فرهنگ مصادیق:قطع رحم: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
 
(۱۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۵: سطر ۵:
 
|-
 
|-
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 +
|-
 +
| ۱ || [[آداب الاسره فی الاسلام]]
 +
|-
 +
| ۲ || [[صله ارحام و آثار و ثمرات آن]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
 
<p class="relatebook">مقالات مرتبط</p>
سطر ۱۸: سطر ۲۲:
 
|-
 
|-
 
| ۴ || [[وظیفه ما در قبال کسی که قطع رحم کرده است]]
 
| ۴ || [[وظیفه ما در قبال کسی که قطع رحم کرده است]]
 +
|-
 +
| ۵ || [[قطع رحم از گناهان کبیره]]
 
|}
 
|}
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p>
+
<p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۳۹: سطر ۴۵:
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
|}
 
|}
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
+
 
{| class="wikitable"
+
|-
+
! ردیف !! عنوان
+
|}
+
 
</div>
 
</div>
== قطع رحم از گناهان کبیره ==
 
==مقدمه==
 
هفتم از گناهان کبیره [[قطع رحم]] است چنانچه حضرت صادق و کاظم و رضا و جواد علیهم السّلام به [[گناه]] کبیره بودنش تصریح فرموده‌اند و نیز هم در قرآن مجید وعدهٔ آتش بر آن وارد شده و مورد لعن پروردگار عالم است و او را خاسر نامیده است. از حضرت سجاد (ع) مرویست که فرمود: از مصاحبت قاطع رحم به پرهیز که او را در سه جای قرآن ملعون یافتم.<br />
 
 
 
۱ -در سوره بقره می‌فرماید: «آنهائی که عهد الهی را پس از بستن پیمان می‌شکنند و می‌برند آن چیزی را که خداوند امر به پیوستن آن فرموده (قطع رحم می‌کنند) و در روی زمین فساد می‌کنند، ایشان زیانکارانند»<ref>- اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اَللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (سوره  ٢  آیه  ٢۵ ) </ref> .<br />
 
 
خاسر در قرآن مجید بر کسی که در آخرت معذب است اطلاق می‌شود و به قرینهٔ دو آیه بعد معلوم می‌شود خاسر در قاطع رحم ملعون می‌باشد.<br />
 
 
۲ -در سورهٔ رعد می‌فرماید: «آنان که پیمان خدای را پس از محکم شدن می‌شکنند و می‌برند آنچه را که خدا به پیوند آن امر فرموده و در زمین فساد می‌کنند برایشان لعنت و محرومیت از رحمت خدا است و برای ایشان جایگاه بدی است  <ref>وَ اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اَللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اَللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ اَلدّٰارِ (سوره  ١٣  آیه  ٢۶ ) </ref> ؛ یعنی جایشان در دوزخ است» .<br />
 
 
 
۳ -در سورهٔ محمد (ص) می‌فرماید: «آیا از شما توقع است و غریب و بعید نیست که اگر متولی امور مردم شوید در زمین فساد کنید و از خویشان خود ببرید، آن گروه مفسد و قاطع رحم، کسانی اند که خدای تعالی آنها را از رحمت خود دور فرموده و کر کرده و چشمانشان را کور فرموده» ؟  <ref>فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی اَلْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ. أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمیٰ أَبْصٰارَهُمْ. (سوره  ۴٧  آیه  ٢۴  و  ٢۵ ) </ref>.<br/>
 
 
== [[قطع رحم]] در روایات ==
 
: اخبار زیادی هم در این موضوع وارد است که به بعضی اشاره می‌شود پیغمبر اکرم (ص) فرمود: به درستی که در دشمنی با خلق (خصوصا ارحام) زائل کننده است نه زائل کنندهٔ مو، بلکه زائل کنندهٔ دین<ref>الا ان فی التباغض الحالقه لا اعنی لحالقه الشعر و لکن حالقه الدین (کافی ج  ٢  باب قطیعه الرحم ص  ٢۵٨ ) </ref>.<br/>
 
 
و حضرت صادق (ع) فرمود: از زائل کننده به پرهیزید به درستی که آن هلاک کننده است مردان را-پرسیدند: منظور از (حالقه) برطرف کننده چیست؟ فرمود: قطع رحم<ref>اتقوا الحالقه فانها تمیت الرجال قلت و ما الحالقه؟ قال: قطیعه الرحم (کافی باب قطیعه الرحم ص  ٢۵٩ ) </ref>.<br/>
 
=== بدترین اعمال نزد خدا ===
 
: مردی به پیغمبر (ص) عرض کرد: کدام عمل نزد خداوند بدتر و مبغوضتر است؟ فرمود: شریک قرار دادن برای او، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: قطع رحم، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: قطع رحم، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: امر به منکر و نهی از معروف <ref>جاء رجل الی النبی (ص) فقال ای الاعمال ابغض الی اللّه فقال الشرک باللّه قال ثم ما ذا فقال (ص) قطیعه الرحم قال ثم ما ذا فقال (ص) الامر بالمنکر و النهی عن المعروف. (کافی)</ref>.<br/>
 
=== نیکی به رحم در مقابل بدی او ===
 
: مردی خدمت حضرت صادق (ع) آمده از بستگان خود شکایت نمود. حضرت به او فرمودند: خشم خود را فروبر و کظم غیظ کن، (و به آنها نیکی کن!) عرض کرد: به من چنین و چنان می‌کنند؛ از انواع بدیها و ستمها فروگذار نمی‌کنند. حضرت فرمود: آیا تو هم می‌خواهی مثل آنها [[قطع رحم]] کنی و ترک احسان به رحم نمائی؟<br />
 
 
 
اگر چنین کنی، خدای تعالی در دنیا و آخرت نظر لطفش را از تمام شما خواهد برداشت<ref>جاء رجل فشکی الی ابی عبد اللّه (ع) اقاربه فقال له (ع) اکظم غیظک و افعل؛ فقال: انهم یفعلون و یفعلون فقال أ ترید ان تکون مثلهم فلا ینظر اللّه الیکم (کافی ج  ٢  ص  ٢۵٩ ) </ref>. مجلسی گوید ممکن است اگر تو قطع ننمائی و صله کنی آنها هم پشیمان شده و صله نمایند، پس رحمت الهی همهٔ شما را خواهد گرفت و اگر پشیمان نشوند فقط رحمت الهیه شامل حال تو خواهد بود.<br/>
 
 
پس باید در مقابل [[قطع رحم]] اقارب، انسان صله نماید و لذا رسول خدا (ص) فرمود: [[قطع رحم]] نباید کنی هرچند رحم هم از تو ببرد! <ref>لا تقطع رحمک و ان قطعتک (کافی ج  ٢  ص  ٢۵٩ ) </ref>
 
 
حضرت باقر (ع) فرمود: سه خصلت است که صاحب آن نمی‌میرد تا اینکه آثار وخیمهٔ آن را ببیند ظلم، قطع رحم، [[قسم دروغ]] <ref>ثلاث خصال لا یموت صاحبهن ابدا حتی یری و بالهن البغی و قطیعه الرحم و الیمین الکاذبه (کافی ج  ٢  ص  ٢۵٩ ) </ref>.
 
=== مرگ را نزدیک می‌کند ===
 
: و حضرت امیر (ع) در خطبه اش فرمود: به خداوند پناه می‌برم از گناهانی که نیستی را نزدیک می‌کند<ref>اعوذ بالله من الذنوب التی تعجل الفناء (کافی ج  ٢  ص  ٢۶٠ ) </ref>. یک نفر گفت آیا گناهانی هست که فناء را نزدیک کند؟ فرمود بلی قطع رحم، به درستی که خانواده‌ای که باهم جمع شوند و مواسات نمایند با یکدیگر، خداوند رزق آنها را زیاد می‌فرماید و خانواده‌ای که از هم جدا شوند و از یکدیگر ببرند خداوند ایشان را از توسعهٔ در رزق و طول عمر محروم می‌فرماید هرچند اهل تقوی باشند.<br/>
 
=== همه دست جمعی می‌میرند ===
 
: یکی از اصحاب حضرت صادق (ع) شکایت پسر عموهایش را به آن حضرت کرد و گفت: برادران و پسر عموهایم مرا سخت در فشار گذاشته‌اند و سهمی که از خانه داشتم از من گرفته‌اند فقط یک اطاق برای من باقی گذارده‌اند اگر بخواهم شکایت آنها را نزد حکومت وقت بنمایم هرچه در دست آنها است می‌توانم بگیرم.<br/>
 
 
حضرت فرمودند: [[صبر]] کن خداوند به زودی برای تو فرج خواهد فرمود، این شخص پذیرفت و برگشت، در سال صد و سی و یک و بائی آمد و تمام آنها مردند و یک نفر هم از ایشان باقی نماند، پس خدمت حضرت صادق (ع) آمده حضرت فرمود: حال خانواده تو چگونه است؟ عرض کرد بخدا قسم که همه مردند. حضرت فرمود: هلاک شدن آنها برای این است که با تو بد کردند و حق ترا نشناخته و [[قطع رحم]] خود نمودند همه نابود شدند<ref>کافی</ref>.<br/>
 
=== رحمت خدا را می‌برد ===
 
: و از حضرت صادق (ع) است که رسول خدا (ص) فرمود:<br />
 
 
هرگاه در مردم دانش باشد ولی عمل به آن نباشد و الفت و محبت فقط به زبان باشد نه به دل و رحمها قطع شود، در این هنگام خداوند رحمت دنیویه و اخرویهٔ خود را از آنها بریده، پس گوش دل ایشان کر و چشم دل آنها را کور خواهد فرمود! <ref>اذا ظهر العلم و احترز العمل و ائتلفت الالسن و اختلفت القلوب و تقاطعت الارحام هنالک لعنهم اللّه فاصمهم و اعمی ابصارهم (بحار الانوار جلد  ١۶  ص  ٢٨ )</ref>.<br/>
 
 
رسول خدا (ص) فرمود: ظلم و [[قطع رحم]] از هر گناهی سزاوارتر است که خدا زودتر صاحبش را در دنیا عقوبت کند، با آنچه، در آخرت برایش از انواع عذابها ذخیره کرده است <ref>ما من ذنب أجدر أن یجعل اللّه لصاحبه العقوبه فی الدنیا مع ما ادخره فی الاخره من البغی و قطیعه الرحم (مستدرک) </ref>.<br/>
 
 
و نیز فرمود: قاطع رحم داخل بهشت نمی‌شود <ref>لا یدخل الجنه قاطع رحم (مستدرک) </ref>.<br/>
 
 
بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می‌رسد ولی عاق والدین و قاطع رحم بوی آن را هم نخواهند شنید<ref>عن جابر عن ابی جعفر (ع) قال (ع) قال رسول اللّه (ص) اخبرنی جبرئیل ان ریح الجنه توجد من مسیره الف عام ما یجدها عاق و لا قاطع رحم و لا شیخ زان-و ان ریحها لیوجد من مسیره الفی عالم و لا یجد ریحها عاق و لا قاطع رحم. (جلد  ١۶  بحار الانوار ص  ٢٨ ) </ref> . و نیز فرمود: [[قطع رحم]] مانع استجابت دعا است.<br/>
 
 
در باب فضیلت شب قدر از آن حضرت مرویست: که خداوند در آن شب همه را می‌آمرزد مگر چهار طایفه را، شرابخوار، عاق والدین، قاطع رحم، دشمنی کنندهٔ به مؤمنین.<br/>
 
=== صله رحم واجب است ===
 
: خداوند در سورهٔ نساء می‌فرماید «بترسید از مخالفت امر خداوندی که از یکدیگر به نام او حاجت می‌طلبید (یعنی چنانچه خدا را بزرگ می‌دارید که یکدیگر را به او قسم می‌دهید که چنین و چنان کن یا نکن، پس مخالفت امر او را نکنید) و بترسید از بریدن خویشان  <ref>وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی تَسٰائَلُونَ بِهِ وَ اَلْأَرْحٰامَ. . . (سوره  ۴  آیه  ١ ) </ref> و سعی کنید در پیوند با ایشان» در این آیه وَ اَلْأَرْحٰامَ عطف به اسم جلالهٔ پروردگار است و در مجمع البیان این معنی را از حضرت باقر (ع) روایت نموده، و در کافی از حضرت صادق (ع) در معنی این آیهٔ شریفه این طور نقل نموده که ارحام در اینجا تمام خویشاوندانند نه طایفهٔ خاصه به درستی که خداوند امر به وصل نمودن تمام خویشان فرموده و صلهٔ رحم را بزرگ فرموده که همراه با خود آن را ذکر کرده «الله و الارحام» <ref>هی ارحام الناس ان اللّه عز و جل امر بصلتها و اعظمها أ لا تری انه جعلها منه. (کافی باب صله الرحم ص  ١٢٠  ج  ٢ ) </ref>.<br/>
 
=== نماز و زکات-تقوی و صلهٔ رحم ===
 
: از حضرت رضا (ع) مرویست که خداوند در قرآن مجید سه امر فرموده و مورد هر امری را هم دو چیز قرار داده که اطاعت کردن آن امر به اطاعت نمودن هر دو است.<br/>
 
 
۱ -امر فرموده به نماز و [[زکات]] باهم، پس کسی که نماز بخواند و [[زکات]] ندهد نمازش هم پذیرفته نیست.<br/>
 
 
۲ -امر فرموده به سپاسگزاری از خودش و والدین، پس کسی که [[شکر خدا]] را بکند ولی از والدین سپاسگزاری نکند [[شکر خدا]] را هم نکرده.<br/>
 
 
۳ -امر فرموده به تقوی از خودش و صلهٔ رحم پس کسی که صلهٔ رحم نکند امر به تقوی را هم اطاعت ننموده است  <ref>ان اللّه تعالی امر بثلثه مقرون بها ثلثه اخری امر بالصلوه و الزکوه فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و لوالدیه فمن لم یشکر والدیه لم یشکر اللّه و امر باتقاء اللّه و صله الارحام فمن لم یصل رحمه لم یتق اللّه عز و جل. (عیون الاخبار) </ref>.<br/>
 
 
=== عطای به رحم-آسانی حساب ===
 
: در سورهٔ نحل می‌فرماید «خداوند امر می‌فرماید به میانه روی در جمیع امور و انصاف و تفضل کردن و عطای به خویشان، هر چه را که به آن نیازمندند»  <ref>إِنَّ اَللّٰهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ اَلْإِحْسٰانِ وَ إِیتٰاءِ ذِی اَلْقُرْبیٰ (سوره  ١۶  آیه  ٩٣ ) </ref>.<br/>
 
 
و در سورهٔ رعد می‌فرماید «آنهائی که به رحم خود پیوند می‌کنند و از عذاب پروردگار خود می‌ترسند و از سختی و بدی حساب خود بیمناکند<ref>وَ اَلَّذِینَ یَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخٰافُونَ سُوءَ اَلْحِسٰابِ (سوره  ١٣  آیه  ٢٢ ) </ref>، تا در آخر آیهٔ شریفه می‌فرماید: برای ایشان سرانجام نیک و دخول در بهشت جاودانی است» .<br/>
 
 
از جمله «یَخٰافُونَ سُوءَ اَلْحِسٰابِ» در این آیه شریفه فهمیده می‌شود که صلهٔ رحم موجب آسان شدن حساب است چنانچه از پیغمبر اکرم (ص) و حضرت صادق (ع) مرویست که صلهٔ ارحام حساب را آسان می‌کند <ref>قال الصادق (ع) صله الرحم تهون الحساب یوم القیمه و هی منسأه فی العمرو تقی مصارع السوء (بحار الانوار جلد  ١۶  ص  ٢٨ ) </ref>.<br/>
 
=== بخشش حضرت صادق (ع) به حسن افطس ===
 
: حضرت صادق (ع) هنگامی که نزدیک وفات شان شد وصیت فرمود: که هفتاد دینار به حسن افطس که پسر عموی ایشان بود بپردازند! به آن حضرت گفته شد آیا به کسی عطا می فرمائید که با شمشیر به شما حمله کرد؟ .<br/>
 
 
حضرت فرمود: نمی‌خواهی از کسانی باشم که خدای تعالی دربارهٔ آنها می‌فرماید «و کسانی که می‌پیوندند آنچه را که خداوند امر به پیوند آن فرموده» به درستی که خداوند بهشت را آفرید و پاکیزه و خوشبو کرد، بوی آن از دو هزار سال راه درک می‌گردد، ولی عاق والدین و قطع کنندهٔ رحم آن را نمی‌یابد<ref>بحار الانوار جلد  ١١  صفحه  ١٠۶</ref>.<br/>
 
=== صلهٔ رحم در روایات ===
 
: اخبار زیادی دربارهٔ وجوب صلهٔ رحم رسیده از آن جمله حضرت باقر (ع) می‌فرماید: رسول خدا (ص) فرمود: وصیت و سفارش می‌کنم حاضرین و غائبین از امتم را و کسانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند تا روز قیامت که صله رحم نمایند هر چند فاصله میان ایشان و رحم یک سال باشد به درستی که صلهٔ رحم از اموری است که خدای تعالی آن را جزء دین قرار داده است<ref>عن ابی جعفر (ع) قال رسول اللّه (ص) اوصی الشاهد من امتی و الغائب منهم و من فی اصلاب الرجال و ارحام النساء الی یوم القیمه ان یصل الرحم و ان کانت منه علی مسیره سنه فان ذلک من الدین (کافی باب صله الرحم ج  ٢  ص  ١٢١ ) </ref>.<br/>
 
=== از صراط نخواهد گذشت ===
 
: و از حضرت باقر مرویست که ابو ذر گفت: از پیغمبر (ص) شنیدم: که فرمود: صراط (پلی که روی جهنم است و روز قیامت همه باید از روی آن عبور نمایند) دو طرفش، رحم و امانت خواهد بود، هرگاه کسی که صلهٔ رحم می‌کرده و امانت را هم رد می‌کرده از آن بگذرد به سلامت گذشته به بهشت خواهد رفت و هرگاه خیانت کنندهٔ به امانت و قطع کنندهٔ رحم از روی آن بگذرد او را با این دو [[گناه]] هیچ عملی سودی نمی‌رساند و صراط او را میان آتش خواهد انداخت<ref>عن ابی جعفر (ع) قال ابو ذر سمعت رسول اللّه (ص) یقول: حافتا الصراط یوم القیمه الرحم و الامانه فاذا مر الوصول للرحم المؤدی للامانه نفذ الی الجنه و اذا مر الخائن للامانه القطوع للرحم لم ینفعه معهما عمل و تکفاء به الصراط فی النار (کافی ج  ٢  باب صله الرحم ص  ١٢٢ ) </ref>.<br/>
 
=== اثار دنیوی صلهٔ رحم ===
 
: روایات کثیره‌ای رسیده است که از آثار صلهٔ رحم طول عمر و تأخیر در اجل و دفع بلاء و زیادتی رزق و برطرف شدن فقر و زیاد شدن نسل می‌باشد.<br/>
 
 
حضرت صادق (ع) در مجلس منصور دوانقی سه حدیث دربارهٔ صلهٔ رحم از قول رسول خدا (ص) نقل فرمود:<br />
 
 
۱ -شخصی صلهٔ رحم می‌کند و از عمرش سه سال بیشتر نمانده، پس خدای تعالی به سبب این عمل عمرش را سی سال قرار می‌دهد و شخصی [[قطع رحم]] می‌کند و از عمرش سی سال مانده، پس خدای تعالی آن را سه سال قرار می‌دهد آنگاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود «خدا هرچه را بخواهد محو یا ثبت می‌فرماید» <ref>قال رسول اللّه (ص) ان الرجل لیصل رحمه و قد بقی من عمره ثلث سنین فیصیره اللّه ثلثین سنه و یقطعها و قد بقی من عمره ثلثون سنه قیصیره اللّه ثلث سنین ثم قال (ص) یمحو اللّه ما یشاء و یثبت. (بحار الانوار)</ref>.<br/>
 
 
۲ -پیوند برحم خانه‌ها را آباد می‌کند و عمرها را دراز می‌نماید هرچند پیوند کننده از نیکان نباشد <ref>صله الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار و ان کان اهلها غیر اخیار. (بحار الانوار) </ref>.<br/>
 
