فرهنگ مصادیق:مقام رضا و شرور عالم: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Fayzi صفحهٔ مقام رضا و شرور عالم را به فرهنگ مصادیق:مقام رضا و شرور عالم منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۱
نویسنده: آیت الله مصباح یزدی
محتویات
مقدمه
آن چه پیش رو دارید گزیدهای از سخنان حضرت آیت الله مصباح یزدی (دامت برکاته) در دفتر مقام معظم رهبری است که در تاریخ ۰۸/۰۳/۹۲ ایراد فرمودهاند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.
نگاهی به مباحث گذشته
در جلسات اخیر موضوع بحث ما مقام رضای از تقدیرات الهی بود. عرض کردیم بر اساس آن چه که از روایات شریفه اهل بیت علیهم السلام استفاده میشود مقام رضا بالاترین فضلیت اخلاقی است که در نظام ارزشی اسلام تعیین شده است. روشن است که شیطان نسبت به چنین موضوعی با این فضلیت، بی تفاوت نمینشیند و با ابداع انواع و اقسام شبههها تلاش میکند انسانها را از این فضلیت محروم سازد. ازاین رو در چند جلسه اخیر برخی شبهاتی را بررسی کردیم که ممکن است مانع رسیدن انسان به این مقام عالی شوند.
یکی از مهمترین شبهات این بود که انسان به طور فطری از چیزی رضایت پیدا میکند که خوشایند او باشد و اگر چیزی موجب رنج او شود نمیتواند نسبت به آن نظر خوبی داشته باشد. با این وجود میبینیم که در عالم، حوادثی رخ میدهد که ما طبق آموزههای دینی آنها را جزو تقدیرات الهی میدانیم، مانند سیلها، زلزلهها و ... . سؤال این است که چگونه انسان میتواند به این تقدیرات راضی باشد؟ در جلسات گذشته به این شبهه پاسخی اجمالی داده شد که به عنوان مقدمه برای بیان مطلب بعدی، به آن اشاره میکنم. پاسخ اجمالی این بود که عالم هستی به گونهای آفریده شده که زیباییهای آن منوط به وجود این حوادث تلخ است و تا این حوادث تلخ نباشند آن زیباییها ظهور پیدا نمیکنند. بر این اساس عالم هستی را به تابلویی تشبیه کردیم که در آن، قسمتهای تیره هم وجود دارد و اگر تنها به آن بخشها نگاه کنیم زیبا به نظر نمیرسد. اما اگر نگاهی کلی به آن بیاندازیم در مجموع زیبایی آن را درک میکنیم و خواهیم دید که همان بخشهای تیره، بر زیبایی آن تابلو افزوده است. به اصطلاح فلسفی شرور و ناگواریهای عالم، نسبی است، بدین معنا که نسبت به اشیای مجاورش شرّ محسوب میشوند، اما نسبت به کل نظام هستی خیر هستند.
اکنون میخواهیم با استفاده از آیات و روایات بگوییم که حقیقت امر از این هم بالاتر است. براساس پاسخ گذشته، حوادث ناگواری که برای من رخ میدهند برای من شرّ محسوب میشوند، اما بدین خاطر که کل نظام هستی به این تلخیها احتیاج دارد و در کل زیباست باید به آنها راضی باشم. ولی پیشوایان دینی ما معارفی را در اختیار ما میگذارند که به ما نشان میدهند این ناگواریها میتوانند علاوه بر زیبا ساختن کل نظام هستی، برای شخص ما هم زمینه خیرات و زیباییهایی را فراهم کنند. اگر انسان این حقیقت را باور کند بسیار راحت تر میتواند به تقدیرات الهی راضی شود. برای توضیح این نکته، مقدمهای را عرض میکنم.
