فرهنگ مصادیق:اجاره ، در قرآن و حديث: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">اجاره ، در قرآن و حديث</div> == درآمد == === اجاره ، در لغت === اجاره ، از ر...» ایجاد کرد)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1">اجاره ، در قرآن و حديث</div>
+
<div class="head1">اجاره ، در قرآن و حدیث</div>
  
 
== درآمد ==
 
== درآمد ==
 
=== اجاره ، در لغت ===
 
=== اجاره ، در لغت ===
اجاره ، از ریشه «أجر» به معناى «مزدى که در برابر کارى پرداخت مى شود» <ref>العين : ص ۳۸ .</ref> است.<br/>
+
اجاره ، از ریشه «أجر» به معنای «مزدی که در برابر کاری پرداخت می‌شود» <ref>العین : ص ۳۸ .</ref> است.<br/>
راغب ، در معناى «اجیر» و «مستأجر» مى گوید:<br/>
+
راغب ، در معنای «اجیر» و «مستأجر» می‌گوید:<br/>
وَ الأَجیرُ ، فَعیلٌ بِمَعنى فاعِل أو مُفاعِلَ ، وَ الاِستِئجارُ ، طَلَبُ الشَّى ءِ بِالاُجرَةِ ، ثُمَّ یُعَبَّرُ بِهِ عَن تَناوُلِهِ بِالاُجرَةِ نَحوَ الاِستیجابِ فِى استِعارَتِهِ الإِیجاب وَ عَلى هَذا قَولُهُ تَعالى : «اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِینُ »<ref>قصص : آيه ۲۶ .</ref><ref>مفردات ألفاظ القرآن : ص ۶۵ .</ref>
+
وَ الأَجیرُ ، فَعیلٌ بِمَعنی فاعِل أو مُفاعِلَ ، وَ الاِستِئجارُ ، طَلَبُ الشَّی ءِ بِالاُجرَةِ ، ثُمَّ یُعَبَّرُ بِهِ عَن تَناوُلِهِ بِالاُجرَةِ نَحوَ الاِستیجابِ فِی استِعارَتِهِ الإِیجاب وَ عَلی هَذا قَولُهُ تَعالی : «اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ »<ref>قصص : آیه ۲۶ .</ref><ref>مفردات ألفاظ القرآن : ص ۶۵ .</ref>
اجیر بر وزن «فعیل» به معناى اسم فاعلى ، یعنى : «واگذار کننده نیروى کار خود به دیگرى ، در برابر مزد» است . و استئجار ، [ابتدا ،] «درخواست چیزى براى مزد» بوده و سپس براى «دریافت مزد» به کار رفته است ، مانند واژه استیجاب (درخواست موافقت) که براى ایجاب (موافقت) به کار مى رود . بر همین اساس است این سخن خداوند : «او را استخدام کن ؛ چرا که بهترین کسى است که استخدام مى کنى : نیرومند امانتدار است» .<br/>
+
اجیر بر وزن «فعیل» به معنای اسم فاعلی ، یعنی : «واگذار کننده نیروی کار خود به دیگری ، در برابر مزد» است . و استئجار ، [ابتدا ،] «درخواست چیزی برای مزد» بوده و سپس برای «دریافت مزد» به کار رفته است ، مانند واژه استیجاب (درخواست موافقت) که برای ایجاب (موافقت) به کار می‌رود . بر همین اساس است این سخن خداوند : «او را استخدام کن ؛ چرا که بهترین کسی است که استخدام می‌کنی : نیرومند امانتدار است» .<br/>
  
 
== اجاره ، در قرآن و حدیث ==
 
== اجاره ، در قرآن و حدیث ==
کلمه اجاره و مشتقّات آن در متون (نصوص) اسلامى ، کاربردهاى مختلفى دارد که در این جا تنها دو کاربرد آن ، مورد توجّه است:<br/>
+
کلمه اجاره و مشتقّات آن در متون (نصوص) اسلامی ، کاربردهای مختلفی دارد که در این جا تنها دو کاربرد آن ، مورد توجّه است:<br/>
۱ . قرارداد میان کارگر و کارفرما ، که به آن ، «اجاره نفْس» <ref>استخدام شدن و استخدام كردن .</ref> گفته مى شود.<br/>
+
۱ . قرارداد میان کارگر و کارفرما ، که به آن ، «اجاره نفْس» <ref>استخدام شدن و استخدام کردن .</ref> گفته می‌شود.<br/>
۲ . انـتقال منافع چیزى بـه دیگرى در بـرابر عوض ، که «اجاره عـین» نامیده مى شود.<br/>
+
۲ . انـتقال منافع چیزی بـه دیگری در بـرابر عوض ، که «اجاره عـین» نامیده می‌شود.<br/>
گفتنى است که آنچه در راستاى اهداف این دانش نامه قرار دارد ، مباحث مربوط به «حکمت اجاره» و مباحث اخلاقى و اجتماعىِ مربوط به «اجاره نفْس» است ؛ امّا مباحث فقهى مربوط به این موضوع ، به طور کامل ، در دانش نامه احادیث فقهى ، خواهد آمد ، إن شاء اللّه !<br/>
+
گفتنی است که آنچه در راستای اهداف این دانش نامه قرار دارد ، مباحث مربوط به «حکمت اجاره» و مباحث اخلاقی و اجتماعیِ مربوط به «اجاره نفْس» است ؛ امّا مباحث فقهی مربوط به این موضوع ، به طور کامل ، در دانش نامه احادیث فقهی ، خواهد آمد ، إن شاء اللّه !<br/>
احادیثى که در این بخش ، جمع آورى و تنظیم گردیده ، به چند نکته مهمّ اجتماعى ، اقتصادى و اخلاقى اشاره دارند:<br/>
+
احادیثی که در این بخش ، جمع آوری و تنظیم گردیده ، به چند نکته مهمّ اجتماعی ، اقتصادی و اخلاقی اشاره دارند:<br/>
 
=== حکمت اجاره ===
 
=== حکمت اجاره ===
انسان ، موجودى اجتماعى است و زندگى اجتماعى و پیشرفت و تکامل جامعه ، جز از طریق همکارى انسان ها با یکدیگر امکان پذیر نیست و هر چه جامعه بیشتر پیشرفت کند ، نیاز مردم به یکدیگر بیشتر مى شود.<br/>
+
انسان ، موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی و پیشرفت و تکامل جامعه ، جز از طریق همکاری انسان‌ها با یکدیگر امکان پذیر نیست و هر چه جامعه بیشتر پیشرفت کند ، نیاز مردم به یکدیگر بیشتر می‌شود.<br/>
از این رو ، آفریدگار حکیم جهان ، انسان ها را از نظر استعداد و توانایى هاى جسم و جان و اندیشه ، متفاوت آفریده تا هر فرد یا گروهى بتواند بخشى از نیازهاى جامعه را تأمین نماید و این سخن خداوند بزرگ ، اشاره به همین نکته اساسى در
+
از این رو ، آفریدگار حکیم جهان ، انسان‌ها را از نظر استعداد و توانایی‌های جسم و جان و اندیشه ، متفاوت آفریده تا هر فرد یا گروهی بتواند بخشی از نیازهای جامعه را تأمین نماید و این سخن خداوند بزرگ ، اشاره به همین نکته اساسی در
 
تبیین حکمت اجاره است :<br/>
 
تبیین حکمت اجاره است :<br/>
«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا . <ref>زخرف : آيه ۳۲ .</ref>
+
«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا . <ref>زخرف : آیه ۳۲ .</ref>
ما وسیله زندگانى آنان را در دنیا ، در میانشان تقسیم کردیم» .<br/>
+
ما وسیله زندگانی آنان را در دنیا ، در میانشان تقسیم کردیم» .<br/>
 
=== تقویت فرهنگ کار ===
 
=== تقویت فرهنگ کار ===
پیامِ فصل دوم این بخش ، این است که خدمت به دیگران براى تأمین هزینه زندگى ، نه تنها ننگ نیست ، بلکه یک ارزش محسوب مى شود . تأمّل در سرگذشت اجیر شدن انسان هاى بزرگوار و باکرامتى مانند : موسى علیه السلام (پیامبر اولو العزم الهى) ، خاتم انبیا صلى الله علیه و آله و على علیه السلام (خاتم اوصیا) ، براى همه ، بخصوص نسل جوان ، بسیار آموزنده است تا براى تأمین هزینه زندگى ، هیچ کار مشروعى را ننگ ندانند و از انجام دادن آن سر باز نزنند. گسترش این اندیشه در جامعه ، بى تردید به تقویت و ترویج فرهنگ کار مى انجامد.<br/>
+
پیامِ فصل دوم این بخش ، این است که خدمت به دیگران برای تأمین هزینه زندگی ، نه تنها ننگ نیست ، بلکه یک ارزش محسوب می‌شود . تأمّل در سرگذشت اجیر شدن انسان‌های بزرگوار و باکرامتی مانند : موسی علیه السلام (پیامبر اولو العزم الهی) ، خاتم انبیا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام (خاتم اوصیا) ، برای همه ، بخصوص نسل جوان ، بسیار آموزنده است تا برای تأمین هزینه زندگی ، هیچ کار مشروعی را ننگ ندانند و از انجام دادن آن سر باز نزنند. گسترش این اندیشه در جامعه ، بی تردید به تقویت و ترویج فرهنگ کار می‌انجامد.<br/>
 
=== کار آزاد ، بهتر از اجیر شدن است ===
 
=== کار آزاد ، بهتر از اجیر شدن است ===
پیام فصل سوم ، این است که بازدهى کار آزاد ، بیش از اجیرى (کارگر شدن براى دیگران) است . بنا بر این ، انتخاب اجیر شدن براى تأمین هزینه زندگى ، براى کسانى مناسب است که داشتن کار آزاد براى آنان میسّر نیست و یا خدمت به دیگران را به عنوان یک وظیفه انتخاب کرده اند ؛ امّا کسانى که کار براى آنان انجام دادن مسئولیت نیست و توانِ انجام دادن کار آزاد ، مانند : تولید ، زراعت و تجارت را دارند ، از این راه ، بهتر مى توانند نیازهاى اقتصادى خود را تأمین کنند . از این رو ، امام صادق علیه السلام در باره این گونه افراد مى فرماید:<br/>
+
پیام فصل سوم ، این است که بازدهی کار آزاد ، بیش از اجیری (کارگر شدن برای دیگران) است . بنا بر این ، انتخاب اجیر شدن برای تأمین هزینه زندگی ، برای کسانی مناسب است که داشتن کار آزاد برای آنان میسّر نیست و یا خدمت به دیگران را به عنوان یک وظیفه انتخاب کرده‌اند ؛ امّا کسانی که کار برای آنان انجام دادن مسئولیت نیست و توانِ انجام دادن کار آزاد ، مانند : تولید ، زراعت و تجارت را دارند ، از این راه ، بهتر می‌توانند نیازهای اقتصادی خود را تأمین کنند . از این رو ، امام صادق علیه السلام در باره این گونه افراد می‌فرماید:<br/>
مَن آجَرَ نَفسَهُ فَقَد حَظَرَ عَلى نَفسِهِ الرِّزقَ . <ref>ر . ك : ص ۲۶۴ ح ۱۰ </ref><br/>
+
مَن آجَرَ نَفسَهُ فَقَد حَظَرَ عَلی نَفسِهِ الرِّزقَ . <ref>ر . ک : ص ۲۶۴ ح ۱۰ </ref><br/>
هر کس خود را اجیر دیگرى نماید ، مانع روزى خود شده است .<br/>
+
هر کس خود را اجیر دیگری نماید ، مانع روزی خود شده است .<br/>
 
=== معیار حلال و حرام بودن اجاره ===
 
=== معیار حلال و حرام بودن اجاره ===
از منظر اسلام ، به طور کلّى ، هر کارى که به مصلحت انسان باشد و براى آینده نزدیک و یا دور او زیانبار نباشد ، حلال ، و هر کارى که مفسده داشته باشد ، حرام است . از این رو ، امام على علیه السلام مى فرماید:<br/>
+
از منظر اسلام ، به طور کلّی ، هر کاری که به مصلحت انسان باشد و برای آینده نزدیک و یا دور او زیانبار نباشد ، حلال ، و هر کاری که مفسده داشته باشد ، حرام است . از این رو ، امام علی علیه السلام می‌فرماید:<br/>
إنَّهُ لَم یَأمُرکَ إلّا بِحَسَنٍ ، وَ لَم یَنهَکَ إلّا عَن قَبیحٍ . <ref>نهج البلاغة : نامه ۳۱ ، تحف العقول : ص ۷۳ ؛ كنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۷۲ ح ۴۴۲۱۵ .</ref>
+
إنَّهُ لَم یَأمُرکَ إلّا بِحَسَنٍ ، وَ لَم یَنهَکَ إلّا عَن قَبیحٍ . <ref>نهج البلاغة : نامه ۳۱ ، تحف العقول : ص ۷۳ ؛ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۷۲ ح ۴۴۲۱۵ .</ref>
 
او تو را جز به کار خوب ، فرمان نداده و جز از کار زشت ، باز نداشته است.<br/>
 
او تو را جز به کار خوب ، فرمان نداده و جز از کار زشت ، باز نداشته است.<br/>
و نیز مى فرماید:<br/>
+
و نیز می‌فرماید:<br/>
لَو لَم یَنهَ اللّهُ عَن مَحارِمِهِ لَوَجَبَ أن یَجتَنِبَهَا العاقِلُ . <ref>غرر الحكم : ج ۵ ص ۱۱۷ ح ۷۵۹۵ ، عيون الحكم و المواعظ : ص ۴۱۷ ح ۷۰۸۲ </ref><br/>
+
لَو لَم یَنهَ اللّهُ عَن مَحارِمِهِ لَوَجَبَ أن یَجتَنِبَهَا العاقِلُ . <ref>غرر الحکم : ج ۵ ص ۱۱۷ ح ۷۵۹۵ ، عیون الحکم و المواعظ : ص ۴۱۷ ح ۷۰۸۲ </ref><br/>
اگر خداوند از حرام هایش نهى نمى کرد ، باز هم واجب بود که خردمند از آنها دورى کند.<br/>
+
اگر خداوند از حرام‌هایش نهی نمی‌کرد ، باز هم واجب بود که خردمند از آنها دوری کند.<br/>
اجاره نیز از این قانون کلّى مستثنا نیست . از این رو ، از انواع اجاره ـ که در فصل چهارم به تفصیل آمده ـ تنها مواردى تحریم شده اند که به فساد مى انجامند و براى جامعه انسانى ، زیانبارند.<br/>
+
اجاره نیز از این قانون کلّی مستثنا نیست . از این رو ، از انواع اجاره ـ که در فصل چهارم به تفصیل آمده ـ تنها مواردی تحریم شده‌اند که به فساد می‌انجامند و برای جامعه انسانی ، زیانبارند.<br/>
 
=== آداب انتخاب کردن اجیر ===
 
=== آداب انتخاب کردن اجیر ===
در فصل پنجم ، نصوص مربوط به مهم ترین آداب انتخاب اجیر ، آمده است . بدیهى است هر چه کار ، اهمّیت بیشترى داشته باشد ، رعایت این آداب ، ضرورت افزون ترى خواهد داشت . این آداب ، عبارت اند از:<br/>
+
در فصل پنجم ، نصوص مربوط به مهم‌ترین آداب انتخاب اجیر ، آمده است . بدیهی است هر چه کار ، اهمّیت بیشتری داشته باشد ، رعایت این آداب ، ضرورت افزون تری خواهد داشت . این آداب ، عبارت اند از:<br/>
 
==== تخصّص ====
 
==== تخصّص ====
نخستین شرط در انتخاب کارگزار ، تخصّص و توانمندى او در انجام دادن کارى است که به او واگذار مى شود . در قرآن ، این شرط با این تعبیر آمده است:<br/>
+
نخستین شرط در انتخاب کارگزار ، تخصّص و توانمندی او در انجام دادن کاری است که به او واگذار می‌شود . در قرآن ، این شرط با این تعبیر آمده است:<br/>
«إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِینُ.<ref>قصص : آيه ۲۶ </ref>
+
«إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ.<ref>قصص : آیه ۲۶ </ref>
[او] بهترین کسى است که استخدام مى کنى . نیرومند و امانتدار است» .<br/>
+
[او] بهترین کسی است که استخدام می‌کنی . نیرومند و امانتدار است» .<br/>
با هیچ عذرى نمى توان این شرط اساسى را بویژه در واگذارى کارهاى مربوط به عامّه مردم ، نادیده گرفت ؛ چرا که به فرموده امام على علیه السلام :<br/>
+
با هیچ عذری نمی‌توان این شرط اساسی را بویژه در واگذاری کارهای مربوط به عامّه مردم ، نادیده گرفت ؛ چرا که به فرموده امام علی علیه السلام :<br/>
آفَةُ الأَعمالِ عَجزُ العُمّالِ . <ref>ر . ك : ص ۲۷۲ ح ۱۳ .</ref>
+
آفَةُ الأَعمالِ عَجزُ العُمّالِ . <ref>ر . ک : ص ۲۷۲ ح ۱۳ .</ref>
آفت کارها ، ناتوانى کارگزاران است .<br/>
+
آفت کارها ، ناتوانی کارگزاران است .<br/>
 
==== تعهّد ====
 
==== تعهّد ====
تخصّص بدون «تعهّد» ، کارساز نیست . در قرآن ، این شرط با تعبیر امانتدارىِ اجیر ، ذکر شده است:<br/>
+
تخصّص بدون «تعهّد» ، کارساز نیست . در قرآن ، این شرط با تعبیر امانتداریِ اجیر ، ذکر شده است:<br/>
«إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِینُ .<br/>
+
«إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ .<br/>
[او] بهترین کسى است که استخدام مى کنى ، نیرومند و امانتدار است» .<br/>
+
[او] بهترین کسی است که استخدام می‌کنی ، نیرومند و امانتدار است» .<br/>
متخصّص ، اگر امانتدار نباشد ، نه تنها به کارفرما خیانت مى کند ، بلکه در پُست هاى حسّاس ، چه بسا کشورى را بر باد مى دهد.<br/>
+
متخصّص ، اگر امانتدار نباشد ، نه تنها به کارفرما خیانت می‌کند ، بلکه در پُست‌های حسّاس ، چه بسا کشوری را بر باد می‌دهد.<br/>
 
==== تعیین اُجرت ====
 
==== تعیین اُجرت ====
در احادیث بسیارى ، تأکید شده که بدون تعیین اجرت ، اجیرى به کار گمارده نشود تا علاوه بر پیشگیرى از اختلاف و مشاجره میان کارگر و کارفرما ، زمینه براى تقویت
+
در احادیث بسیاری ، تأکید شده که بدون تعیین اجرت ، اجیری به کار گمارده نشود تا علاوه بر پیشگیری از اختلاف و مشاجره میان کارگر و کارفرما ، زمینه برای تقویت
رابطه میان آنان در صورت پرداخت چیزى اضافه بر مبلغِ تعیین شده ، فراهم گردد.<br/>
+
رابطه میان آنان در صورت پرداخت چیزی اضافه بر مبلغِ تعیین شده ، فراهم گردد.<br/>
 
==== رعایت حقوق اجیر ====
 
==== رعایت حقوق اجیر ====
پرداخت کامل حقوق کارگر ، از مسائلى است که اسلام فوق العاده بر آن تأکید کرده است ، تا آن جا که تجاوز به حقوق اجیر را از گناهان کبیره اى شمرده که مورد بخشش الهى قرار نخواهند گرفت.<br/>
+
پرداخت کامل حقوق کارگر ، از مسائلی است که اسلام فوق العاده بر آن تأکید کرده است ، تا آن جا که تجاوز به حقوق اجیر را از گناهان کبیره‌ای شمرده که مورد بخشش الهی قرار نخواهند گرفت.<br/>
 
==== عدم تأخیر در پرداخت حقوق اجیر ====
 
==== عدم تأخیر در پرداخت حقوق اجیر ====
یکى از آداب اجاره ، این است که کارفرما پس از انجام شدن کار ، بدون تأخیر ، مزد کارگر را پرداخت کند .<br/>
+
یکی از آداب اجاره ، این است که کارفرما پس از انجام شدن کار ، بدون تأخیر ، مزد کارگر را پرداخت کند .<br/>
البتّه این ادب در شرایط مختلف ، متفاوت است : در مورد کارگر روزمزد ، همان طور که در احادیث توصیه شده ، باید اجرت او قبل از خشک شدن عرقش پرداخت شود ؛ امّا در مورد کارگرانى که حقوق آنان ماهیانه پرداخته مى شود ، باید کارفرمایان ، ترتیبى دهند که در پایان هر ماه ، کارگران ، بدون تأخیر ، حقوق خود را دریافت کنند و همان طور که در برخى از مراکز خدماتى مرسوم است ، در وسط ماه نیز در صورت نیاز کارگران ، به آنان «مساعده» داده شود.<br/>
+
البتّه این ادب در شرایط مختلف ، متفاوت است : در مورد کارگر روزمزد ، همان طور که در احادیث توصیه شده ، باید اجرت او قبل از خشک شدن عرقش پرداخت شود ؛ امّا در مورد کارگرانی که حقوق آنان ماهیانه پرداخته می‌شود ، باید کارفرمایان ، ترتیبی دهند که در پایان هر ماه ، کارگران ، بدون تأخیر ، حقوق خود را دریافت کنند و همان طور که در برخی از مراکز خدماتی مرسوم است ، در وسط ماه نیز در صورت نیاز کارگران ، به آنان «مساعده» داده شود.<br/>
==== جلوگیرى نکردن از رفتن اجیر به نماز جمعه ====  
+
==== جلوگیری نکردن از رفتن اجیر به نماز جمعه ====  
در احادیث اسلامى ، توصیه شده که مسلمانان در روز جمعه کارهاى روزمره را تعطیل کنند تا براى کسب معارف دینى و بهره گیرى بیشتر از عبادات و نیز رسیدگى به امور شخصى ، فراغت داشته باشند ؛ امّا در صورتى که ضرورتْ ایجاب کند و شخصى براى تأمین هزینه زندگى و یا به دلیل دیگر نتواند روز جمعه از کار دست بکشد ـ طبق احادیثى که در متن آمده ـ ، کارفرما موظّف است به او اجازه دهد که به [[نماز جمعه]] برود ، و اگر اجازه ندهد ، در صورتى که [[نماز جمعه]] وجوب عینى داشته باشد ، کارفرما مرتکب [[گناه]] شده است.<br/>
+
در احادیث اسلامی ، توصیه شده که مسلمانان در روز جمعه کارهای روزمره را تعطیل کنند تا برای کسب معارف دینی و بهره گیری بیشتر از عبادات و نیز رسیدگی به امور شخصی ، فراغت داشته باشند ؛ امّا در صورتی که ضرورتْ ایجاب کند و شخصی برای تأمین هزینه زندگی و یا به دلیل دیگر نتواند روز جمعه از کار دست بکشد ـ طبق احادیثی که در متن آمده ـ ، کارفرما موظّف است به او اجازه دهد که به [[نماز جمعه]] برود ، و اگر اجازه ندهد ، در صورتی که [[نماز جمعه]] وجوب عینی داشته باشد ، کارفرما مرتکب [[گناه]] شده است.<br/>
  
 
== الفصل الأوّل : حکمة الإجارة ==
 
== الفصل الأوّل : حکمة الإجارة ==
 
=== الکتاب ===
 
=== الکتاب ===
«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ » . <ref>الزخرف : ۳۲ .</ref><br/>
+
«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ » . <ref>الزخرف : ۳۲ .</ref><br/>
 
=== الحدیث ===
 
=== الحدیث ===
۱.الإمام علیّ علیه السلامـ فی بَیانِ أصنافِ آیاتِ القُرآنِ ـ :وأمّا ما جاءَ فی القُرآنِ مِن ذِکرِ مَعایِشِ الخَلقِ وأسبابِها فَقَد أعلَمَنا سُبحانَهُ ذلِکَ مِن خَمسَةِ أوجُهٍ : وَجهِ الإِمارَةِ ، ووَجهِ العِمارَةِ ، ووَجهِ الإِجارَةِ ، ووَجهِ التِّجارَةِ ، ووَجهِ الصَّدَقاتِ ... وأمّا وَجهُ الإِجارَةِ فَقَولُهُ عز و جل : «نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ »فَأَخبَرَنا سُبحانَهُ أنَّ الإِجارَةَ أحَدُ مَعایِشِ الخَلقِ ، إذ خالَفَ بِحِکمَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم وإرادَتِهِم وسائِرِ حالاتِهِم ، وجَعَلَ ذلِکَ قِواما لِمَعایِشِ الخَلقِ ، وهُوَ الرَّجُلُ یَستَأجِرُ الرَّجُلَ فی ضَیعَتِهِ وأعمالِهِ وأحکامِهِ وتَصَرُّفاتِهِ وأملاکِهِ .<br/>
+
۱.الإمام علیّ علیه السلامـ فی بَیانِ أصنافِ آیاتِ القُرآنِ ـ :وأمّا ما جاءَ فی القُرآنِ مِن ذِکرِ مَعایِشِ الخَلقِ وأسبابِها فَقَد أعلَمَنا سُبحانَهُ ذلِکَ مِن خَمسَةِ أوجُهٍ : وَجهِ الإِمارَةِ ، ووَجهِ العِمارَةِ ، ووَجهِ الإِجارَةِ ، ووَجهِ التِّجارَةِ ، ووَجهِ الصَّدَقاتِ ... وأمّا وَجهُ الإِجارَةِ فَقَولُهُ عز و جل : «نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ »فَأَخبَرَنا سُبحانَهُ أنَّ الإِجارَةَ أحَدُ مَعایِشِ الخَلقِ ، إذ خالَفَ بِحِکمَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم وإرادَتِهِم وسائِرِ حالاتِهِم ، وجَعَلَ ذلِکَ قِواما لِمَعایِشِ الخَلقِ ، وهُوَ الرَّجُلُ یَستَأجِرُ الرَّجُلَ فی ضَیعَتِهِ وأعمالِهِ وأحکامِهِ وتَصَرُّفاتِهِ وأملاکِهِ .<br/>
ولَو کانَ الرَّجُلُ مِنّا یُضطَرُّ إلى أن یَکونَ بَنّاءً لِنَفسِهِ أو نَجّارا أو صانِعا فی شَیءٍ مِن جَمیعِ أنواعِ الصَّنائِعِ لِنَفسِهِ ، ویَتَوَلّى جَمیعَ ما یَحتاجُ إلیهِ مِن إصلاحِ الثِّیابِ وما یَحتاجُ إلَیهِ مِنَ المَلِکِ فَمَن دونَهُ ، مَا استَقامَت أحوالُ العالَمِ بِتِلکَ ، ولَا اتَّسَعوا لَهُ ، ولَعَجَزوا عَنهُ . ولکِنَّهُ أتقَنَ تَدبیرَهُ لِمُخالَفَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم ، وکُلَّ ما یَطلُبُ مِمّا تَنصَرِفُ إلَیهِ هِمَّتُهُ مِمّا یَقومُ بِهِ بَعضُهُم لِبَعضٍ ، ولِیَستَغنِیَ بَعضُهُم بِبَعضٍ فی أبوابِ المَعایِشِ الَّتی بِها صَلاحُ أحوالِهِم .<br/><ref>وسائل الشيعة : ج ۶ ص ۳۴۱ ح ۱۲۵۶۰ و ج ۱۳ ص ۲۴۴ ح ۲۴۲۴۵ كلاهما نقلاً عن السيد المرتضى في رسالة المحكم والمتشابه عن تفسير النعماني ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۴۶ نقلاً عن رسالة النعماني .</ref>
+
ولَو کانَ الرَّجُلُ مِنّا یُضطَرُّ إلی أن یَکونَ بَنّاءً لِنَفسِهِ أو نَجّارا أو صانِعا فی شَیءٍ مِن جَمیعِ أنواعِ الصَّنائِعِ لِنَفسِهِ ، ویَتَوَلّی جَمیعَ ما یَحتاجُ إلیهِ مِن إصلاحِ الثِّیابِ وما یَحتاجُ إلَیهِ مِنَ المَلِکِ فَمَن دونَهُ ، مَا استَقامَت أحوالُ العالَمِ بِتِلکَ ، ولَا اتَّسَعوا لَهُ ، ولَعَجَزوا عَنهُ . ولکِنَّهُ أتقَنَ تَدبیرَهُ لِمُخالَفَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم ، وکُلَّ ما یَطلُبُ مِمّا تَنصَرِفُ إلَیهِ هِمَّتُهُ مِمّا یَقومُ بِهِ بَعضُهُم لِبَعضٍ ، ولِیَستَغنِیَ بَعضُهُم بِبَعضٍ فی أبوابِ المَعایِشِ الَّتی بِها صَلاحُ أحوالِهِم .<br/><ref>وسائل الشیعة : ج ۶ ص ۳۴۱ ح ۱۲۵۶۰ و ج ۱۳ ص ۲۴۴ ح ۲۴۲۴۵ کلاهما نقلاً عن السید المرتضی فی رسالة المحکم والمتشابه عن تفسیر النعمانی ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۴۶ نقلاً عن رسالة النعمانی .</ref>
  
