کتابخانه:پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ج3
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ج3
http://download.ghbook.ir/download.php?id=4010&file=2839-fa-pajoheshi-dar-ejaze-elmiye-qoran.pdf
مشخصات کتاب
سرشناسه : رضایی اصفهانی محمدعلی - ۱۳۴۱
عنوان و نام پدیدآور : پژوهشی در اعجاز علمی قرآن محمدعلی رضایی اصفهانی مشخصات نشر : رشت کتاب مبین ۱۳۸۱.
مشخصات ظاهری : ۲ ج در یک مجلدنمودار
شابک : 964-91072-8-x۴۰۰۰۰ریال (دوره ؛ 964-92400-6-3(ج ۱) ؛ 964-92400-7-1(ج ۲)
وضعیت فهرست نویسی : فهرستنویسی قبلی یادداشت : چاپ قبلی کتاب مبین ۱۳۸۰؛ (با فروست
یادداشت : ص ع بهانگلیسی M. A. Rezai. The critical study of the quran's scientific miraculousness.
یادداشت : کتابنامه مندرجات : ج ۱. علوم کیهانشناسی و ریاضیات .-- ج ۲. علوم زیستشناسی و پزشکی موضوع : قرآن و علوم موضوع : قرآن -- اعجاز
رده بندی کنگره : BP۱۰۳/۶/ر۵۴پ۴ ۱۳۸۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۵۸
شماره کتابشناسی ملی : م۸۱-۴۸۰۴۴
فصل دوم: قرآن و درمان بیماریها
الف: قرآن و درمان بیماریهای روانی و روحی:
الف: قرآن و درمان بیماریهای روانی و روحی:
همانگونه که بیان شد قرآن کریم بیماریها را منحصر به بیماری جسمی نمیداند بلکه میفرماید که گاهی دل و قلب و روح انسان بیمار میشود و در این هنگام خداوند یک نسخه شفابخش و طبیب حاذق فرستاده تا انسان را از بیماری نجات بخشد. خداوند قرآن را به عنوان شفا معرفی میکند:
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ «1» «و ما آنچه از قرآن فرستادیم شفای دل و رحمت الهی برای مؤمنین است.»
علاوه بر آنها یاد و ذکر خود را شفای بیماری قلب و روح انسان قرار داد.
چنانچه حضرت علی (ع) در دعای کمیل میفرماید:
یا من اسمه دواء و ذکره شفاء «ای کسی که نام تو دارو و یاد تو شفاست.»
حضرت علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) به عنوان پزشک یاد میکند و در مورد ایشان میفرماید:
«طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی (امضی) مواسمه یضع ذلک حیث الحاجة الیه و آذان صمّ و السنة بکم متبع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن العبرة. «2»»
«او طبیبی است سیّار که با طب خویش همواره به گردش میپردازد مرهمهایش را به خوبی آماده ساخته حتی برای مواقع اضطرار و داغ کردن محل زخمها ابزارش را گداخته است (تا آنجا که مورد نیاز است قرار دهد) برای قلبهای نابینا، گوشهای کر، زبانهای گنگ، با داوری خود در جستجوی بیماران فراموش شده و سرگردان است.»
__________________________________________________
(1) اسراء/ 82.
(2) نهج البلاغه.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 406
تذکر: ما در فصل قرآن و بهداشت، مباحثی پیرامون بهداشت روانی بیان کردیم، از این رو در این قسمت به همین مقدار اکتفا میکنیم.
ب: قرآن و درمان بیماریهای جسمی:
1. عسل:
اشاره
1. عسل:
عسل غذای شیرینی است که اغلب به صورت مایع بوده و از زنبور عسل به دست میآید. در قرآن کریم از مواد غذایی مختلفی نام برده شده است اما تنها در مورد عسل است که آن را «شفا» نامیده است.
قال اللّه تعالی: وَ أَوْحی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ. «1»
«و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی» و الهام غریزی نمود که: از کوهها و ثمرات گلها بخور و راههایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است به راحتی بپیما؛ از درون شکم نوشیدنی با رنگهای مختلف خارج میشود. که در آن شفا برای مردم است.»
نکات تفسیری:
نکات تفسیری:
آیات فوق نکات ارزندهای را در مورد زنبور عسل یادآور میشود، مثل وحی به آنان که در اینجا با توجه به ریشه لغوی (اشاره مخفی سریع) آمده است (یعنی وحی اصطلاحی که توسط جبرئیل بر پیامبران نازل میشود، مقصود نیست) و یا مسئله خانهسازی زنبوران که از محل بحث ما خارج است. «2»
قرآن کریم در آیه فوق از عسل به عنوان «شراب» یاد کرده است. و در آیه دیگری که در مورد بهشت است از «جویهایی از عسل مصفّی» وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی «3» سخن میگوید.
تاریخچه:
تاریخچه:
عسل از زمانهای قدیم مورد توجه بشر بوده است. علاوه بر جنبه غذائی آن، در زمان
__________________________________________________
(1) نحل/ 68- 69.
(2) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 11، ص 259.
(3) محمد (ص)/ 15.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 407
«بقراط» و در متون «تورات» به عنوان یک ضد عفونی کننده در بیماریهای پوستی و زخمها مورد توجه بوده است. «1»
در کتاب مقدس میگوید: «همواره در اراضی مقدسه شیر و عسل جاری است.» «2»
فقیرترین و بیچارهترین مردم عسل را توانند خورد. «3»
حکمتها و اسرار علمی:
اشاره
حکمتها و اسرار علمی:
بسیاری از صاحبنظران، مفسران و پزشکان در مورد اهمیت غذائی و دارویی (شفابخشی) عسل سخن گفته و بر قرآن کریم آفرین گفتهاند که آن را «شفا» خوانده است.
در این میان یکی از کاملترین تحقیقات در این زمینه را از نظر میگذرانیم. و به برخی دیگر اشاره خواهیم کرد:
«دکتر عبد الحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز» نتایج تحقیقات، تجارب و آزمایشات علمای جهان به ویژه در روسیه و آمریکا را جمعآوری کردهاند و این گونه گزارش میکنند:
اول: مواد تشکیل دهنده عسل: عسل دارای بیش از 70 ماده مختلف است:
1. عسل مهمترین منبع مواد قندی طبیعی است و تا کنون 15 نوع قند در آن کشف گردیده است که از مهمترین آنها میتوان به فرکتوز (قند میوه) به نسبت 40% و گلوکز (قند انگور) به نسبت 30% و قند نیشکر به نسبت 40% [اشاره کرد.] و در مجموع یک کیلو گرم عسل 3250 کالری حرارت میدهد.
2. عسل به لحاظ داشتن برخی از انواع مواد تخمیری در تبادلات غذایی و کمک به هضم غذا در میان خوراکیها بالاترین مرتبه را دارد. مهمترین مواد تخمیری موجود در عسل عبارتند از آمیلاس (esalymA) که مواد نشاستهای را مبدل به قند میکند و اینورتاس (esatrevnI) که قند معمولی را به قند انگور و قند میوه مبدل میسازد و نیز کاتالاس (esalataC)، پروکسیداز (esadixoreP) و لیپاز (esapiL) 3. عسل دارای ویتامینهای بسیار است که از جمله مهمترین آنها ویتامین 5 B, 2 B, B، (اسید نیاسین)، B 6 (پرودکسین)، ویتامین C، ویتامین K، ویتامین E و ویتامین A. هر چند مقدار این ویتامینها در عسل زیاد نیست، ولی کافی و مفید میباشد. عسل مکان
__________________________________________________
(1) طب در قرآن، ص 203.
(2) سفر خروج، باب 3، آیه 17.
(3) ر. ک: قاموس کتاب مقدس، مستر هاکس، ص 612.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 408
مناسبی برای حفظ این ویتامینهاست. البته مقدار این ویتامینها بستگی به نوع شیرهای دارد که زنبور از گلها میگیرد.
4. عسل دارای انواع پروتئین، اسیدهای آمینه و اسیدهای آلی مثل اسید فورمیک (dicA cimroF)، مشتقات کلروفیل، مقداری آنزیم و محرکهای حیاتی (srotalumitsoiB) و رایحههای معطر میباشد.
5. املاح معدنی در عسل فراوانند از جمله: کلسیم، سدیم، پتاسیم، منگنز، آهن، کلر، فسفر، گوگرد و ید. املاح موجود در عسل 002/ 0% وزن آن را تشکیل میدهد.
6. بسیاری از محققین تأکید دارند که عسل دارای عوامل قوی ضد میکروب میباشد.
همچنین اعتقاد بر این است که عسل دارای هورمون نباتی و نوعی هورمون جنسی (از مشتقات استروژن) است. میبینیم که عسل مادهای است بسیار پیچیده و البته ممکن است با توجه به نوع گلهائی که زنبورها از آن تغذیه میکنند، عسل مناطق مختلف اندک تفاوتی با هم داشته باشند. «1»
دوم: خاصیت ضد میکروبی و ضد عفونی عسل: دانشمندان تأکید دارند که میکروبهایی که عامل بیماری انسانها هستند قادر به ادامه حیات در عسل نیستند و عملا عسل آنها را از بین خواهد برد. برای این خاصیت عسل نظریات بسیاری ارائه گردیده که از جمله آنها موارد زیر را میتوان نام برد:
1. وجود اسید فورمیک (dicA cimroF) در عسل که یک ماده ضد میکروب است.
2. بالا بودن میزان مواد قندی موجود در عسل که 80% از ترکیب آن را در بر میگیرد.
خرما نیز به دلیل داشتن ترکیبات قندی بالا همین خاصیت را دارد و میکروب در آن رشد نمیکند.
3. وجود موادی که مانع از رشد میکروب میشوند (eritibihnI lireretcabitnA) این مواد توسط زنبور ساخته میشود و در عسلهای مصنوعی وجود ندارد. این نظریه نسبت به سایر نظریهها از اهمیت بیشتری برخوردار است.
4. وجود آب اکسیژنه در عسل (edixoreP neyordyH 2 o 2 H) که مادهای است میکروبکش.
__________________________________________________
(1) ر. ک: طب در قرآن، ص 196- 197 و نیز نعمت صدقی، معجزة القرآن، ص 83- 87 که خواص عسل را با ذکر آیات آن بررسی میکند. همچنین دکتر صادق عبد الرضا علی، القرآن و الطب الحدیث، ص 100 به بعد ایشان پس از ذکر آیه 68 سوره نحل مواد تشکیل دهنده و انواع عسل (السنط- الزعرور- البرتقال- الحنطة السوداء- الزیزفون) را مورد بررسی قرار میدهد. همچنین استاد آیة اللّه معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 175- 178 که خواص عسل و مواد آن را ذکر میکنند و نکاتی علمی در این مورد بیان میدارند و آن را حاوی بیش از 70 ماده میدانند و از دکتر نزار الدقر، در کتاب مع الطب فی القرآن الکریم، ص 182- 191 مطالبی را میآورند.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 409
واقعیت این است که خاصیت ضد میکروبی عسل در نتیجه وجود تمام عوامل یاد شده میباشد.
اما خاصیت ضد عفونی عسل، دست عسل اغلب مواد غذایی از قبیل شیر و عصارههای گیاهی و غذاهای پخته است و هیچگونه قارچی در آن رشد نمیکند، فاسد نمیگردد، رنگ، بو و طعم آن عوض نمیشود مشروط به اینکه آن را دور از رطوبت نگهداری نمایند. «1»
سوم: عسل و طب اطفال: عسل برای کودک هم یک ماده غذایی است «2» و هم یک داروی بسیار ارزشمند زیرا:
1. گلبولهای قرمز خون را افزایش داده و رنگ آن را شفافیت میبخشد.
2. حال عمومی کودک را به نحو قابل ملاحظهای بهبود میبخشد. بویژه کودکانی که از نارساییهای دستگاه گوارش از قبیل اسهال، نارسایی در جذب مواد غذایی و یا سوء تغذیه و کم خونی رنج میبرد.
3. خاصیت ضد میکروبی آن، کودکان را از خطر ابتلای به بیماریهای انگلی و عفونی مصون میدارد.
4. باعث بهبودی کودکان بیمار شده و وزن آنها را افزایش میدهد.
5. به درآمدن دندان کودکان کمک کرده و از پوسیدگی آنها جلوگیری مینماید.
6. نیاز کودک را به ویتامین 6 B مرتفع ساخته و به سوخت و ساز کلسیم و منیزیم در بدن کمک میکند و به همین دلیل، اکثر پزشکان توصیه میکنند که مقداری عسل به غذای روزانه کودک در تمام مراحل رشد اضافه شود. زیرا این عمل به رشد آنها کمک کرده و از ابتلای آنها به بیماریهای خطرناک از قبیل اسهال و سوء تغذیه پیشگیری میکند. «3»
چهارم: عسل و پیشگیری از عوارض تابش انواع اشعه و سرطان: گاهی پرتو درمانی مستمر، هم برای بیمار و هم برای کارکنان مراکز درمانی و پزشکانی که با این وسیله سر و کار دارند مضر است. عوارض زیانآور این امر به صورت کمخونی، کاهش گلبولهای سفید خون، سردرد، ضعف عمومی، استفراغ، تب و ... ظاهر میشود و ثابت گردیده که تنقیه این افراد با محلول عسل موجب برطرف شدن سریع این عوارض میگردد. اگر قبل از مرحله درمان با اشعه،
__________________________________________________
(1) ر. ک: طب در قرآن، ص 197 و نیز دکتر السید الجمیلی، در (الاعجاز الطبی فی القرآن، ص 197 به بعد) و نیز دکتر عبد الحمید محمد عبد العزیز در (الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، ص 70 به بعد) مطالب مشابهی دارند.
(2) دکتر السید الجمیلی، همان، در این مورد مطالب مشابهی دارند اما آن را مخصوص عسل سفید میکنند.
(3) ر. ک: طب در قرآن، ص 200.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 410
مقداری عسل به بیمار خورانده شود، از عوارض یاد شده مصون خواهد ماند.
آمار نشان میدهد که به نسبت سایر حرف، زنبور داران به ندرت به سرطان مبتلا میشوند هر چند تا کنون دلیل علمی برای این امر اثبات نگردیده است. طبق این آمار، نسبت ابتلای کارکنان شاغل در کارخانههای مشروب سازی و زنبور داران به سرطان 13 به یک است.
یعنی ابتلای به سرطان نزد کارکنان کارخانههای مشروب سازی 13 برابر کارکنان مراکز زنبورداری است. شاید به همین دلیل باشد که عسل یکی از ارکان اصلی رژیمهای غذایی بیمارستان اورام سرطانی «ایسلر» در آلمان غربی را تشکیل میدهد. «1»
پنجم: کاربرد درمانی عسل: تأثیر بهی بخشی عسل کاملا مدلول صریح آیه قرآنی است که میفرماید: فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ. هنگامی که انسان بر قدرت این داروی الهی در بهبود بخشیدن بسیاری از بیماریها از جمله بیماریهایی که دانش بشری تا کنون نتوانسته درمان مؤثری برای آنها بیابد، پی ببرد، واقعا شگفتزده میشود. مهمترین ویژگی که عسل را به عنوان یک دارو از سایر داروها متمایز میسازد، نداشتن عوارض زیانآور جنبی بر سایر اندامهای بدن است. و بلکه بر عکس، حال عمومی سایر دستگاهها را نیز بهبود میبخشد که این خود در کوتاه کردن زمان بیماری و سرعت درمان مؤثر است.
1. عسل و بیماریهای پوستی (yjolotamreD):
1. عسل و بیماریهای پوستی (yjolotamreD):
درمان بیماریهای پوستی بویژه جوشهای چرکی و زخمهای کهنه و عفونی با عسل از قدیم الایام یعنی از زمان بقراط و متون تورات گرفته تا دوران ابن سینا که معتقد بود عسل در درمان دملها و زخمهای عمیق عفونی بسیار سودمند است، رایج و متداول بوده است.
در عصر حاضر نیز پزشکان بسیاری کاربرد عسل را در درمان این قبیل بیماریها آزمایش کردهاند. نتایج بدست آمده از این آزمایشات بدین شرح بوده است:
- عسل التیام زخمها را سرعت بخشیده و آنها را از وجود میکروب پاک میکند. زیرا در عسل مادهای به نام گلوناس وجود دارد که کار ترمیم ضایعات بافتها را تسریع میبخشد.
- عسل داروی مؤثر و مناسبی برای معالجه زخمهای پوستی مزمن میباشد. به ویژه اگر ترکیبی از عسل و وازلین باشد (وازلین 5/ 1+ 5/ 4 عسل)* عسل در درمان زخمهای چرکی از قبیل دملها و جوشهای خوش خیم سودمند
__________________________________________________ (1) ر. ک: طب در قرآن، ص 201، دکتر السید الجمیلی نیز در کتاب الاعجاز الطبی فی القرآن، ص 146 به عسل و تأثیرات ضد سرطانی آن اشاره میکند. ولی آن را مخصوص عسل سفید میداند. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 411 است زیرا رشد میکروبها را متوقف ساخته، پوست و اعصاب را تغذیه مینماید.
- در زخمهای عمیق ناشی از گلوله هر چند توأم با شکستگی استخوان نیز باشد، کاربرد عسل به صورت پماد بسیار نافع بوده و بهبودی را تسریع مینماید.
- در ضماد زخمهای ناشی از برخی اعمال جراحی که احتمال عفونت در آنها وجود دارد (مانند عمل برداشتن فرج)، سودمند میباشد. دکتر بولمان که یک پزشک جراح بیماریهای زنان است، این روش را به کار برده و در پایان گزارشی در همین زمینه میگوید:
«دلایل بسیار روشنی در دست دارم که مرا وادار میسازد تا درباره این ماده که در عین سادگی، پاسخگوی تمام سئوالات من در رابطه با زخمها و جوشهای عفونی است، بیشتر بیندیشیم. این ماده نه تند و سوزاننده است و نه مسموم کننده. به طور ذاتی ضد عفونت است و ضد میکروب. دارویی است مغذی برای پوست. ارزان است و سهل الوصول و سهل الاستعمال. و بالاتر از همه اینها، مادهای است فعال و زنده.» بسیاری از دانشمندان ضرورت کاربرد وسیع عسل را چه به تنهایی و چه به همراه سایر ادویه در زمینه درمان بیماریهای پوستی حاد و مزمن به صورت کرم و یا مرهم و ... پیشنهاد کردهاند. «1» و «2» تزریق موضعی عسل: عدهای از پزشکان تأکید دارند که از عسل میتوان به صورت تزریق موضعی برای درمان خارشهای حاد و مزمن پوستی استفاده کرد و نتیجه مطلوب گرفت. 2. عسل و بیماریهای گوارشی: 2. عسل و بیماریهای گوارشی: عناصر گوناگون شیمیایی موجود در عسل به نوعی است که قادر است تأثیرات نیکوئی بر برخی از بیماریهای دستگاه گوارش بگذارد. برای مثال:
- به دلیل داشتن آنزیمهای گوارشی، به هضم غذا کمک میکند. این آنزیمها عبارتند از: آمیلاز، ساکاراز، لیپاز و ...
- عسل از شدت ترش کردن معده میکاهد (افزایش ترشحات اسیدی معده را تعدیل میکند.) برای زخم معده و التهاب معده مفید است. کاهش ترشحات اسیدی معده را تعدیل میکند، و در حقیقت میتوان گفت عسل نقش مؤثری در تنظیم اسیدهای معده دارد. در
__________________________________________________ (1) طب در قرآن، ص 203- 204. (2) در مورد کاربردهای وسیع درمانی عسل نیز مراجعه کنید به: دکتر عدنان الشریف، من علم الطب القرآنی، ص 219 به بعد. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 412 همین زمینه یک بررسی جالب توسط پروفسور «خوتکین» بر روی تعداد زیادی از بیماران مبتلا به زخم معده و زخم روده انجام گرفت. در این بررسی گروهی از این بیماران را به روال معمول مراکز درمانی تحت معالجه قرار گرفتند و گروهی دیگر فقط به وسیله عسل، نتیجه فوق العاده جالب بود. 61% از گروه اول کاملا بهبود یافته و 18% آنها کماکان از درد رنج میبردند. اما از گروه دوم 84% کاملا بهبود یافته و 9/ 5% آنها کماکان از درد شکایت داشتند. دانشمندان بر این عقیدهاند که عسل به طور مضاعف روی زخم معده تأثیر میگذارد: یک تأثیر موضعی که باعث التیام سریع زخم و تعدیل اسیدهای معده میگردد و یک تأثیر کلی که بر أثر آن حال عمومی بیمار بهتر شده و دستگاه عصبی او آرامش مییابد.
- حسن تأثیر فعال عسل در درمان عفونتهای رودهای به ویژه نزد اطفال، کاملا روشن و اثبات شده میباشد. از رسول اکرم (ص) نیز نقل گردیده که در موارد بسیاری خوردن عسل را برای درمان اسهال سفارش فرمودهاند.
- عسل به دلیل داشتن اسید فورمیک مانع از تخمیر میگردد زیرا این ماده روی میکروبهای امعاء مؤثر میباشد.
- عسل مانع به وجود آمدن یبوست است، به ویژه یبوستی که بعد از اعمال جراحی عارض میشود زیرا دارای اسانسهای فراری است که باعث افزایش فعالیت رودهها میگردد.
همین طور عسل دارای ماده گلوکوسید استراء ستیل است که در امعاء تبدیل به اوکسی متیل انتراکینون شده و مانع از ایجاد یبوست میگردد.
- در اکثر بیماریهای کبدی و کیسه صفرا اگر عسل را جزء رژیم غذای بیمار قرار دهند، مفید و مؤثر خواهد بود زیرا عسل برای بافتهای کبد یک ماده مغذی است و ذخیره مواد قندی در کبد را افزایش میدهد.
اگر عسل را با گرده گل و شاهانگبین (غذای ملکه زنبورهای عسل) ممزوح کنند، به دلیل داشتن املاح معدنی، ویتامینها، هورمونها، اسیدها و ... در اکثر بیماریهای کبد مؤثر بوده و فعالیت تبادلات مواد قندی کبد را افزایش میدهد. دکتر کخ این قدرت تأثیر در عسل را مرهون مادهای به نام (yrotcaF cilitaeulG) میداند که تأثیری ویژه بر کبد و دستگاه جریان خون و قلب دارد. «1» __________________________________________________ (1) ر. ک: طب در قرآن، ص 205- 206 و العمید الصیدلی عمر محمود عبد الله، الطب الوقائی فی الاسلام، ص 172- 176. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 413 3. عسل و بیماریهای تنفسی: 3. عسل و بیماریهای تنفسی:
- در بیماری سل: عسل تأثیر مفیدی بر بیماری سل دارد و شاید این حسن تأثیر در نتیجه این باشد که عسل مقاومت بدن را در مقابل التهاب سلی افزایش میدهد. خوراندن 100- 150 گرم عسل به بیمار مبتلا به سل ریوی باعث میشود که وزن بیمار نسبت به سایر بیمارانی که عسل نخوردهاند افزایش یافته، از میزان سرفه وی کاسته و شفافیت خون او زیاد شود.
- سیاه سرفه و التهاب حنجره و گلو: از بیماریهایی هستند که عسل در بهبودی آنها بسیار مؤثر است.
- التهاب ریه: مصرف عسل در التهاب ریه و برطرف کردن سرفه سودمند است. و به همین دلیل شرکت داروئی namrettaN آلمان عسل را به ترکیبات داروئی ضد سرفه خود اضافه کرده است. از جمله شربت musorleM که یکی از بهترین داروهای ضد سرفه و التهاب قصب الریه به ویژه برای اطفال میباشد.
- در بیماریهای آسم و ذات الریه، عسل به صورت شربت به همراه کلرور کلسیم و محلول دیمدرول مصرف میشود.
4. عسل و درمان بیماریهای چشم: 4. عسل و درمان بیماریهای چشم: عسل را از قدیم الایام در معالجه بیماریهای چشم به کار میبردهاند و به نتایج مطلوبی نیز دست مییافتند. امروزه تجارب و آزمایشات بیشمار تأثیر و فایده عسل را در درمان بیماریهای زیر ثابت کرده است:
- التهاب پلکها.
- انواع التهابات قرنیه از قبیل التهاب سلی چشم، سیفلیس و تراخم.
- آلودگی و زخم قرنیه.
- انواع سوزشهای چشم، (با به کارگیری ترکیبی از عسل با روغن ماهی.) به همین دلیل اکثر پزشکان توصیه میکنند که در ترکیبات داروئی ضد التهابات چشمی عسل را نیز به دلیل خاصیت ضد میکروبی، طراوت بخشی، مغذی و ترمیم کنندگی بافتها (noitarenegeR) بویژه در قرنیه، ملحوظ دارند.
جدیدترین مطلبی که درباره عسل و بیماریهای چشم منتشر گردیده، کتابی است از دو محقق به نامهای ماکسیمنکو و بالوتینا درباره معالجه نزدیکبینی (aipoyM) در این کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 414 موفقیت عسل در جلوگیری از پیشرفت بیماری و بهبودی دید چشم و افزایش قدرت بینایی طی تجارب فراوانی اثبات گردیده است. 5. عسل و درمان بیماریهای زنان و زایمان: 5. عسل و درمان بیماریهای زنان و زایمان:
- درمان استفراغهای دوران بارداری. از نظر علمی ثابت گردیده که اگر محلول ملکائین عسلی (عسل+ نوکائین) را فقط 2- 3 بار به صورت تزریق وریدی بکار برند، اکثر حالات استفراغ دوره بارداری را از بین میبرد.
- تزریق وریدی محلول تصفیه شده عسل (40%) شرایط زایمان کم درد و راحتی را برای زائو فراهم میکند.
- در التهاب مهبل، عسل را به مدت 6 روز به جداره مهبل، گردن رحم و قسمتهای خارجی دستگاه تناسلی میمالند. البته قبل از مالیدن عسل موضع را باید با آب اکسیژنه شستشو داد. نتایج مثبت پس از گذشت فقط یک روز با برطرف شدن خارش و سوزش آشکار میشود و پس از 2- 3 روز میکروبهای مهبل از بین میروند.
به نظر میرسد ماده (nibihnI) موجود در عسل است که موجب از بین رفتن میکروبها میگردد. از طرفی عسل باعث افزایش ترشح اسید مهبل میشود و این خود در نابودی میکروبها بسیار کمک میکند.
- خارش فرج: در معالجه خارشهایی که ریشه نامشخصی دارند و معالجات معمولی درباره آن مؤثر نمیباشد، عسل داروئی است مؤثر که ارزش تجربه را دارد.
- دکتر کابلون معتقد است که تزریق محلول 33% عسل و 5/ 0% نوکائین در مثانه بهترین روش درمانی برای معالجه التهاب حاد مثانه میباشد.
- پس از انجام اعمال جراحی زنان به ویژه در قسمت فرج استفاده از عسل از هر نوع پماد دیگری مؤثرتر و در التیام سریع زخمها مفیدتر است.
6. عسل و درمان بیماریهای گوش، حلق و بینی: 6. عسل و درمان بیماریهای گوش، حلق و بینی:
- عسل و انواع سرماخوردگی: از قدیم گفته شده که سرما خوردگیها (زکام، انفلوونزا و گریپ) بدون معالجه در مدت هفت روز و با معالجه در یک هفته!! بهبود مییابند (کنایه از اینکه دارو تأثیر چندانی در بهبودی سریع این بیماریها ندارد.) ولی گویا عسل این قاعده را تغییر داده است؛ زیرا تجربه ثابت کرده در صورت مصرف عسل همراه با
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 415 شیر داغ و یا با عصاره لیمو و یا با چای، مدت بیماری به سه روز تقلیل مییابد.
- التهاب پنهان مجاری تنفسی: مانند التهاب پنهان بینی و حلق که با معالجات معمولی بهبود نیافته باشند. در این گونه موارد عسل را به صورت محلول رقیق شده در آب در آورده و استنشاق مینمایند. این عمل نتایج بسیار خوبی در پی خواهد داشت.
- التهاب مزمن سینوسها و التهاب چرکی مزمن گوش میانی اگر با محلول عسل شستشو داده شوند، بهبود مییابند، زیرا استفاده از محلولی که 30% آن را عسل تشکیل دهد، برای متوقف ساختن رشد انواع میکروبها کفایت میکند.
- زکام حاد (sitinihR) و التهاب حلق و نایژهها را برطرف میسازد.
- در التهاب خشک بینی و حلق، معالجه با عسل نتایج سودمند و امیدوار کنندهای در برخواهد داشت.
- التهاب دهان (esohthpA) در برابر معالجه موضعی با عسل به مدت پنج روز، واکنش مساعد نشان میدهد.
7. عسل و درمان بیماریهای قلبی: 7. عسل و درمان بیماریهای قلبی: عسل باعث میشود خون بیشتری به عضله قلب برسد و از طریق مواد قندی موجود در آن انرژی بیشتری به قلب میدهد. همچنین باعث انبساط شریانهای اکلیلی قلب شده و در تنظیم ضربان نامنظم قلب نیز مؤثر میباشد. مهمترین بیماریهای قلبی که عسل در درمان آنها مؤثر است عبارتند از:
- التهاب دیفتریایی قلب که گاهی نیز توأم با نامنظم بودن ضربان میباشد.
- پس از اعمال جراحی به عنوان تقویت کننده.
- خناق سینه یا سوزش قلب.
- ناتوانی توأم با پایین آمدن ضربان قلب چه همراه با سوزش سینه باشد و چه نباشد.
8. عسل و بیماریهای کلیه: 8. عسل و بیماریهای کلیه: در مواردی که فعالیت کلیه دچار نارسائی گردد، از عسل به دلیل دارا بودن مقدار اندکی پروتئین و املاح معدنی میتوان به عنوان رژیم غذایی استفاده کرد و به عنوان داروی مؤثر نیز نتیجه بخش خواهد بود. عدهای از پزشکان با استفاده از عسل در ترکیبات گیاهی مثل عصاره تره و یا روغن زیتون و یا عصاره لیمو، نتایج مثبتی در دفع سنگ مثانه به دست آوردهاند. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 416 9. عسل و دستگاه عصبی: 9. عسل و دستگاه عصبی: عسل در حالات زیر مفید خواهد بود:
- گرفتگی مویرگهای مغزی.
- در درمان داء الرقص (aerohc)* به عنوان آرامبخش دستگاه عصبی.
- التهاب عصب سیاتیک با استفاده از ملکاتین (nitaclaM) و در پایان، عسل در درمان کم خونی مفید بوده، گلبولهای قرمز و هیموگلوبین را افزایش میدهد و خاصیت ضد خونریزی دارد و از این بابت میتواند نقص ویتامین K بدن را جبران کند.
در خاتمه بحث درباره این داروی جادوئی، لازم به تذکر میدانیم که معالجه با عسل باید زیر نظر پزشک معالج انجام شود نه سر خود، زیرا ممکن است که نتیجه مطلوب به دست نیاید. با توجه به آنچه به صورت خلاصه گذشت، به حیطه تأثیر وسیع این ترکیب عجیب که خداوند حشره کوچکی را مأمور تهیه آن فرموده، پی میبریم. حشرهای که شاید از نظر حجم کوچک باشد ولی از نظر نظم و تلاش و کوشش و انجام وظایف بسیار آگاه و با مهارت و بزرگ است. بحث درباره عسل در این مختصر نمیگنجد و شاید اسرار بسیاری وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده زیرا: وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا «1» بررسی: بررسی: 1. در اینکه عسل خواص غذایی و درمانی فراوان دارد، جای تردید نیست همانگونه که اشاره صریح قرآن به «شفا» بودن عسل فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ یک مطلب علمی است. 2. با توجه به اینکه قبلا در فرهنگ پزشکی بشر تا حدودی پی به این مطلب برده بودند __________________________________________________ (1) «آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است» (اسراء/ 85) تذکر: در مورد عسل روایات متعددی از طریق اهل بیت: وارد شده است (ر. ک: بحار الانوار، ج 66، ص 292 به بعد و ج 62، ص 324 به بعد) و برخی از پزشکان و صاحبنظران دیگر نیز مطالب جالبی آوردهاند. (ر. ک: اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 5، ص 129 به بعد- اسرار خوراکیها، ص 272 به بعد و اسلام پزشک بیدارو، ص 114 به بعد.) و مکرر از آن به عنوان اعجاز علمی قرآن یاد کردهاند. طب در قرآن، ص 195- 210. و نیز ر. ک: دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، اسلام و طب جدید، ص 166- 168 ترجمه سید غلامرضا سعیدی. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 417 و امثال «بقراط» از روش شفابخشی عسل استفاده میکردند و حتی در تورات نیز از عسل به عنوان نیکی یاد شده است. پس نمیتوان گفت که این مطلب اعجاز علمی قرآن کریم است. فقط میتوانیم بگوییم که این آیه قرآن فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ ارشادی است یعنی تأیید مطلبی است که پزشکان و کتب مقدس قبل از اسلام متذکر آن شده بودند. پس این مطلب علیرغم اصرار بسیاری از صاحبنظران و پزشکان محترم، یک اعجاز علمی قرآن نیست. بلکه یک مطلب علمی است که قرآن کریم بر آن مهر تأیید زده است. 3. با توجه به انواع مختلف زنبورهای عسل و مناطق متفاوت که دارای گیاهان مختلفی است، در نتیجه عسلهایی با رنگها و خواص مشترک یا متفاوتی به دست میآید. از این رو ممکن است برخی از این آثار در مورد همه عسلها صادق نباشد. بلکه این مطالب در مورد، عسل فی الجمله صحیح است. 2. روزه: اشاره 2. روزه: روزه (صوم) عبارت است از غذا نخوردن از صبحگاهان تا اول شب (با نیت و شرایط ویژه که در کتابهای فقهی دینی موجود است)، که این عمل تأثیرات روحی و جسمی فراوانی برای انسان میگذارد و مورد توجه قرآن کریم قرار گرفته است. در مرحله اول روزهداران را وعده بخشش و اجر عظیم میدهد: وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً «1» «و مردان روزهدار و زنان روزهدار، مردان پاک دامن و زنان پاک دامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا میکنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.» برخی مفسران گفتهاند که آیات فوق پس از سؤال «اسماء بنت عمیس» همسر جعفر بن ابی طالب نازل شده است. او هنگامی که با همسرش از حبشه برگشت به دیدن همسران پیامبر (ص) آمد و از آنان پرسید که آیا چیزی از قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها گفتند: نه و اسماء خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد: جنس زن گرفتار خسران و زیان است و __________________________________________________ (1) احزاب/ 35. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 418 پیامبر (ص) فرمود: چرا؟ او گفت: چون در اسلام و قرآن فضیلتی درباره آنها همانند مردان نیامده است و اینجا بود که آیات فوق نازل شد. «1» در مرحله دوم روزه را بر مسلمانان واجب میکند: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ ... «2» «ای افرادی که ایمان آوردهاید روزه بر شما نوشته شده، همانگونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد، تا پرهیزکار شوید. چند روز معدودی را باید روزه بدارید و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را روزه بدارد. و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت فرساست، همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیرزنان لازم است کفاره بدهند. مسکینی را اطعام کنند و کسی که کار خیری انجام دهد برای او بهتر است و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید. (روزه در چند روز معدود ماه رمضان است) ماهی که قرآن برای راهنمایی مردم و نشانههای هدایت و فرق میان حق و باطل در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد (در سفر نباشد) روزه بدارد و آن کس که بیمار یا در سفر است روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد. خداوند راحتی شما را میخواهد نه زحمت شما را.» نکات تفسیری: نکات تفسیری: قرآن کریم در این آیات به چند نکته اساسی توجه میدهد: 1. روزه بر اقوام قبل از ما (مسلمانان) نیز واجب بوده است و یک دستور بدون سابقهای نیست. 2. هدف قانونگذار از روزه تقوا (حفظ جسم و روح از ضرر) است. 3. مدت و زمان روزه (ماه رمضان) مشخص شده است. __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 17، ص 307. (2) بقره/ 183- 185. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 419 4. کسانی که عذری دارند (مثل بیماران- مسافران ...) باید قضای روزه را بعدا بجا آورند. 5. کسانی که طاقت روزه ندارند روزه بر آنان واجب نیست و بجای آن مقداری از مال خویش را در راه خدا بدهند. 6. روزه برای انسانها بهتر است اگر به اسرار آن آگاهی یابند. «خیر» بودن روزه مطلب مهمی است که قرآن کریم بدان اشاره میکند و بسیاری از اسرار و حکمتهای روزه در همین نکته نهفته است. 7. خداوند قصد به زحمت انداختن انسانها را ندارد بلکه میخواهد که انسان راحت باشد. پس در اسرار این احکام راحتی انسان نهفته است. در مرحله سوم: روزه به عنوان کفاره برخی گناهان و اعمال قرار گرفته و واجب میشود مثل وجوب ده روز روزه برای کسی که در ایام حج قربانی نیابد. «1» و در دیه قتل خطایی دو ماه روزه قرار داده شده است. «2» و نیز در کفاره قسم نیز دو ماه روزه قرار داده شده است. «3» همانگونه در کفاره ظهار نیز دو ماه روزه قرار داده شده است. «4» شاید قرار دادن این روزهها برای سختی و زحمت آن باشد و شاید هم برای توجه بیشتر انسان به روزه و نوعی توفیق یافتن برای این عمل عبادی و بهداشتی باشد. تاریخچه: تاریخچه: روزه در ادیان قبل از اسلام سابقهای طولانی دارد و با شرایط ویژهای و با انواع خاصی (مثل روزه سکوت) وجود داشته است. قرآن کریم به این سابقه در دو مورد اشاره میکند. نخست در هنگام تشریع روزه میفرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ «5» «ای افرادی که ایمان آوردهاید روزه بر شما نوشته شده همانگونه که برای کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد.» و در آیه دیگری به روزه حضرت مریم (س) اشاره میکند: __________________________________________________ (1) بقره/ 196. (2) نساء/ 92. (3) مائده/ 89. (4) مجادله/ 3. (5) بقره/ 183. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 420 فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا «1» «و هر گاه کسی از انسانها را دیدی، با اشاره بگو: من برای خداوند رحمان روزهای نذر کردهام» تذکر: روزه حضرت مریم «سکوت» بوده است و از لحن آیه برمیآید که روزه سکوت برای قوم او شناخته شده بوده است اما این نوع از روزه در اسلام مشروع نیست. «2» کتاب مقدس نیز پیروان یهودیت و مسیحیت را به روزهداری فرا میخواند و میگوید: چهل روز روزه داشتن موسی (ع) و ایلیا (ع) و عیسی مسیح (ع) به طور معجزه و خارق عادت بوده است. «3» قوم یهود غالبا در موقعی که فرصت یافته، میخواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمایند روزه میداشتند تا گناهان خود را اعتراف نموده به واسطه روزه توبه رضای حضرت اقدس الهی را تحصیل نمایند. «4» مخصوصا در مواقع مصیبت عام روزه غیر مرسوم قرار میدادند و در این صورت اطفال شیرخواره و گاهی حیوانات را نیز از چرا منع میکردند. «5» شروع روزه و امتناع از خوراک از غروب آفتاب بود که آن شب و فردا را تا غروب بدون خوراک بسر میبرند. حضرت مسیح (ع) نیز فرمود که شاگردانش بعد از فوت او روزه خواهند داشت. «6» حواریان آن حضرت نیز در موقع لزوم (روزه را) منظور و معمول میداشتند. لکن امری بر حتمیت و وجوب آن نفرمودند. «7» احکام: احکام: در اسلام، احکام متعددی درباره روزه و شرایط و پیامدهای آن وضع شده است که در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم: __________________________________________________ (1) مریم/ 26. (2) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 13، ص 45. (3) سفر تثنیه، 9/ 9- اول پادشاهان 19/ 8. (4) سفر داوران، 20/ 26 و 1 سموئیل 7/ 6 و 2 سموئیل 12/ 16 و نحمیا 9/ 1 و ارمیا 36/ 9. (5) یوئیل، 2/ 16 و دانیال، 10/ 2 و 3. (6) لوقا، 5/ 34 و 35. (7) انجیل متی، 6/ 16- 18 و رساله رومیا 14/ 1- 3. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 421 1. روزه بر هر شخص مسلمان مکلف در ماه رمضان واجب است. 2. اگر کسی عمدا روزه خود را ترک کند علاوه بر قضای روزه، کفاره هم بر او واجب میشود. یعنی یا باید یک برده در راه خدا آزاد کند و یا شصت روز روزه بگیرد و یا شصت فقیر را غذا دهد. 3. روزه بر مریض و مسافر و افراد کهنسال که طاقت ندارند واجب نیست. (با شرایط خاص) 4. در روزهای خاص روزههای مستحبی وجود دارد. مثل ماه شعبان و رجب، برخی عیدها مثل عید غدیر و ... «1» حکمتها و اسرار علمی: اشاره حکمتها و اسرار علمی: در مورد اسرار علمی و تأثیر روزه در پیشگیری و درمان برخی بیماریها، بسیاری از پزشکان و صاحبنظران، اظهار نظر کرده و کتابها در این زمینه نوشتهاند. در روایات اهل بیت (ع) نیز اشاراتی بدانها شده است. «2» ما در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم: 1. روزه در روایات: 1. روزه در روایات: در احادیث پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) بر آثار روزه بویژه آثار معنوی آن تأکید شده است، اما ما در اینجا به یک روایت اکتفا میکنیم: عن النبی (ص): صوموا تصحّوا «3» «روزه بگیرید تا سالم باشید.» 2. روزه موجب تقویت اراده و قوای روحی انسان میشود. 2. روزه موجب تقویت اراده و قوای روحی انسان میشود. در این رابطه برخی از پزشکان مینویسند: «از طرفی دیگر روزه میتواند تأثیرات نیکویی بر روح انسان نیز داشته باشد که به صورت رقت احساس و عواطف، خیرخواهی، دوری از جدل و درگیری و دشمنی با دیگران ظاهر میشود. روزهدار احساس میکند روحی متعالی و فکری بلند دارد.» «4» اما درباره رابطه روزه با وظایف جنسی، میتوان گفت روزه باعث تقویت اراده روحی انسان میگردد و او را قادر میسازد تا با نفس خود به مجاهده برخاسته و از اعمالی که منجر به ارتکاب گناه میشود (مثل نگاه حرام و فکر کردن درباره رذایل و معاصی که منجر به __________________________________________________ (1) ر. ک: تحریر الوسیله، مبحث الصوم. (2) ر. ک: سید حسین موسوی راد، روزه، درمان بیماریهای روح و جسم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1366 ش. (3) بحار الانوار، ج 96، ص 255. (4) ر. ک: طب در قرآن، ص 213. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 422 افزایش ترشحات هورمونهای جنسی میگردد) خودداری نماید. لذا روزه روش موفقی برای اجتناب از ارتکاب گناه بوده و هست و پیامبر اکرم جوانانی را که از ازدواج سرباز میزدند مورد خطاب قرار داده میفرمود: «یا معشر الشباب، من استطاع منکم الباءة، فلیتزوج، و من لم یستطع فعلیه بالصیام فانه له و جاء.» «1» «شکی نیست که انحراف جوانان در مسائل جنسی به عدم تهذیب عواطف و کنترل غرایز جنسی آنها برمیگردد و همین عامل نقش به سزایی را در ناتوانی آنها در رویاروئی با مسائل ملی ایفا میکند. زیرا این رویاروئی نیازمند داشتن ایمان قوی و تحمل مشکلات و از خودگذشتگی است.» «2» 3. تأثیر مثبت روزه بر بیماریها: 3. تأثیر مثبت روزه بر بیماریها: برخی از پزشکان نوشتهاند: خلاصه اینکه امروزه تأثیر مثبت روزه بر بسیاری از بیماریها به اثبات رسیده است مهمترین این بیماریها عبارتند از:
- امراض دستگاه گوارش از قبیل التهاب حاد معده.
- چاقی.
- تصلب شرایین، بالا رفتن فشار خون و خناق سینه.
- التهاب مزمن کلیه.
- آسم.
- اختلالات روانی و اخلاقی. «3»
4. تأثیر روزه در پیشگیری از بیماریها: 4. تأثیر روزه در پیشگیری از بیماریها: برخی از پزشکان مینویسند: «روزه برنامهای است برای نظام بخشیدن به ابعاد مختلف زندگی به صورت ادواری، که در آن انسانهای مؤمن خود را ملزم میدانند سالی یک ماه به آن عمل کنند و این کار تأثیر عمیقی بر روح و جسم آنها بر جای میگذارد. روزه یک تدبیر وقائی و یک روش درمانی برای بسیاری از حالات مرضی است، و شاید دستگاه گوارش بیش از سایر اندامهای دیگر از آن بهرهمند شود. به همین لحاظ بحث را به اختصار درباره غریزه هضم نزد انسان آغاز میکنیم: __________________________________________________ (1) ای گروه جوانان، هر کس از شما قادر به تهیه خانهای باشد، ازدواج کند و کسی که توانایی آن را نداشته باشد روزه بگیرد که روزه برای او سپری است در مقابل معاصی. (2) ر. ک: طب در قرآن، ص 214. (3) ر. ک: طب در قرآن، ص 214. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 423 دستگاه گوارش را دهان، غدد بزاقی، معده و غدد مترشحه آن، کبد و لوز المعده و ترشحات هضمی و صفراوی آنها و امعاء و ترشحات آنها تشکیل میدهد. تمام این اعضا مشترکا فعالیت میکنند تا غذا هضم شده و آماده جذب گردد. غذای جذب شده توسط خون به کبد حمل میگردد تا در آنجا تصفیه شده و به طور دقیق و به حسب نیاز بدن توزیع و مازاد آن ذخیره گردد. عمل هضم در اینجا پایان نمیپذیرد، بلکه مواد غذایی به وسیله شریانها به تمام اندامها و سلولهای بدن حمل میگردد تا هر یک غذای مورد نیاز خود را از قبیل اسیدهای آمینه، چربی و سایر مواد از آن بردارند و به مصرف ترمیم، تکاثر و رشد برسانند. ضمنا مواد اضافی و زاید موجود در سلولها نیز همزمان تحویل خون میگردد تا آنها را از طریق کلیهها، ریهها و روده بزرگ دفع نماید. در کلیه این مراحل، قلب، دستگاه گردش خون، مغز و اعصاب نیز مشارکت دارند. میبینیم که عمل غذا خوردن با بلعیدن لقمه پایان نمیپذیرد بلکه این اولین مرحله کار است. با بلعیدن لقمه، تمام دستگاههای بدن وارد فعالیت میشوند تا عمل هضم و جذب به نحو مطلوب انجام پذیرد. هر چند اکثر افراد در انجام فعالیتهای روزانه خود چه بدنی باشد و چه روحی و فکری کوتاهی میکنند، تعداد کمی نیز با فرو دادن بیحساب مواد غذایی در مشغول کردن معده خود قصور میورزند. لذا دستگاه گوارش را میتوان پرکارترین دستگاه بدن نامید. و همانطور که استراحت برای اعضای مختلف بدن لازم و ضروری است، برای دستگاه گوارش نیز امری حیاتی واجب است. و چه بهترین استراحت از طریق پیروی از یک برنامه ثابت غذایی و در طول یک ماه باشد تا به فواید و دست آوردهای غیر قابل انکار و بسیاری نایل شویم از جمله:
- خلاصی بدن از چربیهای متراکمی که در صورت افزایش تبدیل به بیماری چاقی میشود. گرسنگی بهترین روش درمان بیماری چاقی و آب کردن چربیهای اضافی بدن است. و از طرفی انسان را از عوارض زیانآور جنبی داروهایی که اشتها را کم میکنند، مصون میدارد.
- دفع فضولات و سموم متراکم در بدن.
- فرصت دادن به سلولها و غدد بدن برای تجدید قوا و انجام وظایف خود به نحو مطلوب و کامل.
- استراحت نسبی کلیهها و دستگاه ادرار.
- کاهش رسوبات چربی در شریانها و پیشگیری از تصلب شرایین.
- گرسنگی باعث میشود که پس از پایان روزه بدن از خود واکنش نشان دهد. این
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 424 واکنش به صورت میل به غذا و نشاط و فعالیت و تحرک است. در حالی که قبلا خوردن غذا به صورت یک عادت خسته کننده درآمده بود. اگر آداب روزه را همانطور که شارع مقدس تکلیف فرموده و رسول خدا (ص) برای ما سنت قرار داده بجا آورده شود، میتواند بهترین روش درمانی با گرسنگی باشد. روشی که اروپائیان در این اواخر به اهمیت آن پی بردهاند. در همین رابطه یک پزشک اتریشی به نام بارسیلوس میگوید: «ممکن است فایده گرسنگی در معالجه، برتر از کاربرد دارو باشد.» پزشک دیگری به نام دکتر هلبا (ableH) بیماران خود را چند روز از غذا خوردن منع میکرد و سپس برای آنها غذاهای سبک تجویز مینمود. علت کارآیی روزه در معالجه را میتوان به دلیل روی آوردن بدن به مصرف مواد غذایی ذخیره شده در خود دانست. در صورت کاهش ورود مواد غذایی از خارج به بدن، رژیم غذایی شدیدی در بدن حکم فرما خواهد شد. سپس بدن برای زنده ماندن خودخوری را آغاز خواهد کرد و این کار را به ترتیب با مصرف ذخایر قندی، چربیها، بافتهای پروتئینی از کار افتاده و ... شروع خواهد کرد. ملاحظه میکنیم که درمان با روزه بر از بین بردن بافتهای مریض و از کار افتاده تکیه دارد که بعد از روزه مجددا ترمیم خواهد شد. شاید به همین دلیل باشد که عدهای و از جمله دکتر «باشوتین» معتقد باشند که روزه میتواند جوانی را به انسان باز گرداند. «1» تذکر: برای اینکه از روزه بهره کامل بگیریم، لازم است آداب آن را به طور صحیح بجا آوریم از جمله تأخیر در خوردن افطار و تعجیل در خوردن سحری و عدم اسراف در خوردن غذا هم از نظر کمیت و هم از لحاظ کیفیت. «2» در مورد روزه و حکمتها و اسرار علمی آن دکتر السید الجمیلی «3» و دکتر عدنان الشریف «4» و محمد سامی محمد علی «5» و دکتر جمال الدین حسین مهران «6» و سید جواد افتخاریان «7» نیز مطالبی مشابهی گفتهاند. __________________________________________________ (1) ر. ک: طب در قرآن، ص 211- 213. (2) همان، ص 216. (3) ر. ک: الاعجاز الطبی فی القرآن، ص 213- 215. (4) دکتر عدنان الشریف، من علم الطب القرآنی، ص 259- 274. (5) ر. ک: الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ص 187- 189. (6) ر. ک: دکتر جمال الدین حسین مهران، آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ص 34- 36. (7) ر. ک: سید جواد افتخاریان، قرآن و علوم روز، ص 46- 50. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 425 بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند مطلب لازم است: 1. لزوم روزهداری برای انسان یک هدیه الهی است که از طرف انبیاء: به بشر ابلاغ شده است. آثار مفید روحی و بهداشتی روزه و اسرار آن کاملا روشن است و این یک مطلب علمی است که در ادیان الهی وجود دارد. (هر چند که مقدار و شرایط روزه ممکن است در ادیان دیگر متفاوت بوده و یا در غیر اسلام در طول اعصار دگرگون یا تحریف شده باشد.) با توجه به اینکه در اعصار گذشته مردم اسرار علمی روزه را نمیدانستند و آن را اجبارا انجام میدادند و بشریت در عصر حاضر به فواید پزشکی روزه پی برده است ممکن است بگوییم که حکم روزهداری یکی از معجزات علمی ادیان الهی است. البته این احتمال هم هست که گفته شود اصل پرهیز از غذا در بیماریها، از دیر زمان مورد توجه پزشکان بوده است و روزه نوعی تأیید این دستور پزشکی است. اما میتوان به این احتمال پاسخ داد که روزه در ادیان الهی، مخصوص انسانهای سالم است اما پرهیز پزشکی ویژه انسانهای بیمار است. 2. روزه را نمیتوان یک معجزه علمی انحصاری قرآن محسوب کرد چرا که همانگونه که گذشت و خود قرآن نیز بدان تصریح دارد، روزه، در ادیان قبل از اسلام سابقه داشته است و یک حکم تأسیسی اسلام نیست. 3. روزه در اصل یک عبادت است که برای نزدیکی انسان به خدا و تعالی روحی و معنوی او قرار داده شده است پس اگر چه روزه فواید بهداشتی و درمانی دارد ولی نباید آن را در حد یک دستور رژیم غذایی پایین آورد و از فواید عظیم معنوی آن غافل و محروم شویم. 4. اسرار پزشکی که در مورد روزه گفته شد جزئی از فلسفه و حکمت حکم وجوب روزه است و این مطلب ثابت نمیکند که علت تامه و منحصر صدور این حکم همین فواید پزشکی است. بلکه ممکن است مصالح و مفاسد دیگری نیز مورد نظر شارع بوده است. 5. تأثیر روزه در برخی از بیماریها که نام برده شد (مثل امراض دستگاه گوارش) ممکن است در برخی موارد و با نظر پزشک معالج قابل اجرا و مفید باشد و چه بسا که طبق تشخیص پزشکان روزه برای برخی از این افراد مضر باشد که در آن صورت روزه حرام است. پس این آثار فی الجمله (در برخی موارد) صحیح است. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 426 3. نماز: اشاره 3. نماز: قرآن کریم در آیات متعددی به مسلمانان دستور میدهد که هر روز نماز برپا دارند و مسلمانان در صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء نمازهای واجب را به جا میآورند که هفده رکعت است و نیز نمازهای مستحب فراوان در شریعت اسلام آمده و توصیه شده است. «1» نماز علاوه بر آنکه یاد خداست و ارتباط عبد با معبود را برقرار میکند شامل حرکاتی مثل ایستادن، خم شدن (رکوع) و به خاک افتادن (سجده) میشود. یکی از نویسندگان از این حرکات نماز استفاده میکند و نوعی اعجاز علمی برای نماز یادآور میشوند چرا که این حرکات باعث جلوگیری از بیماریهایی در انسان میشود و در حقیقت در حکم ورزش صبحگاهی، شامگاهی و نیمه روز است. در این مورد میگوید: حرکات اجباری که در نمازهای شبانه روز هست 119 عدد است و آن حرکات از بیماریهایی نظیر «دوالی الساقین» از طریق حرکت سریعتر خون و تقویت دیوارههای ضعیف ساقهای پا جلوگیری میکند. و این مطلب را از طریق رسم شکلها و عکسهای متعدد اثبات میکند «2». و آن را «معجزة الصلوة فی الوقایة من مرض دوالی الساقین» «3» مینامد. برخی نویسندگان مثل محمد سامی محمد علی نیز در مورد آثار تمرینی و ورزش نماز سخن گفتهاند. و تحریک عضلات بدن، نشاط قلب و گردش خون، تقویت عضلات رگها و تقویت مغز را از آثار آن شمردهاند. «4» دکتر دیاب و دکتر قرقوز با ذکر آیه 2 سوره مؤمنون الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ خشوع را وسیلهای برای رشد قدرت تمرکز حواس در انسان معرفی میکند که میتوان از آن در تمام مراحل زندگی بهره برد. «5» همچنین برخی نویسندگان مثل العمید الصیدلی عمر محمود عبد الله «6» و سعید ناصر الدهان «7» مشابه همین مطالب را گفتهاند. __________________________________________________ (1) ر. ک: تحریر الوسیله، ج 1، کتاب الصلوة و نیز رسالههای عملیه مراجع تقلید. (2) ر. ک: محمد السید ارناووط، الاعجاز العلمی فی القرآن، ص 92- 97. (3) به نظر میرسد مقصود ایشان همان «واریس» پا باشد. که رگها از ساق پشت پا بیرون میزند. (4) ر. ک: محمد سامی محمد علی، الاعجاز العلمی فی القرآن، ص 186. (5) ر. ک: طب در قرآن، ص 66- 67. (6) العمید الصیدلی عمر محمود عبد الله، الطب الوقائی فی الاسلام، ص 239. (7) سعید ناصر الدهان، القرآن و العلوم، ص 149- 153. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 427 بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند نکته مفید است: 1. به نظر میرسد که قرآن کریم با اهداف معنوی دستور به انجام نماز میدهد. و لذا میفرماید: أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی «1» «نماز را به خاطر یاد من به پا دار» و آن را مانع فحشاء و منکرات معرفی میکند. «2» پس هدف اصلی این عبادات همان امور معنوی و دینی است. البته ممکن است نماز آثار جسمانی برای انسان داشته باشد و فوایدی در سلامت جسمی داشته باشد. ولی این مطلب در آیات قرآن تصریح نشده و از حکمتها و اهداف نماز شمرده نشده است. پس تحدّی قرآن با آن صورت نمیگیرد. و بر فرض اثبات این تأثیرات جسمانی، این مطلب اعجاز علمی قرآن نیست. چرا که اعجاز علمی وقتی است که مطلبی در قرآن آمده و اسرار علمی داشته که مقصود شارع بوده است ولی مردم عصر نزول از آن اطلاع نداشته باشند. 2. در مورد خشوع در نماز که یک حالت خوب مؤمنان است باید گفت که خشوع مقدمه نماز است و آن حالت خضوع و تذللی است که در اعضاء ظاهری انسان آشکار شود (بویژه در چشم یعنی حالت نگاه و سخن گفتن) «3» که انسان در مقابل خدا خود را موجودی بینهایت کوچک در مقابل بینهایت بزرگ میبیند و لذا خاشع میشود. اما این مطلب ربطی به تمرکز حواس ندارد، البته لازمه خشوع و حضور قلب در نماز همان تمرکز حواس هم هست. ولی این مطلب مقصود نماز نیست بلکه همانطور که گذشت اهدافی که قرآن برای نماز بیان کرده است، اهداف معنوی و دینی است. بلی ممکن است در کنار آن فواید دیگری مثل نظم، تمرکز حواس، سلامت جسمی، بهداشت جسم و لباس و ... به دنبال نماز حاصل شود. __________________________________________________ (1) طه/ 14. (2) عنکبوت/ 45. (3) ر. ک: سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ماده خشع. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 429 فصل سوّم: قرآن و اسرار خلقت انسان (از نظر پزشکی) درآمد: درآمد: قرآن کریم در زمانی نازل شد که علم پزشکی در ابتدای راه بود و پزشکان اطلاعات زیادی از کارکرد دستگاههای درون بدن انسان نداشتند و اسرار آنها را نمیدانستند. طب یونانی و ایرانی بر مجامع علمی آن روزگاران حاکم بود ولی رشد چندانی در زمینه تشریح بدن انسان نداشت. کالبد شکافی و تشریح اعضای درونی انسان در چند صد سال أخیر مورد توجّه جدّی پزشکان قرار گرفت. و در دستور کار دانشگاههای بزرگ واقع شد. در بین جوامع صدر اسلام، جامعه عرب بهره کمتری از علوم پزشکی داشت، امّا در همان زمان برخی از آیات قرآن به اسرار پنهان آفرینش بدن انسان اشاره میکند، اسراری که قرنها بعد و با استفاده از وسایل پیشرفته کشف گردید. بیان این گونه مطالب در قرآن کریم نوعی رازگوئی و خبر از غیب و مطالب کشف نشده بود. اینک مطالب اینگونه آیات را بررسی میکنیم: مراحل خلقت انسان: مراحل خلقت انسان: قرآن کریم در موارد متعددی سخن از خلقت انسان گفته و مراحل آن را تذکر داده است هر چند که این آیات به ما درس خداشناسی و معادشناسی میدهد، امّا نکات و اشارات علمی ارزندهای را در بر دارد که موجب حیرت متخصصان علوم پزشکی در اعصار مختلف شده است. و آن را نه تنها دلیل اعجاز علمی قرآن بلکه دلیل اعجاز بلاغی قرآن نیز گرفتهاند. «1» در ابتداء این آیات را از نظر میگذرانیم. و سپس خلقت کودک را از نظر قرآن مرحله بندی میکنیم و آنگاه هر مرحله را جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم: __________________________________________________ (1) دکتر دیاب و قرقوز، طب در قرآن، ص 84. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 430 خداوند در سوره مؤمنون میفرماید: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ* ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ «1» «و به یقین انسان را از عصارهای از گل آفریدیم. سپس او را [به صورت نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم. پس آن علقه را [به صورت مضغه گردانیدیم، و آنگاه مضغه را استخوانهایی ساختیم، بعد استخوانها را با گوشتی پوشانیدیم، آنگاه [جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.» و در سوره حج میفرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً ... «2» «ای مردم اگر درباره برانگیخته شدن در شک هستید، پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریدهایم سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، دارای خلقت کامل و [احیانا] خلقت ناقص تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانیم و آنچه را اراده میکنیم تا مدّتی معین در رحمها قرار میدهیم، آنگاه شما را [به صورت کودک برون میآوریم سپس [حیات شما را ادامه میدهیم تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس میمیرید، و برخی از شما به غایت پیری میرسد به گونهای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمیداند.» و در سوره غافر (مؤمن) میفرماید: هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ «3» «او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفهای، آنگاه از علقهای، و __________________________________________________ (1) مؤمنون/ 12- 14. (2) حج/ 5. (3) غافر/ 67. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 431 بعد شما را [به صورت کودکی برمیآورد، تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید. و از میان شما کسی است که مرگ پیشرس مییابد و تا [بالاخره به مدتی که مقرر است برسید، و امید که در اندیشه فرو روید.» و در سوره قیامت میفرماید: أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی «1» «مگر او [قبلا] نطفهای از منی نبود که ریخته میشود؟ پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد، و از آن، دو جنس نر و ماده را قرار داد.» و در سوره علق خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ «2» اشاره به یک مرحله یعنی علق کرده است. و در سوره طارق خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ «3» اشاره میکند که انسان از آبی جهنده خلق شده است. و در سوره دهر (انسان) میفرماید: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً «4» «ما انسان را از نطفهای آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم.» و در سوره سجده میفرماید: الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ «5» « (او) همان کسی که هر چیزی را که آفریده است نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد. سپس [تداوم نسل او را از چکیده آبی پست مقرر فرمود؛ آنگاه او را درست اندام کرد، و از روح خویش در او دمید، و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد. چه اندک سپاس میگذارید.» __________________________________________________ (1) قیامت/ 37- 39. (2) علق/ 2. (3) طارق/ 6. (4) دهر (انسان)/ 2. (5) سجده/ 6- 9. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 432 فهرست مراحل خلقت انسان تا مرگ: فهرست مراحل خلقت انسان تا مرگ: بر اساس آیات قرآن میتوان مراحل خلقت انسان را از ابتدای کار پدر و مادر تا تولد کودک اینگونه دستهبندی کرد. 1. مرحله خاک. (تراب- طین) 2. مرحله آب. (ماء- ماء دافق- ماء مهین) 3. مرحله منی. (نطفة من منی) 4. مرحله نطفه مخلوط. (نطفة امشاج) 5. مرحله علقه. (علقة) 6. مرحله مضغه. (مضغة) 7. مرحله تنظیم و تصویر و شکلگیری. (تسویه و تصویر) 8. مرحله شکلگیری استخوانها. (عظاما) 9. مرحله پوشاندن گوشت بر استخوانها. فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً 10. مرحله آفرینش جنس جنین. (مذکر و مؤنث) 11. مرحله آفرینش روح یا دمیدن جان در انسان. خَلْقاً آخَرَ و نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ مطالبی پیرامون پیدایش گوش و چشم. وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ 12. مرحله تولد طفل. نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا 13. مرحله بلوغ. 14. مرحله کهن سالی. 15. مرحله مرگ. البته برخی مفسران و پزشکان به گونهای دیگر از آیات استفاده کرده و مراحل خلقت انسان را از نظر قرآن هفت مرحله دانستهاند. «1» اینک هر کدام از این مراحل را از نظر قرآن کریم و علوم پزشکی مورد بررسی قرار میدهیم. __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 20، ص 165 و ج 14، ص 23 و نیز شیخ خالد عبد الرحمن العک، الفرقان و القرآن، ص 493 و نیز استاد معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 80. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 433 تاریخچه: تاریخچه: دکتر «موریس بوکای» در مورد تاریخچه جنینشناسی و شناخت پیدایش انسان از تخم مخلوط زن و مرد و تطورات و مراحل جنین مینویسد: «باید همه بیانات قرآنی را با معلومات اثبات شده عصر جدید مقایسه کرد، موافق بودنشان با اینها واضح است لیکن همچنین بینهایت مهم است که آنها را با عقاید عمومی که در این خصوص در جریان دوره وحی قرآنی شایع میبود مواجهه داد تا معلوم گردد انسانهای آن زمان تا چه اندازه از نظراتی شبیه آنچه در قرآن درباره این مسائل عرضه شده دور بودند. فی الواقع این فقط در جریان قرن نوزدهم است که دید تقریبا روشنی از این مسائل پیدا میکنیم. در تمام مدت قرون وسطی، اساطیر و نظرات صوری بیپایه، منشأ متنوعترین آراء و تا چندین قرن پس از آن ساری و جاری بود. آیا میدانید که مرحلهای اساسی در تاریخ جنینشناسی تصدیق «هاروی» «1» در سال 1651 میلادی بود مشعر بر اینکه «هر چیز که میزید در آغاز از تخمی میآید.» و اینکه جنین بتدریج بخشی از پس بخشی درست میشود؟ امّا در آن عصر با وجود اینکه دانش نوزاد از اختراع جدید میکروسکوپ برای موضوع مورد توجه ما بسیار استفاده میکرده است، همچنان درباره نقشهای متقابل تخم و اسپرماتوزئید بحث وجود داشت. طبیعیدانان بزرگ مثل «بوفن» «2» و «بونه» «3» از تو در همی جرثومهها دفاع میکردند (یعنی) تخمدان حوا، مادر نوع انسان، حاوی جرثومههای تو در توی هم قرار گرفته همه موجودات بشری میبوده است. این بیش از هزارهای پیش از آن عصر است، که در آن عقایدی تخیلی شایع بود و انسانها قرآن را میشناختند. بیانات قرآن در باب تولید مثل انسان، حقایق اساسی را که انسانها قرونی چند برای کشف آن گذراندند، با اصطلاحات ساده اشعار داشته است.» «4» __________________________________________________ (1) yevraH پزشک انگلیسی (1576- 1657 م) (2) noffuB طبیعی دان و نویسنده فرانسوی (1707- 1788 م) (3) tennB فیلسوف و طبیعیدان سوئیسی (1720- 1793 م) (4) مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 276- 277 با تلخیص. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 434 مرحله اوّل: آفرینش انسان از خاک: اشاره مرحله اوّل: آفرینش انسان از خاک: قبل از ورود به بحث لازم است که دو مطلب از هم جدا شود: یکی خلقت حضرت آدم (ع) از خاک که در برخی آیات (مثل آل عمران/ 59- سجده/ 6) بدان اشاره شده است و دوّم خلقت همه انسانها از خاک که در برخی آیات (مؤمنون/ 12- حج/ 5- غافر/ 67) بدان اشاره شده است. در قسمت دوّم یعنی خلقت همه انسانها از خاک، در برخی آیات از آن به عنوان «تراب» یاد شده است (غافر/ 67- حج/ 5) و در برخی دیگر از آن به عنوان «طین» یاد شده است (مؤمنون/ 12) تذکر: «تراب» به خاک و خود زمین گفته میشود. ولی «طین» به خاکی که با آب مخلوط شده است گویند. «1» اسرار علمی: اسرار علمی: گروهی از مفسران و متخصصان و صاحبنظران در مورد این آیات و انطباق آنها با یافتههای علوم تجربی اظهار نظر کردهاند و دو تفسیر از آیات فوق ارائه کردهاند: الف: همه انسانها از نطفهای آفریده شدهاند که مواد اولیه آن از غذاها و غذاها از خاک بوجود آمده است: 1. صاحب تفسیر نمونه مینویسد: «آیه 12/ مؤمنون: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ، به آغاز وجود همه انسانها اعم از آدم و فرزندان او اشاره میکند که همه به خاک باز میگردند و از گل برخاستهاند.» «2» البته در مورد آیه/ 6 سجده وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ میگویند که: «پیدا است این آیه سخن از آفرینش «آدم» میگوید نه همه انسانها. چرا که ادامه نسل او در آیه بعد مطرح است.» «3» و در مورد آیه 5/ حج و 67/ غافر هر دو احتمال (خلقت همه انسانها از خاک یا خلقت حضرت آدم از خاک) را مطرح میکنند «4» و مینویسند: __________________________________________________ (1) ر. ک: مفردات راغب، ماده «ترب» و «طین». (2) تفسیر نمونه، ج 14، ص 207. (3) همان، ج 17، ص 125. (4) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 20، ص 165، و ج 14، ص 23. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 435 «ممکن است منظور از خاک در اینجا خاکی باشد که آدم از آن آفریده شد، و نیز امکان دارد اشاره به این باشد که همه انسانها قطع نظر از این نیز از خاکند، چرا که تمام مواد غذائی که نطفه را تشکیل میدهد و سپس مواد تغذیه کننده آن هم از خاک گرفته میشوند. البته بدون شک قسمت قابل توجهی از بدن انسان را «آب» و قسمتی را «اکسیژن» و «کربن» تشکیل میدهند که از خاک گرفته نشده ولی از آنجا که ستون اصلی تمام اعضای بدن را موادی که از خاک گرفته شده تشکیل میدهد این تعبیر کاملا صحیح است که: انسان از خاک است.» «1» 2. یکی از نویسندگان معاصر مینویسد: «اگر در آفرینش کمی دقت و تأمل کنیم، در خواهیم یافت که تمام چیزهایی که به جسم آدمی حیات میبخشد از قبیل میوهجات، سبزیجات، غلّات، خشکبار، گندم، برنج و خلاصه آنچه موتور بدن انسان را به کار میاندازد، همه از خاک گرفته شدهاند. نطفه انسان نیز خود مولود غذاهای گوناگونی است که مستقیما از خاک مایه میگیرند. از جمله عناصر لازم برای بدن که در زمین نیز یافت میشوند عبارتند از: کلسیم- سدیم- پتاسیم- آهن- مس- مولیبدن- گوگرد- کامیول- کبالت- منیزیم- منگنز- روی- آلومینیم- روبیدم، که مقادیر آنها کم و بیش (به استثنای یکی دو تا) در حدود میکرو گرم یعنی یک هزارم گرم در 100 سیسی خون است. و عناصری که در بدن بسیار یافت میشوند عبارتند از: اکسیژن- کربن- ازت- هیدروژن. آری این مطلبی است که چهارده قرن پیش بیان میدارد. و دقیقا مطابق کشفیات علم جدید در زمینه جنین انسانی است. زیرا علم، بنیان ساختمانی انسان را از خاک میداند. علم جدید میگوید نطفه زن و مرد متشکل از همان مواد و عناصر متشکلّه زمین است.» «2» 3. عبد الفتاح طباره مینویسد: «علم جدید بنیان ساختمان وجود انسان را از خاک میداند.» «3» 4. دکتر بیآزار شیرازی نیز کلمه «طین» در آیه 12/ مؤمنون را همینگونه تفسیر میکند. «4» __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 14، ص 23. (2) گودرز نجفی، مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 86- 88 با تلخیص و نیز ر. ک: محمد رضا جوهریزاده، تمدن و علوم اسلامی، ص 225. (3) عبد الفتاح طباره، سیری در قرآن، ترجمه رسول دریایی، ص 225. (4) دکتر بیآزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص 52. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 436 ب: فقط حضرت آدم از خاک آفریده شد و بقیه انسانها از نطفه آفریده شدند امّا میتوان گفت انسانها با واسطه آدم (ع) از خاک آفریده شدند: استاد مصباح یزدی مینویسند: «انسان نخستین تنها از تراب یا طین خلق شده است ولی انسانهای مراحل بعدی از نطفه آفریده شدهاند. پس به سایر انسانها نیز به لحاظ مبدأ بعید میتوان گفت از تراب و به لحاظ مبدأ قریب، از نطفه آفریده شدهاند.» «1» بررسی: بررسی: در مورد دو تفسیر آیات مورد بحث (طین- تراب) و اسرار علمی آنها توجه به چند نکته لازم است: 1. از آنجا که در آیات فوق دو تفسیر عمده وجود داشت و هر دو نیز قرائنی را به همراه دارد؛ چرا که ظاهر آیه خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ «2» این است که همه انسانها از خاک آفریده شدهاند و تفسیر اوّل را تقویت میکند. امّا آیه: بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ «3» میتواند قرینهای برای تفسیر خلقت انسان از تراب باشد و آیات دیگر را تفسیر کند که مقصود خلقت انسان اولیه (حضرت آدم (ع)) از خاک است. و بقیه را از نطفه آفریدهاند. و بر این اساس تفسیر دوم تقویت میشود. البته ممکن است کسی در مورد حضرت آدم (ع) هم نظریه تکامل را بپذیرد و بگوید او هم با واسطه از مواد خاکی آفریده شده است. و همان ظاهر تفسیر اوّل را تقویت کند. (تفصیل این بحث را به مبحث تکامل و خلقت آدم (ع) وا میگذاریم.) 