فرهنگ مصادیق:قضاوت: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱۸: | سطر ۱۸: | ||
|- | |- | ||
| ۳|| [[هر آنچه باید در مورد آزمون قضاوت بدانید]] | | ۳|| [[هر آنچه باید در مورد آزمون قضاوت بدانید]] | ||
| + | |- | ||
| + | | 4|| [[قضاوت در قرآن]] | ||
|} | |} | ||
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p> | <p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p> | ||
نسخهٔ ۵ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۶
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | قضاوت - دانشنامه اسلامی |
| ۲ | قضاوت - ویکی فقه |
| ۳ | هر آنچه باید در مورد آزمون قضاوت بدانید |
| 4 | قضاوت در قرآن |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | قضاوت بدون تحقیق |
| ۲ | قضاوت ناصالحان |
| ۳ | قضاوت نامشروع |
چندرسانه ای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبط های بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاه های اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
احادیثی درباره قضاوت و داوری کردن
قال الامام علی - علیه السلام - : لَیسَ مِنَ العَدلِ القَضَاءُ عَلَی الثَّقَهِ بِالظَّنِّ.
امام علی (علیه السلام) فرمودند: قضاوتی که با تکیه به ظن و گمان باشد، عادلانه نیست.[۱]
امام علی علیهالسلام :
خَمسَهُ أشیاءَ یَجِبُ علَی القاضی الأخْذُ فیها بظاهِرِ الحُکمِ : الوِلایَهُ والمَناکِحُ والمَواریثُ والذَّبایحُ والشَّهاداتُ ، إذا کانَ ظاهرُ الشُّهودِ مَأمونا جازَت شَهادَتُهُم ولا یَسألُ عن باطِنِهم .
پنج چیز است که باید قاضی (درباره آنها) به ظاهِر حُکم عمل کند: ولایت (حقّ ولایت و سرپرستی که خداوند ، یا امام برای هر کس ، یا ولیّ طفل قرار داده است) ، همسران (یعنی مسأله زناشویی که بین مسلمانان مشهوراست) ، میراثها ، ذبایح(حلال بودن کشتار مسلمانان) و شهادات. هر گاه شهود ، در ظاهر امین و در خور اعتماد باشند ، شهادتشان پذیرفته است و لازم نیست از باطن آنها جست وجو کرد.[۲]
امام باقر علیهالسلام :
إنّ المرأهَ لا تُولَّی القَضاءَ ولا تُولَّی الإمارَهَ .
زن ، نه عهده دار مـسند قـضاوت می شود و نه عهده دار منصب امارت.[۳]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم :
مَنِ ابتُلِیَ بالقَضاءِ بینَ المُسلمینَ فَلْیَعدِلْ بَینَهُم فی لَحظِهِ وإشارَتِهِ ومَقعدِهِ ومَجلِسِهِ .
هر که به داوری کردن میان مسلمانان مبتلا شود ، باید در نگاهها و اشاره کردنها و جای نشستن و نحوه نشستن خود نسبت به آنها به یکسان رفتار کند.[۴]
امام صادق علیهالسلام :
القُضاهُ أربَعهٌ : ثلاثهٌ فی النارِ وواحِدٌ فی الجَنّهِ : رجُلٌ قَضی بجَورٍ وهُو یَعلَمُ فهُو فی النارِ ، ورَجُلٌ قَضی بجَورٍ وهو لا یَعلَمُ فهُو فی النارِ ، ورجلٌ قَضی بالحَقِّ وهُو لا یَعلَمُ فهُو فی النارِ ، ورجُلٌ قَضی بالحَقِّ وهو یَعلَمُ فهُو فی الجَنّهِ .
قاضیان چهار گروهند : سه گروه در آتشند و یک گروه در بهشت. مردی که دانسته حکم ناحقّ صادر کند ، این قاضی در آتش است . مردی که ندانسته (و بی اطلاع از احکام و قوانین) حکم ناحقّ دهد ، این نیز در آتش است . مردی که ندانسته حکم درست و حقّ صادر کند ، این هم در آتش است و مردی که دانسته حکم حقّ و درست را صادر کند ، این قاضی در بهشت است .[۵]
امام علی علیهالسلام :
یَدُ اللّه فوقَ رَأسِ الحاکِمِ تُرَفرِفُ بالرَّحمَهِ، فإذا حافَ وَکَلَهُ اللّهُ إلی نفسِهِ .
