فرهنگ مصادیق:چرا ظلم وجود دارد؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۲: سطر ۲:
  
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
در دنيايى كه ما زندگى مى كنيم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حيوان هر قدر كه از دستشان مى آيد مظلوم را مى كوبند و يا بدون ظالم بعضى‌ها مظلوم اند مانند مريضى بچه و مانند آن. حيوانى را مى بينيم كه بدون هيچ گونه گناهى شكار حيوان قوى تر از خود شده و در دست آن به بدترين شكلى جان مى دهد.<br/>
+
در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حیوان هر قدر که از دستشان می‌آید مظلوم را می‌کوبند و یا بدون ظالم بعضی‌ها مظلوم اند مانند مریضی بچه و مانند آن. حیوانی را می‌بینیم که بدون هیچ گونه گناهی شکار حیوان قوی تر از خود شده و در دست آن به بدترین شکلی جان می‌دهد.<br/>
آقايى مى گفت: وقتى حيوان كوچكى توسط حيوان بزرگ ترى خورده مى شود تكامل پيدا مى كند (يعنى گوشت حيوان ضعيف جزء حيوان قوى شده، كامل تر مى شود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تكاملى است؟<br/>
+
آقایی می‌گفت: وقتی حیوان کوچکی توسط حیوان بزرگ تری خورده می‌شود تکامل پیدا می‌کند (یعنی گوشت حیوان ضعیف جزء حیوان قوی شده، کامل تر می‌شود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تکاملی است؟<br/>
مى گويند مالك همه چيز خداست و همه ملك اوست، خودش مى داند. من هم مى دانم كه خودش مى داند، اما مسئله اين است كه قرآن مجيد صراحت دارد بر اين كه خدا اصلًا ظلم نمى كند.<br/>
+
می‌گویند مالک همه چیز خداست و همه ملک اوست، خودش می‌داند. من هم می‌دانم که خودش می‌داند، اما مسئله این است که قرآن مجید صراحت دارد بر این که خدا اصلًا ظلم نمی‌کند.<br/>
و باز مى گويند خود مظلوم تقصير كار است. بچه شش ماهه چه تقصيرى مى تواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جريمه اش را اين پس بدهد؟ و اگر در قيامت عوض داده خواهد شد، آيا براى آن كبوتر كه شكار شده عوض هم هست؟<br/>
+
و باز می‌گویند خود مظلوم تقصیر کار است. بچه شش ماهه چه تقصیری می‌تواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جریمه اش را این پس بدهد؟ و اگر در قیامت عوض داده خواهد شد، آیا برای آن کبوتر که شکار شده عوض هم هست؟<br/>
خلاصه عرض بنده و ناراحتيم از اين است:<br/>
+
خلاصه عرض بنده و ناراحتیم از این است:<br/>
۱. در دنيا ظلم هست و اكثراً قصاص هم نمى شود؛
+
۱. در دنیا ظلم هست و اکثراً قصاص هم نمی‌شود؛
۲. مبادا اين كار در آخرت نيز باشد و براى آنها (حيوانات) كه مظلوم مى شوند در روز جزا پاداشى نباشد. چرا ظلم مى شود در حالى كه ظلم از اول كار غلطى است.<br/>
+
۲. مبادا این کار در آخرت نیز باشد و برای آنها (حیوانات) که مظلوم می‌شوند در روز جزا پاداشی نباشد. چرا ظلم می‌شود در حالی که ظلم از اول کار غلطی است.<br/>
 
علامه سید محمد حسین طباطبائی
 
علامه سید محمد حسین طباطبائی
 
پاسخ:۱
 
پاسخ:۱
منبع: بررسي هاي اسلامي، ج ۲، ص: ۱۹۶ تا ۱۹۹
+
منبع: بررسی‌های اسلامی، ج ۲، ص: ۱۹۶ تا ۱۹۹
مرقوم داشته بوديد: «در دنيايى كه ما زندگى مى كنيم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حيوان هر قدر كه از دستشان مى آيد مظلوم را مى كوبند و يا بدون ظالم بعضى‌ها مظلوم اند مانند مريضى بچه و مانند آن. حيوانى را مى بينيم كه بدون هيچ گونه گناهى شكار حيوان قوى تر از خود شده و در دست آن به بدترين شكلى جان مى دهد
