فرهنگ مصادیق:تسلیم در برابر مقدرات الهی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف قم
نویسنده: علی رضا احمدی
محتویات
- ۱ تسلیم
- ۲ چکیده
- ۳ مقدمه
- ۴ واژه تسلیم در قرآن
- ۵ انواع تسلیم
- ۶ تسلیم در برابر قوانین و احکام الهی
- ۷ درجات تسلیم
- ۸ پس تسلیم در برابر احکام و مقدرات الهی درجات مختلفی دارد
- ۹ اهمیت تسلیم
- ۱۰ تسلیم در فقه و احکام الهی
- ۱۱ آثار تسلیم
- ۱۱.۱ آرامش
- ۱۱.۲ بهره مندی از بهترین دین و دوستی خدا
- ۱۱.۳ قبولی در امتحانات الهی
- ۱۱.۴ برآورده شدن حوائج
- ۱۱.۵ بهره مندی از رحمت خدا
- ۱۱.۶ بهره مندی از هدایت خدا
- ۱۱.۷ بهره مندی از هدایت ویژه الهی
- ۱۱.۸ افزایش یا حبط پاداش
- ۱۱.۹ شرط رسیدن به مقام رستگاران
- ۱۱.۱۰ محبوبیّت الهی
- ۱۱.۱۱ معیار ایمان راستین
- ۱۱.۱۲ نشانه حقیقت ایمان
- ۱۲ سه رویکرد مؤمن در زندگی
- ۱۳ زمینههای تسلیم در برابر مقدرات الهی
- ۱۴ اسوههای تسلیم در برابر مقدرات الهی
- ۱۵ موانع تسلیم
- ۱۶ راهکارهای تقویت تسلیم
- ۱۷ پاداش تسلیم
- ۱۸ کتاب شناسی تسلیم
- ۱۹ مقاله شناسی تسلیم
- ۲۰ نتیجه گیری
- ۲۱ فهرست منابع
- ۲۲ پا نویس
تسلیم
چکیده
«تسلیم» به معنای گردن نهادن به فرمان خدا و مطیع بودن در برابر اوامر و پرهیز از نواهی اوست.
نهایت کمال آدمی، «تسلیم محض» در برابر خداست و در واقع هر آنچه میزان تسلیم بالاتر باشد، شخص از کمال بالاتری بهره مند است.
«تسلیم»، ابعاد آن و راههای رسیدن به این مرحله و درجات آن، موضوع بسیاری از روایات و آیات است و البته برخی از آیات و روایات صراحتاً به این موضوع، پرداختهاند و این موضوع در بعضی آیات و احادیث به صورت ضمنی مورد اشاره قرار گرفته است- برخی از احادیث قدسی نیز به بحث «تسلیم» پرداختهاند.
نگارنده در این تحقیق ضمن جمع آوری برخی آیات و روایات مربوط به «تسلیم» به اهم آفات این توفیق الهی پرداخته و بر اساس دسته بندی آنها به این مباحث پرداخته است.
واژگان کلیدی: تسلیم، اسلام، ایمان، مقدرات، تشریع.
مقدمه
تسلیم در لغت: «تسلیم» در لغت به معنای گردن نهادن، راضی شدن به چیزی، اطاعت را انقیاد و فرمانبرداری و سرسپردگی است[۱]: «و التسلیم: بذل الرضا بالحکم»[۲].
تسلیم در اصطلاح: تسلیم در اصطلاح، عبارت از انقیاد باطنی و اعتقاد و گرویدن قلبی، در مقابل حق، پس از سلامت نفس از عیوب و خالی بودن آن از ملکات جنبیه است[۳].
حقیقت اسلام، همان تسلیم محض انسان در برابر مقدرات خداوند است؛ چنان که امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: «الاسلام هو التسلیم؛ اسلام همان تسلیم است.»[۴] رسیدن به چنین مرحلهای، نهایت معامله با خدا است و چنین انسانی به محکمترین ریسمان خدایی در زندگی چنگ زده است. بی شک حوادث زندگی و فراز و نشیب آن بر روح چنین فردی تأثیری نخواهد گذاشت و در جهان آخرت نیز که هیچ یک از داراییهای مالی و فرزندان او کارساز نخواهد بود، همین عامل باعث نجات او خواهد شد و شکی نیست تسلیم نبودن انسان در برابر مقدرات خداوند، مخالف مقتضای توحید و ایمان است، و موجب بروز بسیاری از مشکلات روحی و روانی برای انسان خواهد بود.
در این مقاله سعی شده است به راههای تحصیل تسلیم و آثار آن در زندگی و نیز عواملی که تسلیم در برابر خدا را زایل میسازد، اشاره کنیم.
واژه تسلیم در قرآن
واژه «تسلیم» در قرآن ۹ بار با صیغههای ماضی، مضارع، امر و مصدر به کار رفته و اصل کلمه «تسلیم» در ۵ سوره قرآن و در ۷ آیه به این شرح به کار رفته است: بقره: ۲۳۳؛ نساء: ۶۵؛ انفال: ۴۳؛ نور: ۲۷ و ۶۱ و احزاب: ۲۲ و 56.
قابل ذکر است که همگی این سورهها مدنی هستند.
انواع تسلیم
تسلیم قسم «تکوینی» و «تشریعی» دارد. تسلیم یا عدم تسلیم، انسان نسبت به قوانین خلقت «تکوینی» و نسبت به قوانین شریعت الهی «تشریعی» است.
تسلیم، یعنی آنچه را خدا انجام میدهد یا دستور میدهد، بدون چون و چرا قبول کنیم و به امر خداوند راضی باشیم برخی آیات قرآن؛ از جمله آیات ذیل گویای این نکتهاند:
۱. «أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»[۵]؛ آیا آنها دینی جز دین الهی میجویند؟ حال آن که هر که در آسمانها و زمین است، خواه، ناخواه فرمانبردار اوست و همه به سوی او بازگردانده میشوند.
