رساله زکات مال: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «رساله زکات مال http://download.ghbook.ir/downloads/pdf/2000/10676-fa-resaleh%20zakat%20mal.pdf مشخصات کتاب نام ک...» ایجاد کرد) |
(اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | رساله زکات مال | + | <div class="head1">رساله زکات مال</div> |
| − | http://download.ghbook.ir/downloads/pdf/2000/10676-fa-resaleh%20zakat%20mal.pdf | + | {{جعبه اطلاعات |
| + | |نام =رساله زکات مال | ||
| + | |عنوان = مشخصات کتاب | ||
| + | |تصویر =[[Image:??????|200px]] | ||
| + | |سبک سرآیند = background:#ccf; | ||
| + | |سبک برچسب = background:#ddf; | ||
| + | |سبک عنوان= background: #CCF;padding: 7px;border-top-left-radius: 20px;border-top-right-radius: 20px;border: 1px solid #aaa;border-bottom: none; | ||
| + | |سرآیند۱ = | ||
| + | |برچسب۲ =نویسنده | ||
| + | |داده۲ =مرتضی بن محمد امین انصاری دزفولی، محقق و مصحح: محمد یوسف استرآبادی | ||
| + | |برچسب۳ =زبان | ||
| + | |داده۳ = فارسی | ||
| + | |برچسب۴ =ناشر | ||
| + | |داده۴ = | ||
| + | |برچسب۵ =محل انتشارات | ||
| + | |داده۵ = قم | ||
| + | |برچسب۶ = تاریخ نشر | ||
| + | |داده۶ =۱۲۷۰ ه. ق | ||
| + | |برچسب۷ = قطع | ||
| + | |داده۷ = وزیری | ||
| + | |برچسب۸ = شابک | ||
| + | |داده۸ = | ||
| + | |برچسب۹ = دانلود | ||
| + | |داده۹ =[http://download.ghbook.ir/downloads/pdf/2000/10676-fa-resaleh%20zakat%20mal.pdf PDF] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ملاحظات: این کتاب همراه با سه رساله دیگر" صیغ العقود و الإیقاعات، رضاعیه و زکات فطره" در یک جلد چاپ شده است | ||
| − | |||
| − | |||
[مقدمه] | [مقدمه] | ||
| + | |||
رسالۀ زکات مال | رسالۀ زکات مال | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۱ |
| − | تصویر صفحه اول رساله زکات مال، چاپ شده به تاریخ | + | تصویر صفحه اول رساله زکات مال، چاپ شده به تاریخ ۱۲۷۰ ه. ق. |
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۲ |
| − | تصویر صفحه آخر رساله زکات مال، چاپ شده به تاریخ | + | تصویر صفحه آخر رساله زکات مال، چاپ شده به تاریخ ۱۲۷۰ ه. ق. |
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۳ |
فی الزکاة المالیّة بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ | فی الزکاة المالیّة بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ | ||
بدان که اجناس زکوی، یعنی مالی که زکات به آن تعلق میگیرد نه چیز است. | بدان که اجناس زکوی، یعنی مالی که زکات به آن تعلق میگیرد نه چیز است. | ||
| سطر ۲۱: | سطر ۴۷: | ||
و هر مدی دو رطل و ربع عراقی است، و یک رطل و نیم مدنی. | و هر مدی دو رطل و ربع عراقی است، و یک رطل و نیم مدنی. | ||
و هر رطل عراقی صد و سی درهم، یعنی نود و یک مثقال شرعی میباشد. | و هر رطل عراقی صد و سی درهم، یعنی نود و یک مثقال شرعی میباشد. | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۴ |
و هر درهمی نصف مثقال شرعی و خمس آن است، که نیم مثقال صیرفی و ربع عشر آن است. | و هر درهمی نصف مثقال شرعی و خمس آن است، که نیم مثقال صیرفی و ربع عشر آن است. | ||
و مثقال شرعی سه ربع مثقال صیرفی است، که هجده نخود باشد. | و مثقال شرعی سه ربع مثقال صیرفی است، که هجده نخود باشد. | ||
