فرهنگ مصادیق:جهاد و مجاهدان در قرآن
جهاد یک قانون عمومی در عالم آفرینش است و همه موجودات جهان اعم از نباتات و حیوانات بوسیله جهاد مانع را از سر راه خود برمی دارند تا بتوانند به کمال مطلوب خود برسند و با عوامل نابودی خود مبارزه کنند. جَهد را تلاش توأم با رنج معنی میکنند.جهاد، مصدر است بمعنی تلاش و نیز اسم است به معنی جنگ و جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است. (قاموس قرآن)
البته باید توجه داشت که جهاد علاوه بر نبردهای دفاعی و گاه تهاجمی، مبارزات علمی، اقتصادی فرهنگی و سیاسی را نیز در بر میگیرد.
از آنجا که همیشه افراد زورمند و خودکامه، فرعونها و نمرودها اهداف انبیاء را مزاحم خود میدیدهاند در برابر آنها، ایستاده و جز به محو دین و آیین خدا راضی نبودند. از طرفی دینداران راستین در عین تکیه بر عقل و منطق و اخلاق باید در مقابل این گردنکشان ظالم بایستند و راه خود را با مبارزه و درهم کوبیدن آنان، به جلو باز کنند. به هر حال یکی از افتخارات ما مسلمانان آمیخته بودن دین با مسأله حکومت و داشتن دستور جهاد در برنامههای دینی است. اسلام بر خلاف مسیحیت کنونی که میگوید: «...هرکس به رخساره راست تو طپانچه زد رخساره دیگر را به سوی او بگردان [۱] چنین دستوری نمیدهد، چرا که این دستور انحرافی باعث جرأت و جسارت ظالم و تجاوزگر میشود، حتی مسیحیان جهان امروز نیز هرگز به چنین دستوری عمل نمیکنند و کمترین تجاوزی را با پاسخی شدیدتر که آن هم بر خلاف دستور اسلام است جواب میگویند.
جهاد اسلامی اهدافی را تعقیب میکند و آنچه ما را از دیگران جدا میسازد همین است. جهاد اسلامی برای خاموش کردن فتنهها، دفاع از خویشتن، محو شرک و بت پرستی و برای حمایت از مظلومان وضع شده است.
در قرآن کریم، در آیات مختلفی سخن از جهاد و وصف مجاهدان و پاداش آنان به میان آمده است و حتی خداوند به جهادگران بیدار سوگند یاد کرده است و فرموده: «سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفس زنان پیش میرفتند، سوگند به افروزندگان جرقه آتش(در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان)، سوگند به هجوم آوردندگان سپیده دم،(که آنچنان بر دشمن هجوم سریع میبرند) که گرد و غبار به هر سو پراکنند،(ناگهان) در میان دشمن ظاهر شدند».[۲]
از اینجا روشن میشود که جهاد آنچنان عظمتی دارد که حتی نفسهای اسبهای مجاهدان، شایسته سوگند است. و همچنین جرقههای ناشی از برخورد سمشان به سنگها و گردوغباری که در فضا پخش میشود. آری گرد و غبار صحنه جهاد هم پرارزش است.
خداوند در آیه ۲۵۱ سوره بقره به یک قانون کلی اشاره کرده و میفرماید: «و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند سراسر زمین فاسد میشود.» و در جایی دیگر یکی از فلسفههای تشریع جهاد را چنین بازگو میکند: «و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند. دیرها و صومعهها و معابد یهود و نصارا و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده میشود، ویران میگردد.»[۳]
از آن جا که هرگونه دعوت به خداپرستی بر ضد جبّارانی است که میخواهند مردم همچون خدا آنها را بپرستند! اگر آنها فرصت پیدا کنند تمام این مراکز را با خاک یکسان میکنند.
قرآن کریم یکی از خصوصیات یاران پیامبر(ص) را چنین بر میشمرد که: «در برابر کفار شدید و دلسختند» (اشدّاء علی الکفّار)[۴]، آری مؤمنان در میدان جهاد آنچنان می غرّند که نمیتوان تصور کرد، آنها همان کسانی اند که در خلوت شبانه شان با معبود گریه سر میدهند.
