فرهنگ مصادیق:دلالی برای فعالیتهای حرام: تفاوت بین نسخهها
(←منابع مرتبط) |
(←منابع مرتبط) |
||
| سطر ۳۰۲: | سطر ۳۰۲: | ||
مقالات | مقالات | ||
| − | 1. بنگاه های معاملات املاک فقط دلال هستند-مجله کانون-مرداد 89- شماره 107 | + | 1.بنگاه های معاملات املاک فقط دلال هستند-مجله کانون-مرداد 89- شماره 107<br/> |
| − | 2 | + | 2.تفاوت دلال و اسپانسر-نورده رخشاد-مجله تندیس- اردیبهشت 88<br/> |
| − | + | 3.صنف دلال-حمید صراف-مجله هلال-آذر 47 شماره 85<br/> | |
| − | + | 4.نقش دلال در معاملات-مجله نامه اتاق بازرگانی-مهر 37-شماره 73<br/> | |
| − | + | 5.یک رپرتاژ درباره دلالان-محمود ستایش- مجله بورس- مهر 41- شماره 2<br/> | |
| − | + | 6.کتب دلالی در حقوق ایران-حمید فرجی-نشر خرسندی-تهران<br/> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | کتب دلالی در حقوق ایران-حمید فرجی-نشر خرسندی-تهران | + | |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۹
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-1396/06/12
کلید واژه
دلال-دلالی-سمسار-سمساری-سمسره-واسطه-وسیط-واسطه گری- حق الجعل-حق العمل کاری-
محتویات
مقدمه
دلّالى عبارت است از وساطت در خريد و فروش. از آن به سمسارى نيز تعبير شده است، در لغت واسطه ى ميان فروشنده و خريدار را دَلّال و سمسار می گویند.[۱]
ارکان دلالی عبارت است از متقاضی، مجری، عمل، مزد. فرق دلالی با وکالت این است که وکالت عقد است ولی دلالی عقد نیست. [۲]
امروزه دلالی در مراکز تجاری، خرید و فروش رواج پیدا کرده اما متاسفانه خیلی از افراد احکام و شرائط آن را نمی دانند و رعایت نمی کنند. به همین دلیل اقتصاد کشور مبتلا به مشکلات فراوان شده است.
حکم دلالی نسبت به عمل آن فرق می کند، اگر آن عمل حرام، مکروه، واجب، مستحب، مباح باشد، دلالی هم همانطور است یعنی حکم دلالی همان حکم عمل است، مگر اینکه دلال شرائط و احکام آن را رعایت نکند. مثلا دلالی برای کارهای حرام مثل دلالی برای گرفتن رباء، یا دلالی برای فعالیت های آموزشی، پژوهشی، خبری حرام، همچنین دلالی برای خرید و فروش کالاهای حرام، رانت خواری و...... از اقسام منکر است.
فرقی نمی کند دلالی برای کارهای حرام باشد یا کالاهای حرام، همچنین فرقی نمی کند دلالی در فضای مجازی باشد یا حضوری توسط خود شخص، و نیز فرقی نمی کند بدون واسطه باشد یا با واسطه افراد دیگر.
دلالی از منظرآیات
در قرآن کریم از دلالی و وساطت برای کارهای حرام نهی شده است، برخی از این آیات عبارتند از:
قرآن کریم می فرماید: مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقيتاً؛ هر كس وساطت پسنديدهاى (در هر امر خيرى در نزد خدا يا مخلوق) انجام دهد او را بهرهاى از آن (پاداشى در دنيا يا آخرت) خواهد بود، و هر كس وساطت ناروايى (در هر امر باطلى يا در حق شخص ناشايستهاى) انجام دهد او را نيز نصيبى از (گناه و وبال) آن خواهد بود، و خداوند همواره بر هر چيزى توانا و نگهبان است. [۳]
هر كسى در درجه اول مسئول كار خويش است، نه مسئول كار ديگران، اما براى اينكه از اين مطلب سوء استفاده نشود قرآن کریم مىگويد:" درست است كه هر كسى مسئول كارهاى خود مىباشد ولى هر انسانى كه ديگرى را به كار نيك وادارد سهمى از آن خواهد داشت، و هر كسى ديگرى را به كار بدى دعوت كند بهرهاى از آن خواهد داشت".
(مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْها).
بنا بر اين مسئوليت هر كس در برابر اعمال خويش به آن معنى نيست كه از دعوت ديگران به سوى حق و مبارزه با فساد چشم بپوشد و روح اجتماعى اسلام را تبديل به فردگرايى و بيگانگى از اجتماع كند، و در لاك خود فرو رود.
كلمه شفاعت در اصل از ماده" شفع" (بر وزن نفع) به معنى جفت است بنا بر اين ضميمه شدن هر چيز به چيز ديگر شفاعت ناميده مىشود منتها گاهى اين ضميمه شدن در مسئله راهنمايى و ارشاد و هدايت است (مانند آيه فوق) كه در اين حال معنى امر بمعروف و نهى از منكر را مىدهد (و شفاعت سيئه به معنى امر به منكر و نهى از معروف است).
ولى اگر در مورد نجات گنهكاران از عواقب اعمالشان باشد به معنى كمك به افراد گنهكارى است كه شايستگى و لياقت شفاعت را دارا هستند.
و به عبارت ديگر شفاعت گاهى قبل از انجام عمل است كه به معنى راهنمايى است و گاهى بعد از انجام عمل است كه به معنى نجات از عواقب عمل مىباشد و هر دو مصداق ضميمه شدن چيزى به چيز ديگر است.
ضمنا بايد توجه داشت كه آيه اگر چه يك مفهوم كلى را در بر دارد و هر گونه دعوت به كار نيك و بد را شامل مىشود چون در زمينه آيات جهاد وارد شده" شفاعت حسنه" اشاره به تشويق پيامبر ص به جهاد و" شفاعت سيئه" اشاره به تشويق منافقان به عدم جهاد است كه هر كدام سهمى از نتيجه اين كار خواهند برد.
نكته ديگر اين كه قرآن در مورد تشويق به كار نيك (شفاعت حسنه) مىگويد" نصيبى" از آن به تشويق كننده مىرسد، در حالى كه در مورد" شفاعت سيئه" مىگويد:" كفلى" از آن به آنها مىرسد. و اين اختلاف تعبير به خاطر آن است كه" نصيب" به معنى بهره وافر از امور مفيد و سودمند است و" كفل" به معنى سهم از چيزهاى پست و بد است. [۴]
آيه فوق يكى از منطقهاى اصيل اسلام را در مسائل اجتماع روشن مىسازد و تصريح مىكند كه مردم در سرنوشت اعمال يكديگر از طريق شفاعت و تشويق و راهنمايى شريكند، بنا بر اين هر گاه سخن يا عمل و يا حتى سكوت انسان سبب تشويق جمعيتى به كار نيك يابد شود، تشويق كننده سهم قابل توجهى از نتائج آن كار خواهد داشت بدون اينكه چيزى از سهم فاعل اصلى كاسته شود.
