فرهنگ مصادیق:لهو و لعب - اسلام پدیا
محتویات
- ۱ مفهوم شناسی لهو و لعب
- ۲ انواع لهو و لعب
- ۳ مجالس لهو و خوش گذرانی
- ۴ مصادیق لهو و لعب
- ۵ تفریحات و سرگرمیها از دیدگاه اسلام
- ۶ نظر اسلام دربارۀ شطرنج
- ۷ حکم بازی با شطرنج
- ۸ حکم بازی تخته نرد و دبرنا
- ۹ حکم کبوتر بازی
- ۱۰ بازی با پاسور بدون برد و باخت
- ۱۱ حکم بازی بیلیارد و بولینگ
- ۱۲ آثار و پیامدهای لهو و لعب
- ۱۳ پانویس
مفهوم شناسی لهو و لعب
لهو و لعب یعنی حرکت پوچ و بی معنا که صرفا برای کشتن وقت فراغت است و هیچ ثمری برای دین، دنیا و آخرت آدمی ندارد. لهو و لعب امری است منفی، و مؤمن هرگز عمر خود را به بطالت نمیگذراند.
خداوند راجع به خود میفرماید ما اهل بازی نیستیم: «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ»؛[۱] زمین و آسمان و آنچه را در میان آنهاست از سر بازی نیافریدهایم. و انبیا و مؤمنان را نیز از لهو و لعب، دور میداند: «وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؛[۲] و مؤمنان کسانی هستند که کار لغو و بیهوده نمیکنند.
امام باقر (ع) فرمود: «سرگرمی مؤمن چهار چیز است: رسیدگی به مرکب سواری، گفت و گو با برادران ایمانی، خلوت و همنشینی با همسر، و نماز شب».
امام سجاد (ع) در مناجات ذاکرین فرمود: «خدایا توبه میکنم از هر لذتی بدون ذکر تو، و از هر راحتی بدون انس تو، و از هر شادی بدون قرب تو، و از هر مشغولیتی در غیر مسیر طاعت تو …».
بنابراین در نگرش اسلام، تفریح و سرگرمی باید دور از لغو و پوچی باشد و هدفی والا در بر داشته باشد.
مقصود (فقها) از واژۀ لهو سازگاری و هم نوائی آواز و آهنگ نواخته شده با مجالس فساد و خوش گذرانی است؛ یعنی ممکن است نغمهای طرب انگیز نباشد، ولی از نغمههایی باشد که در جلسات فاسقان و هواپرستان رایج باشد.[۳]
انواع لهو و لعب
(در حال تکمیل است)
مجالس لهو و خوش گذرانی
منظور از مجالس لهو و خوش گذرانی، مجالسی است که برای عیاشی، هوس رانی، رقص و پایکوبی تشکیل میشود و در عرف مقدسین از مجالس گناه محسوب میشود.[۴] به عبارت دیگر، مجالس لهو و خوش گذرانی، مجالسی است که در آن موسیقیهای مبتذل با اشعار باطل و بی محتوا خوانده میشود، آهنگهای مهیج و شهوت انگیز که معمولاً با رقص است نواخته میشود. در این گونه مجالس انسان از یاد خدا غافل شده و همین غفلت زمینۀ دوری انسان از خدا و اخلاق شده و ورود به فساد و فحشا، افتادن در گناه و معصیت و انحرافات جنسی و اخلاقی را به دنبال دارد.
برای اطلاع بیشتر میتوانید موضوعات زیر را مطالعه نمایید:
۱- گوش کردن به موسیقی با صدای زن، ۲۸۳۲[۵].
۲- دلایل حرمت موسیقی، ۹۳۲[۶].
۳- دلایل حرمت و حلیت موسیقی، ۳۸۸[۷].
۴- راه شناسایی موسیقی حلال از حرام، ۴۹۹[۸].
