فرهنگ مصادیق:تعبد: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(تعبد در اسلام مخصوص خداوند)
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۶۶: سطر ۶۶:
 
== معنای تعبد ==
 
== معنای تعبد ==
 
واژهٔ تعبد از ریشهٔ «ع ب د» در همهٔ اشتقاقاتش، به نوعی معنای بندگی و فرمان برداری و فروتنی را دربر دارد. <ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۴۸-۵۰، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.</ref> <ref>ابن منظور، لسان العرب ، ذیل عبد .</ref><br/>
 
واژهٔ تعبد از ریشهٔ «ع ب د» در همهٔ اشتقاقاتش، به نوعی معنای بندگی و فرمان برداری و فروتنی را دربر دارد. <ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۴۸-۵۰، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.</ref> <ref>ابن منظور، لسان العرب ، ذیل عبد .</ref><br/>
عموم مشتقات این ماده جز شماری از قبیل عبادت و صیغه های ثلاثی مجرد آن، برای بندگی انسان در برابر خدا یا انسانی دیگر به طور یکسان به کار می روند. <ref>ابن منظور، لسان العرب ، ذیل عبد .</ref><br/>
+
عموم مشتقات این ماده جز شماری از قبیل عبادت و صیغه‌های ثلاثی مجرد آن، برای بندگی انسان در برابر خدا یا انسانی دیگر به طور یکسان به کار می‌روند. <ref>ابن منظور، لسان العرب ، ذیل عبد .</ref><br/>
 
مصدر تعبد و افعال آن به دو صورت لازم و متعدی به معنای بندگی کردن برای کسی و بنده ساختن کسی کاربرد دارند. <ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۴۸، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.</ref> <br/>
 
مصدر تعبد و افعال آن به دو صورت لازم و متعدی به معنای بندگی کردن برای کسی و بنده ساختن کسی کاربرد دارند. <ref>خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۴۸، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.</ref> <br/>
  
سطر ۷۵: سطر ۷۵:
  
 
== مفهوم تعبد عنصری مهم و بنیادین ==
 
== مفهوم تعبد عنصری مهم و بنیادین ==
رویکرد قوی توحیدی در دین اسلام از مفهوم تعبد عنصری مهم و بنیادین ساخته که در متون مقدس دینی به روشنی قابل پی گیری و بازتاب فراگیر آن در حوزه های مختلف اندیشهٔ اسلامی قابل ردیابی است. <br/>
+
رویکرد قوی توحیدی در دین اسلام از مفهوم تعبد عنصری مهم و بنیادین ساخته که در متون مقدس دینی به روشنی قابل پی گیری و بازتاب فراگیر آن در حوزه‌های مختلف اندیشهٔ اسلامی قابل ردیابی است. <br/>
  
 
== واژهٔ تعبد و مشتقات آن در قرآن و حدیث ==
 
== واژهٔ تعبد و مشتقات آن در قرآن و حدیث ==
واژهٔ تعبد و مشتقات آن از این مصدر در قرآن به کار نرفته است؛ اما دیگر مشتقات این ماده بیش از ۲۷۰ بار و بیش تر در سوره های مکی به کار رفته اند. <br/>
+
واژهٔ تعبد و مشتقات آن از این مصدر در قرآن به کار نرفته است؛ اما دیگر مشتقات این ماده بیش از ۲۷۰ بار و بیش تر در سوره‌های مکی به کار رفته‌اند. <br/>
 
گفتمان تعبد به نوعی رابطهٔ قدسی و معنوی میان انسان و خدا رهنمون است که در ارتباطی ساختاری با فلسفهٔ آفرینش انسان است. <ref>ذاریات/سوره۵۱، آیه۵۶.</ref> <ref>محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۲، ص۱۰۱، قم، ۱۴۱۷ق.</ref><br/>
 
گفتمان تعبد به نوعی رابطهٔ قدسی و معنوی میان انسان و خدا رهنمون است که در ارتباطی ساختاری با فلسفهٔ آفرینش انسان است. <ref>ذاریات/سوره۵۱، آیه۵۶.</ref> <ref>محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۲، ص۱۰۱، قم، ۱۴۱۷ق.</ref><br/>
 
=== ماجرای تعبد انسان در برابر خدا ===
 
=== ماجرای تعبد انسان در برابر خدا ===
آدم آفریده شد تا خلیفه خداوند در زمین باشد و در فرایند جای گیری در این مقام در نخستین آزمون، از او اطاعت مطلق و بی چون و چرا خواسته شد، اما بی درنگ پس از نافرمانی از بهشت رانده می شود، تا این لغزش را با پیروی خود از هدایتهای الاهی جبران نماید؛ و بدین سان، نسل وی در زمین به دو دستهٔ مؤمن و کافر تقسیم می شوند. <ref>بقره/سوره۲، آیه۳۰-۳۹.</ref><br/>
+
آدم آفریده شد تا خلیفه خداوند در زمین باشد و در فرایند جای گیری در این مقام در نخستین آزمون، از او اطاعت مطلق و بی چون و چرا خواسته شد، اما بی درنگ پس از نافرمانی از بهشت رانده می‌شود، تا این لغزش را با پیروی خود از هدایتهای الاهی جبران نماید؛ و بدین سان، نسل وی در زمین به دو دستهٔ مؤمن و کافر تقسیم می‌شوند. <ref>بقره/سوره۲، آیه۳۰-۳۹.</ref><br/>
در ادامهٔ ماجرا پیامبران الاهی پیاپی برای ابلاغ فرمان تعبد انسان در برابر خدا و تجدید عهد با وی برانگیخته می شوند. <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۳۶- ۱۳۸.</ref> <ref>نحل/سوره۱۶، آیه۳۶.</ref> <ref>مریم/سوره۱۹، آیه۳۰.</ref> <ref>انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۵.</ref><br/>
+
در ادامهٔ ماجرا پیامبران الاهی پیاپی برای ابلاغ فرمان تعبد انسان در برابر خدا و تجدید عهد با وی برانگیخته می‌شوند. <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۳۶- ۱۳۸.</ref> <ref>نحل/سوره۱۶، آیه۳۶.</ref> <ref>مریم/سوره۱۹، آیه۳۰.</ref> <ref>انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۵.</ref><br/>
این فرمان از معنایی ساده و روشن و در عین حال از گستره ای وسیع به اندازهٔ تمام زندگی انسان برخوردار است و هیچ استثنا و تبصره ای نمی پذیرد؛ زیرا انسان همهٔ هستی و هویت انسانی خود را از خداوند دارد و خود هیچ استقلالی در زندگی ندارد. <ref>انعام/سوره۶، آیه۱۷-۱۸.</ref> <ref>انعام/سوره۶، آیه۱۰۲.</ref> <ref>یونس/سوره۱۰، آیه۳۱- ۳۵ یونس:۱۰۷.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه۷۷-۸۹.</ref><br/>
+
این فرمان از معنایی ساده و روشن و در عین حال از گستره‌ای وسیع به اندازهٔ تمام زندگی انسان برخوردار است و هیچ استثنا و تبصره‌ای نمی‌پذیرد؛ زیرا انسان همهٔ هستی و هویت انسانی خود را از خداوند دارد و خود هیچ استقلالی در زندگی ندارد. <ref>انعام/سوره۶، آیه۱۷-۱۸.</ref> <ref>انعام/سوره۶، آیه۱۰۲.</ref> <ref>یونس/سوره۱۰، آیه۳۱- ۳۵ یونس:۱۰۷.</ref> <ref>شعراء/سوره۲۶، آیه۷۷-۸۹.</ref><br/>
از این روی خداوند حتی می تواند جان آدمی را نیز بی هیچ بحث و گفت وگویی از او طلب نماید که جریان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل نمونهٔ روشن آن است. <ref>صافات/سوره۳۷، آیه۱۰۲-۱۰۵.</ref> <br/>
+
از این روی خداوند حتی می‌تواند جان آدمی را نیز بی هیچ بحث و گفت وگویی از او طلب نماید که جریان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل نمونهٔ روشن آن است. <ref>صافات/سوره۳۷، آیه۱۰۲-۱۰۵.</ref> <br/>
 
=== تعبد گوهر دین ===
 
=== تعبد گوهر دین ===
 
دین تنها از آن خداوند است <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۲-۳.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۱.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۴.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۵.</ref> <ref>بینه/سوره۹۸، آیه۵.</ref> و گوهر این دین، تسلیم و تعبد محض در برابر اوست. <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۹-۲۰.</ref> <ref>فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۳، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸۳، ص۸۲، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref> <ref>محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۸، ص۲۷۲، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.</ref> <ref>محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱۲، ص۱۳۰، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.</ref><br/>
 
دین تنها از آن خداوند است <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۲-۳.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۱.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۴.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۵.</ref> <ref>بینه/سوره۹۸، آیه۵.</ref> و گوهر این دین، تسلیم و تعبد محض در برابر اوست. <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۹-۲۰.</ref> <ref>فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۳، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸۳، ص۸۲، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref> <ref>محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۸، ص۲۷۲، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.</ref> <ref>محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱۲، ص۱۳۰، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.</ref><br/>
سطر ۹۰: سطر ۹۰:
 
این احساس بندگی مطلق نه تنها با جنبهٔ تعقل و خردورزی بشر ناسازگار نیست، که اقتضای طبیعی آن است. <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۷۰-۱۷۱.</ref> <ref>انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۷.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۱- ۱۸.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۶۴.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۵-۶۷.</ref> <ref>محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۳۲۳، قم، ۱۴۰۲ق.</ref> <br/>
 
این احساس بندگی مطلق نه تنها با جنبهٔ تعقل و خردورزی بشر ناسازگار نیست، که اقتضای طبیعی آن است. <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۷۰-۱۷۱.</ref> <ref>انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۷.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۱- ۱۸.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۶۴.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۵-۶۷.</ref> <ref>محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۳۲۳، قم، ۱۴۰۲ق.</ref> <br/>
 
