کتابخانه:احکام و آداب مدیریت و کارمندی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(بخش اول: بایسته‌ها و آسیب‌های اخلاقی مدیریت و کارمندی: اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه، اصلاح ارقام)
(بخش دوم: احكام مديريت و كارمند: اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح ارقام)
سطر ۳۴۹: سطر ۳۴۹:
 
اگر اينگونه نباشد خداوند عذاب نازل خواهد نمود، همچنان كه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از خدا خواست كه او را از آن مردم بگيرد و فردى لايق آنان بر آنان مسلّط كند و اينگونه هم شد.<br/>
 
اگر اينگونه نباشد خداوند عذاب نازل خواهد نمود، همچنان كه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از خدا خواست كه او را از آن مردم بگيرد و فردى لايق آنان بر آنان مسلّط كند و اينگونه هم شد.<br/>
  
== بخش دوم:  احكام مديريت و كارمند ==
+
== بخش دوم:  احکام مدیریت و کارمند ==
 +
=== استخدام ===
 +
استخدام، نوعی اجاره است که مدیر یا کارمند استخدام شده، در قبال اجرت و حقوقی که دریافت می‌کند، باید مطابق تعهّد و قرارداد با اداره یا مؤسسه متبوع خود یا به تعبیر دیگر، مطابق قوانین و مقررات استخدامی که آنها را پذیرفته، عمل کند و هیچ‌گونه تخلّف از آن جایز نیست و اگر از ساعت مقرر کاری خود تخلّف کند و دیرتر سر کار حاضر شود یا زودتر برود و یا در بین وقت اداری که باید به کار اداری خود اشتغال داشته باشد، به کار غیرموظّف خود یا کار شخصی بپردازد یا کم‌کاری کند و یا ایّامی را غیبت کند و سر کار خود حاضر نشود، اگر بدون عذر باشد، افزون بر آن که عمل غیرمُجازی را انجام داده، اگر در مقابل آن حقوق و اجرتی دریافت کند، ضامن است و باید مسترد نماید.<br/>
 +
=== کار، حقوق و امکانات ===
 +
حقوق گرفتن بدون کارکردن<br />
 +
سؤال: بعضی از کارکنان بنابه عِلَلی در ماه، یک یا دو روز را به سر کار نمی‌آیند؛ آیا شرعاً مسئول کار، می‌تواند مزد روزی را که آن کارگر یا کارمند نیامده بدهد؟<br/>
 +
جواب: تابع مقررات استخدامی است<ref>امام خمینی، استفتائات، ج3، ص525، س128.</ref>.<br/>
 +
دریافت دو حقوق در یک ماه<br />
 +
سؤال: در رژیم قبل استخدام‌شدن در دو محل، خلاف قانون بوده است؛ حال اگر کسی در رژیم سابق در دو محل استخدام بوده و کار خود را در هر دو محل انجام داده باشد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از یکی از آنها استعفا کرده باشد. آیا با فرض مذکور، لازم است حقوق یکی از آنها را به دولت اسلامی برگرداند یا لازم نیست؟<br/>
 +
جواب: در فرض مرقوم، زائد بر اجرةالمثل کار انجام نشده در محل دوّم را ضامن است و باید برگرداند<ref>همان، ج2، ص545، س61.</ref>.<br/>
 +
فوق‌العاده گرفتن در مرخصی<br/>
 +
سؤال: روزهایی که انسان در مرخصی است، در ازای همان روزها حقوق و فوق‌العاده گرفتن، چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: تابع قرارداد استخدام و مقررات دائره مربوطه است<ref>همان، ج۳، ص۵۲۶، س130.</ref>.<br/>
 +
سؤال: آیا شخصی که دارای شغل آزاد است و منبع درآمدی دارد، جایز است در ارگان‌های دولتی کار کند و از آن‌جا هم حقوق دریافت کند؟<ref>همان، ص487.</ref><br/>
 +
جواب: تابع مقرّرات دولت اسلامی است.<br/>
 +
سؤال: مبلغی معادل دو ماه حقوق ماهانه‌ام را براثر اشتباه از حسابداری دریافت کردم و مسئول مؤسسه را هم مطلع نمودم؛ ولی مبلغ اضافی را برنگرداندم و در حال حاضر حدود چهارسال از آن می‌گذرد؛ با توجّه به این که جزء بودجه مالی سالانه مؤسسات دولتی است، چگونه می‌توانم آن مبلغ را به‌حساب مؤسسه برگردانم؟<br/>
 +
جواب: اشتباه حسابدار مجوز قانونی برای دریافت مبلغی بیشتر از مقدار مورد استحقاق نیست و واجب است مبلغ اضافی را به آن مؤسسه برگردانید؛ هرچند جزء بودجه سال قبل آن باشد<ref>ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص479.</ref>.<br/>
 +
=== کم‌کاری و گرفتن حقوق اداری ===
 +
سؤال: این‌جانب کارمند اداره ارشاد اسلامی هستم؛ اغلب اوقات (به‌علت عدم‌امکان فعالیت و نبودن کار)، بیکار هستم؛ فقط بعضی از وقت‌ها در حدّ امکان اداره، فعالیت‌های تبلیغی انجام می‌دهم و از طرفی تنها ممرّ زندگی و امرار معاش خود و افراد تحت تکفّلم، حقوقی است که از اداره دریافت می‌کنم؛ خواهشمند است مرقوم فرمایید که حقوق مزبور با توجه به موارد فوق، برایم حلال است یا خیر؟<br/>
 +
جواب: اگر کارهای پیشنهادی اداره را طبق مقررات انجام می‌دهید، حقوق دریافتی حلال است<ref>امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۲۷، س136.</ref>.<br/>
 +
سؤال: بعضی از برادران از برخی از مزایا صرف‌نظر می‌کنند و این را در مقابل کم‌کاری صورت گرفته قرار می‌دهند، آیا این صرف‌نظرها جبران کم‌کاری را می‌کند؟<br/>
 +
جواب: صرف‌نظر کردن از مزایا مجوز کم‌کاری نیست و لازم است طبق مقررات استخدامی در وقت اداری به وظیفه خود عمل کند<ref>همان، ص249.</ref>.<br/>
 +
سؤال: آیا کارکنان مربوطه می‌توانند به‌علت نبودن کار در سر کار حاضر نشوند یا پس از یکی دوساعت حضور به منزل برگردند و اصولاً آیا کسی قبل از تمام‌شدن کار، اجازه دارد به هر عنوان از محل کار، خارج شود یا خیر؟<br/>
 +
جواب: حکم مسئله قبل را دارد<ref>همان، ص۵۲۶، س129.</ref>.<br/>
 +
جبران کم‌کاری<br />
 +
سؤال: این‌جانب چندین سال است در اداره دولتی کار می‌کنم؛ ولی از آن‌جایی که گه‌گاه نتوانسته‌ام درست و صحیح دِینَم را ادا کنم و خودم را بدهکار می‌دانم، آیا می‌توانم برای ادای دِینَم در یکی از ارگان‌ها یا مساجد و یا درمانگاه‌های متعلّق به مردم کار کنم یا این که حتماً باید در همان سازمان کار کنم و یا این که آیا می‌توانم پول کم‌کاری را حساب کنم و بپردازم یا نه؛ اگر می‌شود به چه حساب و کجا بپردازم؟<br/>
 +
جواب: به همان سازمان که مدیون هستید، باید ادا نمایید<ref>همان، ج۲، ص۲۸۴، س12.</ref>.<br/>
 +
سؤال: معمولاً وظایف افرادی که در سازمان‌ها اشتغال دارند به آنان ابلاغ می‌شود. اگر کسی در انجام امور محوله کوتاهی و کم‌کاری نماید، پولی که به‌عنوان حقوق ثابت هر ماه دریافت می‌کند، از نظر شرعی چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: اگر در مقابل کاری که انجام نداده پول بگیرد، مالک آن مقدار نمی‌شود و باید به همان اداره عودت دهد<ref>مستفاد از استفتائات جدید، ص6/2-314.</ref>.<br/>
 +
دیر حاضرشدن و زودرفتن<br />
 +
سؤال: کارمندان، طبق مقررات، هر روز باید سر ساعت معینی بر سر کار خود حاضر شوند؛ اگر کسی به علت دوربودن راه یا سرمای شدید زمستان و یا نبودن وسیله نقلیه یک الی دوساعت فقط صبح‌های روز شنبه، استثنائاً دیر به محل کار برسد، آیا از نظر شرع مقدّس درست است که جبران تأخیر خود را همان روز یا در ایّام هفته بنماید؟<br/>
 +
جواب: باید طبق مقررات عمل نماید<ref>امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۹۹، س۵۱.</ref>.<br/>
 +
سؤال: در شرکت نفت و سایر ادارات، کارگران و کارمندانی هستند که پس از تمام‌شدن کارشان (البته قبل از این که هشت ساعت وقت آنان تمام شود) تعطیل کرده، به منزل می‌روند و می‌گویند ما کارمان را زودتر تمام می‌کنیم و زودتر می‌رویم؛ این زودتررفتن، باعث عدم‌دقت در کارهای محوله می‌شود؛ آیا به‌نظر حضرت عالی، اشکالی در حقوق آنان پیدا نمی‌شود و ساعاتی را که زودتر به منزل می‌روند، حقوقشان حلال است یا خیر؟<br/>
 +
جواب: اگر خلاف مقررات استخدامی عمل می‌کنند، نسبت به مقدار تخلّف، از حقوق حق ندارند<ref>همان، ص۵۲۹، س140.</ref>.<br/>
 +
=== استفاده از بیت‌المال و اموال عمومی ===
 +
استفاده از بیت‌المال باید مطابق مقرّرات باشد و استفاده شخصی از آن برخلاف مقرارت و بدون اجازه قانون حرام و موجب ضمان است.<br/>
 +
مقام معظم رهبری حفظه‌اللَّه در این‌خصوص می‌فرماید:<br/>
 +
«هرکس که بیت‌المال مسلمین را ملک خود به‌حساب می‌آورد، یا به زبان بگوید و یا اگر نگوید در عمل این‌طور وانمود کند که من این‌قدرها حق دارم و با بیت‌المال مثل اموال خود رفتار کند، یا بخورد یا ببخشد یا در راه اغراض شخصی از آن استفاده کند، نمی‌تواند دنبال‌روی علی‌علیه‌السلام به‌حساب بیاید. ما مسئولان وظیفه و تکلیف داریم که خودمان را با رفتار امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام تطبیق دهیم و جهت حرکت خودمان را با او بسنجیم، آحاد مردم هم همین تکلیف را دارند. کسی که امکانات شخصی دارد، حق ندارد از امکانات دولتی استفاده کند. من الآن اعلام می‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم آن وقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده کنند. اگر ماشین دارید آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید، ماشین دولتی یعنی چه!»<ref>دیدار با مدیران مجموعه انصار، برگرفته از مجله آشنا، شماره۱۳۶، ۱۳۸۵، ص9-8.</ref>.<br />
 +
سؤال: این جانب اقدام به استفاده شخصی از بیت‌المال کرده‌ام؛ وظیفه من برای بری‌ءالذمّه‌شدن چیست؟ استفاده شخصی از امکانات بیت‌المال تا چه حد برای کارمندان جایز است و در صورتی که با اذن مسئولان مربوط باشد، چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: استفاده کارمندان از امکانات بیت‌المال در ساعات رسمی کار، به‌مقدار متعارفی که مورد ضرورت و نیاز است و شرایط کاری بیان‌گر اذن به کارمندان در این مقدار از استفاده است، اشکال ندارد و همچنین استفاده از امکانات بیت‌المال یا اذن کسی که ازنظر شرعی و قانونی حق اذن دارد، بدون اشکال است. در نتیجه اگر تصرفات شخصی شما در بیت‌المال به یکی از دو صورت مذکور باشد، چیزی در این رابطه به عهده شما نیست؛ ولی اگر از اموال بیت‌المال استفاده غیرمتعارف کرده باشید و یا بدون اذن کسی که حق اذن دارد، بیشتر از مقدار متعارف استفاده نمایید، ضامن آن هستید و باید عین آن را اگر موجود باشد به بیت‌المال برگردانید و اگر تلف شده باشد، باید عوض آن را بدهید و همچنین باید اجرت‌المثل استفاده از آن را هم در صورتی که اجرت داشته باشد، به بیت‌المال بپردازید<ref>آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص478.</ref>.<br/>
 +
سؤال: آیا کسی که از اموال شخصی خود مانند تلفن یا بنزین برای مصارف دولتی استفاده می‌نماید، حق دارد عین یا بهای آن را از اموال دولتی برای خود استفاده نماید؟<br/>
 +
جواب: بدون اجازه مسئولین مربوطه حق ندارد<ref>امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۸۸، س17.</ref>.<br/>
 +
سؤال: اگر شخصی مقداری حقوق یا مزایای خاصی که به‌طور قانونی به او عطا شده، از دولت طلب داشته باشد؛ ولی دلایل قانونی برای اثبات حق خود در اختیار نداشته باشد و یا قادر بر مطالبه آن نباشد، آیا جایز است به‌مقدار حق خود از اموال دولتی که در اختیار دارد، به‌عنوان تقاص بردارد؟<br/>
 +
جواب: جایز نیست اموال دولتی را که به‌عنوان امانت در اختیار و تحت تصرف او هستند، به قصد تقاص برای خود بردارد؛ در نتیجه اگر مال یا حقّی از دولت طلب دارد و می‌خواهد آن را بگیرد، برای اثبات و مطالبه آن، باید از راه‌های قانونی اقدام نماید<ref>ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص481.</ref>.<br/>
 +
سؤال: کسی که برخلاف مقرّرات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیرشخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟<br/>
 +
جواب: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقرّرات موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید<ref>امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص499.</ref>.<br/>
 +
سؤال: اگر به‌نوعی از انواعِ وسایل انفرادی که در ارتش برای مدّت دوسال به شخصی سپرده می‌شود، خسارت و آسیب وارد شود، آیا باید همان نوع جنس را خرید و به ارتش تحویل داد یا خیر؟<br/>
 +
جواب: تابع مقررات ارتش است<ref>همان، ج۳، ص۴۸۶، س8.</ref>.<br/>
 +
==== بودجه اختصاصی اداری ====
 +
یکی از مسائل مهم در اداره جامعه و کار مدیریتی، مسئله بودجه و هزینه اداره است. بودجه اداره جامعه اسلامی از بیت‌المال تأمین می‌شود و در چنین جامعه‌ای، کمتر کسی است که با بیت‌المال آشنا نباشد؛ هرچند«بیت‌المال« اسم مکان است و به‌معنای مکان نگهداری اموال می‌باشد، ولی به‌معنای اموال عمومی است که در اختیار حاکم اسلامی است و با اجازه او در اختیار دیگران قرار می‌گیرد. ازاین‌رو، هرگونه تصرف در آن اموال، بدون اجازه حاکم شرعی جایز نیست و هرگونه استفاده و مصرف بی‌جا و خارج از حدود قانونی و استفاده شخصی نیز از آن نامشروع است. برای آشنایی کارمندان و مدیران محترم و تمام کسانی که به‌گونه‌ای با اموال عمومی سروکار دارند، چندین استفتاء را از بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی‌رحمة الله و رهبر معظم انقلاب اسلامی (حفظه‌اللَّه) یادآور می‌شویم.<br/>
 +
سؤال: اگر بعضی از مسئولین از بودجه‌ای که جهت خرید غذا و میوه برای میهمانان رسمی اداری در اختیار آنان گذاشته می‌شود، سوءاستفاده کنند و آن را در موارد دیگری مصرف نمایند، این کار چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: مصرف‌نمودن اموال دولتی در غیر مواردی که اجازه داده شده، در حکم غصب است و موجب ضمان می‌باشد؛ مگر آن که با اجازه قانونی مقام مسئول بالاتر صورت بگیرد<ref>آیةاللَّه خامنه‌ای، اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۱، س1966.</ref>.<br/>
 +
سؤال: آیا از امکانات ارگان‌های اداری جهت مراسم شهدا و زخمی‌های جنگی می‌توان کمک دریافت داشته، با این امکانات از مقام این عزیزان قدردانی به‌عمل آورد؛ اگر آری، حدود را مشخص فرمایید.<br/>
 +
جواب: مراعات مقررات دولت اسلامی لازم است<ref>امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص6-5.</ref>.<br/>
 +
سؤال: فرمانداری یکی از شهرستان‌ها وسیله‌ای برای نهادی (مثلاً برای جهاد یا نهضت سوادآموزی) خریداری می‌کند و فرماندار خودش اجازه استفاده از آن وسیله را در امور تبلیغات اسلامی نیز می‌دهد؛ آیا می‌توان از این وسیله جهت مجالس شهدا و دعای کمل در منازل شهدا و تهیه عکس و پوستر برای شهدا و یا تبلیغات اسلامی استفاده کرد؟<br/>
 +
جواب: اگر مطابق مقرّرات اجازه داده شده است، مانع ندارد<ref>همان، ص514.</ref>.<br/>
 +
سؤال: کسی که برخلاف مقرّرات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیر شخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟<br/>
 +
جواب: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقرّرات، موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید<ref>همان، ج۳، ص499.</ref>.<br/>
 +
سؤال: کسی که به یک سازمان دولتی بدهی دارد (مثلاً از تلفن آن سازمان برای کار خصوصی استفاده کرده و نظیر آن)، آیا می‌تواند آن بدهی را به سازمان دیگری که آن هم دولتی است، بپردازد؟<br/>
 +
جواب: باید به همان سازمانی که به آن بدهکار است، رد کند<ref>همان، ج۲، ص283.</ref>.<br/>
 +
==== ماشین اداره ====
 +
سؤال: از طرف نهادهای مربوط، ماشین‌هایی در اختیار مدیران مؤسسات و مسئولان نظامی قرار گیرد تا از آنها در امور اداری استفاده کنند؛ آیا شرعاً جایز است از آنها برای کارهای شخصی و غیراداری استفاده شود؟<br/>
 +
جواب: جایز نیست مدیران و مسئولین و سایر کارمندان در هیچ‌یک از اموال دولتی تصرفات شخصی کنند؛ مگر آنکه با اجازه قانونی نهاد مربوطه باشد<ref>آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۰، س1965.</ref>.<br/>
 +
سؤال: آیا افراد شاغل در ادارات و مؤسسات دولتی که وسایل و امکانات دولت در اختیارشان است، می‌توانند با تأمین هزینه مصرفی -مانند سوخت اتومبیل- از پول شخصی خود، از این امکانات جهت کار شخصی استفاده نمایند؟<br/>
 +
جواب: تابع مقررات دولت اسلامی است؛ بدون اجازه قانونی مسئولین مربوطه جایز نیست<ref>امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۱۶، س95.</ref>.<br/>
 +
سؤال: سوارکردن افراد غیرنظامی و جنگ‌زده با خودروهای نظامی در شهرها و مناطق جنگی نظیر آبادان که هیچ‌گونه خودروی شخصی وجود ندارد و به‌ندرت مشاهده می‌شود، چه صورت دارد؟<br/>
 +
جواب: چنانچه خلاف مقرّرات نباشد، مانع ندارد<ref>همان، ص478.</ref>.<br/>
 +
سؤال: این‌جانب آموزگار می‌باشم؛ در یکی از ارگان‌های انقلاب اسلامی هم خدمت می‌کنم و معاش زندگی و حقوقم را فقط از آموزش و پرورش دریافت می‌دارم؛ امّا چون محل خدمت فرهنگی‌ام در یکی از روستاهای اطراف است (که تقریباً شش‌کیلومتر با مرکز فاصله دارد)، پس از انجام کار در این نهاد انقلاب اسلامی، با ماشین این ارگان به محل کار می‌روم؛ آیا این استفاده اشکال دارد؟<br/>
 +
جواب: بستگی به مقرّرات نهاد دارد و تخلّف جایز نیست<ref>همان، ص519.</ref>.<br/>
 +
==== خانه سازمانی ====
 +
سؤال: زمینی از طرف بنیاد مسکن تهران در اختیار این جانب گذاشته‌اند که با گرفتن وام و غیره بحمداللَّه محلّی مناسب برای سکونت ساخته شد؛ ولی اکنون چندین‌ماه است که بنا به درخواست خودم از تهران به شهر مشهد منتقل گشته‌ام و اداره دارایی یک خانه سازمانی به طرز موقّت در اختیار من گذاشته است؛ آیا من با داشتن ۱۳۰هزار تومان بدهکاری و قرض و پنج‌سر عائله تحت تکفّل می‌توانم برای مدّتی که بدهکاری‌های من کم یا تمام بشود، منزل خود در تهران را اجاره و رهن بدهم تا با درآمد آن قرض خود را بپردازم و این مدّت در این خانه سازمانی باشم؟<br/>
 +
جواب: با مراعات مقررات دولت اسلامی مانع ندارد<ref>همان، ص487.</ref>.<br/>
 +
==== غذای اداره ====
 +
سؤال: با توجّه به این که ساعات رسمی کار ممکن است حتّی تا ساعت۲/۳۰ طول بکشد، خوردن یک وعده غذا در اثنای کار در اداره، چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: اگر وقت زیادی نگیرد و منجر به تعطیلی کار اداری نشود، اشکال ندارد<ref>آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۲، س197.</ref>.<br/>
 +
سؤال: گاهی در سپاه پاسداران مقداری غذا اضافه می‌آید؛ آیا می‌توان آنها را به فقرا داد؟<br/>
 +
جواب: منوط به اجازه مسئولین است<ref>امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص501.</ref>.<br/>
 +
سؤال: آیا جایز است کارگران کارخانه‌ای (که نان، شیرینی، خوراک و آشامیدنی تولید می‌کنند) در حال کار با اجازه مدیر کارخانه از مواد غذایی کارخانه که صاحب اصلی آن بیت‌المال مسلمین است، بخورند؟<br/>
 +
جواب: بستگی به مقرّرات کارخانه دارد<ref>همان، ص502.</ref>.<br/>
 +
سؤال: در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی امکاناتی مانند غذا و لوازم موردنیاز دانشگاهی به دانشجویان داده می‌شود، که توسط وزرات بازرگانی و مؤسسات دیگر به دانشجویان مشغول به تحصیل در آن دانشگاه اختصاص یافته است؛ آیا توزیع آنها بین سایر کارمندان مشغول به کار در دانشگاه نیز جایز است؟<br/>
 +
جواب: توزیع نیازمندی‌های مورد مصرف و مختص به دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه بین سایر اشخاصی که در آن‌جا کار می‌کنند، جایز نیست.<br/>
 +
{P. ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص480. P}
 +
استفاده از آب و برق
 +
سؤال: این‌جانبان با تحمّل زحمات و هزینه‌هایی برای احیای کشاورزی در حومه شهری، امتیاز برق از اداره برق گرفته و چاه عمیقی احداث و مشغول کار شده‌ایم و ترانس برق را هم خودمان خریداری و نصب کرده‌ایم؛ اخیراً در مجاورت مزرعه ما، یک مرغداری بنا شده که بدون رضایت ما، برق مرغداری را به ترانس اختصاصی مزرعه وصل نموده است و ما هرچه به اداره برق مراجعه می‌نماییم که این کار برخلاف قانون و مورد خسارت این‌جانبان است، توجّهی ندارد و به صاحب مرغداری هم اجازه داده‌اند که از آن برق استفاده نماید؛ آیا ازنظر شرع این عمل مجاز است یا خیر؟<br/>
 +
جواب: استفاده از ملک مشروع غیر، منوط به اجازه مالک است و بدون اجازه مالک، حرام و موجب ضمان است؛ ولی مقرّرات و قوانین دولت اسلامی نیز لازم‌المراعات است.<br/>
 +
{P. امام خمینی، استفتائات، ج۲، ص۵۲۴، س18. P}
 +
سؤال: شخصی از انشعاب آب خانه یا مغازه‌اش، علاوه بر مصرف خودش، بدون اجازه سازمان آب، به دیگران هم آب می‌دهد و پول آن را می‌گیرد؛ این کار برای صاحب انشعاب و برای کسی که با دادن پول آب و هزینه انشعاب فرعی، از آن آب استفاده می‌کند، چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: تصرف در آب مزبور، بدون مراعات مقررات دولت اسلامی، جایز نیست.<br/>
 +
{P. همان، ج۲، ص۵۰، س135. P}
 +
تلفن و امور دیگر
 +
سؤال: در بعضی از ادارات دولتی مرسوم است که هرکس از تلفن دولتی استفاده شخصی کند، پنجاه ریال در صندوق مخصوصی واریز می‌کند؛ آیا این کار اشکال دارد؟<br/>
 +
جواب: با اجازه مسئولین مربوطه اشکال ندارد.<br/>
 +
{P. همان، ج۳، ص488. P}
 +
سؤال: بعضی تصرفات جزئی در اموال دولتی که متعارف است و مسئولان ادارات دولتی هم از آن نهی نمی‌کنند (مانند یادداشت‌کردن امور شخصی به وسیله خودکار و کاغذ دولتی یا درست‌کردن چای و مانند آن) چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: تصرفات جزئی متعارف مانع ندارد.<br/>
 +
{P. همان، ص488. P}
 +
سؤال: عده‌ای به‌صورت مأمور به خدمت یا به‌صورت موقّت (مثلاً شش‌ماه یا یک‌سال و بیشتر) برحسب ضرورت و نیاز در ارگان‌های انقلابی مانند سپاه پاسداران یا جهاد سازندگی به خدمت مشغول می‌شوند؛ در این مدّت ارگان مربوطه مقداری البسه و مایحتاج انفرادی (ازجمله لباس گرم، جوراب، پوتین، اورکت، مسواک و کلاه) در اختیار آنان قرار می‌دهد؛ نظر مبارکتان در مورد استفاده از وسایل فوق پس از انقضای مدّت مأموریت چیست و عبادت‌کردن با آنها چه حکمی دارد و در صورت مجازنبودن، مدّتی که از آنها استفاده نموده‌اند، چگونه است؟<br/>
 +
جواب: بستگی به مقرّرات ارگان ذکرشده دارد و نمازهایی که در صورت‌جهل خوانده شده، صحیح است.<br/>
 +
{P. همان، ص490. P}
 +
سؤال: شوهر من در زمان طاغوت مقداری از اجناس دولت را به منزل آورده، حال که تصمیم به عودت آن داریم، آیا آنها را حتماً باید به‌جای اوّلش برگردانیم یا این که به پیش‌نماز محل تحویل دهیم؟<br/>
 +
جواب: اگر از اموال دولتی است، باید به دولت برگردد.<br/>
 +
{P. همان، ج۲، ص536. P}
 +
سؤال: شخصی در زمان طاغوت که در اوان تکلیف و یا بیشتر بوده، مقداری از اموال عمومی و یا به تعبیر دیگر بیت‌المال را مصرف نموده است؛ به‌عنوان مثال رفته در اداره برق سیم‌های مسی بی‌فایده و امثال آن را جمع کرده و فروخته و یا کاغذهای اطلاعیه را که در آن زمان برای امور مختلف مملکتی بوده و دست بزرگ‌ترها بوده، برداشته و به قصابی فروخته و یا از کاغذهای امتحانی دبیرستانی به‌طور مشخص استفاده کرده و یا مقدار مختصری پول به‌دست آورده که تمام این موارد و امثال آن اولاً در زمان طاغوت بوده و ثانیاً ازروی جهالت و نادانی بوده، حال که این شخص متنبّه شده و مخصوصاً این که حکومت اسلامی است، می‌خواهد خودش را بری‌ءالذمّه کند؛ لطفاً راهنمایی بفرمایید که برای بری‌ءالذمّه‌شدن شخص مذکور با توجّه به این که مقدار دقیق آن پول‌ها و پول آن اشیا و کالاها را نمی‌داند، چه مقدار پول بدهد؛ حداکثر را در نظر بگیرد یا حداقل را و به چه حسابی واریز کند یا کجا بفرستد؟<br/>
 +
جواب: اجناس برداشتنی را ضامن است؛ باید عین یا قیمت آن را به بیت‌المال برگرداند.<br/>
 +
{P. همان، ص539. P}
 +
سؤال: اگر در حین انجام وظیفه توسط کارمند متعهد و مشمول که مشغول رفع خرابی از یک سیستم متعلّق به دولت است، خسارتی بر یک قسمت از دستگاه وارد شود و قسمتی از آن بسوزد، با توجّه به آن که کاملاً مشخص و محرز است که شخص نامبرده سعی خود را نموده، هیچ‌گونه غرض و اهمال‌کاری در بین نبوده است، آیا خسارت آن به‌عهده کارمند است یا خیر؟<br/>
 +
جواب: اگر خسارت را او بر دستگاه وارد نکرده، ضامن نیست؛ ولی اگر او خسارت زده، ضامن است.<br/>
 +
{P. همان، ص549. P}
 +
انجام کار غیرموظّف در وقت اداری
 +
پرداختن به کارهای شخصی در وقت اداری، در صورتی که برخلاف مقررات استخدامی و مانع خدمت‌رسانی به ارباب‌رجوع باشد، نه‌تنها جایز نیست، بلکه در قبال وقتی که صرف کارهای شخصی شده است، نمی‌توان حقوقی دریافت کرد و چنانچه در گذشته حقوقی دریافت کرده باشد، ضامن است و باید برگرداند.<br/>
 +
سؤال: آموزگاری پیمان بسته که در مقابل خدمت موظف ۲۴ساعت در هفته، حقوق دریافت نماید؛ حال اگر بعضی ساعت‌ها، کارهای شخصی انجام داده و دانش‌آموزان بدون معلّم بوده‌اند یا معلم دیگری به جایش بوده، آیا حقّ استفاده از حقوق دارد و اگر بگیرد جایز است یا خیر و [اگر] چنانچه خودش شخصاً مریض شود و آن ساعتی که می‌بایست کار موظّف انجام دهد که در مقابلش حقوق بگیرد، گرفتن آن مقدار پولی که در برابرش هیچ‌گونه کاری انجام نداده است، جایز و قابل‌تصرف است یا خیر؟<br/>
 +
جواب: تابع مقررات استخدامی است و اگر برخلاف (عمل) نموده، استحقاق اجرت ندارد.<br/>
 +
{P. همان، ص۲۱۷، ص55. P}
 +
سؤال: راننده سپاه یا ادارات دولتی و غیره به مأموریت می‌رود؛ در برگشتن در بین راه به‌مدت پانزده دقیقه به منزل می‌رود تا به پدر و مادر خود سر بزند، آیا اشکال دارد؟<br/>
 +
جواب: تابع مقررات است و با اجازه مسئولین مربوطه، بی‌اشکال است.<br/>
 +
{P. همان، ص۲۱۷، ص55. P}
 +
سؤال: آیا شرعاً جایز است کارمندان و کارگران ادارات دولتی در ساعات اداری و کار، به‌عنوان تحصّن و اعتصاب (جهت رسیدگی به درخواست‌هایشان) دست از کار بکشند؟<br/>
 +
جواب: جایز نیست و باید تابع مقررات دولت اسلامی باشند.<br/>
 +
{P. همان، ص49. P}
 +
سؤال: اگر کارمند در محل کار خود در اداره، ساعات بی‌کاری زیادی داشته باشد و مجاز نباشد که در این ساعات از بخش‌های دیگر کار کند، آیا جایز است در اوقات بی‌کاری کارهای شخصی مربوط به خودش را انجام دهد؟<br/>
 +
جواب: اقدام به انجام کارهای شخصی در اثنای کار، در محل کار، تابع مقررات و اجازه قانونی مسئول مربوطه است.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۶۸۲، س1972. P}
 +
