فرهنگ مصادیق:همه چیز درباره پوچ گرایی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۴ توسط Kazem (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">همه چیز درباره پوچ گرایی</div> == پوچ گرایی یا نیهیلیسم چیست؟ == پوچگر...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
همه چیز درباره پوچ گرایی


پوچ گرایی یا نیهیلیسم چیست؟

پوچگرایی یا نیهیلیسم (برگرفته از nihil لاتین به معنای هیچ) یک زاویه فلسفی استکه زندگی را بدون معنا و هدف خارجی یا شاید ارزشهای اخلاقی درونی میداند.
این نگرش به نوعی در تمامی افراد پنهان میباشد اما زمان ظهور آن متفاوت است شاید به اشتباه مادی گرایی را مختص این تفکر بدانند اما افرادی هستند که از عرفان وارد این مقوله نیز میشوند.رشد نیهیلسم در دنیای مدرن کنونی بیشتر به چشم میخورد البته به نظر بنده علم گرایی بیش از حد بدون آرمان داری یکی از مسببات این مسله میشود.لازم بذکر است این نوع نگرش و اعتقاد خوذ گرویدن به چیزی به پوچیست و مکتب و فلسفه جدایی دارد که نیاز به تخصص است در واقع تحقیق کردن و نظر دادن در مورد گرویدن به چیزی نامعلوم و کور مانند هیچ امریست بسا مشکل که خارج از توان اکسریت میباشد.اما آن چه که زیاد است افراد بیسواد و دهن کج و چاک دهانشان کوچکتر از مغزشان میباشد و حتما نظراتی در این باب میدهند که جز گمراهی و نشان دادن جهل خود چیزی دستگیرشان نمیشود.
در بین کسانی که نیهیل هستند افراد موفق و روشنفکر با تحصیلات عالیه به چشم میخورد که این خود به تنهایی جای سوال و تعجب دارد که پوچ گرایی چنین نخبگانی داشته باشد .

تاریخچه

نیهیلیسم نخستینبار در قرن ۱۹ روسیه و در اوایل دوران حکومت الکساندر دوم به وجود آمد و گسترش یافت. اولین بار ایوان تورگینف بود که در رمان مشهور پدران و پسران این واژه را از طریق شخصیت بازاروفِ نیهلیست مشهور کرد.
این تفکّر در نتیجهٔ ویرانیهای حاصل از دو جنگ جهانی اروپا رشد گستردهای کرد.
امروزه یکی از مهمترین جریانهای پوچگرا، پوچگرایی اگزیستانس است؛ هرچند بسیاری از اگزیستانسیالیستها خود را خارج از محدوده پوچگرایی قرار میدهند.