=== تعبد در اسلام مخصوص خداوند ===
 
=== تعبد در اسلام مخصوص خداوند ===
تعبد انسان در برابر خداوند در تفاوتی مشهود میان اسلام و دیگر ادیان و تحت تأثیر رویکرد توحیدی، علاوه بر فراگیری مطلق از صبغه ای کاملاً انحصاری برخوردار است؛ به گونه ای که انسان تنها در برابر او و نه در برابر هیچ موجود دیگری، موظف به احساس تعبد مطلق است <ref>انعام/سوره۶، آیه۵۶-۵۷.</ref> <ref>اعراف/سوره۷، آیه۷۰-۷۱.</ref> <ref>یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹-۴۰.</ref> <ref>طبری، تفسیر، ج۲۰، ص۱۵۴، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>طبری، تفسیر، ج۲۳، ص۲۲۷، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> و بر اساس همین معیار اعتقادی، تقسیم جامعهٔ بشری به دو دستهٔ مؤمن و کافر به منظور ارائهٔ یک مرزبندی صورت می پذیرد. <ref>کافرون/سوره۱۰۹، آیه۱-۶.</ref> <ref>طبری، تفسیر، ج۳۰، ص۴۳۰، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref><br/>
+
تعبد انسان در برابر خداوند در تفاوتی مشهود میان اسلام و دیگر ادیان و تحت تأثیر رویکرد توحیدی، علاوه بر فراگیری مطلق از صبغه‌ای کاملاً انحصاری برخوردار است؛ به گونه‌ای که انسان تنها در برابر او و نه در برابر هیچ موجود دیگری، موظف به احساس تعبد مطلق است <ref>انعام/سوره۶، آیه۵۶-۵۷.</ref> <ref>اعراف/سوره۷، آیه۷۰-۷۱.</ref> <ref>یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹-۴۰.</ref> <ref>طبری، تفسیر، ج۲۰، ص۱۵۴، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>طبری، تفسیر، ج۲۳، ص۲۲۷، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> و بر اساس همین معیار اعتقادی، تقسیم جامعهٔ بشری به دو دستهٔ مؤمن و کافر به منظور ارائهٔ یک مرزبندی صورت می‌پذیرد. <ref>کافرون/سوره۱۰۹، آیه۱-۶.</ref> <ref>طبری، تفسیر، ج۳۰، ص۴۳۰، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref><br/>
 
ویژگی انحصاری تعبد در اسلام در واکنش به فرهنگ رسوخ یافتهٔ بت پرستی ، به شدت از پیدایش نمادهایی طبیعی یا انسانی در این حوزه جلوگیری کرده، و تعیین هرگونه واسطه میان انسان و خداوند، هرچند با مفهوم صرفاً نمادین، نوعی شرک تلقی شده است. <ref>توبه/سوره۹، آیه۳۰-۳۱.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۳.</ref><br/>
 
ویژگی انحصاری تعبد در اسلام در واکنش به فرهنگ رسوخ یافتهٔ بت پرستی ، به شدت از پیدایش نمادهایی طبیعی یا انسانی در این حوزه جلوگیری کرده، و تعیین هرگونه واسطه میان انسان و خداوند، هرچند با مفهوم صرفاً نمادین، نوعی شرک تلقی شده است. <ref>توبه/سوره۹، آیه۳۰-۳۱.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۳.</ref><br/>
  
 
=== بازتاب تعبد در زندگی بشر ===
 
=== بازتاب تعبد در زندگی بشر ===
با این حال ضرورت بازتاب تعبد در زندگی بشر که در قالب مجموعه ای از شعایر و سلوک دینی نمود یافته، <ref>مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۳۸۳-۳۸۴، بیروت، مؤسسة اعلمی.</ref> تعریف حداقلی از نمادهای دینی همچون کعبه در نقش قبله نماز و مقصد [[حج]] را ناگزیر ساخته است. <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۴۴.</ref> <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۹۷.</ref> <ref>محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۲، ص۲۹۰-۲۹۱، قم، ۱۴۱۷ق.</ref><br/>
+
با این حال ضرورت بازتاب تعبد در زندگی بشر که در قالب مجموعه‌ای از شعایر و سلوک دینی نمود یافته، <ref>مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۳۸۳-۳۸۴، بیروت، مؤسسة اعلمی.</ref> تعریف حداقلی از نمادهای دینی همچون کعبه در نقش قبله نماز و مقصد [[حج]] را ناگزیر ساخته است. <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۴۴.</ref> <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۹۷.</ref> <ref>محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۲، ص۲۹۰-۲۹۱، قم، ۱۴۱۷ق.</ref><br/>
در همین راستا پیامبر خدا - صلی الله علیه وآله وسلم- نیز تنها، بندهٔ او به شمار رفته، با پذیرش لقب «عبد» از هرگونه منصب الاهی برکنار دانسته می شود <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۷۲.</ref> <ref>اسراء/سوره۱۷، آیه۱.</ref> <ref>اسراء/سوره۱۷، آیه۳.</ref> <ref>مریم/سوره۱۹، آیه۳۰.</ref> <ref>محمد حلبی، نخبةاللآلی، ج۱، ص۵، استانبول، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.</ref> نیز به صراحت از تعبد انسانها نسبت به یکدیگر حتی در صورت برخورداری آن ها از منصبی دینی پرهیز داده شده، و این عمل نوعی شرک تلقی گشته است. <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۶۴.</ref> <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۷۹-۸۰.</ref> <ref>توبه/سوره۹، آیه۳۰-۳۳.</ref><br/>
+
در همین راستا پیامبر خدا - صلی الله علیه وآله وسلم- نیز تنها، بندهٔ او به شمار رفته، با پذیرش لقب «عبد» از هرگونه منصب الاهی برکنار دانسته می‌شود <ref>نساء/سوره۴، آیه۱۷۲.</ref> <ref>اسراء/سوره۱۷، آیه۱.</ref> <ref>اسراء/سوره۱۷، آیه۳.</ref> <ref>مریم/سوره۱۹، آیه۳۰.</ref> <ref>محمد حلبی، نخبةاللآلی، ج۱، ص۵، استانبول، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.</ref> نیز به صراحت از تعبد انسانها نسبت به یکدیگر حتی در صورت برخورداری آن‌ها از منصبی دینی پرهیز داده شده، و این عمل نوعی شرک تلقی گشته است. <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۶۴.</ref> <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۷۹-۸۰.</ref> <ref>توبه/سوره۹، آیه۳۰-۳۳.</ref><br/>
 
با این حال، فرمان به پیروی مطلق از پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- نوعی اظهار تعبد، البته به تبع تعبد در برابر خداوند به شمار رفته است و منافاتی با تعبد مطلق و انحصاری در برابر خداوند ندارد. <ref>احزاب/سوره۳۳، آیه۳۶.</ref> <ref>حشر/سوره۵۹، آیه۷.</ref><br/>
 
با این حال، فرمان به پیروی مطلق از پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- نوعی اظهار تعبد، البته به تبع تعبد در برابر خداوند به شمار رفته است و منافاتی با تعبد مطلق و انحصاری در برابر خداوند ندارد. <ref>احزاب/سوره۳۳، آیه۳۶.</ref> <ref>حشر/سوره۵۹، آیه۷.</ref><br/>
 
=== تبین رابطهٔ تعبد انسان و خدا در قرآن ===
 
=== تبین رابطهٔ تعبد انسان و خدا در قرآن ===
رابطهٔ تعبد انسان و خدا در۳ سطح حقوقی، اخلاقی و سلوکی در قرآن قابل پیگیری و البته نه چندان قابل تفکیک است: مفهوم عمومی اسلام به معنای لزوم تسلیم مطلق بشر در برابر خداوند <ref>نمل/سوره۲۷، آیه۹۱.</ref> <ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۲.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۶.</ref> در کنار مفاهیمی چون [[تقوا]] ، خوف و خشیت <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۲.</ref> <ref>یونس/سوره۱۰، آیه۳۱.</ref> <ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.</ref> در بسیاری از لایه های معنایی آنها، نوعی رابطهٔ حقوقی میان انسان و خداوند را ترسیم می کنند. <br/>
+
رابطهٔ تعبد انسان و خدا در۳ سطح حقوقی، اخلاقی و سلوکی در قرآن قابل پیگیری و البته نه چندان قابل تفکیک است: مفهوم عمومی اسلام به معنای لزوم تسلیم مطلق بشر در برابر خداوند <ref>نمل/سوره۲۷، آیه۹۱.</ref> <ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۱۲.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۶.</ref> در کنار مفاهیمی چون [[تقوا]] ، خوف و خشیت <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۲.</ref> <ref>یونس/سوره۱۰، آیه۳۱.</ref> <ref>عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.</ref> در بسیاری از لایه‌های معنایی آنها، نوعی رابطهٔ حقوقی میان انسان و خداوند را ترسیم می‌کنند. <br/>
 
در این فضا ست که اوامر و نواهی شرعی از سوی خداوند ابلاغ شده، <ref>اعراف/سوره۷، آیه۳۱-۳۳.</ref> و تصریح به عادلانه بودن این رابطه و به دور بودن از ستم نسبت به بندگان شده است. <ref>انفال/سوره۸، آیه۵۱.</ref> <ref>حج/سوره۲۲، آیه۱۰.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۳۱.</ref><br/>
 
در این فضا ست که اوامر و نواهی شرعی از سوی خداوند ابلاغ شده، <ref>اعراف/سوره۷، آیه۳۱-۳۳.</ref> و تصریح به عادلانه بودن این رابطه و به دور بودن از ستم نسبت به بندگان شده است. <ref>انفال/سوره۸، آیه۵۱.</ref> <ref>حج/سوره۲۲، آیه۱۰.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۳۱.</ref><br/>
در مرحلهٔ بعد مفاهیم حمد و شکر <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۷۲.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۷.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۶۶.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۵.</ref> درصدد تعریف رابطه ای اخلاقی میان انسان و خدا هستند که در آن اظهار تعبد، وظیفهٔ اخلاقی انسان در برابر نعمتهای الاهی شمرده شده است. <br/>
+
در مرحلهٔ بعد مفاهیم حمد و شکر <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۷۲.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۷.</ref> <ref>زمر/سوره۳۹، آیه۶۶.</ref> <ref>غافر/سوره۴۰، آیه۶۵.</ref> درصدد تعریف رابطه‌ای اخلاقی میان انسان و خدا هستند که در آن اظهار تعبد، وظیفهٔ اخلاقی انسان در برابر نعمتهای الاهی شمرده شده است. <br/>
و در مرحلهٔ سوم مفهوم «حُب» <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۶۵.</ref> <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۳۱.</ref> <ref>مائده/سوره۵، آیه۵۴.</ref> رابطه ای سلوکی تعریف می نماید که در فضای فرهنگی و اعتقادی عرب جاهلی امکان نمود نیافته است. <br/>
+
و در مرحلهٔ سوم مفهوم «حُب» <ref>بقره/سوره۲، آیه۱۶۵.</ref> <ref>آل عمران/سوره۳، آیه۳۱.</ref> <ref>مائده/سوره۵، آیه۵۴.</ref> رابطه‌ای سلوکی تعریف می‌نماید که در فضای فرهنگی و اعتقادی عرب جاهلی امکان نمود نیافته است. <br/>
 