خداوند در آیه ۷۱ سوره نساء فرمان آماده باش دائمی به مسلمانان میدهد و برای حفظ موجودیت اجتماعشان میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، با کمال دقت مراقب دشمن باشید، مبادا غافلگیر شوید و از ناحیه آنها خطری به شما برسد.» سپس دستور میدهد که برای مقابله با دشمن از روشها و تاکتیکهای مختلف استفاده کنید و «در دستههای متعدد یا به صورت اجتماع، برای دفع دشمن حرکت کنید.» این آیه دستور جامع و همه جانبهای به تمام مسلمانان، در همه قرون و اعصار میدهد که برای حفظ امنیت خود و دفاع از مرزهای خویش دائماً مراقب باشند. و یکنوع آماده باش مادی و معنوی بطور دائم بر اجتماع آنها حکومت کند و حتی خداوند در آیه ۱۰۲ سوره نساء برای آنکه مسلمانان در میدان جنگ، موقع نماز از دشمن غفلت نکنند دستور نماز خوف را تشریع میکند و این چیزی جز توجه دادن مسلمانان به دشمن و لزوم هوشیاری و بیداری در همه مکانها و زمانها نیست.
و از طرفی خداوند به لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان تأکید کرده، میفرماید: در برابر دشمنان هرچقدر توانایی دارید از نیرو و قدرت و اسبهای ورزیده برای میدان آماده سازید. با این وسایل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید، «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوّةٍ و من رباط الخیل ترهبون به عدوّ اللّه و عدوّکم»[۵] در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار میدهد که در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید، بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجومهای احتمالی دشمن داشته باشید. تعبیر آیه به قدری وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانی تطبیق میکند و باید به عنوان یک شعار همگانی در همه جا تبیلغ شود. تأکیدات قرآن بر امر جهاد باعث شده است که مسلمانان در طول تاریخ این میدان را خالی نگذارند و در صحنههای مختلف حتی با نفرات کمتر، در میدان جنگ پیروز شوند.
مسلمانان با این شعار در میدانها حضور پیدا میکردند که ما در هر حال به «احدی الحسنیین» (یکی از دو نیکی) میرسیم، یا پیروز میشویم و یا در راه خدا و اعتقاد خود شهید میشویم که این خود نوعی پیروزی است در هر حال برای مسلمانی که در میدان جهاد حاضر میشود شکست معنا ندارد که این خود علاوه بر تقویت اراده و دادن انگیزه، دشمنان را نیز متحیر و مرعوب میکند. در عصر حاضر نیز استعمارگران از این تعالیم قرآن به شدت وحشت دارند و سعی بر دور کردن مسلمانان از مفاهیمی چون جهاد و شهادت دارند. امام علی(ع) دربارهٔ جهاد میفرمایند:«انّ الجهاد بابٌ من ابواب الجنّه فتحه اللّه لخاصّة اولیاءه ؛ جهاد، دری از درهای بهشت است که خداوند آنرا به روی خواص اولیاء خود باز کرده است»[۶] و حضرت امام خمینی (ره) میفرماید: «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.»
با این مقدمه، به بررسی ابعاد جهاد و مرور شخصیت مجاهدان از دیدگاه قرآن کریم میپردازیم در این بحث از تفسیر گرانقدر نمونه بهره بردهایم.
هنگامی که مسلمانان در مکه بودند مشرکان پیوسته آنها را آزار میدادند. مسلمانانی که مورد شکنجه و اذیت قرار میگرفتند مرتباً خدمت پیامبر میرسیدند و شکایت میکردند و اذن جهاد میخواستند. اما پیامبر به آنها میفرمود: صبر کنید، هنوز دستور جهاد به من داده نشده است. تا اینکه پیامبر از مکه به مدینه هجرت نمود. خداوند آیه ۳۹ سوره حج را نازل فرمود. این آیه که متضمن اذن جهاد است، نخستین آیهای است که دربارهٔ جهاد نازل شده است. خداوند در این آیه میفرماید: «خداوند به کسانی که از طرف دشمنان بر آنها جنگ تحمیل شده است اجازه جهاد داده است، چرا که آنها مورد ستم قرار گرفتهاند؛ اذن للّذین یقاتلون بانّهم ظلموا». سپس این اجازه را با وعده پیروزی از سوی خداوند تکمیل کرده، میفرماید: «و خداوند قدرت بر یاری کردن آنها را داراست» مسلمانان باید آنچه در توان دارند در عالم اسباب بکار گیرند و در انتظار یاری خداوند نیز باشند، این همان برنامهای بود که پیامبر اسلام در تمام مبارزاتش