فرمان استقامت به پیامبر(ص) و امت

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
فرمان استقامت به پیامبر(ص) و امت

مقدمه

از منظر قرآن فرمان استقامت به پیامبر اسلام(ص) و امت با چه شرایط و ویژگی‌هایی صادر شده است؟
خداوند در قرآن کریم در دو سوره (هود- شوری) به پیامبر عظیم‌الشأن(ص) و امت آن حضرت فرمان استقامت و پایداری صادر کرده است، اما در سوره هود آیه ۱۱۲ ذیل و من تاب معک را دارد که می‌فرماید: فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ پس همان‌گونه که فرمان یافتی استقامت کن، همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند) و طغیان نکنید که خداوند به آنجام انجام می‌دهید بینا است. این آیه شامل دستورات مهمی است از جمله:
الف) استقامت و پایمردی در دین‌داری و اجرای احکام خدا که از امر «فاستقم» استفاده می‌شود.
ب) داشتن انگیزه الهی در استقامت، یعنی از سر اخلاص و برای جلب رضای خدا باید ثابت قدم بود و حق را آنچنان که باید ادا کرد. این مطلب از عبارت «کما امرت» استفاده می‌شود. می‌فرماید: آن چنان که قبل از این مامور شده‌ای استقامت و پایداری ورز. آیه‌ای که قبل از این در مورد استقامت نازل شده عبارت است از: «وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» مخلصانه روی به سوی دین توحید کن و از مشرکان مباش. [۱]
ج) پیروان را به استقامت واداشتن، زیرا علاوه بر اینکه پیامبر(ص) را به استقامت امر کرده است فرموده: «وَمَنْ تَابَ مَعَكَ» و مومنان را نیز به استقامت وادار. امروز نیز وظیفه ما مسلمانان به خصوص رهبران جامعه اسلامی، عمل به دستورات فوق است و بدون عمل به آنها، پیروزی بر خیل دشمنانی که از هر سو ما را احاطه کرده‌اند ممکن نیست.

تکلیف سنگین

لحن شدید آیه بر کسی پوشیده نیست و پیداست که هیچ اثری از لطف و مهر در آن وجود ندارد. در آیات قبل از این نیز، داستان تکان‌دهنده امتهایی آمده بود که به کیفر اعمالشان مواخذه شدند. نام بردن از خصوص پیامبر هم در عین اینکه تجلیل از اوست، ولی تشدید خطاب در حق وی نیز می‌باشد و گویا پیامبر با توجه به همین لحن و خطاب شدید فرموده است: سوره هود مرا پیر کرد. [۲] نقل کرده‌اند وقتی این آیه نازل شد پیامبر گرامی(ص) فرمود: «شمروا شمروا» یعنی آستینها را بالا بزنید و مهیای استقامت شوید.[۳]
امام خمینی(ره) در مورد نگرانی پیامبر اکرم(ص) از استقامت یارانش می‌فرماید: «پیغمبر اکرم(ص) نگران بود راجع به این که آیا ملتش استقامت می‌کنند یا نه؟ تا آن حد که در روایت است که فرموده: «شیبتنی سوره هود» برای این آیه‌ای که آمده است که «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ» در عین حالی که این آیه در سوره دیگری هم (سوره شوری) آمده لکن آن ذیل را ندارد. سوره هود که این ذیل را دارد فرموده است. این به نظر می‌رسد که نگران بوده است از اینکه مبادا ملتش، امتش مبادا خدای نخواسته استقامت نکنند. [۴]

از منظر اسلام مهمترین شرط پیروزی بر دشمن چیست؟

از آیات قرآن مجید و روایات اسلامی به خوبی استفاده می‌شود که اساس پیروزی در کارها صبر و استقامت و پایمردی است. قرآن سربازان پیروز که حتّی با نابرابری فاحش نسبت به دشمن، مشمول نصرت الهی می‌شوند را به همین صفت توصیف کرده، می‌فرماید: «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه می‌کنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می‌گردند چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند). در کلمات قصار نهج البلاغه می‌خوانیم: «وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاِیمانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَیْرَ فی جَسَد لا رَأسَ مَعَهُ وَ لا فی إیمان لا صَبْرَ مَعَهُ» (و بر شما باد که صبر و استقامت کنید! زیرا صبر و استقامت نسبت به ایمان، همچون سر است نسبت به بدن، تنی که سر با او نباشد فایده‌ای ندارد و همچنین است ایمانی که صبر و استقامت با آن نباشد)!
در خطبه یازدهم نهج البلاغه که در آن امام علی(ع) قبل از جنگ جمل در چند جمله کوتاه قسمت مهمی از دستورات جنگی را برای فرزندش محمد حنفیّه بیان می‌کند نیز کراراً روی همین معنا تکیه شده است، گاه می‌فرماید: «اگر کوه‌ها تکان بخورند تو استقامت کن و از جای تکان مخور!» و گاه می‌فرماید: «قدمهایت را بر زمین میخکوب کن!» و بقیه جمله‌های این خطبه نیز در واقع شاخ و برگی برای این معناست زیرا «دندانها را به هم فشردن»، «جمجمه خویش را به خدا عاریت دادن»، «نصرت و پیروزی را از جانب خدا دانستن»، همه اینها به انسان استقامت بیشتر می‌بخشد و پایداری فزونتر می‌دهد و آنچه سبب شد که مسلمانان در جنگ‌های نابرابر با دشمنان در صحنه‌های مختلف پیروز شوند همین اصل بود، اصلی که باید در نسل کنونی نیز زنده بماند تا شاهد پیروزی‌های بیشتر بر دشمنان اسلام گردند.

شجاعت از نظر قرآن

شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.[۵] شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.[۶]

از جمله ویژگی‌های پیامبران الهی که در آیات قرآن به آن اشاره شده، شجاعت و نترسی است. خدای سبحان در سوره یونس خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: سرگذشت نوح را بر آنان تلاوت کن، هنگامی که به قومش گفت:ای قوم اگر توقفم در بین شما و یادآوری آیات الهی برای شما سخت است [و غیرقابل تحمل، هرکاری از دستتان ساخته است انجام دهید و کوتاهی نکنید؛ چرا که] من بر خدا تکیه نموده و توکل کرده‌ام [و از غیراو هراسی ندارم]. سپس می‌گوید: اگر می‌توانید برخیزید، و به زندگی من پایان دهید و لحظه‌ای مرا مهلت ندهید.»[۷]

نوح(ع) فرستاده بزرگ پروردگار با قاطعیتی که ویژه پیامبران الهی است، در نهایت شجاعت و شهامت با نفرات کم و محدودی که داشت، در مقابل دشمنان نیرومند و سر سخت ایستادگی می‌کند و قدرت آنها را به سخره می‌گیرد و بی اعتنایی خویش را به نقشه‌ها و افکار و بت‌های آنها نشان می‌دهد. با توجه به اینکه این آیات در مکه نازل شده، در آن زمانی که پیامبر(ص) نیز در شرایطی مشابه نوح(ع) زندگی می‌کرد و مؤمنان در اقلیت بودند، قرآن می‌خواهد به پیامبر(ص) و مسلمانان نیز همین دستور را بدهد که نباید به قدرت دشمن اهمیت دهد، بلکه با قاطعیت و شهامت بیشتر حرکت خود را ادامه داده، پیش برود؛ چرا که تکیه‌گاهشان خدا است و هیچ نیرویی تاب مقاومت در برابر قدرت او را ندارد.

در آیه‌ای دیگر در باره حضرت ابراهیم(ع) می‌خوانیم:«ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از [شایستگی] او آگاه بودیم.»[۸] حضرت ابراهیم(ع) نیز با قوت و شجاعت خاصی مبارزه خود را علیه اصلی‌ترین عامل بدبختی انسان‌ها (بت پرستی) آغاز می‌نماید و با صراحت و شجاعت تمام، اعلام می‌دارد که: «به خدا سوگند من نقشه‌ای برای نابودی این بت‌ها در غیاب شما می‌کشم.»[۹] سرانجام ابراهیم خلیل(ع) به گفته خود عمل کرده و در زمان مناسب، همه بت‌ها به جز بت بزرگ را نابود می‌نماید: «فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ.»[۱۰] مبارزه شجاعانه حضرت ابراهیم(ع) در برابر بت پرستان لجوج، متعصب و خطرناکی که از سوی حکومت وقت، حمایت و پشتیبانی می‌شدند، نشان‌دهنده قوت قلب و نترسی آن بزرگوار است که در عین تنهایی و نداشتن یار و یاور، کمترین ترس و سستی به‌خود راه نمی‌دهد، و در رسیدن به هدف تا آخر، ایستادگی و مقاومت می‌کند.