دست رحمت خدا ، بر فراز سر قاضی در حرکت است. پس هر گاه ستم و حقّ کشی کند ، خداوند او را به خودش وا می گذارد.[۶]
امیر المؤمنین علیٌّ علیهالسلام
لِشُرَیحٍ: لا تُسارَّ أحَدا فی مَجلِسِکَ ، وإن غَضِبتَ فَقُمْ ، فلا تَقضِیَنَّ فأنتَ غَضبانُ .
امام علی علیهالسلام - خطاب به شریح- فرمودند: در مجلس قضاوت با کسی در گوشی صحبت مکن و اگر عصبانی شدی ، برخیز و در حال خشم هرگز داوری مکن.[۷]
امیر المؤمنین علیٌّ علیهالسلام
لِشُرَیحٍ: ولا تَقعُدَنَّ فی مَجلِسِ القَضاءِ حتّی تَطعَم .
امام علی علیهالسلام خطاب به شریح- فرمودند: در مجلس قضاوت منشین ، مگر این که قبلاً چیزی بخوری.[۸]
امیر المؤمنین علیٌّ علیهالسلام
لِشُرَیحٍ: إیّاکَ والتَّضَجُّرَ والتَّأذِّیَ فی مَجلِسِ القَضاءِ ، الذی أوجَبَ اللّهُ فیهِ الأجرَ ، ویُحسِنُ فیهِ الذُّخرَ لِمَن قَضی بالحَقِّ.
امام علی علیهالسلام - خطاب به شریح- فرمودند: مبادا در مجلس قضاوت اظهار خستگی و ناراحتی کنی ؛ مجلسی که خداوند در آن پاداش قرار داده و برای کسی که به حقّ داوری کند ذخیره خوبی در نظر گرفته است.[۹]
امام صادق علیهالسلام :
لا یَطمَعَنَّ قَلیلُ الفِقهِ فی القَضاءِ .
کسی که اندکی فقه (مسائل حقوقی و احکام قضایی) می داند ، هرگز نباید به کار قضاوت چشم طمع داشته باشد.[۱۰]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم:
مَنِ ابتَغی القَضاءَ وسَألَفیهِ الشُّفَعاءَ وُکِلَ إلی نفسِهِ ، ومَن اُکرِهَ علَیهِ أنزَلَ اللّهُ علَیهِ مَلَکا یُسَدِّدُهُ .
هرکه جویای منصب قضاوت باشد و برای رسیدن به آن متوسّل به این و آن شود، خداوند او را به خودش وا گذارد و هرکه مجبور به پذیرفتن آن شود، خداوند فرشته ای بر او فرو فرستد که استوارش بدارد.[۱۱]
امام صادق علیهالسلام :
إنَّ النَّواویسَ شَکَت إلَی اللّه عز و جل شِدَّهَ حَرِّها ، فقالَ لَها عز و جل : اسکُتی ؛ فإنَّ مَواضِعَ القُضاهِ أشَدُّ حَرّا مِنکِ !
نواویس (که جایگاهی است در دوزخ) از گرمای سخت خود به درگاه خداوند عز و جل شکایت کرد . پس خداوند عز و جل خطاب بدان فرمود : ساکت باش ؛ همانا جایگاه قاضیان(ناعادل)، گرمایَش سختتر از توست!.[۱۲]
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم :
إنَّ القاضیَ العَدلَ لَیُجاءُبهِ یَومَ القِیامَهِ فَیَلقَی مِن شِدَّهِ الحِسابِ ما یَتَمَنّی أن لا یکونَ قَضی بینَ اثنَینِ فی تَمرَهٍ قَطُّ.
در روز قیامت قاضی دادگـر را می آورند و چنان حساب سختی از او کشیده می شود ، که آرزو می کند کاش هرگز حتّی درباره یک خرما میان دو نفر داوری نکرده بود.[۱۳]
امام صادق علیهالسلام :
اتَّقُوا الحُکومَهَ ؛ فإنَّ الحُکومَهَ إنّما هی لِلإمامِ العالِمِ بالقَضاءِ ،العادِلِ فی المُسلمینَ ، لِنَبیٍّ أو وَصیِّ نبیٍّ .