=== تعبد در روایات ===
 
=== تعبد در روایات ===
 
در روایات نیز در ادامهٔ نگاه قرآنی به موضوع تعبد، آفرینش تمام هستی به منظور تعبد بشر در برابر خدا تلقی شده است. <ref>احمد طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۳۳، به کوشش محمدباقر موسوی خرسان، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص۲۲۱، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref><br/>
 
در روایات نیز در ادامهٔ نگاه قرآنی به موضوع تعبد، آفرینش تمام هستی به منظور تعبد بشر در برابر خدا تلقی شده است. <ref>احمد طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۳۳، به کوشش محمدباقر موسوی خرسان، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص۲۲۱، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref><br/>
مفهوم سعادت در ترادف با تعبد مطرح شده <ref>الصحیفةالسجادیة، قم، ج۱، ص۲۱۱، جامعهٔ مدرسین.</ref> و در پرتو رویکرد توحیدی اسلام، مفهوم اخلاص در ارتباط با تعبد به جدا شدن از هرگونه گرایش غیرالاهی به پدیده های دنیوی اشاره دارد. <ref>عبدالله جزایری، التحفةالسنیة، ج۱، ص۷۶، نسخهٔ خطی آستان قدس رضوی، نشر در لوح فشردهٔ المعجم الفقهی، نسخهٔ ۳، ۱۴۲۱ق.</ref> <ref>نهج البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه.</ref><br/>
+
مفهوم سعادت در ترادف با تعبد مطرح شده <ref>الصحیفةالسجادیة، قم، ج۱، ص۲۱۱، جامعهٔ مدرسین.</ref> و در پرتو رویکرد توحیدی اسلام، مفهوم اخلاص در ارتباط با تعبد به جدا شدن از هرگونه گرایش غیرالاهی به پدیده‌های دنیوی اشاره دارد. <ref>عبدالله جزایری، التحفةالسنیة، ج۱، ص۷۶، نسخهٔ خطی آستان قدس رضوی، نشر در لوح فشردهٔ المعجم الفقهی، نسخهٔ ۳، ۱۴۲۱ق.</ref> <ref>نهج البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه.</ref><br/>
 
=== تعبد فرایندی یک طرفه ===
 
=== تعبد فرایندی یک طرفه ===
تعبد فرایندی تنها یک طرفه به حساب آمده که در قبال آن بنده از هیچ استحقاقی برخوردار نشده است و خداوند از روی فضل خود در برابر آن پاداش می دهد؛ زیرا انسان هرچه دارد از آن اوست <ref>الصحیفة السجادیة، ص۱۸۷.</ref> <ref>محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۲۶۳، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref><br/>
+
تعبد فرایندی تنها یک طرفه به حساب آمده که در قبال آن بنده از هیچ استحقاقی برخوردار نشده است و خداوند از روی فضل خود در برابر آن پاداش می‌دهد؛ زیرا انسان هرچه دارد از آن اوست <ref>الصحیفة السجادیة، ص۱۸۷.</ref> <ref>محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۲۶۳، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref><br/>
 
گرچه خداوند آزاد است که تعبد بشر نسبت به خود را در انجام هرگونه کاری قرار دهد، <ref>محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۱، ص۲۷۱، نجف، ۱۹۶۶م.</ref> <ref>محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۲، ص۴۰۶، نجف، ۱۹۶۶م.</ref> <ref>علی ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۲۱، قم، ۱۴۱۶ق.</ref> اما او همواره در این فرایند علاوه بر مصلحت تعبد، به مصالح و مفاسد خود آن افعال نیز توجه دارد. <ref>علی ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۵۹۲، قم، ۱۴۱۶ق.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص۹۳-۹۴، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref><br/>
 
گرچه خداوند آزاد است که تعبد بشر نسبت به خود را در انجام هرگونه کاری قرار دهد، <ref>محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۱، ص۲۷۱، نجف، ۱۹۶۶م.</ref> <ref>محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۲، ص۴۰۶، نجف، ۱۹۶۶م.</ref> <ref>علی ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۲۱، قم، ۱۴۱۶ق.</ref> اما او همواره در این فرایند علاوه بر مصلحت تعبد، به مصالح و مفاسد خود آن افعال نیز توجه دارد. <ref>علی ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۵۹۲، قم، ۱۴۱۶ق.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص۹۳-۹۴، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref><br/>
 
=== لزوم همراهی تعبد با تعقل و تدبر ===
 
=== لزوم همراهی تعبد با تعقل و تدبر ===
همان گونه که عقل در نخستین گام به تعبد رهنمون است، <ref>علی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ج۱، ص۱۱۸، به کوشش بیرجندی، قم، ۱۳۷۶ش.</ref> تعبد نیز باید همواره با تعقل و تدبر در مسیر فهم بهتر رابطهٔ خود با خدا و مفهوم و مقصود از اعمال عبادی همراه باشد، <ref>محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۲، ص۵۹۸، نجف، ۱۹۶۶م.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۲۰۸، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref> <ref>حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۰۷، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> زیرا « تفقه در دین » به تعبد انسان معنا و ارزش می بخشد <ref>محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۶، ص۳۳۸، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> و آن را از آفت مصون می دارد. <ref>عبدالله دارمی، سنن، ج۱، ص۹۱، دمشق، ۱۳۴۹ق.</ref><br/>
+
همان گونه که عقل در نخستین گام به تعبد رهنمون است، <ref>علی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ج۱، ص۱۱۸، به کوشش بیرجندی، قم، ۱۳۷۶ش.</ref> تعبد نیز باید همواره با تعقل و تدبر در مسیر فهم بهتر رابطهٔ خود با خدا و مفهوم و مقصود از اعمال عبادی همراه باشد، <ref>محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۲، ص۵۹۸، نجف، ۱۹۶۶م.</ref> <ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۲۰۸، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.</ref> <ref>حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۰۷، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> زیرا « تفقه در دین » به تعبد انسان معنا و ارزش می‌بخشد <ref>محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۶، ص۳۳۸، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> و آن را از آفت مصون می‌دارد. <ref>عبدالله دارمی، سنن، ج۱، ص۹۱، دمشق، ۱۳۴۹ق.</ref><br/>
 
سفارش به کاربرد نامهای مرکب از عبد و یکی از اسامی الاهی در نام گذاری فرزندان به تقویت فرهنگ فروتنی نسبت به خدا در قلمرو روابط اجتماعی توجه داشته <ref>سلیمان طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۷۴، به کوشش حمدی سلفی، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م .</ref> <ref>سلیمان طبرانی، المعجم الاوسط، ج۱، ص۲۱۴، به کوشش طارق بن عوض الله و عبدالمحسن حسینی، قاهره، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۱، ص۲۱۹، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> و عمل نمادین سجده دربر دارندهٔ فروتنی کامل و مطلق بشر در برابر خدا شمرده شده است. <ref>عبدالله حمیری، قرب الاسناد، ج۱، ص۵، قم، ۱۴۱۳ق.</ref> <ref>فقه الرضا، - علیه السلام-، ج۱، ص۱۴۱، مشهد، ۱۴۰۶ق.</ref> <ref>محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۱۷۴، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref> <ref>محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۵۷۰، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref><br/>
 
سفارش به کاربرد نامهای مرکب از عبد و یکی از اسامی الاهی در نام گذاری فرزندان به تقویت فرهنگ فروتنی نسبت به خدا در قلمرو روابط اجتماعی توجه داشته <ref>سلیمان طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۷۴، به کوشش حمدی سلفی، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م .</ref> <ref>سلیمان طبرانی، المعجم الاوسط، ج۱، ص۲۱۴، به کوشش طارق بن عوض الله و عبدالمحسن حسینی، قاهره، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۱، ص۲۱۹، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> و عمل نمادین سجده دربر دارندهٔ فروتنی کامل و مطلق بشر در برابر خدا شمرده شده است. <ref>عبدالله حمیری، قرب الاسناد، ج۱، ص۵، قم، ۱۴۱۳ق.</ref> <ref>فقه الرضا، - علیه السلام-، ج۱، ص۱۴۱، مشهد، ۱۴۰۶ق.</ref> <ref>محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۱۷۴، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref> <ref>محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۵۷۰، بیروت، ۱۹۹۱م.</ref><br/>
گفتمان تعبد در ادعیه و مناجاتهای مأثور نیز نوع ویژه ای از گفت وگو میان انسان و خدا را ترسیم نموده که در عین حال از مایه های ژرف عاشقانه نیز برخوردار است. <ref>مناجات شعبانیه، مناجات خمسة عشره، ذیل دعای کمیل، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.</ref> <br/>
+
گفتمان تعبد در ادعیه و مناجاتهای مأثور نیز نوع ویژه‌ای از گفت وگو میان انسان و خدا را ترسیم نموده که در عین حال از مایه‌های ژرف عاشقانه نیز برخوردار است. <ref>مناجات شعبانیه، مناجات خمسة عشره، ذیل دعای کمیل، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.</ref> <br/>
  
