فرهنگ مصادیق:اصرار بر گناه
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اصرار بر گناه-پژوهه |
| ۲ | گناهان کبیره؛ اصرار بر گناه |
| ۳ | آیا اصرار بر گناه موجب تشدید کیفر می شود؟ |
| 4 | اصرار بر گناه – ویکی فقه |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده : محمود صادقی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف ونهی از منکر قم - 95/5/19
کلید واژه: گناه، اصرار، ادامه، تکرار، استمرار، مداومت، اقامه بر کردن.
محتویات
- ۱ تعریف
- ۲ خطر اصرار بر گناه
- ۳ اقسام اصرار بر گناه
- ۴ مصادیق اصرار بر گناه
- ۵ زمینه های اصرار بر گناه[۱۲]
- ۶ پیامدهای اصرار بر گناه پیامدهای اعتقادی
- ۷ پیامدهای اخلاقی
- ۷.۱ خروج از مدار تقوا
- ۷.۲ بی حیا شدن
- ۷.۳ میراندن قلب
- ۷.۴ خواری و محرومیت از ولایت اهل بیت
- ۷.۵ تبدیل صغیره به کبیره[۳۴]
- ۷.۶ محرومیت از شخصیت اجتماعی
- ۷.۷ پاک نشدن و عدم قبول توبه
- ۷.۸ پذیرفته نشدن اعمال
- ۷.۹ ایجاد روحیه نفاق
- ۷.۱۰ مسخره کردن مقدمات توبه
- ۷.۱۱ نزدیک شدن به مرز جنون
- ۷.۱۲ احاطه گناه بر گناهکار
- ۷.۱۳ احساس امنیت کاذب از عذاب الهی
- ۷.۱۴ محرومیت از آمرزش الهی
- ۷.۱۵ گرفتاری در لعن پیامبران
- ۸ پیامدهای اجتماعی و فقهی
- ۹ پیامدهای اُخروی
- ۱۰ راه کارهای جلوگیری از اصرار
- ۱۱ احکام شرعی اصرار
- ۱۲ منابع
- ۱۳ منابع مطالعاتی
- ۱۴ کتاب
- ۱۵ مقالات
- ۱۶ پانویس
تعریف
برای اصرار بر گناه، دو معنا متصور است[۱]:
1. تکرار کردن گناه؛ خواه یک گناه تکرار شود یا چند گناه مختلف تکرار شود.[۲]
2. انجام گناه بدون توبه کردن (هر چند یک مرتبه گناه کرده باشد)؛ این معنا از کلام امام باقر علیه السلام در شرح آیه «وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ» [۳] به دست می آید که فرمود: «الْإِصْرَارُ هُوَ أَنْ یُذْنِبَ الذَّنْبَ فَلَا یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ وَ لَا یُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِتَوْبَهٍ فَذَلِکَ الْإِصْرَار؛ اصرار، عبارت از این است که کسى گناهى کند و از خدا آمرزش نخواهد و در فکر توبه نباشد».[۴]
خطر اصرار بر گناه
امام سجاد علیه السلام به صورت مداوم از اصرار بر گناه به خدای متعال پناه می برد: «اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ ... الْإِصْرَارِ عَلَى الْمَأْثَمِ ، وَ اسْتِصْغَارِ الْمَعْصِیَه؛ پروردگارا! از اصرار بر گناهان، و کوچک شمردن گناه به تو پناه مى برم».[۵]
امام علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ أَصَرَّ عَلَى ذَنْبِهِ اجْتَرَى عَلَى سَخَطِ رَبِّهِ؛ هر که اصرار بر گناه کند، بر کسب غضب پروردگارش گستاخ شده است».[۶]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «... وَیلٌ لِلمُصِرّین الَّذِینَ یُصِرّونَ علی ما فَعَلُوا وَ هُم یَعلَمُونَ؛ واى بر اصرار کنندگان! کسانى که بر آنچه کرده اند اصرار دارند، حال آن که به اشتباه خود، آگاه اند».[۷]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «أَرْبَعَهٌ فِی الذَّنْبِ شَرٌّ مِنَ الذَّنْبِ ... وَ الْإِصْرَارِ؛ چهار چیز در گناه از خود گناه بدتر است: ... و اصرار بر گناه».[۸]
و در نهایت، اصرار بر گناه آنقدر قبیح است که از بزرگ ترین گناهان کبیره شمرده شده است؛ امام علی علیه السلام در این باره فرمودند: «إِیَّاکَ وَ الْإِصْرَارَ فَإِنَّهُ مِنْ أَکْبَرِ الْکَبَائِرِ وَ أَعْظَمِ الْجَرَائِمِ؛ از اصرار بر گناه بپرهیزید که همانا از بزرگ ترینِ گناهانِ کبیره است».[۹]
اقسام اصرار بر گناه
بر اساس قرآن و روایات، گناهان به صغیره و کبیره تقسیم می شوند؛ اصرار بر گناه هم به اصرار بر گناهان صغیره و گناهان کبیره تقسیم می شود و اصرار بر کبیره مشمول نهی شدیدتری است.
