فرهنگ مصادیق:پناهندگی به بلاد کفر: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۷۵: سطر ۷۵:
 
نمونه‌هایی از پناه دادن و پناهندگی را در داستان انبیا و پیامبراسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان در قرآن کریم می‌توان یافت:<br/>
 
نمونه‌هایی از پناه دادن و پناهندگی را در داستان انبیا و پیامبراسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان در قرآن کریم می‌توان یافت:<br/>
 
=== پناهندگی موسی به مدین ===
 
=== پناهندگی موسی به مدین ===
داستان فرار حضرت موسی (علیه السلام) از مصر به سوی مدین بر اثر ترس از فرعونیان و دلداری و امید دادن حضرت شعیب به او مبنی بر این که از دست فرعونیان ستمگر نجات یافته است، در آیات ۲۰ - ۲۵ قصص <ref>قصص/سوره۲۸، آیه۲۰-۲۵. </ref> گزارش شده است:«فَخَرَجَ مِنها خائِفًا یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ القَومِ الظّلِمین... و قَصَّ عَلَیهِ القَصَصَ قالَ لا تَخَف نَجَوتَ مِنَ القَومِ الظّلِمین»<ref> قصص الانبیاء، ابن کثیر، ج۲، ص۱۸.</ref><br/><ref>قصص الانبیاء، نجار، ص۱۶۳ - ۱۶۷.</ref><ref> الهجره فی القرآن، ص۲۱۸.</ref>
+
داستان فرار حضرت موسی (علیه السلام) از مصر به سوی مدین بر اثر ترس از فرعونیان و دلداری و امید دادن حضرت شعیب به او مبنی بر این که از دست فرعونیان ستمگر نجات یافته است، در آیات ۲۰ - ۲۵ قصص <ref>قصص/سوره۲۸، آیه۲۰-۲۵. </ref> گزارش شده است:«فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ... وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»<ref> قصص الانبیاء، ابن کثیر، ج۲، ص۱۸.</ref><br/><ref>قصص الانبیاء، نجار، ص۱۶۳ - ۱۶۷.</ref><ref> الهجره فی القرآن، ص۲۱۸.</ref>
 
=== پناهندگی مسلمانان به حبشه ===
 
=== پناهندگی مسلمانان به حبشه ===
در سال پنجم بعثت گروهی از مسلمانان مکه برای رهایی از آزار قریش و دستیابی به محیطی آرام برای اقامه شعایر دینی و پرستش خدای یگانه بنا به توصیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) مکه را ترک کردند و به نجاشی پادشاه حبشه پناهنده شدند. به عقیده برخی مفسران و تاریخ نگاران آیات ۴۱ - ۴۲ نحل <ref> نحل/سوره۱۶، آیه۴۱-۴۲. </ref> در این باره نازل شده است<ref> تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۹.</ref><ref> السیره النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۳۲۱.</ref><ref> تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۵۹۱.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۷۱.</ref>.:«والَّذینَ هاجَروا فِی اللّهِ مِن بَعدِ ما ظُلِموا لَنُبَوِّئَنَّهُم فِی الدُّنیا حَسَنَهً ولاَجرُ الأخِرَهِ اَکبَرُ لَو کانوا یَعلَمون اَلَّذینَ صَبَروا وعَلی رَبِّهِم یَتَوَکَّلون».<br/>
+
در سال پنجم بعثت گروهی از مسلمانان مکه برای رهایی از آزار قریش و دستیابی به محیطی آرام برای اقامه شعایر دینی و پرستش خدای یگانه بنا به توصیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) مکه را ترک کردند و به نجاشی پادشاه حبشه پناهنده شدند. به عقیده برخی مفسران و تاریخ نگاران آیات ۴۱ - ۴۲ نحل <ref> نحل/سوره۱۶، آیه۴۱-۴۲. </ref> در این باره نازل شده است<ref> تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۹.</ref><ref> السیره النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۳۲۱.</ref><ref> تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۵۹۱.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۷۱.</ref>.:«وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ».<br/>
 
=== پناهندگی مسلمانان به مدینه ===
 
=== پناهندگی مسلمانان به مدینه ===
خداوند در آیات ۲۶ انفال <ref> انفال/سوره۸، آیه۲۶. </ref><ref> مجمع البیان، ج۴، ص۸۲۲.</ref> و نیز ۷۲ - ۷۴ انفال <ref>انفال/سوره۸، آیه۷۲-۷۴. </ref>. انصار را به دلیل پناه دادن به مهاجران صدر اسلام در مدینه و یاری رساندن به آنان ستوده و در شمار مؤمنان واقعی معرفی کرده است:«والَّذینَ ءاووا وَ نَصَروا اُولئِکَ هُمُ المُؤمِنونَ حَقًّا...»<ref>انفال/سوره۸، آیه۷۴. </ref>.<br/>
+
خداوند در آیات ۲۶ انفال <ref> انفال/سوره۸، آیه۲۶. </ref><ref> مجمع البیان، ج۴، ص۸۲۲.</ref> و نیز ۷۲ - ۷۴ انفال <ref>انفال/سوره۸، آیه۷۲-۷۴. </ref>. انصار را به دلیل پناه دادن به مهاجران صدر اسلام در مدینه و یاری رساندن به آنان ستوده و در شمار مؤمنان واقعی معرفی کرده است:«وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا...»<ref>انفال/سوره۸، آیه۷۴. </ref>.<br/>
 
از [[هجرت]] رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه نیز به عنوان نوعی پناهندگی یاد می‌شود؛ اما نباید فراموش کرد که این [[هجرت]] به فرمان الهی صورت پذیرفته است<ref>بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۵.</ref>. در پی شدت آزار و اذیت مشرکان نسبت به پیامبر و توطئه دستگیر و زندانی کردن و قتل پیامبر <ref>جامع البیان، مج ۹، ج۱۵، ص۳۹.</ref><ref>السیره النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۸۰ -۴۸۲.</ref><ref>انفال/سوره۸، آیه۳۰. </ref>. و دعوت بیعت کنندگان عقبه دوم و پیمان آنان مبنی بر حمایت و [[دفاع]] از آن حضرت، <ref> السیره النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۳۸-۴۴۴.</ref><ref>الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.</ref>. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه [[هجرت]] کردند<ref>غرر التبیان، ص۴۱۹.</ref><br/><ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج۲۱، ص۲۵۷.</ref><ref> الهجره فی القرآن، ص۳۳۱.</ref>
 
