کتابخانه:نماز جمعه (1): تفاوت بین نسخهها
(←اهمیت نماز جمعه) |
|||
| سطر ۲۶۷: | سطر ۲۶۷: | ||
هنگامی که شب معراج مرا به سوی آسمان بردند، در زیر عرش، هفتاد شهر را دیدم که هر شهری مانند دنیای شما بود و فرشتگان بالهایشان را گشوده، تسبیح و تهلیل خدا نموده، و میگفتند: بار خدایا کسانی را که در نمازجمعه حضور مییابند رحمت فرما و ببخشای، بار خدایا آنان که [[غسل]] جمعه میکنند را ببخشای.<br/> | هنگامی که شب معراج مرا به سوی آسمان بردند، در زیر عرش، هفتاد شهر را دیدم که هر شهری مانند دنیای شما بود و فرشتگان بالهایشان را گشوده، تسبیح و تهلیل خدا نموده، و میگفتند: بار خدایا کسانی را که در نمازجمعه حضور مییابند رحمت فرما و ببخشای، بار خدایا آنان که [[غسل]] جمعه میکنند را ببخشای.<br/> | ||
اینها و تعبیرهای دیگری چون: «آن کس که سه هفته بدون عذر شرعی نمازجمعه را ترک گوید بر قلبش مهر زنند و یا نامش را در شمار منافقان مینویسند و. . .» همه نشان از جایگاه رفیع و اهمیّت این [[نماز]] عبادی سیاسی دارد.<br/> | اینها و تعبیرهای دیگری چون: «آن کس که سه هفته بدون عذر شرعی نمازجمعه را ترک گوید بر قلبش مهر زنند و یا نامش را در شمار منافقان مینویسند و. . .» همه نشان از جایگاه رفیع و اهمیّت این [[نماز]] عبادی سیاسی دارد.<br/> | ||
| + | |||
| + | == پیشینۀ تاریخی نماز جمعه == | ||
| + | مسعودی (م ۳۴۵ ه. ق) مینویسد:<br/> | ||
| + | ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاوّل بود. پس ده سال تمام در مدینه ماند، به هنگام ورود آن حضرت در دهکده قبا، بر «سعد بن خیثمه» وارد شد و مسجد قبا را بنا نمود و روزهای دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه را در قبا ماندند. سپس صبح روز جمعه پس از برآمدن روز به سوی مدینه حرکت فرمود، در بین راه محلّه به محلّه گروهی از انصار مهار شتر آن حضرت را در دست گرفته از ایشان میخواستند تا نزد آنان فرود آید.<br/> | ||
| + | رسول خدا صلی الله علیه و آله مهار را کشیده، میفرمود: «راه را برای شتر باز گذارید که او مأمور است» . و همچنان به راه خود ادامه میداد تا در محلّه «بنیسالم بن عوف» وقت [[نماز]] فرا رسید. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردم نمازجمعه خواند و این اوّلین نمازجمعهای بود که در اسلام اقامه گردید.<br/> | ||
| + | وی سپس میافزاید:<br/> | ||
| + | در تعداد کسانی که نمازجمعه با آنان کامل میشود، اختلاف است. شافعی و گروه دیگری که با او هم عقیدهاند گفتهاند، اقامه نمازجمعه واجب نیست، مگر آنکه تعداد نمازگزاران به چهل نفر و بیشتر برسد و کمتر از آن کافی نیست. ولی دیگر فقیهان از اهل کوفه و غیر آن با نظر شافعی مخالفت کردهاند. <br/> | ||
| + | آنگاه مینویسد: «نمازجمعه رسول خدا صلی الله علیه و آله در درۀ معروف به «وادی رانُوناء» اقامه گردید. . .» .<ref>مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۸۶.</ref><br/> | ||
| + | حلبی تعداد نمازگزاران را در اوّلین نمازجمعه یکصد نفر ذکر کرده است.<ref>السیرة الحلبیه، ج ۲، ص ۵۹.</ref><br/> | ||
| + | پس از آن، در همین مکان مسجدی ساختند که به نام «مسجد الجمعة» نامگذاری شد<ref>همان.</ref>و هماکنون نیز با همین نام در مدینه منوّره وجود دارد. برخی بر این باورند که قبل از ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه، اسعدبن زرارة، اولین نمازجمعه را اقامه کرده است.<br/> | ||
| + | ابن سیرین در این زمینه گوید: پیش از آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه، انصار با یکدیگر اجتماع کرده، گفتند: یهود و نصاریٰ در هر هفته روز خاصّی داشته در آن گرد هم میآیند. یهود روزهای شنبه و نصاری روزهای یکشنبه. ما نیز روزی را برای خود قرار دهیم تا گرد هم آییم و [[ذکر خدا]] گوییم و شکر او را بهجای آوریم. سپس نزد «اسعد بن زراره» آمده و روز جمعه را که پیش از آن «یوم العروبة» نامیده میشد به عنوان روز اجتماع مسلمانان مطرح کردند. وی نیز پذیرفت و با آنان به صورت جماعت [[نماز]] گزارد و آنان را اندرز داد و آن روز، جمعه نامیده شد، چون روز اجتماع مسلمانان بود. سپس گوسفندی ذبح کرده، نهار و شام را با همان یک گوسفند خوردند [چون تعدادشان کم بود]. این اولین نمازجمعهای بود که پیش از آمدن پیامبر به مدینه اقامه شد.<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۳۱.</ref><br/> | ||
| + | «عبدالرحمان بن کعب بن مالک» گوید: به هنگام نابینایی پدرم، من راهنمای او بودم. پس هرگاه همراه با او به طرف نمازجمعه میآمدم، همین که اذان را میشنید، برای «ابیأمامه اسعدبن زرارة» از خدا طلب مغفرت میکرد. گفتم: ای پدر! چرا هر زمان روز جمعه مؤذن اذان جمعه سر میدهد شما برای «اسعد بن زرارة» طلب مغفرت میکنید؟ پاسخ گفت:<br/> | ||
| + | فرزندم وی اوّلین کسی بود که پیش از آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه با ما نمازجمعه گزارد.<ref>السیرة الحلبیة، ج ۲، ص ۵۹.</ref><br/> | ||
| + | اولین جایی که پس از مدینه، در آن نمازجمعه اقامه گردید قریه «عبد القیس» در بحرین بود.<ref>همان.</ref><br/> | ||
| + | |||
| + | == نماز جمعه در قرآن == | ||
| + | خداوند متعال میفرماید:<br/> | ||
| + | «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (جمعه: ۹)<br/> | ||
| + | ای کسانی که [[ایمان]] آوردهاید هنگامی که ندا داده شود برای [[نماز]] در روز جمعه، پس بشتابید به سوی یاد خدا، و خرید و فروش را وا گذارید این برای شما بهتر است اگر بدانید.<br/> | ||
| + | بر اساس آنچه مفسران شیعه و سنّی نگاشتهاند، تردیدی نیست که این آیه در رابطه با نمازجمعه و وجوب آن نازل شده و دربردارنده نکات قابل توّجهی است:<br/> | ||
| + | ۱. خداوند مؤمنان را در این آیه مخاطب قرار داده و از این رهگذر آنان را احترام کرده است.<br/> | ||
| + | ۲. این مؤمنانند که از نمازجمعه بهرهمند میگردند؛ چرا که مقتضای ایمان، عمل به واجبات الهی و سبک نشمردن آنهاست و اهتمام به نمازجمعه و شرکت در آن فوائد فراوانی را نصیب نمازگزاران جمعه خواهد کرد.<br/> | ||
| + | ۳. از نمازجمعه به «ذکر اللّٰه» یعنی یاد خدا تعبیر شده و از آنجا که برخی آیات قرآن، آیات دیگر را تفسیر میکند و به مصداق آیۀ شریفه «أَلا بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»<ref>رعد: ۲۸.</ref>نمازجمعه آرامش بخش قلبهای مؤمنان خواهد بود و علاوه بر آرامش روحی در دنیا، میتوان به نتیجه اُخروی آن، که بهشت موعود پروردگار است نیز اشاره داشت:<br/> | ||
| + | «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلِی فِی عِبادِی * وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» (فجر: ۲۷ - ۳۰)<br/> | ||
| + | ای آنکه دارای نفس مطمئنهای، به سوی پروردگار خود برگرد در حالی که هم تو از خدا خشنودی و هم خدا از تو، پس در زمرۀ بندگان من داخل و به بهشت وارد شو.<br/> | ||
| + | ۴. از مردم خواسته شده به طرف نمازجمعه بشتابند «فَاسْعَوا إلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ» .<br/> | ||
| + | ۵. از مردم خواسته شده تا کسب و تجارت و کار را رها نموده، در نمازجمعه شرکت کنند. «وَذَرُوا الْبَیْعَ» .<br/> | ||
| + | ۶. جمله «ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»<ref>جمعه: ۹.</ref>باز تأکید دیگری بر اهمیت نمازجمعه است و صریحاً اعلام میدارد که ترک کار و کسب و پیشه، و شرکت در نمازجمعه برای شما بهتر و پرفایده است اگر بدانید و توجه کنید!<br/> | ||
| + | ۷. در ادامه این آیه با تعبیر «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللّٰهِ خَیْرٌ»<ref>جمعه: ۱۱.</ref>به انتقاد از کسانی میپردازد که پیامبر صلی الله علیه و آله و نمازجمعه را رها کرده و به سوی مال التجاره شتافتهاند و اظهار میدارد که آن چه را شما از نمازجمعه و از خداوند دریافت میدارید بهتر از [[لهو]] و تجارتی است که به دنبال آن رفتهاید.<br/> | ||
| + | ۸. جمله «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» نیز بیانگر آناست کهاز اینراه و از طریق اقامه نمازجمعه میتوان بهفلاح و رستگاری دست یافت.<br/> | ||
| + | ۹. و بالاخره خداوند به لحاظ اهمیتی که برای این [[نماز]] قائل بوده، سورهای به نام سورۀ جمعه نازل فرموده، و در آن به صراحت در چند آیه مردم را به اقامۀ این فریضه مهم دعوت فرموده است.<br/> | ||
| + | نکته: سوره جمعه مدنی است و یازده آیه دارد، تعداد کلمات آن یکصد و هشتاد و تعداد حروف آن هفتصد و چهل و هشت حرف است<ref>نمونهای از تفاسیر، ص ۶۴.</ref>در تفسیر جامع تعداد حروف آن را نهصد و بیست حرف ذکر کرده است.<ref>همان، ص ۱۳۴.</ref><br/> | ||
| + | |||
| + | == داستانی شگفت انگیز == | ||
| + | جابر بن عبداللّٰه انصاری گوید: روز جمعه با رسولخدا صلی الله علیه و آله نمازجمعه میخواندیم که کاروان تجارت از شام وارد شد، نمازگزاران جمعه جز دوازده مرد و یک زن<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۳۳؛ برخی نیز تعداد را یازده و برخی دیگر هشت نفر ذکر کردهاند.</ref>، [[نماز]] را رها کرده به طرف کاروان رفتند. سپس این آیه نازل شد: «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللّٰهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الرّازِقِینَ» (جمعه: ۱۱)<br/> | ||
| + | و هنگامی که تجارت یا سرگرمی را ببینند بهسوی آن پراکنده شده، در حال ایستاده شما را ترک گویند به آنان بگو: آنچه نزد خدا است از [[لهو]] و سرگرمی و تجارت بهتر است و خداوند بهترین روزیدهندگان است.<br/> | ||
| + | دلیل این حرکت زشت و ناپسند آن بود که مردم مدینه در آن سال گرفتار گرسنگی و تورّم و افزایش قیمتها شده بودند. «دحیة بن خلیفه» نیز که از شام مالالتجاره میآورد و تجارت زیتون میکرد در حالی وارد مدینه شد که رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله مشغول خواندن خطبههای نمازجمعه بودند. مرسوم این بود که کاروانهای تجاری به هنگام ورود به مدینه با نواختن نی و طبل ورود خود را به مردم اطلاع میدادند. لذا با شنیدن این صدا بیشتر نمازگزاران که گمان میکردند اگر تا پایان [[نماز]] بمانند دیگر نصیبی از مالالتجاره برای آنان نخواهد ماند، آن حضرت را رها کرده و رفتند. آنان که باقی ماندند عبارت بودند از:<br/> | ||
| + | امام علی بن ابیطالب علیه السلام، فاطمه علیها السلام، امام حسن و امام حسین علیهما السلام، سلمان، اباذر، مقداد، صهیب و پنج نفر دیگر.<br/> | ||
| + | برخی نیز تعداد را هشت نفر و برخی دیگر یازده نفر ذکر کردهاند.<br/> | ||
| + | رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند توجه و نظر خود را در این روز جمعه به مسجد و نمازجمعه من معطوف داشته، و اگر این گروه هشت نفر باقی نمیماندند، مدینه با اهل آن در آتش عذاب الهی میسوختند و همچون قوم لوط، عذاب باریدن سنگ بر آنان نازل میگشت.<ref>البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۳۸۱.</ref><br/> | ||
| + | مؤلف گرانقدر تفسیر منهج الصادقین داستان را چنین نقل میکند:<br/> | ||
| + | روز جمعه پیغمبر صلی الله علیه و آله در خطبه بود که «دحیة بن خلیفه کلبی» که به تجارت شام رفته بود، به مدینه رسید و در عقب او «بنیخزرج» و از پس ایشان «زید بن متاب» نیز در رسیدند و هر نوبت که «دحیه» به مدینه آمدی، اکثر انواع طعام از گندم و جو و آرد و برنج و زیت و غیره بیاوردی و در «احجار الزیت» که موضعی بود در بازار مدینه فرود آمدی و آنجا آغاز طبل زدن کردندی تا مردم خبردار شده به خریدن امتعه او توجه نمایند و هرگاه که اهل مدینه بر آمدن او اطلاع یافتندی همه به استقبال او بیرون رفتندی و در این روز که او رسید طبل فرو کوفتند و مردمان آواز طبل شنیده از مسجد بیرون دویدند و به غیر از دوازده کس در مسجد نماند.<br/> | ||
| + | پیغمبر صلی الله علیه و آله چون این حال را مشاهده نمود فرمود:<br/> | ||
| + | «لَوْلا هؤُلاءِ لَسُوِّمَتْ لَهُمُ الْحِجارَةُ مِنَ السَّماءِ» اگر این جماعت نیز رفتندی سنگها از آسمان به نام هر یک از ایشان نازل گشتی و همه را هلاک ساختی پس حق سبحانه این آیه فرو فرستاد و ایشان به این عتاب فرمود.<br/> | ||
| + | و از «ابن عباس» منقول است که در مسجد باقی نماند، مگر هشت کس و «ابن کیسان» گفته که یازده کس بودند. و جابر بن عبداللّٰه روایت کند که دوازده کس بودند و من یکی از آنها بودم، و از قتاده نقل است که این عمل سه بار از ایشان صادر شد و هر سه نوبت در جمعه بود.<ref>منهج الصادقین، ج ۹، ص ۲۸۴.</ref><br/> | ||
| + | |||
| + | == نماز عبادی - سیاسی == | ||
| + | در میان نمازهای واجب، میتوان از نمازجمعه به عنوان [[نماز]] عبادی سیاسی یاد کرد زیرا:<br/> | ||