سؤال: آیا کارمند در ساعات اداری مجاز است که کارهای شورای مساجد و یا تعاونی‌ها را در مسجد انجام دهد و به‌صورت مأمور خدمت، در محل‌های مذکور خدمت نماید؟<br/>
 +
جواب: بستگی به مقرارت اداره دارد.<br/>
 +
{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۳۲، س146. P}
 +
سؤال: کارمند دولت جمهوری اسلامی گاهی از محل خدمت، بدون اجازه آن سازمان در تشییع جنازه یا مجلس ختم شرکت می‌کند؛ حقوقش چه صورت دارد؟<br/>
 +
جواب: اگر از وظیفه کوتاهی نموده، به‌مقداری که کوتاهی کرده، مدیون است.<br/>
 +
{P. همان، ص۵۳۱، س145. P}
 +
سؤال: در بعضی از مراکز تعلیم و تربیت، مشاهده می‌شود که معلّم یا مدیری که کارمند یکی از بخش‌های اداری است، با موافقت مسئول اداری مستقیم خود، در ساعات رسمی کارش مبادرت به‌تدریس در مدارس دیگر می‌کند و علاوه بر حقوق ماهانه خود، اجرت این تدریس را هم دریافت می‌کند؛ آیا این کار و گرفتن اجرت در برابر آن، جایز است؟<br/>
 +
جواب: موافقت مسئول مستقیم کارمند با تدریس او در اثنای ساعات رسمی کارش، تابع حدود اختیارات قانونی فرد مسئول است؛ ولی با این فرض که کارمند دولت در برابر ساعات رسمی کارش، هر ماه حقوق دریافت می‌کند، حق ندارد در برابر تدریس در مدارس دیگر، در همان ساعات رسمی کارش، حقوق دیگری دریافت نماید.<br/>
 +
{P. همان، ص۴۸۲، س1970. P}
 +
اقامه نماز جماعت در اداره
 +
سؤال: آیا جایز است کارمندان در اداره‌ها و مؤسسات دولتی، اقامه نماز جماعت داشته و یا مجالس عزا برپا کنند؟<br/>
 +
جواب: اقامه نماز، بیان احکام و معارف و امثال آن در هنگام اجتماع برای نماز درخصوص ماه مبارک رمضان و سایر ایام‌اللَّه مانع ندارد؛ مشروط بر این که حقوق مراجعین تضییع نشود.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۴۸۲، س1973. P}
 +
سؤال: آیا برپایی نماز جماعت توسط کارمندان در ساعات رسمی کار جایز است و برفرض عدم‌جواز، اگر ملتزم شوند که بعد از پایان ساعات رسمی، آن مقدار وقتی را که به نمازخواندن اختصاص داده‌اند، جبران کنند، آیا در این صورت، اقامه نماز در ساعات رسمی کار برای آنان جایز است؟<br/>
 +
جواب: با توجّه به اهمیّت خاص نمازهای یومیّه و تأکید زیادی که بر اقامه نماز در اوّل‌وقت شده است و با توجّه به فضیلت نماز جماعت، مناسب است کارمندان روشی را اتخاذ کنند که بتوانند در خلال ساعات اداری، نماز واجب را به‌طور جماعت در اوّل‌وقت و در کم‌ترین زمان بخوانند؛ ولی باید به‌گونه‌ای مقدّمات این کار را فراهم کنند که نماز جماعت در اوّل‌وقت، بهانه و وسیله‌ای برای تأخیرانداختن کارهای مراجعه‌کنندگان نشود.<br/>
 +
{P. همان، ص۴۸۱، س1970. P}
 +
سؤال: در نزدیکی اداره ما مسجدی وجود دارد؛ آیا جایز است در اثنای ساعات رسمی کار، برای شرکت در نماز جماعت به آن‌جا برویم؟<br/>
 +
جواب: خارج‌شدن از اداره، برای رفتن به مسجد جهت شرکت در نماز جماعت در اوّل‌وقت، در صورتی که نماز جماعت در خود اداره برپا نشود، اشکال ندارد؛ ولی باید مقدّمات نماز به‌گونه‌ای فَراهم شود که مدّت غیبت از اداره در ساعات رسمی کار، برای ادای فریضه نماز جماعت، کاملاً کاهش پیدا کند.<br/>
 +
{P. همان، ص۴۸۳، س1975. P}
 +
درخصوص برگزاری جلسات تفسیر، دعای توسل و زیارت عاشورا در ساعات اداری مقام معظم رهبری(حفظه‌اللَّه) فرمودند:<br/>
 +
«کارکنان در ساعات اداری باید آماده کار باشند و جلسات مزبور را در غیروقت اداری تشکیل دهند».
 +
{P. هفته‌نامه بصیر، نشریه داخلی مدارس حوزه‌های علمیه، ۱۳۸۵، شماره20. P}
 +
 +
 +
 +
 +
۵
 +
 +
 +
۵. هدایا، سفارشات
 +
سؤال: چنانچه فردی از باب تشکر و قدردانی از کارمند، هدیه‌ای به او اهدا کند، حکمش چیست؟ هرچند آن کارمند بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی، کاری را انجام داده باشد؟<br/>
 +
جواب: هدیه در محیط کار و از جانب ارباب‌رجوع یکی از خطرناکترین چیزها است و هرچه بیشتر از آن اجتناب کنید، به‌صرفه دنیا و آخرت شما خواهد بود. فقط در یک صورت، دریافت آن جایز است و آن، این است که هدیه‌دهنده با اصرار زیاد و با امتناع مأمور از قبول، بالاخره از قبول به‌نحوی آن را اهداء کند. آن هم بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتی توقع قبلی.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، ص۵۴، س157. P}
 +
سؤال: هدایا، اعم از نقدی، خوراکی و غیره که توسط ارباب‌رجوع با رضایت و طیب‌خاطر به کارمندان دولت داده می‌شود، چه حکمی دارد و اموالی که به‌صورت رشوه به کارمندان داده می‌شوند، اعم از این که براثر توقّع انجام کاری برای پرداخت‌کننده باشد یا خیر، چه حکمی دارند و اگر کارمند براثر طمع به دریافت رشوه، مرتکب عمل خلاف قانون شود، چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: بر کارمندان محترم واجب است که رابطه آنان با همه مراجعه‌کنندگان، براساس قوانین و مقررات و ضوابط خاص اداره باشد و قبول هرگونه هدیه‌ای از مراجعه‌کنندگان به هر عنوانی که باشد، برای آنان جایز نیست؛ زیرا باعث فساد و سوءظن به آنان و تشویق و تحریک افراد طمع‌کار به عمل‌نکردن به قانون و تضییع حقوق دیگران می‌شود. امّا رشوه، مسلم است که برای گیرنده و دهنده آن، حرام است و واجب است کسی که آن را دریافت کرده، به صاحبش برگرداند و حق تصرف در آن را ندارد.<br/>
 +
{P. همان، ص273. P}
 +
سؤال: اگر شخصی برای انجام کار قانونی خود مجبور به پرداخت مبلغی به کارمندان یکی از ادارت شود تا کار قانونی و شرعی او را به‌راحتی انجام دهند -زیرا اعتقاد دارد که اگر این مبلغ را نپردازد، کارمندان آن اداره، کار او را انجام نخواهند داد- آیا عنوان رشوه بر این مبلغ صدق می‌کند و آیا این عمل حرام است یا اینکه اضطراری که باعث پرداخت آن برای انجام کار اداری او شده، عنوان رشوه را از آن برمی‌دارد و در نتیجه حرام نخواهد بود؟<br/>
 +
جواب: پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعه‌کننده به کارمندان ادارات که مکلّف به ارائه خدمات اداری به مردم هستند و حتماً منجر به فساد ادرات خواهد شد، عملی است که ازنظر شرعی حرام محسوب می‌شود و توهّم اضطرار، مجوّز او در انجام این کار نیست.<br/>
 +
{P. همان، ص274. P}
 +
سؤال: مدیر بخش مالیات از مأمور محاسبه‌کننده درخواست نموده است که از میزان مالیات یکی از شرکت‌ها مقداری کم نماید، با توجّه به اینکه اگر از این کار امتناع بورزد، مشکلات و گرفتاری‌های سختی برای او پیش خواهد آمد، آیا اطاعت ازدستور مدیر توسط مأمور در چنین مواردی واجب است؟ و آیا می‌تواند در برابر اجرای این دستور پولی را دریافت کند؟<br/>
 +
جواب: در این‌گونه امور باید مطابق ضوابط و مقرارت قانونی عمل شود و تخلّف از آن جایز نیست، اعم از اینکه رایگان باشد یا در مقابل گرفتن وجه.<br/>
 +
{P. همان، ص۵۶، س163. P}
 +
گرفتن فوق‌العاده
 +
سؤال: این جانب کارمند دامپزشکی هستم و گاهی به ما مأموریت داده می‌شود که جهت واکسیناسیون و معالجه دام‌ها به دهات و قصبات مراجعه کنیم و در ازای هر روز مأموریت، صدتومان به ما می‌دهند؛ با توجّه به این که مسافت مطرح نیست و کیفیت و کمیت هم مطرح نیست و استخدام کارمندان، فقط به‌خاطر معالجه و یا واکسیناسیون دام‌هاست و مدت ساعت کار، از ساعت ۷/۵صبح تا دوبعدازظهر می‌باشد، مستدعی است بفرمایید:<br/>
 +
۱. دریافت فوق‌العاده به‌طور مساوی، طبق توضیح بالا چگونه است؟<br/>
 +
۲. دریافت فوق‌العاده (علاوه بر حقوق و مزایا)، در فاصله، ساعات کار -چه کم و چه زیاد- چه صورت دارد؟<br/>
 +
۳. آیا کارمند می‌تواند در ساعات خارج از کار اداری، هم فوق‌العاده و هم مزد از کسی که برایش کار می‌کند، مطالبه نماید؟ در صورتی که فوق‌العاده نگیرد، چطور؟<br/>
 +
۴. بعضی از دامداران با رضایت خودشان به کارمند پول می‌دهند که اگر این شغل را نمی‌داشت، دامدار چیزی به او نمی‌داد؛ آیا کارمند می‌تواند بگیرد؟<br/>
 +
۵. یک نوع حکم مأموریت با توقف شبانه صادر می‌شود و فوق‌العاده هم جهت توقف شبانه در روستا دوبرابر حکم معمولی است؛ اگر کارمند به هر علّتی نخواهد توقّف نماید، آیا می‌تواند فوق‌العاده بابت توقف را دریافت دارد؟<br/>
 +
۶. ما احتمالاً و یا حتماً با کار کم و با فاصله کم، فوق‌العاده‌هایی گرفته‌ایم؛ آیا اجازه تصرف می‌دهید یا به صندوق دولت عودت دهیم؟<br/>
 +
جواب: گرفتن هرگونه فوق‌العاده طبق مقررات دولت اسلامی اشکال ندارد و اگر تخلّف صورت گرفته، موجب ضمان است و باید به محلّش رد شود و چنانچه با رضایت پولی داده شود، اشکال ندارد.<br/>
 +
{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۳۸، س139. P}
 +
 +
 +
 +
 +
۶
 +
 +
 +
۶. اضافه‌کاری
 +
اضافه‌کار تشویقی
 +
سؤال: اگر کارمندی هر ماه در حدود سی یا چهل‌ساعت در اداره اضافه‌کاری نماید، آیا جایز است مسئول اداره برای تشویق کارمندان، ساعات اضافه‌کاری آنان را دوبرابر حساب کند؛ مثلاً هرماه برای آنان صدوبیست ساعت محاسبه کند و در صورتی که اشکال داشته باشد، اجرتی که برای اضافه‌کاری‌های قبلی گرفته شده، چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: نوشتن گزارش‌های غیرواقعی و دریافت پول در برابر ساعات اضافه‌ای که کاری در آنها انجام نشده، جایز نیست و واجب است پول‌های اضافه‌ای که کارمند مستحق دریافت آنها نبوده، بازگردانده شود؛ ولی اگر قانونی وجود داشته باشد که به مسئول ادراه اجازه دهد تا ساعات اضافه‌کاری کارمندی را که اضافه‌کاری انجام داده، دوبرابر نماید، جایز است این کار را انجام دهد و در این‌صورت، دریافت اجرت توسط کارمند طبق گزارشی که مسئول اداره از ساعات اضافه‌کاری او نوشته است، جایز است.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۴، س1976. P}
 +
سؤال: لطفاً نظر خود را در مورد دریافت اضافه‌کاری ساعتی که بسیاری از کارمندان دولت بدون انجام کار اضافی دریافت می‌دارند، اعلام فرمایید.<br/>
 +
جواب: تابع مقررات است و در صورتی که در مقابل کار می‌دهند، بدون انجام کار، استحقاق ندارد.<br/>
 +
{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۲، س141. P}
 +
اضافه‌کاری در وقت اداری
 +
سؤال: به کارکنان ادارات دولتی نسبت به اضافه‌کاری در غیر ساعات اداری وجهی می‌پردازند؛ اگر اضافه‌کاری در خلال ساعات اداری انجام شود، آیا می‌توان وجه را دریافت کرد؟<br/>
 +
جواب: تابع مقررات دولت اسلامی است و انجام کارهای محوله در ساعات اداری، حقوق جداگانه ندارد.<br/>
 +
{P. همان، ص۵۲۶، س131. P}
 +
 +
 +
 +
 +
۷
 +
 +
 +
۷. حق‌الناس
 +
سؤال: چنانچه کسی به‌علّت استیصال و عدم تکافوی مخارج زندگی‌اش و بدون اطّلاع، مبلغی را از بیت‌المال استفاده نموده و مبلغی هم متعلّق به اشخاص مختلف بوده، در نتیجه حلال با حرام مخلوط گردیده است؛ اکنون می‌خواهد طوری عمل نماید که خسارات را جبران نماید تا حق‌الناس به گردن نداشته، ضمناً از اشخاصی که به آنها مدیون است، هیچ‌گونه نشان و اطّلاعی ندارد؛ وظیفه‌اش چیست؟<br/>
 +
جواب: اگر مبلغی که به‌غیر وجه شرعی گرفته، خرج شده و مدیون آن است، باید دین خود را ادا کند و مورد تحلیل به خمس نیست و اگر مأیوس از پیداشدن صاحبان آنهاست، از طرف ایشان صدقه بدهد و اگر عین مال مخلوط به حرام دارد، تفصیل آن در رساله ذکر شده.<br/>
 +
{P. رساله توضیح‌المسائل امام خمینی‌رحمة الله، م۱۸۱۳تا۱۸۱۸؛ آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۲۷۸، س1956. P}
 +
 +
 +
 +
 +
۸
 +
 +
 +
۸. توصیه و سفارش
 +
بر کارمندان واجب است به تقاضاهای مراجعه‌کنندگان پاسخ داده و کارهای آنان را بر طبق قانون و مقررات انجام دهند و برای هیچ‌یک از آنان، قبول توصیه و سفارش از کسی، در صورتی که مخالف قانون باشد و یا موجب ضایع‌شدن حق دیگران شود، جایز نیست.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص486. P}
 +
تخلّف از قوانین و مقررات
 +
ضرورت قانون و مقررات در زندگی بشر و ناشایست‌بودن تخلف از قانون و عدم‌مراعات مقررات بر کسی پوشیده نیست. فواید و آثار بسیار زیاد قانون‌مداری و ضررها و آفات قانون‌گریزی و پای‌بندنبودن افراد جامعه به مقررات، نیز امری واضح و بدیهی است.<br/>
 +
اسلام نیز بر ضرورت عمل به قانون و پرهیز از تخلّف از آن تأکید کرده و به‌عنوان یک قانون کلی به‌نام«حفظ انتظام« وجوب آن را گوشزد کرده و مردم را از هرگونه«هرج و مرج« اجتماعی برحذر داشته است.<br/>
 +
سؤال: کارمندان دولت در مواردی از مزایایی برخوردار هستند؛ مانند داشتن دفترچه تعاونی و دفترچه خدمات درمانی و استفاده از بلیط هواپیما؛ آیا می‌توانند حق خود را به دوستان یا نزدیک‌ترین ارحام خود واگذار نمایند؟<br/>
 +
اگر شخصی نیاز به اجناس جیره‌بندی شده ندارد، آیا می‌تواند حق خود را به دیگری واگذار نماید؟<br/>
 +
جواب: هر عملی که برخلافِ مقررات دولت اسلامی باشد، جایز نیست.<br/>
 +
{P. امام خمینی، استفتائات، ج۲، ص۵۴، س148. P}
 +
سؤال: گاهی از بعضی از مسئولین، مسئله‌ای به‌عنوان«ولایت اداری« شنیده می‌شود که به‌معنای لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر، بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالی در این‌باره چیست و وظیفه شرعی ما کدام است؟<br/>
 +
جواب: مخالفت با اوامر اداری که براساس ضوابط و مقررات قانونی اداری صادر شده باشد، جایز نیست؛ ولی در مفاهیم اسلامی، چیزی به‌عنوان ولایت اداری وجود ندارد.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، ص۱۹، س68. P}
 +
سؤال: مدیر کل آموزش و پرورش منطقه‌ای با رئیس اداره‌ای از یکی از اعضای آن اداره می‌خواهد که کاری را انجام دهد؛ آن شخص تا چه اندازه وظیفه شرعی دارد که دستور مافوق را انجام دهد و اگر آن دستور را اطاعت نکند، چه صورت دارد؟<br/>
 +
جواب: کارمند موظّف است در امور اداری از دستورات مسئولین مربوطه، طبق مقررات دولت اسلامی اطاعت کند.<br/>
 +
{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۸۵، س1. P}
 +
تخلّف از مقررات راهنمایی و رانندگی
 +
سؤال: علی‌رغم تأکید فراوان مسئولین، برخی از رانندگان مربوط به نهادها و ادارات، با سهل‌انگاری از حدود و مقررات راهنمایی و رانندگی تخلّف می‌کنند و با سرعت زیاد و سبقت بی‌جا و حرکت در مسیر ممنوع و...، موجب تصادف و قتل و جرح خود و دیگران یا تضییع بیت‌المال (در شهرها و بین شهرها) گشته، از طرف دیگر موجب بدبینی و ناراحتی مردم می‌شوند. نظر مبارک را در این‌باره فرمایید.<br/>
 +
جواب: تخلّف از مقررات، در هر صورت، جایز نیست و چنانچه تخلّف به‌نحوی باشد که نوعاً در معرض وقوع تصادف باشد و موجب به‌وجودآمدن آن شود، خسارت‌های ناشی از تصادف را در این‌صورت، متخلّف ضامن است.<br/>
 +
{P. همان، ص۵۴۳، س175. P}
 +
سؤال: آیا بدون داشتن گواهی‌نامه رانندگی، می‌توانیم موتور سیکلت سوار شویم؟ اگر جواب منفی است، آیا زمانی که جاهل به مسئله بودیم و سوار شده‌ایم، معصیت کرده‌ایم؟<br/>
 +
جواب: اگر منعی از طرف دولت اسلامی نباشد، اشکال ندارد، وگرنه، تخلّف از مقررات دولت اسلامی جایز نیست.<br/>
 +
{P. همان، ص۵۴۲، س172.P}
 +
مشاهده تخلّف از مافوق
 +
سؤال: اگر کارکنان ادارات و مؤسسات در محل کار خود، ارتکاب تخلّفات اداری و شرعی را توسط مسئولین مافوق مشاهده کنند، چه وظیفه‌ای دارند؟ اگر کارمندی خوف داشته باشد که در صورت مبادرت به نهی از منکر، ضرری از طرف مسئولین بالاتر متوجّه او شود، آیا تکلیف از او ساقط است؟<br/>
 +
جواب: اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر وجود داشته باشد، باید امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ در غیر این‌صورت تکلیفی در آن مورد ندارند. همچنین با وجود خوف ضرر هم تکلیف از آنان ساقط می‌شود؛ این حکم در مواردی است که حکومت اسلامی حاکم نباشد. ولی با وجود حکومت اسلامی که اهتمام به اجرای این فریضه الهی دارد، بر کسی که قادر به امر به معروف و نهی از منکر نیست، واجب است که نهادهای مربوطه را که از طرف حکومت برای این کار اختصاص یافته‌اند، مطلع نماید و تا کَنده‌شدن ریشه‌های فاسد که فسادآور هم هستند، موضوع را پی‌گیری کند.<br/>
 +
{P. رساله اجوبةالاستفتائات، ص۲۲، س109. P}
 +
سؤال: اگر در یکی از اداره‌های دولتی اختلاس از بیت‌المال صورت بگیرد و این اختلاس استمرار داشته باشد و شخصی این توانایی را در خود ببیند که اگر مسئولیت آن اداره را برعهده بگیرد، می‌تواند این وضع را اصلاح کند و این کار هم فقط از طریق دادن رشوه به یکی از کسانی که مسئول آن هستند، امکان‌پذیر است؛ آیا دادن رشوه برای جلوگیری از اختلاس در بیت‌المال که در حقیقت دفع افسد به فاسد است، جایز است یا خیر؟<br/>
 +
جواب: وظیفه اشخاصی که از تخلّفات مطلع می‌شوند، نهی از منکر با رعایت شرایط و ضوابط شرعی آن است و توسّل به رشوه و راه‌های غیرقانونی برای هر عملی، هرچند به‌منظور جلوگیری از فاسد، جایز نیست؛ البته، با فرض وقوع چنین عمل خلاف شرع و قانون در کشوری که نظام اسلامی بر آن حاکم است، وظیفه مردم به مجرد عجز شخصی از امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمی‌شود؛ بلکه واجب است که به نهادهای مربوط اطلاع داده و موضوع را پی‌گیری نمایند.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص237. P}
 +
مأمور خرید
 +
سؤال: اموالی که بعضی از فروشندگان به مأموران خرید ادارات یا شرکت‌ها بدون آنکه آنها را به قیمت تثبیت‌شده اضافه کنند، به‌خاطر برقرارکردن ارتباط می‌پردازند، نسبت به فروشنده و نسبت به مأمور چه حکمی دارند؟<br/>
 +
جواب: پرداخت این اموال توسط فروشنده به مأمور خرید جایز نیست و برای مأمور هم دریافت آنها جایز نیست و آنچه را که دریافت می‌کند باید به اداره یا شرکتی که مأمور خرید آن است، تسلیم کند.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۵۷، س164. P}
 +
سؤال: آیا کارمند یا کارگر شرکت دولتی یا خصوصی که وظیفه‌اش وکالت در تأمین نیازهای اداره یا شرکت از مکان‌های فروش است، می‌تواند بر کسی که کالاهای موردنیاز را می‌فروشد، شرط کند که درصدی از سود حاصل از خرید، از آن او باشد؟ آیا دریافت این سود برای او جایز است؟ در صورتی که مسئول مافوق چنین شرطی را اجازه دهد چه حکمی دارد؟<br/>
 +
جواب: این شرط از طرف کارمند صحیح نبوده و او نمی‌تواند سودی را که به نفع خود شرط کرده، دریافت کند و مسئول بالاتر هم حق اجازه چنین شرطی را نداشته و اجازه او در این‌باره اثری ندارد.<br/>
 +
{P. همان، س165. P}
 +
سؤال: اگر کسی از طرف اداره یا شرکت وکیل در خرید مایحتاج است، کالایی را که در بازار قیمت معینی دارد، به طمع دریافت کمک مالی از فروشنده به قیمت بالاتری بخرد آیا این خرید صحیح است؟ و یا جایز است که از فروشنده به علت این کار، کمک دریافت کند؟<br/>
 +
جواب: اگر کالا را به قیمتی بیشتر از قیمت عادلانه بازار بخرد و یا خریداری و تهیه آن از بازار به قیمت کمتر برای او امکان داشته باشد، اصل عقدی که به قیمت بالاتر منعقد کرده، فضولی است و متوقّف بر اجازه مسئول قانونی مربوطه است و به‌هرحال حق ندارد از فروشنده به‌خاطر خرید از او، چیزی برای خودش بگیرد.<br/>
 +
{P. همان، س166. P}
 +
سؤال: اگر فرد شاغل در اداره‌ای (اعم از خصوص یا دولتی) که وظیفه او تهیه جنس می‌باشد، علیرغم وجود مراکز مختلف، به آشنا مراجعه و شرط کند که اگر کالا را از تو خریداری کنم، درصدی از سود حاصله را شریک خواهم بود:<br/>
 +
۱. این شرط شرعاً چه حکمی دارد؟<br/>
 +
۲. در صورت وجود مجوز رئیس یا مسئول بالای تشکیلات در این‌خصوص حکم شرعی آن چیست؟<br/>
 +
۳. اگر قیمتی بیش از آنچه جنس مذکور در عرف بازار دارد، توسط طرف قرارداد به اداره پیشنهاد و قرارداد منعقد گردد، چه حکمی دارد؟<br/>
 +
۴. پرداخت سهمی که بعضی از فروشندگان به مأمور خرید ادارات علیرغم قیمت مندرج در فاکتور می‌دهند، چه حکمی برای فروشنده و چه حکمی برای مأمور خرید دارد؟<br/>
 +
۵. اگر فرد مذکور، علاوه بر مسئولیت در اداره، بازاریاب شرکتی هم باشد و در خرید اجناس اداره، رای آن شرکت بازاریابی نماید، آیا می‌تواند درصدی به‌عنوان سود از آن شرکت دریافت نماید؟<br/>
 +
جواب: صورت شرعی ندارد و باطل است. اجازه رئیس یا مسئول بالای تشکیلات در این‌باره به لحاظ اینکه فاقد وجاهت شرعی و قانونی است فاقد اعتبار می‌باشد.<br/>
 +
اگر بیش از قیمت عادلانه بازار باشد، و به کمتر از آن بتوان جنس را از بازار تهیه نمود، در این‌صورت اصل قراردادی که منعقد شده نافذ نیست.<br/>
 +
جایز نیست، و هرچه که مأمور خرید در این رابطه دریافت دارد به اداره مربوطه‌ای که از طرف آن مأمور خرید بوده، تحویل دهد.<br/>
 +
حق دریافت هیچ درصدی ندارد، و هرچه دریافت کند باید به اداره مربوطه تحویل دهد و اگر قراردادی که منعقد می‌سازد خلاف غبطه و مصلحت اداره باشد از اساس باطل است.<br/>
 +
دریافتی‌های غیرمشروع را باید به اداره مربوطه‌ای که از طرف آن مأمور خرید بوده، تسلیم نماید.<br/>
 +
{P. همان، ص۵۸، س167. P}
 +
خرید و فروش اجناس قاچاق
 +
سؤال: اگر کسی در بازار مسلمین به خریدوفروش اجناس خارجی، نظیر شلوار، پیراهن، عطریات و امثال آن از طریق جنوب کشور، توسط مرزنشینان یا کسانی که شغل خود را خرید و حمل این‌گونه اجناس از بنادر شهرهای مرزی به شهرهای مجاور و مرکزی قرار داده‌اند، مبادرت ورزد، شرعاً جایز است یا خیر؟ آیا چنین فروشنده‌ای موظّف است تحقیق کند جنسی را که برای او آورده‌اند، از طریق دولت وارد کشور شده یا خیر و نیز اگر کسی جنسی در بازار آزاد بخرد و به او بفروشد، آیا او می‌تواند بدون تحقیق و با توجّه به این که این جنس در بازار آزاد خریداری شده، اقدام به خرید و فروش آن بنماید یا نه و نیز آیا موظّف است تحقیق کند که مالیات گمرکی این جنس پرداخت شده یا خیر؟<br/>
 +
جواب: بر فروشنده، تحقیق لازم نیست و مجاز در خرید و فروش است؛ مگر آن که از طرف دولت اسلامی ممنوع اعلام شود.<br/>
 +
{P. همان، ص۴۸، س134. P}
 +
سؤال: اجناسی که به طرز قاچاق از خارج وارد می‌شود و در بازار به فروش می‌رسد، آیا خرید این قبیل اجناس (پوشیدنی، تزئیناتی و غیره)، ازنظر شرع اشکال دارد یا نه؟<br/>
 +
جواب: اگر دولت اسلامی مقرراتی در آن دارد، باید مراعات شود و اگر مزاحمتی ندارد، خرید و فروش در بازار مانع ندارد.<br/>
 +
{P. همان، ص۴۵، س126. P}
 +
 +
 +
 +
 +
۹
 +
 +
 +
۹. مالیات و عوارض
 +
سؤال: حضرت‌عالی فرموده بودید که کلیه قوانین غیراسلامی گذشته لغو است؛ بنابراین، دریافت عوارض توسط شهرداری‌ها که کماکان عمل می‌شود، چه صورت دارد؟<br/>
 +
جواب: مراعات مقررات دولت اسلامی، لازم است.<br/>
 +
{P. همان، ج۳، ص۴۹۴، س34. P}
 +
سؤال: اکثر شرکت‌ها و تجّار بازار، در رژیم منفور سابق به‌وسیله افرادی حساب بازمی‌کردند و دفاتر غیرقانونی و غیرشرعی خود را در لباس قانون و شرع ارائه می‌دادند تا بتوانند مالیات کمتری بپردازند (و یا اصلاً هیچ نوع مالیاتی به دولت ندهند) که البته به لحاظ شرعی مدعی بودند که چون رژیم طاغوتی است، نباید تقویت شود؛ ولی متأسفانه اکنون که دولت اسلامی شده، باز این روش توسط بعضی اجرا می‌گردد. با توجّه به این که این عمل در حال حاضر حرام و خلاف قانون است و باید واقعیت ثبت شود و حق دولت پرداخت گردد، استدعا دارد حکم شرعی را بیان فرمایید.<br/>
 +
جواب: مراعات قوانین و مقررات دولت اسلامی، لازم است و ارائه عمل غیرقانونی و غیرشرعی، در لباس قانون و شرع، جایز نیست.<br/>
 +
{P. همان، ص۵۴۱، س168. P}
 +
 +
 +
 +
 +
۱۰
 +
 +
 +
۱۰. انفال و اموال عمومی
 +
سؤال: شغل ما دامداری است. ما چهارپایان خود را در یکی از جنگل‌ها می‌چرانیم و بیشتر از پنجاه‌سال است که به این کار مشغول هستیم؛ سندی نزد ما وجود دارد که دلالت می‌کند که ما از طریق ارث، مالک شرعی این جنگل هستیم. سند مزبور هم یک سند قانونی است و به علاوه، این جنگل‌ها، وقف امیرالمؤمنین و سیدالشهداء و ابوالفضل العباس‌علیه‌السلام است و دامداران، سالیانی است که در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند و خانه‌های مسکونی و زمین‌های زراعی و بستان دارند. اخیراً جنگل‌بانان تصمیم گرفته‌اند ما را از آن اخراج نموده، بر آن مسلّط شوند؛ آیا آنان حق اخراج ما را از این جنگل دارند؟<br/>
 +
جواب: از آن‌جایی که شرعاً صحت وقف متوقف بر سابقه ملکیت شرعی است، همان‌گونه که از طریق ارث هم متوقف بر مالکیت شرعی مورّث است، لذا جنگل‌ها و چراگاه‌های طبیعی که تابه‌حال ملک کسی نبوده است و هیچ‌گونه سابقه احیا و آبادکردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصی کسی محسوب نمی‌شود تا وقفیت آن صحیح باشد یا از طریق ارث انتقال باید. به‌هرحال، هر مقدار از جنگل که به‌صورت مزرعه یا مسکن و مانند آن احیا شده و ملک شرعی گردیده، اگر وقف باشد، حق تصرف در آن با متولی شرعی آن است و اگر وقف نباشد، حق تصرف در آن با مالک آن است واما آن مقدار از جنگل و مراتع که به‌صورت جنگل طبیعی یا مرتع طبیعی باقی‌مانده است، از انفال و اموال عمومی است و اختیار آن براساس مقررات قانونی، با دولت اسلامی است.<br/>
 +
{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، س1925. P}
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
 +
منابع
 +
. اجوبةالاستفتائات، حضرت آیةاللَّه سید علی خامنه‌ای، انتشارات بین‌المللی الهدی.<br/>
 +
. استفتائات، امام خمینی‌قدس سره.<br/>
 +
. اصول کافی.<br/>
 +
. بحارالانوار.<br/>
 +
. تفسیر نورالثقلین.<br/>
 +
. جامع‌الاخبار.<br/>
 +
. در پی حق، مهندس مجتبی نوراهان.<br/>
 +
. روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ۸۲/۵/۲۰، ش6983.<br/>
 +
. صحیفه امام.<br/>
 +
. صحیفه نور.<br/>
 +
. عوالی‌اللئالی.<br/>
 +
. مجله آشنا، شماره۱۳۶، 1385.<br/>
 +
. مجله حوزه، ش۷، سال‌دوم.<br/>
 +
. مجله مبلغان، شماره۵۲، فروردین1383.<br/>
 +
. مجمع‌الفوائد و البرهان.<br/>
 +
. مستدرک.<br/>
 +
. نهج‌البلاغه.<br/>
 +
. نهج‌الفصاحه.<br/>
 +
. وسائل‌الشیعه.<br/>
 +
. وصیت‌نامه امام خمینی‌رحمة الله.<br/>
 +
. هفته‌نامه بصر، نشریه داخلی مدارس حوزه‌های علمیه، ۱۳۸۵، سال۱۳، شماره20.<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۱۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۵