2. اگر تفسیر دوّم آیات را بپذیریم اعجاز علمی در کار نیست و اگر تفسیر اوّل را بپذیریم باز هم این مطلب یک اشاره علمی قرآن و از لطایف قرآنی است امّا اعجاز علمی محسوب نمیشود. چرا که استفاده انسان از گیاهان، حیوانات و مواد زمین برای همه افراد در طول تاریخ قابل مشاهده حسّی بوده است و اشاره مبهم قرآن در این زمینه چیزی بیشتر از همان مطلب نیست. هر چند که علم جدید مقدار و مواد تشکیل دهنده خاک و بدن را کشف کرده است ولی قرآن با این اشاره مبهم به آن مواد اشارهای ندارد. __________________________________________________ (1) معارف قرآن، ص 330. (2) غافر/ 67. (3) سجده/ 6. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 437 مرحله دوّم: آفرینش انسان از آب: اشاره مرحله دوّم: آفرینش انسان از آب: قرآن کریم در آیات متعددی به خلقت همه موجودات زنده از «آب» و یا خلقت انسان از «آب» اشاره میکند. که گاهی به مطلق آب اشاره دارد و گاهی به آب با صفتی خاص اشاره میکند. برای مثال در این آیات به خلقت موجودات زنده از آب به صورت مطلق اشاره میکند: وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ «1» «و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم.» وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ «2» «و خداست که هر جنبندهای را آبی آفرید.» و در این آیه به خلقت انسان از مطلق آب اشاره میکند: وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً «3» «و اوست کسی که از آب، بشری آفرید و او را [دارای خویشاوندی نسبی و دامادی قرار داد.» و در این آیات به خلقت انسان از آب با صفتی خاص اشاره میکند: مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ «4»- از چکیده آبی پست «5» مِنْ ماءٍ مَهِینٍ «6»- از آب پست مِنْ ماءٍ.؟؟؟. «7»- از آب جهنده واژه «آب» در لغت: واژه «آب» در لغت: اصل عبری آن (می، میم) و سریانی (میا) است و در عربی تغییر شکل داد و «ماء» شد. __________________________________________________ (1) انبیاء/ 30. (2) نور/ 45. (3) فرقان/ 54. (4) سجده/ 8. (5) این آب (منی) ظاهرا آبی بیارزش و بیمقدار است. امّا از نظر ساختمان و سلولهای حیاتی شناور در آن و همچنین ترکیب مخصوص مایعی که سلولها در آن شناورند بسیار ظریف و فوق العاده دقیق و پیچیده است و از نشانههای عظمت پروردگار و علم و قدرت او محسوب میشود. پس کلمه «مهین» در آیه که به معنی ضعیف و حقیر و ناچیز است اشاره به وضع ظاهری آن میباشد. (تفسیر نمونه، ج 17، ص 126.) (6) مرسلات/ 20. (7) طارق/ 6. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 438 این لغت در اصل به معنی «هر مایع غیر جامدی» است چه آب مطلق باشد یا آبهای مضاف (مثل آب میوه) ولی وقتی بصورت مطلق (ماء) استعمال شود منصرف به آب خالص است. «1» پس مقصود آب خالص است. اسرار علمی: اشاره اسرار علمی: بررسی خلقت موجودات زنده غیر انسان از آب یک بحث مستقل لازم دارد امّا در مورد خلقت انسان از آب چند بحث علمی وجود دارد که صاحب نظران علوم تجربی و مفسران قرآن بدان پرداختهاند و ما در اینجا آن چند بحث را دنبال میکنیم: اوّل: مقصود از خلقت انسان از آب چیست؟ اوّل: مقصود از خلقت انسان از آب چیست؟ در این مورد دو دیدگاه در بین دانشمندان وجود دارد: الف: مقصود از خلقت انسان از آب این است که مقدار زیادی آب در بدن انسان وجود دارد. یعنی آب بیشترین ماده تشکیل دهنده بدن انسان است. برخی از صاحبنظران نیز به این دیدگاه تصریح کردهاند: 1. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ «2» حدّاقل دو احتمال را مطرح میکند که یکی از آنها همین مطلب مورد بحث ماست؛ ایشان مینویسند: «حیات همه موجودات زنده- أعم از گیاهان و حیوانات- به آب بستگی دارد ... این موضوع نیز قابل توجه است که طبق تحقیقات دانشمندان، قسمت عمده بدن انسان و بسیاری از حیوانات را آب تشکیل میدهد (در حدود هفتاد درصد)» «3» ایشان در تفسیر آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً «4» مینویسند: «جمعی معتقدند منظور از بشر نخستین انسان یعنی آدم (ع) است چرا که آفرینش او از __________________________________________________ (1) ر. ک: مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 220 (ماده ماء) (2) انبیاء/ 30. (3) تفسیر نمونه، ج 13، ص 396. ایشان در ادامه توضیح میدهند که: جالب اینکه دانشمندان امروز معتقدند که نخستین جوانه حیات در اعماق دریاها پیدا شده به همین دلیل آغاز حیات و زندگی را از آب میدانند و اگر قرآن آفرینش انسان را از خاک میشمرد، نباید فراموش کنیم منظور از خاک همان طین (گل) است که ترکیبی است از آب و خاک. و سپس به یک پرسش پنهان پاسخ میدهند: «اینکه بعضی ایراد کردهاند که آفرینش فرشتگان و جن با اینکه موجودات زندهای هستند مسلما از آب نیست پاسخش روشن است زیرا هدف موجودات زندهای است که برای ما محسوس است.» (4) فرقان/ 54. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 439 «طین» یعنی معجونی از آب و خاک بود. نکره بودن بشرا (انسانی را) گواه این معنا است ... از این گذشته بدون شک بیشترین قسمت وجود انسان را آب تشکیل میدهد. بطوری که میتوان گفت ماده اصلی وجود هر انسانی آب است ...» و سپس جمع بین معانی آیه را ممکن میدانند. «1» 2. استاد مصباح یزدی در ذیل آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً «2» مینویسند: «میتوان گفت منظور از ماء، همان آب معروف است. و اگر میگوید انسان از آب آفریده شده است بنابر آن است که: وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ «3» چون به هر حال انسان موجود زندهای است و قرآن مبدأ پیدایش هر موجود زندهای را آب میداند.» «4» 3. یکی دیگر از نویسندگان معاصر در مورد آیه 54 سوره فرقان مینویسد: «دانشمندان زیستشناس بر این عقیدهاند که دو سوّم بدن انسان را آب تشکیل داده است. مثلا یک فرد هفتاد کیلوئی، پنجاه لیتر آب در بدن خود نگهداری میکند. و این نسبتی است ثابت. و باز همین دانشمندان بر این نظر و عقیدهاند که اگر انسانی 20% از آب بدن خود را از دست بدهد، دوباره سلامتی خود را باز نخواهد یافت.» و سپس این مطلب را اعجاز علمی قرآن میشمارند. «5» 4. یکی دیگر از صاحبنظران معاصر با ذکر مطلب فوق اضافه میکند که: «آب یاختههای بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم بوده و عملا فاقد نمک است. ولی آب خارج از یاختهها عملا پتاسیم ندارد بلکه دارای مقدار زیادی نمک است و این ترکیب آب خارج از یاختهها جزء بجزء به آب دریائی شباهت دارد که میلیونها سال قبل اولین اشکال حیات در آن شکل میگرفت و بعدها وقتی که موجودات آبی به خشکی روی آوردند (دریای درون) را نیز با خود آوردند. چون بدون آن زندگی بر ایشان در خشکی ممکن نبود. این پدیده شگفتانگیز، گفته قرآن را تأیید میکند که میفرماید: اوست خدائی که انسان را از آب آفرید.» «6» __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 15، ص 126. (2) فرقان/ 54. (3) انبیاء/ 30. (4) معارف قرآن، سه جلدی، ص 329- 330. (البته در عبارت ایشان دو احتمال وجود دارد. یکی همان مطلب مورد بحث ماست و دیگر اینکه مقصود منشأ پیدایش اولیه انسان باشد.) (5) گودرز نجفی، مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 97. (6) بیآزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، چاپ دوّم، ص 52- 53. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 440 ایشان در جای دیگر مینویسند: «تحقیقاتی که راجع به ساختمان عمومی جسم زنده به عمل آمده است میرساند که آب و کربن قریب 98% جسم موجود زنده را تشکیل میدهند. «1» ب: مقصود از خلقت انسان از آب این است که انسان از نطفه و منی آفریده شده است. برخی از صاحبنظران نیز به این مطلب اشاره کردهاند: 1. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ «2» دو احتمال مطرح میکند که یکی همین مطلب مورد بحث ماست ایشان در احتمال دوّم مینویسد: «اینکه «ماء» در اینجا اشاره به آب نطفه است که موجودات زنده معمولا از آن بوجود میآیند» «3» و نیز در تفسیر آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً «4» سه احتمال مطرح میکند که در احتمال دوّم مینویسد: «امّا جمعی دیگر معتقدند که منظور از «ماء» آب نطفه است. که همه انسانها به قدرت پروردگار توسط آن بوجود میآیند ... گواه این تفسیر جمله ذیل آیه فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً است.» «5» و نیز در تفسیر آیه ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ «6» فقط یک احتمال را مطرح میکنند و مینویسد: «جعل در اینجا به معنی آفرینش و نسل به معنی فرزندان و نوهها در تمام مراحل است. سلاله در اصل به معنی عصاره و فشرده خالص هر چیز است و منظور از آن در اینجا نطفه آدمی است که در حقیقت عصاره کل وجود او میباشد.» «7» 2. استاد مصباح یزدی با طرح آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً «8» و آیه خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ «9» مینویسند: __________________________________________________ (1) همان، ص 39. (2) أنبیاء/ 30. (3) تفسیر نمونه، ج 13، ص 396. (4) فرقان/ 54. (5) همان، ج 15، ص 126. (6) سجده/ 8. (7) تفسیر نمونه، ج 17، ص 126. (8) فرقان/ 54. (9) طارق/ 6. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 441 «نطفه و ماء دافق، همه «آب» است و قابل جمعند و هر یک از جهتی اطلاق شده است و از اینجا نیز، به دست میآید که «ماء» در اصطلاح قرآن منحصر به همان مادّه ویژهای که از ترکیب اکسیژن و هیدروژن بدست میآید و خاصیت یونیزاسیون دارد، نیست؛ بلکه اصطلاحی است با گستره وسیع که شامل نطفه هم میشود. ماء دافق بسیار است که چیزی جز نطفه نیست ... تقریبا میتوان گفت که «ماء» در این موارد به معنای مایع است؛ امّا آیا این اطلاق مجازی است یا حقیقی، بحث دیگری است. میتوان گفت ماء در اصل لغت وضع شده برای مایع سیّال خاصی مرکب از هیدروژن و اکسیژن ولی از باب توسّع- که نوعی مجاز است- به هر مایعی اطلاق شده است.» «1» سپس ایشان همین احتمال را ترجیح میدهند. «2» 3. دکتر موریس بوکای نکتهای ظریف از آیه ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ «3» استفاده میکند و مینویسد: «اگر قرآن از مایعی باور کننده متشکل از عناصر گوناگون صحبت میدارد ما را از این امر مطلع میسازد که نسل انسان از چیزی که از این مایع استخراج میشود فراهم میگردد این است معنای آیه 8 سوره سجده. کلمه عربی که در اینجا «کنتیسانس» «4» (سلالة) ترجمه شده شیء استخراج شده از شیء دیگر، بهترین بخش یک چیز را تعیین میکند که آن را بدین طریق یا طریق دیگر ترجمه کنند، موضوع جزئی از یک کل است.» «5» سپس اشاره میکند که فقط یک سلول اسپرماتوزئید از بین چندین ده میلیون عنصر صادر از مرد موفق میشود که درون تخمک نفوذ کند. و تعداد بیشماری در راه مانده و موفق نخواهند شد. پس این بخش بسیار ناچیزی مستخرج از مایعی با ساختمانی پیچیده خواهد بود که ابراز فعالیت خواهد کرد. و در پایان نتیجه میگیرد که: «در نتیجه چطور میشود از توافق متن قرآنی با شناخت علمیای که از این پدیده در عصرها داریم تحت تأثیر قرار نگرفت.» «6» __________________________________________________ (1) معارف قرآن، سه جلدی، ص 329. (2) همان، ص 330. (3) سجده/ 8. (4) ecnessetniuQ (5) مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه مهندس ذبیح اللّه دبیر، ص 272. (6) همان، ص 273. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 442 4. دکتر دیاب و دکتر قرقوز نیز نکتهای ظریف از آیه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ «1» استفاده میکنند و مینویسند: «مشاهده میکنیم که از میان صدها میلیون اسپرماتوزئید فقط تعداد کمی به تخمک میرسند و الباقی در میان راه میمیرند و از میان دهها اسپرمی که به تخمک رسیدهاند فقط یک عدد موفق به شکافتن دیواره شفاف تخمک شده و در لقاح سرنوشت ساز شرکت میکند این معنا از کلام خداوند (در دو آیه سجده/ 8- قیامت/ 37) کاملا استنباط میشود. زیرا حرف «من» حرف تبعیض است یعنی: اندکی از بسیار. لفظ «سلالة» نیز همین معنا را دارد.» «2» بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند مطلب لازم است: 1. در مورد تفسیر آیات مورد بحث میتوان گفت که احتمال الف (وجود آب زیاد در تشکیل بدن موجودات زنده) و احتمال ب (خلقت موجودات زنده از منی) در مورد آیات انبیاء/ 30- نور/ 45- فرقان/ 54 وجود دارد امّا ظهور این آیات در احتمال الف بیشتر است. و برعکس در آیات سورههای سجده/ 8- مرسلات/ 20- طارق/ 6 احتمال ب ظاهر است. بلکه میتوان گفت که ظهوری در احتمال الف ندارد. و لذا برخی مفسران در تفسیر این آیات اصلا اشارهای به احتمال الف نکردهاند. تذکر: اگر مقصود از آیات احتمال ب (خلقت موجودات زنده از منی) باشد این بحث مربوط به مرحله سوم خلقت انسان میشود که در ادامه بدان میپردازیم. 2. بنابر پذیرش احتمال الف (تشکیل بدن موجودات زنده از آب زیاد) این مطلب یک راز علمی است که قرآن قرنها قبل آن را گوشزد کرده است و نشانه عظمت علمی این کتاب الهی است. ولی این مطلب نمیتواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد چرا که تأثیر آب در حیات انسان و موجودات زنده از دیر باز برای بشر معلوم بوده است. حتی برخی دانشمندان یونان قدیم آن را گوشزد کردهاند. «3» __________________________________________________ (1) سجده/ 8. (2) طب در قرآن، ص 81 با تلخیص. (3) ر. ک: عبد الغنی الخطیب، قرآن و علم امروز، ترجمه دکتر اسد اللّه مبشّری، ص 121 که از قول «آمیدوکل» فیلسوف یونانی نقل میکند که عامل تکوین زندگی در اثر چهار عنصر است: گرمی آتش و سردی هوا و رطوبت آب و خشکی خاک. (و نیز ر. ک: دکتر غلاب، فلسفه یونان، ج 1، ص 41) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 443 به علاوه این آیات (انبیاء/ 30- نور/ 45- فرقان/ 54) دارای احتمالات متعدد است پس نمیتوان یک مطلب قطعی را در این مورد به قرآن نسبت داد. و با یک مطلب علمی آن را انطباق داد تا دلیل اعجاز علمی قرآن باشد. 3. در مورد استفاده دکتر دیاب و قرقوز از آیه 8 سوره سجده لازم به تذکر است که سلالة به معنی قسمت خوب هر چیز را گویند که از آن جدا شده باشد. «1» و ظهور «من» در آیه مورد نظر در معنای «بیان» است (من بیانیه) یعنی جنس این سلاله از آب پست است. به علاوه اگر معنای «من» را تبعیض بگیریم با معنای «سلالة» (جدا شده از چیزی) یکی میشود و در حقیقت قسمت دوم آیه مِنْ ماءٍ مَهِینٍ تکرار معنای کلمه «سلاله» میشود. در حالی که اگر «من» به معنای بیانیه باشد این تکرار لازم نمیآید. پس برداشت این دو پزشک از آیه 8 سوره سجده با ظاهر آیه مناسبت ندارد. 4. در مورد برداشت دکتر بوکای از آیه 8 سوره سجده لازم به ذکر است که در مورد واژه «سلاله» دو احتمال وجود دارد: نخست آنکه مقصود خلاصه و جزئی برتر از انسان (اسپرماتوزئید) باشد. دوّم آنکه مقصود جزئی نیکو و برتر از کل منی مرد (که شامل دهها میلیون اسپرم است) باشد. یعنی اسپرمی که موفق میشود با اوول زن لقاح کند و تخمک را تشکیل میدهد. سخن ایشان با احتمال دوّم سازگار است امّا با احتمال اوّل که مورد نظر برخی مفسران (مثل صاحب تفسیر نمونه) بود سازگار نیست. دوّم: مقصود از ماء دافق و صلب و ترائب چیست؟ اشاره دوّم: مقصود از ماء دافق و صلب و ترائب چیست؟ خداوند در یکی از آیاتی که در مورد خلقت انسان از آب سخن میگوید میفرماید: فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ «2» «پس باید انسان بنگرد که از چه چیزی خلق شده است، انسان از آبی جهنده آفریده شد، (آبی که) از میان صلب و ترائب بیرون میآید.» برخی از مفسران، مترجمان و متخصصان علوم پزشکی در مورد این آیه سخنانی گفتهاند که موجب ابهام این آیه و ناسازگاری آن با یافتههای علوم پزشکی شده است. برای مثال گفتهاند که: «مراد از صلب و ترائب، پشت مرد و سینه زن است». و لذا برخی افراد __________________________________________________ (1) ر. ک: مفردات راغب، ماده سلّ. (2) طارق/ 5- 7. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 444 مثل دکتر بوکای صریحا مینویسد که: «این ترجمهها نوعی تعبیر است و بعلاوه بسیار کم قابل فهم است.» «1» و «2» در حالی که با بررسی دقیق این آیه متوجه میشویم که نه تنها قرآن در اینجا سخنی مخالف علم نگفته است بلکه اشاراتی علمی همراه با رعایت کمال ادب بیان نموده است. در اینجا لازم است که چند نکته تفسیری و علمی روشن شود تا مقصود آیات فوق معلوم گردد: 1. ماء دافق: 1. ماء دافق: مفسران در این مورد دو دیدگاه دارند هر چند که در مسأله سه احتمال وجود دارد: الف: اینکه مراد از «ماء دافق» همان منی مرد است که بصورت جهنده از او خارج میشود. (و دافق به معنی «مدفوق» یا «ذو دفق» آمده است.) «3» ب: مراد از «ماء دافق» همان آب مشترک زن و مرد است که در رحم مخلوط میشود و یک آب میشود. این مطلب از کلام برخی مفسرین به دست میآید. «4» ج: مراد از ماء دافق چیزی باشد که از زنان خارج میشود (اوول) تا از ترکیب آن با اسپرمها نطفه اولیه کودک تشکیل شود بررسی: بررسی: کودک انسان به دنبال تشکیل و رشد تخمک بوجود میآید که هر تخمک از دو قسمت تشکیل میشود: یکی «اسپرماتوزوئید» مرد و دیگری «اوول» زن. هر مرد در هنگام آمیزش، قطراتی از منی با جهش از او خارج میشود. در منی صدها میلیون «اسپرماتوزئید» وجود دارد «5» که معمولا یکی از آنها خود را به «اوول» زن میرساند و با آن ترکیب میشود و تشکیل تخمک میدهد و سپس به کندی حرکت میکند تا در رحم زن مستقر میشود و کم کم رشد کرده و کودکی به دنیا میآید. __________________________________________________ (1) دکتر موریس بوکای، مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 279. (2) سخنان آنها و نقد آن بدنبال میآید. (3) علامه طباطبائی (ره)، المیزان، ج 20، ص 379، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379 ق. چاپ سوّم. (4) زمخشری، الکشاف، ذیل آیات فوق میگوید: و لم یقل ماءین لامتزاجهما فی الرحم ... (ج 4، ص 735، نشر دار الکتاب العربی، 1406 ق) (5) تعداد اسپرمها را در هر عمل زناشوئی بین دویست تا سیصد میلیون دانستهاند. ر. ک: پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، ص 30 و بهداشت ازدواج از نظر اسلام، ص 42 و مصطفی زمانی، پیشگوئیهای علمی قرآن، ص 118، انتشارات پیام اسلام. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 445 پس با توجه به مسایل علمی فوق میتوان احتمال نخست را پذیرفت که مراد از «ماء دافق» همان منی مرد است که با جهش بیرون میآید. و با ظهور آیه نیز سازگار است. و این بدان جهت است که چیزی که از زنان خارج میشود (اوول) جهشی ندارد. و در هنگام حرکت به طرف رحم هم به کندی حرکت میکند. پس دیدگاه دوّم در مورد «ماء دافق» (آب مشترک زن و مرد) صحیح به نظر نمیرسد. و احتمال سوّم را نیز کسی نگفته است. پس اساسا منتفی است. 2. مراد از «صلب» چیست؟ 2. مراد از «صلب» چیست؟ در این مورد چند احتمال وجود دارد: الف: در مورد این لغت، راغب میگوید: صلب «چیز شدید و سخت» را گویند و به همین مناسبت به مرد اطلاق میشود. «1» ب: برخی احتمال دادهاند که مراد استخوان پشت مرد «2» (ستون فقرات) باشد و در راستای همین معنا، دکتر قرقوز و دکتر دیاب در مورد معنای کلمه صلب مینویسند: «صلب شامل ستون فقرات کمر و استخوان خارجی و از نظر عصبی در برگیرنده مرکز تنظیم رفتارهای جنسی است. رشتههای عصبی که از صلب (ستون فقرات) نشأت گرفتهاند، دستگاه تناسلی را عصب میدهند. از این رشتهها میتوان شبکه خورشیدی، شبکه عصبی خاجی و رشتههای عصبی دستگاه تناسلی را نام برد. این رشتههای عصبی با رشتههای عصبی مسئول انقباض و انبساط شریانهای خونی و نعوظ و رخوت آلت تناسلی و کلیه امور مربوط به فعالیتهای جنسی تلاقی میکنند. اگر بخواهیم منطقه صلب را که مسئول این عصب دهی میباشد مشخص کنیم، میگوئیم که این منطقه در محدودهای بین مهره دوازدهم پشتی و مهره اوّل و دوّم کمری و دوّم و سوّم و چهارم خاجی قرار دارد.» «3» پ: برخی نیز احتمال دادهاند که کل بدن انسان که بین استخوان سینه و پشت واقع میشود مراد باشد. «4» __________________________________________________ (1) مفردات راغب اصفهانی، ماده صلب. (2) فخر رازی، تفسیر کبیر، ذیل آیه 5- 7 سوره طارق و نیز مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 262. (3) طب در قرآن، ص 31. (4) علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، زیر آیه 5- 7 سوره طارق. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 446 ت: برخی نیز احتمال دادهاند که مراد محل خروج منی مرد باشد. «1» و در راستای همین معنا دکتر پاکنژاد صلب را بمعنای دستگاه نطفه ساز مردانه میداند. «2» ث: برخی از لغویین نیز احتمال دادهاند که مقصود استخوان مرد باشد. «3» ج: برخی از لغویین نیز احتمال دادهاند که مقصود مطلق قوت و شدت باشد. «4» ح: برخی از لغویین نیز احتمال دادهاند که مقصود مبدأ پیدایش منی باشد یعنی دستگاه گوارش. «5» بررسی: بررسی: با توجه به اینکه همه اقوال در مورد مرد و یا محل خاصی از بدن او (مثل پشت یا ستون فقرات) است. اجمالا معلوم میشود که مراد از صلب، زن یا قسمتی از بدن او نیست. امّا با توجه به معنای ترائب که بعدا میآید، صلب به معنای «پشت مرد» صحیحتر به نظر میرسد. و امّا معنای لغوی شدت (الف- ج) نمیتواند مقصود باشد چرا که منی از صرف شدت بیرون نمیآید بلکه از مصادیق آن اشیاء شدید است و در بدن مرد پشت او را صلب گویند چون بسیار شدید، محکم و قوی است. و امّا معنای سوّم (پ) که کل بدن مرد مراد باشد اگر بگوئیم از مجموع تعبیر صلب و ترائب این مطلب مقصود است چیزی است که در پایان بحث به آن اشاره میکنیم و آن را با معنای دوّم جمع میکنیم. ولی اگر از کلمه صلب کل بدن مرد اراده شود قابل قبول نیست چون لازم است که ترائب نیز «زن» معنا شود و منی از بین این دو خارج نمیشود بلکه از درون مرد خارج میشود. و امّا معنای چهارم (ث) که مقصود محل دستگاه نطفه ساز مرد باشد نیز قابل قبول نیست چرا که منی از بین آن و ترائب خارج نمیشود بلکه از داخل دستگاه نطفه ساز خارج میشود مگر آنکه بگوئیم کلمه «بین» به معنی داخل است که در این صورت خلاف ظاهر معنای لفظ را گرفتهایم. و امّا در مورد معنای پنجم (ث) یعنی استخوان مرد اگر منظور استخوان پشت مرد باشد اشکالی ندارد و الّا کلمه صلب به معنی مطلق استخوان نمیآید. __________________________________________________ (1) رستگاری جویباری، تفسیر البصائر، زیر آیه 5- 7 سوره طارق. (2) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 240. (3) مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 263. (4) مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 263. (5) مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 263. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 447 و امّا در مورد معانی هفتم (ح) یعنی دستگاه گوارش اگر مقصود استفاده از کل جمله ما بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ باشد ممکن است به صورت کنائی در بعضی موارد محتمل باشد امّا اگر بخواهیم از خود لفظ صلب چنین معنائی برداشت کنیم صحیح نیست. چون چنین معنا و استعمالی در مورد صلب سراغ نداریم. 3. مقصود از «ترائب» چیست؟ 3. مقصود از «ترائب» چیست؟ در این مورد، معانی متعددی گفته شده است که به صورت مختصر اشاره میکنیم: الف: استخوان محل گردنبند زن «1» (ترائب از ریشه تراب است و از آنجا که استخوان سینه زن نرم است و آسان حرکت میکند و لذا ترائب گفته شده است) ب: بین دو سینه زن. «2» پ: بین دو کتف و سر. «3» ت: استخوان سینه و گلوگاه. «4» ث: عصاره قلب. «5» ج: دست و چشم و پا و ... «6» (سرتاسر بدن) چ: محل خروج اوول زن. «7» دکتر پاکنژاد نیز در همین راستا مینویسد: «چارهای جز این نداریم که صلب را دستگاه نطفه ساز مردانه و ترائب را دستگاه نطفه ساز زنانه بدانیم.» و سپس این مطلب را با ظاهر آیه اینگونه توجیه میکند که: «وقتی به کتب لغت مراجعه نموده و محل آنها را که مربوط به قسمت پشتی و قدامی ستون فقرات یعنی جای اولیهای که بیضه و رحم قرار میگیرند بدانیم (قبل از شش ماهگی جنین تخم و تخمدان هر دو در پشت قرار دارند و پس از شش ماهگی در جنس نر هر دو به پائین کشیده شده و در پوسته بیضه قرار میگیرند و به وضع عادی درمیآیند. و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده در دو طرف پهلو محاذی لولههای رحم جایگزین میشوند) میتوانیم آیه قرآن را به ترتیب زیر، مراحل آفرینش خلقت آدمی دانست. __________________________________________________ (1) مجمع البیان، زیر آیه و نیز لسان العرب و تفسیر نمونه با این تفاوت که ترائب را جمع تریبه گرفتهاند. (2) تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج 4، ص 532 و مجمع البیان، ذیل آیه. (3) تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج 4، ص 532 و مجمع البیان، ذیل آیه. (4) تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج 4، ص 532 و مجمع البیان، ذیل آیه. (5) تفسیر البصائر، زیر آیه و نیز تفسیر ابن کثیر. (6) مجمع البیان، زیرا آیه. (7) البصائر، زیر آیه. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 448 از آب دافق کنار و اطراف نخاع خلقت شد. در صلب و ترائب دو قسمت وابسته به بیضه و رحم جای داشت. سپس از مجرا و گذرگاه که بیضه و تخمدان باشد گذشت ... ناگفته نماند چون متاستازهای سرطان بیضه در وهله اوّل اطراف ستون فقرات تظاهر میکند ممکن است بزودی اعلام دارند که بین مایع اطراف نخاع و مایع موجود در مجاری منی ساز بیضه ارتباط مسلم و قطعی برقرار است.» «1» ح: بین نخاع و سینه هر شخص. «2» خ: ترائب به چیزهای جفت و مساوی در بدن انسان گفته میشود. و لذا به انگشتان دست و دو استخوان ران پای انسان نیز ترائب گویند. (یعنی منطقهای که آلت تناسلی مرد در آن قسمت واقع شده است «3») در همین راستا دکتر دیاب و دکتر قرقوز نیز پس از نقل معانی مفسرین مینویسند: «اکنون که میدان معنا تا این حد گسترده است ما آن معنا را برمیگزینیم که با حقایق علمی نیز موافقت دارد. یعنی ترائب را عبارت از استخوانهای میان هر دو پا فرض میکنیم.» «4» و استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنا را پذیرفتهاند. «5» بررسی: بررسی: اصل لغت ترائب به دو معنای «خضوع و تسلیم» و هر «دو چیز مساوی در بدن» است و بنظر میرسد که اکثر معانی و احتمالاتی که در آیه مطرح شد استعمالاتی در مصادیق همین دو معناست. __________________________________________________ (1) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 240- 241. (2) البصائر، ذیل آیه. (3) ر. ک: تفسیر ابن کثیر، ذیل آیه، از ضحاک (که از تابعین تابعین در تفسیر است) این معنا را نقل میکند. (قال ضحاک: الترائب بین الثدیین و الرجلیین و العینین ...) و در مقاییس اللغه نیز گوید: ترب: اصلان احدهما التراب و ما یشتق منه و الاخر تساوی الشیئین. و صاحب التحقیق بعد از آنکه اصل معنای لغوی را مسکنة و خضوع کامل میداند میگوید: امّا خروجه من بین الصلب و الترائب فلعلّ المراد خروجه من بین العمود الفقری و هو الصلب المنتهی الی العجز و بین الفخذین المعبّر عنهما بالترائب لکونهما من اسافل الاعضاء ... (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 1، ص 383- 384) (4) طب در قرآن، ص 32. (5) ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 62- 64. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 449 امّا با توجه به معانی «ترائب» و احتمالاتی که دادهاند چند معنا برای آیه یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ ممکن است بیان شود: اوّل: آبی که از پشت مرد و سینه زن خارج میشود. این معنا موافق اکثر معانی ترائب است که تعبیر سینه و استخوان سینه زن دارد. و در همین راستا یکی از مترجمان قرآن آیه 6- 7 سوره طارق را اینگونه ترجمه میکند: «از آب جهندهای خلق شده [که از صلب مرد و میان استخوانهای سینه زن بیرون میآید.» «1» برخی از مفسران همین معنا را پذیرفته و در صدد توجیه علمی آن برآمدهاند. «2» امّا با توجه به اینکه این جمله یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ صفت ماء دافق است و اوول زن حالت جهندگی ندارد، نمیتواند احتمال قوی به حساب آید. و صاحب التحقیق نیز با طرح همین احتمال آن را غیر صحیح میداند. چون منی از بین پشت مرد و سینه زن یعنی وسط آنها خارج نمیشود. بلکه از درون مرد خارج میشود. «3» دوّم: آبی که از پشت و سینه مرد خارج میشود. فخر رازی این مطلب را بصورت یک احتمال ذکر میکند. ولی این مطلب توجیه علمی و معقول ندارد مگر آنکه گفته شود مراد کل وجود مرد است که بین استخوان سینه و پشت واقع شده است. سوّم: جنین از رحم زن خارج میشود که میان پشت و قسمت جلوی بدن او قرار میگیرد. «4» این احتمال هم ضعیف است چون در معنای کلمه «صلب» پشت زن گفته نشده بود. چهارم: صلب مظهر محکمی و سختی و خشن بودن مرد است و ترائب مظهر لطافت زن است پس مراد اسپرم مرد و اوول زن است. «5» این احتمال هم ضعیف است چرا که معنای آیه مجازی میشود علاوه بر آن قبلا بیان شد که اوول زن حرکت کند دارد. __________________________________________________ (1) استاد فولادوند، ترجمه قرآن. (2) سیّد قطب، تفسیر فی ظلال القرآن، ج 6، ص 3877، دار الشروق، 1402 ق، الطبعة العاشرة. (3) مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 1، ص 384 (و امّا تفسیر الایه الکریمه بالخروج من بین ظهر الرجل و صدر المرأة فغیر صحیح فان حقیقة اللفظین غیر ما فسّروهما و لان الماء لا یخرج من بین ظهر الرجل و صدر المرأة من وسطهما.) (4) تفسیر نمونه، ج 26، ص 365. بصورت احتمال ذکر میکند. (5) همان و نیز صاحب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم نیز این مطلب را به صورت توضیح یک احتمال ذکر کرده است. ج 6، ص 263. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 450 پنجم: آبی که از بین دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه زن خارج میشود. یعنی همان معنایی که دکتر پاکنژاد در مورد صلب و ترائب پذیرفتند. امّا این احتمال نیز قابل قبول نیست چون منی از داخل دستگاه نطفه ساز مرد خارج میشود نه از بین دو دستگاه نطفه ساز مرد و زن. و بر همین اساس است که خود ایشان هم مجبور شده است این معنا را توجیهی بعید کند. ششم: منی مرد از بین پشت و پیش روی او خارج میشود. این معنا مورد پذیرش برخی مفسران واقع شده است. «1» و شواهدی برای آن اقامه شده است از جمله آنکه، عمدهترین عامل پیدایش منی «نخاع شوکی» است که در پشت مرد واقع است و سپس قلب و کبد است. که یکی زیر استخوانهای سینه و دیگری در میان این دو قرار دارد. و همین سبب شده که تعبیرما بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ برای آن انتخاب شود. «2» پس میتوان گفت که نطفه مرد از میان پشت و روی او خارج میشود. و از طرف دیگر در هنگام خروج منی هیجان تمام بدن را فرا میگیرد. و بعد از آن تمام بدن سست میشود. لذا برخی گفتهاند در حقیقت منی از تمام بدن خارج میشود. «3» هفتم: آب منی از بین پشت و دو استخوان پا (محل آلت تناسلی) خارج میشود. این معنا موافق معنای أخیر در کلمه ترائب است که شواهد متعددی از لغت و تفسیر به همراه داشت و مورد پذیرش برخی پزشکان نیز بود چرا که با مطالب علمی پزشکی سازگار است. استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنا را میپذیرد و از قول دکتر کنعان الجائی نیز همین را ذکر میکنند. «4» دکتر دیاب و قرقوز در این زمینه مینویسند: «ماء دافق همان آب مرد یعنی منی است که از میان صلب و ترائب (استخوان پاها) او خارج میشود ... تمام نقاط و مجاری عبور منی از نظر کالبد شکافی در محدوده صلب و ترائب قرار دارند. غدد کیسهای پشت پروستات (که ترشحات آنها قسمتی از منی را تشکیل میدهد) نیز در محدوده صلب و ترائب قرار گرفتهاند. سپس با اشاره به غدد کیسهای ترشح کننده منی و وظایف آنها مینویسند: این دو غده ترشح کننده هستند که ترشحات آنها بخشی از مایع منی را تشکیل میدهد. __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 26، ص 367. (2) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 26، ص 367. (3) همان، ص 366. (4) ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 64. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 451 ترشحات این غدد به رنگ زرد بوده و از نظر فرکتوز بسیار غنی است همچنین این غدد در عمل جهشی منی به خارج و به صورت دفعات بر اثر انقباض عضلات آنها نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. پس میتوان گفت: منی از میان صلب مرد به عنوان یک مرکز عصبی- تناسلی امر کننده و ترائب او به عنوان رشتههای عصبی ماء مور به اجرا، خارج میشود. و در واقع خروج منی با تناسق و هماهنگی کامل بین آمر و مأمور انجام میپذیرد و این مسأله از نظر علمی نیز اثبات رسیده است. با توجه به توضیحات فوق هیچ اشکالی در این مسأله باقی نمیماند که قرآن این موضوع را به گونهای اعجازآمیز و به صورت موعظه بیان فرموده است.» «1» نتیجهگیری: نتیجهگیری: بنظر میرسد که میتوان معنای ششم و هفتم را با هم جمع کرد و این معنا با کلام علامه طباطبائی (ره) (مراد کل بدن انسان باشد) نیز قابل جمع است. و با مبانی علمی هم ناسازگاری ندارد؛ بلکه علم مؤید آن است. چرا که قرآن میفرماید: «منی مرد از بدن او که بین پشت و جلوی او (که منظور محل آلت تناسلی اوست) خارج میشود». و این مطلب با ظهور آیه شریفه که صفت برای «ماء دافق» است سازگارتر است. پس آیه ربطی به زنان ندارد تا با مبانی علمی خروج منی و جهنده نبودن اوول ناسازگار باشد. نکته 1: قرآن کریم سخن پروردگاری حکیم و عالم است که در اوج فصاحت، بلاغت و ادب بیان شده است. ادب قرآن در بیان مطالب جنسی کاملا روشن است. بنظر میرسد که در اینجا نیز برای اینکه نام آلت تناسلی انسان به صراحت برده نشود از تعبیرما بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ «آب جهندهای که از ما بین پشت (مرد) و دو استخوان پای» استفاده شده است. نکته 2: این تعبیر قرآن کریم گر چه اشارهای لطیف به مسایل علمی است و بار دیگر عظمت این کتاب آسمانی را روشن میسازد امّا این مطلب نمیتواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد. چرا که خروج منی از بدن انسان و دستگاه تناسلی که بین پشت و دو استخوان جلوی بدن است فی الجمله برای بشر قابل حسّ بوده است. پس قرآن کریم در این مورد خبر غیبی __________________________________________________ (1) طب در قرآن، ص 32- 33 با تلخیص. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 452 را بیان نکرده است. و مطالب علمی دکتر پاکنژاد در رابطه با دخالت مایع اطراف ستون فقرات در منی نیز به صورت احتمالی بیان شد و چیز خاصی را اثبات نکرد. سوّم: منشأ منی کجاست (صلب- ظهور)؟ اشاره سوّم: منشأ منی کجاست (صلب- ظهور)؟ قرآن کریم در مورد نسل انسانها اشاره به پشت (کمر) میکند و در این مورد دو تعبیر در قرآن یافت میشود که مورد توجه برخی پزشکان قرار گرفته و آن را نوعی اعجاز علمی قرآن دانستهاند. وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا «1» «و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهی دادیم.» خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ «2» «از آب جهندهای خلق شده [که از بین صلب و ترائب بیرون میآید.» نکات تفسیری: نکات تفسیری: در مورد آیه دوّم (صلب و ترائب) در صفحات پیشین، بحث مبسوطی داشتیم و بیان شد که مقصود از صلب و ترائب همان بین کمر مرد و دو استخوان ران اوست که کنایه از دستگاه تناسلی مرد است. پس محور اصلی سخن را در اینجا آیه اوّل قرار میدهیم. در مورد این آیه مفسران و صاحبنظران شش احتمال و دیدگاه را مطرح کردهاند: الف: محدثین و اهل ظاهر گفتهاند که: منظور این است که فرزندان آدم تا پایان دنیا به صورت ذرات کوچکی از پشت آدم خارج شدند و فضا را پر کردند. در حالی که دارای شعور بوده و قادر به سخن گفتن بودند. «3» ب: منظور استعدادی است که خداوند در ذرات نخستین انسان (یعنی نطفه تا جنین) قرار داده تا بتوانند حقیقت توحید را درک کنند (فطرت توحیدی) «4» __________________________________________________ (1) اعراف/ 172. (2) طارق/ 6- 7. (3) ر. ک: علامه مجلسی (ره)، مرآة العقول، ج 7، ص 38. (4) المنار، ج 9، ص 387 و فی ظلال القرآن، ج 3، ص 671. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 453 ج: مقصود عالم ارواح است یعنی خداوند قبل از خلقت اجساد انسانها، ارواح آنها را آفرید و مخاطب ساخت. این تفسیری است که از برخی روایات استفاده کردند. و استاد مکارم شیرازی بدون اشاره به قائل، نقل میکند. «1» د: مقصود گفتگوی انبیاء با برخی مردم است، که دلائل توحید را از انبیاء شنیدند و پاسخ مثبت دادند. (زبان قال) «2» ه: زبان حال همه انسانها بعد از بلوغ و عقل است که با دیدن آیات الهی به یکتائی او اعتراف میکنند. این تفسیر را از بلخی و رمانی نقل میکنند. «3» و: مقصود عالم ملکوت و وجود جمعی موجودات نزد خداست که با شهود باطنی خدا را مشاهده کرده و به وحدانیت او اعتراف میکنند. (دیدگاه علامه طباطبائی (ره)) «4» ما در این مختصر در صدد نقد و بررسی اقوال مفسرین در مورد تفسیر این آیه نیستیم. چرا که از موضوع بحث ما خارج است و فقط به بررسی مطالب علمی آیه میپردازیم. «5» واژه «ذرّیه» که در آیه 172 سوره اعراف آمده است به معنای فرزندان کوچک و خردسال است و در مورد ریشه لغوی آن چند احتمال داده شده است: 1. از «ذرء» (بر وزن زرع) به معنای آفرینش باشد. بنابراین مفهوم اصلی «ذریه» با مفهوم مخلوق و آفریده شده برابر است. 2. بعضی آن را از «ذرّ» (بر وزن شرّ) دانستهاند که به معنای موجودات بسیار کوچک همانند ذرات غبار و مورچههای بسیار ریز میباشد. از این نظر که فرزندان انسان نیز در ابتداء از نطفه بسیار کوچکی آغاز حیات میکنند. 3. احتمال دارد از ماده «ذرو» (بر وزن مرو) به معنی پراکنده ساختن باشد. و به فرزندان انسان ذریه گویند چون پس از تکثیر به هر سو در روی زمین پراکنده میشوند. «6» و جمله «من ظهورهم» بدل از جمله «من بنی آدم» است. و واژه «ظهر» به معنی «پشت انسان» است اگر چه به معنای «قوت و شدت» هم به کار میرود. «7» __________________________________________________ (1) استاد مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 3، ص 110. (2) تفسیر ابو الفتوح رازی، ج 5، ص 326. (3) ر. ک: شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج 5، ص 27. (4) المیزان، ج 8، ص 334 به بعد. (5) این شش قول در تفسیر موضوعی پیام قرآن جمعآوری شده و مورد نقد و بررسی مفصل قرار گرفته است. (پیام قرآن، ج 3، ص 108 تا 115.) (6) ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، ماده ذرو و نیز تفسیر نمونه، ج 7، ص 4- 5. (7) ر. ک: مفردات راغب و نیز التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 454 اسرار علمی: اسرار علمی: در مورد آیات فوق برخی پزشکان اینگونه اظهار نظر کردهاند: 1. دکتر قرقوز و دکتر دیاب درباره آیه 172 سوره اعراف مینویسند: «از همان هنگام که انسان به صورت پاره گوشتی (جنین جوان) در شکم مادر قرار گرفته، دو برجستگی از طناب پشتی (drocotoN) که بعدا ستون فقرات را تشکیل خواهد داد، بوجود میآیند. این دو برجستگی را لولههای تناسلی (eglit latineG) مینامند. جنسیت جنین بوسیله این لولههای تناسلی شناخته میشود. اگر مقرر شده که جنین پسر باشد، این دو لوله از هفته ششم عمر جنین شروع به ساخت بافتهای مشابه بافتهای بیضه میکنند. و امّا اگر مقرر شده که جنین دختر باشد، این لولههای تناسلی از هم متمایز شده تا در هفته دهم بافتهایی شبیه بافتهای تخمدان را تشکیل دهند. بدین ترتیب بیضهها و تخمدانها که از یک مبدأ یعنی کمر انسان نشأت گرفتهاند به تولید عروسها و دامادها میپردازند تا از تلاقی آنها بقای نسل بشر ادامه یابد. و بدین طریق متوجه میشویم که چگونه ذریه و نسل انسان از پشت او پا به عرصه هستی میگذارد و به بیان اعجازآمیز قرآن در این زمینه که چهارده قرن پیش بیان گردیده واقف میشویم.» «1» سپس ایشان برای توجیه کلمه «صلب» در آیه 7 سوره طارق متذکر میشود که ستون فقرات کمر و استخوان خارجی از نظر عصبی در برگیرنده مرکز تنظیم رفتارهای جنسی است. و منطقه خاص صلب که مسئول این عصب دهی است را بین مهره دوازدهم پشتی و مهره اوّل و دوّم و سوّم و چهارم خاجی میداند. «2» 2. دکتر پاکنژاد نیز در مورد آیه 172 سوره اعراف مینویسد: «تخم و تخمدان هر دو از اول خلقت در پشت قرار دارند و پس از چندی (وقتی جنین در حدود شش ماه دارد) در جنس نر هر دو پایین کشیده شده در پوسته بیضه قرار گرفته به وضع عادی درمیآید. و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده در دو طرف پهلو محاذی لولههای رحم جایگزین میشود. پیدایش نسل و ذریه را نیز میدانیم در اثر روانه شدن و نزدیک شدن و سرانجام یکی __________________________________________________ (1) طب در قرآن، ص 77- 78 با تلخیص. (2) همان، ص 31. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 455 شدن یکی از دو جزء از جنس نر و ماده (نطفه پدر و نطفه مادر) صورت خواهد گرفت. این دو جزء از ابتدای پیدایش پدر و مادر در آنها به ودیعت نگهداری شده و سرانجام به صورت دو جزء تولید مثل (گامت نر و گامت ماده) درآمده به هم آمیخته جنین را میسازند و میدانیم که گامت ماده و نر یکی به تخمدان و دیگری به تخم ارتباط دارد. و لذا وقتی قرآن میفرماید: «چون پروردگارت از اولاد آدم از پشتشان ذریه ایشان را گرفت.» «1» شاید اشاره به همین مطلب یعنی به محل اولیه تخم و تخمدان باشد.» سپس اشاره میکند که آیه تفسیرهای متعددی دارد. «2» و در جای دیگر از همین مطلب (جای قرار گرفتن اولیه بیضه تخمدان در پشت انسان) برای تفسیر آیه 7 سوره طارق استفاده میکند. «3» (که عین عبارت او در بحث قبل آورده شد.) 3. استاد مکارم شیرازی پس از آنکه شش قول مفسرین را نقل کرده است. دیدگاه دوم (استعدادی که خداوند در ذرات نخستین انسان یعنی نطفه و سپس جنین قرار داده تا بتوانند حقیقت توحید را درک کنند) و پنجم (زبان حال انسانها بعد از بلوغ و عقل که به یکتائی خدا اعتراف میکنند) را برمیگزیند. و بقیه دیدگاهها را مورد انتقاد قرار میدهد. و سپس در توضیح دیدگاه دوم مینویسند: «به این ترتیب «عالم ذر» همان عالم جنین است و سؤال و پاسخ به زبان حال صورت گرفته نه به زبان قال. و این مطلب شواهد و نظائر زیادی در کلمات عرب و غیر عرب دارد.» «4» بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند مطلب لازم است: 1. دلالت تعبیر «من ظهورهم» بر دو برجستگی طناب پشتی جنین که منشأ لولههای تناسلی (تخم و تخمدان) مرد و زن است، جای تأمل است. چرا که اگر ظاهر لفظ آیه را در نظر بگیریم میگوید: «ذریه انسان از پشت و کمر او اخذ شد.» یعنی ظاهر آیه اخذ ذریّه از پشت انسان به صورت مستقیم و بالفعل است (نه بالقوه و منشأ پیدایش) در حالی که ذریه انسان از اسپرم و اوول است که بالفعل از بیضهها و تخمدان زن خارج میشوند نه از پشت آنها. __________________________________________________ (1) اعراف/ 172. (2) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 237- 238. (3) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ص 240- 241. (4) پیام قرآن، ج 3، ص 109 تا ص 115. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 456 و لذا این ظهور آیه قابل اخذ نیست پس یا باید عبارت «من ظهورهم» را بر معنای کنائی حمل کنیم و بگوییم مقصود آیه این است که «از نسل انسانها» همانطور که در تعبیرات عرفی میگوییم: «این افراد تا هفت پشت فلان هستند». و مراد نسل بعد نسل است. و لکن این تعبیرات عرفی فقط در فارسی است و در لغت عرب چنین تعبیری در مورد «ظهر» نیافتیم. و یا بگوئیم «من» نشویه است و میخواهد بگوید منشأ پیدایش ذریه انسان پشت او است اگر چه مستقیم و بالفعل اینگونه نیست. بنابراین سخن دکتر پاکنژاد و دکتر قرقوز و دکتر دیاب وجهی پیدا میکند. 2. آیه 172 سوره اعراف در مورد منشأ ذریه انسان اگر بر طبق احتمالی معنا شود که دکتر پاکنژاد و دیاب و قرقوز معنا کردند میتواند نوعی رازگوئی علمی قرآن باشد. امّا به هیچ وجه دلالتی بر اعجاز علمی قرآن ندارد، چرا که: اولا: در آیه فوق حدّاقل شش احتمال تفسیری وجود دارد که سخن این پزشکان فقط بنا بر احتمال دوم (ب) صحیح بود. ثانیا: در مورد ماده «ذر» چند ریشه لغوی ذکر شد. که باز نکته علمی این پزشکان محترم بنابر یک احتمال صحیح بود. ثالثا: در مورد کلمه «ظهر» چند احتمال ذکر شد که تفسیر علمی آیه بنا بر یک احتمال صحیح بود. پس با توجه به احتمالات فوق در آیه 172 سوره اعراف نمیتوان یک تفسیر را به صورت قطعی به آیه نسبت داد و آن را دلیل اعجاز علمی آیه فوق داشت. 3. واژه «صلب» نیز دلالتی بر منشأ پیدایش انسان از پشت افراد ندارد. چرا که در آیه 7 سوره طارق میخوانیم مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ «از بین صلب و ترائب» یعنی منی از بین پشت مرد و دو استخوان ران او (دستگاه تناسلی او) بیرون میآید. و تعبیر «من بین» میرساند که منشأ آب خصوص پشت مرد نیست. 4. یک اشکال و پاسخ آن: برخی از پزشکان با طرح آیه 172 سوره اعراف وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ اشکالی را مطرح کردهاند که حاصل آن چنین است: «پشت حضرت آدم (ع) جای این همه ذریه را نخواهد داشت.» «1» پاسخ: هر چند که با توجه به احتمالات تفسیری آیه مورد بحث جواب این اشکال __________________________________________________ (1) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 238. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 457 روشن است امّا در اینجا تذکر دو مطلب لازم است: اولا: در آیه سخن از آدم نیست بلکه سخن از «بنی آدم» (نسل آدم) است. و ثانیا: سخن از پشت حضرت آدم نیست تا بخواهد همه ذریه او در پشت او جمع شوند بلکه «ظهورهم» (پشت نسل آدم) در آیه مطرح است. پس بنظر میرسد که طرح اشکال بخاطر عدم دقت در خود آیه بوده است. مرحله سوّم: آفرینش انسان از منی: اشاره مرحله سوّم: آفرینش انسان از منی: قرآن کریم در چند مورد سخن از «منی» میگوید و خلقت انسان را از آن میداند: أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ «1» «آیا آنچه را [که به صورت منی فرو میریزید دیدهاید؟ آیا شما آن را خلق میکنید یا ما آفرینندهایم.» وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی «2» «و هم اوست که دو نوع میآفریند: نر و ماده از نطفهای چون فرو ریخته شود.» أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی «3» «مگر او [قبلا] نطفهای از منی نبود که ریخته میشود؟» تذکر: آیاتی که در بحث «خلقت انسان از آب» مورد استناد قرار گرفت بنابر یک تفسیر نظر به منی داشت پس آن آیات نیز میتواند در اینجا مورد استناد قرار گیرد. آیات مورد نظر عبارتند از: انبیاء/ 30- نور/ 45- فرقان/ 54- سجده/ 8- مرسلات/ 20- طارق/ 6. منی در لغت: منی در لغت: راغب اصفهانی منی را به معنای تقدیر (اندازه زدن) میداند. و آیات فوق را به معنای تقدیر کردن الهی میداند. «4» صاحب مقاییس اللغه نیز اصل کلمه را از تقدیر میداند و معتقد است منی انسان را منی گویند چون که خلقت انسان از آن مقدر میشود. __________________________________________________ (1) واقعه/ 58- 59. (2) نجم/ 45- 46. (3) قیامت/ 37. (4) مفردات راغب اصفهانی، ماده منی. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 458 امّا صاحب التحقیق میگوید: اصل واژه منی به معنی آرزو و درخواست بدست آوردن چیزی همراه با تقدیر است. و به منی انسان نیز منی گویند چون ظهور شهوت انسان (خواستن و آرزوی چیزی) است. «1» کلمه منی مکرر در لغت در مورد «ماء الرجل» (آب مرد) به کار رفته است امّا در مورد زن به کار نرفته است مگر در التحقیق که در قسمت اظهار نظر نویسنده در زیر کلمه نطفة «2» «منی مرد و زن» استعمال کردهاند امّا از آنجا که ایشان از لغویین معاصرند و این معنا در لغات قدیمی به کار نرفته پس در مورد قرآن قابل قبول نیست. منی از نظر علم پزشکی: منی از نظر علم پزشکی: از نظر اصطلاحی به مایعی که از مردان در هنگام نزدیکی (یا انزال) خارج میشود منی گویند که معمولا حاوی 200 تا 300 میلیون اسپرماتوزئید است. «3» گاهی به نطفه مرد (اسپرماتوزئید) کرمک نیز گفته میشود. این اسپرمها در طول مجاری منی ساز بیضه که چندین متر است ساخته و پرداخته و بتدریج برای خروج تکامل مییابند. کرمکها دراز هستند و طول آنها 10- 100 مو (هر مو یک میلیونم متر است) میباشند. دارای سر و گردن و یک دم بسیار متحرک که با آن در هر ثانیه میتوانند 14- 23 میکرون حرکت نمایند. کرمکها (اسپرمها) در مهبل زن ریخته میشود. به عبارت دیگر، کرمکها بوسیله جهشهای مخصوص آلت به طرف دهانه رحم پرتاب میشوند. کرمکها با مقداری از ترشحات نامبرده (مذی- وذی، ترشحات غدههای پروستات و غدد داخلی) در مهبل میماند. قسمت اعظم آنها از مخاط مهبل جذب شده وارد دستگاه گردش خون گردیده و طراوت و تازگی خاصی به زن میدهد. بسیاری از کرمکها نیز به طرف سوراخ بسیار تنگ دهانه رحم هجوم میآورند. این سوراخ که به اندازه چشم سوزنی است همیشه مملو از ترشحی است که اجازه ورود بسیاری از جنبندگان و موجودات ذرّهبینی را به رحم __________________________________________________ (1) التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 185- 186. (2) همان، ج 12، ص 160. (3) پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و شکور، ص 30. البته برخی از پزشکان تعداد اسپرمهای مرد را بین 2 تا 500 میلیون عدد در هر انزال متغیر میدانند. (ر. ک: دکتر پاکنژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 241) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 459 نمیدهد. ولی نسبت به کرمکها خاصیت «شیمو تاکسی» مثبت از طرف مهبل و منفی از داخل رحم دارد. یعنی وقتی کرمکها در مهبل هستند آنها را به داخل رحم میکشاند و هنگامی که در رحم هستند آنها را از خود دور میسازد. رحم که پشت مثانه راست روده قرار گرفته، جسمی است گوشتی و تو خالی تقریبا به اندازه یک گردو، یک سوراخ از جلو دارد. که به مهبل باز میشود و دو سوراخ در دو زاویه فوقانی، طرفی که به لولههای رحم باز میگردد. لولههای رحم 10- 14 سانتیمتر طول دارند و سر تقریبا آزادشان مجاور تخمدانهاست. کرمکها از رحم به طرف لوله میروند و با سرعت 11 میلیمتر در ساعت در مدت 4 ساعت به وصال تخمک (که در لوله رحم قرار گرفته است) میرسند. «1» و «2» اسپرمها که همراه با مایعی لزج از مجرای تناسلی مرد خارج میشوند در مجرای تناسلی (مهبل) زن ریخته میشوند. و فقط 300 تا 500 عدد آن به ناحیه باروی میرسند. و فقط یکی از آنها برای باروی مورد نیاز است. اسپرماتوزئیدها به سرعت از مهبل وارد زهدان و متعاقبا وارد لولههای زهدانی میگردد. «3» دکتر دیاب و قرقوز این جریان را اینگونه تشریح میکنند: «کاروان داماد (اسپرمها) مسابقه هیجانانگیزی است که بین حدود 500 میلیون اسپرماتوزئید برگزار میگردد. این مسابقه از مهبل زن شروع و با رسیدن اسپرمها به تخمک (اوول زن) ختم نمیشود. بلکه با اختراق جداره شفاف تخمک بوسیله یکی از اسپرمها به پایان میرسد. زیرا ممکن است دهها اسپرم به تخمک برسند ولی تنها یکی از آنها موفق به عبور از دیواره تخمک گردد.» «4» مسأله قابل توجهی که به هنگام رها شدن تخمک به چشم میخورد مایع شفاف و چسبندهای است با خاصیت قلیائی که در دهانه رحم ظاهر میشود و فقط به مدت دو روز ادامه مییابد. این ماده نطفهها را جذب کرده و آنها را قادر میسازد براحتی از لوله رحم گذشته و در مسابقه هیجان انگیز رسیدن به تخمک شرکت کنند. «5» __________________________________________________ (1) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 241 تا 247 با تلخیص. (2) آقای بیآزار شیرازی در کتاب گذشته و آینده جهان، ص 56 سرعت حرکت اسپرمها را 15 کیلومتر در ساعت اعلام میکند. اما منبعی علمی برای این سخن ارائه نکرده است. (3) ر. ک: رویانشناسی لانگمن، ص 29- 30. (4) طب در قرآن، ص 81. (5) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 80 و 81. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 460 در تفسیر نمونه نیز زیر آیه 58 سوره واقعه مشابه همین مطالب علمی را آوردهاند. «1» عبد الرزاق نوفل نیز با ذکر آیات 5- 6 سوره طارق مشابه همین مطالب علمی را در مورد منی و اسپرم ذکر میکند. «2» تذکر 1: برای اطلاع بیشتر به شکل الف و ب در ضمیمه شماره 1 توجه کنید. تذکر 2: نکته قابل توجهی در تعبیر قرآن کریم «منی» وجود دارد چرا که خداوند میتوانست بجای این واژه از واژههای دیگر استفاده کند، اما این واژه را که دلالت بر تقدیر و اندازهگیری دارد انتخاب کرد و امروزه میدانیم که صفات ارثی مردان از طریق همین اسپرمها منتقل میشود و در حقیقت تقدیر میشود. بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند مطلب لازم است: 1. در تفسیر نمونه در تفسیر آیه 58 واقعه أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ میخوانیم: «آیا از نطفهای که در رحم میریزید آگاهید.» «3» و در تفسیر آیه 46 سوره نجم مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی میخوانیم: «و از نطفهای که خارج میشود و در قرارگاه رحم میریزد.» «4» و در ترجمه قرآن استاد فولادوند در ترجمه آیه 37 قیامت أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی میخوانیم: «مگر او [قبلا] نطفهای نبود که [در رحم ریخته میشود؟!» «5» نکته قابل توجه در این تفسیر و ترجمه این است که در هر سه مورد بر این نکته تأکید شده که منی یا نطفه مرد در رحم زن ریخته میشود. در حالی که: اولا: منی مرد در مهبل یا مجرای تناسلی زن ریخته میشود. (همانطور که در مبحث علمی گذشت) ثانیا: در آیات فوق مکان ریختن منی مشخص نشده است و به صورت مطلق بیان شده است. __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 22، ص 241- 242. (2) عبد الرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث، ص 114. (3) تفسیر نمونه، ج 22، ص 241. (4) همان، ص 559. (5) استاد محمد مهدی فولادوند، ترجمه قرآن، نشر دار القرآن الکریم، قطع جیبی، چاپ اول، تهران، 1377 ش. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 461 شاید آنچه که موجب این ترجمه و تفسیر شده است این باشد که منی مرد غالبا در حال آمیزش با زنان خارج میشود. و پس از ریختن منی در مهبل (مجرای تناسلی) اسپرمها با تلاش فراوان و با کمک مایعی که از دهانه رحم ترشح میشود از لوله رحم عبور می کنند تا به تخمک برسند و پس از لقاح برای لانه گزینی به دیواره رحم بروند. در حالی که این مطالب به معنی ریخته شدن منی مرد داخل رحم زن نیست و در ضمن همیشه هم منی مرد داخل مجرای زنان ریخته نمیشود. پس ترجمه و تفسیر فوق صحیح بنظر نمیرسد. تذکر: در ضمن در ترجمه استاد فولادوند کلمه «منی» ترجمه نشده است. (مگر او نطفهای از منی نبود که ریخته میشود؟) 2. خلقت انسان از منی چیزی است که قرآن آن را به صورت کلی و سر بسته بیان کرده است. هر چند که تعبیر قرآن کریم یعنی «منی» در مورد مایع جنسی مردان بسیار ظریف و دقیق انتخاب شده است و این یکی از اشارات علمی قرآن است که عظمت این کتاب الهی را نشان میدهد. اما از آنجا که انسانها به صورت محسوس این مرحله از خلقت بشر را میدیدند و فی الجمله از دخالت منی در تشکیل طفل اطلاع داشتند (هر چند که تمام رموز و اسرار علمی آن را نمیدانستند) پس نمیتوان گفت که تذکر این مطلب اعجاز علمی قرآن است. خلقت همسر آدم (ع) و عیسی (ع) و پدیده دو جنسی حقیقی (بکرزائی): خلقت همسر آدم (ع) و عیسی (ع) و پدیده دو جنسی حقیقی (بکرزائی): قرآن کریم در مورد پیدایش همسر آدم (ع) و ادامه نسل او میفرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا کَثِیراً وَ نِساءً «1» «ای مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید.» خداوند در آیاتی سخن از تولد حضرت عیسی (ع) بدون پدر میکند و میفرماید: إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ «2» «در واقع، مثل عیسی (ع) نزد خدا همچون مثل [خلقت آدم است [که او را از خاک آفرید.» __________________________________________________ (1) نساء/ 1. (2) آل عمران/ 59. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 462 وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا قالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاماً زَکِیًّا قالَتْ أَنَّی یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا قالَ کَذلِکِ قالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ کانَ أَمْراً مَقْضِیًّا فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکاناً قَصِیًّا «1» «و در این کتاب از مریم یاد کن، آنگاه که از کسان خود، در مکانی شرقی به کناری شتافت و در برابر آنان پردهای بر خود گرفت. پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به [شکل بشری خوش اندام بر او نمایان شد [مریم گفت: اگر پرهیزکاری، من از تو به خدای رحمان پناه میبرم. گفت: من فقط فرستاده پروردگار توام، برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نبودهام؟ گفت: [فرمان چنین است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، و تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و [این دستوری قطعی بود. پس [مریم به او [عیسی (ع)] آبستن شد و با او به مکان دور افتادهای پناه جست.» تذکر: تولد عجیب و حیرت انگیز حضرت عیسی (ع) (و برخی حوادث شگفت دیگر در مورد او) باعث شد تا عدهای از پیروانش او را پسر خدا و عدهای دیگر او را خدا بنامند. از طرف دیگر برخی که نتوانستند این نشانه الهی را باور کنند به حضرت مریم (س) تهمت ناروا زدند که قرآن از این زن پاکدامن دفاع کرده و میفرماید: وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا «2» «و مریم دخت عمران را، همان کسی که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او روح خود را دمیدیم.» ولی در عصر ما با پیشرفت علوم پزشکی این پرسش مطرح است که اگر انسان از مخلوط اسپرماتوزئید و اوول (گامت نر و ماده) بوجود میآید پس چگونه حضرت عیسی (ع) فقط از «تخمک» مادر بوجود آمد. اسرار علمی خلقت آدم (ع) و عیسی (ع): اسرار علمی خلقت آدم (ع) و عیسی (ع): 1. برخی از متخصصان علوم پزشکی خواستهاند از طریق پدیده دو جنسی حقیقی مطلب دو آیه آل عمران/ 59 و نساء/ 1 را حلّ کنند و مینویسند: __________________________________________________ (1) مریم/ 16- 22. (2) تحریم/ 12. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 463 «شخص دو جنسی حقیقی (msitidorhpamreH eurT) فردی است که گنادهای او شامل هم بافتهای بیضه و هم بافتهای تخمدان است. و از لحاظ تئوری و کلاسیک باید به عنوان مذکر، قدرت آبستن نمودن و به عنوان مؤنث، قدرت آبستن شدن را دارا باشد. چنین دو جنس کاملی سابقه مضبوط ندارد اما افرادی دیده شدهاند که در آنها لزوما اسپرماتوژنزیس همراه با اوول اسیون و قاعدگی وجود داشته است ... دو جنسی حقیقی از نظر مورفولوژی بر حسب شکل و محل گنادها به ترتیب زیر طبقه بندی شده است: 1- 1. در یک طرف شخص در یک گناد (sitsetovO) یعنی مجتمع تخمدان و بیضه وجود دارد و در طرف دیگر یک بیضه یا یک تخمدان دیده میشود. 1- 2. اووتستیسهای دو طرفه یعنی مجتمع تخمدان و بیضه هم در طرف راست و هم در طرف چپ وجود دارد. 1- 3. بیضه در یک طرف و تخمدان در طرف دیگر قرار دارد. ایشان در ابتدای بحث ترجمه آیه اول سوره نساء را آورده است (که اشاره به این مطلب دارد که حضرت آدم (ع) میتواند از نوع دو جنسی حقیقی باشد و از او همسرش بوجود آمده باشد) و در پایان مینویسد: «شمارههای 1 و 2 و 3 حالات گوناگونی است که هر یک میتواند احتمالا پاسخی برای انطباق مسئله حضرت مریم (س) با مسائل طبی باشد. اگر چه پاسخهای دیگر هم دارد.» «1» 2. برخی از نویسندگان در مورد خلقت عیسی (ع) مینویسند: «انسانها عادت کردهاند وجود فرزند را با تأثیرگذاری و دخالت پدر قبول کنند، غافل از اینکه ممکن است زنی بدون دخالت و نزدیکی با مردی باردار شود و فرزندی سالم به دنیا آورد. و این موضوع با قواعد علمی و اکتشافات دانشمندان در مسئله بکرزایی (پارتنوژنز) «2» کاملا منطبق است. از جمله بکرزایی در نوعی از حشرات مانند شته و بعضی از جانداران مانند ستاره دریایی، کرم ابریشم و ملکه زنبور عسل. در جانداران مذکور گاهی تخمکها، بدون عمل لقاح، رشد و نمو خود را شروع میکنند و در __________________________________________________ (1) دکتر محمد صادق رجحان (استاد نمونه دانشگاه علوم پزشکی تهران)، بافتشناسی انسانی پایه (بافتشناسی پزشکی)، انتشارات چهر، 1370 چاپ دهم، ص 765- 766. (2). sisenegonetreaP پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 464 جانداران ذرّهبینی نیز مانند باکتریها، میکروبها و ویروسها تولید مثل بدون عمل لقاح انجام میپذیرد. حتی «فیلوکسرا و استاتریکس» «1» میتواند تا ده نسل بدون دخالت نر تولید مثل کند.» «2» 3. دکتر «آلکسیس کارل» فیزیولوژیست و زیستشناس مشهور فرانسه درباره بکر زایی قورباغه مینویسد: «وقتی به میزان سهمی که پدر و مادر، هر یک در تولید مثل دارند فکر میکنیم، باید آزمایشهای «لوب و باتایون» را به خاطر بیاوریم که از تخمک بارور نشده قورباغهای بدون دخالت اسپرماتوزئید و نطفه نر به وسیله تکنیکهای خاصی قورباغه جدیدی میتوان به وجود آورد. به این ترتیب ممکن است یک عامل شیمیائی یا فیزیکی را جانشین سلول نر کرد ولی در هر حال وجود یک عامل ماده لازم و ضروری است.» «3» 4. و برخی دیگر نوشتهاند که: دانشمندان توانستهاند موش مادهای را (بدون اینکه با موش نر آمیزش کند) با جریان مخصوص الکتریسیته بارور کنند و بچهای را به دنیا آورد. «4» 5. دکتر «موریس بوکای» در مورد خلقت عیسی (ع) مینویسد: «انجیلها (همانند قرآن) داستان واحدی را درباره مبادی زیستی عیسی (ع) عرضه میکنند. نمو عیسی (ع) در رحم مادر بیرون از قوانین طبیعی مشترک بین همه افراد بشر انجام شده، بدین شرح که تخم حاصله از تخمدان مادرش نیازی به تلاقی اسپرماتوزئیدی که از طرف پدر آمده باشد تا جنینی و سپس فرزند قابل زیستی تشکیل دهد، نداشته است. پدیدهای که منتهی به تولد فرد عادی بدون دخالت عنصر تلقیح کننده میگردد «بکرزائی» نامیده میشود.» حشرات متنوع، برخی بیمهرگان و بطور بسیار نادر: نوعی گزیده پرندگان چنین حالتی دارند و سپس ذکر میکند که در آزمایشات بکرزائی بر روی پستانداران تا خرگوش پیش رفتهاند و جنین در مرحله بسیار ابتدائی بدست آوردهاند. ولی جلوتر نرفتهاند و هیچ نمونهای __________________________________________________ (1). xiretatsav arexolyhP (2) ر. ک: گودرز نجفی، مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 110- 111 و نیز علامه حسینی طهرانی، نور ملکوت قرآن، ص 124 و نیز استاد مکارم شیرازی و استاد جعفر سبحانی، پرسشها و پاسخهای مذهبی، ج 2، ص 41 و نیز دکتر مجذوب صفا، پنجگام، ص 115. (3) دکتر آلکسیس کارل، انسان موجود ناشناخته، ترجمه دکتر دبیری، ص 104. (4) دکتر احمد بهشتی، عیسی پیامآور اسلام، ص 323. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 465 از بکرزائی نه آزمایشی و نه طبیعی نزد آنها شناخته شده نیست. «1» 6. برخی دیگر از نویسندگان تحت عنوان «یک واقعه حیرت انگیز» گزارش خانم «امی ماری جونز» را میدهند که فرزندی بدون پدر بدنیا آورد و پزشکان پس از مطالعات و آزمایشات به این نتیجه رسیدند که در خون دختر بچه او (مونیکا) کوچکترین علامت یا اثر مرد خارجی وجود ندارد و تنها خون هورمونهای مادر اوست که وجود او را درست کرده است. «2» سپس از قول دکتر «گلدمان» زیستشناس مینویسد که: زنان ممکن است بدون دخالت مرد باردار شوند و کودک سالمی به دنیا بیاورند و در این صورت کودک از هر لحاظ کپیه مادرش میشود. برای اینکه بدون دخالت مرد، زن باردار شود، کافی است که بعضی سلولهای جنس او تحریک شود. «3» بررسی: بررسی: 1. اینکه حضرت عیسی (ع) بدون پدر متولد شده است از نظر آیات قرآن امری مسلم است. اما اولا: این یک معجزه الهی بوده است همانطور که خود قرآن میفرماید: وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ «4» و ثانیا: این حاملگی مریم (س) علتی داشته است که قرآن از آن تعبیر به دخالت «روح» میکند. فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا «5» فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا «6» و این روح الهی به صورت بشری بر مریم ظاهر شد و با او گفتگو کرد و به او خبر داد که چنین اتفاقی (حامله شدن مریم به عیسی (ع)) را خدا خواسته است. پس نمیتوان گفت که این مطلب یک بکرزائی بوده است. چرا که از طرفی بکرزائی هر چند که امری مسلم باشد و در حیواناتی غیر از انسان یافت شود ولی در مورد انسان، نه به صورت آزمایشی و نه طبیعی به انجام نرسیده و نمونه ندارد. و از طرف دیگر بر فرض امکان بکرزائی در انسانها اشکال این است که چرا دستگاههای تولید مثل حضرت مریم (س) به یکباره تغییر حالت __________________________________________________ (1) مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیح اللّه دبیر، ص 118. (2) مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 112- 113، از روزنامه اطلاعات، شماره 20820 نقل میکنند. (3) همان و نیز ذکر اللّه احمدی، علوم جدید از دیدگاه اسلام (ارمغان روشنفکران)، ص 107. (4) مریم/ 21. (5) مریم/ 17. (6) تحریم/ 12. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 466 داد و بکرزا شد. و صرف امکان بکرزائی نمیتواند این اشکال را برطرف کند. بلی پدیده بکرزائی و انجام عملی آن در برخی حیوانات میتواند «امکان بکرزائی» را در عالم خارج به صورت یک احتمال در مورد حیوانات دیگر هم مطرح کند، پس محال نیست که یک حیوان یا انسان به صورت بکرزائی (و بدون تماس با جنس نر) بچهای بدنیا آورد. اما این مطلب «تحقق خارجی بکرزائی» در مورد حضرت مریم (ع) را اثبات نمیکند. بلکه بر طبق آیات قرآن عاملی دیگر (روح الهی) در این امر دخالت داشته است. اما در مورد اینکه روح الهی چیست؟ تقریبا همه مفسران معروف، روح را در اینجا به جبرئیل فرشته بزرگ خدا تفسیر کردهاند «1» و تعبیر روح از او به خاطر آن است که هم روحانی است و هم وجودی حیاتبخش است. و اضافه روح به خدا، در اینجا دلیل بر عظمت و شرافت این روح است (یعنی اضافه تشریفیه است) 2. در مورد خلقت همسر حضرت آدم (ع) از وجود ایشان که در سوره نساء آیه 1: خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها مطرح شده بود. دو احتمال مطرح شده است: الف: مقصود از «نفس» در آیه فوق بدن انسان باشد. «2» و لذا خلقت همسر آدم (حواء) از خود بدن او بوده است که طبق روایت تورات، حواء از دنده چپ آدم (ع) آفریده شد. «3» و برخی روایات غیر معتبر (اسرائیلیات) نیز همین مطلب را میگوید. و خلقت حواء به صورت بکرزائی از حضرت آدم (ع) طبق این تفسیر میتواند مطرح شود. ب: مقصود از خَلَقَ مِنْها زَوْجَها خلقت حواء از جنس آدم (ع) (جنس بشر) باشد. و این معنا با توجه به آیات دیگر قرآن قابل اثبات است که میفرماید: وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها «4» «از نشانههای قدرت خدا این است که همسران شما را از جنس شما قرار داد تا بوسیله آنها آرامش بیابید.» __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 13، ص 36 و دیگر تفاسیر زیر آیه 17 سوره مریم. (2) واژه نفس در قرآن کریم گاهی به معنای «بدن» نیز میآید مثل آیه 32 مائده (من قتل نفسا بغیر نفس) ولی در غالب موارد به معنای شخصیت واقعی انسان یعنی روح انسان میآید. البته بعد دوم انسان اسامی و صفات گوناگونی دارد (مثل قلب، نفس، روح، فؤاد، عقل و ...) که هر کدام به اعتباری به آن اطلاق میشود. (3) در کتاب مقدس، تورات، سفر پیدایش، باب دوم، شماره 21 میخوانیم: «و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دندههایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد.» (4) روم/ 21. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 467 وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً «1» «خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد.» اینکه در این آیات میخوانیم: «همسران شما را از شما قرار داد» معنی آن این است که از جنس شما قرار داد نه از اعضای بدن شما. و حتی در روایتی از امام باقر (ع)، خلقت حواء از یکی از دندههای آدم (ع) شدیدا تکذیب شده و تصریح گردیده که حواء از باقی مانده خاک آدم (از جنس آدم) آفریده شده است. «2» پس با توجه به مطالب فوق تفسیر دوّم آیه اثبات میشود و تفسیر اوّل رد میشود پس پیدایش حواء از آدم به صورت بکرزائی به دو دلیل قابل ردّ است: اوّل: اینکه مبنای این سخن خلقت حواء از بدن آدم است که در تفسیر اول رد شد. دوّم: اینکه بکرزائی مستلزم حاملگی و زایش آدم (ع) است که سخن باطلی است و حتی کسانی که بکرزائی را قبول دارند آن را در جنس ماده برخی حیوانات (نه در جنس نر) میپذیرند. مرحله چهارم: خلقت انسان از نطفه: اشاره مرحله چهارم: خلقت انسان از نطفه: قرآن کریم در موارد متعددی نطفة را به عنوان یکی از مراحل خلقت انسان معرفی میکند. این معرفی به چند صورت انجام پذیرفته است: الف: گاهی سخن از مطلق نطفة میکند: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ «3» «انسان را از نطفهای آفریده است، آنگاه ستیزهجوئی آشکار است.» فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ «4» «پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریدهایم سپس از نطفه، سپس از علقه.» ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً «5» «سپس او را [به صورت نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم.» __________________________________________________ (1) نحل/ 72. (2) ر. ک: تفسیر عیاشی به نقل از تفسیر نمونه، ج 3، ص 245- 246. (3) نحل/ 4 و نیز یس/ 77. (4) حج/ 5 و نیز نزدیک به همین مضمون در سورههای غافر/ 67 و کهف/ 37 و فاطر/ 11. (5) مؤمنون/ 13- 14. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 468 مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ «1» «از نطفهای خلقش کرد و اندازه مقررش بخشید.» ب: گاهی سخن از نطفه مخلوط میکند: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ «2» «ما انسان را از نطفهای آمیخته آفریدیم تا او را بیازمائیم.» «انسان را خلق کردیم از مخلوط نطفه (زن و مرد) که از حالی به حالی شده است.» «ما او را از آب نطفه مختلط بیحس و شعور خلق کردیم.» «3» ج: انسان از نطفهای از جنس منی آفریده شده است: أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی «4» «مگر او [قبلا] نطفهای از منی نبود که ریخته میشود.» مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی «5» «از نطفهای چون فرو ریخته شود.» نطفه در لغت: نطفه در لغت: نطفه در لغت به معنای سیلان ضعیف چیزی است. و به معنای آب صاف کم یا زیاد نیز آمده است. و نطفه شامل چیزی که از مرد و زن برای آمیزش خارج میشود میگردد. پس به منی مرد و زن نطفه گویند چون سیلان دارند. «6» تذکر: همانطور که مشاهده شد کلمه «نطفه» در لغت مخصوص مردان نیست بلکه شامل آب مرد و زن میشود. نطفه در اصطلاح: نطفه در اصطلاح: نطفه در اصطلاح عبارت است از چیزی که از مردان یا زنان برای لقاح و تشکیل جنین __________________________________________________ (1) عبس/ 19. (2) انسان/ 2. (3) ترجمه اول آیه از استاد فولادوند و موافق نظر استاد مکارم شیرازی است و ترجمه دوم از دکتر پاکنژاد است که موافق نظر علامه طباطبائی (ره) در المیزان نیز هست و معنای سوّم از الهی قمشهای است. (بزودی این مورد را بررسی خواهیم کرد.) (4) قیامت/ 37. (5) النجم/ 46. (6) ر. ک: فیومی، مصباح اللغة- راغب اصفهانی، مفردات و نیز مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 12، ص 158 تا 160. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 469 خارج میشود که در مورد آب مردان به آن منی گویند و از نظر پزشکی شامل میلیونها اسپرماتوزئیدها است (که در بحث قبل گذشت) و در مورد آب زنان به آن تخمک (اوول) «1» گویند. این تخمکها دایرهای هستند به قطر متوسط 135 مو و گاهی تا 200 مو میشوند که با چشم دیده میشوند. و تعداد آنها کلا حدود چهار صد هزار عدد است که در دوران بارداری نزدیک به چهار صد عدد آنها از زن خارج میشود. یعنی در هر ماه سیزده عدد. «2» البته فقط یک عدد از این تخمکها کامل شده و خارج میشوند. و بقیه (حدودا 12 عدد دیگر) تحلیل میروند. اسپرماتوزئید به سرعت از مهبل (مجرای تناسلی زن) وارد زهدان و متعاقبا وارد لولههای زهدانی میگردد. این صعود احتمالا به دلیل انقباضات ماهیچهای زهدان و لوله میباشد. باروی (گشنیده شدن- لقاح- noitadnoceF, noitazilitreF) فرایندی است که در آن گامتهای مرد و زن با هم ادغام میشود. باروری در ناحیه حبابی لوله زهدان اتفاق میافتد. این ناحیه وسیعترین قسمت لوله بوده و نزدیک تخمدان قرار گرفته است. در حالی که اسپرماتوزئید میتواند 24 ساعت در مجرای تولید مثل زن زنده بماند، تصور میشود که تخمک ثانوی اگر باروی نشود 12 تا 14 ساعت پس از تخمک گذاری میمیرد. «3» تذکر: به شکل الف و ب در ضمیمه مراجعه فرمایید. استاد آیة اللّه معرفت مینویسند: نطفه بر سه چیز اطلاق میشود: 1. نطفه مرد که همان اسپرمها (حیوانات منی) هستند. 2. نطفه زن که همان اوول (البویضه) است. 3. نطفه مخلوط (یا امشاج) که از آب مرد و زن تشکیل میشود. «4» علامه طباطبائی (ره) در زیر آیه 2 سوره انسان (دهر) مینویسند: النطفة فی الاصل بمعنی الماء القلیل غلب استعماله فی ماء الذکور من الحیوان الذی یتکوّن منه مثله». «5» «نطفه در اصل به معنی آب کم است که استعمال آن غالبا در مورد آب جنس نر از حیوانات است آبی که از آن تولید مثل میشود.» __________________________________________________ (1) muvO (2) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 241 و نیز طب در قرآن، ص 77- 78. (3) رویانشناسی پزشکی لانگمن، ص 23 و ص 29. (4) التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 81. (5) المیزان، ج 20، ص 209. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 470 سخن علامه از دو جهت قابل اشکال است: نخست آنکه نطفه به معنی آب چه کم یا زیاد میآید نه آب کم همانطور که برخی از لغویین قدیمی بدین مطلب تصریح کردهاند. «1» و دوّم آنکه نطفه به معنی آب مردان و زنان استعمال شده است. و برخی از مفسرین و لغویین قدیم و جدید بدان تصریح کردهاند. «2» و دلیلی بر غلبه آن در آب مردان نیافتیم بلکه برخی استعمالات آن در قرآن کریم نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ- نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ- خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً نشان میدهد که مقصود نطفهای است که شامل آب مرد و زن (اسپرماتوزئید و اوول) میشود. نطفه در قرآن کریم: نطفه در قرآن کریم: همانطور که گذشت قرآن کریم گاهی سخن از مطلق نطفه، نطفه مخلوط و نطفهای که از جنس منی است میکند. نیز مشاهده کردیم که واژه «نطفه» معنایی وسیع دارد و شامل عامل تولید مثل مرد و زن میشود. با توجه به این دو مقدمه میتوان گفت که قرآن هرگاه سخن از نطفهای که از جنس منی است مینماید مقصودش همان منی مرد است و این مطلب از نظر استعمال لغت بلا اشکال است. و لذا ما آیات 37 سوره قیامت و 46 سوره نجم را در بحث منی آوردیم و مورد بحث قرار دادیم. و اما وقتی قرآن سخن از نطفه مخلوط میکند (انسان/ 2) مقصودش همان تخمک (اوول) زن و اسپرماتوزئید مرد پس از لقاح است، یعنی هنگامی که این دو با هم ترکیب شد به نام نطفه امشاج خوانده میشود. و اما هنگامی که قرآن سخن از «نطفه» به صورت مطلق (بدون قید «من منی» و «امشاج») میگوید مقصود چیست؟ به نظر میرسد که در این مورد نیز تخمک لقاح یافته و ترکیب شده با اسپرم مقصود است بخاطر دلایل و شواهد زیر: 1. در سوره مؤمنون آیه 13- 14 دو قید آورده است که فقط بر تخمک لقاح یافته قابل تطبیق است در آنجا میفرماید: ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً __________________________________________________ (1) ر. ک: الفیومی، مصباح اللغة و نیز الخلیل الفراهیدی، العین (النطفة الماء الصافی قل او کثر) (2) ر. ک: الفیومی، مصباح اللغة و مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 12، ص 159 و مجمع البیان، ج 5، زیر آیه 2 سوره دهر. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 471 «سپس او را [به صورت نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم.» مفسرین تصریح میکنند که مقصود از «قرار مکین» در این آیه رحم است. و نطفه پس از لقاح در رحم قرار میگیرد. به علاوه آن چیزی که تبدیل به علقه (خون بسته آویزان زالو شکل) میشود همان نطفه لقاح یافته با اسپرم است و گر نه نطفه مرد یا زن به تنهایی نمیتواند به صورت علقه درآید و یا در رحم استقرار یابد و بماند. 2. سیاق سورههای حج/ 5- یس/ 77- غافر/ 67- کهف/ 37 و فاطر/ 11 نیز شبیه سیاق آیه 14 سوره مؤمنون است. 3. همانگونه که گذشت واژه «نطفه» در لغت اعم از نطفه مرد و زن است پس هر جا که این واژه به کار رفت اگر قرینهای قوی وجود داشت بر نطفه خاص مرد یا زن حمل میشود (مثل نطفه من منی) امّا هر گاه قرینهای نبود ناچاریم آن را بر معنای اعم حمل کنیم که شامل نطفه مرد و زن میشود. 4. در سوره عبس/ 19 و نحل/ 4، نیز میتوانیم قرینهای برای اعم بودن پیدا کرد. چرا که در سوره عبس/ 17- 19: قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ و در سوره نحل/ 4: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ سخن از جنس انسان و خلقت آن گفته شده است و روشن است که جنس انسان از نطفه مرد به تنهایی خلق نشده است بلکه از مجموع نطفه مرد و زن خلق شده است. نتیجهگیری: نتیجهگیری: واژه نطفه که در لغت اعم از نطفه مرد و زن است، در قرآن کریم در مورد نطفه زن و مرد (اوول و اسپرماتوزئید) یعنی نطفه لقاح یافته و بارور شده به کار میرود مگر آنکه قرینهای مشخص کند که منظور خصوص نطفه مرد است. اسرار و نکات علمی: اسرار و نکات علمی: در مورد آیات مربوط به «نطفه» مفسران و نیز صاحبنظران اظهار نظرهایی کردهاند که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم: 1. طبرسی (ره) در مجمع البیان در مورد آیه 2 سوره انسان: مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ چند پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 472 دیدگاه را مطرح میکند: الف: مراد آب مرد و زن است که با هم مخلوط میشود. این سخن از ابن عباس، عکرمه و مجاهد نقل شد و مورد قبول مرحوم طبرسی نیز هست. ب: نطفهای که مخلوط از حالات است حالت علقه، حالت مضغه و حالت استخوان ... تا انسان شود. ج: نطفهای که مخلوط از رنگهای نطفه زن و مرد است. د: نطفهای که مخلوط با خون حیض است. و لذا پس از حاملگی خون حیض قطع میشود. ه: نطفهای که مخلوط از رگهایی است. و: نطفهای که مخلوط از طبایع مختلفی است که در انسان وجود دارد. (مثل حرارت، برودت و ... «1») 2. علامه طباطبائی (ره) در مورد آیه دوم سوره انسان: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ مینویسند: «أمشاج» جمع مشیج به معنی مخلوط و ممزوج است. و این وصف که برای نطفه آورده شد یا به اعتبار اجزاء نطفه است که مختلف است و یا به اعتبار اختلاط آب مرد و زن است و «ابتلاء» به معنی تبدیل حالات چیزی از حالی به حالی و از صورتی به صورتی است مثل تغییر حالت طلا در کوره و مقصود از ابتلاء خداوند نسبت به خلق انسان در نطفه، همان است که در آیات دیگر بیان شده که نطفه را علقه و علقه را مضغه و ... میکند. تا به خلق آخر برسد. برخی گفتهاند ابتلاء به معنی امتحان بوسیله تکلیف است و این معنا بوسیله فاء تفریع در ادامه آیه فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً دفع میشود چرا که اگر مراد از ابتلاء تکلیف بود باید آیه بر عکس میشد چون امتحان متفرع بر سمیع و بصیر بودن است.» «2» 3. استاد مکارم شیرازی آیه 2 سوره دهر را اینگونه ترجمه میکنند: «ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را میآزمائیم.» و سپس مینویسند: امشاج جمع مشج یا مشیج به معنی شیء مخلوط است. ایشان در مورد آفرینش انسان از نطفه مخلوط چند احتمال را مطرح میکنند: __________________________________________________ (1) مجمع البیان، ج 5، ص 406- 407 زیر آیه 2 سوره انسان. (2) المیزان، ج 20، ص 209 و ص 210. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 473 الف: اختلاط نطفه مرد و زن و ترکیب اسپرم و اوول. همانگونه که در روایات اهل بیت (ع) اجمالا به آن اشاره شده است. ب: اشاره به استعدادهای مختلف درون نطفه از نظر عامل وراثت از طریق ژنها و مانند آن باشد. ج: اشاره به اختلاط مواد مختلف ترکیبی نطفه باشد. د: اختلاط همه اینها با همدیگر باشد. سپس ایشان نتیجه میگیرند که معنای أخیر جامعتر و مناسبتر است. ه: أمشاج اشاره به تطورات نطفه در دوران جنینی باشد. (بصورت احتمال مطرح میشود.) سپس «نبتلیه» را اشاره به رسیدن انسان به مقام تکلیف و تعهد و مسئولیت و آزمایش و امتحان میدانند. و چشم و گوش را که در آخر آیه مطرح میشود ابزار شناخت که مقدمه آزمایش است میدانند. و این معنا را در مقابل احتمال دیگر (ابتلاء بمعنای تطورات و تحولات جنین) ترجیح میدهد. سپس به نکات علمی در رابطه با آیه اشاره میکنند و ابتداء نکاتی علمی در مورد اسپرم و اوول میگویند. و آن را از عجائب و شگفتیهای بزرگ جهان آفرینش میدانند که با پیشرفت علم جنینشناسی پرده از اسرار آن برداشته شد. و از جمله اشاره میکنند که: «برخی از دانشمندان معتقدند که نطفه زن دارای الکتریسته مثبت است و اسپرم دارای الکتریسته منفی و لذا به سوی هم کشیده میشوند. امّا هنگامی که اسپرم وارد تخمک شد بار الکتریکی آن را منفی میکند و به همین دلیل اسپرمهای بیشمار دیگر که در اطراف آن وجود دارند از آن رانده میشوند. و بعضی نیز گفتهاند با ورود اسپرم ماده شیمیائی مخصوص ترشح میشود که سایر اسپرمها را میراند.» «1» و نیز ایشان در تفسیر واژه «خصیم» در آیه: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ «2» دو احتمال ذکر میکند: یکی اینکه به معنی قدرت انسان بر سخن گفتن و محاجه و استدلال باشد که برخی مفسران گفتهاند و دیگر اینکه به معنی مسابقه و منازعهای باشد که میان اسپرمها هنگام حرکت به سوی اوول در رحم مادر صورت میگیرد، که سرانجام یکی از آنان موفق میشود با اوول ترکیب شود و بقیه شکست خورده و نابود میشوند. و این __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 25، ص 334 تا ص 339. (2) نحل/ 4- یس/ 77. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 474 مطلب علمی را یکی از شگفتیها و نکات بدیع و ظریف جنین میداند. «1» و نیز ایشان در تفسیر آیه 13 سوره مؤمنون: ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ نکتهای علمی درباره قرار مکین بیان میکنند و مینویسند: «تعبیر از رحم به قرار مکین (قرارگاه امن و امان) اشاره به موقعیت خاص رحم در بدن انسان است، در واقع محفوظترین نقطه بدن که از هر طرف کاملا تحت حفاظت قرار گرفته ستون فقرات و دندهها از یک سو، استخوان نیرومند لگن خاسره از سوی دیگر پوششهای متعدد شکم از سوی سوم، حفاظتی که از سوی دستها به عمل میآید از سوی چهارم، همگی شواهد این قرارگاه امن و امان است.» «2» 4. دکتر پاکنژاد با تشریح زیبایی، آمیزش تخمک و اسپرم را شرح میدهد: «حدود 2 تا 500 میلیون اسپرم که در مهبل زن ریخته شده است در یک مسابقه به طرف سوراخ ریز مهبل میروند. و تعدادی از آنها از سوراخ عبور کرده و طول رحم را طی میکنند و سپس به لولههای رحم که 10- 14 سانتیمتر طول دارد میرسند. آنها با سرعت 11 میلی متر در ساعت در حال حرکت هستند. از طرف دیگر تخمکی از جداره تخمدان زن جدا شده و بوسیله دهانه لوله رحم که خاصیتی مکنده دارد بعلیده میشود. در لولههای رحم کرکهای بسیار ملایم و ظریف وجود دارد که سرشان به طرف رحم تمایل دارد همینکه تخمک بین آنها قرار گرفت. به کمک ترشحات داخلی لوله او را به طرف رحم میرانند. ناگهان تخمک و اسپرمها به هم میرسند و هزاران کرمک (اسپرم) بوصال رسیده معشوق خود (تخمک) را در برمیگیرند. و سرهای خود را بر تخمک میگذارند. این حالت بیشتر به جنگ و جدال و مسابقه شبیه است. بالاخره یکی از کرمکها تخمک را سوراخ کرده در آن وارد میشود. سپس ایشان با ذکر آیه 2 سوره دهر (انسان): إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ «انسان را خلق کردیم از مخلوط نطفه (زن و مرد) که از حالی به حالی شده است.» نتیجه میگیرد که: نطفهای که انسان از آن ساخته میشود مخلوطی از نطفههای زن و مرد است. و نطفه زن و مرد برای امشاج و مخلوط شدن و انسان درست کردن به بلایا و __________________________________________________ (1) پیام قرآن، ج 2، ص 84. (2) تفسیر نمونه، ج 14، ص 207- 208. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 475 دگرگونیهائی دچار میشوند. (نصف میشوند، کرموزمها نصف میشود و غیره ...) گر چه برخی امشاج را مخلوطی از صفت ملائکه و حیوان یا نر و ماده یا ژن و ژنتیک دانستهاند. سپس با تذکر اینکه این مطالب یکی از معجزات است، تذکر دیگری میدهند که: چون خدا آزمایش کننده است و امتحان (نبتلیه) در محیط آزاد معنا دارد لذا میتوان گفت عقل در نطفه هم دخالت دارد. «1» 5. دکتر دیاب و دکتر قرقوز نیز با طرح آیه 2 سوره انسان: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ آن را چنین ترجمه میکنند: «ما او را از نطفهای مختلط (بیحس و شعور) خلق کردیم.» و سپس توضیحات مفصلی راجع به حرکت تخمک و اسپرمها میدهند و مینویسند: «پس از انجام لقاح، فعل و انفعالات سلولی دقیق و شگفتانگیزی صورت میپذیرد که منتهی به اتحاد نطفه و تخمک میگردد. و بدین طریق تعداد کرموزومها به حد نصاب میرسد از این پس تخمک لقاح یافته را تخم (togyZ) مینامند. تخمک لقاح یافته به قدرت تازهای دست مییابد و از طریق این قدرت کار تقسیم و نمو را برای تشکیل جنین آغاز میکند. بدین طریق پدر و مادر صفات ارثی خود را به طور مشترک به جنین منتقل مینمایند.» «2» 6. یکی از نویسندگان معاصر نیز با طرح آیات مربوط به خلقت انسان مراحل آن را مطابق با علم جدید امبریولوژی (جنینشناسی «3») معرفی میکند و سپس آیه 2 سوره دهر را اینگونه ترجمه میکند: «بدرستی که ما خلق کردیم انسان را از نطفه (مخلوط اسپرم و اوول) مرد و زن در حالی که با هم آمیخته و مخلوط شدند ...» «4» 7. یکی دیگر از صاحب نظران آیه 2 سوره دهر را اینگونه ترجمه میکند: «ما انسان را از نطفه مخلوط (سلول تخم) پدید آوردیم.» و سپس میگوید این آیه را سه گونه میتوان تفسیر کرد: الف: اینکه بشر را مرکّب از نیم سلول نر و نیم سلول ماده (تخمک و کرمک) آفریدهایم. __________________________________________________ (1) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1: ص 243 تا ص 249. (2) طب در قرآن، ص 80- 81. (3). ygoloyrbmE (4) گودرز نجفی، مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 89- 90. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 476 ب: اینکه نطفه انسان نیمی حیوان و نیمی فرشته (عقل) است. ج: اینکه ما انسان را از نطفهای که مخلوط از مواد وراثتی پدر و مادر است آفریدهایم. چه اینکه یاختههای جنسی انسان شامل 48 عدد کروموزوم میباشد. که هر کدام از ذرات متعددی بنام «ژن» ترکیب یافتهاند، این ژنها نقش مهمی در ساختمان سلول زنده بعهده دارند و بعضی از این ذرات بسیار ریز حاصل حالات و صفات پدر و مادر میباشند. «1» 8. یکی دیگر از صاحبنظران با طرح این مطلب که در عصر پیامبر (ص) نطفه انسان بیش از یک ماده متعفن چیز دیگری تلقی نمیشد ولی قرآن کریم تحت عنوان «امشاج» مطلبی بیان کرده است، متذکر میشود که: نطفه انسان دارای 46 عامل وراثت و هر عامل بین ده هزار تا صد هزار علامت و اطلاعات مخصوص بخود میباشد. ایشان در مورد کلمه امشاج چند احتمال را مطرح میکند: الف: مقصود از کلمه «امشاج» (مخلوط متراکم) این است که عناصر انسان متراکم است. ب: نطفه مخلوطی از اوصاف پدر و مادر است که بوسیله ژنها به کودک منتقل میشود. «2» ج: مقصود از کلمه امشاج آمیزش نطفه زن و مرد و ترکیب یافتن دو نطفه و به صورت جنین درآمدن است. و سپس نتیجه میگیرد که: هر چه هست کلمه امشاج به ما میفهماند که خلقت بشر از نظر قرآن دقیقتر از آن است که بشر فکر میکند و از طرف دیگر این کلمه چون معانی مختلفی دارد به ما ثابت میکند که محمد (ص) نمیتوانسته اینگونه حقایق را که برای پیروانش قابل رؤیت نبوده به طور صریح بیان کند و از سوی دیگر هم نمیتوانسته حقایق را کتمان نماید. لذا حقایق را ناگزیر طوری بیان فرموده که آنان بتوانند از آن به اندازه استعداد خویش درک نمایند. «3» 9. دکتر «موریس بوکای» در مورد آیه 2 سوره دهر: (ما انسان را از نطفهای مخلوط آفریدیم) مینویسد: «بسیاری مفسران، مانند پرفسور حمید اللّه، در این مخلوطها عنصر مذکر و عنصر مؤنث را میبینند. مصنفان قدیم هم نمیتوانستند کمترین ایدهای از فیزیولوژی باروری و خصوصا از آنچه که شرایط زیستشناختی (بیولوژیک) جانب زن است __________________________________________________ (1) بیآزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص 57، چاپ دوّم. (2) این نظر را به دکتر ید اللّه سحابی در کتاب خلقت انسان، ص 147 نسبت میدهند. (3) مصطفی زمانی، پیشگوئیهای علمی قرآن، ص 117- 120. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 477 داشته باشند، همان نظر را میداشتند. امّا مفسران جدید، مانند «منتخب» نشر شورای عالی امور اسلامی قاهره این طرز دید را اصلاح کرده و در اینجا تشخیص میدهند که قطره منی واجد عناصر گوناگونی است. سپس توضیح میدهد که منی از عناصر گوناگون زیر تشکیل شده است: الف: ترشحات بیضهها یعنی اسپرماتوزئید غوطهور در مایعی (سرم گونه.) ب: ترشحات کیسههای تخمی که نزدیک پروستات هستند و ترشح خاصی بدون عناصر بارور کننده دارند. ج: ترشحات پروستات که به منی، ظاهر خامهای و بوی ویژهاش را میدهد. د: ترشحات غدد محلق به مجاری ادرار (غدد کوپر- مری- لیتره) اینها هستند منشأهای این «مخلوطها» که کاملا بنظر میرسد قرآن از آنها صحبت میدارد.» «1» 10. ممکن است گفته شود که: بسیاری افراد در طول اعصار و بویژه قبل از ظهور اسلام گمان میکردند که زن یک مزرعه و ظرف است و نقشی در انعقاد نطفه و جنین ندارد. و فقط اختلاف در این بود که آیا صفات کودک همه از پدر است یا نصف آن از پدر و نصف دیگر از جد پدری اوست و یا صفات از نسلهای طولانی (غیر از مادر) به ارث میرسد. «2» و جالب این است که مرحله اساسی در تاریخ جنینشناسی تصدیق «هاروی» در 1651 میلادی بود مشعر بر اینکه: «هر چیز که میزید در آغاز از تخمی میآید.» «3» پس با توجه به کشفیات جدید در مورد انتقال صفات از پدر و مادر (از طریق کروموزومها و ژنها) میتوان گفت که تعبیر «نطفة امشاج» (مخلوط نطفه زن و مرد) نوعی رازگویی علمی برخلاف عقاید مردم زمان نزول قرآن است. 11. یکی از نویسندگان معاصر در این مورد مینویسد: «باری کلمه امشاج کلمهای است که معنای وسیعی دارد و هر چه بر علم بشر افزوده شود اهمیت آن و قرآن کریم برای ما روشنتر میگردد و اینک نمونه آن: از جهت تحقیقات علمی در زمینه وراثت تجزیه دقیق یک کروموزوم حائز کمال اهمیت است زیرا ممکن میگردد در بیماریهای موروثی و مظاهری مانند پیری بنحو __________________________________________________ (1) مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 271- 272. (2) عبد الرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث، ص 112. (3) دکتر موریس بوکای، مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 277. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 478 مطلوب اعمال نفوذ کرد. هر یک از 46 عامل وراثت دارای دهها هزار تا صدها هزار اطلاعاتی بیشتر از ویروس کروموزومی است.» «1» جمعبندی: جمعبندی: در مورد آیه 2 سوره دهر: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ چند تفسیر شده بود: الف: در مورد نطفه دو دیدگاه وجود داشت: برخی آن را به معنای نطفه مرد گرفته بودند و برخی اعم معنا کرده بودند. به عنوان مثال، دکتر پاکنژاد و اکثر صاحب نظران آن را اعم از نطفه مرد و زن معنا کردند. ولی علامه طباطبائی (ره) و دکتر موریس بوکای آن را به معنای نطفه مرد دانسته بودند. تذکر 1: بر اساس همین دو معنای نطفه، معانی کلمه امشاج هم متعدد شده است. تذکر 2: با توجه به مطالبی که در مورد واژه «نطفه» در لغت و قرآن و اصطلاح بیان کردیم روشن شد که این واژه در قرآن به معنای عامل تولید مثل (آب) مرد و زن به کار میرود. (معنای اعم) مگر آنکه قرینه خاصی موجب اختصاص آن به مرد شود. ب: در مورد امشاج چند دیدگاه وجود داشت: 1. اختلاط آب مرد و زن. 2. مخلوطی از اسپرم و اوول (تخمک) 3. مخلوطی از ژنهای زن و مرد. 4. مخلوطی از صفات پدر و مادر. 5. مخلوطی از رنگهای نطفه زن و مرد. تذکر: این پنج معنا با یک دیگر قابل جمع و ادغام است. 6. مخلوطی از صفت حیوانیت و ملائکه (عقل) 7. مخلوطی از عناصر تشکیل دهنده نطفه یا منی. 8. مخلوط نطفه با خون حیض. 9. مخلوطی از رگها. 10. مخلوطی از طبایع مختلف در انسان (برودت، حرارت ...) 11. مخلوطی از حالات مختلف (علقه، مضغه و ...) __________________________________________________ (1) مصطفی زمانی، پیشگوئیهای علمی قرآن، ص 119- 120. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 479 ج: در مورد کلمه «نبتلیه» نیز چند دیدگاه وجود داشت: 1. حالات مختلف نطفه (نظر مورد قبول علامه طباطبائی (ره) و دکتر پاکنژاد) 2. آزمایش نطفه بوسیله تکلیف (نظر مورد قبول صاحبان تفسیر نمونه) نقد و بررسی: نقد و بررسی: در اینجا تذکر چند مطلب لازم است: 1. آمدن واژه نطفه در قرآن کریم به این صورت (که اعم از آب زن و مرد است) بویژه آیه 2 سوره انسان (نطفة امشاج) اگر آن را به معنای مخلوطی از عناصر تشکیل دهنده منی و یا مخلوطی از نطفه زن و مرد بگیریم، یکی از شگفتیهای علمی قرآن کریم است. چرا که هر دو تفسیر بر خلاف تصور عرب معاصر نزول قرآن بوده است. و بالاتر از فکر آنان است و این مطالب علمی در سدههای أخیر کشف گردید. پس این یک رازگوئی علمی قرآن کریم است. امّا این مطلب دلیل اعجاز علمی قرآن نمیشود چرا که از طرفی احتمالات متعددی در معنای «امشاج» مطرح شده است پس یک معنای قطعی مشخص نمیشود و از طرف دیگر، قرآن اشارهای به عناصر تشکیل دهنده نطفه نکرده بلکه مطلبی کلی و مبهم را بیان داشته است. و از طرف سوم برخی پزشکان قدیمی مثل جالینوس حکیم گفته بودند که زن و مرد هر دو نطفه دارند. هر دو قدرت تصویر دارند ولی قدرت بذر مرد قویتر از زن است. «1» و علامه مجلسی (ره) نیز از ارسطو و برخی حکما نقل میکند که زن منی اصطلاحی ندارد امّا رطوبتی شبیه به منی دارد که مجازا به آن منی گویند که منی مرد با آن مخلوط میشود. هر چند که منی مرد فاعل و منی زن منفعل است. «2» پس معلوم میشود مخلوط بودن (امشاج) نطفه زن و مرد قبل از قرآن نیز مطرح بوده است پس این مطلب اعجاز علمی قرآن به شمار نمیآید. 2. سخنان مرحوم طبرسی در مجمع البیان از چند جهت قابل تأمل است: الف: اگر مقصود از کلام ایشان در بند «د» (نطفه مخلوط با خون حیض است) این باشد که نطفه مرد با خون حیض مخلوط شود این سخن با مبانی علمی ناسازگار است چون خون حیض یعنی خونی که در هنگام عادت ماهیانه دفع میشود، همان خونی است که در __________________________________________________ (1) القانون فی الطب، المقالة الاولی من الفن العشرین، ج 2، ص 532- 534. (2) علامه مجلسی (ره)، بحار الانوار، ج 57، ص 390 من کتاب السماء و العالم و التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 72- 75. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 480 هر ماه در عروق داخلی رحم برای تغذیه احتمالی جنین جمع میگردد و در صورت لقاح تخمک با اسپرماتوزئید خون موجود صرف تغذیه آن میشود و در غیر این صورت خونهای موجود بر اثر پوسته شدن مخاط رحم و شکافته شدن رگهای رحم به صورت خون حیض از رحم خارج میشود. «1» پس خون حیض مخلوط با منی مرد نمیشود و تشکیل نطفه نمیدهد بلکه منی مرد با تخمک زن ترکیب میشود و تشکیل جنین میدهد. و اگر مقصود از کلام ایشان در بند «د» این باشد که نطفه زن و مرد پس از ترکیب و تشکیل سلول تخم در دیواره رحم جایگزین میشوند و از خون رحم تغذیه میکنند همان خونی که اگر این تخمک نبود تبدیل به خون حیض میشد، این سخن درستی است و با مبانی علمی سازگار است. ب: سخن ایشان در بند «و» (مخلوط بودن نطفه انسان از طبایع مختلف مثل برودت، حرارت ...) بر اساس طب قدیم است و این مطلب میرساند که مفسران قدیمی نیز از علوم طب زمان خویش برای تفسیر آیه استفاده میکردند. 3. دو اشکال سخن علامه طباطبائی (ره) در تعریف لغوی و اصطلاحی «نطفه» بیان شد و لذا تکرار نمیکنیم. 4. کلام دکتر پاکنژاد، صدر و ذیل آن ناسازگار است چرا که در صدر سخن آیه را به گونهای معنا میکند (مخلوط نطفه زن و مرد که از حالی به حالی شده است) که ابتلاء را به معنی تغییر حالت معنا میکند. و در ذیل سخن «ابتلاء» را به معنای آزمایش و امتحان معنا میکند و این دو معنا در آیه قابل جمع نیستند. 5. واژه «بیحس و شعور» در ترجمه آیه 2 سوره انسان در کتاب طب در قرآن دکتر دیاب و دکتر قرقوز (ما او را از نطفهای مختلط بیحس و شعور خلق کردیم) و نیز در ترجمه استاد الهی قمشهای آمده است. البته احتمال دارد که مترجم کتاب طب در قرآن (علی چراغی) این ترجمه را از استاد الهی قمشهای گرفته باشد. ولی به هر حال این واژه «بیحس و شعور» در آیه مورد بحث (من نطفة امشاج) نیامده است و این ترجمه غیر قابل قبول است. 6. قرآن میفرماید: نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ «2» «زنان شما کشتزار شمایند.» پس مزرعه __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 2، ص 93. (2) بقره/ 223. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 481 بودن زنان در قرآن پذیرفته شده است. ولی این مطلب مستلزم این نیست که زن نقشی در تشکیل نطفه نداشته باشد بلکه همانطور که گذشت، قرآن نطفه را مخلوط (و امشاج) میداند. 7. لغت «امشاج» که جمع مشج یا مشیج است به معنی چیز حقیری است که با چیزی دیگر مخلوط شده باشد ولی در کتب لغت سخنی از «تراکم» در ماده این لغت نیافتیم. «1» و لذا سخن نویسنده کتاب «پیشگوئیهای علمی قرآن» که آن را به معنی عناصر متراکم دانستهاند خالی از دلیل است. 8. اصرار دکتر بوکای بر معنا کردن «امشاج» به مخلوطی از عناصر تشکیل دهنده نطفه مرد و نیز اصرار دیگران بر معنا کردن «امشاج» به مخلوطی از نطفه زن و مرد یا مخلوط ژنها و صفات، صحیح به نظر نمیرسد. چرا که تعبیر قرآن «امشاج» (مخلوطها) است. و این تعبیر میتواند با مخلوط نطفه زن و مرد و مخلوط عناصر تشکیل دهنده نطفه سازگار باشد. به عبارت دیگر نطفه «امشاج» (نطفهای که از مخلوطهاست) افراد و مصادیقی مختلفی دارد. یک فرد آن، مخلوط اسپرماتوزئید و اوول است و یک فرد آن مخلوط شدن از عناصر مختلف تشکیل دهنده نطفه زن یا نطفه مرد است. پس جمع این معانی در تفسیر آیه اشکالی ندارد همانطور که برخی مفسران و لغویین بدان اشاره مختصری کرده بودند. «2» تذکر: بنابراین ترجمههای سهگانهای که در صدر بحث از آیه 2 سوره دهر (از استاد مکارم شیرازی، استاد فولادوند و مرحوم الهی قمشهای) نقل شد خالی از اشکال نیست چون بهتر بود که آیه را اینگونه ترجمه میکردند: «همانا ما انسان را از مخلوطهای نطفه آفریدیم.» مرحله پنجم: آفرینش انسان از علق: اشاره مرحله پنجم: آفرینش انسان از علق: قرآن کریم مراحل مختلفی را در مورد خلقت یادآوری میکند. یکی از این مراحل «علق» است. این تعبیر شش بار و در پنج آیه به صورتهای مختلف در قرآن به کار رفته است: در سوره علق میخوانیم: __________________________________________________ (1) ر. ک: الجوهری، صحاح اللغة، ابن فارس، مقاییس اللغة، ابن منظور، لسان العرب و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 115 ماده مشج. (2) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 25، ص 334 به بعد و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 116. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 482 اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ «1» «بخوان به نام پروردگارت که آفرید، انسان را از علق آفرید.» و در سوره حج میخوانیم: فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ «2» «پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریدهایم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه.» و در سوره مؤمنون این تعبیر دوبار آمده است: ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً «3» «آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم. پس آن علقه را [به صورت مضغه گردانیدیم.» و نظیر همین مطلب را در سوره غافر میخوانیم: هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ «4» «او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفهای، آنگاه از علقهای.» و با تعبیر دیگری در سوره قیامت میخوانیم: أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی «5» «مگر او [قبلا] نطفهای نبود که ریخته میشود؟ پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد؟!» نزول: نزول: به اعتقاد اکثر مفسران، سوره علق نخستین سورهای است که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد. و برخی ادعا کردهاند که اتفاق مفسران بر آن است که پنج آیه نخست سوره علق در آغاز وحی بر رسول خدا (ص) نازل شده است. بدین صورت که: پیامبر (ص) به کوه (غار حرا) رفته بود جبرئیل آمد و گفت: ای محمد بخوان! پیامبر (ص) فرمود: من قرائت کننده نیستم. جبرئیل او را در آغوش گرفت و فشرد و بار دیگر گفت بخوان؛ پیامبر (ص) همان جواب را __________________________________________________ (1) علق/ 1- 2. (2) حج/ 5. (3) مؤمنون/ 14. (4) غافر/ 67. (5) قیامت/ 38- 38. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 483 تکرار کرد، بار دوم نیز جبرئیل این کار را کرد و همان جواب را شنید و در سومین بار گفت: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ... (تا آخر آیه پنجم) «1» علق در لغت: علق در لغت: محور بحث علمی این آیه واژه «علق» است. علق بر وزن فرس، جمع علقه است که در معانی متعددی مثل خون بسته، زالو و ... استعمال شده است. ولی اصل همه معانی آن به یک معنا برمیگردد یعنی: «چیزی که به چیز بالاتر آویزان شود». و از آنجا که زالو و خون بسته به چیز دیگری میچسبند و بدان آویزان میشود علق نامیده شده است. «2» و لذا گاهی کلمه «علقه» در فارسی به «آویزک» ترجمه میشود. «3» اسرار علمی: اسرار علمی: در مورد کلمه علق در آیه دوم سوره علق چهار احتمال داده شده است: الف: مراد همان خون بستهای است که از ترکیب اسپرم مرد با اوول زن حاصل میشود و سپس داخل رحم زن میشود و بدان آویزان میشود. برخی از پزشکان مینویسند: «پس از پیوستن نطفه مرد به تخمک زن، تکثیر سلولی آغاز میشود و به صورت یک توده سلولی در میآید که به شکل توت است (و به آن مارولا aluraM گویند) در رحم لایه گزینی میکند، یعنی سلولهای تغذیه کننده به درون لایه مخاطی رحم نفوذ کرده و به آن معلّق (آویزان نه کاملا چسبیده به رحم) میشوند. قرآن این مطلب را با تعبیر زیبای علق آورد.» «4» اگر این معنا را بپذیریم اطلاق کلمه «علق» بر خون بسته در آیه فوق به چند مناسبت است: یکی چسبنده بودن آن «5» (خون بستهای که برای مکیدن خون به بدن میچسبد.) __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 27، ص 153 و نیز تفسیر ابو الفتوح رازی، ج 12، ص 96 که همین معنا را از بسیاری مفسران عامه و خاصه نقل میکنند. (2) ر. ک: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده علق. و نیز مفردات راغب همان ماده. (3) ر. ک: فولادوند، ترجمه قرآن، آیه 38/ قیامت. (4) دکتر عبد الحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز، طب در قرآن، ص 86 با تلخیص. (5) این مناسبت را تفسیر نمونه، ج 27، ص 156 ذکر کرده است. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 484 و دوم آویزان شدن آن (آویزک) به جدار رحم. و سوم و چهارم مطلبی است که دکتر پاکنژاد بدان تصریح کرده است. او مینویسد: «آدمی از علقه خلق شد بسیار عجیب است زیرا 15 قرن قبل اشاره به حالت اولیه جنین کرده که مشابه زالو است. وجه تشابه زالو با مرحله ایجاد جنین اینکه از هر دو مادهای بنام «هپارین» ترشح میشود که خون در موضع منعقد نشود و قابل تغذیه باشد ... علقه چسبیده به عضو خود را جمع میکند و هر دو در اینجا تقریبا به یک شکل در میآیند. هر دو تقریبا در اصل ساختمان که از خارج به داخل قوام خود را از دست میدهند مشابهاند.» «1» و پنجم تغذیه از خون است که در هر دو مشترک است. استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنای «علقه» را میپذیرد و توضیح میدهند که این علقه در روز هفتم به جداره رحم میچسبد. «2» دکتر حامد احمد حامد نیز مرحله علقه را در روز هشتم میداند که به جدار رحم میچسبد. «3» برخی از پزشکان نیز تشبیه جنین به «علقه» را از آن جهت دانستهاند که شکلش مانند زالو (علقه) کاملا مستطیل میباشد. و این حالت تقریبا در چهار هفته اوّل ادامه دارد. «4» ب: مقصود از علق همان نطفه مرد (اسپرماتوزئید) است. علق یا زالو کرم کوچک و سیاه رنگی است که به طول هشت سانتیمتر و وزن متوسط پنج گرم است. زالو هر بار میتواند به اندازه یک فنجان قهوه خون انسان یا حیوانی را بمکد. و نطفه مرد از میلیونها حیوانک (اسپرم) «5» تشکیل شده که همگی به شکل زالو هستند. و چون وارد رحم زن میشوند زالووار به دیواره رحم میچسبند. «6» __________________________________________________ (1) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 11، ص 110 و 111. (2) ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 82 (ایشان احتمال دیگری نیز در ص 104 همان کتاب مطرح میکنند که بدان اشاره خواهیم کرد.) (3) ر. ک: دکتر حامد احمد حامد، الایات العجاب فی رحلة الانجاب، ص 96، دار القلم، دمشق. (4) دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن، ترجمه سید غلامرضا سعیدی، ص 182، انتشارات برهان، بیتا، بیجا. (5) در هنگام نزدیکی تعداد 200 تا 300 میلیون اسپرماتوزئید از مرد خارج میشود. ولی فقط یکی از آنها برای باروری مورد نیاز است. ر. ک: پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور (1990 م)، ص 30، انتشارات شرکت سهامی چهر، تهران، 1370 ش. (6) گودرز نجفی، مطالب شگفت انگیز قرآن، ص 99. و نیز ر. ک: محمد رضا جوهریزاده، تمدن و علوم اسلامی، ص 320 و ماهنامه دانستنیها، ش 302. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 485 اسپرمهای مردان با زالو چند شباهت دارند: 1. زالو و اسپرم سری بزرگ و تنهای نسبتا دراز دارند. 2. حرکت هر دو در مایع به صورت مارپیچ است. 3. هر دو دو تاج نسبتا بلند بر سر دارند. 4. محل هر دو در مایع (آب یا منی) است. 5. تغذیه زالو از خون است و اسپرم هم پس از ترکیب با اوول به دهانه جفت (رحم مادر) میچسبد و از خون رحم تغذیه میکند. «1» همین مطلب را صاحب تفسیر نمونه به صورت خلاصه آوردهاند و مینویسند: «درست است که در آن زمان اینگونه مسائل هنوز شناخته نشده بود، ولی قرآن مجید از طریق اعجاز علمی پرده از روی آن برداشته است.» «2» استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنای علق را به عنوان تفسیر دوم علقه میپذیرند و توضیح میدهند که تعداد آنها 220 میلیون در هر بار دفع است و طول آنها 55 میکرون است که با چشم دیده نمیشود. «3» برخی دیگر از صاحبنظران با ردّ معنای اوّل علق (خون بسته) آن را به تفاسیر قدیمی نسبت دادهاند و میگویند ریشه این تفسیر عدم اطلاع آنان از مبدء تکون انسان و وجود اسپرماتوزئیدها بوده است که به شکل زالو هستند. ایشان مینویسند: «امّا در لغت علق به معنی زالو هم آمده است ممکن است آیه شریفه را حمل بر همین معنا کنیم که علق به معنی کرمهائیست درشت یا ریزه که در آب شناورند.» «4» برخی از نویسندگان مصری هم این مطلب را اعجاز علمی قرآن دانستهاند چرا که در زمان نزول آیه میکروسکوپ وجود نداشت بلکه میکروسکوپ در حوالی سال 1590 کشف شد و انسانها نمیدانستند که هزاران موجود ریز شبیه به کرم (یا بچه قورباغه) در منی آنها وجود دارد، ولی قرآن از این راز پرده برداشت. «5» یکی دیگر از نویسندگان معاصر، علق را به معنای کرمی که به دیواره رحم میچسبد و __________________________________________________ (1) ر. ک: مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 100 و 101 و نیز دکتر سید عباس ملائک، قرآن و دانش پزشکی، ص 16 به بعد و ک. م. حقیقی، فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، ج 1، ص 113 با تلخیص. (2) تفسیر نمونه، ج 27، ص 157. (3) ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 104 به بعد. (4) احمد اهتمام، فلسفه احکام، ص 22 و 23. (5) ر. ک: احمد محمد سلیمان، القرآن و الطب، ص 118 و 119. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 486 زالو و حیوان شناور خون خور تصور کردهاند و سپس میگوید: «اتفاقا امروزه وقتی اسپرماتوزئید را زیر میکروسکوپ میگذارند انبوه کثیر کرمهای زنده شناوری را مشاهده میکنند که این کرمها وقتی وارد رحم میشوند مانند زالو به دیواره رحم میچسبند.» «1» ج: علق به معنای موجود «صاحب علاقه» باشد که اشارهای است به روح اجتماعی انسان و علقه آنها به یکدیگر که در حقیقت پایه اصلی تکامل بشر و پیشرفت تمدنها را تشکیل میدهد. د: مقصود از علق گل آدم (ع) بوده که حالت چسبندگی داشته است. که در این صورت مراد از انسان در آیه فوق حضرت آدم (ع) (نه مطلق انسانها) است. بررسی: بررسی: در مورد اعجاز علمی قرآن در مسأله «علق» تذکر چند مطلب لازم است: 1. تفسیر سوّم و چهارم برای کلمه «علق» مناسب نیست و با ظاهر و سیاق آیات تناسب ندارد و کسانی هم که احتمال این دو معنا را پذیرفتهاند فقط در مورد آیه دوم سوره علق گفتهاند و در مورد آیات دیگر ذکر نکردهاند. «2» 2. تفسیر دوّم (علق به معنای زالو و اسپرماتوزئید) نیز با آیات فوق مناسبت ندارد. چرا که مخالف سیاق آیات سوره حج/ 5- مؤمنون/ 14- غافر/ 67 و قیامت/ 38 است. در این آیات علقه به عنوان واسطه بین دو مرحله تکامل انسان یعنی نطفه (منی) و مضغه (گوشت) قرار گرفته است. در حالی که اسپرمها در مرحله اوّل (نطفه یا منی) هستند. و سپس با اوول زن ترکیب شده و به صورت خون بسته معلق به رحم درمیآیند. __________________________________________________ (1) ر. ک: بیآزار شیرازی، قرآن و طبیعت (گذشته و آینده جهان)، ص 53، انتشارات طباطبائی، قم، 1349 ش، چاپ دوّم. ایشان در سه مورد خطا کردهاند: اوّل اینکه جمله «العلق دود یتعلق بالحلق» را ترجمه کرده است: «کرمی که به دیواره رحم میچسبد.» در حالی که جمله به معنای: کرمی است که به حلق میچسبد. دوّم اینکه میگوید اگر اسپرماتوزئید را زیر میکروسکوپ قرار دهند که ظاهرا منظور ایشان این است که اگر منی انسان را زیر میکروسکوپ گذارند. سوّم اینکه میگوید این کرمها (اسپرمها) وقتی وارد رحم میشوند به دیواره آن میچسبند که این مطلب خطاست چون این کرمها پس از ترکیب با اوول زن (تخمک) به صورت تخم درآمده و سپس وارد رحم شده و به رحم میچسبد. (2) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 27، ص 156 و ج 14، ص 24 و ص 208. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 487 امّا در آیه دوّم سوره علق خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ کلمه «علق» به عنوان واسطه بین دو مرحله منی و مضغه مطرح نشده است و لذا ابتدا به نظر میرسد که میتواند با تفسیر دوّم (علق به معنای زالو و اسپرماتوزئید) سازگار آید. امّا این مطلب هم به دو دلیل صحیح نیست: اولا: با توجه به آیات دیگر (مؤمنون- حج- قیامت- غافر) کلمه «علق» در سوره علق تبیین میشود. و معلوم میگردد که مقصود از آن همان خون بسته است که به رحم آویزان شده است. و ثانیا: اگر علق را به معنای زالو گرفتیم باید آیه را برخلاف ظاهر آن تفسیر کنیم. چون معنای تحت اللفظی آیه این میشود: «خداوند انسان را از زالو آفرید.» و برای تصحیح معنا لازم است که بگوییم مراد آن است که: «خداوند انسان را از چیزی شبیه زالو (اسپرماتوزئید) آفرید.» یعنی ترکیب «چیزی شبیه» را در تقدیر بگیریم. (خلق الانسان من مثل علق) و این خلاف ظاهر آیه است. 3. تفسیر اوّل آیه (علق به معنای خون بسته آویزان به رحم) با سیاق آیات متناسب است بویژه آنکه این مرحله از خلقت انسان در علم جنینشناسی جدید به عنوان واسطهای بین نطفه و مضغه (گوشت شدن) محسوب میشود یعنی حدود 24 ساعت این خون بسته به جدار رحم آویزان است و از خون آن تغذیه میکند تا شکلگیری علقه کامل شود. و خداوند در قرآن با آنکه میتوانست از تعبیر «خون بسته» (الدم المنقبضة او المتصلة) استفاده کند امّا تعبیر زیبای «علق» را به کار برد که هم خون بسته بودن و هم آویزان بودن آن را برساند. با توجه به عدم پیشرفت علم جنینشناسی در 14 قرن قبل و عدم آگاهی مردم و پزشکان از این مرحله دقیق و ظریف تکامل انسان، میتوان نتیجه گرفت که این نوعی رازگوئی قرآن است که بشر را به اسرار خلقت خویش آگاه میکند. 4. امّا با این حال آیه فوق از نظر مطلب و محتوا اعجازی را در بر ندارد چرا که معجزه آن است که دیگران از آوردن مثل آن عاجز باشند. و اعجاز علمی قرآن در غیبگوئی آن است که دیگران نتوانند به طریق عادی از آن اطلاع یابند و آن خبر را بیاورند. در حالی که اگر مردم زمان صدر اسلام هم اقدام به پیگیری نطفه در درون زنان تازه حامله شده از طریق کالبد شکافی مینمودند پی میبردند که یک مرحله از خلقت انسان خون بسته آویزان است. همانطور که بعدها این مطلب علمی روشن شد. هر چند در آن زمان این امر انجام نشده و خبر قرآن برای آنان تازگی داشت و این مطلب عظمت قرآن را میرساند ولی دلیلی برای عجز مردم و معجزه بودن این مطلب نیست. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 488 پرورش انسان در سه فضای تاریک: پرورش انسان در سه فضای تاریک: یکی از مواردی که قرآن کریم به اسرار خلقت انسان اشاره کرده است، پرورش او در سه لایه تاریکی و یا سه ظلمت است. خداوند در قرآن کریم میفرماید: یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ «1» «شما را در شکمهای مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی [دیگر] در تاریکیهای سهگانه خلق کرد.» نکته تفسیری: نکته تفسیری: این آیه با توجه به سیاق آن در مورد عظمت آفرینش خداوند و بیان قسمتی از نعمتهای گوناگون او در مورد انسانهاست و لذا در ادامه آیه میفرماید: ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّی تُصْرَفُونَ «این است پروردگار شما، که حکومت (در عالم هستی) از آن اوست هیچ معبودی جز او وجود ندارد با این حال چگونه از راه حق منحرف میشوید.» کلمه ظلمت به معنای عدم نور است یعنی هر جائی که نور نباشد و تاریک باشد. «2» اسرار علمی: اسرار علمی: محور اساسی بحث علمی آیه فوق کلمه «ظلمات ثلاث» است؛ در این مورد صاحبنظران مسایل علمی و مفسران قرآن چند احتمال دادهاند: الف: مقصود از ظلمتهای سهگانه، ظلمت شکم مادر و ظلمت رحم و مشیمه (کیسه مخصوصی که جنین در آن قرار گرفته است) میباشد، که در حقیقت سه پرده ضخیم است که بر روی جنین کشیده شده است. صورت گران معمولی باید در مقابل نور و روشنائی کامل صورتگری کنند امّا آفریدگار انسان در آن ظلمتگاه عجیب چنان نقش بر آب میزند که همه مجذوب تماشای آن میشوند. مجمع البیان این مطلب (ظلمت شکم- رحم- مشیمه) را از امام باقر (ع) و ابن عباس و ... نقل کرده و ترجیح میدهد. «3» __________________________________________________ (1) زمر/ 6. (2) مفردات راغب، ماده ظلم. (3) طبرسی، مجمع البیان، ج 8، ص 387، (ده جلدی- بیروت) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 489 سپس این احتمال در برخی کتابهای لغت قدیمی مثل مفردات راغب آمده است «1» و مورد پذیرش صاحبان تفسیر المیزان و نمونه «2» و برخی مترجمان قرآن قرار گرفته است. «3» ب: مقصود از ظلمتهای سهگانه، گوشت، پوست و خون باشد: در دعای عرفه امام حسین (ع) اینگونه آمده است: «و ابتدعت خلقی من منی یمنی، ثم اسکنتنی فی ظلمات ثلاث: بین لحم و جلد و دم، لم تشهر بخلقی ...» «4» «آغاز آفرینش مرا از قطرات ناچیز منی قرار دادی، سپس مرا در ظلمتهای سهگانه، در میان گوشت، پوست و خون ساکن نمودی، آفرینش مرا آشکار نساختی ...» ظاهر کلام نورانی امام حسین (ع) آن است که مقصود گوشت و پوست و خون مادر باشد یعنی همان شکم مادر که کودک را احاطه کرده است. و لذا حدّاقل در بیان مصداق یک ظلمت (خون) با احتمال اوّل (الف) متفاوت است. ج: مقصود از سه ظلمت همان سه پردهای است که جنین داخل آنهاست «5» که عبارتند از: 1. پرده آمینون (enarbmem citoinmA) این پرده حفره آمینون را که پر از مایع زلالی است به نام مایع آمینوتیک و جنین در آن شناور است، احاطه میکند. 2. پرده کورین (enarbmem cenoirohC) که سلولهای سطحی آن به داخل غشاء مخاطی رحم نفوذ میکند. 3. کیسه (پرده) زرد (bmem audisiD) «6» که عبارت است از غشای مخاطی جداره رحم پس از لانه گزینی تخمک که بعدا جفت را تشکیل خواهد داد. و به این دلیل جفت نامیده میشود که به همراه جنین از رحم خارج میشود. برخی از پزشکان با تطبیق ظلمتهای سه گانه آیه مورد بحث با این سه پرده آن را اعجاز __________________________________________________ (1) مفردات راغب، ماده ظلم. (2) المیزان، ج 17، ص 239 و تفسیر نمونه، ج 19، ص 384. (3) محمد مهدی فولادوند، ترجمه قرآن، زیر آیه 6/ زمر، ایشان با اینکه مطالب خارج از ترجمه را کمتر میآورد. ولی در اینجا مینویسد: تاریکیهای سهگانه [مشیمه و رحم و شکم . (4) ر. ک: ابن طاووس (ره)، مصباح الزائر و نیز شیخ عباس قمی (ره)، مفاتیح الجنان. (5) دکتر السید الجمیلی، الاعجاز الطبی فی القرآن، ص 59. (6) این لایه گاهی صفحه «دسیدوائی» خوانده میشود. و آن عبارت است از لایهای با عملکرد در اندومتر و در طی زایمان ریزش میکند. و شامل دسیدوای اصلی یا حقیقی (قاعدهای) silasaB audiceD و لایه دسیدوای کپسولی (siraluspaC audiceD) و دسیدوای دیوارهای (silateiraP audiceD) است. که لایه کپسولی در اثر کشش از بین میرود. (پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، (1990 م)، ص 110 و 112، انتشارات شرکت سهامی چهر، (1370 ش) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 490 علمی قرآن نامیدهاند. «1» یکی از نویسندگان سه پرده مذکور را با نامهای: آمینوس «2»، کوریون، آلان توئید «3» یاد کرده است و یادآوری میکند که پرده أخیر چون سدّی محکم مانع از آسیبهایی است که از جانب هوا، نور، آب و باد متوجه جنین میشود. در فاصله میان پرده آمینوس و جنین مایعی وجود دارد که هرگاه ضربهای خارجی به شکم مادر وارد آید، این ضربه به مایع منتقل میشود و توسط مایع مذکور خنثی میشود. و سپس نتیجه میگیرد که آیه 6 سوره زمر مطابق دانش امبریولوژی «4» (علم جنینشناسی) است. «5» یکی دیگر از نویسندگان نیز با طرح همین سه پرده میگوید: پرده آلان توئید در ناحیه شکمی جنین است و مربوط به لوله هاضمه آن بوده به جذب غذا کمک میکند. «6» برخی از کسانی که در تفسیر قرآن قلم زدهاند نیز همین سه پرده را در تفسیر علمی آیه پذیرفتهاند و به صورت مفصل توضیح میدهند که کار پرده اوّل تغذیه، حمایت و حفظ حرارت جنین است و کار پرده دوّم انتقال غذا و اکسیژن به کودک است این پرده دوّم (کورین) همان است که به نام مشیمه نامیده میشود. «7» و کار پرده سوّم احاطه جنین و خروج با همراه آن است. «8» دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، نام این سه تاریکی را غشاء منباری، خوربون و غشاء __________________________________________________ (1) ر. ک: دکتر دیاب و قرقوز، طب در قرآن، ص 93 (کتاب مذکور رساله دکترای این دو پزشک است) و نیز دکتر حامد احمد حامد، الایات العجاب فی رحلة الانجاب، ص 116. (2) نویسنده در کتاب، آمینوس ضبط کرده بود امّا اصل آن (noinmA) آمینون است. (دکتر هوشمند ویژه- فرهنگ پزشکی) (3) آلانتوئید (slotnallA) یکی از اعضائی است که جنین را میپوشاند و قسمت پایین آن به مثانه و قسمت بالای آن به اوراک (suhcarU) امتداد مییابد. (فرهنگ پزشکی- انگلیسی- فارسی- دکتر محمد هوشمند ویژه- چاپ دوّم- 1366) ولی ظاهرا مطلب نویسنده محترم با نوشتههای رویانشناسان مطابق نیست و آنان آلان توئید را به عنوان پرده مطرح نمیکنند بلکه به عنوان قسمتی در بند ناف مطرح میکنند. (ر. ک: رویانشناسی لانگمن، ص 122.) (4) ygoloyrbmE (5) ر. ک: مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 96 و نیز فضل اللّه کمپانی، ماهیت و منشأ دین، ص 204 و مجله دانشمند، ش 67. (6) بیآزار شیرازی، قرآن و طبیعت (گذشته و آینده جهان)، ص 66. (7) ایشان اینگونه گفته بود. امّا در فرهنگ پزشکی دکتر هوشمند ویژه، noinmA (آمینون) را مشیمه جنین (داخلیترین غشائی که جنین را در بر میگیرد و کیسه آمینون یا کیسه آب را تشکیل میدهد) نامیده است. (8) شیخ خالد عبد الرحمن العک، الفرقان و القرآن، ص 491 و 492. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 491 لفائفی میگوید. «1» د: برخی دیگر از صاحبنظران گفتهاند که ظلمتهای سهگانه شامل ظلمت بیضه، ظلمت تخمدان و ظلمت رحم است. «2» ه: برخی نیز گفتهاند که مقصود «ظلمت، صلب (پشت پدر) و رحم و مشیمه (کیسه رحم») باشد. ولی علامه طباطبائی (ره) این احتمال را خطا میداند چون صریح آیه این است که این ظلمتها در شکم مادران (فی بطون امهاتکم)- نه پشت مردان- است. «3» و: برخی نیز احتمال دادهاند که مقصود «تاریکی شب، تاریکی رحم و تاریکی شکم» مراد باشد. «4» که این معنا نیز خلاف ظاهر قرآن است. بررسی: بررسی: در مورد اعجاز علمی قرآن و تطبیق آیه ظلمتهای سهگانه با یافتههای علمی تذکر چند نکته لازم است: 1. پردهها و فضاهایی جنین انسان را احاطه کرده است: الف: پردهها (از بیرون به داخل) عبارتند از: لایه پوستی شکم لایه گوشتی رحم (دیواره زهدان) دسیدوای دیوارهای (زرد) دسیدوای کپسولی لایه کوریون لایه آمینون ب: فضاها (از بیرون به داخل) عبارتند از: فضای بین پوست شکم و رحم فضای بین رحم دسیدوای دیوارهای (البته این دو به هم چسبیدهاند) فضای بین دسیدوای دیوارهای و کپسولی (که پس از مدتی در اثر رشد جنین از بین __________________________________________________ (1) دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، اسلام و طب جدید، ص 183. (2) طب در قرآن، ص 93 این نظر را از دکتر محمد وصفی نقل میکند. (3) المیزان، ج 17، ص 239. (4) مجمع البیان، ج 8، ص 387. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 492 میرود) فضای بین دسیدوای و کوریون (که پس از مدتی در اثر رشد جنین از بین میرود) فضای بین کوریون و آمینون (حفره کوریونی) فضای بین آمینون و جنین تذکر 1: برای اطلاعات بیشتر به شکل پ در ضمیمه شماره 1 مراجعه کنید. تذکر 2: حفره آمینونی پر از مایع آبکی روشن است که بخشی از آن توسط سلولهای آمینونی تولید شده لکن در اساس از خون مادری منشأ میگیرد: که از 30 میلی لیتر تا 1000 میلی لیتر تغییر میکند. «1» 2. احتمال چهارم و پنجم و ششم (د- ه- و) هیچ دلیلی ندارد. و نمیتوان بدون قرینه و دلیل ظلمتهای سهگانه آیه را بر این سه مورد حمل کرد. بلکه این احتمالها مخالف ظاهر آیه قرآن است چون در آیه (زمر/ 6) سخن از خلقت انسان درون شکم مادر است و ظلمتهای سهگانه در این قلمرو معرفی شده است در حالی که در احتمال چهارم سخن از بیضه است و در احتمال پنجم سخن از صلب است و در احتمال پنجم نیز سخن از تاریکی شب است که خارج از شکم مادر قرار دارند. 3. احتمال سوم (سه پرده آمینون، کوریون و زرد) نیز هیچ قرینه قطعی معین کننده ندارد چرا که همانطور که گذشت، پردهها و لایههای اطراف جنین شش عدد است و تعیین سه عدد آنها به عنوان مصداق ظلمتها در آیه مورد بحث، کلامی بدون دلیل است. و علاوه بر آن «ظلمت» به فضای خالی از نور گفته میشود نه به پردهای که تاریکی را ایجاد میکند. پس برای تعیین مصادیق ظلمتها باید به دنبال فضاهای بین این لایهها و پردهها باشیم در حالی که نویسندگانی که احتمال سوم را پذیرفتهاند بر پردهها تأکید میکنند. پس نمیتوانیم ظلمتهای سه گانه آیه را بر این سه پرده اطراف جنین تطبیق کنیم. 4. احتمال اوّل (ظلمت شکم مادر و رحم و مشیمه) و احتمال دوّم (ظلمتهای میان پوست، گوشت و خون) قابل جمع است. چرا که مراد از مشیمه همان آمینون است و همانطور که بیان کردیم حفره آمینون پر از مایع آبکی است که در اساس از خون مادر منشأ میگیرد. و این دو احتمال نسبت به احتمالهای دیگر بهتر است چون: اولا: محور این دو احتمال همان فضاهای بین پردههاست. __________________________________________________ (1) ر. ک: پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، از ص 108 تا ص 123 تا بویژه ص 112. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 493 ثانیا: همانطور که بیان شد از شش فضای موجود بین پردهها سه عدد آنها در اثر بزرگ شدن جنین از بین میرود. و سه فضای بین پوست شکم و رحم- بین کوریون و آمینون (بین گوشت رحم و آمینون)- و بین آمینون و جنین (حفره آمینونی) باقی میماند. این سه فضا قابل تطبیق با سه ظلمت ذکر شده در آیه هست. امّا باز هم به صورت قطعی نمیتوان این مطلب را به قرآن نسبت داد. چرا که ممکن است مراد حتمی فضاهایی غیر از سه مورد مذکور باشد و از طرفی ممکن است با پیشرفت علم پزشکی در جنینشناسی تحولات تازهای رخ دهد و اطلاعات جدیدی بدست آید. از طرف دیگر ممکن است مراد از ظلمت در آیه مورد بحث تاریکی معمولی (خالی بودن محیط از نور حسّی) نباشد. «1» هر چند که این احتمال أخیر قرینه و دلیل تقویت کنندهای ندارد. پس با توجه به کشفیات جنینشناسی و موافقت با ظاهر قرآن در بین چهار احتمال معانی آیه، احتمال اوّل و دوّم بهتر است. و این دو احتمال هم به یک معنا و تفسیر برمیگردد. 5. هر چند که این آیه با طرح ظلمتهای سهگانه و تطبیق آن با یافتههای جدید پزشکی اعجاب همگان را برانگیخته و عظمت قرآن و مفسّر راستین آن یعنی امام حسین (ع) را اثبات کرده است، امّا این رازگویی قرآن یک اعجاز علمی محسوب نمیشود چرا که خبری معجزه است که دیگران نتوانند از راه عادی بدان پی ببرند. در حالی که سه لایه شکم- رحم- مشیمه (آمینون) با هر کالبد شکافی سادهای قابل رؤیت است. لذا برخی نویسندگان قرنها قبل این مطلب را در کتابهای خود ذکر کردهاند. برای مثال راغب اصفهانی (متوفی 503 ه. ق) به این لایهها اشاره کرده است. پس این مطلبی نیست که فقط علم جدید پزشکی بدان دست یافته باشد. هر چند که با کشفیات جدید پزشکی معنای آیه روشنتر شد و عظمت و دقت علمی آن به اثبات رسید. مرحله ششم: آفرینش انسان از مضغه: اشاره مرحله ششم: آفرینش انسان از مضغه: قرآن کریم در مراحل خلقت انسان پس از علقه مرحلهای دیگر بنام «مضغه» را مطرح میسازد که در دو آیه و سه بار از آن سخن گفته است: __________________________________________________ (1) در کتابهای لغت گفته شده که گاهی تعبیر ظلمات به صورت مجازی در مورد جهل و شرک و فسق به کار میرود. و در قرآن نیز بدین صورت استعمال شده است مثل: یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (بقره/ 275)- أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (ابراهیم/ 5) ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، ماده ظلم. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 494 فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً «1» «پس آن علقه را [به صورت مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایی ساختیم.» ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ «2» «سپس از علقه، آنگاه از مضغة دارای خلقت کامل و [احیانا] خلقت ناقص تا قدرت خود را بر شما روشن گردانیم.» بررسی لغوی: بررسی لغوی: الف: مضغه به معنای غذای جویده شده و گوشت جویده آمده است. پس مضغه عبارت است از قطعهای از گوشت که شبیه گوشت جویده شده است. «3» ب: مخلّقه تعبیری است که برای مبالغه در خلق به کار میرود و خلق به معنای ایجاد چیزی بر کیفیت مخصوص است. و این کلمه برای مبالغه و تأکید و نسبت فعل به مفعول میآید. یعنی ناظر به جهت وقوع فعل است. پس تعبیر به مخلّقه در مورد مضغة اشاره به این است که حقیقت خلق و تحقق آن (یعنی ایجاد بر کیفیت مخصوص و تعیین خصوصیات و مقدرات) در این مرتبه است. و امّا غیر مخلّقه به این معناست که تعیین برخی خصوصیات (تماما یا بعضا) در این مرتبه مضغه نیست. «4» اسرار علمی: اسرار علمی: 1. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه 5 سوره حج ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ مینویسند: «کمکم جنین شکل یک قطعه گوشت جویده شده به خود میگیرد بیآنکه اعضای مختلف بدن در آن مشخص باشد. امّا ناگهان در پوسته «جنین» تغییراتی پیدا میشود و شکل آن متناسب با کاری که باید انجام دهد تغییر مییابد و اعضای بدن کمکم ظاهر میشود. امّا جنینهایی که از این مرحله نگذرند و همچنان به صورت سابق و یا ناقص بمانند ساقط میشوند و از رده خارج میگردند. جمله مخلقه و غیر مخلقه ممکن است اشاره به این مرحله باشد یعنی «کامل الخلقه» و «غیر کامل الخلقه». «5» __________________________________________________ (1) مؤمنون/ 14. (2) حج/ 5. (3) ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، و نیز التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 124- 125، ماده مضغ. (4) ر. ک: التحقیق، ج 3، ص 112 و نیز ج 11، ص 126. (5) تفسیر نمونه، ج 14، ص 24. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 495 2. استاد مصباح یزدی در مورد «مضغه» مینویسند: «مفسرین گفتهاند از ماده مضغ (جویدن) است زیرا در این مرحله مانند گوشت جویده شده است. امّا آنچه بیشتر نیاز به توضیح دارد تعبیر «مخلّقه» و «غیر مخلّقه» است. بیشک منظور این نیست که هر انسانی هم از مضغه مخلّقه و هم از غیر مخلّقه، آفریده میشود؛ بنابراین چنین نیست که این دو، دو مرحله پیاپی برای مضغه است؛ بلکه منظور این است که مضغه در مرحله تکامل خود به دو قسم تقسیم میگردد: گاه به صورت مخلّق درمیآید و گاه نه و ساقط میشود و به مرحله بعدی یعنی جنین نمیرسد. و امّا لغت مخلّق: اهل تفسیر و لغت در مورد آن اختلاف دارند: برخی گفتهاند تخلیق به معنای تسویه است (خلّق العود- سوّاه) صاف کردن چوب کج یا برطرف کردن ناهمواری آن تخلیق است. پس مخلّقه به معنای مسواة میشود. که در برخی آیات هم تعبیر ثُمَّ سَوَّاهُ (سجده/ 9) وجود دارد. پس در اینجا نیز بعد از مضغة میتوان گفت مرحله کاملتر تسویه مضغه است. برخی نیز گفتهاند منظور تصویر است. برخی دیگر گفتهاند: مخلّق یعنی تام الخلقه. خلّق الشیء یعنی أتمّ خلقه. به هر حال، پس از مضغه گاهی جنین به حدی میرسد که اعضاء آن معلوم است و تصویر پیدا میکند که در آن صورت مخلّق است و گاهی در همان حدّ قبل از تصویر ساقط میشود که در این صورت غیر مخلّق است.» «1» 3. علامه طباطبائی (ره) مخلّقه و غیر مخلّقه را به معنی تام الخلقه و غیر تام الخلقه میداند و سپس با «تصویر» جنین تطبیق میکند که در هنگام نفخ روح تصویر آن کامل میشود. «2» 4. دکتر قرقوز و دکتر دیاب در تشریح مرحله مضغه مینویسند: جنین در حالت مضغه دو مرحله عمده را پشت سر میگذارد: نخست: مرحله مضغه نامتمایز (یا غیر مخلّقه) که تا پایان هفته چهارم ادامه دارد و هیچگونه تمایزی در اعضای بدن وجود ندارد. دوّم: مرحله مضغه متمایز (یا مخلّقه) که از ابتدای هفته پنجم «3» شروع میشود. در __________________________________________________ (1) معارف قرآن، ص 338- 339. (2) المیزان، ج 14، ص 344. (3) در برخی کتابهای پزشکی معتبر دانشگاهی، مرحله تمایز لایههای سهگانه را بنام گاسترولاسیون میخوانند و شروع آن را از هفته سوم میدانند. (پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و شکور، ص 57) با توجه به اینکه دکتر قرقوز و دیاب نیز بعدا تذکر سه هفته را میدهند. شاید منظور ایشان در اینجا ظهور تغییرات در نمای خارجی جنین است به طوری که با چشم دیده شود. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 496 این مرحله تمایز لایههای زاینده و تغییر شکل و حرکت سلولهای آنها (noitatnereffeD) شروع میشود. خداوند از این مرحله به نام «تخلّق» یاد کرده است زیرا هر یک از این لایهها مسئولیت تشکیل یکی از دستگاهها یا اندامهای بدن را بعهده میگیرند. (مضغه متخلّق) این مرحله تمایز لایههای زاینده تقریبا در ماه سوم بارداری پایان میپذیرد. در این زمان طول جنین 10 سانتیمتر و وزن آن معادل 55 گرم است. بدین ترتیب پی به اعجاز قرآن میبریم آنجا که میفرماید: ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ «1» و «2» پس از اینکه در مرحله علقه، جنین کاملا (در رحم) جایگزین شد مرحله مضغه از هفته سوم آغاز میشود. و دو بخش مهم آن یعنی توده داخلی سلولی و لایه تروفوبلاست به ترتیب شروع به تشکیل جنین و اندامهای فرعی جنین میکنند. ابتدا سلولهای توده داخلی تشکیل سه لایه زاینده جنینی میدهند که عبارتند از: الف: لایه اکتودرم (mredotcE): این لایه عامل بوجود آمدن نخاع، مغز، اعصاب و بشره پوست و غشاهای مخاطی دهان و بینی است. ب: لایه مزودرم (mredoseM): این لایه عامل بوجود آمدن قلب، رگهای خونی، خون، استخوان، عضلات، کلیهها، قسمت میانی پوست و قسمتی از غدد داخلی است. ج: لایه آندودرم (mredodnE): این لایه عامل بوجود آمدن دستگاههای گوارش، تنفس، غده تیروئید، کبد و لوز المعده است. 5. دکتر پاکنژاد درباره مضغه مینویسد: «المضغة القطعة التی تمضغ من لحم و غیره، قطعه جویده شدهای از گوشت یا غیر آن که در ابتدا یکنواخت و مخلقه است و سپس تشکیلات و سلولهای ناهمجور غیر مخلقهای در او بوجود میآید. (هموژن، هتروژن) پس از اینکه به صورت مضغه در آمد عروق مشبکهای در فواصل تشکیلات گوشت مانند ناهمجور بوجود میآید.» «3» آن گاه توضیحات جالبی در مورد رشد جنین میدهند که به صورت خلاصه میآوریم: «جنین در 24 ساعت اوّل در رحم لانه گزینی میکند. روز دوّم به اندازه یک بذر کوچک است نزدیک به 135 ساعت پس از مقاربت مانند یک دانه گیاه که یک تکمه مانند در آن __________________________________________________ (1) حج/ 5. (2) طب در قرآن، ص 87 و 88 با تلخیص. (3) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 267. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 497 در حال رویش است که به آن رویان گویند. 160 ساعت پس از مقاربت در وسطش شیاری بوجود آمده که در این هنگام تشکیلاتی که باید مغز، روده و پیها و غیره را درست کنند از هم مجزا میشوند. وقتی 20 روز از عمرش میگذرد 5/ 1 میلیمتر طول دارد و در روز 27 سلولهای جای قلب میلرزد. جنین قلبش در چهار هفتگی 60 مرتبه در دقیقه میزند. که در این ماه ده هزار برابر وزن سلول اولیه است. در آخر دو ماه طول رویان 23 میلیمتر و وزن آن 25/ 1 گرم است. چون به 5/ 1 سانتی رسید جوانههای دست و پا نیز پیداست و جای قلب بزرگ و بند ناف طویل و باریک است. در 35 روزه دست و پا شکل جداگانه دارند. چون به 2/ 4 سانتی رسید شکل انسان حقیقی را دارد.» «1» 6. دکتر «موریس بوکای» نیز در مورد آیه 5 سوره حج و 14 سوره مؤمنون نکات علمی جالبی را بیان میکند. او مینویسد: «گوشت (جویده) ترجمه کلمه «مضغه» است مانند گوشت (تازه) ترجمه کلمه «لحم» است. این تمایز شایسته تذکر است جنین بدوا جرم کوچکی است که در مرحلهای از رشدش با چشم غیر مسلح کاملا به صورت گوشت جویده پدید میگردد ... میدانیم که در حین رشد جنین، برخی قسمتها با آنچه که بعدها فردی خواهد شد کاملا نامتناسب ظاهر میگردند و برخی دیگر متناسب میمانند. آیا این، معنی کلمه «مخلّقة» نیست که «با تناسب ساخته شده» معنی میدهد و در آیه 5 سوره حج (از تکه گوشت متناسب و نامتناسب) برای تذکار همین امر به کار رفته است؟» «2» تذکر: در ضمیمه شماره 1 شکلهای، ث- ت- ج- چ- را ملاحظه فرمایید. «3» جمعبندی: جمعبندی: از سخنان متخصصان علوم پزشکی برمیآید که جنین انسان از هنگام لقاح تخمک و کرمک (اوول و اسپرم) تا شش روز در راه است تا در رحم جایگزین شود. «4» سپس در رحم لانه __________________________________________________ (1) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 267. (2) مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 275- 276. (3) برای اطلاعات علمی بیشتر از رشد جنین در مرحله مضغه (هفته سوم رشد جنین به بعد) رجوع کنید به رویانشناسی پزشکی لانگمن، ص 57 به بعد. (4) ر. ک: رویانشناسی پزشکی لانگمن، ص 38 و شکلهای الف و ب در ضمیمه. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 498 گزینی میکند و بصورت آویزک (علق) تا 14 روز به رشد خود ادامه میدهد. و از هفته سوم بارداری دوره تمایز لایههای زاینده (مضغه) را میگذارند «1» که تا ماه سوم بارداری ادامه دارد. امّا این مضغه همیشه یک حالت ندارد و مراحل و حالات گوناگونی دارد. که در قرآن کریم از آن تعبیر به مخلّقه و غیر مخلّقه «2» شده است. در مورد این تعبیر قرآن چند دیدگاه وجود داشت: الف: مقصود جنین کامل الخلقه و ناقص الخلقه باشد. (این نظر استاد مکارم شیرازی بود) ب: مقصود از مخلقه همان مرحله تسویه جنین باشد. ج: مقصود از مخلقه همان مرحله تصویر جنین باشد. (یعنی اعضاء آن هویدا شود) علامه طباطبائی (ره) و استاد مصباح یزدی متمایل به این نظر بودند. د: مقصود از مخلّقه همان مضغة متخلق و شکل یافته و متمایز (تمایز لایههای زاینده اعضاء)، و مقصود از غیر مخلقه، مضغة غیر متمایز (قبل از پایان هفته چهارم بارداری) باشد. این نظر دکتر دیاب و دکتر قرقوز بود. ه: مقصود همان مضغه است که در حالت یکنواخت است. و غیر مخلّقه، مضغهای است که متمایز شده و تشکیلات و سلولهای ناهمجور دارد؛ این نظر دکتر پاکنژاد بود. و: مقصود از مخلّقه همان قسمتهایی از مضغة است که با آنچه بعدا میشود تناسب دارد و غیر مخلّقه آن قسمتهایی از مضغه است که با آنچه بعدا میشود تناسب ندارد. این نظر دکتر موریس بوکای بود. اگر مقصود از «مخلّقه» همان تسویه باشد (معنای ب) از مورد بحث اینجا خارج است و در مرحله هفتم آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد. معنای «ج» (جنین صورت یافته) با معنای «د» (مضغة متخلّق و متمایز) قابل جمع و ادغام است. شاید بتوان گفت که با معنای «ب» (تسویه) نیز قابل جمع است. چرا که تسویه و تصویر و تمایز مضغة، معانی نزدیک به هم دارند. در این صورت مرحله مضغه به دو مرحله گوشت کوبیده غیر متمایز و متمایز تقسیم میشود که مرحله اوّل همان مضغه صرف (غیر مخلقه) است و مرحله دوّم مضغه مخلقه یا متمایز یا تسویه شده است. (که در بحث بعدی مورد بررسی قرار میدهیم.) و معنای لغوی آیه با معنای «د» که دکتر قرقوز و دکتر دیاب میگفتند تناسب بیشتری دارد. __________________________________________________ (1) ر. ک: همان، ص 57 به بعد. (2) حج/ 5. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 499 بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1. تعبیر قرآن بسیار زیبا و شگفتانگیز (مضغة مخلقه و غیر مخلقه- حج/ 5) است که با یافتههای پزشکی جدید هماهنگ است و جنین را در این دوره (هفته سوم به بعد) به صورت گوشت کوبیده معرفی میکند و اشارهای لطیف به تمایز لایههای آن (مخلقه- ایجاد بر کیفیت مخصوص و تعیین خصوصیات) میکند. این مطلب با توجه به عدم پیشرفت جنینشناسی در عصر نزول قرآن یک نوع رازگوئی قرآن کریم است و عظمت این کتاب الهی را نشان میدهد. 2. این اشاره علمی قرآن دلیل اعجاز علمی آن نیست، چرا که با توجه به احتمالات متعدد در معنای (مخلّقه و غیر مخلّقه) نمیتوان یک معنای علمی خاص را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد و اعجاز علمی آن را اثبات کرد. 3. معنایی که دکتر دیاب و قرقوز از واژه مخلقه (مضغه متمایز و متخلق) کردند با معنایی که دکتر پاکنژاد از همین واژه مخلّقه (یکنواخت) کرد کاملا متضاد بود. معنایی که دکتر دیاب و قرقوز کردند با معنای لغوی مخلّقه (مبالغه در ایجاد بر کیفیت مخصوص و تعیین خصوصیات) سازگارتر است. 4. معنایی که استاد مکارم شیرازی در مورد غیر مخلّقه کردند (غیر کامل الخلقه که به صورت سابق یا ناقص بمانند و ساقط شوند) با معنای لغوی سازگار نیست. چرا که معنای «سقوط و از رده خارج شدن» در معنای «غیر مخلّقه» لحاظ نشده است و غیر مخلّقه حدّاکثر میتواند دلالت بر عدم تعیین خصوصیات و مقدرات در مرحله مضغه کند. همین اشکال به استاد مصباح یزدی نیز وارد است، چرا که ایشان هم «سقوط» را در معنای غیر مخلّقه لحاظ کرده است. در حالی که در لغت یا آیه تصریحیی به این معنا (سقوط) نشده است. مگر آنکه مقصود ایشان این باشد که نتیجه غیر مخلقه بودن یعنی غیر تام و غیر متمایز بودن و ناقص بودن، هلاک است. تذکر: در تعبیر «غیر مخلّقه» دو احتمال وجود دارد: یکی اینکه بگوئیم مقصود مضغهای است که اصلا خلق نشده است (غیر مخلوق) و دوم اینکه بگوییم مقصود مضغهای است که خلق شده امّا مقدرات و خصوصیات آن مشخص نشده است. و احتمال اوّل با سیاق آیه ناسازگار است چون مطلب آیه در اینجا بعد از خلقت مضغه را میگوید و در ادامه پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 500 آیه هم به خروج طفل منتهی میشود. پس اگر آیه بر احتمال اوّل معنا شود تناقض صدر و ذیل آیه لازم میآید (مضغهای که خلق شده است اینگونه صفتی دارد که دو قسم است، خلق شده و خلق نشده- هلاک شده) پس فقط احتمال دوم صحیح بنظر میرسد تا بتواند مجموع (مخلّقه و غیر مخلّقه) صفت برای مضغه باشد. (گوشت کوبیدهای که این صفت دارد دو قسم است برخی اقسام آن مقدرات آن مشخص است و برخی مشخص نیست- یا بگوییم- گوشت کوبیدهای که این صفت دارد دو بخش است بخشی از آن خصوصیات و مقدرات آن مشخص شده و برخی مشخص نشده است.) مرحله هفتم: تصویر و تسویه انسان: اشاره مرحله هفتم: تصویر و تسویه انسان: قرآن کریم در چند مورد سخن از تسویه جنین انسان کرده است گاهی آن را بعد از مرحله نطفه ذکر کرده است و گاهی بعد از مرحله علقه ذکر کرده است و گاهی بعد از کلمه خلق آورده است. در مجموع تسویه را مرحلهای از آفرینش انسان معرفی میکند. در برخی دیگر از آیات، سخن از نقاشی خداوند در رحم انسان میکند و او را صورتگر معرفی میکند. از آنجا که مفاهیم و مضامین این آیات با همدیگر نزدیک است ما آنها را به صورت یک مرحله معرفی کردیم. قرآن کریم میفرماید: ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ «1» «سپس [تداوم نسل او را از چکیده آبی پست مقرر فرمود؛ آنگاه او را درست اندام کرد، و از روح خویش در او دمید.» أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلًا «2» «آیا به آن کسی که تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آنگاه تو را [به صورت مردی در آورد کافر شدی؟» ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی «3» «پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد. و از آن دو جنس نر و ماده را قرار داد.» __________________________________________________ (1) سجده/ 9 و قریب به همین مضمون در حجر/ 29 و ص/ 72. (2) کهف/ 37. (3) قیامت/ 38. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 501 الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی «1» «همان که آفرید و هماهنگی بخشید.» الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ «2» «همان کسی که تو را آفرید، و [اندام تو را سامان بخشید به هر صورتی که خواست تو را ترکیب کرد.» هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی «3» «اوست خدای خالق نوساز صورتگر که بهترین نامها [و صفات از آن اوست.» هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ «4» «اوست کسی که شما را آنگونه میخواهد در رحمها صورتگری میکند.» تذکر: در بحث مضغة در تفسیر آیه مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ «5» بیان شد که برخی گفته بودند مقصود از «مخلّقه» همان تسویه و یا تصویر و یا تمایز مضغه است و در همان جا بیان شد که اگر این تفسیر را بپذیریم آیه 5 سوره حج ملحق به مرحله تسویه میشود، چرا که تسویه جنین با مضغه مخلّقه یکی میشود. دیدگاه لغویین: دیدگاه لغویین: الف: سوّی: مساوات همان تعادل است که گاهی با کمیت (وزن و کیل) و گاهی با کیفیت است. و گاهی مساوات دو چیز نسبت به هم است و گاهی اعتدال چیزی فی نفسه است. و تسویه در آیات فوق به معنی قرار دادن چیزی به صورت معتدل متوسّط در عمل و نظم و تدبیر و تکمیل است و به عبارت دیگر قرار دادن چیزی بر طبق مقتضای حکمت است. «6» ب: باریء: ریشه این لغت همانطور که در مفردات و مقاییس و مصباح اللغة و التحقیق بیان شده است از ماده «برأ» است (نه ماده بری که ریشه بریّه است) «7» و این واژه به دو معنا میآید یکی خلق و دیگری به معنای دوری از چیزی مثل عیب و نقص. اگر باریء را از __________________________________________________ (1) اعلی/ 2. (2) انفطار/ 7- 8. (3) حشر/ 24. (4) آل عمران/ 6. (5) حج/ 5. (6) ر. ک: مفردات راغب اصفهانی و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 5، ص 280- 281. (7) هر چند که ماده بری و برء معانی آن نزدیک است و برخی لغویین هم معنای جامع آنها را «دوری از نقص و عیب» دانستهاند. امّا الباریء را لغویین در ماده برء آوردهاند نه ماده بری. (التحقیق، ج 1، ص 240) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 502 معنای اوّل (خلق) بگیریم، در آیه: هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ «1» معنای «خالق» و «باریء» تکرار و تأکید میشود. و لذا برخی از لغویین گفتهاند که مقصود از خلق، ایجاد همراه با تقدیر است و آن تقدیر کلی علمی است که اولین مرحله وجود است و مرحله دوم یعنی برء هنگامی است که تقدیر به مرحله عمل و فعلیت و ایجاد خارجی برسد. و سپس مقام تصویر است. «2» و اگر باریء را از معنای دوم (دوری از عیب و نقص که لازمه آن تکمیل و تسویه است) «3» بگیریم در این صورت باریء به معنای تکمیل کننده و تعدیل و تسویه کننده است. نکات تفسیری و اسرار علمی: نکات تفسیری و اسرار علمی: در اینجا برخی از مفسران و صاحبنظران علوم پزشکی اظهار نظرهایی کردهاند که قابل دقت و تأمل است: 1. مرحوم طبرسی در مورد آیه 38 قیامت کلمه «فسوی» را اینگونه تفسیر میکند: تسویه خلق و صورت و اعضاء باطنی و ظاهری در شکم مادر مقصود است. و برخی گفتهاند: بعد از ولادت که قوت انسان تکمیل میشود. و برخی گفتهاند: خلقت جسم است و تسویه آن برای افعال که هر عضوی عمل خاص خود را انجام میدهد. و قریب به همین مضمون را در سوره انفطار/ 7 و اعلی/ 2 مینویسند. «4» 2. علامه طباطبائی (ره) در تفسیر آیه 7 سوره انفطار الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ مینویسند: «از تدبیر الهی خلقت انسان با تمام اجزاء وجودی است سپس تسویه آن به قرار دادن هر عضوی در جای مناسب خویش بر طبق مقتضای حکمت است سپس عدل اعضاء کرد یعنی توازن متعادل بین اعضاء او قرار داد که برخی را قوی و برخی را ضعیف کرد تا همدیگر را تکمیل کنند.» «5» 3. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه 7 انفطار الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ آن را اشاره به چهار مرحله عظیم خلقت میدانند که عبارتند از: __________________________________________________ (1) حشر/ 24. (2) حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 1، ص 241 (ماده برء) (3) برخی از لغویین تصریح میکنند که تسویه در مفهوم برأ و بری هر دو هست. (همان، ص 240) (4) مجمع البیان، ج 5، زیر آیات فوق. (5) المیزان، ج 20، ص 337. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 503 خلقک- اصل آفرینش. سواک- مرحله تسویه و تنظیم که هر عضوی از اعضاء پیکر او را با نظمبندی عجیبی موزون ساخت. عدلک- تعدیل میان قوا و اعضای پیکر و هماهنگی و رابطه آنها با یکدیگر که این اعضاء کار یکدیگر را تکمیل میکنند. فی ایّ صورة ما شاء رکبک- ترکیب و صورتبندی انسان در مقایسه با موجودات دیگر که صورت نوع انسان موزون و زیبا و بدیع است و همچنین سیرتی زیبا دارد. و صورتهای افراد انسان نیز با هم متفاوت است. «1» در مورد تسویه در آیه 38 سوره قیامت مینویسند: «سوّی از ماده «تسویه» به معنای صاف کردن و نظام بخشیدن است. بعضی آن را اشاره به آفرینش روح میدانند. بعضی نیز خلق را اشاره به آفرینش روح و جمله «سوّی» را اشاره به تنظیم و تعدیل اعضای پیکر آدمی میشمرند و بعضی دیگر آن را به تعدیل و تکمیل تفسیر کردهاند. ولی ظاهر این است که تعبیرات آیه چنان جامع و وسیع است که هر گونه آفرینش و تنظیم و تعدیل و تکاملی را که روی علقه تا هنگام وضع حمل انجام میگیرد شامل میشود.» «2» ایشان کلمه «الباری» را اینگونه ترجمه میکنند: «خداوندی که مخلوقات را بیکم و کاست و بدون هیچ شبیهی از قبل، ایجاد کرد.» و سپس در مورد «باریء» سه احتمال ذکر میکنند: الف: از ماده برء (بر وزن قفل) به معنی بهبودی و رهائی از امور ناخوشایند و لذا باریء به کسی گفته میشود که چیزی را بدون کم و کاست و کاملا موزون ایجاد کند. ب: از ماده «بری» (بر وزن نفی) به معنی تراشیدن چوب که آن نیز به منظور موزون ساختن آن انجام میگیرد. «3» ج: باریء کسی است که چیزی را بیسابقه و بدون نمونه قبل ابداء کند. «4» __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 26، ص 221- 222 با تلخیص. (2) پیام قرآن، ج 2، ص 79. (3) در معنای لغوی باری گذشت که این لغت را لغویین در ریشه برء آوردهاند نه ریشه بری، و لذا کلام ایشان در اینجا عجیب است. (4) تفسیر نمونه، ج 23، ص 555. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 504 4. استاد آیة اللّه معرفت مرحله تصویر و تسویه و تعدیل را در هفته پنجم تا هفتم میدانند. «1» 5. همانطور که بیان شد اگر در بحث «مضغه» تفسیر مخلقه (حج/ 5) را به تسویه، تمایز و تصویر بپذیریم، مرحله تسویه با مضغه مخلقه یکی میشود و همان مباحث علمی که در مورد تمایز جنین در هفته سوم بارداری به سه لایه زاینده اکتودرم، مزودرم و آندودرم مطرح شد «2»، در اینجا نیز مطرح میشود. 6. دکتر پاکنژاد در مورد آیه 24 سوره حشر مینویسد: «اواخر سوره حشر با آنکه خدا را اسامی فراوانی است پروردگار چند عدد از آن را به عنوان اسمای حسنای خود انتخاب و ذکر کرده که با مداقه کافی میبینیم این اسماء عصاره و عنوان تمام آراء معنوی و مادی و مراحل گوناگون تطور و دگرگونی و تکامل زندگی اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی، طبیعی و سیاسی میباشد ... سه اسمی که خلاصه دو آیه طولانی همین قسمت است که درباره جنینشناسی نقل شد. هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ- خالق (آفریننده) باریء (ای الممیز) کسی که مخلقه را از غیر مخلقه متمایز میسازد- مصور (تصویر کننده) انسانی.» «3» 7. یکی از صاحبنظران در مورد مراحل ساختمان جنین با ذکر آیه 24 سوره حشر مینویسد: ساختمان جنین را در سه مرحله زیر میتوان خلاصه کرد: الف: آفرینش توده سلولها یا مصالح ساختمانی بدن یک انسان. ب: مجزا شدن سلولها از یکدیگر و رفتن هر یک به جای خود. ج: تصویر و صورتبندی جنین. این سه مرحله را قرآن کریم در ضمن سه کلمه بیان داشته است: اوّل: هو اللّه الخالق: اوست خدائی که آفریننده (انبوه سلولها) است. دوّم: الباری: خدائی که جداکننده (سلولها) است. سوّم: المصوّر: خداوند پیکر سازی که به این سلولها صورت انسانی میدهد. و سپس آیه 6 سوره آل عمران را ذکر میکند. «4» __________________________________________________ (1) التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 88. (2) ر. ک: طب در قرآن، ص 87- 88 و رویانشناسی پزشکی لانگمن، ص 57. (3) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 268. (4) بیآزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص 61- 62. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 505 جمعبندی: جمعبندی: در مجموع از آیات مورد بحث میتوان نتیجه گرفت که خداوند در قرآن کریم یک مرحله یا چند مرحله نزدیک بهم را در این آیات مورد بحث، تحت عنوان «باریء، تسویه، تصویر» بیان میکند «1»، که این مرحله پس از انعقاد نطفه و علقه و احتمالا مضغة. است در این مرحله، اعتدال، تکمیل و تنظیم اعضاء پیکر جنین و برطرف کردن عیوب آنها و نیز صورتگری آن انجام میپذیرد. بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1. سخن آقای دکتر پاکنژاد در مورد «باریء» که آن را به معنای ممیز و جدا کننده مخلقه از غیر مخلقه دانستهاند با معانی لغوی و تفسیر آیه 24 سوره حشر تناسبی ندارد؛ چرا که همانطور که گذشت، باریء در لغت به معنی «خالق یا دور کننده از عیب» است و مفسرین نیز آن را به معنای «ایجاد کننده بدون سابقه و شبیه یا ایجاد کننده بدون کم و کاست» معنا کرده بودند. بنابراین، سخن آقای بیآزار شیرازی در مورد «باریء» در آیه 24 سوره حشر (خدائی که جدا کننده سلولهاست) نیز مبنای لغوی و تفسیری ندارد. مگر آنکه گفته شود که باریء بمعنای تسویه است و تسویه به معنای تنظیم اعضای طفل در مرحله جنینی است و لازمه این تنظیم تمایز است که در آن صورت معنا کردن واژه «باری» با معنای «لازم لازم کلمه» است. 2. این اشارات علمی قرآن به اعتدال و تنظیم و تکمیل جنین در مرحله تسویه و تصویر، بیان اسرار علمی است، که بشر عصر نزول از ریز مسایل علمی آن اطلاعی نداشت. و این عظمت علمی قرآن را میرساند. امّا این مطالب نمیتواند اعجاز علمی قرآن را اثبات کند چرا که بشر با مشاهده و حسّ __________________________________________________ (1) به نظر میرسد که در آیات 7- 8 سوره انفطار الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ تصویرگری، بیان دیگری از مرحله تسویه و تعادل است و مرحله جدائی نیست و لذا بوسیله حرف عطف (ف- واو) آورده نشده است. و اگر در آل عمران/ 6 و حشر/ 24 به صورت جدا آورده شده است در آنجا نامی از تسویّه برده نشده است. و امّا در مورد باریء هم بیان شد که یا تأکید خالق است و یا به معنی تکمیل و تسویه است. البته بنابر یک تفسیر «مضغه مخلقه» هم در این مرحله جای میگرفت که در آن صورت به معنای تسویه میآمد. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 506 از دیر زمان دریافته بود که اجمالا تنظیم اعضاء و صورتگری طفل در درون شکم مادر صورت میگیرد. قرآن کریم نیز در این آیات غیر از یک مطلب کلی در این باره نمیفرماید. پس اعجاز علمی قرآن را اثبات نمیکند. مرحله هشتم: شکلگیری استخوانها: مرحله نهم: پوشاندن گوشت بر استخوانها: اشاره مرحله نهم: پوشاندن گوشت بر استخوانها: ما این دو مرحله را با همدیگر مورد بررسی قرار میدهیم چرا که بسیار به هم نزدیک هستند و بحث از دو مرحله با همدیگر موجب تکمیل بحث میشد و لذا مفسران و متخصصان علوم پزشکی هم این دو مرحله را با هم بررسی کردهاند. قرآن کریم در مورد این دو مرحله از خلقت جنینی انسان میفرماید: فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً «1» «و آنگاه مضغه را استخوانهایی ساختیم، بعد استخوانها را با گوشتی پوشانیدیم.» نکته: «عظام» جمع «عظم» به معنای استخوان است. نکات علمی: نکات علمی: در مورد این آیه برخی مفسران، پزشکان و صاحب نظران سخنان متعارضی گفتهاند که آنها را مرور میکنیم: 1. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد آیه 14 سوره مؤمنون مینویسند: «این آیه شریفه نه فقط به شکلگیری و تکوین استخوان پیش از گوشت (عضلات) به گونهای بدیع اشاره دارد (بطوریکه گوشت را به عنوان «کسا» «پوشش» نام برده و برای کسانی که با علم کالبد شکافی سر و کار دارند کاملا واضح است که عضلات طوری استخوانها را در برگرفتهاند که گویی پوششی برای استخوان هستند) بلکه به نظر ما به مرحله تمایز و تخلق که از این مضغه کوچک آغاز میشود نیز اشاره دارد.» و سپس اضافه میکند که: «رشد سریع جنین پس از ماه سوم آغاز میشود و اندامهای شکل یافته به سوی تکامل __________________________________________________ (1) مؤمنون/ 14. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 507 میروند. برخی از این اندامها مانند جفت، دستگاه گوارش و قلب از همان دوران جنینی فعالیت خود را آغاز میکنند و مغز استخوان به تولید خون میپردازد ...» «1» 2. یکی از نویسندگان در مورد آیه مورد بحث مطلبی را از برخی پزشکان اینگونه حکایت میکند: «جنین بعد از آنکه مرحله علقه و مضغه را پشت سر گذاشت تمام سلولهایش تبدیل به سلولهای استخوانی میشود و بعد از آن تدریجا عضلات و گوشت روی آن را میپوشاند. بنابراین جمله فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً «2» یک معجزه علمی است که پرده از روی این مسأله که در آن روز برای هیچ کس روشن نبود، برمیدارد. زیرا قرآن نمیگوید: ما مضغه را تبدیل به استخوان و گوشت کردیم، بلکه میگوید: «ما مضغه را تبدیل به استخوان کردیم و بر استخوانها لباس گوشت پوشاندیم.» اشاره به اینکه مضغه نخست تبدیل به استخوان میشود و بعد از آن گوشت روی آن را میپوشاند.» «3» 3. یکی دیگر از صاحبنظران مینویسد: «انتخاب کلمه «کسونا» یکی از معجزات علمی قرآن است، زیرا امروز ثابت شده که استخوانها قبل از نسوج گوشتی پدیدار میشوند.» «4» 4. دکتر عدنان الشریف در مورد مرحله استخوان و گوشت مینویسد: «از هفته هفتم بارداری، قسمتی (semotorelcS) از بافتهای غضروفی به بافتهای استخوانی تبدیل میشود تا ستون فقرات و استخوان را تشکیل دهد. و در هفته هشتم بارداری بقیه (emotoyM) به عضلات تبدیل میشود که ستون فقرات را میپوشاند. همانطور که بقیه استخوانها به وسیله عضلات پوشیده میشود.» «5» 5. استاد آیة اللّه معرفت با توضیح تشکیل استخوان و عضلات این مرحله را در هفته پنجم تا هفتم پس از انعقاد نطفه میدانند. «6» 6. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه 14 سوره مؤمنون، ابتداء مطلبی را که در بالا از __________________________________________________ (1) طب در قرآن، ص 89. (2) مؤمنون/ 14. (3) گودرز نجفی، مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 88 و نیز دکتر ابو تراب نفیسی، زندگی، اسلام و دانش امروزی، ص 32. (4) اعجاز قرآن از نظر علوم امروز، ص 29. (5) دکتر عدنان الشریف، من علم الطب القرآنی، ص 59، دار العلم للملایین. (6) ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 84. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 508 پزشکان حکایت کردیم آوردهاند که در آن مطلب آیه به عنوان معجزه علمی قرآن مطرح شده بود و سپس تحت عنوان: «لباس مقاوم بر استخوانها» مینویسند: «اصولا اینکه از عضلات تعبیر به «لباس» میکند خود گویای این واقعیت است که اگر این لباس بر استخوانها نبود، بسیار اندام انسان زشت و نازیبا بود. (درست همانند اسکلتهائی که همه ما خود آن یا لا أقل عکس آن را دیدهایم.) از این گذشته، لباس، حافظ بدن است، عضلات نیز حافظ استخوانها هستند و اگر آنها نبودند ضربههائی که بر بدن وارد میشد استخوانها را مرتبا صدمه میزد یا میشکست. همچنین کاری را که لباس در حفاظت انسان از گرما و سرما میکند گوشتها در نگهداری استخوانها که ستون اصلی بدن هستند انجام میدهند اینها همه نشان دهنده دقت قرآن در تعبیرات است.» «1» و نیز ایشان در تفسیر موضوعی پیام قرآن تأکید میکند که در مرحله عظام سلولهای گوشتی همگی تبدیل به سلولهای استخوانی میشود. «2» 7. سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن نیز همین مطلب (تبدیل همه سلولها به استخوان) را نقل میکند. «3» 8. عبد الرزاق نوفل پس از طرح آیه 14 سوره مؤمنون شرح مفصلی از خواص استخوانها در بدن میدهد. و اینکه امروزه در علم تاریخ و باستانشناسی از طریق استخوانها به جنس مردگان، طول عمر آنها و ... پی میبرند. سپس میگوید که تأکیدات قرآن بر استخوان نوعی پیشی گرفتن بر این مباحث علمی است. قرآن صدها سال قبل از علم به زنده بودن استخوان و اهمیّت آن در وظایف انسان اشاره کرده است. در حالی که صاحبان علوم صدها سال میپنداشتند که استخوانها، تکیهگاههای محکم انسان هستند که حیات ندارند. سپس وظایف استخوانها در خون سازی بدن و تأثیرات آنها بر سلسله اعصاب را متذکر میشود. «4» 9. پروفسور «توماس وی سادلر» در کتاب «رویانشناسی پزشکی لانگمن» تشکیل استخوان و گوشت را اینگونه تشریح میکند: __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 14، ص 212- 213. (2) پیام قرآن، ج 2، ص 77. (3) سید قطب، فی ظلال القرآن، ذیل آیه 14 مؤمنون. (4) القرآن و العلم الحدیث، ص 122 تا 129. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 509 الف: در طی سوّمین هفته رشد جنین، مشخصترین حادثه گاسترولاسیون میباشد فرآیندی که هر سه لایه زایای رویانی (اکتودرم- مزودرم- اندودرم) در رویان تشکیل میشود. «1» (به تصویر «چ» در ضمیمه شماره 1 توجه کنید) ب: از لایه اکتودرمی اعضا و ساختمانهایی که در ارتباط با دنیای خارج باقی میمانند ایجاد میگردد. مثل: دستگاه عصبی، اعصاب محیطی، پوشش حسی گوش و بینی و چشم، پوست از جمله مو و ناخن، غده هیپوفیز، پستان و غدد عرق و مبنای دندان. از لایه مزودرمی این اعضاء ایجاد میشود: سلکروتوم (غضروف و استخوان)، دستگاه ادراری تناسلی، طحال و غدد فوق کلیوی، دستگاه رگی که شامل قلب و سرخرگها، سیاهرگها، رگهای لنفی و تمام سلولهای خونی و لنفی میباشد، سومیتها میوتوم (بافت ماهیچهای)، درماتوم (بافت زیرپوستی) و از لایه اندودرمی این اعضاء ساخته میشود: دستگاه معدی رودهای، دستگاه تنفسی و مثانه، پارانشنیم تیروئید، پاراتیروئید، کبد و لوز المعده. «2» تذکر: نکته قابل توجه آن است که استخوانها از لایه میانی (مزودرم) تشکیل میشود که بوسیله دو لایه دیگر (اکتودرم و اندودرم) پوشیده شده که از آن دو لایه پوشاننده اکثر اعضای گوشتی بدن مثل پوست، غدد، دستگاه معدی رودهای و تنفسی و ... ساخته میشود. و لذا میتوان گفت که لایه مزودرم بویژه قسمت سلکتروم (غضروف و استخوان) توسط دو لایه دیگر پوشیده میشود. (در تصویر «چ» در ضمیمه به جایگاه لایه مزدورم دقّت شود) ج: دستگاه استخوانبندی از مزودرم مجاور محوری و صفحه جانبی (لایه تنهای) و ستیغ عصبی تشکیل میگردد. که از قسمت اوّل سلولهای سازنده استخوان و از قسمت دوّم سلولهای سازنده شانه و استخوانهای طویل و از قسمت سوّم استخوان صورت پدید میآید. «3» تذکر: نکته قابل توجه آن است که همانطور که قرآن پوشیده شدن گوشت را بعد از پیدایش استخوان میداند. ساخته شدن سلولهای سکلروتوم (emotorelcS) که باعث پیدایش غضروف و استخوان میشود از هفته چهارم بارداری شروع میشود. «4» و امّا __________________________________________________ (1) رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور، ص 57، تجدید نظر 1990 م، چاپ 1370 انتشارات شرکت سهامی چهر، تهران (این کتاب هم اکنون کتاب درسی دانشگاههای ایران در رشته پزشکی میباشد.) (2) همان، ص 93. (3) همان، ص 154. (4) همان، ص 78- 79. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 510 سلولهای ماهیچهای (میوتوم emotoyM) پس از سکلروتوم ساخته میشود. «1» که شامل ماهیچههای مخطط، صاف و ماهیچه قلب میشود. سلولهای میوتومی در نواحی دیواره بدن و اندامها دو نیمه شده بطرف محلهای دائمی خود مهاجرت کرده، طویل و دوکی میگردند ... در انتهای سومین ماه خطوط عرضی مشخص برای ماهیچه مخطط پیدا میشود. «2» همچنین سلولهای پوستی اینگونه تشکیل میشود: در ابتداء رویان (جنین) توسط یک ردیف از سلولهای اکتودرمی پوشیده شده است. در شروع ماه دوّم این «اپی تلیوم» تقسیم شده و لایهای از سلولهای پهن بنام پری درم (mredireP) یا اپی تریکیوم (muihcirtiPE) بر روی سطح قرار میگیرد. با افزایش بیشتر سلولهای لایه بازال (قاعدهای، زایا) ناحیه سوّمی بنام ناحیه واسطهای یا بینابینی تشکیل میگردد. سرانجام در انتهای ماه چهارم روپوست آرایش قطعی خود را بدست آورده و در آن چهار لایه میتوان تشخیص داد. «3» (طبقه زایا- لایه ضخیم خاردار- لایه دانه دار- لایه شاخی) (به شکل «ح» در ضمیمه شماره 1 توجّه کنید.) یک اشکال علمی: یک اشکال علمی: یکی از صاحبنظران معاصر از سر دلسوزی تعارضی را بین علم و آیه 14 سوره مؤمنون مطرح میکند و میگوید: «در زیستشناسی امروز اعتقاد بر این است که جنین در رحم مادر، ابتدا حالت گوشتی صرف دارد، یک تکه گوشت است که بعدا قسمتهایی از آن، تکاثف بیشتری پیدا میکند و کلسیم بیشتری جذب آن قسمتها میشود و کم کم درون این گوشت، استخوانهایی پدید میآید. در ابتداء استخوانی وجود ندارد، بلکه یک تکه گوشت بسیار نرم است که کمکم در قسمتهایی از آن یک حالت سفتی و محکمی ایجاد میشود و به استخوان تبدیل میگردد. حال ممکن است کسی بگوید این یافته علمی با گزاره یا گزارههایی از دین یا ادیان مثلا با این آیه قرآن که میگوید: فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً یعنی بر استخوانها گوشت پوشانیدیم تعارض دارد.» «4» __________________________________________________ (1) همان، 78- 79. (2) همان، ص 176- 177. (3) همان، ص 405- 406. (4) استاد مصطفی ملکیان، فصلنامه مصباح، ش 10، تابستان 1373، مقاله «بررسی گونههای تعارض بین علم و دین»، ص 66- 67 و نیز مسایل جدید کلام از همان نویسنده، ص 4. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 511 بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1. مطلبی که استاد مکارم شیرازی و سید قطب و برخی معاصرین از یک پزشک نقل میکنند که تمام سلولهای جنین تبدیل به سلولهای استخوانی میشود و سپس کم کم گوشت و عضلات روی آنها را میپوشاند و آن را اعجاز علمی قرآن میدانند؛ از دو جهت قابل اشکال است: الف: همانطور که بیان شد، متخصصان علم جنینشناسی تصریح کردهاند که جنین اولیه انسان به سه لایه تقسیم میشود که سلولهای استخوانی (سلکروتوم) از لایه وسطی (مزودرم) تشکیل میشود. پس همه سلولهای جنین تبدیل به استخوان نمیشود و این مطلبی که نقل کردهاند از لحاظ علمی قابل قبول نیست. ب: در قرآن کریم میفرماید: فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً «1» جالب این است که قرآن قبل از این جمله در همین آیه میفرماید: ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ یعنی تعبیر «جعل» (قرار دادن) میآورد امّا در اینجا تعبیر، تغییر کرده و واژه «خلق» آمده است. کلمه «خلق» به معنای ایجاد تنها نیست بلکه ایجاد همراه با کیفیت مخصوص است و حتی برخی لغویین گفتهاند اصل لغت خلق به معنای تقدیر (اندازه زدن) است. «2» بنابراین ترجمه آیه تنها ایجاد استخوان نیست بلکه ایجاد گوشت کوبیده با کیفیت خاص (استخوانی و محکم شده) است. به عبارت دیگر این استخوان همان «مضغه مخلّقه» است یعنی گوشت کوبیدهای که تسویه و تعدیل شده و تمایز یافته است. توضیح آنکه خداوند در سوره حج/ 5 میفرماید: مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ که در مورد این آیه در مباحث قبل بحث شد و به این نتیجه رسیدیم که مضغه (جنین گوشتی) به دو مرحله غیر متمایز و متمایز تقسیم میشود. و مرحله استخوانبندی جنین (عظام) مصداق مرحله تمایز یافتن جنین (مخلّقه) است. همانطور که برخی صاحبنظران نیز به این مطلب تصریح کرده بودند. «3» پس نتیجه میگیریم که مضغة دو قسم است مخلّقة و غیر مخلّقة. و مضغه مخلّقه همان جنین تمایز یافته است (که اعضاء و استخوانبندی و ... آن مشخص __________________________________________________ (1) مؤمنون/ 14. (2) ر. ک: مصباح اللغة، مقاییس اللغة و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 3، ص 109. (3) طب در قرآن، ص 89. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 512 شده است) پس مضغه به دو قسم استخوانی (عظام) و غیر استخوانی تقسیم میشود. چرا که معنای تمایز همین تقسیم به چند قسم (استخوان، اعضاء و ...) است. و از این مطالب میتوانیم نتیجهگیری کنیم که نمیتوان گفت: مقصود قرآن این است که تمام «مضغه» (جنین گوشتی) تبدیل به استخوان شده است، بلکه قسمت استخوانی جنین قسمتی از تمایز جنین است به اعضاء و جوارح و گوشت و استخوان ... و از اینجا معلوم میشود که سخن منقول در تفسیر نمونه و فی ظلال و ... (در مورد تبدیل تمام سلولهای جنین به سلولهای استخوانی) با خود آیه 14 سوره مؤمنون نیز سازگار نیست. 2. مقصود استاد ملکیان از اشکال (تعارض یافتههای علوم زیستشناسی با آیه 14 سوره مؤمنون، فکسونا العظام لحما) ممکن است یکی از این دو چیز باشد: الف: آیه قرآن میفرماید: «همه سلولهای جنین استخوانی است و سپس گوشت بر آنها پوشانده میشود.» امّا علوم زیستشناسی میگوید: «جنین گوشت نرم است که برخی سلولهای آن به استخوان تبدیل میشود.» و این دو گزاره با هم سازگار نیست. امّا با توجه به مطالبی که ما بیان کردیم ثابت شد که مرحله عظام (استخوانی) همان مضغه مخلّقه (جنین گوشتی متمایز) است و جنین در این مرحله شامل قسمتهای متمایز مثل استخوان، اعضاء، گوشت و ... میشود. پس معنای آیه 14 سوره مؤمنون این نیست که تمام سلولهای جنین تبدیل به استخوان میشود، و اگر مراد آیه این است که برخی سلولهای جنین تبدیل به استخوان میشود، دیگر تعارضی با گزاره علمی فوق ندارد. ب: ممکن است مقصود ایشان از اشکال این باشد که: با توجه به اینکه جنین در ابتدا گوشت بود و سپس به سلولهای گوشتی و استخوانی تقسیم شد دیگر معنا ندارد که بگوئیم استخوانی پدید آمد و سپس گوشتی بر آن پوشیده شد. امّا با توجه به مطالب علمی که از کتاب رویانشناسی پزشکی لانگمن بیان کردیم روشن شد که سلولهای استخوانی (سکلروتوم) از لایه میانی جنین (مزودرم) پدید میآید. این سلولها قبل از سلولهای ماهیچهای و پوستی پدید میآید. پس در حقیقت این سلولهای استخوانی بوسیله دو لایه دیگر جنین (اکتودرم و اندودرم) پوشیده شده و پس از پیدایش سلولهای استخوانی، سلولهای ماهیچهای و پوستی روی آنها را مثل لباسی میپوشاند. 3. آیه 14 سوره مؤمنون اشارات علمی حیرتانگیزی دارد و همانطور که ملاحظه شد پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 513 با جدیدترین یافتههای جنین شناسان منطبق است. و این عظمت علمی قرآن کریم را ثابت میکند. امّا این مطلب نیز اعجاز علمی قرآن را اثبات نمیکند؛ چرا که اشاره قرآن بسیار مجمل و کلی است و نمیتوان گفت که بشریت در زمان نزول قرآن اطلاعی از این مطلب کلی نداشت (هر چند که ریز مطالب علمی آن را نمیدانست) انسانها معمولا در طول عمر خود بچههای سقط شده انسانهای دیگر را میبینند. و یا در هنگام استفاده از گوشت حیوانات حامله با بچههای ناقص آنها برخورد کرده بودند پس معمولا برخی افراد فرق جنین کامل (همراه استخوان و گوشت) و ناقص (گوشتی) را میدانستند. و این مطلب که گوشت بر روی استخوان قرار میگیرد و مانند لباس آن را میپوشاند نیز روشن بوده است. پس با توجه به اطلاعات اجمالی بشر از جنین انسانهای دیگر و حیوانات و با توجه به کلی بودن آیه نمیتوان آن را اعجاز علمی قرآن به شمار آورد. «1» مرحله دهم: آفرینش جنس جنین (مذکر یا مؤنث): اشاره مرحله دهم: آفرینش جنس جنین (مذکر یا مؤنث): قرآن کریم در مورد مراحل خلقت انسان در چند مورد به مرحله شکلگیری «پسر و دختر» در جنین اشاره میکند و میفرماید: ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی «2» «پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد. و از آن، دو جنس نر و ماده را قرار داد.» وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی «3» «و هم اوست که دو نوع میآفریند: نر و ماده از نطفهای چون فرو ریخته شود.» لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ «4» «فرمانروائی [مطلق آسمان و زمین از آن خداست؛ هر چه بخواهد میآفریند، به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هر کس بخواهد فرزند پسر میدهد یا آنها را پسر (ان) و __________________________________________________ (1) البته ممکن است ترتیب بیان مراحل (مضغه- عظام- پوشاندن عظام به وسیله گوشت) در قرآن اعجازآمیز باشد که این مطلب به اعجاز کلی آیه 14 سوره مؤمنون و بیان کلی مراحل بر میگردد که در پایان مورد بررسی قرار میگیرد. (2) قیامت/ 38- 39. (3) النجم/ 45- 46. (4) شوری/ 49- 50. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 514 دختر (انی) توأم با یکدیگر میگرداند، و هر که را بخواهد عقیم میسازد. اوست دانای توانا.» تذکر: در سوره لیل/ 3 و حجرات/ 13 نیز اشارهای به مذکر و مؤنث شده است. نکات علمی: نکات علمی: 1. در مبحث «مضغه» دکتر دیاب و دکتر قرقوز بیان کردند که دوره تمایز لایههای جنین (مضغه مخلقه یا حالت تسویه) از هفته سوم شروع و در ماه سوم ختم میشود. «1» برخی از منابع معتبر پزشکی نیز تصریح کردهاند که: «در طی سومین ماه صورت جنین بیشتر شکل صورت انسان بخود میگیرد ... اعضاء تناسلی خارجی به آن حد تکامل یافته که در دوازدهمین هفته جنس جنین را با امتحان وضع ظاهری میتوان مشخص ساخت.» «2» نکته جالب توجه اینجاست که قرآن مرحله خلقت جنس جنین (مذکر و مؤنث بودن آن را) پس از مرحله تسویه قرار داده است. فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی و این همان زمانی است که مرحله مضغه و تسویه در سه ماهگی تمام میشود و جنس جنین از نظر پزشکی قابل تشخیص است. یعنی رتبه تعیین جنسیت در مراحل خلقت انسان در قرآن کریم و علم جنینشناسی کاملا منطبق با یکدیگر است. دکتر دیاب و قرقوز در مورد تشکیل دستگاه تناسلی جنین مینویسند: «از همان هنگام که انسان به صورت پاره گوشتی (جنین جوان) در شکم مادر قرار گرفته، دو برجستگی از طناب پشتی (drcotoN) که بعدا ستون فقرات را تشکیل خواهد داد بوجود میآیند. این دو برجستگی را لولههای تناسلی (eglitlatineG) مینامند جنسیت جنین بوسیله این لولههای تناسلی شناخته میشود. اگر مقرر شده که جنین پسر باشد این دو لوله از هفته ششم عمر جنین شروع به ساخت بافتهای مشابه بافتهای بیضه میکنند و به ترشح هورمونهای جنسی نر (negordnA) که اساس شکلگیری دستگاه تناسلی را در دوران جنینی تشکیل میدهد، میپردازند. امّا اگر مقرر شده که جنین دختر باشد، این لولههای تناسلی از هم متمایز شده تا در هفته دهم بافتهایی شبیه بافتهای تخمدان را تشکیل دهند. شکلگیری دستگاه تناسلی __________________________________________________ (1) ر. ک: طب در قرآن، ص 87. (2) رویانشناسی پزشکی لانگمن، ص 97. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 515 مؤنث به دلیل نبودن هورمونهای نر صورت میپذیرد و نه به سبب وجود هورمونهای مؤنث و بدین طریق تخمدانها ساخته میشود.» «1» 2. دکتر پاکنژاد در مورد تشخیص جنس کودک در رحم مادر مینویسند: «در جنین سه ماهه به سختی و در چهار ماهه به آسانی میتوان دید که نوع جنس نر است یا ماده.» «2» 3. استاد مکارم شیرازی در توضیح آیه 39 سوره قیامت فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی تشکیل جنس مذکر و مؤنث را یکی از پیچیدهترین پدیدههای مربوط به جنینشناسی میدانند و سپس نکتهای جالب را تذکر میدهند؛ مینویسند: «در این که چگونه و تحت چه عواملی جنین مذکر یا مؤنث میشود؟ هیچکس پاسخی در برابر این سؤال ندارد، یعنی علم هنوز جوابی برای آن پیدا نکرده است. ممکن است پارهای از مواد غذائی یا داروها در این امر مؤثر باشد ولی مسلما تأثیر آن سرنوشت ساز و تعیین کننده نیست. ولی با این حال عجیب این است که همیشه یک تعادل نسبی در میان این دو جنس (مرد و زن) در همه جوامع دیده میشود. و اگر تفاوتی باشد چندان چشمگیر نیست. فکر کنید اگر روزی این تعادل بهم بخورد ... چه مفاسد عظیمی به وجود میآید. ولی آن کس که انسان را برای زندگی سالم آفریده است، این تعادل عجیب و مرموز را در آن حاکم کرده است. آری خداوند طبق مشیت و حکمتش به هر کس بخواهد فرزند پسر میدهد و به هر کس بخواهد فرزند دختر میدهد: یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ «3» ولی این مشیت و اراده حساب شده است.» «4» 4. استاد آیة اللّه معرفت با طرح آیات 45- 46 سوره نجم نتیجه میگیرند که تعیین جنس جنین بوسیله نطفه مرد است و این مطلب از کروموزوم (س) یا کروموزوم (ی) است. و این مطلب از نظر پزشکی نیز تأیید شده است. و سپس نظر بوعلی سینا و جالینوس و علامه مجلسی (ره) را نقل میکند که زن و مرد هر دو منی دارند امّا منی مرد قویتر است و منی زن حالت قابلیت و انفعال دارد و نام منی بر __________________________________________________ (1) طب در قرآن، ص 77- 78. (2) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 260. (3) شوری/ 49. (4) پیام قرآن، ج 2، ص 79 و ص 84- 85. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 516 آن مجازی است. و با ذکر آیه 223 بقره نتیجه میگیرند که زن کشتزار کودک است و مرد است که بذر نطفه جنین را میدهد. «1» برخی از نویسندگان معاصر نیز همین نظر را انتخاب کردهاند و در مورد آیات 45- 46 نجم بیان میکنند و با مطالب پزشکی تطبیق کردهاند و توضیح میدهند که اسپرم مرد یا کروموزم «Y» دارد که مذکر است و یا کروموزوم «X» دارد که مؤنث است امّا اوول زن همیشه کروموزوم «X» دارد. و با توجه به 23 جفت بودن کرموزومها همیشه این مرد است که تعیین کننده نهائی جنس جنین است. «2» و نظیر همین مطالب را برخی نویسندگان دیگر مثل «محمد السید ارناووط» نوشتهاند. «3» 5. دکتر پاکنژاد مینویسد: «یک دیدگاه این است که تعیین جنسیت بستگی به سلولهای پدر دارد. یعنی کروموزوم Y در کرمک (اسپرماتوزئید) است که تعیین کننده است (y+ x+ 44 جنس نر)- (x 2+ 44 ماده) و دیدگاه دیگری نیز هست که میگوید عامل تعیین جنس نر همراه کروموزوم y نیست بلکه عامل تعیین کننده جنس همراه یکی از کرموزمهای دیگر است که ناشناخته است. که در هر دو جنس کرمک و تخمک (اسپرماتوزئید و اوول) وجود دارد.» «4» بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1. اشارات علمی قرآن به جنس جنین (مذکر یا مؤنث) و مرحله خاص تشکیل آن بعد از تسویه از مطالب جالب و شگفتانگیز قرآن است که بار دیگر عظمت این کتاب الهی را نشان میدهد. امّا این مطلب به تنهائی اعجاز علمی قرآن را اثبات نمیکند «5»، چرا که اشاره قرآن به صورت کلی و سر بسته است و اسرار ریز آن را بیان نکرده است و این مطلب کلی تا حدودی قابل حدس و یا مشاهده حسّی در کودکان سقط شده بوده است. __________________________________________________ (1) ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 71- 75. (ایشان از کتاب مع الطب فی القرآن الکریم، ص 27 و القانون فی الطب، المقالة الاولی من الفن العشرین، ج 2، ص 532- 534 و نیز بحار الانوار، ج 57، ص 390 مطالبی را نقل میکنند.) (2) بسام دفضع، الکون و الانسان بین العلم و القرآن، ص 165- 166. (3) محمد السید ارناووط، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ص 282. (4) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 255- 257. (5) هر چند که ممکن است ادعا شود جمع مراحل خلقت و چینش آنها به نحو خاص خود نوعی اعجاز علمی است، این مطلب در پایان مباحث جنین مورد بحث قرار میگیرد. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 517 2. اختیار پسر یا دختر شدن جنین با کیست؟ با خدا یا عوامل طبیعی (مثل غذا و دارو)؟ قرآن در سوره شوری/ 49- 50 تمام امور مربوط به جنس جنین را بدست خدا میداند. ولی سیاق این آیات نشان میدهد که در مقام قدرت نمایی خداست. و لذا با جمله لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ ... شروع میشود. پس معنای این آیات این نیست که اسباب طبیعی (مثل غذا و دارو) نمیتواند در تعیین جنسیت و تغییر آن نقشی ایفا کند، بلکه این دارو و غذا هم اسبابی هستند که خداوند مؤثر قرار داده است. اگر انسان موفق به کشف روابط و تأثیر و تأثرات آنها شود، شاید بتواند نقش تعیین کنندهای در جنس جنین داشته باشد. همانطور که برخی پزشکان نوید آن را دادهاند. و این به معنی نفی قدرت خدایا نفی مضمون آیات 49- 50 سوره شوری نیست. پس کلام استاد مکارم شیرازی که تأثیر غذا و دارو را در تعیین جنس جنین سرنوشت ساز و تعیین کننده نمیدانند، قابل قبول نیست؛ مگر آنکه منظور ایشان نفی استقلال تأثیر از این امور باشد. (یعنی تأثیر مستقل از خدا ندارد) 3. مطلبی که استاد معرفت و برخی پزشکان در مورد تعیین جنس جنین توسط «مرد» نقل کردند همانطور که ملاحظه شد با یک دیدگاه در علم پزشکی مطابقت داشت پس با توجه به اینکه در این مورد دو دیدگاه در علم پزشکی وجود دارد و به صورت قطعی هنوز در این مورد چیزی اثبات نشده است، نمیتوان یکی از دو دیدگاه را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد. هر چند که ظهور آیه در دیدگاه اوّل (تعیین جنسیت کودک بوسیله مرد) است. با توجه به اینکه قبلا بیان شد که «نطفه» به منی مرد و زن و نیز منی مخلوط آنها گفته میشود، آیات فوق (نجم/ 45- 46) قابل انطباق با هر دو دیدگاه هست. علم به جنس جنین قبل از تولد: علم به جنس جنین قبل از تولد: آیا تعیین جنس جنین (مذکر یا مؤنث) قبل از تولد ممکن است؟ برخی از صاحبنظران معتقدند که اطلاع انسان از جنس جنین (مذکر یا مؤنث) ممکن نیست و این علم مخصوص خداست. در این مورد به آیات زیر استدلال کردهاند. از طرف دیگر در عصر حاضر بشر توانسته است بوسیله سونوگرافی و اسباب علمی دیگر اطلاعاتی راجع به جنس جنین (قبل از تولد) پیدا کند و این مطلب با ظاهر این آیات تنافی دارد. لذا برخی از مفسران و صاحبنظران در پی پاسخگویی و توجیه برآمدهاند. ابتداء آیات مورد بحث را مرور میکنیم: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 518 اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ «1» « (تنها) خدا میداند آنچه را که هر مادهای [در رحم بار گیرد. و [نیز] آنچه را که رحمها میکاهند و آنچه را میافزایند و هر چیزی نزد او اندازهای دارد.» إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ «2» «در حقیقت، خداست که علم [به قیامت نزد اوست و باران را فرو میفرستد و آنچه را که در رحمهاست میداند و کسی نمیداند فردا چه به دست میآورد و کسی نمیداند در کدامین سرزمین میمیرد. در حقیقت، خداست [که دانای آگاه است.» وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثی وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ «3» «و هیچ مادینهای بار نمیگیرد و بار نمینهد مگر به علم او.» نکات علمی: نکات علمی: 1. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد آیه 34 سوره لقمان مینویسند: «در مورد تفسیر وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ بحث و جدل بسیار شده است. بسیاری از مردم تصوّر کردهاند که پیشرفت دانش پزشکی که قادر گردیده جنسیت جنین را پیش از تولد مشخص کند با این آیه در تناقض است. زیرا آگاهی از جنس جنین در رحم یکی از پنج موردی است که در این آیه علم به آنها فقط به خداوند نسبت داده شده است. و سپس توضیح میدهند که: اعضای تناسلی جنین تا ماه سوّم بارداری شکل مشخصی ندارد هر چند جنس جنین از همان لحظه لقاح با توجه به نوع نطفه رقم خورده است، ولی تا هفته هفتم جنسیت جنین نامشخص خواهد ماند و نمیتوان تشخیص داد که اعضای تناسلی داخلی یا خارجی جنین از کدام نوع است، تخمدان یا بیضه. برخی از دانشمندان که در این زمینه فعالیت دارند سعی کردهاند با خارج کردن مقداری از مایع آمینوتیک (مایع درون جفت که جنین را احاطه کرده است) و آزمایش آن، در همان اوایل شکلگیری جنین به جنسیت جنین پی ببرند. اگر کروموزمهای موجود در این مایع نوع (xx) باشد، جنین دختر و اگر از نوع (Xy) باشد، پسر خواهد بود. نتیجه تحقیقات این دانشمندان با موفقیت همراه بود. __________________________________________________ (1) رعد/ 8. (2) لقمان/ 34. (3) فاطر/ 11. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 519 و سپس میگوید: این مسأله به هیچ وجه تناقضی با آیه فوق ندارد. و شاهدی از سخن ابن کثیر در تفسیرش میآورد که: اینها (پنج مورد علم) مفاتیح غیب هستند و علم به آن را کسی نمیداند مگر اینکه خداوند به وی آموخته باشد. و تناقضی بین اختصاص علم غیب به ذات باریتعالی و آموختن مقداری از این علم (مانند علم اطلاع از جنسیت جنین در رحم) به بندگان وجود ندارد. و سپس چند تفاوت، بین علم خالق و مخلوق در این مورد میگذارد: الف: خداوند از همان لحظه لقاح بلکه قبل از آن از جنس جنین اطلاع دارد بر خلاف بندگان. ب: علم خدا نیاز به واسطه ندارد به خلاف بندگان. ج: علم خدا در معرض سهو و خطا نیست به خلاف بندگان. د: علم خدا به همه خصوصیات طفل در رحم است و کامل است (علم به جنسیت، طول، شکل، حواس، مدّت عمر، سعادت، شقاوت و ...) به خلاف علم انسان که جزئی است. و در پایان به آیه 11 فاطر استشهاد میکند.» «1» 2. یکی از نویسندگان معاصر با طرح آیات 8 سوره رعد- 34 سوره لقمان- 78 سوره نحل مینویسد: «فرضیههایی برای تشخیص جنین ارائه شده است ولی طبق آمارهای به دست آمده اکثر تشخیصها مطابق فرضیههای ارائه شده از سوی دانشمندان درست از آب درنمیآید. «ژان ل. ریووآر» میگوید: تا امروز هیچ یک از دانشمندان و زیست شناسان نتوانستهاند در زمان آمیزش (اسپرم با اوول) که جنسیت طفل تحقّق مییابد، آن را تشخیص دهند. دکتر اشرف فردوسی میگوید: اگر در آینده علم بشر به درجهای برسد که پسر یا دختر بودن جنین را در چند ماهگی تعیین نماید، هرگز نخواهد توانست وضع آن را وقتی که به صورت سلّولی بیش نیست، توصیف نماید. در صورتی که خداوند در این موقع نیز میداند که او پسر است یا دختر.» «2» 3. دکتر پاکنژاد در این مورد مینویسد: «امروزه امکان انتخاب نوع نوزاد را به والدین نوید میدهند و گامهای مؤثری در این زمینه برداشته شده و در مورد خرگوش موفقیتهائی داشته است. امروز زمزمه این __________________________________________________ (1) طب در قرآن، ص 52- 55 با تلخیص. (2) گودرز نجفی، مطالب شگفت انگیز قرآن، ص 102- 103 و نیز سید جمال الدین حجازی، ازدواج در نظام آفرینش، ص 224. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 520 است که این ترکیبات یک عمل شیمیائی بیش نیست و تعیین نوع جنس دیگر به دلخواه و توافق پدر و مادر و بیشتر مادر خواهد بود.» «1» 4. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه 8 سوره رعد اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی دو نظر را در دو کتاب خویش برگزیده است: در تفسیر نمونه مینویسد که در آیه فوق چند احتمال وجود دارد: الف: اشاره به صورتهای سهگانه حمل باشد که گاهی به موعد مقرر متولد میشود و گاهی قبل از موقع ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ و گاهی بعد از موعد مقرر تولد مییابد وَ ما تَزْدادُ. خداوند همه اینها را میداند و از تاریخ تولد جنین و لحظه آن بیکم و کاست آگاه است. این از اموری است که هیچ کس و هیچ دستگاهی دقیقا نمیتواند آنرا مشخص کند. این علم مخصوص ذات پاک پروردگار است و دلیل آن هم روشن است چرا که استعداد رحمها و جنینها کاملا متفاوت میباشد و هیچ کس از این تفاوتها دقیقا آگاه نیست. ب: بعضی، جملههای سهگانه آیه را اشاره به سه حالت از اعمال رحم در ایام بارداری میدانند. جمله اوّل ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی اشاره به خود جنین است که رحم آن را حفظ میکند. و جمله دوّم ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ اشاره به خون حیض است که در آن میریزد و جذب جنین میگردد. و جمله سوّم ما تَزْدادُ اشاره به خونهای اضافی است که در ایام حمل احیانا به خارج ریخته میشود و یا در هنگام تولد و بعد از آن دفع میگردد. سپس معنای «ب» را به علامه طباطبائی (ره) در المیزان نسبت میدهند و معنای «الف» را خود انتخاب میکنند. چرا که ظاهر آیه همان است و روایات نیز آن را تأیید میکند. «2» امّا ایشان در تفسیر موضوعی مینویسند: ظاهر آیه این است که این از علوم خاص الهی است که ویژگیهای جنین را قبل از تولد از هر نظر میداند. نه تنها از مسأله جنسیت بلکه از تمام استعدادها، ذوقها و صفات ظاهر و باطن جنین با خبر است. «3» تذکر: در آیه 8 سوره رعد: اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی ممکن است واژه «ما» به دو معنا آید: الف: «ما» را موصول بدانیم در این صورت آیه اینگونه معنا میشود: «خدا میداند آنچه را هر مادهای بار گیرد.» پس کل خصوصیات مربوط به جنین مراد است (نه فقط زمان تولد) __________________________________________________ (1) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 255- 257. (2) تفسیر نمونه، ج 10، ص 133- 135 با تلخیص. (3) پیام قرآن، ج 2، ص 88. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 521 ب: «ما» را مصدریه بدانیم: و آیه به این صورت ترجمه شود: «خدا میداند حامله شدن هر مادهای را.» در این صورت مقصود آیه این است که فقط خداست که میداند آیا فلان زن حامله میشود و یا آمیزش شوهرش با او بیثمر است و اسپرمهای او دفع میشود ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ این تفسیر مورد قبول برخی معاصرین (استاد آیة اللّه معرفت) است. «1» استاد مکارم شیرازی در مورد آیه 34 سوره لقمان وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ نیز مینویسند: «لحن آیه و روایاتی که در مورد آن نقل شده دلالت دارد که علم به قیامت، طفل داخل شکم و ... مخصوص خداوند است. امّا از روایات به خوبی برمیآید که مقصود از آگاهی خدا از این امور آگاهی از تمام خصوصیات (جنس جنین، زشتی و زیبائی، صفات اخلاقی، سعادت و شقاوت و بهشتی یا جهنمی بودن و ...) است که از علوم غیبی محسوب میشود. پس عدم اطلاع مردم از این امور به معنای عدم اطلاع از تمام خصوصیات آنهاست.» پس: «اگر روزی وسائلی در اختیار بشر قرار گیرد- که هنوز آن روز فرا نرسیده است- و از پسر یا دختر بودن جنین به طور قطع آگاه شوند باز این امر مسألهای ایجاد نمیکند. چرا که آگاهی از جنین به آن است که تمام خصوصیات جسمانی، زشتی و زیبائی، سلامت و بیماری، استعدادهای درونی، ذوق علمی و فلسفی و ادبی و سایر صفات و کیفیات روحی را بدانیم و این امر برای غیر خدا امکانپذیر نیست.» «2» و در مورد آیه 11 فاطر مینویسند: «آری مسأله بارداری و تحولات و دگرگونیهای بسیار عجیب و پیچیده جنین، سپس رسیدن به مرحله وضع حمل و ... به قدری ظریف و دقیق است که جز به اتکای علم بیپایان خداوند امکانپذیر نیست و اگر نظام حاکم بر آن سر سوزنی اختلال یابد برنامه حمل یا وضع حمل دچار آشفتگی و یا اختلال میگردد و به فساد و تباهی میکشد.» «3» 5. مرحوم طبرسی در مورد آیه 34 سوره لقمان میگوید: یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ علم به __________________________________________________ (1) در هر صورت نمیتوانیم تفسیر الف (که علم به زمان تولد خاص خداست) استاد مکارم شیرازی را در مورد آیه بپذیریم چرا که امروزه ساعت تولد کودک نیز مشخص میشود. پزشکان از روی قرائن و شواهد هر زن حاملهای، این امر را مشخص میسازند (هر چند که همیشه احتمال خطا در علوم بشری و بدأ وجود دارد.) از طرف دیگر این تفسیر با معنای «ما» (چه موصول و چه مصدری بگیریم) سازگار نیست. (2) تفسیر نمونه، ج 17، ص 99 با تلخیص. (3) همان، ج 11، ص 201. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 522 تمام خصوصیات جنین در رحم مادر را غیر از خدا ندارد. و این مطلب از ائمه هدی: روایت شده است. «1» 6. صاحب تفسیر اطیب البیان در مورد آیه 34 سوره لقمان مینویسد که این آیات در ردّ منجمین (غیبگویان) بوده است که از روی حدس چیزهایی میگفتهاند. «2» جمعبندی و بررسی: جمعبندی و بررسی: 1. با توجه به تفسیر آیات مورد بحث روشن میشود که: الف: آیه 11 سوره فاطر اتکای امور به علم الهی را نشان میدهد و ربطی به تعیین جنس جنین ندارد چه رسد که انحصار این علم به خدا را ثابت کند. ب: آیه 8 سوره رعد نیز طبق دو احتمال در مورد «اصل حمل و بارداری» و یا «زمان آن» است ربطی به تعیین جنس جنین ندارد. و بنابر احتمال دیگر مربوط به کل مطالب و علوم مربوط به طفل است که در این صورت سیاق این آیه با انحصار علم به خدا در آیه 34 سوره لقمان یکسان میشود و در نتیجه بحث مذکر و مؤنث بودن محور آیه نیست (در بند بعدی توضیح بیشتر میآید.) ج: در آیه 34 سوره لقمان وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ نیز دو احتمال قابل طرح است: اوّل: آنکه مقصود از آن، انحصار علم جنین به خدا باشد که در این صورت بر اساس استفاده از «ما» موصول که عمومیت دارد و بر طبق روایات، علم به تمام خصوصیات و سرنوشت نهایی انسان مراد است که منحصر در خداست و هیچ انسانی بدان دسترسی ندارد (مگر آنکه خدا آن علم را به او عطا کند) در این صورت، اطلاع انسان از جنس مذکر و مؤنث جنین در هر مرحله (قبل از تشکیل نطفه یا هنگام تشکیل جنین و ..) هیچ ضرری به انحصار علم جنین به خدا (با تمام خصوصیات) نمیزند چون این علم جزئی است و آیه میفرماید: علم به تمام امور جنین برای انسان امکان ندارد. دوّم: احتمال دارد بگوئیم که جمله وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ و جمله قبل از آن وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ دو جمله معترضه است همانطور که در مورد جمله دوّم برخی مفسران احتمال دادهاند. «3» بنابراین تفسیر علم به نزول باران و خصوصیات آن مخصوص پروردگار نیست. و __________________________________________________ (1) مجمع البیان، ج 4، ص 324. (2) طیب، اطیب البیان، ج 10، ص 441. (3) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 17، ص 98. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 523 انحصار آن از آیه استفاده نمیشود. و معنای جمله وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ هم این است که خدا آنچه را که در رحم مادران است میداند. ولی از آنجا که این دو جمله معترضه است سیاق انحصار علم این امور (قیامت، مرگ و ...) به خدا، شامل این قسمت آیه نمیشود. و امّا روایاتی که در این مورد نقل شده، اخبار آحاد است که بر فرض صحت، در تفسیر قرآن (بویژه علم خدا که از عقاید است) حجت نیست. «1» پس بنا بر احتمال دوّم اصلا علم جنینشناسی در مورد مذکر یا مؤنث بودن و حتی صفات و خصوصیات، مخصوص خدا نیست و هر انسانی میتواند با دقت و کاوش در روابط پدیدهها و واکنشهای شیمیائی کرموزومها و سلولهای جنین و تأثیرات غذاها و داروها، پی به جنس جنین ببرد و این امر منحصر به قبل از انعقاد نطفه یا بعد از آن و در حال جنین و غیر آن نیست. پس نتیجه میگیریم که: آیات مطرح شده در این بحث، تعارضی با یافتههای علوم پزشکی در مورد اطلاع از جنس جنین ندارد. 