فرهنگ مصادیق:چه تعداد کتب آسمانی داریم
محتویات
مقدمه
حکمت خداوند متعال مقتضی این بود که درهر برهه از زمان که انسانها از مسیر حق و عقیده توحید منحرف شده و به بیراهه کشیده شدهاند، افرادی از نوع بشر را به عنوان نبی و پیامبر از میانشان برگزیند تا آنها را در مسیر عقیده صحیح و وحدانیت الهی سوق دهند؛ از عذابهای الهی ترسانده و به نعمتهای اخروی بشارت دهند و آنها را از سرانجام و عاقبت اعمال نیک و عقوبت اعمال بد از قبیل کفر و شرک و ... مطلع سازند.
برای انجام این مهم، خداوند متعال دستورات و احکامی که هر پیامبر مأمور ابلاع آنها بود را در قالب یک کتاب- که البته هر کدام از کتابها طبق اقتضای زمان، تدریجی یا یکباره نازل میشد- به پیامبران فرو فرستاد. آیه (۲۱۳) سوره بقره به خوبی بیانگر این مطلب میباشد: « کَانَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَی اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ» (مردم امتی یگانه بودند، پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم دهنده برانگیخت و با آنان کتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داوری کند و جز کسانی که [کتاب] به آنان داده شد پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد به خاطر ستم [و حسدی] که میانشان بود [هیچ کس] در آن اختلاف نکرد، پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند به توفیق خویش به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند هدایت کرد و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت میکند).
از این آیه استنباط میشود که خداوند متعال به همراه هر کدام از پیامبران کتابی فرو فرستاد تا به وسیله آن در میان مردم به قضاوت پرداخته حق و باطل را مشخص کرده و عدل را اجرا نموده و از ظلم جلوگیری کنند.
همچنین آیه فوق این را میرساند که تعداد کتابهای نازل شده بر پیامبران الهی بسیار زیاد بوده است، که ایمان و اعتقاد داشتن به همه آنها به طور اجمالی واجب است.
اما نام چهار کتب و تعدادی از مصاحف به صراحت در قرآن کریم آمده است که ایمان تفصیلی به آنها بر هر مسلمانی واجب است.
کتابهای چهارگانه آسمانی
چنان که قبلا ذکر شد، تعداد کتابهایی که بر پیامبران نازل شدهاند، بسیار زیاد هستند، اما نام چهار کتاب به صراحت در قرآن کریم ذکر شده و نیز مشخص شده است که هر کدم از این چهار کتاب به کدام یک از پیامبران الهی نازل شده است. این چهارکتاب عبارتند از:
۱ـ زبور؛ زبور نام کتابی است که خداوند متعال بر حضرت داود علیه السلام نازل فرموده است. چنان که در قرآن مجید آمده است: «وَآتَیْنَا دَاوُودَ زَبُورًا» (و به داوود زبور بخشیدیم)[۱]
"زبور" در لغت به معنای "کتاب"، است که جمع آن "زُبُر" میآید؛ «کُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ» (و هر چه کردهاند در کتابها[ی اعمالشان درج] است)
۲ـ تورات؛ تورات نام کتابی است که بر حضرت موسی علیه السلام نازل شد. البته این کتاب (تورات) غیر از صحیفههایی است ک بر حضرت موسی نازل شده است. (تورات، لفظ عبرانی است به معنای: تعلیم و شریعت) قرآن مجید میفرماید: «نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاهَ وَالإِنجِیلَ* مِن قَبْلُ هُدًی لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِآیَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَاللّهُ عَزِیزٌ ذُو انتِقَامٍ» (این کتاب را در حالی که مؤید آنچه [از کتابهای آسمانی] پیش از خود میباشد به حق [و به تدریج] بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را پیش از آن برای رهنمود مردم فرو فرستاد و فرقان را نازل کرد، کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند بی تردید عذابی سخت خواهند داشت و خداوند شکست ناپذیر و صاحب انتقام است)[۲] همچنین در حدیث شفاعت هنگامی که مردم برای طلب شفاعت نزد حضرت ابراهیم علیه السلام میروند، ایشان در جواب آنها میفرماید:«لست هناکم، ائتوا موسی عبدا کلمه الله و أعطاه التوراه».