از [[هجرت]] رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه نیز به عنوان نوعی پناهندگی یاد می‌شود؛ اما نباید فراموش کرد که این [[هجرت]] به فرمان الهی صورت پذیرفته است<ref>بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۵.</ref>. در پی شدت آزار و اذیت مشرکان نسبت به پیامبر و توطئه دستگیر و زندانی کردن و قتل پیامبر <ref>جامع البیان، مج ۹، ج۱۵، ص۳۹.</ref><ref>السیره النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۸۰ -۴۸۲.</ref><ref>انفال/سوره۸، آیه۳۰. </ref>. و دعوت بیعت کنندگان عقبه دوم و پیمان آنان مبنی بر حمایت و [[دفاع]] از آن حضرت، <ref> السیره النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۳۸-۴۴۴.</ref><ref>الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.</ref>. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه [[هجرت]] کردند<ref>غرر التبیان، ص۴۱۹.</ref><br/><ref>روح المعانی، مج ۱۲، ج۲۱، ص۲۵۷.</ref><ref> الهجره فی القرآن، ص۳۳۱.</ref>
 
رفتار مردم یثرب با رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و سایر مهاجران مانند اصحاب صفه، از سنن قبایل عرب در پذیرش مهمان و پناهنده سرچشمه می‌گیرد<ref>بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص ۲۵.</ref> اصحاب صفّه نومسلمانانی بودند که بر اثر تهدیدهای موجود، موقعیت، دارایی و خانه‌های خود را رها کرده بودند تا در سایه امنیتی که در مدینه برای مسلمانان فراهم آمده بود در کنار دیگر مسلمانان با پیامبر اکرم باشند<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶.</ref>.<br/>
 
رفتار مردم یثرب با رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و سایر مهاجران مانند اصحاب صفه، از سنن قبایل عرب در پذیرش مهمان و پناهنده سرچشمه می‌گیرد<ref>بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص ۲۵.</ref> اصحاب صفّه نومسلمانانی بودند که بر اثر تهدیدهای موجود، موقعیت، دارایی و خانه‌های خود را رها کرده بودند تا در سایه امنیتی که در مدینه برای مسلمانان فراهم آمده بود در کنار دیگر مسلمانان با پیامبر اکرم باشند<ref>الطبقات، ج۱، ص۱۹۶.</ref>.<br/>
 
=== پناهندگی زنان مؤمن به مسلمانان ===
 
=== پناهندگی زنان مؤمن به مسلمانان ===
 
بر اساس یکی از مواد پیمان حدیبیه می‌بایست هرگاه یکی از اهل مکه به مسلمانان پناه آورد، به کفار بازگردانده شود؛ اما اگر کسی از مسلمانان اسلام را رها کرد و به مشرکان پناهنده شد می‌توانند او را باز نگردانند.<br/>
 
بر اساس یکی از مواد پیمان حدیبیه می‌بایست هرگاه یکی از اهل مکه به مسلمانان پناه آورد، به کفار بازگردانده شود؛ اما اگر کسی از مسلمانان اسلام را رها کرد و به مشرکان پناهنده شد می‌توانند او را باز نگردانند.<br/>
در همان زمان زنی اسلام را پذیرفت و به مسلمانان پیوست. همسرش نزد پیامبر آمد و خواستار استرداد وی شد. آیه ۱۰ ممتحنه <ref>ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰. </ref> خطاب به مسلمانان می‌فرماید: نسبت به مدعیان ایمان که به شما پناه می‌آورند هوشیار بوده، زنان باایمان را که به شما پناه می‌آورند بیازمایید و هرگاه آنان را مؤمن یافتید به سوی کفار بازنگردانید؛ نه آن‌ها برای کافران حلال اند نه کافران برای آنان و آنچه همسران آن‌ها پرداخته‌اند بپردازید:«یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اِذا جاءَکُمُ المُؤمِنتُ مُهاجِرت فَامتَحِنوهُنَّ... فَاِن عَلِمتُموهُنَّ مُؤمِنات فَلا تَرجِعوهُنَّ اِلَی الکُفّار...». در حقیقت آیه زنان را از بازگرداندن به کفار که در پیمان حدیبیه آمده استثنا می‌کند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۰-۴۱۱.</ref><br/><ref>روض الجنان، ج۱۹، ص۱۶۲.</ref><ref>الدرالمنثور، ج۸، ص۱۳۲. </ref>
+
در همان زمان زنی اسلام را پذیرفت و به مسلمانان پیوست. همسرش نزد پیامبر آمد و خواستار استرداد وی شد. آیه ۱۰ ممتحنه <ref>ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰. </ref> خطاب به مسلمانان می‌فرماید: نسبت به مدعیان ایمان که به شما پناه می‌آورند هوشیار بوده، زنان باایمان را که به شما پناه می‌آورند بیازمایید و هرگاه آنان را مؤمن یافتید به سوی کفار بازنگردانید؛ نه آن‌ها برای کافران حلال اند نه کافران برای آنان و آنچه همسران آن‌ها پرداخته‌اند بپردازید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ... فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ...». در حقیقت آیه زنان را از بازگرداندن به کفار که در پیمان حدیبیه آمده استثنا می‌کند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۰-۴۱۱.</ref><br/><ref>روض الجنان، ج۱۹، ص۱۶۲.</ref><ref>الدرالمنثور، ج۸، ص۱۳۲. </ref>
آیه ۱۱ ممتحنه<ref>ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۱. </ref> از مؤمنان می‌خواهد هرگاه زنی از همسران شما به سوی کافران رفت و کفار مهریه مورد مطالبه شما را ندادند، آن را از غنایم جنگی به صاحب حق بپردازید:«و اِن فاتَکُم شَیءٌ مِن اَزوجِکُم اِلَی الکُفّارِ فَعاقَبتُم فَاتوا الَّذینَ ذَهَبَت اَزوجُهُم مِثلَ ما اَنفَقوا...»<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۲.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۴۵. </ref>. مفسران افراد زیر را از مصادیق آیه برشمرده‌اند. ام الحکم بنت ابی سفیان، فاطمه بنت ابی امیه بن مغیره خواهر ام سلمه، کلثوم یا ام کلثوم بنت جرول، شهبه بنت  غیلان و عبده بنت عبدالعزی<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۳.</ref>.<br/><ref>تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۴۷.</ref>
+
آیه ۱۱ ممتحنه<ref>ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۱. </ref> از مؤمنان می‌خواهد هرگاه زنی از همسران شما به سوی کافران رفت و کفار مهریه مورد مطالبه شما را ندادند، آن را از غنایم جنگی به صاحب حق بپردازید:«وَإِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا...»<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۲.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۴۵. </ref>. مفسران افراد زیر را از مصادیق آیه برشمرده‌اند. ام الحکم بنت ابی سفیان، فاطمه بنت ابی امیه بن مغیره خواهر ام سلمه، کلثوم یا ام کلثوم بنت جرول، شهبه بنت  غیلان و عبده بنت عبدالعزی<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۳.</ref>.<br/><ref>تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۴۷.</ref>
افزون بر موارد بالا، مفسران موارد دیگری را نیز در ارتباط با مفهوم پناهندگی دانسته‌اند؛ در جنگ خندق هنگام محاصره مدینه منافقان مردم را به فرار و پناهندگی به مشرکان ترغیب و تشویق می‌کردند <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۴۴-۵۴۵.</ref><ref> زادالمسیر، ج۶، ص۳۵۶-۳۶۱.</ref><ref>احزاب/سوره۳۳، آیه۱۳. </ref>. همچنین از آرزوی منافقان بر پناه بردن به خارج از جامعه اسلامی یاد شده است <ref> راهنما، ج۷، ص۱۴۵- ۱۴۶.</ref>.:«لَو یَجِدونَ مَلجَا اَو مَغرت اَو مُدَّخَلاً لَوَلَّوا اِلَیهِ و هُم یَحمَحون»<ref>توبه/سوره۹، آیه۵۷. </ref><br/>
+
افزون بر موارد بالا، مفسران موارد دیگری را نیز در ارتباط با مفهوم پناهندگی دانسته‌اند؛ در جنگ خندق هنگام محاصره مدینه منافقان مردم را به فرار و پناهندگی به مشرکان ترغیب و تشویق می‌کردند <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۴۴-۵۴۵.</ref><ref> زادالمسیر، ج۶، ص۳۵۶-۳۶۱.</ref><ref>احزاب/سوره۳۳، آیه۱۳. </ref>. همچنین از آرزوی منافقان بر پناه بردن به خارج از جامعه اسلامی یاد شده است <ref> راهنما، ج۷، ص۱۴۵- ۱۴۶.</ref>.:«لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ»<ref>توبه/سوره۹، آیه۵۷. </ref><br/>
 
