مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی(ره): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی)
سطر ۱: سطر ۱:
<div class="head1"> مباني فقهي انقلاب اسلامي در انديشة امام خميني(ره) </div>
+
<div class="head1"> مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی(ره) </div>
نویسنده: سيدجواد ورعي - علي‌اكبر ناصري<br/>
+
نویسنده: سیدجواد ورعی - علی‌اکبر ناصری<br/>
کلید واژه ها:انقلاب اسلامي، امام خميني، مبانی فقهی، انديشة سياسي،‌ امر به معروف و نهي ازمنكر، نفی سبیل، مبارزه با ظلم<br/>
+
کلید واژه‌ها:انقلاب اسلامی، امام خمینی، مبانی فقهی، اندیشة سیاسی، [[امر به معروف]] و نهی ازمنکر، نفی سبیل، مبارزه با ظلم<br/>
  
 
== چکیده ==
 
== چکیده ==
بر اساس اسناد و شواهد تاريخي، رژيم طاغوت منكرات گوناگوني را در سطح كلان و در ابعاد سياسي، فرهنگي و اقتصادي مرتكب گرديد. اين رژيم در سياست‌هاي داخلي و خارجي خود، تحت تأثير قدرتهاي خارجي به ويژه ايالات متحده آمريكا قرار داشت؛ به گونه‌اي كه حكومت شاه به يك حكومت وابسته و تحت سلطه تبديل شده بود. همچنين اين حكومت، ظلم‌هاي گوناگوني را بر ملت ايران در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي تحميل كرد. در چنين شرايطي امام خميني۱ مبارزه با اصل سلطنت را بر حسب مباني ديني در بستر فقه اسلامي واجب مي‌شمرد که بر اساس آن موفق شد رژیم پهلوي را سرنگون نموده و حكومت اسلامي را تأسيس نماید. مباني فقهي انقلاب اسلامي در انديشة ايشان، امر به معروف و نهي ازمنكر، وجوب نفي سلطه اجانب و وجوب مبارزه با ظلم و اعتقاد به انفکاک‌ناپذیری دین از حکومت است.
+
بر اساس اسناد و شواهد تاریخی، رژیم طاغوت منکرات گوناگونی را در سطح کلان و در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مرتکب گردید. این رژیم در سیاست‌های داخلی و خارجی خود، تحت تأثیر قدرتهای خارجی به ویژه ایالات متحده آمریکا قرار داشت؛ به گونه‌ای که حکومت شاه به یک حکومت وابسته و تحت سلطه تبدیل شده بود. همچنین این حکومت، ظلم‌های گوناگونی را بر ملت ایران در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تحمیل کرد. در چنین شرایطی امام خمینی۱ مبارزه با اصل سلطنت را بر حسب مبانی دینی در بستر فقه اسلامی واجب می‌شمرد که بر اساس آن موفق شد رژیم پهلوی را سرنگون نموده و حکومت اسلامی را تأسیس نماید. مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة ایشان، [[امر به معروف]] و نهی ازمنکر، وجوب نفی سلطه اجانب و وجوب مبارزه با ظلم و اعتقاد به انفکاک‌ناپذیری دین از حکومت است.<br/>
 
________________________________________
 
________________________________________
[*] عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
+
[*] عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.<br/>
[**] سطح سه حوزه علمیه.
+
[**] سطح سه حوزه علمیه.<br/>
 
|۱۵۶|  
 
|۱۵۶|  
  
 
== مقدمه ==
 
== مقدمه ==
در مورد انقلاب اسلامي ايران مطالعات گوناگون و گسترده‌اي صورت گرفته که تبين ماهيت ديني اين انقلاب، بخشي از اين مطالعات است؛ هر چند اين مطالعات با توجه به اهميت آنها كافي به‌نظر نمي‌رسد. در تبيين ماهيت ديني انقلاب اسلامي و براي جلوگيري از تحريف مباني آن، نيازمند مطالعة انقلاب اسلامي از منظر بنيان‌گذار آن، حضرت امام خميني(ره) هستیم. نوشتة حاضر با توجه به اين ضرورت، به سامان رسيده و مباني فقهي انقلاب اسلامي در انديشة امام خميني، موضوع اين مقاله است؛ چرا که مطالعة آثار علمي و عمومي امام نشان مي‌دهد. ايشان از بعد فقهي به انقلاب نگاه كرده و آن را به‌عنوان يك تكليف، تلقي نموده است. اما قبل از ورود به بحث، بررسی چند نکتة مقدماتی ضروری است:
+
در مورد انقلاب اسلامی ایران مطالعات گوناگون و گسترده‌ای صورت گرفته که تبین ماهیت دینی این انقلاب، بخشی از این مطالعات است؛ هر چند این مطالعات با توجه به اهمیت آنها کافی به‌نظر نمی‌رسد. در تبیین ماهیت دینی انقلاب اسلامی و برای جلوگیری از تحریف مبانی آن، نیازمند مطالعة انقلاب اسلامی از منظر بنیان‌گذار آن، حضرت امام خمینی(ره) هستیم. نوشتة حاضر با توجه به این ضرورت، به سامان رسیده و مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی، موضوع این مقاله است؛ چرا که مطالعة آثار علمی و عمومی امام نشان می‌دهد. ایشان از بعد فقهی به انقلاب نگاه کرده و آن را به‌عنوان یک تکلیف، تلقی نموده است. اما قبل از ورود به بحث، بررسی چند نکتة مقدماتی ضروری است:<br/>
  
== مفهوم مباني فقهي انقلاب اسلامي ==
+
== مفهوم مبانی فقهی انقلاب اسلامی ==
مبنا به شالوده و پاية‌ يك چيز گفته مي‌شود ( انوري،۱۳۸۱،ج۷: ۶۵۹). منظور از عنوان «مباني فقهي» در اين تحقيق، اصول مسلّم فقهي است كه انقلاب اسلامي بر اساس آن اصول پايه‌گذاري شده است. به عبارت ديگر، تكاليف كلّي و قطعي‌اي كه انقلاب اسلامي، مصداقي از مصاديق آن‌ تكاليف است، مباني فقهي انقلاب را تشكيل مي‌دهد.
+
مبنا به شالوده و پایة یک چیز گفته می‌شود ( انوری،۱۳۸۱،ج۷: ۶۵۹). منظور از عنوان «مبانی فقهی» در این تحقیق، اصول مسلّم فقهی است که انقلاب اسلامی بر اساس آن اصول پایه‌گذاری شده است. به عبارت دیگر، تکالیف کلّی و قطعی‌ای که انقلاب اسلامی، مصداقی از مصادیق آن تکالیف است، مبانی فقهی انقلاب را تشکیل می‌دهد.<br/>
مراد از انقلاب در اين تحقيق، مفهوم سياسي و اجتماعي آن است. بر اساس اين مفهوم، انقلاب به يك تحول خشونت‌بار مردمي اطلاق مي‌شود كه هدف آن، تغييرات سريع و اساسي در ارزشها و باورهاي مسلط و ساختارهاي اجتماعي و سياسي يك جامعه است (محمدي،۱۳۸۰: ۳۲).
+
مراد از انقلاب در این تحقیق، مفهوم سیاسی و اجتماعی آن است. بر اساس این مفهوم، انقلاب به یک تحول خشونت‌بار مردمی اطلاق می‌شود که هدف آن، تغییرات سریع و اساسی در ارزشها و باورهای مسلط و ساختارهای اجتماعی و سیاسی یک جامعه است (محمدی،۱۳۸۰: ۳۲).<br/>
در جايي، انقلاب اسلامي چنين تعريف شده است:
+
در جایی، انقلاب اسلامی چنین تعریف شده است:<br/>
«انقلاب اسلامي به پديد‌ه‌ا‌ي گفته مي‌شود كه به‌صورت خشونت‌بار، همراه با مشاركت مردم تحقق پذيرد و منجر به تغيير و تحول بنيادي مبتني بر مكتب اسلام در ساختارهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه گردد» (نقوي،۱۳۸۰: ۲۰).
+
«انقلاب اسلامی به پدیده‌ای گفته می‌شود که به‌صورت خشونت‌بار، همراه با مشارکت مردم تحقق پذیرد و منجر به تغییر و تحول بنیادی مبتنی بر مکتب اسلام در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه گردد» (نقوی،۱۳۸۰: ۲۰).<br/>
در تعريف فوق، عنصر «خشونت‌بار» گنجانده شده كه در اين‌باره بايد گفت: هر چند، استفاده از خشونت در انقلابها، چه از طرف گروه حاكم و چه از طرف انقلابيون، امري رايج است، اما در انقلاب اسلامي ايران به دليل مبتني‌بودن بر انديشة اسلامي و
+
در تعریف فوق، عنصر «خشونت‌بار» گنجانده شده که در این‌باره باید گفت: هر چند، استفاده از خشونت در انقلابها، چه از طرف گروه حاکم و چه از طرف انقلابیون، امری رایج است، اما در انقلاب اسلامی ایران به دلیل مبتنی‌بودن بر اندیشة اسلامی و
 
|۱۵۷|   
 
|۱۵۷|   
رعايت سلسله‌مراتب امر به معروف و نهي از منكر، شاهد كمترين خشونت‌ها از طرف انقلابيون بوده‌ايم.
+
رعایت سلسله‌مراتب [[امر به معروف]] و نهی از منکر، شاهد کمترین خشونت‌ها از طرف انقلابیون بوده‌ایم.<br/>
انقلاب اسلامي، فارغ از جهات زمان و مكان، ويژگي‌هایي دارد؛ اگر انقلاب اسلامي ايران به‌عنوان نمونة عيني یک انقلاب اسلامي ملاحظه شود، تفاوت آن با ساير انقلابها، در ايدئولوژي، رهبري، اهداف و نظاير اينها آشكار مي‌گردد.
+
انقلاب اسلامی، فارغ از جهات زمان و مکان، ویژگی‌هایی دارد؛ اگر انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان نمونة عینی یک انقلاب اسلامی ملاحظه شود، تفاوت آن با سایر انقلابها، در ایدئولوژی، رهبری، اهداف و نظایر اینها آشکار می‌گردد.<br/>
  
== رابطة دين با سياست و انقلاب در انديشة امام خميني ==
+
== رابطة دین با سیاست و انقلاب در اندیشة امام خمینی ==
پيوند دين و سياست از نظر امام خميني، پیوندی عميق و در كليات و جزئيات است؛ چنانكه ايشان مي‌نويسد:
+
پیوند دین و سیاست از نظر امام خمینی، پیوندی عمیق و در کلیات و جزئیات است؛ چنانکه ایشان می‌نویسد:<br/>
«اسلام، دين سياست است؛ به تمام شؤوني كه سياست دارد. اين مسأله براي هر كسي كه كمترين تدبّر در احكام حكومتي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي نمايد آشكار مي‌گردد. هر كسي را كه گمان بر اين است كه دين از سياست جداست، نه دين را شناخته و نه اسلام را» (امام خميني، ۱۳۸۴، ج۱: ۲۲۱).
+
«اسلام، دین سیاست است؛ به تمام شؤونی که سیاست دارد. این مسأله برای هر کسی که کمترین تدبّر در احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نماید آشکار می‌گردد. هر کسی را که گمان بر این است که دین از سیاست جداست، نه دین را شناخته و نه اسلام را» (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۲۲۱).<br/>
ادلة مختلفي بر پيوند دين و سياست اقامه شده است. از نظر امام خميني اين ادله عبارتند از: جامعيت دين (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۲۱: ۴۰۳)، نقش حكومت در حراست از دين (امام خميني، ۱۳۷۷: ۴۱)، ماهيت قوانين اسلام ( همان:۳۰)، مسائل اقتصادي اسلام (همان:۳۱) و سيرة پيامبر اسلام (همان:۲۶ ).
+
ادلة مختلفی بر پیوند دین و سیاست اقامه شده است. از نظر امام خمینی این ادله عبارتند از: جامعیت دین (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲۱: ۴۰۳)، نقش حکومت در حراست از دین (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۴۱)، ماهیت قوانین اسلام ( همان:۳۰)، مسائل اقتصادی اسلام (همان:۳۱) و سیرة پیامبر اسلام (همان:۲۶ ).<br/>
بنابراین، انقلاب كه يكي از مسائل مهم سياست است، از نظر ايشان پيوندی عميق با دين دارد و داراي مباني مختلف ديني، به‌ويژه مباني فقهي است.
+
بنابراین، انقلاب که یکی از مسائل مهم سیاست است، از نظر ایشان پیوندی عمیق با دین دارد و دارای مبانی مختلف دینی، به‌ویژه مبانی فقهی است.<br/>
  
== انواع حكومت در انديشة امام خميني ==
+
== انواع حکومت در اندیشة امام خمینی ==
حكومت از جهات مختلف به انواع گوناگوني قابل تقسيم است. آنچه در اين پژوهش در پي آن هستيم، تعيين حكومت مطلوب و آرماني امام خميني است. براي درك اين واقعيت، با توجه به آثار ايشان، حكومت را به دو نوع مطلوب و نامطلوب تقسيم نموده و به تبيين نظر ايشان در اين مورد مي‌پردازيم:
+
حکومت از جهات مختلف به انواع گوناگونی قابل تقسیم است. آنچه در این پژوهش در پی آن هستیم، تعیین حکومت مطلوب و آرمانی امام خمینی است. برای درک این واقعیت، با توجه به آثار ایشان، حکومت را به دو نوع مطلوب و نامطلوب تقسیم نموده و به تبیین نظر ایشان در این مورد می‌پردازیم:<br/>
=== الف- حكومت مطلوب ===
+
=== الف- حکومت مطلوب ===
حكومت مطلوب از نظر امام خميني، حكومت پيامبر(ص) و ائمه(ع) و سپس حكومت
+
حکومت مطلوب از نظر امام خمینی، حکومت پیامبر(ص) و ائمه(ع) و سپس حکومت
 
|۱۵۸|   
 
|۱۵۸|   
فقيه است.
+
فقیه است.<br/>
۱- حكومت پيامبر و ائمه: نخستين حكومت مطلوب از نظر امام خميني، حكومت پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) است. ايشان در توجيه حرمت پذيرش ولايت جائر مي‌نويسد: «چون سلطنت از ناحية‌ خداوند براي رسول‌الله واگذار شده است و بعد از ايشان به تعيين خداوند و يا امر خداوند و تعيين رسول‌الله(ص) به اميرالمؤمنين(ع) و ائمه(ع) بعد از ايشان واگذار شده است» (امام خميني، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۵۹).
+
۱- حکومت پیامبر و ائمه: نخستین حکومت مطلوب از نظر امام خمینی، حکومت پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) است. ایشان در توجیه حرمت پذیرش ولایت جائر می‌نویسد: «چون سلطنت از ناحیة خداوند برای رسول‌الله واگذار شده است و بعد از ایشان به تعیین خداوند و یا امر خداوند و تعیین رسول‌الله(ص) به امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع) بعد از ایشان واگذار شده است» (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۵۹).<br/>
در واقع ايشان حكومت جور را از آن جهت نامشروع و همكاري با آن را حرام مي‌داند كه اذن الهي ندارد.
+
در واقع ایشان حکومت جور را از آن جهت نامشروع و همکاری با آن را حرام می‌داند که اذن الهی ندارد.<br/>
۲- حكومت فقيه: از نظر امام خميني، حاكم اسلامي بايد واجد دو صفت عدالت و فقاهت باشد. اين نوع حكومت در عصر غيبت، فقط حكومت فقيه است: «امر ولايت (در عصر غيبت) به فقيه عادل راجع است و او كسي است كه صلاحيت حكومت بر مسلمين را دارد؛ زيرا واجب است كه والي، متصف به فقه و عدالت باشد» (امام خميني،۱۴۲۱ق، ج۲: ۶۲۴).
+
۲- حکومت فقیه: از نظر امام خمینی، حاکم اسلامی باید واجد دو صفت عدالت و فقاهت باشد. این نوع حکومت در عصر غیبت، فقط حکومت فقیه است: «امر ولایت (در عصر غیبت) به فقیه عادل راجع است و او کسی است که صلاحیت حکومت بر مسلمین را دارد؛ زیرا واجب است که والی، متصف به فقه و عدالت باشد» (امام خمینی،۱۴۲۱ق، ج۲: ۶۲۴).<br/>
حكومت مطلوب در انديشة امام خميني ويژگي‌هایی دارد؛ مانند حاكميت قانون الهي (امام خميني، ۱۳۷۷: ۳۴)، عدالت‌محوري (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۳: ۵۰۹)، مردم‌مداري (همان، ج۵: ۱۸۱) و اعتبار شرايط خاص؛ مانند عدالت و فقاهت و كفايت (سياسي) در حاكم اسلامي (امام خميني، ۱۴۲۱،ج۲: ۶۲۳). اين ويژگي‌ها حكومت مطلوب را از حكومت نامطلوب از منظر امام، متمايز مي‌سازد.
+
حکومت مطلوب در اندیشة امام خمینی ویژگی‌هایی دارد؛ مانند حاکمیت قانون الهی (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۳۴)، عدالت‌محوری (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۳: ۵۰۹)، مردم‌مداری (همان، ج۵: ۱۸۱) و اعتبار شرایط خاص؛ مانند عدالت و فقاهت و کفایت (سیاسی) در حاکم اسلامی (امام خمینی، ۱۴۲۱،ج۲: ۶۲۳). این ویژگی‌ها حکومت مطلوب را از حکومت نامطلوب از منظر امام، متمایز می‌سازد.<br/>
=== ب- حكومت نامطلوب ===
+
=== ب- حکومت نامطلوب ===
با ملاحظة ويژگي‌هاي حكومت مطلوب از نظر امام خميني و نيز اظهار نظر ايشان راجع به برخي حكومت‌ها، به‌طور قطع مي‌توان گفت كه تمامي‌ حكومت‌هایی که معیارهای مورد نظر اسلام را ندارند، از نظر ايشان نامطلوب هستند. انواع حكومت‌های رايج، به‌علت فقدان رهبري الهی و قوانين الهي، اساساً مطلوب ايشان نيست. از نظر ايشان اشكال حكومتي جهان اسلام بعد از پيامبر(به‌جز حكومت كوتاه‌مدت امام علي(ع) و نيز حكومت امام حسن(۷)) اعم از حكومت‌هاي سلطنتي و موروثي به‌لحاظ شكل و محتوا مغاير با اسلام بوده است (امام خميني، ۱۳۷۷: ۲۵). پس مي‌توان گفت از نظر
+
با ملاحظة ویژگی‌های حکومت مطلوب از نظر امام خمینی و نیز اظهار نظر ایشان راجع به برخی حکومت‌ها، به‌طور قطع می‌توان گفت که تمامی حکومت‌هایی که معیارهای مورد نظر اسلام را ندارند، از نظر ایشان نامطلوب هستند. انواع حکومت‌های رایج، به‌علت فقدان رهبری الهی و قوانین الهی، اساساً مطلوب ایشان نیست. از نظر ایشان اشکال حکومتی جهان اسلام بعد از پیامبر(به‌جز حکومت کوتاه‌مدت امام علی(ع) و نیز حکومت امام حسن(۷)) اعم از حکومت‌های سلطنتی و موروثی به‌لحاظ شکل و محتوا مغایر با اسلام بوده است (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۲۵). پس می‌توان گفت از نظر
 
|۱۵۹|   
 
|۱۵۹|   
ايشان تمامي انواع حكومت‌هاي رايج در بين مسلمين، به‌علت غصب مقام حكومت و خلافت (امام خميني، ۱۳۷۴، ج۲ :۱۶۰) و شرك‌آميزبودن آنها (امام خميني، ۱۳۷۷: ۲۴) بايد تغيير يابد و بر فقهاي واجدالشرائط است که در صورت موجودبودن شرایط اجتماعی لازم، به‌طور دسته‌جمعي قيام نموده، حكومت تشكيل دهند (امام‌ خميني، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۶۲۴).
+
ایشان تمامی انواع حکومت‌های رایج در بین مسلمین، به‌علت غصب مقام حکومت و خلافت (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲ :۱۶۰) و شرک‌آمیزبودن آنها (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۲۴) باید تغییر یابد و بر فقهای واجدالشرائط است که در صورت موجودبودن شرایط اجتماعی لازم، به‌طور دسته‌جمعی قیام نموده، حکومت تشکیل دهند (امام خمینی، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۶۲۴).<br/>
  
== رابطة تقيه با انقلاب ==
+
== رابطة تقیه با انقلاب ==
تقيه يكي از مسلمات مذهب شيعه است. اين اصل، مقدمه آياتي از قرآن كريم است (نحل(۱۶): ۱۰۶ و آل عمران(۳): ۲۸). امامان معصوم: بر اساس قرآن و با لحاظ قلت تعداد شيعيان و قدرت خشن حاكمان، حكم به وجوب تقيه نمودند (كليني، ۱۴۱۱ق، ج۲، باب التقيه، ح۲،۴ و۱۲).
+
تقیه یکی از مسلمات مذهب شیعه است. این اصل، مقدمه آیاتی از قرآن کریم است (نحل(۱۶): ۱۰۶ و آل عمران(۳): ۲۸). امامان معصوم: بر اساس قرآن و با لحاظ قلت تعداد شیعیان و قدرت خشن حاکمان، حکم به وجوب تقیه نمودند (کلینی، ۱۴۱۱ق، ج۲، باب التقیه، ح۲٬۴ و۱۲).<br/>
با وجود اهميت تقيه و وجوب آن، موضوعاتي مانند قتل و شرب خمر از وجوب آن استثنا شده است كه در فقه به «مستثنيات تقيه» معروف است. امام خميني مستثنيات جديدي را نيز به آنها اضافه كرد؛ مانند ويراني كعبة شريف و ويراني مشاهد مشرفه (امام خميني، ۱۳۸۵ق: ۱۷۲)، در معرض زوال و تغيير قرارداشتن، ضرورتي از ضروريات دين و همين‌طور اهميت اجتماعي شخص تقيه‌كننده (همان: ۱۷۸) كه همگي از موضوعات مورد اهتمام شارع مقدس هستند. از نظر ايشان در چنين مواردي، تقيه حرام است.
+
با وجود اهمیت تقیه و وجوب آن، موضوعاتی مانند قتل و شرب خمر از وجوب آن استثنا شده است که در فقه به «مستثنیات تقیه» معروف است. امام خمینی مستثنیات جدیدی را نیز به آنها اضافه کرد؛ مانند ویرانی کعبة شریف و ویرانی مشاهد مشرفه (امام خمینی، ۱۳۸۵ق: ۱۷۲)، در معرض زوال و تغییر قرارداشتن، ضرورتی از ضروریات دین و همین‌طور اهمیت اجتماعی شخص تقیه‌کننده (همان: ۱۷۸) که همگی از موضوعات مورد اهتمام شارع مقدس هستند. از نظر ایشان در چنین مواردی، تقیه حرام است.<br/>
ملاحظه مي‌شود كه امام خميني با لحاظ روح اسلام و حمكت تشريع تقيه، موارد جديدي از مستثنيات تقيه را مطرح مي‌نمايد. اين امر بعداً در شكل‌گيري انديشة سياسي ايشان، به‌خصوص در طرح انديشة‌ انقلاب اسلامي مؤثر واقع شد.
+
ملاحظه می‌شود که امام خمینی با لحاظ روح اسلام و حمکت تشریع تقیه، موارد جدیدی از مستثنیات تقیه را مطرح می‌نماید. این امر بعداً در شکل‌گیری اندیشة سیاسی ایشان، به‌خصوص در طرح اندیشة انقلاب اسلامی مؤثر واقع شد.<br/>
  
 
== بررسی مبانی فقهی مرتبط با انقلاب اسلامی از منظر امام خمینی ==
 
== بررسی مبانی فقهی مرتبط با انقلاب اسلامی از منظر امام خمینی ==
بر اساس انديشة سياسي شيعه، حاكميت، اصالتاً و بالذات از آن خداوند است. اين حاكميت از طرف خداوند به پيامبر اسلام(ص) و ائمه معصومين(ع) تفويض شده است. بر همين مبنا مشروعيت حكومت پيامبر اسلام(ص) و ائمه معصومين(ع) ناشي از تفويض خداوند به ايشان است. ازاين‌رو، تمامي حكومت‌هايي كه ناشي از اذن الهي نباشند، مشروعيت ندارند. از آنجا كه اين انديشه بر تغيير ساختار قدرت و به‌ويژه رهبري آن
+
بر اساس اندیشة سیاسی شیعه، حاکمیت، اصالتاً و بالذات از آن خداوند است. این حاکمیت از طرف خداوند به پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) تفویض شده است. بر همین مبنا مشروعیت حکومت پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) ناشی از تفویض خداوند به ایشان است. ازاین‌رو، تمامی حکومت‌هایی که ناشی از اذن الهی نباشند، مشروعیت ندارند. از آنجا که این اندیشه بر تغییر ساختار قدرت و به‌ویژه رهبری آن
 
|۱۶۰|   
 
|۱۶۰|   
تأكيد دارد، به‌معناي انقلابي‌بودن اين انديشه است.
+
تأکید دارد، به‌معنای انقلابی‌بودن این اندیشه است.<br/>
امام خميني بر اساس نظرية امامت، تمامي حكومت‌هاي بعد از پيامبر(ص) تا عصر حاضر، به‌جز دورة كوتاه حكومت امام علي(ع) را حكومت جور مي‌داند و بر مشروعيت حاكميت معصوم در عصر حضور و حاكميت فقيه جامع‌الشرائط در عصر غيبت تأكيد دارد. ايشان نظرية ولايت فقيه را بر اساس انديشة سياسي شيعه و الگوي امامت مطرح كرد و با استفاده از ادلة‌ مختلف، آن را برهاني ‌ساخت (امام خميني،۱۴۲۱، ج۲: ۶۲۷-۶۵۴). بنابراين، از نظر ايشان تنها حكومت معصوم و فقهاي جامع‌الشرائط مشروعيت دارد و ساير حكومت‌ها نامشروع و جائرند و بر فقهاي جامع‌الشرائط واجب است كه با ايجاد شرايط، به‌طور انفرادي و يا دسته‌جمعي تشكيل حكومت دهند (همان:۶۲۴). بدين ترتيب انديشة سياسي امام خميني بر اساس نظرية امامت و ولايت فقيه، يك انديشة انقلابي است.
+
امام خمینی بر اساس نظریة امامت، تمامی حکومت‌های بعد از پیامبر(ص) تا عصر حاضر، به‌جز دورة کوتاه حکومت امام علی(ع) را حکومت جور می‌داند و بر مشروعیت حاکمیت معصوم در عصر حضور و حاکمیت فقیه جامع‌الشرائط در عصر غیبت تأکید دارد. ایشان نظریة ولایت فقیه را بر اساس اندیشة سیاسی شیعه و الگوی امامت مطرح کرد و با استفاده از ادلة مختلف، آن را برهانی ساخت (امام خمینی،۱۴۲۱، ج۲: ۶۲۷-۶۵۴). بنابراین، از نظر ایشان تنها حکومت معصوم و فقهای جامع‌الشرائط مشروعیت دارد و سایر حکومت‌ها نامشروع و جائرند و بر فقهای جامع‌الشرائط واجب است که با ایجاد شرایط، به‌طور انفرادی و یا دسته‌جمعی تشکیل حکومت دهند (همان:۶۲۴). بدین ترتیب اندیشة سیاسی امام خمینی بر اساس نظریة امامت و ولایت فقیه، یک اندیشة انقلابی است.<br/>
به‌لحاظ تاريخي، وقتي كه شرايط مهيا نبود و حكومت شاهنشاهي هم برخي اصول را رعايت مي‌كرد، ایشان اقدام انقلابي خاصی انجام نداد؛ اما در عين حال، متوجه ايجاد مقدمات، زمينه‌سازي‌ها و آگاه‌سازي‌ عموم مردم بود تا اينكه با فراهم‌شدن تدريجي شرايط، اندیشة انقلاب اسلامي را به صراحت مطرح كرد. این اندیشه بر مبانی فقهی استوار بود که ایشان به‌عنوان یک فقیه، ضرورت انقلاب را از آنها استنباط نمود.
+
به‌لحاظ تاریخی، وقتی که شرایط مهیا نبود و حکومت شاهنشاهی هم برخی اصول را رعایت می‌کرد، ایشان اقدام انقلابی خاصی انجام نداد؛ اما در عین حال، متوجه ایجاد مقدمات، زمینه‌سازی‌ها و آگاه‌سازی عموم مردم بود تا اینکه با فراهم‌شدن تدریجی شرایط، اندیشة انقلاب اسلامی را به صراحت مطرح کرد. این اندیشه بر مبانی فقهی استوار بود که ایشان به‌عنوان یک فقیه، ضرورت انقلاب را از آنها استنباط نمود.<br/>
شاید مهم‌ترین مباني فقهي انقلاب اسلامي در انديشة امام خميني، عبارت باشد از: امر به معروف و نهي از منكر، وجوب نفي سلطة اجانب و وجوب ظلم‌ستيزي که در این نوشتار مورد بحث قرار می‌گیرند.
+
شاید مهم‌ترین مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی، عبارت باشد از: [[امر به معروف]] و نهی از منکر، وجوب نفی سلطة اجانب و وجوب ظلم‌ستیزی که در این نوشتار مورد بحث قرار می‌گیرند.<br/>
مبناي اول: وجوب امر به معروف و نهي از منكر
+
مبنای اول: وجوب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] وجوب [[امر به معروف]] و نهی از منکر، مورد اتفاق همة فرق اسلامی است (علامه حلی، ۱۴۱۲: ۲۱). ادلة مختلفی اعم از کتاب، سنّت، اجماع و عقل بر وجوب آن اقامه شده است (نجفی،۱۹۸۱م، ج۲۱: ۳۵۲-۳۵۹). این واجب، دارای شرایط و مراتبی مانند مرتبة قلبی، لسانی و یدی ( اعمال قدرت ) است. امام خمینی(ره) بر اساس فقه اهل‌البیت(ع) نکات تازه و نوآوری‌هایی در مورد [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] داشته است که این نوآوری‌ها نقش مهمی در ارائة نظریة انقلاب اسلامی داشت. ازاین‌رو، به طرح
وجوب امر به معروف و نهي از منكر، مورد اتفاق همة فرق اسلامي است (علامه حلي، ۱۴۱۲: ۲۱). ادلة مختلفي اعم از كتاب، سنّت، اجماع و عقل بر وجوب آن اقامه شده است (نجفي،۱۹۸۱م، ج۲۱: ۳۵۲-۳۵۹). اين واجب، داراي شرايط و مراتبي مانند مرتبة قلبي، لساني و يدي ( اعمال قدرت ) است. امام خميني(ره) بر اساس فقه اهل‌البيت(ع) نكات تازه و نوآوري‌هایي در مورد امر به معروف و نهي‌ از منكر داشته است که اين نوآوري‌ها نقش مهمي در ارائة نظرية انقلاب اسلامي داشت. از‌اين‌رو، به طرح
+
 