۲. «وَلِلّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأَرْضِ»[۶]؛ و برای خدا سجده میکنند آنچه در آسمان و زمین هست.
«یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ»[۷]؛ آنچه در آسمان و زمین است تسبیح خدا میگوید»
تسلیم در برابر قوانین و احکام الهی
ما در مقابل دستورات و نواهی الهی باید تسلیم محض و تعبد داشته باشیم مثل آیه:
«فَلاَ وَ رَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّیَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا»[۸]؛ سوگند به پروردگار تو اینها هرگز ایمان نمیآورند، مگر این که به جای برسند که در همه اختلافات تو را حکم قرار دهند و آن گاه در دلشان ازحکمی که کردهای، ملالی نباشد ولی چون و چرا تسلیم شوند.
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا»[۹]؛ بی گمان خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود میفرستند. ای کسانی که ایمان آوردهاید! بر او درود بفرستید و در برابر فرمان او تسلیم باشید.
ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد که منظور از «صلات» بر پیامبر را فهمیدم؛ اما معنی «تسلیم» بر او چیست؟
امام فرمودند: «هو السلیم لَهُ فی الأُمور[۱۰]؛ تسلیم در برابر او در هر کاری و احتمال دیگر تسلیم به معنای سلام فرستادن بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) با عنوانِ «السلام علیک یا رسول الله» و مانند آن میباشد.
در روایت عبد ابن ابی یعفور چنین آمده است:
قال قلت لِأبی عبدالله (علیه السلام): «و الله لو فَلَقَت رمانهٔ بنصفین فقلت هذا حرام و هذا حلال لشهدتُ اَنَّ الذی قلتُ حلال حلالٌ و اَنَّ الذی قلت حرامٌ حرامٌ فقال علیه السلام: «رجَعکَ الله و رَحَمِکَ الله»[۱۱]!
به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: به خدا سوگند اگر اناری را دو نصف کنی و بگویی این نصف حرام و این نصف حلال میباشد، شهادت میدهم آنچه تو میفرمایی، درست میباشد و تسلیم محضل شما هستم؛ آنچه میفرمایی حلال هست، حلال میباشد و آنچه میفرمایی حرام است، حرام میباشد. امام علیه السلام ۲ بار فرمودند: «رحمت خداوند بر شما باشد!»
درجات تسلیم
انسانها نسبت به تسلیم در برابر مقدّرات الهی متفاوت هستند؛ مثل آیه: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ»[۱۲]؛ عربهای بادی نشین گفتند: ایمان آوردهایم. بگو: شما ایمان نیاوردهاید؛ ولی بگو: اسلام آوردهاید؛ اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است.
در روایتی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) چنین میخوانیم:
«لَدَنسُبَنَّ الاسلام نسبهٔ لم یَسنُبها احدٌ قبلی الاسلام هو التسلیمُ و التسلیم هو الیقین و الیقین هو التصدیق و التصدیق هو الاقرار و الاقرار هو الاداء و الاداءُ هو العمل ...»[۱۳] ؛ اسلام را آن گونه توصیف میکنم که هیچ کس آن را این گونه وصف نکرده است:
اسلام همان تسلیم در برابر حق است و تسلیم بدون یقین ممکن نیست [چون تسلیم بدون یقین، اطاعت کورکورانه است، نه عالمانه] یقین همان تصدیق است [یعنی تنها علم و دانایی کافی نیست، بلکه به دنبال آن، اعتقاد و تصدیق قبلی لازم است] و تصدیق همان اقرار است [ایمان کافی نیست که در قلب حفظ شود؛ بلکه به اظهار آن نیز نیاز میباشد]. اقرار همان انجام دادن وظیفه است [اقرار تنها گفت و گوی زبانی نیست، بلکه تعهد و قبول مسئولیت هم هست] و مسئولیت همان عمل هست [عمل به فرمان خدا و اجرای برنامههای الهی در غیر این صورت، انسان فقط نام اسلام را یدک میکشد و از روح اسلام بهرهای نبرده است. لذا قرآن میفرماید: «وَ مَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ»[۱۴]؛ هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند، هرگز از او پذیرفته نمیشود.
پس تسلیم در برابر احکام و مقدرات الهی درجات مختلفی دارد
۱. اولین قدم تسلیم در مقام عمل است و بدان معناست که انسان نسبت به دستوراتی که داده شده، اعم از واجبات و محرمات، تسلیم محض باشد، که این، پایینترین مرحله، تسلیم عملی است.
۲. تسلیم قلبی: بدان معناست که شخص در برابر هر آنچه خداوند تبارک و تعالی و پیامبر گرامی اسلام فرمودهاند، با عمق جان تسلیم محض باشد و قبول کند.
۳. انسان به جایی میرسد که اراده او در اراده خدا فانی شود؛ یعنی غیر از اراده خداوند اصلاً ارادهای ندارد و تا جایی میرسد که حدیث اشاره دارد: «کنتُ سمعهُ الذی یسمع به و بُصَرُه الذی یُبصر به ...»[۱۵] میشود.
شاعری زبان حال این گونه افراد را در شعر خود چنین وصف میکند:
یکی درد و یکی درمان پسندد/یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و اصل و هجران/پسندم ان چه را جانان پسندد
اهمیت تسلیم
تسلیم در برابر مقدرات الهی معروفی بزرگ است و به قدری اهمیت دارد که در بسیاری از آیات و روایات به آن اشاره شده است.