مصادیق لهو و لعب
(در حال تکمیل است)
تفریحات و سرگرمیها از دیدگاه اسلام
آنچه ما در زبان فارسی از آن به نام “تفریح” یاد میکنیم، اگر چه از ریشۀ عربی “فرح” به معنای خوشحالی است، اما در متون اسلامی برای نشان دادن این معنا، معمولاً از کلمات دیگری، چون “تنزه”، “تفرج” و یا “لهو” استفاده میشود و افراد خوش گذران، با عنوان “فرحین” شناخته میشوند.
خداوند با آن که در بخشی از قرآن اعلام میدارد که “فرحین” و یا خوش گذرانان را دوست ندارد[۹] و یا این که یکی از دلایل مجازات دوزخیان را خوش گذرانیهای ناحق آنان در دنیا میداند،[۱۰] اما از طرف دیگر، با استفاده از همان ریشۀ لغوی “فرح”، به افراد با ایمان دستور میدهد که به دلیل امدادهای معنوی خداوند، خوشحال باشند[۱۱]و در وصف شهیدان نیز بیان میدارد که آنان با استفاده از نعمتهایی که در اختیارشان قرار داده شد به خوش گذرانی مشغول اند.[۱۲]
دانشمندان لغت، معانی بسیاری را برای “لهو” در کتابهای خود گنجاندهاند.[۱۳]
در یک نگاه بسیار وسیع، میتوان گفت که اگر نعمتهای آخرت و دوام آن را به یاد آوریم، تمام امور مرتبط با زندگی دنیا، چه حرام و چه حلال، جز بازی و بازیچهای نخواهد بود. آیات بسیاری از قرآن، چنین مفهوم وسیعی را ارائه کرده و دنیا و هر آنچه در آن است را “لهو” و “لعب” معرفی میکنند.[۱۴]
در مقابل، و در نگاهی محدودتر، گاهی “لهو”، تنها به سرگرمیهای معمولی گفته میشود که انسان را از یاد خدا باز میدارد.[۱۵]و …
به هر حال الفاظ تقریباً مترادفی؛ نظیر “لهو”، “لعب”، “لغو”، “تفریح”، “سرگرمی” و ….، دارای مصادیق مختلفی بوده و علاوه بر آن یک فرد میتواند با انگیزههای متفاوت، به آنها بپردازد. بر این اساس از دیدگاه اسلام باید انواع و اشکال مختلف تفریحات و سرگرمیها مورد تحلیل قرار گیرد:
۱- سرگرمی و تفریح با اموری که از طرف دین مقدس اسلام ممنوع شمرده شده است: این تفریحات؛ نظیر مصرف مشروبات الکلی و یا مواد مخدر و روانگردان، قمار، موسیقی مطرب و … با هر انگیزهای که باشد، مجاز نبوده و در این موارد، هیچ گاه هدف، وسیله را توجیه نخواهد کرد. به عنوان نمونه، نمیتوان کنسرت مختلطی را بدون رعایت شئون مذهبی ترتیب داده و هدف آن را صرف در آمد فروش بلیط برای کمک به افراد بی بضاعت، آزادی زندانیان و … عنوان کرد.
در این گونه موارد، مقدس بودن هدف، نمیتواند توجیهی برای سرگرمیهای حرام باشد. در قرآن کریم، دوری از چنین امورِی، از ویژگیهای افراد با ایمان شمرده شده است.[۱۶]
۲- انسانها برای ادامۀ زندگی و داشتن روحیهای قوی، خواستار تنوع و تفریح هستند و یک نواخت شدن زندگی، در ادامۀ فعالیتهای معمول مادی و حتی در زندگی معنوی آنان، خلل و آسیب وارد خواهد کرد. با این وجود، آیا اسلام مخالف هر گونه تفریح بوده و با آن به مبارزه بر میخیزد؟
تحقیق در منابع اسلامی، ما را به این نتیجه میرساند که اگر تفریح و سرگرمی در حدی باشد که موجب غفلت انسان از خداوند و دوری از هدف اصلی زندگی نشده و نیز رفتارهای حرامی در جریان این سرگرمیها وارد نشود، نه تنها منعی از آن وجود ندارد، بلکه آنچه از قرآن و روایات برداشت میشود، این است که چنین تفریحاتی کاملاً مورد تأیید بوده و نقش آن در ادامۀ یک زندگی سالم انکار ناپذیر است.