2. برخی از مطالبی که دکتر قرقوز و دکتر دیاب در مورد تفاوتهای علم خدا و بشر در مورد جنسیت جنین بیان کردند قابل اشکال است. چرا که با بیانی که ما آوردیم علم به جنسیت جنین قبل و بعد از لقاح برای انسان و خدا تفاوتی ندارد. همانطور که علم به خصوصیات دیگر جنین (مثل طول، شکل و ...) نیز برای انسان، قبل از تولد ممکن است. مرحله یازدهم: آفرینش روح (دمیدن جان در جنین) اشاره مرحله یازدهم: آفرینش روح (دمیدن جان در جنین) قرآن کریم در چند آیه سخن از آفرینشی دیگر و دمیدن روح در جنین میکند و آن را به عنوان مرحلهای از تطورات جنین معرفی میکند و میفرماید: ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ «2» «آنگاه او را درست اندام کرد، و از روح خویش در او دمید.» و نیز همین مضمون در سوره ص/ 72 و حجر/ 29 در مورد خلقت آدم آمده است. فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ «3» «بعد استخوانها را با گوشتی پوشانیدیم، آنگاه [جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم.» __________________________________________________ (1) در این مورد ر. ک: آیة اللّه خوئی؛ مصباح الاصول، ج 2، مبحث حجیت خبر واحد و نیز تفسیر المیزان ذیل آیه 44 سوره نحل. (2) سجده/ 9. (3) مؤمنون/ 14. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 524 نکات تفسیری و علمی: نکات تفسیری و علمی: 1. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه 9 سوره سجده وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ مینویسند: «تعبیر به نفخ (دمیدن) کنایهای است برای حلول روح در بدن آدمی، گوئی تشبیه به هوا و تنفس شده است، هر چند نه این است و نه آن.» و سپس اشکالی را مطرح میکنند و پاسخ میدهند که: «اگر گفته شود نطفه انسان از آغاز که در رحم قرار میگیرد و قبل از آن یک موجود زنده است بنابراین نفخ روح چه معنا دارد؟ پاسخ این است: در آغاز که نطفه منعقد میشود تنها دارای یک نوع «حیات نباتی» (گیاهی) است، یعنی فقط تغذیه و رشد و نمو دارد، ولی از حس و حرکت که نشانه «حیات حیوانی» است و همچنین قوه ادراکات که نشانه «حیات انسانی» است در آن خبری نیست. امّا تکامل نطفه در رحم به مرحلهای میرسد که شروع به حرکت میکند و تدریجا قوای دیگر انسانی در آن زنده میشود و این همان مرحلهای است که قرآن از آن تعبیر به نفخ روح میکند.» و در جای دیگر اضافه میکند که: «قبل از اینکه روح انسانی در او زنده شود، در حقیقت بیشتر شبیه یک گیاه است تا حیوان و انسان، به همین دلیل در روایات اسلامی آمده است که جنین قبل از آنکه به این مرحله برسد هرگز دیه کامل ندارد. امّا وقتی به این مرحله رسید دیه آن دیه یک انسان کامل خواهد بود.» «1» سپس اضافه میکنند که: «اضافه روح به خدا به اصطلاح اضافه تشریفی است یعنی یک روح گرانقدر و پر شرافت که سزاوار است روح خدا نامیده شود در انسان دمیده شد.» «2» ایشان در مورد آیه 14 سوره مؤمنون ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ مینویسند: «انشأ همانگونه که ارباب لغت گفتهاند به معنی ایجاد کردن چیزی توأم با تربیت آن است این تعبیر نشان میدهد که مرحله أخیر با مراحل قبل (مرحله نطفه و علقه و مضغه و گوشت و استخوان) کاملا متفاوت است. __________________________________________________ (1) پیام قرآن، ج 2، ص 78 با تلخیص. (2) تفسیر نمونه، ج 17، ص 127. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 525 این همان مرحلهای است که جنین وارد مرحله حیات انسانی میشود حس و حرکت پیدا میکند و به جنبش درمیآید که در روایات اسلامی از آن تعبیر به مرحله «نفخ روح» (دمیدن روح در کالبد) شده است. «1» اینجاست که انسان با یک جهش بزرگ، زندگی نباتی و گیاهی را پشت سر گذاشته و گام به جهان حیوانات و از آن برتر به جهان انسانها میگذارد و فاصله آن با مرحله قبل آنقدر زیاد است که تعبیر از آن با جمله «ثم خلقنا» (سپس خلق کردیم) کافی نبود و لذا «ثم انشأنا» فرمود.» «2» 2. استاد مصباح یزدی با ذکر آیه 14 مؤمنون ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ مینویسند: «برخی احتمال دادهاند که «انشأناه خلقا آخر» دنباله همان عظم و لحم (مرحله استخوان سازی و گوشت بر روی آن کشیدن) است ولی برخی دیگر تأکید دارند که منظور دمیدن روح است و نه تنها این موضوع بلکه اتحاد روح و بدن و اینکه روح جسمانیة الحدوث است نیز استفاده میشود.» «3» سپس ایشان موارد کاربرد واژه روح در قرآن را برمیشمارد، که عبارتند از: روح القدس (بقره/ 87)- روحی که مؤمنان را تأیید میکند (مجادله/ 22)- حضرت عیسی (ع) (نساء/ 171)- قرآن (شوری/ 52)- روحی که اعظم از فرشتگان است و یا فرشتهای بزرگ است (قدر/ 4)- روحی که به مریم نازل شد (مریم/ 17) و آنگاه مینویسند: روح در قرآن در دو مورد استعمال حقیقی دارد: در مورد روح انسان و در مورد موجودی که از سنخ فرشتگان است. سپس در مورد روح الهی که در انسان دمیده میشود (سجده/ 9) آن را اضافه تشریفی میداند. چرا که نمیتواند منظور آن باشد که چیزی از خدا جدا شده و در انسان قرار گرفته است. (همانطور که برخی در صدر اسلام و زمان ائمه (ع) این توهم را کرده بودند) چون خدا بسیط است و جزء ندارد. و در پایان نتیجهگیری میکند که روح چیست: «اجمالا از قرآن برمیآید که در آدمی، جز بدن، چیز بسیار شریف نیز وجود دارد ولی مخلوق خداست نه جزئی از خدا. و تا آن چیز شریف در انسان بوجود نیاید، آدمی، __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 541، حدیث 56- 57. (2) تفسیر نمونه، ج 14، ص 211- 212. (3) معارف قرآن، دو جلدی، ص 340. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 526 انسان نمیگردد. و چون در حضرت آدم بوجود آمد شأنی یافت که باید فرشتگان در برابر او خضوع کنند.» و سپس روح را از امر خدا میداند و میگوید: «این فعل و انفعالات عالم مادی که موجب امکان استعدادی برای پیدایش موجودی میشود. در اصل پیدایش روح وجود ندارد و روح با فرمان خدا پیدا میشود.» و در آخر به آیه أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ باز میگردد و مینویسد: ظاهرا هر مرحله نسبت به مرحلهای دیگر، آفرینش دیگری است پس چرا تنها پس از نفخ روح فرمود آفرینش دیگری است. علت این است که مردم مراحل قبلی را در مییابند و میدانند، ولی مرحله روح چون برای ما قابل شناخت نیست میفرماید «خلقا آخر» آفرینش دیگری است از نوع فعل و انفعالات طبیعی و مادی نیست چیز دیگری است. این میتواند شاهدی باشد بر اینکه روح (خلق آخر) از سنخ موجودات غیر مادی است. به علاوه چون ما در مورد روح به حسب استعمالات قرآنی و عرفی، دریافتیم که شرط اساسی آن دارا بودن شعور و ادراک است پس اگر با برهانی ثابت کردیم که شعور مجرد است اثبات خواهد شد که روح انسانی نیز مجرد است. «1» 3. استاد مشکینی در مورد «روح» احتمال دیگری مطرح میکند: ایشان با ذکر آیات 8- 9 سجده نفخ روح خدا را به «نبوت، علم و عقل» تفسیر میکند و مینویسد: «بعید نیست که نفخ روح در اینجا به معنی اعطاء مقام پیامبری و دانش (علم الاسماء) به انسان و تجهیز او با عقل باشد و اطلاق «روح» به علم و معارف حقه، صحیح و وارد است. زیرا روح مایه نخستین و وسیله زندگی است و آن بر دو قسم است روح جسدی- روح نفسانی که روح نفسانی عبارت از دانشها و معارف دینی است که درونها یا خویشتنهای انسانی (نفوس) را زنده نگه میدارد.» «2» 4. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد نفخ روح مینویسند: «عموما مهمترین اتفاقی که پس از ماه سوم برای جنین پیش میآید، حرکت و فعالیت قلب و رشد سریع جنین و شکلگیری اندامهای خارجی است. در ماه سوم و ابتدای ماه چهارم به دلیل عصب دار شدن اندامها، حرکت جنین آغاز میشود و زن باردار در __________________________________________________ (1) معارف قرآن، دو جلدی، از ص 349 تا ص 359 با تلخیص و تصرف در عبارات. (2) تکامل در قرآن، ص 33- 34 با تلخیص. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 527 ماه چهارم حرکت جنین را کاملا احساس میکند و معمولا جنین دختر زودتر از پسر، حرکت را شروع میکند. ضربان قلب جنین از ابتدای ماه چهارم آغاز شده و کاملا شنیده میشود. قرآن پس از بیان مراحل خلقت جنین به این مرحله نیز اشاره نموده است. ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ «1» شاید آگاهترین فرد به این مرحله و حتی بیش از پزشکان، مادری است که با اولین حرکت جنین چیزی در درون خود احساس میکند که از قبل وجود نداشته است. احساس میکند که روح دیگری در اعماق او بوجود آمده است. و بالاتر از آن دانشمندان پی بردهاند که جنین در اواخر دوران بارداری قادر به شنیدن میباشد. و نخست صدای ضربان قلب مادر را میشنود.» سپس با ذکر آیه: فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ «2» مینویسد: «عاملی که از گل بیارزش موجودی میسازد که ملائک مکرم در برابرش سجده کنند بعد انسانی است و نه بعد سلولی. این بعد را خداوند در حالی به انسان عطا میفرماید که در شکم مادر قرار گرفته است و آن زمانی است که ملائکهای را به سوی او میفرستد تا روح را در او بدمد.» «3» 5. یکی دیگر از صاحبنظران با ذکر آیه 14 مؤمنون مینویسد: «پس از صورتبندی جنین، مرحله دمیدن روح فرا میرسد در این هنگام خداوند تحول شگفتانگیزتری در جنین پدید میآورد یعنی که روح و جان را در او میدمد و جنین مرده را زنده میگرداند.» «4» 6. دکتر پاکنژاد با ذکر آیه 14 مؤمنون و حدیثی از امام صادق (ع) اذا بلغ الولد اربعة اشهر فقد صار فیه الحیوةمینویسد: «در چهار ماهگی آثار حیات بدو روی میآورد. دانش بیولوژی هنوز پاسخگوی این قسمت نبوده یعنی حد فاصل مرحله حیات با مرحله قبل از آن را نمیتواند مشخص سازد. نطفهها موجود زندهاند و دارای حیات. شاید مقصود حضرت از شروع حیات در اینجا شروع هماهنگی و همکاری بین الاعضاء است که مقارن چهار ماهگی شروع میشود.» «5» __________________________________________________ (1) مؤمنون/ 14. (2) ص/ 71. (3) طب در قرآن، ص 89- 92 با تلخیص. (4) بیآزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص 66. (5) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 263- 265. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 528 جمعبندی و بررسی: جمعبندی و بررسی: از آیات قرآن برمیآمد که پس از مرحله تسویه و تنظیم و تعادل اعضای بدن انسان در رحم مادر، مرحله دیگری به نام «نفخ روح» وجود دارد. و معلوم شد که مراد از نفخ روح، قرار دادن جزئی از خدا در انسان نیست بلکه اضافه تشریفی است. یعنی روحی بزرگ و شریف در انسان دمیده میشود که حقیقت آن بر ما معلوم نیست. ولی از موارد استعمال روح معلوم شد که روح امری مجرد و همراه شعور و ادراک است (یا حدّاقل گروه زیادی از فلاسفه و متکلمان مسلمان روح را امری مجرد میدانند.) امّا در مورد سخنان پزشکان و مفسران تذکر چند نکته لازم است: 1. استاد مکارم شیرازی و دکتر دیاب و دکتر قرقوز و برخی صاحب نظران، دمیدن روح در جنین انسان را همان مرحله حرکت جنین (در سه یا چهار ماهگی) و حیات حیوانی میدانند. این تطبیق قابل تأمل و اشکال است؛ چرا که در قرآن کریم اشارهای به حرکت جنین نشده است و فقط سخن از خلقت دیگر و دمیدن روح الهی شده است. علاوه بر آن، اگر مقصود از دمیدن روح همان حرکت جنین و حیات حیوانی بود چرا از آن تعبیر به روح الهی میشد که مستوجب سجده فرشتگان میشود. توضیح آنکه این روح الهی که در آدم دمیده شد (ص/ 72- حجر/ 29) انسان را سزاوار سجده فرشتگان کرد. اگر مقصود از روح الهی همان حیات حیوانی بود پس میباید تمام حیوانات سزاوار سجده ملائکه شوند. پس معلوم میشود این روح الهی چیزی بالاتر از حیات حیوانی است. بلی ممکن است گفته شود که حرکت جنین شاید نشانه مادی دمیده شدن روح باشد؛ ولی نمیتوان گفت که دمیدن روح همان مرحله حرکت جنین و حیات حیوانی است. 2. تعیین زمان دقیق 4 ماهگی برای زمان شروع فعالیت قلب و حرکت جنین نیز نمیتواند مطلب دقیقی باشد. چرا که همانطور که برخی پزشکان بیان کردند این زمان از سه تا چهار ماهگی متغیر است. برخی از منابع معتبر پزشکی، تشخیص حرکات جنین توسط مادر را در ماه پنجم دانستهاند. «1» 3. آیا بیان این مرحله (نفخ روح و خلق دیگر) میتواند دلیلی بر اعجاز علمی قرآن کریم باشد؟ __________________________________________________ (1) رویانشناسی پزشکی لانگمن، ص 98. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 529 پاسخ این پرسش منفی است. چرا که اولا حقیقت نفخ روح و خلقت دیگر، برای ما روشن نیست و تطبیق آنها با شروع فعالیت و حرکت جنین هم قابل قبول نبود. و لذا بیان این مطلب از سوی قرآن، اگر چه در جای خود مهم و مفید است، ولی دلیلی بر اعجاز علمی قرآن کریم نیست. پیدایش گوش و چشم: پیدایش گوش و چشم: قرآن کریم به دنبال شمارش مراحل خلقت انسان از پیدایش گوش و چشم و فؤاد سخن میگوید و این مطلب را به چند صورت بیان کرده است: الف: گاهی این مرحله را پس از طی مراحل اولیه نطفه ذکر میکند: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً «1» «ما انسان را از نطفهای آمیخته آفریدیم تا او را بیازمائیم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم.» ب: گاهی این مرحله را پس از دمیدن روح ذکر میکند: ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ «2» «آنگاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمیده و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اندک سپاس میگذارید.» ج: در سوره نحل این مرحله را پس از تولد ذکر میکند: وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ «3» «و خدا شما را از شکم مادرانتان- در حالی که چیزی نمیدانستید- بیرون آورد، و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزاری کنید.» ظاهر سوره ملک نیز این است که این مرحله پس از خلقت اولیه انسان بوده است. قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ «4» «بگو: اوست آن کسی که شما را پدید آورده و برای شما گوش و دیدگان و دلها آفریده است. چه کم سپاسگزارید.» __________________________________________________ (1) انسان/ 2. (2) سجده/ 9. (3) نحل/ 78. (4) ملک/ 23. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 530 د: گاهی نیز از این مرحله به صورت مطلق یاد میشود: در سوره احقاف/ 26 و مؤمنون/ 78 در مورد ایجاد چشم و گوش و قلب به صورت مطلق سخن گفته شده است یعنی بدنبال مرحله خاصی از خلقت نیامده است. فؤاد در لغت: فؤاد در لغت: واژه «فأد» در اصل به معنی شدت و حرارت است و لذا به حالت گوشت بریان شده گفته میشود. و فؤاد به قلب (روح و نفس) انسان گفته میشود هنگامی که بوسیله حرارت ایمان و محبت و توجه به حد خلوص و پاکی برسد. روح انسان در مرحله «قلب» در حال تحوّل و اضطراب است و هنگامی که با حرارت حوادث و شدت تحولات پخته شد و ساکن شد و اضطراب و تحول آن برطرف شد، آماده درک و تشخیص مصالح و مفاسد میشود و این مرحله فؤاد است. پس فؤاد همان قلب و روح انسان است که در مرحله پاکی، خلوص و تفکر قرار گرفته است. «1» لذا برخی مفسران از آن با عنوان عقل یاد کردهاند. «2» نکات تفسیری و علمی: اشاره نکات تفسیری و علمی: در این مبحث لازم است مطالب مربوط به پیدایش گوش و چشم و فؤاد را در چند مرحله بیان کنیم و مورد بررسی قرار دهیم، این مطلب را با طرح چند پرسش و پاسخ سامان میدهیم: اوّل: پیدایش چشم و گوش در چه مرحلهای از تطورات جنین انجام میپذیرد: پاسخها: پاسخها: 1. در برخی کتابهای معتبر پزشکی در مورد پیدایش دستگاه گوش و چشم آمده است: «گوش در بالغین یک واحد تشریحی را تشکیل میدهد که دو عمل شنوائی و تعادلی را انجام میدهد معذلک در رویان، گوش از سه بخش متمایز تشکیل شده است (گوش خارجی- میانی- داخلی) نخستین نشانه رشد گوش را میتوان در یک رویان تقریبا 22 روزه به صورت ضخیم شدن اکتودرم سطحی در هر طرف رومبانسفال پیدا کرد. و در هفته چهارم گوش __________________________________________________ (1) التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 9، ص 9- 11. (2) ر. ک: پیام قرآن، ج 2، ص 91. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 531 داخلی از اکتودرم سطحی جدا میگردد.» «1» در رویان 22 روزه چشم در حال رشد به صورت یک زوج ناودان کم عمق در هر طرف فرو رفتگی مغز قدامی ظاهر میشود. و در انتهای هفته چهارم رشد به صورت یک جفت حبابهای بینائی در هر طرف مغز قدامی رشد میکند. «2» 2. دکتر دیاب و دکتر قرقوز مینویسند: «حسّ شنوایی در جنین قبل از بینایی فعال میشود. اکنون ثابت شده که جنین قبل از بینایی از حس شنوایی برخوردار میشود. دانشمندان با ارسال فرکانسهای صوتی به طرف یک زن باردار که آخرین روزهای دوران بارداری را میگذارند، مشاهده کردند که جنین با انجام حرکاتی به این اصوات پاسخ میدهد. در صورتی که جنین تا قبل از تولد قادر به دیدن نیست.» و در جای دیگر متذکر میشوند که: نخستین صدائی که گوشهای او را نوازش میدهد صدای ضربان قلب مادر اوست.» «3» نتیجه: پس از منظر علوم پزشکی پیدایش و تکوین چشم و گوش از اوایل دوره بارداری است که جنین دوره تمایز لایهها (مضغة) را میگذراند. و شروع فعالیت گوش از اواخر دوران بارداری (قبل از تولد) است. دوّم: آیا مقصود قرآن کریم در آیات مورد بحث، ذکر یک مرحله خلقت است یا تذکر نعمتها؟ پاسخها: دوّم: آیا مقصود قرآن کریم در آیات مورد بحث، ذکر یک مرحله خلقت است یا تذکر نعمتها؟ پاسخها: 1. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه 78 سوره نحل کلمه «فؤاد» را به معنی «عقل» ترجمه میکند «4» و در مورد آیه 9 سوره سجده مینویسند: «قرآن در آخرین مرحله که پنجمین مرحله آفرینش انسان محسوب میشود، اشاره به نعمتهای گوش و چشم و قلب کرده است، البته منظور در اینجا خلقت این اعضاء نیست چرا که این خلقت قبل از نفخ روح صورت میگیرد بلکه منظور حسّ شنوائی و بینائی و درک خرد است.» «5» __________________________________________________ (1) پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی لانگمن، ص 382- 393 با تلخیص، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور، تجدید نظر ششم 1990 م، چاپ انتشارات شرکت سهامی چهر 1370 ش، تهران ایران. (2) همان، ص 394 تا 404 با تلخیص. (3) طب در قرآن، ص 57 و 90. (4) پیام قرآن، ج 2، ص 91. (5) تفسیر نمونه، ج 17، ص 128. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 532 2. یکی از نویسندگان معاصر از آیه 9 سجده استفاده میکند که پس از اتمام دوره ابتدایی خلقت جنین و دمیده شدن روح در انسان، در آن هنگام گوش و چشم و قلب به او داده میشود و ساختمان آنها تکمیل میشود. «1» نتیجهگیری: نتیجهگیری: ظاهر آیاتی که در مورد چشم و گوش و فؤاد در قرآن آمده است در صدد بیان یک مرحله خاص از خلقت جنین نیست، چرا که: الف: آیات سوره احقاف/ 26 و مؤمنون/ 78 فقط بصورت مطلق سخن از ایجاد چشم و گوش و قلب میکند. و بدنبال مرحله خاصی از خلقت نیامده است. ب: آیات سوره نحل/ 78 و ملک/ 23 در صدد بیان نعمتهای الهی در حق انسان است و جمله «تشکرون» که در پایان هر دو آیه آمده است شاهد آن است. به علاوه «قرار دادن چشم و گوش و فؤاد» را پس از خلقت انسان و تولد او مطرح کرده است. در حالی که اگر سخن از مرحله ایجاد چشم و گوش بود باید همراه یا پس از مرحله مضغه مطرح میشد چرا که پیدایش چشم و گوش در جنین از اوایل دوره بارداری (حدودا 22 روزگی) است. نکته قابل توجه آنکه کلمات السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ با حرف «واو» به جملات قبلی آیه عطف شده است پس ترتیب را نمیرساند و نمیخواهد بفرماید که خلقت چشم و گوش و فؤاد پس از خلقت اولیه کودک و پس از تولد است. ج: در مورد آیه 9 سوره سجده نیز میتوان گفت که جملات وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ در صدد بیان نعمتهای الهی است همانطور که برخی از مفسران گفته بودند و شاهد آن جمله «تشکرون» که در آخر آیه واقع شده است. بعلاوه اگر آیه در صدد بیان خلقت چشم و گوش و فؤاد بود میبایست آن را پس از مرحله تسویه و قبل از نفخ روح بیان میکرد، در حالی که اینگونه بیان نشده است. بلکه فرمود: ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ ... و در ضمن معنا ندارد که فؤاد (قلب متفکر یا عقل) بعد از «نفخ روح» مطرح شود. در حالی که قلب، روح، نفس، عقل، فؤاد، همگی ابعاد و اسامی یک واقعیت (بعد دوم انسان یعنی شخصیت واقعی او) است. __________________________________________________ (1) گودرز نجفی، مطالب شگفتانگیز قرآن، ص 94. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 533 تذکر: اگر کسی بگوید که مقصود از سمع و بصر و فؤاد خلقت بالقوه این امور در جنین نیست بلکه حالت فعلیت آنها (شنیدن، دیدن، تفکر) است که برخی بعد از نفخ روح شروع میشود (مثل سمع) و برخی بعد از تولد شروع میشود. (مثل دیدن و تعقل) در این صورت باید گفت که دیگر آیه در صدد بیان مراحل خلقت و تکوین جنین انسان (خلقت اصل گوش، چشم، فؤاد) نیست، بلکه در صدد بیان کارکرد آنهاست و از موضوع بحث ما در اینجا خارج میشود. (در قسمت چهارم همین بحث آن را مورد بررسی قرار میدهیم) د: در مورد آیه إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً «1» قبلا بیان شده بود که دو احتمال تفسیری در آن وجود دارد. اوّل: آنکه ابتلاء به معنای آزمایش انسان باشد و چشم و گوش ابزار شناخت و مقدمه آزمایش است. «2» دوّم: آنکه ابتلاء به معنی تحولات جنین باشد (طرفداران این دیدگاه، فاء تفریع را دلیل ردّ احتمال اوّل گرفتهاند.) «3» بنابر احتمال اوّل مقصود از قرار دادن چشم و گوش بیان مرحلهای از خلقت نیست بلکه آیه در مقام بیان ابزار و مقدمات آزمایش است. امّا بنابر احتمال دوّم آیه در صدد بیان مرحلهای از خلقت جنین است و جالب این است که پیدایش گوش و چشم را پس از مخلوط شدن نطفه قرار داده است. و این با یافتههای علمی هم سازگار است زیرا بیان شد که پیدایش چشم و گوش از اوایل دوران بارداری (حدود 22 روزگی) شروع میشود. سوّم: چرا قرآن از بین حواس ظاهری و باطنی انسان فقط چشم و گوش و فؤاد را ذکر کرده است؟ پاسخ: سوّم: چرا قرآن از بین حواس ظاهری و باطنی انسان فقط چشم و گوش و فؤاد را ذکر کرده است؟ پاسخ: استاد مکارم شیرازی در زیر آیه 9 سوره سجده مینویسند: «اگر از میان تمام حواس «ظاهر» و «باطن» تنها روی این سه (گوش، چشم، فؤاد) تکیه کرده، بخاطر این است که مهمترین حس ظاهری انسان که رابطه نیرومندی میان او و جهان خارج برقرار میکند، گوش و چشم است. گوش، اصوات را درک میکند __________________________________________________ (1) انسان/ 2. (2) تفسیر نمونه، ج 25، ص 406- 407. (3) تفسیر المیزان، ج 20، ص 210. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 534 و مخصوصا تعلیم و تربیت بوسیله آن انجام میگیرد و چشم وسیله دیدن جهان خارج و صحنههای مختلف این عالم است. نیروی عقل و خرد نیز مهمترین حس باطنی انسان و یا به تعبیر دیگر حکمران وجود بشر است. و به این ترتیب، خداوند در این آیه مهمترین ابزار شناخت را در ظاهر و باطن وجود انسان بیان کرده است چرا که علوم انسانی یا از طریق «تجربه» بدست میآید و ابزار آن چشم و گوش است و یا از طریق تحلیلها و استدلالهای عقلی، و وسیله آن عقل و خرد است، که در قرآن از آن به «افئدة» تعبیر شده، حتی درکهائی که از طریق وحی یا اشراق و شهود بر قلب انسان صورت میگیرد باز بوسیله همین «افئده» میباشد. اگر این ابزار شناخت از آدمی گرفته شود، ارزش وجودی او تا سر حد یک مشت سنگ و خاک سقوط میکند.» «1» برخی از نویسندگان بیان میکنند که: گوش ما ارتعاشاتی را که بین 32 تا 000/ 20 بار در ثانیه است میشنود. «2» قسمت اوّل صداهای بسیار قوی و قسمت دوّم مثل نغمههای لطیف است. پس ما بسیاری از صداها را نمیشنویم. و چشم ما نیز رنگهائی را میبیند که ارتعاش آن بین حدّاقل 450 و حدّاکثر 750 بیلیون بار در ثانیه باشد، که به صورت قرمز و بنفش دیده میشود. پس ما بسیاری از رنگها را نمیبینیم. «3» نکته جالب آن است که اکثر علوم انسان مستقیما از این دو حسّ یعنی بینائی و شنوائی و یا بواسطه این دو به دست میآید. دکتر علی محمد سلامة نیز کتابی در مورد شنوائی و بینائی در قرآن کریم نوشته و این موضوع را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده است. و استفادههای آنها را برای مسلمانان و کفار بیان کرده است. «4» دکتر محمد کمال عبد العزیز نیز درباره گوش، حنجره و بویایی و اهمیت آن از منظر قرآن، کتابی نوشته است. «5» __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 17، ص 128- 129. (2) این اعداد به صورت تقریبی است و برخی کتابها با اختلاف کمی نیز نقل کردهاند. (3) ر. ک: سید جواد، افتخاریان، قرآن و علوم روز، ص 180- 188. (4) دکتر علی محمد، سلامة، السمع و البصر فی القرآن الکریم، ص 81 به بعد. (5) دکتر محمد کمال، عبد العزیز، اعجاز القرآن فی حواس الانسان (الانف و الاذن و الحنجرة) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 535 چهارم: چرا قرآن معمولا وسیله شنوائی (سمع) را قبل از وسیله بینائی (ابصار) ذکر میکند؟ پاسخها: چهارم: چرا قرآن معمولا وسیله شنوائی (سمع) را قبل از وسیله بینائی (ابصار) ذکر میکند؟ پاسخها: 1. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در این مورد مینویسند: «کلمات سمع و بصر در کنار هم جمعا 19 بار در قرآن وارد شده که در 17 مورد آن کلمه سمع قبل از بصر قرار گرفته است. «1» واقعیت این است که هر دو عضو، یعنی گوش و چشم از حواس گرانبها و مهمی هستند که انسان به وسیله آنها میتواند با عالم خارج ارتباط برقرار کند ... لکن در قرآن آوردن لفظ شنوایی قبل از بینایی تقریبا به صورت یک قاعده درآمده است.» و سپس از نظر علمی علّت این امر (تقدم شنوائی بر بینائی در قرآن) را چند چیز میدانند: الف: حس شنوائی در جنین قبل از بینائی فعال میشود. در صورتی که جنین تا قبل از تولد قادر به دیدن نیست. (سخن ایشان به صورت کامل قبلا گذشت) ب: فراگیری نطق در درجه اوّل از طریق شنوایی انجام میپذیرد و اگر نوزادی «کر» به دنیا آمد، ایجاد ارتباط با افراد و هماهنگی با محیط خارجی برایش دشوار خواهد بود. و همین مسأله میتواند باعث قصور عقلی و ادراکی و ذهن و شعور وی گردد. در مقابل افراد زیادی نابینا متولد شدهاند ولی توانستهاند مدارج عالی علمی را طی کنند. و سپس ابو العلاء معری شاعر مقتدر عرب را مثال میزند و مترجم در پاورقی طه حسین ادیب مصری و مرحوم خزائلی را مثال میزند که با وجود نابینائی در زندگی موفق بودهاند. ج: چشم (تنها) مسئول وظیفه بینائی است ولی گوش مسئول وظیفه شنوایی و حفظ تعادل است. «2» 2. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه 78 سوره نحل مینویسد: «طبق این آیه، در آغاز، انسان هیچ علمی نداشت و حتی گوش و چشم نداشت. سپس خداوند قدرت شنیدن و دیدن و اندیشیدن را به او داد. شاید ذکر سمع (گوش) قبل از ذکر ابصار (چشمها) اشاره به این است که در نوزادان نخست فعالیت گوش شروع __________________________________________________ (1) در موارد دیگر هم به سبب خاصی چشم قبل از گوش آمده است مثل هود/ 24. (2) طب در قرآن، ص 57- 58 با تلخیص. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 536 میشود و بعد از مدّتی چشمها توانائی دید پیدا میکند. حتی بعضی معتقدند که گوش در عالم جنین، کم و بیش قدرت شنوائی دارد و آهنگ قلب مادر را میشنود و به آن عادت میکند.» «1» 3. عبد الرزاق نوفل در مورد تقدیم سمع بر بصر با ذکر آیات متعددی مینویسد: «وجه دیگری از اعجاز این آیه (نمل/ 78) در علم جنینشناسی روشن شده است. ترتیب حواس در این آیه (سمع، بصر، فؤاد) برای تعلیم حقایق وجود به انسان است که علم در سالهای أخیر بدان پی برده است. و آن اینکه ترتیب خلق حواس در کودک اینگونه است که طفل هنگام تولد میشنود ولی تا مدتی نمیبیند و بعد از 15 روز تاریکی و روشنائی را تشخیص میدهد و بعد از مدتهای زیاد میتواند حواس دیگر و عقل خود را به کار اندازد. و این ترتیب مطلبی است که قرآن بر آن تأکید میکند.» «2» جمعبندی و بررسی: جمعبندی و بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1. برخی نویسندگان خواسته بودند از آیه 9 سوره سجده استفاده کنند که پیدایش گوش و چشم و قلب پس از دمیدن روح در بدن است. از مطالب گذشته روشن شد که آیه 9 سوره سجده در مقام بیان مرحلهای از خلقت جنین نیست و لذا استفاده ایشان با ظاهر آیه سازگار نیست. علاوه بر آن از نظر پزشکی نیز پیدایش گوش و چشم در اوایل بارداری (حدود 22 روزگی) شروع میشود نه پس از تکمیل جنین و دمیده شدن روح و لذا مطلب ایشان از نظر پزشکی هم قابل قبول نیست. 2. آیه 2 سوره دهر (انسان) نکتهای شگفتانگیز درباره پیدایش گوش و چشم پس از مخلوط شدن نطفه بیان میکرد ولی این مطلب اعجاز علمی قرآن را اثبات نمیکند چرا که: اولا: آیه مورد بحث دارای دو تفسیر بود و انطباق آن با مسایل پزشکی بنا بر یک تفسیر صحیح بود پس نمیتوانیم مطلب علمی را به صورت قطعی به آیه نسبت دهیم. ثانیا: آیه مطلب فوق را به صورت کلی و مجمل میگوید. و مطلب کلّی به این صورت برای بسیاری از افراد (و بدون اطلاع از یافتههای جدید پزشکی) هم قابل حدس و فهم بوده است. __________________________________________________ (1) پیام قرآن، ج 2، ص 91. (2) القرآن و العلم الحدیث، ص 132. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 537 3. در مباحث قبلی بیان شد که شروع خلقت چشم و گوش تقریبا همزمان (حدودا 22 روزگی) است پس تقدیم سمع بر بصر نمیتواند دلیل خلقت زودتر گوش نسبت به چشم باشد. لذا مطلبی که عبد الرزاق نوفل بر آن تأکید میکرد (ترتیب خلقت سمع و بصر و فؤاد) قابل قبول نیست. بلی قبلا گذشت که ممکن است بگوییم آیات سوره سجده/ 9 و نحل/ 78 و ملک/ 23 در صدد بیان شنوائی و بینائی و تعقل بالفعل انسان است و بخاطر همین، سمع و بصر و فؤاد را پس از خلقت طفل و تولد و نفخ روح او بیان کرده است. بنابراین احتمال تقدیم سمع بر بصر ممکن است اشاره به شروع به کار آنها باشد که گوش زودتر (در اواخر بارداری) از چشم شروع به کار میکند و در این صورت یک مطلب شگفتانگیز علمی قرآن محسوب میشود. 4. با توجه به اینکه تقدیم سمع بر بصر در همه آیات قرآن کریم صادق نیست، موارد استثناء دارد و ممکن است این تقدیم بخاطر مسایل ادبی و یا بیان راحتتر آن و ... باشد و لذا نمیتوان به صورت قطعی گفت که تنها علت تقدیم همان مسایل علمی (چشم و گوش) باشد. بنابراین این مطلب نمیتواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد. مرحله دوازدهم: تولد طفل: اشاره مرحله دوازدهم: تولد طفل: قرآن کریم در مواردی تولد نوزاد را یکی از مراحل پیدایش انسان معرفی میکند و میفرماید: ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا «1» «آنگاه از علقهای [شما را آفرید] و بعد شما را [به صورت کودکی برمیآورد.» وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا «2» «و آنچه را اراده کنیم تا مدتی معین در رحمها قرار میدهیم، آنگاه شما را [به صورت کودک برون میآوریم.» وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً «3» «و خدا شما را از شکم مادرانتان خارج ساخت در حالی که چیزی نمیدانستید.» __________________________________________________ (1) غافر/ 67. (2) حج/ 5. (3) نحل/ 78. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 538 نکات تفسیری و علمی: نکات تفسیری و علمی: 1. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه 5 سوره حج مینویسند: خداوند بیرون فرستادن جنین از رحم را به خودش نسبت میدهد. ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا این تعبیر اهمیت مسأله تولد را که امروز دانشمندان به آن پی بردهاند روشن میسازد. چه عاملی زمان تولد را تنظیم میکند؟ و تحت چه شرایطی فرمان خروج به جنین داده میشود؟ و چگونه تمام اعضای بدن خود را آماده این تحول مهم میکنند؟ تحت چه عواملی کودک تدریجا معلق میگردد تا با سر متولد شود؟ آیا میداند تولد او با پا غیر ممکن یا بسیار مشکل است؟ چه کسی به تمام عضلات بدن مادر دستور میدهد شدیدترین فشار را روی جنین برای خارج شدن بیاورند؟ هنگامی که ندرتا این سیستم به هم میخورد و اطبا مجبور به «سزارین» میشوند اهمیت آن معلوم میشود، و شاید وجود چنین افراد نادری هشداری است به همگان تا به اهمیت این موضوع بیندیشند ... به این ترتیب مسأله تولد با تمام شاخ و برگ حساب شدهاش آیتی دیگر از آیات او است. سپس به دگرگونیهای عجیب لحظه تولد در سیستم زندگانی نوزاد، که برای تطبیق دادن او با محیط جدید کاملا ضروری است، اشاره میکند. و مینویسد: الف: دگرگون شدن سیستم گردش خون: به این صورت که مسأله گردش خون در جنین یک گردش ساده است. زیرا حرکت خونهای آلوده به سوی ریهها برای تصفیه انجام نمیگردد. چون در آنجا تنفسی وجود ندارد، لذا دو قسمت قلب او (بطن راست و چپ) که یکی عهدهدار رساندن خون به اعضاء و دیگری عهدهدار رساندن خون به ریه برای تصفیه است به یکدیگر راه دارد، امّا به محض اینکه جنین متولد شد، این دریچه بسته میشود و خون دو قسمت میگردد بخشی به سوی تمام سلولهای بدن برای تغذیه فرستاده میشود و بخش دیگری به سوی ریهها برای تنفس. ب: ریهای که قبلا در رحم مادر کاملا ساخته و آماده شده با یک فرمان الهی ناگهان به کار میافتد این راستی از عجائب است. جنین که تا در شکم مادر است اکسیژن لازم را از خون مادر میگیرد ولی بعد از تولد باید خودکفا باشد. و از طریق ریه و تنفس اکسیژن را دریافت دارد. ج: بسته شدن بند ناف و خشکیدن و افتادن آن (بند ناف راه تغذیه جنین بوسیله جفت از خون مادر است.) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 539 د: دهان و معده و رودهها که در دوران جنینی کاملا ساخته و آماده شده امّا به کار نیفتادهاند ناگهان به کار میافتند. ایشان سپس گریه کودک و خواص آن را به صورت مفصل ذکر میکنند. «1» 2. یکی دیگر از صاحبنظران با طرح آیه 78 سوره نحل جریان تولد نوزاد را یکی از شگفتانگیزترین حوادث دستگاه آفرینش میداند. و مینویسد: «اولین ضربهای که به نوزاد وارد میشود سقوط ناگهانی درجه حرارت است. درجه حرارت دنیای رحم 37 درجه است ولی حرارت محیط خارج کمتر یا بیشتر میباشد. و اینکه نوزاد چطور میتواند در یک چنین تغییراتی زیاد، درجه حرارت را تحمل کند. خود یکی از معماهای علم طب است. از طرفی جنین 9 ماه تمام را در ظلمت محض بسر برده است و چشمهای او نور و روشنائی را نمیشناسد ولی همین چشمها در یک آن وارد دنیای خیره کننده ما میشود. و باید یک چنین نور خیره کنندهای را تحمل کند. جنین 9 ماه تمام در محیطی مرطوب و لزج زندگی کرده است ولی پس از تولد باید در محیط خشکی به زندگی ادامه دهد. تا قبل از تولد جنین از راه ناف تغذیه میکرد و اینک باید یاد بگیرد که با دهان تغذیه کند و بلا واسطه از اکسیژن هوا استنشاق نماید.» «2» بررسی: بررسی: 1. اینکه تولد یکی از شگفت انگیزترین مراحل حیات انسان است امری مسلم است. ولی اشاره قرآن به آن به تنهائی نمیتواند گویای تمام اسرار علمی آن باشد. 2. تذکر مرحله تولد و طفولیت در قرآن به تنهائی اعجاز علمی قرآن را اثبات نمیکند. بلی در این مورد مطالب جالب دیگری در قرآن آمده است که در ادامه مورد بررسی قرار میدهیم. زمان بارداری: اشاره زمان بارداری: قرآن کریم در مورد بارداری زنان بارها سخن گفته است و برخی صاحبنظران و پزشکان از این آیات برداشتهایی نمودهاند که مطابق با یافتههای پزشکی است و آنها را دلیل بر اعجاز علمی قرآن دانستهاند. این مطالب در چند محور خلاصه میشود: __________________________________________________ (1) پیام قرآن، ج 2، ص 87- 89 با تلخیص و تصرف در عبارات. (2) بیآزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص 68- 69. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 540 1. کوتاهترین مدت بارداری شش ماه است: اشاره 1. کوتاهترین مدت بارداری شش ماه است: قرآن کریم از طرفی در دو مورد میفرماید که مدت شیرخواری کودک دو سال است: وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ «1» «و مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حکم برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند.» وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی عامَیْنِ «2» «و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش به او باردار شد، سستی بر روی سستی. و از شیر باز گرفتنش در دو سال است.» از طرف دیگر میفرماید که مجموع شیرخواری کودک و بارداری مادر 30 ماه است: وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً «3» «و انسان را [نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد. و با تحمل رنج او را به دنیا آورد. و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است.» نکات تفسیری: نکات تفسیری: الف: اگر مدت شیرخواری یعنی دو سال را از سی ماه کم کنیم باقیمانده شش ماه میشود یعنی حدّاقل مدت بارداری شش ماه و حدّاکثر مدت شیرخواری 24 ماه است. و این مطلب مورد پذیرش فقهاء و مفسران قرآن قرار گرفته است. «4» ب: از تعبیر قرآن در آیات فوق میتوان استفاده کرد که هر قدر از مقدار حمل کاسته شود باید بر مقدار دوران شیرخواری افزود، به گونهای که مجموعا سی ماه تمام را شامل گردد. از ابن عباس شاگرد بزرگ امیر المؤمنین (ع) نیز نقل شده که هرگاه دوران بارداری زن 9 ماه باشد باید 21 ماه فرزند را شیر دهد و اگر حمل 6 ماه باشد باید 24 ماه شیر دهد. «5» __________________________________________________ (1) بقره/ 233. (2) لقمان/ 14. (3) احقاف/ 15. (4) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 21، ص 327. (5) تفسیر نمونه، ج 21، ص 327. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 541 تاریخچه: تاریخچه: از برخی پزشکان قدیمی مثل جالینوس (131- 210 م) و ابن سینا (370- 428 ق) نقل شده که خود با چشم مشاهده کردهاند که فرزندی بعد از شش ماه به دنیا آمده است. «1» در جامعه اسلامی نیز این حکم مورد قبول بوده است و در وقایع تاریخی صدر اسلام بدان عمل شده است. حکایت شده که مردی با زنی ازدواج کرد و آن زن پس از شش ماه فرزندی بدنیا آورد، عثمان پنداشت که این زن قبل از ازدواج مرتکب زنا شده است و در نظر داشت درباره او حد زنا جاری کند. ابن عباس که در مجلس حاضر بود، اظهار داشت: اگر این زن به قرآن استناد نماید که فرمود: وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً و فِصالُهُ فِی عامَیْنِ برای دوران بارداری شش ماه باقی میماند. و بدین ترتیب آن زن تبرئه گردید. «2» احکام: احکام: آیههای فوق در مورد دو حکم شرعی مورد استناد واقع میشود: الف: اگر زنی متهم به حاملگی از زنا شد، در حالی که مدت شش ماه از نزدیکی او با همسر قانونیاش میگذرد تبرئه میشود؛ چون حدّاقل مدت بارداری شش ماه است. ب: حق شیر دادن در دو سال شیرخوارگی مخصوص مادر است. او است که میتواند در این مدت فرزند خود را شیر دهد و از او نگهداری کند: (هر چند که میتوانند این مدت را با توافق پدر و مادر کمتر کنند.) و هزینه زندگی مادر از نظر غذا و لباس- حتی در صورتی که طلاق بگیرد- در دوران شیر دادن بر عهده پدر نوزاد است. «3» اسرار علمی: اسرار علمی: خبر دادن قرآن از حدّ اقل مدت بارداری (شش ماه) مورد توجه فقهاء، مفسران و پزشکان واقع شده است. برخی از پزشکان مینویسند: «پیش از آنکه دانش پزشکی اثبات کند که حدّاقل زمان لازم برای بارداری شش ماه است، قرآن این مطلب را به روشنی بیان کرده است ...» و سپس به آیات فوق استشهاد نمودهاند و مینویسند: __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 21، ص 327. (2) طب در قرآن، ص 22. (3) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 2، ص 132- 133 و نیز تحریر الوسیله، ج 2، ص 279 و نیز کتاب الحدود، حد الزنا. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 542 «طب نوین نیز به همین نتیجه رسیده است؛ یعنی جنین اگر شش ماه تمام در رحم مادر باشد، پس از تولد زنده خواهد ماند. تولد جنین کمتر از شش ماهه را سقط مینامند، زیرا زنده نخواهد ماند و تولد جنین در فاصله شش تا نه ماهگی را زایمان زودرس مینامند. نوزادانی که به صورت زودرس متولد میشوند، با مراقبتهای ویژه پزشکی زنده میمانند. حدّاقل مدت قانونی بارداری در اکثر کشورها همان شش ماه منظور شده است.» «1» دکتر شهید پاکنژاد نیز همین محاسبه را در مورد حدّاقل زمان بارداری میپذیرد و سپس مینویسد: «ولادت همانگونه که حضرت علی (ع) فرمودلا تلد المرأة لاقل من ستة اشهرتا شش ماهگی است و هر چه بیشتر بماند رشد بهتری یافته از دوران شیردادنش که مجموعا سی ماه است کاسته میگردد. ولی بچه ناتوان شش ماه افتاده حتما باید 24 ماه شیر بخورد. (30 6+ 24)» «2» تذکر: همانطور که گذشت مطلب اوّل (حدّاقل مدت بارداری شش ماه است) مورد قبول مفسران و فقهاء واقع شده و مطلب دوّم (کم و زیاد شدن مدت شیر خواری بر اساس مدت حمل) نیز مورد قبول برخی مفسران قرار گرفته و از ابن عباس نیز نقل شده است. «3» برخی از منابع معتبر پزشکی جدید مینویسند: «جنین که در طی ماه ششم و در نیمه اوّل ماه هفتم به دنیا آید، مشکل است که بتواند زنده بماند. اگر دستگاههای چندی در بدن قادر به انجام فعالیت میباشند، دستگاه تنفسی و دستگاه عصبی مرکزی به حد کافی تمایز نیافته و همکاری بین این دو دستگاه هنوز برقرار نشده است.» «4» برخی از نویسندگان معاصر مثل بسام دفضع در کتاب الکون و الانسان بین العلم و القرآن «5» نیز به همین مطلب برای کوتاهترین مدت حمل (شش ماه) استناد کرده و با مطالب علمی تطبیق کردهاند. __________________________________________________ (1) دکتر قرقوز و دکتر دیاب، طب در قرآن، ص 22- 23. (2) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 11، ص 109. (3) تفسیر نمونه، ج 21، ص 327. (4) پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، ص 99 (تنظیم 1990 م) (5) الکون و الانسان بین العلم و القرآن، ص 202- 204. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 543 بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند مطلب لازم است: 1. بر اساس احتساب مدت شیرخواری (دو سال) و کم کردن آن از سی ماه معلوم میشود که حدّاقل مدت بارداری از نظر قرآن شش ماه است. این مطلب مهمی است که در صدر اسلام بسیاری از افراد متوجه آن نبودند (همانطور که در مورد قضاوت عثمان دیدیم.) این مطلبی است که از نظر پزشکی به اثبات رسیده است و بار دیگر با پیشرفت علوم تجربی یکی از اشارات علمی قرآن روشن گردید. 2. این اشاره علمی قرآن به همه اهمیت آن نمیتواند اعجاز علمی قرآن شمرده شود، چرا که همانطور که نقل کردیم برخی پزشکان مثل جالینوس قبل از اسلام ادعا کردهاند که کودکانی را دیدهاند که شش ماهه به دنیا آمدهاند. در حالی که اعجاز در محتوای خبر وقتی صادق است که کسی از طریق عادی به آن خبر دسترسی پیدا نکند. 2. زمان تشخیص قطعی بارداری: اشاره 2. زمان تشخیص قطعی بارداری: برخی از صاحبنظران و پزشکان به دو آیه قرآن در مورد تشخیص زمان بارداری استشهاد کردهاند، که عبارتند از: وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً «1» «و کسانی از شما که میمیرند و همسرانی بر جای میگذارند [همسران چهار ماه و ده روز انتظار میبرند.» وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ «2» «و زنان طلاق داده شده، باید مدت سه پاکی انتظار کشند، و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارند، برای آنان روا نیست که آنچه را خداوند در رحم آنان آفریده، پوشیده دارند.» نزول و نکات تفسیری: نزول و نکات تفسیری: آیه اوّل در مورد زنانی نازل شده است که شوهر آنان فوت کرده است. رعایت احترام __________________________________________________ (1) بقره/ 234. (2) بقره/ 228. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 544 شوهر فوت شده موضوعی فطری است که در اقوام مختلف مورد توجه بوده است و آداب و رسوم گوناگون و گاهی همراه با افراط در این مورد رواج پیدا کرده است. برخی از قبائل پیشین پس از مرگ شوهر زن را آتش زده و یا برخی دیگر او را همراه با مرد دفن میکردند. برخی دیگر زن را همیشه از ازدواج مجدد محروم میساختند و یا او را مجبور میساختند که با لباس کثیف تا مدتی کنار قبر شوهر، زیر خیمهای سیاه بماند. «1» آیه فوق بر تمام این خرافات خط بطلان کشید ولی احترام حریم زوجیت را با رعایت زمان عده (چهار ماه و ده روز) به طور شایستهای امضا کرد یعنی در این مدت زنان حق ازدواج با مردان دیگر را ندارند. آیه دوّم در مورد زنانی نازل شده است که به هر دلیل از شوهر خود جدا گشته و طلاق میگیرند. در این مورد چند نکته تفسیری وجود دارد: الف: «قروء» که مفرد آن «قرء» است هم به «عادت ماهیانه» (خونریزی ماهیانه زنان) و هم به «پاک شدن از آن» گفته میشود. ولی در روایات اسلامی تصریح شده که مقصود از «ثلاثة قروء» همان سه مرتبه پاک شدن زن از خون حیض است. علاوه بر آنکه برخی از مفسران و لغویین نیز تصریح کردهاند که «قرء» دارای دو جمع است «قروء» و «اقراء». قرء که جمع آن قروء باشد به معنای پاکی است و آنکه جمع آن اقراء است به معنای حیض است و با توجه به آنکه در آیه فوق «قروء» آمده است پس به معنای پاکی زن است. «2» ب: در اسلام چند چیز است که خبر آن به زنان واگذار شده و گفتار خود زن در این موارد سند است و آن عبارت است از: عادت داشتن، پاک بودن و حاملگی. «3» آیه فوق بدین مطلب اشاره میکند که برای زنان جایز نیست که از این حق سوء استفاده کرده و بر خلاف واقع سخنی بگویند. وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ و کتمان مطرح شده در آیه با دو معنا سازش دارد: یکی کتمان فرزند (پوشیده داشتن خبر حاملگی) و دوّم مخفی داشتن عادت ماهیانه. «4» یعنی زن نباید خبر حاملگی یا عادت ماهیانه (حیض) خود را مخفی بدارد. __________________________________________________ (1) ر. ک: اسلام و عقاید بشری به نقل از تفسیر نمونه، ج 2، ص 136. (2) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 2، ص 107 و نیز قاموس اللغة. (3) عن الصادق (ع): قد فوض اللّه الی النساء ثلاثة اشیاء الحیض و الطهر و الحمل (نمونه، ج 2، ص 108) (4) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 2، ص 109. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 545 احکام: احکام: زنان حق ندارند در زمان عدّه، ازدواج جدیدی بنمایند. عدّه زنانی که شوهرانشان از دنیا میروند چهار ماه و ده روز قمری است و عده زنانی که طلاق میگیرند به این صورت است که هرگاه مرد با زن نزدیکی کرده باشد صبر میکند تا زن او یک بار عادت ماهیانه شود و در پاکی بعدی او را طلاق میدهد و از موقع طلاق نیز باید دو عادت ماهیانه دیگر صبر کنند و در هنگام شروع عادت سوّم (که سه پاکی کامل شده است) از عده خارج میشود. یعنی در حقیقت زن به اندازه چهار عادت ماهیانه (که سه پاکی کامل بین آنها بوده است) صبر میکند که با احتساب زمان قبل از عادت ماهیانه اوّل و با توجه به حدود یک ماه بودن مدت حیض و پاکی زنان میتوان گفت که زمانی حدود چهار ماه بین نزدیکی شوهر اوّل تا زمان اتمام عدّه میگذرد. «1» البته با توجه به کم و زیاد بودن مدت حیض و پاکی زنان در برخی موارد هم کمتر از چهار ماه میشود. «2» اسرار علمی و حکمتها: اسرار علمی و حکمتها: برخی از مفسران، پزشکان و صاحبنظران در مورد آیات فوق اظهار نظر کردهاند و حتی مفاد آن را اعجاز قرآن دانستهاند: 1. دکتر دیاب و قرقوز در مورد آیه اوّل (عده زنانی که شوهر آنها فوت کرده) مینویسد: «قطعیترین راه تشخیص حاملگی دو علامت دارد: حرکت جنین و شنیدن صدای ضربان قلب او. امّا سایر علائم از قبیل قطع سیکل ماهیانه، ویار و غیره، علائم یقینی __________________________________________________ (1) البته طبق فتاوای مراجع معظم تقلید در صورتی که فاصله بین دو عادت ماهیانه زن سه ماه باشد. در آن صورت عده زن در طلاق سه ماه است. (امّا این مورد بندرت اتفاق میافتد و در حقیقت یک استثناء است) ر. ک: رسالههای عملیه مراجع تقلید، مبحث طلاق، عده زنان. (2) شاید بتوان گفت که حکمت تفاوت عده زنان در وفات و طلاق این باشد: زنانی که تصمیم به طلاق از شوهر دارند قبل از طلاق تا مدتی در حال نزاع و کشمکش هستند و بطور طبیعی نزدیکی صورت نمیگیرد و لذا احتمال حاملگی کمتر است وعده آنان نیز کمتر در نظر گرفته شده است. امّا زنان جوانی که شوهرشان فوت میکند غالبا زندگی طبیعی خود را تا آخرین روزهای قبل از فوت شوهر داشتهاند و لذا احتمال نزدیکی و حاملگی زیادتر است و از طرف دیگر با فوت شوهر این زنان بیسرپرست شده غالبا توانایی اداره یک کودک را ندارند و لذا احتیاط بیشتری لازم است و از این رو عده آنان زیادتر در نظر گرفته شده است. البته اینها همه احتمالات در فلسفه و حکمت حکم است و اصل این احکام تعبدی است و شاید علل دیگری داشته باشد. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 546 نیستند. زیرا بسیاری از بیماریها نیز ممکن است همین عوارض را داشته باشند. این دو علامت (حرکت و شنیده شدن صدای قلب جنین) از ماه چهارم بارداری به بعد امکانپذیر است. و این همان چیزی است که قرآن چهارده قرن پیش آن را بیان فرموده است أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً. اعجاز این آیه بقدری روشن است که نیاز به توضیح ندارد. خداوند در این آیه تأکید دارد که زنان بعد از فوت شوهر باید تا چهار ماه ازدواج مجدد نکنند و این همان، مدتی است که برای اطمینان از بارداری یا عدم آن لازم است. حکمت و اهمیت این مسأله را پزشکان قانونی بهتر از دیگر افراد درک میکنند. زیرا باید مشخص باشد که جنین از شوهر فوت شده است یا خیر، تا اقوام شوهر در گذشته نتوانند بخاطر تصاحب اموال او منکر فرزند شوند و مادر را به زنا و فساد متهم نموده یا ادعا کنند که فرزند از شوهر دوّم است و مشکلات بسیاری که ممکن است در این رابطه پیدا شود.» «1» 2. عبد الرزاق نوفل در مورد آیه دوّم (عده زنانی که طلاق گرفتهاند) مینویسد: «سه قرء عبارت است از سه حیض یا به اندازه سه ماه و ثابت شده که علامتهای حاملگی چه ظاهری یا داخلی بعد از این مدت بروز پیدا میکند. امّا علامت ظاهری حاملگی همان بزرگ شدن قسمت پایین شکم است. و امّا علامت داخلی عدم عادت ماهیانه (خونریزی حیض) در سه ماه متوالی و اضطرابات معده (ویار) است. که این علامتها دلیل حاملگی زن است.» و سپس به سخنان مؤلف کتاب «قصة جنین» «2» استشهاد میکند که آن را برنده جایزه بهترین کتاب معرفی کند. و از قول ایشان نقل میکند که جنین در طی دو ماه، به اندازه نصف کل طول زمان ولادت رشد میکند و در ماه سوم همه دستگاههای بدنش ظاهر میشود. و در این موقع است که شکی در حاملگی باقی نمیماند چون مادر حرکت فرزند را در درون خود حسّ میکند. و این مطلب اعجاز علمی قرآن را نشان میدهد. «3» 3. برخی از مفسران معاصر، در مورد آیه دوم (عده زنانی که طلاق داده شدهاند) دو حکمت را یادآوری میکنند. اوّل: «از آنجا که غالبا بهم خوردن خانوادهها ضربههای جبران ناپذیری بر پیکر اجتماع وارد __________________________________________________ (1) طب در قرآن، ص 91. (2) مارجریت شیاجلبرت فی کتابها قصة جنین الحائز علی جائزة افضل الکتب العلمیة. (القرآن و العلم الحدیث، ص 135) (3) مارجریت شیاجلبرت فی کتابها قصة جنین الحائز علی جائزة افضل الکتب العلمیة. (القرآن و العلم الحدیث، ص 135) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 547 میکند، اسلام مقرراتی وضع کرده که تا آخرین مرحله امکان از گسستن خانواده جلوگیری بعمل آید ... یکی از این مقررات که خود عامل تأخیر طلاق و متزلزل نمودن آن میگردد و در این آیه مورد بحث واقع شده، نگاهداشتن «عدّه» است که مدت آن سه «قرء» تعیین شده است.» و سپس با اشاره به علل اختلافات خانوادگی که در حالت عصبانیت منتهی به طلاق میشود، مینویسند: «بسیار میشود که اندک مدتی که از این کشمکش گذشت، زن و مرد به خود آمده پشیمان میشوند. خصوصا از این جهت که میبینند با متلاشی شدن کانون خانواده در مسیر ناراحتیهای گوناگونی قرار خواهند گرفت ... مخصوصا با دستوری که اسلام در باره خارج نشدن زن از خانه در طول مدت عدّه داده است، حس تفکر در او برانگیخته میشود و در بهبود روابط او با شوهر کاملا مؤثر است.» «1» دوم: «یکی دیگر از فلسفههای «عدّه» روشن شدن وضع زن از نظر بارداری است. درست است که یک بار دیدن عادت ماهیانه معمولا دلیل بر عدم بارداری زن است. ولی گاه دیده شده که زن در عین بارداری، عادت ماهیانه را در آغاز حمل میبیند، از این رو برای رعایت کامل این موضوع دستور داده شده که زن، سه بار عادت ماهیانه ببیند و پاک شود، تا بطور قطع عدم بارداری از شوهر سابق روشن گردد و بتواند ازدواج مجدد کند.» «2» 4. همان مفسر در مورد حکمتهای آیه اوّل (عده زنانی که شوهر آنها از دنیا رفته است) نیز بر دو نکته تأکید میکند: نخست: اینکه رعایت حریم زندگانی زناشوئی حتی بعد از مرگ همسر موضوعی فطری است که همه اقوام به آن توجه کرده (و گاهی افراط کردهاند) و اسلام آن را بطور شایستهای امضاء کرده است و بر خرافات و افراطها خط بطلان کشیده است. (سخن ایشان قبلا به صورت کامل نقل شد) و دوّم: مسأله بارداری احتمالی زن و یقین به خالی بودن رحم از نطفه همسر پیشین. «3» __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 2، ص 106 و 107. (2) تفسیر نمونه، ج 2، ص 108. (3) ر. ک: همان، ص 136 و 137. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 548 بررسی: بررسی: در اینجا توجه به چند مطلب لازم است: 1. لزوم نگاهداشتن عده برای زنانی که شوهرانشان از دست رفته امری مفید بوده است و همانطور که گذشت باعث حفظ احترام شوهر فوت شده میگردد. همانگونه که عده برای زنانی که طلاق گرفتهاند نیز مفید است و در بسیاری از موارد (بویژه در طلاق رجعی) موجب اتصال دوباره مرد و زن و ادامه زندگی خانوادگی میشود و این فلسفه و حکمتها در این موارد قابل انکار نیست. 2. رعایت عدّه توسط بانوان (طلاق گرفته و زنانی که شوهر آنان فوت کرده) موجب میشود تا اطمینان به حاملگی یا به عدم آن پیدا کنند و از مشکلات و تهمتهای بعدی پرهیز شود. و این مطلب نیز یکی از حکمتها و اسرار این حکم است، امّا نمیتوان ادعا کرد که این مطلب علت تامه حکم عدّه است چرا که احتمال دارد اسرار، مصالح و حکمتهای دیگری نیز در تشریع این حکم دخالت داشته است و لذا برخی از مفسران معاصر مینویسند: «جالب توجه این که در احکام اسلامی در مورد عدّه، به این معنا تصریح شده که اگر هیچ گونه احتمالی در مورد بارداری زن در میان نباشد باز باید زنانی که همسرشان فوت شدهاند، عده نگاهدارند؛ و نیز به همین دلیل، آغاز عدّه، مرگ شوهر نیست بلکه موقعی است که خبر مرگ شوهر به زن برسد هر چند بعد از ماهها باشد و این خود میرساند که تشریع این حکم قبل از هر چیز بخاطر حفظ احترام و حریم زوجیت است اگر چه مسأله بارداری احتمالی زن در این قانون مسلما مورد توجه بوده است.» «1» 3. در مطالب عبد الرزاق نوفل و دکتر دیاب و دکتر قرقوز چند نکته قابل ملاحظه است: اوّل: اینکه عبد الرزاق نوفل ادعا کرد که مقصود از «ثلاثة قروء» همان سه حیض (عادت ماهیانه) است در حالی که ما از لغت و با توجه به روایات و کلمات مفسرین اثبات کردیم که مقصود از «قروء» سه پاکی است. دوّم: اینکه اینان ادعا کردند که حرکت فرزند در شکم مادر از ماه چهارم حاملگی بروز پیدا میکند. در حالی که برخی کتابهای جدید و معتبر پزشکی بروز آن را از ماه پنجم میدانند. «2» __________________________________________________ (1) تفسیر نمونه، ج 2، ص 137. (2) ر. ک: پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور (تجدید نظر ششم 1990 م) ص 98، انتشارات شرکت سهامی چهر (1370 ش) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 549 و این مطلبی است که حدودا مطابق با عده زنان شوهر از دست داده است. (چهار ماه و ده روز) امّا عده زنانی که در طلاق شوهران هستند، همانطور که بیان شد، در بیشتر موارد حدود چهار ماه میشود. و لذا حدودا با این مطلب علمی مطابقت دارد. (هر چند که در برخی موارد مطابقت ندارد) «1» 4. مسأله رعایت عدّه برای زنان و مطابقت فی الجمله زمان آن با یافتههای پزشکی هر چند که از شگفتیهای قرآن کریم است و دقت علمی این کتاب الهی را میرساند، امّا نمیتواند اعجاز علمی قرآن به شمار آید چرا که: اولا: حرکت جنین در شکم مادر از پنج ماهگی قابل حسّ بوده و این امری نیست که جدیدا کشف شده باشد و خبری باشد که از راه عادی برای مردمان قابل دسترسی نبوده باشد تا اخبار قرآن از آن، نوعی اعجاز محسوب گردد. ثانیا: احتمال دارد که تعیین زمان عده (ثلاثة قروء و چهار ماه و ده روز) بر اساس مصالح و علل و حکمتهای متعددی بوده که برخی از آنها تاکنون کشف نشده باشد. همانطور که گذشت مسایلی همچون جلوگیری از فروپاشی خانواده و احترام به شوهر فوت شده، در شمار فلسفهها و حکمتهای تعیین عدّه شمرده شده است. پس یکی از حکمتها یا فواید تعیین عده زنان، اطلاع قطعی از وضعیت حاملگی زنان است. و ثالثا: این مطلب (تطابق زمان عده با علم به وجود جنین در شکم مادر) در همه موارد صادق نیست چرا که اگر تنها علت و معیار تعیین زمان عدّه وفات همان علم حسّی مادر به وجود جنین بود میباید زمان محاسبه عدّه از زمان آخرین نزدیکی و یا حدّاقل فوت شوهر باشد در حالی که معیار شرعی تعیین زمان عدّه همان موقع رسیدن خبر فوت است. و علاوه بر آن برخی موارد از عدّه طلاق (مثل عدّه زنانی که سه ماه است) با برخی از محاسبات پزشکی (احساس حرکت کودک در ماه پنجم) سازگار نمیافتد. 3. مدّت ثابت زمان بارداری: اشاره 3. مدّت ثابت زمان بارداری: قرآن کریم در مورد مدّت زمان حاملگی زنان در چند مورد سخن گفته است: وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی «2» «و آنچه را اراده میکنیم تا مدتی معین در رحمها قرار میدهیم.» __________________________________________________ (1) بیان کردیم که در برخی موارد عده این زنان سه ماه است. (2) حج/ 5. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 550 أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ فَجَعَلْناهُ فِی قَرارٍ مَکِینٍ إِلی قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ «1» «مگر شما را از آبی بیمقدار نیافردیم؟ پس آن را در جایگاهی استوار نهادیم تا مدتی معین. و توانا آمدیم و چه نیک تواناییم. در آن روز وای بر تکذیب کنندگان» «2» برخی از مترجمین این قسمت أخیر آیه را اینگونه ترجمه میکنند: «و ما تقدیر مدت رحم (و تعیین سرنوشت او تا ابد) کردیم که نیکو مقدّر حکیمی هستیم.» «3» نکات تفسیری: نکات تفسیری: ریشه اختلافات مترجمان و مفسران در مورد آیه فوق آن است که ماده «قدر» که «قدرنا و القادرون» از آن گرفته شده در لغت به دو معنای «قدرت» و «تقدیر و اندازه» آمده است. «4» علامه طباطبائی (ره): تفسیر دوّم آیه را میپذیرد. (ما تقدیر جمیع مقدرات و صفات و احوال کودک در رحم را کردیم و ما خوب تقدیر کنندهای هستیم) و معنای اوّل (قدرت) را به صورت یک احتمال ذکر میکند. «5» صاحب تفسیر نمونه: در مورد آیه فوق با اشاره به معنای اوّل (سپس ما آن را در قرارگاه مناسب و محفوظ و آماده قرار دادیم تا مدتی معین ما قدرت بر این کار داشتیم پس ما قدرتمند خوبی هستیم ...) معنای دوّم را با این عبارات نفی میکند: «بعضی از مفسران این آیه را چنین تفسیر کردهاند که: ما نطفه را با اندازهگیریهای لازم و مقدرات مختلف و ویژگیهائی در جسم و جان تقدیر نمودیم و خوب تقدیر کنندهای هستیم. ولی این تفسیر با توجه به اینکه متن قرآن و قرائت معروف بدون تشدید است بعید به نظر میرسد هر چند بعضی گفتهاند که ماده ثلاثی مجرد نیز به معنی اندازهگیری آمده است ولی در استعمال معمول «قادر» به این معنا استعمال نمیشود.» «6» __________________________________________________ (1) مرسلات/ 20- 24. (2) ترجمه استاد فولادوند. (3) ترجمه الهی قمشهای. (4) ر. ک: مفردات راغب، ماده قدر. (5) ر. ک: المیزان، ج 20، ص 167. (6) تفسیر نمونه، ج 25، ص 409. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 551 اسرار علمی: اسرار علمی: 1. دکتر دیاب و دکتر قرقوز با اشاره به آیه 20- 23 مرسلات مینویسند: «رحم قرارگاه و جایگاه استواری برای محصول بارداری (جنین) است. ولی برای یک مدت زمان تعیین شده و تقریبا ثابت که به دوران بارداری معروف است. و تقریبا 270- 280 روز یا 40 هفته است یعنی معادل ده ماه قمری یا نه ماه شمسی که پس از آن جنین قادر خواهد بود در دنیای جدیدی به زندگی خود ادامه دهد. قرآن این مدت زمان را به نام «قدر معلوم» «1» یاد میکند. و در سوره حج از این فاصله زمانی به نام «اجل مسمّی» «2» یعنی مدت از قبل تعیین شده یاد شده است. اعجاز این آیات در این نیست که به مدت بارداری اشاره نموده، بلکه در این است که گفته است این مدت بهترین و مناسب ترین مدت ممکن است فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ. «3» و اگر این مدت کم یا زیاد شود، زیان آن متوجه جنین یا مادر او خواهد بود. اگر مدت بارداری بیش از 42 هفته به طول انجامد (با احتساب ابتدای آخرین سیکل ماهیانه) بارداری طولانی نامیده میشود. و اگر کمتر از 38 هفته باشد آن را زایمان زودرس مینامند. مدت بارداری طبیعی بین 38 الی 42 هفته میباشد.» «4» سپس ایشان به صورت مفصل خطرات بارداری طولانی را برمیشمارد. (مثل سختی زایمان- کاهش اکسیژن جنین و خطر مرگ برای او- زیانهایی که متوجه مادر میشود.) و آنگاه زیانهای زایمان زودرس را برمیشمارد. (مثل ضعف و ناتوانی سیستم دفاعی بدن نوزاد که در 50% موارد منتهی به مرگ نوزاد میشود و آمادگی نوزادان زودرس برای ابتلاء به برخی بیماریها مثل یرقان.) «5» 2. شهید دکتر پاکنژاد نیز به همین مطلب علمی در مورد آیات سوره مرسلات تصریح کرده است. «6» 3. پروفسور توماس وی سادلر در رویانشناسی پزشکی لانگمن، مینویسد: عموما __________________________________________________ (1) مرسلات 20- 23. (2) حج/ 5. (3) مرسلات/ 23. (4) طب در قرآن، ص 99. (5) همان، ص 100- 103. (6) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 11، ص 109. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 552 طول زمان بارداری 280 روز یا 40 هفته پس از آخرین قاعدگی میباشد، یا به عبارت دقیقتر 266 روز یا 38 هفته پس از باروری. «1» و در جای دیگر مینویسد: «متخصصین زایمان تاریخ تولد را 280 روز یا 40 هفته پس از اولین روز خونریزی آخرین قاعدگی محاسبه خواهند نمود. در زنانی که دارای دوره قاعدگی منظم 28 روزه میباشند روش محاسبه تقریبا دقیق است لکن زمانیکه چرخههای قاعدگی نامنظم باشد در محاسبه ممکن است به میزان زیاد اشتباه بوجود آید.» «2» بررسی: بررسی: در اینجا تذکر چند نکته لازم است: 1. اینکه قرآن کریم مقدار زمان بارداری را اندازهای مشخص میداند و در پزشکی نوین هم مدت زمان بارداری را تقریبا ثابت میدانند، نشان میدهد که کشفیات جدید علمی بار دیگر اشارات علمی قرآن را تبیین کرد و در فهم بهتر آیات قرآن ما را کمک کرد. و این مطالب عظمت آیات قرآن را نشان میدهد. 2. از آنجا که مدت زمان بارداری یک امر تجربی بوده که از زمانهای دور مورد توجه همه افراد و بویژه پزشکان بوده است و کم و بیش مشخص بوده که مدت بارداری تقریبا 9 ماه است، لذا قرآن کریم مطلبی را تذکر میدهد که تقریبا همه میدانند تا نعمتهای خداوند را یادآور شود. به همین دلیل است که در آیات سوره مرسلات/ 20 با سؤال تقریری شروع میکند: أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ «آیا شما را از آبی بیمقدار نیافریدیم؟ پس آن را در جایگاهی استوار نهادیم تا مدتی معین.» اگر جواب این پرسشها روشن نبود استفهام تقریری معنا نداشت. شاهد دیگر بر اینکه این آیات بیان نعمت خداست این است که در پایان میفرماید: وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ «در آن روز وای بر تکذیب کنندگان». در سوره حج آیه 5 نیز در آغاز آیه مورد بحث و در آیه بعدی سخن از قیامت است: یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ ... ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتی ... یعنی مراحل خلقت انسان به عنوان شاهدی برای دفع شک در مورد رستاخیز آورده شده __________________________________________________ (1) پروفسور توماس. وی. سادلر، رویانشناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور، (1990 م)، ص 96، انتشارات چهر. (2) همان، ص 102 و 103. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 553 است. و شاهد رستاخیز باید مطلب واضحی باشد، بطوری که همه مردم آن را درک کنند تا بتوان به آن استشهاد کرد. از این رو مفسران قرآن نیز از آیات فوق تحت عنوان «دلائل معاد در علم جنین و گیاهان» «1» یاد کردهاند. یعنی همین برداشت ما را داشتهاند. پس تذکر اینکه مدت بارداری معین است و مطابقت آن با یافتههای دانش تجربی نمیتواند اعجاز علمی قرآن را اثبات کند چرا که این، خبر از امور غیبی نیست، بلکه خبر از اموری است که تقریبا همه مردم میدانند و یادآوری آن برای این است که نعمتهای الهی را متذکر شوند. 3. در مورد مطلب اوّل دکتر دیاب و قرقوز (تعیین 40 هفته به عنوان قدر معلوم و اجل مسمّی) باید گفت که: همانطور که از پزشکی لانگمن شاهد آوردیم نمیتوان در مورد زمان بارداری زمان دقیقی را مشخص کرد بلکه متخصصان پزشکی در مورد زنانی که قاعدگی منظم دارند از کلمه «تقریبا دقیق» برای مدت 266 روز استفاده میکنند و در مورد زنانی که قاعدگی نامنظم دارند محاسبه را همراه با اشتباهات بزرگ میدانند. شاید در این مورد متغیرهای دیگری وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده و بعدها بتوانند با کشف آنها تاریخ دقیق تولد را مشخص سازند. پس نمیتوان اینگونه امور ثابت نشده را به طور قطعی به قرآن نسبت دهیم و بگوییم که مقصود قرآن از «قدر معلوم» و «اجل مسمّی» همان 40 هفته است. 4. در مورد مطلب دوّم دکتر دیاب و قرقوز (که از این قسمت آیه فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ «2» استفاده کرده بودند که بهترین و مناسبترین مدت بارداری همان 40 هفته است) تذکر سه نکته لازم است: نخست آنکه این استفاده مبتنی بر مطلب اوّل ایشان است (که قدر معلوم را 40 هفته پنداریم) و آن مطلب در شماره قبل ردّ شد. دوّم آنکه دو احتمال در معنای ماده «قدر» در آیه فوق وجود دارد یعنی «قدرت» و «تعیین اندازه» «3» و لذا این قسمت آیه به دو صورت ترجمه شده بود: «و توانا آمدیم و چه نیک تواناییم» «ما تقدیر مدت رحم کردیم که نیکو مقدّر حکیمی هستیم» __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 14، ص 17. (2) مرسلات/ 23. (3) هر دو احتمال (قدرت- تقدیر) در مفردات راغب آمده است (ماده قدر) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 554 و برداشت این دو پزشک از آیه فوق فقط بر اساس احتمال دوّم صحیح است. ولی با توجه به روشن بودن حدود زمان بارداری برای مردم (که زمان دقیق آن برای پزشکان جدید هم معلوم نیست) و اینکه اگر زایمان دیر یا زود اتفاق افتد موجب ضررهایی برای کودک و مادر میشود. (هر چند که مردم همه ضررها را به تفصیل نمیدانستند) و با توجه به سیاق آیات (مرسلات/ 20- 24) که در مقام شمارش نعمتهای خداست، پس باز هم میتوان گفت این مطلب اعجاز علمی قرآن را ثابت نمیکند. همانطور که صدر آیه قَدَرٍ مَعْلُومٍ دلالت بر اعجاز علمی قرآن نداشت؛ چرا که آیه خبر از مطالبی میدهد که مردم میدانند (و لو اجمالا) و محتوای خبر آیه از اخبار غیبی نیست که کسی نداند و نتواند مثل آن را بیاورد. مرحله سیزدهم: بلوغ اشاره مرحله سیزدهم: بلوغ قرآن کریم بلوغ را یکی از مراحل خلقت و زندگی بشر میشمارد و از آن به عنوان مرحلهای متمایز در عرصه زندگی او یاد میکند و میفرماید: ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ «1» «و بعد شما را [به صورت کودکی برمیآورد، تا به کمال قوت خود برسید.» ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ «2» «آنگاه شما را [به صورت کودک برون میآوریم سپس [حیات شما را ادامه میدهیم تا به حد رشدتان برسید.» و در جای دیگر احکام خاصی بر بلوغ اطفال مترتب میکند مثل اجازه دخول گرفتن در موارد خاص (نور/ 59) و دادن اموال یتیم به او بعد از بلوغ و رشد است. (نساء/ 6- انعام/ 152- اسراء/ 34- کهف/ 82)، همچنین دادن نبوت و مقدمات آن به برخی انبیاء که بعد از بلوغ اشد بوده است. (یوسف/ 22- قصص/ 14) مقصود از «بلوغ اشدّ» چیست؟ مقصود از «بلوغ اشدّ» چیست؟ «شدّ» به معنی قوت چیزی در مقابل سستی آن است. «اشدّ» جمع «شد» است و جمع میآید تا اشاره به این باشد که لازمه قوت آن است که تمام قوای ظاهری و باطنی از جمیع جهات قوی شود. __________________________________________________ (1) غافر/ 67. (2) حج/ 5. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 555 «بلوغ اشدّ» در افراد با استعدادهای مختلف، متفاوت است و بر طبق موضوع و حکم تغییر میکند. (مثل بلوغ جنسی- بلوغ مالی- بلوغ علمی و عقلی و ...) از این رو برخی، مشخص کردن زمان معینی برای آن را صحیح ندانستهاند. و گفتهاند از بیست سال تا چهل سال بر اساس اشخاص و موضوعات مختلف متفاوت است. «1» استاد مکارم شیرازی «بلوغ اشد» را به معنی رسیدن به حد رشد و بلوغ و کمال جسم و عقل دانستهاند. «2» و در جای دیگر متذکر میشوند که: «اشد» از ماده «شد» به معنی گره محکم است و اشاره به استحکام جسمانی و روحانی میباشد. برخی گفتهاند جمعی است که مفرد ندارد و برخی آن را جمع «شد» (بر وزن سد) میدانند. «3» علامه طباطبائی (ره) مینویسد: بلوغ اشد این است که قوای انسان قوی شود و این غالبا در 18 سالگی است. «4» امّا از نظر شریعت بلوغ حدّی از سن است که پس از آن انسان مکلف به تکالیف الهی است و قبل از آن حق تصرف در اموال خود را ندارد. بلوغ به سه نشانه شناخته میشود: اوّل رویش موی خشن بر عانه و دوّم خروج منی و سوّم به کامل شدن پانزده سال قمری. «5» جمعبندی: جمعبندی: به نظر میرسد که ذکر مرحله «بلوغ اشد» رسیدن به قوت، در تمام قوای جسمی و روحی است که در آیات 5 سوره حج و 67 سوره غافر، مقصود رسیدن به اوج زندگی است. یعنی انسان پس از تولد سه مرحله را پشت سر میگذارد: الف: مرحله طفولیت که در حال ضعف است و به طرف رشد و قوت میرود. ب: مرحله «بلوغ اشد» که مرحله قوت در همه قوای جسمی و نفسانی است. ج: مرحله پیری و کهنسالی که رو به ضعف میرود. در این قسمت آیات فوق مرحله دوّم را متذکر میشود و در این آیه نیز به این مطلب اشارت رفته است: __________________________________________________ (1) ر. ک: مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 27- 28. (2) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 14، ص 18. (3) ر. ک: همان، ج 9، ص 360. (4) ر. ک: المیزان، ج 11، زیر آیه 32 یوسف. (5) تحریر الوسیله، ج 2، ص 13. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 556 اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً «1» «خداست آن کس که شما را ابتدا ناتوان آفرید. آنگاه پس از ناتوانی قوّت بخشید، سپس بعد از قوّت، ناتوانی و پیری داد.» مرحله چهاردهم: کهن سالی (پیری) اشاره مرحله چهاردهم: کهن سالی (پیری) قرآن کریم در چند مورد سخن از پیری انسان میگوید و آن را مرحلهای از زندگی بشر معرفی میکند و میفرماید: ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً «2» «تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید.» ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً «3» «تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس میمیرد، و برخی از شما به غایت پیری میرسد. به گونهای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمیداند.» اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً «4» «خداست آن کس که شما را ابتدا ناتوان آفرید، آنگاه پس از ناتوانی قوّت بخشید، سپس بعد از قوّت، ناتوانی و پیری داد.» وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ «5» «و هر که را عمر دراز دهیم، او را در خلقت دچار افت میکنیم (در خلقتش بکاستیم)، آیا نمیاندیشید؟» فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً «6» «پس اگر کفر بورزید، چگونه از روزی که کودکان را پیر میگرداند، پرهیز توانید کرد؟» __________________________________________________ (1) روم/ 54. (2) غافر/ 67. (3) حج/ 5. (4) روم/ 54. (5) یس/ 68. (6) مزمل/ 17. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 557 اسرار علمی: اسرار علمی: 1. دکتر دیاب و دکتر قرقوز با ذکر آیه 5 سوره حج در مورد پیری مطالب مفصلی دارند که خلاصه آنها را ذکر میکنیم: «پستترین مرحله یا پیری، آخرین مرحله از مراحل زندگی انسانی است. کسانی که سن پنجاه سالگی یا بالاتر از آن را پشت سر گذاشتهاند، احساس میکنند که همه چیز در وجود آنها در حال تغییر و افول است ... دانشمندان پی بردهاند که میزان این دگرگونی در سال بین 5/ 0 الی 3/ 1 درصد میباشد. به عنوان مثال قلب در هر دقیقه 70- 80 بار منقبض و منبسط میشود یعنی بیش از 000/ 100 بار در روز و بیش از 36 میلیون بار در سال. این فعالیت مستمر قلب از توان و قدرت آن میکاهد و در نتیجه تزریق خون به بافتها و از جمله کلیهها کاهش مییابد. کلیهها برای افزایش فشار خون توسط قلب شروع به ترشح مادهای بنام رنین (nineR) میکند و بدین ترتیب بالا رفتن سن منجر به بالاتر رفتن فشار خون میشود.» سپس چکیده مطالعات دانشمندان در مورد سرّ پیری را اینگونه گزارش میکند: «سلولها قادر به دفع تمام مواد زائدی که در نتیجه فعل و انفعالات شیمیائی در داخل آن صورت پذیرفته نمیباشند و این مواد زائد به مرور زمان و طی گذشت سالها جمع شده و خود سلولهای زنده را از بین میبرند. بدین ترتیب بدن به مرور زمان وارد مرحله ضعف و پیری میشود.» سپس با ذکر آیه 54 سوره روم به مقایسه دوره کودکی و پیری و شباهتهای آنها میپردازد و مینویسد: «زاویه فک پایین نزد کودکان به صورت منفرجه است. این زاویه در جوانی به شکل قائم و یا حاده درمیآید و در پیری مجددا درست مانند ایام کودکی به شکل منفرجه در میآید.» سپس با ذکر آیه 6 سوره یس مینویسد: «سلولهای بدن که همیشه در حال تجدید و نوسازی از طریق تخریب و ساخت است در نیمه اوّل زندگی عملیات ساخت و ترمیم بر اعمال تخریب غلبه دارد ولی در نیمه دوّم عمر، عملیات انهدام (noitarenegeD) بر عمل بازسازی (noitanenegeR) غلبه دارد. این، علت بهبودی سریع شکستگیهای استخوان و زخمها نزد کودکان و پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 558 کندی آن در نزد افراد مسن را برای ما روشن میسازد. و بدین ترتیب زیبائی این آیه قرآن برای ما روشنتر میگردد که میفرماید: وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ «1» این آیه شریفه یک حقیقت علمی و یک سنّت لا یتغیر زندگی را نیز که کلیه موجودات زنده بطور مطلق از آن پیروی میکنند برای ما روشن میسازد.» «2» 2. در مورد آیه یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً «3» دکتر دیاب و قرقوز مینویسند: «دگرگونیهای شدید روحی باعث میشود تغییرات عضوی در بدن بوجود آید ... پس ممکن است ترس شدید و ناگهانی باعث سفید شدن رنگ موی سر و صورت شود و بیماریهای بهک (سفید شدن رنگ پوست) و از دست دادن کنترل ادرار که در نتیجه ترشحات ادرنالین و استروئیدها عارض میشود، را به همراه داشته باشد.» «4» 3. مفسرین در مورد آیه یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً «5» سه احتمال دادهاند: «الف: کودکان بخاطر طولانی بودن روز قیامت پیر میشوند. این احتمال را بعید میدانند چرا که آیه ناظر به حوادث هولناک است نه طول مدت روز قیامت. ب: کودکان در قیامت آثار پیری در آنها ظاهر میشود؛ امّا این امر در اثر حوادث سخت و هولناک قیامت است. در همین دنیا نیز افرادی را میبینیم که بر اثر سنگینی حادثه ناگهان طی چند روز و حتی طی چند ساعت موهای سیاهشان سفید میشود. ج: برخی گفتهاند آیه معنای کنائی دارد؛ یعنی کنایه از عظمت یک حادثه بزرگ است مثل وقتی که میگویند: «این حادثه مرا پیر کرد.» «6» جمعبندی و بررسی: جمعبندی و بررسی: قرآن کریم در چند مورد سخن از دوران کهن سالی انسان گفته است و آن را مرحلهای از زندگی بشر میداند و نیز آن را مرحله ضعف و کاستی خلقت معرفی میکند. از نظر علمی نیز این آثار در انسان وجود دارد و اسرار خاص خویش را دارد که بیان شد. در اینجا __________________________________________________ (1) یس/ 68. (2) طب در قرآن، ص 119- 121 با تلخیص. (3) مزمل/ 17. (4) طب در قرآن، ص 68. (5) مزمل/ 17. (6) ر. ک: علامه طباطبائی (ره)، المیزان، ج 20، ص 147 و استاد مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 5، ص 109. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 559 تذکر چند نکته لازم است: 1. این اشاره علمی قرآن کریم به دوره پیری و اسرار علمی آن بسیار زیبا و جالب است. امّا از طرفی قرآن این مطلب را به صورت کلی بیان کرده است و وارد جزئیات نشده و از طرف دیگر، کاستی قدرت انسان و ضعف آن در پیری برای بشریت امری مشهود و محسوس بوده است و لذا نمیتوان گفت که این مطالب قرآن دلیل اعجاز علمی آن است. 2. در مورد آیه یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً «1» ملاحظه شد که سه احتمال در تفسیر آیه وجود دارد، که فقط بنابر احتمال دوّم (ب) میتوانیم مطلب آیه را با تغییرات عضوی ناشی از دگرگونیهای شدید روحی تطبیق کنیم. پس نمیتوانیم این مطلب را به صورت قطعی به قرآن نسبت دهیم و بگوئیم اعجاز علمی قرآن را ثابت میکند. و از طرف دیگر اگر بخواهیم آیه را در مصداق و مورد خاصی (بیماری بهک) متعین بدانیم خالی از اشکال نیست بلکه تطبیق بدون دلیل و قرینه است. تذکر: البته باید توجه داشت که صحنه قیامت غیر از جهان مادی و دنیوی ماست و معیارها و مسائل خاص خود را دارد و لذا نمیتوان تمام خصوصیات این جهانی را بر مطالب اخروی تطبیق کرد. بلکه در سرای آخرت بسیاری از اسمهایی که ما به کار میبریم (مثل یوم- میزان و ...) مفاهیم و مصادیق خاص خود را دارد. مرحله پانزدهم: مرگ: اشاره مرحله پانزدهم: مرگ: قرآن کریم هنگامی که مراحل خلقت انسان (از منی- مضغه ...) را برمیشمارد سپس مرحله مرگ را واپسین مرحله زندگی انسان معرفی میکند و میفرماید: ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ «2» «و تا سالمند شوید و از میان شما کسی است که مرگ پیش رس مییابد و تا [بالاخره به مدتی که مقرر است برسید، و امید که در اندیشه فرو روید.» ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً «3» __________________________________________________ (1) مزمل/ 17. (2) غافر/ 67. (3) حج/ 5. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 560 «سپس [حیات شما را ادامه میدهیم تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس میمیرید و برخی از شما به غایت پیری میرسید به گونهای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمیداند.» قرآن کریم مرگ را برای همه انسانها سرنوشتی حتمی میداند و میفرماید: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ «1» «هر جانداری چشنده [طعم مرگ است.» أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ «2» «هر کجا باشید شما را مرگ در مییابد، هر چند در برجهای استوار باشید.» قرآن کریم در مورد موعد مرگ میفرماید: وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ «3» «و کسی نمیداند در کدامین سرزمین میمیرد.» قرآن کریم در مورد زمان مرگ میفرماید: وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها «4» «و [لی هر کس اجلش فرا رسد، هرگز خدا [آن را] به تأخیر نمیافکند.» تذکر: قرآن کریم در مورد مرگ و مطالب پس از آن (معاد) در آیات زیادی سخن گفته است. برخی از مفسران و صاحبنظران به تطبیق برخی آیات معاد با مطالب علمی پرداختهاند. ولی این مطلب یک بحث مستقل و دامنهداری است که باید در جای دیگر به آن بپردازیم. در اینجا فقط مسأله مرگ را از یک زاویه خاص (به عنوان آخرین مرحله زندگی انسان) مورد بررسی قرار میدهیم. اسرار علمی: اسرار علمی: 1. دکتر دیاب و دکتر قرقوز با ذکر آیاتی از قرآن در مورد مسایل علمی مرگ مینویسند: «اگر بوسیله میکروسکوپ الکترونیکی درون یک سلول پیر را بکاویم، بر روی آن رسوباتی مشاهده خواهیم کرد که دانشمندان نام رسوبات پیری بر آن نهادهاند. این __________________________________________________ (1) آل عمران/ 185 و نیز انبیاء/ 35 و عنکبوت/ 57. (2) نساء/ 78. (3) لقمان/ 34. (4) منافقون/ 11 و همین مضمون در اعراف/ 34. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 561 رسوبات عبارت است از مواد شیمیائی غریبی که در سلولهای مغز و عضلات جمع شده و رنگ ویژهای به آن میبخشد. این مواد عبارتند از مواد پروتئینی و شبه پروتئینی و چربیهای اکسیده شده. این مواد گاهی به مرور زمان به صورت شبکههای تار عنکبوتی درآمده و سلول را به سوی سرنوشتی سوق میدهند که راه فراری برایش نماند و آن چیزی جز مرگ نیست.» سپس مرگ را از دیدگاه دیگری مورد بررسی قرار میدهند و مینویسند: «مرگ موجودات زنده ضرورتی است لازم برای توالی نسلها و گرنه اگر زندگی و حیات همین نسل موجود دست نخورده باقی بماند، پس از مدت کوتاهی جمعیت کره زمین به حدّی خواهد رسید که دیگر مجال ظهور و ادامه حیات برای نسلهای بعد وجود نخواهد داشت. قرآن کریم نیز در موارد متعدد به ضرورت و حتمیت مرگ اشاره فرموده است.» کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ «1» آن گاه در مورد زمان و مکان مرگ مینویسند: «زمان و مکان از قبل تعیین شده برای مرگ هر کس از امور غیبی است و احدی از آن آگاه نمیباشد. و این خود یکی از نعمتهای بزرگ الهی است. موارد بسیاری وجود دارد که پزشکان زمان فرا رسیدن مرگ بیماری را تعیین کرده و در این راه دچار اشتباه شدهاند؛ و چه بسیار افرادی که مرگ آنها از نظر دیگران امری محقق پنداشته شده بود ولی از مرگ نجات یافتهاند». و سپس آیات 145/ آل عمران و 27/ رحمن را شاهد آورده است. «2» 2. استاد مکارم شیرازی درباره واژه «موت» مینویسند: «موت درست نقطه مقابل حیات است لذا آن هم انواع مختلفی دارد که هر کدام نقطه مقابل نوعی حیات است. از جمله: الف: موت نباتی (گیاهی): همانگونه که قرآن درباره باران میگوید أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً «3» «ما به وسیله آن سرزمین مرده را زنده کردیم.» ب: موت حیوانی در مقابل حیات حسّی (زندگی حیوانی) ج: موت عقلانی یعنی جهل در مقابل حیات عقلانی (زندگی انسانها) __________________________________________________ (1) آل عمران/ 185- انبیاء/ 35 و نیز نساء/ 78 و آل عمران/ 168. (2) طب در قرآن، ص 121 و 122. (3) ق/ 11. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 562 د: موت به معنی غم و اندوه: چنانکه قرآن میگوید: وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَ ما هُوَ بِمَیِّتٍ «1» «غم و اندوه از هر سو به او میرسد و او مرده نیست.» ه: موت به معنای خواب چنانکه گفتهاند «خواب موت خفیف است». همانگونه که موت خواب سنگین است. «2» و: تحلیل تدریجی: بعضی موت را به معنی تحلیل تدریجی یک موجود زنده نیز دانستهاند و «موته» حالتی شبیه جنون است. گوئی عقل و علم در آن حالت میمیرد.» «3» جمعبندی و بررسی: جمعبندی و بررسی: از مجموع آیات مربوط به مرگ بدست میآید که مرگ یک قانون عمومی الهی است که در مورد همه جانداران اجرا میشود. از مطالبی که ذکر شد روشن شد که مرگ یک قسم نیست بلکه اقسامی دارد. (که بررسی تفصیلی آنها از موضوع بحث ما خارج است) مثل: مرگ نباتی (گیاهی) حیوانی (حسّی) عقلانی (انسانی) و خواب. امروزه از نظر پزشکی نیز مرگ را به اقسامی تقسیم میکنند: مرگ مغزی- مرگ قلبی و ... امّا مرگ از منظر قرآن نابودی و فنا نیست بلکه دریافت کامل نفس، روح و شخصیت انسان (توفّی) «4» است. که زندگی دیگری را در جهان دیگر ادامه میدهد. پس هر چند که مرگ، پایان به نظر میآید امّا آغازی دیگر است. در اینجا تذکر چند مطلب لازم است: 1. مطلبی که دکتر دیاب و قرقوز در مورد پیدایش رسوبات پیری در سلولها و مرگ نهائی آنها گفتند فقط با مرگ نباتی و حیوانی قابل تطبیق است در حالی که پدیده مرگ از نظر قرآن مراحل بالاتر (توفی نفس) را نیز شامل میشود. __________________________________________________ (1) ابراهیم/ 17. (2) قرآن میفرماید: اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْری إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (زمر/ 42) «خدا روح مردم را در هنگام مرگشان به تمامی باز میستاند و [نیز] روحی را که در [موقع خوابش نمرده است [قبض میکند]؛ پس آن [نفسی را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه میدارد. و آن دیگر [نفسها] را تا هنگام معین [به سوی زندگی دنیا] باز پس میفرستد قطعا در این [امر] برای مردمی که میاندیشند نشانههایی [از قدرت خدا] است.» (3) پیام قرآن، ج 2، ص 98 با تلخیص. (4) زمر/ 42. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 563 2. در قرآن کریم سخن از عدم اطلاع انسان از مکان مرگ خویش گفته شده است (لقمان/ 34) که این مطلب موارد استثناء زیادی دارد (مثل اخبار ائمه اطهار: و برخی اولیاء الهی از مکان مرگ خویش) که مفسران گفتهاند اطلاع انسانها در این موارد از مکان مرگ خویش با اذن الهی بوده است یعنی خدا خواسته که بدانند و گر نه علم مستقل در این زمینهها ندارند. «1» امّا در مورد عدم امکان اطلاع انسان از زمان مرگ خویش، در قرآن آیهای نیافتیم که به این مطلب تصریح کند. بلی در قرآن اشاره شده است که اجل (حتمی) افراد مشخص است و هنگامی که فرا رسد تأخیری در آن صورت نمیگیرد. ولی نفرموده است که انسان میتواند از زمان مرگ خویش (بویژه مرگ نباتی و حیوانی و مرگ مغزی و قلبی که در پزشکی بیشتر مطرح است) اطلاعی پیدا کند. چه مانعی دارد که پزشکی بتواند با ابزارهای علمی، زمان مرگ طبیعی (مرگ قلبی یا مغزی) کسی را پیشبینی کند و درست هم باشد. و عدم اطلاع فعلی پزشکان از این امر یا اشتباهات آنها در این زمینه دلیل عدم امکان این امر در آینده نیست. پیشبینی این امور مثل پیشبینی دقیق یک کشاورز از سرنوشت دانهای است که کاشته است که چه موقع جوانه میزند، رشد میکند، میوه میدهد و .. البته همیشه احتمال خطا در علوم بشری وجود دارد همانگونه که احتمال پیش آمدهای غیر منتظره (مثلا تغییرات در حوزه اجل معلّق در مورد مرگ) وجود دارد. که از دسترس پیشبینی بشر عادی خارج است. پس سخن آقای دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد عدم اطلاع انسان از مکان مرگ صحیح است، امّا در مورد زمان مرگ صحیح بنظر نمیرسد. مگر آنکه گفته شود عدم اطلاع از مکان مرگ مستلزم عدم اطلاع از زمان آن نیز هست. 3. وجود مرگ و قطعی بودن آن برای همه انسانها و عدم اطلاع از مکان مردن و .. از اموری است که معمولا بشریت به صورت کلی و مجمل از آن اطلاع داشته و دارند. لذا حتمی بودن مرگ انسانها و تطبیق آن با یافتههای پزشکی در مورد سلولها نمیتواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد. __________________________________________________ (1) ر. ک: تفسیر نمونه، ج 17، ص 99- 100. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 564 جمعبندی و بررسی نهائی مراحل خلقت انسان: جمعبندی و بررسی نهائی مراحل خلقت انسان: ما مراحل خلقت انسان تا مرگ را طی پانزده مرحله مورد بررسی قرار دادیم و با توجه به مطالب علمی و تفسیر آیات مورد بحث به این نتیجه رسیدیم که هر کدام از این مراحل و انطباق آنها با یافتههای علوم تجربی اعجاب انسان را برمیانگیزد و عظمت قرآن را نشان میدهد. امّا هیچکدام از این مراحل به تنهایی نتوانست دلیلی مستقل بر اعجاز علمی قرآن باشد. حال پرسش آن است که آیا بیان این مراحل پانزدهگانه به صورت منظم و مرتب میتواند دلیل اعجاز علمی قرآن کریم باشد؟ به نظر میرسد که نظم و ترتیبی که قرآن در بیان مراحل خلقت انسان تا مرگ بیان کرده است (بویژه در سورههای حج/ 5، مؤمنون/ 12- 14، غافر/ 67) در عصر نزول قرآن مطالبی بدیع و تازه بوده است و مردم آن زمان از آوردن مثل آن ناتوان بودهاند. و همانطور که دکتر «موریس بوکای» بیان کرد این مطالب از ذهنیت مردم آن زمان دور بوده است؛ بلکه تا قرن نوزدهم بشر دید روشنی از این مطالب و مراحل نداشت. «1» پس میتوان گفت که آیات مربوط به خلقت انسان و نظم و ترتیب بیان مراحل آن در مجموع دلیلی بر اعجاز علمی قرآن است و عظمت آیات این کتاب الهی و اتصال آن به منبع غیبی را به اثبات میرساند. __________________________________________________ (1) ر. ک: مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 276- 277 (متن سخن ایشان در اوّل این مبحث در تاریخچه آورده شد) پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 565 فهرست آیات فهرست آیات فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ (بقره/ 21) 70 الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً (بقره/ 22) 174 وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ... (بقره/ 22) 64، 83 وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (بقره/ 23) 69، 79 فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا (بقره/ 24) 70 ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (بقره/ 29) 26، 27، 128 فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ (بقره/ 102) 64 یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ (بقره/ 102) 63 أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بقره/ 106) 81 وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ (بقره/ 115- 142) 192 إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ (بقره/ 156) 143، 146، 147، 401 وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها (بقره/ 164) 243 یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً (بقره/ 168) 301 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ (بقره/ 172) 301 إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ ... (بقره/ 173) 319 لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ (بقره/ 177) 192 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ ... (بقره/ 183- 185) 418، 419 فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ (بقره/ 196) 107 کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ .. (بقره/ 213) 267 یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما (بقره/ 219) 332، 338 وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ (بقره/ 222) 355، 368، 370، 371 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 566 نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ (بقره/ 223) 480 وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ (بقره/ 228) 543، 544 وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ (بقره/ 233) 540 وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً (بقره/ 234) 543، 546 یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (بقره/ 275) 493 هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ (آل عمران/ 6) 501 إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ (آل عمران/ 33) 269 أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ (آل عمران/ 49) 248 إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (آل عمران/ 59) 272، 274، 461 نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی (آل عمران/ 59) 274 وَ رَسُولًا إِلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ ... (آل عمران/ 49) 55 تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ (آل عمران/ 140) 107 کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ (آل عمران/ 185) 560 کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ (آل عمران/ 185) 561 إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ (آل عمران/ 190) 44 یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ ... (نساء/ 1) 461، 466 وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحِیماً (نساء/ 29) 401 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری حَتَّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ (نساء/ 43) 333 أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ (نساء/ 78) 560 یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً (نساء/ 174) 56 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ ... ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ .. (مائده/ 6) 349، 354 أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ (مائده/ 33) 136 وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالًا طَیِّباً (مائده/ 88) 304 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ* إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ ... (مائده/ 90- 91) 334 هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ (انعام/ 2) 262 وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراکِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ ... (انعام/ 4) 235 وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْءٍ (انعام/ 29) 292، 293 إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ ... (انعام/ 45) 313 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 567 هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ (انعام/ 98) 27 وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْءٍ (انعام/ 99) 240، 243 مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ (انعام/ 121) 228 لا یَذْکُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهَا (انعام/ 138) 228 قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً ... (انعام/ 145) 325 وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ (اعراف/ 11) 260 کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (اعراف/ 31) 308، 311 قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ (اعراف/ 32) 302 إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ (اعراف/ 54) 105 ثُمَّ اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ (اعراف/ 54) 237 فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ (اعراف/ 57) 292 وَ إِلی ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ قَدْ جاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ ... (اعراف/ 73) 55 وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (اعراف/ 80- 81) 385 وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا (اعراف/ 137) 186 وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ ... (اعراف/ 172) 452، 456 وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ (اعراف/ 175) 305 وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ ... (اعراف/ 176) 137 هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْکُنَ إِلَیْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ (اعراف/ 189) 48، 278، 282، 283 وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (توبه/ 129) 237 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (یونس/ 38) 69، 83 قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ (یونس/ 57) 395 وَ لا یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ (یونس/ 77) 65 ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَی اللَّهِ رِزْقُها (هود/ 6) 236 وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ (هود/ 7). 115، 117، 237، 238 أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ .. (هود/ 13) 69، 71 وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ (هود/ 30) 235 وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا یَوْمٌ عَصِیبٌ وَ جاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ قالَ یا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِی بَناتِکَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ ما نُرِیدُ ... (هود/ 77- 79) 386 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 568 وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ (یوسف/ 87) 400 اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها (رعد/ 2) 148 لَعَلَّکُمْ بِلِقاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ (رعد/ 2) 156 وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی (رعد/ 2) 156، 166، 207 وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِیها زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (رعد/ 3) 277، 278 اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ (رعد/ 8) 518، 520، 521 أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/ 28) 401 أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (ابراهیم/ 5) 493 وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ (ابراهیم/ 5) 107 أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا یَعْلَمُهُمْ ... (ابراهیم/ 9) 56 قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَمُنُّ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ ... (ابراهیم/ 11) 57 وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَ ما هُوَ بِمَیِّتٍ (ابراهیم/ 17) 562 أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ (ابراهیم/ 24) 134 وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَیْنِ (ابراهیم/ 33) 156 إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها (ابراهیم/ 34) 129 وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَیْناکُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِینَ (حجر/ 22) 286، 292، 293 حَمَإٍ مَسْنُونٍ (حجر/ 26) 41 إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (حجر/ 28- 29) 261 إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (حجر/ 29) 262 فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ (حجر/ 30- 31) 261 خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (نحل/ 4) 275، 467، 471، 473 وَ أَلْقی فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ (نحل/ 15) 183 وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِکَةُ وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ (نحل/ 49) 196 وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً (نحل/ 67) 331 وَ أَوْحی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ (نحل/ 68- 69) 406 وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً (نحل/ 72) 467 وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ ... (نحل/ 78) 529، 537 نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ (نحل/ 89) 36، 38 إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ ... (نحل/ 115) 325 وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلًا (اسراء/ 32) 375 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 569 تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ (اسراء/ 44) 196 وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً (اسراء/ 82) 395، 405 وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا (اسراء/ 85) 81، 416 قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ ... (اسراء/ 88) 67، 80، 81 وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَتَزاوَرُ عَنْ کَهْفِهِمْ (کهف/ 17) 162 وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ ناراً (کهف/ 29) 383 أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلًا (کهف/ 37) 275، 500 وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ ... (مریم/ 16- 22) 462 فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا (مریم/ 17) 465 وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ (مریم/ 21) 465 فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا (مریم/ 26) 420 أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی (طه/ 14) 427 فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعی (طه/ 66) 64 قالَ رَبِّی یَعْلَمُ الْقَوْلَ فِی السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (انبیاء/ 4) 196، 203 بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ، بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْیَأْتِنا بِآیَةٍ کَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ (انبیاء/ 5) 55 أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ (انبیاء/ 30) 94، 98، 103، 235، 237، 238، 242، 246، 256، 437، 438، 439، 440، وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ (انبیاء/ 33) 156 وَ کَفی بِنا حاسِبِینَ (انبیاء/ 47) 36 إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ (حج/ 1) 207 وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْقائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ (حج/ 26) 365 یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ ... (حج/ 5) 430، 432، 467، 482، 494، 496، 501، 511، 537، 538، 549، 552، 554، 556، 559، وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً ... (حج/ 71) 247 وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ (حج/ 73) 247 یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً ... (حج/ 73) 244، 247 الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ (مؤمنون/ 2) 426 وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ (مؤمنون/ 5- 7) 391، 392 وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ* ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 570 مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ ... (مؤمنون/ 12- 14) 263، 430، 432، 434، 467، 470، 474، 482، 494، 506، 507، 510، 511، 523، 524، 525، 526، 527، وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرائِقَ (مؤمنون/ 17) 126 وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ (مؤمنون/ 18) 117 الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ* الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلَّا زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ (نور/ 2- 3) 376، 383 قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ (نور/ 30- 31) 383 وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ (نور/ 44) 240 وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللَّهُ ... (نور/ 45) 235، 237، 238، 241، 242، 257، 258، 259، 260، 437 وَ لا یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً (فرقان/ 68) 375 وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً (فرقان/ 54) 265، 437، 438، 439، 440 تَبارَکَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِیها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِیراً (فرقان/ 61) 135 إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً (شعرا/ 7) 278 أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً (شعرا/ 7) 277 وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ (شعرا/ 80) 36، 47 أَ تَأْتُونَ الذُّکْرانَ مِنَ الْعالَمِینَ وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ (شعرا/ 165- 166) 385 وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ فَما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ یَتَطَهَّرُونَ (نمل/ 54- 56) 386، 389 وَ تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ (نمل/ 89) 173، 184 فَذانِکَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّکَ إِلی فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ (قصص/ 32) 56 وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نادِیکُمُ الْمُنْکَرَ ... (عنکبوت/ 28- 29) 385 وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها (روم/ 21) 466 اللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحاباً فَیَبْسُطُهُ فِی السَّماءِ کَیْفَ یَشاءُ وَ یَجْعَلُهُ کِسَفاً فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (روم/ 48) 286 اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً (روم/ 54) 556 خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها (لقمان/ 10) 148 وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ ... (لقمان/ 27) 138 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 571 کُلٌّ یَجْرِی إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی (لقمان/ 29) 156 إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (لقمان/ 34) 518، 520، 521، 522، 523، 560 اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ (سجده/ 4) 105 یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَی الْأَرْضِ (سجده/ 5) 135 وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ (سجده/ 6) 434، 436 الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ (سجده/ 6- 9) 431 بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ (سجده/ 8- 9) 265، 432، 437، 440، 441، 442، 443، 495، 500، 523، 524، 529، 532 لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب/ 21) 364 وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً (احزاب/ 35) 417 وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثی وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ (فاطر/ 11) 518 وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی (فاطر/ 13) 157، 168 إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً (فاطر/ 41) 148، 153، 154 سُبْحانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْواجَ کُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یَعْلَمُونَ (یس/ 36) 43، 277، 281 وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (یس 37- 38) 49، 156، 157، 161، 163، 166، 167، لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ (یس/ 40) 156، 161، 163، 164، 165 وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ (یس/ 68) 556، 558 رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ (صافات/ 5) 186 إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَواکِبِ وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ مارِدٍ لا یَسَّمَّعُونَ إِلَی الْمَلَإِ الْأَعْلی وَ یُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جانِبٍ (صافات/ 6- 8) 115، 140، 196، 204 إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِینٍ لازِبٍ (صافات/ 11) 262 فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (ص/ 71) 527 یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ (زمر/ 6) 488 اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْری إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (زمر/ 42) 562 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 572 رَفِیعُ الدَّرَجاتِ (غافر/ 15) 36 هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (غافر/ 67) 430، 436، 482، 537، 559 وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها ... (فصلت/ 10) 121، 123، 124، 125 ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ (فصلت/ 11) 93، 99، 102، 103، 104، 113، 115، 182 فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ ... (فصلت/ 12) 104، 115 قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفاءٌ (فصلت/ 44) 395 خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ (فصلت/ 9) 104، 111 قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِکَ رَبُّ الْعالَمِینَ وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (فصلت/ 9- 12) 100، 105، 122 وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلی جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ (شوری/ 29) 195، 198 لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ (شوری 49- 50) 513، 515، 517 أَلا إِلَی اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ (شوری/ 53) 143، 146، 147 صِراطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ (شوری/ 53) 143 الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً (زخرف/ 10) 174 حَتَّی إِذا جاءَنا قالَ یا لَیْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ (زخرف/ 38) 192 فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ (دخان/ 10) 208، 214، 215 سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (جاثیه/ 13) 244 وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ ... (احقاف/ 15) 540، 541 فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ (محمد ص)/ 15) 410، 416، 417 وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی (محمد ص)/ 15) 406 بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ (حجرات/ 11) 228 وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَکاً (ق/ 9) 132، 135 أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً (ق/ 11) 561 وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ (ذاریات/ 7) 151 وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ (ذاریات/ 22) 135 وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ (ذاریات/ 47) 143، 146، 147، 208 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 573 وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (ذاریات/ 49) 277، 284 وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ (طور/ 6- 7) 213 أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا یُؤْمِنُونَ فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کانُوا صادِقِینَ (طور/ 33- 34) 69 وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی (نجم/ 45- 46) 457، 460، 468، 513 اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ (قمر/ 1) 207، 213، 214 خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ (رحمن/ 14) 272 رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ (رحمن/ 17) 193 یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ (رحمن/ 29) 196، 203 أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ (واقعه/ 58- 59) 457، 460 هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی (حشر/ 24) 501، 502، 504 یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا جاءَکَ الْمُؤْمِناتُ یُبایِعْنَکَ عَلی أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً وَ لا یَسْرِقْنَ وَ لا یَزْنِینَ وَ لا یَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا یَأْتِینَ بِبُهْتانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبایِعْهُنَّ ... (ممتحنه/ 12) 376 وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها (منافقون/ 11) 560 اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ (طلاق/ 12) 126، 196، 205 وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا (تحریم/ 12) 462، 465 هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَناکِبِها (ملک/ 15) 181 قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ (ملک/ 23) 529، 532 وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ (حاقه/ 17) 127 فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ (معارج/ 40) 186، 194 وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً (نوح/ 16) 116 فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً (مزمل/ 17) 556، 558، 559 وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ (مدّثر/ 4) 361، 362، 207، 210، 212، 214 أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی (قیامت/ 37- 39) 431، 457، 460، 468، 482، 500، 513، 514، 515 إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً (انسان/ 2) 249، 266، 299، 431، 449، 468، 470، 471، 427، 475، 478، 529، 533 أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ فَجَعَلْناهُ فِی قَرارٍ مَکِینٍ إِلی قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (مرسلات/ 20- 24) 437، 550، 551، 552، 553، 554 أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً (مرسلات/ 25) 148، 178 وَ الْجِبالَ أَوْتاداً (نبأ/ 7) 183 وَ بَنَیْنا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِداداً (نبأ/ 12) 126 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 574 وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها (نازعات/ 30) 177 أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها رَفَعَ سَمْکَها فَسَوَّاها وَ أَغْطَشَ لَیْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها وَ الْجِبالَ أَرْساها (نازعات/ 27- 33) 101، 106، 113، 125 قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (عبس/ 17- 19) 468، 471 فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ (عبس/ 24) 299 إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ (تکویر/ 1- 2) 207، 210 وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ (تکویر/ 6) 208، 212، 213 إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْکَواکِبُ انْتَثَرَتْ (انفطار/ 1- 2) 207، 211 وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ (انفطار/ 3) 211، 213 الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ (انفطار/ 7- 8) 275، 501، 502، 505 فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ إِنَّهُ عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ (طارق/ 5- 8) 45، 299، 431، 440، 443، 437، 447، 449، 450، 451، 452، 456 الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی (اعلی/ 2) 501 أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ ... (غاشیه/ 17) 299 وَ إِلَی الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ (غاشیه/ 20) 190 وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها ... (شمس/ 1) 155 وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها (شمس/ 6) 176 اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ (علق/ 1- 2) 276، 431، 487، 482، 483 إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها (زلزلة/ 1) 47 و تکونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (قارعه/ 5) 207 پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 575
فهرست روایات
فهرست روایات
الم یکونوا اربابا فی اقطار الارضین 141 اما المیتة فانه لم ینل منها احد الّا ضعف بدنه و ذهبت قوته و انقطع نسله و لا یموت آکل المیتة الّا فجأة 315 ان اللّه تبارک و تعالی لم یدع شیئا تحتاج الیه الامة الا نزله فی کتابه و بیّنه لرسوله 37 ان مدمن الخمر کعابد وثن و یورثه الارتعاش و یهدم مروته و تحمله علی التجسر علی المحارم من سفک الدماء و رکوب الزنا حتی لا یؤمنوا اذا سکر أن یثب علی حرمه و هو لا یعقل ذلک و الخمر لا تزید شاربها الا کل شر 336 ان مشرق الشتاء علی حده و مشرق الصیف علی حده 193 بیت الشیطان فی بیوتکم بیت العنکبوت 367 حرمت المیتة لما فیها من افساد الابدان و الافة و لانه یورث الماء الاصفر و ینخر الفم و ینتن الریح و یسیء الخلق و یورث القسوة للقلب و قلة الرأفة و الرحمة حتی لا یؤمن ان یقتل ولده و والده و صاحبه 315 الخمر امّ الخبائث 336 الدهر یومان یوم لک و یوم علیک 107 سبحان اللّه، الیس اللّه یقول بغیر عمد ترونها؟ قلت بلی، فقال ثم عمد و لکن لا ترونها 151 صوموا تصحّوا 421 طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی (امضی) مواسمه یضع ذلک حیث الحاجة الیه و آذان صمّ و السنة بکم متبع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن العبرة 405 فاستشفوه من ادوائکم و استعینوا به علی لاوائکم فان فیه شفاء من اکبر الداء و هو الکفر و النفاق و الغی و الضلال 396 فتق الاجواء ... ثم فتق بین السموات العلی 98 فلم حرم الدم المفسوح؟ قال: لانه یورث القساوة و یسلب الفواد رحمته و یعفن البدن و یغیر اللون 327 فهم حکام علی العالمین و ملوک فی اطراف الارضین 141 فی ستة ایام یعنی فی ستة اوقات 107 لا اله الّا اللّه ربّ السموات السبع و ربّ الارضین السبع 141 لا تبیّتوا القمامة فی بیوتکم فاخرجوها نهارا فانها مقعد الشیطان 367
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 576
لا تلد المرأة لاقل من ستة اشهر 542 لا تنکبوا الغبار فانه منه تکون النسمة 367 لا یزن الزانی حین یزنی و هو مؤمن و لا یسرق السارق حین یسرق و هو مؤمن فانه اذا فعل ذلک خلع عنه الایمان کخلع القمیص 379 المعجزة علامة للّه لا یعطیها الّا انبیاءه و رسله و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب 58 و ابتدعت خلقی من منی یمنی، ثم اسکنتنی فی ظلمات ثلاث: بین لحم و جلد و دم، لم تشهر بخلقی ... 489
و الارضین المدحوة و الجبال ذات الطول ... 141
و المیتة قد جمد فیها الدم و تراجع الی بدنها فلحمها ثقیل غیر مرئی لانها یوکل لحمها بدمها 315 و رکوبها اعناق سهول الارضین 141 هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الارض مربوطة کل مدینة الی عمود من نور 199 یا معشر الشباب، من استطاع منکم الباءة، فلیتزوج، و من لم یستطع فعلیه بالصیام فانه له و جاء 422 یا من اسمه دواء و ذکره شفاء 405
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 577
نمایه اعلام، اشخاص و موضوعات
نمایه اعلام، اشخاص و موضوعات
«آ- ا» ائمه (ع) 58، 89، 350، 357، 370، 522، 525، 563 آب 94، 109، 116، 117، 135، 158، 159، 167، 168، 202، 209، 212، 215، 236، 237، 238، 239، 241، 242، 243، 246، 251، 256، 257، 258، 260، 262، 265، 266، 267، 284، 286، 289، 292، 299، 339، 432، 435، 437، 438، 439، 440، 441، 442، 443، 458، 468، 470، 472، 478، 485 آب اکسیژنه 408، 414، آب آوردن شکم 343 آب قلیل 336 آب کر 336 آبجو 331، 344 ابداعات 249 ابر 116، 173، 174، 185، 290، 291، 293 ابر نو اختر 209 ابراهیم (ع) 47، 61، 365، 368 ابرهای هیدروژنی 96 ابلیس 229، 261، 337، 367 ابن اسحاق النظام 76 ابن بطوطة 298 ابن خلدون 250 ابن خلیفه علیوی 222 ابن سلیمان الخطابی البستی 73 ابن طاووس 489 ابن عباس 98، 157، 173، 472، 488، 540، 541، 542 ابن عطیه 73 ابن فارس 57، 481 ابن کثیر 157، 447، 448، 519 ابن کواء 189، 191، 195 ابن مسعود 157 ابن مسکویه 250 ابن منظور 179، 481 ابن میثم البحرانی 72 ابوالسعود، دکتر رفیق 200، 223، 225 ابو علی سینا 15، 16، 25، 26، 127، 128، 133، 298، 41، 515، 541 آپاندیسیت 311 اپی تریکیوم 510 اپی تلیوم 510 آتش 94، 104، 109، 159، 214، 215، 255، 326، 442 آتشک 381، 389 الاتقان فی علوم القرآن 36، 59، 60، 67، 69، 219، 230 اتم 48، 212، 239، 278، 279، 281، 286 اتمسفر 102، 130، 182 اتومبیل 163، 167، 338، 340 آثار البلاد 127 اثبات زوجیت 278 اثبات وجود خدا 254 اجتماع نقیضین 50 اجرام آسمانی 114، 150، 212، 213 احتراق هستهای 210 احتلام 394 احتیاط واجب 306 احکام تعبدی 89 احکام خوردنیها و آشامیدنیها 303، 306، 309 احمد حامد، دکتر حامد 484، 490 احمدی، ذکر الله 279، 465 احمدی، محمود 225، 228 احیاء العلوم 35، 37 اخبار غیبی 15، 74، 77، 79، 80، 81، 85، 554 اختراعات 249 اختراعات و اکتشافات قرن بیستم 144 اخترشناسان 94، 96، 97، 143، 159، 171 اخترشناسی کوپرنیکی 24 اختلاف افقهای زمین 189 اختلاف فتوا 306 اختلافات دینی و اعتقادی 268 اختلالات روانی و اخلاقی 422 اختلالات عقلی 346 اخلاق 26، 38، 329، 338، 395 اخلاق الهی 396 اخوان الصفا 250 اخوان المسلمین 32 آداب الشریعة 366 ادب قرآن 451 ادبیات 66 ادبیات عرب 50، 70، 231 ادبیات فارسی 125 ادرنالین 558 ادعای نبوت 227، 230 آدم (ع) 41، 110، 260، 261، 264، 268، 269، 271، 272، 273، 274، 275، 283، 434، 435، 436، 438، 456، 457، 461، 463، 466، 467، 486، 526 ادویه 345 ادیان الهی 23، 109، 306، 307، 318، 324، 356، 378، 425 ادیب 70، 78 ادیبان 77 آذربایجان 241 آراء مدینه فاضله 250 اراده 421، 537 آرام، احمد 212 آرامش دل 400 آرامش روانی 395، 400، 402، 404
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 578
آرامش فردی 402 آرامش فکری 380 آرامی 134 آرای کلامی 26 ارباب کلیسا 253، 279 ارتباط نامشروع 375، 379 ارتباطهای جنسی 382 ارث 37 ارسطو 479 ارشمیدس 170، 185 ارضاء غریزه جنسی 392 ارکئورنیت 123، 258 آرمسترانک 197 ارمغان روشنفکران 279 ارمیا 420 ارناووط، محمد السید 426، 516 آرنج 341 اروپا 23، 24، 25، 28، 29، 30، 33، 42، 171، 298، 319، 320، 323، 382، 389 اروپائیان 103، 320، 424 اریک، عبد الله 225 از اتم تا ستاره 145 از جهانهای دور 145، 150، 160 ازت 435 ازدواج 289، 375، 377، 378، 380، 381، 382، 383، 387، 388، 392، 394، 402، 422، 545، 546 ازدواج در نظام آفرینش 519 ازلام 334 آزمایش 252 آزمایشگاه 246 آزمایشهای لوب و باتایون 464 آزمون اضطراب کتل 398 اساس البلاغه 56 اسب 123، 258 اسپرم 286، 442، 443، 444، 449، 455، 458، 459، 461، 470، 471، 473، 474، 475، 478، 483، 484، 485، 486، 497، 516، 519، 521 اسپرماتوزئید 372، 373، 375، 433، 441، 442، 443، 444، 458، 459، 462، 464، 469، 470، 471، 477، 480، 481، 484، 485، 486، 487، 516 اسپرماتوژنزیس 463 اسپوروزوئیت 285 اسپوروگونی 285 استاتریکس 464 استاک 401 استثمار 42 استحاضه 357 استخدام علوم در فهم قرآن 49 استخراج علوم از قرآن 22، 46 استخوان سینه 447 استرخوس ساموسی 170، 185 استرس 399 استروئیدها 558 استروژن 408 استرین 400 استعاذه 229 استفراغ 409 استقراء 50 استمناء 391، 392، 393، 394 استنشاق 350، 353 استون، دکتر 393 اسرائیلیات 466 اسرار الصلوة 351 اسرار حروف مقطعه 220 اسرار خلقت 75 اسرار خوراکیها 311، 323، 416 اسرار علمی 77، 79، 81، 88، 102، 160، 188، 198 اسرار غیبی 77، 78 اسرار قرآن 226 اسراف 308، 309، 310، 311، 312، 370، 387، 424 اسقراء 49 اسکناس 64 اسلام پزشک بیدارو 309، 317، 322، 323، 335، 346، 393، 416 اسلامشناسی 42 اسلام و طب جدید 353، 373، 390، 416، 484، 491 اسلام و علم امروز 373 اسلام و هیئت 103، 157، 158، 159، 160، 161، 163، 166، 170، 171، 172، 174، 175، 178، 181، 182، 184، 187، 189 آسم 413، 422 اسماء بنت عمیس 417، 418 اسماعیل پاشا، دکتر عبد العزیز 353، 373، 390، 416، 484، 490، 491 اسماعیل، محمد محمود 263 آسمان 93، 99، 101، 102، 106، 108، 109، 110، 112، 113، 119، 120، 123، 124، 129، 130، 131، 133، 134، 135، 136، 137، 139، 141، 142، 143، 149، 154، 160، 182، 196، 197، 200، 203، 207، 208، 236، 238، 286، 289، 291، 292، 293، 513 آسمان اول 131، 133 آسمان پایین 115 آسمان دنیا 182، 196 آسمان مادی 154 آسمان معنوی 94، 108، 132، 142، 154 آسمان ملکوتی 139 آسمان و زمین 97، 98، 102، 108، 109، 124، 140، 155، 183 آسمان هشتم 128 آسمانها 44، 145، 155، 199، 200، 204 آسمانها 27، 30، 32، 40، 43، 97، 99، 101، 103، 104، 118، 124، 128، 133، 154، 157، 196، 197، 198، 199، 205، 206، 244 آسمانها و زمین 45، 94، 99، 101، 105، 106، 110، 149، 154، 186، 196، 203، 235 آسمانهای هفتگانه 26، 103، 104، 112، 113، 115، 126، 128، 129، 142، 196 اسهال 322، 409، 412 اسهال آمیبی 321 اسهال خونی 321 اسید آمینه 239، 246 اسید اوریک 321، 328 اسید فسفریک 316 اسید فورمیک 316، 408، 412 اسید لاکتیک 316، 371 اسید کولیک 344 اسید نیاسین 407 اسیدهای آلی 408 اسیدهای آمینه 408، 423 آسیموف، ایزاک 197
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 579
الاشارات العلمیة فی الایات الکونیة فی القرآن الکریم 263 اشارات علمی قرآن 149 آشامیدن 310، 312 اشراق 534 اشعه کیهانی 246 اشعه ماوراء بنفش 240 اصالت حس 28، 30، 31، 33، 34 اصحاب 21، 22 آصف 66 اصفهانی، ابو مسلم 98 اصل الانواع 250 اصل علیت 68 اصل کیهان شناختی 96 اصل هستی 243 اصلاح جامعه 31، 64، 65 اصول اعتقادات 59 اصول الفقه 86، 87 اصول الکافی 66، 98 اصول ریاضی فلسفه طبیعت 149 اضطراب 398، 399 اضواء من القرآن علی الانسان و نشأة الکون 198 اطفال 412 اطفال شیرخواره 420 اعتدال 309، 310، 311 اعتضاد السلطنه، علی قلی 173 اعتیاد 339، 341، 344 اعتیاد به الکل 346 اعجاز ادبی 84 الاعجاز البیانی 70 اعجاز الرقم 19 فی القرآن الکریم 220، 224، 227، 231 الاعجاز الطبی فی القرآن 311، 337، 347، 353، 373، 384، 390، 409، 410، 424، 489 الاعجاز الطبی فی الکتاب و السنة 329 الاعجاز العددی فی سورة الفاتحة 225 الاعجاز العددی للقرآن الکریم 223 الاعجاز العلمی فی الاسلام (القرآن الکریم) 103، 323، 329، 347 الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم 103، 118، 157، 168، 214، 323، 353، 360، 364، 384، 390، 424، 426، 516 الاعجاز العلمی و الغیبی 152 اعجاز القرآن فی حواس الانسان 534 اعجاز بلاغی 429 اعجاز بیانی و ادبی 83 اعجاز ریاضی زوج و فرد در قرآن کریم 225 اعجاز زوج و فرد 229 اعجاز عددی 219، 228 اعجاز عددی در قرآن کریم 223 اعجاز عددی قرآن 17، 219، 230، 232 اعجاز عددی قرآن کریم و رد شبهات 225، 228 اعجاز عددی و ریاضی 225 اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن 228، 231 اعجاز علمی 21، 24 اعجاز قرآن 60، 65، 174، 175، 177، 178، 181، 200، 281 اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی 128، 153، 179، 190، 374، 507 اعجاز قرآن، تحلیل آماری حروف مقطعه 220، 221، 222 اعجازات حدیثة علمیة و رقمیة فی القرآن 223 الاعجاز الطبی الحدیث 323 الاعجاز الطبی فی الکتاب و السنة 317 اعداد صحیح 224 اعدام 314، 388، 389 اعراب 75، 77، 78، 129، 297 اعراب مدینه 355 اعصاب 411، 423، 496 اعصاب پاراسمپاتیک 358 اعصاب سمپاتیک 358 اعصاب محیطی 509 اعصاب نباتی 358 اعیاد ملی اسلامی 360 آغاز خلقت 97، 104، 183، 239 آغاز و انجام جهان 146 اغما 340 آفتاب 24، 161، 167، 207 افتخاریان، سید جواد 100، 317، 323، 329، 360، 374، 394، 424، 534 آفریقای شرقی 254 آفرینش 111، 143، 238، 244، 245، 248 آفرینش از خاک 273 آفرینش آسمان 106، 112، 182 آفرینش آسمانها 101، 113، 119، 124، 143، 145 آفرینش آسمانها و زمین 195، 198 آفرینش انسان 259، 263، 266، 431، 437، 438، 457، 481 آفرینش انسان از خاک 264 آفرینش بدن انسان 429 آفرینش جهان 40، 106، 119، 146 آفرینش حیات 274 آفرینش روح 432، 503 آفرینش زمین 124 آفرینش ستارگان 115، 123 آفرینش کوهها 124، 125 آفرینش کیهان 115 افسردگی 398، 399، 400 افطار 424 افعال ذات و صفات 35 افعال و صفات خدا 35 افکار التقاطی 30 افلاک نهگانه 27 افلاک هشتگانه 127 اقالیم هفتگانه 139 اقتدار 138 اقتصاد 34، 37، 308 الاقتصاد فی اصول الاعتقاد 73 اقرب الموارد 57 اقصی، رضا 145، 146 اقلیمهای هفتگانه 137 اقیانوسها 209، 240، 241 اقیانوسها 240، 251 اکتشافات قرن بیستم (سیارات) 197 اکتودرم 496، 504، 509، 510، 512، 530، 531 اکسیداسیون 240 اکسیژن 104، 114، 212، 213، 215، 236، 239، 359، 435، 441، 490، 538، 539، 551 الاکلیل فی استنباط التنزیل 36 اگزیستانسیالیست ها 23 آل ابراهیم 269 آل کاشف الغطاء، شیخ محمد حسین 72، 73، 74 آل عمران 269 آلات ضرب 187 آلان توئید 490 آلبومین 328 آلت تناسلی 445، 448، 450، 451 التهاب اعضای تناسلی 372 التهاب پایانههای عصبی 346 التهاب پلکها 413
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 580