|۱۶۱|   
 
|۱۶۱|   
دیدگاه‌های فقهی حضرت امام در مورد امر به معروف و نهي از منكر که برخي از آنها به نوآوری‌هایی منجر شده است، خواهیم پرداخت:
+
دیدگاه‌های فقهی حضرت امام در مورد [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] که برخی از آنها به نوآوری‌هایی منجر شده است، خواهیم پرداخت:<br/>
۱- لزوم اقدام همگاني
+
۱- لزوم اقدام همگانی
امام خميني هر چند قائل به كفايي‌بودن وجوب امر به معروف و نهي از منكر است، ولي معتقد است كه اگر اقامة فريضه يا ازبين‌بردن منكر، نيازمند اجتماع عده‌اي باشد، بايد همان عدّه اقدام كنند (امام خميني، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۴۰). بر همين مبنا در طول مبارزه بر لزوم اقدام جمعي براي سقوط رژيم شاهنشاهي تأكيد مي‌كرد (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۵ : ۹۳).
+
امام خمینی هر چند قائل به کفایی‌بودن وجوب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است، ولی معتقد است که اگر اقامة فریضه یا ازبین‌بردن منکر، نیازمند اجتماع عده‌ای باشد، باید همان عدّه اقدام کنند (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۴۰). بر همین مبنا در طول مبارزه بر لزوم اقدام جمعی برای سقوط رژیم شاهنشاهی تأکید می‌کرد (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵ : ۹۳).<br/>
۲- توسعه در مفهوم تأثير
+
۲- توسعه در مفهوم تأثیر
امام خميني، همچون ساير فقها احتمال تأثير را از شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منكر مي‌داند؛ هر چند، احتمال تأثير را داراي مفهومي موسّع مي‌داند. از نظر ايشان احتمال تأثير در حدّي كه قابل اعتنا عندالعقلاء باشد در تعلق وجوب كافي است و صرفاً ظن به عدم تأثير در سقوط تكليف كفايت نمي‌كند (امام خميني،۱۳۸۴، ج۱: ۴۴۴). ايشان در برخي موارد، تكرار امر و نهي را لازم مي‌شمارد و آن در مواقعي است كه احتمال داده شود تكرار امر و نهي اثرگذار است (همان:۴۴۸) ؛ همين‌طور اگر امر و نهي شخص و يا اشخاصي اثرگذار نبود، اما ديگران احتمال دهند كه امر و نهي آنها موثر است، بايد امر و نهي كنند (همان) و بالأخره از نظر ايشان، اثر فوري و دفعي لازم نيست، بلكه اگر احتمال دهد در آينده مؤثر باشد، امر و نهي واجب است (همان:۴۴۵)، بر همين مبنا بود كه هنگام طرح نظرية انقلاب اسلامي فرمود: «لازم نيست مبارزه فوراً نتيجه دهد» (امام خميني،۱۳۷۷: ۵۵).
+
امام خمینی، همچون سایر فقها احتمال تأثیر را از شرایط وجوب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] می‌داند؛ هر چند، احتمال تأثیر را دارای مفهومی موسّع می‌داند. از نظر ایشان احتمال تأثیر در حدّی که قابل اعتنا عندالعقلاء باشد در تعلق وجوب کافی است و صرفاً ظن به عدم تأثیر در سقوط تکلیف کفایت نمی‌کند (امام خمینی،۱۳۸۴، ج۱: ۴۴۴). ایشان در برخی موارد، تکرار امر و نهی را لازم می‌شمارد و آن در مواقعی است که احتمال داده شود تکرار امر و نهی اثرگذار است (همان:۴۴۸) ؛ همین‌طور اگر امر و نهی شخص و یا اشخاصی اثرگذار نبود، اما دیگران احتمال دهند که امر و نهی آنها موثر است، باید امر و نهی کنند (همان) و بالأخره از نظر ایشان، اثر فوری و دفعی لازم نیست، بلکه اگر احتمال دهد در آینده مؤثر باشد، امر و نهی واجب است (همان:۴۴۵)، بر همین مبنا بود که هنگام طرح نظریة انقلاب اسلامی فرمود: «لازم نیست مبارزه فوراً نتیجه دهد» (امام خمینی،۱۳۷۷: ۵۵).<br/>
۳- امر و نهي حاكمان
+
۳- امر و نهی حاکمان
لزوم امر و نهي حاكمان، امري است كه اطلاقات ادلة امر به معروف و نهي از منكر بر آن دلالت دارد (ورعي،۱۳۸۱: ۲۹۵)؛ هر چند اين مصداق مهم در كلام سایر فقها کمتر مورد تأکید بوده است، امّا امام خميني آن را مورد تأکید ویژه قرار داد.
+
لزوم امر و نهی حاکمان، امری است که اطلاقات ادلة [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] بر آن دلالت دارد (ورعی،۱۳۸۱: ۲۹۵)؛ هر چند این مصداق مهم در کلام سایر فقها کمتر مورد تأکید بوده است، امّا امام خمینی آن را مورد تأکید ویژه قرار داد.<br/>
يكي ديگر از مسائلي كه حضرت امام در آراء فقهي خود بدان توجه نموده و آن را
+
یکی دیگر از مسائلی که حضرت امام در آراء فقهی خود بدان توجه نموده و آن را
 
|۱۶۲|   
 
|۱۶۲|   
مطرح كرده است، نفي سلطة اجانب مي‌باشد كه به‌نوعي حاكمان را هدف قرار مي‌دهد. از نظر ايشان اگر برخي از رؤسا و وكلا عامل اجانب گردند، وظيفة مردم، اخراج و محروم‌سازي آنها از حقوق اجتماعي است (امام خميني،۱۳۸۴ ،ج۱: ۴۶۲). منكراتي مانند نقض احكام اسلام، حيف و ميل بيت‌المال و تغيير تاريخ هجري به شاهنشاهي، اموري بود كه امام خميني، مبارزة با آنها را وظيفة مردم در قبال حاكمان مي‌دانست.
+
مطرح کرده است، نفی سلطة اجانب می‌باشد که به‌نوعی حاکمان را هدف قرار می‌دهد. از نظر ایشان اگر برخی از رؤسا و وکلا عامل اجانب گردند، وظیفة مردم، اخراج و محروم‌سازی آنها از حقوق اجتماعی است (امام خمینی،۱۳۸۴ ،ج۱: ۴۶۲). منکراتی مانند نقض احکام اسلام، حیف و میل بیت‌المال و تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی، اموری بود که امام خمینی، مبارزة با آنها را وظیفة مردم در قبال حاکمان می‌دانست.<br/>
۴- وظايف خاص علما و بزرگان مذهب
+
۴- وظایف خاص علما و بزرگان مذهب
از نظر امام خميني، علماي اسلام به‌ويژه بزرگان مذهب، وظايف ويژه‌اي دارند. بر اين اساس، اگر بدعتي واقع شود و سكوت علماي دين، موجب هتك اسلام و ضعف عقايد مسلمين گردد يا با سكوت آنها خوف تبديل معروف به منكر يا بالعكس برود و يا سكوت آنها موجب جرأت ارتكاب بر ساير بدعت‌ها و محرّمات شود، اظهار علم واجب است (همان:۴۵۰). همچنين اگر سكوت، موجب هتك و انتساب علما و رؤساي مذاهب به امور ناصحيح، مانند «اعوان ظلمه» گردد، نهي از منكر، واجب است (همان).
+
از نظر امام خمینی، علمای اسلام به‌ویژه بزرگان مذهب، وظایف ویژه‌ای دارند. بر این اساس، اگر بدعتی واقع شود و سکوت علمای دین، موجب هتک اسلام و ضعف عقاید مسلمین گردد یا با سکوت آنها خوف تبدیل معروف به منکر یا بالعکس برود و یا سکوت آنها موجب جرأت ارتکاب بر سایر بدعت‌ها و محرّمات شود، اظهار علم واجب است (همان:۴۵۰). همچنین اگر سکوت، موجب هتک و انتساب علما و رؤسای مذاهب به امور ناصحیح، مانند «اعوان ظلمه» گردد، نهی از منکر، واجب است (همان).<br/>
 
۵- سقوط شرط عدم ضرر در موارد تهدید اصول و شعائر اسلام
 
۵- سقوط شرط عدم ضرر در موارد تهدید اصول و شعائر اسلام
عدم ضرر يا فقدان مفسده از جمله شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منكر است؛ لكن در برخي موارد مانند تهديد اصول و شعائر اسلامي، اين شرط ساقط است (امام خميني، ۱۳۸۵ق: ۱۷۷). حضرت امام در تحريرالوسيله پيرامون امور مهم و لزوم امر به معروف و نهي از منكر مي‌نويسد: «اگر معروف و منكر از اموري است كه شارع مقدس به آن اهتمام دارد، مثل حفظ نفوس گروهي از مؤمنين، هتك نواميس آنها يا نابودي آثار اسلام؛ به‌طوري كه موجب ضلالت مسلمين شود، يا امحاي برخي از شعائر اسلام مثل هدم بيت‌الله‌الحرام، بايد ملاحظة اهميّت نمود» (امام خميني، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۵۰).
+
عدم ضرر یا فقدان مفسده از جمله شرایط وجوب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است؛ لکن در برخی موارد مانند تهدید اصول و شعائر اسلامی، این شرط ساقط است (امام خمینی، ۱۳۸۵ق: ۱۷۷). حضرت امام در تحریرالوسیله پیرامون امور مهم و لزوم [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] می‌نویسد: «اگر معروف و منکر از اموری است که شارع مقدس به آن اهتمام دارد، مثل حفظ نفوس گروهی از مؤمنین، هتک نوامیس آنها یا نابودی آثار اسلام؛ به‌طوری که موجب ضلالت مسلمین شود، یا امحای برخی از شعائر اسلام مثل هدم بیت‌الله‌الحرام، باید ملاحظة اهمیّت نمود» (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۵۰).<br/>
۶- امام خميني و مصاديق جديد امر به معروف و نهي از منكر
+
۶- امام خمینی و مصادیق جدید [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] قبل از امام خمینی، فقها صرفاً از کلیات مباحث [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] بحث می‌کردند و از ذکر مصادیق معروف و منکر خودداری می‌کردند و اگر در برخی کتابها
قبل از امام خميني، فقها صرفاً از كليات مباحث امر به معروف و نهي از منكر بحث مي‌كردند و از ذكر مصاديق معروف و منكر خودداري مي‌كردند و اگر در برخي كتابها
+
 
|۱۶۳|   
 
|۱۶۳|   
مصاديقي ذكر مي‌شد، مصاديقي بود كه جنبة‌ فردي داشت. امام خميني مصاديقي را مطرح كرد كه با زندگي جمعي مسلمين و سعادت عمومي آنها پيوند داشت؛ منكراتي مانند بدعت در دين، سلطة اجانب، شيوع ظلم و... . از نظر امام اين منكرات داراي اهميت زيادي است؛ زيرا بيشتر آنها مربوط به اصول اسلام و حيثيت اسلام و مسلمين است.  
+
مصادیقی ذکر می‌شد، مصادیقی بود که جنبة فردی داشت. امام خمینی مصادیقی را مطرح کرد که با زندگی جمعی مسلمین و سعادت عمومی آنها پیوند داشت؛ منکراتی مانند [[بدعت]] در دین، سلطة اجانب، شیوع ظلم و... . از نظر امام این منکرات دارای اهمیت زیادی است؛ زیرا بیشتر آنها مربوط به اصول اسلام و حیثیت اسلام و مسلمین است. <br/>
برخی از منكرات عصر پهلوي
+
برخی از منکرات عصر پهلوی
منكرات عصر پهلوي زياد است. در اينجا مهم‌ترين آنها که تحت عنوانهای منكرات سياسي، فرهنگي و اقتصادي قابل دسته‌بندی هستند مطرح مي‌شود:
+
منکرات عصر پهلوی زیاد است. در اینجا مهم‌ترین آنها که تحت عنوانهای منکرات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قابل دسته‌بندی هستند مطرح می‌شود:<br/>
  
 
==  سلطة اجانب ==
 
==  سلطة اجانب ==
به قدرت رسيدن و بركناري رضاخان، جانشيني محمدرضاشاه و لايحة كاپيتولاسيون از جمله مواردي است كه نشان‌دهندة سلطة اجانب است. امام خميني سلطة اجانب را بزرگترين منكر مي‌دانست (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۷: ۱۸۷). ايشان مفاد لايحة كاپيتولاسيون را كه به نيروهاي آمريكايي و افراد وابستة به آنها مصونيت قضايي مي‌داد، زنجير اسارت و سند استعمار خواند (همان،ج۱: ۴۱۲).
+
به قدرت رسیدن و برکناری رضاخان، جانشینی محمدرضاشاه و لایحة کاپیتولاسیون از جمله مواردی است که نشان‌دهندة سلطة اجانب است. امام خمینی سلطة اجانب را بزرگترین منکر می‌دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۷: ۱۸۷). ایشان مفاد لایحة کاپیتولاسیون را که به نیروهای آمریکایی و افراد وابستة به آنها مصونیت قضایی می‌داد، زنجیر اسارت و سند استعمار خواند (همان،ج۱: ۴۱۲).<br/>
  
==  دوستي و هم‌پيماني با اسرائيل ==
+
==  دوستی و هم‌پیمانی با اسرائیل ==
جدا از ساير ابعاد روابط ايران و اسرائيل، فقط نگاهي به روابط امنيتي و اطلاعاتي دو كشور، نشان‌دهندة روابط دوستانة دو طرف است. كنترل مخالفين اسرائيل در ايران توسط شاخة ايراني موساد، به‌نام زيتون (زارع،۱۳۸۴: ۲۳۵) و واگذاري تمام پايگاه‌هاي ايران در كشور‌هاي عربي منطقه به اسرائيل (فردوست،۱۳۷۰: ۵۵۱) از جمله شواهد آن است. امام خميني مخالفت با اين روابط را قبل از ۱۵ خرداد آغاز كرده بود (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۱: ۷۷). ايشان بعدها حمايت شاه از اسرائيل را يكي از علل قيام مردم عليه شاه بيان كرد (همان، ج۳: ۱۷۸).
+
جدا از سایر ابعاد روابط ایران و اسرائیل، فقط نگاهی به روابط امنیتی و اطلاعاتی دو کشور، نشان‌دهندة روابط دوستانة دو طرف است. کنترل مخالفین اسرائیل در ایران توسط شاخة ایرانی موساد، به‌نام زیتون (زارع،۱۳۸۴: ۲۳۵) و واگذاری تمام پایگاه‌های ایران در کشورهای عربی منطقه به اسرائیل (فردوست،۱۳۷۰: ۵۵۱) از جمله شواهد آن است. امام خمینی مخالفت با این روابط را قبل از ۱۵ خرداد آغاز کرده بود (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۷۷). ایشان بعدها حمایت شاه از اسرائیل را یکی از علل قیام مردم علیه شاه بیان کرد (همان، ج۳: ۱۷۸).<br/>
  
 
== استبداد ==
 
== استبداد ==
فقدان مشاركت سياسي، فقدان آزادي‌هاي سياسي و شكنجة مخالفين از نشانه‌هاي
+
فقدان مشارکت سیاسی، فقدان آزادی‌های سیاسی و شکنجة مخالفین از نشانه‌های
 
|۱۶۴|   
 
|۱۶۴|   
استبداد سلطنت پهلوي است. تعداد زندانيان سياسي در ايران به حدي بود كه در سال ۱۳۵۵ تعداد آنها صد هزار نفر تخمين زده شد (فوران، ۱۳۷۸: ۴۶۶). امام خميني استبداد رژيم و فقدان آزادي را از دلايل مبارزه مردم ايران دانست (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۵: ۳۸۴).
+
استبداد سلطنت پهلوی است. تعداد زندانیان سیاسی در ایران به حدی بود که در سال ۱۳۵۵ تعداد آنها صد هزار نفر تخمین زده شد (فوران، ۱۳۷۸: ۴۶۶). امام خمینی استبداد رژیم و فقدان آزادی را از دلایل مبارزه مردم ایران دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵: ۳۸۴).<br/>
  
== كشتار بي‌گناهان ==
+
== کشتار بی‌گناهان ==
كشتار ۱۵ خرداد و ۱۹ دي، از نمونه‌هاي كشتارهاي عصر پهلوي دوم است. مهم‌ترين اين كشتارها، كشتار ۱۷ شهريور سال ۱۳۵۷بود. آمار كشته‌ها در اين روز تا ۴۰۰۰ نفر ذكر شده است (آبراهاميان، ۱۳۷۹: ۶۳۶). يك خبرنگار اروپايي كه در تهران حضور داشت، گفته است: هلي‌كوپترهاي رژيم، كوهي از اجساد متلاشي‌شده ساختند (همان). امام خميني در پيامي به آن مناسبت، به استقامت در مقابل رژيم اصرار ورزيد (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۳: ۴۶۱).
+
کشتار ۱۵ خرداد و ۱۹ دی، از نمونه‌های کشتارهای عصر پهلوی دوم است. مهم‌ترین این کشتارها، کشتار ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷بود. آمار کشته‌ها در این روز تا ۴۰۰۰ نفر ذکر شده است (آبراهامیان، ۱۳۷۹: ۶۳۶). یک خبرنگار اروپایی که در تهران حضور داشت، گفته است: هلی‌کوپترهای رژیم، کوهی از اجساد متلاشی‌شده ساختند (همان). امام خمینی در پیامی به آن مناسبت، به استقامت در مقابل رژیم اصرار ورزید (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۳: ۴۶۱).<br/>
همچنين‌ برخي از مهم‌ترین موارد منكرات فرهنگي این رژیم عبارتند از:
+
همچنین برخی از مهم‌ترین موارد منکرات فرهنگی این رژیم عبارتند از:<br/>
  
==  نقض قوانين اسلام ==
+
==  نقض قوانین اسلام ==
لايحة تساوي حقوق زنان با مردان، لايحة كاپيتولاسيون و طرح حذف شرط رجوليت و اسلام از شرايط قضات، نمونه‌هايي از نقض قوانين اسلام در اين عصر است. امام خميني ضمن واكنش به اين اقدامات ضد اسلامي رژيم، اين اعمال را عامل مبارزه با حكومت و سلطنت بيان كرد: «منطق اين بود: (مبارزه با رژيم)؛ [چرا] كه براي اسلام، مشكلات پيدا شده است. احكام اسلام دارد از بين مي‌رود، مظاهر اسلام دارد از بين مي‌رود... ما مكلفيم كه با آن مقابله كنيم» (همان،ج۱۳: ۲۵۱).
+
لایحة تساوی حقوق زنان با مردان، لایحة کاپیتولاسیون و طرح حذف شرط رجولیت و اسلام از شرایط قضات، نمونه‌هایی از نقض قوانین اسلام در این عصر است. امام خمینی ضمن واکنش به این اقدامات ضد اسلامی رژیم، این اعمال را عامل مبارزه با حکومت و سلطنت بیان کرد: «منطق این بود: (مبارزه با رژیم)؛ [چرا] که برای اسلام، مشکلات پیدا شده است. احکام اسلام دارد از بین می‌رود، مظاهر اسلام دارد از بین می‌رود... ما مکلفیم که با آن مقابله کنیم» (همان،ج۱۳: ۲۵۱).<br/>
  
 
==  اسلام‌زدایی در پوشش‌های مختلف ==
 
==  اسلام‌زدایی در پوشش‌های مختلف ==
رژیم پهلوی به شيوه‌هاي مختلف و در قالب‌هايی گمراه‌کننده، اقدام به اسلام‌زدایی از جامعه مي‌كرد؛ از جملة این اقدامات مي‌توان به جشن‌های دو هزار و پانصد ساله و تغییر تاریخ اشاره كرد. در آن دوره، سلسله جشن‌هايي مانند جشن تاجگذاري، جشن‌هاي تولد شاهزادگان و مانند اينها برگزار مي‌گرديد كه بزرگترين اين جشن‌ها، جشن دو هزار و پانصد ساله بود. اين مراسم در مهر۱۳۵۰ با حضور مقامات عالي‌رتبه
+
رژیم پهلوی به شیوه‌های مختلف و در قالب‌هایی گمراه‌کننده، اقدام به اسلام‌زدایی از جامعه می‌کرد؛ از جملة این اقدامات می‌توان به جشن‌های دو هزار و پانصد ساله و تغییر تاریخ اشاره کرد. در آن دوره، سلسله جشن‌هایی مانند جشن تاجگذاری، جشن‌های تولد شاهزادگان و مانند اینها برگزار می‌گردید که بزرگترین این جشن‌ها، جشن دو هزار و پانصد ساله بود. این مراسم در مهر۱۳۵۰ با حضور مقامات عالی‌رتبه
 
|۱۶۵|   
 
|۱۶۵|   
از ۶۹ كشور جهان در تخت جمشيد برگزار شد. اين جشن بر اساس ناسيوناليزم باستان كه خاصيت عمدة‌ آن ضديت با دين اسلام و روحانيت بود (فوران، ۱۳۷۸: ۳۳۸) شكل گرفت. شاه در اين جشن، نطقي ايراد كرد و در آن، ضمن فرستادن درود بر كوروش، او را الگوي خود قلمداد كرد (نجاتي،۱۳۷۵،ج۱: ۳۵۰) و اين توهين آشكار به اسلام بود. امام خميني شركت در آن جشن را خيانت به اسلام دانست (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۲: ۳۲۶).
+
از ۶۹ کشور جهان در تخت جمشید برگزار شد. این جشن بر اساس ناسیونالیزم باستان که خاصیت عمدة آن ضدیت با دین اسلام و روحانیت بود (فوران، ۱۳۷۸: ۳۳۸) شکل گرفت. شاه در این جشن، نطقی ایراد کرد و در آن، ضمن فرستادن درود بر کوروش، او را الگوی خود قلمداد کرد (نجاتی،۱۳۷۵،ج۱: ۳۵۰) و این توهین آشکار به اسلام بود. امام خمینی شرکت در آن جشن را خیانت به اسلام دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲: ۳۲۶).<br/>
همچنین طرح تغيير تاريخ اسمي در اواخر سال ۱۳۵۴ در شوراي ملي تصويب شد و از اول سال ۱۳۵۵ براي تمام ادارات دولتي الزامي گرديد كه بر اساس آن، سال ۱۳۵۵ هجري به سال ۲۵۳۵ شاهنشاهي تبديل مي‌شد كه عدد ۲۵۰۰ نشانة‌ گذشت زمان سلطنت كوروش و عدد ۳۵، نشان‌دهندة سالهاي سلطنت محمدرضا شاه بود. امام خميني كه به خاستگاه فكري انديشة تغيير تاريخ پي‌برده بود، آن را بازي با حيثيت رسول خدا و اهانت به اسلام خواند (همان، ج۴: ۱۶۳) و آن را تحريم كرد (همان، ج۳: ۱۷۱).
+
همچنین طرح تغییر تاریخ اسمی در اواخر سال ۱۳۵۴ در شورای ملی تصویب شد و از اول سال ۱۳۵۵ برای تمام ادارات دولتی الزامی گردید که بر اساس آن، سال ۱۳۵۵ هجری به سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی تبدیل می‌شد که عدد ۲۵۰۰ نشانة گذشت زمان سلطنت کوروش و عدد ۳۵، نشان‌دهندة سالهای سلطنت محمدرضا شاه بود. امام خمینی که به خاستگاه فکری اندیشة تغییر تاریخ پی‌برده بود، آن را بازی با حیثیت رسول خدا و اهانت به اسلام خواند (همان، ج۴: ۱۶۳) و آن را تحریم کرد (همان، ج۳: ۱۷۱).<br/>
این پروژه در قالب ترویج منكرات فرهنگي، ترويج فرهنگ غربي و ساير فرهنگ‌هاي بيگانه نیز پیگیری می‌شد.
+
این پروژه در قالب ترویج منکرات فرهنگی، ترویج فرهنگ غربی و سایر فرهنگ‌های بیگانه نیز پیگیری می‌شد.<br/>
از ميان منكرات اقتصادي رژيم پهلوي نیز مي‌توان به حيف و ميل بيت‌المال و هدردادن آن اشاره كرد:
+
از میان منکرات اقتصادی رژیم پهلوی نیز می‌توان به حیف و میل بیت‌المال و هدردادن آن اشاره کرد:<br/>
  
==  حيف و ميل و هدردادن بيت‌المال ==
+
==  حیف و میل و هدردادن بیت‌المال ==
غصب اموال عمومي، تصرف اراضي دولتي توسط خاندان پهلوي(فردوست،۱۳۷۰: ۲۱۸) و خروج ميلياردها دلار توسط مقامات (فوران، ۱۳۷۸: ۴۶۴) از نمونه‌هاي حيف و ميل بيت‌المال است. گفته شده است كه شركت ملي نفت، بخشي از درآمد نفت را به‌طور محرمانه به حساب شاه واريز مي‌كرد. فقط در سال ۱۳۵۵ دست كم يك ميليارد دلار به حساب شخصي شاه واريز شده است (همان). امام خميني هنگام طرح نظرية انقلاب اسلامي، حيف و ميل بيت‌المال مسلمين توسط حكومت شاه و امثال او را منكرِ وحشتناك خواند: «اين يك اكل سحت است، حرام‌خواري در مقياس وسيع و بين‌المللي است. منكر وحشتناك و خطرناك‌ترين منكرات اين است» (امام خميني،۱۳۷۷: ۱۰۳).
+
[[غصب اموال]] عمومی، تصرف اراضی دولتی توسط خاندان پهلوی(فردوست،۱۳۷۰: ۲۱۸) و خروج میلیاردها دلار توسط مقامات (فوران، ۱۳۷۸: ۴۶۴) از نمونه‌های حیف و میل بیت‌المال است. گفته شده است که شرکت ملی نفت، بخشی از درآمد نفت را به‌طور محرمانه به حساب شاه واریز می‌کرد. فقط در سال ۱۳۵۵ دست کم یک میلیارد دلار به حساب شخصی شاه واریز شده است (همان). امام خمینی هنگام طرح نظریة انقلاب اسلامی، حیف و میل بیت‌المال مسلمین توسط حکومت شاه و امثال او را منکرِ وحشتناک خواند: «این یک اکل سحت است، حرام‌خواری در مقیاس وسیع و بین‌المللی است. منکر وحشتناک و خطرناک‌ترین منکرات این است» (امام خمینی،۱۳۷۷: ۱۰۳).<br/>
بخشي از اين درآمد، صرف لذت‌‌جويي و تجليل از سلطنت مي‌گرديد، در نتيجه
+
بخشی از این درآمد، صرف لذت‌جویی و تجلیل از سلطنت می‌گردید، در نتیجه
 
|۱۶۶|   
 
|۱۶۶|   
بيت‌المال به هدر مي‌رفت. به‌عنوان نمونه گفته شده است كه جشن ۲۵۰۰ ساله حدود دويست ميليون دلار هزينه داشته است (بيل، ۱۳۷۱: ۲۵۳). امام خميني با اشاره به فقر ملت ايران در آن مقطع تاريخي، برگزاركنندگان آن جشن را خائن خواند (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۲: ۳۲۵) و وظيفة مردم را مقاومت در برابر آن دانست (همان: ۳۶۶).  
+
بیت‌المال به هدر می‌رفت. به‌عنوان نمونه گفته شده است که جشن ۲۵۰۰ ساله حدود دویست میلیون دلار هزینه داشته است (بیل، ۱۳۷۱: ۲۵۳). امام خمینی با اشاره به فقر ملت ایران در آن مقطع تاریخی، برگزارکنندگان آن جشن را خائن خواند (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲: ۳۲۵) و وظیفة مردم را مقاومت در برابر آن دانست (همان: ۳۶۶). <br/>
  
== امام خميني و رعايت مراحل نهي از منكر ==
+
== امام خمینی و رعایت مراحل نهی از منکر==
بدون شك، مبارزة امام خميني با اصل سلطنت و منكرات عصر پهلوي، بر اساس قواعد امر به معروف و نهي از منكر صورت گرفت. از ميان مراتب سه‌گانة‌ آن، ايشان بر مرتبة امر و نهي قلبي و لساني تمركز داشت. در مرتبة لساني، دقيقاً بر اساس نظريات فقهي خود از مرحلة پايين‌تر به مرحلة بالاتر (الادني فالادني و الاسهل فالاسهل) انتقال مي‌يافت. در آغاز به مراحل مبارزات امام، قبل از تبعيد پرداخته مي‌شود، سپس مراحل بعد از تبعيد طرح مي‌گردد.
+
بدون شک، مبارزة امام خمینی با اصل سلطنت و منکرات عصر پهلوی، بر اساس قواعد [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] صورت گرفت. از میان مراتب سه‌گانة آن، ایشان بر مرتبة امر و نهی قلبی و لسانی تمرکز داشت. در مرتبة لسانی، دقیقاً بر اساس نظریات فقهی خود از مرحلة پایین‌تر به مرحلة بالاتر (الادنی فالادنی و الاسهل فالاسهل) انتقال می‌یافت. در آغاز به مراحل مبارزات امام، قبل از تبعید پرداخته می‌شود، سپس مراحل بعد از تبعید طرح می‌گردد.<br/>
=== الف‌-قبل از تبعيد ===
+
=== الف- قبل از تبعید ===
با بررسي تاريخ و آثار برجاي‌مانده از امام، مراحل مبارزات قبل از تبعيد، از مهرماه ۱۳۴۱ تا تبعيد ايشان در آبان ۱۳۴۳ به ترتيب عبارت است از:
+
با بررسی تاریخ و آثار برجای‌مانده از امام، مراحل مبارزات قبل از تبعید، از مهرماه ۱۳۴۱ تا تبعید ایشان در آبان ۱۳۴۳ به ترتیب عبارت است از:<br/>
==== موعظه و نصيحت ====
+
==== موعظه و نصیحت ====
در مهرماه ۱۳۴۱ لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي در هيأت دولت به تصويب رسيد. مفاد آن لايحه مانند لغو شرط اسلام از شرايط انتخاب‌كنندگان و انتخاب‌شوندگان و لغو شرط سوگند به قرآن مجيد در سوگند امانت‌داري در تضاد آشكار با قوانين گذشته ايران و قوانين اسلام بود. امام خميني همزمان با تلگراف دسته‌جمعي علماي قم، در تلگرافهاي انفرادي به شاه و اسد الله علم (نخست وزير)، هر دو را با زبان موعظه به لغو لايحه فراخواند (همان،ج۱: ۷۸-۸۰).
+
در مهرماه ۱۳۴۱ لایحة انجمن‌های ایالتی و ولایتی در هیأت دولت به تصویب رسید. مفاد آن لایحه مانند لغو شرط اسلام از شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان و لغو شرط سوگند به قرآن مجید در سوگند امانت‌داری در تضاد آشکار با قوانین گذشته ایران و قوانین اسلام بود. امام خمینی همزمان با تلگراف دسته‌جمعی علمای قم، در تلگرافهای انفرادی به شاه و اسد الله علم (نخست وزیر)، هر دو را با زبان موعظه به لغو لایحه فراخواند (همان،ج۱: ۷۸-۸۰).<br/>
====تهديد و هشدار ====
+
====تهدید و هشدار ====
با گذشتن حدود يك ماه از تلگراف اول، امام، در تلگراف بعدي به شاه درخواست خود را با تهديد و هشدار مطرح كرد. ايشان در پايان نامه نوشت: «آقاي علم را ملزم
+
با گذشتن حدود یک ماه از تلگراف اول، امام، در تلگراف بعدی به شاه درخواست خود را با تهدید و هشدار مطرح کرد. ایشان در پایان نامه نوشت: «آقای علم را ملزم
 
|۱۶۷|   
 
|۱۶۷|   
فرماييد از قانون اسلام و قانون اساسي تبعيت كند و از جسارتي كه به ساحت قرآن كريم نموده، استغفار نمايد و الاّ ناگزيرم در نامه‌ا‌ي سرگشاده به اعلي‌حضرت مطالب ديگري را تذكر دهم. از خداوند متعال استقلال مملكت اسلامي و حفظ آنها را از آشوب و انقلاب مسألت مي‌نمايم» (همان:۸۹).
+
فرمایید از قانون اسلام و قانون اساسی تبعیت کند و از جسارتی که به ساحت قرآن کریم نموده، [[استغفار]] نماید و الاّ ناگزیرم در نامه‌ای سرگشاده به اعلی‌حضرت مطالب دیگری را تذکر دهم. از خداوند متعال استقلال مملکت اسلامی و حفظ آنها را از آشوب و انقلاب مسألت می‌نمایم» (همان:۸۹).<br/>
امام همزمان در تلگرافي شديداللحن به علم نيز نوشت كه اگر لايحه را لغو نكند، علماي اسلام دربارة او اظهار عقيده خواهند كرد (همان:۹۰). اين تلگراف، تهديدي آشكار براي او بود؛ زيرا ممكن بود اظهار عقيدة علما به‌صورت تكفير، ارتداد، بهايي‌بودن علم و امثال آن باشد.
+
امام همزمان در تلگرافی شدیداللحن به علم نیز نوشت که اگر لایحه را لغو نکند، علمای اسلام دربارة او اظهار عقیده خواهند کرد (همان:۹۰). این تلگراف، تهدیدی آشکار برای او بود؛ زیرا ممکن بود اظهار عقیدة علما به‌صورت تکفیر، ارتداد، بهایی‌بودن علم و امثال آن باشد.<br/>
==== تشديد لحن هشدارها ====
+
==== تشدید لحن هشدارها ====
حدود يك ماه بعد از لغو لايحة انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي، در دي‌ماه ۱۳۴۱، شاه اصول شش‌گانه‌ا‌ي را به شمول لايحة ايجاد سپاه دانش و لايحة‌ اصلاحي قانون انتخابات مطرح كرد. قرار بود اين لايحه به رفراندوم گذاشته شود. امام خميني آن را ترفندي ديگر براي مقابله با قوانين اسلام دانست. لذا لحن كلمات ايشان تندتر ‌گرديد. آنچه در تشديد لحن كلمات امام تأثير داشت، توهين دولت به علماي تهران و حمله به مدرسة فيضيه بود. علاوه بر آن، شاه با صراحت و يا با كنايه به علما توهين مي‌كرد؛ به‌طوري كه آنها را ارتجاع سياه، حيوان نجس، نفهم و قشري لقب مي‌داد (روحاني،۱۳۶۰، ج۱: ۴۳۵). بعد از برگزاري رفراندوم ششم بهمن، امام صراحتاً از رژيم، به‌عنوان «دستگاه جابره» و «دستگاه جبار» نام ‌برد. (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۱: ۱۵۳) و از اصول شش‌گانة شاه كه آن را انقلاب سفيد ناميده بودند، به «انقلاب سياه» تعبير ‌كرد (همان:۱۶۷).
+
حدود یک ماه بعد از لغو لایحة انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در دی‌ماه ۱۳۴۱، شاه اصول شش‌گانه‌ای را به شمول لایحة ایجاد سپاه دانش و لایحة اصلاحی قانون انتخابات مطرح کرد. قرار بود این لایحه به رفراندوم گذاشته شود. امام خمینی آن را ترفندی دیگر برای مقابله با قوانین اسلام دانست. لذا لحن کلمات ایشان تندتر گردید. آنچه در تشدید لحن کلمات امام تأثیر داشت، توهین دولت به علمای تهران و حمله به مدرسة فیضیه بود. علاوه بر آن، شاه با صراحت و یا با کنایه به علما توهین می‌کرد؛ به‌طوری که آنها را ارتجاع سیاه، حیوان نجس، نفهم و قشری لقب می‌داد (روحانی،۱۳۶۰، ج۱: ۴۳۵). بعد از برگزاری رفراندوم ششم بهمن، امام صراحتاً از رژیم، به‌عنوان «دستگاه جابره» و «دستگاه جبار» نام برد. (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۱۵۳) و از اصول شش‌گانة شاه که آن را انقلاب سفید نامیده بودند، به «انقلاب سیاه» تعبیر کرد (همان:۱۶۷).<br/>
==== تحريم تقيه ====
+
==== تحریم تقیه ====
با ادامة اقدامات شاه و حمله به مدرسة فيضيه، امام تقيه را تحريم كرد. بعد از حادثة فيضيه، وي در پيامي خطاب به علماي تهران نوشت: «حضرات آقايان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با اين احتمال، تقيه حرام است و اظهار حقايق واجب ولو بلغ ما بلغ» (همان: ۱۷۸).
+
با ادامة اقدامات شاه و حمله به مدرسة فیضیه، امام تقیه را تحریم کرد. بعد از حادثة فیضیه، وی در پیامی خطاب به علمای تهران نوشت: «حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب ولو بلغ ما بلغ» (همان: ۱۷۸).<br/>
بعد از حادثة فيضيه، امام خميني با صراحت از شاه انتقاد مي‌كرد. وي در عاشوراي
+
بعد از حادثة فیضیه، امام خمینی با صراحت از شاه انتقاد می‌کرد. وی در عاشورای
 
