.
امام کاظمعلیهالسلام فرمود:
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِی حاجَةٍ فَانَّما هِیَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِکَ وَصَلَهُ بِوِلَایَتِنَا وَ هِیَ مَوْصُولَةٌ بِوِلایَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ[۵۸].
وقتی برادر مؤمنی نیاز خود را به مؤمنی عرضه میکند، این عرضه نعمتی است از جانب خداوند که بهسوی او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نیاز او را برطرف نماید، این کار، او را به ولایت ما میرساند و او به ولایت خدا متّصل میشود.
و باز در روایتی از امام صادقعلیهالسلام وارد است که:
«برآوردن حاجت مؤمن فضیلتش بیشتر از هزاربار حجّی است که تمام مناسک آن قبول شده باشد و آزادکردن یک بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا بههمراه زین و لجام آن»[۵۹].
امام خمینیرحمة الله یکی از دعاهایی که بارها تکرار میکردند این بود که توفیق خدمتگزاری را از خدا طلب میکردند.
«خداوندا! زیان ما را از لغو نگهدار، دلهای ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غیر خودت منصرف بفرما، اخلاق نیک را در ما پابرجا کن، ما را در پناه امیرالمؤمنینعلیهالسلام از هر بدی نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمین خدمتگزار قرار بده»[۶۰].
مردم را از خودی دانستن و در خدمتگزاری به آنان شتابکردن
اشخاص، در برابر مسائلی که به آنان رجوع میدهند سهنوع واکنش نشان میدهند: مسائل را قبول نمیکنند (وجود آن را انکار میکنند)، قبول میکنند و آنها را تحمّل میکنند، قبول میکنند و سعی میکنند که آن را حل نمایند. مدیران خدمتگزار از گروه سوم هستند.
امام صادقعلیهالسلام میفرماید:
«نیازمندی که به من مراجعه میکند من زود نیاز او را برطرف میکنم؛ از ترس اینکه او بینیاز شود و این کار نیک از دستم برود»[۶۱].
قال الصادقعلیهالسلام:
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِیٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِی حَاجَةٍ لَمْ یَضْحَک فِی وَجهِهِ، فَإن کَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلی قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ یَکنْ عِندَهُ تَکَلَّفَ مِن عِندِ غَیْرِه حتَّی یَقْضیهَا لَهُ، فَإذا کانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلایَةَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ[۶۲]:
به خدا و محمدصلی الله وعلیه وآله و علیعلیهالسلام ایمان نیاورده است، کسی که هنگام نیاز برادر مؤمنش با خوشرویی با او برخورد نکند؛ اگر توان دارد احتیاج او را شخصاً برطرف نماید، و اگر قادر نیست با کمک دیگری مشکل او را حل کند اگر نسبت به تقاضای برادر مؤمن بیتفاوت باشد و به درخواست او عمل نکند، پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود.
امام خمینیرحمة الله:
«وقتی با مردم به محبّت رفتار کنید، مردم را از خودتان بدانید، ما (باید) خدمتگزار همه باشیم، دولت خدمتگزار همه باشد. این وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است»[۶۳].
امیرالمؤمنینعلیهالسلام فرمودهاند:«رواساختن حاجت جز با سه چیز راست نیاید (کامل نشود): ۱.کوچکشمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نماید؛ ۲.پوشیدن آن تا (هنگام پاداش) آشکار گردد؛ ۳.شتابکردن در آن تا (برای خواهنده) گوارا شود»[۶۴].
اگر مدیری یا کارمندی مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند یک خانواده نداند، نمیتواند به آنان خدمت نماید، زیرا خدمتگزاری فقط با محبّت و عشق به مردم شیرین میشود. اگر این خصوصیات را نداشته باشد نمیتواند خدمتگزار باشد و برای خود در محضر خدای متعال شرمندگی بوجود میآورد. بحمدللَّه امروزه مدیران و کارمندان جمهوری اسلامی با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزاری به مردم و آبادانی کشور هستند خداوند همه را تأیید فرماید.
مقام بالاتر، خدمتگزاری بیشتر
قرآن کریم در مورد پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله میفرماید:
«لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»[۶۵].
«رسولی از خودتان بهسوی شما آمد که رنجهای شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان است».
امام خمینیرحمة الله میفرمایند:
«گمان نکنید که شما صاحب مقام و منصب هستید باید به مردم فشار بیاورید، هرچه صاحب منصب ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند که هرچه درجه او بالا میرود با مردم متواضعتر میشود»[۶۶].
پست و مقام از اموری است که اگر تقوای بالایی در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام میشود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همین دلیل ریشه ظلم به خود و دیگران در اثر عدم تهذیب نفس و از طرفی وجود قدرت در اختیار نفس اماره است. در روایات، دشمنترین دشمنان را برای انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. برای جلوگیری از طغیان نفس اماره که منصب و مقام و قدرت را در اختیار دارد، ذلیلکردن نفس اماره، اوّلین گام است. امام خمینیرحمة الله جملات رسا و زیبایی نسبت به خود دارد:
«شما احتمال این را بدهید که اگر به من بگویید خدمتگزار، بهتر از این است که بگویید رهبر، رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است. اسلام ما را موظّف کرده که خدمت بکنیم»[۶۷].
مقدمداشتن دیگران بر خود
مدیر خدمتگزار، مردم را بیش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فدای مردم میکند، زیرا ارزش باغ را به گلهای آن میداند.
محدث نوریرحمة الله:
«امّا در بین فرائض و سنن، کمتر عملی داریم که در فضیلت و ثواب به زیارت امام حسینعلیهالسلام برسد، با وجود این مسأله، در اخبار دیدهام که ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زیارت حضرت سیدالشهداءعلیهالسلام است»[۶۸].
نخستین علامت خدمتگزاری این است که اوّل به دیگران فکر کند بعد به خود، حتی بالاتر اینکه، خدمتگزار باید از نیاز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نیازهایشان را از او طلب کنند.
قال علیعلیهالسلام:
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ اِلَی مُصَفَّی هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَکِنْ هَیْهَات أَنْ یُغْلِبَنِی هَوَایَ وَ یَغُودَنِی جَشَعِی اِلَی تَخَیُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْیَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...![۶۹]
اگر میخواستم، به آسانی به عسل صاف و مغز گندم و یافتههای ابریشمی دست مییافتم؛ ولی هیهات که هوای نفس بتواند بر من غلبه کند و حرص شدید مرا به تهیه بهترین خوراکیها بکشاند؛ در حالی که شاید در سرزمین پهناور حجاز و یمامه کسی باشد که امیدی به پیداکردن قرص نانی داشته باشد و یا هرگز شکمی از غذا سیر نخورده باشد؛ آیا من با شکم پر شب را به صبح براسنم در حالی که پیرامونم شکمهایی از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهایی سوخته وجود داشته باشد... آیا من دربارهٔ خویشتن به همین بسنده کنم که امیرمؤمنانم بنامند بیآنکه در ناگواریهای روزگار با مردم شریک باشم! و در سختیهای زندگی، اسوه آنان نباشم؟
نخستین نشانه خدمتگزاری این است که به دیگران فکر کند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل کند، نیاز آنان را تشخیص داده و خود را در اختیار آنان قرار دهد. خدمت به دیگران را ازروی ناچاری انجام ندهد یا بگذارد در زمان بحران خدمت کند، انگیزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هیچ انتظاری خدمت کند.
خودسازی و خدمت به مردم
مقدس اردبیلیرحمة الله:
«برطرفکردن حاجت مؤمن بدون تردید از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتی از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زیرا در احادیث آمده: خدمترسانی به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است»[۷۰].
امام خمینیرحمة الله در این زمینه میفرماید:
«مجهز کنید خودتان را برای تحمّل ناملایمات و سختیها در راه خدای متعال، ممکن است خدای نخواسته روزهای سختی پیش آید که اگر هم اکنون خود را مهیا نکنید، تحمّلش بسیار سخت و ناگوار باشد. کوشش کنید حبّ دنیا و شهرت و جاه را سرکوب کنید که این خطر در ایّام پیری، بزرگترین مصائب است»[۷۱].
«اگر بخواهید خدمتگزار اسلام باشید، خدمتگزار ملت اسلامی باشید و اسیر در دست ابرقدرتها و آنها که پیوند با ابرقدرتها دارند نباشید، باید دانشگاه و فیضیه و همه آنها که مربوط به دانشگاهاند و همه آنها که مربوط به فیضیه هستند، در رأس برنامههای تحصیلیشان برنامه اخلاقی و برنامههای تهذیبی باشد، تا امثال مرحوم مطهریرحمة الله را به جامعه تقدیم کند، و اگر خدای نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل این افراد را به جامعه میفرستد و اینها جامعه را به فساد میکشند و مردم را به اسارت»[۷۲].
خوشرفتاری با مردم
قال علیعلیهالسلام:
وَاشْعِرْ قَلبَک الرَّحمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَکونَنَّ عَلَیهِم سَبْعَاً ضَارِیاً تَغْتَنِمْ أَکْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ[۷۳].
ای مالک؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حیوان درنده باشی که خوردنشان را غنیمت بشماری؛ چراکه آنان دو دستهاند یا برادر دینی تو هستند و یا در آفرینش مانند تو هستند.
امام خمینیرحمة الله:
«مبادا یک وقتی در ضمن اینکه شما خدمت میکنید، یک درشتیای باشد که خدمت شما را در خودش محو کند، باید اخلاق اسلامی، آداب اسلامی درست مراعات شود، همانطوری که شیوه ائمه ما و اولیای خدا و انبیای خدا بوده است که خودشان را خدمتگزار مردم میدیدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانی، با رفتار الهی، رفتار میکردند و کارهایی را که باید انجام بدهند، با همین حسن رفتار انجام میدهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پیغمبر و شیعه همان امیرالمؤمنین هستید و شیوههای شما باید همانطور باشد»[۷۴].
مقام معظم رهبری حفظهاللَّه:
«مسئولان با رفتار احترامآمیز با مردم و خدمت به آنها فضای شوقانگیزی را برای برگزاری انتخابات پرشور آماده کنند»[۷۵].
بهترین موقعیت خدمتگزاری
بهترین زمان خدمتگزاری ازجهت خدمتگزار، ایّام جوانی است، زیرا قدرت انجام کار و نشاط بالاست، همچنین سادهتر و با زحمت کمتری مقدمات خدمتگزاری که همان تهذیب نفس است حاصل میشود. ازجهت خدمتشوندگان، زمان نیازمندی آنها، و از جهت نیاز، مهمترین آنها است.
جَعفَرُ بنُ محمَّدعلیهالسلام: اِنَّهُ لِیُعْرَضُ لِی صَاحِبُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَی قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ یَسْتَغْنِی عَنْهَا صَاحِبُهَا[۷۶].
امام صادقعلیهالسلام میفرمایند:
نیازمندی که به من مراجعه میکند من زود نیاز او را برطرف میکنم از ترس اینکه او بینیاز شود و این کار نیک از دستم برود.
امام خمینیرحمة الله میفرمایند:
«چند روزی از عمر من باقی نیست... شما آقایان که نعمت جوانی را واجد هستید چیزی نمیگذرد که به پیری خواهید رسید، نگذارید جوانی ازدست برود و کوشش کنید در خدمت به خالق و خلق و جلب رضای مولا -جلت قدرته- در جوانی تهذیب نفس بسیار اسهل است و از ایّام پیری و ضعف که قدرت ازدست میرود و ریشه اخلاق فاسده، که اصلش از حبّ دنیا و نفس است، استحکام پیدا میکند، تصفیه و تهذیب بسیار مشکل میشود[۷۷].
اگر این نفس ستمگر بگذارد که انسان لذّت خدمتگزاری را بچشد از خدمتگزاری کوتاهی نمیکند، چون تزکیه نیست از این لذّت دور است.
توجه به نتایج خدمتگزاری
باید در خیررساندن به برادران خود با یکدیگر مسابقه گذاشت. در این صورت است که فرشتگان آسمان برای او نزد پروردگارش استغفار و دعا کنند تا حاجات او برآورده شود؛ با این عمل خدا و پیامبرش را شاد کرده است. یکنفر مدیر یا کارمند، چنانچه به نتیجه خدمتش فکر کند و بداند که چه ثواب و پاداش اخروی در انتظار اوست، لحظهای از خدمت به خلق خدا خسته نشده و همواره درپی تلاش بیشتر خواهد بود. برخی از ثمرات خدمت به خلق خدا عبارتند از:
رضایت خدا
امام خمینیرحمة الله در این مورد میفرماید:
«ما نباید در ادای وظیفه منتظر نتیجه قطعیه باشیم. اگر در محضر مقدس حقتعالی عامل به وظیفه معرفی شویم، همین نتیجه است»[۷۸].