خدای سبحان در آیه دیگری، ویژگی مبلغان الهی را ترس از خدا و نهراسیدن از غیرخدا می‌داند و می‌فرماید: [پیامبران پیشین] کسانی بودند که رسالت الهی را تبلیغ کرده و [تنها] از او هراس داشتند و از هیچ کسی جز خدا، ترس و هراسی به دل راه نمی‌دادند.» [۱۱]

همچنین از جمله عواملی که در پیروزی و موفقیت‌ها، نقش کلیدی داشته و دارد، شجاعت و دلاوری است. از جمله جنگ‌های صدر اسلام، جنگ احزاب است و تصویر و گزارشی که قرآن کریم از اردو و لشکر اسلام می‌دهد، بسیار آموزنده است. مشاهده لشکر مجهز دشمن در جنگ احزاب، مسلمانان را به دو دسته تقسیم می‌نماید:دسته اول انسان‌های بزدل و ترسویی که دنبال بهانه، کار شکنی و فرار از صحنه جنگ و جهاد بودند. قرآن می‌فرماید: «به خاطر بیاورید زمانی را که گروهی از آنها (منافقان) گفتند:ای مردم مدینه! اینجا (میدان جنگ احزاب) جای توقف نیست، به خانه‌های خود بازگردید و گروهی از آنان از پیامبر(ص) اجازه بازگشت می‌خواستند و می‌گفتند: خانه‌های ما بدون حفاظ است، در حالی که بدون حفاظ نبود، بلکه [این‌ها بهانه بود و به خاطر ترس و وحشت] می‌خواستند فرار کنند.» [۱۲] خدای سبحان در باره افراد ترسو و سست عنصری که همیشه دنبال بهانه بوده و روحیه دیگران را نیز از بین می‌برند، می‌فرماید: « اگر آنها همراه شما [به سوی میدان جهاد] خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید چیزی بر شما نمی‌افزودند و به سرعت در بین شما به فتنه انگیزی [و ایجاد تفرقه و نفاق] می‌پرداختند و در میان شما افراد [سست و ضعیف] هستند که به سخنان آنان کاملاً گوش فرا می‌دهند و خداوند ظالمان را می‌شناسد.»[۱۳] امام علی(ع) در دستورالعملی که به مالک اشتر می‌دهد، اینگونه می‌فرماید: «با افراد ترسو و بزدل، رایزنی مکن که تو را در تصمیم و اراده ات، سست می‌گرداند و آنچه [در واقع] بزرگ نیست، در نظر تو بزرگ نشان می‌دهد.»
گروه دوم، افراد شجاع و نترسی بودند که مشاهده لشکر دشمن در جنگ احزاب، هیچ گونه تأثیری بر عزم و اراده آهنین آنان نمی‌گذاشت. قرآن می‌فرماید: «هنگامی که انسان‌های با ایمان لشکر دشمن را در احزاب مشاهده کردند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفته‌اند و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.»[۱۴]

نویسنده: آیت الله حسین مظاهری
شجاعت و شهامت در آیات و روایات شجاعت فضیلتی مهم است، به گونه‌ای که قرآن شریف آن را اساس حکومت الهی دانسته و آن را مورد محبت و عنایت خاص قرار داده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...».[۱۵](... به درستی که خدا او را بر شما برگزید و در دانش و توانایی او را فزونی بخشید... ).

در قرآن همچنین می‌خوانیم: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ...» .[۱۶] ای گروهی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود مرتد شود به زودی خدا قومی را که دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست می‌دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن، و نسبت به کافران سرافراز و مقتدرند، به نصرت اسلام برمی انگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند... .

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ»[۱۷] البته خدا آن مؤمنان را که در صف جهاد مانند سد آهنین همدست و پایدارند، بسیار دوست می‌دارد. به علاوه خداوند شجاعت را از صفات مؤمنین دانسته است. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ...»[۱۸] محمد فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند... .

تعریف شجاعت

معنای شجاعت، همانا قوت قلب است که معنای آن طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. هر چه شدت آن بیشتر شود، ارزش و اهمیت آن بیشتر می‌شود. در واقع هیچ مرتبه‌ای از آن، اعم از ضعیف یا شدید، نامطلوب نیست و مقوله‌ای است که افراط و تفریط در آن راه ندارد.
پس اینکه گفته می‌شود «تفریط در شجاعت همان جبن و افراط در آن، همان تهور است که در شمار صفات ناپسند است» سخنی نادرست است. زیرا تهوّر از مقوله فعل است و نه صفات، و لذا افراط در شجاعت نمی‌تواند به شمار آید. همچنین جبن به معنای عدم قوت قلب است، که آن هم تفریط در شجاعت نیست، بلکه نسبت جبن و شجاعت مصداق باب عدم و ملکه است. توضیح آنکه تهور به معنای سقوط است. پس بنّایی که بر زمین سست، ساختمانی را بنا می‌کند، آن ساختمان در معرض سقوط و درهم ریختن است و عمل بنّا، تهور نامیده می‌شود.
خدای متعال می‌فرماید: «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».[۱۹]
آیا کسی که مسجدی را به غرض تقوی و خداپرستی تأسیس کرده و رضای حق را طالب است، مانند کسی است که بنایی سازد و برپایه سستی، در کنار سیل که زود به ویرانی کشد و عاقبت آن بنا از پایه به آتش دوزخ افکند؟ و خدا هرگز ستمکاران را هدایت نخواهد فرمود. پس کسی که قوت قلبش را به طور نابجا و در موردی غیرعقلایی به کار برد، به او متهور گفته می‌شود، همچون کسی که خود را در معرض هلاکت قرار می‌دهد یا بدون سلاح به طرف شیر می‌رود، یا بدون سلاح و انگیزه عقلایی و شرعی با دشمن درگیر می‌شود و...

خداوند متعال می‌فرماید: «... وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ...»[۲۰](.... و خود را به دست خویش به مهلکه و خطر در نیفکنید... ). پس چنانکه می‌بینید تهور از افعال ناپسند است، نه صفات ناپسند. به علاوه تهور از نظر عقل و شرع محکوم و مطرود است. همچنین جبن به معنای ضعف قلب است. پس به کسی که از شجاعت و قوت قلب بی بهره است، جبان و بزدل گفته می‌شود. در واقع جبن امری وجودی نیست تا گفته شود که از جمله افعال است یا صفات، یا آنکه مرحله تفریط شجاعت است.

فرد جبان و بزدل از بسیاری از نعمات محروم و در معرض بسیاری از ناملایمات است. پس اگر برای او هیچ محرومیتی جز محروم ماندن از جهاد، امربه معروف و نهی ازمنکر و... نباشد، برای او کافی است تا از سعادتهای ابدی محروم گردد. همچنین اگر برای او هیچ مصیبتی جز تنبلی، خواری، سستی، بی ثباتی و بی عاری نباشد، او را بس است که تیره روز و بدبخت شمرده شود. این همه ناشی از عدم قوت قلب است و بی بهره بودن از شجاعت موجب محرومیت از نعمات فراوان و مواجه شدن با ناملایمات بسیار می‌گردد.

از سوی دیگر تهور علاوه بر آنکه به معنی کفران نعمت شجاعت و کاربرد نابجای آن است، موجب به خطر انداختن خود و دیگران و مفاسد بسیار دیگر می‌شود. چنانکه بعضی از اصحاب ائمه ـ علیهم السّلام ـ تهور پیشه ساخته، اسرار را فاش می‌کردند و ناخواسته موجب به خطر افتادن شیعیان می‌شدند و به همین دلیل مورد اعتراض آن پیشوایان گرامی، که درود خدا بر آنان باد، قرار می‌گرفتند.

مراتب شجاعت

شجاعت از نظر شدت و ضعف دارای مراتبی است و هر مرتبه‌ای نیز به نوبه خود دارای درجات شدت و ضعف می‌باشد. اولین مرتبه شجاعت چیرگی بر دشمن در میدان جنگ و جز آن مانند بحث، مسابقه و ... است، و خدای تعالی به این مرتبه چنین اشاره فرموده است: «... إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...»[۲۱]. (به درستی که خدا او را بر شما برگزید و در دانش و توانایی او را افزونی بخشید... ).