اکنون شواهدی را در این ارتباط ارائه میکنیم:
۱-۲- با این که از واژه “لعب” در بسیاری از موارد به زشتی یاد شده،[۱۷] اما هنگامی که فرزندان یعقوب (ع) به پدرشان پیشنهاد دادند که یوسف (ع) را برای تفریح و بازی همراه آنها بفرستد،[۱۸] با این پاسخ روبرو نشدند که تفریح، شایستۀ افراد با ایمان نیست، بلکه تنها نگرانی خود را از احتمال آسیب رسیدن به یوسف ابراز داشتند[۱۹]و حتی وقتی که برادران برگشته و عرضه داشتند که ما برای مسابقه رفتیم و او را نزد اثاث و وسائل خود گذاشتیم و …،[۲۰]یعقوب (ع)، آنان را توبیخ نکرد که؛ چرا مسابقه گذاشتید و به تفریح مشغول شدید و … .
از مجموع این داستان میتوان نتیجه گرفت که اصل تفریح و مسابقه و …، موضوعی ناپسند محسوب نمیشد.
۲-۲- امام صادق (ع) [۲۱] بیان میفرماید: هر مسلمان دانا، باید فرصتهای زندگی خود را بر سه بخش تقسیم کند، بدین ترتیب که بخشی از آن را جهت کسب درآمد و گذران زندگی صرف کرده و بخش دیگری را به جمع آوری توشه و زاد برای آخرت بپردازد. بخش سوم زندگی او نیز باید به تفریحات سالمی که از رفتار حرام در آن خبری نیست، سپری شود و پرداختن به این بخش سوم (تفریحات)، کمکی برای این فرد مؤمن خواهد بود که آن دو بخش اول را با کیفیتی بهتر انجام دهد.[۲۲] این حدیث، به تنهایی میتواند نشانگر مجاز بودن و حتی استحباب تفریحات سالم باشد.
۳-۲- در برخی روایات، پا از این فراتر گذاشته شده و نوع سرگرمیها را با توجه به ویژگیهای افراد مشخص نموده و به عنوان نمونه، بیان داشته که پارچه بافی، سرگرمی خوبی برای یک زن نیکوکار است[۲۳]. و یا در حدیثی دیگر، نگهداری و تربیت اسبان سواری و نیز مسابقات تیراندازی از سرگرمیهای مناسب اعلام شده است[۲۴].
برداشت ما از این دسته روایات، این است که بهتر است حتی در تفریحات، به اموری پرداخت که فایدهای جز سرگرمی نیز داشته باشد، نه این که لزوماً در جهان معاصر و با پیشرفت علم و صنعت و وجود کارخانههای نساجی و خودروسازی، باز هم خود را به موارد اشاره شده در روایات، محدود کرد.
۳- گذشته از لهو و تفریح حرام که مطلقا ممنوع بوده و غیر از تفریحات هدفمندی که مجاز، بلکه مستحب است، آیا در تفریح و سرگرمی، حتی نوع مباح آن، محدودیتی وجود دارد؟
ما در اطراف خود با اشخاصی برخورد میکنیم که تمام و یا بیشتر زندگیشان را بیهوده میگذرانند. و گذراندن عمر به لهو و تفریح و خوش گذرانی، به صورت یک ویژگی اخلاقی برای آنان در آمده است.
تفریح برای این گونه افراد، وسیله برای رسیدن به یک هدف بالاتر نیست، بلکه خود سرگرمی به عنوان هدف نهایی به شمار میآید. چنین افرادی، مفهوم زندگی را در خوش گذرانی و تفریح دانسته و بالاتر از آن به چیز دیگری نمیاندیشند. آنها حتی دین و دینداری را چون بازیچهای میپندارند که نوعی سرگرمی را برای آنان فراهم میکند[۲۵].
این افراد خوش گذران، وضعیتی متعادل نداشته و هرگاه به خواستههای خود رسیده و از نعمتهای مادی خدا بهره مند شدند، به خوش گذرانی و بطالت پرداخته و اگر با مشکلی در زندگی خود مواجه شوند، افسرده و نا امید میشوند[۲۶].