| + | ۱. نمازجمعه از شئوون حاکم اسلامی است و امامجمعه مناطق مختلف را نیز امام مسلمانان باید حکم دهد و تعیین کند.<br/> | ||
| + | ۲. نمازجمعه را باید به جماعت اقامه کرد و اگر تا شعاع یک فرسخ در یک فرسخ نمازجمعه دیگری برگزار شود، باطل است.<br/> | ||
| + | ۲. آنان که از روی مخالفت و یا سهلانگاری در نمازجمعه شرکت نمیکنند، در روایات گوناگون مورد تهدید جدی قرار گرفتهاند.<br/> | ||
| + | ۳. دو رکعت از [[نماز]] را برداشته و به جای آن دو خطبه گذاشتهاند تا خطیب جمعه که همان امام و امیر جامعه اسلامی است با مردم سخن گفته، آنان را در جریان اخبار و حوادث جهان و رویدادهای کشور اسلامی بگذارد.<br/> | ||
| + | ۴. به هنگام برگزاری نمازجمعه همه باید کارها را تعطیل کرده، به سوی نمازجمعه بشتابند.<br/> | ||
| + | ۵. نمازجمعه بر افراد ناتوان و کسانی که [[جهاد]] از آنان برداشته شده واجب نیست، و در نتیجه همچون [[جهاد]] با این [[نماز]] برخورد شده است.<br/> | ||
| + | ۶. امام جمعه باید بر سلاح و یا عصا تکیه زده با مردم سخن بگوید و این خود نوعی ابراز وجود و قدرتنمایی در برابر دشمنان و بیگانگان است.<br/> | ||
| + | حضرت امام خمینی قدس سره بارها در فرمایشات و سخنرانیها از نمازجمعه به عنوان یک [[نماز]] عبادی سیاسی یاد کردهاند:<br/> | ||
| + | - نمازجمعه یک عبادت سرتاپا سیاسی است.<ref>صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۲۷۶.</ref><br/> | ||
| + | - نمازجمعه عبادت است، لکن عبادتی که مدغم در سیاست است، سیاست در عبادت مدغم است.<ref>همان، ج ۳، ص ۱۲۰.</ref><br/> | ||
| + | - در هر هفته یک اجتماع بزرگ، از همه [مردم، در یک محل تشکیل میشود] و نمازجمعه که مشتمل دو خطبه است که در آن خطبتین باید مسائل روز، احتیاجات کشور، احتیاجات منطقه و جهات سیاسی، جهات اجتماعی، جهات اقتصادی طرح شود و مردم مطلع بشوند بر این مسائل.<ref>صحیفه نور، ج ۸، ص ۲۶۴.</ref><br/> | ||
| + | |||
| + | == منصبی بودن نماز جمعه == | ||
| + | بسیاری از فقیهان عالیقدر شیعه با استناد به احادیث و روایات وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام بر این باورند که یکی از شرایط اقامۀ نمازجمعه آن است که باید توسط شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله و یا امام معصوم علیهم السلام و یا آن کس که از سوی امام معصوم منصوب شده اقامه گردد، وگرنه به جای آن لازم است [[نماز]] ظهر خوانده شود.<br/> | ||
| + | «عمانی، اسکافی - نخستین کسی که فقه شیعه را تبویب فرموده -، شیخ مفید و شاگردشان مرحوم علمالهدی، سید مرتضی و شاگرد ایشان شیخ الطایفه، مرحوم شیخ طوسی در غالب کتبشان و مرحوم سلّار در مراسم و مرحوم حلّی در سرائر و ابن زهره در غنیه تا برسد به طبقه اوّل متأخرین مثل علّامه و محقق همه تصریح به منصبیبودن نمازجمعه فرمودهاند و ادّعای اجماع نسبت به آن کردهاند. بلی از طبقۀ دوم متأخرین مثل شهیدین و بعد از ایشان احتمالات دیگر به چشم میخورد و قول به وجوب عینی، تعیینی و قول به حرمت دیده میشود، ولی ملاحظه کلمات اساطین قدما بر این فتواست که نمازجمعه منصبی، و از شئون ولایت و مخصوص به وجود امام عادل و بسط ید اوست.<br/> | ||
| + | نقل شده است که مرحوم وحید بهبهانی، تعداد اجماعات قدما را به چهل نقل رسانده، یعنی چهل نقل اجماع از اساطین قدما را به دست آورده است. بنابراین ادّعای قطع به اتفاق قدما به منصبیبودن نمازجمعه مجازفه نیست، بلکه کمتر مسألهای در فقه به این نحو اتفاق میافتد و میتوان اجماع مصطلح - اتفاق فقها کاشف از قول معصوم علیه السلام را - در این مسأله تمام دانست» .<ref>مباحثی پیرامون نمازجمعه، ص ۱۸۷.</ref><br/> | ||
| + | همچنین اگر مروری بر تاریخ برگزاری نمازجمعه از صدر اسلام تاکنون داشته باشیم، به خوبی آشکار است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سیزده سالی که در مکه حضور داشتند نمازجمعه را اقامه ننمودند، ولی پس از ورود به مدینه، و آغاز تشکیل حکومت اسلامی از نخستین برنامههای رسول خدا صلی الله علیه و آله برقراری نمازجمعه و اقامۀ آن توسط شخص آن حضرت بود. پس از رحلت آن حضرت نیز، در دوران چهار سال و اندی که امیرمؤمنان علی علیه السلام حکومت داشتند، نمازجمعه اقامه میشد امّا از آن زمان تاکنون، در تاریخ اسلام دیده نشده است که یکی از امامان معصوم علیهم السلام نمازجمعه اقامه کرده باشند. دلیلش این است که آنان مبسوط الید نبوده و چون حکومت را دیگران غاصبانه در اختیار گرفته بودند و در نتیجه نمازجمعه وسیلهای برای سوءاستفاده دشمنان اسلام و اهل بیت گردید. لذا از اقامه نمازجمعه خودداری میکردند. البته از اینکه در طول تاریخ نمازجمعه و اقامه آن، همیشه در اختیار خلفا و حکومتها بوده است نیز میتوان این نکته را استفاده کرد که نمازجمعه، یک [[نماز]] حکومتی و منصبی است.<br/> | ||
| + | علاوه بر این، مرحوم شیخ مفید یکی از دلایل عقلی، بر امامت حضرت ولیّعصر - ارواحنافداه - را اقامۀ نمازجمعه برمیشمرد:<br/> | ||
| + | وَمِنْ ذلِکَ ما یَقْتَضِیهِ الْعَقْلُ بِالْاِسْتِدْلالِ الصَّحِیحِ مِنْ وُجُودِ إمامٍ مَعْصُومٍ کامِلٍ غَنِیٍّ عَنْ رَعایاه فِی الْأحْکامِ وَالْعُلُومِ فِی کُلِّ زَمانٍ، لاِستِحالَةِ خُلُوِّ الْمُکَلَّفِینَ مِنْ سُلْطانٍ یَکُونُونَ بِوُجُودِهِ أقْرَبُ إلَی الصَّلاحِ وَداعٍ لِلْغُواهِ، مُعَلِّمٍ لِلْجُهّال، مُنَبِّهٍ لِلْغافِلِینَ، مُحَذِّرٍ لِلضَّلالِ، مُقِیمٍ لِلْحُدُودِ، مُنْفِذٍ لِلْأحْکامِ، فاصِلٍ بَیْنَ أهْلِ الْاخْتِلافِ، ناصِبٍ لِلْأُمَراءِ، سادٍّ لِلثُّغُورِ، حافِظٍ لِلْأمْوالِ، حامٍ عَنْ بَیْضَةِ الْإِسْلامِ، جامِعٍ لِلنّاسِ فِی الْجُمُعَةِ وَالْاَعْیادِ.<ref>ارشاد مفید، ص ۳۴۲.</ref><br/> | ||
| + | از جمله دلایل، چیزی است که عقل با دلایل صحیح و درست به آن حکم میکند که در هر زمان لازم است امام معصوم و کاملی باشد که از مردم در فراگیری احکام و دانشها، بینیاز باشد؛ زیرا ممکن نیست زمانی فرا رسد که تکلیفیافتگان، بدون حاکم و سلطانی باشند که آنان به وسیله او به صلاح و درستی نزدیکتر و از فساد و تباهی دور نشوند. باید امام معصومی باشد که آموزنده نادانان، هشیارکننده غافلان و بیخبران، بیمدهنده گمراهان، اقامهکننده حدود، اجراکننده احکام، پایاندهنده اختلافها، گمارندۀ امیران، مسلط و حافظ مرزها، نگاهبان داراییها، حمایتکننده کیان اسلام و گردآورندۀ مردم در جمعهها و عیدها باشد.<br/> | ||
| + | علی علیه السلام فرمود: لا یَصِحُّ الْحُکْمُ وَلَا الْحُدُودُ وَلَا الْجُمُعَةُ إلّا بِإِمامٍ.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۳.</ref><br/> | ||
| + | صحیح نیست قضاوتکردن، [[اجرای حدود]] و اقامه نمازجمعه، جز به وسیله امام.<br/> | ||
| + | همچنین در حدیثی دیگر آمده است: إِنَّ الْجُمُعَةَ وَالْحُکُومَةَ لِإمامِ المُسْلِمِینَ.<ref>جواهر الکلام، ج ۱۱، ص ۱۵۸.</ref><br/> | ||
| + | اقامه نمازجمعه و [[قضاوت]] کردن از آنِ امام مسلمانان است.<br/> | ||
| + | این دو روایت نیز دلیل روشنی بر منصبیبودن نمازجمعه است.<br/> | ||
| + | امام سجاد علیه السلام در دعای ۴۸ صحیفه سجّادیّه فرمود:<br/> | ||
| + | اللّهُمَّ! اِنَّ هذَا الْمَقامَ لِخُلَفائِکَ وَاصْفِیائِکَ وَمَواضِعَ اُمَنائِکَ فِی الدَّرَجَةِ الرَّفِیعَةِ الَّتِی اخْتَصَصْتَهُمْ بِها قَدِ ابتَزُّوها.<br/> | ||
| + | بارخدایا! همانا این مقام - یعنی نمازجمعه و عید قربان - از آنِ جانشینان و برگزیدگان تو است، و جایگاه امنای بلندپایه تو است که ویژۀ آنها نمودی، و ایشان را به آن اختصاص و برتری بخشیدی، که به تحقیق غاصبان و ظالمان به حقوق پیشوایان دین - خلفای بنیامیه - این مقام را غصب کرده و به [[ظلم]] و ستم در اختیار گرفتند.<br/> | ||
| + | سپس امام سجاد علیه السلام ادامه میدهد:<br/> | ||
| + | حَتّی عادَ صِفْوَتُکَ وخُلَفاؤُکَ مَغْلُوبِینَ مَقْهُورِینَ مُبْتَزِّینَ، یَرَوْنَ حُکْمَکَ مُبَدَّلاً و کِتابَکَ مَنْبُوذاً، وفَرائِضَکَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهاتِ اَشْراعِکَ وسُنَنَ نَبِیِّکَ مَتْرُوکةً.<br/> | ||
| + | تا جایی که برگزیدگان و جانشینان تو مغلوب و مقهور شدند و حق آنها از دستشان رفت، مینگرند که حکم تو تبدیل گشته، و کتاب تو را متروک ساخته، و واجبات تو را از اهداف و مقاصد حقیقی آن دور ساخته و تحریف نموده، و سنتهای پیامبر تو را ترک و رها ساختهاند.<br/> | ||
| + | علی بن ابیطالب علیه السلام در تعبیری هشداردهنده فرمود: ثَلاثَةٌ إنْ أنْتُمْ خالَفْتُمْ فِیهِنَّ أئِمَّتَکُمْ هَلَکْتُمْ: جُمُعَتُکُمْ، وَجِهادُ عَدُوِّکُمْ وَمَناسِکُکُمْ.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۷.</ref><br/> | ||
| + | سه چیز است که اگر با پیشوایانتان در آنها به مخالفت برخیزید خود را هلاک و نابود ساختهاید: نمازجمعه؛ [[جهاد]] با دشمنان و مناسک حج.<br/> | ||
| + | از مجموع روایاتی که در این بخش ذکر شد، به خوبی میتوان فهمید که نمازجمعه، با حکومت و رهبری جامعۀ اسلامی ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ دارد و علاوه بر ابعاد عبادی و تربیتی، نمازی است سیاسی که در آن، حاکم اسلامی مستقیماً با مردم روبهرو شده، مسائل مبتلابه جامعه را با آنان در میان میگذارد.<br/> | ||
| + | |||
| + | == وجوب نماز جمعه == | ||
| + | زرارة بن اعین گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:<br/> | ||
| + | إنَّما فَرَضَ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْجُمُعَةِ إلَی الْجُمُعَةِ خَمْساً وَثَلاثِینَ صَلاةً، فِیها صَلاةٌ واحِدَةٌ فَرضَهَا اللّٰهُ فِی جَماعَةٍ وَهِیَ الْجُمُعَةُ. . . .<ref>بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۵۳.</ref><br/> | ||
| + | همانا خداوند عزّوجلّ از جمعه تا جمعه دیگر، سی و پنج [[نماز]] را واجب گردانید که یکی از آنها را خداوند واجب نموده تا به جماعت بخوانند و آن نمازجمعه است. . . .<br/> | ||
| + | رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:<br/> | ||
| + | إنَّ اللّٰهَ کَتَبَ عَلَیْکُمُ الْجُمُعَةَ فَرِیضَةً واجِبَةً إلیٰ یَوْمِ الْقِیامَةِ.<ref>بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۶۵.</ref><br/> | ||
| + | همانا خداوند نمازجمعه را تا روز قیامت بر شما واجب و مقرّر فرمود.<br/> | ||
| + | همچنین فرمودند:<br/> | ||
| + | اَلْجُمُعَةُ واجِبَةٌ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ فِی جَماعَةٍ.<ref>همان.</ref> [[نماز جمعه]] بر هر مسلمانی واجب است و باید به جماعت خوانده شود.<br/> | ||
| + | قطب راوندی نقل کرده که روز جمعه پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه خواند و فرمود:<br/> | ||
| + | تُوبُوا إِلیٰ رَبِّکُمْ قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا، وَبادِرُوا بِالْأَعْمالِ الزّاکِیَةِ قَبْلَ أنْ تَشْتَغِلُوا، وَصِلُوا الَّذِی بَیْنَکُمْ وَبَیْنَ رَبِّکُمْ بِکَثْرَةِ ذِکْرِکُمْ إیّاهُ، وَالصَّدَقَةِ فِی السِّرِّ وَالْعَلانِیَّةِ، وَاعْلَمُوا أنَّ اللّٰهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الْجُمُعَةَ إلیٰ یَوْمِ الْقِیامَةِ.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۰.</ref><br/> | ||
| + | پیش از آنکه بمیرید، به سوی پروردگارتان توبه کنید، و قبل از آنکه گرفتار شوید، پیشی بجویید در انجام کارهای شایسته، و میان خود و پروردگارتان پیوند برقرار کنید با زیاد یاد نمودن خداوند، و دادن صدقه | ||
| + | پنهانی و آشکارا، و بدانید همانا خداوند نمازجمعه را تا روز قیامت بر شما واجب گردانید.<br/> | ||
| + | همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اَلْجُمُعَةُ عَلیٰ مَن سَمِعَ النِّداءَ.<ref>کنز العمال، ج ۷، ص ۷۲۳.</ref><br/> | ||
| + | نمازجمعه بر هر کس که ندای اذان را بشنود واجب است.<br/> | ||
| + | |||
| + | == وقت نماز جمعه == | ||
| + | سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:<br/> | ||
| + | وَقْتُ الظُّهْرِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ حِینَ تَزُولُ الشَّمْسُ.<ref>تهذیب، ج ۳، ص ۱۲.</ref><br/> | ||
| + | وقت [[نماز]] ظهر روز جمعه هنگام زوال خورشید است.<br/> | ||
| + | عبداللّٰه بن سنان نیز از آن حضرت نقل کرده که فرمود:<br/> | ||
| + | وَقْتُ صَلاةِ الْجُمُعَةِ عِنْدَ الزَّوالِ، وَوَقْتُ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقْتُ صَلاةِ الظهرِ فی غَیْرِ یَوْمِ الْجُمُعَةِ. . . . <ref>همان، ص ۱۳.</ref><br/> | ||