مواردی از ترک کشور اسلامی و پناهندگی به کافران در صدر اسلام گزارش شده است؛ پسران ابوالحصین مرتد شده، به روم پناهنده شدند و در پی درخواست پدرشان از پیامبر که آنان را به اسلام بازگرداند، آیه ۲۵۶ بقره<ref> بقره/سوره۲، آیه۲۵۶. </ref>. نازل شد و تحمیل دین را نفی کرد و ازاین رو پیامبر به تعقیب آنان نپرداخت<ref> جامع البیان، مج ۳، ج۳، ص۲۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج۲، ص۶۳۰.</ref>. بشیر بن ابیرق نیز که از انصار بود مرتد و به مشرکان مکه پناهنده شد و آیه ۱۱۵ نساء<ref>نساء/سوره۴، آیه۱۱۵. </ref>. دربارهٔ او نازل گردید<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۶۹.</ref>.<br/><ref> الدرالمنثور، ج۲، ص۲۱۶.</ref>
 
مواردی از ترک کشور اسلامی و پناهندگی به کافران در صدر اسلام گزارش شده است؛ پسران ابوالحصین مرتد شده، به روم پناهنده شدند و در پی درخواست پدرشان از پیامبر که آنان را به اسلام بازگرداند، آیه ۲۵۶ بقره<ref> بقره/سوره۲، آیه۲۵۶. </ref>. نازل شد و تحمیل دین را نفی کرد و ازاین رو پیامبر به تعقیب آنان نپرداخت<ref> جامع البیان، مج ۳، ج۳، ص۲۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج۲، ص۶۳۰.</ref>. بشیر بن ابیرق نیز که از انصار بود مرتد و به مشرکان مکه پناهنده شد و آیه ۱۱۵ نساء<ref>نساء/سوره۴، آیه۱۱۵. </ref>. دربارهٔ او نازل گردید<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۶۹.</ref>.<br/><ref> الدرالمنثور، ج۲، ص۲۱۶.</ref>
  