آیا اسلام که دینی هدفمند بوده و ارزش واقعی یک انسان را در رشد معنوی او میداند، میتواند چنین رفتاری را تأیید کند؟!
چنانچه در بخش دوم بیان شد، تفریح سالم نیز زمانی مناسب است که تنها یک بخش از زندگی انسان را تشکیل داده و کمکی برای پیشبرد اهداف مادی و معنوی انسان باشد، اما نباید این سرگرمیها به حدی گسترش یابد که تمام عمر انسان را تحت پوشش خود قرار دهد.
امام علی (ع) در این زمینه میفرمایند: تمام عمر خود را با بطالت و تفریح سپری نکن که نتیجه اش آن است که برای جهان آخرت هیچ توشهای نیندوخته باشی[۲۷]. و نیز میفرمایند: لهو و خوش گذرانی، انسان را از امور جدی باز میدارد[۲۸].
اگر گاهی مشاهده میکنیم که بزرگان دینی ما، مردم را از پرداختن به لهویات بازمی دارند و به عنوان نمونه، بیان میدارند که “اسلام شوخی ندارد؛ همهاش جدّی است، هزل ندارد؛ لغویات ندارد؛ لهویات ندارد؛ همهاش جدّی است، جدّیات است»[۲۹]، دلیلش این نیست که تفریح حرام است، بلکه توصیه این بزرگواران، آن است که سرگرمیها نیز باید هدفمند طراحی شوند که در این صورت، تفریح نیز نه تنها حرام و مکروه نخواهد بود، بلکه امری لازم در زندگی جدی انسان به شمار خواهد آمد.
با مروری در آنچه گفته شد، به این نتیجه میرسیم که هر تفریحی حرام نیست و اگر مرتکب حرامی دیگر نشویم، میتوانیم برای تنوع در زندگی، تفریحاتی نیز داشته باشیم، اما نکات زیر را نباید از یاد ببریم:
۱- حتی هنگام تفریح و سرگرمیهای حلال نیز نباید از یاد خداوند غافل شد.
خداوند به افراد با ایمان توصیه میکند که حتی اموال و فرزندانشان، آنان را از یاد خدا غافل نکند[۳۰]. در جای دیگر میفرماید که مؤمنان واقعی افرادی هستند که خرید و فروش و تجارت (که اموری مباح و لازم هستند)، آنان را از یاد خدا باز نمیدارد[۳۱]. به فرمودۀ امیر المؤمنین (ع)، هر چه انسان را از یاد خداوند باز دارد، تفاوتی با قمار ندارد[۳۲].
در قرآن، داستان افراد سست ایمانی بیان شده که با شنیدن صداهایی که نشان از آغاز خرید و فروش و تفریح داشت، نماز جمعه را رها کرده و پیامبر (ص) را تنها گذاشتند. این افراد مورد توبیخ خداوند واقع شدند[۳۳].
در این راستا، باید دقت داشت که در دام افرادی گرفتار نشد که با در نظر داشتن تمایل انسانها به تفریح، آنان را از راه مستقیم خداوند جدا میکنند[۳۴].
۲- سرگرمی هایمان، تمام فکرمان را مشغول نکند، تا جایی که حتی زمانی که تفریحمان به پایان رسیده و در ظاهر به عبادت و نماز مشغولیم، اندیشۀ ما هنوز در دنیای تفریحات سیر کند؛ چون خداوند، خواستههای فردی که با افکار پراکنده به دعا برمی خیزد، را اجابت نخواهد کرد[۳۵].
امام خمینی (ره)، در این راستا و در نکوهش توجه بیش از حد به موسیقی، چنین اظهار میدارد: “تمام توجه، تمام این مغز، مغز موسیقی میشود. به جای مغز جدّی، مغز لَهْوی مینشیند. باید یک آدمی باشد که به سرنوشت خودش فکر کند، این فکر را از او گرفتهاند»[۳۶].
۳- سرگرمیها هدفدار باشد؛ زیرا یک کار میتواند با چند نیت متفاوت، احکامی گوناگون داشته باشد.
