فرهنگ مصادیق:تأخیر در انجام واجبات فوری: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی)
سطر ۲۳: سطر ۲۳:
 
| ۶ || [[شاه کلید حیله‌های شیطان]]
 
| ۶ || [[شاه کلید حیله‌های شیطان]]
 
|-
 
|-
| ۷ || [[راه‌هاي نفوذ شيطان]]
+
| ۷ || [[راه‌های نفوذ شیطان]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
 
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
سطر ۵۱: سطر ۵۱:
 
|}
 
|}
 
</div>
 
</div>
== از تسويف، غفلت و سستي بپرهيز!==
+
== از تسویف، غفلت و سستی بپرهیز!==
  
وَ إِيَّاكَ وَالتَّسْوِيفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ يَغْرَقُ فِيهِ الْهَلْكَى وَ إِيَّاكَ وَ الْغَفْلَةَ فَفِيهَا تَكُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ وَ إِيَّاكَ وَ التَّوَانِيَ فِيمَا لَا عُذْرَ لَكَ فِيهِ فَإِلَيْهِ يَلْجَأُ النَّادِمُونَ؛<ref>تحف العقول، ص 285.</ref>
+
وَ إِیَّاکَ وَالتَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی وَ إِیَّاکَ وَ الْغَفْلَةَ فَفِیهَا تَکُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ وَ إِیَّاکَ وَ التَّوَانِیَ فِیمَا لَا عُذْرَ لَکَ فِیهِ فَإِلَیْهِ یَلْجَأُ النَّادِمُونَ؛<ref>تحف العقول، ص 285.</ref>
در جلسه گذشتته به اين فراز رسيديم كه امام باقر صلوات‌الله‌عليه به جابربن‌يزيدجعفي فرمودند: «زينتي كه خدا دوست دارد، صداقت است و براي اين‌كه خدا تو را دوست بدارد سعي كن در حركت خود سرعت داشته باشي!» در مقابل سرعت در انجام كار، سه فرض تصور مي‌شود: يكي اين‌كه انسان انجام كار خير را پشت گوش بياندازد و دائماً امروز و فردا كند. مثل کساني که هر گاه صحبت از توبه مي‌شود در دل مي‌گويند: «هنوز زود است. اول اين كار را تمام كنيم؛ بعد توبه مي‌كنيمنتيجه اين پشت گوش انداختن‌ها هم اين مي‌شود كه يا مانعي پيش مي‌آيد يا اجل مي‌رسد و كار انجام نمي‌گيرد. اسم اين حالت كه انسان دائماً امروز و فردا مي‌كند «تسويف» است. كلمه تسويف ظاهرا از سوف گرفته شده است. در زبان عربي سوف يعني «به زودي». تسويف يکي از دام‌هاي بزرگ شيطان است كه اگر كسي در اين دام بيافتد نجات پيدا نمي‌كند و به هدف خود نمي‌رسد.<br/>
+
در جلسه گذشتته به این فراز رسیدیم که امام باقر صلوات‌الله‌علیه به جابربن‌یزیدجعفی فرمودند: «زینتی که خدا دوست دارد، صداقت است و برای این‌که خدا تو را دوست بدارد سعی کن در حرکت خود سرعت داشته باشی!» در مقابل سرعت در انجام کار، سه فرض تصور می‌شود: یکی این‌که انسان انجام کار خیر را پشت گوش بیاندازد و دائماً امروز و فردا کند. مثل کسانی که هر گاه صحبت از توبه می‌شود در دل می‌گویند: «هنوز زود است. اول این کار را تمام کنیم؛ بعد توبه می‌کنیمنتیجه این پشت گوش انداختن‌ها هم این می‌شود که یا مانعی پیش می‌آید یا اجل می‌رسد و کار انجام نمی‌گیرد. اسم این حالت که انسان دائماً امروز و فردا می‌کند «تسویف» است. کلمه تسویف ظاهرا از سوف گرفته شده است. در زبان عربی سوف یعنی «به زودی». تسویف یکی از دام‌های بزرگ شیطان است که اگر کسی در این دام بیافتد نجات پیدا نمی‌کند و به هدف خود نمی‌رسد.<br/>
حالت ديگر غفلت است؛ يعني امور دنيا انسان را اصلا از انجام کار خير غافل كند. در حالت تسويف انسان توجه دارد كه بايد اين كار را انجام دهد، اما امروز و فردا مي‌کند. حالت دوم اين است كه انسان غافل شود از اين‌که چنين تكليفي هم دارد.<br/>
+
حالت دیگر غفلت است؛ یعنی امور دنیا انسان را اصلا از انجام کار خیر غافل کند. در حالت تسویف انسان توجه دارد که باید این کار را انجام دهد، اما امروز و فردا می‌کند. حالت دوم این است که انسان غافل شود از این‌که چنین تکلیفی هم دارد.<br/>
حالت سوم اين است كه انسان، هم توجه دارد و هم مي‌خواهد که اقدام كند، اما خيلي با سستي و بي‌حالي سراغ کار مي‌رود. وقتي انسان خيلي به کاري علاقه ندارد بسيار با سختي و سنگيني آن را انجام مي‌دهد. هنگامي که پدر به فرزندي که در انجام تکاليف سستي مي‌کند مي‌گويد: «برو مشقت را بنويس!» قبول مي‌کند ولي خيلي با بي‌حالي و سستي سراغ کيف مدرسه‌اش مي‌رود و کلي طول مي‌کشد تا کتابهاي خود را بيرون آورد و ... . گاهي انسان به خاطر عذري سستي مي‌کند. مثلا مريض است و توانايي انجام کار را ندارد. اين شخص بعدا مي‌تواند هم در مقابل ديگران عذر بياورد هم خود را قانع كند كه من اگر محروم شدم به اين علت بود که نمي‌توانستم.<br/>
+
حالت سوم این است که انسان، هم توجه دارد و هم می‌خواهد که اقدام کند، اما خیلی با سستی و بی‌حالی سراغ کار می‌رود. وقتی انسان خیلی به کاری علاقه ندارد بسیار با سختی و سنگینی آن را انجام می‌دهد. هنگامی که پدر به فرزندی که در انجام تکالیف سستی می‌کند می‌گوید: «برو مشقت را بنویس!» قبول می‌کند ولی خیلی با بی‌حالی و سستی سراغ کیف مدرسه‌اش می‌رود و کلی طول می‌کشد تا کتابهای خود را بیرون آورد و ... . گاهی انسان به خاطر عذری سستی می‌کند. مثلا مریض است و توانایی انجام کار را ندارد. این شخص بعدا می‌تواند هم در مقابل دیگران عذر بیاورد هم خود را قانع کند که من اگر محروم شدم به این علت بود که نمی‌توانستم.<br/>
  
