کتابخانه:پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ج3

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن‌ ج۳
مشخصات کتاب
Ejaze elmi qoran-rezai3.jpg
نویسنده محمدعلی رضایی اصفهانی
زبان فارسی
ناشر کتاب مبین
محل انتشارات رشت
تاریخ نشر ۱۳۸۱
شابک ۹۶۴-۹۱۰۷۲-۸
دانلود PDF

محتویات

فصل دوم: قرآن و درمان بیماری‌ها

الف: قرآن و درمان بیماری‌های روانی و روحی

همان‌گونه که بیان شد قرآن کریم بیماری‌ها را منحصر به بیماری جسمی نمی‌داند بلکه می‌فرماید که گاهی دل و قلب و روح انسان بیمار می‌شود و در این هنگام خداوند یک نسخه شفابخش و طبیب حاذق فرستاده تا انسان را از بیماری نجات بخشد. خداوند قرآن را به عنوان شفا معرفی می‌کند:
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ [۱] «و ما آنچه از قرآن فرستادیم شفای دل و رحمت الهی برای مؤمنین است.»
علاوه بر آنها یاد و ذکر خود را شفای بیماری قلب و روح انسان قرار داد.
چنانچه حضرت علی (ع) در دعای کمیل می‌فرماید:
یا من اسمه دواء و ذکره شفاء «ای کسی که نام تو دارو و یاد تو شفاست.»
حضرت علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) به عنوان پزشک یاد می‌کند و در مورد ایشان می‌فرماید:
«طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی (امضی) مواسمه یضع ذلک حیث الحاجة الیه و آذان صمّ و السنة بکم متبع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن العبرة. [۲]»
«او طبیبی است سیّار که با طب خویش همواره به گردش می‌پردازد مرهمهایش را به خوبی آماده ساخته حتی برای مواقع اضطرار و داغ کردن محل زخمها ابزارش را گداخته است (تا آنجا که مورد نیاز است قرار دهد) برای قلبهای نابینا، گوشهای کر، زبانهای گنگ، با داوری خود در جستجوی بیماران فراموش شده و سرگردان است.»
تذکر: ما در فصل قرآن و بهداشت، مباحثی پیرامون بهداشت روانی بیان کردیم، از این رو در این قسمت به همین مقدار اکتفا می‌کنیم.

ب: قرآن و درمان بیماری‌های جسمی

عسل

اشاره
عسل غذای شیرینی است که اغلب به صورت مایع بوده و از زنبور عسل به دست می‌آید. در قرآن کریم از مواد غذایی مختلفی نام برده شده است اما تنها در مورد عسل است که آن را «شفا» نامیده است.
قال اللّه تعالی: وَ أَوْحی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ. [۳]
«و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی» و الهام غریزی نمود که: از کوهها و ثمرات گلها بخور و راههایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است به راحتی بپیما؛ از درون شکم نوشیدنی با رنگ‌های مختلف خارج می‌شود. که در آن شفا برای مردم است.»

نکات تفسیری

آیات فوق نکات ارزنده‌ای را در مورد زنبور عسل یادآور می‌شود، مثل وحی به آنان که در اینجا با توجه به ریشه لغوی (اشاره مخفی سریع) آمده است (یعنی وحی اصطلاحی که توسط جبرئیل بر پیامبران نازل می‌شود، مقصود نیست) و یا مسئله خانه‌سازی زنبوران که از محل بحث ما خارج است. [۴]
قرآن کریم در آیه فوق از عسل به عنوان «شراب» یاد کرده است. و در آیه دیگری که در مورد بهشت است از «جوی‌هایی از عسل مصفّی» وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی [۵] سخن می‌گوید.

تاریخچه

عسل از زمان‌های قدیم مورد توجه بشر بوده است. علاوه بر جنبه غذائی آن، در زمان «بقراط» و در متون «تورات» به عنوان یک ضد عفونی کننده در بیماری‌های پوستی و زخمها مورد توجه بوده است. [۶]
در کتاب مقدس می‌گوید: «همواره در اراضی مقدسه شیر و عسل جاری است.» [۷]
فقیرترین و بی‌چاره‌ترین مردم عسل را توانند خورد. [۸]

حکمت‌ها و اسرار علمی

اشاره
بسیاری از صاحب‌نظران، مفسران و پزشکان در مورد اهمیت غذائی و دارویی (شفابخشی) عسل سخن گفته و بر قرآن کریم آفرین گفته‌اند که آن را «شفا» خوانده است.
در این میان یکی از کاملترین تحقیقات در این زمینه را از نظر می‌گذرانیم. و به برخی دیگر اشاره خواهیم کرد:
«دکتر عبد الحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز» نتایج تحقیقات، تجارب و آزمایشات علمای جهان به ویژه در روسیه و آمریکا را جمع‌آوری کرده‌اند و این گونه گزارش می‌کنند:
اول: مواد تشکیل دهنده عسل: عسل دارای بیش از ۷۰ ماده مختلف است:
۱. عسل مهمترین منبع مواد قندی طبیعی است و تا کنون ۱۵ نوع قند در آن کشف گردیده است که از مهمترین آنها می‌توان به فرکتوز (قند میوه) به نسبت ۴۰٪ و گلوکز (قند انگور) به نسبت ۳۰٪ و قند نیشکر به نسبت ۴۰٪ [اشاره کرد.] و در مجموع یک کیلو گرم عسل ۳۲۵۰ کالری حرارت می‌دهد.
۲. عسل به لحاظ داشتن برخی از انواع مواد تخمیری در تبادلات غذایی و کمک به هضم غذا در میان خوراکی‌ها بالاترین مرتبه را دارد. مهمترین مواد تخمیری موجود در عسل عبارتند از آمیلاس (esalymA) که مواد نشاسته‌ای را مبدل به قند می‌کند و اینورتاس (esatrevnI) که قند معمولی را به قند انگور و قند میوه مبدل می‌سازد و نیز کاتالاس (esalataC)، پروکسیداز (esadixoreP) و لیپاز (esapiL) 3. عسل دارای ویتامین‌های بسیار است که از جمله مهمترین آنها ویتامین 5 B, 2 B, B، (اسید نیاسین)، B 6 (پرودکسین)، ویتامین C، ویتامین K، ویتامین E و ویتامین A. هر چند مقدار این ویتامین‌ها در عسل زیاد نیست، ولی کافی و مفید می‌باشد. عسل مکان مناسبی برای حفظ این ویتامین‌هاست. البته مقدار این ویتامین‌ها بستگی به نوع شیره‌ای دارد که زنبور از گلها می‌گیرد.
۴. عسل دارای انواع پروتئین، اسیدهای آمینه و اسیدهای آلی مثل اسید فورمیک (dicA cimroF)، مشتقات کلروفیل، مقداری آنزیم و محرک‌های حیاتی (srotalumitsoiB) و رایحه‌های معطر می‌باشد.
۵. املاح معدنی در عسل فراوانند از جمله: کلسیم، سدیم، پتاسیم، منگنز، آهن، کلر، فسفر، گوگرد و ید. املاح موجود در عسل ۰۰۲/ ۰٪ وزن آن را تشکیل می‌دهد.
۶. بسیاری از محققین تأکید دارند که عسل دارای عوامل قوی ضد میکروب می‌باشد.
همچنین اعتقاد بر این است که عسل دارای هورمون نباتی و نوعی هورمون جنسی (از مشتقات استروژن) است. می‌بینیم که عسل ماده‌ای است بسیار پیچیده و البته ممکن است با توجه به نوع گلهائی که زنبورها از آن تغذیه می‌کنند، عسل مناطق مختلف اندک تفاوتی با هم داشته باشند. [۹]
دوم: خاصیت ضد میکروبی و ضد عفونی عسل: دانشمندان تأکید دارند که میکروب‌هایی که عامل بیماری انسانها هستند قادر به ادامه حیات در عسل نیستند و عملا عسل آنها را از بین خواهد برد. برای این خاصیت عسل نظریات بسیاری ارائه گردیده که از جمله آنها موارد زیر را می‌توان نام برد:
۱. وجود اسید فورمیک (dicA cimroF) در عسل که یک ماده ضد میکروب است.
۲. بالا بودن میزان مواد قندی موجود در عسل که ۸۰٪ از ترکیب آن را در بر می‌گیرد.
خرما نیز به دلیل داشتن ترکیبات قندی بالا همین خاصیت را دارد و میکروب در آن رشد نمی‌کند.
۳. وجود موادی که مانع از رشد میکروب می‌شوند (eritibihnI lireretcabitnA) این مواد توسط زنبور ساخته می‌شود و در عسل‌های مصنوعی وجود ندارد. این نظریه نسبت به سایر نظریه‌ها از اهمیت بیشتری برخوردار است.
۴. وجود آب اکسیژنه در عسل (edixoreP neyordyH 2 o 2 H) که ماده‌ای است میکروب‌کش.
واقعیت این است که خاصیت ضد میکروبی عسل در نتیجه وجود تمام عوامل یاد شده می‌باشد.
اما خاصیت ضد عفونی عسل، دست عسل اغلب مواد غذایی از قبیل شیر و عصاره‌های گیاهی و غذاهای پخته است و هیچ‌گونه قارچی در آن رشد نمی‌کند، فاسد نمی‌گردد، رنگ، بو و طعم آن عوض نمی‌شود مشروط به اینکه آن را دور از رطوبت نگه‌داری نمایند. [۱۰]
سوم: عسل و طب اطفال: عسل برای کودک هم یک ماده غذایی است [۱۱] و هم یک داروی بسیار ارزشمند زیرا:
۱. گلبول‌های قرمز خون را افزایش داده و رنگ آن را شفافیت می‌بخشد.
۲. حال عمومی کودک را به نحو قابل ملاحظه‌ای بهبود می‌بخشد. بویژه کودکانی که از نارسایی‌های دستگاه گوارش از قبیل اسهال، نارسایی در جذب مواد غذایی و یا سوء تغذیه و کم خونی رنج می‌برد.
۳. خاصیت ضد میکروبی آن، کودکان را از خطر ابتلای به بیماری‌های انگلی و عفونی مصون می‌دارد.
۴. باعث بهبودی کودکان بیمار شده و وزن آنها را افزایش می‌دهد.
۵. به درآمدن دندان کودکان کمک کرده و از پوسیدگی آنها جلوگیری می‌نماید.
۶. نیاز کودک را به ویتامین 6 B مرتفع ساخته و به سوخت و ساز کلسیم و منیزیم در بدن کمک می‌کند و به همین دلیل، اکثر پزشکان توصیه می‌کنند که مقداری عسل به غذای روزانه کودک در تمام مراحل رشد اضافه شود. زیرا این عمل به رشد آنها کمک کرده و از ابتلای آنها به بیماری‌های خطرناک از قبیل اسهال و سوء تغذیه پیشگیری می‌کند. [۱۲]
چهارم: عسل و پیشگیری از عوارض تابش انواع اشعه و سرطان: گاهی پرتو درمانی مستمر، هم برای بیمار و هم برای کارکنان مراکز درمانی و پزشکانی که با این وسیله سر و کار دارند مضر است. عوارض زیان‌آور این امر به صورت کم‌خونی، کاهش گلبولهای سفید خون، سردرد، ضعف عمومی، استفراغ، تب و ... ظاهر می‌شود و ثابت گردیده که تنقیه این افراد با محلول عسل موجب برطرف شدن سریع این عوارض می‌گردد. اگر قبل از مرحله درمان با اشعه، مقداری عسل به بیمار خورانده شود، از عوارض یاد شده مصون خواهد ماند.
آمار نشان می‌دهد که به نسبت سایر حرف، زنبور داران به ندرت به سرطان مبتلا می‌شوند هر چند تا کنون دلیل علمی برای این امر اثبات نگردیده است. طبق این آمار، نسبت ابتلای کارکنان شاغل در کارخانه‌های مشروب سازی و زنبور داران به سرطان ۱۳ به یک است.
یعنی ابتلای به سرطان نزد کارکنان کارخانه‌های مشروب سازی ۱۳ برابر کارکنان مراکز زنبورداری است. شاید به همین دلیل باشد که عسل یکی از ارکان اصلی رژیم‌های غذایی بیمارستان اورام سرطانی «ایسلر» در آلمان غربی را تشکیل می‌دهد. [۱۳]
پنجم: کاربرد درمانی عسل: تأثیر بهی بخشی عسل کاملا مدلول صریح آیه قرآنی است که می‌فرماید: فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ. هنگامی که انسان بر قدرت این داروی الهی در بهبود بخشیدن بسیاری از بیماری‌ها از جمله بیماری‌هایی که دانش بشری تا کنون نتوانسته درمان مؤثری برای آنها بیابد، پی ببرد، واقعا شگفت‌زده می‌شود. مهمترین ویژگی که عسل را به عنوان یک دارو از سایر داروها متمایز می‌سازد، نداشتن عوارض زیان‌آور جنبی بر سایر اندام‌های بدن است. و بلکه بر عکس، حال عمومی سایر دستگاهها را نیز بهبود می‌بخشد که این خود در کوتاه کردن زمان بیماری و سرعت درمان مؤثر است.

عسل و بیماری‌های پوستی (yjolotamreD)

درمان بیماری‌های پوستی بویژه جوش‌های چرکی و زخمهای کهنه و عفونی با عسل از قدیم الایام یعنی از زمان بقراط و متون تورات گرفته تا دوران ابن سینا که معتقد بود عسل در درمان دمل‌ها و زخمهای عمیق عفونی بسیار سودمند است، رایج و متداول بوده است.
در عصر حاضر نیز پزشکان بسیاری کاربرد عسل را در درمان این قبیل بیماری‌ها آزمایش کرده‌اند. نتایج بدست آمده از این آزمایشات بدین شرح بوده است:

  • عسل التیام زخم‌ها را سرعت بخشیده و آنها را از وجود میکروب پاک می‌کند. زیرا در عسل ماده‌ای به نام گلوناس وجود دارد که کار ترمیم ضایعات بافت‌ها را تسریع می‌بخشد.
  • عسل داروی مؤثر و مناسبی برای معالجه زخم‌های پوستی مزمن می‌باشد. به ویژه اگر ترکیبی از عسل و وازلین باشد (وازلین ۵/ ۱+ ۵/ ۴ عسل)* عسل در درمان زخم‌های چرکی از قبیل دمل‌ها و جوش‌های خوش خیم سودمند است زیرا رشد میکروب‌ها را متوقف ساخته، پوست و اعصاب را تغذیه می‌نماید.
  • در زخمهای عمیق ناشی از گلوله هر چند توأم با شکستگی استخوان نیز باشد، کاربرد عسل به صورت پماد بسیار نافع بوده و بهبودی را تسریع می‌نماید.
  • در ضماد زخم‌های ناشی از برخی اعمال جراحی که احتمال عفونت در آنها وجود دارد (مانند عمل برداشتن فرج)، سودمند می‌باشد. دکتر بولمان که یک پزشک جراح بیماری‌های زنان است، این روش را به کار برده و در پایان گزارشی در همین زمینه می‌گوید:

«دلایل بسیار روشنی در دست دارم که مرا وادار می‌سازد تا درباره این ماده که در عین سادگی، پاسخ‌گوی تمام سئوالات من در رابطه با زخمها و جوش‌های عفونی است، بیشتر بیندیشیم. این ماده نه تند و سوزاننده است و نه مسموم کننده. به طور ذاتی ضد عفونت است و ضد میکروب. دارویی است مغذی برای پوست. ارزان است و سهل الوصول و سهل الاستعمال. و بالاتر از همه اینها، ماده‌ای است فعال و زنده.»
بسیاری از دانشمندان ضرورت کاربرد وسیع عسل را چه به تنهایی و چه به همراه سایر ادویه در زمینه درمان بیماری‌های پوستی حاد و مزمن به صورت کرم و یا مرهم و ... پیشنهاد کرده‌اند. [۱۴] و [۱۵] تزریق موضعی عسل: عده‌ای از پزشکان تأکید دارند که از عسل می‌توان به صورت تزریق موضعی برای درمان خارش‌های حاد و مزمن پوستی استفاده کرد و نتیجه مطلوب گرفت.

عسل و بیماری‌های گوارشی

عناصر گوناگون شیمیایی موجود در عسل به نوعی است که قادر است تأثیرات نیکوئی بر برخی از بیماری‌های دستگاه گوارش بگذارد. برای مثال:

  • به دلیل داشتن آنزیم‌های گوارشی، به هضم غذا کمک می‌کند. این آنزیم‌ها عبارتند از: آمیلاز، ساکاراز، لیپاز و ...
  • عسل از شدت ترش کردن معده می‌کاهد (افزایش ترشحات اسیدی معده را تعدیل می‌کند.) برای زخم معده و التهاب معده مفید است. کاهش ترشحات اسیدی معده را تعدیل می‌کند، و در حقیقت می‌توان گفت عسل نقش مؤثری در تنظیم اسیدهای معده دارد. در همین زمینه یک بررسی جالب توسط پروفسور «خوتکین» بر روی تعداد زیادی از بیماران مبتلا به زخم معده و زخم روده انجام گرفت. در این بررسی گروهی از این بیماران را به روال معمول مراکز درمانی تحت معالجه قرار گرفتند و گروهی دیگر فقط به وسیله عسل، نتیجه فوق العاده جالب بود. ۶۱٪ از گروه اول کاملا بهبود یافته و ۱۸٪ آنها کماکان از درد رنج می‌بردند. اما از گروه دوم ۸۴٪ کاملا بهبود یافته و ۹/ ۵٪ آنها کماکان از درد شکایت داشتند.

دانشمندان بر این عقیده‌اند که عسل به طور مضاعف روی زخم معده تأثیر می‌گذارد: یک تأثیر موضعی که باعث التیام سریع زخم و تعدیل اسیدهای معده می‌گردد و یک تأثیر کلی که بر أثر آن حال عمومی بیمار بهتر شده و دستگاه عصبی او آرامش می‌یابد.

  • حسن تأثیر فعال عسل در درمان عفونت‌های روده‌ای به ویژه نزد اطفال، کاملا روشن و اثبات شده می‌باشد. از رسول اکرم (ص) نیز نقل گردیده که در موارد بسیاری خوردن عسل را برای درمان اسهال سفارش فرموده‌اند.
  • عسل به دلیل داشتن اسید فورمیک مانع از تخمیر می‌گردد زیرا این ماده روی میکروب‌های امعاء مؤثر می‌باشد.
  • عسل مانع به وجود آمدن یبوست است، به ویژه یبوستی که بعد از اعمال جراحی عارض می‌شود زیرا دارای اسانس‌های فراری است که باعث افزایش فعالیت روده‌ها می‌گردد.

همین طور عسل دارای ماده گلوکوسید استراء ستیل است که در امعاء تبدیل به اوکسی متیل انتراکینون شده و مانع از ایجاد یبوست می‌گردد.

  • در اکثر بیماری‌های کبدی و کیسه صفرا اگر عسل را جزء رژیم غذای بیمار قرار دهند، مفید و مؤثر خواهد بود زیرا عسل برای بافت‌های کبد یک ماده مغذی است و ذخیره مواد قندی در کبد را افزایش می‌دهد.

اگر عسل را با گرده گل و شاه‌انگبین (غذای ملکه زنبورهای عسل) ممزوح کنند، به دلیل داشتن املاح معدنی، ویتامین‌ها، هورمون‌ها، اسیدها و ... در اکثر بیماری‌های کبد مؤثر بوده و فعالیت تبادلات مواد قندی کبد را افزایش می‌دهد. دکتر کخ این قدرت تأثیر در عسل را مرهون ماده‌ای به نام (yrotcaF cilitaeulG) می‌داند که تأثیری ویژه بر کبد و دستگاه جریان خون و قلب دارد. [۱۶]

عسل و بیماری‌های تنفسی
  • در بیماری سل: عسل تأثیر مفیدی بر بیماری سل دارد و شاید این حسن تأثیر در نتیجه این باشد که عسل مقاومت بدن را در مقابل التهاب سلی افزایش می‌دهد. خوراندن ۱۰۰- ۱۵۰ گرم عسل به بیمار مبتلا به سل ریوی باعث می‌شود که وزن بیمار نسبت به سایر بیمارانی که عسل نخورده‌اند افزایش یافته، از میزان سرفه وی کاسته و شفافیت خون او زیاد شود.
  • سیاه سرفه و التهاب حنجره و گلو: از بیماری‌هایی هستند که عسل در بهبودی آنها بسیار مؤثر است.
  • التهاب ریه: مصرف عسل در التهاب ریه و برطرف کردن سرفه سودمند است. و به همین دلیل شرکت داروئی namrettaN آلمان عسل را به ترکیبات داروئی ضد سرفه خود اضافه کرده است. از جمله شربت musorleM که یکی از بهترین داروهای ضد سرفه و التهاب قصب الریه به ویژه برای اطفال می‌باشد.
  • در بیماری‌های آسم و ذات الریه، عسل به صورت شربت به همراه کلرور کلسیم و محلول دیمدرول مصرف می‌شود.
عسل و درمان بیماری‌های چشم

عسل را از قدیم الایام در معالجه بیماری‌های چشم به کار می‌برده‌اند و به نتایج مطلوبی نیز دست می‌یافتند. امروزه تجارب و آزمایشات بی‌شمار تأثیر و فایده عسل را در درمان بیماری‌های زیر ثابت کرده است:

  • التهاب پلک‌ها.
  • انواع التهابات قرنیه از قبیل التهاب سلی چشم، سیفلیس و تراخم.
  • آلودگی و زخم قرنیه.
  • انواع سوزش‌های چشم، (با به کارگیری ترکیبی از عسل با روغن ماهی.) به همین دلیل اکثر پزشکان توصیه می‌کنند که در ترکیبات داروئی ضد التهابات چشمی عسل را نیز به دلیل خاصیت ضد میکروبی، طراوت بخشی، مغذی و ترمیم کنندگی بافت‌ها (noitarenegeR) بویژه در قرنیه، ملحوظ دارند.

جدیدترین مطلبی که درباره عسل و بیماری‌های چشم منتشر گردیده، کتابی است از دو محقق به نامهای ماکسیمنکو و بالوتینا درباره معالجه نزدیک‌بینی (aipoyM) در این کتاب موفقیت عسل در جلوگیری از پیشرفت بیماری و بهبودی دید چشم و افزایش قدرت بینایی طی تجارب فراوانی اثبات گردیده است.

عسل و درمان بیماری‌های زنان و زایمان
  • درمان استفراغهای دوران بارداری. از نظر علمی ثابت گردیده که اگر محلول ملکائین عسلی (عسل+ نوکائین) را فقط ۲- ۳ بار به صورت تزریق وریدی بکار برند، اکثر حالات استفراغ دوره بارداری را از بین می‌برد.
  • تزریق وریدی محلول تصفیه شده عسل (۴۰٪) شرایط زایمان کم درد و راحتی را برای زائو فراهم می‌کند.
  • در التهاب مهبل، عسل را به مدت ۶ روز به جداره مهبل، گردن رحم و قسمت‌های خارجی دستگاه تناسلی می‌مالند. البته قبل از مالیدن عسل موضع را باید با آب اکسیژنه شستشو داد. نتایج مثبت پس از گذشت فقط یک روز با برطرف شدن خارش و سوزش آشکار می‌شود و پس از ۲- ۳ روز میکروبهای مهبل از بین می‌روند.

به نظر می‌رسد ماده (nibihnI) موجود در عسل است که موجب از بین رفتن میکروب‌ها می‌گردد. از طرفی عسل باعث افزایش ترشح اسید مهبل می‌شود و این خود در نابودی میکروب‌ها بسیار کمک می‌کند.

  • خارش فرج: در معالجه خارش‌هایی که ریشه نامشخصی دارند و معالجات معمولی درباره آن مؤثر نمی‌باشد، عسل داروئی است مؤثر که ارزش تجربه را دارد.
  • دکتر کابلون معتقد است که تزریق محلول ۳۳٪ عسل و ۵/ ۰٪ نوکائین در مثانه بهترین روش درمانی برای معالجه التهاب حاد مثانه می‌باشد.
  • پس از انجام اعمال جراحی زنان به ویژه در قسمت فرج استفاده از عسل از هر نوع پماد دیگری مؤثرتر و در التیام سریع زخم‌ها مفیدتر است.
عسل و درمان بیماری‌های گوش، حلق و بینی
  • عسل و انواع سرماخوردگی: از قدیم گفته شده که سرما خوردگی‌ها (زکام، انفلوونزا و گریپ) بدون معالجه در مدت هفت روز و با معالجه در یک هفته!! بهبود می‌یابند (کنایه از اینکه دارو تأثیر چندانی در بهبودی سریع این بیماری‌ها ندارد.) ولی گویا عسل این قاعده را تغییر داده است؛ زیرا تجربه ثابت کرده در صورت مصرف عسل همراه با

شیر داغ و یا با عصاره لیمو و یا با چای، مدت بیماری به سه روز تقلیل می‌یابد.

  • التهاب پنهان مجاری تنفسی: مانند التهاب پنهان بینی و حلق که با معالجات معمولی بهبود نیافته باشند. در این گونه موارد عسل را به صورت محلول رقیق شده در آب در آورده و استنشاق می‌نمایند. این عمل نتایج بسیار خوبی در پی خواهد داشت.
  • التهاب مزمن سینوسها و التهاب چرکی مزمن گوش میانی اگر با محلول عسل شستشو داده شوند، بهبود می‌یابند، زیرا استفاده از محلولی که ۳۰٪ آن را عسل تشکیل دهد، برای متوقف ساختن رشد انواع میکروب‌ها کفایت می‌کند.
  • زکام حاد (sitinihR) و التهاب حلق و نایژه‌ها را برطرف می‌سازد.
  • در التهاب خشک بینی و حلق، معالجه با عسل نتایج سودمند و امیدوار کننده‌ای در برخواهد داشت.
  • التهاب دهان (esohthpA) در برابر معالجه موضعی با عسل به مدت پنج روز، واکنش مساعد نشان می‌دهد.
عسل و درمان بیماری‌های قلبی

عسل باعث می‌شود خون بیشتری به عضله قلب برسد و از طریق مواد قندی موجود در آن انرژی بیشتری به قلب می‌دهد. همچنین باعث انبساط شریان‌های اکلیلی قلب شده و در تنظیم ضربان نامنظم قلب نیز مؤثر می‌باشد. مهمترین بیماری‌های قلبی که عسل در درمان آنها مؤثر است عبارتند از:

  • التهاب دیفتریایی قلب که گاهی نیز توأم با نامنظم بودن ضربان می‌باشد.
  • پس از اعمال جراحی به عنوان تقویت کننده.
  • خناق سینه یا سوزش قلب.
  • ناتوانی توأم با پایین آمدن ضربان قلب چه همراه با سوزش سینه باشد و چه نباشد.
عسل و بیماری‌های کلیه

در مواردی که فعالیت کلیه دچار نارسائی گردد، از عسل به دلیل دارا بودن مقدار اندکی پروتئین و املاح معدنی می‌توان به عنوان رژیم غذایی استفاده کرد و به عنوان داروی مؤثر نیز نتیجه بخش خواهد بود. عده‌ای از پزشکان با استفاده از عسل در ترکیبات گیاهی مثل عصاره تره و یا روغن زیتون و یا عصاره لیمو، نتایج مثبتی در دفع سنگ مثانه به دست آورده‌اند.

عسل و دستگاه عصبی

عسل در حالات زیر مفید خواهد بود:

  • گرفتگی مویرگ‌های مغزی.
  • در درمان داء الرقص (aerohc)* به عنوان آرام‌بخش دستگاه عصبی.
  • التهاب عصب سیاتیک با استفاده از ملکاتین (nitaclaM) و در پایان، عسل در درمان کم خونی مفید بوده، گلبول‌های قرمز و هیموگلوبین را افزایش می‌دهد و خاصیت ضد خونریزی دارد و از این بابت می‌تواند نقص ویتامین K بدن را جبران کند.

در خاتمه بحث درباره این داروی جادوئی، لازم به تذکر می‌دانیم که معالجه با عسل باید زیر نظر پزشک معالج انجام شود نه سر خود، زیرا ممکن است که نتیجه مطلوب به دست نیاید.
با توجه به آنچه به صورت خلاصه گذشت، به حیطه تأثیر وسیع این ترکیب عجیب که خداوند حشره کوچکی را مأمور تهیه آن فرموده، پی می‌بریم. حشره‌ای که شاید از نظر حجم کوچک باشد ولی از نظر نظم و تلاش و کوشش و انجام وظایف بسیار آگاه و با مهارت و بزرگ است.
بحث درباره عسل در این مختصر نمی‌گنجد و شاید اسرار بسیاری وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده زیرا: وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا [۱۷]

بررسی

۱. در اینکه عسل خواص غذایی و درمانی فراوان دارد، جای تردید نیست همان‌گونه که اشاره صریح قرآن به «شفا» بودن عسل فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ یک مطلب علمی است.
۲. با توجه به اینکه قبلا در فرهنگ پزشکی بشر تا حدودی پی به این مطلب برده بودند و امثال «بقراط» از روش شفابخشی عسل استفاده می‌کردند و حتی در تورات نیز از عسل به عنوان نیکی یاد شده است.
پس نمی‌توان گفت که این مطلب اعجاز علمی قرآن کریم است. فقط می‌توانیم بگوییم که این آیه قرآن فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ ارشادی است یعنی تأیید مطلبی است که پزشکان و کتب مقدس قبل از اسلام متذکر آن شده بودند.
پس این مطلب علیرغم اصرار بسیاری از صاحب‌نظران و پزشکان محترم، یک اعجاز علمی قرآن نیست. بلکه یک مطلب علمی است که قرآن کریم بر آن مهر تأیید زده است.
۳. با توجه به انواع مختلف زنبورهای عسل و مناطق متفاوت که دارای گیاهان مختلفی است، در نتیجه عسل‌هایی با رنگ‌ها و خواص مشترک یا متفاوتی به دست می‌آید. از این رو ممکن است برخی از این آثار در مورد همه عسل‌ها صادق نباشد. بلکه این مطالب در مورد، عسل فی الجمله صحیح است.

روزه

اشاره
روزه (صوم) عبارت است از غذا نخوردن از صبحگاهان تا اول شب (با نیت و شرایط ویژه که در کتابهای فقهی دینی موجود است)، که این عمل تأثیرات روحی و جسمی فراوانی برای انسان می‌گذارد و مورد توجه قرآن کریم قرار گرفته است.
در مرحله اول روزه‌داران را وعده بخشش و اجر عظیم می‌دهد:
وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً [۱۸] «و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار، مردان پاک دامن و زنان پاک دامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.»
برخی مفسران گفته‌اند که آیات فوق پس از سؤال «اسماء بنت عمیس» همسر جعفر بن ابی طالب نازل شده است. او هنگامی که با همسرش از حبشه برگشت به دیدن همسران پیامبر (ص) آمد و از آنان پرسید که آیا چیزی از قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها گفتند:
نه و اسماء خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد: جنس زن گرفتار خسران و زیان است و پیامبر (ص) فرمود: چرا؟ او گفت: چون در اسلام و قرآن فضیلتی درباره آنها همانند مردان نیامده است و اینجا بود که آیات فوق نازل شد. [۱۹]
در مرحله دوم روزه را بر مسلمانان واجب می‌کند:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ ... [۲۰]
«ای افرادی که ایمان آورده‌اید روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد، تا پرهیزکار شوید. چند روز معدودی را باید روزه بدارید و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را روزه بدارد. و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت فرساست، همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیرزنان لازم است کفاره بدهند. مسکینی را اطعام کنند و کسی که کار خیری انجام دهد برای او بهتر است و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید. (روزه در چند روز معدود ماه رمضان است) ماهی که قرآن برای راهنمایی مردم و نشانه‌های هدایت و فرق میان حق و باطل در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد (در سفر نباشد) روزه بدارد و آن کس که بیمار یا در سفر است روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد. خداوند راحتی شما را می‌خواهد نه زحمت شما را.»

نکات تفسیری

قرآن کریم در این آیات به چند نکته اساسی توجه می‌دهد:
۱. روزه بر اقوام قبل از ما (مسلمانان) نیز واجب بوده است و یک دستور بدون سابقه‌ای نیست.
۲. هدف قانونگذار از روزه تقوا (حفظ جسم و روح از ضرر) است.
۳. مدت و زمان روزه (ماه رمضان) مشخص شده است.
۴. کسانی که عذری دارند (مثل بیماران- مسافران ...) باید قضای روزه را بعدا بجا آورند.
۵. کسانی که طاقت روزه ندارند روزه بر آنان واجب نیست و بجای آن مقداری از مال خویش را در راه خدا بدهند.
۶. روزه برای انسانها بهتر است اگر به اسرار آن آگاهی یابند. «خیر» بودن روزه مطلب مهمی است که قرآن کریم بدان اشاره می‌کند و بسیاری از اسرار و حکمت‌های روزه در همین نکته نهفته است.
۷. خداوند قصد به زحمت انداختن انسانها را ندارد بلکه می‌خواهد که انسان راحت باشد.
پس در اسرار این احکام راحتی انسان نهفته است.
در مرحله سوم: روزه به عنوان کفاره برخی گناهان و اعمال قرار گرفته و واجب می‌شود مثل وجوب ده روز روزه برای کسی که در ایام حج قربانی نیابد. [۲۱] و در دیه قتل خطایی دو ماه روزه قرار داده شده است. [۲۲] و نیز در کفاره قسم نیز دو ماه روزه قرار داده شده است. [۲۳] همانگونه در کفاره ظهار نیز دو ماه روزه قرار داده شده است. [۲۴]
شاید قرار دادن این روزه‌ها برای سختی و زحمت آن باشد و شاید هم برای توجه بیشتر انسان به روزه و نوعی توفیق یافتن برای این عمل عبادی و بهداشتی باشد.

تاریخچه

روزه در ادیان قبل از اسلام سابقه‌ای طولانی دارد و با شرایط ویژه‌ای و با انواع خاصی (مثل روزه سکوت) وجود داشته است. قرآن کریم به این سابقه در دو مورد اشاره می‌کند.
نخست در هنگام تشریع روزه می‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ [۲۵] «ای افرادی که ایمان آورده‌اید روزه بر شما نوشته شده همان‌گونه که برای کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد.»
و در آیه دیگری به روزه حضرت مریم (س) اشاره می‌کند:
فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا [۲۶] «و هر گاه کسی از انسانها را دیدی، با اشاره بگو: من برای خداوند رحمان روزه‌ای نذر کرده‌ام» تذکر: روزه حضرت مریم «سکوت» بوده است و از لحن آیه برمی‌آید که روزه سکوت برای قوم او شناخته شده بوده است اما این نوع از روزه در اسلام مشروع نیست. [۲۷]
کتاب مقدس نیز پیروان یهودیت و مسیحیت را به روزه‌داری فرا می‌خواند و می‌گوید:
چهل روز روزه داشتن موسی (ع) و ایلیا (ع) و عیسی مسیح (ع) به طور معجزه و خارق عادت بوده است. [۲۸]
قوم یهود غالبا در موقعی که فرصت یافته، می‌خواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمایند روزه می‌داشتند تا گناهان خود را اعتراف نموده به واسطه روزه توبه رضای حضرت اقدس الهی را تحصیل نمایند. [۲۹]
مخصوصا در مواقع مصیبت عام روزه غیر مرسوم قرار می‌دادند و در این صورت اطفال شیرخواره و گاهی حیوانات را نیز از چرا منع می‌کردند. [۳۰]
شروع روزه و امتناع از خوراک از غروب آفتاب بود که آن شب و فردا را تا غروب بدون خوراک بسر می‌برند.
حضرت مسیح (ع) نیز فرمود که شاگردانش بعد از فوت او روزه خواهند داشت. [۳۱]
حواریان آن حضرت نیز در موقع لزوم (روزه را) منظور و معمول می‌داشتند. لکن امری بر حتمیت و وجوب آن نفرمودند. [۳۲]

احکام

در اسلام، احکام متعددی درباره روزه و شرایط و پیامدهای آن وضع شده است که در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم:
۱. روزه بر هر شخص مسلمان مکلف در ماه رمضان واجب است.
۲. اگر کسی عمدا روزه خود را ترک کند علاوه بر قضای روزه، کفاره هم بر او واجب می‌شود. یعنی یا باید یک برده در راه خدا آزاد کند و یا شصت روز روزه بگیرد و یا شصت فقیر را غذا دهد.
۳. روزه بر مریض و مسافر و افراد کهنسال که طاقت ندارند واجب نیست. (با شرایط خاص) ۴. در روزهای خاص روزه‌های مستحبی وجود دارد. مثل ماه شعبان و رجب، برخی عیدها مثل عید غدیر و ... [۳۳]

حکمت‌ها و اسرار علمی

اشاره
در مورد اسرار علمی و تأثیر روزه در پیشگیری و درمان برخی بیماری‌ها، بسیاری از پزشکان و صاحب‌نظران، اظهار نظر کرده و کتاب‌ها در این زمینه نوشته‌اند. در روایات اهل بیت (ع) نیز اشاراتی بدان‌ها شده است. [۳۴] ما در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
۱. روزه در روایات:
در احادیث پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) بر آثار روزه بویژه آثار معنوی آن تأکید شده است، اما ما در اینجا به یک روایت اکتفا می‌کنیم:
عن النبی (ص): صوموا تصحّوا [۳۵] «روزه بگیرید تا سالم باشید.»
۲. روزه موجب تقویت اراده و قوای روحی انسان می‌شود.
در این رابطه برخی از پزشکان می‌نویسند:
«از طرفی دیگر روزه می‌تواند تأثیرات نیکویی بر روح انسان نیز داشته باشد که به صورت رقت احساس و عواطف، خیرخواهی، دوری از جدل و درگیری و دشمنی با دیگران ظاهر می‌شود. روزه‌دار احساس می‌کند روحی متعالی و فکری بلند دارد.» [۳۶]
اما درباره رابطه روزه با وظایف جنسی، می‌توان گفت روزه باعث تقویت اراده روحی انسان می‌گردد و او را قادر می‌سازد تا با نفس خود به مجاهده برخاسته و از اعمالی که منجر به ارتکاب گناه می‌شود (مثل نگاه حرام و فکر کردن درباره رذایل و معاصی که منجر به افزایش ترشحات هورمون‌های جنسی می‌گردد) خودداری نماید. لذا روزه روش موفقی برای اجتناب از ارتکاب گناه بوده و هست و پیامبر اکرم جوانانی را که از ازدواج سرباز می‌زدند مورد خطاب قرار داده می‌فرمود:
«یا معشر الشباب، من استطاع منکم الباءة، فلیتزوج، و من لم یستطع فعلیه بالصیام فانه له و جاء.» [۳۷]
«شکی نیست که انحراف جوانان در مسائل جنسی به عدم تهذیب عواطف و کنترل غرایز جنسی آنها برمی‌گردد و همین عامل نقش به سزایی را در ناتوانی آنها در رویاروئی با مسائل ملی ایفا می‌کند. زیرا این رویاروئی نیازمند داشتن ایمان قوی و تحمل مشکلات و از خودگذشتگی است.» [۳۸]
۳. تأثیر مثبت روزه بر بیماری‌ها:
برخی از پزشکان نوشته‌اند: خلاصه اینکه امروزه تأثیر مثبت روزه بر بسیاری از بیماری‌ها به اثبات رسیده است مهمترین این بیماری‌ها عبارتند از:

  • امراض دستگاه گوارش از قبیل التهاب حاد معده.
  • چاقی.
  • تصلب شرایین، بالا رفتن فشار خون و خناق سینه.
  • التهاب مزمن کلیه.
  • آسم.
  • اختلالات روانی و اخلاقی. [۳۹]

۴. تأثیر روزه در پیشگیری از بیماری‌ها:
برخی از پزشکان می‌نویسند:
«روزه برنامه‌ای است برای نظام بخشیدن به ابعاد مختلف زندگی به صورت ادواری، که در آن انسان‌های مؤمن خود را ملزم می‌دانند سالی یک ماه به آن عمل کنند و این کار تأثیر عمیقی بر روح و جسم آنها بر جای می‌گذارد.
روزه یک تدبیر وقائی و یک روش درمانی برای بسیاری از حالات مرضی است، و شاید دستگاه گوارش بیش از سایر اندام‌های دیگر از آن بهره‌مند شود. به همین لحاظ بحث را به اختصار درباره غریزه هضم نزد انسان آغاز می‌کنیم:
دستگاه گوارش را دهان، غدد بزاقی، معده و غدد مترشحه آن، کبد و لوز المعده و ترشحات هضمی و صفراوی آنها و امعاء و ترشحات آنها تشکیل می‌دهد. تمام این اعضا مشترکا فعالیت می‌کنند تا غذا هضم شده و آماده جذب گردد. غذای جذب شده توسط خون به کبد حمل می‌گردد تا در آنجا تصفیه شده و به طور دقیق و به حسب نیاز بدن توزیع و مازاد آن ذخیره گردد. عمل هضم در اینجا پایان نمی‌پذیرد، بلکه مواد غذایی به وسیله شریان‌ها به تمام اندام‌ها و سلول‌های بدن حمل می‌گردد تا هر یک غذای مورد نیاز خود را از قبیل اسیدهای آمینه، چربی و سایر مواد از آن بردارند و به مصرف ترمیم، تکاثر و رشد برسانند. ضمنا مواد اضافی و زاید موجود در سلول‌ها نیز همزمان تحویل خون می‌گردد تا آنها را از طریق کلیه‌ها، ریه‌ها و روده بزرگ دفع نماید. در کلیه این مراحل، قلب، دستگاه گردش خون، مغز و اعصاب نیز مشارکت دارند.
می‌بینیم که عمل غذا خوردن با بلعیدن لقمه پایان نمی‌پذیرد بلکه این اولین مرحله کار است. با بلعیدن لقمه، تمام دستگاههای بدن وارد فعالیت می‌شوند تا عمل هضم و جذب به نحو مطلوب انجام پذیرد. هر چند اکثر افراد در انجام فعالیت‌های روزانه خود چه بدنی باشد و چه روحی و فکری کوتاهی می‌کنند، تعداد کمی نیز با فرو دادن بی‌حساب مواد غذایی در مشغول کردن معده خود قصور می‌ورزند. لذا دستگاه گوارش را می‌توان پرکارترین دستگاه بدن نامید. و همانطور که استراحت برای اعضای مختلف بدن لازم و ضروری است، برای دستگاه گوارش نیز امری حیاتی واجب است. و چه بهترین استراحت از طریق پیروی از یک برنامه ثابت غذایی و در طول یک ماه باشد تا به فواید و دست آوردهای غیر قابل انکار و بسیاری نایل شویم از جمله:

  • خلاصی بدن از چربی‌های متراکمی که در صورت افزایش تبدیل به بیماری چاقی می‌شود. گرسنگی بهترین روش درمان بیماری چاقی و آب کردن چربیهای اضافی بدن است. و از طرفی انسان را از عوارض زیان‌آور جنبی داروهایی که اشتها را کم می‌کنند، مصون می‌دارد.
  • دفع فضولات و سموم متراکم در بدن.
  • فرصت دادن به سلول‌ها و غدد بدن برای تجدید قوا و انجام وظایف خود به نحو مطلوب و کامل.
  • استراحت نسبی کلیه‌ها و دستگاه ادرار.
  • کاهش رسوبات چربی در شریان‌ها و پیش‌گیری از تصلب شرایین.
  • گرسنگی باعث می‌شود که پس از پایان روزه بدن از خود واکنش نشان دهد. این

واکنش به صورت میل به غذا و نشاط و فعالیت و تحرک است. در حالی که قبلا خوردن غذا به صورت یک عادت خسته کننده درآمده بود.
اگر آداب روزه را همان‌طور که شارع مقدس تکلیف فرموده و رسول خدا (ص) برای ما سنت قرار داده بجا آورده شود، می‌تواند بهترین روش درمانی با گرسنگی باشد. روشی که اروپائیان در این اواخر به اهمیت آن پی برده‌اند.
در همین رابطه یک پزشک اتریشی به نام بارسیلوس می‌گوید: «ممکن است فایده گرسنگی در معالجه، برتر از کاربرد دارو باشد.» پزشک دیگری به نام دکتر هلبا (ableH) بیماران خود را چند روز از غذا خوردن منع می‌کرد و سپس برای آنها غذاهای سبک تجویز می‌نمود.
علت کارآیی روزه در معالجه را می‌توان به دلیل روی آوردن بدن به مصرف مواد غذایی ذخیره شده در خود دانست. در صورت کاهش ورود مواد غذایی از خارج به بدن، رژیم غذایی شدیدی در بدن حکم فرما خواهد شد. سپس بدن برای زنده ماندن خودخوری را آغاز خواهد کرد و این کار را به ترتیب با مصرف ذخایر قندی، چربی‌ها، بافت‌های پروتئینی از کار افتاده و ... شروع خواهد کرد.
ملاحظه می‌کنیم که درمان با روزه بر از بین بردن بافت‌های مریض و از کار افتاده تکیه دارد که بعد از روزه مجددا ترمیم خواهد شد. شاید به همین دلیل باشد که عده‌ای و از جمله دکتر «باشوتین» معتقد باشند که روزه می‌تواند جوانی را به انسان باز گرداند. [۴۰]
تذکر: برای اینکه از روزه بهره کامل بگیریم، لازم است آداب آن را به طور صحیح بجا آوریم از جمله تأخیر در خوردن افطار و تعجیل در خوردن سحری و عدم اسراف در خوردن غذا هم از نظر کمیت و هم از لحاظ کیفیت. [۴۱]
در مورد روزه و حکمت‌ها و اسرار علمی آن دکتر السید الجمیلی [۴۲] و دکتر عدنان الشریف [۴۳] و محمد سامی محمد علی [۴۴] و دکتر جمال الدین حسین مهران [۴۵] و سید جواد افتخاریان [۴۶] نیز مطالبی مشابهی گفته‌اند.

بررسی

در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:
۱. لزوم روزه‌داری برای انسان یک هدیه الهی است که از طرف انبیاء: به بشر ابلاغ شده است.
آثار مفید روحی و بهداشتی روزه و اسرار آن کاملا روشن است و این یک مطلب علمی است که در ادیان الهی وجود دارد. (هر چند که مقدار و شرایط روزه ممکن است در ادیان دیگر متفاوت بوده و یا در غیر اسلام در طول اعصار دگرگون یا تحریف شده باشد.)
با توجه به اینکه در اعصار گذشته مردم اسرار علمی روزه را نمی‌دانستند و آن را اجبارا انجام می‌دادند و بشریت در عصر حاضر به فواید پزشکی روزه پی برده است ممکن است بگوییم که حکم روزه‌داری یکی از معجزات علمی ادیان الهی است. البته این احتمال هم هست که گفته شود اصل پرهیز از غذا در بیماریها، از دیر زمان مورد توجه پزشکان بوده است و روزه نوعی تأیید این دستور پزشکی است. اما می‌توان به این احتمال پاسخ داد که روزه در ادیان الهی، مخصوص انسان‌های سالم است اما پرهیز پزشکی ویژه انسان‌های بیمار است.
۲. روزه را نمی‌توان یک معجزه علمی انحصاری قرآن محسوب کرد چرا که همان‌گونه که گذشت و خود قرآن نیز بدان تصریح دارد، روزه، در ادیان قبل از اسلام سابقه داشته است و یک حکم تأسیسی اسلام نیست.
۳. روزه در اصل یک عبادت است که برای نزدیکی انسان به خدا و تعالی روحی و معنوی او قرار داده شده است پس اگر چه روزه فواید بهداشتی و درمانی دارد ولی نباید آن را در حد یک دستور رژیم غذایی پایین آورد و از فواید عظیم معنوی آن غافل و محروم شویم.
۴. اسرار پزشکی که در مورد روزه گفته شد جزئی از فلسفه و حکمت حکم وجوب روزه است و این مطلب ثابت نمی‌کند که علت تامه و منحصر صدور این حکم همین فواید پزشکی است. بلکه ممکن است مصالح و مفاسد دیگری نیز مورد نظر شارع بوده است.
۵. تأثیر روزه در برخی از بیماری‌ها که نام برده شد (مثل امراض دستگاه گوارش) ممکن است در برخی موارد و با نظر پزشک معالج قابل اجرا و مفید باشد و چه بسا که طبق تشخیص پزشکان روزه برای برخی از این افراد مضر باشد که در آن صورت روزه حرام است. پس این آثار فی الجمله (در برخی موارد) صحیح است.

نماز

اشاره
قرآن کریم در آیات متعددی به مسلمانان دستور می‌دهد که هر روز نماز برپا دارند و مسلمانان در صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء نمازهای واجب را به جا می‌آورند که هفده رکعت است و نیز نمازهای مستحب فراوان در شریعت اسلام آمده و توصیه شده است. [۴۷]
نماز علاوه بر آنکه یاد خداست و ارتباط عبد با معبود را برقرار می‌کند شامل حرکاتی مثل ایستادن، خم شدن (رکوع) و به خاک افتادن (سجده) می‌شود.
یکی از نویسندگان از این حرکات نماز استفاده می‌کند و نوعی اعجاز علمی برای نماز یادآور می‌شوند چرا که این حرکات باعث جلوگیری از بیماری‌هایی در انسان می‌شود و در حقیقت در حکم ورزش صبحگاهی، شامگاهی و نیمه روز است. در این مورد می‌گوید:
حرکات اجباری که در نمازهای شبانه روز هست ۱۱۹ عدد است و آن حرکات از بیماریهایی نظیر «دوالی الساقین» از طریق حرکت سریعتر خون و تقویت دیواره‌های ضعیف ساق‌های پا جلوگیری می‌کند. و این مطلب را از طریق رسم شکل‌ها و عکس‌های متعدد اثبات می‌کند [۴۸]. و آن را «معجزة الصلوة فی الوقایة من مرض دوالی الساقین» [۴۹] می‌نامد.
برخی نویسندگان مثل محمد سامی محمد علی نیز در مورد آثار تمرینی و ورزش نماز سخن گفته‌اند. و تحریک عضلات بدن، نشاط قلب و گردش خون، تقویت عضلات رگ‌ها و تقویت مغز را از آثار آن شمرده‌اند. [۵۰]
دکتر دیاب و دکتر قرقوز با ذکر آیه ۲ سوره مؤمنون الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ خشوع را وسیله‌ای برای رشد قدرت تمرکز حواس در انسان معرفی می‌کند که می‌توان از آن در تمام مراحل زندگی بهره برد. [۵۱]
همچنین برخی نویسندگان مثل العمید الصیدلی عمر محمود عبد الله [۵۲] و سعید ناصر الدهان [۵۳] مشابه همین مطالب را گفته‌اند.

بررسی

در اینجا تذکر چند نکته مفید است:
۱. به نظر می‌رسد که قرآن کریم با اهداف معنوی دستور به انجام نماز می‌دهد. و لذا می‌فرماید:
أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی [۵۴] «نماز را به خاطر یاد من به پا دار» و آن را مانع فحشاء و منکرات معرفی می‌کند. [۵۵] پس هدف اصلی این عبادات همان امور معنوی و دینی است.
البته ممکن است نماز آثار جسمانی برای انسان داشته باشد و فوایدی در سلامت جسمی داشته باشد. ولی این مطلب در آیات قرآن تصریح نشده و از حکمت‌ها و اهداف نماز شمرده نشده است. پس تحدّی قرآن با آن صورت نمی‌گیرد.
و بر فرض اثبات این تأثیرات جسمانی، این مطلب اعجاز علمی قرآن نیست. چرا که اعجاز علمی وقتی است که مطلبی در قرآن آمده و اسرار علمی داشته که مقصود شارع بوده است ولی مردم عصر نزول از آن اطلاع نداشته باشند.
۲. در مورد خشوع در نماز که یک حالت خوب مؤمنان است باید گفت که خشوع مقدمه نماز است و آن حالت خضوع و تذللی است که در اعضاء ظاهری انسان آشکار شود (بویژه در چشم یعنی حالت نگاه و سخن گفتن) [۵۶] که انسان در مقابل خدا خود را موجودی بی‌نهایت کوچک در مقابل بی‌نهایت بزرگ می‌بیند و لذا خاشع می‌شود.
اما این مطلب ربطی به تمرکز حواس ندارد، البته لازمه خشوع و حضور قلب در نماز همان تمرکز حواس هم هست. ولی این مطلب مقصود نماز نیست بلکه همانطور که گذشت اهدافی که قرآن برای نماز بیان کرده است، اهداف معنوی و دینی است. بلی ممکن است در کنار آن فواید دیگری مثل نظم، تمرکز حواس، سلامت جسمی، بهداشت جسم و لباس و ... به دنبال نماز حاصل شود.

فصل سوّم: قرآن و اسرار خلقت انسان (از نظر پزشکی)

درآمد

قرآن کریم در زمانی نازل شد که علم پزشکی در ابتدای راه بود و پزشکان اطلاعات زیادی از کارکرد دستگاه‌های درون بدن انسان نداشتند و اسرار آنها را نمی‌دانستند.
طب یونانی و ایرانی بر مجامع علمی آن روزگاران حاکم بود ولی رشد چندانی در زمینه تشریح بدن انسان نداشت. کالبد شکافی و تشریح اعضای درونی انسان در چند صد سال أخیر مورد توجّه جدّی پزشکان قرار گرفت. و در دستور کار دانشگاه‌های بزرگ واقع شد.
در بین جوامع صدر اسلام، جامعه عرب بهره کمتری از علوم پزشکی داشت، امّا در همان زمان برخی از آیات قرآن به اسرار پنهان آفرینش بدن انسان اشاره می‌کند، اسراری که قرن‌ها بعد و با استفاده از وسایل پیشرفته کشف گردید. بیان این گونه مطالب در قرآن کریم نوعی رازگوئی و خبر از غیب و مطالب کشف نشده بود.
اینک مطالب اینگونه آیات را بررسی می‌کنیم:

مراحل خلقت انسان

قرآن کریم در موارد متعددی سخن از خلقت انسان گفته و مراحل آن را تذکر داده است هر چند که این آیات به ما درس خداشناسی و معادشناسی می‌دهد، امّا نکات و اشارات علمی ارزنده‌ای را در بر دارد که موجب حیرت متخصصان علوم پزشکی در اعصار مختلف شده است.
و آن را نه تنها دلیل اعجاز علمی قرآن بلکه دلیل اعجاز بلاغی قرآن نیز گرفته‌اند. [۵۷]
در ابتداء این آیات را از نظر می‌گذرانیم. و سپس خلقت کودک را از نظر قرآن مرحله بندی می‌کنیم و آنگاه هر مرحله را جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهیم:
خداوند در سوره مؤمنون می‌فرماید:
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ* ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ [۵۸] «و به یقین انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم. سپس او را [به صورت نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم. پس آن علقه را [به صورت مضغه گردانیدیم، و آنگاه مضغه را استخوان‌هایی ساختیم، بعد استخوانها را با گوشتی پوشانیدیم، آنگاه [جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم.
آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.»
و در سوره حج می‌فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً ... [۵۹]
«ای مردم اگر درباره برانگیخته شدن در شک هستید، پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریده‌ایم سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، دارای خلقت کامل و [احیانا] خلقت ناقص تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانیم و آنچه را اراده می‌کنیم تا مدّتی معین در رحم‌ها قرار می‌دهیم، آنگاه شما را [به صورت کودک برون می‌آوریم سپس [حیات شما را ادامه می‌دهیم تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس می‌میرید، و برخی از شما به غایت پیری می‌رسد به گونه‌ای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمی‌داند.»
و در سوره غافر (مؤمن) می‌فرماید:
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ [۶۰] «او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفه‌ای، آنگاه از علقه‌ای، و بعد شما را [به صورت کودکی برمی‌آورد، تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید. و از میان شما کسی است که مرگ پیش‌رس می‌یابد و تا [بالاخره به مدتی که مقرر است برسید، و امید که در اندیشه فرو روید.»
و در سوره قیامت می‌فرماید:
أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی [۶۱] «مگر او [قبلا] نطفه‌ای از منی نبود که ریخته می‌شود؟ پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد، و از آن، دو جنس نر و ماده را قرار داد.»
و در سوره علق خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ [۶۲] اشاره به یک مرحله یعنی علق کرده است.
و در سوره طارق خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ [۶۳] اشاره می‌کند که انسان از آبی جهنده خلق شده است.
و در سوره دهر (انسان) می‌فرماید:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً [۶۴] «ما انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم.»
و در سوره سجده می‌فرماید:
الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ [۶۵] « (او) همان کسی که هر چیزی را که آفریده است نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد. سپس [تداوم نسل او را از چکیده آبی پست مقرر فرمود؛ آنگاه او را درست اندام کرد، و از روح خویش در او دمید، و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد. چه اندک سپاس می‌گذارید.»

فهرست مراحل خلقت انسان تا مرگ

بر اساس آیات قرآن می‌توان مراحل خلقت انسان را از ابتدای کار پدر و مادر تا تولد کودک اینگونه دسته‌بندی کرد.
۱. مرحله خاک. (تراب- طین)
۲. مرحله آب. (ماء- ماء دافق- ماء مهین)
۳. مرحله منی. (نطفة من منی)
۴. مرحله نطفه مخلوط. (نطفة امشاج)
۵. مرحله علقه. (علقة)
۶. مرحله مضغه. (مضغة)
۷. مرحله تنظیم و تصویر و شکل‌گیری. (تسویه و تصویر)
۸. مرحله شکل‌گیری استخوانها. (عظاما)
۹. مرحله پوشاندن گوشت بر استخوان‌ها. فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
۱۰. مرحله آفرینش جنس جنین. (مذکر و مؤنث)
۱۱. مرحله آفرینش روح یا دمیدن جان در انسان. خَلْقاً آخَرَ و نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ مطالبی پیرامون پیدایش گوش و چشم. وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ
۱۲. مرحله تولد طفل. نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا
۱۳. مرحله بلوغ.
۱۴. مرحله کهن سالی.
۱۵. مرحله مرگ.
البته برخی مفسران و پزشکان به گونه‌ای دیگر از آیات استفاده کرده و مراحل خلقت انسان را از نظر قرآن هفت مرحله دانسته‌اند. [۶۶]
اینک هر کدام از این مراحل را از نظر قرآن کریم و علوم پزشکی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

تاریخچه

دکتر «موریس بوکای» در مورد تاریخچه جنین‌شناسی و شناخت پیدایش انسان از تخم مخلوط زن و مرد و تطورات و مراحل جنین می‌نویسد:
«باید همه بیانات قرآنی را با معلومات اثبات شده عصر جدید مقایسه کرد، موافق بودنشان با اینها واضح است لیکن همچنین بی‌نهایت مهم است که آنها را با عقاید عمومی که در این خصوص در جریان دوره وحی قرآنی شایع می‌بود مواجهه داد تا معلوم گردد انسانهای آن زمان تا چه اندازه از نظراتی شبیه آنچه در قرآن درباره این مسائل عرضه شده دور بودند.
فی الواقع این فقط در جریان قرن نوزدهم است که دید تقریبا روشنی از این مسائل پیدا می‌کنیم.
در تمام مدت قرون وسطی، اساطیر و نظرات صوری بی‌پایه، منشأ متنوع‌ترین آراء و تا چندین قرن پس از آن ساری و جاری بود.
آیا می‌دانید که مرحله‌ای اساسی در تاریخ جنین‌شناسی تصدیق «هاروی» [۶۷] در سال ۱۶۵۱ میلادی بود مشعر بر اینکه «هر چیز که می‌زید در آغاز از تخمی می‌آید.» و اینکه جنین بتدریج بخشی از پس بخشی درست می‌شود؟
امّا در آن عصر با وجود اینکه دانش نوزاد از اختراع جدید میکروسکوپ برای موضوع مورد توجه ما بسیار استفاده می‌کرده است، همچنان درباره نقش‌های متقابل تخم و اسپرماتوزئید بحث وجود داشت. طبیعیدانان بزرگ مثل «بوفن» [۶۸] و «بونه» [۶۹] از تو در همی جرثومه‌ها دفاع می‌کردند (یعنی) تخمدان حوا، مادر نوع انسان، حاوی جرثومه‌های تو در توی هم قرار گرفته همه موجودات بشری می‌بوده است.
این بیش از هزاره‌ای پیش از آن عصر است، که در آن عقایدی تخیلی شایع بود و انسانها قرآن را می‌شناختند. بیانات قرآن در باب تولید مثل انسان، حقایق اساسی را که انسانها قرونی چند برای کشف آن گذراندند، با اصطلاحات ساده اشعار داشته است.» [۷۰]

مرحله اوّل: آفرینش انسان از خاک

اشاره
قبل از ورود به بحث لازم است که دو مطلب از هم جدا شود: یکی خلقت حضرت آدم (ع) از خاک که در برخی آیات (مثل آل عمران/ ۵۹- سجده/ ۶) بدان اشاره شده است و دوّم خلقت همه انسانها از خاک که در برخی آیات (مؤمنون/ ۱۲- حج/ ۵- غافر/ ۶۷) بدان اشاره شده است. در قسمت دوّم یعنی خلقت همه انسانها از خاک، در برخی آیات از آن به عنوان «تراب» یاد شده است (غافر/ ۶۷- حج/ ۵) و در برخی دیگر از آن به عنوان «طین» یاد شده است (مؤمنون/ ۱۲)
تذکر: «تراب» به خاک و خود زمین گفته می‌شود. ولی «طین» به خاکی که با آب مخلوط شده است گویند. [۷۱]

اسرار علمی

گروهی از مفسران و متخصصان و صاحب‌نظران در مورد این آیات و انطباق آنها با یافته‌های علوم تجربی اظهار نظر کرده‌اند و دو تفسیر از آیات فوق ارائه کرده‌اند:
الف: همه انسانها از نطفه‌ای آفریده شده‌اند که مواد اولیه آن از غذاها و غذاها از خاک بوجود آمده است:
۱. صاحب تفسیر نمونه می‌نویسد:
«آیه ۱۲/ مؤمنون: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ، به آغاز وجود همه انسانها اعم از آدم و فرزندان او اشاره می‌کند که همه به خاک باز می‌گردند و از گل برخاسته‌اند.» [۷۲]
البته در مورد آیه/ ۶ سجده وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ می‌گویند که:
«پیدا است این آیه سخن از آفرینش «آدم» می‌گوید نه همه انسانها. چرا که ادامه نسل او در آیه بعد مطرح است.» [۷۳]
و در مورد آیه ۵/ حج و ۶۷/ غافر هر دو احتمال (خلقت همه انسانها از خاک یا خلقت حضرت آدم از خاک) را مطرح می‌کنند [۷۴] و می‌نویسند:
«ممکن است منظور از خاک در اینجا خاکی باشد که آدم از آن آفریده شد، و نیز امکان دارد اشاره به این باشد که همه انسانها قطع نظر از این نیز از خاکند، چرا که تمام مواد غذائی که نطفه را تشکیل می‌دهد و سپس مواد تغذیه کننده آن هم از خاک گرفته می‌شوند.
البته بدون شک قسمت قابل توجهی از بدن انسان را «آب» و قسمتی را «اکسیژن» و «کربن» تشکیل می‌دهند که از خاک گرفته نشده ولی از آنجا که ستون اصلی تمام اعضای بدن را موادی که از خاک گرفته شده تشکیل می‌دهد این تعبیر کاملا صحیح است که: انسان از خاک است.» [۷۵]
۲. یکی از نویسندگان معاصر می‌نویسد:
«اگر در آفرینش کمی دقت و تأمل کنیم، در خواهیم یافت که تمام چیزهایی که به جسم آدمی حیات می‌بخشد از قبیل میوه‌جات، سبزیجات، غلّات، خشکبار، گندم، برنج و خلاصه آنچه موتور بدن انسان را به کار می‌اندازد، همه از خاک گرفته شده‌اند. نطفه انسان نیز خود مولود غذاهای گوناگونی است که مستقیما از خاک مایه می‌گیرند. از جمله عناصر لازم برای بدن که در زمین نیز یافت می‌شوند عبارتند از: کلسیم- سدیم- پتاسیم- آهن- مس- مولیبدن- گوگرد- کامیول- کبالت- منیزیم- منگنز- روی- آلومینیم- روبیدم، که مقادیر آنها کم و بیش (به استثنای یکی دو تا) در حدود میکرو گرم یعنی یک هزارم گرم در ۱۰۰ سی‌سی خون است. و عناصری که در بدن بسیار یافت می‌شوند عبارتند از: اکسیژن- کربن- ازت- هیدروژن.
آری این مطلبی است که چهارده قرن پیش بیان می‌دارد. و دقیقا مطابق کشفیات علم جدید در زمینه جنین انسانی است. زیرا علم، بنیان ساختمانی انسان را از خاک می‌داند. علم جدید می‌گوید نطفه زن و مرد متشکل از همان مواد و عناصر متشکلّه زمین است.» [۷۶]
۳. عبد الفتاح طباره می‌نویسد:
«علم جدید بنیان ساختمان وجود انسان را از خاک می‌داند.» [۷۷]
۴. دکتر بی‌آزار شیرازی نیز کلمه «طین» در آیه ۱۲/ مؤمنون را همینگونه تفسیر می‌کند. [۷۸]
ب: فقط حضرت آدم از خاک آفریده شد و بقیه انسانها از نطفه آفریده شدند امّا می‌توان گفت انسانها با واسطه آدم (ع) از خاک آفریده شدند:
استاد مصباح یزدی می‌نویسند:
«انسان نخستین تنها از تراب یا طین خلق شده است ولی انسان‌های مراحل بعدی از نطفه آفریده شده‌اند. پس به سایر انسانها نیز به لحاظ مبدأ بعید می‌توان گفت از تراب و به لحاظ مبدأ قریب، از نطفه آفریده شده‌اند.» [۷۹]

بررسی

در مورد دو تفسیر آیات مورد بحث (طین- تراب) و اسرار علمی آنها توجه به چند نکته لازم است:
۱. از آنجا که در آیات فوق دو تفسیر عمده وجود داشت و هر دو نیز قرائنی را به همراه دارد؛ چرا که ظاهر آیه خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ [۸۰] این است که همه انسان‌ها از خاک آفریده شده‌اند و تفسیر اوّل را تقویت می‌کند.
امّا آیه: بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ [۸۱] می‌تواند قرینه‌ای برای تفسیر خلقت انسان از تراب باشد و آیات دیگر را تفسیر کند که مقصود خلقت انسان اولیه (حضرت آدم (ع)) از خاک است. و بقیه را از نطفه آفریده‌اند. و بر این اساس تفسیر دوم تقویت می‌شود. البته ممکن است کسی در مورد حضرت آدم (ع) هم نظریه تکامل را بپذیرد و بگوید او هم با واسطه از مواد خاکی آفریده شده است. و همان ظاهر تفسیر اوّل را تقویت کند. (تفصیل این بحث را به مبحث تکامل و خلقت آدم (ع) وا می‌گذاریم.)
۲. اگر تفسیر دوّم آیات را بپذیریم اعجاز علمی در کار نیست و اگر تفسیر اوّل را بپذیریم باز هم این مطلب یک اشاره علمی قرآن و از لطایف قرآنی است امّا اعجاز علمی محسوب نمی‌شود. چرا که استفاده انسان از گیاهان، حیوانات و مواد زمین برای همه افراد در طول تاریخ قابل مشاهده حسّی بوده است و اشاره مبهم قرآن در این زمینه چیزی بیشتر از همان مطلب نیست. هر چند که علم جدید مقدار و مواد تشکیل دهنده خاک و بدن را کشف کرده است ولی قرآن با این اشاره مبهم به آن مواد اشاره‌ای ندارد.

مرحله دوّم: آفرینش انسان از آب

اشاره
قرآن کریم در آیات متعددی به خلقت همه موجودات زنده از «آب» و یا خلقت انسان از «آب» اشاره می‌کند. که گاهی به مطلق آب اشاره دارد و گاهی به آب با صفتی خاص اشاره می‌کند.
برای مثال در این آیات به خلقت موجودات زنده از آب به صورت مطلق اشاره می‌کند:
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ [۸۲] «و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم.»
وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ [۸۳] «و خداست که هر جنبنده‌ای را آبی آفرید.»
و در این آیه به خلقت انسان از مطلق آب اشاره می‌کند:
وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً [۸۴] «و اوست کسی که از آب، بشری آفرید و او را [دارای خویشاوندی نسبی و دامادی قرار داد.»
و در این آیات به خلقت انسان از آب با صفتی خاص اشاره می‌کند:
مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ [۸۵]- از چکیده آبی پست [۸۶] مِنْ ماءٍ مَهِینٍ [۸۷]- از آب پست مِنْ ماءٍ.؟؟؟. [۸۸]- از آب جهنده‌

واژه «آب» در لغت

اصل عبری آن (می، میم) و سریانی (میا) است و در عربی تغییر شکل داد و «ماء» شد.
این لغت در اصل به معنی «هر مایع غیر جامدی» است چه آب مطلق باشد یا آب‌های مضاف (مثل آب میوه) ولی وقتی بصورت مطلق (ماء) استعمال شود منصرف به آب خالص است. [۸۹] پس مقصود آب خالص است.

اسرار علمی

اشاره
بررسی خلقت موجودات زنده غیر انسان از آب یک بحث مستقل لازم دارد امّا در مورد خلقت انسان از آب چند بحث علمی وجود دارد که صاحب نظران علوم تجربی و مفسران قرآن بدان پرداخته‌اند و ما در اینجا آن چند بحث را دنبال می‌کنیم:
اوّل: مقصود از خلقت انسان از آب چیست؟
در این مورد دو دیدگاه در بین دانشمندان وجود دارد:
الف: مقصود از خلقت انسان از آب این است که مقدار زیادی آب در بدن انسان وجود دارد. یعنی آب بیشترین ماده تشکیل دهنده بدن انسان است.
برخی از صاحب‌نظران نیز به این دیدگاه تصریح کرده‌اند:
۱. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ [۹۰] حدّاقل دو احتمال را مطرح می‌کند که یکی از آنها همین مطلب مورد بحث ماست؛ ایشان می‌نویسند:
«حیات همه موجودات زنده- أعم از گیاهان و حیوانات- به آب بستگی دارد ... این موضوع نیز قابل توجه است که طبق تحقیقات دانشمندان، قسمت عمده بدن انسان و بسیاری از حیوانات را آب تشکیل می‌دهد (در حدود هفتاد درصد)» [۹۱] ایشان در تفسیر آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً [۹۲] می‌نویسند:
«جمعی معتقدند منظور از بشر نخستین انسان یعنی آدم (ع) است چرا که آفرینش او از «طین» یعنی معجونی از آب و خاک بود. نکره بودن بشرا (انسانی را) گواه این معنا است ... از این گذشته بدون شک بیشترین قسمت وجود انسان را آب تشکیل می‌دهد.
بطوری که می‌توان گفت ماده اصلی وجود هر انسانی آب است ...»
و سپس جمع بین معانی آیه را ممکن می‌دانند. [۹۳]
۲. استاد مصباح یزدی در ذیل آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً [۹۴] می‌نویسند:
«می‌توان گفت منظور از ماء، همان آب معروف است. و اگر می‌گوید انسان از آب آفریده شده است بنابر آن است که: وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ [۹۵] چون به هر حال انسان موجود زنده‌ای است و قرآن مبدأ پیدایش هر موجود زنده‌ای را آب می‌داند.» [۹۶]
۳. یکی دیگر از نویسندگان معاصر در مورد آیه ۵۴ سوره فرقان می‌نویسد:
«دانشمندان زیست‌شناس بر این عقیده‌اند که دو سوّم بدن انسان را آب تشکیل داده است. مثلا یک فرد هفتاد کیلوئی، پنجاه لیتر آب در بدن خود نگهداری می‌کند. و این نسبتی است ثابت. و باز همین دانشمندان بر این نظر و عقیده‌اند که اگر انسانی ۲۰٪ از آب بدن خود را از دست بدهد، دوباره سلامتی خود را باز نخواهد یافت.»
و سپس این مطلب را اعجاز علمی قرآن می‌شمارند. [۹۷]
۴. یکی دیگر از صاحب‌نظران معاصر با ذکر مطلب فوق اضافه می‌کند که:
«آب یاخته‌های بدن انسان دارای مقدار زیادی پتاسیم بوده و عملا فاقد نمک است.
ولی آب خارج از یاخته‌ها عملا پتاسیم ندارد بلکه دارای مقدار زیادی نمک است و این ترکیب آب خارج از یاخته‌ها جزء بجزء به آب دریائی شباهت دارد که میلیونها سال قبل اولین اشکال حیات در آن شکل می‌گرفت و بعدها وقتی که موجودات آبی به خشکی روی آوردند (دریای درون) را نیز با خود آوردند. چون بدون آن زندگی بر ایشان در خشکی ممکن نبود. این پدیده شگفت‌انگیز، گفته قرآن را تأیید می‌کند که می‌فرماید:
اوست خدائی که انسان را از آب آفرید.» [۹۸]
ایشان در جای دیگر می‌نویسند:
«تحقیقاتی که راجع به ساختمان عمومی جسم زنده به عمل آمده است می‌رساند که آب و کربن قریب ۹۸٪ جسم موجود زنده را تشکیل می‌دهند. [۹۹]
ب: مقصود از خلقت انسان از آب این است که انسان از نطفه و منی آفریده شده است.
برخی از صاحب‌نظران نیز به این مطلب اشاره کرده‌اند:
۱. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ [۱۰۰] دو احتمال مطرح می‌کند که یکی همین مطلب مورد بحث ماست ایشان در احتمال دوّم می‌نویسد:
«اینکه «ماء» در اینجا اشاره به آب نطفه است که موجودات زنده معمولا از آن بوجود می‌آیند» [۱۰۱] و نیز در تفسیر آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً [۱۰۲] سه احتمال مطرح می‌کند که در احتمال دوّم می‌نویسد:
«امّا جمعی دیگر معتقدند که منظور از «ماء» آب نطفه است. که همه انسانها به قدرت پروردگار توسط آن بوجود می‌آیند ... گواه این تفسیر جمله ذیل آیه فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً است.» [۱۰۳]
و نیز در تفسیر آیه ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ [۱۰۴] فقط یک احتمال را مطرح می‌کنند و می‌نویسد:
«جعل در اینجا به معنی آفرینش و نسل به معنی فرزندان و نوه‌ها در تمام مراحل است.
سلاله در اصل به معنی عصاره و فشرده خالص هر چیز است و منظور از آن در اینجا نطفه آدمی است که در حقیقت عصاره کل وجود او می‌باشد.» [۱۰۵]
۲. استاد مصباح یزدی با طرح آیه وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً [۱۰۶] و آیه خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ [۱۰۷] می‌نویسند:
«نطفه و ماء دافق، همه «آب» است و قابل جمعند و هر یک از جهتی اطلاق شده است و از اینجا نیز، به دست می‌آید که «ماء» در اصطلاح قرآن منحصر به همان مادّه ویژه‌ای که از ترکیب اکسیژن و هیدروژن بدست می‌آید و خاصیت یونیزاسیون دارد، نیست؛ بلکه اصطلاحی است با گستره وسیع که شامل نطفه هم می‌شود. ماء دافق بسیار است که چیزی جز نطفه نیست ... تقریبا می‌توان گفت که «ماء» در این موارد به معنای مایع است؛ امّا آیا این اطلاق مجازی است یا حقیقی، بحث دیگری است.
می‌توان گفت ماء در اصل لغت وضع شده برای مایع سیّال خاصی مرکب از هیدروژن و اکسیژن ولی از باب توسّع- که نوعی مجاز است- به هر مایعی اطلاق شده است.» [۱۰۸]
سپس ایشان همین احتمال را ترجیح می‌دهند. [۱۰۹]
۳. دکتر موریس بوکای نکته‌ای ظریف از آیه ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ [۱۱۰] استفاده می‌کند و می‌نویسد:
«اگر قرآن از مایعی باور کننده متشکل از عناصر گوناگون صحبت می‌دارد ما را از این امر مطلع می‌سازد که نسل انسان از چیزی که از این مایع استخراج می‌شود فراهم می‌گردد این است معنای آیه ۸ سوره سجده.
کلمه عربی که در اینجا «کنتیسانس» [۱۱۱] (سلالة) ترجمه شده شی‌ء استخراج شده از شی‌ء دیگر، بهترین بخش یک چیز را تعیین می‌کند که آن را بدین طریق یا طریق دیگر ترجمه کنند، موضوع جزئی از یک کل است.» [۱۱۲]
سپس اشاره می‌کند که فقط یک سلول اسپرماتوزئید از بین چندین ده میلیون عنصر صادر از مرد موفق می‌شود که درون تخمک نفوذ کند. و تعداد بیشماری در راه مانده و موفق نخواهند شد. پس این بخش بسیار ناچیزی مستخرج از مایعی با ساختمانی پیچیده خواهد بود که ابراز فعالیت خواهد کرد.
و در پایان نتیجه می‌گیرد که:
«در نتیجه چطور می‌شود از توافق متن قرآنی با شناخت علمی‌ای که از این پدیده در عصرها داریم تحت تأثیر قرار نگرفت.» [۱۱۳]
۴. دکتر دیاب و دکتر قرقوز نیز نکته‌ای ظریف از آیه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ [۱۱۴] استفاده می‌کنند و می‌نویسند:
«مشاهده می‌کنیم که از میان صدها میلیون اسپرماتوزئید فقط تعداد کمی به تخمک می‌رسند و الباقی در میان راه می‌میرند و از میان دهها اسپرمی که به تخمک رسیده‌اند فقط یک عدد موفق به شکافتن دیواره شفاف تخمک شده و در لقاح سرنوشت ساز شرکت می‌کند این معنا از کلام خداوند (در دو آیه سجده/ ۸- قیامت/ ۳۷) کاملا استنباط می‌شود. زیرا حرف «من» حرف تبعیض است یعنی: اندکی از بسیار. لفظ «سلالة» نیز همین معنا را دارد.» [۱۱۵]

بررسی

در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:
۱. در مورد تفسیر آیات مورد بحث می‌توان گفت که احتمال الف (وجود آب زیاد در تشکیل بدن موجودات زنده) و احتمال ب (خلقت موجودات زنده از منی) در مورد آیات انبیاء/ ۳۰- نور/ ۴۵- فرقان/ ۵۴ وجود دارد امّا ظهور این آیات در احتمال الف بیشتر است. و برعکس در آیات سوره‌های سجده/ ۸- مرسلات/ ۲۰- طارق/ ۶ احتمال ب ظاهر است. بلکه می‌توان گفت که ظهوری در احتمال الف ندارد. و لذا برخی مفسران در تفسیر این آیات اصلا اشاره‌ای به احتمال الف نکرده‌اند.
تذکر: اگر مقصود از آیات احتمال ب (خلقت موجودات زنده از منی) باشد این بحث مربوط به مرحله سوم خلقت انسان می‌شود که در ادامه بدان می‌پردازیم.
۲. بنابر پذیرش احتمال الف (تشکیل بدن موجودات زنده از آب زیاد) این مطلب یک راز علمی است که قرآن قرن‌ها قبل آن را گوشزد کرده است و نشانه عظمت علمی این کتاب الهی است. ولی این مطلب نمی‌تواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد چرا که تأثیر آب در حیات انسان و موجودات زنده از دیر باز برای بشر معلوم بوده است. حتی برخی دانشمندان یونان قدیم آن را گوشزد کرده‌اند. [۱۱۶]
به علاوه این آیات (انبیاء/ ۳۰- نور/ ۴۵- فرقان/ ۵۴) دارای احتمالات متعدد است پس نمی‌توان یک مطلب قطعی را در این مورد به قرآن نسبت داد. و با یک مطلب علمی آن را انطباق داد تا دلیل اعجاز علمی قرآن باشد.
۳. در مورد استفاده دکتر دیاب و قرقوز از آیه ۸ سوره سجده لازم به تذکر است که سلالة به معنی قسمت خوب هر چیز را گویند که از آن جدا شده باشد. [۱۱۷] و ظهور «من» در آیه مورد نظر در معنای «بیان» است (من بیانیه) یعنی جنس این سلاله از آب پست است.
به علاوه اگر معنای «من» را تبعیض بگیریم با معنای «سلالة» (جدا شده از چیزی) یکی می‌شود و در حقیقت قسمت دوم آیه مِنْ ماءٍ مَهِینٍ تکرار معنای کلمه «سلاله» می‌شود.
در حالی که اگر «من» به معنای بیانیه باشد این تکرار لازم نمی‌آید. پس برداشت این دو پزشک از آیه ۸ سوره سجده با ظاهر آیه مناسبت ندارد.
۴. در مورد برداشت دکتر بوکای از آیه ۸ سوره سجده لازم به ذکر است که در مورد واژه «سلاله» دو احتمال وجود دارد:
نخست آنکه مقصود خلاصه و جزئی برتر از انسان (اسپرماتوزئید) باشد.
دوّم آنکه مقصود جزئی نیکو و برتر از کل منی مرد (که شامل ده‌ها میلیون اسپرم است) باشد. یعنی اسپرمی که موفق می‌شود با اوول زن لقاح کند و تخمک را تشکیل می‌دهد.
سخن ایشان با احتمال دوّم سازگار است امّا با احتمال اوّل که مورد نظر برخی مفسران (مثل صاحب تفسیر نمونه) بود سازگار نیست.

