فرمان استقامت به پیامبر(ص) و امت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۳: سطر ۳:
  
 
از منظر قرآن فرمان استقامت به پیامبر اسلام(ص) و امت با چه شرایط و ویژگی‌هایی صادر شده است؟<br/>
 
از منظر قرآن فرمان استقامت به پیامبر اسلام(ص) و امت با چه شرایط و ویژگی‌هایی صادر شده است؟<br/>
خداوند در قرآن کریم در دو سوره (هود- شوری) به پیامبر عظیم‌الشأن(ص) و امت آن حضرت فرمان استقامت و پایداری صادر کرده است، اما در سوره هود آیه ۱۱۲ ذیل و من تاب معک را دارد که می‌فرماید: فاستقم کما امرت ومن تاب معک ولا تطغوا انه بما تعملون بصیر پس همان‌گونه که فرمان یافتی استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند به آنجام انجام می‌دهید بینا است. این آیه شامل دستورات مهمی است از جمله:<br/>
+
خداوند در قرآن کریم در دو سوره (هود- شوری) به پیامبر عظیم‌الشأن(ص) و امت آن حضرت فرمان استقامت و پایداری صادر کرده است، اما در سوره هود آیه ۱۱۲ ذیل و من تاب معک را دارد که می‌فرماید: فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ پس همان‌گونه که فرمان یافتی استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند به آنجام انجام می‌دهید بینا است. این آیه شامل دستورات مهمی است از جمله:<br/>
 
الف) استقامت و پایمردی در دین‌داری و اجرای احکام خدا که از امر «فاستقم» استفاده می‌شود.<br/>
 
الف) استقامت و پایمردی در دین‌داری و اجرای احکام خدا که از امر «فاستقم» استفاده می‌شود.<br/>
ب) داشتن انگیزه الهی در استقامت، یعنی از سر اخلاص و برای جلب رضای خدا باید ثابت قدم بود و حق را آنچنان که باید ادا کرد. این مطلب از عبارت «کما امرت» استفاده می‌شود. می‌فرماید: آن چنان که قبل از این مامور شده‌ای استقامت و پایداری ورز. آیه‌ای که قبل از این در مورد استقامت نازل شده عبارت است از: «و ان اقم وجهک للدین حنیفا و لاتکونن من المشرکین» مخلصانه روی به سوی دین توحید کن و از مشرکان مباش. <ref>یونس- 105</ref><br/>
+
ب) داشتن انگیزه الهی در استقامت، یعنی از سر اخلاص و برای جلب رضای خدا باید ثابت قدم بود و حق را آنچنان که باید ادا کرد. این مطلب از عبارت «کما امرت» استفاده می‌شود. می‌فرماید: آن چنان که قبل از این مامور شده‌ای استقامت و پایداری ورز. آیه‌ای که قبل از این در مورد استقامت نازل شده عبارت است از: «وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» مخلصانه روی به سوی دین توحید کن و از مشرکان مباش. <ref>یونس- 105</ref><br/>
ج) پیروان را به استقامت واداشتن، زیرا علاوه بر اینکه پیامبر(ص) را به استقامت امر کرده است فرموده: «و من تاب معک» و مومنان را نیز به استقامت وادار. امروز نیز وظیفه ما مسلمانان به خصوص رهبران جامعه اسلامی، عمل به دستورات فوق است و بدون عمل به آنها، پیروزی بر خیل دشمنانی که از هر سو ما را احاطه کرده‌اند ممکن نیست.<br/>
+
ج) پیروان را به استقامت واداشتن، زیرا علاوه بر اینکه پیامبر(ص) را به استقامت امر کرده است فرموده: «وَمَنْ تَابَ مَعَكَ» و مومنان را نیز به استقامت وادار. امروز نیز وظیفه ما مسلمانان به خصوص رهبران جامعه اسلامی، عمل به دستورات فوق است و بدون عمل به آنها، پیروزی بر خیل دشمنانی که از هر سو ما را احاطه کرده‌اند ممکن نیست.<br/>
 +
 
 
==تکلیف سنگین==
 
==تکلیف سنگین==
 
لحن شدید آیه بر کسی پوشیده نیست و پیداست که هیچ اثری از لطف و مهر در آن وجود ندارد. در آیات قبل از این نیز، داستان تکان‌دهنده امتهایی آمده بود که به کیفر اعمالشان مواخذه شدند. نام بردن از خصوص پیامبر هم در عین اینکه تجلیل از اوست، ولی تشدید خطاب در حق وی نیز می‌باشد و گویا پیامبر با توجه به همین لحن و خطاب شدید فرموده است: سوره هود مرا پیر کرد. <ref>ترجمه المیزان، ج11، ص 66</ref> نقل کرده‌اند وقتی این آیه نازل شد پیامبر گرامی(ص) فرمود: «شمروا شمروا» یعنی آستینها را بالا بزنید و مهیای استقامت شوید.<ref>الدرا المنثور، ج 3، ص 351</ref><br/>
 
لحن شدید آیه بر کسی پوشیده نیست و پیداست که هیچ اثری از لطف و مهر در آن وجود ندارد. در آیات قبل از این نیز، داستان تکان‌دهنده امتهایی آمده بود که به کیفر اعمالشان مواخذه شدند. نام بردن از خصوص پیامبر هم در عین اینکه تجلیل از اوست، ولی تشدید خطاب در حق وی نیز می‌باشد و گویا پیامبر با توجه به همین لحن و خطاب شدید فرموده است: سوره هود مرا پیر کرد. <ref>ترجمه المیزان، ج11، ص 66</ref> نقل کرده‌اند وقتی این آیه نازل شد پیامبر گرامی(ص) فرمود: «شمروا شمروا» یعنی آستینها را بالا بزنید و مهیای استقامت شوید.<ref>الدرا المنثور، ج 3، ص 351</ref><br/>
امام خمینی(ره) در مورد نگرانی پیامبر اکرم(ص) از استقامت یارانش می‌فرماید: «پیغمبر اکرم(ص) نگران بود راجع به این که آیا ملتش استقامت می‌کنند یا نه؟ تا آن حد که در روایت است که فرموده: «شیبتنی سوره هود» برای این آیه‌ای که آمده است که «فاستقم کمات امرت و من تاب معک» در عین حالی که این آیه در سوره دیگری هم <ref>سوره شوری</ref> آمده لکن آن ذیل را ندارد. سوره هود که این ذیل را دارد فرموده است. این به نظر می‌رسد که نگران بوده است از اینکه مبادا ملتش، امتش مبادا خدای نخواسته استقامت نکنند. <ref>صحیفه نور، ج 19، ص 124</ref><br/>
+
امام خمینی(ره) در مورد نگرانی پیامبر اکرم(ص) از استقامت یارانش می‌فرماید: «پیغمبر اکرم(ص) نگران بود راجع به این که آیا ملتش استقامت می‌کنند یا نه؟ تا آن حد که در روایت است که فرموده: «شیبتنی سوره هود» برای این آیه‌ای که آمده است که «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ» در عین حالی که این آیه در سوره دیگری هم (سوره شوری) آمده لکن آن ذیل را ندارد. سوره هود که این ذیل را دارد فرموده است. این به نظر می‌رسد که نگران بوده است از اینکه مبادا ملتش، امتش مبادا خدای نخواسته استقامت نکنند. <ref>صحیفه نور، ج 19، ص 124</ref><br/>
  
==از منظر اسلام مهمترين شرط پيروزي بر دشمن چيست؟==
+
==از منظر اسلام مهمترین شرط پیروزی بر دشمن چیست؟==
  
از آيات قرآن مجيد و روايات اسلامى به خوبى استفاده مى شود که اساس پيروزى در کارها صبر و استقامت و پايمردى است. قرآن سربازان پيروز که حتّى با نابرابرى فاحش نسبت به دشمن، مشمول نصرت الهى مى شوند را به همين صفت توصيف کرده، مى فرمايد: «اِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ اِنْ يَکُنْ مِنْکُمْ مِائَة يَغْلِبُوا اَلْفاً مِنَ الَّذينَ کَفَرُوا بِاَنَّهُمْ قَوْم لا يَفْقَهُونَ» (هرگاه بيست نفر با استقامت از شما باشند بر دويست نفر غلبه مى کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند پيروز مى گردند چرا که آنها گروهى هستند که نمى فهمند). در کلمات قصار نهج البلاغه مى خوانيم: «وَ عَلَيْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِيمانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَيْرَ في جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فى إيمان لا صَبْرَ مَعَهُ» (و بر شما باد که صبر و استقامت کنيد! زيرا صبر و استقامت نسبت به ايمان، همچون سر است نسبت به بدن، تنى که سر با او نباشد فايده اى ندارد و همچنين است ايمانى که صبر و استقامت با آن نباشد)!<br/>
+
از آیات قرآن مجید و روایات اسلامی به خوبی استفاده می‌شود که اساس پیروزی در کارها صبر و استقامت و پایمردی است. قرآن سربازان پیروز که حتّی با نابرابری فاحش نسبت به دشمن، مشمول نصرت الهی می‌شوند را به همین صفت توصیف کرده، می‌فرماید: «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه می‌کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می‌گردند چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند). در کلمات قصار نهج البلاغه می‌خوانیم: «وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِیمانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَیْرَ فی جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فی إیمان لا صَبْرَ مَعَهُ» (و بر شما باد که صبر و استقامت کنید! زیرا صبر و استقامت نسبت به ایمان، همچون سر است نسبت به بدن، تنی که سر با او نباشد فایده‌ای ندارد و همچنین است ایمانی که صبر و استقامت با آن نباشد)!<br/>
در خطبه يازدهم نهج البلاغه که در آن امام علي(ع) قبل از جنگ جمل در چند جمله کوتاه قسمت مهمي از دستورات جنگي را براي فرزندش محمد حنفيّه بيان مي کند نيز کراراً روى همين معنا تکيه شده است، گاه مى فرمايد: «اگر کوه‌ها تکان بخورند تو استقامت کن و از جاى تکان مخور!» و گاه مى فرمايد: «قدمهايت را بر زمين ميخکوب کن!» و بقيه جمله هاي اين خطبه نيز در واقع شاخ و برگى براى اين معناست زيرا «دندانها را به هم فشردن»، «جمجمه خويش را به خدا عاريت دادن»، «نصرت و پيروزى را از جانب خدا دانستن»، همه اينها به انسان استقامت بيشتر مى بخشد و پايدارى فزونتر مى دهد و آنچه سبب شد که مسلمانان در جنگ هاى نابرابر با دشمنان در صحنه هاى مختلف پيروز شوند همين اصل بود، اصلى که بايد در نسل کنونى نيز زنده بماند تا شاهد پيروزي هاى بيشتر بر دشمنان اسلام گردند.<br/>
+
در خطبه یازدهم نهج البلاغه که در آن امام علی(ع) قبل از جنگ جمل در چند جمله کوتاه قسمت مهمی از دستورات جنگی را برای فرزندش محمد حنفیّه بیان می‌کند نیز کراراً روی همین معنا تکیه شده است، گاه می‌فرماید: «اگر کوه‌ها تکان بخورند تو استقامت کن و از جای تکان مخور!» و گاه می‌فرماید: «قدمهایت را بر زمین میخکوب کن!» و بقیه جمله‌های این خطبه نیز در واقع شاخ و برگی برای این معناست زیرا «دندانها را به هم فشردن»، «جمجمه خویش را به خدا عاریت دادن»، «نصرت و پیروزی را از جانب خدا دانستن»، همه اینها به انسان استقامت بیشتر می‌بخشد و پایداری فزونتر می‌دهد و آنچه سبب شد که مسلمانان در جنگ‌های نابرابر با دشمنان در صحنه‌های مختلف پیروز شوند همین اصل بود، اصلی که باید در نسل کنونی نیز زنده بماند تا شاهد پیروزی‌های بیشتر بر دشمنان اسلام گردند.<br/>
  
 
==شجاعت از نظر قرآن==
 
==شجاعت از نظر قرآن==
 +
شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.<ref>ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173</ref> شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.<ref>اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341</ref>
  
شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.<ref>ابن منظور؛ لسان العرب،  ج 8، ص 173</ref> شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.<ref>اخلاق اسلامی در نهج البلاغه،  ج 1، ص 341</ref>
+
از جمله ویژگی‌های پیامبران الهی که در آیات قرآن به آن اشاره شده، شجاعت و نترسی است. خدای سبحان در سوره یونس خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: سرگذشت نوح را بر آنان تلاوت کن، هنگامی که به قومش گفت:ای قوم اگر توقفم در بین شما و یادآوری آیات الهی برای شما سخت است [و غیرقابل تحمل، هرکاری از دستتان ساخته است انجام دهید و کوتاهی نکنید؛ چرا که] من بر خدا تکیه نموده و توکل کرده‌ام [و از غیراو هراسی ندارم]. سپس می‌گوید: اگر می‌توانید برخیزید، و به زندگی من پایان دهید و لحظه‌ای مرا مهلت ندهید.»<ref>یونس/ 71</ref><br/>
  
از جملة ويژگي‌هاي پيامبران الهي كه در آيات قرآن به آن اشاره شده، شجاعت و نترسي است. خداي سبحان در سورة يونس خطاب به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: سرگذشت نوح را بر آنان تلاوت كن، هنگامي كه به قومش گفت:اي قوم اگر توقفم در بين شما و يادآوري آيات الهي براي شما سخت است [و غيرقابل تحمل، هركاري از دستتان ساخته است انجام دهيد و كوتاهي نكنيد؛ چرا كه] من بر خدا تكيه نموده و توكل كرده‌ام [ و از غيراو هراسي ندارم]. سپس مى‌گويد: اگر مى‌توانيد برخيزيد، و به زندگى من پايان دهيد و لحظه‌اى مرا مهلت ندهيد.»<ref>يونس/ 71</ref><br/>
+
نوح(ع) فرستاده بزرگ پروردگار با قاطعیتی که ویژه پیامبران الهی است، در نهایت شجاعت و شهامت با نفرات کم و محدودی که داشت، در مقابل دشمنان نیرومند و سر سخت ایستادگی می‌کند و قدرت آنها را به سخره می‌گیرد و بی اعتنایی خویش را به نقشه‌ها و افکار و بت‌های آنها نشان می‌دهد. با توجه به اینکه این آیات در مکه نازل شده، در آن زمانی که پیامبر(ص) نیز در شرایطی مشابه نوح(ع) زندگی می‌کرد و مؤمنان در اقلیت بودند، قرآن می‌خواهد به پیامبر(ص) و مسلمانان نیز همین دستور را بدهد که نباید به قدرت دشمن اهمیت دهد، بلکه با قاطعیت و شهامت بیشتر حرکت خود را ادامه داده، پیش برود؛ چرا که تکیه‌گاهشان خدا است و هیچ نیرویی تاب مقاومت در برابر قدرت او را ندارد.<br/>
  
نوح(ع) فرستاده بزرگ پروردگار با قاطعيتى كه ويژه پيامبران الهي است، در نهايت شجاعت و شهامت با نفرات كم و محدودى كه داشت، در مقابل دشمنان نيرومند و سر سخت ايستادگى مى‌كند و قدرت آنها را به سخره مى‌گيرد و بى اعتنايى خويش را به نقشه‌ها و افكار و بت هاى آنها نشان مى‌دهد. با توجه به اينكه اين آيات در مكه نازل شده، در آن زمانى كه پيامبر(ص) نيز در شرايطى مشابه نوح(ع) زندگى مى‌كرد و مؤمنان در اقليت بودند، قرآن مى‌خواهد به پيامبر(ص) و مسلمانان نيز همين دستور را بدهد كه نبايد به قدرت دشمن اهميت دهد، بلكه با قاطعيت و شهامت بيشتر حركت خود را ادامه داده، پيش برود؛ چرا كه تكيه‌گاهشان خدا است و هيچ نيرويى تاب مقاومت در برابر قدرت او را ندارد.<br/>
+
در آیه‌ای دیگر در باره حضرت ابراهیم(ع) می‌خوانیم:«ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از [شایستگی] او آگاه بودیم.»<ref>انبیا/ 51</ref> حضرت ابراهیم(ع) نیز با قوت و شجاعت خاصی مبارزه خود را علیه اصلی‌ترین عامل بدبختی انسان‌ها (بت پرستی) آغاز می‌نماید و با صراحت و شجاعت تمام، اعلام می‌دارد که: «به خدا سوگند من نقشه‌ای برای نابودی این بت‌ها در غیاب شما می‌کشم.»<ref>انبیا</ref> سرانجام ابراهیم خلیل(ع) به گفته خود عمل کرده و در زمان مناسب، همه بت‌ها به جز بت بزرگ را نابود می‌نماید: «فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ.»<ref>انبیا/ 58</ref> مبارزه شجاعانه حضرت ابراهیم(ع) در برابر بت پرستان لجوج، متعصب و خطرناکی که از سوی حکومت وقت، حمایت و پشتیبانی می‌شدند، نشان‌دهنده قوت قلب و نترسی آن بزرگوار است که در عین تنهایی و نداشتن یار و یاور، کمترین ترس و سستی به‌خود راه نمی‌دهد، و در رسیدن به هدف تا آخر، ایستادگی و مقاومت می‌کند.<br/>
  
در آيه‌اي ديگر در بارة حضرت ابراهيم(ع) مي‌خوانيم:«ما وسيلة رشد ابراهيم را از قبل به او داديم و از [شايستگي] او آگاه بوديم.»<ref>انبيا/ 51</ref>  حضرت ابراهيم(ع) نيز با قوت و شجاعت خاصي مبارزة خود را عليه اصلي‌ترين عامل بدبختي انسان‌ها (بت پرستي) آغاز مي‌نمايد و با صراحت و شجاعت تمام، اعلام مي‌دارد كه: «به خدا سوگند من نقشه‌اي براي نابودي اين بت‌ها در غياب شما مي‌كشم.»<ref>انبيا/</ref>  سرانجام ابراهيم خليل(ع) به گفتة خود عمل كرده و در زمان مناسب، همة بت‌ها به جز بت بزرگ را نابود مي‌نمايد: «فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاَّ كَبيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ.»<ref>انبيا/ 58</ref> مبارزة شجاعانة حضرت ابراهيم(ع) در برابر بت پرستان لجوج، متعصب و خطرناكي كه از سوي حكومت وقت، حمايت و پشتيباني مي‌شدند، نشان‌دهنده قوت قلب و نترسي آن بزرگوار است كه در عين تنهايي و نداشتن يار و ياور، كمترين ترس و سستي به‌خود راه نمي‌دهد، و در رسيدن به هدف تا آخر، ايستادگي و مقاومت مي‌كند.<br/>
+
خدای سبحان در آیه دیگری، ویژگی مبلغان الهی را ترس از خدا و نهراسیدن از غیرخدا می‌داند و می‌فرماید: [پیامبران پیشین] کسانی بودند که رسالت الهی را تبلیغ کرده و [تنها] از او هراس داشتند و از هیچ کسی جز خدا، ترس و هراسی به دل راه نمی‌دادند.» <ref>احزاب/ 39</ref><br/>
  
خداي سبحان در آية ديگري، ويژگي مبلغان الهي را ترس از خدا و نهراسيدن از غيرخدا مي‌داند و مي‌فرمايد: [پيامبران پيشين] كساني بودند كه رسالت الهي را تبليغ كرده و [تنها] از او هراس داشتند و از هيچ كسي جز خدا، ترس و هراسي به دل راه نمي‌دادند.» <ref>احزاب/ 39</ref><br/>
+
همچنین از جمله عواملی که در پیروزی و موفقیت‌ها، نقش کلیدی داشته و دارد، شجاعت و دلاوری است. از جمله جنگ‌های صدر اسلام، جنگ احزاب است و تصویر و گزارشی که قرآن کریم از اردو و لشکر اسلام می‌دهد، بسیار آموزنده است. مشاهده لشکر مجهز دشمن در جنگ احزاب، مسلمانان را به دو دسته تقسیم می‌نماید:دسته اول انسان‌های بزدل و ترسویی که دنبال بهانه، کار شکنی و فرار از صحنه جنگ و جهاد بودند. قرآن می‌فرماید: «به خاطر بیاورید زمانی را که گروهی از آنها (منافقان) گفتند:ای مردم مدینه! اینجا (میدان جنگ احزاب) جای توقف نیست، به خانه‌های خود بازگردید و گروهی از آنان از پیامبر(ص) اجازه بازگشت می‌خواستند و می‌گفتند: خانه‌های ما بدون حفاظ است، در حالی که بدون حفاظ نبود، بلکه [این‌ها بهانه بود و به خاطر ترس و وحشت] می‌خواستند فرار کنند.» <ref>احزاب/13</ref> خدای سبحان در باره افراد ترسو و سست عنصری که همیشه دنبال بهانه بوده و روحیه دیگران را نیز از بین می‌برند، می‌فرماید: « اگر آنها همراه شما [به سوی میدان جهاد] خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید چیزی بر شما نمی‌افزودند و به سرعت در بین شما به فتنه انگیزی [و ایجاد تفرقه و نفاق] می‌پرداختند و در میان شما افراد [سست و ضعیف] هستند که به سخنان آنان کاملاً گوش فرا می‌دهند و خداوند ظالمان را می‌شناسد.»<ref>توبه/47</ref> امام علی(ع) در دستورالعملی که به مالک اشتر می‌دهد، اینگونه می‌فرماید: «با افراد ترسو و بزدل، رایزنی مکن که تو را در تصمیم و اراده ات، سست می‌گرداند و آنچه [در واقع] بزرگ نیست، در نظر تو بزرگ نشان می‌دهد.»<br/>
 +
گروه دوم، افراد شجاع و نترسی بودند که مشاهده لشکر دشمن در جنگ احزاب، هیچ گونه تأثیری بر عزم و اراده آهنین آنان نمی‌گذاشت. قرآن می‌فرماید: «هنگامی که انسان‌های با ایمان لشکر دشمن را در احزاب مشاهده کردند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفته‌اند و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.»<ref>احزاب/22</ref><br/>
  
همچنين از جمله عواملي كه در پيروزي و موفقيت‌ها، نقش كليدي داشته و دارد، شجاعت و دلاوري است. از جملة جنگ‌هاي صدر اسلام، جنگ احزاب است و تصوير و گزارشي كه قرآن كريم از اردو و لشكر اسلام مي‌دهد، بسيار آموزنده است. مشاهده لشكر مجهز دشمن در جنگ احزاب، مسلمانان را به دو دسته تقسيم مي‌نمايد:دسته اول انسان‌هاي بزدل و ترسويي كه دنبال بهانه، كار شكني و فرار از صحنة جنگ و جهاد بودند. قرآن مي‌فرمايد: «به خاطر بياوريد زماني را كه گروهي از آنها (منافقان) گفتند:اي مردم مدينه! اينجا (ميدان جنگ احزاب) جاي توقف نيست، به خانه‌هاي خود بازگرديد و گروهي از آنان از پيامبر(ص) اجازة بازگشت مي‌خواستند و مي‌گفتند: خانه‌هاي ما بدون حفاظ است،
+
نویسنده: آیت الله حسین مظاهری<br/>
 +
شجاعت و شهامت در آیات و روایات شجاعت فضیلتی مهم است، به گونه‌ای که قرآن شریف آن را اساس حکومت الهی دانسته و آن را مورد محبت و عنایت خاص قرار داده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...».<ref>البقره، 247</ref>(... به درستی که خدا او را بر شما برگزید و در دانش و توانایی او را فزونی بخشید... ).<br/>
  
در حالي كه بدون حفاظ نبود، بلكه [اين‌ها بهانه بود و به خاطر ترس و وحشت] مي‌خواستند فرار كنند.» <ref>احزاب/13</ref> خداي سبحان در بارة افراد ترسو و سست عنصري كه هميشه دنبال بهانه بوده و روحية ديگران را نيز از بين مي‌برند، مي‌فرمايد: « اگر آنها همراه شما [به سوي ميدان جهاد] خارج مي‌شدند، جز اضطراب و ترديد چيزي بر شما نمي‌افزودند و به سرعت در بين شما به فتنه انگيزي [و ايجاد تفرقه و نفاق] مي‌پرداختند و در ميان شما افراد [سست و ضعيف] هستند كه به سخنان آنان كاملاً گوش فرا مي‌دهند و خداوند ظالمان را مي‌شناسد.»<ref>توبه/47</ref> امام علي(ع) در دستورالعملي كه به مالك اشتر مي‌دهد، اينگونه مي‌فرمايد: «با افراد ترسو و بزدل، رايزني مكن كه تو را در تصميم و اراده ات، سست مي‌گرداند و آنچه [در واقع] بزرگ نيست، در نظر تو بزرگ نشان مي‌دهد.»
+
در قرآن همچنین می‌خوانیم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ...<ref>المائده، 54</ref> ای گروهی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود مرتد شود به زودی خدا قومی را که دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست می‌دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن، و نسبت به کافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمی انگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند... .<br/>
  
گروه دوم، افراد شجاع و نترسي بودند كه مشاهدة لشكر دشمن در جنگ احزاب، هيچ گونه تأثيري بر عزم و ارادة آهنين آنان نمي‌گذاشت. قرآن مي‌فرمايد: «هنگامي كه انسان‌هاي با ايمان لشكر دشمن را در احزاب مشاهده كردند، گفتند: اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفته‌اند و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود.»<ref>احزاب/22</ref><br/>
+
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ»<ref>الصّف، 4</ref> البته خدا آن مؤمنان را که در صف جهاد مانند سد آهنین همدست و پایدارند، بسیار دوست می‌دارد. به علاوه خداوند شجاعت را از صفات مؤمنین دانسته است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...»<ref>الفتح، 29</ref> محمد فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند... .<br/>
  