اگر مدیری بداند نتیجه خدمات او خشنودی خدای متعال است و این خشنودی چه اثراتی دارد، در گرفتاریهای مردم سخت متأثر شده و در انجام خدمت به آنان کمال آرامش را پیدا میکند. امام خمینیرحمة الله با توجّه به ارزش خدمتگزاری به مردم در دین مقدس اسلام، فداشدن در این راه را سزاوار میداند و میفرماید:
«اینجانب از اوضاع یاران عموماً و از وضع حوزه قم خصوصاً متألم و متأثرم و از گرفتاری فضلاء و أعلام، ناراحت؛ ولی آنچه موجب تسکینخاطر است آن است که در راه خدمت به دیانت، هر گرفتاری پیشآید مطلوب است، و ما آنچه داریم از برکت اسلام است و هرچه فدا کنیم عمل به وظیفه نکردهایم»[۷۹].
برخورداری از پشتیبانی و قدرت مردم
امام خمینیرحمة الله:
«دولتها اگر چنانچه با مردم تفاهم کنند و خدمتگزار مردم باشند، مردم پشتیبان آنها هستند و شکست برای آنها دیگر نیست»[۸۰]. باز میفرماید:
«اگر ملّت و دولت هردو باهم باشند، دوست باشند، اینها خودشان را خدمتگزار آنها بدانند، آنها خودشان را پشتیبان اینها بدانند، هردو به هم خدمت بخواهند بکنند، یکهمچون ملت و دولتی هیچوقت شکست نخواهد خورد»[۸۱].
داشتن وجدان آرام
امام صادقعلیهالسلام فرمودند:
«در خیررساندن به برادران خود با یکدیگر مسابقه گذارید و اهل خدمترسانی باشید، زیرا در بهشت دری است بنام«معروف«، از آن نمیگذرد مگر کسی که در زندگی اهل خیر و نیکی باشد. پس خداوند، دو فرشته از راست و چپ بر او میگمارد تا برای او نزد پروردگارش استغفار و دعا کنند تا حاجات او برآورده شود. سپس فرمود: به خدا قسم، پیامبراکرمصلی الله وعلیه وآله از خودِ صاحبِ حاجت بیشتر خوشحال میشود، وقتی مؤمن به حاجتش برسد»[۸۲].
امام خمینیرحمة الله:
«وقتی با مردم خوبی کردید، محبّت کردید، خدمتگزار به مردم بودید، وقتی که بروید شب منزل، آرامش برای قلبتان هست، وجدانتان ناراحت نیست»[۸۳].
با توجّه به مطالب فوق این نکته روشن میشود که مدیر اگر خدمتگزار شد، با نگاهی به آنچه از عمر گذرانده است، دلی آرام دارد و نگرانی او تنها این است کهایکاش خدمت بیشتر ارائه میداد تا بیشتر رضای خدای متعال را جلب میکرد، حال اگر نقطه مقابل آن را مشاهده کرد، یعنی عدمخدمت بلکه کوتاهی و خدایناکرده خیانت، چه حالی به او دست میدهد؟ اضطراب شدید سراسر وجود او را میگیرد که فرصت را ازدست داده و باید پاسخگو باشد. پس حکم عقل بر این است که تا فرصت باقی است مانند خدمت به فرزندان خود، به مردم خدمت کند و آنها را مانند اولاد خود دوست بدارد، و کسی که اینگونه شد همیشه خود را به مردم بدهکار میداند و سعی در انجام وظیفه مینماید.
برخی از مصادیق خدمتگزاری
خدمتگزاری در هرجا و هر زمان ممکن است، پس مصادیق خدمتگزاری محدود نیستند، مهمترین آنها آن است که برای انسان ممکن است انجام دهد و اولویتبندی کند.
از امیرالمؤمنینعلیهالسلام پرسیده شد:
أیُّ النَّاسِ اُحَبُّ اِلَیْکُمْ؟ قَالَ: اَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاسِ. قِیلَ: فَاَیُّ الْاَعْمَالِ اَفْضَلُ؟ قَال: اِذْخَالُک السُّرُورِ عَلَی الْمُؤمِنِ قِیلَ: وَ مَا سُرُورُ الْمُؤمِنِ؟ قَالَ: اِشْبَاعُ جَوعَتِهِ وَ تَنْفِیسُ کُرْبَتِهِ وَ قَضَاءُ دَیْنِهِ وَ مَنْ مَشَی مَعَ اَخِیهِ فِی حَاجَةٍ کَانَ کَصِیَامِ شَهْرٍ وَ اعْتِکَافٍ وَ مَنْ مَشَی مَعَ مَظْلُومٍ یُعِینُهُ ثَبَتَ اللَّهُ قَدَمَیْهِ یَوْمَ تَزِلُّ الْاَقْدَامُ.[۸۴]
چه کسی نزد شما از همه محبوبتر است؟ حضرت فرمودند: سودمندترین مردم برای دیگران. پرسیده شد: کدامیک از اعمال برتر است؟ فرمودند: خوشحالکردن مؤمن. پرسیده شد: خوشحالکردن مؤمن چگونه است؟ فرمودند: سیرکردن شکم او و برآوردن حاجتش و ادانمودن قرضهای او، هرکس در بجاآوردن حاجت برادر مؤمنش قدمی بردارد، گویا یکماه روزه گرفته و معتکف شده و هرکس در جهت یاری مظلومی قدم بردارد، خداوند قدمهایش را در روزی که قدمها لرزاند، استوار میگرداند.
آسیبهای خدمتگزاری
یکی از مهمترین مسائل اجتماعی در زندگی یک مسلمان، وظیفه خدمترسانی به برادران ایمانی است که به روشهای مختلف در دین مورد تأکید قرار گرفته است و هدف از آن هم بخوبی در کلام امیرمؤمنانعلیهالسلام بیان شده است:
اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَاقَسَةً فِی سُلَانٍ، وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ تُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ فَیَأمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ[۸۵].
خدایا، تو میدانی آنچه از ما صادر شد (اقدام به برقراری حکومت) بهخاطر رغبت در حکومت یا بهدستآوردن مال دنیا نیست، بلکه برای این است که نشانههای دین تو را بازگردانیم و اصلاح را در شهرهایت آشکار سازیم تا بندگان ستمدیدهات امنیت یابند و مقررات فراموششدهات، اجرا شود.
گاهی خدمتگزاری دچار آسیب میشود و به زمینههای تباهی تبدیل میشود. این آسیبها عبارتند از:
عدممطابقت گفتار با عملکرد
عدممطابقت گفتار با عمل بهخاطر برخی رذائل اخلاقی است و آن در نفس مدیر یا کارمندی ریشه زده است که در جهت تهذیب نفس قدمی برنداشته است. میبایست قبل از قبول مسئولیت آنها را از نفس خود دور میکرد، ولی موفّق نشده و الآن تیغ بهدست زنگی مست داده و اعمال او نتیجه تأثیرات آن ملکات فاسده است. به همین دلیل تا تهذیب صورت نگرفته باشد قبول مسئولیت خطرناک و مفسدهآور است. پس تزکیه مقدّم بر تعلیم و قبول مسئولیت است. تزکیه مسئولیت و علم را هدایت میکند تا در مسیر صحیح خود قرار گیرد.
امام خمینیرحمة الله:
«اینها نمیدانم چهجور مردمی هستند؟ خودشان را به اسم خدمتگزار جا میزنند لکن دائماً برخلاف مسیر، قدم برمیدارند و قدمهایشان برخلاف مسیر ملت است، کارشکنی میکنند، مردم را به یأس میکشانند»[۸۶].
تکروی در مصلحتاندیشی
امیرالمؤمنینعلیهالسلام میفرمایند:
فَلَا تَکُفُّوا عَن مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أوْ مَشوِرَتٍ بِعَدْلٍ، فَأنِّی لَسْتُ فِی نَفسِی بِفَوقٍ اَنْ أخطِیءَ، وَ لا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی اِلّا یَکْفِیَ اللَّهُ مِن نَفسِی مَا هُوَ اَملَکُ بِهِ مِنِّی[۸۷].
پس، از گفتن حق یا ارائه مشورتی عادلانه خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و یا از آن ایمن باشم، نمیدانم مگر آنکه خداوند مرا حفظ کند.
امام خمینیرحمة الله:
«انسان خیال میکند که نه، من برای مصلحت این کار را میکنم، عمر خودش را انسان نمیفهمد، وضع خودش را انسان نمیفهمد -شما اگر بخواهید مقایسه کنید- شمایی که میگویید که من برای مصلحت مسلمین فلان کار را میکنم، شما فکر این را در خلوت بکنید که اگر یک کسی دیگری بهجای شما بود و بهتر هم مصالح مسلمین را انجام میداد، شما باز همانطور بودید؟ میخواستید خودتان نباشید و او باشد؟ یا نه میخواهید که این مصلحت مسلمین -به اصطلاحتان- به دست شما انجام گیرد؟ منم که این مصلحت را دارم ایجاد میکنم، این همان شیطان است»[۸۸].
آنچه مهم است این است که این«مَنیَّت»[۸۹] از انسان دور شود تا او بتواند نور ایمان را در دل خود جای دهد، این را بداند که در نظراتش خطا بسیار است و مسئول پاسخگویی به آنهاست. پس از گوهر مشورت کمال بهرهبرداری را بنماید تا خطای او به حداقل برسد.
«ما یک عقل داریم و یک کمال عقل. عقل عادی مصطلح همان است که در توده مردم وجود دارد و شرط تکلیف است، ولی آنجا که کارهای تخصصی را بخواهند به کسی واگذار کنند عاقلبودن او کافی نیست، بلکه کمال عقل را لازم دارد.... میگویند باید قاضی دارای کمال عقل باشد، و به اصطلاح اجتهاد در عقل لازم است»[۹۰]. یک مدیر باید بداند که از نشانههای کمال عقل استفاده از عقول دیگران در تصمیمگیری است.
ناامیدکردن مردم
ابراز حاجت به هرکس که باشد، نشانه امید داشتن به او دربرآورده شدن حاجت است، یعنی صاحب حاجت امیدوار است. حال اگر حاجت را به نزد مدیر آورد، مأیوس برگشت، آن امید ازبین رفته و به یأس تبدیل میشود. در اینصورت دیگر حاجتی به او ارائه نخواهد شد و این بدترین نوع برخورد بین مدیر و مردم است که مورد غضب خداوند است.
امام صادقعلیهالسلام میفرمایند:
«در اثبات اعتماد به برادر دینی، همین بس که شخص حاجتمند، حاجت خود را نزد او آورد»[۹۱].
نتیجه اینکه، مدیر در اثر عدم خدمت به برادران دینی خود، اعتماد آنان، که مهمترین سرمایه و درّ محکم او در برابر دشمنان است، را ازدست میدهد و چارهای جز زبون بودن برای حفظ قدرت ندارد، چون پشتوانه ندارد.
مدیر خدمتگزار به خدا تکیه داده و از قدرت بیکران مردم برخوردار است، زیرا خداوند فرموده است که: هرکس بین خود و خدای خویش را اصلاح نماید، خدا بین او و مردم را اصلاح میکند[۹۲].
خشنودشدن از ستایش دیگران
امیرالمؤمنینعلیهالسلام میفرمایند:
«مردم! از پستترین حالات زمامداران نزد صالحان این است که گمان برند آنان دوستدار ستایشند، و کشورداری آنان بر کبر و خودپسندی استوار باشد. من خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دوست دارم و خواهان شنیدن آن میباشم. سپاس خداوند را که چنین نبودم»[۹۳].
امام خمینیرحمة الله:
«اگر همه شماها، خدمتگزار، خودتان را حساب بکنید، نخواهید که هی به شما مدح بگویند و ثنا کنند»[۹۴].
این یکی از آفات بزرگ اخلاقی است که خدمتگزار خشنود به مدّاحی برای او شوند و عدهای چربزبان که گرد شیرینی جمع شده باشند شریک قدرت بلکه تاراجگر بیتالمال گردند. چه بگویم از این افراد که عدالت با آن زیبایی را ناجوانمردانه قربانی مطامع کوچک خود کرده و صفت بسیار نیک خدمتگزاری را نابود میکنند.