بکار میگرفت و پیروز میشد. در آیه ۱۹۰ سوره بقره نیز خداوند دستور مقاتله و مبارزه با کسانی که با مسلمانان میجنگند را صادر کرده و میفرماید: «با کسانی که با شما میجنگند در راه خدا پیکار کنید؛ و قاتلوا فی سبیل اللّه الّذین یقاتلونکم» تعبیر به «فی سبیل اللّه» هدف اصلی جنگهای اسلامی را روشن میسازد که جنگ در منطق اسلام هرگز بخاطر انتقامجویی یا جاه طلبی یا کشورگشایی نیست. بلکه تمام حرکات و رفتار هنگام و بعد از جنگ رنگ خدایی دارد. قرآن کریم در ادامه توصیه به رعایت عدالت، حتی در میدان جنگ و در برابر دشمنان کرده، میفرماید: «از حدّ تجاوز نکنید، چرا که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد». خداوند در آیه بعد با صراحت بیشتری دستور جهاد را بیان کرده و میفرماید: «آنها (همان مشرکانی که از هیچ گونه ضربه زدن به مسلمین خودداری نمیکنند) را هر کجا بیابید به قتل برسانید و از آنجا که شما را (از مکه) بیرون کردند، آنها را بیرون کنید»[۷]
چرا که این یک نوع دفاع عادلانه و مقابله به مثل منطقی است. خداوند در آیه ۱۹۲ همین سوره با اشاره به هدف جهاد در اسلام میفرماید:«با آنها پیکار کنید تا فته از میان برود و دین مخصوص خدا باشد» و بعد اضافه میکند: «اگر آنها (از اعتقاد نادرست خود) دست بردارند (مزاحم آنها نشوید زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست؛ و قاتلوهم حتّی لا تکون فتنه و یکون الدّین للّه فان انتهوا فلاعدوان الّا علی الظّالمین». نظیر این تعبیر در جای دیگر نیز آمده است: «و قاتلوهم حتّی لاتکون فتنه و یکون الدّین کلّه للّه فان انتهوا فانّ اللّه بما یعملون بصیر»[۸] در تفسیرهای اهل سنت و تفاسیر مختلف شیعه از امام صادق (ع) نقل شده است که چنین فرمود:«تأویل و تفسیرنهایی این آیه هنوز فرا نرسیده است و هنگامی که قائم ما قیام کند، کسانی که زمان او را درک کنند تأویل این آیه را خواهند دید، به خدا سوگند در آن موقع، دین محمّد به تمام نقاطی که شب پوشش آرام بخش خود را بر آن میافکند خواهد رسید تا در سراسر زمین مشرک و بت پرستی باقی نماند». در جای دیگر خداوند میفرماید: «در راه خدا پیکار کنید و بدانید خداوند شنوا و دانااست ؛ و قاتلوا فی سبیل اللّه و اعلموا انّ اللّه سمیعٌ علیم».[۹]
یکی دیگر از آیاتی که در آن به جهاد امر شده است آیه ۷۵ سوره نساء است. در این آیه دعوت به جهاد بر اساس تحریک عواطف انسانی میباشد. در این آیه خداوند میفرماید: «چرا شما در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکان مظلوم و بی دفاعی که در چنگال ستمگران گرفتار شدهاند مبارزه نمیکنید؟ (آیا عواطف انسانی شما اجازه میدهد که خاموش باشید و این صحنههای رقت بار را تماشا کنید؟) و مالکم لاتقاتلون فی سبیل اللّه و المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان».
در آین آیه شریفه ضمن دعوت به جهاد به یکی از اهداف متعالی جهاد در اسلام نیز اشاره شده است. رهایی و نجات مظلومین در هر جای عالم یکی از وظایف مردان مسلمانی است که قرآن را آویزه گوش خود کردهاند و اگر به این آیه نجات بخش قرآن به معنای واقعی عمل شده بود، در دنیای امروز انسانها اینگونه به استضعاف کشیده نشده بودند. خداوند در آیه بعد برای تشجیع مجاهدان و ترغیب آنها به مبارزه با دشمن و نیز مشخص ساختن صفوف و اهداف مجاهدان میفرماید: «افراد با ایمان در راه خدا و آنچه به سود بندگان خدا است پیکار میکنند ولی افراد بی ایمان در راه طاغوت و قدرتهای ویرانگر ؛ الّذین آمنوا یقاتلون فی سبیل اللّه و الّذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطّاغوت»[۱۰] این آیه نیز تأکیدی دیگر بر انگیزههای مجاهدان است. آنگاه که انگیزه جهاد الهی باشد، مجاهدان اجازه هرگونه برخورد و رفتار حتی در میدان جهاد را ندارند. در هر حال زندگی خالی از مبارزه نیست، منتهی جمعی در مسیر حق و عدّهای در راه باطل و شیطان پیکار میکنند. خداوند در ادامه آیه با تأکید بر جهاد میفرماید: «با یاران شیطان پیکار کنید و از آنها وحشت نداشته باشید؛ فقاتلوا اولیاء الشّیطان».