احکام و آداب مدیریت و کارمندی
مشخصات کتاب
Modir.jpg
نویسنده محمدعلی بخشی
زبان فارسی
ناشر بهار دلها
محل انتشارات قم
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۱۶۳-۹۵-۸
دانلود PDF

محتویات

سخن پژوهشکده

از نظر اسلام، همان‌گونه که دین راهنمای اندیشه، اخلاق و عبادت است، راهنمای تصمیمات و بایدها و نبایدها در قلمرو تولید، توزیع، مصرف، مدیریت و شیوه زندگی‌کردن و چگونه زیستن نیز هست. رفتار روزمره فردی و اجتماعی افراد، صدها حکم واجب و مستحب و شرایط حقوقی و اخلاقی دارد که دانستن آن در سلامت روابط اجتماعی و تکامل اخلاقی و معنوی انسان‌ها اثر می‌گذارد. همچنین صدها حرام و مکروه دارد که انجام آن فضای زندگی جمعی و اسلامی را آلوده می‌سازد و ابهام آن دلهره و تردید می‌آفریند.
آشنایی با احکام ویژه هر تصمیم و رفتار فردی و اجتماعی، برای همه مکلّفان که موظّف به گزینش، اقدام و عمل هستند ضروری و برای اهل مطالعه دانش اجتماعی و دینی مفید است.
طرح پژوهشی «فقه و زندگی» که با سفارش »ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر« و نظارت علمی حجج اسلام محمد حسین فلاح‌زاده و محمود مهدی‌پور شکل گرفته، پاسخی است به نیازهای بشر در عرصه‌های مختلف زندگی.
هدف از نگارش این مجموعه آن است که فقه را از تئوری به عمل نزدیک کند و آن را با مشاغل و رفتار روزانه افراد جامعه پیوند دهد؛ تا راه تأمین سعادت و تکامل معنوی را به مسلمانان و صاحبان خود بیاموزد.
اکنون به‌خاطر انتشار نوشتار دیگری از این مجموعه، خدای بزرگ را شکر کرده و امیدواریم که برای ادامه راه، همچنان از حمایت‌های مالی ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر بهره‌مند گردیم.
خواهشمند است هرگونه نقد و نظر تجربی و علمی خود را جهت تکمیل این مجموعه با ما درمیان بگذارید.

واللَّه ولی التوفیق
پژوهشکده امر به معروف
تلفن: 37734430 (025)
info@fmaroof.ir

مقدمه

رسول‌خداصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
مَنْ قَضَی لِأخِیهِ الْمُسْلِمِ حَاجَةً کَانَ لَهُ مِنَ الاَجْرِ کَمَنْ خَدَمَ اللَّهَ عُمْرَهُ[۱].
هر کسی حاجت برادر مؤمن خود را برآورده سازد، پاداش او همانند کسی است که در تمام عمرش خدا را خدمت کرده است.
دین مبین اسلام، که احکام و دستوراتش همان فرامین خدای متعال است، برای انسان تعریفی ارائه کرده است که با دیگر مکاتب متفاوت است. این تعریف نشأت گرفته از حقیقت انسان و روحیّات اوست.
تا کرامت انسان برای خودش روشن نشود و تا مسیر و راهنما و هدف او روشن نشود، جهالت، انسان را به وادی هلاکت می‌کشاند. پس باید دست به دامن مکتب متعالی اسلام شد و راه روشن را از آن گرفت، زیرا در این دین راه و هدف و الگو را کسی مشخص کرده که او خود انسان را با تمام صفاتش خلق نموده و او را در مسیری روشن قرار داده است.
براساس آموزه‌های دین اسلام، مدیر و کارمند، خدمتگزار کسی است که انسان‌ها را در رسیدن به هدف و شناخت الگو و مسیر هدایت، و در استفاده بهتر از نعمت‌های خدادادی، کمک کند. در رأس این مدیران، انبیاء و اولیای الهی هستند.
ارزش هر مدیری به‌خاطر خدماتی است که ارائه می‌دهد، نه به‌خاطر امکاناتی که استفاده می‌کند. به همین دلیل باید مورد بازخواست قرار بگیرد. به وصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی در این زمینه توجّه کنیم که با جدّیتِ تمام قوا را در این زمینه مسئول می‌داند:
«به مجلس و دولت و دست‌اندرکاران توصیه می‌کنم که قدر این ملّت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم ما هستند و جمهوری اسلامی ره‌آورد آنان و با فداکاری‌های آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است فروگذار نکنند... از گناهان بزرگ و نابخشودنی، مسامحه در امر مسلمین است. هرکس به‌مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد»[۲].

توصیه‌های مقام معظم رهبری به مدیران

«این مسئولیت و منصبی که در نظام اسلامی داریم، طعمه و سرمایه و کاسبی نیست، اشتباه نشود، مسئولیت در نظام اسلامی باری بر دوش انسان است که باید آن را به‌خاطر هدف و نیّتی تحمّل کند. در این راه از خیلی چیزها باید گذشت؛ نه فقط از شهوات حرام، بلکه از شهوات حلال نیز باید گذشت.
مسئول نظام اسلامی، مسئولی است که برای مردم و در راه خداست، برای هوی و منافع شخصی خود نیست»[۳].

پرهیز از اشرافی‌گری

«کمتر خرج کنیم، کمتر بذل و بخشش بیجا کنیم، کمتر به زندگی شخصی خودمان بپردازیم، مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه اشراف‌خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابان‌ها حرکت کنیم، اشراف مگر چگونه بودند، چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته‌ایم؟![۴]
مسئولین نظام اسلامی حق ندارند زندگیشان را با اعیان و اشراف و متمکّنان و با منحرفان اندازه‌گیری کنند. تغییر دکوراسیون اتاق مدیرکل و معاون وزیر و وزیر و فلان مسئول قضایی و فلان مسئول در بخش‌های گوناگون دیگر باشد، این جرم و خطاست. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم. دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج‌کردن بیت‌المال هیچ حدی برای خودمان قائل نشدیم، مگر حدّی که دردسر قضایی کند! هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی می‌ماند»؟![۵]

رعایت بیت‌المال

«هرکس که بیت‌المال مسلمین را ملک خود به‌حساب می‌آورد، یا به زبان بگوید و یا اگر نگوید در عمل اینطور وانمود کند که ما این‌قدرها حق داریم و با بیت‌المال مثل اموال خود رفتار کند، یا بخورد یا ببخشد یا در راه اغراض شخصی از آن استفاده کند، نمی‌تواند دنباله‌روی علی‌علیه‌السلام به حساب بیاید. ما مسئولان وظیفه و تکلیف داریم که خودمان را با رفتار امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام تطبیق دهیم و جهت حرکت خودمان را با او بسنجیم، آحاد مردم هم همین تکلیف را دارند. کسی که امکانات شخصی دارد، حق‌ندارد از امکانات دولتی استفاده کند. من الآن اعلام می‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم، آن‌وقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده کنند؛ اگر ماشین دارید آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید، ماشین دولتی یعنی چه!»[۶]
«واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمی‌گرفتم که مرتّب ملاحظه جهات امنیتی را توصیه می‌کنند، بنده با ماشین پیکان بیرون می‌آمدم»[۷].

ساده‌زیستی مسئولان

«این فرهنگ غلطی است که هرکس در مسئولیت‌های دولتی به مقام و مسئولیتی رسید، باید فلان‌طور وسیله رفت‌وآمد، یا فلان‌طور امکانات زندگی داشته باشد. فرض بفرمایید اگر از لحاظ کیفیت آرایش محل زندگی و محل کار، کیفیت زندگی در درون خانواده، چگونگی ازدواج فرزندان، مهریه‌ها، جهیزیه‌ها و از این قبیل چیزها، وقتی به‌وسیله یک‌نفر در سطح عالی و در میان صاحبان مناصب حکومت اسلامی، به‌شکل غیراسلامی آن، به‌معنای مصرفانه انجام بگیرد، این می‌شود فرهنگ، بقیّه نگاه می‌کنند و یاد می‌گیرند، مهریه‌ها بالا می‌رود، ازدواج‌ها مشکل می‌شود، زندگی سخت می‌شود و همین رفتار به‌تدریج آثارش در طول مدّتی کوتاه یا بلند در متن جامعه منعکس می‌شود»[۸].
«آن انعکاس تجمّل شما در زندگی مردم است، بعضی‌ها از این غفلت می‌کنند، وقتی شما جلوی چشم مردم وضع اتاق و دفتر و محیط کار و محیط زندگی را آنچنان می‌کنید، این یک درس عملی است و هر کسی این را می‌بیند بر او اثر می‌گذارد، حداقل این را باید رعایت کرد، کار خود را خدمت و وسیله تقرّب الی‌اللَّه بدانید و برای خدا کار کنید، هرچه می‌توانید از ضعف کارهای خودتان کم کنید، هرچه می‌توانید احساسات و خواست شخصی را در محیط کار دخالت ندهید»[۹].

بخش اول: بایسته‌ها و آسیب‌های اخلاقی مدیریت و کارمندی

بايسته‌هاى اخلاقى مديريت و كارمندى

توجه به ارزش خدمتگزارى

قال رَسول اللَّهُ‌صلى الله وعليه وآله:
مَنْ سَعَى فِى حَاجَةِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَيلَهُ[۱۰].
پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله فرمودند: كسى كه در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نمايد، مانند كسى است كه نه‌هزار سال خدا را عبادت كرده، در حالى كه روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت بوده است.
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»[۱۱].
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».
در روايات مشهور وارد شده كه انسان‌ها عائله خداوند هستند، كسى كه به عائله خداوند خدمت كند، به خداوند خدمت كرده است. مدير نمى‌تواند خدمتگزار باشد، مگر اين كه خود را در محضر خداى متعال ببيند و خود را مسئول پاسخگويى به مردم بداند، زيرا مديريت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصى. كلمات آن پير خدمتگزار چقدر زيباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق مى‌داند، آن‌جا كه مى‌فرمايند:
«وظيفه ما و همه دست‌اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى و مشكلات آنان شريك باشيم. گمان نمى‌كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد»[۱۲].
«ما نبايد در اداى وظيفه منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق‌تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين نتيجه است»[۱۳].
باز مى‌فرمايد:
«بايد تمام امورى كه انجام مى‌دهيد متوجّه باشيد كه در محضر خداست و مسئوليت داريد. مسئوليت اينجا هم دارند لكن آن مهمش مسئوليت الهى است. -يا فرض بفرمائيد- كه هريك از اين ادارات دولتى كه هست، مى‌خواهند خدمت كنند به مردم...، از آن كسى كه دم‌در هست، پيش‌خدمت هست، تا آنجايى كه جاى رئيس هست، بايد توجّه داشته باشند كه همه خدمتگزار اين مردم هستند، همه اجير اين مردم هستند، اجرت از اينها دارند مى‌گيرند، براى خدمت و بايد با مردم رفتارشان انسانى، اسلامى باشد»[۱۴].
«شما هيچ توقّعى نداريد، شما همان خدمتگزار براى اسلام بوديد، حالا هم هستيد. هيچ‌كدام توقّع نداريد به اينكه چه بشويد و چه بشويد. خدمت را شما كرديد و بعد هم شما مى‌كنيد»[۱۵].
«خدمتگزار حق باشيم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف كنيم»[۱۶].
ارزش خدمتگزارى در اسلام تا آن اندازه است كه مقام معظم رهبرى اعتبار و آبروى خدمتگزار را به‌خاطر خدمتگزارى به مردم مى‌داند و مى‌فرمايند:
«در نظام اسلامى، ما مسئولان خدمتگزار و نوكر مردم هستيم و اعتبار و آبروى خود را از خدمتگزارى به مردم كسب مى‌كنيم»[۱۷].
پس مديرى دردبخور مردم است كه قدر و ارزش مديريت را بداند.
انسان‌ها سرمايه‌هاى اصلى سازمان‌ها در دنيا هستند، بهترين مديران، كسانى هستند كه به بهترين‌وجه آنان را بسيج نموده و در جهت اهداف خود بكاربگيرند.