کسی که مدّاحی دیگران را در مورد خودش بپسندد، خشنودی خود را بر خشنودی خدا ترجیح داده است و در این حالت خدا را فراموش میکند و خدا هم او را فراموش خواهد کرد، و چه عذابی بالاتر از این که خدا انسان را فراموش کند!
گاهی ستایش بهصورت آوردن هدایا تحقق پیدا میکند[۹۵]. این مدیر است که باید راه را بر اینگونه افراد ببندد. در این زمینه داستان«اشعث بن قیس« با هدیهای که برای امیرالمؤمنینعلیهالسلام آورد و خشم و نفرین امام را دید، قابل دقّت است[۹۶].
آفت خودبینی آفت فراگیری است که همه به آن مبتلا هستند، مگر افرادی که مورد لطف حق قرار گرفتهاند و موفق به کنترل این صفت و آثار زیانبار آن شدهاند. از علامتهای روشن آن این است که در هدایت و راهنمایی مردم، همیشه خود را مطرح و بهعنوان الگو معرفی مینمایند و از اوصاف خود سخن بهمیان میآورند.
عدمتحمّل و استعفا از خدمتگزاری
حقیقت این است که خدمتگزاری زحمت دارد و تحمّل میخواهد، زیرا سوختن است برای ساختن، و در مقابل همین زحمت است که خداوند اجر جزیل به خدمتگزار عنایت میکند. آنچه بندگان خدا دریافت میکنند نتیجه اعمال خودشان است نه غیر آن. خدمتگزار دلخوش به حضور خداست و فقط او را میبیند، در اینصورت است که سرزنش خار مغیلان هم برای او شیرین است، زیرا تلخی خدمت با شیرینی رضا و خشنودی خدا جبران میشود.
امیرالمؤمنین علیعلیهالسلام میفرماید:
لَا یُزهِدَنَّکَ فِی الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ فَقَدَ یَشُکْرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِکُ مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أکْثَرَ مِمَّا أضَاعَ الْکَافِرُ، وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ[۹۷].
مبادا ناسپاسی این و آن تو را از خدمتگزاری دلسرد کند! ایبسا افرادی که بدون بهرهمندی از کار تو، از تو تعریف میکنند، و از سپاس سپاسگزاران بیش از ناسپاسی ناسپاسان بهرهمند میشوی و خداوند دوستدار نیکوکاران است.
امام خمینیرحمة الله:
«هرکس خود را مدیر و مدبّر و خدمتگزار برای خلق خدا میداند، کنارهگیری او در این زمان، پشت به خلق و خدای خلق است، مگر آنکه خدمتگزاری بهتر یا همطراز او جایگزین او معرفی شود»[۹۸].
مقام معظم رهبری(حفظهاللَّه):
«کسی نمیتواند به علت مخالفت با یک روش یا یک پدیده، وظایف قانونی خود را انجام ندهد و شانه خالیکردن از مسئولیت به شکل استعفا یا به هر شکل دیگر، خلاف قانون و هم حرام شرعی است»[۹۹].
«نهضت خدمترسانی به مردم یک مبارزه بزرگ و سنگین است. زیرا خدمترسانی به عموم مردم با منافع بعضی گروههای خاص تضاد پیدا میکند و اینجاست که باید با مبارزه و همّت و عزم راسخ وارد میدان شد... امروز در کشور، رقابت مشروع و مقبول از نظر مردم و ما، فقط رقابت برای خدمتکردن به مردم است»[۱۰۰].
منتنهادن بر خدمتشوندگان
قال علیعلیهالسلام:
ایَّاک وَ الْمَنَّ عَلی رَعیَتِک بِاحسَانِکَ، وَ التَّزَیُّدَ فِیمَا کَانَ مِنْ فِعلِک... فَإنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ...[۱۰۱].
ای مالک! از منّتنهادن بر تحت امارتت بهخاطر آنچه برای آنان انجام میدهی، جدّاً پرهیزنما... زیرا منّت، احسان را باطل میکند و نسبت به آنچه را که انجام دادهای اگر بیشتر بهحساب آوری، نور حقیقت را ازبین میبرد.
مقام معظم رهبری(حفظهاللَّه) در این رابطه میفرمایند:
«مردمسالاری دینی برخلاف دموکراسیهای ریاکار و عوامفریب، نظام خدمترسانی خالصانه و بیمنّت است... فلسفه وجودی مسئولان نظام، خدمت به مردم است»[۱۰۲].
مسئولان باید متوجّه باشند که خداوند بر آنان منّت گذاشته که حاجت مردم را بر آنان عرضه داشته و آنان را وسیله رفع نیاز مردم قرار داده است، آنان موظّفاند نعمتهایی که خداوند به آنها عنایت فرموده را در همان جهتی که او فرموده است بکاربگیرند و از منّتنهادن پرهیز کنند.
قال رسولاللَّهصلی الله وعلیه وآله:
تَحرُمُ الْجَنَّةُ عَلَی ثَلَاثَةٍ: عَلَی الْمَنَّانِ، وَ عَلَی الْمُغْتَابِ وَ عَلَی مُدْمِنِ الْخَمْرِ[۱۰۳].
بهشت بر سه گروه حرام است: منّتگذار، غیبتکننده، شرابخوار.
تذکر: وظایف ارباب رجوع
ازجمله امور مهم این است که آحاد مردم از مدیران و مسئولان خدمتگزار و هم از خدا بهخاطر این نعمتی که به آنان عطا کرده، تشکر نمایند و در نهایت او را پشتیبانی کنند. پشتیبانی و حمایت از چنان مدیری موجب استمرار خدمت و بیشترشدن خدمات ارائهشده میگردد. در این زمینه داستان زیر قابلمطالعه است:
زمان بمباران شهرهای ایران توسط رژیم بعثی عراق، من به خرمشهر مسافرت کرده بودم. برق این شهر پیوسته قطع و وصل میشد، یکبار که برق وصل شد، من از مسئول برق تشکر کردم که زحمت زیادی میکشید تا برق وصل میشود. او از من خواهش کرد که شما چه کسی هستید؟ منو دیوانه کردید. من نمیدانم چگونه از شما تشکر کنم! چون هرچه تلفن میکنند اعتراض میکنند، ولی شما مرا چنان خوشحال کردهاید که نمیدانم چه بگویم تا فردا بیدار میمانم و مرتّب برق را به گُلرویشما وصل میکنم.
تشویق میتواند اینگونه باشد.
۱. شناخت مدیر خدمتگزار
ما موظّف هستیم مدیران دلسوز و خدمتگزار را انتخاب کنیم. در انتخابات، این مسأله خودش را بیشتر نمایان میکند. اگر انسان با دین، منصبهای خدمتگزاری را داشته باشند، حکومت مورد نظر اسلام پیاده خواهد شد.
امام خمینیرحمة الله میفرمایند:
«آدمی که امین باشد، خدمتگزار به اسلام باشد، خدمتگزار به کشور باشد، این را باید چراغ برداریم و از این طرف به آن طرف بگردیم و پیدا بکنیم»[۱۰۴].
«همه فکر این باشید که خدمتگزار پیدا کنید، خدمتگزار به کشور و اسلام پیدا کنید نه خدمتگزار به خودتان»[۱۰۵].
اگر به فکر اسلام باشیم و در جهت تقویت آن کوشش کنیم، خدمت به خودمان هم صورت میگیرد، ولی اگر فقط خدمت به خودمان مورد توجّه شد، چون در مصادیق خدمت اشتباه میکنیم دچار انحراف خواهیم شد.
۲. قدردانی و تشویق
تشویق و قدردانی، مدیر را در خدمترسانی بیشتر جدیتر میکند و همین هم مورد توجّه پروردگار است که: اگر نعمتهای مرا شاکر باشید آنها را برای شما افزایش میدهم و اگر کفران نعمت کنید، عذاب شما دردناک است. یکی از این عذابها این است که آن نعمتها را سلب میکند. از بهترین نعمتها بلکه بالاترین نعمت خداوند به مردم، نعمت مدیر و راهنما است که خداوند تبارک و تعالی بر انسانها منّت گذاشته است که از خودشان راهنمایانی برای هدایت آنان فرستاده است[۱۰۶]. پس باید بهترین شکر را بجا آورد.
امام خمینیرحمة الله:
«ادراک این است که آن کسی که خدمتگزار است باید به او ارج گذاشت، باید از او تقدیر کرد»[۱۰۷].
۳. پشتیبانیکردن از او
امیرالمؤمنینعلیهالسلام میفرمایند:
«...امّا حق من بر شما این است که در بیعت با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید. هرگاه شما را خواندم اجابت کنید و اگر فرمان دادم اطاعت کنید»[۱۰۸].
اگر اینگونه نباشد خداوند عذاب نازل خواهد نمود، همچنان که امیرالمؤمنینعلیهالسلام از خدا خواست که او را از آن مردم بگیرد و فردی لایق آنان بر آنان مسلّط کند و اینگونه هم شد.
بخش دوم: احکام مدیریت و کارمند
استخدام
استخدام، نوعی اجاره است که مدیر یا کارمند استخدام شده، در قبال اجرت و حقوقی که دریافت میکند، باید مطابق تعهّد و قرارداد با اداره یا مؤسسه متبوع خود یا به تعبیر دیگر، مطابق قوانین و مقررات استخدامی که آنها را پذیرفته، عمل کند و هیچگونه تخلّف از آن جایز نیست و اگر از ساعت مقرر کاری خود تخلّف کند و دیرتر سر کار حاضر شود یا زودتر برود و یا در بین وقت اداری که باید به کار اداری خود اشتغال داشته باشد، به کار غیرموظّف خود یا کار شخصی بپردازد یا کمکاری کند و یا ایّامی را غیبت کند و سر کار خود حاضر نشود، اگر بدون عذر باشد، افزون بر آن که عمل غیرمُجازی را انجام داده، اگر در مقابل آن حقوق و اجرتی دریافت کند، ضامن است و باید مسترد نماید.
کار، حقوق و امکانات
حقوق گرفتن بدون کارکردن
سؤال: بعضی از کارکنان بنابه عِلَلی در ماه، یک یا دو روز را به سر کار نمیآیند؛ آیا شرعاً مسئول کار، میتواند مزد روزی را که آن کارگر یا کارمند نیامده بدهد؟
جواب: تابع مقررات استخدامی است[۱۰۹].
دریافت دو حقوق در یک ماه
سؤال: در رژیم قبل استخدامشدن در دو محل، خلاف قانون بوده است؛ حال اگر کسی در رژیم سابق در دو محل استخدام بوده و کار خود را در هر دو محل انجام داده باشد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از یکی از آنها استعفا کرده باشد. آیا با فرض مذکور، لازم است حقوق یکی از آنها را به دولت اسلامی برگرداند یا لازم نیست؟
جواب: در فرض مرقوم، زائد بر اجرةالمثل کار انجام نشده در محل دوّم را ضامن است و باید برگرداند[۱۱۰].
فوقالعاده گرفتن در مرخصی
سؤال: روزهایی که انسان در مرخصی است، در ازای همان روزها حقوق و فوقالعاده گرفتن، چه حکمی دارد؟
جواب: تابع قرارداد استخدام و مقررات دائره مربوطه است[۱۱۱].
سؤال: آیا شخصی که دارای شغل آزاد است و منبع درآمدی دارد، جایز است در ارگانهای دولتی کار کند و از آنجا هم حقوق دریافت کند؟[۱۱۲]
جواب: تابع مقرّرات دولت اسلامی است.
سؤال: مبلغی معادل دو ماه حقوق ماهانهام را براثر اشتباه از حسابداری دریافت کردم و مسئول مؤسسه را هم مطلع نمودم؛ ولی مبلغ اضافی را برنگرداندم و در حال حاضر حدود چهارسال از آن میگذرد؛ با توجّه به این که جزء بودجه مالی سالانه مؤسسات دولتی است، چگونه میتوانم آن مبلغ را بهحساب مؤسسه برگردانم؟
جواب: اشتباه حسابدار مجوز قانونی برای دریافت مبلغی بیشتر از مقدار مورد استحقاق نیست و واجب است مبلغ اضافی را به آن مؤسسه برگردانید؛ هرچند جزء بودجه سال قبل آن باشد[۱۱۳].
