فرهنگ مصادیق:تعبد - ویکی شیعه

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از تعبد - ویکی شیعه)
پرش به: ناوبری، جستجو
تعبد - ویکی شیعه

مقدمه

تَعَبُّد، اصطلاحی در فرهنگ اسلامی که ناظر به بندگی خالصانه و اطاعت بیشائبه انسان نسبت به خداوند است.
فرهنگ بردهداری در نظام اخلاقی ـ اجتماعی عرب پیش از اسلام، زمینهٔ بسیار مناسبی برای وامگیری این مفهوم در حوزهٔ تبیین نسبت انسان و خدا در دین نوظهور اسلام را فراهم آورد. تعبد به نوعی رابطهٔ قدسی و معنوی میان انسان و خدا است که در ارتباطی ساختاری با فلسفهٔ آفرینش انسان است. در روایات اسلامی، تعبد فرایندی تنها یک طرفه به حساب آمده که در قبال آن بنده از هیچ استحقاقی برخوردار نشده است و خداوند از روی فضل خود در برابر آن پاداش می‌دهد؛ زیرا انسان هرچه دارد از آن او ست.
ویژگی انحصاری تعبد در اسلام در واکنش به فرهنگ بت پرستی بود. اسلام به شدت از پیدایش نمادهایی طبیعی یا انسانی و تعیین واسطه میان انسان و خداوند مخالف بوده است، هرچند که این واسطه مفهومی صرفاً نمادین داشته باشد، بازهم به نوعی شرک تلقی شده است.
بحث تعبد در عصر تدوین دانشهای اسلامی در جهان اسلام کانون مجادلات عقلی و نقلی گروه‌های مختلف قرار گرفت. چراکه رویکرد معنوی قرآن به موضوع تعبد، در قالب نظریه‌های پیچیده و فروعات متعدد علمی درآمده، و ساختار نسبتاً ساده و بسیط خود را از دست داده است.

معنای لغوی

واژهٔ تعبد از ریشهٔ «ع ب د» در همهٔ اشتقاقاتش، معنای بندگی و فرمان برداری و فروتنی را دربر دارد.[۱] عموم مشتقات این ماده جز برخی از آنها از قبیل عبادت و صیغه‌های ثلاثی مجرد آن، برای بندگی انسان در برابر خدا یا انسانی دیگر به طور یکسان به کار می‌روند.[۲] مصدر تعبد و افعال آن به دو صورت لازم و متعدی به معنای بندگی کردن برای کسی و بنده ساختن کسی کاربرد دارند.[۳]

موارد استعمال واژهٔ عبد

استعمال واژهٔ «عبد» با تفاوتهای اندک در زبانهای مختلف سامی به معانیای نزدیک به معنای عربی آن و رواج ترکیبهای «عبدالله »، «عبد شمس» و... در مقام نام گذاری افراد[۴] از یک سو، و فرهنگ رسوخ یافتهٔ برده داری در نظام اخلاقی ـ اجتماعی عرب پیش از اسلام از سوی دیگر زمینهٔ بسیار مناسبی برای وام گیری این مفهوم در حوزهٔ تبیین نسبت انسان و خدا در این دین نوظهور فراهم آورده است.
البته رابطهٔ حقوقی خشک و بیروح میان ارباب و برده در نظام جاهلی به نوعی رابطهٔ صمیمانه و مهرآمیز در نظام دینی ـ اخلاقی اسلام تغییر ماهیت داده، و در عین حال مفهوم اقتدار کامل و مطلق به معنای نفی هرگونه مالکیت و هویت مستقل برای بنده نسبت به ارباب خود در حوزهٔ عبودیت انسان در برابر خدا همچنان محفوظ مانده است.[۵] برای بررسی تشابه رابطهٔ انسان و خدا با رابطهٔ ارباب و برده، [۶]

تعبد در مفهوم دینی

رویکرد قوی توحیدی در دین اسلام از مفهوم تعبد عنصری مهم و بنیادین ساخته که در متون مقدس دینی به روشنی قابل پی گیری و بازتاب فراگیر آن در حوزه‌های مختلف اندیشهٔ اسلامی قابل ردیابی است.

