فرهنگ مصادیق:قضاوت - دانشنامه اسلامی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
قضاوت - دانشنامه اسلامی

کلید واژه: احکام قضاوت، قضاوت، منصب قضاوت، قاضی، آداب قضاوت، ملاک قضاوت، داوری،

تعریف

«قضاوت» که عبارت از داوری کردن برای رفع نزاع و کشمکش در میان مردم است، یکی از منصب‌های بزرگی است که از جانب خداوند متعال برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و از جانب آنان برای فقیه جامع الشرایط تعیین شده است.[۱]

جایگاه منصب قضاوت

منصب قضاوت در دیدگاه اسلام یکی از ارزشمندترین و در عین حال خطرناک‌ترین مناصب اجتماعی است؛ قاضی نیز در یک نگاه نماینده خدا و بافضیلت‌ترین انسان ها[۲] و در نگاه دیگر از شقی‌ترین مردم شمرده شده است؛ زیرا به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام او در جایگاهی می‌نشیند که یا انبیا و اوصیا در آن قرار می‌گیرند و یا اشقیا بر آن تکیه می‌زنند[۳] و فاصله این دو، فاصله بهشت و دوزخ است!

صفات قاضی

در فقه اسلامی، ویژگی‌هایی برای قاضی بیان شده که عبارتند از: بلوغ، عقل، ایمان، عدالت، مردبودن، حلال زاده بودن، اجتهاد[۴] در دین و اعلم بودن نسبت به کسانی که در حوزه قضاوت وی هستند.
تصدی مقام قضاوت، بر آنان که ویژگی‌های یادشده را داشته باشند، واجب کفایی است مگر این که این ویژگی‌ها منحصر در فرد خاصی باشد که در این صورت قضاوت بر او واجب عینی خواهد بود.

ارکان قضاوت

در تشکیل دادگاه و قوام قضاوت، چند چیز نقش اساسی دارد که بدون آن‌ها، قضاوت انجام نمی‌گیرد. آن‌ها عبارتند از:
۱- قاضی: کسی که قضاوت و داوری کند و حکم صادر نماید.
۲- مدعی : کسی که حقی را از دیگری مطالبه می‌کند و علیه او اقامه دعوا می‌نماید.
۳- مدعی علیه: کسی که علیه او اقامه دعوا می‌گردد و حقی از او خواسته می‌شود که گاهی به عنوان «منکر» نامیده می‌شود.
۴- مدعی به: چیزی که در مورد آن اقامه دعوا می‌شود.

آداب قضاوت

قاضی در برخورد با شاکی و متشاکی باید آدابی را به کار گیرد که عبارتند از:
۱- رعایت تساوی بین دو طرف درگیر در اموری همچون سلام و جواب آن، نشاندن آنان در جایگاه، در نگاه کردن به آن دو، در سخن گفتن با هر کدام، رعایت انصاف و بشاشیت چهره با هر دو، عدالت در داوری و سایر آداب احترام و بزرگداشت، مگر یک طرف مسلمان نباشد که در این صورت، احترام بیشتر به مسلمان جایز است ولی در هر صورت باید داوری عادلانه باشد.
۲- در مواردی که قاضی علم به حقانیت هیچ کدام ندارد، نباید مطلبی را به یکی از طرفین درگیر، تلقین کند به گونه‌ای که وی بر حریفش چیره گردد.
۳- اگر دو طرف درگیر، یکی پس از دیگری بر قاضی وارد شوند، قاضی باید در شنیدن سخن آنان، از نفر اولی که وارد شده آغاز کند؛ بدون این که موقعیت اجتماعی یا مرد و زن بودن آنان را در نظر گیرد.
۴- در صورتی که خوانده (مدعی علیه) سخن خواهان (مدعی) را قطع کند و بخواهد ادعایی را مطرح کند، قاضی نباید به حرفش گوش دهد تا وی ابتدا پاسخ مدعی را بدهد و داوری پایان گیرد سپس او می‌تواند علیه حریفش ادعا کند، مگر این که مدعی بر تقدیم ادعای وی راضی بشود.[۵]
۵- مستحب است داوری و قضا، در مکان‌های باز و مناسبی انجام گیرد تا هر ستم دیده‌ای به آسانی و بدون تشریفات بتواند نزد قاضی رفته و مطالب خود را به اطلاع وی برساند.
۶- بهتر است قاضی از اهل فضل و دانش بخواهد تا هنگام قضا و داوری وی، حضور داشته باشند تا اگر اشتباه نمود، او را آگاه سازند و در موارد شبهه و موضوعاتی که محتاج دقت نظر است، با آنان گفتگو و مشورت نماید.
۷- قضاوت کردن در برخی از احوال کراهت دارد؛ مانند حال خشم، گرسنگی، غم و اندوه، شادی و هنگامی که خواب آلوده است.[۶]
۸- گرفتن رشوه توسط قاضی حرام است گرچه به عنوان بخشش یا هدیه باشد، بلکه در صورت بی نیازی، بهتر است از بیت المال نیز استفاده نکند.[۷]
گفتنی است در اسلام، برای حفظ جان، مال و ناموس مردم اهتمام بیشتری شده و دستورهای احتیاطی در این زمینه‌ها به گونه‌ای است که حق کسی ضایع نشود.