فهم کلی

نیهیلیسم وضعیت روان شناختی و معرفت شناختی است که در آن،معنای زندگی، هستی، بودن ،خود وحیات ،از دست میرود و در پی آن شرایطی اضطراب آفرین و سردرگمی روحی ایجاد میشود. نیهیلیسم، جدی نگرفتن دنیاوزندگی وهر آن چیزی است که با آن مواجه میشویم.
نهیلیست در رویارویی با شرایط بیرونی، هیچ توضیح و تفسیری و توجیهی برای رویدادهای تلخ و شیرین نمییابد. یک نهیلیست، گویی غریبهای است در این عالم، در میان واقعیتهای سخت و زمختی که نه قدرت فهم آنان را دارد و نه میتواند آنها را تغییر دهد. روحیه نهیلیستی را می توان بر روی یک طیف ترسیم کرد و آنرا از حالت ضعیف و کم به سمت افراطی تقسیم بندی نمود. در سمت راست طیف نیهیلیسم، کسانی قرار میگیرند که به پوچی بی مسئله و غیرجدی میرسند، وضعیتی که در آن حتی پوچی هم اهمیت ندارد. آنان به زندگی معمولی شان ادامه میدهند ولی هر از چندگاهی (و عمدتا بر اثر فشارهای زندگی و افزایش نارضایتی)، سری تکان میدهند و به یاد میآورند که به پوچی زندگی و جهان فکر کردهاند و نگران شدهاند. اما پس از مدتی این احساس آنهارا رها میکنند و آنان دوباره و سریع به زندگیشان برمیگردند. آنان سعی میکنند احساسهای ناخوشایند ناشی از به پوچی رسیدن را فراموش کنند تا بتوانند به حیات و زندگیشان ادامه دهند، گرچه گاه و بیگاه درمعرض انواع سؤالات مبهم خود قرار میگیرند. هرچه به سمت چپ طیف پیش می رویم، به سوی منطقهی نیهیلیسم افراطی کشیده میشویم. در این وضعیت است که افرادی به پوچی میرسند، اما احساس بیمعنایی و پوچی رهایشان نمیکند و به مثابهای مسئلههای فراموش نشدنی، زندگی روزمره و حتی روان و شخصیت فرد را دچار اختلال میکند. زندگی و هستی، برای این گروه، مسئلهای است که باید حل شود و یا دست کم چیستی آن درک و فهم گردد. در نیهیلیسم افراطی، اندیشه و احساس بیهودگی و پوچی، غیرقابل اغماض است، به گونهای که نمیتوان از کنار آن گذشت و آن را فراموش کرد.
آنان نمی توانند آرام بگیرند، لذا در سفری دائمی برای یافتن معنای جهان و زندگی و زیستن ، حرکت میکنند، تا اینکه امیدشان را از دست بدهند و مانند «کامو» معتقد شوند که هیچ چیز مهمی وجود ندارد که مجبور باشند به آن فکر کنند. آن چنان که قهرمان بیگانه ی «کامو» که مادرش را از دست میدهد، اما بر سر تابوت مادر مینشیند، قهوه مینوشد و سیگار میکشد. آن گاه بدون هیچ گونه احساس ناراحتی، به دریا میرود وشنا میکند.