| + | وقت نمازجمعه هنگام زوال خورشید است، و وقت [[نماز]] عصر در روز جمعه، آن هنگامی است که در روزهای دیگر [[نماز]] ظهر میخوانند. . . .<br/> | ||
| + | زراره گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که میفرمود:<br/> | ||
| + | اِنَّ مِنَ الْاُمُورِ اُمُوراً مُضَیَّقَةً وَاُمُوراً مُوَسَّعَةً، وَإنَّ الْوَقْتَ وَقْتانِ؛ اَلصَّلاةُ مِمّا فِیهِ السَّعَةُ، فَرُبَّما عَجَّلَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله وَرُبَّما أَخَّرَ إلّاصَلاةَ الْجُمُعَةِ؛ فَإِنّ صَلاةَ الْجُمُعَةِ مِنَ الْأمْرِ الْمُضَیَّقِ، إنَّما لَها وَقْتٌ واحِدٌ حِینَ تَزُولُ، وَوَقْتُ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقْتُ الظُّهْرِ فِی سائِرِ الْأیّامِ.<ref>تهذیب، ج ۳، ص ۱۳.</ref><br/> | ||
| + | همانا بعضی از کارها، اموری محدود و مضیقند و برخی وسیع. زمان - نمازها - نیز دوگونه است، [[نماز]] از کارهایی است که در آن وسعت وقت قرار داده شده، پس چه بسا رسول خدا صلی الله علیه و آله - در خواندن [[نماز]] - شتاب نموده در اوّل وقت آن را اقامه میفرمود و گاهی اوقات نیز آن را به تأخیر میانداخت، مگر نمازجمعه را، چرا که نمازجمعه از واجبات و اموری است که وقت محدود و معین دارد و آن وقت زوال خورشید است، و وقت خواندن [[نماز]] عصر در روز جمعه، وقت [[نماز]] ظهر در دیگر روزها است.<br/> | ||
| + | یَعْلَی بنُ حارِث گفت: از «أیاس بن سَلَمَة بْنِ الأکْوَع» شنیدم که گفت پدرم گفت:<br/> | ||
| + | کُنّا نُصَلِّی مَعَ النَّبِیّ صلی الله علیه و آله الْجُمُعَةَ ثُمّ نَرْجِعُ، فَلانَری لِلحَیْطانِ فَیْئاً نَسْتَظِلُّ بِهِ.<ref>سنن ابن ماجه، ص ۳۵۰.</ref><br/> | ||
| + | ما با پیامبر صلی الله علیه و آله نمازجمعه را خوانده، سپس برمیگشتیم، پس برای دیوارها سایهای نمیدیدیم تا از آن بهره گرفته، در سایه دیوار قرار گیریم.<br/> | ||
| + | امام صادق علیه السلام فرمود:<br/> | ||
| + | اِذا زالَتِ الشَّمْسُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَابْدَأْ بِالْمَکْتُوبَة.<ref>کافی، ج ۳، ص ۴۲۰.</ref><br/> | ||
| + | هنگامی که در روز جمعه زوال خورشید فرا رسید - یعنی از نصف النهار گذشت - [[نماز]] فریضه را آغاز کن.<br/> | ||
| + | در روایتی دیگر امام باقر علیه السلام فرمود:<br/> | ||
| + | وَقْتُ الجُمُعَةِ اِذا زالَتِ الشَّمْسُ وَبَعْدَهُ بِساعَةٍ.<ref>بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۷۳.</ref><br/> | ||
| + | وقت نمازجمعه هنگامی است که زوال خورشید تحقق یابد و پس از آن تا یک ساعت.<br/> | ||
| + | که در روایت فوق آغاز و پایان آن مشخص شده است.<br/> | ||
| + | مرحوم علّامه در «قواعد» در رابطه با وقت نمازجمعه فرموده است:<br/> | ||
| + | أوَّلُهُ زَوالُ الشَّمسِ، وَآخِرُهُ إذا صارَ ظِلُّ کُلِّ شَیءٍ مِثْلَهُ فَحِینَئِذٍ یَجِبُ الظُّهْرُ. <ref>جامع المقاصد، ج ۲، ص ۳۶۵.</ref><br/> | ||
| + | ابتدای وقت نمازجمعه، هنگام زوال خورشید و پایان آن هنگامی است که سایه هر چیزی مانند خود آن باشد پس در این هنگام - و از این زمان به بعد - به جای نمازجمعه، [[نماز]] ظهر واجب میشود.<br/> | ||
| + | سپس محقق کرکی در شرح فرمودۀ علّامه مینویسد:<br/> | ||
| + | کَوْنُ أَوَّلِ وَقْتِ الْجُمُعَةِ هُوَ زَوالُ الشَّمْسِ، هُوَ مَذْهَبُ أکْثَرِ عُلَمائِنا، بَلْ أکْثَرُ العُلَماءِ. . . وَالنَّصُّ وَالْإجْماعُ حُجَّةٌ عَلَیْهِ.<br/> | ||
| + | آغاز وقت نمازجمعه موقع زوال خورشید بودن، مذهب بیشتر علمای ما بلکه علمای شیعه و سنی است. . . . و نصّ و اجماع نیز دلیل بر آن است.<br/> | ||
| + | سپس میفرماید:<br/> | ||
| + | وَأَمّا أَنَّ آخِرَهُ (إذا صارَ ظِلُّ کُلِّ شَیءٍ مِثْلَهُ) فَهُوَ قَوْلُ الشَّیْخِ وَجَمْعٍ مِنَ الْمُتَأَخِّرِینَ. . . .<ref>جامع المقاصد، ج ۲، ص ۳۶۶.</ref><br/> | ||
| + | و اما این آخر وقت نمازجمعه هنگامی باشد که سایه هر چیز مانند خود آن چیز باشد، قول شیخ است و گروهی از متأخرّان.<br/> | ||
| + | حضرت امام خمینی قدس سره در «تحریرالوسیله» در رابطه با وقت نمازجمعه چنین فرمودهاند:<br/> | ||
| + | وقت نمازجمعه با زوال خورشید - یعنی همان وقت ظهر شرعی - داخل میشود. پس هنگامی که زوال خورشید تحقق یافت، خواندن نمازجمعه واجب میگردد، و اگر امام و خطیب جمعه در هنگام زوال خورشید، خطبه را به پایان رسانده و نمازجمعه را بخواند صحیح است. ولی در رابطه با پایان وقت نمازجمعه به گونهای که اگر آن وقت گذشت دیگر نتوانند نمازجمعه اقامه کنند، اختلافنظر و اشکال وجود دارد. احوط آن است که از اوائل ظهر عرفی آن را به تأخیر نیاندازند و اگر از این وقت دیرتر شد، احتیاط آن است که به جای نمازجمعه، [[نماز]] ظهر بخوانند؛ گرچه بعید نیست وقت نمازجمعه تا برگشتن سایه خورشید به مقدار دو پا، از پاهای افراد معمولی مردم، امتداد داشته باشد.<ref>تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۲۱۶.</ref><br/> | ||
| + | این در صورتی است که نمازجمعه را واجب تخییری بدانیم، اما اگر واجب عینی دانستیم، حضرت امام خمینی قدس سره میافزایند:<br/> | ||
| + | طول دادن خطبهها در صورتی که آن را واجب عینی بدانیم، به مقداری که وقت نمازجمعه بگذرد جایز نیست و اگر چنین کند [[گناه]] کرده است و [[نماز]] ظهر بر او واجب میشود. کما اینکه اگر واجب تخییری باشد در چنین فرضی باز نمازجمعه واجب میگردد، و نمازجمعه اگر وقتش بگذرد قضا ندارد.<ref>همان.</ref><br/> | ||
نسخهٔ ۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۲
|
| |
| نویسنده | سیدعلی قاضی عسکر |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نشرمشعر |
| محل انتشارات | تهران |
| تاریخ نشر | ۱۳۹۰ |
| شابک | ۹۷۸-۹۶۴-۵۴۰-۳۳۰-۸ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ اجتماعات دینی و اسلامی
- ۳ ویژگیهای نماز جمعه
- ۴ جمعه در لغت
- ۵ چرا جُمْعه را جمعه نامیدند؟
- ۶ نامهای دیگر جمعه
- ۷ جمعه در تاریخ
- ۸ جمعه برترین روز
- ۹ جمعه عید مسلمانان
- ۱۰ جمعه حج نیازمندان
- ۱۱ جمعه روز بخشش گناهان
- ۱۲ جمعه روز امنیت و آرامش
- ۱۳ جمعه و ارزشهای مضاعف
- ۱۴ جمعه و نظافت
- ۱۵ اهمیت نماز جمعه
- ۱۶ پیشینۀ تاریخی نماز جمعه
- ۱۷ نماز جمعه در قرآن
- ۱۸ داستانی شگفت انگیز
- ۱۹ نماز عبادی - سیاسی
- ۲۰ منصبی بودن نماز جمعه
- ۲۱ وجوب نماز جمعه
- ۲۲ وقت نماز جمعه
مقدمه
انسان موجودی اجتماعی است، خداوند اجتماعی بودن و با دیگران زیستن را، در فطرت آدمیان، به ودیعت نهاده، تا با کمک و یاری همنوعان خود، زندگی کنند.
اسلام برای تأمین و پاسخ گویی به این نیاز فطری بشر، قوانین را در سه بخش: ۱. عبادات؛ ۲. معاملات؛ ۳ - احکام، ارائه داده که عمل به آنها با ویژگیهای خاصّ هر یک، میتواند سعادت و خوشبختی آدمیان را تضمین، و آنان را برای حضور در عرصههای مختلف اجتماع آماده و مهیا سازد.
عبادات در اسلام دو دستهاند:
۱. عبادات فردی، مانند کمک به فقرا و نیازمندان که بهتر آن است به صورت مخفی و پنهانی انجام شود تا آبرو و عزّت نفس آنان در معرض خطر قرار نگیرد.
۲. عبادات اجتماعی، مانند نمازجماعت، نمازجمعه، انجام فریضۀ حج و. . . نماز این فریضۀ بزرگ عبادی نیز به دو صورت برگزار میشود:
الف) به تنهایی و در محیطی خلوت.
ب) در مسجد و با حضور دیگر مسلمانان.
به تنهایی و فرادی نماز خواندن، ثوابی محدود و مشخص دارد، لیکن اگر همان نماز، به جماعت خوانده شود ثواب آن مضاعف، و به گونهای خواهد شد که جنّ و انس از نوشتن پاداش یک رکعت آن، ناتوان میگردند.
ابو سعید خدری گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
جبرئیل با هفتاد هزار فرشته، پس از نماز ظهر نزد من آمد و گفت:
ای محمّد صلی الله علیه و آله پروردگارت به تو سلام رسانده، دو هدیه که آنها را به هیچ یک از پیامبران قبل از تو نداده، برای شما فرستاده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آن دو هدیه چیست؟
جبرئیل گفت: سه رکعت وتر در نمازشب[۱] و نمازهای پنجگانه را به جماعت خواندن.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای جبرئیل خداوند برای امّت من چه پاداشی در نماز جماعت قرار داده است؟
جبرئیل گفت:
إذا کانا اثنَینِ کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ مِائَةً وَخَمْسِینَ صَلاةً، وَإذا کانُوا ثَلاثَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکلٍّ منهُم بِکُلِّ رَکعَةٍ سِتَّمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا کانُوا أرْبَعَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ أَلْفاً وَ مِائَتَی صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا خَمْسَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ ألْفَیْنِ وَأَربَعَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا کانُوا سِتَّةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِکُلِّ رَکْعَةٍ أَرْبَعَةَ آلافٍ وَثَمانَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا سَبْعَةً کَتَبَ اللّٰهُ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِکُلِّ رَکْعَةٍ تِسْعَةَ آلافٍ وَسِتَّمِائَةِ صَلاةٍ، وَإذا کانُوا ثَمانِیَةً کَتَبَ اللّٰهُ تَعالیَ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ تِسْعَةَ عَشَرَ ألْفاً وَمِائَتَی صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا تِسْعَةً کَتَبَ اللّٰهُ تَعالی لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمْ بِکُلِّ رَکْعَةٍ سِتَّةً وَثَلاثِینَ ألفاً وَأرْبَعَمِائَةِ صَلاةٍ، وَإِذا کانُوا عَشَرَةً کَتَبَ اللّٰهُ تَعالی لِکُلِّ واحِدٍ بِکُلِّ رَکْعَةٍ سَبْعِینَ ألْفاً وَألْفَیْنِ وَثَمانَمِائَةِ صَلاةٍ، فَإِنْ زادُوا عَلَی العَشَرَةِ فَلَو صَارَتْ بِحارُ السّماواتِ وَالأَرْضِ کُلُّها مِداداً، وَالْأشْجارُ أقْلاماً، وَالثَّقَلانِ مَعَ الْمَلائِکَةِ کُتّاباً، لَمْ یَقْدِرُوا أنْ یَکتُبُوا ثَوابَ رَکْعَةٍ واحِدَةٍ.[۲]
اگر در نماز جماعت، نمازگزاران دو نفر باشند خداوند برای هر کدام از آنان در هر رکعت ثواب یکصد و پنجاه نماز مینویسد، اگر سه نفر بودند برای هر رکعت ششصد نماز، و اگر چهار نفر بودند یک هزار و
دویست نماز، و اگر پنج نفر بودند دو هزار و چهارصد نماز، و اگر شش نفر بودند چهار هزار و هشتصد و اگر هفت نفر بودند نه هزار و ششصد نماز، و اگر هشت نفر بودند نوزده هزار و دویست، و اگر نه نفر بودند سی و شش هزار و چهارصد، و اگر ده نفر بودند پاداش هفتاد و دو هزار و هشتصد نماز [در نامه عمل آنان] نوشته میشود و اگر عدد نمازگزاران از ده نفر بیشتر شود، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمیتوانند پاداش یک رکعت آن را بنویسند.
از این روایت و دیگر روایاتی که در فضیلت نماز جماعت بیان گردیده، به خوبی میتوان فهمید که اسلام برای حضور مردم در عرصههای اجتماعی ارزشی فوقالعاده قائل است.
اجتماعات دینی و اسلامی
اجتماعات دینی و اسلامی نیز به چند دسته تقسیم میشوند:
اجتماع روزانه
اجتماعات روزانه عبارتند از: نمازهای جماعت صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا.
هر مسلمانی در شبانه روز، سه یا پنج نوبت در کنار دیگر برادران و خواهران ایمانی خود حضور یافته، با آنان مأنوس شده، نشست و برخاست کند، به یقین و در کوتاهترین زمان، از مشکلات و درد و رنج مسلمانان باخبر شده، میتواند در حلّ مشکلات آنان را یاری دهد و یا از آنها کمک بگیرد.
اجتماع هفتگی
مسلمانان روزهای جمعه هر هفته، در محدودهای وسیعتر و با جمعیتی بیشتر در مساجد جامع و یا مصلّاهای نمازجمعه حضور یافته، در نماز پرشکوه عبادی سیاسی جمعه شرکت میکنند و اگر کسی در محدودۀ یک فرسخی بخواهد نمازجمعه دیگری اقامه نماید نماز او باطل است.
اجتماع سالانه
همه ساله در موسم حج، مسلمانان از گوشه و کنار جهان در کنار خانه خدا اجتماعی بزرگ و شکوهمند برگزار میکنند تا ضمن انجام مناسک حج، با هم آشنا شده، در رابطه با مسائل و مشکلات گوناگون جهان اسلام بحث و تبادل نظر نموده، در حلّ آنها با یکدیگر تشریک مساعی کنند.
ویژگیهای نماز جمعه
نمازجمعه در اسلام، از اهمیّت و ویژگیهای فراوانی برخوردار است که توجه خوانندگان محترم را به برخی از آنها جلب مینمایم:
۱. نمازجمعه باید به جماعت خوانده شود و با کمتر از پنج نفر نمیتوان نمازجمعه اقامه کرد.
۲. خداوند دو رکعت از نماز ظهر کاسته، و به جای آن دو خطبه قرار داده است، تا خطیب جمعه اسلام عزیز را برای مردم تبیین و مصالح و مفاسد مربوط به افراد و جامعه را تشریح کند.
۳. ستایش و حمد و سپاس خداوند در هر دو خطبه واجب است.
۴. توصیه نمازگزاران به تقوا و پرهیز از گناه در هر دو خطبه ضروری است.
