آینه رشد ۳۹: تفاوت بین نسخهها
(←دستگاههای دولتی و لزوم مصرف کالای داخلی) |
|||
| سطر ۱۸: | سطر ۱۸: | ||
آیینه رشد / فصلنامه مدیران<br /> | آیینه رشد / فصلنامه مدیران<br /> | ||
دفتر سی و نه / بهار1391<br /> | دفتر سی و نه / بهار1391<br /> | ||
| − | ــــــــــــــــــــــ | + | ــــــــــــــــــــــ<br /> |
صاحب امتیاز: ستاد احیاء [[امر به معروف]] و نهی از منکر<br /> | صاحب امتیاز: ستاد احیاء [[امر به معروف]] و نهی از منکر<br /> | ||
مدیر مسئول: سید احمد زرگر<br /> | مدیر مسئول: سید احمد زرگر<br /> | ||
نسخهٔ ۱۴ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۳۴
عنوان: آینه رشد ۳۹
مجموعهها: نشریات
شناسه کتاب: ۱۲۴
نویسنده: گروه نویسندگان
شابک: ------
تعداد صفحات: ۳۲
نام اپراتور: محمد خلیلی
ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com
زبان: پارسی
رتبه: 0
تصویر: cover
دانلود فایل: دانلود آینه رشد ۳۹
بسم الله الرحمن الرحیم
آیینهرشد
فصلنامه مدیران
دفتر سی و نه
آیینه رشد / فصلنامه مدیران
دفتر سی و نه / بهار1391
ــــــــــــــــــــــ
صاحب امتیاز: ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر
مدیر مسئول: سید احمد زرگر
اعضای تحریریه:
جواد محدثی، محمود مهدی پور، محمود شریفی، سید مجید حسن زاده، عبدالرحیم اباذری، محمد باقر پورامینی
مدیر هنری: علیرضا قراگوزلو
تماس با دفتر تحریریه:
بلوار سمیه، کوچه ۱۲ ، پلاک 355
تلفکس: ۷۷۳۳۹۳۳ ـ 0251
ایمیل: Info@ayineh.com
توزیع تهران: 2561223
قیمت: ۱۲۰۰ تومان
شمارگان: ۳۰۰۰ نسخه
چاپ:بهار1391
محتویات
- ۱ نظارت بر عملکرد
- ۲ مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید
- ۳ نفوذ فساد فلج کننده است
- ۴ کار برای خدا
- ۵ ریشههای سقوط
- ۶ آینههای برابر
- ۷ پدیده شیفتگی به سفرهای خارجی
- ۸ سفرهای خارجی مدیران
- ۹ عرض تبریک انتخابات
- ۱۰ یک سند افتخار در تولید ملی
- ۱۱ تلاش برای مصرف کالای ایرانی
- ۱۲ دولت انگیس و صنعت مونتاژ
- ۱۳ مدیران لایق و تولید ملی
- ۱۴ بریدهها
- ۱۵ شایسته سالاری در گزینش مدیران
- ۱۶ تعطیلات فراوان و انتظار پیشرفت!
- ۱۷ جلسات مدیران و آسیبهای آن
- ۱۸ کلمات قصار
- ۱۹ مدیریت سردار
- ۲۰ امام علی علیه السلام و مدیریت
- ۲۱ پا نویس
نظارت بر عملکرد
حضرت امام رضا علیه السلام:
«کان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله إذا وجّه جیشا فأمّهم أمیر، بعث معه من ثقاته من یتجسّس له خبره ».
حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله هر گاه لشکری به طرفی میفرستاد، فرماندهی برای لشکر معین میکرد، و سپس یکی از افراد مورد اعتماد خود را با او همراه مینمود تا از حالات وی جستجو کرده و اعمال او را در مورد نظر قرار دهد.[۱]
مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید
رهنمودی از امام خمینی
ما باید ببینیم که این ملتی که ماها را به این مقامها رساندهاند، از ما چه میخواهند و ما برای آنها چه بکنیم؛ از ما میخواهند که تمام این ارگانهایی که هستند، تمام این رؤسایی که هستند، از رئیس جمهور گرفته و نخست وزیر و وزرا تا وکلا - عرض میکنم که - وزارتخانهها و هر چه در آنها هست... . اینها در همان طریق اسلامی راه بروند... .
اینها خیال نکنند که ما رئیس حکومت هستیم و ما رأس هستیم و ما وزیر هستیم و ما نخست وزیر هستیم و ما رئیس جمهور هستیم و ما باید هر کاری دلمان بخواهد بکنیم؛ نه، مملکت، اسلامی است؛ نه طاغوتی. مملکت اسلامی را به طاغوت نکشید. من خوف این را دارم که - خدای نخواسته - اگر این امور زیاد انباشته بشود، یک وقت همان مسائلی پیش بیاید که مردم با طاغوت عمل کردند.[۲]
نفوذ فساد فلج کننده است
رهنمودی از رهبر معظم انقلاب
مدیر خوب، مدیری است که هر کاری را به عهده میگیرد، با رعایت اصول اخلاقی صحیح، انجام دهد. در نظام اسلامی، چیزی که به شدّت با آن مقابله میشود، رسوخ فساد است. در نظام اسلامی، با اعتقاد بد و نادرست، اینطور مقابله نمیشود که با عمل غیر صحیح و عمل غیراخلاقی و خدای ناکرده، رسوخ فساد، مبارزه میشود. چیزی که امروز، در دوران بازسازی، مسئولین کشور، همکاران دولت، مدیران درجه دو و سه در دستگاههای دولتی، تا پایینترین ردهها، باید با دقّت مراقب باشند، این است که در این دوران بدانند خطر رسوخ و نفوذ فساد، جدّی و فلج کننده است؛ واقعاً فلج کننده است! در این کار، فساد که نمیگوید من فسادم؛ فرد مفسدی که دیگران را به وادی فساد میکشاند؛ فساد مالی، فساد کاری، قرارهای نامشروع و ناموجّه در زمینههای مسائل کاری، کسی که انسان را تشویق میکند و میلغزاند به این سمت، از اول نمیگوید من آمدم که شما را فاسد کنم؛ اوّل با یک عنوان موجّه، با یک چیز کوچک، وارد میدان میشود. انسان است و آسیبپذیری شدید. انسان، به شدت آسیبپذیر است؛ لذا خیلی باید مراقب بود.[۳]
کار برای خدا
نویسنده:جواد محدثی
گاهی کار خیری انجام میدهی؛ ولی به نام دیگری تمام میشود و تو ناراحت نمیشوی. آن چه تو را آرام میکند، این است که خیری به کسی رسیده است؛ به نام هر که باشد. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی کسی به تو بدی کرده است و تو به جای مقابله به مثل، او را میبخشی یا به او خوبی میکنی و به حساب خدا میگذاری. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی مشکل کسی را حل میکنی و توقع پاداش و تشکری هم نداری؛ انگیزهات، ذخیره سازی عمل صالح برای آخرت است. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی وظیفة اسلامی و انسانی و اداری ات را کامل انجام میدهی و برایت مهم نیست که دیگران بدانند یا بی خبر بمانند؛ مهم خداست که میداند. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی تشنهای؛ ولی آب را به تشنه تر از خودت میدهی؛ خستهای؛ ولی جای خودت را به خسته تر از خودت میدهی؛ نوبت توست؛ ولی نوبتت را به دیگری وامیگذاری. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی پولی، چکی، تراولی، طلایی، کیفی یا وسیلهای قیمتی پیدا میکنی؛ ولی چون مال دیگری است، میگردی تا صاحبش را پیدا کنی و به او بدهی و حتی حاضر نمیشوی جایزه و مژدگانی هم بگیری. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی پیشنهاد رشوه یا مال حرام و درآمد نامشروع میشود و نیاز هم داری؛ ولی چون حرام است، از آن میگذری. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی هزینة درمان کسی را بر عهده میگیری یا برای خانوادة بی بضاعتی، جهیزیة عروس یا اجاره بها یا یخچال و ماشین لباسشویی میدهی و جایی هم منعکس نمیشود و حتی ممکن است خود طرف هم نفهمد؛ تنها تو میدانی و خدایت. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی به کسی که نمیشناسی، سلام میکنی؛ بی آن که انتظار احترام متقابل داشته باشی یا به عیادت مریضی میروی که عیادت کننده ندارد یا مخارج تحصیل دانش آموز یا دانشجوی یتیم و فقیر، اما با استعدادی را تأمین میکنی. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی ملکی، مالی یا ساختمانی را وقف میکنی و آیندگانی هم که تو را نمیبینند و نمیشناسند، از آن بهرهمند میشوند. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی کسی انتظار کار خلاف و غیرقانونی از تو دارد و تو هم میتوانی انجام دهی و کسی هم نفهمد؛ ولی نگران محاسبة آخرتی و به او جواب رد میدهی؛ چون از خدا میترسی. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی در انجام مسئولیتی و پذیرش پستی، دیگری از تو بهتر، تواناتر و مخلصتر است و تو برای انجام کار بهتر، خود را کنار میکشی یا از رقابت، چشم میپوشی یا از داوطلبی، انصراف میدهی یا او را که لایق تر است، به جای خود معرفی میکنی و برای موفقیتش هم از صمیم قلب، دعا میکنی. این، یعنی کار برای خدا.
گاهی بیماری را رایگان ویزیت یا درمان میکنی یا شاگرد ضعیف و مستضعفی را رایگان درس میدهی یا بدهکاری یک مستمند را میبخشی یا در راه ماندهای را رایگان به مقصد میرسانی و یا دفاع از مظلومی را بدون حق الوکاله، بر عهده میگیری. این، یعنی کار برای خدا.
کار برای خدا، هدر نمیرود؛ بلکه در صندوق حساب الهی، بایگانی و ذخیره میشود و روزی که به شدت به آن نیاز داری، تحویلت میدهند. آرامشی که در این گونه کار، نصیب تو میشود، بالاتر از هر پول و اجرتی است.
کار برای خدا، باخت نیست؛ برد است؛
از دست دادن نیست؛ به دست آوردن است؛
ضرر نیست؛ نفع است؛
چون، قیامتی هم در پیش است.
تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
ریشههای سقوط
نویسنده:محمود شریفی
ابوخالد کابلی از یاران خوشنام و نیک سیریت چهارمین امام بود و جایگاه ویژه او ، زمینه آمد وشد فراوانی را برای او با امام فراهم کرده بود . او این سخن را از امام زین العابدین علیه السلام چنین نقل میکند:
گناهانی که نعمتها را تغییر میدهند، عبارتند از:
۱. جور و ستم و تجاوز به جان و مال مردم به هر صورت.
۲. کنار گذاشتن عادت و روش در کارهای خوب.
۳. کنار گذاشتن کارهای نیک.
۴. پوشاندن نعمتها.
۵. ترک سپاسگزاری؛ زیرا خداوند متعال فرمود: «خداوند، وضعیت هیچ قومی را تغییر نمیدهد؛ تا وقتی که خود آنان حالشان را تغییر دهند.[۴]
گناهانی که موجب پشیمانی میشوند نیز عبارتند از:
۱. کشتن کسی که خداوند، کشتن او را حرام کرده است؛ زیرا خداوند فرمود: «ولا تقتلوا النفس التی حرّم الله؛[۵] کسی را که خداوند، ریختن خون او را حرام کرده، نکشید.