ملاک‌های قضاوت

قاضی می‌تواند با استناد به علم خود، شهادت دو نفر عدل (بیّنه) و اقرار یا سوگند یکی از دو طرف دعوا، داوری کند. گفتنی است شیوه‌های جدید جرم شناسی می‌تواند در حصول علم قاضی به واقعه و تشخیص حقانیت یکی از آن دو، کمک کند و در صورت حصول علم، قاضی نمی‌تواند طبق بیّنه‌ای که مخالف علم وی گواهی می‌دهند، قضاوت نماید؛ چنان که نمی‌تواند به سوگند کسی که او را دروغگو می‌شناسد ترتیب اثر دهد. در مواردی که قاضی طبق ملاک‌های یادشده داوری نماید، نقض حکم وی حتی از سوی حاکم اسلامی جایز نیست مگر وی شرایط قضاوت را نداشته یا حکمش برخلاف کتاب و سنت باشد.[۸]
اگر قاضی بدون این که در مقدمات داوری کوتاهی کرده باشد، برخلاف واقع حکمی صادر کند، ضامن نبوده و خطایش از بیت المال جبران می‌شود.[۹]

منابع

(۱). آشنایی با ابواب فقه ، محمداسماعیل نوری .
(۲). احکام قضایی ، نعمت الله یوسفیان .
(۳). کلیات فقه اسلامی ، علیرضا علی نوری

پانویس

  1. تحریرالوسیله، امام خمینی، ج 2، ص 404
  2. آیه 26؛ (درباره حضرت داود علیه السلام می‌فرماید: «یا داوُدُ انَّا جَعَلْناکَ خَلیفَهً فِی الْارْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ؛ ای داود! ما تو را نماینده خود در زمین قرار دادیم، پس در میان مردم به حق داوری کن).
  3. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 18، ص 7.
  4. گفتنی است امام خمینی رحمه الله بعد از انقلاب اسلامی، به خاطر نیاز وسیع به قاضی از سویی و کمبود مجتهد جامع الشرایط از سوی دیگر، تصدی مقام قضا را برای غیرمجتهد نیز روا دانستند. ر.ک صحیفه نور، ج 12، ص 256.
  5. تحریرالوسیله، ج 2، ص 369-370.
  6. شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، محقق حلی، ج 4-3، جزء دوم، ص 74.
  7. تحریرالوسیله، ج 2، ص 366.
  8. همان، ص 368
  9. شرایع الاسلام، ج 4-3، جزء چهارم، ص 74.
منبع: دانشنامه اسلامی - تاریخ برداشت:۹۵/۲/۱۱
بازگشت به قضاوت