۱. تسلیم خدا بودن همراه ایمان، وظیفه ضروری و بر عهده همگان میباشد:
«قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَ مَا أُنزِلَ عَلَیْنَا وَ مَا أُنزِلَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الأَسْبَاطِ وَ مَا أُوتِیَ مُوسَی وَ عِیسَی وَ النَّبِیُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»[۱۶]؛ بگو به خدا و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق یعقوب و نوادگان او نازل شد و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است، ایمان آوردهایم؛ میان هیچ یک از آنان فرق نیست و ما فرمانبردار و تسلیم اوییم.
۲. تسلیم مؤمنان در برابر خداوند تا لحظه مرگ، مورد سفارش مؤکد قرار گرفته است. قرآن کریم این نکته را در آیه ذیل هشدار میدهد:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ»[۱۷]؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! آن گونه که سزاوار خداوند است، تقوا پیشه کنید؛ و زنهار که بمیرید و مسلمان و تسلیم او نباشید.
۳. تسلیم، یکی از ارکان ایمان است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید:
ایمان له ارکانٌ اربعه: التوکلُ علی الله و تفویضَ الامرِ الی الله و الرّضا بقضاءِ الله و التسلیم لِإمرالله عزّوجلّ[۱۸]؛ برای ایمان چهار رکن است: توکل بر خدا و تفویض امر به سوی خدا و راضی بودن به قضای الهی و تسلیم بودن به امر خداوند عزوجل»
۴. نبود تسلیم نشانه نوعی شرک است
عدم تسلیم در برابر خداوند چه بسا انسان را به شرک مبتلا کند. روایتی از امام صادق(ع) در این مورد ملاحظه فرمایید:
«لو أَنَّ قوماً عبدوالله وحده لا شریک له. و اقاموا الصلاهٔ و آتوا الزکاهٔ و حجّ البیت و صاموا شهر رمضان ثم قالوا لشیء صنعه الله او صنعه النبی الا صنع خلاف الذی صَنع؟ او وجدوا ذلک فی قلوبهم لکانوا بذلک مشرکین ثم تلا هذه الآیهٔ : «فلا و رَبّکَ لا یؤمنون»؛ ثم قال ابوعبدالله: فعلیکم بالتسلیم؛[۱۹] چنانچه قومی خدا را عبادت و نماز اقامه کنند و زکات بدهند و حج خانه خدا کنند و روزه بگیرند؛ سپس این نکته را بگویند: کاش آنچه خدا و آنچه پیامبر انجام داده، گونه دیگری انجام میداد؛ یا مطلب مذکور، در قلب آنها خطور میکرد؛ به سبب همین عمل مشرک شدند. پس امام این آیه را تلاوت کردند «فلا و ربک ....» پس امام فرمودند: بر شما باد به تسلیم در برابر خداوند!
تسلیم در فقه و احکام الهی
سؤال: انکار اسلام (توحید، نبوت و معاد) چه آثار شرعی به دنبال دارد؟
جواب: اگر انکار کند، محکوم به اسلام است. اگر پس از بلوغ از وصف اسلام ابا داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید پس از اقامه براهین محکم و ادّله روشنگر بر او احکام مرتد اجرا شود؛ به گونهای که معلوم شود انگار و ابای او بعد از آنها از روی عناد و لجاج و دشمنی و برای اغراض فاسد دنیوی بوده است. در این صورت، احکام راجع به کافر و مرتد بر او جاری میشود؛ مثلاً حکم نجاست؛ صحیح نبودن عقد او برای مسلمان؛ ارث نبردن او از مسلمان؛ اگر چه پدر او باشد. حلال نبودن حیوانی که ذبح میکند.[۲۰] بر چنین شخصی (منکر عمدی) بار میشود.
سؤال: مسلمانی که به دین دیگری پیوسته، حکم دین در مورد او چیست و از لحاظ اُخروی چه سرنوشتی دارد؟
جواب: حکم او مرتد فطری است که وجوب قتل و جدا شدن زوجه اش و تقسیم مالش بین ورثه، از جلمه احکام مرتد فطری است و در اخرت نیز اهل عذاب است[۲۱].
آثار تسلیم
در قرآن و روایات، آثاری برای تسلیم عملی و قلبی بیان شده که فهرست وار اشاره میشود:
آرامش
«بَلَی مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»[۲۲]؛ آری؛ هر کس با تمام وجود تسلیم خداوند شود و نیکوکار باشد، پاداش وی نزد پروردگارش محفوظ است و خوفی و اندوهی بر آنان نیست.
بهره مندی از بهترین دین و دوستی خدا
«وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا»[۲۳]؛ چه کسی در دینداری بهتر از کسی هست که خود را تسلیم خدا کرده ... و ابراهیم را خداوند دوست خود گرفته است.
قبولی در امتحانات الهی
«فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ * إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ»[۲۴]؛ پس چون تسلیم شدند و سر را به پیشانی بر خاک نهاد... به راستی که این همان آزمایش آشکار بود.
برآورده شدن حوائج
به نقل از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «اذا قال العبد لا حول و لا قوهٔ الا بالله قال عز و جل بالملائکه استسلَمُ عبدی اقضوا حاجته»[۲۵]؛ زمانی که بنده بگوید: توان و قولی نیست، مگر از جانب خداوند عزوجل؛ خداوند به ملائکه میگوید: «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ»؛ بندهام تسلیم من شده است. پس حاجاتش را برآورده سازید.
بهره مندی از رحمت خدا
«وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدًی وَ رَحْمَهً وَ بُشْرَی لِلْمُسْلِمِینَ»[۲۶]؛ و این کتاب را که گویای همه چیز و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتی است بر تو نازل کردیم.
بهره مندی از هدایت خدا
از آثار تسلیم آن است که انسان مشمول لطف ویژه خدا میشود و بی تردید هدایت از مصادیق این لطف و ثمره خداست.