 
۳ -صلهٔ رحم سبب آسان شدن حساب روز جزا است و از مردن بد یعنی عاقبت بشری نگه می‌دارد<ref>صله الرحم تهون الحساب و تقی میته السوء (بحار الانوار) </ref>.<br/>
 
 
و نیز مرویست که حضرت صادق (ع) به میسر فرمود چندین مرتبه مرگت رسید و خدای تعالی به سبب صلهٔ رحمی که کردی و احسانی که به خویشاوندانت نمودی آن را به تأخیر انداخت! <ref>قد حضر اجلک غیر مره کل ذلک یؤخر اللّه بصلتک لرحمک و برک قرابتک (جلد  ١۶  بحار الانوار ص  ٢٩ )</ref>.<br/>
 
 
=== سبب طول عمر ===
 
: و نیز مرویست که آن حضرت فرمود: ای میسر، چه کرده‌ای که عمرت زیاد شده است؟ ! گفت در جوانی، کارگر بودم و مزدم پنج درهم بود، اجرت خودم را به دائیم می‌دادم<ref>قال ابو عبد اللّه (ع) یا میسر لقد زید فی عمرک فای شیء تعمل قلت کنت اجیرا و انا غلام بخمسه دراهم فکنت اجریها علی خالی. (جلد  ١۶  بحار الانوار ص  ٢٨ )</ref>.<br/>
 
 
یعقوب مغربی بر حضرت موسی بن جعفر (ع) وارد شد، حضرت به او فرمود: در فلان منزل بین تو و برادرت نزاعی (شری) در گرفت و از یکدیگر بریدید تا اینکه به یکدیگر دشنام دادید، این از دین من نیست و نه از دین آباء من، پس از عذاب خدا بترس؛ بدرستی که این عمل شما به مرگ جدائی بین شما خواهد افتاد و برادرت در این سفر خواهد مرد و زود است که از کردهٔ خود پشیمان شوی! .<br/>
 
 
یعقوب عرض کرد: مرگ من چه وقت خواهد رسید؟ فرمود: مرگ تو هم رسیده بود لیکن در منزل دیگر به عمه ات صله و احسان نمودی؛ پس مرگ تو تا بیست (سال یا ماه) تأخیر افتاد «فزید فی اجلک عشرون» ، پس آن برادر قبل از رسیدن به وطن و اهلش مرد و در راه او را دفن کردند<ref>قدمت امس و وقع بینک و بین اخیک شرقی موضع کذا و کذا حتی شتم بعضکم بعضا و لیس هذا دینی و لا دین آبائی و لا نأمر بهذا احدا من الناس فاتق اللّه وحده لا شریک له فانکما ستفترقان بموت اما ان اخاک سیموت فی سفره قبل ان یصل الی اهله و ستندم انت علی ما کان منک و ذلک انکما تقاطعتما فبتر اللّه اعمار کما فقال له الرجل فانا جعلت فداک متی اجلی فقال (ع) اما ان اجلک قد حضر حتی وصلت عمتک بما و صلتها به فی منزل کذا و کذا فزید فی اجلک عشرون-قال شعیب فاخبرنی الرجل و لقیته حاجا ان اخاه لم یصل الی اهله حتی دفنه فی الطریق. (سفینه البحار جلد اول صفحهٔ  ۵١۶ ) </ref>.<br/>
 
=== آثار معنوی و اخروی صلهٔ رحم ===
 
: حضرت صادق (ع) فرمود: صلهٔ رحم سبب دارا شدن صفت جمیله حسن خلق و سخا و کرم می‌شود (زیرا برای انجام این تکلیف مهم الهی ناچار است که در معاشرت ارحام رعایت حسن سلوک را بنماید و پس از تمرین و ممارست دارای ملکهٔ حسن خلق می‌شود حتی نسبت به دیگران و همچنین به برکت صلهٔ رحم و تکرار آن دارای ملکهٔ سخا وجود می‌شود و از مرض مهلک بخل نجات پیدا می‌کند) و نیز نفسش از مرض کینه و حسد پاک می‌شود و از بلای دشمنی با خلق راحت می‌شود (چون به سبب صلهٔ رحم محبوب نزدیکان بلکه سایر خلق شده و از شر آنها در امان خواهد بود) <ref>صله الارحام تحسن الخلق و تسمح الکف و تطیب النفس. . . (کافی باب صله الرحم ص  ١٢١ ) </ref>.<br/>
 
=== قبول سایر اعمال ===
 
: از حضرت باقر (ع) است: که صلهٔ رحم اعمال نیک صاحبش را پاکیزه می‌کند یعنی نقائص آن را برطرف می‌کند و به درجهٔ قبول می‌رساند مال را زیاد کرده و شدائد و مصیبتها را دفع می‌کند و حساب روز قیامت را آسان می‌کند و اجل را تأخیر می‌اندازد<ref>-صله الارحام تزکی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب و تنسی الاجل. (کافی ج  ٢  ص  ١٢١ )</ref>.<br/>
 
=== بهترین گام برداشتنها ===
 
: حضرت سجاد (ع) می‌فرماید محبوبترین گام برداشتنها نزد خدای تعالی دو گام برداشتن است، یکی گامی که برمی دارد و به آن به صف مسلمین ملحق می‌شود مانند صف جهاد وصف نماز جماعت، دوم گامی که برمیدارد و حرکت می‌کند برای صلهٔ رحمی که از او بریده است<ref>ما من خطوه احب الی اللّه من خطوتین خطوه یسد بها المؤمن صفا فی اللّه و خطوه الی ذی رحم قاطع. (بحار الانوار) </ref>. رسول خدا (ص) فرمود: به درستی که در بهشت مقامی است که به آن نمی‌رسد مگر سه طایفه: امام عادل، صله کنندهٔ رحم و فقیر عیال وار صابر<ref>ان فی الجنه درجه لا یبلغها الا امام عادل او ذو رحم وصول او ذو عیال صبور (بحار الانوار) </ref>.<br/>
 
=== ثواب صلهٔ رحم ===
 
: و نیز فرمود: کسی که برای صلهٔ به جان و مال به طرف رحم خود حرکت کند خداوند اجر یک صد شهید در نامهٔ اعمالش می‌نویسد و به هر قدمی که بر می‌دارد چهل هزار حسنه برای او است و چهل هزار [[گناه]] از او محو شده و چهل هزار درجه برایش بلند می‌شود و مثل این است که یک صد سال بندگی خدا کرده <ref>من مشی الی ذی قرابه بنفسه و ماله لیصل رحمه اعطاه اللّه تعالی اجر مأه شهید و له بکل خطوه اربعون الف حسنه و یمحی عنه اربعون الف سیئه و ترفع له من الدرجات مثل ذلک و کأنما عبد اللّه تعالی مأه سنه. (بحار الانوار)</ref>.<br/>
 
 
 
و باز از همان حضرت است: که صدقه دادن در راه خدا ده درجه ثواب دارد و [[قرض دادن]] هیجده درجه (زیرا به [[قرض دادن]] آبروی قرض گیرنده محفوظ می‌ماند) و صلهٔ برادران دینی و پیروان اهل بیت بیست درجه و صلهٔ رحم بیست و چهار درجه <ref>الصدقه بعشره و القرض بثمانی عشره و صله الاخوان بعشرین و صله الرحم با ربع و عشرین. (بحار الانوار) </ref>.<br/>
 
=== معنی صله و [[قطع رحم]] ===
 
: چون در شرع مقدس معنی خاصی برای رحم ذکر نگردیده پس مراد همان معنی عرفی آن است که عبارت از مطلق اقارب است به معنی خویشاوندان پدری و مادری هرچند به چند واسطه باشد و همچنین خویشاوندی از طریق اولاد.<br/>
 
 
عروه بن یزید از حضرت صادق (ع) از معنی آیهٔ : و کسانی که می‌پیوندند آنها را که خدا امر به پیوندشان فرموده<ref>وَ اَلَّذِینَ یَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ. (سوره  ١٣  آیه  ٢٢ ) </ref> پرسید؟ حضرت فرمودند: «هی قرابتک»<ref>کافی</ref> یعنی صلهٔ رحم پیوند به تمام خویشاوندان است، محرم باشد یا نامحرم، دور باشد یا نزدیک یعنی واسطه بخورد یا نه.<br/>
 
=== رحم فقیر و غنی ندارد ===
 
: هرچند عادت اهل دنیا بر این است که در بین بستگان، آنکه صاحب مال و اعتبار باشد او را وابستهٔ نزدیک خود می‌دانند و اگر فقیر و بی اعتبار باشد او را از خود جدا می‌دانند هرچند نزدیک هم باشد ولی در شرع مقدس هیچ فرقی در حکم صله و [[قطع رحم]] بین اقارب نیست، بلی هرچه نزدیک تر باشد و واسطه کمتر بخورد این حکم شدیدتر می‌باشد.<br/>
 
 
شهید ثانی علیه الرحمه این معنی عرفی را که برای رحم ذکر گردید باکثر فقها نسبت داده است.<br/>
 
=== صله کدام است؟ ===
 
: هر کاری که در عرف پیوند را برساند صله است هرچند در کوچکی مانند اول سلام کردن یا نیکو جواب دادن سلام باشد.<br/>
 
 
 
حضرت صادق (ع) می‌فرماید: صلهٔ رحم و نیکی به برادران روحانی و ایمانی حساب را در روز قیامت آسان می‌کند و از [[گناه]] نگه می‌دارد پس به نزدیکان خود صله کنید و به برادران خود نیکی نمائید هرچند به نیکی سلام کردن و پاسخ دادن باشد<ref>ان صله الرحم و البر لیهونان الحساب و یعصمان من الذنوب فصلوا ارحامکم و بروا اخوانکم و لو بحسن السّلام و رد الجواب. (کافی ج  ٢  ص  ١٢۵ )</ref>.<br/>
 
 
در حدیث دیگر فرمود: صلهٔ رحم کنید هرچند به جرعهٔ آبی برحم دادن باشد<ref>صل رحمک و لو بشربه من ماء (وسائل کتاب نکاح باب  ١٩  صفحه  ١۴١ ) </ref> و این مرتبه نازلهٔ صله است.<br/>
 
=== مراتب صلهٔ رحم ===
 
: شهید ثانی علیه الرحمه در بیان مراتب صلهٔ رحم فرمود: اعظم مراتب آن صلهٔ به نفس (به جان) است که در آن اخبار زیادی رسیده است پس از آن به دفع ضرر است یعنی اگر ضرری متوجه رحم گردد آن را دفع نماید، پس از آن رساندن نفع به او است پس از آن صله نمودن به کسی که واجب النفقه رحم است مانند زن پدر و زن برادر و کمترین مراتب صله، سلام کردن به رحم است و کمتر از آن پیغام سلام برایش فرستادن می‌باشد و همچنین در نبودنش برایش دعاء کردن و در حضورش نیایش گفتن است.<br/>
 
=== قطع رحم عرفی است ===
 
: چنانچه صله امر عرفی شد [[قطع رحم]] هم عبارت از هر امری است که در عرف بریدگی از آن فهمیده شود مانند سلام نکردن یا رو ترش کردن یا رو برگرداندن یا ترک احترام و ادب نمودن یا در سفر جواب نامه ندادن یا در حضر، ترک دیدار یا مثلا عیادت نکردن اگر مریض شود یا از سفر بازگردد و نظائر اینها.<br/>
 
=== قطع نسبت بارحام مختلف است ===
 
: شکی نیست که صدق عرفی قطع و صلهٔ رحم به حسب زمان و مکان و مراتب ارحام و خصوصیات آنها فرق می‌کند ممکن است عملی نسبت به رحم نزدیک قطع باشد ولی نسبت به رحم دور قطع نباشد یا ممکن است نسبت به رحم شریفی که دارای مقامی است قطع و نسبت به دیگری نباشد البته در موارد شک باید جانب احتیاط را مراعات نمود که مبادا در [[گناه]] کبیرهٔ [[قطع رحم]] واقع شد.<br/>
 
=== تکبر به رحم فقیر قطع است ===
 
: از زشت‌ترین اقسام [[قطع رحم]] آن است که شخص بواسطهٔ داشتن مال و ثروت و اعتبار دنیوی، اعتنائی به رحم فقیر یا بی اعتبار خود نکند و او را رحم خود نداند و بر او [[تکبر]] نماید و اگر رحم غنی و معتبر خود را ببیند احترام کند، این در حقیقت نسبت به رحم غنی صلهٔ رحم نکرده بلکه به مال و جیفهٔ دنیا اعتناء نموده است نه به شخص رحم به عنوان رحم زیرا که از رحم فقیر رو برمی گرداند.<br/>
 
=== حد وجوب صله رحم ===
 
: قدر مسلم از وجوب صله، مقداری است که در ترک آن [[قطع رحم]] عرفا صدق نماید، پس هر عملی که صلهٔ رحم بر آن صادق باشد بطوری که اگر بجا نیاورد می‌گویند [[قطع رحم]] کرده آن عمل شرعا واجب است، مثلا هرگاه شخص ثروتمندی رحم فقیری داشته باشد که محتاج مخارج ضروریه مانند نفقه روزانه یا معالجه مرض یا ادای دین شده و از رحم ثروتمند و متمکن خود مطالبهٔ وجهی برای رفع ضرورت کند، اگر از او مضایقه کرد [[قطع رحم]] نموده، پس دادن این مال به مقداری که رفع حاجتش گردد صلهٔ رحم و شرعا هم شکی در واجب بودنش نیست.<br/>
 
 
همچنین هر نوع حاجت ضروری که داشته و به رحم خود عرضه بدارد او هم از عهده برمی آید و طوری است که اگر اعتنائی نکند در عرف قاطع رحم شمرده می‌شود، این قسم کار، صلهٔ واجب است.<br/>
 
 
مگر اینکه انجام حاجتش موجب عسر و حرج باشد یا اینکه حاجتش غیر مشروع باشد یا اینکه در راه انجام حاجتش در معصیت واقع می‌شود که در این مورد هم واجب نخواهد بود، مثل اینکه رحم شخص از سفر آمده و اگر از او دیدن نکند در عرف [[قطع رحم]] است لیکن اگر صله کند و به خانه اش رود گرفتار معصیت می‌گردد، شکی نیست که این قسم صله واجب نیست.<br/>
 
=== میزان وصل و قطع عرف است ===
 
: در هر موردی که شک دارد آیا این مقدار از صله واجب است یا نه به عرف رجوع نماید اگر ترک آن را [[قطع رحم]] دانستند واجب خواهد بود و گاه می‌شود که ترک سلام یا ترک احسان کمی، یا برنیاوردن حاجت مختصری یا ترک دیداری در عرف [[قطع رحم]] شمرده می‌شود.<br/>
 
=== اگر واجب نشد مستحب است ===
 
 
: گاهی بعضی از این امور در برخی از ارحام و پاره‌ای مواقع عرفا [[قطع رحم]] نیست پس اگر [[قطع رحم]] نبودنش مسلم شد انجام دادن آن صله که عدم وجوبش معلوم است، مستحب خواهد بود و اگر واجب نبودنش مسلم نیست باید رعایت احتیاط را کرد و حتی الامکان کاری کرد که یقین داشته باشد که این [[گناه]] بزرگ از او سر نزده است.<br/>
 
=== قطع قاطع هم حرام است ===
 
: درصورتیکه بعضی از ارحام نسبت به شخص [[قطع رحم]] نموده، نمی‌شود با او معامله به مثل کرد یعنی او هم کاری کند که در عرف [[قطع رحم]] باشد و به عبارت دیگر [[قطع رحم]] نسبت به جمیع ارحام حرام است حتی آنهائی که به او [[قطع رحم]] نموده‌اند چنانچه در اخبار گذشته به آن اشاره شد.<br/>
 
 
رسول خدا (ص) فرمود: نباید [[قطع رحم]] کنی هرچند رحم از تو ببرد<ref>لا تقطع رحمک و ان قطعک (کافی ج  ٢  باب صله الرحم) </ref>.<br/>
 
=== فرمایش حضرت صادق (ع) ===
 
: عبد اللّه بن سنان گفت: به حضرت صادق (ع) عرض کردم پسر عموئی دارم که من به او صله می‌نمایم و او از من می‌برد، پس من صله می‌کنم او می‌برد تا اینکه می‌خواهم من هم بدین سبب از او ببرم حضرت فرمودند: هرگاه صلهٔ خود را از او نبری (ممکن است حیاء کند و دیگر از تو قطع ننماید) پس خداوند رحمت خود را به تو و پسر عمویت متصل خواهد فرمود و اگر قطع خود را ادامه داد و تو هم قطع نمودی، خداوند رحمت خود را از هر دوی شما قطع می‌فرماید<ref>عن عبد اللّه بن سنان قال قلت لابی عبد اللّه (ع) ان لی ابن عم اصله فیقطعنی و اصله فیقطعنی حتی لقد هممت لقطیعته ایای ان اقطعه أ تأذن لی قطعه، قال (ع) انک اذا وصلته و قطعک وصلکما اللّه عز و جل جمیعا و ان قطعته و قطعک قطعکما الله. (کافی باب صله الرحم ص  ١٢۴ ) </ref>.<br/>
 
=== نیکی به پاداش بدی ===
 
: رسول خدا (ص) فرمود: با کسی که به تو خیانت نموده خیانت نکن که اگر کنی مثل او خیانتکار خواهی بود و نیز از رحمی که از تو بریده نبر که اگر بریدی مثل او قطع کنندهٔ رحم خواهی بود<ref> لا تخن من خانک فتکون مثله و لا تقطع رحمک و ان قطعک. (بحار الانوار)</ref>.<br/>
 
 
و نیز فرمود: بهترین اخلاق پسندیده که آثار دنیوی و اخرویه بر آنها مترتب است سه خصلت است، صله نمودن با کسی که از او قطع نموده، عطا کردن به کسی که از او دریغ داشته، عفو کردن از کسی که به او ستم کرده<ref>أ لا ادلکم علی خیر الدنیا و الاخره قالوا بلی یا رسول اللّه قال (ص) من وصل من قطعه و اعطی من حرمه و عفا عمن ظلمه (بحار الانوار جلد  ١۶  صفحه  ٢٩ )</ref>.<br/>
 
=== [[قطع رحم]] مسلمان و کافر فرقی ندارد ===
 
: ظاهر اطلاقات واردهٔ در مقام آن است که فرقی در حرمت [[قطع رحم]] نیست بین این که رحم مسلمان باشد یا کافر، شیعهٔ دوازده امامی باشد یا از سایر فرقه‌های مسلمان، عادل و پرهیزگار باشد یا فاسق و فاجر، اجمالا کفر و [[فسق]] سبب سقوط حق رحمیت نمی‌شود. ابن حمید به حضرت صادق (ع) عرض کرد: بستگان من بر غیر دین من هستند آیا باز برای ایشان حقی بر عهدهٔ من است یا نه؟
 
 
 
حضرت فرمودند: بلی حق رحم به هیچ چیز ساقط نمی‌شود.<br/>
 
 
اگر بستگانت بر دین تو بودند دو حق بر تو داشتند حق رحم و حق همکیشی و برادری دینی <ref>عن الجهم بن حمید قال قلت لابی عبد اللّه (ع) تکون لی القرابه علی غیر امری الهم علی حق؟ قال: (ع) نعم حق الرحم لا یقطعه شیء و اذا کانوا علی امرک کان لهم حقان حق الرحم و حق الاسلام. (کافی باب صله الرحم ص  ١٢۵ )</ref>.<br/>
 
=== صلهٔ داود رقی و مرگ رحم ===
 
: داود رقی گفت: خدمت حضرت صادق (ع) نشسته بودم که ناگاه ابتداء فرمود: ای داود! روز پنجشنبه اعمال شما شیعیان بر من عرضه داشته شد، در بین کارهای تو صله کردن به پسر عمویت مرا شاد کرد، به درستی که می‌دانم این پیوند تو در برابر بریدن او سبب نزدیک شدن مرگ او است  <ref>کنت جالسا عند ابی عبد اللّه (ع) اذ قال لی مبتدء من قبل نفسه یا داود لقد عرضت علی اعمالکم یوم الخمیس فرأیت فیما عرض علی من عملک صلتک لابن عمک فلان فسرنی ذلک انی علمت ان صلتک له اسرع فی فناء عمره و قطع اجله (بحار الانوار) </ref>.<br/>
 