سنتهای عام و خاص الهی
خدای متعال همه موجودات عالم از جمله انسان را به سوی کمالشان هدایت میکند. اما در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام دو گونه هدایت الهی برای انسان بیان شده است؛ یکی هدایتهای عام است که شامل همه انسانها میشوند و دیگری هدایتهای خاص است که به برخی انسانها اختصاص دارد. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا؛[۱] به راستی که ما او را به سوی راه هدایت نمودیم؛ یا شکرگزار خواهد بود و یا ناسپاس.» این هدایتی است که همه انسانها را در برمی گیرد. اما علاوه بر این هدایت عام، قرآن کریم میفرماید: «وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًی؛[۲] و آنان که هدایت را پذیرفتند خداوند بر هدایت آنها خواهد افزود.» براین اساس کسانی که از هدایت عام الهی استفاده کنند خدای متعال بر هدایت آنها میافزاید. این بدان معناست که هدایت مراتبی دارد. اگر انسان از مرتبه اول هدایت به درستی استفاده کند خدای متعال او را بیشتر هدایت میکند. در مقابل، بر گمراهی ناسپاسان میافزاید، چنان که در باره قوم ثمود میفرماید: «وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَی عَلَی الْهُدَی؛[۳] و اما ثمود پس ما آنها را هدایت کردیم. اما آنها کوری را بر هدایت ترجیح دادند.» پس هدایت عام الهی ایجاب نمیکند که همه از آن بهره مند شوند و در مقام عمل از آن استفاده کنند. اما اگر کسی از این هدایت عام استفاده کرد هنگامی که در میانه راه با ابهامی مواجه شود دست او را خواهند گرفت و او را از مشکلات عبور خواهند داد.
قرآن کریم از وجود چنین تقسیمی در بسیاری از سنتهای الهی به ما خبر میدهد. مثلا یکی از سنتهای الهی به تعبیر قرآن کریم سنت امداد است. خدای متعال پس از خلق انسانها آنها را هدایت میفرماید و هر کس هر راهی را انتخاب نماید - خواه راه خوب باشد و خواه راه بد - در آن راه او را مدد و یاری مینماید. سنت الهی در این عالم این نیست که سرنوشت هر کسی با اولین تصمیم مشخص شود و با همان تصمیم شقی یا سعید گشته، عمر او به پایان رسد، بلکه هر کسی باید در طول عمر خویش دائما در معرض امتحان قرار گیرد و در هر لحظه هم به مدد الهی نیازمند است و خدای متعال هم بر اساس تصمیمی که انسان میگیرد او را یاری میرساند. قرآن کریم میفرماید: «کُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّکَ وَمَا کَانَ عَطَاء رَبِّکَ مَحْظُورًا؛[۴] همه را، اینان و آنان را از عطای پروردگارت مدد میبخشیم و عطای پروردگارت منع نشده است.» ازاین رو میبینیم چنان که متقین از یاری خدا برای طی مسیر خویش بهره مند میشوند، کفار هم در راهی که انتخاب میکنند موفقیتهایی به دست میآورند. این امداد عام الهی است که همه را در برمی گیرد (کُلاًّ نُّمِدُّ). علاوه بر این امداد عمومی، خدای متعال امدادهایی ویژه برای کسانی دارد که راه بهشت را برمی گزینند و برای موفقیت آنها یاری فراوانی از قبیل دفع بلایا، فراهم ساختن زمینههای پیشرفت، الهامات خاص و ... به آنها میرساند. در روایت «قرب نوافل» آمده است: «بنده همواره با نوافل و عبادات به سوی من تقرب میجوید تا این که او را دوست میدارم. پس هنگامی که او را دوست بدارم گوش او خواهم بود همان گوشی که با آن میشنود و دیده او خواهم بود همان دیدهای که با آن میبیند و ...» [۵] این بدان معناست که خدای متعال به چنین بندهای در جایی که توقع دارد چشم به او کمک کند به او یاری میرساند، اگرچه چشمش نبیند. سایر اعضا و قوای او نیز به همین گونه مورد امداد الهی قرار میگیرند. این امدادی ویژه است که خدا به مؤمنان میرساند. سنتهای دیگر خدا نیز به همین گونه به دو نوع عام و خاص تقسیم میشوند مانند رحمت عام و رحمت خاص و ... .