در ادامه به این نکته میپردازیم:
«فَإنْ حَآجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ وَ قُل لِّلَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ وَ الأُمِّیِّینَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ ...»[۲۷] ؛ پس اگر با تو به چون و چرا برخاستند؛ بگو: من و هر که پیرو من است، روی تسلیم به خدا سپردهایم و به اهل کتاب و درس ناخواندگان بگو: آیا شما نیز تسلیم شدید؟! پس اگر تسلیم شدند قطعاً هدایت یافتند.
بهره مندی از هدایت ویژه الهی
«قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَ هُدًی وَ بُشْرَی لِلْمُسْلِمِینَ»[۲۸]؛ بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق نازل کرد، تا کسانی را که ایمان آوردهاند، ثابت قدم کند و برای مسلمانان هدایت و بشارتی باشد.
افزایش یا حبط پاداش
«احقّ خلق الله ان یُسلم لما قضی الله عزوجل مَن عرف الله عزوجل وَ من رضی بالقضاء اَتی علیه القضاء و عَظّم الله اجَرَهُ و مَن سخط القضاء مضی علیه القضاء و احبط الله اجروه»[۲۹]؛
سزاوارترین خلق خداوند برای این که به قضای خداوند عزوجل تسلیم باشند، کسانی هستند که خداوند عزوجل را بشناسند. کسی که به قضای الهی راضی باشد، قضای الهی بر او جاری میشود و خداوند پاداش او را چند برابر میدهد و کسی که از قضای الهی ناراحت باشد، قضای الهی بر او جاری میشود؛ در حالی که اعمالش را خداوند نابود میکند.
۹. تضمین خداوند در زندگی
تسلیم در برابر خدا، به نوعی کار را به خدا سپردن است و روشن است که در این صورت خداوند هم به اراده بنده بها میدهد:
روی انَّ الله تعالی اوحی الی داود (علیه السلام):
یا داود! ترید و اُرید و انما یکون ما اُرید فاِن سلمت لما اُرید کفیتُکَ ما ترید و ان لم تُسلّمَ لما ارید تعبتُکَ فیما ترید و لا یکون الا ما اُرید[۳۰]؛ تو اراده مینمایی، من نیز اراده میکنم، و جز اراده من تحقق نپذیرد اگر به خواست من تن دهی، آنچه را اراده مینمایی، به تو عطا میکنم و اگر به خواست من سر تسلیم نگذاری، تو را در آنچه خواهی، به زحمت میافکنم، آنگاه نیز غیر از خواسته من محقق نگردد.
شرط رسیدن به مقام رستگاران
عن النبی صلی الله علیه و آله:
یا عبادَ الله انتم کالمرضی و رب العالمین کالطّیب فصلاح المریض فما یعلمه الطیب و تدبیره به لا فیما یشتعه المریض و یفتریحه الا فسلموا لله امرَهُ تکونو من الفائزین[۳۱]؛ ای بندگان خدا! شما همانند بیماران هستید و پروردگار عالمیان بسان پزشک است. خیر و صلاح بیمار در چیزی است که طبیب میداند و تدبیر میکند؛ نه در چیزی که مریض میل دارد و آن را بر میگزیند. پس تسلم امر الهی باشید تا از رستگاران شوید.
محبوبیّت الهی
مناجات موسی علیه السلام آمده است:
ای ربّ ای خلقِکَ احبُّ الیک .... قال مَن ازا اخذت حبیبُه سالَمَنی ....[۳۲] ؛ حضرت موسی در مناجاتش به خدا عرض میکند: پروردگاراا! کدام مخلوق نزد تو محبوب تر است؟ خداوند تبارک و تعالی میفرماید: مخلوقی که وقتی محبوبش را از او میگیرم، به من اعتراض نکند و تسلیم من باشد.
معیار ایمان راستین
تسلیم در برابر خدا، معیار صلابت و خلوص ایمان است:
راوی یک حدیث میگوید:
قلت لَه باَیّ شیءٍ یُعلَمَ المؤمن باَنّه مؤمن قال بالتسلیم لله و الرضا فیما وَرَد علیه و مِنَ سرورٍ او سخطٍ[۳۳]؛ از امام صادق (علیه السلام) پرسیدیم: از چه راهی میتوان به این نکته راه یافت که آیا مؤمن حقیقی است؟ امام فرمودند: به وسیله تسلیم او در برابر خداوند و رضای او نسبت به آنچه بر او جاری میشود؛ اعم از خوشحالی و ناراحتی.
نشانه حقیقت ایمان
حقیقت ایمان بهره کسی میشود که از تسلیم به معنای واقعی بهره مند باشد. امام باقر(ع) این مطلب را از رسول گرامی(ص) نقل کرده است.
عن ابی جعفر علیه السلام:
قال بینا رسول الله فی بعض اسفار لقیهُ رکب فقالوا السلام علیک یا رسول الله فقال ما انتم فقالوا نحن مؤمنون یا رسول الله فما حقیقهٔ ایمانکم؟ فقالوا الرضا بقضاء الله و التفویض الی الله و التسلیم لامرِالله فقال رسول الله علماءِ حکماء کادوا ان یکونوا من الحکمهٔ انبیاء فاِن کنتم صادقین فلا تبئوا ما لا تسکنون و لا تجمعوا ما لا تأکلون و اتقوا الله الذی الیه ترجعون[۳۴]؛ امام باقر فرمودند: زمانی که رسول خدا در مسافرت بودند، عدهای ایشان را ملاقات و بر ایشان سلام کردند. حضرت از ایشان پرسیدند: شما کیستید؟ جواب دادند: ما از مؤمنین هستیم. حضرت پرسیدند: علامت و حقیقت ایمان شما چیست؟ آنها گفتند: علامت ایمان ما راضی بودن به قضای الهی و واگذاری امر خود به خدا و تسلیم در برابر امر خداست. حضرت فرمودند: شما از علما و حکما هستید؛ نزدیک است از انبیای حکیم قرار بگیرید. پس، اگر راست میگویید، بنا نکنید چیزی را که در آنها ساکن نمیشوید و جمع نکنید آنچه را نمیخورید و تقوای خدایی را که به سوی او بر میگردد بیشه کنید.