تعبد درقرآن

واژهٔ تعبد و مشتقات آن از این مصدر در قرآن به کار نرفته است؛ اما دیگر مشتقات این ماده بیش از ۲۷۰ بار و غالبا در سوره‌های مکی به کار رفتهاند. گفتمان تعبد به نوعی رابطهٔ قدسی و معنوی میان انسان و خدا رهنمون است که در ارتباطی ساختاری با فلسفهٔ آفرینش انسان است.[۷] آدم آفریده شد تا خلیفه خداوند در زمین باشد و در فرایند جای گیری در این مقام در نخستین آزمون، از او اطاعت مطلق و بیچون و چرا خواسته شد، اما بیدرنگ پس از نافرمانی از بهشت رانده شد، تا این لغزش را با پیروی خود از هدایتهای الاهی جبران نماید؛ و بدین سان، نسل وی در زمین به دو دستهٔ مؤمن و کافر تقسیم می‌شوند.[۸]
در ادامهٔ ماجرا پیامبران الاهی پیاپی برای ابلاغ فرمان تعبد انسان در برابر خدا و تجدید عهد با وی برانگیخته شدند.[۹] این فرمان از معنایی ساده و روشن و در عین حال از گستره‌ای وسیع به اندازهٔ تمام زندگی انسان برخوردار است و هیچ استثنا و تبصره‌ای نمی‌پذیرد؛ زیرا انسان همهٔ هستی و هویت انسانی خود را از خداوند دارد و خود هیچ استقلالی در زندگی ندارد.[۱۰] از این روی خداوند حتی می‌تواند جان آدمی را نیز بی هیچ بحث و گفت وگویی از او طلب نماید که جریان ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) نمونهٔ روشن آن است.[۱۱]
دین تنها از آن خداوند است[۱۲] و گوهر این دین، تسلیم و تعبد محض در برابر اوست[۱۳]؛ [۱۴] شرف و کمال انسانی در گرو این حس قدسی بوده [۱۵]، و انسان بدون حس تعبد در برابر وی پوچ و بی معنی به شمار رفته [۱۶]؛ [۱۷] و تحت عنوان استکبار مورد مذمت قرار گرفته است [۱۸]. این احساس بندگی مطلق نه تنها با جنبهٔ تعقل و خردورزی بشر ناسازگار نیست، که اقتضای طبیعی آن است.[۱۹]

تعبد دراسلام و دیگر ادیان

تعبد انسان در برابر خداوند در تفاوتی مشهود میان اسلام و دیگر ادیان و تحت تأثیر رویکرد توحیدی، علاوه بر فراگیری مطلق از صبغه‌ای کاملاً انحصاری برخوردار است؛ به گونهای که انسان تنها در برابر او و نه در برابر هیچ موجود دیگری، موظف به احساس تعبد مطلق است [۲۰] برای آگاهی بیشتر، [۲۱] و بر اساس همین معیار اعتقادی، تقسیم جامعهٔ بشری به دو دستهٔ مؤمن و کافر به منظور ارائهٔ یک مرزبندی صورت می‌پذیرد [۲۲].
ویژگی انحصاری تعبد در اسلام در واکنش به فرهنگ رسوخ یافتهٔ بت پرستی، به شدت از پیدایش نمادهایی طبیعی یا انسانی در این حوزه جلوگیری کرده، و تعیین هرگونه واسطه میان انسان و خداوند، هرچند با مفهوم صرفاً نمادین، نوعی شرک تلقی شده است [۲۳] [۲۴].
با این حال ضرورت بازتاب تعبد در زندگی بشر که در قالب مجموعه‌ای از شعائر و سلوک دینی نمود یافته [۲۵]، تعریف حداقلی از نمادهای دینی همچون کعبه در نقش قبله نماز و مقصد حج را ناگزیر ساخته است [۲۶].
در همین راستا پیامبر اکرم(ص) نیز تنها، بندهٔ او به شمار رفته، با پذیرش لقب «عبد» از هرگونه منصب الاهی برکنار دانسته می‌شود [۲۷] نیز به صراحت از تعبد انسانها نسبت به یکدیگر حتی در صورت برخورداری آنها از منصبی دینی پرهیز داده شده، و این عمل نوعی شرک تلقی گشته است [۲۸]. با این حال، فرمان به پیروی مطلق از پیامبر(ص) نوعی اظهار تعبد، البته به تبع تعبد در برابر خداوند به شمار رفته است و منافاتی با تعبد مطلق و انحصاری در برابر خداوند ندارد [۲۹].