| سطر ۳۲: | سطر ۵۸: | ||
و من تبریز چهل سیر است، و هر سیری شانزده مثقال صیرفی است. | و من تبریز چهل سیر است، و هر سیری شانزده مثقال صیرفی است. | ||
بعد از بلوغ به حدّ نصاب مذکور، واجب است اخراج عشر از هر یک از غلات مزبوره در بلادی که آب خوردن زراعت موقوف بر چرخ چاه و مانند آن نباشد، و اگر به ندرت گاهی به دلو و چرخ چاه و امثال آن آب خورد به نحوی که عرفا صدق کند سقی آن زراعت به سیح، اگر چه | بعد از بلوغ به حدّ نصاب مذکور، واجب است اخراج عشر از هر یک از غلات مزبوره در بلادی که آب خوردن زراعت موقوف بر چرخ چاه و مانند آن نباشد، و اگر به ندرت گاهی به دلو و چرخ چاه و امثال آن آب خورد به نحوی که عرفا صدق کند سقی آن زراعت به سیح، اگر چه | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۵ |
به حفر نهر و قنات بوده باشد ضرر ندارد. | به حفر نهر و قنات بوده باشد ضرر ندارد. | ||
و اگر زراعتی آب خوردن آن محتاج باشد به چرخ و مانند آن، مثل زراعتی که به آب چاه عمل میآید یا به آب نهری که باید از چرخ کشید، نصف عشر لازم است داده شود، اگر چه گاهی به ندرت آن زراعت به آب باران و نحو آن آب خورده شود، به نحوی که صدق اسم سقی به آب چاه و دلو مثلا باقی بماند. | و اگر زراعتی آب خوردن آن محتاج باشد به چرخ و مانند آن، مثل زراعتی که به آب چاه عمل میآید یا به آب نهری که باید از چرخ کشید، نصف عشر لازم است داده شود، اگر چه گاهی به ندرت آن زراعت به آب باران و نحو آن آب خورده شود، به نحوی که صدق اسم سقی به آب چاه و دلو مثلا باقی بماند. | ||
| سطر ۳۹: | سطر ۶۵: | ||
و اگر شک واقع شود در صدق در بعضی از موضوعات، احوط رعایت اخراج قدر اکثر است در زکات. | و اگر شک واقع شود در صدق در بعضی از موضوعات، احوط رعایت اخراج قدر اکثر است در زکات. | ||
و وقت تعلّق وجوب زکات در گندم و جو صدق: اسم است، و آن حاصل میشود به بستن دانه، و در خرما به سرخ شدن و زرد شدن و بسر شدن، و در مویز به غوره شدن، پس ضامن است مالک حصه فقیر را اگر تصرف نماید در وقت بسریّت و خلال شدن یا رطب بودن خرما و غوره یا انگور بودن، پس اگر بخواهد در وقت غوره و رطب بودن بچیند واجب است بر او در این صورت اداء و اخراج زکات به همین حالت، و لازم است بر ساعی و جمعکننده زکات قبول آن. | و وقت تعلّق وجوب زکات در گندم و جو صدق: اسم است، و آن حاصل میشود به بستن دانه، و در خرما به سرخ شدن و زرد شدن و بسر شدن، و در مویز به غوره شدن، پس ضامن است مالک حصه فقیر را اگر تصرف نماید در وقت بسریّت و خلال شدن یا رطب بودن خرما و غوره یا انگور بودن، پس اگر بخواهد در وقت غوره و رطب بودن بچیند واجب است بر او در این صورت اداء و اخراج زکات به همین حالت، و لازم است بر ساعی و جمعکننده زکات قبول آن. | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۶ |
و اما اگر مالک قبل از خشک شدن بنای چیدن نداشته باشد و ساعی زکات مطالبۀ زکات را از او نماید قبل از یبوست بعد از خرص و تخمین، واجب نیست بر مالک اجابت، و اگر مالک خود در مقام بذل برآید پیش از خشک شدن، واجب است بر ساعی قبول بنابر اقوی. | و اما اگر مالک قبل از خشک شدن بنای چیدن نداشته باشد و ساعی زکات مطالبۀ زکات را از او نماید قبل از یبوست بعد از خرص و تخمین، واجب نیست بر مالک اجابت، و اگر مالک خود در مقام بذل برآید پیش از خشک شدن، واجب است بر ساعی قبول بنابر اقوی. | ||
