کتابخانه:احکام و آداب مدیریت و کارمندی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(مقدمه)
(بخش اول: بایسته‌ها و آسیب‌های اخلاقی مدیریت و کارمندی: اصلاح فاصلهٔ مجازی)
سطر ۶۳: سطر ۶۳:
  
 
== بخش اول:  بایسته‌ها و آسیب‌های اخلاقی مدیریت و کارمندی ==
 
== بخش اول:  بایسته‌ها و آسیب‌های اخلاقی مدیریت و کارمندی ==
 +
=== بايسته‌هاى اخلاقى مديريت و كارمندى ===
 +
==== توجه به ارزش خدمتگزارى ====
 +
قال رَسول اللَّهُ‌صلى الله وعليه وآله:<br/>
 +
مَنْ سَعَى فِى حَاجَةِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَيلَهُ<ref>بحارالانوار، ج74، ص315، روايت72.</ref>.<br/>
 +
پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله فرمودند: كسى كه در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نمايد، مانند كسى است كه نه‌هزار سال خدا را عبادت كرده، در حالى كه روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت بوده است.<br/>
 +
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:<br/>
 +
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»<ref>سوره توبه، آيه128.</ref>.<br/>
 +
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».<br />
 +
در روايات مشهور وارد شده كه انسان‌ها عائله خداوند هستند، كسى كه به عائله خداوند خدمت كند، به خداوند خدمت كرده است. مدير نمى‌تواند خدمتگزار باشد، مگر اين كه خود را در محضر خداى متعال ببيند و خود را مسئول پاسخگويى به مردم بداند، زيرا مديريت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصى. كلمات آن پير خدمتگزار چقدر زيباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق مى‌داند، آن‌جا كه مى‌فرمايند:<br/>
 +
«وظيفه ما و همه دست‌اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى و مشكلات آنان شريك باشيم. گمان نمى‌كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد»<ref>صحيفه امام، ج20، ص342.</ref>.<br />
 +
«ما نبايد در اداى وظيفه منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق‌تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين نتيجه است»<ref>صحيفه نور، بيست‌ونهم اسفند 1347، خطاب به آقاى سيد محمد رضا سعيدى (نجف).</ref>.<br/>
 +
باز مى‌فرمايد:<br/>
 +
«بايد تمام امورى كه انجام مى‌دهيد متوجّه باشيد كه در محضر خداست و مسئوليت داريد. مسئوليت اينجا هم دارند لكن آن مهمش مسئوليت الهى است. -يا فرض بفرمائيد- كه هريك از اين ادارات دولتى كه هست، مى‌خواهند خدمت كنند به مردم...، از آن كسى كه دم‌در هست، پيش‌خدمت هست، تا آنجايى كه جاى رئيس هست، بايد توجّه داشته باشند كه همه خدمتگزار اين مردم هستند، همه اجير اين مردم هستند، اجرت از اينها دارند مى‌گيرند، براى خدمت و بايد با مردم رفتارشان انسانى، اسلامى باشد»<ref>همان، ج16، ص412.</ref>.<br />
 +
«شما هيچ توقّعى نداريد، شما همان خدمتگزار براى اسلام بوديد، حالا هم هستيد. هيچ‌كدام توقّع نداريد به اينكه چه بشويد و چه بشويد. خدمت را شما كرديد و بعد هم شما مى‌كنيد»<ref>همان، ج7، ص333.</ref>.<br />
 +
«خدمتگزار حق باشيم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف كنيم»<ref>همان، ج13، ص354.</ref>.<br />
 +
ارزش خدمتگزارى در اسلام تا آن اندازه است كه مقام معظم رهبرى اعتبار و آبروى خدمتگزار را به‌خاطر خدمتگزارى به مردم مى‌داند و مى‌فرمايند:<br/>
 +
«در نظام اسلامى، ما مسئولان خدمتگزار و نوكر مردم هستيم و اعتبار و آبروى خود را از خدمتگزارى به مردم كسب مى‌كنيم».
 +
{P. مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردين1383. P}
 +
پس مديرى دردبخور مردم است كه قدر و ارزش مديريت را بداند.<br/>
 +
انسان‌ها سرمايه‌هاى اصلى سازمان‌ها در دنيا هستند، بهترين مديران، كسانى هستند كه به بهترين‌وجه آنان را بسيج نموده و در جهت اهداف خود بكاربگيرند.<br/>
 +
2. اعتقاد به«ولى‌نعمت‌بودن مردم«
 +
مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:<br/>
 +
«تمام كسانى كه در دستگاه‌هاى دولتى به‌كار اشتغال دارند، چه در سطح مديريت‌ها و چه در سطح كارشناسان و يا كارمندان عادى دولت، اجير دولت محسوب مى‌شوند و دولت نيز از بودجه عمومى كه متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت مى‌كند و در حقيقت تمامى آنها اجيران مردم به‌شمار مى‌روند و چنين كسى بايد تمام همّت و تلاشش مصروف به كسب رضايت كسى كه او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است كه نسبت به او فخرفروشى و تندخويى كند و بايد در همان حال خود را خدمت‌گزار مردم بداند،«در روايات وارد شده كه والى و حاكم اسلامى در همه سطوح (وزير، استاندار، بالاتر و پايين‌تر، همه، مشمولان اين جمله هستند) با مردم بايد مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد كه فرزندتان از بيمارى سرما، گرما، گرسنگى، تحقير، اهانت و غربت، رنج مى‌كشد، چه حالى پيدا مى‌كنيد؟ مى‌توانيد تحمّل كنيد؟ در سطح كشور نسبت به هركس چنين اتّفاقى بيفتد، تا آن‌جا كه شما علم و اطلاع داريد، بايد همين احساس را داشته باشيد، نبايد آرام و قرار داشته باشيد. نهضت خدمت رسانى يعنى اين».
 +
{P. روزنامه جمهورى اسلامى، مورخ 82/5/20، ش6983. P}
 +
شهيد رجايى مى‌گويند:<br/>
 +
«من مسئول هستم كه نامه‌هاى مردم را بخوانم و جواب دهم زيرا اميد آنها به نامه‌هايشان است».
 +
تا مديرى مردم را دوست نداشته باشد نمى‌تواند به آنان خدمت كند، به همين دليل خدمت‌كردن شوق مى‌خواهد و اين عشق است كه تحمّل سختى‌ها را آسان مى‌كند.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله:<br/>
 +
«شمايى كه مى‌خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مى‌خواهد خدمت به اين مردم بكند رئيس‌جمهور و امثال اينها كه مى‌خواهند خدمت به اين مردم بكنند، توجّه بكنند كه خدمتگزارند. در دل خودشان اين مطلب را ايمان بياورند به آن كه، ما خدمت مى‌خواهيم به اين مردم بكنيم... الآن هم اينهايى كه جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مى‌كنند و آنهايى كه در بين شهرها و در بين روستاها، حفظ مى‌كنند شما و مردم را، همين طبقه هستند. اين طبقه‌اند كه به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همين‌ها بودند كه هيچ توقّعى هم ندارند و هيچ‌وقت هم نمى‌آيند توقّع كنند. شما بايد توجّه به اين معنا بكنيد كه ما را اينها آورده‌اند و وكيل كرده‌اند، آورده‌اند و وزير كرده‌اند، رئيس‌جمهور كرده‌اند؛ اينها ولى‌نعمت ما هستند و ما بايد ولى‌نعمت خودمان را قدردانى كنيم و خدمت كنيم».
 +
{P. صحيفه امام، ج16، ص23. P}
 +
3. توفيق خدمتگزارى، نعمت الهى
 +
امام حسين‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:<br/>
 +
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَيكُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم؛
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص318، روايت80. P}
 +
نيازهاى مردم به شما از نعمت‌هاى الهى براى شما است، پس، از اين نعمت‌ها خسته و ملول نشويد.<br/>
 +
امام على‌عليه‌السلام خطاب به مالك اشتر مى‌فرمايد:<br/>
 +
«از خدا بترس! از خدا بترس! به‌خاطر زيردستان كم درآمدى كه هيچ چاره‌اى براى تأمين زندگى ندارند، چه بيچارگان و چه دردمندان و زمين‌گيرشدگان، زيرا اين طبقه هم قناعت دارند و هم نيازمند هستند. براى رضاى خدا، آنچه خدا از حقّ خود درباره آنان به تو فرمان داده بجاى‌آور و سهمى از بيت‌المال را كه در اختيار تو هست، براى مصرف آنان منظور دار و بخشى از درآمد غلّاتى را كه از سرزمين‌هاى اسلامى جمع‌آورى مى‌شود، براى فرودستان و بيچارگان هر منطقه قرار بده زيرا آن فقير و ناتوانى كه در دورترين نقطه زندگى مى‌كند، همان حقّى را دارد كه نزديكترين آنان دارد؛ و تو مسئوليت رعايت حقوق هريك از آنان را برعهده گرفته‌اى».
 +
{P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}
 +
در روايت وارد است:<br/>
 +
هَدِيةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَى بَابِهِ؛
 +
{P. جامع‌الاخبار، فصل41، حديث24. P}
 +
هديه خدا به مؤمن آن است كه شخص سائلى به در خانه او آيد.<br/>
 +
امام باقرعليه‌السلام:<br/>
 +
لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِى الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِى مَا فِى الْعَطِيةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً.<br/>
 +
{P. نورالثقلين، ج5، ص589، حديث30. P}
 +
اگر درخواست‌كننده مى‌دانست در تقاضا، چه ذلّت و خوارى هست، هرگز كسى از ديگرى درخواست نمى‌كرد، و اگر عطاكننده مى‌دانست چه ثوابى در انتظار اوست تقاضاى كسى را رد نمى‌كرد.<br/>
 +
امام كاظم‌عليه‌السلام فرمود:<br/>
 +
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِى حاجَةٍ فَانَّما هِىَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَصَلَهُ بِوِلَايَتِنَا وَ هِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.<br/>
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص313. P}
 +
وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى‌كند، اين عرضه نعمتى است از جانب خداوند كه به‌سوى او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نياز او را برطرف نمايد، اين كار، او را به ولايت ما مى‌رساند و او به ولايت خدا متّصل مى‌شود.<br/>
 +
و باز در روايتى از امام صادق‌عليه‌السلام وارد است كه:<br/>
 +
«برآوردن حاجت مؤمن فضيلتش بيشتر از هزاربار حجّى است كه تمام مناسك آن قبول شده باشد و آزادكردن يك بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا به‌همراه زين و لجام آن».
 +
{P. همان، ج73، ص285. P}
 +
امام خمينى‌رحمة الله يكى از دعاهايى كه بارها تكرار مى‌كردند اين بود كه توفيق خدمتگزارى را از خدا طلب مى‌كردند.<br/>
 +
«خداوندا! زيان ما را از لغو نگهدار، دل‌هاى ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غير خودت منصرف بفرما، اخلاق نيك را در ما پابرجا كن، ما را در پناه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از هر بدى نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمين خدمتگزار قرار بده».
 +
{P. بيست‌وسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شيخ انصارى، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحيفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علميه. P}
 +
4. مردم را از خودى دانستن و در خدمتگزارى به آنان شتاب‌كردن
 +
اشخاص، در برابر مسائلى كه به آنان رجوع مى‌دهند سه‌نوع واكنش نشان مى‌دهند: مسائل را قبول نمى‌كنند (وجود آن را انكار مى‌كنند)، قبول مى‌كنند و آنها را تحمّل مى‌كنند، قبول مى‌كنند و سعى مى‌كنند كه آن را حل نمايند. مديران خدمتگزار از گروه سوم هستند.<br/>
 +
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:<br/>
 +
«نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم؛ از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود».
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}
 +
قال الصادق‌عليه‌السلام:<br/>
 +
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِىٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَك فِى وَجهِهِ، فَإن كَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلى قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ يَكنْ عِندَهُ تَكَلَّفَ مِن عِندِ غَيْرِه حتَّى يَقْضيهَا لَهُ، فَإذا كانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ:<br/>
 +
{P. همان، ج75، ص176. P}
 +
به خدا و محمدصلى الله وعليه وآله و على‌عليه‌السلام ايمان نياورده است، كسى كه هنگام نياز برادر مؤمنش با خوشرويى با او برخورد نكند؛ اگر توان دارد احتياج او را شخصاً برطرف نمايد، و اگر قادر نيست با كمك ديگرى مشكل او را حل كند اگر نسبت به تقاضاى برادر مؤمن بى‌تفاوت باشد و به درخواست او عمل نكند، پس بين ما و او ولايتى نخواهد بود.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله:<br/>
 +
«وقتى با مردم به محبّت رفتار كنيد، مردم را از خودتان بدانيد، ما (بايد) خدمتگزار همه باشيم، دولت خدمتگزار همه باشد. اين وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است».
 +
{P. صحيفه نور، ج7، ص237. P}
 +
اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام فرموده‌اند:«رواساختن حاجت جز با سه چيز راست نيايد (كامل نشود): 1.كوچك‌شمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نمايد؛ 2.پوشيدن آن تا (هنگام پاداش) آشكار گردد؛ 3.شتاب‌كردن در آن تا (براى خواهنده) گوارا شود«
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص82. P}
 +
اگر مديرى يا كارمندى مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند يك خانواده نداند، نمى‌تواند به آنان خدمت نمايد، زيرا خدمتگزارى فقط با محبّت و عشق به مردم شيرين مى‌شود. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد نمى‌تواند خدمتگزار باشد و براى خود در محضر خداى متعال شرمندگى بوجود مى‌آورد. بحمدللَّه امروزه مديران و كارمندان جمهورى اسلامى با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزارى به مردم و آبادانى كشور هستند خداوند همه را تأييد فرمايد.<br/>
 +
5. مقام بالاتر، خدمتگزارى بيشتر
 +
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:<br/>
 +
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ«.<br/>
 +
{P. سوره توبه، آيه128. P}
 +
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».
 +
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:<br/>
 +
«گمان نكنيد كه شما صاحب مقام و منصب هستيد بايد به مردم فشار بياوريد، هرچه صاحب منصب ارشد باشد بايد بيشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند كه هرچه درجه او بالا مى‌رود با مردم متواضعتر مى‌شود».
 +
{P. صحيفه نور، ج7، ص511. P}
 +
پست و مقام از امورى است كه اگر تقواى بالايى در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام مى‌شود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همين دليل ريشه ظلم به خود و ديگران در اثر عدم تهذيب نفس و از طرفى وجود قدرت در اختيار نفس اماره است. در روايات، دشمن‌ترين دشمنان را براى انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. براى جلوگيرى از طغيان نفس اماره كه منصب و{P.P}
