اصلاحات از منظر نهج البلاغه: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: اصلاحات از منظر نهج البلاغه مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۵۹۶...» ایجاد کرد)
 
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    اصلاحات از منظر نهج البلاغه
+
<div class="head1"> اصلاحات از منظر نهج البلاغه </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: حسین ایرانی‏
شناسه کتاب:    ۵۹۶
+
نویسنده:     حسين ايرانى‏
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    عباس خوش چشم
+
ایمیل اپراتور:    abbaskhadem۹۲@yahoo.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود اصلاحات از منظر نهج البلاغه
+
توضیحات:   
+
اصلاحات از منظر نهج البلاغه
+
  
+
== مقدمه‏ ==
 +
اصلاحات، اصلی که ریشه در فطرت کمال جویی و کمال خواهی انسان دارد و رسالت بلند انبیای الهی هم اصلاح مادی و معنوی زندگی بشر بوده است. اسلام دین ناظر به فطرت آدمی و مکمل ادیان آسمانی گذشته، اصلاحات واقعی را در انجام دستورهای خالق هستی و تحقق عدالت و عبودیت حق می‌داند که متناسب با شرایط زمان بر محور ولایت‏-اصلاحات (واژه عربی، جمع اصلاح از ریشه اصلی) در لغت به معنای درست کردن، نیکو نمودن، آراستن به اصلاح درآوردن می‌باشد. در اصلاح علوم سیاسی عبارت از رفورم (refom) و برخی تغییرات تدریجی و آرام در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، بدون تحول در ساختاری که نظام و بنیاد جامعه است؛ و در فرهنگ دینی، تحول در فکر و فرهنگ فرد و جمع و نظامیان اجتماعی حاکم، به منظور منزوی نمودن آداب و عادات ناپسند و رفع نقص‌ها و مفاسد و جایگزین کردن ارزشهای الهی و تمایلات عالی و اخلاقی بر پایه عدالت، معنویت، آزادی و امنیت ¡ اجرا می‌گردد؛ و به گفته شهید استاد مطهری (ره):{{سخ}}
 +
((اصلاح‌طلبی یک روحیه اسلامی است، هر مسلمانی به حکم این که مسلمان است، خواه ناخواه اصلاح طلب است و لااقل طرفدار اصلاح‌طلبی است، زیرا اصلاح‌طلبی هم به عنوان یک شأن پیامبری در قرآن مطرح و هم مصداق [[امر به معروف]] و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است)) -نهضت‌های اسلامی، شهید مطهری، ص ۷.{{سخ}}
 +
بعلاوه منتظر مصلح حقیقی و عدالت جهانی حضرت مهدی (عج) و لزوم مراقبت و محاسبه نقش، اصلاح‌طلبی و پالایش مستمر خود و جامعه را به همراه دارد، در واقع موضوع اصلاحات در همه زمینه‌ها و زمانها به عنوان یک اصل ارزشی ریشه در دین داشته و نه نتها در کلام امامان معصوم علیه السلام آمده که حتی در طول حیات خود برای تحقق آن تا پای فدا شدن پیش رفتند و امام حسین علیه السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((قیام من برای کامجویی یا جاه‌طلبی و آشوبگری و ستم نبوده بلکه برای ایجاد اصلاحات در امت جدم قیام کردم...)) -بحار الانوار، ج ۴۴، (ص) ۳۲۹.{{سخ}}
 +
و انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) نهضتی اصلاح طلبانه علیه رژیم ستمشاهی بود. -و امروز نیز اصلاحات باید در راستای اسلام که صدها هزار شهید و جانباز بر آن داده شده باشد، و بر محور شعار اصیل ملت (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) گرچه انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایجاد کردیم نه حکومت اسلامی علوی و مدیریت دینی ولی باید بدان سو گام برداریم یعنی در جهت رفع فقر، فساد، تبعیض، گسترش عدالت و معنویت، پرورش مدیران و ساختار اداری متناسب با انقلاب اسلامی و با الهام از نهج‌البلاغه بدور از افراط و تفریط تحجر گرایانه یا روشنفکرانه بیگانه‌نگر و فرصت طلبان مدعی اصلاحات وارداتی که استحاله فرهنگی (طرد مدیریت دینی) و براندازی خاموش نظام اسلامی و بازگشت استعمار در نقاب نوین را برنامه ریزی کرده‌اند.{{سخ}}
 +
اکنون این حقیقت را به اختصار از کتاب و کلام شهید عدالت، امام علی علیه السلام (نهج‌البلاغه) که ترجمان وحی است جویا می‌شویم.{{سخ}}
  
حسين ايرانى‏
+
== ضرورت اصلاحات‏ ==
 +
در این بخش از بیانات حضرت علی علیه السلام نه تنها اصلاح‌طلبی و انجام اصلاحات راستین در همه ابعاد زندگی توصیه شده و کارشکنان و کوتاهی کنندگان را سرزنش نموده، بلکه استفاده می‌شود وظیفه حاکم و رهبری پرداختن به اصلاح امور ملت است.{{سخ}}
 +
((کوشش در صلاح و سامان دهی جامعه و امور مردم از کمال سعادت و نیکبختی است)) -من کمال السعادة السعی فی صلاح الجمهور. غررالحکم، ج ۶، ص ۳۰.{{سخ}}
 +
((در آنچه صلاح است و اصلاحات بشمار می‌آید کوتاهی و سستی مکنید)) -ولاتفر طوافی صلاح. نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، نامه ۵۰.{{سخ}}
 +
((کدورتها و مسائل (شخصی و جناحی) بین خود را اصلاح کنید)). -و اصلحوا ذات بینکم. خطبه ۱۶.{{سخ}}
 +
((وظیفه من جز تلاش و کوشش در اصلاح امور شما نیست)) -و ما علی الا الجهد...۱۷۸.{{سخ}}
  
+
== اصلاحات و حکومت اسلامی‏ ==
 +
امام علی علیه السلام در بیانات متعدد تصریح می‌فرماید که ایجاد اصلاحات همه جانبه از اهداف بلند فعالیتها و دستیابی ما، به امارت و حکومت می‌باشد؛ از جمله می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((پروردگار! تو می‌توانی آنچه انجام دادیم نه برای کسب سلطنت و نه جهت تحصیل متاع پست دنیا بود، بلکه بدان خاطر بود که معیارها و نشانه‌های از بین رفته دین دنیا را بازگردانیم و اصلاحات را در شهرها و سرزمین‌هایت آشکار و محقق نماییم تا بندگان ستمدیده‌ات در امنیت (سیاسی، اقتصادی، قضایی، بهداشتی و...) و آسایش قرار گیرند (روابط اجتماعی و عدالت زندگی عمومی مردم از نظر مسکن، تغذیه، آموزش و پرورش و... بهبود آشکار یابد) و قوانین و مقرراتی که به فراموشی سپرده و احکام تعطیل مانده خدا، اقامه و اجرا گردد)). -اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منافسة فی سلطان و لاالتماس شی‌ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک. خطبه ۱۳۱.{{سخ}}
 +
و نیز در دستور العمل خود به مالک اشتر (استاندار بزرگ مصر) می‌نویسد:{{سخ}}
 +
((به آن سرزمین مامور و اعزام شدی تا خراج و مالیات‌های آنجا را جمع آوری نمود و با دشمنانش جهاد کنی و به اصلاحات جامعه و اهل مصر همت گماری، به عمران و آبادی شهرها و مناطق آن بپردازی...)) جبایه خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها... نامه ۵۳.{{سخ}}
  
o  مقدمه‏
+
== اصلاحات و آگاهی ==
 +
از آنجا که در هر کار و راهی، موفقیت‌ها، مرهون میزان معرفت و آگاهی است، حرکت اصلاحی هم نیازمند شناخت لازم و علم و اطلاع مصلح نسبت به ابعاد و اهداف آن به طور شفاف و تبیین حدودش برای جامعه می‌باشد.{{سخ}}
 +
و لذا در نهج البلاغه غیر از توصیه‌های مکر به کسب دانش و تجربه و فرهیختگی و اینکه راس و سر آغاز تمام فضائل، علم است، در خصوص اصلاحات نیز امام علی علیه‌السلام به عنوان مصلحی یگانه، می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((به راستی من به آنچه شما را به اصلاح می‌رساند و کاستی و کژی هایتان را بر طرف می‌نماید آگاهی کامل دارم و می‌دانم چگونه شما و جامعه را اصلاح کنم)) و همچنین در- و انی لعالم بما یصلحکم و یقیم اودکم. / خطبه ۶۹ عهد نامه خود به ((مالک اشتر)) رسما می‌کند تا آگاهی و شناخت خود را در زمینه سامان دادن کشور و اصلاحات (در بخش‌های مختلف) با بحث و گفتمان و مشاوره با متخصصان و عالمان متعهد تکمیل و تقویت نماید:{{سخ}}
 +
((... و با کارشناسان و دانشمندان بسیار به بحث و مشورت پرداز و این بررسی و بحث‌ها در باره اموری که وضع مملکت را در همه زمینه‌ها اصلاح می‌کند...)) و در نامه خود- و اکثر مدارسة العلما و منافثه الحکماء فی تثبیت ما صلح علیه امر بلادک/. نامه ۵۳. ¡ به امام حسن علیه‌السلام می‌نویسد:{{سخ}}
 +
((پس باید خواست‌ها و برنامه‌هایت از روی درک قوی و آگاهی باشد نه و نه ورود در شبهات...)) - فلیکن طلبک ذلک بتفهم و تعلم: لا بتورط الشبهات. / نامه ۳۱.{{سخ}}
  
+
== جهت اصلاحات ==
 +
اصلاحات وقتی مفید، فراگیر و ماندگار خواهد بود که با انگیزه و در جهت ارزش‌های الهی، ایمان و باورهای دینی جامعه و سنت‌های ملی صالح مردم باشد و بطور کلی آنچه در راستای بسط عدالت، دیانت و زندگی جاوید عالم آخرت قرار دارد (نه فقط در جهت هواهای نفسانی و تمایلات حیوانی و لذت‌های زود گذر و محدود دنیا) تا انسان را به کمال لایق به حال خود برساند و نظام و کشور را استقلال، عزت و اقتدار بخشد و از این رو سرور آزادگان و عارفان، امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((مبادا اصلاحات دنیویت را به بهای نابودی دینت انجام دهی)). - و لا تصلح دنیاک بمحق دینک فتکون من الاخسرین اعمالا /. نامه ۴۳.{{سخ}}
 +
و نیز به ((مالک اشتر)) کارگزار بزرگ خود می‌نویسد:{{سخ}}
 +
((هرگز آداب و سنت‌های پسندیده‌ای که بزرگان این امت به آن عمل کرده‌اند و عامل وحدت و انسجام بوده و ملت به وسیله آن به صلاح سامان رسیده است مشکن و از بین مبر و هیچگاه آداب و مقرراتی پدید نیاور که به سنت‌های خوب گذشته زیان وارد کند چرا که پاداش برای آورنده و کیفر و بدبختی برای تو خواهد بود که آنرا شکستی)) ((مردم‏- و لا تصلح دنیاک بمحق دینک فتکون من الاخسرین اعمالا. / نامه ۴۳. ¡ چیزی از امور دینشان را برای اصلاح دنیای خود ترک نمی‌کنند مگر آنکه خدا زیانبارتر از آنان پیش خواهد آورد. - لا یترک شیئا من امر دینهم لا ستصلاح دنیا هم الا فتح الله علیهم ما هو اضر منه / حکمت ۱۰۶.{{سخ}}
 +
حتی از منظر نهج البلاغه، تباه نمودن آخرت (زندگی ابدی انسان که بعد از مرگ آغاز می‌شود) فساد به شمار آمده و اصلاح طلبان باید در برنامه ریزهای خود از این حدود و جهت را بشناسند و رعایت کنند، که امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((از موارد فساد، ضایع نمودن زاد و توشه ((اندیشه نیک و عمل صالح) و تباه ساختن آخرت و معاد است)) - و من الفساد اضاعه الزاد و مفسدة المعاد / نامه ۳۱.{{سخ}}
 +
و در اینکه اصلاحات باید در جهت حق و عدل باشد، حضرت علی علیه‌السلام به ((عبدالله بن عباس)) (وقتی از او پرسید این کفش وصله دار من چقدر ارزش دارد و ((ابن عباس)) پاسخ داد بهایی ندارد) می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((بخداسوگند همین کفش بی‌ارزش، برایم از حکومت بر شما محبوب‌تر است مگر اینکه با آن حقی را به پا دارم و یا باطلی را دفع کنم)) و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا اوو ادفع باطلا /خطبه ۳۳
  
o  ضرورت اصلاحات‏
+
== دقت در اصلاحات ==
 +
هر کار و امری اگر بعد از تحقق مقدماتش انجام گیرد به نتیجه مطلوب خواهد رسید و انجام آن قبل از حصول شرایط و زمان مناسب غیر خردمندانه و نا موفق خواهد بود، و همچنین با وجود مقدمات و فرصت لازم، تاخیر و سستی در آن، تنبلی و زیانبار می‌باشد، در واقع این خود نوعی زمان‌شناسی و پاسخ به نیاز زمان است.{{سخ}}
 +
بر این اساس، امام علی علیه‌السلام در عهد نامه مشهور خود به ((مالک اشتر)) نوشته است:{{سخ}}
 +
((از تعجیل در کارهایی که وقت انجام داد نشان نرسیده بپرهیز و از درنگ نمودن در اموریکه وقت آن رسیده دوری کن و [[لجاجت]] مکن در چیزی که مبهم است (حقیقت آن روشن نیست) و سستی و کوتاهی در کارهای روشن، پس هر کاری را در جای خود و زمان خاص خود انجام بده)) - ایاک و العجله بالامور قبل او انها او التسقط فیها عند امکانها او اللجاجه فیها اذا تنکرت او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع کل امر موضعه و اوقع کل امر موقعه. / نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
و در بیانی دیگر می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((شتاب کردن پیش از توانایی بر کار و سستی و درنگ ورزیدن بعد از بدست آوردن فرصت، از بی‌خردی است)) - من الخرق المعالجه قبل الامکان و الاناة بعد الفرصة. / حکمت ۳۶۳.{{سخ}}
  
+
== اصلاحات در همگان ==
 +
اصلاحات بخشی، فصلی و انحصاری، غیر مفید و ناپایدار است و باید در همه ابعاد و گروه‌ها و به نفع اصناف جامعه خاصه فرودستان و اقشار آسیب‌پذیر انجام گیرد، چرا که حق و عدل و ارتباط نزدیک انسان‌ها و زندگی اجتماعی و تاثیر پذیری آنها و... همه گویای این حقیقت است که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((و بدان و آگاه باش، ملت و مردم از گروه‌ها و اقشار مختلف‌اند که اصلاح هر یک جز با دیگری ناممکن است و هیچ یک از گروه‌ها و سازمانها از یکدیگر بی‌نیاز نمی‌باشند)) - و اعلم ان الرعیه طبقات لا یصلح بعضها الا ببعض الا و لا غنی ببعضها عن بعض /. نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
و در مقام و بیانی دیگر اصلاحات را در صلح و آشتی بین اصناف امت دانسته می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((امید آنکه در این مدت صلح، خداوند امور امت را اصلاح کند)) - و لعل الله ان یصلح فی هذه الهدنة امر هذه الامة /. خطبه ۱۲۵.{{سخ}}
 +
و نیز از امتیاز خواهی خویشان و خواص زمامدار کشور بشدت انتقاد نموده، می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((همانا زمامدار را خواص و نزدیکانی است که امتیاز خواه و چپاولگرند و در معاملات کم انصافند، پس ریشه اینها را با بریدن اسباب آن بخشکان و برکن و به هیچیک از اطرافیان و خویشانت زمین وا مگذار و...)) - ثم للوالی خاصة و بطانة فیهم استئثار و تطاول و قله انصاف فی معامله فاحسم مادة اولئک... / نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
و آنگاه علی علیه‌السلام در همین نامه با بیانی خاص در اهتمام به امور محرومان می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((خدا را خدا را در خصوص طبقات پائین و محروم جامعه که هیچ چاره‌ای ندارند، زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان...)) - ثم الله الله فی الطبقه السفلی من الذین لاحیله لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البوسی و الزمنی... / نامه ۵۳.{{سخ}}
  
اصلاحات و حكومت اسلامى‏
+
== نقش دولت و ملت ==
 +
شکل‌گیری اصلاحات و این حرکت سازنده، همت و حمایت همگانی و مشارکت دولت و ملت را می‌طلبد، تا جایی که امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((رعیت و ملت اصلاح نمی‌شود جز آنکه دولت و زمامداران اصلاح گردند و زمامداران نیز جز با درستکاری و استقامت رعیت اصلاح نشوند)) - فلیست تصلح الرعیه الابصلاح الولاة و لا تصلح الولاة الا باستقامة الرعیه. / خطبه ۲۱۶.{{سخ}}
 +
تقدم واژه ((ولاة)) گویای اولویت اصلاحات در کارگزاران و ساختار نظام و حاکمان جامعه است. زیرا از این رهگذر است که توده مردم به رفاه و صلاح می‌رسند و به زمامداران خود اقتدا نموده به رنگ آنان در می‌آیند؛ و در بیانی دیگر نیز می‌فرمایند:{{سخ}}
 +
((همه اقشار جامعه به میزانی که امورشان اصلاح شود (اعم از امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) به زمامدار و والی حق معین و مشخصی دارند)) - و لکل علی الوالی حق بقدر ما یصلحه. / نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
و نیز در موارد متعدد حقوق متقابل مردم مردم و والی را بیان داشته است. - نهج البلاغه، خطبه ۳۴.{{سخ}}
 +
بهر حال رهبر و حاکم جامعه باید به میزان قدرت و توانها و امکانات موجود و با توکل به خدا در انجام اصلاحات بکوشد و وظیفه ملت، اطاعت و اجرای اصلاحات همراه با نقد بموقع و خیر خواهانه و نصیحت مناسب است. - و ما اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب. / نامه ۲۸.{{سخ}}
  