پس اگر مالک تأخیر بیندازد دادن زکات را در گندم و جو از پاک شدن، و در انگور و رطب از مویز و خرما شدن، بیعذر ضامن است، و تأخیر تا به تصفیۀ دانه و خشک شدن مویز و خرما جایز است بدون ضمان، و زکات تعلق به عین مال زکوی میگیرد نه به قیمت، اگر چه جائز است اخراج و دادن زکات از قیمت. | پس اگر مالک تأخیر بیندازد دادن زکات را در گندم و جو از پاک شدن، و در انگور و رطب از مویز و خرما شدن، بیعذر ضامن است، و تأخیر تا به تصفیۀ دانه و خشک شدن مویز و خرما جایز است بدون ضمان، و زکات تعلق به عین مال زکوی میگیرد نه به قیمت، اگر چه جائز است اخراج و دادن زکات از قیمت. | ||
| سطر ۴۶: | سطر ۷۲: | ||
و احوط اعتبار نصاب است قبل از وضع جمیع مؤن و اخراجات زراعت چه اخراجات پیش از تعلّق وجوب بوده باشد و چه اخراجات بعد از تعلّق. | و احوط اعتبار نصاب است قبل از وضع جمیع مؤن و اخراجات زراعت چه اخراجات پیش از تعلّق وجوب بوده باشد و چه اخراجات بعد از تعلّق. | ||
بلکه احوط این است که مالی را که سلاطین میگیرند به اسم خراج اگر چه شیعه باشند، خصوصا از اراضی غیر خراجیّه، آن را نیز اخراج و وضع ننمایند در اعتبار نصاب، پس قبل از وضع اخراجات اعتبار نصاب نمایند اگر به حد نصاب است آن وقت اخراجات را بیرون کرده هر قدر | بلکه احوط این است که مالی را که سلاطین میگیرند به اسم خراج اگر چه شیعه باشند، خصوصا از اراضی غیر خراجیّه، آن را نیز اخراج و وضع ننمایند در اعتبار نصاب، پس قبل از وضع اخراجات اعتبار نصاب نمایند اگر به حد نصاب است آن وقت اخراجات را بیرون کرده هر قدر | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۷ |
باقی بماند زکات آن قدر را بدهند، اگر چه قلیلی باقی بماند بعد از وضع مخارج. | باقی بماند زکات آن قدر را بدهند، اگر چه قلیلی باقی بماند بعد از وضع مخارج. | ||
و اما نصاب طلا و نقره: | و اما نصاب طلا و نقره: | ||
| سطر ۶۱: | سطر ۸۷: | ||
و باید اخراج شود از نصاب دوّم نقره نیم مثقال صیرفی و ربع عشر آن. | و باید اخراج شود از نصاب دوّم نقره نیم مثقال صیرفی و ربع عشر آن. | ||
و ضابطۀ کلّی بعد از رسیدن هر یک از طلا و نقره به نصاب،- چه به نصاب اول هر یک باشد، و چه به نصاب دوّم- در اخراج زکات این است که از قرار چهل و یک باید بشود، اگر چه به این قاعده گاهی اتفاق میافتد که چیز قلیلی زیادتر داده میشود، و لکن أمر در آن سهل است. | و ضابطۀ کلّی بعد از رسیدن هر یک از طلا و نقره به نصاب،- چه به نصاب اول هر یک باشد، و چه به نصاب دوّم- در اخراج زکات این است که از قرار چهل و یک باید بشود، اگر چه به این قاعده گاهی اتفاق میافتد که چیز قلیلی زیادتر داده میشود، و لکن أمر در آن سهل است. | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۸ |
و شرط است در وجوب زکات در هر یک از طلا و نقره، علاوه بر مالک بودن نصاب مذکور را بعد از بلوغ و عقل و آزادی و ممکن التصرف بودن، آنکه یک سال تمام بر آن بگذرد، و متحقق میشود سال به داخل شدن ماه دوازدهم، لکن وجوب زکات به مجرّد دخول ماه دوازدهم مستقر نمیشود بلکه متزلزل است تا تمام شدن آن و دخول ماه سیزدهم بنابر اقوی، اگر چه احوط استقرار و عدم تزلزل است به دخول ماه دوازدهم. | و شرط است در وجوب زکات در هر یک از طلا و نقره، علاوه بر مالک بودن نصاب مذکور را بعد از بلوغ و عقل و آزادی و ممکن التصرف بودن، آنکه یک سال تمام بر آن بگذرد، و متحقق میشود سال به داخل شدن ماه دوازدهم، لکن وجوب زکات به مجرّد دخول ماه دوازدهم مستقر نمیشود بلکه متزلزل است تا تمام شدن آن و دخول ماه سیزدهم بنابر اقوی، اگر چه احوط استقرار و عدم تزلزل است به دخول ماه دوازدهم. | ||