از پارهاى از روايات كه در تفسير آيه وارد شده است چنين بر مىآيد كه يكى از معانى شفاعت حسنه يا سيئه، دعاى نيك يا بد در حق كسى كردن است كه يك نوع شفاعت در پيشگاه خدا محسوب مىشود. از امام صادق ع چنين نقل شده كه فرمود: من دعا لاخيه المسلم بظهر الغيب استجيب له و قال له الملك فلك مثلاه فذلك النصيب:" كسى كه براى برادر مسلمانش در پشت سر او دعا كند به اجابت مىرسد و فرشته پروردگار به او مىگويد دو برابر آن براى تو نيز خواهد بود، و منظور از نصيب در آيه همين است". [۵]
و اين تفسير، منافاتى با تفسير سابق ندارد بلكه توسعهاى در معنى شفاعت است، يعنى هر مسلمانى به هر نوع كمك به ديگرى كند خواه از طريق دعوت و تشويق به نيكى يا از راه دعا در پيشگاه خدا و يا به هر وسيله ديگرى باشد در نتيجه آن سهيم خواهد بود.
اين برنامه اسلامى روح اجتماعى بودن و عدم توقف در مرحله فرديت را در مسلمانان زنده نگه ميدارد و اين حقيقت را اثبات مىكند كه انسان با توجه به ديگران و گام برداشتن در مسير منافع آنان هرگز عقب نمىماند و منافع فردى او به خطر نخواهد افتاد، بلكه در نتايج آنها سهيم خواهد بود.
در پايان آيه مى فرمايد:" خداوند توانا است و اعمال شما را حفظ و محاسبه كرده و در برابر حسنات و سيئات پاداش مناسب خواهد داد". (وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً).
بايد توجه داشت كه مقيت در اصل از ماده قوت به معنى غذايى است كه جان انسان را حفظ مىكند، بنا بر اين" مقيت" كه اسم فاعل از باب افعال است به معنى كسى است كه قوت ديگرى را مىپردازد و از آنجا كه چنين كسى حافظ حيات او است، كلمه مقيت به معنى" حافظ" نيز به كار رفته و نيز شخصى كه قوت مىدهد حتما توانايى بر اين كار دارد به همين جهت اين كلمه به معنى مقتدر نيز آمده و چنين كسى مسلما حساب زيردستان خود را دارد، به همين دليل به معنى حسيب آمده است و در آيه فوق تمام اين معانى ممكن است از كلمه" مقيت" اراده شود.
همچنین قرآن کریم در سوره مائده می فرماید: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا......وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ؛ [۶] اى كسانى كه ايمان آوردهايد.....و در هر كار خير و تقوا يكديگر را يارى دهيد و بر گناه و تجاوز همكارى نكنيد، و از خدا پروا نماييد، كه همانا خداوند سختكيفر است..
در این آیه قرآن کریم تصریح می فرماید با دیگران در انجام منکر و گناه همکاری و مشارکت نکنید. دلالی در کار حرام نوعی مشارکت و همکاری در گناه حتی می توان گفت دلال یکی از عوامل اصلی ارتکاب گناه است.
دلالی از دیدگاه روایات
در منابع روایی احادیث فراونی بر وساطت و دلالی بر افعال حرام وجود دارد، مثلا در کتاب شریف کافی باب مستقلی با عنوان "بَابُ الدَّلَالَةِ فِي الْبَيْعِ وَ أَجْرِهَا وَ أَجْرِ السِّمْسَار" [۷] و نیز در کتاب شریف تهذیب باب مستقلی با عنوان "بَابُ أَجْرِ السِّمْسَارِ وَ الدَّلَّال" [۸] وجود دارد. به برخی از روایات دلالی و روایاتی که نهی می کند از دلالی برای کارهای حرام اشاره می کنیم:
1. ابوولّاد از امام صادق و ديگران از امام باقر عليه السلام روايت مىكنند كه فرمودند: لَا بَأْسَ بِأَجْرِ السِّمْسَارِ إِنَّمَا يَشْتَرِي لِلنَّاسِ يَوْماً بَعْدَ يَوْمٍ بِشَيْءٍ مُسَمًّى إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْأُجَرَاءِ؛ [۹] اجرت سمسار و دلّال اشكال ندارد؛ زيرا او با قيمت معين، روز به روز براى مردم خريد مىكند. همانا او همانند اجير است.
2. عبداللّه بن سنان گويد: «شنيدم كه از امام صادق عليه السلام سؤال شد: رُبَّمَا أَمَرْنَا الرَّجُلَ فَيَشْتَرِي لَنَا الْأَرْضَ وَ الدَّارَ وَ الْغُلَامَ وَ الْجَارِيَةَ وَ نَجْعَلُ لَهُ جُعْلًا قَالَ لَا بَأْسَ؛ [۱۰] ما از شخصى مىخواهيم كه زمين و برده و كنيز براى ما بخرد و براى وى اجرتى قرار مىدهيم. امام عليه السلام فرمود: اشكال ندارد.»
3****. در حديثى از پيامبر ص چنين نقل شده: مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَى عَنْ مُنْكَرٍ أَوْ دَلَ عَلَى خَيْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ وَ مَنْ أَمَرَ بِسُوءٍ أَوْ دَلَّ عَلَيْهِ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِيكٌ؛ هر كس به كار نيكى يا نهى از منكرى كند و يا مردم را راهنمايى به عمل خير نمايد، و يا به نحوى موجبات تشويق آنها را فراهم سازد، در آن عمل سهيم و شريك است، و همچنين هر كس دعوت به كار بد يا راهنمايى و تشويق نمايد او نيز شريك است.؟؟؟؟؟؟(سند روایت؟)
در اين حديث سه مرحله براى دعوت اشخاص به كار خوب و بد ذكر شده، مرحله امر، مرحله دلالت و مرحله اشاره كه به ترتيب مرحله قوى و متوسط و ضعيف است، به اين ترتيب هر گونه دخالت در وادار كردن ديگرى به كار نيك و بد سبب مىشود كه به همان نسبت در محصول و برداشت آن سهيم باشد.