کمکاری و گرفتن حقوق اداری
سؤال: اینجانب کارمند اداره ارشاد اسلامی هستم؛ اغلب اوقات (بهعلت عدمامکان فعالیت و نبودن کار)، بیکار هستم؛ فقط بعضی از وقتها در حدّ امکان اداره، فعالیتهای تبلیغی انجام میدهم و از طرفی تنها ممرّ زندگی و امرار معاش خود و افراد تحت تکفّلم، حقوقی است که از اداره دریافت میکنم؛ خواهشمند است مرقوم فرمایید که حقوق مزبور با توجه به موارد فوق، برایم حلال است یا خیر؟
جواب: اگر کارهای پیشنهادی اداره را طبق مقررات انجام میدهید، حقوق دریافتی حلال است[۱۱۴].
سؤال: بعضی از برادران از برخی از مزایا صرفنظر میکنند و این را در مقابل کمکاری صورت گرفته قرار میدهند، آیا این صرفنظرها جبران کمکاری را میکند؟
جواب: صرفنظر کردن از مزایا مجوز کمکاری نیست و لازم است طبق مقررات استخدامی در وقت اداری به وظیفه خود عمل کند[۱۱۵].
سؤال: آیا کارکنان مربوطه میتوانند بهعلت نبودن کار در سر کار حاضر نشوند یا پس از یکی دوساعت حضور به منزل برگردند و اصولاً آیا کسی قبل از تمامشدن کار، اجازه دارد به هر عنوان از محل کار، خارج شود یا خیر؟
جواب: حکم مسئله قبل را دارد[۱۱۶].
جبران کمکاری
سؤال: اینجانب چندین سال است در اداره دولتی کار میکنم؛ ولی از آنجایی که گهگاه نتوانستهام درست و صحیح دِینَم را ادا کنم و خودم را بدهکار میدانم، آیا میتوانم برای ادای دِینَم در یکی از ارگانها یا مساجد و یا درمانگاههای متعلّق به مردم کار کنم یا این که حتماً باید در همان سازمان کار کنم و یا این که آیا میتوانم پول کمکاری را حساب کنم و بپردازم یا نه؛ اگر میشود به چه حساب و کجا بپردازم؟
جواب: به همان سازمان که مدیون هستید، باید ادا نمایید[۱۱۷].
سؤال: معمولاً وظایف افرادی که در سازمانها اشتغال دارند به آنان ابلاغ میشود. اگر کسی در انجام امور محوله کوتاهی و کمکاری نماید، پولی که بهعنوان حقوق ثابت هر ماه دریافت میکند، از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
جواب: اگر در مقابل کاری که انجام نداده پول بگیرد، مالک آن مقدار نمیشود و باید به همان اداره عودت دهد[۱۱۸].
دیر حاضرشدن و زودرفتن
سؤال: کارمندان، طبق مقررات، هر روز باید سر ساعت معینی بر سر کار خود حاضر شوند؛ اگر کسی به علت دوربودن راه یا سرمای شدید زمستان و یا نبودن وسیله نقلیه یک الی دوساعت فقط صبحهای روز شنبه، استثنائاً دیر به محل کار برسد، آیا از نظر شرع مقدّس درست است که جبران تأخیر خود را همان روز یا در ایّام هفته بنماید؟
جواب: باید طبق مقررات عمل نماید[۱۱۹].
سؤال: در شرکت نفت و سایر ادارات، کارگران و کارمندانی هستند که پس از تمامشدن کارشان (البته قبل از این که هشت ساعت وقت آنان تمام شود) تعطیل کرده، به منزل میروند و میگویند ما کارمان را زودتر تمام میکنیم و زودتر میرویم؛ این زودتررفتن، باعث عدمدقت در کارهای محوله میشود؛ آیا بهنظر حضرت عالی، اشکالی در حقوق آنان پیدا نمیشود و ساعاتی را که زودتر به منزل میروند، حقوقشان حلال است یا خیر؟
جواب: اگر خلاف مقررات استخدامی عمل میکنند، نسبت به مقدار تخلّف، از حقوق حق ندارند[۱۲۰].
استفاده از بیتالمال و اموال عمومی
استفاده از بیتالمال باید مطابق مقرّرات باشد و استفاده شخصی از آن برخلاف مقرارت و بدون اجازه قانون حرام و موجب ضمان است.
مقام معظم رهبری حفظهاللَّه در اینخصوص میفرماید:
«هرکس که بیتالمال مسلمین را ملک خود بهحساب میآورد، یا به زبان بگوید و یا اگر نگوید در عمل اینطور وانمود کند که من اینقدرها حق دارم و با بیتالمال مثل اموال خود رفتار کند، یا بخورد یا ببخشد یا در راه اغراض شخصی از آن استفاده کند، نمیتواند دنبالروی علیعلیهالسلام بهحساب بیاید. ما مسئولان وظیفه و تکلیف داریم که خودمان را با رفتار امیرالمؤمنینعلیهالسلام تطبیق دهیم و جهت حرکت خودمان را با او بسنجیم، آحاد مردم هم همین تکلیف را دارند. کسی که امکانات شخصی دارد، حق ندارد از امکانات دولتی استفاده کند. من الآن اعلام میکنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم آن وقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده کنند. اگر ماشین دارید آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید، ماشین دولتی یعنی چه!»[۱۲۱].
سؤال: این جانب اقدام به استفاده شخصی از بیتالمال کردهام؛ وظیفه من برای بریءالذمّهشدن چیست؟ استفاده شخصی از امکانات بیتالمال تا چه حد برای کارمندان جایز است و در صورتی که با اذن مسئولان مربوط باشد، چه حکمی دارد؟
جواب: استفاده کارمندان از امکانات بیتالمال در ساعات رسمی کار، بهمقدار متعارفی که مورد ضرورت و نیاز است و شرایط کاری بیانگر اذن به کارمندان در این مقدار از استفاده است، اشکال ندارد و همچنین استفاده از امکانات بیتالمال یا اذن کسی که ازنظر شرعی و قانونی حق اذن دارد، بدون اشکال است. در نتیجه اگر تصرفات شخصی شما در بیتالمال به یکی از دو صورت مذکور باشد، چیزی در این رابطه به عهده شما نیست؛ ولی اگر از اموال بیتالمال استفاده غیرمتعارف کرده باشید و یا بدون اذن کسی که حق اذن دارد، بیشتر از مقدار متعارف استفاده نمایید، ضامن آن هستید و باید عین آن را اگر موجود باشد به بیتالمال برگردانید و اگر تلف شده باشد، باید عوض آن را بدهید و همچنین باید اجرتالمثل استفاده از آن را هم در صورتی که اجرت داشته باشد، به بیتالمال بپردازید[۱۲۲].
سؤال: آیا کسی که از اموال شخصی خود مانند تلفن یا بنزین برای مصارف دولتی استفاده مینماید، حق دارد عین یا بهای آن را از اموال دولتی برای خود استفاده نماید؟
جواب: بدون اجازه مسئولین مربوطه حق ندارد[۱۲۳].
سؤال: اگر شخصی مقداری حقوق یا مزایای خاصی که بهطور قانونی به او عطا شده، از دولت طلب داشته باشد؛ ولی دلایل قانونی برای اثبات حق خود در اختیار نداشته باشد و یا قادر بر مطالبه آن نباشد، آیا جایز است بهمقدار حق خود از اموال دولتی که در اختیار دارد، بهعنوان تقاص بردارد؟
جواب: جایز نیست اموال دولتی را که بهعنوان امانت در اختیار و تحت تصرف او هستند، به قصد تقاص برای خود بردارد؛ در نتیجه اگر مال یا حقّی از دولت طلب دارد و میخواهد آن را بگیرد، برای اثبات و مطالبه آن، باید از راههای قانونی اقدام نماید[۱۲۴].
سؤال: کسی که برخلاف مقرّرات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیرشخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟
جواب: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقرّرات موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید[۱۲۵].
سؤال: اگر بهنوعی از انواعِ وسایل انفرادی که در ارتش برای مدّت دوسال به شخصی سپرده میشود، خسارت و آسیب وارد شود، آیا باید همان نوع جنس را خرید و به ارتش تحویل داد یا خیر؟
جواب: تابع مقررات ارتش است[۱۲۶].
بودجه اختصاصی اداری
یکی از مسائل مهم در اداره جامعه و کار مدیریتی، مسئله بودجه و هزینه اداره است. بودجه اداره جامعه اسلامی از بیتالمال تأمین میشود و در چنین جامعهای، کمتر کسی است که با بیتالمال آشنا نباشد؛ هرچند«بیتالمال« اسم مکان است و بهمعنای مکان نگهداری اموال میباشد، ولی بهمعنای اموال عمومی است که در اختیار حاکم اسلامی است و با اجازه او در اختیار دیگران قرار میگیرد. ازاینرو، هرگونه تصرف در آن اموال، بدون اجازه حاکم شرعی جایز نیست و هرگونه استفاده و مصرف بیجا و خارج از حدود قانونی و استفاده شخصی نیز از آن نامشروع است. برای آشنایی کارمندان و مدیران محترم و تمام کسانی که بهگونهای با اموال عمومی سروکار دارند، چندین استفتاء را از بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینیرحمة الله و رهبر معظم انقلاب اسلامی (حفظهاللَّه) یادآور میشویم.
سؤال: اگر بعضی از مسئولین از بودجهای که جهت خرید غذا و میوه برای میهمانان رسمی اداری در اختیار آنان گذاشته میشود، سوءاستفاده کنند و آن را در موارد دیگری مصرف نمایند، این کار چه حکمی دارد؟
جواب: مصرفنمودن اموال دولتی در غیر مواردی که اجازه داده شده، در حکم غصب است و موجب ضمان میباشد؛ مگر آن که با اجازه قانونی مقام مسئول بالاتر صورت بگیرد[۱۲۷].
سؤال: آیا از امکانات ارگانهای اداری جهت مراسم شهدا و زخمیهای جنگی میتوان کمک دریافت داشته، با این امکانات از مقام این عزیزان قدردانی بهعمل آورد؛ اگر آری، حدود را مشخص فرمایید.
جواب: مراعات مقررات دولت اسلامی لازم است[۱۲۸].
سؤال: فرمانداری یکی از شهرستانها وسیلهای برای نهادی (مثلاً برای جهاد یا نهضت سوادآموزی) خریداری میکند و فرماندار خودش اجازه استفاده از آن وسیله را در امور تبلیغات اسلامی نیز میدهد؛ آیا میتوان از این وسیله جهت مجالس شهدا و دعای کمل در منازل شهدا و تهیه عکس و پوستر برای شهدا و یا تبلیغات اسلامی استفاده کرد؟
جواب: اگر مطابق مقرّرات اجازه داده شده است، مانع ندارد[۱۲۹].
سؤال: کسی که برخلاف مقرّرات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیر شخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟
جواب: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقرّرات، موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید[۱۳۰].
سؤال: کسی که به یک سازمان دولتی بدهی دارد (مثلاً از تلفن آن سازمان برای کار خصوصی استفاده کرده و نظیر آن)، آیا میتواند آن بدهی را به سازمان دیگری که آن هم دولتی است، بپردازد؟
جواب: باید به همان سازمانی که به آن بدهکار است، رد کند[۱۳۱].
ماشین اداره
سؤال: از طرف نهادهای مربوط، ماشینهایی در اختیار مدیران مؤسسات و مسئولان نظامی قرار گیرد تا از آنها در امور اداری استفاده کنند؛ آیا شرعاً جایز است از آنها برای کارهای شخصی و غیراداری استفاده شود؟
جواب: جایز نیست مدیران و مسئولین و سایر کارمندان در هیچیک از اموال دولتی تصرفات شخصی کنند؛ مگر آنکه با اجازه قانونی نهاد مربوطه باشد[۱۳۲].
سؤال: آیا افراد شاغل در ادارات و مؤسسات دولتی که وسایل و امکانات دولت در اختیارشان است، میتوانند با تأمین هزینه مصرفی -مانند سوخت اتومبیل- از پول شخصی خود، از این امکانات جهت کار شخصی استفاده نمایند؟
جواب: تابع مقررات دولت اسلامی است؛ بدون اجازه قانونی مسئولین مربوطه جایز نیست[۱۳۳].
سؤال: سوارکردن افراد غیرنظامی و جنگزده با خودروهای نظامی در شهرها و مناطق جنگی نظیر آبادان که هیچگونه خودروی شخصی وجود ندارد و بهندرت مشاهده میشود، چه صورت دارد؟
جواب: چنانچه خلاف مقرّرات نباشد، مانع ندارد[۱۳۴].