پس بنابر اقوی ماه دوازدهم از سال اول محسوب است نه از سال دوّم، و اگر در تمام سال نصاب مستمر باقی نماند واجب نمیشود. | پس بنابر اقوی ماه دوازدهم از سال اول محسوب است نه از سال دوّم، و اگر در تمام سال نصاب مستمر باقی نماند واجب نمیشود. | ||
| سطر ۷۲: | سطر ۹۸: | ||
و دیگر واجب نمیشود چیزی مگر اینکه برسد به نصاب دوّم: که آن نیز پنج شتر است، پس همینکه رسید به پنج دوّم نیز واجب است دادن یک گوسفند از برای این پنج شتر دوّم که با پنج شتر اول ده عدد میشود. | و دیگر واجب نمیشود چیزی مگر اینکه برسد به نصاب دوّم: که آن نیز پنج شتر است، پس همینکه رسید به پنج دوّم نیز واجب است دادن یک گوسفند از برای این پنج شتر دوّم که با پنج شتر اول ده عدد میشود. | ||
پس اگر نه عدد بشود شتر، همان یک گوسفند برای پنج شتر اول لازم است دادن و در چهار شتر دیگر عفو است، چیزی لازم نیست دادن، و هکذا در هر یک از این پنج نصاب. | پس اگر نه عدد بشود شتر، همان یک گوسفند برای پنج شتر اول لازم است دادن و در چهار شتر دیگر عفو است، چیزی لازم نیست دادن، و هکذا در هر یک از این پنج نصاب. | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۳۹ |
نصاب ششم: بیست و شش شتر است، | نصاب ششم: بیست و شش شتر است، | ||
و در آن واجب است که یک شتر ماده که یک سال تمام بر او گذشته باشد و داخل در سال دوّم شده باشد بدهد. | و در آن واجب است که یک شتر ماده که یک سال تمام بر او گذشته باشد و داخل در سال دوّم شده باشد بدهد. | ||
| سطر ۹۴: | سطر ۱۲۰: | ||
اول: سی گاو است، | اول: سی گاو است، | ||
یعنی همین که گاو به سی عدد رسید، یک رأس | یعنی همین که گاو به سی عدد رسید، یک رأس | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۴۰ |
گاو یک سالۀ که داخل در سال دوّم شده باشد واجب است دادن، چه نر باشد و چه ماده. | گاو یک سالۀ که داخل در سال دوّم شده باشد واجب است دادن، چه نر باشد و چه ماده. | ||
نصاب دوّم: چهل است، | نصاب دوّم: چهل است، | ||
| سطر ۱۱۲: | سطر ۱۳۸: | ||
نصاب چهارم: سیصد و یک است، | نصاب چهارم: سیصد و یک است، | ||
و در آن چهار گوسفند موصوف | و در آن چهار گوسفند موصوف | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۴۱ |
واجب است دادن. | واجب است دادن. | ||
نصاب پنجم: چهار صد است، | نصاب پنجم: چهار صد است، | ||
| سطر ۱۲۳: | سطر ۱۴۹: | ||
و الحمد للّه أولا و آخرا و ظاهرا و باطنا و صلّی اللّه علی محمّد و آله و لعنة اللّه علی أعدائهم أجمعین. | و الحمد للّه أولا و آخرا و ظاهرا و باطنا و صلّی اللّه علی محمّد و آله و لعنة اللّه علی أعدائهم أجمعین. | ||
و المسئول من إخوانی المؤمنین أن لا ینسونی من الدعاء. | و المسئول من إخوانی المؤمنین أن لا ینسونی من الدعاء. | ||
| − | رساله زکات مال، ص: | + | رساله زکات مال، ص: ۲۴۲ |
حررّه بعون اللّه سبحانه و توفیقه تعالی مؤلف هذا المختصر توضیحا و تسهیلا للعالمین مع توزع البال و تشتت الحواس و الأحوال و نهایة الاستعجال، بیده الفانیة، افقر العباد إلی ربّه الهادی محمد یوسف الاسترآبادی عفی اللّه عنه و عن والدیه بمحمّد و آله الطیبین الطاهرین. | حررّه بعون اللّه سبحانه و توفیقه تعالی مؤلف هذا المختصر توضیحا و تسهیلا للعالمین مع توزع البال و تشتت الحواس و الأحوال و نهایة الاستعجال، بیده الفانیة، افقر العباد إلی ربّه الهادی محمد یوسف الاسترآبادی عفی اللّه عنه و عن والدیه بمحمّد و آله الطیبین الطاهرین. | ||