+
== اصلاحات فرهنگی ==
 +
به دنبال بحث ضرورت اصلاحات، این سئوال مطرح می‌شود که از کدامین نقطه حرکت اصلاحی آغاز شود؟ بدیهی است تا فرد و جامعه از درون و ریشه اصلاح نشوند، بیرون زندگی و وضعیت رفتاری آن سامان نخواهد یافت، چرا که:{{سخ}}
 +
ذات نا یافته از هستی بخش - - کی تواند که شود هستی بخش
 +
می‌آورند و اصلاحات توسعه و تعمیق می‌بخشند. این اصلاحات درون سازمان و نظام است که عامل اقتدار و عزت ملی گردد؛ و در مباحث مدیریتی، بسیاری معتقدند آنکه نتواند خویشتن را مدیریت کند، نمی‌تواند گروه و سطوح فرا سازمانی را رهبری نماید و سامان دهد.{{سخ}}
 +
و بزرگترین امتیاز نهضت اصلاح طلبانه انبیاء در تحول فکری و فرهنگی بوده و امروز هم دشمن با تهاجم و شبیخون فرهنگی می‌خواهد آنرا منزوی سازد!{{سخ}}
 +
بر این اساس در نهج البلاغه می‌خوانیم که از وظایف اصلی رهبری، نصیحت و تعلیم تربیت ملت است و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((خوشا به حال آنکه (فرد و جامعه).... جان و درونش صالح و پاک بوده و اخلاقش نیکوست)) - ر. ک نهج البلاغه، خطبه ۳۴.{{سخ}}
 +
((هر کس نهان و درون خود را اصلاح کند، خدا آشکار و ظاهر او را نیکو گرداند)) - طوبی لمن... و صلحت سریرته و حسنت خلیقته. / حکمت ۴۲۳.{{سخ}}
 +
((آنکه بین خود و خدا اصلاح نماید خداوند میان او و مردم را اصلاح می‌کند)) - من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین النااسلام / حکمت ۸۹.{{سخ}}
 +
و در عهد نامه امام علی علیه‌السلام به استاندار مصر نیز آمده است:{{سخ}}
 +
((بهترین ساعات شب و روزت را برای خود و خدا قرار بده، گر چه اگر نیت صالح و درست باشد و ملت در امنیت و آسایش واقع شوند، تمام وقت‌ها خدایی است)) - و ان کانت کلها لله اذا صلحت فیها النیة و سلمت فیها الرعیته. نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
در نهایت از مطالب گذشته، تقدم اصلاحات در نیت و فکر، فرهنگ، اعتقاد و خلقیات فرد و جامعه را می‌توان نتیجه گرفت.{{سخ}}
  
اصلاحات و آگاهى
+
== اصلاحات اقتصادی ==
 +
مدیریت موفق باید جهت تحقق برنامه‌های اصلاحی، اهتمامی لازم را به حل امور اقتصادی و معیشتی ملت و رفع فقر معطوف دارد (یعنی با ایجاد بستر رشد و تعالی، موانع راه را بردارد). و غفلت و کوتاهی در آن تهدید جدی برای مدیران و اصلاح طلبان و مردم خواهد بود و فقر، فاجعه آفرین می‌باشد. شهید عدالت علی علیه‌السلام به حاکم مصر- نهج البلاغه، حکمت ۳۲۸. ¡ می‌نویسد:{{سخ}}
 +
((اگر مردم از سنگینی بار معیشت و مالیات، یا آفت زدگی و خشکسالی و... شکایت کردند، عوارض و مالیاتها و هزینه‌های زندگی را تا جایی تخفیف و کاهش بده که امور آنان سامان گیرد و اصلاح شود، و این تخفیف، تو را نگران نسازد، زیرا آن ذخیره‌ای است ککه به عمران کشور برگشته، گسترش عدالت و محبت ملت را به همراه خواهد داشت)) - فان شکوا ثقلا او انقطاع شرب او بالة... خفت عنهم نرجوا ان یصلح به امرهم و لا یثقلن علیک شی‌ء... نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
مضافا که رسیدگی به مسائل مالی و انجام اصلاحات اقتصادی متناسب با شرایط زمان، یکی از وظایف اصلی والی و از حقوق ملت نسبت به دولت است به طوریکه حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((و اما حق شما بر من آن است که از خیر خواهی شما دریغ نورزم و بیت المال شما را در راه (معیشت و رفاه) شما صرف کنم... شما را تعلیم دهم تا در جهل و نادانی نمایند)) - فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و... خطبه ۳۴.{{سخ}}
  
+
== اصلاحات سیاسی ==
 +
در نهج البلاغه هر گونه اصلاحات سیاسی، داخلی و خارجی با حفظ استقلال و آزادگی و نفی هر نوع بردگی و ظلم و استعمار (فرهنگی، اقتصادی و...) همراه است و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((نفس خود را از هر گونه پستی و حقارت باز دار... و هرگز برده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است و آن نیک و خیر که جز با شر و زشتی به دست نیاید، نیکی نمی‌باشد))! - و اکرم نفسک عن کل دنیه... و لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا. / نامه ۳۱.{{سخ}}
 +
در واقع می‌توان گفت آنچه موافق عدل و خیر و صلاح ملت کشور نباشد اصلاحات نیست؛ لذا وقتی به آن حضرت گفتند، مردم دل به دنیا بسته‌اند و معاویه با هدایا و پول، آنها را جذب می‌کند شما هم از بیت المال به جای تقسیم مساوی، به اشراف ببخش تا به تو گرایش پیدا کنند، فرمود:{{سخ}}
 +
((آیا به من دستور می‌دهید برای پیروزی خود از جور و ستم استفاده کنم؟! به خدا سوگند تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان طلوع و غروب می‌کنند، چنین کاری نخواهم کرد)) - اتامرونی ان اصلب النصر بالجور فیمن و لیت علیه، و الله لا اطور به ما سمر سمیر و ما ام نجم فی السماء نجما... / خطبه ۱۲۶.{{سخ}}
 +
اصلاحات از دیدگاه حضرت علی علیه‌السلام با نفی و طرد تفکر ((ما کیاولیسم)) و اینکه هدف وسیله را توجیه می‌کند و یا آنکه برای از میدان بیرون راند حریف، از هر حربه‌ای استفاده باید کرد. همراه است، تا آنجا که می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((لیکن اصلاح شما را با فساد کردن روح و از مسیر [[گناه]] جایز نمی‌دانم... شما آن گونه که باطل را می‌شناسید، از حق آگاهی ندارید و در نابودی باطل نمی‌کوشید آن سان که در نابودی حق تلاش می‌کنید)) - و لکنی لا اری اصلاحکم بافساد نفسی،... لا تعرفون الحق کمعرفتکم الباطل و لا تبطلون الباطل کابطالکم الحق. / خطبه ۶۹.{{سخ}}
 +
و در پاسخ به عده‌ای نسبت به سیاست‌های معاویه، می‌گوید:{{سخ}}
 +
((به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما حیله گر و جنایتکار است، اگر فریب و نیرنگ، ناپسند نبود. من زیرک‌ترین و سیاسی‌ترین افراد بودم، لیکن هر نیرنگی [[گناه]] و هر گناهی نوعی کفر و ناسپاسی است)) - و الله ما معاویه بادهی منی و لکنه یغدر یفجر و لولا کراهیه الغدر لکنت من ادهی و لکن کل غدرة فجره و کل فجره کفره. / خطبه ۲۰۱.{{سخ}}
 +
و در نهراسیدن از پیمودن طریق حق و انجام اصلاحات واقعی می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((هرگز در راه راست و هدایت از کمی افراد نترسید، زیرا اکثریت مردم به سفره‌ای گرد آمده‌اند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی و بسیار است!)) - ایها الناس لا تستو حشوا فی طریق الهدی لقلة اهله... / خطبه ۲۰۱.{{سخ}}
 +
و نیز به عنوان یک سیاستمدار هر گونه امتیاز دهی بیجا به طلحه و زبیر یا سازش و مداهنه نسبت به برخی کارگزاران ناصالح زمان عثمان را رد می‌کند.{{سخ}}
 +
پیشوای پروا پیشگان امام علی علیه‌السلام در اخلاق سیاسی به هیچ وجه حاضر نبود از مرز قانون و عدل خارج شود، تا چه رسد به آنکه برای اصلاحات ظلم و ستم روا دارد! و می‌فرمود:{{سخ}}
 +
((به خدا سوگند اگر اقلیم‌های هفتگانه را به آنچه در زیر آسمان هاست به من بدهند که خداوند را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای نا فرمانی کنم هرگز نخواهم کرد)) - و الله لو اعطیت الاقلیم السبعة بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلته. / خطبه ۲۲۴.{{سخ}}
 +
و یا در کلامی دیگر می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((به خدا سوگند اگر شب را تا بامداد بر بستری از خار سعدان به سر برم و یا در غل و زنجیرها کشیده شوم خوش‌تر دارم از آنکه خدا و رسولش را روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به برخی از بندگان ستم کرده و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم، چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش که به سرعت به سوی کهنگی و پوسیده شدن می‌رود و مدتها در خاکها می‌ماند!)) - و الله لان ابیت علی حسک السعدان مسهدا او اجر فی الاغلال مصفدا احب الی من ان القی الله الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد. / خطبه ۲۲۴.{{سخ}}
  
    o  جهت اصلاحات
+
== اصلاحات ساختاری ==
 +
در نهج البلاغه امام علی علیه‌السلام برای بستر سازی اصلاحات، غیر از گزینش صالحان و ایجاد تقوای سازمانی و توصیه به ساده زیستی، ترک تجملگرایی، حذف بوروکراسی و چاپلوسی، دیدگاه خاصی به کارگزاران می‌دهد که ساختار اداری را عملا سامان می‌دهد، از جمله می‌فرماید: - ر. ک نهج البلاغه، نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
((به راستی کار حکومتی و پست فرمانداری برای تو طعمه و وسیله آب و نان نبوده بلکه امانتی (امانت خدا و مردم) در گردن تو است...)) - ان عملک لیس لک بطعمة و لکنه فی عنقک امانة... / نامه ۵.{{سخ}}
 +
و در خطبه دیگر می‌فرماید:{{سخ}}
 +
خداوند بر پیشوایان حق و عدل واجب کرده که خود را در زندگی، با محرومان همسو سازند تا فقر و نادانی، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان و فساد نکشاند)) - ان الله تعالی فرض علی ائمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره. / خطبه ۲۰۹.{{سخ}}
 +
و همچنین بر رفع موانع، و رسیدگی حضور به امور مراجعین تاکید می‌کند:{{سخ}}
 +
((بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز و کار دارند، در مجلس عمومی با آنان بنشین و بخاطر خدایی که تو را آفریده فروتن باش‏
 +
و سربازان و نگهبانان خود را زا سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان با تو بدون اضطراب سخن بگوید...)) - و اجعل لذوی الحاجات منک قسما... نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
و نیز به کار گزاران خود توصیه می‌فرمود:{{سخ}}
 +
((و نیازهای مردم را در همان روز که به تو عرضه می‌دارند و یاران و اطرافیانت از پاسخگویی و حل مشکل آنان ناتوانند برآورده کن و کار هر روز را در همان روز انجام ده، زیرا هر روزی، کار مخصوص خود را دارد)) - و منها اصدرا حاجات الناس یوم ورودها علیک بما تخرج به صدور اعوانک و امض لکل یوم علمه فان یوم ما فیه. نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
این کلام به وضوح دلالت بر پاسخگویی و تأمین نیاز و رضایت مراجعین در کوتاه‌ترین زمان ممکن دارد و سادگی سیر اداری و منفی بودن بوروکراسی را دیکته می‌کند؛ و همچنین در دوری از تشریفات آمده است وقتی مردم شهر ((انبار)) به احترام آن حضرت، از مرکب‌ها پیاده می‌شوند و پیشاپیش امام علیه‌السلام می‌دوند و می‌گویند ما این گونه امیران خود را تعظیم می‌کردیم! حضرت علی علیه‌السلام رسما این حرکت را تقبیح کردند. - ر. ک نهج البلاغه، حکمت ۳۷.{{سخ}}
 +
و در نفی هرگونه چاپلوسی، می‌فرمود:{{سخ}}
 +
((من از شما می‌خواهم تا مرا با سخنان زیبا مستایید... بامن چنانکه با جباران سخن می‌گوئید، حرف نزنید و آن گونه که از افراد خشمگین دوری می‌کنند و با مستبدان محافظه کاری می‌کنند، از من کناره مجوئید و با ظاهر سازی رفتار مکنید من و شما بندگان پروردگار یکتائیم)) - فلا تتکلمونی بما تکلم به الجبابرة و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره و لا تخالطونی بالمصانعة. خطبه ۲۱۶.{{سخ}}
 +
و نسبت به دقت در استفاده از امکانات دولتی و اموال عموم، کارگزاران خود را توصیه می‌فرمود:{{سخ}}
 +
((قلم‌های خود را نازک بتراشید و فاصله میان سطرها را کاهش بپرهیزید و مقصود را هر چه کوتاهتر بیان کنید، مبادا پر چرخ کنید، چرا که نباید کمترین زیارتی به اموال مسلمانان برسد)). - ادقوا اقلامکم و قاربوابین سطورکم و اخذفوا من فضولکم و اقصدوا قصد ادامه از صحفه قبل: المعانی وایاکم و الاکثاره فان احوال المسلمین لاتحمیل الاضرار. بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۰۵.{{سخ}}
 +
آیا یک روز اینگونه بوده‌ایم!؟{{سخ}}
 +
آیا ضعف از مکتب علوی است یا از ما!؟{{سخ}}
 +
آیا نباید بیاندیشیم و درس‌های عدل و عزت را از علی علیه‌السلام بیاموزیم!؟{{سخ}}
  
+
== زمینه‌ها و عوامل اصلاحات ==
 +
بدون تردید یک سلسله زمینه‌ها و عوامل معنوی و مادی، در بسترسازی و تحقق اصلاحات نقش دارد که بیشتر آنها را در نهج‌البلاغه می‌یابیم، از جمله:{{سخ}}
 +
=== [[تقوا]] === [[تقوا]] نیرویی است مقدس که سبب کشش به سوی ارزشهای معنوی و عالی و گریز از پستی‌ها و آلودگی‌های مادی می‌شود، و آدمی را بر خویشتن مسلط نموده، از اسارت هواهای نفسانی آزاد می‌کند؛ و در واقع به انسان مصونیت می‌بخشد نه محدودیت. داشتن [[تقوا]] در اندیشه و عمل اصلاح طلب موثر می‌باشد. امام المتقین علی علیه‌السلام پیوسته بر تحقق [[تقوا]] و تعمیق و توسعه آن خاصه نسبت به خواص، تاکید داشت، حتی در وصیتنامه خود، قبل از هر چیز به [[تقوا]] و پروا پیشگی توصیه می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((شما را و تمام فرزندانم و هر کس این پیام به او می‌رسد در هر زمان و هر به [[تقوا]] و نظم در امور و ایجاد صلح و صلاح بین خود سفارش می‌کنم... .)) - اوصیکما و جمیع ولدی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم و صلاح ذات بینکم. نامه ۴۷.{{سخ}}
 +
و در خطابی دیگر به بیان آثار [[تقوا]] پرداخته، می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((به راستی [[تقوا]] داروی بیماری دلها و قلب‌های شما... و به صلاح و سامان رساننده فساد درون ((جان و جامعه) شماست)). - فان تقوی الله دواء داء قلوبکم م... و صلاح فساد صدورکم /. خطبه ۱۹۸.{{سخ}}
 +
ای بندگان خدا بدانید [[تقوا]] دژی بلند و شکست‌ناپذیر است و بی تقوایی و هرزه گی خانه‌ای پست و در حال فرو ریختن که حافظ ساکنان خود نمی‌باشد و کسی که به ان پناه برد در امان نخواهد بود، آگاه باشید، باتقوا می‌توان ریشه و نیش گزنده گناهان را قطع کرد))۳- واعلموا عباد الله ان التقوی دار حصن عزیز و الفجور دار حصن ذلیل لا یمنع اهله ولا یحرز من لجاء الیه الا وبا لتقوی تقطع حمه الخطایا. خطبه ۱۵۷.{{سخ}}
 +
((همانا [[تقوا]] کلید هر در بسته و توشه قیامت و عامل آزادی از هر گونه بردگی و نجات از هر تباهی است؛ و در پرتو [[تقوا]] طالب هر چیز پیروز خواهد و پروا کنندگان از گناه، رستگارند و با [[تقوا]] به هر آرزویی می‌توان رسید))۴- فان التقوی مفتاح سداد و ذخیره معاد و عتق من کل ملکه و نجاه من کل هلکه بها ینجح الطالب و تنال الرغائب. خطبه ۲۳۰. ¡
  
    o  دقت در اصلاحات
+
=== قدردانی از نعمت‌ها ===
 +
یعنی انچه داریم از آن خدا بدانیم و همراه با سپاس و شکر او، با برنامه ریزی صحیح و به دور از اسراف و تبذیر، در مسیر رضای او و خدمت به بندگان او استفاده و صرف کنیم؛ که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((هر نعمتی که خداوند به تو بخشیده نیکو دار و در راه صلاح و اصلاح بکار گیر و هرگز نعمت‌هایی را که در اختیار داری تباه مکن)). - استصلح کل نعمة انعمها علیک و لا تضعین نعمة من نعم الله عندک. / نامه ۶۹.{{سخ}}
  