 
داود گوید: مرا پسر عموی معاند و خبیثی بود گرفتاری و پریشانیش را متوجه شدم پیش از حرکت کردنم به مکهٔ معظمه، مبلغی برایش فرستادم تا معیشتش تأمین شود. چون به مدینه آمدم حضرت مرا از این موضوع خبر داد.<br/>
 
=== رفتار حضرت صادق (ع) با حسن و عبد اللّه ===
 
: از اموری که مؤید مطلب است نبریدن ائمهٔ ما علیهم السّلام است از بعضی از اقارب خود که از حق منحرف بودند بلکه در مقام دشمنی و ضدیت با آنان بودند با اینکه دشمنی با امام در مرتبهٔ شرک و کفر است، چنانچه حضرت صادق (ع) وصیت فرمود: که هفتاد دینار به حسن افطس به جهت حق رحم بدهند با اینکه به روی آقا شمشیر کشیده بود.<br/>
 
 
و نیز عبد اللّه بن الحسن از کسانی بود که با آن حضرت مخاصمه و مجادله می‌کرد و از آن حضرت مطالبهٔ بیعت با پسرش محمد می‌کرد مع الوصف در کتب روایات و تواریخ دیده نشده که حضرت صادق (ع) کوچکترین جسارتی یا کاری که از آن بوی بریدگی بیاید انجام داده باشند.<br/>
 
=== گفتگوی حضرت صادق (ع) با عبد اللّه حسنی ===
 
: عبد اللّه روزی در کوچه مدینه با آن حضرت مجادله زیادی کرد و مردم بسیاری اطراف ایشان جمع شدند، در مقابل این قطعی که از او سر زد آن حضرت فردا صبح بخانه اش تشریف آوردند و برای اینکه عبد اللّه از کردهٔ دیروز خود پشیمان شود و توبه نماید فرمود دیشب آیه شریفه «وَ اَلَّذِینَ یَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اَللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ» را خواندم و سخت ترسناک شدم، عبد اللّه متنبه شده و گریان گردید و گفت مثل اینکه این آیه را فراموش کرده بودم و هر دو دست در گردن یکدیگر انداختند <ref>کافی</ref>.<br/>
 
=== تأثر حضرت بر سادات حسنی ===
 
: زمانی که منصور دوانقی علیه اللعنه، عبد اللّه محض و عدهٔ دیگر از سادات حسنی را که بر او خروج کرده بودند اسیر و در زندان کوفه جای داد با اینکه ایشان مخالفت حضرت صادق (ع) را نموده بودند آن حضرت از مصیبت آنها سخت ناراحت و بیست روز بستری شدند و نامهٔ مفصلی مشتمل بر تعزیت و تسلیت ایشان به زندان کوفه فرستادند و مکرر جویای حالات آنها بودند و مکرر بر حالشان می‌گریستند.<br/>
 
=== صله رحم با بغض کافر منافاتی ندارد ===
 
: آنچه از وجوب صلهٔ رحم و حرمت قطع آن ذکر شد که فرقی بین کافر و مسلمان، فاسق و پرهیزگار ندارد، این موضوع با حرمت دوستی با کفار و فجار و وجوب بغض و دشمنی ایشان (چنانچه در بحث حرمت اعانت به ظالم ذکر خواهد شد) منافاتی ندارد زیرا صله، حسن سلوک و معاشرت با رحم است به مقداری که در عرف بگویند [[قطع رحم]] نکرد و این حسن سلوک با بغض او منافاتی ندارد زیرا که آن امر قلبی و باطنی است.<br/>
 
=== اگر تأیید کفر نشود ===
 
: بلی اگر صلهٔ باو سبب جرأتش در کفر یا [[فسق]] شود، به طوری که اگر از او ببرد ممکن است ترک کفر یا [[فسق]] نماید، در این صورت از باب نهی از منکر مانعی ندارد و با اطمینان به اینکه قطع از او موجب ترک آن می‌شود آن وقت بریدن از او واجب می‌گردد چنانچه در بحث خودش ذکر می‌شود و در غیر مورد یقین و احتمال به ترک کفر یا فسق، [[قطع رحم]] به حرمت خود باقی است.<br/>
 
=== دشمن دین باید طرد شود ===
 
 
: در صورت دیگر هم بریدن از رحم کافر یا فاسق واجب است و آن در وقتی است که در مقام ضدیت و دشمنی و جنگ با دین باشد، چنانچه خداوند در سورهٔ مجادله می‌فرماید، کسانی را که [[ایمان به خدا]] و روز جزا آورده‌اند نمی‌یابی که با کسانی که با خدا و رسول دشمنی می‌کنند، دوستی نمایند هر چند پدران یا پسران یا خویشانشان باشند <ref>لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ (سوره  ۵٨  آیه  ٢٢ ) </ref> یعنی مؤمن با کافر معاند دوستی نمی‌کند هر چند از بستگان نزدیکش باشد.<br/>
 
=== اگر دشمنی نکند صله واجب است ===
 
: و باز می‌فرماید: «خداوند شما را باز نمی‌دارد از کسانی که با شما جنگ ننمودند و شما را از خانه هایتان بیرون نکردند، که با ایشان نیکوئی کنید و به عدل با آنها حکم کنید و با ایشان ستم ننمائید به درستی که خداوند عدالت کنندگان را دوست می‌دارد، تنها شما را از دوستی کسانی بازمی دارد که با شما جنگ نمودند و از خانه هایتان بیرونتان کردند و هم پشت با دشمنانتان در بیرون کردن شما شدند، و کسی که با ایشان دوستی کند، پس ایشان گروه ستمکارانند<ref>لاٰ یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُقْسِطِینَ إِنَّمٰا یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ قٰاتَلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلیٰ إِخْرٰاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ. (سوره  ۶٠  آیه  ٩  و  ١٠ )</ref>.<br/>
 
=== سفر کردن برای صله رحم ===
 
: در شرع مقدس اسلام سفر کردن برای صلهٔ رحم و دیدار از اقارب مستحب است چنانچه از رسول خدا (ص) مرویست که به امیر المؤمنین (ع) فرمود: یا علی (ع) راه دو ساله را برای نیکی به والدین بپیما! یعنی اگر فاصله تو با پدر و مادرت دو سال راه باشد این مسافت را طی کن و آنها را ملاقات نما، و فرمود یک سال راه را برای دیدار و پیوند اقارب طی کن و یک میل راه برای دیدار مریض و دو میل راه برای تشییع جنازه و چهار میل راه برای زیارت و ملاقات برادر دینی<ref>یا علی سر سنتین بر والدیک؛ سر سنه صل رحمک سر میلاعد مریضا، سرمیلین شیع جنازه، سر اربعه امیال زراخا فی اللّه. (بحار الانوار جلد  ١۶  ص  ٣٠ ) </ref>.<br/>
 
 
و در اخبار گذشته نقل گردید که هرکس برای دیدار ارحام حرکت کند به هر قدمی چهل هزار حسنه برایش ثبت و چهل هزار [[گناه]] از او محو و چهل هزار درجه به درجاتش افزوده می‌گردد.<br/>
 
=== دوری و دوستی ===
 
: در مکاتبهٔ منسوب به امیر المؤمنین (ع) به عمال خود چنین است: «مروا الاقارب ان یتزاوروا و لا یتجاوروا» . مرحوم نراقی در معراج السعاده در شرح این جمله چنین می‌نویسد: امر کنید خویشاوندان را که به دیدن یک دیگر روند اما باهم همسایگی نکنند، چه همسایگی باعث بغض و حسد و [[قطع رحم]] گردد، و این امری است مشاهد، همچنان که در اکثر اهل روزگار می‌بینیم که چون خویشان از یکدیگر دور می‌باشند دوستی ایشان با یکدیگر بیشتر و شوق آنان به یکدیگر افزون تر است آری مثلی است مشهور، دوری و دوستی.<br/>
 
=== صلهٔ ارحام روحانیه ===
 
: بر اهل بصیرت پوشیده نیست که انسان به حسب استعداد دارای دو جهت و جنبه است روحانی و جسمانی، برای پیدایش و تکمیل جهت مادی، سببش پدر و مادر است و سبب تحقق و پیدایش جهت روحانیت و تأمین سعادت باقیه و زندگانی حقیقیه پدر روحانی یعنی محمد (ص) و علی (ع) می‌باشند که به برکت محبت و تبعیت و اطاعت از ایشان و کمال تسلیم و انقیاد نسبت به آنها، خداوند ربط و اتصال به مقام شامخ روحانیتشان را عنایت می‌فرماید و در حصن محکم روحانیت آقایان داخل گردیده، جنبه روحانیت او که بالقوه بود فعلیت پیدا می‌کند و ابواب علوم و معارف برویش باز و چشمه‌های حکمت و حقایق در قلبش جاری و حیات طیبهٔ انسانیه را درک خواهد نمود، اگر این بزرگواران نبودند هیچگاه انسان از جهت حیوانی و آثار حیاتی دنیویه قدمی بالاتر نمی‌توانست گذاشت و از حیات انسانی برخوردار نمی‌شد.<br/>
 
=== نعمت بعثت بالاترین نعمتها ===
 
: تا شخص فرزند روحانی ایشان نگردد و از نعمت محبت و ولایت بهره مند نشود، بزرگی این نعمت را نخواهد دانست لذا در قرآن مجید در ذکر هریک از نعمتهای عظیمهٔ الهیه تعبیر به منت گذاشتن خدا نشده مگر در نعمت بعثت این پدر روحانی، که می‌فرماید «هر آینه خداوند به مؤمنین منت گذارد که در بین ایشان این پدر روحانی، که می‌فرماید «هر آینه خداوند به مؤمین منت گذارد که در بین ایشان پیغمبری را برگزید که آیات خدا را برایشان می‌خواند و ایشان را پاکیزه می‌کند و کتاب و حکمت را یادشان می‌دهد هرچند پیش از این در گمراهی آشکاری بودند»<ref>لَقَدْ مَنَّ اَللّٰهُ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحِکْمَهَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (سوره  ٣  آیه  ١۵٨ )  <br/>
 
=== ولایت قابل قیاس نیست ===
 
: مرویست که یونس بن عبد الرحمن به حضرت صادق (ع) عرض کرد: ولایت شما اهل بیت و آنچه را که خداوند از حق شما به من شناسانید نزد من از دنیا و آنچه در آن است بهتر است پس آن حضرت خشمناک شد فرمود ما را درست قیاس نکردی، آیا دنیا غیر از اینکه چیزی بخوری و چیزی بپوشی، چیز دیگری است؟<br />
 
دنیا چیست که بگوئی ولایت اهلبیت از آن بهتر است، اما به سبب محبت ما زندگانی جاودان برای تو است<ref> قستنا بغیر قیاس ما الدنیا و ما فیها هل هی الاسد فوره اوستر عوره و انت لک بمحبتنا الحیاه الدائمه (سفینه البحار جلد  ٢  ص  ۶٩٢ ) </ref>.<br/>
 
 
در بحث [[عقوق والدین]] مختصری از حق پدر روحانی ذکر شد هرچند کسی از عهدهٔ حق والد روحانی برنخواهد آمد و چاره‌ای جز اقرار به عجز و اعتراف به قصور و تقصیر در مقابل آن حضرات نیست.<br/>
 
=== ارحام روحانی کیانند؟ ===
 
: نکته‌ای که در این مبحث تذکرش لازم است صلهٔ رحم روحانی است، چنانچه کسانی که از راه والدین جسمانی به شخص نسبت پیدا می‌کنند مانند برادر، رحم است و صله اش واجب، و قطعش حرام است، همچنین هرکس از طرف والد روحانی به شخص نسبت پیدا کرد رحم روحانی، و صله اش واجب و قطعش حرام است، کسانی که از طریق پدر روحانی منسوبند دو طایفه‌اند: اول اولادهای جسمانی آن حضرت یعنی سلسلهٔ جلیلهٔ سادات، دوم مؤمنین و شیعیان یعنی کسانی که فرزند روحانی آن حضرت شده باشند که همه باهم برادرند و در قرآن مجید می‌فرماید «به درستی که مؤمنین برادر یکدیگرند»<ref>إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ (سوره  ۴٩  آیه  ١٠ ) </ref>  زیرا که همه به یک پدر روحانی می‌رسند.<br/>
 
=== حقوق سادات ===
 
: در این قسمت به ذکر آنچه علامه حلی در آخر کتاب قواعد الاحکام که برای فرزندش فخر المحققین تألیف فرموده نوشته است اکتفاء می‌شود.<br/>
 
 
می‌فرماید بر تو باد به صلهٔ ذریهٔ طاهره علویه، به درستی که خداوند تأکید فرموده سفارش دربارهٔ آنها را و دوستی ایشان را اجر رسالت و ارشاد رسول اللّه (ص) قرار داد، و در قرآن مجید فرمود: بگو ای پیغمبر (ص) بر ارشاد و رسالتم مزدی از شما نمی‌خواهم، مگر دوستی بستگانم را، و فرمود پیغمبر اکرم (ص) به درستی که من شفاعت می‌کنم چهار طایفه را هرچند با [[گناه]] اهل دنیا باشند:<br />
 
 
۱ -مردی که ذریهٔ مرا یاری کرده باشد.<br/>
 
 
۲ -کسی که در موقع شدت به آنها مالی داده باشد.<br/>
 
  
۳ -کسی که ذریهٔ مرا به زبان و دل دوست داشته باشد.<br/>
+
نویسنده:محمد مهدی امراللهی<br/>
 +
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکرقم- 95/4/10<br/>
 +
کلید واژه: روابط خویشاوندان- قطع رحم- صله رحم- روابط نسبی- خانواده‌ها.<br/>
  
۴ -کسی که در انجام حوائج ایشان در وقتی که گرفتار دشمن و رانده و آواره شده‌اند، سعی کرده باشد.<br/>
+
== مقدمه ==
=== آنان که به پیغمبر حق دارند ===
+
ضعف ارتباطات خویشاوندی در جوامع مادی هر روز بیشتر می‌شود، تکنیک برتر که راحتی را در برخی از مراحل زندگی به وجود آورده باعث فروپاشیدگی عاطفه و روابط خانوادگی شده است مخصوصا روابط میان والدین و فرزندان، به ویژه در جهان غرب در حال گسترش بوده و هیچ یک از ابزارهای ارتباطی به صمیمی تر شدن روابط و احترام نزدیکان کمکی نکرده بلکه باعث تضعیف و از بین بردن این روابط شده است. جامعه اسلامی ما نیز علی رغم سفارش‌های اسلام و جایگاه ویژه ارتباطات خویشاوندی در نظام ارزشی و هنجاری آن، متاسفانه به علت تغییرات ساختاری و متاثر شدن از برخی جریانات وارداتی و فرهنگ غربی از این عارضه ناخوشایند در امان نمانده است و ضعیف شدن و حتی از بین رفتن ارتباطات خویشاوندی و فامیلی را سبب شده است.<br/>
: و حضرت صادق (ع) فرمود: چون روز قیامت شود منادی ندا کند: مردم ساکت شوید! به درستی که محمد (ص) می‌خواهد با شما سخن گوید. پس همه ساکت می‌شوند آن حضرت می‌ایستد و می‌فرماید: ای مردم هرکس خدمتی برای من انجام داده یا منتی بر من دارد یا خیری به من رسانیده برخیزد تا تلافی کنم پس می‌گویند پدران و مادران ما به فدای تو باد کدام خدمت، کدام منت؟ کدام خیر نزد ما است؟ بلکه منت و نعمت و خیر، برای خدا و رسولش بر جمیع خلق است.<br/>
+
=== خدمت به سادات تلافی می‌شود ===
+
: می‌فرماید: بلی هرکس جای داده و در برگرفته یکی از ذریهٔ مرا، یا به ایشان نیکی نموده یا ایشان را پوشانیده یا ایشان را سیر نموده، برخیزد تا تلافی کنم؛ جمعی که این اعمال از آنها سر زده برمی خیزند؛ پس ندا می‌رسد ای حبیب ما محمد (ص) تلافی اعمال آنها را به دست تو قرار دادیم هر جای از بهشت می‌خواهی آنها را جای ده؛ پس آن حضرت ایشان را در وسیله که مقامی است در بهشت در همسایگی محمد (ص) به طوری که بین ایشان و حضرت حجابی نیست، جای می‌دهد <ref>و علیک بصله الذریه العلویه فان اللّه تعالی قد اکد الوصیه فیهم و جعل مودتهم اجر الرساله و الارشاد فقال تعالی قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی، و قال رسول اللّه (ص) انی شافع یوم القیمه لاربعه اصناف و لو جائوا بذنوب اهل الدنیا، رجل نصر ذریتی، و رجل بذل ماله لذریتی عند المضیق و رجل احب ذریتی باللسان و القلب و رجل سعی فی حوائج ذریتی اذا طردوا او شردوا. و قال الصادق (ع) اذا کان یوم القیمه نادی مناد ایها الخلایق انصتوا فان محمدا یکلمکم فینصت الخلایق فیقوم النبی (ص) فیقول: یا معشر الخلایق من کانت له عندی ید او منه او معروف فلیقم حتی اکافیه فیقولون بآبائنا و امهاتنا ای ید و ای منه و ای معروف لنابل الید و المنه و المعروف لله و رسوله علی جمیع الخلایق فیقول: بل من آوی احدا من اهل بیتی او برهم او کساهم من عری او اشبع جائعهم فلیقم حتی اکافیه فیقوم اناس قد فعلوا ذلک فیأتی النداء من عند اللّه یا محمد یا حبیبی قد جعلت مکافاتهم الیک فاسکنهم من الجنه حیث شئت، فیسکنهم فی الوسیله حیث لا یحجبون عن محمد (ص) و اهل بیته</ref>.<br/>
+
=== حقوق برادران ایمانی ===
+
: اخباری که دربارهٔ حقوق برادران ایمانی رسیده بسیار و به ذکر بعضی از آنها اکتفاء می‌شود:<br />
+
  
معلی بن خنیس از حضرت صادق (ع) پرسید: حقوق برادران ایمانی چیست؟ حضرت فرمودند: برای مؤمن هفت حق واجب است که اگر کسی یکی از آنها را اداء نکند و ضایع سازد از ولایت و اطاعت خداوند خارج شده و از پروردگار بی بهره خواهد بود.<br/>
+
== تعریف قطع رحم ==
 +
قطع رحم به معنای بریدن ارتباط خویشاوندی است که در موضوع «صله ارحام» مفصلا بحث شد.<br/>
  
معلی عرض کرد: آن هفت حق چیست؟ فرمود: می‌ترسم که یاد بگیری و به آن عمل نکنی! عرض کرد «لا قوه الا بالله!» آنگاه فرمود: اول آنها که از همه آسان تر است این است که آنچه را برای خود دوست می‌داری برای او هم دوست بداری و آنچه را برای خود بد می‌داری برای او هم بد بداری <ref>ایسر حق منها ان تحب له ما تحب لنفسک و تکره له ما تکره لنفسک. (کافی</ref>.<br/>
+
== مراحل و انواع تحقق قطع رحم ==
دوم اینکه بپرهیزی از اینکه او را به سخط و غضب درآوری و طلب کن رضایتش را و اطاعت کن امرش را. سوم اینکه او را به جان و مال و زبان و دست و پایت یاری کنی.<br/>
+
همانطور که در مقاله صله رحم اشاره شد صله رحم انواعی دارد که [[قطع رحم]] نیز مشمول همان تقسیم بندی هاست.<br/>
 +
=== قطع رحم زبانی ===
 +
ارتباطاتی که توسط زبان انجام می‌شود و به واسطه آن می‌توان ارتباط را قطع کرد مثل سلام نکردن، جواب سلام ندادن و کارهایی از قبیل که باعث قطع شدن رابطه می‌شود.<br/>
 +
=== قطع رحم عملی ===
 +
ارتباطاتی که توسط رفت و آمد انجام می‌شود ولی با رفت و آمد نکردن باعث قطع رابطه شویم.<br/>
 +
=== قطع رحم قلبی ===
 +
عدم مشارکت در غم‌ها، رنج‌ها و شادی‌های یکدیگر و نداشتن آرزوی قلبی برای سعادت خویشان در دنیا و آخرت، نفرین کردن و آرزوی گرفتاری خویشان که این نوع بی تفاوتی و بداندیشی هم از انواع قطع بشمار می‌آید.<br/>
 +
=== قطع رحم مالی ===
 +
افرادی که در خانواده‌ها توانایی مالی داشته و می‌توانند به دیگر افراد فامیل که قدرت مالی ندارند کمک کنند ولی این کار را کنار بگذارند و یا با خسارت زدن به اموال نزدیکان با عث آزار آنها شوند این گونه رفتار نوعی [[قطع رحم]] محسوب می‌شود.<br/>
  
