فرهنگ مصادیق:نگاه شیعه به تقیه
محتویات
تقیه در لغت
کلمهٔ تقیه از لحاظ ساختار صرفی اسم مصدر است و فعل آن تقیِ یتقی از ثلاثی مجرد یا إتقی یتّقی ثلاثی مزید است.لغت تقیه از مادهٔ وقی یقی به معنای (حفظ وسیانت از آزار و اذیت ) دانستهاند .
تقیه در اصطلاح
بعضی گفتهاند : تقیه در اصطلاح انجام دادن کاری است که از روی عقیدهٔ قلبی نباشد و در دل غیر از آن باشد .یا به خاطرمصلحت چیزی را به زبان آورد که در دل به آن معتقد نباشد.[۱]
بعضی گفتهاند تقیه به معنای مدارا و راز پوشی است و همچنین پنهان کردن مذهب خود یا احتیاط در مقابل کسی که مذهب دیگر دارد.[۲]
بعضی دیگر گفتهاند : تقیه یعنی پرهیز گروهی از گروهی دیگر از گروه دیگر و اظهار صلح وسازش با ایشان در حالی که در باطن خلاف آن است .[۳]
انواع تقیه
۱-خوفی(جان ،مال،آبرو)
۲-تقیه مداراتی(تقیهٔ ائمهٔ ما از این نوع بوده است تقیهٔ ایشان نه به خاطر ترس از جان بلکه به این خاطر بوده که جنگ داخلی و خونریزی پیش نیاید و اصل اسلام حفظ شود )
تقیه در قرآن
در قرآن آیاتی است که تقیه را جایز و مشروع میداند:
۱-لَا یتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَنْ یفْعَلْ ذَلِکَ فَلَیسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَیحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَی اللَّهِ الْمَصِیرُ
افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطهای با خدا ندارد (و پیوند او بکلی از خدا گسسته میشود)؛ مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهمتری تقیه کنید). خداوند شما را از (نافرمانی) خود، برحذر میدارد؛ و بازگشت (شما) به سوی خداست. [۴]
۲- مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
سانی که بعد از ایمان کافر شوند -بجز آنها که تحت فشار واقع شدهاند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است- آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشودهاند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان![۵]
۳- وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یکْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یقُولَ رَبِّی اللَّهُ وَقَدْ جَاءَکُمْ بِالْبَینَاتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَإِنْ یکُ کَاذِبًا فَعَلَیهِ کَذِبُهُ وَإِنْ یکُ صَادِقًا یصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ
و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان میداشت گفت: «آیا میخواهید مردی را بکشید بخاطر اینکه میگوید: پروردگار من «الله» است، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، (لااقل) بعضی از عذابهایی را که وعده میدهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمیکند. [۶]
این است که آقا امام صادق (ع) میفرمایند: مثل جناب ابوطالب همان مثل اصحاب کهف است یعنی حضرت ابوطالب هم از روی تقیه کار میکرد تا بتواند جان پیامبر (ص) را حفظ کند.(منظور از مومن آل فرعون حضرت ابوطالب است )
شان نزول آیه ی: « مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» را مفسران در مورد عمار یاسر دانستهاند .و قتی عمار یلسر در مقابل شکنجهها تاب و مقاومت نیاورد و اظهار کفر کرد و این در حالی بود که پدر و مادرش یاسر و سمیه زیر شکنجهٔ مشرکان به شهادت رسیده بودند، مشرکان او ار آزاد ساختند؛ عمار نگران و سراسیمه به خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت که من زیر شکنجه چنین کلماتی بر زبان رانده و اظهار کفر نمودهام ؛ این آیه نازل شد که هر کس بعد از ایمان به خدا و رسولش کافر شود گرفتار عقوبت سختی خواهد شد مگر آنکه مجبور شود و قلبش به ایمان مطمئن باشد .
تقیه در روایات درصحیح بخاری - کتاب المغازی-باب غزوه الخندق حدیث ۴۱۰۸از ابن عمر نقل میکند که آمد پیش حفصه وگفت: در جریان حکمیت علی (ع)ومعاویه چیزی به ما نرسید,معاویه گفت: چه کسی میخواهد در باره قضیهٔ خلافت صحبت کند ، که ما از او وپدرش در باره این امر سزاوار تریم حبیب ابن مسلم به ابن عمر گفت چرا حرفی نزدی.ابن عمر گفت: خواستم بلند شوم وبگویم احق به خلافت کسی است که با تو وپدرت جنگید برای اسلام اما ترسیدم چیزی بگویم که وحدت به هم بخورد. این روایت در سنن نسائی کتاب المناسک باب التلبیه بعرفه صفحه ی۲۵۳وسنن بیهقی کتاب الحج باب وقوف عرفه با کمی اختلاف عبارت ازابن عباس نقل کردهاند.
قتاده یکی ازعلمای اهل سنت درموردآیه ۱۰۶سورهٔ نحل میگوید:این آیه درمورد عمارابن یاسر نقل شده است که بنی مغیره اوراگرفت درچاهی به نام (بئرمیمون ) انداخت و به او میگفت: به محمد کافر شو عمار هم از آنها به ظاهر تبعیت کرد در حالی که قلبش به ایمان مطمئن بود. [۷]
فخر رازی در تفسیر خود نقل کرده : که وقتی عمار ابن یاسر زیر شکنجه اظهار کفر کرد، شخصی به پیامبر (ص) خبر داد که عمار کافر شده است حضرت فرمود: هرگز عمار از فرق سر تا نوک پا ایمان است و ایمان با گوشت خون او آمیخته شده است. دراین هنگام عمار که گریان بود سر رسید، حضرت پیامبر (ص)او را نوازش میکرد ومی فرمود: چه شده ؟ اگر آنها دو باره تورا مجبور به این کار کردند تو هم همین کار (اظهار کفر)را تکرار کن [۸].