+
=== تامین زندگی کارمندان ===
 +
رسیدگی به معیشت کارمندان نه تنها امید بخش و انگیزه کار بهتر و بیشتر می‌شود بلکه سبب آرامش خاطر آنان بوده، و مانع تجاوز به اموال مردم و بیت المال می‌گردد. امام علی علیه‌السلام در این زمینه می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((سپس روزی فراوان و امکانات مورد نیاز کارمندان را بر آنان ارزانی دار که با حقوق و در آمد کافی در اصلاح خود بهتر می‌کوشند و با بی نیازی دست به اموال بیت المال نمی‌زنند و اتمام حجت است بر آنها)) - ثم اسبغ علیهم الارزاق فان ذلک قوة لهم علی استصلاح انفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت ایدیهم و حجة علیهم. / نامه ۵۳. ¡
  
    o  اصلاحات در همگان
+
=== استفاده از تجربه صالحان ===
 +
بهره‌گیری از تجربه موفق مصلحان هم علم است و هم صرفه جویی در زمان و دوری از زیان‌های آزمون و خطا، که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((آنچه نیکان و صالحان خاندانت به آن عمل کرده‌اند، انتخاب کن و انجام بده)) - و الاخذ بما مضی علیه الاولون من آبائک و الصالحون من اهل بیتک. / نامه ۳۱.{{سخ}}
  
+
=== دوری از شعار و ریا ===
 +
اسلام پیوسته آدمی را از تنگ نظری‌های مادی و خودنمایی و خود بینی‌های بیرون آورده، او را به خدا و کمال نامتناهی متوجه می‌کند تا نه تنها به جای حرف و شعار، عملگرا گردد بلکه در اجراء و عمل هم گرفتار توقف یا انحراف نشود، حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((و عمل صالح زراعت آخرت و ارزشمند است... و کارها (نیکی‌ها و اصلاحات) را بدون ریا و خود نمایی و شهرت‌طلبی، انجام دهید)). - و العمل الصالح حرث الاخرة... و اعملوا فی غیر ریاء و... / خطبه ۲۳.{{سخ}}
  
o  نقش دولت و ملت
+
=== امر به معروف و انتقاد سالم و خیر خواهانه ===
 +
برای شکل گیر و پیشرفت اصلاحات، دولت و ملت باید ناظر و ناصح هم باشند، در نهج البلاغه می‌خوانیم:{{سخ}}
 +
((پس مرا با خیر خواهی خالصانه و سالم یاری کنید)) - فاعینونی بمناصحة خلیة من الغش، سلیمة... / خطبه ۱۱۸.{{سخ}}
 +
((و [[امر به معروف]] را برای اصلاح توده‌ها و جامعه قرار داد)) - و الامر بالمعروف مصلحة للعوام. / حکمت ۲۵۲.{{سخ}}
  
+
=== قانون گرایی ===
 +
عمل به وظیفه و حفظ حقوق یکدیگر در مردم و کارگزاران بستر ساز اصلاحات می‌باشد. علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((و آنگاه که مردم حق رهبری و والی را ادا کنند و زمامدار جامعه، حقوق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد، راه‌های دین پدیدار و استوار گردد، نشانه‌های عدالت برقرار و سنت‌های صحیح، در مسیر خود به راه افتد پس بدین ترتیب روزگار اصلاح شود و مردم به استمرار دولت و حکومت امیدوار و توطئه و طمع‌های دشمنان به یاس انجامید)) - فاذا ادات الرعیة الی الوالی حقه وادی الوالی حقها... / خطبه ۲۱۶.{{سخ}}
  
اصلاحات فرهنگى
+
=== مبارزه با فساد ===
 +
همزمان با برنامه‌های اصلاحی، شناسایی و جلوگیری از رویش و رشد مفاسد (فردی، اجتماعی، اقتصادی و... از هر کس و در هر شکل) یک ضرورت است تا اصلاحات به ثمر رسد همانگونه که برای رشد نهال و گل‌ها، آفتها و خارهای مزاحم را باید دفع کرد و با روش صحیح از بین برد مصلحان بزرگ تاریخ یعنی انبیاء اینگونه عمل کردند، و علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((بدانید خداوند مرا فرمان داده است تا با سرکشان، پیمان شکنان و کسانی که فساد به راه می‌اندازد مبارزه کنم)) - فتعصبوا لخلال الحمد من الحفظ للجوار... و الکف عن البغی و اجتناب الفساد فی الارض. / خطبه ۱۹۲.{{سخ}}
 +
((در حفظ خصلت‌های پسندیده تعصب به خرج دهید... از ستم و فساد اجتناب و دوری کنید)). ۲۹۱ ه‌بطخ / ض‌رلاا ی‌ف داسفلا و ث‌کنا و ی‌غبلا ل‌ها ل‌اتقب ه‌للا ی‌نورما دق و لاا -
  
+
=== تبیین آثار و فواید ===
 +
از جمله عوامل موثر در پذیرش و شکل‌گیری اصلاحات بیان نتایج و فواید ارزشی حرکت اصلاحی و تجلیل از عمل صالح و بها دادن به خوبان و خوبی‌ها می‌باشد، امام صالحان علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((هر گاه صلاح و شایستگی بر روزگار و مردم چیره شد، اگر کسی به دیگری گمان بد برد که گناهی از او ظاهر نشده، ستمکار است)) - اذا استولی الصلاح علی الزمان و اهله ثم اساء رجل الظن بر جل لم تظهر منه حوبة فقد ظلم. / حکمت ۱۱۴.{{سخ}}
 +
((آگاه باشید نام نیک و زبان صالح و خیر که خداوند برای آدمی، در میان مردم قرار دهد بهتر است از مال ارثی که برای دیگران می‌گذارد و او را سپاس هم نمی‌کند)) - الا و ان الانسان الصالح یجعله الله تعالی الی للمرء فی الناس خیر له من المال یورثه، من لا یحمده. / خطبه ۱۲۰.{{سخ}}
 +
((هیچ تجارت و معامله‌ای همانند عمل صالح (پرسود) نیست)) - لا تجاره کالعمل الصالح. غرر الحکم و در الکلم / ج ۶، ص ۳۶۴.{{سخ}}
 +
البته خواستن و تلاش مردم در تحقق اصلاحات قابل تردید نیست (همانند زمین آماده و پذیرای بذر صالح) و شاید ذکر محاسن برنامه اصلاحی، عامل ایجاد و افزایش تقاضا و خواست ملت گردد؛ و لذا علی علیه‌السلام (به فساد پرداختن و امید اصلاح داشتن را) توبیخ می‌کند:{{سخ}}
 +
((آنها (دشمنان)... در شهرها ومناطق خود به صلاح و اصلاح مشغولند و شما به فساد و خرابی می‌پردازید!)) -... و بصلاحهم فی بلادهم و فسادکم... ، / خطبه ۲۵.{{سخ}}
  
اصلاحات اقتصادى
+
=== شایسته سالاری ===
 +
گزینش و انتخاب کارگزاران صالح و کاردان، نقش اساسی در اجرای اصلاحات دارد، به عکس گماشتن افراد ناصالح و ناکار آمد، وابستگان قومی و حزبی ناتوان، عامل ظلم، بدبینی، نارضایتی و خشم مردم و موجب فساد و بحران خواهد شد. در این رابطه امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((کارگزاران خود را از میان افراد با تجربه، با حیا و از خاندان‌های شایسته و با صلاحیت و پیشگام در اسلام انتخاب کن...)) - و توخ منهم اهل التجربة و الحیا من اهل البیوتات الصالحه و القدم فی الاسلام و... / نامه. ۵۳
  
+
=== برخورد قاطع با کارگزاران متخلف ===
 +
حضرت علی علیه‌السلام در عین آنکه مظهر محبت و تبلور عطوفت بود اما با خائنان و مسئولان متخلف نظام، بدون ملاحظه کاری و تساهل و تسامح برخورد می‌نمود و قاطعانه قوانین الهی را در حق آنها اجرا می‌کرد
 +
در نامه خود به والی مصر می‌نویسد:{{سخ}}
 +
((سپس رفتارشان را مورد برسی قرار ده و بازرسان مخفی از افراد راستگو و وفادار بر آنان بگمار زیرا بازرسی سری تو سبب می‌شود تا آنها امانت داری کنند و با مردم به ملاطفت رفتار نمایند و از اعوان خائن دور نگهدارند؛ و اگر یکی از آنها (کارگزاران) آلوده به خیانت شد و گزارش ماموران مخفی علیه او جمع گردید و آن اخبار را حجت دانستی، خائن را تنبیه بدنی کن و به کیفر عملش برسان، و او را خوار نموده و داغ خیانت و ننگ بر گردنش بینداز)) - ثم تفقد اعمالهم و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم. / نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
آری تاریخ گواه است که آن حضرت، ((شریح قاضی)) را به خاطر خانه‌ای که تهیه کرده بود، احضار و توبیخ کرد. جانشینی فرماندار بصره را برای کوتاهی در حفظ بیت المال‏- نهج البلاغه، نامه ۳. ¡ به شدت تهدید نمود؛ و ((کمیل بن زیاد نخعی)) را به جهت بی کفایتی در فرماندهی لشکر، نکوهش و برکنار کرد. - همان، نامه ۲۰ و ۲۱. - همان، نامه ۶۱.{{سخ}}
 +
و در نامه بی یکی از مسئولان خائن حکومتش نوشت:{{سخ}}
 +
((از خدا بترس و پرهیزکار باشد و اموال آنان را باز گردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا به تو دست یابم تو را کیفر خواهم کرد که نزد خدا عذر خواه من باشد؛ و با شمشیری تو را می‌زنم که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید. به خدا سوگند اگر حسن و حسین علیه‌السلام (دو فرزند آن حضر) چنان می‌کردند که تو انجام دادی، از من روی خوش نمی‌دیدند و به آرزویی نمی‌رسیدند جز آنکه حق را از آنان بگیرم)) / ... ل‌عفت م‌ل ن‌ا ک‌ناف م‌هلاوما م‌وقلا لاوه ی‌لا ددراو ه‌للا ق‌تاف - ۱۴ ه‌ما
 +
و در کلامی دیگر می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((در انجام آنچه صلاح به شمار می‌آید سستی مکنید و برای رسیدن به حق تلاش نمایید و اگر بر حق و صلاح پایداری نکنید، بدانید خوارترین افراد نزد من، انسان کج رفتار است که به سختی کیفر خواهم داد و هیچ راه گریزی نخواهد یافت)) - و لا تفر طوا فی صلاح و ان تخوضوا الغمرات الی الحق فان انتم لم تستقیموا... / نامه ۵۰.{{سخ}}
  
اصلاحات سياسى
+
=== صداقت و صراحت ===
 +
در سیره سیاسی امام عدالت خواهان حضرت علی علیه‌السلام به وضوح صداقت و صریح گویی با مردم، دیده می‌شود که نقش فراوان در جلب اعتماد و پذیرش برنامه اصلاحات دارد، به طوری که می‌فرمود:{{سخ}}
 +
((آنچه می‌گویم بعهده می‌گیرم و بدان پای بندم... بخدا سوگند هرگز سر سوزنی حقیقت را از شما پنهان نکردم و هیچگونه دروغی نگفته‌ام)) - ذمتی بما اقول رهینة و انابه زعیم... و الله ما کتمت و شمة و لا کذب کذبة. / خطبه ۱۶.{{سخ}}
 +
و همچنین می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((هرگاه رعیت و ملت بر تو بدگمان گردد، عذر و دلیل خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار بدگمانی را (و در نتیجه زیر سئوال رفتن خود و برنامه‌هایت) از آنان برطرف کن، که این دفاع، ریاضتی برای خود سازی تو و مهربانی و مدارا نسبت به مردم است و آنان را به حق و قانون مداری و می‌دارد)) - و ان ظنت الرعیه بک حیفا فاصحر لهم بعذرک... / نامه ۵۳.{{سخ}}
  
+
=== حفظ کرامت انسانها ===
 +
در ((نهج البلاغه)) بارها محبت به ملت و حفظ کرامت انسانها توصیه شده است که این خوی پسندیده عامل پذیرش و پیشرفت طرح‌های اصلاحی و سبب رشد و شکوفایی ملت، اجرای قانون، اعتماد و امنیت خواهد بود؛ و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((ای مالک رافت و رحمت را پوشش دل خود قرار بده و با همه مردم دوست و مهربان باش چرا که دو دسته‌اند، یا برادر دینی تو اند و یا افرادی همانند تو در آفرینش... بر آنان سخن مگیر و ببخشای... و باید محبوب‌ترین چیزها نزد تو، تعمیم عدل و جلب خوشنودی و رضای توده مردم باشد))- همان، نامه ۳۵.{{سخ}}
 +
و در پیامی دیگر می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((با مردم متواضع و فروتن، مهربان و گشاده روباش و در نگاه و نیم نگاهت به مردم نیز، با تساوی رفتار کن)) - و اخفض لهم جناحک و الن لهم جنابک و ابسط لهم و جهک و آس بینهم فی اللحظه و النظره... / نامه ۵۳.{{سخ}}
 +
چرا که تبعیض‌های ناروا، جامعه را به فساد و تفرقه، تباهی و طغیان می‌کشاند و مانع شکل‌گیری و استمرار اصلاحات می‌باشد؛ و لذا پیشوای اصلاح طلبان راستین، علی علیه‌السلام اجازه برتری خواهی به کارگزارانش نمی‌داد.{{سخ}}
 +
((و برای همه ملت آنچه برای خود و خاندانت دوست داری، دوست بدار و برای آنها آنچه برای خود و خاندانت نمی‌پسندی مپسند)) - و احبب لعامة رعیتک ما تحب لنفسک و اهل بیتک و اکره لهم ما تکره لنفسک و اهل بیتک. تحف العقول، / ص ۱۲۲.{{سخ}}
 +
حتی منت گذاری، بزرگنمایی کار خود و آمار زیاد دادن را نهی می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((از منت بر رعیت به هنگام احسان بپرهیز و بیش از آنچه انجام داده‌ای کارت را بزرگ مشمار و هرگز خلاف وعده عمل مکن... و از امتیاز خواهی برای خود در آنچه مردم مساویند بر حذر باشد)) - و ایاک و المن علی رعیتک با حسانک او التزاید فیما کان من فعلک و ایاک و الاستئثار بما الناس فیه اسوة... نامه ۵۳.{{سخ}}
  
o  اصلاحات ساختارى
+
=== دعا ===
 +
به دنبال برنامه ریزی و مدیریت صحیح، هر طرح و حرکت اصلاحی، توجه قلبی به قدرت نامتناهی خدا نمودن و دعا کردن، نه تنها یک اصل مکتبی و معنوی می‌باشد که توفیق‏- نهج البلاغه، نامه ۴۷. ¡ و تداوم کار و مصونیت از تهدیدهای نامرئی را نوید می‌دهد و به طور کلی دعا عبادت بوده و آثار تربیتی و روحی فراوان به همراه دارد. امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((اگر مردم هنگام نزول بلاها و گرفتاریها و زوال نعمت‌ها، با نیت‌های درست و صادقانه به درگاه خدا زاری کنند و با قلب‌های سرشار از محبت، از خدا بخواهند، آنچه از دستشان رفته، باز خواهد گشت و هر گونه فسادی اصلاح گردد)) - لو ان الناس حین تنزل و تزول عنهم النعم فزعوا الی ربهم بصدق... و اصلح لهم کل فاسد. / همان، خطبه ۱۷۸.{{سخ}}
 +
و در کلامی دیگر می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((خدای بین ما و آنان اصلاح فرما و صلاح و صواب را حاکم کن)) - الهم و اصلح ذات بیننا و بینهم. / همان، خطبه ۲۰۶.{{سخ}}
 +
((پروردگارت تو مرا به اصلاح امورم راهنمایی فرما و قلبم را به آنچه سبب رستگاریم شود هدایت نما)) - سفدلنی علی مصالحی و خذ بقلبی الی راشدی. / همان، خطبه ۲۲۷.{{سخ}}
 +
آری! علی علیه‌السلام به عنوان رئیس حکومت اسلامی و یک مصلح اسوه، خدا را می‌خواند و دعا می‌کند و به ما می‌آموزد.{{سخ}}
  