+
مرقوم داشته بودید: «در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حیوان هر قدر که از دستشان می‌آید مظلوم را می‌کوبند و یا بدون ظالم بعضی‌ها مظلوم اند مانند مریضی بچه و مانند آن. حیوانی را می‌بینیم که بدون هیچ گونه گناهی شکار حیوان قوی تر از خود شده و در دست آن به بدترین شکلی جان می‌دهد
مقدمتاً و پيش از ورود در بحث بايد توجه داشت كه نظام آفرينش براساس عليت و معلوليت گذاشته شده و جهان ماده با اصولى تكوينى استثناناپذير اداره مى شود نه با عواطف و احساسات؛ مثلًا خاصيت آتش سوزانيدن است، دامن پيغمبرى باشد يا لباس ستمگرى. حيوانات درنّده و مرغ هاى شكارى گوشت خوارند كه اگر نخورند مى ميرند و اين حق را با تجهيزات بدنى آفرينش به آنها داده و مسئوليتى در اين باب ندارند، چنان كه انسان نيز با گوشت حيوان تغذيه مى كند و وجداناً مسئوليتى حس نمى كند.<br/>
+
مقدمتاً و پیش از ورود در بحث باید توجه داشت که نظام آفرینش براساس علیت و معلولیت گذاشته شده و جهان ماده با اصولی تکوینی استثناناپذیر اداره می‌شود نه با عواطف و احساسات؛ مثلًا خاصیت آتش سوزانیدن است، دامن پیغمبری باشد یا لباس ستمگری. حیوانات درنّده و مرغ‌های شکاری گوشت خوارند که اگر نخورند می‌میرند و این حق را با تجهیزات بدنی آفرینش به آنها داده و مسئولیتی در این باب ندارند، چنان که انسان نیز با گوشت حیوان تغذیه می‌کند و وجداناً مسئولیتی حس نمی‌کند.<br/>
بنابر آنچه گذشت، ظلم (به معناى تجاوز به حق غير و يا تبعيض در اجراى مقررات) در خارج از جامعه انسانى وجود ندارد و ناملايماتى را كه در حوادث مشاهده مى شود نبايد ظلم ناميد بلكه «شرّ» هستند كه نسبت به علت پيدايش خود،
+
بنابر آنچه گذشت، ظلم (به معنای تجاوز به حق غیر و یا تبعیض در اجرای مقررات) در خارج از جامعه انسانی وجود ندارد و ناملایماتی را که در حوادث مشاهده می‌شود نباید ظلم نامید بلکه «شرّ» هستند که نسبت به علت پیدایش خود،
«خير» مى باشند و نسبت به مورد عمل شرّ و علت، نظر به اقتضاى وجودى خود حق عملكرد دارد. بيمارى بچه شش ماهه ظلم نيست بلكه شرّ و محروميتى است كه بر اثر پيدايش اسباب مرض به وجود آمده است.<br/>
+
«خیر» می‌باشند و نسبت به مورد عمل شرّ و علت، نظر به اقتضای وجودی خود حق عملکرد دارد. بیماری بچه شش ماهه ظلم نیست بلکه شرّ و محرومیتی است که بر اثر پیدایش اسباب مرض به وجود آمده است.<br/>
ناملايم و ناگوارى كه گربه در چنگال سگ مى بيند شرّ است نه ظلم، و در عين حال خود گربه همان رويه را در مورد موش اجرا مى كند و روا مى بيند.<br/>
+
ناملایم و ناگواری که گربه در چنگال سگ می‌بیند شرّ است نه ظلم، و در عین حال خود گربه همان رویه را در مورد موش اجرا می‌کند و روا می‌بیند.<br/>
آرى، نوع انسان كه فعاليت حياتى خود را در شعاع خواست هاى نفسانى و براساس عواطف و احساسات و از مجراى اختيار انجام مى دهد بر اثر اين كه در زندگى نيازمندى هاى بى شمار و متنوع دارد و به تنهايى نمى تواند زندگى نمايد، ناگزير زندگى اجتماعى را اختيار نموده و طبعاً براى استقامت اجتماع خود يك سلسله مقررات لازم الرعايه را پذيرفته كه به موجب آنها منافع هر يك از اجراى اجتماع طبق وزن اجتماعى كه دارد حفظ شده و حقوق لازم الرعايه اى براى او تثبيت گرديده كه حفظ آنها طبق مقررات لازم و تعدى بر آنها و ابطال آنها ممنوع مى باشد. همين تعدى و تجاوز بر حقوق وضعى و قراردادى است كه ظلم ناميده شده و جرم و جنايت شمرده مى شود و محصل آن اين است كه كسى بدون اين كه حقى داشته باشد به حق ثابت كسى ديگر تجاوز نموده، ابطالش كند.<br/>