==تسويف، مهلکه سعادت انسان==
+
==تسویف، مهلکه سعادت انسان==
  
امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايند: «وَ إِيَّاكَ وَ التَّسْوِيفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ يَغْرَقُ فِيهِ الْهَلْكَى؛ مراقب باش فريب شيطان را نخوري و در كار خير امروز و فردا نكني که تسويف دريايي است كه هر كه در آن بيافتد غرق مي‌شود و به هلاكت مي‌رسد.» البته ترجمه تحت‌اللفظي اين عبارت اين است كه «هالكان در آن غرق مي‌شوند». اما اين‌گونه تعبيرها نوعي عنايت ادبي است. يعني كسي كه در آن مي‌افتد غرق مي‌شود و به هلاكت مي‌رسد. قرآن مي‌فرمايد: «سَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ؛<ref>آل عمران، 133.</ref> براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان شتاب کنيد!»‏ امر به شتاب در انجام کارهاي نيک، مصداق جمله قبلي حضرت است که فرمودند: وَ تَحَبَّبْ إِلَيْهِ بِتَعْجِيلِ الِانْتِقَالِ. مثلا نماز ظهر را مي‌توان از اول وقت تا نزديک غروب آفتاب خواند. اگر کسي اول وقت نخواند گناه نکرده، اما اول وقت «رضوان‌الله» است. اگر عجله کنيم و اول وقت بخوانيم علاوه بر مغفرت و آمرزش گناهان، موجب رضايت خداست؛ همان رضايتي که موسي به دنبال آن يود (وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى) <ref>طه، 84.</ref>تسويف در مقابل اين عجله و خوش‌خدمتي است؛ درياي ژرفي است و انسان فريب مي‌خورد و گمان مي‌کند مي‌تواند در آن شنا کند؛ ولي وقتي وارد آن مي‌شود به هلاکت مي‌رسد.<br/>
+
امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی؛ مراقب باش فریب شیطان را نخوری و در کار خیر امروز و فردا نکنی که تسویف دریایی است که هر که در آن بیافتد غرق می‌شود و به هلاکت می‌رسد.» البته ترجمه تحت‌اللفظی این عبارت این است که «هالکان در آن غرق می‌شوند». اما این‌گونه تعبیرها نوعی عنایت ادبی است. یعنی کسی که در آن می‌افتد غرق می‌شود و به هلاکت می‌رسد. قرآن می‌فرماید: «سَارِعُواْ إِلَی مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ؛<ref>آل عمران، 133.</ref> برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان شتاب کنید!»‏ امر به شتاب در انجام کارهای نیک، مصداق جمله قبلی حضرت است که فرمودند: وَ تَحَبَّبْ إِلَیْهِ بِتَعْجِیلِ الِانْتِقَالِ. مثلا نماز ظهر را می‌توان از اول وقت تا نزدیک غروب آفتاب خواند. اگر کسی اول وقت نخواند گناه نکرده، اما اول وقت «رضوان‌الله» است. اگر عجله کنیم و اول وقت بخوانیم علاوه بر مغفرت و آمرزش گناهان، موجب رضایت خداست؛ همان رضایتی که موسی به دنبال آن یود (وَ عَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضَی) <ref>طه، 84.</ref>تسویف در مقابل این عجله و خوش‌خدمتی است؛ دریای ژرفی است و انسان فریب می‌خورد و گمان می‌کند می‌تواند در آن شنا کند؛ ولی وقتی وارد آن می‌شود به هلاکت می‌رسد.<br/>
  