 +
مقام و قدرت را در اختيار دارد، ذليل‌كردن نفس اماره، اوّلين گام است. امام خمينى‌رحمة الله جملات رسا و زيبايى نسبت به خود دارد:<br/>
 +
«شما احتمال اين را بدهيد كه اگر به من بگوييد خدمتگزار، بهتر از اين است كه بگوييد رهبر، رهبرى مطرح نيست، خدمتگزارى مطرح است. اسلام ما را موظّف كرده كه خدمت بكنيم».
 +
{P. صحيفه نور، ج7، ص132. P}
 +
6. مقدم‌داشتن ديگران بر خود
 +
مدير خدمتگزار، مردم را بيش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فداى مردم مى‌كند، زيرا ارزش باغ را به گل‌هاى آن مى‌داند.<br/>
 +
محدث نورى‌رحمة الله:<br/>
 +
«امّا در بين فرائض و سنن، كمتر عملى داريم كه در فضيلت و ثواب به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام برسد، با وجود اين مسأله، در اخبار ديده‌ام كه ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زيارت حضرت سيدالشهداءعليه‌السلام است».
 +
{P. مجله حوزه، ش7، سال‌دوم، ص82. P}
 +
نخستين علامت خدمتگزارى اين است كه اوّل به ديگران فكر كند بعد به خود، حتى بالاتر اينكه، خدمتگزار بايد از نياز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نيازهايشان را از او طلب كنند.<br/>
 +
قال على‌عليه‌السلام:<br/>
 +
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ اِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَكِنْ هَيْهَات أَنْ يُغْلِبَنِى هَوَاىَ وَ يَغُودَنِى جَشَعِى اِلَى تَخَيُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْيَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...!<br/>
 +
{P. نهج‌البلاغه فيض، نامه45، ص970. P}
 +
اگر مى‌خواستم، به آسانى به عسل صاف و مغز گندم و يافته‌هاى ابريشمى دست مى‌يافتم؛ ولى هيهات كه هواى نفس بتواند بر من غلبه كند و حرص شديد مرا به تهيه بهترين خوراكى‌ها بكشاند؛ در حالى كه شايد در سرزمين پهناور حجاز و يمامه كسى باشد كه اميدى به پيداكردن قرص نانى داشته باشد و يا هرگز شكمى از غذا سير نخورده باشد؛ آيا من با شكم پر شب را به صبح براسنم در حالى كه پيرامونم شكم‌هايى از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهايى سوخته وجود داشته باشد... آيا من درباره خويشتن به همين بسنده كنم كه اميرمؤمنانم بنامند بى‌آنكه در ناگوارى‌هاى روزگار با مردم شريك باشم! و در سختى‌هاى زندگى، اسوه آنان نباشم؟<br/>
 +
نخستين نشانه خدمتگزارى اين است كه به ديگران فكر كند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل كند، نياز آنان را تشخيص داده و خود را در اختيار آنان قرار دهد. خدمت به ديگران را ازروى ناچارى انجام ندهد يا بگذارد در زمان بحران خدمت كند، انگيزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هيچ انتظارى خدمت كند.<br/>
 +
7. خودسازى و خدمت به مردم
 +
مقدس اردبيلى‌رحمة الله:<br/>
 +
«برطرف‌كردن حاجت مؤمن بدون ترديد از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتى از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زيرا در احاديث آمده: خدمت‌رسانى به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است».
 +
{P. مجمع‌الفوائد و البرهان، ج2، ص965. P}
 +
امام خمينى‌رحمة الله در اين زمينه مى‌فرمايد:<br/>
 +
«مجهز كنيد خودتان را براى تحمّل ناملايمات و سختى‌ها در راه خداى متعال، ممكن است خداى نخواسته روزهاى سختى پيش آيد كه اگر هم اكنون خود را مهيا نكنيد، تحمّلش بسيار سخت و ناگوار باشد. كوشش كنيد حبّ دنيا و شهرت و جاه را سركوب كنيد كه اين خطر در ايّام پيرى، بزرگترين مصائب است».
 +
{P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P}
 +
«اگر بخواهيد خدمتگزار اسلام باشيد، خدمتگزار ملت اسلامى باشيد و اسير در دست ابرقدرت‌ها و آنها كه پيوند با ابرقدرت‌ها دارند نباشيد، بايد دانشگاه و فيضيه و همه آنها كه مربوط به دانشگاه‌اند و همه آنها كه مربوط به فيضيه هستند، در رأس برنامه‌هاى تحصيلى‌شان برنامه اخلاقى و برنامه‌هاى تهذيبى باشد، تا امثال مرحوم مطهرى‌رحمة الله را به جامعه تقديم كند، و اگر خداى نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل اين افراد را به جامعه مى‌فرستد و اينها جامعه را به فساد مى‌كشند و مردم را به اسارت».
 +
{P. صحيفه نور، ج14، ص169. P}
 +
8. خوشرفتارى با مردم
 +
قال على‌عليه‌السلام:<br/>
 +
وَاشْعِرْ قَلبَك الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبْعَاً ضَارِياً تَغْتَنِمْ أَكْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ.<br/>
 +
{P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}
 +
اى مالك؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حيوان درنده باشى كه خوردنشان را غنيمت بشمارى؛ چراكه آنان دو دسته‌اند يا برادر دينى تو هستند و يا در آفرينش مانند تو هستند.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله:<br/>
 +
«مبادا يك وقتى در ضمن اينكه شما خدمت مى‌كنيد، يك درشتى‌اى باشد كه خدمت شما را در خودش محو كند، بايد اخلاق اسلامى، آداب اسلامى درست مراعات شود، همان‌طورى كه شيوه ائمه ما و اولياى خدا و انبياى خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مى‌ديدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانى، با رفتار الهى، رفتار مى‌كردند و كارهايى را كه بايد انجام بدهند، با همين حسن رفتار انجام مى‌دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پيغمبر و شيعه همان اميرالمؤمنين هستيد و شيوه‌هاى شما بايد همانطور باشد».
 +
{P. صحيفه نور، ج17، ص79. P}
 +
مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:<br/>
 +
«مسئولان با رفتار احترام‌آميز با مردم و خدمت به آنها فضاى شوق‌انگيزى را براى برگزارى انتخابات پرشور آماده كنند».
 +
{P. مورخ، 82/8/11. P}
 +
9. بهترين موقعيت خدمتگزارى
 +
بهترين زمان خدمتگزارى ازجهت خدمتگزار، ايّام جوانى است، زيرا قدرت انجام كار و نشاط بالاست، همچنين ساده‌تر و با زحمت كمترى مقدمات خدمتگزارى كه همان تهذيب نفس است حاصل مى‌شود. ازجهت خدمت‌شوندگان، زمان نيازمندى آنها، و از جهت نياز، مهمترين آنها است.<br/>
 +
جَعفَرُ بنُ محمَّدعليه‌السلام: اِنَّهُ لِيُعْرَضُ لِى صَاحِ‌بُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ يَسْتَغْنِى عَنْهَا صَاحِبُهَا.<br/>
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}
 +
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:<br/>
 +
نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:<br/>
 +
«چند روزى از عمر من باقى نيست... شما آقايان كه نعمت جوانى را واجد هستيد چيزى نمى‌گذرد كه به پيرى خواهيد رسيد، نگذاريد جوانى ازدست برود و كوشش كنيد در خدمت به خالق و خلق و جلب رضاى مولا -جلت قدرته- در جوانى تهذيب نفس بسيار اسهل است و از ايّام پيرى و ضعف كه قدرت ازدست مى‌رود و ريشه اخلاق فاسده، كه اصلش از حبّ دنيا و نفس است، استحكام پيدا مى‌كند، تصفيه و تهذيب بسيار مشكل مى‌شود.<br/>
 +
{P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P}
 +
اگر اين نفس ستمگر بگذارد كه انسان لذّت خدمتگزارى را بچشد از خدمتگزارى كوتاهى نمى‌كند، چون تزكيه نيست از اين لذّت دور است.<br/>
 +
 +
 +
 +
 +
2
 +
 +
 +
2. توجه به نتايج خدمتگزارى
 +
 +
 +
 +
 +
 +
1
 +
 +
 +
1. بايسته‌هاى اخلاقى مديريت و كارمندى
 +
1. توجه به ارزش خدمتگزارى
 +
قال رَسول اللَّهُ‌صلى الله وعليه وآله:<br/>
 +
مَنْ سَعَى فِى حَاجَةِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَيلَهُ.<br/>
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص315، روايت72. P}
 +
پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله فرمودند: كسى كه در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نمايد، مانند كسى است كه نه‌هزار سال خدا را عبادت كرده، در حالى كه روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت بوده است.<br/>
 +
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:<br/>
 +
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ«.<br/>
 +
{P. سوره توبه، آيه128. P}
 +
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».
 +
در روايات مشهور وارد شده كه انسان‌ها عائله خداوند هستند، كسى كه به عائله خداوند خدمت كند، به خداوند خدمت كرده است. مدير نمى‌تواند خدمتگزار باشد، مگر اين كه خود را در محضر خداى متعال ببيند و خود را مسئول پاسخگويى به مردم بداند، زيرا مديريت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصى. كلمات آن پير خدمتگزار چقدر زيباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق مى‌داند، آن‌جا كه مى‌فرمايند:<br/>
 +
«وظيفه ما و همه دست‌اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى و مشكلات آنان شريك باشيم. گمان نمى‌كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد«
 +
{P. صحيفه امام، ج20، ص342. P}
 +
«ما نبايد در اداى وظيفه منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق‌تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين نتيجه است«.<br/>
 +
{P. صحيفه نور، بيست‌ونهم اسفند 1347، خطاب به آقاى سيد محمد رضا سعيدى (نجف). P}
 +
باز مى‌فرمايد:<br/>
 +
«بايد تمام امورى كه انجام مى‌دهيد متوجّه باشيد كه در محضر خداست و مسئوليت داريد. مسئوليت اينجا هم دارند لكن آن مهمش مسئوليت الهى است. -يا فرض بفرمائيد- كه هريك از اين ادارات دولتى كه هست، مى‌خواهند خدمت كنند به مردم...، از آن كسى كه دم‌در هست، پيش‌خدمت هست، تا آنجايى كه جاى رئيس هست، بايد توجّه داشته باشند كه همه خدمتگزار اين مردم هستند، همه اجير اين مردم هستند، اجرت از اينها دارند مى‌گيرند، براى خدمت و بايد با مردم رفتارشان انسانى، اسلامى باشد».
 +
{P. همان، ج16، ص412. P}
 +
«شما هيچ توقّعى نداريد، شما همان خدمتگزار براى اسلام بوديد، حالا هم هستيد. هيچ‌كدام توقّع نداريد به اينكه چه بشويد و چه بشويد. خدمت را شما كرديد و بعد هم شما مى‌كنيد».
 +
{P. همان، ج7، ص333. P}
 +
«خدمتگزار حق باشيم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف كنيم».
 +
{P. همان، ج13، ص354. P}
 +
ارزش خدمتگزارى در اسلام تا آن اندازه است كه مقام معظم رهبرى اعتبار و آبروى خدمتگزار را به‌خاطر خدمتگزارى به مردم مى‌داند و مى‌فرمايند:<br/>
 +
«در نظام اسلامى، ما مسئولان خدمتگزار و نوكر مردم هستيم و اعتبار و آبروى خود را از خدمتگزارى به مردم كسب مى‌كنيم».
 +
{P. مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردين1383. P}
 +
پس مديرى دردبخور مردم است كه قدر و ارزش مديريت را بداند.<br/>
 +
انسان‌ها سرمايه‌هاى اصلى سازمان‌ها در دنيا هستند، بهترين مديران، كسانى هستند كه به بهترين‌وجه آنان را بسيج نموده و در جهت اهداف خود بكاربگيرند.<br/>
 +
2. اعتقاد به«ولى‌نعمت‌بودن مردم«
 +
مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:<br/>
 +
«تمام كسانى كه در دستگاه‌هاى دولتى به‌كار اشتغال دارند، چه در سطح مديريت‌ها و چه در سطح كارشناسان و يا كارمندان عادى دولت، اجير دولت محسوب مى‌شوند و دولت نيز از بودجه عمومى كه متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت مى‌كند و در حقيقت تمامى آنها اجيران مردم به‌شمار مى‌روند و چنين كسى بايد تمام همّت و تلاشش مصروف به كسب رضايت كسى كه او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است كه نسبت به او فخرفروشى و تندخويى كند و بايد در همان حال خود را خدمت‌گزار مردم بداند،«در روايات وارد شده كه والى و حاكم اسلامى در همه سطوح (وزير، استاندار، بالاتر و پايين‌تر، همه، مشمولان اين جمله هستند) با مردم بايد مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد كه فرزندتان از بيمارى سرما، گرما، گرسنگى، تحقير، اهانت و غربت، رنج مى‌كشد، چه حالى پيدا مى‌كنيد؟ مى‌توانيد تحمّل كنيد؟ در سطح كشور نسبت به هركس چنين اتّفاقى بيفتد، تا آن‌جا كه شما علم و اطلاع داريد، بايد همين احساس را داشته باشيد، نبايد آرام و قرار داشته باشيد. نهضت خدمت رسانى يعنى اين».
 +
{P. روزنامه جمهورى اسلامى، مورخ 82/5/20، ش6983. P}
 +
شهيد رجايى مى‌گويند:<br/>
 +
«من مسئول هستم كه نامه‌هاى مردم را بخوانم و جواب دهم زيرا اميد آنها به نامه‌هايشان است».
 +
تا مديرى مردم را دوست نداشته باشد نمى‌تواند به آنان خدمت كند، به همين دليل خدمت‌كردن شوق مى‌خواهد و اين عشق است كه تحمّل سختى‌ها را آسان مى‌كند.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله:<br/>
 +
«شمايى كه مى‌خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مى‌خواهد خدمت به اين مردم بكند رئيس‌جمهور و امثال اينها كه مى‌خواهند خدمت به اين مردم بكنند، توجّه بكنند كه خدمتگزارند. در دل خودشان اين مطلب را ايمان بياورند به آن كه، ما خدمت مى‌خواهيم به اين مردم بكنيم... الآن هم اينهايى كه جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مى‌كنند و آنهايى كه در بين شهرها و در بين روستاها، حفظ مى‌كنند شما و مردم را، همين طبقه هستند. اين طبقه‌اند كه به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همين‌ها بودند كه هيچ توقّعى هم ندارند و هيچ‌وقت هم نمى‌آيند توقّع كنند. شما بايد توجّه به اين معنا بكنيد كه ما را اينها آورده‌اند و وكيل كرده‌اند، آورده‌اند و وزير كرده‌اند، رئيس‌جمهور كرده‌اند؛ اينها ولى‌نعمت ما هستند و ما بايد ولى‌نعمت خودمان را قدردانى كنيم و خدمت كنيم».
 +
{P. صحيفه امام، ج16، ص23. P}
 +
3. توفيق خدمتگزارى، نعمت الهى
 +
امام حسين‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:<br/>
 +
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَيكُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم؛
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص318، روايت80. P}
 +
نيازهاى مردم به شما از نعمت‌هاى الهى براى شما است، پس، از اين نعمت‌ها خسته و ملول نشويد.<br/>
 +
امام على‌عليه‌السلام خطاب به مالك اشتر مى‌فرمايد:<br/>
 +
