فرهنگ مصادیق:لهو: تفاوت بین نسخهها
(←لهو مباح) |
(←لهو مستحب) |
||
| سطر ۶۱: | سطر ۶۱: | ||
=== لهو مستحب === | === لهو مستحب === | ||
سرگرمی و مشغولیتی که سبب رسیدن به کارهای مهم شود یا به خودی خود مستحب باشند، [[لهو]] مستحب گفته میشود.<ref>مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت [[لهو]] به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ص 76.</ref><br /> | سرگرمی و مشغولیتی که سبب رسیدن به کارهای مهم شود یا به خودی خود مستحب باشند، [[لهو]] مستحب گفته میشود.<ref>مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت [[لهو]] به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ص 76.</ref><br /> | ||
| − | + | امام باقر علیه السلام فرمودند:«لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِی ثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ التَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاکَهَةِ الْإِخْوَانِ وَ الصَّلَاةِ بِاللَّیْل؛ سرگرمی مومن در سه چیز است: لذت بردن از همسر و شوخی با برادران دینی و نماز شب».<ref>خصال، ج1، ص161.</ref><br /> | |
| − | امام باقر علیه السلام فرمودند:«لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِی ثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ التَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاکَهَةِ الْإِخْوَانِ وَ الصَّلَاةِ بِاللَّیْل؛ سرگرمی مومن در سه چیز است: لذت بردن از همسر و شوخی با برادران دینی و نماز شب».<ref>خصال، ج1، ص161.</ref><br /> | + | |
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «خَیرُ لَهوِ المُؤمنِ السّباحةُ و خَیرُ لَهوِ المَرأَةِ المِغزَلُ؛ بهترین تفریح و سرگرمی مرد مومن، شنا کردن و بهترین سرگرمی زن، ریسندگی است.<ref>نهج الفصاحه، ص473، ح 1527.</ref><br /> | پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «خَیرُ لَهوِ المُؤمنِ السّباحةُ و خَیرُ لَهوِ المَرأَةِ المِغزَلُ؛ بهترین تفریح و سرگرمی مرد مومن، شنا کردن و بهترین سرگرمی زن، ریسندگی است.<ref>نهج الفصاحه، ص473، ح 1527.</ref><br /> | ||
| − | + | پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این روایت دو نمونه از سرگرمیهای مردان و زنان را بیان کرده است که اگر خوب دقت شود روشن میشود که سرگرمی و تفریحی ای سازنده و مفید است که دارای منافع جسمی، نظامی و اقتصادی و ... میباشند.<br /> | |
این گونه از کارها گرچه نوعی مشغولیت است ولی چون یا به خودی خود مستحب هستند (مانند نماز شب) یا زمینه نشاط روحی را فراهم کرده و انسان را در انجام کارهای مهم یاری میکنند، سرگرمی مستحب شمرده میشوند. حتی گاهی برخی از امور ذکر شده مثل یاد گرفتن شنا برای نجات جان خود یا دیگران واجب میشود.<br /> | این گونه از کارها گرچه نوعی مشغولیت است ولی چون یا به خودی خود مستحب هستند (مانند نماز شب) یا زمینه نشاط روحی را فراهم کرده و انسان را در انجام کارهای مهم یاری میکنند، سرگرمی مستحب شمرده میشوند. حتی گاهی برخی از امور ذکر شده مثل یاد گرفتن شنا برای نجات جان خود یا دیگران واجب میشود.<br /> | ||
البته باید توجه شود که برنامههای اسلام (حتی مستحبات) به هیچ وجه [[لهو]] نیستند بلکه همه دارای هدف هستند و انسان را به کمالات میرسانند. اگر اهل بیت علیهم السلام برای «مستحبات» تعبیر «لهو» را به کار بردهاند از این باب نیست که این امور واقعاً [[لهو]] و باطل هستند بلکه شاید برای انصراف مخاطب از انجام امور باطل بوده باشد یعنی برای اینکه مخاطب را از انجام کارهای باطل و بیهود باز دارند، آنها را به انجام امور مستحب و شرعی تشویق کردهاند و از این واژه استفاده کردهاند. | البته باید توجه شود که برنامههای اسلام (حتی مستحبات) به هیچ وجه [[لهو]] نیستند بلکه همه دارای هدف هستند و انسان را به کمالات میرسانند. اگر اهل بیت علیهم السلام برای «مستحبات» تعبیر «لهو» را به کار بردهاند از این باب نیست که این امور واقعاً [[لهو]] و باطل هستند بلکه شاید برای انصراف مخاطب از انجام امور باطل بوده باشد یعنی برای اینکه مخاطب را از انجام کارهای باطل و بیهود باز دارند، آنها را به انجام امور مستحب و شرعی تشویق کردهاند و از این واژه استفاده کردهاند. | ||
| + | |||
=== لهو مکروه === | === لهو مکروه === | ||
هر کاری که انسان را سرگرم کند و سود اخروی یا دنیایی قابل اعتنایی نداشته باشد و مانع از انجام واجبات یا زمینه ساز [[گناه]] نباشد، [[لهو]] مکروه نامیده میشود.<ref>مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت [[لهو]] به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ش 1/83، پاییز و زمستان 1388، ص 76.</ref><br /> | هر کاری که انسان را سرگرم کند و سود اخروی یا دنیایی قابل اعتنایی نداشته باشد و مانع از انجام واجبات یا زمینه ساز [[گناه]] نباشد، [[لهو]] مکروه نامیده میشود.<ref>مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت [[لهو]] به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ش 1/83، پاییز و زمستان 1388، ص 76.</ref><br /> | ||
نسخهٔ ۱۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۰
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | لهو و لعب - اسلام پدیا |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
- ۱ تفکر
- ۲ تعریف لهو
- ۳ واژههای مترادف و مرتبط
- ۴ اقسام لهو
- ۵ لهو حرام =
- ۶ زمینهها و اسباب لهو
- ۷ مصادیق لهو
- ۸ آثار و نتایج لهو
- ۹ راهکارهای مبارزه با لهو
- ۱۰ لهو در آیینه احکام فقهی
- ۱۱ فهرست منابع
- ۱۲ پا نویس
تفکر
نویسنده: محمود صادقی
تعریف لهو
«لهو»[۱] در اصل برای «هر چیزی که انسان را از چیز دیگری باز میدارد» وضع شده است[۲] ولی با توجه به آیات، روایات و موارد استعمال این واژه، لهو «چیزی است که انسان را از کارهای مهم باز دارد[۳] به طوری که از آنها غافل شود».[۴] البته برخی از لغت شناسان، «لهو» را به «بازی و سرگرمی» معنا کردهاند.[۵]
با توجه به معانی لغوی، «لهو» یک نوع مشغولیت و سرگرمی همراه با غفلت و بی خبری است که از امور بی فایده بر قلب[۶] انسان وارد میشود.[۷]
واژه «لهو» با مشتقاتش۱۶ مرتبه در قرآن کریم آمده است[۸] که نشانگر اهمیت این موضوع نزد خدای متعال میباشد. در قرآن کریم «لهو» شش مرتبه با واژه «لعب» استعمال شده است که در چهار مرتبه کلمه «لعب» مقدم شده است.
واژههای مترادف و مرتبط
ملاهی، لغو، لعب، تفریح، سرگرمی، بطالت، موسیقی، قمار.
اقسام لهو
برای لهو اقسامی ذکر شده که به اختصار اشاره میشود:
لهو مباح
هر سرگرمی که سبب شادی روح شود و در عین حال از مصادیق لهو حرام و مکروه نباشد، لهو مباح گفته میشود.[۹]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «کُلُ لَهْوِ الْمُؤْمِنِ بَاطِلٌ إِلَّا فِی ثَلَاثٍ فِی تَأْدِیبِهِ الْفَرَسَ وَ رَمْیِهِ عَنْ قَوْسِهِ وَ مُلَاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ فَإِنَّهُنَّ حَقٌ؛ تمام سرگرمیهای شخص مومن بی هدف است مگر سه چیز: تربیت کردن اسب و تیر اندازی و شوخی و بازی با همسر؛ که این سه مورد حق هستند».[۱۰]
از این روایت معلوم میشود مومن تفریح و سرگرمی دارد و از امکانات حلال دنیایی لذت میبرد ولی هیچ گاه خود را به امور بی فایده مشغول نمیکند بلکه در سرگرمی و مشغول شدنش حتماً هدف و فایدهای مثبت در نظر دارد.
لهو مستحب
سرگرمی و مشغولیتی که سبب رسیدن به کارهای مهم شود یا به خودی خود مستحب باشند، لهو مستحب گفته میشود.[۱۱]
امام باقر علیه السلام فرمودند:«لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِی ثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ التَّمَتُّعِ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاکَهَةِ الْإِخْوَانِ وَ الصَّلَاةِ بِاللَّیْل؛ سرگرمی مومن در سه چیز است: لذت بردن از همسر و شوخی با برادران دینی و نماز شب».[۱۲]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «خَیرُ لَهوِ المُؤمنِ السّباحةُ و خَیرُ لَهوِ المَرأَةِ المِغزَلُ؛ بهترین تفریح و سرگرمی مرد مومن، شنا کردن و بهترین سرگرمی زن، ریسندگی است.[۱۳]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این روایت دو نمونه از سرگرمیهای مردان و زنان را بیان کرده است که اگر خوب دقت شود روشن میشود که سرگرمی و تفریحی ای سازنده و مفید است که دارای منافع جسمی، نظامی و اقتصادی و ... میباشند.
این گونه از کارها گرچه نوعی مشغولیت است ولی چون یا به خودی خود مستحب هستند (مانند نماز شب) یا زمینه نشاط روحی را فراهم کرده و انسان را در انجام کارهای مهم یاری میکنند، سرگرمی مستحب شمرده میشوند. حتی گاهی برخی از امور ذکر شده مثل یاد گرفتن شنا برای نجات جان خود یا دیگران واجب میشود.