 
== حقوق و تکالیف پناهندگان ==
 
== حقوق و تکالیف پناهندگان ==
در حقوق اسلامی برای بیگانگان متعهد حقوقی به نحو عام درنظر گرفته شده که پناهندگان را نیز شامل می‌شود. از بررسی موارد مصرف خمس، [[زکات]]، انفال، موقوفات و [[رد مظالم]] استفاده می‌شود که نسبت به تمامی ساکنان کشور اسلامی از جمله پناهندگان رعایت حداقل معیشت ضرورت دارد و آیه «والاَرضَ وضَعَها لِلاَنام» <ref>رّحمن/سوره۵۵، آیه۱۰. </ref> امکان معیشتی موجود در زمین را برای عموم مردم دانسته است. امنیت اجتماعی و قضایی، کسب، دانش، آزادی مذهب و... از جمله حقوقی است که پناهندگان از آن برخوردارند. مسلمانان نباید حقوق پناهندگی را نقض کنند، مگر آن که پناهنده مرتکب خلافی شود یا نیرنگی به کار برد<ref> شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۴.</ref><ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۹۷. </ref>. قرآن می‌فرماید: «سَتَجِدونَ ءاخَرینَ یُریدونَ اَن یَأمَنوکُم و یَأمَنوا قَومَهُم  به زودی با جمعیتی روبه رو می‌شوید که می‌خواهند (برای حفظ منافع خود)، هم از ناحیه شما (مسلمانان) در امان باشند و هم از ناحیه قوم ( مشرک ) خودشان». قرآن در برابر این گروه شدت عمل به خرج داده، می‌فرماید: اگر به صلح واقعی روی نیاورند، با آنان همچون دشمنان مشرک خود برخورد کنید: «فَخُذوهُم واقتُلوهُم»<ref> نساء/سوره۴، آیه۹۱. </ref>. نقض امان که خود نوعی نقض عهد به شمار می‌آید در قرآن شدیداً نکوهش شده<ref>رعد/سوره۱۳، آیه۲۵. </ref>. و [[وفای به عهد]] از مصادیق ایمان شمرده شده است<ref> بقره/سوره۲، آیه۱۷۷. </ref>. و به صورت خاص در مورد مشرکانی که پس از پیمان با مسلمانان برخلاف شرایط گام برندارند و کسی را بر ضد مسلمانان تقویت نکنند، نهی شده است<ref>توبه/سوره۹، آیه۴. </ref>.<br/>
+
در حقوق اسلامی برای بیگانگان متعهد حقوقی به نحو عام درنظر گرفته شده که پناهندگان را نیز شامل می‌شود. از بررسی موارد مصرف خمس، [[زکات]]، انفال، موقوفات و [[رد مظالم]] استفاده می‌شود که نسبت به تمامی ساکنان کشور اسلامی از جمله پناهندگان رعایت حداقل معیشت ضرورت دارد و آیه «وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ» <ref>الرّحمن/سوره۵۵، آیه۱۰. </ref> امکان معیشتی موجود در زمین را برای عموم مردم دانسته است. امنیت اجتماعی و قضایی، کسب، دانش، آزادی مذهب و... از جمله حقوقی است که پناهندگان از آن برخوردارند. مسلمانان نباید حقوق پناهندگی را نقض کنند، مگر آن که پناهنده مرتکب خلافی شود یا نیرنگی به کار برد<ref> شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۴.</ref><ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۹۷. </ref>. قرآن می‌فرماید: «سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ؛ به زودی با جمعیتی روبه رو می‌شوید که می‌خواهند (برای حفظ منافع خود)، هم از ناحیه شما (مسلمانان) در امان باشند و هم از ناحیه قوم ( مشرک ) خودشان». قرآن در برابر این گروه شدت عمل به خرج داده، می‌فرماید: اگر به صلح واقعی روی نیاورند، با آنان همچون دشمنان مشرک خود برخورد کنید: «فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ»<ref> نساء/سوره۴، آیه۹۱. </ref>. نقض امان که خود نوعی نقض عهد به شمار می‌آید در قرآن شدیداً نکوهش شده<ref>رعد/سوره۱۳، آیه۲۵. </ref>. و [[وفای به عهد]] از مصادیق ایمان شمرده شده است<ref> بقره/سوره۲، آیه۱۷۷. </ref>. و به صورت خاص در مورد مشرکانی که پس از پیمان با مسلمانان برخلاف شرایط گام برندارند و کسی را بر ضد مسلمانان تقویت نکنند، نهی شده است<ref>توبه/سوره۹، آیه۴. </ref>.<br/>
 
مسلمانی که به کشوری خارجی پناهنده می‌شود مکلف است از پذیرش هر تعهدی که بر ضرر اسلام و مسلمانان است بپرهیزد، <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۴۱. </ref> چنان که متقابلا موظف است به همه پیمانهایی که  به طور مشروع می‌بندد وفادار باش<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.</ref>.<br/><ref>حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.</ref><ref>مائده/سوره۵، آیه۱. </ref>
 
مسلمانی که به کشوری خارجی پناهنده می‌شود مکلف است از پذیرش هر تعهدی که بر ضرر اسلام و مسلمانان است بپرهیزد، <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۴۱. </ref> چنان که متقابلا موظف است به همه پیمانهایی که  به طور مشروع می‌بندد وفادار باش<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.</ref>.<br/><ref>حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.</ref><ref>مائده/سوره۵، آیه۱. </ref>
 
فقیهان اقامت و سکونت قانونی مسلمان در دارالکفر را تنها به صورت امان مطرح کرده‌اند<ref>سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۹۰.</ref><ref>سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۲۰۵ - ۲۰۷.</ref><ref> حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۰۸.</ref>. در این صورت او موظف است از هرگونه اقدامی که به ضرر مسلمانان حتی بیگانگان باشد دوری کند <ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.</ref><ref>حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.</ref>. و حق ندارد به جان، حیثیت، امنیت و اموال بیگانگان کشور میزبان صدمه‌ای بزند و در برابر چنین اعمالی ضامن و موظف به جبران خسارت است و چنانچه چیزی از اموال آنان را با خود به عنوان قرض و عاریه به کشور اسلامی آورد مکلف به بازگرداندن آن خواهد بود <ref> شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۵.</ref><ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۰۷. </ref><ref>فقه سیاسی اسلام، ص۴۹۸.</ref>.، با این حال اگر پناهنده شدن به کشورهای غیر مسلمان و پذیرش تابعیت دولت غیر اسلامی مستلزم نوعی ولایت، استیلا، استعلا و حاکمیت آن دولت بر شخص مسلمان باشد، این گونه سلطه براساس آیات نفی سبیل، <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۴۱. </ref>. نفی ولایت کافران،<ref> آل عمران/سوره۳، آیه۲۸. </ref><ref>نساء/سوره۴، آیه۱۴۴. </ref> عدم رکون به مشرکان <ref>هود/سوره۱۱، آیه۱۱۳. </ref><ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۶.</ref><ref> المیزان، ج۱۱، ص۵۰- ۵۷. </ref>. و حدیث معروف نبوی «الاسلام یَعْلو و لا یُعلی علیه» <ref>بحارالانوار، ج۳۹، ص۴۷.</ref><ref>وسائل الشیعه، ج۱۷، ص ۳۷۶.</ref><ref>وسائل الشیعه، ج۱۷، ص ۴۶۰.</ref><ref>کنزالعمال، ج۱، ص۱۷.</ref>. به طور صریح نفی شده است، <ref>القواعد الفقهیه، ج۱، ص۲۰۴- ۲۰۵.</ref>. چنان که محاربی که تبعید شده و بخواهد به مشرکان پناهنده شود، چنانچه مشرکان او را پناه دهند با آنان جنگ و مقاتله می‌شود تا او را خارج کنند<ref>شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۲.</ref>.<br/><ref>جواهرالکلام، ج۴۱، ص۵۴.</ref><ref> النفی والتغریب، ص۴۱۲-۴۱۳.</ref>
 