۳ـ انجیل؛ نام کتابی است که خداوند متعال آن را بر حضرت عیسی علیه السلام نازل فرمود؛« وَقَفَّیْنَا عَلَی آثَارِهِم بِعَیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاهِ وَآتَیْنَاهُ الإِنجِیلَ فِیهِ هُدًی وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاهِ وَهُدًی وَمَوْعِظَهً لِّلْمُتَّقِینَ» (و عیسی پسر مریم را به دنبال آنان (پیامبران دیگر) درآوردیم در حالی که تورات را که پیش از او بود تصدیق داشت و به او انجیل را عطا کردیم که در آن هدایت و نوری است و تصدیق کننده تورات قبل از آن است و برای پرهیزگاران رهنمود و اندرزی است)[۳]. انجیل لغت یونانی است به معنای "بشارت".
۴ـ قرآن: نام کتابی است که خداوند متعال آن را بر آخرین پیامبرش حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم نازل فرموده است؛ « کَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّهِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ» (و بدین گونه قرآن عربی را به سوی تو وحی کردیم تا [مردم] مکه و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی و از روز گردآمدن [خلق] که تردیدی در آن نیست بیم دهی، گروهی در بهشتند و گروهی در آتش)[۴].
قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی است که خداوند بر آخرین پیامبر نازل نموده است، این کتاب عظیم الشأن از حیث مقام و شرافت بر تمامی کتب آسمانی دیگر فضیلت دارد که خداوند متعال مسئولیت حفاظت و نگهداری آن را از هر گونه تحریف و تغییری تا روز قیامت بر عهده گرفته است؛ « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (بی تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردهایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود)[۵]
صحیفههای آسمانی
در قرآن مجید آیاتی است که بیانگر نزول صحیفه بر تعدادی از انبیا میباشند. به عنوان مثال در سوره "أعلی" آمده است: «إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَی صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی» (قطعا در صحیفههای گذشته این [معنی] هست؛ صحیفههای ابراهیم و موسی)[۶].
درمورد تعداد صحیفهها و اینکه به کدام یک از پیامبران صحیفه نازل شده است بین علما اختلاف نظر وجود دارد. اما در مجموع در این مورد سه نظریه در بین علما مشهور است که عبارتند از:
۱ـ تعداد ۱۰۰ صحیفه نازل شده است که ۶۰ صحیفه به حضرت شیث علیه السلام، ۳۰ صحیفه به حضرت ابراهیم علیه السلام و ۱۰صحیفه دیگر- قبل از نزول تورات- بر حضرت موسی علیه السلام نازل شده است.
۲ـ تعداد ۱۰۰ صحیفه نازل شده است؛ ۵۰ صحیفه به حضرت شیث علیه السلام، ۳۰ صحیفه به حضرت ادریس علیه السلام و ۲۰ صحیفه دیگر به طورمساوی به حضرت ابراهیم و موسی علیهما السلام نازل شدهاند.
۳ـ تعداد ۱۱۰ صحیفه نازل شده است، ۵۰ صحیفه به حضرت شیث علیه السلام، ۳۰ صحیفه به حضرت ادریس علیه السلام، ۲۰ صحیفه به حضرت ابراهیم علیه السلام و در مورد ۱۰ صحیفه دیگر اختلاف است که برخی میگویند به حضرت آدم علیه السلام و برخی میگویند به حضرت موسی علیه السلام نازل شدهاند. اما قول محققانه این است که بدون اینکه صحیفهها را منحصر در تعدادی خاص نمود، همانگونه که در قرآن به طور مطلق ذکر شدهاند، اجمالاً به آنها معتقد بود و اعتراف نمود که خداوند چنین صحیفههایی را نازل فرموده است.