رابطهٔ تعبد انسان و خدا

رابطهٔ تعبد انسان و خدا در۳ سطح حقوقی، اخلاقی و سلوکی در قرآن قابل پیگیری و البته نه چندان قابل تفکیک است: مفهوم عمومی اسلام به معنای لزوم تسلیم مطلق بشر در برابر خداوند[۳۰]در کنار مفاهیمی چون تقوا، خوف و خشیت [۳۱] در بسیاری از لایه‌های معنایی آنها، نوعی رابطهٔ حقوقی میان انسان و خداوند را ترسیم می‌کنند.
در این فضا ست که اوامر و نواهی شرعی از سوی خداوند ابلاغ شده [۳۲]، و تصریح به عادلانه بودن این رابطه و به دور بودن از ستم نسبت به بندگان شده است [۳۳]. در مرحلهٔ بعد مفاهیم حمد و شکر [۳۴] درصدد تعریف رابطه‌ای اخلاقی میان انسان و خدا هستند که در آن اظهار تعبد، وظیفهٔ اخلاقی انسان در برابر نعمتهای الاهی شمرده شده است. و در مرحلهٔ سوم مفهوم «حُب» [۳۵] رابطه‌ای سلوکی تعریف می‌نماید که در فضای فرهنگی و اعتقادی عرب جاهلی امکان نمود نیافته است.

تعبد در روایات

در روایات نیز در ادامهٔ نگاه قرآنی به موضوع تعبد، آفرینش تمام هستی به منظور تعبد بشر در برابر خدا تلقی شده است [۳۶]. مفهوم سعادت در ترادف با تعبد مطرح شده [۳۷] و در پرتو رویکرد توحیدی اسلام، مفهوم اخلاص در ارتباط با تعبد به جدا شدن از هرگونه گرایش غیرالاهی به پدیده‌های دنیوی اشاره دارد [۳۸].
تعبد فرایندی تنها یک طرفه به حساب آمده که در قبال آن بنده از هیچ استحقاقی برخوردار نشده است و خداوند از روی فضل خود در برابر آن پاداش می‌دهد؛ زیرا انسان هرچه دارد از آن او ست [۳۹].
گرچه خداوند آزاد است که تعبد بشر نسبت به خود را در انجام هرگونه کاری قرار دهد [۴۰]، اما او همواره در این فرایند علاوه بر مصلحت تعبد، به مصالح و مفاسد خود آن افعال نیز توجه دارد [۴۱] همان گونه که عقل در نخستین گام به تعبد رهنمون است [۴۲]، تعبد نیز باید همواره با تعقل و تدبر در مسیر فهم بهتر رابطهٔ خود با خدا و مفهوم و مقصود از اعمال عبادی همراه باشد [۴۳]، زیرا «تفقه در دین» به تعبد انسان معنا و ارزش می‌بخشد [۴۴] و آن را از آفت مصون می‌دارد [۴۵].
سفارش به کاربرد نامهای مرکب از عبد و یکی از اسامی الاهی در نام گذاری فرزندان به تقویت فرهنگ فروتنی نسبت به خدا در قلمرو روابط اجتماعی توجه داشته [۴۶]، و عمل نمادین سجده دربر دارندهٔ فروتنی کامل و مطلق بشر در برابر خدا شمرده شده است [۴۷]. گفتمان تعبد در ادعیه و مناجاتهای ماثور نیز نوع ویژهای از گفت وگو میان انسان و خدا را ترسیم نموده که در عین حال از مایه‌های ژرف عاشقانه نیز برخوردار است [۴۸].