تفکر پوچ گرایی

پوچگرایی بیانگر فرم خامی از مثبتگرایی و مادیگرایی است، انقلابی علیه نظم برپا اجتماعی و مخالفت با تمامی منابع قدرت ناشی از حکومت، کلیسا یا خانواده. پایه این تفکر هیچ چیز جز حقایق علمی نیست.
از آنجا که پوچگرایان منکر وجود ماهیت دوگانه شامل جسم و روح برای انسان بودند مورد حملههای خشنی از طرف قدرت کلیسا قرار میگرفتند. از طرفی به علت مورد پرسش قرار دادن سیاست حق الهی وارد دعوای مشابهی با قدرتهای سکولار شدند.با پیشرفت علم و تکنیک و گسترش نیاز های روز افزون بشر در مواجه با این علم زدگی به ایمان دینی و باورهای معنوی که بتواند معنای حیات و هدفدار بودن جهان را برای او تبیین کند، از طرفی خودکامگی بسیاری از رهبران سیاسی جوامع در بین ملل مغرب زمین و وجود اختلاف طبقاتی و نژادی شدید واختلاف و تعارض آراء و عقاید دینی که هیچکدام نمی توانستند ظلم و جور این حاکمان سیاست را کاهش دهند و یا مرهم بر زخم های انسان هایی باشند که رنج و فقر و بدبختی را تنها تجربه زیستن یافته بودند پس ندای نه ایمان و نه بی ایمانی موج فزاینده ای از بی گرایشی را در بین ملل مغرب زمین به ارمغان آورده بود از طرفی تنها راه نجات را در اعتماد و اتکا به مبدأ هستی بخش می جستند و از طرفی دیگر ضعف و نارسایی دستگاه های دینی در غرب و تفاسیر نادرست و گاه متضاد از فلسفه زیستن و جهان شناسی ندای بی ایمانی را بیشتر تقویت کرده بود بطوریکه در تزلزل و سرگردانی روح بشریت در یافتن معنای درست از بودن جریان بیهودگی و پوچ گرایی قوت گرفته بود و در این میان تفسیر هایدگر از بودن و هگل از وحدت و اکهارت از الهیات صوفیانه و کی یرکگارد از ندای ایمان یا بی ایمانی و... تلاشهایی برای مبارزه با این طرز تفکر بود با این وجود بیگانگی از خود مظاهر متعددی دارد که گاه در جامه الوهیت علم و صنعت و گاه در جامعه نیهیلیسم تجلی می یابد.
بحث های کلامی در بین ملل مغرب زمین تلاشی برای بهبود بخشیدن به جریان نیهیلیسم است. با این امید که تعالیم الهی انسان بتواند با حقانیت و جامعیت خود فلسفه بودن و چگونه بودن را برای جهانیان متجلی سازد.
نیهیلیسم که در فارسی می توان أن را « نه گرایی» یا « هیچ گرایی» یا «بی- گرایشی» نام داد، روشی است که موضوعات تحمیل شده بر اندیشه های بشری را به نوعی نفی می کند اما معنای اصطلاحی آن یعنی «نفی همه چیز» یا نپذیرفتن راه حل هایی که تا کنون در پاسخ سؤال «چه باید کرد؟» داده شده است و حالتی حاکی از یک یأس و در نتیجه سکوت در برابر سؤال مذکور و بیان بی ارزش شدن تمام ارزش ها ، انتقاد از تمامی مطالبی که درباره انسان راه حل ارائه داده اند. نیهیلیسم بیشتر یک احساس است تا یک فلسفه. فلسفه ای تام و تمام نیست. انکار فلسفه و امکان علم ، انکار ارزش هر چیزی است. اگر انکار هر چیز ، روا باشد پس خود عمل انکار هم مورد انکار قرار می گیرد. نفی هر چیزی چه دانش ، اخلاق ، زیبایی و امر واقعی. هیچ عبارتی ارزش ندارد و هر چیزی بیهوده است؛ البته برای کسانی که دچار یأس و نومیدی نشده اند این باور دشوار است که نیهیلیسم نوعی جهان بینی است و آن حالت ایستمندی وجود انسانی است.