ناگواری ها؛ عنایات خاص الهی برای مؤمنان
مقصود از مقدمه فوق زمینه سازی برای بیان این نکته بود که زیباییهایی که خدای متعال به مخلوقات خویش عنایت میفرماید نیز دو نوع است؛ یکی زیباییهای عام است که قرآن کریم بدانها اشاره داشته، میفرماید: الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ؛[۶] «خَلَقَه» صفت شیء است و براین اساس آیه بدین معناست: «کسی که نیکو و زیبا قرار داد هر چیزی را که خلق کرد.» هر چیز از آن جهت که وجودش به خدا انتساب دارد حُسن دارد و این حسن، قابل تخصیص نیست. و دیگری زیباییهای خاص است که خدای متعال در حیات برخی افراد قرار میدهد. این افراد کسانی هستند که قدردان و شکرگزار آن زیباییها و نیکوییهای عام الهی هستند.
بنابراین مؤمن به خصوص میتواند به مقامی خاص از رضا نایل شود که بی ایمانان و بی تقوایان هرگز نمیتوانند حقیقت آن رضایت را درک کنند. اصلا شرط درک چنین مقامی داشتن ایمان و گام برداشتن در راه خداست. اهل ایمان هرچه بیشتر پیش میروند بیشتر اسباب رضایت مندی از تقدیرات الهی برایشان فراهم میشود گرچه آن تقدیرات شهادت در گودال قتل گاه، تحمل سختترین مصیبتهای روزگار، به خاک و خون کشیده شدن جوانان عزیزش، ذبح شدن طفل شیرخواره بر روی دستش و ... باشد. ازاین رو میبینیم که آخرین جمله سیدالشهداء علیه السلام این است: «الهی رضا بقضائک؛ خدای من! به قضای تو راضی ام.» کسانی میتوانند مزه این رضایت را درک کنند که در مسیر بندگی خدا قدم برداشته باشند. برای تأیید پاسخی که در جواب شبهه مذکور بیان شد، در ادامه بحث، دو روایت از سخنان اهل بیت علیهم السلام را میآورم تا از انوار کلمات ایشان بهره مند گردیم.
تقدیرات سراسر خیر مؤمن در آیینه روایات
در کتاب شریف کافی از امام صادق صلوات الله علیه نقل شده است که حضرت فرمود: «عَجِبْتُ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لَا یَقْضِی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ وَإِنْ قُرِّضَ بِالْمَقَارِیضِ کَانَ خَیْراً لَهُ وَإِنْ مَلَکَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا کَانَ خَیْراً لَهُ؛[۷] در شگفتم از انسان مسلمان که خدای متعال برای او قضایی مقدر نکند مگر این که برای او خیر باشد به گونهای که اگر با قیچیها بدنش بریده شود برای او خیر است و اگر تمام مشرقها و مغربهای زمین را مالک شود برای او خیر است.» این تدبیری ویژه است که خدای متعال برای بندگان خاص خود دارد. در این روایت گفته نمیشود عذابی که به این مؤمن میرسد در مجموع، برای نظام عالم خیر است، بلکه میفرماید: برای خود او خیر است. کسی که تقدیرات به دست قدرت اوست میداند برای هر کسی در هر حالی چه تقدیری خیر است. بنابراین اگر مصیبتی برای مؤمن خیر باشد همان را برای او مقدر میکند و اگر عزت، ثروت و ... برای او خیر باشد آن را برای او مینویسد. اما این عنایتی عمومی نیست چنان که ممکن است ثروت، حکومت و امثال اینها برای بسیاری وسیلهای باشد که هر روز بر عذابشان بیافزاید.[۸] بنابراین مصیبتی که به مؤمن میرسد نه تنها در کل موجب زیبایی عالم میشود بلکه برای خود او هم خیر است.