اعتقاد به«ولى‌نعمت‌بودن مردم»

مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:
«تمام كسانى كه در دستگاه‌هاى دولتى به‌كار اشتغال دارند، چه در سطح مديريت‌ها و چه در سطح كارشناسان و يا كارمندان عادى دولت، اجير دولت محسوب مى‌شوند و دولت نيز از بودجه عمومى كه متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت مى‌كند و در حقيقت تمامى آنها اجيران مردم به‌شمار مى‌روند و چنين كسى بايد تمام همّت و تلاشش مصروف به كسب رضايت كسى كه او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است كه نسبت به او فخرفروشى و تندخويى كند و بايد در همان حال خود را خدمت‌گزار مردم بداند،«در روايات وارد شده كه والى و حاكم اسلامى در همه سطوح (وزير، استاندار، بالاتر و پايين‌تر، همه، مشمولان اين جمله هستند) با مردم بايد مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد كه فرزندتان از بيمارى سرما، گرما، گرسنگى، تحقير، اهانت و غربت، رنج مى‌كشد، چه حالى پيدا مى‌كنيد؟ مى‌توانيد تحمّل كنيد؟ در سطح كشور نسبت به هركس چنين اتّفاقى بيفتد، تا آن‌جا كه شما علم و اطلاع داريد، بايد همين احساس را داشته باشيد، نبايد آرام و قرار داشته باشيد. نهضت خدمت رسانى يعنى اين»[۱۸].
شهيد رجايى مى‌گويند:
«من مسئول هستم كه نامه‌هاى مردم را بخوانم و جواب دهم زيرا اميد آنها به نامه‌هايشان است».
تا مديرى مردم را دوست نداشته باشد نمى‌تواند به آنان خدمت كند، به همين دليل خدمت‌كردن شوق مى‌خواهد و اين عشق است كه تحمّل سختى‌ها را آسان مى‌كند.
امام خمينى‌رحمة الله:
«شمايى كه مى‌خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مى‌خواهد خدمت به اين مردم بكند رئيس‌جمهور و امثال اينها كه مى‌خواهند خدمت به اين مردم بكنند، توجّه بكنند كه خدمتگزارند. در دل خودشان اين مطلب را ايمان بياورند به آن كه، ما خدمت مى‌خواهيم به اين مردم بكنيم... الآن هم اينهايى كه جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مى‌كنند و آنهايى كه در بين شهرها و در بين روستاها، حفظ مى‌كنند شما و مردم را، همين طبقه هستند. اين طبقه‌اند كه به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همين‌ها بودند كه هيچ توقّعى هم ندارند و هيچ‌وقت هم نمى‌آيند توقّع كنند. شما بايد توجّه به اين معنا بكنيد كه ما را اينها آورده‌اند و وكيل كرده‌اند، آورده‌اند و وزير كرده‌اند، رئيس‌جمهور كرده‌اند؛ اينها ولى‌نعمت ما هستند و ما بايد ولى‌نعمت خودمان را قدردانى كنيم و خدمت كنيم»[۱۹].

توفيق خدمتگزارى، نعمت الهى

امام حسين‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَيكُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم؛[۲۰]
نيازهاى مردم به شما از نعمت‌هاى الهى براى شما است، پس، از اين نعمت‌ها خسته و ملول نشويد.
امام على‌عليه‌السلام خطاب به مالك اشتر مى‌فرمايد:
«از خدا بترس! از خدا بترس! به‌خاطر زيردستان كم درآمدى كه هيچ چاره‌اى براى تأمين زندگى ندارند، چه بيچارگان و چه دردمندان و زمين‌گيرشدگان، زيرا اين طبقه هم قناعت دارند و هم نيازمند هستند. براى رضاى خدا، آنچه خدا از حقّ خود دربارهٔ آنان به تو فرمان داده بجاى‌آور و سهمى از بيت‌المال را كه در اختيار تو هست، براى مصرف آنان منظور دار و بخشى از درآمد غلّاتى را كه از سرزمين‌هاى اسلامى جمع‌آورى مى‌شود، براى فرودستان و بيچارگان هر منطقه قرار بده زيرا آن فقير و ناتوانى كه در دورترين نقطه زندگى مى‌كند، همان حقّى را دارد كه نزديكترين آنان دارد؛ و تو مسئوليت رعايت حقوق هريك از آنان را برعهده گرفته‌اى»[۲۱]. در روايت وارد است:
هَدِيةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَى بَابِهِ؛[۲۲]
هديه خدا به مؤمن آن است كه شخص سائلى به در خانه او آيد.
امام باقرعليه‌السلام:
لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِى الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِى مَا فِى الْعَطِيةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً[۲۳].
اگر درخواست‌كننده مى‌دانست در تقاضا، چه ذلّت و خوارى هست، هرگز كسى از ديگرى درخواست نمى‌كرد، و اگر عطاكننده مى‌دانست چه ثوابى در انتظار اوست تقاضاى كسى را رد نمى‌كرد.
امام كاظم‌عليه‌السلام فرمود:
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِى حاجَةٍ فَانَّما هِىَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَصَلَهُ بِوِلَايَتِنَا وَ هِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ[۲۴].
وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى‌كند، اين عرضه نعمتى است از جانب خداوند كه به‌سوى او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نياز او را برطرف نمايد، اين كار، او را به ولايت ما مى‌رساند و او به ولايت خدا متّصل مى‌شود.
و باز در روايتى از امام صادق‌عليه‌السلام وارد است كه:
«برآوردن حاجت مؤمن فضيلتش بيشتر از هزاربار حجّى است كه تمام مناسك آن قبول شده باشد و آزادكردن يك بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا به‌همراه زين و لجام آن»[۲۵].
امام خمينى‌رحمة الله يكى از دعاهايى كه بارها تكرار مى‌كردند اين بود كه توفيق خدمتگزارى را از خدا طلب مى‌كردند.
«خداوندا! زيان ما را از لغو نگهدار، دل‌هاى ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غير خودت منصرف بفرما، اخلاق نيك را در ما پابرجا كن، ما را در پناه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از هر بدى نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمين خدمتگزار قرار بده».[۲۶]

مردم را از خودى دانستن و در خدمتگزارى به آنان شتاب‌كردن

اشخاص، در برابر مسائلى كه به آنان رجوع مى‌دهند سه‌نوع واكنش نشان مى‌دهند: مسائل را قبول نمى‌كنند (وجود آن را انكار مى‌كنند)، قبول مى‌كنند و آنها را تحمّل مى‌كنند، قبول مى‌كنند و سعى مى‌كنند كه آن را حل نمايند. مديران خدمتگزار از گروه سوم هستند.
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
«نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم؛ از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود»[۲۷].
قال الصادق‌عليه‌السلام:
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِىٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَك فِى وَجهِهِ، فَإن كَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلى قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ يَكنْ عِندَهُ تَكَلَّفَ مِن عِندِ غَيْرِه حتَّى يَقْضيهَا لَهُ، فَإذا كانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ[۲۸]:
به خدا و محمدصلى الله وعليه وآله و على‌عليه‌السلام ايمان نياورده است، كسى كه هنگام نياز برادر مؤمنش با خوشرويى با او برخورد نكند؛ اگر توان دارد احتياج او را شخصاً برطرف نمايد، و اگر قادر نيست با كمك ديگرى مشكل او را حل كند اگر نسبت به تقاضاى برادر مؤمن بى‌تفاوت باشد و به درخواست او عمل نكند، پس بين ما و او ولايتى نخواهد بود.
امام خمينى‌رحمة الله:
«وقتى با مردم به محبّت رفتار كنيد، مردم را از خودتان بدانيد، ما (بايد) خدمتگزار همه باشيم، دولت خدمتگزار همه باشد. اين وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است»[۲۹].
اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام فرموده‌اند:«رواساختن حاجت جز با سه چيز راست نيايد (كامل نشود): ۱.كوچك‌شمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نمايد؛ ۲.پوشيدن آن تا (هنگام پاداش) آشكار گردد؛ ۳.شتاب‌كردن در آن تا (براى خواهنده) گوارا شود»[۳۰].
اگر مديرى يا كارمندى مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند يك خانواده نداند، نمى‌تواند به آنان خدمت نمايد، زيرا خدمتگزارى فقط با محبّت و عشق به مردم شيرين مى‌شود. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد نمى‌تواند خدمتگزار باشد و براى خود در محضر خداى متعال شرمندگى بوجود مى‌آورد. بحمدللَّه امروزه مديران و كارمندان جمهورى اسلامى با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزارى به مردم و آبادانى كشور هستند خداوند همه را تأييد فرمايد.

مقام بالاتر، خدمتگزارى بيشتر

قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»[۳۱].
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».

امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:

«گمان نكنيد كه شما صاحب مقام و منصب هستيد بايد به مردم فشار بياوريد، هرچه صاحب منصب ارشد باشد بايد بيشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند كه هرچه درجه او بالا مى‌رود با مردم متواضعتر مى‌شود»[۳۲].
پست و مقام از امورى است كه اگر تقواى بالايى در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام مى‌شود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همين دليل ريشه ظلم به خود و ديگران در اثر عدم تهذيب نفس و از طرفى وجود قدرت در اختيار نفس اماره است. در روايات، دشمن‌ترين دشمنان را براى انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. براى جلوگيرى از طغيان نفس اماره كه منصب و مقام و قدرت را در اختيار دارد، ذليل‌كردن نفس اماره، اوّلين گام است. امام خمينى‌رحمة الله جملات رسا و زيبايى نسبت به خود دارد:
«شما احتمال اين را بدهيد كه اگر به من بگوييد خدمتگزار، بهتر از اين است كه بگوييد رهبر، رهبرى مطرح نيست، خدمتگزارى مطرح است. اسلام ما را موظّف كرده كه خدمت بكنيم»[۳۳].

مقدم‌داشتن ديگران بر خود

مدير خدمتگزار، مردم را بيش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فداى مردم مى‌كند، زيرا ارزش باغ را به گل‌هاى آن مى‌داند.
محدث نورى‌رحمة الله:
«امّا در بين فرائض و سنن، كمتر عملى داريم كه در فضيلت و ثواب به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام برسد، با وجود اين مسأله، در اخبار ديده‌ام كه ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زيارت حضرت سيدالشهداءعليه‌السلام است»[۳۴].
نخستين علامت خدمتگزارى اين است كه اوّل به ديگران فكر كند بعد به خود، حتى بالاتر اينكه، خدمتگزار بايد از نياز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نيازهايشان را از او طلب كنند.
قال على‌عليه‌السلام:
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ اِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَكِنْ هَيْهَات أَنْ يُغْلِبَنِى هَوَاىَ وَ يَغُودَنِى جَشَعِى اِلَى تَخَيُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْيَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...[۳۵]!
اگر مى‌خواستم، به آسانى به عسل صاف و مغز گندم و يافته‌هاى ابريشمى دست مى‌يافتم؛ ولى هيهات كه هواى نفس بتواند بر من غلبه كند و حرص شديد مرا به تهيه بهترين خوراكى‌ها بكشاند؛ در حالى كه شايد در سرزمين پهناور حجاز و يمامه كسى باشد كه اميدى به پيداكردن قرص نانى داشته باشد و يا هرگز شكمى از غذا سير نخورده باشد؛ آيا من با شكم پر شب را به صبح براسنم در حالى كه پيرامونم شكم‌هايى از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهايى سوخته وجود داشته باشد... آيا من دربارهٔ خويشتن به همين بسنده كنم كه اميرمؤمنانم بنامند بى‌آنكه در ناگوارى‌هاى روزگار با مردم شريك باشم! و در سختى‌هاى زندگى، اسوه آنان نباشم؟
نخستين نشانه خدمتگزارى اين است كه به ديگران فكر كند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل كند، نياز آنان را تشخيص داده و خود را در اختيار آنان قرار دهد. خدمت به ديگران را ازروى ناچارى انجام ندهد يا بگذارد در زمان بحران خدمت كند، انگيزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هيچ انتظارى خدمت كند.

خودسازى و خدمت به مردم

مقدس اردبيلى‌رحمة الله:
«برطرف‌كردن حاجت مؤمن بدون ترديد از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتى از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زيرا در احاديث آمده: خدمت‌رسانى به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است»[۳۶].
امام خمينى‌رحمة الله در اين زمينه مى‌فرمايد:
«مجهز كنيد خودتان را براى تحمّل ناملايمات و سختى‌ها در راه خداى متعال، ممكن است خداى نخواسته روزهاى سختى پيش آيد كه اگر هم اكنون خود را مهيا نكنيد، تحمّلش بسيار سخت و ناگوار باشد. كوشش كنيد حبّ دنيا و شهرت و جاه را سركوب كنيد كه اين خطر در ايّام پيرى، بزرگترين مصائب است»[۳۷].
«اگر بخواهيد خدمتگزار اسلام باشيد، خدمتگزار ملت اسلامى باشيد و اسير در دست ابرقدرت‌ها و آنها كه پيوند با ابرقدرت‌ها دارند نباشيد، بايد دانشگاه و فيضيه و همه آنها كه مربوط به دانشگاه‌اند و همه آنها كه مربوط به فيضيه هستند، در رأس برنامه‌هاى تحصيلى‌شان برنامه اخلاقى و برنامه‌هاى تهذيبى باشد، تا امثال مرحوم مطهرى‌رحمة الله را به جامعه تقديم كند، و اگر خداى نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل اين افراد را به جامعه مى‌فرستد و اينها جامعه را به فساد مى‌كشند و مردم را به اسارت»[۳۸].

خوشرفتارى با مردم

قال على‌عليه‌السلام:
وَاشْعِرْ قَلبَك الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبْعَاً ضَارِياً تَغْتَنِمْ أَكْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ[۳۹].
اى مالك؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حيوان درنده باشى كه خوردنشان را غنيمت بشمارى؛ چراكه آنان دو دسته‌اند يا برادر دينى تو هستند و يا در آفرينش مانند تو هستند.

امام خمينى‌رحمة الله:

«مبادا يك وقتى در ضمن اينكه شما خدمت مى‌كنيد، يك درشتى‌اى باشد كه خدمت شما را در خودش محو كند، بايد اخلاق اسلامى، آداب اسلامى درست مراعات شود، همان‌طورى كه شيوه ائمه ما و اولياى خدا و انبياى خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مى‌ديدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانى، با رفتار الهى، رفتار مى‌كردند و كارهايى را كه بايد انجام بدهند، با همين حسن رفتار انجام مى‌دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پيغمبر و شيعه همان اميرالمؤمنين هستيد و شيوه‌هاى شما بايد همانطور باشد»[۴۰].
مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:
«مسئولان با رفتار احترام‌آميز با مردم و خدمت به آنها فضاى شوق‌انگيزى را براى برگزارى انتخابات پرشور آماده كنند»[۴۱].

بهترين موقعيت خدمتگزارى

بهترين زمان خدمتگزارى ازجهت خدمتگزار، ايّام جوانى است، زيرا قدرت انجام كار و نشاط بالاست، همچنين ساده‌تر و با زحمت كمترى مقدمات خدمتگزارى كه همان تهذيب نفس است حاصل مى‌شود. ازجهت خدمت‌شوندگان، زمان نيازمندى آنها، و از جهت نياز، مهمترين آنها است.
جَعفَرُ بنُ محمَّدعليه‌السلام: اِنَّهُ لِيُعْرَضُ لِى صَاحِ‌بُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ يَسْتَغْنِى عَنْهَا صَاحِبُهَا[۴۲].
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود.
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:
«چند روزى از عمر من باقى نيست... شما آقايان كه نعمت جوانى را واجد هستيد چيزى نمى‌گذرد كه به پيرى خواهيد رسيد، نگذاريد جوانى ازدست برود و كوشش كنيد در خدمت به خالق و خلق و جلب رضاى مولا -جلت قدرته- در جوانى تهذيب نفس بسيار اسهل است و از ايّام پيرى و ضعف كه قدرت ازدست مى‌رود و ريشه اخلاق فاسده، كه اصلش از حبّ دنيا و نفس است، استحكام پيدا مى‌كند، تصفيه و تهذيب بسيار مشكل مى‌شود[۴۳].
اگر اين نفس ستمگر بگذارد كه انسان لذّت خدمتگزارى را بچشد از خدمتگزارى كوتاهى نمى‌كند، چون تزكيه نيست از اين لذّت دور است.

توجه به نتايج خدمتگزارى

بايسته‌هاى اخلاقى مديريت و كارمندى

توجه به ارزش خدمتگزارى

قال رَسول اللَّهُ‌صلى الله وعليه وآله:
مَنْ سَعَى فِى حَاجَةِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَيلَهُ[۴۴].
پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله فرمودند: كسى كه در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نمايد، مانند كسى است كه نه‌هزار سال خدا را عبادت كرده، در حالى كه روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت بوده است.
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»[۴۵].
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است». در روايات مشهور وارد شده كه انسان‌ها عائله خداوند هستند، كسى كه به عائله خداوند خدمت كند، به خداوند خدمت كرده است. مدير نمى‌تواند خدمتگزار باشد، مگر اين كه خود را در محضر خداى متعال ببيند و خود را مسئول پاسخگويى به مردم بداند، زيرا مديريت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصى. كلمات آن پير خدمتگزار چقدر زيباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق مى‌داند، آن‌جا كه مى‌فرمايند:
«وظيفه ما و همه دست‌اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى و مشكلات آنان شريك باشيم. گمان نمى‌كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد»[۴۶].
«ما نبايد در اداى وظيفه منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق‌تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين نتيجه است»[۴۷].
باز مى‌فرمايد:
«بايد تمام امورى كه انجام مى‌دهيد متوجّه باشيد كه در محضر خداست و مسئوليت داريد. مسئوليت اينجا هم دارند لكن آن مهمش مسئوليت الهى است. -يا فرض بفرمائيد- كه هريك از اين ادارات دولتى كه هست، مى‌خواهند خدمت كنند به مردم...، از آن كسى كه دم‌در هست، پيش‌خدمت هست، تا آنجايى كه جاى رئيس هست، بايد توجّه داشته باشند كه همه خدمتگزار اين مردم هستند، همه اجير اين مردم هستند، اجرت از اينها دارند مى‌گيرند، براى خدمت و بايد با مردم رفتارشان انسانى، اسلامى باشد»[۴۸].
«شما هيچ توقّعى نداريد، شما همان خدمتگزار براى اسلام بوديد، حالا هم هستيد. هيچ‌كدام توقّع نداريد به اينكه چه بشويد و چه بشويد. خدمت را شما كرديد و بعد هم شما مى‌كنيد»[۴۹].
«خدمتگزار حق باشيم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف كنيم»[۵۰].
ارزش خدمتگزارى در اسلام تا آن اندازه است كه مقام معظم رهبرى اعتبار و آبروى خدمتگزار را به‌خاطر خدمتگزارى به مردم مى‌داند و مى‌فرمايند:
«در نظام اسلامى، ما مسئولان خدمتگزار و نوكر مردم هستيم و اعتبار و آبروى خود را از خدمتگزارى به مردم كسب مى‌كنيم»[۵۱].
پس مديرى دردبخور مردم است كه قدر و ارزش مديريت را بداند.
انسان‌ها سرمايه‌هاى اصلى سازمان‌ها در دنيا هستند، بهترين مديران، كسانى هستند كه به بهترين‌وجه آنان را بسيج نموده و در جهت اهداف خود بكاربگيرند.

اعتقاد به«ولى‌نعمت‌بودن مردم»

مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:
«تمام كسانى كه در دستگاه‌هاى دولتى به‌كار اشتغال دارند، چه در سطح مديريت‌ها و چه در سطح كارشناسان و يا كارمندان عادى دولت، اجير دولت محسوب مى‌شوند و دولت نيز از بودجه عمومى كه متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت مى‌كند و در حقيقت تمامى آنها اجيران مردم به‌شمار مى‌روند و چنين كسى بايد تمام همّت و تلاشش مصروف به كسب رضايت كسى كه او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است كه نسبت به او فخرفروشى و تندخويى كند و بايد در همان حال خود را خدمت‌گزار مردم بداند،«در روايات وارد شده كه والى و حاكم اسلامى در همه سطوح (وزير، استاندار، بالاتر و پايين‌تر، همه، مشمولان اين جمله هستند) با مردم بايد مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد كه فرزندتان از بيمارى سرما، گرما، گرسنگى، تحقير، اهانت و غربت، رنج مى‌كشد، چه حالى پيدا مى‌كنيد؟ مى‌توانيد تحمّل كنيد؟ در سطح كشور نسبت به هركس چنين اتّفاقى بيفتد، تا آن‌جا كه شما علم و اطلاع داريد، بايد همين احساس را داشته باشيد، نبايد آرام و قرار داشته باشيد. نهضت خدمت رسانى يعنى اين»[۵۲].
شهيد رجايى مى‌گويند:
«من مسئول هستم كه نامه‌هاى مردم را بخوانم و جواب دهم زيرا اميد آنها به نامه‌هايشان است».
تا مديرى مردم را دوست نداشته باشد نمى‌تواند به آنان خدمت كند، به همين دليل خدمت‌كردن شوق مى‌خواهد و اين عشق است كه تحمّل سختى‌ها را آسان مى‌كند.
امام خمينى‌رحمة الله:
«شمايى كه مى‌خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مى‌خواهد خدمت به اين مردم بكند رئيس‌جمهور و امثال اينها كه مى‌خواهند خدمت به اين مردم بكنند، توجّه بكنند كه خدمتگزارند. در دل خودشان اين مطلب را ايمان بياورند به آن كه، ما خدمت مى‌خواهيم به اين مردم بكنيم... الآن هم اينهايى كه جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مى‌كنند و آنهايى كه در بين شهرها و در بين روستاها، حفظ مى‌كنند شما و مردم را، همين طبقه هستند. اين طبقه‌اند كه به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همين‌ها بودند كه هيچ توقّعى هم ندارند و هيچ‌وقت هم نمى‌آيند توقّع كنند. شما بايد توجّه به اين معنا بكنيد كه ما را اينها آورده‌اند و وكيل كرده‌اند، آورده‌اند و وزير كرده‌اند، رئيس‌جمهور كرده‌اند؛ اينها ولى‌نعمت ما هستند و ما بايد ولى‌نعمت خودمان را قدردانى كنيم و خدمت كنيم»[۵۳].

توفيق خدمتگزارى، نعمت الهى

امام حسين‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَيكُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم[۵۴]؛
نيازهاى مردم به شما از نعمت‌هاى الهى براى شما است، پس، از اين نعمت‌ها خسته و ملول نشويد.
امام على‌عليه‌السلام خطاب به مالك اشتر مى‌فرمايد:
«از خدا بترس! از خدا بترس! به‌خاطر زيردستان كم درآمدى كه هيچ چاره‌اى براى تأمين زندگى ندارند، چه بيچارگان و چه دردمندان و زمين‌گيرشدگان، زيرا اين طبقه هم قناعت دارند و هم نيازمند هستند. براى رضاى خدا، آنچه خدا از حقّ خود دربارهٔ آنان به تو فرمان داده بجاى‌آور و سهمى از بيت‌المال را كه در اختيار تو هست، براى مصرف آنان منظور دار و بخشى از درآمد غلّاتى را كه از سرزمين‌هاى اسلامى جمع‌آورى مى‌شود، براى فرودستان و بيچارگان هر منطقه قرار بده زيرا آن فقير و ناتوانى كه در دورترين نقطه زندگى مى‌كند، همان حقّى را دارد كه نزديكترين آنان دارد؛ و تو مسئوليت رعايت حقوق هريك از آنان را برعهده گرفته‌اى»[۵۵].
در روايت وارد است:
هَدِيةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَى بَابِهِ[۵۶]؛
هديه خدا به مؤمن آن است كه شخص سائلى به در خانه او آيد.
امام باقرعليه‌السلام:
لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِى الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِى مَا فِى الْعَطِيةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً[۵۷].
اگر درخواست‌كننده مى‌دانست در تقاضا، چه ذلّت و خوارى هست، هرگز كسى از ديگرى درخواست نمى‌كرد، و اگر عطاكننده مى‌دانست چه ثوابى در انتظار اوست تقاضاى كسى را رد نمى‌كرد.
امام كاظم‌عليه‌السلام فرمود:
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِى حاجَةٍ فَانَّما هِىَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَصَلَهُ بِوِلَايَتِنَا وَ هِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ[۵۸].
وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى‌كند، اين عرضه نعمتى است از جانب خداوند كه به‌سوى او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نياز او را برطرف نمايد، اين كار، او را به ولايت ما مى‌رساند و او به ولايت خدا متّصل مى‌شود.
و باز در روايتى از امام صادق‌عليه‌السلام وارد است كه:
«برآوردن حاجت مؤمن فضيلتش بيشتر از هزاربار حجّى است كه تمام مناسك آن قبول شده باشد و آزادكردن يك بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا به‌همراه زين و لجام آن»[۵۹].
امام خمينى‌رحمة الله يكى از دعاهايى كه بارها تكرار مى‌كردند اين بود كه توفيق خدمتگزارى را از خدا طلب مى‌كردند.
«خداوندا! زيان ما را از لغو نگهدار، دل‌هاى ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غير خودت منصرف بفرما، اخلاق نيك را در ما پابرجا كن، ما را در پناه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از هر بدى نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمين خدمتگزار قرار بده»[۶۰].