چهارم اینکه راهنما و خبردهندهٔ او به آنچه صلاح او است باش.<br/>
+
== خویشاوندان ==
 +
بر اساس تعریفی که از خویشاوندان شده است ارحام را می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد که شامل پیوند نسبی، سببی، رضاعی و فرزند خواندگی می‌باشد. ولی منظور اکثر فقها <ref>- استفتاآت بهجت، ج3، ص277</ref> از خویشاوندان، خویشاوندان نسبی می‌باشد که در این بحث قطع رابطه با این قسم حرام بوده و آثار خود را دارد که مفصلا بحث خواهد شد.<br/>
  
پنجم آنکه سیر نباش درحالی که او گرسنه است و با تشنگی او سیراب مباش و با برهنگی او پوشیده مباش. ششم آنکه اگر خادمی داری برای انجام حوائج او بفرستی.<br/>
+
== عوامل قطع رحم در روایات ==
 +
عوامل [[قطع رحم]] را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد:<br/>
 +
=== اقتصادی ===
 +
==== مال اندوزی ====
 +
یکی از عواملی که سبب جدا شدن اقوام و فامیل از یکدیگر می‌شود مال اندوزی و طمع به زیاد کردن اموال می‌باشد که باعث فراموشی فامیل شده و تبعات بسیاری را نیز به همراه دارد. در همین زمینه روایتی از امام رضا علیه السلام رسیده که می‌فرماید: لَا یَجْتَمِعُ الْمَالُ إِلَّا بِخِصَالٍ خَمْسٍ بِبُخْلٍ شَدِیدٍ وَ أَمَلٍ طَوِیلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِیعَهِ الرَّحِمِ وَ إِیثَارِ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَهِ. <ref>- وسائل الشیعه، ج17، ص34</ref>( مال جز با پنج خصلت در یکجا جمع نمی‌شود: بخل شدید، آرزوهای دورو دراز، حرص غالب، قطع رابطه با خویشاوندان و مقدم داشتن دنیا بر آخرت)<br/>
 +
==== اصالت دادن به تشریفات زندگی و تحقیر فقرا ====
 +
تفاخر به مال، شهرت و مقام که در جوامع امروزی نیز گسترش پیدا کرده سبب دوری اقوام و خویشاوندان از یکدیگر شده است در حالی که اسلام از این کار بسیار منع نموده و آن را سبب رسوا شدن اشخاص در قیامت می‌داند که در این رابطه روایتی از امام رضا علیه السلام آمده که از پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) نقل فرمده‌اند: مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ أَوْ قِلَّهِ ذَاتِ یَدِهِ شَهَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثُمَّ یَفْضَحُهُ <ref>- عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص33</ref>.)هر کس مومنی را خوار کند یا او را به سبب فقر و تنگدستیش حقیر شمارد خداوند او را در روز قیامت انگشت نما و رسوا خواهد کرد.<br/>
 +
=== روانی ===
 +
==== مستی مقام ====
 +
دست یابی به پست و مقام‌های دنیوی گاهی باعث فراموشی ارزش‌های انسانی و دینی شده و سرکشی از فرامین الهی از جمله قطع رابطه با خویشاوندان را سبب می‌شود. در این باره حدیثی از پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) نقل شده که می‌فرمایند: حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ ینْبِتانِ النِّفاقَ فِی الْقَلْبِ کما ینْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ؛ <ref>- مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول،ج10، ص 354</ref> (علاقه شدید به مقام و مال، نفاق را در قلب انسان می‌رویاند همان گونه که آب، سبزه را می‌رویاند.)<br/>
 +
==== حسد ====
 +
[[حسادت]] که یکی از رذیله‌های اخلاقی انسانی و از عوامل کفر و شرک به خداست، باعث افتراق فامیل و کاهش محبت بین افراد می‌شود. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: اِنَّ صاحِبَ الدّینِ فَکَّرَ فَغَلَبَتْهُ السَّکینَهُ وَ اسْتَـکانَ فَـتَواضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنی وَ رَضیَ بِما اُعْطیَ وَ انْفَرَدَ فَکُفیَ الاْخْوانَ وَ رَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا وَ خَلَعَ الدُّنْیا فَتَحامَی الشُّرورَ وَ اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرتِ الْمَحَبَّهُ وَ لَمْ یُخِفِ النّاسَ فَـلَـمْ یَخَفْهُمْ وَ لَمْ یُذْنِبْ اِلَیْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنْ کُلِّ شَی ءٍ ففازَ وَ اسْتَکْمَلَ الْفَضْلَ وَ اَبْصَرَ العافیَهَ فَاَمِنَ النَّدامَهَ؛. <ref>- مستدرک الوسائل، ج11، ص175</ref>(آدم دین دار چون می اندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع می کند متواضع است. چون قناعت می کند، بی نیاز است و به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهایی را برگزیده از دوستان بی نیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چون دنیا را فرو گذارده از بدی‌ها و گزندهای آن در امان است. چون [[حسادت]] را دور افکنده محبتش آشکار است. مردم را نمی ترساند پس از آنان نمی هراسد و به آنان تجاوز نمی کند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمی بندد پس به رستگاری و کمال فضیلت دست می یابد و عافیت را به دیده بصیرت می نگرد پس کارش به پشیمانی نمی کشد.)<br/>
 +
در این جا می‌توان به این نکته اشاره کرد که [[حسادت]] ریشه بسیاری از گناهان می‌باشد از جمله قطع رحم، قتل و...و اثر این عمل را می‌توان از آغاز خلقت آدم مشاهده کرد که در داستان هابیل و قابیل فرزندان حضرت آدم علیه السلام قابل مشاهده است، قابیل به برادرش هابیل [[حسادت]] کرده ابتدا موجب جدایی آنها و بالاخره موجب قتل هابیل شد. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: ریشه‌های کفر سه چیز است: حرص و [[تکبر]] و حسد؛ اما حرص در داستان آدم علیه السّلام است، زمانی که از خوردن آن درخت نهی شد و حرص، او را برانگیخت که از آن بخورد؛ [[تکبر]] در داستان شیطان است که چون مأمور به سجده آدم شد، سرپیچی کرد و اما حسد در داستان دو پسر آدم(هابیل و قابیل) است، زمانی که یکی دیگری را کشت. <ref>- کافی، ج2، ص289</ref><br/>
 +
نمونه دیگر، داستان یوسف و برادران اوست که [[حسادت]] باعث شد آنان او را در چاه بیندازند و موجب قطع و جدایی یوسف از ارحامش شوند تا جایی که حضرت یعقوب علیه السلام در فراق پسرش آنقدر گریست که نابینا شد. نکته قابل توجه دیگر، مظلومیت ائمه معصومین علیهم السلام و خاندان پاک و معصوم پیامبر [[صلوات]] الله علیه و آله است که بسیاری از دشمنی‌ها و جسارت‌هایی که به این خاندان با عظمت شده به خاطر [[حسادت]] و تنگ نظری افراد جامعه آن زمان بوده است.<br/>
 +
==== توقعات و انتظارات بیجا ====
 +
انسان‌ها در مقابل هر عملی که انجام می‌دهند باید انتظار عکس العمل داشته باشند و یا در هر جایگاه و رتبه‌ای که قرار دارند باید به همان میزان توقعات و انتظارات خود را کاهش دهند ولی اگر انتظارات و توقعات بالا رود در برابر کوچک‌ترین کاری که انجام داده است توقع بیشترین و بهترین کار را دارد و این خود باعث کدورت و دوری شده و همین امر نیز باعث انفکاک خانواده‌ها می‌شود در این باره امام هادی علیه السلام می‌فرمایند: لاتَطْلُبِ الصَّفا مِمَّن کَدَرْتَ علیه، وَلاَ الْوَفَاء لِمَنْ غَدَرْتَ به، و لا النُّصحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ الیه، فَاِنَّها قَلْبُ غَیرِکَ کَقَلْبِکَ له؛ <ref>- بحار الانوار، ج75، ص370</ref> (از کسی که بر او خشم گرفته‌ای، صفا و صمیمیت مخواه، و از کسی که به وی خیانت کرده‌ای، وفا طلب نکن، و از کسی که به او بدبین شده‌ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست.)<br/>
 +
==== آسایش طلبی ====
 +
امروزه با توسعه وسائل ارتباطی و گستردگی ارتباطات، انجام بسیاری از فعالیت‌ها بسیار آسان شده است ولی در مقابل مشکلاتی را نیز به دنبال خود داشته که از جمله تنبلی در عبادت و دوری افراد جامعه از یکدیگر است که سبب آن راحت طلبی و تن پروری افراد جامعه با وجود وسائل ارتباط جمعی است. در این باره امام علی بن موسی الرضا می‌فرمایند:.....ِ فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ <ref>- عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص258</ref>.(هر کس صله رحم نکند حق تقوای الهی را رعایت نکرده است.)<br/>
 +
==== نداشتن برنامه ریزی صحیح در زندگی ====
 +
عمده‌ترین مشکلی که برای افراد جامعه می‌توان ذکر کرد نداشتن برنامه مناسب در زندگی می‌باشد به همین علت همیشه دچار سر گردانی بوده و نمی‌توانند وظایف خود را در جامعه و در خانواده به درستی انجام دهند و این امر سبب جدایی خانواده می‌گردد در این باره امام رضا علیه السلام می‌فرمایند: اجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَهً لِمُنَاجَاهِ اللَّهِ وَ سَاعَهً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَهً لِمُعَاشَرَهِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ وَ سَاعَهً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَهِ تَقْدِرُونَ عَلَی الثَّلَاثَهِ سَاعَات........ <ref>- بحار الانوارج75، ص321</ref>( کوشش کنید اوقات شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کنید: ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا، ساعتی برای تامین معاش، ساعتی برای معاشرت با دوستان مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف می‌کنند و در باطن خیرخواهتان هستند، و ساعتی را به تفریحات و لذایذ مشروع خود اختصاص دهید و متوجه باشید که ساعت تفریح و کامیابی، به شما نشاط و مسرت می‌بخشد و قدرتتان را در انجام وظایفی که در ساعات دیگر به عهده دارید، تقویت می‌کند.)<br/>
 +
=== اجتماعی ===
 +
==== ادا نکردن حقوق خویشاوندان ====
 +
اعضای جامعه نسبت به یکدیگر حقوقی داشته و در برابر هم مسئول می‌باشند و اگر این حقوق رعایت نشود باعث جدایی و انحطاط آن جامعه می‌شود که از جمله این جوامع خانواده است که اگر افراد وظایف خود را نسبت به یکدیگر مراعات نکنند باعث جدایی افراد خانواده می‌شود. در این باره امام علی علیه السلام می‌فرمایند: وَاَکْرِمْ عَشیرَتَکَ فَاِنَّهُمْ جَناحُکَ الَّذی بِهِ تَطیرُ وَاَصْلُکَ الَّذی اِلَیْهِ تَصِیُر وَ یَدُکَ الَّذی بِها تَصُولُ. <ref>- بحارالانوار،ج74،ص105 </ref> (خویشاوندانت را گرامی بدار، چون آنها بال تو هستند که توسط آنها پرواز می‌کنی و ریشه تو هستند که به آن بر می‌گردی و دست تو هستند که بواسطه او [[دفاع]] می‌کنی.)<br/>
 +
==== بخل ====
 +
یکی از موانع مهم تحصیل آسایش که در روابط اجتماعی به سرعت اثر می‌گذارد بیماری بخل است، زیرا فرد بخیل به علت نگرانی از فقر و نیازمندی و تلقین به خود که اگر مالی را به دیگران [[انفاق]] کند، دارایی او کم می‌شود و سرانجام فقیر می‌گردد، هرگز راضی نیست لقمه‌ای از طعام او را کسی میل کند. از این رو، بخیل سر سفره مردم نمی‌نشیند و از طعام آنها میل نمی‌کند زیرا می‌ترسد دیگران نیز سر سفره او نشسته و از آن استفاده کنند و این صفت رذیله باعث جدایی و دوری اقوام می‌شود. در این باره امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌فرمایند: السَّخِیُّ یَأْکُلُ طَعَامَ النَّاسِ لِیَأْکُلُوا مِنْ طَعَامِهِ، وَ الْبَخِیلُ لَایَأْکُلُ مِنْ طَعَامِ النَّاسِ لِئَلَّا یَأْکُلُوا مِنْ طَعَامِه. <ref>- کافی، ج7، ص305</ref> ( سخاوتمند از غذای مردم می‌خورد تا مردم از غذای او بخورند ولی بخیل از غذای مردم نمی‌خورد تا مردم از غذای او نخورند.)<br/>
  