شجاعت و شهامت در آیات و روایاتشجاعت فضيلتي مهم است، به گونه اي كه قرآن شريف آن را اساس حكومت الهي دانسته و آن را مورد محبت و عنايت خاص قرار داده است: «... ان الله اصطفه عليكم و زاده بسطه في العلم و الجسم...»<ref>... به درستی که خدا او را بر شما برگزید و در دانش و توانایی او را فزونی بخشید... </ref>.<br/>
+
== تعریف شجاعت==
 +
معنای شجاعت، همانا قوت قلب است که معنای آن طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. هر چه شدت آن بیشتر شود، ارزش و اهمیت آن بیشتر می‌شود. در واقع هیچ مرتبه‌ای از آن، اعم از ضعیف یا شدید، نامطلوب نیست و مقوله‌ای است که افراط و تفریط در آن راه ندارد.<br/>
 +
پس اینکه گفته می‌شود «تفریط در شجاعت همان جبن و افراط در آن، همان تهور است که در شمار صفات ناپسند است» سخنی نادرست است. زیرا تهوّر از مقوله فعل است و نه صفات، و لذا افراط در شجاعت نمی‌تواند به شمار آید. همچنین جبن به معنای عدم قوت قلب است، که آن هم تفریط در شجاعت نیست، بلکه نسبت جبن و شجاعت مصداق باب عدم و ملکه است. توضیح آنکه تهور به معنای سقوط است. پس بنّایی که بر زمین سست، ساختمانی را بنا می‌کند، آن ساختمان در معرض سقوط و درهم ریختن است و عمل بنّا، تهور نامیده می‌شود.<br/>
 +
خدای متعال می‌فرماید: «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».<ref>التّوبه، 109</ref><br/>
 +
آیا کسی که مسجدی را به غرض تقوی و خداپرستی تأسیس کرده و رضای حق را طالب است، مانند کسی است که بنایی سازد و برپایه سستی، در کنار سیل که زود به ویرانی کشد و عاقبت آن بنا از پایه به آتش دوزخ افکند؟ و خدا هرگز ستمکاران را هدایت نخواهد فرمود. پس کسی که قوت قلبش را به طور نابجا و در موردی غیرعقلایی به کار برد، به او متهور گفته می‌شود، همچون کسی که خود را در معرض هلاکت قرار می‌دهد یا بدون سلاح به طرف شیر می‌رود، یا بدون سلاح و انگیزه عقلایی و شرعی با دشمن درگیر می‌شود و...<br/>
  
در قرآن همچنین می‌خوانیم: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّه عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّه عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَهَ لائِمٍ...» .۲ اي گروهي كه ايمان آورده ايد، هر كه از شما از دين خود مرتد شود به زودي خدا قومي را كه دوست دارد و آنها نيز خدا را دوست مي دارند و نسبت به مؤمنان سرافكنده و فروتن، و نسبت به كافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمي انگيزد كه در راه خدا جهاد كنند و در راه دين از نكوهش و ملامت احدي باك ندارند... .<br/>
+
خداوند متعال می‌فرماید: «... وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ...»<ref>البقره، 195</ref>(.... و خود را به دست خویش به مهلکه و خطر در نیفکنید... ). پس چنانکه می‌بینید تهور از افعال ناپسند است، نه صفات ناپسند. به علاوه تهور از نظر عقل و شرع محکوم و مطرود است. همچنین جبن به معنای ضعف قلب است. پس به کسی که از شجاعت و قوت قلب بی بهره است، جبان و بزدل گفته می‌شود. در واقع جبن امری وجودی نیست تا گفته شود که از جمله افعال است یا صفات، یا آنکه مرحله تفریط شجاعت است.<br/>
  
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ»۳ البته خدا آن مؤمنان را كه در صف جهاد مانند سد آهنين همدست و پايدارند، بسيار دوست مي دارد. به علاوه خداوند شجاعت را از صفات مؤمنين دانسته است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَي الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ...»۴ محمد فرستاده خداست و ياران و همراهانش بر كافران بسيار سخت و با يكديگر بسيار مشفق و مهربانند... .<br/>
+
فرد جبان و بزدل از بسیاری از نعمات محروم و در معرض بسیاری از ناملایمات است. پس اگر برای او هیچ محرومیتی جز محروم ماندن از جهاد، امربه معروف و نهی ازمنکر و... نباشد، برای او کافی است تا از سعادتهای ابدی محروم گردد. همچنین اگر برای او هیچ مصیبتی جز تنبلی، خواری، سستی، بی ثباتی و بی عاری نباشد، او را بس است که تیره روز و بدبخت شمرده شود. این همه ناشی از عدم قوت قلب است و بی بهره بودن از شجاعت موجب محرومیت از نعمات فراوان و مواجه شدن با ناملایمات بسیار می‌گردد.<br/>
  
تعريف شجاعت
+
از سوی دیگر تهور علاوه بر آنکه به معنی کفران نعمت شجاعت و کاربرد نابجای آن است، موجب به خطر انداختن خود و دیگران و مفاسد بسیار دیگر می‌شود. چنانکه بعضی از اصحاب ائمه ـ علیهم السّلام ـ تهور پیشه ساخته، اسرار را فاش می‌کردند و ناخواسته موجب به خطر افتادن شیعیان می‌شدند و به همین دلیل مورد اعتراض آن پیشوایان گرامی، که درود خدا بر آنان باد، قرار می‌گرفتند.<br/>
  
معناي شجاعت، همانا قوت قلب است كه معناي آن طيف گسترده اي را شامل مي شود. هر چه شدت آن بيشتر شود، ارزش و اهميت آن بيشتر مي شود. در واقع هيچ مرتبه اي از آن، اعم از ضعيف يا شديد، نامطلوب نيست و مقوله اي است كه افراط و تفريط در آن راه ندارد.<br/>
+
== مراتب شجاعت==
پس اينكه گفته مي شود «تفريط در شجاعت همان جبن و افراط در آن، همان تهور است كه در شمار صفات ناپسند است» سخني نادرست است. زيرا تهوّر از مقوله فعل است و نه صفات، و لذا افراط در شجاعت نمي تواند به شمار آيد. همچنين جبن به معناي عدم قوت قلب است، كه آن هم تفريط در شجاعت نيست، بلكه نسبت جبن و شجاعت مصداق باب عدم و ملكه است. توضيح آنكه تهور به معناي سقوط است. پس بنّايي كه بر زمين سست، ساختماني را بنا مي كند، آن ساختمان در معرض سقوط و درهم ريختن است و عمل بنّا، تهور ناميده مي شود.<br/>
+
شجاعت از نظر شدت و ضعف دارای مراتبی است و هر مرتبه‌ای نیز به نوبه خود دارای درجات شدت و ضعف می‌باشد. اولین مرتبه شجاعت چیرگی بر دشمن در میدان جنگ و جز آن مانند بحث، مسابقه و ... است، و خدای تعالی به این مرتبه چنین اشاره فرموده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...»<ref>البقره، 247</ref>. (به درستی که خدا او را بر شما برگزید و در دانش و توانایی او را افزونی بخشید... ).<br/>
خداي متعال مي فرمايد: « أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».5<br/>
+
آيا كسي كه مسجدي را به غرض تقوي و خداپرستي تأسيس كرده و رضاي حق را طالب است، مانند كسي است كه بنايي سازد و برپايه سستي، در كنار سيل كه زود به ويراني كشد و عاقبت آن بنا از پايه به آتش دوزخ افكند؟ و خدا هرگز ستمكاران را هدايت نخواهد فرمود. پس كسي كه قوت قلبش را به طور نابجا و در موردي غيرعقلايي به كار برد، به او متهور گفته مي شود، همچون كسي كه خود را در معرض هلاكت قرار مي دهد يا بدون سلاح به طرف شير مي رود، يا بدون سلاح و انگيزه عقلايي و شرعي با دشمن درگير مي شود و...<br/>
+
  
خداوند متعال مي فرمايد: «... وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَهِ...»۶(.... و خود را به دست خويش به مهلكه و خطر در نيفكنيد... ). پس چنانكه مي بينيد تهور از افعال ناپسند است، نه صفات ناپسند. به علاوه تهور از نظر عقل و شرع محكوم و مطرود است. همچنين جبن به معناي ضعف قلب است. پس به كسي كه از شجاعت و قوت قلب بي بهره است، جبان و بزدل گفته مي شود. در واقع جبن امري وجودي نيست تا گفته شود كه از جمله افعال است يا صفات،يا آنكه مرحله تفريط شجاعت است.<br/>
+
دومین مرتبه شجاعت، چیره شدن بر نفس اماره و هوای نفس است. چنانکه رسول خدا ص فرمود: «اشجع النّاس من غلب هواه».<ref>نهج‌الفصاحه، ح 299</ref> شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفسش چیره گردد. همچنین آن حضرت فرمود:مرحبا بقوم فضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر، قیل: یا رسول الله و ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس.<ref>بحارالانوار، ج 70، ح 1، ص 64.• </ref> آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند و جهاد اکبر را در پیش دارند. گفته شد: ای رسول خدا، جهاد اکبر چیست؟ حضرت فرمود: پیکار با نفس.<br/>
  
فرد جبان و بزدل از بسياري از نعمات محروم و در معرض بسياري از ناملايمات است. پس اگر براي او هيچ محروميتي جز محروم ماندن از جهاد، امربه معروف و نهي ازمنكر و... نباشد، براي او كافي است تا از سعادتهاي ابدي محروم گردد. همچنين اگر براي او هيچ مصيبتي جز تنبلي، خواري، سستي، بي ثباتي و بي عاري نباشد، او را بس است كه تيره روز و بدبخت شمرده شود. اين همه ناشي از عدم قوت قلب است و بي بهره بودن از شجاعت موجب محروميت از نعمات فراوان و مواجه شدن با ناملايمات بسيار مي گردد.<br/>
+
چیرگی در این میدان جز با فضل و رحمت الهی ممکن نیست. چنانکه می‌فرماید: «... إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي...»<ref>یوسف، 53</ref>.(... همانا نفس، بسیار به بدی فرمان می‌دهد، مگر آنکه مورد رحمت پروردگارم قرار گیرم...). و نیز می‌فرماید: «... وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ».<ref>یوسف، 33</ref> (... بارالها اگر تو حیله اینان را به لطف و عنایت خود از من دفع نفرمایی، به آنها میل کرده و از اهل جهل و شقاوت گردم).<br/>
  
از سوي ديگر تهور علاوه بر آنكه به معني كفران نعمت شجاعت و كاربرد نابجاي آن است، موجب به خطر انداختن خود و ديگران و مفاسد بسيار ديگر مي شود. چنانكه بعضي از اصحاب ائمه ـ عليهم السّلام ـ تهور پيشه ساخته، اسرار را فاش مي كردند و ناخواسته موجب به خطر افتادن شيعيان مي شدند و به همين دليل مورد اعتراض آن پيشوايان گرامي، كه درود خدا بر آنان باد، قرار مي گرفتند.<br/>
+
سومین مرتبه شجاعت غلبه بر مشکلات در فراز و نشیب زندگانی دنیا و زرق و برق و سختیها و ناملایمات آن است که بر اساس سنت الهی روی می‌دهد. چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ».<ref>عنکبوت، 2 ـ 3</ref>(آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما به خدا ایمان آورده‌ایم، رهایشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحان نکنند؟ و ما امتهایی را که پیش از اینان بودند، به امتحان و آزمایش آوردیم تا خدا دروغگویان را از راستگویان کاملاً معلوم کند).<br/>
  
مراتب شجاعت
+
قرآن، روایات، تجربه و تاریخ گواه آنند که انسان در این عرصه مغلوب شده است، مگر آنان که مورد رحمت الهی قرار گرفته‌اند. خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا، إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا، وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا، إِلَّا الْمُصَلِّينَ».<ref>المعارج، 19 ـ 22</ref> (همانا انسان حریص آفریده شده است. آنگاه که شری به او رسد، سخت به فریاد آید. و هنگامی که مال به او رسد، منع احسان کند. جز نمازگزاران (راستین).<br/>
  
شجاعت از نظر شدت و ضعف داراي مراتبي است و هر مرتبه اي نيز به نوبه خود داراي درجات شدت و ضعف مي باشد. اولين مرتبه شجاعت چيرگي بر دشمن در ميدان جنگ و جز آن مانند بحث، مسابقه و ... است، و خداي تعالي به اين مرتبه چنين اشاره فرموده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ...»۷. (به درستي كه خدا او را بر شما برگزيد و در دانش و توانايي او را افزوني بخشيد... ).<br/>
+
«فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ».<ref>الفجر، 15 ـ 17</ref>(اما انسان چون خدا او را به رنج و غمی مبتلا سازد، سپس به کرم خود او را نعمتی برای آزمایش و امتحان بخشد، در آن حال گوید خدا مرا گرامی و عزیز داشت. و چون او را باز برای آزمودن، تنگ روزی و فقیر کرد، گوید خدا مرا خوار گردانید).<br/>
  
دومين مرتبه شجاعت، چيره شدن بر نفس اماره و هواي نفس است. چنانكه رسول خدا  ص فرمود: «اشجع النّاس من غلب هواه».۸ شجاعترين مردم كسي است كه بر هواي نفسش چيره گردد. همچنين آن حضرت فرمود:مرحبا بقوم فضوا الجهاد الاصغر و بقي عليهم الجهاد الاكبر، قيل: يا رسول الله و ما الجهاد الاكبر؟ قال: جهاد النفس.۹ آفرين بر گروهي كه جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند و جهاد اكبر را در پيش دارند. گفته شد: اي رسول خدا، جهاد اكبر چيست؟ حضرت فرمود: پيكار با نفس.<br/>
+
مرتبه چهارم، مقامی بلند و والاست که بالاتر از آن مقامی نیست و آن چیرگی بر صفات ناپسند، خصوصاً ریشه کن کردن آنها از وجود انسان و سپس غرس نهال فضایل در جان و دل است، و این مهم جز با فضل و رحمت خداوند ممکن نگردد، چنانکه می‌فرماید: «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ...»<ref>النّور، 11</ref> ( و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود، احدی از شما پاک و پاکیزه نمی‌شد، لیکن خدا هر کس را که می‌خواهد منزه و پاک می‌گرداند).<br/>
  
چيرگي در اين ميدان جز با فضل و رحمت الهي ممكن نيست. چنانكه مي فرمايد: «... انّ النّفس لَاماره بالسّوء الّا ما رحم ربّي...»۱۰.(... همانا نفس، بسيار به بدي فرمان مي دهد، مگر آنكه مورد رحمت پروردگارم قرار گيرم...). و نيز مي فرمايد: «... والّا تصرف عنّي كيدهنّ اصب اليهنّ واكن من الجاهلين».۱۱ (... بارالها اگر تو حيله اينان را به لطف و عنايت خود از من دفع نفرمايي، به آنها ميل كرده و از اهل جهل و شقاوت گردم).<br/>
+
و چه نیکو گفته‌اند که این چیرگی همچون چاه کندن با ناخن است. در عین حال این کار ضروری است و چنانکه پیشتر بیان شد عقلاً و شرعاً از واجبترین واجبات است و خداوند پس از ذکر ده سوگند و تأکیدات فراوان می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»<ref>الشّمس، 9 ـ 10</ref>(هر که نفس ناطقه خود را از گناه و بدی پاک و منزه سازد، به یقین رستگار خواهد بود و هر که او را به کفر و گناه پلید گرداند، البته زیانکار خواهد گشت).<br/>
  
سومين مرتبه شجاعت غلبه بر مشكلات در فراز و نشيب زندگاني دنيا و زرق و برق و سختيها و ناملايمات آن است كه بر اساس سنت الهي روي مي دهد. چنانكه قرآن كريم مي فرمايد: « احسب النّاس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون. و لقد فتنّا الّذين من قبلهم فليعلمنّ الله الّذين صدقوا و ليعلمنّ الكاذبين».۱۲ (آيا مردم چنين پنداشتند كه به صرف اينكه گفتند ما به خدا ايمان آورده ايم، رهايشان كنند و بر اين دعوي هيچ امتحان نكنند؟ و ما امتهايي را كه پيش از اينان بودند، به امتحان و آزمايش آورديم تا خدا دروغگويان را از راستگويان كاملاً معلوم كند).<br/>
+
==شجاعت در روایات==
 +
قال رسول الله ـ ص: «اعطینا اهل البیت سبعاً لم یعطهن احد کان قبلنا و لایعطاهن احد بعدنا: الصباحه و الفصاحه و السماحه و الشجاعه و العلم و المحبه فی النساء».<ref>بحارالانوار، ج 69، باب 38، ح 105، ص 430</ref> رسول خدا ـ ص فرمود: به ما اهل بیت هفت چیز عطا شده که به هیچ کس قبل و بعد از ما عطا نشده و نخواهد شد (آنها عبارتند از): نورانیت، فصاحت، جود، شجاعت، علم، عمل و محبت به زنان. عبدالله بن مسکان از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت می‌کند که فرمود: خدای عزوجل پیامبرانش را به مکارم اخلاق، مخصوص گردانید. شما خود را بیازمایید، اگر آنها در وجود شما بود، پس خدا را سپاس گویید و بدانید که بودن آنها در وجود شما خیر است و اگر در شما نبود، آنها را از خدا بخواهید و نسبت به آن رغبت جویید. سپس آنها را ده چیز شمرد: یقین و قناعت و صبر و شکر و خویشتن داری و خوشرویی و سخاوت و غیرت و شجاعت و جوانمردی. <ref>اصول کافی، ج 2، باب مکارم، ح 2، ص 56. </ref>
 +
عبدالله بن بکیر از امام صادق ـ ع روایت می‌کند که فرمود: «ما دوست داریم کسی را که عاقل، فهمیده، فقیه، خویشتن دار، با مدارا، بردبار، راستگو و با وفا باشد. همانا خدای عزوجل پیامبران را به مکارم اخلاق مخصوص گردانید. پس هر که این مکارم را داشته باشد، باید خدا را به شکرانه آن سپاس گزارد و هر کس آن را نداشته باشد، باید به درگاه خدای عزوجل تضرع کند و از او بخواهد». راوی می‌گوید عرض کردم: فدایت شوم آنها چه صفاتی هستند؟ فرمود: «پرهیزکاری و قناعت و بردباری و شکر و خویشتن داری و حیا و سخاوت و شجاعت و غیرت و نیکوکاری و راستگویی و امانتداری».<ref>اصول کافی، ج 2، باب مکارم، ح 3، ص 56.</ref>  
  
قرآن، روايات، تجربه و تاريخ گواه آنند كه انسان در اين عرصه مغلوب شده است، مگر آنان كه مورد رحمت الهي قرار گرفته‌اند. خداي متعال مي فرمايد: «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً * إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً * وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً * إِلاَّ الْمُصَلِّينَ».۱۳ (همانا انسان حريص آفريده شده است. آنگاه كه شري به او رسد، سخت به فرياد آيد. و هنگامي كه مال به او رسد، منع احسان كند. جز نمازگزاران (راستين).<br/>
+
==شجاعت از دیدگاه قران==
 +
شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.<ref>ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173.</ref> شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.<ref>اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341</ref>
 +
از نظر فلاسفه و حکما، شجاعت یکی از خصائل چهارگانهٔ علم اخلاق است که عبارتند از حکمت، شجاعت، عدالت و عفت. ( این چهار خُلق، اصول اخلاق نام دارند.)<ref>دایرة المعارف تشیع، ج 9، ص 525</ref>
  
«فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ý وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ».۱۴(اما انسان چون خدا او را به رنج و غمي مبتلا سازد، سپس به كرم خود او را نعمتي براي آزمايش و امتحان بخشد، در آن حال گويد خدا مرا گرامي و عزيز داشت. و چون او را باز براي آزمودن، تنگ روزي و فقير كرد، گويد خدا مرا خوار گردانيد).<br/>
+
==ترس معقول==
 +
ترس یکی از پدیده‌های روحی و طبیعی و از نعمتهای بزرگ خداست چرا که اگر انسان از هیچ چیز خطرناکی نترسد به زودی زندگی خویش را از دست خواهد داد، این همان تهور و بی‌پروایی است و ترس مذموم آن است که انسان از عواملی که در خور ترسیدن نیست بترسد، هر خطر موهومی را جدی بگیرد و هر دشمن خیالی را مایهٔ وحشت قرار دهد و از ورود در هر کاری به احتمال عدم موفقیت واهمه داشته باشد این ترس مایهٔ عقب ماندگی و ناکامی است و مایهٔ شکست و ذلت می‌باشد.<br/>
 +
در این گونه موارد باید خطرات جدی را پیش‌بینی کرد و راه مقابله با آن را شناخت و احتمالات نسنجیده و نامعقول و احتمالاتی که همیشه و در همه حال وجود دارد نباید سد راه انسان شود، این روشن‌ترین تعریف برای مسأله شجاعت به عنوان یکی از صفات فضیله و ترس به عنوان یکی از صفات رذیله است.<ref>اخلاق در قرآن، ج 2، ص 244.</ref>
 +
حضرت علی (ع) می‌فرماید:«اَلْجُبْنُ والْحِرْصُ والْبُخْلُ غَرائزُ سوءٍ یَجْمَعُها سوءُ الظَّنَّ بالله سُبحانَهُ»<ref>میزان الحکمة ج 2، ص 694</ref>«بُزدلی و آزمندی و بخل، خویهای بدی هستند که از بد گمانی به خدای سبحان مایه می‌گیرند.»<br/>
 +
با توجه به اینکه عالم محضر خداست و همه جا ذات پاک او حاضر و ناظر است مؤمنان باید بر خدای تعالی توکل کنند و با شجاعت و شهامت به سوی اهداف مقدس و مهم خویش پیش روند.<ref>اخلاق در قرآن، پیشین، ص 235.</ref> شجاعت از آثار ایمان است چرا که مؤمن با اتکا به قدرتی که مافوق همهٔ قدرت‌هاست خود را در همهٔ صحنه‌ها پیروز می‌ببیند افراد ضعیف الایمان با اتکا به قدرت خودشان که به هر حال شکست پذیر است، خویش را ناتوان مشاهده می‌کنند ترس و وحشت در صحنه‌های مهم زندگی بر آنها چیره می‌شود.<ref>همان، ص 241</ref>
  
مرتبه چهارم، مقامي بلند و والاست كه بالاتر از آن مقامي نيست و آن چيرگي بر صفات ناپسند، خصوصاً ريشه كن كردن آنها از وجود انسان و سپس غرس نهال فضايل در جان و دل است، و اين مهم جز با فضل و رحمت خداوند ممكن نگردد، چنانكه مي فرمايد: « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكي مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ...» ۱۵ ( و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود، احدي از شما پاك و پاكيزه نمي شد، ليكن خدا هر كس را كه مي خواهد منزه و پاك مي گرداند).<br/>
+
==شجاعت در قرآن==
 +
واژهٔ شجاعت در قرآن ذکر نشده است اما مضمون برخی از آیات به روشنی دلالت بر این کمال نفسانی دارد. یکی از ویژگی‌های پیامبران بزرگ الهی شجاعت بی‌نظیر آنها بوده است و برای انجام رسالت خویش، همواره از آن بهره می­جستند، یکی از ایشان حضرت ابراهیم (ع) است که یک تنه در برابر انبوه معاندین و بت پرستان ایستاد و به دنبال تحقیر بت‌ها با صراحت به مشرکان فرمود:«وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ»<ref> انبیاء/57</ref>«و به خدا سوگند، در غیاب شما نقشه‌ای برای نابودی بتهایشان می‌کشم» اما آنها هرگز فکر نمی‌کردند انسانی به خود اجازه دهد و این چنین با مقدسات یک قوم و ملت که حکومت صد در صد پشتیبان آن است، بازی کند، ولی سرانجام در یک روز خلوت طرح خود را عملی کرد، این فقط گوشه‌ای از شجاعت این پیامبر آسمانی است.<ref>تفسیر نمونه، نهم ج 13، ص 432-431</ref>«الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ، الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»<ref>آل عمران/ 173-172</ref>«آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان حمراء الاسد حرکت نمودند) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است. اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم به آنان گفتند: مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند، از آنها بترسید. اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست».<br/>
 +
این آیات مربوط به غزوهٔ حمراء الاسد می‌باشد سخن از توکل و شجاعت یاران پیامبر (ص) است، در پایان جنگ اُحد به دنبال شکست سپاه اسلام لشکر فاتح ابوسفیان راه مکه را پیش گرفته بود ناگهان پشیمان شدند و تصمیم گرفتند دوباره به مسلمانان حمله کرده و بقیهٔ ایشان را نابود سازند، این خبر به پیامبر (ص) رسید و فوراً لشکر احد را برای شرکت در جنگ دیگری آماده کرد، همهٔ مجروحان نیز آمادهٔ نبرد شدند و گفتند خدا ما را کافی است به خاطر همین شجاعت لشکر ابوسفیان از تصمیم خویش منصرف شدند و به مکه بازگشتند.<ref>تفسیر نمونه، ج 3، ص 178-174</ref>
  