از آنجا که نیهیلیسم اعتقاد به بی پایه و اساس بودن و بی ارتباطی چیزهاست، اغلب توأم با بدبینی زبا پیشرفت علم و تکنیک و گسترش نیاز های روز افزون بشر در مواجه با این علم زدگی به ایمان دینی و باورهای معنوی که بتواند معنای حیات و هدفدار بودن جهان را برای او تبیین کند، از طرفی خودکامگی بسیاری از رهبران سیاسی جوامع در بین ملل مغرب زمین و وجود اختلاف طبقاتی و نژادی شدید واختلاف و تعارض آراء و عقاید دینی که هیچکدام نمی توانستند ظلم و جور این حاکمان سیاست را کاهش دهند و یا مرهم بر زخم های انسان هایی باشند که رنج و فقر و بدبختی را تنها تجربه زیستن یافته بودند پس ندای نه ایمان و نه بی ایمانی موج فزاینده ای از بی گرایشی را در بین ملل مغرب زمین به ارمغان آورده بود از طرفی تنها راه نجات را در اعتماد و اتکا به مبدأ هستی بخش می جستند و از طرفی دیگر ضعف و نارسایی دستگاه های دینی در غرب و تفاسیر نادرست و گاه متضاد از فلسفه زیستن و جهان شناسی ندای بی ایمانی را بیشتر تقویت کرده بود بطوریکه در تزلزل و سرگردانی روح بشریت در یافتن معنای درست از بودن جریان بیهودگی و پوچ گرایی قوت گرفته بود و در این میان تفسیر هایدگر از بودن و هگل از وحدت و اکهارت از الهیات صوفیانه و کی یرکگارد از ندای ایمان یا بی ایمانی و... تلاشهایی برای مبارزه با این طرز تفکر بود با این وجود بیگانگی از خود مظاهر متعددی دارد که گاه در جامه الوهیت علم و صنعت و گاه در جامعه نیهیلیسم تجلی می یابد.
بحث های کلامی در بین ملل مغرب زمین تلاشی برای بهبود بخشیدن به جریان نیهیلیسم است. با این امید که تعالیم الهی انسان بتواند با حقانیت و جامعیت خود فلسفه بودن و چگونه بودن را برای جهانیان متجلی سازد.
نیهیلیسم که در فارسی می توان أن را « نه گرایی» یا « هیچ گرایی» یا «بی- گرایشی» نام داد، روشی است که موضوعات تحمیل شده بر اندیشه های بشری را به نوعی نفی می کند اما معنای اصطلاحی آن یعنی «نفی همه چیز» یا نپذیرفتن راه حل هایی که تا کنون در پاسخ سؤال «چه باید کرد؟» داده شده است و حالتی حاکی از یک یأس و در نتیجه سکوت در برابر سؤال مذکور و بیان بی ارزش شدن تمام ارزش ها ، انتقاد از تمامی مطالبی که درباره انسان راه حل ارائه داده اند. نیهیلیسم بیشتر یک احساس است تا یک فلسفه. فلسفه ای تام و تمام نیست. انکار فلسفه و امکان علم ، انکار ارزش هر چیزی است. اگر انکار هر چیز ، روا باشد پس خود عمل انکار هم مورد انکار قرار می گیرد. نفی هر چیزی چه دانش ، اخلاق ، زیبایی و امر واقعی. هیچ عبارتی ارزش ندارد و هر چیزی بیهوده است؛ البته برای کسانی که دچار یأس و نومیدی نشده اند این باور دشوار است که نیهیلیسم نوعی جهان بینی است و آن حالت ایستمندی وجود انسانی است.
از آنجا که نیهیلیسم اعتقاد به بی پایه و اساس بودن و بی ارتباطی چیزهاست، اغلب توأم با بدبینی زیاد است و نوعی میل اولیه در محکوم کردن وجود است. بدبینی تعبیر دیگری از بی فایدگی و بیهودگی است. شوپنهاور می گوید: ما موجودی بی معناییم. اگر دست بالا را بگیریم حتی چیزی، خویشتن برانداز هستیمیاد است و نوعی میل اولیه در محکوم کردن وجود است. بدبینی تعبیر دیگری از بی فایدگی و بیهودگی است. شوپنهاور می گوید: ما موجودی بی معناییم. اگر دست بالا را بگیریم حتی چیزی، خویشتن برانداز هستیم.