البته باید توجه شود که برنامههای اسلام (حتی مستحبات) به هیچ وجه لهو نیستند بلکه همه دارای هدف هستند و انسان را به کمالات میرسانند. اگر اهل بیت علیهم السلام برای «مستحبات» تعبیر «لهو» را به کار بردهاند از این باب نیست که این امور واقعاً لهو و باطل هستند بلکه شاید برای انصراف مخاطب از انجام امور باطل بوده باشد یعنی برای اینکه مخاطب را از انجام کارهای باطل و بیهود باز دارند، آنها را به انجام امور مستحب و شرعی تشویق کردهاند و از این واژه استفاده کردهاند.
لهو مکروه
هر کاری که انسان را سرگرم کند و سود اخروی یا دنیایی قابل اعتنایی نداشته باشد و مانع از انجام واجبات یا زمینه ساز گناه نباشد، لهو مکروه نامیده میشود.[۱۴]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «مِنْ حُسْنِ إِسْلَامِ الْمَرْءِ تَرْکُهُ الْکَلَامَ فِیمَا لَا یَعْنِیه؛ نشان خوب مسلمان بودن مرد این است که سخنان بی فایده را ترک کند».[۱۵]
برخی از کارها و سرگرمیها مانند «سخنان بیهوده، بازی کردن با ریش، نشستن پای فیلمهای غیر مفید[۱۶] و ...» که سود دنیوی و اخروی ندارند، مکروه و شایسته است انسان مومن از آن پرهیز کند.
لهو حرام =
لهو حرام، لهوی است که انسان را از کارهای واجب بازدارد یا زمینه ساز ارتکاب گناه شود.[۱۷]
در این مقاله، از بین اقسام ذکر شده، فقط «لهو حرام» به عنوان یکی از مصادیق منکر مورد بررسی قرار میگیرد.
زمینهها و اسباب لهو
در آیات و روایات برای لهو، زمینهها و اسبابی ذکر شده است که به اختصار بیان میشود:
زمینهها و اسباب اعتقادی لهو
فراموش کردن قیامت
افرادی که به دنیا و تعلقات آن مشغول شوند به تدریج یاد مرگ و قیامت را فراموش میکنند و از انجام وظیفه و بازخواست در قیامت غافل میشوند، همین امر سبب جهنمی شدن آنها میشود.
خدای متعال در قرآن حال و عاقبت این افراد را بیان میفرمایند: «وَ نادی أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَی الْکافِرینَ * الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا وَ ما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُون»[۱۸].
زمینهها و اسباب اخلاقی لهو
دنیا و تعلقات آن
خدای متعال در قرآن کریم، حقیقت و باطن دنیا را «بازی و سرگرمی» معرفی میکند «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد ...؛ بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است».[۱۹]
با توجه به آیات و روایات اهل بیت علیهم السلام، «دنیا» برای غالب انسانها وسیله مشغولیت، غفلت از حق و فراموشی خدای متعال است.
برخی از افراد چنان به دنیا و متعلقات آن مشغول میشوند که حتی از وظایف و واجبات، غافل شده و گاهی آنها را تر ک میکنند در حالیکه خدای متعال، دنیا را برای تکامل و رشد استعدادها و رسیدن به سعادت ابدی خلق کرده است.
شخص مومن از امکانات دنیوی برای رسیدن به تکامل و سعادت ابدی که همان زندگی در جوار رحمت حق است، استفاده میکند و دنیا، او را به خود مشغول نمیکند.
نکتهای که باید به آن توجه شود این است که «دنیا» جدّی گرفته نشود و به آن خیلی اهمیت داده نشود[۲۰] بلکه فقط به اندازهای که نیاز او برطرف شود و به هدف اصلی که رسیدن به کمالات انسانی است برسد کفایت میکند. ولی برخی از افراد دنیا را جدی میگیرند، حتی برای رسیدن به آن حاضر میشوند دین و اعتقادات را فراموش کرده یا آن را مسخره کنند و یا پیروان آن را منصرف کنند که شاید مهمترین مصداق لهو، بازی کردن با دین باشد: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاء؛ ای اهل ایمان! آنان که دین شما را به مسخره گرفتهاند، (چه از اهل کتاب و چه از کافران)، سرپرستان و دوستان خود نگیرید»[۲۱].
فخر فروشی
در شأن نزول آیه «أَلْهاکُمُ التَّکاثُر؛ افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است»[۲۲] وارد شده است «قبیله عبد مناف و قبیله سهم ابن عمرو به بسیاری افراد قبیله خود بر یکدیگر فخر مینمودند، چون دو قبیله جمعیّتشان را شمردند افراد طایفه عبد مناف بیشتر گردید، پس طایفه سهم ابن عمرو گفتند: چون بیشتر جمعیّت ما در جاهلیت کشته شدهاند ما مرده و زنده هر دو را میشماریم، و پس از شمارش قبیله ایشان بیشتر شد، و گفتهاند که آنها به گورستان رفته مردهها را شمردند»[۲۳].
در آیه «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلاد ...؛ بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است»[۲۴]. ، «تکاثر» در مورد «مال و فرزند» استعمال شده است؛ شاید بتوان ادعا کرد «مال و فرزند» هم از مصادیق آیه «أَلْهاکُمُ التَّکاثُر»[۲۵] باشد. یعنی مال و فرزند میتوانند انسان را از کارهای مهم بازدارد و او را به امور دیگر مشغول کند.
علامه طباطبایی فرمودند: «از شیخ بهایی (رحمه اللَّه) نقل شده است: این پنج خصلتی که در آیه شریفه ذکر شده، از نظر سنین عمر آدمی و مراحل حیاتش مترتب بر یکدیگرند، چون تا کودک است حریص در لعب و بازی است، و همین که به حد بلوغ میی رسد و استخوان بندیش محکم میی شود علاقه مند به لهو و سرگرمیها میی شود، و پس از آنکه بلوغش به حد نهایت رسید، به آرایش خود و زندگیش میی پردازد و همواره به فکر این است که لباس فاخری تهیه کند، مرکب جالب توجهی سوار شود، منزل زیبایی بسازد، و همواره به زیبایی و آرایش خود بپردازد، و بعد از این سنین به حد کهولت میی رسد آن وقت است که (دیگر به اینگونه امور توجهی نمیکند، و برایش قانع کننده نیست، بلکه) بیشتر به فکر تفاخر به حسب و نسب میافتد، و چون سالخورده شد همه کوشش و تلاشش در بیشتر کردن مال و اولاد صرف میشود»[۲۶].
باید توجه کنیم که لهو و سرگرمی از کودکان، قبیح و ناپسند نیست چونکه مکلف و مأمور نیستند بلکه برای آنها مفید و مطلوب است؛ البته اگر بازی و سرگرمی کودکان هم مدیریت شده باشد بهتر است چرا که کودکان آنچه را در کودکی یاد گرفته باشند برای همیشه در ذهن آنها میماند. امیر مومنان علی علیه السلام فرمودند: «الْعِلْمُ فِی الصِّغَرِ کَالنَّقْشِ فِی الْحَجَر: علم (و یادگیری) در دوران کودکی مانند نقش بستن روی سنگ است»[۲۷].
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: «التَّکَاثُرُ لَهْوٌ وَ شُغُل؛ فخر فروشی به زیاد داشتن، سرگرمی و مشغولیت است»[۲۸].
زیاد بودن مال و فرزند اگر برای یاری دین خدا باشد نه تنها ناپسند نیست بلکه امری پسندیده و دارای منافع زیادی میباشد ولی اگر این امور سبب نمایش و شمارش در برابر دیگران شود و به زندگی گذرای دنیا مشغول شود، هیچ گونه ارزشی نزد خدای منّان ندارند.
نعمتهای پی در پی
یکی از شاگردان امام صادق علیه السلام میگوید از حضرت دربارهٔ معنای استدراج[۲۹] پرسیدم، امام فرمودند: «هُوَ الْعَبْدُ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُمْلَی لَهُ وَ تُجَدَّدُ لَهُ عِنْدَهَا النِّعَمُ فَتُلْهِیهِ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنَ الذُّنُوبِ فَهُوَ مُسْتَدْرَجٌ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَم؛ استدراج یعنی بندهای گناه میکند (ولی) به او مهلت میدهند و نعمتهای الهی برای او تجدید میشوند؛ ولی به جای اینکه تجدید نعمتها سبب استغفار از گناهان شود او را از انجام وظیفه باز میدارد[۳۰].
نعمتهای الهی اگر در مسیر بندگی قرار بگیرند نه تنها انسان را از یاد خدای سبحان باز نمیدارد بلکه او را در این مسیر سخت و دشوار یاری میکنند ولی اگر شخص با سرگرم شدن به امکانات دنیایی از یاد خدای متعال غافل شود، نعمتها، او را به خود مشغول کرده است؛ و این از مصادیق لهو و سرگرمی حساب میشوند.
جهل و نادانی
انسان عاقل و عاقبت اندیش هیچ گاه چیزی او را از کارهای مهم و جدی باز نمیدارد ولی شخص جاهل، خود را به کارهای غیر مهم مشغول میکند؛ لذا امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: «اللَّهْوُ مِنْ ثِمَارِ الْجَهْلِ؛ لهو از ثمرههای جهالت میباشد»[۳۱].
شخص عاقل همیشه فکر میکند در برابر کارهایش چه سود و منفعت (آخرتی یا دنیایی) را به دست میآورد؛ لذا هیچگاه خود را با کارهای بی فایده مشغول نمیکند.
اشتغال به مستحبات به جای واجبات
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: «مَنِ اشْتَغَلَ بِغَیْرِ الْمُهِمِّ ضَیَّعَ الْأَهَم؛ هر کس به کار غیر مهم مشغول شود، کار مهمتر را ضایع کرده است»[۳۲] حتی اکر این کار غیر مهم، انجام مستحبات باشد اگر به واجبات و کارهای مهمتر ضرر بزند باید رها شود چون هدف از انجام مستحبات، قرب و نزدیکی به خدای متعال است که طبق روایات امیرالمومنین علی علیه السلام در این کار قربی نیست «لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِض»[۳۳].