 
== تعبد در اندیشه و فرهنگ اسلامی ==
 
== تعبد در اندیشه و فرهنگ اسلامی ==
رویکرد معنوی قرآن به موضوع تعبد در عصر تدوین دانشهای اسلامی ناگزیر در قالب نظریه های پیچیده و فروعات متعدد علمی درآمده، و ساختار نسبتاً ساده و بسیط خود را از دست داده است. <ref>محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۱، ص۲۶۷، قم، ۱۴۱۷ق.</ref> <ref>عبدالمجید شرفی، ج۱، ص۵۹-۸۵.</ref><br/>
+
رویکرد معنوی قرآن به موضوع تعبد در عصر تدوین دانشهای اسلامی ناگزیر در قالب نظریه‌های پیچیده و فروعات متعدد علمی درآمده، و ساختار نسبتاً ساده و بسیط خود را از دست داده است. <ref>محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۱، ص۲۶۷، قم، ۱۴۱۷ق.</ref> <ref>عبدالمجید شرفی، ج۱، ص۵۹-۸۵.</ref><br/>
شاید مسئلهٔ تعبد نسبت به سنت نبوی در کنار قرآن و میزان و محدودهٔ آن، نخستین دگردیسی در این فرایند به شمار می رود که از یک سو به نفی اعتبار آن از سـوی گروه مـوسـوم به اهـل رأی ــ احتمالاً پاره ای معتزلیان و حنفیان نخستین <ref>محمد شافعی، الام، ج۷، ص۲۸۷، بیروت، ۱۹۸۰م.</ref> ــ و از سـوی دیگر به اعتبار حداکثری آن از سوی اهل حدیث انجامیده، و در طیفهای میانی، مکتب شافعی با نگاه شدیداً اعتبارآمیز <ref>محمد شافعی، الرسالة، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.</ref> و در عین حال نسبتاً انتقادی به سنت <ref>محمد شافعی، الرسالة، ص۳۹۹، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.</ref> <ref>محمد شافعی، الام، ج۶، ص۱۱۲ بیروت، ۱۹۸۰م.</ref> <ref>محمد شافعی، الام، ج۷، ص۲۹۰، بیروت، ۱۹۸۰م.</ref> <ref>محمد شافعی، اختلاف الحدیث، ص۵۹، به کوشش عامر احمد حیدر، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م.</ref> را پدید آورده است. <ref>نصر حامد ابوزید، الامام الشافعی، قاهره، ۱۹۹۶م.</ref> <br/>
+
شاید مسئلهٔ تعبد نسبت به سنت نبوی در کنار قرآن و میزان و محدودهٔ آن، نخستین دگردیسی در این فرایند به شمار می‌رود که از یک سو به نفی اعتبار آن از سـوی گروه مـوسـوم به اهـل رأی ــ احتمالاً پاره‌ای معتزلیان و حنفیان نخستین <ref>محمد شافعی، الام، ج۷، ص۲۸۷، بیروت، ۱۹۸۰م.</ref> ــ و از سـوی دیگر به اعتبار حداکثری آن از سوی اهل حدیث انجامیده، و در طیفهای میانی، مکتب شافعی با نگاه شدیداً اعتبارآمیز <ref>محمد شافعی، الرسالة، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.</ref> و در عین حال نسبتاً انتقادی به سنت <ref>محمد شافعی، الرسالة، ص۳۹۹، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.</ref> <ref>محمد شافعی، الام، ج۶، ص۱۱۲ بیروت، ۱۹۸۰م.</ref> <ref>محمد شافعی، الام، ج۷، ص۲۹۰، بیروت، ۱۹۸۰م.</ref> <ref>محمد شافعی، اختلاف الحدیث، ص۵۹، به کوشش عامر احمد حیدر، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م.</ref> را پدید آورده است. <ref>نصر حامد ابوزید، الامام الشافعی، قاهره، ۱۹۹۶م.</ref> <br/>
 
=== نقد تعبد از سوی عقل گرایان ===
 
=== نقد تعبد از سوی عقل گرایان ===
در دورهٔ بعد معتزلیان و پاره ای همراهان حنفی و شیعی آنان با نقد فراگیر احادیث <ref>عبدالله ابن قتیبه، تأویل مختلف الحدیث، ج۱، ص۳-۵۷، به کوشش اسعردی، بیروت، دارالکتب العلمیه.</ref> و طرح موضوع حجیت تکلیف عقلی در کنار تکلیف سمعی <ref>احمد جصاص، الفصول فی الاصول، ج۴، ص۳۰۱، به کوشش عجیل نشمی، بیروت، ۱۴۰۵ق.</ref> <ref>محمد طوسی، التبیان، ج۳، ص۳۹۵، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> <ref>محمد طوسی، التبیان، ج۴، ص۱۱۰، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> <ref>محمد طوسی، التبیان، ج۶، ص۴۵۸، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> <ref>عبدالحمید ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۹، ص۸۴-۸۵، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۹ق/۱۹۵۹م.</ref> به سوی نوعی عقل گرایی انتقادی و گاه حد اکثری حرکت نمودند که جریان تعبدگرا را با محوریت اهل حدیث، حنبلیان و اشاعره مورد هدف قرار داده بود. <br/>
+
در دورهٔ بعد معتزلیان و پاره‌ای همراهان حنفی و شیعی آنان با نقد فراگیر احادیث <ref>عبدالله ابن قتیبه، تأویل مختلف الحدیث، ج۱، ص۳-۵۷، به کوشش اسعردی، بیروت، دارالکتب العلمیه.</ref> و طرح موضوع حجیت تکلیف عقلی در کنار تکلیف سمعی <ref>احمد جصاص، الفصول فی الاصول، ج۴، ص۳۰۱، به کوشش عجیل نشمی، بیروت، ۱۴۰۵ق.</ref> <ref>محمد طوسی، التبیان، ج۳، ص۳۹۵، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> <ref>محمد طوسی، التبیان، ج۴، ص۱۱۰، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> <ref>محمد طوسی، التبیان، ج۶، ص۴۵۸، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> <ref>عبدالحمید ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۹، ص۸۴-۸۵، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۹ق/۱۹۵۹م.</ref> به سوی نوعی عقل گرایی انتقادی و گاه حد اکثری حرکت نمودند که جریان تعبدگرا را با محوریت اهل حدیث، حنبلیان و اشاعره مورد هدف قرار داده بود. <br/>
مقارن با این دوره، ورود اندیشه های فلسفی یونان و غیر آن به بحث تعارض عقل و دین دامن زد که به سرعت محور مجادلات کلامی ـ فلسفی قرار گرفت <ref>ابن سینا، الشفاء، ج۱، ص۴۲۳، الهیات، به کوشش قنواتی و سعید زاید، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.</ref> <ref>محمد ابن رشد، «فصل المقال»، همراه فلسفة ابن رشد، المکتبةالمحمودیه، ۱۹۶۸م.</ref> <ref>۶۲،۶۳، علی ابن حزم، ج۱، ص۵۹، الاحکام، به کوشش احمد شاکر، قاهره، مطبعةالامام.</ref> و حتی برتلقی فقهی از تعبد نیز تأثیر گذاشت؛ گویی تعبد باید الزاماً تهی از تعقل و در برابر آن باشد. <ref>حسن علامهٔ حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۲۶۶، مشهد، ۱۴۱۲ق.</ref> <ref>حسین عاملی، العقد الحسینی، ج۱، ص۳، یزد.</ref> <ref>محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۱، ص۶۵-۶۶، قم، ۱۳۷۰ق.</ref><br/>
+
مقارن با این دوره، ورود اندیشه‌های فلسفی یونان و غیر آن به بحث تعارض عقل و دین دامن زد که به سرعت محور مجادلات کلامی ـ فلسفی قرار گرفت <ref>ابن سینا، الشفاء، ج۱، ص۴۲۳، الهیات، به کوشش قنواتی و سعید زاید، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.</ref> <ref>محمد ابن رشد، «فصل المقال»، همراه فلسفة ابن رشد، المکتبةالمحمودیه، ۱۹۶۸م.</ref> <ref>۶۲،۶۳، علی ابن حزم، ج۱، ص۵۹، الاحکام، به کوشش احمد شاکر، قاهره، مطبعةالامام.</ref> و حتی برتلقی فقهی از تعبد نیز تأثیر گذاشت؛ گویی تعبد باید الزاماً تهی از تعقل و در برابر آن باشد. <ref>حسن علامهٔ حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۲۶۶، مشهد، ۱۴۱۲ق.</ref> <ref>حسین عاملی، العقد الحسینی، ج۱، ص۳، یزد.</ref> <ref>محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۱، ص۶۵-۶۶، قم، ۱۳۷۰ق.</ref><br/>
 
امکان فهم قرآن و تدبر و تعقل در آن <ref>محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م.</ref> <ref>محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص۷۲، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م.</ref> <ref>ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، ج۱، ص۴۰، بیروت، دارالمعرفه.</ref> نگاه حداکثری به امور تعبدی یا تعقلی <ref>احمد ابن [[حجر]] عسقلانی، فتح الباری، ج۲۱، ص۳، بیروت، دارالمعرفه.</ref> <ref>زین الدین شهید ثانی، الروضةالبهیة، ج۸، ص۲۱۹، قم، ۱۴۱۰ق.</ref> <ref>زین الدین ابن نجیم، البحرالرائق، ج۱، ص۲۲۵، بیروت، ۱۴۱۸ق.</ref> <ref>علی آمدی، الاحکام فی اصول الاحکام، ج۳، ص۲۷۹، دمشق، ۱۴۰۲ق.</ref> و به تبع آن، اعطای ارزش اخلاقی و دینی بیش تر به هریک از این دو حوزه، <ref>مقداد سیوری، نضد القواعد الفقهیة، ج۱، ص۳۱، به کوشش عبداللطیف کوه کمری، قم، ۱۴۰۳ق.</ref> <ref>مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۳۸۴، بیروت، مؤسسة اعلمی.</ref> <ref>محمدامین ابن عابدین، رد المحتار، ج۱، ص۴۸۲، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۴، ص۵۴۱، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> هریک نشانگر استمرار هر دو رویکرد تعبدگرا و تعقل گرا در اندیشهٔ اسلامی است. <br/>
 
امکان فهم قرآن و تدبر و تعقل در آن <ref>محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م.</ref> <ref>محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص۷۲، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م.</ref> <ref>ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، ج۱، ص۴۰، بیروت، دارالمعرفه.</ref> نگاه حداکثری به امور تعبدی یا تعقلی <ref>احمد ابن [[حجر]] عسقلانی، فتح الباری، ج۲۱، ص۳، بیروت، دارالمعرفه.</ref> <ref>زین الدین شهید ثانی، الروضةالبهیة، ج۸، ص۲۱۹، قم، ۱۴۱۰ق.</ref> <ref>زین الدین ابن نجیم، البحرالرائق، ج۱، ص۲۲۵، بیروت، ۱۴۱۸ق.</ref> <ref>علی آمدی، الاحکام فی اصول الاحکام، ج۳، ص۲۷۹، دمشق، ۱۴۰۲ق.</ref> و به تبع آن، اعطای ارزش اخلاقی و دینی بیش تر به هریک از این دو حوزه، <ref>مقداد سیوری، نضد القواعد الفقهیة، ج۱، ص۳۱، به کوشش عبداللطیف کوه کمری، قم، ۱۴۰۳ق.</ref> <ref>مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۳۸۴، بیروت، مؤسسة اعلمی.</ref> <ref>محمدامین ابن عابدین، رد المحتار، ج۱، ص۴۸۲، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> <ref>محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۴، ص۵۴۱، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.</ref> هریک نشانگر استمرار هر دو رویکرد تعبدگرا و تعقل گرا در اندیشهٔ اسلامی است. <br/>
 