یکی از شیعیان، نظر امام صادق (ع) را در مورد شکار که نوعی سرگرمی است جویا شد.
امام در پاسخ، شکارچیان را به سه گروه تقسیم کردند: گروهی برای تأمین آذوقۀ خانوادۀ خود اقدام به این کار میکنند. شغل گروه دوم، شکار است و از این راه کسب درآمد میکنند و آخرین گروه نیز فقط برای خوشگذرانی دست به این کار میزنند. گروه اول و دوم، مشکلی ندارند، اما فرد با ایمان فرصت نمیکند که (روزها و هفتهها را) به دنبال شکاری که هیچ نفعی به او نمیرساند، سپری کند (و به عبارتی در گروه سوم قرار گیرد)[۳۷].
بر این اساس، شکاری که جز از بین بردن محیط زیست، فایده دیگری ندارد، تفریح سالم به شمار نمیآید، اگرچه با هدفی متفاوت میتواند، هم تفریح و هم کسب درآمد باشد.
به همین ترتیب، ورزش تفریحی نیز اگر با هدف حفظ سلامت بدن و ایجاد نشاط باشد، موضوعی بسیار پسندیده است، اما برای فرد با ایمان سزاوار نیست که تنها با هدف وقت گذرانی به ورزش بپردازد! در دیگر تفریحات هم، این انگیزه افراد است که معیاری برای تأیید و یا عدم تأیید تفریح او از جانب اسلام میباشد.
۴- چون هر فرد، به درونش، آگاه تر از دیگران است[۳۸]، خود او بهترین گزینه برای تشخیص هدف تفریح است که آیا انگیزه اش، تنوع در زندگی و آماده شدن برای تلاشهای جدی است و یا گذران عمر به بطالت.
۵- هنگامی که به همراه دیگران در حال تفریح هستیم، باید مراقب باشیم که هیجانات خود را کنترل کرده و احترام طرف مقابل را رعایت کنیم؛ چون گاهی “اول تفریح با بازی و سرگرمی شروع شده و آخر آن به نزاع و درگیری میانجامد»[۳۹].
در پایان شایان ذکر است که در تحف العقول، از امام صادق (ع) نقل شده است: “إنما حرم الله الصناعه التی حرام هی کلها التی یجیء منها الفساد محضاً نظیر البرابط و المزامیر و الشطرنج و کل ملهو به و الصلبان و الأصنام و ما أشبه ذلک من صناعات الأشربه الحرام و ما یکون منه و فیه الفساد محضاً”؛ ممکن است برخی گمان کنند که در این روایت آنچه باعث لهو باشد به طور مطلق حرام شمرده شده است و با استفاده از این حدیث، بخواهند نتیجه بگیرند که تمام تفریحات و سرگرمیها از دیدگاه اسلام، ممنوع است.
اما باید توجه داشت که فارغ از ارزش استنادی روایت موجود[۴۰]
این روایت هر تفریحی را حرام نمیداند؛ زیرا در آن روایت، عبارتی وجود دارد که مطلب ما را مورد تأئید قرار میدهد. روایت میگوید: “ما یکون منه و فیه الفساد محضاً ” و میدانیم از تفریح سالمی که دارای اهداف مثبت باشد، فسادی بر نخواهد خواست.
نظر اسلام دربارۀ شطرنج
بازی با آلات قمار در اسلام، حتی بدون شرط بردو باخت جایز نمیباشد[۴۱]، همان طور که بازی با غیر از آلات قمار ولی با شرط بندی و برد و باخت (قمار) جایز نمیباشد[۴۲]
شطرنج در روایات ما و با توجه به کاربردی که داشته است جزو آلات قمار شمرده شده است، و طبیعتاً بازی با آن حتی بدون برد و باخت، حرام است.
امام صادق (ع) میفرماید: “شطرنج از باطل است” و ” هر آنچه که با آن قمار شود میسر است»[۴۳].