التهاب پنهان بینی 415 التهاب چرکی مزمن گوش میانی 415 التهاب حاد کبدی 343 التهاب حاد معده 342، 422 التهاب حلق و نایژهها 415 التهاب حنجره و گلو 413 التهاب خشک بینی و حلق 415 التهاب دهان 415 التهاب دیفتریایی قلب 415 التهاب ریه 344، 413 التهاب سلی چشم 413 التهاب عصب بینایی 341 التهاب عصب سیاتیک 416 التهاب قصب الریه 413 التهاب مجرای بولی 371 التهاب مری 342 التهاب مزمن سینوسها 415 التهاب مزمن کلیه 422 التهاب مزمن لوز المعده 343 التهاب مزمن و پنهان معده 342 التهاب معده 411 التهاب مهبل 381، 414 التهابات قرنیه 413 التهابات معدوی 352 آلفون، هانس 96 الکتریسته 246، 280، 288، 290، 464، 473 الکل 331، 335، 338، 341، 342، 343، 344، 345، 346 الکل اتیلیک 331 الکل صنعتی 86، 336 الکل متیلیک 331 الکلیست 338 الکلیستها 342 الکلیسم 341 آلمان 343، 410، 413 آلودگی 322، 368، 371، 377 آلومینیم 435 الهی قمشهای 48، 468، 480، 481، 550 ام مهزول 378 امام باقر (ع) 36، 157، 336، 378، 467، 488 امام جماعت 227 امام حسن (ع) 194 امام حسین (ع) 194، 489، 493 امام رضا (ع) 65، 66، 151، 152، 315، 351، 357، 359، 392 امام زمان (ع) 16 امام سجاد (ع) 157 امام صادق (ع) 58، 157، 194، 202، 315، 327، 378، 392، 527، 544 امام علی (ع) 21، 98، 107، 141، 189، 191، 193، 194، 195، 199، 203، 396، 405، 540، 542 امامت 62، 65 امبریولوژی 475 امت واحد 267، 268 امر به معروف و نهی از منکر 402 امراض آمیزشی 389 آمریکا 187، 197، 220، 319، 320، 323، 381، 382، 389، 407 امعاء 343 املاح معدنی 412، 415 امنیت اجتماعی 402 آمنیوس 490 امور حسی و تجربی 34 امور عامه 35 امور غیبی 561 امور مادی 60 آموزش عقاید 61، 64، 65 آموزش فلسفه 34 امی 71، 74 آمیبها 284 آمیختگی 285 آمیدوکل 442 آمیزش 286، 359، 368، 391، 464 آمیزش با زنان 355 آمیزش جنسی 359، 369، 371، 372 آمیلاز 411 آمیلاس 407 امین شیرازی، احمد 317 امین، احمد 23، 159، 190، 212، 239، 290 آمینوتیک 489 آمینون 492، 493 انار 236 اناکسیمندر 109 اناگزاگور 109 انبساط جهان 146 انتامیب هیستولتیک 321 انتخاب آدم 262، 267، 269 انتروپی 213 انتشارات اساطیر 111 انتشارات آستان قدس رضوی 203 انتشارات اسوه 32، 39 انتشارات آموزش انقلاب اسلامی 256 انتشارات برهان 484 انتشارات پیام اسلام 201، 202، 444 انتشارات چهر 463، 484، 489، 509، 531، 548، 552 انتشارات دانشگاه شیراز 222 انتشارات طباطبائی 486 انتشارات فوژان 99 انتشارات قدیانی 49 انتشارات کیهان 95 انتشارات معارف اسلامی 86 انجیر 123، 240 انجیل 24، 82، 83، 84، 320، 335، 347، 350، 356، 378، 464 انجیل لوقا 350 انجیل متی 335، 356، 378، 420 انحراف 422 انحراف جنسی 387، 393 آندودرم 496، 504، 509، 512 اندیشه پرواز 150 انرژی 94، 95، 117، 167، 209، 240، 339 آنزیم 408 آنزیمهای گوارشی 411 انسان 40، 43، 69، 81، 113، 118، 119، 121، 136، 158، 176، 202، 204، 236، 245، 249، 250، 251، 255، 256، 258، 261، 263، 265، 266، 268، 271، 272، 274، 276، 277، 278، 286، 289، 299، 306، 310، 337، 338، 361، 379، 395، 430، 524، 529 انسان پیش از تاریخ 123، 241، 254 انسان سازی 41 انسانشناسی 41 انسان موجود ناشناخته 464 انسانهای ما قبل تاریخ 255 انستیتوی پزشکی قانونی شهر نیون 338 انشتین 167 انصار 334 انصاف 337
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 581
انفاق 398 انفجار خورشید 214 انفجارات هستهای 167 انفلوونزا 414 انکسیانوس 186 انکسیمندر 187 انگل 284 انگلشناسی پزشکی 285 انگلستان 246، 389 انگلیسی 79، 222 انگور 236، 331، 332 انیدریدکربنیک 240، 290 اوبلاکر، دکتر اریک 49، 95، 96، 167، 209، 279 اورانگوتان 254 اورانوس 116، 129، 130، 131، 159 اوره 328، 346 اوستا 314 اوسترلومینیک پکینپک 255 اوکسی متیل انتراکینون 412 اولیاء الهی 65 اولین انسان 268، 269 اولین دانشگاه و آخرین پیامبر 17، 30، 117، 133، 236، 240، 246، 251، 255، 259، 277، 317، 328، 329، 416، 446، 448، 455، 456، 458، 459، 469، 475، 484، 496، 497، 504، 515، 516، 520، 527، 542، 551 اومانیسم 41 اووتستیسهای 463 اووسیست 285 اوول 247، 443، 444، 445، 447، 449، 451، 455، 459، 462، 469، 470، 471، 473، 475، 478، 481، 483، 485، 486، 497، 516، 519 اوول اسیون 463 آویزک 483 اهتمام، احمد 86، 307، 314، 320، 321، 326، 351، 357، 485 اهل آسمانها 199 اهل ایمان 349 اهل بیت (ع) 21، 58، 97، 98، 149، 178، 264، 298، 303، 306، 314، 315، 330، 336، 337، 357، 370، 379، 416، 421، 473 اهل تفسیر 238، 495 اهل حدیث 32 اهل سنت 27، 30، 61، 215، 328، 333، 334 اهل سیاست 77 اهل کتاب 112 اهل مکه 222 آهن 329، 344، 408، 435 آهن آلی 328 آهن غیر آلی 328 آهنگ قرآن 81 آیات آفاقی و انفسی 40 آیات الاحکام 37 الآیات العجاب فی رحلة الانجاب 484، 490 آیات الهی 287 آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم 353، 424 آیت اللهی، سید محمد تقی 220، 222 آیت کبری 229 ایثار 398 ایجی 61 ایدز 382، 390 ایران 25، 28، 30، 32، 43، 48، 73، 74، 85، 241 ایرانیان 369 ایمان 52، 54، 66، 94، 149، 236، 333، 334، 377، 379، 383، 401، 418، 419، 422، 530 اینورتاس 407 آیه 62 «ب» باد و باران در قرآن 288، 290 بادکنک 209 بادها 286، 288، 289، 292، 293 بار مثبت 283 بار مثبت و منفی 286 باران 98، 117، 131، 239، 243، 257، 288، 289، 290، 291، 293، 397، 518 باران مصنوعی 288، 290 باربور، ایان 24، 42 باردار 463 بارداری 311، 344، 345، 414، 496، 498، 507، 521، 522، 527، 531، 532، 537، 540، 542، 543، 546، 547، 549، 551، 552، 553، 554 بارسیلوس 424 بارور شدن 290 بازال 510 بازرگان، مهندس مهدی 213، 288، 289، 350 باژه، پرفسور 393 باستانشناسان 74، 241 باستانشناسی عصر حجر 123، 254 باستانشناسی 508 باشوتین 424 باطن 37، 194 بافتشناسی انسانی پایه (بافتشناسی پزشکی) 463 باکتریها 464 بالانتی دیوم 321 بالوتینا 413 باورهای مذهبی و اثرات آنها در بهداشت روان 401 بتپرست 337 بتپرستی 365، 368 بتپرستان مشرک 247 بتها 245، 334 بچه کبوتر 123 بحار الأنوار 27، 37، 58، 66، 128، 215، 315، 327، 337، 357، 359، 366، 416، 421، 479، 516 بحر محیط 187 بخار 103، 109، 182، 209 بخار آب 104، 109، 116، 117، 182، 290 بختآزمائی 334 بداهت حسی 50 بداهت عقلی 50 بدران، مهندس مصطفی ابو سیف 222 براندی 331 برج حمل 161 بردباری 401 بردگی 42 برده 421 بررسی گونههای تعارض بین علم و دین 510 بررسی میزان تأثیر آوای قرآن کریم بر
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 582
کاهش درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم 398 برزخ 26 برف 288، 290 برق 109 برماتسم 394 برنامهریزی 126 برنج 435 برهان 54، 56، 57، 62 البرهان فی علوم القرآن 36، 47، 51، 73 برهان، سعید ناصر 317 بزهکاری 402 بشارت 147 بطلمیوس 127، 159، 164، 170، 185 بطلمیوس دلس 159 بطلمیوس غریب 159 بطلمیوس قلوذی 159 بطون قرآن 39 بعثت 313، 362 بعثت انبیاء 268 بعثت پیامبران 268 بقراط 407، 410، 417 بکرزائی 283، 284، 285، 286، 461، 463، 464، 465، 466، 467 بلاشر 146، 147 بلاغت 15، 29، 53، 66، 72، 77، 78، 79، 80، 219، 227، 231، 451 بلاغی، شیخ محمد جواد 73، 74، 75، 76، 77 بلاغی، صدر الدین 146 بلخی 453 بلعم باعورا 137 بلقیس 66 بلوط 123، 240 بلوغ 394، 432، 453، 455، 555 بلوغ جنسی 555 بلوغ علمی 555 بند ناف 497، 538 بندگان 302، 375، 378 بنیآدم 270، 271 بنی اسرائیل 112 بنی عامر 302 بنیادهای دینی مسیحیت 28 بوتولیسم 323 بودائیسم 303 بوفن 433 بوکای، دکتر موریس 24، 30، 100، 101، 111، 114، 123، 146، 164، 205، 241، 266، 433، 441، 443، 444، 464، 476، 477، 478، 481، 497، 498، 564 بول 349، 358 بول دان 306 بولمان 411 بویایی 534 بهائی 231 بهائیان 226 بهادری، دکتر مسلم 444، 458، 484، 489، 492، 495، 509، 531، 542، 548، 552 بهبودی، محمد باقر 127، 130، 131 بهداشت 87، 301، 304، 351، 361، 365، 368، 427 بهداشت اجتماعی 304 بهداشت ازدواج از نظر اسلام 444 بهداشت پوست 352 بهداشت روان 395 بهداشت روانی 399، 402، 403، 404 بهداشت شخصی 349 بهداشت غذائی 301 بهداشت محیط 367 بهزاد، دکتر محمود 100 بهشت 135، 406، 521 بهشتی 23 بهشتی، دکتر احمد 464 بیآزار شیرازی، عبد الکریم 117، 121، 123، 213، 240، 243، 245، 248، 258، 259، 264، 435، 439، 459، 476، 486، 490، 504، 505، 527، 539 بیغیرتی 320، 325، 378 بیمهرگان 464 البیان فی تفسیر القرآن 60، 68، 74، 75، 77، 157، 226 بیدادگری 397 بیروت 26، 35، 36، 47، 83، 102، 111، 131، 135، 157، 160، 161، 220، 281، 289، 323، 488 البیرونی، ابوریحان 149، 171، 298 بیستون، جان 381 بیضاوی، بهروز 49، 96، 167، 209، 279 بیضه 447، 448، 455، 463، 491، 492، 518 بیضهها 345، 371، 454، 455، 477 بیمارستان احمد بن طولون 297 بیمارستان اورام سرطانی ایسلر 410 بیمارستان صحرائی 297 بیمارستان کبیر منصوری 297 بیمارستان نور الدین 297 بیماری مغزی ورنیکه 346 بیماری مفصلی 310 بیماری وایل 321 بیماریهای اخلاقی 377 بیماریهای آمیزشی 372، 380، 382، 384 بیماریهای انگلی 409 بیماریهای پوست 344 بیماریهای پوستی 380، 407، 410 بیماریهای تنفسی 413 بیماریهای چشم 413 بیماریهای روانی 346، 390، 395، 404 بیماریهای روحی و روانی 403، 405 بیماریهای زنان و زایمان 414 بیماریهای عصبی 348 بیماریهای عفونی 344 بیماریهای قلبی 415 بیماریهای کبدی 412 بیماریهای کلیه 415 بیماریهای گوارشی 342، 352 بیماریهای گوش، حلق و بینی 414 بیماریهای مقاربتی 380، 381 بیماریهای فکری و اخلاقی 396 بیماریهای قلبی 344 بینایی 531، 535، 537 بیّنه 54، 55، 62 بیوشیمی گیاهی 220 بیولوژی 117، 527 بیهوشی 339، 346 «پ» پادشاهان 141، 236 پاراتیروئید 509 پارانشنیم 509 پارتنوژنز 463
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 583
پارسائی 65 پاژت، سرجیمز 323 پاکنژاد، دکتر سید رضا 17، 30، 117، 121، 133، 236، 239، 246، 248، 254، 255، 258، 260، 317، 328، 329، 446، 447، 450، 452، 454، 456، 458، 468، 474، 478، 479، 480، 484، 496، 498، 499، 504، 505، 515، 516، 519، 527، 542، 551 پاکدامن 386 پاکدامنی 65، 375 پاکیزه 301، 302، 305، 331، 349، 355 پاندول فوکو 190 پایان جهان 208، 213، 214 پتاسیم 408، 435، 439 پدر و مادر 328، 402، 432 پرتو درمانی 409 پرتوپلاسم 246 پرتون 212، 278 پرتوی از قرآن 146 پرده آمینون 489 پرده کورین 489 پرزهای چشایی 342 پرسشها و پاسخهای مذهبی 464 پرسمن 400 پرندگان 123، 201، 236، 249، 251، 253، 258، 259 پرنده 55، 180، 248 پرواز 179، 180 پروتئین 329، 342، 415 پروتئینها 308 پروتون 48، 279، 280، 281، 282، 283، 286 پرودکسین 407 پروست 326 پروستات 450، 458، 477 پروکسیداز 407 پرهیزکاران 143 پریدرم 510 پریماتها 255 پزشک 23 پزشکان 15، 28، 30، 66، 246، 277، 297، 312، 316، 339، 351، 357، 358، 360، 372، 381، 402، 409، 410، 413، 415، 417، 421، 425، 429، 432، 450، 454، 456، 479، 483، 484، 506، 507، 508، 517، 521، 527، 528، 539، 541، 543، 545، 552، 561 پزشکان قانونی 546 پستان 158، 345، 509 پستانداران 118، 123، 241، 254، 258، 259 پسر 513، 514، 515، 517، 518، 519، 521، 527 پلاسما 96، 145، 325، 328 پلانک، ماکس 279 پلوتن 129، 130، 131 پلوتون 159 پلیس 338 پنجگام 464 پنجه گرگها 123، 240 پنیسیلین 381، 382 پنیر 303، 311 پودولسکی، دکتر 393 پور سعید، اسماعیل 394 پوزیترونها 95 پوزیتیویستها 23، 34 پوست 411، 489 پوسیدگی دندان 310 پول 65 پولن 287 پیام قرآن 113، 121، 151، 210، 211، 212، 215، 245، 453، 455، 474، 503، 508، 515، 520، 524، 530، 531، 536، 539، 558، 562 پیامبر (ص) 15، 17، 21، 22، 29، 37، 44، 57، 62، 66، 67، 71، 73، 74، 75، 80، 81، 83، 84، 85، 88، 102، 148، 164، 169، 185، 193، 194، 214، 215، 222، 224، 297، 298، 302، 313، 314، 330، 334، 350، 355، 359، 362، 363، 364، 365، 376، 378، 383، 397، 405، 412، 417، 418، 421، 422، 424، 476، 482 پیامبران الهی 54، 66، 385 پیدایش آسمانها 26 پیدایش انسان 254 پیدایش جهان 94، 95، 99، 109، 110 پیدایش جهان هستی 109 پیدایش حیات 42، 117، 235، 245، 257 پیدایش خورشید 116 پیدایش زمین 116 پیدایش شب و روز 125 پیدایش کوهها 123 پیدایش موجودات 99 پیدایش و مرگ خورشید 115، 212 پیرزنان 418 پیرمردان 418 پیروان فلسفه ارسطوئی 26 پیری زودرس 311، 394 پیشرفت علوم و صنایع 44 پیشگوئیهای علمی قرآن 166، 201، 202، 247، 291، 444، 476، 478، 481 پیشگیری از بیماریها 354 پیغمبر اولوا العزم 268 پیک انتروپ 255 پیمان اجتماعی 376 «ت» تابستان 161، 193، 236 تابعین 448 تاریخ 403، 436، 508 تاریخ اسلام 46 تاریخ آفرینش 144 تاریخ البیمارستانات فی الاسلام 297 تاریخ التمدن الاسلامی 25 تاریخ بشر 244، 378 تاریخ پیامبر (ص) 50 تاریخ تمدن 256 تاریخ حکماء 159 تاریخ زمین 240 تاریخشناسی 41 تاریخ علم 170، 250 تاریخ علوم 144، 150، 160، 170، 279، 297 تاریخ علوم قرآن 78 تاریخ فلسفه، از بنتام تا راسل 42 تاریخ نهضتهای دینی سیاسی معاصر 28 تاریخ و علوم قرآن 67، 68، 72، 73 تاریخچه زمان 95، 144 تاریکی 156، 207، 210 تازیانه 376، 382، 383
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 584
تاژک داران 284 تالس 109، 243 تأمل در قرآن 231 تانگانیکای 254 تئوری نور 149 تأویل 31، 46، 47، 48، 49، 51، 194 تب 409 تب تیفوئید 344 تبادل فرهنگی 25 تبریزی 240 تجاوز به حقوق دیگران 340 تجاوز جنسی 340، 379 تجربه 32، 34، 252، 325، 534 تجربه خانه 298 تجربه علمی 50 تجرید الاعتقاد 59 تجزیه نور 144 تجسس 402 تجلیل، ابو طالب 172 تحدی 54، 60، 62، 63، 64، 65، 68، 70، 71، 77، 78، 79، 80، 83، 84، 232، 427 تحریر الوسیلة 63، 306، 309، 320، 327، 336، 350، 357، 363، 370، 379، 389، 392، 421، 426، 541، 555 تحریک اعصاب 352 تحریک پایانههای عصبی 358 تحریم شراب 335، 348 التحقیق فی کلمات القرآن الکریم 55، 56، 58، 94، 108، 134، 136، 154، 176، 236، 248، 438، 445، 446، 448، 449، 453، 458، 468، 470، 481، 483، 494، 501، 502، 511، 530، 555 تحقیقات تاریخی و ادبی 24 تحقیقات تجربی 399، 404 تحلیل زبانی 42 تحول انسان 273 تخم 306، 447، 454، 455، 475، 486 تخم مرغ 303 تخمدان 372، 433، 447، 448، 454، 455، 463، 469، 491، 514، 518 تخمک 372، 374، 441، 442، 443، 444، 459، 461، 469، 470، 473، 474، 475، 478، 480، 483، 486، 489، 497، 516 تخمیر 240، 331 تدبیر الهی 237 تدوین سورههای قرآن 221 ترائب 443، 446، 447، 448، 449، 450، 451، 452، 456 تراخم 413 تراکم انرژی 279 ترانسفورمیسم 249، 250، 251، 253 تربیت 38، 380، 396 تربیت شدگان مکتب قرآن 397 ترتیب عناصر 27 ترحم 383 ترس 558 ترک زبان 342 ترکیبات آهن 328 ترمودینامیک 213، 215 تروفوبلاست 496 تری شینوز 322 تریاک 393 تسبیح 196 تسخیر ستارگان 145 تسخیر ماه 50 تسعة عشر 221، 225 تسعة عشر ملکا، بیان ان فریة الاعجاز العددی للقرآن خدعة بهائیة 226 تسلیم 401 تشریح 429 تشریح مقایسهای 252 تشمع کبد 343 تصلب شرایین 310، 311، 321، 422، 423 تصویر جهان در فیزیک جدید 279 تضادهای طبقاتی 268 تضادهای علوم 53 تطور هنر 119 تعادل روحی 395 تعارض بین علم و دین 23، 24، 28، 29، 33، 52، 82، 120 تعارض علم و قرآن 16 تعالی روحی 425 تعالیم اسلامی 337 تعدد زوجات 374 تعلیق الخبراء 129، 130 تعلیم 63، 65 تعلیم و تربیت 397، 534 تعهد مذهبی 399 تغذیه 309، 310، 312، 325، 372، 524 تغییر وضع اجتماعی 31 تفسیر اطیب البیان 59، 138، 189، 193، 194، 195، 203، 206، 308، 332، 522 تفسیر آلاء الرحمن 74، 77 تفسیر الایات الکونیة فی القرآن الکریم 119 تفسیر البصائر 446، 447 تفسیر الجواهر 17، 38، 99، 133، 163، 282 تفسیر الجوهری 481 تفسیر الدر المنثور 215 التفسیر العلمی للآیات الکونیة فی القرآن 118 التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان 83، 129، 130، 273، 291 تفسیر القرآن الحکیم (المنار) 38 تفسیر القرآن العظیم 447 تفسیر البصائر 448 تفسیر الکشاف 37، 38، 40، 122، 200، 444 تفسیر المنار 202، 452 تفسیر برهان 107، 151 تفسیر به رأی 31، 39، 42، 43، 46، 48، 51، 53، 85 تفسیر پرتوی از قرآن 177 تفسیر تبیان 59، 453 تفسیر جواهر القرآن 27، 30، 31، 35، 47 تفسیر روح المعانی 215 تفسیر صافی 36، 40، 98، 189، 193، 194، 203 تفسیر طبری 160 تفسیر عقلی 46 تفسیر علمی 15، 16، 17، 18، 21، 22، 23، 25، 26، 27، 28، 29، 30، 31، 33، 46، 47، 48، 49، 50، 51، 52، 53، 85 تفسیر علی بن ابراهیم 151، 199 تفسیر عیاشی 151، 467 تفسیر فلسفی 22 تفسیر قرآن 15، 21، 26، 32، 51، 52
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 585
تفسیر قرطبی 333 تفسیر قمی 98، 104 التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب) 26، 98، 99، 129، 139، 200، 215، 445، 483 تفسیر محاسن التأویل 129 تفسیر مراغی 373 تفسیر منهج الصادقین 59، 288 تفسیر نمونه 17، 30، 38، 57، 63، 64، 65، 66، 81، 82، 94، 97، 98، 107، 108، 113، 121، 122، 124، 126، 128، 131، 134، 137، 138، 140، 143، 145، 146، 147، 149، 151، 154، 155، 157، 158، 161، 162، 164، 165، 172، 173، 174، 178، 179، 180، 181، 183، 189، 193، 195، 199، 200، 202، 203، 205، 214، 224، 237، 243، 245، 247، 248، 254، 257، 259، 262، 264، 265، 266، 267، 268، 270، 271، 272، 274، 279، 280، 285، 291، 302، 305، 308، 311، 313، 316، 319، 320، 321، 323، 326، 327، 329، 331، 332، 333، 334، 338، 339، 345، 347، 355، 359، 369، 371، 372 375، 376، 377، 378، 379، 380، 385، 386، 387، 396، 397، 406، 418، 420، 432، 434، 435، 437، 438، 439، 440، 443، 447، 449، 450، 453، 460، 466، 467، 473، 474، 479، 480، 481، 483، 485، 486، 489، 494، 503، 508، 512، 520، 521، 522، 524، 525، 531، 533، 534، 540، 541، 542، 544، 547، 548، 550، 553، 555، 563 تفسیر نور الثقلین 37، 97، 189، 195، 203، 333، 525 تفسیر نوین 281 التفسیر و المفسرون 22، 26، 35، 37، 38، 47، 51، 53، 127 تقرب الی الله 45 تقرب انسان 348 تقطیر 290 تقلید 245 تقلید کورکورانه 30 تک سلولی 238، 250، 283، 284 تک یاختگان 284، 285 تکامل اجتماعی 250 تکامل آفرینش 118 تکامل انواع 250، 251، 273 تکامل جسمی 250 تکامل در قرآن 256، 258، 261، 263، 265، 266، 268، 271، 273، 276، 526 تکامل روحی 403 تکثیر جنسی 285 تکثیر غیر جنسی 285 تکلیف 60، 472، 479 تکوین خورشید 100 تلقیح ابرها 288 تلقیح گیاهان 292 تلقیح مصنوعی 290 تمثیل منطقی 87 تمدن 28، 43 تمدن اسلامی 44، 326 تمدن آشولی 256 تمدن زمین 197 تمدن ما قبل شلی 256 تمدن و علوم اسلامی 435، 484 تمدن و فرهنگ 29 تمساحها 258 التمهید فی علوم القرآن 59، 70، 71، 72، 73، 74، 75، 76، 77، 78، 99، 147، 152، 238، 239، 242، 250، 373، 408، 432، 448، 450، 469، 479، 484، 485، 504، 507، 516 تنبلی 311 تنظیم رفتارهای جنسی 454 تنقیه 409 تنگی نفس 340، 367، 393 توبه 357، 378 توحید 73، 74، 173، 399، 452، 453، 455 توحید قرآنی 399 تودههای زحمتکش 43 تورات 24، 82، 83، 84، 88، 99، 105، 110، 114، 120، 121، 249، 313، 327، 335، 347، 350، 363، 369، 378، 387، 388، 407، 410، 417، 466، توکل 400، 401، 403 توکلی صابری، علیرضا 197 تولد 520، 521، 532، 536، 537، 538 تولد طفل 432 تهافت الفلاسفه 25 تهذیب 422 تهذیب الاخلاق 250 التهذیب 248 تهران 27، 127، 398، 444، 460، 484، 509، 531 تهمت 402 تیر و کمان 255 تیروئید 509 تیفوئید 310، 352 تیمارستانها 298 تیمم 299، 353، 355، 370 «ث» ثبات انواع 250، 251، 270، 272، 273، 275، 276 ثبات زمین 184 ثروت 65 ثقل اصغر 21 ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن 73 «ج» جائی، دکتر کنعان 169، 450 جابر بن حیان 335 الجابی، سلیم 103 جادو 63 جادوگر 64 جاذبه 211 جاذبه خورشید 150، 172 جاذبه زمین 150 جالینوس 479، 515، 541، 543 جامد 119 جامع البیان فی تفسیر القرآن 160 جامعه اسلامی 541 جامعه انسانی 269 جامعه بیطبقه 31 جامعهشناسان 398 جامعهشناسی 34 جامعه عرب 76، 429 جامعه عرب جاهلی 347 جامعه مدرسین 59، 60، 86، 299 جانداران 251
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 586
جانداران ذرهبینی 464 جانوران 200، 266 جاهلیت 378 جایگاه ثوابت 133 جبر 47 جبرئیل 362، 466، 482، 483 جبون 393 جدل 47 جرائم جنسی 338 جراحی شکم 398 جرب 342، 359 جرثومه حیات 246 الجرجانی، عبد القادر 72 جریان خون 358 جریانهای الکتریکی 97 جزائر فلکی 117 جزائری، دکتر غیاث الدین 311 جزر و مد 253 جزیرة العرب 43، 75، 120، 397 جزیرة العرب 120 جعفر بن ابی طالب 417 جعفری، منصوره 399 جفت 281، 282، 283 جگر سیاه 328 جلبکها 123، 240 جلبکهای دریایی 243 جلق زدن 391، 393 جلوههای فیض 43 جلیلوند، محمد امین 402 جمنشان، کورش 225، 229 جماع 370 جمعه 112، 360 الجمیلی، دکتر سید 157، 168، 311، 323، 337، 347، 353، 373، 384، 409، 410، 424، 489 جن 69، 70، 71، 81، 202، 438 جنابت 357 جنات 229 جنایت 336، 340 جنب 349، 354، 370 جنبندگان 118، 196، 198، 199، 240، 241، 257، 259 جنس نر 258 جنگ 37، 75، 223، 227، 231، 396 جنگ بدر 297 جنوب 187، 188 جنون کورساکوف 346 جنین 246، 262، 339، 372، 430، 432، 433، 435، 447، 449، 454، 455، 468، 475، 480، 484، 490، 491، 492، 493، 495، 496، 497، 498، 501، 504، 505، 506، 507، 509، 510، 511، 512، 513، 514، 515، 517، 518، 519، 520، 521، 522، 523، 525، 526، 527، 528، 529، 530، 531، 532، 533، 536، 538، 539، 542، 545، 546، 549، 551، 553 جنینشناسی 252، 433، 473، 475، 477، 487، 490، 493، 499، 511، 515، 523، 536 جو زمین 102، 104، 108، 129، 130، 131، 132، 138، 139، 140، 154، 200 جوامع اسلامی 30، 31، 32، جوامع صنعتی 382 جوامع مذهبی 401 جوانان 422 جوانان مسلمان 31 جوانان، ازدواج و مسائل جنسی 394 جوانه زدن 285 جواهر الکلام 303، 304، 392 الجواهر فی تفسیر القرآن 36، 163، 282 جوش هستهای 209 جوشش هستهای 167 الجوهر، طلحة 225 جوهریزاده، محمد رضا 435، 484 جهاد دانشگاهی 285 جهالت 281 جهان 40، 41، 42 جهان اسلام 29، 32، 127، 231 جهان آفرینش 245 جهان دانش، فرهنگ دانستنیها 176، 194، 298، 335 جهان هستی 105، 198، 238 جهانهای دور 150 جهانیان 202 جهل 25، 297، 396، 397، 493 جهل مرکب 44 جهنم 227، 521 جینز، جمیس 115 «چ» چاقی 310، 422، 423 چای 335، 415 چراغی، علی 303، 480 چربی 310، 321، 343، 352، 423، 424 چربیها 308 چشم 341، 414، 432، 473، 509، 529، 530، 531، 532، 533، 534، 535، 536، 537 چشمچرانی 375 چهارپایان 242، 260 «ح» حائض 355، 357، 369، 370، 371، 373 حاجیان 365 حاد 29، 53 حاکمیت قانون 397 حاملگی 472 حبوبات 302 حج 107، 363، 419 حجاب 375، 382، 402 حجازی، سید جمال الدین 519 حجت 56، 57 حد 378، 541 حد المسکر 336 حد زنا 383 حدود 37 حدود کیفری 379 حرا 362 حرارت طبیعی بدن 353 حرام 85، 86، 302، 306، 309، 313، 314، 327، 336، 348، 370، 389 حرکت ابرها 173 حرکت ارتعاشی شمسی 172 حرکت ارتعاشی قمری 172 حرکت اقبالیه زمین 172 حرکت انبساطی جهان 208 حرکت انتقالی 49، 160، 169، 173، 181، 187 حرکت انتقالی آفتاب 166 حرکت انتقالی خورشید 51، 162، 163، 166، 169، 172 حرکت انتقالی زمین 171، 174، 175، 180
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 587
حرکت پوسته زمین 184 حرکت تقدیم اعتدال ربیعی و خریفی 172 حرکت حسی 182 حرکت خورشید 44، 82، 127، 160، 163، 164، 168 حرکت درونی خورشید 169 حرکت دورانی 163 حرکت دورانی خورشید 169 حرکت زمانی 169 حرکت زمین 44، 50، 125، 150، 162، 164، 173، 175، 177، 178، 179، 182، 183، 184، 185، 191، 192 حرکت ظاهری 164 حرکت قارهای 184 حرکت کرات آسمانی 183 حرکت کوهها 173، 174 حرکت وضعی 112، 153، 160، 169، 171، 176، 177، 178، 184، 187، 188، 190 حرکت وضعی خورشید 165، 166، حرکت وضعی زمین 177، 181، 184 حروف مقطعه 47، 220، 221، 222، 224، 227 حروف نورانی 221 حس 32، 164، 252 حساب 47 حساب ابجد 36 حسادت 393 حسب النبی، دکتر منصور محمد 163 حسد 396 حسنپور، فاطمه 399 حسن عدل 89 حسین بن خالد 151 حسین مهران، دکتر جمال الدین 353، 424 حسینی طباطبایی، مصطفی 223 حسینی طهرانی، علامه 464 حسینیه ارشاد 42 حشرات 110، 236، 287، 288، 289، 463، 464 حشره 245 حشیش 347 حضور قلب 427 حفره آمینون 489 حق الیقین 76 حقطلبی 65 حقانیت ادیان الهی 318 حقانیت اسلام 30، 52، 88 حقیقی، ک. م. 239، 279، 289،
485 حکم ارشادی 307 حکم الهی 377 حکم تأسیسی 304، 353، 425 حکم شرعی 87، 377 حکما 73 حکمای فارس 187 حکمت 40، 77، 85، 86، 87، 89، 138، 305 حکمت الهی 64 حکومت 37، 237 حکومت الحادی کمونیستی 28 حکومت الهی 128 حکیم، سید محمد باقر 61، 76، 347 حکیمی، محمد رضا 298 حلال 301، 302، 304، 309 حلب 340 حلبی، دکتر علی اصغر 28 حلق 342 حلیة المتقین 366 حمام 298 حمله به دین 28 حمله میکروبی 317 حمید الله 164، 476 حنجره 345، 534 حنفی، احمد 118 حوا 270، 271، 283، 433، 466، 467 حواریان 420 حیات 198، 199، 200، 204، 206، 209، 223، 238، 239، 244، 246 حیات جاویدان 246 حیات حیوانی 524 حیات نباتی 524 حیض 355، 356، 357، 368، 369، 370، 371، 372، 373، 374، 472، 478، 479، 480، 520، 544، 545، 546 حیوان 202، 251، 289، 379، 380، 524 حیوان جلال 306 حیوانات 98، 113، 114، 200، 236، 249، 256، 266، 272، 278، 280، 284، 286، 287، 420، 436 حیوانات بسیط 238 حیوانات تک سلولی 237 حیوانات دریایی 257 حیوانات غولپیکر 199 «خ» خاخامهای یهود 127 خاصیت شیمو تاکسی 459 خاک 109، 121، 139، 159، 258، 261، 262، 263، 264، 265، 272، 273، 274، 284، 306، 430، 432، 434، 435، 436، 438، 439، 442، 461، 482، 500، 534 خالقی، دکتر روح اللّه 394 خانواده 380، 402، 547، 549 خانواده و مسائل جنسی کودکان 394 خانه خدا 366 خانهسازی 200 خباثت 306 خبیث 303 خداشناسی 38، 253، 298، 429 خدمات بهداشتی 364 خدیجه (س) 362 خرافات 44، 302، 544 خرده سیارات آستروئید 131 خرگوش 464، 519 خرما 278، 331، 332، 408 خرمشاهی، بهاء الدین 24، 42 خروس 321 خزائلی 535 خزاعه 302 خزندگان 110، 118، 123، 242، 254، 257، 258، 259، 260 خزنده 253 خسران 395 خشکبار 435 خشکسالی 215 خشوع 427 خضوع 351، 427 الخطیب، عبد الغنی 109، 198، 199، 204، 257، 442 خلاصه مقالات همایش نقش دین در بهداشت روان 402 خلط 306 خلق 248، 249 خلق نیکو 383
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 588
خلقت 120، 244، 461 خلقت آدم 268 خلقت از خاک 273 خلقت آسمان 104، 112، 118 خلقت آسمان و زمین 93، 120، 121، 124 خلقت آسمانها 25، 101، 113، 119، 121، 122، 125 خلقت آسمانها و زمین 99، 101، 108، 112، 119 خلقت انسان 43، 44، 121، 124، 260، 262، 265، 266، 269، 429، 440، 442، 476، 488 خلقت جهان 96، 108، 114، 243 خلقت حیوانات 260 خلقت زمین 100، 101، 104، 112، 113، 118، 121، 122، 125، 239 خلقت کوهها 121، 122 خلیفه، رشاد 17، 219، 220، 222، 224، 225، 226، 227، 228، 229، 230، 231، 232 خمر 331، 335، 336، 337، 339، 343 خمینی (ره)، امام روح الله الموسوی 63، 306، 309، 320، 327، 336، 357، 370 خناق سینه 310، 415، 422 خواب 311، 350، 351 خوابآلودگی 333 خوابگردها 160، 170، 171 خوئی، آیة الله سید ابو القاسم 60، 68، 74، 75، 76، 77، 175، 289، 523 خوتکین 412 خودارضائی 391، 393 خودکشی 338، 340، 401 خورشید 24، 26، 30، 43، 45، 49، 95، 96، 100، 101، 106، 107، 111، 112، 113، 114، 116، 118، 121، 127، 128، 129، 132، 133، 135، 140، 150، 154، 155، 156، 157، 158، 159، 160، 161، 162، 163، 164، 165، 166، 167، 168، 169، 170، 172، 173، 179، 186، 187، 188، 189، 192، 194، 195، 202، 204، 205، 207، 209، 210، 211، 213، 214، 215، 240 خوک 306، 319، 320، 321، 322، 324، 326، 335 خون 87، 89، 255، 303، 304، 306، 311، 316، 317، 319، 325، 326، 327، 328، 330، 339، 349، 372، 484، 489، 496، 507 خون بسته 276 خونریزی معده 342 خیابانها 365 خیال 64 خیانت 340 «د» داء الحصاف الکلی 342 داء الرقص 416 دائم الخمر 337 دادفرما 95، 144 دادگاه تفتیش عقاید 23، 24 دار احیاء التراث العربی 161، 280 دار الشروق 449 دار العلم للملایین 220، 507 دار العوده 102، 281، 289 دار الفکر 163، 282 دار القتیبة 83 دار القلم 484 دار الکتاب العربی 102 دار الکتب الاسلامیة 23، 27، 128، 134، 444 دار الکتب العلمیة 26، 36 دار المعرفة 35، 36، 47، 160 دارو مکتبة الهلال 323 داروخانه 297 داروین 24، 249، 250، 251، 268، 272 داروینیسم 253 داستان اوران 41 داغدیدگی 400 دانستنیهای جهان علم 197 دانش پزشکی 518 دانش عصر فضا 144، 145، 150، 152، 153، 160، 162، 164، 166، 174، 197، 200 دانش مسلمین 298 دانشکده ادبیات 123 دانشکده ادبیات دانشگاه تهران 241، 254 دانشکده کشاورزی عین الشمس 220 دانشگاه آریزونا 220 دانشگاه علوم پزشکی تهران 463 دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران 399 دانشگاه کالیفرنیا 220 دانشگاه ناپل 82 دانشگاههای اروپا 25، 298 دانشمندان اخترشناس 197 دانشمندان اروپایی 82 دانشمندان اسلامی 29، 171 دانشمندان امامیه 27 دانشمندان دینی 23 دانشمندان روم شرقی 171 دانشمندان زیستشناس 117، 439 دانشمندان زیستشناس 118 دانشمندان ستارهشناس 213 دانشمندان عرب 250 دانشمندان علوم طبیعی 251 دانشمندان فضایی 197، 200 دانشمندان کیهانشناس 93، 146 دانشمندان مسلمان 25، 30، 33، 48، 127 دانشمندان نجوم 147 دانشمندان یونان قدیم 442 دانیال 420 داور مزدی، دکتر هرمز 285 دایرة البروج 172 دایره 36، 187 دایره استوایی 172 دباغها 321 دبس، موریس 394 دبیر، مهندس ذبیح الله 24، 100، 111، 146، 164، 441، 465 دبیری، دکتر 464 دخانیات 342 دختر 513، 514، 515، 517، 518، 519، 521، 527 درباره دوران افلاک 170 دراز، دکتر محمد عبد الله 73 درآمدی بر تفسیر علمی قرآن 23، 32، 35، 39، 42، 50، 51، 53، 89 درجات دایره 39 درخت 110، 134، 138 درخت خرما 236 درختان 113، 243 درد 398
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 589
دردهای مفصلی 322 درماتوم 509 درندگان 326 درنده خوئی 338 دروغ 227، 378 دروغ بستن بر خدا 226 دریا 138، 239، 240 دریاها 43، 109، 176، 211، 212، 238، 239، 241، 251، 253، 257، 290، 438 دریایی، رسول 146، 264، 435 دزدی 376، 378، 379 دستغیب، عبد الحسین 308، 389، 392، 394 دستگاه ادراری تناسلی 509 دستگاه تناسلی 358، 393، 414، 445، 451، 452، 456، 514 دستگاه تنفسی 509 دستگاه عصبی 509 دستگاه گردش خون 353، 423 دستگاه گوارش 316، 322، 342، 409، 411، 422، 423، 425، 446، 447، 496، 507 دستگاه معدی رودهای 509 دستگاههای راه شیری 96 دستگاههای نجومی 190 دستور زبان 33 دستورات الهی 355 دسیدوای 489، 491، 492 دف 187 دفاع از حقایق دینی 28 دفتر انتشارات اسلامی 59، 60، 72، 299، 421 دفتر نشر فرهنگ اسلامی 24، 30 دفضع، بسام 242، 263، 516، 542 دفن میت 318، 319 الدقر، دکتر نزار 408 دلایل الاعجاز و الشافیة 72 دلیل شرعی 302 دلیل عقلی 48، 50، 252 دم اسبها 123، 240 دمای بدن 358 دمشق 103، 198، 214، 484 دموکریت 109 دنبلان 306 دندان 409 دنیای ستارگان 150، 160 دو جنسی 462، 463 دوالی الساقین 426 دود 97، 101، 103، 104، 112، 115، 116، 208، 215 دوران بارداری 255 دوران جاهلیت 334 دوران جنینی 267 دورانهای زمینشناسی 123 دورانت، ویل 255، 256 دوربین کیهانی پالومار 144 دوره ایلخانی 171 دوره چهارم یخبندان 254 دوره ژوراسیک 258 دورههای خلقت جهان 105 دولت 332، 338 دونین 240 ده فرمان 378 دهان 339، 342، 423، 496، 539 الدهان، سعید ناصر 353، 426 دی اکسید کربن 328، 339 دیاب، دکتر عبد الحمید 303، 322، 328، 339، 407، 426، 429، 442، 443، 445، 448، 450، 454، 456، 459، 475، 480، 483، 490، 495، 498، 499، 506، 514، 518، 523، 526، 528، 531، 535، 542، 545، 548، 551، 553، 557، 558، 560، 562، 563 دیرینشناسان 123 دیرینشناسی 252، 258 دیمدرول 413 دین 37، 38، 268، 321، 338، 363، 379، 383، 384، 401، 403 دیوانگان 298 دیوانه 314 دیوثی 321 دیه 524 دیه قتل خطایی 419 «ذ» ذات الریه 413 ذات الهی 221 ذبح 314، 317، 328 ذبح شرعی 316 ذرات بنیادی 282 ذرات مثبت و منفی 280 ذوب هستهای 167 ذوق علمی 521 ذهبی 22 ذهن 33، 44، 81، 535 ذی القعده 178 «ر» رابطه علم و دین 24، 30، 44، 174، 175، 281، 288 رابطه قرآن با علم 27 راز آسمانهای هفتگانه 130 راز آفرینش 245 راز حیات 245 الرازی، فخر الدین 25، 26، 72، 98، 99، 128، 129، 139، 200، 215، 238، 449، 453، 483 رازی، محمد بن زکریا 298، 335 رأس الجدی 194 رأس السرطان 194 راستگوئی 62 راسل، برتراند 42 راشدی، لطیف 152، 281 راغب اصفهانی، ابو القاسم 54، 55، 56، 57، 73، 94، 104، 108، 134، 136، 155، 158، 177، 179، 188، 202، 265، 272، 278، 285، 287، 301، 305، 307، 372، 434، 443، 445، 453، 457، 468، 483، 488، 489، 493، 494، 501، 550، 553 رأفت 376، 383 رافعی، محمد صادق 73 راه تکامل 23، 159، 190، 212، 213، 239، 290 راههای خداشناسی در طبیعت 172 رایانه 219، 220، 226 رباخواری 398 رپس 123 رجال سیاست 82 رجحان، دکتر محمد صادق 463 رجم 379 رحلة 298 رحم 247، 271، 276، 371، 372، 375، 430، 444، 447، 448، 449، 454، 458، 459، 460، 461، 471، 474، 480، 483، 484، 486، 488، 491،
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 590
493، 496، 510، 515، 518، 519، 520، 522، 523، 524، 528، 538، 542، 543، 550، 551 رحمت 396 رحمت الهی 405 رخوت 350، 445 رژیمهای جبار 43 رسائل ابن سینا 26، 127 رسالت 362 رساله دوم پطرس رسول 320 رساله دهم 250 رساله رومیا 420 رساله موائد 178 رسالههای عملیه مراجع معظم تقلید 299، 303، 306، 309، 314، 318، 320، 327، 328، 336، 348، 370، 389، 392، 426، 545 رستاخیز 207، 211، 552 رستگاری جویباری 446 رشتههای عصبی 445 رشد علم بشر 119 رصدخانه لاول 144 رضائی اصفهانی، محمد علی 18، 32 رضاییفر، مهندس جعفر 99، 163، 196، 205 رطوبت 442 رعد و برق 239 رعشه 337، 346 رفاعی، مهندس عدنان 225، 229 رفتارهای جنسی زنان 345 رفع اضطراب و نگرانی 400 رفع کسالت 350 رفیع، دکتر عبد الناصر 402 رکوع 365، 426 رگل 372 رگهای خونی 496 رمانی 453 رنان، ارنست 335 رنین 557 روابط جنسی 381، 384 روابط نامشروع 384 روانشناسان 398 روانشناسی 403 روبیدم 435 روح 31، 117، 121، 272، 274، 304، 332، 405، 466، 523، 524، 525، 526، 528، 529، 530، 532، 562 روح اجتماعی 486 روح القدس 525 روح الهی 466، 528 روح انسان 383 روح خدا 41 روحانی، منوچهر 160 روحیات 329 رودخانه 314، 340 روده 326، 497 روده بزرگ 423 رودهها 343 روز 106، 112، 156، 277 روز جزا 377 روز واپسین 401 روزنامه اطلاعات 197، 465 روزه 43، 85، 299، 349، 392، 417، 418، 419، 420، 421، 422، 424، 425 روزه سکوت 419 روزههای مستحبی 421 روزه، درمان بیماریهای روح و جسم 421 روسو، پییر 170، 279، 297 روسیه 28، 407 روش اسلامی 383 روش تربیتی قرآن 334 روش حسی 30، 32 روش درمانی قرآن 383 روش قیاسی 31 روشنفکران 30، 32 روشنفکران مسلمان 29 روغن زیتون 415 روغن ماهی 413 روم 25، 30، 32، 43، 74 روی 435 رویانشناسی پزشکی لانگمن 444، 458، 459، 469، 484، 489، 490، 492، 495، 497، 504، 508، 509، 512، 514، 528، 531، 542، 548، 551، 552، 553 رهبری، احمد 123، 241، 254 ریشهری، محمد محمدی 34 ریاضی 219 ریاضیات 25، 26، 35، 137 ریشتر 246 ریووآر، ژان. ل 519 ریه 328، 339، 538 ریهها 423 «ز» زالو 471، 483، 484، 485، 486، 487 زایمان 356، 414، 552 زباله 367 زبان 342، 345 زبان انگلیسی 220 زبان دین 42 زبان دینی 27، 42، 128 زبان عرب 72، 80 زبان عربی 21، 28، 32، 79 زبان علم و دین 120 زبان علمی 42 زبان فارسی 178 زبان فرانسه 164 زبان قرآن 41 زبان یونانی 171 زبانهای گنگ 405 زبور داود 160 زحل 26، 116، 127، 129، 130، 131، 133، 159 زخم روده 412 زخم قرنیه 413 زخم معده 340، 411، 412 زرتشت 350 زرتشتیان 314 زرکشی، بدر الدین محمد بن عبد الله 36، 73 زکام 414 زکام حاد 415 زگیل 343 زلزله 184، 207، 253 زمانی، مصطفی 166، 201، 202، 247، 291، 444، 476، 478 زمخشری، محمود بن عمر 37، 56، 199، 444 زمستان 161، 193، 236 الزملکانی 71، 73 زمین 24، 25، 26، 27، 30، 32، 40، 43، 49، 75، 97، 100، 101، 102، 106، 108، 110، 111، 112، 113، 114، 116، 117، 118، 119، 120، 121، 124، 128، 130، 133، 137،
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 591
139، 140، 141، 148، 150، 154، 158، 159، 163، 170، 172، 174، 175، 176، 180، 181، 182، 183، 185، 186، 187، 188، 190، 194، 196، 199، 200، 201، 203، 205، 206، 209، 213، 214، 235، 238، 244، 257، 277، 301، 513 زمینشناس 109 زمینلرزه 47 زمین و آسمان 247 زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن 123، 130، 133 زمین و زمان 170 زمینشناسی 41، 114، 119، 123، 124، 241 زمینشناسی و تکامل 123، 241 زمینهای هفتگانه 103، 126، 141 زنا 337، 375، 376، 378، 379، 380، 382، 383، 384، 389، 541، 546 زناشویی 355 زناکار 376، 377، 383 زناکاران 377 زنان 355 زنان پاک دامن 417 زنان روزهدار 417 زنان مؤمن 376 زنای با محارم 337 زنبور داران 410 زنبور عسل 406، 408 زندگی اجتماعی 269 زندگی، اسلام و دانش امروزی 507 زنده به گور 397 زنده جاوید و اعجاز جاویدان 163، 166، 174، 175، 180، 181، 190، 279، 281، 287، 288، 291 زوج 225 زوج و فرد در قرآن 225 زوجیت 277، 279، 281، 283، 284، 286، 544، 548 زوجیت گیاهان 30، 44، 49، 75، 82، 277، 278، 280، 281، 282، 284 زوجیت ماده 281 زوجیت میوهها 278، 284 زهدان 469 زهره 26، 116، 127، 128، 129، 130، 131، 133، 159، 172، 209 زیارت 357، 363 زیانهای بهداشتی 371 زیتون 236 زیدان، جرجی 25 زیستشناسان 42، 239، 519 زیستشناس 247 زیستشناسی 34، 119، 244، 510 «ژ» ژن 475، 476، 478، 481 ژولیو 212 ژیبون 254 «س» ساحر 63 ساحران 64، 65، 66 سادات، مهندس محمد علی 163، 166، 174، 175، 179، 180، 181، 190، 279، 281، 287، 288، 291 سادلر، توماس. وی 444، 458، 484، 489، 492، 495، 508، 531، 542، 548، 551، 552 سادیسم 390 سازگاری علم و دین 17، 23 ساس 359 ساکاراز 411 ساکنان آسمان از نظر قرآن 132، 200 سالمونلا 316 سالیدین ایتالیا 298 سامی، محمد علی 103، 214، 353، 360، 364، 384، 390، 424، 426 سبحانی، آیة الله جعفر 175، 289، 464 سبزواری، حاج ملا هادی 128 سبزیجات 435 سبع سموات 26، 119، 121، 128، 130، 135، 138 سبعیت 329 سپرز 328 سپهر، مهدی 171 ستارگان 44، 49، 93، 95، 96، 100، 104، 110، 115، 118، 129، 131، 134، 135، 139، 144، 154، 170، 186، 189، 195، 196، 197، 199، 203، 204، 207، 209، 210، 211، 215 ستارگان ثابت 197 ستاره 109، 138، 140، 144، 159، 163، 165، 205، 209 ستاره دریایی 463 ستارهشناسان 212 ستاره عیوق 145 ستاره محتضر 209 ستاره وگا 162، 163، 169، 172 ستارههای دنبالهدار 131 ستمکاران 33 ستمگران 395، 397 ستون فقرات 445، 446، 448، 454، 507 ستون نامرئی 152 ستونهای نامرئی 149 سجده 196، 226، 260، 262، 349، 351، 426، 527، 528 سجده فرشتگان 261 سجده واجب 357، 370 سجود 261، 265 سحابی، دکتر ید الله 269، 476 سحابیهای سیارهنما 209 سحر 54، 60، 62، 63، 64 سدوم 388 سدیم 408، 435 سر احمد خان هندی 28 سرگذشت زمین 100 سرخرگها 509 سرخسها 123، 240 سردرد 409 سرطان 311، 345، 348، 409، 410 سرطان بیضه 448 سرطان ریه 311 سرطان زبان 342 سرطان کبد 343 سرطان لوزه 345 سرطان مری 342 سرطان معده 342 سرفرازی، عباسعلی 24، 30، 44، 174، 175، 281، 288 سرقت 338 سرگذشت زمین 246
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 592
سرگیجه 323 سرماخوردگی 414 سرنوشت زمین 116 سریانی 134 سزارین 538 سستی اراده 311 سعادت 304، 519، 521 سعادت بشر 152 سعد بن ابی وقاص 334 سعید بن جبیر 98 سعیدی، سید غلامرضا 353، 373، 390، 416، 484 سفال 272 سفر 75، 357 سفر اعداد 350، 356، 363 سفر پیدایش 110، 388، 466 سفر تثنیه 313، 335، 420 سفر خروج 378، 407 سفر داوران 420 سفر فضایی 197 سفر لاویان 313، 319، 350، 356، 363، 369 سفر تثنیه 305 سفینة البحار 199، 392 سفینههای فضائی 245 سقوط جنین 380 السکاکی 72 سکته 311، 315، 323 سکته مغزی 348 سکر مرضی 340 سکون خورشید 160 سکون زمین 184 سگ 321، 329، 335، 367 سل 316، 344 سل ریوی 413 سلاطین 237 سلامت روانی 402 سلامت محیط 402 سلامة، دکتر علی محمد 534 سلطان 54، 57 سلطنت 128 سلکروتوم 509، 511 سلول 241، 284، 307 سلول زنده 245 سلولهای مغزی 342 سلولهای استخوانی 512 سلولهای ماهیچهای 510، 512 سلیفر 144 سلیمان (ع) 66 سلیمان، احمد محمد 102، 162، 165، 166، 177، 214، 215، 281، 287، 289، 485 السمع و البصر فی القرآن الکریم 534 سموئیل 420 سمور 254 سنت 227، 230 سنگ دل 328 سنگ دلی 329، 330 سنگ کلیه 311، 312 سنگ مثانه 415 سنگهای دو قلویی کلیه 346 سنگامی 285 سنگسار 379 سنگهای آسمانی 212 سنن ابی داوود 334 سنن تاریخی 75 سنن ترمذی 51، 334 سوء تغذیه 343، 409 سوء ظن 402 سوخت هستهای 209 سوره ابراهیم (ع) 56، 57، 94، 107، 108، 129، 134، 156، 162، 164، 166، 235، 493، 562 سوره احزاب 363، 364، 382، 400، 402، 417 سوره احقاف 530، 532، 540 سوره اسراء 68، 70، 81، 126، 196، 270، 375، 395، 402، 405، 416، 554 سوره اعراف 48، 55، 105، 107، 112، 113، 114، 122، 124، 186، 189، 190، 195، 196، 237، 260، 261، 262، 269، 270، 278، 282، 292، 293، 301، 302، 303، 305، 308، 311، 312، 385، 452، 453، 454، 455، 456، 560 سوره آل عمران 44، 55، 107، 111، 224، 248، 249، 269، 270، 272، 273، 274، 400، 402، 434، 461، 462، 501، 504، 505، 560، 561 سوره انبیاء 36، 55، 94، 97، 99، 100، 101، 102، 103، 156، 164، 172، 183، 196، 203، 207، 235، 237، 238، 239، 241، 242، 246، 256، 437، 438، 439، 440، 442، 443، 457، 560، 561 سوره انسان (دهر) 249، 266، 267، 299، 431، 468، 469، 470، 471، 472، 474، 475، 476، 478، 479، 480، 481، 529، 533، 536 سوره انشقاق 207 سوره انعام 39، 58، 228، 235، 236، 240، 243، 244، 262، 264، 270، 271، 292، 293، 313، 319، 325، 326، 554 سوره انفال 301 سوره انفطار 207، 208، 211، 212، 213، 215، 275، 501، 502، 505 سوره بقره 26، 27، 63، 64، 69، 70، 72، 79، 81، 83، 107، 121، 126، 127، 128، 132، 143، 147، 172، 174، 192، 243، 244، 267، 268، 301، 313، 319، 325، 326، 332، 338، 355، 368، 373، 374، 400، 401، 402، 418، 419، 480، 493، 516، 525، 540، 543 سوره تحریم 462، 465 سوره تکویر 207، 208، 210، 211، 212، 213، 215 سوره توبه 58، 222، 226، 237، 244، 402 سوره جاثیه 244، 247 سوره حاقه 58، 127، 207 سوره حج 112، 149، 207، 236، 243، 244، 245، 247، 262، 277، 365، 368، 430، 434، 467، 471، 482، 486، 487، 494، 496، 497، 498، 499، 501، 504، 511، 537، 538، 549، 551، 552، 554، 555، 556، 557، 559، 564 سوره حجر 41، 260، 261، 262، 286، 288، 289، 291، 292، 293، 500، 523، 528 سوره حجرات 228، 402، 514 سوره حدید 105، 122، 124 سوره حشر 501، 502، 504، 505
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 593
سوره دخان 208، 214، 215، 244 سوره ذاریات 135، 143، 145، 146، 147، 148، 208، 277، 280، 281، 282، 283، 284، 387 سوره رحمن 193، 196، 203، 213، 272، 273، 277، 281، 561 سوره رعد 148، 149، 151، 154، 156، 157، 162، 164، 166، 196، 207، 277، 278، 281، 283، 284، 401، 518، 519، 520، 522 سوره روم 243، 244، 286، 291، 402، 466، 556، 557 سوره زخرف 172، 174، 175، 192 سوره زلزال 207 سوره زمر 156، 157، 168، 270، 488، 489، 490، 492، 562 سوره سبأ 58 سوره سجده 94، 105، 108، 120، 121، 122، 131، 135، 260، 262، 263، 265، 269، 431، 434، 436، 437، 440، 441، 442، 443، 457، 495، 500، 523، 524، 525، 526، 529، 531، 532، 533، 536، 537 سوره شعراء 36، 47، 277، 278، 281، 283، 284، 385 سوره شمس 45، 155، 172، 176 سوره شوری 143، 147، 195، 198، 199، 200، 261، 206، 513، 515، 517، 525 سوره ص 260، 261، 262، 500، 523، 527 سوره صافات 58، 115، 140، 186، 189، 190، 195، 196، 201، 204، 262 سوره طارق 45، 299، 431، 437، 440، 442، 443، 445، 446، 449، 452، 454، 455، 456، 457، 460 سوره طلاق 126، 131، 137، 138، 139، 140، 141، 196، 205، 206 سوره طور 69، 207، 213 سوره طه 63، 64، 172، 174، 175، 229، 235، 277، 281، 402، 427 سوره عبس 266، 299، 468، 471 سوره علق 276، 431، 481، 482، 483، 486، 487 سوره عنکبوت 58، 243، 385، 427، 560 سوره غاشیه 190، 299 سوره غافر 36، 430، 434، 436، 467، 471، 482، 486، 487، 537، 554، 555، 556، 559، 564 سوره فاطر 58، 148، 153، 154، 156، 157، 168، 243، 275، 286، 467، 471، 518، 519، 521، 522 سوره فجر 225 سوره فرقان 105، 122، 129، 135، 207، 238، 265، 375، 437، 438، 439، 440، 442، 443، 457، سوره فصلت 58، 93، 94، 97، 99، 100، 101، 102، 103، 104، 105، 106، 107، 108، 111، 112، 113، 114، 115، 118، 121، 122، 123، 124، 125، 126، 131، 172، 182، 395 سوره ق 105، 108، 122، 129، 130، 132، 135، 243، 244، 277 سوره قارعه 207 سوره قدر 525 سوره قصص 56، 554 سوره قلم 221، 228 سوره قمر 58، 207، 213، 214، 387 سوره قیامت 207، 210، 212، 214، 431، 442، 457، 460، 468، 470، 482، 483، 486، 487، 500، 502، 503، 513، 515 سوره کهف 115، 162، 192، 275، 383، 467، 471، 500، 554 سوره لقمان 115، 138، 148، 151، 154، 156، 168، 172، 183، 243، 277، 402، 518، 519، 521، 522، 540، 560، 563 سوره لیل 514 سوره مائده 58، 136، 301، 302، 304، 313، 319، 325، 326، 334، 336، 337، 338، 348، 349، 350، 354، 402، 419، 466 سوره مؤمنون 117، 126، 131، 244، 262، 263، 264، 301، 391، 392، 426، 430، 434، 435، 467، 470، 471، 474، 482، 486، 487، 494، 497، 506، 507، 508، 510، 511، 512، 513، 523، 524، 525، 527، 530، 532، 564 سوره مجادله 419، 525 سوره محمد (ص) 406 سوره مدثر 221، 225، 361، 362 سوره مرسلات 148، 149، 153، 172، 178، 180، 207، 437، 442، 457، 550، 551، 552، 553، 554 سوره مریم (س) 66، 196، 420، 462، 465، 466، 525 سوره مزمل 192، 207، 556، 559 سوره معارج 112، 186، 188، 190، 194، 196، 201، 213، 391، 392 سوره ملک 126، 140، 172، 181، 529، 532، 537 سوره ممتحنه 376 سوره منافقون 560 سوره نازعات 101، 106، 113، 125، 177، 178، 207 سوره نبأ 172، 174، 175، 183، 207 سوره نجم 275، 457، 460، 468، 470، 513، 515، 516، 517 سوره نحل 36، 38، 39، 44، 112، 129، 172، 183، 184، 196، 200، 243، 244، 275، 301، 313، 319، 325، 326، 331، 406، 408، 467، 471، 473، 519، 523، 529، 531، 532، 535، 537، 539 سوره نساء 56، 270، 333، 401، 419، 461، 462، 463، 466، 525، 554، 560، 561 سوره نمل 66، 172، 173، 174، 184، 226، 386، 536
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 594
سوره نوح 116، 126، 131، 132 سوره نور 58، 200، 235، 237، 238، 239، 240، 241، 242، 243، 257، 258، 259، 260، 277، 376، 377، 382، 383، 402، 437، 442، 443، 457، 554 سوره واقعه 207، 457، 460 سوره هود 58، 69، 71، 105، 115، 117، 122، 124، 235، 236، 237، 238، 386، 387، 535 سوره یس 43، 44، 49، 156، 157، 161، 162، 163، 164، 165، 166، 167، 168، 169، 270، 275، 277، 280، 281، 283، 467، 471، 473، 556، 557، 558 سوره یوسف 112، 400، 554، 555 سوره یونس 65، 69، 83، 105، 111، 122، 124، 244، 267، 395 سوریه 17 سوزاک 372، 380، 381، 384، 389 سوزش قلب 310، 344، 415 سوسماران 123، 258 سوگ 400، 401 سوگند 155، 176، 186، 194، 225 سومیتها میوتوم 509 سون، هوپین 393 سونوگرافی 517 سهلانی، محمد جواد 224 سیارات 44، 93، 95، 96، 102، 129، 131، 134، 135، 139، 140، 150، 154، 170، 197، 203، 210، 212، 215 سیارات هفتگانه 26، 129، 139 سیاره 138، 140 سیاه زخم 316 سیاه سرفه 413 سیاهرگها 509 سیب 150 سیتوپلاسم 285 سید امیر علی 28 سید جمال الدین اسد آبادی 28 سید قطب 32، 73، 241، 256، 449، 508، 511 سید مرتضی 76، 78 سیر تحول علوم تجربی در جهان اسلام 171 سیروز 343 سیری در قرآن 146، 264، 435 سیریوس 212 سیستی سرک 322 سیفلیس 344، 345، 372، 380، 381، 384، 389، 413 سیفلیس نخاعی 342 سیگار 311 سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن 27، 36، 59، 60، 67، 69، 219، 230 «ش» شارع مقدس 366، 374، 424 شاطبی 70 شاطبی، ابو اسحاق 37 شامپانزه 254، 255 شامپاین 331 شأن نزول 50، 275 شانکر 381 شاه انگبین 412 شاه محمدی، دکتر داود 399، 401 شب 106، 156، 277 شب و روز 45، 106، 110 شبانه روز 112 شبر، سید عبد الله 74، 75، 76 شبکه خورشیدی 445 شبکه عصبی خاجی 445 شبکیه چشم 393 شبه فلزات 114 شپش 359 شتر 56، 123، 181، 258، 287، 299، 314 شتر ماده 287 شتر نر 287 شراب 85، 86، 299، 306، 331، 332، 333، 334، 335، 336، 337، 348، 406 شرابخوار 337، 338 شرابخواری 332، 333، 335، 336، 337، 347، 348 شرارت 338 شرح الاصول الخمسه 72 شرح منظومه 128 شرح مواقف 61 شرع 128 شرق 174، 202 شرک 365، 366، 368، 493 شرکت چاپ مهین 128 شریانهای اکلیلی 415 شریعت 85، 184، 268، 269، 327، 354، 555 شریعت اسلام 86، 426 شریعتی، دکتر علی 42 شریعتی، محمد تقی 281 الشریف، دکتر عدنان 272، 317، 390، 394، 411، 424، 507 شعبدهباز 64 شعر 66، 72 شعله 94، 104 شعیب پیامبر (ع) 222 شفا دادن بیماران 249 شفاء 62، 63، 65، 395، 396، 397، 405، 407، 410، 416 شفابخشی 403 شفابخشی قرآن 398 شفای ابو علی سینا 25 شقاوت 519، 521 شکافتن زمینها 211 شکل زمین 191 شکور، دکتر عباس 444، 458، 484، 489، 492، 495، 509، 531، 542، 548، 552 شکوفه 236 شگفتیهائی از اعجاز در قرآن کریم 203 شلاق 336، 377، 379، 392 شمال 187 شمس 159، 161، 182 شمسین 193 شناخت آیات الهی 44 شناخت حضوری 41 شناخت طبیعت 32 شناخت واقعی انسان 34 شنبه 112، 114 شنوائی 531، 535، 536، 537 شوروی 28، 197، 200 شورهزار 397 شوک الکتریکی 239 شهادت 378 شهامت 393 شهرستانی، سید هبة الدین 102،
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 595
103، 130، 131، 157، 158، 159، 160، 161، 163، 164، 166، 170، 171، 173، 174، 175، 178، 181، 182، 183، 184، 187، 188 شهوت 374، 384، 385، 386، 387، 396 شهوت جنسی 311 شهوت رانی 370 شهود 534 شیاجلبرت، مارجریت 546 شیاطین 223 شیخ صدوق 351 شیخ طوسی 59، 73، 453 شیخ عباس قمی 489 شیخ قاسمی 129 شیر 255، 303، 311، 407، 409، 415 شیره 393 شیره انگور 332 شیره خرما 332 شیزوگونی 285 شیطان 193، 320، 334، 335، 337، 367 شیطان و بطری 347 شیعه 27، 30، 127، 160، 215، 401 شیعیان 21، 85 شیمی 34، 38، 39 شیمیا 134 «ص» صاحبان خرد 45 صاحبی، لاله 144 صادق مصری، دکتر هند کوروس 241 صادقی، دکتر محمد 123، 130، 133، 153 صالح (ع) 55، 222 صبح 426 صبح الاعشی 298 صبر 230، 400، 401، 403 صحاح اللغة 481 صداقت، سید علی اکبر 30 صدای آب 404 صدر اسلام 49، 50، 70، 77، 147، 187، 201، 301، 333، 403، 429، 487، 525، 541 صدر الدین نصیری 360 صدر، شهید سید محمد باقر 61، 76 صدقی، نعمت 408 صفا، دکتر مجذوب 464 صفات ارثی 475 صفات خدا 73 صفات صابرین 143 صفاری، حسن 279 صلب 271، 443، 445، 446، 447، 448، 449، 450، 451، 452، 454، 456 صلح 75، 223، 227، 231 صله رحم 402 صوفیان 220 «ض» ضحاک 448 ضد الکترونها 95 ضد عفونت 411 ضد عفونی 408، 409 ضرب و جرح 338 ضررهای اجتماعی 348 ضررهای بهداشتی 324، 348، 369، 389 ضرغام 399 ضعف عمومی 409 ضعف قوای شهوانی 393 ضلالت 397 «ط» طالقانی، آیة الله سید محمود 146، 177 طب 25، 298 طب الملوک 298 الطب الوقائی فی الاسلام 323، 329، 347، 390، 412، 426 طب ایرانی 429 طب در قرآن 266، 303، 304، 309، 311، 316، 322، 323، 329، 331، 332، 334، 335، 338، 345، 346، 351، 358، 364، 366، 371، 381، 383، 389، 390، 407، 408، 409، 410، 411، 412، 416، 421، 422، 424، 426، 429، 442، 445، 448، 451، 454، 459، 469، 475، 480، 483، 490، 491، 496، 504، 507، 511، 514، 515، 519، 527، 531، 535، 541، 542، 546، 551، 558، 561 طب عمومی 380 طب قدیم 480 طب منصوری 298 طب نوین 542 طب یونانی 429 طباره، عبد الفتاح 146، 264، 435 طباطبایی، سید محمد حسین 22، 26، 31، 48، 59، 60، 61، 63، 64، 65، 68، 71، 72، 76، 77، 111، 122، 124، 126، 131، 135، 136، 155، 163، 174، 175، 177، 178، 180، 181، 183، 199، 200، 238، 248، 281، 362، 366، 444، 445، 451، 453، 468، 469، 472، 478، 479، 480، 491، 495، 498، 502، 520، 550، 555، 558 طبرسی، شیخ ابی علی الفضل بن الحسن 37، 59، 157، 160، 173، 280، 289، 471، 472، 479، 488، 502، 521 طبری، ابو جعفر محمد بن جریر 160 طبقات جو زمین 201 طبقات داخلی زمین 137 طبل 187، 191 طبیعت 40، 44، 60، 140 طبیعیات 26 طحال 328، 509 طعام حرام 325 طفل 314، 500، 519، 536 طلا 472 طلاق 378، 541، 543، 544، 545، 546، 547، 548 طلوع 106، 114، 161، 162، 188، 189، 191، 194 طلوع اسلام 194 طنطاوی جوهری 17، 27، 30، 31، 36، 38، 99، 132، 133، 163، 282 طنطه 220 طواف 363، 365 طواف کعبه 350 طوسی، خواجه نصیر الدین 59، 65، 127 طه حسین 535
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 596
طهارت 350، 354، 358، 368، طهارت لباس 362، 364 طهارت مسجد 366 طهارت معنوی 361 طیب 301، 302، 303، 304 طیب، آیة الله سید عبد الحسین 59، 308، 522 «ظ» ظالمان 143 ظاهر قرآن 51 ظلم 297، 397 ظلمت 117، 488 ظواهر قرآن 39، 40، 47 ظهر 426 ظهرین 193 ظهور اسلام 185، 397 «ع» عادات زشت 378 عادت ماهیانه 355، 368، 369، 371، 479، 544، 545، 546، 547، 548 عاطفه 327 عاطفه خانوادگی 338 عالم ارواح 453 عالم ذر 455 عالم طبیعت 137 عالمین 203 عبادات 349، 395، 427 عبادت 349، 357، 364، 365، 366، 425 عباسیان 127 عبد الرحمن العک، شیخ خالد 177، 179، 289، 432، 490 عبد الرضا علی، دکتر صادق 311، 323، 329، 360، 373، 384، 408 عبد الصمد، محمد کامل 103، 323، 329، 347 عبد العزیز، دکتر محمد کمال 534 عبد القادر، حسین یاسین 317، 329 عبده، شیخ محمد 28، 72 عبرت 377 عبری 134 عثمان 543 عثمان طه 229 عجائب المخلوقات 250 عجایب خلقت 43 عجم 70، 77 العجوز، شیخ احمد محیی الدین 190 عدالت 401 عداوت 334 عدم تحریف قرآن 224 عدم مانع 86 عده 544، 545، 546، 547، 548، 549 عذاب 48، 51، 215، 383، 387، 388 عذاب الهی 388 عرب 53، 70، 77، 78، 180، 193، 201، 289، 374، 455، 456، 479، 535 عرب جاهلی 397 عربها 397 عربستان 25، 30، 287، 318 عربی 112 عرش 27، 127، 128، 133، 236، 237 عرف عرب 181 عرفا 35 عرق 331، 359 عزاداریهای عاشورا 401 عزت نفس 401 عسل 303، 406، 407، 408، 409، 410، 411، 412، 413، 414، 415، 416، 417 عشائین 193 عشایری، دکتر حسن 398 عشری، عبد المنعم السید 119 عصاره تره 415 عصاره قلب 447 عصاره لیمو 415 عصارههای گیاهی 409 عصبانیت 315 عصر آدم (ع) 270 عصر جاهلیت 326 عصر حجر 254 عصر ظلمت 297 عصر نزول 229، 427 عضلات ارادی 358 عضلات تنفسی 322 عطاء 157 عطارد 26، 116، 127، 128، 130، 131، 133، 159، 209 عطوفت 315 عفت 43 عفونت 317 عفونتهای رودهای 412 عفونتها 345 عقاید 64، 395 عقد الثریا 165 عقل 30، 68، 81، 89، 117، 121، 128، 263، 267، 268، 271، 274، 305، 307، 331، 332، 337، 363، 379، 453، 455، 466، 476، 526، 531، 534، 536، 555، 562 عقل بشری 223 عقیم 371، 514 عکرمه 98، 157، 472 علامه حلی 59، 61، 65، 86 علت تامه 86 علت حکم 86 علت ناقصه 87 علق 276، 431، 481، 482، 483، 486، 487، 498، علقه 273، 274، 430، 431، 432، 467، 471، 472، 478، 482، 484، 485، 494، 503، 505، 507، 524، 537 علل الشرایع 86، 351 علل واقعی احکام 88 علم 33، 34، 38، 44، 46، 81، 98، 136، 273، 274، 403، 526، 562 علم أئمه (ع) 39 علم اصول 59 علم الاسماء 526 علم الهی 522 علم پزشکی 36، 429، 458 علم تاریخ 33، 35 علم تفسیر 22، 51، 59 علم حصولی 33 علم حضوری 35 علم حقیقی 34 علم خدا 38 علم رجال 33 علمزدگی 16 علم زیستشناسی 284 علم غیب 102 علم قطعی 29 علم کلام 59 علم محوری در تفسیر قرآن 46
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 597
علم نجوم 128، 140، 163، 171 علم و تمدن در اسلام 171 علم و دین 24، 42 علمای اسکندریه 133 علمای اسلامی 187، 348 علمای بزرگ شیعه 27 علوم ادبی 77 علوم القرآن 61، 76 علوم انسانی 34 علوم بشری 23، 33، 35، 38، 39، 93 علوم پزشکی 51، 244، 297، 298، 299، 301، 312، 316، 324، 327، 330، 336، 339، 392، 395، 398، 399، 429، 432، 462، 497، 502، 506، 523، 531 علوم پیامبران 35 علوم تجربی 15، 16، 17، 18، 21، 22، 23، 24، 25، 28، 29، 30، 31، 32، 33، 34، 37، 38، 46، 48، 49، 50، 51، 52، 53، 81، 82، 83، 84، 88، 89، 110، 120، 148، 206، 214، 219، 244، 249، 250، 274، 276، 398، 403، 404، 434، 438، 543، 564 علوم تعبدی شرعی 35 علوم جدید از دیدگاه اسلام (ارمغان روشنفکران) 465 علوم دقیقه (غریبه) 60 علوم ریاضی 36 علوم زمینشناسی 140 علوم زیستشناسی 241، 249، 259، 512 علوم شهودی 35 علوم طبیعی 23، 25، 26، 32، 33، 34، 39، 251، 298 علوم ظاهری 34 علوم ظنی 51، 52 علوم عقلی 23، 35، 219 علوم غربی 31 علوم غیبی 521 علوم غیر حقیقی 33 علوم قابل تجربه حسی 34 علوم قرآن 37، 50، 59، 347 علوم کیهانشناسی 133، 206، 142 علوم نظری 33 علوم نقلی 35 علوم و فنون بشری 29 علوم و معارف غیر تجربی 34 علوم یونان 15 علهز 326 علی اطلال المذاهب المادی 32 علی، دکتر عبد الرضا 312 عمر ابو حجر، دکتر احمد 83، 129، 273، 291 عمر بن خطاب 332، 334 عمران 462 عملکرد سمینار جهانی بیماریهای مقاربتی 381 عمید الصیدلی، عمر محمود عبد الله 323، 329، 347، 390، 412، 426 عنصر اکسیژن 211 عنکبوت 367 عنین 394 عوارض دماغی 339 عواطف 421، 422 عهد جدید 320 عید غدیر 421 عید فطر 357 عید قربان 357 عیسی الحلبی 129 عیسی (ع) 42، 43، 66، 84، 127، 221، 222، 248، 249، 250، 272، 273، 274، 275، 320، 356، 378، 420، 461، 462، 463، 464، 465، 525 عیسی (ع) پیامآور اسلام 464 العین 470 «غ» غار 255 غار حرا 482 غباری بناب، دکتر باقر 401 غدد بزاقی 423 غدد عرق 509 غدد فوق کلیوی 509 غده تیروئید 496 غده هیپوفیز 509 غدیر 357 غذاهای پلید 307 غذاهای ممنوعه 327 غذای حلال 302 غذای نجس 307 غرب 15، 23، 24، 25، 28، 32، 174، 202 غربیها 24، 30، 33 غروب 106، 114، 160، 161، 162، 188، 189، 191، 194 غروب آفتاب 420 غرور 396 غریزه 384، 385 غریزه جنسی 380 غزالی، ابو حامد 25، 27، 35، 36، 37، 47 غسل 87، 314، 349، 354، 355، 356، 357، 358، 360، 361، 370، 373 غسل استحاضه 356 غسل تعمید 356 غسل جمعه 356، 357 غسل جنابت 357، 359، 361، 370 غسل حیض 357 غسل مس میت 360 غسل نفاس 356 غشاء سلولی 285 غشای مخاطی رحم 371 غلاب، محمد 109، 442 غلات 435 غیبت 402 غیرت 378 غیرت ناموسی 321 «ف» فاحشه 375، 380، 386، 387 فارابی 133، 250 فارسی 79، 113، 236، 287، 306، 323، 456، 483 فئودالیسم 31 فتح مکه 376 فتحعلی شاه 173 فحش 378 فحشا 377، 382، 402، 427 فرانسه 343، 464 الفراهیدی، خلیل 470 فرایض دینی 400 فرج 306، 370 فرد 225 فردوسی، دکتر اشرف 519 فرزند 328 فرشتگان 196، 204، 205، 260، 261، 438، 525، 526، 528
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 598
فرشتگان عذاب 386 فرشته 388، 476 فرضیه تکامل 252، 253، 254 فرعون 43، 56 فرعونیان 189 فرفره 177 الفرقان فی تفسیر القرآن 153 الفرقان و القرآن 177، 179، 289، 432، 490 فرکتوز 407، 451 فروع الکافی 363 فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث 184، 239، 279، 289، 285 فروگرد دوازدهم 314 فرهنگ 76 فرهنگ اروپایی 31 فرهنگ اورینیاکی 256 فرهنگ بشری 318 فرهنگ پزشکی 416، 490 فرهنگ دانستنیها 159 فرهنگ روابط جنسی 382 فرهنگ سولوترهای 256 فرهنگ عمید 325 فرهنگ غرب 31 فرهنگ قرآن 230 فرهنگ ماگدالنی 256 فرهنگ موستری 256 فرهنگ و تمدن 76 فریدمن، الکساندر 208 فساد 377 فسفر 408 فسق 493 فسیل 240 فسیلشناسان 123 فسیلشناسی 258 فسیلهای تریلوبیتها 258 فسیلها 252 فشار خون 422 فشارهای روانی 400 فصاحت 15، 29، 66، 72، 77، 78، 79، 80، 219، 227، 231، 451 فصلنامه اندیشه و رفتار 399، 400، 401، 402 فصلنامه علمی پژوهشی، دانشگاه اسلامی 399 فصلنامه مصباح 284، 510 فضایل 383 فضایل انسانی 396 فضل 400 فضله 306 فطرت 268، 303، 363، 452 فعالیتهای جنسی 344، 445 فعل و انفعالات هستهای 213 فقه 86، 299 فقه اسلامی 348، 392 فقه شیعه 87 فقهاء 540، 541، 542 فقهای شیعه 328، 355 فقیر 421 فقیه 23 فلاسفه 22، 26، 32، 33، 73، 109، 249، 528 فلاسفه غرب 33، 326 فلاسفه یونان 109، 120، 243 فلامریون، کامبل 171 فلج 341 فلزات 114 فلسفه 25، 26، 32، 34، 35، 74، 86، 87، 88، 89، 171، 305 فلسفه احکام 86، 307، 311، 312، 314، 317، 320، 321، 322، 323، 326، 331، 335، 338، 347، 350، 351، 353، 357، 360، 363، 367، 370، 373، 394، 485 فلسفه اخلاق 35 فلسفه تاریخ 35 فلسفه اخلاق 35 فلسفه حسی 32 فلسفه یونان 26، 109، 442 فلک 158 فلک آسمان 110 فلک اطلس 127، 128، 133، 159 فلک الافلاک 26، 127 فلک ثوابت 159 فلک قمر 159 فلک نهم 26، 127، 133 فلک هشتم 27، 133 فلوته خوس 170، 185 الفندی، دکتر محمد جمال الدین 132، 203 فوتونها 95 الفوز الاصغر 250 فولادوند، محمد مهدی 148، 449، 460، 468، 481، 483، 489، 550 فهم قرآن 46، 399 فی ظلال القرآن 242، 257، 449، 452، 508، 512 فیبرینوژن 328 فیثاغورث 170، 185 فیزیک 34، 38، 41، 209، 288 فیزیک جدید 134 فیزیک کیهانی 93، 140 فیزیک نوین 49، 96، 167، 209، 279 فیزیکدانان جدید 167 فیض الاسلام 178 فیض کاشانی، محمد محسن 36 فیکسیسم 249، 250، 251، 270 فیل 258 فیلسوف 23، 442 فیلسوفان 82 فیلوکسرا 464 فیومی 56، 57، 468، 470 «ق» قائمی، دکتر علی 394 قابیل 42 قارچ 409 قارچهای سمی 307 قارهها 256 قاضی 336 قاضی عبد الجبار 72 قاضی، محمد 170 قاعدگی 355، 368، 371، 372، 373، 552، 553 قاموس اللغة 544 قاموس قرآن 128، 141، 427 قاموس کتاب مقدس 110، 111، 127، 350، 356، 407 قانون 82، 269، 298، 384، 548 قانون جاذبه 151 قانون جاذبه عمومی 148، 150 قانون زوجیت عمومی 286 قانون طبیعت 273 قانون علمی 252 قانون علیت 62 القانون فی الطب 25، 479، 516 قانونگذاری 31 قانونگریز از مرکز 150 قاهره 220 قبله 44، 351 قتاده 98
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 599
قتل 328، 338، 378، 379 قتل صبر 326 قدرت 117، 121، 143 قدرت الهی 43 قدرت بینایی 414 قذارات 362 قرائت 229، 399 قرائت قرآن 398، 403 قرآن آخرین پیامبر 291 القرآن الکریم و العلم الحدیث 163 قرآن کریم 15، 16، 17، 21، 36، 38، 39، 40، 43، 46، 47، 54، 55، 56، 57، 58، 63، 64، 65، 66، 67، 68، 74، 75، 76، 77، 85، 93، 101، 105، 111، 114، 118، 120، 121، 124، 125، 126، 127، 133، 134، 136، 141، 146، 148، 155، 160، 162، 169، 185، 186، 191، 192، 194، 199، 206، 214، 215، 227، 232، 235، 238، 239، 243، 244، 247، 249، 269، 277، 286، 297، 298، 301، 302، 304، 305، 307، 312، 313، 318، 324، 325، 330، 331، 332، 336، 338، 347، 349، 350، 353، 354، 361، 364، 365، 368، 375، 377، 378، 382، 384، 385، 387، 388، 389، 391، 394، 399، 400، 403، 405، 406، 407، 417، 418، 419، 426، 427، 429، 432، 437، 451، 452، 457، 460، 461، 466، 467، 470، 471، 476، 477، 479، 481، 488، 493، 498، 499، 500، 504، 505، 506، 511، 513، 514، 523، 528، 529، 531، 534، 537، 539، 540، 549، 552، 554، 556، 558، 559، 560، 561، 563، 564 قرآن و آخرین پدیدههای علمی 99، 163، 196، 205 القرآن و الطب الحدیث 312، 323، 329، 360، 373، 384، 408 القرآن و الطب 281، 287، 289، 485 القرآن و العلم الحدیث 48، 102، 165، 198، 199، 204، 213، 278، 282، 312، 374، 460، 477، 508، 536، 546 القرآن و العلم 102، 162، 165، 166، 177، 214 القرآن و العلوم 317، 353، 426 قرآن و دانش پزشکی 485 قرآن و دیگران 30 قرآن و طبیعت 486 قرآن و علم امروز 109، 198، 199، 204، 257، 442 قرآن و علوم روز 100، 317، 323، 329، 360، 374، 394، 424، 534 قرآن و علوم طبیعت 298 القرآن یتجلی فی عصر العلم 175، 190 القرآن، محاولة لفهم عصری 263 قرب الهی با 139 قربانی 419 قرشی، سید علی اکبر 141، 427 قرض دادن 398 قرقره 177 قرقوز، دکتر احمد 303، 322، 328، 339، 407، 426، 429، 442، 443، 445، 448، 450، 454، 456، 459، 475، 480، 483، 490، 495، 498، 499، 506، 514، 518، 523، 526، 528، 531، 535، 542، 545، 548، 551، 553، 557، 558، 560، 562، 563 قرنیه 413 قرون وسطی 23، 28، 169، 297، 433 قزوینی 250 قساوت قلب 315، 327، 329، 330 قسم 357 قسمهای قرآن 45 قصابها 321 قصة جنین 546 قصص عهدین 24 قصص قرآن 146 قصهگویان 298 قضای حاجت 390 قضای روزه 419، 421 قضایای اعتباری 33 قضایای اولیه 50 قضایای حقیقی 34 قضایای شخصی 33 قضایای کلی حقیقی 33 قضایای یقینی 52 قضیه علمی 50 قطار 49 القطب الراوندی 73، 74 قطب جنوب 187 قطب شمال 188 قطب مغناطیسی 187 قطر استوائی 187 قطر قطبی 187 قطع عقلی 51 قطع نسل 380 قلاب ماهیگیری 255 قلب 322، 323، 340، 358، 405، 415، 423، 426، 450، 466، 496، 497، 507، 509، 527، 528، 530، 531، 532، 534، 536، 538، 546، 557 قلبهای نابینا 405 قم 18، 30، 39، 40، 70، 86، 200، 299، 421، 486 قمار 332، 333، 334، 335 قماربازی 332 قمر 26، 127، 128 قمیحا، نزیه 175، 190 قند انگور 407 قند خون 340، 346 قند میوه 407 قند نیشکر 407 قواعد تفسیری 16 قوانین اسلام 43، 63 قوانین حاکم بر طبیعت 22 قوانین حرکت 152 قوانین کلی حرکت سیارات 150 قوای روحی 421 قورباغه 464، 485 قوم ثمود 55، 56، 74 قوم عاد 56، 74 قوم لوط 74، 385، 387، 388، 390 قوم نوح 56، 142 قوه بینائی 64 قوه جاذبه 239 قهرمانان تمدن 150 قهوه 484 قیاس فقهی 87
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 600
قیاس منصوص العلة 86 قیامت 166، 167، 173، 180، 192، 193، 206، 207، 214، 215، 230، 271، 287، 383، 518، 521، 523، 552، 558، 559 «ک» کابلون 414 کاپلستون 42 کاتالاس 407 کاربرد روش سیستمها (راسل. ل. ا.