مردم را از خودى دانستن و در خدمتگزارى به آنان شتاب‌كردن

اشخاص، در برابر مسائلى كه به آنان رجوع مى‌دهند سه‌نوع واكنش نشان مى‌دهند: مسائل را قبول نمى‌كنند (وجود آن را انكار مى‌كنند)، قبول مى‌كنند و آنها را تحمّل مى‌كنند، قبول مى‌كنند و سعى مى‌كنند كه آن را حل نمايند. مديران خدمتگزار از گروه سوم هستند.
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
«نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم؛ از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود»[۶۱].
قال الصادق‌عليه‌السلام:
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِىٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَك فِى وَجهِهِ، فَإن كَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلى قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ يَكنْ عِندَهُ تَكَلَّفَ مِن عِندِ غَيْرِه حتَّى يَقْضيهَا لَهُ، فَإذا كانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ[۶۲]:
به خدا و محمدصلى الله وعليه وآله و على‌عليه‌السلام ايمان نياورده است، كسى كه هنگام نياز برادر مؤمنش با خوشرويى با او برخورد نكند؛ اگر توان دارد احتياج او را شخصاً برطرف نمايد، و اگر قادر نيست با كمك ديگرى مشكل او را حل كند اگر نسبت به تقاضاى برادر مؤمن بى‌تفاوت باشد و به درخواست او عمل نكند، پس بين ما و او ولايتى نخواهد بود.
امام خمينى‌رحمة الله:
«وقتى با مردم به محبّت رفتار كنيد، مردم را از خودتان بدانيد، ما (بايد) خدمتگزار همه باشيم، دولت خدمتگزار همه باشد. اين وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است»[۶۳].
اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام فرموده‌اند:«رواساختن حاجت جز با سه چيز راست نيايد (كامل نشود): ۱.كوچك‌شمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نمايد؛ ۲.پوشيدن آن تا (هنگام پاداش) آشكار گردد؛ ۳.شتاب‌كردن در آن تا (براى خواهنده) گوارا شود»[۶۴].
اگر مديرى يا كارمندى مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند يك خانواده نداند، نمى‌تواند به آنان خدمت نمايد، زيرا خدمتگزارى فقط با محبّت و عشق به مردم شيرين مى‌شود. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد نمى‌تواند خدمتگزار باشد و براى خود در محضر خداى متعال شرمندگى بوجود مى‌آورد. بحمدللَّه امروزه مديران و كارمندان جمهورى اسلامى با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزارى به مردم و آبادانى كشور هستند خداوند همه را تأييد فرمايد.

مقام بالاتر، خدمتگزارى بيشتر

قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»[۶۵].
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:
«گمان نكنيد كه شما صاحب مقام و منصب هستيد بايد به مردم فشار بياوريد، هرچه صاحب منصب ارشد باشد بايد بيشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند كه هرچه درجه او بالا مى‌رود با مردم متواضعتر مى‌شود»[۶۶].
پست و مقام از امورى است كه اگر تقواى بالايى در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام مى‌شود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همين دليل ريشه ظلم به خود و ديگران در اثر عدم تهذيب نفس و از طرفى وجود قدرت در اختيار نفس اماره است. در روايات، دشمن‌ترين دشمنان را براى انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. براى جلوگيرى از طغيان نفس اماره كه منصب و مقام و قدرت را در اختيار دارد، ذليل‌كردن نفس اماره، اوّلين گام است. امام خمينى‌رحمة الله جملات رسا و زيبايى نسبت به خود دارد:
«شما احتمال اين را بدهيد كه اگر به من بگوييد خدمتگزار، بهتر از اين است كه بگوييد رهبر، رهبرى مطرح نيست، خدمتگزارى مطرح است. اسلام ما را موظّف كرده كه خدمت بكنيم»[۶۷].

مقدم‌داشتن ديگران بر خود

مدير خدمتگزار، مردم را بيش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فداى مردم مى‌كند، زيرا ارزش باغ را به گل‌هاى آن مى‌داند.
محدث نورى‌رحمة الله:
«امّا در بين فرائض و سنن، كمتر عملى داريم كه در فضيلت و ثواب به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام برسد، با وجود اين مسأله، در اخبار ديده‌ام كه ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زيارت حضرت سيدالشهداءعليه‌السلام است»[۶۸].
نخستين علامت خدمتگزارى اين است كه اوّل به ديگران فكر كند بعد به خود، حتى بالاتر اينكه، خدمتگزار بايد از نياز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نيازهايشان را از او طلب كنند.
قال على‌عليه‌السلام:
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ اِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَكِنْ هَيْهَات أَنْ يُغْلِبَنِى هَوَاىَ وَ يَغُودَنِى جَشَعِى اِلَى تَخَيُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْيَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...![۶۹]
اگر مى‌خواستم، به آسانى به عسل صاف و مغز گندم و يافته‌هاى ابريشمى دست مى‌يافتم؛ ولى هيهات كه هواى نفس بتواند بر من غلبه كند و حرص شديد مرا به تهيه بهترين خوراكى‌ها بكشاند؛ در حالى كه شايد در سرزمين پهناور حجاز و يمامه كسى باشد كه اميدى به پيداكردن قرص نانى داشته باشد و يا هرگز شكمى از غذا سير نخورده باشد؛ آيا من با شكم پر شب را به صبح براسنم در حالى كه پيرامونم شكم‌هايى از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهايى سوخته وجود داشته باشد... آيا من دربارهٔ خويشتن به همين بسنده كنم كه اميرمؤمنانم بنامند بى‌آنكه در ناگوارى‌هاى روزگار با مردم شريك باشم! و در سختى‌هاى زندگى، اسوه آنان نباشم؟
نخستين نشانه خدمتگزارى اين است كه به ديگران فكر كند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل كند، نياز آنان را تشخيص داده و خود را در اختيار آنان قرار دهد. خدمت به ديگران را ازروى ناچارى انجام ندهد يا بگذارد در زمان بحران خدمت كند، انگيزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هيچ انتظارى خدمت كند.

خودسازى و خدمت به مردم

مقدس اردبيلى‌رحمة الله:
«برطرف‌كردن حاجت مؤمن بدون ترديد از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتى از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زيرا در احاديث آمده: خدمت‌رسانى به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است»[۷۰].
امام خمينى‌رحمة الله در اين زمينه مى‌فرمايد:
«مجهز كنيد خودتان را براى تحمّل ناملايمات و سختى‌ها در راه خداى متعال، ممكن است خداى نخواسته روزهاى سختى پيش آيد كه اگر هم اكنون خود را مهيا نكنيد، تحمّلش بسيار سخت و ناگوار باشد. كوشش كنيد حبّ دنيا و شهرت و جاه را سركوب كنيد كه اين خطر در ايّام پيرى، بزرگترين مصائب است»[۷۱].
«اگر بخواهيد خدمتگزار اسلام باشيد، خدمتگزار ملت اسلامى باشيد و اسير در دست ابرقدرت‌ها و آنها كه پيوند با ابرقدرت‌ها دارند نباشيد، بايد دانشگاه و فيضيه و همه آنها كه مربوط به دانشگاه‌اند و همه آنها كه مربوط به فيضيه هستند، در رأس برنامه‌هاى تحصيلى‌شان برنامه اخلاقى و برنامه‌هاى تهذيبى باشد، تا امثال مرحوم مطهرى‌رحمة الله را به جامعه تقديم كند، و اگر خداى نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل اين افراد را به جامعه مى‌فرستد و اينها جامعه را به فساد مى‌كشند و مردم را به اسارت»[۷۲].

خوشرفتارى با مردم

قال على‌عليه‌السلام:
وَاشْعِرْ قَلبَك الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبْعَاً ضَارِياً تَغْتَنِمْ أَكْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ[۷۳].
اى مالك؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حيوان درنده باشى كه خوردنشان را غنيمت بشمارى؛ چراكه آنان دو دسته‌اند يا برادر دينى تو هستند و يا در آفرينش مانند تو هستند.
امام خمينى‌رحمة الله:
«مبادا يك وقتى در ضمن اينكه شما خدمت مى‌كنيد، يك درشتى‌اى باشد كه خدمت شما را در خودش محو كند، بايد اخلاق اسلامى، آداب اسلامى درست مراعات شود، همان‌طورى كه شيوه ائمه ما و اولياى خدا و انبياى خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مى‌ديدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانى، با رفتار الهى، رفتار مى‌كردند و كارهايى را كه بايد انجام بدهند، با همين حسن رفتار انجام مى‌دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پيغمبر و شيعه همان اميرالمؤمنين هستيد و شيوه‌هاى شما بايد همانطور باشد»[۷۴].
مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:
«مسئولان با رفتار احترام‌آميز با مردم و خدمت به آنها فضاى شوق‌انگيزى را براى برگزارى انتخابات پرشور آماده كنند»[۷۵].

بهترين موقعيت خدمتگزارى

بهترين زمان خدمتگزارى ازجهت خدمتگزار، ايّام جوانى است، زيرا قدرت انجام كار و نشاط بالاست، همچنين ساده‌تر و با زحمت كمترى مقدمات خدمتگزارى كه همان تهذيب نفس است حاصل مى‌شود. ازجهت خدمت‌شوندگان، زمان نيازمندى آنها، و از جهت نياز، مهمترين آنها است.
جَعفَرُ بنُ محمَّدعليه‌السلام: اِنَّهُ لِيُعْرَضُ لِى صَاحِ‌بُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ يَسْتَغْنِى عَنْهَا صَاحِبُهَا[۷۶].
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود.
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:
«چند روزى از عمر من باقى نيست... شما آقايان كه نعمت جوانى را واجد هستيد چيزى نمى‌گذرد كه به پيرى خواهيد رسيد، نگذاريد جوانى ازدست برود و كوشش كنيد در خدمت به خالق و خلق و جلب رضاى مولا -جلت قدرته- در جوانى تهذيب نفس بسيار اسهل است و از ايّام پيرى و ضعف كه قدرت ازدست مى‌رود و ريشه اخلاق فاسده، كه اصلش از حبّ دنيا و نفس است، استحكام پيدا مى‌كند، تصفيه و تهذيب بسيار مشكل مى‌شود[۷۷].
اگر اين نفس ستمگر بگذارد كه انسان لذّت خدمتگزارى را بچشد از خدمتگزارى كوتاهى نمى‌كند، چون تزكيه نيست از اين لذّت دور است.

توجه به نتايج خدمتگزارى

بايد در خيررساندن به برادران خود با يكديگر مسابقه گذاشت. در اين صورت است كه فرشتگان آسمان براى او نزد پروردگارش استغفار و دعا كنند تا حاجات او برآورده شود؛ با اين عمل خدا و پيامبرش را شاد كرده است. يك‌نفر مدير يا كارمند، چنانچه به نتيجه خدمتش فكر كند و بداند كه چه ثواب و پاداش اخروى در انتظار اوست، لحظه‌اى از خدمت به خلق خدا خسته نشده و همواره درپى تلاش بيشتر خواهد بود. برخى از ثمرات خدمت به خلق خدا عبارتند از:

رضايت خدا

امام خمينى‌رحمة الله در اين مورد مى‌فرمايد:
«ما نبايد در اداى وظيفه منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق‌تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين نتيجه است»[۷۸].
اگر مديرى بداند نتيجه خدمات او خشنودى خداى متعال است و اين خشنودى چه اثراتى دارد، در گرفتارى‌هاى مردم سخت متأثر شده و در انجام خدمت به آنان كمال آرامش را پيدا مى‌كند. امام خمينى‌رحمة الله با توجّه به ارزش خدمتگزارى به مردم در دين مقدس اسلام، فداشدن در اين راه را سزاوار مى‌داند و مى‌فرمايد:
«اينجانب از اوضاع ياران عموماً و از وضع حوزه قم خصوصاً متألم و متأثرم و از گرفتارى فضلاء و أعلام، ناراحت؛ ولى آنچه موجب تسكين‌خاطر است آن است كه در راه خدمت به ديانت، هر گرفتارى پيش‌آيد مطلوب است، و ما آنچه داريم از بركت اسلام است و هرچه فدا كنيم عمل به وظيفه نكرده‌ايم»[۷۹].

برخوردارى از پشتيبانى و قدرت مردم

امام خمينى‌رحمة الله:
«دولت‌ها اگر چنانچه با مردم تفاهم كنند و خدمتگزار مردم باشند، مردم پشتيبان آنها هستند و شكست براى آنها ديگر نيست»[۸۰]. باز مى‌فرمايد:
«اگر ملّت و دولت هردو باهم باشند، دوست باشند، اينها خودشان را خدمتگزار آنها بدانند، آنها خودشان را پشتيبان اينها بدانند، هردو به هم خدمت بخواهند بكنند، يك‌همچون ملت و دولتى هيچ‌وقت شكست نخواهد خورد»[۸۱].

داشتن وجدان آرام

امام صادق‌عليه‌السلام فرمودند:
«در خيررساندن به برادران خود با يكديگر مسابقه گذاريد و اهل خدمت‌رسانى باشيد، زيرا در بهشت درى است بنام«معروف«، از آن نمى‌گذرد مگر كسى كه در زندگى اهل خير و نيكى باشد. پس خداوند، دو فرشته از راست و چپ بر او مى‌گمارد تا براى او نزد پروردگارش استغفار و دعا كنند تا حاجات او برآورده شود. سپس فرمود: به خدا قسم، پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله از خودِ صاحبِ حاجت بيشتر خوشحال مى‌شود، وقتى مؤمن به حاجتش برسد»[۸۲].
امام خمينى‌رحمة الله:
«وقتى با مردم خوبى كرديد، محبّت كرديد، خدمتگزار به مردم بوديد، وقتى كه برويد شب منزل، آرامش براى قلبتان هست، وجدانتان ناراحت نيست»[۸۳].
با توجّه به مطالب فوق اين نكته روشن مى‌شود كه مدير اگر خدمتگزار شد، با نگاهى به آنچه از عمر گذرانده است، دلى آرام دارد و نگرانى او تنها اين است كه‌اى‌كاش خدمت بيشتر ارائه مى‌داد تا بيشتر رضاى خداى متعال را جلب مى‌كرد، حال اگر نقطه مقابل آن را مشاهده كرد، يعنى عدم‌خدمت بلكه كوتاهى و خداى‌ناكرده خيانت، چه حالى به او دست مى‌دهد؟ اضطراب شديد سراسر وجود او را مى‌گيرد كه فرصت را ازدست داده و بايد پاسخگو باشد. پس حكم عقل بر اين است كه تا فرصت باقى است مانند خدمت به فرزندان خود، به مردم خدمت كند و آنها را مانند اولاد خود دوست بدارد، و كسى كه اينگونه شد هميشه خود را به مردم بدهكار مى‌داند و سعى در انجام وظيفه مى‌نمايد.
برخى از مصاديق خدمتگزارى
خدمتگزارى در هرجا و هر زمان ممكن است، پس مصاديق خدمتگزارى محدود نيستند، مهمترين آنها آن است كه براى انسان ممكن است انجام دهد و اولويت‌بندى كند.
از اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام پرسيده شد:
أىُّ النَّاسِ اُحَبُّ اِلَيْكُمْ؟ قَالَ: اَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاسِ. قِيلَ: فَاَىُّ الْاَعْمَالِ اَفْضَلُ؟ قَال: اِذْخَالُك السُّرُورِ عَلَى الْمُؤمِنِ قِيلَ: وَ مَا سُرُورُ الْمُؤمِنِ؟ قَالَ: اِشْبَاعُ جَوعَتِهِ وَ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ وَ قَضَاءُ دَيْنِهِ وَ مَنْ مَشَى مَعَ اَخِيهِ فِى حَاجَةٍ كَانَ كَصِيَامِ شَهْرٍ وَ اعْتِكَافٍ وَ مَنْ مَشَى مَعَ مَظْلُومٍ يُعِينُهُ ثَبَتَ اللَّهُ قَدَمَيْهِ يَوْمَ تَزِلُّ الْاَقْدَامُ.[۸۴]
چه كسى نزد شما از همه محبوبتر است؟ حضرت فرمودند: سودمندترين مردم براى ديگران. پرسيده شد: كدام‌يك از اعمال برتر است؟ فرمودند: خوشحال‌كردن مؤمن. پرسيده شد: خوشحال‌كردن مؤمن چگونه است؟ فرمودند: سيركردن شكم او و برآوردن حاجتش و ادانمودن قرض‌هاى او، هركس در بجاآوردن حاجت برادر مؤمنش قدمى بردارد، گويا يك‌ماه روزه گرفته و معتكف شده و هركس در جهت يارى مظلومى قدم بردارد، خداوند قدم‌هايش را در روزى كه قدم‌ها لرزاند، استوار مى‌گرداند.

آسيب‌هاى خدمتگزارى

يكى از مهمترين مسائل اجتماعى در زندگى يك مسلمان، وظيفه خدمت‌رسانى به برادران ايمانى است كه به روش‌هاى مختلف در دين مورد تأكيد قرار گرفته است و هدف از آن هم بخوبى در كلام اميرمؤمنان‌عليه‌السلام بيان شده است:
اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذِى كَانَ مِنَّا مُنَاقَسَةً فِى سُلَانٍ، وَ لَا الْتِمَاسَ شَىْ‌ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ، وَ تُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِى بِلَادِكَ فَيَأمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ[۸۵].
خدايا، تو مى‌دانى آنچه از ما صادر شد (اقدام به برقرارى حكومت) به‌خاطر رغبت در حكومت يا به‌دست‌آوردن مال دنيا نيست، بلكه براى اين است كه نشانه‌هاى دين تو را بازگردانيم و اصلاح را در شهرهايت آشكار سازيم تا بندگان ستم‌ديده‌ات امنيت يابند و مقررات فراموش‌شده‌ات، اجرا شود.
گاهى خدمتگزارى دچار آسيب مى‌شود و به زمينه‌هاى تباهى تبديل مى‌شود. اين آسيب‌ها عبارتند از:

عدم‌مطابقت گفتار با عملكرد

عدم‌مطابقت گفتار با عمل به‌خاطر برخى رذائل اخلاقى است و آن در نفس مدير يا كارمندى ريشه زده است كه در جهت تهذيب نفس قدمى برنداشته است. مى‌بايست قبل از قبول مسئوليت آنها را از نفس خود دور مى‌كرد، ولى موفّق نشده و الآن تيغ به‌دست زنگى مست داده و اعمال او نتيجه تأثيرات آن ملكات فاسده است. به همين دليل تا تهذيب صورت نگرفته باشد قبول مسئوليت خطرناك و مفسده‌آور است. پس تزكيه مقدّم بر تعليم و قبول مسئوليت است. تزكيه مسئوليت و علم را هدايت مى‌كند تا در مسير صحيح خود قرار گيرد.
امام خمينى‌رحمة الله:
«اينها نمى‌دانم چه‌جور مردمى هستند؟ خودشان را به اسم خدمتگزار جا مى‌زنند لكن دائماً برخلاف مسير، قدم برمى‌دارند و قدم‌هايشان برخلاف مسير ملت است، كارشكنى مى‌كنند، مردم را به يأس مى‌كشانند»[۸۶].

تك‌روى در مصلحت‌انديشى

اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
فَلَا تَكُفُّوا عَن مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أوْ مَشوِرَتٍ بِعَدْلٍ، فَأنِّى لَسْتُ فِى نَفسِى بِفَوقٍ اَنْ أخطِى‌ءَ، وَ لا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِى اِلّا يَكْفِىَ اللَّهُ مِن نَفسِى مَا هُوَ اَملَكُ بِهِ مِنِّى[۸۷].
پس، از گفتن حق يا ارائه مشورتى عادلانه خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و يا از آن ايمن باشم، نمى‌دانم مگر آنكه خداوند مرا حفظ كند.
امام خمينى‌رحمة الله:
«انسان خيال مى‌كند كه نه، من براى مصلحت اين كار را مى‌كنم، عمر خودش را انسان نمى‌فهمد، وضع خودش را انسان نمى‌فهمد -شما اگر بخواهيد مقايسه كنيد- شمايى كه مى‌گوييد كه من براى مصلحت مسلمين فلان كار را مى‌كنم، شما فكر اين را در خلوت بكنيد كه اگر يك كسى ديگرى به‌جاى شما بود و بهتر هم مصالح مسلمين را انجام مى‌داد، شما باز همان‌طور بوديد؟ مى‌خواستيد خودتان نباشيد و او باشد؟ يا نه مى‌خواهيد كه اين مصلحت مسلمين -به اصطلاحتان- به دست شما انجام گيرد؟ منم كه اين مصلحت را دارم ايجاد مى‌كنم، اين همان شيطان است»[۸۸].
آنچه مهم است اين است كه اين«مَنيَّت»[۸۹] از انسان دور شود تا او بتواند نور ايمان را در دل خود جاى دهد، اين را بداند كه در نظراتش خطا بسيار است و مسئول پاسخگويى به آنهاست. پس از گوهر مشورت كمال بهره‌بردارى را بنمايد تا خطاى او به حداقل برسد.
«ما يك عقل داريم و يك كمال عقل. عقل عادى مصطلح همان است كه در توده مردم وجود دارد و شرط تكليف است، ولى آنجا كه كارهاى تخصصى را بخواهند به كسى واگذار كنند عاقل‌بودن او كافى نيست، بلكه كمال عقل را لازم دارد.... مى‌گويند بايد قاضى داراى كمال عقل باشد، و به اصطلاح اجتهاد در عقل لازم است»[۹۰]. يك مدير بايد بداند كه از نشانه‌هاى كمال عقل استفاده از عقول ديگران در تصميم‌گيرى است.

نااميدكردن مردم

ابراز حاجت به هركس كه باشد، نشانه اميد داشتن به او دربرآورده شدن حاجت است، يعنى صاحب حاجت اميدوار است. حال اگر حاجت را به نزد مدير آورد، مأيوس برگشت، آن اميد ازبين رفته و به يأس تبديل مى‌شود. در اين‌صورت ديگر حاجتى به او ارائه نخواهد شد و اين بدترين نوع برخورد بين مدير و مردم است كه مورد غضب خداوند است.
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
«در اثبات اعتماد به برادر دينى، همين بس كه شخص حاجت‌مند، حاجت خود را نزد او آورد»[۹۱].
نتيجه اينكه، مدير در اثر عدم خدمت به برادران دينى خود، اعتماد آنان، كه مهمترين سرمايه و درّ محكم او در برابر دشمنان است، را ازدست مى‌دهد و چاره‌اى جز زبون بودن براى حفظ قدرت ندارد، چون پشتوانه ندارد.
مدير خدمتگزار به خدا تكيه داده و از قدرت بيكران مردم برخوردار است، زيرا خداوند فرموده است كه: هركس بين خود و خداى خويش را اصلاح نمايد، خدا بين او و مردم را اصلاح مى‌كند[۹۲].

خشنودشدن از ستايش ديگران

اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
«مردم! از پست‌ترين حالات زمامداران نزد صالحان اين است كه گمان برند آنان دوستدار ستايشند، و كشوردارى آنان بر كبر و خودپسندى استوار باشد. من خوش ندارم در خاطر شما بگذرد كه من ستايش را دوست دارم و خواهان شنيدن آن مى‌باشم. سپاس خداوند را كه چنين نبودم»[۹۳].
امام خمينى‌رحمة الله:
«اگر همه شماها، خدمتگزار، خودتان را حساب بكنيد، نخواهيد كه هى به شما مدح بگويند و ثنا كنند»[۹۴].
اين يكى از آفات بزرگ اخلاقى است كه خدمتگزار خشنود به مدّاحى براى او شوند و عده‌اى چرب‌زبان كه گرد شيرينى جمع شده باشند شريك قدرت بلكه تاراجگر بيت‌المال گردند. چه بگويم از اين افراد كه عدالت با آن زيبايى را ناجوانمردانه قربانى مطامع كوچك خود كرده و صفت بسيار نيك خدمتگزارى را نابود مى‌كنند.
كسى كه مدّاحى ديگران را در مورد خودش بپسندد، خشنودى خود را بر خشنودى خدا ترجيح داده است و در اين حالت خدا را فراموش مى‌كند و خدا هم او را فراموش خواهد كرد، و چه عذابى بالاتر از اين كه خدا انسان را فراموش كند!
گاهى ستايش به‌صورت آوردن هدايا تحقق پيدا مى‌كند[۹۵]. اين مدير است كه بايد راه را بر اينگونه افراد ببندد. در اين زمينه داستان«اشعث بن قيس« با هديه‌اى كه براى اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام آورد و خشم و نفرين امام را ديد، قابل دقّت است[۹۶].
آفت خودبينى آفت فراگيرى است كه همه به آن مبتلا هستند، مگر افرادى كه مورد لطف حق قرار گرفته‌اند و موفق به كنترل اين صفت و آثار زيانبار آن شده‌اند. از علامت‌هاى روشن آن اين است كه در هدايت و راهنمايى مردم، هميشه خود را مطرح و به‌عنوان الگو معرفى مى‌نمايند و از اوصاف خود سخن به‌ميان مى‌آورند.