۵. فرستادن درود و سلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام لازم است.
۶. باید میان محل برگزاری دو نمازجمعه حدّاقل سه میل یعنی حدود یک فرسخ فاصله باشد.
۷. اگر شنوندگان از نظر زبان مختلف باشند، خطیب جمعه لازم است میان زبانهای مختلف جمع نموده، شنوندگان را با زبان خود موعظه و نصیحت نماید.
۸. واجب است امام و خطیب جمعه، ایستاده خطبه بخواند.
۹. سزاوار است خطیب جمعه، به هنگام ایراد خطبهها و نیز هنگام اقامۀ نماز صدا را بلند کرده، تا نمازگزاران صدای او را بشنوند.
۱۰. نمازگزاران جمعه، هنگام ایراد خطبهها، لازم است به طرف امام جمعه نشسته، بیش از مقداری که در نمازهای یومیّه جایز است، به این طرف و آن طرف نگاه نکنند و روی خود را برنگردانند.
۱۱. سزاوار است خطیب جمعه در خطبهها، مصالح دین و دنیای مسلمانان را تبیین و آنان را از رویدادها و حوادث کشورهای اسلامی و جهان آگاه سازد و از اموری که برای مسلمانان سودآور و زیانبار است و یا در شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی به آن نیازمندند سخن بگوید و مؤمنان نمازگزار را از چگونگی دخالت بیگانگان و نظامهای سلطهگر و ظالم و استعمارگر در امور داخلی کشورهای اسلامی، و استثمار آنان و غارت اموال و ثروتهای عمومی آگاه نماید.
۱۲. خطیب جمعه باید خوش بیان بوده، با عباراتی شیوا و رسا و روان سخن بگوید مقتضای حال را رعایت کند و به آن چه که در جهان و منطقه میگذرد آگاه بوده، مصالح اسلام و مسلمین را بداند، شجاع باشد و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتکنندهای نهراسد و با صراحت لهجه و توجه به شرایط زمان و مکان، در اظهار حق و ابطال باطل سخن بگوید و از انجام کارهای لغو و بیفایده، و هر آنچه موجب کاستن از تأثیر نفوذ کلام او میشود پرهیز نماید تا در نتیجه، سخن وی قلبها را تسخیر و تحوّل روحی و اخلاقی شنوندگان را در پی داشته باشد.
۱۳. مستحب است خطیب جمعه در زمستان و تابستان عمامه بر سر نهد و تمیزترین لباسها را بپوشد، عطر بزند و با آرامش و وقار حرکت کند.
۱۴. مستحب است خطیب جمعه قبل از ایراد خطبهها بالای منبر قرار گرفته، روبروی مردم بنشیند و به نمازگزاران سلام کند.
۱۵. مستحب است امامجمعه، چیزی همچون شمشیر و کمان و عصا، در دست گرفته، با مردم سخن بگوید.
۱۶. اگر مسلمانان در انجام مناسک حج، از زینتکردن، ناخن گرفتن، موی کندن و امثال آن منع شدهاند، لیکن به نمازگزاران جمعه توصیه شده، ناخن و موی روی لب را کوتاه نموده، مسواک بزنند و هنگام رفتن به نمازجمعه سر را شستشو داده، زینت برگیرند.
انس بن مالک از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود:
مَنْ قَلَّمَ أظافیرَهُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَأخَذَ مِن شارِبهِ وَاسْتاکَ، وَأفرَغَ عَلی رَأْسِهِ مِنَ الماءِ حِینَ یَرُوحُ اِلَی الجُمُعَةِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألفَ مَلَکٍ کُلُّهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ، وَیَشْفَعُونَ لَهُ. [۳]
کسی که روز جمعه ناخنها و موی روی لب خود را کوتاه نموده، مسواک بزند و هنگام رفتن به سوی نمازجمعه، کمی آب روی سر خود بریزد، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه نموده، برای وی [از خداوند] طلب مغفرت و شفاعت میکنند.
۱۷. به مسلمانان توصیه شده، هنگام رفتن به نمازجمعه، و در نمازهای عید فطر و قربان از بهترین و تمیزترین لباسهای خود استفاده کنند.
از امام صادق علیه السلام دربارۀ معنای فرموده خداوند بلندمرتبه «خُذُوا زِینَتَکُم عِنْدَ کُلِّ مَسْجدٍ»[۴]سؤال شد حضرت فرمودند: «در عید فطر و قربان و جمعه» . [۵]
۱۸. نمازجمعه از چنان اهمیّتی برخوردار است که فرشتگان در آسمانها برای شرکت کنندگان در نمازجمعه طلب مغفرت و آمرزش میکنند.
انس بن مالک گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «زمانی که در شب معراج مرا به طرف آسمان حرکت دادند، در زیر عرش هفتاد شهر مانند شهرهای شما را دیدم که فرشتگان بالهای خود را گسترده، تسبیح و تهلیل خدای کرده و میگفتند: بار خدایا کسانی را که در نمازجمعه حاضر میشوند بیامرز، بار خدایا کسانی را که روز جمعه غسل میکنند ببخشای» .[۶]
۱۹. مردم از روز پنجشنبه باید خود را برای حضور در نمازجمعه آماده کنند. امام باقر علیه السلام در پاسخ به سؤالی پیرامون آیۀ «فَاسْعَوْا إلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ. . .» فرمود: «به خدا سوگند به من خبر رسیده که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله از روز پنجشنبه خود را برای جمعه آماده میکردند؛ زیرا روز جمعه، روزی محدود - فشرده - برای مسلمانان است» .[۷]
از آنجا که روایت در بیان معنای آیۀ شریفه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوا إلی ذِکْرِ اللّٰهِ. . .»[۸] آمده، خود دلیل آن است که امام باقر علیه السلام اهمیت شرکت و حضور مردم در نمازجمعه را گوشزد فرمودهاند.
تأیید این مطلب، روایت دیگری است که امامسجاد علیه السلام از امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: «هیچ یک از شما روز پنجشنبه دارو نخورید!» گفته شد ای امیر مؤمنان چرا؟ حضرت فرمود: «برای اینکه ضعف و سستی ناشی از مصرف دارو، مانع شرکت در نمازجمعه نشود» .[۹]
۲۰. مسلمانان باید خطبههای نمازجمعه را دقیقاً استماع نموده، اگر چُرت بر آنان چیره شود، جای خود را عوض کنند. . .
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
إِذا نَعَسَ أَحَدُکُم فِی الْمَسْجدِ یَوْمَ الجُمُعَةِ فَلْیَتَحَوَّلْ مِنْ مَجْلِسِهِ ذلِکَ اِلی غَیْرِهِ.[۱۰]
اگر یکی از شما روز جمعه در مسجد چرت زد، پس جای خود را با دیگری عوض کند، تا این تغییر مکان مانع خواب رفتن نمازگزار شود.
۲۱. از سوی دیگر شرکتکنندگان در نمازجمعه، با استماع خطبهها با مصالح دین و دنیای خود آشنا میشوند؛ چنانکه از علی بن موسی الرضا علیه السلام پرسیدند: چرا برای نمازجمعه خطبه قرار داده شده؟ فرمود:
لِأنَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ فَأرادَ أنْ یَکُونَ لِلإمام سَبَبٌ لِمَوْعِظَتِهِم وَتَرْغِیبِهِمْ فِی الطَّاعَةِ، وَتَرهِیبِهِم عَنِ الْمَعْصِیَةِ، وَتَوْقِیفِهِمْ عَلی ما أرادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دینِهِم وَدُنْیاهُم، ویُخْبِرَهُم بِما وَرَدَ عَلَیهِ مِنَ الأوقاتِ [ الآفاقِ ] وَمِنَ الأحْوالِ الّتی لَهُمْ فِیهَا الْمَضَرَّةُ وَالْمَنْفَعَةُ. [۱۱]
برای اینکه جمعه، روز اجتماع عمومی است و این خود وسیلهای است تا امام، مردم را موعظه کند و به اطاعت خداوند تشویق نماید و آنان را از معصیت و گناه و نافرمانی خدا بترساند و مردم را نسبت به مصالح دین و دنیایشان آگاه سازد، و رویدادهایی که در دور دستترین نقاط جهان واقع میشود را به مردم خبر دهد و جریانات و حوادثی که سود و زیان مسلمانان در آن است را به اطلاع آنان برساند.
۲۲. شرکتکنندگان در نمازجمعه آنقدر عزیزند که نام آنان را فرشتگان با قلمی زرین و در صفحاتی نقرهای مینویسند.[۱۲]
کسانیکه نامشان در چنین دفاتری ثبت شود مورد رحمت و مغفرت خدا قرار میگیرند تا جایی که به آنان خطاب میشود: «إستَأنِفِ العَمَلَ»[۱۳]؛ «عمل را از نو آغاز کنید» .
۲۳. کارفرمایان در جامعه اسلامی وظیفه دارند هنگام برپایی نمازجمعه، کارگران را برای شرکت در نمازجمعه آزاد بگذارند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
مَنْ اِسْتَأْجَرَ أجِیراً فَلَا یحبِسْهُ عَنِ الْجُمُعَةِ فَیَأثَمَ، وَإن لَم یَحْبِسْهُ عَنِ الجُمُعَةِ اشتَرَکا فِی الْأجرِ.[۱۴]
اگر کسی کارگری را روز جمعه برای کاری اجیر کند، پس نباید او را از شرکت در نمازجمعه باز دارد که اگر چنین کند گناهکار است و اگر مانع وی نشد و اجازه شرکت در نمازجمعه را به او داد، هر دو در ثواب شریکند.
۲۴. مسئولان و زندانبانان، زندانیان را با مراقبت مأموران، از زندان خارج و در نمازجمعه شرکت دهند.
امام باقر علیه السلام فرمود:
إنّ علیّاً علیه السلام کان یُخْرِجُ أهلَ السُّجونِ مِنَ الحَبْسِ فی دَیْنٍ أو تُهَمَةٍ إلَی الْجُمُعَةِ فَیَشهَدُونَها، وَیُضَمِّنُهُمُ الأولیاءَ حَتّی یَرُدّونَهُم.[۱۵]
همانا روش علی علیه السلام چنین بود: زندانیانی که به دلیل تهمت و یا ناتوانی در پرداخت قرض زندانی بودند را، روزهای جمعه با ضمانت اولیای آنان از زندان خارج میساخت، پس در نمازجمعه حاضر میشدند - و از برکات آن بهره میگرفتند.
۲۵. حال با توجّه به اهمیتی که نمازجمعه دارد، اگر مسلمانی سه هفته پی در پی بدون عذر شرعی در نمازجمعه شرکت نکند، خداوند بر قلب او مُهر زده، نام وی را در شمار منافقان ثبت میکند؛ چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ تَرَکَ ثَلاثَ جُمَعٍ تَهاوُناً بِها طَبَعَ اللّٰهُ عَلیٰ قَلبِهِ» .[۱۶]
۲۶. آنان که با نمازجمعه برخوردی سرد و تخریبی دارند، به دیگر کارها و اعمال عبادی خود ضربه وارد ساخته، باید از کار خود توبه کنند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
فَمَنْ تَرَکَها فِی حَیاتِی وَبَعدَ مَماتی إلیٰ یَومِ القِیامةِ جُحُوداً لَها وَاسْتِخْفافاً بِحَقِّها فَلا جَمَعَ اللّٰهُ شَمْلَهُ، وَلا بارَکَ اللّٰهُ لَهُ فی أمرِهِ.[۱۷]
کسی که در دوران حیات من و یا پس از مرگ من تا روز قیامت، نمازجمعه را ترک کند، چه آن را انکار کند یا سبک بشمارد، خداوند پراکندگی کار او را سامان ندهد و امر او را مبارک نگرداند.
۲۷. نمازجمعه علاوه بر بُعد معنوی و عبادی آن، پیوستگی خاصّی با حکومت و نظام اسلامی دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در دوره سیزده ساله بعثت تا هجرت، در مکّه مکرّمه نمازجمعه اقامه نکردند، ولی پس از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت دینی و اسلامی، نمازجمعه را برگزار و مسلمانان را به شرکت در آن، امر و تشویق فرمودند.
در دوران خلفای بنیامیه و بنیعباس نیز، امامان و پیشوایان دین علیهم السلام به دلیل عدم برپایی حکومت اسلامی و سلطه عناصر غیر صالح، از اقامۀ نمازجمعه خودداری میکردند.
۲۸. نمازجمعه، نمازی عبادی - سیاسی است و لذا امام و پیشوای مسلمانان و یا امیر و شخصی که از طرف امام مسلمین به این سمت منصوب شده، باید نمازجمعه را اقامه کند و هیچکس نمیتواند در نظام اسلامی بدون اذن ولی امر مسلمین، و از سر خود اقدام به برگزاری نمازجمعه نماید. از این رو مسلمانان همه هفته مصالح و مفاسد و مشکلات جامعۀ اسلامی را مستقیم و بدون واسطه از زبان مسئولان نظام میشنوند و در نتیجه یا توجیه شده و یا برای حلّ آن چارهاندیشی میکنند.
اهمّیت و جایگاه والا و مهمّ نمازجمعه، که به برخی از آنها اشاره گردید، خلفای بنیامیه و بنیعباس را بر آن داشت تا درصدد چنگاندازی و تصرّف غاصبانه این منصب حسّاس برآمده، و در نتیجه از آن سوءاستفاده کنند و آن را وسیله و ابزاری برای دستیابی به مطامع و منافع غیر الهی و شیطانی خود قرار دهند.
بهرهبرداریهای سیاسی حاکمان دور از خدا، از این فریضه مهمّ دینی و اسلامی قرنها ادامه یافت تا آنکه خداوند بر مؤمنان خداجوی، و مدافعان حریم دین و دیانت در ایران اسلامی منّت نهاد و انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری پیشوای خردمند انقلاب حضرت امام خمینی قدس سره به پیروزی رسید و بار دیگر حکومت الهی و اسلامی استقرار یافت.
یکی از برکات این نظام مقدس و شکوهمند، برگزاری و اقامۀ نمازجمعه در سرتاسر میهن اسلامی بود. حضرت امام خمینی قدس سره در این رابطه فرمودهاند:
یکی از مهمترین چیزهایی که در این انقلاب حاصل شد، قضیۀ نمازجمعه است که در زمان سابق در بین ما مطرود، و در بین اهل سنت بهطور دلخواه نبود و غالباً تحت نفوذ قدرتها انجام میگرفت که بحمداللّٰه در این نهضت، نمازجمعه با محتوای حقیقی آن تحقق یافت.[۱۸]
پس از رحلت امام عظیم الشأن و راحلمان، رهبر معظّم و بزرگوار انقلاب اسلامی حضرت آیةاللّٰه خامنهای - مدّظله -، هدایت و رهبری امامان جمعه را برعهده گرفته، خود نیز پیشاپیش دیگران به عنوان امامجمعه تهران به این سنگر مقدس شکوه و عظمت خاصّی بخشیدند. ایشان در رابطه با اهمیت و جایگاه والای نمازجمعه فرمودهاند:
. . . نمازجمعه به خودی خود یکی از آن عوامل حفظکننده و باقیدارنده و ضد زوال در درون نظام اسلامی است و تا وقتی این نماز هست و تا وقتی ائمه محترم جمعه و مردم، قدر نمازجمعه را میدانند و تا وقتی نمازجمعه «کما هی حقُّها» انجام میگیرد، بلاشک در جامعه اسلامی، خوف و تزلزل نیست.[۱۹]
مجموعهای را که در پیش دید خود دارید، گزیدهای از روایات شیعه و سنی در زمینه اهمیت نمازجمعه و ویژگیهای مربوط به آن است که از زبان رسولخدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام بیان شده است.
امید آنکه خوانندگان عزیز و گرامی را مفید افتد و رضایت و خشنودی حضرت حقّ را فراهم سازد.
سید علی قاضی عسکر / عضو شورای سیاستگذاری ائمه جمعۀ سراسر کشور.