دومین مرتبه شجاعت، چیره شدن بر نفس اماره و هوای نفس است. چنانکه رسول خدا ص فرمود: «اشجع النّاس من غلب هواه».[۲۲] شجاعترین مردم کسی است که بر هوای نفسش چیره گردد. همچنین آن حضرت فرمود:مرحبا بقوم فضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر، قیل: یا رسول الله و ما الجهاد الاکبر؟ قال: جهاد النفس.[۲۳] آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند و جهاد اکبر را در پیش دارند. گفته شد: ای رسول خدا، جهاد اکبر چیست؟ حضرت فرمود: پیکار با نفس.

چیرگی در این میدان جز با فضل و رحمت الهی ممکن نیست. چنانکه می‌فرماید: «... إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي...»[۲۴].(... همانا نفس، بسیار به بدی فرمان می‌دهد، مگر آنکه مورد رحمت پروردگارم قرار گیرم...). و نیز می‌فرماید: «... وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ».[۲۵] (... بارالها اگر تو حیله اینان را به لطف و عنایت خود از من دفع نفرمایی، به آنها میل کرده و از اهل جهل و شقاوت گردم).

سومین مرتبه شجاعت غلبه بر مشکلات در فراز و نشیب زندگانی دنیا و زرق و برق و سختیها و ناملایمات آن است که بر اساس سنت الهی روی می‌دهد. چنانکه قرآن کریم می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ».[۲۶](آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما به خدا ایمان آورده‌ایم، رهایشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحان نکنند؟ و ما امتهایی را که پیش از اینان بودند، به امتحان و آزمایش آوردیم تا خدا دروغگویان را از راستگویان کاملاً معلوم کند).

قرآن، روایات، تجربه و تاریخ گواه آنند که انسان در این عرصه مغلوب شده است، مگر آنان که مورد رحمت الهی قرار گرفته‌اند. خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا، إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا، وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا، إِلَّا الْمُصَلِّينَ».[۲۷] (همانا انسان حریص آفریده شده است. آنگاه که شری به او رسد، سخت به فریاد آید. و هنگامی که مال به او رسد، منع احسان کند. جز نمازگزاران (راستین).

«فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ».[۲۸](اما انسان چون خدا او را به رنج و غمی مبتلا سازد، سپس به کرم خود او را نعمتی برای آزمایش و امتحان بخشد، در آن حال گوید خدا مرا گرامی و عزیز داشت. و چون او را باز برای آزمودن، تنگ روزی و فقیر کرد، گوید خدا مرا خوار گردانید).

مرتبه چهارم، مقامی بلند و والاست که بالاتر از آن مقامی نیست و آن چیرگی بر صفات ناپسند، خصوصاً ریشه کن کردن آنها از وجود انسان و سپس غرس نهال فضایل در جان و دل است، و این مهم جز با فضل و رحمت خداوند ممکن نگردد، چنانکه می‌فرماید: «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ...»[۲۹] ( و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود، احدی از شما پاک و پاکیزه نمی‌شد، لیکن خدا هر کس را که می‌خواهد منزه و پاک می‌گرداند).

و چه نیکو گفته‌اند که این چیرگی همچون چاه کندن با ناخن است. در عین حال این کار ضروری است و چنانکه پیشتر بیان شد عقلاً و شرعاً از واجبترین واجبات است و خداوند پس از ذکر ده سوگند و تأکیدات فراوان می‌فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا، وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»[۳۰](هر که نفس ناطقه خود را از گناه و بدی پاک و منزه سازد، به یقین رستگار خواهد بود و هر که او را به کفر و گناه پلید گرداند، البته زیانکار خواهد گشت).

شجاعت در روایات

قال رسول الله ـ ص: «اعطینا اهل البیت سبعاً لم یعطهن احد کان قبلنا و لایعطاهن احد بعدنا: الصباحه و الفصاحه و السماحه و الشجاعه و العلم و المحبه فی النساء».[۳۱] رسول خدا ـ ص فرمود: به ما اهل بیت هفت چیز عطا شده که به هیچ کس قبل و بعد از ما عطا نشده و نخواهد شد (آنها عبارتند از): نورانیت، فصاحت، جود، شجاعت، علم، عمل و محبت به زنان. عبدالله بن مسکان از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت می‌کند که فرمود: خدای عزوجل پیامبرانش را به مکارم اخلاق، مخصوص گردانید. شما خود را بیازمایید، اگر آنها در وجود شما بود، پس خدا را سپاس گویید و بدانید که بودن آنها در وجود شما خیر است و اگر در شما نبود، آنها را از خدا بخواهید و نسبت به آن رغبت جویید. سپس آنها را ده چیز شمرد: یقین و قناعت و صبر و شکر و خویشتن داری و خوشرویی و سخاوت و غیرت و شجاعت و جوانمردی. [۳۲] عبدالله بن بکیر از امام صادق ـ ع روایت می‌کند که فرمود: «ما دوست داریم کسی را که عاقل، فهمیده، فقیه، خویشتن دار، با مدارا، بردبار، راستگو و با وفا باشد. همانا خدای عزوجل پیامبران را به مکارم اخلاق مخصوص گردانید. پس هر که این مکارم را داشته باشد، باید خدا را به شکرانه آن سپاس گزارد و هر کس آن را نداشته باشد، باید به درگاه خدای عزوجل تضرع کند و از او بخواهد». راوی می‌گوید عرض کردم: فدایت شوم آنها چه صفاتی هستند؟ فرمود: «پرهیزکاری و قناعت و بردباری و شکر و خویشتن داری و حیا و سخاوت و شجاعت و غیرت و نیکوکاری و راستگویی و امانتداری».[۳۳]

شجاعت از دیدگاه قران

شجاعت در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است.[۳۴] شجاعت از بزرگترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوهٔ قضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی­گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آنها ترسید.[۳۵] از نظر فلاسفه و حکما، شجاعت یکی از خصائل چهارگانهٔ علم اخلاق است که عبارتند از حکمت، شجاعت، عدالت و عفت. ( این چهار خُلق، اصول اخلاق نام دارند.)[۳۶]

ترس معقول

ترس یکی از پدیده‌های روحی و طبیعی و از نعمتهای بزرگ خداست چرا که اگر انسان از هیچ چیز خطرناکی نترسد به زودی زندگی خویش را از دست خواهد داد، این همان تهور و بی‌پروایی است و ترس مذموم آن است که انسان از عواملی که در خور ترسیدن نیست بترسد، هر خطر موهومی را جدی بگیرد و هر دشمن خیالی را مایهٔ وحشت قرار دهد و از ورود در هر کاری به احتمال عدم موفقیت واهمه داشته باشد این ترس مایهٔ عقب ماندگی و ناکامی است و مایهٔ شکست و ذلت می‌باشد.
در این گونه موارد باید خطرات جدی را پیش‌بینی کرد و راه مقابله با آن را شناخت و احتمالات نسنجیده و نامعقول و احتمالاتی که همیشه و در همه حال وجود دارد نباید سد راه انسان شود، این روشن‌ترین تعریف برای مسأله شجاعت به عنوان یکی از صفات فضیله و ترس به عنوان یکی از صفات رذیله است.[۳۷] حضرت علی (ع) می‌فرماید:«اَلْجُبْنُ والْحِرْصُ والْبُخْلُ غَرائزُ سوءٍ یَجْمَعُها سوءُ الظَّنَّ بالله سُبحانَهُ»[۳۸]«بُزدلی و آزمندی و بخل، خویهای بدی هستند که از بد گمانی به خدای سبحان مایه می‌گیرند.»
با توجه به اینکه عالم محضر خداست و همه جا ذات پاک او حاضر و ناظر است مؤمنان باید بر خدای تعالی توکل کنند و با شجاعت و شهامت به سوی اهداف مقدس و مهم خویش پیش روند.[۳۹] شجاعت از آثار ایمان است چرا که مؤمن با اتکا به قدرتی که مافوق همهٔ قدرت‌هاست خود را در همهٔ صحنه‌ها پیروز می‌ببیند افراد ضعیف الایمان با اتکا به قدرت خودشان که به هر حال شکست پذیر است، خویش را ناتوان مشاهده می‌کنند ترس و وحشت در صحنه‌های مهم زندگی بر آنها چیره می‌شود.[۴۰]