دوّم: مقصود از ماء دافق و صلب و ترائب چیست؟

اشاره
خداوند در یکی از آیاتی که در مورد خلقت انسان از آب سخن می‌گوید می‌فرماید:
فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ [۱۱۸] «پس باید انسان بنگرد که از چه چیزی خلق شده است، انسان از آبی جهنده آفریده شد، (آبی که) از میان صلب و ترائب بیرون می‌آید.»
برخی از مفسران، مترجمان و متخصصان علوم پزشکی در مورد این آیه سخنانی گفته‌اند که موجب ابهام این آیه و ناسازگاری آن با یافته‌های علوم پزشکی شده است. برای مثال گفته‌اند که: «مراد از صلب و ترائب، پشت مرد و سینه زن است». و لذا برخی افراد مثل دکتر بوکای صریحا می‌نویسد که: «این ترجمه‌ها نوعی تعبیر است و بعلاوه بسیار کم قابل فهم است.» [۱۱۹] و [۱۲۰] در حالی که با بررسی دقیق این آیه متوجه می‌شویم که نه تنها قرآن در اینجا سخنی مخالف علم نگفته است بلکه اشاراتی علمی همراه با رعایت کمال ادب بیان نموده است. در اینجا لازم است که چند نکته تفسیری و علمی روشن شود تا مقصود آیات فوق معلوم گردد:
۱. ماء دافق:
مفسران در این مورد دو دیدگاه دارند هر چند که در مسأله سه احتمال وجود دارد:
الف: اینکه مراد از «ماء دافق» همان منی مرد است که بصورت جهنده از او خارج می‌شود.
(و دافق به معنی «مدفوق» یا «ذو دفق» آمده است.) [۱۲۱]
ب: مراد از «ماء دافق» همان آب مشترک زن و مرد است که در رحم مخلوط می‌شود و یک آب می‌شود. این مطلب از کلام برخی مفسرین به دست می‌آید. [۱۲۲]
ج: مراد از ماء دافق چیزی باشد که از زنان خارج می‌شود (اوول) تا از ترکیب آن با اسپرم‌ها نطفه اولیه کودک تشکیل شود

بررسی

کودک انسان به دنبال تشکیل و رشد تخمک بوجود می‌آید که هر تخمک از دو قسمت تشکیل می‌شود: یکی «اسپرماتوزوئید» مرد و دیگری «اوول» زن. هر مرد در هنگام آمیزش، قطراتی از منی با جهش از او خارج می‌شود. در منی صدها میلیون «اسپرماتوزئید» وجود دارد [۱۲۳] که معمولا یکی از آنها خود را به «اوول» زن می‌رساند و با آن ترکیب می‌شود و تشکیل تخمک می‌دهد و سپس به کندی حرکت می‌کند تا در رحم زن مستقر می‌شود و کم کم رشد کرده و کودکی به دنیا می‌آید.
سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، ص ۳۰ و بهداشت ازدواج از نظر اسلام، ص ۴۲ و مصطفی زمانی، پیشگوئیهای علمی قرآن، ص ۱۱۸، انتشارات پیام اسلام.
پس با توجه به مسایل علمی فوق می‌توان احتمال نخست را پذیرفت که مراد از «ماء دافق» همان منی مرد است که با جهش بیرون می‌آید. و با ظهور آیه نیز سازگار است. و این بدان جهت است که چیزی که از زنان خارج می‌شود (اوول) جهشی ندارد. و در هنگام حرکت به طرف رحم هم به کندی حرکت می‌کند.
پس دیدگاه دوّم در مورد «ماء دافق» (آب مشترک زن و مرد) صحیح به نظر نمی‌رسد. و احتمال سوّم را نیز کسی نگفته است. پس اساسا منتفی است.
۲. مراد از «صلب» چیست؟
در این مورد چند احتمال وجود دارد:
الف: در مورد این لغت، راغب می‌گوید: صلب «چیز شدید و سخت» را گویند و به همین مناسبت به مرد اطلاق می‌شود. [۱۲۴]
ب: برخی احتمال داده‌اند که مراد استخوان پشت مرد [۱۲۵] (ستون فقرات) باشد و در راستای همین معنا، دکتر قرقوز و دکتر دیاب در مورد معنای کلمه صلب می‌نویسند:
«صلب شامل ستون فقرات کمر و استخوان خارجی و از نظر عصبی در برگیرنده مرکز تنظیم رفتارهای جنسی است. رشته‌های عصبی که از صلب (ستون فقرات) نشأت گرفته‌اند، دستگاه تناسلی را عصب می‌دهند. از این رشته‌ها می‌توان شبکه خورشیدی، شبکه عصبی خاجی و رشته‌های عصبی دستگاه تناسلی را نام برد.
این رشته‌های عصبی با رشته‌های عصبی مسئول انقباض و انبساط شریانهای خونی و نعوظ و رخوت آلت تناسلی و کلیه امور مربوط به فعالیت‌های جنسی تلاقی می‌کنند.
اگر بخواهیم منطقه صلب را که مسئول این عصب دهی می‌باشد مشخص کنیم، می‌گوئیم که این منطقه در محدوده‌ای بین مهره دوازدهم پشتی و مهره اوّل و دوّم کمری و دوّم و سوّم و چهارم خاجی قرار دارد.» [۱۲۶]
پ: برخی نیز احتمال داده‌اند که کل بدن انسان که بین استخوان سینه و پشت واقع می‌شود مراد باشد. [۱۲۷]
ت: برخی نیز احتمال داده‌اند که مراد محل خروج منی مرد باشد. [۱۲۸] و در راستای همین معنا دکتر پاک‌نژاد صلب را بمعنای دستگاه نطفه ساز مردانه می‌داند. [۱۲۹]
ث: برخی از لغویین نیز احتمال داده‌اند که مقصود استخوان مرد باشد. [۱۳۰]
ج: برخی از لغویین نیز احتمال داده‌اند که مقصود مطلق قوت و شدت باشد. [۱۳۱]
ح: برخی از لغویین نیز احتمال داده‌اند که مقصود مبدأ پیدایش منی باشد یعنی دستگاه گوارش. [۱۳۲]

بررسی

با توجه به اینکه همه اقوال در مورد مرد و یا محل خاصی از بدن او (مثل پشت یا ستون فقرات) است. اجمالا معلوم می‌شود که مراد از صلب، زن یا قسمتی از بدن او نیست.
امّا با توجه به معنای ترائب که بعدا می‌آید، صلب به معنای «پشت مرد» صحیح‌تر به نظر می‌رسد. و امّا معنای لغوی شدت (الف- ج) نمی‌تواند مقصود باشد چرا که منی از صرف شدت بیرون نمی‌آید بلکه از مصادیق آن اشیاء شدید است و در بدن مرد پشت او را صلب گویند چون بسیار شدید، محکم و قوی است.
و امّا معنای سوّم (پ) که کل بدن مرد مراد باشد اگر بگوئیم از مجموع تعبیر صلب و ترائب این مطلب مقصود است چیزی است که در پایان بحث به آن اشاره می‌کنیم و آن را با معنای دوّم جمع می‌کنیم. ولی اگر از کلمه صلب کل بدن مرد اراده شود قابل قبول نیست چون لازم است که ترائب نیز «زن» معنا شود و منی از بین این دو خارج نمی‌شود بلکه از درون مرد خارج می‌شود.
و امّا معنای چهارم (ث) که مقصود محل دستگاه نطفه ساز مرد باشد نیز قابل قبول نیست چرا که منی از بین آن و ترائب خارج نمی‌شود بلکه از داخل دستگاه نطفه ساز خارج می‌شود مگر آنکه بگوئیم کلمه «بین» به معنی داخل است که در این صورت خلاف ظاهر معنای لفظ را گرفته‌ایم.
و امّا در مورد معنای پنجم (ث) یعنی استخوان مرد اگر منظور استخوان پشت مرد باشد اشکالی ندارد و الّا کلمه صلب به معنی مطلق استخوان نمی‌آید.
و امّا در مورد معانی هفتم (ح) یعنی دستگاه گوارش اگر مقصود استفاده از کل جمله ما بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ باشد ممکن است به صورت کنائی در بعضی موارد محتمل باشد امّا اگر بخواهیم از خود لفظ صلب چنین معنائی برداشت کنیم صحیح نیست. چون چنین معنا و استعمالی در مورد صلب سراغ نداریم.
۳. مقصود از «ترائب» چیست؟
در این مورد، معانی متعددی گفته شده است که به صورت مختصر اشاره می‌کنیم:
الف: استخوان محل گردنبند زن [۱۳۳] (ترائب از ریشه تراب است و از آنجا که استخوان سینه زن نرم است و آسان حرکت می‌کند و لذا ترائب گفته شده است) ب: بین دو سینه زن. [۱۳۴]
پ: بین دو کتف و سر. [۱۳۵]
ت: استخوان سینه و گلوگاه. [۱۳۶]
ث: عصاره قلب. [۱۳۷]
ج: دست و چشم و پا و ... [۱۳۸] (سرتاسر بدن)
چ: محل خروج اوول زن. [۱۳۹] دکتر پاک‌نژاد نیز در همین راستا می‌نویسد:
«چاره‌ای جز این نداریم که صلب را دستگاه نطفه ساز مردانه و ترائب را دستگاه نطفه ساز زنانه بدانیم.»
و سپس این مطلب را با ظاهر آیه اینگونه توجیه می‌کند که:
«وقتی به کتب لغت مراجعه نموده و محل آنها را که مربوط به قسمت پشتی و قدامی ستون فقرات یعنی جای اولیه‌ای که بیضه و رحم قرار می‌گیرند بدانیم (قبل از شش ماهگی جنین تخم و تخمدان هر دو در پشت قرار دارند و پس از شش ماهگی در جنس نر هر دو به پائین کشیده شده و در پوسته بیضه قرار می‌گیرند و به وضع عادی درمی‌آیند. و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده در دو طرف پهلو محاذی لوله‌های رحم جایگزین می‌شوند) می‌توانیم آیه قرآن را به ترتیب زیر، مراحل آفرینش خلقت آدمی دانست.
از آب دافق کنار و اطراف نخاع خلقت شد.
در صلب و ترائب دو قسمت وابسته به بیضه و رحم جای داشت.
سپس از مجرا و گذرگاه که بیضه و تخمدان باشد گذشت ...
ناگفته نماند چون متاستازهای سرطان بیضه در وهله اوّل اطراف ستون فقرات تظاهر می‌کند ممکن است بزودی اعلام دارند که بین مایع اطراف نخاع و مایع موجود در مجاری منی ساز بیضه ارتباط مسلم و قطعی برقرار است.» [۱۴۰]
ح: بین نخاع و سینه هر شخص. [۱۴۱]
خ: ترائب به چیزهای جفت و مساوی در بدن انسان گفته می‌شود. و لذا به انگشتان دست و دو استخوان ران پای انسان نیز ترائب گویند. (یعنی منطقه‌ای که آلت تناسلی مرد در آن قسمت واقع شده است [۱۴۲]) در همین راستا دکتر دیاب و دکتر قرقوز نیز پس از نقل معانی مفسرین می‌نویسند:
«اکنون که میدان معنا تا این حد گسترده است ما آن معنا را برمی‌گزینیم که با حقایق علمی نیز موافقت دارد. یعنی ترائب را عبارت از استخوان‌های میان هر دو پا فرض می‌کنیم.» [۱۴۳]
و استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنا را پذیرفته‌اند. [۱۴۴]

بررسی

اصل لغت ترائب به دو معنای «خضوع و تسلیم» و هر «دو چیز مساوی در بدن» است و بنظر می‌رسد که اکثر معانی و احتمالاتی که در آیه مطرح شد استعمالاتی در مصادیق همین دو معناست.
امّا با توجه به معانی «ترائب» و احتمالاتی که داده‌اند چند معنا برای آیه یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ ممکن است بیان شود:
اوّل: آبی که از پشت مرد و سینه زن خارج می‌شود. این معنا موافق اکثر معانی ترائب است که تعبیر سینه و استخوان سینه زن دارد. و در همین راستا یکی از مترجمان قرآن آیه ۶- ۷ سوره طارق را اینگونه ترجمه می‌کند:
«از آب جهنده‌ای خلق شده [که از صلب مرد و میان استخوانهای سینه زن بیرون می‌آید.» [۱۴۵]
برخی از مفسران همین معنا را پذیرفته و در صدد توجیه علمی آن برآمده‌اند. [۱۴۶]
امّا با توجه به اینکه این جمله یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ صفت ماء دافق است و اوول زن حالت جهندگی ندارد، نمی‌تواند احتمال قوی به حساب آید. و صاحب التحقیق نیز با طرح همین احتمال آن را غیر صحیح می‌داند. چون منی از بین پشت مرد و سینه زن یعنی وسط آنها خارج نمی‌شود. بلکه از درون مرد خارج می‌شود.[۱۴۷]
دوّم: آبی که از پشت و سینه مرد خارج می‌شود. فخر رازی این مطلب را بصورت یک احتمال ذکر می‌کند.
ولی این مطلب توجیه علمی و معقول ندارد مگر آنکه گفته شود مراد کل وجود مرد است که بین استخوان سینه و پشت واقع شده است.
سوّم: جنین از رحم زن خارج می‌شود که میان پشت و قسمت جلوی بدن او قرار می‌گیرد. [۱۴۸]
این احتمال هم ضعیف است چون در معنای کلمه «صلب» پشت زن گفته نشده بود.
چهارم: صلب مظهر محکمی و سختی و خشن بودن مرد است و ترائب مظهر لطافت زن است پس مراد اسپرم مرد و اوول زن است. [۱۴۹]
این احتمال هم ضعیف است چرا که معنای آیه مجازی می‌شود علاوه بر آن قبلا بیان شد که اوول زن حرکت کند دارد.
پنجم: آبی که از بین دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه زن خارج می‌شود. یعنی همان معنایی که دکتر پاک‌نژاد در مورد صلب و ترائب پذیرفتند.
امّا این احتمال نیز قابل قبول نیست چون منی از داخل دستگاه نطفه ساز مرد خارج می‌شود نه از بین دو دستگاه نطفه ساز مرد و زن. و بر همین اساس است که خود ایشان هم مجبور شده است این معنا را توجیهی بعید کند.
ششم: منی مرد از بین پشت و پیش روی او خارج می‌شود. این معنا مورد پذیرش برخی مفسران واقع شده است. [۱۵۰] و شواهدی برای آن اقامه شده است از جمله آنکه، عمده‌ترین عامل پیدایش منی «نخاع شوکی» است که در پشت مرد واقع است و سپس قلب و کبد است. که یکی زیر استخوانهای سینه و دیگری در میان این دو قرار دارد. و همین سبب شده که تعبیرما بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ برای آن انتخاب شود. [۱۵۱]
پس می‌توان گفت که نطفه مرد از میان پشت و روی او خارج می‌شود. و از طرف دیگر در هنگام خروج منی هیجان تمام بدن را فرا می‌گیرد. و بعد از آن تمام بدن سست می‌شود.
لذا برخی گفته‌اند در حقیقت منی از تمام بدن خارج می‌شود. [۱۵۲]
هفتم: آب منی از بین پشت و دو استخوان پا (محل آلت تناسلی) خارج می‌شود. این معنا موافق معنای أخیر در کلمه ترائب است که شواهد متعددی از لغت و تفسیر به همراه داشت و مورد پذیرش برخی پزشکان نیز بود چرا که با مطالب علمی پزشکی سازگار است.
استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنا را می‌پذیرد و از قول دکتر کنعان الجائی نیز همین را ذکر می‌کنند. [۱۵۳]
دکتر دیاب و قرقوز در این زمینه می‌نویسند:
«ماء دافق همان آب مرد یعنی منی است که از میان صلب و ترائب (استخوان پاها) او خارج می‌شود ... تمام نقاط و مجاری عبور منی از نظر کالبد شکافی در محدوده صلب و ترائب قرار دارند. غدد کیسه‌ای پشت پروستات (که ترشحات آنها قسمتی از منی را تشکیل می‌دهد) نیز در محدوده صلب و ترائب قرار گرفته‌اند.
سپس با اشاره به غدد کیسه‌ای ترشح کننده منی و وظایف آنها می‌نویسند:
این دو غده ترشح کننده هستند که ترشحات آنها بخشی از مایع منی را تشکیل می‌دهد.
ترشحات این غدد به رنگ زرد بوده و از نظر فرکتوز بسیار غنی است همچنین این غدد در عمل جهشی منی به خارج و به صورت دفعات بر اثر انقباض عضلات آنها نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند.
پس می‌توان گفت: منی از میان صلب مرد به عنوان یک مرکز عصبی- تناسلی امر کننده و ترائب او به عنوان رشته‌های عصبی ماء مور به اجرا، خارج می‌شود. و در واقع خروج منی با تناسق و هماهنگی کامل بین آمر و مأمور انجام می‌پذیرد و این مسأله از نظر علمی نیز اثبات رسیده است.
با توجه به توضیحات فوق هیچ اشکالی در این مسأله باقی نمی‌ماند که قرآن این موضوع را به گونه‌ای اعجازآمیز و به صورت موعظه بیان فرموده است.» [۱۵۴]

نتیجه‌گیری

بنظر می‌رسد که می‌توان معنای ششم و هفتم را با هم جمع کرد و این معنا با کلام علامه طباطبائی (ره) (مراد کل بدن انسان باشد) نیز قابل جمع است. و با مبانی علمی هم ناسازگاری ندارد؛ بلکه علم مؤید آن است. چرا که قرآن می‌فرماید: «منی مرد از بدن او که بین پشت و جلوی او (که منظور محل آلت تناسلی اوست) خارج می‌شود». و این مطلب با ظهور آیه شریفه که صفت برای «ماء دافق» است سازگارتر است.
پس آیه ربطی به زنان ندارد تا با مبانی علمی خروج منی و جهنده نبودن اوول ناسازگار باشد.
نکته ۱: قرآن کریم سخن پروردگاری حکیم و عالم است که در اوج فصاحت، بلاغت و ادب بیان شده است. ادب قرآن در بیان مطالب جنسی کاملا روشن است.
بنظر می‌رسد که در اینجا نیز برای اینکه نام آلت تناسلی انسان به صراحت برده نشود از تعبیرما بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ «آب جهنده‌ای که از ما بین پشت (مرد) و دو استخوان پای» استفاده شده است.
نکته ۲: این تعبیر قرآن کریم گر چه اشاره‌ای لطیف به مسایل علمی است و بار دیگر عظمت این کتاب آسمانی را روشن می‌سازد امّا این مطلب نمی‌تواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد. چرا که خروج منی از بدن انسان و دستگاه تناسلی که بین پشت و دو استخوان جلوی بدن است فی الجمله برای بشر قابل حسّ بوده است. پس قرآن کریم در این مورد خبر غیبی را بیان نکرده است. و مطالب علمی دکتر پاک‌نژاد در رابطه با دخالت مایع اطراف ستون فقرات در منی نیز به صورت احتمالی بیان شد و چیز خاصی را اثبات نکرد.

سوّم: منشأ منی کجاست (صلب- ظهور)

اشاره
قرآن کریم در مورد نسل انسان‌ها اشاره به پشت (کمر) می‌کند و در این مورد دو تعبیر در قرآن یافت می‌شود که مورد توجه برخی پزشکان قرار گرفته و آن را نوعی اعجاز علمی قرآن دانسته‌اند.
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا [۱۵۵] «و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهی دادیم.»
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ [۱۵۶] «از آب جهنده‌ای خلق شده [که از بین صلب و ترائب بیرون می‌آید.»

نکات تفسیری

در مورد آیه دوّم (صلب و ترائب) در صفحات پیشین، بحث مبسوطی داشتیم و بیان شد که مقصود از صلب و ترائب همان بین کمر مرد و دو استخوان ران اوست که کنایه از دستگاه تناسلی مرد است. پس محور اصلی سخن را در اینجا آیه اوّل قرار می‌دهیم. در مورد این آیه مفسران و صاحب‌نظران شش احتمال و دیدگاه را مطرح کرده‌اند:
الف: محدثین و اهل ظاهر گفته‌اند که: منظور این است که فرزندان آدم تا پایان دنیا به صورت ذرات کوچکی از پشت آدم خارج شدند و فضا را پر کردند. در حالی که دارای شعور بوده و قادر به سخن گفتن بودند. [۱۵۷]
ب: منظور استعدادی است که خداوند در ذرات نخستین انسان (یعنی نطفه تا جنین) قرار داده تا بتوانند حقیقت توحید را درک کنند (فطرت توحیدی) [۱۵۸]
ج: مقصود عالم ارواح است یعنی خداوند قبل از خلقت اجساد انسانها، ارواح آنها را آفرید و مخاطب ساخت. این تفسیری است که از برخی روایات استفاده کردند. و استاد مکارم شیرازی بدون اشاره به قائل، نقل می‌کند. [۱۵۹]
د: مقصود گفتگوی انبیاء با برخی مردم است، که دلائل توحید را از انبیاء شنیدند و پاسخ مثبت دادند. (زبان قال) [۱۶۰] ه: زبان حال همه انسانها بعد از بلوغ و عقل است که با دیدن آیات الهی به یکتائی او اعتراف می‌کنند. این تفسیر را از بلخی و رمانی نقل می‌کنند. [۱۶۱]
و: مقصود عالم ملکوت و وجود جمعی موجودات نزد خداست که با شهود باطنی خدا را مشاهده کرده و به وحدانیت او اعتراف می‌کنند. (دیدگاه علامه طباطبائی (ره)) [۱۶۲] ما در این مختصر در صدد نقد و بررسی اقوال مفسرین در مورد تفسیر این آیه نیستیم.
چرا که از موضوع بحث ما خارج است و فقط به بررسی مطالب علمی آیه می‌پردازیم. [۱۶۳]
واژه «ذرّیه» که در آیه ۱۷۲ سوره اعراف آمده است به معنای فرزندان کوچک و خردسال است و در مورد ریشه لغوی آن چند احتمال داده شده است:
۱. از «ذرء» (بر وزن زرع) به معنای آفرینش باشد. بنابراین مفهوم اصلی «ذریه» با مفهوم مخلوق و آفریده شده برابر است.
۲. بعضی آن را از «ذرّ» (بر وزن شرّ) دانسته‌اند که به معنای موجودات بسیار کوچک همانند ذرات غبار و مورچه‌های بسیار ریز می‌باشد. از این نظر که فرزندان انسان نیز در ابتداء از نطفه بسیار کوچکی آغاز حیات می‌کنند.
۳. احتمال دارد از ماده «ذرو» (بر وزن مرو) به معنی پراکنده ساختن باشد. و به فرزندان انسان ذریه گویند چون پس از تکثیر به هر سو در روی زمین پراکنده می‌شوند. [۱۶۴]
و جمله «من ظهورهم» بدل از جمله «من بنی آدم» است. و واژه «ظهر» به معنی «پشت انسان» است اگر چه به معنای «قوت و شدت» هم به کار می‌رود. [۱۶۵]

اسرار علمی

در مورد آیات فوق برخی پزشکان اینگونه اظهار نظر کرده‌اند:
۱. دکتر قرقوز و دکتر دیاب درباره آیه ۱۷۲ سوره اعراف می‌نویسند:
«از همان هنگام که انسان به صورت پاره گوشتی (جنین جوان) در شکم مادر قرار گرفته، دو برجستگی از طناب پشتی (drocotoN) که بعدا ستون فقرات را تشکیل خواهد داد، بوجود می‌آیند. این دو برجستگی را لوله‌های تناسلی (eglit latineG) می‌نامند. جنسیت جنین بوسیله این لوله‌های تناسلی شناخته می‌شود.
اگر مقرر شده که جنین پسر باشد، این دو لوله از هفته ششم عمر جنین شروع به ساخت بافتهای مشابه بافتهای بیضه می‌کنند. و امّا اگر مقرر شده که جنین دختر باشد، این لوله‌های تناسلی از هم متمایز شده تا در هفته دهم بافت‌هایی شبیه بافت‌های تخمدان را تشکیل دهند.
بدین ترتیب بیضه‌ها و تخمدان‌ها که از یک مبدأ یعنی کمر انسان نشأت گرفته‌اند به تولید عروسها و دامادها می‌پردازند تا از تلاقی آنها بقای نسل بشر ادامه یابد. و بدین طریق متوجه می‌شویم که چگونه ذریه و نسل انسان از پشت او پا به عرصه هستی می‌گذارد و به بیان اعجازآمیز قرآن در این زمینه که چهارده قرن پیش بیان گردیده واقف می‌شویم.» [۱۶۶]
سپس ایشان برای توجیه کلمه «صلب» در آیه ۷ سوره طارق متذکر می‌شود که ستون فقرات کمر و استخوان خارجی از نظر عصبی در برگیرنده مرکز تنظیم رفتارهای جنسی است.
و منطقه خاص صلب که مسئول این عصب دهی است را بین مهره دوازدهم پشتی و مهره اوّل و دوّم و سوّم و چهارم خاجی می‌داند. [۱۶۷]
۲. دکتر پاک‌نژاد نیز در مورد آیه ۱۷۲ سوره اعراف می‌نویسد:
«تخم و تخمدان هر دو از اول خلقت در پشت قرار دارند و پس از چندی (وقتی جنین در حدود شش ماه دارد) در جنس نر هر دو پایین کشیده شده در پوسته بیضه قرار گرفته به وضع عادی درمی‌آید. و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده در دو طرف پهلو محاذی لوله‌های رحم جایگزین می‌شود.
پیدایش نسل و ذریه را نیز می‌دانیم در اثر روانه شدن و نزدیک شدن و سرانجام یکی شدن یکی از دو جزء از جنس نر و ماده (نطفه پدر و نطفه مادر) صورت خواهد گرفت.
این دو جزء از ابتدای پیدایش پدر و مادر در آنها به ودیعت نگهداری شده و سرانجام به صورت دو جزء تولید مثل (گامت نر و گامت ماده) درآمده به هم آمیخته جنین را می‌سازند و می‌دانیم که گامت ماده و نر یکی به تخمدان و دیگری به تخم ارتباط دارد.
و لذا وقتی قرآن می‌فرماید: «چون پروردگارت از اولاد آدم از پشتشان ذریه ایشان را گرفت.» [۱۶۸] شاید اشاره به همین مطلب یعنی به محل اولیه تخم و تخمدان باشد.»
سپس اشاره می‌کند که آیه تفسیرهای متعددی دارد. [۱۶۹] و در جای دیگر از همین مطلب (جای قرار گرفتن اولیه بیضه تخمدان در پشت انسان) برای تفسیر آیه ۷ سوره طارق استفاده می‌کند. [۱۷۰] (که عین عبارت او در بحث قبل آورده شد.)
۳. استاد مکارم شیرازی پس از آنکه شش قول مفسرین را نقل کرده است. دیدگاه دوم (استعدادی که خداوند در ذرات نخستین انسان یعنی نطفه و سپس جنین قرار داده تا بتوانند حقیقت توحید را درک کنند) و پنجم (زبان حال انسانها بعد از بلوغ و عقل که به یکتائی خدا اعتراف می‌کنند) را برمی‌گزیند. و بقیه دیدگاه‌ها را مورد انتقاد قرار می‌دهد. و سپس در توضیح دیدگاه دوم می‌نویسند:
«به این ترتیب «عالم ذر» همان عالم جنین است و سؤال و پاسخ به زبان حال صورت گرفته نه به زبان قال. و این مطلب شواهد و نظائر زیادی در کلمات عرب و غیر عرب دارد.» [۱۷۱]

بررسی

در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:
۱. دلالت تعبیر «من ظهورهم» بر دو برجستگی طناب پشتی جنین که منشأ لوله‌های تناسلی (تخم و تخمدان) مرد و زن است، جای تأمل است. چرا که اگر ظاهر لفظ آیه را در نظر بگیریم می‌گوید: «ذریه انسان از پشت و کمر او اخذ شد.» یعنی ظاهر آیه اخذ ذریّه از پشت انسان به صورت مستقیم و بالفعل است (نه بالقوه و منشأ پیدایش) در حالی که ذریه انسان از اسپرم و اوول است که بالفعل از بیضه‌ها و تخمدان زن خارج می‌شوند نه از پشت آنها.
و لذا این ظهور آیه قابل اخذ نیست پس یا باید عبارت «من ظهورهم» را بر معنای کنائی حمل کنیم و بگوییم مقصود آیه این است که «از نسل انسانها» همانطور که در تعبیرات عرفی می‌گوییم: «این افراد تا هفت پشت فلان هستند». و مراد نسل بعد نسل است. و لکن این تعبیرات عرفی فقط در فارسی است و در لغت عرب چنین تعبیری در مورد «ظهر» نیافتیم.
و یا بگوئیم «من» نشویه است و می‌خواهد بگوید منشأ پیدایش ذریه انسان پشت او است اگر چه مستقیم و بالفعل اینگونه نیست. بنابراین سخن دکتر پاک‌نژاد و دکتر قرقوز و دکتر دیاب وجهی پیدا می‌کند.
۲. آیه ۱۷۲ سوره اعراف در مورد منشأ ذریه انسان اگر بر طبق احتمالی معنا شود که دکتر پاک‌نژاد و دیاب و قرقوز معنا کردند می‌تواند نوعی رازگوئی علمی قرآن باشد. امّا به هیچ وجه دلالتی بر اعجاز علمی قرآن ندارد، چرا که:
اولا: در آیه فوق حدّاقل شش احتمال تفسیری وجود دارد که سخن این پزشکان فقط بنا بر احتمال دوم (ب) صحیح بود.
ثانیا: در مورد ماده «ذر» چند ریشه لغوی ذکر شد. که باز نکته علمی این پزشکان محترم بنابر یک احتمال صحیح بود.
ثالثا: در مورد کلمه «ظهر» چند احتمال ذکر شد که تفسیر علمی آیه بنا بر یک احتمال صحیح بود.
پس با توجه به احتمالات فوق در آیه ۱۷۲ سوره اعراف نمی‌توان یک تفسیر را به صورت قطعی به آیه نسبت داد و آن را دلیل اعجاز علمی آیه فوق داشت.
۳. واژه «صلب» نیز دلالتی بر منشأ پیدایش انسان از پشت افراد ندارد. چرا که در آیه ۷ سوره طارق می‌خوانیم مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ «از بین صلب و ترائب» یعنی منی از بین پشت مرد و دو استخوان ران او (دستگاه تناسلی او) بیرون می‌آید. و تعبیر «من بین» می‌رساند که منشأ آب خصوص پشت مرد نیست.
۴. یک اشکال و پاسخ آن: برخی از پزشکان با طرح آیه ۱۷۲ سوره اعراف وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ اشکالی را مطرح کرده‌اند که حاصل آن چنین است:
«پشت حضرت آدم (ع) جای این همه ذریه را نخواهد داشت.» [۱۷۲]
پاسخ: هر چند که با توجه به احتمالات تفسیری آیه مورد بحث جواب این اشکال روشن است امّا در اینجا تذکر دو مطلب لازم است:
اولا: در آیه سخن از آدم نیست بلکه سخن از «بنی آدم» (نسل آدم) است.
و ثانیا: سخن از پشت حضرت آدم نیست تا بخواهد همه ذریه او در پشت او جمع شوند بلکه «ظهورهم» (پشت نسل آدم) در آیه مطرح است.
پس بنظر می‌رسد که طرح اشکال بخاطر عدم دقت در خود آیه بوده است.

مرحله سوّم: آفرینش انسان از منی

اشاره
قرآن کریم در چند مورد سخن از «منی» می‌گوید و خلقت انسان را از آن می‌داند:
أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ [۱۷۳] «آیا آنچه را [که به صورت منی فرو می‌ریزید دیده‌اید؟ آیا شما آن را خلق می‌کنید یا ما آفریننده‌ایم.»
وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی [۱۷۴] «و هم اوست که دو نوع می‌آفریند: نر و ماده از نطفه‌ای چون فرو ریخته شود.»
أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی [۱۷۵] «مگر او [قبلا] نطفه‌ای از منی نبود که ریخته می‌شود؟» تذکر: آیاتی که در بحث «خلقت انسان از آب» مورد استناد قرار گرفت بنابر یک تفسیر نظر به منی داشت پس آن آیات نیز می‌تواند در اینجا مورد استناد قرار گیرد. آیات مورد نظر عبارتند از: انبیاء/ ۳۰- نور/ ۴۵- فرقان/ ۵۴- سجده/ ۸- مرسلات/ ۲۰- طارق/ ۶.
منی در لغت:
راغب اصفهانی منی را به معنای تقدیر (اندازه زدن) می‌داند. و آیات فوق را به معنای تقدیر کردن الهی می‌داند. [۱۷۶]
صاحب مقاییس اللغه نیز اصل کلمه را از تقدیر می‌داند و معتقد است منی انسان را منی گویند چون که خلقت انسان از آن مقدر می‌شود.
امّا صاحب التحقیق می‌گوید: اصل واژه منی به معنی آرزو و درخواست بدست آوردن چیزی همراه با تقدیر است. و به منی انسان نیز منی گویند چون ظهور شهوت انسان (خواستن و آرزوی چیزی) است. [۱۷۷]
کلمه منی مکرر در لغت در مورد «ماء الرجل» (آب مرد) به کار رفته است امّا در مورد زن به کار نرفته است مگر در التحقیق که در قسمت اظهار نظر نویسنده در زیر کلمه نطفة [۱۷۸] «منی مرد و زن» استعمال کرده‌اند امّا از آنجا که ایشان از لغویین معاصرند و این معنا در لغات قدیمی به کار نرفته پس در مورد قرآن قابل قبول نیست.
منی از نظر علم پزشکی:
از نظر اصطلاحی به مایعی که از مردان در هنگام نزدیکی (یا انزال) خارج می‌شود منی گویند که معمولا حاوی ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون اسپرماتوزئید است. [۱۷۹]
گاهی به نطفه مرد (اسپرماتوزئید) کرمک نیز گفته می‌شود. این اسپرم‌ها در طول مجاری منی ساز بیضه که چندین متر است ساخته و پرداخته و بتدریج برای خروج تکامل می‌یابند.
کرمک‌ها دراز هستند و طول آنها ۱۰- ۱۰۰ مو (هر مو یک میلیونم متر است) می‌باشند.
دارای سر و گردن و یک دم بسیار متحرک که با آن در هر ثانیه می‌توانند ۱۴- ۲۳ میکرون حرکت نمایند.
کرمک‌ها (اسپرم‌ها) در مهبل زن ریخته می‌شود. به عبارت دیگر، کرمک‌ها بوسیله جهش‌های مخصوص آلت به طرف دهانه رحم پرتاب می‌شوند. کرمک‌ها با مقداری از ترشحات نامبرده (مذی- وذی، ترشحات غده‌های پروستات و غدد داخلی) در مهبل می‌ماند. قسمت اعظم آنها از مخاط مهبل جذب شده وارد دستگاه گردش خون گردیده و طراوت و تازگی خاصی به زن می‌دهد. بسیاری از کرمک‌ها نیز به طرف سوراخ بسیار تنگ دهانه رحم هجوم می‌آورند. این سوراخ که به اندازه چشم سوزنی است همیشه مملو از ترشحی است که اجازه ورود بسیاری از جنبندگان و موجودات ذرّه‌بینی را به رحم نمی‌دهد. ولی نسبت به کرمک‌ها خاصیت «شیمو تاکسی» مثبت از طرف مهبل و منفی از داخل رحم دارد. یعنی وقتی کرمک‌ها در مهبل هستند آنها را به داخل رحم می‌کشاند و هنگامی که در رحم هستند آنها را از خود دور می‌سازد.
رحم که پشت مثانه راست روده قرار گرفته، جسمی است گوشتی و تو خالی تقریبا به اندازه یک گردو، یک سوراخ از جلو دارد. که به مهبل باز می‌شود و دو سوراخ در دو زاویه فوقانی، طرفی که به لوله‌های رحم باز می‌گردد. لوله‌های رحم ۱۰- ۱۴ سانتی‌متر طول دارند و سر تقریبا آزادشان مجاور تخمدان‌هاست. کرمک‌ها از رحم به طرف لوله می‌روند و با سرعت ۱۱ میلی‌متر در ساعت در مدت ۴ ساعت به وصال تخمک (که در لوله رحم قرار گرفته است) می‌رسند. [۱۸۰] و [۱۸۱] اسپرم‌ها که همراه با مایعی لزج از مجرای تناسلی مرد خارج می‌شوند در مجرای تناسلی (مهبل) زن ریخته می‌شوند. و فقط ۳۰۰ تا ۵۰۰ عدد آن به ناحیه باروی می‌رسند.
و فقط یکی از آنها برای باروی مورد نیاز است. اسپرماتوزئیدها به سرعت از مهبل وارد زهدان و متعاقبا وارد لوله‌های زهدانی می‌گردد. [۱۸۲]
دکتر دیاب و قرقوز این جریان را اینگونه تشریح می‌کنند:
«کاروان داماد (اسپرم‌ها) مسابقه هیجان‌انگیزی است که بین حدود ۵۰۰ میلیون اسپرماتوزئید برگزار می‌گردد. این مسابقه از مهبل زن شروع و با رسیدن اسپرم‌ها به تخمک (اوول زن) ختم نمی‌شود. بلکه با اختراق جداره شفاف تخمک بوسیله یکی از اسپرم‌ها به پایان می‌رسد. زیرا ممکن است دهها اسپرم به تخمک برسند ولی تنها یکی از آنها موفق به عبور از دیواره تخمک گردد.» [۱۸۳]
مسأله قابل توجهی که به هنگام رها شدن تخمک به چشم می‌خورد مایع شفاف و چسبنده‌ای است با خاصیت قلیائی که در دهانه رحم ظاهر می‌شود و فقط به مدت دو روز ادامه می‌یابد. این ماده نطفه‌ها را جذب کرده و آنها را قادر می‌سازد براحتی از لوله رحم گذشته و در مسابقه هیجان انگیز رسیدن به تخمک شرکت کنند. [۱۸۴]
در تفسیر نمونه نیز زیر آیه ۵۸ سوره واقعه مشابه همین مطالب علمی را آورده‌اند. [۱۸۵]
عبد الرزاق نوفل نیز با ذکر آیات ۵- ۶ سوره طارق مشابه همین مطالب علمی را در مورد منی و اسپرم ذکر می‌کند. [۱۸۶]
تذکر ۱: برای اطلاع بیشتر به شکل الف و ب در ضمیمه شماره ۱ توجه کنید.
تذکر ۲: نکته قابل توجهی در تعبیر قرآن کریم «منی» وجود دارد چرا که خداوند می‌توانست بجای این واژه از واژه‌های دیگر استفاده کند، اما این واژه را که دلالت بر تقدیر و اندازه‌گیری دارد انتخاب کرد و امروزه می‌دانیم که صفات ارثی مردان از طریق همین اسپرم‌ها منتقل می‌شود و در حقیقت تقدیر می‌شود.

بررسی

در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:
۱. در تفسیر نمونه در تفسیر آیه ۵۸ واقعه أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ می‌خوانیم:
«آیا از نطفه‌ای که در رحم می‌ریزید آگاهید.» [۱۸۷]
و در تفسیر آیه ۴۶ سوره نجم مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی می‌خوانیم:
«و از نطفه‌ای که خارج می‌شود و در قرارگاه رحم می‌ریزد.» [۱۸۸]
و در ترجمه قرآن استاد فولادوند در ترجمه آیه ۳۷ قیامت أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی می‌خوانیم:
«مگر او [قبلا] نطفه‌ای نبود که [در رحم ریخته می‌شود؟!» «* استاد محمد مهدی فولادوند، ترجمه قرآن، نشر دار القرآن الکریم، قطع جیبی، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۷ ش.</ref> نکته قابل توجه در این تفسیر و ترجمه این است که در هر سه مورد بر این نکته تأکید شده که منی یا نطفه مرد در رحم زن ریخته می‌شود. در حالی که:
اولا: منی مرد در مهبل یا مجرای تناسلی زن ریخته می‌شود. (همانطور که در مبحث علمی گذشت) ثانیا: در آیات فوق مکان ریختن منی مشخص نشده است و به صورت مطلق بیان شده است.
شاید آنچه که موجب این ترجمه و تفسیر شده است این باشد که منی مرد غالبا در حال آمیزش با زنان خارج می‌شود. و پس از ریختن منی در مهبل (مجرای تناسلی) اسپرم‌ها با تلاش فراوان و با کمک مایعی که از دهانه رحم ترشح می‌شود از لوله رحم عبور می کنند تا به تخمک برسند و پس از لقاح برای لانه گزینی به دیواره رحم بروند.
در حالی که این مطالب به معنی ریخته شدن منی مرد داخل رحم زن نیست و در ضمن همیشه هم منی مرد داخل مجرای زنان ریخته نمی‌شود. پس ترجمه و تفسیر فوق صحیح بنظر نمی‌رسد.
تذکر: در ضمن در ترجمه استاد فولادوند کلمه «منی» ترجمه نشده است. (مگر او نطفه‌ای از منی نبود که ریخته می‌شود؟) ۲. خلقت انسان از منی چیزی است که قرآن آن را به صورت کلی و سر بسته بیان کرده است. هر چند که تعبیر قرآن کریم یعنی «منی» در مورد مایع جنسی مردان بسیار ظریف و دقیق انتخاب شده است و این یکی از اشارات علمی قرآن است که عظمت این کتاب الهی را نشان می‌دهد. اما از آنجا که انسان‌ها به صورت محسوس این مرحله از خلقت بشر را می‌دیدند و فی الجمله از دخالت منی در تشکیل طفل اطلاع داشتند (هر چند که تمام رموز و اسرار علمی آن را نمی‌دانستند) پس نمی‌توان گفت که تذکر این مطلب اعجاز علمی قرآن است.
خلقت همسر آدم (ع) و عیسی (ع) و پدیده دو جنسی حقیقی (بکرزائی):
قرآن کریم در مورد پیدایش همسر آدم (ع) و ادامه نسل او می‌فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا کَثِیراً وَ نِساءً [۱۸۹] «ای مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید.»
خداوند در آیاتی سخن از تولد حضرت عیسی (ع) بدون پدر می‌کند و می‌فرماید:
إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ [۱۹۰] «در واقع، مثل عیسی (ع) نزد خدا همچون مثل [خلقت آدم است [که او را از خاک آفرید.»
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا قالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاماً زَکِیًّا قالَتْ أَنَّی یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا قالَ کَذلِکِ قالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ کانَ أَمْراً مَقْضِیًّا فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکاناً قَصِیًّا [۱۹۱] «و در این کتاب از مریم یاد کن، آنگاه که از کسان خود، در مکانی شرقی به کناری شتافت و در برابر آنان پرده‌ای بر خود گرفت. پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به [شکل بشری خوش اندام بر او نمایان شد [مریم گفت: اگر پرهیزکاری، من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم. گفت: من فقط فرستاده پروردگار توام، برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم. گفت: چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نبوده‌ام؟
گفت: [فرمان چنین است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و [این دستوری قطعی بود. پس [مریم به او [عیسی (ع)] آبستن شد و با او به مکان دور افتاده‌ای پناه جست.»
تذکر: تولد عجیب و حیرت انگیز حضرت عیسی (ع) (و برخی حوادث شگفت دیگر در مورد او) باعث شد تا عده‌ای از پیروانش او را پسر خدا و عده‌ای دیگر او را خدا بنامند.
از طرف دیگر برخی که نتوانستند این نشانه الهی را باور کنند به حضرت مریم (س) تهمت ناروا زدند که قرآن از این زن پاکدامن دفاع کرده و می‌فرماید:
وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا [۱۹۲] «و مریم دخت عمران را، همان کسی که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او روح خود را دمیدیم.»
ولی در عصر ما با پیشرفت علوم پزشکی این پرسش مطرح است که اگر انسان از مخلوط اسپرماتوزئید و اوول (گامت نر و ماده) بوجود می‌آید پس چگونه حضرت عیسی (ع) فقط از «تخمک» مادر بوجود آمد.
اسرار علمی خلقت آدم (ع) و عیسی (ع)
برخی از متخصصان علوم پزشکی خواسته‌اند از طریق پدیده دو جنسی حقیقی مطلب دو آیه آل عمران/ ۵۹ و نساء/ ۱ را حلّ کنند و می‌نویسند:
«شخص دو جنسی حقیقی (Hmsitidorhpamre Teur) فردی است که گنادهای او شامل هم بافت‌های بیضه و هم بافت‌های تخمدان است. و از لحاظ تئوری و کلاسیک باید به عنوان مذکر، قدرت آبستن نمودن و به عنوان مؤنث، قدرت آبستن شدن را دارا باشد. چنین دو جنس کاملی سابقه مضبوط ندارد اما افرادی دیده شده‌اند که در آنها لزوما اسپرماتوژنزیس همراه با اوول اسیون و قاعدگی وجود داشته است ...
دو جنسی حقیقی از نظر مورفولوژی بر حسب شکل و محل گنادها به ترتیب زیر طبقه بندی شده است:
۱- ۱. در یک طرف شخص در یک گناد (Ositsetov) یعنی مجتمع تخمدان و بیضه وجود دارد و در طرف دیگر یک بیضه یا یک تخمدان دیده می‌شود.
۱- ۲. اووتستیس‌های دو طرفه یعنی مجتمع تخمدان و بیضه هم در طرف راست و هم در طرف چپ وجود دارد.
۱- ۳. بیضه در یک طرف و تخمدان در طرف دیگر قرار دارد.
ایشان در ابتدای بحث ترجمه آیه اول سوره نساء را آورده است (که اشاره به این مطلب دارد که حضرت آدم (ع) می‌تواند از نوع دو جنسی حقیقی باشد و از او همسرش بوجود آمده باشد) و در پایان می‌نویسد:
«شماره‌های ۱ و ۲ و ۳ حالات گوناگونی است که هر یک می‌تواند احتمالا پاسخی برای انطباق مسئله حضرت مریم (س) با مسائل طبی باشد. اگر چه پاسخ‌های دیگر هم دارد.» [۱۹۳]
۲. برخی از نویسندگان در مورد خلقت عیسی (ع) می‌نویسند:
«انسان‌ها عادت کرده‌اند وجود فرزند را با تأثیرگذاری و دخالت پدر قبول کنند، غافل از اینکه ممکن است زنی بدون دخالت و نزدیکی با مردی باردار شود و فرزندی سالم به دنیا آورد. و این موضوع با قواعد علمی و اکتشافات دانشمندان در مسئله بکرزایی (پارتنوژنز) [۱۹۴] کاملا منطبق است. از جمله بکرزایی در نوعی از حشرات مانند شته و بعضی از جانداران مانند ستاره دریایی، کرم ابریشم و ملکه زنبور عسل. در جانداران مذکور گاهی تخمک‌ها، بدون عمل لقاح، رشد و نمو خود را شروع می‌کنند و در جانداران ذرّه‌بینی نیز مانند باکتریها، میکروبها و ویروسها تولید مثل بدون عمل لقاح انجام می‌پذیرد. حتی «فیلوکسرا و استاتریکس» [۱۹۵] می‌تواند تا ده نسل بدون دخالت نر تولید مثل کند.» [۱۹۶]
۳. دکتر «آلکسیس کارل» فیزیولوژیست و زیست‌شناس مشهور فرانسه درباره بکر زایی قورباغه می‌نویسد:
«وقتی به میزان سهمی که پدر و مادر، هر یک در تولید مثل دارند فکر می‌کنیم، باید آزمایشهای «لوب و باتایون» را به خاطر بیاوریم که از تخمک بارور نشده قورباغه‌ای بدون دخالت اسپرماتوزئید و نطفه نر به وسیله تکنیک‌های خاصی قورباغه جدیدی می‌توان به وجود آورد. به این ترتیب ممکن است یک عامل شیمیائی یا فیزیکی را جانشین سلول نر کرد ولی در هر حال وجود یک عامل ماده لازم و ضروری است.» [۱۹۷]
۴. و برخی دیگر نوشته‌اند که: دانشمندان توانسته‌اند موش ماده‌ای را (بدون اینکه با موش نر آمیزش کند) با جریان مخصوص الکتریسیته بارور کنند و بچه‌ای را به دنیا آورد. [۱۹۸]
۵. دکتر «موریس بوکای» در مورد خلقت عیسی (ع) می‌نویسد:
«انجیل‌ها (همانند قرآن) داستان واحدی را درباره مبادی زیستی عیسی (ع) عرضه می‌کنند. نمو عیسی (ع) در رحم مادر بیرون از قوانین طبیعی مشترک بین همه افراد بشر انجام شده، بدین شرح که تخم حاصله از تخمدان مادرش نیازی به تلاقی اسپرماتوزئیدی که از طرف پدر آمده باشد تا جنینی و سپس فرزند قابل زیستی تشکیل دهد، نداشته است. پدیده‌ای که منتهی به تولد فرد عادی بدون دخالت عنصر تلقیح کننده می‌گردد «بکرزائی» نامیده می‌شود.»
حشرات متنوع، برخی بی‌مهرگان و بطور بسیار نادر: نوعی گزیده پرندگان چنین حالتی دارند و سپس ذکر می‌کند که در آزمایشات بکرزائی بر روی پستانداران تا خرگوش پیش رفته‌اند و جنین در مرحله بسیار ابتدائی بدست آورده‌اند. ولی جلوتر نرفته‌اند و هیچ نمونه‌ای از بکرزائی نه آزمایشی و نه طبیعی نزد آنها شناخته شده نیست. [۱۹۹]
۶. برخی دیگر از نویسندگان تحت عنوان «یک واقعه حیرت انگیز» گزارش خانم «امی ماری جونز» را می‌دهند که فرزندی بدون پدر بدنیا آورد و پزشکان پس از مطالعات و آزمایشات به این نتیجه رسیدند که در خون دختر بچه او (مونیکا) کوچکترین علامت یا اثر مرد خارجی وجود ندارد و تنها خون هورمونهای مادر اوست که وجود او را درست کرده است. [۲۰۰]
سپس از قول دکتر «گلدمان» زیست‌شناس می‌نویسد که: زنان ممکن است بدون دخالت مرد باردار شوند و کودک سالمی به دنیا بیاورند و در این صورت کودک از هر لحاظ کپیه مادرش می‌شود. برای اینکه بدون دخالت مرد، زن باردار شود، کافی است که بعضی سلولهای جنس او تحریک شود. [۲۰۱]

بررسی

۱. اینکه حضرت عیسی (ع) بدون پدر متولد شده است از نظر آیات قرآن امری مسلم است.
اما:
اولا: این یک معجزه الهی بوده است همانطور که خود قرآن می‌فرماید: وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ [۲۰۲] و ثانیا: این حاملگی مریم (س) علتی داشته است که قرآن از آن تعبیر به دخالت «روح» می‌کند.
فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا [۲۰۳] فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا [۲۰۴] و این روح الهی به صورت بشری بر مریم ظاهر شد و با او گفتگو کرد و به او خبر داد که چنین اتفاقی (حامله شدن مریم به عیسی (ع)) را خدا خواسته است.
پس نمی‌توان گفت که این مطلب یک بکرزائی بوده است. چرا که از طرفی بکرزائی هر چند که امری مسلم باشد و در حیواناتی غیر از انسان یافت شود ولی در مورد انسان، نه به صورت آزمایشی و نه طبیعی به انجام نرسیده و نمونه ندارد. و از طرف دیگر بر فرض امکان بکرزائی در انسان‌ها اشکال این است که چرا دستگاه‌های تولید مثل حضرت مریم (س) به یکباره تغییر حالت داد و بکرزا شد. و صرف امکان بکرزائی نمی‌تواند این اشکال را برطرف کند.
بلی پدیده بکرزائی و انجام عملی آن در برخی حیوانات می‌تواند «امکان بکرزائی» را در عالم خارج به صورت یک احتمال در مورد حیوانات دیگر هم مطرح کند، پس محال نیست که یک حیوان یا انسان به صورت بکرزائی (و بدون تماس با جنس نر) بچه‌ای بدنیا آورد. اما این مطلب «تحقق خارجی بکرزائی» در مورد حضرت مریم (ع) را اثبات نمی‌کند. بلکه بر طبق آیات قرآن عاملی دیگر (روح الهی) در این امر دخالت داشته است. اما در مورد اینکه روح الهی چیست؟ تقریبا همه مفسران معروف، روح را در اینجا به جبرئیل فرشته بزرگ خدا تفسیر کرده‌اند [۲۰۵] و تعبیر روح از او به خاطر آن است که هم روحانی است و هم وجودی حیات‌بخش است. و اضافه روح به خدا، در اینجا دلیل بر عظمت و شرافت این روح است (یعنی اضافه تشریفیه است) ۲. در مورد خلقت همسر حضرت آدم (ع) از وجود ایشان که در سوره نساء آیه ۱:
خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها مطرح شده بود. دو احتمال مطرح شده است:
الف: مقصود از «نفس» در آیه فوق بدن انسان باشد. [۲۰۶] و لذا خلقت همسر آدم (حواء) از خود بدن او بوده است که طبق روایت تورات، حواء از دنده چپ آدم (ع) آفریده شد.[۲۰۷] و برخی روایات غیر معتبر (اسرائیلیات) نیز همین مطلب را می‌گوید. و خلقت حواء به صورت بکرزائی از حضرت آدم (ع) طبق این تفسیر می‌تواند مطرح شود.
ب: مقصود از خَلَقَ مِنْها زَوْجَها خلقت حواء از جنس آدم (ع) (جنس بشر) باشد. و این معنا با توجه به آیات دیگر قرآن قابل اثبات است که می‌فرماید:
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها [۲۰۸] «از نشانه‌های قدرت خدا این است که همسران شما را از جنس شما قرار داد تا بوسیله آنها آرامش بیابید.»
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً [۲۰۹] «خداوند همسران شما را از جنس شما قرار داد.»
اینکه در این آیات می‌خوانیم: «همسران شما را از شما قرار داد» معنی آن این است که از جنس شما قرار داد نه از اعضای بدن شما. و حتی در روایتی از امام باقر (ع)، خلقت حواء از یکی از دنده‌های آدم (ع) شدیدا تکذیب شده و تصریح گردیده که حواء از باقی مانده خاک آدم (از جنس آدم) آفریده شده است. [۲۱۰]
پس با توجه به مطالب فوق تفسیر دوّم آیه اثبات می‌شود و تفسیر اوّل رد می‌شود پس پیدایش حواء از آدم به صورت بکرزائی به دو دلیل قابل ردّ است:
اوّل: اینکه مبنای این سخن خلقت حواء از بدن آدم است که در تفسیر اول رد شد.
دوّم: اینکه بکرزائی مستلزم حاملگی و زایش آدم (ع) است که سخن باطلی است و حتی کسانی که بکرزائی را قبول دارند آن را در جنس ماده برخی حیوانات (نه در جنس نر) می‌پذیرند.

مرحله چهارم: خلقت انسان از نطفه

اشاره
قرآن کریم در موارد متعددی نطفة را به عنوان یکی از مراحل خلقت انسان معرفی می‌کند. این معرفی به چند صورت انجام پذیرفته است:
الف: گاهی سخن از مطلق نطفة می‌کند:
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ [۲۱۱] «انسان را از نطفه‌ای آفریده است، آنگاه ستیزه‌جوئی آشکار است.»
فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ [۲۱۲] «پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریده‌ایم سپس از نطفه، سپس از علقه.»
ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً [۲۱۳] «سپس او را [به صورت نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم.»
مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ [۲۱۴] «از نطفه‌ای خلقش کرد و اندازه مقررش بخشید.»
ب: گاهی سخن از نطفه مخلوط می‌کند:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ [۲۱۵] «ما انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازمائیم.»
«انسان را خلق کردیم از مخلوط نطفه (زن و مرد) که از حالی به حالی شده است.»
«ما او را از آب نطفه مختلط بی‌حس و شعور خلق کردیم.» [۲۱۶]
ج: انسان از نطفه‌ای از جنس منی آفریده شده است:
أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی [۲۱۷] «مگر او [قبلا] نطفه‌ای از منی نبود که ریخته می‌شود.»
مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی [۲۱۸] «از نطفه‌ای چون فرو ریخته شود.»
نطفه در لغت:
نطفه در لغت به معنای سیلان ضعیف چیزی است. و به معنای آب صاف کم یا زیاد نیز آمده است. و نطفه شامل چیزی که از مرد و زن برای آمیزش خارج می‌شود می‌گردد. پس به منی مرد و زن نطفه گویند چون سیلان دارند. [۲۱۹]
تذکر: همانطور که مشاهده شد کلمه «نطفه» در لغت مخصوص مردان نیست بلکه شامل آب مرد و زن می‌شود.
نطفه در اصطلاح:
نطفه در اصطلاح عبارت است از چیزی که از مردان یا زنان برای لقاح و تشکیل جنین خارج می‌شود که در مورد آب مردان به آن منی گویند و از نظر پزشکی شامل میلیون‌ها اسپرماتوزئیدها است (که در بحث قبل گذشت) و در مورد آب زنان به آن تخمک (اوول) [۲۲۰] گویند. این تخمک‌ها دایره‌ای هستند به قطر متوسط ۱۳۵ مو و گاهی تا ۲۰۰ مو می‌شوند که با چشم دیده می‌شوند. و تعداد آنها کلا حدود چهار صد هزار عدد است که در دوران بارداری نزدیک به چهار صد عدد آنها از زن خارج می‌شود. یعنی در هر ماه سیزده عدد. [۲۲۱]
البته فقط یک عدد از این تخمک‌ها کامل شده و خارج می‌شوند. و بقیه (حدودا ۱۲ عدد دیگر) تحلیل می‌روند.
اسپرماتوزئید به سرعت از مهبل (مجرای تناسلی زن) وارد زهدان و متعاقبا وارد لوله‌های زهدانی می‌گردد. این صعود احتمالا به دلیل انقباضات ماهیچه‌ای زهدان و لوله می‌باشد.
باروی (گشنیده شدن- لقاح- noitadnoceF, noitazilitreF) فرایندی است که در آن گامت‌های مرد و زن با هم ادغام می‌شود. باروری در ناحیه حبابی لوله زهدان اتفاق می‌افتد.
این ناحیه وسیع‌ترین قسمت لوله بوده و نزدیک تخمدان قرار گرفته است. در حالی که اسپرماتوزئید می‌تواند ۲۴ ساعت در مجرای تولید مثل زن زنده بماند، تصور می‌شود که تخمک ثانوی اگر باروی نشود ۱۲ تا ۱۴ ساعت پس از تخمک گذاری می‌میرد. [۲۲۲]
تذکر: به شکل الف و ب در ضمیمه مراجعه فرمایید.
استاد آیة اللّه معرفت می‌نویسند: نطفه بر سه چیز اطلاق می‌شود:
۱. نطفه مرد که همان اسپرم‌ها (حیوانات منی) هستند.
۲. نطفه زن که همان اوول (البویضه) است.
۳. نطفه مخلوط (یا امشاج) که از آب مرد و زن تشکیل می‌شود. [۲۲۳]
علامه طباطبائی (ره) در زیر آیه ۲ سوره انسان (دهر) می‌نویسند:
النطفة فی الاصل بمعنی الماء القلیل غلب استعماله فی ماء الذکور من الحیوان الذی یتکوّن منه مثله». [۲۲۴]
«نطفه در اصل به معنی آب کم است که استعمال آن غالبا در مورد آب جنس نر از حیوانات است آبی که از آن تولید مثل می‌شود.»
سخن علامه از دو جهت قابل اشکال است:
نخست آنکه نطفه به معنی آب چه کم یا زیاد می‌آید نه آب کم همانطور که برخی از لغویین قدیمی بدین مطلب تصریح کرده‌اند. [۲۲۵]
و دوّم آنکه نطفه به معنی آب مردان و زنان استعمال شده است. و برخی از مفسرین و لغویین قدیم و جدید بدان تصریح کرده‌اند. [۲۲۶] و دلیلی بر غلبه آن در آب مردان نیافتیم بلکه برخی استعمالات آن در قرآن کریم نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ- نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ- خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً نشان می‌دهد که مقصود نطفه‌ای است که شامل آب مرد و زن (اسپرماتوزئید و اوول) می‌شود.
نطفه در قرآن کریم:
همانطور که گذشت قرآن کریم گاهی سخن از مطلق نطفه، نطفه مخلوط و نطفه‌ای که از جنس منی است می‌کند. نیز مشاهده کردیم که واژه «نطفه» معنایی وسیع دارد و شامل عامل تولید مثل مرد و زن می‌شود. با توجه به این دو مقدمه می‌توان گفت که قرآن هرگاه سخن از نطفه‌ای که از جنس منی است می‌نماید مقصودش همان منی مرد است و این مطلب از نظر استعمال لغت بلا اشکال است.
و لذا ما آیات ۳۷ سوره قیامت و ۴۶ سوره نجم را در بحث منی آوردیم و مورد بحث قرار دادیم. و اما وقتی قرآن سخن از نطفه مخلوط می‌کند (انسان/ ۲) مقصودش همان تخمک (اوول) زن و اسپرماتوزئید مرد پس از لقاح است، یعنی هنگامی که این دو با هم ترکیب شد به نام نطفه امشاج خوانده می‌شود.
و اما هنگامی که قرآن سخن از «نطفه» به صورت مطلق (بدون قید «من منی» و «امشاج») می‌گوید مقصود چیست؟
به نظر می‌رسد که در این مورد نیز تخمک لقاح یافته و ترکیب شده با اسپرم مقصود است بخاطر دلایل و شواهد زیر:
۱. در سوره مؤمنون آیه ۱۳- ۱۴ دو قید آورده است که فقط بر تخمک لقاح یافته قابل تطبیق است در آنجا می‌فرماید:
ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً «سپس او را [به صورت نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم.»
مفسرین تصریح می‌کنند که مقصود از «قرار مکین» در این آیه رحم است. و نطفه پس از لقاح در رحم قرار می‌گیرد.
به علاوه آن چیزی که تبدیل به علقه (خون بسته آویزان زالو شکل) می‌شود همان نطفه لقاح یافته با اسپرم است و گر نه نطفه مرد یا زن به تنهایی نمی‌تواند به صورت علقه درآید و یا در رحم استقرار یابد و بماند.
۲. سیاق سوره‌های حج/ ۵- یس/ ۷۷- غافر/ ۶۷- کهف/ ۳۷ و فاطر/ ۱۱ نیز شبیه سیاق آیه ۱۴ سوره مؤمنون است.
۳. همانگونه که گذشت واژه «نطفه» در لغت اعم از نطفه مرد و زن است پس هر جا که این واژه به کار رفت اگر قرینه‌ای قوی وجود داشت بر نطفه خاص مرد یا زن حمل می‌شود (مثل نطفه من منی) امّا هر گاه قرینه‌ای نبود ناچاریم آن را بر معنای اعم حمل کنیم که شامل نطفه مرد و زن می‌شود.
۴. در سوره عبس/ ۱۹ و نحل/ ۴، نیز می‌توانیم قرینه‌ای برای اعم بودن پیدا کرد.
چرا که در سوره عبس/ ۱۷- ۱۹: قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ مِنْ أَیِّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ و در سوره نحل/ ۴: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ سخن از جنس انسان و خلقت آن گفته شده است و روشن است که جنس انسان از نطفه مرد به تنهایی خلق نشده است بلکه از مجموع نطفه مرد و زن خلق شده است.

نتیجه‌گیری

واژه نطفه که در لغت اعم از نطفه مرد و زن است، در قرآن کریم در مورد نطفه زن و مرد (اوول و اسپرماتوزئید) یعنی نطفه لقاح یافته و بارور شده به کار می‌رود مگر آنکه قرینه‌ای مشخص کند که منظور خصوص نطفه مرد است.

اسرار و نکات علمی

در مورد آیات مربوط به «نطفه» مفسران و نیز صاحب‌نظران اظهار نظرهایی کرده‌اند که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
۱. طبرسی (ره) در مجمع البیان در مورد آیه ۲ سوره انسان: مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ چند دیدگاه را مطرح می‌کند:
الف: مراد آب مرد و زن است که با هم مخلوط می‌شود. این سخن از ابن عباس، عکرمه و مجاهد نقل شد و مورد قبول مرحوم طبرسی نیز هست.
ب: نطفه‌ای که مخلوط از حالات است حالت علقه، حالت مضغه و حالت استخوان ... تا انسان شود.
ج: نطفه‌ای که مخلوط از رنگ‌های نطفه زن و مرد است.
د: نطفه‌ای که مخلوط با خون حیض است. و لذا پس از حاملگی خون حیض قطع می‌شود.
ه: نطفه‌ای که مخلوط از رگ‌هایی است.
و: نطفه‌ای که مخلوط از طبایع مختلفی است که در انسان وجود دارد. (مثل حرارت، برودت و ... [۲۲۷])
۲. علامه طباطبائی (ره) در مورد آیه دوم سوره انسان: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ می‌نویسند:
«أمشاج» جمع مشیج به معنی مخلوط و ممزوج است. و این وصف که برای نطفه آورده شد یا به اعتبار اجزاء نطفه است که مختلف است و یا به اعتبار اختلاط آب مرد و زن است و «ابتلاء» به معنی تبدیل حالات چیزی از حالی به حالی و از صورتی به صورتی است مثل تغییر حالت طلا در کوره و مقصود از ابتلاء خداوند نسبت به خلق انسان در نطفه، همان است که در آیات دیگر بیان شده که نطفه را علقه و علقه را مضغه و ... می‌کند. تا به خلق آخر برسد.
برخی گفته‌اند ابتلاء به معنی امتحان بوسیله تکلیف است و این معنا بوسیله فاء تفریع در ادامه آیه فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً دفع می‌شود چرا که اگر مراد از ابتلاء تکلیف بود باید آیه بر عکس می‌شد چون امتحان متفرع بر سمیع و بصیر بودن است.» [۲۲۸]
۳. استاد مکارم شیرازی آیه ۲ سوره دهر را اینگونه ترجمه می‌کنند:
«ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را می‌آزمائیم.» و سپس می‌نویسند: امشاج جمع مشج یا مشیج به معنی شی‌ء مخلوط است. ایشان در مورد آفرینش انسان از نطفه مخلوط چند احتمال را مطرح می‌کنند:
الف: اختلاط نطفه مرد و زن و ترکیب اسپرم و اوول. همانگونه که در روایات اهل بیت (ع) اجمالا به آن اشاره شده است.
ب: اشاره به استعدادهای مختلف درون نطفه از نظر عامل وراثت از طریق ژنها و مانند آن باشد.
ج: اشاره به اختلاط مواد مختلف ترکیبی نطفه باشد.
د: اختلاط همه اینها با همدیگر باشد.
سپس ایشان نتیجه می‌گیرند که معنای أخیر جامع‌تر و مناسب‌تر است.
ه: أمشاج اشاره به تطورات نطفه در دوران جنینی باشد. (بصورت احتمال مطرح می‌شود.)
سپس «نبتلیه» را اشاره به رسیدن انسان به مقام تکلیف و تعهد و مسئولیت و آزمایش و امتحان می‌دانند. و چشم و گوش را که در آخر آیه مطرح می‌شود ابزار شناخت که مقدمه آزمایش است می‌دانند. و این معنا را در مقابل احتمال دیگر (ابتلاء بمعنای تطورات و تحولات جنین) ترجیح می‌دهد.
سپس به نکات علمی در رابطه با آیه اشاره می‌کنند و ابتداء نکاتی علمی در مورد اسپرم و اوول می‌گویند. و آن را از عجائب و شگفتیهای بزرگ جهان آفرینش می‌دانند که با پیشرفت علم جنین‌شناسی پرده از اسرار آن برداشته شد. و از جمله اشاره می‌کنند که:
«برخی از دانشمندان معتقدند که نطفه زن دارای الکتریسته مثبت است و اسپرم دارای الکتریسته منفی و لذا به سوی هم کشیده می‌شوند. امّا هنگامی که اسپرم وارد تخمک شد بار الکتریکی آن را منفی می‌کند و به همین دلیل اسپرم‌های بی‌شمار دیگر که در اطراف آن وجود دارند از آن رانده می‌شوند. و بعضی نیز گفته‌اند با ورود اسپرم ماده شیمیائی مخصوص ترشح می‌شود که سایر اسپرم‌ها را می‌راند.» [۲۲۹]
و نیز ایشان در تفسیر واژه «خصیم» در آیه: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ [۲۳۰] دو احتمال ذکر می‌کند: یکی اینکه به معنی قدرت انسان بر سخن گفتن و محاجه و استدلال باشد که برخی مفسران گفته‌اند و دیگر اینکه به معنی مسابقه و منازعه‌ای باشد که میان اسپرم‌ها هنگام حرکت به سوی اوول در رحم مادر صورت می‌گیرد، که سرانجام یکی از آنان موفق می‌شود با اوول ترکیب شود و بقیه شکست خورده و نابود می‌شوند. و این مطلب علمی را یکی از شگفتی‌ها و نکات بدیع و ظریف جنین می‌داند. [۲۳۱]
و نیز ایشان در تفسیر آیه ۱۳ سوره مؤمنون: ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ نکته‌ای علمی درباره قرار مکین بیان می‌کنند و می‌نویسند:
«تعبیر از رحم به قرار مکین (قرارگاه امن و امان) اشاره به موقعیت خاص رحم در بدن انسان است، در واقع محفوظترین نقطه بدن که از هر طرف کاملا تحت حفاظت قرار گرفته ستون فقرات و دنده‌ها از یک سو، استخوان نیرومند لگن خاسره از سوی دیگر پوششهای متعدد شکم از سوی سوم، حفاظتی که از سوی دستها به عمل می‌آید از سوی چهارم، همگی شواهد این قرارگاه امن و امان است.» [۲۳۲]
۴. دکتر پاک‌نژاد با تشریح زیبایی، آمیزش تخمک و اسپرم را شرح می‌دهد:
«حدود ۲ تا ۵۰۰ میلیون اسپرم که در مهبل زن ریخته شده است در یک مسابقه به طرف سوراخ ریز مهبل می‌روند. و تعدادی از آنها از سوراخ عبور کرده و طول رحم را طی می‌کنند و سپس به لوله‌های رحم که ۱۰- ۱۴ سانتی‌متر طول دارد می‌رسند. آنها با سرعت ۱۱ میلی متر در ساعت در حال حرکت هستند. از طرف دیگر تخمکی از جداره تخمدان زن جدا شده و بوسیله دهانه لوله رحم که خاصیتی مکنده دارد بعلیده می‌شود. در لوله‌های رحم کرک‌های بسیار ملایم و ظریف وجود دارد که سرشان به طرف رحم تمایل دارد همینکه تخمک بین آنها قرار گرفت. به کمک ترشحات داخلی لوله او را به طرف رحم می‌رانند.
ناگهان تخمک و اسپرم‌ها به هم می‌رسند و هزاران کرمک (اسپرم) بوصال رسیده معشوق خود (تخمک) را در برمی‌گیرند. و سرهای خود را بر تخمک می‌گذارند. این حالت بیشتر به جنگ و جدال و مسابقه شبیه است. بالاخره یکی از کرمک‌ها تخمک را سوراخ کرده در آن وارد می‌شود.
سپس ایشان با ذکر آیه ۲ سوره دهر (انسان):
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ «انسان را خلق کردیم از مخلوط نطفه (زن و مرد) که از حالی به حالی شده است.»
نتیجه می‌گیرد که: نطفه‌ای که انسان از آن ساخته می‌شود مخلوطی از نطفه‌های زن و مرد است. و نطفه زن و مرد برای امشاج و مخلوط شدن و انسان درست کردن به بلایا و دگرگونی‌هائی دچار می‌شوند. (نصف می‌شوند، کرموزمها نصف می‌شود و غیره ...) گر چه برخی امشاج را مخلوطی از صفت ملائکه و حیوان یا نر و ماده یا ژن و ژنتیک دانسته‌اند.
سپس با تذکر اینکه این مطالب یکی از معجزات است، تذکر دیگری می‌دهند که: چون خدا آزمایش کننده است و امتحان (نبتلیه) در محیط آزاد معنا دارد لذا می‌توان گفت عقل در نطفه هم دخالت دارد. [۲۳۳]
۵. دکتر دیاب و دکتر قرقوز نیز با طرح آیه ۲ سوره انسان: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ آن را چنین ترجمه می‌کنند:
«ما او را از نطفه‌ای مختلط (بی‌حس و شعور) خلق کردیم.»
و سپس توضیحات مفصلی راجع به حرکت تخمک و اسپرم‌ها می‌دهند و می‌نویسند:
«پس از انجام لقاح، فعل و انفعالات سلولی دقیق و شگفت‌انگیزی صورت می‌پذیرد که منتهی به اتحاد نطفه و تخمک می‌گردد. و بدین طریق تعداد کرموزومها به حد نصاب می‌رسد از این پس تخمک لقاح یافته را تخم (Ztogy) می‌نامند. تخمک لقاح یافته به قدرت تازه‌ای دست می‌یابد و از طریق این قدرت کار تقسیم و نمو را برای تشکیل جنین آغاز می‌کند. بدین طریق پدر و مادر صفات ارثی خود را به طور مشترک به جنین منتقل می‌نمایند.» [۲۳۴]
۶. یکی از نویسندگان معاصر نیز با طرح آیات مربوط به خلقت انسان مراحل آن را مطابق با علم جدید امبریولوژی (جنین‌شناسی [۲۳۵]) معرفی می‌کند و سپس آیه ۲ سوره دهر را اینگونه ترجمه می‌کند:
«بدرستی که ما خلق کردیم انسان را از نطفه (مخلوط اسپرم و اوول) مرد و زن در حالی که با هم آمیخته و مخلوط شدند ...» [۲۳۶]
۷. یکی دیگر از صاحب نظران آیه ۲ سوره دهر را اینگونه ترجمه می‌کند:
«ما انسان را از نطفه مخلوط (سلول تخم) پدید آوردیم.»
و سپس می‌گوید این آیه را سه گونه می‌توان تفسیر کرد:
الف: اینکه بشر را مرکّب از نیم سلول نر و نیم سلول ماده (تخمک و کرمک) آفریده‌ایم.
ب: اینکه نطفه انسان نیمی حیوان و نیمی فرشته (عقل) است.
ج: اینکه ما انسان را از نطفه‌ای که مخلوط از مواد وراثتی پدر و مادر است آفریده‌ایم.
چه اینکه یاخته‌های جنسی انسان شامل ۴۸ عدد کروموزوم می‌باشد. که هر کدام از ذرات متعددی بنام «ژن» ترکیب یافته‌اند، این ژنها نقش مهمی در ساختمان سلول زنده بعهده دارند و بعضی از این ذرات بسیار ریز حاصل حالات و صفات پدر و مادر می‌باشند. [۲۳۷]
۸. یکی دیگر از صاحب‌نظران با طرح این مطلب که در عصر پیامبر (ص) نطفه انسان بیش از یک ماده متعفن چیز دیگری تلقی نمی‌شد ولی قرآن کریم تحت عنوان «امشاج» مطلبی بیان کرده است، متذکر می‌شود که: نطفه انسان دارای ۴۶ عامل وراثت و هر عامل بین ده هزار تا صد هزار علامت و اطلاعات مخصوص بخود می‌باشد.
ایشان در مورد کلمه امشاج چند احتمال را مطرح می‌کند:
الف: مقصود از کلمه «امشاج» (مخلوط متراکم) این است که عناصر انسان متراکم است.
ب: نطفه مخلوطی از اوصاف پدر و مادر است که بوسیله ژن‌ها به کودک منتقل می‌شود. [۲۳۸]
ج: مقصود از کلمه امشاج آمیزش نطفه زن و مرد و ترکیب یافتن دو نطفه و به صورت جنین درآمدن است.
و سپس نتیجه می‌گیرد که: هر چه هست کلمه امشاج به ما می‌فهماند که خلقت بشر از نظر قرآن دقیق‌تر از آن است که بشر فکر می‌کند و از طرف دیگر این کلمه چون معانی مختلفی دارد به ما ثابت می‌کند که محمد (ص) نمی‌توانسته اینگونه حقایق را که برای پیروانش قابل رؤیت نبوده به طور صریح بیان کند و از سوی دیگر هم نمی‌توانسته حقایق را کتمان نماید. لذا حقایق را ناگزیر طوری بیان فرموده که آنان بتوانند از آن به اندازه استعداد خویش درک نمایند. [۲۳۹]
۹. دکتر «موریس بوکای» در مورد آیه ۲ سوره دهر: (ما انسان را از نطفه‌ای مخلوط آفریدیم) می‌نویسد:
«بسیاری مفسران، مانند پرفسور حمید اللّه، در این مخلوطها عنصر مذکر و عنصر مؤنث را می‌بینند. مصنفان قدیم هم نمی‌توانستند کمترین ایده‌ای از فیزیولوژی باروری و خصوصا از آنچه که شرایط زیست‌شناختی (بیولوژیک) جانب زن است داشته باشند، همان نظر را می‌داشتند. امّا مفسران جدید، مانند «منتخب» نشر شورای عالی امور اسلامی قاهره این طرز دید را اصلاح کرده و در اینجا تشخیص می‌دهند که قطره منی واجد عناصر گوناگونی است.
سپس توضیح می‌دهد که منی از عناصر گوناگون زیر تشکیل شده است:
الف: ترشحات بیضه‌ها یعنی اسپرماتوزئید غوطه‌ور در مایعی (سرم گونه.)
ب: ترشحات کیسه‌های تخمی که نزدیک پروستات هستند و ترشح خاصی بدون عناصر بارور کننده دارند.
ج: ترشحات پروستات که به منی، ظاهر خامه‌ای و بوی ویژه‌اش را می‌دهد.
د: ترشحات غدد محلق به مجاری ادرار (غدد کوپر- مری- لیتره) اینها هستند منشأهای این «مخلوطها» که کاملا بنظر می‌رسد قرآن از آنها صحبت می‌دارد.» [۲۴۰]
۱۰. ممکن است گفته شود که: بسیاری افراد در طول اعصار و بویژه قبل از ظهور اسلام گمان می‌کردند که زن یک مزرعه و ظرف است و نقشی در انعقاد نطفه و جنین ندارد.
و فقط اختلاف در این بود که آیا صفات کودک همه از پدر است یا نصف آن از پدر و نصف دیگر از جد پدری اوست و یا صفات از نسل‌های طولانی (غیر از مادر) به ارث می‌رسد. [۲۴۱]
و جالب این است که مرحله اساسی در تاریخ جنین‌شناسی تصدیق «هاروی» در ۱۶۵۱ میلادی بود مشعر بر اینکه: «هر چیز که می‌زید در آغاز از تخمی می‌آید.» [۲۴۲]
پس با توجه به کشفیات جدید در مورد انتقال صفات از پدر و مادر (از طریق کروموزوم‌ها و ژن‌ها) می‌توان گفت که تعبیر «نطفة امشاج» (مخلوط نطفه زن و مرد) نوعی رازگویی علمی برخلاف عقاید مردم زمان نزول قرآن است.
۱۱. یکی از نویسندگان معاصر در این مورد می‌نویسد:
«باری کلمه امشاج کلمه‌ای است که معنای وسیعی دارد و هر چه بر علم بشر افزوده شود اهمیت آن و قرآن کریم برای ما روشن‌تر می‌گردد و اینک نمونه آن:
از جهت تحقیقات علمی در زمینه وراثت تجزیه دقیق یک کروموزوم حائز کمال اهمیت است زیرا ممکن می‌گردد در بیماریهای موروثی و مظاهری مانند پیری بنحو مطلوب اعمال نفوذ کرد. هر یک از ۴۶ عامل وراثت دارای ده‌ها هزار تا صدها هزار اطلاعاتی بیشتر از ویروس کروموزومی است.» [۲۴۳]

جمع‌بندی

در مورد آیه ۲ سوره دهر: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ چند تفسیر شده بود:
الف: در مورد نطفه دو دیدگاه وجود داشت: برخی آن را به معنای نطفه مرد گرفته بودند و برخی اعم معنا کرده بودند. به عنوان مثال، دکتر پاک‌نژاد و اکثر صاحب نظران آن را اعم از نطفه مرد و زن معنا کردند. ولی علامه طباطبائی (ره) و دکتر موریس بوکای آن را به معنای نطفه مرد دانسته بودند.
تذکر ۱: بر اساس همین دو معنای نطفه، معانی کلمه امشاج هم متعدد شده است.
تذکر ۲: با توجه به مطالبی که در مورد واژه «نطفه» در لغت و قرآن و اصطلاح بیان کردیم روشن شد که این واژه در قرآن به معنای عامل تولید مثل (آب) مرد و زن به کار می‌رود. (معنای اعم) مگر آنکه قرینه خاصی موجب اختصاص آن به مرد شود.
ب: در مورد امشاج چند دیدگاه وجود داشت:
۱. اختلاط آب مرد و زن.
۲. مخلوطی از اسپرم و اوول (تخمک) ۳. مخلوطی از ژن‌های زن و مرد.
۴. مخلوطی از صفات پدر و مادر.
۵. مخلوطی از رنگ‌های نطفه زن و مرد.
تذکر: این پنج معنا با یک دیگر قابل جمع و ادغام است.
۶. مخلوطی از صفت حیوانیت و ملائکه (عقل)
۷. مخلوطی از عناصر تشکیل دهنده نطفه یا منی.
۸. مخلوط نطفه با خون حیض.
۹. مخلوطی از رگ‌ها.
۱۰. مخلوطی از طبایع مختلف در انسان (برودت، حرارت ...)
۱۱. مخلوطی از حالات مختلف (علقه، مضغه و ...)
ج: در مورد کلمه «نبتلیه» نیز چند دیدگاه وجود داشت:
۱. حالات مختلف نطفه (نظر مورد قبول علامه طباطبائی (ره) و دکتر پاک‌نژاد)
۲. آزمایش نطفه بوسیله تکلیف (نظر مورد قبول صاحبان تفسیر نمونه)

نقد و بررسی

در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:
۱. آمدن واژه نطفه در قرآن کریم به این صورت (که اعم از آب زن و مرد است) بویژه آیه ۲ سوره انسان (نطفة امشاج) اگر آن را به معنای مخلوطی از عناصر تشکیل دهنده منی و یا مخلوطی از نطفه زن و مرد بگیریم، یکی از شگفتی‌های علمی قرآن کریم است. چرا که هر دو تفسیر بر خلاف تصور عرب معاصر نزول قرآن بوده است. و بالاتر از فکر آنان است و این مطالب علمی در سده‌های أخیر کشف گردید. پس این یک رازگوئی علمی قرآن کریم است.
امّا این مطلب دلیل اعجاز علمی قرآن نمی‌شود چرا که از طرفی احتمالات متعددی در معنای «امشاج» مطرح شده است پس یک معنای قطعی مشخص نمی‌شود و از طرف دیگر، قرآن اشاره‌ای به عناصر تشکیل دهنده نطفه نکرده بلکه مطلبی کلی و مبهم را بیان داشته است. و از طرف سوم برخی پزشکان قدیمی مثل جالینوس حکیم گفته بودند که زن و مرد هر دو نطفه دارند. هر دو قدرت تصویر دارند ولی قدرت بذر مرد قوی‌تر از زن است. [۲۴۴] و علامه مجلسی (ره) نیز از ارسطو و برخی حکما نقل می‌کند که زن منی اصطلاحی ندارد امّا رطوبتی شبیه به منی دارد که مجازا به آن منی گویند که منی مرد با آن مخلوط می‌شود. هر چند که منی مرد فاعل و منی زن منفعل است. [۲۴۵]
پس معلوم می‌شود مخلوط بودن (امشاج) نطفه زن و مرد قبل از قرآن نیز مطرح بوده است پس این مطلب اعجاز علمی قرآن به شمار نمی‌آید.
۲. سخنان مرحوم طبرسی در مجمع البیان از چند جهت قابل تأمل است:
الف: اگر مقصود از کلام ایشان در بند «د» (نطفه مخلوط با خون حیض است) این باشد که نطفه مرد با خون حیض مخلوط شود این سخن با مبانی علمی ناسازگار است چون خون حیض یعنی خونی که در هنگام عادت ماهیانه دفع می‌شود، همان خونی است که در هر ماه در عروق داخلی رحم برای تغذیه احتمالی جنین جمع می‌گردد و در صورت لقاح تخمک با اسپرماتوزئید خون موجود صرف تغذیه آن می‌شود و در غیر این صورت خونهای موجود بر اثر پوسته شدن مخاط رحم و شکافته شدن رگهای رحم به صورت خون حیض از رحم خارج می‌شود. [۲۴۶]
پس خون حیض مخلوط با منی مرد نمی‌شود و تشکیل نطفه نمی‌دهد بلکه منی مرد با تخمک زن ترکیب می‌شود و تشکیل جنین می‌دهد.
و اگر مقصود از کلام ایشان در بند «د» این باشد که نطفه زن و مرد پس از ترکیب و تشکیل سلول تخم در دیواره رحم جایگزین می‌شوند و از خون رحم تغذیه می‌کنند همان خونی که اگر این تخمک نبود تبدیل به خون حیض می‌شد، این سخن درستی است و با مبانی علمی سازگار است.
ب: سخن ایشان در بند «و» (مخلوط بودن نطفه انسان از طبایع مختلف مثل برودت، حرارت ...) بر اساس طب قدیم است و این مطلب می‌رساند که مفسران قدیمی نیز از علوم طب زمان خویش برای تفسیر آیه استفاده می‌کردند.
۳. دو اشکال سخن علامه طباطبائی (ره) در تعریف لغوی و اصطلاحی «نطفه» بیان شد و لذا تکرار نمی‌کنیم.
۴. کلام دکتر پاک‌نژاد، صدر و ذیل آن ناسازگار است چرا که در صدر سخن آیه را به گونه‌ای معنا می‌کند (مخلوط نطفه زن و مرد که از حالی به حالی شده است) که ابتلاء را به معنی تغییر حالت معنا می‌کند. و در ذیل سخن «ابتلاء» را به معنای آزمایش و امتحان معنا می‌کند و این دو معنا در آیه قابل جمع نیستند.
۵. واژه «بی‌حس و شعور» در ترجمه آیه ۲ سوره انسان در کتاب طب در قرآن دکتر دیاب و دکتر قرقوز (ما او را از نطفه‌ای مختلط بی‌حس و شعور خلق کردیم) و نیز در ترجمه استاد الهی قمشه‌ای آمده است. البته احتمال دارد که مترجم کتاب طب در قرآن (علی چراغی) این ترجمه را از استاد الهی قمشه‌ای گرفته باشد.
ولی به هر حال این واژه «بی‌حس و شعور» در آیه مورد بحث (من نطفة امشاج) نیامده است و این ترجمه غیر قابل قبول است.
۶. قرآن می‌فرماید: نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ [۲۴۷] «زنان شما کشتزار شمایند.» پس مزرعه بودن زنان در قرآن پذیرفته شده است. ولی این مطلب مستلزم این نیست که زن نقشی در تشکیل نطفه نداشته باشد بلکه همانطور که گذشت، قرآن نطفه را مخلوط (و امشاج) می‌داند.
۷. لغت «امشاج» که جمع مشج یا مشیج است به معنی چیز حقیری است که با چیزی دیگر مخلوط شده باشد ولی در کتب لغت سخنی از «تراکم» در ماده این لغت نیافتیم. [۲۴۸]
و لذا سخن نویسنده کتاب «پیشگوئیهای علمی قرآن» که آن را به معنی عناصر متراکم دانسته‌اند خالی از دلیل است.
۸. اصرار دکتر بوکای بر معنا کردن «امشاج» به مخلوطی از عناصر تشکیل دهنده نطفه مرد و نیز اصرار دیگران بر معنا کردن «امشاج» به مخلوطی از نطفه زن و مرد یا مخلوط ژن‌ها و صفات، صحیح به نظر نمی‌رسد. چرا که تعبیر قرآن «امشاج» (مخلوطها) است. و این تعبیر می‌تواند با مخلوط نطفه زن و مرد و مخلوط عناصر تشکیل دهنده نطفه سازگار باشد.
به عبارت دیگر نطفه «امشاج» (نطفه‌ای که از مخلوطهاست) افراد و مصادیقی مختلفی دارد.
یک فرد آن، مخلوط اسپرماتوزئید و اوول است و یک فرد آن مخلوط شدن از عناصر مختلف تشکیل دهنده نطفه زن یا نطفه مرد است.
پس جمع این معانی در تفسیر آیه اشکالی ندارد همانطور که برخی مفسران و لغویین بدان اشاره مختصری کرده بودند. [۲۴۹]
تذکر: بنابراین ترجمه‌های سه‌گانه‌ای که در صدر بحث از آیه ۲ سوره دهر (از استاد مکارم شیرازی، استاد فولادوند و مرحوم الهی قمشه‌ای) نقل شد خالی از اشکال نیست چون بهتر بود که آیه را اینگونه ترجمه می‌کردند:
«همانا ما انسان را از مخلوطهای نطفه آفریدیم.»

مرحله پنجم: آفرینش انسان از علق

اشاره
قرآن کریم مراحل مختلفی را در مورد خلقت یادآوری می‌کند. یکی از این مراحل «علق» است.
این تعبیر شش بار و در پنج آیه به صورتهای مختلف در قرآن به کار رفته است:
در سوره علق می‌خوانیم:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ [۲۵۰] «بخوان به نام پروردگارت که آفرید، انسان را از علق آفرید.»
و در سوره حج می‌خوانیم:
فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ [۲۵۱] «پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریده‌ایم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه.»
و در سوره مؤمنون این تعبیر دوبار آمده است:
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً [۲۵۲] «آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم. پس آن علقه را [به صورت مضغه گردانیدیم.»
و نظیر همین مطلب را در سوره غافر می‌خوانیم:
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ [۲۵۳] «او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفه‌ای، آنگاه از علقه‌ای.»
و با تعبیر دیگری در سوره قیامت می‌خوانیم:
أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی [۲۵۴] «مگر او [قبلا] نطفه‌ای نبود که ریخته می‌شود؟ پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد؟!»

نزول

به اعتقاد اکثر مفسران، سوره علق نخستین سوره‌ای است که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد. و برخی ادعا کرده‌اند که اتفاق مفسران بر آن است که پنج آیه نخست سوره علق در آغاز وحی بر رسول خدا (ص) نازل شده است. بدین صورت که: پیامبر (ص) به کوه (غار حرا) رفته بود جبرئیل آمد و گفت: ای محمد بخوان! پیامبر (ص) فرمود: من قرائت کننده نیستم.
جبرئیل او را در آغوش گرفت و فشرد و بار دیگر گفت بخوان؛ پیامبر (ص) همان جواب را تکرار کرد، بار دوم نیز جبرئیل این کار را کرد و همان جواب را شنید و در سومین بار گفت:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ... (تا آخر آیه پنجم) [۲۵۵]

علق در لغت

محور بحث علمی این آیه واژه «علق» است. علق بر وزن فرس، جمع علقه است که در معانی متعددی مثل خون بسته، زالو و ... استعمال شده است. ولی اصل همه معانی آن به یک معنا برمی‌گردد یعنی: «چیزی که به چیز بالاتر آویزان شود». و از آنجا که زالو و خون بسته به چیز دیگری می‌چسبند و بدان آویزان می‌شود علق نامیده شده است. [۲۵۶] و لذا گاهی کلمه «علقه» در فارسی به «آویزک» ترجمه می‌شود. [۲۵۷]

اسرار علمی

در مورد کلمه علق در آیه دوم سوره علق چهار احتمال داده شده است:
الف: مراد همان خون بسته‌ای است که از ترکیب اسپرم مرد با اوول زن حاصل می‌شود و سپس داخل رحم زن می‌شود و بدان آویزان می‌شود.
برخی از پزشکان می‌نویسند:
«پس از پیوستن نطفه مرد به تخمک زن، تکثیر سلولی آغاز می‌شود و به صورت یک توده سلولی در می‌آید که به شکل توت است (و به آن مارولا Malura گویند) در رحم لایه گزینی می‌کند، یعنی سلولهای تغذیه کننده به درون لایه مخاطی رحم نفوذ کرده و به آن معلّق (آویزان نه کاملا چسبیده به رحم) می‌شوند. قرآن این مطلب را با تعبیر زیبای علق آورد.» [۲۵۸]
اگر این معنا را بپذیریم اطلاق کلمه «علق» بر خون بسته در آیه فوق به چند مناسبت است:
یکی چسبنده بودن آن [۲۵۹] (خون بسته‌ای که برای مکیدن خون به بدن می‌چسبد.)
و دوم آویزان شدن آن (آویزک) به جدار رحم.
و سوم و چهارم مطلبی است که دکتر پاک‌نژاد بدان تصریح کرده است. او می‌نویسد:
«آدمی از علقه خلق شد بسیار عجیب است زیرا ۱۵ قرن قبل اشاره به حالت اولیه جنین کرده که مشابه زالو است. وجه تشابه زالو با مرحله ایجاد جنین اینکه از هر دو ماده‌ای بنام «هپارین» ترشح می‌شود که خون در موضع منعقد نشود و قابل تغذیه باشد ...
علقه چسبیده به عضو خود را جمع می‌کند و هر دو در اینجا تقریبا به یک شکل در می‌آیند. هر دو تقریبا در اصل ساختمان که از خارج به داخل قوام خود را از دست می‌دهند مشابه‌اند.» [۲۶۰]
و پنجم تغذیه از خون است که در هر دو مشترک است.
استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنای «علقه» را می‌پذیرد و توضیح می‌دهند که این علقه در روز هفتم به جداره رحم می‌چسبد. [۲۶۱]
دکتر حامد احمد حامد نیز مرحله علقه را در روز هشتم می‌داند که به جدار رحم می‌چسبد. [۲۶۲]
برخی از پزشکان نیز تشبیه جنین به «علقه» را از آن جهت دانسته‌اند که شکلش مانند زالو (علقه) کاملا مستطیل می‌باشد. و این حالت تقریبا در چهار هفته اوّل ادامه دارد. [۲۶۳]
ب: مقصود از علق همان نطفه مرد (اسپرماتوزئید) است.
علق یا زالو کرم کوچک و سیاه رنگی است که به طول هشت سانتی‌متر و وزن متوسط پنج گرم است. زالو هر بار می‌تواند به اندازه یک فنجان قهوه خون انسان یا حیوانی را بمکد. و نطفه مرد از میلیون‌ها حیوانک (اسپرم) [۲۶۴] تشکیل شده که همگی به شکل زالو هستند. و چون وارد رحم زن می‌شوند زالووار به دیواره رحم می‌چسبند.[۲۶۵]
اسپرم‌های مردان با زالو چند شباهت دارند:
۱. زالو و اسپرم سری بزرگ و تنه‌ای نسبتا دراز دارند.
۲. حرکت هر دو در مایع به صورت مارپیچ است.
۳. هر دو دو تاج نسبتا بلند بر سر دارند.
۴. محل هر دو در مایع (آب یا منی) است.
۵. تغذیه زالو از خون است و اسپرم هم پس از ترکیب با اوول به دهانه جفت (رحم مادر) می‌چسبد و از خون رحم تغذیه می‌کند. [۲۶۶]
همین مطلب را صاحب تفسیر نمونه به صورت خلاصه آورده‌اند و می‌نویسند:
«درست است که در آن زمان اینگونه مسائل هنوز شناخته نشده بود، ولی قرآن مجید از طریق اعجاز علمی پرده از روی آن برداشته است.» [۲۶۷]
استاد آیة اللّه معرفت نیز همین معنای علق را به عنوان تفسیر دوم علقه می‌پذیرند و توضیح می‌دهند که تعداد آنها ۲۲۰ میلیون در هر بار دفع است و طول آنها ۵۵ میکرون است که با چشم دیده نمی‌شود. [۲۶۸]
برخی دیگر از صاحب‌نظران با ردّ معنای اوّل علق (خون بسته) آن را به تفاسیر قدیمی نسبت داده‌اند و می‌گویند ریشه این تفسیر عدم اطلاع آنان از مبدء تکون انسان و وجود اسپرماتوزئیدها بوده است که به شکل زالو هستند. ایشان می‌نویسند: «امّا در لغت علق به معنی زالو هم آمده است ممکن است آیه شریفه را حمل بر همین معنا کنیم که علق به معنی کرمهائیست درشت یا ریزه که در آب شناورند.» [۲۶۹]
برخی از نویسندگان مصری هم این مطلب را اعجاز علمی قرآن دانسته‌اند چرا که در زمان نزول آیه میکروسکوپ وجود نداشت بلکه میکروسکوپ در حوالی سال ۱۵۹۰ کشف شد و انسان‌ها نمی‌دانستند که هزاران موجود ریز شبیه به کرم (یا بچه قورباغه) در منی آنها وجود دارد، ولی قرآن از این راز پرده برداشت. [۲۷۰]
یکی دیگر از نویسندگان معاصر، علق را به معنای کرمی که به دیواره رحم می‌چسبد و زالو و حیوان شناور خون خور تصور کرده‌اند و سپس می‌گوید:
«اتفاقا امروزه وقتی اسپرماتوزئید را زیر میکروسکوپ می‌گذارند انبوه کثیر کرمهای زنده شناوری را مشاهده می‌کنند که این کرمها وقتی وارد رحم می‌شوند مانند زالو به دیواره رحم می‌چسبند.» [۲۷۱]
ج: علق به معنای موجود «صاحب علاقه» باشد که اشاره‌ای است به روح اجتماعی انسان و علقه آنها به یکدیگر که در حقیقت پایه اصلی تکامل بشر و پیشرفت تمدنها را تشکیل می‌دهد.
د: مقصود از علق گل آدم (ع) بوده که حالت چسبندگی داشته است. که در این صورت مراد از انسان در آیه فوق حضرت آدم (ع) (نه مطلق انسان‌ها) است.

