فرهنگ مصادیق:چرا ظلم وجود دارد؟
مقدمه
در دنیایی که ما زندگی میکنیم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حیوان هر قدر که از دستشان میآید مظلوم را میکوبند و یا بدون ظالم بعضیها مظلوم اند مانند مریضی بچه و مانند آن. حیوانی را میبینیم که بدون هیچ گونه گناهی شکار حیوان قوی تر از خود شده و در دست آن به بدترین شکلی جان میدهد.
آقایی میگفت: وقتی حیوان کوچکی توسط حیوان بزرگ تری خورده میشود تکامل پیدا میکند (یعنی گوشت حیوان ضعیف جزء حیوان قوی شده، کامل تر میشود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تکاملی است؟
میگویند مالک همه چیز خداست و همه ملک اوست، خودش میداند. من هم میدانم که خودش میداند، اما مسئله این است که قرآن مجید صراحت دارد بر این که خدا اصلًا ظلم نمیکند.
و باز میگویند خود مظلوم تقصیر کار است. بچه شش ماهه چه تقصیری میتواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جریمه اش را این پس بدهد؟ و اگر در قیامت عوض داده خواهد شد، آیا برای آن کبوتر که شکار شده عوض هم هست؟
خلاصه عرض بنده و ناراحتیم از این است:
۱. در دنیا ظلم هست و اکثراً قصاص هم نمیشود؛
۲. مبادا این کار در آخرت نیز باشد و برای آنها (حیوانات) که مظلوم میشوند در روز جزا پاداشی نباشد. چرا ظلم میشود در حالی که ظلم از اول کار غلطی است.
علامه سید محمد حسین طباطبائی
پاسخ:۱
منبع: بررسیهای اسلامی، ج ۲، ص: ۱۹۶ تا ۱۹۹
مرقوم داشته بودید: «در دنیایی که ما زندگی میکنیم ظلم همه جا را فراگرفته، انسان و حیوان هر قدر که از دستشان میآید مظلوم را میکوبند و یا بدون ظالم بعضیها مظلوم اند مانند مریضی بچه و مانند آن. حیوانی را میبینیم که بدون هیچ گونه گناهی شکار حیوان قوی تر از خود شده و در دست آن به بدترین شکلی جان میدهد.»
مقدمتاً و پیش از ورود در بحث باید توجه داشت که نظام آفرینش براساس علیت و معلولیت گذاشته شده و جهان ماده با اصولی تکوینی استثناناپذیر اداره میشود نه با عواطف و احساسات؛ مثلًا خاصیت آتش سوزانیدن است، دامن پیغمبری باشد یا لباس ستمگری. حیوانات درنّده و مرغهای شکاری گوشت خوارند که اگر نخورند میمیرند و این حق را با تجهیزات بدنی آفرینش به آنها داده و مسئولیتی در این باب ندارند، چنان که انسان نیز با گوشت حیوان تغذیه میکند و وجداناً مسئولیتی حس نمیکند.
بنابر آنچه گذشت، ظلم (به معنای تجاوز به حق غیر و یا تبعیض در اجرای مقررات) در خارج از جامعه انسانی وجود ندارد و ناملایماتی را که در حوادث مشاهده میشود نباید ظلم نامید بلکه «شرّ» هستند که نسبت به علت پیدایش خود،
«خیر» میباشند و نسبت به مورد عمل شرّ و علت، نظر به اقتضای وجودی خود حق عملکرد دارد. بیماری بچه شش ماهه ظلم نیست بلکه شرّ و محرومیتی است که بر اثر پیدایش اسباب مرض به وجود آمده است.
ناملایم و ناگواری که گربه در چنگال سگ میبیند شرّ است نه ظلم، و در عین حال خود گربه همان رویه را در مورد موش اجرا میکند و روا میبیند.
آری، نوع انسان که فعالیت حیاتی خود را در شعاع خواستهای نفسانی و براساس عواطف و احساسات و از مجرای اختیار انجام میدهد بر اثر این که در زندگی نیازمندیهای بی شمار و متنوع دارد و به تنهایی نمیتواند زندگی نماید، ناگزیر زندگی اجتماعی را اختیار نموده و طبعاً برای استقامت اجتماع خود یک سلسله مقررات لازم الرعایه را پذیرفته که به موجب آنها منافع هر یک از اجرای اجتماع طبق وزن اجتماعی که دارد حفظ شده و حقوق لازم الرعایهای برای او تثبیت گردیده که حفظ آنها طبق مقررات لازم و تعدی بر آنها و ابطال آنها ممنوع میباشد. همین تعدی و تجاوز بر حقوق وضعی و قراردادی است که ظلم نامیده شده و جرم و جنایت شمرده میشود و محصل آن این است که کسی بدون این که حقی داشته باشد به حق ثابت کسی دیگر تجاوز نموده، ابطالش کند.
از این بیان روشن میشود که ظلم در خارج از محیط اجتماعی انسان مصداق ندارد و در هرحال ظالم باید حق تجاوز نداشته باشد.
بنابراین تأثیرات ناگوار علتهای تکوینی که آفرینش با آنها مجهزشان کرده و حق دارد، شرّ است نه ظلم و هم چنین انسانی که برای دفاع از حقی مهم تر، حق غیر مهم را ابطال کند شرّ است نه ظلم و هم چنین قصاص معادل ظلم که از ظالم گرفته شود، برای ظالم شرّ است نه ظلم.
«فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ»[۱] و هم چنین است نوع مصیبتها و ناگواریها که به خدای متعال نسبت داده میشود، چنان که اشاره خواهد شد.
مرقوم داشته بودید: «آقایی میگفت: وقتی حیوان کوچکی توسط حیوان بزرگ تری خورده میشود تکامل پیدا میکند (یعنی گوشت حیوان ضعیف جزء حیوان قوی شده، کامل تر میشود) گوشت گربه جزء گوشت سگ شدن چه تکاملی است؟»
این بیان، نظری است فلسفی و صحیح و از فروع نظریه «حرکت جوهری» میباشد ولی چون فنّی است و دامنه دار، ایراد آن در یک نامه و دو نامه امکان پذیر نیست.
مرقوم داشته بودید: «میگویند مالک همه چیز خداست و همه ملک اوست، خودش میداند. من هم میدانم که خودش میداند، اما مسئله این است که قرآن مجید صراحت دارد بر این که خدا اصلًا ظلم نمیکند.»
بیان صحیح مطلب این است که در جهان آفرینش هرچه هست و هرچه کمالی که فرض شود ملک مطلق خدای آفریدگار است از جزئی تا کلی عطیّه و بخشش اوست بدون این که موجودی از راه استحقاق حقی به عهده خدا داشته باشد که او را ناگزیر به عطیه و بخشش بنماید و نه علتی میتوان فرض کرد که در خدای متعال تأثیر کرده، او را ناچار به فعل یا ترک کند و هر حقی فرض شود جاعل و مالک حقیقی آن خداست، در همین صورت در مصیبت و ناگواری که از ناحیه خدای متعال به مخلوقی از مخلوقات برسد، خداوند حق آن را دارد و آن مخلوق در آن باره حقی علیه خدای متعال ندارد (ویعفل اللَّه مایشاء) پس آن امر اصولًا ظلم نخواهد بود نه این که ظلم است و از خدا مذموم نیست.
منتهی این که نعمت و عطیّه خداوندی رحمتی است که نازل میکند و نقمت و مصیبت، نفرستادن رحمت که امر عدمی باشد چنان که میفرماید:
«ما یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ»[۲] .
آری در صورتی که به کسی حقی اعطا فرماید ابطال آن حق بدون مجوز ظلم است و خداوند از آن منزّه میباشد چنان که مثلًا به انسان به عنوان هدف وجود و هستی، صلاحیت سعادت و وعده بهشت بدهد، بعد از آن بی جهت گرفتار عذاب ابدی کند، این ظلم است و خداوند منزّه از آن است بلکه انسان است که نافرمانی کرده، خود را گرفتار عذات ابدی میکند، چنان که میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»[۳]
و میفرماید: «فَالْیَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[۴] .
مرقوم داشته بودید: «و باز میگویند خود مظلوم تقصیر کار است. بچه شش ماهه چه تقصیری میتواند داشته باشد؟ و اگر پدر و مادرش مقصر است پس چرا جریمه اش را این پس بدهد؟ و اگر در قیامت عوض داده خواهد شد، آیا برای آن کبوتر که شکار شده عوض هم هست؟»
نسبت دادن تقصیر به بچه شش ماهه یا به پدرش دلیلی قابل توجه ندارد، اگرچه به نص قرآن کریم در آیه «وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ»[۵] گاهی ظلم انسان به اولاد خودش منعکس شده، در ایشان ظهور میکند ولی در این صورت گرفتاری بچه همان ظلم پدرش است نه جریمه ظلم پدر.
و اما پاداش حیوانات گرفتار؛ در روز جزا طبق نص قرآن کریم برای حیوانات نیز حشر است، «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ»[۶] ولی جریان تفصیلی حشر آنها بیان نشده و در بعضی از اخبار هست که خداوند روز قیامت از حیوان شاخدار قصاص حیوان بی شاخ را میگیرد. و روی هم رفته از کتاب و سنت درمی آید که در جهان آفرینش و نظامی که در آن جاری است واقعهای بی مصلحت نیست، خواه ما بدانیم یا ندانیم.
مرقوم داشته بودید: «خلاصه عرض بنده و ناراحتیم از این است: ۱. در دنیا ظلم هست و اکثراً قصاص هم نمیشود؛
۲. مبادا این کار در آخرت نیز باشد و برای آنها (حیوانات) که مظلوم میشوند در روز جزا پاداشی نباشد. چرا ظلم میشود در حالی که ظلم از اول کار غلطی است.»
اما این که فرمودهاید اکثراً در ظلم قصاص نمیشود، اکثر آنچه ظلم نامیدهاید، شرّ است نه ظلم و قصاص در ظلم است نه در مطلق شرّ و در مورد شرور مصالح و حکمی است راجع به نظام آفرینش عموماً یا خصوصاً و در مواردی که حقیقتاً ظلم است و پایمال میشود، اگر قصاصی در دنیا هست فبها و اگر در دنیا نشد. طبق وعدههای صریح خداوندی در آخرت خواهد بود؛ «إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ»*.
و اما این که برای حیوانات مظلوم در روز جزا پاداشی هست یا نه؟ خداوند عزّ اسمه روز جزا را «یوم الدین» و روز جزا نامیده و حشر حیوانات را صریحاً تذکر داده و لازمه آن پاداش میباشد ولی چگونگی حکمی را که خواهد فرمود برای ما بیان نفرموده است. همین قدر فرموده است که «لا ظُلْمَ الْیَوْمَ» [۷].
والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته
ذوالقعده ۹۶ ه.