خدای متعال در قرآن برخی از افراد و اقوام راکه به گناه اصرار داشتند معرفی کرده است؛ مانند قوم لوط که بر گناه لواط اصرار می ورزیدند که از جمله «کانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ» فهمیده می شود[۱۰]: «وَ لُوطاً آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْقَرْیَهِ الَّتی کانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ؛ و به لوط، حکمت و دانش دادیم و او را از آن شهرى که [اهلش ] کارهاى زشت مرتکب مى شدند، نجات دادیم؛ بى تردید آنان قومى بد و نافرمان بودند».[۱۱]
گرچه اصرار بر گناهان صغیره موجب ورود به گناهان کبیره می شود ولی حرمت اصرار بر گناهان کبیره بیشتر است و موجب خلود در جهنم می شود؛ لذا باید از هر گناهی مخصوصاً گناهان کبیره و اصرار بر آنها اجتناب شود.
مصادیق اصرار بر گناه
گناهانی که ملکه(عادت) شده اند
برخی افراد به خاطر ضعف ایمان و اراده به انجام گناهان عادت کرده اند ؛ لذا کسی که انجام گناه برای او ملکه شده باشد؛ به اصرار بر گناه مبتلا شده است زیرا ملکه شدن گناهان فقط با تکرار آنها محقق می شود.
گناهانی که قانون شده اند
برخی گناهان با کمال تعجب در بعضی کشورها قانون می شود؛ مثلا همجنس بازی که از گناهان کبیره حساب می شود در این کشورها انجام آن هیچ مشکلی ندارد بلکه به صورت قانون در آمده است؛ لذا اگر گناهی؛ قانون شود افراد به انجام و تکرار آن مبتلا می شوند.
گناهانی که سنت و روش شده اند
گاهی مشاهده می شود که مردم یک گناه را به عنوان روش و سنت خود انتخاب کرده اند و همین امر زمنیه تکرار آن گناه را فراهم می کند مثلا مردم زمان جاهلیت؛ زنده به گور کردن دختران را روش و سنت خویش قرار داده بودند و یا در برخی مناطق کشورمان؛ دست دادن به نامحرم به سنت تبدیل شده است و برای اینکه طرف مقابل ناراحت نشود؛ معصیت الهی را مرتکب می شوند.
زمینه های اصرار بر گناه[۱۲]
جهل
برخی از افراد به خاطر جهل به موضوعات و احکام ممکن است مرتکب گناه شوند و چون نمی دانند کاری گناه است آن را انجام می دهند آن را تکرار کنند؛ مثلاً اطلاع ندارند که دست دادن به نامحرم حرام است و با خویشاوندان نامحرم دست می دهد و این کار را تکرار کند. جهل به آثار و عواقب گناهان نیز زمینه تکرار گناه را فراهم می کند.
امام علی علیه السلام درباره این حقیقت فرمودند: «لَا یَجْتَرِئُ عَلَى اللَّهِ إِلَّا جَاهِلٌ؛ گستاخی و جرأت بر نافرمانی خدای متعال را جز جاهل روا نمی دارد»[۱۳] و در کلامی دیگر ریشه همه بدی ها را جهل معرفی فرمودند: «اَلْجَهْلُ أَصْلُ کُلِ شَرٍ».[۱۴]
غفلت و نسیان
بعضی افراد به خاطر غفلت و بی توجهی ممکن است ناخواسته گناهانی را انجام داده و حتی بر ارتکاب آن اصرار بورزند.
اعتماد بیش از اندازه به لطف الهی
بعضی افراد به خاطر اعتماد بیش از اندازه خود به رحمت الهی مرتکب گناه می شوند و به اعتقاد خودشان رحمت خدای متعال آنقدر زیاد است که آنها را می بخشد و همین تفکر آنها را به تکرار گناه می کشاند؛ امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «إِنَّ مِنَ الْغِرَّهِ بِاللَّهِ أَنْ یُصِرَّ الْعَبْدُ عَلَى الْمَعْصِیَهِ وَ یَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ الْمَغْفِرَه؛ تکرار بنده در معصیت و آرزوى آمرزش داشتن از خدا، مغرور شدن به خداست».[۱۵]
ضعف اراده و اعتیاد
برخی افراد به دلیل اعتیاد به بعضی گناهان دچار ضعف اراده می شوند و قدرت مخالفت با نفس را از دست می دهند وگناه را تکرار می کنند مانند افرادی که به وب گردی و دیدن تصاویر مستهجن اینترنتی عادت کرده اند.