در کتب آسمانی چه مطالبی ذکر شده است؟
مضامین تمام کتابها و صحیفههای آسمانی در اصول عقاید و ارکان ششگانه آن (ایمان به خدا، ملائکه، کتابها، پیامبران، قیامت و قضا و قدر) مشترک میباشد و در همه آنها مطالبی از قبیل، تخلّق به اخلاق حسنه و اجتناب از اخلاق بد و رذیله به چشم میخورد.
اما کتابهای آسمانی در زمینه احکام عملی و مسایل فقهی با یکدیگر متفاوتند، زیرا احکام عملی با در نظر گرفتن نیازها، مصلحت واستعداد مردم همان زمان نازل میشد.
نکته قابل توجه در این مورد این است که با توجه به تغییرات و تحریفاتی که به استثنای قرآن، متوجه دیگر کتابهای آسمانی شده است، نمیتوان از متون آنها صحیح را از ناصحیح و حق را از باطل متمایز نموده و نقل کرد، اما بسیاری از مطالب و مفاهیمی که در کتابها و صحیفههای گذشته آمده است را میتوان در قرآن کریم که از هر گونه تغییر و تحریفی مصون مانده است، مشاهده نمود که برخی از این مضامین عبارتند از:
الف- خداوند متعال خالق، رازق، محیی و ممیت و پروردگار کائنات است، و انسانها مسئول اعمال خویش بوده و به صورت عادلانه نتیجه اعمال خود را میبینند. چنانکه قرآن کریم به نقل از کتب گذشته به همین مطالب اشاره دارد و میفرماید: « أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِمَا فِی صُحُفِ مُوسَی* وَإِبْرَاهِیمَ الَّذِی وَفَّی* أَلَّا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَی* وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی* وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَی* ثُمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَی* وَأَنَّ إِلَی رَبِّکَ الْمُنتَهَی* وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَی* وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْیَا* وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَی* مِن نُّطْفَهٍ إِذَا تُمْنَی* وَأَنَّ عَلَیْهِ النَّشْأَهَ الْأُخْرَی* وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَی وَأَقْنَی* وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَی» (یا بدانچه در صحیفههای موسی [آمده] خبر نیافته است و [نیز در نوشتههای] همان ابراهیمی که وفا کرد و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست و [نتیجه] کوشش او به زودی دیده خواهد شد، سپس هر چه تمامتر وی را پاداش دهند و اینکه پایان [کار] به سوی پروردگار توست و هم اوست که میخنداند و میگریاند، و هم اوست که می میراند و زنده میگرداند، و هم اوست که دو نوع میآفریند، نر و ماده ز نطفهای چون فرو ریخته شود، و هم پدید آوردن [عالم] دیگر بر [عهده] اوست، و هم اوست که [شما را] بی نیاز کرد و سرمایه بخشید، و هم اوست پروردگار ستاره شعری)[۷]
ب- رستگاری انسان در تزکیه نفس است که "نماز" و "ذکر" از جمله راههای رسیدن به تزکیه نفس است. قرآن کریم میفرماید:« قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّی* وَذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی* بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا* وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ وَأَبْقَی* إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَی* صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی» (رستگار شد آن کس که خود را پاک گردانید و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد، لیکن [شما] زندگی دنیا را بر میگزینید با آنکه [جهان] آخرت نیکوتر و پایدارتر است، قطعا در صحیفههای گذشته این [معنی] هست؛ صحیفههای ابراهیم و موسی)[۸].