________________________________________ | ________________________________________ | ||
دزفولی، مرتضی بن محمد امین انصاری، رساله زکات مال، در یک جلد، قم - ایران، اول، ه ق | دزفولی، مرتضی بن محمد امین انصاری، رساله زکات مال، در یک جلد، قم - ایران، اول، ه ق | ||
| + | == پانویس == | ||
| + | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| + | <div class="hold"> | ||
| + | <div class="return">بازگشت به [[کتب معروف اقتصادی]] </div> | ||
| + | </div> | ||
نسخهٔ ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۱
| 200px | |
| نویسنده | مرتضی بن محمد امین انصاری دزفولی، محقق و مصحح: محمد یوسف استرآبادی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۲۷۰ ه. ق |
| قطع | وزیری |
| دانلود | |
ملاحظات: این کتاب همراه با سه رساله دیگر" صیغ العقود و الإیقاعات، رضاعیه و زکات فطره" در یک جلد چاپ شده است
[مقدمه]
رسالۀ زکات مال رساله زکات مال، ص: ۲۳۱ تصویر صفحه اول رساله زکات مال، چاپ شده به تاریخ ۱۲۷۰ ه. ق. رساله زکات مال، ص: ۲۳۲ تصویر صفحه آخر رساله زکات مال، چاپ شده به تاریخ ۱۲۷۰ ه. ق. رساله زکات مال، ص: ۲۳۳ فی الزکاة المالیّة بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ بدان که اجناس زکوی، یعنی مالی که زکات به آن تعلق میگیرد نه چیز است. اول طلا، دوم نقره، سوم گوسفند، چهارم شتر، پنجم گاو، ششم گندم هفتم جو، هشتم مویز، نهم خرما. و از برای هر یک نصابی است در شرع به تفصیلی که خواهد آمد، پس زکات در هر یک از این نه چیز واجب میشود به شرط آنکه به نصاب برسد و مادامیکه به نصاب نرسد اگر چه به چیز قلیلی باشد در غلات زکات واجب نمیشود، چنانچه در غلات اربعه اگر بعد از نصاب چیزی زیاد بیاید و لو قلیلا در آن زائد قلیل هم زکات واجب است. نصاب غلات اربعة: و نصاب هر یک از غلات اربعه مذکور پنج وسق است. و هر وسقی شصت صاع است. و هر صاعی چهار مدّ است. و هر مدی دو رطل و ربع عراقی است، و یک رطل و نیم مدنی. و هر رطل عراقی صد و سی درهم، یعنی نود و یک مثقال شرعی میباشد. رساله زکات مال، ص: ۲۳۴ و هر درهمی نصف مثقال شرعی و خمس آن است، که نیم مثقال صیرفی و ربع عشر آن است. و مثقال شرعی سه ربع مثقال صیرفی است، که هجده نخود باشد. و مثقال صیرفی یک مثقال و ثلث شرعی است که بیست و چهار نخود باشد. پس معلوم شد که هر صاعی نه رطل عراقی است، و شش رطل مدنی است. پس نصاب دو هزار و هفتصد رطل عراقی است، و هزار و هشتصد رطل مدنی است. پس از آنچه ذکر شد معلوم گردید که نصاب هر یک از غلات اربع سیصد صاع است، و هر صاعی یک هزار و صد و هفتاد درهم است، که هشتصد و نوزده مثقال شرعی و ششصد و چهارده مثقال و ربع صیرفی است. پس مجموع نصاب صد و هشتاد و چهار هزار و دویست و هفتاد و پنج مثقال صیرفی میباشد. و به حساب من تبریزی «ششصد و چهل مثقال صیرفی»، که الآن در بلاد محروسه متداول و متعارف است، دویست و هشتاد و هشت من تبریز الّا چهل و پنج مثقال صیرفی، نصاب هر یک میباشد. و من تبریز چهل سیر است، و هر سیری شانزده مثقال صیرفی است. بعد از بلوغ به حدّ نصاب مذکور، واجب است اخراج عشر از هر یک از غلات مزبوره در بلادی که آب خوردن زراعت موقوف بر چرخ چاه و مانند آن نباشد، و اگر به ندرت گاهی به دلو و چرخ چاه و امثال آن آب خورد به نحوی که عرفا صدق کند سقی آن زراعت به سیح، اگر