سه رویکرد مؤمن در زندگی
مؤمن در هر حال و در هر کدام از رویکردهای زندگی در یکی از سه بلا و قضاء و نعمت قرار دارد.
عن ابی جعفر علیه السلام:
العبد بین ثلاثه بلاءَ و قضاءَ و نعمهً فعلیه فی البلاء من الله الصبر فریضهٌ و علیه فی القضاءِ من الله التسلیم فریضهٌ و علیه فی النعمهٌ من الله عزوجل الشکر فریضهٌ [۳۵]؛ امام (علیه السلام) فرمودند: بنده خدا میان سه حالت است: بلا و قضا و قدر و نعمت. حکم خدا اگر برای او بلا است، واجب است نسبت به آن صبر کند و اگر قضا و تقدیرات الهی است، واجب است تسلیم امر خدا باشد و اگر قسمت و نعمت است، واجب است شکر آن را به جا آورد.
زمینههای تسلیم در برابر مقدرات الهی
توجه و آگاهی به بازگشت امور به خداوند متعال
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّهً . . . الأَمْرُ وَ إِلَی اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ»[۳۶]؛ ای کسانی که ایمان دارید! همگی به طاعت خداوند در آیید ... به سوی خدا بازگردانده میشوید.
توجه به گستردگی نعمتها الهی
«وَاللّهُ جَعَلَ لَکُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلًا وَ جَعَلَ لَکُم مِّنَ الْجِبَالِ أَکْنَانًا وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرَابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَ سَرَابِیلَ تَقِیکُم بَأْسَکُمْ کَذَلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ»[۳۷]؛ خداوند، از آنچه برای شما آفریده سایه بانها فراهم آورد، و از کوهها برایتان پناهگاهها قرار داد و برای شما جامههایی پدید آورد که از گرما نگاهتان دارد و جامههایی که در سختیها شما را حفظ کند. این گونه نعمت خویش را بر شما تمام میکند. امید که شما به فرمانش گردن نهید.
عقیده به ربوبیت الهی
«إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ»[۳۸]؛ آن گاه که پروردگارش به او گفت: سر به فرمان خدا فرود آور! گفت: تسلیم پروردگار جهانیان شدم.
. پرهیزکاری، زمینه ساز تسلیم دایمی در برابر خدا
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ»[۳۹]؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! آن چنان که سزاوار خدا است پرهیزکاری بیشه کنید و زنهار که بمیرید و مسلمان نباشید!.
سلامت قلب از شرک و شک و پلیدی و آلودگی
امام صادق علیه السلام فرمودند:
قلب السلیم الذی یلقی ربَّه و لیس فیه احدٌ سواه قال و کلّ قلبٍ فیه شرکٌ او شک فهو ساقط و انما امروا بالزهد فی الدنیا لیفرِغَ قلبوبَهُم للآخرهِ [۴۰]؛ قلب سلیم، قلبی است که انسان خدا را ملاقات کند و غیر از خدا در قلب او هیچ کس نباشد. نیز فرمودند: هر قلبی که در آن شرک و شک باشد، آن قلب ساقط میشود و خداوند خواسته است با زهد در دنیا دل هایتان را برای آخرت فارغ گرداند.
اسوههای تسلیم در برابر مقدرات الهی
نقش اسوههای در ایجاد رویکرد تسلیم در برابر خدا، روشن است. از جمله این اسوهها میتوان به حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل اشاره کرد:
حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل
«فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ * وَ نَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ[۴۱]؛ حضرت ابراهیم وقتی فرمان ذبح فرزندش اسماعیل را دریافت کرد و فهمید که فرمان ذبح از سوی خدا است، اظهار تسلیم کرد. قران میفرماید: «چون تسلیم شدند، و پدر، پسر را بر پیشانی بر خاک افکند؛ او را ندا دادیم: یا ابراهیم! حقاً که خوابت را تحقیق بخشیدی. ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم.
امام حسین (علیه السلام)
امام حسین (علیه السلام) اسوه دیگری از صبر و تسلیم است. آن حضرت بعد از پشت سر گذاشتن همه آن آزمونهای سخت الهی و شهادت همه یاران و اهل بیتش در آخرین لحظات در گودال قتلگاه چنین فرمودند:
«الهی رضاً به رضائک تسلیماً لاَمرک لا معبودً سواک[۴۲]؛ خداوندا! من راضی هستم به رضای تو و تسلیم هستم در برابر امر تو و معبودی غیر از تو نیست.
حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
آن اسوه صبر و استقامت، کسی که با همه ناراحتیهایی که در سفر کربلا کشید و دیدن شهادت برادر و فرزندان و عموزادهها و یاران با وفای سید الشهدا (علیه السلام)، زمانی که در کاخ ظلم و ستم یزید، این حاکم ستمگر رو به او میکند و میگوید: «کیف رأیتِ صَنَعَ الله باَهل بیتک». ایشان فرمودند: «ما رأیتُ الا جمیلا[۴۳]؛ ما جیز زیبایی ندیدیم»؛ چون ما تسلیم امر خدا هستیم.