 
== فصل یکم : حکمت اجاره ==
 
== فصل یکم : حکمت اجاره ==
 
=== قرآن ===
 
=== قرآن ===
«ما معیشت آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده ایم و برخى از آنان را از نظر درجات ، بالاتر از بعضى [دیگر] قرار داده ایم تا بعضى از آنان بعضى [دیگر ]را در خدمت بگیرند ، و رحمت پروردگار تو ، از آنچه آنان مى اندوزند ، بهتر است» .<br/>
+
«ما معیشت آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را از نظر درجات ، بالاتر از بعضی [دیگر] قرار داده‌ایم تا بعضی از آنان بعضی [دیگر ]را در خدمت بگیرند ، و رحمت پروردگار تو ، از آنچه آنان می‌اندوزند ، بهتر است» .<br/>
 
=== حدیث ===
 
=== حدیث ===
۱.امام على علیه السلامـ در توضیح انواع آیات قرآن ـ :و امّا آنچه در قرآن در باره بیان معیشت هاى خَلق و اسباب آنها آمده است : خداوند سبحان به ما خبر داده است که آن از پنج راه است : حکومت ، آبادانى (ساخت و ساز) ، اجاره ، بازرگانى ، و صدقات .<br/>
+
۱.امام علی علیه السلامـ در توضیح انواع آیات قرآن ـ :و امّا آنچه در قرآن در باره بیان معیشت‌های خَلق و اسباب آنها آمده است : خداوند سبحان به ما خبر داده است که آن از پنج راه است : حکومت ، آبادانی (ساخت و ساز) ، اجاره ، بازرگانی ، و صدقات .<br/>
... و امّا راه اجاره ، [دلیلش] این سخن خداى عز و جل است که : «ما معیشت آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده ایم و برخى از آنان را از نظر درجات ، بالاتر از بعضى [دیگر] قرار داده ایم تا بعضى از آنان بعضى [دیگر] را در خدمت بگیرند ، و رحمت پروردگار تو ، از آنچه آنان مى اندوزند ، بهتر است» .<br/>
+
... و امّا راه اجاره ، [دلیلش] این سخن خدای عز و جل است که : «ما معیشت آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را از نظر درجات ، بالاتر از بعضی [دیگر] قرار داده‌ایم تا بعضی از آنان بعضی [دیگر] را در خدمت بگیرند ، و رحمت پروردگار تو ، از آنچه آنان می‌اندوزند ، بهتر است» .<br/>
پس [در این آیه] خداوند سبحان به ما خبر داد که اجاره ، یکى از راه هاى گذران زندگى مردمان است ؛ زیرا او ، از روى حکمت خویش ، خواست ها و اراده و سایر حالات [و خصوصیات] آدمیان را متفاوت آفرید و این [تفاوت ها ]را مایه امرار معاش خَلق قرار داد .<br/>
+
پس [در این آیه] خداوند سبحان به ما خبر داد که اجاره ، یکی از راه‌های گذران زندگی مردمان است ؛ زیرا او ، از روی حکمت خویش ، خواست‌ها و اراده و سایر حالات [و خصوصیات] آدمیان را متفاوت آفرید و این [تفاوت‌ها ]را مایه امرار معاش خَلق قرار داد .<br/>
و اجاره ، آن است که یک فرد ، فرد دیگرى را براى [اداره کردن] مِلک خود و معاملاتش و کارها و اعمال و دارایى هایش اجیر کند.<br/>
+
و اجاره ، آن است که یک فرد ، فرد دیگری را برای [اداره کردن] مِلک خود و معاملاتش و کارها و اعمال و دارایی‌هایش اجیر کند.<br/>
اگر هر فردى از ما ، خواه پادشاه باشد یا غیر او ، ناچار بود که بنّاى خودش یا نجّار خودش باشد و یا در انواع صنایع ، خود ، صنعتگر خویش باشد و تمام نیازهاى خود را (از قبیل تعمیر لباس و دیگر نیازهایش) خود به عهده بگیرد ، امور عالم سامان نمى گرفت و مردم از عهده این کار بر نمى آمدند و در انجام دادن آن ، در مى ماندند ؛ امّا خداوند ، با تدبیر استوار خویش ، میان خواست ها و توانایى هاى آدمیان ، تفاوت نهاد تا هر یک به کارى بپردازد و [به کمک هم ]نیازهاى خویش را بر آورند و به وسیله یکدیگر ، امور معاش خود را که مایه صلاح حالشان است ، بچرخانند و هر یک به وسیله دیگرى رفع نیاز کند.<br/>
+
اگر هر فردی از ما ، خواه پادشاه باشد یا غیر او ، ناچار بود که بنّای خودش یا نجّار خودش باشد و یا در انواع صنایع ، خود ، صنعتگر خویش باشد و تمام نیازهای خود را (از قبیل تعمیر لباس و دیگر نیازهایش) خود به عهده بگیرد ، امور عالم سامان نمی‌گرفت و مردم از عهده این کار بر نمی‌آمدند و در انجام دادن آن ، در می‌ماندند ؛ امّا خداوند ، با تدبیر استوار خویش ، میان خواست‌ها و توانایی‌های آدمیان ، تفاوت نهاد تا هر یک به کاری بپردازد و [به کمک هم ]نیازهای خویش را بر آورند و به وسیله یکدیگر ، امور معاش خود را که مایه صلاح حالشان است ، بچرخانند و هر یک به وسیله دیگری رفع نیاز کند.<br/>
 
== الفصل الثانی : لا عار فی إجارة النفس ==
 
== الفصل الثانی : لا عار فی إجارة النفس ==
 
=== الکتاب ===
 
=== الکتاب ===
«قَالَ إِنِّى أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَىَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِى ثَمَـنِىَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِى إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ» . <ref>القصص : ۲۷ .</ref>
+
«قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَی أَن تَأْجُرَنِی ثَمَـنِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ» . <ref>القصص : ۲۷ .</ref>
 
=== الحدیث ===
 
=== الحدیث ===
۲.رسول اللّه صلى الله علیه و آله :إنَّ موسى علیه السلام آجَرَ نَفسَهُ ثَمانِیَ سِنینَ أو عَشرا ، عَلى عِفَّةِ فَرجِهِ وطَعامِ بَطنِهِ . <ref>سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۷ ح ۲۴۴۴ ، المعجم الكبير : ج ۱۷ ص ۱۳۵ ح ۳۳۳ ، البداية والنهاية : ج ۱ ص۲۴۴ كلّها عن عتبة بن النُدَّر ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۲۷ ح ۸۷۲ عن عنبسة بن حصين نحوه ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۵ ح ۹۲۰۱ .</ref>
+
۲.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ موسی علیه السلام آجَرَ نَفسَهُ ثَمانِیَ سِنینَ أو عَشرا ، عَلی عِفَّةِ فَرجِهِ وطَعامِ بَطنِهِ . <ref>سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۷ ح ۲۴۴۴ ، المعجم الکبیر : ج ۱۷ ص ۱۳۵ ح ۳۳۳ ، البدایة والنهایة : ج ۱ ص۲۴۴ کلّها عن عتبة بن النُدَّر ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۲۷ ح ۸۷۲ عن عنبسة بن حصین نحوه ، کنز العمّال : ج ۴ ص ۵ ح ۹۲۰۱ .</ref>
۳.الإمام الکاظم علیه السلامـ لَمّا سَأَلَهُ مُحَمَّدُ بنُ سِنانٍ عَنِ الإِجارَةِ ـ :صالِحٌ لا بَأسَ بِهِ إذا نَصَحَ قَدرَ طاقَتِهِ ، قَد آجَرَ موسى علیه السلام نَفسَهُ وَاشتَرَطَ فَقالَ : إن شِئتَ ثَمانِیَ وإن شِئتَ عَشرا ، فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل فیهِ : «أَن تَأْجُرَنِى ثَمَـنِىَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ » . <ref>الكافي : ج ۵ ص ۹۰ ح ۲ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۳۵۳ ح ۱۰۰۳ ، كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۳ ص ۱۷۳ ح ۳۶۵۵ ، عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۵ كلّها عن محمّد بن سنان ، وسائل الشيعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۰ .</ref>
+
۳.الإمام الکاظم علیه السلامـ لَمّا سَأَلَهُ مُحَمَّدُ بنُ سِنانٍ عَنِ الإِجارَةِ ـ :صالِحٌ لا بَأسَ بِهِ إذا نَصَحَ قَدرَ طاقَتِهِ ، قَد آجَرَ موسی علیه السلام نَفسَهُ وَاشتَرَطَ فَقالَ : إن شِئتَ ثَمانِیَ وإن شِئتَ عَشرا ، فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل فیهِ : «أَن تَأْجُرَنِی ثَمَـنِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ » . <ref>الکافی : ج ۵ ص ۹۰ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۳۵۳ ح ۱۰۰۳ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۳ ح ۳۶۵۵ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۵ کلّها عن محمّد بن سنان ، وسائل الشیعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۰ .</ref>
  
 
== فصل دوم : اجیر شدن ، ننگ نیست ==
 
== فصل دوم : اجیر شدن ، ننگ نیست ==
 
=== قرآن ===
 
=== قرآن ===
«[شعیب] گفت : من مى خواهم یکى از این دو دختر خود را به همسرىِ تو در آورم ، به این [شرط] که هشت سال براى من کار کنى ، و اگر ده سال را تمام گردانى ، اختیار با توست . و نمى خواهم بر تو سخت بگیرم . إن شاء اللّه ، مرا از درستکاران خواهى یافت» .<br/>
+
«[شعیب] گفت : من می‌خواهم یکی از این دو دختر خود را به همسریِ تو در آورم ، به این [شرط] که هشت سال برای من کار کنی ، و اگر ده سال را تمام گردانی ، اختیار با توست . و نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم . إن شاء اللّه ، مرا از درستکاران خواهی یافت» .<br/>
 
=== حدیث ===
 
=== حدیث ===
۲.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :موسى علیه السلام هشت یا ده سال ، خود را اجیر کرد ، براى پاک دامنى (ازدواج با دختر شعیب) و سیر کردن شکمش.<br/>
+
۲.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :موسی علیه السلام هشت یا ده سال ، خود را اجیر کرد ، برای پاک دامنی (ازدواج با دختر شعیب) و سیر کردن شکمش.<br/>
۳.امام کاظم علیه السلامـ در پاسخ سؤال محمّد بن سنان در باره اجیر شدن ـ :خوب است . عیبى ندارد ، اگر اندازه توانش را در نظر بگیرد . موسى علیه السلام خودش را اجیر کرد و با او شرط شد و [شعیب] گفت : «اگر خواستى ، هشت [سال ]و اگر خواستى ، ده [سال برایم کار کن]» . خداوند عز و جل در این باره فرموده است : «[به این شرط] که هشت سال براى من کار کنى ، و اگر ده سال را تمام گردانى ، اختیار با توست» .<br/>
+
۳.امام کاظم علیه السلامـ در پاسخ سؤال محمّد بن سنان در باره اجیر شدن ـ :خوب است . عیبی ندارد ، اگر اندازه توانش را در نظر بگیرد . موسی علیه السلام خودش را اجیر کرد و با او شرط شد و [شعیب] گفت : «اگر خواستی ، هشت [سال ]و اگر خواستی ، ده [سال برایم کار کن]» . خداوند عز و جل در این باره فرموده است : «[به این شرط] که هشت سال برای من کار کنی ، و اگر ده سال را تمام گردانی ، اختیار با توست» .<br/>
.رسول اللّه صلى الله علیه و آله :آجَرتُ نَفسی مِن خَدیجَةَ سَفرَتَینِ بِقَلوصٍ <ref>القَلُوص من الإبل : بمنزلة الجارية من النساء ، وهي الشابّة (المصباح المنير : ص ۵۱۳ «قَلَصَ») .</ref><ref>السنن الكبرى : ج ۶ ص ۱۹۵ ح ۱۱۶۴۲ عن أبي محمّد ، دلائل النبوّة للبيهقي : ج ۲ ص ۶۶ ، السيرة النبويّة لابن كثير : ج ۱ ص ۲۶۶ كلاهما عن جابر بن عبد اللّه ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۶ ح ۹۱۲۳ .</ref>
+
.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :آجَرتُ نَفسی مِن خَدیجَةَ سَفرَتَینِ بِقَلوصٍ <ref>القَلُوص من الإبل : بمنزلة الجاریة من النساء ، وهی الشابّة (المصباح المنیر : ص ۵۱۳ «قَلَصَ») .</ref><ref>السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۵ ح ۱۱۶۴۲ عن أبی محمّد ، دلائل النبوّة للبیهقی : ج ۲ ص ۶۶ ، السیرة النبویّة لابن کثیر : ج ۱ ص ۲۶۶ کلاهما عن جابر بن عبد اللّه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۶ ح ۹۱۲۳ .</ref>
۵.الإمام علیّ علیه السلام :خَرَجتُ فی یَومٍ شاتٍ مِن بَیتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله ، وَقَد أخَذتُ إهاباً <ref>الإهاب: الجِلد ما لم يُدبَغ (الصحاح : ج ۱ ص ۸۹ «أهب») .</ref> مَعطونا <ref>في الطبعة المعتمدة : «معطوباً» وهو ضعيف ، والصحيح من طبعة دار الفكر والمعطون : المنتن المتمزق الشعر ، يقال عطن الجلد فهو عطن ومعطون إذا فرق شعره وانتن في الدباغ (النهاية : ج ۳ ص ۲۵۹ «عطن»).</ref>، فَحَوَّلتُ وَسَطَهُ فَأَدخَلتُهُ عُنُقی ، وشَدَدتُ وَسَطی فَحَزَمتُهُ بِخوصِ النَّخلِ ، وإنّی لَشَدیدُ الجوعِ ، وَلَو کانَ فی بَیتِ رَسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله طَعامٌ لطَعِمتُ مِنهُ .<br/>
+
۵.الإمام علیّ علیه السلام :خَرَجتُ فی یَومٍ شاتٍ مِن بَیتِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَقَد أخَذتُ إهاباً <ref>الإهاب: الجِلد ما لم یُدبَغ (الصحاح : ج ۱ ص ۸۹ «أهب») .</ref> مَعطونا <ref>فی الطبعة المعتمدة : «معطوباً» وهو ضعیف ، والصحیح من طبعة دار الفکر والمعطون : المنتن المتمزق الشعر ، یقال عطن الجلد فهو عطن ومعطون إذا فرق شعره وانتن فی الدباغ (النهایة : ج ۳ ص ۲۵۹ «عطن»).</ref>، فَحَوَّلتُ وَسَطَهُ فَأَدخَلتُهُ عُنُقی ، وشَدَدتُ وَسَطی فَحَزَمتُهُ بِخوصِ النَّخلِ ، وإنّی لَشَدیدُ الجوعِ ، وَلَو کانَ فی بَیتِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله طَعامٌ لطَعِمتُ مِنهُ .<br/>
فَخَرَجتُ ألتَمِسُ شَیئاً ، فَمَرَرتُ بِیَهودِیٍّ فی مالٍ لَهُ وهُوَ یَسقی بِبَکرَةٍ <ref>البَكرُ : الفَتِيّ من الإبل ، والبَكرَةُ الاُنثى (المصباح المنير : ص ۵۹ «بكر») .</ref>لَهُ ، فَاطَّلَعتُ عَلَیهِ مِن ثُلمَةٍ فِی الحائِطِ ، فَقالَ : ما لَکَ یا أعرابِیُّ؟ هَل لَکَ فی کُلِّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ؟<br/>
+
فَخَرَجتُ ألتَمِسُ شَیئاً ، فَمَرَرتُ بِیَهودِیٍّ فی مالٍ لَهُ وهُوَ یَسقی بِبَکرَةٍ <ref>البَکرُ : الفَتِیّ من الإبل ، والبَکرَةُ الاُنثی (المصباح المنیر : ص ۵۹ «بکر») .</ref>لَهُ ، فَاطَّلَعتُ عَلَیهِ مِن ثُلمَةٍ فِی الحائِطِ ، فَقالَ : ما لَکَ یا أعرابِیُّ؟ هَل لَکَ فی کُلِّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ؟<br/>
قُلتُ : نَعَم ، فَافتَحِ البابَ حَتّى أدخُلَ ، فَفَتَحَ فَدَخَلتُ فَأَعطانی دَلوَهُ ، فَکُلَّما نَزَعتُ دَلواً أعطانی تَمرَةً حَتّى إذَا امتَلَأت کَفّی أرسَلتُ دَلوَهُ وقُلتُ : حَسبی .<br/>
+
قُلتُ : نَعَم ، فَافتَحِ البابَ حَتّی أدخُلَ ، فَفَتَحَ فَدَخَلتُ فَأَعطانی دَلوَهُ ، فَکُلَّما نَزَعتُ دَلواً أعطانی تَمرَةً حَتّی إذَا امتَلَأت کَفّی أرسَلتُ دَلوَهُ وقُلتُ : حَسبی .<br/>
فَأَکَلتُها ، ثُمَّ جَرَعتُ مِنَ الماءِ فَشَرِبتُ ، ثُمَّ جِئتُ المَسجِدَ فَوَجَدتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله فیهِ . <ref>سنن الترمذي : ج ۴ ص ۶۴۵ ح ۲۴۷۳ عن محمّد بن كعب القرظي ، مسند أبي يعلى : ج ۱ ص ۲۶۲ ح ۴۹۸ عن زيد بن رومان القرظي نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۶۱۶ ح ۱۷۱۱۰ .</ref>
+
فَأَکَلتُها ، ثُمَّ جَرَعتُ مِنَ الماءِ فَشَرِبتُ ، ثُمَّ جِئتُ المَسجِدَ فَوَجَدتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فیهِ . <ref>سنن الترمذی : ج ۴ ص ۶۴۵ ح ۲۴۷۳ عن محمّد بن کعب القرظی ، مسند أبی یعلی : ج ۱ ص ۲۶۲ ح ۴۹۸ عن زید بن رومان القرظی نحوه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۱۶ ح ۱۷۱۱۰ .</ref>
۶.سنن ابن ماجة عن ابن عبّاس :أصابَ نَبِیَّ اللّهِ صلى الله علیه و آله خَصاصَةٌ <ref>لخَصاصَة : الجوع والضَّعف. وأصلها الفقر والحاجة إلى الشيء (النهاية : ج ۲ ص ۳۷ «خصص»).</ref>فَبَلَغَ ذلِکَ عَلِیّا علیه السلام ، فَخَرَجَ یَلتَمِسُ عَمَلاً یُصیبُ فیهِ شَیئا لِیُقیتَ <ref>يقال : أقاتَه يُقِيته : إذا أعطاه قُوتَه (النهاية : ج ۴ ص ۱۱۸ «قوت»).</ref>بِهِ رَسولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله ، فَأَتى بُستانا لِرَجُلٍ مِنَ الیَهودِ فَاستَقى لَهُ سَبعَةَ عَشَرَ دَلوا ؛ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ ، فَخَیَّرَهُ الیَهودِیُّ مِن تَمرِهِ سَبعَ عَشَرَةَ عَجوَةً <ref>العَجْوَة : هو نوع من تمر المدينة أكبر من الصَّيحاني ، يضرب إلى السواد (النهاية : ج ۳ ص ۱۸۸ «عجا»).</ref>، فَجاءَ بِها إلى نَبِیِّ اللّهِ صلى الله علیه و آله . <ref>سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۸ ح ۲۴۴۶ ، السنن الكبرى : ج ۶ ص ۱۹۷ ح ۱۱۶۴۹ ، تاريخ دمشق : ج ۶ ص ۳۸۵ ح ۱۵۶۵ نحوه ، كنز العمّال : ج ۶ ص ۶۱۸ ح ۱۷۱۱۱ ؛ المناقب للكوفي : ج ۲ ص ۵۸۶ ح ۱۰۹۷ نحوه .</ref>
+
۶.سنن ابن ماجة عن ابن عبّاس :أصابَ نَبِیَّ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَصاصَةٌ <ref>لخَصاصَة : الجوع والضَّعف. وأصلها الفقر والحاجة إلی الشیء (النهایة : ج ۲ ص ۳۷ «خصص»).</ref>فَبَلَغَ ذلِکَ عَلِیّا علیه السلام ، فَخَرَجَ یَلتَمِسُ عَمَلاً یُصیبُ فیهِ شَیئا لِیُقیتَ <ref>یقال : أقاتَه یُقِیته : إذا أعطاه قُوتَه (النهایة : ج ۴ ص ۱۱۸ «قوت»).</ref>بِهِ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَأَتی بُستانا لِرَجُلٍ مِنَ الیَهودِ فَاستَقی لَهُ سَبعَةَ عَشَرَ دَلوا ؛ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ ، فَخَیَّرَهُ الیَهودِیُّ مِن تَمرِهِ سَبعَ عَشَرَةَ عَجوَةً <ref>العَجْوَة : هو نوع من تمر المدینة أکبر من الصَّیحانی ، یضرب إلی السواد (النهایة : ج ۳ ص ۱۸۸ «عجا»).</ref>، فَجاءَ بِها إلی نَبِیِّ اللّهِ صلی الله علیه و آله . <ref>سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۸ ح ۲۴۴۶ ، السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۷ ح ۱۱۶۴۹ ، تاریخ دمشق : ج ۶ ص ۳۸۵ ح ۱۵۶۵ نحوه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۱۸ ح ۱۷۱۱۱ ؛ المناقب للکوفی : ج ۲ ص ۵۸۶ ح ۱۰۹۷ نحوه .</ref>
.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :من در دو سفر ، خود را در مقابل دریافت یک ماده شتر جوان ، اجیر خدیجه کردم [و براى او به سفر تجارت رفتم].<br/>
+
.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :من در دو سفر ، خود را در مقابل دریافت یک ماده شتر جوان ، اجیر خدیجه کردم [و برای او به سفر تجارت رفتم].<br/>
۵.امام على علیه السلام :در یک روز زمستانى ، از خانه پیامبر خدا خارج شدم و پوست فرسوده اى با خود برداشتم و وسط آن را شکافتم و از گردنم رد کردم و میان آن را با برگ درخت خرما به کمرم بستم . سخت گرسنه بودم و اگر در خانه پیامبر خدا غذایى بود ، حتما از آن مى خوردم [ ؛ امّا چیزى نبود که با آن ، سدّ جوع کنم] .<br/>
+
۵.امام علی علیه السلام :در یک روز زمستانی ، از خانه پیامبر خدا خارج شدم و پوست فرسوده‌ای با خود برداشتم و وسط آن را شکافتم و از گردنم رد کردم و میان آن را با برگ درخت خرما به کمرم بستم . سخت گرسنه بودم و اگر در خانه پیامبر خدا غذایی بود ، حتما از آن می‌خوردم [ ؛ امّا چیزی نبود که با آن ، سدّ جوع کنم] .<br/>
پس در پى به دست آوردن چیزى بیرون رفتم . در راه ، از مِلک یک یهودى گذشتم که با ماده اشتر جوانش آب مى کشید . از شکاف دیوار نگاهش کردم . گفت : چه مى خواهى ، اى اعرابى؟ آیا حاضرى در مقابلِ [کشیدن ]هر دلو آب ، یک دانه خرما بگیرى؟<br/>
+
پس در پی به دست آوردن چیزی بیرون رفتم . در راه ، از مِلک یک یهودی گذشتم که با ماده اشتر جوانش آب می‌کشید . از شکاف دیوار نگاهش کردم . گفت : چه می‌خواهی ، ای اعرابی؟ آیا حاضری در مقابلِ [کشیدن ]هر دلو آب ، یک دانه خرما بگیری؟<br/>
گفتم : آرى . در را باز کن تا داخل شوم .<br/>
+
گفتم : آری . در را باز کن تا داخل شوم .<br/>
او در را باز کرد و من داخل شدم . دلوَش را به من داد . هر یک دلو آبى که مى کشیدم ، یک دانه خرما به من مى داد ، تا وقتى که مُشتم پر شد . دلوش را گذاشتم و گفتم : مرا بس است . خرماها را خوردم و سپس قدرى آب نوشیدم و آن گاه به مسجد آمدم . دیدم پیامبر خدا در مسجد است.<br/>
+
او در را باز کرد و من داخل شدم . دلوَش را به من داد . هر یک دلو آبی که می‌کشیدم ، یک دانه خرما به من می‌داد ، تا وقتی که مُشتم پر شد . دلوش را گذاشتم و گفتم : مرا بس است . خرماها را خوردم و سپس قدری آب نوشیدم و آن گاه به مسجد آمدم . دیدم پیامبر خدا در مسجد است.<br/>
۶.سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن عبّاس ـ :پیامبر خدا را گرسنگى و ضعف گرفت . خبر به على علیه السلام رسید . پس در جستجوى کارى بیرون رفت تا چیزى به کف آورد و به
+
۶.سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن عبّاس ـ :پیامبر خدا را گرسنگی و ضعف گرفت . خبر به علی علیه السلام رسید . پس در جستجوی کاری بیرون رفت تا چیزی به کف آورد و به
 