 
==غفلت، سخت‌کننده دل==
 
==غفلت، سخت‌کننده دل==
  
غفلت حالت ديگري در مقابل شتاب در کار خير است. انسانِ غافل اصلا وظيفه خود را فراموش مي‌کند و به کارهاي ديگر مشغول مي‌شود. امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايند: «وَ إِيَّاكَ وَ الْغَفْلَةَ ففيها قساوة القلب؛ مراقب باش که مبتلا به غفلت نشوي که موجب قساوت قلب مي‌شود.» قرآن دربارهٔ گفتگوي منافقان با مؤمنان در روز قيامت مي‌فرمايد: «يُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُم؛‏ منافقان مي‌گويند: مگر ما با شما نبوديم؟ مگر ما با شما اهل يک محل، اهل يک مسجد، اهل يک سنگر و ... نبوديم؟ چه شد که شما به سعادت رسيديد و ما اين گونه در تاريکي و ظلمت گرفتاريم؟ قالُوا بلي وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ؛<ref>حديد، 14</ref> مؤمنان مي‌گويند: بله، با ما بوديد؛ اما مرتب امروز و فردا کرديد؛ يک قدم به پيش و يک قدم به عقب گذاشتيد. به دنبال آن کم‌کم در دل شما شک پديد آمد. ابتدا قبول داشتيد که بايد اين تکاليف را انجام داد اما امروز و فردا کرديد. بعد کم‌کم در اصل آن تکاليف شک کرديد که آيا اصلا انجام چنين کارهايي لزومي دارد. بعد آرزوها بر شما غالب شد و شما را فريب داد.» اين سلسله مراتبي است که ممکن است براي انسان پيش آيد و کم‌کم او را از راه حق منحرف و منصرف کند. چنين انساني ناگهان چشم باز مي‌کند و مي‌بيند ۱۸۰ درجه از مسير حق فاصله گرفته است.<br/>
+
غفلت حالت دیگری در مقابل شتاب در کار خیر است. انسانِ غافل اصلا وظیفه خود را فراموش می‌کند و به کارهای دیگر مشغول می‌شود. امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ إِیَّاکَ وَ الْغَفْلَةَ ففیها قساوة القلب؛ مراقب باش که مبتلا به غفلت نشوی که موجب قساوت قلب می‌شود.» قرآن دربارهٔ گفتگوی منافقان با مؤمنان در روز قیامت می‌فرماید: «یُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُم؛‏ منافقان می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ مگر ما با شما اهل یک محل، اهل یک مسجد، اهل یک سنگر و ... نبودیم؟ چه شد که شما به سعادت رسیدید و ما این گونه در تاریکی و ظلمت گرفتاریم؟ قالُوا بلی وَلَکِنَّکُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمَانِیُّ؛<ref>حدید، 14</ref> مؤمنان می‌گویند: بله، با ما بودید؛ اما مرتب امروز و فردا کردید؛ یک قدم به پیش و یک قدم به عقب گذاشتید. به دنبال آن کم‌کم در دل شما شک پدید آمد. ابتدا قبول داشتید که باید این تکالیف را انجام داد اما امروز و فردا کردید. بعد کم‌کم در اصل آن تکالیف شک کردید که آیا اصلا انجام چنین کارهایی لزومی دارد. بعد آرزوها بر شما غالب شد و شما را فریب داد.» این سلسله مراتبی است که ممکن است برای انسان پیش آید و کم‌کم او را از راه حق منحرف و منصرف کند. چنین انسانی ناگهان چشم باز می‌کند و می‌بیند ۱۸۰ درجه از مسیر حق فاصله گرفته است.<br/>
خداوند در آيه ديگري مي‌فرمايد: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ؛<ref>حديد، 16</ref> آيا وقت آن نرسيده که دل‌هاي مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است بشکند و خشوع پيدا کند؟! و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آن‌ها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آن‌ها گذشت و قلب‌هايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آن‌ها گنه‌كارنددلي که براي مدتي از طرف خدا نور هدايت به آن افاضه نشود و عوامل غفلت آن را به روزمرگي بياندازد، حالت رقّت و انفعال را از دست مي‌دهد و ديگر موعظه هم به او نفعي نمي‌رساند و کم‌کم فراموش مي‌کند که اصلا براي چه آفريده شده، کجا مي‌خواهد برود، انبياء براي چه آمده‌اند، دستگاه رسالت، امامت و شهادت براي چه بود و ... . اين فراموشي و غفلت موجب مي‌شود که دل‌ها مثل سنگ سخت شود. امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايند: وَ إِيَّاكَ وَ الْغَفْلَةَ! فَفِيهَا تَكُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ؛ مراقب باش به غفلت، روزمرگي و بي‌خيالي مبتلا نشوي که موجب قساوت قلب مي‌شود. متأسفانه امروزه فرهنگ جهاني به اين سمت مي‌رود که هر آنچه را موجب غم، غصه، اندوه، ترس و مانند آن مي‌شود بايد فراموش کرد و به آن فکر نکرد و بي‌خيال شد. در حالي‌که غفلت و بي‌خيالي، انسان را قسي القلب مي‌کند و ديگر هرچه حرف حق هم بشنود در دل او تأثير نمي‌کند.<br/>
+
خداوند در آیه دیگری می‌فرماید: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ؛<ref>حدید، 16</ref> آیا وقت آن نرسیده که دل‌های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است بشکند و خشوع پیدا کند؟! و مانند کسانی نباشند که در گذشته به آن‌ها کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آن‌ها گذشت و قلب‌هایشان قساوت پیدا کرد و بسیاری از آن‌ها گنه‌کارنددلی که برای مدتی از طرف خدا نور هدایت به آن افاضه نشود و عوامل غفلت آن را به روزمرگی بیاندازد، حالت رقّت و انفعال را از دست می‌دهد و دیگر موعظه هم به او نفعی نمی‌رساند و کم‌کم فراموش می‌کند که اصلا برای چه آفریده شده، کجا می‌خواهد برود، انبیاء برای چه آمده‌اند، دستگاه رسالت، امامت و شهادت برای چه بود و ... . این فراموشی و غفلت موجب می‌شود که دل‌ها مثل سنگ سخت شود. امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: وَ إِیَّاکَ وَ الْغَفْلَةَ! فَفِیهَا تَکُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ؛ مراقب باش به غفلت، روزمرگی و بی‌خیالی مبتلا نشوی که موجب قساوت قلب می‌شود. متأسفانه امروزه فرهنگ جهانی به این سمت می‌رود که هر آنچه را موجب غم، غصه، اندوه، ترس و مانند آن می‌شود باید فراموش کرد و به آن فکر نکرد و بی‌خیال شد. در حالی‌که غفلت و بی‌خیالی، انسان را قسی القلب می‌کند و دیگر هرچه حرف حق هم بشنود در دل او تأثیر نمی‌کند.<br/>
  
==چرا سستي؟==
+
==چرا سستی؟==
  
حالت سوم اين بود که انسان وظيفه‌اش را فراموش نکرده و امروز و فردا هم نمي‌کند و درصدد انجام آن است، اما با سستي و تنبلي. حضرت مي‌فرمايند: «إِيَّاكَ وَ التَّوَانِيَ فِيمَا لَا عُذْرَ لَكَ فِيهِ؛ هنگام انجام وظيفه‌اي که هيچ عذري براي ترک آن نداري سستي نکن!» وقتي انسان کاري را با سستي شروع مي‌کند اميد موفقيت او در آن کار ضعيف است و اغلب اوقات در نيمه راه وامي‌ماند. اي عزيز! وقتي وظيفه را مي‌شناسي و توان انجام آن را هم داري و تصميم انجام آن را هم گرفته‌اي، تنبلي ديگر براي‌چه؟<br/>
+
حالت سوم این بود که انسان وظیفه‌اش را فراموش نکرده و امروز و فردا هم نمی‌کند و درصدد انجام آن است، اما با سستی و تنبلی. حضرت می‌فرمایند: «إِیَّاکَ وَ التَّوَانِیَ فِیمَا لَا عُذْرَ لَکَ فِیهِ؛ هنگام انجام وظیفه‌ای که هیچ عذری برای ترک آن نداری سستی نکن!» وقتی انسان کاری را با سستی شروع می‌کند امید موفقیت او در آن کار ضعیف است و اغلب اوقات در نیمه راه وامی‌ماند. ای عزیز! وقتی وظیفه را می‌شناسی و توان انجام آن را هم داری و تصمیم انجام آن را هم گرفته‌ای، تنبلی دیگر برای‌چه؟<br/>
  
