فرهنگ مصادیق:هجرت به سرزمین کفر و شرک
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | مهاجرت و پذيرش ولايت کفار؟ |
| ۲ | مهاجرت |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | پناهندگی به بلاد کفر |
| ۲ | کفر به کتب آسمانی |
| ۳ | دعوت به شرک |
| ۴ | فحش دادن به سران کفر و شرک و نفاق |
| ۵ | کفر به پیامبران |
| ۶ | کفر به خدا |
| ۷ | هجرت |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
احکام هجرت به مغرب زمین و زندگی در بلاد غیر اسلامی
احکام هجرت به مغرب زمین و زندگی در بلاد غیر اسلامی از کتاب ( فقه برای غرب نشینان )
هر مسلمانی در میهن خویش زاده میشود و خواه و ناخواه از آموزش و ارزشهای اسلامی سیراب میگردد و با آداب دینی و از هدایتهای خاص الهی بهره مند و از راههای شناخته شده، حرکت میکند. اگر تقدیر چنان میشد که آن مسلمان نیز در بلاد غیر اسلامی به دنیا بیاید، تأثیرات محیط در افکار، آراء و نظرات او به طور طبیعی انعکاس مییافت و قهراً با آداب و عادات این زادگاه رشد میکرد مگر کسی که از سوی پروردگار مصونیت یابد.
تأثیر محیطهای غیر اسلامی با وضوع بیشتری در آداب و رفتار نسل دوم یعنی فرزندان آشکار میشود و به همین جهت اسلام برای تعرّب پس از هجرت احکامی خاص و موضع گیری ویژهای دارد و آن در روایات از گناهان کبیره بر شمرده شده است و حتی در برخی، از جمله هشت گناه که از بزرگترین اند، به حساب آمده است.
ابو عبدالله (ع) فرمود: هفت چیز از گناهان کبیره است: آدم کشی قصد و عمدی، شرک به خدا، نسبت زنا به یک زن عفیف و پاکدامن، رباخواری پس از بیّنه، فرار از میدان جنگ، تعرّب پس از هجرت (که همان بازگشت به دامن شرک و کفر[۱]. عقوق والدین و مال یتیم خوری از روی ظلم و ستم و مفاد تعرّب و شرک، یکی است[۲]. و محمد بن مسلم از امام صادق (ع) روایت کرده که گناهان هفت چیز است:
آدم کشی عمدی، نسبت زنا به انسان پاکدامن، فرار از میدان جنگ، تعرّب پس از هجرت، خوردن مال یتیم از راه حرام و ستم، رباخواری پس از ثبوت و هر آنچه خدا به انجام آن تهدید به آتش فرموده است.[۳] و عبید بن زراره گفت: از امام ششم راجع به گناهان کبیره سؤال کردم
فرمود: آنها در کتاب علی (ع) هفت چیزند: کفر، آدم کشی، عقوق والدین، رباخواری پس از ثبوت، خوردن مال یتیم از راه ظلم و ستم، فرار از میدان جنگ و تعرّب پس از هجرت، راوی در ادامه سخن گفت از امام پرسیدم: آیا گناهان کبیره همین هایند؟ فرمود: آری[۴].
و امام رضا (ع) در حدیثی، علت قباحت تعرّب پس از هجرت را چنین بیان کرد: کسی که از دامن اسلام به کفر پناه میبرد ایمن از این نیست که دانستههای خود را رها کند و به جهل و جهالت رو نماید و با اهل جاهلیت همراه شود وبه جمع نادانان بپیوندد[۵].
معنای این حدیث آن نیست که ورود به بلاد کفر و کشورهای غیر اسلامی به طور کلی حرام است. به عکس، برخی روایتها بدین جهت که مسلمان در آنجا به برخی آرمانهای اسلامی میرسد به چنان هجرت، اجر و پاداش وعده داده شده است.