و چه نيكو گفته‌اند كه اين چيرگي همچون چاه كندن با ناخن است. در عين حال اين كار ضروري است و چنانكه پيشتر بيان شد عقلاً و شرعاً از واجبترين واجبات است و خداوند پس از ذكر ده سوگند و تأكيدات فراوان مي فرمايد: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ـ وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»۱۶(هر كه نفس ناطقه خود را از گناه و بدي پاك و منزه سازد، به يقين رستگار خواهد بود و هر كه او را به كفر و گناه پليد گرداند، البته زيانكار خواهد گشت).<br/>
+
==صبر و استقامت در مقام اطاعت و بندگی خدا==
 +
مستلزم آن است که انسان، تمام موانع و سختی‌های موجود در طریق پرستش خدا را، مرتفع سازد. یکی از مهمترین موانع بندگی، کبر و خود برتربینی است. قرآن کریم در آیات متعددی، صفت “تکبر” را عامل اعراض و دوری افراد از عبادت و پرستش خدا معرفی کرده است. در سوره غافر آبه ۶۰ می‌فرماید: “وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ؛ خدای شما فرمود: که مرا (با خلوص دل) بخوانید تا دعای شما را مستجاب کنم و آنان که به خاطر صفت کبر از دعا و عبادت من اعراض و سرکشی کنند، بزودی با ذلت و خواری، در دوزخ داخل شوند”. در سوره صافات آیه ۳۵، انگیزه کفر کفار و مشرکین را همین صفت “کبر” بیان می‌دارد و می‌فرماید: “إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ؛ کفار کسانی هستند که وقتی به آنها گفته می‌شود که خداوند یکتا است و شریکی ندارد، تکبر نمایند و از قبول آن سر باز زنند”. همچنین تذلل و خضوع در برابر مقام ربوبیت و الوهیت و عدم استکبار در مقابل پروردگار متعال را، از اوصاف مومنان حقیقی دانسته، می‌فرماید:”به آیات ما فقط آن کسانی ایمان دارند که چون متذکر یاد خدا شوند، به سجده رخ بر خاک نهند و به ستایش پروردگارشان، تسبیح گویند، بدون اینکه تکبر بورزند”.<br/>
  
شجاعت در روايات
+
یکی دیگر از موانع عبادت و بندگی، کسالت و تنبلی است. صبر در طاعت مقتضی آن است که انسان سختی و مشقت انجام عبادات را تحمل کرده، از کسالت و تنبلی بپرهیزد. خداوند در قرآن کریم، کسالت در انجام طاعات و عبادات را از جمله صفات منافقین بیان می‌دارد و می‌فرماید: “إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا؛ همانا منافقان، با خدا نیرنگ می‌کنند در حالی که او با آنان نیرنگ کننده است، چون به نماز می‌ایستند با کسالت برمی‌خیزند و چون در انظار مردم نماز می‌خوانند، ریا می‌کنند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند”<ref>نساء/142</ref> امام علی(ع) سستی و فشل را نقصی برای انسان “الفشل منقصه” و آفتی جدی برای رسیدن به پیروزی “آفه النجح الکسل” و موجب تاخیر در کار “تاخیر العمل عنوان الکسل” و در نتیجه موجب تحقق نیافتن برنامه‌های تعیین شده و آرزوها می‌دانند: “من دام کسله خاب امله” و نیز آن را موجب تباهی آخرت انسان معرفی کرده:“الکسل یفسد الآخره” و از اعتماد به انسانهای تنبل و کسل، برحذر داشته‌اند: “لا تتکل فی امورک علی کسلان؛ در کارهایت هرگز به آدم تنبل اعتماد و تکیه نکن”پرهیز از کسالت و تنبلی به قدری دارای اهمیت است که پیامبر اکرم (ص) در دعای خویش از این صفت ناپسند به خدا پناه می‌برد: “اللهم انی اعوذ بک من العجز و الکسل؛ بار خدایا، من به تو پناه می‌برم از ناتوانی و تنبلی”<br/>
  
قال رسول الله ـ ص: «اعطينا اهل البيت سبعاً لم يعطهن احد كان قبلنا و لايعطاهن احد بعدنا: الصباحه و الفصاحه و السماحه و الشجاعه و العلم و المحبه في النساء».۱۷ رسول خدا ـ ص فرمود: به ما اهل بيت هفت چيز عطا شده كه به هيچ كس قبل و بعد از ما عطا نشده و نخواهد شد (آنها عبارتند از): نورانيت، فصاحت، جود، شجاعت، علم، عمل و محبت به زنان. عبدالله بن مسكان از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت مي كند كه فرمود: خداي عزوجل پيامبرانش را به مكارم اخلاق، مخصوص گردانيد. شما خود را بيازماييد، اگر آنها در وجود شما بود، پس خدا را سپاس گوييد و بدانيد كه بودن آنها در وجود شما خير است و اگر در شما نبود، آنها را از خدا بخواهيد و نسبت به آن رغبت جوييد. سپس آنها را ده چيز شمرد: يقين و قناعت و صبر و شكر و خويشتن داري و خوشرويي و سخاوت و غيرت و شجاعت و جوانمردي. ۱۸
+
==میدان‌های مقاومت==
 +
محل این مقاومت همان سه بخشی است که درروایات روی آن‌ها تأکید شده است:<br/>
 +
بخش اول (صبر عن المعصیه ) مقاومت در مقابل نفس و شیطان است. در این جا باید در مقابل نفس و شیطان به عنوان عوامل درونی و در مقابل انسان‌های بیرونی که با تهدید و تمسخر، یا با رفاقت و خاطرخواهی به انسان فشار می‌آورند، به عنوان عوامل انسانی بیرونی مقاومت کرد. در بخش دوم (صبر عند الطاعه ) انسان باید تنبلی را کنار بگذارد و در مقام انجام تکلیف جدی باشد؛ البته در درجه اول باید تکالیف واجب و در درجه دوم تکالیف مستحب را به صورت الافضل فالافضل رعایت کرد. در بخش سوم (صبر عند المصیبه ) باید بدانیم که زندگی دنیا بدون سختی نیست. خدا دنیا را به گونه‌ای آفریده است که توأم با سختی است؛ بالاتر از این خودش هم فرموده است: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ؛<ref>بلد / 4</ref> کبد یعنی رنج؛ یعنی همین سختی‌ها و مقاومت در مقابل آن‌ها می‌شود «مکابده ». یک مادر چه زحمت‌ها باید بکشد تا نوزادی متولد و بزرگ شود. در حدیثی قدسی آمده است: «الی وضعت الراحه فی الجنه و الناس یطلبونه فی الدنیا قلم یجدوها ابدا؛ من آسایش را در بهشت قرار داده‌ام؛ ولی مردم در دنیا به دنبالش می‌گردند؛ لذا نمی‌یابند.» ما بی جهت در این جا به دنبال راحتی هستیم. «دار بالبلاء محفوفه این جا خانه‌ای است پوشیده از بلا.» تجربه هم نشان می‌دهد که هیچ کار مهمی بدون سختی به جایی نمی‌رسد. پس انسان باید به خودش تلقین کند که برای رسیدن به هر مقامی، حتی مقامات دنیوی باید زحمت کشید. نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود. اگر کسانی هم با حقه بازی و کلک چیزی به دست بیاورند دوامی ندارد و به زودی رسوا می‌شوند و مردم هم از آن‌ها نفرت پیدا می‌کنند. <br/>
  
عبدالله بن بكیر از امام صادق ـ ع روايت مي كند كه فرمود: «ما دوست داريم كسي را كه عاقل، فهميده، فقيه، خويشتن دار، با مدارا، بردبار،راستگو و با وفا باشد. همانا خداي عزوجل پيامبران را به مكارم اخلاق مخصوص گردانيد. پس هر كه اين مكارم را داشته باشد، بايد خدا را به شكرانه آن سپاس گزارد و هر كس آن را نداشته باشد، بايد به درگاه خداي عزوجل تضرع كند و از او بخواهد». راوي مي گويد عرض كردم: فدايت شوم آنها چه صفاتي هستند؟ فرمود: «پرهيزكاري و قناعت و بردباري و شكر و خويشتن داري و حيا و سخاوت و شجاعت و غيرت و نيكوكاري و راستگويي و امانتداري».۱۹    نویسنده: آيت الله حسین مظاهري
+
==صبر و مقاومت==
 
+
صبر و مقاومت یکی از مهم‌ترین عوامل در جهت موفقیت و سربلندی انسان در مواجهه با دردها و سختی‌ها و مشکلات است. به فرموده امام صادق(ع): هیچ چیز به اندازه صبوری، رنج گرفتاری‌ها را کاهش نمی‌دهد. <ref>بحارالانوار، ج75، ص246</ref>. همچنین آن حضرت داستان غم انگیز حضرت یوسف(ع) را یادآور می‌شود که با صبر و شکیبایی توانست در شرایط سخت زندان روحیه امیدواری و پیروزی خود را در مسیر الی الله حفظ کند. پس می‌فرماید: نتیجه صبر پیروزی است: «فاصبروا تظفروا» <ref>بحارالانوار، ج68، ص96</ref> پیامبر اعظم(ص) نیز بر این اصل توصیه فرموده‌اند: «بالصبر یوقع الفرج» به وسیله صبر، امید گشایش است. <ref>همان</ref>. به قول شاعر: صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند- براثر صبر، نوبت ظفر آید انسان ذاتاً عجول است: «خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ». به محض اینکه چیزی را دید می‌خواهد و همین که به چیزی امید بست، به انتظار می‌نشیند. آن چه مهم است تحمل تپش‌های پراضطراب انتظار و از یاد نبردن طلوع خورشید است. امام علی(ع) می‌فرماید: «من صبر نال المنی» هرکس شکیبایی ورزید، به آرزویش می‌رسد. <ref>غررالحکم و دررالکلم، ج5، ص150</ref><br/>
·    ۱.البقره، ۲۴۷.·    ۲.المائده، ۵۴.·    ۳.الصّف، ۴.·    ۴.الفتح، ۲۹.·    ۵.التّوبه، ۱۰۹.    ۶.البقره، ۱۹۵.    ۷.البقره، ۲۴۷.    ۸.نهج‌الفصاحه، ح ۲۹۹.    ۹.بحارالانوار، ج ۷۰،ح ۱، ص ۶۴.·    ۱۰.يوسف، ۵۳.    ۱۱.يوسف، ۳۳.    ۱۲.عنكبوت، ۲ ـ ۳.·    ۱۳.المعارج، ۱۹ ـ ۲۲.·    ۱۴.الفجر، ۱۵ ـ ۱۷.·    ۱۵.النّور، ۱۱.    ۱۶.الشّمس، ۹ ـ ۱۰.·    ۱۷.بحارالانوار، ج ۶۹، باب ۳۸، ح ۱۰۵، ص ۴۳۰.·    ۱۸.اصول كافي، ج ۲، باب مكارم، ح ۲، ص ۵۶.    ۱۹.اصول كافي، ج ۲، باب مكارم، ح ۳، ص 56.<br/>
+
ایران؛ الگوی زنده ایستادگی / ملت‌ها با مقاومت در برابر سلطه گران سرنوشت خویش را رقم بزنند<br/>
 
+
رویکرد پرطراوت ملتهای مسلمان به دین محمدی (ص) نشان می‌دهد ملتها در سایه تجربه‌های متمادی دریافته‌اند که مکتبهای مادی شرقی و غربی، در برآوردن نیازهای حقیقی بشر، ناتوان و عقیمند و فقط تعالیم بعثت می‌تواند بشر را به سعادت و پیشرفت واقعی برساند. حضرت آیت الله خامنه‌ای، ریشه مشکلات جامعه بشری را دوری از دو مسئله اساسی بعثت یعنی: «فکر و اندیشه» و «تزکیه نفس» دانستند و افزودند: نجات انسان از گرفتاریها و ضعفهای اخلاقی، هدف بزرگ بعثت است که تحقق آن، زمینه ساز حل مشکلات اساسی ملتهاست. احیای نیروی خرد و تفکر را از دیگر اهداف اساسی و مهم بعثت پیامبران است جامعه بشری، امروز بشدت نیازمند اندیشیدن، خردورزی، تفکر و ریشه یابی مشکلاتی است که از هر سو ملتها را احاطه کرده است. مرگ آفرینی و ظلم آشکار قدرتهای زورگو در برخی کشورهای منطقه، : در نگاه سیاه ستمگران جهانی، «بشر» اصولاً جایی و جایگاهی ندارد همچنانکه در قضیه مشکلات اقتصادی کشورهای غربی نیز دنیا شاهد است که قدرتهای مسلط در پی حل مشکلات صاحبان بانکها و کمپانی‌های سرمایه داری هستند نه حل مشکلات مردم. منشأ همه این مشکلات، تسلط نظام سلطه بر جهان و وجود دو قطب سلطه گر و سلطه پذیر است که راه حل آن نیز، خروج ملتها از موضع سلطه پذیری و بی تحرکی است. تلاش بی وقفه زورگویان جهانی برای کنترل و منحرف کردن انقلابهای ملتهای منطقه: ملتها با تکیه بر گنجینه خدادادی تفکر و خرد، و حسن ظن به وعده‌های نصرت پروردگار، روی پای خود بایستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خویش را رقم بزنند.<br/>
شجاعت از دیدگاه قران
+
عزت و اقتدار ملت بزرگ ایران را نمونه روشنی از نتایج ایستادگی و مجاهدت است: در ۳۵ سال گذشته ملت فهیم و کشور عزیز ما، بی وقفه در معرض توطئه همه قدرتهای جهانی بوده است تا شاید این نمونه زنده ایستادگی و پیشرفت، در چشم دیگر ملتها، الگو نشود اما به فضل الهی، تلاش همه سلطه گران برای خارج کردن ملت ایران از صحنه، این بار نیز قطعاً و یقیناً ناکام خواهد ماند. تحقق وعده‌های یاری پروردگار را نیاز مجاهدت، حرکت و خطرپذیری است: صرف مؤمن بودن برای تحقق وعده پیروزی، کافی نیست بلکه مجاهدت و صبر می‌خواهد. از تجربه‌های ناکام مقابله با ملت مجاهد و صبور ایران درس بگیرند و بدانند که تکبر، خود بزرگتر بینی و توقعات بیجا، در مقابل ملتی که ایستادگی و وحدت را از قرآن آموخته و خود را شناخته است راه به جایی نمی‌برد. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سیاست دشمنان اسلام برای ترساندن شیعه و سنی از یکدیگر وحدت را نیاز مبرم دنیای اسلام برشمردند و با انتقاد شدید از تفرقه انگیزی برخی عناصر افزودند: کسانی که اصلاً اسلام را قبول ندارند و تشیع و تسنن را اصولاً نمی‌شناسند براساس خواست سرویسهای جاسوسی سلطه گران، از توسعه تشیع ابراز نگرانی می‌کنند و آتش تفرقه می‌افروزند. ملتهای مسلمان را به خردورزی و اتحاد و ایستادگی توصیه و ابراز امیدواری کردند در پرتو عنایات پروردگار، امت اسلام بر دشمنان پیروز و اهداف بعثت کاملاً محقق شود.<br/>
 
+
شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.[ابن منظور؛ لسان العرب،  ج ۸، ص ۱۷۳.] شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.[اخلاق اسلامی در نهج البلاغه،  ج ۱، ص ۳۴۱.]
+
 
+
  از نظر فلاسفه و حکما، شجاعت یکی از خصائل چهارگانهٔ علم اخلاق است که عبارتند از حکمت، شجاعت، عدالت و عفت. ( این چهار خُلق، اصول اخلاق نام دارند.)[دایرة المعارف تشیع، ج ۹، ص ۵۲۵.]
+
 
+
ترس معقول:<br/>
+
 
+
    ترس یکی از پدیده‌های روحی و طبیعی و از نعمتهای بزرگ خداست چرا که اگر انسان از هیچ چیز خطرناکی نترسد به زودی زندگی خویش را از دست خواهد داد، این همان تهور و بی‌پروایی است و ترس مذموم آن است که انسان از عواملی که در خور ترسیدن نیست بترسد، هر خطر موهومی را جدی بگیرد و هر دشمن خیالی را مایهٔ وحشت قرار دهد و از ورود در هر کاری به احتمال عدم موفقیت واهمه داشته باشد این ترس مایهٔ عقب ماندگی و ناکامی است و مایهٔ شکست و ذلت می‌باشد.<br/>
+
 
+
  در این گونه موارد باید خطرات جدی را پیش‌بینی کرد و راه مقابله با آن را شناخت و احتمالات نسنجیده و نامعقول و احتمالاتی که همیشه و در همه حال وجود دارد نباید سد راه انسان شود، این روشن‌ترین تعریف برای مسأله شجاعت به عنوان یکی از صفات فضیله و ترس به عنوان یکی از صفات رذیله است.[اخلاق در قرآن، ج ۲، ص ۲۴۴.]
+
 
+
حضرت علی (ع) می‌فرماید:«اَلْجُبْنُ والْحِرْصُ والْبُخْلُ غَرائزُ سوءٍ یَجْمَعُها سوءُ الظَّنَّ بالله سُبحانَهُ »[میزان الحکمة ج ۲، ص ۶۹۴.]«بُزدلی و آزمندی و بخل، خویهای بدی هستند که از بد گمانی به خدای سبحان مایه می‌گیرند.»
+
 
+
  با توجه به اینکه عالم محضر خداست و همه جا ذات پاک او حاضر و ناظر است مؤمنان باید بر خدای تعالی توکل کنند و با شجاعت و شهامت به سوی اهداف مقدس و مهم خویش پیش روند.[اخلاق در قرآن، پیشین، ص ۲۳۵.]  شجاعت از آثار ایمان است چرا که مؤمن با اتکا به قدرتی که مافوق همهٔ قدرت‌هاست خود را در همهٔ صحنه‌ها پیروز می‌ببیند افراد ضعیف الایمان با اتکا به قدرت خودشان که به هر حال شکست پذیر است، خویش را ناتوان مشاهده می‌کنند  ترس و وحشت در صحنه‌های مهم زندگی بر آنها چیره می‌شود.[همان، ص ۲۴۱.]
+
 
+
شجاعت در قرآن:<br/>
+
 
+
واژهٔ شجاعت در قرآن ذکر نشده است اما مضمون برخی از آیات به روشنی دلالت بر این کمال نفسانی دارد.  یکی از ویژگی‌های پیامبران بزرگ الهی شجاعت بی‌نظیر آنها بوده است و برای انجام رسالت خویش، همواره از آن بهره می­جستند، یکی از ایشان حضرت ابراهیم (ع) است که یک تنه در برابر انبوه معاندین و بت پرستان ایستاد و به دنبال تحقیر بت‌ها با صراحت به مشرکان فرمود:«وَ تَاللهِ لَأَ کیدَنَّ اَصْنَامَکُمْ بَعْدَ اَنْ تُوَلّوا مُدْبِرینَ »[ انبیاء/۵۷،]«و به خدا سوگند، در غیاب شما نقشه‌ای برای نابودی بتهایشان می‌کشم»  اما آنها هرگز فکر نمی‌کردند انسانی به خود اجازه دهد و این چنین با مقدسات یک قوم و ملت که حکومت صد در صد پشتیبان آن است، بازی کند، ولی سرانجام در یک روز خلوت طرح خود را عملی کرد، این فقط
+
 
+
گوشه‌ای از شجاعت این پیامبر آسمانی است.[تفسیر نمونه،  نهم ج ۱۳، ص ۴۳۲-۴۳۱.]«الّذینَ اُسْتَجابو اْللهِ والرَّسولِ مِنْ بَعْدِ ما اَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذینَ اَحْسَنوا مِنْهمْ واُتَّقَوْا اَجْرٌ عظیمٌ. الّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قد جَمَعواْ لَکُمْ فَاُخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ فَزادَهُمْ ایماناً وَقالواْ حَسْبُنَااللهُ ونِعْمَ الْوکیلُ»[آل عمران/ ۱۷۳-۱۷۲]«آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان حمراء الاسد حرکت نمودند) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است. اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم به آنان گفتند: مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند، از آنها بترسید. اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست »
+
 
+
    این آیات مربوط به غزوهٔ حمراء الاسد می‌باشد سخن از توکل و شجاعت یاران پیامبر (ص) است، در پایان جنگ اُحد به دنبال شکست سپاه اسلام لشکر فاتح ابوسفیان راه مکه را پیش گرفته بود ناگهان پشیمان شدند و تصمیم گرفتند دوباره به مسلمانان حمله کرده و بقیهٔ ایشان را نابود سازند، این خبر به پیامبر (ص) رسید و فوراً لشکر احد را برای شرکت در جنگ دیگری آماده کرد، همهٔ مجروحان نیز آمادهٔ نبرد شدند و گفتند خدا ما را کافی است به خاطر همین شجاعت لشکر ابوسفیان از تصمیم خویش منصرف شدند و به مکه بازگشتند.[تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۱۷۸-۱۷۴]
+
 
+
صبر و استقامت در مقام اطاعت و بندگي خدا
+
 
+
مستلزم آن است كه انسان، تمام موانع و سختي‌هاي موجود در طريق پرستش خدا را، مرتفع سازد. يكي از مهمترين موانع بندگي، كبر و خود برتربيني است. قرآن كريم در آيات متعددي، صفت “تكبر” را عامل اعراض و دوري افراد از عبادت و پرستش خدا معرفي كرده است. در سوره غافر آبه ۶۰ مي‌فرمايد: “و قال ربكم ادعوني استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين؛ خداي شما فرمود: كه مرا (با خلوص دل) بخوانيد تا دعاي شما را مستجاب كنم و آنان كه به خاطر صفت كبر از دعا و عبادت من اعراض و سركشي كنند، بزودي با ذلت و خواري، در دوزخ داخل شوند”. در سوره صافات آيه ۳۵، انگيزه كفر كفار و مشركين را همين صفت “كبر” بيان مي‌دارد و مي‌فرمايد: “انهم كانوا اذا قيل لهم لا اله الا الله يستكبرون؛ كفار كساني هستند كه وقتي به آنها گفته مي‌شود كه خداوند يكتا است و شريكي ندارد، تكبر نمايند و از قبول آن سر باز زنند”. همچنين تذلل و خضوع در برابر مقام ربوبيت و الوهيت و عدم استكبار در مقابل پروردگار متعال را، از اوصاف مومنان حقيقي دانسته، مي‌فرمايد:”به آيات ما فقط آن كساني ايمان دارند كه چون متذكر ياد خدا شوند، به سجده رخ بر خاك نهند و به ستايش پروردگارشان، تسبيح گويند، بدون اينكه تكبر بورزند”.<br/>
+
 
+
يكي ديگر از موانع عبادت و بندگي، كسالت و تنبلي است. صبر در طاعت مقتضي آن است كه انسان سختي و مشقت انجام عبادات را تحمل كرده، از كسالت و تنبلي بپرهيزد. خداوند در قرآن كريم، كسالت در انجام طاعات و عبادات را از جمله صفات منافقين بيان مي‌دارد و مي‌فرمايد: “ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الي الصلوه قاموا كسالي يراون الناس و لا يذكرون الله الا قليلا؛ همانا منافقان، با خدا نيرنگ مي‌كنند در حالي كه او با آنان نيرنگ كننده است، چون به نماز مي‌ايستند با كسالت برمي‌خيزند و چون در انظار مردم نماز مي‌خوانند، ريا مي‌كنند و خداوند را جز اندكي ياد نمي‌كنند”(نساء/۱۴۲.) امام علي(ع) سستي و فشل را نقصي براي انسان “الفشل منقصه” و آفتي جدي براي رسيدن به پيروزي “آفه النجح الكسل” و موجب تاخير در كار “تاخير العمل عنوان الكسل” و در نتيجه موجب تحقق نيافتن برنامه‌هاي تعيين شده و آرزوها مي‌دانند: “من دام كسله خاب امله” و نيز آن را موجب تباهي آخرت انسان معرفي كرده:“الكسل يفسد الآخره” و از اعتماد به انسانهاي تنبل و كسل، برحذر داشته‌اند: “لا تتكل في امورك علي كسلان؛ در كارهايت هرگز به آدم تنبل اعتماد و تكيه نكن”پرهيز از كسالت و تنبلي به قدري داراي اهميت است كه پيامبر اكرم (ص) در دعاي خويش از اين صفت ناپسند به خدا پناه مي‌برد: “اللهم اني اعوذ بك من العجز و الكسل؛ بار خدايا، من به تو پناه مي‌برم از ناتواني و تنبلي”
+
 
+
ميدان هاي مقاومت
+
 
+
محل اين مقاومت همان سه بخشي است كه درروايات روي آن‌ها تأكيد شده است:<br/>
+
بخش اول (صبر عن المعصيه ) مقاومت در مقابل نفس و شيطان است. در اين جا بايد در مقابل نفس و شيطان به عنوان عوامل دروني و در مقابل انسان هاي بيروني كه با تهديد و تمسخر، يا با رفاقت و خاطرخواهي به انسان فشار مي آورند، به عنوان عوامل انساني بيروني مقاومت كرد. در بخش دوم (صبر عند الطاعه ) انسان بايد تنبلي را كنار بگذارد و در مقام انجام تكليف جدي باشد؛ البته در درجه اول بايد تكاليف واجب و در درجه دوم تكاليف مستحب را به صورت الافضل فالافضل رعايت كرد. در بخش سوم (صبر عند المصيبه ) بايد بدانيم كه زندگي دنيا بدون سختي نيست. خدا دنيا را به گونه اي آفريده است كه توأم با سختي است؛ بالاتر از اين خودش هم فرموده است: لقد خلقنا الانسان في كبد؛۷ كبد يعني رنج؛ يعني همين سختي‌ها و مقاومت در مقابل آن‌ها مي شود «مكابده ». يك مادر چه زحمت‌ها بايد بكشد تا نوزادي متولد و بزرگ شود. در حديثي قدسي آمده است: «الي وضعت الراحه في الجنه و الناس يطلبونه في الدنيا قلم يجدوها ابدا؛ من آسايش را در بهشت قرار داده‌ام؛ ولي مردم در دنيا به دنبالش مي گردند؛ لذا نمي يابند.» ما بي جهت در اين جا به دنبال راحتي هستيم. «دار بالبلاء محفوفه ۸ اين جا خانه اي است پوشيده از بلا.» تجربه هم نشان مي دهد كه هيچ كار مهمي بدون سختي به جايي نمي رسد. پس انسان بايد به خودش تلقين كند كه براي رسيدن به هر مقامي، حتي مقامات دنيوي بايد زحمت كشيد. نابرده رنج گنج ميسر نمي شود. اگر كساني هم با حقه بازي و كلك چيزي به دست بياورند دوامي ندارد و به زودي رسوا مي شوند و مردم هم از آن‌ها نفرت پيدا مي كنند. <br/>
+
 