+
آری، نوع انسان که فعالیت حیاتی خود را در شعاع خواست‌های نفسانی و براساس عواطف و احساسات و از مجرای اختیار انجام می‌دهد بر اثر این که در زندگی نیازمندی‌های بی شمار و متنوع دارد و به تنهایی نمی‌تواند زندگی نماید، ناگزیر زندگی اجتماعی را اختیار نموده و طبعاً برای استقامت اجتماع خود یک سلسله مقررات لازم الرعایه را پذیرفته که به موجب آنها منافع هر یک از اجرای اجتماع طبق وزن اجتماعی که دارد حفظ شده و حقوق لازم الرعایه‌ای برای او تثبیت گردیده که حفظ آنها طبق مقررات لازم و تعدی بر آنها و ابطال آنها ممنوع می‌باشد. همین تعدی و تجاوز بر حقوق وضعی و قراردادی است که ظلم نامیده شده و جرم و جنایت شمرده می‌شود و محصل آن این است که کسی بدون این که حقی داشته باشد به حق ثابت کسی دیگر تجاوز نموده، ابطالش کند.<br/>
از اين بيان روشن مى شود كه ظلم در خارج از محيط اجتماعى انسان مصداق ندارد و در هرحال ظالم بايد حق تجاوز نداشته باشد.<br/>
+
از این بیان روشن می‌شود که ظلم در خارج از محیط اجتماعی انسان مصداق ندارد و در هرحال ظالم باید حق تجاوز نداشته باشد.<br/>
بنابراين تأثيرات ناگوار علت هاى تكوينى كه آفرينش با آنها مجهزشان كرده و حق دارد، شرّ است نه ظلم و هم چنين انسانى كه براى دفاع از حقى مهم تر، حق غير مهم را ابطال كند شرّ است نه ظلم و هم چنين قصاص معادل ظلم كه از ظالم گرفته شود، براى ظالم شرّ است نه ظلم.<br/>
+
بنابراین تأثیرات ناگوار علت‌های تکوینی که آفرینش با آنها مجهزشان کرده و حق دارد، شرّ است نه ظلم و هم چنین انسانی که برای دفاع از حقی مهم تر، حق غیر مهم را ابطال کند شرّ است نه ظلم و هم چنین قصاص معادل ظلم که از ظالم گرفته شود، برای ظالم شرّ است نه ظلم.<br/>
«فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ»<ref>بقره، آيه ۱۹۴</ref> و هم چنين است نوع مصيبت‌ها و ناگوارى‌ها كه به خداى متعال نسبت داده مى شود، چنان كه اشاره خواهد شد.<br/>
+
«فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ»<ref>بقره، آیه ۱۹۴</ref> و هم چنین است نوع مصیبت‌ها و ناگواری‌ها که به خدای متعال نسبت داده می‌شود، چنان که اشاره خواهد شد.<br/>
مرقوم داشته بوديد: «آقايى مى گفت: وقتى حيوان كوچكى توسط حيوان بزرگ ترى خورده مى شود تكامل پيدا مى كند (يعنى گوشت حيوان ضعيف جزء حيوان قوى شده، كامل تر مى شود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تكاملى است؟»
+
مرقوم داشته بودید: «آقایی می‌گفت: وقتی حیوان کوچکی توسط حیوان بزرگ تری خورده می‌شود تکامل پیدا می‌کند (یعنی گوشت حیوان ضعیف جزء حیوان قوی شده، کامل تر می‌شود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تکاملی است؟»
اين بيان، نظرى است فلسفى و صحيح و از فروع نظريه «حركت جوهرى» مى باشد ولى چون فنّى است و دامنه دار، ايراد آن در يك نامه و دو نامه امكان پذير نيست.<br/>
+
این بیان، نظری است فلسفی و صحیح و از فروع نظریه «حرکت جوهری» می‌باشد ولی چون فنّی است و دامنه دار، ایراد آن در یک نامه و دو نامه امکان پذیر نیست.<br/>