«از خدا بترس! از خدا بترس! به‌خاطر زيردستان كم درآمدى كه هيچ چاره‌اى براى تأمين زندگى ندارند، چه بيچارگان و چه دردمندان و زمين‌گيرشدگان، زيرا اين طبقه هم قناعت دارند و هم نيازمند هستند. براى رضاى خدا، آنچه خدا از حقّ خود درباره آنان به تو فرمان داده بجاى‌آور و سهمى از بيت‌المال را كه در اختيار تو هست، براى مصرف آنان منظور دار و بخشى از درآمد غلّاتى را كه از سرزمين‌هاى اسلامى جمع‌آورى مى‌شود، براى فرودستان و بيچارگان هر منطقه قرار بده زيرا آن فقير و ناتوانى كه در دورترين نقطه زندگى مى‌كند، همان حقّى را دارد كه نزديكترين آنان دارد؛ و تو مسئوليت رعايت حقوق هريك از آنان را برعهده گرفته‌اى».
 +
{P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}
 +
در روايت وارد است:<br/>
 +
هَدِيةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَى بَابِهِ؛
 +
{P. جامع‌الاخبار، فصل41، حديث24. P}
 +
هديه خدا به مؤمن آن است كه شخص سائلى به در خانه او آيد.<br/>
 +
امام باقرعليه‌السلام:<br/>
 +
لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِى الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِى مَا فِى الْعَطِيةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً.<br/>
 +
{P. نورالثقلين، ج5، ص589، حديث30. P}
 +
اگر درخواست‌كننده مى‌دانست در تقاضا، چه ذلّت و خوارى هست، هرگز كسى از ديگرى درخواست نمى‌كرد، و اگر عطاكننده مى‌دانست چه ثوابى در انتظار اوست تقاضاى كسى را رد نمى‌كرد.<br/>
 +
امام كاظم‌عليه‌السلام فرمود:<br/>
 +
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِى حاجَةٍ فَانَّما هِىَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَصَلَهُ بِوِلَايَتِنَا وَ هِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.<br/>
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص313. P}
 +
وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى‌كند، اين عرضه نعمتى است از جانب خداوند كه به‌سوى او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نياز او را برطرف نمايد، اين كار، او را به ولايت ما مى‌رساند و او به ولايت خدا متّصل مى‌شود.<br/>
 +
و باز در روايتى از امام صادق‌عليه‌السلام وارد است كه:<br/>
 +
«برآوردن حاجت مؤمن فضيلتش بيشتر از هزاربار حجّى است كه تمام مناسك آن قبول شده باشد و آزادكردن يك بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا به‌همراه زين و لجام آن».
 +
{P. همان، ج73، ص285. P}
 +
امام خمينى‌رحمة الله يكى از دعاهايى كه بارها تكرار مى‌كردند اين بود كه توفيق خدمتگزارى را از خدا طلب مى‌كردند.<br/>
 +
«خداوندا! زيان ما را از لغو نگهدار، دل‌هاى ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غير خودت منصرف بفرما، اخلاق نيك را در ما پابرجا كن، ما را در پناه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از هر بدى نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمين خدمتگزار قرار بده».
 +
{P. بيست‌وسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شيخ انصارى، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحيفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علميه. P}
 +
4. مردم را از خودى دانستن و در خدمتگزارى به آنان شتاب‌كردن
 +
اشخاص، در برابر مسائلى كه به آنان رجوع مى‌دهند سه‌نوع واكنش نشان مى‌دهند: مسائل را قبول نمى‌كنند (وجود آن را انكار مى‌كنند)، قبول مى‌كنند و آنها را تحمّل مى‌كنند، قبول مى‌كنند و سعى مى‌كنند كه آن را حل نمايند. مديران خدمتگزار از گروه سوم هستند.<br/>
 +
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:<br/>
 +
«نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم؛ از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود».
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}
 +
قال الصادق‌عليه‌السلام:<br/>
 +
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِىٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَك فِى وَجهِهِ، فَإن كَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلى قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ يَكنْ عِندَهُ تَكَلَّفَ مِن عِندِ غَيْرِه حتَّى يَقْضيهَا لَهُ، فَإذا كانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ:<br/>
 +
{P. همان، ج75، ص176. P}
 +
به خدا و محمدصلى الله وعليه وآله و على‌عليه‌السلام ايمان نياورده است، كسى كه هنگام نياز برادر مؤمنش با خوشرويى با او برخورد نكند؛ اگر توان دارد احتياج او را شخصاً برطرف نمايد، و اگر قادر نيست با كمك ديگرى مشكل او را حل كند اگر نسبت به تقاضاى برادر مؤمن بى‌تفاوت باشد و به درخواست او عمل نكند، پس بين ما و او ولايتى نخواهد بود.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله:<br/>
 +
«وقتى با مردم به محبّت رفتار كنيد، مردم را از خودتان بدانيد، ما (بايد) خدمتگزار همه باشيم، دولت خدمتگزار همه باشد. اين وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است».
 +
{P. صحيفه نور، ج7، ص237. P}
 +
اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام فرموده‌اند:«رواساختن حاجت جز با سه چيز راست نيايد (كامل نشود): 1.كوچك‌شمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نمايد؛ 2.پوشيدن آن تا (هنگام پاداش) آشكار گردد؛ 3.شتاب‌كردن در آن تا (براى خواهنده) گوارا شود«
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص82. P}
 +
اگر مديرى يا كارمندى مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند يك خانواده نداند، نمى‌تواند به آنان خدمت نمايد، زيرا خدمتگزارى فقط با محبّت و عشق به مردم شيرين مى‌شود. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد نمى‌تواند خدمتگزار باشد و براى خود در محضر خداى متعال شرمندگى بوجود مى‌آورد. بحمدللَّه امروزه مديران و كارمندان جمهورى اسلامى با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزارى به مردم و آبادانى كشور هستند خداوند همه را تأييد فرمايد.<br/>
 +
5. مقام بالاتر، خدمتگزارى بيشتر
 +
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:<br/>
 +
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ«.<br/>
 +
{P. سوره توبه، آيه128. P}
 +
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».
 +
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:<br/>
 +
«گمان نكنيد كه شما صاحب مقام و منصب هستيد بايد به مردم فشار بياوريد، هرچه صاحب منصب ارشد باشد بايد بيشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند كه هرچه درجه او بالا مى‌رود با مردم متواضعتر مى‌شود».
 +
{P. صحيفه نور، ج7، ص511. P}
 +
پست و مقام از امورى است كه اگر تقواى بالايى در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام مى‌شود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همين دليل ريشه ظلم به خود و ديگران در اثر عدم تهذيب نفس و از طرفى وجود قدرت در اختيار نفس اماره است. در روايات، دشمن‌ترين دشمنان را براى انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. براى جلوگيرى از طغيان نفس اماره كه منصب و{P.P}
 +
مقام و قدرت را در اختيار دارد، ذليل‌كردن نفس اماره، اوّلين گام است. امام خمينى‌رحمة الله جملات رسا و زيبايى نسبت به خود دارد:<br/>
 +
«شما احتمال اين را بدهيد كه اگر به من بگوييد خدمتگزار، بهتر از اين است كه بگوييد رهبر، رهبرى مطرح نيست، خدمتگزارى مطرح است. اسلام ما را موظّف كرده كه خدمت بكنيم».
 +
{P. صحيفه نور، ج7، ص132. P}
 +
6. مقدم‌داشتن ديگران بر خود
 +
مدير خدمتگزار، مردم را بيش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فداى مردم مى‌كند، زيرا ارزش باغ را به گل‌هاى آن مى‌داند.<br/>
 +
محدث نورى‌رحمة الله:<br/>
 +
«امّا در بين فرائض و سنن، كمتر عملى داريم كه در فضيلت و ثواب به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام برسد، با وجود اين مسأله، در اخبار ديده‌ام كه ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زيارت حضرت سيدالشهداءعليه‌السلام است».
 +
{P. مجله حوزه، ش7، سال‌دوم، ص82. P}
 +
نخستين علامت خدمتگزارى اين است كه اوّل به ديگران فكر كند بعد به خود، حتى بالاتر اينكه، خدمتگزار بايد از نياز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نيازهايشان را از او طلب كنند.<br/>
 +
قال على‌عليه‌السلام:<br/>
 +
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ اِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَكِنْ هَيْهَات أَنْ يُغْلِبَنِى هَوَاىَ وَ يَغُودَنِى جَشَعِى اِلَى تَخَيُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْيَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...!<br/>
 +
{P. نهج‌البلاغه فيض، نامه45، ص970. P}
 +
اگر مى‌خواستم، به آسانى به عسل صاف و مغز گندم و يافته‌هاى ابريشمى دست مى‌يافتم؛ ولى هيهات كه هواى نفس بتواند بر من غلبه كند و حرص شديد مرا به تهيه بهترين خوراكى‌ها بكشاند؛ در حالى كه شايد در سرزمين پهناور حجاز و يمامه كسى باشد كه اميدى به پيداكردن قرص نانى داشته باشد و يا هرگز شكمى از غذا سير نخورده باشد؛ آيا من با شكم پر شب را به صبح براسنم در حالى كه پيرامونم شكم‌هايى از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهايى سوخته وجود داشته باشد... آيا من درباره خويشتن به همين بسنده كنم كه اميرمؤمنانم بنامند بى‌آنكه در ناگوارى‌هاى روزگار با مردم شريك باشم! و در سختى‌هاى زندگى، اسوه آنان نباشم؟<br/>
 +
نخستين نشانه خدمتگزارى اين است كه به ديگران فكر كند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل كند، نياز آنان را تشخيص داده و خود را در اختيار آنان قرار دهد. خدمت به ديگران را ازروى ناچارى انجام ندهد يا بگذارد در زمان بحران خدمت كند، انگيزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هيچ انتظارى خدمت كند.<br/>
 +
7. خودسازى و خدمت به مردم
 +
مقدس اردبيلى‌رحمة الله:<br/>
 +
«برطرف‌كردن حاجت مؤمن بدون ترديد از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتى از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زيرا در احاديث آمده: خدمت‌رسانى به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است».
 +
{P. مجمع‌الفوائد و البرهان، ج2، ص965. P}
 +
امام خمينى‌رحمة الله در اين زمينه مى‌فرمايد:<br/>
 +
«مجهز كنيد خودتان را براى تحمّل ناملايمات و سختى‌ها در راه خداى متعال، ممكن است خداى نخواسته روزهاى سختى پيش آيد كه اگر هم اكنون خود را مهيا نكنيد، تحمّلش بسيار سخت و ناگوار باشد. كوشش كنيد حبّ دنيا و شهرت و جاه را سركوب كنيد كه اين خطر در ايّام پيرى، بزرگترين مصائب است».
 +
{P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P}
 +
«اگر بخواهيد خدمتگزار اسلام باشيد، خدمتگزار ملت اسلامى باشيد و اسير در دست ابرقدرت‌ها و آنها كه پيوند با ابرقدرت‌ها دارند نباشيد، بايد دانشگاه و فيضيه و همه آنها كه مربوط به دانشگاه‌اند و همه آنها كه مربوط به فيضيه هستند، در رأس برنامه‌هاى تحصيلى‌شان برنامه اخلاقى و برنامه‌هاى تهذيبى باشد، تا امثال مرحوم مطهرى‌رحمة الله را به جامعه تقديم كند، و اگر خداى نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل اين افراد را به جامعه مى‌فرستد و اينها جامعه را به فساد مى‌كشند و مردم را به اسارت».
 +
{P. صحيفه نور، ج14، ص169. P}
 +
8. خوشرفتارى با مردم
 +
قال على‌عليه‌السلام:<br/>
 +
وَاشْعِرْ قَلبَك الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبْعَاً ضَارِياً تَغْتَنِمْ أَكْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ.<br/>
 +
{P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}
 +
اى مالك؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حيوان درنده باشى كه خوردنشان را غنيمت بشمارى؛ چراكه آنان دو دسته‌اند يا برادر دينى تو هستند و يا در آفرينش مانند تو هستند.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله:<br/>
 +
«مبادا يك وقتى در ضمن اينكه شما خدمت مى‌كنيد، يك درشتى‌اى باشد كه خدمت شما را در خودش محو كند، بايد اخلاق اسلامى، آداب اسلامى درست مراعات شود، همان‌طورى كه شيوه ائمه ما و اولياى خدا و انبياى خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مى‌ديدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانى، با رفتار الهى، رفتار مى‌كردند و كارهايى را كه بايد انجام بدهند، با همين حسن رفتار انجام مى‌دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پيغمبر و شيعه همان اميرالمؤمنين هستيد و شيوه‌هاى شما بايد همانطور باشد».
 +
{P. صحيفه نور، ج17، ص79. P}
 +
مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:<br/>
 +
«مسئولان با رفتار احترام‌آميز با مردم و خدمت به آنها فضاى شوق‌انگيزى را براى برگزارى انتخابات پرشور آماده كنند».
 +
{P. مورخ، 82/8/11. P}
 +
9. بهترين موقعيت خدمتگزارى
 +
بهترين زمان خدمتگزارى ازجهت خدمتگزار، ايّام جوانى است، زيرا قدرت انجام كار و نشاط بالاست، همچنين ساده‌تر و با زحمت كمترى مقدمات خدمتگزارى كه همان تهذيب نفس است حاصل مى‌شود. ازجهت خدمت‌شوندگان، زمان نيازمندى آنها، و از جهت نياز، مهمترين آنها است.<br/>
 +
جَعفَرُ بنُ محمَّدعليه‌السلام: اِنَّهُ لِيُعْرَضُ لِى صَاحِ‌بُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ يَسْتَغْنِى عَنْهَا صَاحِبُهَا.<br/>
 +
{P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}
 +
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:<br/>
 +
نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود.<br/>
 +
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:<br/>
 +
«چند روزى از عمر من باقى نيست... شما آقايان كه نعمت جوانى را واجد هستيد چيزى نمى‌گذرد كه به پيرى خواهيد رسيد، نگذاريد جوانى ازدست برود و كوشش كنيد در خدمت به خالق و خلق و جلب رضاى مولا -جلت قدرته- در جوانى تهذيب نفس بسيار اسهل است و از ايّام پيرى و ضعف كه قدرت ازدست مى‌رود و ريشه اخلاق فاسده، كه اصلش از حبّ دنيا و نفس است، استحكام پيدا مى‌كند، تصفيه و تهذيب بسيار مشكل مى‌شود.<br/>
 +
{P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P}
 +
اگر اين نفس ستمگر بگذارد كه انسان لذّت خدمتگزارى را بچشد از خدمتگزارى كوتاهى نمى‌كند، چون تزكيه نيست از اين لذّت دور است.<br/>
 +
 +
 +
 +
 +
2
 +
 +
 +
2. توجه به نتايج خدمتگزارى
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۵ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۳