پیامبر خدا بخوراند .<br/>
 
پیامبر خدا بخوراند .<br/>
او به باغ مردى یهودى آمد و هفده دلو آب برایش کشید ، به ازاى هر دلو آب ، یک دانه خرما . مرد یهودى به وى اختیار داد که هفده دانه از خرماى عَجْوه ۱ بردارد . على علیه السلام خرماها را گرفت و براى پیامبر خدا برد.<br/>
+
او به باغ مردی یهودی آمد و هفده دلو آب برایش کشید ، به ازای هر دلو آب ، یک دانه خرما . مرد یهودی به وی اختیار داد که هفده دانه از خرمای عَجْوه ۱ بردارد . علی علیه السلام خرماها را گرفت و برای پیامبر خدا برد.<br/>
7.الإمام الصادق علیه السلام :ذَهَبَ عَلِیٌّ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام فَآجَرَ نَفسَهُ عَلى أن یَستَقِیَ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ یَختارُها ، فَجَمَعَ تَمرا فَأَتى بِهِ النَّبِیَّ صلى الله علیه و آله وعَبدُ الرَّحمنِ بنِ عَوفٍ عَلَى البابِ ، فَلَمَزَهُ ـ أی وَقَعَ فیهِ ـ فَاُنزِلَت هذِهِ الآیَةُ : «الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِى الصَّدَقَاتِ» إلى قَولِهِ : «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ » <ref>التوبة : ۷۹ ـ ۸۰ .</ref><ref>تفسير العيّاشي : ج ۲ ص ۱۰۱ ح ۹۳ ، مستدرك الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۸ ح ۱۶۰۱۵ نقلاً عن أحمد بن محمّد السياري في كتاب التنزيل والتحريف نحوه وكلاهما عن أبي الجارود ، بحار الأنوار : ج ۳۸ ص ۳۰۶ ح ۶ .</ref>
+
7.الإمام الصادق علیه السلام :ذَهَبَ عَلِیٌّ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام فَآجَرَ نَفسَهُ عَلی أن یَستَقِیَ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ یَختارُها ، فَجَمَعَ تَمرا فَأَتی بِهِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وعَبدُ الرَّحمنِ بنِ عَوفٍ عَلَی البابِ ، فَلَمَزَهُ ـ أی وَقَعَ فیهِ ـ فَاُنزِلَت هذِهِ الآیَةُ : «الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ» إلی قَولِهِ : «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ » <ref>التوبة : ۷۹ ـ ۸۰ .</ref><ref>تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۱۰۱ ح ۹۳ ، مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۸ ح ۱۶۰۱۵ نقلاً عن أحمد بن محمّد السیاری فی کتاب التنزیل والتحریف نحوه وکلاهما عن أبی الجارود ، بحار الأنوار : ج ۳۸ ص ۳۰۶ ح ۶ .</ref>
۸.عوالی اللآلی :فِی الحَدیثِ أنَّ عَلِیّا علیه السلام آجَرَ نَفسَهُ مِن یَهودِیٍّ لِیَستَقِیَ الماءَ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ ، وجَمَعَ التَّمَراتِ وحَمَلَهُ إلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه و آله فَأَکَلَ مِنهُ . <ref>عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۴ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۲ ص ۱۲۵ عن محمّد بن كعب القرطبي نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۳۹ ح ۱۷ ؛ سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۸ ح ۲۴۴۶ عن ابن عبّاس نحوه .</ref>
+
۸.عوالی اللآلی :فِی الحَدیثِ أنَّ عَلِیّا علیه السلام آجَرَ نَفسَهُ مِن یَهودِیٍّ لِیَستَقِیَ الماءَ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ ، وجَمَعَ التَّمَراتِ وحَمَلَهُ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَأَکَلَ مِنهُ . <ref>عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۴ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۲ ص ۱۲۵ عن محمّد بن کعب القرطبی نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۳۹ ح ۱۷ ؛ سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۸ ح ۲۴۴۶ عن ابن عبّاس نحوه .</ref>
.امام صادق علیه السلام :امیر مؤمنان على علیه السلام رفت و خودش را اجیر کرد که در مقابل کشیدن هر سطل آب ، یک دانه خرما بگیرد و نوع خرما را خودش انتخاب کند . پس بدین وسیله مقدارى خرما فراهم آورد و آنها را براى پیامبر صلى الله علیه و آله برد .<br/>
+
.امام صادق علیه السلام :امیر مؤمنان علی علیه السلام رفت و خودش را اجیر کرد که در مقابل کشیدن هر سطل آب ، یک دانه خرما بگیرد و نوع خرما را خودش انتخاب کند . پس بدین وسیله مقداری خرما فراهم آورد و آنها را برای پیامبر صلی الله علیه و آله برد .<br/>
عبد الرحمان بن عوف که جلوى در [ ـِ خانه پیامبر خدا] ایستاده بود ، بر وى خرده گرفت . پس این آیات ، نازل شد : «آنان که بر مؤمنانى که صدقه داوطلبانه مى دهند ، خرده مى گیرند» تا «براى آنان ، آمرزش بخواهى یا برایِشان آمرزش نخواهى ، [یکسان است ، و حتّى] اگر هفتاد بار برایِشان آمرزش بخواهى ، هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید» . <ref>ترجمه كامل اين دو آيه چنين است : «آنان كه بر مؤمنانى كه صدقه داوطلبانه مى دهند ، خُرده مى گيرند و [نيز] بر كسانى كه [در انفاق،] جز به اندازه توانشان نمى يابند ، براى آنان ، آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى ، [يكسان است ، و حتّى] اگر هفتاد بار برايِشان آمرزش بخواهى ، هرگز خدا آنان را خواهد آمرزيد» .</ref>
+
عبد الرحمان بن عوف که جلوی در [ ـِ خانه پیامبر خدا] ایستاده بود ، بر وی خرده گرفت . پس این آیات ، نازل شد : «آنان که بر مؤمنانی که صدقه داوطلبانه می‌دهند ، خرده می‌گیرند» تا «برای آنان ، آمرزش بخواهی یا برایِشان آمرزش نخواهی ، [یکسان است ، و حتّی] اگر هفتاد بار برایِشان آمرزش بخواهی ، هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید» . <ref>ترجمه کامل این دو آیه چنین است : «آنان که بر مؤمنانی که صدقه داوطلبانه می‌دهند ، خُرده می‌گیرند و [نیز] بر کسانی که [در انفاق،] جز به اندازه توانشان نمی‌یابند ، برای آنان ، آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی ، [یکسان است ، و حتّی] اگر هفتاد بار برایِشان آمرزش بخواهی ، هرگز خدا آنان را خواهد آمرزید» .</ref>
۸.عوالى اللآلى :در حدیث آمده است که على علیه السلام خود را اجیر یک نفر یهودى کرد که برایش آب بکشد و در مقابل هر دلو آب ، یک دانه خرما بستاند . او خرماها را جمع کرد و براى پیامبر صلى الله علیه و آله برد و پیامبر صلى الله علیه و آله از آن خرماها تناول نمود.<br/>
+
۸.عوالی اللآلی :در حدیث آمده است که علی علیه السلام خود را اجیر یک نفر یهودی کرد که برایش آب بکشد و در مقابل هر دلو آب ، یک دانه خرما بستاند . او خرماها را جمع کرد و برای پیامبر صلی الله علیه و آله برد و پیامبر صلی الله علیه و آله از آن خرماها تناول نمود.<br/>
  
 
== الفصل الثالث : الاستقلال فی العمل أفضل من الإجارة ==
 
== الفصل الثالث : الاستقلال فی العمل أفضل من الإجارة ==
 
۹.الکافی عن عمّار الساباطی :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : الرَّجُلُ یَتَّجِرُ فَإِن هُوَ آجَرَ نَفسَهُ اُعطِیَ ما یُصیبُ فی تِجارَتِهِ؟<br/>
 
۹.الکافی عن عمّار الساباطی :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : الرَّجُلُ یَتَّجِرُ فَإِن هُوَ آجَرَ نَفسَهُ اُعطِیَ ما یُصیبُ فی تِجارَتِهِ؟<br/>
فَقالَ : لا یُؤاجِرُ نَفسَهُ ولکِن یَستَرزِقُ اللّهَ عز و جل ویَتَّجِرُ ؛ فَإِنَّهُ إذا آجَرَ نَفسَهُ حَظَرَ <ref>حَظَر الشيء وعَلَيه : مَنَعَه (القاموس المحيط: ج ۲ ص ۱۱ «حظر») .</ref>عَلى نَفسِهِ الرِّزقَ . <ref>الكافي : ج ۵ ص ۹۰ ح ۳ ، تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۳۵۳ ح ۱۰۰۲ ، كتاب من لايحضره الفقيه : ج ۳ ص ۱۷۴ ح ۳۶۵۶ ، عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۶ كلاهما بزيادة «أكثر من» بعد «اُعطِيَ» ، وسائل الشيعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۱ .</ref>
+
فَقالَ : لا یُؤاجِرُ نَفسَهُ ولکِن یَستَرزِقُ اللّهَ عز و جل ویَتَّجِرُ ؛ فَإِنَّهُ إذا آجَرَ نَفسَهُ حَظَرَ <ref>حَظَر الشیء وعَلَیه : مَنَعَه (القاموس المحیط: ج ۲ ص ۱۱ «حظر») .</ref>عَلی نَفسِهِ الرِّزقَ . <ref>الکافی : ج ۵ ص ۹۰ ح ۳ ، تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۳۵۳ ح ۱۰۰۲ ، کتاب من لایحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۴ ح ۳۶۵۶ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۶ کلاهما بزیادة «أکثر من» بعد «اُعطِیَ» ، وسائل الشیعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۱ .</ref>
۱۰.الکافی عن المفضّل بن عمر :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ : مَن آجَرَ نَفسَهُ فَقَد حَظَرَ عَلى نَفسِهِ الرِّزقَ .<br/>
+
۱۰.الکافی عن المفضّل بن عمر :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ : مَن آجَرَ نَفسَهُ فَقَد حَظَرَ عَلی نَفسِهِ الرِّزقَ .<br/>
وفی روایة اُخرى : وکَیفَ لا یَحظُرُهُ وما أصابَ فیهِ فَهُوَ لِرَبِّهِ الّذی آجَرَهُ؟! <ref>الكافي : ج ۵ ص ۹۰ ح ۱ ، كتاب من لايحضره الفقيه : ج ۳ ص ۱۷۴ ح ۳۶۵۷ عن عبد اللّه بن محمّد الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلام ، وسائل الشيعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۲ .</ref>
+
وفی روایة اُخری : وکَیفَ لا یَحظُرُهُ وما أصابَ فیهِ فَهُوَ لِرَبِّهِ الّذی آجَرَهُ؟! <ref>الکافی : ج ۵ ص ۹۰ ح ۱ ، کتاب من لایحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۴ ح ۳۶۵۷ عن عبد اللّه بن محمّد الجعفی عن الإمام الباقر علیه السلام ، وسائل الشیعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۲ .</ref>
  
 
== فصل سوم : کار آزاد ، بهتر از اجیر شدن است ==
 
== فصل سوم : کار آزاد ، بهتر از اجیر شدن است ==
۹.الکافىـ به نقل از عمّار ساباطى ـ :به امام صادق علیه السلام گفتم : انسان [مى تواند خودش ]تجارت کند ، و اگر خودش را اجیر کند (براى دیگرى کارگرى نماید) نیز همان مقدارى که از تجارت خودش به دست مى آورد ، به او داده مى شود [ . آیا خودش تجارت کند یا اجیر دیگرى شود؟] .<br/>
+
۹.الکافیـ به نقل از عمّار ساباطی ـ :به امام صادق علیه السلام گفتم : انسان [می‌تواند خودش ]تجارت کند ، و اگر خودش را اجیر کند (برای دیگری کارگری نماید) نیز همان مقداری که از تجارت خودش به دست می‌آورد ، به او داده می‌شود [ . آیا خودش تجارت کند یا اجیر دیگری شود؟] .<br/>
امام علیه السلام فرمود : «خودش را اجیر نکند ؛ بلکه از خداوند عز و جل طلب روزى کند و به تجارتْ دست بزند ؛ زیرا هر گاه خودش را اجیر کند ، مانع روزىِ [بیشتر] خود شده است» .<br/>
+
امام علیه السلام فرمود : «خودش را اجیر نکند ؛ بلکه از خداوند عز و جل طلب روزی کند و به تجارتْ دست بزند ؛ زیرا هر گاه خودش را اجیر کند ، مانع روزیِ [بیشتر] خود شده است» .<br/>
۱۰.الکافىـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ :از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرماید : «هر کس خود را اجیر کند ، روزى را از خویشتن باز داشته است» .<br/>
+
۱۰.الکافیـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ :از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرماید : «هر کس خود را اجیر کند ، روزی را از خویشتن باز داشته است» .<br/>
در روایت دیگرى آمده است : «[انسان ،] چگونه آن (روزى) را باز نمى دارد ، در حالى که آنچه [از سود تجارت] به او مى رسد ، از آنِ کارفرماى اوست که وى را اجیر کرده است؟!» .<br/>
+
در روایت دیگری آمده است : «[انسان ،] چگونه آن (روزی) را باز نمی‌دارد ، در حالی که آنچه [از سود تجارت] به او می‌رسد ، از آنِ کارفرمای اوست که وی را اجیر کرده است؟!» .<br/>
  
 
== الفصل الرابع : میزان حلّیّة الإجارة وحرمتها ==
 
== الفصل الرابع : میزان حلّیّة الإجارة وحرمتها ==
سطر ۱۲۵: سطر ۱۲۵:
 
فَقالَ لَهُ : أ کُلُّ هؤُلاءِ الأَربَعَةِ الأَجناسِ حَلالٌ ، أو کُلُّها حَرامٌ ، أو بَعضُها حَلالٌ وبَعضُها حَرامٌ ؟<br/>
 
فَقالَ لَهُ : أ کُلُّ هؤُلاءِ الأَربَعَةِ الأَجناسِ حَلالٌ ، أو کُلُّها حَرامٌ ، أو بَعضُها حَلالٌ وبَعضُها حَرامٌ ؟<br/>
 
فَقالَ علیه السلام : قَد یَکونُ فی هؤلاءِ الأَجناسِ الأَربَعَةِ حَلالٌ مِن جِهَةٍ حَرامٌ مِن جِهَةٍ ، وهذِهِ الأَجناسُ مُسَمَّیاتٌ مَعروفاتُ الجِهاتِ .<br/>
 
فَقالَ علیه السلام : قَد یَکونُ فی هؤلاءِ الأَجناسِ الأَربَعَةِ حَلالٌ مِن جِهَةٍ حَرامٌ مِن جِهَةٍ ، وهذِهِ الأَجناسُ مُسَمَّیاتٌ مَعروفاتُ الجِهاتِ .<br/>
فَأَوَّلُ هذِهِ الجِهاتِ الأَربَعَةِ الوِلایَةُ وتَولِیَةُ بَعضِهِم عَلى بَعضٍ ؛ فَالأَوَّلُ وِلایَةُ الوُلاةِ ، ووُلاةِ الوُلاةِ إلى أدناهُم بابا مِن أبوابِ الوِلایَةِ عَلى مَن هُوَ والٍ عَلَیهِ ، ثُمَّ التِّجارَةُ فی جَمیعِ البَیعِ والشِّراءِ بَعضُهُم مِن بَعضٍ ، ثُمَّ الصَّناعاتُ فی جَمیعِ صُنوفِها، ثُمَّ الإِجاراتُ فی کُلِّ ما یُحتاجُ إلَیهِ مِنَ الإِجاراتِ... وأمّا تَفسیرُ الإجاراتِ : فَإِجارَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ أو ما یَملِکُ أو یَلی أمرَهُ مِن قَرابَتِهِ أو دابَّتِهِ أو ثَوبِهِ بِوَجهِ الحَلالِ مِن جِهاتِ الإِجاراتِ ، أن یُؤجِرَ نَفسَهُ أو دارَهُ أو أرضَهُ أو شَیئا یَملِکُهُ فیما یُنتَفَعُ بِهِ مِن وُجوهِ المَنافِعِ ، أوِ العَمَلِ بِنَفسِهِ ووَلَدِهِ ومَملوکِهِ أو أجیرِهِ مِن غَیرِ أن یَکونَ وَکیلاً لِلوالی أو والِیا لِلوالی ، فَلا بَأسَ أن یَکونَ أجیرا یُؤجِرَ نَفسَهُ أو وَلَدَهُ أو قَرابَتَهُ أو مِلکَهُ أو وَکیلَهُ فی إجارَتِهِ ؛ لِأَ نَّهُم وُکَلاءُ الأَجیرِ مِن عِندِهِ لَیسَ هُم بِوُلاةِ الوالی ، نَظیرُ الحَمّالِ الَّذی یَحمِلُ شَیئا بِشَیءٍ مَعلومٍ إلى مَوضِعٍ مَعلومٍ ، فَیَحمِلُ ذلِکَ الشَّیءَ الَّذی یَجوزُ لَهُ حَملُهُ بِنَفسِهِ أو بِمِلکِهِ أو دابَّتِهِ ، أو یُؤاجِرُ نَفسَهُ فی عَمَلٍ یَعمَلُ ذلِکَ العَمَلَ بِنَفسِهِ أو بِمَملوکِهِ أو قَرابَتِهِ أو بِأَجیرٍ مِن قِبَلِهِ . فَهذِهِ وُجوهٌ مِن وُجوهِ الإِجاراتِ حَلالٌ لِمَن کانَ مِنَ النّاسِ مَلِکا أو سوقَةً <ref>.السُّوقة ـ بالضمّ ـ : الرعيّة ومَن دون الملك (النهاية : ج ۲ ص ۴۲۴ «سوق» ) .</ref> أو کافِرا أو مُؤمِنا ، فَحَلالٌ إجارَتُهُ وحَلالٌ کَسبُهُ مِن هذِهِ الوُجوهِ .<br/>
+
فَأَوَّلُ هذِهِ الجِهاتِ الأَربَعَةِ الوِلایَةُ وتَولِیَةُ بَعضِهِم عَلی بَعضٍ ؛ فَالأَوَّلُ وِلایَةُ الوُلاةِ ، ووُلاةِ الوُلاةِ إلی أدناهُم بابا مِن أبوابِ الوِلایَةِ عَلی مَن هُوَ والٍ عَلَیهِ ، ثُمَّ التِّجارَةُ فی جَمیعِ البَیعِ والشِّراءِ بَعضُهُم مِن بَعضٍ ، ثُمَّ الصَّناعاتُ فی جَمیعِ صُنوفِها، ثُمَّ الإِجاراتُ فی کُلِّ ما یُحتاجُ إلَیهِ مِنَ الإِجاراتِ... وأمّا تَفسیرُ الإجاراتِ : فَإِجارَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ أو ما یَملِکُ أو یَلی أمرَهُ مِن قَرابَتِهِ أو دابَّتِهِ أو ثَوبِهِ بِوَجهِ الحَلالِ مِن جِهاتِ الإِجاراتِ ، أن یُؤجِرَ نَفسَهُ أو دارَهُ أو أرضَهُ أو شَیئا یَملِکُهُ فیما یُنتَفَعُ بِهِ مِن وُجوهِ المَنافِعِ ، أوِ العَمَلِ بِنَفسِهِ ووَلَدِهِ ومَملوکِهِ أو أجیرِهِ مِن غَیرِ أن یَکونَ وَکیلاً لِلوالی أو والِیا لِلوالی ، فَلا بَأسَ أن یَکونَ أجیرا یُؤجِرَ نَفسَهُ أو وَلَدَهُ أو قَرابَتَهُ أو مِلکَهُ أو وَکیلَهُ فی إجارَتِهِ ؛ لِأَ نَّهُم وُکَلاءُ الأَجیرِ مِن عِندِهِ لَیسَ هُم بِوُلاةِ الوالی ، نَظیرُ الحَمّالِ الَّذی یَحمِلُ شَیئا بِشَیءٍ مَعلومٍ إلی مَوضِعٍ مَعلومٍ ، فَیَحمِلُ ذلِکَ الشَّیءَ الَّذی یَجوزُ لَهُ حَملُهُ بِنَفسِهِ أو بِمِلکِهِ أو دابَّتِهِ ، أو یُؤاجِرُ نَفسَهُ فی عَمَلٍ یَعمَلُ ذلِکَ العَمَلَ بِنَفسِهِ أو بِمَملوکِهِ أو قَرابَتِهِ أو بِأَجیرٍ مِن قِبَلِهِ . فَهذِهِ وُجوهٌ مِن وُجوهِ الإِجاراتِ حَلالٌ لِمَن کانَ مِنَ النّاسِ مَلِکا أو سوقَةً <ref>.السُّوقة ـ بالضمّ ـ : الرعیّة ومَن دون الملک (النهایة : ج ۲ ص ۴۲۴ «سوق» ) .</ref> أو کافِرا أو مُؤمِنا ، فَحَلالٌ إجارَتُهُ وحَلالٌ کَسبُهُ مِن هذِهِ الوُجوهِ .<br/>
فَأَمّا وُجوهُ الحَرامِ مِن وُجوهِ الإِجارَةِ نَظیرُ أن یُؤاجِرَ نَفسَهُ عَلى حَملِ ما یَحرُمُ عَلَیهِ أکلُهُ أو شُربُهُ أو لُبسُهُ ، أو یُؤاجِرَ نَفسَهُ فی صَنعَةِ ذلِکَ الشَّیءِ أو حِفظِهِ أو لُبسِهِ ، أو یُؤاجِرَ نَفسَهُ فی هَدمِ المَساجِدِ ضِرارا أو قَتلِ النَّفسِ بِغَیرِ حِلٍّ ، أو حَملِ التَّصاویرِ وَالأَصنامِ وَالمَزامیرِ وَالبَرابِطِ <ref>البَرْبَط : مَلهاة تُشبه العُود ، وهو فارسي معرّب (النهاية : ج ۱ ص ۱۱۲ «بربط» ).</ref>وَالخَمرِ وَالخَنازیرِ وَالمَیتَةِ وَالدَّمِ ، أو شَیءٍ مِن وُجوهِ الفَسادِ الَّذی کانَ مُحَرَّما عَلَیهِ مِن غَیرِ جِهَةِ الإِجارَةِ فیهِ ، وکُلُّ أمرٍ مَنهِیٍّ عَنهُ مِن جِهَةٍ مِنَ الجِهاتِ فَمُحَرَّمٌ عَلَى الإِنسانِ إِجارَةُ نَفسِهِ فیهِ أو لَهُ أو شَیءٍ مِنهُ أو لَهُ إلّا لِمَنفَعَةِ مَنِ استَأجَرتَهُ ؛ کَالَّذی یَستَأجِرُ الأَجیرَ یَحمِلُ لَهُ المَیتَةَ یُنجیها <ref>نَجَوتُ عنه كذا : ألقَيته (المحيط في اللغة : ج ۷ ص ۱۸۹ «نجو» ).</ref>عَن أذاهُ أو أذى غَیرِهِ وما أشبَهَ ذلِکَ .<br/>
+
فَأَمّا وُجوهُ الحَرامِ مِن وُجوهِ الإِجارَةِ نَظیرُ أن یُؤاجِرَ نَفسَهُ عَلی حَملِ ما یَحرُمُ عَلَیهِ أکلُهُ أو شُربُهُ أو لُبسُهُ ، أو یُؤاجِرَ نَفسَهُ فی صَنعَةِ ذلِکَ الشَّیءِ أو حِفظِهِ أو لُبسِهِ ، أو یُؤاجِرَ نَفسَهُ فی هَدمِ المَساجِدِ ضِرارا أو قَتلِ النَّفسِ بِغَیرِ حِلٍّ ، أو حَملِ التَّصاویرِ وَالأَصنامِ وَالمَزامیرِ وَالبَرابِطِ <ref>البَرْبَط : مَلهاة تُشبه العُود ، وهو فارسی معرّب (النهایة : ج ۱ ص ۱۱۲ «بربط» ).</ref>وَالخَمرِ وَالخَنازیرِ وَالمَیتَةِ وَالدَّمِ ، أو شَیءٍ مِن وُجوهِ الفَسادِ الَّذی کانَ مُحَرَّما عَلَیهِ مِن غَیرِ جِهَةِ الإِجارَةِ فیهِ ، وکُلُّ أمرٍ مَنهِیٍّ عَنهُ مِن جِهَةٍ مِنَ الجِهاتِ فَمُحَرَّمٌ عَلَی الإِنسانِ إِجارَةُ نَفسِهِ فیهِ أو لَهُ أو شَیءٍ مِنهُ أو لَهُ إلّا لِمَنفَعَةِ مَنِ استَأجَرتَهُ ؛ کَالَّذی یَستَأجِرُ الأَجیرَ یَحمِلُ لَهُ المَیتَةَ یُنجیها <ref>نَجَوتُ عنه کذا : ألقَیته (المحیط فی اللغة : ج ۷ ص ۱۸۹ «نجو» ).</ref>عَن أذاهُ أو أذی غَیرِهِ وما أشبَهَ ذلِکَ .<br/>
وَالفَرقُ بَینَ مَعنَى الوِلایَةِ وَالإِجارَةِ ـ وإن کانَ کِلاهُما یَعمَلانِ بِأَجرٍ ـ أنَّ مَعنَى الوِلایَةِ أن یَلِیَ الإِنسانُ لِوالِی الوُلاةِ أو لِوُلاةِ الوُلاةِ فَیَلیَ أمرَ غَیرِهِ فِی التَّولِیَةِ عَلَیهِ وتَسلیطِهِ وجَوازِ أمرِهِ ونَهیِهِ وقِیامِهِ مَقامَ الوَلِیِّ إلَى الرَّئیسِ ، أو مَقامَ وُکَلائِهِ فی أمرِهِ وتَوکیدِهِ فی مَعونَتِهِ وتَسدیدِ وِلایَتِهِ وإن کانَ أدناهُم وِلایَةً ، فَهُوَ والٍ عَلى مَن هُوَ والٍ عَلَیهِ یَجری مَجرَى الوُلاةِ الکِبارِ الَّذینَ یَلونَ وِلایَةَ النّاسِ فی قَتلِهِم مَن قَتَلوا وإظهارِ الجَورِ وَالفَسادِ .<br/>
+
وَالفَرقُ بَینَ مَعنَی الوِلایَةِ وَالإِجارَةِ ـ وإن کانَ کِلاهُما یَعمَلانِ بِأَجرٍ ـ أنَّ مَعنَی الوِلایَةِ أن یَلِیَ الإِنسانُ لِوالِی الوُلاةِ أو لِوُلاةِ الوُلاةِ فَیَلیَ أمرَ غَیرِهِ فِی التَّولِیَةِ عَلَیهِ وتَسلیطِهِ وجَوازِ أمرِهِ ونَهیِهِ وقِیامِهِ مَقامَ الوَلِیِّ إلَی الرَّئیسِ ، أو مَقامَ وُکَلائِهِ فی أمرِهِ وتَوکیدِهِ فی مَعونَتِهِ وتَسدیدِ وِلایَتِهِ وإن کانَ أدناهُم وِلایَةً ، فَهُوَ والٍ عَلی مَن هُوَ والٍ عَلَیهِ یَجری مَجرَی الوُلاةِ الکِبارِ الَّذینَ یَلونَ وِلایَةَ النّاسِ فی قَتلِهِم مَن قَتَلوا وإظهارِ الجَورِ وَالفَسادِ .<br/>
وأمّا مَعنَى الإِجارَةِ فَعَلى ما فَسَّرنا مِن إجارَةِ الإِنسانِ نَفسَهُ أو ما یَملِکُهُ مِن قَبلِ أن یُؤاجِرَ لِشَیءٍ مِن غَیرِهِ ، فَهُوَ یَملِکُ یَمینَهُ ؛ لِأَ نَّهُ [ لا] <ref>الظاهر أنّ «لا» هنا زائدة .</ref>یَلی أمرَ نَفسِهِ وأمرَ ما یَملِکُ قَبلَ أن یُؤاجِرَهُ مِمَّن هُوَ آجَرَهُ . وَالوالی لا یَملِکُ مِن اُمورِ النّاسِ شَیئا إلّا بَعدَما یَلی اُمورَهُم ویَملِکُ تَولِیَتَهُم . وکُلُّ مَن آجَرَ نَفسَهُ أو آجَرَ ما یَملِکُ نَفسَهُ أو یَلی أمرَهُ مِن کافِرٍ أو مُؤمِنٍ أو مَلِکٍ أو سوقَةٍ عَلى ما فَسَّرنا مِمّا تَجوزُ الإِجارَةُ فیهِ فَحَلالٌ مُحَلَّلٌ فِعلُهُ وکَسبُهُ . <ref>تحف العقول : ص ۳۳۱ و۳۳۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۴۶ ح ۱۱ .</ref>
+
وأمّا مَعنَی الإِجارَةِ فَعَلی ما فَسَّرنا مِن إجارَةِ الإِنسانِ نَفسَهُ أو ما یَملِکُهُ مِن قَبلِ أن یُؤاجِرَ لِشَیءٍ مِن غَیرِهِ ، فَهُوَ یَملِکُ یَمینَهُ ؛ لِأَ نَّهُ [ لا] <ref>الظاهر أنّ «لا» هنا زائدة .</ref>یَلی أمرَ نَفسِهِ وأمرَ ما یَملِکُ قَبلَ أن یُؤاجِرَهُ مِمَّن هُوَ آجَرَهُ . وَالوالی لا یَملِکُ مِن اُمورِ النّاسِ شَیئا إلّا بَعدَما یَلی اُمورَهُم ویَملِکُ تَولِیَتَهُم . وکُلُّ مَن آجَرَ نَفسَهُ أو آجَرَ ما یَملِکُ نَفسَهُ أو یَلی أمرَهُ مِن کافِرٍ أو مُؤمِنٍ أو مَلِکٍ أو سوقَةٍ عَلی ما فَسَّرنا مِمّا تَجوزُ الإِجارَةُ فیهِ فَحَلالٌ مُحَلَّلٌ فِعلُهُ وکَسبُهُ . <ref>تحف العقول : ص ۳۳۱ و۳۳۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۴۶ ح ۱۱ .</ref>
  