مرقوم داشته بوديد: «مى گويند مالك همه چيز خداست و همه ملك اوست، خودش مى داند. من هم مى دانم كه خودش مى داند، اما مسئله اين است كه قرآن مجيد صراحت دارد بر اين كه خدا اصلًا ظلم نمى كند
+
مرقوم داشته بودید: «می‌گویند مالک همه چیز خداست و همه ملک اوست، خودش می‌داند. من هم می‌دانم که خودش می‌داند، اما مسئله این است که قرآن مجید صراحت دارد بر این که خدا اصلًا ظلم نمی‌کند
بيان صحيح مطلب اين است كه در جهان آفرينش هرچه هست و هرچه كمالى كه فرض شود ملك مطلق خداى آفريدگار است از جزئى تا كلى عطيّه و بخشش اوست بدون اين كه موجودى از راه استحقاق حقى به عهده خدا داشته باشد كه او را ناگزير به عطيه و بخشش بنمايد و نه علتى مى توان فرض كرد كه در خداى متعال تأثير كرده، او را ناچار به فعل يا ترك كند و هر حقى فرض شود جاعل و مالك حقيقى آن خداست، در همين صورت در مصيبت و ناگوارى كه از ناحيه خداى متعال به مخلوقى از مخلوقات برسد، خداوند حق آن را دارد و آن مخلوق در آن باره حقى عليه خداى متعال ندارد (ويعفل اللَّه مايشاء) پس آن امر اصولًا ظلم نخواهد بود نه اين كه ظلم است و از خدا مذموم نيست.<br/>
+
بیان صحیح مطلب این است که در جهان آفرینش هرچه هست و هرچه کمالی که فرض شود ملک مطلق خدای آفریدگار است از جزئی تا کلی عطیّه و بخشش اوست بدون این که موجودی از راه استحقاق حقی به عهده خدا داشته باشد که او را ناگزیر به عطیه و بخشش بنماید و نه علتی می‌توان فرض کرد که در خدای متعال تأثیر کرده، او را ناچار به فعل یا ترک کند و هر حقی فرض شود جاعل و مالک حقیقی آن خداست، در همین صورت در مصیبت و ناگواری که از ناحیه خدای متعال به مخلوقی از مخلوقات برسد، خداوند حق آن را دارد و آن مخلوق در آن باره حقی علیه خدای متعال ندارد (ویعفل اللَّه مایشاء) پس آن امر اصولًا ظلم نخواهد بود نه این که ظلم است و از خدا مذموم نیست.<br/>
منتهى اين كه نعمت و عطيّه خداوندى رحمتى است كه نازل مى كند و نقمت و مصيبت، نفرستادن رحمت كه امر عدمى باشد چنان كه مى فرمايد:<br/>
+
منتهی این که نعمت و عطیّه خداوندی رحمتی است که نازل می‌کند و نقمت و مصیبت، نفرستادن رحمت که امر عدمی باشد چنان که می‌فرماید:<br/>
«ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ  مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ»<ref>فاطر، آيه ۲</ref> .<br/>
+
«ما یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ  مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ»<ref>فاطر، آیه ۲</ref> .<br/>
آرى در صورتى كه به كسى حقى اعطا فرمايد ابطال آن حق بدون مجوز ظلم است و خداوند از آن منزّه مى باشد چنان كه مثلًا به انسان به عنوان هدف وجود و هستى، صلاحيت سعادت و وعده بهشت بدهد، بعد از آن بى جهت گرفتار عذاب ابدى كند، اين ظلم است و خداوند منزّه از آن است بلكه انسان است كه نافرمانى كرده، خود را گرفتار عذات ابدى مى كند، چنان كه مى فرمايد:<br/>
+
آری در صورتی که به کسی حقی اعطا فرماید ابطال آن حق بدون مجوز ظلم است و خداوند از آن منزّه می‌باشد چنان که مثلًا به انسان به عنوان هدف وجود و هستی، صلاحیت سعادت و وعده بهشت بدهد، بعد از آن بی جهت گرفتار عذاب ابدی کند، این ظلم است و خداوند منزّه از آن است بلکه انسان است که نافرمانی کرده، خود را گرفتار عذات ابدی می‌کند، چنان که می‌فرماید:<br/>
«إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»<ref>يونس، آيه ۴۴</ref>
+
«إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»<ref>یونس، آیه ۴۴</ref>
و مى فرمايد: «فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»<ref>يس، آيه ۵۴</ref> .<br/>
+
و می‌فرماید: «فَالْیَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»<ref>یس، آیه ۵۴</ref> .<br/>
مرقوم داشته بوديد: «و باز مى گويند خود مظلوم تقصير كار است. بچه شش ماهه چه تقصيرى مى تواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جريمه اش را اين پس بدهد؟ و اگر در قيامت عوض داده خواهد شد، آيا براى آن كبوتر كه شكار شده عوض هم هست؟»
+
مرقوم داشته بودید: «و باز می‌گویند خود مظلوم تقصیر کار است. بچه شش ماهه چه تقصیری می‌تواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جریمه اش را این پس بدهد؟ و اگر در قیامت عوض داده خواهد شد، آیا برای آن کبوتر که شکار شده عوض هم هست؟»
نسبت دادن تقصير به بچه شش ماهه يا به پدرش دليلى قابل توجه ندارد، اگرچه به نص قرآن كريم در آيه «وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ»<ref>نساء، آيه ۹</ref> گاهى ظلم انسان به اولاد خودش منعكس شده، در ايشان ظهور مى كند ولى در اين صورت گرفتارى بچه همان ظلم پدرش است نه جريمه ظلم پدر.<br/>
+
نسبت دادن تقصیر به بچه شش ماهه یا به پدرش دلیلی قابل توجه ندارد، اگرچه به نص قرآن کریم در آیه «وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ»<ref>نساء، آیه ۹</ref> گاهی ظلم انسان به اولاد خودش منعکس شده، در ایشان ظهور می‌کند ولی در این صورت گرفتاری بچه همان ظلم پدرش است نه جریمه ظلم پدر.<br/>
و اما پاداش حيوانات گرفتار؛ در روز جزا طبق نص قرآن كريم براى حيوانات نيز حشر است، «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ»<ref>انعام، آيه ۳۸</ref> ولى جريان تفصيلى حشر آنها بيان نشده و در بعضى از اخبار هست كه خداوند روز قيامت از حيوان شاخدار قصاص حيوان بى شاخ را مى گيرد. و روى هم رفته از كتاب و سنت درمى آيد كه در جهان آفرينش و نظامى كه در آن جارى است واقعه اى بى مصلحت نيست، خواه ما بدانيم يا ندانيم.<br/>
+
و اما پاداش حیوانات گرفتار؛ در روز جزا طبق نص قرآن کریم برای حیوانات نیز حشر است، «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ»<ref>انعام، آیه ۳۸</ref> ولی جریان تفصیلی حشر آنها بیان نشده و در بعضی از اخبار هست که خداوند روز قیامت از حیوان شاخدار قصاص حیوان بی شاخ را می‌گیرد. و روی هم رفته از کتاب و سنت درمی آید که در جهان آفرینش و نظامی که در آن جاری است واقعه‌ای بی مصلحت نیست، خواه ما بدانیم یا ندانیم.<br/>
مرقوم داشته بوديد: «خلاصه عرض بنده و ناراحتيم از اين است: ۱. در دنيا ظلم هست و اكثراً قصاص هم نمى شود؛
+
مرقوم داشته بودید: «خلاصه عرض بنده و ناراحتیم از این است: ۱. در دنیا ظلم هست و اکثراً قصاص هم نمی‌شود؛
۲. مبادا اين كار در آخرت نيز باشد و براى آنها (حيوانات) كه مظلوم مى شوند در روز جزا پاداشى نباشد. چرا ظلم مى شود در حالى كه ظلم از اول كار غلطى است.»
+
۲. مبادا این کار در آخرت نیز باشد و برای آنها (حیوانات) که مظلوم می‌شوند در روز جزا پاداشی نباشد. چرا ظلم می‌شود در حالی که ظلم از اول کار غلطی است.»