بررسی

در مورد اعجاز علمی قرآن در مسأله «علق» تذکر چند مطلب لازم است:
۱. تفسیر سوّم و چهارم برای کلمه «علق» مناسب نیست و با ظاهر و سیاق آیات تناسب ندارد و کسانی هم که احتمال این دو معنا را پذیرفته‌اند فقط در مورد آیه دوم سوره علق گفته‌اند و در مورد آیات دیگر ذکر نکرده‌اند. [۲۷۲]
۲. تفسیر دوّم (علق به معنای زالو و اسپرماتوزئید) نیز با آیات فوق مناسبت ندارد. چرا که مخالف سیاق آیات سوره حج/ ۵- مؤمنون/ ۱۴- غافر/ ۶۷ و قیامت/ ۳۸ است. در این آیات علقه به عنوان واسطه بین دو مرحله تکامل انسان یعنی نطفه (منی) و مضغه (گوشت) قرار گرفته است. در حالی که اسپرم‌ها در مرحله اوّل (نطفه یا منی) هستند. و سپس با اوول زن ترکیب شده و به صورت خون بسته معلق به رحم درمی‌آیند.
امّا در آیه دوّم سوره علق خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ کلمه «علق» به عنوان واسطه بین دو مرحله منی و مضغه مطرح نشده است و لذا ابتدا به نظر می‌رسد که می‌تواند با تفسیر دوّم (علق به معنای زالو و اسپرماتوزئید) سازگار آید.
امّا این مطلب هم به دو دلیل صحیح نیست: اولا: با توجه به آیات دیگر (مؤمنون- حج- قیامت- غافر) کلمه «علق» در سوره علق تبیین می‌شود. و معلوم می‌گردد که مقصود از آن همان خون بسته است که به رحم آویزان شده است.
و ثانیا: اگر علق را به معنای زالو گرفتیم باید آیه را برخلاف ظاهر آن تفسیر کنیم. چون معنای تحت اللفظی آیه این می‌شود: «خداوند انسان را از زالو آفرید.» و برای تصحیح معنا لازم است که بگوییم مراد آن است که: «خداوند انسان را از چیزی شبیه زالو (اسپرماتوزئید) آفرید.» یعنی ترکیب «چیزی شبیه» را در تقدیر بگیریم. (خلق الانسان من مثل علق) و این خلاف ظاهر آیه است.
۳. تفسیر اوّل آیه (علق به معنای خون بسته آویزان به رحم) با سیاق آیات متناسب است بویژه آنکه این مرحله از خلقت انسان در علم جنین‌شناسی جدید به عنوان واسطه‌ای بین نطفه و مضغه (گوشت شدن) محسوب می‌شود یعنی حدود ۲۴ ساعت این خون بسته به جدار رحم آویزان است و از خون آن تغذیه می‌کند تا شکل‌گیری علقه کامل شود.
و خداوند در قرآن با آنکه می‌توانست از تعبیر «خون بسته» (الدم المنقبضة او المتصلة) استفاده کند امّا تعبیر زیبای «علق» را به کار برد که هم خون بسته بودن و هم آویزان بودن آن را برساند. با توجه به عدم پیشرفت علم جنین‌شناسی در ۱۴ قرن قبل و عدم آگاهی مردم و پزشکان از این مرحله دقیق و ظریف تکامل انسان، می‌توان نتیجه گرفت که این نوعی رازگوئی قرآن است که بشر را به اسرار خلقت خویش آگاه می‌کند.
۴. امّا با این حال آیه فوق از نظر مطلب و محتوا اعجازی را در بر ندارد چرا که معجزه آن است که دیگران از آوردن مثل آن عاجز باشند. و اعجاز علمی قرآن در غیب‌گوئی آن است که دیگران نتوانند به طریق عادی از آن اطلاع یابند و آن خبر را بیاورند.
در حالی که اگر مردم زمان صدر اسلام هم اقدام به پی‌گیری نطفه در درون زنان تازه حامله شده از طریق کالبد شکافی می‌نمودند پی می‌بردند که یک مرحله از خلقت انسان خون بسته آویزان است. همانطور که بعدها این مطلب علمی روشن شد. هر چند در آن زمان این امر انجام نشده و خبر قرآن برای آنان تازگی داشت و این مطلب عظمت قرآن را می‌رساند ولی دلیلی برای عجز مردم و معجزه بودن این مطلب نیست.
پرورش انسان در سه فضای تاریک:
یکی از مواردی که قرآن کریم به اسرار خلقت انسان اشاره کرده است، پرورش او در سه لایه تاریکی و یا سه ظلمت است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ [۲۷۳] «شما را در شکم‌های مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی [دیگر] در تاریکی‌های سه‌گانه خلق کرد.»

نکته تفسیری

این آیه با توجه به سیاق آن در مورد عظمت آفرینش خداوند و بیان قسمتی از نعمت‌های گوناگون او در مورد انسان‌هاست و لذا در ادامه آیه می‌فرماید:
ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّی تُصْرَفُونَ «این است پروردگار شما، که حکومت (در عالم هستی) از آن اوست هیچ معبودی جز او وجود ندارد با این حال چگونه از راه حق منحرف می‌شوید.»
کلمه ظلمت به معنای عدم نور است یعنی هر جائی که نور نباشد و تاریک باشد. [۲۷۴]

اسرار علمی

محور اساسی بحث علمی آیه فوق کلمه «ظلمات ثلاث» است؛ در این مورد صاحب‌نظران مسایل علمی و مفسران قرآن چند احتمال داده‌اند:
الف: مقصود از ظلمت‌های سه‌گانه، ظلمت شکم مادر و ظلمت رحم و مشیمه (کیسه مخصوصی که جنین در آن قرار گرفته است) می‌باشد، که در حقیقت سه پرده ضخیم است که بر روی جنین کشیده شده است.
صورت گران معمولی باید در مقابل نور و روشنائی کامل صورتگری کنند امّا آفریدگار انسان در آن ظلمتگاه عجیب چنان نقش بر آب می‌زند که همه مجذوب تماشای آن می‌شوند.
مجمع البیان این مطلب (ظلمت شکم- رحم- مشیمه) را از امام باقر (ع) و ابن عباس و ... نقل کرده و ترجیح می‌دهد. [۲۷۵]
سپس این احتمال در برخی کتاب‌های لغت قدیمی مثل مفردات راغب آمده است [۲۷۶] و مورد پذیرش صاحبان تفسیر المیزان و نمونه[۲۷۷] و برخی مترجمان قرآن قرار گرفته است. [۲۷۸]
ب: مقصود از ظلمت‌های سه‌گانه، گوشت، پوست و خون باشد: در دعای عرفه امام حسین (ع) اینگونه آمده است:
«و ابتدعت خلقی من منی یمنی، ثم اسکنتنی فی ظلمات ثلاث: بین لحم و جلد و دم، لم تشهر بخلقی ...» [۲۷۹]
«آغاز آفرینش مرا از قطرات ناچیز منی قرار دادی، سپس مرا در ظلمت‌های سه‌گانه، در میان گوشت، پوست و خون ساکن نمودی، آفرینش مرا آشکار نساختی ...»
ظاهر کلام نورانی امام حسین (ع) آن است که مقصود گوشت و پوست و خون مادر باشد یعنی همان شکم مادر که کودک را احاطه کرده است. و لذا حدّاقل در بیان مصداق یک ظلمت (خون) با احتمال اوّل (الف) متفاوت است.
ج: مقصود از سه ظلمت همان سه پرده‌ای است که جنین داخل آنهاست [۲۸۰] که عبارتند از:
۱. پرده آمینون (Aenarbmem citoinm) این پرده حفره آمینون را که پر از مایع زلالی است به نام مایع آمینوتیک و جنین در آن شناور است، احاطه می‌کند.
۲. پرده کورین (Cenarbmem cenoiroh) که سلول‌های سطحی آن به داخل غشاء مخاطی رحم نفوذ می‌کند.
۳. کیسه (پرده) زرد (Dbmem audisi) [۲۸۱] که عبارت است از غشای مخاطی جداره رحم پس از لانه گزینی تخمک که بعدا جفت را تشکیل خواهد داد. و به این دلیل جفت نامیده می‌شود که به همراه جنین از رحم خارج می‌شود.
برخی از پزشکان با تطبیق ظلمت‌های سه گانه آیه مورد بحث با این سه پرده آن را اعجاز علمی قرآن نامیده‌اند. [۲۸۲]
یکی از نویسندگان سه پرده مذکور را با نام‌های: آمینوس [۲۸۳]، کوریون، آلان توئید [۲۸۴] یاد کرده است و یادآوری می‌کند که پرده أخیر چون سدّی محکم مانع از آسیب‌هایی است که از جانب هوا، نور، آب و باد متوجه جنین می‌شود. در فاصله میان پرده آمینوس و جنین مایعی وجود دارد که هرگاه ضربه‌ای خارجی به شکم مادر وارد آید، این ضربه به مایع منتقل می‌شود و توسط مایع مذکور خنثی می‌شود.
و سپس نتیجه می‌گیرد که آیه ۶ سوره زمر مطابق دانش امبریولوژی [۲۸۵] (علم جنین‌شناسی) است. [۲۸۶]
یکی دیگر از نویسندگان نیز با طرح همین سه پرده می‌گوید: پرده آلان توئید در ناحیه شکمی جنین است و مربوط به لوله هاضمه آن بوده به جذب غذا کمک می‌کند.[۲۸۷]
برخی از کسانی که در تفسیر قرآن قلم زده‌اند نیز همین سه پرده را در تفسیر علمی آیه پذیرفته‌اند و به صورت مفصل توضیح می‌دهند که کار پرده اوّل تغذیه، حمایت و حفظ حرارت جنین است و کار پرده دوّم انتقال غذا و اکسیژن به کودک است این پرده دوّم (کورین) همان است که به نام مشیمه نامیده می‌شود. [۲۸۸] و کار پرده سوّم احاطه جنین و خروج با همراه آن است. [۲۸۹]
دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، نام این سه تاریکی را غشاء منباری، خوربون و غشاء لفائفی می‌گوید. [۲۹۰]
د: برخی دیگر از صاحب‌نظران گفته‌اند که ظلمت‌های سه‌گانه شامل ظلمت بیضه، ظلمت تخمدان و ظلمت رحم است. [۲۹۱]
ه: برخی نیز گفته‌اند که مقصود «ظلمت، صلب (پشت پدر) و رحم و مشیمه (کیسه رحم») باشد.
ولی علامه طباطبائی (ره) این احتمال را خطا می‌داند چون صریح آیه این است که این ظلمت‌ها در شکم مادران (فی بطون امهاتکم)- نه پشت مردان- است. [۲۹۲]
و: برخی نیز احتمال داده‌اند که مقصود «تاریکی شب، تاریکی رحم و تاریکی شکم» مراد باشد. [۲۹۳] که این معنا نیز خلاف ظاهر قرآن است.

بررسی

در مورد اعجاز علمی قرآن و تطبیق آیه ظلمت‌های سه‌گانه با یافته‌های علمی تذکر چند نکته لازم است:
۱. پرده‌ها و فضاهایی جنین انسان را احاطه کرده است:
الف: پرده‌ها (از بیرون به داخل) عبارتند از:
لایه پوستی شکم لایه گوشتی رحم (دیواره زهدان) دسیدوای دیواره‌ای (زرد) دسیدوای کپسولی لایه کوریون لایه آمینون ب: فضاها (از بیرون به داخل) عبارتند از:
فضای بین پوست شکم و رحم فضای بین رحم دسیدوای دیواره‌ای (البته این دو به هم چسبیده‌اند) فضای بین دسیدوای دیواره‌ای و کپسولی (که پس از مدتی در اثر رشد جنین از بین می‌رود) فضای بین دسیدوای و کوریون (که پس از مدتی در اثر رشد جنین از بین می‌رود) فضای بین کوریون و آمینون (حفره کوریونی) فضای بین آمینون و جنین تذکر ۱: برای اطلاعات بیشتر به شکل پ در ضمیمه شماره ۱ مراجعه کنید.
تذکر ۲: حفره آمینونی پر از مایع آبکی روشن است که بخشی از آن توسط سلولهای آمینونی تولید شده لکن در اساس از خون مادری منشأ می‌گیرد: که از ۳۰ میلی لیتر تا ۱۰۰۰ میلی لیتر تغییر می‌کند. [۲۹۴]
۲. احتمال چهارم و پنجم و ششم (د- ه- و) هیچ دلیلی ندارد. و نمی‌توان بدون قرینه و دلیل ظلمت‌های سه‌گانه آیه را بر این سه مورد حمل کرد. بلکه این احتمال‌ها مخالف ظاهر آیه قرآن است چون در آیه (زمر/ ۶) سخن از خلقت انسان درون شکم مادر است و ظلمت‌های سه‌گانه در این قلمرو معرفی شده است در حالی که در احتمال چهارم سخن از بیضه است و در احتمال پنجم سخن از صلب است و در احتمال پنجم نیز سخن از تاریکی شب است که خارج از شکم مادر قرار دارند.
۳. احتمال سوم (سه پرده آمینون، کوریون و زرد) نیز هیچ قرینه قطعی معین کننده ندارد چرا که همانطور که گذشت، پرده‌ها و لایه‌های اطراف جنین شش عدد است و تعیین سه عدد آنها به عنوان مصداق ظلمت‌ها در آیه مورد بحث، کلامی بدون دلیل است.
و علاوه بر آن «ظلمت» به فضای خالی از نور گفته می‌شود نه به پرده‌ای که تاریکی را ایجاد می‌کند. پس برای تعیین مصادیق ظلمت‌ها باید به دنبال فضاهای بین این لایه‌ها و پرده‌ها باشیم در حالی که نویسندگانی که احتمال سوم را پذیرفته‌اند بر پرده‌ها تأکید می‌کنند.
پس نمی‌توانیم ظلمت‌های سه گانه آیه را بر این سه پرده اطراف جنین تطبیق کنیم.
۴. احتمال اوّل (ظلمت شکم مادر و رحم و مشیمه) و احتمال دوّم (ظلمت‌های میان پوست، گوشت و خون) قابل جمع است. چرا که مراد از مشیمه همان آمینون است و همانطور که بیان کردیم حفره آمینون پر از مایع آبکی است که در اساس از خون مادر منشأ می‌گیرد. و این دو احتمال نسبت به احتمال‌های دیگر بهتر است چون:
اولا: محور این دو احتمال همان فضاهای بین پرده‌هاست.
ثانیا: همانطور که بیان شد از شش فضای موجود بین پرده‌ها سه عدد آنها در اثر بزرگ شدن جنین از بین می‌رود. و سه فضای بین پوست شکم و رحم- بین کوریون و آمینون (بین گوشت رحم و آمینون)- و بین آمینون و جنین (حفره آمینونی) باقی می‌ماند.
این سه فضا قابل تطبیق با سه ظلمت ذکر شده در آیه هست. امّا باز هم به صورت قطعی نمی‌توان این مطلب را به قرآن نسبت داد. چرا که ممکن است مراد حتمی فضاهایی غیر از سه مورد مذکور باشد و از طرفی ممکن است با پیشرفت علم پزشکی در جنین‌شناسی تحولات تازه‌ای رخ دهد و اطلاعات جدیدی بدست آید. از طرف دیگر ممکن است مراد از ظلمت در آیه مورد بحث تاریکی معمولی (خالی بودن محیط از نور حسّی) نباشد. [۲۹۵] هر چند که این احتمال أخیر قرینه و دلیل تقویت کننده‌ای ندارد.
پس با توجه به کشفیات جنین‌شناسی و موافقت با ظاهر قرآن در بین چهار احتمال معانی آیه، احتمال اوّل و دوّم بهتر است. و این دو احتمال هم به یک معنا و تفسیر برمی‌گردد.
۵. هر چند که این آیه با طرح ظلمت‌های سه‌گانه و تطبیق آن با یافته‌های جدید پزشکی اعجاب همگان را برانگیخته و عظمت قرآن و مفسّر راستین آن یعنی امام حسین (ع) را اثبات کرده است، امّا این رازگویی قرآن یک اعجاز علمی محسوب نمی‌شود چرا که خبری معجزه است که دیگران نتوانند از راه عادی بدان پی ببرند. در حالی که سه لایه شکم- رحم- مشیمه (آمینون) با هر کالبد شکافی ساده‌ای قابل رؤیت است. لذا برخی نویسندگان قرن‌ها قبل این مطلب را در کتاب‌های خود ذکر کرده‌اند. برای مثال راغب اصفهانی (متوفی ۵۰۳ ه. ق) به این لایه‌ها اشاره کرده است.
پس این مطلبی نیست که فقط علم جدید پزشکی بدان دست یافته باشد. هر چند که با کشفیات جدید پزشکی معنای آیه روشن‌تر شد و عظمت و دقت علمی آن به اثبات رسید.

مرحله ششم: آفرینش انسان از مضغه

اشاره
قرآن کریم در مراحل خلقت انسان پس از علقه مرحله‌ای دیگر بنام «مضغه» را مطرح می‌سازد که در دو آیه و سه بار از آن سخن گفته است:
فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً [۲۹۶] «پس آن علقه را [به صورت مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایی ساختیم.»
ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ [۲۹۷] «سپس از علقه، آنگاه از مضغة دارای خلقت کامل و [احیانا] خلقت ناقص تا قدرت خود را بر شما روشن گردانیم.»

بررسی لغوی

الف: مضغه به معنای غذای جویده شده و گوشت جویده آمده است. پس مضغه عبارت است از قطعه‌ای از گوشت که شبیه گوشت جویده شده است. [۲۹۸]
ب: مخلّقه تعبیری است که برای مبالغه در خلق به کار می‌رود و خلق به معنای ایجاد چیزی بر کیفیت مخصوص است. و این کلمه برای مبالغه و تأکید و نسبت فعل به مفعول می‌آید. یعنی ناظر به جهت وقوع فعل است. پس تعبیر به مخلّقه در مورد مضغة اشاره به این است که حقیقت خلق و تحقق آن (یعنی ایجاد بر کیفیت مخصوص و تعیین خصوصیات و مقدرات) در این مرتبه است. و امّا غیر مخلّقه به این معناست که تعیین برخی خصوصیات (تماما یا بعضا) در این مرتبه مضغه نیست. [۲۹۹]

اسرار علمی

۱. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه ۵ سوره حج ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ می‌نویسند:
«کم‌کم جنین شکل یک قطعه گوشت جویده شده به خود می‌گیرد بی‌آنکه اعضای مختلف بدن در آن مشخص باشد. امّا ناگهان در پوسته «جنین» تغییراتی پیدا می‌شود و شکل آن متناسب با کاری که باید انجام دهد تغییر می‌یابد و اعضای بدن کم‌کم ظاهر می‌شود. امّا جنین‌هایی که از این مرحله نگذرند و همچنان به صورت سابق و یا ناقص بمانند ساقط می‌شوند و از رده خارج می‌گردند. جمله مخلقه و غیر مخلقه ممکن است اشاره به این مرحله باشد یعنی «کامل الخلقه» و «غیر کامل الخلقه». [۳۰۰]
۲. استاد مصباح یزدی در مورد «مضغه» می‌نویسند:
«مفسرین گفته‌اند از ماده مضغ (جویدن) است زیرا در این مرحله مانند گوشت جویده شده است. امّا آنچه بیشتر نیاز به توضیح دارد تعبیر «مخلّقه» و «غیر مخلّقه» است.
بی‌شک منظور این نیست که هر انسانی هم از مضغه مخلّقه و هم از غیر مخلّقه، آفریده می‌شود؛ بنابراین چنین نیست که این دو، دو مرحله پیاپی برای مضغه است؛ بلکه منظور این است که مضغه در مرحله تکامل خود به دو قسم تقسیم می‌گردد: گاه به صورت مخلّق درمی‌آید و گاه نه و ساقط می‌شود و به مرحله بعدی یعنی جنین نمی‌رسد.
و امّا لغت مخلّق: اهل تفسیر و لغت در مورد آن اختلاف دارند: برخی گفته‌اند تخلیق به معنای تسویه است (خلّق العود- سوّاه) صاف کردن چوب کج یا برطرف کردن ناهمواری آن تخلیق است. پس مخلّقه به معنای مسواة می‌شود. که در برخی آیات هم تعبیر ثُمَّ سَوَّاهُ (سجده/ ۹) وجود دارد. پس در اینجا نیز بعد از مضغة می‌توان گفت مرحله کامل‌تر تسویه مضغه است.
برخی نیز گفته‌اند منظور تصویر است.
برخی دیگر گفته‌اند: مخلّق یعنی تام الخلقه. خلّق الشی‌ء یعنی أتمّ خلقه.
به هر حال، پس از مضغه گاهی جنین به حدی می‌رسد که اعضاء آن معلوم است و تصویر پیدا می‌کند که در آن صورت مخلّق است و گاهی در همان حدّ قبل از تصویر ساقط می‌شود که در این صورت غیر مخلّق است.» [۳۰۱]
۳. علامه طباطبائی (ره) مخلّقه و غیر مخلّقه را به معنی تام الخلقه و غیر تام الخلقه می‌داند و سپس با «تصویر» جنین تطبیق می‌کند که در هنگام نفخ روح تصویر آن کامل می‌شود. [۳۰۲]
۴. دکتر قرقوز و دکتر دیاب در تشریح مرحله مضغه می‌نویسند: جنین در حالت مضغه دو مرحله عمده را پشت سر می‌گذارد:
نخست: مرحله مضغه نامتمایز (یا غیر مخلّقه) که تا پایان هفته چهارم ادامه دارد و هیچگونه تمایزی در اعضای بدن وجود ندارد.
دوّم: مرحله مضغه متمایز (یا مخلّقه) که از ابتدای هفته پنجم [۳۰۳] شروع می‌شود. در این مرحله تمایز لایه‌های زاینده و تغییر شکل و حرکت سلولهای آنها (noitatnereffeD) شروع می‌شود. خداوند از این مرحله به نام «تخلّق» یاد کرده است زیرا هر یک از این لایه‌ها مسئولیت تشکیل یکی از دستگاه‌ها یا اندامهای بدن را بعهده می‌گیرند. (مضغه متخلّق) این مرحله تمایز لایه‌های زاینده تقریبا در ماه سوم بارداری پایان می‌پذیرد. در این زمان طول جنین ۱۰ سانتی‌متر و وزن آن معادل ۵۵ گرم است. بدین ترتیب پی به اعجاز قرآن می‌بریم آنجا که می‌فرماید: ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ [۳۰۴] و [۳۰۵] پس از اینکه در مرحله علقه، جنین کاملا (در رحم) جایگزین شد مرحله مضغه از هفته سوم آغاز می‌شود. و دو بخش مهم آن یعنی توده داخلی سلولی و لایه تروفوبلاست به ترتیب شروع به تشکیل جنین و اندامهای فرعی جنین می‌کنند. ابتدا سلولهای توده داخلی تشکیل سه لایه زاینده جنینی می‌دهند که عبارتند از:
الف: لایه اکتودرم (Emredotc): این لایه عامل بوجود آمدن نخاع، مغز، اعصاب و بشره پوست و غشاهای مخاطی دهان و بینی است.
ب: لایه مزودرم (Mmredose): این لایه عامل بوجود آمدن قلب، رگهای خونی، خون، استخوان، عضلات، کلیه‌ها، قسمت میانی پوست و قسمتی از غدد داخلی است.
ج: لایه آندودرم (Emredodn): این لایه عامل بوجود آمدن دستگاه‌های گوارش، تنفس، غده تیروئید، کبد و لوز المعده است.
۵. دکتر پاک‌نژاد درباره مضغه می‌نویسد:
«المضغة القطعة التی تمضغ من لحم و غیره، قطعه جویده شده‌ای از گوشت یا غیر آن که در ابتدا یکنواخت و مخلقه است و سپس تشکیلات و سلول‌های ناهمجور غیر مخلقه‌ای در او بوجود می‌آید. (هموژن، هتروژن) پس از اینکه به صورت مضغه در آمد عروق مشبکه‌ای در فواصل تشکیلات گوشت مانند ناهمجور بوجود می‌آید.»[۳۰۶]
آن گاه توضیحات جالبی در مورد رشد جنین می‌دهند که به صورت خلاصه می‌آوریم:
«جنین در ۲۴ ساعت اوّل در رحم لانه گزینی می‌کند. روز دوّم به اندازه یک بذر کوچک است نزدیک به ۱۳۵ ساعت پس از مقاربت مانند یک دانه گیاه که یک تکمه مانند در آن در حال رویش است که به آن رویان گویند.
۱۶۰ ساعت پس از مقاربت در وسطش شیاری بوجود آمده که در این هنگام تشکیلاتی که باید مغز، روده و پی‌ها و غیره را درست کنند از هم مجزا می‌شوند. وقتی ۲۰ روز از عمرش می‌گذرد ۵/ ۱ میلی‌متر طول دارد و در روز ۲۷ سلول‌های جای قلب می‌لرزد.
جنین قلبش در چهار هفتگی ۶۰ مرتبه در دقیقه می‌زند. که در این ماه ده هزار برابر وزن سلول اولیه است.
در آخر دو ماه طول رویان ۲۳ میلی‌متر و وزن آن ۲۵/ ۱ گرم است. چون به ۵/ ۱ سانتی رسید جوانه‌های دست و پا نیز پیداست و جای قلب بزرگ و بند ناف طویل و باریک است. در ۳۵ روزه دست و پا شکل جداگانه دارند. چون به ۲/ ۴ سانتی رسید شکل انسان حقیقی را دارد.» [۳۰۷]
۶. دکتر «موریس بوکای» نیز در مورد آیه ۵ سوره حج و ۱۴ سوره مؤمنون نکات علمی جالبی را بیان می‌کند. او می‌نویسد:
«گوشت (جویده) ترجمه کلمه «مضغه» است مانند گوشت (تازه) ترجمه کلمه «لحم» است. این تمایز شایسته تذکر است جنین بدوا جرم کوچکی است که در مرحله‌ای از رشدش با چشم غیر مسلح کاملا به صورت گوشت جویده پدید می‌گردد ...
می‌دانیم که در حین رشد جنین، برخی قسمت‌ها با آنچه که بعدها فردی خواهد شد کاملا نامتناسب ظاهر می‌گردند و برخی دیگر متناسب می‌مانند. آیا این، معنی کلمه «مخلّقة» نیست که «با تناسب ساخته شده» معنی می‌دهد و در آیه ۵ سوره حج (از تکه گوشت متناسب و نامتناسب) برای تذکار همین امر به کار رفته است؟» [۳۰۸]
تذکر: در ضمیمه شماره ۱ شکل‌های، ث- ت- ج- چ- را ملاحظه فرمایید. [۳۰۹]

جمع‌بندی

از سخنان متخصصان علوم پزشکی برمی‌آید که جنین انسان از هنگام لقاح تخمک و کرمک (اوول و اسپرم) تا شش روز در راه است تا در رحم جایگزین شود. [۳۱۰] سپس در رحم لانه گزینی می‌کند و بصورت آویزک (علق) تا ۱۴ روز به رشد خود ادامه می‌دهد. و از هفته سوم بارداری دوره تمایز لایه‌های زاینده (مضغه) را می‌گذارند [۳۱۱] که تا ماه سوم بارداری ادامه دارد. امّا این مضغه همیشه یک حالت ندارد و مراحل و حالات گوناگونی دارد. که در قرآن کریم از آن تعبیر به مخلّقه و غیر مخلّقه [۳۱۲] شده است. در مورد این تعبیر قرآن چند دیدگاه وجود داشت:
الف: مقصود جنین کامل الخلقه و ناقص الخلقه باشد. (این نظر استاد مکارم شیرازی بود) ب: مقصود از مخلقه همان مرحله تسویه جنین باشد.
ج: مقصود از مخلقه همان مرحله تصویر جنین باشد. (یعنی اعضاء آن هویدا شود) علامه طباطبائی (ره) و استاد مصباح یزدی متمایل به این نظر بودند.
د: مقصود از مخلّقه همان مضغة متخلق و شکل یافته و متمایز (تمایز لایه‌های زاینده اعضاء)، و مقصود از غیر مخلقه، مضغة غیر متمایز (قبل از پایان هفته چهارم بارداری) باشد. این نظر دکتر دیاب و دکتر قرقوز بود.
ه: مقصود همان مضغه است که در حالت یکنواخت است. و غیر مخلّقه، مضغه‌ای است که متمایز شده و تشکیلات و سلول‌های ناهمجور دارد؛ این نظر دکتر پاک‌نژاد بود.
و: مقصود از مخلّقه همان قسمت‌هایی از مضغة است که با آنچه بعدا می‌شود تناسب دارد و غیر مخلّقه آن قسمت‌هایی از مضغه است که با آنچه بعدا می‌شود تناسب ندارد. این نظر دکتر موریس بوکای بود.
اگر مقصود از «مخلّقه» همان تسویه باشد (معنای ب) از مورد بحث اینجا خارج است و در مرحله هفتم آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
معنای «ج» (جنین صورت یافته) با معنای «د» (مضغة متخلّق و متمایز) قابل جمع و ادغام است. شاید بتوان گفت که با معنای «ب» (تسویه) نیز قابل جمع است. چرا که تسویه و تصویر و تمایز مضغة، معانی نزدیک به هم دارند. در این صورت مرحله مضغه به دو مرحله گوشت کوبیده غیر متمایز و متمایز تقسیم می‌شود که مرحله اوّل همان مضغه صرف (غیر مخلقه) است و مرحله دوّم مضغه مخلقه یا متمایز یا تسویه شده است. (که در بحث بعدی مورد بررسی قرار می‌دهیم.) و معنای لغوی آیه با معنای «د» که دکتر قرقوز و دکتر دیاب می‌گفتند تناسب بیشتری دارد.
بررسی:
در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
۱. تعبیر قرآن بسیار زیبا و شگفت‌انگیز (مضغة مخلقه و غیر مخلقه- حج/ ۵) است که با یافته‌های پزشکی جدید هماهنگ است و جنین را در این دوره (هفته سوم به بعد) به صورت گوشت کوبیده معرفی می‌کند و اشاره‌ای لطیف به تمایز لایه‌های آن (مخلقه- ایجاد بر کیفیت مخصوص و تعیین خصوصیات) می‌کند.
این مطلب با توجه به عدم پیشرفت جنین‌شناسی در عصر نزول قرآن یک نوع رازگوئی قرآن کریم است و عظمت این کتاب الهی را نشان می‌دهد.
۲. این اشاره علمی قرآن دلیل اعجاز علمی آن نیست، چرا که با توجه به احتمالات متعدد در معنای (مخلّقه و غیر مخلّقه) نمی‌توان یک معنای علمی خاص را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد و اعجاز علمی آن را اثبات کرد.
۳. معنایی که دکتر دیاب و قرقوز از واژه مخلقه (مضغه متمایز و متخلق) کردند با معنایی که دکتر پاک‌نژاد از همین واژه مخلّقه (یکنواخت) کرد کاملا متضاد بود. معنایی که دکتر دیاب و قرقوز کردند با معنای لغوی مخلّقه (مبالغه در ایجاد بر کیفیت مخصوص و تعیین خصوصیات) سازگارتر است.
۴. معنایی که استاد مکارم شیرازی در مورد غیر مخلّقه کردند (غیر کامل الخلقه که به صورت سابق یا ناقص بمانند و ساقط شوند) با معنای لغوی سازگار نیست. چرا که معنای «سقوط و از رده خارج شدن» در معنای «غیر مخلّقه» لحاظ نشده است و غیر مخلّقه حدّاکثر می‌تواند دلالت بر عدم تعیین خصوصیات و مقدرات در مرحله مضغه کند.
همین اشکال به استاد مصباح یزدی نیز وارد است، چرا که ایشان هم «سقوط» را در معنای غیر مخلّقه لحاظ کرده است. در حالی که در لغت یا آیه تصریحیی به این معنا (سقوط) نشده است. مگر آنکه مقصود ایشان این باشد که نتیجه غیر مخلقه بودن یعنی غیر تام و غیر متمایز بودن و ناقص بودن، هلاک است.
تذکر: در تعبیر «غیر مخلّقه» دو احتمال وجود دارد: یکی اینکه بگوئیم مقصود مضغه‌ای است که اصلا خلق نشده است (غیر مخلوق) و دوم اینکه بگوییم مقصود مضغه‌ای است که خلق شده امّا مقدرات و خصوصیات آن مشخص نشده است. و احتمال اوّل با سیاق آیه ناسازگار است چون مطلب آیه در اینجا بعد از خلقت مضغه را می‌گوید و در ادامه آیه هم به خروج طفل منتهی می‌شود. پس اگر آیه بر احتمال اوّل معنا شود تناقض صدر و ذیل آیه لازم می‌آید (مضغه‌ای که خلق شده است اینگونه صفتی دارد که دو قسم است، خلق شده و خلق نشده- هلاک شده) پس فقط احتمال دوم صحیح بنظر می‌رسد تا بتواند مجموع (مخلّقه و غیر مخلّقه) صفت برای مضغه باشد. (گوشت کوبیده‌ای که این صفت دارد دو قسم است برخی اقسام آن مقدرات آن مشخص است و برخی مشخص نیست- یا بگوییم- گوشت کوبیده‌ای که این صفت دارد دو بخش است بخشی از آن خصوصیات و مقدرات آن مشخص شده و برخی مشخص نشده است.)

مرحله هفتم: تصویر و تسویه انسان

اشاره
قرآن کریم در چند مورد سخن از تسویه جنین انسان کرده است گاهی آن را بعد از مرحله نطفه ذکر کرده است و گاهی بعد از مرحله علقه ذکر کرده است و گاهی بعد از کلمه خلق آورده است. در مجموع تسویه را مرحله‌ای از آفرینش انسان معرفی می‌کند.
در برخی دیگر از آیات، سخن از نقاشی خداوند در رحم انسان می‌کند و او را صورتگر معرفی می‌کند.
از آنجا که مفاهیم و مضامین این آیات با همدیگر نزدیک است ما آنها را به صورت یک مرحله معرفی کردیم. قرآن کریم می‌فرماید:
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ [۳۱۳] «سپس [تداوم نسل او را از چکیده آبی پست مقرر فرمود؛ آنگاه او را درست اندام کرد، و از روح خویش در او دمید.»
أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلًا [۳۱۴] «آیا به آن کسی که تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آنگاه تو را [به صورت مردی در آورد کافر شدی؟» ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی [۳۱۵] «پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد. و از آن دو جنس نر و ماده را قرار داد.»
الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی [۳۱۶] «همان که آفرید و هماهنگی بخشید.»
الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ [۳۱۷] «همان کسی که تو را آفرید، و [اندام تو را سامان بخشید به هر صورتی که خواست تو را ترکیب کرد.»
هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی [۳۱۸] «اوست خدای خالق نوساز صورتگر که بهترین نام‌ها [و صفات از آن اوست.»
هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ [۳۱۹] «اوست کسی که شما را آن‌گونه می‌خواهد در رحمها صورتگری می‌کند.»
تذکر: در بحث مضغة در تفسیر آیه مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ [۳۲۰] بیان شد که برخی گفته بودند مقصود از «مخلّقه» همان تسویه و یا تصویر و یا تمایز مضغه است و در همان جا بیان شد که اگر این تفسیر را بپذیریم آیه ۵ سوره حج ملحق به مرحله تسویه می‌شود، چرا که تسویه جنین با مضغه مخلّقه یکی می‌شود.

دیدگاه لغویین

الف: سوّی: مساوات همان تعادل است که گاهی با کمیت (وزن و کیل) و گاهی با کیفیت است. و گاهی مساوات دو چیز نسبت به هم است و گاهی اعتدال چیزی فی نفسه است.
و تسویه در آیات فوق به معنی قرار دادن چیزی به صورت معتدل متوسّط در عمل و نظم و تدبیر و تکمیل است و به عبارت دیگر قرار دادن چیزی بر طبق مقتضای حکمت است. [۳۲۱]
ب: باری‌ء: ریشه این لغت همانطور که در مفردات و مقاییس و مصباح اللغة و التحقیق بیان شده است از ماده «برأ» است (نه ماده بری که ریشه بریّه است) [۳۲۲] و این واژه به دو معنا می‌آید یکی خلق و دیگری به معنای دوری از چیزی مثل عیب و نقص. اگر باری‌ء را از معنای اوّل (خلق) بگیریم، در آیه: هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ [۳۲۳] معنای «خالق» و «باری‌ء» تکرار و تأکید می‌شود.
و لذا برخی از لغویین گفته‌اند که مقصود از خلق، ایجاد همراه با تقدیر است و آن تقدیر کلی علمی است که اولین مرحله وجود است و مرحله دوم یعنی برء هنگامی است که تقدیر به مرحله عمل و فعلیت و ایجاد خارجی برسد. و سپس مقام تصویر است. [۳۲۴]
و اگر باری‌ء را از معنای دوم (دوری از عیب و نقص که لازمه آن تکمیل و تسویه است) [۳۲۵] بگیریم در این صورت باری‌ء به معنای تکمیل کننده و تعدیل و تسویه کننده است.

نکات تفسیری و اسرار علمی

در اینجا برخی از مفسران و صاحب‌نظران علوم پزشکی اظهار نظرهایی کرده‌اند که قابل دقت و تأمل است:
۱. مرحوم طبرسی در مورد آیه ۳۸ قیامت کلمه «فسوی» را اینگونه تفسیر می‌کند:
تسویه خلق و صورت و اعضاء باطنی و ظاهری در شکم مادر مقصود است. و برخی گفته‌اند:
بعد از ولادت که قوت انسان تکمیل می‌شود. و برخی گفته‌اند: خلقت جسم است و تسویه آن برای افعال که هر عضوی عمل خاص خود را انجام می‌دهد. و قریب به همین مضمون را در سوره انفطار/ ۷ و اعلی/ ۲ می‌نویسند. [۳۲۶]
۲. علامه طباطبائی (ره) در تفسیر آیه ۷ سوره انفطار الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ می‌نویسند:
«از تدبیر الهی خلقت انسان با تمام اجزاء وجودی است سپس تسویه آن به قرار دادن هر عضوی در جای مناسب خویش بر طبق مقتضای حکمت است سپس عدل اعضاء کرد یعنی توازن متعادل بین اعضاء او قرار داد که برخی را قوی و برخی را ضعیف کرد تا همدیگر را تکمیل کنند.» [۳۲۷]
۳. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه ۷ انفطار الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ آن را اشاره به چهار مرحله عظیم خلقت می‌دانند که عبارتند از:
خلقک- اصل آفرینش.
سواک- مرحله تسویه و تنظیم که هر عضوی از اعضاء پیکر او را با نظم‌بندی عجیبی موزون ساخت.
عدلک- تعدیل میان قوا و اعضای پیکر و هماهنگی و رابطه آنها با یکدیگر که این اعضاء کار یکدیگر را تکمیل می‌کنند.
فی ایّ صورة ما شاء رکبک- ترکیب و صورت‌بندی انسان در مقایسه با موجودات دیگر که صورت نوع انسان موزون و زیبا و بدیع است و همچنین سیرتی زیبا دارد. و صورت‌های افراد انسان نیز با هم متفاوت است. [۳۲۸]
در مورد تسویه در آیه ۳۸ سوره قیامت می‌نویسند:
«سوّی از ماده «تسویه» به معنای صاف کردن و نظام بخشیدن است. بعضی آن را اشاره به آفرینش روح می‌دانند. بعضی نیز خلق را اشاره به آفرینش روح و جمله «سوّی» را اشاره به تنظیم و تعدیل اعضای پیکر آدمی می‌شمرند و بعضی دیگر آن را به تعدیل و تکمیل تفسیر کرده‌اند.
ولی ظاهر این است که تعبیرات آیه چنان جامع و وسیع است که هر گونه آفرینش و تنظیم و تعدیل و تکاملی را که روی علقه تا هنگام وضع حمل انجام می‌گیرد شامل می‌شود.» [۳۲۹]
ایشان کلمه «الباری» را اینگونه ترجمه می‌کنند: «خداوندی که مخلوقات را بی‌کم و کاست و بدون هیچ شبیهی از قبل، ایجاد کرد.»
و سپس در مورد «باری‌ء» سه احتمال ذکر می‌کنند:
الف: از ماده برء (بر وزن قفل) به معنی بهبودی و رهائی از امور ناخوشایند و لذا باری‌ء به کسی گفته می‌شود که چیزی را بدون کم و کاست و کاملا موزون ایجاد کند.
ب: از ماده «بری» (بر وزن نفی) به معنی تراشیدن چوب که آن نیز به منظور موزون ساختن آن انجام می‌گیرد. [۳۳۰]
ج: باری‌ء کسی است که چیزی را بی‌سابقه و بدون نمونه قبل ابداء کند. [۳۳۱]
۴. استاد آیة اللّه معرفت مرحله تصویر و تسویه و تعدیل را در هفته پنجم تا هفتم می‌دانند. [۳۳۲]
۵. همانطور که بیان شد اگر در بحث «مضغه» تفسیر مخلقه (حج/ ۵) را به تسویه، تمایز و تصویر بپذیریم، مرحله تسویه با مضغه مخلقه یکی می‌شود و همان مباحث علمی که در مورد تمایز جنین در هفته سوم بارداری به سه لایه زاینده اکتودرم، مزودرم و آندودرم مطرح شد [۳۳۳]، در اینجا نیز مطرح می‌شود.
۶. دکتر پاک‌نژاد در مورد آیه ۲۴ سوره حشر می‌نویسد:
«اواخر سوره حشر با آنکه خدا را اسامی فراوانی است پروردگار چند عدد از آن را به عنوان اسمای حسنای خود انتخاب و ذکر کرده که با مداقه کافی می‌بینیم این اسماء عصاره و عنوان تمام آراء معنوی و مادی و مراحل گوناگون تطور و دگرگونی و تکامل زندگی اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی، طبیعی و سیاسی می‌باشد ... سه اسمی که خلاصه دو آیه طولانی همین قسمت است که درباره جنین‌شناسی نقل شد.
هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ- خالق (آفریننده) باری‌ء (ای الممیز) کسی که مخلقه را از غیر مخلقه متمایز می‌سازد- مصور (تصویر کننده) انسانی.» [۳۳۴]
۷. یکی از صاحب‌نظران در مورد مراحل ساختمان جنین با ذکر آیه ۲۴ سوره حشر می‌نویسد: ساختمان جنین را در سه مرحله زیر می‌توان خلاصه کرد:
الف: آفرینش توده سلول‌ها یا مصالح ساختمانی بدن یک انسان.
ب: مجزا شدن سلول‌ها از یکدیگر و رفتن هر یک به جای خود.
ج: تصویر و صورت‌بندی جنین.
این سه مرحله را قرآن کریم در ضمن سه کلمه بیان داشته است:
اوّل: هو اللّه الخالق: اوست خدائی که آفریننده (انبوه سلول‌ها) است.
دوّم: الباری: خدائی که جداکننده (سلول‌ها) است.
سوّم: المصوّر: خداوند پیکر سازی که به این سلول‌ها صورت انسانی می‌دهد.
و سپس آیه ۶ سوره آل عمران را ذکر می‌کند. [۳۳۵]

جمع‌بندی

در مجموع از آیات مورد بحث می‌توان نتیجه گرفت که خداوند در قرآن کریم یک مرحله یا چند مرحله نزدیک بهم را در این آیات مورد بحث، تحت عنوان «باری‌ء، تسویه، تصویر» بیان می‌کند [۳۳۶]، که این مرحله پس از انعقاد نطفه و علقه و احتمالا مضغة. است در این مرحله، اعتدال، تکمیل و تنظیم اعضاء پیکر جنین و برطرف کردن عیوب آنها و نیز صورتگری آن انجام می‌پذیرد.

بررسی

در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
۱. سخن آقای دکتر پاک‌نژاد در مورد «باری‌ء» که آن را به معنای ممیز و جدا کننده مخلقه از غیر مخلقه دانسته‌اند با معانی لغوی و تفسیر آیه ۲۴ سوره حشر تناسبی ندارد؛ چرا که همانطور که گذشت، باری‌ء در لغت به معنی «خالق یا دور کننده از عیب» است و مفسرین نیز آن را به معنای «ایجاد کننده بدون سابقه و شبیه یا ایجاد کننده بدون کم و کاست» معنا کرده بودند.
بنابراین، سخن آقای بی‌آزار شیرازی در مورد «باری‌ء» در آیه ۲۴ سوره حشر (خدائی که جدا کننده سلول‌هاست) نیز مبنای لغوی و تفسیری ندارد. مگر آنکه گفته شود که باری‌ء بمعنای تسویه است و تسویه به معنای تنظیم اعضای طفل در مرحله جنینی است و لازمه این تنظیم تمایز است که در آن صورت معنا کردن واژه «باری» با معنای «لازم لازم کلمه» است.
۲. این اشارات علمی قرآن به اعتدال و تنظیم و تکمیل جنین در مرحله تسویه و تصویر، بیان اسرار علمی است، که بشر عصر نزول از ریز مسایل علمی آن اطلاعی نداشت. و این عظمت علمی قرآن را می‌رساند.
امّا این مطالب نمی‌تواند اعجاز علمی قرآن را اثبات کند چرا که بشر با مشاهده و حسّ و اگر در آل عمران/ ۶ و حشر/ ۲۴ به صورت جدا آورده شده است در آنجا نامی از تسویّه برده نشده است.
و امّا در مورد باری‌ء هم بیان شد که یا تأکید خالق است و یا به معنی تکمیل و تسویه است. البته بنابر یک تفسیر «مضغه مخلقه» هم در این مرحله جای می‌گرفت که در آن صورت به معنای تسویه می‌آمد. از دیر زمان دریافته بود که اجمالا تنظیم اعضاء و صورت‌گری طفل در درون شکم مادر صورت می‌گیرد.
قرآن کریم نیز در این آیات غیر از یک مطلب کلی در این باره نمی‌فرماید. پس اعجاز علمی قرآن را اثبات نمی‌کند.

مرحله هشتم: شکل‌گیری استخوان‌ها

اشاره

مرحله نهم: پوشاندن گوشت بر استخوان‌ها

ما این دو مرحله را با همدیگر مورد بررسی قرار می‌دهیم چرا که بسیار به هم نزدیک هستند و بحث از دو مرحله با همدیگر موجب تکمیل بحث می‌شد و لذا مفسران و متخصصان علوم پزشکی هم این دو مرحله را با هم بررسی کرده‌اند. قرآن کریم در مورد این دو مرحله از خلقت جنینی انسان می‌فرماید:
فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً [۳۳۷] «و آنگاه مضغه را استخوان‌هایی ساختیم، بعد استخوان‌ها را با گوشتی پوشانیدیم.»
نکته: «عظام» جمع «عظم» به معنای استخوان است.

نکات علمی

در مورد این آیه برخی مفسران، پزشکان و صاحب نظران سخنان متعارضی گفته‌اند که آنها را مرور می‌کنیم:
۱. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد آیه ۱۴ سوره مؤمنون می‌نویسند:
«این آیه شریفه نه فقط به شکل‌گیری و تکوین استخوان پیش از گوشت (عضلات) به گونه‌ای بدیع اشاره دارد (بطوریکه گوشت را به عنوان «کسا» «پوشش» نام برده و برای کسانی که با علم کالبد شکافی سر و کار دارند کاملا واضح است که عضلات طوری استخوان‌ها را در برگرفته‌اند که گویی پوششی برای استخوان هستند) بلکه به نظر ما به مرحله تمایز و تخلق که از این مضغه کوچک آغاز می‌شود نیز اشاره دارد.»
و سپس اضافه می‌کند که:
«رشد سریع جنین پس از ماه سوم آغاز می‌شود و اندامهای شکل یافته به سوی تکامل می‌روند. برخی از این اندامها مانند جفت، دستگاه گوارش و قلب از همان دوران جنینی فعالیت خود را آغاز می‌کنند و مغز استخوان به تولید خون می‌پردازد ...» [۳۳۸]
۲. یکی از نویسندگان در مورد آیه مورد بحث مطلبی را از برخی پزشکان اینگونه حکایت می‌کند:
«جنین بعد از آنکه مرحله علقه و مضغه را پشت سر گذاشت تمام سلولهایش تبدیل به سلولهای استخوانی می‌شود و بعد از آن تدریجا عضلات و گوشت روی آن را می‌پوشاند.
بنابراین جمله فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً [۳۳۹] یک معجزه علمی است که پرده از روی این مسأله که در آن روز برای هیچ کس روشن نبود، برمی‌دارد. زیرا قرآن نمی‌گوید: ما مضغه را تبدیل به استخوان و گوشت کردیم، بلکه می‌گوید: «ما مضغه را تبدیل به استخوان کردیم و بر استخوان‌ها لباس گوشت پوشاندیم.» اشاره به اینکه مضغه نخست تبدیل به استخوان می‌شود و بعد از آن گوشت روی آن را می‌پوشاند.» [۳۴۰]
۳. یکی دیگر از صاحب‌نظران می‌نویسد:
«انتخاب کلمه «کسونا» یکی از معجزات علمی قرآن است، زیرا امروز ثابت شده که استخوان‌ها قبل از نسوج گوشتی پدیدار می‌شوند.» [۳۴۱]
۴. دکتر عدنان الشریف در مورد مرحله استخوان و گوشت می‌نویسد:
«از هفته هفتم بارداری، قسمتی (semotorelcS) از بافت‌های غضروفی به بافت‌های استخوانی تبدیل می‌شود تا ستون فقرات و استخوان را تشکیل دهد. و در هفته هشتم بارداری بقیه (emotoyM) به عضلات تبدیل می‌شود که ستون فقرات را می‌پوشاند. همانطور که بقیه استخوان‌ها به وسیله عضلات پوشیده می‌شود.» [۳۴۲]
۵. استاد آیة اللّه معرفت با توضیح تشکیل استخوان و عضلات این مرحله را در هفته پنجم تا هفتم پس از انعقاد نطفه می‌دانند. [۳۴۳]
۶. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه ۱۴ سوره مؤمنون، ابتداء مطلبی را که در بالا از پزشکان حکایت کردیم آورده‌اند که در آن مطلب آیه به عنوان معجزه علمی قرآن مطرح شده بود و سپس تحت عنوان: «لباس مقاوم بر استخوان‌ها» می‌نویسند:
«اصولا اینکه از عضلات تعبیر به «لباس» می‌کند خود گویای این واقعیت است که اگر این لباس بر استخوان‌ها نبود، بسیار اندام انسان زشت و نازیبا بود. (درست همانند اسکلت‌هائی که همه ما خود آن یا لا أقل عکس آن را دیده‌ایم.)
از این گذشته، لباس، حافظ بدن است، عضلات نیز حافظ استخوان‌ها هستند و اگر آنها نبودند ضربه‌هائی که بر بدن وارد می‌شد استخوان‌ها را مرتبا صدمه می‌زد یا می‌شکست. همچنین کاری را که لباس در حفاظت انسان از گرما و سرما می‌کند گوشتها در نگهداری استخوان‌ها که ستون اصلی بدن هستند انجام می‌دهند اینها همه نشان دهنده دقت قرآن در تعبیرات است.» [۳۴۴]
و نیز ایشان در تفسیر موضوعی پیام قرآن تأکید می‌کند که در مرحله عظام سلولهای گوشتی همگی تبدیل به سلولهای استخوانی می‌شود. [۳۴۵]
۷. سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن نیز همین مطلب (تبدیل همه سلولها به استخوان) را نقل می‌کند. [۳۴۶]
۸. عبد الرزاق نوفل پس از طرح آیه ۱۴ سوره مؤمنون شرح مفصلی از خواص استخوان‌ها در بدن می‌دهد. و اینکه امروزه در علم تاریخ و باستان‌شناسی از طریق استخوان‌ها به جنس مردگان، طول عمر آنها و ... پی می‌برند. سپس می‌گوید که تأکیدات قرآن بر استخوان نوعی پیشی گرفتن بر این مباحث علمی است. قرآن صدها سال قبل از علم به زنده بودن استخوان و اهمیّت آن در وظایف انسان اشاره کرده است. در حالی که صاحبان علوم صدها سال می‌پنداشتند که استخوان‌ها، تکیه‌گاههای محکم انسان هستند که حیات ندارند.
سپس وظایف استخوان‌ها در خون سازی بدن و تأثیرات آنها بر سلسله اعصاب را متذکر می‌شود. [۳۴۷]
۹. پروفسور «توماس وی سادلر» در کتاب «رویان‌شناسی پزشکی لانگمن» تشکیل استخوان و گوشت را اینگونه تشریح می‌کند:
الف: در طی سوّمین هفته رشد جنین، مشخص‌ترین حادثه گاسترولاسیون می‌باشد فرآیندی که هر سه لایه زایای رویانی (اکتودرم- مزودرم- اندودرم) در رویان تشکیل می‌شود. [۳۴۸] (به تصویر «چ» در ضمیمه شماره ۱ توجه کنید) ب: از لایه اکتودرمی اعضا و ساختمانهایی که در ارتباط با دنیای خارج باقی می‌مانند ایجاد می‌گردد. مثل: دستگاه عصبی، اعصاب محیطی، پوشش حسی گوش و بینی و چشم، پوست از جمله مو و ناخن، غده هیپوفیز، پستان و غدد عرق و مبنای دندان.
از لایه مزودرمی این اعضاء ایجاد می‌شود: سلکروتوم (غضروف و استخوان)، دستگاه ادراری تناسلی، طحال و غدد فوق کلیوی، دستگاه رگی که شامل قلب و سرخرگها، سیاهرگ‌ها، رگهای لنفی و تمام سلولهای خونی و لنفی می‌باشد، سومیت‌ها میوتوم (بافت ماهیچه‌ای)، درماتوم (بافت زیرپوستی) و از لایه اندودرمی این اعضاء ساخته می‌شود: دستگاه معدی روده‌ای، دستگاه تنفسی و مثانه، پارانشنیم تیروئید، پاراتیروئید، کبد و لوز المعده. [۳۴۹]
تذکر: نکته قابل توجه آن است که استخوان‌ها از لایه میانی (مزودرم) تشکیل می‌شود که بوسیله دو لایه دیگر (اکتودرم و اندودرم) پوشیده شده که از آن دو لایه پوشاننده اکثر اعضای گوشتی بدن مثل پوست، غدد، دستگاه معدی روده‌ای و تنفسی و ... ساخته می‌شود. و لذا می‌توان گفت که لایه مزودرم بویژه قسمت سلکتروم (غضروف و استخوان) توسط دو لایه دیگر پوشیده می‌شود. (در تصویر «چ» در ضمیمه به جایگاه لایه مزدورم دقّت شود) ج: دستگاه استخوان‌بندی از مزودرم مجاور محوری و صفحه جانبی (لایه تنه‌ای) و ستیغ عصبی تشکیل می‌گردد. که از قسمت اوّل سلول‌های سازنده استخوان و از قسمت دوّم سلولهای سازنده شانه و استخوانهای طویل و از قسمت سوّم استخوان صورت پدید می‌آید. [۳۵۰]
تذکر: نکته قابل توجه آن است که همانطور که قرآن پوشیده شدن گوشت را بعد از پیدایش استخوان می‌داند. ساخته شدن سلولهای سکلروتوم (Semotorelc) که باعث پیدایش غضروف و استخوان می‌شود از هفته چهارم بارداری شروع می‌شود. [۳۵۱] و امّا سلولهای ماهیچه‌ای (میوتوم Memotoy) پس از سکلروتوم ساخته می‌شود. [۳۵۲] که شامل ماهیچه‌های مخطط، صاف و ماهیچه قلب می‌شود. سلولهای میوتومی در نواحی دیواره بدن و اندامها دو نیمه شده بطرف محلهای دائمی خود مهاجرت کرده، طویل و دوکی می‌گردند ...
در انتهای سومین ماه خطوط عرضی مشخص برای ماهیچه مخطط پیدا می‌شود. [۳۵۳]
همچنین سلولهای پوستی اینگونه تشکیل می‌شود: در ابتداء رویان (جنین) توسط یک ردیف از سلولهای اکتودرمی پوشیده شده است. در شروع ماه دوّم این «اپی تلیوم» تقسیم شده و لایه‌ای از سلولهای پهن بنام پری درم (Pmredire) یا اپی تریکیوم (PEmuihcirti) بر روی سطح قرار می‌گیرد. با افزایش بیشتر سلولهای لایه بازال (قاعده‌ای، زایا) ناحیه سوّمی بنام ناحیه واسطه‌ای یا بینابینی تشکیل می‌گردد.
سرانجام در انتهای ماه چهارم روپوست آرایش قطعی خود را بدست آورده و در آن چهار لایه می‌توان تشخیص داد. [۳۵۴] (طبقه زایا- لایه ضخیم خاردار- لایه دانه دار- لایه شاخی) (به شکل «ح» در ضمیمه شماره ۱ توجّه کنید.)

یک اشکال علمی

یکی از صاحب‌نظران معاصر از سر دلسوزی تعارضی را بین علم و آیه ۱۴ سوره مؤمنون مطرح می‌کند و می‌گوید:
«در زیست‌شناسی امروز اعتقاد بر این است که جنین در رحم مادر، ابتدا حالت گوشتی صرف دارد، یک تکه گوشت است که بعدا قسمت‌هایی از آن، تکاثف بیشتری پیدا می‌کند و کلسیم بیشتری جذب آن قسمت‌ها می‌شود و کم کم درون این گوشت، استخوان‌هایی پدید می‌آید. در ابتداء استخوانی وجود ندارد، بلکه یک تکه گوشت بسیار نرم است که کم‌کم در قسمت‌هایی از آن یک حالت سفتی و محکمی ایجاد می‌شود و به استخوان تبدیل می‌گردد. حال ممکن است کسی بگوید این یافته علمی با گزاره یا گزاره‌هایی از دین یا ادیان مثلا با این آیه قرآن که می‌گوید: فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً یعنی بر استخوان‌ها گوشت پوشانیدیم تعارض دارد.» [۳۵۵]

بررسی

در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
۱. مطلبی که استاد مکارم شیرازی و سید قطب و برخی معاصرین از یک پزشک نقل می‌کنند که تمام سلول‌های جنین تبدیل به سلولهای استخوانی می‌شود و سپس کم کم گوشت و عضلات روی آنها را می‌پوشاند و آن را اعجاز علمی قرآن می‌دانند؛ از دو جهت قابل اشکال است:
الف: همانطور که بیان شد، متخصصان علم جنین‌شناسی تصریح کرده‌اند که جنین اولیه انسان به سه لایه تقسیم می‌شود که سلولهای استخوانی (سلکروتوم) از لایه وسطی (مزودرم) تشکیل می‌شود. پس همه سلولهای جنین تبدیل به استخوان نمی‌شود و این مطلبی که نقل کرده‌اند از لحاظ علمی قابل قبول نیست.
ب: در قرآن کریم می‌فرماید: فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً [۳۵۶] جالب این است که قرآن قبل از این جمله در همین آیه می‌فرماید: ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ یعنی تعبیر «جعل» (قرار دادن) می‌آورد امّا در اینجا تعبیر، تغییر کرده و واژه «خلق» آمده است. کلمه «خلق» به معنای ایجاد تنها نیست بلکه ایجاد همراه با کیفیت مخصوص است و حتی برخی لغویین گفته‌اند اصل لغت خلق به معنای تقدیر (اندازه زدن) است. [۳۵۷]
بنابراین ترجمه آیه تنها ایجاد استخوان نیست بلکه ایجاد گوشت کوبیده با کیفیت خاص (استخوانی و محکم شده) است. به عبارت دیگر این استخوان همان «مضغه مخلّقه» است یعنی گوشت کوبیده‌ای که تسویه و تعدیل شده و تمایز یافته است.
توضیح آنکه خداوند در سوره حج/ ۵ می‌فرماید: مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ که در مورد این آیه در مباحث قبل بحث شد و به این نتیجه رسیدیم که مضغه (جنین گوشتی) به دو مرحله غیر متمایز و متمایز تقسیم می‌شود. و مرحله استخوان‌بندی جنین (عظام) مصداق مرحله تمایز یافتن جنین (مخلّقه) است. همانطور که برخی صاحب‌نظران نیز به این مطلب تصریح کرده بودند. [۳۵۸] پس نتیجه می‌گیریم که مضغة دو قسم است مخلّقة و غیر مخلّقة.
و مضغه مخلّقه همان جنین تمایز یافته است (که اعضاء و استخوان‌بندی و ... آن مشخص شده است) پس مضغه به دو قسم استخوانی (عظام) و غیر استخوانی تقسیم می‌شود. چرا که معنای تمایز همین تقسیم به چند قسم (استخوان، اعضاء و ...) است.
و از این مطالب می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که نمی‌توان گفت: مقصود قرآن این است که تمام «مضغه» (جنین گوشتی) تبدیل به استخوان شده است، بلکه قسمت استخوانی جنین قسمتی از تمایز جنین است به اعضاء و جوارح و گوشت و استخوان ...
و از اینجا معلوم می‌شود که سخن منقول در تفسیر نمونه و فی ظلال و ... (در مورد تبدیل تمام سلول‌های جنین به سلولهای استخوانی) با خود آیه ۱۴ سوره مؤمنون نیز سازگار نیست.
۲. مقصود استاد ملکیان از اشکال (تعارض یافته‌های علوم زیست‌شناسی با آیه ۱۴ سوره مؤمنون، فکسونا العظام لحما) ممکن است یکی از این دو چیز باشد:
الف: آیه قرآن می‌فرماید: «همه سلولهای جنین استخوانی است و سپس گوشت بر آنها پوشانده می‌شود.»
امّا علوم زیست‌شناسی می‌گوید: «جنین گوشت نرم است که برخی سلولهای آن به استخوان تبدیل می‌شود.» و این دو گزاره با هم سازگار نیست.
امّا با توجه به مطالبی که ما بیان کردیم ثابت شد که مرحله عظام (استخوانی) همان مضغه مخلّقه (جنین گوشتی متمایز) است و جنین در این مرحله شامل قسمت‌های متمایز مثل استخوان، اعضاء، گوشت و ... می‌شود. پس معنای آیه ۱۴ سوره مؤمنون این نیست که تمام سلولهای جنین تبدیل به استخوان می‌شود، و اگر مراد آیه این است که برخی سلولهای جنین تبدیل به استخوان می‌شود، دیگر تعارضی با گزاره علمی فوق ندارد.
ب: ممکن است مقصود ایشان از اشکال این باشد که: با توجه به اینکه جنین در ابتدا گوشت بود و سپس به سلولهای گوشتی و استخوانی تقسیم شد دیگر معنا ندارد که بگوئیم استخوانی پدید آمد و سپس گوشتی بر آن پوشیده شد.
امّا با توجه به مطالب علمی که از کتاب رویان‌شناسی پزشکی لانگمن بیان کردیم روشن شد که سلولهای استخوانی (سکلروتوم) از لایه میانی جنین (مزودرم) پدید می‌آید.
این سلولها قبل از سلولهای ماهیچه‌ای و پوستی پدید می‌آید. پس در حقیقت این سلولهای استخوانی بوسیله دو لایه دیگر جنین (اکتودرم و اندودرم) پوشیده شده و پس از پیدایش سلولهای استخوانی، سلولهای ماهیچه‌ای و پوستی روی آنها را مثل لباسی می‌پوشاند.
۳. آیه ۱۴ سوره مؤمنون اشارات علمی حیرت‌انگیزی دارد و همانطور که ملاحظه شد با جدیدترین یافته‌های جنین شناسان منطبق است. و این عظمت علمی قرآن کریم را ثابت می‌کند.
امّا این مطلب نیز اعجاز علمی قرآن را اثبات نمی‌کند؛ چرا که اشاره قرآن بسیار مجمل و کلی است و نمی‌توان گفت که بشریت در زمان نزول قرآن اطلاعی از این مطلب کلی نداشت (هر چند که ریز مطالب علمی آن را نمی‌دانست) انسان‌ها معمولا در طول عمر خود بچه‌های سقط شده انسان‌های دیگر را می‌بینند. و یا در هنگام استفاده از گوشت حیوانات حامله با بچه‌های ناقص آنها برخورد کرده بودند پس معمولا برخی افراد فرق جنین کامل (همراه استخوان و گوشت) و ناقص (گوشتی) را می‌دانستند. و این مطلب که گوشت بر روی استخوان قرار می‌گیرد و مانند لباس آن را می‌پوشاند نیز روشن بوده است.
پس با توجه به اطلاعات اجمالی بشر از جنین انسان‌های دیگر و حیوانات و با توجه به کلی بودن آیه نمی‌توان آن را اعجاز علمی قرآن به شمار آورد. [۳۵۹]

مرحله دهم: آفرینش جنس جنین (مذکر یا مؤنث)

اشاره
قرآن کریم در مورد مراحل خلقت انسان در چند مورد به مرحله شکل‌گیری «پسر و دختر» در جنین اشاره می‌کند و می‌فرماید:
ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی [۳۶۰] «پس علقه [آویزک شد و [خدایش شکل داد و درست کرد. و از آن، دو جنس نر و ماده را قرار داد.»
وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی [۳۶۱] «و هم اوست که دو نوع می‌آفریند: نر و ماده از نطفه‌ای چون فرو ریخته شود.»
لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ [۳۶۲] «فرمانروائی [مطلق آسمان و زمین از آن خداست؛ هر چه بخواهد می‌آفریند، به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هر کس بخواهد فرزند پسر می‌دهد یا آنها را پسر (ان) و دختر (انی) توأم با یکدیگر می‌گرداند، و هر که را بخواهد عقیم می‌سازد. اوست دانای توانا.»
تذکر: در سوره لیل/ ۳ و حجرات/ ۱۳ نیز اشاره‌ای به مذکر و مؤنث شده است.