 
==استفاده از فرصت‌ها==
 
==استفاده از فرصت‌ها==
  
هرگاه که ما کوتاهي کنيم فرصت از دستمان مي‌رود. مولا علي عليه‌السلام مي‌فرمايند: «الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْر؛<ref>نهج البلاغه، حکمت 21.</ref> فرصت‌هاي خير را غنيمت بشماريد! چراکه مانند ابر مي‌گذرند.» همان‌طور که ابرها با سرعت حرکت مي‌کنند و ساعتي بعد وقتي به آسمان نگاه مي‌کنيد مي‌بينيد ابر نيست، فرصت‌ها هم با همين سرعت از دست مي‌روند. وقتي فرصت کار خير از دست رفت هيچ چيز ديگر جاي آن را نمي‌گيرد. ما در هر لحظه بدون اين‌که کسي بفهمد و بدون اين‌که تغييري در وضعيت جسماني ما رخ دهد مي‌توانيم دل خود را متوجه به خداي متعال و اولياي الهي کنيم. اين کار هيچ زحمتي ندارد و چون ياد محبوب است شيرين هم هست، و برکات فراواني را هم براي انسان به دنبال مي‌آورد؛ بلاها را از انسان دفع و شيطان را از او دور مي‌کند، نقص‌هايش برطرف شده و در کارهاي خود موفق مي‌شود. قرآن مي‌فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛<ref>احزاب، 41</ref> ذکر لزوماً ذکر زباني نيست، بلکه اصل ذکرْ توجه قلبي است و لذا در آيه ديگري مي‌فرمايد: فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا؛<ref>بقره، 200</ref> نمي‌فرمايد «أو أکثر ذکراً» بلکه مي‌فرمايد «أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا». شدت به کيفيت ذکر است. هرچه توجه انسان در هنگام ذکرگفتن بيشتر باشد شدت آن بيشتر است. اين کار از همه ما ساخته است. اما آيا ما در اوقات فراغتْ ياد خدا را شدت مي‌بخشيم؟ برخي افراد کمي که فراغت پيدا مي‌کنند هزار جور فکر آشفته و غلط، سوءظن نسبت به ديگران، نقشه‌کشي براي دنيا و ... به ذهن‌شان مي‌آيد و اگر هيچ کدام از اين‌ها نشد با جدول پرکردن، تماشاي فيلم و ... سر خود را گرم مي‌کنند. اما با اين‌که ياد خدا و اولياي او آن همه برکت دارد لحظه‌اي به ياد خدا نمي‌افتند. چه قدر بزرگان ما به قرائت قرآن سفارش کرده‌اند و چه قدر خودْ مقيد به آن بوده‌اند؟ دست‌کم در اوقات فراغت صفحه‌اي قرآن بخوانيم. امام رضوان‌الله‌عليه با آن اشتغالات فراوان، مقيد بودند در شبانه‌روز چند مرتبه قرآن بخوانند. حال که فرصت داريم، بدن ما سالم است، چشم ما مشکلي ندارد، تا مي‌توانيم بايد قرآن بخوانيم. اما تنبلي مي‌كنيم. اين مضمون تقريباً مستفيض است و شايد اگر منابع شيعي و سني بررسي شود متواتر هم باشد که: براي هر بار گفتن تسبيحات اربعه، خداوند درختي در بهشت براي گوينده آن مي‌روياند. ما در هر لحظه مي‌توانيم درختي براي خود در بهشت غرس کنيم، اما به راحتي اين فرصت‌ها را از دست مي‌دهيم. همه گونه سخن از دهان ما خارج مي‌شود، اما براي گفتن تسبيح تنبلي مي‌کنيم. اين حالت نشانه تسلط عامل ديگري است که در ادبيات ديني اسم اين عامل خارجي «شيطان» است. چرا انسان بايد اين قدر از موجودي که خدا از دشمني او نسبت به انسان خبر داده فريب بخورد. خداوند مي‌فرمايد: «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا؛<ref>فاطر، 6</ref> شيطان دشمن شماست. پس شما هم با او دشمني کنيد
+
هرگاه که ما کوتاهی کنیم فرصت از دستمان می‌رود. مولا علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْر؛<ref>نهج البلاغه، حکمت 21.</ref> فرصت‌های خیر را غنیمت بشمارید! چراکه مانند ابر می‌گذرند.» همان‌طور که ابرها با سرعت حرکت می‌کنند و ساعتی بعد وقتی به آسمان نگاه می‌کنید می‌بینید ابر نیست، فرصت‌ها هم با همین سرعت از دست می‌روند. وقتی فرصت کار خیر از دست رفت هیچ چیز دیگر جای آن را نمی‌گیرد. ما در هر لحظه بدون این‌که کسی بفهمد و بدون این‌که تغییری در وضعیت جسمانی ما رخ دهد می‌توانیم دل خود را متوجه به خدای متعال و اولیای الهی کنیم. این کار هیچ زحمتی ندارد و چون یاد محبوب است شیرین هم هست، و برکات فراوانی را هم برای انسان به دنبال می‌آورد؛ بلاها را از انسان دفع و شیطان را از او دور می‌کند، نقص‌هایش برطرف شده و در کارهای خود موفق می‌شود. قرآن می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا؛<ref>احزاب، 41</ref> ذکر لزوماً ذکر زبانی نیست، بلکه اصل ذکرْ توجه قلبی است و لذا در آیه دیگری می‌فرماید: فَاذْکُرُواْ اللّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا؛<ref>بقره، 200</ref> نمی‌فرماید «أو أکثر ذکراً» بلکه می‌فرماید «أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا». شدت به کیفیت ذکر است. هرچه توجه انسان در هنگام ذکرگفتن بیشتر باشد شدت آن بیشتر است. این کار از همه ما ساخته است. اما آیا ما در اوقات فراغتْ یاد خدا را شدت می‌بخشیم؟ برخی افراد کمی که فراغت پیدا می‌کنند هزار جور فکر آشفته و غلط، سوءظن نسبت به دیگران، نقشه‌کشی برای دنیا و ... به ذهن‌شان می‌آید و اگر هیچ کدام از این‌ها نشد با جدول پرکردن، تماشای فیلم و ... سر خود را گرم می‌کنند. اما با این‌که یاد خدا و اولیای او آن همه برکت دارد لحظه‌ای به یاد خدا نمی‌افتند. چه قدر بزرگان ما به قرائت قرآن سفارش کرده‌اند و چه قدر خودْ مقید به آن بوده‌اند؟ دست‌کم در اوقات فراغت صفحه‌ای قرآن بخوانیم. امام رضوان‌الله‌علیه با آن اشتغالات فراوان، مقید بودند در شبانه‌روز چند مرتبه قرآن بخوانند. حال که فرصت داریم، بدن ما سالم است، چشم ما مشکلی ندارد، تا می‌توانیم باید قرآن بخوانیم. اما تنبلی می‌کنیم. این مضمون تقریباً مستفیض است و شاید اگر منابع شیعی و سنی بررسی شود متواتر هم باشد که: برای هر بار گفتن تسبیحات اربعه، خداوند درختی در بهشت برای گوینده آن می‌رویاند. ما در هر لحظه می‌توانیم درختی برای خود در بهشت غرس کنیم، اما به راحتی این فرصت‌ها را از دست می‌دهیم. همه گونه سخن از دهان ما خارج می‌شود، اما برای گفتن تسبیح تنبلی می‌کنیم. این حالت نشانه تسلط عامل دیگری است که در ادبیات دینی اسم این عامل خارجی «شیطان» است. چرا انسان باید این قدر از موجودی که خدا از دشمنی او نسبت به انسان خبر داده فریب بخورد. خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا؛<ref>فاطر، 6</ref> شیطان دشمن شماست. پس شما هم با او دشمنی کنید
بايد همت کرد. بايد انسان از کارهاي کوچک شروع کند و تا مي‌تواند از عمر خود استفاده کند. چراکه روزي چشم باز خواهيم کرد و مي‌بينيم که ديگر فرصتي باقي نمانده است. وقت نماز که مي‌رسد گرچه الحمدلله همه به نماز مقيديم اما چرا هر ساعت به بهانه‌اي آن را تأخير مي‌اندازيم؛ يک ساعت به بهانه غذا، يک ساعت به بهانه استراحت، يک ساعت به بهانه تماشاي اخبار و فيلم تلويزيون و بالاخره آخر وقت نماز را مي‌خوانيم. برادر و خواهر گرامي! نمازي را که چند دقيقه بيشتر طول نمي‌کشد اول وقت بخوان! نگذار شيطان تو را فريب دهد.<br/>
+
باید همت کرد. باید انسان از کارهای کوچک شروع کند و تا می‌تواند از عمر خود استفاده کند. چراکه روزی چشم باز خواهیم کرد و می‌بینیم که دیگر فرصتی باقی نمانده است. وقت نماز که می‌رسد گرچه الحمدلله همه به نماز مقیدیم اما چرا هر ساعت به بهانه‌ای آن را تأخیر می‌اندازیم؛ یک ساعت به بهانه غذا، یک ساعت به بهانه استراحت، یک ساعت به بهانه تماشای اخبار و فیلم تلویزیون و بالاخره آخر وقت نماز را می‌خوانیم. برادر و خواهر گرامی! نمازی را که چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد اول وقت بخوان! نگذار شیطان تو را فریب دهد.<br/>
امام باقر عليه‌السلام مي‌فرمايد: إِيَّاكَ وَ التَّوَانِيَ فِيمَا لَا عُذْرَ لَكَ فِيهِ فَإِلَيْهِ يَلْجَأُ النَّادِمُونَ؛ معناي اين فرمايش دو احتمال دارد. آنچه که به ذهن بنده نزديک‌تر مي‌آيد اين است که ضمير «إليه» را به «عذر» برگردانيم يعني وقتي کساني پشيمان مي‌شوند به عذر پناه مي‌برند. وقتي انسان از انجام ندادن کاري پشيمان مي‌شود يا ديگران او را سرزنش مي‌كنند که چرا آن كار را انجام ندادي، اگر عذري داشته باشد مي‌تواند به آن پناه برد. اما تو كه سالم هستي و مانعي براي انجام کار خير نداري چرا کوتاهي مي‌کني؟! توجه دل را به سمت خدا کردن نه تلاش بدني مي‌خواهد، نه پول خرج كردن و نه سير و سفري لازم دارد؛ پس چرا كوتاهي مي‌كنيم؟!<br/>
+
امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: إِیَّاکَ وَ التَّوَانِیَ فِیمَا لَا عُذْرَ لَکَ فِیهِ فَإِلَیْهِ یَلْجَأُ النَّادِمُونَ؛ معنای این فرمایش دو احتمال دارد. آنچه که به ذهن بنده نزدیک‌تر می‌آید این است که ضمیر «إلیه» را به «عذر» برگردانیم یعنی وقتی کسانی پشیمان می‌شوند به عذر پناه می‌برند. وقتی انسان از انجام ندادن کاری پشیمان می‌شود یا دیگران او را سرزنش می‌کنند که چرا آن کار را انجام ندادی، اگر عذری داشته باشد می‌تواند به آن پناه برد. اما تو که سالم هستی و مانعی برای انجام کار خیر نداری چرا کوتاهی می‌کنی؟! توجه دل را به سمت خدا کردن نه تلاش بدنی می‌خواهد، نه پول خرج کردن و نه سیر و سفری لازم دارد؛ پس چرا کوتاهی می‌کنیم؟!<br/>
حضرت باقر عليه‌السلام بعد از آن‌که راه محبوب شدن در درگاه الهي را بيان فرمودند، اين نكات را در پي آن بيان مي‌فرمايند. در عبارت قبل فرمودند: اگر مي‌خواهي محبت خدا را جلب كني در حركت خود و در اقدام به اعمال نيک عجله کن! بعد از آن مي‌فرمايند: در مقابل، مبادا مبتلا به تسويف شوي و امروز و فردا كني به طوري که اصلا كار نيک ترك شود يا مبتلا به غفلت شوي كه نتيجه آن هم عملا ترك کار نيک است، علاوه بر اين‌كه دل تو هم قساوت پيدا مي‌كند. اما اگر اهل غفلت نيستي و تصميم به عمل هم داري مراقب باش كه در عمل سستي نكني و با سرعت كار خير را انجام دهي.<br/>
+
حضرت باقر علیه‌السلام بعد از آن‌که راه محبوب شدن در درگاه الهی را بیان فرمودند، این نکات را در پی آن بیان می‌فرمایند. در عبارت قبل فرمودند: اگر می‌خواهی محبت خدا را جلب کنی در حرکت خود و در اقدام به اعمال نیک عجله کن! بعد از آن می‌فرمایند: در مقابل، مبادا مبتلا به تسویف شوی و امروز و فردا کنی به طوری که اصلا کار نیک ترک شود یا مبتلا به غفلت شوی که نتیجه آن هم عملا ترک کار نیک است، علاوه بر این‌که دل تو هم قساوت پیدا می‌کند. اما اگر اهل غفلت نیستی و تصمیم به عمل هم داری مراقب باش که در عمل سستی نکنی و با سرعت کار خیر را انجام دهی.<br/>
  