سؤال: اینجانب آموزگار میباشم؛ در یکی از ارگانهای انقلاب اسلامی هم خدمت میکنم و معاش زندگی و حقوقم را فقط از آموزش و پرورش دریافت میدارم؛ امّا چون محل خدمت فرهنگیام در یکی از روستاهای اطراف است (که تقریباً ششکیلومتر با مرکز فاصله دارد)، پس از انجام کار در این نهاد انقلاب اسلامی، با ماشین این ارگان به محل کار میروم؛ آیا این استفاده اشکال دارد؟
جواب: بستگی به مقرّرات نهاد دارد و تخلّف جایز نیست[۱۳۵].
خانه سازمانی
سؤال: زمینی از طرف بنیاد مسکن تهران در اختیار این جانب گذاشتهاند که با گرفتن وام و غیره بحمداللَّه محلّی مناسب برای سکونت ساخته شد؛ ولی اکنون چندینماه است که بنا به درخواست خودم از تهران به شهر مشهد منتقل گشتهام و اداره دارایی یک خانه سازمانی به طرز موقّت در اختیار من گذاشته است؛ آیا من با داشتن ۱۳۰هزار تومان بدهکاری و قرض و پنجسر عائله تحت تکفّل میتوانم برای مدّتی که بدهکاریهای من کم یا تمام بشود، منزل خود در تهران را اجاره و رهن بدهم تا با درآمد آن قرض خود را بپردازم و این مدّت در این خانه سازمانی باشم؟
جواب: با مراعات مقررات دولت اسلامی مانع ندارد[۱۳۶].
غذای اداره
سؤال: با توجّه به این که ساعات رسمی کار ممکن است حتّی تا ساعت۲/۳۰ طول بکشد، خوردن یک وعده غذا در اثنای کار در اداره، چه حکمی دارد؟
جواب: اگر وقت زیادی نگیرد و منجر به تعطیلی کار اداری نشود، اشکال ندارد[۱۳۷].
سؤال: گاهی در سپاه پاسداران مقداری غذا اضافه میآید؛ آیا میتوان آنها را به فقرا داد؟
جواب: منوط به اجازه مسئولین است[۱۳۸].
سؤال: آیا جایز است کارگران کارخانهای (که نان، شیرینی، خوراک و آشامیدنی تولید میکنند) در حال کار با اجازه مدیر کارخانه از مواد غذایی کارخانه که صاحب اصلی آن بیتالمال مسلمین است، بخورند؟
جواب: بستگی به مقرّرات کارخانه دارد[۱۳۹].
سؤال: در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی امکاناتی مانند غذا و لوازم موردنیاز دانشگاهی به دانشجویان داده میشود، که توسط وزرات بازرگانی و مؤسسات دیگر به دانشجویان مشغول به تحصیل در آن دانشگاه اختصاص یافته است؛ آیا توزیع آنها بین سایر کارمندان مشغول به کار در دانشگاه نیز جایز است؟
جواب: توزیع نیازمندیهای مورد مصرف و مختص به دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه بین سایر اشخاصی که در آنجا کار میکنند، جایز نیست[۱۴۰].
استفاده از آب و برق
سؤال: اینجانبان با تحمّل زحمات و هزینههایی برای احیای کشاورزی در حومه شهری، امتیاز برق از اداره برق گرفته و چاه عمیقی احداث و مشغول کار شدهایم و ترانس برق را هم خودمان خریداری و نصب کردهایم؛ اخیراً در مجاورت مزرعه ما، یک مرغداری بنا شده که بدون رضایت ما، برق مرغداری را به ترانس اختصاصی مزرعه وصل نموده است و ما هرچه به اداره برق مراجعه مینماییم که این کار برخلاف قانون و مورد خسارت اینجانبان است، توجّهی ندارد و به صاحب مرغداری هم اجازه دادهاند که از آن برق استفاده نماید؛ آیا ازنظر شرع این عمل مجاز است یا خیر؟
جواب: استفاده از ملک مشروع غیر، منوط به اجازه مالک است و بدون اجازه مالک، حرام و موجب ضمان است؛ ولی مقرّرات و قوانین دولت اسلامی نیز لازمالمراعات است[۱۴۱].
سؤال: شخصی از انشعاب آب خانه یا مغازهاش، علاوه بر مصرف خودش، بدون اجازه سازمان آب، به دیگران هم آب میدهد و پول آن را میگیرد؛ این کار برای صاحب انشعاب و برای کسی که با دادن پول آب و هزینه انشعاب فرعی، از آن آب استفاده میکند، چه حکمی دارد؟[۱۴۲]
جواب: تصرف در آب مزبور، بدون مراعات مقررات دولت اسلامی، جایز نیست.
تلفن و امور دیگر
سؤال: در بعضی از ادارات دولتی مرسوم است که هرکس از تلفن دولتی استفاده شخصی کند، پنجاه ریال در صندوق مخصوصی واریز میکند؛ آیا این کار اشکال دارد؟
جواب: با اجازه مسئولین مربوطه اشکال ندارد[۱۴۳].
سؤال: بعضی تصرفات جزئی در اموال دولتی که متعارف است و مسئولان ادارات دولتی هم از آن نهی نمیکنند (مانند یادداشتکردن امور شخصی به وسیله خودکار و کاغذ دولتی یا درستکردن چای و مانند آن) چه حکمی دارد؟
جواب: تصرفات جزئی متعارف مانع ندارد[۱۴۴].
سؤال: عدهای بهصورت مأمور به خدمت یا بهصورت موقّت (مثلاً ششماه یا یکسال و بیشتر) برحسب ضرورت و نیاز در ارگانهای انقلابی مانند سپاه پاسداران یا جهاد سازندگی به خدمت مشغول میشوند؛ در این مدّت ارگان مربوطه مقداری البسه و مایحتاج انفرادی (ازجمله لباس گرم، جوراب، پوتین، اورکت، مسواک و کلاه) در اختیار آنان قرار میدهد؛ نظر مبارکتان در مورد استفاده از وسایل فوق پس از انقضای مدّت مأموریت چیست و عبادتکردن با آنها چه حکمی دارد و در صورت مجازنبودن، مدّتی که از آنها استفاده نمودهاند، چگونه است؟
جواب: بستگی به مقرّرات ارگان ذکرشده دارد و نمازهایی که در صورتجهل خوانده شده، صحیح است[۱۴۵].
سؤال: شوهر من در زمان طاغوت مقداری از اجناس دولت را به منزل آورده، حال که تصمیم به عودت آن داریم، آیا آنها را حتماً باید بهجای اوّلش برگردانیم یا این که به پیشنماز محل تحویل دهیم؟
جواب: اگر از اموال دولتی است، باید به دولت برگردد[۱۴۶].
سؤال: شخصی در زمان طاغوت که در اوان تکلیف و یا بیشتر بوده، مقداری از اموال عمومی و یا به تعبیر دیگر بیتالمال را مصرف نموده است؛ بهعنوان مثال رفته در اداره برق سیمهای مسی بیفایده و امثال آن را جمع کرده و فروخته و یا کاغذهای اطلاعیه را که در آن زمان برای امور مختلف مملکتی بوده و دست بزرگترها بوده، برداشته و به قصابی فروخته و یا از کاغذهای امتحانی دبیرستانی بهطور مشخص استفاده کرده و یا مقدار مختصری پول بهدست آورده که تمام این موارد و امثال آن اولاً در زمان طاغوت بوده و ثانیاً ازروی جهالت و نادانی بوده، حال که این شخص متنبّه شده و مخصوصاً این که حکومت اسلامی است، میخواهد خودش را بریءالذمّه کند؛ لطفاً راهنمایی بفرمایید که برای بریءالذمّهشدن شخص مذکور با توجّه به این که مقدار دقیق آن پولها و پول آن اشیا و کالاها را نمیداند، چه مقدار پول بدهد؛ حداکثر را در نظر بگیرد یا حداقل را و به چه حسابی واریز کند یا کجا بفرستد؟
جواب: اجناس برداشتنی را ضامن است؛ باید عین یا قیمت آن را به بیتالمال برگرداند[۱۴۷].
سؤال: اگر در حین انجام وظیفه توسط کارمند متعهد و مشمول که مشغول رفع خرابی از یک سیستم متعلّق به دولت است، خسارتی بر یک قسمت از دستگاه وارد شود و قسمتی از آن بسوزد، با توجّه به آن که کاملاً مشخص و محرز است که شخص نامبرده سعی خود را نموده، هیچگونه غرض و اهمالکاری در بین نبوده است، آیا خسارت آن بهعهده کارمند است یا خیر؟
جواب: اگر خسارت را او بر دستگاه وارد نکرده، ضامن نیست؛ ولی اگر او خسارت زده، ضامن است[۱۴۸].
انجام کار غیرموظّف در وقت اداری
پرداختن به کارهای شخصی در وقت اداری، در صورتی که برخلاف مقررات استخدامی و مانع خدمترسانی به اربابرجوع باشد، نهتنها جایز نیست، بلکه در قبال وقتی که صرف کارهای شخصی شده است، نمیتوان حقوقی دریافت کرد و چنانچه در گذشته حقوقی دریافت کرده باشد، ضامن است و باید برگرداند.
سؤال: آموزگاری پیمان بسته که در مقابل خدمت موظف ۲۴ساعت در هفته، حقوق دریافت نماید؛ حال اگر بعضی ساعتها، کارهای شخصی انجام داده و دانشآموزان بدون معلّم بودهاند یا معلم دیگری به جایش بوده، آیا حقّ استفاده از حقوق دارد و اگر بگیرد جایز است یا خیر و [اگر] چنانچه خودش شخصاً مریض شود و آن ساعتی که میبایست کار موظّف انجام دهد که در مقابلش حقوق بگیرد، گرفتن آن مقدار پولی که در برابرش هیچگونه کاری انجام نداده است، جایز و قابلتصرف است یا خیر؟
جواب: تابع مقررات استخدامی است و اگر برخلاف (عمل) نموده، استحقاق اجرت ندارد[۱۴۹].
سؤال: راننده سپاه یا ادارات دولتی و غیره به مأموریت میرود؛ در برگشتن در بین راه بهمدت پانزده دقیقه به منزل میرود تا به پدر و مادر خود سر بزند، آیا اشکال دارد؟
جواب: تابع مقررات است و با اجازه مسئولین مربوطه، بیاشکال است[۱۵۰].
سؤال: آیا شرعاً جایز است کارمندان و کارگران ادارات دولتی در ساعات اداری و کار، بهعنوان تحصّن و اعتصاب (جهت رسیدگی به درخواستهایشان) دست از کار بکشند؟
جواب: جایز نیست و باید تابع مقررات دولت اسلامی باشند[۱۵۱].
سؤال: اگر کارمند در محل کار خود در اداره، ساعات بیکاری زیادی داشته باشد و مجاز نباشد که در این ساعات از بخشهای دیگر کار کند، آیا جایز است در اوقات بیکاری کارهای شخصی مربوط به خودش را انجام دهد؟
جواب: اقدام به انجام کارهای شخصی در اثنای کار، در محل کار، تابع مقررات و اجازه قانونی مسئول مربوطه است[۱۵۲].
سؤال: آیا کارمند در ساعات اداری مجاز است که کارهای شورای مساجد و یا تعاونیها را در مسجد انجام دهد و بهصورت مأمور خدمت، در محلهای مذکور خدمت نماید؟
جواب: بستگی به مقرارت اداره دارد[۱۵۳].
سؤال: کارمند دولت جمهوری اسلامی گاهی از محل خدمت، بدون اجازه آن سازمان در تشییع جنازه یا مجلس ختم شرکت میکند؛ حقوقش چه صورت دارد؟
جواب: اگر از وظیفه کوتاهی نموده، بهمقداری که کوتاهی کرده، مدیون است[۱۵۴].
سؤال: در بعضی از مراکز تعلیم و تربیت، مشاهده میشود که معلّم یا مدیری که کارمند یکی از بخشهای اداری است، با موافقت مسئول اداری مستقیم خود، در ساعات رسمی کارش مبادرت بهتدریس در مدارس دیگر میکند و علاوه بر حقوق ماهانه خود، اجرت این تدریس را هم دریافت میکند؛ آیا این کار و گرفتن اجرت در برابر آن، جایز است؟
جواب: موافقت مسئول مستقیم کارمند با تدریس او در اثنای ساعات رسمی کارش، تابع حدود اختیارات قانونی فرد مسئول است؛ ولی با این فرض که کارمند دولت در برابر ساعات رسمی کارش، هر ماه حقوق دریافت میکند، حق ندارد در برابر تدریس در مدارس دیگر، در همان ساعات رسمی کارش، حقوق دیگری دریافت نماید[۱۵۵].