اندیشه و فرهنگ اسلامی

رویکرد معنوی قرآن به موضوع تعبد در عصر تدوین دانشهای اسلامی ناگزیر در قالب نظریه‌های پیچیده و فروعات متعدد علمی درآمده، و ساختار نسبتاً ساده و بسیط خود را از دست داده است [۴۹]. شاید مسئلهٔ تعبد نسبت به سنت نبوی در کنار قرآن و میزان و محدودهٔ آن، نخستین دگردیسی در این فرایند به شمار می‌رود که از یک سو به نفی اعتبار آن از سـوی گروه مـوسـوم به اهـل رأی ــ احتمالاً پارهای معتزلیان و حنفیـان نخستین [۵۰] ــ و از سـوی دیگر به اعتبار حداکثری آن از سوی اهل حدیث انجامیده، و در طیفهای میانی، مکتب شافعی با نگاه شدیداً اعتبارآمیز[۵۱] و در عین حال نسبتاً انتقادی به سنت [۵۲] را پدید آورده است.
در دورهٔ بعد معتزلیان و عدهای همراهان حنفی و شیعی آنان با نقد فراگیر احادیث [۵۳] و طرح موضوع حجیت تکلیف عقلی در کنار تکلیف سمعی [۵۴] به سوی نوعی عقل گرایی انتقادی وگاه حداکثری حرکت نمودند که جریان تعبدگرا را با محوریت اهل حدیث، حنبلیان و اشاعره مورد هدف قرار داده بود.
مقارن با این دوره، ورود اندیشه‌های فلسفی یونان و غیر آن به بحث تعارض عقل و دین دامن زد که به سرعت محور مجادلات کلامی ـ فلسفی قرار گرفت [۵۵] و حتی برتلقی فقهی از تعبد نیز تأثیر گذاشت؛ گویی تعبد باید الزاماً تهی از تعقل و در برابر آن باشد [۵۶]. امکان فهم قرآن و تدبر و تعقل در آن [۵۷] نگاه حداکثری به امور تعبدی یا تعقلی [۵۸] و به تبع آن، اعطای ارزش اخلاقی و دینی بیشتر به هریک از این دو حوزه [۵۹]، هریک نشانگر استمرار هر دو رویکرد تعبدگرا و تعقل گرا در اندیشهٔ اسلامی است.

گفتمان اجتهاد و تقلید

در این میان گفتمان اجتهاد و تقلید با سامان دهی اجتماعی جریان تعبدگرا در هر دو حوزهٔ اصول و فروع دین [۶۰] به تحکیم پایه‌های آن و مصونیت جامعهٔ اسلامی در برابر کاوشهای شبهه انگیز عقل گرایان حداکثری و حتیگاه انتقادی انجامید که انقراض گروه‌هایی همچون معتزلیان و فلاسفهٔ مشاء از پیامدهای آن است.
جریان اصلاح طلب -با هر دو رویکرد درون دینی و برون دینی- در عصر حاضر در واکنش به غلبهٔ تفکر اخباری گری بر بخش نسبتاً وسیعی از اندیشهٔ اسلامی [۶۱]، داعیهٔ جداسازی قلمرو امور تعبدی از امور غیرتعبدی را به منظور دست یابی به اختیارات بیشتر در همگون سازی اندیشهٔ اسلامی با تحولات عصر جدید با شدت فراوان دنبال می‌کند [۶۲].

اخلاق و تصوف

در کنار تاریخ دراز و پرفراز و نشیب مجادلات گوناگون در این موضوع، جریان اخلاق و تصوف مسیر دیگری را برای شکوفایی نهال تعبد قرآنی برگزید که بازتاب آن در اندیشه‌های توکل، رضا و تسلیم، فقر، محبت، قرب و فنا به روشنی مشهود است [۶۳] و در عین حال رابطهٔ مرید و مرادی تداعی گر نوعی رابطهٔ شدید تقلیدی بوده است [۶۴] و نزاع حقیقت و شریعت در تقارب با درگیریهای متداول به مسئلهٔ لزوم تعبد اهل حقیقت به آموزه‌ها و دستورات شریعت، و سست و پوچ بودن شریعت بدون حقیقت می‌پردازد. [۶۵]