 
== فصل چهارم : معیار حلال و حرام بودن اجاره ==
 
== فصل چهارم : معیار حلال و حرام بودن اجاره ==
۱۱.تحف العقولـ در بیان حدیثى از امام صادق علیه السلام ـ :پرسنده اى از ایشان پرسید و گفت : راه هاى کسب و کار بندگان [خدا] ـ که در آنها درآمدى به دست بیاورند یا با یکدیگر داد و ستد کنند ـ و راه هاى هزینه کردن ، چند تاست؟<br/>
+
۱۱.تحف العقولـ در بیان حدیثی از امام صادق علیه السلام ـ :پرسنده‌ای از ایشان پرسید و گفت : راه‌های کسب و کار بندگان [خدا] ـ که در آنها درآمدی به دست بیاورند یا با یکدیگر داد و ستد کنند ـ و راه‌های هزینه کردن ، چند تاست؟<br/>
امام علیه السلام فرمود : «تمام راه هاى کسب و کار ، کلّاً ، از انواع داد و ستدها میان آنان که با آنها کسب و کار کنند ، چهار گونه داد و ستد است» .<br/>
+
امام علیه السلام فرمود : «تمام راه‌های کسب و کار ، کلّاً ، از انواع داد و ستدها میان آنان که با آنها کسب و کار کنند ، چهار گونه داد و ستد است» .<br/>
پرسنده گفت : آیا همه این چهار گونه [طریق معیشت] ، حلال است ، یا تمام آنها حرام است و یا برخى شان حلال و برخى شان حرام است؟<br/>
+
پرسنده گفت : آیا همه این چهار گونه [طریق معیشت] ، حلال است ، یا تمام آنها حرام است و یا برخی شان حلال و برخی شان حرام است؟<br/>
امام علیه السلام فرمود : «بسا که در این چهار گونه ، از جهتى حلال و از جهتى دیگر حرام باشد . این چهار گونه ، نام گذارى شده و جهات شناخته شده اى دارند.<br/>
+
امام علیه السلام فرمود : «بسا که در این چهار گونه ، از جهتی حلال و از جهتی دیگر حرام باشد . این چهار گونه ، نام گذاری شده و جهات شناخته شده‌ای دارند.<br/>
نخستینِ این راه هاى چهارگانه ، حکمرانى و کارگزارى براى یکدیگر است که در رأس آن ، کارگزارىِ حکمرانان است و سپس کارگزارى کارگزاران ، تا برسد به پایین ترین آنان ، که همگى نوعى تصدّى بر کسى است که بر او ریاست است .<br/>
+
نخستینِ این راه‌های چهارگانه ، حکمرانی و کارگزاری برای یکدیگر است که در رأس آن ، کارگزاریِ حکمرانان است و سپس کارگزاری کارگزاران ، تا برسد به پایین‌ترین آنان ، که همگی نوعی تصدّی بر کسی است که بر او ریاست است .<br/>
دوم ، بازرگانى است در همه انواع داد و ستد [مردم] با یکدیگر .<br/>
+
دوم ، بازرگانی است در همه انواع داد و ستد [مردم] با یکدیگر .<br/>
سوم ، صنعت هاست در تمام گونه هاى آن .<br/>
+
سوم ، صنعت هاست در تمام گونه‌های آن .<br/>
و چهارم ، اجاره ها [و کارمُزدها] است ، از هر گونه اجاره اى که بدان نیاز باشد .<br/>
+
و چهارم ، اجاره‌ها [و کارمُزدها] است ، از هر گونه اجاره‌ای که بدان نیاز باشد .<br/>
... امّا توضیح اجاره ها [و کارمُزدها] : انسان ، [نیروى کار] خودش را ، یا آنچه را که مِلک اوست و یا چیزهایى را که سرپرستى آنها به عهده اوست (مانند : خویشاوند و چارپا و جامه) ، به صورتى حلال از انواع اجاره ها اجاره مى دهد ، به این صورت که [شخص ،] خودش را یا خانه و زمینش را و یا آنچه را که مِلک اوست ، به کارى که به نوعى براى او سودمند است ، اجاره دهد ، یا خودش [شخصا ]کار را انجام دهد یا فرزندش و غلامش و یا مزدورش را به کار گمارد ، بدون آن که وکیل حاکم یا کارگزار حاکم شده باشد .<br/>
+
... امّا توضیح اجاره‌ها [و کارمُزدها] : انسان ، [نیروی کار] خودش را ، یا آنچه را که مِلک اوست و یا چیزهایی را که سرپرستی آنها به عهده اوست (مانند : خویشاوند و چارپا و جامه) ، به صورتی حلال از انواع اجاره‌ها اجاره می‌دهد ، به این صورت که [شخص ،] خودش را یا خانه و زمینش را و یا آنچه را که مِلک اوست ، به کاری که به نوعی برای او سودمند است ، اجاره دهد ، یا خودش [شخصا ]کار را انجام دهد یا فرزندش و غلامش و یا مزدورش را به کار گمارد ، بدون آن که وکیل حاکم یا کارگزار حاکم شده باشد .<br/>
پس اشکالى ندارد که کسى اجیر شود و خودش را ، یا فرزندش را ، یا خویشاوندش را ، یا مِلکش را و یا کسى را که وى وکیل در اجاره دادن اوست ، اجاره دهد ؛ زیرا آنان وکلاى اجیر از نزد او هستند و کارگزاران کارگزار نیستند ، مانند باربرى که بار معیّنى را در ازاى مزد معیّنى تا جاى معیّنى مى برد ، و آن بار را که مُجاز به حمل آن است ، خودش شخصا ، یا به واسطه مملوکش و یا چارپایش حمل مى کند ، یا کارى را اجاره مى کند و آن کار را خودش شخصا ، یا به وسیله مملوکش ، یا خویشاوندش و یا مزدور دیگرى که قبلاً اجیرش کرده است ، انجام مى دهد .<br/>
+
پس اشکالی ندارد که کسی اجیر شود و خودش را ، یا فرزندش را ، یا خویشاوندش را ، یا مِلکش را و یا کسی را که وی وکیل در اجاره دادن اوست ، اجاره دهد ؛ زیرا آنان وکلای اجیر از نزد او هستند و کارگزاران کارگزار نیستند ، مانند باربری که بار معیّنی را در ازای مزد معیّنی تا جای معیّنی می‌برد ، و آن بار را که مُجاز به حمل آن است ، خودش شخصا ، یا به واسطه مملوکش و یا چارپایش حمل می‌کند ، یا کاری را اجاره می‌کند و آن کار را خودش شخصا ، یا به وسیله مملوکش ، یا خویشاوندش و یا مزدور دیگری که قبلاً اجیرش کرده است ، انجام می‌دهد .<br/>
اینها گونه هایى از انواع اجاره ها هستند که براى هر فردى از مردمْ حلال است ، شاه باشد یا رعیّت ، کافر باشد یا مؤمن . پس اجاره اش (مزدورى اش) ، حلال و درآمدش از این راه ها حلال است.<br/>
+
اینها گونه‌هایی از انواع اجاره‌ها هستند که برای هر فردی از مردمْ حلال است ، شاه باشد یا رعیّت ، کافر باشد یا مؤمن . پس اجاره اش (مزدوری اش) ، حلال و درآمدش از این راه‌ها حلال است.<br/>
امّا گونه هاى حرام از انواع اجاره (مزدورى/ کارگرى) ، نظیر این که شخص ، خود را براى حمل چیزى که خوردن یا نوشیدن و یا پوشیدنش بر او حرام است ، اجیر کند ، یا این که براى ساختن یا نگه داشتن و یا پوشیدن چنان چیزى ، خود را اجیر نماید ، یا این که خود را براى خراب کردن مساجد به قصد ضرر زدن ، یا کُشتنِ به ناحقّ کسى ، یا حمل تصاویر و بت ها و نى و تار و مى و خوک و مردار و خون و یا هر چیز دیگرى از انواع فساد که غیر از جهت اجاره هم بر او حرام است ، اجیر کند .<br/>
+
امّا گونه‌های حرام از انواع اجاره (مزدوری/ کارگری) ، نظیر این که شخص ، خود را برای حمل چیزی که خوردن یا نوشیدن و یا پوشیدنش بر او حرام است ، اجیر کند ، یا این که برای ساختن یا نگه داشتن و یا پوشیدن چنان چیزی ، خود را اجیر نماید ، یا این که خود را برای خراب کردن مساجد به قصد ضرر زدن ، یا کُشتنِ به ناحقّ کسی ، یا حمل تصاویر و بت‌ها و نی و تار و می و خوک و مردار و خون و یا هر چیز دیگری از انواع فساد که غیر از جهت اجاره هم بر او حرام است ، اجیر کند .<br/>
[به طور کلّى ،] هر چیزى که به نحوى از انحا از آن نهى شده ، حرام است که انسان خودش را در آن ، یا براى آن ، یا در بخشى از آن و یا براى بخشى از آن ، اجیر کند ، مگر این که براى کسى که او را اجیر مى کنى ، نفعى داشته باشد ، مانند این که کسى دیگرى را اجیر کند تا مردارى را ببرد تا او یا دیگرى را از گزند آن برهاند و آنچه شبیه این است.<br/>
+
[به طور کلّی ،] هر چیزی که به نحوی از انحا از آن نهی شده ، حرام است که انسان خودش را در آن ، یا برای آن ، یا در بخشی از آن و یا برای بخشی از آن ، اجیر کند ، مگر این که برای کسی که او را اجیر می‌کنی ، نفعی داشته باشد ، مانند این که کسی دیگری را اجیر کند تا مرداری را ببرد تا او یا دیگری را از گزند آن برهاند و آنچه شبیه این است.<br/>
تفاوت میان معناى ولایت (کارگزارى/ کارمندى) و اجاره (مزدورى/ کارگرى) ، با این که هر دو در برابر مزد انجام مى گیرند ، این است که در کارگزارى ، انسان ، متصدّى کارى براى کارگزارِ کارگزاران یا براى کارگزارانِ کارگزاران مى شود . پس کارِ دیگرى را به عهده مى گیرد و در سرپرستى و تسلّط و اجراى امر و نهى او ، جانشین وى مى گردد تا به رئیس برسد ، یا جانشین وکیلان (مأموران) او مى شود در کار او و تقویت کردن وى با کمک کردن به او و تحکیم ولایت او ، هرچند دون پایه ترین کارمند باشد .<br/>
+
تفاوت میان معنای ولایت (کارگزاری/ کارمندی) و اجاره (مزدوری/ کارگری) ، با این که هر دو در برابر مزد انجام می‌گیرند ، این است که در کارگزاری ، انسان ، متصدّی کاری برای کارگزارِ کارگزاران یا برای کارگزارانِ کارگزاران می‌شود . پس کارِ دیگری را به عهده می‌گیرد و در سرپرستی و تسلّط و اجرای امر و نهی او ، جانشین وی می‌گردد تا به رئیس برسد ، یا جانشین وکیلان (مأموران) او می‌شود در کار او و تقویت کردن وی با کمک کردن به او و تحکیم ولایت او ، هرچند دون پایه‌ترین کارمند باشد .<br/>
پس ، او کارگزار [و حکمران] بر کسى است که متصدّى کار اوست و به منزله کارگزاران بزرگ [و عالى رتبه] است که متصدّى حکمرانى بر مردم اند و هر که را بخواهند ، مى کشند و ستم و تباهى پدید مى آورند.<br/>
+
پس ، او کارگزار [و حکمران] بر کسی است که متصدّی کار اوست و به منزله کارگزاران بزرگ [و عالی رتبه] است که متصدّی حکمرانی بر مردم اند و هر که را بخواهند ، می‌کشند و ستم و تباهی پدید می‌آورند.<br/>
امّا معناى اجاره ـ چنان که توضیح دادیم ـ عبارت از این است که انسان ، خود را یا آنچه را پیش از اجاره دادنش به دیگرى ، مالک آن بوده است ، به اجیرى بدهد . پس ، او مالکِ ما یملکِ خود است ؛ چرا که او بر کار خود و بر کار مملوک خود ، پیش از آن که آن را به اجاره کننده اجاره دهد ، ولایت دارد ، در حالى که والى ، مالک چیزى از امور مردم نیست ، مگر پس از آن که متصدّى کارشان شود و سرپرستى بر آنان را در اختیار گیرد . و هر که خود را ، یا ما یملکِ خود را و یا کسى را که تحت سرپرستى اوست ، به شرحى که گفتیم که اجاره در آنها جایز است ، اجاره دهد ، کافر باشد یا مؤمن ، شاه باشد یا رعیّت ، عملش حلال و درآمدش رواست» .<br/>
+
امّا معنای اجاره ـ چنان که توضیح دادیم ـ عبارت از این است که انسان ، خود را یا آنچه را پیش از اجاره دادنش به دیگری ، مالک آن بوده است ، به اجیری بدهد . پس ، او مالکِ ما یملکِ خود است ؛ چرا که او بر کار خود و بر کار مملوک خود ، پیش از آن که آن را به اجاره کننده اجاره دهد ، ولایت دارد ، در حالی که والی ، مالک چیزی از امور مردم نیست ، مگر پس از آن که متصدّی کارشان شود و سرپرستی بر آنان را در اختیار گیرد . و هر که خود را ، یا ما یملکِ خود را و یا کسی را که تحت سرپرستی اوست ، به شرحی که گفتیم که اجاره در آنها جایز است ، اجاره دهد ، کافر باشد یا مؤمن ، شاه باشد یا رعیّت ، عملش حلال و درآمدش رواست» .<br/>
  
 
== الفصل الخامس : آداب انتخاب الأجیر ==
 
== الفصل الخامس : آداب انتخاب الأجیر ==
 
=== اِنتِخابُ الأَجیرِ القَوِیِّ الأَمینِ ===
 
=== اِنتِخابُ الأَجیرِ القَوِیِّ الأَمینِ ===
 
==== الکتاب ====
 
==== الکتاب ====
«قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَاأَبَتِ اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِینُ» .<ref>القصص : ۲۶ .</ref>
+
«قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَاأَبَتِ اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» .<ref>القصص : ۲۶ .</ref>
 
==== الحدیث ====
 
==== الحدیث ====
۱۲.الإمام الکاظم علیه السلامـ فی قَضِیَّةِ موسى علیه السلام وبِنتِ شُعَیبٍ ـ :قالَ لَها شُعَیبٌ علیه السلام : یا بُنَیَّةُ ، هذا قَوِیٌّ قَد عَرَفتِهِ بِرَفعِ الصَّخرَةِ ، الأَمینُ مِن أینَ عَرَفتِهِ؟!<br/>
+
۱۲.الإمام الکاظم علیه السلامـ فی قَضِیَّةِ موسی علیه السلام وبِنتِ شُعَیبٍ ـ :قالَ لَها شُعَیبٌ علیه السلام : یا بُنَیَّةُ ، هذا قَوِیٌّ قَد عَرَفتِهِ بِرَفعِ الصَّخرَةِ ، الأَمینُ مِن أینَ عَرَفتِهِ؟!<br/>
قالَت : یا أبَةِ ، إنّی مَشَیتُ قُدّامَهُ ، فَقالَ : اِمشی مِن خَلفی فَإِن ضَلَلتُ فَأَرشِدینی إلَى الطَّریقِ ، فَإِنّا قَومٌ لا نَنظُرُ فی أدبارِ النِّساءِ . <ref>كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۹ ح ۴۹۷۴ عن صفوان بن يحيى ، فقه القرآن : ج ۲ ص ۱۴۵ ،بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۳۲ ح ۵ وراجع: تفسير القمّي : ج ۲ ص ۱۳۸ .</ref>
+
قالَت : یا أبَةِ ، إنّی مَشَیتُ قُدّامَهُ ، فَقالَ : اِمشی مِن خَلفی فَإِن ضَلَلتُ فَأَرشِدینی إلَی الطَّریقِ ، فَإِنّا قَومٌ لا نَنظُرُ فی أدبارِ النِّساءِ . <ref>کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۱۹ ح ۴۹۷۴ عن صفوان بن یحیی ، فقه القرآن : ج ۲ ص ۱۴۵ ،بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۳۲ ح ۵ وراجع: تفسیر القمّی : ج ۲ ص ۱۳۸ .</ref>
۱۳.الإمام علیّ علیه السلام :آفَةُ الأَعمالِ عَجزُ العُمّالِ . <ref>غرر الحكم : ج ۳ ص ۱۰۹ ح ۳۹۵۸ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ۱۸۱ ح ۳۷۱۱ .</ref>
+
۱۳.الإمام علیّ علیه السلام :آفَةُ الأَعمالِ عَجزُ العُمّالِ . <ref>غرر الحکم : ج ۳ ص ۱۰۹ ح ۳۹۵۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۸۱ ح ۳۷۱۱ .</ref>
 
راجع : موسوعة الإمام علیّ بن أبی طالب علیه السلام : ج ۲ ص ۳۹۵ (القسم الخامس / الفصل الثالث : سیاسة الإمام علیّ علیه السلام / السیاسة الإداریة / انتخاب العمّال الصالحین) .<br/>
 
راجع : موسوعة الإمام علیّ بن أبی طالب علیه السلام : ج ۲ ص ۳۹۵ (القسم الخامس / الفصل الثالث : سیاسة الإمام علیّ علیه السلام / السیاسة الإداریة / انتخاب العمّال الصالحین) .<br/>
  
سطر ۱۶۱: سطر ۱۶۱:
 
=== انتخاب اجیر نیرومند و امانتدار ===
 
=== انتخاب اجیر نیرومند و امانتدار ===
 
==== قرآن ====
 
==== قرآن ====
«یکى از آن دو دختر [به شعیب] گفت : اى پدر! او را استخدام کن ، [که ]بهترین کسى که استخدام مى کنى ، نیرومند و امانتدار است» .<br/>
+
«یکی از آن دو دختر [به شعیب] گفت : ای پدر! او را استخدام کن ، [که ]بهترین کسی که استخدام می‌کنی ، نیرومند و امانتدار است» .<br/>
 
==== حدیث ====
 
==== حدیث ====
۱۲.امام کاظم علیه السلامـ در باره ماجراى موسى علیه السلام و دختر شعیب ـ :شعیب علیه السلام به دخترش گفت : دخترم! نیرومند بودن او را از بلند کردن تخته سنگ فهمیدى . امانتدار بودنش را از کجا دانستى؟<br/>
+
۱۲.امام کاظم علیه السلامـ در باره ماجرای موسی علیه السلام و دختر شعیب ـ :شعیب علیه السلام به دخترش گفت : دخترم! نیرومند بودن او را از بلند کردن تخته سنگ فهمیدی . امانتدار بودنش را از کجا دانستی؟<br/>
دختر گفت : پدر جان! من جلوتر از او راه مى رفتم . او به من گفت : «از پشت سرم بیا و چنانچه راه را اشتباه رفتم ، راه نمایى ام کن ؛ زیرا ما جماعتى هستیم که به پشت زنان نمى نگریم» .<br/>
+
دختر گفت : پدر جان! من جلوتر از او راه می‌رفتم . او به من گفت : «از پشت سرم بیا و چنانچه راه را اشتباه رفتم ، راه نمایی ام کن ؛ زیرا ما جماعتی هستیم که به پشت زنان نمی‌نگریم» .<br/>
۱۳.امام على علیه السلام :آفت کارها ، ناتوانى کارگران (/کارگزاران) است.<br/>
+
۱۳.امام علی علیه السلام :آفت کارها ، ناتوانی کارگران (/کارگزاران) است.<br/>
 
ر . ک : دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام : ج ۴ ص ۱۹ (بخش پنجم / فصل سوم :<br/>
 
ر . ک : دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام : ج ۴ ص ۱۹ (بخش پنجم / فصل سوم :<br/>
سیاست هاى ادارى / گزینش کارگزاران شایسته) .<br/>
+
سیاست‌های اداری / گزینش کارگزاران شایسته) .<br/>
 
=== تَعیینُ الاُجرَةِ ===
 
=== تَعیینُ الاُجرَةِ ===
۱۴.رسول اللّه صلى الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُعلِمهُ أجرَهُ . <ref>السنن الكبرى : ج ۶ ص ۱۹۸ ح ۱۱۶۵۱ عن أبي هريرة ، المصنّف لابن أبي شيبة : ج ۵ ص ۱۲۹ ح ۱ عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري ، نصب الراية : ج ۴ ص ۱۳۱ ح ۲ ، كنز العمّال : ج ۴ ص ۵۷ ح ۹۴۸۷ ؛ عوالي اللآلي : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۲ عن أبي سعيد الخدري و أبي هريرة.</ref>
+
۱۴.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُعلِمهُ أجرَهُ . <ref>السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۸ ح ۱۱۶۵۱ عن أبی هریرة ، المصنّف لابن أبی شیبة : ج ۵ ص ۱۲۹ ح ۱ عن أبی هریرة وأبی سعید الخدری ، نصب الرایة : ج ۴ ص ۱۳۱ ح ۲ ، کنز العمّال : ج ۴ ص ۵۷ ح ۹۴۸۷ ؛ عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۲ عن أبی سعید الخدری و أبی هریرة.</ref>
۱۵.عنه صلى الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُعلِمهُ بِأَجرِهِ ، فَإِن شاءَ رَضِیَ وإن شاءَ تَرَکَ . <ref>مسند زيد : ص ۲۸۶ عن الإمام زين العابدين عن أبيه عن جدّه عليهم السلام .</ref>
+
۱۵.عنه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُعلِمهُ بِأَجرِهِ ، فَإِن شاءَ رَضِیَ وإن شاءَ تَرَکَ . <ref>مسند زید : ص ۲۸۶ عن الإمام زین العابدین عن أبیه عن جدّه علیهم السلام .</ref>
۱۶.عنه صلى الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُسَمِّ لَهُ إجارَتَهُ . <ref>.المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۸ ص ۲۳۵ ح ۱۵۰۲۴ ، نصب الراية : ج ۴ ص ۱۳۱ ذيل ح ۲ وكلاهما عن أبي سعيد الخدري ، كنزالعمّال : ج ۳ ص ۹۰۸ ح ۹۱۳۳ .</ref>
+
۱۶.عنه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُسَمِّ لَهُ إجارَتَهُ . <ref>.المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۸ ص ۲۳۵ ح ۱۵۰۲۴ ، نصب الرایة : ج ۴ ص ۱۳۱ ذیل ح ۲ وکلاهما عن أبی سعید الخدری ، کنزالعمّال : ج ۳ ص ۹۰۸ ح ۹۱۳۳ .</ref>
۱۷.مسند ابن حنبل عن أبی سعید الخدریّ :إنَّ رَسولَ اللّه صلى الله علیه و آله نَهى عَنِ استِئجارِ الأَجیرِ حَتّى یُبَیَّنَ لَهُ أجرُهُ . <ref>مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۴۲ ح ۱۱۶۷۶ ، السنن الكبرى : ج ۶ ص ۱۹۸ ح ۱۱۶۵۲ بزيادة «يعني» بعد «الأجير» ، نصب الراية : ج ۴ ص ۱۳۱ ذيل ح ۲ ، كنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۷ ح ۹۱۲۷ .</ref>
+
۱۷.مسند ابن حنبل عن أبی سعید الخدریّ :إنَّ رَسولَ اللّه صلی الله علیه و آله نَهی عَنِ استِئجارِ الأَجیرِ حَتّی یُبَیَّنَ لَهُ أجرُهُ . <ref>مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۴۲ ح ۱۱۶۷۶ ، السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۸ ح ۱۱۶۵۲ بزیادة «یعنی» بعد «الأجیر» ، نصب الرایة : ج ۴ ص ۱۳۱ ذیل ح ۲ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۷ ح ۹۱۲۷ .</ref>
۱۸.الإمام علیّ علیه السلام :نَهى [ رَسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله ] أن یُستَعمَلَ أجیرٌ حَتّى یُعلَمَ ما اُجرَتُهُ . <ref>كتاب من لا يحضره الفقيه : ج ۴ ص ۱۰ ح ۴۹۶۸ ، الأمالي للصدوق : ص ۵۱۲ ح ۷۰۷ كلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۳۱ ح ۱ .</ref>
+
۱۸.الإمام علیّ علیه السلام :نَهی [ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] أن یُستَعمَلَ أجیرٌ حَتّی یُعلَمَ ما اُجرَتُهُ . <ref>کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۱۰ ح ۴۹۶۸ ، الأمالی للصدوق : ص ۵۱۲ ح ۷۰۷ کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۳۱ ح ۱ .</ref>
۱۹.الإمام الصادق علیه السلام :مَن کانَ یُؤمِنُ بِاللّهِ وَالیَومِ الآخِرِ فَلا یَستَعمِلَنَّ أجیرا حَتّى یُعلِمَهُ ما أجرُهُ . <ref>الكافي : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۴ ، تهذيب الأحكام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۳۱ كلاهما عن مسعدة بن صدقة .</ref>
+
۱۹.الإمام الصادق علیه السلام :مَن کانَ یُؤمِنُ بِاللّهِ وَالیَومِ الآخِرِ فَلا یَستَعمِلَنَّ أجیرا حَتّی یُعلِمَهُ ما أجرُهُ . <ref>الکافی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۴ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۳۱ کلاهما عن مسعدة بن صدقة .</ref>
۲۰.الکافی عن سلیمان بن جعفر الجعفری :کُنتُ مَعَ الرِّضا علیه السلام فی بَعضِ الحاجَةِ ، فَأَرَدتُ أن أنصَرِفَ إلى مَنزِلی ، فَقالَ لی : اِنصَرِف مَعی فَبِت عِندِی اللَّیلَةَ ، فَانطَلَقتُ مَعَهُ ، فَدَخَلَ إلى دارِهِ مَعَ المُعَتِّبِ فَنَظَرَ إلى غِلمانِهِ یَعمَلونَ بِالطّینِ أوارِیَ الدَّوابِّ <ref>ممّا يضعه الناس في غير موضعه قولهم للمِعلَف : آريٌّ ، وإنّما الآريّ محبِس الدابّة ، والجمع : الأواري يخفّف ويُشدّد (الصحاح : ج ۶ ص ۲۲۶۷ «أرا»).</ref>وغَیرَ ذلِکَ ، وإذا مَعَهُم أسوَدُ لَیسَ مِنهُم .<br/>
+
۲۰.الکافی عن سلیمان بن جعفر الجعفری :کُنتُ مَعَ الرِّضا علیه السلام فی بَعضِ الحاجَةِ ، فَأَرَدتُ أن أنصَرِفَ إلی مَنزِلی ، فَقالَ لی : اِنصَرِف مَعی فَبِت عِندِی اللَّیلَةَ ، فَانطَلَقتُ مَعَهُ ، فَدَخَلَ إلی دارِهِ مَعَ المُعَتِّبِ فَنَظَرَ إلی غِلمانِهِ یَعمَلونَ بِالطّینِ أوارِیَ الدَّوابِّ <ref>ممّا یضعه الناس فی غیر موضعه قولهم للمِعلَف : آریٌّ ، وإنّما الآریّ محبِس الدابّة ، والجمع : الأواری یخفّف ویُشدّد (الصحاح : ج ۶ ص ۲۲۶۷ «أرا»).</ref>وغَیرَ ذلِکَ ، وإذا مَعَهُم أسوَدُ لَیسَ مِنهُم .<br/>
 