مطابق اين منطق اسلامى تنها عاملان گناه، گناهكار نيستند بلكه تمام كسانى كه با استفاده كردن از وسائل مختلف تبليغاتى، و يا آماده ساختن زمينهها، و حتى گفتن يك كلمه كوچك تشويق آميز، عاملان گناه را به كار خود ترغيب كنند در آن سهيمند، همچنين كسانى كه در مسير خيرات و نيكيها از چنين برنامههايى استفاده مىنمايند از آن سهم دارند.
4.*** روايت شده كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله ده طائفه را كه در شرب خمر مؤثرند لعن فرمود از جمله كسى كه پياله شراب به ديگرى بدهد، و نيز كسى كه آنرا براى مصرف حمل نمايد، و نيز كسى كه آنرا بفروشد، و يا در خريد و فروش آن دلالى كند.(متن حدیث و سند؟)
امام باقر (عليه السّلام) فرمود: لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي الْخَمْرِ عَشَرَةً غَارِسَهَا وَ حَارِسَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ شَارِبَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در باره مى ده كس را لعن كرد آنكه درخت آن را بكارد و آنكه نگهبانش باشد و آنكه انگورش را بفشرد و آنكه بياشامد و آنكه ساقى گردد و آنكه تحويل بدهد و آنكه تحويل گيرد و آنكه بفروشد و آنكه بخرد و آنكه بهايش را تصرف كند. [۱۱]
5. عبد اللَّه بن سنان گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: بفرمائيد حدّ واسطه زنا چيست؟ فرمود: حد بر او نيست آيا اجرت نمىگيرد واسطهگرى كند؟ عرض كردم: فدايت شوم، ميان دو تن را به حرامى جمع مىكند. فرمود: كسى كه ميان دو تن را به حرامى جمع مىكند؟ عرض كردم: آرى، همو فدايت شوم، فرمود: سه چهارم حدّ زانى كه هفتاد و پنج تازيانه باشد حدّ مي خورد و از شهرى كه در آن زندگى مىكند تبعيد مىشود. [۱۲]
و در حدیث ديگرى آمده است كه: لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْوَاصِلَةَ وَ الْمُوتَصِلَةَ؛ رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله واصله و موتصله (زانيه و واسطه آن) را لعن فرموده است. [۱۳]
6. از پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَيْنَ الظَّلَمَةُ وَ أَعْوَانُ الظَّلَمَةِ وَ أَشْبَاهُ الظَّلَمَةِ حَتَّى مَنْ بَرَى لَهُمْ قَلَماً وَ لَاقَ لَهُمْ دَوَاةً قَالَ فَيَجْتَمِعُونَ فِي تَابُوتٍ مِنْ حَدِيدٍ ثُمَّ يُرْمَى بِهِمْ فِي جَهَنَّمَ؛ [۱۴] هنگامى كه روز قيامت بر پا شود منادى ندا در مىدهد كجا هستند ستمكاران و كجا هستند ياوران آنها و كسانى كه خود را به شبيه آنها ساختهاند؟- حتى كسانى كه براى آنها قلمى تراشيدهاند و يا دواتى را ليقه [۱۵]كردهاند- همه آنها را در تابوتى از آهن قرار مي دهند سپس در ميان جهنم پرتاب مي شوند.
7. در روايتى از صفوان جمال كه از ياران امام كاظم علیه السلام بود نقل شده كه مي گويد:
خدمت امام رسيدم فرمود: اى صفوان! همه كارهاى تو خوبست جز يك كار! عرض كردم: فدايت شوم، چكار؟ فرمود: اينكه شتران خود را به اين مرد يعنى" هارون" كرايه مي دهى!، گفتم: به خدا سوگند در مسيرهاى عياشى و هوس بازى و صيد حرام به او كرايه نمي دهم، تنها در اين راه، يعنى راه مكه، در اختيار آنها مي گذارم، تازه خودم همراه شتران نمي روم، بعضى از فرزندان و كسانم را با آنها مىفرستم، فرمود اى صفوان! آيا از آنها كرايه مي گيرى؟! عرض كردم بله، فرمود آيا دوست دارى كه زنده بمانند و بر سر كار باشند تا كرايه ترا بپردازند گفتم بلى، فرمود: كسى كه بقاى آنها را دوست بدارد از آنها است و هر كسى از آنها باشد در آتش دوزخ خواهد بود، صفوان مي گويد من بلافاصله رفتم و تمام شترانم را فروختم، اين موضوع به گوش هارون رسيد به دنبال من فرستاد و گفت: صفوان! شنيدهام شترانت را فروختهاى؟ گفتم آرى گفت: چرا؟ گفتم: پير شدهام و فرزندان و كسانم نمىتوانند از عهده اداره آنها بر آيند، گفت: چنين نيست، چنين نيست! من مىدانم چه كسى اين دستور را به تو داده است آرى موسى بن جعفر ع به تو چنين دستورى داده است گفتم: مرا با موسى بن جعفر چكار؟ هارون گفت، اين سخن بگذار! بخدا سوگند اگر سوابق نيك تو نبود دستور ميدادم گردنت را بزنند! [۱۶]
8. امام صادق (علیه السلام) به نقل از پدران خود به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: الدَّالُ عَلَى الْخَيْرِ كَفَاعِلِهِ؛ کسی که به کار خیر راهنمایی کند، مانند کسی است که آن را انجام داده است. [۱۷] در این روایت حضرت تصریح می کنند با توجه به عملی که به آن راهنمایی می شود، شخص دلال و راهنما ارزش و منزلت پیدا می کند.
احکام دلالی
هرگاه بازرگانى براى فروش، كالايى در اختيار دلال بگذارد و قيمت آن را مشخص كند و بگويد هرچه بيشتر فروختى از آنِ خودت باشد، دلال نمىتواند آن را به بيع مرابحه [۱۸] بفروشد؛ چون شرط بيع مرابحه خبر دادن از قيمت خريد كالا است؛ در حالى كه دلال آن كالا را نخريده تا مشترى را از قيمت خريد آن مطلع سازد؛ ليكن اگر دلال، خريدار را از قيمت مشخص شده آگاه سازد و كالا را به بيشتر از آن بفروشد، معامله صحيح است؛ هرچند بيع مرابحه نخواهد بود. البته در اين صورت، در اينكه دلال مستحق مبلغ مازاد خواهد بود يا آنكه آن مبلغ به عنوان بهاى كالا به مالك برمىگردد، اختلاف است.