+
== اصلاح طلبان راستین ==
 +
امام علی علیه‌السلام در نهج البلاغه ضمن کوتاهی به سه ویژگی برجسته مصلحان و اصلاح طلبان واقعی اشاره می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((امر و فرمان خدای سبحان (حاکمیت دینی و اصلاحات واقعی) را برپا ندارد جز آنکه:{{سخ}}
 +
۱. اهل ملاحظه کاری و سازش و سیاسی کاری (در اجرای حق) نباشد.{{سخ}}
 +
۲. همرنگ مردم ناصالح و مشابه مفسدان و در جهت خواست آنها حرکت و موضعگیری نکند.{{سخ}}
 +
۳. پیرو آرزوها (تمایلات نفسانی، طمع مال و مقام و مفاسد حزبی و جناحی) نگردد)) - لا یقیم امر الله سبحانه الا من لا یصانع و لا یضارع و لا یتبع المطاعلیها السلام/ حکمت ۱۱۰.{{سخ}}
 +
و این همه ریشه در زهد و دوری از دنیا گرایی دارد. زهد حالتی است که زاهد به خاطر دلبستگی‌های معنوی و اخروی نسبت به مظاهر مادی زندگی (در اندیشه و عمل) بی اعتنایی می‌کند و در نتیجه نه تنها ساده زیستی و قناعت دارد که از رفاه‌طلبی، طمع، تحمل و لذت گرایی گریزان می‌شود و اصلاحات او همراه با عدالت اجتماعی و دوری از ظلم و [[گناه]] می‌گردد؛ و لذا انبیاء که سر آمد مصلحان راستین اند، هم زاهد بودند و به فرموده علی علیه‌السلام پیامبر صلی الله علیه و آله برترین زاهدان و حضرتش در دوری از دنیا به او تاسی نموده، می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((به خدا سوگند که این دنیا شما در دیده من از استخوان خوکی در دست شخص مبتلا به جذام پست‌تر است)) - و الله لدنیا کم هذه اهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجزوم / حکمت ۲۳۶
 +
و در مورد ترغیب به زهد می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((خوشا به حال آنان که از دنیا (مظاهر مادی و لذتهای زودگذر و فریبنده) دل بریدند و به آخرت رغبت و دلبستگی پیدا کردند)) - طوبی للزاهدین فی الدنیا الراغبین فی الاخرة/ حکمت ۱۰۴.{{سخ}}
 +
و در تبیین معنا و آثار زهد می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((ای مردم زهد عبارت است از کوتاه کردن آرزو، سپاس گزاری در برابر نعمت و پارسایی نسبت به محرمات و نبایستنی‌ها)) - ایها الناس الزهادة قصر الامل و الشکر عند النعم و التورع عند المحارم. / خطبه ۸۱.{{سخ}}
 +
((و کسی که در دنیا زاهد باشد، مصیبت‌ها را ناچیز شمرد و گرفتاریها بر او سبک نماید)) - و من زهد فی الدنیا استهان بالمصیبات / حکمت ۳۰.{{سخ}}
 +
متاسفانه اصلاح طلبان دروغین نه تنها در صدر اسلام (همانند بنی امیه و بنی عباس) حتی امامان معصوم و مصلحان راستنی امت را با تبلیغات گسترده، منزوی کردند، بلکه در مشروطیت و عصر حاضر نیز همان نوع اصلاحات وارداتی و اصلاح طلبان مورد حمایت دشمنان و رسانه‌های خبری استکبار جهانی به چشم می‌خورند، آنه که نفی ارزشهای اسلامی و انقلابی و محورهای وحدت و اصیل نظام (قانون اساسی، ولایت فقیه و مدیریت دینی و...) را هدف قرار داده‌اند و با نقاب شعارهای فریبنده، جامعه و جوانان را به سوی لیبرالیسم، سکولاریزم و نظام لائیک سوق می‌دهند. با آنکه اصلاح طلبان واقعی پیش از همه و بیش از دیکران، خود اهل عمل صالح اند، امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((هر آن کسی که مردم را (به هر کار و حرکت اصلاحی) دعوت کند و فراخواند ولی خود عمل ننماید، همانند تیر اندرز بدون کمان است)) - الداعی بلا عمل کالرامی بلاوتر. / حکمت ۳۳۷.{{سخ}}
 +
و در ضمن خطابه‌ای می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((کجایند خوبان و صالحان شما، کجایند آزاد مردان و سخاوتمندان شما... مفاسد (فردی و اجتماعی) آشکار و فراگیر شده، نه انکار کننده و تغیر دهنده‌ای دیده می‌شود و نه بازدارنده‌ای، عمل کننده پیدا می‌شود... نفرین خدا بر آنان خدا بر آنان باد که [[امر به معروف]] (و خوبیها و اصلاحات) می‌کنند و خود آنرا ترک می‌نماید، نهی از منکر و فساد می‌کنند و خود مرتکب می‌شوند)) - این خیارکم و صلحائکم این احرارکم و سمحاء کم... ظهر الفساد فلامنکر مغیر و لازاجر مزد جر... لعن الله الامرین بالمعروف، التارکین له و الناهین عن المنکر العالمین به. / خطبه ۱۲۹.{{سخ}}
  
o  زمينه‏ها و عوامل اصلاحات
+
== اسوه اصلاحات ==
 +
الگو خواهی و الگوپذیری انسان و نقش آن در رشد و تکامل فرد و جامعه، غیر قابل تردید است و در امر اصلاح‌طلبی و طرح و تحقق اصلاحات وجود مدل و اسوه صالحان، یک ضرورت به شمار می‌رود، تا کار با آگاهی آغاز و راه نزدیکتر شود و همچنین در مواجهه با مشکلات، حرکت متوقف نگردد و یا الگوهای وارداتی، امت را به انحراف نکشاند. بر این اساس است که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((به راستی که پیروی از روش پیامبر و اسوه قرار دادن او برای شما کافی است... پسی از پیامبر نیکوتر و برتر پیروی کن زیرا راه و رسم او اسوه می‌باشد (در همه زمینه‌های زندگی) برای آنکه به او تاسی کند؛ و محبوبترین بندگان خدا کسی است که از پیامبرش تبعیت نماید)) - و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله کاف لک فی الاسوة... فتاس بنبیک الطیب الاطهر فان فیه اسوة لمن تاسی و عزا لمن تعزی... و احب العباد الی الله المتاسی بنیه. / خطبه ۱۶۰.{{سخ}}
 +
و در جای دیگر می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله (امامان معصوم و مصلحان واقعی انسانها) بنگرید و پیوسته ملازم آنان باشید از جهتی که می‌روند منحرف نشوید و قدم جای قدمشان بگذارید، چرا که آنان هرگز شما را از راه هدایت و تکامل منحرف نمی‌کنند و بیرون نمی‌برند)) - انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن یخرجوکم من هدی. / خطبه ۹۷.{{سخ}}
 +
و در بیانی اتمام حجت نموده، می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((خدایا هر یک از بندگانت که سخن و برنامه عادلانه و اصلاح طالبانه دور از فساد ما را نسبت به دین و دنیا بشنود و از یاری آیین تو و دین تو سرباز زند ما تو را بر ضد او به شهادت می‌طلبیم... و او را به کیفر گناهانش خواهی گرفت)) - اللهم ایما عبد من عبادک سمع مقالتنا العادله... و المصلحة غیر المفسده فی الدین و الدنیا فابی بعد ما سمعه... / خطبه ۲۱۲
 +
در خاتمه با اطمینان هر چه بیشتر باید گفت کدامین اصلاح طلب و کدامین طرح اصلاحی جامع‌تر و موفق‌تر در اجرای عدالت، امنیت و معنویت و رفع محرومیتها، از الگوی حکومتی امام علی علیه‌السلام بوده و هست؟!{{سخ}}
 +
او که بر بخش وسیعی از کره خاکی نظام اصلاحی اسلام را پیاده کرد و به نمایشگاه تاریخ آورد، در نامه‌ای به یکی از کار گزاران بزرگ حکومتی اش می‌نویسد:{{سخ}}
 +
((آگاه باش! هر ماموم و رهروی را پیشوا و رهبری است که باید به او اقتدا کند و از زانو نور دانش او (گفتار و رفتار و سیره‌اش) بهره گیرد، بدان، امام شما از دنیایش به این دو جامعه و از غذاها به این دو قرص نان اکتفا کرده.{{سخ}}
 +
آگاه باش! شما توانایی این گونه زیستن را ندارید و لیکن مرا با ورع و خدا پرستی، * در همه زمینه‌های زندگی و برنامه‌های علمی و جامع) و پاکی و پیمودن راه صحیح و درستکاری یاری دهید... آیا به همین اکتفا و قناعت کنم که گفته شود، من امیر مومنانم اما با آنان در سختی‌های روزگار شرکت نکنم و پیشوا و اسوه شان در تلخی‌های زندگی نباشم؟...)) - الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به ویستضی‌ء بنور علمه الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقصریه الا و انکم لا تقدرون علی ذلک و لکن اعنونی بورع و [[اجتهاد]] و عفة و سداد... ءاقنع من نفسی بلت یقال هذا امیر المومنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر او اکون اسوة لهم فی جشوبة العیش... / نامه ۴۵
 +
کجای تاریخ بشر می‌توان اسوه مقتدای صالح و عدل محور همچون حضرت علی علیه‌السلام یافت که بگوید:{{سخ}}
 +
((بر شهرهای شما وارد شدم (ریاست و حکومت را در دست گرفتم) با این پوشاک و لباس اثاث و مرکب و شتر سواریم پس اگر با غیر اینها و بیش از آنچه با آنها وارد شدم، بیرون روم (در پایان حکومت و عمرم) به حق از خائنان باشم؟)). - دخلت بلادکم باشمالی هذه و رحلتی هاهی فان انا خرجت من بلادکم بغیر ما دخلت فاننی من الخائنین. / بحار الانوار، ج ۸۴۰، ص ۳۲۵.{{سخ}}
 +
و نیز در باره وحدت حرف و عمل که عامل جلب اعتماد مردم و تحقق اصلاحات است می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((ای مردم به خدا سوگند شما را به اطاعت و انجام کاری تشویق و وادار نمی‌کنم مگر آنکه خود در انجام آن بر شما سبقت می‌گیرم و از انجام گناهی باز نمی‌دارم جز آنکه قبل از شما خودم آن را ترک می‌کنم)) - ایها الناس انی و الله ما احثکم علی طاعة الا و اسبقکم الیها و لا انها کم عن معصیة ال و اتناهی قبلکم عنها. / خطبه ۱۷۵.{{سخ}}
 +
حال با تمسک به کلام علی علیه‌السلام در بیان شیوه اصلاحات مصلح کل (آخرین اسوه معصوم امام زمان حضرت مهدی (عج)) سخن را به پایان می‌رسانیم:{{سخ}}
 +
((او (حضرت مهدی (عج)) خواسته‌ها و هواهای نفسانی را تابع هوس‌های خود قرار دهند و هنگامی که قرآن را به رای و نظریه‌های مختلف خود تفسیر کنند آن حضرت آراء و نظریه‌ها را تابع قرآن می‌سازد)) یعنی به جای کثرت گرایی و قرائت‌های متعدد و آزادی و ولنگاری فکری و رفتاری، بدعت‌ها و تحریف‌ها که در طول تاریخ، دشمنان و نا- یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القران علی الرای. / خطبه ۱۳۸. ¡ آگاهان وارد اسلام و نظام نمودند، می‌آید و بر خلاف نظر اصلاح طلبان غربی و لیبرالیست‌ها، که بر اساس اومانیسم (اصالت انسان) و سکولاریزم (اصالت دنیا و جدایی دین از سیاست) عمل نمودند. او مقررات خدای حکیم را پیاده می‌کند، خدایی که سراسر هستی را بر اساس حکت و مصلحت آفریده است؛ و از این رهگذر در نهج البلاغه می‌خوانیم:{{سخ}}
 +
((آسمان و زمین، بالا و پستی مامور رساندن منافع شما بوده، اوامر خدا را اطاعت کردند و به آنها دستور داده شده که برای مصالح شما قیام کنند و چنین کردند)) - و لکن امر تابمنا فعکم فاطاعتا واقیمتا علی حدود مصالحکم فقامتا. / خطبه ۱۴۳.{{سخ}}
  
+
== معیار اصلاحات ==
 +
صلاح و فساد از مفاهیم ارزشی محسوب می‌شود و نمی‌توان با حس تجربه کرد (همانند خوبی و بدی، معروف و منکر) بلکه تابع نظام ارزشی است که رد یا گروه و جوامع برای‏- مفاهیمی که به کار می‌بریم گاه در باره چیزهایی است که هست و موجود می‌باشد و با تجربه عینی می‌توان حس کرد و نشان داد، مانند هوا گرم است یا آنجا روشن است و گاه دربارهٔ چیزهایی است که می‌گوییم باید چنین شود یا نباید چنان شود یعنی در بطن معنای آنها باید و نباید می‌باشد. اینها را مفاهیم ارزشی می‌گویند مانند صلاح و فساد، خیر و شر، معروف و منکر و... (از کتاب آذرخشی دیگر از آسمان کربلا). ¡ خود پذیرفته‌اند (لذا گاه یک نوع احترام در نظامی ارزشی، خوب و زیباست ولی در نظام دیگر زشت و ناپسند می‌باشد) حال این سئوال پیش می‌آید که اصلاحات طبق کدام نظام ارزشی و فرهنگی و بر اساس کدام معیار، اسلامی یا الحادی (شرقی یا غربی)؟{{سخ}}
 +
اگر گفتمی صالحات بر اساس معیار اسلامی خوب است، پس باید آنچه اسلام می‌گوید، انجام دهیم و با هر چه می‌گوید بد است مبارزه کنیم، بر عکس اگر اصلاحات غربی و کنوانسیون‌های کذایی بین المللی و غیره را پذیرفتیم، خوبی و بدی کارها تابع همان نظام ارزشی می‌شود، هر چند مخالف اسلام باشد! مانند آزادی‌های جنسی و... و شاید یکی از علل توصیه مقام معظم رهبری (حضرت آیة الله خامنه‌ای مدظله العالی) بر ضرورت هدایت اصلاحات از مرکزی مقتدر، مساله تطبیق آن با معیارهای مکتبی و قانونی بوده است (یعنی علاوه بر کارشناسی و تحقیق و اولویت بندی و نظارت بر حسن اجرای تدریجی آن) نه تنها در نهج البلاغه شاهد الگو و اسوه بودیم (سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمومنان علیه‌السلام حکومتش) بلکه در زیارت مطلقه آن حضرت می‌خوانیم (السلام علی میزان الاعمال) یعنی معیار سنجش اعمال و رفتار فردی و اجتماعی همگان در- بحار الانوار، ج ۱۰۰ ص ۳۳۰. ¡ همه زمان‌ها و زمینه‌ها، حضرت علی علیه‌السلام می‌باشد؛ و در کلامی دیگر از آن حضرت معیار اصلاحات، این گونه نقل شده است:{{سخ}}
 +
((آگاه باشید من نه پیامبرم و نه به من وحی می‌شود بلکه تا آنجا که می‌توانم طبق دستورات قرآن عمل می‌کنم، پس آنچه از اوامر الهی را دستور می‌دهم بر شما که اطاعت کنید چه بپسندید و چه نپسندید و اگر اوامر من یا هر کس (در هر موقعیت و زمان) بر نافرمانی و معصیت خدا باشد، پس بدانید اطاعت از حاکم و غیره، شامل معصیت الهی نمی‌شود. اطاعت فقط در موارد اعمال صالح و فرمانبرداری از خداست و سه بار این جمله را تکرار فرمود)) - الا و انی لست نبیا و لا یوحی الی ولکنی اعمل بکتاب ما استطعت. فما امرتکم به من طاعة الله فحق علیکم اطاعتی فیما اجبتم و فیما کرهتم و ما امرتکم به او غیری من معصیة الله فلاطاعة فی المعصیة، الطاعة فی المعروف، ثلاثا)) بحار الانوار، ج ۳۴، ص ۳۶۲.{{سخ}}
 +
در اینجا به خوبی می‌رساند که معیار نه پسند و خواست مردم و اکثریت است و نه فرمان حاکم و نه سیاستهای بین المللی، بلکه ملاک الهی بودن کار و راه، اطاعت از دستورات خداوند می‌باشد.{{سخ}}
 +
یعنی در حکومت اسلامی و سیره سیاسی علوی با آنکه مردم در انتخاب و شکل‌گیری حکومت، اصلاحات و تداوم آن، نقش اساسی دارند و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((به خدا سوگند... اگر این جمعیت عظیم دورم را نگرفته بود و به یاریم قیام نکرده بودند و از این جهت حجت تمام نشده بود و اگر نبود پیمان و مسئولیتی که خداوند از عالمان گرفته که در برابر شکمخوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند، من مهار شتر خلافت را رها می‌کردم و از آن صرف نظر می‌نمودم)) - اما و الذی فلق الحبه و برء النسمة لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر... ،/خطبه ۳.{{سخ}}
 +
لیکن در صورت تزاحم رضایت و خواست مردم با احکام خدا قطعا دستورات الهی و حلال و حرام او تقدم دارد برخواست مردم و اکثریت (مثلا آزادی جنسی، نوشیدن مشروبات الکلی و...) زیرا در همان حکم خدا خیر و صلاح واقعی است همانگونه که در صورت تضاد بین خواست مردم با اصول بهداشتی و پزشکی یا مقررات راهنمایی رانندگی و غیره شما حکم به تقدم و اولویت اجراء آنها بر خواست مردم می‌کنید! و در اینجا همه پرسی یا رای مردم بی رنگ و معنا می‌شود.{{سخ}}
 +
و از همین رهگذر، در سیره امام علی علیه‌السلام غیر از نظارت خود بر کارگزاران مناطق، مردم را به عناوین ناظر بر عملکرد حاکمان نموده، به آنان معیار و ملاک (اجراء دستورات خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله) می‌داد تا تخلف حاکمان را گزارش دهند و اطاعت آنها را نکنند، و این نه فقط اهتمام به امور ملت و کشور و احترام به انسانهاست بلکه قانون گرایی و نگهبانی از ارزشهای والای الهی و انسانی را می‌رساند؛ و لذا می‌بینیم بعد از جنگ جمل، وقتی ((ابن عباس)) را حاکم بصره نمود، می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((ای گروه مردمان! من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشین خودم قرار دادم، سخن او را بشنوید و فرمان او را تا هنگامی که از دستورات خدا و رسول اطاعت می‌کند، پیروی کنید و اگر در میان شما بدعتی پدید آورد از راه حق منحرف شد (بخاطر تمایلات نفسانی، شخصی یا حزبی و جناحی) مرا مطلع سازید، او را عزل خواهم کرد...)) - یا معاشر الناس قد استخلفت علیکم عبدالله بن عباس فاسمعوا له و اطیعوا امره ما اطاع الله و رسوله فان احدث فیکم او زاغ عن الحق فاعلمونی اعزله عنکم. جمل، شیخ مفید، / ص ۴۲۰.{{سخ}}
 +
و نیز در خطبه قاصعه صریحا از اطاعت روسا و بزرگانی که دچار [[غرور]] حکومت و خود خواهی گشته و ملاک‌های ارزشی را فراموش کرده‌اند، نهی نموده، می‌فرماید:{{سخ}}
 +
((زنهار، زنهار، از پیروی و اطاعت بزرگترها و روسایتان (همانند طلحه و زبیرها) بر خذر باشید، همانها که بخاطر موقعیت خود [[تکبر]] می‌ورزند و به نسب و نژاد خود می‌نازد و کارهای نادرست را به خدا نسبت می‌دهند (به اسم قرائت‌های مختلف از دین و در جهت خواست شیاطین یا خوشایند جمعی هوسران و...) آنها که پایه‌های عصبیت جاهلی و ستون‌های فته و فساد و نفاق هستند... آنها پایه‌های گناهانند و ابلیس (شیطان بزرگ) آنها را مرکب‌های راهوار گمراهی قرار داده و سپاهی که بوسیله آنها بر مردم غلبه یابد و...)) - الا فالحذر الحذر من طاعة ساداتکم و کبرائکم الذین تکبروا عن حبسهم و ترفعوا فوق نسبهم... / خطبه ۱۹۲.
  