+
صبر و مقاومت
+
صبر و مقاومت يكي از مهم ترين عوامل در جهت موفقيت و سربلندي انسان در مواجهه با دردها و سختي‌ها و مشكلات است. به فرموده امام صادق(ع): هيچ چيز به اندازه صبوري، رنج گرفتاري‌ها را كاهش نمي دهد. (بحارالانوار، ج۷۵، ص۲۴۶). همچنين آن حضرت داستان غم انگيز حضرت يوسف(ع) را يادآور مي شود كه با صبر و شكيبايي توانست در شرايط سخت زندان روحيه اميدواري و پيروزي خود را در مسير الي الله حفظ كند. پس مي فرمايد: نتيجه صبر پيروزي است: «فاصبروا تظفروا» (بحارالانوار، ج۶۸، ص۹۶) پيامبر اعظم(ص) نيز بر اين اصل توصيه فرموده‌اند: «بالصبر يوقع الفرج» به وسيله صبر، اميد گشايش است. (همان). به قول شاعر: صبر و ظفر هر دو دوستان قديم اند- براثر صبر، نوبت ظفر آيد
+
انسان ذاتاً عجول است: «خلق الانسان من عجل». به محض اينكه چيزي را ديد مي خواهد و همين كه به چيزي اميد بست، به انتظار مي نشيند. آن چه مهم است تحمل تپش هاي پراضطراب انتظار و از ياد نبردن طلوع خورشيد است. امام علي(ع) مي فرمايد: «من صبر نال المني» هركس شكيبايي ورزيد، به آرزويش مي رسد. (غررالحكم و دررالكلم، ج۵، ص150)<br/>
+
 
+
ايران؛ الگوي زنده ايستادگي / ملت‌ها با مقاومت در برابر سلطه گران سرنوشت خويش را رقم بزنند
+
 
+
رويكرد پرطراوت ملتهاي مسلمان به دين محمدي (ص) نشان مي دهد ملتها در سايه تجربه هاي متمادي دريافته‌اند كه مكتبهاي مادي شرقي و غربي، در برآوردن نيازهاي حقيقي بشر، ناتوان و عقيمند و فقط تعاليم بعثت مي تواند بشر را به سعادت و پيشرفت واقعي برساند. حضرت آيت الله خامنه اي، ريشه مشكلات جامعه بشري را دوري از دو مسئله اساسي بعثت يعني: «فكر و انديشه» و «تزكيه نفس» دانستند و افزودند: نجات انسان از گرفتاريها و ضعفهاي اخلاقي، هدف بزرگ بعثت است كه تحقق آن، زمينه ساز حل مشكلات اساسي ملتهاست. احياي نيروي خرد و تفكر را از ديگر اهداف اساسي و مهم بعثت پيامبران است جامعه بشري، امروز بشدت نيازمند انديشيدن، خردورزي، تفكر و ريشه يابي مشكلاتي است كه از هر سو ملتها را احاطه كرده است. مرگ آفريني و ظلم آشكار قدرتهاي زورگو در برخي كشورهاي منطقه، : در نگاه سياه ستمگران جهاني، «بشر» اصولاً جايي و جايگاهي ندارد همچنانكه در قضيه مشكلات اقتصادي كشورهاي غربي نيز دنيا شاهد است كه قدرتهاي مسلط در پي حل مشكلات صاحبان بانكها و كمپاني هاي سرمايه داري هستند نه حل مشكلات مردم. منشأ همه اين مشكلات، تسلط نظام سلطه بر جهان و وجود دو قطب سلطه گر و سلطه پذير است كه راه حل آن نيز، خروج ملتها از موضع سلطه پذيري و بي تحركي است. تلاش بي وقفه زورگويان جهاني براي كنترل و منحرف كردن انقلابهاي ملتهاي منطقه : ملتها با تكيه بر گنجينه خدادادي تفكر و خرد، و حسن ظن به وعده هاي نصرت پروردگار، روي پاي خود بايستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خويش را رقم بزنند
+
 
+
عزت و اقتدار ملت بزرگ ايران را نمونه روشني از نتايج ايستادگي و مجاهدت است : در ۳۵ سال گذشته ملت فهيم و كشور عزيز ما، بي وقفه در معرض توطئه همه قدرتهاي جهاني بوده است تا شايد اين نمونه زنده ايستادگي و پيشرفت، در چشم ديگر ملتها، الگو نشود اما به فضل الهي، تلاش همه سلطه گران براي خارج كردن ملت ايران از صحنه، اين بار نيز قطعاً و يقيناً ناكام خواهد ماند. تحقق وعده هاي ياري پروردگار را نياز مجاهدت، حركت و خطرپذيري است: صرف مؤمن بودن براي تحقق وعده پيروزي، كافي نيست بلكه مجاهدت و صبر مي خواهد. از تجربه هاي ناكام مقابله با ملت مجاهد و صبور ايران درس بگيرند و بدانند كه تكبر، خود بزرگتر بيني و توقعات بيجا، در مقابل ملتي كه ايستادگي و وحدت را از قرآن آموخته و خود را شناخته است راه به جايي نمي برد. رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به سياست دشمنان اسلام براي ترساندن شيعه و سني از يكديگر وحدت را نياز مبرم دنياي اسلام برشمردند و با انتقاد شديد از تفرقه انگيزي برخي عناصر افزودند: كساني كه اصلاً اسلام را قبول ندارند و تشيع و تسنن را اصولاً نمي شناسند براساس خواست سرويسهاي جاسوسي سلطه گران، از توسعه تشيع ابراز نگراني مي كنند و آتش تفرقه مي افروزند. ملتهاي مسلمان را به خردورزي و اتحاد و ايستادگي توصيه و ابراز اميدواري كردند در پرتو عنايات پروردگار، امت اسلام بر دشمنان پيروز و اهداف بعثت كاملاً محقق شود.<br/>
+
 
+
هر حرکت اختلافی در میان مسلمانان بازی در زمین دشمن است
+
 
+
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس است
+
 
+
امروز اصلی‌ترین سیاست دنیای استکبار برای مقابله با بیداری اسلامی، ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن مسلمانان در کشورهای اسلامی است
+
 
+
بنابراین وظیفه خطیر نخبگان دینی، سیاسی و دانشگاهی جهان اسلام تشریح طراحی دشمن برای امت اسلامی و تلاش جدی برای تحقق شعار اتحاد اسلامی است
+
 
+
دنیای اسلام باید رابطه معنوی، قلبی و عاطفی خود را با نبی مکرم (ص) روز به روز تقویت کند.  مسلمانان باید دستورات آن بزرگوار را در زندگی خود پیاده و در مسیر دستورات ایشان برای تربیت فردی و اجتماعی و رفتار سیاسی در جامعه، حرکت کنند
+
 
+
رهبر انقلاب اسلامی شرایط دنیای اسلام را برای پیروی عملی از دستورات حضرت خاتم النبیین (ص) را بواسطه آغاز حرکت بیداری اسلامی، مهیا و آماده خواندند
+
  
 +
هر حرکت اختلافی در میان مسلمانان بازی در زمین دشمن است.<br/>
 +
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس است.<br/>
 +
امروز اصلی‌ترین سیاست دنیای استکبار برای مقابله با بیداری اسلامی، ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن مسلمانان در کشورهای اسلامی است.<br/>
 +
بنابراین وظیفه خطیر نخبگان دینی، سیاسی و دانشگاهی جهان اسلام تشریح طراحی دشمن برای امت اسلامی و تلاش جدی برای تحقق شعار اتحاد اسلامی است.<br/>
 +
دنیای اسلام باید رابطه معنوی، قلبی و عاطفی خود را با نبی مکرم (ص) روز به روز تقویت کند. مسلمانان باید دستورات آن بزرگوار را در زندگی خود پیاده و در مسیر دستورات ایشان برای تربیت فردی و اجتماعی و رفتار سیاسی در جامعه، حرکت کنند.<br/>
 +
رهبر انقلاب اسلامی شرایط دنیای اسلام را برای پیروی عملی از دستورات حضرت خاتم النبیین (ص) را بواسطه آغاز حرکت بیداری اسلامی، مهیا و آماده خواندند.<br/>
 
بعد از ده‌ها سال فشار و سلطه غربیها بر دنیای اسلامی، اینک مسلمانان احساس می‌کنند که اسلام، زمینه ساز تحقق عزت، سربلندی و استقلال آنها است و همه آرزوهای امت اسلامی، می‌تواند به برکت اسلام برآورده شوند.<br/>
 
بعد از ده‌ها سال فشار و سلطه غربیها بر دنیای اسلامی، اینک مسلمانان احساس می‌کنند که اسلام، زمینه ساز تحقق عزت، سربلندی و استقلال آنها است و همه آرزوهای امت اسلامی، می‌تواند به برکت اسلام برآورده شوند.<br/>
 
+
شکل گرفتن احساس تواناییِ ایستادگی در مقابل استثمار و استکبار دولتهای غربی، در میان مسلمانان، و وادار کردن غربیها به عقب نشینی را از برکات بیداری اسلامی است.<br/>
+
بیداری اسلامی که سی و چهار سال قبل در ایران آغاز شد و اکنون در دنیای اسلام در حال گسترش است، از نشانه‌های تحقق وعده الهی و حرکت به سمت پیروزی است.<br/>
 
+
دنیای استکبار از همان ابتدای حرکت بیداری اسلامی تلاش کرده تا در مقابل آن مشکل و سد ایجاد کند اما اگر مسلمانان به خداوند متعال توکل کنند و عزم جدی برای حرکت رو به جلو داشته باشند، سد دشمنان، قطعاً مانع حرکت دنیای اسلام نخواهد شد و آنان گام به گام به پیروزیهای بیشتری خواهند رسید.<br/>
شکل گرفتن احساس تواناییِ ایستادگی در مقابل استثمار و استکبار دولتهای غربی، در میان مسلمانان، و وادار کردن غربیها به عقب نشینی را از برکات بیداری اسلامی است
+
 
+
بیداری اسلامی که سی و چهار سال قبل در ایران آغاز شد و اکنون در دنیای اسلام در حال گسترش است، از نشانه‌های تحقق وعده الهی و حرکت به سمت پیروزی است
+
 
+
دنیای استکبار از همان ابتدای حرکت بیداری اسلامی تلاش کرده تا در مقابل آن مشکل و سد ایجاد کند اما اگر مسلمانان به خداوند متعال توکل کنند و عزم جدی برای حرکت رو به جلو داشته باشند، سد دشمنان، قطعاً مانع حرکت دنیای اسلام نخواهد شد و آنان گام به گام به پیروزیهای بیشتری خواهند رسید
+
 
+
 
ایجاد اختلاف و مشغول کردن مسلمانان به یکدیگر را اصلی‌ترین تلاش دشمنان برای مقابله با بیداری اسلامی است در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز از همان ابتدا سیاست ایجاد اختلاف دنبال شد اما جمهوری اسلامی با قاطعیت در مقابل این توطئه ایستاد و پرچم اتحاد اسلامی را برافراشت.<br/>
 
ایجاد اختلاف و مشغول کردن مسلمانان به یکدیگر را اصلی‌ترین تلاش دشمنان برای مقابله با بیداری اسلامی است در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز از همان ابتدا سیاست ایجاد اختلاف دنبال شد اما جمهوری اسلامی با قاطعیت در مقابل این توطئه ایستاد و پرچم اتحاد اسلامی را برافراشت.<br/>
  
امام خمینی (ره) در طول حیات خود بارها تأکید کردند که ما معتقد به برادری اسلامی هستیم و این مسیر، بعد از ایشان نیز تا به امروز، ادامه داشته است. تنها راه مقابله با توطئه ایجاد اختلاف، احساس اتحاد میان مسلمانان و همچنین در میان گروه‌ها، مذاهب و جناحهای مختلف داخل هر یک از کشورهای اسلامی است
+
امام خمینی (ره) در طول حیات خود بارها تأکید کردند که ما معتقد به برادری اسلامی هستیم و این مسیر، بعد از ایشان نیز تا به امروز، ادامه داشته است. تنها راه مقابله با توطئه ایجاد اختلاف، احساس اتحاد میان مسلمانان و همچنین در میان گروه‌ها، مذاهب و جناحهای مختلف داخل هر یک از کشورهای اسلامی است.<br/>
 
+
نتیجه اختلاف میان مسلمانان را به حاشیه رفتن مسئله فلسطین و لزوم ایستادگی در مقابل زیاده خواهی امریکا و غرب است حرکت جدیدی که امروز غربیها در افریقا برای تسلط بر ملتهای آفریقایی آغاز کرده‌اند، نتیجه اختلافات و مشغول بودن مسلمانان به یکدیگر است<br/>
+
نمونه‌هایی از نتایج ایجاد اختلاف در میان مسلمانان از جمله فجایع پاکستان، جنگ و کشتار در سوریه، بایکوت شدن صدای مردم در بحرین، و در مقابل هم قرار گرفتن مردم در مصر، است<br/>
 
+
هر حرکت اختلافی در میان ملتهای مسلمان و یا در داخل هر کشور اسلامی، بطور قطع و یقین، بازی کردن در زمینی است که دشمن طراحی کرده است<br/>
نتیجه اختلاف میان مسلمانان را به حاشیه رفتن مسئله فلسطین و لزوم ایستادگی در مقابل زیاده خواهی امریکا و غرب است حرکت جدیدی که امروز غربیها در افریقا برای تسلط بر ملتهای آفریقایی آغاز کرده‌اند، نتیجه اختلافات و مشغول بودن مسلمانان به یکدیگر است
+
 
+
نمونه‌هایی از نتایج ایجاد اختلاف در میان مسلمانان از جمله فجایع پاکستان، جنگ و کشتار در سوریه، بایکوت شدن صدای مردم در بحرین، و در مقابل هم قرار گرفتن مردم در مصر، است
+
 
+
هر حرکت اختلافی در میان ملتهای مسلمان و یا در داخل هر کشور اسلامی، بطور قطع و یقین ، بازی کردن در زمینی است که دشمن طراحی کرده است
+
 
+
 
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس خواندند و تأکید کردند: اگر امروز پیامبر اسلامی (ص) در میان ما بودند، همه مسلمانان را به اتحاد و پرهیز از اختلافات دعوت می‌کردند.<br/>
 
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس خواندند و تأکید کردند: اگر امروز پیامبر اسلامی (ص) در میان ما بودند، همه مسلمانان را به اتحاد و پرهیز از اختلافات دعوت می‌کردند.<br/>
  
قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران
+
==قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران==
 
+
امام خمینی(ره) در یک کلام می‌گفت این قرن، «قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران» است؛ اسلام، ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت می‌نشاند» و «سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد» او به دعوای کهنه «عقل و عشق» و «سیاست و دیانت» و «معنویت و حکومت» پایان داد.<br/>
امام خميني(ره) در يك كلام مي گفت اين قرن، «قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران» است؛ اسلام، ابرقدرت‌ها را به خاك مذلت مي نشاند» و «سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد» او به دعواي كهنه «عقل و عشق» و «سياست و ديانت» و «معنويت و حكومت» پايان داد
+
می‌گفت اختیار مردم به دست من است و اختیار خودم به دست خودم نیست، به دست خداست. از سیاست آمریکا و شوروی سخن می‌گفت، اما ناگهان نگاهش را به دریایی از «عرفان ناب محمدی» می‌دوخت که «زمزم» از آن جوشیده است.<br/>
 
+
صبور و مصّر، همه را به سوی آن دریا دعوت می‌کرد، نه به سوی خود. «گلستان ملت‌ها» رخ نموده است... همه باید از مرداب و باتلاق و سکوت و سکونی که کارگزاران سیاست «آمریکا» و «شوروی» بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده‌اند، به درآییم؛ و به سوی دریایی که «زمزم» از آن جوشیده است، روانه شویم.<br/>
مي گفت اختيار مردم به دست من است و اختيار خودم به دست خودم نيست، به دست خداست. از سياست آمريكا و شوروي سخن مي گفت، اما ناگهان نگاهش را به دريايي از «عرفان ناب محمدي» مي دوخت كه «زمزم» از آن جوشيده است
+
برمبنای یک استنباط معرفتی و اجتهاد ناب، امام کار خود را ادامه «راه وراثت انبیایی» می‌دید؛ رویاپرداز هم نبود. ذهنی روشن داشت و حاشیه و متن تاریخ را دقیق می‌شناخت. تاریخ ساز بود، اما برخلاف امثال مارکس، تاریخ نمی‌ساخت.<br/>
 
+
صبور و مصّر، همه را به سوي آن دريا دعوت مي كرد، نه به سوي خود. «گلستان ملت‌ها» رخ نموده است... همه بايد از مرداب و باتلاق و سكوت و سكوني كه كارگزاران سياست «آمريكا» و «شوروي» بر آن تخم مرگ و اسارت پاشيده‌اند، به درآييم؛ و به سوي دريايي كه «زمزم» از آن جوشيده است، روانه شويم.<br/>
+
 
+
+
 
+
برمبناي يك استنباط معرفتي و اجتهاد ناب، امام كار خود را ادامه «راه وراثت انبيايي» مي ديد؛ روياپرداز هم نبود. ذهني روشن داشت و حاشيه و متن تاريخ را دقيق مي شناخت. تاريخ ساز بود، اما برخلاف امثال ماركس، تاريخ نمي ساخت
+
 
+
به «تحريف» حساس بود و خودش آن قدر ابتكار و خلاقيت داشت كه به دام اين روش‌ها نيفتد. شخصيتي واقع بين و آرمان گرا داشت؛ يك اصول گراي راستين. با داشتن اين خصلت هاي اعتقادي- شخصيتي، امام خميني(ره) مي توانست بهترين درك و دريافت را از «وضع موجود» و «راه آينده» ارائه دهد
+
 
+
درست از دهه ۱۳۵۰ كه بزرگ ترين فلاسفه آمريكايي مثل جان رالز احياء «توحيد» و تولد «انسان موحد» را جنوني شكست خورده مي دانستند، امام خميني سخت دلمشغول بناي بنيان هاي عقلي و معرفتي يك «تمدن اسلامي» بود
+
 
+
تمام تكاپوهايش راه به درك فطري و عزيزانه او از «عرفان ناب» مي برد. كاري كه او كرد، در ذهن جامعه شناسان سياسي اردوگاه مدرنيته نمي گنجيد و نابغه هاي امنيتي بلوك سرمايه داري هم قدرت فهمش را نداشتند
+
 
+
+
 
+
هانا آرنت كه از سرآمدان ليبرال هاي يهودي بود، ۵ سال قبل از پيروزي انقلاب گفته بود كه «نبايد در اهميت احياء دين در عصر كنوني مبالغه كرد. اين‌ها پف هاي روح زمانه‌اند!»
+
 
+
كسي انتظار نداشت كه يك فقيه و متكلم تبعيدي از شهر قم، آن هم از كشوري كه پيش از انقلاب به مدرسه آزمايشگاهي «مدرنيته» و «فحشاي سرمايه داري» در قلب خاورميانه تبديل شده، دنيا را به هم بريزد؛
+
 
+
روحاني اي كه هيچ تشكيلات سياسي ساختارمندي او را پشتيباني نمي كند و اساساً جنس روش‌ها و استراتژي هاي مدرن كسب قدرت را مشروع نمي داند. براي اين كار هم برنامه داشت؛ برنامه تشكيل هسته هاي مقاومت حزب الله و حزب مستضعفين. در فكر ايجاد «لشكر بزرگ سربازان امام زمان» بود و او از حزبي متعلق به «وارثان زمين» مي گفت
+
 
+
 
+
    ديگر اجازه ندهند كه «مستكبرين» بر «مستضعفين» عالم ظلم كنند، و نداي اسلام را و وعده اسلام را كه حكومت مستضعفين بر مستكبرين است و «وراثت ارض» براي مستضعفين است، متحقق كنند
+
 
+
تاكنون مستضعفين متفرق بودند و با تفرقه كاري انجام نمي گيرد. بايد به يك سطح وسيع تري در تمام قشرهاي انسان هاي تاريخ، تحقق پيدا كند به اسم «حزب مستضعفين» كه همان «حزب الله» است.    دنيا با يك رهبر الهي مواجه شد كه صدايش، طنين صداي انبياء بود؛ نزديك ترين و شبيه ترين مرد خدا به سيره و سنت چهارده معصوم
+
 
+
وقتي فرمان «جنگ عقيده» براي براندازي ابرقدرت‌ها را مي داد، صدايش طنين صداي علی(ع) است كه در صدر اسلام فرمود هركه را كشتم براي حق و عدالت بود من با كسي اختلاف شخصي نداشتم
+
 
+
جنگ هاي ما عقيدتي بود و پس از اين نيز چنين خواهد بود. من با كسي تعارف ندارم. اختلاف مسلك بود؛ ما براي حق مي جنگيم و آن‌ها براي باطل. اگر خون بهايي مي خواهند بروند از حق بگيرند كه كمرشان را شكست. من عذرخواهي به كسي بدهكار نيستم
+
 
+
+
 
+
    اسير ب سيره جدّي. با معرفت و بصيرت، محو «سيرت انبياء» بود؛ براي احياء آن برخاست و جلوه اي از همان سيره وسيرت شد. راز عظمت امام از قضاء در همين سخني است كه از وارث آدم، اباعبدالله(ع) نقل مي كرد؛ رازي كه غرب آن را نمي شناخت
+
 
+
+
 
+
وقتي سال ۱۳۵۷ «جزيره ثبات» در خاورميانه فرو ريخت و انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد، بسياري از تحليلگران مسائل استراتژيك، خطر اصلي را افت ضريب نفوذ آمريكا بر يك منطقه پراهميت ژئوپوليتيك مي دانستند، اما اين همه مسئله نبود
+
 
+
يك خطر، ذهن «مغزهاي امنيتي» و سيستم هاي «آينده پژوهشي» اردوگاه ليبرال سرمايه داري (اروپا و آمريكا) را به شدت مشغول مي كرد و آن، وضع «آينده جهان» بود. ديگر، همه مجبور بودند در بهت و ناباوري ظهور يك «تمدن رقيب» مصمم را تماشا كنند، چون مكتبي كه هسته اين تمدن را مي ساخت، نمي گذاشت كسي بي تفاوت از كنارش بگذرد
+
 
+
اما جنس اين رهبر تمدن ساز «تبر ابراهيم بود بر پيكر اسطوره آمريكا» براي بسياري ناشناخته بود
+
 
+
روزهاي پاياني آبان ۱۳۵۹، وقتي الكساندر دمارانش براي ديدار رونالد ريگان به نشست محرمانه كاليفرنيا رفت
+
 
+
+
 
+
رئيس جمهور آمريكا از رئيس سرويس جاسوسي فرانسه پرسيد: اشخاصي درست مانند آيت الله خميني، دقيقاً چطور مي انديشند؟<br/>
+
 
+
دمارانش گفت: آنها آنطور كه ما مي بينيم، نمي بينند. سيستم داخلي شان و فكرشان مانند ما نيست. «دشمنان جديد» ما كه «مسلمانان اصول گرا» هستند، به عنوان «سربازان خدا» خدمت مي كنند. بنابراين، «انسان» براي آن‌ها معناي كاملاً متفاوتي نسبت به معنايي كه براي ما دارد، داراست    سكولارها هيچ وقت قادر به درك اطلاعاتي از شخصيت رهبران مسلمان ايران نبودند و نخواهند بود. به روايت دمارانش، رهبران جوامع سرمايه داري هيچ وقت «نظم فكري مسلمانان» را نفهميدند. رهبران الهي، برخلاف رهبران سياسي مدرن عمل مي كنند؛ چون سنت رهبري آنان از بيخ و بن متفاوت است
+
 
+
+
 
+
اميرالمومنين(ع) پس از رسيدن به حاكميت، يك شيوه عمل انقلابي را برگزيد، اما رهبران مدرن تا پيش از رسيدن به قدرت، انقلابي اند و پس از دستيابي به منصب و سمت، محافظه كار مي شوند. امام خميني(ره) به «سنت رهبري شيعي» اقتداء كرد. روزهاي آخر زندگي اش را نيز با مبارزه به پايان رساند؛ مثل سراسر عمرش و با «دلي آرام» و «قلبي مطمئن». هراس به دلش راه نمي يافت و هميشه با قاطعيت اعلام مي كرد:<br/>
+
اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند، ما در مقابل دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي آنان از پاي نخواهيم نشست؛ يا همه آزاد مي شويم يا به آزادي بزرگ تري كه شهادت است، مي رسيم. امام خميني(ره) خودش را اسير لفاظي هاي پيچيده تئوريك نكرد. در حالي كه ساده سخن مي گفت، ولي يكي از ماموريت هايش «بازآفريني معناي حقيقي كلمات» بود. در هستي شناسي او «كوخ‌ها منشا بركاتند، نه كاخ‌ها» هنرشناسي و زيباشناسي او مستند به يك نص اصيل قدسي و مانيفست الهي است
+
 
+
+
 
+
در منشور هنر متعهد امام، تنها هنري «مورد قبول قرآن» فرض شده كه «كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابودكننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد، و در يك كلمه اسلام آمريكايي باشد
+
 
+
فرجام شناسي روشني داشت؛ اساساً امام از واژه هاي «پيروزي» و «شكست» تعريف و تحليلي نو به دست داد
+
 
+
همواره تذكر جدي مي داد اين معنا كه نمي شود با قدرت هاي بزرگ طرف شد را از گوش هايتان بيرون كنيد. شما بخواهيد مي توانيد، زيرا پشتيبان شما خداست
+
  