نکات علمی

۱. در مبحث «مضغه» دکتر دیاب و دکتر قرقوز بیان کردند که دوره تمایز لایه‌های جنین (مضغه مخلقه یا حالت تسویه) از هفته سوم شروع و در ماه سوم ختم می‌شود.[۳۶۳]
برخی از منابع معتبر پزشکی نیز تصریح کرده‌اند که:
«در طی سومین ماه صورت جنین بیشتر شکل صورت انسان بخود می‌گیرد ... اعضاء تناسلی خارجی به آن حد تکامل یافته که در دوازدهمین هفته جنس جنین را با امتحان وضع ظاهری می‌توان مشخص ساخت.» [۳۶۴]
نکته جالب توجه اینجاست که قرآن مرحله خلقت جنس جنین (مذکر و مؤنث بودن آن را) پس از مرحله تسویه قرار داده است. فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی و این همان زمانی است که مرحله مضغه و تسویه در سه ماهگی تمام می‌شود و جنس جنین از نظر پزشکی قابل تشخیص است. یعنی رتبه تعیین جنسیت در مراحل خلقت انسان در قرآن کریم و علم جنین‌شناسی کاملا منطبق با یکدیگر است.
دکتر دیاب و قرقوز در مورد تشکیل دستگاه تناسلی جنین می‌نویسند:
«از همان هنگام که انسان به صورت پاره گوشتی (جنین جوان) در شکم مادر قرار گرفته، دو برجستگی از طناب پشتی (drcotoN) که بعدا ستون فقرات را تشکیل خواهد داد بوجود می‌آیند. این دو برجستگی را لوله‌های تناسلی (eglitlatineG) می‌نامند جنسیت جنین بوسیله این لوله‌های تناسلی شناخته می‌شود. اگر مقرر شده که جنین پسر باشد این دو لوله از هفته ششم عمر جنین شروع به ساخت بافتهای مشابه بافتهای بیضه می‌کنند و به ترشح هورمونهای جنسی نر (negordnA) که اساس شکل‌گیری دستگاه تناسلی را در دوران جنینی تشکیل می‌دهد، می‌پردازند.
امّا اگر مقرر شده که جنین دختر باشد، این لوله‌های تناسلی از هم متمایز شده تا در هفته دهم بافتهایی شبیه بافتهای تخمدان را تشکیل دهند. شکل‌گیری دستگاه تناسلی مؤنث به دلیل نبودن هورمونهای نر صورت می‌پذیرد و نه به سبب وجود هورمونهای مؤنث و بدین طریق تخمدان‌ها ساخته می‌شود.» [۳۶۵]
۲. دکتر پاک‌نژاد در مورد تشخیص جنس کودک در رحم مادر می‌نویسند:
«در جنین سه ماهه به سختی و در چهار ماهه به آسانی می‌توان دید که نوع جنس نر است یا ماده.» [۳۶۶]
۳. استاد مکارم شیرازی در توضیح آیه ۳۹ سوره قیامت فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی تشکیل جنس مذکر و مؤنث را یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های مربوط به جنین‌شناسی می‌دانند و سپس نکته‌ای جالب را تذکر می‌دهند؛ می‌نویسند:
«در این که چگونه و تحت چه عواملی جنین مذکر یا مؤنث می‌شود؟ هیچکس پاسخی در برابر این سؤال ندارد، یعنی علم هنوز جوابی برای آن پیدا نکرده است. ممکن است پاره‌ای از مواد غذائی یا داروها در این امر مؤثر باشد ولی مسلما تأثیر آن سرنوشت ساز و تعیین کننده نیست. ولی با این حال عجیب این است که همیشه یک تعادل نسبی در میان این دو جنس (مرد و زن) در همه جوامع دیده می‌شود. و اگر تفاوتی باشد چندان چشمگیر نیست. فکر کنید اگر روزی این تعادل بهم بخورد ... چه مفاسد عظیمی به وجود می‌آید. ولی آن کس که انسان را برای زندگی سالم آفریده است، این تعادل عجیب و مرموز را در آن حاکم کرده است. آری خداوند طبق مشیت و حکمتش به هر کس بخواهد فرزند پسر می‌دهد و به هر کس بخواهد فرزند دختر می‌دهد:
یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ [۳۶۷] ولی این مشیت و اراده حساب شده است.» [۳۶۸]
۴. استاد آیة اللّه معرفت با طرح آیات ۴۵- ۴۶ سوره نجم نتیجه می‌گیرند که تعیین جنس جنین بوسیله نطفه مرد است و این مطلب از کروموزوم (س) یا کروموزوم (ی) است.
و این مطلب از نظر پزشکی نیز تأیید شده است.
و سپس نظر بوعلی سینا و جالینوس و علامه مجلسی (ره) را نقل می‌کند که زن و مرد هر دو منی دارند امّا منی مرد قوی‌تر است و منی زن حالت قابلیت و انفعال دارد و نام منی بر آن مجازی است. و با ذکر آیه ۲۲۳ بقره نتیجه می‌گیرند که زن کشتزار کودک است و مرد است که بذر نطفه جنین را می‌دهد. [۳۶۹]
برخی از نویسندگان معاصر نیز همین نظر را انتخاب کرده‌اند و در مورد آیات ۴۵- ۴۶ نجم بیان می‌کنند و با مطالب پزشکی تطبیق کرده‌اند و توضیح می‌دهند که اسپرم مرد یا کروموزم «Y» دارد که مذکر است و یا کروموزوم «X» دارد که مؤنث است امّا اوول زن همیشه کروموزوم «X» دارد. و با توجه به ۲۳ جفت بودن کرموزوم‌ها همیشه این مرد است که تعیین کننده نهائی جنس جنین است. [۳۷۰]
و نظیر همین مطالب را برخی نویسندگان دیگر مثل «محمد السید ارناووط» نوشته‌اند. [۳۷۱]
۵. دکتر پاک‌نژاد می‌نویسد:
«یک دیدگاه این است که تعیین جنسیت بستگی به سلول‌های پدر دارد. یعنی کروموزوم Y در کرمک (اسپرماتوزئید) است که تعیین کننده است (y+ x+ 44 جنس نر)- (x 2+ 44 ماده) و دیدگاه دیگری نیز هست که می‌گوید عامل تعیین جنس نر همراه کروموزوم y نیست بلکه عامل تعیین کننده جنس همراه یکی از کرموزم‌های دیگر است که ناشناخته است.
که در هر دو جنس کرمک و تخمک (اسپرماتوزئید و اوول) وجود دارد.» [۳۷۲]
بررسی:
در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
۱. اشارات علمی قرآن به جنس جنین (مذکر یا مؤنث) و مرحله خاص تشکیل آن بعد از تسویه از مطالب جالب و شگفت‌انگیز قرآن است که بار دیگر عظمت این کتاب الهی را نشان می‌دهد.
امّا این مطلب به تنهائی اعجاز علمی قرآن را اثبات نمی‌کند [۳۷۳]، چرا که اشاره قرآن به صورت کلی و سر بسته است و اسرار ریز آن را بیان نکرده است و این مطلب کلی تا حدودی قابل حدس و یا مشاهده حسّی در کودکان سقط شده بوده است.
۲. اختیار پسر یا دختر شدن جنین با کیست؟ با خدا یا عوامل طبیعی (مثل غذا و دارو)؟
قرآن در سوره شوری/ ۴۹- ۵۰ تمام امور مربوط به جنس جنین را بدست خدا می‌داند. ولی سیاق این آیات نشان می‌دهد که در مقام قدرت نمایی خداست. و لذا با جمله لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ ... شروع می‌شود.
پس معنای این آیات این نیست که اسباب طبیعی (مثل غذا و دارو) نمی‌تواند در تعیین جنسیت و تغییر آن نقشی ایفا کند، بلکه این دارو و غذا هم اسبابی هستند که خداوند مؤثر قرار داده است. اگر انسان موفق به کشف روابط و تأثیر و تأثرات آنها شود، شاید بتواند نقش تعیین کننده‌ای در جنس جنین داشته باشد. همانطور که برخی پزشکان نوید آن را داده‌اند. و این به معنی نفی قدرت خدایا نفی مضمون آیات ۴۹- ۵۰ سوره شوری نیست.
پس کلام استاد مکارم شیرازی که تأثیر غذا و دارو را در تعیین جنس جنین سرنوشت ساز و تعیین کننده نمی‌دانند، قابل قبول نیست؛ مگر آنکه منظور ایشان نفی استقلال تأثیر از این امور باشد. (یعنی تأثیر مستقل از خدا ندارد) ۳. مطلبی که استاد معرفت و برخی پزشکان در مورد تعیین جنس جنین توسط «مرد» نقل کردند همانطور که ملاحظه شد با یک دیدگاه در علم پزشکی مطابقت داشت پس با توجه به اینکه در این مورد دو دیدگاه در علم پزشکی وجود دارد و به صورت قطعی هنوز در این مورد چیزی اثبات نشده است، نمی‌توان یکی از دو دیدگاه را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد. هر چند که ظهور آیه در دیدگاه اوّل (تعیین جنسیت کودک بوسیله مرد) است.
با توجه به اینکه قبلا بیان شد که «نطفه» به منی مرد و زن و نیز منی مخلوط آنها گفته می‌شود، آیات فوق (نجم/ ۴۵- ۴۶) قابل انطباق با هر دو دیدگاه هست.
علم به جنس جنین قبل از تولد:
علم به جنس جنین قبل از تولد:
آیا تعیین جنس جنین (مذکر یا مؤنث) قبل از تولد ممکن است؟
برخی از صاحب‌نظران معتقدند که اطلاع انسان از جنس جنین (مذکر یا مؤنث) ممکن نیست و این علم مخصوص خداست. در این مورد به آیات زیر استدلال کرده‌اند. از طرف دیگر در عصر حاضر بشر توانسته است بوسیله سونوگرافی و اسباب علمی دیگر اطلاعاتی راجع به جنس جنین (قبل از تولد) پیدا کند و این مطلب با ظاهر این آیات تنافی دارد. لذا برخی از مفسران و صاحب‌نظران در پی پاسخگویی و توجیه برآمده‌اند. ابتداء آیات مورد بحث را مرور می‌کنیم:
اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ [۳۷۴] « (تنها) خدا می‌داند آنچه را که هر ماده‌ای [در رحم بار گیرد. و [نیز] آنچه را که رحم‌ها می‌کاهند و آنچه را می‌افزایند و هر چیزی نزد او اندازه‌ای دارد.»
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ [۳۷۵] «در حقیقت، خداست که علم [به قیامت نزد اوست و باران را فرو می‌فرستد و آنچه را که در رحم‌هاست می‌داند و کسی نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد و کسی نمی‌داند در کدامین سرزمین می‌میرد. در حقیقت، خداست [که دانای آگاه است.»
وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثی وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ [۳۷۶] «و هیچ مادینه‌ای بار نمی‌گیرد و بار نمی‌نهد مگر به علم او.»
نکات علمی:
۱. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد آیه ۳۴ سوره لقمان می‌نویسند:
«در مورد تفسیر وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ بحث و جدل بسیار شده است. بسیاری از مردم تصوّر کرده‌اند که پیشرفت دانش پزشکی که قادر گردیده جنسیت جنین را پیش از تولد مشخص کند با این آیه در تناقض است. زیرا آگاهی از جنس جنین در رحم یکی از پنج موردی است که در این آیه علم به آنها فقط به خداوند نسبت داده شده است.
و سپس توضیح می‌دهند که: اعضای تناسلی جنین تا ماه سوّم بارداری شکل مشخصی ندارد هر چند جنس جنین از همان لحظه لقاح با توجه به نوع نطفه رقم خورده است، ولی تا هفته هفتم جنسیت جنین نامشخص خواهد ماند و نمی‌توان تشخیص داد که اعضای تناسلی داخلی یا خارجی جنین از کدام نوع است، تخمدان یا بیضه.
برخی از دانشمندان که در این زمینه فعالیت دارند سعی کرده‌اند با خارج کردن مقداری از مایع آمینوتیک (مایع درون جفت که جنین را احاطه کرده است) و آزمایش آن، در همان اوایل شکل‌گیری جنین به جنسیت جنین پی ببرند. اگر کروموزمهای موجود در این مایع نوع (xx) باشد، جنین دختر و اگر از نوع (Xy) باشد، پسر خواهد بود. نتیجه تحقیقات این دانشمندان با موفقیت همراه بود.
و سپس می‌گوید: این مسأله به هیچ وجه تناقضی با آیه فوق ندارد. و شاهدی از سخن ابن کثیر در تفسیرش می‌آورد که: اینها (پنج مورد علم) مفاتیح غیب هستند و علم به آن را کسی نمی‌داند مگر اینکه خداوند به وی آموخته باشد. و تناقضی بین اختصاص علم غیب به ذات باریتعالی و آموختن مقداری از این علم (مانند علم اطلاع از جنسیت جنین در رحم) به بندگان وجود ندارد.
و سپس چند تفاوت، بین علم خالق و مخلوق در این مورد می‌گذارد:
الف: خداوند از همان لحظه لقاح بلکه قبل از آن از جنس جنین اطلاع دارد بر خلاف بندگان.
ب: علم خدا نیاز به واسطه ندارد به خلاف بندگان.
ج: علم خدا در معرض سهو و خطا نیست به خلاف بندگان.
د: علم خدا به همه خصوصیات طفل در رحم است و کامل است (علم به جنسیت، طول، شکل، حواس، مدّت عمر، سعادت، شقاوت و ...) به خلاف علم انسان که جزئی است.
و در پایان به آیه ۱۱ فاطر استشهاد می‌کند.» [۳۷۷]
۲. یکی از نویسندگان معاصر با طرح آیات ۸ سوره رعد- ۳۴ سوره لقمان- ۷۸ سوره نحل می‌نویسد:
«فرضیه‌هایی برای تشخیص جنین ارائه شده است ولی طبق آمارهای به دست آمده اکثر تشخیص‌ها مطابق فرضیه‌های ارائه شده از سوی دانشمندان درست از آب درنمی‌آید.
«ژان ل. ریووآر» می‌گوید: تا امروز هیچ یک از دانشمندان و زیست شناسان نتوانسته‌اند در زمان آمیزش (اسپرم با اوول) که جنسیت طفل تحقّق می‌یابد، آن را تشخیص دهند.
دکتر اشرف فردوسی می‌گوید: اگر در آینده علم بشر به درجه‌ای برسد که پسر یا دختر بودن جنین را در چند ماهگی تعیین نماید، هرگز نخواهد توانست وضع آن را وقتی که به صورت سلّولی بیش نیست، توصیف نماید. در صورتی که خداوند در این موقع نیز می‌داند که او پسر است یا دختر.» [۳۷۸]
۳. دکتر پاک‌نژاد در این مورد می‌نویسد:
«امروزه امکان انتخاب نوع نوزاد را به والدین نوید می‌دهند و گامهای مؤثری در این زمینه برداشته شده و در مورد خرگوش موفقیت‌هائی داشته است. امروز زمزمه این است که این ترکیبات یک عمل شیمیائی بیش نیست و تعیین نوع جنس دیگر به دلخواه و توافق پدر و مادر و بیشتر مادر خواهد بود.» [۳۷۹]
۴. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه ۸ سوره رعد اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی دو نظر را در دو کتاب خویش برگزیده است: در تفسیر نمونه می‌نویسد که در آیه فوق چند احتمال وجود دارد:
الف: اشاره به صورتهای سه‌گانه حمل باشد که گاهی به موعد مقرر متولد می‌شود و گاهی قبل از موقع ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ و گاهی بعد از موعد مقرر تولد می‌یابد وَ ما تَزْدادُ.
خداوند همه اینها را می‌داند و از تاریخ تولد جنین و لحظه آن بی‌کم و کاست آگاه است.
این از اموری است که هیچ کس و هیچ دستگاهی دقیقا نمی‌تواند آنرا مشخص کند. این علم مخصوص ذات پاک پروردگار است و دلیل آن هم روشن است چرا که استعداد رحم‌ها و جنین‌ها کاملا متفاوت می‌باشد و هیچ کس از این تفاوتها دقیقا آگاه نیست.
ب: بعضی، جمله‌های سه‌گانه آیه را اشاره به سه حالت از اعمال رحم در ایام بارداری می‌دانند.
جمله اوّل ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی اشاره به خود جنین است که رحم آن را حفظ می‌کند. و جمله دوّم ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ اشاره به خون حیض است که در آن می‌ریزد و جذب جنین می‌گردد. و جمله سوّم ما تَزْدادُ اشاره به خون‌های اضافی است که در ایام حمل احیانا به خارج ریخته می‌شود و یا در هنگام تولد و بعد از آن دفع می‌گردد.
سپس معنای «ب» را به علامه طباطبائی (ره) در المیزان نسبت می‌دهند و معنای «الف» را خود انتخاب می‌کنند. چرا که ظاهر آیه همان است و روایات نیز آن را تأیید می‌کند. [۳۸۰]
امّا ایشان در تفسیر موضوعی می‌نویسند: ظاهر آیه این است که این از علوم خاص الهی است که ویژگیهای جنین را قبل از تولد از هر نظر می‌داند. نه تنها از مسأله جنسیت بلکه از تمام استعدادها، ذوقها و صفات ظاهر و باطن جنین با خبر است. [۳۸۱]
تذکر: در آیه ۸ سوره رعد: اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی ممکن است واژه «ما» به دو معنا آید:
الف: «ما» را موصول بدانیم در این صورت آیه اینگونه معنا می‌شود: «خدا می‌داند آنچه را هر ماده‌ای بار گیرد.» پس کل خصوصیات مربوط به جنین مراد است (نه فقط زمان تولد)
ب: «ما» را مصدریه بدانیم: و آیه به این صورت ترجمه شود: «خدا می‌داند حامله شدن هر ماده‌ای را.» در این صورت مقصود آیه این است که فقط خداست که می‌داند آیا فلان زن حامله می‌شود و یا آمیزش شوهرش با او بی‌ثمر است و اسپرم‌های او دفع می‌شود ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ این تفسیر مورد قبول برخی معاصرین (استاد آیة اللّه معرفت) است. [۳۸۲]
استاد مکارم شیرازی در مورد آیه ۳۴ سوره لقمان وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ نیز می‌نویسند:
«لحن آیه و روایاتی که در مورد آن نقل شده دلالت دارد که علم به قیامت، طفل داخل شکم و ... مخصوص خداوند است.
امّا از روایات به خوبی برمی‌آید که مقصود از آگاهی خدا از این امور آگاهی از تمام خصوصیات (جنس جنین، زشتی و زیبائی، صفات اخلاقی، سعادت و شقاوت و بهشتی یا جهنمی بودن و ...) است که از علوم غیبی محسوب می‌شود. پس عدم اطلاع مردم از این امور به معنای عدم اطلاع از تمام خصوصیات آنهاست.»
پس: «اگر روزی وسائلی در اختیار بشر قرار گیرد- که هنوز آن روز فرا نرسیده است- و از پسر یا دختر بودن جنین به طور قطع آگاه شوند باز این امر مسأله‌ای ایجاد نمی‌کند. چرا که آگاهی از جنین به آن است که تمام خصوصیات جسمانی، زشتی و زیبائی، سلامت و بیماری، استعدادهای درونی، ذوق علمی و فلسفی و ادبی و سایر صفات و کیفیات روحی را بدانیم و این امر برای غیر خدا امکان‌پذیر نیست.» [۳۸۳]
و در مورد آیه ۱۱ فاطر می‌نویسند:
«آری مسأله بارداری و تحولات و دگرگونیهای بسیار عجیب و پیچیده جنین، سپس رسیدن به مرحله وضع حمل و ... به قدری ظریف و دقیق است که جز به اتکای علم بی‌پایان خداوند امکان‌پذیر نیست و اگر نظام حاکم بر آن سر سوزنی اختلال یابد برنامه حمل یا وضع حمل دچار آشفتگی و یا اختلال می‌گردد و به فساد و تباهی می‌کشد.» [۳۸۴]
۵. مرحوم طبرسی در مورد آیه ۳۴ سوره لقمان می‌گوید: یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ علم به تمام خصوصیات جنین در رحم مادر را غیر از خدا ندارد. و این مطلب از ائمه هدی: روایت شده است. [۳۸۵]
۶. صاحب تفسیر اطیب البیان در مورد آیه ۳۴ سوره لقمان می‌نویسد که این آیات در ردّ منجمین (غیب‌گویان) بوده است که از روی حدس چیزهایی می‌گفته‌اند. [۳۸۶]
جمع‌بندی و بررسی:
۱. با توجه به تفسیر آیات مورد بحث روشن می‌شود که:
الف: آیه ۱۱ سوره فاطر اتکای امور به علم الهی را نشان می‌دهد و ربطی به تعیین جنس جنین ندارد چه رسد که انحصار این علم به خدا را ثابت کند.
ب: آیه ۸ سوره رعد نیز طبق دو احتمال در مورد «اصل حمل و بارداری» و یا «زمان آن» است ربطی به تعیین جنس جنین ندارد. و بنابر احتمال دیگر مربوط به کل مطالب و علوم مربوط به طفل است که در این صورت سیاق این آیه با انحصار علم به خدا در آیه ۳۴ سوره لقمان یکسان می‌شود و در نتیجه بحث مذکر و مؤنث بودن محور آیه نیست (در بند بعدی توضیح بیشتر می‌آید.)
ج: در آیه ۳۴ سوره لقمان وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ نیز دو احتمال قابل طرح است:
اوّل: آنکه مقصود از آن، انحصار علم جنین به خدا باشد که در این صورت بر اساس استفاده از «ما» موصول که عمومیت دارد و بر طبق روایات، علم به تمام خصوصیات و سرنوشت نهایی انسان مراد است که منحصر در خداست و هیچ انسانی بدان دسترسی ندارد (مگر آنکه خدا آن علم را به او عطا کند) در این صورت، اطلاع انسان از جنس مذکر و مؤنث جنین در هر مرحله (قبل از تشکیل نطفه یا هنگام تشکیل جنین و ..) هیچ ضرری به انحصار علم جنین به خدا (با تمام خصوصیات) نمی‌زند چون این علم جزئی است و آیه می‌فرماید: علم به تمام امور جنین برای انسان امکان ندارد.
دوّم: احتمال دارد بگوئیم که جمله وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ و جمله قبل از آن وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ دو جمله معترضه است همانطور که در مورد جمله دوّم برخی مفسران احتمال داده‌اند. [۳۸۷]
بنابراین تفسیر علم به نزول باران و خصوصیات آن مخصوص پروردگار نیست. و انحصار آن از آیه استفاده نمی‌شود. و معنای جمله وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ هم این است که خدا آنچه را که در رحم مادران است می‌داند. ولی از آنجا که این دو جمله معترضه است سیاق انحصار علم این امور (قیامت، مرگ و ...) به خدا، شامل این قسمت آیه نمی‌شود.
و امّا روایاتی که در این مورد نقل شده، اخبار آحاد است که بر فرض صحت، در تفسیر قرآن (بویژه علم خدا که از عقاید است) حجت نیست. [۳۸۸]
پس بنا بر احتمال دوّم اصلا علم جنین‌شناسی در مورد مذکر یا مؤنث بودن و حتی صفات و خصوصیات، مخصوص خدا نیست و هر انسانی می‌تواند با دقت و کاوش در روابط پدیده‌ها و واکنش‌های شیمیائی کرموزوم‌ها و سلولهای جنین و تأثیرات غذاها و داروها، پی به جنس جنین ببرد و این امر منحصر به قبل از انعقاد نطفه یا بعد از آن و در حال جنین و غیر آن نیست. پس نتیجه می‌گیریم که: آیات مطرح شده در این بحث، تعارضی با یافته‌های علوم پزشکی در مورد اطلاع از جنس جنین ندارد.
۲. برخی از مطالبی که دکتر قرقوز و دکتر دیاب در مورد تفاوت‌های علم خدا و بشر در مورد جنسیت جنین بیان کردند قابل اشکال است. چرا که با بیانی که ما آوردیم علم به جنسیت جنین قبل و بعد از لقاح برای انسان و خدا تفاوتی ندارد. همانطور که علم به خصوصیات دیگر جنین (مثل طول، شکل و ...) نیز برای انسان، قبل از تولد ممکن است.
مرحله یازدهم: آفرینش روح (دمیدن جان در جنین)
اشاره
مرحله یازدهم: آفرینش روح (دمیدن جان در جنین)
قرآن کریم در چند آیه سخن از آفرینشی دیگر و دمیدن روح در جنین می‌کند و آن را به عنوان مرحله‌ای از تطورات جنین معرفی می‌کند و می‌فرماید:
ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ [۳۸۹] «آنگاه او را درست اندام کرد، و از روح خویش در او دمید.»
و نیز همین مضمون در سوره ص/ ۷۲ و حجر/ ۲۹ در مورد خلقت آدم آمده است.
فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ [۳۹۰] «بعد استخوان‌ها را با گوشتی پوشانیدیم، آنگاه [جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم.»
نکات تفسیری و علمی:
۱. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه ۹ سوره سجده وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ می‌نویسند:
«تعبیر به نفخ (دمیدن) کنایه‌ای است برای حلول روح در بدن آدمی، گوئی تشبیه به هوا و تنفس شده است، هر چند نه این است و نه آن.»
و سپس اشکالی را مطرح می‌کنند و پاسخ می‌دهند که:
«اگر گفته شود نطفه انسان از آغاز که در رحم قرار می‌گیرد و قبل از آن یک موجود زنده است بنابراین نفخ روح چه معنا دارد؟
پاسخ این است: در آغاز که نطفه منعقد می‌شود تنها دارای یک نوع «حیات نباتی» (گیاهی) است، یعنی فقط تغذیه و رشد و نمو دارد، ولی از حس و حرکت که نشانه «حیات حیوانی» است و همچنین قوه ادراکات که نشانه «حیات انسانی» است در آن خبری نیست. امّا تکامل نطفه در رحم به مرحله‌ای می‌رسد که شروع به حرکت می‌کند و تدریجا قوای دیگر انسانی در آن زنده می‌شود و این همان مرحله‌ای است که قرآن از آن تعبیر به نفخ روح می‌کند.»
و در جای دیگر اضافه می‌کند که:
«قبل از اینکه روح انسانی در او زنده شود، در حقیقت بیشتر شبیه یک گیاه است تا حیوان و انسان، به همین دلیل در روایات اسلامی آمده است که جنین قبل از آنکه به این مرحله برسد هرگز دیه کامل ندارد. امّا وقتی به این مرحله رسید دیه آن دیه یک انسان کامل خواهد بود.» [۳۹۱]
سپس اضافه می‌کنند که:
«اضافه روح به خدا به اصطلاح اضافه تشریفی است یعنی یک روح گرانقدر و پر شرافت که سزاوار است روح خدا نامیده شود در انسان دمیده شد.» [۳۹۲]
ایشان در مورد آیه ۱۴ سوره مؤمنون ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ می‌نویسند:
«انشأ همانگونه که ارباب لغت گفته‌اند به معنی ایجاد کردن چیزی توأم با تربیت آن است این تعبیر نشان می‌دهد که مرحله أخیر با مراحل قبل (مرحله نطفه و علقه و مضغه و گوشت و استخوان) کاملا متفاوت است.
این همان مرحله‌ای است که جنین وارد مرحله حیات انسانی می‌شود حس و حرکت پیدا می‌کند و به جنبش درمی‌آید که در روایات اسلامی از آن تعبیر به مرحله «نفخ روح» (دمیدن روح در کالبد) شده است. [۳۹۳] اینجاست که انسان با یک جهش بزرگ، زندگی نباتی و گیاهی را پشت سر گذاشته و گام به جهان حیوانات و از آن برتر به جهان انسان‌ها می‌گذارد و فاصله آن با مرحله قبل آنقدر زیاد است که تعبیر از آن با جمله «ثم خلقنا» (سپس خلق کردیم) کافی نبود و لذا «ثم انشأنا» فرمود.» [۳۹۴]
۲. استاد مصباح یزدی با ذکر آیه ۱۴ مؤمنون ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ می‌نویسند:
«برخی احتمال داده‌اند که «انشأناه خلقا آخر» دنباله همان عظم و لحم (مرحله استخوان سازی و گوشت بر روی آن کشیدن) است ولی برخی دیگر تأکید دارند که منظور دمیدن روح است و نه تنها این موضوع بلکه اتحاد روح و بدن و اینکه روح جسمانیة الحدوث است نیز استفاده می‌شود.» [۳۹۵]
سپس ایشان موارد کاربرد واژه روح در قرآن را برمی‌شمارد، که عبارتند از:
روح القدس (بقره/ ۸۷)- روحی که مؤمنان را تأیید می‌کند (مجادله/ ۲۲)- حضرت عیسی (ع) (نساء/ ۱۷۱)- قرآن (شوری/ ۵۲)- روحی که اعظم از فرشتگان است و یا فرشته‌ای بزرگ است (قدر/ ۴)- روحی که به مریم نازل شد (مریم/ ۱۷) و آنگاه می‌نویسند:
روح در قرآن در دو مورد استعمال حقیقی دارد: در مورد روح انسان و در مورد موجودی که از سنخ فرشتگان است.
سپس در مورد روح الهی که در انسان دمیده می‌شود (سجده/ ۹) آن را اضافه تشریفی می‌داند. چرا که نمی‌تواند منظور آن باشد که چیزی از خدا جدا شده و در انسان قرار گرفته است. (همانطور که برخی در صدر اسلام و زمان ائمه (ع) این توهم را کرده بودند) چون خدا بسیط است و جزء ندارد.
و در پایان نتیجه‌گیری می‌کند که روح چیست:
«اجمالا از قرآن برمی‌آید که در آدمی، جز بدن، چیز بسیار شریف نیز وجود دارد ولی مخلوق خداست نه جزئی از خدا. و تا آن چیز شریف در انسان بوجود نیاید، آدمی، انسان نمی‌گردد. و چون در حضرت آدم بوجود آمد شأنی یافت که باید فرشتگان در برابر او خضوع کنند.»
و سپس روح را از امر خدا می‌داند و می‌گوید:
«این فعل و انفعالات عالم مادی که موجب امکان استعدادی برای پیدایش موجودی می‌شود. در اصل پیدایش روح وجود ندارد و روح با فرمان خدا پیدا می‌شود.»
و در آخر به آیه أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ باز می‌گردد و می‌نویسد: ظاهرا هر مرحله نسبت به مرحله‌ای دیگر، آفرینش دیگری است پس چرا تنها پس از نفخ روح فرمود آفرینش دیگری است.
علت این است که مردم مراحل قبلی را در می‌یابند و می‌دانند، ولی مرحله روح چون برای ما قابل شناخت نیست می‌فرماید «خلقا آخر» آفرینش دیگری است از نوع فعل و انفعالات طبیعی و مادی نیست چیز دیگری است. این می‌تواند شاهدی باشد بر اینکه روح (خلق آخر) از سنخ موجودات غیر مادی است.
به علاوه چون ما در مورد روح به حسب استعمالات قرآنی و عرفی، دریافتیم که شرط اساسی آن دارا بودن شعور و ادراک است پس اگر با برهانی ثابت کردیم که شعور مجرد است اثبات خواهد شد که روح انسانی نیز مجرد است. [۳۹۶]
۳. استاد مشکینی در مورد «روح» احتمال دیگری مطرح می‌کند:
ایشان با ذکر آیات ۸- ۹ سجده نفخ روح خدا را به «نبوت، علم و عقل» تفسیر می‌کند و می‌نویسد:
«بعید نیست که نفخ روح در اینجا به معنی اعطاء مقام پیامبری و دانش (علم الاسماء) به انسان و تجهیز او با عقل باشد و اطلاق «روح» به علم و معارف حقه، صحیح و وارد است. زیرا روح مایه نخستین و وسیله زندگی است و آن بر دو قسم است روح جسدی- روح نفسانی که روح نفسانی عبارت از دانش‌ها و معارف دینی است که درون‌ها یا خویشتن‌های انسانی (نفوس) را زنده نگه می‌دارد.» [۳۹۷]
۴. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد نفخ روح می‌نویسند:
«عموما مهمترین اتفاقی که پس از ماه سوم برای جنین پیش می‌آید، حرکت و فعالیت قلب و رشد سریع جنین و شکل‌گیری اندام‌های خارجی است. در ماه سوم و ابتدای ماه چهارم به دلیل عصب دار شدن اندام‌ها، حرکت جنین آغاز می‌شود و زن باردار در ماه چهارم حرکت جنین را کاملا احساس می‌کند و معمولا جنین دختر زودتر از پسر، حرکت را شروع می‌کند. ضربان قلب جنین از ابتدای ماه چهارم آغاز شده و کاملا شنیده می‌شود.
قرآن پس از بیان مراحل خلقت جنین به این مرحله نیز اشاره نموده است. ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ [۳۹۸] شاید آگاه‌ترین فرد به این مرحله و حتی بیش از پزشکان، مادری است که با اولین حرکت جنین چیزی در درون خود احساس می‌کند که از قبل وجود نداشته است. احساس می‌کند که روح دیگری در اعماق او بوجود آمده است.
و بالاتر از آن دانشمندان پی برده‌اند که جنین در اواخر دوران بارداری قادر به شنیدن می‌باشد. و نخست صدای ضربان قلب مادر را می‌شنود.»
سپس با ذکر آیه: فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ [۳۹۹] می‌نویسد:
«عاملی که از گل بی‌ارزش موجودی می‌سازد که ملائک مکرم در برابرش سجده کنند بعد انسانی است و نه بعد سلولی. این بعد را خداوند در حالی به انسان عطا می‌فرماید که در شکم مادر قرار گرفته است و آن زمانی است که ملائکه‌ای را به سوی او می‌فرستد تا روح را در او بدمد.» [۴۰۰]
۵. یکی دیگر از صاحب‌نظران با ذکر آیه ۱۴ مؤمنون می‌نویسد:
«پس از صورت‌بندی جنین، مرحله دمیدن روح فرا می‌رسد در این هنگام خداوند تحول شگفت‌انگیزتری در جنین پدید می‌آورد یعنی که روح و جان را در او می‌دمد و جنین مرده را زنده می‌گرداند.» [۴۰۱]
۶. دکتر پاک‌نژاد با ذکر آیه ۱۴ مؤمنون و حدیثی از امام صادق (ع) اذا بلغ الولد اربعة اشهر فقد صار فیه الحیوةمی‌نویسد:
«در چهار ماهگی آثار حیات بدو روی می‌آورد. دانش بیولوژی هنوز پاسخگوی این قسمت نبوده یعنی حد فاصل مرحله حیات با مرحله قبل از آن را نمی‌تواند مشخص سازد. نطفه‌ها موجود زنده‌اند و دارای حیات. شاید مقصود حضرت از شروع حیات در اینجا شروع هماهنگی و همکاری بین الاعضاء است که مقارن چهار ماهگی شروع می‌شود.» [۴۰۲]
جمع‌بندی و بررسی:
از آیات قرآن برمی‌آمد که پس از مرحله تسویه و تنظیم و تعادل اعضای بدن انسان در رحم مادر، مرحله دیگری به نام «نفخ روح» وجود دارد. و معلوم شد که مراد از نفخ روح، قرار دادن جزئی از خدا در انسان نیست بلکه اضافه تشریفی است. یعنی روحی بزرگ و شریف در انسان دمیده می‌شود که حقیقت آن بر ما معلوم نیست. ولی از موارد استعمال روح معلوم شد که روح امری مجرد و همراه شعور و ادراک است (یا حدّاقل گروه زیادی از فلاسفه و متکلمان مسلمان روح را امری مجرد می‌دانند.)
امّا در مورد سخنان پزشکان و مفسران تذکر چند نکته لازم است:
۱. استاد مکارم شیرازی و دکتر دیاب و دکتر قرقوز و برخی صاحب نظران، دمیدن روح در جنین انسان را همان مرحله حرکت جنین (در سه یا چهار ماهگی) و حیات حیوانی می‌دانند.
این تطبیق قابل تأمل و اشکال است؛ چرا که در قرآن کریم اشاره‌ای به حرکت جنین نشده است و فقط سخن از خلقت دیگر و دمیدن روح الهی شده است. علاوه بر آن، اگر مقصود از دمیدن روح همان حرکت جنین و حیات حیوانی بود چرا از آن تعبیر به روح الهی می‌شد که مستوجب سجده فرشتگان می‌شود.
توضیح آنکه این روح الهی که در آدم دمیده شد (ص/ ۷۲- حجر/ ۲۹) انسان را سزاوار سجده فرشتگان کرد. اگر مقصود از روح الهی همان حیات حیوانی بود پس می‌باید تمام حیوانات سزاوار سجده ملائکه شوند.
پس معلوم می‌شود این روح الهی چیزی بالاتر از حیات حیوانی است. بلی ممکن است گفته شود که حرکت جنین شاید نشانه مادی دمیده شدن روح باشد؛ ولی نمی‌توان گفت که دمیدن روح همان مرحله حرکت جنین و حیات حیوانی است.
۲. تعیین زمان دقیق ۴ ماهگی برای زمان شروع فعالیت قلب و حرکت جنین نیز نمی‌تواند مطلب دقیقی باشد. چرا که همانطور که برخی پزشکان بیان کردند این زمان از سه تا چهار ماهگی متغیر است. برخی از منابع معتبر پزشکی، تشخیص حرکات جنین توسط مادر را در ماه پنجم دانسته‌اند. [۴۰۳]
۳. آیا بیان این مرحله (نفخ روح و خلق دیگر) می‌تواند دلیلی بر اعجاز علمی قرآن کریم باشد؟
پاسخ این پرسش منفی است. چرا که اولا حقیقت نفخ روح و خلقت دیگر، برای ما روشن نیست و تطبیق آن‌ها با شروع فعالیت و حرکت جنین هم قابل قبول نبود. و لذا بیان این مطلب از سوی قرآن، اگر چه در جای خود مهم و مفید است، ولی دلیلی بر اعجاز علمی قرآن کریم نیست.
پیدایش گوش و چشم:
قرآن کریم به دنبال شمارش مراحل خلقت انسان از پیدایش گوش و چشم و فؤاد سخن می‌گوید و این مطلب را به چند صورت بیان کرده است:
الف: گاهی این مرحله را پس از طی مراحل اولیه نطفه ذکر می‌کند:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً [۴۰۴] «ما انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازمائیم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم.»
ب: گاهی این مرحله را پس از دمیدن روح ذکر می‌کند:
ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ [۴۰۵] «آنگاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمیده و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اندک سپاس می‌گذارید.»
ج: در سوره نحل این مرحله را پس از تولد ذکر می‌کند:
وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ [۴۰۶] «و خدا شما را از شکم مادرانتان- در حالی که چیزی نمی‌دانستید- بیرون آورد، و برای شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد، باشد که سپاسگزاری کنید.»
ظاهر سوره ملک نیز این است که این مرحله پس از خلقت اولیه انسان بوده است.
قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ [۴۰۷] «بگو: اوست آن کسی که شما را پدید آورده و برای شما گوش و دیدگان و دل‌ها آفریده است. چه کم سپاسگزارید.»
د: گاهی نیز از این مرحله به صورت مطلق یاد می‌شود:
در سوره احقاف/ ۲۶ و مؤمنون/ ۷۸ در مورد ایجاد چشم و گوش و قلب به صورت مطلق سخن گفته شده است یعنی بدنبال مرحله خاصی از خلقت نیامده است.
فؤاد در لغت:
فؤاد در لغت:
واژه «فأد» در اصل به معنی شدت و حرارت است و لذا به حالت گوشت بریان شده گفته می‌شود. و فؤاد به قلب (روح و نفس) انسان گفته می‌شود هنگامی که بوسیله حرارت ایمان و محبت و توجه به حد خلوص و پاکی برسد.
روح انسان در مرحله «قلب» در حال تحوّل و اضطراب است و هنگامی که با حرارت حوادث و شدت تحولات پخته شد و ساکن شد و اضطراب و تحول آن برطرف شد، آماده درک و تشخیص مصالح و مفاسد می‌شود و این مرحله فؤاد است. پس فؤاد همان قلب و روح انسان است که در مرحله پاکی، خلوص و تفکر قرار گرفته است. [۴۰۸] لذا برخی مفسران از آن با عنوان عقل یاد کرده‌اند. [۴۰۹]
نکات تفسیری و علمی:
در این مبحث لازم است مطالب مربوط به پیدایش گوش و چشم و فؤاد را در چند مرحله بیان کنیم و مورد بررسی قرار دهیم، این مطلب را با طرح چند پرسش و پاسخ سامان می‌دهیم:
اوّل: پیدایش چشم و گوش در چه مرحله‌ای از تطورات جنین انجام می‌پذیرد:
پاسخ‌ها:
پاسخ‌ها:
۱. در برخی کتاب‌های معتبر پزشکی در مورد پیدایش دستگاه گوش و چشم آمده است:
«گوش در بالغین یک واحد تشریحی را تشکیل می‌دهد که دو عمل شنوائی و تعادلی را انجام می‌دهد معذلک در رویان، گوش از سه بخش متمایز تشکیل شده است (گوش خارجی- میانی- داخلی) نخستین نشانه رشد گوش را می‌توان در یک رویان تقریبا ۲۲ روزه به صورت ضخیم شدن اکتودرم سطحی در هر طرف رومبانسفال پیدا کرد. و در هفته چهارم گوش داخلی از اکتودرم سطحی جدا می‌گردد.» [۴۱۰]
در رویان ۲۲ روزه چشم در حال رشد به صورت یک زوج ناودان کم عمق در هر طرف فرو رفتگی مغز قدامی ظاهر می‌شود. و در انتهای هفته چهارم رشد به صورت یک جفت حبابهای بینائی در هر طرف مغز قدامی رشد می‌کند. [۴۱۱]
۲. دکتر دیاب و دکتر قرقوز می‌نویسند:
«حسّ شنوایی در جنین قبل از بینایی فعال می‌شود. اکنون ثابت شده که جنین قبل از بینایی از حس شنوایی برخوردار می‌شود. دانشمندان با ارسال فرکانسهای صوتی به طرف یک زن باردار که آخرین روزهای دوران بارداری را می‌گذارند، مشاهده کردند که جنین با انجام حرکاتی به این اصوات پاسخ می‌دهد. در صورتی که جنین تا قبل از تولد قادر به دیدن نیست.»
و در جای دیگر متذکر می‌شوند که: نخستین صدائی که گوشهای او را نوازش می‌دهد صدای ضربان قلب مادر اوست.» [۴۱۲]
نتیجه: پس از منظر علوم پزشکی پیدایش و تکوین چشم و گوش از اوایل دوره بارداری است که جنین دوره تمایز لایه‌ها (مضغة) را می‌گذراند. و شروع فعالیت گوش از اواخر دوران بارداری (قبل از تولد) است.
دوّم: آیا مقصود قرآن کریم در آیات مورد بحث، ذکر یک مرحله خلقت است یا تذکر نعمت‌ها؟ پاسخ‌ها:
دوّم: آیا مقصود قرآن کریم در آیات مورد بحث، ذکر یک مرحله خلقت است یا تذکر نعمت‌ها؟ پاسخ‌ها:
۱. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه ۷۸ سوره نحل کلمه «فؤاد» را به معنی «عقل» ترجمه می‌کند [۴۱۳] و در مورد آیه ۹ سوره سجده می‌نویسند:
«قرآن در آخرین مرحله که پنجمین مرحله آفرینش انسان محسوب می‌شود، اشاره به نعمت‌های گوش و چشم و قلب کرده است، البته منظور در اینجا خلقت این اعضاء نیست چرا که این خلقت قبل از نفخ روح صورت می‌گیرد بلکه منظور حسّ شنوائی و بینائی و درک خرد است.» [۴۱۴]
۲. یکی از نویسندگان معاصر از آیه ۹ سجده استفاده می‌کند که پس از اتمام دوره ابتدایی خلقت جنین و دمیده شدن روح در انسان، در آن هنگام گوش و چشم و قلب به او داده می‌شود و ساختمان آنها تکمیل می‌شود. [۴۱۵]
نتیجه‌گیری:
ظاهر آیاتی که در مورد چشم و گوش و فؤاد در قرآن آمده است در صدد بیان یک مرحله خاص از خلقت جنین نیست، چرا که:
الف: آیات سوره احقاف/ ۲۶ و مؤمنون/ ۷۸ فقط بصورت مطلق سخن از ایجاد چشم و گوش و قلب می‌کند. و بدنبال مرحله خاصی از خلقت نیامده است.
ب: آیات سوره نحل/ ۷۸ و ملک/ ۲۳ در صدد بیان نعمت‌های الهی در حق انسان است و جمله «تشکرون» که در پایان هر دو آیه آمده است شاهد آن است. به علاوه «قرار دادن چشم و گوش و فؤاد» را پس از خلقت انسان و تولد او مطرح کرده است. در حالی که اگر سخن از مرحله ایجاد چشم و گوش بود باید همراه یا پس از مرحله مضغه مطرح می‌شد چرا که پیدایش چشم و گوش در جنین از اوایل دوره بارداری (حدودا ۲۲ روزگی) است.
نکته قابل توجه آنکه کلمات السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ با حرف «واو» به جملات قبلی آیه عطف شده است پس ترتیب را نمی‌رساند و نمی‌خواهد بفرماید که خلقت چشم و گوش و فؤاد پس از خلقت اولیه کودک و پس از تولد است.
ج: در مورد آیه ۹ سوره سجده نیز می‌توان گفت که جملات وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ در صدد بیان نعمت‌های الهی است همانطور که برخی از مفسران گفته بودند و شاهد آن جمله «تشکرون» که در آخر آیه واقع شده است.
بعلاوه اگر آیه در صدد بیان خلقت چشم و گوش و فؤاد بود می‌بایست آن را پس از مرحله تسویه و قبل از نفخ روح بیان می‌کرد، در حالی که اینگونه بیان نشده است. بلکه فرمود: ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ ...
و در ضمن معنا ندارد که فؤاد (قلب متفکر یا عقل) بعد از «نفخ روح» مطرح شود. در حالی که قلب، روح، نفس، عقل، فؤاد، همگی ابعاد و اسامی یک واقعیت (بعد دوم انسان یعنی شخصیت واقعی او) است.
تذکر: اگر کسی بگوید که مقصود از سمع و بصر و فؤاد خلقت بالقوه این امور در جنین نیست بلکه حالت فعلیت آنها (شنیدن، دیدن، تفکر) است که برخی بعد از نفخ روح شروع می‌شود (مثل سمع) و برخی بعد از تولد شروع می‌شود. (مثل دیدن و تعقل) در این صورت باید گفت که دیگر آیه در صدد بیان مراحل خلقت و تکوین جنین انسان (خلقت اصل گوش، چشم، فؤاد) نیست، بلکه در صدد بیان کارکرد آنهاست و از موضوع بحث ما در اینجا خارج می‌شود. (در قسمت چهارم همین بحث آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم) د: در مورد آیه إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً [۴۱۶] قبلا بیان شده بود که دو احتمال تفسیری در آن وجود دارد.
اوّل: آنکه ابتلاء به معنای آزمایش انسان باشد و چشم و گوش ابزار شناخت و مقدمه آزمایش است. [۴۱۷]
دوّم: آنکه ابتلاء به معنی تحولات جنین باشد (طرفداران این دیدگاه، فاء تفریع را دلیل ردّ احتمال اوّل گرفته‌اند.) [۴۱۸]
بنابر احتمال اوّل مقصود از قرار دادن چشم و گوش بیان مرحله‌ای از خلقت نیست بلکه آیه در مقام بیان ابزار و مقدمات آزمایش است.
امّا بنابر احتمال دوّم آیه در صدد بیان مرحله‌ای از خلقت جنین است و جالب این است که پیدایش گوش و چشم را پس از مخلوط شدن نطفه قرار داده است. و این با یافته‌های علمی هم سازگار است زیرا بیان شد که پیدایش چشم و گوش از اوایل دوران بارداری (حدود ۲۲ روزگی) شروع می‌شود.
سوّم: چرا قرآن از بین حواس ظاهری و باطنی انسان فقط چشم و گوش و فؤاد را ذکر کرده است؟ پاسخ:
سوّم: چرا قرآن از بین حواس ظاهری و باطنی انسان فقط چشم و گوش و فؤاد را ذکر کرده است؟ پاسخ:
استاد مکارم شیرازی در زیر آیه ۹ سوره سجده می‌نویسند:
«اگر از میان تمام حواس «ظاهر» و «باطن» تنها روی این سه (گوش، چشم، فؤاد) تکیه کرده، بخاطر این است که مهمترین حس ظاهری انسان که رابطه نیرومندی میان او و جهان خارج برقرار می‌کند، گوش و چشم است. گوش، اصوات را درک می‌کند
و مخصوصا تعلیم و تربیت بوسیله آن انجام می‌گیرد و چشم وسیله دیدن جهان خارج و صحنه‌های مختلف این عالم است. نیروی عقل و خرد نیز مهمترین حس باطنی انسان و یا به تعبیر دیگر حکمران وجود بشر است.
و به این ترتیب، خداوند در این آیه مهمترین ابزار شناخت را در ظاهر و باطن وجود انسان بیان کرده است چرا که علوم انسانی یا از طریق «تجربه» بدست می‌آید و ابزار آن چشم و گوش است و یا از طریق تحلیلها و استدلالهای عقلی، و وسیله آن عقل و خرد است، که در قرآن از آن به «افئدة» تعبیر شده، حتی درک‌هائی که از طریق وحی یا اشراق و شهود بر قلب انسان صورت می‌گیرد باز بوسیله همین «افئده» می‌باشد.
اگر این ابزار شناخت از آدمی گرفته شود، ارزش وجودی او تا سر حد یک مشت سنگ و خاک سقوط می‌کند.» [۴۱۹]
برخی از نویسندگان بیان می‌کنند که: گوش ما ارتعاشاتی را که بین ۳۲ تا ۰۰۰/ ۲۰ بار در ثانیه است می‌شنود. [۴۲۰] قسمت اوّل صداهای بسیار قوی و قسمت دوّم مثل نغمه‌های لطیف است. پس ما بسیاری از صداها را نمی‌شنویم.
و چشم ما نیز رنگهائی را می‌بیند که ارتعاش آن بین حدّاقل ۴۵۰ و حدّاکثر ۷۵۰ بیلیون بار در ثانیه باشد، که به صورت قرمز و بنفش دیده می‌شود. پس ما بسیاری از رنگ‌ها را نمی‌بینیم. [۴۲۱] نکته جالب آن است که اکثر علوم انسان مستقیما از این دو حسّ یعنی بینائی و شنوائی و یا بواسطه این دو به دست می‌آید.
دکتر علی محمد سلامة نیز کتابی در مورد شنوائی و بینائی در قرآن کریم نوشته و این موضوع را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده است. و استفاده‌های آنها را برای مسلمانان و کفار بیان کرده است. [۴۲۲]
دکتر محمد کمال عبد العزیز نیز درباره گوش، حنجره و بویایی و اهمیت آن از منظر قرآن، کتابی نوشته است. [۴۲۳]
چهارم: چرا قرآن معمولا وسیله شنوائی (سمع) را قبل از وسیله بینائی (ابصار) ذکر می‌کند؟ پاسخ‌ها:
چهارم: چرا قرآن معمولا وسیله شنوائی (سمع) را قبل از وسیله بینائی (ابصار) ذکر می‌کند؟ پاسخ‌ها:
۱. دکتر دیاب و دکتر قرقوز در این مورد می‌نویسند:
«کلمات سمع و بصر در کنار هم جمعا ۱۹ بار در قرآن وارد شده که در ۱۷ مورد آن کلمه سمع قبل از بصر قرار گرفته است. [۴۲۴] واقعیت این است که هر دو عضو، یعنی گوش و چشم از حواس گرانبها و مهمی هستند که انسان به وسیله آنها می‌تواند با عالم خارج ارتباط برقرار کند ... لکن در قرآن آوردن لفظ شنوایی قبل از بینایی تقریبا به صورت یک قاعده درآمده است.»
و سپس از نظر علمی علّت این امر (تقدم شنوائی بر بینائی در قرآن) را چند چیز می‌دانند:
الف: حس شنوائی در جنین قبل از بینائی فعال می‌شود. در صورتی که جنین تا قبل از تولد قادر به دیدن نیست. (سخن ایشان به صورت کامل قبلا گذشت) ب: فراگیری نطق در درجه اوّل از طریق شنوایی انجام می‌پذیرد و اگر نوزادی «کر» به دنیا آمد، ایجاد ارتباط با افراد و هماهنگی با محیط خارجی برایش دشوار خواهد بود. و همین مسأله می‌تواند باعث قصور عقلی و ادراکی و ذهن و شعور وی گردد. در مقابل افراد زیادی نابینا متولد شده‌اند ولی توانسته‌اند مدارج عالی علمی را طی کنند.
و سپس ابو العلاء معری شاعر مقتدر عرب را مثال می‌زند و مترجم در پاورقی طه حسین ادیب مصری و مرحوم خزائلی را مثال می‌زند که با وجود نابینائی در زندگی موفق بوده‌اند.
ج: چشم (تنها) مسئول وظیفه بینائی است ولی گوش مسئول وظیفه شنوایی و حفظ تعادل است. [۴۲۵]
۲. استاد مکارم شیرازی در مورد آیه ۷۸ سوره نحل می‌نویسد:
«طبق این آیه، در آغاز، انسان هیچ علمی نداشت و حتی گوش و چشم نداشت. سپس خداوند قدرت شنیدن و دیدن و اندیشیدن را به او داد. شاید ذکر سمع (گوش) قبل از ذکر ابصار (چشم‌ها) اشاره به این است که در نوزادان نخست فعالیت گوش شروع می‌شود و بعد از مدّتی چشم‌ها توانائی دید پیدا می‌کند. حتی بعضی معتقدند که گوش در عالم جنین، کم و بیش قدرت شنوائی دارد و آهنگ قلب مادر را می‌شنود و به آن عادت می‌کند.» [۴۲۶]
۳. عبد الرزاق نوفل در مورد تقدیم سمع بر بصر با ذکر آیات متعددی می‌نویسد:
«وجه دیگری از اعجاز این آیه (نمل/ ۷۸) در علم جنین‌شناسی روشن شده است.
ترتیب حواس در این آیه (سمع، بصر، فؤاد) برای تعلیم حقایق وجود به انسان است که علم در سالهای أخیر بدان پی برده است. و آن اینکه ترتیب خلق حواس در کودک اینگونه است که طفل هنگام تولد می‌شنود ولی تا مدتی نمی‌بیند و بعد از ۱۵ روز تاریکی و روشنائی را تشخیص می‌دهد و بعد از مدتهای زیاد می‌تواند حواس دیگر و عقل خود را به کار اندازد. و این ترتیب مطلبی است که قرآن بر آن تأکید می‌کند.» [۴۲۷]
جمع‌بندی و بررسی:
در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
۱. برخی نویسندگان خواسته بودند از آیه ۹ سوره سجده استفاده کنند که پیدایش گوش و چشم و قلب پس از دمیدن روح در بدن است. از مطالب گذشته روشن شد که آیه ۹ سوره سجده در مقام بیان مرحله‌ای از خلقت جنین نیست و لذا استفاده ایشان با ظاهر آیه سازگار نیست.
علاوه بر آن از نظر پزشکی نیز پیدایش گوش و چشم در اوایل بارداری (حدود ۲۲ روزگی) شروع می‌شود نه پس از تکمیل جنین و دمیده شدن روح و لذا مطلب ایشان از نظر پزشکی هم قابل قبول نیست.
۲. آیه ۲ سوره دهر (انسان) نکته‌ای شگفت‌انگیز درباره پیدایش گوش و چشم پس از مخلوط شدن نطفه بیان می‌کرد ولی این مطلب اعجاز علمی قرآن را اثبات نمی‌کند چرا که:
اولا: آیه مورد بحث دارای دو تفسیر بود و انطباق آن با مسایل پزشکی بنا بر یک تفسیر صحیح بود پس نمی‌توانیم مطلب علمی را به صورت قطعی به آیه نسبت دهیم.
ثانیا: آیه مطلب فوق را به صورت کلی و مجمل می‌گوید. و مطلب کلّی به این صورت برای بسیاری از افراد (و بدون اطلاع از یافته‌های جدید پزشکی) هم قابل حدس و فهم بوده است.
۳. در مباحث قبلی بیان شد که شروع خلقت چشم و گوش تقریبا همزمان (حدودا ۲۲ روزگی) است پس تقدیم سمع بر بصر نمی‌تواند دلیل خلقت زودتر گوش نسبت به چشم باشد. لذا مطلبی که عبد الرزاق نوفل بر آن تأکید می‌کرد (ترتیب خلقت سمع و بصر و فؤاد) قابل قبول نیست.
بلی قبلا گذشت که ممکن است بگوییم آیات سوره سجده/ ۹ و نحل/ ۷۸ و ملک/ ۲۳ در صدد بیان شنوائی و بینائی و تعقل بالفعل انسان است و بخاطر همین، سمع و بصر و فؤاد را پس از خلقت طفل و تولد و نفخ روح او بیان کرده است.
بنابراین احتمال تقدیم سمع بر بصر ممکن است اشاره به شروع به کار آنها باشد که گوش زودتر (در اواخر بارداری) از چشم شروع به کار می‌کند و در این صورت یک مطلب شگفت‌انگیز علمی قرآن محسوب می‌شود.
۴. با توجه به اینکه تقدیم سمع بر بصر در همه آیات قرآن کریم صادق نیست، موارد استثناء دارد و ممکن است این تقدیم بخاطر مسایل ادبی و یا بیان راحت‌تر آن و ... باشد و لذا نمی‌توان به صورت قطعی گفت که تنها علت تقدیم همان مسایل علمی (چشم و گوش) باشد. بنابراین این مطلب نمی‌تواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد.
مرحله دوازدهم: تولد طفل:
اشاره
قرآن کریم در مواردی تولد نوزاد را یکی از مراحل پیدایش انسان معرفی می‌کند و می‌فرماید:
ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا [۴۲۸] «آنگاه از علقه‌ای [شما را آفرید] و بعد شما را [به صورت کودکی برمی‌آورد.»
وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا [۴۲۹] «و آنچه را اراده کنیم تا مدتی معین در رحم‌ها قرار می‌دهیم، آنگاه شما را [به صورت کودک برون می‌آوریم.»
وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً [۴۳۰] «و خدا شما را از شکم مادرانتان خارج ساخت در حالی که چیزی نمی‌دانستید.»
نکات تفسیری و علمی:
۱. استاد مکارم شیرازی در تفسیر آیه ۵ سوره حج می‌نویسند:
خداوند بیرون فرستادن جنین از رحم را به خودش نسبت می‌دهد. ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا این تعبیر اهمیت مسأله تولد را که امروز دانشمندان به آن پی برده‌اند روشن می‌سازد.
چه عاملی زمان تولد را تنظیم می‌کند؟ و تحت چه شرایطی فرمان خروج به جنین داده می‌شود؟ و چگونه تمام اعضای بدن خود را آماده این تحول مهم می‌کنند؟ تحت چه عواملی کودک تدریجا معلق می‌گردد تا با سر متولد شود؟ آیا می‌داند تولد او با پا غیر ممکن یا بسیار مشکل است؟ چه کسی به تمام عضلات بدن مادر دستور می‌دهد شدیدترین فشار را روی جنین برای خارج شدن بیاورند؟
هنگامی که ندرتا این سیستم به هم می‌خورد و اطبا مجبور به «سزارین» می‌شوند اهمیت آن معلوم می‌شود، و شاید وجود چنین افراد نادری هشداری است به همگان تا به اهمیت این موضوع بیندیشند ... به این ترتیب مسأله تولد با تمام شاخ و برگ حساب شده‌اش آیتی دیگر از آیات او است.
سپس به دگرگونیهای عجیب لحظه تولد در سیستم زندگانی نوزاد، که برای تطبیق دادن او با محیط جدید کاملا ضروری است، اشاره می‌کند. و می‌نویسد:
الف: دگرگون شدن سیستم گردش خون: به این صورت که مسأله گردش خون در جنین یک گردش ساده است. زیرا حرکت خونهای آلوده به سوی ریه‌ها برای تصفیه انجام نمی‌گردد. چون در آنجا تنفسی وجود ندارد، لذا دو قسمت قلب او (بطن راست و چپ) که یکی عهده‌دار رساندن خون به اعضاء و دیگری عهده‌دار رساندن خون به ریه برای تصفیه است به یکدیگر راه دارد، امّا به محض اینکه جنین متولد شد، این دریچه بسته می‌شود و خون دو قسمت می‌گردد بخشی به سوی تمام سلولهای بدن برای تغذیه فرستاده می‌شود و بخش دیگری به سوی ریه‌ها برای تنفس.
ب: ریه‌ای که قبلا در رحم مادر کاملا ساخته و آماده شده با یک فرمان الهی ناگهان به کار می‌افتد این راستی از عجائب است. جنین که تا در شکم مادر است اکسیژن لازم را از خون مادر می‌گیرد ولی بعد از تولد باید خودکفا باشد. و از طریق ریه و تنفس اکسیژن را دریافت دارد.
ج: بسته شدن بند ناف و خشکیدن و افتادن آن (بند ناف راه تغذیه جنین بوسیله جفت از خون مادر است.)
د: دهان و معده و روده‌ها که در دوران جنینی کاملا ساخته و آماده شده امّا به کار نیفتاده‌اند ناگهان به کار می‌افتند.
ایشان سپس گریه کودک و خواص آن را به صورت مفصل ذکر می‌کنند. [۴۳۱]
۲. یکی دیگر از صاحب‌نظران با طرح آیه ۷۸ سوره نحل جریان تولد نوزاد را یکی از شگفت‌انگیزترین حوادث دستگاه آفرینش می‌داند. و می‌نویسد:
«اولین ضربه‌ای که به نوزاد وارد می‌شود سقوط ناگهانی درجه حرارت است. درجه حرارت دنیای رحم ۳۷ درجه است ولی حرارت محیط خارج کمتر یا بیشتر می‌باشد.
و اینکه نوزاد چطور می‌تواند در یک چنین تغییراتی زیاد، درجه حرارت را تحمل کند.
خود یکی از معماهای علم طب است.
از طرفی جنین ۹ ماه تمام را در ظلمت محض بسر برده است و چشمهای او نور و روشنائی را نمی‌شناسد ولی همین چشمها در یک آن وارد دنیای خیره کننده ما می‌شود. و باید یک چنین نور خیره کننده‌ای را تحمل کند. جنین ۹ ماه تمام در محیطی مرطوب و لزج زندگی کرده است ولی پس از تولد باید در محیط خشکی به زندگی ادامه دهد.
تا قبل از تولد جنین از راه ناف تغذیه می‌کرد و اینک باید یاد بگیرد که با دهان تغذیه کند و بلا واسطه از اکسیژن هوا استنشاق نماید.» [۴۳۲]
بررسی:
۱. اینکه تولد یکی از شگفت انگیزترین مراحل حیات انسان است امری مسلم است.
ولی اشاره قرآن به آن به تنهائی نمی‌تواند گویای تمام اسرار علمی آن باشد.
۲. تذکر مرحله تولد و طفولیت در قرآن به تنهائی اعجاز علمی قرآن را اثبات نمی‌کند.
بلی در این مورد مطالب جالب دیگری در قرآن آمده است که در ادامه مورد بررسی قرار می‌دهیم.
زمان بارداری:
قرآن کریم در مورد بارداری زنان بارها سخن گفته است و برخی صاحب‌نظران و پزشکان از این آیات برداشت‌هایی نموده‌اند که مطابق با یافته‌های پزشکی است و آنها را دلیل بر اعجاز علمی قرآن دانسته‌اند.
این مطالب در چند محور خلاصه می‌شود:
۱. کوتاهترین مدت بارداری شش ماه است:
قرآن کریم از طرفی در دو مورد می‌فرماید که مدت شیرخواری کودک دو سال است:
وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ [۴۳۳] «و مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حکم برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند.»
وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی عامَیْنِ [۴۳۴] «و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش به او باردار شد، سستی بر روی سستی. و از شیر باز گرفتنش در دو سال است.»
از طرف دیگر می‌فرماید که مجموع شیرخواری کودک و بارداری مادر ۳۰ ماه است:
وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً [۴۳۵] «و انسان را [نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد. و با تحمل رنج او را به دنیا آورد. و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است.»
نکات تفسیری:
الف: اگر مدت شیرخواری یعنی دو سال را از سی ماه کم کنیم باقیمانده شش ماه می‌شود یعنی حدّاقل مدت بارداری شش ماه و حدّاکثر مدت شیرخواری ۲۴ ماه است. و این مطلب مورد پذیرش فقهاء و مفسران قرآن قرار گرفته است. [۴۳۶]
ب: از تعبیر قرآن در آیات فوق می‌توان استفاده کرد که هر قدر از مقدار حمل کاسته شود باید بر مقدار دوران شیرخواری افزود، به گونه‌ای که مجموعا سی ماه تمام را شامل گردد.
از ابن عباس شاگرد بزرگ امیر المؤمنین (ع) نیز نقل شده که هرگاه دوران بارداری زن ۹ ماه باشد باید ۲۱ ماه فرزند را شیر دهد و اگر حمل ۶ ماه باشد باید ۲۴ ماه شیر دهد. [۴۳۷]
تاریخچه:
از برخی پزشکان قدیمی مثل جالینوس (۱۳۱- ۲۱۰ م) و ابن سینا (۳۷۰- ۴۲۸ ق) نقل شده که خود با چشم مشاهده کرده‌اند که فرزندی بعد از شش ماه به دنیا آمده است. [۴۳۸]
در جامعه اسلامی نیز این حکم مورد قبول بوده است و در وقایع تاریخی صدر اسلام بدان عمل شده است. حکایت شده که مردی با زنی ازدواج کرد و آن زن پس از شش ماه فرزندی بدنیا آورد، عثمان پنداشت که این زن قبل از ازدواج مرتکب زنا شده است و در نظر داشت درباره او حد زنا جاری کند. ابن عباس که در مجلس حاضر بود، اظهار داشت: اگر این زن به قرآن استناد نماید که فرمود: وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً و فِصالُهُ فِی عامَیْنِ برای دوران بارداری شش ماه باقی می‌ماند. و بدین ترتیب آن زن تبرئه گردید. [۴۳۹]
احکام:
آیه‌های فوق در مورد دو حکم شرعی مورد استناد واقع می‌شود:
الف: اگر زنی متهم به حاملگی از زنا شد، در حالی که مدت شش ماه از نزدیکی او با همسر قانونی‌اش می‌گذرد تبرئه می‌شود؛ چون حدّاقل مدت بارداری شش ماه است.
ب: حق شیر دادن در دو سال شیرخوارگی مخصوص مادر است. او است که می‌تواند در این مدت فرزند خود را شیر دهد و از او نگهداری کند: (هر چند که می‌توانند این مدت را با توافق پدر و مادر کمتر کنند.) و هزینه زندگی مادر از نظر غذا و لباس- حتی در صورتی که طلاق بگیرد- در دوران شیر دادن بر عهده پدر نوزاد است. [۴۴۰]
اسرار علمی:
خبر دادن قرآن از حدّ اقل مدت بارداری (شش ماه) مورد توجه فقهاء، مفسران و پزشکان واقع شده است. برخی از پزشکان می‌نویسند:
«پیش از آنکه دانش پزشکی اثبات کند که حدّاقل زمان لازم برای بارداری شش ماه است، قرآن این مطلب را به روشنی بیان کرده است ...»
و سپس به آیات فوق استشهاد نموده‌اند و می‌نویسند:
«طب نوین نیز به همین نتیجه رسیده است؛ یعنی جنین اگر شش ماه تمام در رحم مادر باشد، پس از تولد زنده خواهد ماند. تولد جنین کمتر از شش ماهه را سقط می‌نامند، زیرا زنده نخواهد ماند و تولد جنین در فاصله شش تا نه ماهگی را زایمان زودرس می‌نامند. نوزادانی که به صورت زودرس متولد می‌شوند، با مراقبت‌های ویژه پزشکی زنده می‌مانند. حدّاقل مدت قانونی بارداری در اکثر کشورها همان شش ماه منظور شده است.» [۴۴۱]
دکتر شهید پاک‌نژاد نیز همین محاسبه را در مورد حدّاقل زمان بارداری می‌پذیرد و سپس می‌نویسد:
«ولادت همانگونه که حضرت علی (ع) فرمودلا تلد المرأة لاقل من ستة اشهرتا شش ماهگی است و هر چه بیشتر بماند رشد بهتری یافته از دوران شیردادنش که مجموعا سی ماه است کاسته می‌گردد. ولی بچه ناتوان شش ماه افتاده حتما باید ۲۴ ماه شیر بخورد. (۳۰ ۶+ ۲۴)» [۴۴۲]
تذکر: همانطور که گذشت مطلب اوّل (حدّاقل مدت بارداری شش ماه است) مورد قبول مفسران و فقهاء واقع شده و مطلب دوّم (کم و زیاد شدن مدت شیر خواری بر اساس مدت حمل) نیز مورد قبول برخی مفسران قرار گرفته و از ابن عباس نیز نقل شده است. [۴۴۳]
برخی از منابع معتبر پزشکی جدید می‌نویسند:
«جنین که در طی ماه ششم و در نیمه اوّل ماه هفتم به دنیا آید، مشکل است که بتواند زنده بماند. اگر دستگاه‌های چندی در بدن قادر به انجام فعالیت می‌باشند، دستگاه تنفسی و دستگاه عصبی مرکزی به حد کافی تمایز نیافته و همکاری بین این دو دستگاه هنوز برقرار نشده است.» [۴۴۴]
برخی از نویسندگان معاصر مثل بسام دفضع در کتاب الکون و الانسان بین العلم و القرآن [۴۴۵] نیز به همین مطلب برای کوتاه‌ترین مدت حمل (شش ماه) استناد کرده و با مطالب علمی تطبیق کرده‌اند.
بررسی:
در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:
۱. بر اساس احتساب مدت شیرخواری (دو سال) و کم کردن آن از سی ماه معلوم می‌شود که حدّاقل مدت بارداری از نظر قرآن شش ماه است. این مطلب مهمی است که در صدر اسلام بسیاری از افراد متوجه آن نبودند (همانطور که در مورد قضاوت عثمان دیدیم.)
این مطلبی است که از نظر پزشکی به اثبات رسیده است و بار دیگر با پیشرفت علوم تجربی یکی از اشارات علمی قرآن روشن گردید.
۲. این اشاره علمی قرآن به همه اهمیت آن نمی‌تواند اعجاز علمی قرآن شمرده شود، چرا که همانطور که نقل کردیم برخی پزشکان مثل جالینوس قبل از اسلام ادعا کرده‌اند که کودکانی را دیده‌اند که شش ماهه به دنیا آمده‌اند. در حالی که اعجاز در محتوای خبر وقتی صادق است که کسی از طریق عادی به آن خبر دسترسی پیدا نکند.
۲. زمان تشخیص قطعی بارداری:
برخی از صاحب‌نظران و پزشکان به دو آیه قرآن در مورد تشخیص زمان بارداری استشهاد کرده‌اند، که عبارتند از:
وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً [۴۴۶] «و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی بر جای می‌گذارند [همسران چهار ماه و ده روز انتظار می‌برند.»
وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ [۴۴۷] «و زنان طلاق داده شده، باید مدت سه پاکی انتظار کشند، و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارند، برای آنان روا نیست که آنچه را خداوند در رحم آنان آفریده، پوشیده دارند.»
نزول و نکات تفسیری:
آیه اوّل در مورد زنانی نازل شده است که شوهر آنان فوت کرده است. رعایت احترام شوهر فوت شده موضوعی فطری است که در اقوام مختلف مورد توجه بوده است و آداب و رسوم گوناگون و گاهی همراه با افراط در این مورد رواج پیدا کرده است.
برخی از قبائل پیشین پس از مرگ شوهر زن را آتش زده و یا برخی دیگر او را همراه با مرد دفن می‌کردند. برخی دیگر زن را همیشه از ازدواج مجدد محروم می‌ساختند و یا او را مجبور می‌ساختند که با لباس کثیف تا مدتی کنار قبر شوهر، زیر خیمه‌ای سیاه بماند. [۴۴۸]
آیه فوق بر تمام این خرافات خط بطلان کشید ولی احترام حریم زوجیت را با رعایت زمان عده (چهار ماه و ده روز) به طور شایسته‌ای امضا کرد یعنی در این مدت زنان حق ازدواج با مردان دیگر را ندارند.
آیه دوّم در مورد زنانی نازل شده است که به هر دلیل از شوهر خود جدا گشته و طلاق می‌گیرند. در این مورد چند نکته تفسیری وجود دارد:
الف: «قروء» که مفرد آن «قرء» است هم به «عادت ماهیانه» (خونریزی ماهیانه زنان) و هم به «پاک شدن از آن» گفته می‌شود. ولی در روایات اسلامی تصریح شده که مقصود از «ثلاثة قروء» همان سه مرتبه پاک شدن زن از خون حیض است.
علاوه بر آنکه برخی از مفسران و لغویین نیز تصریح کرده‌اند که «قرء» دارای دو جمع است «قروء» و «اقراء». قرء که جمع آن قروء باشد به معنای پاکی است و آنکه جمع آن اقراء است به معنای حیض است و با توجه به آنکه در آیه فوق «قروء» آمده است پس به معنای پاکی زن است. [۴۴۹]
ب: در اسلام چند چیز است که خبر آن به زنان واگذار شده و گفتار خود زن در این موارد سند است و آن عبارت است از: عادت داشتن، پاک بودن و حاملگی. [۴۵۰]
آیه فوق بدین مطلب اشاره می‌کند که برای زنان جایز نیست که از این حق سوء استفاده کرده و بر خلاف واقع سخنی بگویند. وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ و کتمان مطرح شده در آیه با دو معنا سازش دارد: یکی کتمان فرزند (پوشیده داشتن خبر حاملگی) و دوّم مخفی داشتن عادت ماهیانه. [۴۵۱] یعنی زن نباید خبر حاملگی یا عادت ماهیانه (حیض) خود را مخفی بدارد.
احکام:
زنان حق ندارند در زمان عدّه، ازدواج جدیدی بنمایند. عدّه زنانی که شوهرانشان از دنیا می‌روند چهار ماه و ده روز قمری است و عده زنانی که طلاق می‌گیرند به این صورت است که هرگاه مرد با زن نزدیکی کرده باشد صبر می‌کند تا زن او یک بار عادت ماهیانه شود و در پاکی بعدی او را طلاق می‌دهد و از موقع طلاق نیز باید دو عادت ماهیانه دیگر صبر کنند و در هنگام شروع عادت سوّم (که سه پاکی کامل شده است) از عده خارج می‌شود.
یعنی در حقیقت زن به اندازه چهار عادت ماهیانه (که سه پاکی کامل بین آنها بوده است) صبر می‌کند که با احتساب زمان قبل از عادت ماهیانه اوّل و با توجه به حدود یک ماه بودن مدت حیض و پاکی زنان می‌توان گفت که زمانی حدود چهار ماه بین نزدیکی شوهر اوّل تا زمان اتمام عدّه می‌گذرد. [۴۵۲]
البته با توجه به کم و زیاد بودن مدت حیض و پاکی زنان در برخی موارد هم کمتر از چهار ماه می‌شود. [۴۵۳]
اسرار علمی و حکمت‌ها:
برخی از مفسران، پزشکان و صاحب‌نظران در مورد آیات فوق اظهار نظر کرده‌اند و حتی مفاد آن را اعجاز قرآن دانسته‌اند:
۱. دکتر دیاب و قرقوز در مورد آیه اوّل (عده زنانی که شوهر آنها فوت کرده) می‌نویسد:
«قطعی‌ترین راه تشخیص حاملگی دو علامت دارد: حرکت جنین و شنیدن صدای ضربان قلب او. امّا سایر علائم از قبیل قطع سیکل ماهیانه، ویار و غیره، علائم یقینی نیستند. زیرا بسیاری از بیماریها نیز ممکن است همین عوارض را داشته باشند.
این دو علامت (حرکت و شنیده شدن صدای قلب جنین) از ماه چهارم بارداری به بعد امکان‌پذیر است. و این همان چیزی است که قرآن چهارده قرن پیش آن را بیان فرموده است أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً. اعجاز این آیه بقدری روشن است که نیاز به توضیح ندارد. خداوند در این آیه تأکید دارد که زنان بعد از فوت شوهر باید تا چهار ماه ازدواج مجدد نکنند و این همان، مدتی است که برای اطمینان از بارداری یا عدم آن لازم است.
حکمت و اهمیت این مسأله را پزشکان قانونی بهتر از دیگر افراد درک می‌کنند. زیرا باید مشخص باشد که جنین از شوهر فوت شده است یا خیر، تا اقوام شوهر در گذشته نتوانند بخاطر تصاحب اموال او منکر فرزند شوند و مادر را به زنا و فساد متهم نموده یا ادعا کنند که فرزند از شوهر دوّم است و مشکلات بسیاری که ممکن است در این رابطه پیدا شود.» [۴۵۴]
۲. عبد الرزاق نوفل در مورد آیه دوّم (عده زنانی که طلاق گرفته‌اند) می‌نویسد:
«سه قرء عبارت است از سه حیض یا به اندازه سه ماه و ثابت شده که علامت‌های حاملگی چه ظاهری یا داخلی بعد از این مدت بروز پیدا می‌کند.
امّا علامت ظاهری حاملگی همان بزرگ شدن قسمت پایین شکم است. و امّا علامت داخلی عدم عادت ماهیانه (خونریزی حیض) در سه ماه متوالی و اضطرابات معده (ویار) است. که این علامت‌ها دلیل حاملگی زن است.»
و سپس به سخنان مؤلف کتاب «قصة جنین» [۴۵۵] استشهاد می‌کند که آن را برنده جایزه بهترین کتاب معرفی کند. و از قول ایشان نقل می‌کند که جنین در طی دو ماه، به اندازه نصف کل طول زمان ولادت رشد می‌کند و در ماه سوم همه دستگاه‌های بدنش ظاهر می‌شود. و در این موقع است که شکی در حاملگی باقی نمی‌ماند چون مادر حرکت فرزند را در درون خود حسّ می‌کند. و این مطلب اعجاز علمی قرآن را نشان می‌دهد. [۴۵۶]
۳. برخی از مفسران معاصر، در مورد آیه دوم (عده زنانی که طلاق داده شده‌اند) دو حکمت را یادآوری می‌کنند. اوّل:
«از آنجا که غالبا بهم خوردن خانواده‌ها ضربه‌های جبران ناپذیری بر پیکر اجتماع وارد می‌کند، اسلام مقرراتی وضع کرده که تا آخرین مرحله امکان از گسستن خانواده جلوگیری بعمل آید ... یکی از این مقررات که خود عامل تأخیر طلاق و متزلزل نمودن آن می‌گردد و در این آیه مورد بحث واقع شده، نگاهداشتن «عدّه» است که مدت آن سه «قرء» تعیین شده است.»
و سپس با اشاره به علل اختلافات خانوادگی که در حالت عصبانیت منتهی به طلاق می‌شود، می‌نویسند:
«بسیار می‌شود که اندک مدتی که از این کشمکش گذشت، زن و مرد به خود آمده پشیمان می‌شوند. خصوصا از این جهت که می‌بینند با متلاشی شدن کانون خانواده در مسیر ناراحتیهای گوناگونی قرار خواهند گرفت ... مخصوصا با دستوری که اسلام در باره خارج نشدن زن از خانه در طول مدت عدّه داده است، حس تفکر در او برانگیخته می‌شود و در بهبود روابط او با شوهر کاملا مؤثر است.» [۴۵۷]
دوم: «یکی دیگر از فلسفه‌های «عدّه» روشن شدن وضع زن از نظر بارداری است. درست است که یک بار دیدن عادت ماهیانه معمولا دلیل بر عدم بارداری زن است. ولی گاه دیده شده که زن در عین بارداری، عادت ماهیانه را در آغاز حمل می‌بیند، از این رو برای رعایت کامل این موضوع دستور داده شده که زن، سه بار عادت ماهیانه ببیند و پاک شود، تا بطور قطع عدم بارداری از شوهر سابق روشن گردد و بتواند ازدواج مجدد کند.» [۴۵۸]
۴. همان مفسر در مورد حکمت‌های آیه اوّل (عده زنانی که شوهر آنها از دنیا رفته است) نیز بر دو نکته تأکید می‌کند:
نخست: اینکه رعایت حریم زندگانی زناشوئی حتی بعد از مرگ همسر موضوعی فطری است که همه اقوام به آن توجه کرده (و گاهی افراط کرده‌اند) و اسلام آن را بطور شایسته‌ای امضاء کرده است و بر خرافات و افراطها خط بطلان کشیده است. (سخن ایشان قبلا به صورت کامل نقل شد) و دوّم: مسأله بارداری احتمالی زن و یقین به خالی بودن رحم از نطفه همسر پیشین. [۴۵۹]
بررسی:
در اینجا توجه به چند مطلب لازم است:
۱. لزوم نگاهداشتن عده برای زنانی که شوهرانشان از دست رفته امری مفید بوده است و همانطور که گذشت باعث حفظ احترام شوهر فوت شده می‌گردد. همانگونه که عده برای زنانی که طلاق گرفته‌اند نیز مفید است و در بسیاری از موارد (بویژه در طلاق رجعی) موجب اتصال دوباره مرد و زن و ادامه زندگی خانوادگی می‌شود و این فلسفه و حکمت‌ها در این موارد قابل انکار نیست.
۲. رعایت عدّه توسط بانوان (طلاق گرفته و زنانی که شوهر آنان فوت کرده) موجب می‌شود تا اطمینان به حاملگی یا به عدم آن پیدا کنند و از مشکلات و تهمت‌های بعدی پرهیز شود. و این مطلب نیز یکی از حکمت‌ها و اسرار این حکم است، امّا نمی‌توان ادعا کرد که این مطلب علت تامه حکم عدّه است چرا که احتمال دارد اسرار، مصالح و حکمت‌های دیگری نیز در تشریع این حکم دخالت داشته است و لذا برخی از مفسران معاصر می‌نویسند:
«جالب توجه این که در احکام اسلامی در مورد عدّه، به این معنا تصریح شده که اگر هیچ گونه احتمالی در مورد بارداری زن در میان نباشد باز باید زنانی که همسرشان فوت شده‌اند، عده نگاهدارند؛ و نیز به همین دلیل، آغاز عدّه، مرگ شوهر نیست بلکه موقعی است که خبر مرگ شوهر به زن برسد هر چند بعد از ماهها باشد و این خود می‌رساند که تشریع این حکم قبل از هر چیز بخاطر حفظ احترام و حریم زوجیت است اگر چه مسأله بارداری احتمالی زن در این قانون مسلما مورد توجه بوده است.»[۴۶۰]
۳. در مطالب عبد الرزاق نوفل و دکتر دیاب و دکتر قرقوز چند نکته قابل ملاحظه است:
اوّل: اینکه عبد الرزاق نوفل ادعا کرد که مقصود از «ثلاثة قروء» همان سه حیض (عادت ماهیانه) است در حالی که ما از لغت و با توجه به روایات و کلمات مفسرین اثبات کردیم که مقصود از «قروء» سه پاکی است.
دوّم: اینکه اینان ادعا کردند که حرکت فرزند در شکم مادر از ماه چهارم حاملگی بروز پیدا می‌کند. در حالی که برخی کتاب‌های جدید و معتبر پزشکی بروز آن را از ماه پنجم می‌دانند. [۴۶۱]
و این مطلبی است که حدودا مطابق با عده زنان شوهر از دست داده است. (چهار ماه و ده روز) امّا عده زنانی که در طلاق شوهران هستند، همانطور که بیان شد، در بیشتر موارد حدود چهار ماه می‌شود. و لذا حدودا با این مطلب علمی مطابقت دارد. (هر چند که در برخی موارد مطابقت ندارد) [۴۶۲]
۴. مسأله رعایت عدّه برای زنان و مطابقت فی الجمله زمان آن با یافته‌های پزشکی هر چند که از شگفتی‌های قرآن کریم است و دقت علمی این کتاب الهی را می‌رساند، امّا نمی‌تواند اعجاز علمی قرآن به شمار آید چرا که:
اولا: حرکت جنین در شکم مادر از پنج ماهگی قابل حسّ بوده و این امری نیست که جدیدا کشف شده باشد و خبری باشد که از راه عادی برای مردمان قابل دسترسی نبوده باشد تا اخبار قرآن از آن، نوعی اعجاز محسوب گردد.
ثانیا: احتمال دارد که تعیین زمان عده (ثلاثة قروء و چهار ماه و ده روز) بر اساس مصالح و علل و حکمت‌های متعددی بوده که برخی از آنها تاکنون کشف نشده باشد.
همانطور که گذشت مسایلی همچون جلوگیری از فروپاشی خانواده و احترام به شوهر فوت شده، در شمار فلسفه‌ها و حکمت‌های تعیین عدّه شمرده شده است. پس یکی از حکمت‌ها یا فواید تعیین عده زنان، اطلاع قطعی از وضعیت حاملگی زنان است.
و ثالثا: این مطلب (تطابق زمان عده با علم به وجود جنین در شکم مادر) در همه موارد صادق نیست چرا که اگر تنها علت و معیار تعیین زمان عدّه وفات همان علم حسّی مادر به وجود جنین بود می‌باید زمان محاسبه عدّه از زمان آخرین نزدیکی و یا حدّاقل فوت شوهر باشد در حالی که معیار شرعی تعیین زمان عدّه همان موقع رسیدن خبر فوت است.
و علاوه بر آن برخی موارد از عدّه طلاق (مثل عدّه زنانی که سه ماه است) با برخی از محاسبات پزشکی (احساس حرکت کودک در ماه پنجم) سازگار نمی‌افتد.
۳. مدّت ثابت زمان بارداری:
قرآن کریم در مورد مدّت زمان حاملگی زنان در چند مورد سخن گفته است:
وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی [۴۶۳] «و آنچه را اراده می‌کنیم تا مدتی معین در رحمها قرار می‌دهیم.»
أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ فَجَعَلْناهُ فِی قَرارٍ مَکِینٍ إِلی قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ [۴۶۴] «مگر شما را از آبی بی‌مقدار نیافردیم؟ پس آن را در جایگاهی استوار نهادیم تا مدتی معین. و توانا آمدیم و چه نیک تواناییم. در آن روز وای بر تکذیب کنندگان» [۴۶۵] برخی از مترجمین این قسمت أخیر آیه را اینگونه ترجمه می‌کنند:
«و ما تقدیر مدت رحم (و تعیین سرنوشت او تا ابد) کردیم که نیکو مقدّر حکیمی هستیم.» [۴۶۶]
نکات تفسیری:
ریشه اختلافات مترجمان و مفسران در مورد آیه فوق آن است که ماده «قدر» که «قدرنا و القادرون» از آن گرفته شده در لغت به دو معنای «قدرت» و «تقدیر و اندازه» آمده است. [۴۶۷]
علامه طباطبائی (ره): تفسیر دوّم آیه را می‌پذیرد. (ما تقدیر جمیع مقدرات و صفات و احوال کودک در رحم را کردیم و ما خوب تقدیر کننده‌ای هستیم) و معنای اوّل (قدرت) را به صورت یک احتمال ذکر می‌کند. [۴۶۸]
صاحب تفسیر نمونه: در مورد آیه فوق با اشاره به معنای اوّل (سپس ما آن را در قرارگاه مناسب و محفوظ و آماده قرار دادیم تا مدتی معین ما قدرت بر این کار داشتیم پس ما قدرتمند خوبی هستیم ...) معنای دوّم را با این عبارات نفی می‌کند:
«بعضی از مفسران این آیه را چنین تفسیر کرده‌اند که: ما نطفه را با اندازه‌گیریهای لازم و مقدرات مختلف و ویژگیهائی در جسم و جان تقدیر نمودیم و خوب تقدیر کننده‌ای هستیم. ولی این تفسیر با توجه به اینکه متن قرآن و قرائت معروف بدون تشدید است بعید به نظر می‌رسد هر چند بعضی گفته‌اند که ماده ثلاثی مجرد نیز به معنی اندازه‌گیری آمده است ولی در استعمال معمول «قادر» به این معنا استعمال نمی‌شود.» [۴۶۹]
اسرار علمی:
۱. دکتر دیاب و دکتر قرقوز با اشاره به آیه ۲۰- ۲۳ مرسلات می‌نویسند:
«رحم قرارگاه و جایگاه استواری برای محصول بارداری (جنین) است. ولی برای یک مدت زمان تعیین شده و تقریبا ثابت که به دوران بارداری معروف است. و تقریبا ۲۷۰- ۲۸۰ روز یا ۴۰ هفته است یعنی معادل ده ماه قمری یا نه ماه شمسی که پس از آن جنین قادر خواهد بود در دنیای جدیدی به زندگی خود ادامه دهد.
قرآن این مدت زمان را به نام «قدر معلوم» [۴۷۰] یاد می‌کند. و در سوره حج از این فاصله زمانی به نام «اجل مسمّی» [۴۷۱] یعنی مدت از قبل تعیین شده یاد شده است.
اعجاز این آیات در این نیست که به مدت بارداری اشاره نموده، بلکه در این است که گفته است این مدت بهترین و مناسب ترین مدت ممکن است فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ. [۴۷۲]
و اگر این مدت کم یا زیاد شود، زیان آن متوجه جنین یا مادر او خواهد بود.
اگر مدت بارداری بیش از ۴۲ هفته به طول انجامد (با احتساب ابتدای آخرین سیکل ماهیانه) بارداری طولانی نامیده می‌شود. و اگر کمتر از ۳۸ هفته باشد آن را زایمان زودرس می‌نامند. مدت بارداری طبیعی بین ۳۸ الی ۴۲ هفته می‌باشد.» [۴۷۳]
سپس ایشان به صورت مفصل خطرات بارداری طولانی را برمی‌شمارد. (مثل سختی زایمان- کاهش اکسیژن جنین و خطر مرگ برای او- زیان‌هایی که متوجه مادر می‌شود.) و آنگاه زیان‌های زایمان زودرس را برمی‌شمارد. (مثل ضعف و ناتوانی سیستم دفاعی بدن نوزاد که در ۵۰٪ موارد منتهی به مرگ نوزاد می‌شود و آمادگی نوزادان زودرس برای ابتلاء به برخی بیماری‌ها مثل یرقان.) [۴۷۴]
۲. شهید دکتر پاک‌نژاد نیز به همین مطلب علمی در مورد آیات سوره مرسلات تصریح کرده است. [۴۷۵]
۳. پروفسور توماس وی سادلر در رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، می‌نویسد: عموما طول زمان بارداری ۲۸۰ روز یا ۴۰ هفته پس از آخرین قاعدگی می‌باشد، یا به عبارت دقیق‌تر ۲۶۶ روز یا ۳۸ هفته پس از باروری. [۴۷۶]
و در جای دیگر می‌نویسد:
«متخصصین زایمان تاریخ تولد را ۲۸۰ روز یا ۴۰ هفته پس از اولین روز خونریزی آخرین قاعدگی محاسبه خواهند نمود. در زنانی که دارای دوره قاعدگی منظم ۲۸ روزه می‌باشند روش محاسبه تقریبا دقیق است لکن زمانیکه چرخه‌های قاعدگی نامنظم باشد در محاسبه ممکن است به میزان زیاد اشتباه بوجود آید.» [۴۷۷]
بررسی:
در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
۱. اینکه قرآن کریم مقدار زمان بارداری را اندازه‌ای مشخص می‌داند و در پزشکی نوین هم مدت زمان بارداری را تقریبا ثابت می‌دانند، نشان می‌دهد که کشفیات جدید علمی بار دیگر اشارات علمی قرآن را تبیین کرد و در فهم بهتر آیات قرآن ما را کمک کرد. و این مطالب عظمت آیات قرآن را نشان می‌دهد.
۲. از آنجا که مدت زمان بارداری یک امر تجربی بوده که از زمان‌های دور مورد توجه همه افراد و بویژه پزشکان بوده است و کم و بیش مشخص بوده که مدت بارداری تقریبا ۹ ماه است، لذا قرآن کریم مطلبی را تذکر می‌دهد که تقریبا همه می‌دانند تا نعمت‌های خداوند را یادآور شود. به همین دلیل است که در آیات سوره مرسلات/ ۲۰ با سؤال تقریری شروع می‌کند: أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ «آیا شما را از آبی بی‌مقدار نیافریدیم؟ پس آن را در جایگاهی استوار نهادیم تا مدتی معین.» اگر جواب این پرسش‌ها روشن نبود استفهام تقریری معنا نداشت.
شاهد دیگر بر اینکه این آیات بیان نعمت خداست این است که در پایان می‌فرماید:
وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ «در آن روز وای بر تکذیب کنندگان».
در سوره حج آیه ۵ نیز در آغاز آیه مورد بحث و در آیه بعدی سخن از قیامت است:
یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ ... ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتی ...
یعنی مراحل خلقت انسان به عنوان شاهدی برای دفع شک در مورد رستاخیز آورده شده است. و شاهد رستاخیز باید مطلب واضحی باشد، بطوری که همه مردم آن را درک کنند تا بتوان به آن استشهاد کرد. از این رو مفسران قرآن نیز از آیات فوق تحت عنوان «دلائل معاد در علم جنین و گیاهان» [۴۷۸] یاد کرده‌اند. یعنی همین برداشت ما را داشته‌اند.
پس تذکر اینکه مدت بارداری معین است و مطابقت آن با یافته‌های دانش تجربی نمی‌تواند اعجاز علمی قرآن را اثبات کند چرا که این، خبر از امور غیبی نیست، بلکه خبر از اموری است که تقریبا همه مردم می‌دانند و یادآوری آن برای این است که نعمت‌های الهی را متذکر شوند.
۳. در مورد مطلب اوّل دکتر دیاب و قرقوز (تعیین ۴۰ هفته به عنوان قدر معلوم و اجل مسمّی) باید گفت که: همانطور که از پزشکی لانگمن شاهد آوردیم نمی‌توان در مورد زمان بارداری زمان دقیقی را مشخص کرد بلکه متخصصان پزشکی در مورد زنانی که قاعدگی منظم دارند از کلمه «تقریبا دقیق» برای مدت ۲۶۶ روز استفاده می‌کنند و در مورد زنانی که قاعدگی نامنظم دارند محاسبه را همراه با اشتباهات بزرگ می‌دانند. شاید در این مورد متغیرهای دیگری وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده و بعدها بتوانند با کشف آنها تاریخ دقیق تولد را مشخص سازند.
پس نمی‌توان اینگونه امور ثابت نشده را به طور قطعی به قرآن نسبت دهیم و بگوییم که مقصود قرآن از «قدر معلوم» و «اجل مسمّی» همان ۴۰ هفته است.
۴. در مورد مطلب دوّم دکتر دیاب و قرقوز (که از این قسمت آیه فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ [۴۷۹] استفاده کرده بودند که بهترین و مناسب‌ترین مدت بارداری همان ۴۰ هفته است) تذکر سه نکته لازم است:
نخست آنکه این استفاده مبتنی بر مطلب اوّل ایشان است (که قدر معلوم را ۴۰ هفته پنداریم) و آن مطلب در شماره قبل ردّ شد.
دوّم آنکه دو احتمال در معنای ماده «قدر» در آیه فوق وجود دارد یعنی «قدرت» و «تعیین اندازه» [۴۸۰] و لذا این قسمت آیه به دو صورت ترجمه شده بود:
«و توانا آمدیم و چه نیک تواناییم» «ما تقدیر مدت رحم کردیم که نیکو مقدّر حکیمی هستیم»
و برداشت این دو پزشک از آیه فوق فقط بر اساس احتمال دوّم صحیح است.
ولی با توجه به روشن بودن حدود زمان بارداری برای مردم (که زمان دقیق آن برای پزشکان جدید هم معلوم نیست) و اینکه اگر زایمان دیر یا زود اتفاق افتد موجب ضررهایی برای کودک و مادر می‌شود. (هر چند که مردم همه ضررها را به تفصیل نمی‌دانستند) و با توجه به سیاق آیات (مرسلات/ ۲۰- ۲۴) که در مقام شمارش نعمت‌های خداست، پس باز هم می‌توان گفت این مطلب اعجاز علمی قرآن را ثابت نمی‌کند. همانطور که صدر آیه قَدَرٍ مَعْلُومٍ دلالت بر اعجاز علمی قرآن نداشت؛ چرا که آیه خبر از مطالبی می‌دهد که مردم می‌دانند (و لو اجمالا) و محتوای خبر آیه از اخبار غیبی نیست که کسی نداند و نتواند مثل آن را بیاورد.
مرحله سیزدهم: بلوغ‌
قرآن کریم بلوغ را یکی از مراحل خلقت و زندگی بشر می‌شمارد و از آن به عنوان مرحله‌ای متمایز در عرصه زندگی او یاد می‌کند و می‌فرماید:
ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ [۴۸۱] «و بعد شما را [به صورت کودکی برمی‌آورد، تا به کمال قوت خود برسید.»
ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ [۴۸۲] «آنگاه شما را [به صورت کودک برون می‌آوریم سپس [حیات شما را ادامه می‌دهیم تا به حد رشدتان برسید.»
و در جای دیگر احکام خاصی بر بلوغ اطفال مترتب می‌کند مثل اجازه دخول گرفتن در موارد خاص (نور/ ۵۹) و دادن اموال یتیم به او بعد از بلوغ و رشد است. (نساء/ ۶- انعام/ ۱۵۲- اسراء/ ۳۴- کهف/ ۸۲)، همچنین دادن نبوت و مقدمات آن به برخی انبیاء که بعد از بلوغ اشد بوده است. (یوسف/ ۲۲- قصص/ ۱۴)
مقصود از «بلوغ اشدّ» چیست؟
«شدّ» به معنی قوت چیزی در مقابل سستی آن است. «اشدّ» جمع «شد» است و جمع می‌آید تا اشاره به این باشد که لازمه قوت آن است که تمام قوای ظاهری و باطنی از جمیع جهات قوی شود.
«بلوغ اشدّ» در افراد با استعدادهای مختلف، متفاوت است و بر طبق موضوع و حکم تغییر می‌کند. (مثل بلوغ جنسی- بلوغ مالی- بلوغ علمی و عقلی و ...) از این رو برخی، مشخص کردن زمان معینی برای آن را صحیح ندانسته‌اند. و گفته‌اند از بیست سال تا چهل سال بر اساس اشخاص و موضوعات مختلف متفاوت است. [۴۸۳]
استاد مکارم شیرازی «بلوغ اشد» را به معنی رسیدن به حد رشد و بلوغ و کمال جسم و عقل دانسته‌اند. [۴۸۴]
و در جای دیگر متذکر می‌شوند که: «اشد» از ماده «شد» به معنی گره محکم است و اشاره به استحکام جسمانی و روحانی می‌باشد. برخی گفته‌اند جمعی است که مفرد ندارد و برخی آن را جمع «شد» (بر وزن سد) می‌دانند. [۴۸۵]
علامه طباطبائی (ره) می‌نویسد: بلوغ اشد این است که قوای انسان قوی شود و این غالبا در ۱۸ سالگی است. [۴۸۶]
امّا از نظر شریعت بلوغ حدّی از سن است که پس از آن انسان مکلف به تکالیف الهی است و قبل از آن حق تصرف در اموال خود را ندارد. بلوغ به سه نشانه شناخته می‌شود:
اوّل رویش موی خشن بر عانه و دوّم خروج منی و سوّم به کامل شدن پانزده سال قمری. [۴۸۷]
جمع‌بندی:
به نظر می‌رسد که ذکر مرحله «بلوغ اشد» رسیدن به قوت، در تمام قوای جسمی و روحی است که در آیات ۵ سوره حج و ۶۷ سوره غافر، مقصود رسیدن به اوج زندگی است. یعنی انسان پس از تولد سه مرحله را پشت سر می‌گذارد:
الف: مرحله طفولیت که در حال ضعف است و به طرف رشد و قوت می‌رود.
ب: مرحله «بلوغ اشد» که مرحله قوت در همه قوای جسمی و نفسانی است.
ج: مرحله پیری و کهنسالی که رو به ضعف می‌رود.
در این قسمت آیات فوق مرحله دوّم را متذکر می‌شود و در این آیه نیز به این مطلب اشارت رفته است:
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً [۴۸۸] «خداست آن کس که شما را ابتدا ناتوان آفرید. آنگاه پس از ناتوانی قوّت بخشید، سپس بعد از قوّت، ناتوانی و پیری داد.»
مرحله چهاردهم: کهن سالی (پیری)
قرآن کریم در چند مورد سخن از پیری انسان می‌گوید و آن را مرحله‌ای از زندگی بشر معرفی می‌کند و می‌فرماید:
ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً [۴۸۹] «تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید.»
ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً [۴۹۰] «تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس می‌میرد، و برخی از شما به غایت پیری می‌رسد. به گونه‌ای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمی‌داند.»
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً [۴۹۱] «خداست آن کس که شما را ابتدا ناتوان آفرید، آنگاه پس از ناتوانی قوّت بخشید، سپس بعد از قوّت، ناتوانی و پیری داد.»
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ [۴۹۲] «و هر که را عمر دراز دهیم، او را در خلقت دچار افت می‌کنیم (در خلقتش بکاستیم)، آیا نمی‌اندیشید؟» فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً [۴۹۳] «پس اگر کفر بورزید، چگونه از روزی که کودکان را پیر می‌گرداند، پرهیز توانید کرد؟»
اسرار علمی:
۱. دکتر دیاب و دکتر قرقوز با ذکر آیه ۵ سوره حج در مورد پیری مطالب مفصلی دارند که خلاصه آن‌ها را ذکر می‌کنیم:
«پست‌ترین مرحله یا پیری، آخرین مرحله از مراحل زندگی انسانی است. کسانی که سن پنجاه سالگی یا بالاتر از آن را پشت سر گذاشته‌اند، احساس می‌کنند که همه چیز در وجود آنها در حال تغییر و افول است ...
دانشمندان پی برده‌اند که میزان این دگرگونی در سال بین ۵/ ۰ الی ۳/ ۱ درصد می‌باشد.
به عنوان مثال قلب در هر دقیقه ۷۰- ۸۰ بار منقبض و منبسط می‌شود یعنی بیش از ۰۰۰/ ۱۰۰ بار در روز و بیش از ۳۶ میلیون بار در سال. این فعالیت مستمر قلب از توان و قدرت آن می‌کاهد و در نتیجه تزریق خون به بافت‌ها و از جمله کلیه‌ها کاهش می‌یابد. کلیه‌ها برای افزایش فشار خون توسط قلب شروع به ترشح ماده‌ای بنام رنین (Rnine) می‌کند و بدین ترتیب بالا رفتن سن منجر به بالاتر رفتن فشار خون می‌شود.»
سپس چکیده مطالعات دانشمندان در مورد سرّ پیری را اینگونه گزارش می‌کند:
«سلول‌ها قادر به دفع تمام مواد زائدی که در نتیجه فعل و انفعالات شیمیائی در داخل آن صورت پذیرفته نمی‌باشند و این مواد زائد به مرور زمان و طی گذشت سال‌ها جمع شده و خود سلول‌های زنده را از بین می‌برند. بدین ترتیب بدن به مرور زمان وارد مرحله ضعف و پیری می‌شود.»
سپس با ذکر آیه ۵۴ سوره روم به مقایسه دوره کودکی و پیری و شباهت‌های آنها می‌پردازد و می‌نویسد:
«زاویه فک پایین نزد کودکان به صورت منفرجه است. این زاویه در جوانی به شکل قائم و یا حاده درمی‌آید و در پیری مجددا درست مانند ایام کودکی به شکل منفرجه در می‌آید.»
سپس با ذکر آیه ۶ سوره یس می‌نویسد:
«سلول‌های بدن که همیشه در حال تجدید و نوسازی از طریق تخریب و ساخت است در نیمه اوّل زندگی عملیات ساخت و ترمیم بر اعمال تخریب غلبه دارد ولی در نیمه دوّم عمر، عملیات انهدام (Dnoitarenege) بر عمل بازسازی (Rnoitanenege) غلبه دارد. این، علت بهبودی سریع شکستگی‌های استخوان و زخمها نزد کودکان و کندی آن در نزد افراد مسن را برای ما روشن می‌سازد. و بدین ترتیب زیبائی این آیه قرآن برای ما روشن‌تر می‌گردد که می‌فرماید: وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ [۴۹۴] این آیه شریفه یک حقیقت علمی و یک سنّت لا یتغیر زندگی را نیز که کلیه موجودات زنده بطور مطلق از آن پیروی می‌کنند برای ما روشن می‌سازد.» [۴۹۵]
۲. در مورد آیه یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً [۴۹۶] دکتر دیاب و قرقوز می‌نویسند:
«دگرگونی‌های شدید روحی باعث می‌شود تغییرات عضوی در بدن بوجود آید ...
پس ممکن است ترس شدید و ناگهانی باعث سفید شدن رنگ موی سر و صورت شود و بیماری‌های بهک (سفید شدن رنگ پوست) و از دست دادن کنترل ادرار که در نتیجه ترشحات ادرنالین و استروئیدها عارض می‌شود، را به همراه داشته باشد.» [۴۹۷]
۳. مفسرین در مورد آیه یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً [۴۹۸] سه احتمال داده‌اند:
«الف: کودکان بخاطر طولانی بودن روز قیامت پیر می‌شوند.
این احتمال را بعید می‌دانند چرا که آیه ناظر به حوادث هولناک است نه طول مدت روز قیامت.
ب: کودکان در قیامت آثار پیری در آنها ظاهر می‌شود؛ امّا این امر در اثر حوادث سخت و هولناک قیامت است. در همین دنیا نیز افرادی را می‌بینیم که بر اثر سنگینی حادثه ناگهان طی چند روز و حتی طی چند ساعت موهای سیاهشان سفید می‌شود.
ج: برخی گفته‌اند آیه معنای کنائی دارد؛ یعنی کنایه از عظمت یک حادثه بزرگ است مثل وقتی که می‌گویند: «این حادثه مرا پیر کرد.» [۴۹۹]
جمع‌بندی و بررسی:
قرآن کریم در چند مورد سخن از دوران کهن سالی انسان گفته است و آن را مرحله‌ای از زندگی بشر می‌داند و نیز آن را مرحله ضعف و کاستی خلقت معرفی می‌کند. از نظر علمی نیز این آثار در انسان وجود دارد و اسرار خاص خویش را دارد که بیان شد. در اینجا تذکر چند نکته لازم است:
۱. این اشاره علمی قرآن کریم به دوره پیری و اسرار علمی آن بسیار زیبا و جالب است. امّا از طرفی قرآن این مطلب را به صورت کلی بیان کرده است و وارد جزئیات نشده و از طرف دیگر، کاستی قدرت انسان و ضعف آن در پیری برای بشریت امری مشهود و محسوس بوده است و لذا نمی‌توان گفت که این مطالب قرآن دلیل اعجاز علمی آن است.
۲. در مورد آیه یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً [۵۰۰] ملاحظه شد که سه احتمال در تفسیر آیه وجود دارد، که فقط بنابر احتمال دوّم (ب) می‌توانیم مطلب آیه را با تغییرات عضوی ناشی از دگرگونی‌های شدید روحی تطبیق کنیم.
پس نمی‌توانیم این مطلب را به صورت قطعی به قرآن نسبت دهیم و بگوئیم اعجاز علمی قرآن را ثابت می‌کند.
و از طرف دیگر اگر بخواهیم آیه را در مصداق و مورد خاصی (بیماری بهک) متعین بدانیم خالی از اشکال نیست بلکه تطبیق بدون دلیل و قرینه است.
تذکر: البته باید توجه داشت که صحنه قیامت غیر از جهان مادی و دنیوی ماست و معیارها و مسائل خاص خود را دارد و لذا نمی‌توان تمام خصوصیات این جهانی را بر مطالب اخروی تطبیق کرد. بلکه در سرای آخرت بسیاری از اسم‌هایی که ما به کار می‌بریم (مثل یوم- میزان و ...) مفاهیم و مصادیق خاص خود را دارد.
مرحله پانزدهم: مرگ:
قرآن کریم هنگامی که مراحل خلقت انسان (از منی- مضغه ...) را برمی‌شمارد سپس مرحله مرگ را واپسین مرحله زندگی انسان معرفی می‌کند و می‌فرماید:
ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ [۵۰۱] «و تا سالمند شوید و از میان شما کسی است که مرگ پیش رس می‌یابد و تا [بالاخره به مدتی که مقرر است برسید، و امید که در اندیشه فرو روید.»
ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً [۵۰۲].
«سپس [حیات شما را ادامه می‌دهیم تا به حد رشدتان برسید و برخی از شما [زودرس می‌میرید و برخی از شما به غایت پیری می‌رسید به گونه‌ای که پس از دانستن [بسی چیزها] چیزی نمی‌داند.»
قرآن کریم مرگ را برای همه انسانها سرنوشتی حتمی می‌داند و می‌فرماید:
کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ [۵۰۳] «هر جانداری چشنده [طعم مرگ است.»
أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ [۵۰۴] «هر کجا باشید شما را مرگ در می‌یابد، هر چند در برج‌های استوار باشید.»
قرآن کریم در مورد موعد مرگ می‌فرماید:
وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ [۵۰۵] «و کسی نمی‌داند در کدامین سرزمین می‌میرد.»
قرآن کریم در مورد زمان مرگ می‌فرماید:
وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها [۵۰۶] «و [لی هر کس اجلش فرا رسد، هرگز خدا [آن را] به تأخیر نمی‌افکند.»
تذکر: قرآن کریم در مورد مرگ و مطالب پس از آن (معاد) در آیات زیادی سخن گفته است. برخی از مفسران و صاحب‌نظران به تطبیق برخی آیات معاد با مطالب علمی پرداخته‌اند.
ولی این مطلب یک بحث مستقل و دامنه‌داری است که باید در جای دیگر به آن بپردازیم. در اینجا فقط مسأله مرگ را از یک زاویه خاص (به عنوان آخرین مرحله زندگی انسان) مورد بررسی قرار می‌دهیم.
اسرار علمی:
۱. دکتر دیاب و دکتر قرقوز با ذکر آیاتی از قرآن در مورد مسایل علمی مرگ می‌نویسند:
«اگر بوسیله میکروسکوپ الکترونیکی درون یک سلول پیر را بکاویم، بر روی آن رسوباتی مشاهده خواهیم کرد که دانشمندان نام رسوبات پیری بر آن نهاده‌اند. این رسوبات عبارت است از مواد شیمیائی غریبی که در سلولهای مغز و عضلات جمع شده و رنگ ویژه‌ای به آن می‌بخشد. این مواد عبارتند از مواد پروتئینی و شبه پروتئینی و چربیهای اکسیده شده. این مواد گاهی به مرور زمان به صورت شبکه‌های تار عنکبوتی درآمده و سلول را به سوی سرنوشتی سوق می‌دهند که راه فراری برایش نماند و آن چیزی جز مرگ نیست.»
سپس مرگ را از دیدگاه دیگری مورد بررسی قرار می‌دهند و می‌نویسند:
«مرگ موجودات زنده ضرورتی است لازم برای توالی نسلها و گرنه اگر زندگی و حیات همین نسل موجود دست نخورده باقی بماند، پس از مدت کوتاهی جمعیت کره زمین به حدّی خواهد رسید که دیگر مجال ظهور و ادامه حیات برای نسل‌های بعد وجود نخواهد داشت. قرآن کریم نیز در موارد متعدد به ضرورت و حتمیت مرگ اشاره فرموده است.» کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ [۵۰۷] آن گاه در مورد زمان و مکان مرگ می‌نویسند:
«زمان و مکان از قبل تعیین شده برای مرگ هر کس از امور غیبی است و احدی از آن آگاه نمی‌باشد. و این خود یکی از نعمت‌های بزرگ الهی است. موارد بسیاری وجود دارد که پزشکان زمان فرا رسیدن مرگ بیماری را تعیین کرده و در این راه دچار اشتباه شده‌اند؛ و چه بسیار افرادی که مرگ آنها از نظر دیگران امری محقق پنداشته شده بود ولی از مرگ نجات یافته‌اند».
و سپس آیات ۱۴۵/ آل عمران و ۲۷/ رحمن را شاهد آورده است. [۵۰۸]
۲. استاد مکارم شیرازی درباره واژه «موت» می‌نویسند:
«موت درست نقطه مقابل حیات است لذا آن هم انواع مختلفی دارد که هر کدام نقطه مقابل نوعی حیات است. از جمله:
الف: موت نباتی (گیاهی): همانگونه که قرآن درباره باران می‌گوید أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً [۵۰۹] «ما به وسیله آن سرزمین مرده را زنده کردیم.»
ب: موت حیوانی در مقابل حیات حسّی (زندگی حیوانی) ج: موت عقلانی یعنی جهل در مقابل حیات عقلانی (زندگی انسان‌ها)
د: موت به معنی غم و اندوه: چنانکه قرآن می‌گوید: وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَ ما هُوَ بِمَیِّتٍ [۵۱۰] «غم و اندوه از هر سو به او می‌رسد و او مرده نیست.»
ه: موت به معنای خواب چنانکه گفته‌اند «خواب موت خفیف است». همانگونه که موت خواب سنگین است. [۵۱۱]
و: تحلیل تدریجی: بعضی موت را به معنی تحلیل تدریجی یک موجود زنده نیز دانسته‌اند و «موته» حالتی شبیه جنون است. گوئی عقل و علم در آن حالت می‌میرد.»[۵۱۲]
جمع‌بندی و بررسی:
از مجموع آیات مربوط به مرگ بدست می‌آید که مرگ یک قانون عمومی الهی است که در مورد همه جانداران اجرا می‌شود. از مطالبی که ذکر شد روشن شد که مرگ یک قسم نیست بلکه اقسامی دارد. (که بررسی تفصیلی آنها از موضوع بحث ما خارج است) مثل:
مرگ نباتی (گیاهی) حیوانی (حسّی) عقلانی (انسانی) و خواب.
امروزه از نظر پزشکی نیز مرگ را به اقسامی تقسیم می‌کنند: مرگ مغزی- مرگ قلبی و ...
امّا مرگ از منظر قرآن نابودی و فنا نیست بلکه دریافت کامل نفس، روح و شخصیت انسان (توفّی) [۵۱۳] است. که زندگی دیگری را در جهان دیگر ادامه می‌دهد. پس هر چند که مرگ، پایان به نظر می‌آید امّا آغازی دیگر است.
در اینجا تذکر چند مطلب لازم است:
۱. مطلبی که دکتر دیاب و قرقوز در مورد پیدایش رسوبات پیری در سلول‌ها و مرگ نهائی آنها گفتند فقط با مرگ نباتی و حیوانی قابل تطبیق است در حالی که پدیده مرگ از نظر قرآن مراحل بالاتر (توفی نفس) را نیز شامل می‌شود.
۲. در قرآن کریم سخن از عدم اطلاع انسان از مکان مرگ خویش گفته شده است (لقمان/ ۳۴) که این مطلب موارد استثناء زیادی دارد (مثل اخبار ائمه اطهار: و برخی اولیاء الهی از مکان مرگ خویش) که مفسران گفته‌اند اطلاع انسان‌ها در این موارد از مکان مرگ خویش با اذن الهی بوده است یعنی خدا خواسته که بدانند و گر نه علم مستقل در این زمینه‌ها ندارند. [۵۱۴]
امّا در مورد عدم امکان اطلاع انسان از زمان مرگ خویش، در قرآن آیه‌ای نیافتیم که به این مطلب تصریح کند. بلی در قرآن اشاره شده است که اجل (حتمی) افراد مشخص است و هنگامی که فرا رسد تأخیری در آن صورت نمی‌گیرد. ولی نفرموده است که انسان می‌تواند از زمان مرگ خویش (بویژه مرگ نباتی و حیوانی و مرگ مغزی و قلبی که در پزشکی بیشتر مطرح است) اطلاعی پیدا کند. چه مانعی دارد که پزشکی بتواند با ابزارهای علمی، زمان مرگ طبیعی (مرگ قلبی یا مغزی) کسی را پیش‌بینی کند و درست هم باشد. و عدم اطلاع فعلی پزشکان از این امر یا اشتباهات آنها در این زمینه دلیل عدم امکان این امر در آینده نیست. پیش‌بینی این امور مثل پیش‌بینی دقیق یک کشاورز از سرنوشت دانه‌ای است که کاشته است که چه موقع جوانه می‌زند، رشد می‌کند، میوه می‌دهد و .. البته همیشه احتمال خطا در علوم بشری وجود دارد همانگونه که احتمال پیش آمدهای غیر منتظره (مثلا تغییرات در حوزه اجل معلّق در مورد مرگ) وجود دارد. که از دسترس پیش‌بینی بشر عادی خارج است.
پس سخن آقای دکتر دیاب و دکتر قرقوز در مورد عدم اطلاع انسان از مکان مرگ صحیح است، امّا در مورد زمان مرگ صحیح بنظر نمی‌رسد. مگر آنکه گفته شود عدم اطلاع از مکان مرگ مستلزم عدم اطلاع از زمان آن نیز هست.
۳. وجود مرگ و قطعی بودن آن برای همه انسانها و عدم اطلاع از مکان مردن و .. از اموری است که معمولا بشریت به صورت کلی و مجمل از آن اطلاع داشته و دارند. لذا حتمی بودن مرگ انسان‌ها و تطبیق آن با یافته‌های پزشکی در مورد سلول‌ها نمی‌تواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد.
جمع‌بندی و بررسی نهائی مراحل خلقت انسان:
ما مراحل خلقت انسان تا مرگ را طی پانزده مرحله مورد بررسی قرار دادیم و با توجه به مطالب علمی و تفسیر آیات مورد بحث به این نتیجه رسیدیم که هر کدام از این مراحل و انطباق آنها با یافته‌های علوم تجربی اعجاب انسان را برمی‌انگیزد و عظمت قرآن را نشان می‌دهد.
امّا هیچکدام از این مراحل به تنهایی نتوانست دلیلی مستقل بر اعجاز علمی قرآن باشد.
حال پرسش آن است که آیا بیان این مراحل پانزده‌گانه به صورت منظم و مرتب می‌تواند دلیل اعجاز علمی قرآن کریم باشد؟
به نظر می‌رسد که نظم و ترتیبی که قرآن در بیان مراحل خلقت انسان تا مرگ بیان کرده است (بویژه در سوره‌های حج/ ۵، مؤمنون/ ۱۲- ۱۴، غافر/ ۶۷) در عصر نزول قرآن مطالبی بدیع و تازه بوده است و مردم آن زمان از آوردن مثل آن ناتوان بوده‌اند.
و همانطور که دکتر «موریس بوکای» بیان کرد این مطالب از ذهنیت مردم آن زمان دور بوده است؛ بلکه تا قرن نوزدهم بشر دید روشنی از این مطالب و مراحل نداشت. [۵۱۵]
پس می‌توان گفت که آیات مربوط به خلقت انسان و نظم و ترتیب بیان مراحل آن در مجموع دلیلی بر اعجاز علمی قرآن است و عظمت آیات این کتاب الهی و اتصال آن به منبع غیبی را به اثبات می‌رساند.