ک) به ضمیمه تعبیر قرآن آربری 224 کارخانههای مشروب سازی 410 کارشناسان امور جنسی 393 کارل، دکتر آلکسیس 464 کاشانی، ملا فتح الله 59، 288 کافر 226، 383، 500 کافران 400 کالبد شکافی 429، 450، 487 کالج کامبریج 150 کامو، آلبر 41 کامیول 435 کانادا 323 کانت 23 کانون خانوادگی 381 کاهش احتقان خون 358 کبالت 344، 435 کبد 328، 339، 343، 345، 412، 423، 450، 496، 509 کبوتی 165 کپرنیک 171، 173، 185 کپک زدن 307 کپلر 150، 159، 170 کتاب 36، 38، 267، 268، 269، 339 کتاب الحدود 336 کتاب مقدس 24، 28، 82، 110، 111، 120، 127، 160، 169، 219، 249، 305، 313، 319، 347، 350، 356، 363، 369، 378، 387، 388، 391، 407، 420، 466 کتاب هدایت 231، 276 کتابهای آسمانی 364 کتابهای پزشکی 379 کتابهای فقهی 379 کتابخانه 298 کتابخانه مسجد جعفری (قیطریه) 127 کتابفروشی اسلامیه 288 کتابهای آسمانی 73، 85 کتابهای فقهی 417 کتابهای مقدس 23 کتب آسمانی 318، 330، 361 کتب مقدس 417 کترون 48، 95، 212، 278، 279، 280، 281، 282، 283، 286 کنف 447 کثافات 351، 352 کخ 412 کدورت 393 کر 63 کرات 27، 94، 104، 140، 153، 198 کرات آسمانی 99، 108، 115، 118، 119، 129، 142، 147، 151، 154، 155، 200، 201، 211 کرامت 54، 62، 63، 65 کرامت انسانی 380 کربلا 401 کربن 114، 241، 435، 440 کرسی 27، 128، 133 کرسی و عرش 128 کرم ابریشم 463 کرم ترشین 320، 323، 324 کرم ترکین 320، 323 کرم کدو 322 کرم کدوی خوک 322 کرمانیون 255 کروموزوم 475، 476، 477، 478، 515، 516، 518، 523 کروی بودن زمین 188 کرویت زمین 186، 189، 190، 191، 192 کره آتش 159 کره آسمانی 164 کره آفتاب 165 کره بخار 102، 104 کره خاک 179 کره زمین 182، 212 کره قمر 159 کره مسکونی 197 کره نهم 159 کره هشتم 159 کره هوا 159 کریاتینین 328 کریسی موریسین 246 کشاورزی 291 کشتی 158، 168، 187 کشش بار الکتریکی 239 کشف الکل 298، 335 کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد 59، 60، 65 کشمکش 331 کشورهای اروپائی 381، 382 کشورهای اسلامی 28، 382 کشورهای شرق مدیترانه 381 کشورهای غربی 30، 343، 347 کعبه 365 کفار 52، 103، 215، 314، 534 کفاره 370، 418، 419، 421 کفاره ظهار 419 کفاره قسم 419 کفر 94، 101، 397، 556 کلام عربی 72 کلر 408 کلرور کلسیم 413 کلروفیل 240، 408 کلسترول 311 کلسیم 408، 409، 435، 510 کلیانتوس آسوسی 170، 185 کلیسا 28، 169، 171، 186 کلیسائیان 28 کلیهها 423، 496 کم اشتهایی 322، 344 کمخونی 322، 342، 393، 394، 409، 416 کمال معنوی 348، 404 کمبریج 246 کمپانی، فضل الله 490 کمردرد 393 کنت، آگوست 34 کنترل عواطف 346 کنترل غرایز جنسی 422 کنتیسانس 441 کنیاک 331 کنیزان 391 کوارک 95، 279، 283 کواکب 97، 158 کوپرنیک 150، 159، 170، 171 کوپرنیکس 170 کوپرنیکوس 171 کوتوله سفید 209
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 601
کوچهها 365 کودک 249، 255، 409، 429، 430، 431، 432، 444، 489، 490، 515، 532، 537، 538، 539، 540، 549، 550، 554 کودکان 344، 409، 516، 556، 557 کورساکوف، سرگی 346 کوریون 490، 492، 493 کوستلر، آرتور 160، 170، 171 کوسموزون 246 کومز 350 الکون و الانسان بین العلم و القرآن 242، 263، 516، 542 کوه صفا 376 کوهها 106، 109، 119، 125، 141، 173، 183، 184، 185، 207، 212، 406 کهانت 64 کهبانگ 97، 145 کهکشان 95، 145، 160، 163، 164، 172، 197، 200، 203، 205 کهکشان راه شیری 49، 116، 132، 162 کهکشان شجاع 145 کهکشانهای دور شونده 96 کهکشانها 44، 95، 97، 100، 114، 117، 118، 131، 133، 142، 148، 208 کیسه صفرا 412 کینسی، دکتر 393 کینه 334 کیهان 41، 95 کیهان اندیشه 231 کیهانشناس 109 کیهانشناسان 94 کیهان فرهنگی 225، 226 کیهان و راه کهکشان 97، 145، 208، 210 کیهانشناسان 209 کیهانشناسی 41، 44، 93، 119، 155 «گ» گارتنر 401 گاز 99، 101، 112، 115، 116، 118، 119، 121، 133، 212 گاسترولاسیون 495، 509 گالیله 24، 30، 159، 171، 173، 177، 190 گامت 285، 455، 462 گاموف، ژرژ 95، 100، 146، 184، 212، 246 گاو 123، 255، 258، 303، 326، 335 گاهواره 175، 176 گذشت زمین 184 گذشته و آینده جهان 117، 123، 213، 241، 246، 258، 264، 435، 439، 459، 476، 486، 490، 504، 527، 539 گرانش 95 گرانولوم آمیزشی 381، 389 گربه 254 گردش خون 426 گردش زمین 159 گردش وضعی 188 گردو 123، 177، 240، 459 گرده 287 گرده افشانی 286، 287، 291 گرده گل 412 گرز الدین، نعمت الله 402 گرگ 326 گرما 167، 209 گروههای التقاطی 33 گروههای مارکسیستی 29 گریپ 414 گسترش جهان 143، 144، 145، 146، 208 گسترش زمین 125 گلاوبوبین 328 گلبولهای قرمز 344، 409، 416 گلبولهای سفید 317، 325، 329، 409 گلدمان 465 گلشنی، دکتر مهدی 298 گلوکز 407 گلوکوژن 329 گلوکوسید استراءستیل 412 گلوناس 410 گلها 291، 406، 408 گمراهان 397 گمراهی 397 گناه 43، 327، 332، 336، 421، 422 گناهان 378، 419، 420 گناهان کبیره 308، 309، 379، 389، 392، 393، 394 گناهکار 377، 388 گناهکاران 147، 320 گندم 435 گنهکاران 143 گوارش 343 گوردن 342 گوریل 254 گوسفند 305، 326، 335 گوسفند مرینوس 253 گوسفندان 252، 253 گوسولن، پرفسور 393 گوش 431، 432، 473، 509، 529، 530، 531، 532، 533، 534، 535، 536، 537 گوشت 303، 311 گوشت خوک 87، 88، 89، 299، 302، 319، 321، 323، 324، 325 گوشهگیری 393 گوشهای کر 405 گوگرد 408، 435 گونز 123 گیاه 118، 202، 236، 251، 524 گیاهشناسی 41 گیاهان 27، 98، 106، 113، 114، 123، 125، 200، 240، 241، 243، 249، 251، 252، 257، 278، 280، 281، 283، 286، 287، 288، 291، 292، 293، 436، 553 «ل» لاپلاس 99 لارسون 400 لاری 23 لاغری 393 لاکپشتان 258 لاکپشتها 123 لاله 397 لامارک 249، 250، 251 لایه eH اتمی 130 لایه H اتمی 130 لایه N مولکولی 130 لایه O اتمی 130 لایه آمینون 491
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 602
لایه خلأ 130 لایه کوریون 491 لایههای هموسفر 130 لباس 327، 363، 376 لپتونها 95 لسان العرب 179، 447، 481 لطایف قرآنی 436 لعاب دهان 335 لغت 33، 35، 136، 181 لغت عرب 261 لغویین 55، 56، 248، 481، 501، 502، 503، 511 لقاح 247، 286، 287، 288، 290، 442، 443، 463، 464، 468، 471، 475، 480، 497، 519، 523 لقاح ابرها 290 لقاح بادها 293 لقاح گیاهان 288، 289، 290، 291، 293 لقمان 149 لواط 385، 386، 387، 388، 389، 390، 391 لواط شونده 389 لواط عرضی 390 لواط کننده 389 لواط مرضی 390 لواط مسئول 390 لوترکپل، ادوارد 99 لوح محفوظ 38 لورا واکسیا واگلیری 82 لورمی 345 لوز المعده 340، 343، 423، 496، 509 لوسیت 109 لوط (ع) 386، 387، 388، 391 لوقا 420 لوله آزمایش 246، 247 لولههای تناسلی 454، 455، 514 لولههای زهدانی 459، 469 لومتر، ژرژ 144 لیپاز 407، 411 لینه، کارل 278، 279 لیونز 400 «م» ما بعد الطبیعه 33 ما تنها نیستیم 197 ما خسر العالم بانحطاط المسلمین 32 ما بعد الطبیعة 171 ماده 31، 94، 251، 279 ماده اولیه حیات 249 ماده اولیه حیاتی 266 مادیگری 53 ماران 258 مارکسیستها 31 مارکسیسم 23، 28 مارولا 483 مارها 123 ماری جونز، امی 465 مازوخیسم 390 ماساژ 352 ماساژ سوئدی 352 مؤسسة الاعلمی للمطبوعات 157 ماسویچ، پروفسورآ. 213
ماکسیمنکو 413 ماگنولیا 240 مالاریا 344 مالیات 332، 338 مالیخولیا 393 مؤمن 379، 382 مؤمنان 377، 383، 391، 395، 400 مؤمنین 405 مأمون 25 ماوراء طبیعت 60، 66، 137 ماوراء طبیعی 275 ماورای طبیعت 23، 26، 34 ماه 26، 45، 131، 132، 133، 135، 154، 156، 157، 166، 194، 197، 204، 207، 210، 211، 213، 214، 215 ماه رجب 421 ماه رمضان 418، 421 ماه شعبان 421 ماه مبارک رمضان 299 ماهنامه دانستنیها 484 ماهنامه مکتب اسلام 190 ماهی فروشان 321 ماهیها 258 ماهیان زرهدار 123، 258 ماهیت و منشأ دین 490 ماهیچههای مخطط 510 ماهیها 258 مایع 119 مایع جنسی 267 مباحث کیهانشناختی 208 مبالغه 179 مبانی اعتقادات در اسلام 184 مبانی فلسفی و علمی یونان 25 مبانی کلامی 85 مباهله 273 مبدأ هستی 44، 154، 362 مبشری، دکتر اسد الله 109، 204، 257، 442 متئررولوژی 288 متاستاز 448 متافیزیک 23، 35، 117، 121 متکلمان 22، 23، 26، 32، 61، 65، 528 مثالهای علمی قرآن 43 مثانه 306، 459، 509 مجاری تنفسی 415 مجازات 309، 377، 382، 383 مجاهد 472 مجرمین 387 مجسطی 127 مجلسی، علامه محمد باقر 27، 66، 127، 128، 452، 479، 515 مجله اطلاعات علمی 167 مجله بینات 36، 46، 134، 225 مجله دانشمند 490 مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی 399، 400 مجله طب و تزکیه 398 مجله کیهان اندیشه 228 مجمع البیان فی تفسیر القرآن 37، 38، 40، 161، 173، 193، 280، 289، 308، 331، 334، 447، 470، 471، 472، 479، 488، 491، 502، 522 مجمع الفکر الاسلامی 347 مجموعه بینهایت 80 مجموعه سخنرانی همایش نقش دین در بهداشت روان 401 مجموعه سخنرانیهای سومین کنفرانس دار القرآن الکریم 40 محارم 379 محاسبات ریاضی 203 محاسن التأویل 129 محال عادی 62 محال عقلی 60، 62 محال نقلی 62 محبت 360، 376، 402، 530
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 603
محدثان 32 محذورات شرعی 247 محصن 379 محققان 238، 402 محققان باستانشناس 254 محمد بن سنان 357 محمد عبد العزیز، دکتر عبد الحمید 409 محمد قطب 32 محمد محی الدین، حسین ناجی 226 محمدی، سید محمد امین 97، 145، 208 محمود، دکتر مصطفی 73، 263 محمودی، عباسعلی 132، 200 محیط استوائی 187 محیط آلوده 386 محیط زندگی 368 محیط زیست 318، 365، 368 محیط قطبی زمین 187 مخالفان اعجاز عددی قرآن 226 مختصر ابن کثیر 157 مدار جنوب 194 مدار شمالی 194 مدار نجوم 158 مدارس 365 مدخلی بر آموزههای جهان شناختی اسلام 171 مدرسة الامام امیر المؤمنین (ع) 30 مدرسه پزشکی 298 مدنی 221، 376 مدینه 125، 177، 313، 326، 350، 369 مذاهب اسلامی 231 مذهب 268، 399 مرآة العقول 452 مراحل آفرینش 111 مراحل آفرینش آدم 261 مراحل پیدایش جهان 120 مراحل تکامل 251، 266 مراحل خلقت 110، 120، 121، 243، 299 مراحل خلقت انسان 264، 265، 432 مراحل زیستشناختی تکامل 260 مراکز درمانی 409 مراکز علمی 85 مراهقه 390 مرتاضان 62، 63، 65 مرتد 226 مرجانها 123، 258 مرحله اولیه خلقت 243 مردار 87، 89، 299، 303، 304، 306، 312، 313، 314، 315، 316، 317، 318، 319، 325، 326 مردار خواری 317 مردان پاکدامن 417 مردان روزهدار 417 مردانگی 337 مردگان 356 مرزهای اعجاز 175، 289 مرزهای نجوم 145، 146، 160 المرسی، ابن ابی الفضل 35، 36، 37، 47 مرض قند 311 مرض لادرری 322 مرعشی شهرستانی، علامه سید محمد حسین 166، 178 المرکز العربی للکتاب 47 مرکز جهان 159، 185 مرکز کهکشان 168 مرکز نشر کتاب 136 مرگ 264، 306، 310، 322، 339، 431، 432، 523، 551، 559، 560، 561، 562، 563 مرگ خورشید 207، 212، 215 مرگ قلبی 562 مرگ مغزی 562 مری 342، 343 مریخ 26، 116، 127، 129، 130، 131، 133، 159 مریض 421 مریم (س) 43، 66، 274، 275، 419، 420، 462، 463، 465، 466، 525 مزامیر 160 مزودرم 496، 504، 509، 511، 512 مژکداران 284، 285 مس میت 357 مسائل بهداشتی 384 مسائل جنسی 422 مسابقه تسلیحاتی 396 مساجد 354، 357، 365، 366، 370 مسافر 418، 421 مسافران 419 مسأله حجاب 369 مسایل جدید کلام 510 مسایل جنسی 368 مست 333، 337، 340 مستحب 357، 363، 364 مستدرک الوسایل 336، 392 مستمسک العروة الوثقی 366 مستی 333، 337، 338، 339 مسجد 298، 357، 366 مسجد الحرام 357، 368، 370 مسجد النبی (ص) 357، 370 مسجد توسان 227 مسح 348، 350، 351 مسخ 64 مسدس 187 مسرفان 308 مسرفین 387 مسکر 331 مسکرات 331، 332، 335، 336، 338 مسلمانان 15، 21، 25، 27، 29، 30، 31، 32، 33، 37، 44، 52، 127، 171، 191، 226، 297، 298، 299، 316، 322، 330، 334، 335، 336، 349، 377، 378، 382، 403، 418، 426، 534 مسلمانان و دانش جدید 298 مسمومیت الکلی 339 مسمومیت الکلی مزمن 341 مسمومیتها 322 مسمومیتهای غذائی 352 مسند احمد 34 مسواک 350، 353 مسیحیان 24، 132، 273، 274، 356، 369، 371، 384 مسیحیان نجران 273، 275 مسیحیت 67، 127، 356، 368، 420 مسیر تکامل 263 مشائین 26 مشارق 189، 191، 192، 195، 196، 202، 203 مشارق و مغارب 186 مشترک لفظی 136 مشتری 26، 116، 127، 129، 130، 131، 133، 159، 172 مشرق 49، 158، 171، 187، 188، 189، 190، 192، 194، 195،
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 604
201، 203 مشرقها 186 مشرقین 193 مشرک 377 مشرکان 326 مشرکین 126، 247، 302 مشرکین عرب 73، 369 مشروبات الکلی 331، 338، 339، 340، 341، 342، 343، 345، 346، 347 مشکلات بهداشتی 384 مشکلات جنسی جوانان 394 مشکینی اردبیلی، آیة الله علی 256، 257، 259، 260، 262، 265، 266، 267، 269، 270، 272، 276، 526 مشیمه 488، 490 مشیمیه 393 مصالح و مفاسد احکام 85 مصباح الاصول 523 مصباح الزائر 489 مصباح اللغة 57، 248، 468، 470، 501، 511 مصباح المنیر 56 مصباح یزدی، محمد تقی 31، 34، 38، 41، 61، 64، 65، 112، 134، 135، 136، 137، 138، 149، 152، 153، 165، 175، 176، 180، 181، 237، 264، 265، 266، 270، 274، 436، 439، 440، 495، 498، 499، 525 مصر 17، 28، 29، 31، 48، 73، 220، 297 مصطفوی، حسن 55، 58، 94، 134، 136، 154، 176، 236، 248، 438، 445، 446، 448، 449، 468، 470، 483، 502، 555 مصلحت 85 مصلین 391 مصیبت 143، 229، 230، 401 مضغه 430، 432، 472، 478، 482، 486، 487، 493، 494، 495، 496، 497، 498، 500، 501، 504، 505، 506، 507، 511، 512، 513، 514، 524، 532، 559 مضمضه 350، 353 مطالب شگفتانگیز قرآن 100، 144، 146، 147، 149، 152، 153، 159، 163، 175، 181، 183، 184، 190، 212، 213، 239، 264، 265، 279، 281، 291، 435، 439، 464، 465، 475، 484، 485، 490، 507، 519، 532 مطبخ 298 مطبعة العرفان 289 مطبعة الغری 103 مطهرات در اسلام 314 مطهری، شهید مرتضی 31، 32، 369 مظفر 33، 56، 86، 87 مع الطب فی القرآن الکریم 408، 516 مع القرآن فی الکون 132 معاد 26، 45، 74، 255، 362، 402، 553، 560 معادشناسی 429 معادن 119، 121، 123، 124، 176 معارف الهی 40 معارف دینی 45 معارف قرآن 31، 38، 41، 73، 112، 134، 135، 137، 138، 149، 152، 153، 165، 175، 180، 181، 237، 264، 265، 266، 270، 274، 436، 439، 441، 495، 525، 526 معاشرت 360 معالم القرآن فی عوالم الاکوان 190 معاملات حرام 320، 327 معانی و نظم قرآن 81 معاونت فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان 130 معتزله 72 معجزات انبیاء 56 معجزة الصلوة فی الوقایة من مرض دوالی الساقین 426 معجزة القرآن 408 معجزة القرآن الکریم 220، 221، 227 المعجزة القرآنیة 152، 227 معجزة القرن العشرین من کشف سباعیة و ثلاثیة اوامر القرآن الکریم 222 المعجزة 225 معجزه 15، 17، 21، 29، 54، 55، 56، 57، 58، 59، 60، 61، 62، 63، 64، 65، 66، 67، 68، 69، 71، 73، 77، 79، 83، 84، 85، 239، 249، 420، 487 معجزه ادبی 72 معجزه اعداد 223 معجزه بلاغی قرآن 166 معجزه جاوید 249 معجزه علمی 99 معده 310، 339، 342، 343، 423، 539 معرفت 34 معرفت تجربی 23 معرفت دینی 23 معرفت فطری 41 معرفت یقینی 34 معرفت، آیة الله محمد هادی 59، 76، 77، 98، 147، 152، 238، 239، 250، 373، 408، 432، 448، 450، 469، 484، 485، 504، 507، 515، 517، 521 معری، ابو العلاء 535 معلولیتهای عضلانی 342 مغارب 189، 191، 192، 195، 196، 202، 203 مغرب 49، 158، 171، 187، 188، 189، 190، 192، 194، 195، 201، 203، 426 مغربها 186 مغربی، عبد القادر 129 مغز 339، 423، 496، 497 مغزهای الکترونیکی 224 مغفرت 417 مفاتیح الجنان 489 مفاتیح الغیب 25 مفاسد اجتماعی 348 مفاسد الکل 339 مفتاح العلوم 72 المفردات فی غریب القرآن 54، 55، 56، 57، 94، 104، 108، 134، 136، 155، 158، 177، 179، 188، 202، 265، 272، 278، 285، 287، 301، 305، 307، 372، 434، 443، 445، 453، 457، 468، 483، 488، 489، 493، 494، 501، 550، 553 مفسده 85 مفسران 27، 30، 32، 38، 65، 81، 119، 120، 123، 125،
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 605
135، 137، 180، 189، 202، 206، 237، 339، 417، 432، 450، 466، 481، 506، 528، 530، 540، 541، 542، 545، 560 مفسران اسلامی 31 مفسران سنی 28 مفسران شیعه 28، 333 مفسران شیعه و سنی 30 مفسران قرآن 122، 244، 396، 438، 553 مفسران مسلمان 29 مفسران مسیحی 24 مفسران معاصر 40، 42 مقابله 47 مقاربت 358، 496 مقاربت جنسی 340 مقام پیامبری 526 مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم 24، 30، 100، 101، 111، 114، 123، 146، 164، 205، 241، 266، 433، 441، 444، 465، 477، 497، 564 مقاییس اللغة 57، 176، 448، 457، 481، 501، 511 مقدسین 127 مقعد 390 مکارم شیرازی، آیة الله ناصر 17، 30، 31، 40، 42، 43، 66، 113، 121، 145، 151، 162، 163، 173، 210، 224، 237، 244، 247، 261، 268، 269، 271، 273، 290، 316، 394، 438، 440، 453، 455، 464، 468، 472، 481، 494، 498، 499، 502، 507، 511، 515، 517، 520، 521، 524، 528، 531، 533، 535، 538، 555، 558، 561 مکتب اتمی 109 مکتب الاعلام الاسلامی 200 مکتب مراغه 171 مکتبة دار الفتح 198 مکتبهای الحادی 23، 28 مکعب 187 مکلف 421 مکه 125، 220، 313، 326، 376 مکی 221، 362، 375 مگس 244، 245، 247، 328 ملائک، دکتر سید عباس 485 ملائکه 117، 121، 127، 131، 199، 205، 223، 262، 475، 527 ملاقیح 287 ملخ 245 ملکائین عسلی 414 ملکاتین 416 ملکه زنبور عسل 412، 463 ملکیان، مصطفی 284، 510، 512 ممکنات 154 من الاعجاز البلاغی و العددی للقرآن الکریم 226 من علم الطب القرآنی 317، 390، 394، 411، 424، 507 من علوم الارض القرآنیة 272 منابع آب 125 منابع اقتصادی 42 منابع ششگانه شناخت 40 منبع تولید 42 المنتخب فی التفسیر 129، 130 منتخب نشر شورای عالی امور اسلامی قاهره 477 منجمان 27 منجمان اروپایی 171 منجمین 522 منشأ پیدایش انسان 299 منشأ پیدایش حیات 257 منشأ پیدایش موجود زنده 258 منشأ حیات 241، 246 منشأ خلقت 242 منطق 35، 74، 86 المنطق 33، 56، 86، 87 منطقه استوایی 137 منطقه حاره 137 منطقه منجمد شمالی و جنوبی 137 منطقیین 33 المنظومات العددیة فی القرآن العظیم 222 منظومه خورشید مرکزی 171 منظومه زمین مرکزی 171 منظومه سیارهای 205 منظومه شمسی 49، 97، 102، 113، 116، 118، 128، 129، 131، 132، 133، 140، 159، 160، 164، 168، 177، 205، 209، 210 منظومهها 131 منکر 387 منکرات 427 منگنز 408، 435 منی 242، 243، 263، 266، 267، 354، 356، 357، 358، 359، 391، 431، 432، 437، 440، 442، 443، 445، 446، 448، 450، 451، 452، 456، 457، 458، 460، 461، 469، 470، 477، 478، 479، 480، 485، 486، 487، 489، 515، 517، 555، 559 منیزیم 409، 435 مواد سمی 359 مواد غذائی 275، 343 مواد قندی 308، 412، 415 مواد مخدر 339، 347 مواد مذاب 168، 179 مواد معدنی 308 موازین تفسیری 39 الموافقات 37 مواهب آفرینش 308 موتاسیون 252 موجبه جزئیه 231 موجبه کلیه 231، 232 موجود زنده 244 موجودات تکسلولی 251، 257، 271، 277 موجودات ذرهبینی 199، 240، 251 موجودات زنده 199، 201، 203، 204، 206، 238، 239، 240، 251، 252، 271، 277، 280 موجودات ماوراء طبیعی 120 موجودات ناشناخته 44 مور 42 مورفولوژی 463 موسسه النشر الاسلامی 70 موسوی راد، سید حسین 421 موسوی لاری 184 موسوی، زهرا 399 موسی (ع) 43، 56، 66، 67، 84، 221، 313، 319، 330، 420 موسیقی 77، 404 موسیقی خاص قرآن 403 موسیقی قرآن 73 موسین 359 موش 321، 464
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 606
موعظه 451 مولیبدن 435 مونتاژ 245 مونیکا 465 موهبت الهی 337 مویرگهای مغزی 416 مهاجری، مسیح 269 مهبانگ 94، 104، 105، 145 مهبل 371، 459، 460، 461، 469، 474 مهر 315، 327، 383 مهندسان 15، 28، 30 میانهروی 308 میت 313، 314، 357 میته 317 میخ 184 میردامادی، سید حسین 203 میرزا محمد، علیرضا 59، 175، 178، 181، 200، 281 میرزا محمد، علیرضا 174 میر زمانی، سید محمود 399 میر محمدی، آیة الله سید ابو الفضل 67، 68، 72، 73، 78 میزان الحکمة 34، 58، 363 المیزان فی تفسیر القرآن 22، 26، 27، 31، 38، 40، 48، 57، 59، 60، 64، 68، 71، 72، 77، 78، 81، 98، 108، 111، 112، 120، 122، 128، 129، 131، 135، 137، 139، 155، 157، 163، 180، 183، 199، 206، 237، 238، 248، 267، 302، 305، 362، 366، 444، 445، 453، 468، 469، 472، 489، 491، 495، 502، 520، 523، 533، 550، 555، 558 میکروب 281، 307، 310، 316، 317، 318، 319، 352، 367، 372، 373، 408، 410، 464 میکروسکوپ 212، 287، 367، 433، 485، 486 میکروسکوپ الکترونیکی 560 میکرونوکلئوسها 285 میل جنسی 344 میل جنوبی 194 میل شمالی 194 میلر 246 میمون 255، 258 میمونها 258، 259 میمونها 254، 255، 274 میمونهای انساننما 251 مینای دندان 509 میندل 123 میوتوم 510 میوه 110 میوه گندیده 306 میوهجات 435 میوهها 283 «ن» نائبان مکتب تصوف 220 نئاندرتال 255، 256 ناتوانیهای جنسی 393، 394 ناخن 509 ناراحتیهای روانی 390 نارساییهای خونی 344 ناسخ و منسوخ 50 ناقه صالح 67 نامحرمان 382 ناموس 321، 378 نباتات 256، 284 نبش قبر 314 نبوت 31، 52، 58، 60، 61، 65، 68، 74، 81، 83، 84، 273، 274، 362، 526 نبوغ 31 نپتون 116، 129، 130، 131، 159 نثر طوبی 59، 178 نجاسات 306، 349، 351، 362، 366، 368 نجاست شراب 336 النجدی، حمید 118 النجدی، دکتر ابو زهرا 226 النجدی، دکتر حمید 323 نجس 327، 336، 356 نجف 103 نجفی، گودرز 100، 144، 149، 152، 153، 163، 175، 181، 184، 190، 212، 279، 281، 291، 435، 439، 464، 475، 484، 507، 519، 532 نجوم 25، 93 النجوم فی سالکها 115، 213 نجوم یونانی 26 نحر 314 نحیما 420 نخاع 448، 496 نخاع شوکی 450 نخل 283، 331 ندوی، سید ابو الحسن 32 نذر 357 نر و ماده 277، 278، 280، 284، 285، 286، 288، 455 نری 306 نرینه خرما 287 نزدیکی به خدا 403 نزول باران 145، 154، 253، 290، 291، 293، 522 نزول سورههای قرآن 221 نزول قرآن 15، 44، 67، 75، 155، 164، 179، 185، 204، 241، 280، 297، 477، 479، 499، 513، 564 نژد، محمد 159، 176، 194، 298، 335 نشاط 350 نشر دار القرآن الکریم 460 نشر دانشگاهی 24، 42 نصارای نجران 274 نصر، دکتر سید حسین 171 نصوص شرعی 238 نطفه 237، 241، 242، 243، 247، 249، 257، 259، 260، 264، 265، 266، 267، 273، 274، 275، 299، 372، 373، 374، 430، 431، 432، 435، 436، 440، 441، 444، 446، 447، 450، 455، 460، 464، 467، 468، 470، 471، 474، 476، 478، 479، 480، 481، 482، 486، 500، 505، 517، 518، 524، 527، 529، 536 نظافت 87 نظافت لباس 363، 365 نظام اتمی 211 نظام آفرینش 254 نظام افلاک کلیه و جزئیه 27 نظام تشریع 74 نظام ریاضی 221، 223، 224، 227 نظام عالم 154 نظام عدل 74 نظام هستی 212 النظریة القرآنیة الکونیة حول خلق العالم 103
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 607
نظریه انفجار بزرگ 103 نظریه بطلمیوسی 75 نظریه تکامل 249، 250، 251، 259، 268، 269، 272، 273، 275، 276، 277، 436 نظریه تکامل از دیدگاه قرآن 269 نظریه تکامل انواع 28، 262، 270، 271 نظریه ثبات انواع 249، 264، 269، نظریه ظنی 50 نظریههای کیهانشناسی یونانی 127 نظم 89، 126 نظم جهان 173 نظم ریاضی 219، 222، 229، 230، 231، 232 نظم ریاضی قرآن 219، 230، 231 نعمتهای الهی 180 نعوظ 445 نفاس 357 نفاق 31، 396، 397 نفخ روح 261، 263، 495، 524، 525، 526، 528، 529، 531، 537 نفس 272، 466، 530، 562 نفس واحده 271 نفیسی، دکتر ابو تراب 507 نقرس 310، 311، 346 نقره 335 نقش دین در بهداشت روان 399 نقصان حافظه 393 نکاح 378، 392 نگاه حرام 383، 421 نگرشی به علوم طبیعی در قرآن 152، 281 نماز 43، 44، 89، 327، 333، 334، 338، 349، 351، 354، 357، 361، 362، 363، 364، 366، 367، 370، 374، 402، 403، 426، 427 نماز جمعه 360 نماز ظهر و عصر 193 نماز مغرب و عشاء 193 نمازگزار 327، 350، 363، 365 نمازگزاران 227، 365، 391 نمازهای یومیه 226 نمک 290، 439 نوترون 279 نوح (ع) 126، 222، 268، 269 نور 94، 110، 117، 121، 167، 199، 209، 210، 240، 297، 350، 488 نور ملکوت قرآن 464 نورانیت باطنی 357 نوروز 357 نوری، آیة الله حسین 144، 150، 151، 153، 160، 162، 164، 166، 174، 197، 200 نوشابههای الکلی 341 نوفل، عبد الرزاق 17، 30، 101، 102، 165، 197، 199، 204، 213، 219، 223، 225، 229، 230، 278، 282، 298، 312، 374، 460، 477، 508، 536، 537، 546، 548 نوکائین 414 نویسندگان عرب 162 نویسندگان مصری 485 نهاد جرار، بسام 220، 224، 227، 231 نهایة الایحار فی درایة الایحاربه 72 نهج البلاغه 98، 107، 112، 141، 178، 396، 405 نهضت ترجمه 25 نهنگها 110 نیازمند شیرازی، ید الله 128، 129، 153، 179، 190، 374 نیازمند، رضا 36 نیت 354، 417 نیرک آب 350 نیرنگ آب 350 نیروی برقاطیس 97 نیروی جاذبه 115، 148، 149، 152، 153، 154، 155، 208 نیروی جنسی 394 نیروی گرانش 209 نیکبخت نصرآبادی، علیرضا 398 نیکوکاران 147 نیکوکاری 192 نیوتن 144، 147، 149، 150، 152، 187 «و» واجب 357، 364 واجب کفائی 314، 366 واریس 426 وازلین 410 و اسپرم 247 واکنشهای هستهای 95، 96 و اندیشه 379 وانیایس بیشوف، ژرژ 239 وبا 317، 319، 352 وباء 310 وجدی، فرید 32، 73 وحدت 399 وحدت خلق 282 وحدت روان 399 وحی 23، 29، 30، 45، 52، 89، 103، 106، 142، 168، 223، 325، 330، 365، 404، 406، 433، 482، 534 ودکا 331 وراثت 473، 476، 477، 478 ورزش 358، 426 ورم روده 311 ورم غشای خارجی مغز 342 ورم مثانه 346 ورمیفوژی 323 وسایل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة 141، 314، 315، 328، 366، 367، 401 وسوسههای شیطانی 401 وصفی، دکتر محمد 491 وضع حمل 503، 521 وضو 348، 349، 350، 351، 352، 353، 354، 355، 370 وعده عذاب 378، 382 ولکوف 170 وندیداد 314 ویار 311، 546 ویت، برایت 42 ویتامین 329، 342، 344، 407، 408، 409، 416 ویتامینها 308، 412 ویروس 281، 478 ویروسها 201، 310، 464 ویژه، دکتر هوشمند 490 ویسکی 331 ویلارد، ری 97، 145، 208 ویلیام هاولینگ، استفن 95، 144 ویلیامز، ترورای 144 «ه» هابل 144
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 608
هابل، ادوین 95 هابیل 42 هابیل و قابیل 31، 41 هارون 313 هارون الرشید 25 هاروی 433، 477 هاشمینژاد، عبد الکریم 289 هاکس، جیمز 110، 111، 127، 350، 407 هاگهای زنده 246 هانز، پروفسور 245 هبوط خورشید 161 هپارین 484 هتروژن 496 هدایت 15، 37، 38، 39، 40، 41، 45، 62، 64، 65، 297، 397، 418 هدایت دینی و معنوی 40 هذیان ارتعاشی 346 هذیانگوئی 346 هراکلیت 110 هرثل 197 هرکلیتوس 187 هرکیل 163، 169 هسته 212 هفت آسمان 26، 27، 94، 104، 106، 108، 123، 126، 127، 129، 130، 131، 132، 133، 138، 139، 140، 141، 142، 196، 205، 206 هفت آسمان و زمین 126 هفت دریا 138 هفت زمین 130، 138، 140، 206 هفتگانه بودن آسمانها 27 هلبا 424 هلیوم 95، 114، 167، 209، 213 همایش نقش دین در بهداشت روان 399 همجنس بازی 385، 388، 389، 391 همجنسگرایی 386 همسایه 378 هموژن 496 هموگلوبین 416 هند 17، 28 هندسه 36، 39، 47، 190 هندوها 303 هنرنمایی 277 هوا 109، 158، 201، 328 هواپیما 163 هواشناسی 140، 288 هود (ع) 222 هورمون جنسی 408 هورمون نباتی 408 هورمونها 412 هورمونهای جنسی 422 هورمونها 329، 330 هوفمان، دکتر 393 هومانابر 254 هویل، فرد 96 هیأت 47 هیئت 26، 93، 99، 110، هیات 26، 32، 33، 34 هیئت بطلمیوسی 24، 26، 28، 30، 127، 129، 151، 159، 160، 164، 169، 185، 197 هیئت جدید 162، 189 هیئت جدید کپرنیکی 197 هیئت قدیم 161 هیتو، دکتر محمد حسن 152، 227 هیجانزدگی 346 هیدروژن 95، 96، 104، 114، 118، 167، 209، 211، 212، 213، 215، 236، 239، 435، 441 هیوم 28، 34 «ی» یاد خدا 338، 400 یأس 400 یافتههای اخترشناسی نوین 150 یافتههای کیهانشناسی 210 یبوست 322، 412 یحیی (ع) 356 یخبندان 123 ید 408 ید بیضاء 56، 67 یرقان 343، 551 یرقان عفونی 321 یزدانی، عباس 228، 231 یکتایی، مجید 144 یکشنبه 112 یوئیل 420 یوسفی لویه، مجید 399 یونان 25، 30، 32، 85، 187 یونانیان 133، 187، 191 یونوسفر 130 یونیزاسیون 441 یهود 112، 127، 324، 327، 330، 368، 369، 370، 371، 373، 374، 378، 384، 420 یهودی 88 یهودیان 120، 132، 142، 319، 322، 355 یهودیت 67، 420 یهوه 335
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 609
فهرست منابع
فهرست منابع
1- ابو السعود، دکتر رفیق، 1410 ق، الاعجاز حدثیه و علمیّه و رقمیّه فی القرآن، دار المعرفة، دمشق.
2- احمدی، محمود، 1371 ش، اعجاز عددی قرآن کریم و ردّ شبهات، انتشارات احمدی، بیجا.
3- احمد حامد، دکتر حامد، 1996 م، الایات العجاب فی رحلة الانجاب، دار القلم، دمشق، الطبعة الاولی.
4- ارناووط، محمد السید، بیتا، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، مکتبة مدبولی، قاهرة.
5- اسماعیل پاشا، دکتر عبد العزیز، بیتا، ترجمه غلامرضا سعیدی، اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن، انتشارات برهان، بیجا.
6- آسیموف، ایزاک، 1361 ش، ترجمه علیرضا توکلی صابری، اکتشافات قرن بیستم (سیارات)، شرکت سهامی انتشار، تهران.
7- افتخاریان، سید جواد، 1362 ش، قرآن و علوم روز، انتشارات افتخاریان، تهران.
8- امین، احمد، بیتا، ترجمه بهشتی، لاری و امامی، راه تکامل، انتشارات دار الکتب الاسلامیة، هفت جلدی.
9- امین شیرازی، احمد، 1373 ش، اسلام پزشک بیدارو، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم.
10- انجمن کتاب مقدس ایران، 1932 م، کتاب مقدس، تهران، (شامل: تورات، انجیل و ملحقات آنها) 11- اهتمام، احمد، 1344 ش، فلسفه احکام، چاپخانه اسلام، اصفهان.
12- اوبلاکر، اریک، فیزیک نوین، 1370 ش، ترجمه بهروز بیضاوی، انتشارات قدیانی، تهران.
13- بدران، مهندس مصطفی ابو سیف، 1418 ق، المنظومات العددیة فی القرآن العظیم برهان احصائی فی احکام البناء القرآنی، مکتبة وهبة، قاهره.
14- بوکای، موریس، 1365 ش، ترجمه مهندس ذبیح الله دبیر، مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ سوم.
و همین کتاب تحت عنوان «عهدین، قرآن و علم» توسط حسن حبیبی ترجمه شده است انتشارات سلمان، 1375 ش، تهران.
و نیز ترجمه عربی آن تحت عنوان «التوراة و الانجیل و القرآن و العلم الحدیث» توسط انتشارات دار الکندی، بیروت، 1398 ق.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 610
و نیز ترجمه عربی تحت عنوان «دراسة الکتب المقدسة فی ضوء المعارف الحدیثة» توسط دار المعارف، قاهره، 1978 م.
15- باربور، ایان، 1362 ش، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، علم و دین، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.
16- بازرگان، مهدی، 1333 ش، مطهرات در اسلام، شرکت سهامی انتشار، تهران، چاپ دوم.
17- بازرگان، مهدی، 1353 ش، باد و باران در قرآن، به اهتمام سید محمد مهدی جعفری.
18- البحرانی، سید هاشم الحسینی، 1334 ش، البرهان فی تفسیر القرآن، دار الکتب العلمیة، قم، پنج جلدی.
19- بیآزار شیرازی، عبد الکریم، 1349 ش، گذشته و آینده جهان، انتشارات طباطبائی، قم، چاپ دوم.
20- پاکنژاد، دکتر سید رضا، 1350 ش، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، کتابفروشی اسلامیه، ج 1 و 11.
21- روسو، پییر، 1344 ش، تاریخ علوم، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران چاپ چهارم، ترجمه چاپ چهل و دوم کتاب.
22- تجلیل، ابو طالب، 1372 ش، راههای خداشناسی در طبیعت، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم.
23- تاجآبادی، حسین، 1372 ش، انسان و علوم انسانی از دیدگاه اسلام، واحد انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی نراق.
24- الجمیلی (دکتر سید)، 1987 م، الاعجاز الطبی فی القرآن، دارو مکتبة الهلال، بیروت.
25- الجائی، سلیم، بیتا، النظریة القرآنیة الکونیة حول خلق العالم، مطبعة نضر، دمشق.
26- جزائری، دکتر غیاث الدین، 1365 ش، اسرار خوراکیها و زبان خوراکیها، بیتا، چاپخانه سپهر تهران.
27- حقیقی، ک، م، بیتا، فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، انتشارات لوکس (نوید)، شیراز، ج 1.
28- حنفی، احمد، بیتا، التفسیر العلمی للایات الکونیة فی القرآن، دار المعارف، مصر.
29- حسب النبی، دکتر منصور محمد، 1991 م، القرآن و العلم الحدیث، الهیئة المصریة العامة للکتاب، مصر.
30- حسین مهران، دکتر جمال الدین، 1992 م، آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، مکتبة الانحلو المصریة، قاهرة.
31- حسین فاروقی، دکتر محمد اقتدار، 1374 ش، ترجمه احمد نمایی، گیاهان در قرآن، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول.
31- حسین فاروقی، دکتر محمد اقتدار، 1374 ش، ترجمه احمد نمایی، گیاهان در قرآن، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول.
32- الحر عاملی، محمد بن الحسن، 1391 ق، وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، دار احیاء التراث العربی، بیروت، الطبعة الرابعة، بیست جلدی.
33- حکیم، سید محمد باقر، 1417 ق، علوم القرآن، مجمع الفکر الاسلامی، الطبعة الثالثة.
34- حلبی، علی اصغر، 1371 ش، نهضتهای دینی- سیاسی معاصر، انتشارات بهبهانی، تهران.
35- الحویزی، عبد العلی بن جمعه العروسی، 1383 ق، تفسیر نور الثقلین، المطبعة العلمیة، قم، پنج جلدی.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 611
36- خرمشاهی، بهاء الدین، 1372 ش، قرآن پژوهی، مرکز، نشر فرهنگی مشرق، تهران.
37- خمینی، امام روح الله الموسوی، 1390 ق، تحریر الوسیله، دار الکتب الاسلامیه، قم، دو جلد.
38- خوئی، آیة الله سید ابو القاسم، 1394 ق، البیان فی تفسیر القرآن، المطبعة العلمیة، قم.
39- الخطیب، عبد الغنی، 1362 ش، ترجمه دکتر اسد الله مبشری، قرآن و علم امروز، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، تهران.
اصل کتاب تحت عنوان «اضواء من القرآن علی الانسان و نشأة الکون» در مکتبة دار الفتح، دمشق، 1390 ق، به چاپ رسیده است.
40- خلیفه، رشاد، ترجمه سید محمد تقی آیت اللهی، 1365 ش، اعجاز قرآن، تحلیل آماری حروف مقطعه، دانشگاه شیراز.
41- خلیفه، رشاد، 1983 م، معجزة القرآن الکریم، دار العلم للملایین، بیروت، الطبعة الاولی.
42- دفضع، بسّام، بیتا، الکون و الانسان بین العلم و القرآن، مطبعة الشام، بیجا.
43- دیاب، دکتر عبد الحمید و دکتر احمد قرقوز، 1404 ق، مع الطب فی القرآن الکریم، مؤسسة علوم القرآن، دمشق، الطبعة السابعة.
و نیز تحت عنوان طب در قرآن، ترجمه علی چراغی، انتشارات حفظی بیتا، تهران.
44- دیاب، دکتر محمود، 1408 ق، الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، مطبوعات دار الشعب، قاهره.
45- دستغیب، شهید عبد الحسین، 1361 ش، گناهان کبیره، کانون ابلاغ اندیشههای اسلامی، بیجا، دو جلدی.
46- داور مزدی، دکتر هرمز، 1372 ش، انگلشناسی پزشکی، جهاد دانشگاهی، چاپ چهارم.
47- الذهبی، محمد حسین، 1396 ق، التفسیر و المفسرون، دار الکتب الحدیثة بیجا، دو جلدی.
48- رضائی فر، مهندس جعفر، 1375 ش، قرآن و آخرین پدیدههای علمی، انتشارات فوژان.
49- راشدی، لطیف، 1377 ش، نگرشی به علوم طبیعی در قرآن، نشر سبحان، تهران.
50- رهبری، احمد، 1374 ش، از مجموعه دانستنیهای قرآن، انسان پیش از تاریخ (پیدایش انسان)، انتشارات مارلیک، تهران.
51- راسل. ل. ا. ک، ترجمه محمد جواد سهلانی، بیتا، کاربرد روش سیستمها به ضمیمه تعبیر قرآن آربری، انتشارات بعثت، تهران.
52- رضائی اصفهانی، محمد علی، 1365 ش، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، انتشارات اسوه، قم.
53- رازی، فخر الدین، 1411 ق، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، دار الکتب العلمیة، بیروت، 32 جلد.
54- رشید رضا، محمد، بیتا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، دار المعرفة، بیروت، الطبعة الثانیة، 12 جلد.
55- الراغب الاصفهانی، ابو القاسم الحسین بن محمد، 1332 ش، المفردات فی غریب القرآن، المکتبة الرضویة، تهران.
56- ری شهری، محمد محمدی، 1367، میزان الحکمة، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ سوم، ده جلد.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 612
57- زیدان، جرجی، بیتا، تاریخ التمدن الاسلامی، دار المکتبة الحیاة، بیروت، پنج جلد در دو مجلد.
58- زمخشری، محمود بن عمر، بیتا، تفسیر الکشاف، دار الکتاب العربی، بیروت، چهار جلد.
59- الزرکشی، بدر الدین محمد بن عبد الله، 1410 ق، البرهان فی علوم القرآن، دار المعرفة، بیروت، چهار جلد.
60- زمانی، مصطفی، 1350 ش، پیشگوئیهای علمی قرآن، انتشارات پیام اسلام، قم.
61- سلامة، دکتر علی محمد، 1986 م، السمع و البصر فی القرآن الکریم، منشورات جمعیة الدعوة الاسلامیة العالمیة، طرابلس لیبی.
62- سامی، محمد علی، بیتا، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، دار المحبة، بیروت و همان 1416 ق، دار النور، دمشق.
63- سرفرازی، عباسعلی، 1364 ش، رابطه علم و دین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
64- سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن ابی بکر، 1407 ق، الاتقان فی علوم القرآن، دار الکتب العلمیة، بیروت، دو جلد.
65- سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن ابی بکر، 1405 ق، الاکلیل فی استنباط التنزیل.
66- سید قطب، 1386 ق، فی ظلال القرآن، دار احیاء التراث العربی، بیروت، الطبعة الخامسة، 8 جلدی.
67- سحابی، ید اللّه، 1351 ش، خلقت انسان در بیان قرآن، شرکت سهامی انتشار، تهران چاپ سوم.
68- سبزواری، حاج ملا هادی، 1369 ش، شرح منظومه، انتشارات علّامه، قم، چاپ ششم.
69- سادات، مهندس محمد علی، 1357، زنده جاوید و اعجاز جاویدان، انتشارات فلق تبریز.
70- سپهر، مهدی، 1370 ش، سیر تحوّل علوم تجربی در جهان اسلام، مرکز اطلاعات علمی و فنی مجتمع فولاد مبارکه.
71- سادلر، پروفسور توماس، وی، 1370 ش، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، رویانشناسی پزشکی لانگمن، (تجدید نظر ششم 1990 م)، انتشارات شرکت سهامی چهر.
72- سلیمان، احمد محمد 1981 م، القرآن و الطب، دار العودة، بیروت، الطبعة الخامسة.
73- سلیمان، احمد محمد، القرآن و العلم.
74- الشریف، دکتر عدنان، 1990 م، من علم الطب القرآنی، دار العلم للملایین، بیروت.
75- الشریف، دکتر عدنان، 1994 م، من علوم الارض القرآنیة (الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم)، دار العلم للملایین، بیروت، الطبعة الثانیة.
76- شهرستانی، سید هبة الدین، 1356 ش، اسلام و هیئت، مطبعة الغری فی النجف.
77- شریعتی، محمد تقی، 1335 ش، تفسیر نوین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
78- شریعتی، دکتر علی، اسلامشناسی، حسینیه ارشاد، تهران، جزوه 15 و 16.
79- شاه محمدی، دکتر داود، 1376 ش، ایمان مذهبی به عنوان یکی از عوامل کاهش دهنده شدت و دوره سوگ، مجموعه چکیده 40 سخنرانی، همایش نقش دین در بهداشت روان، ش 31، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 613
80- صادقی، دکتر محمد، بیتا، زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، کتابفروشی مصطفوی بوذر جمهری، تهران، چاپ دوم.
81- صادقی، دکتر محمد، 1408 ق، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، انتشارات فرهنگ اسلامی، قم، الطبعة الثانیة.
82- صدقی، نعمت، بیتا، معجزة القرآن، نشر عالم الکتب، قاهره.
83- صدوق، شیخ صدوق ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، 1385 ق، علل الشرایع، مکتبة الحیدریة نجف، و مکتبة الداوری، قم.
84- صداقت، سید علی اکبر، بیتا، قرآن و دیگران، نشر روح، قم.
85- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، بی تا، المیزان فی تفسیر القرآن، دار الکتب الاسلامیة، تهران، الطبعة الثانیة. و نیز 1393 ق، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان، الطبعة الثالثة، 20 جلدی.
86- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، 1362 ش، اعجاز قرآن، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، قم.
87- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، بیتا، روش رئالیسم، با پاورقیهای استاد مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، قم، پنج جلد.
88- طیب، سید عبد الحسین، تفسیر اطیب البیان.
89- طبرسی، شیخ ابی علی الفضل بن الحسن (امین الاسلام)، 1395 ق، تفسیر مجمع البیان فی تفسیر القرآن، المکتبة الاسلامیة، تهران، ده جلد در پنج مجلد، چاپ پنجم.
90- طنطاوی جوهری، بیتا، الجواهر فی تفسیر القرآن، دار الفکر، سیزده جلد.
91- طالقانی، آیة اللّه سید محمود، 1348 ش، پرتوی از قرآن، شرکت سهامی انتشار، تهران.
92- طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، 1393 ق، جامع البیان فی تفسیر القرآن، دار المعرفة، بیروت، 30 جلد در 12 مجلد.
93- طوسی، خواجه نصیر الدین و علامه حلّی، 1407 ق، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم.
94- علیوی، ابن خلیفه، 1403 ق، معجزة القرن العشرین فی کشف سباعیة و ثلاثیة اوامر القرآن الکریم، دار الایمان، دمشق.
95- عبد العزیز دکتر محمد کمال، بی تا، اعجاز القرآن فی حواس الانسان (دراسة فی الانف و الاذن و الحنجره فی ضوء الطب و علوم القرآن و الحدیث)، مکتبة ابن سینا، مصر.
96- عبد الصمد، محمد کامل، 1410 ق، الاعجاز العلمی فی الاسلام (القرآن الکریم)، دار المصریة اللبنانیة، قاهرة.
97- عمر ابو حجر، دکتر احمد، 1411 ق، التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان، دار قتیبة، بیروت- دمشق.
98- عشری، عبد المنعم السیّد، 1985 م، تفسیر الایات الکونیة فی القرآن الکریم، الهیئة المصریة العامة للکتاب، مصر.
99- عبد الرحمن العک، شیخ خالد، 1414 ق، الفرقان و القرآن، الحکمة للطباعة و النشر، سوریه.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 614
100- عبد الرضا علی، دکتر صادق، 1411 ق، القرآن و الطب الحدیث، دار المورخ العربی، بیروت.
101- العمید الصیدلی، عمر محمود عبد الله، 1410 ق، الطب الوقائی فی الاسلام، شرکة معمل و مطبعة الزهراء الحدیثة، عراق، موصل.
102- غزالی، ابو حامد، 1402 ق، احیاء العلوم (الاحیاء)، دار المعرفة، بیروت، چهار جلدی.
103- غزالی، ابو حامد، بیتا، جواهر القرآن، المرکز العربی للکتاب، بیروت- دمشق.
104- غباری ثباب، دکتر باقر، 1376 ش، باورهای مذهبی و اثرات آنها در بهداشت روان، فصلنامه اندیشه و رفتار (مجله روانپزشکی بالینی)، ش 9- 10.
105- الفندی، دکتر محمد جمال الدین، 1371 ش، ترجمه سید حسین میر دامادی، شگفتیهائی از اعجاز در قرآن کریم، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 106- القمیحا، نزیه، 1417 ق، القرآن یتجلی فی عصر العلم، دار الهادی، بیروت.
107- قرشی، سید علی اکبر، 1361 ش، قاموس قرآن، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، هفت جلد در سه مجلد.
108- کلینی، محمد بن یعقوب، 1361 ش، اصول کافی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، قم، چهار جلد.
109- کاشانی، ملا فتح الله، 1346 ش، تفسیر منهج الصادقین، کتابفروشی اسلامیه، تهران.
110- کاشانی، محمد محسن فیض، 1402 ق، تفسیر صافی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، الطبعة الثانیة، 5 جلدی.
111- کوستلر، آرتور، ترجمه منوچهر روحانی، خوابگردها.
112- گلشنی، دکتر مهدی، 1375 ش، قرآن و علوم طبیعت، نشر مطهر، تهران.
113- محمودی، عباسعلی، 1362 ش، ساکنان آسمان از نظر قرآن، نهضت زنان مسلمان، تهران چاپ چهارم.
114- محی الدین العجوز، شیخ احمد، 1407 ق، معالم القرآن فی عوالم الاکوان، دار الندوة الجدیدة، بیروت.
115- محمود اسماعیل، محمد، 1411 ق، الاشارات العلمیة فی الایات الکونیة فی القرآن الکریم، دار الدعوة، اسکندریة.
116- معرفت، آیة الله محمد هادی، 1417 ق، التمهید فی علوم القرآن، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ج 6.
117- محمد عبد العزیز، دکتر عبد الحمید، بیتا، الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، مکتبة ابن سینا، قاهره.
118- مطهری، شهید مرتضی، 1372 ش، علل گرایش به مادیگری، انتشارات صدرا، تهران، قم، جلد اول مجموعه آثار.
119- مطهری، شهید مرتضی، پاورقیهای اصول فلسفه و روش رئالیسم. (که متن از علامه طباطبائی است) 120- مصباح یزدی، محمد تقی، 1368، آموزش فلسفه، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، دو جلد.
121- مصباح یزدی، محمد تقی، 1367 ش، معارف قرآن، انتشارات در راه حق، قم.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 615
122- مظفر، محمد رضا، 1368 ش، اصول الفقه، انتشارات المعارف الاسلامیة، تهران، چهار جلد در دو مجلد.
123- مظفر، محمد رضا، 1402 ق، المنطق، دار التعارف للمطبوعات، بیروت.
124- مجلسی، علامه محمد تقی، 1385 ش، بحار الانوار، المکتبة الاسلامیة، تهران، 110 جلد.
125- مهاجری، مسیح، 1363 ش، نظریه تکامل از دیدگاه قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
126- مشکینی اردبیلی، آیة الله علی، بیتا، ترجمه حسینینژاد، تکامل در قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
127- مصطفوی، حسن، 1371 ش، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران، الطبعة الاولی.
128- مکارم شیرازی، آیة الله ناصر، 1373 ش، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیة، تهران چاپ بیست و ششم (27 ج) 129- مکارم شیرازی، آیة الله ناصر، 1367، تفسیر به رأی، مطبوعاتی هدف، قم، چاپ هفتم.
130- مکارم شیرازی، آیة الله ناصر، پیام قرآن، انتشارات نسل جوان، قم.
131- مکارم شیرازی، آیة اللّه ناصر، قرآن و آخرین پیامبر، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم.
132- ملکیان، مصطفی، 1373 ش، بررسی گونههای تعارض بین علم و دین، فصلنامه مصباح، ش 10، پژوهشکده علوم انسانی دانشگاه امام حسین (ع) 133- میر محمدی زرندی، سید ابو الفضل، 1375 ش، تاریخ و علوم قرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم. چاپ چهارم.
134- نوفل، عبد الرزاق، 1409 ق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم، مطبوعات الشعب، قاهرة، الجزء الاول، الطبعة الثالثة.
135- نوفل، عبد الرزاق، 1411 ق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم، مطبوعات الشعب، قاهرة، الجزء الثانی، الطبعة الثانیة.
136- نوفل، عبد الرزاق، 1407 ق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم، مطبوعات الشعب، قاهرة، الطبعة الثانیة.
تذکر: همین کتاب توسط دار الکتاب العربی، بیروت، 1407 ق، به صورت تک جلدی نیز منتشر شده است.
137- نوفل، عبد الرزاق، 1404 ق، القرآن و العلم الحدیث، دار الکتاب العربی، بیروت.
138- نهاد جرّار، بسّام، 1414 ق، اعجاز الرقم 19 فی القرآن الکریم، المؤسسة الاسلامیة، بیروت، الطبعة الثانیة.
139- ناجی محمد محی الدین، حسین، 1405 ق، تسعة عشر ملکا بیان ان فریة الاعجاز العددی للقرآن خدعة بهائیة، الزهراء للاعلام العربی، قاهره.
140- النجدی، دکتر حمید، 1414 ق، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، مطبعة جوهر الشام، دمشق.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 616
141- نیازمند شیرازی، ید اللّه، 1335 ش، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، شرکت چاپ میهن، چاپ چهارم.
142- ناصر الدین، سعید، 1385 ق، القرآن و العلوم، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، کربلاء.
143- نوری، آیة اللّه حسین، 1370 ش، دانش عصر فضا، نشر مرتضی، قم.
144- نجمی، محمد صادق و هاشم هریسی، 1361 ش، شناخت قرآن، بیتا، بیجا.
145- نجفی، گودرز، 1377 ش، مطالب شگفتانگیز قرآن، نشر سبحان، تهران.
146- نیکبخت نصرآبادی، علیرضا، 1373 ش، بررسی میزان تأثیر آوای قرآن کریم بر کاهش درد بیماران بعد از عمل جراحی شکم، پایاننامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم پزشکی، تهران.
147- نژد، محمد، 1374 ش، جهان دانش، فرهنگ دانستنیها، انتشارات بنیاد، چاپ هفتم.
148- هیتو، دکتر محمد حسن، 1409 ق، المعجزة القرآنیة (الاعجاز العلمی و الغیبی) موسسة الرسالة، بیروت.
149- هیک، جان، 1372 ش، ترجمه بهرام راد، ویراسته بهاء الدین خرمشاهی، فلسفه دین، انتشارات بین المللی هدی، تهران.
150- ویلارد، ری (و دیگران)، 1374 ش، کیهان و راه کهکشان، ترجمه سید محمد امین محمدی، مؤسسه کتاب همراه، تهران.
151- ویلیام هاوکینگ، استفن، تاریخچه زمان، 1372 ش، ترجمه حبیب الله دادفرما،- زهره داد فرما، انتشارات کیهان، تهران، چاپ دوم.
152- یزدانی، عباس، 1375 ش، اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن، کیهان اندیشه، ش 67، مؤسسة کیهان، قم.
153- یاسین عبد القادر، حسین، 1417 ق، الاعجاز الطبی فی الکتاب و السنة، مکتبة وهبة، قاهره، الطبعة الاولی.
154- یوسفی لویه، مجید، و فاطمه حسنپور، 1376 ش، تأثیر تلاوت قرآن بر کاهش اضطراب و افسردگی، خلاصه مقالات همایش نقش دین در بهداشت روان، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران.
.elcariM ehT fo noitaT neserP lausiV naruQ .161 ecitamehtaM nI egasseM s 'doG -ytiliborP dnoyeD .160 1990 noitidE htxiS .D .hp ,reldaS .W .T .ygoloykbmE lacideM s ' namgnaL .159 1988 lirpA /kooB matnaB A emiT fo yrotsiH feirB A .158 .kciH nhoJ .noigileR fo yhposolhp ehT .157 ruobrB .G naI .noigileR dna ecneics ni seussI .156 elliacuB eciruaM :ecneics dna naruQ eht elbib ehT .155
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 617
ضمیمة شماره «1» شکل الف: نمایش شمائی سه مرحله رخنه به تخمک. در مرحله یک اسپرماتوزوئید سد تاج شعاعی را میشکند، در مرحله دو یک یا بیشتر اسپرماتوزوئید به منطقه شفاف رخنه میکند. در مرحله سه، یک اسپرماتوزئید به پرده تخمک نفوذ کرده و در آنجا پرده پلاسمائی خود را از دست میدهد.
در گوشه عکس اسپرماتوزوئید طبیعی با کلاهک سر اکروزومی آن دیده میشود.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 618
شکل ب: بارور شدن تخمک به وسیله اسپرمها در لوله رحم انجام میشود.
شکل پ:
A
، ترسیم شمائی یک رویان پنج هفتهای برای نشان دادن ساختمانهائی که از حلقه نافی اولیه عبور مینماید. B، ترسیم شمائی بند ناف اولیه یک رویان ده هفتهای. C، قطع عرضی از ساختمانهای در محاذات حلقه نافی. D، قطع عرضی از بند ناف اولیه که بیرونزدگی حلقههای رودهای را بداخل بند ناف نشان میدهد.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 619
شکل ت: A، منظره پشتی یک رویان شانزده روزه پیش سومیتی. شیار و گره اولیه دیده میشوند. B، نمای پشتی یک رویان هیجده روزه پیش سومیتی. رویان گلابی شکل بوده و ناحیه سری آن تا حدودی پهنتر از انتهای دمی آن میباشد.
C
، عکسبرداری رویان هیجده روزه انسان از سطح پشتی. به گره اولیه (گره هنسن)، به نوتوکورد که در قسمت جلوی آن گسترش مییابد توجه کنید. کیسه زرده تا اندازهای دارای منظرهای خالدار میباشد. طول رویان 25/ 1 میلیمتر و پهنترین قسمت آن 68/ 0 میلیمتر است.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 620
شکل ث: A، نمای پشتی رویان اواخر دوره پیش سومیتی (حدودا نوزده روزه)، (تغییر داده شده از داویس) آمنیون برداشته شده است. صفحه عصبی بطور وضوح دیده میشود. B، نمای پشتی یک رویان حدودا بیست روزه انسانی (تغییر داده شده از اینگلس)، به پیدایش سومیتها و تشکیل شیار و چینهای عصبی توجه کنید. C،
میکرو گراف میکروسکوپ الکترونی اسکنینگ از یک رویان موش (تقریبا برابر 20 روزه انسانی) که بروز مشخص مرحله ناودان عصبی را نشان میدهد. چینهای عصبی جمجمهای عملا خود را به مناطق مغز قدامی (F، پروزانسفال)، مغز میانی (M، مزانسفال) و مغز خلفی (H، رومبانسفال) تقسیم کرده است.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 621
شکل ج: A، نمای جانبی یک رویان 14 سومیتی (حدودا 25 روزه) به برجستگی ناحیه دور قلبی (پریکاردی) و نخستین و دومین کمانهای حلقی توجه کنید. B، ترسیم شمائی کناره چپ یک رویان 25 سومیتی حدودا 28 روزه را نشان میدهد.
سه کمان حلقی اول و صفحات عدسی و شنوائی دیده میشوند (تغییر داده شده از استریتر) شکل چ: مقاطع عرضی که رشد لایه ژرمینال مزودرمی را نشان میدهد. A، هفده روزه، B، نوزده روزه، C، بیست روزه، D، بیست و یک روزه.
ورقه مزودرمی نازک، منجر به ایجاد ساختمان مزودرم مجاور محوری (سومیتهای آینده)، مزودرم واسطهای (واحدهای برون ریز «دفعی» آینده)، و صفحه جانبی میشود. این صفحه به دو لایه مزودرم دیوارهای و احشائی تقسیم شده که حفره سلومی داخل رویانی را میپوشاند.
شکل ح: ترسیم شمائی برای نشان دادن تشکیل پوست در مراحل مختلف رشد. A، در هفته پنجم، B، هفته هفتم؛ C، ماه چهارم؛ D، در هنگام تولد
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 622
ضمیمه شماره «2» 2, 1. RUORG FEILER NIAP نمودار شماره (1): نمایش شدت درد قبل و بعد از مداخله در گروههای آزمون و مقایسه آن با متغیر مشابه در گروههای شاهد.
مطابق نمودار فوق متوسط شدت درد قبل از گوش فرا دادن به قرآن کریم نسبت به بعد از گوش فرا دادن به آن در گروههای آزمون (اعم از 6 ساعت اول و یا 6 ساعت دوم) و همینطور متوسط شدت درد قبل و بعد در گروههای شاهد (اعم از 6 ساعت اول و یا 6 ساعت دوم) کاهش محسوس داشته است. جهت تعیین سطح معنیدار بودن بین کاهش شدت درد در دو مرحله قبل و بعد در گروههای آزمون و شاهد از آزمون آماری t زوج شده استفاده شده که نتیجه آزمون با (. P 50)؟؟؟ تفاوت معنیداری را در کاهش شدت درد در دو گروه نشان داده است.
2 ,1 .RUORG FEILER NIAP
نمودار شماره (2): مقایسه میانگین کاهش شدت درد در گروهی که 6 ساعت اول به قرآن گوش فرا دادهاند با 6 ساعت دوم همان گروه که به قرآن گوش ندادهاند. طبق نمودار فوق میانگین کاهش شدت درد در گروهی که 6 ساعت اول قرآن دریافت داشتهاند (94/ 1) و در گروه شاهدان (/ 0 71) بوده است. بطوریکه در نمودار مشخص است تفاوت محسوسی در کاهش شدت درد در گروه قرآنی نسبت به گروه غیر قرآنی وجود دارد که برای تعیین سطح معنی دار بودن آن از آزمون آماری T زوج شده استفاده شده که نتیجه آزمون تفاوت معنیداری را نشان میدهد (. P 50)؟؟
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ص: 623 FEILER NIAP
( QN 6 .F --Q .5 .S )2 .PUORG
نمودار شماره (3): مقایسه میانگین کاهش شدت درد در گروهی که 6 ساعت دوم به قرآن گوش فرا دادهاند با 6 ساعت اول خود که به قرآن گوش ندادهاند. مطابق نمودار فوق میانگین درجه کاهش درد در گروهی که 6 ساعت دوم قرآن دریافت داشتهاند (08/ 2) بوده است در حالیکه گروه شاهد آن که به قرآن گوش ندادهاند (88/ 0) بوده، بطوریکه در نمودار مشخص است تفاوت محسوسی در دو مرحله مشاهده میشود که برای تعیین سطح معنی دار بودن آن از آزمون آماری t زوج شده استفاده شده که نتیجه آزمون تفاوت معنیداری را نشان میدهد (R. 50)؟؟؟
NGIS .LAROIV AHEB
6 ,1 .PUORG
نمودار شماره (4): مقایسه میانگین شدت علائم رفتاری در گروههای قرآنی و غیر قرآنی. مطابق نمودار فوق در گروهی که به قرآن گوش فرا دادهاند امتیاز نمره گریه در اثر شدت درد (12) ولی در گروه شاهد (22) بوده است، بترتیب تکرار حرف یا لغت در گروه قرآنی (19) ولی در گروه شاهد (27) و علائم چهرهای در گروه قرآنی (53) ولی در گروه شاهد (130) و حرکات موتوری شدید (غلطیدن و چرخش در تخت) در گروه قرآنی (13) و در گروه شاهد (16) بوده است. آزمون آماری T تفاوت معنیداری را در شدت نمره گریه کردن و شدت علائم چهرهای نشان داده است (p. 50)؟؟
SEGNAHC .PB .LOTSYS
( QN ,Q )
نمودار شماره (5): مقایسه میانگین کاهش فشار خون سیستول در گروهی که به قرآن گوش فرا دادهاند با گروه شاهد خود.
مطابق نمودار فوق میانگین کاهش فشار خود سیستول در گروه قرآنی (8/ 4) و در گروه غیر قرآنی (46/ 1) بوده است آزمون t تفاوت معنیداری را در کاهش میزان فشار خون سیستول در گروه قرآنی و غیر قرآنی نشان داده است (P. 9. 3 t. 50)؟؟؟.