لجاجت و استکبار ورزی[۱۶]
یکی دیگر از عوامل تکرار گناه استکبار ورزی است؛ خدای متعال این حقیقت را چنین بیان فرمودند: «وَیلٌ لِکُلِّ اَفّاکٍ اَثیم * یَسمَعُ آیاتِ اللهِ تُتلی عَلَیهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُستَکبِراً کَاَن لَم یَسمَعها؛ واى بر هر دروغ پرداز گناه پیشه که آیات خدا را در حالى که بر او مى خوانند مى شنود، آن گاه از روى سرکشى و تکبّر چنان که گویى آن را نشنیده است [بر کفر، عناد، دشمنى و مخالفتش ] پافشارى مى کند»[۱۷] امام سجاد علیه السلام نیز شخص مستکبر را اینگونه معرفی فرمودند: «إِنَّ الْمُسْتَکْبِرَ الَّذِی یُصِرُّ عَلَى الذَّنْبِ؛ همانا مستکبر کسی است که بر گناه اصرار بورزد».[۱۸]
خشم و کینه ورزی
امام علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ حَمِیَ أَصَرَّ عَلَى الذُّنُوبِ؛ هر کس خشمگین شود بر گناهان اصرار می ورزد».[۱۹]
قبح زدایی از گناه و ترویج آن در جامعه
برخی از افراد مریض دل برای اینکه زشتی و حرمت گناه را در جامعه از بین ببرند عمداً بعضی از معصیت ها را انجام می دهند تا این گناهان در نظر مردم، عادی جلوه دهند و آنها را نیز به انجام آن تشویق و ترغیب کنند مانند بد حجابی برخی از زنان و مردان که قُبح بی حیایی را از بین می برند و دختران و پسران دیگر هم به بی حیایی و بی پوششی رو بیاورند.
پیامدهای اصرار بر گناه پیامدهای اعتقادی
تکذیب آیات الهی[۲۰]
خدای متعال فرمودند: (ثُمَ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُن ؛ آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام کسانى بود که مرتکب زشتى شدند به سبب اینکه آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آنها را به مسخره مى گرفتند)[۲۱]
آیت الله جوادی آملی در تبیین آیه فرمودند: «تجربه نشان داده است که انسان معصیت کار گام به گام به خطر مهم نزدیک می شود و تدریجاً سر از کفر در می آورد؛ یعنی پس از ارتکاب مکرّر گناهِ عادی، حریم شریعت در نظر او شکسته می شود و اصل دین الهی و حدود آن، در دل و جان او از هیبت می اُفتد و از سلطنت و حاکمیت بر روان او عزل می شود، تا حدّی که گویا اصلاً شریعتی درکار نیست و خبری از آسمان نیامده و وحیی نازل نشده است».[۲۲]
تکذیب معاد
یکی دیگر از پیامدهای منفی اصرار بر گناه، تکذیب معاد و قیامت است: «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبینَ * الَّذینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ * وَ ما یُکَذِّبُ بِهِ إِلاَّ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثیمٍ؛ واى در آن روز بر تکذیب کنندگان. آنان که همواره روز جزا را تکذیب مى کنند. و آن را جز هر متجاوز گناه پیشه تکذیب نکند».[۲۳]
پیامدهای اخلاقی
خروج از مدار تقوا
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقین... وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُون؛ و به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش [به وسعتِ ] آسمان ها و زمین است بشتابید؛ بهشتى که براى پرهیزکاران آماده شده است ... و آنان که چون کار زشتى مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند، خدا را یاد کنند و براى گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه کسى جز خدا گناهان را مى آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده اند، پا فشارى نمى کنند».[۲۴]
از اینکه یکی از صفات متقین را «اصرار نگردن بر گناه» معرفی کرده است به دست می آید کسی که بر معصیت، اصرار بورزد از مدار تقوا خارج شده است؛ آیت الله جوادی در این باره فرمودند: «کسی که بر گناه اصرار می ورزد نشان می دهد که در فضای ایمان زندگی نمی کند، چنان که امام صادق علیه السلام فرمودند: «لَا یَزْنِی الزَّانِی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ ، وَ لَا یَسْرِقُ السَّارِقُ وَ هُوَ مُؤْمِن ؛ زناکار در حالی که ایمان دارد زنا نمی کند و دزد هم در حالی که مومن باشد دزدی نمی کند».[۲۵]
