فرهنگ مصادیق:اقرار به گناه نزد حاکم: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۹۷: سطر ۹۷:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
|}
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|}
+
 
</div>
 
</div>
 
== اقرار به گناه و نجات از غضب خدا ==
 
== اقرار به گناه و نجات از غضب خدا ==
ى‏بهره بودن از عنايت رب جليل زواياى گوناگونى دارد، به گونه‏اى كه احساس نياز را در نهاد آدمى برمى‏انگيزد كه به طور طبيعى انسان نيازمند را وادار مى‏كند كه به دنبال پناهگاه امنى برود و در نزد او زانو بزند ولى از آن جا كه نهاد آدمى حقيقتى نامحدود و نيازهاى او نيز بى‏نهايت است، تنها حقيقت نامحدود مى‏تواند ظرف بى‏نهايت را پر كند، بر اين پايه؛ ظرف ماده با همه گستردگى كه دارد چون محدود است، هيچ گاه نمى‏توان نياز حقيقى نامحدود را برآورده نمايد. ناگزير انسان براى برطرف كردن نيازمندى و كمبودهاى مادى و معنوى خود بايد به آن حقيقت بى‏انتها وصل گردد تا به صورت دعا يا مناجات عارفانه يا اعتراف به گناه؛ به خواسته‏ خويش دست يابد.<br/>
+
بی بهره بودن از عنایت رب جلیل زوایای گوناگونی دارد، به گونه‌ای که احساس نیاز را در نهاد آدمی برمی‌انگیزد که به طور طبیعی انسان نیازمند را وادار می‌کند که به دنبال پناهگاه امنی برود و در نزد او زانو بزند ولی از آن جا که نهاد آدمی حقیقتی نامحدود و نیازهای او نیز بی‌نهایت است، تنها حقیقت نامحدود می‌تواند ظرف بی‌نهایت را پر کند، بر این پایه؛ ظرف ماده با همه گستردگی که دارد چون محدود است، هیچ گاه نمی‌توان نیاز حقیقی نامحدود را برآورده نماید. ناگزیر انسان برای برطرف کردن نیازمندی و کمبودهای مادی و معنوی خود باید به آن حقیقت بی‌انتها وصل گردد تا به صورت دعا یا مناجات عارفانه یا اعتراف به گناه؛ به خواسته خویش دست یابد.<br/>
 +
اعتراف به خطاکاری اسباب رحمت و حلم و احسان را فراهم می‌کند و هر که به خداوند حسن ظن داشته باشد به یقین اقرار او به عفو و گذشت الهی منجر شود و این اقرار باید بسیار خاضعانه و خالصانه باشد و اعتقاد بر آن که اعمال و کردار او مانند جاهلان به قدرت خداوند یا منکران لطف حق است.<br/>
 +
حضرت امام سجاد علیه السلام در دعا این وضعیت روحی را چنین توصیف می‌فرماید:<br/>
 +
«هَذَا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَیْدِی الذُّنُوبِ وَ قَادَتْهُ أَزِمَّةُ الْخَطَایَا وَ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِ الشَّیْطَانُ فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِیطاً وَ تَعَاطَی مَا نَهَیْتَ عَنْهُ تَغْرِیراً کَالْجَاهِلِ بِقُدْرَتِکَ عَلَیْهِ أَوْ کَالْمُنْکِرِ فَضْلَ إِحْسَانِکَ إِلَیْهِ» <ref>صحیفه سجادیه: دعای 31</ref> این جایگاه کسی است که دست‌های گناهان او را دست گردان کرده‌اند، و مهارهای خطاها او را به دنبال خود کشیده‌اند، و شیطان بر او چیره شده و از باب ضایع کردن امر نسبت به آنچه امر فرمودی کوتاهی کرده، و به خاطر غفلتش از عاقبت کار، آنچه را نهی کردی مرتکب شده، مانند کسی که قدرتت را بر وجودش جاهل و فراوانی احسانت را نسبت به خودش منکر است.<br/>
 +
سپس حضرت در جای دیگر طلب عفو و ترحم از درگاه خداوند می‌فرماید:<br/>
 +
«مَوْلَایَ ارْحَمْ کَبْوَتِی لِحُرِّ وَجْهِی وَ زَلَّةِ قَدَمِی وَ عُدْ بِحِلْمِکَ عَلَی جَهْلِی وَ بِإِحْسَانِکَ عَلَی إِسَآءَتِی فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی وَ هَذِهِ یَدِی وَ نَاصِیَتِی أَسْتَکِینُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِی» <ref>صحیفه سجادیه: دعای 53</ref> سقوط و به رو در افتادنم، و لغزش گامم را رحمت آر، و به نادانیم با بردباریت و به بدکرداریم با احسانت به من بازگرد. من به گناهم اقرار دارم و به خطایم اعتراف می‌کنم. این دست و سر من است که برای قصاص از نفسم آن را به زاری تسلیم می‌کنم.<br/>
 +
و ذات حق تعالی هم همین حال را می‌خواهد که زمینه گذشت و مغفرت آماده گردد که حضرت باقر علیه السلام بر این قصد پروردگار سوگند یاد می‌فرماید:<br/>
 +
لا وَ اللَّهِ ما أَرادَ اللَّهُ مِنَ النَّاسِ إِلَّا خِصْلَتَینِ أَنْ یُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَیَزیدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَیَغْفِرَها لَهُمْ. <ref>بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حدیث 55؛ الکافی: 2/ 426، حدیث 2</ref>
 +
نه به خدا قسم، خداوند از مردم دو چیز خواسته است: یکی این که اقرار به نعمت‌های الهی کنند تا بیفزاید و دیگر این که اقرار به گناهان کنند تا بیامرزد.<br/>
 +
و می‌فرماید:<br/>
 +
وَ اللَّهِ ما یَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ بِهِ. <ref>الکافی: 2/ 426، حدیث 1؛ بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حدیث 56</ref>
 +
به خدا سوگند از گناه نجات نیابد مگر کسی که به آن اعتراف کند.<br/>
 +
معاویة بن عمار گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:<br/>
 +
إِنَّهُ وَ اللَّهِ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ بِإِصْرارٍ وَ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا بِإِقْرارٍ. <ref>الکافی: 2/ 427، حدیث 4؛ وسائل الشیعة: 16/ 59، باب 82، حدیث 20976</ref>
 +
هر آینه به خدا سوگند هیچ بنده به اصرار بر گناه از آن بیرون نرود و هیچ بنده‌ای از گناه مگر به اعتراف بر آن خارج نشود.<br/>
 +
سرچشمه اقرار به خطای نفس و غلبه شهوات، اعتراف به ربوبیت اللّه و رسالت پیامبران او و آنچه که از نزد آنان رسیده است، می‌باشد.<br/>
  