۲. رها کردن ارتباط با خویشان؛ تا این که ثروتمند شوند.
۳. رها کردن نماز؛ تا این که وقت آن بگذرد.
۴. ترک وصیت و عدم پرداخت حق مردم.
۵. ندادن زکات؛ تا هنگامی که مرگ فرا رسد و زبان گنگ شود.
گناهانی که موجب فرود آمدن عقاب و کیفر میشوند، اینها هستند: ۱. تجاوز و ستم شخص آگاه و آشنا. ۲. گردن فرازی و مسخره کردن و ریشخند مردم.
گناهانی که باعث میشوند بهرة الهی انسان قطع شود، عبارتند از: ۱. اظهار فقر کردن. ۲. خوابیدن هنگام عشا و هنگام نماز صبح. ۳. کوچک شمردن نعمتها و گله کردن از معبود بزرگ و بزرگوار.
گناهانی که پرده دری میکنند، عبارتند از: ۱. مشروب خواری. ۲. قماربازی. ۳. انجام کارهایی که موجب خندة مردم شوند؛ مانند بیهوده گویی، شوخیهای سبک و بازگو کردن عیبهای مردم و همنشینی با افراد شکاک و بیاعتماد.
گناهانی که باعث نزول بلا میشوند، اینها هستند: ۱. بی توجهی به فریاد مظلوم. ۲. کمک نکردن به ستمدیده ۳. تباه کردن امر به معروف و نهی از منکر.
گناهانی که باعث سلب قدرت و دولت از انسان و رسیدن دشمنان به دولت و حکومت و ثروت میشوند، عبارتند از: ۱. آشکار کردن ستم. ۲. علنی کردن فسق و فجور. ۳. جایز شمردن کارهای حرام و نافرمانی کردن خوبان و اطاعت از اشرار.
گناهانی که انسان را به فنا و نابودی میکشانند، از این قرارند: ۱. قطع رحم. ۲. قسم دروغ خوردن. ۳. دروغگویی. ۴. زنا. ۵. بستن راه مسلمانان. ۶. ادعای امامت ناروا.
گناهانی که امید و امیواری را از بین میبرند، اینها هستند: ۱. ناامیدی از رحمت خداوند. ۲. مأیوس شدن از لطف و مهربانی خداوند. ۳. اطمینان و اعتماد به غیر خدا. ۴. دروغ شمردن وعدههای الهی.
گناهانی که فضای جامعه را تیره و تار میکنند، عبارتند از: ۱. جادوگری. ۲. فال زدن و فال گرفتن. ۳. ایمان و باور به تکذیب تقدیرات الهی. ۴. عاق والدین شدن.
گناهانی که پردهها را پاره میکنند، عبارتند از: قرض گرفتن؛ بدون این که نیت پرداختن باشد. ۲. اسراف و زیاده روی در هزینه کردن در راه باطل. ۳. بخل ورزیدن در خرج برای خانواده و فرزندان و ارحام. ۴. بداخلاقی، کم صبری و ایجاد نگرانی و اضطراب. ۵. کسالت و سبک شمردن دینداران.
گناهانی که باعث رد دعا میشوند، اینها هستند: ۱. نیت بد داشتن. ۲. خباثت باطن. ۳. دورویی با برادران و ترک تصدیق به اجابت. ۴. تأخیر انداختن نمازهای واجب؛ تا وقت آنها بگذرد. ۵. ترک تقرب به درگاه الهی. ۶. ترک نیکی و صدقه. ۷. به کار بردن فحش و ناسزا در گفتار.
گناهانی که باعث قطع باران میشوند، اینها هستند: ۱. ستم حاکمان در قضاوت. ۲. شهادت و گواهی باطل. ۳. کتمان شهادت حق ۴. عدم پرداخت زکات و قرض و انفاق. ۵. قساوت قلب نسبت به فقرا و مساکین. ۶. ستم بر یتیمان و بیوه زنان. ۷. راندن سائل و رد کردن او هنگام شب.[۶]
آینههای برابر
نویسنده:محمد جواد شاه مرادی (آسمان)
ای آینة برابر من
هم کیش من و برادر من
از نور خودت به من بتابان
دستی به زدودنم بر آور
گر نور تو در دلم بتابد
از شوق، نگاه من نخوابد
در جان من انتشار یابد
صد آینة زلال دیگر
ای کاش که بیتفاوتیها
بیرون برود ز خاطر ما
من امر کنم تو را به معروف
تو نهی کنی مرا ز منکر
پدیده شیفتگی به سفرهای خارجی
نویسنده:سید مجید حسن زاده
چرا برخی مسئولان سیاسی و اقتصادی، شیفتة سفرهای خارجیاند؟
چرا برخی مسئولان و مدیران نسبت به کشورهای غربی گرفتار دوگانگی در رفتار، گفتار و مواضع هستند.
چرا با وجود مواضع روشن و صریح امام خمینی و مقام معظم رهبری دربارة کشورهای استعمارگر و معاند با نظام اسلامی ما، برخی مدیران و مسئولان، قادر به موضع گیری شفاف و صریح دربارة آمریکا و کشورهای اروپایی نیستند؟
بدون شک، یکی از بزرگترین آفتها و زیانهای هر کشور، فرار برخی مدیران و مسئولان آن به خارج از کشور و پناهنده شدن آنان است؛ موضوعی که معمولاً در کشورهای جهان سومی اتفاق میافتد.
مسئولان و سیاستگذاران نظام اسلامی ما باید بدانند که مدیران و مسئولانی که فرزندان و خانوادههای آنان مقیم کشورهای غربیاند، هرگز نمیتوانند در مقابل این کشورها از حقوق و منافع نظام اسلامی ما دفاع کنند؛ زیرا آنان به خانواده و فرزندان خود تعلق خاطر دارند و طبیعی است که قادر به موضع گیری صریح و شفاف در برابر این کشورها - حتی در صورت دشمنی آن کشورها با نظام ما - نیستند.
مدیران و مسئولانی که سرمایه، مال و املاک در کشورهای بیگانه دارند، هرگز نخواهند توانست حافظ منافع نظام اسلامی ما در تقابل با این کشورها باشند.
مدیران و مسئولانی که تعطیلات خویش را در کشورهای اروپایی و آمریکایی سپری میکنند، هرگز حاضر به قطع رابطه با این کشورها نمیباشند و در صورت مقابله و دشمنی این کشورها با نظام اسلامی ما، با سهل انگاری و مسامحه از اتخاذ مواضع اصولی و مکتبی خودداری میکنند.
مدیران و مسئولانی که تابعیت کشورهای معاند و دشمن نظام ما را پذیرفتهاند، هرگز دل در گرو منافع و مصالح و اهداف و آرمانهای نظام اسلامی ندارند و تمام همت و تلاش آنان، حفظ منافع شخصی و خانوادگیشان است. در کشور ما نیز موضوع فرار مدیران و پناهندگی آنان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون کم و بیش اتفاق افتاده است و افرادی از مدیران و مسئولان - هرچند در ردههای پایین - به کشورهای بیگانه و مخالف نظام اسلامی ما پناهنده شدهاند. آخرین مورد از جریان پناهندگی به کشورهای بیگانه، پناهنده شدن خاوری، رئیس بانک ملی به کانادا، پس از آشکار شدن تخلفات و سوء استفادههای میلیاردی وی بوده است. خاوری در طی سالهای قبل از پناهندگی، تابعیت دولت کانادا را اخذ کرده و اموال و داراییهای مشروع و نامشروع خویش را به آن جا منتقل کرده و زن و فرزندان خود را به آن جا فرستاده بود؛ به طوری که وی تابع دولت کانادا و شهروند آن کشور شمرده میشود و جلب وی برای رسیدگی به تخلفات و سوء استفادههای مالی وی، عملاً امکانپذیر نیست.
چرا مسئولان و سیاست گذاران ما پس از گذشت سی و چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی و کسب تجربههای مدیریتی و کشورداری، هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که آنان که تابعیت کشورهای بیگانه را پذیرفتهاند، آنان که زن و فرزندانشان مقیم کشورهای بیگانهاند، آنان که اموال و داراییهایشان را به خارج از کشور منتقل میکنند، نباید در نظام اسلامی ما دارای مسئولیتهای مهم باشند؟ شایسته است که به این گونه افراد، هیچ مسئولیتی - حتی مسئولیت اندک و ناچیز - نیز داده نشود.
چرا مسئولان قضایی، امنیتی و انتظامی ما در مدتی که خاوری و خاوریها مشغول اخذ تابعیت از کشورهای بیگانه و خروج اموال و داراییهایشان از کشور بودند، از این موضوع آگاه نشدند و اگر مطلع شدند، چرا در این زمینه اقدامی انجام ندادند؟
مسئولان سیاسی، امنیتی و انتظامی به جای پرداختن به موضوعات جزئی و بی ارزش اختلاف گروهها، حزبها و جناحهای سیاسی و انتخاب شدن شخص یا اشخاص خاصی در انتخابات، باید به این موضوعات مهم توجه کنند و برای جلوگیری از حیف و میل سرمایههای کشور و خروج اموال بیت المال از کشور، چاره اندیشی کننند.
برخی راهکارها برای جلوگیری از این وقایع و حفظ اموال و سرمایههای کشور ما عبارتند از:
۱. اصلاح قوانین مربوط به تابعیت؛ بدون شک یکی از مهمترین راهها برای جلوگیری از این تخلفات، اصلاح قوانین تابعیت است. هیچ مدیر و مسئولی در کشور ما نباید غیر از تابعیت جمهوری اسلامی ایران، تابعیت دیگری را دارا باشد و در صورت پذیرش تابعیت کشور دیگر، باید تابعیت جمهوری اسلامی وی سلب و از تمام مسئولیتهای کوچک و بزرگ در جمهوری اسلامی محروم شود. بنابراین، تابعیت دوگانه - مانند آن چه خاوری دارا بود - در قوانین تابعیت کشور ما باید لغو شود.
۲. مسئولان و مدیران دولتی، به ویژه مدیران درجه اول، باید از داشتن اموال منقول و غیر منقول در کشورهای دیگر، منع شوند و در صورت تخلف، از همة مسئولیتهای دولتی عزل شوند.
۳. فرزندان مسئولان و مدیران کشور، مادامی که پدرانشان مسئولیتی دولتی بر عهده دارند، حق تحصیل در کشورهای خارجی را نداشته باشند.
۴. برای سفرهای ضروری مدیران و مسئولان سیاسی، اقتصادی، آموزشی و فرهنگی به خارج از کشور، نباید پاداشها، حق مأموریتها و حقوق گزاف پرداخت شود.
۶. خانوادههای مسئولان و مدیران کشور، به ویژه آنان که مسئولیتهای مهمی بر عهده دارند، نباید مقیم کشورهای دیگر باشند.
۷. مسئولانی که از این قوانین تخلف کنند و یا با سهلانگاری از اجرای آنها سرپیچی کنند، تنبیه، توبیخ و مجازات شوند.
سفرهای خارجی مدیران
نویسنده:محمود مهدی پور
سفرها مثل دیگر فعالیتهای انسان، بدون توجه به کم و کیف، انگیزهها و دست آوردها، نه مقدسند و نه نامقدس و اهداف و آرمانها و زمان و مکانها و دستاوردها هستند که به سفرها رنگ ارزشی یا غیر ارزشی میمیدهند.