بی حیا شدن
امام علی علیه السلام فرمودند: «قَدْ کَثُرَ الْقَبِیحُ حَتَّى قَلَ الْحَیَاءُ مِنْهُ؛ به تحقیق قبیح، افزایش یافت تا آن جا که حیا کردن از آن کاهش یافت».[۲۶]
میراندن قلب
امام باقر علیه السلام فرمودند: «مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهٌ بَیْضَاءُ فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِی النُّکْتَهِ نُکْتَهٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ ذَهَبَ ذَلِکَ السَّوَادُ وَ إِنْ تَمَادَى فِی الذُّنُوبِ زَادَ ذَلِکَ السَّوَادُ حَتَّى یُغَطِّیَ الْبَیَاضَ فَإِذَا غَطَّى الْبَیَاضَ لَمْ یَرْجِعْ صَاحِبُهُ إِلَى خَیْرٍ أَبَداً وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (کَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ)[۲۷]؛ هیچ بنده اى نیست مگر آن که در دلش نقطه اى سفید وجود دارد؛ پس هر گاه گناهى مرتکب شود، در آن نقطه، نقطه اى سیاه پدید آید، که اگر توبه کرد آن سیاهى مى رود و اگر در گناهان فرو رفت، نقطه سیاه افزایش مى یابد به طوری که همه سفیدى را مى پوشاند. و چون سفیدى پوشانده شد، گنهکار دیگر به خیر و صلاح باز نمى آید. این است سخن خداوند عزّوجلّ که: «به حقیقت، کارهایى که مى کردند، بر دل هایشان زنگار بسته است».[۲۸]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «أَرْبَعٌ یُمِتْنَ الْقَلْبَ الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ ...؛ چهار چیز قلب را می میراند: انجام گناه بر روی گناه(یعنی تکرار کردن گناه)».[۲۹]
خواری و محرومیت از ولایت اهل بیت
امام سجاد علیه السلام فرمودند: «... إِیَّاکُمْ وَ الذُّنُوبَ الَّتِی قَلَّ مَا أَصَرَّ عَلَیْهَا صَاحِبُهَا إِلَّا أَدَّاهُ إِلَى الْخِذْلَانِ الْمُؤَدِّی إِلَى الْخُرُوجِ عَنْ وَلَایَهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمَا، وَ الدُّخُولِ فِی مُوَالاهِ أَعْدَائِهِمَا؛ از گناهان کوچکی که انجام دهنده اش آن را تکرار می کند اجتناب کنید زیرا که موجب خواری، خروج از ولایت اهل بیت علیهم السلام شده و در ولایت دشمنان آنان داخل می شود».[۳۰]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ قَسْوَهُ الْقَلْبِ وَ شِدَّهُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الدُّنْیَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ؛ خشکی چشم و قساوت قلب و حرص در دنیا طلبی و اصرار بر گناه از نشانه های شقاوت است».[۳۱]
آیت الله جوادی در تفسیر تسنیم یادآور شده اند: «کسی که مرتکب معصیتی شود و از آن توبه نکند، بر آن گناه مصرّ است و وعده الهی بهره کسی است که از اصرار بر گناه پرهیز کند: (ولَم یُصِرّوا عَلی ما فَعَلوا)[۳۲] و کسی که از توفیق توبه و پذیرش آن محروم باشد، گرفتار شقاست».[۳۳]
تبدیل صغیره به کبیره[۳۴]
ارتکاب گناه، حرام و ناپسند است ولی از آن بدتر، مداومت بر گناه می باشد به طوری که از گناهان کبیره شمرده شده است[۳۵]؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «لَا صَغِیرَهَ مَعَ الْإِصْرَارِ؛ گناه صغیره با اصرار بر انجامش صغیره نیست{بلکه به کبیره تبدیل می شود}».[۳۶]
به نظر آیت الله جوادی آملی: «ظاهر معنای (لا صغیرهَ مع الإصرارِ) این است که گناه صغیر با اصرار بر آن به کبیر مبدّل می شود و غالباً مستلزم جرئت بر کبیر می گردد، چون متضمّن استهانت و احتقار است».[۳۷]
محرومیت از شخصیت اجتماعی
امام صادق علیه السلام فرمودند: «لَا یَطْمَعَنَّ ... الْمُعَاقِبُ عَلَى الذَّنْبِ الصَّغِیرِ فِی السُّؤْدُدِ؛ شخصی که به دنبال تکرار کردن گناهان است نباید نسبت به سروری طمع داشته باشد».[۳۸]
پاک نشدن و عدم قبول توبه