وفقنا الله واياکم ان‌شاءالله
+
وفقنا الله وایاکم ان‌شاءالله
  
 
== پا نویس ==
 
== پا نویس ==

نسخهٔ ‏۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۳۴

تأخیر در انجام واجبات فوری

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ بیماری تسویف چیست !!!
۲ تسویف چیست؟
۳ تسویف یعنی چه؟
۴ تسویف(بیانات رهبری)
۵ حربه ی تسویف شیطان
۶ شاه کلید حیله‌های شیطان
۷ راه‌های نفوذ شیطان

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

از تسویف، غفلت و سستی بپرهیز!

وَ إِیَّاکَ وَالتَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی وَ إِیَّاکَ وَ الْغَفْلَةَ فَفِیهَا تَکُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ وَ إِیَّاکَ وَ التَّوَانِیَ فِیمَا لَا عُذْرَ لَکَ فِیهِ فَإِلَیْهِ یَلْجَأُ النَّادِمُونَ؛[۱] در جلسه گذشتته به این فراز رسیدیم که امام باقر صلوات‌الله‌علیه به جابربن‌یزیدجعفی فرمودند: «زینتی که خدا دوست دارد، صداقت است و برای این‌که خدا تو را دوست بدارد سعی کن در حرکت خود سرعت داشته باشی!» در مقابل سرعت در انجام کار، سه فرض تصور می‌شود: یکی این‌که انسان انجام کار خیر را پشت گوش بیاندازد و دائماً امروز و فردا کند. مثل کسانی که هر گاه صحبت از توبه می‌شود در دل می‌گویند: «هنوز زود است. اول این کار را تمام کنیم؛ بعد توبه می‌کنیم!» نتیجه این پشت گوش انداختن‌ها هم این می‌شود که یا مانعی پیش می‌آید یا اجل می‌رسد و کار انجام نمی‌گیرد. اسم این حالت که انسان دائماً امروز و فردا می‌کند «تسویف» است. کلمه تسویف ظاهرا از سوف گرفته شده است. در زبان عربی سوف یعنی «به زودی». تسویف یکی از دام‌های بزرگ شیطان است که اگر کسی در این دام بیافتد نجات پیدا نمی‌کند و به هدف خود نمی‌رسد.
حالت دیگر غفلت است؛ یعنی امور دنیا انسان را اصلا از انجام کار خیر غافل کند. در حالت تسویف انسان توجه دارد که باید این کار را انجام دهد، اما امروز و فردا می‌کند. حالت دوم این است که انسان غافل شود از این‌که چنین تکلیفی هم دارد.
حالت سوم این است که انسان، هم توجه دارد و هم می‌خواهد که اقدام کند، اما خیلی با سستی و بی‌حالی سراغ کار می‌رود. وقتی انسان خیلی به کاری علاقه ندارد بسیار با سختی و سنگینی آن را انجام می‌دهد. هنگامی که پدر به فرزندی که در انجام تکالیف سستی می‌کند می‌گوید: «برو مشقت را بنویس!» قبول می‌کند ولی خیلی با بی‌حالی و سستی سراغ کیف مدرسه‌اش می‌رود و کلی طول می‌کشد تا کتابهای خود را بیرون آورد و ... . گاهی انسان به خاطر عذری سستی می‌کند. مثلا مریض است و توانایی انجام کار را ندارد. این شخص بعدا می‌تواند هم در مقابل دیگران عذر بیاورد هم خود را قانع کند که من اگر محروم شدم به این علت بود که نمی‌توانستم.