قاعده اولیه و طبیعی آن است که سفر از منطقهای به سرزمین دیگر، چه دائم و چه موقت، مجاز و آزاد باشد و در شمار حقوق طبیعی انسان محسوب شود.
انگیزههای سفر
سفرها گاهی با انگیزة تجاری، خرید یا فروش، بازاریابی انجام میشوند که یکی از نیازهای جامعة بشری است.
گاهی سفر علمی است و برای کسب دانش و تجربه و شرکت در سمینارها، همایشها و نمایشگاههای صنعتی و علمی شکل میگیرد و مایة باروری فرهنگ و تمدن انسانهاست.
گاهی سفر، تحصیلی و آموزشی و دانشجویی است که برای طی دورههای آموزشی و رشد علمی صورت میگیرد.
گاهی مسافرت برای معالجه و درمان بیماری جسمی و روحی است که در جای خود ضروری و اجتناب ناپذیر است.
برخی سفرها، جنبة تفریحی دارند که این گونه سفرها به کشورهای خارجی جای گفتوگوی فراوانی دارد.
مقدسترین سفرها، سفر به سوی خانه خدا و سفر برای زیارت قبور معصومین علیهم السلام است. برخی سفرها، برای صلة رحم و دید و بازدید خویشاوندان و اقوام است که عملی پسندیده است.
برخی سفرهای خارجی مدیران، برای استقلال کشور، زیانبار است. قراردادهای استعماری، مثل قرارداد رژی و قرارداد انحصار تنباکو، حاصل سفرهای خارجی مدیران و مسئولان عالی به بلاد کفر و شرک بوده است.
سفرهای خارجی با انگیزة تبلیغی، پژوهشی، آموزشی، اقتصادی و سیاسی، قابل دفاع و با رعایت همة جوانب، مقدس و عاقلانه است؛ ولی مسافرتهای مدیران نظام اسلامی و وابستگان آنان، از حساسیت بیشتری برخوردار است.
سفرهای نواب صفوی به افغانستان، عراق، مصر و فلسطین، از مقدسترین سفرها محسوب میشوند.
سفرهای مقام معظم رهبری به نقاط مختلف کشور و سفر به پاکستان، از سفرهای حیات بخش امت اسلامی بودهاند.
در فقه اسلامی سفرهای داخلی و خارجی، چه برای مدیران و چه برای دیگران، بر اساس اهداف و انگیزهها و آثار و پیامدها، طبق احکام پنجگانة شرعی، قابل دستهبندی به پنج گروه زیر میباشند:
۱. سفرهای واجب.
۲. سفرهای مستحب.
۳. سفرهای مباح.
۴. سفرهای مکروه.
۵. سفرهای حرام.
وقتی انجام یک وظیفة واجب شرعی، مانند دفاع از مظلوم یا تبلیغ دین الهی یا پیشگیری از هجوم دشمنان به جان و مال و آبروی مسلمانان، بستگی به انجام یک مسافرت سیاسی، تبلیغی یا اقتصادی دارد، این گونه سفرها ممکن است واجب کفایی یا واجب عینی باشند.
وقتی خدمترسانی به مسلمانان با قبول زحمت سفر انجام میشود و مسافرت برای دنیا و آخرت خود انسان یا دیگران دارای برکات و دست آوردهای علمی و اقتصادی حلال است، سفر در گروه سفرهای مستحب قرار میگیرد.
برخی مسافرتها به تصریح کارشناسان احکام دین و فقیهان بزرگ اسلام، حرام شناخته میشوند؛ به طوری که مسافر از تسهیلات ویژة سفرهای حلال، برخوردار نمیشود و نمازهای خویش را باید کامل و چهاررکعتی بخواند.
برخی از این سفرها عبارتند از:
۱. سفر برای فرار از پرداخت بدهیها.
۲. سفر برای کشتن بیگناهان و یا تقویت ستمگران.
۳. سفر به منظور کسب درآمد حرام.
۴. سفر برای وارد آوردن ضرر و زیان به دیگران.
۵. سفری که با اذیت و یا مخالفت والدین همراه است.
۶. سفری که به منظور انجام کار حرام، مثل مشروب خواری و فسق و فجور و قماربازی انجام شود.
۷. سفری که انسان یم داند از انجام فرایض دینی باز میماند؛ مثلاً عمداً نمازش ترک میشود.
۸. مسافرت بانوان بدون اجازة همسر در غیر از سفرهای واجبی مثل سفر حج.
۹. مسافرتی که سبب انحراف اعتقادی یا اخلاقی خود، همسر و فرزندان و دیگر بستگان انسان شود.
این گونه سفرها، چه داخلی و چه خارجی، چه به بلاد کفر و چه به کشورهای اسلامی، چه به طور انفرادی و چه با تورهای سیاحتی، از سفرهای نامشروع به شمار میآیند و مدیران و کارگزاران جامعه اسلامی، بدون چاره جویی و پیشگیری از آفات و خطرات احتمالی آنها، حق اقدام و تلاش برای انجام آنها را ندارند.
مدیریت سفر
سفرهای مشروع و حلال هم باید بر اساس عقل مدیریت شوند و مدیران، به ویژه در سفرهای خارجی، باید در حفاظت از سرمایههای معنوی و مادی خویش بکوشند و در حفظ امور زیر، مراقبتهای بیشتری داشته باشند:
۱. حفظ دین و ایمان.
۲. حفظ آبروی نظام اسلامی.
۳. حفظ اسرار مسلمانان.
۴. حفظ جان خود و همراهان.
۵. حفظ اموال خود و دیگر مسلمانان.
۶. حفظ بیت المال مسلمین.
۷. حفظ فرزندان و خانواده در برابر خطرات احتمالی.
سفرهای مشروع
مسافران سفرهای خارجی، به ویژه مسافران به کشورهای غیر اسلامی، علاوه بر اقدامات دفاعی و حفاظتی، با نگاهی عاقلانه و مدبرانه به سفرهای خارجی، میتوانندریال به خدمترسانی و نجات بشریت بیندیشند و فرهنگ توحید و عدالت و اخلاق را در جهان منتشر کنند.
برای کسانی که از ایمان و آگاهی و شرایط روحی و اخلاقی لازم برخوردارند، سفرهای زیر میتوانند از سفرهای مقدس و مشروع محسوب شوند:
۱. سفر برای نشر اندیشه و احکام الهی.
۲. سفر برای شبهه زدایی و روشنگری.
۳. سفر برای یادگیری علوم و دانشهای مورد نیاز کشورهای اسلامی.
۴. سفر برای انتقال مهارتهای ضروری به کشورهای مسلمان.
۵. سفر برای شناسایی زمینههای صادرات و واردات مفید و ضروری.
۶. سفر برای شناخت صنایع، ابزارها، معادن و هنرها.
۷. سفر برای کسب تجارب پزشکی، بهداشتی و درمانی.
بنابراین، هر گونه سفری که با انگیزههای مقدس و بر اساس عقل و خرد و در چهارچوب قوانین الهی انجام شود و مورد استفادة دشمنان اسلام و مسلمین قرار نگیرد و به عزت و اقتدار مسلمانان کمک کند، محترم و مقدس است.
عرض تبریک انتخابات
نویسنده:جواد محدثی
این پیام تبریک، برای آنان نیست که تازه به نمایندگی مجلس انتخاب شدهاند؛ چون هنوز معلوم نیست که در دورة چهار ساله وکالت، چه خواهند کرد؛ بلکه برای آنان است که دورة نمایندگیشان به پایان رسیده است؛ آن هم نه برای همة آنان؛ چون که بعضی شان بار شیشه را شکستند و به مقصد نرساندند.
این تبریک برای آنتان است که این بار را سالم به مقصود رساندند؛ نه خود را خراب کردند و نه به کار، لطمه زدند.
واقعیت این است که مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی، سخت، خطیر و پرمسئولیت است و مرد میخواهد که از عهدة آن برآید و نلغزد و خراب نکند و بی اعتمادی و بدبینی پدید نیاورد.
متأسفانه وقتی مدیر و مسئولی، وزیر یا وکیل یا رئیس میشود (چه با انتصاب و چه با انتخاب)، سیل پیامهای تبریک و تهنیت، در مطبوعات و رسانهها و پلاکاردها و پیامکهاو... شروع میشود و از انتخاب به جا و شایستة او سخن میگویند و شادباش میفرستند؛ ولی به تعبیر یکی از بزرگان، انتخاب شدن برای یک پست و مسئولیت، همچون سپردن باری سنگین و شیشهای و شکستنی به کسی است که باید تا مقصدی معین، آن را برساند و در پایان، دستمزد بگیرد.
روشن است که اگر سهل انگاری کند و بار شیشه به زمین افتد، یا به جایی بخورد و بشکند، نه تنها به او احرتی نمیدهند؛ بلکه خسارت وارد را هم از او میگیرند و او را ملامت و نکوهش هم میکنند.
یک نمایندة مجلس - یا هر مدیر و مسئولی - وقتی با کار خود، مسئولانه برخورد کرد، وظایف محوله را به درستی انجام داد، کم کاری و وقت گذرانی نکرد، به میز ریاست و وکالت نچسبید، دنبال تأمین منافع پس از دوران مسئولیت نبو، ساخت و پاخت نداشت، رانت خواری نکرد، سوء استفاده از موقعیت خود نکرد، باج نداد و رشوه نگرفت، پاک دست ماند، به سوگند خود وفادار ماند، میثاق خود را زیر پا نگذاشت، از مواضع اصولی اولیه عدول نکرد و...، آن گاه در پایان دوره، باید به او گفت: مرحبا؛ دست مریزاد؛ آفرین!
اما تبریک در اول کار، چه معنی دارد؟ وقتی هنوز معلوم نیست با این پست و ریاست و مسئولیت، چگونه برخورد خواهد کرد، تبریک برای چیست؟
برای انتخاب شدن یا برای انجام وظیفه؟
وقتی بعضی از رأی دادن خود پشیمان میشوند، یعنی فرد برگزیده، نتوانسته بار سنگین را سالم به مقصد برساند.
تبریک در آخر دوره، گرچه مرسوم نیست، ولی رواست.
تبریک در آغاز کار، گرچه رایج است، ولی به جا بودن آن، محل تردید است.
رأیها را باید پاس داشت. به اعتمادهای مردم، نباید بی اعتنایی کرد. پس به برگزیدگان، فعلاً تبریک نمیگوییم؛ تا ببینیم چگونه عمل میکنند!
یک سند افتخار در تولید ملی
سال ۱۳۲۴ق. را باید سال تحقق بخشی از آرمانهای دانشور پرهیزگار سپاهان ، حاج آقا نور الله به شمار آورد . در این روزگار، تولید فرآوردههای ایران رو به فزونی نسبی نهاد و زمینة دومین گام بلند اقتصادی آن دانشوران وارسته، فراهم شد.