عدم‌تحمّل و استعفا از خدمتگزارى

حقيقت اين است كه خدمتگزارى زحمت دارد و تحمّل مى‌خواهد، زيرا سوختن است براى ساختن، و در مقابل همين زحمت است كه خداوند اجر جزيل به خدمتگزار عنايت مى‌كند. آنچه بندگان خدا دريافت مى‌كنند نتيجه اعمال خودشان است نه غير آن. خدمتگزار دلخوش به حضور خداست و فقط او را مى‌بيند، در اين‌صورت است كه سرزنش خار مغيلان هم براى او شيرين است، زيرا تلخى خدمت با شيرينى رضا و خشنودى خدا جبران مى‌شود.
اميرالمؤمنين على‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
لَا يُزهِدَنَّكَ فِى الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا يَشْكُرُهُ لَكَ فَقَدَ يَشُكْرُكَ عَلَيْهِ مَنْ لَا يَسْتَمْتِعُ بِشَىْ‌ءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِكُ مِنْ شُكْرِ الشَّاكِرِ أكْثَرَ مِمَّا أضَاعَ الْكَافِرُ، وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ[۹۷].
مبادا ناسپاسى اين و آن تو را از خدمتگزارى دلسرد كند! اى‌بسا افرادى كه بدون بهره‌مندى از كار تو، از تو تعريف مى‌كنند، و از سپاس سپاسگزاران بيش از ناسپاسى ناسپاسان بهره‌مند مى‌شوى و خداوند دوستدار نيكوكاران است.
امام خمينى‌رحمة الله:
«هركس خود را مدير و مدبّر و خدمتگزار براى خلق خدا مى‌داند، كناره‌گيرى او در اين زمان، پشت به خلق و خداى خلق است، مگر آنكه خدمتگزارى بهتر يا همطراز او جايگزين او معرفى شود»[۹۸].
مقام معظم رهبرى(حفظه‌اللَّه):
«كسى نمى‌تواند به علت مخالفت با يك روش يا يك پديده، وظايف قانونى خود را انجام ندهد و شانه خالى‌كردن از مسئوليت به شكل استعفا يا به هر شكل ديگر، خلاف قانون و هم حرام شرعى است»[۹۹].
«نهضت خدمت‌رسانى به مردم يك مبارزه بزرگ و سنگين است. زيرا خدمت‌رسانى به عموم مردم با منافع بعضى گروه‌هاى خاص تضاد پيدا مى‌كند و اينجاست كه بايد با مبارزه و همّت و عزم راسخ وارد ميدان شد... امروز در كشور، رقابت مشروع و مقبول از نظر مردم و ما، فقط رقابت براى خدمت‌كردن به مردم است»[۱۰۰].

منت‌نهادن بر خدمت‌شوندگان

قال على‌عليه‌السلام:
ايَّاك وَ الْمَنَّ عَلى رَعيَتِك بِاحسَانِكَ، وَ التَّزَيُّدَ فِيمَا كَانَ مِنْ فِعلِك... فَإنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَيُّدَ يَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ...[۱۰۱].
اى مالك! از منّت‌نهادن بر تحت امارتت به‌خاطر آن‌چه براى آنان انجام مى‌دهى، جدّاً پرهيزنما... زيرا منّت، احسان را باطل مى‌كند و نسبت به آن‌چه را كه انجام داده‌اى اگر بيشتر به‌حساب آورى، نور حقيقت را ازبين مى‌برد.
مقام معظم رهبرى(حفظه‌اللَّه) در اين رابطه مى‌فرمايند:
«مردم‌سالارى دينى برخلاف دموكراسى‌هاى رياكار و عوام‌فريب، نظام خدمت‌رسانى خالصانه و بى‌منّت است... فلسفه وجودى مسئولان نظام، خدمت به مردم است»[۱۰۲].
مسئولان بايد متوجّه باشند كه خداوند بر آنان منّت گذاشته كه حاجت مردم را بر آنان عرضه داشته و آنان را وسيله رفع نياز مردم قرار داده است، آنان موظّف‌اند نعمت‌هايى كه خداوند به آنها عنايت فرموده را در همان جهتى كه او فرموده است بكاربگيرند و از منّت‌نهادن پرهيز كنند.
قال رسول‌اللَّه‌صلى الله وعليه وآله:
تَحرُمُ الْجَنَّةُ عَلَى ثَلَاثَةٍ: عَلَى الْمَنَّانِ، وَ عَ‌لَى الْمُغْتَابِ وَ عَلَى مُدْمِنِ الْخَمْرِ[۱۰۳].
بهشت بر سه گروه حرام است: منّت‌گذار، غيبت‌كننده، شرابخوار.

تذكر: وظايف ارباب رجوع

ازجمله امور مهم اين است كه آحاد مردم از مديران و مسئولان خدمتگزار و هم از خدا به‌خاطر اين نعمتى كه به آنان عطا كرده، تشكر نمايند و در نهايت او را پشتيبانى كنند. پشتيبانى و حمايت از چنان مديرى موجب استمرار خدمت و بيشترشدن خدمات ارائه‌شده مى‌گردد. در اين زمينه داستان زير قابل‌مطالعه است:
زمان بمباران شهرهاى ايران توسط رژيم بعثى عراق، من به خرمشهر مسافرت كرده بودم. برق اين شهر پيوسته قطع و وصل مى‌شد، يك‌بار كه برق وصل شد، من از مسئول برق تشكر كردم كه زحمت زيادى مى‌كشيد تا برق وصل مى‌شود. او از من خواهش كرد كه شما چه كسى هستيد؟ منو ديوانه كرديد. من نميدانم چگونه از شما تشكر كنم! چون هرچه تلفن مى‌كنند اعتراض مى‌كنند، ولى شما مرا چنان خوشحال كرده‌ايد كه نمى‌دانم چه بگويم تا فردا بيدار مى‌مانم و مرتّب برق را به گُل‌روى‌شما وصل مى‌كنم.
تشويق مى‌تواند اينگونه باشد.
۱. شناخت مدير خدمتگزار
ما موظّف هستيم مديران دلسوز و خدمتگزار را انتخاب كنيم. در انتخابات، اين مسأله خودش را بيشتر نمايان مى‌كند. اگر انسان با دين، منصب‌هاى خدمتگزارى را داشته باشند، حكومت مورد نظر اسلام پياده خواهد شد.
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:
«آدمى كه امين باشد، خدمتگزار به اسلام باشد، خدمتگزار به كشور باشد، اين را بايد چراغ برداريم و از اين طرف به آن طرف بگرديم و پيدا بكنيم»[۱۰۴].
«همه فكر اين باشيد كه خدمتگزار پيدا كنيد، خدمتگزار به كشور و اسلام پيدا كنيد نه خدمتگزار به خودتان»[۱۰۵].
اگر به فكر اسلام باشيم و در جهت تقويت آن كوشش كنيم، خدمت به خودمان هم صورت مى‌گيرد، ولى اگر فقط خدمت به خودمان مورد توجّه شد، چون در مصاديق خدمت اشتباه مى‌كنيم دچار انحراف خواهيم شد.
۲. قدردانى و تشويق
تشويق و قدردانى، مدير را در خدمت‌رسانى بيشتر جدى‌تر مى‌كند و همين هم مورد توجّه پروردگار است كه: اگر نعمت‌هاى مرا شاكر باشيد آنها را براى شما افزايش مى‌دهم و اگر كفران نعمت كنيد، عذاب شما دردناك است. يكى از اين عذابها اين است كه آن نعمت‌ها را سلب مى‌كند. از بهترين نعمت‌ها بلكه بالاترين نعمت خداوند به مردم، نعمت مدير و راهنما است كه خداوند تبارك و تعالى بر انسان‌ها منّت گذاشته است كه از خودشان راهنمايانى براى هدايت آنان فرستاده است[۱۰۶]. پس بايد بهترين شكر را بجا آورد.
امام خمينى‌رحمة الله:
«ادراك اين است كه آن كسى كه خدمتگزار است بايد به او ارج گذاشت، بايد از او تقدير كرد»[۱۰۷].
۳. پشتيبانى‌كردن از او
اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
«...امّا حق من بر شما اين است كه در بيعت با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان برايم خيرخواهى كنيد. هرگاه شما را خواندم اجابت كنيد و اگر فرمان دادم اطاعت كنيد»[۱۰۸].
اگر اينگونه نباشد خداوند عذاب نازل خواهد نمود، همچنان كه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از خدا خواست كه او را از آن مردم بگيرد و فردى لايق آنان بر آنان مسلّط كند و اينگونه هم شد.

بخش دوم: احکام مدیریت و کارمند

استخدام

استخدام، نوعی اجاره است که مدیر یا کارمند استخدام شده، در قبال اجرت و حقوقی که دریافت می‌کند، باید مطابق تعهّد و قرارداد با اداره یا مؤسسه متبوع خود یا به تعبیر دیگر، مطابق قوانین و مقررات استخدامی که آنها را پذیرفته، عمل کند و هیچ‌گونه تخلّف از آن جایز نیست و اگر از ساعت مقرر کاری خود تخلّف کند و دیرتر سر کار حاضر شود یا زودتر برود و یا در بین وقت اداری که باید به کار اداری خود اشتغال داشته باشد، به کار غیرموظّف خود یا کار شخصی بپردازد یا کم‌کاری کند و یا ایّامی را غیبت کند و سر کار خود حاضر نشود، اگر بدون عذر باشد، افزون بر آن که عمل غیرمُجازی را انجام داده، اگر در مقابل آن حقوق و اجرتی دریافت کند، ضامن است و باید مسترد نماید.

کار، حقوق و امکانات

حقوق گرفتن بدون کارکردن
سؤال: بعضی از کارکنان بنابه عِلَلی در ماه، یک یا دو روز را به سر کار نمی‌آیند؛ آیا شرعاً مسئول کار، می‌تواند مزد روزی را که آن کارگر یا کارمند نیامده بدهد؟
جواب: تابع مقررات استخدامی است[۱۰۹].
دریافت دو حقوق در یک ماه

سؤال: در رژیم قبل استخدام‌شدن در دو محل، خلاف قانون بوده است؛ حال اگر کسی در رژیم سابق در دو محل استخدام بوده و کار خود را در هر دو محل انجام داده باشد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از یکی از آنها استعفا کرده باشد. آیا با فرض مذکور، لازم است حقوق یکی از آنها را به دولت اسلامی برگرداند یا لازم نیست؟

جواب: در فرض مرقوم، زائد بر اجرةالمثل کار انجام نشده در محل دوّم را ضامن است و باید برگرداند[۱۱۰].
فوق‌العاده گرفتن در مرخصی
سؤال: روزهایی که انسان در مرخصی است، در ازای همان روزها حقوق و فوق‌العاده گرفتن، چه حکمی دارد؟
جواب: تابع قرارداد استخدام و مقررات دائره مربوطه است[۱۱۱].
سؤال: آیا شخصی که دارای شغل آزاد است و منبع درآمدی دارد، جایز است در ارگان‌های دولتی کار کند و از آن‌جا هم حقوق دریافت کند؟[۱۱۲]
جواب: تابع مقرّرات دولت اسلامی است.
سؤال: مبلغی معادل دو ماه حقوق ماهانه‌ام را براثر اشتباه از حسابداری دریافت کردم و مسئول مؤسسه را هم مطلع نمودم؛ ولی مبلغ اضافی را برنگرداندم و در حال حاضر حدود چهارسال از آن می‌گذرد؛ با توجّه به این که جزء بودجه مالی سالانه مؤسسات دولتی است، چگونه می‌توانم آن مبلغ را به‌حساب مؤسسه برگردانم؟
جواب: اشتباه حسابدار مجوز قانونی برای دریافت مبلغی بیشتر از مقدار مورد استحقاق نیست و واجب است مبلغ اضافی را به آن مؤسسه برگردانید؛ هرچند جزء بودجه سال قبل آن باشد[۱۱۳].

کم‌کاری و گرفتن حقوق اداری

سؤال: این‌جانب کارمند اداره ارشاد اسلامی هستم؛ اغلب اوقات (به‌علت عدم‌امکان فعالیت و نبودن کار)، بیکار هستم؛ فقط بعضی از وقت‌ها در حدّ امکان اداره، فعالیت‌های تبلیغی انجام می‌دهم و از طرفی تنها ممرّ زندگی و امرار معاش خود و افراد تحت تکفّلم، حقوقی است که از اداره دریافت می‌کنم؛ خواهشمند است مرقوم فرمایید که حقوق مزبور با توجه به موارد فوق، برایم حلال است یا خیر؟
جواب: اگر کارهای پیشنهادی اداره را طبق مقررات انجام می‌دهید، حقوق دریافتی حلال است[۱۱۴].
سؤال: بعضی از برادران از برخی از مزایا صرف‌نظر می‌کنند و این را در مقابل کم‌کاری صورت گرفته قرار می‌دهند، آیا این صرف‌نظرها جبران کم‌کاری را می‌کند؟
جواب: صرف‌نظر کردن از مزایا مجوز کم‌کاری نیست و لازم است طبق مقررات استخدامی در وقت اداری به وظیفه خود عمل کند[۱۱۵].
سؤال: آیا کارکنان مربوطه می‌توانند به‌علت نبودن کار در سر کار حاضر نشوند یا پس از یکی دوساعت حضور به منزل برگردند و اصولاً آیا کسی قبل از تمام‌شدن کار، اجازه دارد به هر عنوان از محل کار، خارج شود یا خیر؟
جواب: حکم مسئله قبل را دارد[۱۱۶].
جبران کم‌کاری
سؤال: این‌جانب چندین سال است در اداره دولتی کار می‌کنم؛ ولی از آن‌جایی که گه‌گاه نتوانسته‌ام درست و صحیح دِینَم را ادا کنم و خودم را بدهکار می‌دانم، آیا می‌توانم برای ادای دِینَم در یکی از ارگان‌ها یا مساجد و یا درمانگاه‌های متعلّق به مردم کار کنم یا این که حتماً باید در همان سازمان کار کنم و یا این که آیا می‌توانم پول کم‌کاری را حساب کنم و بپردازم یا نه؛ اگر می‌شود به چه حساب و کجا بپردازم؟
جواب: به همان سازمان که مدیون هستید، باید ادا نمایید[۱۱۷].
سؤال: معمولاً وظایف افرادی که در سازمان‌ها اشتغال دارند به آنان ابلاغ می‌شود. اگر کسی در انجام امور محوله کوتاهی و کم‌کاری نماید، پولی که به‌عنوان حقوق ثابت هر ماه دریافت می‌کند، از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
جواب: اگر در مقابل کاری که انجام نداده پول بگیرد، مالک آن مقدار نمی‌شود و باید به همان اداره عودت دهد[۱۱۸].
دیر حاضرشدن و زودرفتن
سؤال: کارمندان، طبق مقررات، هر روز باید سر ساعت معینی بر سر کار خود حاضر شوند؛ اگر کسی به علت دوربودن راه یا سرمای شدید زمستان و یا نبودن وسیله نقلیه یک الی دوساعت فقط صبح‌های روز شنبه، استثنائاً دیر به محل کار برسد، آیا از نظر شرع مقدّس درست است که جبران تأخیر خود را همان روز یا در ایّام هفته بنماید؟
جواب: باید طبق مقررات عمل نماید[۱۱۹].
سؤال: در شرکت نفت و سایر ادارات، کارگران و کارمندانی هستند که پس از تمام‌شدن کارشان (البته قبل از این که هشت ساعت وقت آنان تمام شود) تعطیل کرده، به منزل می‌روند و می‌گویند ما کارمان را زودتر تمام می‌کنیم و زودتر می‌رویم؛ این زودتررفتن، باعث عدم‌دقت در کارهای محوله می‌شود؛ آیا به‌نظر حضرت عالی، اشکالی در حقوق آنان پیدا نمی‌شود و ساعاتی را که زودتر به منزل می‌روند، حقوقشان حلال است یا خیر؟
جواب: اگر خلاف مقررات استخدامی عمل می‌کنند، نسبت به مقدار تخلّف، از حقوق حق ندارند[۱۲۰].

استفاده از بیت‌المال و اموال عمومی

استفاده از بیت‌المال باید مطابق مقرّرات باشد و استفاده شخصی از آن برخلاف مقرارت و بدون اجازه قانون حرام و موجب ضمان است.
مقام معظم رهبری حفظه‌اللَّه در این‌خصوص می‌فرماید:
«هرکس که بیت‌المال مسلمین را ملک خود به‌حساب می‌آورد، یا به زبان بگوید و یا اگر نگوید در عمل این‌طور وانمود کند که من این‌قدرها حق دارم و با بیت‌المال مثل اموال خود رفتار کند، یا بخورد یا ببخشد یا در راه اغراض شخصی از آن استفاده کند، نمی‌تواند دنبال‌روی علی‌علیه‌السلام به‌حساب بیاید. ما مسئولان وظیفه و تکلیف داریم که خودمان را با رفتار امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام تطبیق دهیم و جهت حرکت خودمان را با او بسنجیم، آحاد مردم هم همین تکلیف را دارند. کسی که امکانات شخصی دارد، حق ندارد از امکانات دولتی استفاده کند. من الآن اعلام می‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم آن وقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده کنند. اگر ماشین دارید آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید، ماشین دولتی یعنی چه!»[۱۲۱].
سؤال: این جانب اقدام به استفاده شخصی از بیت‌المال کرده‌ام؛ وظیفه من برای بری‌ءالذمّه‌شدن چیست؟ استفاده شخصی از امکانات بیت‌المال تا چه حد برای کارمندان جایز است و در صورتی که با اذن مسئولان مربوط باشد، چه حکمی دارد؟
جواب: استفاده کارمندان از امکانات بیت‌المال در ساعات رسمی کار، به‌مقدار متعارفی که مورد ضرورت و نیاز است و شرایط کاری بیان‌گر اذن به کارمندان در این مقدار از استفاده است، اشکال ندارد و همچنین استفاده از امکانات بیت‌المال یا اذن کسی که ازنظر شرعی و قانونی حق اذن دارد، بدون اشکال است. در نتیجه اگر تصرفات شخصی شما در بیت‌المال به یکی از دو صورت مذکور باشد، چیزی در این رابطه به عهده شما نیست؛ ولی اگر از اموال بیت‌المال استفاده غیرمتعارف کرده باشید و یا بدون اذن کسی که حق اذن دارد، بیشتر از مقدار متعارف استفاده نمایید، ضامن آن هستید و باید عین آن را اگر موجود باشد به بیت‌المال برگردانید و اگر تلف شده باشد، باید عوض آن را بدهید و همچنین باید اجرت‌المثل استفاده از آن را هم در صورتی که اجرت داشته باشد، به بیت‌المال بپردازید[۱۲۲].
سؤال: آیا کسی که از اموال شخصی خود مانند تلفن یا بنزین برای مصارف دولتی استفاده می‌نماید، حق دارد عین یا بهای آن را از اموال دولتی برای خود استفاده نماید؟
جواب: بدون اجازه مسئولین مربوطه حق ندارد[۱۲۳].
سؤال: اگر شخصی مقداری حقوق یا مزایای خاصی که به‌طور قانونی به او عطا شده، از دولت طلب داشته باشد؛ ولی دلایل قانونی برای اثبات حق خود در اختیار نداشته باشد و یا قادر بر مطالبه آن نباشد، آیا جایز است به‌مقدار حق خود از اموال دولتی که در اختیار دارد، به‌عنوان تقاص بردارد؟
جواب: جایز نیست اموال دولتی را که به‌عنوان امانت در اختیار و تحت تصرف او هستند، به قصد تقاص برای خود بردارد؛ در نتیجه اگر مال یا حقّی از دولت طلب دارد و می‌خواهد آن را بگیرد، برای اثبات و مطالبه آن، باید از راه‌های قانونی اقدام نماید[۱۲۴].
سؤال: کسی که برخلاف مقرّرات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیرشخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟
جواب: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقرّرات موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید[۱۲۵].
سؤال: اگر به‌نوعی از انواعِ وسایل انفرادی که در ارتش برای مدّت دوسال به شخصی سپرده می‌شود، خسارت و آسیب وارد شود، آیا باید همان نوع جنس را خرید و به ارتش تحویل داد یا خیر؟
جواب: تابع مقررات ارتش است[۱۲۶].

بودجه اختصاصی اداری

یکی از مسائل مهم در اداره جامعه و کار مدیریتی، مسئله بودجه و هزینه اداره است. بودجه اداره جامعه اسلامی از بیت‌المال تأمین می‌شود و در چنین جامعه‌ای، کمتر کسی است که با بیت‌المال آشنا نباشد؛ هرچند«بیت‌المال« اسم مکان است و به‌معنای مکان نگهداری اموال می‌باشد، ولی به‌معنای اموال عمومی است که در اختیار حاکم اسلامی است و با اجازه او در اختیار دیگران قرار می‌گیرد. ازاین‌رو، هرگونه تصرف در آن اموال، بدون اجازه حاکم شرعی جایز نیست و هرگونه استفاده و مصرف بی‌جا و خارج از حدود قانونی و استفاده شخصی نیز از آن نامشروع است. برای آشنایی کارمندان و مدیران محترم و تمام کسانی که به‌گونه‌ای با اموال عمومی سروکار دارند، چندین استفتاء را از بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی‌رحمة الله و رهبر معظم انقلاب اسلامی (حفظه‌اللَّه) یادآور می‌شویم.
سؤال: اگر بعضی از مسئولین از بودجه‌ای که جهت خرید غذا و میوه برای میهمانان رسمی اداری در اختیار آنان گذاشته می‌شود، سوءاستفاده کنند و آن را در موارد دیگری مصرف نمایند، این کار چه حکمی دارد؟
جواب: مصرف‌نمودن اموال دولتی در غیر مواردی که اجازه داده شده، در حکم غصب است و موجب ضمان می‌باشد؛ مگر آن که با اجازه قانونی مقام مسئول بالاتر صورت بگیرد[۱۲۷].
سؤال: آیا از امکانات ارگان‌های اداری جهت مراسم شهدا و زخمی‌های جنگی می‌توان کمک دریافت داشته، با این امکانات از مقام این عزیزان قدردانی به‌عمل آورد؛ اگر آری، حدود را مشخص فرمایید.
جواب: مراعات مقررات دولت اسلامی لازم است[۱۲۸].
سؤال: فرمانداری یکی از شهرستان‌ها وسیله‌ای برای نهادی (مثلاً برای جهاد یا نهضت سوادآموزی) خریداری می‌کند و فرماندار خودش اجازه استفاده از آن وسیله را در امور تبلیغات اسلامی نیز می‌دهد؛ آیا می‌توان از این وسیله جهت مجالس شهدا و دعای کمل در منازل شهدا و تهیه عکس و پوستر برای شهدا و یا تبلیغات اسلامی استفاده کرد؟
جواب: اگر مطابق مقرّرات اجازه داده شده است، مانع ندارد[۱۲۹].
سؤال: کسی که برخلاف مقرّرات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیر شخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟
جواب: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقرّرات، موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید[۱۳۰].
سؤال: کسی که به یک سازمان دولتی بدهی دارد (مثلاً از تلفن آن سازمان برای کار خصوصی استفاده کرده و نظیر آن)، آیا می‌تواند آن بدهی را به سازمان دیگری که آن هم دولتی است، بپردازد؟
جواب: باید به همان سازمانی که به آن بدهکار است، رد کند[۱۳۱].

ماشین اداره

سؤال: از طرف نهادهای مربوط، ماشین‌هایی در اختیار مدیران مؤسسات و مسئولان نظامی قرار گیرد تا از آنها در امور اداری استفاده کنند؛ آیا شرعاً جایز است از آنها برای کارهای شخصی و غیراداری استفاده شود؟
جواب: جایز نیست مدیران و مسئولین و سایر کارمندان در هیچ‌یک از اموال دولتی تصرفات شخصی کنند؛ مگر آنکه با اجازه قانونی نهاد مربوطه باشد[۱۳۲].
سؤال: آیا افراد شاغل در ادارات و مؤسسات دولتی که وسایل و امکانات دولت در اختیارشان است، می‌توانند با تأمین هزینه مصرفی -مانند سوخت اتومبیل- از پول شخصی خود، از این امکانات جهت کار شخصی استفاده نمایند؟
جواب: تابع مقررات دولت اسلامی است؛ بدون اجازه قانونی مسئولین مربوطه جایز نیست[۱۳۳].
سؤال: سوارکردن افراد غیرنظامی و جنگ‌زده با خودروهای نظامی در شهرها و مناطق جنگی نظیر آبادان که هیچ‌گونه خودروی شخصی وجود ندارد و به‌ندرت مشاهده می‌شود، چه صورت دارد؟
جواب: چنانچه خلاف مقرّرات نباشد، مانع ندارد[۱۳۴].
سؤال: این‌جانب آموزگار می‌باشم؛ در یکی از ارگان‌های انقلاب اسلامی هم خدمت می‌کنم و معاش زندگی و حقوقم را فقط از آموزش و پرورش دریافت می‌دارم؛ امّا چون محل خدمت فرهنگی‌ام در یکی از روستاهای اطراف است (که تقریباً شش‌کیلومتر با مرکز فاصله دارد)، پس از انجام کار در این نهاد انقلاب اسلامی، با ماشین این ارگان به محل کار می‌روم؛ آیا این استفاده اشکال دارد؟
جواب: بستگی به مقرّرات نهاد دارد و تخلّف جایز نیست[۱۳۵].