|۱۶۸|   
 
|۱۶۸|   
۱۳۸۳قمري كه همزمان با سيزدهم خرداد ۱۳۴۲ بود، شاه را از جمله ريشه‌هاي اصلي مشكلات دانست (همان:۲۶۴). تشديد لحن كلمات امام و تحريم تقيه، منجر به دستگيري ايشان در شب ۱۵ خرداد گرديد كه در ۱۶ فروردين‌ماه ۱۳۴۳ بعد از ده ماه آزاد شد.
+
۱۳۸۳قمری که همزمان با سیزدهم خرداد ۱۳۴۲ بود، شاه را از جمله ریشه‌های اصلی مشکلات دانست (همان:۲۶۴). تشدید لحن کلمات امام و تحریم تقیه، منجر به دستگیری ایشان در شب ۱۵ خرداد گردید که در ۱۶ فروردین‌ماه ۱۳۴۳ بعد از ده ماه آزاد شد.<br/>
==== سلب مشروعيت از دولت و مجلس ====
+
==== سلب مشروعیت از دولت و مجلس ====
بعد از تصويب لايحة كاپيتولاسيون در مجلس، امام خميني، عدم مشروعيت قانون مذكور، دولت و مجلس را طي يك سخنراني در چهارم آبان‌ماه ۱۳۴۳چنين اعلام نمود:
+
بعد از تصویب لایحة کاپیتولاسیون در مجلس، امام خمینی، عدم مشروعیت قانون مذکور، دولت و مجلس را طی یک سخنرانی در چهارم آبان‌ماه ۱۳۴۳چنین اعلام نمود:<br/>
«ما اين قانوني را كه گذراندند - به اصطلاح خودشان - قانون نمي‌دانيم. ما اين مجلس را مجلس نمي‌دانيم. ما اين دولت را دولت نمي‌دانيم. اينها خائنند به مملكت ايران! خائنند» (همان:۴۲۴).
+
«ما این قانونی را که گذراندند - به اصطلاح خودشان - قانون نمی‌دانیم. ما این مجلس را مجلس نمی‌دانیم. ما این دولت را دولت نمی‌دانیم. اینها خائنند به مملکت ایران! خائنند» (همان:۴۲۴).<br/>
در همين سخنراني از ولايت شرعي خود در ساقط‌كردن وكلاي مجلس از مشروعيت نيز بهره برد و فرمود: اگر وكيل هم بودند، من عزلشان كردم (همان:۴۲۳). اين سخنراني موجب وحشت رژيم شد. ازاين‌رو، در شب سيزده آبان ايشان را دستگير و در صبح همان روز به تركيه تبعيد كردند.
+
در همین سخنرانی از ولایت شرعی خود در ساقط‌کردن وکلای مجلس از مشروعیت نیز بهره برد و فرمود: اگر وکیل هم بودند، من عزلشان کردم (همان:۴۲۳). این سخنرانی موجب وحشت رژیم شد. ازاین‌رو، در شب سیزده آبان ایشان را دستگیر و در صبح همان روز به ترکیه تبعید کردند.<br/>
=== ب- بعد از تبعيد ===
+
=== ب- بعد از تبعید ===
امام خميني، بعد از تبعيد، به‌تدريج مقابله با اصل سلطنت را مطرح كرد. اين امر، ويژگي اصلي مبارزات امام بعد از تبعيد است. به باور نگارنده، امام خميني از همان آغاز شكل‌گيري انديشة سياسي، داراي انديشة انقلابي بوده است. قراين و شواهد زيادي مؤيد اين ادعا است. نخستين نمونة آن پيام ارديبهشت‌ماه ۱۳۲۳ بعد از سقوط رضاخان است. امام در آن پيام از همه‌ مي‌خواهد براي خدا قيام كنند وگر‌نه فردي بدتر از رضاخان بر ايران مسلط خواهد شد (همان:۲۱-۲۳). مقايسة حكومت شاه با بني‌اميه‌ (همان:۲۳۰)، عزم بر تصميم خطرناك و تكليف نهايي (همان: ۱۱۵)، نامشروع‌خواندن اركان حكومت شاه و عزل وكلاي آنها (همان: ۴۲۳) در دورة قبل از تبعيد قرايني ديگر است. مطرح‌ساختن اخراج رؤسا و وكلاي مجلس در برخي شرايط در تحريرالوسيله (امام خميني، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۶۲-۴۶۳) و استدلال به سيرة امام حسين(ع) در گفتگويي با آية الله سيد محسن حكيم در آغاز ورود به نجف (روحاني، ۱۳۶۰، ج۲: ۱۵۲) از ديگر
+
امام خمینی، بعد از تبعید، به‌تدریج مقابله با اصل سلطنت را مطرح کرد. این امر، ویژگی اصلی مبارزات امام بعد از تبعید است. به باور نگارنده، امام خمینی از همان آغاز شکل‌گیری اندیشة سیاسی، دارای اندیشة انقلابی بوده است. قراین و شواهد زیادی مؤید این ادعا است. نخستین نمونة آن پیام اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۳ بعد از سقوط رضاخان است. امام در آن پیام از همه می‌خواهد برای خدا قیام کنند وگرنه فردی بدتر از رضاخان بر ایران مسلط خواهد شد (همان:۲۱-۲۳). مقایسة حکومت شاه با بنی‌امیه (همان:۲۳۰)، عزم بر تصمیم خطرناک و تکلیف نهایی (همان: ۱۱۵)، نامشروع‌خواندن ارکان حکومت شاه و عزل وکلای آنها (همان: ۴۲۳) در دورة قبل از تبعید قراینی دیگر است. مطرح‌ساختن اخراج رؤسا و وکلای مجلس در برخی شرایط در تحریرالوسیله (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۶۲-۴۶۳) و استدلال به سیرة امام حسین(ع) در گفتگویی با آیة الله سید محسن حکیم در آغاز ورود به نجف (روحانی، ۱۳۶۰، ج۲: ۱۵۲) از دیگر
 
|۱۶۹|   
 
|۱۶۹|   
قراين و شواهد است. اما اينكه امام، طرح رسمي انقلاب را تا سال ۱۳۴۸به تأخير انداخت، دلايل ديگري داشت؛ دلايلي مانند فقدان حمايت حوزه‌هاي علميه از انديشة‌ انقلاب و آگاهي‌نداشتن عموم مردم از حكومت اسلامي. ازاين‌رو، ابتدا به زمينه‌سازي و رفع موانع اقدام كرد، آن‌گاه انقلاب اسلامي را به‌طور رسمي مطرح نمود و سپس براندازي عملي را پيش كشيد.
+
قراین و شواهد است. اما اینکه امام، طرح رسمی انقلاب را تا سال ۱۳۴۸به تأخیر انداخت، دلایل دیگری داشت؛ دلایلی مانند فقدان حمایت حوزه‌های علمیه از اندیشة انقلاب و آگاهی‌نداشتن عموم مردم از حکومت اسلامی. ازاین‌رو، ابتدا به زمینه‌سازی و رفع موانع اقدام کرد، آن‌گاه انقلاب اسلامی را به‌طور رسمی مطرح نمود و سپس براندازی عملی را پیش کشید.<br/>
====  زمينه‌سازي ====
+
====  زمینه‌سازی ====
در يك جمع‌بندي مي‌توان گفت كه زمينه‌سازي‌هاي امام در دو بخش متمركز بود؛ يكي زمينه‌سازي‌هايي بود كه به نهاد حوزه مربوط مي‌شد؛ به‌گونه‌اي كه به‌صورت «تغيير بينش سياسي حاكم بر حوزه‌ها» خود را نشان داد و ديگري «آگاه‌سازي عموم از اسلام و حكومت اسلامي» بود.
+
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که زمینه‌سازی‌های امام در دو بخش متمرکز بود؛ یکی زمینه‌سازی‌هایی بود که به نهاد حوزه مربوط می‌شد؛ به‌گونه‌ای که به‌صورت «تغییر بینش سیاسی حاکم بر حوزه‌ها» خود را نشان داد و دیگری «آگاه‌سازی عموم از اسلام و حکومت اسلامی» بود.<br/>
اول- تغيير بينش سياسي حوزه‌‌هاي علميه
+
اول- تغییر بینش سیاسی حوزه‌های علمیه
تبيين رابطة دين و سياست و طرح ولايت فقيه، از مهم‌ترين اقداماتي بود كه امام خميني در راستاي اصلاح انديشه‌هاي سياسي حاكم بر حوزه‌ها انجام داد. وي قبل از تبعيد با تأكيد و سوگند دربارة دين و سياست گفت: «اسلام تمام آن سياست است» (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۱: ۲۷۰). ايشان بعد از تبعيد نيز در جمع علماي نجف گفت: «اسلام داراي احكام اجتماعي و برنامة‌ حكومتي است» (همان،ج۲: ۳۱).
+
تبیین رابطة دین و سیاست و طرح ولایت فقیه، از مهم‌ترین اقداماتی بود که امام خمینی در راستای اصلاح اندیشه‌های سیاسی حاکم بر حوزه‌ها انجام داد. وی قبل از تبعید با تأکید و سوگند دربارة دین و سیاست گفت: «اسلام تمام آن سیاست است» (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۲۷۰). ایشان بعد از تبعید نیز در جمع علمای نجف گفت: «اسلام دارای احکام اجتماعی و برنامة حکومتی است» (همان،ج۲: ۳۱).<br/>
امام خميني سالها قبل از مبارزات عملي و سياسي در كتابهاي علمي ‌خود، به بحث ولايت فقيه پرداخته بود. او بعد از تبعيد به‌صراحت، فقها را نايب معصوم(ع) در سياست دانست و مردم را مكلف نمود تا در اجراي امور سياسي با فقها مساعدت كنند (امام خميني، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۵۹) و بعدها در نجف اشرف،‌ طي بحث مبسوطي ولايت سياسي فقيه را با ادله‌ اثبات نمود.
+
امام خمینی سالها قبل از مبارزات عملی و سیاسی در کتابهای علمی خود، به بحث ولایت فقیه پرداخته بود. او بعد از تبعید به‌صراحت، فقها را نایب معصوم(ع) در سیاست دانست و مردم را مکلف نمود تا در اجرای امور سیاسی با فقها مساعدت کنند (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۵۹) و بعدها در نجف اشرف، طی بحث مبسوطی ولایت سیاسی فقیه را با ادله اثبات نمود.<br/>
كادرسازي از ميان علما و طلاب حوزه‌هاي علميه از اقدامات ديگر امام خميني بود. اين امر را از طريق پيامهاي مكرّر به طلاب پي‌گيري مي‌كرد؛ مانند لزوم آمادگي براي به عهده‌گرفتن مصالح مسلمين (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۲: ۵۵)، لزوم مجهزشدن براي پاسداري و خدمت به اسلام و مسلمين (همان:۵۶)، عهده‌داري وظايف سنگين در آتيه (همان: ۴۳۹) و نظاير اينها.
+
کادرسازی از میان علما و طلاب حوزه‌های علمیه از اقدامات دیگر امام خمینی بود. این امر را از طریق پیامهای مکرّر به طلاب پی‌گیری می‌کرد؛ مانند لزوم آمادگی برای به عهده‌گرفتن مصالح مسلمین (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲: ۵۵)، لزوم مجهزشدن برای پاسداری و خدمت به اسلام و مسلمین (همان:۵۶)، عهده‌داری وظایف سنگین در آتیه (همان: ۴۳۹) و نظایر اینها.<br/>
 
|۱۷۰|  
 
|۱۷۰|  
دوم- آگاه‌سازي عمومي
+
دوم- آگاه‌سازی عمومی
امام خميني براي آگاه‌سازي عمومي، هم رابطة دين و سياست را بيان مي‌كرد و هم اقدامات ضد ديني رژيم، مانند نقض قوانين اسلام، رابطه با اسرائيل و مانند اينها را به مردم‌ گوشزد مي‌كرد. همزمان با عموم مردم، دانشجويان، گروه عمده‌اي بودند كه مخاطب آگاهي‌بخشي‌هاي امام بودند. ايشان از آنها مي‌خواست كه براي پياده‌كردن حكومت اسلامي بيشتر اهتمام ورزند (همان:۴۳۹).
+
امام خمینی برای آگاه‌سازی عمومی، هم رابطة دین و سیاست را بیان می‌کرد و هم اقدامات ضد دینی رژیم، مانند نقض قوانین اسلام، رابطه با اسرائیل و مانند اینها را به مردم گوشزد می‌کرد. همزمان با عموم مردم، دانشجویان، گروه عمده‌ای بودند که مخاطب آگاهی‌بخشی‌های امام بودند. ایشان از آنها می‌خواست که برای پیاده‌کردن حکومت اسلامی بیشتر اهتمام ورزند (همان:۴۳۹).<br/>
====  طرح انقلاب اسلامي ====
+
====  طرح انقلاب اسلامی ====
با آماده‌شدن نسبي شرايط، امام خميني، ايدة انقلاب اسلامي را در سال ۱۳۴۸ به‌طور رسمي و صريح در يك حلقة وسيع از شاگردان و ياران خود مطرح كرد. ايشان در بهمن‌ماه آن سال در ادامة‌ درس خارج مكاسب، بحث ولايت فقيه را آغاز و در ضمن آن، انقلاب سياسي در جهان اسلام را مطرح كرد.
+
با آماده‌شدن نسبی شرایط، امام خمینی، ایدة انقلاب اسلامی را در سال ۱۳۴۸ به‌طور رسمی و صریح در یک حلقة وسیع از شاگردان و یاران خود مطرح کرد. ایشان در بهمن‌ماه آن سال در ادامة درس خارج مکاسب، بحث ولایت فقیه را آغاز و در ضمن آن، انقلاب سیاسی در جهان اسلام را مطرح کرد.<br/>
====  طرح براندازي رژيم ====
+
====  طرح براندازی رژیم ====
در آبان‌ماه سال ۱۳۵۶، فرزند ارشد امام؛ سيدمصطفي خميني وفات كرد. به‌مناسبت فوت ايشان در شهرهاي گوناگون، از جمله قم، مجالس ترحيم برگزار شد كه نشان‌دهندة ارادت مردم به امام بود. در اين راستا،‌ رژيم به‌منظور تخريب شخصيت امام در ۱۷ دي‌‌ماه ۱۳۵۶ مقاله‌ا‌ي توهين‌آميز نسبت به امام با عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» در روزنامة اطلاعات به چاپ رساند. در پي چاپ اين مقاله، مردم قم در ۱۹ دي دست به قيام زدند. پس از اين قيام، امام با صراحت خواستار براندازي سلطنت محمدرضا شد و تاكتيك‌ها و فنون مبارزه را مطرح كرد.
+
در آبان‌ماه سال ۱۳۵۶، فرزند ارشد امام؛ سیدمصطفی خمینی وفات کرد. به‌مناسبت فوت ایشان در شهرهای گوناگون، از جمله قم، مجالس ترحیم برگزار شد که نشان‌دهندة ارادت مردم به امام بود. در این راستا، رژیم به‌منظور تخریب شخصیت امام در ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۶ مقاله‌ای توهین‌آمیز نسبت به امام با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامة اطلاعات به چاپ رساند. در پی چاپ این مقاله، مردم قم در ۱۹ دی دست به قیام زدند. پس از این قیام، امام با صراحت خواستار براندازی سلطنت محمدرضا شد و تاکتیک‌ها و فنون مبارزه را مطرح کرد.<br/>
اقداماتي كه امام براي براندازي سلطنت مطرح كرد، عبارت بود از قيام عمومي، اعتصابات، تحريم همكاري، تحريم اطاعت از دستگاه، درخواست تمرد از رژيم و دفاع محدود.
+
اقداماتی که امام برای براندازی سلطنت مطرح کرد، عبارت بود از قیام عمومی، اعتصابات، تحریم همکاری، تحریم اطاعت از دستگاه، درخواست تمرد از رژیم و [[دفاع]] محدود.<br/>
=====  قيام عمومي =====
+
=====  قیام عمومی =====
منظور از قيام عمومي در اينجا، حركت جمعي مسالمت‌آميز مردم با هدف سقوط نظام سلطنت است. امام خميني، طي يك سخنراني كه به‌مناسبت قيام مردم قم ايراد
+
منظور از قیام عمومی در اینجا، حرکت جمعی مسالمت‌آمیز مردم با هدف سقوط نظام سلطنت است. امام خمینی، طی یک سخنرانی که به‌مناسبت قیام مردم قم ایراد
 
|۱۷۱|   
 
|۱۷۱|   
نمود، قطع ريشة سلطنت را خواستار شد (همان،ج۳ :۱۳۰). بعد از قيام مردم قم، در پيامي كه به انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا نوشت، اين‌گونه خواستار سرنگوني حكومت پهلوي شد: «از رژيم غير اسلامي كه در رأس آن رژيم منحط پهلوي است، تبرّي كنيد و با كمال صراحت، مخالفت خود را اظهار و در سرنگون‌كردن آن كوشا باشيد» (همان:۳۲۲).
+
نمود، قطع ریشة سلطنت را خواستار شد (همان،ج۳ :۱۳۰). بعد از قیام مردم قم، در پیامی که به انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا نوشت، این‌گونه خواستار سرنگونی حکومت پهلوی شد: «از رژیم غیر اسلامی که در رأس آن رژیم منحط پهلوی است، تبرّی کنید و با کمال صراحت، مخالفت خود را اظهار و در سرنگون‌کردن آن کوشا باشید» (همان:۳۲۲).<br/>
پس از قيام مردم قم، حضرت امام به مناسبت‌هاي گوناگون، خواستار قيام عمومي مردم شد. اين درخواست، بعد از فرار شاه ادامه يافت و با تشكيل دولت موقت از مردم خواست تا حصول نتيجة نهايي از قيام دست برندارند (همان،ج۵: ۴۲۸).
+
پس از قیام مردم قم، حضرت امام به مناسبت‌های گوناگون، خواستار قیام عمومی مردم شد. این درخواست، بعد از فرار شاه ادامه یافت و با تشکیل دولت موقت از مردم خواست تا حصول نتیجة نهایی از قیام دست برندارند (همان،ج۵: ۴۲۸).<br/>
 
===== اعتصابات =====
 
===== اعتصابات =====
امام خميني در كنار ساير شيوه‌‌هاي مبارزه، بر انجام اعتصابات تأكيد مي‌نمود (همان،ج۳: ۴۵۶). درست چند روز بعد از حادثه ۱۷ شهريور، اعتصابات فراگير را مطرح كرد و وعدة سقوط رژيم را به مردم داد (همان:۴۶۳). ايشان بر اهميت عمومي‌سازي اعتصابات، كاملاً آگاهي داشت. از اين جهت، توصيه‌هاي ايشان براي فراگيرشدن اعتصابات در تمام دستگاه‌هاي دولتي، پشتيباني از اعتصاب‌كنندگان و كمك مالي به آنان بود (همان، ج۴: ۳۰).
+
امام خمینی در کنار سایر شیوه‌های مبارزه، بر انجام اعتصابات تأکید می‌نمود (همان،ج۳: ۴۵۶). درست چند روز بعد از حادثه ۱۷ شهریور، اعتصابات فراگیر را مطرح کرد و وعدة سقوط رژیم را به مردم داد (همان:۴۶۳). ایشان بر اهمیت عمومی‌سازی اعتصابات، کاملاً آگاهی داشت. از این جهت، توصیه‌های ایشان برای فراگیرشدن اعتصابات در تمام دستگاه‌های دولتی، پشتیبانی از اعتصاب‌کنندگان و کمک مالی به آنان بود (همان، ج۴: ۳۰).<br/>
=====  تحريم همكاري =====
+
=====  تحریم همکاری =====
بر اساس فقه شيعه، پذيرش مناصب سياسي از جانب حكومت‌هاي جائر و ورود در دستگاه [حكومتي] آنها حرام است (امام خميني، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۴۲). امام خميني بر اساس همين مباني فقهي، هر اقدامي را كه كمك به دولت محسوب مي‌شد تحريم كرد (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۵: ۲۵۹). ايشان بعد از بازگشت به وطن، همكاري با دولت موقت را يك تكليف شرعي دانست و در مقابل، همكاري با دولت بختيار را خدمت به كفر، شرك و طاغوت خواند (همان، ج۶: ۱۱۰).
+
بر اساس فقه شیعه، پذیرش مناصب سیاسی از جانب حکومت‌های جائر و ورود در دستگاه [حکومتی] آنها حرام است (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۴۲). امام خمینی بر اساس همین مبانی فقهی، هر اقدامی را که کمک به دولت محسوب می‌شد تحریم کرد (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵: ۲۵۹). ایشان بعد از بازگشت به وطن، همکاری با دولت موقت را یک تکلیف شرعی دانست و در مقابل، همکاری با دولت بختیار را خدمت به کفر، شرک و طاغوت خواند (همان، ج۶: ۱۱۰).<br/>
=====  تحريم اطاعت =====
+
=====  تحریم اطاعت =====
از نظر امام خميني(ره) اطاعت از شاه و دولت او حرام بود؛ زيرا دولت او ياغي و شخص او غاصب مقام حكومت بود و به نابودي مقدسات اسلام، اقدام كرده بود
+
از نظر امام خمینی(ره) اطاعت از شاه و دولت او حرام بود؛ زیرا دولت او یاغی و شخص او غاصب مقام حکومت بود و به نابودی مقدسات اسلام، اقدام کرده بود
 
|۱۷۲|   
 
|۱۷۲|   
(همان، ج۵: ۹۳). به همين جهت از كارمندان دولتي مي‌خواست كه دستورات دولت ياغي را اطاعت نكنند (همان:۳۳۱).
+
(همان، ج۵: ۹۳). به همین جهت از کارمندان دولتی می‌خواست که دستورات دولت یاغی را اطاعت نکنند (همان:۳۳۱).<br/>
با شروع حوادث انقلاب اسلامي که نقش ارتش در مواجهه با مردم برجسته شد، امام خميني بر تمرد ارتش از رژيم تأكيد نمود. ايشان از طبقة جوان‌تر ارتش استمداد طلبيد (همان، ج۳: ۴۸۷) و از پذيرايي حكومت اسلامي در ارتش سخن گفت (همان، ج۵: ۲۱۳).
+
با شروع حوادث انقلاب اسلامی که نقش ارتش در مواجهه با مردم برجسته شد، امام خمینی بر تمرد ارتش از رژیم تأکید نمود. ایشان از طبقة جوان‌تر ارتش استمداد طلبید (همان، ج۳: ۴۸۷) و از پذیرایی حکومت اسلامی در ارتش سخن گفت (همان، ج۵: ۲۱۳).<br/>
=====  طرح دفاع محدود =====
+
=====  طرح [[دفاع]] محدود =====
از نظر امام خميني يك فقيه واجد شرايط مي‌تواند در اقامة فريضة امر به معروف و نهي از منكر، دستور قتل و جرح صادر نمايد (امام خميني، ۱۳۸۴، ج۲: ۴۵۸). لذا ایشان با اينكه دستور اقدامات مسلحانه و خشونت‌‌آميز را صادر نكرد، ولي در ماه‌هاي منتهي به انقلاب از مردم خواست كه در موقع تجاوز از خود دفاع كنند؛ يعني هنگامي كه افراد چماق‌به‌دست به جان انقلابيون افتادند، دفاع در برابر آنها را مجاز دانست (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۵: ۴۲۸) و دستور قتل آنها را صادر كرد (همان:۲۵۳).
+
از نظر امام خمینی یک فقیه واجد شرایط می‌تواند در اقامة فریضة [[امر به معروف]] و نهی از منکر، دستور قتل و جرح صادر نماید (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۲: ۴۵۸). لذا ایشان با اینکه دستور اقدامات مسلحانه و خشونت‌آمیز را صادر نکرد، ولی در ماه‌های منتهی به انقلاب از مردم خواست که در موقع تجاوز از خود [[دفاع]] کنند؛ یعنی هنگامی که افراد چماق‌به‌دست به جان انقلابیون افتادند، [[دفاع]] در برابر آنها را مجاز دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵: ۴۲۸) و دستور قتل آنها را صادر کرد (همان:۲۵۳).<br/>
مبناي دوم: وجوب نفي سلطة اجانب
+
مبنای دوم: وجوب نفی سلطة اجانب
در اسلام قوانيني كه موجب تسلط بيگانگان غير مسلمان بر مسلمانان گردد، جعل نشده است. اين مسأله بر ادلة مختلف فقهي مبتني است؛ به‌طوري كه قاعدة مسلّم فقهي «نفي سبيل» از اين ادله استخراج شده است. آنچه كمتر به آن توجه شده است، ابعاد سياسي قاعده است. امام خميني، اين قاعده و ادلة آن را به مسائل سياسي و حكومتي نيز كشاند. بر همين اساس، در جريان انقلاب اسلامي يكي از اهداف آن را نفي سلطة بيگانگان از ايران دانست. بدين ترتيب، وجوب نفي سلطة اجانب، دومين مبنا از مباني فقهي انقلاب اسلامي است. ازاين‌رو، ضروري است كه به قاعدة نفي سبيل و ادلة آن از منظر امام خميني اشاره گردد.
+
در اسلام قوانینی که موجب تسلط بیگانگان غیر مسلمان بر مسلمانان گردد، جعل نشده است. این مسأله بر ادلة مختلف فقهی مبتنی است؛ به‌طوری که قاعدة مسلّم فقهی «نفی سبیل» از این ادله استخراج شده است. آنچه کمتر به آن توجه شده است، ابعاد سیاسی قاعده است. امام خمینی، این قاعده و ادلة آن را به مسائل سیاسی و حکومتی نیز کشاند. بر همین اساس، در جریان انقلاب اسلامی یکی از اهداف آن را نفی سلطة بیگانگان از ایران دانست. بدین ترتیب، وجوب نفی سلطة اجانب، دومین مبنا از مبانی فقهی انقلاب اسلامی است. ازاین‌رو، ضروری است که به قاعدة نفی سبیل و ادلة آن از منظر امام خمینی اشاره گردد.<br/>
امام خميني(ره) قاعدة نفي سبيل را به‌طور مفصل و جداگانه بحث نكرده است و تنها در برخي از كتابهاي فقهي و سخنراني‌ها و پيامهاي خود به اين قاعده و ادلة آن استناد كرده است. با اين وجود، توجه به دو نكته در اينجا شايسته است. اين دو نكته، امام را از ساير فقها ممتاز مي‌سازد.
+
امام خمینی(ره) قاعدة نفی سبیل را به‌طور مفصل و جداگانه بحث نکرده است و تنها در برخی از کتابهای فقهی و سخنرانی‌ها و پیامهای خود به این قاعده و ادلة آن استناد کرده است. با این وجود، توجه به دو نکته در اینجا شایسته است. این دو نکته، امام را از سایر فقها ممتاز می‌سازد.<br/>
 
|۱۷۳|  
 
|۱۷۳|  
نكتة اول، برجسته‌ساختن ابعاد سياسي قاعدة مذكور است. قبل از امام، عمدتاً در روابط فردي مسلمين با كفار به قاعدة نفي سبيل و ادلة آن استناد مي‌شد و يا حداكثر در روابط اجتماعي، اشاراتي وجود داشته است، ولي امام خميني گسترة قاعدة نفي سبيل و ادله آن را علاوه بر روابط فردي مسلمين با كفار، شامل روابط اجتماعي و سياسي نيز دانست.
+
نکتة اول، برجسته‌ساختن ابعاد سیاسی قاعدة مذکور است. قبل از امام، عمدتاً در روابط فردی مسلمین با کفار به قاعدة نفی سبیل و ادلة آن استناد می‌شد و یا حداکثر در روابط اجتماعی، اشاراتی وجود داشته است، ولی امام خمینی گسترة قاعدة نفی سبیل و ادله آن را علاوه بر روابط فردی مسلمین با کفار، شامل روابط اجتماعی و سیاسی نیز دانست.<br/>
نكتة دوم، وجوب رفع سلطة اجانب است. قبل از امام خميني عمدتاً از مفاد قاعده، عدم مشروعيت و بطلان روابط سلطه‌آميز مسلمين با كفار فهميده مي‌شد، نه وجوب رفع آن روابط. فقط در برخي مثالها در بعضي از ابواب فقه، وجوب رفع سلطة غير مسلمانان را مي‌توان ديد؛ مانند لزوم آزادي زوجة مسلمان از قيد نكاح زوج كافر و لزوم منع كفار از مرتفع‌ساختن ديوار خانه‌هاشان، نسبت به ديوار خانة مسلمانان. اما امام خميني خروج از سلطة كفار را نيز واجب دانست. ايشان در يك برداشت از آية نفي سبيل نوشت: «منظور، جلب توجه نظر مسلمين است تا با هر وسيلة ممكن، از سلطة‌ كفار خارج شوند» (امام خميني، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۷۲۵). ايشان هنگام بيان معناي انشايي براي يك حديث نبوي كه از مدارك قاعدة نفي سبيل است، چنين مي‌نويسد:
+
نکتة دوم، وجوب رفع سلطة اجانب است. قبل از امام خمینی عمدتاً از مفاد قاعده، عدم مشروعیت و بطلان روابط سلطه‌آمیز مسلمین با کفار فهمیده می‌شد، نه وجوب رفع آن روابط. فقط در برخی مثالها در بعضی از ابواب فقه، وجوب رفع سلطة غیر مسلمانان را می‌توان دید؛ مانند لزوم آزادی زوجة مسلمان از قید نکاح زوج کافر و لزوم منع کفار از مرتفع‌ساختن دیوار خانه‌هاشان، نسبت به دیوار خانة مسلمانان. اما امام خمینی خروج از سلطة کفار را نیز واجب دانست. ایشان در یک برداشت از آیة نفی سبیل نوشت: «منظور، جلب توجه نظر مسلمین است تا با هر وسیلة ممکن، از سلطة کفار خارج شوند» (امام خمینی، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۷۲۵). ایشان هنگام بیان معنای انشایی برای یک حدیث نبوی که از مدارک قاعدة نفی سبیل است، چنین می‌نویسد:<br/>
«واجب است اسلام از ساير اديان، برتر باشد و نبايد غير اسلام بر آن برتري يابد. برتري غير اسلام بر اسلام حرام است» (همان:۷۲۷).
+
«واجب است اسلام از سایر ادیان، برتر باشد و نباید غیر اسلام بر آن برتری یابد. برتری غیر اسلام بر اسلام حرام است» (همان:۷۲۷).<br/>
همچنين در مورد مخالفت قرآن با سلطة بيگانگان مي‌فرمايد: «قرآن مي‌گويد هرگز خداي تبارك و تعالي سلطه‌‌اي براي غير مسلم بر مسلم قرار نداده است. هرگز نبايد يك همچو چيزي واقع بشود؛ يك تسلطي، يك راهي، حتي يك راه نبايد پيدا بكند؛ لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا» (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۴: ۳۱۷).
+
همچنین در مورد مخالفت قرآن با سلطة بیگانگان می‌فرماید: «قرآن می‌گوید هرگز خدای تبارک و تعالی سلطه‌ای برای غیر مسلم بر مسلم قرار نداده است. هرگز نباید یک همچو چیزی واقع بشود؛ یک تسلطی، یک راهی، حتی یک راه نباید پیدا بکند؛ لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۴: ۳۱۷).<br/>
بر همين مبنا در ماه‌هاي آخر عمر شريفشان خطاب به مسؤولين جمهوري اسلامي، قطع وابستگي همه‌جانبه ايران به بيگانگان را واجب شرعي دانست (همان، ج۲۱: ۱۵۶).
+
بر همین مبنا در ماه‌های آخر عمر شریفشان خطاب به مسؤولین جمهوری اسلامی، قطع وابستگی همه‌جانبه ایران به بیگانگان را واجب شرعی دانست (همان، ج۲۱: ۱۵۶).<br/>
به‌طور كلي تأكيد امام خميني بر مبارزه با سلطة بيگانگان و اتخاذ سياست «نه شرقي، نه غربي» (بعد از پيروزي انقلاب) همه بر اساس قوانين اسلام و از جمله بر اساس قاعدة نفي سبيل بود.
+
به‌طور کلی تأکید امام خمینی بر مبارزه با سلطة بیگانگان و اتخاذ سیاست «نه شرقی، نه غربی» (بعد از پیروزی انقلاب) همه بر اساس قوانین اسلام و از جمله بر اساس قاعدة نفی سبیل بود.<br/>
هنگامي كه امام خميني به مبارزه عليه رژيم شاه اقدام كرد، ايران فاقد استقلال حقيقي بود. براي پي‌بردن به دامنة‌ سلطة بيگانگان بر ايران به‌طور مختصر به انواع سلطة‌
+
هنگامی که امام خمینی به مبارزه علیه رژیم شاه اقدام کرد، ایران فاقد استقلال حقیقی بود. برای پی‌بردن به دامنة سلطة بیگانگان بر ایران به‌طور مختصر به انواع سلطة
 
|۱۷۴|   
 
|۱۷۴|   
بيگانگان بر ايران اشاره مي‌كنيم:  
+
بیگانگان بر ایران اشاره می‌کنیم:<br/>
  