آنها به رهبری حاج آقا نورالله، اطلاعیهای انقلابی تنظیم و منتشر کردند که بیتردید باید در شمار اسناد افتخار مسلمانان، جای گیرد. متن اطلاعیه چنین است:
این خدام شریعت مطهره، با همراهی جناب رکن الملک، متعهد و ملتزم شرعی شدهایم که مهما امکن[۷]بعد ذلک،[۸] تخلف ننماییم. فعلا پنج فقره است:
اولاً قبالجات و احکام شرعیه، از شنبه به بعد، باید روی کاغذ ایران بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمینویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمینماییم. حرام نیست کاغد غیر ایرانی و کسی را مانع نمیشویم؛ ماها به این روش متعهدیم.
ثانیاً کفن اموات. اگر از غیر کرباس و پارچة اردستانی یا پارچههای دیگر ایرانی باشد، متعهد شدهایم بر آن میت نماز نخوانیم؛ دیگری را برای اقامة صلوه برآن میت، بخواهند؛ ما را معاف دارند.
ثالثاً ملبوس مردانة جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده میشود، قرار دادیم مهما امکن هر چه بدلی آن در ایران یافت میشود، لباس خودمان را ازآن منسوج نماییم. منسوج غیر ایرانی را نپوشیم و احتیاط نمیکنیم و حرام نمیدانیم لباسهای غیر ایرانی را؛ اما ماها ملتزم شدهایم حتی المقدور بعد از این تاریخ، ملبوس خود را ازنسج [بافت] ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذالک [همین طور خواهند کرد] و متخلف، توقع احترام از ماها را نداشته باشد. آن چه از سابق پوشیده داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.
رابعاً مهمانیها بعد ذلک، و لو اعیانی باشد- چه عامه، چه خاصه - باید منحصر باشد به یک پلو و یک خورش و یک افشره [آب میوه]. اگر زاید بر این، کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش میهمانی مینماییم. هرچه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
خامساً وافوری و اهل وافور را احترام نمیکنیم و به منزل او نمیرویم؛ زیرا که آیات باهره «ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین[۹]- ولا تسرفوا ان الله لایحب المسرفین[۱۰]- ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکه - وحدیث لاضرر ولاضرار»؛[۱۱] ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن، محسوس و مسری است و خانوادهها و ممالک را به باد داده، بعد از این هر که را فهمیدهایم وافوری است، به نظر توهین و خفت مینگریم.
آقا نجفی
حاجی آقا نورالله.
الاحقر حسین بن جعفرالفشارکی
شیخ مرتضی ریزی
رکن الملک
میرزا محمد تقی مدرس
سیدمحمد باقر بروجردی
میرزا محمد مهدی جویبارهای
السید ابوالقاسم الدهکردی
سید ابوالقاسم زنجانی
محمد جواد قزوینی
امضاء کنندگان این اطلاعیه که راز خوشبختی همیشگی مسلمانان را در بازگشت به خویش میدانستند، برآن بودند تا با فراخوانی مؤمنان به انجام نکات یاد شده، اساس استقلال و شوکت پیروان واپسین آیین آسمانی را بنیاد نهند.[۱۲]
تلاش برای مصرف کالای ایرانی
درنگی در رهنمودها و دغدغهها مقام معظم رهبری
توجه به سرمایه ایرانی برای هر مدیر و شهروندی زیبا و با اهمیت جلوه میکند ؛ اما آنچه که بر اهمیت آن میافزاید، فرهنگ سازی این ضرورت و جدیت برای عمل بدان است . البته دوام حمایت از سرمایه ایرانی به نوعی وابسته به کیفیت تولید است که ارتقاء آن ، رغبت ایرانی برای استفاده از کالای وطنی را میافزاید.نام یافتن سال جاری به عنوان «سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» بهانهای است تا با درنگ در رهنمودها و دغدغهها مقام معظم رهبری، بر تحقق آن همداستان شویم .
ایجاد محصول بادوام، زیبا و فاخر
ما باید کاری کنیم که کالای ایرانی به عنوان یک کالای محکم، مطلوب، زیبا، همراه با سلیقه و بادوام در ذهن مصرف کنندهٔ ایرانی و غیر ایرانی باقی بماند. این باید همت مجموعهٔ کارآفرینی و کارگری و متصدیان این امر باشد. البته این کار، پیشنیازهائی دارد. ممکن است آموزش مهارتهای لازم، دورههای ایجاد مهارت لازم باشد - که اینها کار دستگاههای دولتی و امثال دولتی است - لیکن باید هدف این باشد. کارگر ایرانی آنجائی که ذوق خود را به کار میبرد، سلیقهٔ خود را به کار میبرد و سرپنجهٔ ماهر خود را به کار میبرد، کار جالب و تماشائی از آب در میآید.
این کارهای هنریِ آمیختهای از هنر و کار که ایرانیها در گذشته داشتند، امروز هم وجود دارد؛ این معنا محسوس و مشهود است. آنجائی که ذوق و هنر ایرانی به میدان میآید - همین کارگری که دارد کار میکند، ابتکارش، ذوقش، هنرش، محکمکاریاش - کار میشود جالب و ماندگار. الان خوشبختانه در تولیدات کشور محصولات زیادی هست که از مشابهات خارجیاش بعضی بهتر است، بعضی به مراتب بهتر است؛ هم زیباتر، هم محکمتر، هم جالب تر؛ این را ما باید عمومیت بدهیم، در همهٔ مواد تولیدیمان؛ چه مواد مصرفیِ خوراکی، چه مسائل مربوط به پوشاک، چه مسائل زندگی، چه مسائل تزئینی. در همهٔ چیزهائی که تولید میشود، باید این را در نظر بگیریم؛ و میتوانیم. مجموعهٔ کارگری، طراحان، مهندسان، سرمایهگذاران، کارگران دستی، کارگران ماشینی میتوانند این کار را انجام دهند. ما باید همتمان را بر این قرار بدهیم؛ ایجاد محصول بادوام، زیبا و فاخر. این، یک کار کلان است[۱۳].
لزوم احترام به کار و سرمایه ایرانی
ما تا به کار ایرانی و سرمایهٔ ایرانی احترام نگذاریم، تولید ملی شکل نمیگیرد؛ و اگر تولید ملی شکل نگرفت، ÇÓÊÞáÇá ÇÞÊÕÇÏì <http://farsi.khamenei.ir/keyword-content?id=1709> این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال اقتصادی یک جامعهای تحقق پیدا نکرد - یعنی در مسئلهٔ اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روی پای خود بایستد - استقلال سیاسی این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال سیاسی یک جامعهای تحقق پیدا نکرد، بقیهٔ حرفها، جز حرف، چیز دیگری نیست. تا یک کشور اقتصاد خود را قوی نکند، پایدار نکند، متکی به خود نکند، مستقل نکند، نمیتواند از لحاظ سیاسی و فرهنگی و غیره تأثیرگذار باشد[۱۴].
حمایت از تولید ملی
شما وقتی ßÇáÇì ÏÇÎáì <http://farsi.khamenei.ir/keyword-content?id=1415>را مصرف میکنید، به کارگر ایرانی دارید کمک میکنید، اشتغال ایجاد میکنید، به سرمایهٔ ایرانی هم دارید کمک میکنید، رشد و نمو ایجاد میکنید. این فرهنگ غلطی است - که متأسفانه در بخش هائی از ما حاکم است - که مصنوعات خارجی را مصرف کنیم؛ این به ضرر دنیای ماست، به ضرر پیشرفت ماست، به ضرر آیندهٔ ماست. همه مسئولیت دارند؛ دولت هم مسئولیت دارد، باید از تولید ملی حمایت کند، تولید ملی را تقویت کند[۱۵].
آفت دلبستگی به کالای خارجی
یکی از آفات موجود اجتماعی ما که ریشهٔ آن، میراث دوران طاغوت و دوران ظلمانیِ گذشته است، همین است که افراد، دلبستهٔ به تولیدات بیگانه باشند. یک وقت تولید داخلی نداشتیم؛ یک وقت تولید داخلی، تولید غیر قابل مصرفی بود؛ امروز اینجوری نیست؛ امروز تولیدات داخلی، تولیدات مرغوب و مطلوب است. در عین حال یک عدهای خوششان میآید که بگویند فلان نشان خارجی روی لباسشان هست یا روی وسیلهٔ خوراکیشان هست؛ این یک بیماری است؛ این بیماری را باید علاج کرد. این کار، توجه نکردن به این است که ما در این مملکت داریم زندگی میکنیم و از نعمتهای الهی بر این کشور داریم برخوردار میشویم. آن وقت پولی را که در این کشور به دست میآوریم، میریزیم توی جیب یک کارگر خارجی، به زیان یک کارگر داخلی. این معنایش این است که ما به نیاز داخل، به کارگر داخل که دارد زحمت میکشد و جنس تولید میکند، بیاعتنائی میکنیم، میرویم سراغ کارگر خارجی. این خیلی عادت بدی است… به نظر من یکی از قلمهای مجاهدت اقتصادی مردم این است که بروند سراغ کالای ساخت داخل؛ آن را بخواهند. البته این طرف قضیه هم این است که کالای ساخت داخل بایستی قانعکننده باشد؛ بایستی دوامش، استحکامش، مرغوبیتش جوری باشد که مشتری را قانع کند؛ این هر دو در کنار هم، یک کار لازم و واجبی است[۱۶].
دستگاههای دولتی و لزوم مصرف کالای داخلی
خوشبختانه ما در کشور و در بخشهای مختلف، محصولات کیفی داریم. قسمت عمدهای از تولیدات کشور، مصرف کنندهاش دستگاههای دولتی ما هستند. دستگاههای دولتی بایستی جزم و عزم داشته باشند بر این که جز تولیدات داخلی - در آن مواردی که تولید داخلی وجود دارد - هیچ چیز دیگر مصرف نکنند. یعنی واقعاً در محصولاتی که مشابه داخلی دارد، مطلقاً ممنوع بشوند که از خارج چیزی وارد نکنند. این را بخواهید، در دولت مطرح کنید، آقای رئیس جمهور به دستگاههای دولتی دستور بدهد؛ و این ممکن است. ما این را تجربه کردهایم. در مواردی به صورت قاطع به یک دستگاهی گفته شد که این کاری که دارد انجام میگیرد، باید هیچ محصول غیر ایرانی در آن به کار نرود ؛ و شد، و به بهترین وجهی هم انجام شد. اگر مدیران ما عزم را جزم کنند برای اینکه محصول ایرانی را، تولید ایرانی را به کار بگیرند، هم تولیداتِ باکیفیت هست، هم خود این کار موجب میشود که در تولیدات داخلی کیفیت بالا برود. این کار را حتماً بایستی انجام بدهند.
البته من شنیدم که دستگاهها و بانکها و اینها حمایتشان از تولیدات داخلی هم ضعیف است؛ یک جاهائی آن تولیدکنندهها به خاطر عدم حمایت، به ورشکستگی کشیده میشوند. با این مسئله هم بایستی حتماً در خود دولت مقابله بشود؛ یعنی دستور داده بشود.
بله، یک نکتهای هم گفته شد، که اتفاقاً من هم همین را اینجا یادداشت کردم؛ که گاهی اوقات در معاملاتی که دستگاه دولتی با تولیدکنندهٔ داخلی میکنند، بدحسابی هست؛ در حالی که وقتی این معامله را با یک صنعتگر خارجی میکنند، پول را نقد میدهند؛ اما این را همین طور کش میدهند - یک سال، دو سال - طلب او را هم نمیپردازند. باید جلوی اینها گرفته شود[۱۷].