از داوری کردن بپرهیزید ؛ زیرا (منصب) داوری در حقیقت از آنِ امامی است که در قضاوت دانا باشد و در میان مسلمانان به عدالت حکم کند ؛ از آنِ پیغمبر یا وصیّ پیغمبر .[۱۴]
پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
من حکم بین اثنین تحاکما إلیه فلم یقض بینهما بالحقّ فعلیه لعنه اللَّه؛
هر که میان دو کس که داوری بدو برند، داوری کند و به حق میانشان قضاوت نکند لعنت خدا بر او باد.[۱۵]
پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
قاضیان فی النار و قاض فی الجنّه: قاض عرف الحقّ فقضی به فهو فی الجنّه، و قاض عرف الحقّ فجار متعمّدا أو قضی بغیر علم فهما فی النّار؛
دو قاضی در جهنمد و قاضی ای در بهشت است: قاضی ای که حق را بشناسد و بدان حکم کند در بهشت است، و قاضی ای که حق را بشناسد و دانسته منحرف شود، یا ندانسته قضاوت کند هر دو در جهنم اند.[۱۶]
پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
اللَّه مع القاضی ما لم یجر فإذا جار تخلّی اللَّه عنه و لزمه الشّیطان؛
خداوند یار قاضی است تا موقعی که ستم نکند، وقتی ستم کرد خدا او را رها می کند و شیطان قرین او می شود.[۱۷]
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
إذا أراد اللَّه بقوم خیرا ولّی علیهم حلماءهم و قضی بینهم علمائهم و جعل المال فی سمحائهم و إذا أراد بقوم شرّا ولّی علیهم سفهائهم و قضی بینهم جهّالهم و جعل المال فی بخلائهم؛
وقتی خداوند برای قومی نیکی خواهد خردمندانشان را بر آنها فرمان روا سازد و دانشمندانشان میان آنها قضاوت کند و مال را به دست بخشندگان دهد و وقتی برای قومی بدی خواهد سفیهانشان را بر آنها فرمانروا سازد و نادانان میان آنها قضاوت کنند و مال را به دست بخیلانشان دهد.[۱۸]
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
إذا ابتلی أحدکم بالقضاء بین المسلمین فلا یقض و هو غضبان و لیسوّ بینهم فی النّظر و المجلس و الإشاره؛
اگر یکی از شما بکار قضاوت میان مسلمانان دچار شود باید به هنگام غضب از قضاوت خودداری کند و میان ارباب دعوی در نگاه و نشیمن گاه و اشاره تفاوتی نگذارد.[۱۹]
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:
أخذ الأمیر الهدیّه سحت و قبول القاضی الرّشوه کفر.
هدیه گرفتن امیر نارواست و رشوه گرفتن قاضی کفر است.[۲۰]
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند :
اِذا حَکَمْتُمْ فَاعْدِلوا وَ اِذا قُلْتُمْ فَاَحْسِنوا فَاِنَّ اللّهَ مُحْسِنٌ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛
هرگاه قضاوت می کنید، عادلانه قضاوت کنید و هرگاه سخن می گویید، نیکو بگویید، زیرا خداوند نیکوکار است و نیکوکاران را دوست دارد.[۲۱]
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم :
اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْعَبدَ اَنْ یَکُونَ سَهْلَ الْبَیْعِ وَ سَهْلَ الشِّراءِ وَ سَهْلَ القَضاءِ وَ سَهْلَ الاِقْتِضاءِ؛
خداوند بندهای را که در خرید و فروش و قضاوت و پذیرش قضاوت آسان گیر باشد دوست دارد.
منبع
پانویس
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۲۲۰
- ↑ الخصال : ۳۱۱ / ۸۸ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۲
- ↑ بحار الأنوار : ۱۰۴ / ۲۷۵ / ۱
- ↑ کنزالعمّال : ۱۵۰۳۲ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۰
- ↑ الکافی : ۷ / ۴۰۷ / ۱ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۲
- ↑ الکافی : ۷ / ۴۱۰ / ۱
- ↑ الکافی : ۷ / ۴۱۳ / ۵
- ↑ الکافی : ۷ / ۴۱۳ / ۱ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۲
- ↑ الکافی : ۷ / ۴۱۳ / ۱
- ↑ بحار الأنوار : ۱۰۴ / ۲۶۴ / ۵
- ↑ کنزالعمّال : ۱۴۹۹۴ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۰
- ↑ الفقیه : ۳ / ۶ / ۳۲۲۶ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۰
- ↑ کنزالعمّال : ۱۴۹۸۸ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۰
- ↑ الکافی : ۷ / ۴۰۶ / ۱ منتخب میزان الحکمه : ۴۷۰
- ↑ نهج الفصاحه
- ↑ نهج الفصاحه
- ↑ نهج الفصاحه
- ↑ نهج الفصاحه
- ↑ نهج الفصاحه
- ↑ نهج الفصاحه
- ↑ نهج الفصاحه، ح ۲۰۰٫