فهرست آیات

فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ (بقره/ ۲۱) ۷۰ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً (بقره/ ۲۲) ۱۷۴ وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ... (بقره/ ۲۲) ۶۴، ۸۳ وَ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (بقره/ ۲۳) ۶۹، ۷۹ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا (بقره/ ۲۴) ۷۰ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلِیمٌ (بقره/ ۲۹) ۲۶، ۲۷، ۱۲۸ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ (بقره/ ۱۰۲) ۶۴ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ (بقره/ ۱۰۲) ۶۳ أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (بقره/ ۱۰۶) ۸۱ وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ (بقره/ ۱۱۵- ۱۴۲) ۱۹۲ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ (بقره/ ۱۵۶) ۱۴۳، ۱۴۶، ۱۴۷، ۴۰۱ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها (بقره/ ۱۶۴) ۲۴۳ یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً (بقره/ ۱۶۸) ۳۰۱ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ (بقره/ ۱۷۲) ۳۰۱ إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ ... (بقره/ ۱۷۳) ۳۱۹ لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ (بقره/ ۱۷۷) ۱۹۲ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ ... (بقره/ ۱۸۳- ۱۸۵) ۴۱۸، ۴۱۹ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ (بقره/ ۱۹۶) ۱۰۷ کانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ .. (بقره/ ۲۱۳) ۲۶۷ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما (بقره/ ۲۱۹) ۳۳۲، ۳۳۸ وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحِیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ (بقره/ ۲۲۲) ۳۵۵، ۳۶۸، ۳۷۰، ۳۷۱
نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ (بقره/ ۲۲۳) ۴۸۰ وَ الْمُطَلَّقاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ (بقره/ ۲۲۸) ۵۴۳، ۵۴۴ وَ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ (بقره/ ۲۳۳) ۵۴۰ وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً (بقره/ ۲۳۴) ۵۴۳، ۵۴۶ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (بقره/ ۲۷۵) ۴۹۳ هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ (آل عمران/ ۶) ۵۰۱ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ (آل عمران/ ۳۳) ۲۶۹ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ (آل عمران/ ۴۹) ۲۴۸ إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (آل عمران/ ۵۹) ۲۷۲، ۲۷۴، ۴۶۱ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی (آل عمران/ ۵۹) ۲۷۴ وَ رَسُولًا إِلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ ... (آل عمران/ ۴۹) ۵۵ تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ (آل عمران/ ۱۴۰) ۱۰۷ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ (آل عمران/ ۱۸۵) ۵۶۰ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ (آل عمران/ ۱۸۵) ۵۶۱ إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ (آل عمران/ ۱۹۰) ۴۴ یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ ... (نساء/ ۱) ۴۶۱، ۴۶۶ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُمْ رَحِیماً (نساء/ ۲۹) ۴۰۱ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری حَتَّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ (نساء/ ۴۳) ۳۳۳ أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ (نساء/ ۷۸) ۵۶۰ یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً (نساء/ ۱۷۴) ۵۶ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ ... ما یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَ لِیُتِمَّ .. (مائده/ ۶) ۳۴۹، ۳۵۴ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ (مائده/ ۳۳) ۱۳۶ وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالًا طَیِّباً (مائده/ ۸۸) ۳۰۴ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ* إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ ... (مائده/ ۹۰- ۹۱) ۳۳۴ هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ (انعام/ ۲) ۲۶۲ وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراکِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ ... (انعام/ ۴) ۲۳۵ وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ (انعام/ ۲۹) ۲۹۲، ۲۹۳ إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ ... (انعام/ ۴۵) ۳۱۳
هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ (انعام/ ۹۸) ۲۷ وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْ‌ءٍ (انعام/ ۹۹) ۲۴۰، ۲۴۳ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ (انعام/ ۱۲۱) ۲۲۸ لا یَذْکُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهَا (انعام/ ۱۳۸) ۲۲۸ قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً ... (انعام/ ۱۴۵) ۳۲۵ وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ (اعراف/ ۱۱) ۲۶۰ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ (اعراف/ ۳۱) ۳۰۸، ۳۱۱ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ (اعراف/ ۳۲) ۳۰۲ إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ (اعراف/ ۵۴) ۱۰۵ ثُمَّ اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ (اعراف/ ۵۴) ۲۳۷ فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ (اعراف/ ۵۷) ۲۹۲ وَ إِلی ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ قَدْ جاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ ... (اعراف/ ۷۳) ۵۵ وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (اعراف/ ۸۰- ۸۱) ۳۸۵ وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا (اعراف/ ۱۳۷) ۱۸۶ وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ ... (اعراف/ ۱۷۲) ۴۵۲، ۴۵۶ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ (اعراف/ ۱۷۵) ۳۰۵ وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ ... (اعراف/ ۱۷۶) ۱۳۷ هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْکُنَ إِلَیْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ (اعراف/ ۱۸۹) ۴۸، ۲۷۸، ۲۸۲، ۲۸۳ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (توبه/ ۱۲۹) ۲۳۷ أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (یونس/ ۳۸) ۶۹، ۸۳ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ (یونس/ ۵۷) ۳۹۵ وَ لا یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ (یونس/ ۷۷) ۶۵ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَی اللَّهِ رِزْقُها (هود/ ۶) ۲۳۶ وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ (هود/ ۷). ۱۱۵، ۱۱۷، ۲۳۷، ۲۳۸
أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ .. (هود/ ۱۳) ۶۹، ۷۱ وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ (هود/ ۳۰) ۲۳۵ وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِی‌ءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا یَوْمٌ عَصِیبٌ وَ جاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ قالَ یا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِی بَناتِکَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ ما نُرِیدُ ... (هود/ ۷۷- ۷۹) ۳۸۶
وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ (یوسف/ ۸۷) ۴۰۰ اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها (رعد/ ۲) ۱۴۸ لَعَلَّکُمْ بِلِقاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ (رعد/ ۲) ۱۵۶ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی (رعد/ ۲) ۱۵۶، ۱۶۶، ۲۰۷ وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِیها زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (رعد/ ۳) ۲۷۷، ۲۷۸ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثی وَ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ کُلُّ شَیْ‌ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ (رعد/ ۸) ۵۱۸، ۵۲۰، ۵۲۱ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/ ۲۸) ۴۰۱ أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (ابراهیم/ ۵) ۴۹۳ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ (ابراهیم/ ۵) ۱۰۷ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لا یَعْلَمُهُمْ ... (ابراهیم/ ۹) ۵۶ قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَمُنُّ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ ... (ابراهیم/ ۱۱) ۵۷ وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ وَ ما هُوَ بِمَیِّتٍ (ابراهیم/ ۱۷) ۵۶۲ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ (ابراهیم/ ۲۴) ۱۳۴ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَیْنِ (ابراهیم/ ۳۳) ۱۵۶ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها (ابراهیم/ ۳۴) ۱۲۹ وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَیْناکُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِینَ (حجر/ ۲۲) ۲۸۶، ۲۹۲، ۲۹۳ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (حجر/ ۲۶) ۴۱ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (حجر/ ۲۸- ۲۹) ۲۶۱ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (حجر/ ۲۹) ۲۶۲ فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ (حجر/ ۳۰- ۳۱) ۲۶۱ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (نحل/ ۴) ۲۷۵، ۴۶۷، ۴۷۱، ۴۷۳ وَ أَلْقی فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ (نحل/ ۱۵) ۱۸۳ وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِکَةُ وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ (نحل/ ۴۹) ۱۹۶ وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً (نحل/ ۶۷) ۳۳۱ وَ أَوْحی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ (نحل/ ۶۸- ۶۹) ۴۰۶ وَ اللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً (نحل/ ۷۲) ۴۶۷ وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ ... (نحل/ ۷۸) ۵۲۹، ۵۳۷ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‌ءٍ (نحل/ ۸۹) ۳۶، ۳۸ إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ ... (نحل/ ۱۱۵) ۳۲۵ وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنی إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلًا (اسراء/ ۳۲) ۳۷۵
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ (اسراء/ ۴۴) ۱۹۶ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً (اسراء/ ۸۲) ۳۹۵، ۴۰۵ وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا (اسراء/ ۸۵) ۸۱، ۴۱۶ قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ ... (اسراء/ ۸۸) ۶۷، ۸۰، ۸۱ وَ تَرَی الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَتَزاوَرُ عَنْ کَهْفِهِمْ (کهف/ ۱۷) ۱۶۲ وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ ناراً (کهف/ ۲۹) ۳۸۳ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلًا (کهف/ ۳۷) ۲۷۵، ۵۰۰ وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ ... (مریم/ ۱۶- ۲۲) ۴۶۲ فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا (مریم/ ۱۷) ۴۶۵ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ (مریم/ ۲۱) ۴۶۵ فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا (مریم/ ۲۶) ۴۲۰ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی (طه/ ۱۴) ۴۲۷ فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعی (طه/ ۶۶) ۶۴ قالَ رَبِّی یَعْلَمُ الْقَوْلَ فِی السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (انبیاء/ ۴) ۱۹۶، ۲۰۳ بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ، بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْیَأْتِنا بِآیَةٍ کَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ (انبیاء/ ۵) ۵۵ أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ (انبیاء/ ۳۰) ۹۴، ۹۸، ۱۰۳، ۲۳۵، ۲۳۷، ۲۳۸، ۲۴۲، ۲۴۶، ۲۵۶، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۰، وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ (انبیاء/ ۳۳) ۱۵۶ وَ کَفی بِنا حاسِبِینَ (انبیاء/ ۴۷) ۳۶ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْ‌ءٌ عَظِیمٌ (حج/ ۱) ۲۰۷ وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْقائِمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ (حج/ ۲۶) ۳۶۵ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ ... (حج/ ۵) ۴۳۰، ۴۳۲، ۴۶۷، ۴۸۲، ۴۹۴، ۴۹۶، ۵۰۱، ۵۱۱، ۵۳۷، ۵۳۸، ۵۴۹، ۵۵۲، ۵۵۴، ۵۵۶، ۵۵۹، وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً ... (حج/ ۷۱) ۲۴۷ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیْئاً لا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ (حج/ ۷۳) ۲۴۷ یا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً ... (حج/ ۷۳) ۲۴۴، ۲۴۷ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ (مؤمنون/ ۲) ۴۲۶ وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ (مؤمنون/ ۵- ۷) ۳۹۱، ۳۹۲ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ* ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ* ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ
مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ ... (مؤمنون/ ۱۲- ۱۴) ۲۶۳، ۴۳۰، ۴۳۲، ۴۳۴، ۴۶۷، ۴۷۰، ۴۷۴، ۴۸۲، ۴۹۴، ۵۰۶، ۵۰۷، ۵۱۰، ۵۱۱، ۵۲۳، ۵۲۴، ۵۲۵، ۵۲۶، ۵۲۷، وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرائِقَ (مؤمنون/ ۱۷) ۱۲۶ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ (مؤمنون/ ۱۸) ۱۱۷ الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لْیَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ* الزَّانِی لا یَنْکِحُ إِلَّا زانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَ الزَّانِیَةُ لا یَنْکِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَ حُرِّمَ ذلِکَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ (نور/ ۲- ۳) ۳۷۶، ۳۸۳ قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ (نور/ ۳۰- ۳۱) ۳۸۳ وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ (نور/ ۴۴) ۲۴۰ وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللَّهُ ... (نور/ ۴۵) ۲۳۵، ۲۳۷، ۲۳۸، ۲۴۱، ۲۴۲، ۲۵۷، ۲۵۸، ۲۵۹، ۲۶۰، ۴۳۷ وَ لا یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً (فرقان/ ۶۸) ۳۷۵ وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً (فرقان/ ۵۴) ۲۶۵، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۰ تَبارَکَ الَّذِی جَعَلَ فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِیها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِیراً (فرقان/ ۶۱) ۱۳۵ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً (شعرا/ ۷) ۲۷۸ أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً (شعرا/ ۷) ۲۷۷ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ (شعرا/ ۸۰) ۳۶، ۴۷ أَ تَأْتُونَ الذُّکْرانَ مِنَ الْعالَمِینَ وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ (شعرا/ ۱۶۵- ۱۶۶) ۳۸۵ وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ فَما کانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ یَتَطَهَّرُونَ (نمل/ ۵۴- ۵۶) ۳۸۶، ۳۸۹ وَ تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ (نمل/ ۸۹) ۱۷۳، ۱۸۴ فَذانِکَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّکَ إِلی فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ (قصص/ ۳۲) ۵۶ وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَکُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِینَ أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نادِیکُمُ الْمُنْکَرَ ... (عنکبوت/ ۲۸- ۲۹) ۳۸۵ وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها (روم/ ۲۱) ۴۶۶ اللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحاباً فَیَبْسُطُهُ فِی السَّماءِ کَیْفَ یَشاءُ وَ یَجْعَلُهُ کِسَفاً فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (روم/ ۴۸) ۲۸۶ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً (روم/ ۵۴) ۵۵۶ خَلَقَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها (لقمان/ ۱۰) ۱۴۸ وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ ... (لقمان/ ۲۷) ۱۳۸
کُلٌّ یَجْرِی إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی (لقمان/ ۲۹) ۱۵۶ إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (لقمان/ ۳۴) ۵۱۸، ۵۲۰، ۵۲۱، ۵۲۲، ۵۲۳، ۵۶۰ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ (سجده/ ۴) ۱۰۵ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَی الْأَرْضِ (سجده/ ۵) ۱۳۵ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ (سجده/ ۶) ۴۳۴، ۴۳۶ الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ (سجده/ ۶- ۹) ۴۳۱ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ (سجده/ ۸- ۹) ۲۶۵، ۴۳۲، ۴۳۷، ۴۴۰، ۴۴۱، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۹۵، ۵۰۰، ۵۲۳، ۵۲۴، ۵۲۹، ۵۳۲ لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب/ ۲۱) ۳۶۴ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً (احزاب/ ۳۵) ۴۱۷ وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثی وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ (فاطر/ ۱۱) ۵۱۸ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی (فاطر/ ۱۳) ۱۵۷، ۱۶۸ إِنَّ اللَّهَ یُمْسِکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَکَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً (فاطر/ ۴۱) ۱۴۸، ۱۵۳، ۱۵۴ سُبْحانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْواجَ کُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یَعْلَمُونَ (یس/ ۳۶) ۴۳، ۲۷۷، ۲۸۱ وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (یس ۳۷- ۳۸) ۴۹، ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۶۱، ۱۶۳، ۱۶۶، ۱۶۷، لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ (یس/ ۴۰) ۱۵۶، ۱۶۱، ۱۶۳، ۱۶۴، ۱۶۵ وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یَعْقِلُونَ (یس/ ۶۸) ۵۵۶، ۵۵۸ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ (صافات/ ۵) ۱۸۶ إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکَواکِبِ وَ حِفْظاً مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ مارِدٍ لا یَسَّمَّعُونَ إِلَی الْمَلَإِ الْأَعْلی وَ یُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جانِبٍ (صافات/ ۶- ۸) ۱۱۵، ۱۴۰، ۱۹۶، ۲۰۴ إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِینٍ لازِبٍ (صافات/ ۱۱) ۲۶۲ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ (ص/ ۷۱) ۵۲۷ یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ (زمر/ ۶) ۴۸۸ اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْری إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (زمر/ ۴۲) ۵۶۲
رَفِیعُ الدَّرَجاتِ (غافر/ ۱۵) ۳۶ هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (غافر/ ۶۷) ۴۳۰، ۴۳۶، ۴۸۲، ۵۳۷، ۵۵۹ وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها ... (فصلت/ ۱۰) ۱۲۱، ۱۲۳، ۱۲۴، ۱۲۵ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ (فصلت/ ۱۱) ۹۳، ۹۹، ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۱۳، ۱۱۵، ۱۸۲ فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ ... (فصلت/ ۱۲) ۱۰۴، ۱۱۵ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفاءٌ (فصلت/ ۴۴) ۳۹۵ خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ (فصلت/ ۹) ۱۰۴، ۱۱۱ قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِکَ رَبُّ الْعالَمِینَ وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ (فصلت/ ۹- ۱۲) ۱۰۰، ۱۰۵، ۱۲۲ وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلی جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدِیرٌ (شوری/ ۲۹) ۱۹۵، ۱۹۸ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ (شوری ۴۹- ۵۰) ۵۱۳، ۵۱۵، ۵۱۷ أَلا إِلَی اللَّهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ (شوری/ ۵۳) ۱۴۳، ۱۴۶، ۱۴۷ صِراطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ (شوری/ ۵۳) ۱۴۳ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً (زخرف/ ۱۰) ۱۷۴ حَتَّی إِذا جاءَنا قالَ یا لَیْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ (زخرف/ ۳۸) ۱۹۲ فَارْتَقِبْ یَوْمَ تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ (دخان/ ۱۰) ۲۰۸، ۲۱۴، ۲۱۵ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (جاثیه/ ۱۳) ۲۴۴ وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ ... (احقاف/ ۱۵) ۵۴۰، ۵۴۱ فِیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ (محمد ص)/ ۱۵) ۴۱۰، ۴۱۶، ۴۱۷ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی (محمد ص)/ ۱۵) ۴۰۶ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ (حجرات/ ۱۱) ۲۲۸ وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَکاً (ق/ ۹) ۱۳۲، ۱۳۵ أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً (ق/ ۱۱) ۵۶۱ وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ (ذاریات/ ۷) ۱۵۱ وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ (ذاریات/ ۲۲) ۱۳۵ وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ (ذاریات/ ۴۷) ۱۴۳، ۱۴۶، ۱۴۷، ۲۰۸
وَ مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (ذاریات/ ۴۹) ۲۷۷، ۲۸۴ وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ (طور/ ۶- ۷) ۲۱۳ أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا یُؤْمِنُونَ فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کانُوا صادِقِینَ (طور/ ۳۳- ۳۴) ۶۹ وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنی (نجم/ ۴۵- ۴۶) ۴۵۷، ۴۶۰، ۴۶۸، ۵۱۳ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ (قمر/ ۱) ۲۰۷، ۲۱۳، ۲۱۴ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ (رحمن/ ۱۴) ۲۷۲ رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ (رحمن/ ۱۷) ۱۹۳ یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ (رحمن/ ۲۹) ۱۹۶، ۲۰۳ أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ (واقعه/ ۵۸- ۵۹) ۴۵۷، ۴۶۰ هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی (حشر/ ۲۴) ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۰۴ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا جاءَکَ الْمُؤْمِناتُ یُبایِعْنَکَ عَلی أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً وَ لا یَسْرِقْنَ وَ لا یَزْنِینَ وَ لا یَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَ لا یَأْتِینَ بِبُهْتانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبایِعْهُنَّ ... (ممتحنه/ ۱۲) ۳۷۶ وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها (منافقون/ ۱۱) ۵۶۰ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ (طلاق/ ۱۲) ۱۲۶، ۱۹۶، ۲۰۵ وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا (تحریم/ ۱۲) ۴۶۲، ۴۶۵ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَناکِبِها (ملک/ ۱۵) ۱۸۱ قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ (ملک/ ۲۳) ۵۲۹، ۵۳۲ وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ (حاقه/ ۱۷) ۱۲۷ فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ (معارج/ ۴۰) ۱۸۶، ۱۹۴ وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً (نوح/ ۱۶) ۱۱۶ فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِیباً (مزمل/ ۱۷) ۵۵۶، ۵۵۸، ۵۵۹ وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ (مدّثر/ ۴) ۳۶۱، ۳۶۲، ۲۰۷، ۲۱۰، ۲۱۲، ۲۱۴ أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ کانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی (قیامت/ ۳۷- ۳۹) ۴۳۱، ۴۵۷، ۴۶۰، ۴۶۸، ۴۸۲، ۵۰۰، ۵۱۳، ۵۱۴، ۵۱۵ إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً (انسان/ ۲) ۲۴۹، ۲۶۶، ۲۹۹، ۴۳۱، ۴۴۹، ۴۶۸، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۲۷، ۴۷۵، ۴۷۸، ۵۲۹، ۵۳۳ أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ فَجَعَلْناهُ فِی قَرارٍ مَکِینٍ إِلی قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (مرسلات/ ۲۰- ۲۴) ۴۳۷، ۵۵۰، ۵۵۱، ۵۵۲، ۵۵۳، ۵۵۴ أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً (مرسلات/ ۲۵) ۱۴۸، ۱۷۸ وَ الْجِبالَ أَوْتاداً (نبأ/ ۷) ۱۸۳ وَ بَنَیْنا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِداداً (نبأ/ ۱۲) ۱۲۶
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها (نازعات/ ۳۰) ۱۷۷ أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها رَفَعَ سَمْکَها فَسَوَّاها وَ أَغْطَشَ لَیْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها وَ الْجِبالَ أَرْساها (نازعات/ ۲۷- ۳۳) ۱۰۱، ۱۰۶، ۱۱۳، ۱۲۵ قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ مِنْ أَیِّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (عبس/ ۱۷- ۱۹) ۴۶۸، ۴۷۱ فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ (عبس/ ۲۴) ۲۹۹ إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ (تکویر/ ۱- ۲) ۲۰۷، ۲۱۰ وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ (تکویر/ ۶) ۲۰۸، ۲۱۲، ۲۱۳ إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْکَواکِبُ انْتَثَرَتْ (انفطار/ ۱- ۲) ۲۰۷، ۲۱۱ وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ (انفطار/ ۳) ۲۱۱، ۲۱۳ الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ (انفطار/ ۷- ۸) ۲۷۵، ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۰۵ فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ إِنَّهُ عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ (طارق/ ۵- ۸) ۴۵، ۲۹۹، ۴۳۱، ۴۴۰، ۴۴۳، ۴۳۷، ۴۴۷، ۴۴۹، ۴۵۰، ۴۵۱، ۴۵۲، ۴۵۶ الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی (اعلی/ ۲) ۵۰۱ أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ ... (غاشیه/ ۱۷) ۲۹۹ وَ إِلَی الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ (غاشیه/ ۲۰) ۱۹۰ وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها ... (شمس/ ۱) ۱۵۵ وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها (شمس/ ۶) ۱۷۶ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ (علق/ ۱- ۲) ۲۷۶، ۴۳۱، ۴۸۷، ۴۸۲، ۴۸۳ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها (زلزلة/ ۱) ۴۷ و تکونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (قارعه/ ۵) ۲۰۷