برخی رژیم‌های عربی همگام با آمریکا و غرب در تلاش برای متوقف کردن انقلاب‌های منطقه‌اند
+
به «تحریف» حساس بود و خودش آن قدر ابتکار و خلاقیت داشت که به دام این روش‌ها نیفتد. شخصیتی واقع بین و آرمان گرا داشت؛ یک اصول گرای راستین. با داشتن این خصلت‌های اعتقادی- شخصیتی، امام خمینی(ره) می‌توانست بهترین درک و دریافت را از «وضع موجود» و «راه آینده» ارائه دهد.<br/>
 +
درست از دهه ۱۳۵۰ که بزرگ‌ترین فلاسفه آمریکایی مثل جان رالز احیاء «توحید» و تولد «انسان موحد» را جنونی شکست خورده می‌دانستند، امام خمینی سخت دلمشغول بنای بنیان‌های عقلی و معرفتی یک «تمدن اسلامی» بود.<br/>
 +
تمام تکاپوهایش راه به درک فطری و عزیزانه او از «عرفان ناب» می‌برد. کاری که او کرد، در ذهن جامعه شناسان سیاسی اردوگاه مدرنیته نمی‌گنجید و نابغه‌های امنیتی بلوک سرمایه داری هم قدرت فهمش را نداشتند.<br/>
 +
هانا آرنت که از سرآمدان لیبرال‌های یهودی بود، ۵ سال قبل از پیروزی انقلاب گفته بود که «نباید در اهمیت احیاء دین در عصر کنونی مبالغه کرد. این‌ها پف‌های روح زمانه‌اند!».<br/>
 +
کسی انتظار نداشت که یک فقیه و متکلم تبعیدی از شهر قم، آن هم از کشوری که پیش از انقلاب به مدرسه آزمایشگاهی «مدرنیته» و «فحشای سرمایه داری» در قلب خاورمیانه تبدیل شده، دنیا را به هم بریزد؛ روحانی ای که هیچ تشکیلات سیاسی ساختارمندی او را پشتیبانی نمی‌کند و اساساً جنس روش‌ها و استراتژی‌های مدرن کسب قدرت را مشروع نمی‌داند. برای این کار هم برنامه داشت؛ برنامه تشکیل هسته‌های مقاومت حزب الله و حزب مستضعفین. در فکر ایجاد «لشکر بزرگ سربازان امام زمان» بود و او از حزبی متعلق به «وارثان زمین» می‌گفت.<br/>
 +
دیگر اجازه ندهند که «مستکبرین» بر «مستضعفین» عالم ظلم کنند، و ندای اسلام را و وعده اسلام را که حکومت مستضعفین بر مستکبرین است و «وراثت ارض» برای مستضعفین است، متحقق کنند.<br/>
 +
تاکنون مستضعفین متفرق بودند و با تفرقه کاری انجام نمی‌گیرد. باید به یک سطح وسیع تری در تمام قشرهای انسان‌های تاریخ، تحقق پیدا کند به اسم «حزب مستضعفین» که همان «حزب الله» است. دنیا با یک رهبر الهی مواجه شد که صدایش، طنین صدای انبیاء بود؛ نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین مرد خدا به سیره و سنت چهارده معصوم وقتی فرمان «جنگ عقیده» برای براندازی ابرقدرت‌ها را می‌داد، صدایش طنین صدای علی(ع) است که در صدر اسلام فرمود هرکه را کشتم برای حق و عدالت بود من با کسی اختلاف شخصی نداشتم.<br/>
 +
جنگ‌های ما عقیدتی بود و پس از این نیز چنین خواهد بود. من با کسی تعارف ندارم. اختلاف مسلک بود؛ ما برای حق می‌جنگیم و آن‌ها برای باطل. اگر خون بهایی می‌خواهند بروند از حق بگیرند که کمرشان را شکست. من عذرخواهی به کسی بدهکار نیستم.<br/>
 +
اسیر ب سیره جدّی. با معرفت و بصیرت، محو «سیرت انبیاء» بود؛ برای احیاء آن برخاست و جلوه‌ای از همان سیره وسیرت شد. راز عظمت امام از قضاء در همین سخنی است که از وارث آدم، اباعبدالله(ع) نقل می‌کرد؛ رازی که غرب آن را نمی‌شناخت.<br/>
  
برخی رژیم‌های وابسته و محافظه کار عرب نیز در کنار آمریکا و ناتو برای حفظ خودشان هم که شده با تمام قوا می‌کوشند عقربه‌های زمان را متوقف کرده و انقلاب‌های منطقه را به عقب برگردانده و یا به ناکجا آباده بکشانند. و تنها سرمایه‌شان برای این برگزاری دلارهای نفتی است
+
وقتی سال ۱۳۵۷ «جزیره ثبات» در خاورمیانه فرو ریخت و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، بسیاری از تحلیلگران مسائل استراتژیک، خطر اصلی را افت ضریب نفوذ آمریکا بر یک منطقه پراهمیت ژئوپولیتیک می‌دانستند، اما این همه مسئله نبود.<br/>
  
 +
یک خطر، ذهن «مغزهای امنیتی» و سیستم‌های «آینده پژوهشی» اردوگاه لیبرال سرمایه داری (اروپا و آمریکا) را به شدت مشغول می‌کرد و آن، وضع «آینده جهان» بود. دیگر، همه مجبور بودند در بهت و ناباوری ظهور یک «تمدن رقیب» مصمم را تماشا کنند، چون مکتبی که هسته این تمدن را می‌ساخت، نمی‌گذاشت کسی بی تفاوت از کنارش بگذرد.<br/>
 +
اما جنس این رهبر تمدن ساز «تبر ابراهیم بود بر پیکر اسطوره آمریکا» برای بسیاری ناشناخته بود.<br/>
 +
روزهای پایانی آبان ۱۳۵۹، وقتی الکساندر دمارانش برای دیدار رونالد ریگان به نشست محرمانه کالیفرنیا رفت.<br/>
 +
رئیس جمهور آمریکا از رئیس سرویس جاسوسی فرانسه پرسید: اشخاصی درست مانند آیت الله خمینی، دقیقاً چطور می‌اندیشند؟<br/>
 +
دمارانش گفت: آنها آنطور که ما می‌بینیم، نمی‌بینند. سیستم داخلی شان و فکرشان مانند ما نیست. «دشمنان جدید» ما که «مسلمانان اصول گرا» هستند، به عنوان «سربازان خدا» خدمت می‌کنند. بنابراین، «انسان» برای آن‌ها معنای کاملاً متفاوتی نسبت به معنایی که برای ما دارد، داراست سکولارها هیچ وقت قادر به درک اطلاعاتی از شخصیت رهبران مسلمان ایران نبودند و نخواهند بود. به روایت دمارانش، رهبران جوامع سرمایه داری هیچ وقت «نظم فکری مسلمانان» را نفهمیدند. رهبران الهی، برخلاف رهبران سیاسی مدرن عمل می‌کنند؛ چون سنت رهبری آنان از بیخ و بن متفاوت است.<br/>
 +
امیرالمومنین(ع) پس از رسیدن به حاکمیت، یک شیوه عمل انقلابی را برگزید، اما رهبران مدرن تا پیش از رسیدن به قدرت، انقلابی اند و پس از دستیابی به منصب و سمت، محافظه کار می‌شوند. امام خمینی(ره) به «سنت رهبری شیعی» اقتداء کرد. روزهای آخر زندگی اش را نیز با مبارزه به پایان رساند؛ مثل سراسر عمرش و با «دلی آرام» و «قلبی مطمئن». هراس به دلش راه نمی‌یافت و همیشه با قاطعیت اعلام می‌کرد:<br/>
 +
اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی آنان از پای نخواهیم نشست؛ یا همه آزاد می‌شویم یا به آزادی بزرگ تری که شهادت است، می‌رسیم. امام خمینی(ره) خودش را اسیر لفاظی‌های پیچیده تئوریک نکرد. در حالی که ساده سخن می‌گفت، ولی یکی از ماموریت‌هایش «بازآفرینی معنای حقیقی کلمات» بود. در هستی شناسی او «کوخ‌ها منشا برکاتند، نه کاخ‌ها» هنرشناسی و زیباشناسی او مستند به یک نص اصیل قدسی و مانیفست الهی است.<br/>
 +
در منشور هنر متعهد امام، تنها هنری «مورد قبول قرآن» فرض شده که «کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.<br/>
 +
فرجام شناسی روشنی داشت؛ اساساً امام از واژه‌های «پیروزی» و «شکست» تعریف و تحلیلی نو به دست داد.<br/>
 +
همواره تذکر جدی می‌داد این معنا که نمی‌شود با قدرت‌های بزرگ طرف شد را از گوش هایتان بیرون کنید. شما بخواهید می‌توانید، زیرا پشتیبان شما خداست.<br/>
 +
برخی رژیم‌های عربی همگام با آمریکا و غرب در تلاش برای متوقف کردن انقلاب‌های منطقه‌اند.<br/>
 +
برخی رژیم‌های وابسته و محافظه کار عرب نیز در کنار آمریکا و ناتو برای حفظ خودشان هم که شده با تمام قوا می‌کوشند عقربه‌های زمان را متوقف کرده و انقلاب‌های منطقه را به عقب برگردانده و یا به ناکجا آباده بکشانند. و تنها سرمایه‌شان برای این برگزاری دلارهای نفتی است.<br/>
 
و هدف اصلی آنها شکست مردم مصر، تونس، یمن، لیبی و بحرین و ... است و حفظ ثبات و تضمین بقای رژیم صهیونیستی و ضربه به جبهه مقاومت در منطقه است (که متاسفانه در مصر باکمک عربستان موفق بودند)<br/>
 
و هدف اصلی آنها شکست مردم مصر، تونس، یمن، لیبی و بحرین و ... است و حفظ ثبات و تضمین بقای رژیم صهیونیستی و ضربه به جبهه مقاومت در منطقه است (که متاسفانه در مصر باکمک عربستان موفق بودند)<br/>
  
 
اما گروه دوم و اصلی ملت‌ها هستند ملت‌ها چه می‌خواهند نظر سنجی مکرر آمریکا در مصر و اکثر کشورهای اسلامی و واقعیت‌ها را به آنها گفته است.<br/>
 
اما گروه دوم و اصلی ملت‌ها هستند ملت‌ها چه می‌خواهند نظر سنجی مکرر آمریکا در مصر و اکثر کشورهای اسلامی و واقعیت‌ها را به آنها گفته است.<br/>
  
۸۵ درصد ملت‌های اسلامی و عربی از آمریکا نفرت دارند
+
== نفرت ۸۵ درصد ملت‌های اسلامی و عربی از آمریکا ==
 
+
از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامی از جمله حجاب و پوشش زنان، ۴۰ تا ۷۵ درصد در بین ملت‌ها از مصر، اردن تا ترکیه و مالیزی و غیره افزایش یافته است و میزان نفرت از آمریکا با میانگین ۸۵ درصد در کشورهای اسلامی و عربی بالا رفته و به ویژه پس از دیدن پیروزی جوانان حزب الله و حماس در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و شکست و خروج آمریکا بدون هیچ دستاوردی در عراق امیدی به پیروزی آینده در میان جوانان عرب مضاعف شده است.<br/>
از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامی از جمله حجاب و پوشش زنان ، ۴۰ تا ۷۵ درصد در بین ملت‌ها از مصر، اردن تا ترکیه و مالیزی و غیره افزایش یافته است
+
 
+
و میزان نفرت از آمریکا با میانگین ۸۵ درصد در کشورهای اسلامی و عربی بالا رفته و به ویژه پس از دیدن پیروزی جوانان حزب الله و حماس در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و شکست و خروج آمریکا بدون هیچ دستاوردی در عراق امیدی به پیروزی آینده در میان جوانان عرب مضاعف شده است
+
 
+
 
شخصیت‌های محبوب میان جوانان مصر، مجاهدان ضد صهیونیستی مسلمانان بود و نام آنان را روی فرزندانشان می‌گذارند. نفرت از صهیونیسم توجه به قضیه فلسطین و عزت طلبی اسلامی از شاخص‌های اصلی ملت‌ها است.<br/>
 
شخصیت‌های محبوب میان جوانان مصر، مجاهدان ضد صهیونیستی مسلمانان بود و نام آنان را روی فرزندانشان می‌گذارند. نفرت از صهیونیسم توجه به قضیه فلسطین و عزت طلبی اسلامی از شاخص‌های اصلی ملت‌ها است.<br/>
  
به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید
+
==به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید==
 
+
آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمی‌اندیشیند. همچنین از آنان نترسید آنان پوشالی‌اند. و به سرعت ضعیف تر و ضعیف‌تر شدند.<br/>
آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمی‌اندیشیند. همچنین از آنان نترسید آنان پوشالی‌اند. و به سرعت ضعیف تر و ضعیف‌تر شدند
+
حاکمیت آنان بر جهان اسلام صرفا محصول ترس ما در ۱۵۰ سال گذشته بوده است به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید و تنها به خدای متعالی امیدوار باشید و فقط خود را باور کنید.<br/>
 
+
حاکمیت آنان بر جهان اسلام صرفا محصول ترس ما در ۱۵۰ سال گذشته بوده است به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید و تنها به خدای متعالی امیدوار باشید و فقط خود را باور کنید
+
 
+
 
آنان در عراق شکست خوردند و با دست‌های خالی خارج شدند. در افغانستان چیزی به دست نیاوردند در لبنان از حزب الله و در غزه از حماس شکست خوردند و اینکه در خیلی کشورها توسط مردم به پایین کشیده خواهند شد.<br/>
 
آنان در عراق شکست خوردند و با دست‌های خالی خارج شدند. در افغانستان چیزی به دست نیاوردند در لبنان از حزب الله و در غزه از حماس شکست خوردند و اینکه در خیلی کشورها توسط مردم به پایین کشیده خواهند شد.<br/>
  
بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکسته شد
+
==بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکسته شد==
 
+
هیچ چیز طبق برنامه آنان پیش نرفته است. بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکست و ترس ملت‌ها ریخت مراقب آینده باشید که شما را نترساندند. به طمع کمک‌های مالی آنان و یا تئوری‌های فاسد نظام سازی و وعده‌های شوم و یا از خوف قدرت لایزال آنان وارد بازی‌های سیاسی و امتیاز دهی نشوید و از خدا و مردم فاصله نگیرد هرگز وارد معامله با دشمنان اسلام ومردم نشوید.<br/>
هیچ چیز طبق برنامه آنان پیش نرفته است. بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکست و ترس ملت‌ها ریخت مراقب آینده باشید که شما را نترساندند. به طمع کمک‌های مالی آنان و یا تئوری‌های فاسد نظام سازی و وعده‌های شوم و یا از خوف قدرت لایزال آنان وارد بازی‌های سیاسی و امتیاز دهی نشوید و از خدا و مردم فاصله نگیرد هرگز وارد معامله با دشمنان اسلام ومردم نشوید
+
همچنین وارد بازی دلارهای نفتی وابستگان و متحدان غرب در منطقه در میان اعراب نشوید چرا که در آینده از این بازی‌ها سالم بیرون نخواهید آمد.<br/>
 
+
اسرائیل رفتنی است و نباید بماند و نخواهد ماند شروع انحراف در نهضت‌های کنونی تن دادن به بقای رژیم صهیونیستی است. و ادامه مذاکرات سازش و تسلیم که رژیم‌های ساقط شده آن را پایه گذاری کرده‌اند.<br/>
همچنین وارد بازی دلارهای نفتی وابستگان و متحدان غرب در منطقه در میان اعراب نشوید چرا که در آینده از این بازی‌ها سالم بیرون نخواهید آمد
+
 
+
اسرائیل رفتنی است و نباید بماند و نخواهد ماند شروع انحراف در نهضت‌های کنونی تن دادن به بقای رژیم صهیونیستی است. و ادامه مذاکرات سازش و تسلیم که رژیم‌های ساقط شده آن را پایه گذاری کرده‌اند
+
 
+
خواست عمومی ملت‌ها بازگشت به اسلام است
+
 
+
البته به مفهوم بازگشت به گذشته نیست. اگر انقلاب‌ها به اذن الله واقعی بمانند و منحرف نشوند و دچار توطئه و استهاله نگردند مسئله اصلی شما چگونگی نظام سازی قانونی نویسی و مدیریت کشور و انقلاب‌ها خواهد بود
+
 
+
در این جهاد بزرگ کار اصلی شما این خواهد بود که چگونه یک تاریخ عقب ماندگی و استبداد و بی دینی و فقر و وابستگی حاکم بر کشورهایتان را در کوتاه‌ترین زمان‌ها جبران کنید و چگونه با رویکرد اسلامی و به شیوه مردم سالارانه و رعایت عقلانیت و علم جامعه سازی کنید و تهدیدات داخلی و خارجی را یک به یک از سر راه بردارید
+
  
 +
==خواست عمومی ملت‌ها بازگشت به اسلام است==
 +
البته به مفهوم بازگشت به گذشته نیست. اگر انقلاب‌ها به اذن الله واقعی بمانند و منحرف نشوند و دچار توطئه و استهاله نگردند مسئله اصلی شما چگونگی نظام سازی قانونی نویسی و مدیریت کشور و انقلاب‌ها خواهد بود.<br/>
 +
در این جهاد بزرگ کار اصلی شما این خواهد بود که چگونه یک تاریخ عقب ماندگی و استبداد و بی دینی و فقر و وابستگی حاکم بر کشورهایتان را در کوتاه‌ترین زمان‌ها جبران کنید و چگونه با رویکرد اسلامی و به شیوه مردم سالارانه و رعایت عقلانیت و علم جامعه سازی کنید و تهدیدات داخلی و خارجی را یک به یک از سر راه بردارید.<br/>
 
چگونه آزادی اجتماعی منهای لیبرالیسم و برابری منهای مارکسیسم و نظم منهای فاشیسم غرب را نهادینه کنید.<br/>
 
چگونه آزادی اجتماعی منهای لیبرالیسم و برابری منهای مارکسیسم و نظم منهای فاشیسم غرب را نهادینه کنید.<br/>
 +
چگونه تقید خویش به شریعت اسلامی را حفظ کنید. و بدون آنکه گرفتار جمود و تحجر شوید چگونه مستقل شوید بی آنکه منزوی شوید. چگونه پیشرفت کنید بی آنکه وابسته شوید. چگونه مدیریت علمی کنید بدون سکولاریزه و محافظه کار شوید. و چگونه مانع فاسد شدن برخی رهبران و نفوذ عوامل دشمن در صف انقلابیون شویم.<br/>
  
چگونه تقید خویش به شریعت اسلامی را حفظ کنید. و بدون آنکه گرفتار جمود و تحجر شوید چگونه مستقل شوید بی آنکه منزوی شوید. چگونه پیشرفت کنید بی آنکه وابسته شوید. چگونه مدیریت علمی کنید بدون سکولاریزه و محافظه کار شوید. و چگونه مانع فاسد شدن برخی رهبران و نفوذ عوامل دشمن در صف انقلابیون شویم
+
==تعریف‌ها باید بازخوانی و اصلاح شود==
 
+
دو الگوی اسلام تکفیری و اسلام لائیک از سوی غرب به شما پیشنهاد شد و خواهد شد تا بوی اسلام ناب ولی معتدل و عقلانی در میان انقلاب‌های منطقه تقویت نشود.<br/>
تعریف‌ها باید بازخوانی و اصلاح شود
+
کلمات را دوباره و به دقت تعریف کنید. دموکرات بودن اگر به معنی مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلاب‌ها است همه دموکرات باشید و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموکراسی درجه دوم و تقلیدی باشد هیچ یک دموکرات نباشید.<br/>
 
+
سلفی گری اگر به معنای اصولگرایی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزش‌های اصلی و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیای شریعت و نفی غرب زدگی باشد همگی سلفی باشید و اگر به معنی تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود با نوگرایی و سماجت و عقلانیت که ارکان تفکر و تمدن اسلامیت سازگار نخواهید بود و خود باعث ترویج سکولاریسم و بی دینی خواهد شد.<br/>
دو الگوی اسلام تکفیری و اسلام لائیک از سوی غرب به شما پیشنهاد شد و خواهد شد تا بوی اسلام ناب ولی معتدل و عقلانی در میان انقلاب‌های منطقه تقویت نشود
+
 
+
کلمات را دوباره و به دقت تعریف کنید. دموکرات بودن اگر به معنی مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلاب‌ها است همه دموکرات باشید و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموکراسی درجه دوم و تقلیدی باشد هیچ یک دموکرات نباشید
+
 
+
سلفی گری اگر به معنای اصولگرایی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزش‌های اصلی و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیای شریعت و نفی غرب زدگی باشد همگی سلفی باشید و اگر به معنی تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود با نوگرایی و سماجت و عقلانیت که ارکان تفکر و تمدن اسلامیت سازگار نخواهید بود و خود باعث ترویج سکولاریسم و بی دینی خواهد شد
+
 
+
 
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بد ببین باشد که از چه نوع لائیک غرب و چه از نوع خشن آن بدبین باشید.<br/>
 
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بد ببین باشد که از چه نوع لائیک غرب و چه از نوع خشن آن بدبین باشید.<br/>
  
به اسلام آمریکایی و انگلیسی بدبین باشید
+
==لزوم بدبینی به اسلام آمریکایی و انگلیسی ==
 
+
به اسلام که رژیم صهیونیستی را تهدید می‌کند به اسلامی که رژیم صهیونیستی را تحمل می‌کند ولی با مذاهب اسلامی دیگر بی رحمانه مواجه می‌کند دست آشتی به سوی آمریکا و و ناتو دراز می‌کند ولی در داخل به جنگ‌های قبیله‌ای و مذهبی دامن می‌زند ، اعتماد نکنید.<br/>
به اسلام که رژیم صهیونیستی را تهدید می‌کند به اسلامی که رژیم صهیونیستی را تحمل می‌کند ولی با مذاهب اسلامی دیگر بی رحمانه مواجه می‌کند دست آشتی به سوی آمریکا و و ناتو دراز می‌کند ولی در داخل به جنگ‌های قبیله‌ای و مذهبی دامن می‌زند ،اعتماد نکنید
+
به اسلام آمریکایی و انگلیسی بدبین باشید که شما را به دام سرمایه داری غرب و مصرف زدگی و انحطاط اخلاقی می‌کشاند.<br/>
 
+
مردم عرب صد سال است نادیده گرفته شده‌اند. کرامت و عزت‌شان و هم رای و حقوق آنان علنا پایمال شده است. برای نخستین بار اکنون مردم صحنه را به دست گرفته‌اند.<br/>
به اسلام آمریکایی و انگلیسی بدبین باشید که شما را به دام سرمایه داری غرب و مصرف زدگی و انحطاط اخلاقی می‌کشاند
+
مسلمانی برخی حکومت‌های مسلمان تشریفاتی و نمایشی و دروغین است مصنوعی و موقتی است اگر ملت‌های مصر، تونس و لیبی مسیر خود را ادامه دهند ممکن است به تحریم‌ها تبدیل شود.<br/>
 
+
انقلاب اسلامی ایران موفق‌ترین تجربه اسلامی عصر جدید است در عرصه خودباوری ملت‌ها. مردم با خودباوری نخبگان در عرضه نفی اسطوره شکست ناپذیری رژیم‌های طاغوتی و اربابانشان را شکست دادند.<br/>
مردم عرب صد سال است نادیده گرفته شده‌اند. کرامت و عزت‌شان و هم رای و حقوق آنان علنا پایمال شده است. برای نخستین بار اکنون مردم صحنه را به دست گرفته‌اند
+
 
+
مسلمانی برخی حکومت‌های مسلمان تشریفاتی و نمایشی و دروغین است مصنوعی و موقتی است اگر ملت‌های مصر، تونس و لیبی مسیر خود را ادامه دهند ممکن است به تحریم‌ها تبدیل شود
+
 
+
انقلاب اسلامی ایران موفق‌ترین تجربه اسلامی عصر جدید است در عرصه خودباوری ملت‌ها. مردم با خودباوری نخبگان در عرضه نفی اسطوره شکست ناپذیری رژیم‌های طاغوتی و اربابانشان را شکست دادند
+
 
+
+
 
+
 
در عرصه شکستن غرور کمونیسم و سرمایه‌داری ارائه مدل‌های کارآمد در پیشرفت‌های بزرگ کشور با حفظ مردم سالاری و دفاع از ارزش‌های اولیه انقلاب و در عرصه مردم انقلاب ما پیروزی‌ها و البته ضعف‌هایی در مجاهدات سه دهه خود داشته است اما در هیچ جنبش اسلامی در جهان پس از تسلط غرب و شرق بر مسلمین در قرن گذشته تا این حد جلو نیامده است. و این همه موانع از سر نگذرانده بود.<br/>
 
در عرصه شکستن غرور کمونیسم و سرمایه‌داری ارائه مدل‌های کارآمد در پیشرفت‌های بزرگ کشور با حفظ مردم سالاری و دفاع از ارزش‌های اولیه انقلاب و در عرصه مردم انقلاب ما پیروزی‌ها و البته ضعف‌هایی در مجاهدات سه دهه خود داشته است اما در هیچ جنبش اسلامی در جهان پس از تسلط غرب و شرق بر مسلمین در قرن گذشته تا این حد جلو نیامده است. و این همه موانع از سر نگذرانده بود.<br/>
  