حضرت امام خمینی
این بزرگ مرد تاریخ معاصر به جرأت میتوان گفت در پرتو عمل به دستورات اهل بیت و شاگردی این مکتب، توانست با تزکیه و تهذیب نفس، به مبارزه با طاغوت زمان بپردازد. و با قلبی سلیم و با انقطاع از ما سوی الله به لقای محبوب دست یابد. آن بزرگ مرد تاریخ در وصیت نامه الهی سیاسی خود اشاره میفرماید:
... با دلی آرامش و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص [میشوم] و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم[۴۴].
موانع تسلیم
تسلیم در برابر خدا امتیازی ویژه و توفیقی والاست. در عین حال، برخی عوامل این توفیق را زایل میسازند که در ادامه به آنها اشاره میکنیم:
از جمله عواملی که مانع تسلیم در برابر خدای شوند، «شیطان» است. به این آیه توجه کنید:
۱. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّهً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ»[۴۵]؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! همگی به اطاعت خدا در آید و گامهای شیطان را دنبال نکنید- او برای شما دشمنی آشکار است!»
نیز آیه «قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَنفَعُنَا وَ لاَ یَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَی أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یَدْعُونَهُ إِلَی الْهُدَی ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَی اللّهِ هُوَ الْهُدَیَ وَ أُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ[۴۶]؛ «بگو آیا به جای خداوند چیزی را بپرستیم که نه به ما سودی میرساند و نه زیانی و بعد از آن که خدا هدایتمان کرد، عقب گرد کنیم؟ مانند کسی که شیطان او را به بیراهه کشانده و در زمین سرگشته مانده است؛ در حالی که یارانی هم دارد که وی را به هدایت میخوانند که به سوی ما بیا؛ ولی نمیتواند؟ بگو: بی گمان هدایت خواهد هدایت حقیقی است و ما دستور یافتهایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم».
عدم شناخت خدا، صفات و افعال او
عدم شناخت خدا و عدم معرفت به صفات و افعال خدا، از دیگر عوامل گردنکشی در برابر اوست:
عن ابی جعفر علیه السلام:
اَحقّ خلق الله بالتسلیم لما قضی الله من عرف الله و مَن رضی بالقضاء اَتی علیه القضاء و عظم علیه اَجرُه مَن سخط القضاء مَخضی علیه القضاءِ و احبط الله اَجُرهُ[۴۷]؛ بهترین بندگان خدا برای تسلیم شدن نسبت به قضای الهی، کسی است که خدا را بشناسد و کسی که به قضای الهی راضی باشد بر چنین بندهای قضای الهی جاری میگردد و اجر عمل او فراوان میگردد و کسی که به قضای الهی راضی باشد بر چنین بندهای قضای الهی جاری میگردد و اجر عمل او فراوان میگردد و کسی که از قضای الهی ناراحت باشد، قضاء الهی نسبت به او اجرا میشود؛ خداوند پاداش عمل او را نابود میسازد.
لجاجت و عناد
عناد و لجاجت از دیگر عوامل عدم تسلیم در برابر خداست:
«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَ مَن یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ»[۴۸]؛ در حقیقت، دین نزد خداوند، همان اسلام است؛ و اهل کتاب در آن اختلاف نکردند، مگر پس از آن که به حقانیت آن پی بردند؛ آن هم به خاطر رقابت میان آنها بود و هر که به آیات خدا کافر شود، خدا سریع الحساب است.
راهکارهای تقویت تسلیم
اخلاص و قصد قربت در همه امور
«قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیَایَ وَ مَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * لاَ شَرِیکَ لَهُ وَ بِذَلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ»[۴۹]؛ بگو: نماز و عبادت و زندگی من، همه برای پروردگار جهانیان است. [او] که شریکی ندارد و به همین امر دستور یافتهام و من نخستین مسلمان هستم.
دوری از شرک
«قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَبِّی إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِّلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ * لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ»[۵۰]؛ بگو: هر آنچه پروردگارم مرا به راه راست و دینی استوار که همان آیین ابراهیم حق گراست هدایت نمود و او از مشرکین نبود خداوند شریکی ندارد و به همین امر دستور یافتهام و من نخستین مسلمانم.
داشتن قلبی خالی از آلودگی
امام صادق (علیه السلام) فرمودهاند:
صاحب النیهٔ الصادقه صاحب القلب السلیم لِأَنَّ القلب هواجس المذکورات تَخلِصُ النیهٔ لله فی الأُمور کِلَّها[۵۱]؛ کسی که نیّت صادق دارد، صاحب قلب سلیم است؛ چرا که سلامت قلب از آلودگی، نیت را در همه چیز خالص میکند.
دوستی مؤمنان؛ شرط سلامت دل
سلامت دل، به عواملی بستگی دارد که از جمله آنها دوست داشتن مؤمنان است. امام علی(ع) فرمودند:
لا یُسلِمُ لَکَ قلبُکَ حتّی تُحِبّ للمؤمنین ما تَحبُّ لنفسک[۵۲]؛ قلب تو سالم نمیشود مگر آن که برای مؤمنان همان چیزی را بپسندی که برای خود میپسندی.
خالی کردن قلب از حُبِّ دنیا
از امام صادق در تفسیر آیه ۸۸ سوره شعراء «إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ»؛ سؤال کردند امام فرمودند: «هو القلب الذی سَلِمَ من حُبَّ الدنیا؛ قلب سلیم، قلبی است که از حب دنیا خالی بماند»[۵۳].
تفکر در عظمت خداوند
چنان که در حدیث از امیر المؤمنین (علیه السلام) آمده است: «مَن عرف نفسه فقد عرف ربه ...[۵۴] ؛ هر که خود را شناخت خداوند را میشناسد که نهایت باعث تسلیم انسان در برابر خداوند میشود.