دولت انگیس و صنعت مونتاژ
سرمایه گذاری غربیان در ایران همزاد با استمرار سلطه و تثبیت وابستگی بود ؛ نکته مهمی که در نوشته سفیر دولت استعمارگر بریتانیا در رژیم پهلوی مشهو است . آنتونی پارسونز، آخرین سفیر انگلیس در رژیم پهلوی که پس از ۵ سال سفارت و فقط ۵ روز قبل از فرار شاه از کشور، ایران را ترک کرد، در کتاب خود با عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش در سال ۱۳۵۲ (۱۹۷۴ میلادی) و در جمع بازرگانان انگلیسی و دستاندرکاران تجارت و معامله با ایران را منتشر کرده است. وی در آن جلسه چنین بیان داشت:
«نخستین کاری که اینجا میکنید، این است که تا میتوانید، کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایهگذاری کنید که برای فروش کالایتان چارهای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایهگذاری کنید، به میزان حداقل ممکن سرمایهگذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود؛ مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوارکردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران یکی از بهترین بازارهایی است که شما میتوانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید.»[۱۸]
مدیران لایق و تولید ملی
نویسنده:غلامرضا گلی زواره
حکمت تأکید بر تولید ملی
چندین سال متوالی است که مقام معظم رهبری بر مفاهیم اقتصادی، از قبیل اصلاح الگوی مصرف، همت و کار مضاعف، جهاد اقتصادی و نیز بر تولید ملی و حمایت از کار و سرمایة ایرانی، تأکید میورزد. از این تأکیدها بر میآید که امور مذکور از دغدغهها و دل مشغولیهای ریشه دار اوست و در واقع، محورهای یاد شده به اصل انقلاب بر میگردند. یکی از شعارهای اساسی این قیام بزرگ شیعی، بحث خودکفایی و استقلال در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بوده است.
به نظر میرسد رهبر معظم انقلاب اسلامی، خطری جدی را احساس کرده و با درایت و بصیرت فوق العادهای متوجه شده که یک نوع فاصله گیری از آرمانهای انقلاب اسلامی و خودکفایی در عرصههای مختلف اقتصادی به وجود آمده است.
از این رو، وی بر امور اقتصادی، خودکفایی، تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی تأکید کرده است.
گره گشایی مدیران فرزانه
قبول مسئولیت در نظامی صالح، ایجاب میکند که هر مدیری به میزان سمت خود، ویژگیهایی را در خود و کارمندان خویش بروز دهد؛ تا کشور را برای سوق دادن به توسعهای پایدار و ماندگار، بسیج نماید. این خصال عبارتند از:
۱. تعهد به ارزشها؛ الزام به تعالیم دینی، گرایش به حق، انجام وظیفه و هراس از خطاها و لغزشها، در مدیر، قوهای به وجود میآورد که او را از عصیان باز میدارد و نارواییها، آسیبها و آفتها را به پایینترین حد، تنزل میدهد.
۲. خردمندی و فراست؛ هوشیاری، تیزبینی و نخبگی مدیر، محصول مفید و گرانقدری را به بار خواهد آورد و آن رهیافتی درست و چیرگی بر نارساییها، عقب افتادگیها و دشواریها خواهد بود. خردمندی مدیر، بازدهی کار را افزایش میدهد و به فزونی تولید و ارتقای کیفی میانجامد.
۳. توان برنامه ریزی و قاطعیت در تصمیم گیری؛ بخشی از کارآیی مدیر به توان او در تصمیمهای مهم و شهامتش در چالشها و بحرانها بستگی دارد. خوف بی جا، ناشی از حقارت، ناتوانی و تزلزل شخصیت است و هراسهای بی مورد و بدون دلیل، نه تنها نارساییها را برطرف نمیکند، بلکه آسیب زایی به همراه دارد و بر قامت مدیران فرهیخته و دین باور، زشت و نارواست.
یک مدیر فرهیخته، قبل از هر گونه تصمیمی، بررسیهای لازم را انجام میدهد و برای دست یابی به راه صواب و مطمئن، تمام همکاران و عوامل و امکانات را به کار میگیرد. از این رو، تصمیمهایش آگاهانه و عاقبت اندیشانه است و ثمراتی افتخار آفرین به دنبال خواهد داشت.
۴. کنترل تولیدها و کارکردها؛ نظارت و ارزشیابی، مدیر را از کم و کیف محصولات تولید شده و بازدهی زیرمجموعه و نتیجه کار، آگاه میسازد و در بازاریابی و حفظ آن، مؤثر است و مدیر را در اعمال مجازاتهای خردمندانه و عادلانه و تشویقهای مناسب، کمک میکند.
۵. خودساختگی مدیر؛ در نگرش دینی، مدیر قبل از هر چیز، یک انسان خودساخته و وارسته است. چنین مدیری با دستیابی به امکانات، خودباخته نمیشود و اقتدار و قدرت، اسباب سقوطش در دام طمع نمیشود؛ رشوه، وی را نمیفریبد و از زور و قدرت در هنگام انجام وظیفه، هراسی ندارد.
امام صادق علیه السلام میفرماید: هنگام قدرت، خویشتندار باش و نفس خود را از سرکشی باز دار.[۱۹]
۶. اهتمام در مسیر خودکفایی؛ فرهنگ اسلامی و تعالیم قرآن و عترت، پیروان خویش را به سوی قطع وابستگی به اجانب فرا میخواند. در نگرشهای ارزشی، عزت، عظمت و سرافرازی در این است که رشتهها و پیوندهای وابستگی اقتصادی قطع گردد.
تکیه بر تولید داخلی و استفاده از محصولات بخش کشاورزی و صنعت، در اسلام به عنوان یک ارزش، مطرح است و هر مسلمانی باید این شعار را با خود زمزمه کند؛ تا با تاروپود وجودش عجین شود. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله این گونه با خداوند نیایش میکرد: «خدایا! به انسانهای شرور، محتاجم مکن».[۲۰]
بریدهها
مکافات عمل
محمد بن عبدالملک، معروف به «ابن زیات»، وزیر معتصم عباسی و پسرش واثق بالله بود. او تنوری داشت که مخالفان و بی گناهان را در آن میانداخت و شکنجه میکرد؛ تا مرگشان برسد. بعد از آن که واثق کشته شد و برادرش متوکل عباسی روی کار آمد، چند روزی نگذشته بود که وی بر محمد بن عبدالملک زیات غضبناک شد و دستور داد او را از وزارت عزل کنند و تمام اموالش را بگیرند و خودش را هم به همان تنور داغ بیندازند. ابن زیات چهل روز در آن جا تشنه و گرسنه ماند و در حال مرگ، نامهای به متوکل نوشت و در آن نامه، دو بیت شعر به این مضمون آورد: دنیا، روزی به کام کسی است و روزی به کام دیگری. هر روز از دست جمعیتی خارج و به جمعیت دیگری منتقل میشود.
همان روز وقتی نامه به دست خلیفه رسید، دستور داد او را آزاد کنند؛ اما وقتی مأموران سر تنور رسیدند، ابن زیاد مرده بود.
قومیت گرایی
در جنگ احد، جوانی ایرانی در میان مسلمین بود. این جوان مسلمان پس از آن که ضربهای به یکی از افراد دشمن وارد آورد، از روی غرور گفت: این ضربت را از من تحویل بگیر که منم یکی از جوانان ایرانی. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله احساس کرد که این سخن، تعصبات دیگران را بر خواهد انگیخت، پس فوری به آن جوان فرمود: چرا نگفتی منم یک جوان انصاری؛ یعنی چرا به چیزی که به آیین و مسلک مربوط است، افتخار نکردی و پای تفاخر قومی و نژادی را به میان آوردی؟[۲۱]
صبر و محبت
روزی شخصی یهودی جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله را گرفت و گفت: من از شما طلب دارم و باید در همین کوچه طلب مرا بپردازی و مانع رفتن آن حضرت به مسجد شد و حتی عبای حضرت را گرفت و ردایش را به دور گردن او پیچید.
مسلمانان که برای نماز در مسجد بودند، نگران شدند و به سراغ پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و وقتی این صحنه را دیدند، خواستند آن شخص را کتک بزنند؛ اما آن حضرت اجازه نداد و فرمود: خودم میدانم با رفیقم چه کنم؛ شما کاری نداشته باشید. پیامبر صلی الله علیه وآله آن قدر نرمی نشان داد که یهودی شهادتین را گفت و ایمان آورد و عرض کرد: این که شما با چنین قدرتی این همه صبر و تحمل میکنید، نشان میدهد انسان عادی نیستید و از جانب خداوند، مبعوث شدهاید.[۲۲]
امانت داری
مردی، مقداری پول نزد کسی امانت گذاشت و به مسافرت رفت. وقتی برگشت، دید آن فرد امانتدار، فوت کرده و از او پسر فاسقی بر جای مانده است.
مرد امانت گذار فکر میکرد آن پسر، مال او را پس نمیدهد؛ اما وقتی به سراغش رفت، بر خلاف تصورش، دید پسر، امانت را سالم به او برگرداند.
بعد پسر گفت: اگر چه من فاسق هستم، ولی هنوز دین خود را از دست ندادهام و هرگز در امانت، خیانت نمیکنم.
آن مرد از رفتار او خوشش آمد و از پول امانتی، پنج هزار درهم را به او بخشید. آن پسر هم از گناه توبه کرد و به برکت امانت داری، یکی از ثروتمندان و صالحان شهر شد.[۲۳]
گفتهاند وقتی ابراهیم را به آتش انداختند، یکی از مرغان هوا میرفت دهانش را پر از آب میکرد و روی شعلههای آتش میریخت. به او گفتند: ای حیوان! این آب دهان تو در مقابل این شعلههای آتش، چه تأثیری دارد؟ مرغ گفت: من فقط به این وسیله میخواهم عقیده، ایمان و علاقه خودم را به ابراهیم ابراز کنم.[۲۴]
رئیس مسلمانان
آقای اشراقی داماد حضرت امام گفته است: یک بار از آقای بروجردی انتقادی کردم. امام با عصبانیت فرمود: من حاضر نیستم نسبت به رئیس مسلمین، جملهای بشنوم که در آن طعن و تعبیری خلاف شأن او باشد.[۲۵]
احترام به عالمان
محمد بن عبدالله بلعمی میگوید: از امیر اسماعیل سامانی شنیدم که گفت: روزی در سمرقند با برادرم اسحاق نشسته بودیم که محمدبن نصر، عالم و دانشمند وقت، بر ما وارد شد. من به جهت احترام علم و عالم، از جا برخاستم و او را کنار خود نشاندم و به حرفهایش گوش دادم؛ ولی برادرم به او بی اعتنایی کرد. بعد که او رفت، برادرم اسحاق به من گفت: تو امیری؛ هر گاه به احترام رعیت برخیزی، مهابت تو شکسته میشود. او گفت: همان شب پیامبر صلی الله علیه وآله را در خواب دیدم که بازوی مرا گرفت و گفت: ای اسماعیل! برای احترامی که از آن عالم کردی، ملک و پادشاهی تو و فرزندانت ثابت و برقرار میماند و بعد خطاب به برادرم فرمود: ای اسحاق! به سبب بی احترامی، حکومت تو و فرزندانت از هم پاشیده خواهد شد.[۲۶]
شایسته سالاری در گزینش مدیران
نویسنده:عبدالرحیم اباذری
رمز موفقیت یک مدیر کارآمد در انتخاب همکاران، رعایت معیارهای اصیل اسلامی و ضوابط معمول اداری و پرهیز از رابطه بازی، آشنا محوری و خویشاوندسالاری است و به عبارت روشنتر، مدیر باید از گزینشهای سلیقهای پرهیز کند و شایسته سالاری را ملاک و معیار انتخاب همکاران خود قرار دهد؛ زیرا میتوان به افراد صالح، خدمتگزار و دانا دست یافت و به کارآمدی، نشاط و شادابی مجموعة اداری، رونق بخشید.