o  اصلاح طلبان راستين
 
  
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://balaghah.net/old/nahj-htm/far/id/library/eslahat-nahj/eslaha01.htm بلاغ نت] - تاریخ برداشت:1395/03/15</span></div>
  
o  اسوه اصلاحات
+
<div class="hold">
 
+
<div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div>
+
</div>
 
+
o  معيار اصلاحات
+
 
+
+
 
+
بسم الله الرحمن الرحيم
+
 
+
مقدمه‏
+
 
+
+
 
+
اصلاحات، اصلى كه ريشه در فطرت كمال جويى و كمال خواهى انسان دارد و رسالت بلند انبياى الهى هم اصلاح مادى و معنوى زندگى بشر بوده است. اسلام دين ناظر به فطرت آدمى و مكمل اديان آسمانى گذشته، اصلاحات واقعى را در انجام دستورهاى خالق هستى و تحقق عدالت و عبوديت حق مى‏داند كه متناسب با شرايط زمان بر محور ولايت‏-اصلاحات (واژه عربى، جمع اصلاح از ريشه اصلى) در لغت به معناى درست كردن، نيكو نمودن، آراستن به اصلاح درآوردن مى‏باشد. در اصلاح علوم سياسى عبارت از رفورم (refom) و برخى تغييرات تدريجى و آرام در ابعاد سياسى، اقتصادى و اجتماعى، بدون تحول در ساختارى كه نظام و بنياد جامعه است. و در فرهنگ دينى، تحول در فكر و فرهنگ فرد و جمع و نظاميان اجتماعى حاكم، به منظور منزوى نمودن آداب و عادات ناپسند و رفع نقص‏ها و مفاسد و جايگزين كردن ارزشهاى الهى و تمايلات عالى و اخلاقى بر پايه عدالت، معنويت، آزادى و امنيت ¡ اجرا مى‏گردد. و به گفته شهيد استاد مطهرى (ره):
+
 
+
+
 
+
((اصلاح‏طلبى يك روحيه اسلامى است، هر مسلمانى به حكم اين كه مسلمان است، خواه ناخواه اصلاح طلب است و لااقل طرفدار اصلاح‏طلبى است، زيرا اصلاح‏طلبى هم به عنوان يك شأن پيامبرى در قرآن مطرح و هم مصداق امر به معروف و نهى از منكر است كه از اركان تعليمات اجتماعى اسلام است.)) -نهضت‏هاى اسلامى، شهيد مطهرى،ص ۷. ¡
+
 
+
+
 
+
بعلاوه منتظر مصلح حقيقى و عدالت جهانى حضرت مهدى (عج) و لزوم مراقبت و محاسبه نقش، اصلاح‏طلبى و پالايش مستمر خود و جامعه را به همراه دارد، در واقع موضوع اصلاحات در همه زمينه‏ها و زمانها به عنوان يك اصل ارزشى ريشه در دين داشته و نه نتها در كلام امامان معصوم عليه السلام آمده كه حتى در طول حيات خود براى تحقق آن تا پاى فدا شدن پيش رفتند و امام حسين عليه السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((قيام من براى كامجويى يا جاه‏طلبى و آشوبگرى و ستم نبوده بلكه براى ايجاد اصلاحات در امت جدم قيام كردم...)) -بحار الانوار، ج ۴۴، (ص) ۳۲۹. ¡
+
 
+
+
 
+
و انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى (ره) نهضتى اصلاح طلبانه عليه رژيم ستمشاهى بود. -و امروز نيز اصلاحات بايد در راستاى اسلام كه صدها هزار شهيد و جانباز بر آن داده شده باشد، و بر محور شعار اصيل ملت (استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى) گرچه انقلاب اسلامى و نظام اسلامى ايجاد كرديم نه حكومت اسلامى علوى و مديريت دينى ولى بايد بدان سو گام برداريم يعنى در جهت رفع فقر، فساد، تبعيض، گسترش عدالت و معنويت، پرورش مديران و ساختار ادارى متناسب با انقلاب اسلامى و با الهام از نهج‏البلاغه بدور از افراط و تفريط تحجر گرايانه يا روشنفكرانه بيگانه‏نگر و فرصت طلبان مدعى اصلاحات وارداتى كه استحاله فرهنگى (طرد مديريت دينى) و براندازى خاموش نظام اسلامى و بازگشت استعمار در نقاب نوين را برنامه ريزى كرده‏اند. ¡
+
 
+
+
 
+
اكنون اين حقيقت را به اختصار از كتاب و كلام شهيد عدالت، امام على عليه السلام (نهج‏البلاغه) كه ترجمان وحى است جويا مى‏شويم.
+
 
+
+
 
+
+
 
+
ضرورت اصلاحات‏
+
 
+
+
 
+
در اين بخش از بيانات حضرت على عليه السلام نه تنها اصلاح‏طلبى و انجام اصلاحات راستين در همه ابعاد زندگى توصيه شده و كارشكنان و كوتاهى كنندگان را سرزنش نموده، بلكه استفاده مى‏شود وظيفه حاكم و رهبرى پرداختن به اصلاح امور ملت است.
+
 
+
+
 
+
((كوشش در صلاح و سامان دهى جامعه و امور مردم از كمال سعادت و نيكبختى است.)) -من كمال السعادة السعى فى صلاح الجمهور. غررالحكم، ج ۶،ص ۳۰. ¡
+
 
+
+
 
+
((در آنچه صلاح است و اصلاحات بشمار مى‏آيد كوتاهى و سستى مكنيد)) -ولاتفر طوافى صلاح. نهج‏البلاغه (صبحى صالح)، نامه ۵۰. ¡
+
 
+
+
 
+
((كدورتها و مسائل (شخصى و جناحى) بين خود را اصلاح كنيد)). -و اصلحوا ذات بينكم. خطبه ۱۶. ¡
+
 
+
+
 
+
((وظيفه من جز تلاش و كوشش در اصلاح امور شما نيست.)) -و ما على الا الجهد...۱۷۸. ¡
+
 
+
اصلاحات و حكومت اسلامى‏
+
 
+
+
 
+
امام على عليه السلام در بيانات متعدد تصريح مى‏فرمايد كه ايجاد اصلاحات همه جانبه از اهداف بلند فعاليتها و دستيابى ما، به امارت و حكومت مى‏باشد؛ از جمله مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((پروردگار!تو مى‏توانى آنچه انجام داديم نه براى كسب سلطنت و نه جهت تحصيل متاع پست دنيا بود، بلكه بدان خاطر بود كه معيارها و نشانه‏هاى از بين رفته دين دنيا را بازگردانيم و اصلاحات را در شهرها و سرزمين‏هايت آشكار و محقق نماييم تا بندگان ستمديده‏ات در امنيت (سياسى، اقتصادى، قضايى، بهداشتى و...) و آسايش قرار گيرند (روابط اجتماعى و عدالت زندگى عمومى مردم از نظر مسكن، تغذيه، آموزش و پرورش و...بهبود آشكار يابد) و قوانين و مقرراتى كه به فراموشى سپرده و احكام تعطيل مانده خدا، اقامه و اجرا گردد)). -اللهم انك تعلم انه لم يكن الذى كان منافسة فى سلطان و لاالتماس شى‏ء من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك فيأمن المظلومون من عبادك و تقام المعطلة من حدودك. خطبه ۱۳۱. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز در دستور العمل خود به مالك اشتر (استاندار بزرگ مصر) مى‏نويسد:
+
 
+
+
 
+
(( به آن سرزمين مامور و اعزام شدى تا خراج و ماليات‏هاى آنجا را جمع آورى نمود و با دشمنانش جهاد كنى و به اصلاحات جامعه و اهل مصر همت گمارى، به عمران و آبادى شهرها و مناطق آن بپردازى...)) - جبايه خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها.... نامه ۵۳. ¡
+
 
+
اصلاحات و آگاهى
+
 
+
+
 
+
از آنجا كه در هر كار و راهى، موفقيت‏ها، مرهون ميزان معرفت و آگاهى است، حركت اصلاحى هم نيازمند شناخت لازم و علم و اطلاع مصلح نسبت به ابعاد و اهداف آن به طور شفاف و تبيين حدودش براى جامعه مى‏باشد.
+
 
+
+
 
+
و لذا در نهج البلاغه غير از توصيه‏هاى مكر به كسب دانش و تجربه و فرهيختگى و اينكه راس و سر آغاز تمام فضائل، علم است، در خصوص اصلاحات نيز امام على عليه‏السلام به عنوان مصلحى يگانه، مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( به راستى من به آنچه شما را به اصلاح مى‏رساند و كاستى و كژى هايتان را بر طرف مى‏نمايد آگاهى كامل دارم و مى‏دانم چگونه شما و جامعه را اصلاح كنم.)) و همچنين در- و انى لعالم بما يصلحكم و يقيم اودكم. / خطبه ۶۹ ¡ عهد نامه خود به (( مالك اشتر)) رسما مى‏كند تا آگاهى و شناخت خود را در زمينه سامان دادن كشور و اصلاحات (در بخش‏هاى مختلف) با بحث و گفتمان و مشاوره با متخصصان و عالمان متعهد تكميل و تقويت نمايد:
+
 
+
+
 
+
((... و با كارشناسان و دانشمندان بسيار به بحث و مشورت پرداز و اين بررسى و بحث‏ها در باره امورى كه وضع مملكت را در همه زمينه‏ها اصلاح مى‏كند... )) و در نامه خود- و اكثر مدارسة العلما و منافثه الحكماء فى تثبيت ما صلح عليه امر بلادك/ . نامه ۵۳. ¡ به امام حسن عليه‏السلام مى‏نويسد:
+
 
+
+
 
+
(( پس بايد خواست‏ها و برنامه هايت از روى درك قوى و آگاهى باشد نه و نه ورود در شبهات...)) - فليكن طلبك ذلك بتفهم و تعلم: لا بتورط الشبهات. / نامه ۳۱. ¡
+
 
+
+
 
+
جهت اصلاحات
+
 
+
+
 
+
اصلاحات وقتى مفيد، فراگير و ماندگار خواهد بود كه با انگيزه و در جهت ارزش‏هاى الهى، ايمان و باورهاى دينى جامعه و سنت‏هاى ملى صالح مردم باشد و بطور كلى آنچه در راستاى بسط عدالت، ديانت و زندگى جاويد عالم آخرت قرار دارد (نه فقط در جهت هواهاى نفسانى و تمايلات حيوانى و لذت‏هاى زود گذر و محدود دنيا) تا انسان را به كمال لايق به حال خود برساند و نظام و كشور را استقلال، عزت و اقتدار بخشد و از اين رو سرور آزادگان و عارفان، امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( مبادا اصلاحات دنيويت را به بهاى نابودى دينت انجام دهى)). - و لا تصلح دنياك بمحق دينك فتكون من الاخسرين اعمالا /. نامه ۴۳. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز به (( مالك اشتر)) كارگزار بزرگ خود مى‏نويسد:
+
 
+
+
 
+
(( هرگز آداب و سنت‏هاى پسنديده‏اى كه بزرگان اين امت به آن عمل كرده‏اند و عامل وحدت و انسجام بوده و ملت به وسيله آن به صلاح سامان رسيده است مشكن و از بين مبر و هيچگاه آداب و مقرراتى پديد نياور كه به سنت‏هاى خوب گذشته زيان وارد كند چرا كه پاداش براى آورنده و كيفر و بدبختى براى تو خواهد بود كه آنرا شكستى.)) (( مردم‏- و لا تصلح دنياك بمحق دينك فتكون من الاخسرين اعمالا. / نامه ۴۳. ¡ چيزى از امور دينشان را براى اصلاح دنياى خود ترك نمى‏كنند مگر آنكه خدا زيانبارتر از آنان پيش خواهد آورد. - لا يترك شيئا من امر دينهم لا ستصلاح دنيا هم الا فتح الله عليهم ما هو اضر منه / . حكمت ۱۰۶. ¡
+
 
+
+
 
+
حتى از منظر نهج البلاغه، تباه نمودن آخرت (زندگى ابدى انسان كه بعد از مرگ آغاز مى‏شود) فساد به شمار آمده و اصلاح طلبان بايد در برنامه ريزهاى خود از اين حدود و جهت را بشناسند و رعايت كنند، كه امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( از موارد فساد، ضايع نمودن زاد و توشه (( انديشه نيك و عمل صالح) و تباه ساختن آخرت و معاد است)) - و من الفساد اضاعه الزاد و مفسدة المعاد / نامه ۳۱. ¡
+
 
+
+
 
+
و در اينكه اصلاحات بايد در جهت حق و عدل باشد، حضرت على عليه‏السلام به (( عبدالله بن عباس)) (وقتى از او پرسيد اين كفش وصله دار من چقدر ارزش دارد و (( ابن عباس)) پاسخ داد بهايى ندارد) مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( بخدا سوگند همين كفش بى‏ارزش، برايم از حكومت بر شما محبوب‏تر است مگر اينكه با آن حقى را به پا دارم و يا باطلى را دفع كنم)) - و الله لهى احب الى من امرتكم الا ان اقيم حقا اوو ادفع باطلا /. خطبه ۳۳ ¡
+
 
+
دقت در اصلاحات
+
 
+
+
 
+
هر كار و امرى اگر بعد از تحقق مقدماتش انجام گيرد به نتيجه مطلوب خواهد رسيد و انجام آن قبل از حصول شرايط و زمان مناسب غير خردمندانه و نا موفق خواهد بود، و همچنين با وجود مقدمات و فرصت لازم، تاخير و سستى در آن، تنبلى و زيانبار مى‏باشد، در واقع اين خود نوعى زمان‏شناسى و پاسخ به نياز زمان است.
+
 
+
+
 
+
بر اين اساس، امام على عليه‏السلام در عهد نامه مشهور خود به (( مالك اشتر)) نوشته است:
+
 
+
+
 
+
(( از تعجيل در كارهايى كه وقت انجام داد نشان نرسيده بپرهيز و از درنگ نمودن در اموريكه وقت آن رسيده دورى كن و لجاجت مكن در چيزى كه مبهم است (حقيقت آن روشن نيست) و سستى و كوتاهى در كارهاى روشن، پس هر كارى را در جاى خود و زمان خاص خود انجام بده)) - اياك و العجله بالامور قبل او انها او التسقط فيها عند امكانها او اللجاجه فيها اذا تنكرت او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع كل امر موضعه و اوقع كل امر موقعه. / نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
و در بيانى ديگر مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( شتاب كردن پيش از توانايى بر كار و سستى و درنگ ورزيدن بعد از بدست آوردن فرصت، از بى‏خردى است)) - من الخرق المعالجه قبل الامكان و الاناة بعد الفرصة. / حكمت ۳۶۳. ¡
+
 
+
+
 
+
+
 
+
اصلاحات در همگان
+
 
+
+
 
+
اصلاحات بخشى، فصلى و انحصارى، غير مفيد و ناپايدار است و بايد در همه ابعاد و گروهها و به نفع اصناف جامعه خاصه فرودستان و اقشار آسيب‏پذير انجام گيرد، چرا كه حق و عدل و ارتباط نزديك انسان‏ها و زندگى اجتماعى و تاثير پذيرى آنها و... همه گوياى اين حقيقت است كه حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( و بدان و آگاه باش، ملت و مردم از گروهها و اقشار مختلف‏اند كه اصلاح هر يك جز با ديگرى ناممكن است و هيچ يك از گروهها و سازمانها از يكديگر بى‏نياز نمى‏باشند)) - و اعلم ان الرعيه طبقات لا يصلح بعضها الا ببعض الا و لا غنى ببعضها عن بعض / . نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
و در مقام و بيانى ديگر اصلاحات را در صلح و آشتى بين اصناف امت دانسته مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( اميد آنكه در اين مدت صلح، خداوند امور امت را اصلاح كند)) - و لعل الله ان يصلح فى هذه الهدنة امر هذه الامة /. خطبه ۱۲۵. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز از امتياز خواهى خويشان و خواص زمامدار كشور بشدت انتقاد نموده، مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( همانا زمامدار را خواص و نزديكانى است كه امتياز خواه و چپاولگرند و در معاملات كم انصافند، پس ريشه اينها را با بريدن اسباب آن بخشكان و بركن و به هيچيك از اطرافيان و خويشانت زمين وا مگذار و...)) - ثم للوالى خاصة و بطانة فيهم استئثار و تطاول و قله انصاف فى معامله فاحسم مادة اولئك..../ نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
و آنگاه على عليه‏السلام در همين نامه با بيانى خاص در اهتمام به امور محرومان مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( خدا را خدا را در خصوص طبقات پائين و محروم جامعه كه هيچ چاره‏اى ندارند، زمين گيران، نيازمندان، گرفتاران و دردمندان... )) - ثم الله الله فى الطبقه السفلى من الذين لاحيله لهم من المساكين و المحتاجين و اهل البوسى و الزمنى..../ نامه ۵۳. ¡
+
 
+
نقش دولت و ملت
+
 
+
+
 
+
شكل‏گيرى اصلاحات و اين حركت سازنده، همت و حمايت همگانى و مشاركت دولت و ملت را مى‏طلبد، تا جايى كه امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
(( رعيت و ملت اصلاح نمى‏شود جز آنكه دولت و زمامداران اصلاح گردند و زمامداران نيز جز با درستكارى و استقامت رعيت اصلاح نشوند)) - فليست تصلح الرعيه الابصلاح الولاة و لا تصلح الولاة الا باستقامة الرعيه. / خطبه ۲۱۶. ¡
+
 