برخى از علماء گفتهاند: پيشنهاد مالك به دلال در حدّ وعدهاى است كه وفاى آن بر او واجب نيست، و به جهت مجهول بودن مبلغ مازاد، چنين پيشنهادى نمىتواند تحت عنوان اجاره (اجاره) يا جعاله (جعاله) قرار گيرد؛ چه آنكه در اين دو عقد، عوض بايد معلوم باشد. البته دلال به جهت ارزشمند بودن كارش مستحق اجرة المثل (اجرة المثل) خواهد بود. در مقابل برخى چنين پيشنهادى را جعاله دانسته و گفتهاند: جهالتى كه منجرّ به نزاع نشود، به صحّت جعاله زيان نمىرساند. در نتيجه، دلال مستحق مازاد خواهد بود. برخى نيز بين صورت پيشنهاد مالك به دلال و صورت عكس آن تفصيل داده، در فرض نخست، دلال را مستحق مبلغ مازاد و در فرض دوم، او را مستحق اجرة المثل دانستهاند. [۱۹]
در فرض ياد شده، چنانچه دلال كالا را به قيمت تعيين شده از سوى مالك بفروشد، بنابر قول دوم (قول به جعاله) مستحق چيزى نخواهد بود. امّا بنابر ديگر اقوال، مستحق اجرة المثل است؛ و اگر كمتر از قيمت مشخص شده بفروشد، كسرى را بايد از مال خود جبران كند. [۲۰]
اجرت دلالى
اجرت دلالى در قالب اجاره يا جعاله تعيين و به دلال پرداخت مىگردد و در صورت عدم تعيين، دلال مستحق اجرة المثل خواهد بود.
اجرت دلالى در صورتى كه دلال عمل را مجانى انجام نداده باشد- بر عهدۀ كسى است كه اين كار را به او واگذار كرده است. بنابر اين، هرگاه فردى، فروش كالايى و فردى ديگر خريد كالايى ديگر را بر عهدۀ دلالى بگذارد، بايد هر دو جداگانه اجرت او را بدهند. [۲۱](پاورقی؟؟؟؟؟؟)
دستمزد دلالى با اقاله (اقاله) و فسخ معامله از بين نمىرود. [۲۲](پاورقی؟؟؟؟؟؟؟؟)
ضمان
دلال امين است. بنابر اين، چنانچه مال در دست او تلف شود، در صورتى كه در نگهدارى آن كوتاهى نكرده باشد، ضامن نيست و در فرض اختلاف بين او و صاحب مال در عدم كوتاهى كردن در نگهدارى، قول دلال همراه با قسم مقدم مىگردد، مگر آنكه صاحب مال بيّنه (بيّنه) اقامه كند. [۲۳]
استفتاء
دلالىهاى رايج در بازار، در مورد اجناس يا خانه و غير آنها، چه صورت دارد؟ و اجرت را چگونه بايد اخذ كنند تا حلال باشد؟
جواب
به هر مقدار كه تراضى كنند حلال است و با عدم قرارداد، اجرت المثل عمل خود را حق دارد مشروط به اين كه عمل حرام نباشد. [۲۴]
استفتاء
مغازه و كارخانهاى بين دو نفر مشترك بوده كه يكى از شركا مبلغ بيست هزار تومان، به دلالى داده كه سهم رفيق او را با قيمت ارزان خريدارى كند بعدا آن طرف سهم رفيق خود را به سيصد و هفتاد هزار تومان مىخرد و سپس آن شريك مىفهمد كه طرف مبلغ مذكور را براى انجام معامله به او داده و سند هنوز به نام شريك است آيا چنانچه ايشان بخواهد سهم خود را تصاحب كند از جهت شرعى مانعى دارد يا نه؟ و اگر چنانچه طرف ابا كند تصرفات او غاصبانه است يا نه؟
جواب
بعد از تماميت معامله فروشنده بايد مبيع را تحويل دهد، بلى اگر مغبون باشد حق فسخ دارد. [۲۵]
استفتاء
همراه دلّالى براى ديدن منزلى رفتيم كه پس از بازديد، از خريد آن منصرف شديم، سپس با شخص ديگرى به ديدن همان منزل رفتيم و بدون اينكه دلّال توسط فروشنده يا خريدار مطلع شود خانه را معامله كرديم، آيا دلّال در اين رابطه حقّى دارد يا خير؟
جواب
دلّال حقّ دارد در برابر راهنمايى و همراهى كردن مشترى براى نشان دادن منزلى كه در معرض فروش گذاشته شده، مطالبه اجرت كند، ولى در صورتى كه واسطه در انجام معامله نباشد و در اين ارتباط نقشى نداشته باشد، حقّ مطالبه اجرت در برابر تحقّق معامله بين فروشنده و خريدار را ندارد و اگر در اين زمينه قانون و مقرّراتى وجود داشته باشد بايد مراعات گردد. [۲۶]
استفتاء
آيا دلال در برابر راهنمايى و همراهى كردن مشترى براى نشان دادن منزلى جهت اجاره يا فروش، حق مطالبه اجرت دارد؟ چنانچه شخصى در آن روز معامله انجام ندهد و بعد از چند روز ديگر شخصاً نزد مالك رود و معامله را انجام دهد، بدون اطلاع دلال، آيا در اين صورت باز دلال حق اجرت گرفتن دارد؟ و اگر اين كار براى فرار از پرداخت حق دلالى باشد، چه وجهى خواهد داشت؟
جواب
دلال حق گرفتن حق الزحمهاى خود را دارد. [۲۷]
استفتاء
بعضى از بنگاههاى معاملاتى بعد از تحقق معامله از طرفين معامله، مبلغ زيادى حق كميسيون مىگيرند، در حالى كه متعاملين راضى نيستند و با اجبار آن را پرداخت مىكنند اين مسأله شرعاً چه صورتى دارد؟ و اگر معامله باطل باشد، چه حكمى دارد؟
جواب
اين مزد دلالى است كه مىتوانند از اوّل بر مبلغى توافق بكنند و اگر نكردند، اجرة المثل ثابت مىشود و اگر متعارف در ثبوت مزد دلالى، تمام شدن معامله به نحو صحيح است، معاملهى باطل، حقّ دلالى ندارد. [۲۸]
استفتاء
اشخاصى مؤسساتى براى دلالى در معاملات ربوى تأسيس مىكنند و از مراجعين مضطرّ جهت اين دلالى وجوهى را دريافت مىكنند اين وجوه از نظر شرعى حرام است يا خير؟ و اگر حرام است توسط حاكم شرع قابل استرداد است يا خير؟
جواب