امیر مؤمنان، علی علیه السلام در بخشی از نامه اش خطاب به مالک اشتر (استاندار مصر)، چنین نوشته است:
«... مبادا در انتخاب همکاران (منشیان، دبیران، مشاوران و کارگزاران)، بر هوشمندی، اعتماد به نفس و خوش گمانی خود تکیه کنی؛ چون آدمها، با ظاهری آراسته و ادعای خوش خدمتی، خود را در چشم مدیران ارشد، خوشایند و عزیز نشان میدهند؛ در حالی که در پشت این ظاهر آراسته و خوش خدمتی، نه نشانی از خیرخواهی است و نه امانت داری؛ اما تو همکارانت را به کارهایی که برای والیان پیشین بر عهده گرفته بودند، آزمایش کن و از میان آنان، بهترینها را برگزین که اگر چنین کنی، دلیل بر خیراندیشی تو برای خدا و برای آن حاکمی است که این مدیریت را برعهدة تو نهاده است».1
از کلام گهربار حضرت امیر علیه السلام برمیآید که حاکمان و مدیران ارشد نظام، در گزینش مدیران زیرمجموعة خویش، باید به دو نکتة اساسی زیر دقت کنند: ۱. خوش گمانی، زیرکی و اعتماد شخصی آنان هرگز نمیتواند تضمین کننده باشد. ۲. نباید از ظاهرسازی و چاپلوسی افراد، غفلت نماید و الا کار گزینش و استخدام صحیح و مطلوب، انجام نخواهد گرفت. بنابراین، باید تلاش و تحقیقت و مشورت کنند؛ تا هر کاری و مسئولیتی را به اهلش بسپارند. سعدی میگوید:
ندهد هوشمند روشن رأی
به فرومایه کارهای خطیر
بوریا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر
امام علیه السلام در فراز اخیر این بخش به یک نکته دیگر نیز تأکید کرده، میفرماید: «واجعل لرأس کل امر من امورک راساً منهم لا یقهره کبیرها و لا یتشتت علیه کثیرها؛ برای هر یک از مدیریتها، یک فرد مشخصی و رئیسی را منصوب کن که کارهای سنگین، او را درمانده نسازد و زیادی کارها، او را پریشان و خسته نکند».
از این کلام استفاده میشود که چند شغله بودن یک مدیر، چقدر میتواند به کارآمدی او آسیب وارد کند. معلوم است که مدیر چند شغله، هر قدر هم قوی و پرنشاط باشد، وقتی انرژی خود را در موارد مختلف به کار گیرد، از کارآمدی او کاسته خواهد شد و علاوه براین، یک مدیر چند شغله، هرگز نمیتواند در برابر مسئولیتهای خود، پاسخگو باشد و به همین خاطر، آن حضرت در وصیتش به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: «و اجعل لکل انسان من خدمک عملاً تأخذه فإنّه احری الا یتواکلوا فی خدمتک؛[۲۷] برای هر یک از زیردستان و مدیران خود، کار خاصی تعیین کن؛ تا بتوانی او را نسبت به آن مؤاخذه کنی و او هم پاسخگو باشد؛ زیرا این روش، بهتر است تا آنها در مقام پاسخگویی، امور را به یکدیگر وا نگذارند و از پاسخگویی، شانه خالی نکنند».
آن حضرت در فراز دیگر این نامه به بعضی از شاخصههای مدیران و کارگزاران نظام اسلامی اشاره کرده که در این جا فهرست وار آنها را از نظر میگذرانیم.
۱. تجربه کاری (و توّخ منهم اهل التجربه)؛ سابقه کاری و تجربه داشتن، شرط اساسی در یک مدیر و کارمند موفق است و باید در گزینشها به آن توجه ویژه داشت و هر قدر مسئولیت مهم تر و بزرگتر باشد، وجود این شرط، ضروریتر است.
۲. وارستگی و اصالت خانوادگی (من اهل البیوتات الصالحه)؛ مدیران، به ویژه مدیران ارشد نظام اسلامی، هر اندازه بیشتر از خانوادههای اصیل و ریشه دار باشند، به همان اندازه در کارآمدی و ثبات و پویایی آن تأثیرگذار خواهند بود.
۳. سابقة تعهد به اسلام (و القدم فی الاسلام المتقدمه)؛ علاوه بر اصالت خانوادگی، لازم است خود مدیر سابقة خوبی از تعهد به اسلام و انقلاب داشته باشد. تجربة سی سال گذشته نیز به خوبی ثابت کرد که تخصص به تنهایی نمیتواند قابل اعتماد باشد و لازم است در کنار آن به سابقة تعهد مسئولان نیز توجه کرد.
۴. شرم و حیا (و توخ منهم اهل التجربه والحیا)؛ حجب و حیا و متانت مدیران و مسئولان، عامل مهمی در آرامش و امنیت محیط اداری و کاری به شمار میآید. اگر مدیری این ویژگی مهم را نداشته باشد، حرمت خود ودیگران را خدشهدار کرده، به نظام اداری آسیب جدی وارد میسازد.
۵. امانت داری (و اعرفهم بالامانه وجهاً)؛ امام علیه السلام در این فراز میفرماید: آن کسی که در امانت داری سابقة درخشانی دارد و در این صفت از دیگران پیشی گرفته است، هنگام گزینش، او را بر دیگران ترجیح بده. این امانت داری، علاوه بر امور مالی، شامل اسرار نظامی و سیاسی نیز میشود.
۶. کارآیی بیشتر (فاعمد لاحسنهم کان فی العامه اثراً)؛ اگر در میان چند مدیر، یکی از آنها کارایی بیشتری دارد، باید همان شخص را برای مدیریت برگزید. انتخاب، مدیر غیر کارآمد، خیانت به نظام و مردم است.
بیشترین توجه به حضرت امیر علیه السلام در نامه فوق بر این است که در مدیریتها، افراد صالح، کاردان و خدوم برگزیده شوند؛ تا نشاط و بالندگی نظام اسلامی را ارتقا بخشند و اگر این اصول و ملاکها در گزینش مدیران نادیده گرفته شوند، منجر به سستی و فروپاشی آن نظام خواهد شد؛ چنان که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله در حدیثی فرمود: «اذا اشدی الامر الی غیر اهله فانتظر الساعه؛[۲۸] هر گاه کارها [مدیریتها و مسئولیتها] به دست غیر اهلش سپرده شود، آن گاه منتظر پایان کار و قیامت باش [که منظور، همان سستی نظام و فروپاشی آن است].
تعطیلات فراوان و انتظار پیشرفت!
نویسنده:دکتر احمد احمدی
سالهاست که مقام معظم رهبری - دام ظله - در هر نوروز، شعاری را مطرح میکنند که اگر تحقق یابد، به راستی مشگلگشاست. سال گذشته شعار «جهاد اقتصادی» بود و امسال هم «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایة ایرانی» است، آیا آن چه در عمل اتفاق میافتد، با این خواست، سازگار است؟ از جهات گوناگون دیگر که بگذریم که هر کدام جای بررسی دقیق و ژرف و تخصصی دارد، موضوع تعطیلات و آثار زیانباری که از این راه دامن سراسر کشور و مردم را میگیرد و با تحقق این شعارها ناسازگار است، به اختصار گفته میشود:
۱. تعطیلات رسمی کشور براساس تقویم، ۲۵ روز است که چهار روز آن از اول تا چهارم فروردین است و روز پنجم باید همة کارمندان بر سر کار حاضر باشند؛ اما همین امسال به چشم خود دیدهایم که جز برخی مراکز - مثل بانکها - همة مراکز تا سیزده فروردین تعطیل بودند؛ یعنی از روز ۲۹ اسفند ۹۰ تا ۱۳/۱/۹۱، چهارده روز، چرخ فعالیت و تکاپوی کشور، آن هم در این روزهای بهاری و زمان تلاش و جنب و جوش، پنچر بوده است و در واقع، تعطیلات رسمی به جای ۲۵ روز، عملاً ۳۰ روز شده است.
۲. در دنیا کمتر کشوری است که تعطیلاتش از ده روز تجاوز کند و اغلب ۷ یا ۸ روز است؛ اما در کشور ما که این همه نیاز به کار دارد، این قدر تعطیلات وجود دارد!
۳. از آن جا که آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی با داشتن شانزده تا هفده میلیون دانش آموز و دانشجو و صدها هزار معلم و دبیر و استاد تا روز ۱۳/۱ تعطیلند، طبعاً میلیونها خانواده هم - اگرچه کارمند باشند - همراه آنها تعطیل میشوند و کار ادارات هم تقریباً تعطیل میشود.
۴. دانشگاهها تقریباً یک هفته پیش از نوروز، نیمه تعطیل است و دانشجویان در تکاپوی گرفتن بلیط برای مسافرت نوروزیاند و این مغزهای متفکر و علمی کشور، سه هفته راکد و متوقفند. در واقع، ترم دوم دانشگاهها اغلب از ۲۳ بهمن آغاز و چند روز به نوروز مانده، تعطیل میشود و فقط حدود سی روز دایر است و از ۱۴ فروردین آغاز و دهم خرداد متوقف میشود؛ یعنی فقط سه ماه به جای چهار ماه کلاس هست، و این، خسارت سنگینی برای آموزش و تحقیق کشوری است که میخواهد پیشتاز عرصة علم و فن باشد!
۵. دریغا که دولت هم به کمترین بهانهای از ساعات کار رسمی کم میکند و مدتی است ساعت کار برخی وزارتخانهها را از ساعت ۱۶ به ۵/۱۴ کاستهاند و مجموع ساعات کار در هفته، ۵/۳۲ ساعت است.
میزان کار و روز کاری، سرمایة ملی است و هیچ مقامی حق ندارد به دل خواه خویش از کم و کیف این سرمایة ملی بکاهد و تنها مجلس است که باید در باب چنین سرمایهای، تصمیم بگیرد!
۶. درست است که کشور ما، کشوری مذهبی است و اعیاد و عزاداریهای خاص خودش را دارد؛ اما لازم نیست برای هر عید و عزایی، کار رسمی ملی که گردانندة چرخ اقتصاد و علم و تحقیق و سیاست و ادارة کشور است، تعطیل شود. مگر لازم است کارمند به جای کار رسمی برود تمام شبانه روز به جشن و پایکوبی یا به عزاداری مشغول شود؟ هر کسی میتواند در ساعاتی از وقت مخصوص خودش، به مراسم ویژه آن روز بپردازد؛ البته روزهایی هست که تعطیلی آنها ضروری است؛ مانند عاشورا، عید فطر و... .