+
+
 
+
تقدم واژه (( ولاة)) گوياى اولويت اصلاحات در كارگزاران و ساختار نظام و حاكمان جامعه است. زيرا از اين رهگذر است كه توده مردم به رفاه و صلاح مى‏رسند و به زمامداران خود اقتدا نموده به رنگ آنان در مى‏آيند. و در بيانى ديگر نيز مى‏فرمايند:
+
 
+
+
 
+
(( همه اقشار جامعه به ميزانى كه امورشان اصلاح شود (اعم از امور اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى) به زمامدار و والى حق معين و مشخصى دارند.)) - و لكل على الوالى حق بقدر ما يصلحه. / نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز در موارد متعدد حقوق متقابل مردم مردم و والى را بيان داشته است. - نهج البلاغه، خطبه ۳۴. ¡
+
 
+
+
 
+
بهر حال رهبر و حاكم جامعه بايد به ميزان قدرت و توانها و امكانات موجود و با توكل به خدا در انجام اصلاحات بكوشد و وظيفه ملت، اطاعت و اجراى اصلاحات همراه با نقد بموقع و خير خواهانه و نصيحت مناسب است. - و ما اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب. / نامه ۲۸. ¡
+
 
+
+
 
+
+
 
+
اصلاحات فرهنگى
+
 
+
+
 
+
به دنبال بحث ضرورت اصلاحات، اين سئوال مطرح مى‏شود كه از كدامين نقطه حركت اصلاحى آغاز شود؟ بديهى است تا فرد و جامعه از درون و ريشه اصلاح نشوند، بيرون زندگى و وضعيت رفتارى آن سامان نخواهد يافت، چرا كه:
+
 
+
+
 
+
ذات نا يافته از هستى بخش - - كى تواند كه شود هستى بخش
+
 
+
+
 
+
مى‏آورند و اصلاحات توسعه و تعميق مى‏بخشند. اين اصلاحات درون سازمان و نظام است كه عامل اقتدار و عزت ملى گردد. و در مباحث مديريتى، بسيارى معتقدند آنكه نتواند خويشتن را مديريت كند، نمى‏تواند گروه و سطوح فرا سازمانى را رهبرى نمايد و سامان دهد.
+
 
+
+
 
+
و بزرگترين امتياز نهضت اصلاح طلبانه انبياء در تحول فكرى و فرهنگى بوده و امروز هم دشمن با تهاجم و شبيخون فرهنگى مى‏خواهد آنرا منزوى سازد!
+
 
+
+
 
+
بر اين اساس در نهج البلاغه مى‏خوانيم كه از وظايف اصلى رهبرى، نصيحت و تعليم تربيت ملت است و امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((خوشا به حال آنكه (فرد و جامعه).... جان و درونش صالح و پاك بوده و اخلاقش نيكوست.)) - ر.ك نهج البلاغه، خطبه ۳۴. ¡
+
 
+
+
 
+
((هر كس نهان و درون خود را اصلاح كند، خدا آشكار و ظاهر او را نيكو گرداند.)) - طوبى لمن... و صلحت سريرته و حسنت خليقته. / حكمت ۴۲۳. ¡
+
 
+
+
 
+
((آنكه بين خود و خدا اصلاح نمايد خداوند ميان او و مردم را اصلاح مى‏كند.)) - من اصلح ما بينه و بين الله اصلح الله ما بينه و بين النااسلام / حكمت ۸۹. ¡
+
 
+
+
 
+
و در عهد نامه امام على عليه‏السلام به استاندار مصر نيز آمده است:
+
 
+
+
 
+
((بهترين ساعات شب و روزت را براى خود و خدا قرار بده، گر چه اگر نيت صالح و درست باشد و ملت در امنيت و آسايش واقع شوند، تمام وقت‏ها خدايى است.)) - و ان كانت كلها لله اذا صلحت فيها النية و سلمت فيها الرعيته. نامه ۵۳.
+
 
+
+
 
+
¡
+
 
+
+
 
+
در نهايت از مطالب گذشته، تقدم اصلاحات در نيت و فكر، فرهنگ، اعتقاد و خلقيات فرد و جامعه را مى‏توان نتيجه گرفت.
+
 
+
اصلاحات اقتصادى
+
 
+
+
 
+
مديريت موفق بايد جهت تحقق برنامه‏هاى اصلاحى، اهتمامى لازم را به حل امور اقتصادى و معيشتى ملت و رفع فقر معطوف دارد (يعنى با ايجاد بستر رشد و تعالى، موانع راه را بردارد). و غفلت و كوتاهى در آن تهديد جدى براى مديران و اصلاح طلبان و مردم خواهد بود و فقر، فاجعه آفرين مى‏باشد. شهيد عدالت على عليه‏السلام به حاكم مصر- نهج البلاغه، حكمت ۳۲۸. ¡ مى‏نويسد:
+
 
+
+
 
+
((اگر مردم از سنگينى بار معيشت و ماليات، يا آفت زدگى و خشكسالى و... شكايت كردند، عوارض و مالياتها و هزينه‏هاى زندگى را تا جايى تخفيف و كاهش بده كه امور آنان سامان گيرد و اصلاح شود، و اين تخفيف، تو را نگران نسازد، زيرا آن ذخيره‏اى است ككه به عمران كشور برگشته، گسترش عدالت و محبت ملت را به همراه خواهد داشت.)) - فان شكوا ثقلا او انقطاع شرب او بالة... خفت عنهم نرجوا ان يصلح به امرهم و لا يثقلن عليك شى‏ء.... نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
مضافا كه رسيدگى به مسائل مالى و انجام اصلاحات اقتصادى متناسب با شرايط زمان، يكى از وظايف اصلى والى و از حقوق ملت نسبت به دولت است به طوريكه حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((و اما حق شما بر من آن است كه از خير خواهى شما دريغ نورزم و بيت المال شما را در راه (معيشت و رفاه) شما صرف كنم... شما را تعليم دهم تا در جهل و نادانى نمايند.)) - فاما حقكم على فالنصيحه لكم و توفير فيئكم عليكم و تعليمكم كيلا تجهلوا و.... خطبه ۳۴. ¡
+
 
+
+
 
+
+
 
+
اصلاحات سياسى
+
 
+
+
 
+
در نهج البلاغه هر گونه اصلاحات سياسى، داخلى و خارجى با حفظ استقلال و آزادگى و نفى هر نوع بردگى و ظلم و استعمار (فرهنگى، اقتصادى و...) همراه است و امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((نفس خود را از هر گونه پستى و حقارت باز دار... و هرگز برده ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است و آن نيك و خير كه جز با شر و زشتى به دست نيايد، نيكى نمى‏باشد))! - و اكرم نفسك عن كل دنيه... و لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا. / نامه ۳۱. ¡
+
 
+
+
 
+
در واقع مى‏توان گفت آنچه موافق عدل و خير و صلاح ملت كشور نباشد اصلاحات نيست. لذا وقتى به آن حضرت گفتند، مردم دل به دنيا بسته‏اند و معاويه با هدايا و پول، آنها را جذب مى‏كند شما هم از بيت المال به جاى تقسيم مساوى، به اشراف ببخش تا به تو گرايش پيدا كنند، فرمود:
+
 
+
+
 
+
((آيا به من دستور مى‏دهيد براى پيروزى خود از جور و ستم استفاده كنم؟! به خدا سوگند تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان طلوع و غروب مى‏كنند، چنين كارى نخواهم كرد.)) - اتامرونى ان اصلب النصر بالجور فيمن و ليت عليه، و الله لا اطور به ما سمر سمير و ما ام نجم فى السماء نجما.... / خطبه ۱۲۶. ¡
+
 
+
+
 
+
اصلاحات از ديدگاه حضرت على عليه‏السلام با نفى و طرد تفكر ((ما كياوليسم)) و اينكه هدف وسيله را توجيه مى‏كند و يا آنكه براى از ميدان بيرون راند حريف، از هر حربه‏اى استفاده بايد كرد. همراه است، تا آنجا كه مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((ليكن اصلاح شما را با فساد كردن روح و از مسير گناه جايز نمى‏دانم... شما آن گونه كه باطل را مى‏شناسيد، از حق آگاهى نداريد و در نابودى باطل نمى‏كوشيد آن سان كه در نابودى حق تلاش مى‏كنيد)) - و لكنى لا ارى اصلاحكم بافساد نفسى،... لا تعرفون الحق كمعرفتكم الباطل و لا تبطلون الباطل كابطالكم الحق. / خطبه ۶۹. ¡
+
 
+
+
 
+
و در پاسخ به عده‏اى نسبت به سياست‏هاى معاويه، مى‏گويد:
+
 
+
+
 
+
((به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست، اما حيله گر و جنايتكار است، اگر فريب و نيرنگ، ناپسند نبود. من زيرك‏ترين و سياسى‏ترين افراد بودم، ليكن هر نيرنگى گناه و هر گناهى نوعى كفر و ناسپاسى است.)) - و الله ما معاويه بادهى منى و لكنه يغدر يفجر و لولا كراهيه الغدر لكنت من ادهى و لكن كل غدرة فجره و كل فجره كفره. / خطبه ۲۰۱. ¡
+
 
+
+
 
+
و در نهراسيدن از پيمودن طريق حق و انجام اصلاحات واقعى مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((هرگز در راه راست و هدايت از كمى افراد نترسيد، زيرا اكثريت مردم به سفره‏اى گرد آمده‏اند كه سيرى آن كوتاه و گرسنگى آن طولانى و بسيار است!)) - ايها الناس لا تستو حشوا فى طريق الهدى لقلة اهله..../ خطبه ۲۰۱. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز به عنوان يك سياستمدار هر گونه امتياز دهى بيجا به طلحه و زبير يا سازش و مداهنه نسبت به برخى كارگزاران ناصالح زمان عثمان را رد مى‏كند.
+
 
+
+
 
+
پيشواى پروا پيشگان امام على عليه‏السلام در اخلاق سياسى به هيچ وجه حاضر نبود از مرز قانون و عدل خارج شود، تا چه رسد به آنكه براى اصلاحات ظلم و ستم روا دارد! و مى‏فرمود:
+
 
+
+
 
+
((به خدا سوگند اگر اقليم‏هاى هفتگانه را به آنچه در زير آسمان هاست به من بدهند كه خداوند را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه‏اى نا فرمانى كنم هرگز نخواهم كرد.)) - و الله لو اعطيت الاقليم السبعة بما تحت افلاكها على ان اعصى الله فى نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلته./ خطبه ۲۲۴. ¡
+
 
+
+
 
+
و يا در كلامى ديگر مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((به خدا سوگند اگر شب را تا بامداد بر بسترى از خار سعدان به سر برم و يا در غل و زنجيرها كشيده شوم خوش‏تر دارم از آنكه خدا و رسولش را روز قيامت در حالى ملاقات كنم كه به برخى از بندگان ستم كرده و چيزى از اموال عمومى را غصب كرده باشم، چگونه بر كسى ستم كنم براى نفس خويش كه به سرعت به سوى كهنگى و پوسيده شدن مى‏رود و مدتها در خاكها مى‏ماند!)) - و الله لان ابيت على حسك السعدان مسهدا او اجر فى الاغلال مصفدا احب الى من ان القى الله الله و رسوله يوم القيامه ظالما لبعض العباد. / خطبه ۲۲۴. ¡
+
 
+
+
 
+
+
 
+
اصلاحات ساختارى
+
 
+
+
 
+
در نهج البلاغه امام على عليه‏السلام براى بستر سازى اصلاحات، غير از گزينش صالحان و ايجاد تقواى سازمانى و توصيه به ساده زيستى، ترك تجملگرايى، حذف بوروكراسى و چاپلوسى ، ديدگاه خاصى به كارگزاران مى‏دهد كه ساختار ادارى را عملا سامان مى‏دهد، از جمله مى‏فرمايد: - ر.ك نهج البلاغه، نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
((به راستى كار حكومتى و پست فرماندارى براى تو طعمه و وسيله آب و نان نبوده بلكه امانتى (امانت خدا و مردم) در گردن تو است...)) - ان عملك ليس لك بطعمة و لكنه فى عنقك امانة... / نامه ۵. ¡
+
 
+
+
 
+
و در خطبه ديگر مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
خداوند بر پيشوايان حق و عدل واجب كرده كه خود را در زندگى، با محرومان همسو سازند تا فقر و نادانى، تنگدست را به هيجان نياورد و به طغيان و فساد نكشاند)) - ان الله تعالى فرض على ائمه العدل ان يقدروا انفسهم بضعفه الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره. / خطبه ۲۰۹. ¡
+
 
+
+
 
+
و همچنين بر رفع موانع، و رسيدگى حضور به امور مراجعين تاكيد مى‏كند:
+
 
+
+
 
+
((بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نياز و كار دارند، در مجلس عمومى با آنان بنشين و بخاطر خدايى كه تو را آفريده فروتن باش‏
+
 
+
+
 
+
و سربازان و نگهبانان خود را زا سر راهشان دور كن تا سخنگوى آنان با تو بدون اضطراب سخن بگويد...)) - و اجعل لذوى الحاجات منك قسما... نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز به كار گزاران خود توصيه مى‏فرمود:
+
 
+
+
 
+
((و نيازهاى مردم را در همان روز كه به تو عرضه مى‏دارند و ياران و اطرافيانت از پاسخگويى و حل مشكل آنان ناتوانند برآورده كن و كار هر روز را در همان روز انجام ده، زيرا هر روزى، كار مخصوص خود را دارد.)) - و منها اصدرا حاجات الناس يوم ورودها عليك بما تخرج به صدور اعوانك و امض لكل يوم علمه فان يوم ما فيه. نامه ۵۳.
+
 
+
+
 
+
¡
+
 
+
+
 
+
اين كلام به وضوح دلالت بر پاسخگويى و تأمين نياز و رضايت مراجعين در كوتاه‏ترين زمان ممكن دارد و سادگى سير ادارى و منفى بودن بوروكراسى را ديكته مى‏كند. و همچنين در دورى از تشريفات آمده است وقتى مردم شهر ((انبار)) به احترام آن حضرت، از مركب‏ها پياده مى‏شوند و پيشاپيش امام عليه‏السلام مى‏دوند و مى‏گويند ما اين گونه اميران خود را تعظيم مى‏كرديم! حضرت على عليه‏السلام رسما اين حركت را تقبيح كردند. - ر.ك نهج البلاغه، حكمت ۳۷. ¡
+
 
+
+
 
+
و در نفى هرگونه چاپلوسى، مى‏فرمود:
+
 
+
+
 
+
((من از شما مى‏خواهم تا مرا با سخنان زيبا مستاييد... بامن چنانكه با جباران سخن مى‏گوئيد، حرف نزنيد و آن گونه كه از افراد خشمگين دورى مى‏كنند و با مستبدان محافظه كارى مى‏كنند، از من كناره مجوئيد و با ظاهر سازى رفتار مكنيد من و شما بندگان پروردگار يكتائيم.)) - فلا تتكلمونى بما تكلم به الجبابرة و لا تتحفظوا منى بما يتحفظ به عند اهل البادره و لا تخالطونى بالمصانعة. خطبه ۲۱۶. ¡
+
 
+
+
 
+
و نسبت به دقت در استفاده از امكانات دولتى و اموال عموم، كارگزاران خود را توصيه مى‏فرمود:
+
 
+
+
 
+
((قلم‏هاى خود را نازك بتراشيد و فاصله ميان سطرها را كاهش بپرهيزيد و مقصود را هر چه كوتاهتر بيان كنيد، مبادا پر چرخ كنيد، چرا كه نبايد كمترين زيارتى به اموال مسلمانان برسد)). - ادقوا اقلامكم و قاربوابين سطوركم و اخذفوا من فضولكم و اقصدوا قصد ادامه از صحفه قبل: المعانى واياكم و الاكثاره فان احوال المسلمين لاتحميل الاضرار. بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۰۵. ¡
+
 
+
+
 
+
آيا يك روز اينگونه بوده‏ايم!؟
+
 
+
+
 
+
آيا ضعف از مكتب علوى است يا از ما!؟
+
 
+
+
 
+
آيا نبايد بيانديشيم و درس‏هاى عدل و عزت را از على عليه‏السلام بياموزيم!؟
+
 
+
زمينه‏ها و عوامل اصلاحات
+
 
+
+
 
+
بدون ترديد يك سلسله زمينه‏ها و عوامل معنوى و مادى، در بسترسازى و تحقق اصلاحات نقش دارد كه بيشتر آنها را در نهج‏البلاغه مى‏يابيم، از جمله:
+
 
+
+
 
+
۱ - تقوا
+
 
+
+
 
+
تقوا نيرويى است مقدس كه سبب كشش به سوى ارزشهاى معنوى و عالى و گريز از پستى‏ها و آلودگى‏هاى مادى مى‏شود، و آدمى را بر خويشتن مسلط نموده، از اسارت هواهاى نفسانى آزاد مى‏كند. و در واقع به انسان مصونيت مى‏بخشد نه محدوديت. داشتن تقوا در انديشه و عمل اصلاح طلب موثر مى‏باشد. امام المتقين على عليه‏السلام پيوسته بر تحقق تقوا و تعميق و توسعه آن خاصه نسبت به خواص، تاكيد داشت، حتى در وصيتنامه خود، قبل از هر چيز به تقوا و پروا پيشگى توصيه مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((شما را و تمام فرزندانم و هر كس اين پيام به او مى‏رسد در هر زمان و هر به تقوا و نظم در امور و ايجاد صلح و صلاح بين خود سفارش مى‏كنم... .)) - اوصيكما و جميع ولدى و من بلغه كتابى بتقوى الله و نظم امركم و صلاح ذات بينكم. نامه ۴۷.
+
 