شجاعت در قرآن

واژهٔ شجاعت در قرآن ذکر نشده است اما مضمون برخی از آیات به روشنی دلالت بر این کمال نفسانی دارد. یکی از ویژگی‌های پیامبران بزرگ الهی شجاعت بی‌نظیر آنها بوده است و برای انجام رسالت خویش، همواره از آن بهره می­جستند، یکی از ایشان حضرت ابراهیم (ع) است که یک تنه در برابر انبوه معاندین و بت پرستان ایستاد و به دنبال تحقیر بت‌ها با صراحت به مشرکان فرمود:«وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ»[۴۱]«و به خدا سوگند، در غیاب شما نقشه‌ای برای نابودی بتهایشان می‌کشم» اما آنها هرگز فکر نمی‌کردند انسانی به خود اجازه دهد و این چنین با مقدسات یک قوم و ملت که حکومت صد در صد پشتیبان آن است، بازی کند، ولی سرانجام در یک روز خلوت طرح خود را عملی کرد، این فقط گوشه‌ای از شجاعت این پیامبر آسمانی است.[۴۲]«الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ، الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»[۴۳]«آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان حمراء الاسد حرکت نمودند) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است. اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم به آنان گفتند: مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند، از آنها بترسید. اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست».
این آیات مربوط به غزوهٔ حمراء الاسد می‌باشد سخن از توکل و شجاعت یاران پیامبر (ص) است، در پایان جنگ اُحد به دنبال شکست سپاه اسلام لشکر فاتح ابوسفیان راه مکه را پیش گرفته بود ناگهان پشیمان شدند و تصمیم گرفتند دوباره به مسلمانان حمله کرده و بقیهٔ ایشان را نابود سازند، این خبر به پیامبر (ص) رسید و فوراً لشکر احد را برای شرکت در جنگ دیگری آماده کرد، همهٔ مجروحان نیز آمادهٔ نبرد شدند و گفتند خدا ما را کافی است به خاطر همین شجاعت لشکر ابوسفیان از تصمیم خویش منصرف شدند و به مکه بازگشتند.[۴۴]

صبر و استقامت در مقام اطاعت و بندگی خدا

مستلزم آن است که انسان، تمام موانع و سختی‌های موجود در طریق پرستش خدا را، مرتفع سازد. یکی از مهمترین موانع بندگی، کبر و خود برتربینی است. قرآن کریم در آیات متعددی، صفت “تکبر” را عامل اعراض و دوری افراد از عبادت و پرستش خدا معرفی کرده است. در سوره غافر آبه ۶۰ می‌فرماید: “وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ؛ خدای شما فرمود: که مرا (با خلوص دل) بخوانید تا دعای شما را مستجاب کنم و آنان که به خاطر صفت کبر از دعا و عبادت من اعراض و سرکشی کنند، بزودی با ذلت و خواری، در دوزخ داخل شوند”. در سوره صافات آیه ۳۵، انگیزه کفر کفار و مشرکین را همین صفت “کبر” بیان می‌دارد و می‌فرماید: “إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ؛ کفار کسانی هستند که وقتی به آنها گفته می‌شود که خداوند یکتا است و شریکی ندارد، تکبر نمایند و از قبول آن سر باز زنند”. همچنین تذلل و خضوع در برابر مقام ربوبیت و الوهیت و عدم استکبار در مقابل پروردگار متعال را، از اوصاف مومنان حقیقی دانسته، می‌فرماید:”به آیات ما فقط آن کسانی ایمان دارند که چون متذکر یاد خدا شوند، به سجده رخ بر خاک نهند و به ستایش پروردگارشان، تسبیح گویند، بدون اینکه تکبر بورزند”.

یکی دیگر از موانع عبادت و بندگی، کسالت و تنبلی است. صبر در طاعت مقتضی آن است که انسان سختی و مشقت انجام عبادات را تحمل کرده، از کسالت و تنبلی بپرهیزد. خداوند در قرآن کریم، کسالت در انجام طاعات و عبادات را از جمله صفات منافقین بیان می‌دارد و می‌فرماید: “إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا؛ همانا منافقان، با خدا نیرنگ می‌کنند در حالی که او با آنان نیرنگ کننده است، چون به نماز می‌ایستند با کسالت برمی‌خیزند و چون در انظار مردم نماز می‌خوانند، ریا می‌کنند و خداوند را جز اندکی یاد نمی‌کنند”[۴۵] امام علی(ع) سستی و فشل را نقصی برای انسان “الفشل منقصه” و آفتی جدی برای رسیدن به پیروزی “آفه النجح الکسل” و موجب تاخیر در کار “تاخیر العمل عنوان الکسل” و در نتیجه موجب تحقق نیافتن برنامه‌های تعیین شده و آرزوها می‌دانند: “من دام کسله خاب امله” و نیز آن را موجب تباهی آخرت انسان معرفی کرده:“الکسل یفسد الآخره” و از اعتماد به انسانهای تنبل و کسل، برحذر داشته‌اند: “لا تتکل فی امورک علی کسلان؛ در کارهایت هرگز به آدم تنبل اعتماد و تکیه نکن”پرهیز از کسالت و تنبلی به قدری دارای اهمیت است که پیامبر اکرم (ص) در دعای خویش از این صفت ناپسند به خدا پناه می‌برد: “اللهم انی اعوذ بک من العجز و الکسل؛ بار خدایا، من به تو پناه می‌برم از ناتوانی و تنبلی”

میدان‌های مقاومت

محل این مقاومت همان سه بخشی است که درروایات روی آن‌ها تأکید شده است:
بخش اول (صبر عن المعصیه ) مقاومت در مقابل نفس و شیطان است. در این جا باید در مقابل نفس و شیطان به عنوان عوامل درونی و در مقابل انسان‌های بیرونی که با تهدید و تمسخر، یا با رفاقت و خاطرخواهی به انسان فشار می‌آورند، به عنوان عوامل انسانی بیرونی مقاومت کرد. در بخش دوم (صبر عند الطاعه ) انسان باید تنبلی را کنار بگذارد و در مقام انجام تکلیف جدی باشد؛ البته در درجه اول باید تکالیف واجب و در درجه دوم تکالیف مستحب را به صورت الافضل فالافضل رعایت کرد. در بخش سوم (صبر عند المصیبه ) باید بدانیم که زندگی دنیا بدون سختی نیست. خدا دنیا را به گونه‌ای آفریده است که توأم با سختی است؛ بالاتر از این خودش هم فرموده است: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ؛[۴۶] کبد یعنی رنج؛ یعنی همین سختی‌ها و مقاومت در مقابل آن‌ها می‌شود «مکابده ». یک مادر چه زحمت‌ها باید بکشد تا نوزادی متولد و بزرگ شود. در حدیثی قدسی آمده است: «الی وضعت الراحه فی الجنه و الناس یطلبونه فی الدنیا قلم یجدوها ابدا؛ من آسایش را در بهشت قرار داده‌ام؛ ولی مردم در دنیا به دنبالش می‌گردند؛ لذا نمی‌یابند.» ما بی جهت در این جا به دنبال راحتی هستیم. «دار بالبلاء محفوفه این جا خانه‌ای است پوشیده از بلا.» تجربه هم نشان می‌دهد که هیچ کار مهمی بدون سختی به جایی نمی‌رسد. پس انسان باید به خودش تلقین کند که برای رسیدن به هر مقامی، حتی مقامات دنیوی باید زحمت کشید. نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود. اگر کسانی هم با حقه بازی و کلک چیزی به دست بیاورند دوامی ندارد و به زودی رسوا می‌شوند و مردم هم از آن‌ها نفرت پیدا می‌کنند.