اما همان طور که استفاده میشود، دو چیز حرام است؛ اول: برد و باخت و قمار کردن، دوم: بازی با آلات قمار، پس اگر وسیلهای بر اثر مرور زمان و شرایط موجود، از آلت قمار بودن خارج شود و غالباً در بازی با آن، برد و باخت نشود، بازی با آن حرام نیست، لذا امام خمینی در استفتائی که از ایشان دربارۀ بازی با شطرنج شده است، به همین مطلب اشاره کردهاند:
سؤال: اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را بهطور کلی از دست داده باشد و چون امروز تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده گردد بازی با آن چه صورتی دارد؟
جواب: بر فرض مذکور اگر برد و باختی در بین نباشد اشکال ندارد[۴۴].
نمایه مربوط:
سؤال ۷۴۳ (سایت اسلام کوئست: ۷۸۱) (کامل بودن دین و تغییر ناپذیری آن).
حکم بازی با شطرنج
درباره بازی با شطرنج نظر برخی از مراجع عظام تقلید شیعه چنین است:
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
اگر به نظر مکلّف، شطرنج در حال حاضر از آلات قمار محسوب نشود در این صورت بازی با آن بدون شرط بندی اشکال ندارد ولی پاسور عرفاً از آلات قمار محسوب میشود و بازی با آن مطلقاً حتی بدون شرط بندی حرام است.
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
شطرنج و تخته نرد در هر صورت حرام است اما غیر این دو اگر با شرط بندی باشد حرام است و بدون آن نیز اگر در عرف محل آلت قماری شمرده شود به احتیاط واجب جایز نیست.
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
با توجه به این که شطرنج امروزه به عنوان یک نوع ورزش شناخته شده و آلت قمار محسوب نمیشود، بازی آن بدون برد و باخت مالی اشکالی ندارد.
حکم بازی تخته نرد و دبرنا
ظاهراً دبرنا غیر از تخته نرد است، ولی در هر صورت اگر تخته نرد یا دبرنا وسیلۀ قمار باشد بازی با آن بدون برد و باخت هم حرام است، ولی اگر وسیلۀ قمار بازی نیست در صورتی که شرط بندی و برد و باخت مالی در آن نباشد، بازی با آن بی اشکال است.
نظر مراجعۀ معظم تقلید دربارۀ نرد از این قرار است.
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
اگر نرد عرفاً از آلات قمار محسوب شود، بازی با آن مطلقاً حتی بدون شرط بندی حرام است.
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
حرام است.
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
هر گاه آلات مذکور از آلت قمار خارج نشده باشد، و در نزد تودۀ مردم محل به عنوان یک وسیله ورزشی یا تفریحی شناخته نشود، بازی با آن بدون برد و باخت مالی نیز اشکال دارد.
حکم کبوتر بازی
کبوتر بازی به خودی خود اشکال شرعی ندارد، ولی با توجه به این که به طور معمول موجب آزار و اذیت دیگران و همسایگان شده و در برخی از مناطق مردم به چنین شخصی به دیدۀ انسان لا ابالی نگاه میکنند، میتوان گفت انجام آن اشکال دارد، لذا مراجع عظام تقلید با توجه به اثراتی که این عمل دارد، چنین فرمودهاند:
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
اگر موجب اذیّت و آزار دیگران گردد و یا موجب ترتب مفسده و گناه گردد و یا منع قانونی داشته باشد جایز نیست.
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
از آن جایی که گاهی این کار موجب آزار و اذیت همسایگان و منجر به نگاه حرام میشود از آن پرهیز کنید.
دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
مجرد نگاه به پرواز کبوتر و لذت بردن از آن گناه ندارد، ولی چنان چه در حد لهو و غیر متعارف و بازداری انسان از مشاغل عرفی باشد اشکال دارد که مستلزم گناهان عدیده است جایز نیست.
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
فی نفسه اشکال ندارد.
پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) به این شرح است:
اگر کبوتر بازی به قصد امری عقلایی مانند انتقال پیامها از طریق کبوتران یا جوجه کشی از آنها باشد، کراهتی ندارد و جایز است، اما اگر بدون نکتۀ عقلایی انجام شود، مکروه میباشد و اگر موجب ایذاء مؤمنین یا عمل حرام دیگری باشد، جایز نیست.