متأسفانه برخی از افراد با نیت صحیحی به انجام مستحبات مشغول میشوند ولی توجه ندارند که ممکن است این امور به کارهای مهمتر ضرر بزند و حتی مرتکب فعل حرامی شود.
زمینهها و اسباب اجتماعی لهو
بیکاری
افرادی که دارای شغل و کار مفیدی نیستند برای اینکه خود را مشغول کنند ممکن است به کارهای لهو و بیهوده روی بیاورند یا در مجالسی که در آن به لهو و کارهای حرام حضور پیدا کنند؛ لذا میتوان یکی از زمینههای روی اوردن به لهو و لعب را بیکاری حساب کرد.
بازی و سرگرمی حرفهای
سرگرمی و تفریحات سالم برای انسان لازم است ولی باید توجه شود که با چه اموری خود را مشغول و سرگرم کند. در اسلام تفریحات سالم و مفیدی مانند شنا، تیر اندازی، اسب سواری و ... معرفی شده است سرگرمیهایی معقول و مقبول است که در مسیر سعادت و رشد نقش داشته باشند.
در بسیاری از مسابقا ورزشی، افراد برای اینکه خود و قدرت خویش را به اثبات برسانند از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند به طوری که ممکن است از وظایف الهی و اجتماعی خود مانند صله رحم، تحصیلات، انجام عبادات و ... غافل شوند و یا به کارهایی مانند استفاده از قرصها و آمپولهای نیروزا دست بزنند که به بدن و آبروی خویش ضرر بزند. اگر این مسابقات چنیم مفسدهای را داشته باشند از مصادیق لهو حرام حساب میشوند؛ پس مسئولین باید توجه داشته باشند که اینگونه مسابقات را طوری برنامه ریزی کنند که ورزشکاران از وظایف خویش غافل نشوند.
مجالس شادی و عروسی
چون غالباً در مجالس شادی و عروسی، افراد شاد و خوشحال هستند به نحوی مشغول میشوند که ممکن است کارهای حرام را به راحتی انجام دهند یا واجبات و کارهای مهم مانند نماز و گوش دادن به سخنان اولیای الهی مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ترک کند[۳۴].
متأسفانه برخی از افراد شغل آنها برپا کردن مجالس غفلت و لهو و لعب است؛ مثلا برای سود دنیایی پارتیهای شبانه را دایر میکنند که در آن، دختران و پسران چنان به عیش و نوش مشغول میشوند و کارهایی را انجام میدهند که قلم از ذکر آنها شرم دارد.
زمینهها و اسباب اقتصادی لهو
تجارت و معاملات دنیوی
غالب افراد در معاملات و تجارتها آنچنان مشغول و سرگرم میشوند که مهمترین امور مانند انجام واجبات را رها کرده و به امور دنیایی میپردازند[۳۵].
خدای متعال در آیه «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصار»[۳۶] یکی از صفات مومنان را چنین ذکر کرده است که آنها افرادی هستند که هیچ چیزی حتی تجارت و معاملات سودمند دنیای آنها را به خود مشغول نمیکند به طوری که از یاد خدای سبحان و کارهای مهم غافل شوند بلکه همواره خود را به کارهای با اهمیت الهی مشغول میکنند. اما در نقطه مقابل، افرادی هستند که به خاطر سود دنیایی از یاد الهی غافل شده و حتی کارهای مهم عبادی خود را فراموش میکنند.
ثروتمند شدن
برخی از افراد برای اینکه سریع پولدار و ثروتمند شوند خود را به حدی مشغول کار و تلاش میکنند که حتی خانواده و سلامتی خود را فراموش میکنند و فقط به فکر جمع کردن مال میباشند این افراد هم به نوعی مشغول لهو شدهاند گرچه بر این باورند که در حال خدمت به خود و جامعه هستند ولی نمیدانند که جمع آوری مال و ثروت تا زمانی مفید و مطلوب است که آنها را از کارهای واجب و مهم مانند رسیدگی به نیازهای روحی روانی خانواده و اطرافیان باز ندارد ولی غالباً این افراد از دوری آنها رنج میبرند و از آرامشی که باید در خانواده وجود داشته باشد محروم هستند.
زمینهها و اسباب فرهنگی لهو
شیوع سبک زندگی غربی
برخی از فیلمها و سریالها خارجی سبک زندگی غربی را به نمایش در میآورند. این برنامهها فرهنگ مصرف گرایی، تجمل گرایی، مشغول شدن با هر سرگرمی ای (ولو حرام) را ترویج میکنند. افرادی که با این برنامهها مأنوس هستند به مرور زمان نوع تفریح و سرگرمی آنها تغییر کرده و از هر سرگرمی و تفریحی ای برای مشغول شدن خودشان استفاده میکنند و حال آنکه برخی از این امور قطعاً حرام است.
برنامههای آموزشی نامناسب
متأسفانه برخی از والدین از دوران کودکی فرزندان خود را در انجام کارهای بیهود و لهوی یاری میکنند مثلا آنها را در برخی از مهد کودها ثبت نام میکنند که به جای یاد دادن مفاهیم عالی دینی به کودکان، آنها را با موسیقی حرام و ... آشنا میکنند و یا حتی نوع بازیهای آنها هیچ ثمرهای ندارد بلکه فقط آنها را برای مدتی مشغول میکند ولی هیچ نکته جدیدی را آموزش نمیدهند.
این کودکان با این روحیه رشد میکنند و در آینده هم از انجام کارهای لهوی ابایی ندارند چون در کودکی یاد نگرفتهاند که باید به کارهای مهم و جدی مشغول باشند.
مصادیق لهو
اگر به آیات و روایات مراجعه شود به مواردی برخورد میکنیم که از مصداق «لهو» حساب شده است که به آنها اشاره میشود:
لهوهای ذهنی و فکری
آرزوهای طولانی و واهی
برخی از افراد به جای اینکه با کار و تلاش به قلّههای صعود و ترقّی برسند خود را در ذهن با آرزو و خیالات سرگرم میکنند. خدای متعال دربارهٔ کافران میفرمایند: «رُبَما یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ کانُوا مُسْلِمین* ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُون»[۳۷]. یعنی به جای اینکه مسلمان شوند فقط آرزو میکنند که ای مسلمان بودند و همین امر آنها مشغول کرده و از اسلام آوردن غافل میکند.
حضرت علی علیه السلام یکی از آثار شوم آرزوهای واهی را فراموش کردن آخرت معرفی میفرمایند: «إِنَّمَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ اثْنَتَیْنِ: اتِّبَاعَ الْهَوَی وَ طُولَ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَی فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَةَ»[۳۸]. یعنی افراد آنقدر به آرزوهای دنیایی خویش مشغول میشوند که مسئله آخرت را به فراموشی میسپارند.
تکبّر
تکبر و خود بزرگ بینی آنقدر انسان را به خود مشغول میکند که حتی ممکن است شخص از کار و تلاش دست برداشته و به دنبال روزی درآوردن نرود چون که خود را از دیگران بالاتر میداند و برخی از کارها را در شأن خود نبیند؛ حضرت علی علیه السلام در این باره فرمودند: «الْکِبْرُ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ شُغُل؛ تکبر، سرگرمی و بازی کردن و مشغولیت است»[۳۹].
لهوهای گفتاری
غناء و موسیقی حرام
در روایات فراوانی که از اهل بیت علیهم السلام در تفسیر آیات قرآن وارد شده است؛ یکی از مصادیق لهو حرام «غناء»[۴۰] شده است که به برخی از این روایات اشاره میشود:
محمد بن مسلم میگوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که میفرمودند: «غناء، از چیزهایی که خدای متعال وعده آتش برای آن داده است» و حضرت این آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِین»[۴۱] را تلاوت فرمودند[۴۲].
یکی از شاگردان امام رضا علیه السلام به نام «علی وشّاء» میگوید از حضرت دربارهٔ خریدن زن آوازه خوان پرسیدم، حضرت فرمودند: «قَدْ تَکُونُ لِلرَّجُلِ الْجَارِیَةُ تُلْهِیهِ وَ مَا ثَمَنُهَا إِلَّا ثَمَنُ کَلْبٍ وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ سُحْتٌ وَ السُّحْتُ فِی النَّار؛ گاهی برای مرد کنیزی است که اسباب لهو او را فراهم میکند و بهای آن همان بهای سگ است و بهای سگ، حرام است و کار حرام (عاقبتش) جهنم است»[۴۳].
این که امام رضا علیه السلام در پاسخ از حکم خریدن کنیز فرمود: «قَدْ تَکُونُ لِلرَّجُلِ الْجَارِیَةُ تُلْهِیهِ» دلالت روشنی دارد بر این که غناء از اقسام لهو است چون کنیز آوازخوان اسباب لهو صاحب خود را فراهم میکند. از این رو بهای آن بسان بهای سگ میشود[۴۴].
امام رضا علیه السلام فرمودند: «أَنَّهُ مَنْ أَبْقَی فِی بَیْتِهِ طُنْبُوراً ... أَوْ شَیْئاً مِنَ الْمَلَاهِی مِنَ الْمِعْزَفَةِ وَ الشِّطْرَنْجِ وَ أَشْبَاهِهِ أَرْبَعِینَ یَوْماً فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ فَإِنْ مَاتَ فِی أَرْبَعِینَ مَاتَ فَاجِراً فَاسِقاً مَأْوَاهُ النَّارُ وَ بِئْسَ الْمَصِیر؛ هر کس چهل روز در خانه اش تنبور یا ... یا وسایل لهوی مانند ابزار موسیقی و شطرنج و مانند بماند غضب الهی را به دست آورده است؛ پس اگر در این چهل روز بمیرد به صورت فاجر فاسق از دنیا رفته است. جایگاهش جهنم است و بد منزلگاهی است»[۴۵].