فَقالَ : ما هذَا الرَّجُلُ مَعَکُم؟<br/>
 
فَقالَ : ما هذَا الرَّجُلُ مَعَکُم؟<br/>
 
فَقالوا : یُعاوِنُنا ونُعطیهِ شَیئا .<br/>
 
فَقالوا : یُعاوِنُنا ونُعطیهِ شَیئا .<br/>
قالَ : قاطَعتُموهُ عَلى اُجرَتِهِ؟<br/>
+
قالَ : قاطَعتُموهُ عَلی اُجرَتِهِ؟<br/>
فَقالوا : لا ، هُوَ یَرضى مِنّا بِما نُعطیهِ .<br/>
+
فَقالوا : لا ، هُوَ یَرضی مِنّا بِما نُعطیهِ .<br/>
فَأَقبَلَ عَلَیهِم یَضرِبُهُم بِالسَّوطِ وغَضِبَ لِذلِکَ غَضَبا شَدیدا . فَقُلتُ : ـ جُعِلتُ فِداکَ! ـ لِمَ تُدخِلُ عَلى نَفسِکَ <ref>قال العلّامة المجلسي رحمه الله : أي الضرر أو الهمّ أو الغضب (مرآة العقول : ج ۱۹ ص ۳۸۷) .</ref>؟<br/>
+
فَأَقبَلَ عَلَیهِم یَضرِبُهُم بِالسَّوطِ وغَضِبَ لِذلِکَ غَضَبا شَدیدا . فَقُلتُ : ـ جُعِلتُ فِداکَ! ـ لِمَ تُدخِلُ عَلی نَفسِکَ <ref>قال العلّامة المجلسی رحمه الله : أی الضرر أو الهمّ أو الغضب (مرآة العقول : ج ۱۹ ص ۳۸۷) .</ref>؟<br/>
فَقالَ : إنّی قَد نَهیتُهُم عَن مِثلِ هذا غَیرَ مَرَّةٍ أن یَعمَلَ مَعَهُم أحَدٌ حَتّى یُقاطِعوهُ اُجرَتَهُ . وَاعلَم أنَّهُ ما مِن أحَدٍ یَعمَلُ لَکَ شَیئا بِغَیرِ مُقاطَعَةٍ ، ثُمَّ زِدتَهُ لِذلِکَ الشَّیءِ ثَلاثَةَ أضعافٍ عَلى اُجرَتِهِ إلّا ظَنَّ أنَّکَ قَد نَقَصتَهُ اُجرَتَهُ ، وإذا قاطَعتَهُ ثُمَّ أعطَیتَهُ اُجرَتَهُ حَمِدَکَ عَلَى الوَفاءِ ، فَإِن زِدتَهُ حَبَّةً عَرَفَ ذلِکَ لَکَ ورَأى أنَّکَ قَد زِدتَهُ .<br/><ref>الكافي : ج ۵ ص ۲۸۸ ح ۱ ، تهذيب الأحكام : ج ۷ ص ۲۱۲ ح ۹۳۲ وفيه «المغيّب» بدل «المعتّب» ،بحار الأنوار : ج ۴۹ ص ۱۰۶ ح ۳۴.</ref>
+
فَقالَ : إنّی قَد نَهیتُهُم عَن مِثلِ هذا غَیرَ مَرَّةٍ أن یَعمَلَ مَعَهُم أحَدٌ حَتّی یُقاطِعوهُ اُجرَتَهُ . وَاعلَم أنَّهُ ما مِن أحَدٍ یَعمَلُ لَکَ شَیئا بِغَیرِ مُقاطَعَةٍ ، ثُمَّ زِدتَهُ لِذلِکَ الشَّیءِ ثَلاثَةَ أضعافٍ عَلی اُجرَتِهِ إلّا ظَنَّ أنَّکَ قَد نَقَصتَهُ اُجرَتَهُ ، وإذا قاطَعتَهُ ثُمَّ أعطَیتَهُ اُجرَتَهُ حَمِدَکَ عَلَی الوَفاءِ ، فَإِن زِدتَهُ حَبَّةً عَرَفَ ذلِکَ لَکَ ورَأی أنَّکَ قَد زِدتَهُ .<br/><ref>الکافی : ج ۵ ص ۲۸۸ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۲ ح ۹۳۲ وفیه «المغیّب» بدل «المعتّب» ،بحار الأنوار : ج ۴۹ ص ۱۰۶ ح ۳۴.</ref>
 
=== تعیین مزد ===
 
=== تعیین مزد ===
۱۴.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر کس اجیرى مى گیرد ، باید [ابتدا] مزد او را به اطّلاعش برساند .<br/>
+
۱۴.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری می‌گیرد ، باید [ابتدا] مزد او را به اطّلاعش برساند .<br/>
۱۵.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر کس اجیرى مى گیرد ، مزدش را به او بگوید تا اگر خواست ، رضایت بدهد و اگر نخواست ، کار نکند.<br/>
+
۱۵.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری می‌گیرد ، مزدش را به او بگوید تا اگر خواست ، رضایت بدهد و اگر نخواست ، کار نکند.<br/>
۱۶.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر کس اجیرى مى گیرد ، مزدش را برایش تعیین کند.<br/>
+
۱۶.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری می‌گیرد ، مزدش را برایش تعیین کند.<br/>
۱۷.مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعید خدرى ـ :پیامبر خدا از گرفتن اجیر ، بدون آن که مزدش تعیین شود ، نهى فرمود.<br/>
+
۱۷.مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعید خدری ـ :پیامبر خدا از گرفتن اجیر ، بدون آن که مزدش تعیین شود ، نهی فرمود.<br/>
۱۸.امام على علیه السلام :[پیامبر خدا] از به کار گرفتن اجیر ، پیش از آن که معلوم شود مزدش چیست ، نهى فرمود.<br/>
+
۱۸.امام علی علیه السلام :[پیامبر خدا] از به کار گرفتن اجیر ، پیش از آن که معلوم شود مزدش چیست ، نهی فرمود.<br/>
۱۹.امام صادق علیه السلام :هر کس به خدا و روز واپسین ایمان دارد ، نباید اجیرى را به کار بگیرد ، مگر آن که به او بگوید مزدش چیست.<br/>
+
۱۹.امام صادق علیه السلام :هر کس به خدا و روز واپسین ایمان دارد ، نباید اجیری را به کار بگیرد ، مگر آن که به او بگوید مزدش چیست.<br/>
۲۰.الکافىـ بـه نقل از سـلیمان بـن جعفر جعفرى ـ :براى کارى همراه امام رضا علیه السلام بودم . من خواستم به منزلم برگردم که فرمود : «با من بیا و امشب را نزد من بمان» .<br/>
+
۲۰.الکافیـ بـه نقل از سـلیمان بـن جعفر جعفری ـ :برای کاری همراه امام رضا علیه السلام بودم . من خواستم به منزلم برگردم که فرمود : «با من بیا و امشب را نزد من بمان» .<br/>
با ایشان رفتم . با مُعتِّب ، وارد خانه اش شد . دید غلامانش مشغول گِلکارى
+
با ایشان رفتم . با مُعتِّب ، وارد خانه اش شد . دید غلامانش مشغول گِلکاری
آخور و استطبل ستوران و غیر آن هستند و در میانشان ، غلام سیاهى است که جزو غلامان ایشان نیست.<br/>
+
آخور و استطبل ستوران و غیر آن هستند و در میانشان ، غلام سیاهی است که جزو غلامان ایشان نیست.<br/>
فرمود : «این مردى که با شماست ، کیست؟» .<br/>
+
فرمود : «این مردی که با شماست ، کیست؟» .<br/>
گفتند : به ما کمک مى کند و [در عوض،] چیزى به او مى دهیم.<br/>
+
گفتند : به ما کمک می‌کند و [در عوض،] چیزی به او می‌دهیم.<br/>
فرمود : «مزدش را تعیین کرده اید؟» .<br/>
+
فرمود : «مزدش را تعیین کرده‌اید؟» .<br/>
گفتند : خیر . هر چه به او بدهیم ، راضى است .<br/>
+
گفتند : خیر . هر چه به او بدهیم ، راضی است .<br/>
در این هنگام ، امام علیه السلام با تازیانه شروع به تأدیب آنها کرد و از این کارِ غلامان ، به شدّت عصبانى شد .<br/>
+
در این هنگام ، امام علیه السلام با تازیانه شروع به تأدیب آنها کرد و از این کارِ غلامان ، به شدّت عصبانی شد .<br/>
من گفتم : فدایت شوم! چرا خودتان را ناراحت مى کنید؟<br/>
+
من گفتم : فدایت شوم! چرا خودتان را ناراحت می‌کنید؟<br/>
فرمود : «من بارها اینها را از چنین کارى نهى کرده ام که کسى با آنها کار کند ، مگر آن که مزدش را تعیین کنند . این را بدان که هر کس بدون آن که مزدش را تعیین کنى ، برایت کارى انجام دهد و بعد ، تو براى آن کار ، سه برابر مزدش را هم بدهى ، باز خیال مى کند که مزدش را کم داده اى ؛ ولى اگر با او طى کنى و سپس مزدش را به او بدهى ، از این که مزد او را کامل داده اى ، از تو سپاس گزارى مى کند و اگر یک دانه بیشتر بدهى ، قدرشناسى مى کند و مى داند که بیشتر به او داده اى» .<br/>
+
فرمود : «من بارها اینها را از چنین کاری نهی کرده‌ام که کسی با آنها کار کند ، مگر آن که مزدش را تعیین کنند . این را بدان که هر کس بدون آن که مزدش را تعیین کنی ، برایت کاری انجام دهد و بعد ، تو برای آن کار ، سه برابر مزدش را هم بدهی ، باز خیال می‌کند که مزدش را کم داده‌ای ؛ ولی اگر با او طی کنی و سپس مزدش را به او بدهی ، از این که مزد او را کامل داده‌ای ، از تو سپاس گزاری می‌کند و اگر یک دانه بیشتر بدهی ، قدرشناسی می‌کند و می‌داند که بیشتر به او داده‌ای» .<br/>
 
=== التَّجَنُّبُ عَن ظُلمِ الأَجیرِ ===
 
=== التَّجَنُّبُ عَن ظُلمِ الأَجیرِ ===
۲۱.رسول اللّه صلى الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل غافِرُ کُلِّ ذَنبٍ ، إلّا مَن أحدَثَ دینا ، أوِ اغتَصَبَ <ref>.في المصدر : «أغصب» ، والتصويب من بحار الأنوار .</ref>أجیرا أجرَهُ ، أو رَجُلٌ باعَ حُرّا .<br/><ref>عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ۲ ص ۳۳ ح ۶۰ عن داوود بن سليمان الفرّاء عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام ،صحيفة الإمام الرضا عليه السلام : ص ۱۷۱ ح ۱۰۷ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، النوادر للراوندي : ص ۱۷۹ ح ۳۰۴ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۲۰ ح ۸۲۱ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلّها نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۲۱۹ ح ۱ .</ref>
+
۲۱.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل غافِرُ کُلِّ ذَنبٍ ، إلّا مَن أحدَثَ دینا ، أوِ اغتَصَبَ <ref>.فی المصدر : «أغصب» ، والتصویب من بحار الأنوار .</ref>أجیرا أجرَهُ ، أو رَجُلٌ باعَ حُرّا .<br/><ref>عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۳۳ ح ۶۰ عن داوود بن سلیمان الفرّاء عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ،صحیفة الإمام الرضا علیه السلام : ص ۱۷۱ ح ۱۰۷ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، النوادر للراوندی : ص ۱۷۹ ح ۳۰۴ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۲۰ ح ۸۲۱ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله وکلّها نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۲۱۹ ح ۱ .</ref>
 
=== پرهیز از ظلم کردن به اجیر ===
 
=== پرهیز از ظلم کردن به اجیر ===
۲۱.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :خداوند عز و جل آمرزنده هر گناهى است ، مگر [گناه] کسى که دینى را [[بدعت]] نهد ، یا مزد کارگرى را غصب کند ، یا [گناه] مردى که [انسانِ] آزادى را بفروشد.<br/>
+
۲۱.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند عز و جل آمرزنده هر گناهی است ، مگر [گناه] کسی که دینی را [[بدعت]] نهد ، یا مزد کارگری را غصب کند ، یا [گناه] مردی که [انسانِ] آزادی را بفروشد.<br/>
۲۲.عنه صلى الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یَغفِرُ کُلَّ ذَنبٍ یَومَ القِیامَةِ ، إلّا مَهرَ امرَأَةٍ ، ومَنِ اغتَصَبَ أجیرا أجرَهُ ، ومَن باعَ حُرّا . <ref>الكافي : ج ۵ ص ۳۸۲ ح ۱۷ عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام ، الجعفريّات : ص ۹۸ عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه ، وسائل الشيعة : ج ۱۵ ص ۲۲ ح ۲۷۰۵۷ نقلاً عن عليّ بن إبراهيم عن السكوني عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۲۹ ح ۷ .</ref>
+
۲۲.عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یَغفِرُ کُلَّ ذَنبٍ یَومَ القِیامَةِ ، إلّا مَهرَ امرَأَةٍ ، ومَنِ اغتَصَبَ أجیرا أجرَهُ ، ومَن باعَ حُرّا . <ref>الکافی : ج ۵ ص ۳۸۲ ح ۱۷ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، الجعفریّات : ص ۹۸ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه ، وسائل الشیعة : ج ۱۵ ص ۲۲ ح ۲۷۰۵۷ نقلاً عن علیّ بن إبراهیم عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۲۹ ح ۷ .</ref>
۲۳.عنه صلى الله علیه و آله :ظُلمُ الأَجیرِ أجرَهُ مِنَ الکَبائِرِ . <ref>جامع الأحاديث للقمّي : ص ۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۷۰ ح ۲۷ نقلاً عن الإمامة والتبصرة .</ref>
+
۲۳.عنه صلی الله علیه و آله :ظُلمُ الأَجیرِ أجرَهُ مِنَ الکَبائِرِ . <ref>جامع الأحادیث للقمّی : ص ۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۷۰ ح ۲۷ نقلاً عن الإمامة والتبصرة .</ref>
۲۴.عنه صلى الله علیه و آله :ثَلاثٌ مِن أکبَرِ الکَبائِرِ : مَن قَتَلَ بَهیمَةً بِغَیرِ حَقِّها ، ومَنِ انتَقَصَ مِن مَهرِ امرَأَتِهِ ، ومَن ظَلَمَ أجیرا أجرَهُ . <ref>الفردوس : ج ۲ ص ۸۸ ح ۲۴۷۳ عن عمر بن الخطّاب .</ref>
+
۲۴.عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مِن أکبَرِ الکَبائِرِ : مَن قَتَلَ بَهیمَةً بِغَیرِ حَقِّها ، ومَنِ انتَقَصَ مِن مَهرِ امرَأَتِهِ ، ومَن ظَلَمَ أجیرا أجرَهُ . <ref>الفردوس : ج ۲ ص ۸۸ ح ۲۴۷۳ عن عمر بن الخطّاب .</ref>
۲۵.الإمام الصادق علیه السلام :أقذَرُ الذُّنوبِ ثَلاثَةٌ : قَتلُ البَهیمَةِ ، وحَبسُ مَهرِ المَرأَةِ ، ومَنعُ الأَجیرِ أجرَهُ . <ref>مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۰۶ ح ۱۷۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۶۴ ص ۲۶۸ ح ۲۹ .</ref>
+
۲۵.الإمام الصادق علیه السلام :أقذَرُ الذُّنوبِ ثَلاثَةٌ : قَتلُ البَهیمَةِ ، وحَبسُ مَهرِ المَرأَةِ ، ومَنعُ الأَجیرِ أجرَهُ . <ref>مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۰۶ ح ۱۷۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۶۴ ص ۲۶۸ ح ۲۹ .</ref>
۲۶.رسول اللّه صلى الله علیه و آله :مَلعونٌ مَن ظَلَمَ أجیرا اُجرَتَهُ . <ref>دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۷۴ ح ۲۰۶ عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، مستدرك الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۹ ح ۱۶۰۱۸ .</ref>
+
۲۶.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَلعونٌ مَن ظَلَمَ أجیرا اُجرَتَهُ . <ref>دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۷۴ ح ۲۰۶ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۹ ح ۱۶۰۱۸ .</ref>
۲۷.عنه صلى الله علیه و آلهـ فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام ـ :یا عَلِیُّ ، مَن مَنَعَ أجیرا أجرَهُ فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللّهِ .<br/>
+
۲۷.عنه صلی الله علیه و آلهـ فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام ـ :یا عَلِیُّ ، مَن مَنَعَ أجیرا أجرَهُ فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللّهِ .<br/>
۲۲.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :خداوند در روز قیامت ، هر گناهى را مى آمرزد ، مگر [گناه نپرداختن ]مهریه زن را ، و [گناه] کسى را که مزد کارگرى را غصب کند ، و [گناه] کسى را که [انسانِ ]آزادى را بفروشد.<br/>
+
۲۲.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند در روز قیامت ، هر گناهی را می‌آمرزد ، مگر [گناه نپرداختن ]مهریه زن را ، و [گناه] کسی را که مزد کارگری را غصب کند ، و [گناه] کسی را که [انسانِ ]آزادی را بفروشد.<br/>
۲۳.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :ستم روا داشتن بر کارگر در دادن مزد او ، از گناهان کبیره است.<br/>
+
۲۳.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ستم روا داشتن بر کارگر در دادن مزد او ، از گناهان کبیره است.<br/>
۲۴.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :سه چیز ، از بزرگ ترین گناهان کبیره است : کسى که حیوان بى زبانى را به ناحق بکشد ، کسى که از مهریه زنش کم بگذارد ، و کسى که بر کارگرى در دادن مزد او ستم کند .<br/>
+
۲۴.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز ، از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است : کسی که حیوان بی زبانی را به ناحق بکشد ، کسی که از مهریه زنش کم بگذارد ، و کسی که بر کارگری در دادن مزد او ستم کند .<br/>
۲۵.امام صادق علیه السلام :کثیف ترین گناهان ، سه چیز است : کشتن حیوان بى زبان ، نپرداختن مهریه زن ، و ندادن مزد اجیر.<br/>
+
۲۵.امام صادق علیه السلام :کثیف‌ترین گناهان ، سه چیز است : کشتن حیوان بی زبان ، نپرداختن مهریه زن ، و ندادن مزد اجیر.<br/>
۲۶.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :ملعون است کسى که مزد اجیرى را پایمال کند.<br/>
+
۲۶.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ملعون است کسی که مزد اجیری را پایمال کند.<br/>
۲۷.پیامبر خدا صلى الله علیه و آلهـ در سفارش به على علیه السلام ـ :اى على! هر کس مزد اجیرى را نپردازد ، در نزد خداوند ، ملعون است .<br/>
+
۲۷.پیامبر خدا صلی الله علیه و آلهـ در سفارش به علی علیه السلام ـ :ای علی! هر کس مزد اجیری را نپردازد ، در نزد خداوند ، ملعون است .<br/>
۲۸.عنه صلى الله علیه و آله :قالَ اللّهُ : ثَلاثَةٌ أنَا خَصمُهُم یَومَ القِیامَةِ : رَجُلٌ أعطى بی ۱ ثُمَّ غَدَرَ ، ورَجُلٌ باعَ حُرّا فَأَکَلَ ثَمَنَهُ ، ورَجُلٌ استَأجَرَ أجیرا فَاستَوفى مِنهُ ولَم یُعطِ أجرَهُ . ۲
+
۲۸.عنه صلی الله علیه و آله :قالَ اللّهُ : ثَلاثَةٌ أنَا خَصمُهُم یَومَ القِیامَةِ : رَجُلٌ أعطی بی ۱ ثُمَّ غَدَرَ ، ورَجُلٌ باعَ حُرّا فَأَکَلَ ثَمَنَهُ ، ورَجُلٌ استَأجَرَ أجیرا فَاستَوفی مِنهُ ولَم یُعطِ أجرَهُ . <ref>صحیح البخاری : ج ۲ ص ۷۷۶ ح ۲۱۱۴ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۶ ح ۲۴۴۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۷۸ ح ۸۷۰۰ کلاهما نحوه و کلّها عن أبی هریرة ، کنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۶ ح ۴۳۸۲۶ ؛ عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۳ عن ابن عمر نحوه .</ref>
۲۹.عنه صلى الله علیه و آله :مَن ظَلَمَ أجیرا أجرَهُ أحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ وحَرَّمَ عَلَیهِ ریحَ الجَنَّةِ ، وإنَّ ریحَها لَیوجَدُ مِن مَسیرَةِ خَمسِمِئَةِ عامٍ . ۳
+
۲۹.عنه صلی الله علیه و آله :مَن ظَلَمَ أجیرا أجرَهُ أحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ وحَرَّمَ عَلَیهِ ریحَ الجَنَّةِ ، وإنَّ ریحَها لَیوجَدُ مِن مَسیرَةِ خَمسِمِئَةِ عامٍ . <ref>کتاب من لایحضره الفقیه : ج ۴ ص ۱۲ ح ۴۹۶۸ ، الأمالی للصدوق : ص ۵۱۳ ح ۷۰۷ کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبی هریرة وابن عبّاس ، عوالی اللآلی : ج ۱ ص ۳۶۵ ح ۵۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۳۲ ح ۱ .</ref>
 
+
۳۰.عنه صلی الله علیه و آلهـ لِعَلِیٍّ علیه السلام بَعدَما نَزَلَت عَلَیهِ : «قُل لَا أَسْئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی » <ref>الشوری : ۲۳ .</ref>ـ :اِصعَدِ المِنبَرَ وَادعُ النّاسَ إلَیکَ ، ثُمَّ قُل : أیُّهَا النّاسُ ، مَنِ انتَقَصَ أجیرا أجرَهُ فَلیَتَبَوَّأ مَقعَدَهُ [ مِنَ ] <ref>ما بین المعقوفین سقط من ح ۵۲۵ من المصدر وأثبتناه من ح ۶۹۹ منه .</ref>النّارِ . <ref>تفسیر فرات : ص ۳۹۳ ح ۵۲۵ و ص ۵۴۴ ح ۶۹۹ کلاهما عن فاطمة بنت الحسین عن أبیها علیه السلام ،بحار الأنوار : ج ۲۳ ص ۲۴۳ ح ۱۴ .</ref>
۳۰.عنه صلى الله علیه و آلهـ لِعَلِیٍّ علیه السلام بَعدَما نَزَلَت عَلَیهِ : «قُل لَا أَسْئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى » ۴ ـ :اِصعَدِ المِنبَرَ وَادعُ النّاسَ إلَیکَ ، ثُمَّ قُل : أیُّهَا النّاسُ ، مَنِ انتَقَصَ أجیرا أجرَهُ فَلیَتَبَوَّأ مَقعَدَهُ [ مِنَ ] ۵ النّارِ . ۶
+
 
+
 
راجع : الأمالیللمفید : ص ۳۵۱ ح ۳ و الأمالیللطوسی : ص ۱۲۲ ح ۱۹۱
 
راجع : الأمالیللمفید : ص ۳۵۱ ح ۳ و الأمالیللطوسی : ص ۱۲۲ ح ۱۹۱
 
وطُرَف من الأنباء والمناقب : ص ۱۸۵ الرقم ۲۵ و بحارالأنوار : ج ۲۲ ص ۴۸۹ ح ۳۴
 
وطُرَف من الأنباء والمناقب : ص ۱۸۵ الرقم ۲۵ و بحارالأنوار : ج ۲۲ ص ۴۸۹ ح ۳۴
۵ / ۴
+
=== عَدَمُ التَّأخیرِ فی دَفعِ الاُجرَةِ ===
عَدَمُ التَّأخیرِ فی دَفعِ الاُجرَةِ
+
۳۱.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أعطُوا الأَجیرَ أجرَهُ قَبلَ أن یَجِفَّ عَرَقُهُ .<br/><ref>سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۷ ح ۲۴۴۳ عن عبد اللّه بن عمر ، السنن الکبری : ج ۶ ص ۲۰۰ ح ۱۱۶۵۹ عن أبی هریرة ، المعجم الصغیر : ج ۱ ص ۲۱ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۶ ح ۹۱۲۵ ؛ صحیفة الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۷۵ ح ۱۹ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۱ عن أبی هریرة ، مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۹ ح ۱۶۰۱۷ .</ref>
 
+
۲۸.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند فرمود : «سه کس است که در روز قیامت ، من [ ، خود] ، طرف دعوای آنان هستم : مردی که به نام من امانی بدهد و سپس آن را بشکند ، مردی که [انسانِ] آزادی را بفروشد و بهای آن را بخورد ، و مردی که اجیری را به خدمت بگیرد و از او کاملاً کار بکشد و مزدش را ندهد» .<br/>
۳۱.رسول اللّه صلى الله علیه و آله :أعطُوا الأَجیرَ أجرَهُ قَبلَ أن یَجِفَّ عَرَقُهُ .<br/>
+
۲۹.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس در دادن مزد کارگر به او ستم روا دارد ، خداوند ، عمل او را باطل می‌سازد و بوی بهشت را ـ که از فاصله پانصد سال راه به مشام می‌رسد ـ ، بر وی حرام می‌گرداند.<br/>
۷
+
۳۰.پیامبر خدا صلی الله علیه و آلهـ خطاب به علی علیه السلام ، پس از آن که این آیه بر ایشان نازل شد : «بگو : من برای این رسالت ، از شما مزدی نمی‌خواهم ، مگر دوستی در حقّ خویشاوندان» ـ :بر منبر برو و مردم را فرا بخوان و سپس بگو : ای مردم! هر کس مزد اجیری را کم بدهد ، جایگاهش را آتش بداند .<br/>
۲۸.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :خداوند فرمود : «سه کس است که در روز قیامت ، من [ ، خود] ، طرف دعواى آنان هستم : مردى که به نام من امانى بدهد و سپس آن را بشکند ، مردى که [انسانِ] آزادى را بفروشد و بهاى آن را بخورد ، و مردى که اجیرى را به خدمت بگیرد و از او کاملاً کار بکشد و مزدش را ندهد» .<br/>
+
=== تأخیر نکردن در پرداخت مزد ===
 
+
۳۱.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مزد اجیر را پیش از آن که عرقش خشک شود ، بپردازید.<br/>
۲۹.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر کس در دادن مزد کارگر به او ستم روا دارد ، خداوند ، عمل او را باطل مى سازد و بوى بهشت را ـ که از فاصله پانصد سال راه به مشام مى رسد ـ ، بر وى حرام مى گرداند.<br/>
+
۳۲.عنه صلی الله علیه و آله :أعطُوا الأَجیرَ أجرَهُ قَبلَ أن یَجِفَّ رَشحُهُ <ref>الرَّشْح : ندی العَرَقِ علی الجسد (لسان العرب : ج ۲ ص ۴۴۹ «رشح»).</ref><ref>مسند أبی یعلی : ج ۶ ص ۱۳۶ ح ۶۶۵۲ عن أبی هریرة ، کنزالعمّال : ج ۳ ص ۹۰۷ ح ۹۱۳۱ نقلاً عن سنن سعید بن منصور عن ابن عمر وفیه «ما دام فی رشحه» بدل «قبل أن یجفّ رشحه».</ref>
 