== ابعاد مختلف سلطة بيگانگان بر ايران ==
+
== ابعاد مختلف سلطة بیگانگان بر ایران ==
 
=== الف- سلطة سیاسی ===
 
=== الف- سلطة سیاسی ===
سلطة بيگانگان بر سياست ايران از سلطنت و نخست‌وزيري تا سياست‌هاي داخلي و خارجي، قابل مشاهده است. سلطنت پهلوي از اساس با ‌كمك بيگانگان تأسيس شد. شناسايي رضاخان توسط جاسوسان انگليس (فردوست،۱۳۷۰: ۲۹۸)، نصب او به فرماندهي نيروي قزاق توسط آيرون سايد؛ فرمانده انگليسي (فوران: ۳۰۲)، تشويق او به كودتا (غني، ۱۳۸۵: ۳۹۳) و به‌سلطنت‌رسيدن او به‌كمك عوامل انگليس از جمله دلايل كمك بيگانگان به تأسيس سلطنت پهلوي است. با بركناري رضاخان و جانشيني محمدرضا، اين وابستگي ايجاد شد و كودتاي ۲۸ مرداد به آن وابستگي افزود؛ به‌گونه‌اي كه در سالهاي بعد تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي، اين وابستگي تشديد گرديد (زونيس، ۱۳۷۰: ۳۹۲). سخن ذيل كه از محمدرضا پهلوي نقل شده، مؤيد اين مطلب است. وي در آخرين شب اقامت در ايران گفت: «اين شام آخري است كه در ايران مي‌خوريم. واشنگتن و لندن از من خواسته‌اند كه سريعاً خاك ايران را ترك كنم و فكر بازگشت به ايران را هم از سر بيرون كنم» (ديبا،۱۳۸۰: ۳۹۲).
+
سلطة بیگانگان بر سیاست ایران از سلطنت و نخست‌وزیری تا سیاست‌های داخلی و خارجی، قابل مشاهده است. سلطنت پهلوی از اساس با کمک بیگانگان تأسیس شد. شناسایی رضاخان توسط جاسوسان انگلیس (فردوست،۱۳۷۰: ۲۹۸)، نصب او به فرماندهی نیروی قزاق توسط آیرون ساید؛ فرمانده انگلیسی (فوران: ۳۰۲)، تشویق او به کودتا (غنی، ۱۳۸۵: ۳۹۳) و به‌سلطنت‌رسیدن او به‌کمک عوامل انگلیس از جمله دلایل کمک بیگانگان به تأسیس سلطنت پهلوی است. با برکناری رضاخان و جانشینی محمدرضا، این وابستگی ایجاد شد و کودتای ۲۸ مرداد به آن وابستگی افزود؛ به‌گونه‌ای که در سالهای بعد تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، این وابستگی تشدید گردید (زونیس، ۱۳۷۰: ۳۹۲). سخن ذیل که از محمدرضا پهلوی نقل شده، مؤید این مطلب است. وی در آخرین شب اقامت در ایران گفت: «این شام آخری است که در ایران می‌خوریم. واشنگتن و لندن از من خواسته‌اند که سریعاً خاک ایران را ترک کنم و فکر بازگشت به ایران را هم از سر بیرون کنم» (دیبا،۱۳۸۰: ۳۹۲).<br/>
براي نشان‌دادن وابستگي نخست‌وزيران عصر پهلوي دوم، كافي است به وابستگي و عضويت اين نخست‌وزيران به لژهاي فراماسونري اشاره شود؛ زيرا تشكيلات گوناگون فراماسونري در ايران با لژهاي فراماسونري بيگانه مانند فرانسه، آلمان و انگليس پيوند داشت (مهران،۱۳۸۰: ۳۵-۴۲). اين لژها و اعضاي آن در خدمت منافع استعماري به ويژه انگليس قرار گرفتند. به‌عنوان مثال نخست‌وزيراني چون محمدعلي فروغي و محمد ساعد از اعضاي «لژ بيداري ايرانيان» بوده‌اند (همان:۳۴). به‌‌طور كلي با ملاحظة شرح حال نخست‌وزيران قبل و بعد از كودتاي ۲۸ مرداد مي‌توان گفت كه آنها با درجات مختلف، وابسته به انگليس بوده‌اند (فردوست،۱۳۷۰: ۲۹۴).
+
برای نشان‌دادن وابستگی نخست‌وزیران عصر پهلوی دوم، کافی است به وابستگی و عضویت این نخست‌وزیران به لژهای فراماسونری اشاره شود؛ زیرا تشکیلات گوناگون فراماسونری در ایران با لژهای فراماسونری بیگانه مانند فرانسه، آلمان و انگلیس پیوند داشت (مهران،۱۳۸۰: ۳۵-۴۲). این لژها و اعضای آن در خدمت منافع استعماری به ویژه انگلیس قرار گرفتند. به‌عنوان مثال نخست‌وزیرانی چون محمدعلی فروغی و محمد ساعد از اعضای «لژ بیداری ایرانیان» بوده‌اند (همان:۳۴). به‌طور کلی با ملاحظة شرح حال نخست‌وزیران قبل و بعد از کودتای ۲۸ مرداد می‌توان گفت که آنها با درجات مختلف، وابسته به انگلیس بوده‌اند (فردوست،۱۳۷۰: ۲۹۴).<br/>
اشغال ايران توسط متفقين، نصب محمدرضا به سلطنت، كودتاي ۲۸ مرداد و نظاير اينها نشان‌دهندة سلطة‌ بيگانگان بر سياست‌هاي داخلي ايران است. توجه به دو امر، وابستگي سياست خارجي ايران را نيز نشان مي‌دهد؛ يكي عضويت در پيمانهاي
+
اشغال ایران توسط متفقین، نصب محمدرضا به سلطنت، کودتای ۲۸ مرداد و نظایر اینها نشان‌دهندة سلطة بیگانگان بر سیاست‌های داخلی ایران است. توجه به دو امر، وابستگی سیاست خارجی ایران را نیز نشان می‌دهد؛ یکی عضویت در پیمانهای
 
  |۱۷۵|   
 
  |۱۷۵|   
منطقه‌اي و ديگري، روابط با كشورها. ايران بعد از جنگ جهاني دوّم، عضويت در پيمان بغداد و سپس پيمان سنتو را پذيرفت. پيمان سنتو با عضويت تركيه، پاكستان، انگلستان و ايران و نظارت آمريكا، شكل گرفته بود. اهداف پيمان، مقابله با خطر شوروي و در راستاي منافع غرب بود.
+
منطقه‌ای و دیگری، روابط با کشورها. ایران بعد از جنگ جهانی دوّم، عضویت در پیمان بغداد و سپس پیمان سنتو را پذیرفت. پیمان سنتو با عضویت ترکیه، پاکستان، انگلستان و ایران و نظارت آمریکا، شکل گرفته بود. اهداف پیمان، مقابله با خطر شوروی و در راستای منافع غرب بود.<br/>
رابطه و عدم رابطه با كشورهايي خاص، نشانه‌ا‌ي از پيروي سياست خارجي ايران عصر پهلوي از سياست خارجي غرب است. به‌عنوان مثال ايران از به‌رسميت‌شناختن چين كمونيست تا ۲۰ سال خودداري كرد و زماني آن را به‌رسميت شناخت كه جرج ‌بوش، سفير آمريكا در سازمان ملل از طرف دولت آمريكا به ايران، چراغ سبز نشان داد (مهدوي، ۱۳۶۸: ۱۳۱).
+
رابطه و عدم رابطه با کشورهایی خاص، نشانه‌ای از پیروی سیاست خارجی ایران عصر پهلوی از سیاست خارجی غرب است. به‌عنوان مثال ایران از به‌رسمیت‌شناختن چین کمونیست تا ۲۰ سال خودداری کرد و زمانی آن را به‌رسمیت شناخت که جرج بوش، سفیر آمریکا در سازمان ملل از طرف دولت آمریکا به ایران، چراغ سبز نشان داد (مهدوی، ۱۳۶۸: ۱۳۱).<br/>
=== ب- سلطة فرهنگي ===
+
=== ب- سلطة فرهنگی ===
بعد از كودتاي ۲۸ مرداد، ترويج فرهنگ غرب، بيش از گذشته مورد توجه واقع شد. رسانه‌هاي عمومي به‌ويژه تلويزيون از ابزارهاي ترويج فرهنگي غرب بود. تلويزيون ايران فيلم‌هايي را نمايش مي‌داد كه محتواي آنها عشق‌بازي و لودگي‌ غربيان و مانند اينها بود (ازغندي، ۱۳۸۳: ۸۴). درآمدهاي نفتي در اختيار سازمانهاي فرهنگي و هنري قرار مي‌گرفت تا فعاليت‌هايشان را به‌منظور ترويج فرهنگ و هنر غرب توسعه دهند (صميمي، ۱۳۷۴: ۱۸۸).
+
بعد از کودتای ۲۸ مرداد، ترویج فرهنگ غرب، بیش از گذشته مورد توجه واقع شد. رسانه‌های عمومی به‌ویژه تلویزیون از ابزارهای ترویج فرهنگی غرب بود. تلویزیون ایران فیلم‌هایی را نمایش می‌داد که محتوای آنها عشق‌بازی و لودگی غربیان و مانند اینها بود (ازغندی، ۱۳۸۳: ۸۴). درآمدهای نفتی در اختیار سازمانهای فرهنگی و هنری قرار می‌گرفت تا فعالیت‌هایشان را به‌منظور ترویج فرهنگ و هنر غرب توسعه دهند (صمیمی، ۱۳۷۴: ۱۸۸).<br/>
از مصادیق دیگر سلطة فرهنگی، توجه به جریان بهائیت در این رژیم است. فرقة بهائيت كه مركز آن، موسوم به «بيت‌العدل» در اسرائيل است، يك فرقة كاملاً انحرافي از اسلام است. از اين جهت، بهائيان بيگانة ديني هستند. سلطة فرهنگي بهائيت از دو راه قابل شناسايي است؛ يكي افزايش جمعيت بهائيان و ديگري احراز مناصب سياسي و فرهنگي توسط آنها. بر اساس برخي گزارشها جمعيت بهائي‌ها در زماني كه عبدالكريم ايادي وارد دربار شد، به سه برابر رسيد (فردوست،۱۳۷۰: ۲۰۳). اعضاي اين فرقه، مناصب سياسي و فرهنگي گوناگون را به‌دست گرفتند. به‌عنوان نمونه، اميرعباس هويدا كه از خانواده‌اي باسابقة بهايي بود، حدود ۱۳سال نخست‌وزير بود. در زمان نخست وزيري او بهائيت گسترش يافت (ديبا، ۱۳۸۰: ۳۰۶).
+
از مصادیق دیگر سلطة فرهنگی، توجه به جریان بهائیت در این رژیم است. فرقة بهائیت که مرکز آن، موسوم به «بیت‌العدل» در اسرائیل است، یک فرقة کاملاً انحرافی از اسلام است. از این جهت، بهائیان بیگانة دینی هستند. سلطة فرهنگی بهائیت از دو راه قابل شناسایی است؛ یکی افزایش جمعیت بهائیان و دیگری احراز مناصب سیاسی و فرهنگی توسط آنها. بر اساس برخی گزارشها جمعیت بهائی‌ها در زمانی که عبدالکریم ایادی وارد دربار شد، به سه برابر رسید (فردوست،۱۳۷۰: ۲۰۳). اعضای این فرقه، مناصب سیاسی و فرهنگی گوناگون را به‌دست گرفتند. به‌عنوان نمونه، امیرعباس هویدا که از خانواده‌ای باسابقة بهایی بود، حدود ۱۳سال نخست‌وزیر بود. در زمان نخست وزیری او بهائیت گسترش یافت (دیبا، ۱۳۸۰: ۳۰۶).<br/>
 
|۱۷۶|  
 
|۱۷۶|  
=== ج- سلطة اقتصادي ===
+
=== ج- سلطة اقتصادی ===
۱- قرارداد كنسرسيوم نفت
+
۱- قرارداد کنسرسیوم نفت
بعد از كودتاي ۲۸ مرداد، قرارداد كنسرسيوم نفت بين ايران و هيأتي از شركت‌هاي عمدتاً انگليسي و آمريكايي امضا شد. تقسيم سود نفت بر مبناي ۵۰ ۵۰، پرداخت۲۵ ميليون پوند غرامت به شركت انگليس و باقي‌ماندن امتياز نفت به‌مدت ۲۵ سال در دست كنسرسيوم از مفاد اين قرارداد بود. همچنين قرارداد مذكور سه دورة پنج‌ساله قابل تمديد بود (فوران ۱۳۸۵: ۴۶۴) كه اختيار تمديد هم با كنسرسيوم بود و ايران، ملزم به پذيرش آن بود (نجاتي،۱۳۷۵، ج۱: ۶۳).
+
بعد از کودتای ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم نفت بین ایران و هیأتی از شرکت‌های عمدتاً انگلیسی و آمریکایی امضا شد. تقسیم سود نفت بر مبنای ۵۰ - ۵۰، پرداخت۲۵ میلیون پوند غرامت به شرکت انگلیس و باقی‌ماندن امتیاز نفت به‌مدت ۲۵ سال در دست کنسرسیوم از مفاد این قرارداد بود. همچنین قرارداد مذکور سه دورة پنج‌ساله قابل تمدید بود (فوران ۱۳۸۵: ۴۶۴) که اختیار تمدید هم با کنسرسیوم بود و ایران، ملزم به پذیرش آن بود (نجاتی،۱۳۷۵، ج۱: ۶۳).<br/>
۲- اصلاحات ارضي
+
۲- اصلاحات ارضی
اصلاحات ارضي بر اساس مطالعات كارشناسان آمريكايي بر ايران تحميل شد. آمريكا به‌منظور اجراي اصلاحات ارضي، علي اميني را به‌عنوان نخست وزير به شاه پيشنهاد و تحميل كرد. برخي از نويسندگان به اهداف اقتصادي آمريكا توجه كرده‌اند و از تبديل ايران به بازار كالاي غربي و آمريكايي سخن گفته‌اند (ازغندي،۱۳۸۲: ۱۷۸). آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد، پيروي ايران از اهداف سياسي آمريكا در اجراي اصلاحات ارضي است.
+
اصلاحات ارضی بر اساس مطالعات کارشناسان آمریکایی بر ایران تحمیل شد. آمریکا به‌منظور اجرای اصلاحات ارضی، علی امینی را به‌عنوان نخست وزیر به شاه پیشنهاد و تحمیل کرد. برخی از نویسندگان به اهداف اقتصادی آمریکا توجه کرده‌اند و از تبدیل ایران به بازار کالای غربی و آمریکایی سخن گفته‌اند (ازغندی،۱۳۸۲: ۱۷۸). آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، پیروی ایران از اهداف سیاسی آمریکا در اجرای اصلاحات ارضی است.<br/>
۳- سرمايه‌گذاري ناعادلانة خارجي
+
۳- سرمایه‌گذاری ناعادلانة خارجی
قانون سرمايه‌گذاري خارجي مصوب سال ۱۳۳۴، امتيازاتي را براي سرمايه‌گذار خارجي قائل شد (همان:۳۶۴). با تصويب اين قانون از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۰ حدود صد ميليارد دلار سرمايه‌گذاري خارجي در ايران انجام شد. حدود نيمي از اين سرمايه‌ها به هفت شركت آمريكايي تعلق داشت. اين شركت‌ها از مصونيت اقتصادي در بازار ايران بهره‌مند بودند (همان:۳۶۷-۳۶۸).
+
قانون سرمایه‌گذاری خارجی مصوب سال ۱۳۳۴، امتیازاتی را برای سرمایه‌گذار خارجی قائل شد (همان:۳۶۴). با تصویب این قانون از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۰ حدود صد میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی در ایران انجام شد. حدود نیمی از این سرمایه‌ها به هفت شرکت آمریکایی تعلق داشت. این شرکت‌ها از مصونیت اقتصادی در بازار ایران بهره‌مند بودند (همان:۳۶۷-۳۶۸).<br/>
=== د- سلطة نظامي و امنيتي ===
+
=== د- سلطة نظامی و امنیتی ===
دامنة سلطة نظامي و امنيتي بيگانگان بر ايران از طريق عضويت ايران در پيمانهاي امنيتي منطقه‌‌اي، دكترين نيكسون - كسينجر، خريد جنگ‌افزار و اشراف اطلاعاتي
+
دامنة سلطة نظامی و امنیتی بیگانگان بر ایران از طریق عضویت ایران در پیمانهای امنیتی منطقه‌ای، دکترین نیکسون - کسینجر، خرید جنگ‌افزار و اشراف اطلاعاتی
 
|۱۷۷|   
 
|۱۷۷|   
بيگانگان، قابل فهم است. پيمانهاي امنيتي منطقه‌اي و نقش تبعي ايران در آنها از مواردی است که در سلطة نظامی و امنیتی قابل طرح و بررسی است. همان‌طوري كه در بحث سلطة سياسي توضيح داده شد، ايران هر چند در پيمانهاي بغداد و سنتو عضويت يافت؛ اما در آن پيمانها، يك نقش تبعي و انفعالي داشت؛ به‌گونه‌اي كه به منافع ايالات متحده و بلوك غرب پيوند خورد و سلطة بيگانگان به‌نوعي ديگر و گسترده‌تر تداوم يافت.
+
بیگانگان، قابل فهم است. پیمانهای امنیتی منطقه‌ای و نقش تبعی ایران در آنها از مواردی است که در سلطة نظامی و امنیتی قابل طرح و بررسی است. همان‌طوری که در بحث سلطة سیاسی توضیح داده شد، ایران هر چند در پیمانهای بغداد و سنتو عضویت یافت؛ اما در آن پیمانها، یک نقش تبعی و انفعالی داشت؛ به‌گونه‌ای که به منافع ایالات متحده و بلوک غرب پیوند خورد و سلطة بیگانگان به‌نوعی دیگر و گسترده‌تر تداوم یافت.<br/>
سياست دو ستونه و نقش ژاندارمي منطقه نیز از موارد قابل طرح در این زمینه است. دكترين نيكسون و هنري كسينجر همزمان با درگيربودن آمريكا در جنگ ويتنام و اعلام بريتانيا مبني بر خروج نيروهاي آن كشور از شرق كانال سوئز تا سال۱۹۷۱ مطرح شد. بر اساس اين دكترين، نقشي را كه ايران به‌عهده داشت در قالب سياستي موسوم به سياست «دو ستونه» معين شد. طبق آن، ايران و عربستان دو ستون سياست آمريكا در منطقه را تشكيل مي‌دادند. هنري كسينجر گفته است در شرايطي كه آمريكا درگير جنگ ويتنام بود، ايران اهداف منطقه‌اي آمريكا را تأمين كرد (صديقي، ۱۳۷۸: ۵۶). اعزام نيروهاي ايراني به عمان در سال۱۹۷۳ و كمك ايران به ويتنام جنوبي، بر اساس سياست دو ستونه و به‌توصية واشنگتن بود (نجاتي، ۱۳۷۵، ج۱: ۵۳۲). بدين ترتيب، ايران به يك كشورحافظ منافع غرب يا به‌عبارتي، ژاندارم منطقه‌اي آمريكا تبديل شد.
+
سیاست دو ستونه و نقش ژاندارمی منطقه نیز از موارد قابل طرح در این زمینه است. دکترین نیکسون و هنری کسینجر همزمان با درگیربودن آمریکا در جنگ ویتنام و اعلام بریتانیا مبنی بر خروج نیروهای آن کشور از شرق کانال سوئز تا سال۱۹۷۱ مطرح شد. بر اساس این دکترین، نقشی را که ایران به‌عهده داشت در قالب سیاستی موسوم به سیاست «دو ستونه» معین شد. طبق آن، ایران و عربستان دو ستون سیاست آمریکا در منطقه را تشکیل می‌دادند. هنری کسینجر گفته است در شرایطی که آمریکا درگیر جنگ ویتنام بود، ایران اهداف منطقه‌ای آمریکا را تأمین کرد (صدیقی، ۱۳۷۸: ۵۶). اعزام نیروهای ایرانی به عمان در سال۱۹۷۳ و کمک ایران به ویتنام جنوبی، بر اساس سیاست دو ستونه و به‌توصیة واشنگتن بود (نجاتی، ۱۳۷۵، ج۱: ۵۳۲). بدین ترتیب، ایران به یک کشورحافظ منافع غرب یا به‌عبارتی، ژاندارم منطقه‌ای آمریکا تبدیل شد.<br/>
بر اساس سياست دو ستونه، ايران صاحب انواع جنگ‌افزارها شد. پرداخت ميلياردها دلار از بابت قيمت اسلحه و حضور ۳۷ هزار مستشار آمريكايي و افراد وابسته با حقوق ۹هزار دلار در ماه (فوران، ۱۳۸۵: ۵۱۲) از عواقب خريد جنگ‌افزارها بود. وابستگي نيروهاي نظامي ايران، پيامد ديگر آن بود؛ به‌طوري كه يك تيپ نوپديد در ارتش ايجاد شد كه كاملاً طرفدار آمريكا بود (فردوست، ۱۳۷۰: ۲۸۸). بدين طريق خريد جنگ‌افزارها به تشديد وابستگي ايران انجاميد.
+
بر اساس سیاست دو ستونه، ایران صاحب انواع جنگ‌افزارها شد. پرداخت میلیاردها دلار از بابت قیمت اسلحه و حضور ۳۷ هزار مستشار آمریکایی و افراد وابسته با حقوق ۹هزار دلار در ماه (فوران، ۱۳۸۵: ۵۱۲) از عواقب خرید جنگ‌افزارها بود. وابستگی نیروهای نظامی ایران، پیامد دیگر آن بود؛ به‌طوری که یک تیپ نوپدید در ارتش ایجاد شد که کاملاً طرفدار آمریکا بود (فردوست، ۱۳۷۰: ۲۸۸). بدین طریق خرید جنگ‌افزارها به تشدید وابستگی ایران انجامید.<br/>
سلطة اطلاعاتي بيگانگان بر ايران عصر پهلوي نیز تا حدي بود كه در سال ۱۳۵۲، ايران مقر سيا در خاورميانه گرديد (فوران، ۱۳۸۵: ۵۱۱). همين‌طور سازمان موساد، فعال‌ترين سرويس اطلاعاتي در ايران بود ( فردوست،۱۳۷۰: ۵۵۱).
+
سلطة اطلاعاتی بیگانگان بر ایران عصر پهلوی نیز تا حدی بود که در سال ۱۳۵۲، ایران مقر سیا در خاورمیانه گردید (فوران، ۱۳۸۵: ۵۱۱). همین‌طور سازمان موساد، فعال‌ترین سرویس اطلاعاتی در ایران بود ( فردوست،۱۳۷۰: ۵۵۱).<br/>
موضع‌گیری امام خميني در نفي سلطة بيگانگان
+
موضع‌گیری امام خمینی در نفی سلطة بیگانگان
امام خميني در طول مبارزات، يكي از دلايل مبارزه را رفع انواع سلطة بيگانگان بيان
+
امام خمینی در طول مبارزات، یکی از دلایل مبارزه را رفع انواع سلطة بیگانگان بیان
 
|۱۷۸|   
 
|۱۷۸|   
مي‌كرد. در ادامه، لزوم نفي ابعاد گوناگون سلطة بيگانگان از نظر وي را مرور مي‌كنيم.
+
می‌کرد. در ادامه، لزوم نفی ابعاد گوناگون سلطة بیگانگان از نظر وی را مرور می‌کنیم.<br/>
امام خميني از مجموع هيأت حاكمة پهلوي، اعم از شاه، درباريان و نخست‌وزيران، به‌عنوان «ايادي بيگانگان» نام مي‌برد. سلطنت پهلوي از نظر امام خميني از اساس، وابسته به بيگانه بود (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۳: ۵۰۷). ازاين‌رو، تداوم سلطنت پهلوي، تداوم سلطة بيگانگان نيز بود. از اين جهت، ايشان فرار شاه از ايران را طليعة خلع سلطة اجانب دانست (همان، ج۵: ۴۸۴). امام خميني هدف اولية مبارزات را استقلال كشور، قطع ايادي اجانب و سلطة خارجي و بيرون‌راندن استعمارگران از ايران بيان مي‌كرد. (همان، ج۳: ۴۶۸).
+
امام خمینی از مجموع هیأت حاکمة پهلوی، اعم از شاه، درباریان و نخست‌وزیران، به‌عنوان «ایادی بیگانگان» نام می‌برد. سلطنت پهلوی از نظر امام خمینی از اساس، وابسته به بیگانه بود (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۳: ۵۰۷). ازاین‌رو، تداوم سلطنت پهلوی، تداوم سلطة بیگانگان نیز بود. از این جهت، ایشان فرار شاه از ایران را طلیعة خلع سلطة اجانب دانست (همان، ج۵: ۴۸۴). امام خمینی هدف اولیة مبارزات را استقلال کشور، قطع ایادی اجانب و سلطة خارجی و بیرون‌راندن استعمارگران از ایران بیان می‌کرد. (همان، ج۳: ۴۶۸).<br/>
بخش مهمي از مبارزات امام خميني، مبارزه با سلطة فرهنگي غرب بود. سلطنت پهلوي از نظر ايشان، ايران را كاملاً به غرب وابسته ساخته بود. يكي از اين وابستگي‌ها، وابستگي فرهنگي بود (همان، ج۴: ۲۷). وي يكي از علل قيام مردم ايران عليه شاه را وابستگي فرهنگي مي‌دانست (همان: ۵۲۳). ايشان با بهائيت به مبارزه برخاست و در موقعيت‌هاي گوناگون خطر بهائيت را يادآوري كرد. به‌عنوان مثال، حذف شرط اسلام در مورد انتخاب‌كنندگان و انتخاب‌شوندگان را به‌منظور استيلاي غير مسلمانان، به‌ويژه بهائيان بر امور ايران ‌ذكر مي‌كرد (همان، ج۱: ۱۰۴). ايشان خطر نفوذ بهائيت در ادارات گوناگون را گوشزد كرد (همان: ۳۸۹) و حتي استفاده از وجوه شرعيه را براي مبارزه با ترويج بهائيت، در يك مقطع زماني، براي برخي صادر نمود (همان، ج۲: ۲۹۹-۳۰۰). وي نسبت به تغيير تاريخ رسمي، برگزاري جشن‌هاي دو هزار و پانصد ساله و مانند اينها كه بر اساس انديشة ناسيوناليزم باستان بود، واكنش‌هايي مناسب نشان داد.
+
بخش مهمی از مبارزات امام خمینی، مبارزه با سلطة فرهنگی غرب بود. سلطنت پهلوی از نظر ایشان، ایران را کاملاً به غرب وابسته ساخته بود. یکی از این وابستگی‌ها، وابستگی فرهنگی بود (همان، ج۴: ۲۷). وی یکی از علل قیام مردم ایران علیه شاه را وابستگی فرهنگی می‌دانست (همان: ۵۲۳). ایشان با بهائیت به مبارزه برخاست و در موقعیت‌های گوناگون خطر بهائیت را یادآوری کرد. به‌عنوان مثال، حذف شرط اسلام در مورد انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان را به‌منظور استیلای غیر مسلمانان، به‌ویژه بهائیان بر امور ایران ذکر می‌کرد (همان، ج۱: ۱۰۴). ایشان خطر نفوذ بهائیت در ادارات گوناگون را گوشزد کرد (همان: ۳۸۹) و حتی استفاده از وجوه شرعیه را برای مبارزه با ترویج بهائیت، در یک مقطع زمانی، برای برخی صادر نمود (همان، ج۲: ۲۹۹-۳۰۰). وی نسبت به تغییر تاریخ رسمی، برگزاری جشن‌های دو هزار و پانصد ساله و مانند اینها که بر اساس اندیشة ناسیونالیزم باستان بود، واکنش‌هایی مناسب نشان داد.<br/>
امام خميني، بارها از غارت منابع ايران به‌دست بيگانگاني چون آمريكا، انگليس و شوروي ياد كرد (همان، ج۲: ۴۵۱). ايشان با توجه به استثمار اقتصادي ايران از طريق سرمايه‌داران آمريكايي، در پيامي به‌مناسبت شهادت آيةالله سعيدي نوشت: «اينجانب اعلام مي‌كنم هر قراردادي كه با سرمايه‌داران آمريكا و ديگر مستعمرين بسته شود، مخالف خواست ملت و مخالف احكام اسلام است» (همان:۲۷۸).
+
امام خمینی، بارها از غارت منابع ایران به‌دست بیگانگانی چون آمریکا، انگلیس و شوروی یاد کرد (همان، ج۲: ۴۵۱). ایشان با توجه به استثمار اقتصادی ایران از طریق سرمایه‌داران آمریکایی، در پیامی به‌مناسبت شهادت آیةالله سعیدی نوشت: «اینجانب اعلام می‌کنم هر قراردادی که با سرمایه‌داران آمریکا و دیگر مستعمرین بسته شود، مخالف خواست ملت و مخالف احکام اسلام است» (همان:۲۷۸).<br/>
امام خميني تفاوت ايرانِ بعد از انقلاب را با قبل از آن، در آزادي از سلطة اقتصادي بيگانگان و حركت‌نكردن بر اساس برنامة شركت‌‌هاي بين‌المللي بيان كرد (همان، ج۴: ۳۵۹).
+
امام خمینی تفاوت ایرانِ بعد از انقلاب را با قبل از آن، در آزادی از سلطة اقتصادی بیگانگان و حرکت‌نکردن بر اساس برنامة شرکت‌های بین‌المللی بیان کرد (همان، ج۴: ۳۵۹).<br/>
 
|۱۷۹|  
 
|۱۷۹|  
نخستين واكنش جدّي امام خميني در برابر سلطة نظامي نیز بعد از تصويب كاپيتولاسيون بود. ايشان ضمن يك سخنراني مهم، سكوت در برابر اين لايحه را گناه كبيره خواند (همان، ج۱: ۴۲۰) و همزمان پيامي صادر كرد. در آن پيام كه با آية معروف «... لَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» (نساء(۴): ۱۴۱) آغاز شد، لايحة كاپيتولاسيون را اقدامي ننگين و سند استعمار ناميد (همان:۴۱۱-۴۱۲). ايشان از ارتش ايران با عنوان ارتش غير ملي، استعماري، وابسته و امثال اينها ياد مي‌كند. از نظر امام خميني، فرماندة ارتش تحت تسلط مستشاران آمريكايي، كارتر بود، نه شاه (همان، ج۵: ۵۱).
+
نخستین واکنش جدّی امام خمینی در برابر سلطة نظامی نیز بعد از تصویب کاپیتولاسیون بود. ایشان ضمن یک سخنرانی مهم، سکوت در برابر این لایحه را [[گناه]] کبیره خواند (همان، ج۱: ۴۲۰) و همزمان پیامی صادر کرد. در آن پیام که با آیة معروف «... لَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء(۴): ۱۴۱) آغاز شد، لایحة کاپیتولاسیون را اقدامی ننگین و سند استعمار نامید (همان:۴۱۱-۴۱۲). ایشان از ارتش ایران با عنوان ارتش غیر ملی، استعماری، وابسته و امثال اینها یاد می‌کند. از نظر امام خمینی، فرماندة ارتش تحت تسلط مستشاران آمریکایی، کارتر بود، نه شاه (همان، ج۵: ۵۱).<br/>
مبناي سوم: وجوب مبارزه با ظلم
+
مبنای سوم: وجوب مبارزه با ظلم
ظلم‌ستيزي، يكي از مباني فقهي انقلاب اسلامي است. گذشته از حرمت ظلم و معاونت بر آن (انصاري، ۱۳۷۷، ج۱: ۱۶۰-۱۶۲)، مخالفت و مبارزه با ظلم نيز واجب است. وجوب مبارزه با ظلم، يك موضوع فقهي است. با اين حال، به ظلم‌ستيزي از بعد فقهي نگاه نشده است. ازاين‌رو، در اين بخش از مقاله، نخست به ادلة فقهي مبارزه با ظلم پرداخته، سپس نگاه امام به مقولة ظلم‌ستيزي را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
+
ظلم‌ستیزی، یکی از مبانی فقهی انقلاب اسلامی است. گذشته از حرمت ظلم و معاونت بر آن (انصاری، ۱۳۷۷، ج۱: ۱۶۰-۱۶۲)، مخالفت و مبارزه با ظلم نیز واجب است. وجوب مبارزه با ظلم، یک موضوع فقهی است. با این حال، به ظلم‌ستیزی از بعد فقهی نگاه نشده است. ازاین‌رو، در این بخش از مقاله، نخست به ادلة فقهی مبارزه با ظلم پرداخته، سپس نگاه امام به مقولة ظلم‌ستیزی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.<br/>
  