جمعه در لغت
. . . وَالْجُمعَةُ - بِضَمِّ المِیمِ وَالسُّکُون لُغَتانِ - الْیَوْمُ الْمَعْهُودُ، وَإِنَّما سُمِّی بِهِ، لِاجْتِماعِ النّاسِ فِیهِ لِلصَّلاةِ. وَقِیلَ: لِأنَّهُ تعالی فَرَغَ فِیهِ مِنْ خَلْقِ الأشیاءِ فَاجْتَمَعَتْ فِیهِ الْمَخْلُوقاتُ وَقِیلَ: أوَّلُ مَنْ سمّاهُ بِهِ کَعبُ بنُ لؤیٍّ، وَکانَ یُقالُ لَهُ: الْعَروبة.[۲۰]
. . . جمعه به ضمّ میم و سکون آن، دو واژه برای روز معروف - هفتمین روز - است و به دلیل اجتماع مردم در این روز برای نماز، جمعه نامیده شده است.
همچنین گفته شده: جمعه را جمعه نامیدند به دلیل آنکه خداوند متعال آفرینش موجودات را در این روز به پایان رساند سپس آفریدههای خود را در این روز گردهم آورد. و نیز گفته شده: اولین کسی که این روز را جمعه نامید کعب بن لؤیّ بود و پیش از آن به جمعه «عروبة» گفته میشد.
علاوه بر دو تلفظ فوق، فرّاء جُمْعَه را جُمَعَه بر وزن ضُحَکَة وهُمَزَة نیز ذکر کرده است.[۲۱]
والجُمعَةُ اسمٌ للاجتماعِ کما اَنَّ الفُرْقَةَ اسم للافتراقِ.[۲۲]
جمعه اسم مصدر است برای اجتماع همانگونه که فُرقه اسم مصدر برای افتراق است.
چرا جُمْعه را جمعه نامیدند؟
ابیحمزه گوید: مردی به امام باقر علیه السلام گفت: چگونه جمعه نامگذاری شد؟ حضرت فرمود:
إنَّ اللّٰهَ عَزَّوَجَلّ جَمَعَ فِیها خَلْقَهُ لِوِلایةِ مُحَمَّدٍ وَوَصِیِّهِ فِی المِیثاقِ، فَسَمّاهُ: یَوْمَ الجُمعَةِ لِجَمْعِهِ فِیهِ خَلْقَهُ. [۲۳]
همانا خداوند عزّوجل در روز جمعه، آفریدگان خود را برای پیمان با محمد صلی الله علیه و آله و جانشین او - یعنی علی علیه السلام - گرد آورد. پس به دلیل گرد آمدن و اجتماع آفریدگان خویش، آن روز را جمعه نامید.
همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: سُمِّیَتِ الجُمعَةُ جُمعَةً، لِأنَّ اللّٰهَ جَمَعَ الخَلْقَ لِوِلایَةِ مُحَمَدٍ وَأهْلِ بَیْتِهِ - صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَیْهِم -.[۲۴]
جمعه، جمعه نامیده شد به دلیل آنکه خداوند آفریدگان خود را برای - گرفتن پیمان - ولایت محمد و اهل بیت او علیهم السلام گرد هم آورد.
در روایت فوق به جای کلمه وصیّ، کلمه اهل بیت آورده شده و شعاع روایت را گستردهتر کرده است.
همچنین امام صادق علیه السلام فرمود:
سُمِّیَتِ الجُمعَةُ جُمعَةً لِأَنَّ اللّٰهَ جَمَعَ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أمْرَهُ.[۲۵]
جمعه، جمعه نامیده شد برای اینکه خداوند - در این روز - کار پیامبر صلی الله علیه و آله را سامان داد.
سلمان به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت:
إِنَّما سُمِّیَتِ الْجُمعَةُ؛ لاِنَّ آدَمَ جُمِعَ فِیها خَلْقُه.[۲۶]
همانا جمعه نامیده شد برای اینکه آفرینش آدم در این روز به پایان آمد.
ابیهریره نیز میگوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند برای چه این روز «جمعه» نامیده شد؟ حضرت فرمود:
لِأنَّ فیها طُبِعَتْ طِینَةُ أبیکَ آدَمَ، وَفِیهَا الصَّعْقَةُ وَالْبِعثَةُ، وَفِیهَا البَطشَةُ، وَفِی آخِرِ ثَلاثِ ساعاتٍ مِنْها ساعَةٌ مَن دَعَا اللّٰهَ فیهَا استُجیبَ لَهُ. [۲۷]
برای اینکه در آن روز، گِل وجود پدرت آدم سرشته شد، و نیز بیهوشی - مردم بر اثر صیحۀ آسمانی - و رستاخیز و روز سختگیری در چنین روزی است و در پایان سه ساعت از آن، ساعتی است که اگر کسی خدا را در آن ساعت بخواند، مستجاب میشود.
نامهای دیگر جمعه
از علما منقول است که جمعه ده نام دارد:
«یوم المَوْلود» به جهت تولد حضرت رسالت صلی الله علیه و آله در آن، و «یوم الفَضْل» و «یوم البرکة» و «یوم الرحمة» و «یوم الإجابة» و «یوم العِید» و «یوم العتیق» و «یوم العروبة» و «یوم الکَرامة» و «یوم الجُمعة» .[۲۸]
جمعه در تاریخ
علی علیه السلام فرمود: همراه با رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم، مردی آمد و گفت: «ای رسول خدا! پدر و مادرم فدای شما باد! به من بگو چگونه روز یکشنبه را، یوم الاحد نامیدند؟ تا اینکه گفت: پدر و مادرم فدای شما ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! از روز جمعه و نامگذاری آن به من خبر دهید. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله گریست و فرمود: «از روز جمعه از من پرسیدی؟» گفت: «آری» . رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
فرشتگان در آسمانها، آن را یوم المزید نامند.
روز جمعه روزی است که خداوند آدم را آفرید، روز جمعه روزی است که خداوند در پیکر آدم روح دمید.
روز جمعه روزی است که خداوند آدم را در بهشت جای داد.
روز جمعه روزی است که فرشتگان به آدم سجده کردند.
روز جمعه روزی است که خداوند حواء را برای آدم فراهم آورد.
روز جمعه روزی است که خداوند به آتش خطاب کرد که بر ابراهیم سرد و سلامت باش «کُونِی بَرْداً وَسَلاماً عَلیٰ إبْراهِیمَ» .[۲۹]
روز جمعه روزی است که خداوند دعای یعقوب را مستجاب کرد و پذیرفت.
روز جمعه روزی است که خداوند گناه آدم را بخشید.
روز جمعه روزی است که خداوند بلا را از ایّوب پیامبر برداشت.
روز جمعه روزی است که خداوند به جای قربان کردن اسماعیل، گوسفندی بزرگ جثه را برای ابراهیم خلیل فرستاد.
روز جمعه روزی است که خداوند آسمانها و زمین و آن چه میان آنهاست را آفرید. [۳۰]
روز جمعه روزی است که مریم، عیسی - علی نبینا و آله وعلیه السلام - را حامله گردید و روز جمعه روزی است که در آن روح الامین فرود آمد.[۳۱]
امام صادق علیه السلام نیز فرمود:
یَخرُجُ قائمُنا اَهْلَ البَیْتِ یَوْمَ الجُمُعَةِ، وَتَقُومُ القِیامَةُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ.[۳۲]
قائم ما اهل بیت روز جمعه ظهور نماید، و قیامت نیز روز جمعه بر پا میشود.
جمعه برترین روز
از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «خَیْرُ الْأیّامِ یَوْمُ الْجُمُعَةِ»[۳۳]؛ «بهترین روزها، روز جمعه است» .
همین روایت به تعبیر دیگر نیز آمده است: «إِنَّ مِنْ اَفْضَلِ أیّامِکُم یَوْمَ الجُمُعَةِ» .[۳۴]
سعدبن عباده به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت:
سَیِّدُ الأیّامِ عِنْدَ اللّٰهِ یَوْمُ الْجُمُعَةِ، أعْظَمُ مِنْ یَوْمِ النَّحْرِ وَالفِطْرِ. . . .[۳۵]
سیّد و آقای روزها نزد خداوند: روز جمعه است، از روز عید قربان و فطر برتر است. . . .
ابوهریره به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: خَیْرُ یَوْمٍ طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ یَومُ الجُمُعَةِ. . . .[۳۶]
بهترین روزی که خورشید بر آن تابیده، روز جمعه است. . . .
امام صادق علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردند که فرمود:
إِنَّ اللّٰهَ اختارَ مِنَ الْأیّامِ الْجُمُعَةَ، وَمِنَ الشُّهُورِ شَهْرَ رَمَضانَ، وَمِنَ اللَّیالِی لَیْلَةَ الْقَدْرِ. . . . [۳۷]
همانا خداوند از میان روزها جمعه را، و از بین ماهها، ماه رمضان را، و از میان شبها، شب قدر را برگزید. . . .
جمعه عید مسلمانان
جابر گفت: امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
إنَّ جَبْرَئِیلَ أتانِی بِمِرآةٍ فِی وَسَطِها کَالنُّکْتَةِ السَّوْداءِ، فَقُلْتُ لَهُ: یا جَبْرَئیلُ ما هذه؟ قالَ: هذِهِ الْجُمُعَةُ، قالَ: قُلتُ: وَمَا الْجُمُعَةُ؟ قالَ: لَکُمْ فِیها خَیْرٌ کَثِیرٌ. قالَ: قُلتُ وَمَا الْخَیْرُ الکَثِیرُ؟ قالَ: تَکُونُ لَکَ عِیداً وَلِاُمَّتِکَ مِنْ بَعْدِکَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیامَةِ. . . . [۳۸]
همانا جبرئیل نزد من آمد، در حالی که آینهای در دست داشت و در میانۀ آن چیزی همچون نقطۀ سیاهی بود. گفتم ای جبرئیل! این چیست؟ گفت: این جمعه است گفتم: جمعه چیست؟ گفت: در آن برای شما خیر فراوانی است. گفتم: خیر فراوان چیست؟ گفت: یعنی برای تو و پیروان تو بعد از شما تا روز قیامت عید میباشد. . . .
انس نیز گفت: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله برخلاف قرار همیشگی، کمی دیرتر از خانه خارج شد. پس یاران آن حضرت گفتند: «ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! امروز دیرتر از خانه خارج شدید؟» آن حضرت فرمود:
جبرئیل به صورت زنی زیبا و سفیدچهره که در صورت خود خالی داشت، نزد من آمد و گفت: این صورت و شکل روز جمعه است. و همان روزی است که در آن برای تو و پیروان تو خیر فراوان نهفته است.
یهود و نصاری میخواستند این روز از آن آنها باشد، ولی خداوند عطایشان ننمود.
پس گفتم: این خال سیاه چیست؟ گفت: این ساعت استجابت دعا است که اگر [تیر] دعا به آن بخورد، به پذیرش نزدیک است. و اگر به اجابت نرسد، برای دعاکننده ذخیره خواهد شد و در قیامت از سختیها و ناراحتیهای وی میکاهد. و آن روز، برترین روزها نزد خداوند است. بهشتیان این روز را «یوم المزید» میخوانند. گفتم: یوم المزید چیست؟ گفت: در بهشت درههای وسیعی هست که خاک آن از مشکِ خوشبوی سفیدرنگ است. پس در قیامت آنگاه که روز جمعه فرا رسد، خداوند فرمان دهد تا صندلیهایی از طلا، آنجا بگذارند. سپس فرستادگان خداوند آمده روی آن مینشینند، صدیقان، شهیدان، مؤمنان نیز آمده اطراف آنها مینشینند، پس خداوند متعال میگوید: بندگان من حاجتهای خود را طلب کنید؟ میگویند: خداوندا! خشنودی تو را میخواهیم. خداوند میفرماید: از شما خشنود شدم حاجت دیگری بخواهید، پس هر آنچه خواهند آرزو میکنند و خداوند به آنان میدهد، چیزهایی که هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و بر قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. سپس خداوند میفرماید: از شما خشنود گشتم، آنچه شما را وعده داده بودم، وفا کردم، نعمت خود را بر شما تمام کردم، و اینجا مکان کرامت و بزرگواری من است.
سپس بهشتیان هر یک به غرفههای خویش باز میگردند تا جمعهای دیگر که باز آنان را خواسته و چنین صحنهای تکرار میشود.
گفتم: ای جبرئیل! بالاخانههای - غرفهها - آنان چیست؟ گفت: از مروارید سفید، و یاقوت قرمز و زمرد سبز درهایی دارد که همیشه گشوده است، چشمهها در آن جاری است و هر یک از آنان با همسر خود در آن به سر میبرند.[۳۹]
علی بن ابیطالب علیه السلام در روز جمعه برای مردم خطبه میخواند تا اینکه فرمود:
امروز، روزی است که خداوند آن را برای شما عید قرار داد و آن برترین روزهای شما و بالاترین عید شما است.[۴۰]
انس بن مالک گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
إنَّ هذا یَوْمُ عِیدٍ جَعَلَهُ اللّٰهُ عِیداً لِلنّاسِ. . . .[۴۱]
همانا این روز، روز عید است و خداوند آن را برای مردم عید قرار داده است. . . .
و در تعبیری دیگر به نقل از ابن عباس آمده که خداوند این روز را برای مسلمانان عید قرار داد.[۴۲]
جمعه حج نیازمندان
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اَلجُمُعَةُ حَجُّ المَساکینِ»[۴۳]؛ «جمعه حج مسکینان است» .
و در حدیثی دیگر فرمود: «اَلْجُمُعَةُ حَجُّ الْفُقَراءِ»[۴۴]؛ «جمعه حج فقیران و نیازمندان است» .
شاید در نگاه اوّل چنین تصوّر شود که مراد از جمعه در احادیث فوق، روز جمعه است، ولی حدیث ذیل به خوبی نشان میدهد که تعبیر حج مربوط به نمازجمعه است؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
اَلْمُسْلِمُ یَوْمَ الجُمُعَةِ مُحْرِمٌ، فَإِن صَلَّی الجُمُعَةَ فَقَدْ أحَلَّ، فَإن جَلَسَ إلیٰ أن یُصلِّیَ الْعَصْرَ کانَ کَمَنْ أتیٰ بِحَجَّةٍ وَعُمرَةٍ.[۴۵]
مسلمان روز جمعه مُحْرِم است، پس اگر نمازجمعه را بهپا داشت، به تحقیق از احرام خارج و مُحل میگردد.
پس اگر بنشیند تا نماز عصر را نیز بخواند مانند کسی است که حج و عمره را بهجای آورده است.
و یا در حدیثی دیگر آن حضرت فرمود: مَنْ صَلَّی الْجُمُعَةَ کُتِبَتْ لَهُ حَجَّةٌ مُتَقَبَّلَةٌ، فَإِنْ صَلَّی العَصْرَ کانَتْ لَهُ عُمرَةٌ.[۴۶]
کسی که نمازجمعه را اقامه کند برای او ثواب حج مقبولی نوشته شود، پس اگر نماز عصر را نیز بخواند برای او ثواب عمره نوشته شود.
مفهوم این دو روایت بیانگر ارتباط نمازجمعه با حج، و ثواب و پاداش حج و عمره داشتن است به این معنی که اگر کسی روز جمعه را درک نموده، لیکن نمازجمعه را اقامه ننماید از ثواب حج و عمره محروم مانده است.
سعید بن مسیّب پیوسته میگفت: اَلْجُمُعَةُ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنْ حَجَّةِ تَطَوُّعٍ.[۴۷]
نمازجمعه نزد من از حج اختیاری و مستحبّی محبوبتر است.
جمعه روز بخشش گناهان
روز جمعه روز آمرزش است. از یک سو مسلمانان به خاطر روز جمعه مورد مغفرت خدا قرار میگیرند و از سوی دیگر به دلیل شرکت در نمازجمعه.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
لا یَتْرُکُ اللّٰهُ أحَداً یَوْمَ الجُمُعَةِ اِلّاٰ غَفَرَ لَه.[۴۸]
خداوند هیچ مسلمانی را روز جمعه رها نکند، مگر آنکه او را ببخشاید.