+
۳۳.عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَةٌ لا یَنظُرُ اللّهُ إلَیهِم یَومَ القِیامَةِ : حُرٌّ باعَ حُرّا ، وحُرٌّ باعَ نَفسَهُ ، ورَجُلٌ أمطَلَ <ref>المَطْل : التسویف والمُدافعة بالعِدَة والدَّین (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۶۲۴ «مطل»).</ref>کِراءَ أجیرٍ حَتّی جَفَّ رَشحُهُ . <ref>.کنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۵ ح ۴۳۸۲۳ نقلاً عن معجم الإسماعیلی : ج ۲ ص ۶۱۳ عن ابن عمر وفی الطبعة التی بأیدینا «أبطل» بدل «أمطل».</ref>
۳۰.پیامبر خدا صلى الله علیه و آلهـ خطاب به على علیه السلام ، پس از آن که این آیه بر ایشان نازل شد : «بگو : من براى این رسالت ، از شما مزدى نمى خواهم ، مگر دوستى در حقّ خویشاوندان» ـ :بر منبر برو و مردم را فرا بخوان و سپس بگو : اى مردم! هر کس مزد اجیرى را کم بدهد ، جایگاهش را آتش بداند .<br/>
+
۳۴.الإمام الصادق علیه السلامـ فِی الحَمّالِ وَالأَجیرِ ـ :لا یَجِفُّ عَرَقُهُ حَتّی تُعطِیَهُ اُجرَتَهُ . <ref>الکافی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۲۹ کلاهما عن هشام بن الحکم ، وسائل الشیعة : ج ۱۳ ص ۲۴۶ ح ۲۴۲۴۹ .</ref>
۵ / ۴
+
۳۵.الکافی عن شعیب :تَکارَینا لِأَبی عَبدِاللّهِ علیه السلام قَوما یَعمَلونَ فی بُستانٍ لَهُ وکانَ أجَلُهُم إلَی العَصرِ ، فَلَمّا فَرَغوا ، قالَ لِمُعَتِّبٍ : أعطِهِم اُجورَهُم قَبلَ أن یَجِفَّ عَرَقُهُم . <ref>الکـافـی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۳ ، تهـذیب الأحـکـام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۳۰ ، بحـار الأنـوار : ج ۴۷ ص ۵۷ ح ۱۰۵ .</ref>
تأخیر نکردن در پرداخت مزد
+
=== عَدَمُ حَبسِ الأَجیرِ عَنِ الجُمُعَةِ ===
 
+
۳۶.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلا یَحبِسهُ عَنِ الجُمُعَةِ فَیَأثَمَ ، وإن لَم یَحبِسهُ عَنِ الجُمُعَةِ اشتَرَکا فِی الأَجرِ .<ref>الجعفریّات : ص ۳۵ ، النوادر للراوندی : ص ۱۵۰ ح ۲۱۴ نحوه وکلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸۹ ص ۱۹۷ ح ۴۴ .</ref>
۳۱.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :مزد اجیر را پیش از آن که عرقش خشک شود ، بپردازید.<br/>
+
۳۲.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مزد اجیر را پیش از آن که نَم عرقش خشک شود ، پرداخت کنید.<br/>
۳۲.عنه صلى الله علیه و آله :أعطُوا الأَجیرَ أجرَهُ قَبلَ أن یَجِفَّ رَشحُهُ ۱ . ۲
+
۳۳.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کس است که خداوند در روز قیامت به آنان نظر نمی‌کند : آزادی که [انسانِ] آزادی را بفروشد ، آزادی که خودش را بفروشد ، و مردی که در پرداخت مزد اجیر ، چندان تأخیر کند که نَم عرق او خشک شود.<br/>
 
+
۳۳.عنه صلى الله علیه و آله :ثَلاثَةٌ لا یَنظُرُ اللّهُ إلَیهِم یَومَ القِیامَةِ : حُرٌّ باعَ حُرّا ، وحُرٌّ باعَ نَفسَهُ ، ورَجُلٌ أمطَلَ ۳ کِراءَ أجیرٍ حَتّى جَفَّ رَشحُهُ . ۴
+
 
+
۳۴.الإمام الصادق علیه السلامـ فِی الحَمّالِ وَالأَجیرِ ـ :لا یَجِفُّ عَرَقُهُ حَتّى تُعطِیَهُ اُجرَتَهُ . ۵
+
 
+
۳۵.الکافی عن شعیب :تَکارَینا لِأَبی عَبدِاللّهِ علیه السلام قَوما یَعمَلونَ فی بُستانٍ لَهُ وکانَ أجَلُهُم إلَى العَصرِ ، فَلَمّا فَرَغوا ، قالَ لِمُعَتِّبٍ : أعطِهِم اُجورَهُم قَبلَ أن یَجِفَّ عَرَقُهُم . ۶
+
۵ / ۵
+
عَدَمُ حَبسِ الأَجیرِ عَنِ الجُمُعَةِ
+
 
+
۳۶.رسول اللّه صلى الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلا یَحبِسهُ عَنِ الجُمُعَةِ فَیَأثَمَ ، وإن لَم یَحبِسهُ عَنِ الجُمُعَةِ اشتَرَکا فِی الأَجرِ .۷
+
۳۲.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :مزد اجیر را پیش از آن که نَم عرقش خشک شود ، پرداخت کنید.<br/>
+
 
+
۳۳.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :سه کس است که خداوند در روز قیامت به آنان نظر نمى کند : آزادى که [انسانِ] آزادى را بفروشد ، آزادى که خودش را بفروشد ، و مردى که در پرداخت مزد اجیر ، چندان تأخیر کند که نَم عرق او خشک شود.<br/>
+
 
+
 
۳۴.امام صادق علیه السلامـ در باره باربَر و کارگر ـ :عرقش خشک نشده ، مزدش را به او بده.<br/>
 
۳۴.امام صادق علیه السلامـ در باره باربَر و کارگر ـ :عرقش خشک نشده ، مزدش را به او بده.<br/>
 
+
۳۵.الکافیـ به نقل از شعیب ـ :عدّه‌ای را برای کار کردن در یکی از باغ‌های امام رضا علیه السلام اجیر کردیم و مدّتشان تا عصر بود . چون کارشان تمام شد ، امام علیه السلام به مُعتِّب فرمود : «پیش از آن که عرقشان خشک شود ، مزدشان را پرداخت کن» .<br/>
۳۵.الکافىـ به نقل از شعیب ـ :عدّه اى را براى کار کردن در یکى از باغ هاى امام رضا علیه السلام اجیر کردیم و مدّتشان تا عصر بود . چون کارشان تمام شد ، امام علیه السلام به مُعتِّب فرمود : «پیش از آن که عرقشان خشک شود ، مزدشان را پرداخت کن» .<br/>
+
=== جلوگیری نکردن از رفتن اجیر به نماز جمعه ===
۵ / ۵
+
۳۶.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری را به خدمت گرفت ، او را از شرکت در [[نماز جمعه]] باز ندارد و [در غیر این صورت،] [[گناه]] کرده است . و اگر مانع او از شرکت در [[نماز جمعه]] نشد ، هر دو در پاداش [آن] ، شریک اند.<br/>
جلوگیرى نکردن از رفتن اجیر به [[نماز جمعه]]
+
۳۷.الإمام الصادق علیه السلام :مَنِ استَأجَرَ أجیرا ، ثُمَّ حَبَسَهُ عَنِ الجُمُعَةِ تَبَوَّأَ <ref>باء : احتمل ، یقال : قد بُؤتُ بهذا الذنب ؛ أی احتمله (لسان العرب : ج ۱ ص ۳۷ «بوأ») .</ref>بِإِثمِهِ ، وإن هُوَ لَم یَحبِسهُ اشتَرَکا فِی الأَجرِ . <ref>الکافی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۴ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۳۱ کلاهما عن مسعدة بن صدقة ، وسائل الشیعة : ج ۱۳ ص ۲۴۵ ح ۲۴۲۴۷ .</ref>
۳۶.پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر کس اجیرى را به خدمت گرفت ، او را از شرکت در [[نماز جمعه]] باز ندارد و [در غیر این صورت،] [[گناه]] کرده است . و اگر مانع او از شرکت در [[نماز جمعه]] نشد ، هر دو در پاداش [آن] ، شریک اند.<br/>
+
۳۷.امام صادق علیه السلام :هر کس اجیری را استخدام کند و مانع او از شرکت در [[نماز جمعه]] شود ، گناهش به گردن اوست ، و اگر مانع او نشود ، هر دو در پاداش [آن] ، شریک اند .<br/>
۳۷.الإمام الصادق علیه السلام :مَنِ استَأجَرَ أجیرا ، ثُمَّ حَبَسَهُ عَنِ الجُمُعَةِ تَبَوَّأَ ۱ بِإِثمِهِ ، وإن هُوَ لَم یَحبِسهُ اشتَرَکا فِی الأَجرِ . ۲
+
۳۷.امام صادق علیه السلام :هر کس اجیرى را استخدام کند و مانع او از شرکت در [[نماز جمعه]] شود ، گناهش به گردن اوست ، و اگر مانع او نشود ، هر دو در پاداش [آن] ، شریک اند .<br/>
+
 
+
 
+
 
+
 
+
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۹ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۲

اجاره ، در قرآن و حدیث

محتویات

درآمد

اجاره ، در لغت

اجاره ، از ریشه «أجر» به معنای «مزدی که در برابر کاری پرداخت می‌شود» [۱] است.
راغب ، در معنای «اجیر» و «مستأجر» می‌گوید:
وَ الأَجیرُ ، فَعیلٌ بِمَعنی فاعِل أو مُفاعِلَ ، وَ الاِستِئجارُ ، طَلَبُ الشَّی ءِ بِالاُجرَةِ ، ثُمَّ یُعَبَّرُ بِهِ عَن تَناوُلِهِ بِالاُجرَةِ نَحوَ الاِستیجابِ فِی استِعارَتِهِ الإِیجاب وَ عَلی هَذا قَولُهُ تَعالی : «اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ »[۲][۳] اجیر بر وزن «فعیل» به معنای اسم فاعلی ، یعنی : «واگذار کننده نیروی کار خود به دیگری ، در برابر مزد» است . و استئجار ، [ابتدا ،] «درخواست چیزی برای مزد» بوده و سپس برای «دریافت مزد» به کار رفته است ، مانند واژه استیجاب (درخواست موافقت) که برای ایجاب (موافقت) به کار می‌رود . بر همین اساس است این سخن خداوند : «او را استخدام کن ؛ چرا که بهترین کسی است که استخدام می‌کنی : نیرومند امانتدار است» .

اجاره ، در قرآن و حدیث

کلمه اجاره و مشتقّات آن در متون (نصوص) اسلامی ، کاربردهای مختلفی دارد که در این جا تنها دو کاربرد آن ، مورد توجّه است:
۱ . قرارداد میان کارگر و کارفرما ، که به آن ، «اجاره نفْس» [۴] گفته می‌شود.
۲ . انـتقال منافع چیزی بـه دیگری در بـرابر عوض ، که «اجاره عـین» نامیده می‌شود.
گفتنی است که آنچه در راستای اهداف این دانش نامه قرار دارد ، مباحث مربوط به «حکمت اجاره» و مباحث اخلاقی و اجتماعیِ مربوط به «اجاره نفْس» است ؛ امّا مباحث فقهی مربوط به این موضوع ، به طور کامل ، در دانش نامه احادیث فقهی ، خواهد آمد ، إن شاء اللّه !
احادیثی که در این بخش ، جمع آوری و تنظیم گردیده ، به چند نکته مهمّ اجتماعی ، اقتصادی و اخلاقی اشاره دارند:

حکمت اجاره

انسان ، موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی و پیشرفت و تکامل جامعه ، جز از طریق همکاری انسان‌ها با یکدیگر امکان پذیر نیست و هر چه جامعه بیشتر پیشرفت کند ، نیاز مردم به یکدیگر بیشتر می‌شود.
از این رو ، آفریدگار حکیم جهان ، انسان‌ها را از نظر استعداد و توانایی‌های جسم و جان و اندیشه ، متفاوت آفریده تا هر فرد یا گروهی بتواند بخشی از نیازهای جامعه را تأمین نماید و این سخن خداوند بزرگ ، اشاره به همین نکته اساسی در تبیین حکمت اجاره است :
«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا . [۵] ما وسیله زندگانی آنان را در دنیا ، در میانشان تقسیم کردیم» .

تقویت فرهنگ کار

پیامِ فصل دوم این بخش ، این است که خدمت به دیگران برای تأمین هزینه زندگی ، نه تنها ننگ نیست ، بلکه یک ارزش محسوب می‌شود . تأمّل در سرگذشت اجیر شدن انسان‌های بزرگوار و باکرامتی مانند : موسی علیه السلام (پیامبر اولو العزم الهی) ، خاتم انبیا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام (خاتم اوصیا) ، برای همه ، بخصوص نسل جوان ، بسیار آموزنده است تا برای تأمین هزینه زندگی ، هیچ کار مشروعی را ننگ ندانند و از انجام دادن آن سر باز نزنند. گسترش این اندیشه در جامعه ، بی تردید به تقویت و ترویج فرهنگ کار می‌انجامد.

کار آزاد ، بهتر از اجیر شدن است

پیام فصل سوم ، این است که بازدهی کار آزاد ، بیش از اجیری (کارگر شدن برای دیگران) است . بنا بر این ، انتخاب اجیر شدن برای تأمین هزینه زندگی ، برای کسانی مناسب است که داشتن کار آزاد برای آنان میسّر نیست و یا خدمت به دیگران را به عنوان یک وظیفه انتخاب کرده‌اند ؛ امّا کسانی که کار برای آنان انجام دادن مسئولیت نیست و توانِ انجام دادن کار آزاد ، مانند : تولید ، زراعت و تجارت را دارند ، از این راه ، بهتر می‌توانند نیازهای اقتصادی خود را تأمین کنند . از این رو ، امام صادق علیه السلام در باره این گونه افراد می‌فرماید:
مَن آجَرَ نَفسَهُ فَقَد حَظَرَ عَلی نَفسِهِ الرِّزقَ . [۶]
هر کس خود را اجیر دیگری نماید ، مانع روزی خود شده است .

معیار حلال و حرام بودن اجاره

از منظر اسلام ، به طور کلّی ، هر کاری که به مصلحت انسان باشد و برای آینده نزدیک و یا دور او زیانبار نباشد ، حلال ، و هر کاری که مفسده داشته باشد ، حرام است . از این رو ، امام علی علیه السلام می‌فرماید:
إنَّهُ لَم یَأمُرکَ إلّا بِحَسَنٍ ، وَ لَم یَنهَکَ إلّا عَن قَبیحٍ . [۷] او تو را جز به کار خوب ، فرمان نداده و جز از کار زشت ، باز نداشته است.
و نیز می‌فرماید:
لَو لَم یَنهَ اللّهُ عَن مَحارِمِهِ لَوَجَبَ أن یَجتَنِبَهَا العاقِلُ . [۸]
اگر خداوند از حرام‌هایش نهی نمی‌کرد ، باز هم واجب بود که خردمند از آنها دوری کند.
اجاره نیز از این قانون کلّی مستثنا نیست . از این رو ، از انواع اجاره ـ که در فصل چهارم به تفصیل آمده ـ تنها مواردی تحریم شده‌اند که به فساد می‌انجامند و برای جامعه انسانی ، زیانبارند.

آداب انتخاب کردن اجیر

در فصل پنجم ، نصوص مربوط به مهم‌ترین آداب انتخاب اجیر ، آمده است . بدیهی است هر چه کار ، اهمّیت بیشتری داشته باشد ، رعایت این آداب ، ضرورت افزون تری خواهد داشت . این آداب ، عبارت اند از:

تخصّص

نخستین شرط در انتخاب کارگزار ، تخصّص و توانمندی او در انجام دادن کاری است که به او واگذار می‌شود . در قرآن ، این شرط با این تعبیر آمده است:
«إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ.[۹] [او] بهترین کسی است که استخدام می‌کنی . نیرومند و امانتدار است» .
با هیچ عذری نمی‌توان این شرط اساسی را بویژه در واگذاری کارهای مربوط به عامّه مردم ، نادیده گرفت ؛ چرا که به فرموده امام علی علیه السلام :
آفَةُ الأَعمالِ عَجزُ العُمّالِ . [۱۰] آفت کارها ، ناتوانی کارگزاران است .

تعهّد

تخصّص بدون «تعهّد» ، کارساز نیست . در قرآن ، این شرط با تعبیر امانتداریِ اجیر ، ذکر شده است:
«إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ .
[او] بهترین کسی است که استخدام می‌کنی ، نیرومند و امانتدار است» .
متخصّص ، اگر امانتدار نباشد ، نه تنها به کارفرما خیانت می‌کند ، بلکه در پُست‌های حسّاس ، چه بسا کشوری را بر باد می‌دهد.

تعیین اُجرت

در احادیث بسیاری ، تأکید شده که بدون تعیین اجرت ، اجیری به کار گمارده نشود تا علاوه بر پیشگیری از اختلاف و مشاجره میان کارگر و کارفرما ، زمینه برای تقویت رابطه میان آنان در صورت پرداخت چیزی اضافه بر مبلغِ تعیین شده ، فراهم گردد.

رعایت حقوق اجیر

پرداخت کامل حقوق کارگر ، از مسائلی است که اسلام فوق العاده بر آن تأکید کرده است ، تا آن جا که تجاوز به حقوق اجیر را از گناهان کبیره‌ای شمرده که مورد بخشش الهی قرار نخواهند گرفت.

عدم تأخیر در پرداخت حقوق اجیر

یکی از آداب اجاره ، این است که کارفرما پس از انجام شدن کار ، بدون تأخیر ، مزد کارگر را پرداخت کند .
البتّه این ادب در شرایط مختلف ، متفاوت است : در مورد کارگر روزمزد ، همان طور که در احادیث توصیه شده ، باید اجرت او قبل از خشک شدن عرقش پرداخت شود ؛ امّا در مورد کارگرانی که حقوق آنان ماهیانه پرداخته می‌شود ، باید کارفرمایان ، ترتیبی دهند که در پایان هر ماه ، کارگران ، بدون تأخیر ، حقوق خود را دریافت کنند و همان طور که در برخی از مراکز خدماتی مرسوم است ، در وسط ماه نیز در صورت نیاز کارگران ، به آنان «مساعده» داده شود.

جلوگیری نکردن از رفتن اجیر به نماز جمعه

در احادیث اسلامی ، توصیه شده که مسلمانان در روز جمعه کارهای روزمره را تعطیل کنند تا برای کسب معارف دینی و بهره گیری بیشتر از عبادات و نیز رسیدگی به امور شخصی ، فراغت داشته باشند ؛ امّا در صورتی که ضرورتْ ایجاب کند و شخصی برای تأمین هزینه زندگی و یا به دلیل دیگر نتواند روز جمعه از کار دست بکشد ـ طبق احادیثی که در متن آمده ـ ، کارفرما موظّف است به او اجازه دهد که به نماز جمعه برود ، و اگر اجازه ندهد ، در صورتی که نماز جمعه وجوب عینی داشته باشد ، کارفرما مرتکب گناه شده است.

الفصل الأوّل : حکمة الإجارة

الکتاب

«نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ » . [۱۱]

الحدیث

۱.الإمام علیّ علیه السلامـ فی بَیانِ أصنافِ آیاتِ القُرآنِ ـ :وأمّا ما جاءَ فی القُرآنِ مِن ذِکرِ مَعایِشِ الخَلقِ وأسبابِها فَقَد أعلَمَنا سُبحانَهُ ذلِکَ مِن خَمسَةِ أوجُهٍ : وَجهِ الإِمارَةِ ، ووَجهِ العِمارَةِ ، ووَجهِ الإِجارَةِ ، ووَجهِ التِّجارَةِ ، ووَجهِ الصَّدَقاتِ ... وأمّا وَجهُ الإِجارَةِ فَقَولُهُ عز و جل : «نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ »فَأَخبَرَنا سُبحانَهُ أنَّ الإِجارَةَ أحَدُ مَعایِشِ الخَلقِ ، إذ خالَفَ بِحِکمَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم وإرادَتِهِم وسائِرِ حالاتِهِم ، وجَعَلَ ذلِکَ قِواما لِمَعایِشِ الخَلقِ ، وهُوَ الرَّجُلُ یَستَأجِرُ الرَّجُلَ فی ضَیعَتِهِ وأعمالِهِ وأحکامِهِ وتَصَرُّفاتِهِ وأملاکِهِ .
ولَو کانَ الرَّجُلُ مِنّا یُضطَرُّ إلی أن یَکونَ بَنّاءً لِنَفسِهِ أو نَجّارا أو صانِعا فی شَیءٍ مِن جَمیعِ أنواعِ الصَّنائِعِ لِنَفسِهِ ، ویَتَوَلّی جَمیعَ ما یَحتاجُ إلیهِ مِن إصلاحِ الثِّیابِ وما یَحتاجُ إلَیهِ مِنَ المَلِکِ فَمَن دونَهُ ، مَا استَقامَت أحوالُ العالَمِ بِتِلکَ ، ولَا اتَّسَعوا لَهُ ، ولَعَجَزوا عَنهُ . ولکِنَّهُ أتقَنَ تَدبیرَهُ لِمُخالَفَتِهِ بَینَ هِمَمِهِم ، وکُلَّ ما یَطلُبُ مِمّا تَنصَرِفُ إلَیهِ هِمَّتُهُ مِمّا یَقومُ بِهِ بَعضُهُم لِبَعضٍ ، ولِیَستَغنِیَ بَعضُهُم بِبَعضٍ فی أبوابِ المَعایِشِ الَّتی بِها صَلاحُ أحوالِهِم .
[۱۲]

فصل یکم : حکمت اجاره

قرآن

«ما معیشت آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را از نظر درجات ، بالاتر از بعضی [دیگر] قرار داده‌ایم تا بعضی از آنان بعضی [دیگر ]را در خدمت بگیرند ، و رحمت پروردگار تو ، از آنچه آنان می‌اندوزند ، بهتر است» .

حدیث

۱.امام علی علیه السلامـ در توضیح انواع آیات قرآن ـ :و امّا آنچه در قرآن در باره بیان معیشت‌های خَلق و اسباب آنها آمده است : خداوند سبحان به ما خبر داده است که آن از پنج راه است : حکومت ، آبادانی (ساخت و ساز) ، اجاره ، بازرگانی ، و صدقات .
... و امّا راه اجاره ، [دلیلش] این سخن خدای عز و جل است که : «ما معیشت آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را از نظر درجات ، بالاتر از بعضی [دیگر] قرار داده‌ایم تا بعضی از آنان بعضی [دیگر] را در خدمت بگیرند ، و رحمت پروردگار تو ، از آنچه آنان می‌اندوزند ، بهتر است» .
پس [در این آیه] خداوند سبحان به ما خبر داد که اجاره ، یکی از راه‌های گذران زندگی مردمان است ؛ زیرا او ، از روی حکمت خویش ، خواست‌ها و اراده و سایر حالات [و خصوصیات] آدمیان را متفاوت آفرید و این [تفاوت‌ها ]را مایه امرار معاش خَلق قرار داد .
و اجاره ، آن است که یک فرد ، فرد دیگری را برای [اداره کردن] مِلک خود و معاملاتش و کارها و اعمال و دارایی‌هایش اجیر کند.
اگر هر فردی از ما ، خواه پادشاه باشد یا غیر او ، ناچار بود که بنّای خودش یا نجّار خودش باشد و یا در انواع صنایع ، خود ، صنعتگر خویش باشد و تمام نیازهای خود را (از قبیل تعمیر لباس و دیگر نیازهایش) خود به عهده بگیرد ، امور عالم سامان نمی‌گرفت و مردم از عهده این کار بر نمی‌آمدند و در انجام دادن آن ، در می‌ماندند ؛ امّا خداوند ، با تدبیر استوار خویش ، میان خواست‌ها و توانایی‌های آدمیان ، تفاوت نهاد تا هر یک به کاری بپردازد و [به کمک هم ]نیازهای خویش را بر آورند و به وسیله یکدیگر ، امور معاش خود را که مایه صلاح حالشان است ، بچرخانند و هر یک به وسیله دیگری رفع نیاز کند.

الفصل الثانی : لا عار فی إجارة النفس

الکتاب

«قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَی أَن تَأْجُرَنِی ثَمَـنِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ» . [۱۳]

الحدیث

۲.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ موسی علیه السلام آجَرَ نَفسَهُ ثَمانِیَ سِنینَ أو عَشرا ، عَلی عِفَّةِ فَرجِهِ وطَعامِ بَطنِهِ . [۱۴] ۳.الإمام الکاظم علیه السلامـ لَمّا سَأَلَهُ مُحَمَّدُ بنُ سِنانٍ عَنِ الإِجارَةِ ـ :صالِحٌ لا بَأسَ بِهِ إذا نَصَحَ قَدرَ طاقَتِهِ ، قَد آجَرَ موسی علیه السلام نَفسَهُ وَاشتَرَطَ فَقالَ : إن شِئتَ ثَمانِیَ وإن شِئتَ عَشرا ، فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل فیهِ : «أَن تَأْجُرَنِی ثَمَـنِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِکَ » . [۱۵]

فصل دوم : اجیر شدن ، ننگ نیست

قرآن

«[شعیب] گفت : من می‌خواهم یکی از این دو دختر خود را به همسریِ تو در آورم ، به این [شرط] که هشت سال برای من کار کنی ، و اگر ده سال را تمام گردانی ، اختیار با توست . و نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم . إن شاء اللّه ، مرا از درستکاران خواهی یافت» .