چه رساله زکات مال، ص: ۲۳۵ به حفر نهر و قنات بوده باشد ضرر ندارد. و اگر زراعتی آب خوردن آن محتاج باشد به چرخ و مانند آن، مثل زراعتی که به آب چاه عمل میآید یا به آب نهری که باید از چرخ کشید، نصف عشر لازم است داده شود، اگر چه گاهی به ندرت آن زراعت به آب باران و نحو آن آب خورده شود، به نحوی که صدق اسم سقی به آب چاه و دلو مثلا باقی بماند. پس اعتباری ندارد باران معتادی که میبارد در ایام سال در زراعاتی که سقی آنها به دلو و نحو آن باشد. بلی اگر متساوی بوده باشد هر دو أمر به نحوی که صدق مزبور و خلاف آن هیچ یک متحقق نشود، بلکه عرفا صدق کند سقی زراعت به هر دو هم به سیح و هم به غیر آن، در این صورت باید از نصف آن زراعت اخراج عشر نمود و از نصف دیگر آن زراعت باید اخراج نصف عشر نمود، و به عبارت اخری از مجموع چنین زراعت سه ربع عشر باید زکات اخراج شود. و اگر شک واقع شود در صدق در بعضی از موضوعات، احوط رعایت اخراج قدر اکثر است در زکات. و وقت تعلّق وجوب زکات در گندم و جو صدق: اسم است، و آن حاصل میشود به بستن دانه، و در خرما به سرخ شدن و زرد شدن و بسر شدن، و در مویز به غوره شدن، پس ضامن است مالک حصه فقیر را اگر تصرف نماید در وقت بسریّت و خلال شدن یا رطب بودن خرما و غوره یا انگور بودن، پس اگر بخواهد در وقت غوره و رطب بودن بچیند واجب است بر او در این صورت اداء و اخراج زکات به همین حالت، و لازم است بر ساعی و جمعکننده زکات قبول آن. رساله زکات مال، ص: ۲۳۶ و اما اگر مالک قبل از خشک شدن بنای چیدن نداشته باشد و ساعی زکات مطالبۀ زکات را از او نماید قبل از یبوست بعد از خرص و تخمین، واجب نیست بر مالک اجابت، و اگر مالک خود در مقام بذل برآید پیش از خشک شدن، واجب است بر ساعی قبول بنابر اقوی. پس اگر مالک تأخیر بیندازد دادن زکات را در گندم و جو از پاک شدن، و در انگور و رطب از مویز و خرما شدن، بیعذر ضامن است، و تأخیر تا به تصفیۀ دانه و خشک شدن مویز و خرما جایز است بدون ضمان، و زکات تعلق به عین مال زکوی میگیرد نه به قیمت، اگر چه جائز است اخراج و دادن زکات از قیمت. و اگر مالک بعد از تعلق زکات بمیرد باید بیرون کرد زکات را از اصل مال، و اگر دین میّت زاید بر اصل ترکه باشد حق زکات مقدم است بر دین. و شرط است در هر یک از غلات اربعه که مالک آنها را پیش از وقت وجوب مالک شده باشد، چه به زراعت یا غرس یا مساقات، و چه بیع یا هبه یا صلح یا مهر یا نحو آن، پس اگر منتقل شود بعد از تعلق وجوب زکات واجب است بر ناقل دادن زکات. و احوط اعتبار نصاب است قبل از وضع جمیع مؤن و اخراجات زراعت چه اخراجات پیش از تعلّق وجوب بوده باشد و چه اخراجات بعد از تعلّق. بلکه احوط این است که مالی را که سلاطین میگیرند به اسم خراج اگر چه شیعه باشند، خصوصا از اراضی غیر خراجیّه، آن را نیز اخراج و وضع ننمایند در اعتبار نصاب، پس قبل از وضع اخراجات اعتبار نصاب نمایند اگر به حد نصاب است آن وقت اخراجات را بیرون کرده هر قدر رساله زکات مال، ص: ۲۳۷ باقی بماند زکات آن قدر را بدهند، اگر چه قلیلی باقی بماند بعد از وضع مخارج. و اما نصاب طلا و نقره: پس از برای هر یک دو نصاب است: نصاب اول طلا: پانزده مثقال صیرفی است، پس باید در این وقت اخراج نماید ربع مثقال صیرفی و ثمن آن از پانزده مثقال. نصاب دوّم: سه مثقال صیرفی است: پس در این وقت باید عشر مثقال شرعی اخراج شود. و اما نصاب اول نقره: دویست درهم است، و آن صد و پنجاه مثقال صیرفی است، و از این نصاب باید اخراج شود دو