علل های مبتلا شدن به آن

پوچ‏گرایی علل و عوامل مختلفی دارد که اهم آنها عبارت است از:
۱- نداشتن فلسفه درست و اساسی در زندگی،
۲- فقدان ایده‏آل و آرمان عالی و معنوی،
۳- سوء تربیت،
۴- ناکامی و شکست در خواسته ‏ها،
۵- تعارضات داخلی و ناتوانی در حل آنها،
۶- بحران هویت.
بهترین راه حل این امور بینش و گرایش ژرف دینی است؛ زیرا همه این امور در تعالیم و آموزه‏های دینی به عالی‏ترین شکل، حل شده است. برای آگاهی بیشتر ر.ک:
۱- هدف از آفرینش انسان دکتر عبداللّه‏ نصری
۲- ایده‏آل زندگی و زندگی ایده‏آل علامه محمد تقی جعفری
۳- تکاپوی اندیشه‏ها علامه محمد تقی جعفری
۴- آفرینش و انسان محمد تقی جعفری
توصیه می‏شود برای غنای فکری خود کتاب‏های شهید مطهری را مطالعه فرمایید. در عین حال رها گشتن از چنگال یکنواختی زندگی تنها در گرو رشد علمی و آگاهی نیست؛ بلکه ارتباط وثیق با خدا و انس دائم و رابطه عاشقانه با او لازم و ضروری است. از این رو در کنار مطالعات خود به عبادات، تزکیه نفس، عمل به مستحبات و انجام خدمات اجتماعی بپردازید