اقامه نماز جماعت در اداره
سؤال: آیا جایز است کارمندان در ادارهها و مؤسسات دولتی، اقامه نماز جماعت داشته و یا مجالس عزا برپا کنند؟
جواب: اقامه نماز، بیان احکام و معارف و امثال آن در هنگام اجتماع برای نماز درخصوص ماه مبارک رمضان و سایر ایاماللَّه مانع ندارد؛ مشروط بر این که حقوق مراجعین تضییع نشود[۱۵۶].
سؤال: آیا برپایی نماز جماعت توسط کارمندان در ساعات رسمی کار جایز است و برفرض عدمجواز، اگر ملتزم شوند که بعد از پایان ساعات رسمی، آن مقدار وقتی را که به نمازخواندن اختصاص دادهاند، جبران کنند، آیا در این صورت، اقامه نماز در ساعات رسمی کار برای آنان جایز است؟
جواب: با توجّه به اهمیّت خاص نمازهای یومیّه و تأکید زیادی که بر اقامه نماز در اوّلوقت شده است و با توجّه به فضیلت نماز جماعت، مناسب است کارمندان روشی را اتخاذ کنند که بتوانند در خلال ساعات اداری، نماز واجب را بهطور جماعت در اوّلوقت و در کمترین زمان بخوانند؛ ولی باید بهگونهای مقدّمات این کار را فراهم کنند که نماز جماعت در اوّلوقت، بهانه و وسیلهای برای تأخیرانداختن کارهای مراجعهکنندگان نشود[۱۵۷].
سؤال: در نزدیکی اداره ما مسجدی وجود دارد؛ آیا جایز است در اثنای ساعات رسمی کار، برای شرکت در نماز جماعت به آنجا برویم؟
جواب: خارجشدن از اداره، برای رفتن به مسجد جهت شرکت در نماز جماعت در اوّلوقت، در صورتی که نماز جماعت در خود اداره برپا نشود، اشکال ندارد؛ ولی باید مقدّمات نماز بهگونهای فَراهم شود که مدّت غیبت از اداره در ساعات رسمی کار، برای ادای فریضه نماز جماعت، کاملاً کاهش پیدا کند[۱۵۸].
درخصوص برگزاری جلسات تفسیر، دعای توسل و زیارت عاشورا در ساعات اداری مقام معظم رهبری(حفظهاللَّه) فرمودند:
«کارکنان در ساعات اداری باید آماده کار باشند و جلسات مزبور را در غیروقت اداری تشکیل دهند»[۱۵۹].
هدایا، سفارشات
سؤال: چنانچه فردی از باب تشکر و قدردانی از کارمند، هدیهای به او اهدا کند، حکمش چیست؟ هرچند آن کارمند بدون هیچگونه چشمداشتی، کاری را انجام داده باشد؟
جواب: هدیه در محیط کار و از جانب اربابرجوع یکی از خطرناکترین چیزها است و هرچه بیشتر از آن اجتناب کنید، بهصرفه دنیا و آخرت شما خواهد بود. فقط در یک صورت، دریافت آن جایز است و آن، این است که هدیهدهنده با اصرار زیاد و با امتناع مأمور از قبول، بالاخره از قبول بهنحوی آن را اهداء کند. آن هم بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتی توقع قبلی[۱۶۰].
سؤال: هدایا، اعم از نقدی، خوراکی و غیره که توسط اربابرجوع با رضایت و طیبخاطر به کارمندان دولت داده میشود، چه حکمی دارد و اموالی که بهصورت رشوه به کارمندان داده میشوند، اعم از این که براثر توقّع انجام کاری برای پرداختکننده باشد یا خیر، چه حکمی دارند و اگر کارمند براثر طمع به دریافت رشوه، مرتکب عمل خلاف قانون شود، چه حکمی دارد؟
جواب: بر کارمندان محترم واجب است که رابطه آنان با همه مراجعهکنندگان، براساس قوانین و مقررات و ضوابط خاص اداره باشد و قبول هرگونه هدیهای از مراجعهکنندگان به هر عنوانی که باشد، برای آنان جایز نیست؛ زیرا باعث فساد و سوءظن به آنان و تشویق و تحریک افراد طمعکار به عملنکردن به قانون و تضییع حقوق دیگران میشود. امّا رشوه، مسلم است که برای گیرنده و دهنده آن، حرام است و واجب است کسی که آن را دریافت کرده، به صاحبش برگرداند و حق تصرف در آن را ندارد[۱۶۱].
سؤال: اگر شخصی برای انجام کار قانونی خود مجبور به پرداخت مبلغی به کارمندان یکی از ادارت شود تا کار قانونی و شرعی او را بهراحتی انجام دهند -زیرا اعتقاد دارد که اگر این مبلغ را نپردازد، کارمندان آن اداره، کار او را انجام نخواهند داد- آیا عنوان رشوه بر این مبلغ صدق میکند و آیا این عمل حرام است یا اینکه اضطراری که باعث پرداخت آن برای انجام کار اداری او شده، عنوان رشوه را از آن برمیدارد و در نتیجه حرام نخواهد بود؟
جواب: پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعهکننده به کارمندان ادارات که مکلّف به ارائه خدمات اداری به مردم هستند و حتماً منجر به فساد ادرات خواهد شد، عملی است که ازنظر شرعی حرام محسوب میشود و توهّم اضطرار، مجوّز او در انجام این کار نیست[۱۶۲].
سؤال: مدیر بخش مالیات از مأمور محاسبهکننده درخواست نموده است که از میزان مالیات یکی از شرکتها مقداری کم نماید، با توجّه به اینکه اگر از این کار امتناع بورزد، مشکلات و گرفتاریهای سختی برای او پیش خواهد آمد، آیا اطاعت ازدستور مدیر توسط مأمور در چنین مواردی واجب است؟ و آیا میتواند در برابر اجرای این دستور پولی را دریافت کند؟
جواب: در اینگونه امور باید مطابق ضوابط و مقرارت قانونی عمل شود و تخلّف از آن جایز نیست، اعم از اینکه رایگان باشد یا در مقابل گرفتن وجه[۱۶۳].
گرفتن فوقالعاده
سؤال: این جانب کارمند دامپزشکی هستم و گاهی به ما مأموریت داده میشود که جهت واکسیناسیون و معالجه دامها به دهات و قصبات مراجعه کنیم و در ازای هر روز مأموریت، صدتومان به ما میدهند؛ با توجّه به این که مسافت مطرح نیست و کیفیت و کمیت هم مطرح نیست و استخدام کارمندان، فقط بهخاطر معالجه و یا واکسیناسیون دامهاست و مدت ساعت کار، از ساعت ۷/۵صبح تا دوبعدازظهر میباشد، مستدعی است بفرمایید:
۱. دریافت فوقالعاده بهطور مساوی، طبق توضیح بالا چگونه است؟
۲. دریافت فوقالعاده (علاوه بر حقوق و مزایا)، در فاصله، ساعات کار -چه کم و چه زیاد- چه صورت دارد؟
۳. آیا کارمند میتواند در ساعات خارج از کار اداری، هم فوقالعاده و هم مزد از کسی که برایش کار میکند، مطالبه نماید؟ در صورتی که فوقالعاده نگیرد، چطور؟
۴. بعضی از دامداران با رضایت خودشان به کارمند پول میدهند که اگر این شغل را نمیداشت، دامدار چیزی به او نمیداد؛ آیا کارمند میتواند بگیرد؟
۵. یک نوع حکم مأموریت با توقف شبانه صادر میشود و فوقالعاده هم جهت توقف شبانه در روستا دوبرابر حکم معمولی است؛ اگر کارمند به هر علّتی نخواهد توقّف نماید، آیا میتواند فوقالعاده بابت توقف را دریافت دارد؟
۶. ما احتمالاً و یا حتماً با کار کم و با فاصله کم، فوقالعادههایی گرفتهایم؛ آیا اجازه تصرف میدهید یا به صندوق دولت عودت دهیم؟
جواب: گرفتن هرگونه فوقالعاده طبق مقررات دولت اسلامی اشکال ندارد و اگر تخلّف صورت گرفته، موجب ضمان است و باید به محلّش رد شود و چنانچه با رضایت پولی داده شود، اشکال ندارد[۱۶۴].
اضافهکاری
اضافهکار تشویقی
سؤال: اگر کارمندی هر ماه در حدود سی یا چهلساعت در اداره اضافهکاری نماید، آیا جایز است مسئول اداره برای تشویق کارمندان، ساعات اضافهکاری آنان را دوبرابر حساب کند؛ مثلاً هرماه برای آنان صدوبیست ساعت محاسبه کند و در صورتی که اشکال داشته باشد، اجرتی که برای اضافهکاریهای قبلی گرفته شده، چه حکمی دارد؟
جواب: نوشتن گزارشهای غیرواقعی و دریافت پول در برابر ساعات اضافهای که کاری در آنها انجام نشده، جایز نیست و واجب است پولهای اضافهای که کارمند مستحق دریافت آنها نبوده، بازگردانده شود؛ ولی اگر قانونی وجود داشته باشد که به مسئول ادراه اجازه دهد تا ساعات اضافهکاری کارمندی را که اضافهکاری انجام داده، دوبرابر نماید، جایز است این کار را انجام دهد و در اینصورت، دریافت اجرت توسط کارمند طبق گزارشی که مسئول اداره از ساعات اضافهکاری او نوشته است، جایز است[۱۶۵].
سؤال: لطفاً نظر خود را در مورد دریافت اضافهکاری ساعتی که بسیاری از کارمندان دولت بدون انجام کار اضافی دریافت میدارند، اعلام فرمایید.
جواب: تابع مقررات است و در صورتی که در مقابل کار میدهند، بدون انجام کار، استحقاق ندارد[۱۶۶].
اضافهکاری در وقت اداری
سؤال: به کارکنان ادارات دولتی نسبت به اضافهکاری در غیر ساعات اداری وجهی میپردازند؛ اگر اضافهکاری در خلال ساعات اداری انجام شود، آیا میتوان وجه را دریافت کرد؟
جواب: تابع مقررات دولت اسلامی است و انجام کارهای محوله در ساعات اداری، حقوق جداگانه ندارد[۱۶۷].
حقالناس
سؤال: چنانچه کسی بهعلّت استیصال و عدم تکافوی مخارج زندگیاش و بدون اطّلاع، مبلغی را از بیتالمال استفاده نموده و مبلغی هم متعلّق به اشخاص مختلف بوده، در نتیجه حلال با حرام مخلوط گردیده است؛ اکنون میخواهد طوری عمل نماید که خسارات را جبران نماید تا حقالناس به گردن نداشته، ضمناً از اشخاصی که به آنها مدیون است، هیچگونه نشان و اطّلاعی ندارد؛ وظیفهاش چیست؟
جواب: اگر مبلغی که بهغیر وجه شرعی گرفته، خرج شده و مدیون آن است، باید دین خود را ادا کند و مورد تحلیل به خمس نیست و اگر مأیوس از پیداشدن صاحبان آنهاست، از طرف ایشان صدقه بدهد و اگر عین مال مخلوط به حرام دارد، تفصیل آن در رساله ذکر شده[۱۶۸].
توصیه و سفارش
بر کارمندان واجب است به تقاضاهای مراجعهکنندگان پاسخ داده و کارهای آنان را بر طبق قانون و مقررات انجام دهند و برای هیچیک از آنان، قبول توصیه و سفارش از کسی، در صورتی که مخالف قانون باشد و یا موجب ضایعشدن حق دیگران شود، جایز نیست[۱۶۹].
تخلّف از قوانین و مقررات
ضرورت قانون و مقررات در زندگی بشر و ناشایستبودن تخلف از قانون و عدممراعات مقررات بر کسی پوشیده نیست. فواید و آثار بسیار زیاد قانونمداری و ضررها و آفات قانونگریزی و پایبندنبودن افراد جامعه به مقررات، نیز امری واضح و بدیهی است.
اسلام نیز بر ضرورت عمل به قانون و پرهیز از تخلّف از آن تأکید کرده و بهعنوان یک قانون کلی بهنام«حفظ انتظام« وجوب آن را گوشزد کرده و مردم را از هرگونه«هرج و مرج« اجتماعی برحذر داشته است.