خانه سازمانی

سؤال: زمینی از طرف بنیاد مسکن تهران در اختیار این جانب گذاشته‌اند که با گرفتن وام و غیره بحمداللَّه محلّی مناسب برای سکونت ساخته شد؛ ولی اکنون چندین‌ماه است که بنا به درخواست خودم از تهران به شهر مشهد منتقل گشته‌ام و اداره دارایی یک خانه سازمانی به طرز موقّت در اختیار من گذاشته است؛ آیا من با داشتن ۱۳۰هزار تومان بدهکاری و قرض و پنج‌سر عائله تحت تکفّل می‌توانم برای مدّتی که بدهکاری‌های من کم یا تمام بشود، منزل خود در تهران را اجاره و رهن بدهم تا با درآمد آن قرض خود را بپردازم و این مدّت در این خانه سازمانی باشم؟
جواب: با مراعات مقررات دولت اسلامی مانع ندارد[۱۳۶].

غذای اداره

سؤال: با توجّه به این که ساعات رسمی کار ممکن است حتّی تا ساعت۲/۳۰ طول بکشد، خوردن یک وعده غذا در اثنای کار در اداره، چه حکمی دارد؟
جواب: اگر وقت زیادی نگیرد و منجر به تعطیلی کار اداری نشود، اشکال ندارد[۱۳۷].
سؤال: گاهی در سپاه پاسداران مقداری غذا اضافه می‌آید؛ آیا می‌توان آنها را به فقرا داد؟
جواب: منوط به اجازه مسئولین است[۱۳۸].
سؤال: آیا جایز است کارگران کارخانه‌ای (که نان، شیرینی، خوراک و آشامیدنی تولید می‌کنند) در حال کار با اجازه مدیر کارخانه از مواد غذایی کارخانه که صاحب اصلی آن بیت‌المال مسلمین است، بخورند؟
جواب: بستگی به مقرّرات کارخانه دارد[۱۳۹].
سؤال: در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی امکاناتی مانند غذا و لوازم موردنیاز دانشگاهی به دانشجویان داده می‌شود، که توسط وزرات بازرگانی و مؤسسات دیگر به دانشجویان مشغول به تحصیل در آن دانشگاه اختصاص یافته است؛ آیا توزیع آنها بین سایر کارمندان مشغول به کار در دانشگاه نیز جایز است؟

جواب: توزیع نیازمندی‌های مورد مصرف و مختص به دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه بین سایر اشخاصی که در آن‌جا کار می‌کنند، جایز نیست.

{P. ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص480. P}

استفاده از آب و برق
سؤال: این‌جانبان با تحمّل زحمات و هزینه‌هایی برای احیای کشاورزی در حومه شهری، امتیاز برق از اداره برق گرفته و چاه عمیقی احداث و مشغول کار شده‌ایم و ترانس برق را هم خودمان خریداری و نصب کرده‌ایم؛ اخیراً در مجاورت مزرعه ما، یک مرغداری بنا شده که بدون رضایت ما، برق مرغداری را به ترانس اختصاصی مزرعه وصل نموده است و ما هرچه به اداره برق مراجعه می‌نماییم که این کار برخلاف قانون و مورد خسارت این‌جانبان است، توجّهی ندارد و به صاحب مرغداری هم اجازه داده‌اند که از آن برق استفاده نماید؛ آیا ازنظر شرع این عمل مجاز است یا خیر؟
جواب: استفاده از ملک مشروع غیر، منوط به اجازه مالک است و بدون اجازه مالک، حرام و موجب ضمان است؛ ولی مقرّرات و قوانین دولت اسلامی نیز لازم‌المراعات است.

{P. امام خمینی، استفتائات، ج۲، ص۵۲۴، س18. P}

سؤال: شخصی از انشعاب آب خانه یا مغازه‌اش، علاوه بر مصرف خودش، بدون اجازه سازمان آب، به دیگران هم آب می‌دهد و پول آن را می‌گیرد؛ این کار برای صاحب انشعاب و برای کسی که با دادن پول آب و هزینه انشعاب فرعی، از آن آب استفاده می‌کند، چه حکمی دارد؟
جواب: تصرف در آب مزبور، بدون مراعات مقررات دولت اسلامی، جایز نیست.

{P. همان، ج۲، ص۵۰، س135. P}

تلفن و امور دیگر
سؤال: در بعضی از ادارات دولتی مرسوم است که هرکس از تلفن دولتی استفاده شخصی کند، پنجاه ریال در صندوق مخصوصی واریز می‌کند؛ آیا این کار اشکال دارد؟
جواب: با اجازه مسئولین مربوطه اشکال ندارد.

{P. همان، ج۳، ص488. P}

سؤال: بعضی تصرفات جزئی در اموال دولتی که متعارف است و مسئولان ادارات دولتی هم از آن نهی نمی‌کنند (مانند یادداشت‌کردن امور شخصی به وسیله خودکار و کاغذ دولتی یا درست‌کردن چای و مانند آن) چه حکمی دارد؟
جواب: تصرفات جزئی متعارف مانع ندارد.

{P. همان، ص488. P}

سؤال: عده‌ای به‌صورت مأمور به خدمت یا به‌صورت موقّت (مثلاً شش‌ماه یا یک‌سال و بیشتر) برحسب ضرورت و نیاز در ارگان‌های انقلابی مانند سپاه پاسداران یا جهاد سازندگی به خدمت مشغول می‌شوند؛ در این مدّت ارگان مربوطه مقداری البسه و مایحتاج انفرادی (ازجمله لباس گرم، جوراب، پوتین، اورکت، مسواک و کلاه) در اختیار آنان قرار می‌دهد؛ نظر مبارکتان در مورد استفاده از وسایل فوق پس از انقضای مدّت مأموریت چیست و عبادت‌کردن با آنها چه حکمی دارد و در صورت مجازنبودن، مدّتی که از آنها استفاده نموده‌اند، چگونه است؟
جواب: بستگی به مقرّرات ارگان ذکرشده دارد و نمازهایی که در صورت‌جهل خوانده شده، صحیح است.

{P. همان، ص490. P}

سؤال: شوهر من در زمان طاغوت مقداری از اجناس دولت را به منزل آورده، حال که تصمیم به عودت آن داریم، آیا آنها را حتماً باید به‌جای اوّلش برگردانیم یا این که به پیش‌نماز محل تحویل دهیم؟
جواب: اگر از اموال دولتی است، باید به دولت برگردد.

{P. همان، ج۲، ص536. P}

سؤال: شخصی در زمان طاغوت که در اوان تکلیف و یا بیشتر بوده، مقداری از اموال عمومی و یا به تعبیر دیگر بیت‌المال را مصرف نموده است؛ به‌عنوان مثال رفته در اداره برق سیم‌های مسی بی‌فایده و امثال آن را جمع کرده و فروخته و یا کاغذهای اطلاعیه را که در آن زمان برای امور مختلف مملکتی بوده و دست بزرگ‌ترها بوده، برداشته و به قصابی فروخته و یا از کاغذهای امتحانی دبیرستانی به‌طور مشخص استفاده کرده و یا مقدار مختصری پول به‌دست آورده که تمام این موارد و امثال آن اولاً در زمان طاغوت بوده و ثانیاً ازروی جهالت و نادانی بوده، حال که این شخص متنبّه شده و مخصوصاً این که حکومت اسلامی است، می‌خواهد خودش را بری‌ءالذمّه کند؛ لطفاً راهنمایی بفرمایید که برای بری‌ءالذمّه‌شدن شخص مذکور با توجّه به این که مقدار دقیق آن پول‌ها و پول آن اشیا و کالاها را نمی‌داند، چه مقدار پول بدهد؛ حداکثر را در نظر بگیرد یا حداقل را و به چه حسابی واریز کند یا کجا بفرستد؟
جواب: اجناس برداشتنی را ضامن است؛ باید عین یا قیمت آن را به بیت‌المال برگرداند.

{P. همان، ص539. P}

سؤال: اگر در حین انجام وظیفه توسط کارمند متعهد و مشمول که مشغول رفع خرابی از یک سیستم متعلّق به دولت است، خسارتی بر یک قسمت از دستگاه وارد شود و قسمتی از آن بسوزد، با توجّه به آن که کاملاً مشخص و محرز است که شخص نامبرده سعی خود را نموده، هیچ‌گونه غرض و اهمال‌کاری در بین نبوده است، آیا خسارت آن به‌عهده کارمند است یا خیر؟
جواب: اگر خسارت را او بر دستگاه وارد نکرده، ضامن نیست؛ ولی اگر او خسارت زده، ضامن است.

{P. همان، ص549. P}

انجام کار غیرموظّف در وقت اداری
پرداختن به کارهای شخصی در وقت اداری، در صورتی که برخلاف مقررات استخدامی و مانع خدمت‌رسانی به ارباب‌رجوع باشد، نه‌تنها جایز نیست، بلکه در قبال وقتی که صرف کارهای شخصی شده است، نمی‌توان حقوقی دریافت کرد و چنانچه در گذشته حقوقی دریافت کرده باشد، ضامن است و باید برگرداند.
سؤال: آموزگاری پیمان بسته که در مقابل خدمت موظف ۲۴ساعت در هفته، حقوق دریافت نماید؛ حال اگر بعضی ساعت‌ها، کارهای شخصی انجام داده و دانش‌آموزان بدون معلّم بوده‌اند یا معلم دیگری به جایش بوده، آیا حقّ استفاده از حقوق دارد و اگر بگیرد جایز است یا خیر و [اگر] چنانچه خودش شخصاً مریض شود و آن ساعتی که می‌بایست کار موظّف انجام دهد که در مقابلش حقوق بگیرد، گرفتن آن مقدار پولی که در برابرش هیچ‌گونه کاری انجام نداده است، جایز و قابل‌تصرف است یا خیر؟
جواب: تابع مقررات استخدامی است و اگر برخلاف (عمل) نموده، استحقاق اجرت ندارد.

{P. همان، ص۲۱۷، ص55. P}

سؤال: راننده سپاه یا ادارات دولتی و غیره به مأموریت می‌رود؛ در برگشتن در بین راه به‌مدت پانزده دقیقه به منزل می‌رود تا به پدر و مادر خود سر بزند، آیا اشکال دارد؟
جواب: تابع مقررات است و با اجازه مسئولین مربوطه، بی‌اشکال است.

{P. همان، ص۲۱۷، ص55. P}

سؤال: آیا شرعاً جایز است کارمندان و کارگران ادارات دولتی در ساعات اداری و کار، به‌عنوان تحصّن و اعتصاب (جهت رسیدگی به درخواست‌هایشان) دست از کار بکشند؟
جواب: جایز نیست و باید تابع مقررات دولت اسلامی باشند.

{P. همان، ص49. P}

سؤال: اگر کارمند در محل کار خود در اداره، ساعات بی‌کاری زیادی داشته باشد و مجاز نباشد که در این ساعات از بخش‌های دیگر کار کند، آیا جایز است در اوقات بی‌کاری کارهای شخصی مربوط به خودش را انجام دهد؟
جواب: اقدام به انجام کارهای شخصی در اثنای کار، در محل کار، تابع مقررات و اجازه قانونی مسئول مربوطه است.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۶۸۲، س1972. P}

سؤال: آیا کارمند در ساعات اداری مجاز است که کارهای شورای مساجد و یا تعاونی‌ها را در مسجد انجام دهد و به‌صورت مأمور خدمت، در محل‌های مذکور خدمت نماید؟
جواب: بستگی به مقرارت اداره دارد.

{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۳۲، س146. P}

سؤال: کارمند دولت جمهوری اسلامی گاهی از محل خدمت، بدون اجازه آن سازمان در تشییع جنازه یا مجلس ختم شرکت می‌کند؛ حقوقش چه صورت دارد؟
جواب: اگر از وظیفه کوتاهی نموده، به‌مقداری که کوتاهی کرده، مدیون است.

{P. همان، ص۵۳۱، س145. P}

سؤال: در بعضی از مراکز تعلیم و تربیت، مشاهده می‌شود که معلّم یا مدیری که کارمند یکی از بخش‌های اداری است، با موافقت مسئول اداری مستقیم خود، در ساعات رسمی کارش مبادرت به‌تدریس در مدارس دیگر می‌کند و علاوه بر حقوق ماهانه خود، اجرت این تدریس را هم دریافت می‌کند؛ آیا این کار و گرفتن اجرت در برابر آن، جایز است؟
جواب: موافقت مسئول مستقیم کارمند با تدریس او در اثنای ساعات رسمی کارش، تابع حدود اختیارات قانونی فرد مسئول است؛ ولی با این فرض که کارمند دولت در برابر ساعات رسمی کارش، هر ماه حقوق دریافت می‌کند، حق ندارد در برابر تدریس در مدارس دیگر، در همان ساعات رسمی کارش، حقوق دیگری دریافت نماید.

{P. همان، ص۴۸۲، س1970. P}

اقامه نماز جماعت در اداره
سؤال: آیا جایز است کارمندان در اداره‌ها و مؤسسات دولتی، اقامه نماز جماعت داشته و یا مجالس عزا برپا کنند؟
جواب: اقامه نماز، بیان احکام و معارف و امثال آن در هنگام اجتماع برای نماز درخصوص ماه مبارک رمضان و سایر ایام‌اللَّه مانع ندارد؛ مشروط بر این که حقوق مراجعین تضییع نشود.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۴۸۲، س1973. P}

سؤال: آیا برپایی نماز جماعت توسط کارمندان در ساعات رسمی کار جایز است و برفرض عدم‌جواز، اگر ملتزم شوند که بعد از پایان ساعات رسمی، آن مقدار وقتی را که به نمازخواندن اختصاص داده‌اند، جبران کنند، آیا در این صورت، اقامه نماز در ساعات رسمی کار برای آنان جایز است؟
جواب: با توجّه به اهمیّت خاص نمازهای یومیّه و تأکید زیادی که بر اقامه نماز در اوّل‌وقت شده است و با توجّه به فضیلت نماز جماعت، مناسب است کارمندان روشی را اتخاذ کنند که بتوانند در خلال ساعات اداری، نماز واجب را به‌طور جماعت در اوّل‌وقت و در کم‌ترین زمان بخوانند؛ ولی باید به‌گونه‌ای مقدّمات این کار را فراهم کنند که نماز جماعت در اوّل‌وقت، بهانه و وسیله‌ای برای تأخیرانداختن کارهای مراجعه‌کنندگان نشود.

{P. همان، ص۴۸۱، س1970. P}

سؤال: در نزدیکی اداره ما مسجدی وجود دارد؛ آیا جایز است در اثنای ساعات رسمی کار، برای شرکت در نماز جماعت به آن‌جا برویم؟
جواب: خارج‌شدن از اداره، برای رفتن به مسجد جهت شرکت در نماز جماعت در اوّل‌وقت، در صورتی که نماز جماعت در خود اداره برپا نشود، اشکال ندارد؛ ولی باید مقدّمات نماز به‌گونه‌ای فَراهم شود که مدّت غیبت از اداره در ساعات رسمی کار، برای ادای فریضه نماز جماعت، کاملاً کاهش پیدا کند.

{P. همان، ص۴۸۳، س1975. P}

درخصوص برگزاری جلسات تفسیر، دعای توسل و زیارت عاشورا در ساعات اداری مقام معظم رهبری(حفظه‌اللَّه) فرمودند:

«کارکنان در ساعات اداری باید آماده کار باشند و جلسات مزبور را در غیروقت اداری تشکیل دهند». {P. هفته‌نامه بصیر، نشریه داخلی مدارس حوزه‌های علمیه، ۱۳۸۵، شماره20. P}



۵


۵. هدایا، سفارشات
سؤال: چنانچه فردی از باب تشکر و قدردانی از کارمند، هدیه‌ای به او اهدا کند، حکمش چیست؟ هرچند آن کارمند بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی، کاری را انجام داده باشد؟
جواب: هدیه در محیط کار و از جانب ارباب‌رجوع یکی از خطرناکترین چیزها است و هرچه بیشتر از آن اجتناب کنید، به‌صرفه دنیا و آخرت شما خواهد بود. فقط در یک صورت، دریافت آن جایز است و آن، این است که هدیه‌دهنده با اصرار زیاد و با امتناع مأمور از قبول، بالاخره از قبول به‌نحوی آن را اهداء کند. آن هم بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتی توقع قبلی.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، ص۵۴، س157. P}

سؤال: هدایا، اعم از نقدی، خوراکی و غیره که توسط ارباب‌رجوع با رضایت و طیب‌خاطر به کارمندان دولت داده می‌شود، چه حکمی دارد و اموالی که به‌صورت رشوه به کارمندان داده می‌شوند، اعم از این که براثر توقّع انجام کاری برای پرداخت‌کننده باشد یا خیر، چه حکمی دارند و اگر کارمند براثر طمع به دریافت رشوه، مرتکب عمل خلاف قانون شود، چه حکمی دارد؟
جواب: بر کارمندان محترم واجب است که رابطه آنان با همه مراجعه‌کنندگان، براساس قوانین و مقررات و ضوابط خاص اداره باشد و قبول هرگونه هدیه‌ای از مراجعه‌کنندگان به هر عنوانی که باشد، برای آنان جایز نیست؛ زیرا باعث فساد و سوءظن به آنان و تشویق و تحریک افراد طمع‌کار به عمل‌نکردن به قانون و تضییع حقوق دیگران می‌شود. امّا رشوه، مسلم است که برای گیرنده و دهنده آن، حرام است و واجب است کسی که آن را دریافت کرده، به صاحبش برگرداند و حق تصرف در آن را ندارد.

{P. همان، ص273. P}

سؤال: اگر شخصی برای انجام کار قانونی خود مجبور به پرداخت مبلغی به کارمندان یکی از ادارت شود تا کار قانونی و شرعی او را به‌راحتی انجام دهند -زیرا اعتقاد دارد که اگر این مبلغ را نپردازد، کارمندان آن اداره، کار او را انجام نخواهند داد- آیا عنوان رشوه بر این مبلغ صدق می‌کند و آیا این عمل حرام است یا اینکه اضطراری که باعث پرداخت آن برای انجام کار اداری او شده، عنوان رشوه را از آن برمی‌دارد و در نتیجه حرام نخواهد بود؟
جواب: پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعه‌کننده به کارمندان ادارات که مکلّف به ارائه خدمات اداری به مردم هستند و حتماً منجر به فساد ادرات خواهد شد، عملی است که ازنظر شرعی حرام محسوب می‌شود و توهّم اضطرار، مجوّز او در انجام این کار نیست.

{P. همان، ص274. P}

سؤال: مدیر بخش مالیات از مأمور محاسبه‌کننده درخواست نموده است که از میزان مالیات یکی از شرکت‌ها مقداری کم نماید، با توجّه به اینکه اگر از این کار امتناع بورزد، مشکلات و گرفتاری‌های سختی برای او پیش خواهد آمد، آیا اطاعت ازدستور مدیر توسط مأمور در چنین مواردی واجب است؟ و آیا می‌تواند در برابر اجرای این دستور پولی را دریافت کند؟
جواب: در این‌گونه امور باید مطابق ضوابط و مقرارت قانونی عمل شود و تخلّف از آن جایز نیست، اعم از اینکه رایگان باشد یا در مقابل گرفتن وجه.

{P. همان، ص۵۶، س163. P}

گرفتن فوق‌العاده
سؤال: این جانب کارمند دامپزشکی هستم و گاهی به ما مأموریت داده می‌شود که جهت واکسیناسیون و معالجه دام‌ها به دهات و قصبات مراجعه کنیم و در ازای هر روز مأموریت، صدتومان به ما می‌دهند؛ با توجّه به این که مسافت مطرح نیست و کیفیت و کمیت هم مطرح نیست و استخدام کارمندان، فقط به‌خاطر معالجه و یا واکسیناسیون دام‌هاست و مدت ساعت کار، از ساعت ۷/۵صبح تا دوبعدازظهر می‌باشد، مستدعی است بفرمایید:
۱. دریافت فوق‌العاده به‌طور مساوی، طبق توضیح بالا چگونه است؟
۲. دریافت فوق‌العاده (علاوه بر حقوق و مزایا)، در فاصله، ساعات کار -چه کم و چه زیاد- چه صورت دارد؟
۳. آیا کارمند می‌تواند در ساعات خارج از کار اداری، هم فوق‌العاده و هم مزد از کسی که برایش کار می‌کند، مطالبه نماید؟ در صورتی که فوق‌العاده نگیرد، چطور؟
۴. بعضی از دامداران با رضایت خودشان به کارمند پول می‌دهند که اگر این شغل را نمی‌داشت، دامدار چیزی به او نمی‌داد؛ آیا کارمند می‌تواند بگیرد؟
۵. یک نوع حکم مأموریت با توقف شبانه صادر می‌شود و فوق‌العاده هم جهت توقف شبانه در روستا دوبرابر حکم معمولی است؛ اگر کارمند به هر علّتی نخواهد توقّف نماید، آیا می‌تواند فوق‌العاده بابت توقف را دریافت دارد؟
۶. ما احتمالاً و یا حتماً با کار کم و با فاصله کم، فوق‌العاده‌هایی گرفته‌ایم؛ آیا اجازه تصرف می‌دهید یا به صندوق دولت عودت دهیم؟
جواب: گرفتن هرگونه فوق‌العاده طبق مقررات دولت اسلامی اشکال ندارد و اگر تخلّف صورت گرفته، موجب ضمان است و باید به محلّش رد شود و چنانچه با رضایت پولی داده شود، اشکال ندارد.

{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۳۸، س139. P}



۶


۶. اضافه‌کاری
اضافه‌کار تشویقی
سؤال: اگر کارمندی هر ماه در حدود سی یا چهل‌ساعت در اداره اضافه‌کاری نماید، آیا جایز است مسئول اداره برای تشویق کارمندان، ساعات اضافه‌کاری آنان را دوبرابر حساب کند؛ مثلاً هرماه برای آنان صدوبیست ساعت محاسبه کند و در صورتی که اشکال داشته باشد، اجرتی که برای اضافه‌کاری‌های قبلی گرفته شده، چه حکمی دارد؟
جواب: نوشتن گزارش‌های غیرواقعی و دریافت پول در برابر ساعات اضافه‌ای که کاری در آنها انجام نشده، جایز نیست و واجب است پول‌های اضافه‌ای که کارمند مستحق دریافت آنها نبوده، بازگردانده شود؛ ولی اگر قانونی وجود داشته باشد که به مسئول ادراه اجازه دهد تا ساعات اضافه‌کاری کارمندی را که اضافه‌کاری انجام داده، دوبرابر نماید، جایز است این کار را انجام دهد و در این‌صورت، دریافت اجرت توسط کارمند طبق گزارشی که مسئول اداره از ساعات اضافه‌کاری او نوشته است، جایز است.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۴، س1976. P}

سؤال: لطفاً نظر خود را در مورد دریافت اضافه‌کاری ساعتی که بسیاری از کارمندان دولت بدون انجام کار اضافی دریافت می‌دارند، اعلام فرمایید.
جواب: تابع مقررات است و در صورتی که در مقابل کار می‌دهند، بدون انجام کار، استحقاق ندارد.

{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۲، س141. P}

اضافه‌کاری در وقت اداری
سؤال: به کارکنان ادارات دولتی نسبت به اضافه‌کاری در غیر ساعات اداری وجهی می‌پردازند؛ اگر اضافه‌کاری در خلال ساعات اداری انجام شود، آیا می‌توان وجه را دریافت کرد؟
جواب: تابع مقررات دولت اسلامی است و انجام کارهای محوله در ساعات اداری، حقوق جداگانه ندارد.

{P. همان، ص۵۲۶، س131. P}



۷


۷. حق‌الناس
سؤال: چنانچه کسی به‌علّت استیصال و عدم تکافوی مخارج زندگی‌اش و بدون اطّلاع، مبلغی را از بیت‌المال استفاده نموده و مبلغی هم متعلّق به اشخاص مختلف بوده، در نتیجه حلال با حرام مخلوط گردیده است؛ اکنون می‌خواهد طوری عمل نماید که خسارات را جبران نماید تا حق‌الناس به گردن نداشته، ضمناً از اشخاصی که به آنها مدیون است، هیچ‌گونه نشان و اطّلاعی ندارد؛ وظیفه‌اش چیست؟
جواب: اگر مبلغی که به‌غیر وجه شرعی گرفته، خرج شده و مدیون آن است، باید دین خود را ادا کند و مورد تحلیل به خمس نیست و اگر مأیوس از پیداشدن صاحبان آنهاست، از طرف ایشان صدقه بدهد و اگر عین مال مخلوط به حرام دارد، تفصیل آن در رساله ذکر شده.