ج- در کتاب تورات، هدایت و نور قرار دارد: « إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاهَ فِیهَا هُدًی وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ» (ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایی بود نازل کردیم پیامبرانی که تسلیم [فرمان خدا] بودند به موجب آن برای یهود داوری میکردند)[۹]
د- کتاب انجیل نیز شامل احکام نورانی و هدایتگر بوده و حضرت عیسی علیه السلام مؤیّد تورات و احکام آن است: « وَقَفَّیْنَا عَلَی آثَارِهِم بِعَیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاهِ وَآتَیْنَاهُ الإِنجِیلَ فِیهِ هُدًی وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاهِ وَهُدًی وَمَوْعِظَهً لِّلْمُتَّقِینَ وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الإِنجِیلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِیهِ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (و عیسی پسر مریم را به دنبال آنان (پیامبران دیگر) درآوردیم در حالی که تورات را که پیش از او بود تصدیق داشت و به او انجیل را عطا کردیم که در آن هدایت و نوری است و تصدیق کننده تورات قبل از آن است و برای پرهیزگاران رهنمود و اندرزی است و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند آنان خود نافرمانند)[۱۰]
البته مطالب دیگری نیز در کتابها و صحیفههای آسمانی گذشته ذکر شده است که موارد فوق خلاصهای از آنها است و دیگر مطالب همانهایی است که قرآن نیز آنها را ذکر کرده و یا تائید نموده است.
حکمت نزول کتابهای آسمانی
برخی از حکمتهای الهی از نزول کتابها و صحیفههای آسمانی عبارتند از:
الف- توضیح و تشریح عقیده توحید و بیان ملزومات اصول و ارکان دین: ایمان به خدا مطابق با فطرت انسانی است که نیازی به تعلیم و ارشاد چندانی ندارد. چنان که آیه ۳۰ سوره روم به همین مطلب اشاره دارد و میفرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» (پس روی خود را با گرایش تمام به حق به سوی این دین کن با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است، آفرینش خدای تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمیدانند).
اما با وجود فطری بودن ایمان به خدا، کیفیت این ایمان و شناخت صفات الهی و حقایقی که فقط با فطرت قابل درک نیستند، نیاز به تبیین و تشریح دارند که کتابهای آسمانی مسایل و حقایق مربوط به ایمان را تبیین میکنند. دعوت مشترک تمامی پیامبران به توحید و معرفی صفات الهی دلیل واضحی است بر این مطلب، آنجا که همه انبیا خطاب به قوم خود میفرمودند: « یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ إِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ» (ای قوم من خدا را بپرستید که برای شما معبودی جز او نیست من از عذاب روزی سترگ بر شما بیمناکم)[۱۱]
ب: تصحیح اشتباهات و انحرافات عقیدتی: با بعثت هر پیامبر در یک قوم، مسایل عقیدتی و دینی آن قوم بر جاده صحیح قرار میگرفت، اما بعد از مدتی که با وفات پیامبر مبعوث شده در آن قوم دوران رسالتش به پایان میرسید، مردم به مرور زمان دچار انحراف در عقیده شده و در منجلاب هواهای نفسانی و وساوس شیطانی قرار میگرفتند، وقتی انسانها در این موقعیت از سطح انحرافات عقیدتی قرار میگرفتند، خداوند متعال پیامبر دیگری را در میان آنان مبعوث میکرد و به همراه پیامبر، کتابی را که در آن عقاید صحیح و دستورات خداوندی در ابعاد مختلف عقیدتی و عبادی، مورد تذکر قرار گرفته بود، نازل میفرمود و پیامبر مبعوث شده از جانب خدا، توسط این کتاب انحرافات عقیدتی مردم را از بین برده و آنان را در مسیر حق و حقیقت رهنمون میساخت، آیه ۲۵سوره مبارکه حدید به همین مطلب اشاره دارد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » (به راستی [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند)
ج: نیاز بشر به مرجع در مسایل عقیدتی و عبادی: چنان که قبلاً ذکر شد، دوران زندگی هر پیامبری در میان قوم و امتش بسیار مختصر و محدود بود، لذا پس از وفات پیامبر، افراد امت نیاز به یک مرجع و منبعی داشتند تا در مسایل عقیدتی و عبادی به آن مرجع، مراجعه کرده و در پرتو آن احکام فقهی خویش را استنباط نمایند، که در غیاب پیامبر، وجود کتاب آسمانی میتواند به عنوان بهترین و معتبرترین منبع و مرجع برای افراد امت باشد.