فهرست منابع

آخوند خراسانی، محمدکاظم، کفایةالاصول، قم، ۱۴۰۹ق؛
آمدی، علی، الاحکام فی اصول الاحکام، دمشق، ۱۴۰۲ق؛
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۹ق/۱۹۵۹م؛
ابن بابویه، محمد، علل الشرائع، نجف، ۱۹۶۶م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، بیروت، دارالمعرفه؛
ابن حزم، علی، الاحکام، به کوشش احمد شاکر، قاهره، مطبعةالامام؛
ابن رشد، محمد، «فصل المقال »، همراه فلسفة ابن رشد، المکتبةالمحمودیه، ۱۹۶۸م؛
ابن سینا، الشفاء، الهیات، به کوشش قنواتی و سعید زاید، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م؛
ابن طاووس، علی، اقبال الاعمال، قم، ۱۴۱۶ق؛
ابن عابدین، محمدامین، رد المحتار، بیروت، ۱۴۱۵ق؛
ابن قتیبه، عبدالله، تأویل مختلف الحدیث، به کوشش اسعردی، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
ابن قیم جوزیه، محمد، مدارج السالکین، به کوشش محمدحامد فقی، بیروت، ۱۹۷۳م؛
ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفه؛
ابن منظور، لسان؛
ابن نجیم، زین الدین، البحرالرائق، بیروت، ۱۴۱۸ق؛
ابوزید، نصر حامد، الامام الشافعی، قاهره، ۱۹۹۶م؛
اصفهانی، محمدتقی، هدایةالمسترشدین، تهران، ۱۲۶۹ق؛
جامی، عبدالرحمان، مصباح الانس، به کوشش مهدی توحیدی پور، تهران، ۱۳۳۶ش؛
جزایری، عبدالله، التحفةالسنیة، نسخهٔ خطی آستان قدس رضوی، نشر در لوح فشردهٔ المعجم الفقهی، نسخهٔ ۳، ۱۴۲۱ق؛
جصاص، احمد، الفصول فی الاصول، به کوشش عجیل نشمی، بیروت، ۱۴۰۵ق؛
حکیم، محمدتقی، الاصول العامة للفقه المقارن، قم، ۱۳۹۰ق؛
حلبی، محمد، نخبةاللآلی، استانبول، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م؛
حمیری، عبدالله، قرب الاسناد، قم، ۱۴۱۳ق؛
حنفی، حسن، «من نقدالسند الی نقد المتن »، مجلةالجمعیة الفلسفیة المعرفیة، ۱۹۹۶م، س ۵، شم ۵؛
خلیل بن احمد فراهیدی، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، بغداد، ۱۹۸۱-۱۹۸۲م؛ خمینی، روح الله، آداب الصلوة، تهران، ۱۳۷۸ش؛
خمینی، مصطفی، مستند تحریرالوسیلة، قم، ۱۴۱۸ق؛
دارمی، عبدالله، سنن، دمشق، ۱۳۴۹ق؛
زرکشی، محمد، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۹۵۸م؛
زنجانی، ابراهیم، تعلیقات بر اوائل المقالات شیخ مفید، بیروت، ۱۹۹۳م؛
سروش، عبدالکریم، فربهتر از ایدئولوژی، تهران، ۱۳۷۲ش؛
سیوری، مقداد، نضد القواعد الفقهیة، به کوشش عبداللطیف کوه کمری، قم، ۱۴۰۳ق؛