جوک و طنزهای بیهوده
متأسفانه برخی از طنزهای گفتاری و جوکهایی که در بین مردم رواج دارد هیچ فایدهای ندارد بلکه خیلی از آنها چون تحقیر و تمسخر دیگران است حرام است و از مصادیق بارز لهو باطل حساب میشوند.
بحثهای علمی و سیاسی بیهوده
در برخی از محافل علمی یا سیاسی، مطالبی مطرح میشود که جز تلف کردن و هدر دادن عمر و وقت ثمرهای ندارد و حتی ممکن است کارهای ناشایستی مانند غیبت، تهمت، لجاجت و ... را مرتکب شوند، که این هم مصداقی برای امور لهوی حساب میشود.
لهوهای شنیداری
شنیدن موسیقیهای حرام
از مهمترین مصادیق کارهای لهوی و باطل، شنیدن موسیقیهایی است که ثمرهای جز تباهی و آلوده کردن افراد ندارند ولی متأسفانهامروزه «غناء و موسیقی» به صورت گسترده وارد زندگی فردی و اجتماعی مردم شده است به طوری که برخی از افراد آنقدر به موسیقی و غناء عادت کردهاند که یکی از ضروریات زندگی آنها شده است؛ در حالیکه موسیقیهای حرام چه تأثیرات منفی و مخربی بر روی افراد میگذارد که زبان از گفتن آنها شرم دارد[۴۶].
امیرالمومنین علی علیه السلام دربارهٔ گوش دادن فرمودند: «عَوِّدْ أُذُنَکَ حُسْنَ الِاسْتِمَاعِ وَ لَا تُصْغِ إِلَی مَا لَا یَزِیدُ فِی إِصْلَاحِکَ اسْتِمَاعُهُ فَإِنَّ ذَلِکَ یُصْدِئُ الْقُلُوبَ وَ یُوجِبُ الْمَذَام؛ گوشَت را به خوب شنیدن عادت بده و به چیزی که شنیدنش، اصلاح شدن تو را زیاد نکند گوش فرا نده که همانا این کار قلب را زنگ زده میکند و سبب مذمت شدن میشود»[۴۷].
برخی از کنسرتهایی که گاهی با بیت المال برگزار میشود واقعا مصداق لهو حرام است چرا که از طرفی محتوای خوبی ندارد و از سوی دیگر دارای آهنگی نامناسب و تحریک کننده هستند ولی با کمال ناباوری برگزاری اینگونه از کنسرتها را نشانه رشد و تعالی فرهنگی هنری کشور حساب میکنند.
شنیدن برنامههای غیر مفید ماهواره
برخی از امور لهوی، از طریق گوش بوجود میآیند یعنی شخص به شنیدن سخنان لهو و بیهود عادت میکند مانند افرادی که به برنامههای خبری، سیاسی ماهواره عادت کردهاند لذا به هر خبری که از این شبکهها پخش میشود اعتماد میکنند و بر پایه آن شنیدهها عمل میکنند.
امام باقر علیه السلام دربارهٔ اینگونه از افراد فرمودند: «مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ الشَّیْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّیْطَان؛ هر کس به سخنان گویندهای گوش فرا دهد قطعا او را پرستیده است، پس اگر گوینده {سخنان} الهی و خدایی بزند، {شنونده} خدای سبحان را پرسیتده است و اگر گوینده {سخنان} شیطانی بزند، شنونده شیطان را پرستش کرده است»[۴۸].
افسانههای ایرانی
در شأن نزول آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهین»[۴۹] وارد شده است شخصی به نام «نضر بن حرث» که تاجر بود برای تجارت به ایران میرفت و در آنجا افسانهای ایرانی مانند قصههای رستم و اسفندیار و ... را یاد میگرفت و هنگام بازگشت برای قریش نقل میکرد.[۵۰] خدای متعال در این آیه کار این شخص را عملی لهو و بیهوده معرفی کرده است.
لهوهای دیداری
دیدن فیلم و سریالهای بی فایده
امروزه با رشد فناوری و گسترش رسانههای جمعی مانند تلویزیون، ماهواره، اینترنت، حجم عظیمی از فیلمها و سریالها به راحتی در اختیار مردم قرار گرفته است و آنها را به ظاهر سرگرم میکند ولی باید توجه شود که بسیاری از فیلمها و سریالهای غربی با هدف تضعیف یا تخریب ذهن مخاطبان ساخته شدهاند ولی مردم آنها را مشاهده میکنند و خود را سرگرم میکنند اما متوجه نیستند که در برابر هدر دادن عمر گرانبهاء چه چیزی را به دست میآورند.
برخی از فیلمهای سینما که با پول بیت المال تهیه و ساخته میشوند از جهت محتوا در پایینترین سطح قرار دارند و از مسئولین اجازه پخش میگیرند و بعضی از مردم هم برای تماشای آنها میروند در حالیکه فایدهای برای آنها ندارد بلکه فقط لحظاتی را سرگرم میشوند، اینگونه از کارها هم از مصادیق لهو حرام حساب میشوند.
مسئولین دلسوز نظام باید بدانند که اگر با پول بیت المال فیلمها و سریالهای نامناسب و یا غیر مفید ساخته شود گناه آنها دو برابر است چون اولاً: اجازه ساخت چنین برنامههایی را با پول بیت المال دادهاند؛ ثانیاً: اجازه پخش اینگونه از فیلمهای غیر مناسب را دادهاند که علاوه بر اینکه سودی ندارند ضرر هم دارند.
دیدن تصاویر و مناظر مستهجن
برخی از افراد به دیدن تصاویر مبتذل و مستهجن عادت کردهاند[۵۱] به طوری که به مرور زمان با دیدن این تصاویر راضی نمیشوند و باید تصاویر مستهجن تری را ببیند که در نهایت به نابودی آنها ختم میشود.
تصور برخی از کاربران اینترنتی این است که دیدن تصاویر مستهجن در آنها تأثیری ندارد در حالیکه کاملاً در اشتباه هستند چون خدای متعال وسوسههای شیطان را گام به گام معرفی میکند «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر: ای کسانی که ایمان آوردهاید! از گامهای شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود (گمراهش میسازد، زیرا) او به فحشا و منکر فرمان میدهد»[۵۲] یعنی شیطان در ابتدا دیدن تصاویر مستهجن را توصیه نمیکند بلکه چشم را عادت میدهد که تصاویر مختلفی را ببینیم ولی لا به لای آنها برخی تصاویر مبتذل را هم جا میدهد و به مرور زمان ما را نسبت به دیدن تصاویر مستهجن وسوسه میکند و بعد از مدتی بدون اینکه متوجه تغییر در روحیات و اخلاق خود شویم به تماشای صحنههای محرک و مستهجن عادت کردهایم.
خواندن مطالب انحرافی
خواندن بعضی از کتابها، مقالات و رمانهای عشقی، حرام است و از مصادیق لهو باطل حساب میشوند چون که علاوه بر اینکه ثمرهای ندارند موجب انحراف فکری و اخلاقی مخاطبان میشوند.
مسئولین باید توجه داشته باشند که چه کتابها و مقالاتی را تأیید و چاپ میکنند چون که اگر کوتاهی کنند به گفته علی علیه السلام در گناه آنها شریک هستند: «الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَ عَلَی کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَی بِهِ؛ آن کس که به کار جمعیتی راضی باشد، همچون کسی است که در آن کار دخالت دارد، منتها آن کس که در کار باطل دخالت دارد، دوگناه میکند: گناه عمل و گناه رضایت»[۵۳].
چرا باید در مملکت اسلامی کتاب آموزش رقص و نوازندگی چاپ و فروخته شود؟ چرا باید کتابهایی چاپ شوند که اعتقادات مخاطب را ضعیف میکنند؟ چرا باید به اسم گسترش فرهنگ و هنر کتابهای افراد منحرف در تیراژ بالا چاپ شوند؟
بقیه مصادیق لهو
قمار
با توجه به آماری که دربارهٔ «قمار» منتشر میشود، متوجه میشویم که این پدیده شوم و خانمان سوز چنان برخی از افراد را به خود مشغول میکند که تلاش و کوشش برای رفاه خانواده و رشد جامعه را ترک میکنند و به این مرض قمار خود را سرگرم میکنند[۵۴].
کارشناسان دربارهٔ ضررهای اقتصادی و اجتماعی قمار میگویند: «در طول سال، میلیونها بلکه میلیاردها از ثروت مردم جهان در این راه از بین میرود، گذشته از ساعات زیادی که از نیروی انسانی در این راه تلف میشود و حتی نشاط کار مداوم را در ساعات دیگر سلب میکند؛ به عنوان مثال در گزارشها آمده است: در شهر (مونت کارلو) که یکی از مراکز معروف قمار در دنیاست، یک نفر در مدت نوزده ساعت قمار بازی، چهل میلیون تومان ثروت خود را از دست داد، وقتی درهای قمار خانه بسته شد، یک راست به جنگل رفته و با یک گلوله مغز خویش را متلاشی کرد. جنگلهای (مونت کارلو) بارها شاهد خودکشی این پوکربازها بوده است. بسیاری از قمار بازها به علت اینکه گاهی برنده میشوند و هزارها تومان سرمایهٔ دیگران را به جیب خود میریزند، حاضر نمیشوند تن به کارهای تولیدی و اقتصادی بدهند، در نتیجه به همان نسبت چرخهای تولیدی و اقتصادی لنگ میشود. و اگر درست دقّت کنیم میبینیم که تمام قماربازها و عائلهٔ آنها سر بار اجتماع بوده و بدون اینکه سودی به جامعه برسانند، از دسترنج آنها استفاده میکنند.
زیانهای ناشی از قمار در حدّی است که بسیاری از کشورهای غیر اسلامی نیز آن را قانونا ممنوع اعلام کردهاند (اگر چه عملا به طور وسیع آن را انجام میدهند) مثلا انگلستان در سال ۱۸۵۳ و آمریکا در سال ۱۸۵۵ و شوروی در سال ۱۸۵۴ و آلمان در سال ۱۸۷۳ قمار را ممنوع اعلام کردهاند. بعضی از محققان، آماری را تهیه کردهاند که ذکر آن بیفایده نیست و آن اینکه: جیب بری نود درصد، فساد اخلاق ده درصد، ضرب و جرح چهل درصد، جرائم جنسی پانزده درصد، طلاق سی درصد و خودکشی پنج درصد معلول قمار است»[۵۵].