یکی دیگر از آیاتی که در آن خداوند فرمان به جهاد داده است. آیه ۷۸ سوره حج است، «و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمائید، و جاهدوا فی اللّه حقّ جهاده».
در آیه ۷۳ سوره توبه خداوند به پیامبر دستور شدت عمل در برابر کفار و منافقین را داده و میفرماید: «ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و در برابر آنها روش سخت و خشن در پیش گیر».
«یا ایّها النّبی جاهد الکفّار و المنافقین واغلظ علیهم» البته طرز جهاد در برابر کفار جهاد همه جانبه و مخصوصاً جهاد مسلحانه است و منظور از جهاد با منافقان انواع و اشکال دیگر مبارزه، غیر از مبارزه مسلحانه است مانند مذمت،توبیخ، تهدید و رسوا ساختن. خداوند علاوه بر آنکه به پیامبرش فرمان جهاد میدهد، یکی از وظایف او را تشویق و ترغیب مسلمانان و مؤمنین به جهاد بر میشمارد و میفرماید: «یا ایّها النّبی حرّض المؤمنین علی القتال ؛ ای پیامبر مؤمنان را به جنگ با دشمن تشویق کن»[۱۱] آیه فوق بیانگر اهمیت تقویت هرچه بیشتر روحیه سربازان میباشد و نیز یک دستور اسلامی به رهبر جامعه اسلامی است. خداوند در ادامه برای تشویق مسلمانان، خود نیز وعده نصرت و یاری داده، میفرماید: «اگر از شما بیست نفر سرباز با استقامت باشند بر دویست نفر غلبه خواهند کرد و اگر از شما صدنفر باشند بر هزار نفر از کافران غلبه میکنند» به این ترتیب مسلمانان نباید منتظر این باشند که از نظر نفرات جنگی با دشمن در یک سطح مساوی قرار گیرند بلکه حتی اگر عدد آنها یک دهم دشمن باشد باز وظیفه جهاد بر آنها فرض است. اما به دنبال دستور سنگین فوق خداوند آنرا چند درجه تخفیف میدهد و میگوید: «هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست در میان شما افرادی ضعیف و سست هستند، در این حال اگر از شما صد نفر سرباز با استقامت باشد بر دویست نفر غلبه میکنند و اگر هزار نفر باشند بر دوهزار نفر به فرمان خدا پیروز میشوند.»[۱۲] یعنی هنگامی که مسلمانان گرفتار ضعف و سستی شوند و در میان آنها افراد تازه کار و ناآزموده باشند مقیاس سنجش همان نسبت دو برابر است. واقعیت این است که در هیچ کدام از جنگهای صدر اسلام عدّه و تجهیزات مسلمین برتری بر عده و تجهیزات کفار نداشت و عامل پیروزی آنها، اعتقاد و عزم راسخ مسلمین و نصرت خداوند بود. و این مسأله در مورد جنگ عراق با ایران نیز صادق بود و ایرانیان در حالی ۸ سال در برابر عراق و تجاوز او ایستادند که تمام ابرقدرتها و دنیا پشت سر عراق بود و نیروی ایمان و امداد الهی بود که ایرانیان را در آخر سربلند کرد.
این همان وعده خداوند است که میفرماید:«یا ایّها الّذین آمنوا ان تنصروا اللّه ینصرکم و یثبّت اقدامکم ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میسازد.»[۱۳] و این است وعده نصرت خداوند.
نکتهای که به آن باید توجه داشت این است که برای انسانهای معمولی یک امر طبیعی است که جنگ ولو با دشمن و در راه خدا خوشایند نیست. در جنگ هم اموال و انسانها تلف میشوند و هم جراحتها و مشقات وجود دارد، البته برای عاشقان راه حق و کسانی که در سطح بالایی از معرفت قرار دارند جنگ با دشمنان حق شربت گوارایی است که آنان همچون تشنه کامان به دنبال آن میروند و مسلماً حساب آنها از حساب توده مردم جدا است. خداوند در آیه ۲۱۶ سوره بقره میفرماید:«جنگ (با دشمن) بر شما مقرر شده است، در حالی که از آن اکراه دارید؛ کتب علیکم القتال و هو کرهٌ لکم» و سپس به عنوان یک قانون کلی و اصل اساسی که حاکم بر قوانین تکوینی و تشریعی خداوند است اشاره کرده و میفرماید: «چه بسا از چیزی اکراه داشته باشید، در حالی که برای شما خیر است و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن برای شما شرّ است.»