شافعی، محمد، اختلاف الحدیث، به کوشش عامر احمد حیدر، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵م؛
همو، الام، بیروت، ۱۹۸۰م؛
همو، الرسالة، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۵۸ق/ ۱۹۳۹م؛
شرفی، عبدالمجید، الاسلام بین الرسالة والتاریخ، بیروت، ۲۰۰۱م؛
شهید ثانی، زین الدین، الروضةالبهیة، قم، ۱۴۱۰ق؛
شیمل، آ.، ابعاد عرفانی اسلام، ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، تهران، ۱۳۷۷ش؛
الصحیفةالسجادیة، قم، جامعهٔ مدرسین؛
طباطبایی، محمدحسین، المیزان، قم، ۱۴۰۲ق؛ طبرانی، سلیمان، المعجم الاوسط، به کوشش طارق بن عوض الله و عبدالمحسن حسینی، قاهره، ۱۴۱۵ق؛
همو، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی سلفی، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۴م؛
طبرسی، احمد، الاحتجاج، به کوشش محمدباقر موسوی خرسان، نجف، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، بیروت، ۱۴۱۵ق؛
طبری، تفسیر، بیروت، ۱۴۱۵ق؛
طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ۱۴۰۹ق؛
همو، مصباح المتهجد، بیروت، ۱۹۹۱م؛
عاملی، حسین، العقد الحسینی، یزد؛
عبدالرزاق کاشی، اصطلاحات الصوفیة، کلکته، ۱۳۸۵ق؛
علامهٔ حلی، حسن، منتهی المطلب، مشهد، ۱۴۱۲ق؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت/ بغداد، ۱۹۷۰م؛
غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالمعرفه؛
همو، المستصفی، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
فضلی، عبدالهادی، دروس فی اصول فقه الامامیة، قم، ۱۴۲۰ق؛
فقه الرضا(ع)، مشهد، ۱۴۰۶ق؛
فیض کاشانی، محمدمحسن، المحجةالبیضاء، قم، ۱۴۱۷ق؛
مازندرانی، محمد صالح، شرح اصول کافی، به کوشش ابوالحسن شعرانی، تهران، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م؛
مظفر، محمدرضا، اصول الفقه، قم، ۱۳۷۰ق؛
مفاتیح الجنان؛ مناوی، محمد عبدالرئوف، فیض القدیر، به کوشش عبدالسلام، بیروت، ۱۴۱۵ق؛
نراقی، مهدی، جامع السعادات، بیروت، مؤسسة اعلمی؛
نوری، حسین، مستدرک الوسائل، قم، ۱۴۰۹ق؛
نهج البلاغة، به کوشش محمد عبده، بیروت، دارالمعرفه؛
واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، به کوشش بیرجندی، قم، ۱۳۷۶ش؛
هجویری، علی، کشف المحجوب، تهران، ۱۳۳۶ش؛ نیز:
ER; Jeffery, A., The Foreign Vocabulary of the Qur’an, Baroda, 1938. *
دائره المعارف بزرگ اسلامی