اعتراف به خطاكارى اسباب رحمت و حلم و احسان را فراهم مى‏كند و هر كه به خداوند حسن ظن داشته باشد به يقين اقرار او به عفو و گذشت الهى منجر شود و اين اقرار بايد بسيار خاضعانه و خالصانه باشد و اعتقاد بر آن كه اعمال و كردار او مانند جاهلان به قدرت خداوند يا منكران لطف حق است.<br/>
+
==لزوم ایمان به خدا و فرستادگان او در کلام امام رضا علیه السلام‏==
 
+
امام رضا علیه السلام به فضل بن شاذان؛ در بیان علّت لزوم ایمان به خدا و فرستادگان او و هر چه از سوی حق آمده است، فرمود:<br/>
حضرت امام سجاد عليه السلام در دعا اين وضعيت روحى را چنين توصيف مى‏فرمايد:<br/>
+
ایمان به دلایل فراوانی ضرورت دارد از جمله این که اگر کسی به وجود خدای عزوجل اعتراف نمی‌کرد و از معاصی او دوری نمی‌جست و از ارتکاب گناهان بزرگ باز نمی‌ایستاد و در پیروی از خواهش‌های نفسانی و لذت بردن از فساد و ستم و حق‌کشی از کسی نمی‌ترسید، هر گاه مردم دست به این کارها می‌زدند و هر فردی بدون ترس و پروا از کسی دنبال هوس‌های خود می‌رفت، بی‌گمان مردم همه به فساد و تبهکاری کشیده می‌شدند و به ناحق به جان یکدیگر می‌افتادند و خون‌ها ریخته می‌شد و به ناموس و اموال هم تجاوز می‌کردند و به ناچار دنیا خراب شده و خلائق هلاک گشته و زراعت و نسل تباه می‌گردید.<br/>
 