=== سامان دهی اجتماعی جریان تعبدگرا ===
 
=== سامان دهی اجتماعی جریان تعبدگرا ===
در این میان گفتمان [[اجتهاد]] و تقلید با سامان دهی اجتماعی جریان تعبدگرا در هر دو حوزهٔ اصول و فروع دین <ref>محمد غزالی، المستصفی، ج۱، ص۳۷۰-۳۷۱، بیروت، دارالکتب العلمیه.</ref> <ref>محمدکاظم آخوند خراسانی، کفایةالاصول، ج۱، ص۴۷۲، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> به تحکیم پایه های آن و مصونیت جامعهٔ اسلامی در برابر کاوشهای شبهه انگیز عقل گرایان حداکثری و حتی گاه انتقادی انجامید که انقراض گروه هایی همچون معتزلیان و فلاسفهٔ مشاء از پیامدهای آن است. <br/>
+
در این میان گفتمان [[اجتهاد]] و تقلید با سامان دهی اجتماعی جریان تعبدگرا در هر دو حوزهٔ اصول و فروع دین <ref>محمد غزالی، المستصفی، ج۱، ص۳۷۰-۳۷۱، بیروت، دارالکتب العلمیه.</ref> <ref>محمدکاظم آخوند خراسانی، کفایةالاصول، ج۱، ص۴۷۲، قم، ۱۴۰۹ق.</ref> به تحکیم پایه‌های آن و مصونیت جامعهٔ اسلامی در برابر کاوشهای شبهه انگیز عقل گرایان حداکثری و حتی گاه انتقادی انجامید که انقراض گروه‌هایی همچون معتزلیان و فلاسفهٔ مشاء از پیامدهای آن است. <br/>
جریان اصلاح طلب ــ با هر دو رویکرد درون دینی و برون دینی ــ در عصر حاضر در واکنش به غلبهٔ تفکر اخباری گری بر بخش نسبتاً وسیعی از اندیشهٔ اسلامی، <ref>براهیم زنجانی، تعلیقات بر اوائل المقالات شیخ مفید، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۷، بیروت، ۱۹۹۳م.</ref> داعیهٔ جداسازی قلمرو امور تعبدی از امور غیرتعبدی را به منظور دست یابی به اختیارات بیش تر در همگون سازی اندیشهٔ اسلامی با تحولات عصر جدید با شدت فراوان دنبال می کند. <ref>محمدتقی اصفهانی، هدایةالمسترشدین، ج۱، ص۴۳۱، تهران، ۱۲۶۹ق.</ref> <ref>روح الله خمینی، آداب الصلوة، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰، تهران، ۱۳۷۸ش.</ref> <ref>مصطفی خمینی، مستند تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۱، قم، ۱۴۱۸ق.</ref> <ref>عبدالکریم سروش، فربه تر از ایدئولوژی، ج۱، ص۶-۱۱، تهران، ۱۳۷۲ش.</ref> <ref>حسن حنفی، «من نقدالسند الی نقد المتن»، ج۱، ص۱۲۹، مجلةالجمعیة الفلسفیة المعرفیة، ۱۹۹۶م، س ۵، شم ۵.</ref> <ref>محمدتقی حکیم، الاصول العامة للفقه المقارن، ج۱، ص۶۱، قم، ۱۳۹۰ق.</ref> <ref>عبدالهادی فضلی، دروس فی اصول فقه الامامیة، ج۱، ص۴۰۵-۴۰۶، قم، ۱۴۲۰ق.</ref> <br/>
+
جریان اصلاح طلب ــ با هر دو رویکرد درون دینی و برون دینی ــ در عصر حاضر در واکنش به غلبهٔ تفکر اخباری گری بر بخش نسبتاً وسیعی از اندیشهٔ اسلامی، <ref>براهیم زنجانی، تعلیقات بر اوائل المقالات شیخ مفید، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۷، بیروت، ۱۹۹۳م.</ref> داعیهٔ جداسازی قلمرو امور تعبدی از امور غیرتعبدی را به منظور دست یابی به اختیارات بیش تر در همگون سازی اندیشهٔ اسلامی با تحولات عصر جدید با شدت فراوان دنبال می‌کند. <ref>محمدتقی اصفهانی، هدایةالمسترشدین، ج۱، ص۴۳۱، تهران، ۱۲۶۹ق.</ref> <ref>روح الله خمینی، آداب الصلوة، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰، تهران، ۱۳۷۸ش.</ref> <ref>مصطفی خمینی، مستند تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۱، قم، ۱۴۱۸ق.</ref> <ref>عبدالکریم سروش، فربه تر از ایدئولوژی، ج۱، ص۶-۱۱، تهران، ۱۳۷۲ش.</ref> <ref>حسن حنفی، «من نقدالسند الی نقد المتن»، ج۱، ص۱۲۹، مجلةالجمعیة الفلسفیة المعرفیة، ۱۹۹۶م، س ۵، شم ۵.</ref> <ref>محمدتقی حکیم، الاصول العامة للفقه المقارن، ج۱، ص۶۱، قم، ۱۳۹۰ق.</ref> <ref>عبدالهادی فضلی، دروس فی اصول فقه الامامیة، ج۱، ص۴۰۵-۴۰۶، قم، ۱۴۲۰ق.</ref> <br/>
 
=== تاثیر جریان اخلاق و تصوف در شکوفایی نهال تعبد ===
 
=== تاثیر جریان اخلاق و تصوف در شکوفایی نهال تعبد ===
در کنار تاریخ دراز و پرفراز و نشیب مجادلات گوناگون در این موضوع، جریان اخلاق و تصوف مسیر دیگری را برای شکوفایی نهال تعبد قرآنی برگزید که بازتاب آن در اندیشه های توکل ، رضا و تسلیم ، فقر ، محبت ، قرب و فنا به روشنی مشهود <ref>آ. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ص۲۱۱،ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش .</ref> است <ref>محمد ابن قیم جوزیه، مدارج السالکین، جم ، به کوشش محمدحامد فقی، بیروت، ۱۹۷۳م.</ref> در عین حال رابطهٔ مرید و مرادی تداعی گر نوعی رابطهٔ شدید تقلیدی بوده است <ref>آ. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام،ص ۱۸۸-۲۰۰ ،ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش .</ref> و نزاع حقیقت و شریعت در تقارب با درگیریهای متداول به مسئلهٔ لزوم تعبد اهل حقیقت به آموزه ها و دستورات شریعت، و سست و پوچ بودن شریعت بدون حقیقت می پردازد. <ref>علی هجویری، کشف المحجوب، ج۱، ص۳۸۳، تهران، ۱۳۳۶ش.</ref> <ref>عبدالرحمان جامی، مصباح الانس، ج۱، ص۱۱۷، به کوشش مهدی توحیدی پور، تهران، ۱۳۳۶ش.</ref><br/>
+
در کنار تاریخ دراز و پرفراز و نشیب مجادلات گوناگون در این موضوع، جریان اخلاق و تصوف مسیر دیگری را برای شکوفایی نهال تعبد قرآنی برگزید که بازتاب آن در اندیشه‌های توکل ، رضا و تسلیم ، فقر ، محبت ، قرب و فنا به روشنی مشهود <ref>آ. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ص۲۱۱،ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش .</ref> است <ref>محمد ابن قیم جوزیه، مدارج السالکین، جم ، به کوشش محمدحامد فقی، بیروت، ۱۹۷۳م.</ref> در عین حال رابطهٔ مرید و مرادی تداعی گر نوعی رابطهٔ شدید تقلیدی بوده است <ref>آ. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام،ص ۱۸۸-۲۰۰ ،ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش .</ref> و نزاع حقیقت و شریعت در تقارب با درگیریهای متداول به مسئلهٔ لزوم تعبد اهل حقیقت به آموزه‌ها و دستورات شریعت، و سست و پوچ بودن شریعت بدون حقیقت می‌پردازد. <ref>علی هجویری، کشف المحجوب، ج۱، ص۳۸۳، تهران، ۱۳۳۶ش.</ref> <ref>عبدالرحمان جامی، مصباح الانس، ج۱، ص۱۱۷، به کوشش مهدی توحیدی پور، تهران، ۱۳۳۶ش.</ref><br/>
  
 
== فهرست منابع ==
 
== فهرست منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۳

تعبد

تعبد - ویکی فقه

مقدمه

تَعَبُّد، اصطلاحی در فرهنگ اسلامی که ناظر به بندگی خالصانه و اطاعت بی شائبهٔ انسان نسبت به خداوند است.

معنای تعبد

واژهٔ تعبد از ریشهٔ «ع ب د» در همهٔ اشتقاقاتش، به نوعی معنای بندگی و فرمان برداری و فروتنی را دربر دارد. [۱] [۲]
عموم مشتقات این ماده جز شماری از قبیل عبادت و صیغه‌های ثلاثی مجرد آن، برای بندگی انسان در برابر خدا یا انسانی دیگر به طور یکسان به کار می‌روند. [۳]
مصدر تعبد و افعال آن به دو صورت لازم و متعدی به معنای بندگی کردن برای کسی و بنده ساختن کسی کاربرد دارند. [۴]

استعمال واژهٔ عبد

استعمال واژهٔ « عبد » با تفاوتهای اندک در زبانهای مختلف سامی به معانی ای نزدیک به معنای عربی آن و رواج ترکیبهای «عبدالله»، «عبد شمس» و...
در مقام نام گذاری افراد از یک سو، و فرهنگ رسوخ یافتهٔ برده داری در نظام اخلاقی ـ اجتماعی عرب پیش از اسلام از سوی دیگر زمینهٔ بسیار مناسبی برای وام گیری این مفهوم در حوزهٔ تبیین نسبت انسان و خدا در این دین نوظهور فراهم آورده است.
البته رابطهٔ حقوقی خشک و بی روح میان ارباب و برده در نظام جاهلی به نوعی رابطهٔ صمیمانه و مهرآمیز در نظام دینی ـ اخلاقی اسلام تغییر ماهیت داده، و در عین حال مفهوم اقتدار کامل و مطلق به معنای نفی هرگونه مالکیت و هویت مستقل برای بنده نسبت به ارباب خود در حوزهٔ عبودیت انسان در برابر خدا همچنان محفوظ مانده است. [۵] [۶] [۷]

مفهوم تعبد عنصری مهم و بنیادین

رویکرد قوی توحیدی در دین اسلام از مفهوم تعبد عنصری مهم و بنیادین ساخته که در متون مقدس دینی به روشنی قابل پی گیری و بازتاب فراگیر آن در حوزه‌های مختلف اندیشهٔ اسلامی قابل ردیابی است.