سؤال: کارمندان دولت در مواردی از مزایایی برخوردار هستند؛ مانند داشتن دفترچه تعاونی و دفترچه خدمات درمانی و استفاده از بلیط هواپیما؛ آیا میتوانند حق خود را به دوستان یا نزدیکترین ارحام خود واگذار نمایند؟
اگر شخصی نیاز به اجناس جیرهبندی شده ندارد، آیا میتواند حق خود را به دیگری واگذار نماید؟
جواب: هر عملی که برخلافِ مقررات دولت اسلامی باشد، جایز نیست[۱۷۰].
سؤال: گاهی از بعضی از مسئولین، مسئلهای بهعنوان«ولایت اداری« شنیده میشود که بهمعنای لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر، بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالی در اینباره چیست و وظیفه شرعی ما کدام است؟
جواب: مخالفت با اوامر اداری که براساس ضوابط و مقررات قانونی اداری صادر شده باشد، جایز نیست؛ ولی در مفاهیم اسلامی، چیزی بهعنوان ولایت اداری وجود ندارد[۱۷۱].
سؤال: مدیر کل آموزش و پرورش منطقهای با رئیس ادارهای از یکی از اعضای آن اداره میخواهد که کاری را انجام دهد؛ آن شخص تا چه اندازه وظیفه شرعی دارد که دستور مافوق را انجام دهد و اگر آن دستور را اطاعت نکند، چه صورت دارد؟
جواب: کارمند موظّف است در امور اداری از دستورات مسئولین مربوطه، طبق مقررات دولت اسلامی اطاعت کند[۱۷۲].
تخلّف از مقررات راهنمایی و رانندگی
سؤال: علیرغم تأکید فراوان مسئولین، برخی از رانندگان مربوط به نهادها و ادارات، با سهلانگاری از حدود و مقررات راهنمایی و رانندگی تخلّف میکنند و با سرعت زیاد و سبقت بیجا و حرکت در مسیر ممنوع و...، موجب تصادف و قتل و جرح خود و دیگران یا تضییع بیتالمال (در شهرها و بین شهرها) گشته، از طرف دیگر موجب بدبینی و ناراحتی مردم میشوند. نظر مبارک را در اینباره فرمایید.
جواب: تخلّف از مقررات، در هر صورت، جایز نیست و چنانچه تخلّف بهنحوی باشد که نوعاً در معرض وقوع تصادف باشد و موجب بهوجودآمدن آن شود، خسارتهای ناشی از تصادف را در اینصورت، متخلّف ضامن است[۱۷۳].
سؤال: آیا بدون داشتن گواهینامه رانندگی، میتوانیم موتور سیکلت سوار شویم؟ اگر جواب منفی است، آیا زمانی که جاهل به مسئله بودیم و سوار شدهایم، معصیت کردهایم؟
جواب: اگر منعی از طرف دولت اسلامی نباشد، اشکال ندارد، وگرنه، تخلّف از مقررات دولت اسلامی جایز نیست[۱۷۴].
مشاهده تخلّف از مافوق
سؤال: اگر کارکنان ادارات و مؤسسات در محل کار خود، ارتکاب تخلّفات اداری و شرعی را توسط مسئولین مافوق مشاهده کنند، چه وظیفهای دارند؟ اگر کارمندی خوف داشته باشد که در صورت مبادرت به نهی از منکر، ضرری از طرف مسئولین بالاتر متوجّه او شود، آیا تکلیف از او ساقط است؟
جواب: اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر وجود داشته باشد، باید امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ در غیر اینصورت تکلیفی در آن مورد ندارند. همچنین با وجود خوف ضرر هم تکلیف از آنان ساقط میشود؛ این حکم در مواردی است که حکومت اسلامی حاکم نباشد. ولی با وجود حکومت اسلامی که اهتمام به اجرای این فریضه الهی دارد، بر کسی که قادر به امر به معروف و نهی از منکر نیست، واجب است که نهادهای مربوطه را که از طرف حکومت برای این کار اختصاص یافتهاند، مطلع نماید و تا کَندهشدن ریشههای فاسد که فسادآور هم هستند، موضوع را پیگیری کند[۱۷۵].
سؤال: اگر در یکی از ادارههای دولتی اختلاس از بیتالمال صورت بگیرد و این اختلاس استمرار داشته باشد و شخصی این توانایی را در خود ببیند که اگر مسئولیت آن اداره را برعهده بگیرد، میتواند این وضع را اصلاح کند و این کار هم فقط از طریق دادن رشوه به یکی از کسانی که مسئول آن هستند، امکانپذیر است؛ آیا دادن رشوه برای جلوگیری از اختلاس در بیتالمال که در حقیقت دفع افسد به فاسد است، جایز است یا خیر؟
جواب: وظیفه اشخاصی که از تخلّفات مطلع میشوند، نهی از منکر با رعایت شرایط و ضوابط شرعی آن است و توسّل به رشوه و راههای غیرقانونی برای هر عملی، هرچند بهمنظور جلوگیری از فاسد، جایز نیست؛ البته، با فرض وقوع چنین عمل خلاف شرع و قانون در کشوری که نظام اسلامی بر آن حاکم است، وظیفه مردم به مجرد عجز شخصی از امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمیشود؛ بلکه واجب است که به نهادهای مربوط اطلاع داده و موضوع را پیگیری نمایند[۱۷۶].
مأمور خرید
سؤال: اموالی که بعضی از فروشندگان به مأموران خرید ادارات یا شرکتها بدون آنکه آنها را به قیمت تثبیتشده اضافه کنند، بهخاطر برقرارکردن ارتباط میپردازند، نسبت به فروشنده و نسبت به مأمور چه حکمی دارند؟
جواب: پرداخت این اموال توسط فروشنده به مأمور خرید جایز نیست و برای مأمور هم دریافت آنها جایز نیست و آنچه را که دریافت میکند باید به اداره یا شرکتی که مأمور خرید آن است، تسلیم کند[۱۷۷].
سؤال: آیا کارمند یا کارگر شرکت دولتی یا خصوصی که وظیفهاش وکالت در تأمین نیازهای اداره یا شرکت از مکانهای فروش است، میتواند بر کسی که کالاهای موردنیاز را میفروشد، شرط کند که درصدی از سود حاصل از خرید، از آن او باشد؟ آیا دریافت این سود برای او جایز است؟ در صورتی که مسئول مافوق چنین شرطی را اجازه دهد چه حکمی دارد؟
جواب: این شرط از طرف کارمند صحیح نبوده و او نمیتواند سودی را که به نفع خود شرط کرده، دریافت کند و مسئول بالاتر هم حق اجازه چنین شرطی را نداشته و اجازه او در اینباره اثری ندارد[۱۷۸].
سؤال: اگر کسی از طرف اداره یا شرکت وکیل در خرید مایحتاج است، کالایی را که در بازار قیمت معینی دارد، به طمع دریافت کمک مالی از فروشنده به قیمت بالاتری بخرد آیا این خرید صحیح است؟ و یا جایز است که از فروشنده به علت این کار، کمک دریافت کند؟
جواب: اگر کالا را به قیمتی بیشتر از قیمت عادلانه بازار بخرد و یا خریداری و تهیه آن از بازار به قیمت کمتر برای او امکان داشته باشد، اصل عقدی که به قیمت بالاتر منعقد کرده، فضولی است و متوقّف بر اجازه مسئول قانونی مربوطه است و بههرحال حق ندارد از فروشنده بهخاطر خرید از او، چیزی برای خودش بگیرد[۱۷۹].
سؤال: اگر فرد شاغل در ادارهای (اعم از خصوص یا دولتی) که وظیفه او تهیه جنس میباشد، علیرغم وجود مراکز مختلف، به آشنا مراجعه و شرط کند که اگر کالا را از تو خریداری کنم، درصدی از سود حاصله را شریک خواهم بود:
۱. این شرط شرعاً چه حکمی دارد؟
۲. در صورت وجود مجوز رئیس یا مسئول بالای تشکیلات در اینخصوص حکم شرعی آن چیست؟
۳. اگر قیمتی بیش از آنچه جنس مذکور در عرف بازار دارد، توسط طرف قرارداد به اداره پیشنهاد و قرارداد منعقد گردد، چه حکمی دارد؟
۴. پرداخت سهمی که بعضی از فروشندگان به مأمور خرید ادارات علیرغم قیمت مندرج در فاکتور میدهند، چه حکمی برای فروشنده و چه حکمی برای مأمور خرید دارد؟
۵. اگر فرد مذکور، علاوه بر مسئولیت در اداره، بازاریاب شرکتی هم باشد و در خرید اجناس اداره، رای آن شرکت بازاریابی نماید، آیا میتواند درصدی بهعنوان سود از آن شرکت دریافت نماید؟
جواب: صورت شرعی ندارد و باطل است. اجازه رئیس یا مسئول بالای تشکیلات در اینباره به لحاظ اینکه فاقد وجاهت شرعی و قانونی است فاقد اعتبار میباشد.
اگر بیش از قیمت عادلانه بازار باشد، و به کمتر از آن بتوان جنس را از بازار تهیه نمود، در اینصورت اصل قراردادی که منعقد شده نافذ نیست.
جایز نیست، و هرچه که مأمور خرید در این رابطه دریافت دارد به اداره مربوطهای که از طرف آن مأمور خرید بوده، تحویل دهد.
حق دریافت هیچ درصدی ندارد، و هرچه دریافت کند باید به اداره مربوطه تحویل دهد و اگر قراردادی که منعقد میسازد خلاف غبطه و مصلحت اداره باشد از اساس باطل است.
دریافتیهای غیرمشروع را باید به اداره مربوطهای که از طرف آن مأمور خرید بوده، تسلیم نماید[۱۸۰].
خرید و فروش اجناس قاچاق
سؤال: اگر کسی در بازار مسلمین به خریدوفروش اجناس خارجی، نظیر شلوار، پیراهن، عطریات و امثال آن از طریق جنوب کشور، توسط مرزنشینان یا کسانی که شغل خود را خرید و حمل اینگونه اجناس از بنادر شهرهای مرزی به شهرهای مجاور و مرکزی قرار دادهاند، مبادرت ورزد، شرعاً جایز است یا خیر؟ آیا چنین فروشندهای موظّف است تحقیق کند جنسی را که برای او آوردهاند، از طریق دولت وارد کشور شده یا خیر و نیز اگر کسی جنسی در بازار آزاد بخرد و به او بفروشد، آیا او میتواند بدون تحقیق و با توجّه به این که این جنس در بازار آزاد خریداری شده، اقدام به خرید و فروش آن بنماید یا نه و نیز آیا موظّف است تحقیق کند که مالیات گمرکی این جنس پرداخت شده یا خیر؟
جواب: بر فروشنده، تحقیق لازم نیست و مجاز در خرید و فروش است؛ مگر آن که از طرف دولت اسلامی ممنوع اعلام شود[۱۸۱].
سؤال: اجناسی که به طرز قاچاق از خارج وارد میشود و در بازار به فروش میرسد، آیا خرید این قبیل اجناس (پوشیدنی، تزئیناتی و غیره)، ازنظر شرع اشکال دارد یا نه؟
جواب: اگر دولت اسلامی مقرراتی در آن دارد، باید مراعات شود و اگر مزاحمتی ندارد، خرید و فروش در بازار مانع ندارد[۱۸۲].
مالیات و عوارض
سؤال: حضرتعالی فرموده بودید که کلیه قوانین غیراسلامی گذشته لغو است؛ بنابراین، دریافت عوارض توسط شهرداریها که کماکان عمل میشود، چه صورت دارد؟
جواب: مراعات مقررات دولت اسلامی، لازم است[۱۸۳].
سؤال: اکثر شرکتها و تجّار بازار، در رژیم منفور سابق بهوسیله افرادی حساب بازمیکردند و دفاتر غیرقانونی و غیرشرعی خود را در لباس قانون و شرع ارائه میدادند تا بتوانند مالیات کمتری بپردازند (و یا اصلاً هیچ نوع مالیاتی به دولت ندهند) که البته به لحاظ شرعی مدعی بودند که چون رژیم طاغوتی است، نباید تقویت شود؛ ولی متأسفانه اکنون که دولت اسلامی شده، باز این روش توسط بعضی اجرا میگردد. با توجّه به این که این عمل در حال حاضر حرام و خلاف قانون است و باید واقعیت ثبت شود و حق دولت پرداخت گردد، استدعا دارد حکم شرعی را بیان فرمایید.