روش های مقابله با آن

امروزه با افرادی مواجهه می شویم که زندگی خود را پوچ و بی معنا می دانند. دلیل این احساس این است که علائق ما بیشتر شده و زندگی ما را راضی نمی کند.
1- محرکها را بشناسید.
کی و کجا این احساس به شما دست می دهد؟ آیا یک موقعیت خاص و یا یک فرد خاص، احساس پوچی شما را تحریک می کند؟ هر زمانی که آن محرک برای شما پیش آمد، آن را در ذهن خود ثبت کنید. از آن زمان به بعد، می توانید با توجه به نیازهایتان، تغییرات را بوجود آورید.
2- احساسات خود را بشناسید.
چشمان خود را ببندید و راجع به بدترین زمانی که احساس پوچی داشتید، فکر کنید. به احساس خود چه رنگی می دهید و آنرا به چه شکلی می بینید؟
3- به کسی بگویید.
برخی اوقات وقتی راجع به احساسات خود با کسی صحبت می کنید، آن احساس یا کم می شود و یا از بین می رود. با کسی حرف بزنید که شما را می فهمد و با شما صادق است.
4- بیرون بروید.
بسیاری از افراد وقت زیادی را صرف کار می کنند و وقت کافی برای لذت بردن از طبیعت ندارند. بیرون رفتن و چرخیدن در طبیعت، احساس خوبی برایتان بوجود می آورد.
5- کمک کنید.
اگر افکاری را که باعث افسردگی می شود، دوباره مرور کنید، باعث می شود احساس پوچی کنید. رفتن به مکان های مذهبی (مثل مسجد، زیارتگاه ها و ...)، شرکت در کارهای گروهی و اجتماعی و کمک به افراد محروم می تواند به شما احساس ارزشمندی بدهد.
کمک کردن به دیگران باعث می شود که فرد دریافت کننده کمک، سپاسگزار باشد و فرد کمک کننده، در قلب خود احساس خوبی داشته باشد. علاوه بر آن باعث آزاد شدن هورمون اندروفین می شود که همانند سروتونین نشاط آور می باشد و باعث کاهش فشار خون و ضربان قلب می شود و آرامش بیشتری را به شما می دهد.
6- کمک بگیرید.
افرادی که دائما احساس پوچی می کنند، دچار افسردگی هستند. کمک خواستن از دیگران به معنای ناتوانی نیست.
در زندگی همه افراد پست و بلندی وجود دارد. کسی که در زندگی دچار نزول شده، اگر از فردی کمک بخواهد، زودتر می تواند در زندگی صعود داشته باشد.
مشاوره، مصرف دارو و درمان های طبیعی همه خوب هستند و شما می توانید با کمک این ها، از نزول کردن در زندگی جلوگیری کنید.
7- اجازه ندهید افکار ناراحت کننده در ذهن شما جای بگیرد و همیشه آرام باشید.
8- عشق بورزید.
9- در جمع خانواده باشید.
اگر در محلی زندگی می کنید که خانواده تان در آنجا نیست، دنبال دوستانی بگردید که افکار مثبتی دارند و از شما حمایت می کنند.
10- خود را سرزنش نکنید.
این یکی از ساده ترین و مهم ترین روش های مقابله با افسردگی می باشد.
11- سعی کنید نیمه پر لیوان را ببینید.
دید مثبت راجع به زندگی داشته باشید و سعی کنید نکات خوب را بیشتر ببینید. برای مثال اگر باران می بارد، به این فکر کنید که باران باعث می شود احساس خوبی به شما دست دهد، زیرا با آب باران، گیاهان سبز می شوند.
12- در شب خوب بخوابید.
همه افراد نیاز یکسانی به خوابیدن ندارند. برای مثال یک فرد ممکن است 5 ساعت بخوابد و بعد از آن با انرژی زیادی از خواب بلند شود، ولی فردی دیگر بعد از 8 ساعت خواب، باز هم نیاز به خواب داشته باشد.
رابطه بین خواب و افسردگی هنوز مشخص نیست، اما محققان پیشنهاد می کنند که افراد افسرده، برنامه منظمی برای خواب و بیداری داشته باشند.
13- اجازه دهید نورخورشید به داخل خانه تان بیاید.
هنگامی که از خواب بلند می شوید، اگر اتاقتان با نور خورشید روشن شود، در تمام طول روز احساس شادمانی می کنید. پرده ها را کنار بزنید و اجازه دهید نورخورشید، خلق و خوی شما را بهتر کند.
14- لامپ خانه تان را عوض کنید.
یکی از مهم ترین علل اختلال خلقی فصلی، کمبود نورخورشید است.
اگر فکر می کنید افسردگی شما به علت کمبود نورخورشید است، در آشپزخانه و یا در اتاقی که خانواده دور هم جمع می شوید، لامپ های فلورسنت آفتابی قرار دهید. نور این لامپ ها شبیه نورخورشید هستند و بهتر از نور لامپ های رشته ای می باشند.
15- لبخند بزنید.
در یک مطالعه، به یک گروه از شرکت کنندگان گفته شد لبخند بزنند و به گروه دیگر گفته شد اخم کنند.
بعد از آن، هر دو گروه را به تماشای کارتون دعوت کردند و مشاهده کردند، گروهی که گفته شده بود لبخند بزنند، در مقایسه با گروه مخالف، بیشتر می خندیدند.
لبخند زدن و خندیدن هر چند مصنوعی باشد، باعث می شود مراکز شادی در مغز فعال تر شوند.
16- یکی دیگر از روش های جلوگیری از بارداری را امتحان کنید.
برخی زنان اظهار می دارند بعد از مصرف قرص های ضدبارداری و یا استفاده از روش های هورمونی ضدبارداری، دچار تغییر خلق و خو و افسردگی می گردند.
اگر تنها این عامل باعث افسردگی شما گشته است، پس روش های ضدبارداری غیرهورمونی را امتحان کنید.
17- خلاق باشید.
نقاشی بکشید، مقاله بنویسید و هر هنری را که دارید انجام دهید تا به این وسیله افکار منفی را از خود دور کنید و شادتر باشید.
18- رنگ آبی رنگی تسکین دهنده و کاهش دهنده اضطراب است. پس به آسمان، دریا و هر چیز آبی رنگ نگاه کنید.
افرادی که افسرده اند، کاکائو بخورند، زیرا تریپتوفان موجود در آن باعث افزایش هورمون سروتونین می شود و این هورمون، خلق و خو را بهتر می کند
19- مراقب سلامتی خود باشید.
افسردگی می تواند بیماری های دیابت و قلبی را تشدید کند. عدم مراقبت از سلامتی می تواند علائم افسردگی را بدتر کند.
20- داشتن برنامه منظم
برنامه های روزانه را در ساعت های معین انجام دهید.
21- ترک سیگار
سیگار علاوه بر آنکه باعث آسیب قلب و ریه ها می گردد، افسردگی را نیز در شما زیاد می کند.
22- دوری از الکل و مواد اعتیادآور
23- خوردن کاکائو
افرادی که افسرده اند، کاکائو بخورند، زیرا تریپتوفان موجود در آن باعث افزایش هورمون سروتونین می شود و این هورمون، خلق و خو را بهتر می کند.
24- برنامه غذایی مناسب
ماهی های چرب دارای امگا3 و آجیل دارای سلنیوم است و آب پرتقال منبع فولات است که همه اینها باعث آزاد شدن سروتونین و احساس شادی می گردند.
کربوهیدرات و غذاهای دارای ویتامین D نیز باعث افزایش سروتونین می شوند.
افسردگی و اضافه وزن با هم ارتباط دارند، پس سعی کنید وزن اضافی خود را کم کنید.
25- ورزش روزانه را انجام دهید.
ورزش کردن، احساس خوبی به شما می دهد. هنگامی که 30 دقیقه و یا بیشتر ورزش می کنید، علائم افسردگی را از خود دور می کنید.
ورزش کردن باعث می شود خلق و خوی شما بیش از 12 ساعت بهتر گردد.

منبع:وبلاگ mrah110 - تاریخ برداشت : 95/5/31
بازگشت به پوچ گرایی