فقیهان اقامت و سکونت قانونی مسلمان در دارالکفر را تنها به صورت امان مطرح کرده‌اند<ref>سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۹۰.</ref><ref>سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۲۰۵ - ۲۰۷.</ref><ref> حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۰۸.</ref>. در این صورت او موظف است از هرگونه اقدامی که به ضرر مسلمانان حتی بیگانگان باشد دوری کند <ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.</ref><ref>حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.</ref>. و حق ندارد به جان، حیثیت، امنیت و اموال بیگانگان کشور میزبان صدمه‌ای بزند و در برابر چنین اعمالی ضامن و موظف به جبران خسارت است و چنانچه چیزی از اموال آنان را با خود به عنوان قرض و عاریه به کشور اسلامی آورد مکلف به بازگرداندن آن خواهد بود <ref> شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۵.</ref><ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۰۷. </ref><ref>فقه سیاسی اسلام، ص۴۹۸.</ref>.، با این حال اگر پناهنده شدن به کشورهای غیر مسلمان و پذیرش تابعیت دولت غیر اسلامی مستلزم نوعی ولایت، استیلا، استعلا و حاکمیت آن دولت بر شخص مسلمان باشد، این گونه سلطه براساس آیات نفی سبیل، <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۴۱. </ref>. نفی ولایت کافران،<ref> آل عمران/سوره۳، آیه۲۸. </ref><ref>نساء/سوره۴، آیه۱۴۴. </ref> عدم رکون به مشرکان <ref>هود/سوره۱۱، آیه۱۱۳. </ref><ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۶.</ref><ref> المیزان، ج۱۱، ص۵۰- ۵۷. </ref>. و حدیث معروف نبوی «الاسلام یَعْلو و لا یُعلی علیه» <ref>بحارالانوار، ج۳۹، ص۴۷.</ref><ref>وسائل الشیعه، ج۱۷، ص ۳۷۶.</ref><ref>وسائل الشیعه، ج۱۷، ص ۴۶۰.</ref><ref>کنزالعمال، ج۱، ص۱۷.</ref>. به طور صریح نفی شده است، <ref>القواعد الفقهیه، ج۱، ص۲۰۴- ۲۰۵.</ref>. چنان که محاربی که تبعید شده و بخواهد به مشرکان پناهنده شود، چنانچه مشرکان او را پناه دهند با آنان جنگ و مقاتله می‌شود تا او را خارج کنند<ref>شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۲.</ref>.<br/><ref>جواهرالکلام، ج۴۱، ص۵۴.</ref><ref> النفی والتغریب، ص۴۱۲-۴۱۳.</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۴

پناهندگی به بلاد کفر

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ احکام غرب نشینان
۲ پناهندگی به کافران (قرآن)
۳ پناهندگی در فقه اسلامی
۴ فواید و مضرات پناهندگی

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ کفر به کتب آسمانی
۲ هجرت به سرزمین کفر و شرک
۳ دعوت به شرک
۴ فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق
۵ کفر به پیامبران
۶ کفر به خدا

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پناهندگی (قرآن)

به قرار گرفتن در حمایت دیگری بر اثر ناامنی پناهندگی می‌گویند.

تعریف پناهندگی

این واژه از ریشه پناه به معنای پشتیبان، حامی و نگهبان و جایی که می‌توان در آن از آزار و اذیت چیزی یا کسی در امان بود گرفته شده و حاصل مصدر و به معنای حالت و عمل پناهنده است[۱][۲][۳][۴] در اصطلاح سیاسی نیز به درخواست حمایت سیاسی از کشورهای دیگر بر اثر نداشتن امنیت، ترس از آزار و آسیب، تعقیب و مجازات در کشور خود گفته می‌شود[۵][۶].
[۷][۸] هراس از خطرها و پناه گزیدن در مکانی امن برای حفظ جان، امری غریزی و سبب گرایش انسان به سوی مکانهای امن است. در دولت شهرها، امپراتوریها و جوامع دینی کهن به این موضوع توجه شده است. به موجب احکام تورات شهرهایی برای پناه دادن به مجرمان اختصاص یافت و در یونان و روم قدیم معابد و کلیساهایی محل پناه شناخته شد و پناه آورندگان به آن از تعقیب در امان بودند [۹][۱۰][۱۱][۱۲].؛ همچنین مواردی از پناهندگی در ایران قبل از اسلام در منابع ادبی تاریخی گزارش شده است[۱۳]
[۱۴][۱۵]

اعطای پناهندگی پیش از اسلام

اعطای پناهندگی در میان عرب پیش از اسلام با صبغه مذهبی رایج بوده و قوانینی هم برای حمایت و پناه دادن به بیگانگانی که بدان قبایل می‌پیوستند وجود داشت [۱۶][۱۷]؛ همچنین مکانهای مقدسی مانند کعبه، پناهگاه به شمار می‌رفته و هرکس که در نزدیکی کعبه پناه می‌گرفته از هرگونه تعقیب و خطری در امان بوده است [۱۸][۱۹][۲۰]، چنان که این سنت پس از اسلام نیز استمرار یافته و در آیات ۱۲۵ بقره [۲۱]. آل عمران۹۷ [۲۲] و... پناهندگی به خانه خدا (کعبه) سبب ایمنی از هرگونه تعرض و آسیبی دانسته شده است.
واژه‌های «آووا» از ریشه ایواء [۲۳][۲۴]. «مَلجَا» [۲۵]. و در مواردی نیز آیاتی با وجود قرائنی [۲۶][۲۷] به موضوع پناهندگی ارتباط دارند.

سنت استجاره

سنت استجاره به معنای درخواست حمایت از شخص یا قبیله‌ای که در قرآن بدان اشاره شده [۲۸]. در نظام قبیله‌ای عرب رواج داشته است. پس از گسترش دین اسلام و اختلاط اجتماعی اقوام مختلف، نهادهای اجتماعی آنان از جمله سنن ایرانیان و اعراب به همراهی تعالیم قرآن از منابع عمده حمایت از پناهنده و رعایت اصول پناهندگی بوده است[۲۹].