حدیث

۲.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :موسی علیه السلام هشت یا ده سال ، خود را اجیر کرد ، برای پاک دامنی (ازدواج با دختر شعیب) و سیر کردن شکمش.
۳.امام کاظم علیه السلامـ در پاسخ سؤال محمّد بن سنان در باره اجیر شدن ـ :خوب است . عیبی ندارد ، اگر اندازه توانش را در نظر بگیرد . موسی علیه السلام خودش را اجیر کرد و با او شرط شد و [شعیب] گفت : «اگر خواستی ، هشت [سال ]و اگر خواستی ، ده [سال برایم کار کن]» . خداوند عز و جل در این باره فرموده است : «[به این شرط] که هشت سال برای من کار کنی ، و اگر ده سال را تمام گردانی ، اختیار با توست» .
.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :آجَرتُ نَفسی مِن خَدیجَةَ سَفرَتَینِ بِقَلوصٍ [۱۶][۱۷] ۵.الإمام علیّ علیه السلام :خَرَجتُ فی یَومٍ شاتٍ مِن بَیتِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، وَقَد أخَذتُ إهاباً [۱۸] مَعطونا [۱۹]، فَحَوَّلتُ وَسَطَهُ فَأَدخَلتُهُ عُنُقی ، وشَدَدتُ وَسَطی فَحَزَمتُهُ بِخوصِ النَّخلِ ، وإنّی لَشَدیدُ الجوعِ ، وَلَو کانَ فی بَیتِ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله طَعامٌ لطَعِمتُ مِنهُ .
فَخَرَجتُ ألتَمِسُ شَیئاً ، فَمَرَرتُ بِیَهودِیٍّ فی مالٍ لَهُ وهُوَ یَسقی بِبَکرَةٍ [۲۰]لَهُ ، فَاطَّلَعتُ عَلَیهِ مِن ثُلمَةٍ فِی الحائِطِ ، فَقالَ : ما لَکَ یا أعرابِیُّ؟ هَل لَکَ فی کُلِّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ؟
قُلتُ : نَعَم ، فَافتَحِ البابَ حَتّی أدخُلَ ، فَفَتَحَ فَدَخَلتُ فَأَعطانی دَلوَهُ ، فَکُلَّما نَزَعتُ دَلواً أعطانی تَمرَةً حَتّی إذَا امتَلَأت کَفّی أرسَلتُ دَلوَهُ وقُلتُ : حَسبی .
فَأَکَلتُها ، ثُمَّ جَرَعتُ مِنَ الماءِ فَشَرِبتُ ، ثُمَّ جِئتُ المَسجِدَ فَوَجَدتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله فیهِ . [۲۱] ۶.سنن ابن ماجة عن ابن عبّاس :أصابَ نَبِیَّ اللّهِ صلی الله علیه و آله خَصاصَةٌ [۲۲]فَبَلَغَ ذلِکَ عَلِیّا علیه السلام ، فَخَرَجَ یَلتَمِسُ عَمَلاً یُصیبُ فیهِ شَیئا لِیُقیتَ [۲۳]بِهِ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله ، فَأَتی بُستانا لِرَجُلٍ مِنَ الیَهودِ فَاستَقی لَهُ سَبعَةَ عَشَرَ دَلوا ؛ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ ، فَخَیَّرَهُ الیَهودِیُّ مِن تَمرِهِ سَبعَ عَشَرَةَ عَجوَةً [۲۴]، فَجاءَ بِها إلی نَبِیِّ اللّهِ صلی الله علیه و آله . [۲۵] .پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :من در دو سفر ، خود را در مقابل دریافت یک ماده شتر جوان ، اجیر خدیجه کردم [و برای او به سفر تجارت رفتم].
۵.امام علی علیه السلام :در یک روز زمستانی ، از خانه پیامبر خدا خارج شدم و پوست فرسوده‌ای با خود برداشتم و وسط آن را شکافتم و از گردنم رد کردم و میان آن را با برگ درخت خرما به کمرم بستم . سخت گرسنه بودم و اگر در خانه پیامبر خدا غذایی بود ، حتما از آن می‌خوردم [ ؛ امّا چیزی نبود که با آن ، سدّ جوع کنم] .
پس در پی به دست آوردن چیزی بیرون رفتم . در راه ، از مِلک یک یهودی گذشتم که با ماده اشتر جوانش آب می‌کشید . از شکاف دیوار نگاهش کردم . گفت : چه می‌خواهی ، ای اعرابی؟ آیا حاضری در مقابلِ [کشیدن ]هر دلو آب ، یک دانه خرما بگیری؟
گفتم : آری . در را باز کن تا داخل شوم .
او در را باز کرد و من داخل شدم . دلوَش را به من داد . هر یک دلو آبی که می‌کشیدم ، یک دانه خرما به من می‌داد ، تا وقتی که مُشتم پر شد . دلوش را گذاشتم و گفتم : مرا بس است . خرماها را خوردم و سپس قدری آب نوشیدم و آن گاه به مسجد آمدم . دیدم پیامبر خدا در مسجد است.
۶.سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن عبّاس ـ :پیامبر خدا را گرسنگی و ضعف گرفت . خبر به علی علیه السلام رسید . پس در جستجوی کاری بیرون رفت تا چیزی به کف آورد و به پیامبر خدا بخوراند .
او به باغ مردی یهودی آمد و هفده دلو آب برایش کشید ، به ازای هر دلو آب ، یک دانه خرما . مرد یهودی به وی اختیار داد که هفده دانه از خرمای عَجْوه ۱ بردارد . علی علیه السلام خرماها را گرفت و برای پیامبر خدا برد.
7.الإمام الصادق علیه السلام :ذَهَبَ عَلِیٌّ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام فَآجَرَ نَفسَهُ عَلی أن یَستَقِیَ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ یَختارُها ، فَجَمَعَ تَمرا فَأَتی بِهِ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وعَبدُ الرَّحمنِ بنِ عَوفٍ عَلَی البابِ ، فَلَمَزَهُ ـ أی وَقَعَ فیهِ ـ فَاُنزِلَت هذِهِ الآیَةُ : «الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ» إلی قَولِهِ : «اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ » [۲۶][۲۷] ۸.عوالی اللآلی :فِی الحَدیثِ أنَّ عَلِیّا علیه السلام آجَرَ نَفسَهُ مِن یَهودِیٍّ لِیَستَقِیَ الماءَ کُلَّ دَلوٍ بِتَمرَةٍ ، وجَمَعَ التَّمَراتِ وحَمَلَهُ إلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَأَکَلَ مِنهُ . [۲۸] .امام صادق علیه السلام :امیر مؤمنان علی علیه السلام رفت و خودش را اجیر کرد که در مقابل کشیدن هر سطل آب ، یک دانه خرما بگیرد و نوع خرما را خودش انتخاب کند . پس بدین وسیله مقداری خرما فراهم آورد و آنها را برای پیامبر صلی الله علیه و آله برد .
عبد الرحمان بن عوف که جلوی در [ ـِ خانه پیامبر خدا] ایستاده بود ، بر وی خرده گرفت . پس این آیات ، نازل شد : «آنان که بر مؤمنانی که صدقه داوطلبانه می‌دهند ، خرده می‌گیرند» تا «برای آنان ، آمرزش بخواهی یا برایِشان آمرزش نخواهی ، [یکسان است ، و حتّی] اگر هفتاد بار برایِشان آمرزش بخواهی ، هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید» . [۲۹] ۸.عوالی اللآلی :در حدیث آمده است که علی علیه السلام خود را اجیر یک نفر یهودی کرد که برایش آب بکشد و در مقابل هر دلو آب ، یک دانه خرما بستاند . او خرماها را جمع کرد و برای پیامبر صلی الله علیه و آله برد و پیامبر صلی الله علیه و آله از آن خرماها تناول نمود.

الفصل الثالث : الاستقلال فی العمل أفضل من الإجارة

۹.الکافی عن عمّار الساباطی :قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : الرَّجُلُ یَتَّجِرُ فَإِن هُوَ آجَرَ نَفسَهُ اُعطِیَ ما یُصیبُ فی تِجارَتِهِ؟
فَقالَ : لا یُؤاجِرُ نَفسَهُ ولکِن یَستَرزِقُ اللّهَ عز و جل ویَتَّجِرُ ؛ فَإِنَّهُ إذا آجَرَ نَفسَهُ حَظَرَ [۳۰]عَلی نَفسِهِ الرِّزقَ . [۳۱] ۱۰.الکافی عن المفضّل بن عمر :سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام یَقولُ : مَن آجَرَ نَفسَهُ فَقَد حَظَرَ عَلی نَفسِهِ الرِّزقَ .
وفی روایة اُخری : وکَیفَ لا یَحظُرُهُ وما أصابَ فیهِ فَهُوَ لِرَبِّهِ الّذی آجَرَهُ؟! [۳۲]

فصل سوم : کار آزاد ، بهتر از اجیر شدن است

۹.الکافیـ به نقل از عمّار ساباطی ـ :به امام صادق علیه السلام گفتم : انسان [می‌تواند خودش ]تجارت کند ، و اگر خودش را اجیر کند (برای دیگری کارگری نماید) نیز همان مقداری که از تجارت خودش به دست می‌آورد ، به او داده می‌شود [ . آیا خودش تجارت کند یا اجیر دیگری شود؟] .
امام علیه السلام فرمود : «خودش را اجیر نکند ؛ بلکه از خداوند عز و جل طلب روزی کند و به تجارتْ دست بزند ؛ زیرا هر گاه خودش را اجیر کند ، مانع روزیِ [بیشتر] خود شده است» .
۱۰.الکافیـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ :از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرماید : «هر کس خود را اجیر کند ، روزی را از خویشتن باز داشته است» .
در روایت دیگری آمده است : «[انسان ،] چگونه آن (روزی) را باز نمی‌دارد ، در حالی که آنچه [از سود تجارت] به او می‌رسد ، از آنِ کارفرمای اوست که وی را اجیر کرده است؟!» .

الفصل الرابع : میزان حلّیّة الإجارة وحرمتها

۱۱.تحف العقولـ فی ذِکرِ ما وَرَدَ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ علیه السلام ـ :سَأَلَهُ سائِلٌ ، فَقالَ : کَم جِهاتُ مَعایِشِ العِبادِ الَّتی فیهَا الاِکتِسابُ أوِ التَّعامُلُ بَینَهُم ، ووُجوهُ النَّفَقاتِ ؟ فَقالَ علیه السلام :
جَمیعُ المَعایِشِ کُلِّها مِن وُجوهِ المُعامَلاتِ فیما بَینَهُم ممّا یَکونُ لَهُم فیهِ المَکاسِبُ أربَعُ جِهاتٍ مِنَ المُعامَلاتِ .
فَقالَ لَهُ : أ کُلُّ هؤُلاءِ الأَربَعَةِ الأَجناسِ حَلالٌ ، أو کُلُّها حَرامٌ ، أو بَعضُها حَلالٌ وبَعضُها حَرامٌ ؟
فَقالَ علیه السلام : قَد یَکونُ فی هؤلاءِ الأَجناسِ الأَربَعَةِ حَلالٌ مِن جِهَةٍ حَرامٌ مِن جِهَةٍ ، وهذِهِ الأَجناسُ مُسَمَّیاتٌ مَعروفاتُ الجِهاتِ .
فَأَوَّلُ هذِهِ الجِهاتِ الأَربَعَةِ الوِلایَةُ وتَولِیَةُ بَعضِهِم عَلی بَعضٍ ؛ فَالأَوَّلُ وِلایَةُ الوُلاةِ ، ووُلاةِ الوُلاةِ إلی أدناهُم بابا مِن أبوابِ الوِلایَةِ عَلی مَن هُوَ والٍ عَلَیهِ ، ثُمَّ التِّجارَةُ فی جَمیعِ البَیعِ والشِّراءِ بَعضُهُم مِن بَعضٍ ، ثُمَّ الصَّناعاتُ فی جَمیعِ صُنوفِها، ثُمَّ الإِجاراتُ فی کُلِّ ما یُحتاجُ إلَیهِ مِنَ الإِجاراتِ... وأمّا تَفسیرُ الإجاراتِ : فَإِجارَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ أو ما یَملِکُ أو یَلی أمرَهُ مِن قَرابَتِهِ أو دابَّتِهِ أو ثَوبِهِ بِوَجهِ الحَلالِ مِن جِهاتِ الإِجاراتِ ، أن یُؤجِرَ نَفسَهُ أو دارَهُ أو أرضَهُ أو شَیئا یَملِکُهُ فیما یُنتَفَعُ بِهِ مِن وُجوهِ المَنافِعِ ، أوِ العَمَلِ بِنَفسِهِ ووَلَدِهِ ومَملوکِهِ أو أجیرِهِ مِن غَیرِ أن یَکونَ وَکیلاً لِلوالی أو والِیا لِلوالی ، فَلا بَأسَ أن یَکونَ أجیرا یُؤجِرَ نَفسَهُ أو وَلَدَهُ أو قَرابَتَهُ أو مِلکَهُ أو وَکیلَهُ فی إجارَتِهِ ؛ لِأَ نَّهُم وُکَلاءُ الأَجیرِ مِن عِندِهِ لَیسَ هُم بِوُلاةِ الوالی ، نَظیرُ الحَمّالِ الَّذی یَحمِلُ شَیئا بِشَیءٍ مَعلومٍ إلی مَوضِعٍ مَعلومٍ ، فَیَحمِلُ ذلِکَ الشَّیءَ الَّذی یَجوزُ لَهُ حَملُهُ بِنَفسِهِ أو بِمِلکِهِ أو دابَّتِهِ ، أو یُؤاجِرُ نَفسَهُ فی عَمَلٍ یَعمَلُ ذلِکَ العَمَلَ بِنَفسِهِ أو بِمَملوکِهِ أو قَرابَتِهِ أو بِأَجیرٍ مِن قِبَلِهِ . فَهذِهِ وُجوهٌ مِن وُجوهِ الإِجاراتِ حَلالٌ لِمَن کانَ مِنَ النّاسِ مَلِکا أو سوقَةً [۳۳] أو کافِرا أو مُؤمِنا ، فَحَلالٌ إجارَتُهُ وحَلالٌ کَسبُهُ مِن هذِهِ الوُجوهِ .
فَأَمّا وُجوهُ الحَرامِ مِن وُجوهِ الإِجارَةِ نَظیرُ أن یُؤاجِرَ نَفسَهُ عَلی حَملِ ما یَحرُمُ عَلَیهِ أکلُهُ أو شُربُهُ أو لُبسُهُ ، أو یُؤاجِرَ نَفسَهُ فی صَنعَةِ ذلِکَ الشَّیءِ أو حِفظِهِ أو لُبسِهِ ، أو یُؤاجِرَ نَفسَهُ فی هَدمِ المَساجِدِ ضِرارا أو قَتلِ النَّفسِ بِغَیرِ حِلٍّ ، أو حَملِ التَّصاویرِ وَالأَصنامِ وَالمَزامیرِ وَالبَرابِطِ [۳۴]وَالخَمرِ وَالخَنازیرِ وَالمَیتَةِ وَالدَّمِ ، أو شَیءٍ مِن وُجوهِ الفَسادِ الَّذی کانَ مُحَرَّما عَلَیهِ مِن غَیرِ جِهَةِ الإِجارَةِ فیهِ ، وکُلُّ أمرٍ مَنهِیٍّ عَنهُ مِن جِهَةٍ مِنَ الجِهاتِ فَمُحَرَّمٌ عَلَی الإِنسانِ إِجارَةُ نَفسِهِ فیهِ أو لَهُ أو شَیءٍ مِنهُ أو لَهُ إلّا لِمَنفَعَةِ مَنِ استَأجَرتَهُ ؛ کَالَّذی یَستَأجِرُ الأَجیرَ یَحمِلُ لَهُ المَیتَةَ یُنجیها [۳۵]عَن أذاهُ أو أذی غَیرِهِ وما أشبَهَ ذلِکَ .
وَالفَرقُ بَینَ مَعنَی الوِلایَةِ وَالإِجارَةِ ـ وإن کانَ کِلاهُما یَعمَلانِ بِأَجرٍ ـ أنَّ مَعنَی الوِلایَةِ أن یَلِیَ الإِنسانُ لِوالِی الوُلاةِ أو لِوُلاةِ الوُلاةِ فَیَلیَ أمرَ غَیرِهِ فِی التَّولِیَةِ عَلَیهِ وتَسلیطِهِ وجَوازِ أمرِهِ ونَهیِهِ وقِیامِهِ مَقامَ الوَلِیِّ إلَی الرَّئیسِ ، أو مَقامَ وُکَلائِهِ فی أمرِهِ وتَوکیدِهِ فی مَعونَتِهِ وتَسدیدِ وِلایَتِهِ وإن کانَ أدناهُم وِلایَةً ، فَهُوَ والٍ عَلی مَن هُوَ والٍ عَلَیهِ یَجری مَجرَی الوُلاةِ الکِبارِ الَّذینَ یَلونَ وِلایَةَ النّاسِ فی قَتلِهِم مَن قَتَلوا وإظهارِ الجَورِ وَالفَسادِ .
وأمّا مَعنَی الإِجارَةِ فَعَلی ما فَسَّرنا مِن إجارَةِ الإِنسانِ نَفسَهُ أو ما یَملِکُهُ مِن قَبلِ أن یُؤاجِرَ لِشَیءٍ مِن غَیرِهِ ، فَهُوَ یَملِکُ یَمینَهُ ؛ لِأَ نَّهُ [ لا] [۳۶]یَلی أمرَ نَفسِهِ وأمرَ ما یَملِکُ قَبلَ أن یُؤاجِرَهُ مِمَّن هُوَ آجَرَهُ . وَالوالی لا یَملِکُ مِن اُمورِ النّاسِ شَیئا إلّا بَعدَما یَلی اُمورَهُم ویَملِکُ تَولِیَتَهُم . وکُلُّ مَن آجَرَ نَفسَهُ أو آجَرَ ما یَملِکُ نَفسَهُ أو یَلی أمرَهُ مِن کافِرٍ أو مُؤمِنٍ أو مَلِکٍ أو سوقَةٍ عَلی ما فَسَّرنا مِمّا تَجوزُ الإِجارَةُ فیهِ فَحَلالٌ مُحَلَّلٌ فِعلُهُ وکَسبُهُ . [۳۷]

فصل چهارم : معیار حلال و حرام بودن اجاره

۱۱.تحف العقولـ در بیان حدیثی از امام صادق علیه السلام ـ :پرسنده‌ای از ایشان پرسید و گفت : راه‌های کسب و کار بندگان [خدا] ـ که در آنها درآمدی به دست بیاورند یا با یکدیگر داد و ستد کنند ـ و راه‌های هزینه کردن ، چند تاست؟
امام علیه السلام فرمود : «تمام راه‌های کسب و کار ، کلّاً ، از انواع داد و ستدها میان آنان که با آنها کسب و کار کنند ، چهار گونه داد و ستد است» .
پرسنده گفت : آیا همه این چهار گونه [طریق معیشت] ، حلال است ، یا تمام آنها حرام است و یا برخی شان حلال و برخی شان حرام است؟
امام علیه السلام فرمود : «بسا که در این چهار گونه ، از جهتی حلال و از جهتی دیگر حرام باشد . این چهار گونه ، نام گذاری شده و جهات شناخته شده‌ای دارند.
نخستینِ این راه‌های چهارگانه ، حکمرانی و کارگزاری برای یکدیگر است که در رأس آن ، کارگزاریِ حکمرانان است و سپس کارگزاری کارگزاران ، تا برسد به پایین‌ترین آنان ، که همگی نوعی تصدّی بر کسی است که بر او ریاست است .
دوم ، بازرگانی است در همه انواع داد و ستد [مردم] با یکدیگر .
سوم ، صنعت هاست در تمام گونه‌های آن .
و چهارم ، اجاره‌ها [و کارمُزدها] است ، از هر گونه اجاره‌ای که بدان نیاز باشد .
... امّا توضیح اجاره‌ها [و کارمُزدها] : انسان ، [نیروی کار] خودش را ، یا آنچه را که مِلک اوست و یا چیزهایی را که سرپرستی آنها به عهده اوست (مانند : خویشاوند و چارپا و جامه) ، به صورتی حلال از انواع اجاره‌ها اجاره می‌دهد ، به این صورت که [شخص ،] خودش را یا خانه و زمینش را و یا آنچه را که مِلک اوست ، به کاری که به نوعی برای او سودمند است ، اجاره دهد ، یا خودش [شخصا ]کار را انجام دهد یا فرزندش و غلامش و یا مزدورش را به کار گمارد ، بدون آن که وکیل حاکم یا کارگزار حاکم شده باشد .
پس اشکالی ندارد که کسی اجیر شود و خودش را ، یا فرزندش را ، یا خویشاوندش را ، یا مِلکش را و یا کسی را که وی وکیل در اجاره دادن اوست ، اجاره دهد ؛ زیرا آنان وکلای اجیر از نزد او هستند و کارگزاران کارگزار نیستند ، مانند باربری که بار معیّنی را در ازای مزد معیّنی تا جای معیّنی می‌برد ، و آن بار را که مُجاز به حمل آن است ، خودش شخصا ، یا به واسطه مملوکش و یا چارپایش حمل می‌کند ، یا کاری را اجاره می‌کند و آن کار را خودش شخصا ، یا به وسیله مملوکش ، یا خویشاوندش و یا مزدور دیگری که قبلاً اجیرش کرده است ، انجام می‌دهد .
اینها گونه‌هایی از انواع اجاره‌ها هستند که برای هر فردی از مردمْ حلال است ، شاه باشد یا رعیّت ، کافر باشد یا مؤمن . پس اجاره اش (مزدوری اش) ، حلال و درآمدش از این راه‌ها حلال است.
امّا گونه‌های حرام از انواع اجاره (مزدوری/ کارگری) ، نظیر این که شخص ، خود را برای حمل چیزی که خوردن یا نوشیدن و یا پوشیدنش بر او حرام است ، اجیر کند ، یا این که برای ساختن یا نگه داشتن و یا پوشیدن چنان چیزی ، خود را اجیر نماید ، یا این که خود را برای خراب کردن مساجد به قصد ضرر زدن ، یا کُشتنِ به ناحقّ کسی ، یا حمل تصاویر و بت‌ها و نی و تار و می و خوک و مردار و خون و یا هر چیز دیگری از انواع فساد که غیر از جهت اجاره هم بر او حرام است ، اجیر کند .
[به طور کلّی ،] هر چیزی که به نحوی از انحا از آن نهی شده ، حرام است که انسان خودش را در آن ، یا برای آن ، یا در بخشی از آن و یا برای بخشی از آن ، اجیر کند ، مگر این که برای کسی که او را اجیر می‌کنی ، نفعی داشته باشد ، مانند این که کسی دیگری را اجیر کند تا مرداری را ببرد تا او یا دیگری را از گزند آن برهاند و آنچه شبیه این است.
تفاوت میان معنای ولایت (کارگزاری/ کارمندی) و اجاره (مزدوری/ کارگری) ، با این که هر دو در برابر مزد انجام می‌گیرند ، این است که در کارگزاری ، انسان ، متصدّی کاری برای کارگزارِ کارگزاران یا برای کارگزارانِ کارگزاران می‌شود . پس کارِ دیگری را به عهده می‌گیرد و در سرپرستی و تسلّط و اجرای امر و نهی او ، جانشین وی می‌گردد تا به رئیس برسد ، یا جانشین وکیلان (مأموران) او می‌شود در کار او و تقویت کردن وی با کمک کردن به او و تحکیم ولایت او ، هرچند دون پایه‌ترین کارمند باشد .
پس ، او کارگزار [و حکمران] بر کسی است که متصدّی کار اوست و به منزله کارگزاران بزرگ [و عالی رتبه] است که متصدّی حکمرانی بر مردم اند و هر که را بخواهند ، می‌کشند و ستم و تباهی پدید می‌آورند.
امّا معنای اجاره ـ چنان که توضیح دادیم ـ عبارت از این است که انسان ، خود را یا آنچه را پیش از اجاره دادنش به دیگری ، مالک آن بوده است ، به اجیری بدهد . پس ، او مالکِ ما یملکِ خود است ؛ چرا که او بر کار خود و بر کار مملوک خود ، پیش از آن که آن را به اجاره کننده اجاره دهد ، ولایت دارد ، در حالی که والی ، مالک چیزی از امور مردم نیست ، مگر پس از آن که متصدّی کارشان شود و سرپرستی بر آنان را در اختیار گیرد . و هر که خود را ، یا ما یملکِ خود را و یا کسی را که تحت سرپرستی اوست ، به شرحی که گفتیم که اجاره در آنها جایز است ، اجاره دهد ، کافر باشد یا مؤمن ، شاه باشد یا رعیّت ، عملش حلال و درآمدش رواست» .

الفصل الخامس : آداب انتخاب الأجیر

اِنتِخابُ الأَجیرِ القَوِیِّ الأَمینِ

الکتاب

«قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَاأَبَتِ اسْتَئجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَئجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» .[۳۸]

الحدیث

۱۲.الإمام الکاظم علیه السلامـ فی قَضِیَّةِ موسی علیه السلام وبِنتِ شُعَیبٍ ـ :قالَ لَها شُعَیبٌ علیه السلام : یا بُنَیَّةُ ، هذا قَوِیٌّ قَد عَرَفتِهِ بِرَفعِ الصَّخرَةِ ، الأَمینُ مِن أینَ عَرَفتِهِ؟!
قالَت : یا أبَةِ ، إنّی مَشَیتُ قُدّامَهُ ، فَقالَ : اِمشی مِن خَلفی فَإِن ضَلَلتُ فَأَرشِدینی إلَی الطَّریقِ ، فَإِنّا قَومٌ لا نَنظُرُ فی أدبارِ النِّساءِ . [۳۹] ۱۳.الإمام علیّ علیه السلام :آفَةُ الأَعمالِ عَجزُ العُمّالِ . [۴۰] راجع : موسوعة الإمام علیّ بن أبی طالب علیه السلام : ج ۲ ص ۳۹۵ (القسم الخامس / الفصل الثالث : سیاسة الإمام علیّ علیه السلام / السیاسة الإداریة / انتخاب العمّال الصالحین) .

فصل پنجم : آداب انتخاب اجیر

انتخاب اجیر نیرومند و امانتدار

قرآن

«یکی از آن دو دختر [به شعیب] گفت : ای پدر! او را استخدام کن ، [که ]بهترین کسی که استخدام می‌کنی ، نیرومند و امانتدار است» .

حدیث

۱۲.امام کاظم علیه السلامـ در باره ماجرای موسی علیه السلام و دختر شعیب ـ :شعیب علیه السلام به دخترش گفت : دخترم! نیرومند بودن او را از بلند کردن تخته سنگ فهمیدی . امانتدار بودنش را از کجا دانستی؟
دختر گفت : پدر جان! من جلوتر از او راه می‌رفتم . او به من گفت : «از پشت سرم بیا و چنانچه راه را اشتباه رفتم ، راه نمایی ام کن ؛ زیرا ما جماعتی هستیم که به پشت زنان نمی‌نگریم» .
۱۳.امام علی علیه السلام :آفت کارها ، ناتوانی کارگران (/کارگزاران) است.
ر . ک : دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام : ج ۴ ص ۱۹ (بخش پنجم / فصل سوم :
سیاست‌های اداری / گزینش کارگزاران شایسته) .

تَعیینُ الاُجرَةِ

۱۴.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُعلِمهُ أجرَهُ . [۴۱] ۱۵.عنه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُعلِمهُ بِأَجرِهِ ، فَإِن شاءَ رَضِیَ وإن شاءَ تَرَکَ . [۴۲] ۱۶.عنه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلیُسَمِّ لَهُ إجارَتَهُ . [۴۳] ۱۷.مسند ابن حنبل عن أبی سعید الخدریّ :إنَّ رَسولَ اللّه صلی الله علیه و آله نَهی عَنِ استِئجارِ الأَجیرِ حَتّی یُبَیَّنَ لَهُ أجرُهُ . [۴۴] ۱۸.الإمام علیّ علیه السلام :نَهی [ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله ] أن یُستَعمَلَ أجیرٌ حَتّی یُعلَمَ ما اُجرَتُهُ . [۴۵] ۱۹.الإمام الصادق علیه السلام :مَن کانَ یُؤمِنُ بِاللّهِ وَالیَومِ الآخِرِ فَلا یَستَعمِلَنَّ أجیرا حَتّی یُعلِمَهُ ما أجرُهُ . [۴۶] ۲۰.الکافی عن سلیمان بن جعفر الجعفری :کُنتُ مَعَ الرِّضا علیه السلام فی بَعضِ الحاجَةِ ، فَأَرَدتُ أن أنصَرِفَ إلی مَنزِلی ، فَقالَ لی : اِنصَرِف مَعی فَبِت عِندِی اللَّیلَةَ ، فَانطَلَقتُ مَعَهُ ، فَدَخَلَ إلی دارِهِ مَعَ المُعَتِّبِ فَنَظَرَ إلی غِلمانِهِ یَعمَلونَ بِالطّینِ أوارِیَ الدَّوابِّ [۴۷]وغَیرَ ذلِکَ ، وإذا مَعَهُم أسوَدُ لَیسَ مِنهُم .
فَقالَ : ما هذَا الرَّجُلُ مَعَکُم؟
فَقالوا : یُعاوِنُنا ونُعطیهِ شَیئا .
قالَ : قاطَعتُموهُ عَلی اُجرَتِهِ؟
فَقالوا : لا ، هُوَ یَرضی مِنّا بِما نُعطیهِ .
فَأَقبَلَ عَلَیهِم یَضرِبُهُم بِالسَّوطِ وغَضِبَ لِذلِکَ غَضَبا شَدیدا . فَقُلتُ : ـ جُعِلتُ فِداکَ! ـ لِمَ تُدخِلُ عَلی نَفسِکَ [۴۸]؟
فَقالَ : إنّی قَد نَهیتُهُم عَن مِثلِ هذا غَیرَ مَرَّةٍ أن یَعمَلَ مَعَهُم أحَدٌ حَتّی یُقاطِعوهُ اُجرَتَهُ . وَاعلَم أنَّهُ ما مِن أحَدٍ یَعمَلُ لَکَ شَیئا بِغَیرِ مُقاطَعَةٍ ، ثُمَّ زِدتَهُ لِذلِکَ الشَّیءِ ثَلاثَةَ أضعافٍ عَلی اُجرَتِهِ إلّا ظَنَّ أنَّکَ قَد نَقَصتَهُ اُجرَتَهُ ، وإذا قاطَعتَهُ ثُمَّ أعطَیتَهُ اُجرَتَهُ حَمِدَکَ عَلَی الوَفاءِ ، فَإِن زِدتَهُ حَبَّةً عَرَفَ ذلِکَ لَکَ ورَأی أنَّکَ قَد زِدتَهُ .
[۴۹]

تعیین مزد

۱۴.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری می‌گیرد ، باید [ابتدا] مزد او را به اطّلاعش برساند .
۱۵.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری می‌گیرد ، مزدش را به او بگوید تا اگر خواست ، رضایت بدهد و اگر نخواست ، کار نکند.
۱۶.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری می‌گیرد ، مزدش را برایش تعیین کند.
۱۷.مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعید خدری ـ :پیامبر خدا از گرفتن اجیر ، بدون آن که مزدش تعیین شود ، نهی فرمود.
۱۸.امام علی علیه السلام :[پیامبر خدا] از به کار گرفتن اجیر ، پیش از آن که معلوم شود مزدش چیست ، نهی فرمود.
۱۹.امام صادق علیه السلام :هر کس به خدا و روز واپسین ایمان دارد ، نباید اجیری را به کار بگیرد ، مگر آن که به او بگوید مزدش چیست.
۲۰.الکافیـ بـه نقل از سـلیمان بـن جعفر جعفری ـ :برای کاری همراه امام رضا علیه السلام بودم . من خواستم به منزلم برگردم که فرمود : «با من بیا و امشب را نزد من بمان» .
با ایشان رفتم . با مُعتِّب ، وارد خانه اش شد . دید غلامانش مشغول گِلکاری آخور و استطبل ستوران و غیر آن هستند و در میانشان ، غلام سیاهی است که جزو غلامان ایشان نیست.
فرمود : «این مردی که با شماست ، کیست؟» .
گفتند : به ما کمک می‌کند و [در عوض،] چیزی به او می‌دهیم.
فرمود : «مزدش را تعیین کرده‌اید؟» .
گفتند : خیر . هر چه به او بدهیم ، راضی است .
در این هنگام ، امام علیه السلام با تازیانه شروع به تأدیب آنها کرد و از این کارِ غلامان ، به شدّت عصبانی شد .
من گفتم : فدایت شوم! چرا خودتان را ناراحت می‌کنید؟
فرمود : «من بارها اینها را از چنین کاری نهی کرده‌ام که کسی با آنها کار کند ، مگر آن که مزدش را تعیین کنند . این را بدان که هر کس بدون آن که مزدش را تعیین کنی ، برایت کاری انجام دهد و بعد ، تو برای آن کار ، سه برابر مزدش را هم بدهی ، باز خیال می‌کند که مزدش را کم داده‌ای ؛ ولی اگر با او طی کنی و سپس مزدش را به او بدهی ، از این که مزد او را کامل داده‌ای ، از تو سپاس گزاری می‌کند و اگر یک دانه بیشتر بدهی ، قدرشناسی می‌کند و می‌داند که بیشتر به او داده‌ای» .