ایران به دلیل حمایت از فلسطین و لبنان و عراق و بحرین متهم به تروریسم می‌شود
+
== اتهام تروریسم به ایران به دلیل حمایت از فلسطین و لبنان و عراق و بحرین ==
 +
گفت‌وگوهای بسیاری میان ما و شما برادران در پیش خواهد بود انشاءالله. در رسانه‌های سرمایه‌داری و صهیونیسم جهانی، ایران متهم به تروریسم می‌شود. تنها به آن علت که حاضر نشد برادران عرب خود را تنها بگذارد و اشغالگران را به رسمیت بشناسد حال آنکه ما خود بزرگترین قربانی تروریسم در جهان هستیم و این ترورها همچنان ادامه دارد.<br/>
 +
اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی برادران مظلوم افغانی و بوسنیایی و لبنانی و عراقی و فلسطینی خود را همچون سایر حکومت‌های به ظاهر مسلمان تنها می‌گذاشت و اگر همچون بیشتر رژیم‌های عربی که به فلسطین خیانت می‌کردند و ما هم ساکت می‌ماندیم و از پشت خنجر می‌زدیم و هرگز ما را پشتیبان تروریسم معرفی نمی‌کردند.<br/>
  
گفت‌وگوهای بسیاری میان ما و شما برادران در پیش خواهد بود انشاءالله. در رسانه‌های سرمایه‌داری و صهیونیسم جهانی، ایران متهم به تروریسم می‌شود. تنها به آن علت که حاضر نشد برادران عرب خود را تنها بگذارد و اشغالگران را به رسمیت بشناسد حال آنکه ما خود بزرگترین قربانی تروریسم در جهان هستیم و این ترورها همچنان ادامه دارد
+
==ما به آزادی قدس شریف و تمامی سرزمین‌های فلسطین می‌اندیشیم==
 
+
ایران اسلامی را به پیگیری بمب اتم معرفی و سپس تحریم و تهدید و ترور می‌کنند آنها می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع و پرهزینه کنند.<br/>
اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی برادران مظلوم افغانی و بوسنیایی و لبنانی و عراقی و فلسطینی خود را همچون سایر حکومت‌های به ظاهر مسلمان تنها می‌گذاشت و اگر همچون بیشتر رژیم‌های عربی که به فلسطین خیانت می‌کردند و ما هم ساکت می‌ماندیم و از پشت خنجر می‌زدیم و هرگز ما را پشتیبان تروریسم معرفی نمی‌کردند
+
ملت ایران همچون ملت مصر، تونس، لیبی و بحرین مفتخر به شعائر وحدت و تقریب مذاهب و آزادی عزت برادران مسلمان از شرق آسیا تا عمق آفریقا و اروپا بوده است. آنان می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع کنند.<br/>
 
+
ملت ایران همچون ملت تونس، مصر، لیبی و یمن مفتخر به حب اهل بیت و رسول الله (ص) است ما اهانت هر مسلمان به مقدسات سایر مذاهب را حرام می‌دانیم و معتقدیم مسلمانان از شافعی، جعفری، مالکی و حنبلی و زیدی همه فرقه‌های اسلامی باید با برادری و گفت‌وگوی سالم در فقه، کلام و تصویر و تاریخ دست در دست یکدیگر به ساختن تمدن اسلامی معاصر و امت اسلامی مقتدر حضرت محمد (ص) دست در دست هم قرار دهند.<br/>
ما به آزادی قدس شریف و تمامی سرزمین‌های فلسطین می‌اندیشیم
+
 
+
ایران اسلامی را به پیگیری بمب اتم معرفی و سپس تحریم و تهدید و ترور می‌کنند آنها می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع و پرهزینه کنند
+
 
+
ملت ایران همچون ملت مصر،تونس، لیبی و بحرین مفتخر به شعائر وحدت و تقریب مذاهب و آزادی عزت برادران مسلمان از شرق آسیا تا عمق آفریقا و اروپا بوده است. آنان می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع کنند
+
 
+
ملت ایران همچون ملت تونس، مصر ، لیبی و یمن مفتخر به حب اهل بیت و رسول الله (ص) است ما اهانت هر مسلمان به مقدسات سایر مذاهب را حرام می‌دانیم و معتقدیم مسلمانان از شافعی، جعفری، مالکی و حنبلی و زیدی همه فرقه‌های اسلامی باید با برادری و گفت‌وگوی سالم در فقه، کلام و تصویر و تاریخ دست در دست یکدیگر به ساختن تمدن اسلامی معاصر و امت اسلامی مقتدر حضرت محمد (ص) دست در دست هم قرار دهند.<br/>
+
 
+
ایران به دنبال ایرانی کردن عرب‌ها یا شیعی کردن سایر مسلمانان نیست
+
 
+
ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) و احیای امت اسلامی است و برای انقلاب اسلامی کمک به مجاهدان اهل سنت سازمان‌های حماس و جهاد مجاهدان شیعی حزب‌الله به یک اندازه واجب شرعی است و احساس تکلیف می‌کنیم
+
 
+
ملت و حکومت ایران با صدای بلند و قاطع اعلام می‌کند به قیام ملت‌ها و نه به ترور و به وحدت اسلامی نه غلبه و تضاد مذاهب اسلامی به برادری مسلمین نه به برتری قومی و نژادی به جهاد اسلامی نه خشونت علیه بیگانگان معتقد و ملتزم است
+
  
 +
==ایران به دنبال ایرانی کردن عرب‌ها یا شیعی کردن سایر مسلمانان نیست==
 +
ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) و احیای امت اسلامی است و برای انقلاب اسلامی کمک به مجاهدان اهل سنت سازمان‌های حماس و جهاد مجاهدان شیعی حزب‌الله به یک اندازه واجب شرعی است و احساس تکلیف می‌کنیم.<br/>
 +
ملت و حکومت ایران با صدای بلند و قاطع اعلام می‌کند به قیام ملت‌ها و نه به ترور و به وحدت اسلامی نه غلبه و تضاد مذاهب اسلامی به برادری مسلمین نه به برتری قومی و نژادی به جهاد اسلامی نه خشونت علیه بیگانگان معتقد و ملتزم است.<br/>
 
برای سعادت همه ملت‌های مسلمان دعا می‌کنیم و در کنار آن وظیفه سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم.<br/>
 
برای سعادت همه ملت‌های مسلمان دعا می‌کنیم و در کنار آن وظیفه سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم.<br/>
  
تابلوي پيچ بزرگ تاريخ را امام (ره) و خامنه‌ای نصب كرده‌اند
+
==تابلوی پیچ بزرگ تاریخ را امام (ره) و خامنه‌ای نصب کرده‌اند==
 
+
آمریکا و متحدانش از یکسو با فروپاشی رژیم‌های دیکتاتور و دست نشانده خود در منطقه روبرو هستند که عقبه استراتژیک آنها بود و از سوی دیگر در بحران شدید مالی و اقتصادی گرفتارند و در همان حال جنبش وال استریت که یک حرکت مردمی فراگیر و ضد سرمایه داری است مقبولیت و مشروعیت آنان را به چالش جدی کشیده است.<br/>
آمريكا و متحدانش از يكسو با فروپاشي رژيم هاي ديكتاتور و دست نشانده خود در منطقه روبرو هستند كه عقبه استراتژيك آنها بود و از سوي ديگر در بحران شديد مالي و اقتصادي گرفتارند و در همان حال جنبش وال استريت كه يك حركت مردمي فراگير و ضد سرمايه داري است مقبوليت و مشروعيت آنان را به چالش جدي كشيده است
+
تا آنجا که کسینجر در اجلاس راهبردی آتلانتیک با عصبانیت می‌پرسد؛ باید دید چه حماقتی کرده‌ایم که آمریکای ابرقدرت ۲۰۰۱ را به شرایط شکننده امروز کشانده‌ایم؟!<br/>
 
+
آیا انقلاب‌های اسلامی در منطقه که نشانه تکثیر ایران اسلامی است و تحولات اخیر جهانی که به قول حضرت آقا ویترینی از شکست‌ها و ناکامی‌های آمریکاست و خیزش مردم آمریکا و اروپا علیه نظام سرمایه داری، از تغییر ساختار سیاسی و فکری دنیا حکایت نمی‌کند؟!<br/>
تا آنجا كه كسينجر در اجلاس راهبردي آتلانتيك با عصبانيت مي پرسد؛ بايد ديد چه حماقتي كرده ايم كه آمريكاي ابرقدرت ۲۰۰۱ را به شرايط شكننده امروز كشانده ايم؟!<br/>
+
این دقیقاً همان پیچ بزرگ تاریخی است که نزدیک به ۲ سال قبل رهبر معظم انقلاب از آن خبر داد و امروزه استراتژیست‌های بلندآوازه غربی با همان واژه «پیچ بزرگ تاریخ» از آن یاد می‌کنند.<br/>
 
+
امروزه در حالی تاریخ به پیچ بزرگ خود رسیده است که دو قدرت اصلی در عرصه جهانی حضور مؤثر دارند.<br/>
آيا انقلاب هاي اسلامي در منطقه كه نشانه تكثير ايران اسلامي است و تحولات اخير جهاني كه به قول حضرت آقا ويتريني از شكست‌ها و ناكامي هاي آمريكاست و خيزش مردم آمريكا و اروپا عليه نظام سرمايه داري، از تغيير ساختار سياسي و فكري دنيا حكايت نمي كند؟!<br/>
+
قطب اسلام به رهبری حضرت آقا و قطب استکبار به رهبری آمریکا و پرسید؛ آیا کمترین تردیدی باقی می‌گذارد که بر سر این پیچ بزرگ، خمینی و خامنه‌ای ایستاده و تابلوهای راهنمای آن را نصب می‌کنند؟<br/>
 
+
دشمن اگرچه مقابله با کانون اصلی اقتدار نظام یعنی حاکمیت اسلام ناب و ظلم ستیز را به عنوان اصلی‌ترین هدف استراتژیک در دستور کار خود داشته و دارد.<br/>
اين دقيقاً همان پيچ بزرگ تاريخي است كه نزديك به ۲ سال قبل رهبر معظم انقلاب از آن خبر داد و امروزه استراتژيست هاي بلندآوازه غربي با همان واژه «پيچ بزرگ تاريخ» از آن ياد مي كنند
+
امروزه الگوی انقلاب اسلامی در تحولات منطقه حرف اول را می‌زند و نقش اصلی را بازی می‌کند، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مخدوش کردن این الگو برای دشمنان بیرونی در اولویت است.<br/>
 
+
+
 
+
امروزه در حالي تاريخ به پيچ بزرگ خود رسيده است كه دو قدرت اصلي در عرصه جهاني حضور مؤثر دارند
+
 
+
قطب اسلام به رهبري حضرت آقا و قطب استكبار به رهبري آمريكا و پرسيد؛ آيا كمترين ترديدي باقي مي گذارد كه بر سر اين پيچ بزرگ، خميني و خامنه اي ايستاده و تابلوهاي راهنماي آن را نصب مي كنند؟<br/>
+
 
+
دشمن اگرچه مقابله با كانون اصلي اقتدار نظام يعني حاكميت اسلام ناب و ظلم ستيز را به عنوان اصلي ترين هدف استراتژيك در دستور كار خود داشته و دارد
+
 
+
امروزه الگوي انقلاب اسلامي در تحولات منطقه حرف اول را مي زند و نقش اصلي را بازي مي كند، بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه مخدوش كردن اين الگو براي دشمنان بيروني در اولويت است
+
  
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://m3657z.blogfa.com/post-1695.aspx سایت تاریخی فرهنگی قرآنی] - تاریخ برداشت : 95/05/24</span></div>
+
== پانویس ==
 +
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 +
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://m3657z.blogfa.com/post-1695.aspx سایت تاریخی فرهنگی قرآنی] - تاریخ برداشت: 95/05/24</span></div>
  
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
 
<div class="return">بازگشت به [[دوستی با کفّار]] </div>
 
<div class="return">بازگشت به [[دوستی با کفّار]] </div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۸

فرمان استقامت به پیامبر(ص) و امت

مقدمه

از منظر قرآن فرمان استقامت به پیامبر اسلام(ص) و امت با چه شرایط و ویژگی‌هایی صادر شده است؟
خداوند در قرآن کریم در دو سوره (هود- شوری) به پیامبر عظیم‌الشأن(ص) و امت آن حضرت فرمان استقامت و پایداری صادر کرده است، اما در سوره هود آیه ۱۱۲ ذیل و من تاب معک را دارد که می‌فرماید: فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ پس همان‌گونه که فرمان یافتی استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند به آنجام انجام می‌دهید بینا است. این آیه شامل دستورات مهمی است از جمله:
الف) استقامت و پایمردی در دین‌داری و اجرای احکام خدا که از امر «فاستقم» استفاده می‌شود.
ب) داشتن انگیزه الهی در استقامت، یعنی از سر اخلاص و برای جلب رضای خدا باید ثابت قدم بود و حق را آنچنان که باید ادا کرد. این مطلب از عبارت «کما امرت» استفاده می‌شود. می‌فرماید: آن چنان که قبل از این مامور شده‌ای استقامت و پایداری ورز. آیه‌ای که قبل از این در مورد استقامت نازل شده عبارت است از: «وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» مخلصانه روی به سوی دین توحید کن و از مشرکان مباش. [۱]
ج) پیروان را به استقامت واداشتن، زیرا علاوه بر اینکه پیامبر(ص) را به استقامت امر کرده است فرموده: «وَمَنْ تَابَ مَعَكَ» و مومنان را نیز به استقامت وادار. امروز نیز وظیفه ما مسلمانان به خصوص رهبران جامعه اسلامی، عمل به دستورات فوق است و بدون عمل به آنها، پیروزی بر خیل دشمنانی که از هر سو ما را احاطه کرده‌اند ممکن نیست.

تکلیف سنگین

لحن شدید آیه بر کسی پوشیده نیست و پیداست که هیچ اثری از لطف و مهر در آن وجود ندارد. در آیات قبل از این نیز، داستان تکان‌دهنده امتهایی آمده بود که به کیفر اعمالشان مواخذه شدند. نام بردن از خصوص پیامبر هم در عین اینکه تجلیل از اوست، ولی تشدید خطاب در حق وی نیز می‌باشد و گویا پیامبر با توجه به همین لحن و خطاب شدید فرموده است: سوره هود مرا پیر کرد. [۲] نقل کرده‌اند وقتی این آیه نازل شد پیامبر گرامی(ص) فرمود: «شمروا شمروا» یعنی آستینها را بالا بزنید و مهیای استقامت شوید.[۳]
امام خمینی(ره) در مورد نگرانی پیامبر اکرم(ص) از استقامت یارانش می‌فرماید: «پیغمبر اکرم(ص) نگران بود راجع به این که آیا ملتش استقامت می‌کنند یا نه؟ تا آن حد که در روایت است که فرموده: «شیبتنی سوره هود» برای این آیه‌ای که آمده است که «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ» در عین حالی که این آیه در سوره دیگری هم (سوره شوری) آمده لکن آن ذیل را ندارد. سوره هود که این ذیل را دارد فرموده است. این به نظر می‌رسد که نگران بوده است از اینکه مبادا ملتش، امتش مبادا خدای نخواسته استقامت نکنند. [۴]

از منظر اسلام مهمترین شرط پیروزی بر دشمن چیست؟

از آیات قرآن مجید و روایات اسلامی به خوبی استفاده می‌شود که اساس پیروزی در کارها صبر و استقامت و پایمردی است. قرآن سربازان پیروز که حتّی با نابرابری فاحش نسبت به دشمن، مشمول نصرت الهی می‌شوند را به همین صفت توصیف کرده، می‌فرماید: «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه می‌کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می‌گردند چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند). در کلمات قصار نهج البلاغه می‌خوانیم: «وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِیمانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَیْرَ فی جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فی إیمان لا صَبْرَ مَعَهُ» (و بر شما باد که صبر و استقامت کنید! زیرا صبر و استقامت نسبت به ایمان، همچون سر است نسبت به بدن، تنی که سر با او نباشد فایده‌ای ندارد و همچنین است ایمانی که صبر و استقامت با آن نباشد)!
در خطبه یازدهم نهج البلاغه که در آن امام علی(ع) قبل از جنگ جمل در چند جمله کوتاه قسمت مهمی از دستورات جنگی را برای فرزندش محمد حنفیّه بیان می‌کند نیز کراراً روی همین معنا تکیه شده است، گاه می‌فرماید: «اگر کوه‌ها تکان بخورند تو استقامت کن و از جای تکان مخور!» و گاه می‌فرماید: «قدمهایت را بر زمین میخکوب کن!» و بقیه جمله‌های این خطبه نیز در واقع شاخ و برگی برای این معناست زیرا «دندانها را به هم فشردن»، «جمجمه خویش را به خدا عاریت دادن»، «نصرت و پیروزی را از جانب خدا دانستن»، همه اینها به انسان استقامت بیشتر می‌بخشد و پایداری فزونتر می‌دهد و آنچه سبب شد که مسلمانان در جنگ‌های نابرابر با دشمنان در صحنه‌های مختلف پیروز شوند همین اصل بود، اصلی که باید در نسل کنونی نیز زنده بماند تا شاهد پیروزی‌های بیشتر بر دشمنان اسلام گردند.

شجاعت از نظر قرآن

شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.[۵] شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.[۶]

از جمله ویژگی‌های پیامبران الهی که در آیات قرآن به آن اشاره شده، شجاعت و نترسی است. خدای سبحان در سوره یونس خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: سرگذشت نوح را بر آنان تلاوت کن، هنگامی که به قومش گفت:ای قوم اگر توقفم در بین شما و یادآوری آیات الهی برای شما سخت است [و غیرقابل تحمل، هرکاری از دستتان ساخته است انجام دهید و کوتاهی نکنید؛ چرا که] من بر خدا تکیه نموده و توکل کرده‌ام [و از غیراو هراسی ندارم]. سپس می‌گوید: اگر می‌توانید برخیزید، و به زندگی من پایان دهید و لحظه‌ای مرا مهلت ندهید.»[۷]

نوح(ع) فرستاده بزرگ پروردگار با قاطعیتی که ویژه پیامبران الهی است، در نهایت شجاعت و شهامت با نفرات کم و محدودی که داشت، در مقابل دشمنان نیرومند و سر سخت ایستادگی می‌کند و قدرت آنها را به سخره می‌گیرد و بی اعتنایی خویش را به نقشه‌ها و افکار و بت‌های آنها نشان می‌دهد. با توجه به اینکه این آیات در مکه نازل شده، در آن زمانی که پیامبر(ص) نیز در شرایطی مشابه نوح(ع) زندگی می‌کرد و مؤمنان در اقلیت بودند، قرآن می‌خواهد به پیامبر(ص) و مسلمانان نیز همین دستور را بدهد که نباید به قدرت دشمن اهمیت دهد، بلکه با قاطعیت و شهامت بیشتر حرکت خود را ادامه داده، پیش برود؛ چرا که تکیه‌گاهشان خدا است و هیچ نیرویی تاب مقاومت در برابر قدرت او را ندارد.

در آیه‌ای دیگر در باره حضرت ابراهیم(ع) می‌خوانیم:«ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از [شایستگی] او آگاه بودیم.»[۸] حضرت ابراهیم(ع) نیز با قوت و شجاعت خاصی مبارزه خود را علیه اصلی‌ترین عامل بدبختی انسان‌ها (بت پرستی) آغاز می‌نماید و با صراحت و شجاعت تمام، اعلام می‌دارد که: «به خدا سوگند من نقشه‌ای برای نابودی این بت‌ها در غیاب شما می‌کشم.»[۹] سرانجام ابراهیم خلیل(ع) به گفته خود عمل کرده و در زمان مناسب، همه بت‌ها به جز بت بزرگ را نابود می‌نماید: «فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ.»[۱۰] مبارزه شجاعانه حضرت ابراهیم(ع) در برابر بت پرستان لجوج، متعصب و خطرناکی که از سوی حکومت وقت، حمایت و پشتیبانی می‌شدند، نشان‌دهنده قوت قلب و نترسی آن بزرگوار است که در عین تنهایی و نداشتن یار و یاور، کمترین ترس و سستی به‌خود راه نمی‌دهد، و در رسیدن به هدف تا آخر، ایستادگی و مقاومت می‌کند.

خدای سبحان در آیه دیگری، ویژگی مبلغان الهی را ترس از خدا و نهراسیدن از غیرخدا می‌داند و می‌فرماید: [پیامبران پیشین] کسانی بودند که رسالت الهی را تبلیغ کرده و [تنها] از او هراس داشتند و از هیچ کسی جز خدا، ترس و هراسی به دل راه نمی‌دادند.» [۱۱]

همچنین از جمله عواملی که در پیروزی و موفقیت‌ها، نقش کلیدی داشته و دارد، شجاعت و دلاوری است. از جمله جنگ‌های صدر اسلام، جنگ احزاب است و تصویر و گزارشی که قرآن کریم از اردو و لشکر اسلام می‌دهد، بسیار آموزنده است. مشاهده لشکر مجهز دشمن در جنگ احزاب، مسلمانان را به دو دسته تقسیم می‌نماید:دسته اول انسان‌های بزدل و ترسویی که دنبال بهانه، کار شکنی و فرار از صحنه جنگ و جهاد بودند. قرآن می‌فرماید: «به خاطر بیاورید زمانی را که گروهی از آنها (منافقان) گفتند:ای مردم مدینه! اینجا (میدان جنگ احزاب) جای توقف نیست، به خانه‌های خود بازگردید و گروهی از آنان از پیامبر(ص) اجازه بازگشت می‌خواستند و می‌گفتند: خانه‌های ما بدون حفاظ است، در حالی که بدون حفاظ نبود، بلکه [این‌ها بهانه بود و به خاطر ترس و وحشت] می‌خواستند فرار کنند.» [۱۲] خدای سبحان در باره افراد ترسو و سست عنصری که همیشه دنبال بهانه بوده و روحیه دیگران را نیز از بین می‌برند، می‌فرماید: « اگر آنها همراه شما [به سوی میدان جهاد] خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید چیزی بر شما نمی‌افزودند و به سرعت در بین شما به فتنه انگیزی [و ایجاد تفرقه و نفاق] می‌پرداختند و در میان شما افراد [سست و ضعیف] هستند که به سخنان آنان کاملاً گوش فرا می‌دهند و خداوند ظالمان را می‌شناسد.»[۱۳] امام علی(ع) در دستورالعملی که به مالک اشتر می‌دهد، اینگونه می‌فرماید: «با افراد ترسو و بزدل، رایزنی مکن که تو را در تصمیم و اراده ات، سست می‌گرداند و آنچه [در واقع] بزرگ نیست، در نظر تو بزرگ نشان می‌دهد.»
گروه دوم، افراد شجاع و نترسی بودند که مشاهده لشکر دشمن در جنگ احزاب، هیچ گونه تأثیری بر عزم و اراده آهنین آنان نمی‌گذاشت. قرآن می‌فرماید: «هنگامی که انسان‌های با ایمان لشکر دشمن را در احزاب مشاهده کردند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفته‌اند و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.»[۱۴]

نویسنده: آیت الله حسین مظاهری
شجاعت و شهامت در آیات و روایات شجاعت فضیلتی مهم است، به گونه‌ای که قرآن شریف آن را اساس حکومت الهی دانسته و آن را مورد محبت و عنایت خاص قرار داده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...».[۱۵](... به درستی که خدا او را بر شما برگزید و در دانش و توانایی او را فزونی بخشید... ).

در قرآن همچنین می‌خوانیم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ...» .[۱۶] ای گروهی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود مرتد شود به زودی خدا قومی را که دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست می‌دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن، و نسبت به کافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمی انگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند... .

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ»[۱۷] البته خدا آن مؤمنان را که در صف جهاد مانند سد آهنین همدست و پایدارند، بسیار دوست می‌دارد. به علاوه خداوند شجاعت را از صفات مؤمنین دانسته است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...»[۱۸] محمد فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند... .

تعریف شجاعت

معنای شجاعت، همانا قوت قلب است که معنای آن طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. هر چه شدت آن بیشتر شود، ارزش و اهمیت آن بیشتر می‌شود. در واقع هیچ مرتبه‌ای از آن، اعم از ضعیف یا شدید، نامطلوب نیست و مقوله‌ای است که افراط و تفریط در آن راه ندارد.
پس اینکه گفته می‌شود «تفریط در شجاعت همان جبن و افراط در آن، همان تهور است که در شمار صفات ناپسند است» سخنی نادرست است. زیرا تهوّر از مقوله فعل است و نه صفات، و لذا افراط در شجاعت نمی‌تواند به شمار آید. همچنین جبن به معنای عدم قوت قلب است، که آن هم تفریط در شجاعت نیست، بلکه نسبت جبن و شجاعت مصداق باب عدم و ملکه است. توضیح آنکه تهور به معنای سقوط است. پس بنّایی که بر زمین سست، ساختمانی را بنا می‌کند، آن ساختمان در معرض سقوط و درهم ریختن است و عمل بنّا، تهور نامیده می‌شود.
خدای متعال می‌فرماید: «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».[۱۹]
آیا کسی که مسجدی را به غرض تقوی و خداپرستی تأسیس کرده و رضای حق را طالب است، مانند کسی است که بنایی سازد و برپایه سستی، در کنار سیل که زود به ویرانی کشد و عاقبت آن بنا از پایه به آتش دوزخ افکند؟ و خدا هرگز ستمکاران را هدایت نخواهد فرمود. پس کسی که قوت قلبش را به طور نابجا و در موردی غیرعقلایی به کار برد، به او متهور گفته می‌شود، همچون کسی که خود را در معرض هلاکت قرار می‌دهد یا بدون سلاح به طرف شیر می‌رود، یا بدون سلاح و انگیزه عقلایی و شرعی با دشمن درگیر می‌شود و...

خداوند متعال می‌فرماید: «... وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ...»[۲۰](.... و خود را به دست خویش به مهلکه و خطر در نیفکنید... ). پس چنانکه می‌بینید تهور از افعال ناپسند است، نه صفات ناپسند. به علاوه تهور از نظر عقل و شرع محکوم و مطرود است. همچنین جبن به معنای ضعف قلب است. پس به کسی که از شجاعت و قوت قلب بی بهره است، جبان و بزدل گفته می‌شود. در واقع جبن امری وجودی نیست تا گفته شود که از جمله افعال است یا صفات، یا آنکه مرحله تفریط شجاعت است.