هفتم آنکه قسم او را بپذیری و دعوتش را اجابت نمائی اگر مریض شود او را عیادت نمائی و اگر بمیرد تشییع جنازه اش کنی و هرگاه بفهمی حاجتی دارد پیش از آنکه اظهار نماید بر انجام دادن آن پیشی بگیری.<br/>
+
== آثار قطع رحم در آیات و روایات ==
=== زیارت مؤمن صالح زیارت امام است ===
+
در قرآن سه آیه وجود دارد که تصریح برحرمت و عقوبت [[قطع رحم]] دارد و آیاتی دیگر هم وجود دارد که در ضمن آیات دیگر می‌توان عقوبت [[قطع رحم]] را بدست آورد.<br/>
: حضرت رضا (ع) فرمود: کسی که نمی‌تواند به زیارت ما اهل بیت (ع) بیاید پس زیارت کند نیکان از دوستان ما را، که ثواب زیارت ما برایش ثبت می‌شود و کسی که بخواهد به ما صله نماید و نتواند، پس به یکی از نیکان از دوستان ما صله نماید، که برایش ثواب صلهٔ ما ثبت می‌شود <ref>من لم یقدران یزورنا فلیزر صالحی موالینا یکتب له ثواب زیارتنا و من لم یقدر علی صلت فلیصل صالحی موالینا یکتب له ثواب صلتنا. (بحار الانوار)</ref>.<br/>
+
روایات بسیاری از ائمه معصومین [[صلوات]] الله علیهم عواقب [[قطع رحم]] را گوشزد می‌کند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.<br/>
 +
=== قطع رحم در آیات ===
 +
اولین آیه، آیه ۲۷ سوره بقره می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (فاسقان آنها هستند که) پیمان خدا را پس از آن که محکم ساختند، می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور داده بر قرار سازند قطع می‌نمایند، و در جهان فساد می‌کنند، اینها زیانکارانند.<br/>
 +
این آیه سه صفت فاسقان را به روشنی بیان می‌کند: <ref>- تفسیر نمونه، ج1، ص 155-156</ref><br/>
 +
۱-" فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را پس از آنکه محکم ساختند می‌شکنند. پیمان‌های مختلفی که با خدا بسته‌اند از جمله پیمان توحید و خداشناسی و عدم تبعیت از شیطان و پیمان‌های دیگررا نقض می‌کنند.<br/>
 +
۲- درباره دومین نشانه فاسقان می‌گوید:" آنها پیوندهایی را که خدا دستور داده بر قرار سازند قطع می‌کنند" (وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ). البته بسیاری از مفسران این آیه را ناظر به خصوص [[قطع رحم]] می‌دانند ولی با دقت بیشتر این آیه در معنای وسیعتری دلالت دارد که [[قطع رحم]] یکی از مصادیق آن است. زیرا آیه می‌گوید: فاسقان پیوندهایی را که خدا دستور داده بر قرار بماند قطع می‌کنند، و از جمله این پیوندها دوستی، خویشاوندی، ارتباط با پیامبران و امامان و خداوند می‌باشد و در بعضی روایات جمله "مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ" به رابطه با امیر مؤمنان علیه السلام و ائمه اهل بیت علیهم السلام تفسیر شده است. <ref>- نورالثقلین، ج1، ص45</ref><br/>
 +
۳- نشانه دیگر فاسقان، فساد در روی زمین است که در آخرین مرحله به آن اشاره شده: (وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ).<br/>
 +
این آیه هر کسی را که قطع صله رحم کند از فاسقان و زیانکاران شمرده است.<br/>
 +
دومین آیه، آیه ۲۵ سوره رعد می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ. (و آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور برقراری آن را داده قطع می‌کنند: و در روی زمین فساد می‌نمایند، لعنت برای آنهاست و بدی (و مجازات) سرای آخرت) در این آیه بخشی از صفات اصلی مفسدان را بیان می‌کند و در حقیقت تمام مفاسد عقیدتی و علمی آنها در سه جمله فوق، خلاصه شده است: <ref>- تفسیر نمونه، ج10، ص 198-199</ref><br/>
 +
۱- شکستن پیمانهای الهی که شامل پیمانهای فطری، و پیمانهای عقلی، و پیمانهای تشریعی می‌شوند.<br/>
 +
۲- قطع رابطه‌ها: رابطه با خدا، رابطه با رهبران الهی، رابطه با خلق، و رابطه با خویشتن<br/>
 +
۳- آخرین قسمت که ثمره دو قسمت قبل است، فساد در روی زمین است.<br/>
 +
کسی که پیمانهای خدا را بشکند، و پیوندها را از هر سو ببرد، آیا کاری جز فساد انجام خواهد داد؟! این تلاشها و کوششها از ناحیه این گروه به خاطر رسیدن به مقاصد مادی، و یا حتی خیالی، صورت می‌گیرد، و به جای اینکه آنها را به هدف ارزنده‌ای نزدیک کند، دور می‌سازد، چرا که لعنت به معنی دوری از رحمت خدا است. <ref>- راغب در کتاب مفردات می‌گوید:" لعن" به معنی طرد کردن و دور ساختن توأم با خشم است، این کلمه هنگامی که به خدا در آخرت اضافه شود اشاره به عقوبت و کیفر است، و در دنیا به معنی بریدن از قبول رحمت، و اگر از ناحیه مردم باشد به معنی نفرین است.</ref><br/>
 +
سومین آیه‌ای که [[قطع رحم]] مورد توجه قرارگرفته سوره محمد آیه ۲۲ و۲۳ می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ. (اما اگر روی گردان شوید آیا جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و [[قطع رحم]] نمائید.- آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور نموده است.)<br/>
 +
در آیه اول بیان می‌کند اگر از قرآن و توحید روی گردان شوید قطعا به سوی جاهلیت باز می‌گردید، و برنامه‌های جاهلی چیزی جز" فساد در زمین"" قتل و غارت و خونریزی"،" کشتن خویشاوندان و دختران" نبود.<br/>
 +
این در صورتی است که" تولیتم" از ماده" تولی" به معنی روی گردان شدن باشد، ولی بسیاری از مفسران این احتمال را داده‌اند که از ماده" ولایت" به معنی" حکومت" است، یعنی اگر زمام حکومت به دستتان بیفتد چیزی جز تباهی و خونریزی و [[قطع رحم]] از شما انتظار نمی‌رود.<br/>
 +
در بعضی از روایات که در منابع اهل بیت علیهم السلام آمده است می‌خوانیم:" این آیه در باره بنی امیه است که وقتی زمام حکومت را به دست گرفتند نه بر صغیر رحم کردند و نه بر کبیر، حتی خویشاوندان خود را به خاک و خون کشیدند. <ref>- نور الثقلین، ج5، ص40</ref>
 +
در آیه دوم سرنوشت نهایی این گروه منافق و بهانه جو را بیان می‌کند، آنها کسانی هستند که خداوند از رحمتش دور ساخته و گوش هایشان را کر و چشم هایشان را کور کرده است.<br/>
 +
آیات دیگری هم هست که مسئله [[قطع رحم]] را یاد آور شده است. برای نمونه سوره نسا آیه ۳۱ وقتی از کبائر و معاصی صحبت می‌کند در ذیل آن مسئله [[قطع رحم]] و موارد دیگر را ذکر می‌کنند. <ref>- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج4، ص 65</ref>  
 +
=== قطع رحم در روایات ===
 +
در روایات مسئله [[قطع رحم]] به صورت مفصلتر بحث شده است که به آن می‌پردازیم:<br/>
 +
==== مبغوض‌ترین اعمال نزد خداوند ====
 +
در این باره از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) سؤال شد؟ فَأَیُّ الْأَعْمَالِ أَبْغَضُ إِلَی اللَّهِ قَالَ الشِّرْکُ بِاللَّهِ قَالَ ثُمَّ مَا ذَا قَالَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ. <ref>- کافی، ج5، ص58</ref> مبغوض‌ترین عمل نزد خداوند کدام است؟ در پاسخ فرمودند: شرک به خدا پرسیدند بعد از آن فرمود: [[قطع رحم]]
 +
==== لعن و نفرین خداوند ====
 +
زشتی و [[گناه]] [[قطع رحم]] به حدی است که امام سجاد علیه السلام درباره آن به فرزند خود می‌فرمایند: وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. <ref>- کافی، ج4، ص127</ref> (بپرهیز از معاشرت با کسی که [[قطع رحم]] کرده است که قرآن او را ملعون و دور از رحمت خداوند شمرده است.)<br/>
 +
==== قطع الطاف الهی ====
 +
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: إنّ الرّحمه لا تنزل علی قوم فیهم قاطع رحم. <ref>- نهج الفصاحه، ص 280</ref> (رحمت حق بر ملتی که قطع کننده رحم در میان آنان است نمی‌رسد.)<br/>
 +
==== قرار گرفتن اموال در دست اشرار ====
 +
حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: إِذَا قَطَّعُوا الْأَرْحَامَ جُعِلَتِ الْأَمْوَالُ فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ. <ref>- کافی، ج2، ص 348</ref> ( هنگامی که مردم [[قطع رحم]] کنند اموال در دست اشرار قرار می‌گیرد.<br/>
 +
==== از میان رفتن رشد و توسعه ====
 +
حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: لیس مع قطیعه الرّحم نماء <ref>- غررالحکمودررالکلم، ص556</ref>.(هیچ رشد و توسعه‌ای با [[قطع رحم]] حاصل نمی‌شود.) به راستی برای جامعه‌ای که از نظر روحی و عاطفی فرسنگ‌ها دور بوده و فقط جسما در کنار هم هستند خداوند هیچ رحمتی برای آنها نخواهد داشت.<br/>
 +
==== ابتلا به فقر ====
 +
حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: قَطِیعَهُ الرَّحِمِ تُورِثُ الْفَقْرَ. <ref>- بحارالانوار، ج71، ص91</ref>(قطع رحم با خویشاوندان تنگدستی می‌آورد.)<br/>
 +
==== نزول بلا ====
 +
امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرمایند: حلول النّقم فی قطیعه الرّحم. <ref>- غرر الحکم و درر الکلم، ص 352</ref> (نزول بلا و مصیبت در در بریدن از خویشان است.)<br/>
 +
==== ویرانی بلاد ====
 +
امام صادق علیه السلام از پدرشان امام محمد باقر علیه السلام نقل می‌کنند: نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ تُقَرِّبُ الْآجَالَ وَ تُخْلِی الدِّیَارَ وَ هِیَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ وَ الْعُقُوقُ وَ تَرْکُ الْبِرِّ. <ref>- کافی،ج2، ص448</ref> (پناه می‌بریم به خدا از گناهانی که مایه ی تسریع در نابودی است و مرگ را نزدیک می‌کند و خانه‌ها را از سکنه خالی می‌کند و آن گناهان عبارت است از: قطع رحم، آزردن پدر ومادر وکنار گذاشتن نیکی‌ها.)<br/>
 +
==== محرومیت از حمایت خویشاوندان ====
 +
حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: لیس لقاطع رحم قریب. <ref>- غرر الحکم و درر الکلم، ص557</ref> (برای کسی که [[قطع رحم]] می‌کند دوست و نزدیکی نمی‌ماند.)<br/>
 +
==== از دست دادن مقبولیت اجتماعی ====
 +
در وصیت حضرت علی علیه السلام به امام حسن مجتبی علیه السلام و محمد بن حنفیه آمده است: وَ مَنْ یَثِقُ بِکَ أَوْ یَرْجُو صِلَتَکَ إِذَا قَطَعْتَ قَرَابَتَک. <ref>- بحار الانوار، ج74، ص209</ref> (چه کسی به تو اعتماد و اطمینان خواهد کرد هنگامی که تو قطع کردی نزدیکی با ارحام خود را)<br/>
 +
==== سلب آسایش و راحتی ====
 +
در حدیثی آمده است لاراحه لقاطع القرابه <ref>- بحار الانوار،ج51، ص 263</ref>...( قطع کننده ی رحم از آسایش و راحتی بهره‌ای نمی‌برد.)<br/>
 +
حکایتی در این زمینه از یکی از فرزندان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط نقل شده است:<br/>
 +
مهندسی بود بساز و بفروش، یکصد دستگاه ساختمان ساخته بود؛ ولی به دلیل بدهکاری زیاد، شرایط اقتصادی بدی داشت، تا جایی که حکم جلبش را گرفته بودند. به منزل پدرم آمد و گفت: نمی‌توانم به خانه‌ام بروم، خود را پنهان می‌کنم تا کسی مرا نبیند.<br/>
 +
شیخ با یک توجه فرمود: برو خواهرت را راضی کن!<br/>
 +
مهندس گفت: خواهرم راضی است. شیخ فرمود: نه! آن مهندس، تاملی کرد و گفت: بله؛ وقتی پدرم از دنیا رفت، ارثیه‌ای به ما رسید. هزار و پانصد تومان سهم او می‌شد، یادم آمد نداده‌ام. رفت و برگشت و گفت: پنج هزار تومان دادم به خواهرم و رضایتش را گرفتم.<br/>
 +
پدرم سکوت کرد و پس از توجهی فرمود: می‌گوید هنوز راضی نشده است... خواهرت خانه دارد؟ گفت: نه، اجاره نشین است. فرمود: برو یکی از بهترین خانه‌هایی را که ساخته‌ای به نامش کن و به او بده؛ بعد بیا ببینم چه کار می‌شود کرد؟ گفت: جناب شیخ! ما، دو شریک هستیم، چگونه می‌توانم؟ شیخ فرمود: بیش از این عقلم نمی‌رسد، چون این بنده ی خدا هنوز راضی نشده است.<br/>
 +
بالاخره آن شخص رفت و یکی از آن خانه‌ها را به نام خواهرش کرد و اثاثیه ی او را در آن خانه گذاشت و برگشت. شیخ فرمود: حالا درست شد. فردای همان روز سه تا از آن خانه‌ها به فروش رفت و او از گرفتاری نجات پیدا کرد. <ref>- کیمیای محبت، ص 141</ref><br/>
 +
==== کاهش عمر ====
 +
ازامیرالمومنین علی علیه السلام سؤال شد: أَ وَ تَکُونُ  ذُنُوبٌ تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَیْلَکَ ، قَطِیعَهُ الرَّحِم. <ref>- کافی، ج4، ص62</ref>  ( آیا گناهی هست که مرگ را نزدیک کند؟ ایشان فرمودند: بله وای برتو قطع رحم.)<br/>
 +
حکایتی در این زمینه آمده است: شعیب عقرقوفی گوید: من با یعقوب (اهل مغرب) که برای زیارت به مکه آمده بود، محضر امام کاظم (علیه السلام) رسیدیم. امام نگاهش که به یعقوب افتاد، فرمود:<br/>
 +
ای یعقوب! تو دیروز به اینجا وارد شدی؛ و میان تو و برادرت اسحاق در فلان محل درگیری پیش آمد و کار به جایی رسید که همدیگر را دشنام دادید. شما نباید مرتکب کار زشت و قبیحی شوید. فحش دادن و ناسزا گفتن به برادران دینی، از آیین ما و پدران و نیاکان ما بدور است و ما به هیچ یک از شیعیان خود اجازه نمی‌دهیم که چنین رفتاری داشته باشند. از خدای یگانه بپرهیز و [[تقوا]] داشته باش. ای یعقوب! به زودی مرگ بین تو و برادرت (به خاطر قطع رحم)، جدایی خواهد افکند.<br/>
 +
برادرت اسحاق، در همین سفر پیش از آن که به نزد خانواده ی خود برگردد خواهد مرد و تو نیز از رفتارت پشیمان خواهی شد. شما [[قطع رحم]] کردید و نسبت به یکدیگر قهر هستید، بدین جهت خداوند عمر شما را کوتاه نمود.<br/>
 +
یعقوب گفت: فدایت شوم! مرگ من چه زمانی خواهد رسید؟ امام فرمود: مرگ تو نیز رسیده بود؛ ولی، چون تو در فلان منزل به عمه ات خدمت کردی، و با هدیه‌ای او را خوشحال نمودی، به خاطر این صله ی رحم خداوند بیست سال بر عمر تو افزوده. شعیب می‌گوید: پس از مدتی یعقوب را در مکه دیدم. احوالش را پرسیدم. او گفت:<br/>
 +
برادرم همان طور که امام (علیه السلام) گفته بود، پیش از آن که به خانه ی خود برسد وفات یافت و در بین راه به خاک سپرده شد. <ref>- بحار الانوار، ج48، ص46</ref>
 +
==== عقوبت سریع ====
 +
امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: مَا مِنْ ذَنْبٍ أَجْدَرَ أَنْ یُعَجِّلَ اللَّهُ لِصَاحِبِهِ الْعُقُوبَهَ فِی الدُّنْیَا مَعَ مَا یَدَّخِرُ لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْبَغْیِ وَ قَطِیعَهِ الرَّحِمِ- إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقا. <ref>- بحار الانوار، ج72، ص277</ref>(هیچ گناهی سزاوار تر از این نیست که علاوه بر عقوبت اخروی آن، در عقوبت آن در دنیا تعجیل شود جز تجاوز و قطع رحم، همانا باطل نابود شدنی است.)<br/>
 +
حکایتی از شیخ رجبعلی خیاط در این زمینه نقل می‌کنند: در زمان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط (قدس سره) یکی از تجار بازار تهران که ورشکست شده بود، به اصرار دوستش، مشکل خود را با مرحوم شیخ مطرح کرده، از او چاره جویی نمود، شیخ در حالی که سرش پایین بود فرمود: تو آدم بی رحمی هستی! چهار ماه است که شوهر خواهرت از دنیا رفته و تو تاکنون سراغ خواهرت و بچه‌هایش نرفته‌ای، گرفتاری تو از این است.<br/>
 +
تاجر گفت: اختلاف داریم. شیخ فرمود: ریشه ی مشکل تو آنجاست؛ حال، خود دانی. تاجر پیش دوست خود بازگشت و جریان را تعریف کرد، سپس قدری وسایل منزل خرید و نزد خواهر رفت و آشتی کرد و مشکلش حل شد. <ref>- کیمیای محبت، ص142</ref>
 +
==== عدم ورود به بهشت ====
 +
حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ أَنَّ رِیحَ الْجَنَّهِ تُوجَدُ مِنْ مَسِیرَهِ أَلْفِ عَامٍ مَا یَجِدُهَا عَاقٌّ وَ لَا قَاطِعُ رَحِم  وَ لَا شَیْخ زَانٍ. <ref>- بحار الانوار، ج71، ص95</ref> ( جبرئیل مرا خبر داد: بی تردید بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می‌رسد ولی به مشام آزاردهنده پدر و مادر، قطع کننده ی رحم و پیر زناکار نمی‌رسد.)<br/>  
  
و چون اکرام یا اهانت به برادران ایمانی اکرام و اهانت به پدر روحانی است، آثار عظیمه‌ای بر اکرام یا اهانت به مؤمن ذکر شده که برای جلوگیری از اطناب کلام از تفصیل آن خودداری می‌شود، خداوند ما را به ادای حقوق موفق بدارد.<br/>
+
== قطع رحم در فقه ==
<br /><br />
+
همانطور که صله رحم واجب است، در مقابل [[قطع رحم]] حرام و از گناهان کبیره است <ref>- توضیح المسائل آیت الله وحید خراسانی، ص401</ref> و از نظر اسلام بسیار مذموم شمرده شده است. در این قسمت قصد داریم مواردی که [[قطع رحم]] در فقه آمده است را بیان کنیم:<br/>
 +
=== امر به معروف و نهی از منکر ===
 +
طبق نظر اکثر علما برای اینکه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] انجام بدهیم باید شرایط آن را رعایت کنیم ولی [[قطع رحم]] جایز نیست. <ref>- جامع المسائل (فاضل-فارسی)، ج1، ص234</ref>ولی اگر ترک معاشرت موقتی موجب خود داری از ارتکاب معصیت بشود اشکالی ندارد. <ref>- توضیح المسائل محشی امام خمینی، ج2، ص772</ref>
 +
=== شرائط امام جماعت ===
 +
یکی از شرایطی که برای امام جماعت، شاهد، مرجع تقلید و قاضی شمرده‌اند عادل بودن است که عدالت به معنای حالت نفسانی که انسان را بر ملازمت بر [[تقوا]] وادار می‌کند و مانع از این می‌شود که انسان [[گناه]] کبیره کند بلکه بنا بر اقوی اصرار بر صغیره هم نداشت باشد و یکی از گناهان کبیره‌ای که در اینجا مطرح کرده‌اند [[قطع رحم]] است، که امام جماعت و این گروه‌ها باید از آن اجتناب کنند. <ref>- تحریر الوسیله-ترجمه، ج1، ص499</ref>
 +
=== نذر ===
 +
بنابر نظر علما نذر کردن بر کار حرام جایز نمی‌باشد <ref>- رساله توضیح المسائل (آیت الله مکارم)، ص444</ref> و از جمله کارهای حرام [[قطع رحم]] است، که نمی‌توان بر آن نذر کرد.<br/>
 +
=== قسم ===
 +
قسم خوردن بر کار حرام جایز نمی‌باشد <ref>- همان</ref> و از اعمالی که [[گناه]] بوده و انجام دادن آن حرام است [[قطع رحم]] است که قسم خوردن بر این کار جایز نیست.<br/>
 +
=== متفرقه ===
 +
الف) صله رحم حتّی با خویشاوندان فاسق واجب است و لازم است در ارشاد آنان تلاش شود. بلی چنانچه سختی و مشقتی در بین باشد، صله رحم وجوب ندارد؛ ولی باید توجّه داشت که لازم نیست این عمل با رفتن به منزل ارحام و مهمانی کردن و مهمان شدن و ... انجام گیرد. همین اندازه که [[قطع رحم]] نشود کافی است و این کار با پیغام فرستادن یا تماس تلفنی یا نوشتن نامه یا سلام کردن هم محقّق می‌شود. <ref>- http://www.jamnews.ir/detail/News</ref><br/>
 +
ب) مقصود از رحم، فامیل نسبی نزدیک است و باید ارتباط و برخورد با آنها طوری باشد که [[قطع رحم]] صدق نکند هرچند صلۀ رحم به مثل تلفن زدن یا نامه نوشتن و احوال‌پرسی باشد، <ref>- استفتاآت جدید آیت الله تبریزی، ج2،ص467</ref><br/>
 +
ج) چگونگی صله رحم بستگی به عرف دارد که بگویند با خویشاوندانش ارتباط دارد و میزان [[قطع رحم]] نیز بنا بر نظر عرف است که بگویندقطع ارتباط کرده است. <ref>- استفتاآت جدید آیت الله مکارم، ج1، ص 544</ref><br/>
 +
د) اگر پدر و مادر اهل عبادت نبوده و تمایلی به یادگیری احکام اسلامی ندارند نباید [[قطع رحم]] کند و اطاعت از پدر و مادر در احکام شرعیه لازم نیست و باید شخص به وظیفه اش عمل کند. <ref>- استفتاآت امام خمینی، ج3، ص 596</ref><br/>
  