خدای متعال توبه افرادی را که لحظه مرگ بر گناه کردن اصرار بورزند نمی پذیرد: «وَ لَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلیماً؛ و براى کسانى که پیوسته کارهاى زشت مرتکب مى شوند، تا زمانى که مرگ یکى از آنان فرا رسد [و در آن لحظه که تمام فرصت ها از دست رفته ] گوید: اکنون توبه کردم. و نیز براى آنان که در حال کفر از دنیا مى روند، توبه نیست. اینانند که عذابى دردناک براى آنان آماده کرده ایم ».[۳۹]
امام صادق علیه السلام فرمودند: إِنَّهُ وَ اللَّهِ مَا خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ بِإِصْرَارٍ؛ به خدا قسم بنده با اصرار بر معصیت از گناه خارج نمی شود».[۴۰]
امام صادق علیه السلام اصرار بر گناه را در مقابل توبه قرار داده است: «أَعْطَى اللَّهُ الْعَقْلَ مِنَ الْخَمْسَهِ وَ السَّبْعِینَ الْجُنْد ... و التَّوْبَهُ وَ ضِدَّهَا الْإِصْرَار؛ خدای متعال به عقل، هفتاد و پنج لشگر عطا فرمود ... توبه یکی از آنهاست که اصرار بر گناه در مقابل آن قرار دارد».[۴۱]
از این روایت معلوم می شود کسی که بر گناه اصرار بورزد از نعمت توبه کردن محروم می شود زیرا توبه یعنی بازگشت و ترک گناه در حالی که اصرار، دقیقاً بر خلاف آن عمل کردن است؛
پذیرفته نشدن اعمال
امام صادق علیه السلام فرمودند: «لَا وَ اللَّهِ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِهِ مَع الْإِصْرَارِ عَلَى شَیْ ءٍ مِنْ مَعَاصِیه؛ به خدای متعال قسم که پروردگار هیچ طاعتی را با اصرار بر معصیت ها نمی پذیرد».[۴۲]
آیت الله جوادی در تفسیر تسنیم بیان می کنند: «سرّ عدم قبول اطاعت کسی که بر معصیت اصرار دارد این است که: اولاً: سبب قبول طاعت، دلالت بر تعظیم رب دارد و اصرار بر گناه هر چند صغیره باشد، مستلزم تحقیر است، اگر چه عاصی چنین قصدی نداشته باشد و تحقیر معبود، با تعظیم او منافی است. ثانیاً: قبول طاعت به معنای نزدیک کردن مطیع به ذات اقدس الهی است و اصرار بر معصیت موجب دوری از اوست. البته حمل عدم قبول بر وجه کمال نیز محتمل است».[۴۳]
ایجاد روحیه نفاق
امام صادق علیه السلام فرمود: «أَرْبَعٌ مِنْ عَلَامَاتِ النِّفَاقِ قَسَاوَهُ الْقَلْبِ وَ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ وَ الْحِرْصُ عَلَى الدُّنْیَا؛ چهار چیز نشانه های نفاق است: قساوت قلب و خشکی چشم و اصرار بر گناه و حرص بر دنیا».[۴۴]
مسخره کردن مقدمات توبه
امام باقر علیه السلام فرمودند: «الْمُقِیمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ کَالْمُسْتَهْزِئِ؛ کسى که به گناه خود ادامه دهد در حالى که استغفار مى کند مانند کسى است که مسخره مى کند».[۴۵]
نزدیک شدن به مرز جنون
امام علی علیه السلام فرمودند همراه با پیامبر صلی الله علیه و آله حرکت می کردیم تا به جماعتی از مردم رسیدیم. حضرت پرسید: «اینها چه کسانی هستند؟» همراهان جواب دادند «این افراد مجنون و دیوانه هستند». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «هَذَا الْمُبْتَلَى وَ لَکِنَّ الْمَجْنُونَ الَّذِی ... یَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ جَنَّتَهُ وَ هُوَ مُقِیمٌ عَلَى مَعْصِیَتِه؛ اینها دیوانه نیستند بلکه به این مرض دچار شده اند؛ اما دیوانه کسی است که... بهشت را از خدای متعال طلب کند در حالی که بر معصیت الهی پافشاری کرده است».[۴۶]
احاطه گناه بر گناهکار
خدای متعال نتیجه اصرار بر گناه را احاطه معصیت بر وجود شخص گناهکار معرفی فرموده است[۴۷]: « بَلى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَهً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ [نه چنین است که مى گویید] بلکه کسانى که مرتکب گناه شدند وآثار گناه، سراسر وجودشان را فرا گرفت، آنان اهل آتشند و در آن جاودانه اند».[۴۸]
احساس امنیت کاذب از عذاب الهی
امام هادی علیه السلام فرمودند: «الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَکْرِ اللَّهِ (فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ )[۴۹]؛ اصرار بر گناه به خیال، آسودگی از مؤاخذه خداست، و از مکر خدا بجز افراد زیانکار آسوده نباشند».[۵۰]
محرومیت از آمرزش الهی