تکنولوژیهای جدید
امروزه با پیشرفت تکنولوژی، راه دستیابی به علوم و معارف سریعتر شده است ولی با کمال تأسف، همین ابزار مفید برخی از افراد را آنچنان به کارهای بیهوده سرگرم کرده است که از مهمترین کارهای زندگی مانند کار، تلاش، تحصیلات و ازدواج باز میمانند و حتی به انحراف کشیده میشوند.
گوشیهای موبایل، تبلتها و بازیهای رایانهای[۵۶] اگر به صورت صحیح و مناسب استفاده نشوند قطعاً از مصادیق لهو و سرگرمیهای باطل و مضرّ حساب میشوند. همین ابزار سودمند گاهی چنان افراد را معتاد میکند که روزانه چندین ساعت را با آنها مشغول هستند و والدین را ناراحت و نگران میکنند.
بعضی از افراد شب را تا به صبح پای اینترنت و ماهواره و برنامههای تلویزیون مینشینند ولی توجه ندارند که عمر با ارزش خود را در چه راهی مصرف میکنند.
برخی از برنامههای تلویزیونی مانند مسابقات فوتبال داخلی و خارجی گرچه افراد به ظاهر مشغول میکند و آنها را از روی آوردن به کارهای حرام و انحرافی باز میدارد ولی باید دقت شود که از سویی دیگر آنها را کارهای مهم و واجب مانند انجام عبادات و کار و تلاش باز میدارد و زندگی را برای خانواده آنها به جهنم تبدیل میکند.
کارهای بیهوده و اضافه
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: «شَرُّ مَا شَغَلَ بِهِ الْمَرْءُ وَقْتَهُ الْفُضُولُ؛ بدترین چیزی که انسان وقتش را با آن پر میکند، کارهای بیهوده و اضافی است»[۵۷].
اهل بیت علیهم السلام به ما دستور دادهاند که به کارهای مهم و جدی توجه داشته باشیم و خود را با آنها مشغول کنیم. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: « لَا تَشْتَغِلْ بِمَا لَا یَعْنِیکَ ... وَ اجْعَلْ کُلَّ هَمِّکَ لِمَا یُنْجِیکَ؛ به چیزی که تو را سود نمیرساند مشغول نشو ... و همه همتت را برای عملی قرار بده که تو را نجات میدهد»[۵۸].
بعضی از افراد در هر مجلسی شرکت میکنند و برای آنها مهم نیست که در این مجالس چه برنامههایی اجرا میشود مثلا زن و مرد با هم اختلاط دارند، نوازندگی و رقص در آن برپا میشود.
بعضی از پوشیدنیهای مردم هم مصداق لهو باطل است زیرا که این افراد فقط به دنبال مدگرایی هستند و ثروت و پول خود را برای چیزی که سودی ندارد بلکه سبب جلب توجه دیگران به آنها میشود که حرام است.
اگر در خوردن مردم دقت شود متوجه میشویم که بسیاری از خوردنی های[۵۹] ما، از مصادیق لهو حرام است چونکه به بدن ضرر میزند (گرچه موجب لذت بردن شود).
آثار و نتایج لهو
آثار اخلاقی لهو
لهو، نشانه هواپرستی
امام صادق علیه السلام فرمودند: «أَصْلُ عَلَامَاتِ الْهَوَی مِنْ أَکْلِ الْحَرَامِ وَ الْغَفْلَةِ عَنِ الْفَرَائِضِ وَ الِاسْتِهَانَةِ بِالسُّنَنِ وَ الْخَوْضِ فِی الْمَلَاهِی؛ ریشه و اساس علامتهای هواپرستی، خوردن مال حرام و غافل شدن از واجبات و خوار کردن سنتها و فرو رفتن در کارهای لهوی است»[۶۰].
یکی از نشانههای انسان هواپرست، مشغول شدن و غرق شدن در کارهای لهوی است یعنی با این روش میتوانیم افراد هوپرست را شناسایی کنیم تا بتوانیم آنها را نهی از منکر کنیم.
فاسد کننده ایمان
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «مَجَالِسُ اللَّهْوِ تُفْسِدُ الْإِیمَانَ؛ مجلسهای سرگرمیهای (باطل و حرام) ایمان افراد را فاسد میکند»[۶۱]. مجالس لهو و لعب ایمان افراد را تضعیف و سست میکند چرا که از یاد خدای سبحان غافل میشوند. اگر دقت کنیم معمولاً افرادی که در مجالس لهو لعب حضور دارند، کمتر به فکر مسائل دینی هستند و حتی ممکن است واجبات آنها ترک شود و یا کارهای حرام مانند اختلاط زن و مردف رقص و ... را انجام دهند.
فاسد کننده قلب
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «أَرْبَعٌ یُفْسِدْنَ الْقَلْبَ وَ یُنْبِتْنَ النِّفَاقَ فِی الْقَلْبِ کَمَا یُنْبِتُ الْمَاءُ الشَّجَرَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ الْبَذَاءُ وَ إِتْیَانُ بَابِ السُّلْطَانِ وَ طَلَبُ الصَّیْدِ؛ چهار چیز قلب را فاسد کرده و نفاق را در آن میرویاند همانگونه که آب، درخت را میرویاند؛ شنیدن لهو و فحش و ...»[۶۲]. ۴. قساوت قلب و نفاق امام صادق علیه السلام فرمودند: «مومن از امور لهوی مانند غناء، خود را دور نگه میدارد؛ چرا که سرگرمیهای باطل، قساوت قلب و نفاق و دورویی را به دنبال دارند»[۶۳].
دوری از صلاح
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «أَبْعَدُ النَّاسِ عَنِ الصَّلَاحِ الْمُسْتَهْتِرُ بِاللَّهْوِ؛ کسی که شیفته سرگرمیهای (باطل) باشد از همه مردم دیرتر به صلاح (و رستگاری) میرسد»[۶۴].
بر اساس آیات قرآن، ملاک سعادت و رستگاری، ایمان و عمل صالح است «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُون»[۶۵] و حال آنکه افرادی که به لهو و سرگرمیهای باطل مشغول هشتند چون ایمانشان ضعیف شده است به کارهای ناشایست مشغول میشوند پس راه سهادت را از بین میبرند مگر اینکه توبه کرده و به کارهای نیک مشغول شوند.
دوری از نجات
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «أَبْعَدُ النَّاسِ مِنَ النَّجَاحِ الْمُسْتَهْتَرُ بِاللَّهْوِ وَ الْمِزَاحِ؛ کسی که شیفته سرگرمیهای (باطل) باشد از همه مردم دیرتر به نجات (و رستگاری) میرسد»[۶۶].
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «إِنْ کُنْتُمْ لِلنَّجَاةِ طَالِبِینَ فَارْفُضُوا الْغَفْلَةَ وَ اللَّهْوَ وَ الْزَمُوا الِاجْتِهَادَ وَ الْجِد؛ اگر طالب نجات (و رستگاری) هستید پس باید غفلت و سرگرمیهای (باطل) را رها کنید و به تلاش و جدّیت ملزم شوید»[۶۷].
آثار اجتماعی لهو
زمینه نزاع و درگیری
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «أَوَّلُ اللَّهْوِ لَعِبٌ وَ آخِرُهُ حَرْب؛ ابتدای لهو و سرگرمی باطل، بازی کردن است و آخرش، جنگ»[۶۸].
در برخی از مسابقات ورزشی مانند فوتبال، در ابتدا برای سرگرمی است ولی در بعضی از مواقع به جنگ و درگیری ختم میشود.
باز ماندن از وظایف اجتماعی
معمولاً افرادی که به کارهای لهوی و سرگرمیهای باطل مشغول میشوند به سبب جذابیت کاذبی که این سرگرمیها دارند چنان مشغول میشوند که از کارهای مهم زندگی مانند تحصیل، شغل، ازدواج، صله رحم و ... باز میمانند.
آثار شخصیتی لهو
کاهش قدرت تعقل
شخصی که برای کارهای زندگی خود برنامه و هدف داشته باشد با توکل بر خدای متعال و تلاش و کوشش به آن اهداف عالی میرسد و از هر کار و فعالیتی که به این مسیر مقدس ضرر بزند اجتناب میکند. یکی از اموری که انسان با هدف را از رسیدن به اهدافش باز میدارد اشتغال به سرگرمیهای بی فایده است.
بر اساس روایات شخصی عاقل دنبال سرگرمیهای باطل و لهوی نمیرود ولی فرد کم عقل یا بی عقل سراغ این امور باطل میرود.
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ کَثُرَ لَهْوُهُ قَلَّ عَقْلُهُ؛ کسی که سرگرمی و لهوش زیاد باشد عقلش کم میشود»[۶۹].
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «لَمْ یَعْقِلْ مَنْ وَلِهَ بِاللَّعِبِ وَ اسْتُهْتِرَ بِاللَّهْوِ وَ الطَّرَب؛ عاقل نیست کسی که شیفته بازی شده و به سرگرمی و شادی حریص باشد»[۷۰].
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ کَثُرَ لَهْوُهُ اسْتُحْمِقَ؛ کسی که لهو و سرگرمی او زیاد باشد احمق شده است»[۷۱].
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «اللَّهْوُ قُوتُ الْحِمَاقَةِ؛ سرگرمی باطل، خوراک و غذای حماقت است»[۷۲].