تسویف، مهلکه سعادت انسان

امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَی؛ مراقب باش فریب شیطان را نخوری و در کار خیر امروز و فردا نکنی که تسویف دریایی است که هر که در آن بیافتد غرق می‌شود و به هلاکت می‌رسد.» البته ترجمه تحت‌اللفظی این عبارت این است که «هالکان در آن غرق می‌شوند». اما این‌گونه تعبیرها نوعی عنایت ادبی است. یعنی کسی که در آن می‌افتد غرق می‌شود و به هلاکت می‌رسد. قرآن می‌فرماید: «سَارِعُواْ إِلَی مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ؛[۲] برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان شتاب کنید!»‏ امر به شتاب در انجام کارهای نیک، مصداق جمله قبلی حضرت است که فرمودند: وَ تَحَبَّبْ إِلَیْهِ بِتَعْجِیلِ الِانْتِقَالِ. مثلا نماز ظهر را می‌توان از اول وقت تا نزدیک غروب آفتاب خواند. اگر کسی اول وقت نخواند گناه نکرده، اما اول وقت «رضوان‌الله» است. اگر عجله کنیم و اول وقت بخوانیم علاوه بر مغفرت و آمرزش گناهان، موجب رضایت خداست؛ همان رضایتی که موسی به دنبال آن یود (وَ عَجِلْتُ إِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضَی) [۳]تسویف در مقابل این عجله و خوش‌خدمتی است؛ دریای ژرفی است و انسان فریب می‌خورد و گمان می‌کند می‌تواند در آن شنا کند؛ ولی وقتی وارد آن می‌شود به هلاکت می‌رسد.

غفلت، سخت‌کننده دل

غفلت حالت دیگری در مقابل شتاب در کار خیر است. انسانِ غافل اصلا وظیفه خود را فراموش می‌کند و به کارهای دیگر مشغول می‌شود. امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ إِیَّاکَ وَ الْغَفْلَةَ ففیها قساوة القلب؛ مراقب باش که مبتلا به غفلت نشوی که موجب قساوت قلب می‌شود.» قرآن دربارهٔ گفتگوی منافقان با مؤمنان در روز قیامت می‌فرماید: «یُنادُونَهُمْ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُم؛‏ منافقان می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ مگر ما با شما اهل یک محل، اهل یک مسجد، اهل یک سنگر و ... نبودیم؟ چه شد که شما به سعادت رسیدید و ما این گونه در تاریکی و ظلمت گرفتاریم؟ قالُوا بلی وَلَکِنَّکُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمَانِیُّ؛[۴] مؤمنان می‌گویند: بله، با ما بودید؛ اما مرتب امروز و فردا کردید؛ یک قدم به پیش و یک قدم به عقب گذاشتید. به دنبال آن کم‌کم در دل شما شک پدید آمد. ابتدا قبول داشتید که باید این تکالیف را انجام داد اما امروز و فردا کردید. بعد کم‌کم در اصل آن تکالیف شک کردید که آیا اصلا انجام چنین کارهایی لزومی دارد. بعد آرزوها بر شما غالب شد و شما را فریب داد.» این سلسله مراتبی است که ممکن است برای انسان پیش آید و کم‌کم او را از راه حق منحرف و منصرف کند. چنین انسانی ناگهان چشم باز می‌کند و می‌بیند ۱۸۰ درجه از مسیر حق فاصله گرفته است.
خداوند در آیه دیگری می‌فرماید: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ؛[۵] آیا وقت آن نرسیده که دل‌های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است بشکند و خشوع پیدا کند؟! و مانند کسانی نباشند که در گذشته به آن‌ها کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آن‌ها گذشت و قلب‌هایشان قساوت پیدا کرد و بسیاری از آن‌ها گنه‌کارند.» دلی که برای مدتی از طرف خدا نور هدایت به آن افاضه نشود و عوامل غفلت آن را به روزمرگی بیاندازد، حالت رقّت و انفعال را از دست می‌دهد و دیگر موعظه هم به او نفعی نمی‌رساند و کم‌کم فراموش می‌کند که اصلا برای چه آفریده شده، کجا می‌خواهد برود، انبیاء برای چه آمده‌اند، دستگاه رسالت، امامت و شهادت برای چه بود و ... . این فراموشی و غفلت موجب می‌شود که دل‌ها مثل سنگ سخت شود. امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند: وَ إِیَّاکَ وَ الْغَفْلَةَ! فَفِیهَا تَکُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْبِ؛ مراقب باش به غفلت، روزمرگی و بی‌خیالی مبتلا نشوی که موجب قساوت قلب می‌شود. متأسفانه امروزه فرهنگ جهانی به این سمت می‌رود که هر آنچه را موجب غم، غصه، اندوه، ترس و مانند آن می‌شود باید فراموش کرد و به آن فکر نکرد و بی‌خیال شد. در حالی‌که غفلت و بی‌خیالی، انسان را قسی القلب می‌کند و دیگر هرچه حرف حق هم بشنود در دل او تأثیر نمی‌کند.

چرا سستی؟

حالت سوم این بود که انسان وظیفه‌اش را فراموش نکرده و امروز و فردا هم نمی‌کند و درصدد انجام آن است، اما با سستی و تنبلی. حضرت می‌فرمایند: «إِیَّاکَ وَ التَّوَانِیَ فِیمَا لَا عُذْرَ لَکَ فِیهِ؛ هنگام انجام وظیفه‌ای که هیچ عذری برای ترک آن نداری سستی نکن!» وقتی انسان کاری را با سستی شروع می‌کند امید موفقیت او در آن کار ضعیف است و اغلب اوقات در نیمه راه وامی‌ماند. ای عزیز! وقتی وظیفه را می‌شناسی و توان انجام آن را هم داری و تصمیم انجام آن را هم گرفته‌ای، تنبلی دیگر برای‌چه؟