احکام و آداب مدیریت و کارمندی
مشخصات کتاب
Modir.jpg
نویسنده محمدعلی بخشی
زبان فارسی
ناشر بهار دلها
محل انتشارات قم
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۱۶۳-۹۵-۸
دانلود PDF

سخن پژوهشکده

از نظر اسلام، همان‌گونه که دین راهنمای اندیشه، اخلاق و عبادت است، راهنمای تصمیمات و بایدها و نبایدها در قلمرو تولید، توزیع، مصرف، مدیریت و شیوه زندگی‌کردن و چگونه زیستن نیز هست. رفتار روزمره فردی و اجتماعی افراد، صدها حکم واجب و مستحب و شرایط حقوقی و اخلاقی دارد که دانستن آن در سلامت روابط اجتماعی و تکامل اخلاقی و معنوی انسان‌ها اثر می‌گذارد. همچنین صدها حرام و مکروه دارد که انجام آن فضای زندگی جمعی و اسلامی را آلوده می‌سازد و ابهام آن دلهره و تردید می‌آفریند.
آشنایی با احکام ویژه هر تصمیم و رفتار فردی و اجتماعی، برای همه مکلّفان که موظّف به گزینش، اقدام و عمل هستند ضروری و برای اهل مطالعه دانش اجتماعی و دینی مفید است.
طرح پژوهشی «فقه و زندگی» که با سفارش »ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر« و نظارت علمی حجج اسلام محمد حسین فلاح‌زاده و محمود مهدی‌پور شکل گرفته، پاسخی است به نیازهای بشر در عرصه‌های مختلف زندگی.
هدف از نگارش این مجموعه آن است که فقه را از تئوری به عمل نزدیک کند و آن را با مشاغل و رفتار روزانه افراد جامعه پیوند دهد؛ تا راه تأمین سعادت و تکامل معنوی را به مسلمانان و صاحبان خود بیاموزد.
اکنون به‌خاطر انتشار نوشتار دیگری از این مجموعه، خدای بزرگ را شکر کرده و امیدواریم که برای ادامه راه، همچنان از حمایت‌های مالی ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر بهره‌مند گردیم.
خواهشمند است هرگونه نقد و نظر تجربی و علمی خود را جهت تکمیل این مجموعه با ما درمیان بگذارید.

واللَّه ولی التوفیق
پژوهشکده امر به معروف
تلفن: 37734430 (025)
info@fmaroof.ir

مقدمه

رسول‌خداصلی الله وعلیه وآله فرمودند:
مَنْ قَضَی لِأخِیهِ الْمُسْلِمِ حَاجَةً کَانَ لَهُ مِنَ الاَجْرِ کَمَنْ خَدَمَ اللَّهَ عُمْرَهُ[۱].
هر کسی حاجت برادر مؤمن خود را برآورده سازد، پاداش او همانند کسی است که در تمام عمرش خدا را خدمت کرده است.
دین مبین اسلام، که احکام و دستوراتش همان فرامین خدای متعال است، برای انسان تعریفی ارائه کرده است که با دیگر مکاتب متفاوت است. این تعریف نشأت گرفته از حقیقت انسان و روحیّات اوست.
تا کرامت انسان برای خودش روشن نشود و تا مسیر و راهنما و هدف او روشن نشود، جهالت، انسان را به وادی هلاکت می‌کشاند. پس باید دست به دامن مکتب متعالی اسلام شد و راه روشن را از آن گرفت، زیرا در این دین راه و هدف و الگو را کسی مشخص کرده که او خود انسان را با تمام صفاتش خلق نموده و او را در مسیری روشن قرار داده است.
براساس آموزه‌های دین اسلام، مدیر و کارمند، خدمتگزار کسی است که انسان‌ها را در رسیدن به هدف و شناخت الگو و مسیر هدایت، و در استفاده بهتر از نعمت‌های خدادادی، کمک کند. در رأس این مدیران، انبیاء و اولیای الهی هستند.
ارزش هر مدیری به‌خاطر خدماتی است که ارائه می‌دهد، نه به‌خاطر امکاناتی که استفاده می‌کند. به همین دلیل باید مورد بازخواست قرار بگیرد. به وصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی در این زمینه توجّه کنیم که با جدّیتِ تمام قوا را در این زمینه مسئول می‌داند:
«به مجلس و دولت و دست‌اندرکاران توصیه می‌کنم که قدر این ملّت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم ما هستند و جمهوری اسلامی ره‌آورد آنان و با فداکاری‌های آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است فروگذار نکنند... از گناهان بزرگ و نابخشودنی، مسامحه در امر مسلمین است. هرکس به‌مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد»[۲].

توصیه‌های مقام معظم رهبری به مدیران

«این مسئولیت و منصبی که در نظام اسلامی داریم، طعمه و سرمایه و کاسبی نیست، اشتباه نشود، مسئولیت در نظام اسلامی باری بر دوش انسان است که باید آن را به‌خاطر هدف و نیّتی تحمّل کند. در این راه از خیلی چیزها باید گذشت؛ نه فقط از شهوات حرام، بلکه از شهوات حلال نیز باید گذشت.
مسئول نظام اسلامی، مسئولی است که برای مردم و در راه خداست، برای هوی و منافع شخصی خود نیست»[۳].