+
+
 
+
¡
+
 
+
+
 
+
و در خطابى ديگر به بيان آثار تقوا پرداخته، مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((به راستى تقوا داروى بيمارى دلها و قلب‏هاى شما... و به صلاح و سامان رساننده فساد درون ((جان و جامعه) شماست)). - فان تقوى الله دواء داء قلوبكم م... و صلاح فساد صدوركم /. خطبه ۱۹۸. ¡
+
 
+
+
 
+
اى بندگان خدا بدانيد تقوا دژى بلند و شكست‏ناپذير است و بى تقوايى و هرزه گى خانه‏اى پست و در حال فرو ريختن كه حافظ ساكنان خود نمى‏باشد و كسى كه به ان پناه برد در امان نخواهد بود، آگاه باشيد، باتقوا مى‏توان ريشه و نيش گزنده گناهان را قطع كرد.))۳- واعلموا عباد الله ان التقوى دار حصن عزيز و الفجور دار حصن ذليل لا يمنع اهله ولا يحرز من لجاء اليه الا وبا لتقوى تقطع حمه الخطايا. خطبه ۱۵۷. ¡
+
 
+
+
 
+
((همانا تقوا كليد هر در بسته و توشه قيامت و عامل آزادى از هر گونه بردگى و نجات از هر تباهى است. و در پرتو تقوا طالب هر چيز پيروز خواهد و پروا كنندگان از گناه، رستگارند و با تقوا به هر آرزويى مى‏توان رسيد))۴- فان التقوى مفتاح سداد و ذخيره معاد و عتق من كل ملكه و نجاه من كل هلكه بها ينجح الطالب و تنال الرغائب. خطبه ۲۳۰. ¡
+
 
+
۲- قدردانى از نعمت‏ها
+
 
+
+
 
+
يعنى انچه داريم از آن خدا بدانيم و همراه با سپاس و شكر او، با برنامه ريزى صحيح و به دور از اسراف و تبذير، در مسير رضاى او و خدمت به بندگان او استفاده و صرف كنيم. كه حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((هر نعمتى كه خداوند به تو بخشيده نيكو دار و در راه صلاح و اصلاح بكار گير و هرگز نعمت هايى را كه در اختيار دارى تباه مكن)). - استصلح كل نعمة انعمها عليك و لا تضعين نعمة من نعم الله عندك. / نامه ۶۹. ¡
+
 
+
۳ - تامين زندگى كارمندان
+
 
+
+
 
+
رسيدگى به معيشت كارمندان نه تنها اميد بخش و انگيزه كار بهتر و بيشتر مى‏شود بلكه سبب آرامش خاطر آنان بوده، و مانع تجاوز به اموال مردم و بيت المال مى‏گردد. امام على عليه‏السلام در اين زمينه مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((سپس روزى فراوان و امكانات مورد نياز كارمندان را بر آنان ارزانى دار كه با حقوق و در آمد كافى در اصلاح خود بهتر مى‏كوشند و با بى نيازى دست به اموال بيت المال نمى‏زنند و اتمام حجت است بر آنها.)) - ثم اسبغ عليهم الارزاق فان ذلك قوة لهم على استصلاح انفسهم و غنى لهم عن تناول ما تحت ايديهم و حجة عليهم. / نامه ۵۳. ¡
+
 
+
۴ - استفاده از تجربه صالحان
+
 
+
+
 
+
بهره‏گيرى از تجربه موفق مصلحان هم علم است و هم صرفه جويى در زمان و دورى از زيان‏هاى آزمون و خطا، كه حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((آنچه نيكان و صالحان خاندانت به آن عمل كرده‏اند، انتخاب كن و انجام بده)) - و الاخذ بما مضى عليه الاولون من آبائك و الصالحون من اهل بيتك. / نامه ۳۱. ¡
+
 
+
۵ - دورى از شعار و ريا
+
 
+
+
 
+
اسلام پيوسته آدمى را از تنگ نظرى‏هاى مادى و خودنمايى و خود بينى‏هاى بيرون آورده، او را به خدا و كمال نامتناهى متوجه مى‏كند تا نه تنها به جاى حرف و شعار، عملگرا گردد بلكه در اجراء و عمل هم گرفتار توقف يا انحراف نشود، حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((و عمل صالح زراعت آخرت و ارزشمند است... و كارها (نيكى‏ها و اصلاحات) را بدون ريا و خود نمايى و شهرت‏طلبى، انجام دهيد)). - و العمل الصالح حرث الاخرة... و اعملوا فى غير رياء و... / خطبه ۲۳. ¡
+
 
+
+
 
+
۶ - امر به معروف و انتقاد سالم و خير خواهانه
+
 
+
+
 
+
براى شكل گير و پيشرفت اصلاحات، دولت و ملت بايد ناظر و ناصح هم باشند، در نهج البلاغه مى‏خوانيم:
+
 
+
+
 
+
((پس مرا با خير خواهى خالصانه و سالم يارى كنيد.)) - فاعينونى بمناصحة خلية من الغش، سليمة.... / خطبه ۱۱۸. ¡
+
 
+
+
 
+
((و امر به معروف را براى اصلاح توده‏ها و جامعه قرار داد)) - و الامر بالمعروف مصلحة للعوام. / حكمت ۲۵۲. ¡
+
 
+
۷ - قانون گرايى
+
 
+
+
 
+
عمل به وظيفه و حفظ حقوق يكديگر در مردم و كارگزاران بستر ساز اصلاحات مى‏باشد. على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((و آنگاه كه مردم حق رهبرى و والى را ادا كنند و زمامدار جامعه، حقوق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت يابد، راههاى دين پديدار و استوار گردد، نشانه‏هاى عدالت برقرار و سنت‏هاى صحيح، در مسير خود به راه افتد پس بدين ترتيب روزگار اصلاح شود و مردم به استمرار دولت و حكومت اميدوار و توطئه و طمع‏هاى دشمنان به ياس انجاميد.)) - فاذا ادات الرعية الى الوالى حقه وادى الوالى حقها.... / خطبه ۲۱۶. ¡
+
 
+
۸ - مبارزه با فساد
+
 
+
+
 
+
همزمان با برنامه‏هاى اصلاحى، شناسايى و جلوگيرى از رويش و رشد مفاسد (فردى، اجتماعى، اقتصادى و... از هر كس و در هر شكل) يك ضرورت است تا اصلاحات به ثمر رسد همانگونه كه براى رشد نهال و گل‏ها، آفتها و خارهاى مزاحم را بايد دفع كرد و با روش صحيح از بين برد مصلحان بزرگ تاريخ يعنى انبياء اينگونه عمل كردند، و على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((بدانيد خداوند مرا فرمان داده است تا با سركشان، پيمان شكنان و كسانى كه فساد به راه مى‏اندازد مبارزه كنم.)) - فتعصبوا لخلال الحمد من الحفظ للجوار... و الكف عن البغى و اجتناب الفساد فى الارض. / خطبه ۱۹۲. ¡
+
 
+
+
 
+
((در حفظ خصلت‏هاى پسنديده تعصب به خرج دهيد... از ستم و فساد اجتناب و دورى كنيد.)) . ۲۹۱ ه‏بطخ / ض‏رلاا ى‏ف داسفلا و ث‏كنا و ى‏غبلا ل‏ها ل‏اتقب ه‏للا ى‏نورما دق و لاا - ¡
+
 
+
۹ - تبيين آثار و فوايد
+
 
+
+
 
+
از جمله عوامل موثر در پذيرش و شكل‏گيرى اصلاحات بيان نتايج و فوايد ارزشى حركت اصلاحى و تجليل از عمل صالح و بها دادن به خوبان و خوبى‏ها مى‏باشد، امام صالحان على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((هر گاه صلاح و شايستگى بر روزگار و مردم چيره شد، اگر كسى به ديگرى گمان بد برد كه گناهى از او ظاهر نشده، ستمكار است.)) - اذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثم اساء رجل الظن بر جل لم تظهر منه حوبة فقد ظلم. / حكمت ۱۱۴. ¡
+
 
+
+
 
+
((آگاه باشيد نام نيك و زبان صالح و خير كه خداوند براى آدمى، در ميان مردم قرار دهد بهتر است از مال ارثى كه براى ديگران مى‏گذارد و او را سپاس هم نمى‏كند.)) - الا و ان الانسان الصالح يجعله الله تعالى الى للمرء فى الناس خير له من المال يورثه، من لا يحمده./ خطبه ۱۲۰. ¡
+
 
+
+
 
+
((هيچ تجارت و معامله‏اى همانند عمل صالح (پرسود) نيست)) - لا تجاره كالعمل الصالح. غرر الحكم و در الكلم / ج ۶، ص ۳۶۴. ¡
+
 
+
+
 
+
البته خواستن و تلاش مردم در تحقق اصلاحات قابل ترديد نيست (همانند زمين آماده و پذيراى بذر صالح) و شايد ذكر محاسن برنامه اصلاحى، عامل ايجاد و افزايش تقاضا و خواست ملت گردد. و لذا على عليه‏السلام (به فساد پرداختن و اميد اصلاح داشتن را) توبيخ مى‏كند:
+
 
+
+
 
+
((آنها (دشمنان)... در شهرها ومناطق خود به صلاح و اصلاح مشغولند و شما به فساد و خرابى مى‏پردازيد!)) -... و بصلاحهم فى بلادهم و فسادكم...، / خطبه ۲۵. ¡
+
 
+
۱۰ - شايسته سالارى
+
 
+
+
 
+
گزينش و انتخاب كارگزاران صالح و كاردان، نقش اساسى در اجراى اصلاحات دارد، به عكس گماشتن افراد ناصالح و ناكار آمد، وابستگان قومى و حزبى ناتوان، عامل ظلم، بدبينى، نارضايتى و خشم مردم و موجب فساد و بحران خواهد شد. در اين رابطه امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((كارگزاران خود را از ميان افراد با تجربه، با حيا و از خاندان‏هاى شايسته و با صلاحيت و پيشگام در اسلام انتخاب كن...)) - و توخ منهم اهل التجربة و الحيا من اهل البيوتات الصالحه و القدم فى الاسلام و..../ نامه. ۵۳ ¡
+
 
+
+
 
+
+
 
+
۱۱ - برخورد قاطع با كارگزاران متخلف
+
 
+
+
 
+
حضرت على عليه‏السلام در عين آنكه مظهر محبت و تبلور عطوفت بود اما با خائنان و مسئولان متخلف نظام، بدون ملاحظه كارى و تساهل و تسامح برخورد مى‏نمود و قاطعانه قوانين الهى را در حق آنها اجرا مى‏كرد
+
 
+
+
 
+
در نامه خود به والى مصر مى‏نويسد:
+
 
+
+
 
+
((سپس رفتارشان را مورد برسى قرار ده و بازرسان مخفى از افراد راستگو و وفادار بر آنان بگمار زيرا بازرسى سرى تو سبب مى‏شود تا آنها امانت دارى كنند و با مردم به ملاطفت رفتار نمايند و از اعوان خائن دور نگهدارند. و اگر يكى از آنها (كارگزاران) آلوده به خيانت شد و گزارش ماموران مخفى عليه او جمع گرديد و آن اخبار را حجت دانستى، خائن را تنبيه بدنى كن و به كيفر عملش برسان، و او را خوار نموده و داغ خيانت و ننگ بر گردنش بينداز.)) - ثم تفقد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم. / نامه ۵۳ . ¡
+
 
+
+
 
+
آرى تاريخ گواه است كه آن حضرت، ((شريح قاضى)) را به خاطر خانه‏اى كه تهيه كرده بود، احضار و توبيخ كرد. جانشينى فرماندار بصره را براى كوتاهى در حفظ بيت المال‏- نهج البلاغه، نامه ۳. ¡ به شدت تهديد نمود. و ((كميل بن زياد نخعى)) را به جهت بى كفايتى در فرماندهى لشكر، نكوهش و بركنار كرد. - همان، نامه ۲۰ و ۲۱. ¡ - همان، نامه ۶۱. ¡
+
 
+
+
 
+
و در نامه بى يكى از مسئولان خائن حكومتش نوشت:
+
 
+
+
 
+
((از خدا بترس و پرهيزكار باشد و اموال آنان را باز گردان و اگر چنين نكنى و خدا مرا فرصت دهد تا به تو دست يابم تو را كيفر خواهم كرد كه نزد خدا عذر خواه من باشد. و با شمشيرى تو را مى‏زنم كه به هر كس زدم وارد دوزخ گرديد. به خدا سوگند اگر حسن و حسين عليه‏السلام (دو فرزند آن حضر) چنان مى‏كردند كه تو انجام دادى، از من روى خوش نمى‏ديدند و به آرزويى نمى‏رسيدند جز آنكه حق را از آنان بگيرم.)) / ... ل‏عفت م‏ل ن‏ا ك‏ناف م‏هلاوما م‏وقلا لاوه ى‏لا ددراو ه‏للا ق‏تاف - ۱۴ ه‏ما ¡
+
 
+
+
 
+
و در كلامى ديگر مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((در انجام آنچه صلاح به شمار مى‏آيد سستى مكنيد و براى رسيدن به حق تلاش نماييد و اگر بر حق و صلاح پايدارى نكنيد، بدانيد خوارترين افراد نزد من، انسان كج رفتار است كه به سختى كيفر خواهم داد و هيچ راه گريزى نخواهد يافت.)) - و لا تفر طوا فى صلاح و ان تخوضوا الغمرات الى الحق فان انتم لم تستقيموا.../ نامه ۵۰. ¡
+
 
+
۱۲ - صداقت و صراحت
+
 
+
+
 
+
در سيره سياسى امام عدالت خواهان حضرت على عليه‏السلام به وضوح صداقت و صريح گويى با مردم، ديده مى‏شود كه نقش فراوان در جلب اعتماد و پذيرش برنامه اصلاحات دارد، به طورى كه مى‏فرمود:
+
 
+
+
 
+
((آنچه مى‏گويم بعهده مى‏گيرم و بدان پاى بندم... بخدا سوگند هرگز سر سوزنى حقيقت را از شما پنهان نكردم و هيچگونه دروغى نگفته‏ام.)) - ذمتى بما اقول رهينة و انابه زعيم... و الله ما كتمت و شمة و لا كذب كذبة. / خطبه ۱۶. ¡
+
 
+
+
 
+
و همچنين مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((هرگاه رعيت و ملت بر تو بدگمان گردد، عذر و دليل خود را آشكارا با آنان در ميان بگذار و با اين كار بدگمانى را (و در نتيجه زير سئوال رفتن خود و برنامه هايت ) از آنان برطرف كن، كه اين دفاع، رياضتى براى خود سازى تو و مهربانى و مدارا نسبت به مردم است و آنان را به حق و قانون مدارى و مى‏دارد.)) - و ان ظنت الرعيه بك حيفا فاصحر لهم بعذرك... / نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
۱۳ - حفظ كرامت انسانها
+
 
+
+
 
+
در ((نهج البلاغه)) بارها محبت به ملت و حفظ كرامت انسانها توصيه شده است كه اين خوى پسنديده عامل پذيرش و پيشرفت طرح‏هاى اصلاحى و سبب رشد و شكوفايى ملت، اجراى قانون، اعتماد و امنيت خواهد بود. و امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((اى مالك رافت و رحمت را پوشش دل خود قرار بده و با همه مردم دوست و مهربان باش چرا كه دو دسته‏اند، يا برادر دينى تو اند و يا افرادى همانند تو در آفرينش... بر آنان سخن مگير و ببخشاى... و بايد محبوب‏ترين چيزها نزد تو، تعميم عدل و جلب خوشنودى و رضاى توده مردم باشد.))- همان، نامه ۳۵. ¡
+
 
+
+
 
+
و در پيامى ديگر مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((با مردم متواضع و فروتن، مهربان و گشاده روباش و در نگاه و نيم نگاهت به مردم نيز، با تساوى رفتار كن.)) - و اخفض لهم جناحك و الن لهم جنابك و ابسط لهم و جهك و آس بينهم فى اللحظه و النظره.... / نامه ۵۳. ¡
+
 
+
+
 
+
چرا كه تبعيض‏هاى ناروا، جامعه را به فساد و تفرقه، تباهى و طغيان مى‏كشاند و مانع شكل‏گيرى و استمرار اصلاحات مى‏باشد. و لذا پيشواى اصلاح طلبان راستين، على عليه‏السلام اجازه برترى خواهى به كارگزارانش نمى‏داد.
+
 
+
+
 
+
((و براى همه ملت آنچه براى خود و خاندانت دوست دارى، دوست بدار و براى آنها آنچه براى خود و خاندانت نمى‏پسندى مپسند.)) - و احبب لعامة رعيتك ما تحب لنفسك و اهل بيتك و اكره لهم ما تكره لنفسك و اهل بيتك. تحف العقول،/ ص ۱۲۲. ¡
+
 
+
+
 
+
حتى منت گذارى، بزرگنمايى كار خود و آمار زياد دادن را نهى مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((از منت بر رعيت به هنگام احسان بپرهيز و بيش از آنچه انجام داده‏اى كارت را بزرگ مشمار و هرگز خلاف وعده عمل مكن... و از امتياز خواهى براى خود در آنچه مردم مساويند بر حذر باشد.)) - و اياك و المن على رعيتك با حسانك او التزايد فيما كان من فعلك و اياك و الاستئثار بما الناس فيه اسوة... نامه ۵۳. ¡
+
 
+
۱۴ - دعا
+
 
+
+
 
+
به دنبال برنامه ريزى و مديريت صحيح، هر طرح و حركت اصلاحى، توجه قلبى به قدرت نامتناهى خدا نمودن و دعا كردن، نه تنها يك اصل مكتبى و معنوى مى‏باشد كه توفيق‏- نهج البلاغه، نامه ۴۷. ¡ و تداوم كار و مصونيت از تهديدهاى نامرئى را نويد مى‏دهد و به طور كلى دعا عبادت بوده و آثار تربيتى و روحى فراوان به همراه دارد. امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((اگر مردم هنگام نزول بلاها و گرفتاريها و زوال نعمت‏ها، با نيت‏هاى درست و صادقانه به درگاه خدا زارى كنند و با قلب‏هاى سرشار از محبت، از خدا بخواهند، آنچه از دستشان رفته، باز خواهد گشت و هر گونه فسادى اصلاح گردد.)) - لو ان الناس حين تنزل و تزول عنهم النعم فزعوا الى ربهم بصدق... و اصلح لهم كل فاسد. / همان، خطبه ۱۷۸. ¡
+
 