فساد شخصیت
افرادی که به سرگرمیهای باطل مانند غناء، رقص و ... مشغول هستند در بین جامعه جایگاه و وجهه خوبی ندارند و همه مردم آنها را به همان کارهای زشت و ناپسند میشناسند؛ لذا امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند: «قال الله تعالی ... یَا عِیسَی ... لَا تَلْهُ فَإِنَ اللَّهْوَ یُفْسِدُ صَاحِبَهُ؛ خدای متعال به حضرت عیسی علیه السلام فرمودند: ... به لهو سرگرمی باطل مشغول نباش؛ چرا که لهو صاحبش را فاسد میکند».[۷۳]
راهکارهای مبارزه با لهو
راهکارهای اعتقادی مبارزه با لهو
توجه به هدف دار بودن عالم
حضرت علی علیه السلام فرمودند: «اُهْجُرِ اللَّهْوَ فَإِنَّکَ لَمْ تُخْلَقْ عَبَثاً فَتَلْهُوَ وَ لَمْ تُتْرَکْ سُدًی فَتَلْغُو؛ لهو و سرگرمیهای باطل را کنار بگذار چرا که بی هدف آفریده نشدهای و بیهوده و بی فایده رها نشدهای تا به لغو مشغول باشی»[۷۴].
انسان اگر توجه داشته باشد که اولاً: دنیا و امکانات آن فانی و موقتی است و ثانیاً: برای سعادت ابدی و بهشتی شدن خلق شده است[۷۵] و ثالثاً: در برابر اعمال و رفتارش در قیامت مسئول است و باید حساب پس بدهد؛ هیچگاه خود را با امور بی فایده و بیهوده مشغول نمیکند.
یاد مرگ
یکی از مهمترین اموری که انسان را کنترل کرده و او را به سمت انجام کارهای مهم و هدف دار حرکت میدهد یاد مرگ و قیامت است؛ لذا افرادی که همیشه به یاد مرگ هستند سعی میکنند که فقط به کارهای هدفدار و سودمند مشغول باشند و از انجام کارهای لهو و بی فاید اجتناب میکنند. البته باید توجه شود که یاد مرگ، انسان را از کار و تلاش باز نمیدارد بلکه او را به انجام کارهای هدفدار حرکت میدهد.
حضرت علی علیه السلام دربارهٔ تأثیر شگرف یاد مرگ در کنترل و تربیت انسان فرمودند: «کَفَی بِالْمَوْتِ لِلَّهْوِ قَامِعاً؛ یاد مرگ برای جلوگیری از لهو و کارهای بیهوده کفایت میکند»[۷۶].
راهکارهای اخلاقی مبارزه با لهو
توجه به پیامدهای منفی انجام لهو
در آیات و روایات، مشغول شدن به لهو و سرگرمی غیر مفید نهی شده است و آثار فراوان منفی ای را برای آن ذکر کردهاند و حتی از نشانهای نفاق و دورویی حساب شده است، امام صادق علیه السلام فرمودند: «عَلَامَةُ النِّفَاقِ ... حُبُّ اللَّهْو؛ نشانه و علامت نفاق، دوست داشتن و علاقه به لهو است»[۷۷].
لذا اگر شخصی به آثار و عاقبت انجام لهو دقت و توجه داشته باشد سعی میکند از کار لهوی و بی فایده اجتناب کند و همیشه خود را با انجام کارهای حلال و مهم مشغول میکند.
مشغولیت با عبادت
انسانی که در زندگی خود هدف دارد و میخواهد به قلههای پیشرفت و سعادت برسد سعی میکند خود را به کارهای مهم و جدی مشغول کند. یکی از بهترین اموری که انسان را از کارهای لهوی باز میدارد، عبادت کردن است؛ البته منظور از عبادت، هر کاری است که انسان آن را قصد قربت انجام دهد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «کَفَی بِالْعِبَادَةِ شُغُلًا؛ عبادت برای مشغول بودن، کفایت میکند»[۷۸]
ملا صالح مازندرانی در تبیین این حدیث میفرمایند: «هر مشغولیت و سرگرمی غیر از عبادت خدای متعال، بازی و سرگرمی است و انسان را از خدای متعال دور میکند ولی عبادت، انسان را به خدای سبحان نزدیک میکند»[۷۹].
علامه مجلسی فرمودند: «انسان زمانی که به عبادت مشغول میشود[۸۰]، وقتی برای او باقی نمیماند که بخواهد به لهو و لعب مشغول شود و از کارهای مهم باز بماند»[۸۱].
راهکارهای فرهنگی اجتماعی مبارزه با لهو
تشکیل کارگروهای مبارزه با لهو
برای اینکه یک منکر در جامعه از بین برود یا یک معروف ترویج شود باید کارگروههایی تشکیل شود که بتوانند به خوبی آن معروف یا منکر را تبیین کنند و برای ترویج آن فعل پسندیده و یا مبارزه با آن فعل ناپسند و زشت راهکارهایی اجرایی و کاربردی ارائه دهند.
لهو و سرگرمیهای بیهوده و باطل از اموری است که حتماً باید برای جلوگیری از آن باید این کارگروههایی پژوهشی کاربردی تشکیل شود تا مردم جامعه را با آسیبها و پیامدهای منفی آن آشنا کرده و بتواند مبارزه با لهو را به یک فرهنگ تبدیل کنند به طوری که همه جامعه از لهو و سرگرمیهای باطل و بی فایده اجتناب کنند.
آموزش خانوادگی
بهترین راهکاری که میتواند جلوی استفاده از سرگرمیهای بی فایده را بگیرد، آموزش درون خانوداگی است یعنی اگر والدین خودشان در منزل به کارهای هدفدار و مفید مشغول باشند، فرزندان آنها نیز از رفتار و کردار پدر و مادریاد میگیرند و از سرگرمیهای غیر مفید خودداری میکند.
والدین باید از همان دوران کودکی فرزندان خود را عادت دهند که از امور بی فایده پرهیز کنند، مثلا در بازیهای کودکانه، به فرزندان خود اجازه انجام بازیهایی را بدهند که به رشد و تعالی آنها کمک کند.
پدر و مادر میتواند برای فرزندان خود سرگرمیهای مفید تهیه کرده یا از برنامههای سالم و آموزنده رسانههای جمعی مانند تلویزیون استفاده کنند. مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «اگر تلویزیون برنامه جالبی داشته باشد من فرزندانم را دعوت میکنم تا از آن برنامه یا سخنرانی استفاده کنند»[۸۲].
معرفی الگوهای مناسب
یکی از بهترین روشهای آموزشی، معرفی الگوهای واقعی میباشد. مسئولین آموزش و پرورش و والدین باید برای همه امور مهم زندگی به فرزندان و دانش آموزان خود الگوهایی را معرفی کنند تا آنها بتوانند با الگوبرداری از این افراد در زندگی خود موفق شوند.
برای اینکه فرزندان از کارهای بیهوده و لهوی اجتناب کنند باید زندگی بزرگان دین و افراد تأثیرگذار جهان را مطالعه کنند تا متوجه شوند آنها هیچگاه خود را با کارهای بیهوده سرگرم نمیگردند.
تهیه سرگرمیهای مفید و آموزنده
جامعهای موفق و زنده است که برای تمام امور افرادش برنامه داشته باشد. یکی از نیازهای مهم هر جامعهای تفریحات و سرگرمیهای سالم و مفید است؛ لذا مسئولین فرهنگی اجتماعی آن کشور باید برنامهها و سرگرمیهایی را تهیه کنند که هم مفید و آموزنده باشد و هم بتواند نیاز آنها را تأمین کند.
برخی از سرگرمیهایی که از تلویزیون و رادیو و ... پخش میشوند به جای اینکه آموزنده و مفید باشند و مردم را به سمت کمال و پیشرفت معنوی اخلاقی حرکت دهند متأسفان بدآموزی دارند و فرهنگ آنها را تغییر میدهند.
تشویق نکردن افراد به انجام لهو
برخی از افراد که در مجالس به کارهای لهو و لعب مانند رقص و خوانندگی مشغول میشوند به خاطر تشویقهای دیگران است. اگر دیگران این افراد را به انجام این کارهای سبک تشویق نکنند این اشخاص شاید این اعمال سخیف را انجام ندهند.
حماد بن عثمان میگوید از امام صادق علیه السلام دربارهٔ آیه «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور»[۸۳] سوال کردم. حضرت فرمودند: «مِنْهُ قَوْلُ الرَّجُلِ لِلَّذِی یُغَنِّی أَحْسَنْت؛ از مصادیق این آیه، قول و کلام کسی است که به آوازه خوان (و خواننده) بگوید نیکو خواندی»[۸۴].
ایجاد مشاغل
افراد شاغل به سبب فعالیت بدنی که در طول کار داشتهاند آنقدر خسته میشوند که توان مشغول شدن به کارهای لهوی را ندارند؛ پس اگر مسئولین محترم باید برای افراد جامعه شغلهای مناسبی را ایجاد کنند تا علاوه بر رونق اقتصادی کشور و تشکیل خانواده، از پرداختن به سرگرمیهای باطل و لهوی باز بمانند.
برخوردهای قانونی
یکی از مهمترین راهکارهای بازدارنده امور لهوی، قوانین مربوط به این حوزه است. اگر قانونگذار قوانین مناسب و جدی ای برای مراکز لهو و لعب وضع کند و مسئولین آن را به صورت جدی اجرا کنند جلوی خیلی از کارهای لهوی گرفته میشود.
لهو در آیینه احکام فقهی
مسئله: خرید و فروش آلات لهو[۸۵] حرام است[۸۶] و درآمد آن هم حرام است[۸۷].
مسئله: آلات لهو را باید از بین بُرد[۸۸].
مسئله: اگر {شخصی} برای لهو و خوش گذرانی به شکار رود، سفرش در رفتن حرام و نمازش تمام است[۸۹].
مسئله: صید و شکار برای سرگرمی و خوش گذرانی جایز نیست[۹۰].
مسئله: استفاده از آلات نوازندگی و موسیقی به نحو لهوی و مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه بطور مطلق حرام است[۹۱].
مسئله: خواندن و گوش دادن هر چیزی (اعم از شعر، نثر، قرآن، مداحی، اذان، سرود و ...) به نحو غنایی (آهنگی که مناسب مجلس لهو و لعب و گناه باشد) حرام است (چه شاد باشد چه غمگین) و (چه در شخص تأثیر بگذارد یا نگذارد)[۹۲].