فهرست روایات

الم یکونوا اربابا فی اقطار الارضین ۱۴۱ اما المیتة فانه لم ینل منها احد الّا ضعف بدنه و ذهبت قوته و انقطع نسله و لا یموت آکل المیتة الّا فجأة ۳۱۵ ان اللّه تبارک و تعالی لم یدع شیئا تحتاج الیه الامة الا نزله فی کتابه و بیّنه لرسوله ۳۷ ان مدمن الخمر کعابد وثن و یورثه الارتعاش و یهدم مروته و تحمله علی التجسر علی المحارم من سفک الدماء و رکوب الزنا حتی لا یؤمنوا اذا سکر أن یثب علی حرمه و هو لا یعقل ذلک و الخمر لا تزید شاربها الا کل شر ۳۳۶ ان مشرق الشتاء علی حده و مشرق الصیف علی حده ۱۹۳ بیت الشیطان فی بیوتکم بیت العنکبوت ۳۶۷ حرمت المیتة لما فیها من افساد الابدان و الافة و لانه یورث الماء الاصفر و ینخر الفم و ینتن الریح و یسی‌ء الخلق و یورث القسوة للقلب و قلة الرأفة و الرحمة حتی لا یؤمن ان یقتل ولده و والده و صاحبه ۳۱۵ الخمر امّ الخبائث ۳۳۶ الدهر یومان یوم لک و یوم علیک ۱۰۷ سبحان اللّه، الیس اللّه یقول بغیر عمد ترونها؟ قلت بلی، فقال ثم عمد و لکن لا ترونها ۱۵۱ صوموا تصحّوا ۴۲۱ طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی (امضی) مواسمه یضع ذلک حیث الحاجة الیه و آذان صمّ و السنة بکم متبع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن العبرة ۴۰۵ فاستشفوه من ادوائکم و استعینوا به علی لاوائکم فان فیه شفاء من اکبر الداء و هو الکفر و النفاق و الغی و الضلال ۳۹۶ فتق الاجواء ... ثم فتق بین السموات العلی ۹۸ فلم حرم الدم المفسوح؟ قال: لانه یورث القساوة و یسلب الفواد رحمته و یعفن البدن و یغیر اللون ۳۲۷ فهم حکام علی العالمین و ملوک فی اطراف الارضین ۱۴۱ فی ستة ایام یعنی فی ستة اوقات ۱۰۷ لا اله الّا اللّه ربّ السموات السبع و ربّ الارضین السبع ۱۴۱ لا تبیّتوا القمامة فی بیوتکم فاخرجوها نهارا فانها مقعد الشیطان ۳۶۷
لا تلد المرأة لاقل من ستة اشهر ۵۴۲ لا تنکبوا الغبار فانه منه تکون النسمة ۳۶۷ لا یزن الزانی حین یزنی و هو مؤمن و لا یسرق السارق حین یسرق و هو مؤمن فانه اذا فعل ذلک خلع عنه الایمان کخلع القمیص ۳۷۹ المعجزة علامة للّه لا یعطیها الّا انبیاءه و رسله و حججه لیعرف به صدق الصادق من کذب الکاذب ۵۸ و ابتدعت خلقی من منی یمنی، ثم اسکنتنی فی ظلمات ثلاث: بین لحم و جلد و دم، لم تشهر بخلقی ... ۴۸۹
و الارضین المدحوة و الجبال ذات الطول ... ۱۴۱
و المیتة قد جمد فیها الدم و تراجع الی بدنها فلحمها ثقیل غیر مرئی لانها یوکل لحمها بدمها ۳۱۵ و رکوبها اعناق سهول الارضین ۱۴۱ هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الارض مربوطة کل مدینة الی عمود من نور ۱۹۹ یا معشر الشباب، من استطاع منکم الباءة، فلیتزوج، و من لم یستطع فعلیه بالصیام فانه له و جاء ۴۲۲ یا من اسمه دواء و ذکره شفاء ۴۰۵
نمایه اعلام، اشخاص و موضوعات
«آ- ا» ائمه (ع) ۵۸، ۸۹، ۳۵۰، ۳۵۷، ۳۷۰، ۵۲۲، ۵۲۵، ۵۶۳ آب ۹۴، ۱۰۹، ۱۱۶، ۱۱۷، ۱۳۵، ۱۵۸، ۱۵۹، ۱۶۷، ۱۶۸، ۲۰۲، ۲۰۹، ۲۱۲، ۲۱۵، ۲۳۶، ۲۳۷، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۱، ۲۴۲، ۲۴۳، ۲۴۶، ۲۵۱، ۲۵۶، ۲۵۷، ۲۵۸، ۲۶۰، ۲۶۲، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۶۷، ۲۸۴، ۲۸۶، ۲۸۹، ۲۹۲، ۲۹۹، ۳۳۹، ۴۳۲، ۴۳۵، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۰، ۴۴۱، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۵۸، ۴۶۸، ۴۷۰، ۴۷۲، ۴۷۸، ۴۸۵ آب اکسیژنه ۴۰۸، ۴۱۴، آب آوردن شکم ۳۴۳ آب قلیل ۳۳۶ آب کر ۳۳۶ آبجو ۳۳۱، ۳۴۴ ابداعات ۲۴۹ ابر ۱۱۶، ۱۷۳، ۱۷۴، ۱۸۵، ۲۹۰، ۲۹۱، ۲۹۳ ابر نو اختر ۲۰۹ ابراهیم (ع) ۴۷، ۶۱، ۳۶۵، ۳۶۸ ابرهای هیدروژنی ۹۶ ابلیس ۲۲۹، ۲۶۱، ۳۳۷، ۳۶۷ ابن اسحاق النظام ۷۶ ابن بطوطة ۲۹۸ ابن خلدون ۲۵۰ ابن خلیفه علیوی ۲۲۲ ابن سلیمان الخطابی البستی ۷۳ ابن طاووس ۴۸۹ ابن عباس ۹۸، ۱۵۷، ۱۷۳، ۴۷۲، ۴۸۸، ۵۴۰، ۵۴۱، ۵۴۲ ابن عطیه ۷۳ ابن فارس ۵۷، ۴۸۱ ابن کثیر ۱۵۷، ۴۴۷، ۴۴۸، ۵۱۹ ابن کواء ۱۸۹، ۱۹۱، ۱۹۵ ابن مسعود ۱۵۷ ابن مسکویه ۲۵۰ ابن منظور ۱۷۹، ۴۸۱ ابن میثم البحرانی ۷۲ ابوالسعود، دکتر رفیق ۲۰۰، ۲۲۳، ۲۲۵ ابو علی سینا ۱۵، ۱۶، ۲۵، ۲۶، ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۳۳، ۲۹۸، ۴۱، ۵۱۵، ۵۴۱ آپاندیسیت ۳۱۱ اپی تریکیوم ۵۱۰ اپی تلیوم ۵۱۰ آتش ۹۴، ۱۰۴، ۱۰۹، ۱۵۹، ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۵۵، ۳۲۶، ۴۴۲ آتشک ۳۸۱، ۳۸۹ الاتقان فی علوم القرآن ۳۶، ۵۹، ۶۰، ۶۷، ۶۹، ۲۱۹، ۲۳۰ اتم ۴۸، ۲۱۲، ۲۳۹، ۲۷۸، ۲۷۹، ۲۸۱، ۲۸۶ اتمسفر ۱۰۲، ۱۳۰، ۱۸۲ اتومبیل ۱۶۳، ۱۶۷، ۳۳۸، ۳۴۰ آثار البلاد ۱۲۷ اثبات زوجیت ۲۷۸ اثبات وجود خدا ۲۵۴ اجتماع نقیضین ۵۰ اجرام آسمانی ۱۱۴، ۱۵۰، ۲۱۲، ۲۱۳ احتراق هسته‌ای ۲۱۰ احتلام ۳۹۴ احتیاط واجب ۳۰۶ احکام تعبدی ۸۹ احکام خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها ۳۰۳، ۳۰۶، ۳۰۹ احمد حامد، دکتر حامد ۴۸۴، ۴۹۰ احمدی، ذکر الله ۲۷۹، ۴۶۵ احمدی، محمود ۲۲۵، ۲۲۸ احیاء العلوم ۳۵، ۳۷ اخبار غیبی ۱۵، ۷۴، ۷۷، ۷۹، ۸۰، ۸۱، ۸۵، ۵۵۴ اختراعات ۲۴۹ اختراعات و اکتشافات قرن بیستم ۱۴۴ اخترشناسان ۹۴، ۹۶، ۹۷، ۱۴۳، ۱۵۹، ۱۷۱ اخترشناسی کوپرنیکی ۲۴ اختلاف افق‌های زمین ۱۸۹ اختلاف فتوا ۳۰۶ اختلافات دینی و اعتقادی ۲۶۸ اختلالات روانی و اخلاقی ۴۲۲ اختلالات عقلی ۳۴۶ اخلاق ۲۶، ۳۸، ۳۲۹، ۳۳۸، ۳۹۵ اخلاق الهی ۳۹۶ اخوان الصفا ۲۵۰ اخوان المسلمین ۳۲ آداب الشریعة ۳۶۶ ادب قرآن ۴۵۱ ادبیات ۶۶ ادبیات عرب ۵۰، ۷۰، ۲۳۱ ادبیات فارسی ۱۲۵ ادرنالین ۵۵۸ ادعای نبوت ۲۲۷، ۲۳۰ آدم (ع) ۴۱، ۱۱۰، ۲۶۰، ۲۶۱، ۲۶۴، ۲۶۸، ۲۶۹، ۲۷۱، ۲۷۲، ۲۷۳، ۲۷۴، ۲۷۵، ۲۸۳، ۴۳۴، ۴۳۵، ۴۳۶، ۴۳۸، ۴۵۶، ۴۵۷، ۴۶۱، ۴۶۳، ۴۶۶، ۴۶۷، ۴۸۶، ۵۲۶ ادویه ۳۴۵ ادیان الهی ۲۳، ۱۰۹، ۳۰۶، ۳۰۷، ۳۱۸، ۳۲۴، ۳۵۶، ۳۷۸، ۴۲۵ ادیب ۷۰، ۷۸ ادیبان ۷۷ آذربایجان ۲۴۱ آراء مدینه فاضله ۲۵۰ اراده ۴۲۱، ۵۳۷ آرام، احمد ۲۱۲ آرامش دل ۴۰۰ آرامش روانی ۳۹۵، ۴۰۰، ۴۰۲، ۴۰۴
آرامش فردی ۴۰۲ آرامش فکری ۳۸۰ آرامی ۱۳۴ آرای کلامی ۲۶ ارباب کلیسا ۲۵۳، ۲۷۹ ارتباط نامشروع ۳۷۵، ۳۷۹ ارتباطهای جنسی ۳۸۲ ارث ۳۷ ارسطو ۴۷۹ ارشمیدس ۱۷۰، ۱۸۵ ارضاء غریزه جنسی ۳۹۲ ارکئورنیت ۱۲۳، ۲۵۸ آرمسترانک ۱۹۷ ارمغان روشنفکران ۲۷۹ ارمیا ۴۲۰ ارناووط، محمد السید ۴۲۶، ۵۱۶ آرنج ۳۴۱ اروپا ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۸، ۲۹، ۳۰، ۳۳، ۴۲، ۱۷۱، ۲۹۸، ۳۱۹، ۳۲۰، ۳۲۳، ۳۸۲، ۳۸۹ اروپائیان ۱۰۳، ۳۲۰، ۴۲۴ اریک، عبد الله ۲۲۵ از اتم تا ستاره ۱۴۵ از جهان‌های دور ۱۴۵، ۱۵۰، ۱۶۰ ازت ۴۳۵ ازدواج ۲۸۹، ۳۷۵، ۳۷۷، ۳۷۸، ۳۸۰، ۳۸۱، ۳۸۲، ۳۸۳، ۳۸۷، ۳۸۸، ۳۹۲، ۳۹۴، ۴۰۲، ۴۲۲، ۵۴۵، ۵۴۶ ازدواج در نظام آفرینش ۵۱۹ ازلام ۳۳۴ آزمایش ۲۵۲ آزمایشگاه ۲۴۶ آزمایشهای لوب و باتایون ۴۶۴ آزمون اضطراب کتل ۳۹۸ اساس البلاغه ۵۶ اسب ۱۲۳، ۲۵۸ اسپرم ۲۸۶، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۴۴، ۴۴۹، ۴۵۵، ۴۵۸، ۴۵۹، ۴۶۱، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۳، ۴۷۴، ۴۷۵، ۴۷۸، ۴۸۳، ۴۸۴، ۴۸۵، ۴۸۶، ۴۹۷، ۵۱۶، ۵۱۹، ۵۲۱ اسپرماتوزئید ۳۷۲، ۳۷۳، ۳۷۵، ۴۳۳، ۴۴۱، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۴۴، ۴۵۸، ۴۵۹، ۴۶۲، ۴۶۴، ۴۶۹، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۷، ۴۸۰، ۴۸۱، ۴۸۴، ۴۸۵، ۴۸۶، ۴۸۷، ۵۱۶ اسپرماتوژنزیس ۴۶۳ اسپوروزوئیت ۲۸۵ اسپوروگونی ۲۸۵ استاتریکس ۴۶۴ استاک ۴۰۱ استثمار ۴۲ استحاضه ۳۵۷ استخدام علوم در فهم قرآن ۴۹ استخراج علوم از قرآن ۲۲، ۴۶ استخوان سینه ۴۴۷ استرخوس ساموسی ۱۷۰، ۱۸۵ استرس ۳۹۹ استروئیدها ۵۵۸ استروژن ۴۰۸ استرین ۴۰۰ استعاذه ۲۲۹ استفراغ ۴۰۹ استقراء ۵۰ استمناء ۳۹۱، ۳۹۲، ۳۹۳، ۳۹۴ استنشاق ۳۵۰، ۳۵۳ استون، دکتر ۳۹۳ اسرائیلیات ۴۶۶ اسرار الصلوة ۳۵۱ اسرار حروف مقطعه ۲۲۰ اسرار خلقت ۷۵ اسرار خوراکیها ۳۱۱، ۳۲۳، ۴۱۶ اسرار علمی ۷۷، ۷۹، ۸۱، ۸۸، ۱۰۲، ۱۶۰، ۱۸۸، ۱۹۸ اسرار غیبی ۷۷، ۷۸ اسرار قرآن ۲۲۶ اسراف ۳۰۸، ۳۰۹، ۳۱۰، ۳۱۱، ۳۱۲، ۳۷۰، ۳۸۷، ۴۲۴ اسقراء ۴۹ اسکناس ۶۴ اسلام پزشک بی‌دارو ۳۰۹، ۳۱۷، ۳۲۲، ۳۲۳، ۳۳۵، ۳۴۶، ۳۹۳، ۴۱۶ اسلام‌شناسی ۴۲ اسلام و طب جدید ۳۵۳، ۳۷۳، ۳۹۰، ۴۱۶، ۴۸۴، ۴۹۱ اسلام و علم امروز ۳۷۳ اسلام و هیئت ۱۰۳، ۱۵۷، ۱۵۸، ۱۵۹، ۱۶۰، ۱۶۱، ۱۶۳، ۱۶۶، ۱۷۰، ۱۷۱، ۱۷۲، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۷۸، ۱۸۱، ۱۸۲، ۱۸۴، ۱۸۷، ۱۸۹ آسم ۴۱۳، ۴۲۲ اسماء بنت عمیس ۴۱۷، ۴۱۸ اسماعیل پاشا، دکتر عبد العزیز ۳۵۳، ۳۷۳، ۳۹۰، ۴۱۶، ۴۸۴، ۴۹۰، ۴۹۱ اسماعیل، محمد محمود ۲۶۳ آسمان ۹۳، ۹۹، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۶، ۱۰۸، ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۹، ۱۲۰، ۱۲۳، ۱۲۴، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۳۴، ۱۳۵، ۱۳۶، ۱۳۷، ۱۳۹، ۱۴۱، ۱۴۲، ۱۴۳، ۱۴۹، ۱۵۴، ۱۶۰، ۱۸۲، ۱۹۶، ۱۹۷، ۲۰۰، ۲۰۳، ۲۰۷، ۲۰۸، ۲۳۶، ۲۳۸، ۲۸۶، ۲۸۹، ۲۹۱، ۲۹۲، ۲۹۳، ۵۱۳ آسمان اول ۱۳۱، ۱۳۳ آسمان پایین ۱۱۵ آسمان دنیا ۱۸۲، ۱۹۶ آسمان مادی ۱۵۴ آسمان معنوی ۹۴، ۱۰۸، ۱۳۲، ۱۴۲، ۱۵۴ آسمان ملکوتی ۱۳۹ آسمان و زمین ۹۷، ۹۸، ۱۰۲، ۱۰۸، ۱۰۹، ۱۲۴، ۱۴۰، ۱۵۵، ۱۸۳ آسمان هشتم ۱۲۸ آسمان‌ها ۴۴، ۱۴۵، ۱۵۵، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۰۴ آسمانها ۲۷، ۳۰، ۳۲، ۴۰، ۴۳، ۹۷، ۹۹، ۱۰۱، ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۱۸، ۱۲۴، ۱۲۸، ۱۳۳، ۱۵۴، ۱۵۷، ۱۹۶، ۱۹۷، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۵، ۲۰۶، ۲۴۴ آسمانها و زمین ۴۵، ۹۴، ۹۹، ۱۰۱، ۱۰۵، ۱۰۶، ۱۱۰، ۱۴۹، ۱۵۴، ۱۸۶، ۱۹۶، ۲۰۳، ۲۳۵ آسمانهای هفتگانه ۲۶، ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۵، ۱۲۶، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۴۲، ۱۹۶ اسهال ۳۲۲، ۴۰۹، ۴۱۲ اسهال آمیبی ۳۲۱ اسهال خونی ۳۲۱ اسید آمینه ۲۳۹، ۲۴۶ اسید اوریک ۳۲۱، ۳۲۸ اسید فسفریک ۳۱۶ اسید فورمیک ۳۱۶، ۴۰۸، ۴۱۲ اسید لاکتیک ۳۱۶، ۳۷۱ اسید کولیک ۳۴۴ اسید نیاسین ۴۰۷ اسیدهای آلی ۴۰۸ اسیدهای آمینه ۴۰۸، ۴۲۳ آسیموف، ایزاک ۱۹۷
الاشارات العلمیة فی الایات الکونیة فی القرآن الکریم ۲۶۳ اشارات علمی قرآن ۱۴۹ آشامیدن ۳۱۰، ۳۱۲ اشراق ۵۳۴ اشعه کیهانی ۲۴۶ اشعه ماوراء بنفش ۲۴۰ اصالت حس ۲۸، ۳۰، ۳۱، ۳۳، ۳۴ اصحاب ۲۱، ۲۲ آصف ۶۶ اصفهانی، ابو مسلم ۹۸ اصل الانواع ۲۵۰ اصل علیت ۶۸ اصل کیهان شناختی ۹۶ اصل هستی ۲۴۳ اصلاح جامعه ۳۱، ۶۴، ۶۵ اصول اعتقادات ۵۹ اصول الفقه ۸۶، ۸۷ اصول الکافی ۶۶، ۹۸ اصول ریاضی فلسفه طبیعت ۱۴۹ اضطراب ۳۹۸، ۳۹۹ اضواء من القرآن علی الانسان و نشأة الکون ۱۹۸ اطفال ۴۱۲ اطفال شیرخواره ۴۲۰ اعتدال ۳۰۹، ۳۱۰، ۳۱۱ اعتضاد السلطنه، علی قلی ۱۷۳ اعتیاد ۳۳۹، ۳۴۱، ۳۴۴ اعتیاد به الکل ۳۴۶ اعجاز ادبی ۸۴ الاعجاز البیانی ۷۰ اعجاز الرقم ۱۹ فی القرآن الکریم ۲۲۰، ۲۲۴، ۲۲۷، ۲۳۱ الاعجاز الطبی فی القرآن ۳۱۱، ۳۳۷، ۳۴۷، ۳۵۳، ۳۷۳، ۳۸۴، ۳۹۰، ۴۰۹، ۴۱۰، ۴۲۴، ۴۸۹ الاعجاز الطبی فی الکتاب و السنة ۳۲۹ الاعجاز العددی فی سورة الفاتحة ۲۲۵ الاعجاز العددی للقرآن الکریم ۲۲۳ الاعجاز العلمی فی الاسلام (القرآن الکریم) ۱۰۳، ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۴۷ الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم ۱۰۳، ۱۱۸، ۱۵۷، ۱۶۸، ۲۱۴، ۳۲۳، ۳۵۳، ۳۶۰، ۳۶۴، ۳۸۴، ۳۹۰، ۴۲۴، ۴۲۶، ۵۱۶ الاعجاز العلمی و الغیبی ۱۵۲ اعجاز القرآن فی حواس الانسان ۵۳۴ اعجاز بلاغی ۴۲۹ اعجاز بیانی و ادبی ۸۳ اعجاز ریاضی زوج و فرد در قرآن کریم ۲۲۵ اعجاز زوج و فرد ۲۲۹ اعجاز عددی ۲۱۹، ۲۲۸ اعجاز عددی در قرآن کریم ۲۲۳ اعجاز عددی قرآن ۱۷، ۲۱۹، ۲۳۰، ۲۳۲ اعجاز عددی قرآن کریم و رد شبهات ۲۲۵، ۲۲۸ اعجاز عددی و ریاضی ۲۲۵ اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن ۲۲۸، ۲۳۱ اعجاز علمی ۲۱، ۲۴ اعجاز قرآن ۶۰، ۶۵، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۷۷، ۱۷۸، ۱۸۱، ۲۰۰، ۲۸۱ اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی ۱۲۸، ۱۵۳، ۱۷۹، ۱۹۰، ۳۷۴، ۵۰۷ اعجاز قرآن، تحلیل آماری حروف مقطعه ۲۲۰، ۲۲۱، ۲۲۲ اعجازات حدیثة علمیة و رقمیة فی القرآن ۲۲۳ الاعجاز الطبی الحدیث ۳۲۳ الاعجاز الطبی فی الکتاب و السنة ۳۱۷ اعداد صحیح ۲۲۴ اعدام ۳۱۴، ۳۸۸، ۳۸۹ اعراب ۷۵، ۷۷، ۷۸، ۱۲۹، ۲۹۷ اعراب مدینه ۳۵۵ اعصاب ۴۱۱، ۴۲۳، ۴۹۶ اعصاب پاراسمپاتیک ۳۵۸ اعصاب سمپاتیک ۳۵۸ اعصاب محیطی ۵۰۹ اعصاب نباتی ۳۵۸ اعیاد ملی اسلامی ۳۶۰ آغاز خلقت ۹۷، ۱۰۴، ۱۸۳، ۲۳۹ آغاز و انجام جهان ۱۴۶ اغما ۳۴۰ آفتاب ۲۴، ۱۶۱، ۱۶۷، ۲۰۷ افتخاریان، سید جواد ۱۰۰، ۳۱۷، ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۶۰، ۳۷۴، ۳۹۴، ۴۲۴، ۵۳۴ آفریقای شرقی ۲۵۴ آفرینش ۱۱۱، ۱۴۳، ۲۳۸، ۲۴۴، ۲۴۵، ۲۴۸ آفرینش از خاک ۲۷۳ آفرینش آسمان ۱۰۶، ۱۱۲، ۱۸۲ آفرینش آسمانها ۱۰۱، ۱۱۳، ۱۱۹، ۱۲۴، ۱۴۳، ۱۴۵ آفرینش آسمانها و زمین ۱۹۵، ۱۹۸ آفرینش انسان ۲۵۹، ۲۶۳، ۲۶۶، ۴۳۱، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۵۷، ۴۸۱ آفرینش انسان از خاک ۲۶۴ آفرینش بدن انسان ۴۲۹ آفرینش جهان ۴۰، ۱۰۶، ۱۱۹، ۱۴۶ آفرینش حیات ۲۷۴ آفرینش روح ۴۳۲، ۵۰۳ آفرینش زمین ۱۲۴ آفرینش ستارگان ۱۱۵، ۱۲۳ آفرینش کوهها ۱۲۴، ۱۲۵ آفرینش کیهان ۱۱۵ افسردگی ۳۹۸، ۳۹۹، ۴۰۰ افطار ۴۲۴ افعال ذات و صفات ۳۵ افعال و صفات خدا ۳۵ افکار التقاطی ۳۰ افلاک نه‌گانه ۲۷ افلاک هشتگانه ۱۲۷ اقالیم هفتگانه ۱۳۹ اقتدار ۱۳۸ اقتصاد ۳۴، ۳۷، ۳۰۸ الاقتصاد فی اصول الاعتقاد ۷۳ اقرب الموارد ۵۷ اقصی، رضا ۱۴۵، ۱۴۶ اقلیم‌های هفتگانه ۱۳۷ اقیانوس‌ها ۲۰۹، ۲۴۰، ۲۴۱ اقیانوسها ۲۴۰، ۲۵۱ اکتشافات قرن بیستم (سیارات) ۱۹۷ اکتودرم ۴۹۶، ۵۰۴، ۵۰۹، ۵۱۰، ۵۱۲، ۵۳۰، ۵۳۱ اکسیداسیون ۲۴۰ اکسیژن ۱۰۴، ۱۱۴، ۲۱۲، ۲۱۳، ۲۱۵، ۲۳۶، ۲۳۹، ۳۵۹، ۴۳۵، ۴۴۱، ۴۹۰، ۵۳۸، ۵۳۹، ۵۵۱ الاکلیل فی استنباط التنزیل ۳۶ اگزیستانسیالیست ها ۲۳ آل ابراهیم ۲۶۹ آل کاشف الغطاء، شیخ محمد حسین ۷۲، ۷۳، ۷۴ آل عمران ۲۶۹ آلات ضرب ۱۸۷ آلان توئید ۴۹۰ آلبومین ۳۲۸ آلت تناسلی ۴۴۵، ۴۴۸، ۴۵۰، ۴۵۱ التهاب اعضای تناسلی ۳۷۲ التهاب پایانه‌های عصبی ۳۴۶ التهاب پلک‌ها ۴۱۳
التهاب پنهان بینی ۴۱۵ التهاب چرکی مزمن گوش میانی ۴۱۵ التهاب حاد کبدی ۳۴۳ التهاب حاد معده ۳۴۲، ۴۲۲ التهاب حلق و نایژه‌ها ۴۱۵ التهاب حنجره و گلو ۴۱۳ التهاب خشک بینی و حلق ۴۱۵ التهاب دهان ۴۱۵ التهاب دیفتریایی قلب ۴۱۵ التهاب ریه ۳۴۴، ۴۱۳ التهاب سلی چشم ۴۱۳ التهاب عصب بینایی ۳۴۱ التهاب عصب سیاتیک ۴۱۶ التهاب قصب الریه ۴۱۳ التهاب مجرای بولی ۳۷۱ التهاب مری ۳۴۲ التهاب مزمن سینوسها ۴۱۵ التهاب مزمن کلیه ۴۲۲ التهاب مزمن لوز المعده ۳۴۳ التهاب مزمن و پنهان معده ۳۴۲ التهاب معده ۴۱۱ التهاب مهبل ۳۸۱، ۴۱۴ التهابات قرنیه ۴۱۳ التهابات معدوی ۳۵۲ آلفون، هانس ۹۶ الکتریسته ۲۴۶، ۲۸۰، ۲۸۸، ۲۹۰، ۴۶۴، ۴۷۳ الکل ۳۳۱، ۳۳۵، ۳۳۸، ۳۴۱، ۳۴۲، ۳۴۳، ۳۴۴، ۳۴۵، ۳۴۶ الکل اتیلیک ۳۳۱ الکل صنعتی ۸۶، ۳۳۶ الکل متیلیک ۳۳۱ الکلیست ۳۳۸ الکلیستها ۳۴۲ الکلیسم ۳۴۱ آلمان ۳۴۳، ۴۱۰، ۴۱۳ آلودگی ۳۲۲، ۳۶۸، ۳۷۱، ۳۷۷ آلومینیم ۴۳۵ الهی قمشه‌ای ۴۸، ۴۶۸، ۴۸۰، ۴۸۱، ۵۵۰ ام مهزول ۳۷۸ امام باقر (ع) ۳۶، ۱۵۷، ۳۳۶، ۳۷۸، ۴۶۷، ۴۸۸ امام جماعت ۲۲۷ امام حسن (ع) ۱۹۴ امام حسین (ع) ۱۹۴، ۴۸۹، ۴۹۳ امام رضا (ع) ۶۵، ۶۶، ۱۵۱، ۱۵۲، ۳۱۵، ۳۵۱، ۳۵۷، ۳۵۹، ۳۹۲ امام زمان (ع) ۱۶ امام سجاد (ع) ۱۵۷ امام صادق (ع) ۵۸، ۱۵۷، ۱۹۴، ۲۰۲، ۳۱۵، ۳۲۷، ۳۷۸، ۳۹۲، ۵۲۷، ۵۴۴ امام علی (ع) ۲۱، ۹۸، ۱۰۷، ۱۴۱، ۱۸۹، ۱۹۱، ۱۹۳، ۱۹۴، ۱۹۵، ۱۹۹، ۲۰۳، ۳۹۶، ۴۰۵، ۵۴۰، ۵۴۲ امامت ۶۲، ۶۵ امبریولوژی ۴۷۵ امت واحد ۲۶۷، ۲۶۸ امر به معروف و نهی از منکر ۴۰۲ امراض آمیزشی ۳۸۹ آمریکا ۱۸۷، ۱۹۷، ۲۲۰، ۳۱۹، ۳۲۰، ۳۲۳، ۳۸۱، ۳۸۲، ۳۸۹، ۴۰۷ امعاء ۳۴۳ املاح معدنی ۴۱۲، ۴۱۵ امنیت اجتماعی ۴۰۲ آمنیوس ۴۹۰ امور حسی و تجربی ۳۴ امور عامه ۳۵ امور غیبی ۵۶۱ امور مادی ۶۰ آموزش عقاید ۶۱، ۶۴، ۶۵ آموزش فلسفه ۳۴ امی ۷۱، ۷۴ آمیب‌ها ۲۸۴ آمیختگی ۲۸۵ آمیدوکل ۴۴۲ آمیزش ۲۸۶، ۳۵۹، ۳۶۸، ۳۹۱، ۴۶۴ آمیزش با زنان ۳۵۵ آمیزش جنسی ۳۵۹، ۳۶۹، ۳۷۱، ۳۷۲ آمیلاز ۴۱۱ آمیلاس ۴۰۷ امین شیرازی، احمد ۳۱۷ امین، احمد ۲۳، ۱۵۹، ۱۹۰، ۲۱۲، ۲۳۹، ۲۹۰ آمینوتیک ۴۸۹ آمینون ۴۹۲، ۴۹۳ انار ۲۳۶ اناکسیمندر ۱۰۹ اناگزاگور ۱۰۹ انبساط جهان ۱۴۶ انتامیب هیستولتیک ۳۲۱ انتخاب آدم ۲۶۲، ۲۶۷، ۲۶۹ انتروپی ۲۱۳ انتشارات اساطیر ۱۱۱ انتشارات آستان قدس رضوی ۲۰۳ انتشارات اسوه ۳۲، ۳۹ انتشارات آموزش انقلاب اسلامی ۲۵۶ انتشارات برهان ۴۸۴ انتشارات پیام اسلام ۲۰۱، ۲۰۲، ۴۴۴ انتشارات چهر ۴۶۳، ۴۸۴، ۴۸۹، ۵۰۹، ۵۳۱، ۵۴۸، ۵۵۲ انتشارات دانشگاه شیراز ۲۲۲ انتشارات طباطبائی ۴۸۶ انتشارات فوژان ۹۹ انتشارات قدیانی ۴۹ انتشارات کیهان ۹۵ انتشارات معارف اسلامی ۸۶ انجیر ۱۲۳، ۲۴۰ انجیل ۲۴، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۳۲۰، ۳۳۵، ۳۴۷، ۳۵۰، ۳۵۶، ۳۷۸، ۴۶۴ انجیل لوقا ۳۵۰ انجیل متی ۳۳۵، ۳۵۶، ۳۷۸، ۴۲۰ انحراف ۴۲۲ انحراف جنسی ۳۸۷، ۳۹۳ آندودرم ۴۹۶، ۵۰۴، ۵۰۹، ۵۱۲ اندیشه پرواز ۱۵۰ انرژی ۹۴، ۹۵، ۱۱۷، ۱۶۷، ۲۰۹، ۲۴۰، ۳۳۹ آنزیم ۴۰۸ آنزیم‌های گوارشی ۴۱۱ انسان ۴۰، ۴۳، ۶۹، ۸۱، ۱۱۳، ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۱، ۱۳۶، ۱۵۸، ۱۷۶، ۲۰۲، ۲۰۴، ۲۳۶، ۲۴۵، ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۵۱، ۲۵۵، ۲۵۶، ۲۵۸، ۲۶۱، ۲۶۳، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۶۸، ۲۷۱، ۲۷۲، ۲۷۴، ۲۷۶، ۲۷۷، ۲۷۸، ۲۸۶، ۲۸۹، ۲۹۹، ۳۰۶، ۳۱۰، ۳۳۷، ۳۳۸، ۳۶۱، ۳۷۹، ۳۹۵، ۴۳۰، ۵۲۴، ۵۲۹ انسان پیش از تاریخ ۱۲۳، ۲۴۱، ۲۵۴ انسان سازی ۴۱ انسان‌شناسی ۴۱ انسان موجود ناشناخته ۴۶۴ انسانهای ما قبل تاریخ ۲۵۵ انستیتوی پزشکی قانونی شهر نیون ۳۳۸ انشتین ۱۶۷ انصار ۳۳۴ انصاف ۳۳۷
انفاق ۳۹۸ انفجار خورشید ۲۱۴ انفجارات هسته‌ای ۱۶۷ انفلوونزا ۴۱۴ انکسیانوس ۱۸۶ انکسیمندر ۱۸۷ انگل ۲۸۴ انگل‌شناسی پزشکی ۲۸۵ انگلستان ۲۴۶، ۳۸۹ انگلیسی ۷۹، ۲۲۲ انگور ۲۳۶، ۳۳۱، ۳۳۲ انیدریدکربنیک ۲۴۰، ۲۹۰ اوبلاکر، دکتر اریک ۴۹، ۹۵، ۹۶، ۱۶۷، ۲۰۹، ۲۷۹ اورانگوتان ۲۵۴ اورانوس ۱۱۶، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۵۹ اوره ۳۲۸، ۳۴۶ اوستا ۳۱۴ اوسترلومینیک پکینپک ۲۵۵ اوکسی متیل انتراکینون ۴۱۲ اولیاء الهی ۶۵ اولین انسان ۲۶۸، ۲۶۹ اولین دانشگاه و آخرین پیامبر ۱۷، ۳۰، ۱۱۷، ۱۳۳، ۲۳۶، ۲۴۰، ۲۴۶، ۲۵۱، ۲۵۵، ۲۵۹، ۲۷۷، ۳۱۷، ۳۲۸، ۳۲۹، ۴۱۶، ۴۴۶، ۴۴۸، ۴۵۵، ۴۵۶، ۴۵۸، ۴۵۹، ۴۶۹، ۴۷۵، ۴۸۴، ۴۹۶، ۴۹۷، ۵۰۴، ۵۱۵، ۵۱۶، ۵۲۰، ۵۲۷، ۵۴۲، ۵۵۱ اومانیسم ۴۱ اووتستیس‌های ۴۶۳ اووسیست ۲۸۵ اوول ۲۴۷، ۴۴۳، ۴۴۴، ۴۴۵، ۴۴۷، ۴۴۹، ۴۵۱، ۴۵۵، ۴۵۹، ۴۶۲، ۴۶۹، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۳، ۴۷۵، ۴۷۸، ۴۸۱، ۴۸۳، ۴۸۵، ۴۸۶، ۴۹۷، ۵۱۶، ۵۱۹ اوول اسیون ۴۶۳ آویزک ۴۸۳ اهتمام، احمد ۸۶، ۳۰۷، ۳۱۴، ۳۲۰، ۳۲۱، ۳۲۶، ۳۵۱، ۳۵۷، ۴۸۵ اهل آسمان‌ها ۱۹۹ اهل ایمان ۳۴۹ اهل بیت (ع) ۲۱، ۵۸، ۹۷، ۹۸، ۱۴۹، ۱۷۸، ۲۶۴، ۲۹۸، ۳۰۳، ۳۰۶، ۳۱۴، ۳۱۵، ۳۳۰، ۳۳۶، ۳۳۷، ۳۵۷، ۳۷۰، ۳۷۹، ۴۱۶، ۴۲۱، ۴۷۳ اهل تفسیر ۲۳۸، ۴۹۵ اهل حدیث ۳۲ اهل سنت ۲۷، ۳۰، ۶۱، ۲۱۵، ۳۲۸، ۳۳۳، ۳۳۴ اهل سیاست ۷۷ اهل کتاب ۱۱۲ اهل مکه ۲۲۲ آهن ۳۲۹، ۳۴۴، ۴۰۸، ۴۳۵ آهن آلی ۳۲۸ آهن غیر آلی ۳۲۸ آهنگ قرآن ۸۱ آیات آفاقی و انفسی ۴۰ آیات الاحکام ۳۷ الآیات العجاب فی رحلة الانجاب ۴۸۴، ۴۹۰ آیات الهی ۲۸۷ آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم ۳۵۳، ۴۲۴ آیت اللهی، سید محمد تقی ۲۲۰، ۲۲۲ آیت کبری ۲۲۹ ایثار ۳۹۸ ایجی ۶۱ ایدز ۳۸۲، ۳۹۰ ایران ۲۵، ۲۸، ۳۰، ۳۲، ۴۳، ۴۸، ۷۳، ۷۴، ۸۵، ۲۴۱ ایرانیان ۳۶۹ ایمان ۵۲، ۵۴، ۶۶، ۹۴، ۱۴۹، ۲۳۶، ۳۳۳، ۳۳۴، ۳۷۷، ۳۷۹، ۳۸۳، ۴۰۱، ۴۱۸، ۴۱۹، ۴۲۲، ۵۳۰ اینورتاس ۴۰۷ آیه ۶۲ «ب» باد و باران در قرآن ۲۸۸، ۲۹۰ بادکنک ۲۰۹ بادها ۲۸۶، ۲۸۸، ۲۸۹، ۲۹۲، ۲۹۳ بار مثبت ۲۸۳ بار مثبت و منفی ۲۸۶ باران ۹۸، ۱۱۷، ۱۳۱، ۲۳۹، ۲۴۳، ۲۵۷، ۲۸۸، ۲۸۹، ۲۹۰، ۲۹۱، ۲۹۳، ۳۹۷، ۵۱۸ باران مصنوعی ۲۸۸، ۲۹۰ باربور، ایان ۲۴، ۴۲ باردار ۴۶۳ بارداری ۳۱۱، ۳۴۴، ۳۴۵، ۴۱۴، ۴۹۶، ۴۹۸، ۵۰۷، ۵۲۱، ۵۲۲، ۵۲۷، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۷، ۵۴۰، ۵۴۲، ۵۴۳، ۵۴۶، ۵۴۷، ۵۴۹، ۵۵۱، ۵۵۲، ۵۵۳، ۵۵۴ بارسیلوس ۴۲۴ بارور شدن ۲۹۰ بازال ۵۱۰ بازرگان، مهندس مهدی ۲۱۳، ۲۸۸، ۲۸۹، ۳۵۰ باژه، پرفسور ۳۹۳ باستان‌شناسان ۷۴، ۲۴۱ باستان‌شناسی عصر حجر ۱۲۳، ۲۵۴ باستان‌شناسی ۵۰۸ باشوتین ۴۲۴ باطن ۳۷، ۱۹۴ بافت‌شناسی انسانی پایه (بافت‌شناسی پزشکی) ۴۶۳ باکتریها ۴۶۴ بالانتی دیوم ۳۲۱ بالوتینا ۴۱۳ باورهای مذهبی و اثرات آنها در بهداشت روان ۴۰۱ بت‌پرست ۳۳۷ بت‌پرستی ۳۶۵، ۳۶۸ بت‌پرستان مشرک ۲۴۷ بت‌ها ۲۴۵، ۳۳۴ بچه کبوتر ۱۲۳ بحار الأنوار ۲۷، ۳۷، ۵۸، ۶۶، ۱۲۸، ۲۱۵، ۳۱۵، ۳۲۷، ۳۳۷، ۳۵۷، ۳۵۹، ۳۶۶، ۴۱۶، ۴۲۱، ۴۷۹، ۵۱۶ بحر محیط ۱۸۷ بخار ۱۰۳، ۱۰۹، ۱۸۲، ۲۰۹ بخار آب ۱۰۴، ۱۰۹، ۱۱۶، ۱۱۷، ۱۸۲، ۲۹۰ بخت‌آزمائی ۳۳۴ بداهت حسی ۵۰ بداهت عقلی ۵۰ بدران، مهندس مصطفی ابو سیف ۲۲۲ براندی ۳۳۱ برج حمل ۱۶۱ بردباری ۴۰۱ بردگی ۴۲ برده ۴۲۱ بررسی گونه‌های تعارض بین علم و دین ۵۱۰ بررسی میزان تأثیر آوای قرآن کریم بر
کاهش درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم ۳۹۸ برزخ ۲۶ برف ۲۸۸، ۲۹۰ برق ۱۰۹ برماتسم ۳۹۴ برنامه‌ریزی ۱۲۶ برنج ۴۳۵ برهان ۵۴، ۵۶، ۵۷، ۶۲ البرهان فی علوم القرآن ۳۶، ۴۷، ۵۱، ۷۳ برهان، سعید ناصر ۳۱۷ بزهکاری ۴۰۲ بشارت ۱۴۷ بطلمیوس ۱۲۷، ۱۵۹، ۱۶۴، ۱۷۰، ۱۸۵ بطلمیوس دلس ۱۵۹ بطلمیوس غریب ۱۵۹ بطلمیوس قلوذی ۱۵۹ بطون قرآن ۳۹ بعثت ۳۱۳، ۳۶۲ بعثت انبیاء ۲۶۸ بعثت پیامبران ۲۶۸ بقراط ۴۰۷، ۴۱۰، ۴۱۷ بکرزائی ۲۸۳، ۲۸۴، ۲۸۵، ۲۸۶، ۴۶۱، ۴۶۳، ۴۶۴، ۴۶۵، ۴۶۶، ۴۶۷ بلاشر ۱۴۶، ۱۴۷ بلاغت ۱۵، ۲۹، ۵۳، ۶۶، ۷۲، ۷۷، ۷۸، ۷۹، ۸۰، ۲۱۹، ۲۲۷، ۲۳۱، ۴۵۱ بلاغی، شیخ محمد جواد ۷۳، ۷۴، ۷۵، ۷۶، ۷۷ بلاغی، صدر الدین ۱۴۶ بلخی ۴۵۳ بلعم باعورا ۱۳۷ بلقیس ۶۶ بلوط ۱۲۳، ۲۴۰ بلوغ ۳۹۴، ۴۳۲، ۴۵۳، ۴۵۵، ۵۵۵ بلوغ جنسی ۵۵۵ بلوغ علمی ۵۵۵ بند ناف ۴۹۷، ۵۳۸ بندگان ۳۰۲، ۳۷۵، ۳۷۸ بنی‌آدم ۲۷۰، ۲۷۱ بنی اسرائیل ۱۱۲ بنی عامر ۳۰۲ بنیادهای دینی مسیحیت ۲۸ بوتولیسم ۳۲۳ بودائیسم ۳۰۳ بوفن ۴۳۳ بوکای، دکتر موریس ۲۴، ۳۰، ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۱۱، ۱۱۴، ۱۲۳، ۱۴۶، ۱۶۴، ۲۰۵، ۲۴۱، ۲۶۶، ۴۳۳، ۴۴۱، ۴۴۳، ۴۴۴، ۴۶۴، ۴۷۶، ۴۷۷، ۴۷۸، ۴۸۱، ۴۹۷، ۴۹۸، ۵۶۴ بول ۳۴۹، ۳۵۸ بول دان ۳۰۶ بولمان ۴۱۱ بویایی ۵۳۴ بهائی ۲۳۱ بهائیان ۲۲۶ بهادری، دکتر مسلم ۴۴۴، ۴۵۸، ۴۸۴، ۴۸۹، ۴۹۲، ۴۹۵، ۵۰۹، ۵۳۱، ۵۴۲، ۵۴۸، ۵۵۲ بهبودی، محمد باقر ۱۲۷، ۱۳۰، ۱۳۱ بهداشت ۸۷، ۳۰۱، ۳۰۴، ۳۵۱، ۳۶۱، ۳۶۵، ۳۶۸، ۴۲۷ بهداشت اجتماعی ۳۰۴ بهداشت ازدواج از نظر اسلام ۴۴۴ بهداشت پوست ۳۵۲ بهداشت روان ۳۹۵ بهداشت روانی ۳۹۹، ۴۰۲، ۴۰۳، ۴۰۴ بهداشت شخصی ۳۴۹ بهداشت غذائی ۳۰۱ بهداشت محیط ۳۶۷ بهزاد، دکتر محمود ۱۰۰ بهشت ۱۳۵، ۴۰۶، ۵۲۱ بهشتی ۲۳ بهشتی، دکتر احمد ۴۶۴ بی‌آزار شیرازی، عبد الکریم ۱۱۷، ۱۲۱، ۱۲۳، ۲۱۳، ۲۴۰، ۲۴۳، ۲۴۵، ۲۴۸، ۲۵۸، ۲۵۹، ۲۶۴، ۴۳۵، ۴۳۹، ۴۵۹، ۴۷۶، ۴۸۶، ۴۹۰، ۵۰۴، ۵۰۵، ۵۲۷، ۵۳۹ بی‌غیرتی ۳۲۰، ۳۲۵، ۳۷۸ بی‌مهرگان ۴۶۴ البیان فی تفسیر القرآن ۶۰، ۶۸، ۷۴، ۷۵، ۷۷، ۱۵۷، ۲۲۶ بیدادگری ۳۹۷ بیروت ۲۶، ۳۵، ۳۶، ۴۷، ۸۳، ۱۰۲، ۱۱۱، ۱۳۱، ۱۳۵، ۱۵۷، ۱۶۰، ۱۶۱، ۲۲۰، ۲۸۱، ۲۸۹، ۳۲۳، ۴۸۸ البیرونی، ابوریحان ۱۴۹، ۱۷۱، ۲۹۸ بیستون، جان ۳۸۱ بیضاوی، بهروز ۴۹، ۹۶، ۱۶۷، ۲۰۹، ۲۷۹ بیضه ۴۴۷، ۴۴۸، ۴۵۵، ۴۶۳، ۴۹۱، ۴۹۲، ۵۱۸ بیضه‌ها ۳۴۵، ۳۷۱، ۴۵۴، ۴۵۵، ۴۷۷ بیمارستان احمد بن طولون ۲۹۷ بیمارستان اورام سرطانی ایسلر ۴۱۰ بیمارستان صحرائی ۲۹۷ بیمارستان کبیر منصوری ۲۹۷ بیمارستان نور الدین ۲۹۷ بیماری مغزی ورنیکه ۳۴۶ بیماری مفصلی ۳۱۰ بیماری وایل ۳۲۱ بیماری‌های اخلاقی ۳۷۷ بیماری‌های آمیزشی ۳۷۲، ۳۸۰، ۳۸۲، ۳۸۴ بیماری‌های انگلی ۴۰۹ بیماری‌های پوست ۳۴۴ بیماری‌های پوستی ۳۸۰، ۴۰۷، ۴۱۰ بیماری‌های تنفسی ۴۱۳ بیماری‌های چشم ۴۱۳ بیماری‌های روانی ۳۴۶، ۳۹۰، ۳۹۵، ۴۰۴ بیماری‌های روحی و روانی ۴۰۳، ۴۰۵ بیماری‌های زنان و زایمان ۴۱۴ بیماری‌های عصبی ۳۴۸ بیماری‌های عفونی ۳۴۴ بیماری‌های قلبی ۴۱۵ بیماری‌های کبدی ۴۱۲ بیماری‌های کلیه ۴۱۵ بیماری‌های گوارشی ۳۴۲، ۳۵۲ بیماری‌های گوش، حلق و بینی ۴۱۴ بیماری‌های مقاربتی ۳۸۰، ۳۸۱ بیماریهای فکری و اخلاقی ۳۹۶ بیماریهای قلبی ۳۴۴ بینایی ۵۳۱، ۵۳۵، ۵۳۷ بیّنه ۵۴، ۵۵، ۶۲ بیوشیمی گیاهی ۲۲۰ بیولوژی ۱۱۷، ۵۲۷ بیهوشی ۳۳۹، ۳۴۶ «پ» پادشاهان ۱۴۱، ۲۳۶ پاراتیروئید ۵۰۹ پارانشنیم ۵۰۹ پارتنوژنز ۴۶۳
پارسائی ۶۵ پاژت، سرجیمز ۳۲۳ پاک‌نژاد، دکتر سید رضا ۱۷، ۳۰، ۱۱۷، ۱۲۱، ۱۳۳، ۲۳۶، ۲۳۹، ۲۴۶، ۲۴۸، ۲۵۴، ۲۵۵، ۲۵۸، ۲۶۰، ۳۱۷، ۳۲۸، ۳۲۹، ۴۴۶، ۴۴۷، ۴۵۰، ۴۵۲، ۴۵۴، ۴۵۶، ۴۵۸، ۴۶۸، ۴۷۴، ۴۷۸، ۴۷۹، ۴۸۰، ۴۸۴، ۴۹۶، ۴۹۸، ۴۹۹، ۵۰۴، ۵۰۵، ۵۱۵، ۵۱۶، ۵۱۹، ۵۲۷، ۵۴۲، ۵۵۱ پاکدامن ۳۸۶ پاکدامنی ۶۵، ۳۷۵ پاکیزه ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۵، ۳۳۱، ۳۴۹، ۳۵۵ پاندول فوکو ۱۹۰ پایان جهان ۲۰۸، ۲۱۳، ۲۱۴ پتاسیم ۴۰۸، ۴۳۵، ۴۳۹ پدر و مادر ۳۲۸، ۴۰۲، ۴۳۲ پرتو درمانی ۴۰۹ پرتوپلاسم ۲۴۶ پرتون ۲۱۲، ۲۷۸ پرتوی از قرآن ۱۴۶ پرده آمینون ۴۸۹ پرده کورین ۴۸۹ پرزهای چشایی ۳۴۲ پرسشها و پاسخهای مذهبی ۴۶۴ پرسمن ۴۰۰ پرندگان ۱۲۳، ۲۰۱، ۲۳۶، ۲۴۹، ۲۵۱، ۲۵۳، ۲۵۸، ۲۵۹ پرنده ۵۵، ۱۸۰، ۲۴۸ پرواز ۱۷۹، ۱۸۰ پروتئین ۳۲۹، ۳۴۲، ۴۱۵ پروتئین‌ها ۳۰۸ پروتون ۴۸، ۲۷۹، ۲۸۰، ۲۸۱، ۲۸۲، ۲۸۳، ۲۸۶ پرودکسین ۴۰۷ پروست ۳۲۶ پروستات ۴۵۰، ۴۵۸، ۴۷۷ پروکسیداز ۴۰۷ پرهیزکاران ۱۴۳ پری‌درم ۵۱۰ پریمات‌ها ۲۵۵ پزشک ۲۳ پزشکان ۱۵، ۲۸، ۳۰، ۶۶، ۲۴۶، ۲۷۷، ۲۹۷، ۳۱۲، ۳۱۶، ۳۳۹، ۳۵۱، ۳۵۷، ۳۵۸، ۳۶۰، ۳۷۲، ۳۸۱، ۴۰۲، ۴۰۹، ۴۱۰، ۴۱۳، ۴۱۵، ۴۱۷، ۴۲۱، ۴۲۵، ۴۲۹، ۴۳۲، ۴۵۰، ۴۵۴، ۴۵۶، ۴۷۹، ۴۸۳، ۴۸۴، ۵۰۶، ۵۰۷، ۵۰۸، ۵۱۷، ۵۲۱، ۵۲۷، ۵۲۸، ۵۳۹، ۵۴۱، ۵۴۳، ۵۴۵، ۵۵۲، ۵۶۱ پزشکان قانونی ۵۴۶ پستان ۱۵۸، ۳۴۵، ۵۰۹ پستانداران ۱۱۸، ۱۲۳، ۲۴۱، ۲۵۴، ۲۵۸، ۲۵۹ پسر ۵۱۳، ۵۱۴، ۵۱۵، ۵۱۷، ۵۱۸، ۵۱۹، ۵۲۱، ۵۲۷ پلاسما ۹۶، ۱۴۵، ۳۲۵، ۳۲۸ پلانک، ماکس ۲۷۹ پلوتن ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱ پلوتون ۱۵۹ پلیس ۳۳۸ پنجگام ۴۶۴ پنجه گرگ‌ها ۱۲۳، ۲۴۰ پنی‌سیلین ۳۸۱، ۳۸۲ پنیر ۳۰۳، ۳۱۱ پودولسکی، دکتر ۳۹۳ پور سعید، اسماعیل ۳۹۴ پوزیترونها ۹۵ پوزیتیویست‌ها ۲۳، ۳۴ پوست ۴۱۱، ۴۸۹ پوسیدگی دندان ۳۱۰ پول ۶۵ پولن ۲۸۷ پیام قرآن ۱۱۳، ۱۲۱، ۱۵۱، ۲۱۰، ۲۱۱، ۲۱۲، ۲۱۵، ۲۴۵، ۴۵۳، ۴۵۵، ۴۷۴، ۵۰۳، ۵۰۸، ۵۱۵، ۵۲۰، ۵۲۴، ۵۳۰، ۵۳۱، ۵۳۶، ۵۳۹، ۵۵۸، ۵۶۲ پیامبر (ص) ۱۵، ۱۷، ۲۱، ۲۲، ۲۹، ۳۷، ۴۴، ۵۷، ۶۲، ۶۶، ۶۷، ۷۱، ۷۳، ۷۴، ۷۵، ۸۰، ۸۱، ۸۳، ۸۴، ۸۵، ۸۸، ۱۰۲، ۱۴۸، ۱۶۴، ۱۶۹، ۱۸۵، ۱۹۳، ۱۹۴، ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۲۲، ۲۲۴، ۲۹۷، ۲۹۸، ۳۰۲، ۳۱۳، ۳۱۴، ۳۳۰، ۳۳۴، ۳۵۰، ۳۵۵، ۳۵۹، ۳۶۲، ۳۶۳، ۳۶۴، ۳۶۵، ۳۷۶، ۳۷۸، ۳۸۳، ۳۹۷، ۴۰۵، ۴۱۲، ۴۱۷، ۴۱۸، ۴۲۱، ۴۲۲، ۴۲۴، ۴۷۶، ۴۸۲ پیامبران الهی ۵۴، ۶۶، ۳۸۵ پیدایش آسمانها ۲۶ پیدایش انسان ۲۵۴ پیدایش جهان ۹۴، ۹۵، ۹۹، ۱۰۹، ۱۱۰ پیدایش جهان هستی ۱۰۹ پیدایش حیات ۴۲، ۱۱۷، ۲۳۵، ۲۴۵، ۲۵۷ پیدایش خورشید ۱۱۶ پیدایش زمین ۱۱۶ پیدایش شب و روز ۱۲۵ پیدایش کوهها ۱۲۳ پیدایش موجودات ۹۹ پیدایش و مرگ خورشید ۱۱۵، ۲۱۲ پیرزنان ۴۱۸ پیرمردان ۴۱۸ پیروان فلسفه ارسطوئی ۲۶ پیری زودرس ۳۱۱، ۳۹۴ پیشرفت علوم و صنایع ۴۴ پیشگوئی‌های علمی قرآن ۱۶۶، ۲۰۱، ۲۰۲، ۲۴۷، ۲۹۱، ۴۴۴، ۴۷۶، ۴۷۸، ۴۸۱ پیشگیری از بیماری‌ها ۳۵۴ پیغمبر اولوا العزم ۲۶۸ پیک انتروپ ۲۵۵ پیمان اجتماعی ۳۷۶ «ت» تابستان ۱۶۱، ۱۹۳، ۲۳۶ تابعین ۴۴۸ تاریخ ۴۰۳، ۴۳۶، ۵۰۸ تاریخ اسلام ۴۶ تاریخ آفرینش ۱۴۴ تاریخ البیمارستانات فی الاسلام ۲۹۷ تاریخ التمدن الاسلامی ۲۵ تاریخ بشر ۲۴۴، ۳۷۸ تاریخ پیامبر (ص) ۵۰ تاریخ تمدن ۲۵۶ تاریخ حکماء ۱۵۹ تاریخ زمین ۲۴۰ تاریخ‌شناسی ۴۱ تاریخ علم ۱۷۰، ۲۵۰ تاریخ علوم ۱۴۴، ۱۵۰، ۱۶۰، ۱۷۰، ۲۷۹، ۲۹۷ تاریخ علوم قرآن ۷۸ تاریخ فلسفه، از بنتام تا راسل ۴۲ تاریخ نهضتهای دینی سیاسی معاصر ۲۸ تاریخ و علوم قرآن ۶۷، ۶۸، ۷۲، ۷۳ تاریخچه زمان ۹۵، ۱۴۴ تاریکی ۱۵۶، ۲۰۷، ۲۱۰ تازیانه ۳۷۶، ۳۸۲، ۳۸۳
تاژک داران ۲۸۴ تالس ۱۰۹، ۲۴۳ تأمل در قرآن ۲۳۱ تانگانیکای ۲۵۴ تئوری نور ۱۴۹ تأویل ۳۱، ۴۶، ۴۷، ۴۸، ۴۹، ۵۱، ۱۹۴ تب ۴۰۹ تب تیفوئید ۳۴۴ تبادل فرهنگی ۲۵ تبریزی ۲۴۰ تجاوز به حقوق دیگران ۳۴۰ تجاوز جنسی ۳۴۰، ۳۷۹ تجربه ۳۲، ۳۴، ۲۵۲، ۳۲۵، ۵۳۴ تجربه خانه ۲۹۸ تجربه علمی ۵۰ تجرید الاعتقاد ۵۹ تجزیه نور ۱۴۴ تجسس ۴۰۲ تجلیل، ابو طالب ۱۷۲ تحدی ۵۴، ۶۰، ۶۲، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۸، ۷۰، ۷۱، ۷۷، ۷۸، ۷۹، ۸۰، ۸۳، ۸۴، ۲۳۲، ۴۲۷ تحریر الوسیلة ۶۳، ۳۰۶، ۳۰۹، ۳۲۰، ۳۲۷، ۳۳۶، ۳۵۰، ۳۵۷، ۳۶۳، ۳۷۰، ۳۷۹، ۳۸۹، ۳۹۲، ۴۲۱، ۴۲۶، ۵۴۱، ۵۵۵ تحریک اعصاب ۳۵۲ تحریک پایانه‌های عصبی ۳۵۸ تحریم شراب ۳۳۵، ۳۴۸ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ۵۵، ۵۶، ۵۸، ۹۴، ۱۰۸، ۱۳۴، ۱۳۶، ۱۵۴، ۱۷۶، ۲۳۶، ۲۴۸، ۴۳۸، ۴۴۵، ۴۴۶، ۴۴۸، ۴۴۹، ۴۵۳، ۴۵۸، ۴۶۸، ۴۷۰، ۴۸۱، ۴۸۳، ۴۹۴، ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۱۱، ۵۳۰، ۵۵۵ تحقیقات تاریخی و ادبی ۲۴ تحقیقات تجربی ۳۹۹، ۴۰۴ تحلیل زبانی ۴۲ تحول انسان ۲۷۳ تخم ۳۰۶، ۴۴۷، ۴۵۴، ۴۵۵، ۴۷۵، ۴۸۶ تخم مرغ ۳۰۳ تخمدان ۳۷۲، ۴۳۳، ۴۴۷، ۴۴۸، ۴۵۴، ۴۵۵، ۴۶۳، ۴۶۹، ۴۹۱، ۵۱۴، ۵۱۸ تخمک ۳۷۲، ۳۷۴، ۴۴۱، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۴۴، ۴۵۹، ۴۶۱، ۴۶۹، ۴۷۰، ۴۷۳، ۴۷۴، ۴۷۵، ۴۷۸، ۴۸۰، ۴۸۳، ۴۸۶، ۴۸۹، ۴۹۷، ۵۱۶ تخمیر ۲۴۰، ۳۳۱ تدبیر الهی ۲۳۷ تدوین سوره‌های قرآن ۲۲۱ ترائب ۴۴۳، ۴۴۶، ۴۴۷، ۴۴۸، ۴۴۹، ۴۵۰، ۴۵۱، ۴۵۲، ۴۵۶ تراخم ۴۱۳ تراکم انرژی ۲۷۹ ترانسفورمیسم ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۵۱، ۲۵۳ تربیت ۳۸، ۳۸۰، ۳۹۶ تربیت شدگان مکتب قرآن ۳۹۷ ترتیب عناصر ۲۷ ترحم ۳۸۳ ترس ۵۵۸ ترک زبان ۳۴۲ ترکیبات آهن ۳۲۸ ترمودینامیک ۲۱۳، ۲۱۵ تروفوبلاست ۴۹۶ تری شینوز ۳۲۲ تریاک ۳۹۳ تسبیح ۱۹۶ تسخیر ستارگان ۱۴۵ تسخیر ماه ۵۰ تسعة عشر ۲۲۱، ۲۲۵ تسعة عشر ملکا، بیان ان فریة الاعجاز العددی للقرآن خدعة بهائیة ۲۲۶ تسلیم ۴۰۱ تشریح ۴۲۹ تشریح مقایسه‌ای ۲۵۲ تشمع کبد ۳۴۳ تصلب شرایین ۳۱۰، ۳۱۱، ۳۲۱، ۴۲۲، ۴۲۳ تصویر جهان در فیزیک جدید ۲۷۹ تضادهای طبقاتی ۲۶۸ تضادهای علوم ۵۳ تطور هنر ۱۱۹ تعادل روحی ۳۹۵ تعارض بین علم و دین ۲۳، ۲۴، ۲۸، ۲۹، ۳۳، ۵۲، ۸۲، ۱۲۰ تعارض علم و قرآن ۱۶ تعالی روحی ۴۲۵ تعالیم اسلامی ۳۳۷ تعدد زوجات ۳۷۴ تعلیق الخبراء ۱۲۹، ۱۳۰ تعلیم ۶۳، ۶۵ تعلیم و تربیت ۳۹۷، ۵۳۴ تعهد مذهبی ۳۹۹ تغذیه ۳۰۹، ۳۱۰، ۳۱۲، ۳۲۵، ۳۷۲، ۵۲۴ تغییر وضع اجتماعی ۳۱ تفسیر اطیب البیان ۵۹، ۱۳۸، ۱۸۹، ۱۹۳، ۱۹۴، ۱۹۵، ۲۰۳، ۲۰۶، ۳۰۸، ۳۳۲، ۵۲۲ تفسیر آلاء الرحمن ۷۴، ۷۷ تفسیر الایات الکونیة فی القرآن الکریم ۱۱۹ تفسیر البصائر ۴۴۶، ۴۴۷ تفسیر الجواهر ۱۷، ۳۸، ۹۹، ۱۳۳، ۱۶۳، ۲۸۲ تفسیر الجوهری ۴۸۱ تفسیر الدر المنثور ۲۱۵ التفسیر العلمی للآیات الکونیة فی القرآن ۱۱۸ التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان ۸۳، ۱۲۹، ۱۳۰، ۲۷۳، ۲۹۱ تفسیر القرآن الحکیم (المنار) ۳۸ تفسیر القرآن العظیم ۴۴۷ تفسیر البصائر ۴۴۸ تفسیر الکشاف ۳۷، ۳۸، ۴۰، ۱۲۲، ۲۰۰، ۴۴۴ تفسیر المنار ۲۰۲، ۴۵۲ تفسیر برهان ۱۰۷، ۱۵۱ تفسیر به رأی ۳۱، ۳۹، ۴۲، ۴۳، ۴۶، ۴۸، ۵۱، ۵۳، ۸۵ تفسیر پرتوی از قرآن ۱۷۷ تفسیر تبیان ۵۹، ۴۵۳ تفسیر جواهر القرآن ۲۷، ۳۰، ۳۱، ۳۵، ۴۷ تفسیر روح المعانی ۲۱۵ تفسیر صافی ۳۶، ۴۰، ۹۸، ۱۸۹، ۱۹۳، ۱۹۴، ۲۰۳ تفسیر طبری ۱۶۰ تفسیر عقلی ۴۶ تفسیر علمی ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۲۹، ۳۰، ۳۱، ۳۳، ۴۶، ۴۷، ۴۸، ۴۹، ۵۰، ۵۱، ۵۲، ۵۳، ۸۵ تفسیر علی بن ابراهیم ۱۵۱، ۱۹۹ تفسیر عیاشی ۱۵۱، ۴۶۷ تفسیر فلسفی ۲۲ تفسیر قرآن ۱۵، ۲۱، ۲۶، ۳۲، ۵۱، ۵۲
تفسیر قرطبی ۳۳۳ تفسیر قمی ۹۸، ۱۰۴ التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب) ۲۶، ۹۸، ۹۹، ۱۲۹، ۱۳۹، ۲۰۰، ۲۱۵، ۴۴۵، ۴۸۳ تفسیر محاسن التأویل ۱۲۹ تفسیر مراغی ۳۷۳ تفسیر منهج الصادقین ۵۹، ۲۸۸ تفسیر نمونه ۱۷، ۳۰، ۳۸، ۵۷، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۸۱، ۸۲، ۹۴، ۹۷، ۹۸، ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۱۳، ۱۲۱، ۱۲۲، ۱۲۴، ۱۲۶، ۱۲۸، ۱۳۱، ۱۳۴، ۱۳۷، ۱۳۸، ۱۴۰، ۱۴۳، ۱۴۵، ۱۴۶، ۱۴۷، ۱۴۹، ۱۵۱، ۱۵۴، ۱۵۵، ۱۵۷، ۱۵۸، ۱۶۱، ۱۶۲، ۱۶۴، ۱۶۵، ۱۷۲، ۱۷۳، ۱۷۴، ۱۷۸، ۱۷۹، ۱۸۰، ۱۸۱، ۱۸۳، ۱۸۹، ۱۹۳، ۱۹۵، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۰۲، ۲۰۳، ۲۰۵، ۲۱۴، ۲۲۴، ۲۳۷، ۲۴۳، ۲۴۵، ۲۴۷، ۲۴۸، ۲۵۴، ۲۵۷، ۲۵۹، ۲۶۲، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۶۷، ۲۶۸، ۲۷۰، ۲۷۱، ۲۷۲، ۲۷۴، ۲۷۹، ۲۸۰، ۲۸۵، ۲۹۱، ۳۰۲، ۳۰۵، ۳۰۸، ۳۱۱، ۳۱۳، ۳۱۶، ۳۱۹، ۳۲۰، ۳۲۱، ۳۲۳، ۳۲۶، ۳۲۷، ۳۲۹، ۳۳۱، ۳۳۲، ۳۳۳، ۳۳۴، ۳۳۸، ۳۳۹، ۳۴۵، ۳۴۷، ۳۵۵، ۳۵۹، ۳۶۹، ۳۷۱، ۳۷۲ ۳۷۵، ۳۷۶، ۳۷۷، ۳۷۸، ۳۷۹، ۳۸۰، ۳۸۵، ۳۸۶، ۳۸۷، ۳۹۶، ۳۹۷، ۴۰۶، ۴۱۸، ۴۲۰، ۴۳۲، ۴۳۴، ۴۳۵، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۰، ۴۴۳، ۴۴۷، ۴۴۹، ۴۵۰، ۴۵۳، ۴۶۰، ۴۶۶، ۴۶۷، ۴۷۳، ۴۷۴، ۴۷۹، ۴۸۰، ۴۸۱، ۴۸۳، ۴۸۵، ۴۸۶، ۴۸۹، ۴۹۴، ۵۰۳، ۵۰۸، ۵۱۲، ۵۲۰، ۵۲۱، ۵۲۲، ۵۲۴، ۵۲۵، ۵۳۱، ۵۳۳، ۵۳۴، ۵۴۰، ۵۴۱، ۵۴۲، ۵۴۴، ۵۴۷، ۵۴۸، ۵۵۰، ۵۵۳، ۵۵۵، ۵۶۳ تفسیر نور الثقلین ۳۷، ۹۷، ۱۸۹، ۱۹۵، ۲۰۳، ۳۳۳، ۵۲۵ تفسیر نوین ۲۸۱ التفسیر و المفسرون ۲۲، ۲۶، ۳۵، ۳۷، ۳۸، ۴۷، ۵۱، ۵۳، ۱۲۷ تقرب الی الله ۴۵ تقرب انسان ۳۴۸ تقطیر ۲۹۰ تقلید ۲۴۵ تقلید کورکورانه ۳۰ تک سلولی ۲۳۸، ۲۵۰، ۲۸۳، ۲۸۴ تک یاختگان ۲۸۴، ۲۸۵ تکامل اجتماعی ۲۵۰ تکامل آفرینش ۱۱۸ تکامل انواع ۲۵۰، ۲۵۱، ۲۷۳ تکامل جسمی ۲۵۰ تکامل در قرآن ۲۵۶، ۲۵۸، ۲۶۱، ۲۶۳، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۶۸، ۲۷۱، ۲۷۳، ۲۷۶، ۵۲۶ تکامل روحی ۴۰۳ تکثیر جنسی ۲۸۵ تکثیر غیر جنسی ۲۸۵ تکلیف ۶۰، ۴۷۲، ۴۷۹ تکوین خورشید ۱۰۰ تلقیح ابرها ۲۸۸ تلقیح گیاهان ۲۹۲ تلقیح مصنوعی ۲۹۰ تمثیل منطقی ۸۷ تمدن ۲۸، ۴۳ تمدن اسلامی ۴۴، ۳۲۶ تمدن آشولی ۲۵۶ تمدن زمین ۱۹۷ تمدن ما قبل شلی ۲۵۶ تمدن و علوم اسلامی ۴۳۵، ۴۸۴ تمدن و فرهنگ ۲۹ تمساح‌ها ۲۵۸ التمهید فی علوم القرآن ۵۹، ۷۰، ۷۱، ۷۲، ۷۳، ۷۴، ۷۵، ۷۶، ۷۷، ۷۸، ۹۹، ۱۴۷، ۱۵۲، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۲، ۲۵۰، ۳۷۳، ۴۰۸، ۴۳۲، ۴۴۸، ۴۵۰، ۴۶۹، ۴۷۹، ۴۸۴، ۴۸۵، ۵۰۴، ۵۰۷، ۵۱۶ تنبلی ۳۱۱ تنظیم رفتارهای جنسی ۴۵۴ تنقیه ۴۰۹ تنگی نفس ۳۴۰، ۳۶۷، ۳۹۳ توبه ۳۵۷، ۳۷۸ توحید ۷۳، ۷۴، ۱۷۳، ۳۹۹، ۴۵۲، ۴۵۳، ۴۵۵ توحید قرآنی ۳۹۹ توده‌های زحمتکش ۴۳ تورات ۲۴، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۸۸، ۹۹، ۱۰۵، ۱۱۰، ۱۱۴، ۱۲۰، ۱۲۱، ۲۴۹، ۳۱۳، ۳۲۷، ۳۳۵، ۳۴۷، ۳۵۰، ۳۶۳، ۳۶۹، ۳۷۸، ۳۸۷، ۳۸۸، ۴۰۷، ۴۱۰، ۴۱۷، ۴۶۶، توکل ۴۰۰، ۴۰۱، ۴۰۳ توکلی صابری، علیرضا ۱۹۷ تولد ۵۲۰، ۵۲۱، ۵۳۲، ۵۳۶، ۵۳۷، ۵۳۸ تولد طفل ۴۳۲ تهافت الفلاسفه ۲۵ تهذیب ۴۲۲ تهذیب الاخلاق ۲۵۰ التهذیب ۲۴۸ تهران ۲۷، ۱۲۷، ۳۹۸، ۴۴۴، ۴۶۰، ۴۸۴، ۵۰۹، ۵۳۱ تهمت ۴۰۲ تیر و کمان ۲۵۵ تیروئید ۵۰۹ تیفوئید ۳۱۰، ۳۵۲ تیمارستانها ۲۹۸ تیمم ۲۹۹، ۳۵۳، ۳۵۵، ۳۷۰ «ث» ثبات انواع ۲۵۰، ۲۵۱، ۲۷۰، ۲۷۲، ۲۷۳، ۲۷۵، ۲۷۶ ثبات زمین ۱۸۴ ثروت ۶۵ ثقل اصغر ۲۱ ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن ۷۳ «ج» جائی، دکتر کنعان ۱۶۹، ۴۵۰ جابر بن حیان ۳۳۵ الجابی، سلیم ۱۰۳ جادو ۶۳ جادوگر ۶۴ جاذبه ۲۱۱ جاذبه خورشید ۱۵۰، ۱۷۲ جاذبه زمین ۱۵۰ جالینوس ۴۷۹، ۵۱۵، ۵۴۱، ۵۴۳ جامد ۱۱۹ جامع البیان فی تفسیر القرآن ۱۶۰ جامعه اسلامی ۵۴۱ جامعه انسانی ۲۶۹ جامعه بی‌طبقه ۳۱ جامعه‌شناسان ۳۹۸ جامعه‌شناسی ۳۴ جامعه عرب ۷۶، ۴۲۹ جامعه عرب جاهلی ۳۴۷ جامعه مدرسین ۵۹، ۶۰، ۸۶، ۲۹۹ جانداران ۲۵۱
جانداران ذره‌بینی ۴۶۴ جانوران ۲۰۰، ۲۶۶ جاهلیت ۳۷۸ جایگاه ثوابت ۱۳۳ جبر ۴۷ جبرئیل ۳۶۲، ۴۶۶، ۴۸۲، ۴۸۳ جبون ۳۹۳ جدل ۴۷ جرائم جنسی ۳۳۸ جراحی شکم ۳۹۸ جرب ۳۴۲، ۳۵۹ جرثومه حیات ۲۴۶ الجرجانی، عبد القادر ۷۲ جریان خون ۳۵۸ جریانهای الکتریکی ۹۷ جزائر فلکی ۱۱۷ جزائری، دکتر غیاث الدین ۳۱۱ جزر و مد ۲۵۳ جزیرة العرب ۴۳، ۷۵، ۱۲۰، ۳۹۷ جزیرة العرب ۱۲۰ جعفر بن ابی طالب ۴۱۷ جعفری، منصوره ۳۹۹ جفت ۲۸۱، ۲۸۲، ۲۸۳ جگر سیاه ۳۲۸ جلبک‌ها ۱۲۳، ۲۴۰ جلبک‌های دریایی ۲۴۳ جلق زدن ۳۹۱، ۳۹۳ جلوه‌های فیض ۴۳ جلیلوند، محمد امین ۴۰۲ جم‌نشان، کورش ۲۲۵، ۲۲۹ جماع ۳۷۰ جمعه ۱۱۲، ۳۶۰ الجمیلی، دکتر سید ۱۵۷، ۱۶۸، ۳۱۱، ۳۲۳، ۳۳۷، ۳۴۷، ۳۵۳، ۳۷۳، ۳۸۴، ۴۰۹، ۴۱۰، ۴۲۴، ۴۸۹ جن ۶۹، ۷۰، ۷۱، ۸۱، ۲۰۲، ۴۳۸ جنابت ۳۵۷ جنات ۲۲۹ جنایت ۳۳۶، ۳۴۰ جنب ۳۴۹، ۳۵۴، ۳۷۰ جنبندگان ۱۱۸، ۱۹۶، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۴۰، ۲۴۱، ۲۵۷، ۲۵۹ جنس نر ۲۵۸ جنگ ۳۷، ۷۵، ۲۲۳، ۲۲۷، ۲۳۱، ۳۹۶ جنگ بدر ۲۹۷ جنوب ۱۸۷، ۱۸۸ جنون کورساکوف ۳۴۶ جنین ۲۴۶، ۲۶۲، ۳۳۹، ۳۷۲، ۴۳۰، ۴۳۲، ۴۳۳، ۴۳۵، ۴۴۷، ۴۴۹، ۴۵۴، ۴۵۵، ۴۶۸، ۴۷۵، ۴۸۰، ۴۸۴، ۴۹۰، ۴۹۱، ۴۹۲، ۴۹۳، ۴۹۵، ۴۹۶، ۴۹۷، ۴۹۸، ۵۰۱، ۵۰۴، ۵۰۵، ۵۰۶، ۵۰۷، ۵۰۹، ۵۱۰، ۵۱۱، ۵۱۲، ۵۱۳، ۵۱۴، ۵۱۵، ۵۱۷، ۵۱۸، ۵۱۹، ۵۲۰، ۵۲۱، ۵۲۲، ۵۲۳، ۵۲۵، ۵۲۶، ۵۲۷، ۵۲۸، ۵۲۹، ۵۳۰، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۳، ۵۳۶، ۵۳۸، ۵۳۹، ۵۴۲، ۵۴۵، ۵۴۶، ۵۴۹، ۵۵۱، ۵۵۳ جنین‌شناسی ۲۵۲، ۴۳۳، ۴۷۳، ۴۷۵، ۴۷۷، ۴۸۷، ۴۹۰، ۴۹۳، ۴۹۹، ۵۱۱، ۵۱۵، ۵۲۳، ۵۳۶ جو زمین ۱۰۲، ۱۰۴، ۱۰۸، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۲، ۱۳۸، ۱۳۹، ۱۴۰، ۱۵۴، ۲۰۰ جوامع اسلامی ۳۰، ۳۱، ۳۲، جوامع صنعتی ۳۸۲ جوامع مذهبی ۴۰۱ جوانان ۴۲۲ جوانان مسلمان ۳۱ جوانان، ازدواج و مسائل جنسی ۳۹۴ جوانه زدن ۲۸۵ جواهر الکلام ۳۰۳، ۳۰۴، ۳۹۲ الجواهر فی تفسیر القرآن ۳۶، ۱۶۳، ۲۸۲ جوش هسته‌ای ۲۰۹ جوشش هسته‌ای ۱۶۷ الجوهر، طلحة ۲۲۵ جوهری‌زاده، محمد رضا ۴۳۵، ۴۸۴ جهاد دانشگاهی ۲۸۵ جهالت ۲۸۱ جهان ۴۰، ۴۱، ۴۲ جهان اسلام ۲۹، ۳۲، ۱۲۷، ۲۳۱ جهان آفرینش ۲۴۵ جهان دانش، فرهنگ دانستنیها ۱۷۶، ۱۹۴، ۲۹۸، ۳۳۵ جهان هستی ۱۰۵، ۱۹۸، ۲۳۸ جهان‌های دور ۱۵۰ جهانیان ۲۰۲ جهل ۲۵، ۲۹۷، ۳۹۶، ۳۹۷، ۴۹۳ جهل مرکب ۴۴ جهنم ۲۲۷، ۵۲۱ جینز، جمیس ۱۱۵ «چ» چاقی ۳۱۰، ۴۲۲، ۴۲۳ چای ۳۳۵، ۴۱۵ چراغی، علی ۳۰۳، ۴۸۰ چربی ۳۱۰، ۳۲۱، ۳۴۳، ۳۵۲، ۴۲۳، ۴۲۴ چربی‌ها ۳۰۸ چشم ۳۴۱، ۴۱۴، ۴۳۲، ۴۷۳، ۵۰۹، ۵۲۹، ۵۳۰، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۳، ۵۳۴، ۵۳۵، ۵۳۶، ۵۳۷ چشم‌چرانی ۳۷۵ چهارپایان ۲۴۲، ۲۶۰ «ح» حائض ۳۵۵، ۳۵۷، ۳۶۹، ۳۷۰، ۳۷۱، ۳۷۳ حاجیان ۳۶۵ حاد ۲۹، ۵۳ حاکمیت قانون ۳۹۷ حاملگی ۴۷۲ حبوبات ۳۰۲ حج ۱۰۷، ۳۶۳، ۴۱۹ حجاب ۳۷۵، ۳۸۲، ۴۰۲ حجازی، سید جمال الدین ۵۱۹ حجت ۵۶، ۵۷ حد ۳۷۸، ۵۴۱ حد المسکر ۳۳۶ حد زنا ۳۸۳ حدود ۳۷ حدود کیفری ۳۷۹ حرا ۳۶۲ حرارت طبیعی بدن ۳۵۳ حرام ۸۵، ۸۶، ۳۰۲، ۳۰۶، ۳۰۹، ۳۱۳، ۳۱۴، ۳۲۷، ۳۳۶، ۳۴۸، ۳۷۰، ۳۸۹ حرکت ابرها ۱۷۳ حرکت ارتعاشی شمسی ۱۷۲ حرکت ارتعاشی قمری ۱۷۲ حرکت اقبالیه زمین ۱۷۲ حرکت انبساطی جهان ۲۰۸ حرکت انتقالی ۴۹، ۱۶۰، ۱۶۹، ۱۷۳، ۱۸۱، ۱۸۷ حرکت انتقالی آفتاب ۱۶۶ حرکت انتقالی خورشید ۵۱، ۱۶۲، ۱۶۳، ۱۶۶، ۱۶۹، ۱۷۲ حرکت انتقالی زمین ۱۷۱، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۸۰
حرکت پوسته زمین ۱۸۴ حرکت تقدیم اعتدال ربیعی و خریفی ۱۷۲ حرکت حسی ۱۸۲ حرکت خورشید ۴۴، ۸۲، ۱۲۷، ۱۶۰، ۱۶۳، ۱۶۴، ۱۶۸ حرکت درونی خورشید ۱۶۹ حرکت دورانی ۱۶۳ حرکت دورانی خورشید ۱۶۹ حرکت زمانی ۱۶۹ حرکت زمین ۴۴، ۵۰، ۱۲۵، ۱۵۰، ۱۶۲، ۱۶۴، ۱۷۳، ۱۷۵، ۱۷۷، ۱۷۸، ۱۷۹، ۱۸۲، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۸۵، ۱۹۱، ۱۹۲ حرکت ظاهری ۱۶۴ حرکت قاره‌ای ۱۸۴ حرکت کرات آسمانی ۱۸۳ حرکت کوهها ۱۷۳، ۱۷۴ حرکت وضعی ۱۱۲، ۱۵۳، ۱۶۰، ۱۶۹، ۱۷۱، ۱۷۶، ۱۷۷، ۱۷۸، ۱۸۴، ۱۸۷، ۱۸۸، ۱۹۰ حرکت وضعی خورشید ۱۶۵، ۱۶۶، حرکت وضعی زمین ۱۷۷، ۱۸۱، ۱۸۴ حروف مقطعه ۴۷، ۲۲۰، ۲۲۱، ۲۲۲، ۲۲۴، ۲۲۷ حروف نورانی ۲۲۱ حس ۳۲، ۱۶۴، ۲۵۲ حساب ۴۷ حساب ابجد ۳۶ حسادت ۳۹۳ حسب النبی، دکتر منصور محمد ۱۶۳ حسد ۳۹۶ حسن‌پور، فاطمه ۳۹۹ حسن عدل ۸۹ حسین بن خالد ۱۵۱ حسین مهران، دکتر جمال الدین ۳۵۳، ۴۲۴ حسینی طباطبایی، مصطفی ۲۲۳ حسینی طهرانی، علامه ۴۶۴ حسینیه ارشاد ۴۲ حشرات ۱۱۰، ۲۳۶، ۲۸۷، ۲۸۸، ۲۸۹، ۴۶۳، ۴۶۴ حشره ۲۴۵ حشیش ۳۴۷ حضور قلب ۴۲۷ حفره آمینون ۴۸۹ حق الیقین ۷۶ حق‌طلبی ۶۵ حقانیت ادیان الهی ۳۱۸ حقانیت اسلام ۳۰، ۵۲، ۸۸ حقیقی، ک. م. ۲۳۹، ۲۷۹، ۲۸۹،
۴۸۵ حکم ارشادی ۳۰۷ حکم الهی ۳۷۷ حکم تأسیسی ۳۰۴، ۳۵۳، ۴۲۵ حکم شرعی ۸۷، ۳۷۷ حکما ۷۳ حکمای فارس ۱۸۷ حکمت ۴۰، ۷۷، ۸۵، ۸۶، ۸۷، ۸۹، ۱۳۸، ۳۰۵ حکمت الهی ۶۴ حکومت ۳۷، ۲۳۷ حکومت الحادی کمونیستی ۲۸ حکومت الهی ۱۲۸ حکیم، سید محمد باقر ۶۱، ۷۶، ۳۴۷ حکیمی، محمد رضا ۲۹۸ حلال ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۴، ۳۰۹ حلب ۳۴۰ حلبی، دکتر علی اصغر ۲۸ حلق ۳۴۲ حلیة المتقین ۳۶۶ حمام ۲۹۸ حمله به دین ۲۸ حمله میکروبی ۳۱۷ حمید الله ۱۶۴، ۴۷۶ حنجره ۳۴۵، ۵۳۴ حنفی، احمد ۱۱۸ حوا ۲۷۰، ۲۷۱، ۲۸۳، ۴۳۳، ۴۶۶، ۴۶۷ حواریان ۴۲۰ حیات ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۰۴، ۲۰۶، ۲۰۹، ۲۲۳، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۴، ۲۴۶ حیات جاویدان ۲۴۶ حیات حیوانی ۵۲۴ حیات نباتی ۵۲۴ حیض ۳۵۵، ۳۵۶، ۳۵۷، ۳۶۸، ۳۶۹، ۳۷۰، ۳۷۱، ۳۷۲، ۳۷۳، ۳۷۴، ۴۷۲، ۴۷۸، ۴۷۹، ۴۸۰، ۵۲۰، ۵۴۴، ۵۴۵، ۵۴۶ حیوان ۲۰۲، ۲۵۱، ۲۸۹، ۳۷۹، ۳۸۰، ۵۲۴ حیوان جلال ۳۰۶ حیوانات ۹۸، ۱۱۳، ۱۱۴، ۲۰۰، ۲۳۶، ۲۴۹، ۲۵۶، ۲۶۶، ۲۷۲، ۲۷۸، ۲۸۰، ۲۸۴، ۲۸۶، ۲۸۷، ۴۲۰، ۴۳۶ حیوانات بسیط ۲۳۸ حیوانات تک سلولی ۲۳۷ حیوانات دریایی ۲۵۷ حیوانات غول‌پیکر ۱۹۹ «خ» خاخامهای یهود ۱۲۷ خاصیت شیمو تاکسی ۴۵۹ خاک ۱۰۹، ۱۲۱، ۱۳۹، ۱۵۹، ۲۵۸، ۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۷۲، ۲۷۳، ۲۷۴، ۲۸۴، ۳۰۶، ۴۳۰، ۴۳۲، ۴۳۴، ۴۳۵، ۴۳۶، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۲، ۴۶۱، ۴۸۲، ۵۰۰، ۵۳۴ خالقی، دکتر روح اللّه ۳۹۴ خانواده ۳۸۰، ۴۰۲، ۵۴۷، ۵۴۹ خانواده و مسائل جنسی کودکان ۳۹۴ خانه خدا ۳۶۶ خانه‌سازی ۲۰۰ خباثت ۳۰۶ خبیث ۳۰۳ خداشناسی ۳۸، ۲۵۳، ۲۹۸، ۴۲۹ خدمات بهداشتی ۳۶۴ خدیجه (س) ۳۶۲ خرافات ۴۴، ۳۰۲، ۵۴۴ خرده سیارات آستروئید ۱۳۱ خرگوش ۴۶۴، ۵۱۹ خرما ۲۷۸، ۳۳۱، ۳۳۲، ۴۰۸ خرمشاهی، بهاء الدین ۲۴، ۴۲ خروس ۳۲۱ خزائلی ۵۳۵ خزاعه ۳۰۲ خزندگان ۱۱۰، ۱۱۸، ۱۲۳، ۲۴۲، ۲۵۴، ۲۵۷، ۲۵۸، ۲۵۹، ۲۶۰ خزنده ۲۵۳ خسران ۳۹۵ خشکبار ۴۳۵ خشکسالی ۲۱۵ خشوع ۴۲۷ خضوع ۳۵۱، ۴۲۷ الخطیب، عبد الغنی ۱۰۹، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۴، ۲۵۷، ۴۴۲ خلاصه مقالات همایش نقش دین در بهداشت روان ۴۰۲ خلط ۳۰۶ خلق ۲۴۸، ۲۴۹ خلق نیکو ۳۸۳
خلقت ۱۲۰، ۲۴۴، ۴۶۱ خلقت آدم ۲۶۸ خلقت از خاک ۲۷۳ خلقت آسمان ۱۰۴، ۱۱۲، ۱۱۸ خلقت آسمان و زمین ۹۳، ۱۲۰، ۱۲۱، ۱۲۴ خلقت آسمانها ۲۵، ۱۰۱، ۱۱۳، ۱۱۹، ۱۲۱، ۱۲۲، ۱۲۵ خلقت آسمانها و زمین ۹۹، ۱۰۱، ۱۰۸، ۱۱۲، ۱۱۹ خلقت انسان ۴۳، ۴۴، ۱۲۱، ۱۲۴، ۲۶۰، ۲۶۲، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۶۹، ۴۲۹، ۴۴۰، ۴۴۲، ۴۷۶، ۴۸۸ خلقت جهان ۹۶، ۱۰۸، ۱۱۴، ۲۴۳ خلقت حیوانات ۲۶۰ خلقت زمین ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۰۴، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۸، ۱۲۱، ۱۲۲، ۱۲۵، ۲۳۹ خلقت کوهها ۱۲۱، ۱۲۲ خلیفه، رشاد ۱۷، ۲۱۹، ۲۲۰، ۲۲۲، ۲۲۴، ۲۲۵، ۲۲۶، ۲۲۷، ۲۲۸، ۲۲۹، ۲۳۰، ۲۳۱، ۲۳۲ خمر ۳۳۱، ۳۳۵، ۳۳۶، ۳۳۷، ۳۳۹، ۳۴۳ خمینی (ره)، امام روح الله الموسوی ۶۳، ۳۰۶، ۳۰۹، ۳۲۰، ۳۲۷، ۳۳۶، ۳۵۷، ۳۷۰ خناق سینه ۳۱۰، ۴۱۵، ۴۲۲ خواب ۳۱۱، ۳۵۰، ۳۵۱ خواب‌آلودگی ۳۳۳ خوابگردها ۱۶۰، ۱۷۰، ۱۷۱ خوئی، آیة الله سید ابو القاسم ۶۰، ۶۸، ۷۴، ۷۵، ۷۶، ۷۷، ۱۷۵، ۲۸۹، ۵۲۳ خوتکین ۴۱۲ خودارضائی ۳۹۱، ۳۹۳ خودکشی ۳۳۸، ۳۴۰، ۴۰۱ خورشید ۲۴، ۲۶، ۳۰، ۴۳، ۴۵، ۴۹، ۹۵، ۹۶، ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۱۶، ۱۱۸، ۱۲۱، ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۳۲، ۱۳۳، ۱۳۵، ۱۴۰، ۱۵۰، ۱۵۴، ۱۵۵، ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۵۸، ۱۵۹، ۱۶۰، ۱۶۱، ۱۶۲، ۱۶۳، ۱۶۴، ۱۶۵، ۱۶۶، ۱۶۷، ۱۶۸، ۱۶۹، ۱۷۰، ۱۷۲، ۱۷۳، ۱۷۹، ۱۸۶، ۱۸۷، ۱۸۸، ۱۸۹، ۱۹۲، ۱۹۴، ۱۹۵، ۲۰۲، ۲۰۴، ۲۰۵، ۲۰۷، ۲۰۹، ۲۱۰، ۲۱۱، ۲۱۳، ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۴۰ خوک ۳۰۶، ۳۱۹، ۳۲۰، ۳۲۱، ۳۲۲، ۳۲۴، ۳۲۶، ۳۳۵ خون ۸۷، ۸۹، ۲۵۵، ۳۰۳، ۳۰۴، ۳۰۶، ۳۱۱، ۳۱۶، ۳۱۷، ۳۱۹، ۳۲۵، ۳۲۶، ۳۲۷، ۳۲۸، ۳۳۰، ۳۳۹، ۳۴۹، ۳۷۲، ۴۸۴، ۴۸۹، ۴۹۶، ۵۰۷ خون بسته ۲۷۶ خونریزی معده ۳۴۲ خیابان‌ها ۳۶۵ خیال ۶۴ خیانت ۳۴۰ «د» داء الحصاف الکلی ۳۴۲ داء الرقص ۴۱۶ دائم الخمر ۳۳۷ دادفرما ۹۵، ۱۴۴ دادگاه تفتیش عقاید ۲۳، ۲۴ دار احیاء التراث العربی ۱۶۱، ۲۸۰ دار الشروق ۴۴۹ دار العلم للملایین ۲۲۰، ۵۰۷ دار العوده ۱۰۲، ۲۸۱، ۲۸۹ دار الفکر ۱۶۳، ۲۸۲ دار القتیبة ۸۳ دار القلم ۴۸۴ دار الکتاب العربی ۱۰۲ دار الکتب الاسلامیة ۲۳، ۲۷، ۱۲۸، ۱۳۴، ۴۴۴ دار الکتب العلمیة ۲۶، ۳۶ دار المعرفة ۳۵، ۳۶، ۴۷، ۱۶۰ دارو مکتبة الهلال ۳۲۳ داروخانه ۲۹۷ داروین ۲۴، ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۵۱، ۲۶۸، ۲۷۲ داروینیسم ۲۵۳ داستان اوران ۴۱ داغدیدگی ۴۰۰ دانستنی‌های جهان علم ۱۹۷ دانش پزشکی ۵۱۸ دانش عصر فضا ۱۴۴، ۱۴۵، ۱۵۰، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۶۰، ۱۶۲، ۱۶۴، ۱۶۶، ۱۷۴، ۱۹۷، ۲۰۰ دانش مسلمین ۲۹۸ دانشکده ادبیات ۱۲۳ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ۲۴۱، ۲۵۴ دانشکده کشاورزی عین الشمس ۲۲۰ دانشگاه آریزونا ۲۲۰ دانشگاه علوم پزشکی تهران ۴۶۳ دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران ۳۹۹ دانشگاه کالیفرنیا ۲۲۰ دانشگاه ناپل ۸۲ دانشگاه‌های اروپا ۲۵، ۲۹۸ دانشمندان اخترشناس ۱۹۷ دانشمندان اروپایی ۸۲ دانشمندان اسلامی ۲۹، ۱۷۱ دانشمندان امامیه ۲۷ دانشمندان دینی ۲۳ دانشمندان روم شرقی ۱۷۱ دانشمندان زیست‌شناس ۱۱۷، ۴۳۹ دانشمندان زیست‌شناس ۱۱۸ دانشمندان ستاره‌شناس ۲۱۳ دانشمندان عرب ۲۵۰ دانشمندان علوم طبیعی ۲۵۱ دانشمندان فضایی ۱۹۷، ۲۰۰ دانشمندان کیهان‌شناس ۹۳، ۱۴۶ دانشمندان مسلمان ۲۵، ۳۰، ۳۳، ۴۸، ۱۲۷ دانشمندان نجوم ۱۴۷ دانشمندان یونان قدیم ۴۴۲ دانیال ۴۲۰ داور مزدی، دکتر هرمز ۲۸۵ دایرة البروج ۱۷۲ دایره ۳۶، ۱۸۷ دایره استوایی ۱۷۲ دباغ‌ها ۳۲۱ دبس، موریس ۳۹۴ دبیر، مهندس ذبیح الله ۲۴، ۱۰۰، ۱۱۱، ۱۴۶، ۱۶۴، ۴۴۱، ۴۶۵ دبیری، دکتر ۴۶۴ دخانیات ۳۴۲ دختر ۵۱۳، ۵۱۴، ۵۱۵، ۵۱۷، ۵۱۸، ۵۱۹، ۵۲۱، ۵۲۷ درباره دوران افلاک ۱۷۰ دراز، دکتر محمد عبد الله ۷۳ درآمدی بر تفسیر علمی قرآن ۲۳، ۳۲، ۳۵، ۳۹، ۴۲، ۵۰، ۵۱، ۵۳، ۸۹ درجات دایره ۳۹ درخت ۱۱۰، ۱۳۴، ۱۳۸ درخت خرما ۲۳۶ درختان ۱۱۳، ۲۴۳ درد ۳۹۸
دردهای مفصلی ۳۲۲ درماتوم ۵۰۹ درندگان ۳۲۶ درنده خوئی ۳۳۸ دروغ ۲۲۷، ۳۷۸ دروغ بستن بر خدا ۲۲۶ دریا ۱۳۸، ۲۳۹، ۲۴۰ دریاها ۴۳، ۱۰۹، ۱۷۶، ۲۱۱، ۲۱۲، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۱، ۲۵۱، ۲۵۳، ۲۵۷، ۲۹۰، ۴۳۸ دریایی، رسول ۱۴۶، ۲۶۴، ۴۳۵ دزدی ۳۷۶، ۳۷۸، ۳۷۹ دستغیب، عبد الحسین ۳۰۸، ۳۸۹، ۳۹۲، ۳۹۴ دستگاه ادراری تناسلی ۵۰۹ دستگاه تناسلی ۳۵۸، ۳۹۳، ۴۱۴، ۴۴۵، ۴۵۱، ۴۵۲، ۴۵۶، ۵۱۴ دستگاه تنفسی ۵۰۹ دستگاه عصبی ۵۰۹ دستگاه گردش خون ۳۵۳، ۴۲۳ دستگاه گوارش ۳۱۶، ۳۲۲، ۳۴۲، ۴۰۹، ۴۱۱، ۴۲۲، ۴۲۳، ۴۲۵، ۴۴۶، ۴۴۷، ۴۹۶، ۵۰۷ دستگاه معدی روده‌ای ۵۰۹ دستگاه‌های راه شیری ۹۶ دستگاههای نجومی ۱۹۰ دستور زبان ۳۳ دستورات الهی ۳۵۵ دسیدوای ۴۸۹، ۴۹۱، ۴۹۲ دف ۱۸۷ دفاع از حقایق دینی ۲۸ دفتر انتشارات اسلامی ۵۹، ۶۰، ۷۲، ۲۹۹، ۴۲۱ دفتر نشر فرهنگ اسلامی ۲۴، ۳۰ دفضع، بسام ۲۴۲، ۲۶۳، ۵۱۶، ۵۴۲ دفن میت ۳۱۸، ۳۱۹ الدقر، دکتر نزار ۴۰۸ دلایل الاعجاز و الشافیة ۷۲ دلیل شرعی ۳۰۲ دلیل عقلی ۴۸، ۵۰، ۲۵۲ دم اسب‌ها ۱۲۳، ۲۴۰ دمای بدن ۳۵۸ دمشق ۱۰۳، ۱۹۸، ۲۱۴، ۴۸۴ دموکریت ۱۰۹ دنبلان ۳۰۶ دندان ۴۰۹ دنیای ستارگان ۱۵۰، ۱۶۰ دو جنسی ۴۶۲، ۴۶۳ دوالی الساقین ۴۲۶ دود ۹۷، ۱۰۱، ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۱۲، ۱۱۵، ۱۱۶، ۲۰۸، ۲۱۵ دوران بارداری ۲۵۵ دوران جاهلیت ۳۳۴ دوران جنینی ۲۶۷ دوران‌های زمین‌شناسی ۱۲۳ دورانت، ویل ۲۵۵، ۲۵۶ دوربین کیهانی پالومار ۱۴۴ دوره ایلخانی ۱۷۱ دوره چهارم یخبندان ۲۵۴ دوره ژوراسیک ۲۵۸ دوره‌های خلقت جهان ۱۰۵ دولت ۳۳۲، ۳۳۸ دونین ۲۴۰ ده فرمان ۳۷۸ دهان ۳۳۹، ۳۴۲، ۴۲۳، ۴۹۶، ۵۳۹ الدهان، سعید ناصر ۳۵۳، ۴۲۶ دی اکسید کربن ۳۲۸، ۳۳۹ دیاب، دکتر عبد الحمید ۳۰۳، ۳۲۲، ۳۲۸، ۳۳۹، ۴۰۷، ۴۲۶، ۴۲۹، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۴۵، ۴۴۸، ۴۵۰، ۴۵۴، ۴۵۶، ۴۵۹، ۴۷۵، ۴۸۰، ۴۸۳، ۴۹۰، ۴۹۵، ۴۹۸، ۴۹۹، ۵۰۶، ۵۱۴، ۵۱۸، ۵۲۳، ۵۲۶، ۵۲۸، ۵۳۱، ۵۳۵، ۵۴۲، ۵۴۵، ۵۴۸، ۵۵۱، ۵۵۳، ۵۵۷، ۵۵۸، ۵۶۰، ۵۶۲، ۵۶۳ دیرین‌شناسان ۱۲۳ دیرین‌شناسی ۲۵۲، ۲۵۸ دیمدرول ۴۱۳ دین ۳۷، ۳۸، ۲۶۸، ۳۲۱، ۳۳۸، ۳۶۳، ۳۷۹، ۳۸۳، ۳۸۴، ۴۰۱، ۴۰۳ دیوانگان ۲۹۸ دیوانه ۳۱۴ دیوثی ۳۲۱ دیه ۵۲۴ دیه قتل خطایی ۴۱۹ «ذ» ذات الریه ۴۱۳ ذات الهی ۲۲۱ ذبح ۳۱۴، ۳۱۷، ۳۲۸ ذبح شرعی ۳۱۶ ذرات بنیادی ۲۸۲ ذرات مثبت و منفی ۲۸۰ ذوب هسته‌ای ۱۶۷ ذوق علمی ۵۲۱ ذهبی ۲۲ ذهن ۳۳، ۴۴، ۸۱، ۵۳۵ ذی القعده ۱۷۸ «ر» رابطه علم و دین ۲۴، ۳۰، ۴۴، ۱۷۴، ۱۷۵، ۲۸۱، ۲۸۸ رابطه قرآن با علم ۲۷ راز آسمانهای هفتگانه ۱۳۰ راز آفرینش ۲۴۵ راز حیات ۲۴۵ الرازی، فخر الدین ۲۵، ۲۶، ۷۲، ۹۸، ۹۹، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۳۹، ۲۰۰، ۲۱۵، ۲۳۸، ۴۴۹، ۴۵۳، ۴۸۳ رازی، محمد بن زکریا ۲۹۸، ۳۳۵ رأس الجدی ۱۹۴ رأس السرطان ۱۹۴ راستگوئی ۶۲ راسل، برتراند ۴۲ راشدی، لطیف ۱۵۲، ۲۸۱ راغب اصفهانی، ابو القاسم ۵۴، ۵۵، ۵۶، ۵۷، ۷۳، ۹۴، ۱۰۴، ۱۰۸، ۱۳۴، ۱۳۶، ۱۵۵، ۱۵۸، ۱۷۷، ۱۷۹، ۱۸۸، ۲۰۲، ۲۶۵، ۲۷۲، ۲۷۸، ۲۸۵، ۲۸۷، ۳۰۱، ۳۰۵، ۳۰۷، ۳۷۲، ۴۳۴، ۴۴۳، ۴۴۵، ۴۵۳، ۴۵۷، ۴۶۸، ۴۸۳، ۴۸۸، ۴۸۹، ۴۹۳، ۴۹۴، ۵۰۱، ۵۵۰، ۵۵۳ رأفت ۳۷۶، ۳۸۳ رافعی، محمد صادق ۷۳ راه تکامل ۲۳، ۱۵۹، ۱۹۰، ۲۱۲، ۲۱۳، ۲۳۹، ۲۹۰ راههای خداشناسی در طبیعت ۱۷۲ رایانه ۲۱۹، ۲۲۰، ۲۲۶ رباخواری ۳۹۸ رپس ۱۲۳ رجال سیاست ۸۲ رجحان، دکتر محمد صادق ۴۶۳ رجم ۳۷۹ رحلة ۲۹۸ رحم ۲۴۷، ۲۷۱، ۲۷۶، ۳۷۱، ۳۷۲، ۳۷۵، ۴۳۰، ۴۴۴، ۴۴۷، ۴۴۸، ۴۴۹، ۴۵۴، ۴۵۸، ۴۵۹، ۴۶۰، ۴۶۱، ۴۷۱، ۴۷۴، ۴۸۰، ۴۸۳، ۴۸۴، ۴۸۶، ۴۸۸، ۴۹۱،
۴۹۳، ۴۹۶، ۵۱۰، ۵۱۵، ۵۱۸، ۵۱۹، ۵۲۰، ۵۲۲، ۵۲۳، ۵۲۴، ۵۲۸، ۵۳۸، ۵۴۲، ۵۴۳، ۵۵۰، ۵۵۱ رحمت ۳۹۶ رحمت الهی ۴۰۵ رخوت ۳۵۰، ۴۴۵ رژیم‌های جبار ۴۳ رسائل ابن سینا ۲۶، ۱۲۷ رسالت ۳۶۲ رساله دوم پطرس رسول ۳۲۰ رساله دهم ۲۵۰ رساله رومیا ۴۲۰ رساله موائد ۱۷۸ رساله‌های عملیه مراجع معظم تقلید ۲۹۹، ۳۰۳، ۳۰۶، ۳۰۹، ۳۱۴، ۳۱۸، ۳۲۰، ۳۲۷، ۳۲۸، ۳۳۶، ۳۴۸، ۳۷۰، ۳۸۹، ۳۹۲، ۴۲۶، ۵۴۵ رستاخیز ۲۰۷، ۲۱۱، ۵۵۲ رستگاری جویباری ۴۴۶ رشته‌های عصبی ۴۴۵ رشد علم بشر ۱۱۹ رصدخانه لاول ۱۴۴ رضائی اصفهانی، محمد علی ۱۸، ۳۲ رضایی‌فر، مهندس جعفر ۹۹، ۱۶۳، ۱۹۶، ۲۰۵ رطوبت ۴۴۲ رعد و برق ۲۳۹ رعشه ۳۳۷، ۳۴۶ رفاعی، مهندس عدنان ۲۲۵، ۲۲۹ رفتارهای جنسی زنان ۳۴۵ رفع اضطراب و نگرانی ۴۰۰ رفع کسالت ۳۵۰ رفیع، دکتر عبد الناصر ۴۰۲ رکوع ۳۶۵، ۴۲۶ رگل ۳۷۲ رگهای خونی ۴۹۶ رمانی ۴۵۳ رنان، ارنست ۳۳۵ رنین ۵۵۷ روابط جنسی ۳۸۱، ۳۸۴ روابط نامشروع ۳۸۴ روانشناسان ۳۹۸ روانشناسی ۴۰۳ روبیدم ۴۳۵ روح ۳۱، ۱۱۷، ۱۲۱، ۲۷۲، ۲۷۴، ۳۰۴، ۳۳۲، ۴۰۵، ۴۶۶، ۵۲۳، ۵۲۴، ۵۲۵، ۵۲۶، ۵۲۸، ۵۲۹، ۵۳۰، ۵۳۲، ۵۶۲ روح اجتماعی ۴۸۶ روح القدس ۵۲۵ روح الهی ۴۶۶، ۵۲۸ روح انسان ۳۸۳ روح خدا ۴۱ روحانی، منوچهر ۱۶۰ روحیات ۳۲۹ رودخانه ۳۱۴، ۳۴۰ روده ۳۲۶، ۴۹۷ روده بزرگ ۴۲۳ روده‌ها ۳۴۳ روز ۱۰۶، ۱۱۲، ۱۵۶، ۲۷۷ روز جزا ۳۷۷ روز واپسین ۴۰۱ روزنامه اطلاعات ۱۹۷، ۴۶۵ روزه ۴۳، ۸۵، ۲۹۹، ۳۴۹، ۳۹۲، ۴۱۷، ۴۱۸، ۴۱۹، ۴۲۰، ۴۲۱، ۴۲۲، ۴۲۴، ۴۲۵ روزه سکوت ۴۱۹ روزه‌های مستحبی ۴۲۱ روزه، درمان بیماری‌های روح و جسم ۴۲۱ روسو، پی‌یر ۱۷۰، ۲۷۹، ۲۹۷ روسیه ۲۸، ۴۰۷ روش اسلامی ۳۸۳ روش تربیتی قرآن ۳۳۴ روش حسی ۳۰، ۳۲ روش درمانی قرآن ۳۸۳ روش قیاسی ۳۱ روشنفکران ۳۰، ۳۲ روشنفکران مسلمان ۲۹ روغن زیتون ۴۱۵ روغن ماهی ۴۱۳ روم ۲۵، ۳۰، ۳۲، ۴۳، ۷۴ روی ۴۳۵ رویان‌شناسی پزشکی لانگمن ۴۴۴، ۴۵۸، ۴۵۹، ۴۶۹، ۴۸۴، ۴۸۹، ۴۹۰، ۴۹۲، ۴۹۵، ۴۹۷، ۵۰۴، ۵۰۸، ۵۰۹، ۵۱۲، ۵۱۴، ۵۲۸، ۵۳۱، ۵۴۲، ۵۴۸، ۵۵۱، ۵۵۲، ۵۵۳ رهبری، احمد ۱۲۳، ۲۴۱، ۲۵۴ ری‌شهری، محمد محمدی ۳۴ ریاضی ۲۱۹ ریاضیات ۲۵، ۲۶، ۳۵، ۱۳۷ ریشتر ۲۴۶ ریووآر، ژان. ل ۵۱۹ ریه ۳۲۸، ۳۳۹، ۵۳۸ ریه‌ها ۴۲۳ «ز» زالو ۴۷۱، ۴۸۳، ۴۸۴، ۴۸۵، ۴۸۶، ۴۸۷ زایمان ۳۵۶، ۴۱۴، ۵۵۲ زباله ۳۶۷ زبان ۳۴۲، ۳۴۵ زبان انگلیسی ۲۲۰ زبان دین ۴۲ زبان دینی ۲۷، ۴۲، ۱۲۸ زبان عرب ۷۲، ۸۰ زبان عربی ۲۱، ۲۸، ۳۲، ۷۹ زبان علم و دین ۱۲۰ زبان علمی ۴۲ زبان فارسی ۱۷۸ زبان فرانسه ۱۶۴ زبان قرآن ۴۱ زبان یونانی ۱۷۱ زبانهای گنگ ۴۰۵ زبور داود ۱۶۰ زحل ۲۶، ۱۱۶، ۱۲۷، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۵۹ زخم روده ۴۱۲ زخم قرنیه ۴۱۳ زخم معده ۳۴۰، ۴۱۱، ۴۱۲ زرتشت ۳۵۰ زرتشتیان ۳۱۴ زرکشی، بدر الدین محمد بن عبد الله ۳۶، ۷۳ زکام ۴۱۴ زکام حاد ۴۱۵ زگیل ۳۴۳ زلزله ۱۸۴، ۲۰۷، ۲۵۳ زمانی، مصطفی ۱۶۶، ۲۰۱، ۲۰۲، ۲۴۷، ۲۹۱، ۴۴۴، ۴۷۶، ۴۷۸ زمخشری، محمود بن عمر ۳۷، ۵۶، ۱۹۹، ۴۴۴ زمستان ۱۶۱، ۱۹۳، ۲۳۶ الزملکانی ۷۱، ۷۳ زمین ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۳۰، ۳۲، ۴۰، ۴۳، ۴۹، ۷۵، ۹۷، ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۶، ۱۰۸، ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۱۶، ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۰، ۱۲۱، ۱۲۴، ۱۲۸، ۱۳۰، ۱۳۳، ۱۳۷،
۱۳۹، ۱۴۰، ۱۴۱، ۱۴۸، ۱۵۰، ۱۵۴، ۱۵۸، ۱۵۹، ۱۶۳، ۱۷۰، ۱۷۲، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۷۶، ۱۸۰، ۱۸۱، ۱۸۲، ۱۸۳، ۱۸۵، ۱۸۶، ۱۸۷، ۱۸۸، ۱۹۰، ۱۹۴، ۱۹۶، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۰۱، ۲۰۳، ۲۰۵، ۲۰۶، ۲۰۹، ۲۱۳، ۲۱۴، ۲۳۵، ۲۳۸، ۲۴۴، ۲۵۷، ۲۷۷، ۳۰۱، ۵۱۳ زمین‌شناس ۱۰۹ زمین‌لرزه ۴۷ زمین و آسمان ۲۴۷ زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن ۱۲۳، ۱۳۰، ۱۳۳ زمین و زمان ۱۷۰ زمین‌شناسی ۴۱، ۱۱۴، ۱۱۹، ۱۲۳، ۱۲۴، ۲۴۱ زمین‌شناسی و تکامل ۱۲۳، ۲۴۱ زمین‌های هفتگانه ۱۰۳، ۱۲۶، ۱۴۱ زنا ۳۳۷، ۳۷۵، ۳۷۶، ۳۷۸، ۳۷۹، ۳۸۰، ۳۸۲، ۳۸۳، ۳۸۴، ۳۸۹، ۵۴۱، ۵۴۶ زناشویی ۳۵۵ زناکار ۳۷۶، ۳۷۷، ۳۸۳ زناکاران ۳۷۷ زنان ۳۵۵ زنان پاک دامن ۴۱۷ زنان روزه‌دار ۴۱۷ زنان مؤمن ۳۷۶ زنای با محارم ۳۳۷ زنبور داران ۴۱۰ زنبور عسل ۴۰۶، ۴۰۸ زندگی اجتماعی ۲۶۹ زندگی، اسلام و دانش امروزی ۵۰۷ زنده به گور ۳۹۷ زنده جاوید و اعجاز جاویدان ۱۶۳، ۱۶۶، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۸۰، ۱۸۱، ۱۹۰، ۲۷۹، ۲۸۱، ۲۸۷، ۲۸۸، ۲۹۱ زوج ۲۲۵ زوج و فرد در قرآن ۲۲۵ زوجیت ۲۷۷، ۲۷۹، ۲۸۱، ۲۸۳، ۲۸۴، ۲۸۶، ۵۴۴، ۵۴۸ زوجیت گیاهان ۳۰، ۴۴، ۴۹، ۷۵، ۸۲، ۲۷۷، ۲۷۸، ۲۸۰، ۲۸۱، ۲۸۲، ۲۸۴ زوجیت ماده ۲۸۱ زوجیت میوه‌ها ۲۷۸، ۲۸۴ زهدان ۴۶۹ زهره ۲۶، ۱۱۶، ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۵۹، ۱۷۲، ۲۰۹ زیارت ۳۵۷، ۳۶۳ زیانهای بهداشتی ۳۷۱ زیتون ۲۳۶ زیدان، جرجی ۲۵ زیست‌شناسان ۴۲، ۲۳۹، ۵۱۹ زیست‌شناس ۲۴۷ زیست‌شناسی ۳۴، ۱۱۹، ۲۴۴، ۵۱۰ «ژ» ژن ۴۷۵، ۴۷۶، ۴۷۸، ۴۸۱ ژولیو ۲۱۲ ژیبون ۲۵۴ «س» ساحر ۶۳ ساحران ۶۴، ۶۵، ۶۶ سادات، مهندس محمد علی ۱۶۳، ۱۶۶، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۷۹، ۱۸۰، ۱۸۱، ۱۹۰، ۲۷۹، ۲۸۱، ۲۸۷، ۲۸۸، ۲۹۱ سادلر، توماس. وی ۴۴۴، ۴۵۸، ۴۸۴، ۴۸۹، ۴۹۲، ۴۹۵، ۵۰۸، ۵۳۱، ۵۴۲، ۵۴۸، ۵۵۱، ۵۵۲ سادیسم ۳۹۰ سازگاری علم و دین ۱۷، ۲۳ ساس ۳۵۹ ساکاراز ۴۱۱ ساکنان آسمان از نظر قرآن ۱۳۲، ۲۰۰ سالمونلا ۳۱۶ سالیدین ایتالیا ۲۹۸ سامی، محمد علی ۱۰۳، ۲۱۴، ۳۵۳، ۳۶۰، ۳۶۴، ۳۸۴، ۳۹۰، ۴۲۴، ۴۲۶ سبحانی، آیة الله جعفر ۱۷۵، ۲۸۹، ۴۶۴ سبزواری، حاج ملا هادی ۱۲۸ سبزیجات ۴۳۵ سبع سموات ۲۶، ۱۱۹، ۱۲۱، ۱۲۸، ۱۳۰، ۱۳۵، ۱۳۸ سبعیت ۳۲۹ سپرز ۳۲۸ سپهر، مهدی ۱۷۱ ستارگان ۴۴، ۴۹، ۹۳، ۹۵، ۹۶، ۱۰۰، ۱۰۴، ۱۱۰، ۱۱۵، ۱۱۸، ۱۲۹، ۱۳۱، ۱۳۴، ۱۳۵، ۱۳۹، ۱۴۴، ۱۵۴، ۱۷۰، ۱۸۶، ۱۸۹، ۱۹۵، ۱۹۶، ۱۹۷، ۱۹۹، ۲۰۳، ۲۰۴، ۲۰۷، ۲۰۹، ۲۱۰، ۲۱۱، ۲۱۵ ستارگان ثابت ۱۹۷ ستاره ۱۰۹، ۱۳۸، ۱۴۰، ۱۴۴، ۱۵۹، ۱۶۳، ۱۶۵، ۲۰۵، ۲۰۹ ستاره دریایی ۴۶۳ ستاره‌شناسان ۲۱۲ ستاره عیوق ۱۴۵ ستاره محتضر ۲۰۹ ستاره وگا ۱۶۲، ۱۶۳، ۱۶۹، ۱۷۲ ستاره‌های دنباله‌دار ۱۳۱ ستمکاران ۳۳ ستمگران ۳۹۵، ۳۹۷ ستون فقرات ۴۴۵، ۴۴۶، ۴۴۸، ۴۵۴، ۵۰۷ ستون نامرئی ۱۵۲ ستون‌های نامرئی ۱۴۹ سجده ۱۹۶، ۲۲۶، ۲۶۰، ۲۶۲، ۳۴۹، ۳۵۱، ۴۲۶، ۵۲۷، ۵۲۸ سجده فرشتگان ۲۶۱ سجده واجب ۳۵۷، ۳۷۰ سجود ۲۶۱، ۲۶۵ سحابی، دکتر ید الله ۲۶۹، ۴۷۶ سحابیهای سیاره‌نما ۲۰۹ سحر ۵۴، ۶۰، ۶۲، ۶۳، ۶۴ سدوم ۳۸۸ سدیم ۴۰۸، ۴۳۵ سر احمد خان هندی ۲۸ سرگذشت زمین ۱۰۰ سرخرگها ۵۰۹ سرخس‌ها ۱۲۳، ۲۴۰ سردرد ۴۰۹ سرطان ۳۱۱، ۳۴۵، ۳۴۸، ۴۰۹، ۴۱۰ سرطان بیضه ۴۴۸ سرطان ریه ۳۱۱ سرطان زبان ۳۴۲ سرطان کبد ۳۴۳ سرطان لوزه ۳۴۵ سرطان مری ۳۴۲ سرطان معده ۳۴۲ سرفرازی، عباسعلی ۲۴، ۳۰، ۴۴، ۱۷۴، ۱۷۵، ۲۸۱، ۲۸۸ سرقت ۳۳۸ سرگذشت زمین ۲۴۶