پناهندگی در عصر کنونی

در عصر کنونی پناهندگی مفهوم و اهمیتی حقوقی، به ویژه در عرصه بین المللی یافته است. با پیدایش گروه‌های بزرگ آواره و پناهندگان، تعریف آواره و پناهنده و تعیین صلاحیت سازمانهایی که قصد حمایت از این افراد را دارند ضرورت یافته است.
با گذشت زمان انگیزه‌های پناهندگی از اشکال ساده خود به صورتهای پیچیده تری تغییر یافت. مفهوم پناهندگی از حفاظت افراد در برابر انتقام دیگران به حمایت ناراضیان در برابر قدرت رژیمها تغییر یافت و انگیزه‌های مذهبی و اقتصادی و سیاسی موجب پناهندگی افراد یا اتخاذ سیاستهای اخراج و پذیرش از طرف دولتها شد.
امروزه با توجه به ظهور پدیده دولت ملت و آزادی مسلمانان در برخی کشورهای غیر اسلامی، در کنار وجود استبداد در برخی کشورهای اسلامی، هر نوع پناهندگی دلیل بر پشت کردن به کشور و ملت خویش و بی علاقگی به وطن و دین خود نمی‌تواند باشد[۳۰].
مفهوم امان و پناهندگی در اسلام بر تقسیم بندی عقیدتی مرزها به دارالاسلام و دارالکفر مبتنی است که با مبنای تقسیم کشورها بر پایه دولت، کشور در حقوق بین الملل امروز تفاوت دارد، با این حال گرچه عقد امان به طور دقیق با پناهندگی در حقوق بین الملل منطبق نیست؛ ولی بخش زیادی از حقوق و تکالیفی که امروزه در حقوق بین الملل برای پناهندگان شناخته می‌شود (مانند امنیت اجتماعی، امنیت قضایی، امنیت شغلی، حق کسب (().).، دانش، آزادی مذهبی و...) در منابع اسلامی برای پناهنده قابل شناسایی است[۳۱]
[۳۲][۳۳]

نمونه‌های قرآنی پناهندگی

نمونه‌هایی از پناه دادن و پناهندگی را در داستان انبیا و پیامبراسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان در قرآن کریم می‌توان یافت:

پناهندگی موسی به مدین

داستان فرار حضرت موسی (علیه السلام) از مصر به سوی مدین بر اثر ترس از فرعونیان و دلداری و امید دادن حضرت شعیب به او مبنی بر این که از دست فرعونیان ستمگر نجات یافته است، در آیات ۲۰ - ۲۵ قصص [۳۴] گزارش شده است:«فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ... وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»[۳۵]
[۳۶][۳۷]

پناهندگی مسلمانان به حبشه

در سال پنجم بعثت گروهی از مسلمانان مکه برای رهایی از آزار قریش و دستیابی به محیطی آرام برای اقامه شعایر دینی و پرستش خدای یگانه بنا به توصیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) مکه را ترک کردند و به نجاشی پادشاه حبشه پناهنده شدند. به عقیده برخی مفسران و تاریخ نگاران آیات ۴۱ - ۴۲ نحل [۳۸] در این باره نازل شده است[۳۹][۴۰][۴۱][۴۲].:«وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ • الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ».

پناهندگی مسلمانان به مدینه

خداوند در آیات ۲۶ انفال [۴۳][۴۴] و نیز ۷۲ - ۷۴ انفال [۴۵]. انصار را به دلیل پناه دادن به مهاجران صدر اسلام در مدینه و یاری رساندن به آنان ستوده و در شمار مؤمنان واقعی معرفی کرده است:«وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا...»[۴۶].
از هجرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه نیز به عنوان نوعی پناهندگی یاد می‌شود؛ اما نباید فراموش کرد که این هجرت به فرمان الهی صورت پذیرفته است[۴۷]. در پی شدت آزار و اذیت مشرکان نسبت به پیامبر و توطئه دستگیر و زندانی کردن و قتل پیامبر [۴۸][۴۹][۵۰]. و دعوت بیعت کنندگان عقبه دوم و پیمان آنان مبنی بر حمایت و دفاع از آن حضرت، [۵۱][۵۲]. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه هجرت کردند[۵۳]
[۵۴][۵۵] رفتار مردم یثرب با رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) و سایر مهاجران مانند اصحاب صفه، از سنن قبایل عرب در پذیرش مهمان و پناهنده سرچشمه می‌گیرد[۵۶] اصحاب صفّه نومسلمانانی بودند که بر اثر تهدیدهای موجود، موقعیت، دارایی و خانه‌های خود را رها کرده بودند تا در سایه امنیتی که در مدینه برای مسلمانان فراهم آمده بود در کنار دیگر مسلمانان با پیامبر اکرم باشند[۵۷].

پناهندگی زنان مؤمن به مسلمانان

بر اساس یکی از مواد پیمان حدیبیه می‌بایست هرگاه یکی از اهل مکه به مسلمانان پناه آورد، به کفار بازگردانده شود؛ اما اگر کسی از مسلمانان اسلام را رها کرد و به مشرکان پناهنده شد می‌توانند او را باز نگردانند.
در همان زمان زنی اسلام را پذیرفت و به مسلمانان پیوست. همسرش نزد پیامبر آمد و خواستار استرداد وی شد. آیه ۱۰ ممتحنه [۵۸] خطاب به مسلمانان می‌فرماید: نسبت به مدعیان ایمان که به شما پناه می‌آورند هوشیار بوده، زنان باایمان را که به شما پناه می‌آورند بیازمایید و هرگاه آنان را مؤمن یافتید به سوی کفار بازنگردانید؛ نه آن‌ها برای کافران حلال اند نه کافران برای آنان و آنچه همسران آن‌ها پرداخته‌اند بپردازید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ... فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ...». در حقیقت آیه زنان را از بازگرداندن به کفار که در پیمان حدیبیه آمده استثنا می‌کند[۵۹]
[۶۰][۶۱] آیه ۱۱ ممتحنه[۶۲] از مؤمنان می‌خواهد هرگاه زنی از همسران شما به سوی کافران رفت و کفار مهریه مورد مطالبه شما را ندادند، آن را از غنایم جنگی به صاحب حق بپردازید:«وَإِنْ فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُمْ مِثْلَ مَا أَنْفَقُوا...»[۶۳][۶۴]. مفسران افراد زیر را از مصادیق آیه برشمرده‌اند. ام الحکم بنت ابی سفیان، فاطمه بنت ابی امیه بن مغیره خواهر ام سلمه، کلثوم یا ام کلثوم بنت جرول، شهبه بنت غیلان و عبده بنت عبدالعزی[۶۵].
[۶۶] افزون بر موارد بالا، مفسران موارد دیگری را نیز در ارتباط با مفهوم پناهندگی دانسته‌اند؛ در جنگ خندق هنگام محاصره مدینه منافقان مردم را به فرار و پناهندگی به مشرکان ترغیب و تشویق می‌کردند [۶۷][۶۸][۶۹]. همچنین از آرزوی منافقان بر پناه بردن به خارج از جامعه اسلامی یاد شده است [۷۰].:«لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ»[۷۱]
مواردی از ترک کشور اسلامی و پناهندگی به کافران در صدر اسلام گزارش شده است؛ پسران ابوالحصین مرتد شده، به روم پناهنده شدند و در پی درخواست پدرشان از پیامبر که آنان را به اسلام بازگرداند، آیه ۲۵۶ بقره[۷۲]. نازل شد و تحمیل دین را نفی کرد و ازاین رو پیامبر به تعقیب آنان نپرداخت[۷۳][۷۴]. بشیر بن ابیرق نیز که از انصار بود مرتد و به مشرکان مکه پناهنده شد و آیه ۱۱۵ نساء[۷۵]. دربارهٔ او نازل گردید[۷۶].
[۷۷]