مثقال صیرفی و پنج ثمن آن. و نصاب دوّم نقره: چهل درهم است، که بیست و یک مثقال صیرفی باشد. و نصاب دوّم معتبر است بعد از نصاب اول، چه در طلا و چه در نقره به هر جا که برسد، به این معنی که مادامیکه مال به نصاب اول نرسد یا در میان دو نصاب باشد زکات واجب نیست، پس اگر بعد از رسیدن به نصاب اول اخراج زکات شد و بعد زیاد شد لکن هنوز به نصاب دوّم نرسید، چیزی واجب نیست بلکه عفو است. و باید اخراج شود از نصاب دوّم نقره نیم مثقال صیرفی و ربع عشر آن. و ضابطۀ کلّی بعد از رسیدن هر یک از طلا و نقره به نصاب،- چه به نصاب اول هر یک باشد، و چه به نصاب دوّم- در اخراج زکات این است که از قرار چهل و یک باید بشود، اگر چه به این قاعده گاهی اتفاق میافتد که چیز قلیلی زیادتر داده میشود، و لکن أمر در آن سهل است. رساله زکات مال، ص: ۲۳۸ و شرط است در وجوب زکات در هر یک از طلا و نقره، علاوه بر مالک بودن نصاب مذکور را بعد از بلوغ و عقل و آزادی و ممکن التصرف بودن، آنکه یک سال تمام بر آن بگذرد، و متحقق میشود سال به داخل شدن ماه دوازدهم، لکن وجوب زکات به مجرّد دخول ماه دوازدهم مستقر نمیشود بلکه متزلزل است تا تمام شدن آن و دخول ماه سیزدهم بنابر اقوی، اگر چه احوط استقرار و عدم تزلزل است به دخول ماه دوازدهم. پس بنابر اقوی ماه دوازدهم از سال اول محسوب است نه از سال دوّم، و اگر در تمام سال نصاب مستمر باقی نماند واجب نمیشود. و نیز شرط است که هر یک از طلا و نقره مسکوک باشد به سکۀ معامله، چه سکۀ اسلام باشد یا نه، و چه سکۀ قدیمه باشد یا جدیده، رایج باشد در معامله یا نه، خلیط باشد یا صافی. و امّا در زکات شتر: اشاره پس از برای آن دوازده نصاب است: نصاب اول تا نصاب پنجم: هر یک پنج شتر است، و در هر نصابی از این پنج نصاب یک گوسفند باید بدهد، پس مادامیکه شتر به پنج نرسیده چیزی واجب نیست و همین که به پنج رسید یک گوسفند زکات آن است که واجب است دادن آن. و دیگر واجب نمیشود چیزی مگر اینکه برسد به نصاب دوّم: که آن نیز پنج شتر است، پس همینکه رسید به پنج دوّم نیز واجب است دادن یک گوسفند از برای این پنج شتر دوّم که با پنج شتر اول ده عدد میشود. پس اگر نه عدد بشود شتر، همان یک گوسفند برای پنج شتر اول لازم است دادن و در چهار شتر دیگر عفو است، چیزی لازم نیست دادن، و هکذا در هر یک از این پنج نصاب. رساله زکات مال، ص: ۲۳۹ نصاب ششم: بیست و شش شتر است، و در آن واجب است که یک شتر ماده که یک سال تمام بر او گذشته باشد و داخل در سال دوّم شده باشد بدهد. نصاب هفتم: سی و شش شتر است، و در آن واجب است دادن یک شتر مادۀ دو سال تمام که داخل در سال سوّم شده باشد. نصاب هشتم: چهل و شش شتر است، در آن واجب است دادن یک شتر مادۀ سه سال که داخل در سال چهارم شده باشد. نصاب نهم: شصت و یک شتر است، و در آن واجب است دادن یک شتر مادۀ چهارساله که داخل در سال پنج شده باشد. نصاب دهم: هفتاد و شش است، و در آن واجب است دادن دو شتر ماده که هر یک دو سالۀ که داخل در سال سوّم شده باشد. نصاب یازدهم: نود و یک است، و در آن واجب است دادن دو شتر مادۀ که هر یک سهساله که داخل در سال چهارم شده باشد. نصاب دوازدهم: صد و بیست و یک شتر است، پس در هر پنجاه شتر واجب است دادن یک شتر مادۀ سه سالۀ که داخل شده باشد در سال چهارم، و در هر چهل شتر واجب است دادن یک شتر ماده که تمام کرده باشد سال دوّم را و داخل در سال سوّم شده باشد. و آنچه پیش از نصاب اول یا در میان نصابها باقی باشد عفو است، در آن چیزی