دلالى ربا مانند خود ربا حرام است و پولى كه دلال گرفته ضامن است و بايد به صاحبش برگرداند. [۲۹]
استفتاء
دلّالى گرفتن براى كارهاى حرام- مانند معاملات ربوى- آيا حرام است؟ و آيا پول گرفته شده از طرفين ضمانآور است؟
جواب
بله، اين كار حرام است و پول آن هم حرام مىباشد [۳۰]
استفتاء
دلّالهاى معاملات ربوى كه از مراجعين مضطر جهت اين دلّالى وجوهى را دريافت مىكنند آيا اين وجوه حرام است؟ در صورت حرام بودن توسط حاكم شرع قابل استرداد است يا خير؟
جواب
دلّالى گرفتن براى معاملات ربوى حرام است و پول گرفته شده بايد به مالك پول مسترد شود[۳۱]
استفتاء
كسانى هستند كه واسطه مىشوند و جنس دولتى را گرانتر از نرخ دولتى به ديگران مىفروشند، اين كار حرام است يا خير؟
جواب
فروش اجناس دولتى به قيمت گرانتر از قيمت تعيين شده جائز نيست.و اللّه العالم [۳۲]
استفتاء
اين جانب و عدّهاى از دوستان كه در شركتى به نام «گُلدكوئيست» سرمايهگذارى كردهايم، شنيديم جنابعالى كار اين شركت را حرام دانستهايد. بدين وسيله خواستيم توضيحاتى، كه از اساسىترين مطالب در مورد اين كار است، و براى جنابعالى نگفتهاند، به شرح زير به اطّلاع جنابعالى برسانيم: تجارت شبكهاى كارى است كه افراد از طريق شبكۀ اينترنت به خريد مىپردازند، و تمام اجناس حتّى اجناس خوراكى نيز از اين طريق خريدوفروش مىشود. مسألۀ مهم اينجاست كه اين شركتها، حتّى شركتهاى موادّ غذايى، امتيازاتى براى مشتريان در نظر مىگيرند، تا افراد از آنها خريد نمايند، و اين مطلب را يك شهروند اروپايى يا آمريكايى به صراحت تصديق مىنمايد. شركت Goldquest ، هم يكى از همين شركتهاى تجارى است كه براى بالا بردن فروش خود علاوه بر فروش آزاد، به مشتريان اين امكان را مىدهد كه از شركت به صورت قسطى نيز خريد كنند. مطلبى كه در توضيحات افراد جا افتاده اين است: هنگامى كه وارد سايت شركت شويد از شما سؤال مىشود، شما قصد داريد تنها سكّۀ طلا بخريد، يا علاوه بر خريد، قصد شركت در كار بازاريابى را نيز داريد؟ و حتّى شخص مىتواند نام خود را بنويسد، و يك ماه بعد پول به حساب بريزد. نحوۀ به حساب ريختن پول از طريق كارتهاى اعتبارى است، كه كاملًا معتبر و بدون كلاهبردارى مىباشد، و اين كارتها زمانى جاى پول نقد را خواهد گرفت. بنابراين، كسى كه نمىخواهد بازاريابى كند، يك خريد كامل انجام مىدهد، و در حقيقت چون يكى از روشهاى زمان تورّم اين است كه پول نقد را به طلا تبديل كنيم، پس اين راه يك راه كاملًا عاقلانه به نظر مىرسد. و چنين شخصى كه خريد كامل انجام داده سكّۀ طلايش را دريافت مىكند، و اگر يك نفر را هم معرّفى نكند هيچ تأثيرى در خريد او ندارد. پس مسألهاى را كه خدمت جنابعالى گفته بودند كه تا اشخاصى را معرّفى نكنيد به شما پول نمىدهند، و طلا را دريافت نمىكنيد، مخصوص زمانى است كه شخص خودش علاقهمند است كه براى شركت بازاريابى كند. در اين صورت نيمبها خريد مىكند، و بقيّۀ پول طلا را با بازاريابى و سهيم شدن در سود شركت پرداخت مىكند. اگر قسمتى كه باعث حرام شدن اين تجارت مىشود قسمت معرّفى كردن اشخاص است، بنابراين كار بازاريابى نيز كه افراد زيادى در حال حاضر به آن اشتغال دارند يك امر حرام و خارج از حكم شرع محسوب مىشود، و اگر اين قسمت كه تا افرادى را معرّفى نكنيم به ما وجهى پرداخت نشود باعث حرام شدن كار شركت گلدكوئيستاست بايد عرض كنيم شركت پس از 6 ماه، اگر كسى نتوانست افراد را معرّفى كند، به اندازۀ همان مقدار پول كه پرداخت شده سكه يا طلايى را براى وى مىفرستد، كه قطعاً تا به اين لحظه اين مطلب براى شما گفته نشده بود. بنابراين اگر كسى نخواست ديگرى را معرّفى كند، بطور كامل خريد مىكند و تمام پول طلا را مىپردازد، و حتّى در يك قسمت از سيستم مىتواند نام و شمارۀ خودش را مخفى كند، تا هيچ كس حتّى اسم او را هم نداند. اجناسى را كه اين شركت بفروش مىرساند، چند خصوصيّت بارز دارد كه باعث مىشود قيمت آن زياد و حتّى از ارزش وزنىاش بيشتر گردد! از جمله اين كه اوّلًا روى آن يك شكل ضرب شده. و ثانياً توسّط يك دولت پشتوانۀ مالى شده. و ثالثاً عيار آن 24 است. رابعاً موارد ضرب آنها مُد روز است. كه خصوصيّت آخر باعث مىشود وقتى سكّه تمام شد كسانى كه علاقهمند به داشتن اين نوع سكّه هستند اين سكه را از ما بخرند، و قيمت آن چند برابر مىشود. و گمان نمىكنم كه در اين سود نيز مسألۀ حرامى وجود داشته باشد، چون يك تجارت است و قيمتها هم از طرف خود شركت تعيين مىشود، و چيزى است كه اتفاق افتاده، و اكثر دوستان سكّهها يا طلاهايى را خريدارى كردهاند كه گران شده، و سود دوّمى نصيب آنها شده است. برخى مىگويند: «چون انسان سريع به پول هنگفتى مىرسد، پس بدون تلاش است و حرام.» بايد عرض كنم: «اين كار آن قدر نياز به تلاش دارد، و به قدرى پرمشقّت است كه گاه حتّى وقت خواب و خوراك را هم مىگيرد!». با توجّه به توضيحات بالا، لطفاً نظرتان را بيان فرماييد.