د: گسترش دعوت و انتشار آن از حیث زمان و مکان: با توجه به محدود بودن عمر پیامبران و همچنین محصور بودن دعوت آنان در یک منطقه خاص، ابلاغ رسالت پیامبران، که همان عقیده توحید و ربوبیت الهی به تمام انسانها در اقصی نقاط دنیا تا قیام قیامت میباشد، فقط به وسیله شخص پیامبر امکان پذیر نیست که برای تحقق این مهم، کتابهای آسمانی که از پیامبران به جا میماند بهترین جانشین آنان در این زمینه میباشند. نقش قرآن کریم به عنوان آخرین و کاملترین کتاب آسمانی در ابلاغ رسالت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم که برای تمام انسانها فرستاده شدهاند: «انا ارسلناک کافه للناس بشیرا و نذیرا»، بسیار ملموس و قابل ملاحظه است.
قرآن کریم ناسخ کتابهای آسمانی پیشین
از مهمترین جوانب ایمان به کتابها و صحیفههای آسمانی ایمان آوردن به قران کریم به عنوان آخرین کتاب الهی است. در مورد ایمان به قران کریم، باور داشتن به موارد ذیل نیز واجب است:
۱ـ خداوند متعال قرآن کریم را به محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم نازل فرمود و همان گونه که رسالت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم شامل تمامی انسانها میشود، قرآن کریم با تمام دستورات و احکام خویش نیز، بر تمام افراد جامعه بشری نازل شده است. خداوند متعال میفرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّهً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» (ما تو را جز [به سمت] بشارتگر و هشداردهنده برای تمام مردم نفرستادیم لیکن بیشتر مردم نمیدانند)[۱۲]
۲ـ قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی است که از سوی خداوند به سوی بندگان نازل شده است، همان طور که حضرت محمد صلی الله علیه وسلم آخرین پیامبر و فرستاده الهی به سوی بندگان میباشد. خداوند متعال میفرماید: « مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا» (محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزی داناست)[۱۳]
همچنین آنحضرت صلی الله علیه وسلم در حدیثی میفرماید:«مثلی و مثل الأنبیاء من قبلی کمثل رجل بنی بیتاً فأحسنه و أجمله إلا موضع لبنه من زاویته، فجعل الناس یطوفون به، و یعجبون له و یقولون: هلا وضعت هذه اللبنه، فأنا اللبنه و أنا خاتم النبیین» ( مثال من و مثال پیامبران قبل از من، مانند این است که شخصی خانهای بنا میکند و او را تزئین مینماید، و فقط جای یک خشت از یک گوشه خانه را خالی میگذارد. مردم شروع به طواف و گرد
در اطراف این خانه میکنند و با تعجب میگویند: کاش این آجر گذاشته میشد. من همان [آخرین] آجر هستم. و من آخرین پیامبران هستم)
۳ـ قرآن کریم ناسخ تمام کتابها و صحیفههای آسمانی پیشین است. آیه ۳۳سوره مبارکه توبه به همین مطلب اشاره دارد، آنجا که میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» (او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش نداشته باشند».
در این آیه مراد از "دین الحق"، دین اسلام است که به عنوان آخرین دین و ناسخ کننده دیگر ادیان الهی، از جانت خداوند متعال نازل شد و آخرین کتاب آسمانی نیز قرآن کریم است که بالتبع این کتاب، ناسخ دیگر کتابهای آسمانی است.
۴ـ خداوند متعال، قرآن را نگهبان و محافظ دیگر کتابهی آسمانی قرار داده است، به طوری که توضیحات و توصیفاتی که قرآن از کتابهای آسمانی قبل از خود ارائه میدهد، هر نوع تحریف و تغییری در این کتابهای آسمانی وارد میشود را واضح و معرفی مینماید، خداوند متعال میفرماید: «وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ» (و ما این کتاب (قرآن) را به حق به سوی تو فرو فرستادیم در حالی که تصدیق کننده کتابهای پیشین و حاکم بر آنهاست)[۱۴].