{P. رساله توضیح‌المسائل امام خمینی‌رحمة الله، م۱۸۱۳تا۱۸۱۸؛ آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۲۷۸، س1956. P}



۸


۸. توصیه و سفارش
بر کارمندان واجب است به تقاضاهای مراجعه‌کنندگان پاسخ داده و کارهای آنان را بر طبق قانون و مقررات انجام دهند و برای هیچ‌یک از آنان، قبول توصیه و سفارش از کسی، در صورتی که مخالف قانون باشد و یا موجب ضایع‌شدن حق دیگران شود، جایز نیست.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص486. P}

تخلّف از قوانین و مقررات
ضرورت قانون و مقررات در زندگی بشر و ناشایست‌بودن تخلف از قانون و عدم‌مراعات مقررات بر کسی پوشیده نیست. فواید و آثار بسیار زیاد قانون‌مداری و ضررها و آفات قانون‌گریزی و پای‌بندنبودن افراد جامعه به مقررات، نیز امری واضح و بدیهی است.
اسلام نیز بر ضرورت عمل به قانون و پرهیز از تخلّف از آن تأکید کرده و به‌عنوان یک قانون کلی به‌نام«حفظ انتظام« وجوب آن را گوشزد کرده و مردم را از هرگونه«هرج و مرج« اجتماعی برحذر داشته است.
سؤال: کارمندان دولت در مواردی از مزایایی برخوردار هستند؛ مانند داشتن دفترچه تعاونی و دفترچه خدمات درمانی و استفاده از بلیط هواپیما؛ آیا می‌توانند حق خود را به دوستان یا نزدیک‌ترین ارحام خود واگذار نمایند؟
اگر شخصی نیاز به اجناس جیره‌بندی شده ندارد، آیا می‌تواند حق خود را به دیگری واگذار نماید؟
جواب: هر عملی که برخلافِ مقررات دولت اسلامی باشد، جایز نیست.

{P. امام خمینی، استفتائات، ج۲، ص۵۴، س148. P}

سؤال: گاهی از بعضی از مسئولین، مسئله‌ای به‌عنوان«ولایت اداری« شنیده می‌شود که به‌معنای لزوم اطاعت از دستورات مقام بالاتر، بدون حق اعتراض است. نظر جنابعالی در این‌باره چیست و وظیفه شرعی ما کدام است؟
جواب: مخالفت با اوامر اداری که براساس ضوابط و مقررات قانونی اداری صادر شده باشد، جایز نیست؛ ولی در مفاهیم اسلامی، چیزی به‌عنوان ولایت اداری وجود ندارد.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، ص۱۹، س68. P}

سؤال: مدیر کل آموزش و پرورش منطقه‌ای با رئیس اداره‌ای از یکی از اعضای آن اداره می‌خواهد که کاری را انجام دهد؛ آن شخص تا چه اندازه وظیفه شرعی دارد که دستور مافوق را انجام دهد و اگر آن دستور را اطاعت نکند، چه صورت دارد؟
جواب: کارمند موظّف است در امور اداری از دستورات مسئولین مربوطه، طبق مقررات دولت اسلامی اطاعت کند.

{P. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۸۵، س1. P}

تخلّف از مقررات راهنمایی و رانندگی
سؤال: علی‌رغم تأکید فراوان مسئولین، برخی از رانندگان مربوط به نهادها و ادارات، با سهل‌انگاری از حدود و مقررات راهنمایی و رانندگی تخلّف می‌کنند و با سرعت زیاد و سبقت بی‌جا و حرکت در مسیر ممنوع و...، موجب تصادف و قتل و جرح خود و دیگران یا تضییع بیت‌المال (در شهرها و بین شهرها) گشته، از طرف دیگر موجب بدبینی و ناراحتی مردم می‌شوند. نظر مبارک را در این‌باره فرمایید.
جواب: تخلّف از مقررات، در هر صورت، جایز نیست و چنانچه تخلّف به‌نحوی باشد که نوعاً در معرض وقوع تصادف باشد و موجب به‌وجودآمدن آن شود، خسارت‌های ناشی از تصادف را در این‌صورت، متخلّف ضامن است.

{P. همان، ص۵۴۳، س175. P}

سؤال: آیا بدون داشتن گواهی‌نامه رانندگی، می‌توانیم موتور سیکلت سوار شویم؟ اگر جواب منفی است، آیا زمانی که جاهل به مسئله بودیم و سوار شده‌ایم، معصیت کرده‌ایم؟
جواب: اگر منعی از طرف دولت اسلامی نباشد، اشکال ندارد، وگرنه، تخلّف از مقررات دولت اسلامی جایز نیست.

{P. همان، ص۵۴۲، س172.P}

مشاهده تخلّف از مافوق
سؤال: اگر کارکنان ادارات و مؤسسات در محل کار خود، ارتکاب تخلّفات اداری و شرعی را توسط مسئولین مافوق مشاهده کنند، چه وظیفه‌ای دارند؟ اگر کارمندی خوف داشته باشد که در صورت مبادرت به نهی از منکر، ضرری از طرف مسئولین بالاتر متوجّه او شود، آیا تکلیف از او ساقط است؟
جواب: اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر وجود داشته باشد، باید امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ در غیر این‌صورت تکلیفی در آن مورد ندارند. همچنین با وجود خوف ضرر هم تکلیف از آنان ساقط می‌شود؛ این حکم در مواردی است که حکومت اسلامی حاکم نباشد. ولی با وجود حکومت اسلامی که اهتمام به اجرای این فریضه الهی دارد، بر کسی که قادر به امر به معروف و نهی از منکر نیست، واجب است که نهادهای مربوطه را که از طرف حکومت برای این کار اختصاص یافته‌اند، مطلع نماید و تا کَنده‌شدن ریشه‌های فاسد که فسادآور هم هستند، موضوع را پی‌گیری کند.

{P. رساله اجوبةالاستفتائات، ص۲۲، س109. P}

سؤال: اگر در یکی از اداره‌های دولتی اختلاس از بیت‌المال صورت بگیرد و این اختلاس استمرار داشته باشد و شخصی این توانایی را در خود ببیند که اگر مسئولیت آن اداره را برعهده بگیرد، می‌تواند این وضع را اصلاح کند و این کار هم فقط از طریق دادن رشوه به یکی از کسانی که مسئول آن هستند، امکان‌پذیر است؛ آیا دادن رشوه برای جلوگیری از اختلاس در بیت‌المال که در حقیقت دفع افسد به فاسد است، جایز است یا خیر؟
جواب: وظیفه اشخاصی که از تخلّفات مطلع می‌شوند، نهی از منکر با رعایت شرایط و ضوابط شرعی آن است و توسّل به رشوه و راه‌های غیرقانونی برای هر عملی، هرچند به‌منظور جلوگیری از فاسد، جایز نیست؛ البته، با فرض وقوع چنین عمل خلاف شرع و قانون در کشوری که نظام اسلامی بر آن حاکم است، وظیفه مردم به مجرد عجز شخصی از امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمی‌شود؛ بلکه واجب است که به نهادهای مربوط اطلاع داده و موضوع را پی‌گیری نمایند.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص237. P}

مأمور خرید
سؤال: اموالی که بعضی از فروشندگان به مأموران خرید ادارات یا شرکت‌ها بدون آنکه آنها را به قیمت تثبیت‌شده اضافه کنند، به‌خاطر برقرارکردن ارتباط می‌پردازند، نسبت به فروشنده و نسبت به مأمور چه حکمی دارند؟
جواب: پرداخت این اموال توسط فروشنده به مأمور خرید جایز نیست و برای مأمور هم دریافت آنها جایز نیست و آنچه را که دریافت می‌کند باید به اداره یا شرکتی که مأمور خرید آن است، تسلیم کند.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، ج۲، ص۵۷، س164. P}

سؤال: آیا کارمند یا کارگر شرکت دولتی یا خصوصی که وظیفه‌اش وکالت در تأمین نیازهای اداره یا شرکت از مکان‌های فروش است، می‌تواند بر کسی که کالاهای موردنیاز را می‌فروشد، شرط کند که درصدی از سود حاصل از خرید، از آن او باشد؟ آیا دریافت این سود برای او جایز است؟ در صورتی که مسئول مافوق چنین شرطی را اجازه دهد چه حکمی دارد؟
جواب: این شرط از طرف کارمند صحیح نبوده و او نمی‌تواند سودی را که به نفع خود شرط کرده، دریافت کند و مسئول بالاتر هم حق اجازه چنین شرطی را نداشته و اجازه او در این‌باره اثری ندارد.

{P. همان، س165. P}

سؤال: اگر کسی از طرف اداره یا شرکت وکیل در خرید مایحتاج است، کالایی را که در بازار قیمت معینی دارد، به طمع دریافت کمک مالی از فروشنده به قیمت بالاتری بخرد آیا این خرید صحیح است؟ و یا جایز است که از فروشنده به علت این کار، کمک دریافت کند؟
جواب: اگر کالا را به قیمتی بیشتر از قیمت عادلانه بازار بخرد و یا خریداری و تهیه آن از بازار به قیمت کمتر برای او امکان داشته باشد، اصل عقدی که به قیمت بالاتر منعقد کرده، فضولی است و متوقّف بر اجازه مسئول قانونی مربوطه است و به‌هرحال حق ندارد از فروشنده به‌خاطر خرید از او، چیزی برای خودش بگیرد.

{P. همان، س166. P}

سؤال: اگر فرد شاغل در اداره‌ای (اعم از خصوص یا دولتی) که وظیفه او تهیه جنس می‌باشد، علیرغم وجود مراکز مختلف، به آشنا مراجعه و شرط کند که اگر کالا را از تو خریداری کنم، درصدی از سود حاصله را شریک خواهم بود:
۱. این شرط شرعاً چه حکمی دارد؟
۲. در صورت وجود مجوز رئیس یا مسئول بالای تشکیلات در این‌خصوص حکم شرعی آن چیست؟
۳. اگر قیمتی بیش از آنچه جنس مذکور در عرف بازار دارد، توسط طرف قرارداد به اداره پیشنهاد و قرارداد منعقد گردد، چه حکمی دارد؟
۴. پرداخت سهمی که بعضی از فروشندگان به مأمور خرید ادارات علیرغم قیمت مندرج در فاکتور می‌دهند، چه حکمی برای فروشنده و چه حکمی برای مأمور خرید دارد؟
۵. اگر فرد مذکور، علاوه بر مسئولیت در اداره، بازاریاب شرکتی هم باشد و در خرید اجناس اداره، رای آن شرکت بازاریابی نماید، آیا می‌تواند درصدی به‌عنوان سود از آن شرکت دریافت نماید؟
جواب: صورت شرعی ندارد و باطل است. اجازه رئیس یا مسئول بالای تشکیلات در این‌باره به لحاظ اینکه فاقد وجاهت شرعی و قانونی است فاقد اعتبار می‌باشد.
اگر بیش از قیمت عادلانه بازار باشد، و به کمتر از آن بتوان جنس را از بازار تهیه نمود، در این‌صورت اصل قراردادی که منعقد شده نافذ نیست.
جایز نیست، و هرچه که مأمور خرید در این رابطه دریافت دارد به اداره مربوطه‌ای که از طرف آن مأمور خرید بوده، تحویل دهد.
حق دریافت هیچ درصدی ندارد، و هرچه دریافت کند باید به اداره مربوطه تحویل دهد و اگر قراردادی که منعقد می‌سازد خلاف غبطه و مصلحت اداره باشد از اساس باطل است.
دریافتی‌های غیرمشروع را باید به اداره مربوطه‌ای که از طرف آن مأمور خرید بوده، تسلیم نماید.

{P. همان، ص۵۸، س167. P}

خرید و فروش اجناس قاچاق
سؤال: اگر کسی در بازار مسلمین به خریدوفروش اجناس خارجی، نظیر شلوار، پیراهن، عطریات و امثال آن از طریق جنوب کشور، توسط مرزنشینان یا کسانی که شغل خود را خرید و حمل این‌گونه اجناس از بنادر شهرهای مرزی به شهرهای مجاور و مرکزی قرار داده‌اند، مبادرت ورزد، شرعاً جایز است یا خیر؟ آیا چنین فروشنده‌ای موظّف است تحقیق کند جنسی را که برای او آورده‌اند، از طریق دولت وارد کشور شده یا خیر و نیز اگر کسی جنسی در بازار آزاد بخرد و به او بفروشد، آیا او می‌تواند بدون تحقیق و با توجّه به این که این جنس در بازار آزاد خریداری شده، اقدام به خرید و فروش آن بنماید یا نه و نیز آیا موظّف است تحقیق کند که مالیات گمرکی این جنس پرداخت شده یا خیر؟
جواب: بر فروشنده، تحقیق لازم نیست و مجاز در خرید و فروش است؛ مگر آن که از طرف دولت اسلامی ممنوع اعلام شود.

{P. همان، ص۴۸، س134. P}

سؤال: اجناسی که به طرز قاچاق از خارج وارد می‌شود و در بازار به فروش می‌رسد، آیا خرید این قبیل اجناس (پوشیدنی، تزئیناتی و غیره)، ازنظر شرع اشکال دارد یا نه؟
جواب: اگر دولت اسلامی مقرراتی در آن دارد، باید مراعات شود و اگر مزاحمتی ندارد، خرید و فروش در بازار مانع ندارد.

{P. همان، ص۴۵، س126. P}



۹


۹. مالیات و عوارض
سؤال: حضرت‌عالی فرموده بودید که کلیه قوانین غیراسلامی گذشته لغو است؛ بنابراین، دریافت عوارض توسط شهرداری‌ها که کماکان عمل می‌شود، چه صورت دارد؟
جواب: مراعات مقررات دولت اسلامی، لازم است.

{P. همان، ج۳، ص۴۹۴، س34. P}

سؤال: اکثر شرکت‌ها و تجّار بازار، در رژیم منفور سابق به‌وسیله افرادی حساب بازمی‌کردند و دفاتر غیرقانونی و غیرشرعی خود را در لباس قانون و شرع ارائه می‌دادند تا بتوانند مالیات کمتری بپردازند (و یا اصلاً هیچ نوع مالیاتی به دولت ندهند) که البته به لحاظ شرعی مدعی بودند که چون رژیم طاغوتی است، نباید تقویت شود؛ ولی متأسفانه اکنون که دولت اسلامی شده، باز این روش توسط بعضی اجرا می‌گردد. با توجّه به این که این عمل در حال حاضر حرام و خلاف قانون است و باید واقعیت ثبت شود و حق دولت پرداخت گردد، استدعا دارد حکم شرعی را بیان فرمایید.
جواب: مراعات قوانین و مقررات دولت اسلامی، لازم است و ارائه عمل غیرقانونی و غیرشرعی، در لباس قانون و شرع، جایز نیست.

{P. همان، ص۵۴۱، س168. P}



۱۰


۱۰. انفال و اموال عمومی
سؤال: شغل ما دامداری است. ما چهارپایان خود را در یکی از جنگل‌ها می‌چرانیم و بیشتر از پنجاه‌سال است که به این کار مشغول هستیم؛ سندی نزد ما وجود دارد که دلالت می‌کند که ما از طریق ارث، مالک شرعی این جنگل هستیم. سند مزبور هم یک سند قانونی است و به علاوه، این جنگل‌ها، وقف امیرالمؤمنین و سیدالشهداء و ابوالفضل العباس‌علیه‌السلام است و دامداران، سالیانی است که در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند و خانه‌های مسکونی و زمین‌های زراعی و بستان دارند. اخیراً جنگل‌بانان تصمیم گرفته‌اند ما را از آن اخراج نموده، بر آن مسلّط شوند؛ آیا آنان حق اخراج ما را از این جنگل دارند؟
جواب: از آن‌جایی که شرعاً صحت وقف متوقف بر سابقه ملکیت شرعی است، همان‌گونه که از طریق ارث هم متوقف بر مالکیت شرعی مورّث است، لذا جنگل‌ها و چراگاه‌های طبیعی که تابه‌حال ملک کسی نبوده است و هیچ‌گونه سابقه احیا و آبادکردن در آنها وجود ندارد، ملک اختصاصی کسی محسوب نمی‌شود تا وقفیت آن صحیح باشد یا از طریق ارث انتقال باید. به‌هرحال، هر مقدار از جنگل که به‌صورت مزرعه یا مسکن و مانند آن احیا شده و ملک شرعی گردیده، اگر وقف باشد، حق تصرف در آن با متولی شرعی آن است و اگر وقف نباشد، حق تصرف در آن با مالک آن است واما آن مقدار از جنگل و مراتع که به‌صورت جنگل طبیعی یا مرتع طبیعی باقی‌مانده است، از انفال و اموال عمومی است و اختیار آن براساس مقررات قانونی، با دولت اسلامی است.

{P. آیةاللَّه خامنه‌ای، رساله اجوبةالاستفتائات، س1925. P}




منابع

. اجوبةالاستفتائات، حضرت آیةاللَّه سید علی خامنه‌ای، انتشارات بین‌المللی الهدی.
. استفتائات، امام خمینی‌قدس سره.
. اصول کافی.
. بحارالانوار.
. تفسیر نورالثقلین.
. جامع‌الاخبار.
. در پی حق، مهندس مجتبی نوراهان.
. روزنامه جمهوری اسلامی، مورخ۸۲/۵/۲۰، ش6983.
. صحیفه امام.
. صحیفه نور.
. عوالی‌اللئالی.
. مجله آشنا، شماره۱۳۶، 1385.
. مجله حوزه، ش۷، سال‌دوم.
. مجله مبلغان، شماره۵۲، فروردین1383.
. مجمع‌الفوائد و البرهان.
. مستدرک.
. نهج‌البلاغه.
. نهج‌الفصاحه.
. وسائل‌الشیعه.
. وصیت‌نامه امام خمینی‌رحمة الله.
. هفته‌نامه بصر، نشریه داخلی مدارس حوزه‌های علمیه، ۱۳۸۵، سال۱۳، شماره20.

پانویس

  1. نهج‌الفصاحه، ج1، ص226.
  2. وصیت‌نامه امام خمینی‌رحمة الله.
  3. دیدار با مدیران مجموعه انصار، مجله آشنا، شماره136، 1385، ص9-8.
  4. همان.
  5. همان.
  6. همان.
  7. همان.
  8. همان.
  9. همان.
  10. بحارالانوار، ج74، ص315، روايت72.
  11. سوره توبه، آيه128.
  12. صحيفه امام، ج20، ص342.
  13. صحيفه نور، بيست‌ونهم اسفند 1347، خطاب به آقاى سيد محمد رضا سعيدى (نجف).
  14. همان، ج16، ص412.
  15. همان، ج7، ص333.
  16. همان، ج13، ص354.
  17. مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردين1383.
  18. روزنامه جمهورى اسلامى، مورخ 82/5/20، ش6983.
  19. صحيفه امام، ج16، ص23.
  20. بحارالانوار، ج74، ص318، روايت80.
  21. نهج‌البلاغه، نامه53.
  22. جامع‌الاخبار، فصل41، حديث24.
  23. نورالثقلين، ج5، ص589، حديث30.
  24. بحارالانوار، ج74، ص313.
  25. همان، ج73، ص285.
  26. بيست‌وسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شيخ انصارى، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحيفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علميه.
  27. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76.
  28. همان، ج75، ص176.
  29. صحيفه نور، ج7، ص237.
  30. بحارالانوار، ج74، ص82.
  31. سوره توبه، آيه128.
  32. صحيفه نور، ج7، ص511.
  33. صحيفه نور، ج7، ص132.
  34. مجله حوزه، ش7، سال‌دوم، ص82.
  35. نهج‌البلاغه فيض، نامه45، ص970.
  36. مجمع‌الفوائد و البرهان، ج2، ص965.
  37. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله.
  38. صحيفه نور، ج14، ص169.
  39. نهج‌البلاغه، نامه53.
  40. صحيفه نور، ج17، ص79.
  41. مورخ، 82/8/11.
  42. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76.
  43. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله.
  44. بحارالانوار، ج74، ص315، روايت72.
  45. سوره توبه، آيه128.
  46. صحيفه امام، ج20، ص342.
  47. صحيفه نور، بيست‌ونهم اسفند 1347، خطاب به آقاى سيد محمد رضا سعيدى (نجف).
  48. همان، ج16، ص412.
  49. همان، ج7، ص333.
  50. همان، ج13، ص354.
  51. مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردين1383.
  52. روزنامه جمهورى اسلامى، مورخ 82/5/20، ش6983.
  53. صحيفه امام، ج16، ص23.
  54. بحارالانوار، ج74، ص318، روايت80.
  55. نهج‌البلاغه، نامه53.
  56. جامع‌الاخبار، فصل41، حديث24.
  57. نورالثقلين، ج5، ص589، حديث30.
  58. بحارالانوار، ج74، ص313.
  59. همان، ج73، ص285.
  60. بيست‌وسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شيخ انصارى، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحيفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علميه.
  61. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76.
  62. همان، ج75، ص176.
  63. صحيفه نور، ج7، ص237.
  64. بحارالانوار، ج74، ص82.
  65. سوره توبه، آيه128.
  66. صحيفه نور، ج7، ص511.
  67. صحيفه نور، ج7، ص132.
  68. مجله حوزه، ش7، سال‌دوم، ص82.
  69. نهج‌البلاغه فيض، نامه45، ص970.
  70. مجمع‌الفوائد و البرهان، ج2، ص965.
  71. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله.
  72. صحيفه نور، ج14، ص169.
  73. نهج‌البلاغه، نامه53.
  74. صحيفه نور، ج17، ص79.
  75. مورخ، 82/8/11.
  76. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76.
  77. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله.
  78. صحيفه نور؛ بيست و نهم اسفند 1347، خطاب به آقاى سيد محمد رضا سعيدى (نجف).
  79. در نامه‌اى خطاب به آقاى محمدعلى گرامى، ۱۶ بهمن 1345.
  80. صحيفه نور، ج۹، ص42.
  81. همان، ص145.
  82. اصول كافى، ج۲، ص۱۹۵؛ وسائل‌الشيعه، ج۱۱، ص۵۷۸، حديث6.
  83. صحيفه نور، ج۶، ص443.
  84. عوالى‌اللئالى، ج۱، ص377.
  85. بحارالانوار، ج۳۴، ص110.
  86. صحيفه نور، ج۱، ص285.
  87. نهج‌البلاغه صبحى صالحى، خطبه216.
  88. صحيفه نور، ج۱۳، ص198.
  89. منيّت: خودخواهى.
  90. آيةاللَّه جوادى آملى، سخنرانى در حسينه شهرستان آمل، محرم1380.
  91. اصول كافى، ج۲، ص۱۹۸، حديث8.
  92. همان، ج۸، ص307.
  93. نهج‌البلاغه صبحى صالحى، خطبه216.
  94. صحيفه نور، ج۱۳، ص203.
  95. احكام دريافت هديه در ص۱۰۰ خواهد آمد.
  96. نهج‌البلاغه، خطبه224.
  97. نهج‌البلاغه فيض، ص1179.
  98. صحيفه نور، ج۱۹، ص۱۵۷؛ اين در شرايطى بود كه كار اجرايى بسيار دشوار و رعايت حدود شرعى دشوارتر بود. البته در همه زمان‌ها اين مسأله صادق است كه كار براى خدا سخت و اجر بزرگ هم دارد.
  99. مجله مبلغان، شماره۵۲، ص۲، فروردين1383.
  100. 82/1/1، عيد نوروز.
  101. نهج‌البلاغه، نامه53.
  102. مورخه 82/6/5.
  103. الزهد، ص۹، به نقل از كتاب«در پى حق«، مهندس مجتبى نوراهان، ص35.
  104. صحيفه نور، ج۱۱، ص517.
  105. همان، ج۱۹، ص55.
  106. سوره آل‌عمران، آيه164.
  107. صحيفه نور، ج۱۰، ص54.
  108. نهج‌البلاغه، خطبه34.
  109. امام خمینی، استفتائات، ج3، ص525، س128.
  110. همان، ج2، ص545، س61.
  111. همان، ج۳، ص۵۲۶، س130.
  112. همان، ص487.
  113. ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص479.
  114. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۲۷، س136.
  115. همان، ص249.
  116. همان، ص۵۲۶، س129.
  117. همان، ج۲، ص۲۸۴، س12.
  118. مستفاد از استفتائات جدید، ص6/2-314.
  119. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۹۹، س۵۱.
  120. همان، ص۵۲۹، س140.
  121. دیدار با مدیران مجموعه انصار، برگرفته از مجله آشنا، شماره۱۳۶، ۱۳۸۵، ص9-8.
  122. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص478.
  123. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۴۸۸، س17.
  124. ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص481.
  125. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص499.
  126. همان، ج۳، ص۴۸۶، س8.
  127. آیةاللَّه خامنه‌ای، اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۱، س1966.
  128. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص6-5.
  129. همان، ص514.
  130. همان، ج۳، ص499.
  131. همان، ج۲، ص283.
  132. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۰، س1965.
  133. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص۵۱۶، س95.
  134. همان، ص478.
  135. همان، ص519.
  136. همان، ص487.
  137. آیةاللَّه خامنه‌ای، ترجمه اجوبةالاستفتائات، ص۴۸۲، س197.
  138. امام خمینی، استفتائات، ج۳، ص501.
  139. همان، ص502.