اما اين كه فرموده ايد اكثراً در ظلم قصاص نمى شود، اكثر آنچه ظلم ناميده ايد، شرّ است نه ظلم و قصاص در ظلم است نه در مطلق شرّ و در مورد شرور مصالح و حكمى است راجع به نظام آفرينش عموماً يا خصوصاً و در مواردى كه حقيقتاً ظلم است و پايمال مى شود، اگر قصاصى در دنيا هست فبها و اگر در دنيا نشد. طبق وعده هاى صريح خداوندى در آخرت خواهد بود؛ «إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ»*.<br/>
+
اما این که فرموده‌اید اکثراً در ظلم قصاص نمی‌شود، اکثر آنچه ظلم نامیده‌اید، شرّ است نه ظلم و قصاص در ظلم است نه در مطلق شرّ و در مورد شرور مصالح و حکمی است راجع به نظام آفرینش عموماً یا خصوصاً و در مواردی که حقیقتاً ظلم است و پایمال می‌شود، اگر قصاصی در دنیا هست فبها و اگر در دنیا نشد. طبق وعده‌های صریح خداوندی در آخرت خواهد بود؛ «إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ»*.<br/>
و اما اين كه براى حيوانات مظلوم در روز جزا پاداشى هست يا نه؟ خداوند عزّ اسمه روز جزا را «يوم الدين» و روز جزا ناميده و حشر حيوانات را صريحاً تذكر داده و لازمه آن پاداش مى باشد ولى چگونگى حكمى را كه خواهد فرمود براى ما بيان نفرموده است. همين قدر فرموده است كه «لا ظُلْمَ الْيَوْمَ» <ref>غافر، آیه ۱۷</ref>.<br/>
+
و اما این که برای حیوانات مظلوم در روز جزا پاداشی هست یا نه؟ خداوند عزّ اسمه روز جزا را «یوم الدین» و روز جزا نامیده و حشر حیوانات را صریحاً تذکر داده و لازمه آن پاداش می‌باشد ولی چگونگی حکمی را که خواهد فرمود برای ما بیان نفرموده است. همین قدر فرموده است که «لا ظُلْمَ الْیَوْمَ» <ref>غافر، آیه ۱۷</ref>.<br/>
والسلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
+
والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
 
ذوالقعده ۹۶ ه.<br/>
 
ذوالقعده ۹۶ ه.<br/>
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۵

چرا ظلم وجود دارد؟

مقدمه

در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حیوان هر قدر که از دستشان می‌آید مظلوم را می‌کوبند و یا بدون ظالم بعضی‌ها مظلوم اند مانند مریضی بچه و مانند آن. حیوانی را می‌بینیم که بدون هیچ گونه گناهی شکار حیوان قوی تر از خود شده و در دست آن به بدترین شکلی جان می‌دهد.
آقایی می‌گفت: وقتی حیوان کوچکی توسط حیوان بزرگ تری خورده می‌شود تکامل پیدا می‌کند (یعنی گوشت حیوان ضعیف جزء حیوان قوی شده، کامل تر می‌شود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تکاملی است؟
می‌گویند مالک همه چیز خداست و همه ملک اوست، خودش می‌داند. من هم می‌دانم که خودش می‌داند، اما مسئله این است که قرآن مجید صراحت دارد بر این که خدا اصلًا ظلم نمی‌کند.
و باز می‌گویند خود مظلوم تقصیر کار است. بچه شش ماهه چه تقصیری می‌تواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جریمه اش را این پس بدهد؟ و اگر در قیامت عوض داده خواهد شد، آیا برای آن کبوتر که شکار شده عوض هم هست؟
خلاصه عرض بنده و ناراحتیم از این است:
۱. در دنیا ظلم هست و اکثراً قصاص هم نمی‌شود؛ ۲. مبادا این کار در آخرت نیز باشد و برای آنها (حیوانات) که مظلوم می‌شوند در روز جزا پاداشی نباشد. چرا ظلم می‌شود در حالی که ظلم از اول کار غلطی است.
علامه سید محمد حسین طباطبائی پاسخ:۱ منبع: بررسی‌های اسلامی، ج ۲، ص: ۱۹۶ تا ۱۹۹ مرقوم داشته بودید: «در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حیوان هر قدر که از دستشان می‌آید مظلوم را می‌کوبند و یا بدون ظالم بعضی‌ها مظلوم اند مانند مریضی بچه و مانند آن. حیوانی را می‌بینیم که بدون هیچ گونه گناهی شکار حیوان قوی تر از خود شده و در دست آن به بدترین شکلی جان می‌دهد.» مقدمتاً و پیش از ورود در بحث باید توجه داشت که نظام آفرینش براساس علیت و معلولیت گذاشته شده و جهان ماده با اصولی تکوینی استثناناپذیر اداره می‌شود نه با عواطف و احساسات؛ مثلًا خاصیت آتش سوزانیدن است، دامن پیغمبری باشد یا لباس ستمگری. حیوانات درنّده و مرغ‌های شکاری گوشت خوارند که اگر نخورند می‌میرند و این حق را با تجهیزات بدنی آفرینش به آنها داده و مسئولیتی در این باب ندارند، چنان که انسان نیز با گوشت حیوان تغذیه می‌کند و وجداناً مسئولیتی حس نمی‌کند.