۷. پیشنهاد میشود مجلس محترم شورای اسلامی به طور جدی به این امر مهم بپردازد و - همانطور که رهبر معظم انقلاب هم مکرر فرمودهاند که تعطیلات زیاد است و باید کم شود، شمار روزهای تعطیل را به حدود ۱۶روز کاهش دهد و ساعات کار هفتگی را هم - حتی برای ماه رمضان - دقیق تعیین کند؛ تا هیچ کس و هیچ مقامی به دل خواه خود در این سرمایة ملی، تصرف نکند.
جلسات مدیران و آسیبهای آن
جلسات در نظام مدیریتی ما ، به صورت یک عادت روزمره ادارت و مدیران قرار گرفته است . جلسات گرچه شاخص ساختار جمعی اداری است که با وجود مزایا و آثار متعدد در پیشبرد تصمیم سازی یا تصمیم گیری ، لیکن گاه خود زمینه هرز روی توان مدیران و کندی فعالیت سازمانهای اداری نیز میگردد.
حجم حضور در جلسات بحدی بالاست که گاه مدیر از وظایف جاری و اصلی خود نیز دور میشود ، بدیهی است که او موظف به مدیریت مجموعه خود است و وظایفی چون ملاحظه نامههای دریافتی، تنظیم نامههای ارسالی، ملاقات با ارباب رجوع، پاسخ به تلفنها، و سرانجام فرصت لازم برای تفکر برای تحول سازمان به او سپرده شده است که حضور بیش از حد در جلسات ، نظام اداری را دچار آسیب ساخته است، برخی از مدیران در روز گاه در سه جلسه حضور مییابند با لحاظ دو ساعته بودن جلسات و رفت و آمدهای قبل و بعد از آن، حدود ۸ تا ۹ساعت صرف حضور در جلسات میشود. در این نوشتار نکاتی دربارهٔ آسیبهای جلسات در سازمانها وادارات بیان میشود.
۱.یک جلسه خود زمینه بی ثمر کردن خود است ، زیرا طبیعی است که در جلسه تصمیماتی اتخاذ میشود و مدیر موظف به برنامه ریزی برای اجرای آن است ؛ عدم تناسب فعالیت و فراوانی جلسات زمینه عدم اجرای بسیاری از تصمیمات میشود ؛ بررسی پروندهٔ جلسههای چند سال متوالی در معاونت یکی از ادارات مهم دولتی ، نشان میدهد که تنها درصد بسیاری ناچیزی از +مجموع تصمیمهای گرفته شده در جلساتی که معاون آن اداره در آنها حضور داشته،به اجرای درآمده است.
۲.مباحث جلسه با زمان جلسه باید تناسب داشته باشد تا منتهی به حصول نتیجه مشخص گردد لذا مدیر باید به مؤلفههای جلسه و ظرف زمانی آنها پیشاپیش توجه کند:دستور،تصمیم،شخص یا واحد مجری تصمیم،زمان شروع و خاتمهٔ اجرای تصمیم،و تحویل نتیجهٔ کار به شخص یا واحد مربوط .
۳.جلسه بی دستور به نوعی محفل گپ زنی است که یک مدیر بشدت از آن باید پرهیز کند ، زیرا هر جلسهای دارای هدفی مشخص و مدت معینی است. گپ زنی گرچه شایسته است و باعث تلطیف خاطر ، خبرگیری و خبر رسانی و دهها مزایای دیگر است اما در ساعت و مکانی غیر ادرای باید انجام گیرد . از این رو، اولین شرط برگزاری جلسه داشتن دستور است که باید صریح و مکتوب باشد و حتی المقدور از قبل به اطلاع اعضا رسانده شده باشد.مدیر هم باید آگاهانه جلسه را طبق دستور اداره کند.
۴.تعداد تشکیل جلسات و میزان حضور مدیران در آن میباید به صورت منطقی و هدفمند تعدیل شود؛ اگر میانگین وقتی که مدیران ارشد برای مسئولیت ادرای خود اختصاص میدهند را ۱۲ ساعت در روز بدانیم میبایست حداقل نیمی از این فرصت به اموری غیر از حضور در جلسه اختصاص یابد باشد که ، اما واقعیت اداری ما در ایران بسیار از این هنجار به دور است و مدیران وقت مفید خود را در یک دور جلسات مستمر و پی در پی هزینه میکنند حال اگر جلسات نیز به دلیل اداره غلط، تکرار موضوعات قبل و یا بیان مطالب خارج از دستور شود دایره . اینکه بیشتر وقت مدیران در جلسهها سپری میشود حاکی از آن است که روشهای ما برای تصمیمسازی، تصمیمگیری،و اجرا غلط اند؛جلسهها بد اداره میشوند و مدیریت زمان رعایت نمیشود.درصد قابل توجهی از جلسهها به موضوعات تکراری میپردازند و در واقع بیحاصل اند.
کلمات قصار
۱. مدیری هر گاه پیشنهاد و فکر تازهای از طرف یکی از زیرمجموعهها مطرح میشد، نمیپذیرفت و پیش خود و در دل میگفت: اگر این فکر، فکر خوبی است، چرا به ذهن منِ رئیس نرسید؟
۲. بعضی از مشاورین رؤسا و مدیران، کارشان فقط تأیید رئیس و مدیر است؛ چون اگر تأیید نکنند، چه بسا همین شغل را هم از دست بدهند.
۳. کسی که آن قدر مغرور است که هیچ کس را قبول ندارد، اگر شرایطی پیش آمد که هیچ کس او را قبول نداشت، گله مند نباشد.
۴. اگر کسی را بی جهت و بدون لیاقت بالا بردی، اگر بی جهت تو را پایین آوردند، اعتراض و شکوه نکن.
۵. وقتی به کسی مشتی میزنی که حقش نیست، شاید او هم خود را مجاز بداند به تو چاقویی بزند که حقت نیست.
۶. کسی که عادت کرده کار را با زور بالادستی انجام دهد، همین زور را به زیردستان هم منتقل میکند.
۷. کسی که از بالادستی زور میشنود، به نحوی آن را بر سر پایین دستی خالی میکند؛ چه در اداره، چه مدرسه و چه خانه و کارخانه.
۸. لامپی که میتواند یک سالن را روشن کند، اسراف است اگر در اتاق ۳*۲ روشن شود؛ رئیس بزرگ برای مجموعه کوچک نیز همین گونه است؛ یعنی اتلاف نیرو و اسراف در مدیریت.
۹. رئیس کوچک برای یک مجموعه بزرگ، مثل رشد اندام و عضلات است و کوچک ماندن سر و مغز!
۱۰. نیروی کاری، در ساختمان ساده و کوچک هم فعال است و از ساختمان شیک، بزرگ و مجلل، کاری ساخته نیست؛ اگر نیرو، «کاری» نباشد، آفتابه را خرج لحیم نکنیم.
مدیریت سردار
نویسنده:احمد نبوی
حاجی خطابش میکرد و در بخشهای مهم تصمیم گیری و اجرایی، همراهش بود. با تمام وجود، دوستش میداشت و با شادابی، دوشادوش سردار، قرار داشت. سخن از شهید احمد کاظمی است و مدیریت او؛ البته از دید یار همراهش، شهید حسن طهرانی مقدم.
۱. مدیر دولت اسلامی، جریان ساز است و سازمان را به گونهای پی ریزی میکند که حتی در غیبت خود نیز کار با همان الگوی ترسیمی، به سامان میرسد و مجموعه سازمان، حضور مؤثر او را احساس میکنند. مدیریت شهید کاظمی این گونه بود؛ مدیری که مقدم در وصفش میگفت: حاجی، یک نقطه نبود؛ بلکه یک جریان بود؛ یعنی در غیابش توانستم کارهایم را به ثمر برسانم و حتی بعد از شهادتش؛ درست مثل وقتی که بود، هر روز کار را با ابلاغ او شروع میکنم و اگر اشتباه کنم، حاجی گوشزد میکند. انگار که همیشه هست.
۲. مدیر دولت اسلامی، ریسک پذیر است و به شدت از سکون دوری میکند؛ به تحول و ایدههای نو، برای پیشرفت سازمان میاندیشد. همان نوع نگاهی که مقدم از کاظمی به خاطر دارد؛ سردار به من میگفت: «میروم شده پادگان ولیعصر را میفروشم و پول برایت میآورم؛ فقط تو برو سلاحی که جنگ ما با دشمن را نامتقارن کند، بساز». نتیجة این نوع مدیریت مبتنی بر خلاقیت، ساخت اولین هلیکوپتر تک سرنشین، هواپیمای بدون سرنشین و ساماندهی پدافند موشکی سپاه بود.
۳. مدیر دولت اسلامی، نگاهی روشمند به مجموعة مدیریتی خود دارد. او با طبقه بندی کارها از کل به جزء، از تلمبار کردن امور، پرهیز میکند و به صورت شاخهای، همه را به نوعی درگیر مسئولیت میسازد؛ آن گونه که کاظمی با ورودش به نیروی هوایی، سیستم شاخهای تشکیل داد؛ تا علاوه بر نظم و زمین نماندن کارها، مدیران به صورت جزئی تر به مسائل بنگرند.
۴. مدیر دولت اسلامی، از توان و انرژی سرشار نسل نو، بهره میبرد؛ زمینة رشد آنها را فراهم میسازد و برای تحول سازمان، تنها به توان با تجربهها تکیه نمیکند؛ مانند نگاهی که کاظمی به نیروهای جوان داشت. او همیشه تأکید داشت که فرماندهان، باید جوان باشند و میگفت: ما میرویم؛ ولی باید روشی به جا بگذاریم که توانش برای ایجاد تحول، بالا باشد و این از عهدة جوانترها برمیآید؛ چون به تحرک، حرکت به جلو و توسعة هدفگیری شده، اعتقاد داشت.
۵. مدیر دولت اسلامی، تصمیمگیری را تنها به گزارشهای رسیده یا حرفهای به دست آمده، منحصر نمیسازد؛ بلکه با پشتوانة اطلاعات خویش، سازمان را مدیریت میکند. کاظمی به صورت جدی در سازمان وارد عمل میشد و روشها را بررسی میکرد و تنها به نظرات مدیران مجموعه، اکتفا نمیکرد.
امام علی علیه السلام و مدیریت
معرفی کتاب
نویسنده:سید مجید آبلشکری
کتاب امام علی علیه السلام و مدیریت، هفتمین کتاب از مجموعه کتابهای ۱۵ جلدی، مجموعه الگوهای رفتاری امام علی علیه السلام است که توسط استاد محمد دشتی، تألیف شده و به وسیلة مؤسسه فرهنگی - تحقیقاتی امیرالمؤمنین علیه السلام، در سال ۱۳۷۹ ش. در ۳۰۱ صفحه چاپ و منتشر شده است.