 
== الف- ادلة وجوب مبارزه با ظلم ==
 
== الف- ادلة وجوب مبارزه با ظلم ==
ادلة مختلفي بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت دارد. اين ادله، تحت دو عنوان ادلة عام و خاص دسته‌بندي مي‌شود.
+
ادلة مختلفی بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت دارد. این ادله، تحت دو عنوان ادلة عام و خاص دسته‌بندی می‌شود.<br/>
 
=== ادلة عام ===
 
=== ادلة عام ===
ادلة عام، ادله‌اي است كه عموميت آن بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت مي‌كند. در اينجا به دو دليل اشاره مي‌شود:
+
ادلة عام، ادله‌ای است که عمومیت آن بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت می‌کند. در اینجا به دو دلیل اشاره می‌شود:<br/>
=== ادلة وجوب نهي از منكر ===
+
=== ادلة وجوب نهی از منکر===
بدون شك، ظلم از روشن‌ترين مصاديق منكر است، از سوي ديگر، نهي‌ از منكر داراي مراتب سه‌گانة قلب، زبان و اقدام عملي است. مخالفت با ظلم در هر كدام از اين مراتب، مبارزه با ظلم است؛ به‌ويژه مرحلة اقدام عملي كه به‌صورت قتل و جرح و ضرب،
+
بدون شک، ظلم از روشن‌ترین مصادیق منکر است، از سوی دیگر، [[نهی از منکر]] دارای مراتب سه‌گانة قلب، زبان و اقدام عملی است. مخالفت با ظلم در هر کدام از این مراتب، مبارزه با ظلم است؛ به‌ویژه مرحلة اقدام عملی که به‌صورت قتل و جرح و ضرب،
 
|۱۸۰|   
 
|۱۸۰|   
انجام مي‌گيرد. پس عموميت ادلة وجوب نهي از منكر بر وجوب مبارزه دلالت دارد.
+
انجام می‌گیرد. پس عمومیت ادلة وجوب [[نهی از منکر]] بر وجوب مبارزه دلالت دارد.<br/>
===  ادلة وجوب دفاع ===
+
===  ادلة وجوب [[دفاع]] ===
در صورت تهاجم بر بلاد اسلامي، يا بر انسان و وابستگان او يا اموال او، دفاع واجب است (امام خميني، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۶۱-۴۶۲). هدف از هجوم به كشور اسلامي يا به انسان و وابستگان او يا اموال او، قطعاً ظلم به او و گرفتن جان و مال اوست. در اينجا مشروع‌بودن دفاع براي جلوگيري از اين ظلم است. در نتيجه مي‌توان گفت كه مشروعيت دفاع و وجوب آن، يكي از دلايل وجوب مبارزه با ظلم است.
+
در صورت تهاجم بر بلاد اسلامی، یا بر انسان و وابستگان او یا اموال او، [[دفاع]] واجب است (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۶۱-۴۶۲). هدف از هجوم به کشور اسلامی یا به انسان و وابستگان او یا اموال او، قطعاً ظلم به او و گرفتن جان و مال اوست. در اینجا مشروع‌بودن [[دفاع]] برای جلوگیری از این ظلم است. در نتیجه می‌توان گفت که مشروعیت [[دفاع]] و وجوب آن، یکی از دلایل وجوب مبارزه با ظلم است.<br/>
  
 
==  ادلة خاصه ==
 
==  ادلة خاصه ==
ادلة خاصه از قرآن و روايات نيز بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت دارد. تعداد اين آيات و روايات زياد است. در اينجا به ذكر چند آيه و روايت بسنده مي‌گردد، سپس به سيرة و حكم عقل اشاره مي‌شود:
+
ادلة خاصه از قرآن و روایات نیز بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت دارد. تعداد این آیات و روایات زیاد است. در اینجا به ذکر چند آیه و روایت بسنده می‌گردد، سپس به سیرة و حکم عقل اشاره می‌شود:<br/>
===  آيه ۹ سورة حجرات ===
+
===  آیه ۹ سورة حجرات ===
«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» (حجرات(۴۹): ۹)؛ هرگاه دو گروه‌ از مؤمنين به نزاع و جنگ بپردازند، آنها را آشتي دهيد و اگر يكي از آن دو بر ديگري تجاوز نمايد، با گروه متجاوز، پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد و هر گاه بازگشت، در ميان آن دو به‌عدالت، صلح برقرار سازيد و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت‌پيشگان را دوست دارد.
+
«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَی الْأُخْرَی فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَی أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» (حجرات(۴۹): ۹)؛ هرگاه دو گروه از مؤمنین به نزاع و جنگ بپردازند، آنها را آشتی دهید و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز نماید، با گروه متجاوز، پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد و هر گاه بازگشت، در میان آن دو به‌عدالت، صلح برقرار سازید و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد.<br/>
در اين آيه، «بغي» و «طغيان» يك گروه سبب شده است كه قرآن، مسلمانان را موظف كند تا با گروه سركش مبارزه كنند. پس مي‌توان گفت كه آيه، بيانگر قاعده‌اي عام است و آن اينكه اسلام، جنگ با ظالم را براي جلوگيري از ظلم و ستم، لازم دانسته است (شيرازي، ۱۳۸۵، ج۱۲: ۱۶۸).
+
در این آیه، «بغی» و «طغیان» یک گروه سبب شده است که قرآن، مسلمانان را موظف کند تا با گروه سرکش مبارزه کنند. پس می‌توان گفت که آیه، بیانگر قاعده‌ای عام است و آن اینکه اسلام، جنگ با ظالم را برای جلوگیری از ظلم و ستم، لازم دانسته است (شیرازی، ۱۳۸۵، ج۱۲: ۱۶۸).<br/>
===  آية ۲۵ سورة حديد ===
+
===  آیة ۲۵ سورة حدید ===
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا
+
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا
 
  |۱۸۱|   
 
  |۱۸۱|   
الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ» (حديد(۵۷) :۲۵)؛ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرو فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروي شديد و منافعي براي مردم است.
+
الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ» (حدید(۵۷) :۲۵)؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرو فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است.<br/>
در اين آيه، هدف از ارسال پيامبران، تأمين عدالت ذكر شده است. وسايل فكري براي اقامة عدالت، بينات، كتاب و ميزان است و در صورت عدم كارآيي آنها، آهن و سلاح كه مظهر قوة قهريه است، وسيلة اجراي عدالت پيامبران مي‌باشد (شيرازي، ۱۳۸۵، ج۲۳: ۳۷۶)، به‌عبارت ديگر، آهن در اين آيه، كنايه از جنگ است. پس تحقق عدالت هر چند با مبارزة مسلحانه باشد، واجب است (منتظري، ۱۴۰۹ق، ج۱: ۵۹۸).
+
در این آیه، هدف از ارسال پیامبران، تأمین عدالت ذکر شده است. وسایل فکری برای اقامة عدالت، بینات، کتاب و میزان است و در صورت عدم کارآیی آنها، آهن و سلاح که مظهر قوة قهریه است، وسیلة اجرای عدالت پیامبران می‌باشد (شیرازی، ۱۳۸۵، ج۲۳: ۳۷۶)، به‌عبارت دیگر، آهن در این آیه، کنایه از جنگ است. پس تحقق عدالت هر چند با مبارزة مسلحانه باشد، واجب است (منتظری، ۱۴۰۹ق، ج۱: ۵۹۸).<br/>
=== حديث نبوي ===
+
=== حدیث نبوی ===
«من ادي الزكاة من بدنه في دفع ظلم قاهر عن اخيه او معونته علي مركوب له سقط عليه متاع لايأمن تلفه او الضرر الشديد عليه قيض الله له ملائكة في عرصات القيمة يدفعون عنه نفحات النيران و يجيؤونه بتحيات الجنان و يزفونه الي محل الرحمة و الرضوان» (نوري،۱۴۰۸،ج۱۱: ۱۱۸)؛ كسي كه زكات بدن خود را در راه دفاع از ظلمِ سختي كه به برادر مؤمن او وارد شده است، ادا كند و يا او را بر حيوان او كمك نمايد در حالي كه باري از حيوان افتاده است كه تلف و يا ضرر شديد بر او احتمال مي‌رود، خداوند در قيامت، فرشتگاني را مقرر مي‌كند كه بادهاي آتش را از او دور كنند و بر او سلام مي‌فرستند؛ سلامي كه شايستة بهشتيان است و او را به جايگاه رحمت و رضوان الهي رهنمون مي‌شوند.
+
«من ادی الزکاة من بدنه فی دفع ظلم قاهر عن اخیه او معونته علی مرکوب له سقط علیه متاع لایأمن تلفه او الضرر الشدید علیه قیض الله له ملائکة فی عرصات القیمة یدفعون عنه نفحات النیران و یجیؤونه بتحیات الجنان و یزفونه الی محل الرحمة و الرضوان» (نوری،۱۴۰۸،ج۱۱: ۱۱۸)؛ کسی که [[زکات]] بدن خود را در راه [[دفاع]] از ظلمِ سختی که به برادر مؤمن او وارد شده است، ادا کند و یا او را بر حیوان او کمک نماید در حالی که باری از حیوان افتاده است که تلف و یا ضرر شدید بر او احتمال می‌رود، خداوند در قیامت، فرشتگانی را مقرر می‌کند که بادهای آتش را از او دور کنند و بر او سلام می‌فرستند؛ سلامی که شایستة بهشتیان است و او را به جایگاه رحمت و رضوان الهی رهنمون می‌شوند.<br/>
آنچه مورد استشهاد است، تعبير از«دفع ظلم» به‌عنوان «زكات بدن» است. آنچه از زكات، به ذهن انسان تبادر مي‌كند، وجوب پرداخت آن است. پس دفع ظلم به‌عنوان زكات بدن، امري واجب است.
+
آنچه مورد استشهاد است، تعبیر از«دفع ظلم» به‌عنوان «زکات بدن» است. آنچه از زکات، به ذهن انسان تبادر می‌کند، وجوب پرداخت آن است. پس دفع ظلم به‌عنوان [[زکات]] بدن، امری واجب است.<br/>
===  روايت تحف‌العقول ===
+
===  روایت تحف‌العقول ===
«من قدر علي ان يغيّر الظلم [الظالم] ثم لم يغيّره فهو كفاعله» (حراني،۱۴۰۴ق:۲۳۷)؛ كسي كه بتواند جلوي ستم را بگيرد، ولي جلوگيري نكند، مثل اين است كه خود ستم كرده است.
+
«من قدر علی ان یغیّر الظلم [الظالم] ثم لم یغیّره فهو کفاعله» (حرانی،۱۴۰۴ق:۲۳۷)؛ کسی که بتواند جلوی ستم را بگیرد، ولی جلوگیری نکند، مثل این است که خود ستم کرده است.<br/>
 
|۱۸۲|  
 
|۱۸۲|  
روايت فوق را كه امام حسن عسكري(ع) از حضرت مسيح(ع) نقل مي‌كند، مورد تأييد ايشان نيز مي‌باشد. در اين روايت، كسي كه قادر به دفع ظلم باشد، اما به دفع ظلم اقدام نكند، خود، ظالم به حساب آمده است. پس انسان مؤمن براي اينكه گرفتار گناه ظلم نشود، واجب است كه با آن مبارزه كند. چنانچه مفاد روايت فوق به‌دليل سند و يا دلايل ديگر پذيرفته نشود، حداقل مؤيّدي براي ادلة‌ وجوب مبارزه با ظلم است؛ به‌ويژه اينكه روايت مشابهي از امام حسين(ع) به نقل از پيامبر اسلام(ص) وجود دارد كه اقدام زباني و عملي عليه حاكم جائر را لازم مي‌شمارد.[۱]
+
روایت فوق را که امام حسن عسکری(ع) از حضرت مسیح(ع) نقل می‌کند، مورد تأیید ایشان نیز می‌باشد. در این روایت، کسی که قادر به دفع ظلم باشد، اما به دفع ظلم اقدام نکند، خود، ظالم به حساب آمده است. پس انسان مؤمن برای اینکه گرفتار [[گناه]] ظلم نشود، واجب است که با آن مبارزه کند. چنانچه مفاد روایت فوق به‌دلیل سند و یا دلایل دیگر پذیرفته نشود، حداقل مؤیّدی برای ادلة وجوب مبارزه با ظلم است؛ به‌ویژه اینکه روایت مشابهی از امام حسین(ع) به نقل از پیامبر اسلام(ص) وجود دارد که اقدام زبانی و عملی علیه حاکم جائر را لازم می‌شمارد.[۱]
===  سيره ===
+
===  سیره ===
مشاركت پيامبر اسلام(ص) در پيماني موسوم به «حلف‌الفضول» قبل از بعثت (جعفريان، ۱۳۸۵، ج۱: ۴۸۴)، توزيع عادلانة بيت‌المال و اعزام قضات و واليان به مناطق با فرمانهاي عدالت‌طلبانه از اقداماتي است كه سيرة عملي ايشان را در مبارزه با ظلم نشان مي‌دهد. در سيرة امام علي(ع) نيز مبارزة قاطع با ظلم را مي‌توان ديد كه عزل كارگزاران عثمان (ري‌شهري، ۱۴۲۱ق، ج۶: ۱۱۶) و عزم بر استرداد بيت‌المال غارت‌شده (نهج البلاغه، خطبة۱۵) نمونه‌هايي از آن است. به‌طور كلي از سيرة پيامبر و ائمة اطهار؛ به‌ويژه امام علي و امام حسين(ع) مي‌توان پي‌برد كه اقامة‌ حكومت حق و قطع ريشة فساد و ظلم، بر اساس روح و مذاق شرع اسلام است (منتظري، ۱۴۱۱ق، ج۱: ۶۱۹).
+
مشارکت پیامبر اسلام(ص) در پیمانی موسوم به «حلف‌الفضول» قبل از بعثت (جعفریان، ۱۳۸۵، ج۱: ۴۸۴)، توزیع عادلانة بیت‌المال و اعزام قضات و والیان به مناطق با فرمانهای عدالت‌طلبانه از اقداماتی است که سیرة عملی ایشان را در مبارزه با ظلم نشان می‌دهد. در سیرة امام علی(ع) نیز مبارزة قاطع با ظلم را می‌توان دید که عزل کارگزاران عثمان (ری‌شهری، ۱۴۲۱ق، ج۶: ۱۱۶) و عزم بر استرداد بیت‌المال غارت‌شده (نهج البلاغه، خطبة۱۵) نمونه‌هایی از آن است. به‌طور کلی از سیرة پیامبر و ائمة اطهار؛ به‌ویژه امام علی و امام حسین(ع) می‌توان پی‌برد که اقامة حکومت حق و قطع ریشة فساد و ظلم، بر اساس روح و مذاق شرع اسلام است (منتظری، ۱۴۱۱ق، ج۱: ۶۱۹).<br/>
 
===  عقل ===
 
===  عقل ===
علاوه بر دلالت آيات قرآن، روايات و سيره و عقل نيز به‌طور مستقل بر وجوب مبارزه با ظلم حكم مي‌كند. استفاده از حكم عقل به‌ترتيب مقدمات ذيل است:
+
علاوه بر دلالت آیات قرآن، روایات و سیره و عقل نیز به‌طور مستقل بر وجوب مبارزه با ظلم حکم می‌کند. استفاده از حکم عقل به‌ترتیب مقدمات ذیل است:<br/>
الف- مسلم است كه ظلم قبيح است.
+
الف- مسلم است که ظلم قبیح است.<br/>
ب- قبح ظلم به‌لحاظ آثاري است كه در عالم واقع دارد؛ نه به‌جهت امر ذهني صرف.
+
ب- قبح ظلم به‌لحاظ آثاری است که در عالم واقع دارد؛ نه به‌جهت امر ذهنی صرف.<br/>
ج- ظلم، آثاري دارد كه عقل، آنها را براي آرامش و سعادت انسانها مضر تشخيص مي‌دهد.
+
ج- ظلم، آثاری دارد که عقل، آنها را برای آرامش و سعادت انسانها مضر تشخیص می‌دهد.<br/>
د- در نتيجه به‌خاطر احتراز از عواقب ظلم، عقل به‌وجوب مبارزه با ظلم حكم مي‌كند. استفاده از حكم عقل به لزوم مبارزه با ظلم از ترتيب مقدمات فوق، امري واضح
+
د- در نتیجه به‌خاطر احتراز از عواقب ظلم، عقل به‌وجوب مبارزه با ظلم حکم می‌کند. استفاده از حکم عقل به لزوم مبارزه با ظلم از ترتیب مقدمات فوق، امری واضح
 
|۱۸۳|   
 
|۱۸۳|   
است.
+
است.<br/>
  
== ب- امام خميني و وجوب ظلم‌ستيزي ==
+
== ب- امام خمینی و وجوب ظلم‌ستیزی ==
امام خميني علاوه بر اينكه ظلم و معاونت بر ظلم را حرام مي‌دانست (امام خميني، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۴۲)، نكات ديگري را نيز پيرامون ظلم مطرح كرد كه قبل از ايشان كمتر مورد توجه قرار گرفته بود. اين نكات بديع عبارتند از:
+
امام خمینی علاوه بر اینکه ظلم و معاونت بر ظلم را حرام می‌دانست (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۴۲)، نکات دیگری را نیز پیرامون ظلم مطرح کرد که قبل از ایشان کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. این نکات بدیع عبارتند از:<br/>
===  حرمت ظلم‌پذيري ===
+
===  حرمت ظلم‌پذیری ===
از نظر امام خميني، ظلم و ظلم‌پذيري هر دو از ناحية عدم تزكية نفس است (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۱۸: ۴۱۹). ايشان دربارة حرمت ظلم‌پذيري و انظلام فرموده‌اند: «همان طوري كه ظلم حرام است، انظلام و تن‌دادن به ظلم هم حرام است» (همان، ج۱۵: ۱۱۷).
+
از نظر امام خمینی، ظلم و ظلم‌پذیری هر دو از ناحیة عدم تزکیة نفس است (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۸: ۴۱۹). ایشان دربارة حرمت ظلم‌پذیری و انظلام فرموده‌اند: «همان طوری که ظلم حرام است، انظلام و تن‌دادن به ظلم هم حرام است» (همان، ج۱۵: ۱۱۷).<br/>
=== وجوب ظلم‌ستيزي ===
+
=== وجوب ظلم‌ستیزی ===
از نظر امام، مبارزه با ظلم، يك تكليف قرآني است (همان، ج۲۱: ۲). ايشان براي اثبات وجوب مبارزه با ظلم، به سيرة پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) استناد مي‌كند؛ مانند مبارزة پيامبر(ص) با ظالمين (همان: ۱۵۱)، مبارزة امام علي(ع) با معاويه (همان: ۲) و مبارزة امام حسين(ع) با يزيد (همان، ج۴: ۲۱). از نظر ايشان هر چند برخي از ائمة اطهار، مبارزة علني نداشتند، امّا مبارزات زيرزميني داشته‌اند و همين مسأله، باعث تبعيد، حبس و شهادت ايشان گرديد (همان).
+
از نظر امام، مبارزه با ظلم، یک تکلیف قرآنی است (همان، ج۲۱: ۲). ایشان برای اثبات وجوب مبارزه با ظلم، به سیرة پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) استناد می‌کند؛ مانند مبارزة پیامبر(ص) با ظالمین (همان: ۱۵۱)، مبارزة امام علی(ع) با معاویه (همان: ۲) و مبارزة امام حسین(ع) با یزید (همان، ج۴: ۲۱). از نظر ایشان هر چند برخی از ائمة اطهار، مبارزة علنی نداشتند، امّا مبارزات زیرزمینی داشته‌اند و همین مسأله، باعث تبعید، حبس و شهادت ایشان گردید (همان).<br/>
===  تاريخي‌ساختن مبارزه ===
+
===  تاریخی‌ساختن مبارزه ===
امام خميني، مبارزه با ظلم را منحصر در قرن حاضر نمي‌دانست، بلكه سابقة آن را به عمق تاريخ اسلام برد و به‌ويژه آن را با انديشة سياسي شيعه پيوند داد و به همين جهت از مبارزات تاريخي تشيع ياد مي‌كرد و ظلم‌ستيزي را از مباني خاص تشيع مي‌دانست (همان، ج۱۴: ۸۱).
+
امام خمینی، مبارزه با ظلم را منحصر در قرن حاضر نمی‌دانست، بلکه سابقة آن را به عمق تاریخ اسلام برد و به‌ویژه آن را با اندیشة سیاسی شیعه پیوند داد و به همین جهت از مبارزات تاریخی تشیع یاد می‌کرد و ظلم‌ستیزی را از مبانی خاص تشیع می‌دانست (همان، ج۱۴: ۸۱).<br/>
===  معيارقراردادن عدالت ===
+
===  معیارقراردادن عدالت ===
 
|۱۸۴|
 
|۱۸۴|
امام خميني، عدل و ظلم را به‌عنوان ملاك و معياري براي جوامع انساني و رفتارهاي اجتماعي و سياسي آنها، مطرح ساخت. ايشان ضمن رد معادله‌هاي جهاني و معيارهاي اجتماعي و سياسي آن مي‌فرمود: «از نظر ما عدل، ملاك دفاع و ظلم، ملاك حمله است» (همان، ج۱۱: ۱۶۰). از نظر ايشان، ملاك‌بودن عدل و ظلم برخاسته از متن اسلام است؛ چنانچه فرمودند: «ملت اسلام، پيرو مكتبي است كه برنامة آن مكتب، خلاصه مي‌شود در دو كلمه: لا تظلمون و لا تظلمون» (همان، ج۱۴: ۸۱).
+
امام خمینی، عدل و ظلم را به‌عنوان ملاک و معیاری برای جوامع انسانی و رفتارهای اجتماعی و سیاسی آنها، مطرح ساخت. ایشان ضمن رد معادله‌های جهانی و معیارهای اجتماعی و سیاسی آن می‌فرمود: «از نظر ما عدل، ملاک [[دفاع]] و ظلم، ملاک حمله است» (همان، ج۱۱: ۱۶۰). از نظر ایشان، ملاک‌بودن عدل و ظلم برخاسته از متن اسلام است؛ چنانچه فرمودند: «ملت اسلام، پیرو مکتبی است که برنامة آن مکتب، خلاصه می‌شود در دو کلمه: لا تظلمون و لا تظلمون» (همان، ج۱۴: ۸۱).<br/>
عبارت «لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ»، بخشي از آية ۲۷۹ سورة بقره است. اين فراز از آيه، مفيد علت و يا حكمت حرمت ربا است. استدلال مكرر ايشان به «ظلم»‌بودن ربا در رباي قرضي و معاوضي نشان مي‌دهد كه ظلم را ملاك مي‌داند (امام خميني، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۵۴۲ و۵۵۳).
+
عبارت «لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ»، بخشی از آیة ۲۷۹ سورة بقره است. این فراز از آیه، مفید علت و یا حکمت حرمت ربا است. استدلال مکرر ایشان به «ظلم»بودن ربا در ربای قرضی و معاوضی نشان می‌دهد که ظلم را ملاک می‌داند (امام خمینی، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۵۴۲ و۵۵۳).<br/>
با تبييني كه از مقولة ظلم و ظلم‌ستيزي در انديشة امام خميني صورت گرفت، معلوم گرديد كه ايشان با نگاه فقهي و ديني به مسأله توجه نموده است. وي حرمت ظلم و ظلم‌پذيري و وجوب مبارزه با ظلم را دقيقاً از كتاب و سنت و تاريخ اسلام استنباط كرده است. اين استنباط، وي را به لزوم مبارزه با حكومت پهلوي كه ابعاد مختلف ظلم را در خود داشت، كشاند .
+
با تبیینی که از مقولة ظلم و ظلم‌ستیزی در اندیشة امام خمینی صورت گرفت، معلوم گردید که ایشان با نگاه فقهی و دینی به مسأله توجه نموده است. وی حرمت ظلم و ظلم‌پذیری و وجوب مبارزه با ظلم را دقیقاً از کتاب و سنت و تاریخ اسلام استنباط کرده است. این استنباط، وی را به لزوم مبارزه با حکومت پهلوی که ابعاد مختلف ظلم را در خود داشت، کشاند .<br/>
  
== د- ظلم‌ستیزی امام خميني ==
+
== د- ظلم‌ستیزی امام خمینی ==
امام قبل از تبعيد، از مبارزات خود به‌عنوان مبارزه بر ضد ظلم نام مي‌بُرد (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۱: ۹۳ و ۹۸) و بعد از تبعيد، به نفي ابعاد مختلف ظلم و ستم در عصر پهلوي توجه داشت.
+
امام قبل از تبعید، از مبارزات خود به‌عنوان مبارزه بر ضد ظلم نام می‌بُرد (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۹۳ و ۹۸) و بعد از تبعید، به نفی ابعاد مختلف ظلم و ستم در عصر پهلوی توجه داشت.<br/>
مهم‌ترين ظلم سياسي كه امام خميني با آن به مبارزه برخاست، اصل سلطنت بود. ايشان سلطنت را يك امر خلاف عقل (همان، ج۵: ۵۰۸) و خلاف اسلام مي‌دانست (امام خميني، ۱۳۷۷: ۷). از نظر وي سلطنت پهلوي يك سلطنت تحميلي بود (امام خميني، ۱۳۷۸، ج۱۶: ۶)؛ به‌گونه‌اي كه هم در زمان پهلوي پدر و هم در زمان پهلوي پسر، كاملاً اختناق و سركوب در ايران حاكم بوده است (همان: ۱۶). از‌اين‌رو، از طبقات مختلف مردم خواست كه براي سقوط سلطنت قيام كنند (همان، ج۵: ۹۳). امام خميني ظلم‌هاي اجتماعي و فرهنگي عصر پهلوي، همچون آدم‌كشي‌ها، حبس و
+
مهم‌ترین ظلم سیاسی که امام خمینی با آن به مبارزه برخاست، اصل سلطنت بود. ایشان سلطنت را یک امر خلاف عقل (همان، ج۵: ۵۰۸) و خلاف اسلام می‌دانست (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۷). از نظر وی سلطنت پهلوی یک سلطنت تحمیلی بود (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۶: ۶)؛ به‌گونه‌ای که هم در زمان پهلوی پدر و هم در زمان پهلوی پسر، کاملاً اختناق و سرکوب در ایران حاکم بوده است (همان: ۱۶). ازاین‌رو، از طبقات مختلف مردم خواست که برای سقوط سلطنت قیام کنند (همان، ج۵: ۹۳). امام خمینی ظلم‌های اجتماعی و فرهنگی عصر پهلوی، همچون آدم‌کشی‌ها، حبس و
 
|۱۸۵|   
 
|۱۸۵|   
شكنجه، تحميل فرهنگ غرب و سلطة بيگانگان را يادآوري مي‌كرد. در اين ميان، به ظلم‌هاي فرهنگي توجه خاص داشت و خواستار ازبين‌بردن آن بود (همان، ج۲: ۳۴۸).
+
شکنجه، تحمیل فرهنگ غرب و سلطة بیگانگان را یادآوری می‌کرد. در این میان، به ظلم‌های فرهنگی توجه خاص داشت و خواستار ازبین‌بردن آن بود (همان، ج۲: ۳۴۸).<br/>
حضرت امام، در طول مبارزات از ظلم‌هاي اقتصادي گوناگوني مانند فقر و تبعيض كه بر ملت ايران وارد شده بود، نام مي‌برد. ايشان از هدردادن بيت‌المال در جشن تولدها، جشن تاجگذاري و جشن دوهزار و پانصد ساله انتقاد مي‌كرد. غارت نفت توسط شركت‌هاي بين‌المللي نيز مورد توجه امام قرار داشت. ايشان وظيفة همگان را نسبت به اين موضوع چنين بيان كرد: «امروز چطور مي‌توانيم ساكت بنشينيم و ببينيم عده‌اي حرامخوار و عامل بيگانه، دسترنج صدها ميليون مسلمان را تصاحب كرده‌اند و نمي‌گذارند از حداقل نعمت استفاده كنند. وظيفة‌ علماي اسلام و همة مسلمانان است كه به اين وضع ظالمانه خاتمه بدهند و در اين راه كه سعادت صدها ميليون مسلمان است، حكومت‌هاي ظالمانه را سرنگون كنند و حكومت اسلامي تشكيل دهند» (امام خميني، ۱۳۷۷: ۲۹).
+
حضرت امام، در طول مبارزات از ظلم‌های اقتصادی گوناگونی مانند فقر و تبعیض که بر ملت ایران وارد شده بود، نام می‌برد. ایشان از هدردادن بیت‌المال در جشن تولدها، جشن تاجگذاری و جشن دوهزار و پانصد ساله انتقاد می‌کرد. غارت نفت توسط شرکت‌های بین‌المللی نیز مورد توجه امام قرار داشت. ایشان وظیفة همگان را نسبت به این موضوع چنین بیان کرد: «امروز چطور می‌توانیم ساکت بنشینیم و ببینیم عده‌ای حرامخوار و عامل بیگانه، دسترنج صدها میلیون مسلمان را تصاحب کرده‌اند و نمی‌گذارند از حداقل نعمت استفاده کنند. وظیفة علمای اسلام و همة مسلمانان است که به این وضع ظالمانه خاتمه بدهند و در این راه که سعادت صدها میلیون مسلمان است، حکومت‌های ظالمانه را سرنگون کنند و حکومت اسلامی تشکیل دهند» (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۲۹).<br/>
  