پرهیز از اشرافی‌گری

«کمتر خرج کنیم، کمتر بذل و بخشش بیجا کنیم، کمتر به زندگی شخصی خودمان بپردازیم، مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه اشراف‌خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابان‌ها حرکت کنیم، اشراف مگر چگونه بودند، چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته‌ایم؟![۴]
مسئولین نظام اسلامی حق ندارند زندگیشان را با اعیان و اشراف و متمکّنان و با منحرفان اندازه‌گیری کنند. تغییر دکوراسیون اتاق مدیرکل و معاون وزیر و وزیر و فلان مسئول قضایی و فلان مسئول در بخش‌های گوناگون دیگر باشد، این جرم و خطاست. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم. دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج‌کردن بیت‌المال هیچ حدی برای خودمان قائل نشدیم، مگر حدّی که دردسر قضایی کند! هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی می‌ماند»؟![۵]

رعایت بیت‌المال

«هرکس که بیت‌المال مسلمین را ملک خود به‌حساب می‌آورد، یا به زبان بگوید و یا اگر نگوید در عمل اینطور وانمود کند که ما این‌قدرها حق داریم و با بیت‌المال مثل اموال خود رفتار کند، یا بخورد یا ببخشد یا در راه اغراض شخصی از آن استفاده کند، نمی‌تواند دنباله‌روی علی‌علیه‌السلام به حساب بیاید. ما مسئولان وظیفه و تکلیف داریم که خودمان را با رفتار امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام تطبیق دهیم و جهت حرکت خودمان را با او بسنجیم، آحاد مردم هم همین تکلیف را دارند. کسی که امکانات شخصی دارد، حق‌ندارد از امکانات دولتی استفاده کند. من الآن اعلام می‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم، آن‌وقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده کنند؛ اگر ماشین دارید آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید، ماشین دولتی یعنی چه!»[۶]
«واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمی‌گرفتم که مرتّب ملاحظه جهات امنیتی را توصیه می‌کنند، بنده با ماشین پیکان بیرون می‌آمدم»[۷].

ساده‌زیستی مسئولان

«این فرهنگ غلطی است که هرکس در مسئولیت‌های دولتی به مقام و مسئولیتی رسید، باید فلان‌طور وسیله رفت‌وآمد، یا فلان‌طور امکانات زندگی داشته باشد. فرض بفرمایید اگر از لحاظ کیفیت آرایش محل زندگی و محل کار، کیفیت زندگی در درون خانواده، چگونگی ازدواج فرزندان، مهریه‌ها، جهیزیه‌ها و از این قبیل چیزها، وقتی به‌وسیله یک‌نفر در سطح عالی و در میان صاحبان مناصب حکومت اسلامی، به‌شکل غیراسلامی آن، به‌معنای مصرفانه انجام بگیرد، این می‌شود فرهنگ، بقیّه نگاه می‌کنند و یاد می‌گیرند، مهریه‌ها بالا می‌رود، ازدواج‌ها مشکل می‌شود، زندگی سخت می‌شود و همین رفتار به‌تدریج آثارش در طول مدّتی کوتاه یا بلند در متن جامعه منعکس می‌شود»[۸].
«آن انعکاس تجمّل شما در زندگی مردم است، بعضی‌ها از این غفلت می‌کنند، وقتی شما جلوی چشم مردم وضع اتاق و دفتر و محیط کار و محیط زندگی را آنچنان می‌کنید، این یک درس عملی است و هر کسی این را می‌بیند بر او اثر می‌گذارد، حداقل این را باید رعایت کرد، کار خود را خدمت و وسیله تقرّب الی‌اللَّه بدانید و برای خدا کار کنید، هرچه می‌توانید از ضعف کارهای خودتان کم کنید، هرچه می‌توانید احساسات و خواست شخصی را در محیط کار دخالت ندهید»[۹].

بخش اول: بایسته‌ها و آسیب‌های اخلاقی مدیریت و کارمندی

بايسته‌هاى اخلاقى مديريت و كارمندى

توجه به ارزش خدمتگزارى

قال رَسول اللَّهُ‌صلى الله وعليه وآله:
مَنْ سَعَى فِى حَاجَةِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَيلَهُ[۱۰].
پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله فرمودند: كسى كه در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نمايد، مانند كسى است كه نه‌هزار سال خدا را عبادت كرده، در حالى كه روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت بوده است.
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ»[۱۱].
«رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».
در روايات مشهور وارد شده كه انسان‌ها عائله خداوند هستند، كسى كه به عائله خداوند خدمت كند، به خداوند خدمت كرده است. مدير نمى‌تواند خدمتگزار باشد، مگر اين كه خود را در محضر خداى متعال ببيند و خود را مسئول پاسخگويى به مردم بداند، زيرا مديريت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصى. كلمات آن پير خدمتگزار چقدر زيباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق مى‌داند، آن‌جا كه مى‌فرمايند:
«وظيفه ما و همه دست‌اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى و مشكلات آنان شريك باشيم. گمان نمى‌كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد»[۱۲].
«ما نبايد در اداى وظيفه منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق‌تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين نتيجه است»[۱۳].
باز مى‌فرمايد:
«بايد تمام امورى كه انجام مى‌دهيد متوجّه باشيد كه در محضر خداست و مسئوليت داريد. مسئوليت اينجا هم دارند لكن آن مهمش مسئوليت الهى است. -يا فرض بفرمائيد- كه هريك از اين ادارات دولتى كه هست، مى‌خواهند خدمت كنند به مردم...، از آن كسى كه دم‌در هست، پيش‌خدمت هست، تا آنجايى كه جاى رئيس هست، بايد توجّه داشته باشند كه همه خدمتگزار اين مردم هستند، همه اجير اين مردم هستند، اجرت از اينها دارند مى‌گيرند، براى خدمت و بايد با مردم رفتارشان انسانى، اسلامى باشد»[۱۴].
«شما هيچ توقّعى نداريد، شما همان خدمتگزار براى اسلام بوديد، حالا هم هستيد. هيچ‌كدام توقّع نداريد به اينكه چه بشويد و چه بشويد. خدمت را شما كرديد و بعد هم شما مى‌كنيد»[۱۵].
«خدمتگزار حق باشيم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف كنيم»[۱۶].
ارزش خدمتگزارى در اسلام تا آن اندازه است كه مقام معظم رهبرى اعتبار و آبروى خدمتگزار را به‌خاطر خدمتگزارى به مردم مى‌داند و مى‌فرمايند:
«در نظام اسلامى، ما مسئولان خدمتگزار و نوكر مردم هستيم و اعتبار و آبروى خود را از خدمتگزارى به مردم كسب مى‌كنيم». {P. مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردين1383. P}

پس مديرى دردبخور مردم است كه قدر و ارزش مديريت را بداند.
انسان‌ها سرمايه‌هاى اصلى سازمان‌ها در دنيا هستند، بهترين مديران، كسانى هستند كه به بهترين‌وجه آنان را بسيج نموده و در جهت اهداف خود بكاربگيرند.
2. اعتقاد به«ولى‌نعمت‌بودن مردم« مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:

«تمام كسانى كه در دستگاه‌هاى دولتى به‌كار اشتغال دارند، چه در سطح مديريت‌ها و چه در سطح كارشناسان و يا كارمندان عادى دولت، اجير دولت محسوب مى‌شوند و دولت نيز از بودجه عمومى كه متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت مى‌كند و در حقيقت تمامى آنها اجيران مردم به‌شمار مى‌روند و چنين كسى بايد تمام همّت و تلاشش مصروف به كسب رضايت كسى كه او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است كه نسبت به او فخرفروشى و تندخويى كند و بايد در همان حال خود را خدمت‌گزار مردم بداند،«در روايات وارد شده كه والى و حاكم اسلامى در همه سطوح (وزير، استاندار، بالاتر و پايين‌تر، همه، مشمولان اين جمله هستند) با مردم بايد مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد كه فرزندتان از بيمارى سرما، گرما، گرسنگى، تحقير، اهانت و غربت، رنج مى‌كشد، چه حالى پيدا مى‌كنيد؟ مى‌توانيد تحمّل كنيد؟ در سطح كشور نسبت به هركس چنين اتّفاقى بيفتد، تا آن‌جا كه شما علم و اطلاع داريد، بايد همين احساس را داشته باشيد، نبايد آرام و قرار داشته باشيد. نهضت خدمت رسانى يعنى اين». {P. روزنامه جمهورى اسلامى، مورخ 82/5/20، ش6983. P}

شهيد رجايى مى‌گويند:

«من مسئول هستم كه نامه‌هاى مردم را بخوانم و جواب دهم زيرا اميد آنها به نامه‌هايشان است».

تا مديرى مردم را دوست نداشته باشد نمى‌تواند به آنان خدمت كند، به همين دليل خدمت‌كردن شوق مى‌خواهد و اين عشق است كه تحمّل سختى‌ها را آسان مى‌كند.
امام خمينى‌رحمة الله:

«شمايى كه مى‌خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مى‌خواهد خدمت به اين مردم بكند رئيس‌جمهور و امثال اينها كه مى‌خواهند خدمت به اين مردم بكنند، توجّه بكنند كه خدمتگزارند. در دل خودشان اين مطلب را ايمان بياورند به آن كه، ما خدمت مى‌خواهيم به اين مردم بكنيم... الآن هم اينهايى كه جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مى‌كنند و آنهايى كه در بين شهرها و در بين روستاها، حفظ مى‌كنند شما و مردم را، همين طبقه هستند. اين طبقه‌اند كه به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همين‌ها بودند كه هيچ توقّعى هم ندارند و هيچ‌وقت هم نمى‌آيند توقّع كنند. شما بايد توجّه به اين معنا بكنيد كه ما را اينها آورده‌اند و وكيل كرده‌اند، آورده‌اند و وزير كرده‌اند، رئيس‌جمهور كرده‌اند؛ اينها ولى‌نعمت ما هستند و ما بايد ولى‌نعمت خودمان را قدردانى كنيم و خدمت كنيم». {P. صحيفه امام، ج16، ص23. P}

3. توفيق خدمتگزارى، نعمت الهى
امام حسين‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَيكُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم؛

{P. بحارالانوار، ج74، ص318، روايت80. P}

نيازهاى مردم به شما از نعمت‌هاى الهى براى شما است، پس، از اين نعمت‌ها خسته و ملول نشويد.
امام على‌عليه‌السلام خطاب به مالك اشتر مى‌فرمايد:

«از خدا بترس! از خدا بترس! به‌خاطر زيردستان كم درآمدى كه هيچ چاره‌اى براى تأمين زندگى ندارند، چه بيچارگان و چه دردمندان و زمين‌گيرشدگان، زيرا اين طبقه هم قناعت دارند و هم نيازمند هستند. براى رضاى خدا، آنچه خدا از حقّ خود درباره آنان به تو فرمان داده بجاى‌آور و سهمى از بيت‌المال را كه در اختيار تو هست، براى مصرف آنان منظور دار و بخشى از درآمد غلّاتى را كه از سرزمين‌هاى اسلامى جمع‌آورى مى‌شود، براى فرودستان و بيچارگان هر منطقه قرار بده زيرا آن فقير و ناتوانى كه در دورترين نقطه زندگى مى‌كند، همان حقّى را دارد كه نزديكترين آنان دارد؛ و تو مسئوليت رعايت حقوق هريك از آنان را برعهده گرفته‌اى». {P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}

در روايت وارد است:
هَدِيةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَى بَابِهِ؛

{P. جامع‌الاخبار، فصل41، حديث24. P}

هديه خدا به مؤمن آن است كه شخص سائلى به در خانه او آيد.
امام باقرعليه‌السلام:
لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِى الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِى مَا فِى الْعَطِيةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً.

{P. نورالثقلين، ج5، ص589، حديث30. P}

اگر درخواست‌كننده مى‌دانست در تقاضا، چه ذلّت و خوارى هست، هرگز كسى از ديگرى درخواست نمى‌كرد، و اگر عطاكننده مى‌دانست چه ثوابى در انتظار اوست تقاضاى كسى را رد نمى‌كرد.
امام كاظم‌عليه‌السلام فرمود:
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِى حاجَةٍ فَانَّما هِىَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَصَلَهُ بِوِلَايَتِنَا وَ هِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.