واژهٔ تعبد و مشتقات آن در قرآن و حدیث

واژهٔ تعبد و مشتقات آن از این مصدر در قرآن به کار نرفته است؛ اما دیگر مشتقات این ماده بیش از ۲۷۰ بار و بیش تر در سوره‌های مکی به کار رفته‌اند.
گفتمان تعبد به نوعی رابطهٔ قدسی و معنوی میان انسان و خدا رهنمون است که در ارتباطی ساختاری با فلسفهٔ آفرینش انسان است. [۸] [۹]

ماجرای تعبد انسان در برابر خدا

آدم آفریده شد تا خلیفه خداوند در زمین باشد و در فرایند جای گیری در این مقام در نخستین آزمون، از او اطاعت مطلق و بی چون و چرا خواسته شد، اما بی درنگ پس از نافرمانی از بهشت رانده می‌شود، تا این لغزش را با پیروی خود از هدایتهای الاهی جبران نماید؛ و بدین سان، نسل وی در زمین به دو دستهٔ مؤمن و کافر تقسیم می‌شوند. [۱۰]
در ادامهٔ ماجرا پیامبران الاهی پیاپی برای ابلاغ فرمان تعبد انسان در برابر خدا و تجدید عهد با وی برانگیخته می‌شوند. [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴]
این فرمان از معنایی ساده و روشن و در عین حال از گستره‌ای وسیع به اندازهٔ تمام زندگی انسان برخوردار است و هیچ استثنا و تبصره‌ای نمی‌پذیرد؛ زیرا انسان همهٔ هستی و هویت انسانی خود را از خداوند دارد و خود هیچ استقلالی در زندگی ندارد. [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]
از این روی خداوند حتی می‌تواند جان آدمی را نیز بی هیچ بحث و گفت وگویی از او طلب نماید که جریان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل نمونهٔ روشن آن است. [۱۹]

تعبد گوهر دین

دین تنها از آن خداوند است [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] و گوهر این دین، تسلیم و تعبد محض در برابر اوست. [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸] [۲۹]
شرف و کمال انسانی در گرو این حس قدسی بوده، [۳۰] [۳۱] و انسان بدون حس تعبد در برابر وی پوچ و بی معنی به شمار رفته [۳۲] [۳۳]و تحت عنوان استکبار مورد مذمت قرار گرفته است. [۳۴]
این احساس بندگی مطلق نه تنها با جنبهٔ تعقل و خردورزی بشر ناسازگار نیست، که اقتضای طبیعی آن است. [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰]

تعبد در اسلام مخصوص خداوند

تعبد انسان در برابر خداوند در تفاوتی مشهود میان اسلام و دیگر ادیان و تحت تأثیر رویکرد توحیدی، علاوه بر فراگیری مطلق از صبغه‌ای کاملاً انحصاری برخوردار است؛ به گونه‌ای که انسان تنها در برابر او و نه در برابر هیچ موجود دیگری، موظف به احساس تعبد مطلق است [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] و بر اساس همین معیار اعتقادی، تقسیم جامعهٔ بشری به دو دستهٔ مؤمن و کافر به منظور ارائهٔ یک مرزبندی صورت می‌پذیرد. [۴۶] [۴۷]
ویژگی انحصاری تعبد در اسلام در واکنش به فرهنگ رسوخ یافتهٔ بت پرستی ، به شدت از پیدایش نمادهایی طبیعی یا انسانی در این حوزه جلوگیری کرده، و تعیین هرگونه واسطه میان انسان و خداوند، هرچند با مفهوم صرفاً نمادین، نوعی شرک تلقی شده است. [۴۸] [۴۹]

بازتاب تعبد در زندگی بشر

با این حال ضرورت بازتاب تعبد در زندگی بشر که در قالب مجموعه‌ای از شعایر و سلوک دینی نمود یافته، [۵۰] تعریف حداقلی از نمادهای دینی همچون کعبه در نقش قبله نماز و مقصد حج را ناگزیر ساخته است. [۵۱] [۵۲] [۵۳]
در همین راستا پیامبر خدا - صلی الله علیه وآله وسلم- نیز تنها، بندهٔ او به شمار رفته، با پذیرش لقب «عبد» از هرگونه منصب الاهی برکنار دانسته می‌شود [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸] نیز به صراحت از تعبد انسانها نسبت به یکدیگر حتی در صورت برخورداری آن‌ها از منصبی دینی پرهیز داده شده، و این عمل نوعی شرک تلقی گشته است. [۵۹] [۶۰] [۶۱]
با این حال، فرمان به پیروی مطلق از پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- نوعی اظهار تعبد، البته به تبع تعبد در برابر خداوند به شمار رفته است و منافاتی با تعبد مطلق و انحصاری در برابر خداوند ندارد. [۶۲] [۶۳]

تبین رابطهٔ تعبد انسان و خدا در قرآن

رابطهٔ تعبد انسان و خدا در۳ سطح حقوقی، اخلاقی و سلوکی در قرآن قابل پیگیری و البته نه چندان قابل تفکیک است: مفهوم عمومی اسلام به معنای لزوم تسلیم مطلق بشر در برابر خداوند [۶۴] [۶۵] [۶۶] [۶۷] در کنار مفاهیمی چون تقوا ، خوف و خشیت [۶۸] [۶۹] [۷۰] در بسیاری از لایه‌های معنایی آنها، نوعی رابطهٔ حقوقی میان انسان و خداوند را ترسیم می‌کنند.
در این فضا ست که اوامر و نواهی شرعی از سوی خداوند ابلاغ شده، [۷۱] و تصریح به عادلانه بودن این رابطه و به دور بودن از ستم نسبت به بندگان شده است. [۷۲] [۷۳] [۷۴]
در مرحلهٔ بعد مفاهیم حمد و شکر [۷۵] [۷۶] [۷۷] [۷۸] درصدد تعریف رابطه‌ای اخلاقی میان انسان و خدا هستند که در آن اظهار تعبد، وظیفهٔ اخلاقی انسان در برابر نعمتهای الاهی شمرده شده است.
و در مرحلهٔ سوم مفهوم «حُب» [۷۹] [۸۰] [۸۱] رابطه‌ای سلوکی تعریف می‌نماید که در فضای فرهنگی و اعتقادی عرب جاهلی امکان نمود نیافته است.

تعبد در روایات

در روایات نیز در ادامهٔ نگاه قرآنی به موضوع تعبد، آفرینش تمام هستی به منظور تعبد بشر در برابر خدا تلقی شده است. [۸۲] [۸۳]
مفهوم سعادت در ترادف با تعبد مطرح شده [۸۴] و در پرتو رویکرد توحیدی اسلام، مفهوم اخلاص در ارتباط با تعبد به جدا شدن از هرگونه گرایش غیرالاهی به پدیده‌های دنیوی اشاره دارد. [۸۵] [۸۶]

تعبد فرایندی یک طرفه

تعبد فرایندی تنها یک طرفه به حساب آمده که در قبال آن بنده از هیچ استحقاقی برخوردار نشده است و خداوند از روی فضل خود در برابر آن پاداش می‌دهد؛ زیرا انسان هرچه دارد از آن اوست [۸۷] [۸۸]
گرچه خداوند آزاد است که تعبد بشر نسبت به خود را در انجام هرگونه کاری قرار دهد، [۸۹] [۹۰] [۹۱] اما او همواره در این فرایند علاوه بر مصلحت تعبد، به مصالح و مفاسد خود آن افعال نیز توجه دارد. [۹۲] [۹۳]

لزوم همراهی تعبد با تعقل و تدبر

همان گونه که عقل در نخستین گام به تعبد رهنمون است، [۹۴] تعبد نیز باید همواره با تعقل و تدبر در مسیر فهم بهتر رابطهٔ خود با خدا و مفهوم و مقصود از اعمال عبادی همراه باشد، [۹۵] [۹۶] [۹۷] زیرا « تفقه در دین » به تعبد انسان معنا و ارزش می‌بخشد [۹۸] و آن را از آفت مصون می‌دارد. [۹۹]
سفارش به کاربرد نامهای مرکب از عبد و یکی از اسامی الاهی در نام گذاری فرزندان به تقویت فرهنگ فروتنی نسبت به خدا در قلمرو روابط اجتماعی توجه داشته [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲] و عمل نمادین سجده دربر دارندهٔ فروتنی کامل و مطلق بشر در برابر خدا شمرده شده است. [۱۰۳] [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶]
گفتمان تعبد در ادعیه و مناجاتهای مأثور نیز نوع ویژه‌ای از گفت وگو میان انسان و خدا را ترسیم نموده که در عین حال از مایه‌های ژرف عاشقانه نیز برخوردار است. [۱۰۷]

تعبد در اندیشه و فرهنگ اسلامی

رویکرد معنوی قرآن به موضوع تعبد در عصر تدوین دانشهای اسلامی ناگزیر در قالب نظریه‌های پیچیده و فروعات متعدد علمی درآمده، و ساختار نسبتاً ساده و بسیط خود را از دست داده است. [۱۰۸] [۱۰۹]
شاید مسئلهٔ تعبد نسبت به سنت نبوی در کنار قرآن و میزان و محدودهٔ آن، نخستین دگردیسی در این فرایند به شمار می‌رود که از یک سو به نفی اعتبار آن از سـوی گروه مـوسـوم به اهـل رأی ــ احتمالاً پاره‌ای معتزلیان و حنفیان نخستین [۱۱۰] ــ و از سـوی دیگر به اعتبار حداکثری آن از سوی اهل حدیث انجامیده، و در طیفهای میانی، مکتب شافعی با نگاه شدیداً اعتبارآمیز [۱۱۱] و در عین حال نسبتاً انتقادی به سنت [۱۱۲] [۱۱۳] [۱۱۴] [۱۱۵] را پدید آورده است. [۱۱۶]

نقد تعبد از سوی عقل گرایان

در دورهٔ بعد معتزلیان و پاره‌ای همراهان حنفی و شیعی آنان با نقد فراگیر احادیث [۱۱۷] و طرح موضوع حجیت تکلیف عقلی در کنار تکلیف سمعی [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰] [۱۲۱] [۱۲۲] به سوی نوعی عقل گرایی انتقادی و گاه حد اکثری حرکت نمودند که جریان تعبدگرا را با محوریت اهل حدیث، حنبلیان و اشاعره مورد هدف قرار داده بود.
مقارن با این دوره، ورود اندیشه‌های فلسفی یونان و غیر آن به بحث تعارض عقل و دین دامن زد که به سرعت محور مجادلات کلامی ـ فلسفی قرار گرفت [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵] و حتی برتلقی فقهی از تعبد نیز تأثیر گذاشت؛ گویی تعبد باید الزاماً تهی از تعقل و در برابر آن باشد. [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸]
امکان فهم قرآن و تدبر و تعقل در آن [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] نگاه حداکثری به امور تعبدی یا تعقلی [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵] و به تبع آن، اعطای ارزش اخلاقی و دینی بیش تر به هریک از این دو حوزه، [۱۳۶] [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹] هریک نشانگر استمرار هر دو رویکرد تعبدگرا و تعقل گرا در اندیشهٔ اسلامی است.