خدای متعال یکی از شروط آمرزش گناهان را اصرار نورزیدن بر معصیت بیان فرموده است: «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ * أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِم ...؛ و آنان که چون کار زشتى مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند، خدا را یاد کنند و براى گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه کسى جز خدا گناهان را مى آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده اند، پا فشارى نمى کنند. پاداش آنان آمرزشى است از سوى پروردگارشان».[۵۱]
گرفتاری در لعن پیامبران
افرادی که بر گناهان اصرار می ورزند ممکن است دچار لعنت خدای متعال و اولیای الهی واقع شوند همانگونه که بنی اسرائیل به خاطر اصرار بر معصیت دچار لعنت انبیای الهی واقع شند: «لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنی إِسْرائیلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ؛ از بنى اسرائیل آنان که کافر شدند به زبان داود و عیسى بن مریم لعنت شدند. لعنت شدنشان براى این بود که [نسبت به فرمان هاى خدا و انبیا] سرپیچى داشتند و همواره [از حدود الهى ] تجاوز مى کردند».[۵۲]
پیامدهای اجتماعی و فقهی
تشدید مجازات ها[۵۳] و محرومیت از سمت های مهم
امام صادق علیه السلام فرمودند: «الزَّانِی إِذَا زَنَى جُلِدَ ثَلَاثاً وَ یُقْتَلُ فِی الرَّابِعَهِ؛ زناکار تا سه مرتبه با شلاق خوردن مجازات خواهد شد و اگر بار چهارم، زنا کند کشته می شود».[۵۴]
امام کاظم علیه السلام فرمودند: «أَصْحَابُ الْکَبَائِرِ کُلِّهَا إِذَا أُقِیمَ عَلَیْهِمُ الْحَدُّ مَرَّتَیْنِ قُتِلُوا فِی الثَّالِثَهِ؛ کسانی که گناه کبیره انجام دهند هنگامی که دو بار بر آنها حدّ جاری شود در مرتبه سوم به قتل می رسد».[۵۵]
پیامدهای اُخروی
عذاب الهی
خدای متعال یکی از عوامل جهنمی شدن را اصرار بر گناهان معرفی کرده و فرمود: «وَ أَصحَْابُ الشِّمَالِ مَا أَصحَْابُ الشِّمَالِ ... وَ کاَنُواْ یُصِرُّونَ عَلىَ الحِْنثِ الْعَظِیم؛ و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالى (که نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مى شود)! ... و بر گناهان بزرگ اصرار مى ورزیدند».[۵۶]
و در آیه دیگری استمرار ربا خواری را موجب جهنمی شدن مطرح شده است: «الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا ... فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛ کسانى که ربا مى خورند ... پس هر که از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از کار زشت خود] باز ایستد، سودهایى که [پیش از تحریم آن ] به دست آورده مال خود اوست، و کارش [از جهت آثار گناه و کیفر آخرتى ] با خداست. و کسانى که [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نکنند] پس آنان اهل آتش اند، و در آن جاودانه اند»[۵۷]؛ علامه طباطبایی جمله «مَنْ عادَ» را دلیل بر اصرار بر گناه می دانند.[۵۸]
امام علی علیه السلام فرمودند: «الْإِصْرَارُ یَجْلِبُ النَّقِمَهَ؛ اصرار بر گناه، تنبیه و عذاب الهی را فراهم می کند».[۵۹]
راه کارهای جلوگیری از اصرار
توجه به عذاب شدید
امام علی علیه السلام فرمودند: «عَجِبْتُ لِمَنْ عَلِمَ شِدَّهَ انْتِقَامِ اللَّهِ مِنْهُ وَ هُوَ مُقِیمٌ عَلَى الْإِصْرَارِ؛ در شگفتم از کسى که سختى انتقام خداوند را از خود مى داند و همچنان بر گناه خویش اصرار مى ورزد».[۶۰]
برخور قاطع با مرتکبین گناه
شاید بتوان یکی از بهترین راه های جلوگیری از تکرار گناه در جامعه را برخورد قاطع و دائمی با افراد متخلف، محسوب کرد لذا محامع قضایی و مسئولین مربوطه باید با این افراد به شدت برخورد کنند تا جلوی تکرار آن گرفته شود؛ مثلاً اعدام در حضور دیگران زمینه ترک گناه توسط دیگران را فراهم می کند زیرا این افراد ممکن است به فکر فرو رفته و خود را در آینده نزدیک به جای شخص اعدامی ببیند و همین امر او را به ترک گناه وادار می کند.