پاداش تسلیم
تمسک به ریسمان محکم الهی
تسلیم در بر برابر خدا دارای دستاوردهایی است، که یکی از مهمترین آنها تمسک و چنگ انداختن به ریسمان محکم الهی است. از قرآن بشنویم:
«وَ مَن یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَی وَ إِلَی اللَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ»[۵۵]؛ و هر کسی در حالی که نیکوکار باشند، خود را تسلیم خدا کند، قطعاً به محکمترین دستاویز چنگ زده است و عاقبت همه کارها به سوی خدا است.
نجات یافتن در روز قیامت
«یوم لا ینفع مالٌ و لا بنون الا ما اتی الله بقلب سلیم»[۵۶]؛ و روز قیامت روزی است که هیچ یک از امکانات مالی و فرزند راهگشا نیست؛ مگر داشتن قلب سلیم که به پیشگاه خدا عرضه شود و روشن است که داشتن قلب سلیم بدون تسلیم در برابر خدا معنا ندارد.
بهره مندی از پاداش بزرگ الهی
«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ . . . أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَ أَجْرًا عَظِیمًا»[۵۷]؛ بی گمان مردان و زنان مسلمان . . . خداوند برای همه آنها آمرزش و پاداش بزرگ فراهم ساخته است.
بهره مندی از آمرزش الهی
برخورداری از آمرزش خداوند از دیگر دستاوردهای تسلیم در برابر خداست:
إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ . . . أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَ أَجْرًا عَظِیمًا»[۵۸]؛ بی گمان مردان و زنان مسلمان . . . خداوند برای همه آنها آمرزش و پاداش بزرگ فراهم ساخته است.
برطرف شدن غم و غصه در دنیا و آخرت
«بَلَی مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»[۵۹]؛ آری؛ هر کس خود را با تمام وجود تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش محفوظ است و برای آنان نه خوفی است و نه اندوهی.
مشمول دعای امام قرار گرفتن
روی کلینی فی الکافی:
عن زید الشحّام عن ابی عبدالله علیه السلام: قال قلتُ له اِنَّ عندنا رَجلٌ سُمیَّ کلیباً فلا نتحدث عنکم شیئاً الا قال اَنّا أُسُلِّمُ فسَمیناهُ کلیبُ التسلیم قال: «فترّحم علیه:؛ زید شحام به حضرت عرض میکند شخصی به نام کلیب داریم که هر چه از شما نقل میشود، میگوید: قبول دارم و تسلم محض هستم. ما او را «کلیبِ تسلیم» نام نهادهایم امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «رحمت خدا بر او باد!»[۶۰].
قرار گرفتن جز رستگاران از مؤمنین
عن کامل التّمّار قال:
ابوجعفر علیه السلام (امام باقر) قد افلح المؤمنون اتدری مَن هم قلتُ انت اعلم... قال قد افلح المؤمنون المُسَلّمون[۶۱]؛ تمار میگوید امام باقر (علیه السلام) فرمودند: معنی قول «قد افلح المؤمنون» را میدانند، چه کسانی هستند. عرض کردیم: شما بهتر میدانید. امام فرمودند: مراد در این آیه کسانی که رستگار شدند از مؤمنان- تسلیم شدگان در برابر خدا هستند».
کتاب شناسی تسلیم
مقاله شناسی تسلیم
نتیجه گیری
«تسلیم» در برابر مقدرات خداوند، اوج بندگی است و هر چه بنده در برابر مقدرات و قضا و قدر خداوند بیش تر تسلیم باشد، از یک سو آرامش بیش تری دارد و از سوی دیگر، از عیار بندگی بالاتر و خالص تری برخوردار است.
اگر بگوییم نهایت رسالت دینی الهی، چه در بعد تکوین و چه در عرصه تشریع، ساختن انسانهایی است که در برابر خداوند تسلیم محض هستند، سخن دوستی است.
از دیگر سو، سیره انبیا و اوصیا و اولیای الهی بر این بوده است که تسلیم در برابر خدا را در تمام زوایای زندگی خود چه زندگی شخصی و چه در عرصه نبوت و رسالت و امامت جاری و ساری کردهاند.
در قرآن کریم آیاتی در مورد تسلیم حضرت ابراهیم (علیه السلام) به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم آمده و تسلیم آن حضرت را در برابر مقدرات الهی عنوان کرده است و نیز مناجات سید و سالار شهیدان در آفرین لحظات حیات مبارکش، گویای تسلیم محض آنان در برابر اوامر خداست.
میزان و درجه تسلیم از یک سو گویای ایمان فرد و از سوی دیگر گویای تأثیرات اجتماعی و دینی اوست.
به این نکته باید توجه کرد که آیات و روایات مربوط به تسلیم در برابر خدا و پرهیز از آفات تسلیم، تنها بیان یک مطلب علمی و دینی نیست؛ بلکه هشدار و در واقع دعوتنامهای است که این گونه باشیم و با عبودیت و بندگی، روحیه تسلیم را در خود افزایش دهیم و از عوامل ضد تسلیم و فرمانبرداری محض بپرهیزیم.
فهرست منابع
۱. قرآن
۲. ابن نما حلی، جعفر بن محمد (۱۴۰۶ ق)، مثیرالاحزان، قم، محقق مدرسه امام مهدی، ناشر مدرسه امام مهدی.
۳. احمد بن محمد بن خالد (۱۳۷۱)، المحاسن، قم، دار الکتب اسلامی محقق محدث جلال الدین، انتشارات دارالاکتب اسلامی.
۴. استفتائات آیت الله بهجت، ناشر دفتر معظم له، تابستان ۱۳۸۶، ج۱، چاپ نینوا.
۵. امام خمینی، شرح جنود و عقل و جهل، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی مقصد 23.