سامان دهی اجتماعی جریان تعبدگرا

در این میان گفتمان اجتهاد و تقلید با سامان دهی اجتماعی جریان تعبدگرا در هر دو حوزهٔ اصول و فروع دین [۱۴۰] [۱۴۱] به تحکیم پایه‌های آن و مصونیت جامعهٔ اسلامی در برابر کاوشهای شبهه انگیز عقل گرایان حداکثری و حتی گاه انتقادی انجامید که انقراض گروه‌هایی همچون معتزلیان و فلاسفهٔ مشاء از پیامدهای آن است.
جریان اصلاح طلب ــ با هر دو رویکرد درون دینی و برون دینی ــ در عصر حاضر در واکنش به غلبهٔ تفکر اخباری گری بر بخش نسبتاً وسیعی از اندیشهٔ اسلامی، [۱۴۲] داعیهٔ جداسازی قلمرو امور تعبدی از امور غیرتعبدی را به منظور دست یابی به اختیارات بیش تر در همگون سازی اندیشهٔ اسلامی با تحولات عصر جدید با شدت فراوان دنبال می‌کند. [۱۴۳] [۱۴۴] [۱۴۵] [۱۴۶] [۱۴۷] [۱۴۸] [۱۴۹]

تاثیر جریان اخلاق و تصوف در شکوفایی نهال تعبد

در کنار تاریخ دراز و پرفراز و نشیب مجادلات گوناگون در این موضوع، جریان اخلاق و تصوف مسیر دیگری را برای شکوفایی نهال تعبد قرآنی برگزید که بازتاب آن در اندیشه‌های توکل ، رضا و تسلیم ، فقر ، محبت ، قرب و فنا به روشنی مشهود [۱۵۰] است [۱۵۱] در عین حال رابطهٔ مرید و مرادی تداعی گر نوعی رابطهٔ شدید تقلیدی بوده است [۱۵۲] و نزاع حقیقت و شریعت در تقارب با درگیریهای متداول به مسئلهٔ لزوم تعبد اهل حقیقت به آموزه‌ها و دستورات شریعت، و سست و پوچ بودن شریعت بدون حقیقت می‌پردازد. [۱۵۳] [۱۵۴]

فهرست منابع

(۱) محمدکاظم آخوند خراسانی، کفایةالاصول، قم، ۱۴۰۹ق.
(۲) علی آمدی، الاحکام فی اصول الاحکام، دمشق، ۱۴۰۲ق.
(۳) عبدالحمید ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۹ق/۱۹۵۹م.
(۴) محمد ابن بابویه، علل الشرائع، نجف، ۱۹۶۶م.
(۵) احمد ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، بیروت، دارالمعرفه.
(۶) علی ابن حزم، الاحکام، به کوشش احمد شاکر، قاهره، مطبعةالامام.
(۷) محمد ابن رشد، «فصل المقال»، همراه فلسفة ابن رشد، المکتبةالمحمودیه، ۱۹۶۸م.
(۸) ابن سینا، الشفاء، الهیات، به کوشش قنواتی و سعید زاید، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
(۹) علی ابن طاووس، اقبال الاعمال، قم، ۱۴۱۶ق.
(۱۰) محمدامین ابن عابدین، رد المحتار، بیروت، ۱۴۱۵ق.
(۱۱) عبدالله ابن قتیبه، تأویل مختلف الحدیث، به کوشش اسعردی، بیروت، دارالکتب العلمیه.
(۱۲) محمد ابن قیم جوزیه، مدارج السالکین، به کوشش محمدحامد فقی، بیروت، ۱۹۷۳م.
(۱۳) ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفه.
(۱۴) ابن منظور، لسان.
(۱۵) زین الدین ابن نجیم، البحرالرائق، بیروت، ۱۴۱۸ق.
(۱۶) نصر حامد ابوزید، الامام الشافعی، قاهره، ۱۹۹۶م.
(۱۷) محمدتقی اصفهانی، هدایةالمسترشدین، تهران، ۱۲۶۹ق.
(۱۸) عبدالرحمان جامی، مصباح الانس، به کوشش مهدی توحیدی پور، تهران، ۱۳۳۶ش.
(۱۹) عبدالله جزایری، التحفةالسنیة، نسخهٔ خطی آستان قدس رضوی، نشر در لوح فشردهٔ المعجم الفقهی، نسخهٔ ۳، ۱۴۲۱ق.
(۲۰) احمد جصاص، الفصول فی الاصول، به کوشش عجیل نشمی، بیروت، ۱۴۰۵ق.
(۲۱) محمدتقی حکیم، الاصول العامة للفقه المقارن، قم، ۱۳۹۰ق.
(۲۲) محمد حلبی، نخبةاللآلی، استانبول، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
(۲۳) عبدالله حمیری، قرب الاسناد، قم، ۱۴۱۳ق.
(۲۴) حسن حنفی، «من نقدالسند الی نقد المتن»، مجلةالجمعیة الفلسفیة المعرفیة، ۱۹۹۶م، س ۵، شم ۵.
(۲۵) خلیل بن احمد فراهیدی، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.
(۲۶) روح الله خمینی، آداب الصلوة، تهران، ۱۳۷۸ش.
(۲۷) مصطفی خمینی، مستند تحریرالوسیلة، قم، ۱۴۱۸ق.
(۲۸) عبدالله دارمی، سنن، دمشق، ۱۳۴۹ق.
(۲۹) محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م.
(۳۰) براهیم زنجانی، تعلیقات بر اوائل المقالات شیخ مفید، بیروت، ۱۹۹۳م.
(۳۱) عبدالکریم سروش، فربه تر از ایدئولوژی، تهران، ۱۳۷۲ش.
(۳۲) مقداد سیوری، نضد القواعد الفقهیة، به کوشش عبداللطیف کوه کمری، قم، ۱۴۰۳ق.
(۳۳) محمد شافعی، اختلاف الحدیث، به کوشش عامر احمد حیدر، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م.
(۳۴) محمد شافعی، الام، بیروت، ۱۹۸۰م.
(۳۵) محمد شافعی، الرسالة، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.
(۳۶) عبدالمجید شرفی.
(۳۷) الاسلام بین الرسالة والتاریخ، بیروت، ۲۰۰۱م.
(۳۸) زین الدین شهید ثانی، الروضةالبهیة، قم، ۱۴۱۰ق.
(۳۹) آ. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش.
(۴۰) الصحیفةالسجادیة، قم، جامعهٔ مدرسین.
(۴۱) محمدحسین طباطبایی، المیزان، قم، ۱۴۰۲ق.
(۴۲) سلیمان طبرانی، المعجم الاوسط، به کوشش طارق بن عوض الله و عبدالمحسن حسینی، قاهره، ۱۴۱۵ق.
(۴۳) سلیمان طبرانی، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی سلفی، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م.
(۴۴) احمد طبرسی، الاحتجاج، به کوشش محمدباقر موسوی خرسان، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.
(۴۵) فضل طبرسی، مجمع البیان، بیروت، ۱۴۱۵ق.
(۴۶) طبری، تفسیر، بیروت، ۱۴۱۵ق.
(۴۷) محمد طوسی، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.
(۴۸) محمد طوسی، مصباح المتهجد، بیروت، ۱۹۹۱م.
(۴۹) حسین عاملی، العقد الحسینی، یزد.
(۵۰) عبدالرزاق کاشی، اصطلاحات الصوفیة، کلکته، ۱۳۸۵ق.
(۵۱) حسن علامهٔ حلی، منتهی المطلب، مشهد، ۱۴۱۲ق.
(۵۲) جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۰م.
(۵۳) محمد غزالی، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالمعرفه.
(۵۴) محمد غزالی، المستصفی، بیروت، دارالکتب العلمیه.
(۵۵) عبدالهادی فضلی، دروس فی اصول فقه الامامیة، قم، ۱۴۲۰ق.
(۵۶) فقه الرضا، - علیه السلام-، مشهد، ۱۴۰۶ق.
(۵۷) محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، قم، ۱۴۱۷ق.
(۵۸) قرآن کریم.
(۵۹) محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
(۶۰) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۶۱) محمدرضا مظفر، اصول الفقه، قم، ۱۳۷۰ق.
(۶۲) مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
(۶۳) محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.
(۶۴) مهدی نراقی، جامع السعادات، بیروت، مؤسسة اعلمی.
(۶۵) حسین نوری، مستدرک الوسائل، قم، ۱۴۰۹ق.
(۶۶) نهج البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه.
(۶۷) علی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، به کوشش بیرجندی، قم، ۱۳۷۶ش.
(۶۸) علی هجویری، کشف المحجوب، تهران، ۱۳۳۶ش.
(۶۹) دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «تعبد»، ج۱۵، ص۵۹۷۹.