مسئله: ملاک حرام بودن موسیقی این است که در غالب افراد تأثیر منفی داشته باشد (خواه این شخص تحریک شود و در او اثر منفی داشته باشد یا نداشته باشد)[۹۳].
مسئله: اگر رقص به گونهای باشد که باعث تحریک شهوت شده و یا مستلزم فعل حرام یا ترتّب مفسدهای باشد، جایز نیست و شرکت در مجالس رقص هم اگر به عنوان تأیید کار حرام دیگران محسوب شود و یا مستلزم کار حرامی باشد جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد[۹۴].
مسئله: اشتغال به لهو، مانند غنا و تار زدن، از گناهان کبیره[۹۵] محسوب میشود[۹۶].
مسئله: هر چیزی که مناسب مجالس اهل فسوق باشد، از مصادیق لهو حرام محسوب میشود[۹۷].
مسئله: استعمال آلات مختص به لهو در غیر لهو بنابر احتیاط واجب جایز نیست، و استعمال آنها در لهو مطلقاً حرام است[۹۸].
مسأله: عاریه دادن چیزی که استفادهٔ حلال ندارد، مثل آلات لهو و قمار برای استفادهٔ حرام باطل است[۹۹].
فهرست منابع
کتابها
معجم مقاییس اللغة، ابن فارس، أحمد بن فارس، محقق / مصحح: هارون، عبد السلام محمد، ناشر: مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق.
مفردات ألفاظ القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، محقق / مصحح: داوودی، صفوان عدنان، ناشر: دار القلم- الدار الشامیة، بیروت- دمشق،۱۴۱۲ ق.
تاج العروس من جواهر القاموس، حسینی زبیدی، محمد مرتضی، محقق / مصحح: علی، هلالی و سیری، علی، ناشر: دارالفکر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.
النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، محقق / مصحح: طناحی، محمود محمد، ناشر: موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، ۱۳۶۷ ش.
لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم، محقق / مصحح: میر دامادی، جمال الدین، ناشر: دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ ق.
مجمع البحرین، طریحی، فخر الدین بن محمد، محقق / مصحح: حسینی اشکوری، احمد، ناشر: مرتضوی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۵ ش.
الفائق فی غریب الحدیث، زمخشری، محمود بن عمر، محقق / مصحح: شمس الدین، ابراهیم، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.
الکافی،کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
الخصال، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۶۲ ش.
نهج الفصاحة، پاینده، ابو القاسم، ناشر: دنیای دانش، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۲ ش.
الأمالی، مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: استاد ولی، حسین وغفاری علی اکبر، ناشر: کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، محقق / مصحح: درگاهی، حسین، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۸ ش.
ترجمه و شرح نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، مترجم: فیض الاسلام اصفهانی، علی نقی، محقق / مصحح: فیض الإسلام، ناشر: مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض الإسلام، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۹ ش.
المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمد حسین، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.
التحریر و التنویر، ابن عاشور محمد بن طاهر، ناشر: موسسه التاریخ، بیروت، چاپ اول.
کنز الفوائد، کراجکی، محمد بن علی، محقق / مصحح: نعمة، عبد الله، ناشر: دارالذخائر، قم، چاپ اول،۱۴۱۰ ق.
عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، علی بن محمد، محقق / مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، ناشر: دار الحدیث، قم، چاپ اول،۱۳۷۶ ش.
نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ناشر: هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ ق.
تفسیر القمی، قمی، علی بن ابراهیم، محقق / مصحح: موسوی جزائری، طیّب، ناشر: دار الکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۴ ق.
تفسیر فرات الکوفی،کوفی، فرات بن ابراهیم، محقق / مصحح: کاظم، محمد، ناشر: مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، تهران،۱۴۱۰ ق.
الغارات، ثقفی، ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال، محقق / مصحح: حسینی، عبدا لزهراء، ناشر: دار الکتاب الإسلامی، قم، چاپ اول،۱۴۱۰ ق.
الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، منسوب به علی بن موسی، امام هشتم علیه السلام، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق.
تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، ناشر: دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول،۱۳۷۴ ش.
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، تحقیق: محمد جواد بلاغی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم،۱۳۷۲ ش.
حقوق مدنی، طاهری، حبیب الله، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۸ ه ق.
مصباح الشریعة، منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیه السلام، ناشر: اعلمی، بیروت، چاپ اول،۱۴۰۰ ق.
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق / مصحح: درایتی، مصطفی، ناشر: دفتر تبلیغات، قم، چاپ اول، ۱۳۶۶ ش.
الأصول الستة عشر، عدهای از علماء، ناشر: دار الشبستری للمطبوعات، قم، چاپ اول،۱۳۶۳ ش.
غرر الحکم و درر الکلم، تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائی، سید مهدی، ناشر: دار الکتاب الإسلامی، قم، چاپ دوم،۱۴۱۰ ق.
مجموعه ورّام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر، ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، مترجم: عطایی، محمد رضا، ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ اول،۱۳۶۹ ش.
شرح الکافی- الأصول و الروضة، مازندرانی، محمد صالح بن احمد، محقق / مصحح: شعرانی، ابوالحسن، ناشر: المکتبة الإسلامیة، تهران، چاپ اول،۱۳۸۲ ق.
بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.
پرتویی از خورشید، علی شیرازی، چاپ دهم، ۱۳۸۲، انتشارات بوستان کتاب قم.
معانی الأخبار، ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ اول، ۱۴۰۳ ق.
استفتائات، سید روح الله موسوی خمینی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۴۲۲ق.
استفتائات، محمدتقی بهجت فومنی گیلانی، دفتر حضرت آیة الله آیت الله بهجت، چاپ اول، ۱۴۲۸ق.
أجوبة الاستفتائات، سید علی حسینی خامنهای، دفتر معظم له، قم، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
استفتائات جدید، جواد بن علی تبریزی، چاپ اول.
توضیح المسائل، آیت الله شبیری، انتشارات سلسبیل، ۱۴۳۰ ه ق، چاپ اول.
توضیح المسائل، آیت الله فاضل، تاریخ نشر ۱۴۲۶ ه ق، چاپ صد و چهاردهم، وفات ۱۴۲۸ ه ق.
توضیح المسائل، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه السلام، چاپ ۵۲، ۱۴۲۹ق.
توضیح المسائل، محمد تقی بهجت فومنی گیلانی، انتشارات شفق، چاپ ۹۲، ۱۴۲۸ق.
توضیح المسائل، حسین وحید خراسانی، مدرسه امام باقر علیه السلام، چاپ نهم، ۱۴۲۸ق.
احکام جوانان، لنکرانی، محمد فاضل موحدی، انتشارات امیر قلم، چاپ سی و پنجم، قم، ۱۴۲۷ ه ق.
جامع المسائل، محمد فاضل لنکرانی موحدی، انتشارات امیر قلم، چاپ یازدهم.
توضیح المسائل، خمینی، سید روح اللّه موسوی، محقق/ مصحح: مسلم قلیپور گیلانی، چاپ اول، ۱۴۲۶ ه ق.
مجمع المسائل، گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، ناشر: دار القرآن الکریم محقق/ مصحح: علی کریمی جهرمی- علی ثابتی همدانی- علی نیری همدانی، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ه ق.
توضیح المسائل، آیت الله سبحانی، ناشر: مؤسسه امام صادق علیه السلام، ۱۴۲۹ ه ق، چاپ سوم.
استفتائات جدید، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه السلام، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
مجلات
مجله فقه و اصول، ش ۱/۸۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۸، ص 47.
مجلة فقه أهل البیت علیهم السلام، جمعی از مؤلفان، ناشر: مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، چاپ اول.
پا نویس
- ↑ ر.ک: ابزار لهو و دگرگونیهای زمان2، مهریزی، مهدی، مجله «فقه» زمستان 1375، ش 10؛ راهکارهای پیشگیری از لهو و لعب از منظر قرآن و روایات، معارف، مجید؛ آل رسول، سوسن؛ نهایت بین، نرجس، مجله «کوثر» نیمه دوم تابستان و نیمه اول پاییز 1392 ، سال 13، ش 47؛ مبانی فقهی غنا و موسیقی از دیدگاه قرآن کریم، حیدری، محمدجواد، مجله «مقالات و بررسیها » بهار و تابستان 1383، ش 75 (دفتر سوم)؛ دین و سرگرمی رسانهای، شرف الدین، حسین، مجله « دین و رسانه» زمستان 1389، ش 1؛ چگونه میتوان از لغو و لعب اجتناب کرد، آموزگار، محمد حسن، مجله «پیوند» فروردین 1361، ش 30
- ↑ معجم المقاییس اللغة، ج5، ص 213.
- ↑ مفردات ألفاظ القرآن، ص 748؛ تاج العروس من جواهر القاموس، ج20، ص 170.
- ↑ النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج4، ص 283؛ لسان العرب، ج15، ص 259؛ مجمع البحرین، ج1، ص 385؛ الفایق فی غریب الحدیث، ج3، ص 217.
- ↑ النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج4، ص 282؛ لسان العرب، ج15، ص 258؛ تاج العروس من جواهر القاموس، ج20، ص 170.
- ↑ با توجه به آیه 3 سوره انبیاء «لَاهِیَةً قُلُوبُهُم» معلوم میشود لهو و سرگرمی یک عمل قلبی است یعنی قلب انسان از امور دیگر غافل میشود.
- ↑ مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت لهو به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ش 1/83، پاییز و زمستان 1388، ص 47.
- ↑ انعام، 32، 70؛ اعراف، 51؛ حجر، 3؛ انبیاء، 3، 17؛ عنکبوت، 64؛ لقمان، 6؛ محمد، 36؛ حدید، 20؛ جمعه، 11؛ منافقون، 9؛ نور، 37؛ عبس، 10؛ تکاثرف 1.
- ↑ مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت لهو به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ص 76.