همچنین آن حضرت فرمود: اَلجُمُعَةُ إلَی الْجُمُعَةِ کَفّارَةُ ما بَیْنَهُما ما لَم تُغْشَ الْکَبائِرُ.[۴۹]
جمعه تا جمعه پاککننده گناهانی است که در فاصله بین آن دو انجام شده، در صورتی که گناه کبیره مرتکب نشده باشد.
امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارشان به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
ما مِنْ مؤمِنٍ مَشیٰ بِقَدَمَیْهِ إلَی الْجُمُعَةِ، إلّاخَفَّفَ اللّٰهُ عَلَیْهِ أهْوالَ یَوْمِ القِیامَةِ بَعْدَ ما یَخْطُبُ الْإمامُ، وَهِیَ ساعَةٌ یَرْحَمُ اللّٰهُ فیهَا المُؤمِنِینَ وَالمُؤمِناتِ.[۵۰]
هیچ مؤمنی با پاهای خود - پیاده - به سوی نمازجمعه نمیرود، مگر آنکه پس از خطبه امام جمعه، خداوند از نگرانیها و وحشت او در روز قیامت میکاهد. و آن ساعتی است که در آن خداوند مردان و زنان با ایمان را مشمول رحمت خود قرار میدهد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ أتَی الجُمُعَةَ إیماناً وَاحْتِساباً استَأنفَ العَمَلَ.[۵۱]
هر کس از روی ایمان و با قصد پاک و برای خشنود ساختن خداوند، به نمازجمعه آید، اعمال خود را از سر گیرد.
«استأنف العمل» ، کنایه از آن است که خداوند گناهان گذشته او را بخشیده و کارها را از نو آغاز نماید.
جمعه روز امنیت و آرامش
امام صادق علیه السلام، از پدر و اجداد بزرگوارشان، از علی بن ابیطالب علیه السلام و ایشان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: إذا کانَ یَوْمُ الجُمُعَةِ نادَتِ الطّیْرُ الطَّیْرَ، وَالْوَحْشُ الْوَحْشَ، وَالسِّباعُ السِّباعَ: سَلامٌ عَلَیْکُمْ هذا یَوْمٌ صَالِحٌ.[۵۲]
هنگامی که روز جمعه فرا میرسد، پرنده، پرنده را، حیوان بیابانی، حیوان بیابانی و وحشی را، درنده، درنده را ندا داده [گویند] درود و سلام بر شما باد، امروز، روز نیکی است.
علی علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: إذا کانَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ، نَادَتِ الطَّیْرُ الطَّیْرَ، وَالْوَحْشُ الْوَحْشَ، وَالسِّباعُ السِّباعَ، سَلامٌ عَلَیْکُمْ هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ.[۵۳]
آنگاه که روز جمعه فرا رسد، پرنده، پرنده را، حیوان بیابانی وحشی، حیوان بیابانی را، درنده، درنده را ندا دهد درود بر شما، امروز روز جمعه است.
در تعبیری دیگر هشام بن حکم گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:
. . . . وَلْیَتَهَیَّأْ لِلْجُمُعَةِ، وَلْیَکُنْ عَلَیْهِ فِی ذلِکَ الْیَوْمِ السَّکِینةُ وَالْوَقارُ. . . .[۵۴]
و باید برای نمازجمعه آماده شود و باید در این روز آرام و متین باشد - یعنی باآرامی و متانت راه رود و آثار عجله و شتاب در او نمایان نشود چرا که روز جمعه روز آسایش و آسودگی است -.
در روایت دیگری، زراره از امام باقر علیه السلام نقل کرده که آن حضرت پس از توصیه به غسل در روز جمعه، و عطر زدن، و بهترین لباسها را پوشیدن فرمود: «وَعَلَیکَ السَّکینَةَ وَالوَقارَ»[۵۵]؛ «بر تو باد به آرامش و متانت».
جمعه و ارزشهای مضاعف
امام جواد علیه السلام فرمود:
الأَعْمالُ تُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَأَکْثِرُوا فِیها (فِیهِ) مِنَ الصَّلاةِ وَالصَّدَقَةِ وَالدُّعاءِ.[۵۶]
کارها روز جمعه دو برابر میشود - یعنی پاداشی دو برابر دارد - پس در این روز زیاد نماز بگزارید، و صدقه دهید و دعا کنید.
امام باقر علیه السلام فرمود: «اَلْخَیْرُ وَالشَّرُّ یُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»[۵۷]؛ «خوبی و بدی روز جمعه دو برابر میشود» .
هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام در رابطه با مردی که میخواست کار خیری چون صدقه، روزه و امثال آن انجام دهد فرمود: «مستحب است این کارها در روز جمعه انجام شود و عمل در این روز دو برابر است» .[۵۸]
زریق گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: الصَّدَقَةُ یَوْمَ الجُمُعَةِ تُضاعَفُ، وَلَیْلَةَ الْجُمُعَةِ تُضاعَفُ، وَما مِنْ یَوْمٍ کَیَوْمِ الجُمُعَةِ، وَما لَیْلَةٌ کَلَیْلَةِ الْجُمُعَةِ، یَوْمُها أزْهَرُ، وَلَیْلَتُها غرّاءُ.[۵۹]
صدقه شب و روز جمعه دو برابر میشود، و هیچ روزی مثل روز جمعه، و هیچ شبی مثل شب جمعه نیست، روزش روشن و درخشان و شبش فروزان است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «تُضاعَفُ الْحَسَناتُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»[۶۰]؛ «نیکیها و خوبیها روز جمعه دو برابر میشود» .
جمعه و نظافت
هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
لِیَتَزَیَّنْ أحدُکُمْ یَوْمَ الْجُمُعَةِ، یَغْتَسِلُ وَیَتَطَیَّبُ وَیُسَرِّحُ لِحْیَتَهُ وَیَلْبَسُ أنْظَفَ ثِیابِهِ، وَلْیَتَهَیَّأ لِلْجُمُعَةِ. . . .[۶۱]
باید هر یک از شما روز جمعه خویش را زینت نموده، غسل کند، عطر بزند، و ریش خود را شانه کند، و پاکیزهترین لباسهایش را بپوشد و برای نمازجمعه آماده شود. . . .
زراره نیز در روایتی دیگر، همین نکات را از امام باقر علیه السلام نقل کرده است.[۶۲]
امامصادق علیه السلام در معنای فرموده خداوند بلندمرتبه که فرمود: «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» فرمود: «فِی الْعِیدَیْنِ وَالْجُمُعَةِ»[۶۳]یعنی برگرفتن زینت که در آیه شریفه آمده، در روزهای جمعه و عید فطر و عید قربان است.
همچنین فرمود: مَن أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَقَلَّمَ مِن أظْفارِهِ وَغَسَلَ رَأْسَهُ بِالْخِطْمِیِّ یَوْمَ الْجُمُعَةِ، کانَ کَمَنْ أعتَقَ نَسَمَةً.[۶۴]
کسی که در روز جمعه قدری از موی روی لب خود را بزند، و ناخنهایش را کوتاه کند، و سرش را با خطمی شستشو دهد، مانند کسی است که در راه خدا شتر قربانی کرده است.
و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: کوتاه کردن موی روی لب و ناخن و شستن سر با خطمی در روز جمعه، فقر و ناداری را برطرف، و روزی انسان را افزون میکند.[۶۵]
و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: «الغُسْلُ واجِبٌ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»[۶۶]؛ «غسل روز جمعه واجب است» .
لازم به تذکر است که برخی فقها با استناد به این روایت و امثال آن، غسل جمعه را واجب دانسته، ولی بیشتر آنان، اینگونه روایات را حمل بر تأکید در استحباب کردهاند.
اهمیت نماز جمعه
از مجموع روایاتی که در بخشهای مختلف این نوشتار آمده، میتوان به خوبی جایگاه والای نمازجمعه و اهمیّت این فریضه عبادی سیاسی را دریافت بهویژه اینکه برخی تعبیرها بسیار مهم و تکاندهنده بوده، کمتر در رابطه با دیگر عبادات و احکام بهکار رفته است.
علی علیه السلام فرمود: ثَلاثَةٌ إنْ أنْتُمْ خالَفْتُمْ فِیهِنَّ أَئِمَّتَکُم هَلَکْتُمْ: جُمُعَتُکُمْ، وَجِهادُ عَدُوِّکُمْ، وَمَناسِکُکُمْ.[۶۷]
سه چیز است که اگر در آن با پیشوایانتان به مخالفت برخیزید نابود میشوید: نمازجمعه، جهاد با دشمنان، و مناسک حجّتان.
در حدیثی دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
مَنْ تَرَکَهَا فِی حَیاتِی وَبَعْدَ مَماتِی إلیٰ یَوْمِ القِیامَةِ، جُحُوداً لَها وَاسْتِخْفافاً بِحَقِّها، فَلاجَمَعَ اللّٰهُ شَمْلَهُ وَلا بارَکَ اللّٰهُ لَهُ فِی أمْرِهِ، ألا لا صَلاةَ لَهُ، ألا لا حَجَّ لَهُ، ألا لا صَدَقَةَ لَهُ، ألا لا بَرَکَةَ لَهُ، إلّاأنْ یَتُوبَ، فَإنْ تابَ، تابَ اللّٰهُ عَلَیْه.[۶۸]
کسی که در دوران حیات من و یا پس از مرگ من تا روز قیامت، نمازجمعه را ترک کند، چه آن را انکار کند یا سبک بشمارد، خداوند پراکندگی کار او را سامان ندهد، و امر او را مبارک نگرداند. آگاه باشید نمازی برای او نیست، حجی برای او نیست، صدقهای برای او نیست، برکتی برای او نیست، مگر آنکه توبه کند. پس اگر توبه کرد، خدا نیز به او توجه نموده، توبهاش را پذیرا شود.
در تعبیری دیگر علی علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
ثَلاثٌ لَوْ تَعْلَمَ أُمَّتِی ما لَهُمْ فِیهِنَّ، لَضَرَبُوا عَلَیْهِنَّ بِالسِّهامِ: الْأذانُ، وَالغُدُوُّ إلیَ الْجُمُعَةِ، وَالصَّفُّ الأوّلُ.[۶۹]
سه چیز است که اگر امّت من منافع و ثواب و بهره خود را از آن میدانستند، - بر سر دستیابی به آن با یکدیگر به رقابت برخواسته - قرعه میزدند: اذان، رفتن به سوی نمازجمعه و صف اوّل.
انس بن مالک گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: لَمّا أُسرِیَ بی إلَی السَّماءِ لَیْلَةَ الْمِعْراجِ، رَأَیْتُ تَحْتَ الْعَرْشِ سَبْعِینَ ألْفَ مَدِینَةٍ، کُلُّ مَدِینَةٍ کَدُنْیاکُمْ، وَمَلائِکَةً ناشِرِی أجْنِحَتِهِمْ، یُسَبِّحُونَ اللّٰهَ، وَیُهَلِّلُونَهُ، وَیَقُولُونَ: اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِینَ یَحْضُرُونَ صَلاةَ الجُمُعَةِ، اللّهُمَّ أغْفِرْ لِلَّذِینَ یَغْتَسِلُونَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ.[۷۰]
هنگامی که شب معراج مرا به سوی آسمان بردند، در زیر عرش، هفتاد شهر را دیدم که هر شهری مانند دنیای شما بود و فرشتگان بالهایشان را گشوده، تسبیح و تهلیل خدا نموده، و میگفتند: بار خدایا کسانی را که در نمازجمعه حضور مییابند رحمت فرما و ببخشای، بار خدایا آنان که غسل جمعه میکنند را ببخشای.
اینها و تعبیرهای دیگری چون: «آن کس که سه هفته بدون عذر شرعی نمازجمعه را ترک گوید بر قلبش مهر زنند و یا نامش را در شمار منافقان مینویسند و. . .» همه نشان از جایگاه رفیع و اهمیّت این نماز عبادی سیاسی دارد.
پیشینۀ تاریخی نماز جمعه
مسعودی (م ۳۴۵ ه. ق) مینویسد:
ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاوّل بود. پس ده سال تمام در مدینه ماند، به هنگام ورود آن حضرت در دهکده قبا، بر «سعد بن خیثمه» وارد شد و مسجد قبا را بنا نمود و روزهای دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه را در قبا ماندند. سپس صبح روز جمعه پس از برآمدن روز به سوی مدینه حرکت فرمود، در بین راه محلّه به محلّه گروهی از انصار مهار شتر آن حضرت را در دست گرفته از ایشان میخواستند تا نزد آنان فرود آید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله مهار را کشیده، میفرمود: «راه را برای شتر باز گذارید که او مأمور است» . و همچنان به راه خود ادامه میداد تا در محلّه «بنیسالم بن عوف» وقت نماز فرا رسید. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردم نمازجمعه خواند و این اوّلین نمازجمعهای بود که در اسلام اقامه گردید.
وی سپس میافزاید:
در تعداد کسانی که نمازجمعه با آنان کامل میشود، اختلاف است. شافعی و گروه دیگری که با او هم عقیدهاند گفتهاند، اقامه نمازجمعه واجب نیست، مگر آنکه تعداد نمازگزاران به چهل نفر و بیشتر برسد و کمتر از آن کافی نیست. ولی دیگر فقیهان از اهل کوفه و غیر آن با نظر شافعی مخالفت کردهاند.
آنگاه مینویسد: «نمازجمعه رسول خدا صلی الله علیه و آله در درۀ معروف به «وادی رانُوناء» اقامه گردید. . .» .[۷۱]
حلبی تعداد نمازگزاران را در اوّلین نمازجمعه یکصد نفر ذکر کرده است.[۷۲]
پس از آن، در همین مکان مسجدی ساختند که به نام «مسجد الجمعة» نامگذاری شد[۷۳]و هماکنون نیز با همین نام در مدینه منوّره وجود دارد. برخی بر این باورند که قبل از ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه، اسعدبن زرارة، اولین نمازجمعه را اقامه کرده است.
ابن سیرین در این زمینه گوید: پیش از آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه، انصار با یکدیگر اجتماع کرده، گفتند: یهود و نصاریٰ در هر هفته روز خاصّی داشته در آن گرد هم میآیند. یهود روزهای شنبه و نصاری روزهای یکشنبه. ما نیز روزی را برای خود قرار دهیم تا گرد هم آییم و ذکر خدا گوییم و شکر او را بهجای آوریم. سپس نزد «اسعد بن زراره» آمده و روز جمعه را که پیش از آن «یوم العروبة» نامیده میشد به عنوان روز اجتماع مسلمانان مطرح کردند. وی نیز پذیرفت و با آنان به صورت جماعت نماز گزارد و آنان را اندرز داد و آن روز، جمعه نامیده شد، چون روز اجتماع مسلمانان بود. سپس گوسفندی ذبح کرده، نهار و شام را با همان یک گوسفند خوردند [چون تعدادشان کم بود]. این اولین نمازجمعهای بود که پیش از آمدن پیامبر به مدینه اقامه شد.[۷۴]
«عبدالرحمان بن کعب بن مالک» گوید: به هنگام نابینایی پدرم، من راهنمای او بودم. پس هرگاه همراه با او به طرف نمازجمعه میآمدم، همین که اذان را میشنید، برای «ابیأمامه اسعدبن زرارة» از خدا طلب مغفرت میکرد. گفتم: ای پدر! چرا هر زمان روز جمعه مؤذن اذان جمعه سر میدهد شما برای «اسعد بن زرارة» طلب مغفرت میکنید؟ پاسخ گفت:
فرزندم وی اوّلین کسی بود که پیش از آمدن رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه با ما نمازجمعه گزارد.[۷۵]
اولین جایی که پس از مدینه، در آن نمازجمعه اقامه گردید قریه «عبد القیس» در بحرین بود.[۷۶]
نماز جمعه در قرآن
خداوند متعال میفرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (جمعه: ۹)
ای کسانی که ایمان آوردهاید هنگامی که ندا داده شود برای نماز در روز جمعه، پس بشتابید به سوی یاد خدا، و خرید و فروش را وا گذارید این برای شما بهتر است اگر بدانید.