+
یکی دیگر از دلائل این است که ما یافته‌ایم که مردم در نهان و به دور از چشم مردم دست به فساد و خلاف می‌زنند. پس اگر اقرار به وجود خدا و ترس از عالم غیب نبود، هیچ کس در خلوت خود و تنهایی خواسته نفسانی‌اش از کسی نمی‌ترسید و ترک معصیت نمی‌کرد و به حرمت دیگران دست درازی می‌کرد و گناهان کبیره را مرتکب می‌شد؛ در نتیجه بین همه مخلوقات هلاکت پیدا می‌شد.<br/>
«هَذَا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَيْدِي الذُّنُوبِ وَ قَادَتْهُ أَزِمَّةُ الْخَطَايَا وَ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطَانُ فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِيطاً وَ تَعَاطَى مَا نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْرِيراً كَالْجَاهِلِ بِقُدْرَتِكَ عَلَيْهِ أَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ إِحْسَانِكَ إِلَيْهِ» <ref>صحيفه سجاديه: دعاى 31</ref> اين جايگاه كسى است كه دست‏هاى گناهان او را دست گردان كرده‏اند، و مهارهاى خطاها او را به دنبال خود كشيده‏اند، و شيطان بر او چيره شده و از باب ضايع كردن امر نسبت به آنچه امر فرمودى كوتاهى كرده، و به خاطر غفلتش از عاقبت كار، آنچه را نهى كردى مرتكب شده، مانند كسى كه قدرتت را بر وجودش جاهل و فراوانى احسانت را نسبت به خودش منكر است.<br/>
+
پس قوام خلق و صلاح آنان، ممکن نیست مگر به این که آنان اعتراف به دانای آگاهی کنند که از اسرار و نهان باخبر بوده و به مصلحت امر و از فساد نهی می‌نماید و هیچ امر نهانی از او پنهان نیست تا به این وسیله از انواع و اقسام فساد متنفر گردند. <ref>عیون أخبار الرضا علیه السلام: 2/ 99، حدیث 1؛ بحار الأنوار: 3/ 10، باب 1، حدیث 23</ref> البته این اقرار قلبی به جنایت نفس و غضبناک کردن حق تعالی باید در پوشش درونی دل باشد و تنها او و خداوند بداند و هرگز کسی را خبر نکند.<br/>
 
+
سپس حضرت در جاى ديگر طلب عفو و ترحم از درگاه خداوند مى‏فرمايد:<br/>
+
 
+
«مَوْلَايَ ارْحَمْ كَبْوَتِي لِحُرِّ وَجْهِي وَ زَلَّةِ قَدَمِي وَ عُدْ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِي وَ بِإِحْسَانِكَ عَلَى إِسَآءَتِي فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِي الْمُعْتَرِفُ بِخَطِيئَتِي وَ هَذِهِ يَدِي وَ نَاصِيَتِي أَسْتَكِينُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِي» <ref>صحيفه سجاديه: دعاى 53</ref> سقوط و به رو در افتادنم، و لغزش گامم را رحمت آر، و به نادانيم‏ با بردباريت و به بدكرداريم با احسانت به من بازگرد. من به گناهم اقرار دارم و به خطايم اعتراف مى‏كنم. اين دست و سر من است كه براى قصاص از نفسم آن را به زارى تسليم مى‏كنم.<br/>
+
 
+
و ذات حق تعالى هم همين حال را مى‏خواهد كه زمينه گذشت و مغفرت آماده گردد كه حضرت باقر عليه السلام بر اين قصد پروردگار سوگند ياد مى‏فرمايد:<br/>
+
 