پانویس

  1. خلیل بن احمد، ج۲، ص۴۸-۵۰؛ ابن منظور، ذیل واژه عبد.
  2. ابن منظور، ذیل واژه عبد.
  3. خلیل بن احمد، ج۲، ص۴۸.
  4. جفری، ص۲۱۰.
  5. برای آگاهی بیشتر از جایگاه برده داری در فرهنگ عرب جاهلی، ن ک: علی، ج۴، ص۵۵۵-۵۵۶، ص۵۶۵-۵۶۸، ج۷ص۴۵۳-۴۷۱.
  6. ن ک: ER، ذیل بندگی۱.
  7. نک: ذاریات ص۵۱-۵۶؛ نیز فیض، ج۲ص ۱۰۱.
  8. بقره/۳۰/۲-۳۹.
  9. بقره/۱۳۶/۲- ۱۳۸؛ نحل/۳۶/۱۶؛ مریم/۳۰/۱۹؛ انبیاء/۲۵/۲۱.
  10. انعام/ ۶/ ۱۷-۱۸، ۱۰۲؛ یونس /۱۰/ ۳۱- ۳۵، ۱۰۷؛ شعراء/ ۲۶/ ۷۷-۸۹.
  11. صافات/۱۰۲/۳۷-۱۰۵.
  12. ن ک: زمر/۲/۳۹-۳، ۱۱، ۱۴؛ غافر/۶۵/۴۰؛ بینه/ ۹۸/۵.
  13. آل عمران/۳/۱۹-۲۰.
  14. برای آگاهی بیشتر، ن ک: طبرسی، فضل، ج۳ص۲۷۳؛ مجلسی، ج۸۳، ص۸۲ص؛ مازندرانی، ج۸، ص۲۷۲، ج۱۲ص۱۳۰.
  15. نساء/۴/۱۷۱-۱۷۳؛ زمر/ ۳۹/۱۵.
  16. قیامت/۷۵/ ۳۶.
  17. برای آگاهی بیشتر،: ن ک: طبری، ج۲۹ص ۲۴۹.
  18. مؤمنون/۲۳/۴۶-۴۷.
  19. بقره/۲/۱۷۰-۱۷۱؛ انبیاء/۲۱/۶۷؛ زمر/۳۹/۱۱- ۱۸، ۶۴؛ غافر/۴۰/۶۵-۶۷؛ برای آگاهی بیشتر، ن ک: طباطبایی، ج۳ص۳۲۳.
  20. انعام/ ۶/ ۵۶-۵۷؛ اعراف/ ۷/ ۷۰-۷۱؛ یوسف/۱۲/ ۳۹-۴۰.
  21. ن ک: طبری، ج۲۰ص۱۵۴، ج۲۳ص ۲۲۷.
  22. کافرون/ ۱۰۹/۱-۶ برای آگاهی بیشتر، ن ک: طبری، ج۳۰ص۴۳۰.
  23. توبه/ ۹/۳۰-۳۱؛ زمر/۳۹/۳.
  24. برای بررسی نقش نمادین پدیده‌های طبیعی و انسانی ن ک: ER، ذیل بندگی.
  25. ن ک: نراقی، ج۳ص۳۸۳-۳۸۴.
  26. بقره/۲/۱۴۴؛ آل عمران/۳/۹۷؛ برای بررسی نقش نمادین سایر اعمال عبادی، ن ک: فیض، ج۲ص۲۹۰-۲۹۱.
  27. نساء/۴/۱۷۲؛ اسراء/۱۷/۱، ۳؛ مریم/۱۹/۳۰؛ برای آگاهی بیشتر، ن ک: حلبی، ص۵.
  28. آل عمران/۳/۶۴، ۷۹-۸۰؛ توبه/ ۹/۳۰-۳۳.
  29. احزاب/۳۳/۳۶؛ حشر/ ۵۹/۷.
  30. نمل/۲۷/۹۱؛ عنکبوت/ ۲۹/۱۶؛ زمر/ ۳۹/۱۲؛ غافر/۴۰/۶۶.
  31. برای نمونه، ن ک: آل عمران/ ۳/۱۰۲؛ یونس/۱۰/۳۱؛ عنکبوت/۲۹/۱۶.
  32. اعراف/۷/۳۱-۳۳.
  33. انفال/ ۸/۵۱؛ حج/۲۲/۱۰؛ غافر/۴۰/۳۱.
  34. برای نمونه، ن ک: بقره/۲/۱۷۲؛ زمر/۳۹/۷، ۶۶؛ غافر/ ۴۰/۶۵.
  35. بقره/۲/۱۶۵؛ آل عمران/۳/۳۱؛ مائده/۵/۵۴.
  36. طبرسی، احمد، ج۱ص۱۳۳؛ مجلسی، ج۲۹، ص۲۲۱.
  37. الصحیفةالسجادیة، ص۲۱۱.
  38. جزایری، ص۷۶؛ قس: نهج البلاغة، خطبهٔ ۱۱۱.
  39. الصحیفة السجادیة، ۱۸۷؛ نیز نک: طوسی، مصباح...، ص۲۶۳.