 +
== راه‌های جلوگیری از قطع رحم ==
 +
در دنیایی که پر از فشار، تغییر، تنوع و [[تجمل گرایی]] است، نحوه ارتباط عاطفی خانوادها که آموزه‌های دینی بر آن تأکید دارد ضروری است تا آنجا که بهترین وضعیت بقای خانواده به ارتباط موفق بین آنها وابسته است. برقراری ارتباط خوب به رعایت اصول و ضوابط خاصی در حوزه فرد و اجتماع بستگی دارد که باید به آن‌ها توجه شود؛ بدین منظور راهکارها و اصولی در دو حوزه فردی و اجتماعی پیشنهاد می‌شود.<br/>
 +
=== حوزه فردی ===
 +
اول) پرورش اخلاق پسندیده<br/>
 +
دارا بودن اخلاق نیکو، رعایت حقوق متقابل، دقت در رفتار و آداب، توجه به اتحاد و همدلی و اجتناب از هر گونه اختلاف از جمله مسائلی هستند که اسلام از مسلمانان خواسته و بر آن تأکید می‌کند. با تأملی درآیات و روایات، مصادیق اخلاق نیکو که در روابط سالم خانوادگی بسیار موثر است عبارتند از: حلم، گذشت، کنترل خشم وغضب، تواضع وفروتنی، بزرگواری، پوشش عیوب و پنهان نگه داشتن اسرار همدیگر، خوب صحبت کردن، خوش اخلاقی و خوش رفتاری، جبران اشتباهات، قبول عذر، خیر خواهی همدیگر، [[دفاع]] در برابر بدخواهان، اصلاح روابط، تشکر در مقابل نیکی‌ها، پاسخ نیکو به سلام همدیگر، عمل به وعده‌ها، تنها نگذاشتن یکدیگر در مشکلات، پذیرفتن دعوت همدیگر، هدیه دادن در حد توان، بدگویی نکردن وعدم غیبت، دلسوزی برای دیگران که در مورد هریک از این مسائل اخلاقی، آیات و روایات فراوانی وجود دارد.<br/>
 +
دوم) تعادل در رفت و آمدها و پرهیز از تکلف:<br/>
 +
اسلام برای شئون گوناگون زندگی انسان برنامه دارد و در هیچ یک از عرصه‌های عبادی، اخلاقی، مادی و معنوی تکلیف توان فرسا ندارد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: من متکلفان را دوست ندارم. امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه مهمانی (سرزده) نزد تو آمد آنچه داری برایش بیاور ولی هرگاه دعوتش کردی خود را به مقدار قابل تحمل به زحمت بینداز. <ref>- المحاسن، ص410</ref>جلسات تلاوت، روضه‌های فامیلی، دید و بازدیدهای نوروزی، شب نشینی‌های فصل زمستان مثل شب یلدا، اگر با برنامه و مدیریت سالم برگزار شود می‌تواند راهی برای تقویت [[صله ارحام]] باشد.<br/>
 +
=== حوزه اجتماعی ===
 +
اول) تشکیل شورای خانوادگی<br/>
 +
تمام افراد خانواده دور هم بنشینند درباره نحوه ارتباط باهم صحبت کنند، خواسته‌های همدیگر را مطرح کنند، نقاط قوت نظیر عفو وگذشت، احترام متقابل و ابراز محبت، افزایش یابد و نکات ضعف نظیر پرخاشگری، تحقیر، تبعیض و خواندن ذهن همدیگر، [[قضاوت]] کلی کردن، سرزنش و مقایسه برطرف شود.<br/>
 +
دوم) آموزش خانواده ها<br/>
 +
در فرهنگ اسلامی، تعلیم و تربیت جایگاه ویژه‌ای دارد. به همین جهت به منظور پیشگیری از بروز مسائل و مشکلات در خانواده‌ها ضرورت دارد خانواده‌ها از آموزش ومهارت کافی برخوردار گردند در این میان نقش رسانه‌های جمعی، و گسترش مراکز مشاوره خانواده، تدریس اخلاق در خانواده به عنوان واحد آموزشی در همه رشته‌های دانشگاه، پخش سی‌دی آموزشی، کتاب و بازی رایانه‌ای حایز اهمیت است.<br/>
 +
سوم) بازنگری در برنامه‌های رسانه‌های جمعی<br/>
 +
وسایل ارتباط جمعی در شکل دهی و آموزش دادن رفتارهای گوناگون نقش مهمی به عهده دارند. بنا براین نیاز است رسانه‌های اسلامی، به طور مستقیم وغیر مستقیم آموزه‌های دینی از جمله نقش روابط خویشاوندی را در برنامه‌های خود تقویت کند. با به تصویر کشیدن میهمانی‌های ساده و صمیمی، آداب صحیح [[ازدواج]]، معرفی رسم‌های خویشاوندی، به گسترش این ارزش اقدام کند. نمایش مهمانی‌های تشریفاتی و پرزرق و برق نه تنها درست نیست، بلکه پی آمدهای منفی زیادی از جمله در ضعف روابط با خویشاوندان دارد.<br/>
 +
چهارم) شهرداریها، سازمان تبلیغات، مساجد، مدارس، ارشاد اسلامی، سازمان‌های ورزشی و فرهنگی<br/>
 +
تهیه وپخش سی دی و کتاب آموزشی، طراحی بازی رایانه‌ای خانوادگی، ایجاد همایش خانوادگی در پارک‌ها، مساجد، هتل‌ها، استادیوم‌های ورزشی، سینما و درب منازل، ارسال پیامک اعتقادی، ایجاد مسابقات ورزشی خانوادگی، تشکیل انجمن طایفه‌ای، مشاوره ی تلفنی واینترنتی رایگان و... از عوامل مهم تقویت ارتباط خانواده است. مدیران دولتی نیز می‌توانند برای مستحکم تر شدن پیوند بین افراد خانواده و صمیمی تر شدن روابط بین افراد جامعه، طوری برنامه ریزی کنند که کارمندان دولت در ایام خاص مثل ایام محرم، رمضان، نوروز و... علاوه بر انجام دادن وظایف خود، در کنار خانواده و نزدیکانشان باشند و در مراسم‌های عمومی مناسبتی نیز شرکت کنند.<br/>
 +
پنجم) رواج [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] در جامعه<br/>
 +
اگر مسلمانان در جامعه به یکدیگر مسائل دینی را متذکر نشوند تعالیم الهی بر زمین می‌ماند، بلای عمومی دامنگیر آن جامعه خواهد شد و حاکمیت به دست اشرار خواهد افتاد. <ref>- نهج البلاغه، نامه47</ref>
 +
ششم) وساطت در صلح و دوستی<br/>
 +
وظیفه مسلمانان ایجاد پیوند و همدلی، صفا وصمیمت، بخشش و خطا پوشی درباره یکدیگر است. چنانکه در وصیت نامه ی امام علی -علیه السلام- آمده است بر شما باد به پیوستن با یکدیگر، و بخشش همدیگر، مبادا از هم روی برگردانید و پیوند دوستی را از بین ببرید. <ref>- همان</ref> اما اگر گروهی از مسلمانان این وظیفه را کنار نهادند رسالت دیگر مسلمانان میانجی‌گری در صلح و دوستی میان آنان است؛ چنانکه امام علی علیه السلام از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند: اصلاح دادن بین مردم از نماز و [[روزه]] مستحبی در یکسال برتر است. <ref>- همان</ref> بنابراین برای وساطت باید فرهنگسازی شود.<br/>
 +
هفتم) توانمند سازی بانوان و فعال کردن آنان در ارتباط خانواده ها<br/>
 +
صلاح وفساد جامعه از صلاح و فساد زنان آن جامعه سرچشمه می‌گیرد. <ref>- کلمات قصار پندها و حکمت‌ها امام خمینی، ص 209</ref> زن با طرز سلوک و نگرش خود و با بهره مندی از مدیریت و درایت می‌تواند خانه را برای شوهر و فرزندانش بهشت برین درآورد و می‌تواند با رفتار منفی به جهنمی سوزان تبدیل کند. <ref>- بهداشت روانی، ص375</ref>متأسفانه همسان سازی فعالیتهای بانوان با مردان در اشتغال از یک سو و کم رنگ شدن جایگاه ارزشی زنان در فرهنگ معاصر از سوی دیگر، آسیب جدی به شخصیت زن و جایگاه تربیت او وارد کرده است. چرا که هیچ خدمتی مقدس تر و ضروری تر از مادری و خوب شوهرداری کردن برای زن نیست. از این روی نیاز است دولت، نخبگان آموزشی وتبلیغی به بانوان کمک کنند تا گوهره حقیقی خود را بشناسند و از آن درست استفاده کنند. فعال سازی انجمن-های بانوان، معرفی زنان موفق، توانمندسازی واستفاده از مبلغین ومشاورهای خانم، آموزش مهارت همسرداری و تربیت فرزندان همراه با مشاوره ی بهداشتی ضرورت دارد و سازش با خانواده همسر؛ فرهنگ سازی شود.<br/>
  
 +
== معرفی چند کتاب برای مطالعه بیشتر ==
 +
۱- ثواب صله رحم و عقاب قطع رحم؛ عباس عزیزی؛ انتشارات معصومین قم.<br/>
 +
۲- حقوق متقابل خویشاوندان صله رحم قطع رحم؛ یدالله بهتاش؛ انتشارات سبحان تهران.<br/>
 +
۳- [[صله ارحام]] یا پیوند با خویشان: مشتمل است بر اخبار صادره از حضرات معصومین علیهم السلام در خصوص صله رحم و قطع رحم؛ ابوالقاسم مولانا.<br/>
 +
۴- صله الرحم و قطیعتها؛ آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی؛ انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.<br/>
 +
۵- بررسی فقهی صله رحم و قطع آن؛ محمد رضا واحدی؛ انتشارات خرسندی.<br/>
  
<br /><br />
+
== معرفی چند مقاله برای مطالعه بیشتر ==
بازگشت به [[قطع رحم]]
+
۱- قطع رابطه با خویشان ممنوع؛ آقای فرج الله فرج اللهی؛ ماهنامه درس‌هایی از مکتب اسلام، مهر ۸۸ سال ۴۴ شماره 7.<br/>
 +
۲- اخلاق اجتماعی؛ آقای حجت الله آزاد؛ فصلنامه فرهنگ کوثر پاییز ۸۹ شماره 83.<br/>
 +
۳- خلق عظیم پیامبر صلی الله علیه و آله؛ ماهنامه معرفت، شهریور ۸۸ شماره 141.<br/>
 +
۴- طول عمر؛ علی عسکری سواد کوهی؛ ماهنامه مبلغان؛ فروردین و اردیبهشت ۸۸ شماره 112.<br/>
  
 +
== کتابنامه ==
 +
قرآن کریم<br/>
 +
نهج البلاغه<br/>
 +
بحار الانوار؛ محمد باقر مجلسی، ۱۱۰جلد، مکتبه الاسلامیه، طبعه ثانیه، تهران.<br/>
 +
من لا یحضره الفقیه- ترجمه، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه- مترجم: غفاری، علی اکبر و محمد جواد و صدر بلاغی، جلد۵، نشر صدوق، چاپ اول، ۱۴۰۹ه.ق.<br/>
 +
توضیح المسائل(محشّی)؛ امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، سید محمد حسین بنی هاشمی خمینی، جلد ۲، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۲۴ه.ق.<br/>
 +
ترجمه تحریر الوسیله؛ امام خمینی، سید روح الله موسوی، مترجم علی اسلامی، جلد۳، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نوبت چاپ ۲۱، قم، ۱۴۲۵ه.ق.<br/>
 +
تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه؛ محمد بن حسن عاملی، محقق گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۳۰جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول قم، ۱۴۰۹ه.ق.<br/>
 +
استفتاآت امام خمینی؛ امام خمینی، سید روح الله موسوی، ۳جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، قم، ۱۴۲۲ه.ق.<br/>
 +
استفتاآت آیت الله تبریزی جدید؛ جواد بن علی، تبریزی، ۲جلد، چاپ اول، قم.<br/>
 +
جامع المسائل(فارسی)؛ آیت الله محمد فاضل موحدی لنکرانی،۲جلد،انتشارات امیرقلم، چاپ یازدهم، قم.<br/>
 +
الکافی؛ ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، علی اکبر غفاری، ۸جلد، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ۱۴۰۷ه.ق.<br/>
 +
بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار علیهم السلام؛ محمد بن محمدتقی اصفهانی مجلسی دوم، جمعی از محققان، دارالاحیاالتراث، ۱۱۱جلد، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ه.ق.<br/>
 +
جامع المسائل؛ آیت الله محمد تقی بهجت فومنی، ۵ جلد، دفتر معظم له، چاپ دوم، قم، ۱۴۲۶ه.ق.<br/>
 +
تفسیر نمونه؛ آیت الله ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ه.ش.<br/>
 +
تحف العقول؛ حسن بن علی ابن شعبه حرانی، علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۴ه.ق.<br/>
 +
غررالحکم درر الحکم؛ عبدااواحد بن محمد تمیمی آمدی، سید مهدی رجایی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، قم، ۱۴۱۰ه.ق.<br/>
 +
اطیب البیان فی تفسیر القرآن؛ سید عبدالحسین طیب، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۸ه.ش.<br/>
 +
تفسیر نورالثقلین؛ عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهرم، قم، ۱۴۱۵ه.ق.<br/>
 +
مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول؛ محمد باقر مجلسی،۲۶جلد،دارالکتب الاسلامیه، تهران چاپ دوم ۱۴۰۴ه.ق.<br/>
 +
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ میرزا حسین نوری محدث، ۱۸جلد، موسسه آل البیت علیهم السلام، بیروت لبنان، چاپ اول، ۱۴۰۸ه.ق.<br/>
 +
الکافی؛ محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، ۱۵ جلد، دارالحدیث، قم ۱۴۲۹ه.ق.<br/>
 +
کیمیای محبت؛ محمد محمدی ری شهری، ۱جلد، دارالحدیث، قم ۱۳۹۴ه.ش.<br/>
 +
الخصال؛ ابن بابویه قمی، محمد بن علی (شیخ صدوق)، جامعه المدرسین، قم ۱۴۰۳ ق.<br/>
 +
بهداشت روانی (رشته روان شناسی)؛ احمد وند، محمد علی، انتشارات پیام نور، چاب هفتم، ۱۳۸۹ه.ش.<br/>
 +
کلمات قصار، پندها وحکمتها؛ امام خمینی(س) مؤسسه نشر وآثار امام خمینی(س)چاپ اول ۱۳۷۲ه.ش.<br/>
 +
المحاسن؛ برقی، احمد بن محمدبن خالد، دارالکتب اسلامیه، چاب دوم، قم، ۱۳۷۱ ه.ق.<br/>
 +
جامع الشتات فی اجوبه السؤالات؛ ابوالقاسم بن محمد حسن میرزای قمی، ۴جلد، موسسه کیهان، چاپ اول، تهران، ۱۴۱۳ه.ق.<br/>
 +
رساله آیت الله مکارم شیرازی،۱جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب، چاپ پنجاه ودوم، قم، ۱۴۲۹ه.ق.<br/>
 +
http://www.jamnews.ir<br/>
  
== پا نویس ==
+
== پانویس ==  
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://gonahankabireh.persianblog.ir/page/70 وبلاگ گناهان کبیره]  </span></div>
 
<br />
 
  
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]]
 +
[[رده:منکر خانوادگی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۷

قطع رحم

کتب مرتبط

ردیف عنوان
۱ آداب الاسره فی الاسلام
۲ صله ارحام و آثار و ثمرات آن

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ احادیث قطع رحم
۲ قطع رحم-پرسش و پاسخ
۳ منظور از صله یا قطع رحم چیست
۴ وظیفه ما در قبال کسی که قطع رحم کرده است
۵ قطع رحم از گناهان کبیره

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

نویسنده:محمد مهدی امراللهی
تهیه و تدوین:پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکرقم- 95/4/10
کلید واژه: روابط خویشاوندان- قطع رحم- صله رحم- روابط نسبی- خانواده‌ها.

محتویات

مقدمه

ضعف ارتباطات خویشاوندی در جوامع مادی هر روز بیشتر می‌شود، تکنیک برتر که راحتی را در برخی از مراحل زندگی به وجود آورده باعث فروپاشیدگی عاطفه و روابط خانوادگی شده است مخصوصا روابط میان والدین و فرزندان، به ویژه در جهان غرب در حال گسترش بوده و هیچ یک از ابزارهای ارتباطی به صمیمی تر شدن روابط و احترام نزدیکان کمکی نکرده بلکه باعث تضعیف و از بین بردن این روابط شده است. جامعه اسلامی ما نیز علی رغم سفارش‌های اسلام و جایگاه ویژه ارتباطات خویشاوندی در نظام ارزشی و هنجاری آن، متاسفانه به علت تغییرات ساختاری و متاثر شدن از برخی جریانات وارداتی و فرهنگ غربی از این عارضه ناخوشایند در امان نمانده است و ضعیف شدن و حتی از بین رفتن ارتباطات خویشاوندی و فامیلی را سبب شده است.

تعریف قطع رحم

قطع رحم به معنای بریدن ارتباط خویشاوندی است که در موضوع «صله ارحام» مفصلا بحث شد.

مراحل و انواع تحقق قطع رحم

همانطور که در مقاله صله رحم اشاره شد صله رحم انواعی دارد که قطع رحم نیز مشمول همان تقسیم بندی هاست.

قطع رحم زبانی

ارتباطاتی که توسط زبان انجام می‌شود و به واسطه آن می‌توان ارتباط را قطع کرد مثل سلام نکردن، جواب سلام ندادن و کارهایی از قبیل که باعث قطع شدن رابطه می‌شود.

قطع رحم عملی

ارتباطاتی که توسط رفت و آمد انجام می‌شود ولی با رفت و آمد نکردن باعث قطع رابطه شویم.

قطع رحم قلبی

عدم مشارکت در غم‌ها، رنج‌ها و شادی‌های یکدیگر و نداشتن آرزوی قلبی برای سعادت خویشان در دنیا و آخرت، نفرین کردن و آرزوی گرفتاری خویشان که این نوع بی تفاوتی و بداندیشی هم از انواع قطع بشمار می‌آید.

قطع رحم مالی

افرادی که در خانواده‌ها توانایی مالی داشته و می‌توانند به دیگر افراد فامیل که قدرت مالی ندارند کمک کنند ولی این کار را کنار بگذارند و یا با خسارت زدن به اموال نزدیکان با عث آزار آنها شوند این گونه رفتار نوعی قطع رحم محسوب می‌شود.

خویشاوندان

بر اساس تعریفی که از خویشاوندان شده است ارحام را می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد که شامل پیوند نسبی، سببی، رضاعی و فرزند خواندگی می‌باشد. ولی منظور اکثر فقها [۱] از خویشاوندان، خویشاوندان نسبی می‌باشد که در این بحث قطع رابطه با این قسم حرام بوده و آثار خود را دارد که مفصلا بحث خواهد شد.

عوامل قطع رحم در روایات

عوامل قطع رحم را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد:

اقتصادی

مال اندوزی

یکی از عواملی که سبب جدا شدن اقوام و فامیل از یکدیگر می‌شود مال اندوزی و طمع به زیاد کردن اموال می‌باشد که باعث فراموشی فامیل شده و تبعات بسیاری را نیز به همراه دارد. در همین زمینه روایتی از امام رضا علیه السلام رسیده که می‌فرماید: لَا یَجْتَمِعُ الْمَالُ إِلَّا بِخِصَالٍ خَمْسٍ بِبُخْلٍ شَدِیدٍ وَ أَمَلٍ طَوِیلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِیعَهِ الرَّحِمِ وَ إِیثَارِ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَهِ. [۲]( مال جز با پنج خصلت در یکجا جمع نمی‌شود: بخل شدید، آرزوهای دورو دراز، حرص غالب، قطع رابطه با خویشاوندان و مقدم داشتن دنیا بر آخرت)

اصالت دادن به تشریفات زندگی و تحقیر فقرا

تفاخر به مال، شهرت و مقام که در جوامع امروزی نیز گسترش پیدا کرده سبب دوری اقوام و خویشاوندان از یکدیگر شده است در حالی که اسلام از این کار بسیار منع نموده و آن را سبب رسوا شدن اشخاص در قیامت می‌داند که در این رابطه روایتی از امام رضا علیه السلام آمده که از پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) نقل فرمده‌اند: مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ أَوْ قِلَّهِ ذَاتِ یَدِهِ شَهَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ثُمَّ یَفْضَحُهُ [۳].)هر کس مومنی را خوار کند یا او را به سبب فقر و تنگدستیش حقیر شمارد خداوند او را در روز قیامت انگشت نما و رسوا خواهد کرد.

روانی

مستی مقام

دست یابی به پست و مقام‌های دنیوی گاهی باعث فراموشی ارزش‌های انسانی و دینی شده و سرکشی از فرامین الهی از جمله قطع رابطه با خویشاوندان را سبب می‌شود. در این باره حدیثی از پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) نقل شده که می‌فرمایند: حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ ینْبِتانِ النِّفاقَ فِی الْقَلْبِ کما ینْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ؛ [۴] (علاقه شدید به مقام و مال، نفاق را در قلب انسان می‌رویاند همان گونه که آب، سبزه را می‌رویاند.)

حسد

حسادت که یکی از رذیله‌های اخلاقی انسانی و از عوامل کفر و شرک به خداست، باعث افتراق فامیل و کاهش محبت بین افراد می‌شود. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: اِنَّ صاحِبَ الدّینِ فَکَّرَ فَغَلَبَتْهُ السَّکینَهُ وَ اسْتَـکانَ فَـتَواضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنی وَ رَضیَ بِما اُعْطیَ وَ انْفَرَدَ فَکُفیَ الاْخْوانَ وَ رَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا وَ خَلَعَ الدُّنْیا فَتَحامَی الشُّرورَ وَ اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرتِ الْمَحَبَّهُ وَ لَمْ یُخِفِ النّاسَ فَـلَـمْ یَخَفْهُمْ وَ لَمْ یُذْنِبْ اِلَیْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنْ کُلِّ شَی ءٍ ففازَ وَ اسْتَکْمَلَ الْفَضْلَ وَ اَبْصَرَ العافیَهَ فَاَمِنَ النَّدامَهَ؛. [۵](آدم دین دار چون می اندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع می کند متواضع است. چون قناعت می کند، بی نیاز است و به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهایی را برگزیده از دوستان بی نیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چون دنیا را فرو گذارده از بدی‌ها و گزندهای آن در امان است. چون حسادت را دور افکنده محبتش آشکار است. مردم را نمی ترساند پس از آنان نمی هراسد و به آنان تجاوز نمی کند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمی بندد پس به رستگاری و کمال فضیلت دست می یابد و عافیت را به دیده بصیرت می نگرد پس کارش به پشیمانی نمی کشد.)
در این جا می‌توان به این نکته اشاره کرد که حسادت ریشه بسیاری از گناهان می‌باشد از جمله قطع رحم، قتل و...و اثر این عمل را می‌توان از آغاز خلقت آدم مشاهده کرد که در داستان هابیل و قابیل فرزندان حضرت آدم علیه السلام قابل مشاهده است، قابیل به برادرش هابیل حسادت کرده ابتدا موجب جدایی آنها و بالاخره موجب قتل هابیل شد. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: ریشه‌های کفر سه چیز است: حرص و تکبر و حسد؛ اما حرص در داستان آدم علیه السّلام است، زمانی که از خوردن آن درخت نهی شد و حرص، او را برانگیخت که از آن بخورد؛ تکبر در داستان شیطان است که چون مأمور به سجده آدم شد، سرپیچی کرد و اما حسد در داستان دو پسر آدم(هابیل و قابیل) است، زمانی که یکی دیگری را کشت. [۶]
نمونه دیگر، داستان یوسف و برادران اوست که حسادت باعث شد آنان او را در چاه بیندازند و موجب قطع و جدایی یوسف از ارحامش شوند تا جایی که حضرت یعقوب علیه السلام در فراق پسرش آنقدر گریست که نابینا شد. نکته قابل توجه دیگر، مظلومیت ائمه معصومین علیهم السلام و خاندان پاک و معصوم پیامبر صلوات الله علیه و آله است که بسیاری از دشمنی‌ها و جسارت‌هایی که به این خاندان با عظمت شده به خاطر حسادت و تنگ نظری افراد جامعه آن زمان بوده است.