{P. بحارالانوار، ج74، ص313. P}

وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى‌كند، اين عرضه نعمتى است از جانب خداوند كه به‌سوى او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نياز او را برطرف نمايد، اين كار، او را به ولايت ما مى‌رساند و او به ولايت خدا متّصل مى‌شود.
و باز در روايتى از امام صادق‌عليه‌السلام وارد است كه:

«برآوردن حاجت مؤمن فضيلتش بيشتر از هزاربار حجّى است كه تمام مناسك آن قبول شده باشد و آزادكردن يك بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا به‌همراه زين و لجام آن». {P. همان، ج73، ص285. P}

امام خمينى‌رحمة الله يكى از دعاهايى كه بارها تكرار مى‌كردند اين بود كه توفيق خدمتگزارى را از خدا طلب مى‌كردند.

«خداوندا! زيان ما را از لغو نگهدار، دل‌هاى ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غير خودت منصرف بفرما، اخلاق نيك را در ما پابرجا كن، ما را در پناه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از هر بدى نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمين خدمتگزار قرار بده». {P. بيست‌وسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شيخ انصارى، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحيفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علميه. P}

4. مردم را از خودى دانستن و در خدمتگزارى به آنان شتاب‌كردن
اشخاص، در برابر مسائلى كه به آنان رجوع مى‌دهند سه‌نوع واكنش نشان مى‌دهند: مسائل را قبول نمى‌كنند (وجود آن را انكار مى‌كنند)، قبول مى‌كنند و آنها را تحمّل مى‌كنند، قبول مى‌كنند و سعى مى‌كنند كه آن را حل نمايند. مديران خدمتگزار از گروه سوم هستند.
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم؛ از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود». {P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}

قال الصادق‌عليه‌السلام:
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِىٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَك فِى وَجهِهِ، فَإن كَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلى قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ يَكنْ عِندَهُ تَكَلَّفَ مِن عِندِ غَيْرِه حتَّى يَقْضيهَا لَهُ، فَإذا كانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ:

{P. همان، ج75، ص176. P}

به خدا و محمدصلى الله وعليه وآله و على‌عليه‌السلام ايمان نياورده است، كسى كه هنگام نياز برادر مؤمنش با خوشرويى با او برخورد نكند؛ اگر توان دارد احتياج او را شخصاً برطرف نمايد، و اگر قادر نيست با كمك ديگرى مشكل او را حل كند اگر نسبت به تقاضاى برادر مؤمن بى‌تفاوت باشد و به درخواست او عمل نكند، پس بين ما و او ولايتى نخواهد بود.
امام خمينى‌رحمة الله:

«وقتى با مردم به محبّت رفتار كنيد، مردم را از خودتان بدانيد، ما (بايد) خدمتگزار همه باشيم، دولت خدمتگزار همه باشد. اين وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است». {P. صحيفه نور، ج7، ص237. P}

اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام فرموده‌اند:«رواساختن حاجت جز با سه چيز راست نيايد (كامل نشود): 1.كوچك‌شمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نمايد؛ 2.پوشيدن آن تا (هنگام پاداش) آشكار گردد؛ 3.شتاب‌كردن در آن تا (براى خواهنده) گوارا شود«

{P. بحارالانوار، ج74، ص82. P}

اگر مديرى يا كارمندى مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند يك خانواده نداند، نمى‌تواند به آنان خدمت نمايد، زيرا خدمتگزارى فقط با محبّت و عشق به مردم شيرين مى‌شود. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد نمى‌تواند خدمتگزار باشد و براى خود در محضر خداى متعال شرمندگى بوجود مى‌آورد. بحمدللَّه امروزه مديران و كارمندان جمهورى اسلامى با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزارى به مردم و آبادانى كشور هستند خداوند همه را تأييد فرمايد.
5. مقام بالاتر، خدمتگزارى بيشتر قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:

«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ«.
{P. سوره توبه، آيه128. P} «رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».

امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:

«گمان نكنيد كه شما صاحب مقام و منصب هستيد بايد به مردم فشار بياوريد، هرچه صاحب منصب ارشد باشد بايد بيشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند كه هرچه درجه او بالا مى‌رود با مردم متواضعتر مى‌شود». {P. صحيفه نور، ج7، ص511. P}

پست و مقام از امورى است كه اگر تقواى بالايى در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام مى‌شود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همين دليل ريشه ظلم به خود و ديگران در اثر عدم تهذيب نفس و از طرفى وجود قدرت در اختيار نفس اماره است. در روايات، دشمن‌ترين دشمنان را براى انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. براى جلوگيرى از طغيان نفس اماره كه منصب و{P.P}
مقام و قدرت را در اختيار دارد، ذليل‌كردن نفس اماره، اوّلين گام است. امام خمينى‌رحمة الله جملات رسا و زيبايى نسبت به خود دارد:

«شما احتمال اين را بدهيد كه اگر به من بگوييد خدمتگزار، بهتر از اين است كه بگوييد رهبر، رهبرى مطرح نيست، خدمتگزارى مطرح است. اسلام ما را موظّف كرده كه خدمت بكنيم». {P. صحيفه نور، ج7، ص132. P}

6. مقدم‌داشتن ديگران بر خود
مدير خدمتگزار، مردم را بيش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فداى مردم مى‌كند، زيرا ارزش باغ را به گل‌هاى آن مى‌داند.
محدث نورى‌رحمة الله:

«امّا در بين فرائض و سنن، كمتر عملى داريم كه در فضيلت و ثواب به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام برسد، با وجود اين مسأله، در اخبار ديده‌ام كه ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زيارت حضرت سيدالشهداءعليه‌السلام است». {P. مجله حوزه، ش7، سال‌دوم، ص82. P}

نخستين علامت خدمتگزارى اين است كه اوّل به ديگران فكر كند بعد به خود، حتى بالاتر اينكه، خدمتگزار بايد از نياز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نيازهايشان را از او طلب كنند.
قال على‌عليه‌السلام:
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ اِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَكِنْ هَيْهَات أَنْ يُغْلِبَنِى هَوَاىَ وَ يَغُودَنِى جَشَعِى اِلَى تَخَيُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْيَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...!

{P. نهج‌البلاغه فيض، نامه45، ص970. P}

اگر مى‌خواستم، به آسانى به عسل صاف و مغز گندم و يافته‌هاى ابريشمى دست مى‌يافتم؛ ولى هيهات كه هواى نفس بتواند بر من غلبه كند و حرص شديد مرا به تهيه بهترين خوراكى‌ها بكشاند؛ در حالى كه شايد در سرزمين پهناور حجاز و يمامه كسى باشد كه اميدى به پيداكردن قرص نانى داشته باشد و يا هرگز شكمى از غذا سير نخورده باشد؛ آيا من با شكم پر شب را به صبح براسنم در حالى كه پيرامونم شكم‌هايى از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهايى سوخته وجود داشته باشد... آيا من درباره خويشتن به همين بسنده كنم كه اميرمؤمنانم بنامند بى‌آنكه در ناگوارى‌هاى روزگار با مردم شريك باشم! و در سختى‌هاى زندگى، اسوه آنان نباشم؟
نخستين نشانه خدمتگزارى اين است كه به ديگران فكر كند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل كند، نياز آنان را تشخيص داده و خود را در اختيار آنان قرار دهد. خدمت به ديگران را ازروى ناچارى انجام ندهد يا بگذارد در زمان بحران خدمت كند، انگيزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هيچ انتظارى خدمت كند.
7. خودسازى و خدمت به مردم مقدس اردبيلى‌رحمة الله:

«برطرف‌كردن حاجت مؤمن بدون ترديد از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتى از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زيرا در احاديث آمده: خدمت‌رسانى به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است». {P. مجمع‌الفوائد و البرهان، ج2، ص965. P}

امام خمينى‌رحمة الله در اين زمينه مى‌فرمايد:

«مجهز كنيد خودتان را براى تحمّل ناملايمات و سختى‌ها در راه خداى متعال، ممكن است خداى نخواسته روزهاى سختى پيش آيد كه اگر هم اكنون خود را مهيا نكنيد، تحمّلش بسيار سخت و ناگوار باشد. كوشش كنيد حبّ دنيا و شهرت و جاه را سركوب كنيد كه اين خطر در ايّام پيرى، بزرگترين مصائب است». {P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P} «اگر بخواهيد خدمتگزار اسلام باشيد، خدمتگزار ملت اسلامى باشيد و اسير در دست ابرقدرت‌ها و آنها كه پيوند با ابرقدرت‌ها دارند نباشيد، بايد دانشگاه و فيضيه و همه آنها كه مربوط به دانشگاه‌اند و همه آنها كه مربوط به فيضيه هستند، در رأس برنامه‌هاى تحصيلى‌شان برنامه اخلاقى و برنامه‌هاى تهذيبى باشد، تا امثال مرحوم مطهرى‌رحمة الله را به جامعه تقديم كند، و اگر خداى نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل اين افراد را به جامعه مى‌فرستد و اينها جامعه را به فساد مى‌كشند و مردم را به اسارت». {P. صحيفه نور، ج14، ص169. P}

8. خوشرفتارى با مردم
قال على‌عليه‌السلام:
وَاشْعِرْ قَلبَك الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبْعَاً ضَارِياً تَغْتَنِمْ أَكْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ.

{P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}

اى مالك؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حيوان درنده باشى كه خوردنشان را غنيمت بشمارى؛ چراكه آنان دو دسته‌اند يا برادر دينى تو هستند و يا در آفرينش مانند تو هستند.
امام خمينى‌رحمة الله:

«مبادا يك وقتى در ضمن اينكه شما خدمت مى‌كنيد، يك درشتى‌اى باشد كه خدمت شما را در خودش محو كند، بايد اخلاق اسلامى، آداب اسلامى درست مراعات شود، همان‌طورى كه شيوه ائمه ما و اولياى خدا و انبياى خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مى‌ديدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانى، با رفتار الهى، رفتار مى‌كردند و كارهايى را كه بايد انجام بدهند، با همين حسن رفتار انجام مى‌دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پيغمبر و شيعه همان اميرالمؤمنين هستيد و شيوه‌هاى شما بايد همانطور باشد». {P. صحيفه نور، ج17، ص79. P}

مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:

«مسئولان با رفتار احترام‌آميز با مردم و خدمت به آنها فضاى شوق‌انگيزى را براى برگزارى انتخابات پرشور آماده كنند». {P. مورخ، 82/8/11. P}

9. بهترين موقعيت خدمتگزارى
بهترين زمان خدمتگزارى ازجهت خدمتگزار، ايّام جوانى است، زيرا قدرت انجام كار و نشاط بالاست، همچنين ساده‌تر و با زحمت كمترى مقدمات خدمتگزارى كه همان تهذيب نفس است حاصل مى‌شود. ازجهت خدمت‌شوندگان، زمان نيازمندى آنها، و از جهت نياز، مهمترين آنها است.
جَعفَرُ بنُ محمَّدعليه‌السلام: اِنَّهُ لِيُعْرَضُ لِى صَاحِ‌بُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ يَسْتَغْنِى عَنْهَا صَاحِبُهَا.

{P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}

امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود.
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:

«چند روزى از عمر من باقى نيست... شما آقايان كه نعمت جوانى را واجد هستيد چيزى نمى‌گذرد كه به پيرى خواهيد رسيد، نگذاريد جوانى ازدست برود و كوشش كنيد در خدمت به خالق و خلق و جلب رضاى مولا -جلت قدرته- در جوانى تهذيب نفس بسيار اسهل است و از ايّام پيرى و ضعف كه قدرت ازدست مى‌رود و ريشه اخلاق فاسده، كه اصلش از حبّ دنيا و نفس است، استحكام پيدا مى‌كند، تصفيه و تهذيب بسيار مشكل مى‌شود.
{P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P}

اگر اين نفس ستمگر بگذارد كه انسان لذّت خدمتگزارى را بچشد از خدمتگزارى كوتاهى نمى‌كند، چون تزكيه نيست از اين لذّت دور است.

2


2. توجه به نتايج خدمتگزارى





1


1. بايسته‌هاى اخلاقى مديريت و كارمندى
1. توجه به ارزش خدمتگزارى
قال رَسول اللَّهُ‌صلى الله وعليه وآله:
مَنْ سَعَى فِى حَاجَةِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ فَكَأنَّمَا عَبَدَاللَّهَ تِسعَةَ آلافِ سَنَةٍ صَائِماً قَهَارَهُ، قَآئماً لَيلَهُ.