همچنین در این زمینه در کتاب شریف کافی روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده است که حضرت از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل کردهاند که فرمود: خدای متعال میفرماید: «إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ عِبَاداً لَا یَصْلُحُ لَهُمْ أَمْرُ دِینِهِمْ إِلَّا بِالْغِنَی وَ السَّعَهِ وَ الصِّحَّهِ فِی الْبَدَنِ فَأَبْلُوهُمْ بِالْغِنَی وَ السَّعَهِ وَ صِحَّهِ الْبَدَنِ فَیَصْلُحُ عَلَیْهِمْ أَمْرُ دِینِهِمْ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَعِبَاداً لَا یَصْلُحُ لَهُمْ أَمْرُ دِینِهِمْ إِلَّا بِالْفَاقَهِ وَ الْمَسْکَنَهِ وَ السُّقْمِ فِی أَبْدَانِهِمْ فَأَبْلُوهُمْ بِالْفَاقَهِ وَ الْمَسْکَنَهِ وَ السُّقْمِ فَیَصْلُحُ عَلَیْهِمْ أَمْرُ دِینِهِمْ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا یَصْلُحُ عَلَیْهِ أَمْرُ دِینِ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ؛[۹] به راستی که از بندگان مؤمن من، بندگانی هستند که امر دین آنان اصلاح نمیشود مگر با ثروت و رفاه و سلامتی بدن (اگر این گونه شوند بر کمال و تقرب آنها افزوده میشود). پس به آنها ثروت و رفاه و سلامتی بدن عطا میکنم. پس امر دینشان اصلاح میشود. اولین شرطی که خدای متعال برای این عنایت خاص بیان میفرماید این است که مؤمن باشند و این بدان معناست که باید قدم اول را درست برداشته باشند. و در برابر، به راستی که از بندگان مؤمن من بندگانی هستند که امر دینشان اصلاح نمیشود مگر با فقر و مسکین بودن و بیماری در بدن هایشان و اگر این گونه باشند به سوی فلاح و رستگاری میروند، اما اگر وسعت روزی داشته باشند غافل و دنیاطلب میشوند. پس
من هم آنها را به فقر و مسکنت و بیماری مبتلا میکنم، و من عالم ترم به آنچه که امر دین بندگان مؤمنم را اصلاح میکند و آنها را به سعادت دنیا و آخرت نایل میسازد.»
بنابراین مؤمن باید به خدا حسن ظن داشته باشد. البته فراموش نشود که مسأله وظیفه و تکلیف حساب دیگری است و ما وظیفه داریم که برای کسب روزی زحمت بکشیم و اگر بیمار شدیم برای معالجه اقدام کنیم، بلکه پیش از بیماری، بهداشت را رعایت کنیم. اما اگر با تمام این تلاشها به مشکلی برخوردیم مثلا بیمار شدیم یا ورشکسته شدیم، باید بدانیم که تقدیر خدا بوده و اگر مؤمن باشیم این به نفع ماست. در ادامه حدیث نکتههای بسیار ظریفی وجود دارد که شایسته است برای هر کدام جلسهای را اختصاص داد.
«وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ یَجْتَهِدُ فِی عِبَادَتِی فَیَقُومُ مِنْ رُقَادِهِ وَ لَذِیذِ وِسَادِهِ فَیَتَهَجَّدُ لِیَ اللَّیَالِیَ فَیُتْعِبُ نَفْسَهُ فِی عِبَادَتِی فَأَضْرِبُهُ بِالنُّعَاسِ اللَّیْلَهَ وَ اللَّیْلَتَیْنِ نَظَراً مِنِّی لَهُ وَ إِبْقَاءً عَلَیْهِ فَیَنَامُ حَتَّی یُصْبِحَ فَیَقُومُ وَ هُوَ مَاقِتٌ لِنَفْسِهِ زَارِئٌ عَلَیْهَا وَ لَوْ أُخَلِّی بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مَا یُرِیدُ مِنْ عِبَادَتِی لَدَخَلَهُ الْعُجْبُ مِنْ ذَلِکَ فَیُصَیِّرُهُ الْعُجْبُ إِلَی الْفِتْنَهِ بِأَعْمَالِهِ فَیَأْتِیهِ مِنْ ذَلِکَ مَا فِیهِ هَلَاکُهُ لِعُجْبِهِ بِأَعْمَالِهِ وَ رِضَاهُ عَنْ نَفْسِهِ حَتَّی یَظُنَّ أَنَّهُ قَدْ فَاقَ الْعَابِدِینَ وَ جَازَ فِی عِبَادَتِهِ حَدَّ التَّقْصِیرِ فَیَتَبَاعَدُ مِنِّی عِنْدَ ذَلِکَ وَ هُوَ یَظُنُّ أَنَّهُ یَتَقَرَّبُ إِلَیَّ فَلَا یَتَّکِلِ الْعَامِلُونَ عَلَی أَعْمَالِهِمُ الَّتِی یَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِی فَإِنَّهُمْ لَوِ اجْتَهَدُوا وَ أَتْعَبُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَفْنَوْا أَعْمَارَهُمْ فِی عِبَادَتِی کَانُوا مُقَصِّرِینَ غَیْرَ بَالِغِینَ فِی عِبَادَتِهِمْ کُنْهَ عِبَادَتِی فِیمَا یَطْلُبُونَ عِنْدِی مِنْ کَرَامَتِی وَ النَّعِیمِ فِی جَنَّاتِی وَ رَفِیعِ دَرَجَاتِیَ الْعُلَی فِی جِوَارِی وَ لَکِنْ فَبِرَحْمَتِی فَلْیَثِقُوا وَ بِفَضْلِی فَلْیَفْرَحُوا وَ إِلَی حُسْنِ الظَّنِّ بِی فَلْیَطْمَئِنُّوا فَإِنَّ رَحْمَتِی عِنْدَ ذَلِکَ تَدَارَکُهُمْ یا تتدارکهم وَ مَنِّی یُبَلِّغُهُمْ رِضْوَانِی وَ مَغْفِرَتِی تُلْبِسُهُمْ عَفْوِی فَإِنِّی أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ وَ بِذَلِکَ تَسَمَّیْت؛ و به راستی که در میان بندگان مؤمن من کسی هست که در عبادت من بسیار کوشا است و از خواب شب و لذت متکای خویش برمی خیزد و در شبها برای من مشغول نماز شب میشود و خود را در عبادت من به زحمت میاندازد. اما گاهی یک شب یا دو شب من او را به چرت میاندازم به خاطر نظر لطفی که به او دارم و میخواهم او را باقی بدارم. پس میخوابد تا این که صبح میشود و برمی خیزد در حالی که بر خود خشمگین است و خود را سرزنش میکند. مسلما این حزن در کمال او اثر بیشتری از آن عبادت دارد. اگر من به او اجازه انجام آنچه که از عبادت من میخواهد را بدهم از انجام آن گرفتار عجب میشود و این عجب و خودبینی او را مفتون اعمالش میسازد و حالتی برای او پیش خواهد آمد که هلاکت و سقوط او در آن است به خاطر عجب از اعمالش و از خودراضی بودنش. باید بفهمد که همه چیز به دست قدرت خداست و باید بر او توکل کرد. نباید تهجد او، او را خودبین و مغرور سازد و از این حقیقت غافل شود که عبادتهای او به توفیق خدای متعال است. بنابراین به نفع اوست که یک یا دو شب محروم گردد. زیرا اگر به برنامه عبادت ادامه دهد گرفتار عجب میشود، تا آن جا که گمان میکند بر همه عابدان برتری یافته و در عبادت از حد کوتاهی کردن گذشته است و دیگر هیچ کوتاهی و تقصیری ندارد. در این صورت از من دور میشود در حالی که گمان میکند به من نزدیک شده است. پس کسانی که به خاطر ثواب من اعمالی را انجام میدهند نباید به اعمال خودشان اتکاء کنند. زیرا به راستی که اگر آنها هر چه کوشش کنند و خود را به زحمت بیاندازند و عمر خویش را در عبادت من به پایان رسانند باز مقصر باشند و در عبادتشان به حقیقتِ عبادت من نرسند نسبت به کرامت و نعمتهای بهشتی من و بلندی درجات والای در جوار من که آنان طلب میکنند. بلکه باید به رحمت من اعتماد کنند و به فضل من شادمان گردند و باید به سبب حسن ظن به من آرامش یابند نه به سبب اعمالشان. در این صورت رحمت من شامل حالشان میشود و آنها را تدارک میکند و نعمت عظیم من رضوان مرا به آنها میرساند و مغفرت من لباس عفو مرا بر آنها میپوشاند. پس به راستی که من خدای رحمان و رحیم هستم و بدان نامیده شدهام.»
وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین.