حقوق و تکالیف پناهندگان

در حقوق اسلامی برای بیگانگان متعهد حقوقی به نحو عام درنظر گرفته شده که پناهندگان را نیز شامل می‌شود. از بررسی موارد مصرف خمس، زکات، انفال، موقوفات و رد مظالم استفاده می‌شود که نسبت به تمامی ساکنان کشور اسلامی از جمله پناهندگان رعایت حداقل معیشت ضرورت دارد و آیه «وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ» [۷۸] امکان معیشتی موجود در زمین را برای عموم مردم دانسته است. امنیت اجتماعی و قضایی، کسب، دانش، آزادی مذهب و... از جمله حقوقی است که پناهندگان از آن برخوردارند. مسلمانان نباید حقوق پناهندگی را نقض کنند، مگر آن که پناهنده مرتکب خلافی شود یا نیرنگی به کار برد[۷۹][۸۰]. قرآن می‌فرماید: «سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ؛ به زودی با جمعیتی روبه رو می‌شوید که می‌خواهند (برای حفظ منافع خود)، هم از ناحیه شما (مسلمانان) در امان باشند و هم از ناحیه قوم ( مشرک ) خودشان». قرآن در برابر این گروه شدت عمل به خرج داده، می‌فرماید: اگر به صلح واقعی روی نیاورند، با آنان همچون دشمنان مشرک خود برخورد کنید: «فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ»[۸۱]. نقض امان که خود نوعی نقض عهد به شمار می‌آید در قرآن شدیداً نکوهش شده[۸۲]. و وفای به عهد از مصادیق ایمان شمرده شده است[۸۳]. و به صورت خاص در مورد مشرکانی که پس از پیمان با مسلمانان برخلاف شرایط گام برندارند و کسی را بر ضد مسلمانان تقویت نکنند، نهی شده است[۸۴].
مسلمانی که به کشوری خارجی پناهنده می‌شود مکلف است از پذیرش هر تعهدی که بر ضرر اسلام و مسلمانان است بپرهیزد، [۸۵] چنان که متقابلا موظف است به همه پیمانهایی که به طور مشروع می‌بندد وفادار باش[۸۶].
[۸۷][۸۸] فقیهان اقامت و سکونت قانونی مسلمان در دارالکفر را تنها به صورت امان مطرح کرده‌اند[۸۹][۹۰][۹۱]. در این صورت او موظف است از هرگونه اقدامی که به ضرر مسلمانان حتی بیگانگان باشد دوری کند [۹۲][۹۳]. و حق ندارد به جان، حیثیت، امنیت و اموال بیگانگان کشور میزبان صدمه‌ای بزند و در برابر چنین اعمالی ضامن و موظف به جبران خسارت است و چنانچه چیزی از اموال آنان را با خود به عنوان قرض و عاریه به کشور اسلامی آورد مکلف به بازگرداندن آن خواهد بود [۹۴][۹۵][۹۶].، با این حال اگر پناهنده شدن به کشورهای غیر مسلمان و پذیرش تابعیت دولت غیر اسلامی مستلزم نوعی ولایت، استیلا، استعلا و حاکمیت آن دولت بر شخص مسلمان باشد، این گونه سلطه براساس آیات نفی سبیل، [۹۷]. نفی ولایت کافران،[۹۸][۹۹] عدم رکون به مشرکان [۱۰۰][۱۰۱][۱۰۲]. و حدیث معروف نبوی «الاسلام یَعْلو و لا یُعلی علیه» [۱۰۳][۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶]. به طور صریح نفی شده است، [۱۰۷]. چنان که محاربی که تبعید شده و بخواهد به مشرکان پناهنده شود، چنانچه مشرکان او را پناه دهند با آنان جنگ و مقاتله می‌شود تا او را خارج کنند[۱۰۸].
[۱۰۹][۱۱۰]

فهرست منابع

بحارالانوار؛
بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی؛
برهان قاطع؛
تاریخ الیعقوبی؛
التبیان فی تفسیر القرآن؛
تفسیر راهنما؛
تفسیر العیاشی؛
تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر؛
جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛
الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛
جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام؛
حقوق اقلیت‌ها بر اساس قرارداد ذمه؛
حقوق بین الملل خصوصی؛
دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه؛
الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور؛
روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم؛
روض الجنان و روح الجنان؛
زادالمسیر فی علم التفسیر؛
سلسله الینابیع الفقهیه؛
السیره النبویه، ابن هشام؛
شاهنامه فردوسی؛
غررالتبیان فی من لم یسم فی القرآن؛
شرایع الاسلام؛
الطبقات الکبری؛
فرهنگ بزرگ سخن؛
فرهنگ زبان فارسی؛
فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی؛
فرهنگ علوم سیاسی، بابایی؛
فرهنگ فارسی؛
فقه سیاسی؛
فقه سیاسی اسلام؛
قاموس کتاب مقدس؛
قصص الانبیاء، ابن کثیر؛
قصص الانبیاء، نجار؛
القواعد الفقهیه؛
کتاب مقدس؛
کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال؛
لغت نامه؛
مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛
المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام؛
المیزان فی تفسیر القرآن؛
نامه مفید؛
النفی والتغریب فی مصادر التشریع الاسلامی؛
وسائل الشیعه؛
الهجره فی القرآن الکریم.