حماد سندی گوید: به امام جعفر بن محمد صادق گفتم: من به کشورهای مشرکان سفر میکنم و برخی دوستانم می گوینداگر در آنجا بمیری با کافران محشور خواهی شد! امام در پاسخ فرمود: ای حمّاد، اگر در آنجا و در چنان کشوری به سر بری و مرام ما را رواج دهی و مردم را به سوی حق و حقیقت فراخوانی و در همانجا درگذری به تنهایی، یک امت محشور میشوی و نور تو پیشاپیش میدرخشد[۶]. به موجب این روایت و بر اساس ادلّه شرعی دیگر، فقهای ما فتاوی ذیل را صادر کردهاند:
مسئله ۱ـ مسافرت به بلاد غیر اسلامی به قصد نشر احکام دینی و تبلیغ اسلامی در صورتی که نسبت به دین و ایمان خود و فرزندان خردسالش ایمن باشد، نیکوست. حضرت محمد (ص) خطاب به علی (ع) فرمود: این که خدا به وسیله تو بندهای از بندگانش را هدایت کند برای تو بهتر ازهر آن چیزی است که از شرق تا غرب، آفتاب بر آن میتابد[۷].
مردی از پیامبر (ص) خواهش کرد که برای او سفارشی بفرماید.
رسول خدا به او فرمود: تو را سفارش میکنم که برای خدا شریک قرار ندهی و ... و مردم را به سوی اسلام فرا بخوانی و بدان که برای تو در برابر هر یک نفری که به دعوت تو به راه میآید و هدایت مییابد، ثواب آزاد کردن یک برده آن هم از فرزندان یعقوب (ع) راخواهند نوشت[۸].
مسئله ۲ـ هر مسلمانی میتواند به هر کشور غیر اسلامی مسافرت کند اگر یقین و یا اطمینان داشته باشد که چنان سفری بر دین او و یا منسوبین وی، اثر منفی و آسیبی ندارد.
مسئله ۳ـ جایز است مسافرت به هر کشور غیر اسلامی و حتی اقامت گزیدن در آنها هر گاه چنان مسافرتی مانع از انجام مسئولیتهای شرعی نسبت به خود و یا عائله اش پیش نیاورد چه در حال و چه در آینده.
مسئله ۴ـ حرام است مسافرت به کشورهای غیر مسلمان اعم از شرق، غرب و به هر نیت اعم از گردش و سیاحت، تجارت و بازرگانی، اقامت دائم و یا موقّت و یا جز آنها، اگر چنان مسافرتی موجب نقصان دین او باشد[۹].
مسئله ۵ـ اگر همسر شخصی یقین کند که مسافرت به غرب به همراه شوهرش، کاستی در دین او را سبب خواهد شد، چنان سفری برای او حرام میباشد.
مسئله ۶ـ هر گاه فرزندان بالغ اعمّ از دختر و یا پسر یقین کنند که مسافرت به کشورهای خارج، همراه پدر و یا مادر، در دین آنان کاستی به وجود میآورد، چنان سفری حرام است.
مسئله ۷ـ مقصود فقهاء از نقص دین، ارتکاب فعل حرام اعم از گناه صغیره و یا کبیره مانند میخوارگی و زنا کاری، مردار خواری و نوشیدن مایعات حرام و هر کار حرام دیگر است و یا مراد از نقص دین، ترک واجبات است مثل نماز، روزه، حج و یا دیگر واجبات شرعی.
مسئله ۸ـ اگر ضرورت ایجاب کند یک مسلمان به کشورهای غیر اسلامی سفر کند و آن سفر موجب نقص دین او میشود چنین ضرورتی مثل نجات خود از مرگ حتمی و نظایر آن، مجوّز چنان مسافرتی میشود و باید به حد لازم و ضرورتی اکتفا کند و زیاده بر آن روا نیست.
مسئله ۹ـ مسللمانی که به کشور غیر اسلامی رفته است باید به میهن خود برگردد اگر بداند که ماندن او در کشور به نقصان دین و ایمان او و فرزندانش، کشیده میشود[۱۰]. (و نقصان در دین و ایمان، با ترک واجبات و ارتکاب محرمات، تحقق مییابد) مگر آن که برگشتن به میهن اسلامی او را در خطر مرگ و یا زحمت فوق العاده بیندازد و یا ضرورتی پیش اید که موجب رفع تکلیف شود همانند ضرورت داعی به جواز خوردن مردار برای حفظ جان از خطر مرگ.
مسئله ۱۰ـ سفری که سفر معصیت محسوب میشود حرام است و مسافر باید نماز را تمام بخواند و روزه اش را هم در ماه رمضان باید بگیرد.
مسئله ۱۱ـ اگر پدر و مادر با مسافرت فرزندشان به سبب دلسوزی مخالفت کنند و آن مسافرت موجب آزار و اذیت ایشان شود و یا آنان نمیتوانند دوری فرزندشان را تحمل کنند بدون این که فرزند هم ضرری ببیند، چنان مسافرتی حرام میباشد.