  40. ابن بابویه، ج۱ص۲۷۱، ج۲ص۴۰۶؛ برای آگاهی بیشتر، ن ک: ابن طاووس، ج۲، ص۲۱.
  41. ابن طاووس، ج۲ص۵۹۲؛ مجلسی، ج۶، ص۹۳-۹۴.
  42. واسطی، ص۱۱۸.
  43. ابن بابویه، ج۲، ص۵۹۸؛ مجلسی، ج۱ص۲۰۸؛ نوری، ج۴ص۱۰۷.
  44. مناوی، ج۶ص۳۳۸.
  45. دارمی، ج۱ص۹۱.
  46. طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱ص۷۴، المعجم الاوسط، ج۱ص۲۱۴؛ مناوی، ج۱ص ۲۱۹.
  47. حمیری، ص۵؛ فقه الرضا(ع)، ص۱۴۱؛ طوسی، همان، ص۱۷۴، ۵۷۰.
  48. برای نمونه، ن ک: مفاتیح...، ذیل دعای کمیل، مناجات شعبانیه، مناجات خمسة عشره.
  49. ن ک: فیض، ج۱ص۲۶۷ برای آگاهی بیشتر، ن ک: شرفی، ص۵۹-۸۵.
  50. شـافعـی، الام، ج۷ص۲۸۷.
  51. ن ک: شـافعـی، الرسالة، ص۲۱۷-۲۱۸.
  52. شـافعـی، ۳۹۹، نیز الام، ج۶، ص۱۱۲، ج۷، ص۲۹۰، اختلاف الحدیث، ص۵۹.
  53. ن ک: ابن قتیبه، ص۳-۵۷.
  54. ن ک: جصاص، ج۴، ص۳۰۱؛ طوسی، التبیان، ج۳، ص۳۹۵، ج۴ص۱۱۰، ۶ ۴۵۸؛ ابن ابی الحدید، ج۹ص۸۴-۸۵.
  55. برای مقایسهٔ ۳ دیدگاه تفکیک حیثیت تعبدی از حیثیت تعقلی مسائل و مصادرهٔ حوزهٔ تعبد به سود حوزهٔ تعقل و به عکس، ن ک: ابن سینا، ج۱ص۴۲۳؛ ابن رشد، جم؛ ابن حزم، ج۱ص۵۹، ۶۲-۶۳.
  56. ن ک: علامهٔ حلی، ج۲، ص۲۶۶؛ عاملی، ص۳برای بررسی سیر تحول اصطلاح فقهی تعبد، ن ک: مظفر، ج۱ص۶۵-۶۶.
  57. زرکشی، ج۱، ص۱۷۳، ج۲ص۷۲؛ قس: ابن کثیر، ج۱ص۴۰.
  58. ابن حجر، ج۳، ص۲۱؛ شهید ثانی، ج۸، ص۲۱۹؛ قس: ابن نجیم، ج۱، ص۲۲۵؛ آمدی، ج۳ص ۲۷۹.
  59. سیوری، ص۳۱؛ نراقی، ج۳ص۳۸۴؛ قس: ابن عابدین، ج۱ص۴۸۲؛ مناوی، ج۴ص۵۴۱.
  60. برای بررسی شمول معنایی اصطلاح تقلید، ن ک: غزالی، المستصفی، ص۳۷۰-۳۷۱؛ آخوند خراسانی، ص۴۷۲.
  61. ن ک: زنجانی، ص۴۰۶-۴۰۷.
  62. برای نمونه، ن ک: اصفهانی، ص۴۳۱؛ خمینی، روح الله، ص۱۹۹-۲۰۰؛ خمینی، مصطفی، ج۲ص۲۷۱؛ سروش، ص۶-۱۱؛ حنفی، ۱۲۹ بب؛ برای بررسی امکان جداسازی امور اجتماعی از حوزهٔ تعبدیات، ن ک: حکیم، ۶۱؛ فضلی، ۴۰۵-۴۰۶.
  63. برای آگاهی از مفهوم این اصطلاحات، ن ک: شیمل، ۲۱۱ بب؛ نیز بخشهای پراکندهای از احیاءالعلوم غزالی؛ اصطلاحات الصوفیهٔ عبدالرزاق کاشی؛ برای مشاهدهٔ یک برنامهٔ کامل سیر و سلوک بر مبنای مراتب بندگی، ن ک: ابن قیم، جم.
  64. ن ک: شیمل، ص۱۸۸-۲۰۰.
  65. برای نمونه، ن ک: هجویری، ص۳۸۳؛ جامی ص۱۱۷.
منبع: ویکی شیعه - تاریخ برداشت: 95/04/20
بازگشت به تعبد