طبری در تفسیر خود در ذیل آیه ۲۸آل عمران از ضحاک در باره فقره یاد شده نقل میکند که وی گفت: تقیه به وسیلهٔ زبان، انجام میگیرد. آنگاه کسی که وادار شود چیزی را به زبان بیاورد در حالی که ان معصیت خداست ولی وی بخاطر حفظ جان، آن را به زبان میآورد، اما چون قلبا ایمان دارد گناهی بر او نیست [۹]
تقیه در فتاوای اهل سنت
فرغانی یکی از فقهای حنفی در کتاب (فتاوی قاضی خان)که در حاشیه کتاب (الفتاوی الهندیه) چاپ شده از قول قاضی خان میگوید :
سوال :اگر مردی به قتل یا اتلاف عضوی از اعضای یک انسان مجبور شود واو مرد مسلمانی را به قتل برساند آیا این اکراه صحیح است ؟ ایا قاتل محکوم به قصاص میشود ؟
جواب : ابو حنیفه میگوید کاکراه صحیح است وقصاص بر اکراه کننده واجب میشود نه قاتل که مأمور بوده است.
جصاص حنفی متوفی ۳فرغانی یکی از فقهای حنفی در کتاب (فتاوی قاضی خان)که در حاشیه کتاب (الفتاوی الهندیه) چاپ شده از قول قاضی خان میگوید :
سوال :اگر مردی به قتل یا اتلاف عضوی از اعضای یک انسان مجبور شود واو مرد مسلمانی را به قتل برساند آیا این اکراه صحیح است ؟ ایا قاتل محکوم به قصاص میشود ؟
جواب : ابو حنیفه میگوید کاکراه صحیح است وقصاص بر اکراه کننده واجب میشود نه قاتل که مأمور بوده است.
۷۰ هجری گفته : تقیه در مواردی که اکراه آنها را مباح کرده واجب است وتقیه در شرب خمر خوردن گوشت مردار و قذف زنان محصن جایز دانستهاند.
«مطلب دوم که مهم است آن است که به ما میگویند ما تقیه، آیات تقیه وروایات تقیه را قبول داریم؛ اما در قرآن مورد تقیه مسلمان از کافر است وشما شیعیان تقیه از کافر نمیکنید بلکه از مسلمان تقیه میکنید ، بنا بر این شما مشمول این آیات نیستید، و آیات دربارهٔ مسلمانی که اگر بخواهند دینش را حفظ کندحتما میتواند از کافر تقیه کند بحث میکند اما نمیگوید مسلمان از مسلمان تقیه کند ، وشما شیعیان در عقاید و افکار خودتان در باره مسلمانی که سنی مسلک است تقیه میکنید و چه جوابی در مقابلر این مسئله میدهید ؟
در جواب به سوال باید گفت ملاک را باید در نظر گرفت و این آیات تقیهٔ مسلمان از کافر است، و اما ملاک آن است که مصادرهٔ حریات ، مصادرهٔ آزادی و هر فردی که آزادی را مصادره کند. و من اگر در مقابل او عرض اندام کنم گاهی جانم ،مالم، عِرضم وضررهای دیگر فرقی نمیکند و این شخصی که آزادیها را مصادره کرده کافر باشد یار مسلمان گناه من نیست وگناهکار کسی است که آزادی را مصادره کرده است. ملاک حفظ اهم و از دست دادن مهم است و فرق نمیکند طرف کافر یا مسلمان باشد و امام شافعی میگوید: اگر کار مسمانی نسبت به مسلمان دیگر به جایی رسید که اگر این مسمان بخواهد بر طبق خودش عمل کند، جان ومالش در خطر باشد حتما تقیه کند .
آیا بین تقیه و نفاق شباهت است ؟
فرق بین تقیه ونفاق
آیهای از قرآن إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ
هنگامی که منافقان نزد تو آیند میگویند: «ما شهادت میدهیم که یقینا تو رسول خدایی!» خداوند میداند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت میدهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند). [۱۰]
دربارهٔ منافقان که زبانشان با قلبشان دوتاست پس تقیه کننده هم زبانش با قلبش دوتاست . باید گفت : جواب این است که تقیه کننده اسّر الایمان و اظهر الکفر ، منافق عکس است اسر الکفر و اظهر الایمان ، اصلا نسبت بین این دو تباین است، و اگر کسی بگوید مه معنایش این است که این دو زبان یکسان نیاشد این غلط است و ما خم حق نداریم اصطلاح قرآنی منفق را عوض کنیم و در واقع منافق اسر الکفر و اظهرالیمان است در حالیکه متقین چنین نیستند. »
نظر علمای شیعه در مورد تقیه
علمای شیعه معتقدند هر کجا جان ومال و آبروی انسان در خطر بود میتواند تقیه کند . مگر در جنگ جهادی .[۱۱]