توقعات و انتظارات بیجا

انسان‌ها در مقابل هر عملی که انجام می‌دهند باید انتظار عکس العمل داشته باشند و یا در هر جایگاه و رتبه‌ای که قرار دارند باید به همان میزان توقعات و انتظارات خود را کاهش دهند ولی اگر انتظارات و توقعات بالا رود در برابر کوچک‌ترین کاری که انجام داده است توقع بیشترین و بهترین کار را دارد و این خود باعث کدورت و دوری شده و همین امر نیز باعث انفکاک خانواده‌ها می‌شود در این باره امام هادی علیه السلام می‌فرمایند: لاتَطْلُبِ الصَّفا مِمَّن کَدَرْتَ علیه، وَلاَ الْوَفَاء لِمَنْ غَدَرْتَ به، و لا النُّصحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ الیه، فَاِنَّها قَلْبُ غَیرِکَ کَقَلْبِکَ له؛ [۷] (از کسی که بر او خشم گرفته‌ای، صفا و صمیمیت مخواه، و از کسی که به وی خیانت کرده‌ای، وفا طلب نکن، و از کسی که به او بدبین شده‌ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست.)

آسایش طلبی

امروزه با توسعه وسائل ارتباطی و گستردگی ارتباطات، انجام بسیاری از فعالیت‌ها بسیار آسان شده است ولی در مقابل مشکلاتی را نیز به دنبال خود داشته که از جمله تنبلی در عبادت و دوری افراد جامعه از یکدیگر است که سبب آن راحت طلبی و تن پروری افراد جامعه با وجود وسائل ارتباط جمعی است. در این باره امام علی بن موسی الرضا می‌فرمایند:.....ِ فَمَنْ لَمْ یَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ یَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ [۸].(هر کس صله رحم نکند حق تقوای الهی را رعایت نکرده است.)

نداشتن برنامه ریزی صحیح در زندگی

عمده‌ترین مشکلی که برای افراد جامعه می‌توان ذکر کرد نداشتن برنامه مناسب در زندگی می‌باشد به همین علت همیشه دچار سر گردانی بوده و نمی‌توانند وظایف خود را در جامعه و در خانواده به درستی انجام دهند و این امر سبب جدایی خانواده می‌گردد در این باره امام رضا علیه السلام می‌فرمایند: اجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَهً لِمُنَاجَاهِ اللَّهِ وَ سَاعَهً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَهً لِمُعَاشَرَهِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ وَ سَاعَهً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَهِ تَقْدِرُونَ عَلَی الثَّلَاثَهِ سَاعَات........ [۹]( کوشش کنید اوقات شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کنید: ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا، ساعتی برای تامین معاش، ساعتی برای معاشرت با دوستان مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف می‌کنند و در باطن خیرخواهتان هستند، و ساعتی را به تفریحات و لذایذ مشروع خود اختصاص دهید و متوجه باشید که ساعت تفریح و کامیابی، به شما نشاط و مسرت می‌بخشد و قدرتتان را در انجام وظایفی که در ساعات دیگر به عهده دارید، تقویت می‌کند.)

اجتماعی

ادا نکردن حقوق خویشاوندان

اعضای جامعه نسبت به یکدیگر حقوقی داشته و در برابر هم مسئول می‌باشند و اگر این حقوق رعایت نشود باعث جدایی و انحطاط آن جامعه می‌شود که از جمله این جوامع خانواده است که اگر افراد وظایف خود را نسبت به یکدیگر مراعات نکنند باعث جدایی افراد خانواده می‌شود. در این باره امام علی علیه السلام می‌فرمایند: وَاَکْرِمْ عَشیرَتَکَ فَاِنَّهُمْ جَناحُکَ الَّذی بِهِ تَطیرُ وَاَصْلُکَ الَّذی اِلَیْهِ تَصِیُر وَ یَدُکَ الَّذی بِها تَصُولُ. [۱۰] (خویشاوندانت را گرامی بدار، چون آنها بال تو هستند که توسط آنها پرواز می‌کنی و ریشه تو هستند که به آن بر می‌گردی و دست تو هستند که بواسطه او دفاع می‌کنی.)

بخل

یکی از موانع مهم تحصیل آسایش که در روابط اجتماعی به سرعت اثر می‌گذارد بیماری بخل است، زیرا فرد بخیل به علت نگرانی از فقر و نیازمندی و تلقین به خود که اگر مالی را به دیگران انفاق کند، دارایی او کم می‌شود و سرانجام فقیر می‌گردد، هرگز راضی نیست لقمه‌ای از طعام او را کسی میل کند. از این رو، بخیل سر سفره مردم نمی‌نشیند و از طعام آنها میل نمی‌کند زیرا می‌ترسد دیگران نیز سر سفره او نشسته و از آن استفاده کنند و این صفت رذیله باعث جدایی و دوری اقوام می‌شود. در این باره امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌فرمایند: السَّخِیُّ یَأْکُلُ طَعَامَ النَّاسِ لِیَأْکُلُوا مِنْ طَعَامِهِ، وَ الْبَخِیلُ لَایَأْکُلُ مِنْ طَعَامِ النَّاسِ لِئَلَّا یَأْکُلُوا مِنْ طَعَامِه. [۱۱] ( سخاوتمند از غذای مردم می‌خورد تا مردم از غذای او بخورند ولی بخیل از غذای مردم نمی‌خورد تا مردم از غذای او نخورند.)

آثار قطع رحم در آیات و روایات

در قرآن سه آیه وجود دارد که تصریح برحرمت و عقوبت قطع رحم دارد و آیاتی دیگر هم وجود دارد که در ضمن آیات دیگر می‌توان عقوبت قطع رحم را بدست آورد.
روایات بسیاری از ائمه معصومین صلوات الله علیهم عواقب قطع رحم را گوشزد می‌کند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

قطع رحم در آیات

اولین آیه، آیه ۲۷ سوره بقره می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (فاسقان آنها هستند که) پیمان خدا را پس از آن که محکم ساختند، می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور داده بر قرار سازند قطع می‌نمایند، و در جهان فساد می‌کنند، اینها زیانکارانند.
این آیه سه صفت فاسقان را به روشنی بیان می‌کند: [۱۲]
۱-" فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را پس از آنکه محکم ساختند می‌شکنند. پیمان‌های مختلفی که با خدا بسته‌اند از جمله پیمان توحید و خداشناسی و عدم تبعیت از شیطان و پیمان‌های دیگررا نقض می‌کنند.
۲- درباره دومین نشانه فاسقان می‌گوید:" آنها پیوندهایی را که خدا دستور داده بر قرار سازند قطع می‌کنند" (وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ). البته بسیاری از مفسران این آیه را ناظر به خصوص قطع رحم می‌دانند ولی با دقت بیشتر این آیه در معنای وسیعتری دلالت دارد که قطع رحم یکی از مصادیق آن است. زیرا آیه می‌گوید: فاسقان پیوندهایی را که خدا دستور داده بر قرار بماند قطع می‌کنند، و از جمله این پیوندها دوستی، خویشاوندی، ارتباط با پیامبران و امامان و خداوند می‌باشد و در بعضی روایات جمله "مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ" به رابطه با امیر مؤمنان علیه السلام و ائمه اهل بیت علیهم السلام تفسیر شده است. [۱۳]
۳- نشانه دیگر فاسقان، فساد در روی زمین است که در آخرین مرحله به آن اشاره شده: (وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ).
این آیه هر کسی را که قطع صله رحم کند از فاسقان و زیانکاران شمرده است.
دومین آیه، آیه ۲۵ سوره رعد می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ. (و آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور برقراری آن را داده قطع می‌کنند: و در روی زمین فساد می‌نمایند، لعنت برای آنهاست و بدی (و مجازات) سرای آخرت) در این آیه بخشی از صفات اصلی مفسدان را بیان می‌کند و در حقیقت تمام مفاسد عقیدتی و علمی آنها در سه جمله فوق، خلاصه شده است: [۱۴]
۱- شکستن پیمانهای الهی که شامل پیمانهای فطری، و پیمانهای عقلی، و پیمانهای تشریعی می‌شوند.
۲- قطع رابطه‌ها: رابطه با خدا، رابطه با رهبران الهی، رابطه با خلق، و رابطه با خویشتن
۳- آخرین قسمت که ثمره دو قسمت قبل است، فساد در روی زمین است.
کسی که پیمانهای خدا را بشکند، و پیوندها را از هر سو ببرد، آیا کاری جز فساد انجام خواهد داد؟! این تلاشها و کوششها از ناحیه این گروه به خاطر رسیدن به مقاصد مادی، و یا حتی خیالی، صورت می‌گیرد، و به جای اینکه آنها را به هدف ارزنده‌ای نزدیک کند، دور می‌سازد، چرا که لعنت به معنی دوری از رحمت خدا است. [۱۵]
سومین آیه‌ای که قطع رحم مورد توجه قرارگرفته سوره محمد آیه ۲۲ و۲۳ می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ أُولَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ. (اما اگر روی گردان شوید آیا جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمائید.- آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور نموده است.)
در آیه اول بیان می‌کند اگر از قرآن و توحید روی گردان شوید قطعا به سوی جاهلیت باز می‌گردید، و برنامه‌های جاهلی چیزی جز" فساد در زمین"" قتل و غارت و خونریزی"،" کشتن خویشاوندان و دختران" نبود.
این در صورتی است که" تولیتم" از ماده" تولی" به معنی روی گردان شدن باشد، ولی بسیاری از مفسران این احتمال را داده‌اند که از ماده" ولایت" به معنی" حکومت" است، یعنی اگر زمام حکومت به دستتان بیفتد چیزی جز تباهی و خونریزی و قطع رحم از شما انتظار نمی‌رود.
در بعضی از روایات که در منابع اهل بیت علیهم السلام آمده است می‌خوانیم:" این آیه در باره بنی امیه است که وقتی زمام حکومت را به دست گرفتند نه بر صغیر رحم کردند و نه بر کبیر، حتی خویشاوندان خود را به خاک و خون کشیدند. [۱۶] در آیه دوم سرنوشت نهایی این گروه منافق و بهانه جو را بیان می‌کند، آنها کسانی هستند که خداوند از رحمتش دور ساخته و گوش هایشان را کر و چشم هایشان را کور کرده است.
آیات دیگری هم هست که مسئله قطع رحم را یاد آور شده است. برای نمونه سوره نسا آیه ۳۱ وقتی از کبائر و معاصی صحبت می‌کند در ذیل آن مسئله قطع رحم و موارد دیگر را ذکر می‌کنند. [۱۷]

قطع رحم در روایات

در روایات مسئله قطع رحم به صورت مفصلتر بحث شده است که به آن می‌پردازیم:

مبغوض‌ترین اعمال نزد خداوند

در این باره از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) سؤال شد؟ فَأَیُّ الْأَعْمَالِ أَبْغَضُ إِلَی اللَّهِ قَالَ الشِّرْکُ بِاللَّهِ قَالَ ثُمَّ مَا ذَا قَالَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ. [۱۸] مبغوض‌ترین عمل نزد خداوند کدام است؟ در پاسخ فرمودند: شرک به خدا پرسیدند بعد از آن فرمود: قطع رحم

لعن و نفرین خداوند

زشتی و گناه قطع رحم به حدی است که امام سجاد علیه السلام درباره آن به فرزند خود می‌فرمایند: وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. [۱۹] (بپرهیز از معاشرت با کسی که قطع رحم کرده است که قرآن او را ملعون و دور از رحمت خداوند شمرده است.)

قطع الطاف الهی

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: إنّ الرّحمه لا تنزل علی قوم فیهم قاطع رحم. [۲۰] (رحمت حق بر ملتی که قطع کننده رحم در میان آنان است نمی‌رسد.)

قرار گرفتن اموال در دست اشرار

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: إِذَا قَطَّعُوا الْأَرْحَامَ جُعِلَتِ الْأَمْوَالُ فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ. [۲۱] ( هنگامی که مردم قطع رحم کنند اموال در دست اشرار قرار می‌گیرد.

از میان رفتن رشد و توسعه

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: لیس مع قطیعه الرّحم نماء [۲۲].(هیچ رشد و توسعه‌ای با قطع رحم حاصل نمی‌شود.) به راستی برای جامعه‌ای که از نظر روحی و عاطفی فرسنگ‌ها دور بوده و فقط جسما در کنار هم هستند خداوند هیچ رحمتی برای آنها نخواهد داشت.

ابتلا به فقر

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: قَطِیعَهُ الرَّحِمِ تُورِثُ الْفَقْرَ. [۲۳](قطع رحم با خویشاوندان تنگدستی می‌آورد.)

نزول بلا

امیرالمومنین علی علیه السلام می‌فرمایند: حلول النّقم فی قطیعه الرّحم. [۲۴] (نزول بلا و مصیبت در در بریدن از خویشان است.)

ویرانی بلاد

امام صادق علیه السلام از پدرشان امام محمد باقر علیه السلام نقل می‌کنند: نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ تُقَرِّبُ الْآجَالَ وَ تُخْلِی الدِّیَارَ وَ هِیَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ وَ الْعُقُوقُ وَ تَرْکُ الْبِرِّ. [۲۵] (پناه می‌بریم به خدا از گناهانی که مایه ی تسریع در نابودی است و مرگ را نزدیک می‌کند و خانه‌ها را از سکنه خالی می‌کند و آن گناهان عبارت است از: قطع رحم، آزردن پدر ومادر وکنار گذاشتن نیکی‌ها.)

محرومیت از حمایت خویشاوندان

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: لیس لقاطع رحم قریب. [۲۶] (برای کسی که قطع رحم می‌کند دوست و نزدیکی نمی‌ماند.)

از دست دادن مقبولیت اجتماعی

در وصیت حضرت علی علیه السلام به امام حسن مجتبی علیه السلام و محمد بن حنفیه آمده است: وَ مَنْ یَثِقُ بِکَ أَوْ یَرْجُو صِلَتَکَ إِذَا قَطَعْتَ قَرَابَتَک. [۲۷] (چه کسی به تو اعتماد و اطمینان خواهد کرد هنگامی که تو قطع کردی نزدیکی با ارحام خود را)

سلب آسایش و راحتی

در حدیثی آمده است لاراحه لقاطع القرابه [۲۸]...( قطع کننده ی رحم از آسایش و راحتی بهره‌ای نمی‌برد.)
حکایتی در این زمینه از یکی از فرزندان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط نقل شده است:
مهندسی بود بساز و بفروش، یکصد دستگاه ساختمان ساخته بود؛ ولی به دلیل بدهکاری زیاد، شرایط اقتصادی بدی داشت، تا جایی که حکم جلبش را گرفته بودند. به منزل پدرم آمد و گفت: نمی‌توانم به خانه‌ام بروم، خود را پنهان می‌کنم تا کسی مرا نبیند.
شیخ با یک توجه فرمود: برو خواهرت را راضی کن!
مهندس گفت: خواهرم راضی است. شیخ فرمود: نه! آن مهندس، تاملی کرد و گفت: بله؛ وقتی پدرم از دنیا رفت، ارثیه‌ای به ما رسید. هزار و پانصد تومان سهم او می‌شد، یادم آمد نداده‌ام. رفت و برگشت و گفت: پنج هزار تومان دادم به خواهرم و رضایتش را گرفتم.
پدرم سکوت کرد و پس از توجهی فرمود: می‌گوید هنوز راضی نشده است... خواهرت خانه دارد؟ گفت: نه، اجاره نشین است. فرمود: برو یکی از بهترین خانه‌هایی را که ساخته‌ای به نامش کن و به او بده؛ بعد بیا ببینم چه کار می‌شود کرد؟ گفت: جناب شیخ! ما، دو شریک هستیم، چگونه می‌توانم؟ شیخ فرمود: بیش از این عقلم نمی‌رسد، چون این بنده ی خدا هنوز راضی نشده است.
بالاخره آن شخص رفت و یکی از آن خانه‌ها را به نام خواهرش کرد و اثاثیه ی او را در آن خانه گذاشت و برگشت. شیخ فرمود: حالا درست شد. فردای همان روز سه تا از آن خانه‌ها به فروش رفت و او از گرفتاری نجات پیدا کرد. [۲۹]

کاهش عمر

ازامیرالمومنین علی علیه السلام سؤال شد: أَ وَ تَکُونُ ذُنُوبٌ تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَیْلَکَ ، قَطِیعَهُ الرَّحِم. [۳۰] ( آیا گناهی هست که مرگ را نزدیک کند؟ ایشان فرمودند: بله وای برتو قطع رحم.)
حکایتی در این زمینه آمده است: شعیب عقرقوفی گوید: من با یعقوب (اهل مغرب) که برای زیارت به مکه آمده بود، محضر امام کاظم (علیه السلام) رسیدیم. امام نگاهش که به یعقوب افتاد، فرمود:
ای یعقوب! تو دیروز به اینجا وارد شدی؛ و میان تو و برادرت اسحاق در فلان محل درگیری پیش آمد و کار به جایی رسید که همدیگر را دشنام دادید. شما نباید مرتکب کار زشت و قبیحی شوید. فحش دادن و ناسزا گفتن به برادران دینی، از آیین ما و پدران و نیاکان ما بدور است و ما به هیچ یک از شیعیان خود اجازه نمی‌دهیم که چنین رفتاری داشته باشند. از خدای یگانه بپرهیز و تقوا داشته باش. ای یعقوب! به زودی مرگ بین تو و برادرت (به خاطر قطع رحم)، جدایی خواهد افکند.
برادرت اسحاق، در همین سفر پیش از آن که به نزد خانواده ی خود برگردد خواهد مرد و تو نیز از رفتارت پشیمان خواهی شد. شما قطع رحم کردید و نسبت به یکدیگر قهر هستید، بدین جهت خداوند عمر شما را کوتاه نمود.
یعقوب گفت: فدایت شوم! مرگ من چه زمانی خواهد رسید؟ امام فرمود: مرگ تو نیز رسیده بود؛ ولی، چون تو در فلان منزل به عمه ات خدمت کردی، و با هدیه‌ای او را خوشحال نمودی، به خاطر این صله ی رحم خداوند بیست سال بر عمر تو افزوده. شعیب می‌گوید: پس از مدتی یعقوب را در مکه دیدم. احوالش را پرسیدم. او گفت:
برادرم همان طور که امام (علیه السلام) گفته بود، پیش از آن که به خانه ی خود برسد وفات یافت و در بین راه به خاک سپرده شد. [۳۱]

عقوبت سریع

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: مَا مِنْ ذَنْبٍ أَجْدَرَ أَنْ یُعَجِّلَ اللَّهُ لِصَاحِبِهِ الْعُقُوبَهَ فِی الدُّنْیَا مَعَ مَا یَدَّخِرُ لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْبَغْیِ وَ قَطِیعَهِ الرَّحِمِ- إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقا. [۳۲](هیچ گناهی سزاوار تر از این نیست که علاوه بر عقوبت اخروی آن، در عقوبت آن در دنیا تعجیل شود جز تجاوز و قطع رحم، همانا باطل نابود شدنی است.)
حکایتی از شیخ رجبعلی خیاط در این زمینه نقل می‌کنند: در زمان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط (قدس سره) یکی از تجار بازار تهران که ورشکست شده بود، به اصرار دوستش، مشکل خود را با مرحوم شیخ مطرح کرده، از او چاره جویی نمود، شیخ در حالی که سرش پایین بود فرمود: تو آدم بی رحمی هستی! چهار ماه است که شوهر خواهرت از دنیا رفته و تو تاکنون سراغ خواهرت و بچه‌هایش نرفته‌ای، گرفتاری تو از این است.
تاجر گفت: اختلاف داریم. شیخ فرمود: ریشه ی مشکل تو آنجاست؛ حال، خود دانی. تاجر پیش دوست خود بازگشت و جریان را تعریف کرد، سپس قدری وسایل منزل خرید و نزد خواهر رفت و آشتی کرد و مشکلش حل شد. [۳۳]

عدم ورود به بهشت

حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ أَنَّ رِیحَ الْجَنَّهِ تُوجَدُ مِنْ مَسِیرَهِ أَلْفِ عَامٍ مَا یَجِدُهَا عَاقٌّ وَ لَا قَاطِعُ رَحِم وَ لَا شَیْخ زَانٍ. [۳۴] ( جبرئیل مرا خبر داد: بی تردید بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می‌رسد ولی به مشام آزاردهنده پدر و مادر، قطع کننده ی رحم و پیر زناکار نمی‌رسد.)