+
لا وَ اللَّهِ ما أَرادَ اللَّهُ مِنَ النَّاسِ إِلَّا خِصْلَتَينِ أَنْ يُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَيَزيدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَيَغْفِرَها لَهُمْ. <ref>بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حديث 55؛ الكافى: 2/ 426، حديث 2</ref>
+
 
+
نه به خدا قسم، خداوند از مردم دو چيز خواسته است: يكى اين كه اقرار به نعمت‏هاى الهى كنند تا بيفزايد و ديگر اين كه اقرار به گناهان كنند تا بيامرزد.<br/>
+
 
+
و مى‏فرمايد:<br/>
+
 
+
وَ اللَّهِ ما يَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ بِهِ. <ref>الكافى: 2/ 426، حديث 1؛ بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حديث 56</ref>
+
 
+
به خدا سوگند از گناه نجات نيابد مگر كسى كه به آن اعتراف كند.<br/>
+
 
+
معاوية بن عمار گفت: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:<br/>
+
 
+
إِنَّهُ وَ اللَّهِ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ بِإِصْرارٍ وَ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا بِإِقْرارٍ. <ref>الكافى: 2/ 427، حديث 4؛ وسائل الشيعة: 16/ 59، باب 82، حديث 20976</ref>
+
 
+
هر آينه به خدا سوگند هيچ بنده به اصرار بر گناه از آن بيرون نرود و هيچ بنده‏اى از گناه مگر به اعتراف بر آن خارج نشود.<br/>
+
 
+
سرچشمه اقرار به خطاى نفس و غلبه شهوات، اعتراف به ربوبيت اللّه و رسالت پيامبران او و آنچه كه از نزد آنان رسيده است، مى‏باشد.<br/>
+
 
+
+
 
+
==لزوم ايمان به خدا و فرستادگان او در كلام امام رضا عليه السلام‏==
+
 
+
امام رضا عليه السلام به فضل بن شاذان؛ در بيان علّت لزوم ايمان به خدا و فرستادگان او و هر چه از سوى حق آمده است، فرمود:<br/>
+
 
+
ايمان به دلايل فراوانى ضرورت دارد از جمله اين كه اگر كسى به وجود خداى عزوجل اعتراف نمى‏كرد و از معاصى او دورى نمى‏جست و از ارتكاب گناهان بزرگ باز نمى‏ايستاد و در پيروى از خواهش‏هاى نفسانى و لذت بردن از فساد و ستم و حق‏كشى از كسى نمى‏ترسيد، هر گاه مردم دست به اين كارها مى‏زدند و هر فردى بدون ترس و پروا از كسى دنبال هوس‏هاى خود مى‏رفت، بى‏گمان مردم همه به فساد و تبهكارى كشيده مى‏شدند و به ناحق به جان يكديگر مى‏افتادند و خون‏ها ريخته مى‏شد و به ناموس و اموال هم تجاوز مى‏كردند و به ناچار دنيا خراب شده و خلائق هلاك گشته و زراعت و نسل تباه مى‏گرديد.<br/>
+
 
+
يكى ديگر از دلائل اين است كه ما يافته‏ايم كه مردم در نهان و به دور از چشم مردم دست به فساد و خلاف مى‏زنند. پس اگر اقرار به وجود خدا و ترس از عالم غيب نبود، هيچ كس در خلوت خود و تنهايى خواسته نفسانى‏اش از كسى نمى‏ترسيد و ترك معصيت نمى‏كرد و به حرمت ديگران دست درازى مى‏كرد و گناهان كبيره را مرتكب مى‏شد؛ در نتيجه بين همه مخلوقات هلاكت پيدا مى‏شد.<br/>
+
 
+
پس قوام خلق و صلاح آنان، ممكن نيست مگر به اين كه آنان اعتراف به داناى آگاهى كنند كه از اسرار و نهان باخبر بوده و به مصلحت امر و از فساد نهى مى‏نمايد و هيچ امر نهانى از او پنهان نيست تا به اين وسيله از انواع و اقسام فساد متنفر گردند. <ref>عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2/ 99، حديث 1؛ بحار الأنوار: 3/ 10، باب 1، حديث 23</ref> البته اين اقرار قلبى به جنايت نفس و غضبناك كردن حق تعالى بايد در پوشش درونى دل باشد و تنها او و خداوند بداند و هرگز كسى را خبر نكند.<br/>
+
 