خداوند در آیه ۱۶ سوره توبه مسلمانان را از طریق دیگری تشویق به جهاد کرده، متوجه مسؤولیت سنگین خود در این رابطه میکند که نباید تصور کنید تنها با ادعای ایمان همه چیز درست میشود. بلکه صدق نیت و درستی گفتار و واقعیت ایمان شما در مبارزه با دشمنان، آن هم یک مبارزه خالصانه و دور از هرگونه نفاق روشن میشود. نخست میگوید: آیا گمان کردید شما به حال خودتان رها میشوید و در میدان آزمایش قرار نخواهید گرفت، در حالی که هنوز مجاهدان شما و همچنین کسانی که جز خدا و پیامبر و مؤمنان محرم اسراری برای خود انتخاب نکردهاند، مشخص نشدهاند. در حقیقت جمله فوق دو مطلب را به مسلمانان گوشزد میکند و آن، اینکه تنها با اظهار ایمان کارها سامان نمییابد و شخصیت اشخاص روشن نمیشود، بلکه با دو وسیله، مردم آزمون میشوند. نخست جهاد در راه خدا و دوم ترک هرگونه رابطه و همکاری با منافقان و دشمنان که اولی دشمنان خارجی را بیرون میراند و دومی دشمنان داخلی را. در جای دیگر خداوند برای تأکید بیشتر میفرماید:«ما قطعاً همه شما را می آزمائیم، تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند(و مجاهد نماها و منافقان چه کسانی) ؛ و لنبلونّکم حتّی نعلم المجاهدین منکم و الصّابرین»[۱۴]
در آیه ۱۹ سوره محمد موضع گیریهای مختلف «مؤمنان» و «منافقان» در برابر فرمان جهاد روشن میشود. «کسانی که ایمان آوردهاند میگویند چرا سورهای نازل نمیشود» سورهای که در آن فرمان جهاد باشد و تکلیف ما را در برابر دشمنان سنگدل روشن سازد. این وضع حال مؤمنان راستین است. اما (منافقان هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل میگردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیمار دل را میبینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته است ( با نگاهی مات و مبهوت و چشمانی که حدقه آنها از کار ایستاده) به تو نگاه میکنند.»
میدان جهاد برای مؤمنان، میدان اظهار عشق به محبوب و میدان پایداری و مقاومت و پیروزی است. و در چنین میدانی ترس معنی ندارد. اما برای منافقان میدان مرگ و نابودی و بدبختی است، میدان شکست و جدایی از لذات دنیا است. میدانی است تاریک و ظلمانی با آیندهای وحشتناک و مبهم!
خداوند در آیه ۷۷ سوره نساء ضمن نکوهش کسانی که ابتدا منتظر فرمان جهاد بودند ولی بعد از نزول آیات جهاد، برای شرکت در میدان جهاد مسامحه کردند میفرماید: «راستی شگفت انگیز است (حال جمعیتی که در یک موقعیت نامناسب با حرارت و شور عجیبی تقاضا میکردند به آنها اجازه جهاد داده شود). و به آنها دستور داده شد که فعلاً خودداری کنید و به خود سازی و انجام نماز و تقویت نفرات خود و ادای زکات بپردازید، اما هنگامی که زمینه از هر جهت آماده شد و دستور جهاد نازل گردید، ترس و وحشت یکباره وجود آنها را را فرا گرفت و زبان به اعتراض در برابر این دستور گشودند و صریحاً گفتند: خدایا چرا به این زودی دستور جهاد را نازل کردی؟ چه خوب بود مدتی این دستور به تأخیر میافتاد».
پانویس
- ↑ انجیل متی، باب پنجم، شماره 39.
- ↑ سوره عادیات، آیات 5 ـ 1.
- ↑ سوره حج، آیه 40.
- ↑ سوره فتح، آیه 29.
- ↑ سوره انفال، آیه 60.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 27.
- ↑ سوره بقره، آیه 191.
- ↑ همان، آیه 244.
- ↑ سوره انفال، آیه 39.
- ↑ سوره نساء، آیه 76.
- ↑ سوره انفال، آیه 65.
- ↑ سوره انفال، آیه 66.
- ↑ سوره محمد، آیه 7.
- ↑ سوره محمد، آیه 31.