جواب: مراعات قوانین و مقررات دولت اسلامی، لازم است و ارائه عمل غیرقانونی و غیرشرعی، در لباس قانون و شرع، جایز نیست[۱۸۴].
انفال و اموال عمومی
سؤال: شغل ما دامداری است. ما چهارپایان خود را در یکی از جنگلها میچرانیم و بیشتر از پنجاهسال است که به این کار مشغول هستیم؛ سندی نزد ما وجود دارد که دلالت میکند که ما از طریق ارث، مالک شرعی این جنگل هستیم. سند مزبور هم یک سند قانونی است و به علاوه، این جنگلها، وقف امیرالمؤمنین و سیدالشهداء و ابوالفضل العباسعلیهالسلام است و دامداران، سالیانی است که در این جنگلها زندگی میکنند و خانههای مسکونی و زمینهای زراعی و بستان دارند. اخیراً جنگلبانان تصمیم گرفتهاند ما را از آن اخراج نموده، بر آن مسلّط شوند؛ آیا آنان حق اخراج ما را از این جنگل دارند؟
جواب: از آنجایی که شرعاً صحت وقف متوقف بر سابقه ملکیت شرعی است، همانگونه که از طریق ارث هم متوقف بر مالکیت شرعی مورّث است، لذا جنگلها و چراگاههای طبیعی که تابهحال ملک کسی نبوده است و هیچگونه سابقه احیا و آبادکردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصی کسی محسوب نمیشود تا وقفیت آن صحیح باشد یا از طریق ارث انتقال باید. بههرحال، هر مقدار از جنگل که بهصورت مزرعه یا مسکن و مانند آن احیا شده و ملک شرعی گردیده، اگر وقف باشد، حق تصرف در آن با متولی شرعی آن است و اگر وقف نباشد، حق تصرف در آن با مالک آن است واما آن مقدار از جنگل و مراتع که بهصورت جنگل طبیعی یا مرتع طبیعی باقیمانده است، از انفال و اموال عمومی است و اختیار آن براساس مقررات قانونی، با دولت اسلامی است[۱۸۵].
فهرست منابع
. اجوبةالاستفتائات، حضرت آیةاللَّه سید علی خامنهای، انتشارات بینالمللی الهدی.
. استفتائات، امام خمینیقدس سره.
. اصول کافی.
. بحارالانوار.
. تفسیر نورالثقلین.
. جامعالاخبار.
. در پی حق، مهندس مجتبی نوراهان.
. روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ۸۲/۵/۲۰، ش6983.
. صحیفه امام.
. صحیفه نور.
. عوالیاللئالی.
. مجله آشنا، شماره۱۳۶، 1385.
. مجله حوزه، ش۷، سالدوم.
. مجله مبلغان، شماره۵۲، فروردین1383.
. مجمعالفوائد و البرهان.
. مستدرک.
. نهجالبلاغه.
. نهجالفصاحه.
. وسائلالشیعه.
. وصیتنامه امام خمینیرحمة الله.
. هفتهنامه بصر، نشریه داخلی مدارس حوزههای علمیه، ۱۳۸۵، سال۱۳، شماره20.
پانویس
- ↑ نهجالفصاحه، ج1، ص۲۲۶.
- ↑ وصیتنامه امام خمینیرحمة الله.
- ↑ دیدار با مدیران مجموعه انصار، مجله آشنا، شماره۱۳۶، ۱۳۸۵، ص۹-۸.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ همان.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص315، روایت۷۲.
- ↑ سوره توبه، آیه128.
- ↑ صحیفه امام، ج20، ص342.
- ↑ صحیفه نور، بیستونهم اسفند 1347، خطاب به آقای سید محمد رضا سعیدی (نجف).
- ↑ همان، ج16، ص412.
- ↑ همان، ج7، ص333.
- ↑ همان، ج13، ص354.
- ↑ مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردین1383.
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ 82/5/20، ش6983.
- ↑ صحیفه امام، ج16، ص23.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص318، روایت80.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه53.
- ↑ جامعالاخبار، فصل41، حدیث24.
- ↑ نورالثقلین، ج5، ص589، حدیث30.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص313.
- ↑ همان، ج73، ص285.
- ↑ بیستوسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شیخ انصاری، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحیفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علمیه.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص317، روایت76.
- ↑ همان، ج75، ص176.
- ↑ صحیفه نور، ج7، ص237.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص82.
- ↑ سوره توبه، آیه128.
- ↑ صحیفه نور، ج7، ص511.
- ↑ صحیفه نور، ج7، ص132.
- ↑ مجله حوزه، ش7، سالدوم، ص82.
- ↑ نهجالبلاغه فیض، نامه45، ص970.
- ↑ مجمعالفوائد و البرهان، ج2، ص965.
- ↑ در جواب نامه آقای محمد حسین بهجتی (نجف)، نرمافزار صحیفه امامرحمة الله.
- ↑ صحیفه نور، ج14، ص169.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه53.
- ↑ صحیفه نور، ج17، ص79.
- ↑ مورخ، 82/8/11.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص317، روایت76.
- ↑ در جواب نامه آقای محمد حسین بهجتی (نجف)، نرمافزار صحیفه امامرحمة الله.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص315، روایت72.
- ↑ سوره توبه، آیه128.
- ↑ صحیفه امام، ج20، ص342.
- ↑ صحیفه نور، بیستونهم اسفند 1347، خطاب به آقای سید محمد رضا سعیدی (نجف).
- ↑ همان، ج16، ص412.
- ↑ همان، ج7، ص333.
- ↑ همان، ج13، ص354.
- ↑ مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردین1383.
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ 82/5/20، ش6983.
- ↑ صحیفه امام، ج16، ص23.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص318، روایت80.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه53.
- ↑ جامعالاخبار، فصل41، حدیث24.
- ↑ نورالثقلین، ج5، ص589، حدیث30.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص313.
- ↑ همان، ج73، ص285.
- ↑ بیستوسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شیخ انصاری، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحیفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علمیه.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص317، روایت76.
- ↑ همان، ج75، ص176.
- ↑ صحیفه نور، ج7، ص237.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص82.
- ↑ سوره توبه، آیه128.
- ↑ صحیفه نور، ج7، ص511.
- ↑ صحیفه نور، ج7، ص132.
- ↑ مجله حوزه، ش7، سالدوم، ص82.
- ↑ نهجالبلاغه فیض، نامه45، ص970.
- ↑ مجمعالفوائد و البرهان، ج2، ص965.
- ↑ در جواب نامه آقای محمد حسین بهجتی (نجف)، نرمافزار صحیفه امامرحمة الله.
- ↑ صحیفه نور، ج14، ص169.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه53.
- ↑ صحیفه نور، ج17، ص79.
- ↑ مورخ، 82/8/11.
- ↑ بحارالانوار، ج74، ص317، روایت76.
- ↑ در جواب نامه آقای محمد حسین بهجتی (نجف)، نرمافزار صحیفه امامرحمة الله.
- ↑ صحیفه نور؛ بیست و نهم اسفند 1347، خطاب به آقای سید محمد رضا سعیدی (نجف).
- ↑ در نامهای خطاب به آقای محمدعلی گرامی، ۱۶ بهمن 1345.
- ↑ صحیفه نور، ج۹، ص42.
- ↑ همان، ص145.
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص۱۹۵؛ وسائلالشیعه، ج۱۱، ص۵۷۸، حدیث6.
- ↑ صحیفه نور، ج۶، ص443.
- ↑ عوالیاللئالی، ج۱، ص377.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۴، ص110.
- ↑ صحیفه نور، ج۱، ص285.
- ↑ نهجالبلاغه صبحی صالحی، خطبه216.
- ↑ صحیفه نور، ج۱۳، ص198.
- ↑ منیّت: خودخواهی.
- ↑ آیةاللَّه جوادی آملی، سخنرانی در حسینه شهرستان آمل، محرم1380.
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص۱۹۸، حدیث8.
- ↑ همان، ج۸، ص307.
- ↑ نهجالبلاغه صبحی صالحی، خطبه216.
- ↑ صحیفه نور، ج۱۳، ص203.
- ↑ احکام دریافت هدیه در ص۱۰۰ خواهد آمد.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه224.
- ↑ نهجالبلاغه فیض، ص1179.
- ↑ صحیفه نور، ج۱۹، ص۱۵۷؛ این در شرایطی بود که کار اجرایی بسیار دشوار و رعایت حدود شرعی دشوارتر بود. البته در همه زمانها این مسأله صادق است که کار برای خدا سخت و اجر بزرگ هم دارد.
- ↑ مجله مبلغان، شماره۵۲، ص۲، فروردین1383.
- ↑ 82/1/1، عید نوروز.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه53.
- ↑ مورخه 82/6/5.
- ↑ الزهد، ص۹، به نقل از کتاب«در پی حق«، مهندس مجتبی نوراهان، ص35.
- ↑ صحیفه نور، ج۱۱، ص517.
- ↑ همان، ج۱۹، ص55.
- ↑ سوره آلعمران، آیه164.
- ↑ صحیفه نور، ج۱۰، ص54.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه34.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج3، ص525، س128.
- ↑ همان، ج2، ص545، س61.
- ↑ همان، ج۳، ص۵۲۶، س130.
- ↑ همان، ص487.
- ↑ ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص479.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۲۷، س136.
- ↑ همان، ص249.
- ↑ همان، ص۵۲۶، س129.
- ↑ همان، ج۲، ص۲۸۴، س12.
- ↑ مستفاد از استفتائات جدید، ص6/2-314.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۹۹، س۵۱.
- ↑ همان، ص۵۲۹، س140.
- ↑ دیدار با مدیران مجموعه انصار، برگرفته از مجله آشنا، شماره۱۳۶، ۱۳۸۵، ص9-8.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص478.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۸۸، س17.
- ↑ ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص481.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص499.
- ↑ همان، ج۳، ص۴۸۶، س8.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۱، س1966.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص6-5.
- ↑ همان، ص514.
- ↑ همان، ج۳، ص499.
- ↑ همان، ج۲، ص283.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۰، س1965.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۱۶، س95.
- ↑ همان، ص478.
- ↑ همان، ص519.
- ↑ همان، ص487.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۲، س197.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص501.
- ↑ همان، ص502.
- ↑ ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص480.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۲، ص۵۲۴، س18.
- ↑ همان، ج۲، ص۵۰، س135.
- ↑ همان، ج۳، ص488.
- ↑ همان، ص488.
- ↑ همان، ص490.
- ↑ همان، ج۲، ص536.
- ↑ همان، ص539.
- ↑ همان، ص549.
- ↑ همان، ص۲۱۷، ص55.
- ↑ همان، ص۲۱۷، ص55.
- ↑ همان، ص49.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۶۸۲، س1972.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۳۲، س146.
- ↑ همان، ص۵۳۱، س145.
- ↑ همان، ص۴۸۲، س1970.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۴۸۲، س1973.
- ↑ همان، ص۴۸۱، س1970.
- ↑ همان، ص۴۸۳، س1975.
- ↑ هفتهنامه بصیر، نشریه داخلی مدارس حوزههای علمیه، ۱۳۸۵، شماره20.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، رساله اجوبةالاستفتائات، ص۵۴، س157.
- ↑ همان، ص273.
- ↑ همان، ص274.
- ↑ همان، ص۵۶، س163.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۳۸، س139.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۴، س1976.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۲، س141.
- ↑ همان، ص۵۲۶، س131.
- ↑ رساله توضیحالمسائل امام خمینیرحمة الله، م۱۸۱۳تا۱۸۱۸؛ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۲۷۸، س1956.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص486.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۲، ص۵۴، س148.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، رساله اجوبةالاستفتائات، ص۱۹، س68.
- ↑ امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۸۵، س1.
- ↑ همان، ص۵۴۳، س175.
- ↑ همان، ص۵۴۲، س172.
- ↑ رساله اجوبةالاستفتائات، ص۲۲، س109.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص237.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، رساله اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۵۷، س164.
- ↑ همان، س165.
- ↑ همان، س166.
- ↑ همان، ص۵۸، س167.
- ↑ همان، ص۴۸، س134.
- ↑ همان، ص۴۵، س126.
- ↑ همان، ج۳، ص۴۹۴، س34.
- ↑ همان، ص۵۴۱، س168.
- ↑ آیةاللَّه خامنهای، رساله اجوبةالاستفتائات، س1925.