سرگیجه ۳۲۳ سرماخوردگی ۴۱۴ سرنوشت زمین ۱۱۶ سریانی ۱۳۴ سزارین ۵۳۸ سستی اراده ۳۱۱ سعادت ۳۰۴، ۵۱۹، ۵۲۱ سعادت بشر ۱۵۲ سعد بن ابی وقاص ۳۳۴ سعید بن جبیر ۹۸ سعیدی، سید غلامرضا ۳۵۳، ۳۷۳، ۳۹۰، ۴۱۶، ۴۸۴ سفال ۲۷۲ سفر ۷۵، ۳۵۷ سفر اعداد ۳۵۰، ۳۵۶، ۳۶۳ سفر پیدایش ۱۱۰، ۳۸۸، ۴۶۶ سفر تثنیه ۳۱۳، ۳۳۵، ۴۲۰ سفر خروج ۳۷۸، ۴۰۷ سفر داوران ۴۲۰ سفر فضایی ۱۹۷ سفر لاویان ۳۱۳، ۳۱۹، ۳۵۰، ۳۵۶، ۳۶۳، ۳۶۹ سفر تثنیه ۳۰۵ سفینة البحار ۱۹۹، ۳۹۲ سفینه‌های فضائی ۲۴۵ سقوط جنین ۳۸۰ السکاکی ۷۲ سکته ۳۱۱، ۳۱۵، ۳۲۳ سکته مغزی ۳۴۸ سکر مرضی ۳۴۰ سکون خورشید ۱۶۰ سکون زمین ۱۸۴ سگ ۳۲۱، ۳۲۹، ۳۳۵، ۳۶۷ سل ۳۱۶، ۳۴۴ سل ریوی ۴۱۳ سلاطین ۲۳۷ سلامت روانی ۴۰۲ سلامت محیط ۴۰۲ سلامة، دکتر علی محمد ۵۳۴ سلطان ۵۴، ۵۷ سلطنت ۱۲۸ سلکروتوم ۵۰۹، ۵۱۱ سلول ۲۴۱، ۲۸۴، ۳۰۷ سلول زنده ۲۴۵ سلول‌های مغزی ۳۴۲ سلولهای استخوانی ۵۱۲ سلولهای ماهیچه‌ای ۵۱۰، ۵۱۲ سلیفر ۱۴۴ سلیمان (ع) ۶۶ سلیمان، احمد محمد ۱۰۲، ۱۶۲، ۱۶۵، ۱۶۶، ۱۷۷، ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۸۱، ۲۸۷، ۲۸۹، ۴۸۵ السمع و البصر فی القرآن الکریم ۵۳۴ سموئیل ۴۲۰ سمور ۲۵۴ سنت ۲۲۷، ۲۳۰ سنگ دل ۳۲۸ سنگ دلی ۳۲۹، ۳۳۰ سنگ کلیه ۳۱۱، ۳۱۲ سنگ مثانه ۴۱۵ سنگ‌های دو قلویی کلیه ۳۴۶ سنگامی ۲۸۵ سنگسار ۳۷۹ سنگهای آسمانی ۲۱۲ سنن ابی داوود ۳۳۴ سنن تاریخی ۷۵ سنن ترمذی ۵۱، ۳۳۴ سوء تغذیه ۳۴۳، ۴۰۹ سوء ظن ۴۰۲ سوخت هسته‌ای ۲۰۹ سوره ابراهیم (ع) ۵۶، ۵۷، ۹۴، ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۲۹، ۱۳۴، ۱۵۶، ۱۶۲، ۱۶۴، ۱۶۶، ۲۳۵، ۴۹۳، ۵۶۲ سوره احزاب ۳۶۳، ۳۶۴، ۳۸۲، ۴۰۰، ۴۰۲، ۴۱۷ سوره احقاف ۵۳۰، ۵۳۲، ۵۴۰ سوره اسراء ۶۸، ۷۰، ۸۱، ۱۲۶، ۱۹۶، ۲۷۰، ۳۷۵، ۳۹۵، ۴۰۲، ۴۰۵، ۴۱۶، ۵۵۴ سوره اعراف ۴۸، ۵۵، ۱۰۵، ۱۰۷، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۲۲، ۱۲۴، ۱۸۶، ۱۸۹، ۱۹۰، ۱۹۵، ۱۹۶، ۲۳۷، ۲۶۰، ۲۶۱، ۲۶۲، ۲۶۹، ۲۷۰، ۲۷۸، ۲۸۲، ۲۹۲، ۲۹۳، ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۳، ۳۰۵، ۳۰۸، ۳۱۱، ۳۱۲، ۳۸۵، ۴۵۲، ۴۵۳، ۴۵۴، ۴۵۵، ۴۵۶، ۵۶۰ سوره آل عمران ۴۴، ۵۵، ۱۰۷، ۱۱۱، ۲۲۴، ۲۴۸، ۲۴۹، ۲۶۹، ۲۷۰، ۲۷۲، ۲۷۳، ۲۷۴، ۴۰۰، ۴۰۲، ۴۳۴، ۴۶۱، ۴۶۲، ۵۰۱، ۵۰۴، ۵۰۵، ۵۶۰، ۵۶۱ سوره انبیاء ۳۶، ۵۵، ۹۴، ۹۷، ۹۹، ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۵۶، ۱۶۴، ۱۷۲، ۱۸۳، ۱۹۶، ۲۰۳، ۲۰۷، ۲۳۵، ۲۳۷، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۱، ۲۴۲، ۲۴۶، ۲۵۶، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۰، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۵۷، ۵۶۰، ۵۶۱ سوره انسان (دهر) ۲۴۹، ۲۶۶، ۲۶۷، ۲۹۹، ۴۳۱، ۴۶۸، ۴۶۹، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۲، ۴۷۴، ۴۷۵، ۴۷۶، ۴۷۸، ۴۷۹، ۴۸۰، ۴۸۱، ۵۲۹، ۵۳۳، ۵۳۶ سوره انشقاق ۲۰۷ سوره انعام ۳۹، ۵۸، ۲۲۸، ۲۳۵، ۲۳۶، ۲۴۰، ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۶۲، ۲۶۴، ۲۷۰، ۲۷۱، ۲۹۲، ۲۹۳، ۳۱۳، ۳۱۹، ۳۲۵، ۳۲۶، ۵۵۴ سوره انفال ۳۰۱ سوره انفطار ۲۰۷، ۲۰۸، ۲۱۱، ۲۱۲، ۲۱۳، ۲۱۵، ۲۷۵، ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۰۵ سوره بقره ۲۶، ۲۷، ۶۳، ۶۴، ۶۹، ۷۰، ۷۲، ۷۹، ۸۱، ۸۳، ۱۰۷، ۱۲۱، ۱۲۶، ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۳۲، ۱۴۳، ۱۴۷، ۱۷۲، ۱۷۴، ۱۹۲، ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۶۷، ۲۶۸، ۳۰۱، ۳۱۳، ۳۱۹، ۳۲۵، ۳۲۶، ۳۳۲، ۳۳۸، ۳۵۵، ۳۶۸، ۳۷۳، ۳۷۴، ۴۰۰، ۴۰۱، ۴۰۲، ۴۱۸، ۴۱۹، ۴۸۰، ۴۹۳، ۵۱۶، ۵۲۵، ۵۴۰، ۵۴۳ سوره تحریم ۴۶۲، ۴۶۵ سوره تکویر ۲۰۷، ۲۰۸، ۲۱۰، ۲۱۱، ۲۱۲، ۲۱۳، ۲۱۵ سوره توبه ۵۸، ۲۲۲، ۲۲۶، ۲۳۷، ۲۴۴، ۴۰۲ سوره جاثیه ۲۴۴، ۲۴۷ سوره حاقه ۵۸، ۱۲۷، ۲۰۷ سوره حج ۱۱۲، ۱۴۹، ۲۰۷، ۲۳۶، ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۴۵، ۲۴۷، ۲۶۲، ۲۷۷، ۳۶۵، ۳۶۸، ۴۳۰، ۴۳۴، ۴۶۷، ۴۷۱، ۴۸۲، ۴۸۶، ۴۸۷، ۴۹۴، ۴۹۶، ۴۹۷، ۴۹۸، ۴۹۹، ۵۰۱، ۵۰۴، ۵۱۱، ۵۳۷، ۵۳۸، ۵۴۹، ۵۵۱، ۵۵۲، ۵۵۴، ۵۵۵، ۵۵۶، ۵۵۷، ۵۵۹، ۵۶۴ سوره حجر ۴۱، ۲۶۰، ۲۶۱، ۲۶۲، ۲۸۶، ۲۸۸، ۲۸۹، ۲۹۱، ۲۹۲، ۲۹۳، ۵۰۰، ۵۲۳، ۵۲۸ سوره حجرات ۲۲۸، ۴۰۲، ۵۱۴ سوره حدید ۱۰۵، ۱۲۲، ۱۲۴ سوره حشر ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۰۴، ۵۰۵
سوره دخان ۲۰۸، ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۴۴ سوره ذاریات ۱۳۵، ۱۴۳، ۱۴۵، ۱۴۶، ۱۴۷، ۱۴۸، ۲۰۸، ۲۷۷، ۲۸۰، ۲۸۱، ۲۸۲، ۲۸۳، ۲۸۴، ۳۸۷ سوره رحمن ۱۹۳، ۱۹۶، ۲۰۳، ۲۱۳، ۲۷۲، ۲۷۳، ۲۷۷، ۲۸۱، ۵۶۱ سوره رعد ۱۴۸، ۱۴۹، ۱۵۱، ۱۵۴، ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۶۲، ۱۶۴، ۱۶۶، ۱۹۶، ۲۰۷، ۲۷۷، ۲۷۸، ۲۸۱، ۲۸۳، ۲۸۴، ۴۰۱، ۵۱۸، ۵۱۹، ۵۲۰، ۵۲۲ سوره روم ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۸۶، ۲۹۱، ۴۰۲، ۴۶۶، ۵۵۶، ۵۵۷ سوره زخرف ۱۷۲، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۹۲ سوره زلزال ۲۰۷ سوره زمر ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۶۸، ۲۷۰، ۴۸۸، ۴۸۹، ۴۹۰، ۴۹۲، ۵۶۲ سوره سبأ ۵۸ سوره سجده ۹۴، ۱۰۵، ۱۰۸، ۱۲۰، ۱۲۱، ۱۲۲، ۱۳۱، ۱۳۵، ۲۶۰، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۵، ۲۶۹، ۴۳۱، ۴۳۴، ۴۳۶، ۴۳۷، ۴۴۰، ۴۴۱، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۵۷، ۴۹۵، ۵۰۰، ۵۲۳، ۵۲۴، ۵۲۵، ۵۲۶، ۵۲۹، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۳، ۵۳۶، ۵۳۷ سوره شعراء ۳۶، ۴۷، ۲۷۷، ۲۷۸، ۲۸۱، ۲۸۳، ۲۸۴، ۳۸۵ سوره شمس ۴۵، ۱۵۵، ۱۷۲، ۱۷۶ سوره شوری ۱۴۳، ۱۴۷، ۱۹۵، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۶۱، ۲۰۶، ۵۱۳، ۵۱۵، ۵۱۷، ۵۲۵ سوره ص ۲۶۰، ۲۶۱، ۲۶۲، ۵۰۰، ۵۲۳، ۵۲۷ سوره صافات ۵۸، ۱۱۵، ۱۴۰، ۱۸۶، ۱۸۹، ۱۹۰، ۱۹۵، ۱۹۶، ۲۰۱، ۲۰۴، ۲۶۲ سوره طارق ۴۵، ۲۹۹، ۴۳۱، ۴۳۷، ۴۴۰، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۴۵، ۴۴۶، ۴۴۹، ۴۵۲، ۴۵۴، ۴۵۵، ۴۵۶، ۴۵۷، ۴۶۰ سوره طلاق ۱۲۶، ۱۳۱، ۱۳۷، ۱۳۸، ۱۳۹، ۱۴۰، ۱۴۱، ۱۹۶، ۲۰۵، ۲۰۶ سوره طور ۶۹، ۲۰۷، ۲۱۳ سوره طه ۶۳، ۶۴، ۱۷۲، ۱۷۴، ۱۷۵، ۲۲۹، ۲۳۵، ۲۷۷، ۲۸۱، ۴۰۲، ۴۲۷ سوره عبس ۲۶۶، ۲۹۹، ۴۶۸، ۴۷۱ سوره علق ۲۷۶، ۴۳۱، ۴۸۱، ۴۸۲، ۴۸۳، ۴۸۶، ۴۸۷ سوره عنکبوت ۵۸، ۲۴۳، ۳۸۵، ۴۲۷، ۵۶۰ سوره غاشیه ۱۹۰، ۲۹۹ سوره غافر ۳۶، ۴۳۰، ۴۳۴، ۴۳۶، ۴۶۷، ۴۷۱، ۴۸۲، ۴۸۶، ۴۸۷، ۵۳۷، ۵۵۴، ۵۵۵، ۵۵۶، ۵۵۹، ۵۶۴ سوره فاطر ۵۸، ۱۴۸، ۱۵۳، ۱۵۴، ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۶۸، ۲۴۳، ۲۷۵، ۲۸۶، ۴۶۷، ۴۷۱، ۵۱۸، ۵۱۹، ۵۲۱، ۵۲۲ سوره فجر ۲۲۵ سوره فرقان ۱۰۵، ۱۲۲، ۱۲۹، ۱۳۵، ۲۰۷، ۲۳۸، ۲۶۵، ۳۷۵، ۴۳۷، ۴۳۸، ۴۳۹، ۴۴۰، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۵۷، سوره فصلت ۵۸، ۹۳، ۹۴، ۹۷، ۹۹، ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۰۵، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۱۵، ۱۱۸، ۱۲۱، ۱۲۲، ۱۲۳، ۱۲۴، ۱۲۵، ۱۲۶، ۱۳۱، ۱۷۲، ۱۸۲، ۳۹۵ سوره ق ۱۰۵، ۱۰۸، ۱۲۲، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۲، ۱۳۵، ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۷۷ سوره قارعه ۲۰۷ سوره قدر ۵۲۵ سوره قصص ۵۶، ۵۵۴ سوره قلم ۲۲۱، ۲۲۸ سوره قمر ۵۸، ۲۰۷، ۲۱۳، ۲۱۴، ۳۸۷ سوره قیامت ۲۰۷، ۲۱۰، ۲۱۲، ۲۱۴، ۴۳۱، ۴۴۲، ۴۵۷، ۴۶۰، ۴۶۸، ۴۷۰، ۴۸۲، ۴۸۳، ۴۸۶، ۴۸۷، ۵۰۰، ۵۰۲، ۵۰۳، ۵۱۳، ۵۱۵ سوره کهف ۱۱۵، ۱۶۲، ۱۹۲، ۲۷۵، ۳۸۳، ۴۶۷، ۴۷۱، ۵۰۰، ۵۵۴ سوره لقمان ۱۱۵، ۱۳۸، ۱۴۸، ۱۵۱، ۱۵۴، ۱۵۶، ۱۶۸، ۱۷۲، ۱۸۳، ۲۴۳، ۲۷۷، ۴۰۲، ۵۱۸، ۵۱۹، ۵۲۱، ۵۲۲، ۵۴۰، ۵۶۰، ۵۶۳ سوره لیل ۵۱۴ سوره مائده ۵۸، ۱۳۶، ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۴، ۳۱۳، ۳۱۹، ۳۲۵، ۳۲۶، ۳۳۴، ۳۳۶، ۳۳۷، ۳۳۸، ۳۴۸، ۳۴۹، ۳۵۰، ۳۵۴، ۴۰۲، ۴۱۹، ۴۶۶ سوره مؤمنون ۱۱۷، ۱۲۶، ۱۳۱، ۲۴۴، ۲۶۲، ۲۶۳، ۲۶۴، ۳۰۱، ۳۹۱، ۳۹۲، ۴۲۶، ۴۳۰، ۴۳۴، ۴۳۵، ۴۶۷، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۴، ۴۸۲، ۴۸۶، ۴۸۷، ۴۹۴، ۴۹۷، ۵۰۶، ۵۰۷، ۵۰۸، ۵۱۰، ۵۱۱، ۵۱۲، ۵۱۳، ۵۲۳، ۵۲۴، ۵۲۵، ۵۲۷، ۵۳۰، ۵۳۲، ۵۶۴ سوره مجادله ۴۱۹، ۵۲۵ سوره محمد (ص) ۴۰۶ سوره مدثر ۲۲۱، ۲۲۵، ۳۶۱، ۳۶۲ سوره مرسلات ۱۴۸، ۱۴۹، ۱۵۳، ۱۷۲، ۱۷۸، ۱۸۰، ۲۰۷، ۴۳۷، ۴۴۲، ۴۵۷، ۵۵۰، ۵۵۱، ۵۵۲، ۵۵۳، ۵۵۴ سوره مریم (س) ۶۶، ۱۹۶، ۴۲۰، ۴۶۲، ۴۶۵، ۴۶۶، ۵۲۵ سوره مزمل ۱۹۲، ۲۰۷، ۵۵۶، ۵۵۹ سوره معارج ۱۱۲، ۱۸۶، ۱۸۸، ۱۹۰، ۱۹۴، ۱۹۶، ۲۰۱، ۲۱۳، ۳۹۱، ۳۹۲ سوره ملک ۱۲۶، ۱۴۰، ۱۷۲، ۱۸۱، ۵۲۹، ۵۳۲، ۵۳۷ سوره ممتحنه ۳۷۶ سوره منافقون ۵۶۰ سوره نازعات ۱۰۱، ۱۰۶، ۱۱۳، ۱۲۵، ۱۷۷، ۱۷۸، ۲۰۷ سوره نبأ ۱۷۲، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۸۳، ۲۰۷ سوره نجم ۲۷۵، ۴۵۷، ۴۶۰، ۴۶۸، ۴۷۰، ۵۱۳، ۵۱۵، ۵۱۶، ۵۱۷ سوره نحل ۳۶، ۳۸، ۳۹، ۴۴، ۱۱۲، ۱۲۹، ۱۷۲، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۹۶، ۲۰۰، ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۷۵، ۳۰۱، ۳۱۳، ۳۱۹، ۳۲۵، ۳۲۶، ۳۳۱، ۴۰۶، ۴۰۸، ۴۶۷، ۴۷۱، ۴۷۳، ۵۱۹، ۵۲۳، ۵۲۹، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۵، ۵۳۷، ۵۳۹ سوره نساء ۵۶، ۲۷۰، ۳۳۳، ۴۰۱، ۴۱۹، ۴۶۱، ۴۶۲، ۴۶۳، ۴۶۶، ۵۲۵، ۵۵۴، ۵۶۰، ۵۶۱ سوره نمل ۶۶، ۱۷۲، ۱۷۳، ۱۷۴، ۱۸۴، ۲۲۶، ۳۸۶، ۵۳۶
سوره نوح ۱۱۶، ۱۲۶، ۱۳۱، ۱۳۲ سوره نور ۵۸، ۲۰۰، ۲۳۵، ۲۳۷، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۰، ۲۴۱، ۲۴۲، ۲۴۳، ۲۵۷، ۲۵۸، ۲۵۹، ۲۶۰، ۲۷۷، ۳۷۶، ۳۷۷، ۳۸۲، ۳۸۳، ۴۰۲، ۴۳۷، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۵۷، ۵۵۴ سوره واقعه ۲۰۷، ۴۵۷، ۴۶۰ سوره هود ۵۸، ۶۹، ۷۱، ۱۰۵، ۱۱۵، ۱۱۷، ۱۲۲، ۱۲۴، ۲۳۵، ۲۳۶، ۲۳۷، ۲۳۸، ۳۸۶، ۳۸۷، ۵۳۵ سوره یس ۴۳، ۴۴، ۴۹، ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۶۱، ۱۶۲، ۱۶۳، ۱۶۴، ۱۶۵، ۱۶۶، ۱۶۷، ۱۶۸، ۱۶۹، ۲۷۰، ۲۷۵، ۲۷۷، ۲۸۰، ۲۸۱، ۲۸۳، ۴۶۷، ۴۷۱، ۴۷۳، ۵۵۶، ۵۵۷، ۵۵۸ سوره یوسف ۱۱۲، ۴۰۰، ۵۵۴، ۵۵۵ سوره یونس ۶۵، ۶۹، ۸۳، ۱۰۵، ۱۱۱، ۱۲۲، ۱۲۴، ۲۴۴، ۲۶۷، ۳۹۵ سوریه ۱۷ سوزاک ۳۷۲، ۳۸۰، ۳۸۱، ۳۸۴، ۳۸۹ سوزش قلب ۳۱۰، ۳۴۴، ۴۱۵ سوسماران ۱۲۳، ۲۵۸ سوگ ۴۰۰، ۴۰۱ سوگند ۱۵۵، ۱۷۶، ۱۸۶، ۱۹۴، ۲۲۵ سومیت‌ها میوتوم ۵۰۹ سون، هوپین ۳۹۳ سونوگرافی ۵۱۷ سهلانی، محمد جواد ۲۲۴ سیارات ۴۴، ۹۳، ۹۵، ۹۶، ۱۰۲، ۱۲۹، ۱۳۱، ۱۳۴، ۱۳۵، ۱۳۹، ۱۴۰، ۱۵۰، ۱۵۴، ۱۷۰، ۱۹۷، ۲۰۳، ۲۱۰، ۲۱۲، ۲۱۵ سیارات هفتگانه ۲۶، ۱۲۹، ۱۳۹ سیاره ۱۳۸، ۱۴۰ سیاه زخم ۳۱۶ سیاه سرفه ۴۱۳ سیاهرگها ۵۰۹ سیب ۱۵۰ سیتوپلاسم ۲۸۵ سید امیر علی ۲۸ سید جمال الدین اسد آبادی ۲۸ سید قطب ۳۲، ۷۳، ۲۴۱، ۲۵۶، ۴۴۹، ۵۰۸، ۵۱۱ سید مرتضی ۷۶، ۷۸ سیر تحول علوم تجربی در جهان اسلام ۱۷۱ سیروز ۳۴۳ سیری در قرآن ۱۴۶، ۲۶۴، ۴۳۵ سیریوس ۲۱۲ سیستی سرک ۳۲۲ سیفلیس ۳۴۴، ۳۴۵، ۳۷۲، ۳۸۰، ۳۸۱، ۳۸۴، ۳۸۹، ۴۱۳ سیفلیس نخاعی ۳۴۲ سیگار ۳۱۱ سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن ۲۷، ۳۶، ۵۹، ۶۰، ۶۷، ۶۹، ۲۱۹، ۲۳۰ «ش» شارع مقدس ۳۶۶، ۳۷۴، ۴۲۴ شاطبی ۷۰ شاطبی، ابو اسحاق ۳۷ شامپانزه ۲۵۴، ۲۵۵ شامپاین ۳۳۱ شأن نزول ۵۰، ۲۷۵ شانکر ۳۸۱ شاه انگبین ۴۱۲ شاه محمدی، دکتر داود ۳۹۹، ۴۰۱ شب ۱۰۶، ۱۵۶، ۲۷۷ شب و روز ۴۵، ۱۰۶، ۱۱۰ شبانه روز ۱۱۲ شبر، سید عبد الله ۷۴، ۷۵، ۷۶ شبکه خورشیدی ۴۴۵ شبکه عصبی خاجی ۴۴۵ شبکیه چشم ۳۹۳ شبه فلزات ۱۱۴ شپش ۳۵۹ شتر ۵۶، ۱۲۳، ۱۸۱، ۲۵۸، ۲۸۷، ۲۹۹، ۳۱۴ شتر ماده ۲۸۷ شتر نر ۲۸۷ شراب ۸۵، ۸۶، ۲۹۹، ۳۰۶، ۳۳۱، ۳۳۲، ۳۳۳، ۳۳۴، ۳۳۵، ۳۳۶، ۳۳۷، ۳۴۸، ۴۰۶ شرابخوار ۳۳۷، ۳۳۸ شرابخواری ۳۳۲، ۳۳۳، ۳۳۵، ۳۳۶، ۳۳۷، ۳۴۷، ۳۴۸ شرارت ۳۳۸ شرح الاصول الخمسه ۷۲ شرح منظومه ۱۲۸ شرح مواقف ۶۱ شرع ۱۲۸ شرق ۱۷۴، ۲۰۲ شرک ۳۶۵، ۳۶۶، ۳۶۸، ۴۹۳ شرکت چاپ مهین ۱۲۸ شریان‌های اکلیلی ۴۱۵ شریعت ۸۵، ۱۸۴، ۲۶۸، ۲۶۹، ۳۲۷، ۳۵۴، ۵۵۵ شریعت اسلام ۸۶، ۴۲۶ شریعتی، دکتر علی ۴۲ شریعتی، محمد تقی ۲۸۱ الشریف، دکتر عدنان ۲۷۲، ۳۱۷، ۳۹۰، ۳۹۴، ۴۱۱، ۴۲۴، ۵۰۷ شعبده‌باز ۶۴ شعر ۶۶، ۷۲ شعله ۹۴، ۱۰۴ شعیب پیامبر (ع) ۲۲۲ شفا دادن بیماران ۲۴۹ شفاء ۶۲، ۶۳، ۶۵، ۳۹۵، ۳۹۶، ۳۹۷، ۴۰۵، ۴۰۷، ۴۱۰، ۴۱۶ شفابخشی ۴۰۳ شفابخشی قرآن ۳۹۸ شفای ابو علی سینا ۲۵ شقاوت ۵۱۹، ۵۲۱ شکافتن زمین‌ها ۲۱۱ شکل زمین ۱۹۱ شکور، دکتر عباس ۴۴۴، ۴۵۸، ۴۸۴، ۴۸۹، ۴۹۲، ۴۹۵، ۵۰۹، ۵۳۱، ۵۴۲، ۵۴۸، ۵۵۲ شکوفه ۲۳۶ شگفتی‌هائی از اعجاز در قرآن کریم ۲۰۳ شلاق ۳۳۶، ۳۷۷، ۳۷۹، ۳۹۲ شمال ۱۸۷ شمس ۱۵۹، ۱۶۱، ۱۸۲ شمسین ۱۹۳ شناخت آیات الهی ۴۴ شناخت حضوری ۴۱ شناخت طبیعت ۳۲ شناخت واقعی انسان ۳۴ شنبه ۱۱۲، ۱۱۴ شنوائی ۵۳۱، ۵۳۵، ۵۳۶، ۵۳۷ شوروی ۲۸، ۱۹۷، ۲۰۰ شوره‌زار ۳۹۷ شوک الکتریکی ۲۳۹ شهادت ۳۷۸ شهامت ۳۹۳ شهرستانی، سید هبة الدین ۱۰۲،
۱۰۳، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۵۷، ۱۵۸، ۱۵۹، ۱۶۰، ۱۶۱، ۱۶۳، ۱۶۴، ۱۶۶، ۱۷۰، ۱۷۱، ۱۷۳، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۷۸، ۱۸۱، ۱۸۲، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۸۷، ۱۸۸ شهوت ۳۷۴، ۳۸۴، ۳۸۵، ۳۸۶، ۳۸۷، ۳۹۶ شهوت جنسی ۳۱۱ شهوت رانی ۳۷۰ شهود ۵۳۴ شیاجلبرت، مارجریت ۵۴۶ شیاطین ۲۲۳ شیخ صدوق ۳۵۱ شیخ طوسی ۵۹، ۷۳، ۴۵۳ شیخ عباس قمی ۴۸۹ شیخ قاسمی ۱۲۹ شیر ۲۵۵، ۳۰۳، ۳۱۱، ۴۰۷، ۴۰۹، ۴۱۵ شیره ۳۹۳ شیره انگور ۳۳۲ شیره خرما ۳۳۲ شیزوگونی ۲۸۵ شیطان ۱۹۳، ۳۲۰، ۳۳۴، ۳۳۵، ۳۳۷، ۳۶۷ شیطان و بطری ۳۴۷ شیعه ۲۷، ۳۰، ۱۲۷، ۱۶۰، ۲۱۵، ۴۰۱ شیعیان ۲۱، ۸۵ شیمی ۳۴، ۳۸، ۳۹ شیمیا ۱۳۴ «ص» صاحبان خرد ۴۵ صاحبی، لاله ۱۴۴ صادق مصری، دکتر هند کوروس ۲۴۱ صادقی، دکتر محمد ۱۲۳، ۱۳۰، ۱۳۳، ۱۵۳ صالح (ع) ۵۵، ۲۲۲ صبح ۴۲۶ صبح الاعشی ۲۹۸ صبر ۲۳۰، ۴۰۰، ۴۰۱، ۴۰۳ صحاح اللغة ۴۸۱ صداقت، سید علی اکبر ۳۰ صدای آب ۴۰۴ صدر اسلام ۴۹، ۵۰، ۷۰، ۷۷، ۱۴۷، ۱۸۷، ۲۰۱، ۳۰۱، ۳۳۳، ۴۰۳، ۴۲۹، ۴۸۷، ۵۲۵، ۵۴۱ صدر الدین نصیری ۳۶۰ صدر، شهید سید محمد باقر ۶۱، ۷۶ صدقی، نعمت ۴۰۸ صفا، دکتر مجذوب ۴۶۴ صفات ارثی ۴۷۵ صفات خدا ۷۳ صفات صابرین ۱۴۳ صفاری، حسن ۲۷۹ صلب ۲۷۱، ۴۴۳، ۴۴۵، ۴۴۶، ۴۴۷، ۴۴۸، ۴۴۹، ۴۵۰، ۴۵۱، ۴۵۲، ۴۵۴، ۴۵۶ صلح ۷۵، ۲۲۳، ۲۲۷، ۲۳۱ صله رحم ۴۰۲ صوفیان ۲۲۰ «ض» ضحاک ۴۴۸ ضد الکترونها ۹۵ ضد عفونت ۴۱۱ ضد عفونی ۴۰۸، ۴۰۹ ضرب و جرح ۳۳۸ ضررهای اجتماعی ۳۴۸ ضررهای بهداشتی ۳۲۴، ۳۴۸، ۳۶۹، ۳۸۹ ضرغام ۳۹۹ ضعف عمومی ۴۰۹ ضعف قوای شهوانی ۳۹۳ ضلالت ۳۹۷ «ط» طالقانی، آیة الله سید محمود ۱۴۶، ۱۷۷ طب ۲۵، ۲۹۸ طب الملوک ۲۹۸ الطب الوقائی فی الاسلام ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۴۷، ۳۹۰، ۴۱۲، ۴۲۶ طب ایرانی ۴۲۹ طب در قرآن ۲۶۶، ۳۰۳، ۳۰۴، ۳۰۹، ۳۱۱، ۳۱۶، ۳۲۲، ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۳۱، ۳۳۲، ۳۳۴، ۳۳۵، ۳۳۸، ۳۴۵، ۳۴۶، ۳۵۱، ۳۵۸، ۳۶۴، ۳۶۶، ۳۷۱، ۳۸۱، ۳۸۳، ۳۸۹، ۳۹۰، ۴۰۷، ۴۰۸، ۴۰۹، ۴۱۰، ۴۱۱، ۴۱۲، ۴۱۶، ۴۲۱، ۴۲۲، ۴۲۴، ۴۲۶، ۴۲۹، ۴۴۲، ۴۴۵، ۴۴۸، ۴۵۱، ۴۵۴، ۴۵۹، ۴۶۹، ۴۷۵، ۴۸۰، ۴۸۳، ۴۹۰، ۴۹۱، ۴۹۶، ۵۰۴، ۵۰۷، ۵۱۱، ۵۱۴، ۵۱۵، ۵۱۹، ۵۲۷، ۵۳۱، ۵۳۵، ۵۴۱، ۵۴۲، ۵۴۶، ۵۵۱، ۵۵۸، ۵۶۱ طب عمومی ۳۸۰ طب قدیم ۴۸۰ طب منصوری ۲۹۸ طب نوین ۵۴۲ طب یونانی ۴۲۹ طباره، عبد الفتاح ۱۴۶، ۲۶۴، ۴۳۵ طباطبایی، سید محمد حسین ۲۲، ۲۶، ۳۱، ۴۸، ۵۹، ۶۰، ۶۱، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۸، ۷۱، ۷۲، ۷۶، ۷۷، ۱۱۱، ۱۲۲، ۱۲۴، ۱۲۶، ۱۳۱، ۱۳۵، ۱۳۶، ۱۵۵، ۱۶۳، ۱۷۴، ۱۷۵، ۱۷۷، ۱۷۸، ۱۸۰، ۱۸۱، ۱۸۳، ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۳۸، ۲۴۸، ۲۸۱، ۳۶۲، ۳۶۶، ۴۴۴، ۴۴۵، ۴۵۱، ۴۵۳، ۴۶۸، ۴۶۹، ۴۷۲، ۴۷۸، ۴۷۹، ۴۸۰، ۴۹۱، ۴۹۵، ۴۹۸، ۵۰۲، ۵۲۰، ۵۵۰، ۵۵۵، ۵۵۸ طبرسی، شیخ ابی علی الفضل بن الحسن ۳۷، ۵۹، ۱۵۷، ۱۶۰، ۱۷۳، ۲۸۰، ۲۸۹، ۴۷۱، ۴۷۲، ۴۷۹، ۴۸۸، ۵۰۲، ۵۲۱ طبری، ابو جعفر محمد بن جریر ۱۶۰ طبقات جو زمین ۲۰۱ طبقات داخلی زمین ۱۳۷ طبل ۱۸۷، ۱۹۱ طبیعت ۴۰، ۴۴، ۶۰، ۱۴۰ طبیعیات ۲۶ طحال ۳۲۸، ۵۰۹ طعام حرام ۳۲۵ طفل ۳۱۴، ۵۰۰، ۵۱۹، ۵۳۶ طلا ۴۷۲ طلاق ۳۷۸، ۵۴۱، ۵۴۳، ۵۴۴، ۵۴۵، ۵۴۶، ۵۴۷، ۵۴۸ طلوع ۱۰۶، ۱۱۴، ۱۶۱، ۱۶۲، ۱۸۸، ۱۸۹، ۱۹۱، ۱۹۴ طلوع اسلام ۱۹۴ طنطاوی جوهری ۱۷، ۲۷، ۳۰، ۳۱، ۳۶، ۳۸، ۹۹، ۱۳۲، ۱۳۳، ۱۶۳، ۲۸۲ طنطه ۲۲۰ طواف ۳۶۳، ۳۶۵ طواف کعبه ۳۵۰ طوسی، خواجه نصیر الدین ۵۹، ۶۵، ۱۲۷ طه حسین ۵۳۵
طهارت ۳۵۰، ۳۵۴، ۳۵۸، ۳۶۸، طهارت لباس ۳۶۲، ۳۶۴ طهارت مسجد ۳۶۶ طهارت معنوی ۳۶۱ طیب ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۳، ۳۰۴ طیب، آیة الله سید عبد الحسین ۵۹، ۳۰۸، ۵۲۲ «ظ» ظالمان ۱۴۳ ظاهر قرآن ۵۱ ظلم ۲۹۷، ۳۹۷ ظلمت ۱۱۷، ۴۸۸ ظواهر قرآن ۳۹، ۴۰، ۴۷ ظهر ۴۲۶ ظهرین ۱۹۳ ظهور اسلام ۱۸۵، ۳۹۷ «ع» عادات زشت ۳۷۸ عادت ماهیانه ۳۵۵، ۳۶۸، ۳۶۹، ۳۷۱، ۴۷۹، ۵۴۴، ۵۴۵، ۵۴۶، ۵۴۷، ۵۴۸ عاطفه ۳۲۷ عاطفه خانوادگی ۳۳۸ عالم ارواح ۴۵۳ عالم ذر ۴۵۵ عالم طبیعت ۱۳۷ عالمین ۲۰۳ عبادات ۳۴۹، ۳۹۵، ۴۲۷ عبادت ۳۴۹، ۳۵۷، ۳۶۴، ۳۶۵، ۳۶۶، ۴۲۵ عباسیان ۱۲۷ عبد الرحمن العک، شیخ خالد ۱۷۷، ۱۷۹، ۲۸۹، ۴۳۲، ۴۹۰ عبد الرضا علی، دکتر صادق ۳۱۱، ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۶۰، ۳۷۳، ۳۸۴، ۴۰۸ عبد الصمد، محمد کامل ۱۰۳، ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۴۷ عبد العزیز، دکتر محمد کمال ۵۳۴ عبد القادر، حسین یاسین ۳۱۷، ۳۲۹ عبده، شیخ محمد ۲۸، ۷۲ عبرت ۳۷۷ عبری ۱۳۴ عثمان ۵۴۳ عثمان طه ۲۲۹ عجائب المخلوقات ۲۵۰ عجایب خلقت ۴۳ عجم ۷۰، ۷۷ العجوز، شیخ احمد محیی الدین ۱۹۰ عدالت ۴۰۱ عداوت ۳۳۴ عدم تحریف قرآن ۲۲۴ عدم مانع ۸۶ عده ۵۴۴، ۵۴۵، ۵۴۶، ۵۴۷، ۵۴۸، ۵۴۹ عذاب ۴۸، ۵۱، ۲۱۵، ۳۸۳، ۳۸۷، ۳۸۸ عذاب الهی ۳۸۸ عرب ۵۳، ۷۰، ۷۷، ۷۸، ۱۸۰، ۱۹۳، ۲۰۱، ۲۸۹، ۳۷۴، ۴۵۵، ۴۵۶، ۴۷۹، ۵۳۵ عرب جاهلی ۳۹۷ عرب‌ها ۳۹۷ عربستان ۲۵، ۳۰، ۲۸۷، ۳۱۸ عربی ۱۱۲ عرش ۲۷، ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۳۳، ۲۳۶، ۲۳۷ عرف عرب ۱۸۱ عرفا ۳۵ عرق ۳۳۱، ۳۵۹ عزاداریهای عاشورا ۴۰۱ عزت نفس ۴۰۱ عسل ۳۰۳، ۴۰۶، ۴۰۷، ۴۰۸، ۴۰۹، ۴۱۰، ۴۱۱، ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۴، ۴۱۵، ۴۱۶، ۴۱۷ عشائین ۱۹۳ عشایری، دکتر حسن ۳۹۸ عشری، عبد المنعم السید ۱۱۹ عصاره تره ۴۱۵ عصاره قلب ۴۴۷ عصاره لیمو ۴۱۵ عصاره‌های گیاهی ۴۰۹ عصبانیت ۳۱۵ عصر آدم (ع) ۲۷۰ عصر جاهلیت ۳۲۶ عصر حجر ۲۵۴ عصر ظلمت ۲۹۷ عصر نزول ۲۲۹، ۴۲۷ عضلات ارادی ۳۵۸ عضلات تنفسی ۳۲۲ عطاء ۱۵۷ عطارد ۲۶، ۱۱۶، ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۵۹، ۲۰۹ عطوفت ۳۱۵ عفت ۴۳ عفونت ۳۱۷ عفونت‌های روده‌ای ۴۱۲ عفونتها ۳۴۵ عقاید ۶۴، ۳۹۵ عقد الثریا ۱۶۵ عقل ۳۰، ۶۸، ۸۱، ۸۹، ۱۱۷، ۱۲۱، ۱۲۸، ۲۶۳، ۲۶۷، ۲۶۸، ۲۷۱، ۲۷۴، ۳۰۵، ۳۰۷، ۳۳۱، ۳۳۲، ۳۳۷، ۳۶۳، ۳۷۹، ۴۵۳، ۴۵۵، ۴۶۶، ۴۷۶، ۵۲۶، ۵۳۱، ۵۳۴، ۵۳۶، ۵۵۵، ۵۶۲ عقل بشری ۲۲۳ عقیم ۳۷۱، ۵۱۴ عکرمه ۹۸، ۱۵۷، ۴۷۲ علامه حلی ۵۹، ۶۱، ۶۵، ۸۶ علت تامه ۸۶ علت حکم ۸۶ علت ناقصه ۸۷ علق ۲۷۶، ۴۳۱، ۴۸۱، ۴۸۲، ۴۸۳، ۴۸۶، ۴۸۷، ۴۹۸، علقه ۲۷۳، ۲۷۴، ۴۳۰، ۴۳۱، ۴۳۲، ۴۶۷، ۴۷۱، ۴۷۲، ۴۷۸، ۴۸۲، ۴۸۴، ۴۸۵، ۴۹۴، ۵۰۳، ۵۰۵، ۵۰۷، ۵۲۴، ۵۳۷ علل الشرایع ۸۶، ۳۵۱ علل واقعی احکام ۸۸ علم ۳۳، ۳۴، ۳۸، ۴۴، ۴۶، ۸۱، ۹۸، ۱۳۶، ۲۷۳، ۲۷۴، ۴۰۳، ۵۲۶، ۵۶۲ علم أئمه (ع) ۳۹ علم اصول ۵۹ علم الاسماء ۵۲۶ علم الهی ۵۲۲ علم پزشکی ۳۶، ۴۲۹، ۴۵۸ علم تاریخ ۳۳، ۳۵ علم تفسیر ۲۲، ۵۱، ۵۹ علم حصولی ۳۳ علم حضوری ۳۵ علم حقیقی ۳۴ علم خدا ۳۸ علم رجال ۳۳ علم‌زدگی ۱۶ علم زیست‌شناسی ۲۸۴ علم غیب ۱۰۲ علم قطعی ۲۹ علم کلام ۵۹ علم محوری در تفسیر قرآن ۴۶
علم نجوم ۱۲۸، ۱۴۰، ۱۶۳، ۱۷۱ علم و تمدن در اسلام ۱۷۱ علم و دین ۲۴، ۴۲ علمای اسکندریه ۱۳۳ علمای اسلامی ۱۸۷، ۳۴۸ علمای بزرگ شیعه ۲۷ علوم ادبی ۷۷ علوم القرآن ۶۱، ۷۶ علوم انسانی ۳۴ علوم بشری ۲۳، ۳۳، ۳۵، ۳۸، ۳۹، ۹۳ علوم پزشکی ۵۱، ۲۴۴، ۲۹۷، ۲۹۸، ۲۹۹، ۳۰۱، ۳۱۲، ۳۱۶، ۳۲۴، ۳۲۷، ۳۳۰، ۳۳۶، ۳۳۹، ۳۹۲، ۳۹۵، ۳۹۸، ۳۹۹، ۴۲۹، ۴۳۲، ۴۶۲، ۴۹۷، ۵۰۲، ۵۰۶، ۵۲۳، ۵۳۱ علوم پیامبران ۳۵ علوم تجربی ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۸، ۲۹، ۳۰، ۳۱، ۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۷، ۳۸، ۴۶، ۴۸، ۴۹، ۵۰، ۵۱، ۵۲، ۵۳، ۸۱، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۸۸، ۸۹، ۱۱۰، ۱۲۰، ۱۴۸، ۲۰۶، ۲۱۴، ۲۱۹، ۲۴۴، ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۷۴، ۲۷۶، ۳۹۸، ۴۰۳، ۴۰۴، ۴۳۴، ۴۳۸، ۵۴۳، ۵۶۴ علوم تعبدی شرعی ۳۵ علوم جدید از دیدگاه اسلام (ارمغان روشنفکران) ۴۶۵ علوم دقیقه (غریبه) ۶۰ علوم ریاضی ۳۶ علوم زمین‌شناسی ۱۴۰ علوم زیست‌شناسی ۲۴۱، ۲۴۹، ۲۵۹، ۵۱۲ علوم شهودی ۳۵ علوم طبیعی ۲۳، ۲۵، ۲۶، ۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۹، ۲۵۱، ۲۹۸ علوم ظاهری ۳۴ علوم ظنی ۵۱، ۵۲ علوم عقلی ۲۳، ۳۵، ۲۱۹ علوم غربی ۳۱ علوم غیبی ۵۲۱ علوم غیر حقیقی ۳۳ علوم قابل تجربه حسی ۳۴ علوم قرآن ۳۷، ۵۰، ۵۹، ۳۴۷ علوم کیهان‌شناسی ۱۳۳، ۲۰۶، ۱۴۲ علوم نظری ۳۳ علوم نقلی ۳۵ علوم و فنون بشری ۲۹ علوم و معارف غیر تجربی ۳۴ علوم یونان ۱۵ علهز ۳۲۶ علی اطلال المذاهب المادی ۳۲ علی، دکتر عبد الرضا ۳۱۲ عمر ابو حجر، دکتر احمد ۸۳، ۱۲۹، ۲۷۳، ۲۹۱ عمر بن خطاب ۳۳۲، ۳۳۴ عمران ۴۶۲ عملکرد سمینار جهانی بیماری‌های مقاربتی ۳۸۱ عمید الصیدلی، عمر محمود عبد الله ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۴۷، ۳۹۰، ۴۱۲، ۴۲۶ عنصر اکسیژن ۲۱۱ عنکبوت ۳۶۷ عنین ۳۹۴ عوارض دماغی ۳۳۹ عواطف ۴۲۱، ۴۲۲ عهد جدید ۳۲۰ عید غدیر ۴۲۱ عید فطر ۳۵۷ عید قربان ۳۵۷ عیسی الحلبی ۱۲۹ عیسی (ع) ۴۲، ۴۳، ۶۶، ۸۴، ۱۲۷، ۲۲۱، ۲۲۲، ۲۴۸، ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۷۲، ۲۷۳، ۲۷۴، ۲۷۵، ۳۲۰، ۳۵۶، ۳۷۸، ۴۲۰، ۴۶۱، ۴۶۲، ۴۶۳، ۴۶۴، ۴۶۵، ۵۲۵ عیسی (ع) پیام‌آور اسلام ۴۶۴ العین ۴۷۰ «غ» غار ۲۵۵ غار حرا ۴۸۲ غباری بناب، دکتر باقر ۴۰۱ غدد بزاقی ۴۲۳ غدد عرق ۵۰۹ غدد فوق کلیوی ۵۰۹ غده تیروئید ۴۹۶ غده هیپوفیز ۵۰۹ غدیر ۳۵۷ غذاهای پلید ۳۰۷ غذاهای ممنوعه ۳۲۷ غذای حلال ۳۰۲ غذای نجس ۳۰۷ غرب ۱۵، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۸، ۳۲، ۱۷۴، ۲۰۲ غربی‌ها ۲۴، ۳۰، ۳۳ غروب ۱۰۶، ۱۱۴، ۱۶۰، ۱۶۱، ۱۶۲، ۱۸۸، ۱۸۹، ۱۹۱، ۱۹۴ غروب آفتاب ۴۲۰ غرور ۳۹۶ غریزه ۳۸۴، ۳۸۵ غریزه جنسی ۳۸۰ غزالی، ابو حامد ۲۵، ۲۷، ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۴۷ غسل ۸۷، ۳۱۴، ۳۴۹، ۳۵۴، ۳۵۵، ۳۵۶، ۳۵۷، ۳۵۸، ۳۶۰، ۳۶۱، ۳۷۰، ۳۷۳ غسل استحاضه ۳۵۶ غسل تعمید ۳۵۶ غسل جمعه ۳۵۶، ۳۵۷ غسل جنابت ۳۵۷، ۳۵۹، ۳۶۱، ۳۷۰ غسل حیض ۳۵۷ غسل مس میت ۳۶۰ غسل نفاس ۳۵۶ غشاء سلولی ۲۸۵ غشای مخاطی رحم ۳۷۱ غلاب، محمد ۱۰۹، ۴۴۲ غلات ۴۳۵ غیبت ۴۰۲ غیرت ۳۷۸ غیرت ناموسی ۳۲۱ «ف» فاحشه ۳۷۵، ۳۸۰، ۳۸۶، ۳۸۷ فارابی ۱۳۳، ۲۵۰ فارسی ۷۹، ۱۱۳، ۲۳۶، ۲۸۷، ۳۰۶، ۳۲۳، ۴۵۶، ۴۸۳ فئودالیسم ۳۱ فتح مکه ۳۷۶ فتحعلی شاه ۱۷۳ فحش ۳۷۸ فحشا ۳۷۷، ۳۸۲، ۴۰۲، ۴۲۷ فرانسه ۳۴۳، ۴۶۴ الفراهیدی، خلیل ۴۷۰ فرایض دینی ۴۰۰ فرج ۳۰۶، ۳۷۰ فرد ۲۲۵ فردوسی، دکتر اشرف ۵۱۹ فرزند ۳۲۸ فرشتگان ۱۹۶، ۲۰۴، ۲۰۵، ۲۶۰، ۲۶۱، ۴۳۸، ۵۲۵، ۵۲۶، ۵۲۸
فرشتگان عذاب ۳۸۶ فرشته ۳۸۸، ۴۷۶ فرضیه تکامل ۲۵۲، ۲۵۳، ۲۵۴ فرعون ۴۳، ۵۶ فرعونیان ۱۸۹ فرفره ۱۷۷ الفرقان فی تفسیر القرآن ۱۵۳ الفرقان و القرآن ۱۷۷، ۱۷۹، ۲۸۹، ۴۳۲، ۴۹۰ فرکتوز ۴۰۷، ۴۵۱ فروع الکافی ۳۶۳ فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث ۱۸۴، ۲۳۹، ۲۷۹، ۲۸۹، ۲۸۵ فروگرد دوازدهم ۳۱۴ فرهنگ ۷۶ فرهنگ اروپایی ۳۱ فرهنگ اورینیاکی ۲۵۶ فرهنگ بشری ۳۱۸ فرهنگ پزشکی ۴۱۶، ۴۹۰ فرهنگ دانستنیها ۱۵۹ فرهنگ روابط جنسی ۳۸۲ فرهنگ سولوتره‌ای ۲۵۶ فرهنگ عمید ۳۲۵ فرهنگ غرب ۳۱ فرهنگ قرآن ۲۳۰ فرهنگ ماگدالنی ۲۵۶ فرهنگ موستری ۲۵۶ فرهنگ و تمدن ۷۶ فریدمن، الکساندر ۲۰۸ فساد ۳۷۷ فسفر ۴۰۸ فسق ۴۹۳ فسیل ۲۴۰ فسیل‌شناسان ۱۲۳ فسیل‌شناسی ۲۵۸ فسیل‌های تریلوبیت‌ها ۲۵۸ فسیلها ۲۵۲ فشار خون ۴۲۲ فشارهای روانی ۴۰۰ فصاحت ۱۵، ۲۹، ۶۶، ۷۲، ۷۷، ۷۸، ۷۹، ۸۰، ۲۱۹، ۲۲۷، ۲۳۱، ۴۵۱ فصلنامه اندیشه و رفتار ۳۹۹، ۴۰۰، ۴۰۱، ۴۰۲ فصلنامه علمی پژوهشی، دانشگاه اسلامی ۳۹۹ فصلنامه مصباح ۲۸۴، ۵۱۰ فضایل ۳۸۳ فضایل انسانی ۳۹۶ فضل ۴۰۰ فضله ۳۰۶ فطرت ۲۶۸، ۳۰۳، ۳۶۳، ۴۵۲ فعالیت‌های جنسی ۳۴۴، ۴۴۵ فعل و انفعالات هسته‌ای ۲۱۳ فقه ۸۶، ۲۹۹ فقه اسلامی ۳۴۸، ۳۹۲ فقه شیعه ۸۷ فقهاء ۵۴۰، ۵۴۱، ۵۴۲ فقهای شیعه ۳۲۸، ۳۵۵ فقیر ۴۲۱ فقیه ۲۳ فلاسفه ۲۲، ۲۶، ۳۲، ۳۳، ۷۳، ۱۰۹، ۲۴۹، ۵۲۸ فلاسفه غرب ۳۳، ۳۲۶ فلاسفه یونان ۱۰۹، ۱۲۰، ۲۴۳ فلامریون، کامبل ۱۷۱ فلج ۳۴۱ فلزات ۱۱۴ فلسفه ۲۵، ۲۶، ۳۲، ۳۴، ۳۵، ۷۴، ۸۶، ۸۷، ۸۸، ۸۹، ۱۷۱، ۳۰۵ فلسفه احکام ۸۶، ۳۰۷، ۳۱۱، ۳۱۲، ۳۱۴، ۳۱۷، ۳۲۰، ۳۲۱، ۳۲۲، ۳۲۳، ۳۲۶، ۳۳۱، ۳۳۵، ۳۳۸، ۳۴۷، ۳۵۰، ۳۵۱، ۳۵۳، ۳۵۷، ۳۶۰، ۳۶۳، ۳۶۷، ۳۷۰، ۳۷۳، ۳۹۴، ۴۸۵ فلسفه اخلاق ۳۵ فلسفه تاریخ ۳۵ فلسفه اخلاق ۳۵ فلسفه حسی ۳۲ فلسفه یونان ۲۶، ۱۰۹، ۴۴۲ فلک ۱۵۸ فلک آسمان ۱۱۰ فلک اطلس ۱۲۷، ۱۲۸، ۱۳۳، ۱۵۹ فلک الافلاک ۲۶، ۱۲۷ فلک ثوابت ۱۵۹ فلک قمر ۱۵۹ فلک نهم ۲۶، ۱۲۷، ۱۳۳ فلک هشتم ۲۷، ۱۳۳ فلوته خوس ۱۷۰، ۱۸۵ الفندی، دکتر محمد جمال الدین ۱۳۲، ۲۰۳ فوتونها ۹۵ الفوز الاصغر ۲۵۰ فولادوند، محمد مهدی ۱۴۸، ۴۴۹، ۴۶۰، ۴۶۸، ۴۸۱، ۴۸۳، ۴۸۹، ۵۵۰ فهم قرآن ۴۶، ۳۹۹ فی ظلال القرآن ۲۴۲، ۲۵۷، ۴۴۹، ۴۵۲، ۵۰۸، ۵۱۲ فیبرینوژن ۳۲۸ فیثاغورث ۱۷۰، ۱۸۵ فیزیک ۳۴، ۳۸، ۴۱، ۲۰۹، ۲۸۸ فیزیک جدید ۱۳۴ فیزیک کیهانی ۹۳، ۱۴۰ فیزیک نوین ۴۹، ۹۶، ۱۶۷، ۲۰۹، ۲۷۹ فیزیکدانان جدید ۱۶۷ فیض الاسلام ۱۷۸ فیض کاشانی، محمد محسن ۳۶ فیکسیسم ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۵۱، ۲۷۰ فیل ۲۵۸ فیلسوف ۲۳، ۴۴۲ فیلسوفان ۸۲ فیلوکسرا ۴۶۴ فیومی ۵۶، ۵۷، ۴۶۸، ۴۷۰ «ق» قائمی، دکتر علی ۳۹۴ قابیل ۴۲ قارچ ۴۰۹ قارچ‌های سمی ۳۰۷ قاره‌ها ۲۵۶ قاضی ۳۳۶ قاضی عبد الجبار ۷۲ قاضی، محمد ۱۷۰ قاعدگی ۳۵۵، ۳۶۸، ۳۷۱، ۳۷۲، ۳۷۳، ۵۵۲، ۵۵۳ قاموس اللغة ۵۴۴ قاموس قرآن ۱۲۸، ۱۴۱، ۴۲۷ قاموس کتاب مقدس ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۲۷، ۳۵۰، ۳۵۶، ۴۰۷ قانون ۸۲، ۲۶۹، ۲۹۸، ۳۸۴، ۵۴۸ قانون جاذبه ۱۵۱ قانون جاذبه عمومی ۱۴۸، ۱۵۰ قانون زوجیت عمومی ۲۸۶ قانون طبیعت ۲۷۳ قانون علمی ۲۵۲ قانون علیت ۶۲ القانون فی الطب ۲۵، ۴۷۹، ۵۱۶ قانون‌گذاری ۳۱ قانون‌گریز از مرکز ۱۵۰ قاهره ۲۲۰ قبله ۴۴، ۳۵۱ قتاده ۹۸
قتل ۳۲۸، ۳۳۸، ۳۷۸، ۳۷۹ قتل صبر ۳۲۶ قدرت ۱۱۷، ۱۲۱، ۱۴۳ قدرت الهی ۴۳ قدرت بینایی ۴۱۴ قذارات ۳۶۲ قرائت ۲۲۹، ۳۹۹ قرائت قرآن ۳۹۸، ۴۰۳ قرآن آخرین پیامبر ۲۹۱ القرآن الکریم و العلم الحدیث ۱۶۳ قرآن کریم ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۲۱، ۳۶، ۳۸، ۳۹، ۴۰، ۴۳، ۴۶، ۴۷، ۵۴، ۵۵، ۵۶، ۵۷، ۵۸، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۶۷، ۶۸، ۷۴، ۷۵، ۷۶، ۷۷، ۸۵، ۹۳، ۱۰۱، ۱۰۵، ۱۱۱، ۱۱۴، ۱۱۸، ۱۲۰، ۱۲۱، ۱۲۴، ۱۲۵، ۱۲۶، ۱۲۷، ۱۳۳، ۱۳۴، ۱۳۶، ۱۴۱، ۱۴۶، ۱۴۸، ۱۵۵، ۱۶۰، ۱۶۲، ۱۶۹، ۱۸۵، ۱۸۶، ۱۹۱، ۱۹۲، ۱۹۴، ۱۹۹، ۲۰۶، ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۲۷، ۲۳۲، ۲۳۵، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۳، ۲۴۴، ۲۴۷، ۲۴۹، ۲۶۹، ۲۷۷، ۲۸۶، ۲۹۷، ۲۹۸، ۳۰۱، ۳۰۲، ۳۰۴، ۳۰۵، ۳۰۷، ۳۱۲، ۳۱۳، ۳۱۸، ۳۲۴، ۳۲۵، ۳۳۰، ۳۳۱، ۳۳۲، ۳۳۶، ۳۳۸، ۳۴۷، ۳۴۹، ۳۵۰، ۳۵۳، ۳۵۴، ۳۶۱، ۳۶۴، ۳۶۵، ۳۶۸، ۳۷۵، ۳۷۷، ۳۷۸، ۳۸۲، ۳۸۴، ۳۸۵، ۳۸۷، ۳۸۸، ۳۸۹، ۳۹۱، ۳۹۴، ۳۹۹، ۴۰۰، ۴۰۳، ۴۰۵، ۴۰۶، ۴۰۷، ۴۱۷، ۴۱۸، ۴۱۹، ۴۲۶، ۴۲۷، ۴۲۹، ۴۳۲، ۴۳۷، ۴۵۱، ۴۵۲، ۴۵۷، ۴۶۰، ۴۶۱، ۴۶۶، ۴۶۷، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۶، ۴۷۷، ۴۷۹، ۴۸۱، ۴۸۸، ۴۹۳، ۴۹۸، ۴۹۹، ۵۰۰، ۵۰۴، ۵۰۵، ۵۰۶، ۵۱۱، ۵۱۳، ۵۱۴، ۵۲۳، ۵۲۸، ۵۲۹، ۵۳۱، ۵۳۴، ۵۳۷، ۵۳۹، ۵۴۰، ۵۴۹، ۵۵۲، ۵۵۴، ۵۵۶، ۵۵۸، ۵۵۹، ۵۶۰، ۵۶۱، ۵۶۳، ۵۶۴ قرآن و آخرین پدیده‌های علمی ۹۹، ۱۶۳، ۱۹۶، ۲۰۵ القرآن و الطب الحدیث ۳۱۲، ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۶۰، ۳۷۳، ۳۸۴، ۴۰۸ القرآن و الطب ۲۸۱، ۲۸۷، ۲۸۹، ۴۸۵ القرآن و العلم الحدیث ۴۸، ۱۰۲، ۱۶۵، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۴، ۲۱۳، ۲۷۸، ۲۸۲، ۳۱۲، ۳۷۴، ۴۶۰، ۴۷۷، ۵۰۸، ۵۳۶، ۵۴۶ القرآن و العلم ۱۰۲، ۱۶۲، ۱۶۵، ۱۶۶، ۱۷۷، ۲۱۴ القرآن و العلوم ۳۱۷، ۳۵۳، ۴۲۶ قرآن و دانش پزشکی ۴۸۵ قرآن و دیگران ۳۰ قرآن و طبیعت ۴۸۶ قرآن و علم امروز ۱۰۹، ۱۹۸، ۱۹۹، ۲۰۴، ۲۵۷، ۴۴۲ قرآن و علوم روز ۱۰۰، ۳۱۷، ۳۲۳، ۳۲۹، ۳۶۰، ۳۷۴، ۳۹۴، ۴۲۴، ۵۳۴ قرآن و علوم طبیعت ۲۹۸ القرآن یتجلی فی عصر العلم ۱۷۵، ۱۹۰ القرآن، محاولة لفهم عصری ۲۶۳ قرب الهی با ۱۳۹ قربانی ۴۱۹ قرشی، سید علی اکبر ۱۴۱، ۴۲۷ قرض دادن ۳۹۸ قرقره ۱۷۷ قرقوز، دکتر احمد ۳۰۳، ۳۲۲، ۳۲۸، ۳۳۹، ۴۰۷، ۴۲۶، ۴۲۹، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۴۵، ۴۴۸، ۴۵۰، ۴۵۴، ۴۵۶، ۴۵۹، ۴۷۵، ۴۸۰، ۴۸۳، ۴۹۰، ۴۹۵، ۴۹۸، ۴۹۹، ۵۰۶، ۵۱۴، ۵۱۸، ۵۲۳، ۵۲۶، ۵۲۸، ۵۳۱، ۵۳۵، ۵۴۲، ۵۴۵، ۵۴۸، ۵۵۱، ۵۵۳، ۵۵۷، ۵۵۸، ۵۶۰، ۵۶۲، ۵۶۳ قرنیه ۴۱۳ قرون وسطی ۲۳، ۲۸، ۱۶۹، ۲۹۷، ۴۳۳ قزوینی ۲۵۰ قساوت قلب ۳۱۵، ۳۲۷، ۳۲۹، ۳۳۰ قسم ۳۵۷ قسم‌های قرآن ۴۵ قصاب‌ها ۳۲۱ قصة جنین ۵۴۶ قصص عهدین ۲۴ قصص قرآن ۱۴۶ قصه‌گویان ۲۹۸ قضای حاجت ۳۹۰ قضای روزه ۴۱۹، ۴۲۱ قضایای اعتباری ۳۳ قضایای اولیه ۵۰ قضایای حقیقی ۳۴ قضایای شخصی ۳۳ قضایای کلی حقیقی ۳۳ قضایای یقینی ۵۲ قضیه علمی ۵۰ قطار ۴۹ القطب الراوندی ۷۳، ۷۴ قطب جنوب ۱۸۷ قطب شمال ۱۸۸ قطب مغناطیسی ۱۸۷ قطر استوائی ۱۸۷ قطر قطبی ۱۸۷ قطع عقلی ۵۱ قطع نسل ۳۸۰ قلاب ماهیگیری ۲۵۵ قلب ۳۲۲، ۳۲۳، ۳۴۰، ۳۵۸، ۴۰۵، ۴۱۵، ۴۲۳، ۴۲۶، ۴۵۰، ۴۶۶، ۴۹۶، ۴۹۷، ۵۰۷، ۵۰۹، ۵۲۷، ۵۲۸، ۵۳۰، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۴، ۵۳۶، ۵۳۸، ۵۴۶، ۵۵۷ قلبهای نابینا ۴۰۵ قم ۱۸، ۳۰، ۳۹، ۴۰، ۷۰، ۸۶، ۲۰۰، ۲۹۹، ۴۲۱، ۴۸۶ قمار ۳۳۲، ۳۳۳، ۳۳۴، ۳۳۵ قماربازی ۳۳۲ قمر ۲۶، ۱۲۷، ۱۲۸ قمیحا، نزیه ۱۷۵، ۱۹۰ قند انگور ۴۰۷ قند خون ۳۴۰، ۳۴۶ قند میوه ۴۰۷ قند نیشکر ۴۰۷ قواعد تفسیری ۱۶ قوانین اسلام ۴۳، ۶۳ قوانین حاکم بر طبیعت ۲۲ قوانین حرکت ۱۵۲ قوانین کلی حرکت سیارات ۱۵۰ قوای روحی ۴۲۱ قورباغه ۴۶۴، ۴۸۵ قوم ثمود ۵۵، ۵۶، ۷۴ قوم عاد ۵۶، ۷۴ قوم لوط ۷۴، ۳۸۵، ۳۸۷، ۳۸۸، ۳۹۰ قوم نوح ۵۶، ۱۴۲ قوه بینائی ۶۴ قوه جاذبه ۲۳۹ قهرمانان تمدن ۱۵۰ قهوه ۴۸۴ قیاس فقهی ۸۷
قیاس منصوص العلة ۸۶ قیامت ۱۶۶، ۱۶۷، ۱۷۳، ۱۸۰، ۱۹۲، ۱۹۳، ۲۰۶، ۲۰۷، ۲۱۴، ۲۱۵، ۲۳۰، ۲۷۱، ۲۸۷، ۳۸۳، ۵۱۸، ۵۲۱، ۵۲۳، ۵۵۲، ۵۵۸، ۵۵۹ «ک» کابلون ۴۱۴ کاپلستون ۴۲ کاتالاس ۴۰۷ کاربرد روش سیستم‌ها (راسل. ل. ا.
ک) به ضمیمه تعبیر قرآن آربری ۲۲۴ کارخانه‌های مشروب سازی ۴۱۰ کارشناسان امور جنسی ۳۹۳ کارل، دکتر آلکسیس ۴۶۴ کاشانی، ملا فتح الله ۵۹، ۲۸۸ کافر ۲۲۶، ۳۸۳، ۵۰۰ کافران ۴۰۰ کالبد شکافی ۴۲۹، ۴۵۰، ۴۸۷ کالج کامبریج ۱۵۰ کامو، آلبر ۴۱ کامیول ۴۳۵ کانادا ۳۲۳ کانت ۲۳ کانون خانوادگی ۳۸۱ کاهش احتقان خون ۳۵۸ کبالت ۳۴۴، ۴۳۵ کبد ۳۲۸، ۳۳۹، ۳۴۳، ۳۴۵، ۴۱۲، ۴۲۳، ۴۵۰، ۴۹۶، ۵۰۹ کبوتی ۱۶۵ کپرنیک ۱۷۱، ۱۷۳، ۱۸۵ کپک زدن ۳۰۷ کپلر ۱۵۰، ۱۵۹، ۱۷۰ کتاب ۳۶، ۳۸، ۲۶۷، ۲۶۸، ۲۶۹، ۳۳۹ کتاب الحدود ۳۳۶ کتاب مقدس ۲۴، ۲۸، ۸۲، ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۲۰، ۱۲۷، ۱۶۰، ۱۶۹، ۲۱۹، ۲۴۹، ۳۰۵، ۳۱۳، ۳۱۹، ۳۴۷، ۳۵۰، ۳۵۶، ۳۶۳، ۳۶۹، ۳۷۸، ۳۸۷، ۳۸۸، ۳۹۱، ۴۰۷، ۴۲۰، ۴۶۶ کتاب هدایت ۲۳۱، ۲۷۶ کتاب‌های آسمانی ۳۶۴ کتاب‌های پزشکی ۳۷۹ کتاب‌های فقهی ۳۷۹ کتابخانه ۲۹۸ کتابخانه مسجد جعفری (قیطریه) ۱۲۷ کتابفروشی اسلامیه ۲۸۸ کتابهای آسمانی ۷۳، ۸۵ کتابهای فقهی ۴۱۷ کتابهای مقدس ۲۳ کتب آسمانی ۳۱۸، ۳۳۰، ۳۶۱ کتب مقدس ۴۱۷ کترون ۴۸، ۹۵، ۲۱۲، ۲۷۸، ۲۷۹، ۲۸۰، ۲۸۱، ۲۸۲، ۲۸۳، ۲۸۶ کنف ۴۴۷ کثافات ۳۵۱، ۳۵۲ کخ ۴۱۲ کدورت ۳۹۳ کر ۶۳ کرات ۲۷، ۹۴، ۱۰۴، ۱۴۰، ۱۵۳، ۱۹۸ کرات آسمانی ۹۹، ۱۰۸، ۱۱۵، ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۹، ۱۴۲، ۱۴۷، ۱۵۱، ۱۵۴، ۱۵۵، ۲۰۰، ۲۰۱، ۲۱۱ کرامت ۵۴، ۶۲، ۶۳، ۶۵ کرامت انسانی ۳۸۰ کربلا ۴۰۱ کربن ۱۱۴، ۲۴۱، ۴۳۵، ۴۴۰ کرسی ۲۷، ۱۲۸، ۱۳۳ کرسی و عرش ۱۲۸ کرم ابریشم ۴۶۳ کرم ترشین ۳۲۰، ۳۲۳، ۳۲۴ کرم ترکین ۳۲۰، ۳۲۳ کرم کدو ۳۲۲ کرم کدوی خوک ۳۲۲ کرمانیون ۲۵۵ کروموزوم ۴۷۵، ۴۷۶، ۴۷۷، ۴۷۸، ۵۱۵، ۵۱۶، ۵۱۸، ۵۲۳ کروی بودن زمین ۱۸۸ کرویت زمین ۱۸۶، ۱۸۹، ۱۹۰، ۱۹۱، ۱۹۲ کره آتش ۱۵۹ کره آسمانی ۱۶۴ کره آفتاب ۱۶۵ کره بخار ۱۰۲، ۱۰۴ کره خاک ۱۷۹ کره زمین ۱۸۲، ۲۱۲ کره قمر ۱۵۹ کره مسکونی ۱۹۷ کره نهم ۱۵۹ کره هشتم ۱۵۹ کره هوا ۱۵۹ کریاتینین ۳۲۸ کریسی موریسین ۲۴۶ کشاورزی ۲۹۱ کشتی ۱۵۸، ۱۶۸، ۱۸۷ کشش بار الکتریکی ۲۳۹ کشف الکل ۲۹۸، ۳۳۵ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ۵۹، ۶۰، ۶۵ کشمکش ۳۳۱ کشورهای اروپائی ۳۸۱، ۳۸۲ کشورهای اسلامی ۲۸، ۳۸۲ کشورهای شرق مدیترانه ۳۸۱ کشورهای غربی ۳۰، ۳۴۳، ۳۴۷ کعبه ۳۶۵ کفار ۵۲، ۱۰۳، ۲۱۵، ۳۱۴، ۵۳۴ کفاره ۳۷۰، ۴۱۸، ۴۱۹، ۴۲۱ کفاره ظهار ۴۱۹ کفاره قسم ۴۱۹ کفر ۹۴، ۱۰۱، ۳۹۷، ۵۵۶ کلام عربی ۷۲ کلر ۴۰۸ کلرور کلسیم ۴۱۳ کلروفیل ۲۴۰، ۴۰۸ کلسترول ۳۱۱ کلسیم ۴۰۸، ۴۰۹، ۴۳۵، ۵۱۰ کلیانتوس آسوسی ۱۷۰، ۱۸۵ کلیسا ۲۸، ۱۶۹، ۱۷۱، ۱۸۶ کلیسائیان ۲۸ کلیه‌ها ۴۲۳، ۴۹۶ کم اشتهایی ۳۲۲، ۳۴۴ کم‌خونی ۳۲۲، ۳۴۲، ۳۹۳، ۳۹۴، ۴۰۹، ۴۱۶ کمال معنوی ۳۴۸، ۴۰۴ کمبریج ۲۴۶ کمپانی، فضل الله ۴۹۰ کمردرد ۳۹۳ کنت، آگوست ۳۴ کنترل عواطف ۳۴۶ کنترل غرایز جنسی ۴۲۲ کنتیسانس ۴۴۱ کنیاک ۳۳۱ کنیزان ۳۹۱ کوارک ۹۵، ۲۷۹، ۲۸۳ کواکب ۹۷، ۱۵۸ کوپرنیک ۱۵۰، ۱۵۹، ۱۷۰، ۱۷۱ کوپرنیکس ۱۷۰ کوپرنیکوس ۱۷۱ کوتوله سفید ۲۰۹
کوچه‌ها ۳۶۵ کودک ۲۴۹، ۲۵۵، ۴۰۹، ۴۲۹، ۴۳۰، ۴۳۱، ۴۳۲، ۴۴۴، ۴۸۹، ۴۹۰، ۵۱۵، ۵۳۲، ۵۳۷، ۵۳۸، ۵۳۹، ۵۴۰، ۵۴۹، ۵۵۰، ۵۵۴ کودکان ۳۴۴، ۴۰۹، ۵۱۶، ۵۵۶، ۵۵۷ کورساکوف، سرگی ۳۴۶ کوریون ۴۹۰، ۴۹۲، ۴۹۳ کوستلر، آرتور ۱۶۰، ۱۷۰، ۱۷۱ کوسموزون ۲۴۶ کومز ۳۵۰ الکون و الانسان بین العلم و القرآن ۲۴۲، ۲۶۳، ۵۱۶، ۵۴۲ کوه صفا ۳۷۶ کوهها ۱۰۶، ۱۰۹، ۱۱۹، ۱۲۵، ۱۴۱، ۱۷۳، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۸۵، ۲۰۷، ۲۱۲، ۴۰۶ کهانت ۶۴ کهبانگ ۹۷، ۱۴۵ کهکشان ۹۵، ۱۴۵، ۱۶۰، ۱۶۳، ۱۶۴، ۱۷۲، ۱۹۷، ۲۰۰، ۲۰۳، ۲۰۵ کهکشان راه شیری ۴۹، ۱۱۶، ۱۳۲، ۱۶۲ کهکشان شجاع ۱۴۵ کهکشان‌های دور شونده ۹۶ کهکشانها ۴۴، ۹۵، ۹۷، ۱۰۰، ۱۱۴، ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۴۲، ۱۴۸، ۲۰۸ کیسه صفرا ۴۱۲ کینسی، دکتر ۳۹۳ کینه ۳۳۴ کیهان ۴۱، ۹۵ کیهان اندیشه ۲۳۱ کیهان‌شناس ۱۰۹ کیهان‌شناسان ۹۴ کیهان فرهنگی ۲۲۵، ۲۲۶ کیهان و راه کهکشان ۹۷، ۱۴۵، ۲۰۸، ۲۱۰ کیهان‌شناسان ۲۰۹ کیهان‌شناسی ۴۱، ۴۴، ۹۳، ۱۱۹، ۱۵۵ «گ» گارتنر ۴۰۱ گاز ۹۹، ۱۰۱، ۱۱۲، ۱۱۵، ۱۱۶، ۱۱۸، ۱۱۹، ۱۲۱، ۱۳۳، ۲۱۲ گاسترولاسیون ۴۹۵، ۵۰۹ گالیله ۲۴، ۳۰، ۱۵۹، ۱۷۱، ۱۷۳، ۱۷۷، ۱۹۰ گامت ۲۸۵، ۴۵۵، ۴۶۲ گاموف، ژرژ ۹۵، ۱۰۰، ۱۴۶، ۱۸۴، ۲۱۲، ۲۴۶ گاو ۱۲۳، ۲۵۵، ۲۵۸، ۳۰۳، ۳۲۶، ۳۳۵ گاهواره ۱۷۵، ۱۷۶ گذشت زمین ۱۸۴ گذشته و آینده جهان ۱۱۷، ۱۲۳، ۲۱۳، ۲۴۱، ۲۴۶، ۲۵۸، ۲۶۴، ۴۳۵، ۴۳۹، ۴۵۹، ۴۷۶، ۴۸۶، ۴۹۰، ۵۰۴، ۵۲۷، ۵۳۹ گرانش ۹۵ گرانولوم آمیزشی ۳۸۱، ۳۸۹ گربه ۲۵۴ گردش خون ۴۲۶ گردش زمین ۱۵۹ گردش وضعی ۱۸۸ گردو ۱۲۳، ۱۷۷، ۲۴۰، ۴۵۹ گرده ۲۸۷ گرده افشانی ۲۸۶، ۲۸۷، ۲۹۱ گرده گل ۴۱۲ گرز الدین، نعمت الله ۴۰۲ گرگ ۳۲۶ گرما ۱۶۷، ۲۰۹ گروههای التقاطی ۳۳ گروههای مارکسیستی ۲۹ گریپ ۴۱۴ گسترش جهان ۱۴۳، ۱۴۴، ۱۴۵، ۱۴۶، ۲۰۸ گسترش زمین ۱۲۵ گلاوبوبین ۳۲۸ گلبول‌های قرمز ۳۴۴، ۴۰۹، ۴۱۶ گلبولهای سفید ۳۱۷، ۳۲۵، ۳۲۹، ۴۰۹ گلدمان ۴۶۵ گلشنی، دکتر مهدی ۲۹۸ گلوکز ۴۰۷ گلوکوژن ۳۲۹ گلوکوسید استراءستیل ۴۱۲ گلوناس ۴۱۰ گلها ۲۹۱، ۴۰۶، ۴۰۸ گمراهان ۳۹۷ گمراهی ۳۹۷ گناه ۴۳، ۳۲۷، ۳۳۲، ۳۳۶، ۴۲۱، ۴۲۲ گناهان ۳۷۸، ۴۱۹، ۴۲۰ گناهان کبیره ۳۰۸، ۳۰۹، ۳۷۹، ۳۸۹، ۳۹۲، ۳۹۳، ۳۹۴ گناهکار ۳۷۷، ۳۸۸ گناهکاران ۱۴۷، ۳۲۰ گندم ۴۳۵ گنهکاران ۱۴۳ گوارش ۳۴۳ گوردن ۳۴۲ گوریل ۲۵۴ گوسفند ۳۰۵، ۳۲۶، ۳۳۵ گوسفند مرینوس ۲۵۳ گوسفندان ۲۵۲، ۲۵۳ گوسولن، پرفسور ۳۹۳ گوش ۴۳۱، ۴۳۲، ۴۷۳، ۵۰۹، ۵۲۹، ۵۳۰، ۵۳۱، ۵۳۲، ۵۳۳، ۵۳۴، ۵۳۵، ۵۳۶، ۵۳۷ گوشت ۳۰۳، ۳۱۱ گوشت خوک ۸۷، ۸۸، ۸۹، ۲۹۹، ۳۰۲، ۳۱۹، ۳۲۱، ۳۲۳، ۳۲۴، ۳۲۵ گوشه‌گیری ۳۹۳ گوشهای کر ۴۰۵ گوگرد ۴۰۸، ۴۳۵ گونز ۱۲۳ گیاه ۱۱۸، ۲۰۲، ۲۳۶، ۲۵۱، ۵۲۴ گیاه‌شناسی ۴۱ گیاهان ۲۷، ۹۸، ۱۰۶، ۱۱۳، ۱۱۴، ۱۲۳، ۱۲۵، ۲۰۰، ۲۴۰، ۲۴۱، ۲۴۳، ۲۴۹، ۲۵۱، ۲۵۲، ۲۵۷، ۲۷۸، ۲۸۰، ۲۸۱، ۲۸۳، ۲۸۶، ۲۸۷، ۲۸۸، ۲۹۱، ۲۹۲، ۲۹۳، ۴۳۶، ۵۵۳ «ل» لاپلاس ۹۹ لارسون ۴۰۰ لاری ۲۳ لاغری ۳۹۳ لاک‌پشتان ۲۵۸ لاکپشت‌ها ۱۲۳ لاله ۳۹۷ لامارک ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۵۱ لایه eH اتمی ۱۳۰ لایه H اتمی ۱۳۰ لایه N مولکولی ۱۳۰ لایه O اتمی ۱۳۰ لایه آمینون ۴۹۱
لایه خلأ ۱۳۰ لایه کوریون ۴۹۱ لایه‌های هموسفر ۱۳۰ لباس ۳۲۷، ۳۶۳، ۳۷۶ لپتونها ۹۵ لسان العرب ۱۷۹، ۴۴۷، ۴۸۱ لطایف قرآنی ۴۳۶ لعاب دهان ۳۳۵ لغت ۳۳، ۳۵، ۱۳۶، ۱۸۱ لغت عرب ۲۶۱ لغویین ۵۵، ۵۶، ۲۴۸، ۴۸۱، ۵۰۱، ۵۰۲، ۵۰۳، ۵۱۱ لقاح ۲۴۷، ۲۸۶، ۲۸۷، ۲۸۸، ۲۹۰، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۶۳، ۴۶۴، ۴۶۸، ۴۷۱، ۴۷۵، ۴۸۰، ۴۹۷، ۵۱۹، ۵۲۳ لقاح ابرها ۲۹۰ لقاح بادها ۲۹۳ لقاح گیاهان ۲۸۸، ۲۸۹، ۲۹۰، ۲۹۱، ۲۹۳ لقمان ۱۴۹ لواط ۳۸۵، ۳۸۶، ۳۸۷، ۳۸۸، ۳۸۹، ۳۹۰، ۳۹۱ لواط شونده ۳۸۹ لواط عرضی ۳۹۰ لواط کننده ۳۸۹ لواط مرضی ۳۹۰ لواط مسئول ۳۹۰ لوترکپل، ادوارد ۹۹ لوح محفوظ ۳۸ لورا واکسیا واگلیری ۸۲ لورمی ۳۴۵ لوز المعده ۳۴۰، ۳۴۳، ۴۲۳، ۴۹۶، ۵۰۹ لوسیت ۱۰۹ لوط (ع) ۳۸۶، ۳۸۷، ۳۸۸، ۳۹۱ لوقا ۴۲۰ لوله آزمایش ۲۴۶، ۲۴۷ لوله‌های تناسلی ۴۵۴، ۴۵۵، ۵۱۴ لوله‌های زهدانی ۴۵۹، ۴۶۹ لومتر، ژرژ ۱۴۴ لیپاز ۴۰۷، ۴۱۱ لینه، کارل ۲۷۸، ۲۷۹ لیونز ۴۰۰ «م» ما بعد الطبیعه ۳۳ ما تنها نیستیم ۱۹۷ ما خسر العالم بانحطاط المسلمین ۳۲ ما بعد الطبیعة ۱۷۱ ماده ۳۱، ۹۴، ۲۵۱، ۲۷۹ ماده اولیه حیات ۲۴۹ ماده اولیه حیاتی ۲۶۶ مادی‌گری ۵۳ ماران ۲۵۸ مارکسیستها ۳۱ مارکسیسم ۲۳، ۲۸ مارولا ۴۸۳ مارها ۱۲۳ ماری جونز، امی ۴۶۵ مازوخیسم ۳۹۰ ماساژ ۳۵۲ ماساژ سوئدی ۳۵۲ مؤسسة الاعلمی للمطبوعات ۱۵۷ ماسویچ، پروفسورآ. ۲۱۳
ماکسیمنکو ۴۱۳ ماگنولیا ۲۴۰ مالاریا ۳۴۴ مالیات ۳۳۲، ۳۳۸ مالیخولیا ۳۹۳ مؤمن ۳۷۹، ۳۸۲ مؤمنان ۳۷۷، ۳۸۳، ۳۹۱، ۳۹۵، ۴۰۰ مؤمنین ۴۰۵ مأمون ۲۵ ماوراء طبیعت ۶۰، ۶۶، ۱۳۷ ماوراء طبیعی ۲۷۵ ماورای طبیعت ۲۳، ۲۶، ۳۴ ماه ۲۶، ۴۵، ۱۳۱، ۱۳۲، ۱۳۳، ۱۳۵، ۱۵۴، ۱۵۶، ۱۵۷، ۱۶۶، ۱۹۴، ۱۹۷، ۲۰۴، ۲۰۷، ۲۱۰، ۲۱۱، ۲۱۳، ۲۱۴، ۲۱۵ ماه رجب ۴۲۱ ماه رمضان ۴۱۸، ۴۲۱ ماه شعبان ۴۲۱ ماه مبارک رمضان ۲۹۹ ماهنامه دانستنیها ۴۸۴ ماهنامه مکتب اسلام ۱۹۰ ماهی فروشان ۳۲۱ ماهی‌ها ۲۵۸ ماهیان زره‌دار ۱۲۳، ۲۵۸ ماهیت و منشأ دین ۴۹۰ ماهیچه‌های مخطط ۵۱۰ ماهیها ۲۵۸ مایع ۱۱۹ مایع جنسی ۲۶۷ مباحث کیهان‌شناختی ۲۰۸ مبالغه ۱۷۹ مبانی اعتقادات در اسلام ۱۸۴ مبانی فلسفی و علمی یونان ۲۵ مبانی کلامی ۸۵ مباهله ۲۷۳ مبدأ هستی ۴۴، ۱۵۴، ۳۶۲ مبشری، دکتر اسد الله ۱۰۹، ۲۰۴، ۲۵۷، ۴۴۲ متئررولوژی ۲۸۸ متاستاز ۴۴۸ متافیزیک ۲۳، ۳۵، ۱۱۷، ۱۲۱ متکلمان ۲۲، ۲۳، ۲۶، ۳۲، ۶۱، ۶۵، ۵۲۸ مثالهای علمی قرآن ۴۳ مثانه ۳۰۶، ۴۵۹، ۵۰۹ مجاری تنفسی ۴۱۵ مجازات ۳۰۹، ۳۷۷، ۳۸۲، ۳۸۳ مجاهد ۴۷۲ مجرمین ۳۸۷ مجسطی ۱۲۷ مجلسی، علامه محمد باقر ۲۷، ۶۶، ۱۲۷، ۱۲۸، ۴۵۲، ۴۷۹، ۵۱۵ مجله اطلاعات علمی ۱۶۷ مجله بینات ۳۶، ۴۶، ۱۳۴، ۲۲۵ مجله دانشمند ۴۹۰ مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ۳۹۹، ۴۰۰ مجله طب و تزکیه ۳۹۸ مجله کیهان اندیشه ۲۲۸ مجمع البیان فی تفسیر القرآن ۳۷، ۳۸، ۴۰، ۱۶۱، ۱۷۳، ۱۹۳، ۲۸۰، ۲۸۹، ۳۰۸، ۳۳۱، ۳۳۴، ۴۴۷، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۲، ۴۷۹، ۴۸۸، ۴۹۱، ۵۰۲، ۵۲۲ مجمع الفکر الاسلامی ۳۴۷ مجموعه بی‌نهایت ۸۰ مجموعه سخنرانی همایش نقش دین در بهداشت روان ۴۰۱ مجموعه سخنرانیهای سومین کنفرانس دار القرآن الکریم ۴۰ محارم ۳۷۹ محاسبات ریاضی ۲۰۳ محاسن التأویل ۱۲۹ محال عادی ۶۲ محال عقلی ۶۰، ۶۲ محال نقلی ۶۲ محبت ۳۶۰، ۳۷۶، ۴۰۲، ۵۳۰
محدثان ۳۲ محذورات شرعی ۲۴۷ محصن ۳۷۹ محققان ۲۳۸، ۴۰۲ محققان باستان‌شناس ۲۵۴ محمد بن سنان ۳۵۷ محمد عبد العزیز، دکتر عبد الحمید ۴۰۹ محمد قطب ۳۲ محمد محی الدین، حسین ناجی ۲۲۶ محمدی، سید محمد امین ۹۷، ۱۴۵، ۲۰۸ محمود، دکتر مصطفی ۷۳، ۲۶۳ محمودی، عباسعلی ۱۳۲، ۲۰۰ محیط استوائی ۱۸۷ محیط آلوده ۳۸۶ محیط زندگی ۳۶۸ محیط زیست ۳۱۸، ۳۶۵، ۳۶۸ محیط قطبی زمین ۱۸۷ مخالفان اعجاز عددی قرآن ۲۲۶ مختصر ابن کثیر ۱۵۷ مدار جنوب ۱۹۴ مدار شمالی ۱۹۴ مدار نجوم ۱۵۸ مدارس ۳۶۵ مدخلی بر آموزه‌های جهان شناختی اسلام ۱۷۱ مدرسة الامام امیر المؤمنین (ع) ۳۰ مدرسه پزشکی ۲۹۸ مدنی ۲۲۱، ۳۷۶ مدینه ۱۲۵، ۱۷۷، ۳۱۳، ۳۲۶، ۳۵۰، ۳۶۹ مذاهب اسلامی ۲۳۱ مذهب ۲۶۸، ۳۹۹ مرآة العقول ۴۵۲ مراحل آفرینش ۱۱۱ مراحل آفرینش آدم ۲۶۱ مراحل پیدایش جهان ۱۲۰ مراحل تکامل ۲۵۱، ۲۶۶ مراحل خلقت ۱۱۰، ۱۲۰، ۱۲۱، ۲۴۳، ۲۹۹ مراحل خلقت انسان ۲۶۴، ۲۶۵، ۴۳۲ مراحل زیست‌شناختی تکامل ۲۶۰ مراکز درمانی ۴۰۹ مراکز علمی ۸۵ مراهقه ۳۹۰ مرتاضان ۶۲، ۶۳، ۶۵ مرتد ۲۲۶ مرجان‌ها ۱۲۳، ۲۵۸ مرحله اولیه خلقت ۲۴۳ مردار ۸۷، ۸۹، ۲۹۹، ۳۰۳، ۳۰۴، ۳۰۶، ۳۱۲، ۳۱۳، ۳۱۴، ۳۱۵، ۳۱۶، ۳۱۷، ۳۱۸، ۳۱۹، ۳۲۵، ۳۲۶ مردار خواری ۳۱۷ مردان پاک‌دامن ۴۱۷ مردان روزه‌دار ۴۱۷ مردانگی ۳۳۷ مردگان ۳۵۶ مرزهای اعجاز ۱۷۵، ۲۸۹ مرزهای نجوم ۱۴۵، ۱۴۶، ۱۶۰ المرسی، ابن ابی الفضل ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۴۷ مرض قند ۳۱۱ مرض لادرری ۳۲۲ مرعشی شهرستانی، علامه سید محمد حسین ۱۶۶، ۱۷۸ المرکز العربی للکتاب ۴۷ مرکز جهان ۱۵۹، ۱۸۵ مرکز کهکشان ۱۶۸ مرکز نشر کتاب ۱۳۶ مرگ ۲۶۴، ۳۰۶، ۳۱۰، ۳۲۲، ۳۳۹، ۴۳۱، ۴۳۲، ۵۲۳، ۵۵۱، ۵۵۹، ۵۶۰، ۵۶۱، ۵۶۲، ۵۶۳ مرگ خورشید ۲۰۷، ۲۱۲، ۲۱۵ مرگ قلبی ۵۶۲ مرگ مغزی ۵۶۲ مری ۳۴۲، ۳۴۳ مریخ ۲۶، ۱۱۶، ۱۲۷، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۵۹ مریض ۴۲۱ مریم (س) ۴۳، ۶۶، ۲۷۴، ۲۷۵، ۴۱۹، ۴۲۰، ۴۶۲، ۴۶۳، ۴۶۵، ۴۶۶، ۵۲۵ مزامیر ۱۶۰ مزودرم ۴۹۶، ۵۰۴، ۵۰۹، ۵۱۱، ۵۱۲ مژک‌داران ۲۸۴، ۲۸۵ مس میت ۳۵۷ مسائل بهداشتی ۳۸۴ مسائل جنسی ۴۲۲ مسابقه تسلیحاتی ۳۹۶ مساجد ۳۵۴، ۳۵۷، ۳۶۵، ۳۶۶، ۳۷۰ مسافر ۴۱۸، ۴۲۱ مسافران ۴۱۹ مسأله حجاب ۳۶۹ مسایل جدید کلام ۵۱۰ مسایل جنسی ۳۶۸ مست ۳۳۳، ۳۳۷، ۳۴۰ مستحب ۳۵۷، ۳۶۳، ۳۶۴ مستدرک الوسایل ۳۳۶، ۳۹۲ مستمسک العروة الوثقی ۳۶۶ مستی ۳۳۳، ۳۳۷، ۳۳۸، ۳۳۹ مسجد ۲۹۸، ۳۵۷، ۳۶۶ مسجد الحرام ۳۵۷، ۳۶۸، ۳۷۰ مسجد النبی (ص) ۳۵۷، ۳۷۰ مسجد توسان ۲۲۷ مسح ۳۴۸، ۳۵۰، ۳۵۱ مسخ ۶۴ مسدس ۱۸۷ مسرفان ۳۰۸ مسرفین ۳۸۷ مسکر ۳۳۱ مسکرات ۳۳۱، ۳۳۲، ۳۳۵، ۳۳۶، ۳۳۸ مسلمانان ۱۵، ۲۱، ۲۵، ۲۷، ۲۹، ۳۰، ۳۱، ۳۲، ۳۳، ۳۷، ۴۴، ۵۲، ۱۲۷، ۱۷۱، ۱۹۱، ۲۲۶، ۲۹۷، ۲۹۸، ۲۹۹، ۳۱۶، ۳۲۲، ۳۳۰، ۳۳۴، ۳۳۵، ۳۳۶، ۳۴۹، ۳۷۷، ۳۷۸، ۳۸۲، ۴۰۳، ۴۱۸، ۴۲۶، ۵۳۴ مسلمانان و دانش جدید ۲۹۸ مسمومیت الکلی ۳۳۹ مسمومیت الکلی مزمن ۳۴۱ مسمومیتها ۳۲۲ مسمومیتهای غذائی ۳۵۲ مسند احمد ۳۴ مسواک ۳۵۰، ۳۵۳ مسیحیان ۲۴، ۱۳۲، ۲۷۳، ۲۷۴، ۳۵۶، ۳۶۹، ۳۷۱، ۳۸۴ مسیحیان نجران ۲۷۳، ۲۷۵ مسیحیت ۶۷، ۱۲۷، ۳۵۶، ۳۶۸، ۴۲۰ مسیر تکامل ۲۶۳ مشائین ۲۶ مشارق ۱۸۹، ۱۹۱، ۱۹۲، ۱۹۵، ۱۹۶، ۲۰۲، ۲۰۳ مشارق و مغارب ۱۸۶ مشترک لفظی ۱۳۶ مشتری ۲۶، ۱۱۶، ۱۲۷، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۵۹، ۱۷۲ مشرق ۴۹، ۱۵۸، ۱۷۱، ۱۸۷، ۱۸۸، ۱۸۹، ۱۹۰، ۱۹۲، ۱۹۴، ۱۹۵،
۲۰۱، ۲۰۳ مشرق‌ها ۱۸۶ مشرقین ۱۹۳ مشرک ۳۷۷ مشرکان ۳۲۶ مشرکین ۱۲۶، ۲۴۷، ۳۰۲ مشرکین عرب ۷۳، ۳۶۹ مشروبات الکلی ۳۳۱، ۳۳۸، ۳۳۹، ۳۴۰، ۳۴۱، ۳۴۲، ۳۴۳، ۳۴۵، ۳۴۶، ۳۴۷ مشکلات بهداشتی ۳۸۴ مشکلات جنسی جوانان ۳۹۴ مشکینی اردبیلی، آیة الله علی ۲۵۶، ۲۵۷، ۲۵۹، ۲۶۰، ۲۶۲، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۶۷، ۲۶۹، ۲۷۰، ۲۷۲، ۲۷۶، ۵۲۶ مشیمه ۴۸۸، ۴۹۰ مشیمیه ۳۹۳ مصالح و مفاسد احکام ۸۵ مصباح الاصول ۵۲۳ مصباح الزائر ۴۸۹ مصباح اللغة ۵۷، ۲۴۸، ۴۶۸، ۴۷۰، ۵۰۱، ۵۱۱ مصباح المنیر ۵۶ مصباح یزدی، محمد تقی ۳۱، ۳۴، ۳۸، ۴۱، ۶۱، ۶۴، ۶۵، ۱۱۲، ۱۳۴، ۱۳۵، ۱۳۶، ۱۳۷، ۱۳۸، ۱۴۹، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۶۵، ۱۷۵، ۱۷۶، ۱۸۰، ۱۸۱، ۲۳۷، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۷۰، ۲۷۴، ۴۳۶، ۴۳۹، ۴۴۰، ۴۹۵، ۴۹۸، ۴۹۹، ۵۲۵ مصر ۱۷، ۲۸، ۲۹، ۳۱، ۴۸، ۷۳، ۲۲۰، ۲۹۷ مصطفوی، حسن ۵۵، ۵۸، ۹۴، ۱۳۴، ۱۳۶، ۱۵۴، ۱۷۶، ۲۳۶، ۲۴۸، ۴۳۸، ۴۴۵، ۴۴۶، ۴۴۸، ۴۴۹، ۴۶۸، ۴۷۰، ۴۸۳، ۵۰۲، ۵۵۵ مصلحت ۸۵ مصلین ۳۹۱ مصیبت ۱۴۳، ۲۲۹، ۲۳۰، ۴۰۱ مضغه ۴۳۰، ۴۳۲، ۴۷۲، ۴۷۸، ۴۸۲، ۴۸۶، ۴۸۷، ۴۹۳، ۴۹۴، ۴۹۵، ۴۹۶، ۴۹۷، ۴۹۸، ۵۰۰، ۵۰۱، ۵۰۴، ۵۰۵، ۵۰۶، ۵۰۷، ۵۱۱، ۵۱۲، ۵۱۳، ۵۱۴، ۵۲۴، ۵۳۲، ۵۵۹ مضمضه ۳۵۰، ۳۵۳ مطالب شگفت‌انگیز قرآن ۱۰۰، ۱۴۴، ۱۴۶، ۱۴۷، ۱۴۹، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۵۹، ۱۶۳، ۱۷۵، ۱۸۱، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۹۰، ۲۱۲، ۲۱۳، ۲۳۹، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۷۹، ۲۸۱، ۲۹۱، ۴۳۵، ۴۳۹، ۴۶۴، ۴۶۵، ۴۷۵، ۴۸۴، ۴۸۵، ۴۹۰، ۵۰۷، ۵۱۹، ۵۳۲ مطبخ ۲۹۸ مطبعة العرفان ۲۸۹ مطبعة الغری ۱۰۳ مطهرات در اسلام ۳۱۴ مطهری، شهید مرتضی ۳۱، ۳۲، ۳۶۹ مظفر ۳۳، ۵۶، ۸۶، ۸۷ مع الطب فی القرآن الکریم ۴۰۸، ۵۱۶ مع القرآن فی الکون ۱۳۲ معاد ۲۶، ۴۵، ۷۴، ۲۵۵، ۳۶۲، ۴۰۲، ۵۵۳، ۵۶۰ معادشناسی ۴۲۹ معادن ۱۱۹، ۱۲۱، ۱۲۳، ۱۲۴، ۱۷۶ معارف الهی ۴۰ معارف دینی ۴۵ معارف قرآن ۳۱، ۳۸، ۴۱، ۷۳، ۱۱۲، ۱۳۴، ۱۳۵، ۱۳۷، ۱۳۸، ۱۴۹، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۶۵، ۱۷۵، ۱۸۰، ۱۸۱، ۲۳۷، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۷۰، ۲۷۴، ۴۳۶، ۴۳۹، ۴۴۱، ۴۹۵، ۵۲۵، ۵۲۶ معاشرت ۳۶۰ معالم القرآن فی عوالم الاکوان ۱۹۰ معاملات حرام ۳۲۰، ۳۲۷ معانی و نظم قرآن ۸۱ معاونت فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ۱۳۰ معتزله ۷۲ معجزات انبیاء ۵۶ معجزة الصلوة فی الوقایة من مرض دوالی الساقین ۴۲۶ معجزة القرآن ۴۰۸ معجزة القرآن الکریم ۲۲۰، ۲۲۱، ۲۲۷ المعجزة القرآنیة ۱۵۲، ۲۲۷ معجزة القرن العشرین من کشف سباعیة و ثلاثیة اوامر القرآن الکریم ۲۲۲ المعجزة ۲۲۵ معجزه ۱۵، ۱۷، ۲۱، ۲۹، ۵۴، ۵۵، ۵۶، ۵۷، ۵۸، ۵۹، ۶۰، ۶۱، ۶۲، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۶۷، ۶۸، ۶۹، ۷۱، ۷۳، ۷۷، ۷۹، ۸۳، ۸۴، ۸۵، ۲۳۹، ۲۴۹، ۴۲۰، ۴۸۷ معجزه ادبی ۷۲ معجزه اعداد ۲۲۳ معجزه بلاغی قرآن ۱۶۶ معجزه جاوید ۲۴۹ معجزه علمی ۹۹ معده ۳۱۰، ۳۳۹، ۳۴۲، ۳۴۳، ۴۲۳، ۵۳۹ معرفت ۳۴ معرفت تجربی ۲۳ معرفت دینی ۲۳ معرفت فطری ۴۱ معرفت یقینی ۳۴ معرفت، آیة الله محمد هادی ۵۹، ۷۶، ۷۷، ۹۸، ۱۴۷، ۱۵۲، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۵۰، ۳۷۳، ۴۰۸، ۴۳۲، ۴۴۸، ۴۵۰، ۴۶۹، ۴۸۴، ۴۸۵، ۵۰۴، ۵۰۷، ۵۱۵، ۵۱۷، ۵۲۱ معری، ابو العلاء ۵۳۵ معلولیت‌های عضلانی ۳۴۲ مغارب ۱۸۹، ۱۹۱، ۱۹۲، ۱۹۵، ۱۹۶، ۲۰۲، ۲۰۳ مغرب ۴۹، ۱۵۸، ۱۷۱، ۱۸۷، ۱۸۸، ۱۸۹، ۱۹۰، ۱۹۲، ۱۹۴، ۱۹۵، ۲۰۱، ۲۰۳، ۴۲۶ مغرب‌ها ۱۸۶ مغربی، عبد القادر ۱۲۹ مغز ۳۳۹، ۴۲۳، ۴۹۶، ۴۹۷ مغزهای الکترونیکی ۲۲۴ مغفرت ۴۱۷ مفاتیح الجنان ۴۸۹ مفاتیح الغیب ۲۵ مفاسد اجتماعی ۳۴۸ مفاسد الکل ۳۳۹ مفتاح العلوم ۷۲ المفردات فی غریب القرآن ۵۴، ۵۵، ۵۶، ۵۷، ۹۴، ۱۰۴، ۱۰۸، ۱۳۴، ۱۳۶، ۱۵۵، ۱۵۸، ۱۷۷، ۱۷۹، ۱۸۸، ۲۰۲، ۲۶۵، ۲۷۲، ۲۷۸، ۲۸۵، ۲۸۷، ۳۰۱، ۳۰۵، ۳۰۷، ۳۷۲، ۴۳۴، ۴۴۳، ۴۴۵، ۴۵۳، ۴۵۷، ۴۶۸، ۴۸۳، ۴۸۸، ۴۸۹، ۴۹۳، ۴۹۴، ۵۰۱، ۵۵۰، ۵۵۳ مفسده ۸۵ مفسران ۲۷، ۳۰، ۳۲، ۳۸، ۶۵، ۸۱، ۱۱۹، ۱۲۰، ۱۲۳، ۱۲۵،
۱۳۵، ۱۳۷، ۱۸۰، ۱۸۹، ۲۰۲، ۲۰۶، ۲۳۷، ۳۳۹، ۴۱۷، ۴۳۲، ۴۵۰، ۴۶۶، ۴۸۱، ۵۰۶، ۵۲۸، ۵۳۰، ۵۴۰، ۵۴۱، ۵۴۲، ۵۴۵، ۵۶۰ مفسران اسلامی ۳۱ مفسران سنی ۲۸ مفسران شیعه ۲۸، ۳۳۳ مفسران شیعه و سنی ۳۰ مفسران قرآن ۱۲۲، ۲۴۴، ۳۹۶، ۴۳۸، ۵۵۳ مفسران مسلمان ۲۹ مفسران مسیحی ۲۴ مفسران معاصر ۴۰، ۴۲ مقابله ۴۷ مقاربت ۳۵۸، ۴۹۶ مقاربت جنسی ۳۴۰ مقام پیامبری ۵۲۶ مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم ۲۴، ۳۰، ۱۰۰، ۱۰۱، ۱۱۱، ۱۱۴، ۱۲۳، ۱۴۶، ۱۶۴، ۲۰۵، ۲۴۱، ۲۶۶، ۴۳۳، ۴۴۱، ۴۴۴، ۴۶۵، ۴۷۷، ۴۹۷، ۵۶۴ مقاییس اللغة ۵۷، ۱۷۶، ۴۴۸، ۴۵۷، ۴۸۱، ۵۰۱، ۵۱۱ مقدسین ۱۲۷ مقعد ۳۹۰ مکارم شیرازی، آیة الله ناصر ۱۷، ۳۰، ۳۱، ۴۰، ۴۲، ۴۳، ۶۶، ۱۱۳، ۱۲۱، ۱۴۵، ۱۵۱، ۱۶۲، ۱۶۳، ۱۷۳، ۲۱۰، ۲۲۴، ۲۳۷، ۲۴۴، ۲۴۷، ۲۶۱، ۲۶۸، ۲۶۹، ۲۷۱، ۲۷۳، ۲۹۰، ۳۱۶، ۳۹۴، ۴۳۸، ۴۴۰، ۴۵۳، ۴۵۵، ۴۶۴، ۴۶۸، ۴۷۲، ۴۸۱، ۴۹۴، ۴۹۸، ۴۹۹، ۵۰۲، ۵۰۷، ۵۱۱، ۵۱۵، ۵۱۷، ۵۲۰، ۵۲۱، ۵۲۴، ۵۲۸، ۵۳۱، ۵۳۳، ۵۳۵، ۵۳۸، ۵۵۵، ۵۵۸، ۵۶۱ مکتب اتمی ۱۰۹ مکتب الاعلام الاسلامی ۲۰۰ مکتب مراغه ۱۷۱ مکتبة دار الفتح ۱۹۸ مکتبهای الحادی ۲۳، ۲۸ مکعب ۱۸۷ مکلف ۴۲۱ مکه ۱۲۵، ۲۲۰، ۳۱۳، ۳۲۶، ۳۷۶ مکی ۲۲۱، ۳۶۲، ۳۷۵ مگس ۲۴۴، ۲۴۵، ۲۴۷، ۳۲۸ ملائک، دکتر سید عباس ۴۸۵ ملائکه ۱۱۷، ۱۲۱، ۱۲۷، ۱۳۱، ۱۹۹، ۲۰۵، ۲۲۳، ۲۶۲، ۴۷۵، ۵۲۷ ملاقیح ۲۸۷ ملخ ۲۴۵ ملکائین عسلی ۴۱۴ ملکاتین ۴۱۶ ملکه زنبور عسل ۴۱۲، ۴۶۳ ملکیان، مصطفی ۲۸۴، ۵۱۰، ۵۱۲ ممکنات ۱۵۴ من الاعجاز البلاغی و العددی للقرآن الکریم ۲۲۶ من علم الطب القرآنی ۳۱۷، ۳۹۰، ۳۹۴، ۴۱۱، ۴۲۴، ۵۰۷ من علوم الارض القرآنیة ۲۷۲ منابع آب ۱۲۵ منابع اقتصادی ۴۲ منابع شش‌گانه شناخت ۴۰ منبع تولید ۴۲ المنتخب فی التفسیر ۱۲۹، ۱۳۰ منتخب نشر شورای عالی امور اسلامی قاهره ۴۷۷ منجمان ۲۷ منجمان اروپایی ۱۷۱ منجمین ۵۲۲ منشأ پیدایش انسان ۲۹۹ منشأ پیدایش حیات ۲۵۷ منشأ پیدایش موجود زنده ۲۵۸ منشأ حیات ۲۴۱، ۲۴۶ منشأ خلقت ۲۴۲ منطق ۳۵، ۷۴، ۸۶ المنطق ۳۳، ۵۶، ۸۶، ۸۷ منطقه استوایی ۱۳۷ منطقه حاره ۱۳۷ منطقه منجمد شمالی و جنوبی ۱۳۷ منطقیین ۳۳ المنظومات العددیة فی القرآن العظیم ۲۲۲ منظومه خورشید مرکزی ۱۷۱ منظومه زمین مرکزی ۱۷۱ منظومه سیاره‌ای ۲۰۵ منظومه شمسی ۴۹، ۹۷، ۱۰۲، ۱۱۳، ۱۱۶، ۱۱۸، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۳۱، ۱۳۲، ۱۳۳، ۱۴۰، ۱۵۹، ۱۶۰، ۱۶۴، ۱۶۸، ۱۷۷، ۲۰۵، ۲۰۹، ۲۱۰ منظومه‌ها ۱۳۱ منکر ۳۸۷ منکرات ۴۲۷ منگنز ۴۰۸، ۴۳۵ منی ۲۴۲، ۲۴۳، ۲۶۳، ۲۶۶، ۲۶۷، ۳۵۴، ۳۵۶، ۳۵۷، ۳۵۸، ۳۵۹، ۳۹۱، ۴۳۱، ۴۳۲، ۴۳۷، ۴۴۰، ۴۴۲، ۴۴۳، ۴۴۵، ۴۴۶، ۴۴۸، ۴۵۰، ۴۵۱، ۴۵۲، ۴۵۶، ۴۵۷، ۴۵۸، ۴۶۰، ۴۶۱، ۴۶۹، ۴۷۰، ۴۷۷، ۴۷۸، ۴۷۹، ۴۸۰، ۴۸۵، ۴۸۶، ۴۸۷، ۴۸۹، ۵۱۵، ۵۱۷، ۵۵۵، ۵۵۹ منیزیم ۴۰۹، ۴۳۵ مواد سمی ۳۵۹ مواد غذائی ۲۷۵، ۳۴۳ مواد قندی ۳۰۸، ۴۱۲، ۴۱۵ مواد مخدر ۳۳۹، ۳۴۷ مواد مذاب ۱۶۸، ۱۷۹ مواد معدنی ۳۰۸ موازین تفسیری ۳۹ الموافقات ۳۷ مواهب آفرینش ۳۰۸ موتاسیون ۲۵۲ موجبه جزئیه ۲۳۱ موجبه کلیه ۲۳۱، ۲۳۲ موجود زنده ۲۴۴ موجودات تک‌سلولی ۲۵۱، ۲۵۷، ۲۷۱، ۲۷۷ موجودات ذره‌بینی ۱۹۹، ۲۴۰، ۲۵۱ موجودات زنده ۱۹۹، ۲۰۱، ۲۰۳، ۲۰۴، ۲۰۶، ۲۳۸، ۲۳۹، ۲۴۰، ۲۵۱، ۲۵۲، ۲۷۱، ۲۷۷، ۲۸۰ موجودات ماوراء طبیعی ۱۲۰ موجودات ناشناخته ۴۴ مور ۴۲ مورفولوژی ۴۶۳ موسسه النشر الاسلامی ۷۰ موسوی راد، سید حسین ۴۲۱ موسوی لاری ۱۸۴ موسوی، زهرا ۳۹۹ موسی (ع) ۴۳، ۵۶، ۶۶، ۶۷، ۸۴، ۲۲۱، ۳۱۳، ۳۱۹، ۳۳۰، ۴۲۰ موسیقی ۷۷، ۴۰۴ موسیقی خاص قرآن ۴۰۳ موسیقی قرآن ۷۳ موسین ۳۵۹ موش ۳۲۱، ۴۶۴
موعظه ۴۵۱ مولیبدن ۴۳۵ مونتاژ ۲۴۵ مونیکا ۴۶۵ موهبت الهی ۳۳۷ مویرگ‌های مغزی ۴۱۶ مهاجری، مسیح ۲۶۹ مهبانگ ۹۴، ۱۰۴، ۱۰۵، ۱۴۵ مهبل ۳۷۱، ۴۵۹، ۴۶۰، ۴۶۱، ۴۶۹، ۴۷۴ مهر ۳۱۵، ۳۲۷، ۳۸۳ مهندسان ۱۵، ۲۸، ۳۰ میانه‌روی ۳۰۸ میت ۳۱۳، ۳۱۴، ۳۵۷ میته ۳۱۷ میخ ۱۸۴ میردامادی، سید حسین ۲۰۳ میرزا محمد، علیرضا ۵۹، ۱۷۵، ۱۷۸، ۱۸۱، ۲۰۰، ۲۸۱ میرزا محمد، علیرضا ۱۷۴ میر زمانی، سید محمود ۳۹۹ میر محمدی، آیة الله سید ابو الفضل ۶۷، ۶۸، ۷۲، ۷۳، ۷۸ میزان الحکمة ۳۴، ۵۸، ۳۶۳ المیزان فی تفسیر القرآن ۲۲، ۲۶، ۲۷، ۳۱، ۳۸، ۴۰، ۴۸، ۵۷، ۵۹، ۶۰، ۶۴، ۶۸، ۷۱، ۷۲، ۷۷، ۷۸، ۸۱، ۹۸، ۱۰۸، ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۲۰، ۱۲۲، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۳۱، ۱۳۵، ۱۳۷، ۱۳۹، ۱۵۵، ۱۵۷، ۱۶۳، ۱۸۰، ۱۸۳، ۱۹۹، ۲۰۶، ۲۳۷، ۲۳۸، ۲۴۸، ۲۶۷، ۳۰۲، ۳۰۵، ۳۶۲، ۳۶۶، ۴۴۴، ۴۴۵، ۴۵۳، ۴۶۸، ۴۶۹، ۴۷۲، ۴۸۹، ۴۹۱، ۴۹۵، ۵۰۲، ۵۲۰، ۵۲۳، ۵۳۳، ۵۵۰، ۵۵۵، ۵۵۸ میکروب ۲۸۱، ۳۰۷، ۳۱۰، ۳۱۶، ۳۱۷، ۳۱۸، ۳۱۹، ۳۵۲، ۳۶۷، ۳۷۲، ۳۷۳، ۴۰۸، ۴۱۰، ۴۶۴ میکروسکوپ ۲۱۲، ۲۸۷، ۳۶۷، ۴۳۳، ۴۸۵، ۴۸۶ میکروسکوپ الکترونیکی ۵۶۰ میکرونوکلئوس‌ها ۲۸۵ میل جنسی ۳۴۴ میل جنوبی ۱۹۴ میل شمالی ۱۹۴ میلر ۲۴۶ میمون ۲۵۵، ۲۵۸ میمون‌ها ۲۵۸، ۲۵۹ میمونها ۲۵۴، ۲۵۵، ۲۷۴ میمونهای انسان‌نما ۲۵۱ مینای دندان ۵۰۹ میندل ۱۲۳ میوتوم ۵۱۰ میوه ۱۱۰ میوه گندیده ۳۰۶ میوه‌جات ۴۳۵ میوه‌ها ۲۸۳ «ن» نائبان مکتب تصوف ۲۲۰ نئاندرتال ۲۵۵، ۲۵۶ ناتوانی‌های جنسی ۳۹۳، ۳۹۴ ناخن ۵۰۹ ناراحتی‌های روانی ۳۹۰ نارسایی‌های خونی ۳۴۴ ناسخ و منسوخ ۵۰ ناقه صالح ۶۷ نامحرمان ۳۸۲ ناموس ۳۲۱، ۳۷۸ نباتات ۲۵۶، ۲۸۴ نبش قبر ۳۱۴ نبوت ۳۱، ۵۲، ۵۸، ۶۰، ۶۱، ۶۵، ۶۸، ۷۴، ۸۱، ۸۳، ۸۴، ۲۷۳، ۲۷۴، ۳۶۲، ۵۲۶ نبوغ ۳۱ نپتون ۱۱۶، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۵۹ نثر طوبی ۵۹، ۱۷۸ نجاسات ۳۰۶، ۳۴۹، ۳۵۱، ۳۶۲، ۳۶۶، ۳۶۸ نجاست شراب ۳۳۶ النجدی، حمید ۱۱۸ النجدی، دکتر ابو زهرا ۲۲۶ النجدی، دکتر حمید ۳۲۳ نجس ۳۲۷، ۳۳۶، ۳۵۶ نجف ۱۰۳ نجفی، گودرز ۱۰۰، ۱۴۴، ۱۴۹، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۶۳، ۱۷۵، ۱۸۱، ۱۸۴، ۱۹۰، ۲۱۲، ۲۷۹، ۲۸۱، ۲۹۱، ۴۳۵، ۴۳۹، ۴۶۴، ۴۷۵، ۴۸۴، ۵۰۷، ۵۱۹، ۵۳۲ نجوم ۲۵، ۹۳ النجوم فی سالکها ۱۱۵، ۲۱۳ نجوم یونانی ۲۶ نحر ۳۱۴ نحیما ۴۲۰ نخاع ۴۴۸، ۴۹۶ نخاع شوکی ۴۵۰ نخل ۲۸۳، ۳۳۱ ندوی، سید ابو الحسن ۳۲ نذر ۳۵۷ نر و ماده ۲۷۷، ۲۷۸، ۲۸۰، ۲۸۴، ۲۸۵، ۲۸۶، ۲۸۸، ۴۵۵ نری ۳۰۶ نرینه خرما ۲۸۷ نزدیکی به خدا ۴۰۳ نزول باران ۱۴۵، ۱۵۴، ۲۵۳، ۲۹۰، ۲۹۱، ۲۹۳، ۵۲۲ نزول سوره‌های قرآن ۲۲۱ نزول قرآن ۱۵، ۴۴، ۶۷، ۷۵، ۱۵۵، ۱۶۴، ۱۷۹، ۱۸۵، ۲۰۴، ۲۴۱، ۲۸۰، ۲۹۷، ۴۷۷، ۴۷۹، ۴۹۹، ۵۱۳، ۵۶۴ نژد، محمد ۱۵۹، ۱۷۶، ۱۹۴، ۲۹۸، ۳۳۵ نشاط ۳۵۰ نشر دار القرآن الکریم ۴۶۰ نشر دانشگاهی ۲۴، ۴۲ نصارای نجران ۲۷۴ نصر، دکتر سید حسین ۱۷۱ نصوص شرعی ۲۳۸ نطفه ۲۳۷، ۲۴۱، ۲۴۲، ۲۴۳، ۲۴۷، ۲۴۹، ۲۵۷، ۲۵۹، ۲۶۰، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۶۶، ۲۶۷، ۲۷۳، ۲۷۴، ۲۷۵، ۲۹۹، ۳۷۲، ۳۷۳، ۳۷۴، ۴۳۰، ۴۳۱، ۴۳۲، ۴۳۵، ۴۳۶، ۴۴۰، ۴۴۱، ۴۴۴، ۴۴۶، ۴۴۷، ۴۵۰، ۴۵۵، ۴۶۰، ۴۶۴، ۴۶۷، ۴۶۸، ۴۷۰، ۴۷۱، ۴۷۴، ۴۷۶، ۴۷۸، ۴۷۹، ۴۸۰، ۴۸۱، ۴۸۲، ۴۸۶، ۵۰۰، ۵۰۵، ۵۱۷، ۵۱۸، ۵۲۴، ۵۲۷، ۵۲۹، ۵۳۶ نظافت ۸۷ نظافت لباس ۳۶۳، ۳۶۵ نظام اتمی ۲۱۱ نظام آفرینش ۲۵۴ نظام افلاک کلیه و جزئیه ۲۷ نظام تشریع ۷۴ نظام ریاضی ۲۲۱، ۲۲۳، ۲۲۴، ۲۲۷ نظام عالم ۱۵۴ نظام عدل ۷۴ نظام هستی ۲۱۲ النظریة القرآنیة الکونیة حول خلق العالم ۱۰۳
نظریه انفجار بزرگ ۱۰۳ نظریه بطلمیوسی ۷۵ نظریه تکامل ۲۴۹، ۲۵۰، ۲۵۱، ۲۵۹، ۲۶۸، ۲۶۹، ۲۷۲، ۲۷۳، ۲۷۵، ۲۷۶، ۲۷۷، ۴۳۶ نظریه تکامل از دیدگاه قرآن ۲۶۹ نظریه تکامل انواع ۲۸، ۲۶۲، ۲۷۰، ۲۷۱ نظریه ثبات انواع ۲۴۹، ۲۶۴، ۲۶۹، نظریه ظنی ۵۰ نظریه‌های کیهان‌شناسی یونانی ۱۲۷ نظم ۸۹، ۱۲۶ نظم جهان ۱۷۳ نظم ریاضی ۲۱۹، ۲۲۲، ۲۲۹، ۲۳۰، ۲۳۱، ۲۳۲ نظم ریاضی قرآن ۲۱۹، ۲۳۰، ۲۳۱ نعمت‌های الهی ۱۸۰ نعوظ ۴۴۵ نفاس ۳۵۷ نفاق ۳۱، ۳۹۶، ۳۹۷ نفخ روح ۲۶۱، ۲۶۳، ۴۹۵، ۵۲۴، ۵۲۵، ۵۲۶، ۵۲۸، ۵۲۹، ۵۳۱، ۵۳۷ نفس ۲۷۲، ۴۶۶، ۵۳۰، ۵۶۲ نفس واحده ۲۷۱ نفیسی، دکتر ابو تراب ۵۰۷ نقرس ۳۱۰، ۳۱۱، ۳۴۶ نقره ۳۳۵ نقش دین در بهداشت روان ۳۹۹ نقصان حافظه ۳۹۳ نکاح ۳۷۸، ۳۹۲ نگاه حرام ۳۸۳، ۴۲۱ نگرشی به علوم طبیعی در قرآن ۱۵۲، ۲۸۱ نماز ۴۳، ۴۴، ۸۹، ۳۲۷، ۳۳۳، ۳۳۴، ۳۳۸، ۳۴۹، ۳۵۱، ۳۵۴، ۳۵۷، ۳۶۱، ۳۶۲، ۳۶۳، ۳۶۴، ۳۶۶، ۳۶۷، ۳۷۰، ۳۷۴، ۴۰۲، ۴۰۳، ۴۲۶، ۴۲۷ نماز جمعه ۳۶۰ نماز ظهر و عصر ۱۹۳ نماز مغرب و عشاء ۱۹۳ نمازگزار ۳۲۷، ۳۵۰، ۳۶۳، ۳۶۵ نمازگزاران ۲۲۷، ۳۶۵، ۳۹۱ نمازهای یومیه ۲۲۶ نمک ۲۹۰، ۴۳۹ نوترون ۲۷۹ نوح (ع) ۱۲۶، ۲۲۲، ۲۶۸، ۲۶۹ نور ۹۴، ۱۱۰، ۱۱۷، ۱۲۱، ۱۶۷، ۱۹۹، ۲۰۹، ۲۱۰، ۲۴۰، ۲۹۷، ۳۵۰، ۴۸۸ نور ملکوت قرآن ۴۶۴ نورانیت باطنی ۳۵۷ نوروز ۳۵۷ نوری، آیة الله حسین ۱۴۴، ۱۵۰، ۱۵۱، ۱۵۳، ۱۶۰، ۱۶۲، ۱۶۴، ۱۶۶، ۱۷۴، ۱۹۷، ۲۰۰ نوشابه‌های الکلی ۳۴۱ نوفل، عبد الرزاق ۱۷، ۳۰، ۱۰۱، ۱۰۲، ۱۶۵، ۱۹۷، ۱۹۹، ۲۰۴، ۲۱۳، ۲۱۹، ۲۲۳، ۲۲۵، ۲۲۹، ۲۳۰، ۲۷۸، ۲۸۲، ۲۹۸، ۳۱۲، ۳۷۴، ۴۶۰، ۴۷۷، ۵۰۸، ۵۳۶، ۵۳۷، ۵۴۶، ۵۴۸ نوکائین ۴۱۴ نویسندگان عرب ۱۶۲ نویسندگان مصری ۴۸۵ نهاد جرار، بسام ۲۲۰، ۲۲۴، ۲۲۷، ۲۳۱ نهایة الایحار فی درایة الایحاربه ۷۲ نهج البلاغه ۹۸، ۱۰۷، ۱۱۲، ۱۴۱، ۱۷۸، ۳۹۶، ۴۰۵ نهضت ترجمه ۲۵ نهنگ‌ها ۱۱۰ نیازمند شیرازی، ید الله ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۵۳، ۱۷۹، ۱۹۰، ۳۷۴ نیازمند، رضا ۳۶ نیت ۳۵۴، ۴۱۷ نیرک آب ۳۵۰ نیرنگ آب ۳۵۰ نیروی برقاطیس ۹۷ نیروی جاذبه ۱۱۵، ۱۴۸، ۱۴۹، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۵۴، ۱۵۵، ۲۰۸ نیروی جنسی ۳۹۴ نیروی گرانش ۲۰۹ نیکبخت نصرآبادی، علیرضا ۳۹۸ نیکوکاران ۱۴۷ نیکوکاری ۱۹۲ نیوتن ۱۴۴، ۱۴۷، ۱۴۹، ۱۵۰، ۱۵۲، ۱۸۷ «و» واجب ۳۵۷، ۳۶۴ واجب کفائی ۳۱۴، ۳۶۶ واریس ۴۲۶ وازلین ۴۱۰ و اسپرم ۲۴۷ واکنش‌های هسته‌ای ۹۵، ۹۶ و اندیشه ۳۷۹ وانیایس بیشوف، ژرژ ۲۳۹ وبا ۳۱۷، ۳۱۹، ۳۵۲ وباء ۳۱۰ وجدی، فرید ۳۲، ۷۳ وحدت ۳۹۹ وحدت خلق ۲۸۲ وحدت روان ۳۹۹ وحی ۲۳، ۲۹، ۳۰، ۴۵، ۵۲، ۸۹، ۱۰۳، ۱۰۶، ۱۴۲، ۱۶۸، ۲۲۳، ۳۲۵، ۳۳۰، ۳۶۵، ۴۰۴، ۴۰۶، ۴۳۳، ۴۸۲، ۵۳۴ ودکا ۳۳۱ وراثت ۴۷۳، ۴۷۶، ۴۷۷، ۴۷۸ ورزش ۳۵۸، ۴۲۶ ورم روده ۳۱۱ ورم غشای خارجی مغز ۳۴۲ ورم مثانه ۳۴۶ ورمیفوژی ۳۲۳ وسایل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ۱۴۱، ۳۱۴، ۳۱۵، ۳۲۸، ۳۶۶، ۳۶۷، ۴۰۱ وسوسه‌های شیطانی ۴۰۱ وصفی، دکتر محمد ۴۹۱ وضع حمل ۵۰۳، ۵۲۱ وضو ۳۴۸، ۳۴۹، ۳۵۰، ۳۵۱، ۳۵۲، ۳۵۳، ۳۵۴، ۳۵۵، ۳۷۰ وعده عذاب ۳۷۸، ۳۸۲ ولکوف ۱۷۰ وندیداد ۳۱۴ ویار ۳۱۱، ۵۴۶ ویت، برایت ۴۲ ویتامین ۳۲۹، ۳۴۲، ۳۴۴، ۴۰۷، ۴۰۸، ۴۰۹، ۴۱۶ ویتامین‌ها ۳۰۸، ۴۱۲ ویروس ۲۸۱، ۴۷۸ ویروسها ۲۰۱، ۳۱۰، ۴۶۴ ویژه، دکتر هوشمند ۴۹۰ ویسکی ۳۳۱ ویلارد، ری ۹۷، ۱۴۵، ۲۰۸ ویلیام هاولینگ، استفن ۹۵، ۱۴۴ ویلیامز، ترورای ۱۴۴ «ه» هابل ۱۴۴
هابل، ادوین ۹۵ هابیل ۴۲ هابیل و قابیل ۳۱، ۴۱ هارون ۳۱۳ هارون الرشید ۲۵ هاروی ۴۳۳، ۴۷۷ هاشمی‌نژاد، عبد الکریم ۲۸۹ هاکس، جیمز ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۲۷، ۳۵۰، ۴۰۷ هاگ‌های زنده ۲۴۶ هانز، پروفسور ۲۴۵ هبوط خورشید ۱۶۱ هپارین ۴۸۴ هتروژن ۴۹۶ هدایت ۱۵، ۳۷، ۳۸، ۳۹، ۴۰، ۴۱، ۴۵، ۶۲، ۶۴، ۶۵، ۲۹۷، ۳۹۷، ۴۱۸ هدایت دینی و معنوی ۴۰ هذیان ارتعاشی ۳۴۶ هذیان‌گوئی ۳۴۶ هراکلیت ۱۱۰ هرثل ۱۹۷ هرکلیتوس ۱۸۷ هرکیل ۱۶۳، ۱۶۹ هسته ۲۱۲ هفت آسمان ۲۶، ۲۷، ۹۴، ۱۰۴، ۱۰۶، ۱۰۸، ۱۲۳، ۱۲۶، ۱۲۷، ۱۲۹، ۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۲، ۱۳۳، ۱۳۸، ۱۳۹، ۱۴۰، ۱۴۱، ۱۴۲، ۱۹۶، ۲۰۵، ۲۰۶ هفت آسمان و زمین ۱۲۶ هفت دریا ۱۳۸ هفت زمین ۱۳۰، ۱۳۸، ۱۴۰، ۲۰۶ هفتگانه بودن آسمانها ۲۷ هلبا ۴۲۴ هلیوم ۹۵، ۱۱۴، ۱۶۷، ۲۰۹، ۲۱۳ همایش نقش دین در بهداشت روان ۳۹۹ همجنس بازی ۳۸۵، ۳۸۸، ۳۸۹، ۳۹۱ همجنس‌گرایی ۳۸۶ همسایه ۳۷۸ هموژن ۴۹۶ هموگلوبین ۴۱۶ هند ۱۷، ۲۸ هندسه ۳۶، ۳۹، ۴۷، ۱۹۰ هندوها ۳۰۳ هنرنمایی ۲۷۷ هوا ۱۰۹، ۱۵۸، ۲۰۱، ۳۲۸ هواپیما ۱۶۳ هواشناسی ۱۴۰، ۲۸۸ هود (ع) ۲۲۲ هورمون جنسی ۴۰۸ هورمون نباتی ۴۰۸ هورمون‌ها ۴۱۲ هورمون‌های جنسی ۴۲۲ هورمونها ۳۲۹، ۳۳۰ هوفمان، دکتر ۳۹۳ هومانابر ۲۵۴ هویل، فرد ۹۶ هیأت ۴۷ هیئت ۲۶، ۹۳، ۹۹، ۱۱۰، هیات ۲۶، ۳۲، ۳۳، ۳۴ هیئت بطلمیوسی ۲۴، ۲۶، ۲۸، ۳۰، ۱۲۷، ۱۲۹، ۱۵۱، ۱۵۹، ۱۶۰، ۱۶۴، ۱۶۹، ۱۸۵، ۱۹۷ هیئت جدید ۱۶۲، ۱۸۹ هیئت جدید کپرنیکی ۱۹۷ هیئت قدیم ۱۶۱ هیتو، دکتر محمد حسن ۱۵۲، ۲۲۷ هیجان‌زدگی ۳۴۶ هیدروژن ۹۵، ۹۶، ۱۰۴، ۱۱۴، ۱۱۸، ۱۶۷، ۲۰۹، ۲۱۱، ۲۱۲، ۲۱۳، ۲۱۵، ۲۳۶، ۲۳۹، ۴۳۵، ۴۴۱ هیوم ۲۸، ۳۴ «ی» یاد خدا ۳۳۸، ۴۰۰ یأس ۴۰۰ یافته‌های اخترشناسی نوین ۱۵۰ یافته‌های کیهان‌شناسی ۲۱۰ یبوست ۳۲۲، ۴۱۲ یحیی (ع) ۳۵۶ یخبندان ۱۲۳ ید ۴۰۸ ید بیضاء ۵۶، ۶۷ یرقان ۳۴۳، ۵۵۱ یرقان عفونی ۳۲۱ یزدانی، عباس ۲۲۸، ۲۳۱ یکتایی، مجید ۱۴۴ یکشنبه ۱۱۲ یوئیل ۴۲۰ یوسفی لویه، مجید ۳۹۹ یونان ۲۵، ۳۰، ۳۲، ۸۵، ۱۸۷ یونانیان ۱۳۳، ۱۸۷، ۱۹۱ یونوسفر ۱۳۰ یونیزاسیون ۴۴۱ یهود ۱۱۲، ۱۲۷، ۳۲۴، ۳۲۷، ۳۳۰، ۳۶۸، ۳۶۹، ۳۷۰، ۳۷۱، ۳۷۳، ۳۷۴، ۳۷۸، ۳۸۴، ۴۲۰ یهودی ۸۸ یهودیان ۱۲۰، ۱۳۲، ۱۴۲، ۳۱۹، ۳۲۲، ۳۵۵ یهودیت ۶۷، ۴۲۰ یهوه ۳۳۵