قرائت و تدبر در سوره صاد
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است : «مَن قَرَأَ سُورهَ ص أَعطی مِنَ الأَجرِ بِوَزنِ کُلِّ جَبَلٍ سَخَرَهُ اللَّهُ لِداود حسناتٍ و عَصَمَهُ اللَّهُ أَن یُصِرَّ على ذَنبٍ صَغیراً أو کبیراً؛ کسى که سوره صاد را بخواند به اندازه هر کوهى که خدا مسخر داود فرموده بود حسنه به او مى دهد، و از آلوده شدن و اصرار بر گناه صغیر و کبیر حفظ مى کند».[۶۱]
بقیه موارد: ر.ک: مقاله «مطلق گناه» در همین سایت
احکام شرعی اصرار
مسئله: اصرار بر گناه (خواه صغیره باشد یا کبیره) شخص را از عدالت ساقط می کند در نتیجه نمی تواند مرجع تقلید، ولی فقیه، امام جمعه و جماعت، قاضی و شاهد، امانتدار، کارگزار عالی نظام اسلامی و... شود.[۶۲]
مسئله: یکی از شروط وجوب امر به معروف و نهی از منکر این است که شخص معصیت کار اصرار بر استمرار گناه داشته باشد پس اگر از حال او معلوم باشد که گناه را ترک مىکند وجوب (انکار) ساقط مى شود.[۶۳]
منابع
الإختصاص، مفید، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفیه الشیخ المفید، سال چاپ اول، 1413 ق .
تحریر الوسیله، خمینى، سید روح اللّه موسوى- مترجم: اسلامى، على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ 21، 1425 هق.
تحف العقول ، ابن شعبه حرانى، حسن بن على ، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین ، چاپ دوم، قم ، 1363 ق .
تسنیم، عبدالله جوادی آملی، نرم افزار مجموعه آثار جوادی آملی.
التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام ، حسن بن على، امام یازدهم علیه السلام ، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه السلام ، ناشر: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ، قم ، چاپ اول، 1409 ق .
تفسیر راهنما، هاشمى رفسنجانى، اکبر، ناشر: بوستان کتاب( انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، چاپ پنجم، 1386 ش.
تفسیر نور، قرائتى محسن، ناشر: مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، تهران، چاپ یازدهم، 1383 ش.
تنبیه الخواطر و نزهه الناظر (مجموعه ورّام)، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، ناشر: مکتبه فقیه، قم ، چاپ اول، 1410 ق .
جامع الأخبار، شعیری، مطبعه حیدریه، چاپ نجف ، چاپ بى تا.
الخصال ، ابن بابویه، محمد بن على ، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ناشر: جامعه مدرسین ، قم ، چاپ اول، 1362 ش .
الدر المنثور فى تفسیر المأثور، سیوطى جلال الدین، ناشر: کتابخانه آیه الله مرعشى نجفى، 1404 ق.
الصحیفه السجادیه، على بن الحسین، امام چهارم علیه السلام ، ناشر: دفتر نشر الهادى ، قم ، چاپ اول، 1376 ش .
عیون الحکم و المواعظ، لیثى واسطى، على بن محمد، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین ، ناشر: دار الحدیث ، قم ، چاپ اول، 1376 ش .
غرر الحکم و درر الکلم ، تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سید مهدى ، ناشر: دار الکتاب الإسلامی ، قم ، چاپ دوم،1410 ق .
قرب الإسناد، حمیرى، عبد الله بن جعفر، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم ، چاپ اول، 1413 ق .
الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب ، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، تهران ، چاپ چهارم، 1407 ق .
مجمع البیان فى تفسیر القرآن ، طبرسى، فضل بن حسن ، تحقیق: محمد جواد بلاغى ، انتشارات ناصر خسرو، تهران ، چاپ سوم،1372 ش .
المحاسن ، برقى، احمد بن محمد بن خالد، محقق / مصحح: محدث، جلال الدین ، ناشر: دار الکتب الإسلامیه، قم ، چاپ دوم،1371 ق .
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ، نورى، حسین بن محمد تقى ، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم ، چاپ اول، 1408 ق .
المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبایى، سید محمد حسین، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم، 1417 ق .
منابع مطالعاتی
ر.ک: مقاله های «مطلق گناه» و «گناهان کبیره» در همین سایت.
کتاب
تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، ج 18، ص 446.
فرهنگ قرآن، علی اکبر هاشمی، ج 24، واژه «گناه»، ناشر: بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، چاپ دوم، 1383 ش .
آثار سوء گناه از دیدگاه قرآن و روایات، محمد علی طاهری نژاد، دانشکده اصول دین قم، 1382.
آیا می دانی گناه با تو چه می کند ؟، ازهری احمد محمود ؛ مترجم محمد جمالزهی، انتشارات خاطره ، مشهد، 1389.
گناه شناسی، حسین کریمی زنجانی، انتشارت عقل سرخ، قم، 1389.
گناه شناسی، محسن قرائتى ، ناشر: مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن ، تهران ، چاپ نهم، 1387.
شناسایی گناه در قرن بیست(مذهبی، اخلاقی، اجتناعی در دو بخش مکارم اخلاق، گناهان کبیره)، حسین واعظی، واعظ سبزواری، مشهد، 1337.
گناهان کبیره زبان (مباحثی پیرامون زبان و گناه زبان)، شهرام تاجانی، قم، انتشارات خرد آذین، 1388.