۵ـ ازآنجایی که قرآن کریم، آخرین کتاب آسمانی است و خداوند متعال آن را به عنوان آخرین برنامه زندگی برای تمام انسانها تا قیامت قرار داده است، حفاظت این کتاب آسمانی را نیز بر عهده گرفته است. آیات ذیل به همین نکته تصریح دارند:
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» ( بی تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کردهایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود)[۱۵]
« وَإِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ» (و به راستی که آن کتابی ارجمند است، از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمیآید، وحی [نامه]ای است از حکیمی ستوده[صفات])[۱۶]
تاثیر ایمان به کتابهای آسمانی در زندگی انسانها
در اینکه خداوند متعال با فرستادن پیامبران و نزول کتابهای آسمانی به انسانها ارزش و کرامت قائل شده و آنها را مورد منت و لطف و احسان خویش گردانیده است هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. هر انسان عاقلی که در قلبش ذرهای ایمان وجود داشته باشد، در اعماق وجودش این نکته را احساس میکند که خداوند متعال انسان را به حال خودش رها نکرده تا در میان فتنهها و دگرگونیهای دنیا مسیر زندگی را بپیماید، بلکه علاوه بر اینکه در او نیروی عقل و شعور را به ودیعت گذاشته است، وی را به وسیله وحی و ارسال پیامبران و نزول کتابهای آسمانی مورد اکرام و اعزاز قرار داده است.
لذا انعام و اکرام خداوند بر انسانها، که نزول کتابهای آسمانی یکی از نعمتهای الهی است، مستلزم شکر قولی و عملی و محبت قلبی با ذات خداوند را میطلبد مظاهر شکر الهی و محبت بنده با خداوند را میتوان در دو مورد ذیل خلاصه کرد:
۱ـ اطاعت از خدا و رسول الله صلی الله علیه وسلم و رعایت تقوا و پرهیزگاری و نیز اعتقاد داشتن به این موضوع که تخلّق به اخلاق قرآن یعنی تخلق به اخلاق رسول الله صلی الله علیه وسلم، و اذعان به اینکه قرآن کریم علاوه بر اینکه در بیان اصول ایمان و دیگر مکارم اخلاقی با کتابهای آسمانی پیشین، مشترک میباشد، بسیاری از اوامر و نواهی را در خود جای داده که عمل به آنها انسان را به بهترین راه، رهنمون میسازد. خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا» (قطعا این قرآن به [آیینی] که خود پایدارتر است راه مینماید و به آن مؤمنانی که کارهای شایسته میکنند مژده میدهد که پاداشی بزرگ برایشان خواهد بود)[۱۷]
۲ـ ارتباط با قرآن کریم، تلاوت و تدبر در آیات آن، و توجه به اسلوب فصاحت و بلاغت و اعجاز این کتاب آسمانی و در کنار آن، بررسی و پژوهش در زمینه بقایای کتابهایی که امروزه در اختیار پیروان دیگر ادیان است و مورد تحریف و تغییر قرار گرفتهاند، و مقایسه بین قرآن و دیگر کتابهای آسمانی، هر انسان منصفی را به این نتیجه میرساند که قرآن کریم تنها کتابی است که از هر گونه تحریف و تغییری مصون مانده است. لذا تنها کتابی که به طور قطع و یقین میتواند انسانها را به فلاح و رستگاری دنیا و آخرت برساند و سعادت ابدی را به آنها عنایت کند، قرآن کریم است. چنان که خداوند متعال نیز به این نکته تصریح فرموده و خطاب به همه انسانهایی که پس از نزول قرآن کریم پا به عرصه گیتی نهادهاند میفرماید: «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا» (آیا در [معانی] قرآن نمیاندیشند، اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیاری مییافتند)[۱۸]