صبر و مقاومت

صبر و مقاومت یکی از مهم‌ترین عوامل در جهت موفقیت و سربلندی انسان در مواجهه با دردها و سختی‌ها و مشکلات است. به فرموده امام صادق(ع): هیچ چیز به اندازه صبوری، رنج گرفتاری‌ها را کاهش نمی‌دهد. [۴۷]. همچنین آن حضرت داستان غم انگیز حضرت یوسف(ع) را یادآور می‌شود که با صبر و شکیبایی توانست در شرایط سخت زندان روحیه امیدواری و پیروزی خود را در مسیر الی الله حفظ کند. پس می‌فرماید: نتیجه صبر پیروزی است: «فاصبروا تظفروا» [۴۸] پیامبر اعظم(ص) نیز بر این اصل توصیه فرموده‌اند: «بالصبر یوقع الفرج» به وسیله صبر، امید گشایش است. [۴۹]. به قول شاعر: صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند- براثر صبر، نوبت ظفر آید انسان ذاتاً عجول است: «خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ». به محض اینکه چیزی را دید می‌خواهد و همین که به چیزی امید بست، به انتظار می‌نشیند. آن چه مهم است تحمل تپش‌های پراضطراب انتظار و از یاد نبردن طلوع خورشید است. امام علی(ع) می‌فرماید: «من صبر نال المنی» هرکس شکیبایی ورزید، به آرزویش می‌رسد. [۵۰]
ایران؛ الگوی زنده ایستادگی / ملت‌ها با مقاومت در برابر سلطه گران سرنوشت خویش را رقم بزنند
رویکرد پرطراوت ملتهای مسلمان به دین محمدی (ص) نشان می‌دهد ملتها در سایه تجربه‌های متمادی دریافته‌اند که مکتبهای مادی شرقی و غربی، در برآوردن نیازهای حقیقی بشر، ناتوان و عقیمند و فقط تعالیم بعثت می‌تواند بشر را به سعادت و پیشرفت واقعی برساند. حضرت آیت الله خامنه‌ای، ریشه مشکلات جامعه بشری را دوری از دو مسئله اساسی بعثت یعنی: «فکر و اندیشه» و «تزکیه نفس» دانستند و افزودند: نجات انسان از گرفتاریها و ضعفهای اخلاقی، هدف بزرگ بعثت است که تحقق آن، زمینه ساز حل مشکلات اساسی ملتهاست. احیای نیروی خرد و تفکر را از دیگر اهداف اساسی و مهم بعثت پیامبران است جامعه بشری، امروز بشدت نیازمند اندیشیدن، خردورزی، تفکر و ریشه یابی مشکلاتی است که از هر سو ملتها را احاطه کرده است. مرگ آفرینی و ظلم آشکار قدرتهای زورگو در برخی کشورهای منطقه، : در نگاه سیاه ستمگران جهانی، «بشر» اصولاً جایی و جایگاهی ندارد همچنانکه در قضیه مشکلات اقتصادی کشورهای غربی نیز دنیا شاهد است که قدرتهای مسلط در پی حل مشکلات صاحبان بانکها و کمپانی‌های سرمایه داری هستند نه حل مشکلات مردم. منشأ همه این مشکلات، تسلط نظام سلطه بر جهان و وجود دو قطب سلطه گر و سلطه پذیر است که راه حل آن نیز، خروج ملتها از موضع سلطه پذیری و بی تحرکی است. تلاش بی وقفه زورگویان جهانی برای کنترل و منحرف کردن انقلابهای ملتهای منطقه: ملتها با تکیه بر گنجینه خدادادی تفکر و خرد، و حسن ظن به وعده‌های نصرت پروردگار، روی پای خود بایستند و با مقاومت در برابر سلطه گران، سرنوشت خویش را رقم بزنند.
عزت و اقتدار ملت بزرگ ایران را نمونه روشنی از نتایج ایستادگی و مجاهدت است: در ۳۵ سال گذشته ملت فهیم و کشور عزیز ما، بی وقفه در معرض توطئه همه قدرتهای جهانی بوده است تا شاید این نمونه زنده ایستادگی و پیشرفت، در چشم دیگر ملتها، الگو نشود اما به فضل الهی، تلاش همه سلطه گران برای خارج کردن ملت ایران از صحنه، این بار نیز قطعاً و یقیناً ناکام خواهد ماند. تحقق وعده‌های یاری پروردگار را نیاز مجاهدت، حرکت و خطرپذیری است: صرف مؤمن بودن برای تحقق وعده پیروزی، کافی نیست بلکه مجاهدت و صبر می‌خواهد. از تجربه‌های ناکام مقابله با ملت مجاهد و صبور ایران درس بگیرند و بدانند که تکبر، خود بزرگتر بینی و توقعات بیجا، در مقابل ملتی که ایستادگی و وحدت را از قرآن آموخته و خود را شناخته است راه به جایی نمی‌برد. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سیاست دشمنان اسلام برای ترساندن شیعه و سنی از یکدیگر وحدت را نیاز مبرم دنیای اسلام برشمردند و با انتقاد شدید از تفرقه انگیزی برخی عناصر افزودند: کسانی که اصلاً اسلام را قبول ندارند و تشیع و تسنن را اصولاً نمی‌شناسند براساس خواست سرویسهای جاسوسی سلطه گران، از توسعه تشیع ابراز نگرانی می‌کنند و آتش تفرقه می‌افروزند. ملتهای مسلمان را به خردورزی و اتحاد و ایستادگی توصیه و ابراز امیدواری کردند در پرتو عنایات پروردگار، امت اسلام بر دشمنان پیروز و اهداف بعثت کاملاً محقق شود.

هر حرکت اختلافی در میان مسلمانان بازی در زمین دشمن است.
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس است.
امروز اصلی‌ترین سیاست دنیای استکبار برای مقابله با بیداری اسلامی، ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن مسلمانان در کشورهای اسلامی است.
بنابراین وظیفه خطیر نخبگان دینی، سیاسی و دانشگاهی جهان اسلام تشریح طراحی دشمن برای امت اسلامی و تلاش جدی برای تحقق شعار اتحاد اسلامی است.
دنیای اسلام باید رابطه معنوی، قلبی و عاطفی خود را با نبی مکرم (ص) روز به روز تقویت کند. مسلمانان باید دستورات آن بزرگوار را در زندگی خود پیاده و در مسیر دستورات ایشان برای تربیت فردی و اجتماعی و رفتار سیاسی در جامعه، حرکت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی شرایط دنیای اسلام را برای پیروی عملی از دستورات حضرت خاتم النبیین (ص) را بواسطه آغاز حرکت بیداری اسلامی، مهیا و آماده خواندند.
بعد از ده‌ها سال فشار و سلطه غربیها بر دنیای اسلامی، اینک مسلمانان احساس می‌کنند که اسلام، زمینه ساز تحقق عزت، سربلندی و استقلال آنها است و همه آرزوهای امت اسلامی، می‌تواند به برکت اسلام برآورده شوند.
شکل گرفتن احساس تواناییِ ایستادگی در مقابل استثمار و استکبار دولتهای غربی، در میان مسلمانان، و وادار کردن غربیها به عقب نشینی را از برکات بیداری اسلامی است.
بیداری اسلامی که سی و چهار سال قبل در ایران آغاز شد و اکنون در دنیای اسلام در حال گسترش است، از نشانه‌های تحقق وعده الهی و حرکت به سمت پیروزی است.
دنیای استکبار از همان ابتدای حرکت بیداری اسلامی تلاش کرده تا در مقابل آن مشکل و سد ایجاد کند اما اگر مسلمانان به خداوند متعال توکل کنند و عزم جدی برای حرکت رو به جلو داشته باشند، سد دشمنان، قطعاً مانع حرکت دنیای اسلام نخواهد شد و آنان گام به گام به پیروزیهای بیشتری خواهند رسید.
ایجاد اختلاف و مشغول کردن مسلمانان به یکدیگر را اصلی‌ترین تلاش دشمنان برای مقابله با بیداری اسلامی است در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز از همان ابتدا سیاست ایجاد اختلاف دنبال شد اما جمهوری اسلامی با قاطعیت در مقابل این توطئه ایستاد و پرچم اتحاد اسلامی را برافراشت.

امام خمینی (ره) در طول حیات خود بارها تأکید کردند که ما معتقد به برادری اسلامی هستیم و این مسیر، بعد از ایشان نیز تا به امروز، ادامه داشته است. تنها راه مقابله با توطئه ایجاد اختلاف، احساس اتحاد میان مسلمانان و همچنین در میان گروه‌ها، مذاهب و جناحهای مختلف داخل هر یک از کشورهای اسلامی است.
نتیجه اختلاف میان مسلمانان را به حاشیه رفتن مسئله فلسطین و لزوم ایستادگی در مقابل زیاده خواهی امریکا و غرب است حرکت جدیدی که امروز غربیها در افریقا برای تسلط بر ملتهای آفریقایی آغاز کرده‌اند، نتیجه اختلافات و مشغول بودن مسلمانان به یکدیگر است
نمونه‌هایی از نتایج ایجاد اختلاف در میان مسلمانان از جمله فجایع پاکستان، جنگ و کشتار در سوریه، بایکوت شدن صدای مردم در بحرین، و در مقابل هم قرار گرفتن مردم در مصر، است
هر حرکت اختلافی در میان ملتهای مسلمان و یا در داخل هر کشور اسلامی، بطور قطع و یقین، بازی کردن در زمینی است که دشمن طراحی کرده است
رهبر انقلاب اسلامی، شعار «اتحاد اسلامی» را یک شعار مقدس خواندند و تأکید کردند: اگر امروز پیامبر اسلامی (ص) در میان ما بودند، همه مسلمانان را به اتحاد و پرهیز از اختلافات دعوت می‌کردند.

قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران

امام خمینی(ره) در یک کلام می‌گفت این قرن، «قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران» است؛ اسلام، ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت می‌نشاند» و «سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد» او به دعوای کهنه «عقل و عشق» و «سیاست و دیانت» و «معنویت و حکومت» پایان داد.
می‌گفت اختیار مردم به دست من است و اختیار خودم به دست خودم نیست، به دست خداست. از سیاست آمریکا و شوروی سخن می‌گفت، اما ناگهان نگاهش را به دریایی از «عرفان ناب محمدی» می‌دوخت که «زمزم» از آن جوشیده است.
صبور و مصّر، همه را به سوی آن دریا دعوت می‌کرد، نه به سوی خود. «گلستان ملت‌ها» رخ نموده است... همه باید از مرداب و باتلاق و سکوت و سکونی که کارگزاران سیاست «آمریکا» و «شوروی» بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده‌اند، به درآییم؛ و به سوی دریایی که «زمزم» از آن جوشیده است، روانه شویم.
برمبنای یک استنباط معرفتی و اجتهاد ناب، امام کار خود را ادامه «راه وراثت انبیایی» می‌دید؛ رویاپرداز هم نبود. ذهنی روشن داشت و حاشیه و متن تاریخ را دقیق می‌شناخت. تاریخ ساز بود، اما برخلاف امثال مارکس، تاریخ نمی‌ساخت.

به «تحریف» حساس بود و خودش آن قدر ابتکار و خلاقیت داشت که به دام این روش‌ها نیفتد. شخصیتی واقع بین و آرمان گرا داشت؛ یک اصول گرای راستین. با داشتن این خصلت‌های اعتقادی- شخصیتی، امام خمینی(ره) می‌توانست بهترین درک و دریافت را از «وضع موجود» و «راه آینده» ارائه دهد.
درست از دهه ۱۳۵۰ که بزرگ‌ترین فلاسفه آمریکایی مثل جان رالز احیاء «توحید» و تولد «انسان موحد» را جنونی شکست خورده می‌دانستند، امام خمینی سخت دلمشغول بنای بنیان‌های عقلی و معرفتی یک «تمدن اسلامی» بود.
تمام تکاپوهایش راه به درک فطری و عزیزانه او از «عرفان ناب» می‌برد. کاری که او کرد، در ذهن جامعه شناسان سیاسی اردوگاه مدرنیته نمی‌گنجید و نابغه‌های امنیتی بلوک سرمایه داری هم قدرت فهمش را نداشتند.
هانا آرنت که از سرآمدان لیبرال‌های یهودی بود، ۵ سال قبل از پیروزی انقلاب گفته بود که «نباید در اهمیت احیاء دین در عصر کنونی مبالغه کرد. این‌ها پف‌های روح زمانه‌اند!».
کسی انتظار نداشت که یک فقیه و متکلم تبعیدی از شهر قم، آن هم از کشوری که پیش از انقلاب به مدرسه آزمایشگاهی «مدرنیته» و «فحشای سرمایه داری» در قلب خاورمیانه تبدیل شده، دنیا را به هم بریزد؛ روحانی ای که هیچ تشکیلات سیاسی ساختارمندی او را پشتیبانی نمی‌کند و اساساً جنس روش‌ها و استراتژی‌های مدرن کسب قدرت را مشروع نمی‌داند. برای این کار هم برنامه داشت؛ برنامه تشکیل هسته‌های مقاومت حزب الله و حزب مستضعفین. در فکر ایجاد «لشکر بزرگ سربازان امام زمان» بود و او از حزبی متعلق به «وارثان زمین» می‌گفت.
دیگر اجازه ندهند که «مستکبرین» بر «مستضعفین» عالم ظلم کنند، و ندای اسلام را و وعده اسلام را که حکومت مستضعفین بر مستکبرین است و «وراثت ارض» برای مستضعفین است، متحقق کنند.
تاکنون مستضعفین متفرق بودند و با تفرقه کاری انجام نمی‌گیرد. باید به یک سطح وسیع تری در تمام قشرهای انسان‌های تاریخ، تحقق پیدا کند به اسم «حزب مستضعفین» که همان «حزب الله» است. دنیا با یک رهبر الهی مواجه شد که صدایش، طنین صدای انبیاء بود؛ نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین مرد خدا به سیره و سنت چهارده معصوم وقتی فرمان «جنگ عقیده» برای براندازی ابرقدرت‌ها را می‌داد، صدایش طنین صدای علی(ع) است که در صدر اسلام فرمود هرکه را کشتم برای حق و عدالت بود من با کسی اختلاف شخصی نداشتم.
جنگ‌های ما عقیدتی بود و پس از این نیز چنین خواهد بود. من با کسی تعارف ندارم. اختلاف مسلک بود؛ ما برای حق می‌جنگیم و آن‌ها برای باطل. اگر خون بهایی می‌خواهند بروند از حق بگیرند که کمرشان را شکست. من عذرخواهی به کسی بدهکار نیستم.
اسیر ب سیره جدّی. با معرفت و بصیرت، محو «سیرت انبیاء» بود؛ برای احیاء آن برخاست و جلوه‌ای از همان سیره وسیرت شد. راز عظمت امام از قضاء در همین سخنی است که از وارث آدم، اباعبدالله(ع) نقل می‌کرد؛ رازی که غرب آن را نمی‌شناخت.

وقتی سال ۱۳۵۷ «جزیره ثبات» در خاورمیانه فرو ریخت و انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، بسیاری از تحلیلگران مسائل استراتژیک، خطر اصلی را افت ضریب نفوذ آمریکا بر یک منطقه پراهمیت ژئوپولیتیک می‌دانستند، اما این همه مسئله نبود.

یک خطر، ذهن «مغزهای امنیتی» و سیستم‌های «آینده پژوهشی» اردوگاه لیبرال سرمایه داری (اروپا و آمریکا) را به شدت مشغول می‌کرد و آن، وضع «آینده جهان» بود. دیگر، همه مجبور بودند در بهت و ناباوری ظهور یک «تمدن رقیب» مصمم را تماشا کنند، چون مکتبی که هسته این تمدن را می‌ساخت، نمی‌گذاشت کسی بی تفاوت از کنارش بگذرد.
اما جنس این رهبر تمدن ساز «تبر ابراهیم بود بر پیکر اسطوره آمریکا» برای بسیاری ناشناخته بود.
روزهای پایانی آبان ۱۳۵۹، وقتی الکساندر دمارانش برای دیدار رونالد ریگان به نشست محرمانه کالیفرنیا رفت.
رئیس جمهور آمریکا از رئیس سرویس جاسوسی فرانسه پرسید: اشخاصی درست مانند آیت الله خمینی، دقیقاً چطور می‌اندیشند؟
دمارانش گفت: آنها آنطور که ما می‌بینیم، نمی‌بینند. سیستم داخلی شان و فکرشان مانند ما نیست. «دشمنان جدید» ما که «مسلمانان اصول گرا» هستند، به عنوان «سربازان خدا» خدمت می‌کنند. بنابراین، «انسان» برای آن‌ها معنای کاملاً متفاوتی نسبت به معنایی که برای ما دارد، داراست سکولارها هیچ وقت قادر به درک اطلاعاتی از شخصیت رهبران مسلمان ایران نبودند و نخواهند بود. به روایت دمارانش، رهبران جوامع سرمایه داری هیچ وقت «نظم فکری مسلمانان» را نفهمیدند. رهبران الهی، برخلاف رهبران سیاسی مدرن عمل می‌کنند؛ چون سنت رهبری آنان از بیخ و بن متفاوت است.
امیرالمومنین(ع) پس از رسیدن به حاکمیت، یک شیوه عمل انقلابی را برگزید، اما رهبران مدرن تا پیش از رسیدن به قدرت، انقلابی اند و پس از دستیابی به منصب و سمت، محافظه کار می‌شوند. امام خمینی(ره) به «سنت رهبری شیعی» اقتداء کرد. روزهای آخر زندگی اش را نیز با مبارزه به پایان رساند؛ مثل سراسر عمرش و با «دلی آرام» و «قلبی مطمئن». هراس به دلش راه نمی‌یافت و همیشه با قاطعیت اعلام می‌کرد:
اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی آنان از پای نخواهیم نشست؛ یا همه آزاد می‌شویم یا به آزادی بزرگ تری که شهادت است، می‌رسیم. امام خمینی(ره) خودش را اسیر لفاظی‌های پیچیده تئوریک نکرد. در حالی که ساده سخن می‌گفت، ولی یکی از ماموریت‌هایش «بازآفرینی معنای حقیقی کلمات» بود. در هستی شناسی او «کوخ‌ها منشا برکاتند، نه کاخ‌ها» هنرشناسی و زیباشناسی او مستند به یک نص اصیل قدسی و مانیفست الهی است.
در منشور هنر متعهد امام، تنها هنری «مورد قبول قرآن» فرض شده که «کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد.
فرجام شناسی روشنی داشت؛ اساساً امام از واژه‌های «پیروزی» و «شکست» تعریف و تحلیلی نو به دست داد.
همواره تذکر جدی می‌داد این معنا که نمی‌شود با قدرت‌های بزرگ طرف شد را از گوش هایتان بیرون کنید. شما بخواهید می‌توانید، زیرا پشتیبان شما خداست.
برخی رژیم‌های عربی همگام با آمریکا و غرب در تلاش برای متوقف کردن انقلاب‌های منطقه‌اند.
برخی رژیم‌های وابسته و محافظه کار عرب نیز در کنار آمریکا و ناتو برای حفظ خودشان هم که شده با تمام قوا می‌کوشند عقربه‌های زمان را متوقف کرده و انقلاب‌های منطقه را به عقب برگردانده و یا به ناکجا آباده بکشانند. و تنها سرمایه‌شان برای این برگزاری دلارهای نفتی است.
و هدف اصلی آنها شکست مردم مصر، تونس، یمن، لیبی و بحرین و ... است و حفظ ثبات و تضمین بقای رژیم صهیونیستی و ضربه به جبهه مقاومت در منطقه است (که متاسفانه در مصر باکمک عربستان موفق بودند)