فهرست منابع

۱- ابو السعود، دکتر رفیق، ۱۴۱۰ ق، الاعجاز حدثیه و علمیّه و رقمیّه فی القرآن، دار المعرفة، دمشق.
۲- احمدی، محمود، ۱۳۷۱ ش، اعجاز عددی قرآن کریم و ردّ شبهات، انتشارات احمدی، بی‌جا.
۳- احمد حامد، دکتر حامد، ۱۹۹۶ م، الایات العجاب فی رحلة الانجاب، دار القلم، دمشق، الطبعة الاولی.
۴- ارناووط، محمد السید، بی‌تا، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، مکتبة مدبولی، قاهرة.
۵- اسماعیل پاشا، دکتر عبد العزیز، بی‌تا، ترجمه غلامرضا سعیدی، اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن، انتشارات برهان، بی‌جا.
۶- آسیموف، ایزاک، ۱۳۶۱ ش، ترجمه علیرضا توکلی صابری، اکتشافات قرن بیستم (سیارات)، شرکت سهامی انتشار، تهران.
۷- افتخاریان، سید جواد، ۱۳۶۲ ش، قرآن و علوم روز، انتشارات افتخاریان، تهران.
۸- امین، احمد، بی‌تا، ترجمه بهشتی، لاری و امامی، راه تکامل، انتشارات دار الکتب الاسلامیة، هفت جلدی.
۹- امین شیرازی، احمد، ۱۳۷۳ ش، اسلام پزشک بی‌دارو، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم.
۱۰- انجمن کتاب مقدس ایران، ۱۹۳۲ م، کتاب مقدس، تهران، (شامل: تورات، انجیل و ملحقات آنها) ۱۱- اهتمام، احمد، ۱۳۴۴ ش، فلسفه احکام، چاپخانه اسلام، اصفهان.
۱۲- اوبلاکر، اریک، فیزیک نوین، ۱۳۷۰ ش، ترجمه بهروز بیضاوی، انتشارات قدیانی، تهران.
۱۳- بدران، مهندس مصطفی ابو سیف، ۱۴۱۸ ق، المنظومات العددیة فی القرآن العظیم برهان احصائی فی احکام البناء القرآنی، مکتبة وهبة، قاهره.
۱۴- بوکای، موریس، ۱۳۶۵ ش، ترجمه مهندس ذبیح الله دبیر، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ سوم.
و همین کتاب تحت عنوان «عهدین، قرآن و علم» توسط حسن حبیبی ترجمه شده است انتشارات سلمان، ۱۳۷۵ ش، تهران.
و نیز ترجمه عربی آن تحت عنوان «التوراة و الانجیل و القرآن و العلم الحدیث» توسط انتشارات دار الکندی، بیروت، ۱۳۹۸ ق.
و نیز ترجمه عربی تحت عنوان «دراسة الکتب المقدسة فی ضوء المعارف الحدیثة» توسط دار المعارف، قاهره، ۱۹۷۸ م.
۱۵- باربور، ایان، ۱۳۶۲ ش، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، علم و دین، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.
۱۶- بازرگان، مهدی، ۱۳۳۳ ش، مطهرات در اسلام، شرکت سهامی انتشار، تهران، چاپ دوم.
۱۷- بازرگان، مهدی، ۱۳۵۳ ش، باد و باران در قرآن، به اهتمام سید محمد مهدی جعفری.
۱۸- البحرانی، سید هاشم الحسینی، ۱۳۳۴ ش، البرهان فی تفسیر القرآن، دار الکتب العلمیة، قم، پنج جلدی.
۱۹- بی‌آزار شیرازی، عبد الکریم، ۱۳۴۹ ش، گذشته و آینده جهان، انتشارات طباطبائی، قم، چاپ دوم.
۲۰- پاک‌نژاد، دکتر سید رضا، ۱۳۵۰ ش، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، کتابفروشی اسلامیه، ج ۱ و ۱۱.
۲۱- روسو، پی‌یر، ۱۳۴۴ ش، تاریخ علوم، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران چاپ چهارم، ترجمه چاپ چهل و دوم کتاب.
۲۲- تجلیل، ابو طالب، ۱۳۷۲ ش، راههای خداشناسی در طبیعت، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم.
۲۳- تاج‌آبادی، حسین، ۱۳۷۲ ش، انسان و علوم انسانی از دیدگاه اسلام، واحد انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی نراق.
۲۴- الجمیلی (دکتر سید)، ۱۹۸۷ م، الاعجاز الطبی فی القرآن، دارو مکتبة الهلال، بیروت.
۲۵- الجائی، سلیم، بی‌تا، النظریة القرآنیة الکونیة حول خلق العالم، مطبعة نضر، دمشق.
۲۶- جزائری، دکتر غیاث الدین، ۱۳۶۵ ش، اسرار خوراکیها و زبان خوراکیها، بی‌تا، چاپخانه سپهر تهران.
۲۷- حقیقی، ک، م، بی‌تا، فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، انتشارات لوکس (نوید)، شیراز، ج ۱.
۲۸- حنفی، احمد، بی‌تا، التفسیر العلمی للایات الکونیة فی القرآن، دار المعارف، مصر.
۲۹- حسب النبی، دکتر منصور محمد، ۱۹۹۱ م، القرآن و العلم الحدیث، الهیئة المصریة العامة للکتاب، مصر.
۳۰- حسین مهران، دکتر جمال الدین، ۱۹۹۲ م، آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، مکتبة الانحلو المصریة، قاهرة.
۳۱- حسین فاروقی، دکتر محمد اقتدار، ۱۳۷۴ ش، ترجمه احمد نمایی، گیاهان در قرآن، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول.
۳۱- حسین فاروقی، دکتر محمد اقتدار، ۱۳۷۴ ش، ترجمه احمد نمایی، گیاهان در قرآن، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول.
۳۲- الحر عاملی، محمد بن الحسن، ۱۳۹۱ ق، وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة، دار احیاء التراث العربی، بیروت، الطبعة الرابعة، بیست جلدی.
۳۳- حکیم، سید محمد باقر، ۱۴۱۷ ق، علوم القرآن، مجمع الفکر الاسلامی، الطبعة الثالثة.
۳۴- حلبی، علی اصغر، ۱۳۷۱ ش، نهضت‌های دینی- سیاسی معاصر، انتشارات بهبهانی، تهران.
۳۵- الحویزی، عبد العلی بن جمعه العروسی، ۱۳۸۳ ق، تفسیر نور الثقلین، المطبعة العلمیة، قم، پنج جلدی.
۳۶- خرمشاهی، بهاء الدین، ۱۳۷۲ ش، قرآن پژوهی، مرکز، نشر فرهنگی مشرق، تهران.
۳۷- خمینی، امام روح الله الموسوی، ۱۳۹۰ ق، تحریر الوسیله، دار الکتب الاسلامیه، قم، دو جلد.
۳۸- خوئی، آیة الله سید ابو القاسم، ۱۳۹۴ ق، البیان فی تفسیر القرآن، المطبعة العلمیة، قم.
۳۹- الخطیب، عبد الغنی، ۱۳۶۲ ش، ترجمه دکتر اسد الله مبشری، قرآن و علم امروز، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، تهران.
اصل کتاب تحت عنوان «اضواء من القرآن علی الانسان و نشأة الکون» در مکتبة دار الفتح، دمشق، ۱۳۹۰ ق، به چاپ رسیده است.
۴۰- خلیفه، رشاد، ترجمه سید محمد تقی آیت اللهی، ۱۳۶۵ ش، اعجاز قرآن، تحلیل آماری حروف مقطعه، دانشگاه شیراز.
۴۱- خلیفه، رشاد، ۱۹۸۳ م، معجزة القرآن الکریم، دار العلم للملایین، بیروت، الطبعة الاولی.
۴۲- دفضع، بسّام، بی‌تا، الکون و الانسان بین العلم و القرآن، مطبعة الشام، بی‌جا.
۴۳- دیاب، دکتر عبد الحمید و دکتر احمد قرقوز، ۱۴۰۴ ق، مع الطب فی القرآن الکریم، مؤسسة علوم القرآن، دمشق، الطبعة السابعة.
و نیز تحت عنوان طب در قرآن، ترجمه علی چراغی، انتشارات حفظی بی‌تا، تهران.
۴۴- دیاب، دکتر محمود، ۱۴۰۸ ق، الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، مطبوعات دار الشعب، قاهره.
۴۵- دستغیب، شهید عبد الحسین، ۱۳۶۱ ش، گناهان کبیره، کانون ابلاغ اندیشه‌های اسلامی، بی‌جا، دو جلدی.
۴۶- داور مزدی، دکتر هرمز، ۱۳۷۲ ش، انگل‌شناسی پزشکی، جهاد دانشگاهی، چاپ چهارم.
۴۷- الذهبی، محمد حسین، ۱۳۹۶ ق، التفسیر و المفسرون، دار الکتب الحدیثة بی‌جا، دو جلدی.
۴۸- رضائی فر، مهندس جعفر، ۱۳۷۵ ش، قرآن و آخرین پدیده‌های علمی، انتشارات فوژان.
۴۹- راشدی، لطیف، ۱۳۷۷ ش، نگرشی به علوم طبیعی در قرآن، نشر سبحان، تهران.
۵۰- رهبری، احمد، ۱۳۷۴ ش، از مجموعه دانستنیهای قرآن، انسان پیش از تاریخ (پیدایش انسان)، انتشارات مارلیک، تهران.
۵۱- راسل. ل. ا. ک، ترجمه محمد جواد سهلانی، بی‌تا، کاربرد روش سیستم‌ها به ضمیمه تعبیر قرآن آربری، انتشارات بعثت، تهران.
۵۲- رضائی اصفهانی، محمد علی، ۱۳۶۵ ش، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، انتشارات اسوه، قم.
۵۳- رازی، فخر الدین، ۱۴۱۱ ق، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۳۲ جلد.
۵۴- رشید رضا، محمد، بی‌تا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار، دار المعرفة، بیروت، الطبعة الثانیة، ۱۲ جلد.
۵۵- الراغب الاصفهانی، ابو القاسم الحسین بن محمد، ۱۳۳۲ ش، المفردات فی غریب القرآن، المکتبة الرضویة، تهران.
۵۶- ری شهری، محمد محمدی، ۱۳۶۷، میزان الحکمة، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ سوم، ده جلد.
۵۷- زیدان، جرجی، بی‌تا، تاریخ التمدن الاسلامی، دار المکتبة الحیاة، بیروت، پنج جلد در دو مجلد.
۵۸- زمخشری، محمود بن عمر، بی‌تا، تفسیر الکشاف، دار الکتاب العربی، بیروت، چهار جلد.
۵۹- الزرکشی، بدر الدین محمد بن عبد الله، ۱۴۱۰ ق، البرهان فی علوم القرآن، دار المعرفة، بیروت، چهار جلد.
۶۰- زمانی، مصطفی، ۱۳۵۰ ش، پیشگوئیهای علمی قرآن، انتشارات پیام اسلام، قم.
۶۱- سلامة، دکتر علی محمد، ۱۹۸۶ م، السمع و البصر فی القرآن الکریم، منشورات جمعیة الدعوة الاسلامیة العالمیة، طرابلس لیبی.
۶۲- سامی، محمد علی، بی‌تا، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، دار المحبة، بیروت و همان ۱۴۱۶ ق، دار النور، دمشق.
۶۳- سرفرازی، عباسعلی، ۱۳۶۴ ش، رابطه علم و دین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
۶۴- سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن ابی بکر، ۱۴۰۷ ق، الاتقان فی علوم القرآن، دار الکتب العلمیة، بیروت، دو جلد.
۶۵- سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن ابی بکر، ۱۴۰۵ ق، الاکلیل فی استنباط التنزیل.
۶۶- سید قطب، ۱۳۸۶ ق، فی ظلال القرآن، دار احیاء التراث العربی، بیروت، الطبعة الخامسة، ۸ جلدی.
۶۷- سحابی، ید اللّه، ۱۳۵۱ ش، خلقت انسان در بیان قرآن، شرکت سهامی انتشار، تهران چاپ سوم.
۶۸- سبزواری، حاج ملا هادی، ۱۳۶۹ ش، شرح منظومه، انتشارات علّامه، قم، چاپ ششم.
۶۹- سادات، مهندس محمد علی، ۱۳۵۷، زنده جاوید و اعجاز جاویدان، انتشارات فلق تبریز.
۷۰- سپهر، مهدی، ۱۳۷۰ ش، سیر تحوّل علوم تجربی در جهان اسلام، مرکز اطلاعات علمی و فنی مجتمع فولاد مبارکه.
۷۱- سادلر، پروفسور توماس، وی، ۱۳۷۰ ش، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، (تجدید نظر ششم ۱۹۹۰ م)، انتشارات شرکت سهامی چهر.
۷۲- سلیمان، احمد محمد ۱۹۸۱ م، القرآن و الطب، دار العودة، بیروت، الطبعة الخامسة.
۷۳- سلیمان، احمد محمد، القرآن و العلم.
۷۴- الشریف، دکتر عدنان، ۱۹۹۰ م، من علم الطب القرآنی، دار العلم للملایین، بیروت.
۷۵- الشریف، دکتر عدنان، ۱۹۹۴ م، من علوم الارض القرآنیة (الثوابت العلمیة فی القرآن الکریم)، دار العلم للملایین، بیروت، الطبعة الثانیة.
۷۶- شهرستانی، سید هبة الدین، ۱۳۵۶ ش، اسلام و هیئت، مطبعة الغری فی النجف.
۷۷- شریعتی، محمد تقی، ۱۳۳۵ ش، تفسیر نوین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
۷۸- شریعتی، دکتر علی، اسلام‌شناسی، حسینیه ارشاد، تهران، جزوه ۱۵ و ۱۶.
۷۹- شاه محمدی، دکتر داود، ۱۳۷۶ ش، ایمان مذهبی به عنوان یکی از عوامل کاهش دهنده شدت و دوره سوگ، مجموعه چکیده ۴۰ سخنرانی، همایش نقش دین در بهداشت روان، ش ۳۱، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران.
۸۰- صادقی، دکتر محمد، بی‌تا، زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، کتابفروشی مصطفوی بوذر جمهری، تهران، چاپ دوم.
۸۱- صادقی، دکتر محمد، ۱۴۰۸ ق، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة، انتشارات فرهنگ اسلامی، قم، الطبعة الثانیة.
۸۲- صدقی، نعمت، بی‌تا، معجزة القرآن، نشر عالم الکتب، قاهره.
۸۳- صدوق، شیخ صدوق ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، ۱۳۸۵ ق، علل الشرایع، مکتبة الحیدریة نجف، و مکتبة الداوری، قم.
۸۴- صداقت، سید علی اکبر، بی‌تا، قرآن و دیگران، نشر روح، قم.
۸۵- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، بی تا، المیزان فی تفسیر القرآن، دار الکتب الاسلامیة، تهران، الطبعة الثانیة. و نیز ۱۳۹۳ ق، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان، الطبعة الثالثة، ۲۰ جلدی.
۸۶- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، ۱۳۶۲ ش، اعجاز قرآن، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، قم.
۸۷- طباطبائی، علامه سید محمد حسین، بی‌تا، روش رئالیسم، با پاورقی‌های استاد مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، قم، پنج جلد.
۸۸- طیب، سید عبد الحسین، تفسیر اطیب البیان.
۸۹- طبرسی، شیخ ابی علی الفضل بن الحسن (امین الاسلام)، ۱۳۹۵ ق، تفسیر مجمع البیان فی تفسیر القرآن، المکتبة الاسلامیة، تهران، ده جلد در پنج مجلد، چاپ پنجم.
۹۰- طنطاوی جوهری، بی‌تا، الجواهر فی تفسیر القرآن، دار الفکر، سیزده جلد.
۹۱- طالقانی، آیة اللّه سید محمود، ۱۳۴۸ ش، پرتوی از قرآن، شرکت سهامی انتشار، تهران.
۹۲- طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، ۱۳۹۳ ق، جامع البیان فی تفسیر القرآن، دار المعرفة، بیروت، ۳۰ جلد در ۱۲ مجلد.
۹۳- طوسی، خواجه نصیر الدین و علامه حلّی، ۱۴۰۷ ق، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم.
۹۴- علیوی، ابن خلیفه، ۱۴۰۳ ق، معجزة القرن العشرین فی کشف سباعیة و ثلاثیة اوامر القرآن الکریم، دار الایمان، دمشق.
۹۵- عبد العزیز دکتر محمد کمال، بی تا، اعجاز القرآن فی حواس الانسان (دراسة فی الانف و الاذن و الحنجره فی ضوء الطب و علوم القرآن و الحدیث)، مکتبة ابن سینا، مصر.
۹۶- عبد الصمد، محمد کامل، ۱۴۱۰ ق، الاعجاز العلمی فی الاسلام (القرآن الکریم)، دار المصریة اللبنانیة، قاهرة.
۹۷- عمر ابو حجر، دکتر احمد، ۱۴۱۱ ق، التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان، دار قتیبة، بیروت- دمشق.
۹۸- عشری، عبد المنعم السیّد، ۱۹۸۵ م، تفسیر الایات الکونیة فی القرآن الکریم، الهیئة المصریة العامة للکتاب، مصر.
۹۹- عبد الرحمن العک، شیخ خالد، ۱۴۱۴ ق، الفرقان و القرآن، الحکمة للطباعة و النشر، سوریه.
۱۰۰- عبد الرضا علی، دکتر صادق، ۱۴۱۱ ق، القرآن و الطب الحدیث، دار المورخ العربی، بیروت.
۱۰۱- العمید الصیدلی، عمر محمود عبد الله، ۱۴۱۰ ق، الطب الوقائی فی الاسلام، شرکة معمل و مطبعة الزهراء الحدیثة، عراق، موصل.
۱۰۲- غزالی، ابو حامد، ۱۴۰۲ ق، احیاء العلوم (الاحیاء)، دار المعرفة، بیروت، چهار جلدی.
۱۰۳- غزالی، ابو حامد، بی‌تا، جواهر القرآن، المرکز العربی للکتاب، بیروت- دمشق.
۱۰۴- غباری ثباب، دکتر باقر، ۱۳۷۶ ش، باورهای مذهبی و اثرات آنها در بهداشت روان، فصلنامه اندیشه و رفتار (مجله روانپزشکی بالینی)، ش ۹- ۱۰.
۱۰۵- الفندی، دکتر محمد جمال الدین، ۱۳۷۱ ش، ترجمه سید حسین میر دامادی، شگفتی‌هائی از اعجاز در قرآن کریم، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۰۶- القمیحا، نزیه، ۱۴۱۷ ق، القرآن یتجلی فی عصر العلم، دار الهادی، بیروت.
۱۰۷- قرشی، سید علی اکبر، ۱۳۶۱ ش، قاموس قرآن، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، هفت جلد در سه مجلد.
۱۰۸- کلینی، محمد بن یعقوب، ۱۳۶۱ ش، اصول کافی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، قم، چهار جلد.
۱۰۹- کاشانی، ملا فتح الله، ۱۳۴۶ ش، تفسیر منهج الصادقین، کتابفروشی اسلامیه، تهران.
۱۱۰- کاشانی، محمد محسن فیض، ۱۴۰۲ ق، تفسیر صافی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، الطبعة الثانیة، ۵ جلدی.
۱۱۱- کوستلر، آرتور، ترجمه منوچهر روحانی، خوابگردها.
۱۱۲- گلشنی، دکتر مهدی، ۱۳۷۵ ش، قرآن و علوم طبیعت، نشر مطهر، تهران.
۱۱۳- محمودی، عباسعلی، ۱۳۶۲ ش، ساکنان آسمان از نظر قرآن، نهضت زنان مسلمان، تهران چاپ چهارم.
۱۱۴- محی الدین العجوز، شیخ احمد، ۱۴۰۷ ق، معالم القرآن فی عوالم الاکوان، دار الندوة الجدیدة، بیروت.
۱۱۵- محمود اسماعیل، محمد، ۱۴۱۱ ق، الاشارات العلمیة فی الایات الکونیة فی القرآن الکریم، دار الدعوة، اسکندریة.
۱۱۶- معرفت، آیة الله محمد هادی، ۱۴۱۷ ق، التمهید فی علوم القرآن، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ج ۶.
۱۱۷- محمد عبد العزیز، دکتر عبد الحمید، بی‌تا، الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، مکتبة ابن سینا، قاهره.
۱۱۸- مطهری، شهید مرتضی، ۱۳۷۲ ش، علل گرایش به مادیگری، انتشارات صدرا، تهران، قم، جلد اول مجموعه آثار.
۱۱۹- مطهری، شهید مرتضی، پاورقی‌های اصول فلسفه و روش رئالیسم. (که متن از علامه طباطبائی است) ۱۲۰- مصباح یزدی، محمد تقی، ۱۳۶۸، آموزش فلسفه، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، دو جلد.
۱۲۱- مصباح یزدی، محمد تقی، ۱۳۶۷ ش، معارف قرآن، انتشارات در راه حق، قم.
۱۲۲- مظفر، محمد رضا، ۱۳۶۸ ش، اصول الفقه، انتشارات المعارف الاسلامیة، تهران، چهار جلد در دو مجلد.
۱۲۳- مظفر، محمد رضا، ۱۴۰۲ ق، المنطق، دار التعارف للمطبوعات، بیروت.
۱۲۴- مجلسی، علامه محمد تقی، ۱۳۸۵ ش، بحار الانوار، المکتبة الاسلامیة، تهران، ۱۱۰ جلد.
۱۲۵- مهاجری، مسیح، ۱۳۶۳ ش، نظریه تکامل از دیدگاه قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
۱۲۶- مشکینی اردبیلی، آیة الله علی، بی‌تا، ترجمه حسینی‌نژاد، تکامل در قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران.
۱۲۷- مصطفوی، حسن، ۱۳۷۱ ش، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران، الطبعة الاولی.
۱۲۸- مکارم شیرازی، آیة الله ناصر، ۱۳۷۳ ش، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیة، تهران چاپ بیست و ششم (۲۷ ج) ۱۲۹- مکارم شیرازی، آیة الله ناصر، ۱۳۶۷، تفسیر به رأی، مطبوعاتی هدف، قم، چاپ هفتم.
۱۳۰- مکارم شیرازی، آیة الله ناصر، پیام قرآن، انتشارات نسل جوان، قم.
۱۳۱- مکارم شیرازی، آیة اللّه ناصر، قرآن و آخرین پیامبر، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم.
۱۳۲- ملکیان، مصطفی، ۱۳۷۳ ش، بررسی گونه‌های تعارض بین علم و دین، فصلنامه مصباح، ش ۱۰، پژوهشکده علوم انسانی دانشگاه امام حسین (ع) ۱۳۳- میر محمدی زرندی، سید ابو الفضل، ۱۳۷۵ ش، تاریخ و علوم قرآن، دفتر انتشارات اسلامی، قم. چاپ چهارم.
۱۳۴- نوفل، عبد الرزاق، ۱۴۰۹ ق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم، مطبوعات الشعب، قاهرة، الجزء الاول، الطبعة الثالثة.
۱۳۵- نوفل، عبد الرزاق، ۱۴۱۱ ق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم، مطبوعات الشعب، قاهرة، الجزء الثانی، الطبعة الثانیة.
۱۳۶- نوفل، عبد الرزاق، ۱۴۰۷ ق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم، مطبوعات الشعب، قاهرة، الطبعة الثانیة.
تذکر: همین کتاب توسط دار الکتاب العربی، بیروت، ۱۴۰۷ ق، به صورت تک جلدی نیز منتشر شده است.
۱۳۷- نوفل، عبد الرزاق، ۱۴۰۴ ق، القرآن و العلم الحدیث، دار الکتاب العربی، بیروت.
۱۳۸- نهاد جرّار، بسّام، ۱۴۱۴ ق، اعجاز الرقم ۱۹ فی القرآن الکریم، المؤسسة الاسلامیة، بیروت، الطبعة الثانیة.
۱۳۹- ناجی محمد محی الدین، حسین، ۱۴۰۵ ق، تسعة عشر ملکا بیان ان فریة الاعجاز العددی للقرآن خدعة بهائیة، الزهراء للاعلام العربی، قاهره.
۱۴۰- النجدی، دکتر حمید، ۱۴۱۴ ق، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، مطبعة جوهر الشام، دمشق.
۱۴۱- نیازمند شیرازی، ید اللّه، ۱۳۳۵ ش، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، شرکت چاپ میهن، چاپ چهارم.
۱۴۲- ناصر الدین، سعید، ۱۳۸۵ ق، القرآن و العلوم، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، کربلاء.
۱۴۳- نوری، آیة اللّه حسین، ۱۳۷۰ ش، دانش عصر فضا، نشر مرتضی، قم.
۱۴۴- نجمی، محمد صادق و هاشم هریسی، ۱۳۶۱ ش، شناخت قرآن، بی‌تا، بی‌جا.
۱۴۵- نجفی، گودرز، ۱۳۷۷ ش، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، نشر سبحان، تهران.
۱۴۶- نیکبخت نصرآبادی، علیرضا، ۱۳۷۳ ش، بررسی میزان تأثیر آوای قرآن کریم بر کاهش درد بیماران بعد از عمل جراحی شکم، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم پزشکی، تهران.
۱۴۷- نژد، محمد، ۱۳۷۴ ش، جهان دانش، فرهنگ دانستنیها، انتشارات بنیاد، چاپ هفتم.
۱۴۸- هیتو، دکتر محمد حسن، ۱۴۰۹ ق، المعجزة القرآنیة (الاعجاز العلمی و الغیبی) موسسة الرسالة، بیروت.
۱۴۹- هیک، جان، ۱۳۷۲ ش، ترجمه بهرام راد، ویراسته بهاء الدین خرمشاهی، فلسفه دین، انتشارات بین المللی هدی، تهران.
۱۵۰- ویلارد، ری (و دیگران)، ۱۳۷۴ ش، کیهان و راه کهکشان، ترجمه سید محمد امین محمدی، مؤسسه کتاب همراه، تهران.
۱۵۱- ویلیام هاوکینگ، استفن، تاریخچه زمان، ۱۳۷۲ ش، ترجمه حبیب الله دادفرما،- زهره داد فرما، انتشارات کیهان، تهران، چاپ دوم.
۱۵۲- یزدانی، عباس، ۱۳۷۵ ش، اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن، کیهان اندیشه، ش ۶۷، مؤسسة کیهان، قم.
۱۵۳- یاسین عبد القادر، حسین، ۱۴۱۷ ق، الاعجاز الطبی فی الکتاب و السنة، مکتبة وهبة، قاهره، الطبعة الاولی.
۱۵۴- یوسفی لویه، مجید، و فاطمه حسن‌پور، ۱۳۷۶ ش، تأثیر تلاوت قرآن بر کاهش اضطراب و افسردگی، خلاصه مقالات همایش نقش دین در بهداشت روان، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران.
.elcariM ehT fo noitaT neserP lausiV naruQ .161 ecitamehtaM nI egasseM s 'doG -ytiliborP dnoyeD .160 1990 noitidE htxiS .D .hp ,reldaS .W .T .ygoloykbmE lacideM s ' namgnaL .159 1988 lirpA /kooB matnaB A emiT fo yrotsiH feirB A .158 .kciH nhoJ .noigileR fo yhposolhp ehT .157 ruobrB .G naI .noigileR dna ecneics ni seussI .156 elliacuB eciruaM :ecneics dna naruQ eht elbib ehT .155
ضمیمة شماره «۱» شکل الف: نمایش شمائی سه مرحله رخنه به تخمک. در مرحله یک اسپرماتوزوئید سد تاج شعاعی را می‌شکند، در مرحله دو یک یا بیشتر اسپرماتوزوئید به منطقه شفاف رخنه می‌کند. در مرحله سه، یک اسپرماتوزئید به پرده تخمک نفوذ کرده و در آنجا پرده پلاسمائی خود را از دست می‌دهد.
در گوشه عکس اسپرماتوزوئید طبیعی با کلاهک سر اکروزومی آن دیده می‌شود.
شکل ب: بارور شدن تخمک به وسیله اسپرمها در لوله رحم انجام می‌شود.
شکل پ:
A
، ترسیم شمائی یک رویان پنج هفته‌ای برای نشان دادن ساختمانهائی که از حلقه نافی اولیه عبور می‌نماید. B، ترسیم شمائی بند ناف اولیه یک رویان ده هفته‌ای. C، قطع عرضی از ساختمانهای در محاذات حلقه نافی. D، قطع عرضی از بند ناف اولیه که بیرون‌زدگی حلقه‌های روده‌ای را بداخل بند ناف نشان می‌دهد.
شکل ت: A، منظره پشتی یک رویان شانزده روزه پیش سومیتی. شیار و گره اولیه دیده می‌شوند. B، نمای پشتی یک رویان هیجده روزه پیش سومیتی. رویان گلابی شکل بوده و ناحیه سری آن تا حدودی پهن‌تر از انتهای دمی آن می‌باشد.
C
، عکسبرداری رویان هیجده روزه انسان از سطح پشتی. به گره اولیه (گره هنسن)، به نوتوکورد که در قسمت جلوی آن گسترش می‌یابد توجه کنید. کیسه زرده تا اندازه‌ای دارای منظره‌ای خالدار می‌باشد. طول رویان ۲۵/ ۱ میلیمتر و پهن‌ترین قسمت آن ۶۸/ ۰ میلیمتر است.
شکل ث: A، نمای پشتی رویان اواخر دوره پیش سومیتی (حدودا نوزده روزه)، (تغییر داده شده از داویس) آمنیون برداشته شده است. صفحه عصبی بطور وضوح دیده می‌شود. B، نمای پشتی یک رویان حدودا بیست روزه انسانی (تغییر داده شده از اینگلس)، به پیدایش سومیت‌ها و تشکیل شیار و چین‌های عصبی توجه کنید. C،
میکرو گراف میکروسکوپ الکترونی اسکنینگ از یک رویان موش (تقریبا برابر ۲۰ روزه انسانی) که بروز مشخص مرحله ناودان عصبی را نشان می‌دهد. چین‌های عصبی جمجمه‌ای عملا خود را به مناطق مغز قدامی (F، پروزانسفال)، مغز میانی (M، مزانسفال) و مغز خلفی (H، رومبانسفال) تقسیم کرده است.
شکل ج: A، نمای جانبی یک رویان ۱۴ سومیتی (حدودا ۲۵ روزه) به برجستگی ناحیه دور قلبی (پریکاردی) و نخستین و دومین کمانهای حلقی توجه کنید. B، ترسیم شمائی کناره چپ یک رویان ۲۵ سومیتی حدودا ۲۸ روزه را نشان می‌دهد.
سه کمان حلقی اول و صفحات عدسی و شنوائی دیده می‌شوند (تغییر داده شده از استریتر) شکل چ: مقاطع عرضی که رشد لایه ژرمینال مزودرمی را نشان می‌دهد. A، هفده روزه، B، نوزده روزه، C، بیست روزه، D، بیست و یک روزه.
ورقه مزودرمی نازک، منجر به ایجاد ساختمان مزودرم مجاور محوری (سومیت‌های آینده)، مزودرم واسطه‌ای (واحدهای برون ریز «دفعی» آینده)، و صفحه جانبی می‌شود. این صفحه به دو لایه مزودرم دیواره‌ای و احشائی تقسیم شده که حفره سلومی داخل رویانی را می‌پوشاند.
شکل ح: ترسیم شمائی برای نشان دادن تشکیل پوست در مراحل مختلف رشد. A، در هفته پنجم، B، هفته هفتم؛ C، ماه چهارم؛ D، در هنگام تولد
ضمیمه شماره «۲» 2, 1. RUORG FEILER NIAP نمودار شماره (۱): نمایش شدت درد قبل و بعد از مداخله در گروههای آزمون و مقایسه آن با متغیر مشابه در گروههای شاهد.
مطابق نمودار فوق متوسط شدت درد قبل از گوش فرا دادن به قرآن کریم نسبت به بعد از گوش فرا دادن به آن در گروههای آزمون (اعم از ۶ ساعت اول و یا ۶ ساعت دوم) و همینطور متوسط شدت درد قبل و بعد در گروههای شاهد (اعم از ۶ ساعت اول و یا ۶ ساعت دوم) کاهش محسوس داشته است. جهت تعیین سطح معنی‌دار بودن بین کاهش شدت درد در دو مرحله قبل و بعد در گروههای آزمون و شاهد از آزمون آماری t زوج شده استفاده شده که نتیجه آزمون با (. P 50)؟؟؟ تفاوت معنی‌داری را در کاهش شدت درد در دو گروه نشان داده است.
2 ,1 .RUORG FEILER NIAP
نمودار شماره (۲): مقایسه میانگین کاهش شدت درد در گروهی که ۶ ساعت اول به قرآن گوش فرا داده‌اند با ۶ ساعت دوم همان گروه که به قرآن گوش نداده‌اند. طبق نمودار فوق میانگین کاهش شدت درد در گروهی که ۶ ساعت اول قرآن دریافت داشته‌اند (۹۴/ ۱) و در گروه شاهدان (/ ۰ ۷۱) بوده است. بطوریکه در نمودار مشخص است تفاوت محسوسی در کاهش شدت درد در گروه قرآنی نسبت به گروه غیر قرآنی وجود دارد که برای تعیین سطح معنی دار بودن آن از آزمون آماری T زوج شده استفاده شده که نتیجه آزمون تفاوت معنی‌داری را نشان می‌دهد (. P 50)؟؟
FEILER NIAP
( QN 6 .F --Q .5 .S )2 .PUORG
نمودار شماره (۳): مقایسه میانگین کاهش شدت درد در گروهی که ۶ ساعت دوم به قرآن گوش فرا داده‌اند با ۶ ساعت اول خود که به قرآن گوش نداده‌اند. مطابق نمودار فوق میانگین درجه کاهش درد در گروهی که ۶ ساعت دوم قرآن دریافت داشته‌اند (۰۸/ ۲) بوده است در حالیکه گروه شاهد آن که به قرآن گوش نداده‌اند (۸۸/ ۰) بوده، بطوریکه در نمودار مشخص است تفاوت محسوسی در دو مرحله مشاهده می‌شود که برای تعیین سطح معنی دار بودن آن از آزمون آماری t زوج شده استفاده شده که نتیجه آزمون تفاوت معنی‌داری را نشان می‌دهد (R. 50)؟؟؟
NGIS .LAROIV AHEB
6 ,1 .PUORG
نمودار شماره (۴): مقایسه میانگین شدت علائم رفتاری در گروههای قرآنی و غیر قرآنی. مطابق نمودار فوق در گروهی که به قرآن گوش فرا داده‌اند امتیاز نمره گریه در اثر شدت درد (۱۲) ولی در گروه شاهد (۲۲) بوده است، بترتیب تکرار حرف یا لغت در گروه قرآنی (۱۹) ولی در گروه شاهد (۲۷) و علائم چهره‌ای در گروه قرآنی (۵۳) ولی در گروه شاهد (۱۳۰) و حرکات موتوری شدید (غلطیدن و چرخش در تخت) در گروه قرآنی (۱۳) و در گروه شاهد (۱۶) بوده است. آزمون آماری T تفاوت معنی‌داری را در شدت نمره گریه کردن و شدت علائم چهره‌ای نشان داده است (p. 50)؟؟
SEGNAHC .PB .LOTSYS
( QN ,Q )
نمودار شماره (۵): مقایسه میانگین کاهش فشار خون سیستول در گروهی که به قرآن گوش فرا داده‌اند با گروه شاهد خود.
مطابق نمودار فوق میانگین کاهش فشار خود سیستول در گروه قرآنی (۸/ ۴) و در گروه غیر قرآنی (۴۶/ ۱) بوده است آزمون t تفاوت معنی‌داری را در کاهش میزان فشار خون سیستول در گروه قرآنی و غیر قرآنی نشان داده است (P. 9. 3 t. 50)؟؟؟.

پانویس

  1. اسراء/ ۸۲.
  2. نهج البلاغه.
  3. نحل/ ۶۸- ۶۹.
  4. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۲۵۹.
  5. محمد (ص)/ ۱۵.
  6. طب در قرآن، ص ۲۰۳.
  7. سفر خروج، باب ۳، آیه ۱۷.
  8. ر. ک: قاموس کتاب مقدس، مستر هاکس، ص ۶۱۲.
  9. ر. ک: طب در قرآن، ص ۱۹۶- ۱۹۷ و نیز نعمت صدقی، معجزة القرآن، ص ۸۳- ۸۷ که خواص عسل را با ذکر آیات آن بررسی می‌کند. همچنین دکتر صادق عبد الرضا علی، القرآن و الطب الحدیث، ص ۱۰۰ به بعد ایشان پس از ذکر آیه ۶۸ سوره نحل مواد تشکیل دهنده و انواع عسل (السنط- الزعرور- البرتقال- الحنطة السوداء- الزیزفون) را مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین استاد آیة اللّه معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۱۷۵- ۱۷۸ که خواص عسل و مواد آن را ذکر می‌کنند و نکاتی علمی در این مورد بیان می‌دارند و آن را حاوی بیش از ۷۰ ماده می‌دانند و از دکتر نزار الدقر، در کتاب مع الطب فی القرآن الکریم، ص ۱۸۲- ۱۹۱ مطالبی را می‌آورند.
  10. ر. ک: طب در قرآن، ص ۱۹۷ و نیز دکتر السید الجمیلی، در (الاعجاز الطبی فی القرآن، ص ۱۹۷ به بعد) و نیز دکتر عبد الحمید محمد عبد العزیز در (الاعجاز الطبی فی القرآن الکریم، ص ۷۰ به بعد) مطالب مشابهی دارند.
  11. دکتر السید الجمیلی، همان، در این مورد مطالب مشابهی دارند اما آن را مخصوص عسل سفید می‌کنند.
  12. ر. ک: طب در قرآن، ص ۲۰۰.
  13. ر. ک: طب در قرآن، ص ۲۰۱، دکتر السید الجمیلی نیز در کتاب الاعجاز الطبی فی القرآن، ص ۱۴۶ به عسل و تأثیرات ضد سرطانی آن اشاره می‌کند. ولی آن را مخصوص عسل سفید می‌داند.
  14. طب در قرآن، ص ۲۰۳- ۲۰۴.
  15. در مورد کاربردهای وسیع درمانی عسل نیز مراجعه کنید به: دکتر عدنان الشریف، من علم الطب القرآنی، ص ۲۱۹ به بعد.
  16. ر. ک: طب در قرآن، ص ۲۰۵- ۲۰۶ و العمید الصیدلی عمر محمود عبد الله، الطب الوقائی فی الاسلام، ص ۱۷۲- ۱۷۶.
  17. «آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است» (اسراء/ ۸۵) تذکر: در مورد عسل روایات متعددی از طریق اهل بیت: وارد شده است (ر. ک: بحار الانوار، ج ۶۶، ص ۲۹۲ به بعد و ج ۶۲، ص ۳۲۴ به بعد) و برخی از پزشکان و صاحب‌نظران دیگر نیز مطالب جالبی آورده‌اند. (ر. ک: اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۵، ص ۱۲۹ به بعد- اسرار خوراکی‌ها، ص ۲۷۲ به بعد و اسلام پزشک بی‌دارو، ص ۱۱۴ به بعد.) و مکرر از آن به عنوان اعجاز علمی قرآن یاد کرده‌اند.
    طب در قرآن، ص ۱۹۵- ۲۱۰.
    و نیز ر. ک: دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، اسلام و طب جدید، ص ۱۶۶- ۱۶۸ ترجمه سید غلامرضا سعیدی.
  18. احزاب/ ۳۵.
  19. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۳۰۷.
  20. بقره/ ۱۸۳- ۱۸۵.
  21. بقره/ ۱۹۶.
  22. نساء/ ۹۲.
  23. مائده/ ۸۹.
  24. مجادله/ ۳.
  25. بقره/ ۱۸۳.
  26. مریم/ ۲۶.
  27. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۴۵.
  28. سفر تثنیه، ۹/ ۹- اول پادشاهان ۱۹/ ۸.
  29. سفر داوران، ۲۰/ ۲۶ و ۱ سموئیل ۷/ ۶ و ۲ سموئیل ۱۲/ ۱۶ و نحمیا ۹/ ۱ و ارمیا ۳۶/ ۹.
  30. یوئیل، ۲/ ۱۶ و دانیال، ۱۰/ ۲ و ۳.
  31. لوقا، ۵/ ۳۴ و ۳۵.
  32. انجیل متی، ۶/ ۱۶- ۱۸ و رساله رومیا ۱۴/ ۱- ۳.
  33. ر. ک: تحریر الوسیله، مبحث الصوم.
  34. ر. ک: سید حسین موسوی راد، روزه، درمان بیماری‌های روح و جسم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۶ ش.
  35. بحار الانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۵.
  36. ر. ک: طب در قرآن، ص ۲۱۳.
  37. ای گروه جوانان، هر کس از شما قادر به تهیه خانه‌ای باشد، ازدواج کند و کسی که توانایی آن را نداشته باشد روزه بگیرد که روزه برای او سپری است در مقابل معاصی.
  38. ر. ک: طب در قرآن، ص ۲۱۴.
  39. ر. ک: طب در قرآن، ص ۲۱۴.
  40. ر. ک: طب در قرآن، ص ۲۱۱- ۲۱۳.
  41. همان، ص ۲۱۶.
  42. ر. ک: الاعجاز الطبی فی القرآن، ص ۲۱۳- ۲۱۵.
  43. دکتر عدنان الشریف، من علم الطب القرآنی، ص ۲۵۹- ۲۷۴.
  44. ر. ک: الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ص ۱۸۷- ۱۸۹.
  45. ر. ک: دکتر جمال الدین حسین مهران، آیات من الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ص ۳۴- ۳۶.
  46. ر. ک: سید جواد افتخاریان، قرآن و علوم روز، ص ۴۶- ۵۰.
  47. ر. ک: تحریر الوسیله، ج ۱، کتاب الصلوة و نیز رساله‌های عملیه مراجع تقلید.
  48. ر. ک: محمد السید ارناووط، الاعجاز العلمی فی القرآن، ص ۹۲- ۹۷.
  49. به نظر می‌رسد مقصود ایشان همان «واریس» پا باشد. که رگ‌ها از ساق پشت پا بیرون می‌زند.
  50. ر. ک: محمد سامی محمد علی، الاعجاز العلمی فی القرآن، ص ۱۸۶.
  51. ر. ک: طب در قرآن، ص ۶۶- ۶۷.
  52. العمید الصیدلی عمر محمود عبد الله، الطب الوقائی فی الاسلام، ص ۲۳۹.
  53. سعید ناصر الدهان، القرآن و العلوم، ص ۱۴۹- ۱۵۳.
  54. طه/ ۱۴.
  55. عنکبوت/ ۴۵.
  56. ر. ک: سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ماده خشع.
  57. دکتر دیاب و قرقوز، طب در قرآن، ص ۸۴.
  58. مؤمنون/ ۱۲- ۱۴.
  59. حج/ ۵.
  60. غافر/ ۶۷.
  61. قیامت/ ۳۷- ۳۹.
  62. علق/ ۲.
  63. طارق/ ۶.
  64. دهر (انسان)/ ۲.
  65. سجده/ ۶- ۹.
  66. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۱۶۵ و ج ۱۴، ص ۲۳ و نیز شیخ خالد عبد الرحمن العک، الفرقان و القرآن، ص ۴۹۳ و نیز استاد معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۸۰.
  67. yevraH پزشک انگلیسی (۱۵۷۶- ۱۶۵۷ م)
  68. noffuB طبیعی دان و نویسنده فرانسوی (۱۷۰۷- ۱۷۸۸ م)
  69. tennB فیلسوف و طبیعی‌دان سوئیسی (۱۷۲۰- ۱۷۹۳ م)
  70. مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۷۶- ۲۷۷ با تلخیص.
  71. ر. ک: مفردات راغب، ماده «ترب» و «طین».
  72. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۲۰۷.
  73. همان، ج ۱۷، ص ۱۲۵.
  74. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۱۶۵، و ج ۱۴، ص ۲۳.
  75. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۲۳.
  76. گودرز نجفی، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۸۶- ۸۸ با تلخیص و نیز ر. ک: محمد رضا جوهری‌زاده، تمدن و علوم اسلامی، ص ۲۲۵.
  77. عبد الفتاح طباره، سیری در قرآن، ترجمه رسول دریایی، ص ۲۲۵.
  78. دکتر بی‌آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص ۵۲.
  79. معارف قرآن، ص ۳۳۰.
  80. غافر/ ۶۷.
  81. سجده/ ۶.
  82. انبیاء/ ۳۰.
  83. نور/ ۴۵.
  84. فرقان/ ۵۴.
  85. سجده/ ۸.
  86. این آب (منی) ظاهرا آبی بی‌ارزش و بی‌مقدار است. امّا از نظر ساختمان و سلولهای حیاتی شناور در آن و همچنین ترکیب مخصوص مایعی که سلولها در آن شناورند بسیار ظریف و فوق العاده دقیق و پیچیده است و از نشانه‌های عظمت پروردگار و علم و قدرت او محسوب می‌شود. پس کلمه «مهین» در آیه که به معنی ضعیف و حقیر و ناچیز است اشاره به وضع ظاهری آن می‌باشد. (تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۱۲۶.)
  87. مرسلات/ ۲۰.
  88. طارق/ ۶.
  89. ر. ک: مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۱، ص ۲۲۰ (ماده ماء)
  90. انبیاء/ ۳۰.
  91. تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۶. ایشان در ادامه توضیح می‌دهند که: جالب اینکه دانشمندان امروز معتقدند که نخستین جوانه حیات در اعماق دریاها پیدا شده به همین دلیل آغاز حیات و زندگی را از آب می‌دانند و اگر قرآن آفرینش انسان را از خاک می‌شمرد، نباید فراموش کنیم منظور از خاک همان طین (گل) است که ترکیبی است از آب و خاک. و سپس به یک پرسش پنهان پاسخ می‌دهند:
    «اینکه بعضی ایراد کرده‌اند که آفرینش فرشتگان و جن با اینکه موجودات زنده‌ای هستند مسلما از آب نیست پاسخش روشن است زیرا هدف موجودات زنده‌ای است که برای ما محسوس است.»*
  92. فرقان/ ۵۴.
  93. تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۱۲۶.
  94. فرقان/ ۵۴.
  95. انبیاء/ ۳۰.
  96. معارف قرآن، سه جلدی، ص ۳۲۹- ۳۳۰. (البته در عبارت ایشان دو احتمال وجود دارد. یکی همان مطلب مورد بحث ماست و دیگر اینکه مقصود منشأ پیدایش اولیه انسان باشد.)
  97. گودرز نجفی، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۹۷.
  98. بی‌آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، چاپ دوّم، ص ۵۲- ۵۳.
  99. همان، ص ۳۹.
  100. أنبیاء/ ۳۰.
  101. تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۶.
  102. فرقان/ ۵۴.
  103. همان، ج ۱۵، ص ۱۲۶.
  104. سجده/ ۸.
  105. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۱۲۶.
  106. فرقان/ ۵۴.
  107. طارق/ ۶.
  108. معارف قرآن، سه جلدی، ص ۳۲۹.
  109. همان، ص ۳۳۰.
  110. سجده/ ۸.
  111. ecnessetniuQ
  112. مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه مهندس ذبیح اللّه دبیر، ص ۲۷۲.
  113. همان، ص ۲۷۳.
  114. سجده/ ۸.
  115. طب در قرآن، ص ۸۱ با تلخیص.
  116. ر. ک: عبد الغنی الخطیب، قرآن و علم امروز، ترجمه دکتر اسد اللّه مبشّری، ص ۱۲۱ که از قول «آمیدوکل» فیلسوف یونانی نقل می‌کند که عامل تکوین زندگی در اثر چهار عنصر است: گرمی آتش و سردی هوا و رطوبت آب و خشکی خاک. (و نیز ر. ک: دکتر غلاب، فلسفه یونان، ج ۱، ص ۴۱)
  117. ر. ک: مفردات راغب، ماده سلّ.
  118. طارق/ ۵- ۷.
  119. دکتر موریس بوکای، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۷۹.
  120. سخنان آنها و نقد آن بدنبال می‌آید.
  121. علامه طباطبائی (ره)، المیزان، ج ۲۰، ص ۳۷۹، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۹ ق. چاپ سوّم.
  122. زمخشری، الکشاف، ذیل آیات فوق می‌گوید: و لم یقل ماءین لامتزاجهما فی الرحم ... (ج ۴، ص ۷۳۵، نشر دار الکتاب العربی، ۱۴۰۶ ق)
  123. تعداد اسپرم‌ها را در هر عمل زناشوئی بین دویست تا سیصد میلیون دانسته‌اند. ر. ک: پروفسور توماس. وی.
  124. مفردات راغب اصفهانی، ماده صلب.
  125. فخر رازی، تفسیر کبیر، ذیل آیه ۵- ۷ سوره طارق و نیز مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۶۲.
  126. طب در قرآن، ص ۳۱.
  127. علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، زیر آیه ۵- ۷ سوره طارق.
  128. رستگاری جویباری، تفسیر البصائر، زیر آیه ۵- ۷ سوره طارق.
  129. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۴۰.
  130. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۶۳.
  131. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۶۳.
  132. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۶۳.
  133. مجمع البیان، زیر آیه و نیز لسان العرب و تفسیر نمونه با این تفاوت که ترائب را جمع تریبه گرفته‌اند.
  134. تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج ۴، ص ۵۳۲ و مجمع البیان، ذیل آیه.
  135. تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج ۴، ص ۵۳۲ و مجمع البیان، ذیل آیه.
  136. تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج ۴، ص ۵۳۲ و مجمع البیان، ذیل آیه.
  137. تفسیر البصائر، زیر آیه و نیز تفسیر ابن کثیر.
  138. مجمع البیان، زیرا آیه.
  139. البصائر، زیر آیه.
  140. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۴۰- ۲۴۱.
  141. البصائر، ذیل آیه.
  142. ر. ک: تفسیر ابن کثیر، ذیل آیه، از ضحاک (که از تابعین تابعین در تفسیر است) این معنا را نقل می‌کند. (قال ضحاک: الترائب بین الثدیین و الرجلیین و العینین ...) و در مقاییس اللغه نیز گوید: ترب: اصلان احدهما التراب و ما یشتق منه و الاخر تساوی الشیئین.
    و صاحب التحقیق بعد از آنکه اصل معنای لغوی را مسکنة و خضوع کامل می‌داند می‌گوید: امّا خروجه من بین الصلب و الترائب فلعلّ المراد خروجه من بین العمود الفقری و هو الصلب المنتهی الی العجز و بین الفخذین المعبّر عنهما بالترائب لکونهما من اسافل الاعضاء ... (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱، ص ۳۸۳- ۳۸۴)
  143. طب در قرآن، ص ۳۲.
  144. ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۶۲- ۶۴.
  145. استاد فولادوند، ترجمه قرآن.
  146. سیّد قطب، تفسیر فی ظلال القرآن، ج ۶، ص ۳۸۷۷، دار الشروق، ۱۴۰۲ ق، الطبعة العاشرة.
  147. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱، ص ۳۸۴ (و امّا تفسیر الایه الکریمه بالخروج من بین ظهر الرجل و صدر المرأة فغیر صحیح فان حقیقة اللفظین غیر ما فسّروهما و لان الماء لا یخرج من بین ظهر الرجل و صدر المرأة من وسطهما.)
  148. تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۳۶۵. بصورت احتمال ذکر می‌کند.
  149. همان و نیز صاحب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم نیز این مطلب را به صورت توضیح یک احتمال ذکر کرده است. ج ۶، ص ۲۶۳.
  150. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۳۶۷.
  151. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۳۶۷.
  152. همان، ص ۳۶۶.
  153. ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۶۴.
  154. طب در قرآن، ص ۳۲- ۳۳ با تلخیص.
  155. اعراف/ ۱۷۲.
  156. طارق/ ۶- ۷.
  157. ر. ک: علامه مجلسی (ره)، مرآة العقول، ج ۷، ص ۳۸.
  158. المنار، ج ۹، ص ۳۸۷ و فی ظلال القرآن، ج ۳، ص ۶۷۱.
  159. استاد مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج ۳، ص ۱۱۰.
  160. تفسیر ابو الفتوح رازی، ج ۵، ص ۳۲۶.
  161. ر. ک: شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج ۵، ص ۲۷.
  162. المیزان، ج ۸، ص ۳۳۴ به بعد.
  163. این شش قول در تفسیر موضوعی پیام قرآن جمع‌آوری شده و مورد نقد و بررسی مفصل قرار گرفته است. (پیام قرآن، ج ۳، ص ۱۰۸ تا ۱۱۵.)
    (۶) ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، ماده ذرو و نیز تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۴- ۵.
  164. ؟؟؟؟
  165. ر. ک: مفردات راغب و نیز التحقیق فی کلمات القرآن الکریم.
  166. طب در قرآن، ص ۷۷- ۷۸ با تلخیص.
  167. همان، ص ۳۱.
  168. اعراف/ ۱۷۲.
  169. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۳۷- ۲۳۸.
  170. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ص ۲۴۰- ۲۴۱.
  171. پیام قرآن، ج ۳، ص ۱۰۹ تا ص ۱۱۵.
  172. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۳۸.
  173. واقعه/ ۵۸- ۵۹.
  174. نجم/ ۴۵- ۴۶.
  175. قیامت/ ۳۷.
  176. مفردات راغب اصفهانی، ماده منی.
  177. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۱، ص ۱۸۵- ۱۸۶.
  178. همان، ج ۱۲، ص ۱۶۰.
  179. پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و شکور، ص ۳۰. البته برخی از پزشکان تعداد اسپرم‌های مرد را بین ۲ تا ۵۰۰ میلیون عدد در هر انزال متغیر می‌دانند. (ر. ک: دکتر پاک‌نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۴۱)
  180. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۴۱ تا ۲۴۷ با تلخیص.
  181. آقای بی‌آزار شیرازی در کتاب گذشته و آینده جهان، ص ۵۶ سرعت حرکت اسپرم‌ها را ۱۵ کیلومتر در ساعت اعلام می‌کند. اما منبعی علمی برای این سخن ارائه نکرده است.
  182. ر. ک: رویان‌شناسی لانگمن، ص ۲۹- ۳۰.
  183. طب در قرآن، ص ۸۱.
  184. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۸۰ و ۸۱.
  185. تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۲۴۱- ۲۴۲.
  186. عبد الرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث، ص ۱۱۴.
  187. تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۲۴۱.
  188. همان، ص ۵۵۹.
  189. نساء/ ۱.
  190. آل عمران/ ۵۹.
  191. مریم/ ۱۶- ۲۲.
  192. تحریم/ ۱۲.
  193. دکتر محمد صادق رجحان (استاد نمونه دانشگاه علوم پزشکی تهران)، بافت‌شناسی انسانی پایه (بافت‌شناسی پزشکی)، انتشارات چهر، ۱۳۷۰ چاپ دهم، ص ۷۶۵- ۷۶۶.
  194. Psisenegonetrea
  195. Pxiretatsav arexolyh
  196. ر. ک: گودرز نجفی، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۱۱۰- ۱۱۱ و نیز علامه حسینی طهرانی، نور ملکوت قرآن، ص ۱۲۴ و نیز استاد مکارم شیرازی و استاد جعفر سبحانی، پرسشها و پاسخهای مذهبی، ج ۲، ص ۴۱ و نیز دکتر مجذوب صفا، پنجگام، ص ۱۱۵.
  197. دکتر آلکسیس کارل، انسان موجود ناشناخته، ترجمه دکتر دبیری، ص ۱۰۴.
  198. دکتر احمد بهشتی، عیسی پیام‌آور اسلام، ص ۳۲۳.
  199. مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیح اللّه دبیر، ص ۱۱۸.
  200. مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۱۱۲- ۱۱۳، از روزنامه اطلاعات، شماره ۲۰۸۲۰ نقل می‌کنند.
  201. همان و نیز ذکر اللّه احمدی، علوم جدید از دیدگاه اسلام (ارمغان روشنفکران)، ص ۱۰۷.
  202. مریم/ ۲۱.
  203. مریم/ ۱۷.
  204. تحریم/ ۱۲.
  205. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۳۶ و دیگر تفاسیر زیر آیه ۱۷ سوره مریم.
  206. واژه نفس در قرآن کریم گاهی به معنای «بدن» نیز می‌آید مثل آیه ۳۲ مائده (من قتل نفسا بغیر نفس) ولی در غالب موارد به معنای شخصیت واقعی انسان یعنی روح انسان می‌آید. البته بعد دوم انسان اسامی و صفات گوناگونی دارد (مثل قلب، نفس، روح، فؤاد، عقل و ...) که هر کدام به اعتباری به آن اطلاق می‌شود.
  207. در کتاب مقدس، تورات، سفر پیدایش، باب دوم، شماره ۲۱ می‌خوانیم:
    «و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دنده‌هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد.»
  208. روم/ ۲۱.
  209. نحل/ ۷۲.
  210. ر. ک: تفسیر عیاشی به نقل از تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۲۴۵- ۲۴۶.
  211. نحل/ ۴ و نیز یس/ ۷۷.
  212. حج/ ۵ و نیز نزدیک به همین مضمون در سوره‌های غافر/ ۶۷ و کهف/ ۳۷ و فاطر/ ۱۱.
  213. مؤمنون/ ۱۳- ۱۴.
  214. عبس/ ۱۹.
  215. انسان/ ۲.
  216. ترجمه اول آیه از استاد فولادوند و موافق نظر استاد مکارم شیرازی است و ترجمه دوم از دکتر پاک‌نژاد است که موافق نظر علامه طباطبائی (ره) در المیزان نیز هست و معنای سوّم از الهی قمشه‌ای است. (بزودی این مورد را بررسی خواهیم کرد.)
  217. قیامت/ ۳۷.
  218. النجم/ ۴۶.
  219. ر. ک: فیومی، مصباح اللغة- راغب اصفهانی، مفردات و نیز مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۲، ص ۱۵۸ تا ۱۶۰.
  220. Omuv
  221. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۴۱ و نیز طب در قرآن، ص ۷۷- ۷۸.
  222. رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ص ۲۳ و ص ۲۹.
  223. التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۸۱.
  224. المیزان، ج ۲۰، ص ۲۰۹.
  225. ر. ک: الفیومی، مصباح اللغة و نیز الخلیل الفراهیدی، العین (النطفة الماء الصافی قل او کثر)
  226. ر. ک: الفیومی، مصباح اللغة و مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۲، ص ۱۵۹ و مجمع البیان، ج ۵، زیر آیه ۲ سوره دهر.
  227. مجمع البیان، ج ۵، ص ۴۰۶- ۴۰۷ زیر آیه ۲ سوره انسان.
  228. المیزان، ج ۲۰، ص ۲۰۹ و ص ۲۱۰.
  229. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۳۳۴ تا ص ۳۳۹.
  230. نحل/ ۴- یس/ ۷۷.
  231. پیام قرآن، ج ۲، ص ۸۴.
  232. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۲۰۷- ۲۰۸.
  233. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱: ص ۲۴۳ تا ص ۲۴۹.
  234. طب در قرآن، ص ۸۰- ۸۱.
  235. Eygoloyrbm
  236. گودرز نجفی، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۸۹- ۹۰.
  237. بی‌آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص ۵۷، چاپ دوّم.
  238. این نظر را به دکتر ید اللّه سحابی در کتاب خلقت انسان، ص ۱۴۷ نسبت می‌دهند.
  239. مصطفی زمانی، پیشگوئیهای علمی قرآن، ص ۱۱۷- ۱۲۰.
  240. مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۷۱- ۲۷۲.
  241. عبد الرزاق نوفل، القرآن و العلم الحدیث، ص ۱۱۲.
  242. دکتر موریس بوکای، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۷۷.
  243. مصطفی زمانی، پیشگوئی‌های علمی قرآن، ص ۱۱۹- ۱۲۰.
  244. القانون فی الطب، المقالة الاولی من الفن العشرین، ج ۲، ص ۵۳۲- ۵۳۴.
  245. علامه مجلسی (ره)، بحار الانوار، ج ۵۷، ص ۳۹۰ من کتاب السماء و العالم و التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۷۲- ۷۵.
  246. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۹۳.
  247. بقره/ ۲۲۳.
  248. ر. ک: الجوهری، صحاح اللغة، ابن فارس، مقاییس اللغة، ابن منظور، لسان العرب و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۱، ص ۱۱۵ ماده مشج.
  249. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۳۳۴ به بعد و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۱، ص ۱۱۶.
  250. علق/ ۱- ۲.
  251. حج/ ۵.
  252. مؤمنون/ ۱۴.
  253. غافر/ ۶۷.
  254. قیامت/ ۳۸- ۳۸.
  255. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۵۳ و نیز تفسیر ابو الفتوح رازی، ج ۱۲، ص ۹۶ که همین معنا را از بسیاری مفسران عامه و خاصه نقل می‌کنند.
  256. ر. ک: حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده علق. و نیز مفردات راغب همان ماده.
  257. ر. ک: فولادوند، ترجمه قرآن، آیه ۳۸/ قیامت.
  258. دکتر عبد الحمید دیاب و دکتر احمد قرقوز، طب در قرآن، ص ۸۶ با تلخیص.
  259. این مناسبت را تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۵۶ ذکر کرده است.
  260. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱۱، ص ۱۱۰ و ۱۱۱.
  261. ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۸۲ (ایشان احتمال دیگری نیز در ص ۱۰۴ همان کتاب مطرح می‌کنند که بدان اشاره خواهیم کرد.)
  262. ر. ک: دکتر حامد احمد حامد، الایات العجاب فی رحلة الانجاب، ص ۹۶، دار القلم، دمشق.
  263. دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن، ترجمه سید غلامرضا سعیدی، ص ۱۸۲، انتشارات برهان، بی‌تا، بی‌جا.
  264. در هنگام نزدیکی تعداد ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون اسپرماتوزئید از مرد خارج می‌شود. ولی فقط یکی از آنها برای باروری مورد نیاز است. ر. ک: پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور (۱۹۹۰ م)، ص ۳۰، انتشارات شرکت سهامی چهر، تهران، ۱۳۷۰ ش.
  265. گودرز نجفی، مطالب شگفت انگیز قرآن، ص ۹۹. و نیز ر. ک: محمد رضا جوهری‌زاده، تمدن و علوم اسلامی، ص ۳۲۰ و ماهنامه دانستنیها، ش ۳۰۲.
  266. ر. ک: مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۱۰۰ و ۱۰۱ و نیز دکتر سید عباس ملائک، قرآن و دانش پزشکی، ص ۱۶ به بعد و ک. م. حقیقی، فروغ دانش جدید در قرآن و حدیث، ج ۱، ص ۱۱۳ با تلخیص.
  267. تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۵۷.
  268. ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۱۰۴ به بعد.
  269. احمد اهتمام، فلسفه احکام، ص ۲۲ و ۲۳.
  270. ر. ک: احمد محمد سلیمان، القرآن و الطب، ص ۱۱۸ و ۱۱۹.
  271. ر. ک: بی‌آزار شیرازی، قرآن و طبیعت (گذشته و آینده جهان)، ص ۵۳، انتشارات طباطبائی، قم، ۱۳۴۹ ش، چاپ دوّم. ایشان در سه مورد خطا کرده‌اند:
    اوّل اینکه جمله «العلق دود یتعلق بالحلق» را ترجمه کرده است: «کرمی که به دیواره رحم می‌چسبد.» در حالی که جمله به معنای: کرمی است که به حلق می‌چسبد.
    دوّم اینکه می‌گوید اگر اسپرماتوزئید را زیر میکروسکوپ قرار دهند که ظاهرا منظور ایشان این است که اگر منی انسان را زیر میکروسکوپ گذارند.
    سوّم اینکه می‌گوید این کرم‌ها (اسپرم‌ها) وقتی وارد رحم می‌شوند به دیواره آن می‌چسبند که این مطلب خطاست چون این کرم‌ها پس از ترکیب با اوول زن (تخمک) به صورت تخم درآمده و سپس وارد رحم شده و به رحم می‌چسبد.
  272. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۱۵۶ و ج ۱۴، ص ۲۴ و ص ۲۰۸.
  273. زمر/ ۶.
  274. مفردات راغب، ماده ظلم.
  275. طبرسی، مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۸۷، (ده جلدی- بیروت)
  276. مفردات راغب، ماده ظلم.
  277. المیزان، ج ۱۷، ص ۲۳۹ و تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۳۸۴.
  278. محمد مهدی فولادوند، ترجمه قرآن، زیر آیه ۶/ زمر، ایشان با اینکه مطالب خارج از ترجمه را کمتر می‌آورد. ولی در اینجا می‌نویسد: تاریکیهای سه‌گانه [مشیمه و رحم و شکم .
  279. ر. ک: ابن طاووس (ره)، مصباح الزائر و نیز شیخ عباس قمی (ره)، مفاتیح الجنان.
  280. دکتر السید الجمیلی، الاعجاز الطبی فی القرآن، ص ۵۹.
  281. این لایه گاهی صفحه «دسیدوائی» خوانده می‌شود. و آن عبارت است از لایه‌ای با عملکرد در اندومتر و در طی زایمان ریزش می‌کند. و شامل دسیدوای اصلی یا حقیقی (قاعده‌ای) Bsilasa Daudice و لایه دسیدوای کپسولی (Csiraluspa Daudice) و دسیدوای دیواره‌ای (Psilateira Daudice) است. که لایه کپسولی در اثر کشش از بین می‌رود. (پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، (۱۹۹۰ م)، ص ۱۱۰ و ۱۱۲، انتشارات شرکت سهامی چهر، (۱۳۷۰ ش)
  282. ر. ک: دکتر دیاب و قرقوز، طب در قرآن، ص ۹۳ (کتاب مذکور رساله دکترای این دو پزشک است) و نیز دکتر حامد احمد حامد، الایات العجاب فی رحلة الانجاب، ص ۱۱۶.
  283. نویسنده در کتاب، آمینوس ضبط کرده بود امّا اصل آن (Anoinm) آمینون است. (دکتر هوشمند ویژه- فرهنگ پزشکی)
  284. آلان‌توئید (Aslotnall) یکی از اعضائی است که جنین را می‌پوشاند و قسمت پایین آن به مثانه و قسمت بالای آن به اوراک (Usuhcar) امتداد می‌یابد. (فرهنگ پزشکی- انگلیسی- فارسی- دکتر محمد هوشمند ویژه- چاپ دوّم- ۱۳۶۶) ولی ظاهرا مطلب نویسنده محترم با نوشته‌های رویان‌شناسان مطابق نیست و آنان آلان توئید را به عنوان پرده مطرح نمی‌کنند بلکه به عنوان قسمتی در بند ناف مطرح می‌کنند. (ر. ک: رویان‌شناسی لانگمن، ص ۱۲۲.)
  285. Eygoloyrbm
  286. ر. ک: مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۹۶ و نیز فضل اللّه کمپانی، ماهیت و منشأ دین، ص ۲۰۴ و مجله دانشمند، ش ۶۷.
  287. بی‌آزار شیرازی، قرآن و طبیعت (گذشته و آینده جهان)، ص ۶۶.
  288. ایشان اینگونه گفته بود. امّا در فرهنگ پزشکی دکتر هوشمند ویژه، noinmA (آمینون) را مشیمه جنین (داخلی‌ترین غشائی که جنین را در بر می‌گیرد و کیسه آمینون یا کیسه آب را تشکیل می‌دهد) نامیده است
  289. شیخ خالد عبد الرحمن العک، الفرقان و القرآن، ص ۴۹۱ و ۴۹۲.
  290. دکتر عبد العزیز اسماعیل پاشا، اسلام و طب جدید، ص ۱۸۳.
  291. طب در قرآن، ص ۹۳ این نظر را از دکتر محمد وصفی نقل می‌کند.
  292. المیزان، ج ۱۷، ص ۲۳۹.
  293. مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۸۷.
  294. ر. ک: پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، از ص ۱۰۸ تا ص ۱۲۳ تا بویژه ص ۱۱۲.
  295. در کتابهای لغت گفته شده که گاهی تعبیر ظلمات به صورت مجازی در مورد جهل و شرک و فسق به کار می‌رود. و در قرآن نیز بدین صورت استعمال شده است مثل: یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (بقره/ ۲۷۵)- أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ (ابراهیم/ ۵) ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، ماده ظلم.
  296. مؤمنون/ ۱۴.
  297. حج/ ۵.
  298. ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، و نیز التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۱، ص ۱۲۴- ۱۲۵، ماده مضغ.
  299. ر. ک: التحقیق، ج ۳، ص ۱۱۲ و نیز ج ۱۱، ص ۱۲۶.
  300. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۲۴.
  301. معارف قرآن، ص ۳۳۸- ۳۳۹.
  302. المیزان، ج ۱۴، ص ۳۴۴.
  303. در برخی کتاب‌های پزشکی معتبر دانشگاهی، مرحله تمایز لایه‌های سه‌گانه را بنام گاسترولاسیون می‌خوانند و شروع آن را از هفته سوم می‌دانند. (پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و شکور، ص ۵۷) با توجه به اینکه دکتر قرقوز و دیاب نیز بعدا تذکر سه هفته را می‌دهند. شاید منظور ایشان در اینجا ظهور تغییرات در نمای خارجی جنین است به طوری که با چشم دیده شود.
  304. حج/ ۵.
  305. طب در قرآن، ص ۸۷ و ۸۸ با تلخیص.
  306. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۶۷.
  307. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۶۷.
  308. مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۷۵- ۲۷۶.
  309. برای اطلاعات علمی بیشتر از رشد جنین در مرحله مضغه (هفته سوم رشد جنین به بعد) رجوع کنید به رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ص ۵۷ به بعد.
  310. ر. ک: رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ص ۳۸ و شکل‌های الف و ب در ضمیمه.
  311. ر. ک: همان، ص ۵۷ به بعد.
  312. حج/ ۵.
  313. سجده/ ۹ و قریب به همین مضمون در حجر/ ۲۹ و ص/ ۷۲.
  314. کهف/ ۳۷.
  315. قیامت/ ۳۸.
  316. اعلی/ ۲.
  317. انفطار/ ۷- ۸.
  318. حشر/ ۲۴.
  319. آل عمران/ ۶.
  320. حج/ ۵.
  321. ر. ک: مفردات راغب اصفهانی و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۵، ص ۲۸۰- ۲۸۱.
  322. هر چند که ماده بری و برء معانی آن نزدیک است و برخی لغویین هم معنای جامع آنها را «دوری از نقص و عیب» دانسته‌اند. امّا الباری‌ء را لغویین در ماده برء آورده‌اند نه ماده بری. (التحقیق، ج ۱، ص ۲۴۰)
  323. حشر/ ۲۴.
  324. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱، ص ۲۴۱ (ماده برء)
  325. برخی از لغویین تصریح می‌کنند که تسویه در مفهوم برأ و بری هر دو هست. (همان، ص ۲۴۰)
  326. مجمع البیان، ج ۵، زیر آیات فوق.
  327. المیزان، ج ۲۰، ص ۳۳۷.
  328. تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۲۲۱- ۲۲۲ با تلخیص.
  329. پیام قرآن، ج ۲، ص ۷۹.
  330. در معنای لغوی باری گذشت که این لغت را لغویین در ریشه برء آورده‌اند نه ریشه بری، و لذا کلام ایشان در اینجا عجیب است.
  331. تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۵۵۵.
  332. التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۸۸.
  333. ر. ک: طب در قرآن، ص ۸۷- ۸۸ و رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ص ۵۷.
  334. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۶۸.
  335. بی‌آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص ۶۱- ۶۲.
  336. به نظر می‌رسد که در آیات ۷- ۸ سوره انفطار الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ تصویرگری، بیان دیگری از مرحله تسویه و تعادل است و مرحله جدائی نیست و لذا بوسیله حرف عطف (ف- واو) آورده نشده است.
  337. مؤمنون/ ۱۴.
  338. طب در قرآن، ص ۸۹.
  339. مؤمنون/ ۱۴.
  340. گودرز نجفی، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۸۸ و نیز دکتر ابو تراب نفیسی، زندگی، اسلام و دانش امروزی، ص ۳۲.
  341. اعجاز قرآن از نظر علوم امروز، ص ۲۹.
  342. دکتر عدنان الشریف، من علم الطب القرآنی، ص ۵۹، دار العلم للملایین.
  343. ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۸۴.
  344. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۲۱۲- ۲۱۳.
  345. پیام قرآن، ج ۲، ص ۷۷.
  346. سید قطب، فی ظلال القرآن، ذیل آیه ۱۴ مؤمنون.
  347. القرآن و العلم الحدیث، ص ۱۲۲ تا ۱۲۹.
  348. رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور، ص ۵۷، تجدید نظر ۱۹۹۰ م، چاپ ۱۳۷۰ انتشارات شرکت سهامی چهر، تهران (این کتاب هم اکنون کتاب درسی دانشگاه‌های ایران در رشته پزشکی می‌باشد.)
  349. همان، ص ۹۳.
  350. همان، ص ۱۵۴.
  351. همان، ص ۷۸- ۷۹.
  352. همان، ۷۸- ۷۹.
  353. همان، ص ۱۷۶- ۱۷۷.
  354. همان، ص ۴۰۵- ۴۰۶.
  355. استاد مصطفی ملکیان، فصلنامه مصباح، ش ۱۰، تابستان ۱۳۷۳، مقاله «بررسی گونه‌های تعارض بین علم و دین»، ص ۶۶- ۶۷ و نیز مسایل جدید کلام از همان نویسنده، ص ۴.
  356. مؤمنون/ ۱۴.
  357. ر. ک: مصباح اللغة، مقاییس اللغة و التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۳، ص ۱۰۹.
  358. طب در قرآن، ص ۸۹.
  359. البته ممکن است ترتیب بیان مراحل (مضغه- عظام- پوشاندن عظام به وسیله گوشت) در قرآن اعجازآمیز باشد که این مطلب به اعجاز کلی آیه ۱۴ سوره مؤمنون و بیان کلی مراحل بر می‌گردد که در پایان مورد بررسی قرار می‌گیرد.
  360. قیامت/ ۳۸- ۳۹.
  361. النجم/ ۴۵- ۴۶.
  362. شوری/ ۴۹- ۵۰.
  363. ر. ک: طب در قرآن، ص ۸۷.
  364. رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ص ۹۷.
  365. طب در قرآن، ص ۷۷- ۷۸.
  366. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۶۰.
  367. شوری/ ۴۹.
  368. پیام قرآن، ج ۲، ص ۷۹ و ص ۸۴- ۸۵.
  369. ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۷۱- ۷۵. (ایشان از کتاب مع الطب فی القرآن الکریم، ص ۲۷ و القانون فی الطب، المقالة الاولی من الفن العشرین، ج ۲، ص ۵۳۲- ۵۳۴ و نیز بحار الانوار، ج ۵۷، ص ۳۹۰ مطالبی را نقل می‌کنند.)
  370. بسام دفضع، الکون و الانسان بین العلم و القرآن، ص ۱۶۵- ۱۶۶.
  371. محمد السید ارناووط، الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، ص ۲۸۲.
  372. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۵۵- ۲۵۷.
  373. هر چند که ممکن است ادعا شود جمع مراحل خلقت و چینش آنها به نحو خاص خود نوعی اعجاز علمی است، این مطلب در پایان مباحث جنین مورد بحث قرار می‌گیرد.
  374. رعد/ ۸.
  375. لقمان/ ۳۴.
  376. فاطر/ ۱۱.
  377. طب در قرآن، ص ۵۲- ۵۵ با تلخیص.
  378. گودرز نجفی، مطالب شگفت انگیز قرآن، ص ۱۰۲- ۱۰۳ و نیز سید جمال الدین حجازی، ازدواج در نظام آفرینش، ص ۲۲۴.
  379. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۵۵- ۲۵۷.
  380. تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۱۳۳- ۱۳۵ با تلخیص.
  381. پیام قرآن، ج ۲، ص ۸۸.
  382. در هر صورت نمی‌توانیم تفسیر الف (که علم به زمان تولد خاص خداست) استاد مکارم شیرازی را در مورد آیه بپذیریم چرا که امروزه ساعت تولد کودک نیز مشخص می‌شود. پزشکان از روی قرائن و شواهد هر زن حامله‌ای، این امر را مشخص می‌سازند (هر چند که همیشه احتمال خطا در علوم بشری و بدأ وجود دارد.) از طرف دیگر این تفسیر با معنای «ما» (چه موصول و چه مصدری بگیریم) سازگار نیست.
  383. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۹۹ با تلخیص.
  384. همان، ج ۱۱، ص ۲۰۱.
  385. مجمع البیان، ج ۴، ص ۳۲۴.
  386. طیب، اطیب البیان، ج ۱۰، ص ۴۴۱.
  387. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۹۸.
  388. در این مورد ر. ک: آیة اللّه خوئی؛ مصباح الاصول، ج ۲، مبحث حجیت خبر واحد و نیز تفسیر المیزان ذیل آیه ۴۴ سوره نحل.
  389. سجده/ ۹.
  390. مؤمنون/ ۱۴.
  391. پیام قرآن، ج ۲، ص ۷۸ با تلخیص.
  392. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۱۲۷.
  393. ر. ک: تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۴۱، حدیث ۵۶- ۵۷.
  394. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۲۱۱- ۲۱۲.
  395. معارف قرآن، دو جلدی، ص ۳۴۰.
  396. معارف قرآن، دو جلدی، از ص ۳۴۹ تا ص ۳۵۹ با تلخیص و تصرف در عبارات.
  397. تکامل در قرآن، ص ۳۳- ۳۴ با تلخیص.
  398. مؤمنون/ ۱۴.
  399. ص/ ۷۱.
  400. طب در قرآن، ص ۸۹- ۹۲ با تلخیص.
  401. بی‌آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص ۶۶.
  402. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱، ص ۲۶۳- ۲۶۵.
  403. رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ص ۹۸.
  404. انسان/ ۲.
  405. سجده/ ۹.
  406. نحل/ ۷۸.
  407. ملک/ ۲۳.
  408. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۹، ص ۹- ۱۱.
  409. ر. ک: پیام قرآن، ج ۲، ص ۹۱.
  410. پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی لانگمن، ص ۳۸۲- ۳۹۳ با تلخیص، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور، تجدید نظر ششم ۱۹۹۰ م، چاپ انتشارات شرکت سهامی چهر ۱۳۷۰ ش، تهران ایران.
  411. همان، ص ۳۹۴ تا ۴۰۴ با تلخیص.
  412. طب در قرآن، ص ۵۷ و ۹۰.
  413. پیام قرآن، ج ۲، ص ۹۱.
  414. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۱۲۸.
  415. گودرز نجفی، مطالب شگفت‌انگیز قرآن، ص ۹۴.
  416. انسان/ ۲.
  417. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۴۰۶- ۴۰۷.
  418. تفسیر المیزان، ج ۲۰، ص ۲۱۰.
  419. تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۱۲۸- ۱۲۹.
  420. این اعداد به صورت تقریبی است و برخی کتاب‌ها با اختلاف کمی نیز نقل کرده‌اند.
  421. ر. ک: سید جواد، افتخاریان، قرآن و علوم روز، ص ۱۸۰- ۱۸۸.
  422. دکتر علی محمد، سلامة، السمع و البصر فی القرآن الکریم، ص ۸۱ به بعد.
  423. دکتر محمد کمال، عبد العزیز، اعجاز القرآن فی حواس الانسان (الانف و الاذن و الحنجرة)
  424. در موارد دیگر هم به سبب خاصی چشم قبل از گوش آمده است مثل هود/ ۲۴.
  425. طب در قرآن، ص ۵۷- ۵۸ با تلخیص.
  426. پیام قرآن، ج ۲، ص ۹۱.
  427. القرآن و العلم الحدیث، ص ۱۳۲.
  428. غافر/ ۶۷.
  429. حج/ ۵.
  430. نحل/ ۷۸.
  431. پیام قرآن، ج ۲، ص ۸۷- ۸۹ با تلخیص و تصرف در عبارات.
  432. بی‌آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص ۶۸- ۶۹.
  433. بقره/ ۲۳۳.
  434. لقمان/ ۱۴.
  435. احقاف/ ۱۵.
  436. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۳۲۷.
  437. تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۳۲۷.
  438. تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۳۲۷.
  439. طب در قرآن، ص ۲۲.
  440. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۳۲- ۱۳۳ و نیز تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۲۷۹ و نیز کتاب الحدود، حد الزنا.
  441. دکتر قرقوز و دکتر دیاب، طب در قرآن، ص ۲۲- ۲۳.
  442. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱۱، ص ۱۰۹.
  443. تفسیر نمونه، ج ۲۱، ص ۳۲۷.
  444. پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، ص ۹۹ (تنظیم ۱۹۹۰ م)
  445. الکون و الانسان بین العلم و القرآن، ص ۲۰۲- ۲۰۴.
  446. بقره/ ۲۳۴.
  447. بقره/ ۲۲۸.
  448. ر. ک: اسلام و عقاید بشری به نقل از تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۳۶.
  449. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۰۷ و نیز قاموس اللغة.
  450. عن الصادق (ع): قد فوض اللّه الی النساء ثلاثة اشیاء الحیض و الطهر و الحمل (نمونه، ج ۲، ص ۱۰۸)
  451. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۰۹.
  452. البته طبق فتاوای مراجع معظم تقلید در صورتی که فاصله بین دو عادت ماهیانه زن سه ماه باشد. در آن صورت عده زن در طلاق سه ماه است. (امّا این مورد بندرت اتفاق می‌افتد و در حقیقت یک استثناء است) ر. ک: رساله‌های عملیه مراجع تقلید، مبحث طلاق، عده زنان.
  453. شاید بتوان گفت که حکمت تفاوت عده زنان در وفات و طلاق این باشد: زنانی که تصمیم به طلاق از شوهر دارند قبل از طلاق تا مدتی در حال نزاع و کشمکش هستند و بطور طبیعی نزدیکی صورت نمی‌گیرد و لذا احتمال حاملگی کمتر است وعده آنان نیز کمتر در نظر گرفته شده است. امّا زنان جوانی که شوهرشان فوت می‌کند غالبا زندگی طبیعی خود را تا آخرین روزهای قبل از فوت شوهر داشته‌اند و لذا احتمال نزدیکی و حاملگی زیادتر است و از طرف دیگر با فوت شوهر این زنان بی‌سرپرست شده غالبا توانایی اداره یک کودک را ندارند و لذا احتیاط بیشتری لازم است و از این رو عده آنان زیادتر در نظر گرفته شده است. البته اینها همه احتمالات در فلسفه و حکمت حکم است و اصل این احکام تعبدی است و شاید علل دیگری داشته باشد.
  454. طب در قرآن، ص ۹۱.
  455. مارجریت شیاجلبرت فی کتابها قصة جنین الحائز علی جائزة افضل الکتب العلمیة. (القرآن و العلم الحدیث، ص ۱۳۵)
  456. مارجریت شیاجلبرت فی کتابها قصة جنین الحائز علی جائزة افضل الکتب العلمیة. (القرآن و العلم الحدیث، ص ۱۳۵)
  457. تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۰۶ و ۱۰۷.
  458. تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۰۸.
  459. ر. ک: همان، ص ۱۳۶ و ۱۳۷.
  460. تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۳۷.
  461. ر. ک: پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور (تجدید نظر ششم ۱۹۹۰ م) ص ۹۸، انتشارات شرکت سهامی چهر (۱۳۷۰ ش)
  462. بیان کردیم که در برخی موارد عده این زنان سه ماه است.
  463. حج/ ۵.
  464. مرسلات/ ۲۰- ۲۴.
  465. ترجمه استاد فولادوند.
  466. ترجمه الهی قمشه‌ای.
  467. ر. ک: مفردات راغب، ماده قدر.
  468. ر. ک: المیزان، ج ۲۰، ص ۱۶۷.
  469. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۴۰۹.
  470. مرسلات ۲۰- ۲۳.
  471. حج/ ۵.
  472. مرسلات/ ۲۳.
  473. طب در قرآن، ص ۹۹.
  474. همان، ص ۱۰۰- ۱۰۳.
  475. اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج ۱۱، ص ۱۰۹.
  476. پروفسور توماس. وی. سادلر، رویان‌شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و دکتر شکور، (۱۹۹۰ م)، ص ۹۶، انتشارات چهر.
  477. همان، ص ۱۰۲ و ۱۰۳.
  478. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۱۷.
  479. مرسلات/ ۲۳.
  480. هر دو احتمال (قدرت- تقدیر) در مفردات راغب آمده است (ماده قدر)
  481. غافر/ ۶۷.
  482. حج/ ۵.
  483. ر. ک: مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۷- ۲۸.
  484. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۱۸.
  485. ر. ک: همان، ج ۹، ص ۳۶۰.
  486. ر. ک: المیزان، ج ۱۱، زیر آیه ۳۲ یوسف.
  487. تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۱۳.
  488. روم/ ۵۴.
  489. غافر/ ۶۷.
  490. حج/ ۵.
  491. روم/ ۵۴.
  492. یس/ ۶۸.
  493. مزمل/ ۱۷.
  494. یس/ ۶۸.
  495. طب در قرآن، ص ۱۱۹- ۱۲۱ با تلخیص.
  496. مزمل/ ۱۷.
  497. طب در قرآن، ص ۶۸.
  498. مزمل/ ۱۷.
  499. ر. ک: علامه طباطبائی (ره)، المیزان، ج ۲۰، ص ۱۴۷ و استاد مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج ۵، ص ۱۰۹.
  500. مزمل/ ۱۷.
  501. غافر/ ۶۷.
  502. حج/ ۵.
  503. آل عمران/ ۱۸۵ و نیز انبیاء/ ۳۵ و عنکبوت/ ۵۷.
  504. نساء/ ۷۸.
  505. لقمان/ ۳۴.
  506. منافقون/ ۱۱ و همین مضمون در اعراف/ ۳۴.
  507. آل عمران/ ۱۸۵- انبیاء/ ۳۵ و نیز نساء/ ۷۸ و آل عمران/ ۱۶۸.
  508. طب در قرآن، ص ۱۲۱ و ۱۲۲.
  509. ق/ ۱۱.
  510. ابراهیم/ ۱۷.
  511. قرآن می‌فرماید: اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْری إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (زمر/ ۴۲) «خدا روح مردم را در هنگام مرگشان به تمامی باز می‌ستاند و [نیز] روحی را که در [موقع خوابش نمرده است [قبض می‌کند]؛ پس آن [نفسی را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه می‌دارد. و آن دیگر [نفسها] را تا هنگام معین [به سوی زندگی دنیا] باز پس می‌فرستد قطعا در این [امر] برای مردمی که می‌اندیشند نشانه‌هایی [از قدرت خدا] است.»
  512. پیام قرآن، ج ۲، ص ۹۸ با تلخیص.
  513. زمر/ ۴۲.
  514. ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۹۹- ۱۰۰.
  515. ر. ک: مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص ۲۷۶- ۲۷۷ (متن سخن ایشان در اوّل این مبحث در تاریخچه آورده شد)