بازی با پاسور بدون برد و باخت
در خصوص بازی کردن با پاسور (ورق بازی) بدون برد و باخت و برای سرگرمی با توجه به این که در بین برخی از جوانان عادی شده، مراجع عظام فرمودهاند: بازی با ورقهایی که عرفاً، آلات قمار محسوب میشوند (پاسور)، مطلقا جائز نیست (چه با برد و باخت و چه بدون برد و باخت)، ولی بازی با ورقهایی که عرفاً آلت قمار محسوب نمیشوند؛ مثل ورقهایی که نوعی بازی فکری محض بدون شرط بندی بوده و متضمّن مفاهیم علمی و دینی باشند، جایز است یا ورقهایی که با چیدن آنها به نحو خاصی، بعضی از شکلها مثل موتور سیکلت یا ماشین و مانند آن ایجاد میشود بدون شرط بندی اشکال ندارد[۴۵].
مقام معظم رهبری در این زمینه فرمودهاند: “بازی با ورقهایی که عرفاً، آلات قمار محسوب میشوند، مطلقاً جائز نیست، ولی بازی با ورقهایی که عرفاً آلت قمار محسوب نمیشوند، بدون شرط بندی اشکال ندارد.
به طور کلی بازی با هر چیزی که مکلّف تشخیص دهد از آلات قمار است و یا در آن شرط بندی شود، به هیچ وجه، جائز نیست و بازی با هر وسیلهای که جزو آلات قمار به حساب نیاید، بدون شرط بندی، اشکال ندارد»[۴۶].
نظر مراجع به تفصیل به شرح زیر است:
دفتر حضرت آیت الله مقام معظم رهبری (مد ظله العالی):
پاسور عرفاً از آلات قمار محسوب میشود و بازی با آن مطلقاً حتی بدون شرط بندی حرام است.
دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
هر گاه آلات مذکور از آلت قمار خارج نشده باشد، و در نزد تودۀ مردم محل به عنوان یک وسیله ورزشی یا تفریحی شناخته نشود، بازی با آن بدون برد و باخت مالی نیز اشکال دارد.
پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت افاضاته) به این شرح است:
معیار در این که چیزی، مانند ورقهای بازی (پاسور)، آلت اختصاصی قمار است یا خیر، قضاوت عرف است، پس اگر در جامعهای پاسور آلت اختصاصی قمار نباشد، بازی با آن بدون برد و باخت جایز خواهد بود.
حکم بازی بیلیارد و بولینگ
در باره حکم بازی بیلیارد و بولینگ از دفاتر مراجع تقلید استفتاء شده است که شرح آن چنین است:
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی):
بیلیارد اگر با برد و باخت و یا موجب ترتب مفاسد اخلاقی یا اجتماعی و یا مستلزم همراه بودن با محرّمی از محرمات الاهی باشد جایز نیست؛ و بولینگ اگر از آلات قمار نباشد بدون شرط بندی اشکال ندارد.
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
هر گاه آلات مذکور از آلت قمار خارج نشده باشد، و در نزد تودۀ مردم محل به عنوان یک وسیله ورزشی یا تفریحی شناخته نشود، بازی با آن بدون برد و باخت مالی نیز اشکال دارد.
پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) به این شرح است:
بدون شرط بندی و به عنوان ورزش بلامانع است.
آثار و پیامدهای لهو و لعب
(در حال تکمیل است)
پانویس
- ↑ انبیاء،۱۶٫
- ↑ مؤمنون،۳٫
- ↑ پرسشها و پاسخهای دانشجوئی (احکام موسیقی)، سید مجتبی حسینی، ص ۴۱٫
- ↑ پرسشها و پاسخهای دانشجوئی (احکام موسیقی)، سید مجتبی حسینی، ص ۴۲٫
- ↑ سایت اسلام کوئست: ۳۰۶۴.
- ↑ سایت اسلام کوئست: ۱۰۰۴.
- ↑ سایت اسلام کوئست: ۴۰۱.