== جمع‌بندي ==
+
== جمع‌بندی ==
انقلاب اسلامي به‌لحاظ خاستگاه فكري مبتني بر انديشة سیاسی شيعه که در آن حكومت‌هایي كه اذن الهي ندارند نامشروع است، داراي مباني مختلف فقهي است. از جملة این مبانی، امر به معروف و نهي از منكر است که امام خميني بر اساس فقه اهل‌بيت، نوآوري‌ها و نكات تازه‌اي را در باب امر به معروف و نهي از منكر ارائه داد. بر اساس اين نوآوري‌ها، مقابله با منكرات رژيم پهلوي را واجب شمرد.
+
انقلاب اسلامی به‌لحاظ خاستگاه فکری مبتنی بر اندیشة سیاسی شیعه که در آن حکومت‌هایی که اذن الهی ندارند نامشروع است، دارای مبانی مختلف فقهی است. از جملة این مبانی، [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است که امام خمینی بر اساس فقه اهل‌بیت، نوآوری‌ها و نکات تازه‌ای را در باب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] ارائه داد. بر اساس این نوآوری‌ها، مقابله با منکرات رژیم پهلوی را واجب شمرد.<br/>
وجوب نفي سلطة بيگانگان، مبناي ديگري از مباني فقهي انقلاب اسلامي است. رژيم پهلوي، ايران را در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي به بيگانگان وابسته ساخته بود. امام خميني با مشاهدة عمق وابستگي، مقابله با منشأ تمامي وابستگي‌ها؛ يعني سلطنت پهلوي را لازم شمرد.
+
وجوب نفی سلطة بیگانگان، مبنای دیگری از مبانی فقهی انقلاب اسلامی است. رژیم پهلوی، ایران را در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی به بیگانگان وابسته ساخته بود. امام خمینی با مشاهدة عمق وابستگی، مقابله با منشأ تمامی وابستگی‌ها؛ یعنی سلطنت پهلوی را لازم شمرد.<br/>
همچنين وجوب ظلم‌ستيزي، مبنايي ديگر از مباني فقهي انقلاب اسلامي در انديشة امام خميني است. ايشان ضمن تحريم ظلم، ظلم‌پذيري يا انظلام را نيز حرام دانست و بر همين مبنا، مبارزه با ظلم‌هاي رژيم پهلوي را واجب شمرد؛ رژيمي كه ظلم‌هاي فاحش آن تمام حيطه‌هاي زندگي مردم ايران را فراگرفته بود. در نهايت مقابله با اصل
+
همچنین وجوب ظلم‌ستیزی، مبنایی دیگر از مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی است. ایشان ضمن تحریم ظلم، ظلم‌پذیری یا انظلام را نیز حرام دانست و بر همین مبنا، مبارزه با ظلم‌های رژیم پهلوی را واجب شمرد؛ رژیمی که ظلم‌های فاحش آن تمام حیطه‌های زندگی مردم ایران را فراگرفته بود. در نهایت مقابله با اصل
 
|۱۸۶|   
 
|۱۸۶|   
سلطنت را به‌عنوان ريشة تمامي ظلم‌ها لازم شمرد و به‌كمك مردم موفق گرديد نظام شاهنشاهي را سرنگون نموده و حكومت اسلامي تأسيس كند که در نظام فکری امام خمینی جزء جدایی‌ناپذیر دین و دیانت اسلامی به‌حساب می‌آید.  
+
سلطنت را به‌عنوان ریشة تمامی ظلم‌ها لازم شمرد و به‌کمک مردم موفق گردید نظام شاهنشاهی را سرنگون نموده و حکومت اسلامی تأسیس کند که در نظام فکری امام خمینی جزء جدایی‌ناپذیر دین و دیانت اسلامی به‌حساب می‌آید. <br/>
  
== يادداشت ==
+
== یادداشت ==
۱. ايها الناس ان رسول الله(ص) قال: «من رأي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناكثاً لعهد الله مخالفاً لسنة رسول الله يعمل في عباد الله بالاثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل و لاقول كان حقاً علي الله ان يدخله مدخله» (صحيفة الحسين(ع): ۲۷۴).
+
۱. ایها الناس ان رسول الله(ص) قال: «من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاً لعهد الله مخالفاً لسنة رسول الله یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لاقول کان حقاً علی الله ان یدخله مدخله» (صحیفة الحسین(ع): ۲۷۴).<br/>
  
 
== منابع و مآخذ ==
 
== منابع و مآخذ ==
۱. قرآن كريم.
+
۱. قرآن کریم.<br/>
۲. نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتي،قم، انتشارات اميرالمؤمنين، چ۲، ۱۳۸۶.
+
۲. نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتی،قم، انتشارات امیرالمؤمنین، چ۲، ۱۳۸۶.<br/>
۳. آبراهاميان، يرواند، ايران بين دو انقلاب، ترجمة احمد گل‌محمدي و محمدابراهيم فتاحي، تهران، نشر ني، چ۵، ۱۳۷۹.
+
۳. آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمة احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، چ۵، ۱۳۷۹.<br/>
۴. ابن منظور، محمد، لسان العرب، بيروت، دار احياء التراث العربي چ۱، ۱۴۰۸ق.
+
۴. ابن منظور، محمد، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی چ۱، ۱۴۰۸ق.<br/>
۵. ازغندي، عليرضا، تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران، تهران، سمت، چ۱، ۱۳۸۲.
+
۵. ازغندی، علیرضا، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، تهران، سمت، چ۱، ۱۳۸۲.<br/>
۶. القيومي، جواد، صحيفة الحسين(ع)، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، چ۱، ۱۳۷۴.
+
۶. القیومی، جواد، صحیفة الحسین(ع)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چ۱، ۱۳۷۴.<br/>
۷. امام خميني، سيدروح‌الله، ولايت فقيه، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، چ۷، ۱۳۷۷.
+
۷. امام خمینی، سیدروح‌الله، ولایت فقیه، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۷، ۱۳۷۷.<br/>
۸. تحريرالوسيله، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، چ۱، ۱۳۸۴.
+
۸. تحریرالوسیله، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۸۴.<br/>
۹. البيع، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، چ۱، ۱۴۲۱ق.
+
۹. البیع، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۴۲۱ق.<br/>
۱۰. ‌صحيفه امام، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، چ۱، ۱۳۷۸.
+
۱۰. صحیفه امام، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۸.<br/>
۱۱. المكاسب المحرمه، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، چ۱، ۱۳۷۴.
+
۱۱. المکاسب المحرمه، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۴.<br/>
۱۲. الرسائل العشره، قم، اسماعيليان، ۱۳۸۵ق.
+
۱۲. الرسائل العشره، قم، اسماعیلیان، ۱۳۸۵ق.<br/>
۱۳. انصاري، مرتضي، كتاب المكاسب، قم، انتشارات دهاقاني، چ۱، ۱۳۷۳.
+
۱۳. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، انتشارات دهاقانی، چ۱، ۱۳۷۳.<br/>
۱۴. انوري، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۱.
+
۱۴. انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۱.<br/>
۱۵. بيل، جيمز. ا، شير و عقاب، ترجمة فروزنده برليان، تهران، فاخته، چ۱، ۱۳۷۱.
+
۱۵. بیل، جیمز. ا، شیر و عقاب، ترجمة فروزنده برلیان، تهران، فاخته، چ۱، ۱۳۷۱.<br/>
۱۶. جعفريان، رسول، سيرة رسول خدا، قم، دليل ما، چ۴، ۱۳۸۵.
+
۱۶. جعفریان، رسول، سیرة رسول خدا، قم، دلیل ما، چ۴، ۱۳۸۵.<br/>
 
|۱۸۷|  
 
|۱۸۷|  
۱۷. حراني، حسن بن علي، تحف العقول عن آل الرسول، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، چ۲، ۱۴۰۴ق.
+
۱۷. حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چ۲، ۱۴۰۴ق.<br/>
۱۸. ديبا، فريده، دخترم فرح، ترجمة الهه رئيس‌فيروز، تهران، به‌آفرين، چ۲، ۱۳۸۰.
+
۱۸. دیبا، فریده، دخترم فرح، ترجمة الهه رئیس‌فیروز، تهران، به‌آفرین، چ۲، ۱۳۸۰.<br/>
۱۹. رستمي، فرهاد، پهلوي‌ها، تهران، مؤسسة مطالعات تاريخ معاصر، چ۳، ۱۳۸۴.
+
۱۹. رستمی، فرهاد، پهلوی‌ها، تهران، مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر، چ۳، ۱۳۸۴.<br/>
۲۰. روحاني، سيدحميد، بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني، بي‌جا، چ۲، ۱۳۶۰.
+
۲۰. روحانی، سیدحمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، بی‌جا، چ۲، ۱۳۶۰.<br/>
۲۱. ري‌شهري، محمد، موسوعة الامام علي بن ابي طالب، قم، دارالحديث، چ۱، ۱۴۲۱ق.
+
۲۱. ری‌شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، قم، دارالحدیث، چ۱، ۱۴۲۱ق.<br/>
۲۲. زارع، رضا، ارتباط ناشناخته، تهران، مؤسسة مطالعات تاريخ معاصر، چ۱، ۱۳۸۴.
+
۲۲. زارع، رضا، ارتباط ناشناخته، تهران، مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر، چ۱، ۱۳۸۴.<br/>
۲۳. زونيس، ماروين، شكست شاهانه، ترجمة عباس مخبر، تهران، طرح نو، چ۲، ۱۳۷۰.
+
۲۳. زونیس، ماروین، شکست شاهانه، ترجمة عباس مخبر، تهران، طرح نو، چ۲، ۱۳۷۰.<br/>
۲۴. صديقي، وحيدالزمان، انقلاب اسلامي از نگاه ديگران، ترجمة سيدمجيد رويين‌تن، تهران، اطلاعات، چ۱، ۱۳۷۸.
+
۲۴. صدیقی، وحیدالزمان، انقلاب اسلامی از نگاه دیگران، ترجمة سیدمجید رویین‌تن، تهران، اطلاعات، چ۱، ۱۳۷۸.<br/>
۲۵. صميمي، مينو، پشت پردة تخت طاووس، ترجمة حسين ابوترابيان، تهران، مؤسسة اطلاعات، چ۹، ۱۳۷۴.
+
۲۵. صمیمی، مینو، پشت پردة تخت طاووس، ترجمة حسین ابوترابیان، تهران، مؤسسة اطلاعات، چ۹، ۱۳۷۴.<br/>
۲۶. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القران، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۱ق.
+
۲۶. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۱ق.<br/>
۲۷. عاليخاني، علينقي، خاطرات دكتر علينقي عاليخاني، تهران، نشر آبي، چ۱، ۱۳۸۱.
+
۲۷. عالیخانی، علینقی، خاطرات دکتر علینقی عالیخانی، تهران، نشر آبی، چ۱، ۱۳۸۱.<br/>
۲۸. علامه حلي، السرائر، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، چ۲، ۱۴۱۲ق.
+
۲۸. علامه حلی، السرائر، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چ۲، ۱۴۱۲ق.<br/>
۲۹. غني، سيروس، برآمدن رضاخان و نقش انگليس‌ها، ترجمة حسن كامشاد، تهران، نيلوفر، چ۳، ۱۳۸۵.
+
۲۹. غنی، سیروس، برآمدن رضاخان و نقش انگلیس‌ها، ترجمة حسن کامشاد، تهران، نیلوفر، چ۳، ۱۳۸۵.<br/>
۳۰. فردوست،‌ حسين، ‌ظهور و سقوط سلطنت پهلوي،‌ تهران،‌ اطلاعات، ‌چ۳،‌۱۳۷۰.
+
۳۰. فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، اطلاعات، چ۳٬۱۳۷۰.<br/>
۳۱. فوران، جان، تاريخ تحولات اجتماعي ايران، ترجمة احمد تدين، تهران، مؤسسة خدمات فرهنگي رسا، چ۲، ۱۳۷۸.
+
۳۱. فوران، جان، تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمة احمد تدین، تهران، مؤسسة خدمات فرهنگی رسا، چ۲، ۱۳۷۸.<br/>
۳۲. فوزي، يحيي، انديشة سياسي امام خميني، قم، معارف، چ۱، ۱۳۸۴.
+
۳۲. فوزی، یحیی، اندیشة سیاسی امام خمینی، قم، معارف، چ۱، ۱۳۸۴.<br/>
۳۳. كليني، محمد بن يعقوب، اصول الكافي، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۱ق.
+
۳۳. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۱ق.<br/>
۳۴. محمدي، منوچهر، انقلاب اسلامي، زمينه‌ها و پيامدها، قم، معارف، چ۱، ۱۳۸۰.
+
۳۴. محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی، زمینه‌ها و پیامدها، قم، معارف، چ۱، ۱۳۸۰.<br/>
۳۵. مكارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چ۳۲، ۱۳۸۵.
+
۳۵. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ۳۲، ۱۳۸۵.<br/>
۳۶. منتظري، حسينعلي، دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية، قم، المركز العالمي للدراسات الاسلامية، چ۲، ۱۴۰۹ق.
+
۳۶. منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، قم، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، چ۲، ۱۴۰۹ق.<br/>
۳۷. مهدوي، عبدالرضا هوشنگ، تاريخ روابط خارجي ايران، بي‌جا، بي‌نا، ۱۳۶۸.
+
۳۷. مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۶۸.<br/>
۳۸. مهران، ج.ا، اسناد فراماسونري در ايران، تهران، مؤسسة مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، چ۱، ۱۳۸۰.
+
۳۸. مهران، ج.ا، اسناد فراماسونری در ایران، تهران، مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، چ۱، ۱۳۸۰.<br/>
۳۹. نجاتي، غلامرضا، تاريخ بيست و پنج سالة ايران، تهران، مؤسسة خدمات فرهنگي رسا، چ۶، ۱۳۷۵.
+
۳۹. نجاتی، غلامرضا، تاریخ بیست و پنج سالة ایران، تهران، مؤسسة خدمات فرهنگی رسا، چ۶، ۱۳۷۵.<br/>
 
|۱۸۸|  
 
|۱۸۸|  
۴۰. نجفي، محمدحسن، جواهر الكلام، بيروت، دار احياء التراث العربي، چ۷، ۱۹۸۱م.
+
۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ۷، ۱۹۸۱م.<br/>
۴۱. نقوي حسيني، سيدحسين، انقلاب اسلامي در تئوري و عمل، قم، انتشارات علمي - فرهنگي صاحب الزمان، چ۱، ۱۳۸۰.
+
۴۱. نقوی حسینی، سیدحسین، انقلاب اسلامی در تئوری و عمل، قم، انتشارات علمی - فرهنگی صاحب الزمان، چ۱، ۱۳۸۰.<br/>
۴۲. نوري، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل، دار احياء التراث العربي، چ۱، ۱۴۰۸ق.
+
۴۲. نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، دار احیاء التراث العربی، چ۱، ۱۴۰۸ق.<br/>
۴۳. ورعي، سيدجواد، حقوق و وظايف شهروندان و دولتمردان، قم، دبيرخانة مجلس خبرگان، چ۱، ۱۳۸۱.
+
۴۳. ورعی، سیدجواد، حقوق و وظایف شهروندان و دولتمردان، قم، دبیرخانة مجلس خبرگان، چ۱، ۱۳۸۱.<br/>
۴۴. هويدا، فريدون، سقوط شاه تهران، انتشارات اطلاعات، چ۲، ۱۳۶۵.
+
۴۴. هویدا، فریدون، سقوط شاه تهران، انتشارات اطلاعات، چ۲، ۱۳۶۵.<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==

نسخهٔ ‏۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۵

مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی(ره)

نویسنده: سیدجواد ورعی - علی‌اکبر ناصری
کلید واژه‌ها:انقلاب اسلامی، امام خمینی، مبانی فقهی، اندیشة سیاسی، امر به معروف و نهی ازمنکر، نفی سبیل، مبارزه با ظلم

محتویات

چکیده

بر اساس اسناد و شواهد تاریخی، رژیم طاغوت منکرات گوناگونی را در سطح کلان و در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مرتکب گردید. این رژیم در سیاست‌های داخلی و خارجی خود، تحت تأثیر قدرتهای خارجی به ویژه ایالات متحده آمریکا قرار داشت؛ به گونه‌ای که حکومت شاه به یک حکومت وابسته و تحت سلطه تبدیل شده بود. همچنین این حکومت، ظلم‌های گوناگونی را بر ملت ایران در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تحمیل کرد. در چنین شرایطی امام خمینی۱ مبارزه با اصل سلطنت را بر حسب مبانی دینی در بستر فقه اسلامی واجب می‌شمرد که بر اساس آن موفق شد رژیم پهلوی را سرنگون نموده و حکومت اسلامی را تأسیس نماید. مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة ایشان، امر به معروف و نهی ازمنکر، وجوب نفی سلطه اجانب و وجوب مبارزه با ظلم و اعتقاد به انفکاک‌ناپذیری دین از حکومت است.
________________________________________ [*] عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
[**] سطح سه حوزه علمیه.
|۱۵۶|

مقدمه

در مورد انقلاب اسلامی ایران مطالعات گوناگون و گسترده‌ای صورت گرفته که تبین ماهیت دینی این انقلاب، بخشی از این مطالعات است؛ هر چند این مطالعات با توجه به اهمیت آنها کافی به‌نظر نمی‌رسد. در تبیین ماهیت دینی انقلاب اسلامی و برای جلوگیری از تحریف مبانی آن، نیازمند مطالعة انقلاب اسلامی از منظر بنیان‌گذار آن، حضرت امام خمینی(ره) هستیم. نوشتة حاضر با توجه به این ضرورت، به سامان رسیده و مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی، موضوع این مقاله است؛ چرا که مطالعة آثار علمی و عمومی امام نشان می‌دهد. ایشان از بعد فقهی به انقلاب نگاه کرده و آن را به‌عنوان یک تکلیف، تلقی نموده است. اما قبل از ورود به بحث، بررسی چند نکتة مقدماتی ضروری است:

مفهوم مبانی فقهی انقلاب اسلامی

مبنا به شالوده و پایة یک چیز گفته می‌شود ( انوری،۱۳۸۱،ج۷: ۶۵۹). منظور از عنوان «مبانی فقهی» در این تحقیق، اصول مسلّم فقهی است که انقلاب اسلامی بر اساس آن اصول پایه‌گذاری شده است. به عبارت دیگر، تکالیف کلّی و قطعی‌ای که انقلاب اسلامی، مصداقی از مصادیق آن تکالیف است، مبانی فقهی انقلاب را تشکیل می‌دهد.
مراد از انقلاب در این تحقیق، مفهوم سیاسی و اجتماعی آن است. بر اساس این مفهوم، انقلاب به یک تحول خشونت‌بار مردمی اطلاق می‌شود که هدف آن، تغییرات سریع و اساسی در ارزشها و باورهای مسلط و ساختارهای اجتماعی و سیاسی یک جامعه است (محمدی،۱۳۸۰: ۳۲).
در جایی، انقلاب اسلامی چنین تعریف شده است:
«انقلاب اسلامی به پدیده‌ای گفته می‌شود که به‌صورت خشونت‌بار، همراه با مشارکت مردم تحقق پذیرد و منجر به تغییر و تحول بنیادی مبتنی بر مکتب اسلام در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه گردد» (نقوی،۱۳۸۰: ۲۰).
در تعریف فوق، عنصر «خشونت‌بار» گنجانده شده که در این‌باره باید گفت: هر چند، استفاده از خشونت در انقلابها، چه از طرف گروه حاکم و چه از طرف انقلابیون، امری رایج است، اما در انقلاب اسلامی ایران به دلیل مبتنی‌بودن بر اندیشة اسلامی و |۱۵۷| رعایت سلسله‌مراتب امر به معروف و نهی از منکر، شاهد کمترین خشونت‌ها از طرف انقلابیون بوده‌ایم.
انقلاب اسلامی، فارغ از جهات زمان و مکان، ویژگی‌هایی دارد؛ اگر انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان نمونة عینی یک انقلاب اسلامی ملاحظه شود، تفاوت آن با سایر انقلابها، در ایدئولوژی، رهبری، اهداف و نظایر اینها آشکار می‌گردد.

رابطة دین با سیاست و انقلاب در اندیشة امام خمینی

پیوند دین و سیاست از نظر امام خمینی، پیوندی عمیق و در کلیات و جزئیات است؛ چنانکه ایشان می‌نویسد:
«اسلام، دین سیاست است؛ به تمام شؤونی که سیاست دارد. این مسأله برای هر کسی که کمترین تدبّر در احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نماید آشکار می‌گردد. هر کسی را که گمان بر این است که دین از سیاست جداست، نه دین را شناخته و نه اسلام را» (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۲۲۱).
ادلة مختلفی بر پیوند دین و سیاست اقامه شده است. از نظر امام خمینی این ادله عبارتند از: جامعیت دین (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲۱: ۴۰۳)، نقش حکومت در حراست از دین (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۴۱)، ماهیت قوانین اسلام ( همان:۳۰)، مسائل اقتصادی اسلام (همان:۳۱) و سیرة پیامبر اسلام (همان:۲۶ ).
بنابراین، انقلاب که یکی از مسائل مهم سیاست است، از نظر ایشان پیوندی عمیق با دین دارد و دارای مبانی مختلف دینی، به‌ویژه مبانی فقهی است.

انواع حکومت در اندیشة امام خمینی

حکومت از جهات مختلف به انواع گوناگونی قابل تقسیم است. آنچه در این پژوهش در پی آن هستیم، تعیین حکومت مطلوب و آرمانی امام خمینی است. برای درک این واقعیت، با توجه به آثار ایشان، حکومت را به دو نوع مطلوب و نامطلوب تقسیم نموده و به تبیین نظر ایشان در این مورد می‌پردازیم:

الف- حکومت مطلوب

حکومت مطلوب از نظر امام خمینی، حکومت پیامبر(ص) و ائمه(ع) و سپس حکومت |۱۵۸| فقیه است.
۱- حکومت پیامبر و ائمه: نخستین حکومت مطلوب از نظر امام خمینی، حکومت پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) است. ایشان در توجیه حرمت پذیرش ولایت جائر می‌نویسد: «چون سلطنت از ناحیة خداوند برای رسول‌الله واگذار شده است و بعد از ایشان به تعیین خداوند و یا امر خداوند و تعیین رسول‌الله(ص) به امیرالمؤمنین(ع) و ائمه(ع) بعد از ایشان واگذار شده است» (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۵۹).
در واقع ایشان حکومت جور را از آن جهت نامشروع و همکاری با آن را حرام می‌داند که اذن الهی ندارد.
۲- حکومت فقیه: از نظر امام خمینی، حاکم اسلامی باید واجد دو صفت عدالت و فقاهت باشد. این نوع حکومت در عصر غیبت، فقط حکومت فقیه است: «امر ولایت (در عصر غیبت) به فقیه عادل راجع است و او کسی است که صلاحیت حکومت بر مسلمین را دارد؛ زیرا واجب است که والی، متصف به فقه و عدالت باشد» (امام خمینی،۱۴۲۱ق، ج۲: ۶۲۴).
حکومت مطلوب در اندیشة امام خمینی ویژگی‌هایی دارد؛ مانند حاکمیت قانون الهی (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۳۴)، عدالت‌محوری (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۳: ۵۰۹)، مردم‌مداری (همان، ج۵: ۱۸۱) و اعتبار شرایط خاص؛ مانند عدالت و فقاهت و کفایت (سیاسی) در حاکم اسلامی (امام خمینی، ۱۴۲۱،ج۲: ۶۲۳). این ویژگی‌ها حکومت مطلوب را از حکومت نامطلوب از منظر امام، متمایز می‌سازد.

ب- حکومت نامطلوب

با ملاحظة ویژگی‌های حکومت مطلوب از نظر امام خمینی و نیز اظهار نظر ایشان راجع به برخی حکومت‌ها، به‌طور قطع می‌توان گفت که تمامی حکومت‌هایی که معیارهای مورد نظر اسلام را ندارند، از نظر ایشان نامطلوب هستند. انواع حکومت‌های رایج، به‌علت فقدان رهبری الهی و قوانین الهی، اساساً مطلوب ایشان نیست. از نظر ایشان اشکال حکومتی جهان اسلام بعد از پیامبر(به‌جز حکومت کوتاه‌مدت امام علی(ع) و نیز حکومت امام حسن(۷)) اعم از حکومت‌های سلطنتی و موروثی به‌لحاظ شکل و محتوا مغایر با اسلام بوده است (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۲۵). پس می‌توان گفت از نظر |۱۵۹| ایشان تمامی انواع حکومت‌های رایج در بین مسلمین، به‌علت غصب مقام حکومت و خلافت (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲ :۱۶۰) و شرک‌آمیزبودن آنها (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۲۴) باید تغییر یابد و بر فقهای واجدالشرائط است که در صورت موجودبودن شرایط اجتماعی لازم، به‌طور دسته‌جمعی قیام نموده، حکومت تشکیل دهند (امام خمینی، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۶۲۴).

رابطة تقیه با انقلاب

تقیه یکی از مسلمات مذهب شیعه است. این اصل، مقدمه آیاتی از قرآن کریم است (نحل(۱۶): ۱۰۶ و آل عمران(۳): ۲۸). امامان معصوم: بر اساس قرآن و با لحاظ قلت تعداد شیعیان و قدرت خشن حاکمان، حکم به وجوب تقیه نمودند (کلینی، ۱۴۱۱ق، ج۲، باب التقیه، ح۲٬۴ و۱۲).
با وجود اهمیت تقیه و وجوب آن، موضوعاتی مانند قتل و شرب خمر از وجوب آن استثنا شده است که در فقه به «مستثنیات تقیه» معروف است. امام خمینی مستثنیات جدیدی را نیز به آنها اضافه کرد؛ مانند ویرانی کعبة شریف و ویرانی مشاهد مشرفه (امام خمینی، ۱۳۸۵ق: ۱۷۲)، در معرض زوال و تغییر قرارداشتن، ضرورتی از ضروریات دین و همین‌طور اهمیت اجتماعی شخص تقیه‌کننده (همان: ۱۷۸) که همگی از موضوعات مورد اهتمام شارع مقدس هستند. از نظر ایشان در چنین مواردی، تقیه حرام است.
ملاحظه می‌شود که امام خمینی با لحاظ روح اسلام و حمکت تشریع تقیه، موارد جدیدی از مستثنیات تقیه را مطرح می‌نماید. این امر بعداً در شکل‌گیری اندیشة سیاسی ایشان، به‌خصوص در طرح اندیشة انقلاب اسلامی مؤثر واقع شد.

بررسی مبانی فقهی مرتبط با انقلاب اسلامی از منظر امام خمینی

بر اساس اندیشة سیاسی شیعه، حاکمیت، اصالتاً و بالذات از آن خداوند است. این حاکمیت از طرف خداوند به پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) تفویض شده است. بر همین مبنا مشروعیت حکومت پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) ناشی از تفویض خداوند به ایشان است. ازاین‌رو، تمامی حکومت‌هایی که ناشی از اذن الهی نباشند، مشروعیت ندارند. از آنجا که این اندیشه بر تغییر ساختار قدرت و به‌ویژه رهبری آن |۱۶۰| تأکید دارد، به‌معنای انقلابی‌بودن این اندیشه است.
امام خمینی بر اساس نظریة امامت، تمامی حکومت‌های بعد از پیامبر(ص) تا عصر حاضر، به‌جز دورة کوتاه حکومت امام علی(ع) را حکومت جور می‌داند و بر مشروعیت حاکمیت معصوم در عصر حضور و حاکمیت فقیه جامع‌الشرائط در عصر غیبت تأکید دارد. ایشان نظریة ولایت فقیه را بر اساس اندیشة سیاسی شیعه و الگوی امامت مطرح کرد و با استفاده از ادلة مختلف، آن را برهانی ساخت (امام خمینی،۱۴۲۱، ج۲: ۶۲۷-۶۵۴). بنابراین، از نظر ایشان تنها حکومت معصوم و فقهای جامع‌الشرائط مشروعیت دارد و سایر حکومت‌ها نامشروع و جائرند و بر فقهای جامع‌الشرائط واجب است که با ایجاد شرایط، به‌طور انفرادی و یا دسته‌جمعی تشکیل حکومت دهند (همان:۶۲۴). بدین ترتیب اندیشة سیاسی امام خمینی بر اساس نظریة امامت و ولایت فقیه، یک اندیشة انقلابی است.
به‌لحاظ تاریخی، وقتی که شرایط مهیا نبود و حکومت شاهنشاهی هم برخی اصول را رعایت می‌کرد، ایشان اقدام انقلابی خاصی انجام نداد؛ اما در عین حال، متوجه ایجاد مقدمات، زمینه‌سازی‌ها و آگاه‌سازی عموم مردم بود تا اینکه با فراهم‌شدن تدریجی شرایط، اندیشة انقلاب اسلامی را به صراحت مطرح کرد. این اندیشه بر مبانی فقهی استوار بود که ایشان به‌عنوان یک فقیه، ضرورت انقلاب را از آنها استنباط نمود.
شاید مهم‌ترین مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی، عبارت باشد از: امر به معروف و نهی از منکر، وجوب نفی سلطة اجانب و وجوب ظلم‌ستیزی که در این نوشتار مورد بحث قرار می‌گیرند.
مبنای اول: وجوب امر به معروف و نهی از منکر وجوب امر به معروف و نهی از منکر، مورد اتفاق همة فرق اسلامی است (علامه حلی، ۱۴۱۲: ۲۱). ادلة مختلفی اعم از کتاب، سنّت، اجماع و عقل بر وجوب آن اقامه شده است (نجفی،۱۹۸۱م، ج۲۱: ۳۵۲-۳۵۹). این واجب، دارای شرایط و مراتبی مانند مرتبة قلبی، لسانی و یدی ( اعمال قدرت ) است. امام خمینی(ره) بر اساس فقه اهل‌البیت(ع) نکات تازه و نوآوری‌هایی در مورد امر به معروف و نهی از منکر داشته است که این نوآوری‌ها نقش مهمی در ارائة نظریة انقلاب اسلامی داشت. ازاین‌رو، به طرح |۱۶۱| دیدگاه‌های فقهی حضرت امام در مورد امر به معروف و نهی از منکر که برخی از آنها به نوآوری‌هایی منجر شده است، خواهیم پرداخت:
۱- لزوم اقدام همگانی امام خمینی هر چند قائل به کفایی‌بودن وجوب امر به معروف و نهی از منکر است، ولی معتقد است که اگر اقامة فریضه یا ازبین‌بردن منکر، نیازمند اجتماع عده‌ای باشد، باید همان عدّه اقدام کنند (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۴۰). بر همین مبنا در طول مبارزه بر لزوم اقدام جمعی برای سقوط رژیم شاهنشاهی تأکید می‌کرد (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵ : ۹۳).
۲- توسعه در مفهوم تأثیر امام خمینی، همچون سایر فقها احتمال تأثیر را از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر می‌داند؛ هر چند، احتمال تأثیر را دارای مفهومی موسّع می‌داند. از نظر ایشان احتمال تأثیر در حدّی که قابل اعتنا عندالعقلاء باشد در تعلق وجوب کافی است و صرفاً ظن به عدم تأثیر در سقوط تکلیف کفایت نمی‌کند (امام خمینی،۱۳۸۴، ج۱: ۴۴۴). ایشان در برخی موارد، تکرار امر و نهی را لازم می‌شمارد و آن در مواقعی است که احتمال داده شود تکرار امر و نهی اثرگذار است (همان:۴۴۸) ؛ همین‌طور اگر امر و نهی شخص و یا اشخاصی اثرگذار نبود، اما دیگران احتمال دهند که امر و نهی آنها موثر است، باید امر و نهی کنند (همان) و بالأخره از نظر ایشان، اثر فوری و دفعی لازم نیست، بلکه اگر احتمال دهد در آینده مؤثر باشد، امر و نهی واجب است (همان:۴۴۵)، بر همین مبنا بود که هنگام طرح نظریة انقلاب اسلامی فرمود: «لازم نیست مبارزه فوراً نتیجه دهد» (امام خمینی،۱۳۷۷: ۵۵).
۳- امر و نهی حاکمان لزوم امر و نهی حاکمان، امری است که اطلاقات ادلة امر به معروف و نهی از منکر بر آن دلالت دارد (ورعی،۱۳۸۱: ۲۹۵)؛ هر چند این مصداق مهم در کلام سایر فقها کمتر مورد تأکید بوده است، امّا امام خمینی آن را مورد تأکید ویژه قرار داد.
یکی دیگر از مسائلی که حضرت امام در آراء فقهی خود بدان توجه نموده و آن را |۱۶۲| مطرح کرده است، نفی سلطة اجانب می‌باشد که به‌نوعی حاکمان را هدف قرار می‌دهد. از نظر ایشان اگر برخی از رؤسا و وکلا عامل اجانب گردند، وظیفة مردم، اخراج و محروم‌سازی آنها از حقوق اجتماعی است (امام خمینی،۱۳۸۴ ،ج۱: ۴۶۲). منکراتی مانند نقض احکام اسلام، حیف و میل بیت‌المال و تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی، اموری بود که امام خمینی، مبارزة با آنها را وظیفة مردم در قبال حاکمان می‌دانست.
۴- وظایف خاص علما و بزرگان مذهب از نظر امام خمینی، علمای اسلام به‌ویژه بزرگان مذهب، وظایف ویژه‌ای دارند. بر این اساس، اگر بدعتی واقع شود و سکوت علمای دین، موجب هتک اسلام و ضعف عقاید مسلمین گردد یا با سکوت آنها خوف تبدیل معروف به منکر یا بالعکس برود و یا سکوت آنها موجب جرأت ارتکاب بر سایر بدعت‌ها و محرّمات شود، اظهار علم واجب است (همان:۴۵۰). همچنین اگر سکوت، موجب هتک و انتساب علما و رؤسای مذاهب به امور ناصحیح، مانند «اعوان ظلمه» گردد، نهی از منکر، واجب است (همان).
۵- سقوط شرط عدم ضرر در موارد تهدید اصول و شعائر اسلام عدم ضرر یا فقدان مفسده از جمله شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر است؛ لکن در برخی موارد مانند تهدید اصول و شعائر اسلامی، این شرط ساقط است (امام خمینی، ۱۳۸۵ق: ۱۷۷). حضرت امام در تحریرالوسیله پیرامون امور مهم و لزوم امر به معروف و نهی از منکر می‌نویسد: «اگر معروف و منکر از اموری است که شارع مقدس به آن اهتمام دارد، مثل حفظ نفوس گروهی از مؤمنین، هتک نوامیس آنها یا نابودی آثار اسلام؛ به‌طوری که موجب ضلالت مسلمین شود، یا امحای برخی از شعائر اسلام مثل هدم بیت‌الله‌الحرام، باید ملاحظة اهمیّت نمود» (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۵۰).
۶- امام خمینی و مصادیق جدید امر به معروف و نهی از منکر قبل از امام خمینی، فقها صرفاً از کلیات مباحث امر به معروف و نهی از منکر بحث می‌کردند و از ذکر مصادیق معروف و منکر خودداری می‌کردند و اگر در برخی کتابها |۱۶۳| مصادیقی ذکر می‌شد، مصادیقی بود که جنبة فردی داشت. امام خمینی مصادیقی را مطرح کرد که با زندگی جمعی مسلمین و سعادت عمومی آنها پیوند داشت؛ منکراتی مانند بدعت در دین، سلطة اجانب، شیوع ظلم و... . از نظر امام این منکرات دارای اهمیت زیادی است؛ زیرا بیشتر آنها مربوط به اصول اسلام و حیثیت اسلام و مسلمین است.
برخی از منکرات عصر پهلوی منکرات عصر پهلوی زیاد است. در اینجا مهم‌ترین آنها که تحت عنوانهای منکرات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قابل دسته‌بندی هستند مطرح می‌شود:

سلطة اجانب

به قدرت رسیدن و برکناری رضاخان، جانشینی محمدرضاشاه و لایحة کاپیتولاسیون از جمله مواردی است که نشان‌دهندة سلطة اجانب است. امام خمینی سلطة اجانب را بزرگترین منکر می‌دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۷: ۱۸۷). ایشان مفاد لایحة کاپیتولاسیون را که به نیروهای آمریکایی و افراد وابستة به آنها مصونیت قضایی می‌داد، زنجیر اسارت و سند استعمار خواند (همان،ج۱: ۴۱۲).