- ↑ کافی، ج5، ص 50.
- ↑ مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت لهو به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ص 76.
- ↑ خصال، ج1، ص161.
- ↑ نهج الفصاحه، ص473، ح 1527.
- ↑ مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت لهو به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ش 1/83، پاییز و زمستان 1388، ص 76.
- ↑ أمالی، مفید، ص34.
- ↑ فیلمهایی که دارای تصاویر مستهجن یا مفاهیم انحرافی از این موضوع خارج هستند.
- ↑ مجله فقه و اصول، مقاله «بررسی مسأله حرمت لهو به عنوان قاعدهای فقهی»، جواد ایروانی، محمد حسن حائری، ص 76.
- ↑ و دوزخیان، بهشتیان را صدا میزنند که: «(محبّت کنید) و مقداری آب، یا از آنچه خدا به شما روزی داده، به ما ببخشید!» آنها (در پاسخ) میگویند: «خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است!» * همانها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند؛ و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آنها را فراموش میکنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند.(اعراف/50، 51).
- ↑ حدید/20.
- ↑ یعنی همّ و غم انسان، دنیا باشد و برای رسیدن به این امر از هر کاری ولو کار حرام و غیر شرعی فرو گذار نکند.
- ↑ مائده/57.
- ↑ تکاثر/1.
- ↑ کنز الدقایق، ج 4، ص 416؛ ترجمه و شرح نهج البلاغة، فیض الإسلام، ج4، ص 696.
- ↑ حدید/20.
- ↑ تکاثر/1.
- ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص 164؛ التحریر و التنویر، ج27، ص 361.
- ↑ کنز الفوائد،کراجکی، ج1، ص 319.
- ↑ خصال، صدوق، ج1، ص 235.
- ↑ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ (اعراف/182).
- ↑ کافی، ج2، ص 452، ح 2.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 61، ح 1584.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 460.
- ↑ نهج البلاغة، صبحی صالح، ص 475، حکمت 39.
- ↑ تفسیر القمی، ج2، ص 367.
- ↑ تفسیر فرات کوفی، ص 484.
- ↑ مردانی که نه تجارت و نه معاملهای آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمیکند؛ آنها از روزی میترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو میشود(نور/37).
- ↑ کافران (هنگامی که آثار شوم اعمال خود را ببینند،) چه بسا آرزو میکنند که ای کاش مسلمان بودند* بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد؛ ولی بزودی خواهند فهمید(حجر/2، 3)
- ↑ من نسبت به دو چیز بر شما میترسم؛ تبعیت از هوای نفس و آزروهای طولانی؛ اما پیروی از هوای نفس مانع از حق میشود و طولانی بودن آرزو سبب میشود آخرت فراموش شود (کافی، ج2، ص 335)
- ↑ الغارات، ج1، ص 87.
- ↑ غناء صوتی لهوی است که مناسب مجالس لهو و لعب و رقص و پایکوبی است. این تعریف بدان جهت است که قسمی خاص از صوت زیبا با چنین مجالسی مناسب است که سایر وسایل لهوهمچون رقص، تار، نی و چیزهایی از این دست، با آن همراه است. (مجله فقه اهل بیت علیهم السلام، ج16، ص 51)
- ↑ و بعضی از مردم سخنان بیهوده را میخرند تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوار کننده است(لقمان/6).
- ↑ کافی، ج6، ص 431.
- ↑ کافی، ج 5، ص 120، ح 4.
- ↑ مجله فقه اهل بیت علیهم السلام، ج16، ص 52.
- ↑ فقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، ص 282.
- ↑ ر.ک: تفسیر نمونه، آیت الله مکارم، ج17، ص25؛ www.porseman.org، مقاله «کوتاهی عمر موسیقی دانان بزرگ».
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 341.
- ↑ کافی، ج6، ص 434.
- ↑ و بعضی از مردم سخنان بیهوده را میخرند تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوار کننده است (لقمان/6).
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج8، ص 490.
- ↑ ر.ک: www.gerdab.ir، مقاله «4 مرحله تاثیر سایتهای مستهجن بر سلامت روانی».
- ↑ نور/21.
- ↑ نهج البلاغه، صبحی صالح، کلمات قصار، ح 154.
- ↑ ر.ک: حقوق مدنی، حبیب الله طاهری، ج4، ص، 383 تا 385.
- ↑ حقوق مدنی، حبیب الله طاهری، ج4، ص، 383 تا 385.
- ↑ مینایی رئیس بنیاد ملی بازیهای رایانهای: 20 میلیون نفر از مردم کشور روزانه از سرویس «گیم» استفاده میکنند و وقتی که برای بازی رایانهای در ایران مصرف میشود بالغ بر 40 میلیون ساعت در روز تخمین زده میشود. (خبر 20:30، 4/11/1393)
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 295.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 527.
- ↑ چیپس، پفک، شکلات، سسهای مایونز و ... .
- ↑ مصباح الشریعة، ص 103.
- ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 461.
- ↑ خصال، ج1، ص 227.
- ↑ أصول الستة عشر، ص199.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص120، ح 2722.
- ↑ هر کس از مرد یا زن، عمل نیک انجام دهد در حالی که ایمان داشته باشد پس او را بیتردید (در دنیا) به زندگی پاکیزهای زنده خواهیم داشت و (در آخرت) پاداششان را در برابر عملهای بسیار خوبشان خواهیم داد.(نحل/97)
- ↑ غرر الحکم و درر الکلم، ص 215، ح 508.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 163.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 112، ح 2434.
- ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 461.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 414.
- ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 461.
- ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 460.
- ↑ کافی، ج 8، ص 134.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص 76.
- ↑ امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: «أَمَا إِنَّ أَبْدَانَکُمْ لَیْسَ لَهَا ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةُ فَلَا تَبِیعُوهَا بِغَیْرِهَا؛ اما بدنهای شما ثمن و قیمتی برای آنها نیست مگر بهشت». (کافی، ج1، ص 19)
- ↑ مجموعة ورام، ج2، ص 89.
- ↑ مصباح الشریعة، ص 145.
- ↑ کافی، ج2، ص 85، ح 1.
- ↑ شرح کافی، مولی صالح مازندرانی، ج8، ص 256.
- ↑ البته باید توجه شود که منظور از عبادت فقط نماز و روزه نیست بلکه هر کاری که با یاد الهی همراه باشد، عبادت حساب میشود یعنی کسی که همیشه به یاد خدای متعال باشد وقتی برای او نمیماند که بخواهد به سرگرمیهای باطل و حرام خود را مشغول کند.
- ↑ بحار الأنوار، ج 68، ص 211.
- ↑ پرتویی از خورشید، علی شیرازی، ص 125.
- ↑ حجّ/ 32.
- ↑ معانی الأخبار، ص 349.
- ↑ تار، سه تار، سنتور، تنبور، قیچک، کمانچه، نی، تنبک، پیانو، ویولون، ویلا، کلارینت، فلوت، هورن، ترومپت، و سازهای کوبهای.
- ↑ استفتاءات، امام خمینی، ج2، ص 18، س 45؛ توضیح المسائل، آیت الله بهجت، ص 317، م 1624؛ احکام جوانان، آیت الله فاضل، ص 161، م 412؛ توضیح المسائل، آیت الله شبیری، ص 430، م 2075؛ توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 328، م 1761؛ استفتاءات جدید، آیت الله تبریزی، ج2، ص 214، س 972؛ توضیح المسائل، آیت الله وحید خراسانی، ص 408، م 2095.
- ↑ استفتاءات، آیت الله بهجت، ج 4، ص 525، س 6336.
- ↑ استفتاءات، امام خمینی، ج2، ص 17، س 41؛ جامع المسائل، آیت الله فاضل، ج1، ص 245، س 1000؛ استفتاءات، آیت الله بهجت، ج4، ص 525، س 6336.
- ↑ توضیح المسائل، امام خمینی، ص 286، م 1239؛ توضیح المسائل، آیت الله وحید خراسانی، ص 260، م 1310؛ توضیح المسائل، آیت الله بهجت، ص 209، م 1058؛ توضیح المسائل، آیت الله فاضل، ص 218، م 675؛ توضیح المسائل، آیت الله شبیری، ص 279، م 1310؛ توضیح المسائل، آیت الله مکارم، ص 216، م 1140؛ مجمع المسائل، آیت الله محمد رضا گلپایگانی، ج1، ص 195، س 3؛ توضیح المسائل، آیت الله سبحانی، ص 280، م 1025
- ↑ استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج2، ص 414، س 1218
- ↑ أجوبة الاستفتاءات، آیت الله خامنهای، ص 255، س 1161
- ↑ آیت الله وحید خراسانی: www. wahidkhorasani.com؛ جامع المسائل، آیت الله فاضل؛ ج1، ص 243، س 988؛ استفتاءات، آیت الله بهجت، ج1، ص 394، س 1406؛ أجوبة الاستفتاءات، آیت الله خامنهای، ص 247، س1127؛ استفتاء، آیت الله سیستانی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله مکارم، آیت الله نوری همدانی، 28/3/1393.
- ↑ استفتاءات جدید، آیت الله مکارم، ج3، ص، 153، س457؛ جامع المسائل، آیت الله فاضل، ج1، ص، 245، س996؛ استفتاءات، آیت الله بهجت، ج4، ص 523، س6325؛ أجوبة الاستفتاءات، آیت الله خامنهای، ص 248، س 1131.
- ↑ أجوبة الاستفتاءات، آیت الله خامنهای، ص 256، س 1166
- ↑ خصال، ج2، ص 610.
- ↑ توضیح المسائل، آیت الله وحید خراسانی، ص 400.
- ↑ استفتاءات، آیت الله بهجت، ج4، ص 568، س 6502.
- ↑ توضیح المسائل، آیت الله بهجت، ضمائم، ص 3، م 20.
- ↑ توضیح المسائل، آیت الله شبیری، ص 506، م 2363؛ توضیح المسائل، وحید خراسانی، ص 485، م 2407.