مقالات
کوچک شمردن گناه؛ گناه بزرگی است، حقانی، حسین، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، شهریور 1365، سال 26، ش 6.
اصرار بر گناه، گناه بزرگی است، حسین حقانی، مجله «درس هایی از مکتب اسلام»، مهر 1365، سال 26، ش 7.
آشنایی با سنت الهی در قرآن کریم (سنت استدراج)، جعفر وفا، مجله «مربیان»، پاییز 1391، ش 42.
آثار گناه در زندگی پس از مرگ، حسین حقانی، مجله «درسهایی از مکتب اسلام»، تیر 1365، سال 26، ش 4.
پیامد معصیت، محمد سارلی، مجله «تربیت»، تابستان 1367، ش 30.
گناه چیست؟ چرا آدمی مرتکب گناه می شود، پریور، علی، مجله «حافظ»، مهر 1386، ش 45.
پانویس
- ↑ . ر.ک: القواعد و الفوائد، ج1، ص227 به نقل از تسنیم، جوادی آملی، ج 15، ص 581؛ مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج 2، ص 351، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الذمشقیه، شهید ثانی، ج 3، ص 130.
- ↑ . ر.ک: عیون الحکم، لیثی، ص 29، ح 452.
- ↑ . آل عمران/135.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 288، ح 2.
- ↑ . الصحیفه السجادیه، ص 56، دعای 8.
- ↑ . غرر الحکم، ص 636، ح 1110.
- ↑ . الدر المنثور، ج2، ص78.
- ↑ . مستدرک الوسائل، ج 11، ص 348، ح 13222.
- ↑ . عیون الحکم، لیثی، ص 97، ح 2246؛ ر.ک: همان، ص 113، ح 2443.
- ↑ . تفسیر نور، ج 5، ص 476.
- ↑ . انبیاء/74.
- ↑ . ر.ک: کافی، ج 2، ص 391، ح 1.
- ↑ . تحف العقول، ص 146.
- ↑ . غرر الحکم، ص 48، ح 869.
- ↑ . مجموعه ورام، ج 2، ص 51.
- ↑ . نوح/7.
- ↑ . جاثیه/7 ـ 8.
- ↑ . خصال، ج 1، ص 299، ح 72.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 394.
- ↑ . ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 247.
- ↑ . روم/10.
- ↑ . تسنیم ، ج 4، ص 667 و 668.
- ↑ . مطففین/10 تا 12.
- ↑ . آل عمران/133 و 135.
- ↑ . قرب الإسناد، ص 34، ح 110.
- ↑ . عیون الحکم، لیثی، ص 366، ح 6139.
- ↑ . مطففین/14.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 273، ح 20.
- ↑ . خصال، ج 1، ص 228، ح 65.
- ↑ . التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسکری علیه السلام، ص 618، ح 363.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 290، ح 6.
- ↑ . آل عمران/135.
- ↑ . تسنیم، ج 18، ص 116.
- ↑ . ر.ک: رسائل فقهیه، شیخ انصاری، ج 1، ص 48.
- ↑ . عیون الحکم، لیثی، ص 97، ح 2246؛ ص 112، ح 2443.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 288، ح 1.
- ↑ . تسنیم، ج 15، ص 582.
- ↑ . خصال، ج 2، ص 434، ح 20.
- ↑ . نساء/18.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 426، ح 4.
- ↑ . محاسن، ج 1، ص 196، ح 22.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 288، ح 3.
- ↑ . تسنیم، ج 15، ص 581.
- ↑ . إختصاص، ص 229.
- ↑ . کافی، ج 2، ص 435، ح 10؛ ر.ک: همان، ص 504، ح 3.
- ↑ . جعفریات، ص 172؛ ر.ک: عیون الحکم، لیثی، ص 105، ح 2360.
- ↑ . تفسیر راهنما، ج 1، ص 207.
- ↑ . بقره/81.
- ↑ . أعراف/97.
- ↑ . تحف العقول، ص 457.
- ↑ . آل عمران/135 و 136.
- ↑ . مائده/78.
- ↑ . الموسوعه الفقهیه المیسره، محمد علی انصاری، ج 3، ص 388.
- ↑ . کافی، ج 7، ص 191، ح 1.
- ↑ . همان، ح 2.
- ↑ . واقعه/41 و 46.
- ↑ . بقره/275.
- ↑ . المیزان، ج 2، ص 418.
- ↑ . عیون الحکم، لیثی، ص 44، ح 1049.
- ↑ . غرر الحکم، ص 460، ح 12.
- ↑ . مجمع البیان، ج 8، ص 723.
- ↑ . الموسوعه الفقهیه المیسره، محمد علی انصاری، ج 3، ص 386.
- ↑ - ترجمه تحریر الوسیله ج 2 ص 299.