+
+
  
 
==اعتراف به گناه در نزد مردم‏==
 
==اعتراف به گناه در نزد مردم‏==
 
+
اصبغ بن نباته می‌گوید:<br/>
اصبغ بن نباته مى‏گويد:<br/>
+
مردی خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسید و گفت: ای امیرمؤمنان! من زنا کردم مرا پاک گردان، امیر روی خود را از او برگرداند، سپس فرمود: بنشین. آنگاه رو به مردم کرد و فرمود: اگر کسی از شما این گناه را مرتکب شود آیا نمی‌تواند آن را بپوشاند، همچنان که خدا بر او پوشانده است؟ <ref>وسائل الشیعة: 28/ 38، باب 16، حدیث 34159؛ من لایحضره الفقیه: 4/ 31، حدیث 5017</ref> پس از این برخورد حضرت معلوم شد که اعتراف به گناه نزد مردم به طور کلی ناپسند و شکستن حرمت بنده خداست.<br/>
 
+
از آداب دعا کردن، اقرار به گناه است، خواننده حق باید در شروع خواسته به گناهان مقرّ و معترف و توبه کننده باشد.<br/>
مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام رسيد و گفت: اى اميرمؤمنان! من زنا كردم مرا پاك گردان، امير روى خود را از او برگرداند، سپس فرمود: بنشين. آنگاه رو به مردم كرد و فرمود: اگر كسى از شما اين گناه را مرتكب شود آيا نمى‏تواند آن را بپوشاند، همچنان كه خدا بر او پوشانده است؟ <ref>وسائل الشيعة: 28/ 38، باب 16، حديث 34159؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 31، حديث 5017</ref> پس از اين برخورد حضرت معلوم شد كه اعتراف به گناه نزد مردم به طور كلى ناپسند و شكستن حرمت بنده خداست.<br/>
+
حضرت صادق علیه السلام در آداب دعا چنین می‌فرماید:<br/>
 
+
در دعا ابتدا باید خدا را ستود، سپس به گناه اعتراف نمود و آنگاه حاجت را خواست؛ سوگند به حق که بنده تنها با اقرار به گناه از گناه خارج می‌شود. <ref>الکافی: 2/ 484، حدیث 3؛ بحار الأنوار: 90/ 314، باب 17، ذیل حدیث 19</ref> بنابراین در اقرار به گناه پنج فایده است:<br/>
از آداب دعا كردن، اقرار به گناه است، خواننده حق بايد در شروع خواسته به گناهان مقرّ و معترف و توبه كننده باشد.<br/>
+
اوّل: انقطاع به خدای تعالی.<br/>
 
+
دوّم: شکستگی قلب که فضیلت بسیار دارد.<br/>
حضرت صادق عليه السلام در آداب دعا چنين مى‏فرمايد:<br/>
+
سوّم: حصول رقّت و دلسوزی که نشانه اخلاص است و آن هنگام پذیرفته می‌شود.<br/>
 
+
چهارم: اقرار و اعتراف باعث گریه شود که از بهترین آداب دعاست.<br/>
در دعا ابتدا بايد خدا را ستود، سپس به گناه اعتراف نمود و آنگاه حاجت را خواست؛ سوگند به حق كه بنده تنها با اقرار به گناه از گناه خارج مى‏شود. <ref>الكافى: 2/ 484، حديث 3؛ بحار الأنوار: 90/ 314، باب 17، ذيل حديث 19</ref> بنابراين در اقرار به گناه پنج فايده است:<br/>
+
پنجم: موافقت با امر امام صادق علیه السلام است که روایت آن گذشت. <ref>عُدّة الدّاعی: 167</ref>
 