اما گروه دوم و اصلی ملت‌ها هستند ملت‌ها چه می‌خواهند نظر سنجی مکرر آمریکا در مصر و اکثر کشورهای اسلامی و واقعیت‌ها را به آنها گفته است.

نفرت ۸۵ درصد ملت‌های اسلامی و عربی از آمریکا

از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامی از جمله حجاب و پوشش زنان، ۴۰ تا ۷۵ درصد در بین ملت‌ها از مصر، اردن تا ترکیه و مالیزی و غیره افزایش یافته است و میزان نفرت از آمریکا با میانگین ۸۵ درصد در کشورهای اسلامی و عربی بالا رفته و به ویژه پس از دیدن پیروزی جوانان حزب الله و حماس در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و شکست و خروج آمریکا بدون هیچ دستاوردی در عراق امیدی به پیروزی آینده در میان جوانان عرب مضاعف شده است.
شخصیت‌های محبوب میان جوانان مصر، مجاهدان ضد صهیونیستی مسلمانان بود و نام آنان را روی فرزندانشان می‌گذارند. نفرت از صهیونیسم توجه به قضیه فلسطین و عزت طلبی اسلامی از شاخص‌های اصلی ملت‌ها است.

به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید

آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمی‌اندیشیند. همچنین از آنان نترسید آنان پوشالی‌اند. و به سرعت ضعیف تر و ضعیف‌تر شدند.
حاکمیت آنان بر جهان اسلام صرفا محصول ترس ما در ۱۵۰ سال گذشته بوده است به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید و تنها به خدای متعالی امیدوار باشید و فقط خود را باور کنید.
آنان در عراق شکست خوردند و با دست‌های خالی خارج شدند. در افغانستان چیزی به دست نیاوردند در لبنان از حزب الله و در غزه از حماس شکست خوردند و اینکه در خیلی کشورها توسط مردم به پایین کشیده خواهند شد.

بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکسته شد

هیچ چیز طبق برنامه آنان پیش نرفته است. بت غرب نیز همچون بت کمونیست شکست و ترس ملت‌ها ریخت مراقب آینده باشید که شما را نترساندند. به طمع کمک‌های مالی آنان و یا تئوری‌های فاسد نظام سازی و وعده‌های شوم و یا از خوف قدرت لایزال آنان وارد بازی‌های سیاسی و امتیاز دهی نشوید و از خدا و مردم فاصله نگیرد هرگز وارد معامله با دشمنان اسلام ومردم نشوید.
همچنین وارد بازی دلارهای نفتی وابستگان و متحدان غرب در منطقه در میان اعراب نشوید چرا که در آینده از این بازی‌ها سالم بیرون نخواهید آمد.
اسرائیل رفتنی است و نباید بماند و نخواهد ماند شروع انحراف در نهضت‌های کنونی تن دادن به بقای رژیم صهیونیستی است. و ادامه مذاکرات سازش و تسلیم که رژیم‌های ساقط شده آن را پایه گذاری کرده‌اند.

خواست عمومی ملت‌ها بازگشت به اسلام است

البته به مفهوم بازگشت به گذشته نیست. اگر انقلاب‌ها به اذن الله واقعی بمانند و منحرف نشوند و دچار توطئه و استهاله نگردند مسئله اصلی شما چگونگی نظام سازی قانونی نویسی و مدیریت کشور و انقلاب‌ها خواهد بود.
در این جهاد بزرگ کار اصلی شما این خواهد بود که چگونه یک تاریخ عقب ماندگی و استبداد و بی دینی و فقر و وابستگی حاکم بر کشورهایتان را در کوتاه‌ترین زمان‌ها جبران کنید و چگونه با رویکرد اسلامی و به شیوه مردم سالارانه و رعایت عقلانیت و علم جامعه سازی کنید و تهدیدات داخلی و خارجی را یک به یک از سر راه بردارید.
چگونه آزادی اجتماعی منهای لیبرالیسم و برابری منهای مارکسیسم و نظم منهای فاشیسم غرب را نهادینه کنید.
چگونه تقید خویش به شریعت اسلامی را حفظ کنید. و بدون آنکه گرفتار جمود و تحجر شوید چگونه مستقل شوید بی آنکه منزوی شوید. چگونه پیشرفت کنید بی آنکه وابسته شوید. چگونه مدیریت علمی کنید بدون سکولاریزه و محافظه کار شوید. و چگونه مانع فاسد شدن برخی رهبران و نفوذ عوامل دشمن در صف انقلابیون شویم.

تعریف‌ها باید بازخوانی و اصلاح شود

دو الگوی اسلام تکفیری و اسلام لائیک از سوی غرب به شما پیشنهاد شد و خواهد شد تا بوی اسلام ناب ولی معتدل و عقلانی در میان انقلاب‌های منطقه تقویت نشود.
کلمات را دوباره و به دقت تعریف کنید. دموکرات بودن اگر به معنی مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلاب‌ها است همه دموکرات باشید و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموکراسی درجه دوم و تقلیدی باشد هیچ یک دموکرات نباشید.
سلفی گری اگر به معنای اصولگرایی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزش‌های اصلی و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیای شریعت و نفی غرب زدگی باشد همگی سلفی باشید و اگر به معنی تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود با نوگرایی و سماجت و عقلانیت که ارکان تفکر و تمدن اسلامیت سازگار نخواهید بود و خود باعث ترویج سکولاریسم و بی دینی خواهد شد.
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بد ببین باشد که از چه نوع لائیک غرب و چه از نوع خشن آن بدبین باشید.

لزوم بدبینی به اسلام آمریکایی و انگلیسی

به اسلام که رژیم صهیونیستی را تهدید می‌کند به اسلامی که رژیم صهیونیستی را تحمل می‌کند ولی با مذاهب اسلامی دیگر بی رحمانه مواجه می‌کند دست آشتی به سوی آمریکا و و ناتو دراز می‌کند ولی در داخل به جنگ‌های قبیله‌ای و مذهبی دامن می‌زند ، اعتماد نکنید.
به اسلام آمریکایی و انگلیسی بدبین باشید که شما را به دام سرمایه داری غرب و مصرف زدگی و انحطاط اخلاقی می‌کشاند.
مردم عرب صد سال است نادیده گرفته شده‌اند. کرامت و عزت‌شان و هم رای و حقوق آنان علنا پایمال شده است. برای نخستین بار اکنون مردم صحنه را به دست گرفته‌اند.
مسلمانی برخی حکومت‌های مسلمان تشریفاتی و نمایشی و دروغین است مصنوعی و موقتی است اگر ملت‌های مصر، تونس و لیبی مسیر خود را ادامه دهند ممکن است به تحریم‌ها تبدیل شود.
انقلاب اسلامی ایران موفق‌ترین تجربه اسلامی عصر جدید است در عرصه خودباوری ملت‌ها. مردم با خودباوری نخبگان در عرضه نفی اسطوره شکست ناپذیری رژیم‌های طاغوتی و اربابانشان را شکست دادند.
در عرصه شکستن غرور کمونیسم و سرمایه‌داری ارائه مدل‌های کارآمد در پیشرفت‌های بزرگ کشور با حفظ مردم سالاری و دفاع از ارزش‌های اولیه انقلاب و در عرصه مردم انقلاب ما پیروزی‌ها و البته ضعف‌هایی در مجاهدات سه دهه خود داشته است اما در هیچ جنبش اسلامی در جهان پس از تسلط غرب و شرق بر مسلمین در قرن گذشته تا این حد جلو نیامده است. و این همه موانع از سر نگذرانده بود.