- ↑ سایت اسلام کوئست: ۵۴۰.
- ↑ قصص، ۷۶؛ “إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ”
- ↑ غافر، ۷۵؛ “ذَلِكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ”.
- ↑ یونس، ۵۸؛ “قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ”
- ↑ آل عمران، ۱۷۰؛ “فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ”
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۵، ص ۲۵۹، دار صادر، بیروت، ۱۴۱۴ هـ ق
- ↑ انعام، ۳۲؛ “وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ”؛ عنکبوت، ۶۴؛ محمد، ۳۶؛ حدید، ۲۰٫
- ↑ ] لقمان، ۶؛ “وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ”؛ جمعه، ۱۱٫
- ↑ مؤمنون، ۳؛ “وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ”.
- ↑ انبیاء، ۲؛ زخرف، ۸۳؛ طور، ۱۲و …
- ↑ یوسف، ۱۲؛ “أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ”.
- ↑ یوسف، ۱۳؛ “قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ”.
- ↑ یوسف، ۱۷؛ “قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا…”.<
- ↑ به نقل از کتاب پیامبران گذشته
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۵، ص ۸۷، ح ۱، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.
- ↑ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۸۳، ح ۲۳، انتشارات مکتبه الداوری، قم، بی تا.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۵، ص ۵۰، ح ۱۳٫
- ↑ انعام، ۷۰؛ “وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا”؛ اعراف، ۵۱٫
- ↑ روم، ۳۶؛ “وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ”.
- ↑ آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم، ص ۴۶۱، ح ۱۰۵۶۲، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۶۶ هـ ش.
- ↑ همان، ح ۱۰۵۵۰٫
- ↑ صحیفه نور، ج ۹، ص ۴۵۴٫
- ↑ منافقون، ۹؛ “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ”.
- ↑ نور، ۳۷؛ “رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ”.
- ↑ شیخ طوسی، الامالی، ص ۳۳۶، ح ۶۸۱، انتشارات دار الثقافه، قم، ۱۴۱۴ هـ ق.
- ↑ جمعه، ۱۱؛ “وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ”.
- ↑ لقمان، ۶؛ “وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ”.
- ↑ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۲، ص ۴۷۳، ح ۲٫
- ↑ صحیفه نور، ج ۹، ص ۴۶۴٫
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۳۵۶، ح ۲۲، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.
- ↑ قیامه، ۱۴؛ “بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ”.
- ↑ غرر الحکم، ص ۴۶۱، ح ۱۰۵۵۴٫
- ↑ بر اساس منابعی که در اختیار ما است، اولین کتابی که این حدیث را نقل کرده، کتاب “تحف العقول” تألیف “حسن بن علی بن شعبه حرانی” از دانشمندان شیعی قرن چهارم هجری و از معاصران شیخ صدوق است. مؤلف این کتاب، تصریح میکند که روایات جمع آوری شده توسط او، جنبۀ فقهی نداشته، بلکه کتابش با نگاهی اخلاقی تألیف شده است (حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، ص ۳-۲، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ هـ ق). به همین دلیل، ایشان اسناد روایات را حذف کرده و به بیان متن روایت بسنده نموده است. در همین راستا، روایت موجود از دیدگاه حدیث شناسی، روایتی مرسل بوده و با وجود معتبر بودن کتاب، نمیتواند به تنهایی، مستندی برای حکم فقهی قرار گیرد؛ و به همین دلیل، باید آن را با بررسی و انطباق بر آیات قرآن کریم و دیگر روایات بررسی نمود.
- ↑ حلی، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، ص ۱۱۷، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۸٫
- ↑ حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ص ۱۰۱۲، قم، ۱۳۳۳ قمری.
- ↑ کلینی،کافی،ج۶،ص ۴۳۵،ح ۱و ۴، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷قمری.
- ↑ امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱،ص ۱۲۹، موسسه تنظیم و نشر امام خمینی،تهران،۱۳۸۶٫
- ↑ . امام خمینی ،استفتائات،ج ۲،ص ۱۰،س ۲۲٫
- ↑ . توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ج ۲، ص ۹۶۲٫