بر اساس آنچه مفسران شیعه و سنّی نگاشتهاند، تردیدی نیست که این آیه در رابطه با نمازجمعه و وجوب آن نازل شده و دربردارنده نکات قابل توّجهی است:
۱. خداوند مؤمنان را در این آیه مخاطب قرار داده و از این رهگذر آنان را احترام کرده است.
۲. این مؤمنانند که از نمازجمعه بهرهمند میگردند؛ چرا که مقتضای ایمان، عمل به واجبات الهی و سبک نشمردن آنهاست و اهتمام به نمازجمعه و شرکت در آن فوائد فراوانی را نصیب نمازگزاران جمعه خواهد کرد.
۳. از نمازجمعه به «ذکر اللّٰه» یعنی یاد خدا تعبیر شده و از آنجا که برخی آیات قرآن، آیات دیگر را تفسیر میکند و به مصداق آیۀ شریفه «أَلا بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[۷۷]نمازجمعه آرامش بخش قلبهای مؤمنان خواهد بود و علاوه بر آرامش روحی در دنیا، میتوان به نتیجه اُخروی آن، که بهشت موعود پروردگار است نیز اشاره داشت:
«یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلِی فِی عِبادِی * وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» (فجر: ۲۷ - ۳۰)
ای آنکه دارای نفس مطمئنهای، به سوی پروردگار خود برگرد در حالی که هم تو از خدا خشنودی و هم خدا از تو، پس در زمرۀ بندگان من داخل و به بهشت وارد شو.
۴. از مردم خواسته شده به طرف نمازجمعه بشتابند «فَاسْعَوا إلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ» .
۵. از مردم خواسته شده تا کسب و تجارت و کار را رها نموده، در نمازجمعه شرکت کنند. «وَذَرُوا الْبَیْعَ» .
۶. جمله «ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»[۷۸]باز تأکید دیگری بر اهمیت نمازجمعه است و صریحاً اعلام میدارد که ترک کار و کسب و پیشه، و شرکت در نمازجمعه برای شما بهتر و پرفایده است اگر بدانید و توجه کنید!
۷. در ادامه این آیه با تعبیر «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللّٰهِ خَیْرٌ»[۷۹]به انتقاد از کسانی میپردازد که پیامبر صلی الله علیه و آله و نمازجمعه را رها کرده و به سوی مال التجاره شتافتهاند و اظهار میدارد که آن چه را شما از نمازجمعه و از خداوند دریافت میدارید بهتر از لهو و تجارتی است که به دنبال آن رفتهاید.
۸. جمله «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» نیز بیانگر آناست کهاز اینراه و از طریق اقامه نمازجمعه میتوان بهفلاح و رستگاری دست یافت.
۹. و بالاخره خداوند به لحاظ اهمیتی که برای این نماز قائل بوده، سورهای به نام سورۀ جمعه نازل فرموده، و در آن به صراحت در چند آیه مردم را به اقامۀ این فریضه مهم دعوت فرموده است.
نکته: سوره جمعه مدنی است و یازده آیه دارد، تعداد کلمات آن یکصد و هشتاد و تعداد حروف آن هفتصد و چهل و هشت حرف است[۸۰]در تفسیر جامع تعداد حروف آن را نهصد و بیست حرف ذکر کرده است.[۸۱]
داستانی شگفت انگیز
جابر بن عبداللّٰه انصاری گوید: روز جمعه با رسولخدا صلی الله علیه و آله نمازجمعه میخواندیم که کاروان تجارت از شام وارد شد، نمازگزاران جمعه جز دوازده مرد و یک زن[۸۲]، نماز را رها کرده به طرف کاروان رفتند. سپس این آیه نازل شد: «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللّٰهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الرّازِقِینَ» (جمعه: ۱۱)
و هنگامی که تجارت یا سرگرمی را ببینند بهسوی آن پراکنده شده، در حال ایستاده شما را ترک گویند به آنان بگو: آنچه نزد خدا است از لهو و سرگرمی و تجارت بهتر است و خداوند بهترین روزیدهندگان است.
دلیل این حرکت زشت و ناپسند آن بود که مردم مدینه در آن سال گرفتار گرسنگی و تورّم و افزایش قیمتها شده بودند. «دحیة بن خلیفه» نیز که از شام مالالتجاره میآورد و تجارت زیتون میکرد در حالی وارد مدینه شد که رسول اللّٰه صلی الله علیه و آله مشغول خواندن خطبههای نمازجمعه بودند. مرسوم این بود که کاروانهای تجاری به هنگام ورود به مدینه با نواختن نی و طبل ورود خود را به مردم اطلاع میدادند. لذا با شنیدن این صدا بیشتر نمازگزاران که گمان میکردند اگر تا پایان نماز بمانند دیگر نصیبی از مالالتجاره برای آنان نخواهد ماند، آن حضرت را رها کرده و رفتند. آنان که باقی ماندند عبارت بودند از:
امام علی بن ابیطالب علیه السلام، فاطمه علیها السلام، امام حسن و امام حسین علیهما السلام، سلمان، اباذر، مقداد، صهیب و پنج نفر دیگر.
برخی نیز تعداد را هشت نفر و برخی دیگر یازده نفر ذکر کردهاند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند توجه و نظر خود را در این روز جمعه به مسجد و نمازجمعه من معطوف داشته، و اگر این گروه هشت نفر باقی نمیماندند، مدینه با اهل آن در آتش عذاب الهی میسوختند و همچون قوم لوط، عذاب باریدن سنگ بر آنان نازل میگشت.[۸۳]
مؤلف گرانقدر تفسیر منهج الصادقین داستان را چنین نقل میکند:
روز جمعه پیغمبر صلی الله علیه و آله در خطبه بود که «دحیة بن خلیفه کلبی» که به تجارت شام رفته بود، به مدینه رسید و در عقب او «بنیخزرج» و از پس ایشان «زید بن متاب» نیز در رسیدند و هر نوبت که «دحیه» به مدینه آمدی، اکثر انواع طعام از گندم و جو و آرد و برنج و زیت و غیره بیاوردی و در «احجار الزیت» که موضعی بود در بازار مدینه فرود آمدی و آنجا آغاز طبل زدن کردندی تا مردم خبردار شده به خریدن امتعه او توجه نمایند و هرگاه که اهل مدینه بر آمدن او اطلاع یافتندی همه به استقبال او بیرون رفتندی و در این روز که او رسید طبل فرو کوفتند و مردمان آواز طبل شنیده از مسجد بیرون دویدند و به غیر از دوازده کس در مسجد نماند.
پیغمبر صلی الله علیه و آله چون این حال را مشاهده نمود فرمود:
«لَوْلا هؤُلاءِ لَسُوِّمَتْ لَهُمُ الْحِجارَةُ مِنَ السَّماءِ» اگر این جماعت نیز رفتندی سنگها از آسمان به نام هر یک از ایشان نازل گشتی و همه را هلاک ساختی پس حق سبحانه این آیه فرو فرستاد و ایشان به این عتاب فرمود.
و از «ابن عباس» منقول است که در مسجد باقی نماند، مگر هشت کس و «ابن کیسان» گفته که یازده کس بودند. و جابر بن عبداللّٰه روایت کند که دوازده کس بودند و من یکی از آنها بودم، و از قتاده نقل است که این عمل سه بار از ایشان صادر شد و هر سه نوبت در جمعه بود.[۸۴]
نماز عبادی - سیاسی
در میان نمازهای واجب، میتوان از نمازجمعه به عنوان نماز عبادی سیاسی یاد کرد زیرا:
۱. نمازجمعه از شئوون حاکم اسلامی است و امامجمعه مناطق مختلف را نیز امام مسلمانان باید حکم دهد و تعیین کند.
۲. نمازجمعه را باید به جماعت اقامه کرد و اگر تا شعاع یک فرسخ در یک فرسخ نمازجمعه دیگری برگزار شود، باطل است.
۲. آنان که از روی مخالفت و یا سهلانگاری در نمازجمعه شرکت نمیکنند، در روایات گوناگون مورد تهدید جدی قرار گرفتهاند.
۳. دو رکعت از نماز را برداشته و به جای آن دو خطبه گذاشتهاند تا خطیب جمعه که همان امام و امیر جامعه اسلامی است با مردم سخن گفته، آنان را در جریان اخبار و حوادث جهان و رویدادهای کشور اسلامی بگذارد.
۴. به هنگام برگزاری نمازجمعه همه باید کارها را تعطیل کرده، به سوی نمازجمعه بشتابند.
۵. نمازجمعه بر افراد ناتوان و کسانی که جهاد از آنان برداشته شده واجب نیست، و در نتیجه همچون جهاد با این نماز برخورد شده است.
۶. امام جمعه باید بر سلاح و یا عصا تکیه زده با مردم سخن بگوید و این خود نوعی ابراز وجود و قدرتنمایی در برابر دشمنان و بیگانگان است.
حضرت امام خمینی قدس سره بارها در فرمایشات و سخنرانیها از نمازجمعه به عنوان یک نماز عبادی سیاسی یاد کردهاند:
- نمازجمعه یک عبادت سرتاپا سیاسی است.[۸۵]
- نمازجمعه عبادت است، لکن عبادتی که مدغم در سیاست است، سیاست در عبادت مدغم است.[۸۶]
- در هر هفته یک اجتماع بزرگ، از همه [مردم، در یک محل تشکیل میشود] و نمازجمعه که مشتمل دو خطبه است که در آن خطبتین باید مسائل روز، احتیاجات کشور، احتیاجات منطقه و جهات سیاسی، جهات اجتماعی، جهات اقتصادی طرح شود و مردم مطلع بشوند بر این مسائل.[۸۷]
منصبی بودن نماز جمعه
بسیاری از فقیهان عالیقدر شیعه با استناد به احادیث و روایات وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام بر این باورند که یکی از شرایط اقامۀ نمازجمعه آن است که باید توسط شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله و یا امام معصوم علیهم السلام و یا آن کس که از سوی امام معصوم منصوب شده اقامه گردد، وگرنه به جای آن لازم است نماز ظهر خوانده شود.
«عمانی، اسکافی - نخستین کسی که فقه شیعه را تبویب فرموده -، شیخ مفید و شاگردشان مرحوم علمالهدی، سید مرتضی و شاگرد ایشان شیخ الطایفه، مرحوم شیخ طوسی در غالب کتبشان و مرحوم سلّار در مراسم و مرحوم حلّی در سرائر و ابن زهره در غنیه تا برسد به طبقه اوّل متأخرین مثل علّامه و محقق همه تصریح به منصبیبودن نمازجمعه فرمودهاند و ادّعای اجماع نسبت به آن کردهاند. بلی از طبقۀ دوم متأخرین مثل شهیدین و بعد از ایشان احتمالات دیگر به چشم میخورد و قول به وجوب عینی، تعیینی و قول به حرمت دیده میشود، ولی ملاحظه کلمات اساطین قدما بر این فتواست که نمازجمعه منصبی، و از شئون ولایت و مخصوص به وجود امام عادل و بسط ید اوست.
نقل شده است که مرحوم وحید بهبهانی، تعداد اجماعات قدما را به چهل نقل رسانده، یعنی چهل نقل اجماع از اساطین قدما را به دست آورده است. بنابراین ادّعای قطع به اتفاق قدما به منصبیبودن نمازجمعه مجازفه نیست، بلکه کمتر مسألهای در فقه به این نحو اتفاق میافتد و میتوان اجماع مصطلح - اتفاق فقها کاشف از قول معصوم علیه السلام را - در این مسأله تمام دانست» .[۸۸]
همچنین اگر مروری بر تاریخ برگزاری نمازجمعه از صدر اسلام تاکنون داشته باشیم، به خوبی آشکار است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سیزده سالی که در مکه حضور داشتند نمازجمعه را اقامه ننمودند، ولی پس از ورود به مدینه، و آغاز تشکیل حکومت اسلامی از نخستین برنامههای رسول خدا صلی الله علیه و آله برقراری نمازجمعه و اقامۀ آن توسط شخص آن حضرت بود. پس از رحلت آن حضرت نیز، در دوران چهار سال و اندی که امیرمؤمنان علی علیه السلام حکومت داشتند، نمازجمعه اقامه میشد امّا از آن زمان تاکنون، در تاریخ اسلام دیده نشده است که یکی از امامان معصوم علیهم السلام نمازجمعه اقامه کرده باشند. دلیلش این است که آنان مبسوط الید نبوده و چون حکومت را دیگران غاصبانه در اختیار گرفته بودند و در نتیجه نمازجمعه وسیلهای برای سوءاستفاده دشمنان اسلام و اهل بیت گردید. لذا از اقامه نمازجمعه خودداری میکردند. البته از اینکه در طول تاریخ نمازجمعه و اقامه آن، همیشه در اختیار خلفا و حکومتها بوده است نیز میتوان این نکته را استفاده کرد که نمازجمعه، یک نماز حکومتی و منصبی است.
علاوه بر این، مرحوم شیخ مفید یکی از دلایل عقلی، بر امامت حضرت ولیّعصر - ارواحنافداه - را اقامۀ نمازجمعه برمیشمرد:
وَمِنْ ذلِکَ ما یَقْتَضِیهِ الْعَقْلُ بِالْاِسْتِدْلالِ الصَّحِیحِ مِنْ وُجُودِ إمامٍ مَعْصُومٍ کامِلٍ غَنِیٍّ عَنْ رَعایاه فِی الْأحْکامِ وَالْعُلُومِ فِی کُلِّ زَمانٍ، لاِستِحالَةِ خُلُوِّ الْمُکَلَّفِینَ مِنْ سُلْطانٍ یَکُونُونَ بِوُجُودِهِ أقْرَبُ إلَی الصَّلاحِ وَداعٍ لِلْغُواهِ، مُعَلِّمٍ لِلْجُهّال، مُنَبِّهٍ لِلْغافِلِینَ، مُحَذِّرٍ لِلضَّلالِ، مُقِیمٍ لِلْحُدُودِ، مُنْفِذٍ لِلْأحْکامِ، فاصِلٍ بَیْنَ أهْلِ الْاخْتِلافِ، ناصِبٍ لِلْأُمَراءِ، سادٍّ لِلثُّغُورِ، حافِظٍ لِلْأمْوالِ، حامٍ عَنْ بَیْضَةِ الْإِسْلامِ، جامِعٍ لِلنّاسِ فِی الْجُمُعَةِ وَالْاَعْیادِ.[۸۹]
از جمله دلایل، چیزی است که عقل با دلایل صحیح و درست به آن حکم میکند که در هر زمان لازم است امام معصوم و کاملی باشد که از مردم در فراگیری احکام و دانشها، بینیاز باشد؛ زیرا ممکن نیست زمانی فرا رسد که تکلیفیافتگان، بدون حاکم و سلطانی باشند که آنان به وسیله او به صلاح و درستی نزدیکتر و از فساد و تباهی دور نشوند. باید امام معصومی باشد که آموزنده نادانان، هشیارکننده غافلان و بیخبران، بیمدهنده گمراهان، اقامهکننده حدود، اجراکننده احکام، پایاندهنده اختلافها، گمارندۀ امیران، مسلط و حافظ مرزها، نگاهبان داراییها، حمایتکننده کیان اسلام و گردآورندۀ مردم در جمعهها و عیدها باشد.
علی علیه السلام فرمود: لا یَصِحُّ الْحُکْمُ وَلَا الْحُدُودُ وَلَا الْجُمُعَةُ إلّا بِإِمامٍ.[۹۰]
صحیح نیست قضاوتکردن، اجرای حدود و اقامه نمازجمعه، جز به وسیله امام.
همچنین در حدیثی دیگر آمده است: إِنَّ الْجُمُعَةَ وَالْحُکُومَةَ لِإمامِ المُسْلِمِینَ.[۹۱]
اقامه نمازجمعه و قضاوت کردن از آنِ امام مسلمانان است.