{P. بحارالانوار، ج74، ص315، روايت72. P}

پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله فرمودند: كسى كه در برآوردن حاجت برادر مؤمنش تلاش نمايد، مانند كسى است كه نه‌هزار سال خدا را عبادت كرده، در حالى كه روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت بوده است.
قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:

«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ«.
{P. سوره توبه، آيه128. P} «رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».

در روايات مشهور وارد شده كه انسان‌ها عائله خداوند هستند، كسى كه به عائله خداوند خدمت كند، به خداوند خدمت كرده است. مدير نمى‌تواند خدمتگزار باشد، مگر اين كه خود را در محضر خداى متعال ببيند و خود را مسئول پاسخگويى به مردم بداند، زيرا مديريت از حقوق مردم است نه از حقوق شخصى. كلمات آن پير خدمتگزار چقدر زيباست و چگونه خود را حاضر در محضر حق مى‌داند، آن‌جا كه مى‌فرمايند:

«وظيفه ما و همه دست‌اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى و مشكلات آنان شريك باشيم. گمان نمى‌كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد« {P. صحيفه امام، ج20، ص342. P} «ما نبايد در اداى وظيفه منتظر نتيجه قطعيه باشيم. اگر در محضر مقدس حق‌تعالى عامل به وظيفه معرفى شويم، همين نتيجه است«.
{P. صحيفه نور، بيست‌ونهم اسفند 1347، خطاب به آقاى سيد محمد رضا سعيدى (نجف). P}

باز مى‌فرمايد:

«بايد تمام امورى كه انجام مى‌دهيد متوجّه باشيد كه در محضر خداست و مسئوليت داريد. مسئوليت اينجا هم دارند لكن آن مهمش مسئوليت الهى است. -يا فرض بفرمائيد- كه هريك از اين ادارات دولتى كه هست، مى‌خواهند خدمت كنند به مردم...، از آن كسى كه دم‌در هست، پيش‌خدمت هست، تا آنجايى كه جاى رئيس هست، بايد توجّه داشته باشند كه همه خدمتگزار اين مردم هستند، همه اجير اين مردم هستند، اجرت از اينها دارند مى‌گيرند، براى خدمت و بايد با مردم رفتارشان انسانى، اسلامى باشد». {P. همان، ج16، ص412. P} «شما هيچ توقّعى نداريد، شما همان خدمتگزار براى اسلام بوديد، حالا هم هستيد. هيچ‌كدام توقّع نداريد به اينكه چه بشويد و چه بشويد. خدمت را شما كرديد و بعد هم شما مى‌كنيد». {P. همان، ج7، ص333. P} «خدمتگزار حق باشيم، هرچه نعمت خدا به ما داده است در خدمت او صرف كنيم». {P. همان، ج13، ص354. P}

ارزش خدمتگزارى در اسلام تا آن اندازه است كه مقام معظم رهبرى اعتبار و آبروى خدمتگزار را به‌خاطر خدمتگزارى به مردم مى‌داند و مى‌فرمايند:

«در نظام اسلامى، ما مسئولان خدمتگزار و نوكر مردم هستيم و اعتبار و آبروى خود را از خدمتگزارى به مردم كسب مى‌كنيم». {P. مجله مبلغان، شماره52، ص2، فروردين1383. P}

پس مديرى دردبخور مردم است كه قدر و ارزش مديريت را بداند.
انسان‌ها سرمايه‌هاى اصلى سازمان‌ها در دنيا هستند، بهترين مديران، كسانى هستند كه به بهترين‌وجه آنان را بسيج نموده و در جهت اهداف خود بكاربگيرند.
2. اعتقاد به«ولى‌نعمت‌بودن مردم« مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:

«تمام كسانى كه در دستگاه‌هاى دولتى به‌كار اشتغال دارند، چه در سطح مديريت‌ها و چه در سطح كارشناسان و يا كارمندان عادى دولت، اجير دولت محسوب مى‌شوند و دولت نيز از بودجه عمومى كه متعلّق به عموم مردم است اجرت آنان را پرداخت مى‌كند و در حقيقت تمامى آنها اجيران مردم به‌شمار مى‌روند و چنين كسى بايد تمام همّت و تلاشش مصروف به كسب رضايت كسى كه او را به اجاره گرفته است باشد و زشت است كه نسبت به او فخرفروشى و تندخويى كند و بايد در همان حال خود را خدمت‌گزار مردم بداند،«در روايات وارد شده كه والى و حاكم اسلامى در همه سطوح (وزير، استاندار، بالاتر و پايين‌تر، همه، مشمولان اين جمله هستند) با مردم بايد مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد كه فرزندتان از بيمارى سرما، گرما، گرسنگى، تحقير، اهانت و غربت، رنج مى‌كشد، چه حالى پيدا مى‌كنيد؟ مى‌توانيد تحمّل كنيد؟ در سطح كشور نسبت به هركس چنين اتّفاقى بيفتد، تا آن‌جا كه شما علم و اطلاع داريد، بايد همين احساس را داشته باشيد، نبايد آرام و قرار داشته باشيد. نهضت خدمت رسانى يعنى اين». {P. روزنامه جمهورى اسلامى، مورخ 82/5/20، ش6983. P}

شهيد رجايى مى‌گويند:

«من مسئول هستم كه نامه‌هاى مردم را بخوانم و جواب دهم زيرا اميد آنها به نامه‌هايشان است».

تا مديرى مردم را دوست نداشته باشد نمى‌تواند به آنان خدمت كند، به همين دليل خدمت‌كردن شوق مى‌خواهد و اين عشق است كه تحمّل سختى‌ها را آسان مى‌كند.
امام خمينى‌رحمة الله:

«شمايى كه مى‌خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مى‌خواهد خدمت به اين مردم بكند رئيس‌جمهور و امثال اينها كه مى‌خواهند خدمت به اين مردم بكنند، توجّه بكنند كه خدمتگزارند. در دل خودشان اين مطلب را ايمان بياورند به آن كه، ما خدمت مى‌خواهيم به اين مردم بكنيم... الآن هم اينهايى كه جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت مى‌كنند و آنهايى كه در بين شهرها و در بين روستاها، حفظ مى‌كنند شما و مردم را، همين طبقه هستند. اين طبقه‌اند كه به ما الآن منّت دارند و از اوّل منّت داشتند. همين‌ها بودند كه هيچ توقّعى هم ندارند و هيچ‌وقت هم نمى‌آيند توقّع كنند. شما بايد توجّه به اين معنا بكنيد كه ما را اينها آورده‌اند و وكيل كرده‌اند، آورده‌اند و وزير كرده‌اند، رئيس‌جمهور كرده‌اند؛ اينها ولى‌نعمت ما هستند و ما بايد ولى‌نعمت خودمان را قدردانى كنيم و خدمت كنيم». {P. صحيفه امام، ج16، ص23. P}

3. توفيق خدمتگزارى، نعمت الهى
امام حسين‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:
إِنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلَيكُمْ مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، فَلا اتَمُلُّوا النَّعَم؛

{P. بحارالانوار، ج74، ص318، روايت80. P}

نيازهاى مردم به شما از نعمت‌هاى الهى براى شما است، پس، از اين نعمت‌ها خسته و ملول نشويد.
امام على‌عليه‌السلام خطاب به مالك اشتر مى‌فرمايد:

«از خدا بترس! از خدا بترس! به‌خاطر زيردستان كم درآمدى كه هيچ چاره‌اى براى تأمين زندگى ندارند، چه بيچارگان و چه دردمندان و زمين‌گيرشدگان، زيرا اين طبقه هم قناعت دارند و هم نيازمند هستند. براى رضاى خدا، آنچه خدا از حقّ خود درباره آنان به تو فرمان داده بجاى‌آور و سهمى از بيت‌المال را كه در اختيار تو هست، براى مصرف آنان منظور دار و بخشى از درآمد غلّاتى را كه از سرزمين‌هاى اسلامى جمع‌آورى مى‌شود، براى فرودستان و بيچارگان هر منطقه قرار بده زيرا آن فقير و ناتوانى كه در دورترين نقطه زندگى مى‌كند، همان حقّى را دارد كه نزديكترين آنان دارد؛ و تو مسئوليت رعايت حقوق هريك از آنان را برعهده گرفته‌اى». {P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}

در روايت وارد است:
هَدِيةُ اللَّهِ لِلْمُؤمِنِ السَّائِلُ عَلَى بَابِهِ؛

{P. جامع‌الاخبار، فصل41، حديث24. P}

هديه خدا به مؤمن آن است كه شخص سائلى به در خانه او آيد.
امام باقرعليه‌السلام:
لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِى الْمَسألَةِ مَا سَألَ اَحَدٌ اَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِى مَا فِى الْعَطِيةِ مَا رَدَّ اَحَدٌ اَحَداً.

{P. نورالثقلين، ج5، ص589، حديث30. P}

اگر درخواست‌كننده مى‌دانست در تقاضا، چه ذلّت و خوارى هست، هرگز كسى از ديگرى درخواست نمى‌كرد، و اگر عطاكننده مى‌دانست چه ثوابى در انتظار اوست تقاضاى كسى را رد نمى‌كرد.
امام كاظم‌عليه‌السلام فرمود:
مَنْ اَتَاهُ اَخُوهُ الْمُؤمِنُ فِى حاجَةٍ فَانَّما هِىَ مِن رَحْمَةِ اللَّهِ سَاقَهَا اللَّهُ فَإنْ فَعَلَ ذَلِكَ وَصَلَهُ بِوِلَايَتِنَا وَ هِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.

{P. بحارالانوار، ج74، ص313. P}

وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى‌كند، اين عرضه نعمتى است از جانب خداوند كه به‌سوى او فرستاده شده است، پس اگر مؤمن نياز او را برطرف نمايد، اين كار، او را به ولايت ما مى‌رساند و او به ولايت خدا متّصل مى‌شود.
و باز در روايتى از امام صادق‌عليه‌السلام وارد است كه:

«برآوردن حاجت مؤمن فضيلتش بيشتر از هزاربار حجّى است كه تمام مناسك آن قبول شده باشد و آزادكردن يك بنده در راه خدا و مصرف بار هزار اسب در راه خدا به‌همراه زين و لجام آن». {P. همان، ج73، ص285. P}

امام خمينى‌رحمة الله يكى از دعاهايى كه بارها تكرار مى‌كردند اين بود كه توفيق خدمتگزارى را از خدا طلب مى‌كردند.

«خداوندا! زيان ما را از لغو نگهدار، دل‌هاى ما را به خودت متوجّه بفرما، ما را از غير خودت منصرف بفرما، اخلاق نيك را در ما پابرجا كن، ما را در پناه اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام از هر بدى نگهدار، ما را نسبت به اسلام و مسلمين خدمتگزار قرار بده». {P. بيست‌وسوم، آبان 1344 - (دوم رجب 1385)، مسجد شيخ انصارى، در جمع طلاب حوزه نجف؛ صحيفه نور، ج2، ص29 آغاز دروس حوزه علميه. P}

4. مردم را از خودى دانستن و در خدمتگزارى به آنان شتاب‌كردن
اشخاص، در برابر مسائلى كه به آنان رجوع مى‌دهند سه‌نوع واكنش نشان مى‌دهند: مسائل را قبول نمى‌كنند (وجود آن را انكار مى‌كنند)، قبول مى‌كنند و آنها را تحمّل مى‌كنند، قبول مى‌كنند و سعى مى‌كنند كه آن را حل نمايند. مديران خدمتگزار از گروه سوم هستند.
امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايد:

«نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم؛ از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود». {P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}

قال الصادق‌عليه‌السلام:
ما آمَنَ بِاللَّهِ وَ لا بِمُحَمَّدٍ وَ لا بِعِلِىٍّ مَنْ اِذا اَتَاهُ اَخوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَك فِى وَجهِهِ، فَإن كَانَتْ حَاجَتُهُ عِندَهُ سَارَع اِلى قَضَائِهَا وَ إنْ لَمْ يَكنْ عِندَهُ تَكَلَّفَ مِن عِندِ غَيْرِه حتَّى يَقْضيهَا لَهُ، فَإذا كانَ بِخَلافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلا وِلايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ:

{P. همان، ج75، ص176. P}

به خدا و محمدصلى الله وعليه وآله و على‌عليه‌السلام ايمان نياورده است، كسى كه هنگام نياز برادر مؤمنش با خوشرويى با او برخورد نكند؛ اگر توان دارد احتياج او را شخصاً برطرف نمايد، و اگر قادر نيست با كمك ديگرى مشكل او را حل كند اگر نسبت به تقاضاى برادر مؤمن بى‌تفاوت باشد و به درخواست او عمل نكند، پس بين ما و او ولايتى نخواهد بود.
امام خمينى‌رحمة الله:

«وقتى با مردم به محبّت رفتار كنيد، مردم را از خودتان بدانيد، ما (بايد) خدمتگزار همه باشيم، دولت خدمتگزار همه باشد. اين وجدان، خودش راحت هست، خدمتش هم خدمت به مردم است». {P. صحيفه نور، ج7، ص237. P}

اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام فرموده‌اند:«رواساختن حاجت جز با سه چيز راست نيايد (كامل نشود): 1.كوچك‌شمردن آن تا (نزد پروردگار) بزرگ نمايد؛ 2.پوشيدن آن تا (هنگام پاداش) آشكار گردد؛ 3.شتاب‌كردن در آن تا (براى خواهنده) گوارا شود«

{P. بحارالانوار، ج74، ص82. P}

اگر مديرى يا كارمندى مردم را دوست نداشته باشد و آنان را از خود، مانند يك خانواده نداند، نمى‌تواند به آنان خدمت نمايد، زيرا خدمتگزارى فقط با محبّت و عشق به مردم شيرين مى‌شود. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد نمى‌تواند خدمتگزار باشد و براى خود در محضر خداى متعال شرمندگى بوجود مى‌آورد. بحمدللَّه امروزه مديران و كارمندان جمهورى اسلامى با شوق و عشق وافر مشغول خدمتگزارى به مردم و آبادانى كشور هستند خداوند همه را تأييد فرمايد.
5. مقام بالاتر، خدمتگزارى بيشتر قرآن كريم در مورد پيامبراكرم‌صلى الله وعليه وآله مى‌فرمايد:

«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ«.
{P. سوره توبه، آيه128. P} «رسولى از خودتان به‌سوى شما آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و بر هدايت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان بسيار مهربان است».

امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:

«گمان نكنيد كه شما صاحب مقام و منصب هستيد بايد به مردم فشار بياوريد، هرچه صاحب منصب ارشد باشد بايد بيشتر خدمتگزار باشد مردم بفهمند كه هرچه درجه او بالا مى‌رود با مردم متواضعتر مى‌شود». {P. صحيفه نور، ج7، ص511. P}

پست و مقام از امورى است كه اگر تقواى بالايى در صاحب آن وجود نداشته باشد، هم موجب سقوط صاحب مقام مى‌شود و هم موجب ظلم به بندگان خدا، به همين دليل ريشه ظلم به خود و ديگران در اثر عدم تهذيب نفس و از طرفى وجود قدرت در اختيار نفس اماره است. در روايات، دشمن‌ترين دشمنان را براى انسان، جهل انسان به خودش دانسته است. براى جلوگيرى از طغيان نفس اماره كه منصب و{P.P}
مقام و قدرت را در اختيار دارد، ذليل‌كردن نفس اماره، اوّلين گام است. امام خمينى‌رحمة الله جملات رسا و زيبايى نسبت به خود دارد:

«شما احتمال اين را بدهيد كه اگر به من بگوييد خدمتگزار، بهتر از اين است كه بگوييد رهبر، رهبرى مطرح نيست، خدمتگزارى مطرح است. اسلام ما را موظّف كرده كه خدمت بكنيم». {P. صحيفه نور، ج7، ص132. P}

6. مقدم‌داشتن ديگران بر خود
مدير خدمتگزار، مردم را بيش از مقام خود دوست دارد، لذا در موقع لازم مقام را فداى مردم مى‌كند، زيرا ارزش باغ را به گل‌هاى آن مى‌داند.
محدث نورى‌رحمة الله:

«امّا در بين فرائض و سنن، كمتر عملى داريم كه در فضيلت و ثواب به زيارت امام حسين‌عليه‌السلام برسد، با وجود اين مسأله، در اخبار ديده‌ام كه ثواب برآوردن حاجت مؤمن، برتر از ثواب زيارت حضرت سيدالشهداءعليه‌السلام است». {P. مجله حوزه، ش7، سال‌دوم، ص82. P}

نخستين علامت خدمتگزارى اين است كه اوّل به ديگران فكر كند بعد به خود، حتى بالاتر اينكه، خدمتگزار بايد از نياز همنوعان خود آگاه باشد و خود را در دسترس آنها قرار دهد تا آنان بتوانند نيازهايشان را از او طلب كنند.
قال على‌عليه‌السلام:
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ اِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وِ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقِزِّ، وَ لَكِنْ هَيْهَات أَنْ يُغْلِبَنِى هَوَاىَ وَ يَغُودَنِى جَشَعِى اِلَى تَخَيُّرِ الْاُطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أوِ الْيَمَامَة مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبِعِ...!

{P. نهج‌البلاغه فيض، نامه45، ص970. P}

اگر مى‌خواستم، به آسانى به عسل صاف و مغز گندم و يافته‌هاى ابريشمى دست مى‌يافتم؛ ولى هيهات كه هواى نفس بتواند بر من غلبه كند و حرص شديد مرا به تهيه بهترين خوراكى‌ها بكشاند؛ در حالى كه شايد در سرزمين پهناور حجاز و يمامه كسى باشد كه اميدى به پيداكردن قرص نانى داشته باشد و يا هرگز شكمى از غذا سير نخورده باشد؛ آيا من با شكم پر شب را به صبح براسنم در حالى كه پيرامونم شكم‌هايى از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهايى سوخته وجود داشته باشد... آيا من درباره خويشتن به همين بسنده كنم كه اميرمؤمنانم بنامند بى‌آنكه در ناگوارى‌هاى روزگار با مردم شريك باشم! و در سختى‌هاى زندگى، اسوه آنان نباشم؟
نخستين نشانه خدمتگزارى اين است كه به ديگران فكر كند، آنان را مثل خود دوست بدارد و آنان را مثل خود تحمّل كند، نياز آنان را تشخيص داده و خود را در اختيار آنان قرار دهد. خدمت به ديگران را ازروى ناچارى انجام ندهد يا بگذارد در زمان بحران خدمت كند، انگيزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هيچ انتظارى خدمت كند.
7. خودسازى و خدمت به مردم مقدس اردبيلى‌رحمة الله:

«برطرف‌كردن حاجت مؤمن بدون ترديد از بجاآوردن نماز نافله برتر است، حتى از انجام طواف مستحبّ خانه خدا بالاتر است، زيرا در احاديث آمده: خدمت‌رسانى به مؤمنان از عبادت هفتادسال برتر است». {P. مجمع‌الفوائد و البرهان، ج2، ص965. P}

امام خمينى‌رحمة الله در اين زمينه مى‌فرمايد:

«مجهز كنيد خودتان را براى تحمّل ناملايمات و سختى‌ها در راه خداى متعال، ممكن است خداى نخواسته روزهاى سختى پيش آيد كه اگر هم اكنون خود را مهيا نكنيد، تحمّلش بسيار سخت و ناگوار باشد. كوشش كنيد حبّ دنيا و شهرت و جاه را سركوب كنيد كه اين خطر در ايّام پيرى، بزرگترين مصائب است». {P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P} «اگر بخواهيد خدمتگزار اسلام باشيد، خدمتگزار ملت اسلامى باشيد و اسير در دست ابرقدرت‌ها و آنها كه پيوند با ابرقدرت‌ها دارند نباشيد، بايد دانشگاه و فيضيه و همه آنها كه مربوط به دانشگاه‌اند و همه آنها كه مربوط به فيضيه هستند، در رأس برنامه‌هاى تحصيلى‌شان برنامه اخلاقى و برنامه‌هاى تهذيبى باشد، تا امثال مرحوم مطهرى‌رحمة الله را به جامعه تقديم كند، و اگر خداى نخواسته برخلاف باشد، آن وقت افراد مقابل اين افراد را به جامعه مى‌فرستد و اينها جامعه را به فساد مى‌كشند و مردم را به اسارت». {P. صحيفه نور، ج14، ص169. P}

8. خوشرفتارى با مردم
قال على‌عليه‌السلام:
وَاشْعِرْ قَلبَك الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُم وَ اللُّطْفَ بِهِم وَ لا تَكونَنَّ عَلَيهِم سَبْعَاً ضَارِياً تَغْتَنِمْ أَكْلَهُم، فَإنَّهُم صِنْفَان: إمَّا اُخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ.

{P. نهج‌البلاغه، نامه53. P}

اى مالك؛ قلبت را مملو از رحمت، محبّت و لطف به مردم نما، مبادا نسبت به آنان چون حيوان درنده باشى كه خوردنشان را غنيمت بشمارى؛ چراكه آنان دو دسته‌اند يا برادر دينى تو هستند و يا در آفرينش مانند تو هستند.
امام خمينى‌رحمة الله:

«مبادا يك وقتى در ضمن اينكه شما خدمت مى‌كنيد، يك درشتى‌اى باشد كه خدمت شما را در خودش محو كند، بايد اخلاق اسلامى، آداب اسلامى درست مراعات شود، همان‌طورى كه شيوه ائمه ما و اولياى خدا و انبياى خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مى‌ديدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانى، با رفتار الهى، رفتار مى‌كردند و كارهايى را كه بايد انجام بدهند، با همين حسن رفتار انجام مى‌دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پيغمبر و شيعه همان اميرالمؤمنين هستيد و شيوه‌هاى شما بايد همانطور باشد». {P. صحيفه نور، ج17، ص79. P}

مقام معظم رهبرى حفظه‌اللَّه:

«مسئولان با رفتار احترام‌آميز با مردم و خدمت به آنها فضاى شوق‌انگيزى را براى برگزارى انتخابات پرشور آماده كنند». {P. مورخ، 82/8/11. P}

9. بهترين موقعيت خدمتگزارى
بهترين زمان خدمتگزارى ازجهت خدمتگزار، ايّام جوانى است، زيرا قدرت انجام كار و نشاط بالاست، همچنين ساده‌تر و با زحمت كمترى مقدمات خدمتگزارى كه همان تهذيب نفس است حاصل مى‌شود. ازجهت خدمت‌شوندگان، زمان نيازمندى آنها، و از جهت نياز، مهمترين آنها است.
جَعفَرُ بنُ محمَّدعليه‌السلام: اِنَّهُ لِيُعْرَضُ لِى صَاحِ‌بُ الْحَاجَةِ فَأبَادِرُ اِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةً اَنْ يَسْتَغْنِى عَنْهَا صَاحِبُهَا.

{P. بحارالانوار، ج74، ص317، روايت76. P}

امام صادق‌عليه‌السلام مى‌فرمايند:
نيازمندى كه به من مراجعه مى‌كند من زود نياز او را برطرف مى‌كنم از ترس اينكه او بى‌نياز شود و اين كار نيك از دستم برود.
امام خمينى‌رحمة الله مى‌فرمايند:

«چند روزى از عمر من باقى نيست... شما آقايان كه نعمت جوانى را واجد هستيد چيزى نمى‌گذرد كه به پيرى خواهيد رسيد، نگذاريد جوانى ازدست برود و كوشش كنيد در خدمت به خالق و خلق و جلب رضاى مولا -جلت قدرته- در جوانى تهذيب نفس بسيار اسهل است و از ايّام پيرى و ضعف كه قدرت ازدست مى‌رود و ريشه اخلاق فاسده، كه اصلش از حبّ دنيا و نفس است، استحكام پيدا مى‌كند، تصفيه و تهذيب بسيار مشكل مى‌شود.
{P. در جواب نامه آقاى محمد حسين بهجتى (نجف)، نرم‌افزار صحيفه امام‌رحمة الله. P}

اگر اين نفس ستمگر بگذارد كه انسان لذّت خدمتگزارى را بچشد از خدمتگزارى كوتاهى نمى‌كند، چون تزكيه نيست از اين لذّت دور است.

2


2. توجه به نتايج خدمتگزارى

پانویس

  1. نهج‌الفصاحه، ج1، ص226.
  2. وصیت‌نامه امام خمینی‌رحمة الله.
  3. دیدار با مدیران مجموعه انصار، مجله آشنا، شماره136، 1385، ص9-8.
  4. همان.
  5. همان.
  6. همان.
  7. همان.
  8. همان.
  9. همان.
  10. بحارالانوار، ج74، ص315، روايت72.
  11. سوره توبه، آيه128.
  12. صحيفه امام، ج20، ص342.
  13. صحيفه نور، بيست‌ونهم اسفند 1347، خطاب به آقاى سيد محمد رضا سعيدى (نجف).
  14. همان، ج16، ص412.
  15. همان، ج7، ص333.
  16. همان، ج13، ص354.