مسئله ۱۲ـ اگر جان، مال و یا آبروی مسلمانی مورد تعدّی و تجاوز واقع شود و حفظ آن و به دست اوردن حق در پرتو پناهندگی به یک سازمان رسمی میسر باشد چنین پناهندگی جایز است.۱
و اینک به برخی استفتائات و پاسخها در زمینه مهاجرت به کشورهای غیر اسلامی توجه کنید.
مسئله ۱۳ـ معنای تعرّب پس از هجرت که از گناهان کبیره است، چیست؟
جواب: برخی فقها فرمودهاند در این زمان معنای جمله آن است که انسان در سرزمینی اقامت کند که دین و ایمانش کاستی پذیرد. و منظور آن است که او سرزمین اسلامی را که میتوانست معارف دینی و احکام شرعی را بیاموزد و واجبات تکالیف خود را انجام دهد و محرمات را ترک نماید رها و به کشوری برود که همه و یا بعضی آنها را نتواند به جا آورد.
مسئله ۱۴ـ مسلمانی که در اروپا، و یا امریکا و یا هر کشور غیر اسلامی سکونت دارد احساس میکند که از محیط دینی که در آن نشأت یافته و تربیت شده، دور میشود نه صدای قرآن به گوشش میخورد و نه آوای اذان میشنود و نه زیارت مشاهد برایش میسر است و به طور کلی از فضاهای روحانی و معنوی محروم میگردد آیا ترک چنین محیط و اوضاع و احوال و مانند آنها مثل عدم شرکت در امور خیریه و عدم توفیق شرکت در کارهای نیکو، نقصان در دین حساب میشود؟
جواب: ترک چنان اموری نقصان در دین محسوب نمیشود اما دوری از فضاهای دینی که کم کم به ضعف ایمان و ترک واجبات و یا انجام برخی محرمات بکشد هر چند حرامهای کوچک، پیش آمدن چنین وضعی در اثر سفر و اقامت در بلاد کفر، موجب حرمت آن میشود.
مسئله ۱۵ـ برخی مسلمانانی که در اروپا و یا آمریکا سکونت دارند گاهی حرامهایی را مرتکب میشوند که اگر در کشورهای اسلامی خود میبودند آنها را انجام نمیدادند زیرا مظاهر عادی زندگی در غرب احیاناً انان را به انجام آن کارها میکشاند هر چند که راغب نباشد آیا چنین وضعی نقصان و کاستی در دین به حساب میآید و موجب حرمت سکونت در آن جا میشود؟
جواب: بلی مگر آن که آن سلسله امور از گناهان صغیره باشند و بدون تکرار و گاهی، پیش بیایند.
مسئله ۱۶ـ معنای تعرب پس از هجرت آن شد که انسان راز کشور اسلامی به بلاد کفر رود و دین و دانش او را به کاستی گذارد و جهل و نا آگاهی اش فزونی یابد در این صورت انسان مهاجر باید مراقبت بیشتری کند تا به مرور زمان دین و ایمانش کاستی نیابد و جهل و نا آگاهی اش افزون نگردد؟
جواب: مراقبت زیاد آنگاه لازم است که ترک آن موجب نقصان دین و ایمان او در حدودی که بیان شد، بشود.
مسئله ۱۷ـ یک مبلّغ اسلامی که علاقمند حفظ شئون دینی خویش هم هست اگر زمینه وقوع در گناه برایش فراهم و بیش از پیش آلودگی به گناه پیش اید مانند عاملهای برهنگی و فحشائ و دیگر ویژگیهای شهرهای مغرب زمین آیا در این صورت واجب است او به میهن اسلامی خود بازگردد و اقامت در بلاد غرب برای او حرام میشود؟
جواب: اگر ارتکاب برخی گناهان صغیره احیاناً برای او پیش آید اقامت در آنجا برایش حرام نمیشود به خصوص اگر اطمینان داشته باشد که تدریجاً به گناهان بزرگتر کشیده شد.
مسئله ۱۸ـ مسلمانی که از نقصان دین و ایمان فرزندانش بیمناک است اقامت در کشورهای غربی بر او محرام میشود؟
جواب: بلی، همانند بیم از نقصان دین و ایمان خود او.