پا نویس

  1. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۴۸-۵۰، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.
  2. ابن منظور، لسان العرب ، ذیل عبد .
  3. ابن منظور، لسان العرب ، ذیل عبد .
  4. خلیل بن احمد فراهیدی، العین، ج۲، ص۴۸، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م.
  5. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص۵۵۵-۵۵۶، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۰م .
  6. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۴، ص ۵۶۵-۵۶۸، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۰م .
  7. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، ج۷، ص۴۵۳-۴۷۱ ، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۰م .
  8. ذاریات/سوره۵۱، آیه۵۶.
  9. محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۲، ص۱۰۱، قم، ۱۴۱۷ق.
  10. بقره/سوره۲، آیه۳۰-۳۹.
  11. بقره/سوره۲، آیه۱۳۶- ۱۳۸.
  12. نحل/سوره۱۶، آیه۳۶.
  13. مریم/سوره۱۹، آیه۳۰.
  14. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۵.
  15. انعام/سوره۶، آیه۱۷-۱۸.
  16. انعام/سوره۶، آیه۱۰۲.
  17. یونس/سوره۱۰، آیه۳۱- ۳۵ یونس:۱۰۷.
  18. شعراء/سوره۲۶، آیه۷۷-۸۹.
  19. صافات/سوره۳۷، آیه۱۰۲-۱۰۵.
  20. زمر/سوره۳۹، آیه۲-۳.
  21. زمر/سوره۳۹، آیه۱۱.
  22. زمر/سوره۳۹، آیه۱۴.
  23. غافر/سوره۴۰، آیه۶۵.
  24. بینه/سوره۹۸، آیه۵.
  25. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹-۲۰.
  26. فضل طبرسی، مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۳، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  27. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۸۳، ص۸۲، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  28. محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۸، ص۲۷۲، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
  29. محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱۲، ص۱۳۰، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
  30. نساء/سوره۴، آیه۱۷۱-۱۷۳.
  31. زمر/سوره۳۹، آیه۱۵.
  32. قیامت/سوره۷۵، آیه ۳۶.
  33. طبری، تفسیر، ج۲۹، ص۲۴۹، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  34. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۴۶-۴۷.
  35. بقره/سوره۲، آیه۱۷۰-۱۷۱.
  36. انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۷.
  37. زمر/سوره۳۹، آیه۱۱- ۱۸.
  38. زمر/سوره۳۹، آیه۶۴.
  39. غافر/سوره۴۰، آیه۶۵-۶۷.
  40. محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۳۲۳، قم، ۱۴۰۲ق.
  41. انعام/سوره۶، آیه۵۶-۵۷.
  42. اعراف/سوره۷، آیه۷۰-۷۱.
  43. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹-۴۰.
  44. طبری، تفسیر، ج۲۰، ص۱۵۴، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  45. طبری، تفسیر، ج۲۳، ص۲۲۷، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  46. کافرون/سوره۱۰۹، آیه۱-۶.
  47. طبری، تفسیر، ج۳۰، ص۴۳۰، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  48. توبه/سوره۹، آیه۳۰-۳۱.
  49. زمر/سوره۳۹، آیه۳.
  50. مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۳۸۳-۳۸۴، بیروت، مؤسسة اعلمی.
  51. بقره/سوره۲، آیه۱۴۴.
  52. آل عمران/سوره۳، آیه۹۷.
  53. محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۲، ص۲۹۰-۲۹۱، قم، ۱۴۱۷ق.
  54. نساء/سوره۴، آیه۱۷۲.
  55. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.
  56. اسراء/سوره۱۷، آیه۳.
  57. مریم/سوره۱۹، آیه۳۰.
  58. محمد حلبی، نخبةاللآلی، ج۱، ص۵، استانبول، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
  59. آل عمران/سوره۳، آیه۶۴.
  60. آل عمران/سوره۳، آیه۷۹-۸۰.
  61. توبه/سوره۹، آیه۳۰-۳۳.
  62. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۶.
  63. حشر/سوره۵۹، آیه۷.
  64. نمل/سوره۲۷، آیه۹۱.
  65. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.
  66. زمر/سوره۳۹، آیه۱۲.
  67. غافر/سوره۴۰، آیه۶۶.
  68. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۲.
  69. یونس/سوره۱۰، آیه۳۱.
  70. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۶.
  71. اعراف/سوره۷، آیه۳۱-۳۳.
  72. انفال/سوره۸، آیه۵۱.
  73. حج/سوره۲۲، آیه۱۰.
  74. غافر/سوره۴۰، آیه۳۱.
  75. بقره/سوره۲، آیه۱۷۲.
  76. زمر/سوره۳۹، آیه۷.
  77. زمر/سوره۳۹، آیه۶۶.
  78. غافر/سوره۴۰، آیه۶۵.
  79. بقره/سوره۲، آیه۱۶۵.
  80. آل عمران/سوره۳، آیه۳۱.
  81. مائده/سوره۵، آیه۵۴.
  82. احمد طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۳۳، به کوشش محمدباقر موسوی خرسان، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.
  83. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص۲۲۱، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  84. الصحیفةالسجادیة، قم، ج۱، ص۲۱۱، جامعهٔ مدرسین.
  85. عبدالله جزایری، التحفةالسنیة، ج۱، ص۷۶، نسخهٔ خطی آستان قدس رضوی، نشر در لوح فشردهٔ المعجم الفقهی، نسخهٔ ۳، ۱۴۲۱ق.
  86. نهج البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه.
  87. الصحیفة السجادیة، ص۱۸۷.
  88. محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۲۶۳، بیروت، ۱۹۹۱م.
  89. محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۱، ص۲۷۱، نجف، ۱۹۶۶م.
  90. محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۲، ص۴۰۶، نجف، ۱۹۶۶م.
  91. علی ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۲۱، قم، ۱۴۱۶ق.
  92. علی ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۵۹۲، قم، ۱۴۱۶ق.
  93. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص۹۳-۹۴، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  94. علی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ج۱، ص۱۱۸، به کوشش بیرجندی، قم، ۱۳۷۶ش.
  95. محمد ابن بابویه، علل الشرائع، ج۲، ص۵۹۸، نجف، ۱۹۶۶م.
  96. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۲۰۸، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  97. حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج۴، ص۱۰۷، قم، ۱۴۰۹ق.
  98. محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۶، ص۳۳۸، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  99. عبدالله دارمی، سنن، ج۱، ص۹۱، دمشق، ۱۳۴۹ق.
  100. سلیمان طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱، ص۷۴، به کوشش حمدی سلفی، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م .
  101. سلیمان طبرانی، المعجم الاوسط، ج۱، ص۲۱۴، به کوشش طارق بن عوض الله و عبدالمحسن حسینی، قاهره، ۱۴۱۵ق.
  102. محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۱، ص۲۱۹، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  103. عبدالله حمیری، قرب الاسناد، ج۱، ص۵، قم، ۱۴۱۳ق.
  104. فقه الرضا، - علیه السلام-، ج۱، ص۱۴۱، مشهد، ۱۴۰۶ق.
  105. محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۱۷۴، بیروت، ۱۹۹۱م.
  106. محمد طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۵۷۰، بیروت، ۱۹۹۱م.
  107. مناجات شعبانیه، مناجات خمسة عشره، ذیل دعای کمیل، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
  108. محمدمحسن فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ج۱، ص۲۶۷، قم، ۱۴۱۷ق.
  109. عبدالمجید شرفی، ج۱، ص۵۹-۸۵.
  110. محمد شافعی، الام، ج۷، ص۲۸۷، بیروت، ۱۹۸۰م.
  111. محمد شافعی، الرسالة، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.
  112. محمد شافعی، الرسالة، ص۳۹۹، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م.
  113. محمد شافعی، الام، ج۶، ص۱۱۲ بیروت، ۱۹۸۰م.
  114. محمد شافعی، الام، ج۷، ص۲۹۰، بیروت، ۱۹۸۰م.
  115. محمد شافعی، اختلاف الحدیث، ص۵۹، به کوشش عامر احمد حیدر، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م.
  116. نصر حامد ابوزید، الامام الشافعی، قاهره، ۱۹۹۶م.
  117. عبدالله ابن قتیبه، تأویل مختلف الحدیث، ج۱، ص۳-۵۷، به کوشش اسعردی، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  118. احمد جصاص، الفصول فی الاصول، ج۴، ص۳۰۱، به کوشش عجیل نشمی، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  119. محمد طوسی، التبیان، ج۳، ص۳۹۵، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.
  120. محمد طوسی، التبیان، ج۴، ص۱۱۰، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.
  121. محمد طوسی، التبیان، ج۶، ص۴۵۸، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق.
  122. عبدالحمید ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۹، ص۸۴-۸۵، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۹ق/۱۹۵۹م.
  123. ابن سینا، الشفاء، ج۱، ص۴۲۳، الهیات، به کوشش قنواتی و سعید زاید، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
  124. محمد ابن رشد، «فصل المقال»، همراه فلسفة ابن رشد، المکتبةالمحمودیه، ۱۹۶۸م.
  125. ۶۲،۶۳، علی ابن حزم، ج۱، ص۵۹، الاحکام، به کوشش احمد شاکر، قاهره، مطبعةالامام.
  126. حسن علامهٔ حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۲۶۶، مشهد، ۱۴۱۲ق.
  127. حسین عاملی، العقد الحسینی، ج۱، ص۳، یزد.
  128. محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۱، ص۶۵-۶۶، قم، ۱۳۷۰ق.
  129. محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م.
  130. محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص۷۲، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م.
  131. ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، ج۱، ص۴۰، بیروت، دارالمعرفه.
  132. احمد ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۲۱، ص۳، بیروت، دارالمعرفه.
  133. زین الدین شهید ثانی، الروضةالبهیة، ج۸، ص۲۱۹، قم، ۱۴۱۰ق.
  134. زین الدین ابن نجیم، البحرالرائق، ج۱، ص۲۲۵، بیروت، ۱۴۱۸ق.
  135. علی آمدی، الاحکام فی اصول الاحکام، ج۳، ص۲۷۹، دمشق، ۱۴۰۲ق.
  136. مقداد سیوری، نضد القواعد الفقهیة، ج۱، ص۳۱، به کوشش عبداللطیف کوه کمری، قم، ۱۴۰۳ق.
  137. مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۳، ص۳۸۴، بیروت، مؤسسة اعلمی.
  138. محمدامین ابن عابدین، رد المحتار، ج۱، ص۴۸۲، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  139. محمد عبدالرئوف مناوی، فیض القدیر، ج۴، ص۵۴۱، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  140. محمد غزالی، المستصفی، ج۱، ص۳۷۰-۳۷۱، بیروت، دارالکتب العلمیه.
  141. محمدکاظم آخوند خراسانی، کفایةالاصول، ج۱، ص۴۷۲، قم، ۱۴۰۹ق.
  142. براهیم زنجانی، تعلیقات بر اوائل المقالات شیخ مفید، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۷، بیروت، ۱۹۹۳م.
  143. محمدتقی اصفهانی، هدایةالمسترشدین، ج۱، ص۴۳۱، تهران، ۱۲۶۹ق.
  144. روح الله خمینی، آداب الصلوة، ج۱، ص۱۹۹-۲۰۰، تهران، ۱۳۷۸ش.
  145. مصطفی خمینی، مستند تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۱، قم، ۱۴۱۸ق.
  146. عبدالکریم سروش، فربه تر از ایدئولوژی، ج۱، ص۶-۱۱، تهران، ۱۳۷۲ش.
  147. حسن حنفی، «من نقدالسند الی نقد المتن»، ج۱، ص۱۲۹، مجلةالجمعیة الفلسفیة المعرفیة، ۱۹۹۶م، س ۵، شم ۵.
  148. محمدتقی حکیم، الاصول العامة للفقه المقارن، ج۱، ص۶۱، قم، ۱۳۹۰ق.
  149. عبدالهادی فضلی، دروس فی اصول فقه الامامیة، ج۱، ص۴۰۵-۴۰۶، قم، ۱۴۲۰ق.
  150. آ. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام، ص۲۱۱،ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش .
  151. محمد ابن قیم جوزیه، مدارج السالکین، جم ، به کوشش محمدحامد فقی، بیروت، ۱۹۷۳م.
  152. آ. شیمل، ابعاد عرفانی اسلام،ص ۱۸۸-۲۰۰ ،ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش .
  153. علی هجویری، کشف المحجوب، ج۱، ص۳۸۳، تهران، ۱۳۳۶ش.
  154. عبدالرحمان جامی، مصباح الانس، ج۱، ص۱۱۷، به کوشش مهدی توحیدی پور، تهران، ۱۳۳۶ش.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 95/04/20