این دو روایت نیز دلیل روشنی بر منصبیبودن نمازجمعه است.
امام سجاد علیه السلام در دعای ۴۸ صحیفه سجّادیّه فرمود:
اللّهُمَّ! اِنَّ هذَا الْمَقامَ لِخُلَفائِکَ وَاصْفِیائِکَ وَمَواضِعَ اُمَنائِکَ فِی الدَّرَجَةِ الرَّفِیعَةِ الَّتِی اخْتَصَصْتَهُمْ بِها قَدِ ابتَزُّوها.
بارخدایا! همانا این مقام - یعنی نمازجمعه و عید قربان - از آنِ جانشینان و برگزیدگان تو است، و جایگاه امنای بلندپایه تو است که ویژۀ آنها نمودی، و ایشان را به آن اختصاص و برتری بخشیدی، که به تحقیق غاصبان و ظالمان به حقوق پیشوایان دین - خلفای بنیامیه - این مقام را غصب کرده و به ظلم و ستم در اختیار گرفتند.
سپس امام سجاد علیه السلام ادامه میدهد:
حَتّی عادَ صِفْوَتُکَ وخُلَفاؤُکَ مَغْلُوبِینَ مَقْهُورِینَ مُبْتَزِّینَ، یَرَوْنَ حُکْمَکَ مُبَدَّلاً و کِتابَکَ مَنْبُوذاً، وفَرائِضَکَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهاتِ اَشْراعِکَ وسُنَنَ نَبِیِّکَ مَتْرُوکةً.
تا جایی که برگزیدگان و جانشینان تو مغلوب و مقهور شدند و حق آنها از دستشان رفت، مینگرند که حکم تو تبدیل گشته، و کتاب تو را متروک ساخته، و واجبات تو را از اهداف و مقاصد حقیقی آن دور ساخته و تحریف نموده، و سنتهای پیامبر تو را ترک و رها ساختهاند.
علی بن ابیطالب علیه السلام در تعبیری هشداردهنده فرمود: ثَلاثَةٌ إنْ أنْتُمْ خالَفْتُمْ فِیهِنَّ أئِمَّتَکُمْ هَلَکْتُمْ: جُمُعَتُکُمْ، وَجِهادُ عَدُوِّکُمْ وَمَناسِکُکُمْ.[۹۲]
سه چیز است که اگر با پیشوایانتان در آنها به مخالفت برخیزید خود را هلاک و نابود ساختهاید: نمازجمعه؛ جهاد با دشمنان و مناسک حج.
از مجموع روایاتی که در این بخش ذکر شد، به خوبی میتوان فهمید که نمازجمعه، با حکومت و رهبری جامعۀ اسلامی ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ دارد و علاوه بر ابعاد عبادی و تربیتی، نمازی است سیاسی که در آن، حاکم اسلامی مستقیماً با مردم روبهرو شده، مسائل مبتلابه جامعه را با آنان در میان میگذارد.
وجوب نماز جمعه
زرارة بن اعین گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:
إنَّما فَرَضَ اللّٰهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْجُمُعَةِ إلَی الْجُمُعَةِ خَمْساً وَثَلاثِینَ صَلاةً، فِیها صَلاةٌ واحِدَةٌ فَرضَهَا اللّٰهُ فِی جَماعَةٍ وَهِیَ الْجُمُعَةُ. . . .[۹۳]
همانا خداوند عزّوجلّ از جمعه تا جمعه دیگر، سی و پنج نماز را واجب گردانید که یکی از آنها را خداوند واجب نموده تا به جماعت بخوانند و آن نمازجمعه است. . . .
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید:
إنَّ اللّٰهَ کَتَبَ عَلَیْکُمُ الْجُمُعَةَ فَرِیضَةً واجِبَةً إلیٰ یَوْمِ الْقِیامَةِ.[۹۴]
همانا خداوند نمازجمعه را تا روز قیامت بر شما واجب و مقرّر فرمود.
همچنین فرمودند:
اَلْجُمُعَةُ واجِبَةٌ عَلی کُلِّ مُسْلِمٍ فِی جَماعَةٍ.[۹۵] نماز جمعه بر هر مسلمانی واجب است و باید به جماعت خوانده شود.
قطب راوندی نقل کرده که روز جمعه پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه خواند و فرمود:
تُوبُوا إِلیٰ رَبِّکُمْ قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا، وَبادِرُوا بِالْأَعْمالِ الزّاکِیَةِ قَبْلَ أنْ تَشْتَغِلُوا، وَصِلُوا الَّذِی بَیْنَکُمْ وَبَیْنَ رَبِّکُمْ بِکَثْرَةِ ذِکْرِکُمْ إیّاهُ، وَالصَّدَقَةِ فِی السِّرِّ وَالْعَلانِیَّةِ، وَاعْلَمُوا أنَّ اللّٰهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الْجُمُعَةَ إلیٰ یَوْمِ الْقِیامَةِ.[۹۶]
پیش از آنکه بمیرید، به سوی پروردگارتان توبه کنید، و قبل از آنکه گرفتار شوید، پیشی بجویید در انجام کارهای شایسته، و میان خود و پروردگارتان پیوند برقرار کنید با زیاد یاد نمودن خداوند، و دادن صدقه
پنهانی و آشکارا، و بدانید همانا خداوند نمازجمعه را تا روز قیامت بر شما واجب گردانید.
همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اَلْجُمُعَةُ عَلیٰ مَن سَمِعَ النِّداءَ.[۹۷]
نمازجمعه بر هر کس که ندای اذان را بشنود واجب است.
وقت نماز جمعه
سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
وَقْتُ الظُّهْرِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ حِینَ تَزُولُ الشَّمْسُ.[۹۸]
وقت نماز ظهر روز جمعه هنگام زوال خورشید است.
عبداللّٰه بن سنان نیز از آن حضرت نقل کرده که فرمود:
وَقْتُ صَلاةِ الْجُمُعَةِ عِنْدَ الزَّوالِ، وَوَقْتُ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقْتُ صَلاةِ الظهرِ فی غَیْرِ یَوْمِ الْجُمُعَةِ. . . . [۹۹]
وقت نمازجمعه هنگام زوال خورشید است، و وقت نماز عصر در روز جمعه، آن هنگامی است که در روزهای دیگر نماز ظهر میخوانند. . . .
زراره گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که میفرمود:
اِنَّ مِنَ الْاُمُورِ اُمُوراً مُضَیَّقَةً وَاُمُوراً مُوَسَّعَةً، وَإنَّ الْوَقْتَ وَقْتانِ؛ اَلصَّلاةُ مِمّا فِیهِ السَّعَةُ، فَرُبَّما عَجَّلَ رَسُولُ اللّٰهِ صلی الله علیه و آله وَرُبَّما أَخَّرَ إلّاصَلاةَ الْجُمُعَةِ؛ فَإِنّ صَلاةَ الْجُمُعَةِ مِنَ الْأمْرِ الْمُضَیَّقِ، إنَّما لَها وَقْتٌ واحِدٌ حِینَ تَزُولُ، وَوَقْتُ الْعَصْرِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَقْتُ الظُّهْرِ فِی سائِرِ الْأیّامِ.[۱۰۰]
همانا بعضی از کارها، اموری محدود و مضیقند و برخی وسیع. زمان - نمازها - نیز دوگونه است، نماز از کارهایی است که در آن وسعت وقت قرار داده شده، پس چه بسا رسول خدا صلی الله علیه و آله - در خواندن نماز - شتاب نموده در اوّل وقت آن را اقامه میفرمود و گاهی اوقات نیز آن را به تأخیر میانداخت، مگر نمازجمعه را، چرا که نمازجمعه از واجبات و اموری است که وقت محدود و معین دارد و آن وقت زوال خورشید است، و وقت خواندن نماز عصر در روز جمعه، وقت نماز ظهر در دیگر روزها است.
یَعْلَی بنُ حارِث گفت: از «أیاس بن سَلَمَة بْنِ الأکْوَع» شنیدم که گفت پدرم گفت:
کُنّا نُصَلِّی مَعَ النَّبِیّ صلی الله علیه و آله الْجُمُعَةَ ثُمّ نَرْجِعُ، فَلانَری لِلحَیْطانِ فَیْئاً نَسْتَظِلُّ بِهِ.[۱۰۱]
ما با پیامبر صلی الله علیه و آله نمازجمعه را خوانده، سپس برمیگشتیم، پس برای دیوارها سایهای نمیدیدیم تا از آن بهره گرفته، در سایه دیوار قرار گیریم.
امام صادق علیه السلام فرمود:
اِذا زالَتِ الشَّمْسُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَابْدَأْ بِالْمَکْتُوبَة.[۱۰۲]
هنگامی که در روز جمعه زوال خورشید فرا رسید - یعنی از نصف النهار گذشت - نماز فریضه را آغاز کن.
در روایتی دیگر امام باقر علیه السلام فرمود:
وَقْتُ الجُمُعَةِ اِذا زالَتِ الشَّمْسُ وَبَعْدَهُ بِساعَةٍ.[۱۰۳]
وقت نمازجمعه هنگامی است که زوال خورشید تحقق یابد و پس از آن تا یک ساعت.
که در روایت فوق آغاز و پایان آن مشخص شده است.
مرحوم علّامه در «قواعد» در رابطه با وقت نمازجمعه فرموده است:
أوَّلُهُ زَوالُ الشَّمسِ، وَآخِرُهُ إذا صارَ ظِلُّ کُلِّ شَیءٍ مِثْلَهُ فَحِینَئِذٍ یَجِبُ الظُّهْرُ. [۱۰۴]
ابتدای وقت نمازجمعه، هنگام زوال خورشید و پایان آن هنگامی است که سایه هر چیزی مانند خود آن باشد پس در این هنگام - و از این زمان به بعد - به جای نمازجمعه، نماز ظهر واجب میشود.
سپس محقق کرکی در شرح فرمودۀ علّامه مینویسد:
کَوْنُ أَوَّلِ وَقْتِ الْجُمُعَةِ هُوَ زَوالُ الشَّمْسِ، هُوَ مَذْهَبُ أکْثَرِ عُلَمائِنا، بَلْ أکْثَرُ العُلَماءِ. . . وَالنَّصُّ وَالْإجْماعُ حُجَّةٌ عَلَیْهِ.
آغاز وقت نمازجمعه موقع زوال خورشید بودن، مذهب بیشتر علمای ما بلکه علمای شیعه و سنی است. . . . و نصّ و اجماع نیز دلیل بر آن است.
سپس میفرماید:
وَأَمّا أَنَّ آخِرَهُ (إذا صارَ ظِلُّ کُلِّ شَیءٍ مِثْلَهُ) فَهُوَ قَوْلُ الشَّیْخِ وَجَمْعٍ مِنَ الْمُتَأَخِّرِینَ. . . .[۱۰۵]
و اما این آخر وقت نمازجمعه هنگامی باشد که سایه هر چیز مانند خود آن چیز باشد، قول شیخ است و گروهی از متأخرّان.
حضرت امام خمینی قدس سره در «تحریرالوسیله» در رابطه با وقت نمازجمعه چنین فرمودهاند:
وقت نمازجمعه با زوال خورشید - یعنی همان وقت ظهر شرعی - داخل میشود. پس هنگامی که زوال خورشید تحقق یافت، خواندن نمازجمعه واجب میگردد، و اگر امام و خطیب جمعه در هنگام زوال خورشید، خطبه را به پایان رسانده و نمازجمعه را بخواند صحیح است. ولی در رابطه با پایان وقت نمازجمعه به گونهای که اگر آن وقت گذشت دیگر نتوانند نمازجمعه اقامه کنند، اختلافنظر و اشکال وجود دارد. احوط آن است که از اوائل ظهر عرفی آن را به تأخیر نیاندازند و اگر از این وقت دیرتر شد، احتیاط آن است که به جای نمازجمعه، نماز ظهر بخوانند؛ گرچه بعید نیست وقت نمازجمعه تا برگشتن سایه خورشید به مقدار دو پا، از پاهای افراد معمولی مردم، امتداد داشته باشد.[۱۰۶]
این در صورتی است که نمازجمعه را واجب تخییری بدانیم، اما اگر واجب عینی دانستیم، حضرت امام خمینی قدس سره میافزایند:
- ↑ دو رکعت شفع و یک رکعت وتر.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۴۳.
- ↑ جامع الاخبار، ص ۱۲۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۶.
- ↑ اعراف: ۳۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۹۵.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۹۰.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۵۳.
- ↑ جمعه: ۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۵۳.
- ↑ مسند احمد، ج ۸، ص ۴۷۹.
- ↑ عیون اخبار الرّضا علیه السلام، ج ۲، ص ۱۱۱.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹۶.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۲۷.
- ↑ سنن ابیداود، ج ۱، ص ۶۳۸.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۰.
- ↑ صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۱۵۱.
- ↑ با رهبر در سنگر جمعه، ص ۱۱۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۲۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۳۱.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۲۵.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۵.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۵۹.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۵۹.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۰۹.
- ↑ همان، ص ۷۱۷.
- ↑ نمونهای از تفاسیر، ص ۳۰.
- ↑ انبیاء: ۶۹.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۵۹.
- ↑ کافی، ج ۱، ص ۴۸۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۷، صص ۵۹ و ۶۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۵.
- ↑ سنن ابیداود، ج ۱، ص ۵۳۵.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، صص ۷۰۸ و ۷۱۳.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۰.
- ↑ مستدرکالوسائل، ج ۶، ص ۶۳.
- ↑ همان، ص ۵۸.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۲.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۳۱.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۵۷.
- ↑ همان، ص ۷۱۲.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۱۲.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، صص ۷۰۷ و ۷۱۶.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۲۰.
- ↑ همان.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۱۲.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۰.
- ↑ سنن ابن ماجه، ص ۲۶۱.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۴۲.
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۲۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۵.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۶.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۴.
- ↑ همان، ص ۶۰.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۶۰.
- ↑ همان، ص ۶۱.
- ↑ کنزالعمال، ج ۷، ص ۷۱۲.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ تهذیب، ج ۳، ص ۲۴۱.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۸.
- ↑ همان.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۱۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۰.
- ↑ همان، ص ۳۷.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۹۰.
- ↑ مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۸۶.
- ↑ السیرة الحلبیه، ج ۲، ص ۵۹.
- ↑ همان.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۳۱.
- ↑ السیرة الحلبیة، ج ۲، ص ۵۹.
- ↑ همان.
- ↑ رعد: ۲۸.
- ↑ جمعه: ۹.
- ↑ جمعه: ۱۱.
- ↑ نمونهای از تفاسیر، ص ۶۴.
- ↑ همان، ص ۱۳۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۴۳۳؛ برخی نیز تعداد را یازده و برخی دیگر هشت نفر ذکر کردهاند.
- ↑ البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۳۸۱.
- ↑ منهج الصادقین، ج ۹، ص ۲۸۴.
- ↑ صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۲۷۶.
- ↑ همان، ج ۳، ص ۱۲۰.
- ↑ صحیفه نور، ج ۸، ص ۲۶۴.
- ↑ مباحثی پیرامون نمازجمعه، ص ۱۸۷.
- ↑ ارشاد مفید، ص ۳۴۲.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۳.
- ↑ جواهر الکلام، ج ۱۱، ص ۱۵۸.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۷.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۵۳.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۶۵.
- ↑ همان.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۰.
- ↑ کنز العمال، ج ۷، ص ۷۲۳.
- ↑ تهذیب، ج ۳، ص ۱۲.
- ↑ همان، ص ۱۳.
- ↑ تهذیب، ج ۳، ص ۱۳.
- ↑ سنن ابن ماجه، ص ۳۵۰.
- ↑ کافی، ج ۳، ص ۴۲۰.
- ↑ بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۱۷۳.
- ↑ جامع المقاصد، ج ۲، ص ۳۶۵.
- ↑ جامع المقاصد، ج ۲، ص ۳۶۶.
- ↑ تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۲۱۶.
- ↑ همان.