پا نویس

  1. برهان قاطع، ص۲۶۷ - ۲۶۸.
  2. لغت نامه، ج۴، ص۴۹۹۶.
  3. فرهنگ فارسی، ج۱، ص۸۱۴.
  4. فرهنگ زبان فارسی، ص۱۹۷. «پناه، پناهندگی»
  5. فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی، ص۳۲۸.
  6. فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی، ص۳۶۱.
  7. فرهنگ علوم سیاسی، بابایی، ص۱۳۱.
  8. فرهنگ بزرگ سخن، ج۲، ص۱۴۱۸-۱۴۱۹، «پناهندگی».
  9. کتاب مقدس، اعداد، ۳۵:۱۳ - ۳۵.
  10. کتاب مقدس، اعداد، تثنیه، ۱۹:۴- ۱۳.
  11. قاموس کتاب مقدس، ص۵۴۱.
  12. فرهنگ علوم سیاسی، بابایی، ص۱۳۲ - ۱۳۳.
  13. شاهنامه فردوسی، ج۳، ص۵۲۶.
  14. لغت نامه، ج۴، ص۴۹۹۶.
  15. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۱۳ - ۱۸.
  16. المفصل، ج۵، ص۴۲۱.
  17. المفصل، ج۵، ص۶۳۰.
  18. جامع البیان، مج ۳، ج۴، ص۱۵ - ۲۰.
  19. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۸۸ - ۱۸۹.
  20. التبیان، ج۲، ص۵۳۷.
  21. بقره/سوره۲، آیه۱۲۵.
  22. آل عمران/سوره۳، آیه۹۷.
  23. انفال/سوره۸، آیه۷۲.
  24. انفال/سوره۸، آیه۷۴.
  25. توبه/سوره۹، آیه۵۷.
  26. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰.
  27. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰ - ۱۱.
  28. توبه/سوره۹، آیه۶.
  29. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۲ - ۲۳.
  30. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۶۵.
  31. حقوق اقلیتها، ص۲۰۳.
  32. ولایه الفقیه، ص۷۲۳ به بعد.
  33. نامه مفید، ش ۱، ص۱۶۷ - ۱۷۳، «بررسی تطبیقی حقوق پناهندگی در فقه و اسناد بین المللی».
  34. قصص/سوره۲۸، آیه۲۰-۲۵.
  35. قصص الانبیاء، ابن کثیر، ج۲، ص۱۸.
  36. قصص الانبیاء، نجار، ص۱۶۳ - ۱۶۷.
  37. الهجره فی القرآن، ص۲۱۸.
  38. نحل/سوره۱۶، آیه۴۱-۴۲.
  39. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۹.
  40. السیره النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۳۲۱.
  41. تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۵۹۱.
  42. تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۷۱.
  43. انفال/سوره۸، آیه۲۶.
  44. مجمع البیان، ج۴، ص۸۲۲.
  45. انفال/سوره۸، آیه۷۲-۷۴.
  46. انفال/سوره۸، آیه۷۴.
  47. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص۲۵.
  48. جامع البیان، مج ۹، ج۱۵، ص۳۹.
  49. السیره النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۸۰ -۴۸۲.
  50. انفال/سوره۸، آیه۳۰.
  51. السیره النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۴۳۸-۴۴۴.
  52. الطبقات، ج۱، ص۱۷۲.
  53. غرر التبیان، ص۴۱۹.
  54. روح المعانی، مج ۱۲، ج۲۱، ص۲۵۷.
  55. الهجره فی القرآن، ص۳۳۱.
  56. بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی مسأله پناهندگی، ص ۲۵.
  57. الطبقات، ج۱، ص۱۹۶.
  58. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.
  59. مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۰-۴۱۱.
  60. روض الجنان، ج۱۹، ص۱۶۲.
  61. الدرالمنثور، ج۸، ص۱۳۲.
  62. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۱.
  63. مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۲.
  64. المیزان، ج۱۹، ص۲۴۵.
  65. مجمع البیان، ج۹، ص۴۱۳.
  66. تفسیر قرطبی، ج۱۸، ص۴۷.
  67. مجمع البیان، ج۸، ص۵۴۴-۵۴۵.
  68. زادالمسیر، ج۶، ص۳۵۶-۳۶۱.
  69. احزاب/سوره۳۳، آیه۱۳.
  70. راهنما، ج۷، ص۱۴۵- ۱۴۶.
  71. توبه/سوره۹، آیه۵۷.
  72. بقره/سوره۲، آیه۲۵۶.
  73. جامع البیان، مج ۳، ج۳، ص۲۲.
  74. مجمع البیان، ج۲، ص۶۳۰.
  75. نساء/سوره۴، آیه۱۱۵.
  76. مجمع البیان، ج۳، ص۱۶۹.
  77. الدرالمنثور، ج۲، ص۲۱۶.
  78. الرّحمن/سوره۵۵، آیه۱۰.
  79. شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۴.
  80. جواهرالکلام، ج۲۱، ص۹۷.
  81. نساء/سوره۴، آیه۹۱.
  82. رعد/سوره۱۳، آیه۲۵.
  83. بقره/سوره۲، آیه۱۷۷.
  84. توبه/سوره۹، آیه۴.
  85. نساء/سوره۴، آیه۱۴۱.
  86. فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.
  87. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.
  88. مائده/سوره۵، آیه۱.
  89. سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۹۰.
  90. سلسله الینابیع الفقهیه، ج۱، ص۲۰۵ - ۲۰۷.
  91. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۱۰۸.
  92. فقه سیاسی، ج۳، ص۲۳۵.
  93. حقوق بین الملل خصوصی، ج۱، ص۴۵۹.
  94. شرایع الاسلام، ج۱، ص۳۱۵.
  95. جواهرالکلام، ج۲۱، ص۱۰۷.
  96. فقه سیاسی اسلام، ص۴۹۸.
  97. نساء/سوره۴، آیه۱۴۱.
  98. آل عمران/سوره۳، آیه۲۸.
  99. نساء/سوره۴، آیه۱۴۴.
  100. هود/سوره۱۱، آیه۱۱۳.
  101. مجمع البیان، ج۵، ص۳۰۶.
  102. المیزان، ج۱۱، ص۵۰- ۵۷.
  103. بحارالانوار، ج۳۹، ص۴۷.
  104. وسائل الشیعه، ج۱۷، ص ۳۷۶.
  105. وسائل الشیعه، ج۱۷، ص ۴۶۰.
  106. کنزالعمال، ج۱، ص۱۷.
  107. القواعد الفقهیه، ج۱، ص۲۰۴- ۲۰۵.
  108. شرایع الاسلام، ج۴، ص۱۸۲.
  109. جواهرالکلام، ج۴۱، ص۵۴.
  110. النفی والتغریب، ص۴۱۲-۴۱۳.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت:94/11/07