مسئله ۱۹ـ آیا بر کسانی که در اروپا و یا آمریکا و امثال آن سکونت دارند واجب است که زبان عربی را که لغت قرآن است به فرزندانشان یاد دهند بدین سبب که اولاً: آن زبان قرآن کریم است و ثانیاً: ندانستن آن سرانجام به نا آگاهی نسبت به منابع شرع میکشد و در نتیجه شناخت دینی و کم و اسلامیت رو به کاستی و ضعف میگذارد؟
جواب: آموزش زبان عربی آن مقدار که در انجام فرایض دینی، عربی بودن شرط است مثل قرائت نماز و سوره و دیگر ذکرهای نماز واجب میشود و اما بیش از آن واجب نیست در صورتی که بتواند معارف دینی و تکالیف شرعی را که لازم است بداند به زبان اجنبی بیاموزد. و مستحب است قرآن را به بچهها بیاموزند بلکه بهتر است که زبان عربی را به طور کلی به آنان یاد بدهند به طور محکم و ریشه دار تا بتوانند از منابع شرع در زمینه معارف اسلامی به کمک لغت عربی، بهره مند شوند و مقدم بر همه آنها قرآن کریم، سنّت نبودی و روایات ائمه اهل بیت (ص) میباشند.
مسئله ۲۰ـ مسلمانی که میتواند به یک کشور اسلامی برود و در آنجا زندگی کند هر چند که از جنبه اقتصادی مشکلاتی برایش پیش میآید آیا واجب است او مهاجرت کند و بلاد مغرب زمین را ترک گوید؟
جواب: واجب نمیشود مگر زمانی که بر خویشتن از نقصان دین و ایمانش با آن بیان که توضیح دادیم در صورت سکونت در مغرب زمین، ایمن نباشد.
مسئله ۲۱ـ مسلمانی که میتواند غیر مسلمانان را به اسلام فرا خواند و یا اعتقاد مسلمانان ساکن در یک کشور غیر اسلامی را محکم کند بی آنکه بر نقصان و کاستی دین و ایمان خود بیمناک باشد ایا بر چنین مسلمانی تبلیغ دین واجب میشود؟
جواب: بلی، بر او و کلیه کسانی که چنان توانایی را دارند تبلیغ دینی واجب کفایی است.
مسئله ۲۲ـ آیا انسان میتواند گذرنامه شخص دیگری را بخرد و یا عکس آن را عوض کند تا بدان وسیله بتواند به یک کشور غیر اسلامی برود و سپس به مسئولین آن کشور وضع خود را اعلام کند؟
جواب: چنین کاری، مجاز نمیباشد.
مسئله ۲۳ـ در غالب کشورهای غیر اسلامی منکرات و فحشاء رواج دارد و مدام در خیابانها و مدرسهها و صفحات تلویزیون و امثال آن به چشم میخورد، آیا جایز است در چنین کشورهایی اقامت گزید با این وجود که انتقال به کشور اسلامی میسر است هر چند که مشکلات اقامتی، ضرر و زیان مادی و تنگی معیشت و کاستی رفاه و آسایش پیش خواهد آمد؟
و اگر اقامت در چنان کشور غیر اسلامی جایز باشد به جبران برخی امور میتواند به تبلیغ دین بین مسلمانان اهتمام بورزد، واجبات را تذکر و یاد دهد و محرمات را برای ایشان بشناساند؟
جواب: اگر اقامت در آن کشورها مانع از التزام به وظایف شرعی نسبت به خود و خانواده اش در حال کنونی و یا در آینده نباشد، چنان اقامتی حرام نیست وگرنه اقامت جایز نخواهد بود هر چند که به تبلیغ دینی بپردازد و خدا داناست.
پا نویس
- ↑ اصلاحی است حدیثی بدین معنا که مسلمان اگر پس از مسلمانی و اشنایی با فرهنگ توحید دورباره به فرهنگ ضد توحید و ارزشهای شرک آلود بر گردد گویا پس از هجرت از کفر باز به سوی آن بیرگشته.
- ↑ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۸۱.
- ↑ همان، ص ۲۷۷.
- ↑ اصول کافی، ج۲، ص ۲۷۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ۱۵، ص ۱٠٠.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۸۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۸۸.
- ↑ رجوع به بخش استفتائات همین فصل شود.
- ↑ بنگرید بخش استفتائات همین فصل.
- ↑ بنگرید بخش استفتائات همین فصل.