فرد جبان و بزدل از بسیاری از نعمات محروم و در معرض بسیاری از ناملایمات است. پس اگر برای او هیچ محرومیتی جز محروم ماندن از جهاد، امربه معروف و نهی ازمنکر و... نباشد، برای او کافی است تا از سعادتهای ابدی محروم گردد. همچنین اگر برای او هیچ مصیبتی جز تنبلی، خواری، سستی، بی ثباتی و بی عاری نباشد، او را بس است که تیره روز و بدبخت شمرده شود. این همه ناشی از عدم قوت قلب است و بی بهره بودن از شجاعت موجب محرومیت از نعمات فراوان و مواجه شدن با ناملایمات بسیار می‌گردد.

از سوی دیگر تهور علاوه بر آنکه به معنی کفران نعمت شجاعت و کاربرد نابجای آن است، موجب به خطر انداختن خود و دیگران و مفاسد بسیار دیگر می‌شود. چنانکه بعضی از اصحاب ائمه ـ علیهم السّلام ـ تهور پیشه ساخته، اسرار را فاش می‌کردند و ناخواسته موجب به خطر افتادن شیعیان می‌شدند و به همین دلیل مورد اعتراض آن پیشوایان گرامی، که درود خدا بر آنان باد، قرار می‌گرفتند.

مراتب شجاعت

شجاعت از نظر شدت و ضعف دارای مراتبی است و هر مرتبه‌ای نیز به نوبه خود دارای درجات شدت و ضعف می‌باشد. اولین مرتبه شجاعت چیرگی بر دشمن در میدان جنگ و جز آن مانند بحث، مسابقه و ... است، و خدای تعالی به این مرتبه چنین اشاره فرموده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...»[۲۱]. (به درستی که خدا او را بر شما برگزید و در دانش و توانایی او را افزونی بخشید... ).

دومین مرتبه شجاعت، چیره شدن بر نفس اماره و هوای نفس است. چنانکه رسول خدا ص فرمود: «اشجع النّاس من غلب هواه».[۲۲] شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفسش چیره گردد. همچنین آن حضرت فرمود:مرحبا بقوم فضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر، قیل: یا رسول الله و ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس.[۲۳] آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند و جهاد اکبر را در پیش دارند. گفته شد: ای رسول خدا، جهاد اکبر چیست؟ حضرت فرمود: پیکار با نفس.

چیرگی در این میدان جز با فضل و رحمت الهی ممکن نیست. چنانکه می‌فرماید: «... إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي...»[۲۴].(... همانا نفس، بسیار به بدی فرمان می‌دهد، مگر آنکه مورد رحمت پروردگارم قرار گیرم...). و نیز می‌فرماید: «... وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ».[۲۵] (... بارالها اگر تو حیله اینان را به لطف و عنایت خود از من دفع نفرمایی، به آنها میل کرده و از اهل جهل و شقاوت گردم).

سومین مرتبه شجاعت غلبه بر مشکلات در فراز و نشیب زندگانی دنیا و زرق و برق و سختیها و ناملایمات آن است که بر اساس سنت الهی روی می‌دهد. چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ».[۲۶](آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما به خدا ایمان آورده‌ایم، رهایشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحان نکنند؟ و ما امتهایی را که پیش از اینان بودند، به امتحان و آزمایش آوردیم تا خدا دروغگویان را از راستگویان کاملاً معلوم کند).

قرآن، روایات، تجربه و تاریخ گواه آنند که انسان در این عرصه مغلوب شده است، مگر آنان که مورد رحمت الهی قرار گرفته‌اند. خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا، إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا، وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا، إِلَّا الْمُصَلِّينَ».[۲۷] (همانا انسان حریص آفریده شده است. آنگاه که شری به او رسد، سخت به فریاد آید. و هنگامی که مال به او رسد، منع احسان کند. جز نمازگزاران (راستین).

«فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ».[۲۸](اما انسان چون خدا او را به رنج و غمی مبتلا سازد، سپس به کرم خود او را نعمتی برای آزمایش و امتحان بخشد، در آن حال گوید خدا مرا گرامی و عزیز داشت. و چون او را باز برای آزمودن، تنگ روزی و فقیر کرد، گوید خدا مرا خوار گردانید).

مرتبه چهارم، مقامی بلند و والاست که بالاتر از آن مقامی نیست و آن چیرگی بر صفات ناپسند، خصوصاً ریشه کن کردن آنها از وجود انسان و سپس غرس نهال فضایل در جان و دل است، و این مهم جز با فضل و رحمت خداوند ممکن نگردد، چنانکه می‌فرماید: «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ...»[۲۹] ( و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود، احدی از شما پاک و پاکیزه نمی‌شد، لیکن خدا هر کس را که می‌خواهد منزه و پاک می‌گرداند).

و چه نیکو گفته‌اند که این چیرگی همچون چاه کندن با ناخن است. در عین حال این کار ضروری است و چنانکه پیشتر بیان شد عقلاً و شرعاً از واجبترین واجبات است و خداوند پس از ذکر ده سوگند و تأکیدات فراوان می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»[۳۰](هر که نفس ناطقه خود را از گناه و بدی پاک و منزه سازد، به یقین رستگار خواهد بود و هر که او را به کفر و گناه پلید گرداند، البته زیانکار خواهد گشت).

شجاعت در روایات

قال رسول الله ـ ص: «اعطینا اهل البیت سبعاً لم یعطهن احد کان قبلنا و لایعطاهن احد بعدنا: الصباحه و الفصاحه و السماحه و الشجاعه و العلم و المحبه فی النساء».[۳۱] رسول خدا ـ ص فرمود: به ما اهل بیت هفت چیز عطا شده که به هیچ کس قبل و بعد از ما عطا نشده و نخواهد شد (آنها عبارتند از): نورانیت، فصاحت، جود، شجاعت، علم، عمل و محبت به زنان. عبدالله بن مسکان از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت می‌کند که فرمود: خدای عزوجل پیامبرانش را به مکارم اخلاق، مخصوص گردانید. شما خود را بیازمایید، اگر آنها در وجود شما بود، پس خدا را سپاس گویید و بدانید که بودن آنها در وجود شما خیر است و اگر در شما نبود، آنها را از خدا بخواهید و نسبت به آن رغبت جویید. سپس آنها را ده چیز شمرد: یقین و قناعت و صبر و شکر و خویشتن داری و خوشرویی و سخاوت و غیرت و شجاعت و جوانمردی. [۳۲] عبدالله بن بکیر از امام صادق ـ ع روایت می‌کند که فرمود: «ما دوست داریم کسی را که عاقل، فهمیده، فقیه، خویشتن دار، با مدارا، بردبار، راستگو و با وفا باشد. همانا خدای عزوجل پیامبران را به مکارم اخلاق مخصوص گردانید. پس هر که این مکارم را داشته باشد، باید خدا را به شکرانه آن سپاس گزارد و هر کس آن را نداشته باشد، باید به درگاه خدای عزوجل تضرع کند و از او بخواهد». راوی می‌گوید عرض کردم: فدایت شوم آنها چه صفاتی هستند؟ فرمود: «پرهیزکاری و قناعت و بردباری و شکر و خویشتن داری و حیا و سخاوت و شجاعت و غیرت و نیکوکاری و راستگویی و امانتداری».[۳۳]

شجاعت از دیدگاه قران

شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.[۳۴] شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.[۳۵] از نظر فلاسفه و حکما، شجاعت یکی از خصائل چهارگانهٔ علم اخلاق است که عبارتند از حکمت، شجاعت، عدالت و عفت. ( این چهار خُلق، اصول اخلاق نام دارند.)[۳۶]

ترس معقول

ترس یکی از پدیده‌های روحی و طبیعی و از نعمتهای بزرگ خداست چرا که اگر انسان از هیچ چیز خطرناکی نترسد به زودی زندگی خویش را از دست خواهد داد، این همان تهور و بی‌پروایی است و ترس مذموم آن است که انسان از عواملی که در خور ترسیدن نیست بترسد، هر خطر موهومی را جدی بگیرد و هر دشمن خیالی را مایهٔ وحشت قرار دهد و از ورود در هر کاری به احتمال عدم موفقیت واهمه داشته باشد این ترس مایهٔ عقب ماندگی و ناکامی است و مایهٔ شکست و ذلت می‌باشد.
در این گونه موارد باید خطرات جدی را پیش‌بینی کرد و راه مقابله با آن را شناخت و احتمالات نسنجیده و نامعقول و احتمالاتی که همیشه و در همه حال وجود دارد نباید سد راه انسان شود، این روشن‌ترین تعریف برای مسأله شجاعت به عنوان یکی از صفات فضیله و ترس به عنوان یکی از صفات رذیله است.[۳۷] حضرت علی (ع) می‌فرماید:«اَلْجُبْنُ والْحِرْصُ والْبُخْلُ غَرائزُ سوءٍ یَجْمَعُها سوءُ الظَّنَّ بالله سُبحانَهُ»[۳۸]«بُزدلی و آزمندی و بخل، خویهای بدی هستند که از بد گمانی به خدای سبحان مایه می‌گیرند.»
با توجه به اینکه عالم محضر خداست و همه جا ذات پاک او حاضر و ناظر است مؤمنان باید بر خدای تعالی توکل کنند و با شجاعت و شهامت به سوی اهداف مقدس و مهم خویش پیش روند.[۳۹] شجاعت از آثار ایمان است چرا که مؤمن با اتکا به قدرتی که مافوق همهٔ قدرت‌هاست خود را در همهٔ صحنه‌ها پیروز می‌ببیند افراد ضعیف الایمان با اتکا به قدرت خودشان که به هر حال شکست پذیر است، خویش را ناتوان مشاهده می‌کنند ترس و وحشت در صحنه‌های مهم زندگی بر آنها چیره می‌شود.[۴۰]

شجاعت در قرآن

واژهٔ شجاعت در قرآن ذکر نشده است اما مضمون برخی از آیات به روشنی دلالت بر این کمال نفسانی دارد. یکی از ویژگی‌های پیامبران بزرگ الهی شجاعت بی‌نظیر آنها بوده است و برای انجام رسالت خویش، همواره از آن بهره می­جستند، یکی از ایشان حضرت ابراهیم (ع) است که یک تنه در برابر انبوه معاندین و بت پرستان ایستاد و به دنبال تحقیر بت‌ها با صراحت به مشرکان فرمود:«وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ»[۴۱]«و به خدا سوگند، در غیاب شما نقشه‌ای برای نابودی بتهایشان می‌کشم» اما آنها هرگز فکر نمی‌کردند انسانی به خود اجازه دهد و این چنین با مقدسات یک قوم و ملت که حکومت صد در صد پشتیبان آن است، بازی کند، ولی سرانجام در یک روز خلوت طرح خود را عملی کرد، این فقط گوشه‌ای از شجاعت این پیامبر آسمانی است.[۴۲]«الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ، الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»[۴۳]«آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان حمراء الاسد حرکت نمودند) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است. اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم به آنان گفتند: مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند، از آنها بترسید. اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست».
این آیات مربوط به غزوهٔ حمراء الاسد می‌باشد سخن از توکل و شجاعت یاران پیامبر (ص) است، در پایان جنگ اُحد به دنبال شکست سپاه اسلام لشکر فاتح ابوسفیان راه مکه را پیش گرفته بود ناگهان پشیمان شدند و تصمیم گرفتند دوباره به مسلمانان حمله کرده و بقیهٔ ایشان را نابود سازند، این خبر به پیامبر (ص) رسید و فوراً لشکر احد را برای شرکت در جنگ دیگری آماده کرد، همهٔ مجروحان نیز آمادهٔ نبرد شدند و گفتند خدا ما را کافی است به خاطر همین شجاعت لشکر ابوسفیان از تصمیم خویش منصرف شدند و به مکه بازگشتند.[۴۴]

صبر و استقامت در مقام اطاعت و بندگی خدا

مستلزم آن است که انسان، تمام موانع و سختی‌های موجود در طریق پرستش خدا را، مرتفع سازد. یکی از مهمترین موانع بندگی، کبر و خود برتربینی است. قرآن کریم در آیات متعددی، صفت “تکبر” را عامل اعراض و دوری افراد از عبادت و پرستش خدا معرفی کرده است. در سوره غافر آبه ۶۰ می‌فرماید: “وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ؛ خدای شما فرمود: که مرا (با خلوص دل) بخوانید تا دعای شما را مستجاب کنم و آنان که به خاطر صفت کبر از دعا و عبادت من اعراض و سرکشی کنند، بزودی با ذلت و خواری، در دوزخ داخل شوند”. در سوره صافات آیه ۳۵، انگیزه کفر کفار و مشرکین را همین صفت “کبر” بیان می‌دارد و می‌فرماید: “إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ؛ کفار کسانی هستند که وقتی به آنها گفته می‌شود که خداوند یکتا است و شریکی ندارد، تکبر نمایند و از قبول آن سر باز زنند”. همچنین تذلل و خضوع در برابر مقام ربوبیت و الوهیت و عدم استکبار در مقابل پروردگار متعال را، از اوصاف مومنان حقیقی دانسته، می‌فرماید:”به آیات ما فقط آن کسانی ایمان دارند که چون متذکر یاد خدا شوند، به سجده رخ بر خاک نهند و به ستایش پروردگارشان، تسبیح گویند، بدون اینکه تکبر بورزند”.

یکی دیگر از موانع عبادت و بندگی، کسالت و تنبلی است. صبر در طاعت مقتضی آن است که انسان سختی و مشقت انجام عبادات را تحمل کرده، از کسالت و تنبلی بپرهیزد. خداوند در قرآن کریم، کسالت در انجام طاعات و عبادات را از جمله صفات منافقین بیان می‌دارد و می‌فرماید: “إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا؛ همانا منافقان، با خدا نیرنگ می‌کنند در حالی که او با آنان نیرنگ کننده است، چون به نماز می‌ایستند با کسالت برمی‌خیزند و چون در انظار مردم نماز می‌خوانند، ریا می‌کنند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند”[۴۵] امام علی(ع) سستی و فشل را نقصی برای انسان “الفشل منقصه” و آفتی جدی برای رسیدن به پیروزی “آفه النجح الکسل” و موجب تاخیر در کار “تاخیر العمل عنوان الکسل” و در نتیجه موجب تحقق نیافتن برنامه‌های تعیین شده و آرزوها می‌دانند: “من دام کسله خاب امله” و نیز آن را موجب تباهی آخرت انسان معرفی کرده:“الکسل یفسد الآخره” و از اعتماد به انسانهای تنبل و کسل، برحذر داشته‌اند: “لا تتکل فی امورک علی کسلان؛ در کارهایت هرگز به آدم تنبل اعتماد و تکیه نکن”پرهیز از کسالت و تنبلی به قدری دارای اهمیت است که پیامبر اکرم (ص) در دعای خویش از این صفت ناپسند به خدا پناه می‌برد: “اللهم انی اعوذ بک من العجز و الکسل؛ بار خدایا، من به تو پناه می‌برم از ناتوانی و تنبلی”

میدان‌های مقاومت

محل این مقاومت همان سه بخشی است که درروایات روی آن‌ها تأکید شده است:
بخش اول (صبر عن المعصیه ) مقاومت در مقابل نفس و شیطان است. در این جا باید در مقابل نفس و شیطان به عنوان عوامل درونی و در مقابل انسان‌های بیرونی که با تهدید و تمسخر، یا با رفاقت و خاطرخواهی به انسان فشار می‌آورند، به عنوان عوامل انسانی بیرونی مقاومت کرد. در بخش دوم (صبر عند الطاعه ) انسان باید تنبلی را کنار بگذارد و در مقام انجام تکلیف جدی باشد؛ البته در درجه اول باید تکالیف واجب و در درجه دوم تکالیف مستحب را به صورت الافضل فالافضل رعایت کرد. در بخش سوم (صبر عند المصیبه ) باید بدانیم که زندگی دنیا بدون سختی نیست. خدا دنیا را به گونه‌ای آفریده است که توأم با سختی است؛ بالاتر از این خودش هم فرموده است: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ؛[۴۶] کبد یعنی رنج؛ یعنی همین سختی‌ها و مقاومت در مقابل آن‌ها می‌شود «مکابده ». یک مادر چه زحمت‌ها باید بکشد تا نوزادی متولد و بزرگ شود. در حدیثی قدسی آمده است: «الی وضعت الراحه فی الجنه و الناس یطلبونه فی الدنیا قلم یجدوها ابدا؛ من آسایش را در بهشت قرار داده‌ام؛ ولی مردم در دنیا به دنبالش می‌گردند؛ لذا نمی‌یابند.» ما بی جهت در این جا به دنبال راحتی هستیم. «دار بالبلاء محفوفه این جا خانه‌ای است پوشیده از بلا.» تجربه هم نشان می‌دهد که هیچ کار مهمی بدون سختی به جایی نمی‌رسد. پس انسان باید به خودش تلقین کند که برای رسیدن به هر مقامی، حتی مقامات دنیوی باید زحمت کشید. نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود. اگر کسانی هم با حقه بازی و کلک چیزی به دست بیاورند دوامی ندارد و به زودی رسوا می‌شوند و مردم هم از آن‌ها نفرت پیدا می‌کنند.

صبر و مقاومت

صبر و مقاومت یکی از مهم‌ترین عوامل در جهت موفقیت و سربلندی انسان در مواجهه با دردها و سختی‌ها و مشکلات است. به فرموده امام صادق(ع): هیچ چیز به اندازه صبوری، رنج گرفتاری‌ها را کاهش نمی‌دهد. [۴۷]. همچنین آن حضرت داستان غم انگیز حضرت یوسف(ع) را یادآور می‌شود که با صبر و شکیبایی توانست در شرایط سخت زندان روحیه امیدواری و پیروزی خود را در مسیر الی الله حفظ کند. پس می‌فرماید: نتیجه صبر پیروزی است: «فاصبروا تظفروا» [۴۸] پیامبر اعظم(ص) نیز بر این اصل توصیه فرموده‌اند: «بالصبر یوقع الفرج» به وسیله صبر، امید گشایش است. [۴۹]. به قول شاعر: صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند- براثر صبر، نوبت ظفر آید انسان ذاتاً عجول است: «خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ». به محض اینکه چیزی را دید می‌خواهد و همین که به چیزی امید بست، به انتظار می‌نشیند. آن چه مهم است تحمل تپش‌های پراضطراب انتظار و از یاد نبردن طلوع خورشید است. امام علی(ع) می‌فرماید: «من صبر نال المنی» هرکس شکیبایی ورزید، به آرزویش می‌رسد. [۵۰]
ایران؛ الگوی زنده ایستادگی / ملت‌ها با مقاومت در برابر سلطه گران سرنوشت خویش را رقم بزنند
رویکرد پرطراوت ملتهای مسلمان به دین محمدی (ص) نشان می‌دهد ملتها در سایه تجربه‌های متمادی دریافته‌اند که مکتبهای مادی شرقی و غربی، در برآوردن نیازهای حقیقی بشر، ناتوان و عقیمند و فقط تعالیم بعثت می‌تواند بشر را به سعادت و پیشرفت واقعی برساند. حضرت آیت الله خامنه‌ای، ریشه مشکلات جامعه بشری را دوری از دو مسئله اساسی بعثت یعنی: «فکر و اندیشه» و «تزکیه نفس» دانستند و افزودند: نجات انسان از گرفتاریها و ضعفهای اخلاقی، هدف بزرگ بعثت است که تحقق آن، زمینه ساز حل مشکلات اساسی ملتهاست. احیای نیروی خرد و تفکر را از دیگر اهداف اساسی و مهم بعثت پیامبران است جامعه بشری، امروز بشدت نیازمند اندیشیدن، خردورزی، تفکر و ریشه یابی مشکلاتی است که از هر سو ملتها را احاطه کرده است. مرگ آفرینی و ظلم آشکار قدرتهای زورگو در برخی کشورهای منطقه، : در نگاه سیاه ستمگران جهانی، «بشر» اصولاً جایی و جایگاهی ندارد همچنانکه در قضیه مشکلات اقتصادی کشورهای غربی نیز دنیا شاهد است که قدرتهای مسلط در پی حل مشکلات صاحبان بانکها و کمپانی‌های سرمایه داری هستند نه حل مشکلات مردم. منشأ همه این مشکلات، تسلط نظام سلطه بر جهان و وجود دو قطب سلطه گر و سلطه پذیر است که راه حل آن نیز، خروج ملتها از موضع سلطه پذیری و بی تحرکی است. تلاش بی وقفه زورگویان جهانی برای کنترل و منحرف کردن انقلابهای ملتهای منطقه: ملتها با تکیه بر گنجینه خدادادی تفکر و خرد، و حسن ظن به وعده‌های نصرت پروردگار، روی پای خود بایستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خویش را رقم بزنند.
عزت و اقتدار ملت بزرگ ایران را نمونه روشنی از نتایج ایستادگی و مجاهدت است: در ۳۵ سال گذشته ملت فهیم و کشور عزیز ما، بی وقفه در معرض توطئه همه قدرتهای جهانی بوده است تا شاید این نمونه زنده ایستادگی و پیشرفت، در چشم دیگر ملتها، الگو نشود اما به فضل الهی، تلاش همه سلطه گران برای خارج کردن ملت ایران از صحنه، این بار نیز قطعاً و یقیناً ناکام خواهد ماند. تحقق وعده‌های یاری پروردگار را نیاز مجاهدت، حرکت و خطرپذیری است: صرف مؤمن بودن برای تحقق وعده پیروزی، کافی نیست بلکه مجاهدت و صبر می‌خواهد. از تجربه‌های ناکام مقابله با ملت مجاهد و صبور ایران درس بگیرند و بدانند که تکبر، خود بزرگتر بینی و توقعات بیجا، در مقابل ملتی که ایستادگی و وحدت را از قرآن آموخته و خود را شناخته است راه به جایی نمی‌برد. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سیاست دشمنان اسلام برای ترساندن شیعه و سنی از یکدیگر وحدت را نیاز مبرم دنیای اسلام برشمردند و با انتقاد شدید از تفرقه انگیزی برخی عناصر افزودند: کسانی که اصلاً اسلام را قبول ندارند و تشیع و تسنن را اصولاً نمی‌شناسند براساس خواست سرویسهای جاسوسی سلطه گران، از توسعه تشیع ابراز نگرانی می‌کنند و آتش تفرقه می‌افروزند. ملتهای مسلمان را به خردورزی و اتحاد و ایستادگی توصیه و ابراز امیدواری کردند در پرتو عنایات پروردگار، امت اسلام بر دشمنان پیروز و اهداف بعثت کاملاً محقق شود.

هر حرکت اختلافی در میان مسلمانان بازی در زمین دشمن است.
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس است.
امروز اصلی‌ترین سیاست دنیای استکبار برای مقابله با بیداری اسلامی، ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن مسلمانان در کشورهای اسلامی است.
بنابراین وظیفه خطیر نخبگان دینی، سیاسی و دانشگاهی جهان اسلام تشریح طراحی دشمن برای امت اسلامی و تلاش جدی برای تحقق شعار اتحاد اسلامی است.
دنیای اسلام باید رابطه معنوی، قلبی و عاطفی خود را با نبی مکرم (ص) روز به روز تقویت کند. مسلمانان باید دستورات آن بزرگوار را در زندگی خود پیاده و در مسیر دستورات ایشان برای تربیت فردی و اجتماعی و رفتار سیاسی در جامعه، حرکت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی شرایط دنیای اسلام را برای پیروی عملی از دستورات حضرت خاتم النبیین (ص) را بواسطه آغاز حرکت بیداری اسلامی، مهیا و آماده خواندند.
بعد از ده‌ها سال فشار و سلطه غربیها بر دنیای اسلامی، اینک مسلمانان احساس می‌کنند که اسلام، زمینه ساز تحقق عزت، سربلندی و استقلال آنها است و همه آرزوهای امت اسلامی، می‌تواند به برکت اسلام برآورده شوند.
شکل گرفتن احساس تواناییِ ایستادگی در مقابل استثمار و استکبار دولتهای غربی، در میان مسلمانان، و وادار کردن غربیها به عقب نشینی را از برکات بیداری اسلامی است.
بیداری اسلامی که سی و چهار سال قبل در ایران آغاز شد و اکنون در دنیای اسلام در حال گسترش است، از نشانه‌های تحقق وعده الهی و حرکت به سمت پیروزی است.
دنیای استکبار از همان ابتدای حرکت بیداری اسلامی تلاش کرده تا در مقابل آن مشکل و سد ایجاد کند اما اگر مسلمانان به خداوند متعال توکل کنند و عزم جدی برای حرکت رو به جلو داشته باشند، سد دشمنان، قطعاً مانع حرکت دنیای اسلام نخواهد شد و آنان گام به گام به پیروزیهای بیشتری خواهند رسید.
ایجاد اختلاف و مشغول کردن مسلمانان به یکدیگر را اصلی‌ترین تلاش دشمنان برای مقابله با بیداری اسلامی است در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز از همان ابتدا سیاست ایجاد اختلاف دنبال شد اما جمهوری اسلامی با قاطعیت در مقابل این توطئه ایستاد و پرچم اتحاد اسلامی را برافراشت.