استفاده از فرصت‌ها

هرگاه که ما کوتاهی کنیم فرصت از دستمان می‌رود. مولا علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْر؛[۶] فرصت‌های خیر را غنیمت بشمارید! چراکه مانند ابر می‌گذرند.» همان‌طور که ابرها با سرعت حرکت می‌کنند و ساعتی بعد وقتی به آسمان نگاه می‌کنید می‌بینید ابر نیست، فرصت‌ها هم با همین سرعت از دست می‌روند. وقتی فرصت کار خیر از دست رفت هیچ چیز دیگر جای آن را نمی‌گیرد. ما در هر لحظه بدون این‌که کسی بفهمد و بدون این‌که تغییری در وضعیت جسمانی ما رخ دهد می‌توانیم دل خود را متوجه به خدای متعال و اولیای الهی کنیم. این کار هیچ زحمتی ندارد و چون یاد محبوب است شیرین هم هست، و برکات فراوانی را هم برای انسان به دنبال می‌آورد؛ بلاها را از انسان دفع و شیطان را از او دور می‌کند، نقص‌هایش برطرف شده و در کارهای خود موفق می‌شود. قرآن می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا؛[۷] ذکر لزوماً ذکر زبانی نیست، بلکه اصل ذکرْ توجه قلبی است و لذا در آیه دیگری می‌فرماید: فَاذْکُرُواْ اللّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا؛[۸] نمی‌فرماید «أو أکثر ذکراً» بلکه می‌فرماید «أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا». شدت به کیفیت ذکر است. هرچه توجه انسان در هنگام ذکرگفتن بیشتر باشد شدت آن بیشتر است. این کار از همه ما ساخته است. اما آیا ما در اوقات فراغتْ یاد خدا را شدت می‌بخشیم؟ برخی افراد کمی که فراغت پیدا می‌کنند هزار جور فکر آشفته و غلط، سوءظن نسبت به دیگران، نقشه‌کشی برای دنیا و ... به ذهن‌شان می‌آید و اگر هیچ کدام از این‌ها نشد با جدول پرکردن، تماشای فیلم و ... سر خود را گرم می‌کنند. اما با این‌که یاد خدا و اولیای او آن همه برکت دارد لحظه‌ای به یاد خدا نمی‌افتند. چه قدر بزرگان ما به قرائت قرآن سفارش کرده‌اند و چه قدر خودْ مقید به آن بوده‌اند؟ دست‌کم در اوقات فراغت صفحه‌ای قرآن بخوانیم. امام رضوان‌الله‌علیه با آن اشتغالات فراوان، مقید بودند در شبانه‌روز چند مرتبه قرآن بخوانند. حال که فرصت داریم، بدن ما سالم است، چشم ما مشکلی ندارد، تا می‌توانیم باید قرآن بخوانیم. اما تنبلی می‌کنیم. این مضمون تقریباً مستفیض است و شاید اگر منابع شیعی و سنی بررسی شود متواتر هم باشد که: برای هر بار گفتن تسبیحات اربعه، خداوند درختی در بهشت برای گوینده آن می‌رویاند. ما در هر لحظه می‌توانیم درختی برای خود در بهشت غرس کنیم، اما به راحتی این فرصت‌ها را از دست می‌دهیم. همه گونه سخن از دهان ما خارج می‌شود، اما برای گفتن تسبیح تنبلی می‌کنیم. این حالت نشانه تسلط عامل دیگری است که در ادبیات دینی اسم این عامل خارجی «شیطان» است. چرا انسان باید این قدر از موجودی که خدا از دشمنی او نسبت به انسان خبر داده فریب بخورد. خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا؛[۹] شیطان دشمن شماست. پس شما هم با او دشمنی کنید!» باید همت کرد. باید انسان از کارهای کوچک شروع کند و تا می‌تواند از عمر خود استفاده کند. چراکه روزی چشم باز خواهیم کرد و می‌بینیم که دیگر فرصتی باقی نمانده است. وقت نماز که می‌رسد گرچه الحمدلله همه به نماز مقیدیم اما چرا هر ساعت به بهانه‌ای آن را تأخیر می‌اندازیم؛ یک ساعت به بهانه غذا، یک ساعت به بهانه استراحت، یک ساعت به بهانه تماشای اخبار و فیلم تلویزیون و بالاخره آخر وقت نماز را می‌خوانیم. برادر و خواهر گرامی! نمازی را که چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد اول وقت بخوان! نگذار شیطان تو را فریب دهد.
امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: إِیَّاکَ وَ التَّوَانِیَ فِیمَا لَا عُذْرَ لَکَ فِیهِ فَإِلَیْهِ یَلْجَأُ النَّادِمُونَ؛ معنای این فرمایش دو احتمال دارد. آنچه که به ذهن بنده نزدیک‌تر می‌آید این است که ضمیر «إلیه» را به «عذر» برگردانیم یعنی وقتی کسانی پشیمان می‌شوند به عذر پناه می‌برند. وقتی انسان از انجام ندادن کاری پشیمان می‌شود یا دیگران او را سرزنش می‌کنند که چرا آن کار را انجام ندادی، اگر عذری داشته باشد می‌تواند به آن پناه برد. اما تو که سالم هستی و مانعی برای انجام کار خیر نداری چرا کوتاهی می‌کنی؟! توجه دل را به سمت خدا کردن نه تلاش بدنی می‌خواهد، نه پول خرج کردن و نه سیر و سفری لازم دارد؛ پس چرا کوتاهی می‌کنیم؟!
حضرت باقر علیه‌السلام بعد از آن‌که راه محبوب شدن در درگاه الهی را بیان فرمودند، این نکات را در پی آن بیان می‌فرمایند. در عبارت قبل فرمودند: اگر می‌خواهی محبت خدا را جلب کنی در حرکت خود و در اقدام به اعمال نیک عجله کن! بعد از آن می‌فرمایند: در مقابل، مبادا مبتلا به تسویف شوی و امروز و فردا کنی به طوری که اصلا کار نیک ترک شود یا مبتلا به غفلت شوی که نتیجه آن هم عملا ترک کار نیک است، علاوه بر این‌که دل تو هم قساوت پیدا می‌کند. اما اگر اهل غفلت نیستی و تصمیم به عمل هم داری مراقب باش که در عمل سستی نکنی و با سرعت کار خیر را انجام دهی.

وفقنا الله وایاکم ان‌شاءالله

پا نویس

  1. تحف العقول، ص 285.
  2. آل عمران، 133.
  3. طه، 84.
  4. حدید، 14
  5. حدید، 16
  6. نهج البلاغه، حکمت 21.
  7. احزاب، 41
  8. بقره، 200
  9. فاطر، 6
منبع: سایت آیت الله مصباح یزدی - تاریخ برداشت : 95/05/27