جواب
مشكل اصلى در اينجا دو چيز است، كه ما كاملًا به آن توجّه داريم، و دليل حرمت اين كار همين دو چيز است: اوّل اين كه سكّهها به قيمت واقعى بازار فروخته نمىشود، بلكه دو يا سه برابر قيمت واقعى فروخته مىشود، كه قسمتى از اين مبلغ اضافه، نصيب آن شركت و قسمتى نصيب رديفهاى اوّل مىشود، و رديفهاى آخر به يقين گرفتار زيان مىشوند. در واقع قسمت اضافى شبيه نوعى لا تار است، و مشمول آيۀ شريفۀ «لٰا تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ»* مىباشد، و مسائلى از قبيل نقش سكّه، و وضع آيندۀ آن، پوششهاى كاذبى است كه به اين كار خلاف داده مىشود. ديگر اين كه، كسانى كه در گردش اين معاملات قرار مىگيرند، نه صنعتى دارند، و نه كشاورزى، و نه تجارب مثبتى. پولهاى كلانى كه به جيب رديفهاى اوّل يا آن شركت مىريزد از كجاست؟ اگر واقعاً از اين طُرُق بتوان ثروتمند شد، خوب است همه كارها را رها كنند، و دنبال اين برنامههاى كاذب بيفتند! و در يك كلمه، اين كار شبيه لاتار و بختآزمايى و قمار است و درآمدش مشروع نيست. و تاكنون دهها نوع آن را براى ما نوشتهاند و توضيح خواستهاند، و ما به همه جواب منفى دادهايم. شما مىتوانيد پول خود را از آن مؤسّسه بازپس بگيريد، و سزاوار افراد با ايمانى امثال شما نيست كه آلوده اين كار شويد. [۳۳]
====استفتاء==== مؤسّساتى در دنيا تأسيس شده، كه واسطۀ خريدار و فروشنده مىشوند. آنها به وكالت از خريدار، وجوه اجناس خريدارى شده توسّط وى را، به فروشنده بنابر توافق با وى مىپردازند، سپس بنابر شرايطى كه ضمن وكالت تعيين شده، آن وجوه را از خريدار دريافت مىدارند. درآمد اين مؤسّسات عموماً از محلّ تخفيفى است كه از فروشندگان مىگيرند، و فروشنده اين تخفيف را به خاطر اين كه مؤسّسه وجه خريدار را مىپردازد به آنها مىدهد. از نظر حضرتعالى اين نوع واسطهگرى و وكالت مشروع است؟
جواب
اين نوع واسطهگرى اشكالى ندارد؛ ولى اگر به صورت واسطهگريهاى زنجيرهاى درآيد (مانند شركت الماس و گلدكوئيست) حرام است [۳۴]
عوامل دلالی برای کار حرام
ضعف اعتقادی
عامل اصلی ارتکاب این گناه ضعف اعتقادات و ایمان است، انسان وقتی گناه می کند که ایمان و اعتقادات ضعیفی داشته باشد. برای جلوگیری از گناه و ترک گناه در جامعه باید تلاش کنیم اعتقادات و ایمان مردم تقویت شود و مردم تلاش کنند معرفت و شناخت خودشان را بالا ببرند. از امام سجاد (علیه السلام) پرسيدند: أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ ص أَفْضَلَ مِنْ بُغْضِ الدُّنْيَا؛ [۳۵]كدام عمل نزد خداى عز و جل بهتر است؟ فرمود: بهترین عمل معرفت نسبت به خداوند و رسولش است، بعد از آن بغض دنيا است.
دنیا طلبی
عامل اصلی دلالی در کارهای حرام دنیا طلبی و به دست آوردن ثروت دنیا از هر راهی که شده است. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِكَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْكَلَامِ وَ حُبُّ الْعُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ فَصِرْنَ سَبْعَ خِصَالٍ فَاجْتَمَعْنَ كُلُّهُنَّ فِي حُبِ الدُّنْيَا فَقَالَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِكَ حُبُ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ الدُّنْيَا دُنْيَاءَانِ دُنْيَا بَلَاغٌ وَ دُنْيَا مَلْعُونَةٌ؛ [۳۶] دوستى زنان و دوستى دنيا و دوستى رياست و دوستى استراحت و دوستى سخن گفتن و دوستى سرورى و ثروت هفت خصلت است كه همگى در دوستى دنيا گرد آمدهاند، از اين رو پيغمبران و دانشمندان بعد از شناختن اين مطلب گفتند: دوستى دنيا سر هر خطا و گناهست و دنيا دو گونه است: دنياى رساننده و دنياى ملعون (يعنى دنيائى كه انسان را به طاعت و قرب خدا مي رساند، به قدر كفاف است كه آن ممدوح و پسنديده است و دنيائى كه بيش از مقدار كفاف و زيادتر از احتياج است كه آن مايه لعنت و دورى از رحمت خداست).
احتکار
اگر مردم در بازار احتکار کنند و اجناس را عرضه نکنند زمینه دلالی و دلالی از طریق حرام باز می شود. امام کاظم (علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: لَأَنْ يَلْقَى اللَّهَ الْعَبْدُ سَارِقاً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَلْقَاهُ قَدِ احْتَكَرَ طَعَاماً أَرْبَعِينَ يَوْماً؛ [۳۷] نزد من اگر بندهاى خداوند را ملاقات كند (مرگش فرا رسد) در حالى كه دزد باشد بهتر است از اينكه بميرد و چهل روز ارزاق عمومى را احتكار كرده باشد.
انحصار
عامل خیلی از رانت خواری و زد و بند های سیاسی و اقتصادی، انحصار طلبی افراد معدودی از خواص و مسئولین و بستگان آنها است. اگر این انحصار طلبی و پارتی بازی ها برطرف شود و مسئولیت بر اساس لیاقت افراد تقسیم شود و رانت خواری ها قطع شود، خیلی از دلالی های از بین می رود.
آثار دلالی برای کار حرام
اخلاقی
هر گناهی به نوبه خود آثار و عواقبی دربردارد. دلالی برای کارهای حرام هم دارای آثار فردی و اخلاقی است که دوری از رحمت الهی و استحقاق عذاب از آثار این گناه است.
اقتصادی
ضرر به اقتصاد کشور
اگر در کشور واردات بی رویه و رانت خواری و دلالی های غیر مجاز در واردات انجام شود، تولید ملی ضربه می خورد در نتیجه اقتصاد کشور ضعیف می شود.