امام خمینی (ره) در طول حیات خود بارها تأکید کردند که ما معتقد به برادری اسلامی هستیم و این مسیر، بعد از ایشان نیز تا به امروز، ادامه داشته است. تنها راه مقابله با توطئه ایجاد اختلاف، احساس اتحاد میان مسلمانان و همچنین در میان گروه‌ها، مذاهب و جناحهای مختلف داخل هر یک از کشورهای اسلامی است.
نتیجه اختلاف میان مسلمانان را به حاشیه رفتن مسئله فلسطین و لزوم ایستادگی در مقابل زیاده خواهی امریکا و غرب است حرکت جدیدی که امروز غربیها در افریقا برای تسلط بر ملتهای آفریقایی آغاز کرده‌اند، نتیجه اختلافات و مشغول بودن مسلمانان به یکدیگر است
نمونه‌هایی از نتایج ایجاد اختلاف در میان مسلمانان از جمله فجایع پاکستان، جنگ و کشتار در سوریه، بایکوت شدن صدای مردم در بحرین، و در مقابل هم قرار گرفتن مردم در مصر، است
هر حرکت اختلافی در میان ملتهای مسلمان و یا در داخل هر کشور اسلامی، بطور قطع و یقین، بازی کردن در زمینی است که دشمن طراحی کرده است
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس خواندند و تأکید کردند: اگر امروز پیامبر اسلامی (ص) در میان ما بودند، همه مسلمانان را به اتحاد و پرهیز از اختلافات دعوت می‌کردند.

قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران

امام خمینی(ره) در یک کلام می‌گفت این قرن، «قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران» است؛ اسلام، ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت می‌نشاند» و «سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد» او به دعوای کهنه «عقل و عشق» و «سیاست و دیانت» و «معنویت و حکومت» پایان داد.
می‌گفت اختیار مردم به دست من است و اختیار خودم به دست خودم نیست، به دست خداست. از سیاست آمریکا و شوروی سخن می‌گفت، اما ناگهان نگاهش را به دریایی از «عرفان ناب محمدی» می‌دوخت که «زمزم» از آن جوشیده است.
صبور و مصّر، همه را به سوی آن دریا دعوت می‌کرد، نه به سوی خود. «گلستان ملت‌ها» رخ نموده است... همه باید از مرداب و باتلاق و سکوت و سکونی که کارگزاران سیاست «آمریکا» و «شوروی» بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده‌اند، به درآییم؛ و به سوی دریایی که «زمزم» از آن جوشیده است، روانه شویم.
برمبنای یک استنباط معرفتی و اجتهاد ناب، امام کار خود را ادامه «راه وراثت انبیایی» می‌دید؛ رویاپرداز هم نبود. ذهنی روشن داشت و حاشیه و متن تاریخ را دقیق می‌شناخت. تاریخ ساز بود، اما برخلاف امثال مارکس، تاریخ نمی‌ساخت.

به «تحریف» حساس بود و خودش آن قدر ابتکار و خلاقیت داشت که به دام این روش‌ها نیفتد. شخصیتی واقع بین و آرمان گرا داشت؛ یک اصول گرای راستین. با داشتن این خصلت‌های اعتقادی- شخصیتی، امام خمینی(ره) می‌توانست بهترین درک و دریافت را از «وضع موجود» و «راه آینده» ارائه دهد.
درست از دهه ۱۳۵۰ که بزرگ‌ترین فلاسفه آمریکایی مثل جان رالز احیاء «توحید» و تولد «انسان موحد» را جنونی شکست خورده می‌دانستند، امام خمینی سخت دلمشغول بنای بنیان‌های عقلی و معرفتی یک «تمدن اسلامی» بود.
تمام تکاپوهایش راه به درک فطری و عزیزانه او از «عرفان ناب» می‌برد. کاری که او کرد، در ذهن جامعه شناسان سیاسی اردوگاه مدرنیته نمی‌گنجید و نابغه‌های امنیتی بلوک سرمایه داری هم قدرت فهمش را نداشتند.
هانا آرنت که از سرآمدان لیبرال‌های یهودی بود، ۵ سال قبل از پیروزی انقلاب گفته بود که «نباید در اهمیت احیاء دین در عصر کنونی مبالغه کرد. این‌ها پف‌های روح زمانه‌اند!».
کسی انتظار نداشت که یک فقیه و متکلم تبعیدی از شهر قم، آن هم از کشوری که پیش از انقلاب به مدرسه آزمایشگاهی «مدرنیته» و «فحشای سرمایه داری» در قلب خاورمیانه تبدیل شده، دنیا را به هم بریزد؛ روحانی ای که هیچ تشکیلات سیاسی ساختارمندی او را پشتیبانی نمی‌کند و اساساً جنس روش‌ها و استراتژی‌های مدرن کسب قدرت را مشروع نمی‌داند. برای این کار هم برنامه داشت؛ برنامه تشکیل هسته‌های مقاومت حزب الله و حزب مستضعفین. در فکر ایجاد «لشکر بزرگ سربازان امام زمان» بود و او از حزبی متعلق به «وارثان زمین» می‌گفت.
دیگر اجازه ندهند که «مستکبرین» بر «مستضعفین» عالم ظلم کنند، و ندای اسلام را و وعده اسلام را که حکومت مستضعفین بر مستکبرین است و «وراثت ارض» برای مستضعفین است، متحقق کنند.
تاکنون مستضعفین متفرق بودند و با تفرقه کاری انجام نمی‌گیرد. باید به یک سطح وسیع تری در تمام قشرهای انسان‌های تاریخ، تحقق پیدا کند به اسم «حزب مستضعفین» که همان «حزب الله» است. دنیا با یک رهبر الهی مواجه شد که صدایش، طنین صدای انبیاء بود؛ نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین مرد خدا به سیره و سنت چهارده معصوم وقتی فرمان «جنگ عقیده» برای براندازی ابرقدرت‌ها را می‌داد، صدایش طنین صدای علی(ع) است که در صدر اسلام فرمود هرکه را کشتم برای حق و عدالت بود من با کسی اختلاف شخصی نداشتم.
جنگ‌های ما عقیدتی بود و پس از این نیز چنین خواهد بود. من با کسی تعارف ندارم. اختلاف مسلک بود؛ ما برای حق می‌جنگیم و آن‌ها برای باطل. اگر خون بهایی می‌خواهند بروند از حق بگیرند که کمرشان را شکست. من عذرخواهی به کسی بدهکار نیستم.
اسیر ب سیره جدّی. با معرفت و بصیرت، محو «سیرت انبیاء» بود؛ برای احیاء آن برخاست و جلوه‌ای از همان سیره وسیرت شد. راز عظمت امام از قضاء در همین سخنی است که از وارث آدم، اباعبدالله(ع) نقل می‌کرد؛ رازی که غرب آن را نمی‌شناخت.

وقتی سال ۱۳۵۷ «جزیره ثبات» در خاورمیانه فرو ریخت و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، بسیاری از تحلیلگران مسائل استراتژیک، خطر اصلی را افت ضریب نفوذ آمریکا بر یک منطقه پراهمیت ژئوپولیتیک می‌دانستند، اما این همه مسئله نبود.

یک خطر، ذهن «مغزهای امنیتی» و سیستم‌های «آینده پژوهشی» اردوگاه لیبرال سرمایه داری (اروپا و آمریکا) را به شدت مشغول می‌کرد و آن، وضع «آینده جهان» بود. دیگر، همه مجبور بودند در بهت و ناباوری ظهور یک «تمدن رقیب» مصمم را تماشا کنند، چون مکتبی که هسته این تمدن را می‌ساخت، نمی‌گذاشت کسی بی تفاوت از کنارش بگذرد.
اما جنس این رهبر تمدن ساز «تبر ابراهیم بود بر پیکر اسطوره آمریکا» برای بسیاری ناشناخته بود.
روزهای پایانی آبان ۱۳۵۹، وقتی الکساندر دمارانش برای دیدار رونالد ریگان به نشست محرمانه کالیفرنیا رفت.
رئیس جمهور آمریکا از رئیس سرویس جاسوسی فرانسه پرسید: اشخاصی درست مانند آیت الله خمینی، دقیقاً چطور می‌اندیشند؟
دمارانش گفت: آنها آنطور که ما می‌بینیم، نمی‌بینند. سیستم داخلی شان و فکرشان مانند ما نیست. «دشمنان جدید» ما که «مسلمانان اصول گرا» هستند، به عنوان «سربازان خدا» خدمت می‌کنند. بنابراین، «انسان» برای آن‌ها معنای کاملاً متفاوتی نسبت به معنایی که برای ما دارد، داراست سکولارها هیچ وقت قادر به درک اطلاعاتی از شخصیت رهبران مسلمان ایران نبودند و نخواهند بود. به روایت دمارانش، رهبران جوامع سرمایه داری هیچ وقت «نظم فکری مسلمانان» را نفهمیدند. رهبران الهی، برخلاف رهبران سیاسی مدرن عمل می‌کنند؛ چون سنت رهبری آنان از بیخ و بن متفاوت است.
امیرالمومنین(ع) پس از رسیدن به حاکمیت، یک شیوه عمل انقلابی را برگزید، اما رهبران مدرن تا پیش از رسیدن به قدرت، انقلابی اند و پس از دستیابی به منصب و سمت، محافظه کار می‌شوند. امام خمینی(ره) به «سنت رهبری شیعی» اقتداء کرد. روزهای آخر زندگی اش را نیز با مبارزه به پایان رساند؛ مثل سراسر عمرش و با «دلی آرام» و «قلبی مطمئن». هراس به دلش راه نمی‌یافت و همیشه با قاطعیت اعلام می‌کرد:
اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی آنان از پای نخواهیم نشست؛ یا همه آزاد می‌شویم یا به آزادی بزرگ تری که شهادت است، می‌رسیم. امام خمینی(ره) خودش را اسیر لفاظی‌های پیچیده تئوریک نکرد. در حالی که ساده سخن می‌گفت، ولی یکی از ماموریت‌هایش «بازآفرینی معنای حقیقی کلمات» بود. در هستی شناسی او «کوخ‌ها منشا برکاتند، نه کاخ‌ها» هنرشناسی و زیباشناسی او مستند به یک نص اصیل قدسی و مانیفست الهی است.
در منشور هنر متعهد امام، تنها هنری «مورد قبول قرآن» فرض شده که «کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.
فرجام شناسی روشنی داشت؛ اساساً امام از واژه‌های «پیروزی» و «شکست» تعریف و تحلیلی نو به دست داد.
همواره تذکر جدی می‌داد این معنا که نمی‌شود با قدرت‌های بزرگ طرف شد را از گوش هایتان بیرون کنید. شما بخواهید می‌توانید، زیرا پشتیبان شما خداست.
برخی رژیم‌های عربی همگام با آمریکا و غرب در تلاش برای متوقف کردن انقلاب‌های منطقه‌اند.
برخی رژیم‌های وابسته و محافظه کار عرب نیز در کنار آمریکا و ناتو برای حفظ خودشان هم که شده با تمام قوا می‌کوشند عقربه‌های زمان را متوقف کرده و انقلاب‌های منطقه را به عقب برگردانده و یا به ناکجا آباده بکشانند. و تنها سرمایه‌شان برای این برگزاری دلارهای نفتی است.
و هدف اصلی آنها شکست مردم مصر، تونس، یمن، لیبی و بحرین و ... است و حفظ ثبات و تضمین بقای رژیم صهیونیستی و ضربه به جبهه مقاومت در منطقه است (که متاسفانه در مصر باکمک عربستان موفق بودند)

اما گروه دوم و اصلی ملت‌ها هستند ملت‌ها چه می‌خواهند نظر سنجی مکرر آمریکا در مصر و اکثر کشورهای اسلامی و واقعیت‌ها را به آنها گفته است.

نفرت ۸۵ درصد ملت‌های اسلامی و عربی از آمریکا

از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامی از جمله حجاب و پوشش زنان، ۴۰ تا ۷۵ درصد در بین ملت‌ها از مصر، اردن تا ترکیه و مالیزی و غیره افزایش یافته است و میزان نفرت از آمریکا با میانگین ۸۵ درصد در کشورهای اسلامی و عربی بالا رفته و به ویژه پس از دیدن پیروزی جوانان حزب الله و حماس در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و شکست و خروج آمریکا بدون هیچ دستاوردی در عراق امیدی به پیروزی آینده در میان جوانان عرب مضاعف شده است.
شخصیت‌های محبوب میان جوانان مصر، مجاهدان ضد صهیونیستی مسلمانان بود و نام آنان را روی فرزندانشان می‌گذارند. نفرت از صهیونیسم توجه به قضیه فلسطین و عزت طلبی اسلامی از شاخص‌های اصلی ملت‌ها است.

به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید

آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمی‌اندیشیند. همچنین از آنان نترسید آنان پوشالی‌اند. و به سرعت ضعیف تر و ضعیف‌تر شدند.
حاکمیت آنان بر جهان اسلام صرفا محصول ترس ما در ۱۵۰ سال گذشته بوده است به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید و تنها به خدای متعالی امیدوار باشید و فقط خود را باور کنید.
آنان در عراق شکست خوردند و با دست‌های خالی خارج شدند. در افغانستان چیزی به دست نیاوردند در لبنان از حزب الله و در غزه از حماس شکست خوردند و اینکه در خیلی کشورها توسط مردم به پایین کشیده خواهند شد.

بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکسته شد

هیچ چیز طبق برنامه آنان پیش نرفته است. بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکست و ترس ملت‌ها ریخت مراقب آینده باشید که شما را نترساندند. به طمع کمک‌های مالی آنان و یا تئوری‌های فاسد نظام سازی و وعده‌های شوم و یا از خوف قدرت لایزال آنان وارد بازی‌های سیاسی و امتیاز دهی نشوید و از خدا و مردم فاصله نگیرد هرگز وارد معامله با دشمنان اسلام ومردم نشوید.
همچنین وارد بازی دلارهای نفتی وابستگان و متحدان غرب در منطقه در میان اعراب نشوید چرا که در آینده از این بازی‌ها سالم بیرون نخواهید آمد.
اسرائیل رفتنی است و نباید بماند و نخواهد ماند شروع انحراف در نهضت‌های کنونی تن دادن به بقای رژیم صهیونیستی است. و ادامه مذاکرات سازش و تسلیم که رژیم‌های ساقط شده آن را پایه گذاری کرده‌اند.

خواست عمومی ملت‌ها بازگشت به اسلام است

البته به مفهوم بازگشت به گذشته نیست. اگر انقلاب‌ها به اذن الله واقعی بمانند و منحرف نشوند و دچار توطئه و استهاله نگردند مسئله اصلی شما چگونگی نظام سازی قانونی نویسی و مدیریت کشور و انقلاب‌ها خواهد بود.
در این جهاد بزرگ کار اصلی شما این خواهد بود که چگونه یک تاریخ عقب ماندگی و استبداد و بی دینی و فقر و وابستگی حاکم بر کشورهایتان را در کوتاه‌ترین زمان‌ها جبران کنید و چگونه با رویکرد اسلامی و به شیوه مردم سالارانه و رعایت عقلانیت و علم جامعه سازی کنید و تهدیدات داخلی و خارجی را یک به یک از سر راه بردارید.
چگونه آزادی اجتماعی منهای لیبرالیسم و برابری منهای مارکسیسم و نظم منهای فاشیسم غرب را نهادینه کنید.
چگونه تقید خویش به شریعت اسلامی را حفظ کنید. و بدون آنکه گرفتار جمود و تحجر شوید چگونه مستقل شوید بی آنکه منزوی شوید. چگونه پیشرفت کنید بی آنکه وابسته شوید. چگونه مدیریت علمی کنید بدون سکولاریزه و محافظه کار شوید. و چگونه مانع فاسد شدن برخی رهبران و نفوذ عوامل دشمن در صف انقلابیون شویم.

تعریف‌ها باید بازخوانی و اصلاح شود

دو الگوی اسلام تکفیری و اسلام لائیک از سوی غرب به شما پیشنهاد شد و خواهد شد تا بوی اسلام ناب ولی معتدل و عقلانی در میان انقلاب‌های منطقه تقویت نشود.
کلمات را دوباره و به دقت تعریف کنید. دموکرات بودن اگر به معنی مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلاب‌ها است همه دموکرات باشید و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموکراسی درجه دوم و تقلیدی باشد هیچ یک دموکرات نباشید.
سلفی گری اگر به معنای اصولگرایی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزش‌های اصلی و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیای شریعت و نفی غرب زدگی باشد همگی سلفی باشید و اگر به معنی تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود با نوگرایی و سماجت و عقلانیت که ارکان تفکر و تمدن اسلامیت سازگار نخواهید بود و خود باعث ترویج سکولاریسم و بی دینی خواهد شد.
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بد ببین باشد که از چه نوع لائیک غرب و چه از نوع خشن آن بدبین باشید.

لزوم بدبینی به اسلام آمریکایی و انگلیسی

به اسلام که رژیم صهیونیستی را تهدید می‌کند به اسلامی که رژیم صهیونیستی را تحمل می‌کند ولی با مذاهب اسلامی دیگر بی رحمانه مواجه می‌کند دست آشتی به سوی آمریکا و و ناتو دراز می‌کند ولی در داخل به جنگ‌های قبیله‌ای و مذهبی دامن می‌زند ، اعتماد نکنید.
به اسلام آمریکایی و انگلیسی بدبین باشید که شما را به دام سرمایه داری غرب و مصرف زدگی و انحطاط اخلاقی می‌کشاند.
مردم عرب صد سال است نادیده گرفته شده‌اند. کرامت و عزت‌شان و هم رای و حقوق آنان علنا پایمال شده است. برای نخستین بار اکنون مردم صحنه را به دست گرفته‌اند.
مسلمانی برخی حکومت‌های مسلمان تشریفاتی و نمایشی و دروغین است مصنوعی و موقتی است اگر ملت‌های مصر، تونس و لیبی مسیر خود را ادامه دهند ممکن است به تحریم‌ها تبدیل شود.
انقلاب اسلامی ایران موفق‌ترین تجربه اسلامی عصر جدید است در عرصه خودباوری ملت‌ها. مردم با خودباوری نخبگان در عرضه نفی اسطوره شکست ناپذیری رژیم‌های طاغوتی و اربابانشان را شکست دادند.
در عرصه شکستن غرور کمونیسم و سرمایه‌داری ارائه مدل‌های کارآمد در پیشرفت‌های بزرگ کشور با حفظ مردم سالاری و دفاع از ارزش‌های اولیه انقلاب و در عرصه مردم انقلاب ما پیروزی‌ها و البته ضعف‌هایی در مجاهدات سه دهه خود داشته است اما در هیچ جنبش اسلامی در جهان پس از تسلط غرب و شرق بر مسلمین در قرن گذشته تا این حد جلو نیامده است. و این همه موانع از سر نگذرانده بود.

اتهام تروریسم به ایران به دلیل حمایت از فلسطین و لبنان و عراق و بحرین

گفت‌وگوهای بسیاری میان ما و شما برادران در پیش خواهد بود انشاءالله. در رسانه‌های سرمایه‌داری و صهیونیسم جهانی، ایران متهم به تروریسم می‌شود. تنها به آن علت که حاضر نشد برادران عرب خود را تنها بگذارد و اشغالگران را به رسمیت بشناسد حال آنکه ما خود بزرگترین قربانی تروریسم در جهان هستیم و این ترورها همچنان ادامه دارد.
اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی برادران مظلوم افغانی و بوسنیایی و لبنانی و عراقی و فلسطینی خود را همچون سایر حکومت‌های به ظاهر مسلمان تنها می‌گذاشت و اگر همچون بیشتر رژیم‌های عربی که به فلسطین خیانت می‌کردند و ما هم ساکت می‌ماندیم و از پشت خنجر می‌زدیم و هرگز ما را پشتیبان تروریسم معرفی نمی‌کردند.

ما به آزادی قدس شریف و تمامی سرزمین‌های فلسطین می‌اندیشیم

ایران اسلامی را به پیگیری بمب اتم معرفی و سپس تحریم و تهدید و ترور می‌کنند آنها می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع و پرهزینه کنند.
ملت ایران همچون ملت مصر، تونس، لیبی و بحرین مفتخر به شعائر وحدت و تقریب مذاهب و آزادی عزت برادران مسلمان از شرق آسیا تا عمق آفریقا و اروپا بوده است. آنان می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع کنند.
ملت ایران همچون ملت تونس، مصر، لیبی و یمن مفتخر به حب اهل بیت و رسول الله (ص) است ما اهانت هر مسلمان به مقدسات سایر مذاهب را حرام می‌دانیم و معتقدیم مسلمانان از شافعی، جعفری، مالکی و حنبلی و زیدی همه فرقه‌های اسلامی باید با برادری و گفت‌وگوی سالم در فقه، کلام و تصویر و تاریخ دست در دست یکدیگر به ساختن تمدن اسلامی معاصر و امت اسلامی مقتدر حضرت محمد (ص) دست در دست هم قرار دهند.

ایران به دنبال ایرانی کردن عرب‌ها یا شیعی کردن سایر مسلمانان نیست

ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) و احیای امت اسلامی است و برای انقلاب اسلامی کمک به مجاهدان اهل سنت سازمان‌های حماس و جهاد مجاهدان شیعی حزب‌الله به یک اندازه واجب شرعی است و احساس تکلیف می‌کنیم.
ملت و حکومت ایران با صدای بلند و قاطع اعلام می‌کند به قیام ملت‌ها و نه به ترور و به وحدت اسلامی نه غلبه و تضاد مذاهب اسلامی به برادری مسلمین نه به برتری قومی و نژادی به جهاد اسلامی نه خشونت علیه بیگانگان معتقد و ملتزم است.
برای سعادت همه ملت‌های مسلمان دعا می‌کنیم و در کنار آن وظیفه سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم.

تابلوی پیچ بزرگ تاریخ را امام (ره) و خامنه‌ای نصب کرده‌اند

آمریکا و متحدانش از یکسو با فروپاشی رژیم‌های دیکتاتور و دست نشانده خود در منطقه روبرو هستند که عقبه استراتژیک آنها بود و از سوی دیگر در بحران شدید مالی و اقتصادی گرفتارند و در همان حال جنبش وال استریت که یک حرکت مردمی فراگیر و ضد سرمایه داری است مقبولیت و مشروعیت آنان را به چالش جدی کشیده است.
تا آنجا که کسینجر در اجلاس راهبردی آتلانتیک با عصبانیت می‌پرسد؛ باید دید چه حماقتی کرده‌ایم که آمریکای ابرقدرت ۲۰۰۱ را به شرایط شکننده امروز کشانده‌ایم؟!
آیا انقلاب‌های اسلامی در منطقه که نشانه تکثیر ایران اسلامی است و تحولات اخیر جهانی که به قول حضرت آقا ویترینی از شکست‌ها و ناکامی‌های آمریکاست و خیزش مردم آمریکا و اروپا علیه نظام سرمایه داری، از تغییر ساختار سیاسی و فکری دنیا حکایت نمی‌کند؟!
این دقیقاً همان پیچ بزرگ تاریخی است که نزدیک به ۲ سال قبل رهبر معظم انقلاب از آن خبر داد و امروزه استراتژیست‌های بلندآوازه غربی با همان واژه «پیچ بزرگ تاریخ» از آن یاد می‌کنند.
امروزه در حالی تاریخ به پیچ بزرگ خود رسیده است که دو قدرت اصلی در عرصه جهانی حضور مؤثر دارند.
قطب اسلام به رهبری حضرت آقا و قطب استکبار به رهبری آمریکا و پرسید؛ آیا کمترین تردیدی باقی می‌گذارد که بر سر این پیچ بزرگ، خمینی و خامنه‌ای ایستاده و تابلوهای راهنمای آن را نصب می‌کنند؟
دشمن اگرچه مقابله با کانون اصلی اقتدار نظام یعنی حاکمیت اسلام ناب و ظلم ستیز را به عنوان اصلی‌ترین هدف استراتژیک در دستور کار خود داشته و دارد.
امروزه الگوی انقلاب اسلامی در تحولات منطقه حرف اول را می‌زند و نقش اصلی را بازی می‌کند، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مخدوش کردن این الگو برای دشمنان بیرونی در اولویت است.

پانویس

  1. یونس- 105
  2. ترجمه المیزان، ج11، ص 66
  3. الدرا المنثور، ج 3، ص 351
  4. صحیفه نور، ج 19، ص 124
  5. ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173
  6. اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341
  7. یونس/ 71
  8. انبیا/ 51
  9. انبیا
  10. انبیا/ 58
  11. احزاب/ 39
  12. احزاب/13
  13. توبه/47
  14. احزاب/22
  15. البقره، 247
  16. المائده، 54
  17. الصّف، 4
  18. الفتح، 29
  19. التّوبه، 109
  20. البقره، 195
  21. البقره، 247
  22. نهج‌الفصاحه، ح 299
  23. بحارالانوار، ج 70، ح 1، ص 64.•
  24. یوسف، 53
  25. یوسف، 33
  26. عنکبوت، 2 ـ 3
  27. المعارج، 19 ـ 22
  28. الفجر، 15 ـ 17
  29. النّور، 11
  30. الشّمس، 9 ـ 10
  31. بحارالانوار، ج 69، باب 38، ح 105، ص 430
  32. اصول کافی، ج 2، باب مکارم، ح 2، ص 56.
  33. اصول کافی، ج 2، باب مکارم، ح 3، ص 56.
  34. ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173.
  35. اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341
  36. دایرة المعارف تشیع، ج 9، ص 525
  37. اخلاق در قرآن، ج 2، ص 244.
  38. میزان الحکمة ج 2، ص 694
  39. اخلاق در قرآن، پیشین، ص 235.
  40. همان، ص 241
  41. انبیاء/57
  42. تفسیر نمونه، نهم ج 13، ص 432-431
  43. آل عمران/ 173-172
  44. تفسیر نمونه، ج 3، ص 178-174
  45. نساء/142
  46. بلد / 4
  47. بحارالانوار، ج75، ص246
  48. بحارالانوار، ج68، ص96
  49. همان
  50. غررالحکم و دررالکلم، ج5، ص150
منبع: سایت تاریخی فرهنگی قرآنی - تاریخ برداشت: 95/05/24
بازگشت به دوستی با کفّار