+
اوّل: انقطاع به خداى تعالى.<br/>
+
 
+
دوّم: شكستگى قلب كه فضيلت بسيار دارد.<br/>
+
 
+
سوّم: حصول رقّت و دلسوزى كه نشانه اخلاص است و آن هنگام پذيرفته مى‏شود.<br/>
+
 
+
چهارم: اقرار و اعتراف باعث گريه شود كه از بهترين آداب دعاست.<br/>
+
 
+
پنجم: موافقت با امر امام صادق عليه السلام است كه روايت آن گذشت. <ref>عُدّة الدّاعی: 167</ref>
+
  
 
== پا نویس ==
 
== پا نویس ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۹

اقرار به گناه نزد حاکم

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ اعتراف به گناه چه فایده ای دارد؟
۲ حدیث

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان
۱ توبه از گناهان
۲ بی تفاوتی در برابر گناه
۳ تبلیغ گناه
۴ تبلیغ مراکز گناه
۵ تشویق به گناه
۶ تظاهر به گناه
۷ تعاون بر گناه
۸ تعمیر ابزار گناه
۹ حضور در مجالس گناه
10 حمایت از گناه
۱۱ سفر برای انجام گناه
۱۲ فکر گناه
۱۳ کرایه دادن خودرو برای انجام گناه
۱۴ کرایه دادن لوازم برای انجام گناه
۱۵ کرایه دادن مکان برای انجام گناه
۱۶ گناه
۱۷ نگاه به نامحرم به قصد گناه
۱۸ نگهداری ابزار گناه
۱۹ همکاری در انجام گناه
۲۰ همکاری در ایجاد مراکز گناه
۲۱ وساطت در انجام گناه
۲۲ ارتکاب گناهان صغیره
۲۳ ارتکاب گناهان کبیره
۲۴ مداهنه با اهل معصیت
۲۵ برگزاری مجالس گناه
۲۶ اقرار به گناه نزد خدا
۲۷ خرید و فروش مسجد
۲8 افتخار به گناه
29 اقرار به گناه نزد مردم
30 پیشگیری از گناه
31 اصرار بر گناه