۶. امام خمینی، وصیت نامه الهی، سیاسی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
۷. امام خمینی، وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی، مدرسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
۸. رسائل در شرح احادیثی از اصول کافی، سلیمان آشتیانی مهدی و درایتی.
۹. صدرالدین شیرازی، محمد ابراهیم (۱۳۸۳)، شرح اصول کافی، محقق خواجوی، محمد، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ تهران.
۱۰. صفار، محمد بن حسن (۱۴۰۴ ق)، بصائر الدرجات فی الفضائل آل محمد صلی الله علیهم، محقق: کوچه باغی، محسن بن عباسعلی، قم، ناشر مکتب آیت الله المرعشی نجفی.
۱۱. کافی دارالحدیث، قم، کلینی، محمد یعقوب، 1421.
۱۲. الکشی (۱۰۲۹ ق)، اختیار معرفهٔ الرجال، مشهد، موسسه چاپ دانشگاه مشهد.
۱۳. کوفی اهوازی، حسین بن سعید (۱۴۰۴ ق)، المؤمن، قم، مدرسه الامام المهدی علیه السلام، چاپ قم.
۱۴. لغت نامه، ج ۴، ص۵۸۹۱، علی اکبر دهخدا.
۱۵. مجموعه درام (۱۴۱۰ ق)، ابن ابی فراس، مسعود بن عیسی، موضوع اخلاق سال ۱۴۱۰ شمسی، ناشر مکتب الفقه.
۱۶. محمد باقر مجلسی (۱۴۰۸ ق)، بحارالانوار، تهران، مکتب الاسلامی، طهران، طبقه الثانیه، داراحیاء اثراث العربی.
۱۷. مستدرک الوسائل و مستنط المسائل، نویسنده نوری حسین بن محمد تقی، سال ۱۴۰۸ محقق موسسه آل البیت علیهم السلام، موضوع جوامع روایی ناشر: موسسه آل البیت چاپ قم.
۱۸. مصباح الشریعه، منسوب به جعفر بن محمد امام ششم علیه السلام، بیروت، ناشر اعلمی.
۱۹. معجم الصحاح قاموس عربی به عربی دارالمعرفهٔ بیروت، لبنان، الطبقهٔ الثالثه، ۱۴۲۹ هـ ۲۰۰۸ م.
پا نویس
- ↑ علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج 4، ص 5891.
- ↑ امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل، ص 401.
- ↑ معجم الصحاح.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج 3، ص 108.
- ↑ آل عمران (3) آیه 83- در این آیه «اسلَم» به معنای اسلام تکوینی است که تمام موجودات در مقام آفرینش نسبت به امر الهی دارند (المیزان، ج3، ص 336).
- ↑ نحل (16) آیه 49.
- ↑ جمعه (62) آیه 1.
- ↑ نساء (4) آیه 65.
- ↑ احزاب (33) آیه 56.
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 17، ص 445؛ طبرسی، مجمع البیان، ج 8، ص 579؛ تفسیر صافی، ج 4، ص 201؛ محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج 3، ص 336.
- ↑ کشی، رجال، ص249.
- ↑ حجرات (49) آیه 14.
- ↑ کلمات قصار نهج البلاغه، 120 و کلینی، الکافی، ج3، ص 117.
- ↑ آل عمران (3) آیه 85.
- ↑ حدیث قدسی.
- ↑ آل عمران (3) آیه 84.
- ↑ همان، آیه 102.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج2، ص 29، باب خصال المؤمن.
- ↑ همان، ص 198، باب شرک.
- ↑ استفتائات حضرت آیت الله العظمی بهجت، ج1، ص 10.
- ↑ همان، ص 112.
- ↑ بقره (2) آیه 112.
- ↑ نساء (4) آیه 125.
- ↑ صافات (37) آیه 103- 106.
- ↑ برقی، المحاسن، ج1، ص 42.
- ↑ نحل (16) آیه 89.
- ↑ آل عمران (2) 20.
- ↑ نحل (16) آیه 102.
- ↑ کلینی، کافی، ج2، ص 62.
- ↑ صدوق، توحید، ص337 و مجلسی، بحارالانوار، ج 71، ص 138.
- ↑ ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج2، ص 117.
- ↑ الجواهر النیه فی الاحادث القدسه، ج 85؛ و مجلسی، بحارالانوار، ج 79، ص 90.
- ↑ کلینی، کافی، ج2، ص 63.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 286.
- ↑ همان، ج 71، ص 85.
- ↑ بقره (2) آیات 208- 210.
- ↑ نحل (16) آیه 81.
- ↑ بقره (2) آیه 131.
- ↑ آل عمران (3) آیه 102.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج2، باب اخلاص.
- ↑ صافات (37) آیات 103 تا 105.
- ↑ صدر الدلین شیرازی، شرح اصول کافی، ج1، ص 96.
- ↑ ابن ؟؟؟؟؟؟؟؟، مثیر الاحزان، ص 11.
- ↑ وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی، ص 91.
- ↑ بقره (2) 208.
- ↑ انعام (6) ص 71.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج 68، ص 153.
- ↑ آل عمران (3) آیه 19.
- ↑ انعام (6) آیات آیه 163- 162.
- ↑ همان آیات 161 و 163.
- ↑ تفسیر صافی، ذیل آیه 88 شعراء (26).
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج12، ص 41.
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، 16936.
- ↑ سلیمان آشتیانی، مجموعه رسائل در شرح احادیث کافی، ج1، ص 147.
- ↑ لقمان (31) آیه 22.
- ↑ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟.
- ↑ احزاب (33) آیه 35.
- ↑ همان.
- ↑ بقره (2) 112.
- ↑ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص 525.
- ↑ کلینی، کافی، ج1، ص 391.