استاد حجت الاسلام محمد دشتی در سال ۱۳۳۰ش. در خانوادهای مذهبی در روستای آزادمون محمودآباد مازندران دیده به جهان گشود. وی درسهای دورة ابتدایی را در همان روستا فرا گرفت و پس از پایان تحصیلات ابتدایی، برای تحصیل علوم اسلامی به حوزه علمیه آمل رفت و در آن حوزه به تحصیل پرداخت. وی در سال ۱۳۴۳ش. به حوزة علمیة قم هجرت کرد و در آن حوزة بزرگ، تحصیلات خود را ادامه داد. وی از محضر عالمان و استادان فرهیخته و وارستهای چون میرزاهاشم آملی، مکارم شیرازی، جوادی آملی، حسن زاده آملی، محمدی گیلانی، مشکینی، سبحانی، مفتح و حقی کسب فیض کرد و پس از سالها تحصیل، تعلیم، تحقیق و پژوهش، به تبلیغ علوم و معارف اسلامی با بیان و قلم، همت گماشت.
او در مبارزات دوران ستمشاهی حضور فعالی داشت و در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، مسئولیتهایی چون امامت جمعة شهرستان سمیرم، مسئولیت آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمل، مسئولیت آموزش جهاد سازندگی، عضویت در هیئت علمی مجتمع آموزشی بنیاد جانبازان و... را بر عهده داشت؛ اما وی به مسائل علمی و فرهنگی، یعنی تبلیغ، تدریس، تحقیق و تألیف، علاقة بیشتری داشت و بیشتر فعالیتها و اوقات خود را در این حوزه متمرکز کرد.
وی به کتاب شریف نهج البلاغه، علاقة فراوانی داشت و بیش از ۲۵ سال از عمر خویش را صرف تحقیق و پژوهش پیرامون این کتاب ارزشمند کرد و آثار مفیدی دربارة این کتاب و موضوعات آن به رشتة تحریر درآورد.
استاد دشتی در عمر کوتاه خویش، بیش از ۱۱۰ جلد کتاب از خود به یادگار گذاشت. با این حال تحقیق و پژوهش پیرامون نهج البلاغه و خلق آثاری مرتبط با این کتاب ارزشمند و ترجمة گرانسنگ وی از نهج البلاغه، موجب شد که نام وی با نهج البلاغه امام علی علیه السلام عجین شود؛ به طوری که نهج البلاغه ترجمه شده توسط وی با نام نهج البلاغه دشتی، مشهور و معروف است.
سرانجام وی در راه بازگشت از یک سفر تبلیغی در جادة کاشان - قم دچار سانحه شد و در چهارم اردیبهشت سال ۸۰ روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد و در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپرده شد.[۲۹]
استاد دشتی در مقدمة کتاب امام علی علیه السلام و مدیریت چنین نوشته است:
پیروی از امام علی علیه السلام و الگو قرار دادن راه و رسم آن بزرگ معصوم، بر این حقیقت تکیه دارد که با مطالعة همة کتب و منابع و مآخذ روایی و تاریخی و سیاسی موجود، کشف میکنیم که «امام علی علیه السلام چگونه بود»؛ تا آن گاه بدانیم که ما چگونه باید باشیم.
آن حضرت خود فرمود: «لن تقدروا علی ذلک و لکن اعینونی بورعٍ و اجتهاد؛ شما نمیتوانید همانند من زندگی کنید؛ اما در پرهیزکاری و تلاش برای خوبیها، مرا یاری کنید».
این کتاب از سه قسمت تشکیل شده است. در قسمت نخست با عنوان ضرورتها، به موضوعات کلی مربوط به مدیریت پرداخته شده که عبارتند از: ۱. زیربنای مدیریت. ۲. والاترین مدیریتها (مدیریت خانواده). ۳. صفات مدیران در نهج البلاغه. ۴. مدیریت صحیح در نهج البلاغه.
قسمت دوم کتاب، شامل شش فصل است که عبارتند از:
فصل اول: رعایت اصل نظارت (اصل کنترل و نظارت).
فصل دوم: عزل و نصب مدیران (اصل سامان دهی و پاک سازی).
فصل سوم: جبران و دلجویی (اصل بازسازی نیروهای انسانی).
فصل چهارم: مدیریت در بیت رهبری (اصل نظم گرایی).
فصل پنجم: تشویق مدیران (اصل رواج ارزشها).
فصل ششم: مدیریت نظامی.
در فصل اول، این مطالب آمده است:
۱. نظارت فراگیر بر امور کارگزاران. ۲. نظارت مداوم بر امور مردم. ۳. نظارت دقیق بر امور کارگزاران
در فصل دوم، این مطالب آمده است:
۱. جابهجایی مدیران. ۲. عزل و نصب بر اساس اولویتها. ۳. عزل فرماندار نالایق. ۴. عزل فرمانداری که خیانت مالی داشت. ۵. تصفیة مدیریتهای سیاسی کشور. ۶. انتخاب فرمانداران.
در فصل سوم نیز آمده است:
۱. دل جویی از مدیران عزل شده. ۲. به کارگیری صحیح مدیران.
در فصل چهارم این مطالب را میخوانیم:
۱. تقسیم کار. ۲. زمان مند بودن کارهای شخصی و مراجعات مردمی.
در فصل پنجم این مطالب وجود دارد:
۱. تشویق استاندار موفق. ۲. طرح ویژگیهای مدیران لایق. ۳. یادآوری اهمیت مدیریتها.
در فصل ششم نیز این مطالب آمده است:
۱. مدیریت عالی نظامی. ۲. رهبری و جانشینی.
در قسمت سوم کتاب نیز چهار موضوع، با عنوان در چشمه سار نهج البلاغه مورد بحث واقع شده که عبارتند از:
۱. مدیریت سیاسی. ۲. مدیریت اجتماعی. ۳. مدیریت نظامی. ۴. مدیریت اقتصادی.
در این قسمت، این نوع مدیریتها از دیدگاه نهج البلاغه با استناد به خطبههای آن حضرت، تشریح و تبیین شدهৱاند.
در بحث نظارت دقیق بر امور کارگزاران در صفحه ۱۴۴ این کتاب آمده است:
اصل کنترل و نظارت در حکومت امام علی علیه السلام در کشور پهناور آن روزگار که امروز به حدود ۵۰ کشور اسلامی تبدیل شده است، آن قدر دقیق و صحیح اجرا میشد که در حکومت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، قاضی یک روزه هم وجود داشت.
امام به ابوالاسود دوئلی سِمَت قضاوت داد؛ اما در پایان همان روز نخست، او را از قضاوت عزل کرد.
وی شب هنگام وارد مسجد شد و خطاب به امام علی علیه السلام گفت: قاضی یک روزه هم داشتیم. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام پاسخ داد: به من گزارش دادند که تو در برخورد با مردم، خشن و تندخو هستی».[۳۰]
در فصل تشویق مدیران، در مطلبی با عنوان تشویق استاندار موفق آمده است:
حضرت امیر علیه السلام، هنگامی که سعدبن مسعود، فرماندار مدائن بود، برای او نوشت: تو ای سعد! خراجت را پرداخت کردهای؛ از پروردگارت اطاعت نمودهای و رهبر و امامت را خوشنود کردهای؛ مانند کار مرد ضابط و نیکوکار؛ پرهیزکار و نجیب. پس خداوند، گناهان تو را بیامرزد؛ کوشش تو را قبول کند و عاقبت تو را نیکو گرداند.
در فصل چهارم، در بحث زمان مند بودن کارهای شخصی و مراجعات مردمی، چنین آمده است:
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، نظم در امور را رعایت میکرد و کارها و مسئولیتهای خود را در زمانهای تعیین شده انجام میداد که این، رمز موفقیت هر انسانی است.
زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند که برنامة روزانة امام علی علیه السلام این گونه بود: ۱. پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، دعا و مستحبات را ادامه میداد. ۲. پس از طلوع خورشید، درب خانه را برای فقرا و نیازمندان میگشود. ۳. قبل از ظهر، ساعتی را به یاران و اصحاب، فقه و احکام میآموخت.
ساعتی را در شب شخصاً در کوچههای شهر قدم میزد؛ تا رفع ظلم کند.[۳۱]
در فصل عزل و نصب مدیران، در موضوعی با عنوان تصفیة مدیریتهای سیاسی کشور آمده است:
پس از بیعت عمومی مردم و تحقق حکومت، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بی درنگ تمام مدیران و کارگزاران حکومتی دوران خلیفة سوم را عزل کرد و به جای آنان... فرمانداران و استانداران لایقی را منصوب کرد؛ از جمله نامهای به معاویه نوشت که پست فرمانداری شام را به سهل بن حنیف تحویل داده و به مدینه باز گرد.
بسیاری از سیاست مداران به امام علی علیه السلام گفتند: به معاویه مهلت بده؛ او کسی نیست که دل از حکومت و قدرت بردارد؛ اما حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در برابر تمام این نظریههای سیاسی و پیشنهادهای غیر متعهدانه، تسلیم نشد و کار تصفیة مدیریتهای ناسالم سیاسی کشور را حتی یک لحظه از یاد نبرد.
پا نویس
- ↑ حمیری ، قرب الإسناد، ص 342، ح 1249.
- ↑ صحیفه امام، ج 13، ص 196 و 200.
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، 12/5/1372.
- ↑ رعد، آیة 11.
- ↑ اسراء، آیة 32.
- ↑ صدوق، معانی الاخبار، ص 381، ح 2.
- ↑ تا آن جا که ممکن است.
- ↑ بعد از آن.
- ↑ تبذیر کنندگان، برادران شیاطین به شمار میآیند (اسراء، آیة 27).
- ↑ اسراف نکنید که خداوند، اسراف کاران را دوست ندارد (انعام، آیة 141).
- ↑ از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که فرمود: «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام؛ حکمی که زیان آور باشد، در اسلام جعل نشده است» (صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 59).
- ↑ حاج آقا نورالله اصفهانی، ستاره اصفهان، ص 56-60.
- ↑ از بیانات رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسرکشور، 7/2/ 90.
- ↑ از بیانات رهبر انقلاب در اجتماع کارگران کارخانجات تولیدی داروپخش، 10 / 2/ 91.
- ↑ از بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی در آغاز سال ، 1/1/91.
- ↑ از بیانات رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسرکشور، 7/2/ 90.
- ↑ از بیانات رهبر انقلاب در دیدار جمعی از نخبگان و برگزیدگان علمی، 13/7/90.
- ↑ پارسونز، آنتونی، غرور و سقوط، ترجمهٔ منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول ۱۳۶۳، ص30.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج 11، ص 287.
- ↑ حکیمی، الحیاه، ج 1، ص 254.
- ↑ مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 74.
- ↑ مرتضی مطهری، سیره نبوی، ص 139.
- ↑ خزينه الجواهر، ص 621.
- ↑ شهید مطهری، احیاء تفکر اسلامی، ص 26.
- ↑ درسهایی از امام، بهار جوانی، ص 264.
- ↑ تاریخ ابن اثیر، حالات امیر اسماعیل سامانی.
- ↑ نهج البلاغه، نامة 53؛ ثم لا تکن اختیارک ایاهم علی فراستک و استنامتک و حسن الظن منک... .
- ↑ نهج الفصاحه، ص 328.
- ↑ ر.ک: محمد مهدی دشتی، ذوالفقار حیدر (زندگی نامه استاد دشتی).
- ↑ معالم القربه، ص 203؛ احقاق الحق، ج 8، ص 548.
- ↑ شیخ محمد تقی شوشتری، بهج الصباغه، ج 4، ص 132.