قطع رحم در فقه

همانطور که صله رحم واجب است، در مقابل قطع رحم حرام و از گناهان کبیره است [۳۵] و از نظر اسلام بسیار مذموم شمرده شده است. در این قسمت قصد داریم مواردی که قطع رحم در فقه آمده است را بیان کنیم:

امر به معروف و نهی از منکر

طبق نظر اکثر علما برای اینکه امر به معروف و نهی از منکر انجام بدهیم باید شرایط آن را رعایت کنیم ولی قطع رحم جایز نیست. [۳۶]ولی اگر ترک معاشرت موقتی موجب خود داری از ارتکاب معصیت بشود اشکالی ندارد. [۳۷]

شرائط امام جماعت

یکی از شرایطی که برای امام جماعت، شاهد، مرجع تقلید و قاضی شمرده‌اند عادل بودن است که عدالت به معنای حالت نفسانی که انسان را بر ملازمت بر تقوا وادار می‌کند و مانع از این می‌شود که انسان گناه کبیره کند بلکه بنا بر اقوی اصرار بر صغیره هم نداشت باشد و یکی از گناهان کبیره‌ای که در اینجا مطرح کرده‌اند قطع رحم است، که امام جماعت و این گروه‌ها باید از آن اجتناب کنند. [۳۸]

نذر

بنابر نظر علما نذر کردن بر کار حرام جایز نمی‌باشد [۳۹] و از جمله کارهای حرام قطع رحم است، که نمی‌توان بر آن نذر کرد.

قسم

قسم خوردن بر کار حرام جایز نمی‌باشد [۴۰] و از اعمالی که گناه بوده و انجام دادن آن حرام است قطع رحم است که قسم خوردن بر این کار جایز نیست.

متفرقه

الف) صله رحم حتّی با خویشاوندان فاسق واجب است و لازم است در ارشاد آنان تلاش شود. بلی چنانچه سختی و مشقتی در بین باشد، صله رحم وجوب ندارد؛ ولی باید توجّه داشت که لازم نیست این عمل با رفتن به منزل ارحام و مهمانی کردن و مهمان شدن و ... انجام گیرد. همین اندازه که قطع رحم نشود کافی است و این کار با پیغام فرستادن یا تماس تلفنی یا نوشتن نامه یا سلام کردن هم محقّق می‌شود. [۴۱]
ب) مقصود از رحم، فامیل نسبی نزدیک است و باید ارتباط و برخورد با آنها طوری باشد که قطع رحم صدق نکند هرچند صلۀ رحم به مثل تلفن زدن یا نامه نوشتن و احوال‌پرسی باشد، [۴۲]
ج) چگونگی صله رحم بستگی به عرف دارد که بگویند با خویشاوندانش ارتباط دارد و میزان قطع رحم نیز بنا بر نظر عرف است که بگویندقطع ارتباط کرده است. [۴۳]
د) اگر پدر و مادر اهل عبادت نبوده و تمایلی به یادگیری احکام اسلامی ندارند نباید قطع رحم کند و اطاعت از پدر و مادر در احکام شرعیه لازم نیست و باید شخص به وظیفه اش عمل کند. [۴۴]

راه‌های جلوگیری از قطع رحم

در دنیایی که پر از فشار، تغییر، تنوع و تجمل گرایی است، نحوه ارتباط عاطفی خانوادها که آموزه‌های دینی بر آن تأکید دارد ضروری است تا آنجا که بهترین وضعیت بقای خانواده به ارتباط موفق بین آنها وابسته است. برقراری ارتباط خوب به رعایت اصول و ضوابط خاصی در حوزه فرد و اجتماع بستگی دارد که باید به آن‌ها توجه شود؛ بدین منظور راهکارها و اصولی در دو حوزه فردی و اجتماعی پیشنهاد می‌شود.

حوزه فردی

اول) پرورش اخلاق پسندیده
دارا بودن اخلاق نیکو، رعایت حقوق متقابل، دقت در رفتار و آداب، توجه به اتحاد و همدلی و اجتناب از هر گونه اختلاف از جمله مسائلی هستند که اسلام از مسلمانان خواسته و بر آن تأکید می‌کند. با تأملی درآیات و روایات، مصادیق اخلاق نیکو که در روابط سالم خانوادگی بسیار موثر است عبارتند از: حلم، گذشت، کنترل خشم وغضب، تواضع وفروتنی، بزرگواری، پوشش عیوب و پنهان نگه داشتن اسرار همدیگر، خوب صحبت کردن، خوش اخلاقی و خوش رفتاری، جبران اشتباهات، قبول عذر، خیر خواهی همدیگر، دفاع در برابر بدخواهان، اصلاح روابط، تشکر در مقابل نیکی‌ها، پاسخ نیکو به سلام همدیگر، عمل به وعده‌ها، تنها نگذاشتن یکدیگر در مشکلات، پذیرفتن دعوت همدیگر، هدیه دادن در حد توان، بدگویی نکردن وعدم غیبت، دلسوزی برای دیگران که در مورد هریک از این مسائل اخلاقی، آیات و روایات فراوانی وجود دارد.
دوم) تعادل در رفت و آمدها و پرهیز از تکلف:
اسلام برای شئون گوناگون زندگی انسان برنامه دارد و در هیچ یک از عرصه‌های عبادی، اخلاقی، مادی و معنوی تکلیف توان فرسا ندارد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: من متکلفان را دوست ندارم. امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه مهمانی (سرزده) نزد تو آمد آنچه داری برایش بیاور ولی هرگاه دعوتش کردی خود را به مقدار قابل تحمل به زحمت بینداز. [۴۵]جلسات تلاوت، روضه‌های فامیلی، دید و بازدیدهای نوروزی، شب نشینی‌های فصل زمستان مثل شب یلدا، اگر با برنامه و مدیریت سالم برگزار شود می‌تواند راهی برای تقویت صله ارحام باشد.

حوزه اجتماعی

اول) تشکیل شورای خانوادگی
تمام افراد خانواده دور هم بنشینند درباره نحوه ارتباط باهم صحبت کنند، خواسته‌های همدیگر را مطرح کنند، نقاط قوت نظیر عفو وگذشت، احترام متقابل و ابراز محبت، افزایش یابد و نکات ضعف نظیر پرخاشگری، تحقیر، تبعیض و خواندن ذهن همدیگر، قضاوت کلی کردن، سرزنش و مقایسه برطرف شود.
دوم) آموزش خانواده ها
در فرهنگ اسلامی، تعلیم و تربیت جایگاه ویژه‌ای دارد. به همین جهت به منظور پیشگیری از بروز مسائل و مشکلات در خانواده‌ها ضرورت دارد خانواده‌ها از آموزش ومهارت کافی برخوردار گردند در این میان نقش رسانه‌های جمعی، و گسترش مراکز مشاوره خانواده، تدریس اخلاق در خانواده به عنوان واحد آموزشی در همه رشته‌های دانشگاه، پخش سی‌دی آموزشی، کتاب و بازی رایانه‌ای حایز اهمیت است.
سوم) بازنگری در برنامه‌های رسانه‌های جمعی
وسایل ارتباط جمعی در شکل دهی و آموزش دادن رفتارهای گوناگون نقش مهمی به عهده دارند. بنا براین نیاز است رسانه‌های اسلامی، به طور مستقیم وغیر مستقیم آموزه‌های دینی از جمله نقش روابط خویشاوندی را در برنامه‌های خود تقویت کند. با به تصویر کشیدن میهمانی‌های ساده و صمیمی، آداب صحیح ازدواج، معرفی رسم‌های خویشاوندی، به گسترش این ارزش اقدام کند. نمایش مهمانی‌های تشریفاتی و پرزرق و برق نه تنها درست نیست، بلکه پی آمدهای منفی زیادی از جمله در ضعف روابط با خویشاوندان دارد.
چهارم) شهرداریها، سازمان تبلیغات، مساجد، مدارس، ارشاد اسلامی، سازمان‌های ورزشی و فرهنگی
تهیه وپخش سی دی و کتاب آموزشی، طراحی بازی رایانه‌ای خانوادگی، ایجاد همایش خانوادگی در پارک‌ها، مساجد، هتل‌ها، استادیوم‌های ورزشی، سینما و درب منازل، ارسال پیامک اعتقادی، ایجاد مسابقات ورزشی خانوادگی، تشکیل انجمن طایفه‌ای، مشاوره ی تلفنی واینترنتی رایگان و... از عوامل مهم تقویت ارتباط خانواده است. مدیران دولتی نیز می‌توانند برای مستحکم تر شدن پیوند بین افراد خانواده و صمیمی تر شدن روابط بین افراد جامعه، طوری برنامه ریزی کنند که کارمندان دولت در ایام خاص مثل ایام محرم، رمضان، نوروز و... علاوه بر انجام دادن وظایف خود، در کنار خانواده و نزدیکانشان باشند و در مراسم‌های عمومی مناسبتی نیز شرکت کنند.
پنجم) رواج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
اگر مسلمانان در جامعه به یکدیگر مسائل دینی را متذکر نشوند تعالیم الهی بر زمین می‌ماند، بلای عمومی دامنگیر آن جامعه خواهد شد و حاکمیت به دست اشرار خواهد افتاد. [۴۶] ششم) وساطت در صلح و دوستی
وظیفه مسلمانان ایجاد پیوند و همدلی، صفا وصمیمت، بخشش و خطا پوشی درباره یکدیگر است. چنانکه در وصیت نامه ی امام علی -علیه السلام- آمده است بر شما باد به پیوستن با یکدیگر، و بخشش همدیگر، مبادا از هم روی برگردانید و پیوند دوستی را از بین ببرید. [۴۷] اما اگر گروهی از مسلمانان این وظیفه را کنار نهادند رسالت دیگر مسلمانان میانجی‌گری در صلح و دوستی میان آنان است؛ چنانکه امام علی علیه السلام از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند: اصلاح دادن بین مردم از نماز و روزه مستحبی در یکسال برتر است. [۴۸] بنابراین برای وساطت باید فرهنگسازی شود.
هفتم) توانمند سازی بانوان و فعال کردن آنان در ارتباط خانواده ها
صلاح وفساد جامعه از صلاح و فساد زنان آن جامعه سرچشمه می‌گیرد. [۴۹] زن با طرز سلوک و نگرش خود و با بهره مندی از مدیریت و درایت می‌تواند خانه را برای شوهر و فرزندانش بهشت برین درآورد و می‌تواند با رفتار منفی به جهنمی سوزان تبدیل کند. [۵۰]متأسفانه همسان سازی فعالیتهای بانوان با مردان در اشتغال از یک سو و کم رنگ شدن جایگاه ارزشی زنان در فرهنگ معاصر از سوی دیگر، آسیب جدی به شخصیت زن و جایگاه تربیت او وارد کرده است. چرا که هیچ خدمتی مقدس تر و ضروری تر از مادری و خوب شوهرداری کردن برای زن نیست. از این روی نیاز است دولت، نخبگان آموزشی وتبلیغی به بانوان کمک کنند تا گوهره حقیقی خود را بشناسند و از آن درست استفاده کنند. فعال سازی انجمن-های بانوان، معرفی زنان موفق، توانمندسازی واستفاده از مبلغین ومشاورهای خانم، آموزش مهارت همسرداری و تربیت فرزندان همراه با مشاوره ی بهداشتی ضرورت دارد و سازش با خانواده همسر؛ فرهنگ سازی شود.

معرفی چند کتاب برای مطالعه بیشتر

۱- ثواب صله رحم و عقاب قطع رحم؛ عباس عزیزی؛ انتشارات معصومین قم.
۲- حقوق متقابل خویشاوندان صله رحم قطع رحم؛ یدالله بهتاش؛ انتشارات سبحان تهران.
۳- صله ارحام یا پیوند با خویشان: مشتمل است بر اخبار صادره از حضرات معصومین علیهم السلام در خصوص صله رحم و قطع رحم؛ ابوالقاسم مولانا.
۴- صله الرحم و قطیعتها؛ آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی؛ انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
۵- بررسی فقهی صله رحم و قطع آن؛ محمد رضا واحدی؛ انتشارات خرسندی.

معرفی چند مقاله برای مطالعه بیشتر

۱- قطع رابطه با خویشان ممنوع؛ آقای فرج الله فرج اللهی؛ ماهنامه درس‌هایی از مکتب اسلام، مهر ۸۸ سال ۴۴ شماره 7.
۲- اخلاق اجتماعی؛ آقای حجت الله آزاد؛ فصلنامه فرهنگ کوثر پاییز ۸۹ شماره 83.
۳- خلق عظیم پیامبر صلی الله علیه و آله؛ ماهنامه معرفت، شهریور ۸۸ شماره 141.
۴- طول عمر؛ علی عسکری سواد کوهی؛ ماهنامه مبلغان؛ فروردین و اردیبهشت ۸۸ شماره 112.

کتابنامه

قرآن کریم
نهج البلاغه
بحار الانوار؛ محمد باقر مجلسی، ۱۱۰جلد، مکتبه الاسلامیه، طبعه ثانیه، تهران.
من لا یحضره الفقیه- ترجمه، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه- مترجم: غفاری، علی اکبر و محمد جواد و صدر بلاغی، جلد۵، نشر صدوق، چاپ اول، ۱۴۰۹ه.ق.
توضیح المسائل(محشّی)؛ امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، سید محمد حسین بنی هاشمی خمینی، جلد ۲، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۲۴ه.ق.
ترجمه تحریر الوسیله؛ امام خمینی، سید روح الله موسوی، مترجم علی اسلامی، جلد۳، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نوبت چاپ ۲۱، قم، ۱۴۲۵ه.ق.
تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه؛ محمد بن حسن عاملی، محقق گروه پژوهش مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۳۰جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول قم، ۱۴۰۹ه.ق.
استفتاآت امام خمینی؛ امام خمینی، سید روح الله موسوی، ۳جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، قم، ۱۴۲۲ه.ق.
استفتاآت آیت الله تبریزی جدید؛ جواد بن علی، تبریزی، ۲جلد، چاپ اول، قم.
جامع المسائل(فارسی)؛ آیت الله محمد فاضل موحدی لنکرانی،۲جلد،انتشارات امیرقلم، چاپ یازدهم، قم.
الکافی؛ ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، علی اکبر غفاری، ۸جلد، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ۱۴۰۷ه.ق.
بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار علیهم السلام؛ محمد بن محمدتقی اصفهانی مجلسی دوم، جمعی از محققان، دارالاحیاالتراث، ۱۱۱جلد، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ه.ق.
جامع المسائل؛ آیت الله محمد تقی بهجت فومنی، ۵ جلد، دفتر معظم له، چاپ دوم، قم، ۱۴۲۶ه.ق.
تفسیر نمونه؛ آیت الله ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ه.ش.
تحف العقول؛ حسن بن علی ابن شعبه حرانی، علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۴ه.ق.
غررالحکم درر الحکم؛ عبدااواحد بن محمد تمیمی آمدی، سید مهدی رجایی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، قم، ۱۴۱۰ه.ق.
اطیب البیان فی تفسیر القرآن؛ سید عبدالحسین طیب، انتشارات اسلام، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۸ه.ش.
تفسیر نورالثقلین؛ عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهرم، قم، ۱۴۱۵ه.ق.
مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول؛ محمد باقر مجلسی،۲۶جلد،دارالکتب الاسلامیه، تهران چاپ دوم ۱۴۰۴ه.ق.
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ میرزا حسین نوری محدث، ۱۸جلد، موسسه آل البیت علیهم السلام، بیروت لبنان، چاپ اول، ۱۴۰۸ه.ق.
الکافی؛ محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، ۱۵ جلد، دارالحدیث، قم ۱۴۲۹ه.ق.
کیمیای محبت؛ محمد محمدی ری شهری، ۱جلد، دارالحدیث، قم ۱۳۹۴ه.ش.
الخصال؛ ابن بابویه قمی، محمد بن علی (شیخ صدوق)، جامعه المدرسین، قم ۱۴۰۳ ق.
بهداشت روانی (رشته روان شناسی)؛ احمد وند، محمد علی، انتشارات پیام نور، چاب هفتم، ۱۳۸۹ه.ش.
کلمات قصار، پندها وحکمتها؛ امام خمینی(س) مؤسسه نشر وآثار امام خمینی(س)چاپ اول ۱۳۷۲ه.ش.
المحاسن؛ برقی، احمد بن محمدبن خالد، دارالکتب اسلامیه، چاب دوم، قم، ۱۳۷۱ ه.ق.
جامع الشتات فی اجوبه السؤالات؛ ابوالقاسم بن محمد حسن میرزای قمی، ۴جلد، موسسه کیهان، چاپ اول، تهران، ۱۴۱۳ه.ق.
رساله آیت الله مکارم شیرازی،۱جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب، چاپ پنجاه ودوم، قم، ۱۴۲۹ه.ق.
http://www.jamnews.ir

پانویس

  1. - استفتاآت بهجت، ج3، ص277
  2. - وسائل الشیعه، ج17، ص34
  3. - عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص33
  4. - مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول،ج10، ص 354
  5. - مستدرک الوسائل، ج11، ص175
  6. - کافی، ج2، ص289
  7. - بحار الانوار، ج75، ص370
  8. - عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص258
  9. - بحار الانوارج75، ص321
  10. - بحارالانوار،ج74،ص105
  11. - کافی، ج7، ص305
  12. - تفسیر نمونه، ج1، ص 155-156
  13. - نورالثقلین، ج1، ص45
  14. - تفسیر نمونه، ج10، ص 198-199
  15. - راغب در کتاب مفردات می‌گوید:" لعن" به معنی طرد کردن و دور ساختن توأم با خشم است، این کلمه هنگامی که به خدا در آخرت اضافه شود اشاره به عقوبت و کیفر است، و در دنیا به معنی بریدن از قبول رحمت، و اگر از ناحیه مردم باشد به معنی نفرین است.
  16. - نور الثقلین، ج5، ص40
  17. - اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج4، ص 65
  18. - کافی، ج5، ص58
  19. - کافی، ج4، ص127
  20. - نهج الفصاحه، ص 280
  21. - کافی، ج2، ص 348
  22. - غررالحکمودررالکلم، ص556
  23. - بحارالانوار، ج71، ص91
  24. - غرر الحکم و درر الکلم، ص 352
  25. - کافی،ج2، ص448
  26. - غرر الحکم و درر الکلم، ص557
  27. - بحار الانوار، ج74، ص209
  28. - بحار الانوار،ج51، ص 263
  29. - کیمیای محبت، ص 141
  30. - کافی، ج4، ص62
  31. - بحار الانوار، ج48، ص46
  32. - بحار الانوار، ج72، ص277
  33. - کیمیای محبت، ص142
  34. - بحار الانوار، ج71، ص95
  35. - توضیح المسائل آیت الله وحید خراسانی، ص401
  36. - جامع المسائل (فاضل-فارسی)، ج1، ص234
  37. - توضیح المسائل محشی امام خمینی، ج2، ص772
  38. - تحریر الوسیله-ترجمه، ج1، ص499
  39. - رساله توضیح المسائل (آیت الله مکارم)، ص444
  40. - همان
  41. - http://www.jamnews.ir/detail/News
  42. - استفتاآت جدید آیت الله تبریزی، ج2،ص467
  43. - استفتاآت جدید آیت الله مکارم، ج1، ص 544
  44. - استفتاآت امام خمینی، ج3، ص 596
  45. - المحاسن، ص410
  46. - نهج البلاغه، نامه47
  47. - همان
  48. - همان
  49. - کلمات قصار پندها و حکمت‌ها امام خمینی، ص 209
  50. - بهداشت روانی، ص375