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

اقرار به گناه و نجات از غضب خدا

بی بهره بودن از عنایت رب جلیل زوایای گوناگونی دارد، به گونه‌ای که احساس نیاز را در نهاد آدمی برمی‌انگیزد که به طور طبیعی انسان نیازمند را وادار می‌کند که به دنبال پناهگاه امنی برود و در نزد او زانو بزند ولی از آن جا که نهاد آدمی حقیقتی نامحدود و نیازهای او نیز بی‌نهایت است، تنها حقیقت نامحدود می‌تواند ظرف بی‌نهایت را پر کند، بر این پایه؛ ظرف ماده با همه گستردگی که دارد چون محدود است، هیچ گاه نمی‌توان نیاز حقیقی نامحدود را برآورده نماید. ناگزیر انسان برای برطرف کردن نیازمندی و کمبودهای مادی و معنوی خود باید به آن حقیقت بی‌انتها وصل گردد تا به صورت دعا یا مناجات عارفانه یا اعتراف به گناه؛ به خواسته خویش دست یابد.
اعتراف به خطاکاری اسباب رحمت و حلم و احسان را فراهم می‌کند و هر که به خداوند حسن ظن داشته باشد به یقین اقرار او به عفو و گذشت الهی منجر شود و این اقرار باید بسیار خاضعانه و خالصانه باشد و اعتقاد بر آن که اعمال و کردار او مانند جاهلان به قدرت خداوند یا منکران لطف حق است.
حضرت امام سجاد علیه السلام در دعا این وضعیت روحی را چنین توصیف می‌فرماید:
«هَذَا مَقَامُ مَنْ تَدَاوَلَتْهُ أَیْدِی الذُّنُوبِ وَ قَادَتْهُ أَزِمَّةُ الْخَطَایَا وَ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِ الشَّیْطَانُ فَقَصَّرَ عَمَّا أَمَرْتَ بِهِ تَفْرِیطاً وَ تَعَاطَی مَا نَهَیْتَ عَنْهُ تَغْرِیراً کَالْجَاهِلِ بِقُدْرَتِکَ عَلَیْهِ أَوْ کَالْمُنْکِرِ فَضْلَ إِحْسَانِکَ إِلَیْهِ» [۱] این جایگاه کسی است که دست‌های گناهان او را دست گردان کرده‌اند، و مهارهای خطاها او را به دنبال خود کشیده‌اند، و شیطان بر او چیره شده و از باب ضایع کردن امر نسبت به آنچه امر فرمودی کوتاهی کرده، و به خاطر غفلتش از عاقبت کار، آنچه را نهی کردی مرتکب شده، مانند کسی که قدرتت را بر وجودش جاهل و فراوانی احسانت را نسبت به خودش منکر است.
سپس حضرت در جای دیگر طلب عفو و ترحم از درگاه خداوند می‌فرماید:
«مَوْلَایَ ارْحَمْ کَبْوَتِی لِحُرِّ وَجْهِی وَ زَلَّةِ قَدَمِی وَ عُدْ بِحِلْمِکَ عَلَی جَهْلِی وَ بِإِحْسَانِکَ عَلَی إِسَآءَتِی فَأَنَا الْمُقِرُّ بِذَنْبِی الْمُعْتَرِفُ بِخَطِیئَتِی وَ هَذِهِ یَدِی وَ نَاصِیَتِی أَسْتَکِینُ بِالْقَوَدِ مِنْ نَفْسِی» [۲] سقوط و به رو در افتادنم، و لغزش گامم را رحمت آر، و به نادانیم با بردباریت و به بدکرداریم با احسانت به من بازگرد. من به گناهم اقرار دارم و به خطایم اعتراف می‌کنم. این دست و سر من است که برای قصاص از نفسم آن را به زاری تسلیم می‌کنم.
و ذات حق تعالی هم همین حال را می‌خواهد که زمینه گذشت و مغفرت آماده گردد که حضرت باقر علیه السلام بر این قصد پروردگار سوگند یاد می‌فرماید:
لا وَ اللَّهِ ما أَرادَ اللَّهُ مِنَ النَّاسِ إِلَّا خِصْلَتَینِ أَنْ یُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَیَزیدَهُمْ وَ بِالذُّنُوبِ فَیَغْفِرَها لَهُمْ. [۳] نه به خدا قسم، خداوند از مردم دو چیز خواسته است: یکی این که اقرار به نعمت‌های الهی کنند تا بیفزاید و دیگر این که اقرار به گناهان کنند تا بیامرزد.
و می‌فرماید:
وَ اللَّهِ ما یَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ بِهِ. [۴] به خدا سوگند از گناه نجات نیابد مگر کسی که به آن اعتراف کند.
معاویة بن عمار گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
إِنَّهُ وَ اللَّهِ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ بِإِصْرارٍ وَ ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنْ ذَنْبٍ إِلَّا بِإِقْرارٍ. [۵] هر آینه به خدا سوگند هیچ بنده به اصرار بر گناه از آن بیرون نرود و هیچ بنده‌ای از گناه مگر به اعتراف بر آن خارج نشود.
سرچشمه اقرار به خطای نفس و غلبه شهوات، اعتراف به ربوبیت اللّه و رسالت پیامبران او و آنچه که از نزد آنان رسیده است، می‌باشد.

لزوم ایمان به خدا و فرستادگان او در کلام امام رضا علیه السلام‏

امام رضا علیه السلام به فضل بن شاذان؛ در بیان علّت لزوم ایمان به خدا و فرستادگان او و هر چه از سوی حق آمده است، فرمود:
ایمان به دلایل فراوانی ضرورت دارد از جمله این که اگر کسی به وجود خدای عزوجل اعتراف نمی‌کرد و از معاصی او دوری نمی‌جست و از ارتکاب گناهان بزرگ باز نمی‌ایستاد و در پیروی از خواهش‌های نفسانی و لذت بردن از فساد و ستم و حق‌کشی از کسی نمی‌ترسید، هر گاه مردم دست به این کارها می‌زدند و هر فردی بدون ترس و پروا از کسی دنبال هوس‌های خود می‌رفت، بی‌گمان مردم همه به فساد و تبهکاری کشیده می‌شدند و به ناحق به جان یکدیگر می‌افتادند و خون‌ها ریخته می‌شد و به ناموس و اموال هم تجاوز می‌کردند و به ناچار دنیا خراب شده و خلائق هلاک گشته و زراعت و نسل تباه می‌گردید.
یکی دیگر از دلائل این است که ما یافته‌ایم که مردم در نهان و به دور از چشم مردم دست به فساد و خلاف می‌زنند. پس اگر اقرار به وجود خدا و ترس از عالم غیب نبود، هیچ کس در خلوت خود و تنهایی خواسته نفسانی‌اش از کسی نمی‌ترسید و ترک معصیت نمی‌کرد و به حرمت دیگران دست درازی می‌کرد و گناهان کبیره را مرتکب می‌شد؛ در نتیجه بین همه مخلوقات هلاکت پیدا می‌شد.
پس قوام خلق و صلاح آنان، ممکن نیست مگر به این که آنان اعتراف به دانای آگاهی کنند که از اسرار و نهان باخبر بوده و به مصلحت امر و از فساد نهی می‌نماید و هیچ امر نهانی از او پنهان نیست تا به این وسیله از انواع و اقسام فساد متنفر گردند. [۶] البته این اقرار قلبی به جنایت نفس و غضبناک کردن حق تعالی باید در پوشش درونی دل باشد و تنها او و خداوند بداند و هرگز کسی را خبر نکند.

اعتراف به گناه در نزد مردم‏

اصبغ بن نباته می‌گوید:
مردی خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسید و گفت: ای امیرمؤمنان! من زنا کردم مرا پاک گردان، امیر روی خود را از او برگرداند، سپس فرمود: بنشین. آنگاه رو به مردم کرد و فرمود: اگر کسی از شما این گناه را مرتکب شود آیا نمی‌تواند آن را بپوشاند، همچنان که خدا بر او پوشانده است؟ [۷] پس از این برخورد حضرت معلوم شد که اعتراف به گناه نزد مردم به طور کلی ناپسند و شکستن حرمت بنده خداست.
از آداب دعا کردن، اقرار به گناه است، خواننده حق باید در شروع خواسته به گناهان مقرّ و معترف و توبه کننده باشد.
حضرت صادق علیه السلام در آداب دعا چنین می‌فرماید:
در دعا ابتدا باید خدا را ستود، سپس به گناه اعتراف نمود و آنگاه حاجت را خواست؛ سوگند به حق که بنده تنها با اقرار به گناه از گناه خارج می‌شود. [۸] بنابراین در اقرار به گناه پنج فایده است:
اوّل: انقطاع به خدای تعالی.
دوّم: شکستگی قلب که فضیلت بسیار دارد.
سوّم: حصول رقّت و دلسوزی که نشانه اخلاص است و آن هنگام پذیرفته می‌شود.
چهارم: اقرار و اعتراف باعث گریه شود که از بهترین آداب دعاست.
پنجم: موافقت با امر امام صادق علیه السلام است که روایت آن گذشت. [۹]

پا نویس

  1. صحیفه سجادیه: دعای 31
  2. صحیفه سجادیه: دعای 53
  3. بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حدیث 55؛ الکافی: 2/ 426، حدیث 2
  4. الکافی: 2/ 426، حدیث 1؛ بحار الأنوار: 6/ 36، باب 20، حدیث 56
  5. الکافی: 2/ 427، حدیث 4؛ وسائل الشیعة: 16/ 59، باب 82، حدیث 20976
  6. عیون أخبار الرضا علیه السلام: 2/ 99، حدیث 1؛ بحار الأنوار: 3/ 10، باب 1، حدیث 23
  7. وسائل الشیعة: 28/ 38، باب 16، حدیث 34159؛ من لایحضره الفقیه: 4/ 31، حدیث 5017
  8. الکافی: 2/ 484، حدیث 3؛ بحار الأنوار: 90/ 314، باب 17، ذیل حدیث 19
  9. عُدّة الدّاعی: 167