ضرر به قشر فقیر
وقتی دلالی های غیر مجاز در جامعه رواج پیدا کند تهیه لوازم و وسائل مورد نیاز برای قشر مستضعف سخت می شود، و در نتیجه افراد ضعیف جامعه ضرر می کنند.
راهکار جلوگیری از دلالی حرام
مردم
عدم مراجعه به دلال
برای جلوگیری از دلالی حرام در گام اول، خود مردم باید از مراجعه و پذیرفتن دلال خودداری کنند. اگر مردم از پذیرفتن دلال خود داری کنند و سراغ کارهای حرام نروند زمینه دلالی حرام به وجود نمی آید.
نهی از منکر
همچنین مردم وظیفه دارند هنگامی که با دلال های غیر مجاز مواجهه می شوند آنها را نهی از منکر کنند، اگر تاثیر نداشت به مسئولان نظامی و قضایی گزارش دهند.
مسئولین
فعالیت فرهنگی
مسئولان فرهنگی وظیفه دارند با انجام فعالیت های فرهنگی و بالا بردن شناخت و معرفت مردم، از انجام دلالی های غیر مجاز پیشگیری کنند.
نظارت دقیق
اگر مسئولین اجرایی نظارت دقیق بر خرید و فروش و واردات بازار داشته باشند جلوی خیلی از دلالی های غیر مجاز گرفته می شود.
برخورد
اگر مسئولین قضایی با دلالی های غیر مجاز برخود به موقع و قاطع داشته باشند دلال ها دست از دلالی غیر مجاز برمی دارند و همچنین مایه عبرت دیگران می شود.
منابع
1.قرآن کریم
2.استفتاءات جدیدشیرازى، ناصر مکارمتاریخ وفات مؤلف: هقزبان: فارسىقطع: وزیرىتعداد جلد: 3ناشر: انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب علیه السلامتاریخ نشر: 1427 هقنوبت چاپ: دوممکان چاپ: قم- ایران-محقق/ مصحح: ابو القاسم علیاننژادى
3.استفتاءاتامام خمینى، سید روح اللّه موسوىتاریخ وفات مؤلف: 1409 هقزبان: فارسىقطع: جیبىتعداد جلد: 3ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قمتاریخ نشر: 1422 هقنوبت چاپ: پنجممکان چاپ: قم- ایران
4.استفتاءاتگیلانى، فومنى، محمد تقى بهجتتاریخ وفات مؤلف: 1430 هقزبان: فارسیقطع: وزیرىتعداد جلد: 4ناشر: دفتر حضرت آیة الله بهجتتاریخ نشر: 1428 هقنوبت چاپ: اولمکان چاپ: قم- ایران
5.تحریر الأحکام الشرعیة على مذهب الإمامیة( ط- الحدیثة)-فقه فتوایىحلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدىتاریخ وفات مؤلف: 726 هقزبان: عربىقطع: وزیرىتعداد جلد: 6ناشر: مؤسسه امام صادق علیه السلامتاریخ نشر: 1420 هقنوبت چاپ: اولمکان چاپ: قم- ایرانشابک: 7- 65- 6243- 964محقق/ مصحح: ابراهیم بهادرى
6.توضیح المسائل( محشّى)-فقه فتوایىخمینى، سید روح اللّه موسوىتاریخ وفات مؤلف: 1409 هقزبان: فارسىقطع: وزیرىتعداد جلد: 2ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قمتاریخ نشر: 1424 هقنوبت چاپ: هشتممکان چاپ: قم- ایرانشابک:- 164- 470- 964محقق/ مصحح: سید محمد حسین بنى هاشمى خمینىملاحظات: همراه با فتاواى فقهاى بزرگ حضرات آیات: خوئى، گلپایگانى، اراکى، فاضل، بهجت، تبریزى، سیستانى، خامنهاى، صافى، مکارم، زنجانى و نورى چاپ شده است
7.تهذیب الأحکامفقه روایىطوسى، ابو جعفر، محمد بن حسنتاریخ وفات مؤلف: 460 هقزبان: عربىقطع: وزیرىتعداد جلد: 10ناشر: دار الکتب الإسلامیةتاریخ نشر: 1407 هقنوبت چاپ: چهارممکان چاپ: تهران- ایرانملاحظات: چاپ اول در سال 1378 هق واقع شده است
8.تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعةفقه روایىعاملى، حرّ، محمد بن حسنتاریخ وفات مؤلف: 1104 هقزبان: عربىقطع: وزیرىتعداد جلد: 30ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلامتاریخ نشر: 1409 هقنوبت چاپ: اولمکان چاپ: قم- ایرانمحقق/ مصحح: گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام
9.تفسیر نمونه-نویسنده: مکارم شیرازى ناصر-قرن: پانزدهم-زبان: فارسى-مذهب: شیعى-ناشر: دار الکتب الإسلامیة-مکان چاپ: تهران-سال چاپ: 1374 ش-نوبت چاپ: اول
10.تفسیر الصافى-نویسنده: فیض کاشانى ملا محسن-قرن: یازدهم-زبان: عربى-مذهب: شیعى-ناشر: انتشارات الصدر-مکان چاپ: تهران-سال چاپ: 1415 ق-نوبت چاپ: دوم-تحقیق: حسین اعلمى
11.جامع الأحکامفقه فتوایىگلپایگانى، لطف الله صافىزبان: فارسىقطع: وزیرىتعداد جلد: 2ناشر: انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیهاتاریخ نشر: 1417 هقنوبت چاپ: چهارممکان چاپ: قم- ایران
12.جامع الأحکامفقه فتوایىگلپایگانى، لطف الله صافىتاریخ وفات مؤلف: هقزبان: فارسىقطع: وزیرىتعداد جلد: 2ناشر: انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیهاتاریخ نشر: 1417 هقنوبت چاپ: چهارممکان چاپ: قم- ایران
13.الکافی( ط- الإسلامیة)-فقه روایىکلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوبتاریخ وفات مؤلف: 329 هقزبان: عربىقطع: وزیرىتعداد جلد: 8ناشر: دار الکتب الإسلامیةتاریخ نشر: 1407 هقنوبت چاپ: چهارممکان چاپ: تهران- ایرانمحقق/ مصحح: على اکبر غفارىملاحظات: چاپ اول این کتاب در سال 1388 هق مىباشد
14.فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلاماصطلاحات فقهىجمعى از پژوهشگران زیر نظر شاهرودى، سید محمود هاشمىتاریخ وفات مؤلف: هقزبان: فارسىقطع: وزیرىتعداد جلد: 3-ناشر: مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلامتاریخ نشر: 1426 هقنوبت چاپ: اولمکان چاپ: قم- ایرانمحقق/ مصحح: محققان مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى
15.منتهى المطلب فی تحقیق المذهبفقه استدلالى تطبیقىحلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدىتاریخ وفات مؤلف: 726 هقزبان: عربىقطع: وزیرىتعداد جلد: 15ناشر: مجمع البحوث الإسلامیةتاریخ نشر: 1412 هقنوبت چاپ: اولمکان چاپ: مشهد- ایرانمحقق/ مصحح: بخش فقه در جامعه پژوهش هاى اسلامى
16.من لا یحضره الفقیهفقه روایىقمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابویهتاریخ وفات مؤلف: 381 هقزبان: عربىقطع: وزیرىتعداد جلد: 4ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قمتاریخ نشر: 1413 هقنوبت چاپ: دوممکان چاپ: قم- ایرانملاحظات: چاپ اول این کتاب در سال 1378 هق واقع شده است
17.مجمع المسائلفقه فتوایىگلپایگانى، سید محمد رضا موسوىتاریخ وفات مؤلف: 1414 هقزبان: فارسىقطع: وزیرىتعداد جلد: 5ناشر: دار القرآن الکریمتاریخ نشر: 1409 هقنوبت چاپ: دوممکان چاپ: قم- ایرانمحقق/ مصحح: على کریمى جهرمى- على ثابتى همدانى- على نیرى همدانى
منابع مرتبط
مقالات
1.بنگاه های معاملات املاک فقط دلال هستند-مجله کانون-مرداد 89- شماره 107
2.تفاوت دلال و اسپانسر-نورده رخشاد-مجله تندیس- اردیبهشت 88
3.صنف دلال-حمید صراف-مجله هلال-آذر 47 شماره 85
4.نقش دلال در معاملات-مجله نامه اتاق بازرگانی-مهر 37-شماره 73
5.یک رپرتاژ درباره دلالان-محمود ستایش- مجله بورس- مهر 41- شماره 2
6.کتب دلالی در حقوق ایران-حمید فرجی-نشر خرسندی-تهران
پانویس
- ↑ فرهنگ أبجدي عربي-فارسي، متن، ص: 498
- ↑ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج1، ص: 331.
- ↑ نساء/85
- ↑ كفل (بر وزن طفل) در اصل به معنى قسمت عقب پشت حيوان است كه سوار شدن بر آن ناراحت كننده مىباشد و به همين جهت هر گونه گناه و سهم بد را كفل مىگويند و نيز به كارى كه سنگينى و زحمت داشته باشد كفالت گفته مىشود.
- ↑ تفسير صافى ذيل آيه شريفه
- ↑ مائده/2
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج5، ص: 285
- ↑ تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج7، ص: 156
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج5، ص: 196
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج5، ص: 285
- ↑ الخصال، ج2، ص: 445
- ↑ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِي عَنِ الْقَوَّادِ مَا حَدُّهُ قَالَ لَا حَدَّ عَلَى الْقَوَّادِ أَ لَيْسَ إِنَّمَا يُعْطَى الْأَجْرَ عَلَى أَنْ يَقُودَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّمَا يَجْمَعُ بَيْنَ الذَّكَرِ وَ الْأُنْثَى حَرَاماً قَالَ ذَاكَ الْمُؤَلِّفُ بَيْنَ الذَّكَرِ وَ الْأُنْثَى حَرَاماً فَقُلْتُ هُوَ ذَاكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ يُضْرَبُ ثَلَاثَةَ أَرْبَاعِ حَدِّ الزَّانِي خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ سَوْطاً وَ يُنْفَى مِنَ الْمِصْرِ الَّذِي هُوَ فِيهِ- من لا يحضره الفقيه، ج4، ص: 48
- ↑ من لا يحضره الفقيه، ج4، ص: 48
- ↑ وسائل الشيعه جلد 12 صفحه 131
- ↑ ليقه در لغت عرب به پارچه يا پنبه ابريشمى مىگويند كه در دوات مىگذارند تا مركب را بخود جذب كند و از ريزش آن جلوگيرى نمايد.
- ↑ وسائل الشيعه جلد 12 صفحه 131- 132.
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج4، ص: 27
- ↑ بیع مرابحه: به معاملهاى اطلاق مىگردد كه فروشنده با اعلام بهاى كالاى خريدارى شده، آن را گرانتر از قيمت خريد بفروشد. بیع مساومه: دادوستد كالا بدون اعلام بهاى خريد آن از سوى فروشنده. بیع مواضعه: فروش كالا به كمتر از بهاى خريد آن با اعلام قيمت خريد به مشترى. بیع تولیه: معاملۀ كالا براساس قيمت تمام شده براى فروشنده.
- ↑ المقنعة/ 605؛ النهاية/ 389- 390؛ تذكرة الفقهاء 11/ 240- 241؛ الدروس الشرعية 3/ 220؛ الحدائق الناضرة 19/ 208- 210؛ جواهر الكلام 23/ 323- 327؛ فقه الصادق 18/ 313- 316.
- ↑ الدروس الشرعية 3/ 220؛ فقه الصادق 18/ 316
- ↑ 25/ 88- 92
- ↑ 24/ 357.
- ↑ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام؛ ج3، ص: 647
- ↑ مجمع المسائل (للگلبايگاني)؛ ج5، ص: 366
- ↑ استفتاءات (امام خمينى)؛ ج2، ص: 117
- ↑ احكام اجاره (استفتاءات از مقام معظم رهبرى)-توضيح المسائل (محشى - امام خمينى)؛ ج2، ص: 345
- ↑ استفتاءات (بهجت)؛ ج3، ص: 300
- ↑ استفتاءات (بهجت)؛ ج3، ص: 213
- ↑ استفتاءات (امام خمينى)؛ ج2، ص: 140
- ↑ استفتاءات (بهجت)؛ ج3، ص: 227
- ↑ جامع الأحكام (صافى)؛ ج1، ص: 286
- ↑ جامع الأحكام (صافى)؛ ج2، ص: 121
- ↑ استفتاءات جديد (مكارم)، ج3، ص: 166
- ↑ استفتاءات جديد (مكارم)، ج3، ص: 215
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 131
- ↑ الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 131
- ↑ من لا يحضره الفقيه؛ ج3، ص: 159