دوستی و هم‌پیمانی با اسرائیل

جدا از سایر ابعاد روابط ایران و اسرائیل، فقط نگاهی به روابط امنیتی و اطلاعاتی دو کشور، نشان‌دهندة روابط دوستانة دو طرف است. کنترل مخالفین اسرائیل در ایران توسط شاخة ایرانی موساد، به‌نام زیتون (زارع،۱۳۸۴: ۲۳۵) و واگذاری تمام پایگاه‌های ایران در کشورهای عربی منطقه به اسرائیل (فردوست،۱۳۷۰: ۵۵۱) از جمله شواهد آن است. امام خمینی مخالفت با این روابط را قبل از ۱۵ خرداد آغاز کرده بود (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۷۷). ایشان بعدها حمایت شاه از اسرائیل را یکی از علل قیام مردم علیه شاه بیان کرد (همان، ج۳: ۱۷۸).

استبداد

فقدان مشارکت سیاسی، فقدان آزادی‌های سیاسی و شکنجة مخالفین از نشانه‌های |۱۶۴| استبداد سلطنت پهلوی است. تعداد زندانیان سیاسی در ایران به حدی بود که در سال ۱۳۵۵ تعداد آنها صد هزار نفر تخمین زده شد (فوران، ۱۳۷۸: ۴۶۶). امام خمینی استبداد رژیم و فقدان آزادی را از دلایل مبارزه مردم ایران دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵: ۳۸۴).

کشتار بی‌گناهان

کشتار ۱۵ خرداد و ۱۹ دی، از نمونه‌های کشتارهای عصر پهلوی دوم است. مهم‌ترین این کشتارها، کشتار ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۷بود. آمار کشته‌ها در این روز تا ۴۰۰۰ نفر ذکر شده است (آبراهامیان، ۱۳۷۹: ۶۳۶). یک خبرنگار اروپایی که در تهران حضور داشت، گفته است: هلی‌کوپترهای رژیم، کوهی از اجساد متلاشی‌شده ساختند (همان). امام خمینی در پیامی به آن مناسبت، به استقامت در مقابل رژیم اصرار ورزید (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۳: ۴۶۱).
همچنین برخی از مهم‌ترین موارد منکرات فرهنگی این رژیم عبارتند از:

نقض قوانین اسلام

لایحة تساوی حقوق زنان با مردان، لایحة کاپیتولاسیون و طرح حذف شرط رجولیت و اسلام از شرایط قضات، نمونه‌هایی از نقض قوانین اسلام در این عصر است. امام خمینی ضمن واکنش به این اقدامات ضد اسلامی رژیم، این اعمال را عامل مبارزه با حکومت و سلطنت بیان کرد: «منطق این بود: (مبارزه با رژیم)؛ [چرا] که برای اسلام، مشکلات پیدا شده است. احکام اسلام دارد از بین می‌رود، مظاهر اسلام دارد از بین می‌رود... ما مکلفیم که با آن مقابله کنیم» (همان،ج۱۳: ۲۵۱).

اسلام‌زدایی در پوشش‌های مختلف

رژیم پهلوی به شیوه‌های مختلف و در قالب‌هایی گمراه‌کننده، اقدام به اسلام‌زدایی از جامعه می‌کرد؛ از جملة این اقدامات می‌توان به جشن‌های دو هزار و پانصد ساله و تغییر تاریخ اشاره کرد. در آن دوره، سلسله جشن‌هایی مانند جشن تاجگذاری، جشن‌های تولد شاهزادگان و مانند اینها برگزار می‌گردید که بزرگترین این جشن‌ها، جشن دو هزار و پانصد ساله بود. این مراسم در مهر۱۳۵۰ با حضور مقامات عالی‌رتبه |۱۶۵| از ۶۹ کشور جهان در تخت جمشید برگزار شد. این جشن بر اساس ناسیونالیزم باستان که خاصیت عمدة آن ضدیت با دین اسلام و روحانیت بود (فوران، ۱۳۷۸: ۳۳۸) شکل گرفت. شاه در این جشن، نطقی ایراد کرد و در آن، ضمن فرستادن درود بر کوروش، او را الگوی خود قلمداد کرد (نجاتی،۱۳۷۵،ج۱: ۳۵۰) و این توهین آشکار به اسلام بود. امام خمینی شرکت در آن جشن را خیانت به اسلام دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲: ۳۲۶).
همچنین طرح تغییر تاریخ اسمی در اواخر سال ۱۳۵۴ در شورای ملی تصویب شد و از اول سال ۱۳۵۵ برای تمام ادارات دولتی الزامی گردید که بر اساس آن، سال ۱۳۵۵ هجری به سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی تبدیل می‌شد که عدد ۲۵۰۰ نشانة گذشت زمان سلطنت کوروش و عدد ۳۵، نشان‌دهندة سالهای سلطنت محمدرضا شاه بود. امام خمینی که به خاستگاه فکری اندیشة تغییر تاریخ پی‌برده بود، آن را بازی با حیثیت رسول خدا و اهانت به اسلام خواند (همان، ج۴: ۱۶۳) و آن را تحریم کرد (همان، ج۳: ۱۷۱).
این پروژه در قالب ترویج منکرات فرهنگی، ترویج فرهنگ غربی و سایر فرهنگ‌های بیگانه نیز پیگیری می‌شد.
از میان منکرات اقتصادی رژیم پهلوی نیز می‌توان به حیف و میل بیت‌المال و هدردادن آن اشاره کرد:

حیف و میل و هدردادن بیت‌المال

غصب اموال عمومی، تصرف اراضی دولتی توسط خاندان پهلوی(فردوست،۱۳۷۰: ۲۱۸) و خروج میلیاردها دلار توسط مقامات (فوران، ۱۳۷۸: ۴۶۴) از نمونه‌های حیف و میل بیت‌المال است. گفته شده است که شرکت ملی نفت، بخشی از درآمد نفت را به‌طور محرمانه به حساب شاه واریز می‌کرد. فقط در سال ۱۳۵۵ دست کم یک میلیارد دلار به حساب شخصی شاه واریز شده است (همان). امام خمینی هنگام طرح نظریة انقلاب اسلامی، حیف و میل بیت‌المال مسلمین توسط حکومت شاه و امثال او را منکرِ وحشتناک خواند: «این یک اکل سحت است، حرام‌خواری در مقیاس وسیع و بین‌المللی است. منکر وحشتناک و خطرناک‌ترین منکرات این است» (امام خمینی،۱۳۷۷: ۱۰۳).
بخشی از این درآمد، صرف لذت‌جویی و تجلیل از سلطنت می‌گردید، در نتیجه |۱۶۶| بیت‌المال به هدر می‌رفت. به‌عنوان نمونه گفته شده است که جشن ۲۵۰۰ ساله حدود دویست میلیون دلار هزینه داشته است (بیل، ۱۳۷۱: ۲۵۳). امام خمینی با اشاره به فقر ملت ایران در آن مقطع تاریخی، برگزارکنندگان آن جشن را خائن خواند (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲: ۳۲۵) و وظیفة مردم را مقاومت در برابر آن دانست (همان: ۳۶۶).

امام خمینی و رعایت مراحل نهی از منکر

بدون شک، مبارزة امام خمینی با اصل سلطنت و منکرات عصر پهلوی، بر اساس قواعد امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفت. از میان مراتب سه‌گانة آن، ایشان بر مرتبة امر و نهی قلبی و لسانی تمرکز داشت. در مرتبة لسانی، دقیقاً بر اساس نظریات فقهی خود از مرحلة پایین‌تر به مرحلة بالاتر (الادنی فالادنی و الاسهل فالاسهل) انتقال می‌یافت. در آغاز به مراحل مبارزات امام، قبل از تبعید پرداخته می‌شود، سپس مراحل بعد از تبعید طرح می‌گردد.

الف- قبل از تبعید

با بررسی تاریخ و آثار برجای‌مانده از امام، مراحل مبارزات قبل از تبعید، از مهرماه ۱۳۴۱ تا تبعید ایشان در آبان ۱۳۴۳ به ترتیب عبارت است از:

موعظه و نصیحت

در مهرماه ۱۳۴۱ لایحة انجمن‌های ایالتی و ولایتی در هیأت دولت به تصویب رسید. مفاد آن لایحه مانند لغو شرط اسلام از شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان و لغو شرط سوگند به قرآن مجید در سوگند امانت‌داری در تضاد آشکار با قوانین گذشته ایران و قوانین اسلام بود. امام خمینی همزمان با تلگراف دسته‌جمعی علمای قم، در تلگرافهای انفرادی به شاه و اسد الله علم (نخست وزیر)، هر دو را با زبان موعظه به لغو لایحه فراخواند (همان،ج۱: ۷۸-۸۰).

تهدید و هشدار

با گذشتن حدود یک ماه از تلگراف اول، امام، در تلگراف بعدی به شاه درخواست خود را با تهدید و هشدار مطرح کرد. ایشان در پایان نامه نوشت: «آقای علم را ملزم |۱۶۷| فرمایید از قانون اسلام و قانون اساسی تبعیت کند و از جسارتی که به ساحت قرآن کریم نموده، استغفار نماید و الاّ ناگزیرم در نامه‌ای سرگشاده به اعلی‌حضرت مطالب دیگری را تذکر دهم. از خداوند متعال استقلال مملکت اسلامی و حفظ آنها را از آشوب و انقلاب مسألت می‌نمایم» (همان:۸۹).
امام همزمان در تلگرافی شدیداللحن به علم نیز نوشت که اگر لایحه را لغو نکند، علمای اسلام دربارة او اظهار عقیده خواهند کرد (همان:۹۰). این تلگراف، تهدیدی آشکار برای او بود؛ زیرا ممکن بود اظهار عقیدة علما به‌صورت تکفیر، ارتداد، بهایی‌بودن علم و امثال آن باشد.

تشدید لحن هشدارها

حدود یک ماه بعد از لغو لایحة انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در دی‌ماه ۱۳۴۱، شاه اصول شش‌گانه‌ای را به شمول لایحة ایجاد سپاه دانش و لایحة اصلاحی قانون انتخابات مطرح کرد. قرار بود این لایحه به رفراندوم گذاشته شود. امام خمینی آن را ترفندی دیگر برای مقابله با قوانین اسلام دانست. لذا لحن کلمات ایشان تندتر گردید. آنچه در تشدید لحن کلمات امام تأثیر داشت، توهین دولت به علمای تهران و حمله به مدرسة فیضیه بود. علاوه بر آن، شاه با صراحت و یا با کنایه به علما توهین می‌کرد؛ به‌طوری که آنها را ارتجاع سیاه، حیوان نجس، نفهم و قشری لقب می‌داد (روحانی،۱۳۶۰، ج۱: ۴۳۵). بعد از برگزاری رفراندوم ششم بهمن، امام صراحتاً از رژیم، به‌عنوان «دستگاه جابره» و «دستگاه جبار» نام برد. (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۱۵۳) و از اصول شش‌گانة شاه که آن را انقلاب سفید نامیده بودند، به «انقلاب سیاه» تعبیر کرد (همان:۱۶۷).

تحریم تقیه

با ادامة اقدامات شاه و حمله به مدرسة فیضیه، امام تقیه را تحریم کرد. بعد از حادثة فیضیه، وی در پیامی خطاب به علمای تهران نوشت: «حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب ولو بلغ ما بلغ» (همان: ۱۷۸).
بعد از حادثة فیضیه، امام خمینی با صراحت از شاه انتقاد می‌کرد. وی در عاشورای |۱۶۸| ۱۳۸۳قمری که همزمان با سیزدهم خرداد ۱۳۴۲ بود، شاه را از جمله ریشه‌های اصلی مشکلات دانست (همان:۲۶۴). تشدید لحن کلمات امام و تحریم تقیه، منجر به دستگیری ایشان در شب ۱۵ خرداد گردید که در ۱۶ فروردین‌ماه ۱۳۴۳ بعد از ده ماه آزاد شد.

سلب مشروعیت از دولت و مجلس

بعد از تصویب لایحة کاپیتولاسیون در مجلس، امام خمینی، عدم مشروعیت قانون مذکور، دولت و مجلس را طی یک سخنرانی در چهارم آبان‌ماه ۱۳۴۳چنین اعلام نمود:
«ما این قانونی را که گذراندند - به اصطلاح خودشان - قانون نمی‌دانیم. ما این مجلس را مجلس نمی‌دانیم. ما این دولت را دولت نمی‌دانیم. اینها خائنند به مملکت ایران! خائنند» (همان:۴۲۴).
در همین سخنرانی از ولایت شرعی خود در ساقط‌کردن وکلای مجلس از مشروعیت نیز بهره برد و فرمود: اگر وکیل هم بودند، من عزلشان کردم (همان:۴۲۳). این سخنرانی موجب وحشت رژیم شد. ازاین‌رو، در شب سیزده آبان ایشان را دستگیر و در صبح همان روز به ترکیه تبعید کردند.

ب- بعد از تبعید

امام خمینی، بعد از تبعید، به‌تدریج مقابله با اصل سلطنت را مطرح کرد. این امر، ویژگی اصلی مبارزات امام بعد از تبعید است. به باور نگارنده، امام خمینی از همان آغاز شکل‌گیری اندیشة سیاسی، دارای اندیشة انقلابی بوده است. قراین و شواهد زیادی مؤید این ادعا است. نخستین نمونة آن پیام اردیبهشت‌ماه ۱۳۲۳ بعد از سقوط رضاخان است. امام در آن پیام از همه می‌خواهد برای خدا قیام کنند وگرنه فردی بدتر از رضاخان بر ایران مسلط خواهد شد (همان:۲۱-۲۳). مقایسة حکومت شاه با بنی‌امیه (همان:۲۳۰)، عزم بر تصمیم خطرناک و تکلیف نهایی (همان: ۱۱۵)، نامشروع‌خواندن ارکان حکومت شاه و عزل وکلای آنها (همان: ۴۲۳) در دورة قبل از تبعید قراینی دیگر است. مطرح‌ساختن اخراج رؤسا و وکلای مجلس در برخی شرایط در تحریرالوسیله (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۶۲-۴۶۳) و استدلال به سیرة امام حسین(ع) در گفتگویی با آیة الله سید محسن حکیم در آغاز ورود به نجف (روحانی، ۱۳۶۰، ج۲: ۱۵۲) از دیگر |۱۶۹| قراین و شواهد است. اما اینکه امام، طرح رسمی انقلاب را تا سال ۱۳۴۸به تأخیر انداخت، دلایل دیگری داشت؛ دلایلی مانند فقدان حمایت حوزه‌های علمیه از اندیشة انقلاب و آگاهی‌نداشتن عموم مردم از حکومت اسلامی. ازاین‌رو، ابتدا به زمینه‌سازی و رفع موانع اقدام کرد، آن‌گاه انقلاب اسلامی را به‌طور رسمی مطرح نمود و سپس براندازی عملی را پیش کشید.

زمینه‌سازی

در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که زمینه‌سازی‌های امام در دو بخش متمرکز بود؛ یکی زمینه‌سازی‌هایی بود که به نهاد حوزه مربوط می‌شد؛ به‌گونه‌ای که به‌صورت «تغییر بینش سیاسی حاکم بر حوزه‌ها» خود را نشان داد و دیگری «آگاه‌سازی عموم از اسلام و حکومت اسلامی» بود.
اول- تغییر بینش سیاسی حوزه‌های علمیه تبیین رابطة دین و سیاست و طرح ولایت فقیه، از مهم‌ترین اقداماتی بود که امام خمینی در راستای اصلاح اندیشه‌های سیاسی حاکم بر حوزه‌ها انجام داد. وی قبل از تبعید با تأکید و سوگند دربارة دین و سیاست گفت: «اسلام تمام آن سیاست است» (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۲۷۰). ایشان بعد از تبعید نیز در جمع علمای نجف گفت: «اسلام دارای احکام اجتماعی و برنامة حکومتی است» (همان،ج۲: ۳۱).
امام خمینی سالها قبل از مبارزات عملی و سیاسی در کتابهای علمی خود، به بحث ولایت فقیه پرداخته بود. او بعد از تبعید به‌صراحت، فقها را نایب معصوم(ع) در سیاست دانست و مردم را مکلف نمود تا در اجرای امور سیاسی با فقها مساعدت کنند (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۵۹) و بعدها در نجف اشرف، طی بحث مبسوطی ولایت سیاسی فقیه را با ادله اثبات نمود.
کادرسازی از میان علما و طلاب حوزه‌های علمیه از اقدامات دیگر امام خمینی بود. این امر را از طریق پیامهای مکرّر به طلاب پی‌گیری می‌کرد؛ مانند لزوم آمادگی برای به عهده‌گرفتن مصالح مسلمین (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۲: ۵۵)، لزوم مجهزشدن برای پاسداری و خدمت به اسلام و مسلمین (همان:۵۶)، عهده‌داری وظایف سنگین در آتیه (همان: ۴۳۹) و نظایر اینها.
|۱۷۰| دوم- آگاه‌سازی عمومی امام خمینی برای آگاه‌سازی عمومی، هم رابطة دین و سیاست را بیان می‌کرد و هم اقدامات ضد دینی رژیم، مانند نقض قوانین اسلام، رابطه با اسرائیل و مانند اینها را به مردم گوشزد می‌کرد. همزمان با عموم مردم، دانشجویان، گروه عمده‌ای بودند که مخاطب آگاهی‌بخشی‌های امام بودند. ایشان از آنها می‌خواست که برای پیاده‌کردن حکومت اسلامی بیشتر اهتمام ورزند (همان:۴۳۹).

طرح انقلاب اسلامی

با آماده‌شدن نسبی شرایط، امام خمینی، ایدة انقلاب اسلامی را در سال ۱۳۴۸ به‌طور رسمی و صریح در یک حلقة وسیع از شاگردان و یاران خود مطرح کرد. ایشان در بهمن‌ماه آن سال در ادامة درس خارج مکاسب، بحث ولایت فقیه را آغاز و در ضمن آن، انقلاب سیاسی در جهان اسلام را مطرح کرد.

طرح براندازی رژیم

در آبان‌ماه سال ۱۳۵۶، فرزند ارشد امام؛ سیدمصطفی خمینی وفات کرد. به‌مناسبت فوت ایشان در شهرهای گوناگون، از جمله قم، مجالس ترحیم برگزار شد که نشان‌دهندة ارادت مردم به امام بود. در این راستا، رژیم به‌منظور تخریب شخصیت امام در ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۶ مقاله‌ای توهین‌آمیز نسبت به امام با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامة اطلاعات به چاپ رساند. در پی چاپ این مقاله، مردم قم در ۱۹ دی دست به قیام زدند. پس از این قیام، امام با صراحت خواستار براندازی سلطنت محمدرضا شد و تاکتیک‌ها و فنون مبارزه را مطرح کرد.
اقداماتی که امام برای براندازی سلطنت مطرح کرد، عبارت بود از قیام عمومی، اعتصابات، تحریم همکاری، تحریم اطاعت از دستگاه، درخواست تمرد از رژیم و دفاع محدود.

قیام عمومی

منظور از قیام عمومی در اینجا، حرکت جمعی مسالمت‌آمیز مردم با هدف سقوط نظام سلطنت است. امام خمینی، طی یک سخنرانی که به‌مناسبت قیام مردم قم ایراد |۱۷۱| نمود، قطع ریشة سلطنت را خواستار شد (همان،ج۳ :۱۳۰). بعد از قیام مردم قم، در پیامی که به انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا نوشت، این‌گونه خواستار سرنگونی حکومت پهلوی شد: «از رژیم غیر اسلامی که در رأس آن رژیم منحط پهلوی است، تبرّی کنید و با کمال صراحت، مخالفت خود را اظهار و در سرنگون‌کردن آن کوشا باشید» (همان:۳۲۲).
پس از قیام مردم قم، حضرت امام به مناسبت‌های گوناگون، خواستار قیام عمومی مردم شد. این درخواست، بعد از فرار شاه ادامه یافت و با تشکیل دولت موقت از مردم خواست تا حصول نتیجة نهایی از قیام دست برندارند (همان،ج۵: ۴۲۸).

اعتصابات

امام خمینی در کنار سایر شیوه‌های مبارزه، بر انجام اعتصابات تأکید می‌نمود (همان،ج۳: ۴۵۶). درست چند روز بعد از حادثه ۱۷ شهریور، اعتصابات فراگیر را مطرح کرد و وعدة سقوط رژیم را به مردم داد (همان:۴۶۳). ایشان بر اهمیت عمومی‌سازی اعتصابات، کاملاً آگاهی داشت. از این جهت، توصیه‌های ایشان برای فراگیرشدن اعتصابات در تمام دستگاه‌های دولتی، پشتیبانی از اعتصاب‌کنندگان و کمک مالی به آنان بود (همان، ج۴: ۳۰).

تحریم همکاری

بر اساس فقه شیعه، پذیرش مناصب سیاسی از جانب حکومت‌های جائر و ورود در دستگاه [حکومتی] آنها حرام است (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۴۲). امام خمینی بر اساس همین مبانی فقهی، هر اقدامی را که کمک به دولت محسوب می‌شد تحریم کرد (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵: ۲۵۹). ایشان بعد از بازگشت به وطن، همکاری با دولت موقت را یک تکلیف شرعی دانست و در مقابل، همکاری با دولت بختیار را خدمت به کفر، شرک و طاغوت خواند (همان، ج۶: ۱۱۰).

تحریم اطاعت

از نظر امام خمینی(ره) اطاعت از شاه و دولت او حرام بود؛ زیرا دولت او یاغی و شخص او غاصب مقام حکومت بود و به نابودی مقدسات اسلام، اقدام کرده بود |۱۷۲| (همان، ج۵: ۹۳). به همین جهت از کارمندان دولتی می‌خواست که دستورات دولت یاغی را اطاعت نکنند (همان:۳۳۱).
با شروع حوادث انقلاب اسلامی که نقش ارتش در مواجهه با مردم برجسته شد، امام خمینی بر تمرد ارتش از رژیم تأکید نمود. ایشان از طبقة جوان‌تر ارتش استمداد طلبید (همان، ج۳: ۴۸۷) و از پذیرایی حکومت اسلامی در ارتش سخن گفت (همان، ج۵: ۲۱۳).

طرح دفاع محدود

از نظر امام خمینی یک فقیه واجد شرایط می‌تواند در اقامة فریضة امر به معروف و نهی از منکر، دستور قتل و جرح صادر نماید (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۲: ۴۵۸). لذا ایشان با اینکه دستور اقدامات مسلحانه و خشونت‌آمیز را صادر نکرد، ولی در ماه‌های منتهی به انقلاب از مردم خواست که در موقع تجاوز از خود دفاع کنند؛ یعنی هنگامی که افراد چماق‌به‌دست به جان انقلابیون افتادند، دفاع در برابر آنها را مجاز دانست (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵: ۴۲۸) و دستور قتل آنها را صادر کرد (همان:۲۵۳).
مبنای دوم: وجوب نفی سلطة اجانب در اسلام قوانینی که موجب تسلط بیگانگان غیر مسلمان بر مسلمانان گردد، جعل نشده است. این مسأله بر ادلة مختلف فقهی مبتنی است؛ به‌طوری که قاعدة مسلّم فقهی «نفی سبیل» از این ادله استخراج شده است. آنچه کمتر به آن توجه شده است، ابعاد سیاسی قاعده است. امام خمینی، این قاعده و ادلة آن را به مسائل سیاسی و حکومتی نیز کشاند. بر همین اساس، در جریان انقلاب اسلامی یکی از اهداف آن را نفی سلطة بیگانگان از ایران دانست. بدین ترتیب، وجوب نفی سلطة اجانب، دومین مبنا از مبانی فقهی انقلاب اسلامی است. ازاین‌رو، ضروری است که به قاعدة نفی سبیل و ادلة آن از منظر امام خمینی اشاره گردد.
امام خمینی(ره) قاعدة نفی سبیل را به‌طور مفصل و جداگانه بحث نکرده است و تنها در برخی از کتابهای فقهی و سخنرانی‌ها و پیامهای خود به این قاعده و ادلة آن استناد کرده است. با این وجود، توجه به دو نکته در اینجا شایسته است. این دو نکته، امام را از سایر فقها ممتاز می‌سازد.
|۱۷۳| نکتة اول، برجسته‌ساختن ابعاد سیاسی قاعدة مذکور است. قبل از امام، عمدتاً در روابط فردی مسلمین با کفار به قاعدة نفی سبیل و ادلة آن استناد می‌شد و یا حداکثر در روابط اجتماعی، اشاراتی وجود داشته است، ولی امام خمینی گسترة قاعدة نفی سبیل و ادله آن را علاوه بر روابط فردی مسلمین با کفار، شامل روابط اجتماعی و سیاسی نیز دانست.
نکتة دوم، وجوب رفع سلطة اجانب است. قبل از امام خمینی عمدتاً از مفاد قاعده، عدم مشروعیت و بطلان روابط سلطه‌آمیز مسلمین با کفار فهمیده می‌شد، نه وجوب رفع آن روابط. فقط در برخی مثالها در بعضی از ابواب فقه، وجوب رفع سلطة غیر مسلمانان را می‌توان دید؛ مانند لزوم آزادی زوجة مسلمان از قید نکاح زوج کافر و لزوم منع کفار از مرتفع‌ساختن دیوار خانه‌هاشان، نسبت به دیوار خانة مسلمانان. اما امام خمینی خروج از سلطة کفار را نیز واجب دانست. ایشان در یک برداشت از آیة نفی سبیل نوشت: «منظور، جلب توجه نظر مسلمین است تا با هر وسیلة ممکن، از سلطة کفار خارج شوند» (امام خمینی، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۷۲۵). ایشان هنگام بیان معنای انشایی برای یک حدیث نبوی که از مدارک قاعدة نفی سبیل است، چنین می‌نویسد:
«واجب است اسلام از سایر ادیان، برتر باشد و نباید غیر اسلام بر آن برتری یابد. برتری غیر اسلام بر اسلام حرام است» (همان:۷۲۷).
همچنین در مورد مخالفت قرآن با سلطة بیگانگان می‌فرماید: «قرآن می‌گوید هرگز خدای تبارک و تعالی سلطه‌ای برای غیر مسلم بر مسلم قرار نداده است. هرگز نباید یک همچو چیزی واقع بشود؛ یک تسلطی، یک راهی، حتی یک راه نباید پیدا بکند؛ لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۴: ۳۱۷).
بر همین مبنا در ماه‌های آخر عمر شریفشان خطاب به مسؤولین جمهوری اسلامی، قطع وابستگی همه‌جانبه ایران به بیگانگان را واجب شرعی دانست (همان، ج۲۱: ۱۵۶).
به‌طور کلی تأکید امام خمینی بر مبارزه با سلطة بیگانگان و اتخاذ سیاست «نه شرقی، نه غربی» (بعد از پیروزی انقلاب) همه بر اساس قوانین اسلام و از جمله بر اساس قاعدة نفی سبیل بود.
هنگامی که امام خمینی به مبارزه علیه رژیم شاه اقدام کرد، ایران فاقد استقلال حقیقی بود. برای پی‌بردن به دامنة سلطة بیگانگان بر ایران به‌طور مختصر به انواع سلطة |۱۷۴| بیگانگان بر ایران اشاره می‌کنیم:

ابعاد مختلف سلطة بیگانگان بر ایران

الف- سلطة سیاسی

سلطة بیگانگان بر سیاست ایران از سلطنت و نخست‌وزیری تا سیاست‌های داخلی و خارجی، قابل مشاهده است. سلطنت پهلوی از اساس با کمک بیگانگان تأسیس شد. شناسایی رضاخان توسط جاسوسان انگلیس (فردوست،۱۳۷۰: ۲۹۸)، نصب او به فرماندهی نیروی قزاق توسط آیرون ساید؛ فرمانده انگلیسی (فوران: ۳۰۲)، تشویق او به کودتا (غنی، ۱۳۸۵: ۳۹۳) و به‌سلطنت‌رسیدن او به‌کمک عوامل انگلیس از جمله دلایل کمک بیگانگان به تأسیس سلطنت پهلوی است. با برکناری رضاخان و جانشینی محمدرضا، این وابستگی ایجاد شد و کودتای ۲۸ مرداد به آن وابستگی افزود؛ به‌گونه‌ای که در سالهای بعد تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی، این وابستگی تشدید گردید (زونیس، ۱۳۷۰: ۳۹۲). سخن ذیل که از محمدرضا پهلوی نقل شده، مؤید این مطلب است. وی در آخرین شب اقامت در ایران گفت: «این شام آخری است که در ایران می‌خوریم. واشنگتن و لندن از من خواسته‌اند که سریعاً خاک ایران را ترک کنم و فکر بازگشت به ایران را هم از سر بیرون کنم» (دیبا،۱۳۸۰: ۳۹۲).
برای نشان‌دادن وابستگی نخست‌وزیران عصر پهلوی دوم، کافی است به وابستگی و عضویت این نخست‌وزیران به لژهای فراماسونری اشاره شود؛ زیرا تشکیلات گوناگون فراماسونری در ایران با لژهای فراماسونری بیگانه مانند فرانسه، آلمان و انگلیس پیوند داشت (مهران،۱۳۸۰: ۳۵-۴۲). این لژها و اعضای آن در خدمت منافع استعماری به ویژه انگلیس قرار گرفتند. به‌عنوان مثال نخست‌وزیرانی چون محمدعلی فروغی و محمد ساعد از اعضای «لژ بیداری ایرانیان» بوده‌اند (همان:۳۴). به‌طور کلی با ملاحظة شرح حال نخست‌وزیران قبل و بعد از کودتای ۲۸ مرداد می‌توان گفت که آنها با درجات مختلف، وابسته به انگلیس بوده‌اند (فردوست،۱۳۷۰: ۲۹۴).
اشغال ایران توسط متفقین، نصب محمدرضا به سلطنت، کودتای ۲۸ مرداد و نظایر اینها نشان‌دهندة سلطة بیگانگان بر سیاست‌های داخلی ایران است. توجه به دو امر، وابستگی سیاست خارجی ایران را نیز نشان می‌دهد؛ یکی عضویت در پیمانهای

|۱۷۵|  

منطقه‌ای و دیگری، روابط با کشورها. ایران بعد از جنگ جهانی دوّم، عضویت در پیمان بغداد و سپس پیمان سنتو را پذیرفت. پیمان سنتو با عضویت ترکیه، پاکستان، انگلستان و ایران و نظارت آمریکا، شکل گرفته بود. اهداف پیمان، مقابله با خطر شوروی و در راستای منافع غرب بود.
رابطه و عدم رابطه با کشورهایی خاص، نشانه‌ای از پیروی سیاست خارجی ایران عصر پهلوی از سیاست خارجی غرب است. به‌عنوان مثال ایران از به‌رسمیت‌شناختن چین کمونیست تا ۲۰ سال خودداری کرد و زمانی آن را به‌رسمیت شناخت که جرج بوش، سفیر آمریکا در سازمان ملل از طرف دولت آمریکا به ایران، چراغ سبز نشان داد (مهدوی، ۱۳۶۸: ۱۳۱).