التَّجَنُّبُ عَن ظُلمِ الأَجیرِ

۲۱.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ عز و جل غافِرُ کُلِّ ذَنبٍ ، إلّا مَن أحدَثَ دینا ، أوِ اغتَصَبَ [۵۰]أجیرا أجرَهُ ، أو رَجُلٌ باعَ حُرّا .
[۵۱]

پرهیز از ظلم کردن به اجیر

۲۱.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند عز و جل آمرزنده هر گناهی است ، مگر [گناه] کسی که دینی را بدعت نهد ، یا مزد کارگری را غصب کند ، یا [گناه] مردی که [انسانِ] آزادی را بفروشد.
۲۲.عنه صلی الله علیه و آله :إنَّ اللّهَ یَغفِرُ کُلَّ ذَنبٍ یَومَ القِیامَةِ ، إلّا مَهرَ امرَأَةٍ ، ومَنِ اغتَصَبَ أجیرا أجرَهُ ، ومَن باعَ حُرّا . [۵۲] ۲۳.عنه صلی الله علیه و آله :ظُلمُ الأَجیرِ أجرَهُ مِنَ الکَبائِرِ . [۵۳] ۲۴.عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثٌ مِن أکبَرِ الکَبائِرِ : مَن قَتَلَ بَهیمَةً بِغَیرِ حَقِّها ، ومَنِ انتَقَصَ مِن مَهرِ امرَأَتِهِ ، ومَن ظَلَمَ أجیرا أجرَهُ . [۵۴] ۲۵.الإمام الصادق علیه السلام :أقذَرُ الذُّنوبِ ثَلاثَةٌ : قَتلُ البَهیمَةِ ، وحَبسُ مَهرِ المَرأَةِ ، ومَنعُ الأَجیرِ أجرَهُ . [۵۵] ۲۶.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَلعونٌ مَن ظَلَمَ أجیرا اُجرَتَهُ . [۵۶] ۲۷.عنه صلی الله علیه و آلهـ فی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام ـ :یا عَلِیُّ ، مَن مَنَعَ أجیرا أجرَهُ فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللّهِ .
۲۲.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند در روز قیامت ، هر گناهی را می‌آمرزد ، مگر [گناه نپرداختن ]مهریه زن را ، و [گناه] کسی را که مزد کارگری را غصب کند ، و [گناه] کسی را که [انسانِ ]آزادی را بفروشد.
۲۳.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ستم روا داشتن بر کارگر در دادن مزد او ، از گناهان کبیره است.
۲۴.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه چیز ، از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است : کسی که حیوان بی زبانی را به ناحق بکشد ، کسی که از مهریه زنش کم بگذارد ، و کسی که بر کارگری در دادن مزد او ستم کند .
۲۵.امام صادق علیه السلام :کثیف‌ترین گناهان ، سه چیز است : کشتن حیوان بی زبان ، نپرداختن مهریه زن ، و ندادن مزد اجیر.
۲۶.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :ملعون است کسی که مزد اجیری را پایمال کند.
۲۷.پیامبر خدا صلی الله علیه و آلهـ در سفارش به علی علیه السلام ـ :ای علی! هر کس مزد اجیری را نپردازد ، در نزد خداوند ، ملعون است .
۲۸.عنه صلی الله علیه و آله :قالَ اللّهُ : ثَلاثَةٌ أنَا خَصمُهُم یَومَ القِیامَةِ : رَجُلٌ أعطی بی ۱ ثُمَّ غَدَرَ ، ورَجُلٌ باعَ حُرّا فَأَکَلَ ثَمَنَهُ ، ورَجُلٌ استَأجَرَ أجیرا فَاستَوفی مِنهُ ولَم یُعطِ أجرَهُ . [۵۷] ۲۹.عنه صلی الله علیه و آله :مَن ظَلَمَ أجیرا أجرَهُ أحبَطَ اللّهُ عَمَلَهُ وحَرَّمَ عَلَیهِ ریحَ الجَنَّةِ ، وإنَّ ریحَها لَیوجَدُ مِن مَسیرَةِ خَمسِمِئَةِ عامٍ . [۵۸] ۳۰.عنه صلی الله علیه و آلهـ لِعَلِیٍّ علیه السلام بَعدَما نَزَلَت عَلَیهِ : «قُل لَا أَسْئلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی » [۵۹]ـ :اِصعَدِ المِنبَرَ وَادعُ النّاسَ إلَیکَ ، ثُمَّ قُل : أیُّهَا النّاسُ ، مَنِ انتَقَصَ أجیرا أجرَهُ فَلیَتَبَوَّأ مَقعَدَهُ [ مِنَ ] [۶۰]النّارِ . [۶۱] راجع : الأمالیللمفید : ص ۳۵۱ ح ۳ و الأمالیللطوسی : ص ۱۲۲ ح ۱۹۱ وطُرَف من الأنباء والمناقب : ص ۱۸۵ الرقم ۲۵ و بحارالأنوار : ج ۲۲ ص ۴۸۹ ح ۳۴

عَدَمُ التَّأخیرِ فی دَفعِ الاُجرَةِ

۳۱.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :أعطُوا الأَجیرَ أجرَهُ قَبلَ أن یَجِفَّ عَرَقُهُ .
[۶۲] ۲۸.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :خداوند فرمود : «سه کس است که در روز قیامت ، من [ ، خود] ، طرف دعوای آنان هستم : مردی که به نام من امانی بدهد و سپس آن را بشکند ، مردی که [انسانِ] آزادی را بفروشد و بهای آن را بخورد ، و مردی که اجیری را به خدمت بگیرد و از او کاملاً کار بکشد و مزدش را ندهد» .
۲۹.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس در دادن مزد کارگر به او ستم روا دارد ، خداوند ، عمل او را باطل می‌سازد و بوی بهشت را ـ که از فاصله پانصد سال راه به مشام می‌رسد ـ ، بر وی حرام می‌گرداند.
۳۰.پیامبر خدا صلی الله علیه و آلهـ خطاب به علی علیه السلام ، پس از آن که این آیه بر ایشان نازل شد : «بگو : من برای این رسالت ، از شما مزدی نمی‌خواهم ، مگر دوستی در حقّ خویشاوندان» ـ :بر منبر برو و مردم را فرا بخوان و سپس بگو : ای مردم! هر کس مزد اجیری را کم بدهد ، جایگاهش را آتش بداند .

تأخیر نکردن در پرداخت مزد

۳۱.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مزد اجیر را پیش از آن که عرقش خشک شود ، بپردازید.
۳۲.عنه صلی الله علیه و آله :أعطُوا الأَجیرَ أجرَهُ قَبلَ أن یَجِفَّ رَشحُهُ [۶۳][۶۴] ۳۳.عنه صلی الله علیه و آله :ثَلاثَةٌ لا یَنظُرُ اللّهُ إلَیهِم یَومَ القِیامَةِ : حُرٌّ باعَ حُرّا ، وحُرٌّ باعَ نَفسَهُ ، ورَجُلٌ أمطَلَ [۶۵]کِراءَ أجیرٍ حَتّی جَفَّ رَشحُهُ . [۶۶] ۳۴.الإمام الصادق علیه السلامـ فِی الحَمّالِ وَالأَجیرِ ـ :لا یَجِفُّ عَرَقُهُ حَتّی تُعطِیَهُ اُجرَتَهُ . [۶۷] ۳۵.الکافی عن شعیب :تَکارَینا لِأَبی عَبدِاللّهِ علیه السلام قَوما یَعمَلونَ فی بُستانٍ لَهُ وکانَ أجَلُهُم إلَی العَصرِ ، فَلَمّا فَرَغوا ، قالَ لِمُعَتِّبٍ : أعطِهِم اُجورَهُم قَبلَ أن یَجِفَّ عَرَقُهُم . [۶۸]

عَدَمُ حَبسِ الأَجیرِ عَنِ الجُمُعَةِ

۳۶.رسول اللّه صلی الله علیه و آله :مَنِ استَأجَرَ أجیرا فَلا یَحبِسهُ عَنِ الجُمُعَةِ فَیَأثَمَ ، وإن لَم یَحبِسهُ عَنِ الجُمُعَةِ اشتَرَکا فِی الأَجرِ .[۶۹] ۳۲.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :مزد اجیر را پیش از آن که نَم عرقش خشک شود ، پرداخت کنید.
۳۳.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :سه کس است که خداوند در روز قیامت به آنان نظر نمی‌کند : آزادی که [انسانِ] آزادی را بفروشد ، آزادی که خودش را بفروشد ، و مردی که در پرداخت مزد اجیر ، چندان تأخیر کند که نَم عرق او خشک شود.
۳۴.امام صادق علیه السلامـ در باره باربَر و کارگر ـ :عرقش خشک نشده ، مزدش را به او بده.
۳۵.الکافیـ به نقل از شعیب ـ :عدّه‌ای را برای کار کردن در یکی از باغ‌های امام رضا علیه السلام اجیر کردیم و مدّتشان تا عصر بود . چون کارشان تمام شد ، امام علیه السلام به مُعتِّب فرمود : «پیش از آن که عرقشان خشک شود ، مزدشان را پرداخت کن» .

جلوگیری نکردن از رفتن اجیر به نماز جمعه

۳۶.پیامبر خدا صلی الله علیه و آله :هر کس اجیری را به خدمت گرفت ، او را از شرکت در نماز جمعه باز ندارد و [در غیر این صورت،] گناه کرده است . و اگر مانع او از شرکت در نماز جمعه نشد ، هر دو در پاداش [آن] ، شریک اند.
۳۷.الإمام الصادق علیه السلام :مَنِ استَأجَرَ أجیرا ، ثُمَّ حَبَسَهُ عَنِ الجُمُعَةِ تَبَوَّأَ [۷۰]بِإِثمِهِ ، وإن هُوَ لَم یَحبِسهُ اشتَرَکا فِی الأَجرِ . [۷۱] ۳۷.امام صادق علیه السلام :هر کس اجیری را استخدام کند و مانع او از شرکت در نماز جمعه شود ، گناهش به گردن اوست ، و اگر مانع او نشود ، هر دو در پاداش [آن] ، شریک اند .

پانویس

  1. العین : ص ۳۸ .
  2. قصص : آیه ۲۶ .
  3. مفردات ألفاظ القرآن : ص ۶۵ .
  4. استخدام شدن و استخدام کردن .
  5. زخرف : آیه ۳۲ .
  6. ر . ک : ص ۲۶۴ ح ۱۰
  7. نهج البلاغة : نامه ۳۱ ، تحف العقول : ص ۷۳ ؛ کنز العمّال : ج ۱۶ ص ۱۷۲ ح ۴۴۲۱۵ .
  8. غرر الحکم : ج ۵ ص ۱۱۷ ح ۷۵۹۵ ، عیون الحکم و المواعظ : ص ۴۱۷ ح ۷۰۸۲
  9. قصص : آیه ۲۶
  10. ر . ک : ص ۲۷۲ ح ۱۳ .
  11. الزخرف : ۳۲ .
  12. وسائل الشیعة : ج ۶ ص ۳۴۱ ح ۱۲۵۶۰ و ج ۱۳ ص ۲۴۴ ح ۲۴۲۴۵ کلاهما نقلاً عن السید المرتضی فی رسالة المحکم والمتشابه عن تفسیر النعمانی ، بحار الأنوار : ج ۹۳ ص ۴۶ نقلاً عن رسالة النعمانی .
  13. القصص : ۲۷ .
  14. سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۷ ح ۲۴۴۴ ، المعجم الکبیر : ج ۱۷ ص ۱۳۵ ح ۳۳۳ ، البدایة والنهایة : ج ۱ ص۲۴۴ کلّها عن عتبة بن النُدَّر ، الفردوس : ج ۱ ص ۲۲۷ ح ۸۷۲ عن عنبسة بن حصین نحوه ، کنز العمّال : ج ۴ ص ۵ ح ۹۲۰۱ .
  15. الکافی : ج ۵ ص ۹۰ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۳۵۳ ح ۱۰۰۳ ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۳ ح ۳۶۵۵ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۵ کلّها عن محمّد بن سنان ، وسائل الشیعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۰ .
  16. القَلُوص من الإبل : بمنزلة الجاریة من النساء ، وهی الشابّة (المصباح المنیر : ص ۵۱۳ «قَلَصَ») .
  17. السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۵ ح ۱۱۶۴۲ عن أبی محمّد ، دلائل النبوّة للبیهقی : ج ۲ ص ۶۶ ، السیرة النبویّة لابن کثیر : ج ۱ ص ۲۶۶ کلاهما عن جابر بن عبد اللّه ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۶ ح ۹۱۲۳ .
  18. الإهاب: الجِلد ما لم یُدبَغ (الصحاح : ج ۱ ص ۸۹ «أهب») .
  19. فی الطبعة المعتمدة : «معطوباً» وهو ضعیف ، والصحیح من طبعة دار الفکر والمعطون : المنتن المتمزق الشعر ، یقال عطن الجلد فهو عطن ومعطون إذا فرق شعره وانتن فی الدباغ (النهایة : ج ۳ ص ۲۵۹ «عطن»).
  20. البَکرُ : الفَتِیّ من الإبل ، والبَکرَةُ الاُنثی (المصباح المنیر : ص ۵۹ «بکر») .
  21. سنن الترمذی : ج ۴ ص ۶۴۵ ح ۲۴۷۳ عن محمّد بن کعب القرظی ، مسند أبی یعلی : ج ۱ ص ۲۶۲ ح ۴۹۸ عن زید بن رومان القرظی نحوه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۱۶ ح ۱۷۱۱۰ .
  22. لخَصاصَة : الجوع والضَّعف. وأصلها الفقر والحاجة إلی الشیء (النهایة : ج ۲ ص ۳۷ «خصص»).
  23. یقال : أقاتَه یُقِیته : إذا أعطاه قُوتَه (النهایة : ج ۴ ص ۱۱۸ «قوت»).
  24. العَجْوَة : هو نوع من تمر المدینة أکبر من الصَّیحانی ، یضرب إلی السواد (النهایة : ج ۳ ص ۱۸۸ «عجا»).
  25. سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۸ ح ۲۴۴۶ ، السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۷ ح ۱۱۶۴۹ ، تاریخ دمشق : ج ۶ ص ۳۸۵ ح ۱۵۶۵ نحوه ، کنز العمّال : ج ۶ ص ۶۱۸ ح ۱۷۱۱۱ ؛ المناقب للکوفی : ج ۲ ص ۵۸۶ ح ۱۰۹۷ نحوه .
  26. التوبة : ۷۹ ـ ۸۰ .
  27. تفسیر العیّاشی : ج ۲ ص ۱۰۱ ح ۹۳ ، مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۸ ح ۱۶۰۱۵ نقلاً عن أحمد بن محمّد السیاری فی کتاب التنزیل والتحریف نحوه وکلاهما عن أبی الجارود ، بحار الأنوار : ج ۳۸ ص ۳۰۶ ح ۶ .
  28. عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۴ ، المناقب لابن شهرآشوب : ج ۲ ص ۱۲۵ عن محمّد بن کعب القرطبی نحوه ، بحار الأنوار : ج ۴۱ ص ۳۹ ح ۱۷ ؛ سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۸ ح ۲۴۴۶ عن ابن عبّاس نحوه .
  29. ترجمه کامل این دو آیه چنین است : «آنان که بر مؤمنانی که صدقه داوطلبانه می‌دهند ، خُرده می‌گیرند و [نیز] بر کسانی که [در انفاق،] جز به اندازه توانشان نمی‌یابند ، برای آنان ، آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی ، [یکسان است ، و حتّی] اگر هفتاد بار برایِشان آمرزش بخواهی ، هرگز خدا آنان را خواهد آمرزید» .
  30. حَظَر الشیء وعَلَیه : مَنَعَه (القاموس المحیط: ج ۲ ص ۱۱ «حظر») .
  31. الکافی : ج ۵ ص ۹۰ ح ۳ ، تهذیب الأحکام : ج ۶ ص ۳۵۳ ح ۱۰۰۲ ، کتاب من لایحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۴ ح ۳۶۵۶ ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۴ ح ۶ کلاهما بزیادة «أکثر من» بعد «اُعطِیَ» ، وسائل الشیعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۱ .
  32. الکافی : ج ۵ ص ۹۰ ح ۱ ، کتاب من لایحضره الفقیه : ج ۳ ص ۱۷۴ ح ۳۶۵۷ عن عبد اللّه بن محمّد الجعفی عن الإمام الباقر علیه السلام ، وسائل الشیعة : ج ۱۲ ص ۱۷۶ ح ۲۲۴۲۲ .
  33. .السُّوقة ـ بالضمّ ـ : الرعیّة ومَن دون الملک (النهایة : ج ۲ ص ۴۲۴ «سوق» ) .
  34. البَرْبَط : مَلهاة تُشبه العُود ، وهو فارسی معرّب (النهایة : ج ۱ ص ۱۱۲ «بربط» ).
  35. نَجَوتُ عنه کذا : ألقَیته (المحیط فی اللغة : ج ۷ ص ۱۸۹ «نجو» ).
  36. الظاهر أنّ «لا» هنا زائدة .
  37. تحف العقول : ص ۳۳۱ و۳۳۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۴۶ ح ۱۱ .
  38. القصص : ۲۶ .
  39. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۱۹ ح ۴۹۷۴ عن صفوان بن یحیی ، فقه القرآن : ج ۲ ص ۱۴۵ ،بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۳۲ ح ۵ وراجع: تفسیر القمّی : ج ۲ ص ۱۳۸ .
  40. غرر الحکم : ج ۳ ص ۱۰۹ ح ۳۹۵۸ ، عیون الحکم والمواعظ : ص ۱۸۱ ح ۳۷۱۱ .
  41. السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۸ ح ۱۱۶۵۱ عن أبی هریرة ، المصنّف لابن أبی شیبة : ج ۵ ص ۱۲۹ ح ۱ عن أبی هریرة وأبی سعید الخدری ، نصب الرایة : ج ۴ ص ۱۳۱ ح ۲ ، کنز العمّال : ج ۴ ص ۵۷ ح ۹۴۸۷ ؛ عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۲ عن أبی سعید الخدری و أبی هریرة.
  42. مسند زید : ص ۲۸۶ عن الإمام زین العابدین عن أبیه عن جدّه علیهم السلام .
  43. .المصنّف لعبد الرزّاق : ج ۸ ص ۲۳۵ ح ۱۵۰۲۴ ، نصب الرایة : ج ۴ ص ۱۳۱ ذیل ح ۲ وکلاهما عن أبی سعید الخدری ، کنزالعمّال : ج ۳ ص ۹۰۸ ح ۹۱۳۳ .
  44. مسند ابن حنبل : ج ۴ ص ۱۴۲ ح ۱۱۶۷۶ ، السنن الکبری : ج ۶ ص ۱۹۸ ح ۱۱۶۵۲ بزیادة «یعنی» بعد «الأجیر» ، نصب الرایة : ج ۴ ص ۱۳۱ ذیل ح ۲ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۷ ح ۹۱۲۷ .
  45. کتاب من لا یحضره الفقیه : ج ۴ ص ۱۰ ح ۴۹۶۸ ، الأمالی للصدوق : ص ۵۱۲ ح ۷۰۷ کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۳۱ ح ۱ .
  46. الکافی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۴ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۳۱ کلاهما عن مسعدة بن صدقة .
  47. ممّا یضعه الناس فی غیر موضعه قولهم للمِعلَف : آریٌّ ، وإنّما الآریّ محبِس الدابّة ، والجمع : الأواری یخفّف ویُشدّد (الصحاح : ج ۶ ص ۲۲۶۷ «أرا»).
  48. قال العلّامة المجلسی رحمه الله : أی الضرر أو الهمّ أو الغضب (مرآة العقول : ج ۱۹ ص ۳۸۷) .
  49. الکافی : ج ۵ ص ۲۸۸ ح ۱ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۲ ح ۹۳۲ وفیه «المغیّب» بدل «المعتّب» ،بحار الأنوار : ج ۴۹ ص ۱۰۶ ح ۳۴.
  50. .فی المصدر : «أغصب» ، والتصویب من بحار الأنوار .
  51. عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۳۳ ح ۶۰ عن داوود بن سلیمان الفرّاء عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ،صحیفة الإمام الرضا علیه السلام : ص ۱۷۱ ح ۱۰۷ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، النوادر للراوندی : ص ۱۷۹ ح ۳۰۴ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله ، دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۲۲۰ ح ۸۲۱ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله وکلّها نحوه ، بحارالأنوار : ج ۷۲ ص ۲۱۹ ح ۱ .
  52. الکافی : ج ۵ ص ۳۸۲ ح ۱۷ عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، الجعفریّات : ص ۹۸ عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام عنه صلی الله علیه و آله نحوه ، وسائل الشیعة : ج ۱۵ ص ۲۲ ح ۲۷۰۵۷ نقلاً عن علیّ بن إبراهیم عن السکونی عن الإمام الصادق علیه السلام عنه صلی الله علیه و آله ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۲۹ ح ۷ .
  53. جامع الأحادیث للقمّی : ص ۹۸ ، بحار الأنوار : ج ۱۰۳ ص ۱۷۰ ح ۲۷ نقلاً عن الإمامة والتبصرة .
  54. الفردوس : ج ۲ ص ۸۸ ح ۲۴۷۳ عن عمر بن الخطّاب .
  55. مکارم الأخلاق : ج ۱ ص ۵۰۶ ح ۱۷۵۲ ، بحار الأنوار : ج ۶۴ ص ۲۶۸ ح ۲۹ .
  56. دعائم الإسلام : ج ۲ ص ۷۴ ح ۲۰۶ عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۹ ح ۱۶۰۱۸ .
  57. صحیح البخاری : ج ۲ ص ۷۷۶ ح ۲۱۱۴ ، سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۶ ح ۲۴۴۲ ، مسند ابن حنبل : ج ۳ ص ۲۷۸ ح ۸۷۰۰ کلاهما نحوه و کلّها عن أبی هریرة ، کنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۶ ح ۴۳۸۲۶ ؛ عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۳ عن ابن عمر نحوه .
  58. کتاب من لایحضره الفقیه : ج ۴ ص ۱۲ ح ۴۹۶۸ ، الأمالی للصدوق : ص ۵۱۳ ح ۷۰۷ کلاهما عن الحسین بن زید عن الإمام الصادق عن آبائه علیهم السلام ، ثواب الأعمال : ص ۳۳۱ ح ۱ عن أبی هریرة وابن عبّاس ، عوالی اللآلی : ج ۱ ص ۳۶۵ ح ۵۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۶ ص ۳۳۲ ح ۱ .
  59. الشوری : ۲۳ .
  60. ما بین المعقوفین سقط من ح ۵۲۵ من المصدر وأثبتناه من ح ۶۹۹ منه .
  61. تفسیر فرات : ص ۳۹۳ ح ۵۲۵ و ص ۵۴۴ ح ۶۹۹ کلاهما عن فاطمة بنت الحسین عن أبیها علیه السلام ،بحار الأنوار : ج ۲۳ ص ۲۴۳ ح ۱۴ .
  62. سنن ابن ماجة : ج ۲ ص ۸۱۷ ح ۲۴۴۳ عن عبد اللّه بن عمر ، السنن الکبری : ج ۶ ص ۲۰۰ ح ۱۱۶۵۹ عن أبی هریرة ، المعجم الصغیر : ج ۱ ص ۲۱ ، کنز العمّال : ج ۳ ص ۹۰۶ ح ۹۱۲۵ ؛ صحیفة الإمام الرضا علیه السلام : ص ۲۷۵ ح ۱۹ عن الإمام الرضا عن آبائه علیهم السلام ، عوالی اللآلی : ج ۳ ص ۲۵۳ ح ۱ عن أبی هریرة ، مستدرک الوسائل : ج ۱۴ ص ۲۹ ح ۱۶۰۱۷ .
  63. الرَّشْح : ندی العَرَقِ علی الجسد (لسان العرب : ج ۲ ص ۴۴۹ «رشح»).
  64. مسند أبی یعلی : ج ۶ ص ۱۳۶ ح ۶۶۵۲ عن أبی هریرة ، کنزالعمّال : ج ۳ ص ۹۰۷ ح ۹۱۳۱ نقلاً عن سنن سعید بن منصور عن ابن عمر وفیه «ما دام فی رشحه» بدل «قبل أن یجفّ رشحه».
  65. المَطْل : التسویف والمُدافعة بالعِدَة والدَّین (لسان العرب : ج ۱۱ ص ۶۲۴ «مطل»).
  66. .کنزالعمّال : ج ۱۶ ص ۳۵ ح ۴۳۸۲۳ نقلاً عن معجم الإسماعیلی : ج ۲ ص ۶۱۳ عن ابن عمر وفی الطبعة التی بأیدینا «أبطل» بدل «أمطل».
  67. الکافی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۲ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۲۹ کلاهما عن هشام بن الحکم ، وسائل الشیعة : ج ۱۳ ص ۲۴۶ ح ۲۴۲۴۹ .
  68. الکـافـی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۳ ، تهـذیب الأحـکـام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۳۰ ، بحـار الأنـوار : ج ۴۷ ص ۵۷ ح ۱۰۵ .
  69. الجعفریّات : ص ۳۵ ، النوادر للراوندی : ص ۱۵۰ ح ۲۱۴ نحوه وکلاهما عن الإمام الکاظم عن آبائه علیهم السلام ، بحار الأنوار : ج ۸۹ ص ۱۹۷ ح ۴۴ .
  70. باء : احتمل ، یقال : قد بُؤتُ بهذا الذنب ؛ أی احتمله (لسان العرب : ج ۱ ص ۳۷ «بوأ») .
  71. الکافی : ج ۵ ص ۲۸۹ ح ۴ ، تهذیب الأحکام : ج ۷ ص ۲۱۱ ح ۹۳۱ کلاهما عن مسعدة بن صدقة ، وسائل الشیعة : ج ۱۳ ص ۲۴۵ ح ۲۴۲۴۷ .
منبع: حدیث نت - تاریخ برداشت:95/04/08