بنابر آنچه گذشت، ظلم (به معنای تجاوز به حق غیر و یا تبعیض در اجرای مقررات) در خارج از جامعه انسانی وجود ندارد و ناملایماتی را که در حوادث مشاهده می‌شود نباید ظلم نامید بلکه «شرّ» هستند که نسبت به علت پیدایش خود، «خیر» می‌باشند و نسبت به مورد عمل شرّ و علت، نظر به اقتضای وجودی خود حق عملکرد دارد. بیماری بچه شش ماهه ظلم نیست بلکه شرّ و محرومیتی است که بر اثر پیدایش اسباب مرض به وجود آمده است.
ناملایم و ناگواری که گربه در چنگال سگ می‌بیند شرّ است نه ظلم، و در عین حال خود گربه همان رویه را در مورد موش اجرا می‌کند و روا می‌بیند.
آری، نوع انسان که فعالیت حیاتی خود را در شعاع خواست‌های نفسانی و براساس عواطف و احساسات و از مجرای اختیار انجام می‌دهد بر اثر این که در زندگی نیازمندی‌های بی شمار و متنوع دارد و به تنهایی نمی‌تواند زندگی نماید، ناگزیر زندگی اجتماعی را اختیار نموده و طبعاً برای استقامت اجتماع خود یک سلسله مقررات لازم الرعایه را پذیرفته که به موجب آنها منافع هر یک از اجرای اجتماع طبق وزن اجتماعی که دارد حفظ شده و حقوق لازم الرعایه‌ای برای او تثبیت گردیده که حفظ آنها طبق مقررات لازم و تعدی بر آنها و ابطال آنها ممنوع می‌باشد. همین تعدی و تجاوز بر حقوق وضعی و قراردادی است که ظلم نامیده شده و جرم و جنایت شمرده می‌شود و محصل آن این است که کسی بدون این که حقی داشته باشد به حق ثابت کسی دیگر تجاوز نموده، ابطالش کند.
از این بیان روشن می‌شود که ظلم در خارج از محیط اجتماعی انسان مصداق ندارد و در هرحال ظالم باید حق تجاوز نداشته باشد.
بنابراین تأثیرات ناگوار علت‌های تکوینی که آفرینش با آنها مجهزشان کرده و حق دارد، شرّ است نه ظلم و هم چنین انسانی که برای دفاع از حقی مهم تر، حق غیر مهم را ابطال کند شرّ است نه ظلم و هم چنین قصاص معادل ظلم که از ظالم گرفته شود، برای ظالم شرّ است نه ظلم.
«فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ»[۱] و هم چنین است نوع مصیبت‌ها و ناگواری‌ها که به خدای متعال نسبت داده می‌شود، چنان که اشاره خواهد شد.
مرقوم داشته بودید: «آقایی می‌گفت: وقتی حیوان کوچکی توسط حیوان بزرگ تری خورده می‌شود تکامل پیدا می‌کند (یعنی گوشت حیوان ضعیف جزء حیوان قوی شده، کامل تر می‌شود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تکاملی است؟» این بیان، نظری است فلسفی و صحیح و از فروع نظریه «حرکت جوهری» می‌باشد ولی چون فنّی است و دامنه دار، ایراد آن در یک نامه و دو نامه امکان پذیر نیست.
مرقوم داشته بودید: «می‌گویند مالک همه چیز خداست و همه ملک اوست، خودش می‌داند. من هم می‌دانم که خودش می‌داند، اما مسئله این است که قرآن مجید صراحت دارد بر این که خدا اصلًا ظلم نمی‌کند.» بیان صحیح مطلب این است که در جهان آفرینش هرچه هست و هرچه کمالی که فرض شود ملک مطلق خدای آفریدگار است از جزئی تا کلی عطیّه و بخشش اوست بدون این که موجودی از راه استحقاق حقی به عهده خدا داشته باشد که او را ناگزیر به عطیه و بخشش بنماید و نه علتی می‌توان فرض کرد که در خدای متعال تأثیر کرده، او را ناچار به فعل یا ترک کند و هر حقی فرض شود جاعل و مالک حقیقی آن خداست، در همین صورت در مصیبت و ناگواری که از ناحیه خدای متعال به مخلوقی از مخلوقات برسد، خداوند حق آن را دارد و آن مخلوق در آن باره حقی علیه خدای متعال ندارد (ویعفل اللَّه مایشاء) پس آن امر اصولًا ظلم نخواهد بود نه این که ظلم است و از خدا مذموم نیست.