ب- سلطة فرهنگی

بعد از کودتای ۲۸ مرداد، ترویج فرهنگ غرب، بیش از گذشته مورد توجه واقع شد. رسانه‌های عمومی به‌ویژه تلویزیون از ابزارهای ترویج فرهنگی غرب بود. تلویزیون ایران فیلم‌هایی را نمایش می‌داد که محتوای آنها عشق‌بازی و لودگی غربیان و مانند اینها بود (ازغندی، ۱۳۸۳: ۸۴). درآمدهای نفتی در اختیار سازمانهای فرهنگی و هنری قرار می‌گرفت تا فعالیت‌هایشان را به‌منظور ترویج فرهنگ و هنر غرب توسعه دهند (صمیمی، ۱۳۷۴: ۱۸۸).
از مصادیق دیگر سلطة فرهنگی، توجه به جریان بهائیت در این رژیم است. فرقة بهائیت که مرکز آن، موسوم به «بیت‌العدل» در اسرائیل است، یک فرقة کاملاً انحرافی از اسلام است. از این جهت، بهائیان بیگانة دینی هستند. سلطة فرهنگی بهائیت از دو راه قابل شناسایی است؛ یکی افزایش جمعیت بهائیان و دیگری احراز مناصب سیاسی و فرهنگی توسط آنها. بر اساس برخی گزارشها جمعیت بهائی‌ها در زمانی که عبدالکریم ایادی وارد دربار شد، به سه برابر رسید (فردوست،۱۳۷۰: ۲۰۳). اعضای این فرقه، مناصب سیاسی و فرهنگی گوناگون را به‌دست گرفتند. به‌عنوان نمونه، امیرعباس هویدا که از خانواده‌ای باسابقة بهایی بود، حدود ۱۳سال نخست‌وزیر بود. در زمان نخست وزیری او بهائیت گسترش یافت (دیبا، ۱۳۸۰: ۳۰۶).
|۱۷۶|

ج- سلطة اقتصادی

۱- قرارداد کنسرسیوم نفت بعد از کودتای ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم نفت بین ایران و هیأتی از شرکت‌های عمدتاً انگلیسی و آمریکایی امضا شد. تقسیم سود نفت بر مبنای ۵۰ - ۵۰، پرداخت۲۵ میلیون پوند غرامت به شرکت انگلیس و باقی‌ماندن امتیاز نفت به‌مدت ۲۵ سال در دست کنسرسیوم از مفاد این قرارداد بود. همچنین قرارداد مذکور سه دورة پنج‌ساله قابل تمدید بود (فوران ۱۳۸۵: ۴۶۴) که اختیار تمدید هم با کنسرسیوم بود و ایران، ملزم به پذیرش آن بود (نجاتی،۱۳۷۵، ج۱: ۶۳).
۲- اصلاحات ارضی اصلاحات ارضی بر اساس مطالعات کارشناسان آمریکایی بر ایران تحمیل شد. آمریکا به‌منظور اجرای اصلاحات ارضی، علی امینی را به‌عنوان نخست وزیر به شاه پیشنهاد و تحمیل کرد. برخی از نویسندگان به اهداف اقتصادی آمریکا توجه کرده‌اند و از تبدیل ایران به بازار کالای غربی و آمریکایی سخن گفته‌اند (ازغندی،۱۳۸۲: ۱۷۸). آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، پیروی ایران از اهداف سیاسی آمریکا در اجرای اصلاحات ارضی است.
۳- سرمایه‌گذاری ناعادلانة خارجی قانون سرمایه‌گذاری خارجی مصوب سال ۱۳۳۴، امتیازاتی را برای سرمایه‌گذار خارجی قائل شد (همان:۳۶۴). با تصویب این قانون از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۰ حدود صد میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی در ایران انجام شد. حدود نیمی از این سرمایه‌ها به هفت شرکت آمریکایی تعلق داشت. این شرکت‌ها از مصونیت اقتصادی در بازار ایران بهره‌مند بودند (همان:۳۶۷-۳۶۸).

د- سلطة نظامی و امنیتی

دامنة سلطة نظامی و امنیتی بیگانگان بر ایران از طریق عضویت ایران در پیمانهای امنیتی منطقه‌ای، دکترین نیکسون - کسینجر، خرید جنگ‌افزار و اشراف اطلاعاتی |۱۷۷| بیگانگان، قابل فهم است. پیمانهای امنیتی منطقه‌ای و نقش تبعی ایران در آنها از مواردی است که در سلطة نظامی و امنیتی قابل طرح و بررسی است. همان‌طوری که در بحث سلطة سیاسی توضیح داده شد، ایران هر چند در پیمانهای بغداد و سنتو عضویت یافت؛ اما در آن پیمانها، یک نقش تبعی و انفعالی داشت؛ به‌گونه‌ای که به منافع ایالات متحده و بلوک غرب پیوند خورد و سلطة بیگانگان به‌نوعی دیگر و گسترده‌تر تداوم یافت.
سیاست دو ستونه و نقش ژاندارمی منطقه نیز از موارد قابل طرح در این زمینه است. دکترین نیکسون و هنری کسینجر همزمان با درگیربودن آمریکا در جنگ ویتنام و اعلام بریتانیا مبنی بر خروج نیروهای آن کشور از شرق کانال سوئز تا سال۱۹۷۱ مطرح شد. بر اساس این دکترین، نقشی را که ایران به‌عهده داشت در قالب سیاستی موسوم به سیاست «دو ستونه» معین شد. طبق آن، ایران و عربستان دو ستون سیاست آمریکا در منطقه را تشکیل می‌دادند. هنری کسینجر گفته است در شرایطی که آمریکا درگیر جنگ ویتنام بود، ایران اهداف منطقه‌ای آمریکا را تأمین کرد (صدیقی، ۱۳۷۸: ۵۶). اعزام نیروهای ایرانی به عمان در سال۱۹۷۳ و کمک ایران به ویتنام جنوبی، بر اساس سیاست دو ستونه و به‌توصیة واشنگتن بود (نجاتی، ۱۳۷۵، ج۱: ۵۳۲). بدین ترتیب، ایران به یک کشورحافظ منافع غرب یا به‌عبارتی، ژاندارم منطقه‌ای آمریکا تبدیل شد.
بر اساس سیاست دو ستونه، ایران صاحب انواع جنگ‌افزارها شد. پرداخت میلیاردها دلار از بابت قیمت اسلحه و حضور ۳۷ هزار مستشار آمریکایی و افراد وابسته با حقوق ۹هزار دلار در ماه (فوران، ۱۳۸۵: ۵۱۲) از عواقب خرید جنگ‌افزارها بود. وابستگی نیروهای نظامی ایران، پیامد دیگر آن بود؛ به‌طوری که یک تیپ نوپدید در ارتش ایجاد شد که کاملاً طرفدار آمریکا بود (فردوست، ۱۳۷۰: ۲۸۸). بدین طریق خرید جنگ‌افزارها به تشدید وابستگی ایران انجامید.
سلطة اطلاعاتی بیگانگان بر ایران عصر پهلوی نیز تا حدی بود که در سال ۱۳۵۲، ایران مقر سیا در خاورمیانه گردید (فوران، ۱۳۸۵: ۵۱۱). همین‌طور سازمان موساد، فعال‌ترین سرویس اطلاعاتی در ایران بود ( فردوست،۱۳۷۰: ۵۵۱).
موضع‌گیری امام خمینی در نفی سلطة بیگانگان امام خمینی در طول مبارزات، یکی از دلایل مبارزه را رفع انواع سلطة بیگانگان بیان |۱۷۸| می‌کرد. در ادامه، لزوم نفی ابعاد گوناگون سلطة بیگانگان از نظر وی را مرور می‌کنیم.
امام خمینی از مجموع هیأت حاکمة پهلوی، اعم از شاه، درباریان و نخست‌وزیران، به‌عنوان «ایادی بیگانگان» نام می‌برد. سلطنت پهلوی از نظر امام خمینی از اساس، وابسته به بیگانه بود (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۳: ۵۰۷). ازاین‌رو، تداوم سلطنت پهلوی، تداوم سلطة بیگانگان نیز بود. از این جهت، ایشان فرار شاه از ایران را طلیعة خلع سلطة اجانب دانست (همان، ج۵: ۴۸۴). امام خمینی هدف اولیة مبارزات را استقلال کشور، قطع ایادی اجانب و سلطة خارجی و بیرون‌راندن استعمارگران از ایران بیان می‌کرد. (همان، ج۳: ۴۶۸).
بخش مهمی از مبارزات امام خمینی، مبارزه با سلطة فرهنگی غرب بود. سلطنت پهلوی از نظر ایشان، ایران را کاملاً به غرب وابسته ساخته بود. یکی از این وابستگی‌ها، وابستگی فرهنگی بود (همان، ج۴: ۲۷). وی یکی از علل قیام مردم ایران علیه شاه را وابستگی فرهنگی می‌دانست (همان: ۵۲۳). ایشان با بهائیت به مبارزه برخاست و در موقعیت‌های گوناگون خطر بهائیت را یادآوری کرد. به‌عنوان مثال، حذف شرط اسلام در مورد انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان را به‌منظور استیلای غیر مسلمانان، به‌ویژه بهائیان بر امور ایران ذکر می‌کرد (همان، ج۱: ۱۰۴). ایشان خطر نفوذ بهائیت در ادارات گوناگون را گوشزد کرد (همان: ۳۸۹) و حتی استفاده از وجوه شرعیه را برای مبارزه با ترویج بهائیت، در یک مقطع زمانی، برای برخی صادر نمود (همان، ج۲: ۲۹۹-۳۰۰). وی نسبت به تغییر تاریخ رسمی، برگزاری جشن‌های دو هزار و پانصد ساله و مانند اینها که بر اساس اندیشة ناسیونالیزم باستان بود، واکنش‌هایی مناسب نشان داد.
امام خمینی، بارها از غارت منابع ایران به‌دست بیگانگانی چون آمریکا، انگلیس و شوروی یاد کرد (همان، ج۲: ۴۵۱). ایشان با توجه به استثمار اقتصادی ایران از طریق سرمایه‌داران آمریکایی، در پیامی به‌مناسبت شهادت آیةالله سعیدی نوشت: «اینجانب اعلام می‌کنم هر قراردادی که با سرمایه‌داران آمریکا و دیگر مستعمرین بسته شود، مخالف خواست ملت و مخالف احکام اسلام است» (همان:۲۷۸).
امام خمینی تفاوت ایرانِ بعد از انقلاب را با قبل از آن، در آزادی از سلطة اقتصادی بیگانگان و حرکت‌نکردن بر اساس برنامة شرکت‌های بین‌المللی بیان کرد (همان، ج۴: ۳۵۹).
|۱۷۹| نخستین واکنش جدّی امام خمینی در برابر سلطة نظامی نیز بعد از تصویب کاپیتولاسیون بود. ایشان ضمن یک سخنرانی مهم، سکوت در برابر این لایحه را گناه کبیره خواند (همان، ج۱: ۴۲۰) و همزمان پیامی صادر کرد. در آن پیام که با آیة معروف «... لَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء(۴): ۱۴۱) آغاز شد، لایحة کاپیتولاسیون را اقدامی ننگین و سند استعمار نامید (همان:۴۱۱-۴۱۲). ایشان از ارتش ایران با عنوان ارتش غیر ملی، استعماری، وابسته و امثال اینها یاد می‌کند. از نظر امام خمینی، فرماندة ارتش تحت تسلط مستشاران آمریکایی، کارتر بود، نه شاه (همان، ج۵: ۵۱).
مبنای سوم: وجوب مبارزه با ظلم ظلم‌ستیزی، یکی از مبانی فقهی انقلاب اسلامی است. گذشته از حرمت ظلم و معاونت بر آن (انصاری، ۱۳۷۷، ج۱: ۱۶۰-۱۶۲)، مخالفت و مبارزه با ظلم نیز واجب است. وجوب مبارزه با ظلم، یک موضوع فقهی است. با این حال، به ظلم‌ستیزی از بعد فقهی نگاه نشده است. ازاین‌رو، در این بخش از مقاله، نخست به ادلة فقهی مبارزه با ظلم پرداخته، سپس نگاه امام به مقولة ظلم‌ستیزی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

الف- ادلة وجوب مبارزه با ظلم

ادلة مختلفی بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت دارد. این ادله، تحت دو عنوان ادلة عام و خاص دسته‌بندی می‌شود.

ادلة عام

ادلة عام، ادله‌ای است که عمومیت آن بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت می‌کند. در اینجا به دو دلیل اشاره می‌شود:

ادلة وجوب نهی از منکر

بدون شک، ظلم از روشن‌ترین مصادیق منکر است، از سوی دیگر، نهی از منکر دارای مراتب سه‌گانة قلب، زبان و اقدام عملی است. مخالفت با ظلم در هر کدام از این مراتب، مبارزه با ظلم است؛ به‌ویژه مرحلة اقدام عملی که به‌صورت قتل و جرح و ضرب، |۱۸۰| انجام می‌گیرد. پس عمومیت ادلة وجوب نهی از منکر بر وجوب مبارزه دلالت دارد.

ادلة وجوب دفاع

در صورت تهاجم بر بلاد اسلامی، یا بر انسان و وابستگان او یا اموال او، دفاع واجب است (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج۱: ۴۶۱-۴۶۲). هدف از هجوم به کشور اسلامی یا به انسان و وابستگان او یا اموال او، قطعاً ظلم به او و گرفتن جان و مال اوست. در اینجا مشروع‌بودن دفاع برای جلوگیری از این ظلم است. در نتیجه می‌توان گفت که مشروعیت دفاع و وجوب آن، یکی از دلایل وجوب مبارزه با ظلم است.

ادلة خاصه

ادلة خاصه از قرآن و روایات نیز بر وجوب مبارزه با ظلم دلالت دارد. تعداد این آیات و روایات زیاد است. در اینجا به ذکر چند آیه و روایت بسنده می‌گردد، سپس به سیرة و حکم عقل اشاره می‌شود:

آیه ۹ سورة حجرات

«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَی الْأُخْرَی فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَی أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» (حجرات(۴۹): ۹)؛ هرگاه دو گروه از مؤمنین به نزاع و جنگ بپردازند، آنها را آشتی دهید و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز نماید، با گروه متجاوز، پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد و هر گاه بازگشت، در میان آن دو به‌عدالت، صلح برقرار سازید و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد.
در این آیه، «بغی» و «طغیان» یک گروه سبب شده است که قرآن، مسلمانان را موظف کند تا با گروه سرکش مبارزه کنند. پس می‌توان گفت که آیه، بیانگر قاعده‌ای عام است و آن اینکه اسلام، جنگ با ظالم را برای جلوگیری از ظلم و ستم، لازم دانسته است (شیرازی، ۱۳۸۵، ج۱۲: ۱۶۸).

آیة ۲۵ سورة حدید

«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا

|۱۸۱|  

الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ» (حدید(۵۷) :۲۵)؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرو فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است.
در این آیه، هدف از ارسال پیامبران، تأمین عدالت ذکر شده است. وسایل فکری برای اقامة عدالت، بینات، کتاب و میزان است و در صورت عدم کارآیی آنها، آهن و سلاح که مظهر قوة قهریه است، وسیلة اجرای عدالت پیامبران می‌باشد (شیرازی، ۱۳۸۵، ج۲۳: ۳۷۶)، به‌عبارت دیگر، آهن در این آیه، کنایه از جنگ است. پس تحقق عدالت هر چند با مبارزة مسلحانه باشد، واجب است (منتظری، ۱۴۰۹ق، ج۱: ۵۹۸).

حدیث نبوی

«من ادی الزکاة من بدنه فی دفع ظلم قاهر عن اخیه او معونته علی مرکوب له سقط علیه متاع لایأمن تلفه او الضرر الشدید علیه قیض الله له ملائکة فی عرصات القیمة یدفعون عنه نفحات النیران و یجیؤونه بتحیات الجنان و یزفونه الی محل الرحمة و الرضوان» (نوری،۱۴۰۸،ج۱۱: ۱۱۸)؛ کسی که زکات بدن خود را در راه دفاع از ظلمِ سختی که به برادر مؤمن او وارد شده است، ادا کند و یا او را بر حیوان او کمک نماید در حالی که باری از حیوان افتاده است که تلف و یا ضرر شدید بر او احتمال می‌رود، خداوند در قیامت، فرشتگانی را مقرر می‌کند که بادهای آتش را از او دور کنند و بر او سلام می‌فرستند؛ سلامی که شایستة بهشتیان است و او را به جایگاه رحمت و رضوان الهی رهنمون می‌شوند.
آنچه مورد استشهاد است، تعبیر از«دفع ظلم» به‌عنوان «زکات بدن» است. آنچه از زکات، به ذهن انسان تبادر می‌کند، وجوب پرداخت آن است. پس دفع ظلم به‌عنوان زکات بدن، امری واجب است.

روایت تحف‌العقول

«من قدر علی ان یغیّر الظلم [الظالم] ثم لم یغیّره فهو کفاعله» (حرانی،۱۴۰۴ق:۲۳۷)؛ کسی که بتواند جلوی ستم را بگیرد، ولی جلوگیری نکند، مثل این است که خود ستم کرده است.
|۱۸۲| روایت فوق را که امام حسن عسکری(ع) از حضرت مسیح(ع) نقل می‌کند، مورد تأیید ایشان نیز می‌باشد. در این روایت، کسی که قادر به دفع ظلم باشد، اما به دفع ظلم اقدام نکند، خود، ظالم به حساب آمده است. پس انسان مؤمن برای اینکه گرفتار گناه ظلم نشود، واجب است که با آن مبارزه کند. چنانچه مفاد روایت فوق به‌دلیل سند و یا دلایل دیگر پذیرفته نشود، حداقل مؤیّدی برای ادلة وجوب مبارزه با ظلم است؛ به‌ویژه اینکه روایت مشابهی از امام حسین(ع) به نقل از پیامبر اسلام(ص) وجود دارد که اقدام زبانی و عملی علیه حاکم جائر را لازم می‌شمارد.[۱]

سیره

مشارکت پیامبر اسلام(ص) در پیمانی موسوم به «حلف‌الفضول» قبل از بعثت (جعفریان، ۱۳۸۵، ج۱: ۴۸۴)، توزیع عادلانة بیت‌المال و اعزام قضات و والیان به مناطق با فرمانهای عدالت‌طلبانه از اقداماتی است که سیرة عملی ایشان را در مبارزه با ظلم نشان می‌دهد. در سیرة امام علی(ع) نیز مبارزة قاطع با ظلم را می‌توان دید که عزل کارگزاران عثمان (ری‌شهری، ۱۴۲۱ق، ج۶: ۱۱۶) و عزم بر استرداد بیت‌المال غارت‌شده (نهج البلاغه، خطبة۱۵) نمونه‌هایی از آن است. به‌طور کلی از سیرة پیامبر و ائمة اطهار؛ به‌ویژه امام علی و امام حسین(ع) می‌توان پی‌برد که اقامة حکومت حق و قطع ریشة فساد و ظلم، بر اساس روح و مذاق شرع اسلام است (منتظری، ۱۴۱۱ق، ج۱: ۶۱۹).

عقل

علاوه بر دلالت آیات قرآن، روایات و سیره و عقل نیز به‌طور مستقل بر وجوب مبارزه با ظلم حکم می‌کند. استفاده از حکم عقل به‌ترتیب مقدمات ذیل است:
الف- مسلم است که ظلم قبیح است.
ب- قبح ظلم به‌لحاظ آثاری است که در عالم واقع دارد؛ نه به‌جهت امر ذهنی صرف.
ج- ظلم، آثاری دارد که عقل، آنها را برای آرامش و سعادت انسانها مضر تشخیص می‌دهد.
د- در نتیجه به‌خاطر احتراز از عواقب ظلم، عقل به‌وجوب مبارزه با ظلم حکم می‌کند. استفاده از حکم عقل به لزوم مبارزه با ظلم از ترتیب مقدمات فوق، امری واضح |۱۸۳| است.

ب- امام خمینی و وجوب ظلم‌ستیزی

امام خمینی علاوه بر اینکه ظلم و معاونت بر ظلم را حرام می‌دانست (امام خمینی، ۱۳۷۴، ج۲: ۱۴۲)، نکات دیگری را نیز پیرامون ظلم مطرح کرد که قبل از ایشان کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. این نکات بدیع عبارتند از:

حرمت ظلم‌پذیری

از نظر امام خمینی، ظلم و ظلم‌پذیری هر دو از ناحیة عدم تزکیة نفس است (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۸: ۴۱۹). ایشان دربارة حرمت ظلم‌پذیری و انظلام فرموده‌اند: «همان طوری که ظلم حرام است، انظلام و تن‌دادن به ظلم هم حرام است» (همان، ج۱۵: ۱۱۷).

وجوب ظلم‌ستیزی

از نظر امام، مبارزه با ظلم، یک تکلیف قرآنی است (همان، ج۲۱: ۲). ایشان برای اثبات وجوب مبارزه با ظلم، به سیرة پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) استناد می‌کند؛ مانند مبارزة پیامبر(ص) با ظالمین (همان: ۱۵۱)، مبارزة امام علی(ع) با معاویه (همان: ۲) و مبارزة امام حسین(ع) با یزید (همان، ج۴: ۲۱). از نظر ایشان هر چند برخی از ائمة اطهار، مبارزة علنی نداشتند، امّا مبارزات زیرزمینی داشته‌اند و همین مسأله، باعث تبعید، حبس و شهادت ایشان گردید (همان).

تاریخی‌ساختن مبارزه

امام خمینی، مبارزه با ظلم را منحصر در قرن حاضر نمی‌دانست، بلکه سابقة آن را به عمق تاریخ اسلام برد و به‌ویژه آن را با اندیشة سیاسی شیعه پیوند داد و به همین جهت از مبارزات تاریخی تشیع یاد می‌کرد و ظلم‌ستیزی را از مبانی خاص تشیع می‌دانست (همان، ج۱۴: ۸۱).

معیارقراردادن عدالت

|۱۸۴| امام خمینی، عدل و ظلم را به‌عنوان ملاک و معیاری برای جوامع انسانی و رفتارهای اجتماعی و سیاسی آنها، مطرح ساخت. ایشان ضمن رد معادله‌های جهانی و معیارهای اجتماعی و سیاسی آن می‌فرمود: «از نظر ما عدل، ملاک دفاع و ظلم، ملاک حمله است» (همان، ج۱۱: ۱۶۰). از نظر ایشان، ملاک‌بودن عدل و ظلم برخاسته از متن اسلام است؛ چنانچه فرمودند: «ملت اسلام، پیرو مکتبی است که برنامة آن مکتب، خلاصه می‌شود در دو کلمه: لا تظلمون و لا تظلمون» (همان، ج۱۴: ۸۱).
عبارت «لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ»، بخشی از آیة ۲۷۹ سورة بقره است. این فراز از آیه، مفید علت و یا حکمت حرمت ربا است. استدلال مکرر ایشان به «ظلم»بودن ربا در ربای قرضی و معاوضی نشان می‌دهد که ظلم را ملاک می‌داند (امام خمینی، ۱۴۲۱ق، ج۲: ۵۴۲ و۵۵۳).
با تبیینی که از مقولة ظلم و ظلم‌ستیزی در اندیشة امام خمینی صورت گرفت، معلوم گردید که ایشان با نگاه فقهی و دینی به مسأله توجه نموده است. وی حرمت ظلم و ظلم‌پذیری و وجوب مبارزه با ظلم را دقیقاً از کتاب و سنت و تاریخ اسلام استنباط کرده است. این استنباط، وی را به لزوم مبارزه با حکومت پهلوی که ابعاد مختلف ظلم را در خود داشت، کشاند .

د- ظلم‌ستیزی امام خمینی

امام قبل از تبعید، از مبارزات خود به‌عنوان مبارزه بر ضد ظلم نام می‌بُرد (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱: ۹۳ و ۹۸) و بعد از تبعید، به نفی ابعاد مختلف ظلم و ستم در عصر پهلوی توجه داشت.
مهم‌ترین ظلم سیاسی که امام خمینی با آن به مبارزه برخاست، اصل سلطنت بود. ایشان سلطنت را یک امر خلاف عقل (همان، ج۵: ۵۰۸) و خلاف اسلام می‌دانست (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۷). از نظر وی سلطنت پهلوی یک سلطنت تحمیلی بود (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۶: ۶)؛ به‌گونه‌ای که هم در زمان پهلوی پدر و هم در زمان پهلوی پسر، کاملاً اختناق و سرکوب در ایران حاکم بوده است (همان: ۱۶). ازاین‌رو، از طبقات مختلف مردم خواست که برای سقوط سلطنت قیام کنند (همان، ج۵: ۹۳). امام خمینی ظلم‌های اجتماعی و فرهنگی عصر پهلوی، همچون آدم‌کشی‌ها، حبس و |۱۸۵| شکنجه، تحمیل فرهنگ غرب و سلطة بیگانگان را یادآوری می‌کرد. در این میان، به ظلم‌های فرهنگی توجه خاص داشت و خواستار ازبین‌بردن آن بود (همان، ج۲: ۳۴۸).
حضرت امام، در طول مبارزات از ظلم‌های اقتصادی گوناگونی مانند فقر و تبعیض که بر ملت ایران وارد شده بود، نام می‌برد. ایشان از هدردادن بیت‌المال در جشن تولدها، جشن تاجگذاری و جشن دوهزار و پانصد ساله انتقاد می‌کرد. غارت نفت توسط شرکت‌های بین‌المللی نیز مورد توجه امام قرار داشت. ایشان وظیفة همگان را نسبت به این موضوع چنین بیان کرد: «امروز چطور می‌توانیم ساکت بنشینیم و ببینیم عده‌ای حرامخوار و عامل بیگانه، دسترنج صدها میلیون مسلمان را تصاحب کرده‌اند و نمی‌گذارند از حداقل نعمت استفاده کنند. وظیفة علمای اسلام و همة مسلمانان است که به این وضع ظالمانه خاتمه بدهند و در این راه که سعادت صدها میلیون مسلمان است، حکومت‌های ظالمانه را سرنگون کنند و حکومت اسلامی تشکیل دهند» (امام خمینی، ۱۳۷۷: ۲۹).

جمع‌بندی

انقلاب اسلامی به‌لحاظ خاستگاه فکری مبتنی بر اندیشة سیاسی شیعه که در آن حکومت‌هایی که اذن الهی ندارند نامشروع است، دارای مبانی مختلف فقهی است. از جملة این مبانی، امر به معروف و نهی از منکر است که امام خمینی بر اساس فقه اهل‌بیت، نوآوری‌ها و نکات تازه‌ای را در باب امر به معروف و نهی از منکر ارائه داد. بر اساس این نوآوری‌ها، مقابله با منکرات رژیم پهلوی را واجب شمرد.
وجوب نفی سلطة بیگانگان، مبنای دیگری از مبانی فقهی انقلاب اسلامی است. رژیم پهلوی، ایران را در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی به بیگانگان وابسته ساخته بود. امام خمینی با مشاهدة عمق وابستگی، مقابله با منشأ تمامی وابستگی‌ها؛ یعنی سلطنت پهلوی را لازم شمرد.
همچنین وجوب ظلم‌ستیزی، مبنایی دیگر از مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشة امام خمینی است. ایشان ضمن تحریم ظلم، ظلم‌پذیری یا انظلام را نیز حرام دانست و بر همین مبنا، مبارزه با ظلم‌های رژیم پهلوی را واجب شمرد؛ رژیمی که ظلم‌های فاحش آن تمام حیطه‌های زندگی مردم ایران را فراگرفته بود. در نهایت مقابله با اصل |۱۸۶| سلطنت را به‌عنوان ریشة تمامی ظلم‌ها لازم شمرد و به‌کمک مردم موفق گردید نظام شاهنشاهی را سرنگون نموده و حکومت اسلامی تأسیس کند که در نظام فکری امام خمینی جزء جدایی‌ناپذیر دین و دیانت اسلامی به‌حساب می‌آید.

یادداشت

۱. ایها الناس ان رسول الله(ص) قال: «من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاً لعهد الله مخالفاً لسنة رسول الله یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لاقول کان حقاً علی الله ان یدخله مدخله» (صحیفة الحسین(ع): ۲۷۴).

منابع و مآخذ

۱. قرآن کریم.
۲. نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتی،قم، انتشارات امیرالمؤمنین، چ۲، ۱۳۸۶.
۳. آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمة احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، چ۵، ۱۳۷۹.
۴. ابن منظور، محمد، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی چ۱، ۱۴۰۸ق.
۵. ازغندی، علیرضا، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، تهران، سمت، چ۱، ۱۳۸۲.
۶. القیومی، جواد، صحیفة الحسین(ع)، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چ۱، ۱۳۷۴.
۷. امام خمینی، سیدروح‌الله، ولایت فقیه، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۷، ۱۳۷۷.
۸. تحریرالوسیله، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۸۴.
۹. البیع، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۴۲۱ق.
۱۰. صحیفه امام، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۸.
۱۱. المکاسب المحرمه، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ۱، ۱۳۷۴.
۱۲. الرسائل العشره، قم، اسماعیلیان، ۱۳۸۵ق.
۱۳. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، انتشارات دهاقانی، چ۱، ۱۳۷۳.
۱۴. انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، ۱۳۸۱.
۱۵. بیل، جیمز. ا، شیر و عقاب، ترجمة فروزنده برلیان، تهران، فاخته، چ۱، ۱۳۷۱.
۱۶. جعفریان، رسول، سیرة رسول خدا، قم، دلیل ما، چ۴، ۱۳۸۵.
|۱۸۷| ۱۷. حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چ۲، ۱۴۰۴ق.
۱۸. دیبا، فریده، دخترم فرح، ترجمة الهه رئیس‌فیروز، تهران، به‌آفرین، چ۲، ۱۳۸۰.
۱۹. رستمی، فرهاد، پهلوی‌ها، تهران، مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر، چ۳، ۱۳۸۴.
۲۰. روحانی، سیدحمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، بی‌جا، چ۲، ۱۳۶۰.
۲۱. ری‌شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، قم، دارالحدیث، چ۱، ۱۴۲۱ق.
۲۲. زارع، رضا، ارتباط ناشناخته، تهران، مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر، چ۱، ۱۳۸۴.
۲۳. زونیس، ماروین، شکست شاهانه، ترجمة عباس مخبر، تهران، طرح نو، چ۲، ۱۳۷۰.
۲۴. صدیقی، وحیدالزمان، انقلاب اسلامی از نگاه دیگران، ترجمة سیدمجید رویین‌تن، تهران، اطلاعات، چ۱، ۱۳۷۸.
۲۵. صمیمی، مینو، پشت پردة تخت طاووس، ترجمة حسین ابوترابیان، تهران، مؤسسة اطلاعات، چ۹، ۱۳۷۴.
۲۶. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۱ق.
۲۷. عالیخانی، علینقی، خاطرات دکتر علینقی عالیخانی، تهران، نشر آبی، چ۱، ۱۳۸۱.
۲۸. علامه حلی، السرائر، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چ۲، ۱۴۱۲ق.
۲۹. غنی، سیروس، برآمدن رضاخان و نقش انگلیس‌ها، ترجمة حسن کامشاد، تهران، نیلوفر، چ۳، ۱۳۸۵.
۳۰. فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، اطلاعات، چ۳٬۱۳۷۰.
۳۱. فوران، جان، تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمة احمد تدین، تهران، مؤسسة خدمات فرهنگی رسا، چ۲، ۱۳۷۸.
۳۲. فوزی، یحیی، اندیشة سیاسی امام خمینی، قم، معارف، چ۱، ۱۳۸۴.
۳۳. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، چ۱، ۱۴۱۱ق.
۳۴. محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی، زمینه‌ها و پیامدها، قم، معارف، چ۱، ۱۳۸۰.
۳۵. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ۳۲، ۱۳۸۵.
۳۶. منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة، قم، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، چ۲، ۱۴۰۹ق.
۳۷. مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، بی‌جا، بی‌نا، ۱۳۶۸.
۳۸. مهران، ج.ا، اسناد فراماسونری در ایران، تهران، مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، چ۱، ۱۳۸۰.
۳۹. نجاتی، غلامرضا، تاریخ بیست و پنج سالة ایران، تهران، مؤسسة خدمات فرهنگی رسا، چ۶، ۱۳۷۵.
|۱۸۸| ۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ۷، ۱۹۸۱م.
۴۱. نقوی حسینی، سیدحسین، انقلاب اسلامی در تئوری و عمل، قم، انتشارات علمی - فرهنگی صاحب الزمان، چ۱، ۱۳۸۰.
۴۲. نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، دار احیاء التراث العربی، چ۱، ۱۴۰۸ق.
۴۳. ورعی، سیدجواد، حقوق و وظایف شهروندان و دولتمردان، قم، دبیرخانة مجلس خبرگان، چ۱، ۱۳۸۱.
۴۴. هویدا، فریدون، سقوط شاه تهران، انتشارات اطلاعات، چ۲، ۱۳۶۵.

پانویس

منبع: خبرگزاری فارس - تاریخ برداشت: 1395/3/29