واجب نیست. و آنچه گفته شد که از شتر داده شود باید ماده باشد نه نر، چنانچه ذکر شد. و اما در زکات گاو: اشاره پس از برای آن دو نصاب است: اول: سی گاو است، یعنی همین که گاو به سی عدد رسید، یک رأس رساله زکات مال، ص: ۲۴۰ گاو یک سالۀ که داخل در سال دوّم شده باشد واجب است دادن، چه نر باشد و چه ماده. نصاب دوّم: چهل است، پس در آن واجب است دادن یک گاو مادۀ دوساله که داخل در سال سوّم شده باشد. و بعد از این نصاب دوّم مخیّر است در اختیار کردن چهل یا سی در جایی که ممکن باشد اعتبار و اختیار هر دو، مثل صد و بیست. پس اگر اختیار نماید در این صورت سی را پس در هر سی گاو یک گاو یک سالۀ پا در دو بدهد چه نر و چه ماده و اگر اختیار نماید چهل را پس در هر چهل گاو یک گاو مادۀ دو سالۀ پا در سه واجب است دادن، و اما اگر ممکن نباشد اعتبار و اجتماع هر دو نصاب پس متعین است اعتبار هر یک از نصابین که ممکن است. و اما در گوسفند: اشاره پنج نصاب است: نصاب اول: چهل گوسفند است، در آن یک گوسفند یکساله که داخل در سال دوّم شده باشد، واجب است دادن آن اگر گوسفند خواسته باشد بدهد، و اگر بز خواسته باشد بدهد واجب است بز دو سالۀ که داخل در سال سوّم شده باشد. و علی ایّ حال، گوسفند و بز بیمار و پیر و عیبدار در زکات مجزی نیست، مگر اینکه همه چنین باشند. نصاب دوّم: صد و بیست و یک گوسفند است، و در آن دو گوسفند موصوف در نصاب اول واجب است دادن. نصاب سوم: دویست و یک است، و در آن سه گوسفند موصوف واجب است دادن. نصاب چهارم: سیصد و یک است، و در آن چهار گوسفند موصوف رساله زکات مال، ص: ۲۴۱ واجب است دادن. نصاب پنجم: چهار صد است، و در آن و در بیشتر از آن هر صد گوسفند، یک گوسفند موصوف واجب است دادن. و شرط است در هر یک از شتر و گاو و گوسفند اینکه یک سال تمام بر آن بگذرد، یعنی نصاب مستمرّ باقی باشد بر ملک مالک در یک سال کامل، چنانچه در طلا و نقره گذشت. [شرائط نصاب] و نیز شرط است که هر یک از شتر و گاو و گوسفند سائمه باشند، یعنی در تمام سال چریده باشند در علف صحرا، نه معلوفه، و مدار هر یک بر صدق اسم است، و متحقق میشود معلوفه بودن به خوردن چیزی که مملوک باشد، چه ملک مالک باشد یا ملک غیر مالک، چه به اذن هر یک باشد یا نه، خواه آن غیر مالک عوض بخواهد یا نه. و اما در اولاد آنها، اعتبار به مادران آنها است در سائمه بودن و معلوفه بودن، و مدار در سال اولاد از حین ولادت و زائیده شدن است. و شرط است در خصوص شتر و گاو- نه گوسفند- اینکه کارکن نیز نباشند، اگر چه سائمه باشند، و فرقی نیست در کار کردن میان زراعت کردن و آبکشی و سواری و آسیا کردن، و همچنین فرقی نیست میان آنکه مالک آنها را بر عمل داشته باشد یا غیر مالک خواه به اذن مالک باشد یا نه، و مدار بر صدق عرفی است در تمام سال که کارکن بنامند آنها را. و الحمد للّه أولا و آخرا و ظاهرا و باطنا و صلّی اللّه علی محمّد و آله و لعنة اللّه علی أعدائهم أجمعین. و المسئول من إخوانی المؤمنین أن لا ینسونی من الدعاء. رساله زکات مال، ص: ۲۴۲ حررّه بعون اللّه سبحانه و توفیقه تعالی مؤلف هذا المختصر توضیحا و تسهیلا للعالمین مع توزع البال و تشتت الحواس و الأحوال و نهایة الاستعجال، بیده الفانیة، افقر العباد إلی ربّه الهادی محمد یوسف الاسترآبادی عفی اللّه عنه و عن والدیه بمحمّد و آله الطیبین الطاهرین. ________________________________________ دزفولی، مرتضی بن محمد امین انصاری، رساله زکات مال، در یک جلد، قم - ایران، اول، ه ق