منتهی این که نعمت و عطیّه خداوندی رحمتی است که نازل می‌کند و نقمت و مصیبت، نفرستادن رحمت که امر عدمی باشد چنان که می‌فرماید:
«ما یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ»[۲] .
آری در صورتی که به کسی حقی اعطا فرماید ابطال آن حق بدون مجوز ظلم است و خداوند از آن منزّه می‌باشد چنان که مثلًا به انسان به عنوان هدف وجود و هستی، صلاحیت سعادت و وعده بهشت بدهد، بعد از آن بی جهت گرفتار عذاب ابدی کند، این ظلم است و خداوند منزّه از آن است بلکه انسان است که نافرمانی کرده، خود را گرفتار عذات ابدی می‌کند، چنان که می‌فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»[۳] و می‌فرماید: «فَالْیَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[۴] .
مرقوم داشته بودید: «و باز می‌گویند خود مظلوم تقصیر کار است. بچه شش ماهه چه تقصیری می‌تواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جریمه اش را این پس بدهد؟ و اگر در قیامت عوض داده خواهد شد، آیا برای آن کبوتر که شکار شده عوض هم هست؟» نسبت دادن تقصیر به بچه شش ماهه یا به پدرش دلیلی قابل توجه ندارد، اگرچه به نص قرآن کریم در آیه «وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ»[۵] گاهی ظلم انسان به اولاد خودش منعکس شده، در ایشان ظهور می‌کند ولی در این صورت گرفتاری بچه همان ظلم پدرش است نه جریمه ظلم پدر.
و اما پاداش حیوانات گرفتار؛ در روز جزا طبق نص قرآن کریم برای حیوانات نیز حشر است، «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ»[۶] ولی جریان تفصیلی حشر آنها بیان نشده و در بعضی از اخبار هست که خداوند روز قیامت از حیوان شاخدار قصاص حیوان بی شاخ را می‌گیرد. و روی هم رفته از کتاب و سنت درمی آید که در جهان آفرینش و نظامی که در آن جاری است واقعه‌ای بی مصلحت نیست، خواه ما بدانیم یا ندانیم.
مرقوم داشته بودید: «خلاصه عرض بنده و ناراحتیم از این است: ۱. در دنیا ظلم هست و اکثراً قصاص هم نمی‌شود؛ ۲. مبادا این کار در آخرت نیز باشد و برای آنها (حیوانات) که مظلوم می‌شوند در روز جزا پاداشی نباشد. چرا ظلم می‌شود در حالی که ظلم از اول کار غلطی است.» اما این که فرموده‌اید اکثراً در ظلم قصاص نمی‌شود، اکثر آنچه ظلم نامیده‌اید، شرّ است نه ظلم و قصاص در ظلم است نه در مطلق شرّ و در مورد شرور مصالح و حکمی است راجع به نظام آفرینش عموماً یا خصوصاً و در مواردی که حقیقتاً ظلم است و پایمال می‌شود، اگر قصاصی در دنیا هست فبها و اگر در دنیا نشد. طبق وعده‌های صریح خداوندی در آخرت خواهد بود؛ «إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ»*.
و اما این که برای حیوانات مظلوم در روز جزا پاداشی هست یا نه؟ خداوند عزّ اسمه روز جزا را «یوم الدین» و روز جزا نامیده و حشر حیوانات را صریحاً تذکر داده و لازمه آن پاداش می‌باشد ولی چگونگی حکمی را که خواهد فرمود برای ما بیان نفرموده است. همین قدر فرموده است که «لا ظُلْمَ الْیَوْمَ» [۷].
والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته ذوالقعده ۹۶ ه.

پانویس

  1. بقره، آیه ۱۹۴
  2. فاطر، آیه ۲
  3. یونس، آیه ۴۴
  4. یس، آیه ۵۴
  5. نساء، آیه ۹
  6. انعام، آیه ۳۸
  7. غافر، آیه ۱۷
منبع: سایت عرفان و حکمت - تاریخ برداشت : 95/08/06
بازگشت به ظلم بر حیوان