اتهام تروریسم به ایران به دلیل حمایت از فلسطین و لبنان و عراق و بحرین

گفت‌وگوهای بسیاری میان ما و شما برادران در پیش خواهد بود انشاءالله. در رسانه‌های سرمایه‌داری و صهیونیسم جهانی، ایران متهم به تروریسم می‌شود. تنها به آن علت که حاضر نشد برادران عرب خود را تنها بگذارد و اشغالگران را به رسمیت بشناسد حال آنکه ما خود بزرگترین قربانی تروریسم در جهان هستیم و این ترورها همچنان ادامه دارد.
اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی برادران مظلوم افغانی و بوسنیایی و لبنانی و عراقی و فلسطینی خود را همچون سایر حکومت‌های به ظاهر مسلمان تنها می‌گذاشت و اگر همچون بیشتر رژیم‌های عربی که به فلسطین خیانت می‌کردند و ما هم ساکت می‌ماندیم و از پشت خنجر می‌زدیم و هرگز ما را پشتیبان تروریسم معرفی نمی‌کردند.

ما به آزادی قدس شریف و تمامی سرزمین‌های فلسطین می‌اندیشیم

ایران اسلامی را به پیگیری بمب اتم معرفی و سپس تحریم و تهدید و ترور می‌کنند آنها می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع و پرهزینه کنند.
ملت ایران همچون ملت مصر، تونس، لیبی و بحرین مفتخر به شعائر وحدت و تقریب مذاهب و آزادی عزت برادران مسلمان از شرق آسیا تا عمق آفریقا و اروپا بوده است. آنان می‌خواهند رابطه ما و شما را قطع کنند.
ملت ایران همچون ملت تونس، مصر، لیبی و یمن مفتخر به حب اهل بیت و رسول الله (ص) است ما اهانت هر مسلمان به مقدسات سایر مذاهب را حرام می‌دانیم و معتقدیم مسلمانان از شافعی، جعفری، مالکی و حنبلی و زیدی همه فرقه‌های اسلامی باید با برادری و گفت‌وگوی سالم در فقه، کلام و تصویر و تاریخ دست در دست یکدیگر به ساختن تمدن اسلامی معاصر و امت اسلامی مقتدر حضرت محمد (ص) دست در دست هم قرار دهند.

ایران به دنبال ایرانی کردن عرب‌ها یا شیعی کردن سایر مسلمانان نیست

ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) و احیای امت اسلامی است و برای انقلاب اسلامی کمک به مجاهدان اهل سنت سازمان‌های حماس و جهاد مجاهدان شیعی حزب‌الله به یک اندازه واجب شرعی است و احساس تکلیف می‌کنیم.
ملت و حکومت ایران با صدای بلند و قاطع اعلام می‌کند به قیام ملت‌ها و نه به ترور و به وحدت اسلامی نه غلبه و تضاد مذاهب اسلامی به برادری مسلمین نه به برتری قومی و نژادی به جهاد اسلامی نه خشونت علیه بیگانگان معتقد و ملتزم است.
برای سعادت همه ملت‌های مسلمان دعا می‌کنیم و در کنار آن وظیفه سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم.

تابلوی پیچ بزرگ تاریخ را امام (ره) و خامنه‌ای نصب کرده‌اند

آمریکا و متحدانش از یکسو با فروپاشی رژیم‌های دیکتاتور و دست نشانده خود در منطقه روبرو هستند که عقبه استراتژیک آنها بود و از سوی دیگر در بحران شدید مالی و اقتصادی گرفتارند و در همان حال جنبش وال استریت که یک حرکت مردمی فراگیر و ضد سرمایه داری است مقبولیت و مشروعیت آنان را به چالش جدی کشیده است.
تا آنجا که کسینجر در اجلاس راهبردی آتلانتیک با عصبانیت می‌پرسد؛ باید دید چه حماقتی کرده‌ایم که آمریکای ابرقدرت ۲۰۰۱ را به شرایط شکننده امروز کشانده‌ایم؟!
آیا انقلاب‌های اسلامی در منطقه که نشانه تکثیر ایران اسلامی است و تحولات اخیر جهانی که به قول حضرت آقا ویترینی از شکست‌ها و ناکامی‌های آمریکاست و خیزش مردم آمریکا و اروپا علیه نظام سرمایه داری، از تغییر ساختار سیاسی و فکری دنیا حکایت نمی‌کند؟!
این دقیقاً همان پیچ بزرگ تاریخی است که نزدیک به ۲ سال قبل رهبر معظم انقلاب از آن خبر داد و امروزه استراتژیست‌های بلندآوازه غربی با همان واژه «پیچ بزرگ تاریخ» از آن یاد می‌کنند.
امروزه در حالی تاریخ به پیچ بزرگ خود رسیده است که دو قدرت اصلی در عرصه جهانی حضور مؤثر دارند.
قطب اسلام به رهبری حضرت آقا و قطب استکبار به رهبری آمریکا و پرسید؛ آیا کمترین تردیدی باقی می‌گذارد که بر سر این پیچ بزرگ، خمینی و خامنه‌ای ایستاده و تابلوهای راهنمای آن را نصب می‌کنند؟
دشمن اگرچه مقابله با کانون اصلی اقتدار نظام یعنی حاکمیت اسلام ناب و ظلم ستیز را به عنوان اصلی‌ترین هدف استراتژیک در دستور کار خود داشته و دارد.
امروزه الگوی انقلاب اسلامی در تحولات منطقه حرف اول را می‌زند و نقش اصلی را بازی می‌کند، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که مخدوش کردن این الگو برای دشمنان بیرونی در اولویت است.

پانویس

  1. یونس- 105
  2. ترجمه المیزان، ج11، ص 66
  3. الدرا المنثور، ج 3، ص 351
  4. صحیفه نور، ج 19، ص 124
  5. ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173
  6. اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341
  7. یونس/ 71
  8. انبیا/ 51
  9. انبیا
  10. انبیا/ 58
  11. احزاب/ 39
  12. احزاب/13
  13. توبه/47
  14. احزاب/22
  15. البقره، 247
  16. المائده، 54
  17. الصّف، 4
  18. الفتح، 29
  19. التّوبه، 109
  20. البقره، 195
  21. البقره، 247
  22. نهج‌الفصاحه، ح 299
  23. بحارالانوار، ج 70، ح 1، ص 64.•
  24. یوسف، 53
  25. یوسف، 33
  26. عنکبوت، 2 ـ 3
  27. المعارج، 19 ـ 22
  28. الفجر، 15 ـ 17
  29. النّور، 11
  30. الشّمس، 9 ـ 10
  31. بحارالانوار، ج 69، باب 38، ح 105، ص 430
  32. اصول کافی، ج 2، باب مکارم، ح 2، ص 56.
  33. اصول کافی، ج 2، باب مکارم، ح 3، ص 56.
  34. ابن منظور؛ لسان العرب، ج 8، ص 173.
  35. اخلاق اسلامی در نهج البلاغه، ج 1، ص 341
  36. دایرة المعارف تشیع، ج 9، ص 525
  37. اخلاق در قرآن، ج 2، ص 244.
  38. میزان الحکمة ج 2، ص 694
  39. اخلاق در قرآن، پیشین، ص 235.
  40. همان، ص 241
  41. انبیاء/57
  42. تفسیر نمونه، نهم ج 13، ص 432-431
  43. آل عمران/ 173-172
  44. تفسیر نمونه، ج 3، ص 178-174
  45. نساء/142
  46. بلد / 4
  47. بحارالانوار، ج75، ص246
  48. بحارالانوار، ج68، ص96
  49. همان
  50. غررالحکم و دررالکلم، ج5، ص150
منبع: سایت تاریخی فرهنگی قرآنی - تاریخ برداشت: 95/05/24
بازگشت به دوستی با کفّار