+
+
 
+
و در كلامى ديگر مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((خداى بين ما و آنان اصلاح فرما و صلاح و صواب را حاكم كن.)) - الهم و اصلح ذات بيننا و بينهم./ همان، خطبه ۲۰۶. ¡
+
 
+
+
 
+
((پروردگارت تو مرا به اصلاح امورم راهنمايى فرما و قلبم را به آنچه سبب رستگاريم شود هدايت نما.)) - سفدلنى على مصالحى و خذ بقلبى الى راشدى. / همان، خطبه ۲۲۷. ¡
+
 
+
+
 
+
ممماا رى! على عليه‏السلام به عنوان رئيس حكومت اسلامى و يك مصلح اسوه، خدا را مى‏خواند و دعا مى‏كند و به ما مى‏آموزد.
+
 
+
+
 
+
+
 
+
اصلاح طلبان راستين
+
 
+
+
 
+
امام على عليه‏السلام در نهج البلاغه ضمن كوتاهى به سه ويژگى برجسته مصلحان و اصلاح طلبان واقعى اشاره مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((امر و فرمان خداى سبحان (حاكميت دينى و اصلاحات واقعى) را برپا ندارد جز آنكه:
+
 
+
+
 
+
۱. اهل ملاحظه كارى و سازش و سياسى كارى (در اجراى حق) نباشد.
+
 
+
+
 
+
۲. همرنگ مردم ناصالح و مشابه مفسدان و در جهت خواست آنها حركت و موضعگيرى نكند.
+
 
+
+
 
+
۳. پيرو آرزوها (تمايلات نفسانى، طمع مال و مقام و مفاسد حزبى و جناحى) نگردد.)) - لا يقيم امر الله سبحانه الا من لا يصانع و لا يضارع و لا يتبع المطاعليها السلام/ حكمت ۱۱۰. ¡
+
 
+
+
 
+
و اين همه ريشه در زهد و دورى از دنيا گرايى دارد. زهد حالتى است كه زاهد به خاطر دلبستگى‏هاى معنوى و اخروى نسبت به مظاهر مادى زندگى (در انديشه و عمل) بى اعتنايى مى‏كند و در نتيجه نه تنها ساده زيستى و قناعت دارد كه از رفاه‏طلبى، طمع، تحمل و لذت گرايى گريزان مى‏شود و اصلاحات او همراه با عدالت اجتماعى و دورى از ظلم و گناه مى‏گردد. و لذا انبياء كه سر آمد مصلحان راستين اند، هم زاهد بودند و به فرموده على عليه‏السلام پيامبر صلى الله عليه و آله برترين زاهدان و حضرتش در دورى از دنيا به او تاسى نموده، مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((به خدا سوگند كه اين دنيا شما در ديده من از استخوان خوكى در دست شخص مبتلا به جذام پست‏تر است.)) - و الله لدنيا كم هذه اهون فى عينى من عراق خنزير فى يد مجزوم / حكمت ۲۳۶ ¡
+
 
+
+
 
+
و در مورد ترغيب به زهد مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((خوشا به حال آنان كه از دنيا (مظاهر مادى و لذتهاى زودگذر و فريبنده) دل بريدند و به آخرت رغبت و دلبستگى پيدا كردند.)) - طوبى للزاهدين فى الدنيا الراغبين فى الاخرة/ حكمت ۱۰۴. ¡
+
 
+
+
 
+
و در تبيين معنا و آثار زهد مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((اى مردم زهد عبارت است از كوتاه كردن آرزو، سپاس گزارى در برابر نعمت و پارسايى نسبت به محرمات و نبايستنى‏ها)) - ايها الناس الزهادة قصر الامل و الشكر عند النعم و التورع عند المحارم. / خطبه ۸۱. ¡
+
 
+
+
 
+
((و كسى كه در دنيا زاهد باشد، مصيبت‏ها را ناچيز شمرد و گرفتاريها بر او سبك نمايد.)) - و من زهد فى الدنيا استهان بالمصيبات / حكمت ۳۰. ¡
+
 
+
+
 
+
متاسفانه اصلاح طلبان دروغين نه تنها در صدر اسلام ( همانند بنى اميه و بنى عباس) حتى امامان معصوم و مصلحان راستنى امت را با تبليغات گسترده، منزوى كردند، بلكه در مشروطيت و عصر حاضر نيز همان نوع اصلاحات وارداتى و اصلاح طلبان مورد حمايت دشمنان و رسانه‏هاى خبرى استكبار جهانى به چشم مى‏خورند، آنه كه نفى ارزشهاى اسلامى و انقلابى و محورهاى وحدت و اصيل نظام (قانون اساسى، ولايت فقيه و مديريت دينى و...) را هدف قرار داده‏اند و با نقاب شعارهاى فريبنده، جامعه و جوانان را به سوى ليبراليسم، سكولاريزم و نظام لائيك سوق مى‏دهند. با آنكه اصلاح طلبان واقعى پيش از همه و بيش از ديكران، خود اهل عمل صالح اند، امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((هر آن كسى كه مردم را (به هر كار و حركت اصلاحى) دعوت كند و فراخواند ولى خود عمل ننمايد، همانند تير اندرز بدون كمان است)) - الداعى بلا عمل كالرامى بلاوتر./ حكمت ۳۳۷. ¡
+
 
+
+
 
+
و در ضمن خطابه‏اى مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((كجايند خوبان و صالحان شما، كجايند آزاد مردان و سخاوتمندان شما... مفاسد (فردى و اجتماعى) آشكار و فراگير شده، نه انكار كننده و تغير دهنده‏اى ديده مى‏شود و نه بازدارنده‏اى، عمل كننده پيدا مى‏شود... نفرين خدا بر آنان خدا بر آنان باد كه امر به معروف (و خوبيها و اصلاحات) مى‏كنند و خود آنرا ترك مى‏نمايد، نهى از منكر و فساد مى‏كنند و خود مرتكب مى‏شوند.)) - اين خياركم و صلحائكم اين احراركم و سمحاء كم... ظهر الفساد فلامنكر مغير و لازاجر مزد جر... لعن الله الامرين بالمعروف، التاركين له و الناهين عن المنكر العالمين به. / خطبه ۱۲۹. ¡
+
 
+
+
 
+
+
 
+
اسوه اصلاحات
+
 
+
+
 
+
الگو خواهى و الگوپذيرى انسان و نقش آن در رشد و تكامل فرد و جامعه، غير قابل ترديد است و در امر اصلاح‏طلبى و طرح و تحقق اصلاحات وجود مدل و اسوه صالحان، يك ضرورت به شمار مى‏رود، تا كار با آگاهى آغاز و راه نزديكتر شود و همچنين در مواجهه با مشكلات، حركت متوقف نگردد و يا الگوهاى وارداتى، امت را به انحراف نكشاند. بر اين اساس است كه حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((به راستى كه پيروى از روش پيامبر و اسوه قرار دادن او براى شما كافى است... پسى از پيامبر نيكوتر و برتر پيروى كن زيرا راه و رسم او اسوه مى‏باشد (در همه زمينه‏هاى زندگى) براى آنكه به او تاسى كند. و محبوبترين بندگان خدا كسى است كه از پيامبرش تبعيت نمايد.)) - و لقد كان فى رسول الله صلى الله عليه و آله كاف لك فى الاسوة... فتاس بنبيك الطيب الاطهر فان فيه اسوة لمن تاسى و عزا لمن تعزى... و احب العباد الى الله المتاسى بنيه./ خطبه ۱۶۰. ¡
+
 
+
+
 
+
و در جاى ديگر مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((به اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله (امامان معصوم و مصلحان واقعى انسانها) بنگريد و پيوسته ملازم آنان باشيد از جهتى كه مى‏روند منحرف نشويد و قدم جاى قدمشان بگذاريد، چرا كه آنان هرگز شما را از راه هدايت و تكامل منحرف نمى‏كنند و بيرون نمى‏برند.)) - انظروا اهل بيت نبيكم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن يخرجوكم من هدى./ خطبه ۹۷. ¡
+
 
+
+
 
+
و در بيانى اتمام حجت نموده، مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((خدايا هر يك از بندگانت كه سخن و برنامه عادلانه و اصلاح طالبانه دور از فساد ما را نسبت به دين و دنيا بشنود و از يارى آيين تو و دين تو سرباز زند ما تو را بر ضد او به شهادت مى‏طلبيم... و او را به كيفر گناهانش خواهى گرفت.)) - اللهم ايما عبد من عبادك سمع مقالتنا العادله... و المصلحة غير المفسده فى الدين و الدنيا فابى بعد ما سمعه... / خطبه ۲۱۲ ¡
+
 
+
+
 
+
در خاتمه با اطمينان هر چه بيشتر بايد گفت كدامين اصلاح طلب و كدامين طرح اصلاحى جامع‏تر و موفق‏تر در اجراى عدالت، امنيت و معنويت و رفع محروميتها، از الگوى حكومتى امام على عليه‏السلام بوده و هست؟!
+
 
+
+
 
+
او كه بر بخش وسيعى از كره خاكى نظام اصلاحى اسلام را پياده كرد و به نمايشگاه تاريخ آورد، در نامه‏اى به يكى از كار گزاران بزرگ حكومتى اش مى‏نويسد:
+
 
+
+
 
+
((آگاه باش! هر ماموم و رهروى را پيشوا و رهبرى است كه بايد به او اقتدا كند و از زانو نور دانش او (گفتار و رفتار و سيره‏اش) بهره گيرد، بدان، امام شما از دنيايش به اين دو جامعه و از غذاها به اين دو قرص نان اكتفا كرده.
+
 
+
+
 
+
آگاه باش! شما توانايى اين گونه زيستن را نداريد و ليكن مرا با ورع و خدا پرستى، * در همه زمينه‏هاى زندگى و برنامه‏هاى علمى و جامع) و پاكى و پيمودن راه صحيح و درستكارى يارى دهيد... آيا به همين اكتفا و قناعت كنم كه گفته شود، من امير مومنانم اما با آنان در سختى‏هاى روزگار شركت نكنم و پيشوا و اسوه شان در تلخى‏هاى زندگى نباشم؟...)) - الا و ان لكل ماموم اماما يقتدى به ويستضى‏ء بنور علمه الا و ان امامكم قد اكتفى من دنياه بطمريه و من طعمه بقصريه الا و انكم لا تقدرون على ذلك و لكن اعنونى بورع و اجتهاد و عفة و سداد... ءاقنع من نفسى بلت يقال هذا امير المومنين و لا اشاركهم فى مكاره الدهر او اكون اسوة لهم فى جشوبة العيش.../ نامه ۴۵ ¡
+
 
+
+
 
+
كجاى تاريخ بشر مى‏توان اسوه مقتداى صالح و عدل محور همچون حضرت على عليه‏السلام يافت كه بگويد:
+
 
+
+
 
+
((بر شهرهاى شما وارد شدم (رياست و حكومت را در دست گرفتم) با اين پوشاك و لباس اثاث و مركب و شتر سواريم پس اگر با غير اينها و بيش از آنچه با آنها وارد شدم، بيرون روم (در پايان حكومت و عمرم) به حق از خائنان باشم؟؟)). - دخلت بلادكم باشمالى هذه و رحلتى هاهى فان انا خرجت من بلادكم بغير ما دخلت فاننى من الخائنين./ بحار الانوار، ج ۸۴۰، ص ۳۲۵. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز در باره وحدت حرف و عمل كه عامل جلب اعتماد مردم و تحقق اصلاحات است مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((اى مردم به خدا سوگند شما را به اطاعت و انجام كارى تشويق و وادار نمى‏كنم مگر آنكه خود در انجام آن بر شما سبقت مى‏گيرم و از انجام گناهى باز نمى‏دارم جز آنكه قبل از شما خودم آن را ترك مى‏كنم.)) - ايها الناس انى و الله ما احثكم على طاعة الا و اسبقكم اليها و لا انها كم عن معصية ال و اتناهى قبلكم عنها. / خطبه ۱۷۵. ¡
+
 
+
+
 
+
حال با تمسك به كلام على عليه‏السلام در بيان شيوه اصلاحات مصلح كل (آخرين اسوه معصوم امام زمان حضرت مهدى (عج)) سخن را به پايان مى‏رسانيم:
+
 
+
+
 
+
((او (حضرت مهدى (عج)) خواسته‏ها و هواهاى نفسانى را تابع هوس‏هاى خود قرار دهند و هنگامى كه قرآن را به راى و نظريه‏هاى مختلف خود تفسير كنند آن حضرت آراء و نظريه‏ها را تابع قرآن مى‏سازد.)) يعنى به جاى كثرت گرايى و قرائت‏هاى متعدد و آزادى و ولنگارى فكرى و رفتارى، بدعت‏ها و تحريف‏ها كه در طول تاريخ، دشمنان و نا- يعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهوى و يعطف الراى على القرآن اذا عطفوا القران على الراى. / خطبه ۱۳۸. ¡ آگاهان وارد اسلام و نظام نمودند، مى‏آيد و بر خلاف نظر اصلاح طلبان غربى و ليبراليست‏ها، كه بر اساس اومانيسم (اصالت انسان) و سكولاريزم (اصالت دنيا و جدايى دين از سياست) عمل نمودند. او مقررات خداى حكيم را پياده مى‏كند، خدايى كه سراسر هستى را بر اساس حكت و مصلحت آفريده است. و از اين رهگذر در نهج البلاغه مى‏خوانيم:
+
 
+
+
 
+
((آسمان و زمين، بالا و پستى مامور رساندن منافع شما بوده، اوامر خدا را اطاعت كردند و به آنها دستور داده شده كه براى مصالح شما قيام كنند و چنين كردند.)) - و لكن امر تابمنا فعكم فاطاعتا واقيمتا على حدود مصالحكم فقامتا. / خطبه ۱۴۳. ¡
+
 
+
+
 
+
+
 
+
معيار اصلاحات
+
 
+
+
 
+
صلاح و فساد از مفاهيم ارزشى محسوب مى‏شود و نمى‏توان با حس تجربه كرد (همانند خوبى و بدى، معروف و منكر) بلكه تابع نظام ارزشى است كه رد يا گروه و جوامع براى‏- مفاهيمى كه به كار مى‏بريم گاه در باره چيزهايى است كه هست و موجود مى‏باشد و با تجربه عينى مى‏توان حس كرد و نشان داد، مانند هوا گرم است يا آنجا روشن است و گاه درباره چيزهايى است كه مى‏گوييم بايد چنين شود يا نبايد چنان شود يعنى در بطن معناى آنها بايد و نبايد مى‏باشد. اينها را مفاهيم ارزشى مى‏گويند مانند صلاح و فساد، خير و شر، معروف و منكر و... (از كتاب آذرخشى ديگر از آسمان كربلا). ¡ خود پذيرفته‏اند (لذا گاه يك نوع احترام در نظامى ارزشى، خوب و زيباست ولى در نظام ديگر زشت و ناپسند مى‏باشد) حال اين سئوال پيش مى‏آيد كه اصلاحات طبق كدام نظام ارزشى و فرهنگى و بر اساس كدام معيار، اسلامى يا الحادى (شرقى يا غربى)؟
+
 
+
+
 
+
اگر گفتمى صالحات بر اساس معيار اسلامى خوب است، پس بايد آنچه اسلام مى‏گويد، انجام دهيم و با هر چه مى‏گويد بد است مبارزه كنيم، بر عكس اگر اصلاحات غربى و كنوانسيون‏هاى كذايى بين المللى و غيره را پذيرفتيم، خوبى و بدى كارها تابع همان نظام ارزشى مى‏شود، هر چند مخالف اسلام باشد! مانند آزادى‏هاى جنسى و... و شايد يكى از علل توصيه مقام معظم رهبرى (حضرت آية الله خامنه‏اى مدظله العالى) بر ضرورت هدايت اصلاحات از مركزى مقتدر، مساله تطبيق آن با معيارهاى مكتبى و قانونى بوده است (يعنى علاوه بر كارشناسى و تحقيق و اولويت بندى و نظارت بر حسن اجراى تدريجى آن) نه تنها در نهج البلاغه شاهد الگو و اسوه بوديم (سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرمومنان عليه‏السلام حكومتش) بلكه در زيارت مطلقه آن حضرت مى‏خوانيم (السلام على ميزان الاعمال) يعنى معيار سنجش اعمال و رفتار فردى و اجتماعى همگان در- بحار الانوار، ج ۱۰۰ ص ۳۳۰. ¡ همه زمان‏ها و زمينه‏ها، حضرت على عليه‏السلام مى‏باشد. و در كلامى ديگر از آن حضرت معيار اصلاحات، اين گونه نقل شده است:
+
 
+
+
 
+
((آگاه باشيد من نه پيامبرم و نه به من وحى مى‏شود بلكه تا آنجا كه مى‏توانم طبق دستورات قرآن عمل مى‏كنم، پس آنچه از اوامر الهى را دستور مى‏دهم بر شما كه اطاعت كنيد چه بپسنديد و چه نپسنديد و اگر اوامر من يا هر كس (در هر موقعيت و زمان) بر نافرمانى و معصيت خدا باشد، پس بدانيد اطاعت از حاكم و غيره، شامل معصيت الهى نمى‏شود. اطاعت فقط در موارد اعمال صالح و فرمانبردارى از خداست و سه بار اين جمله را تكرار فرمود.)) - الا و انى لست نبيا و لا يوحى الى ولكنى اعمل بكتاب ما استطعت. فما امرتكم به من طاعة الله فحق عليكم اطاعتى فيما اجبتم و فيما كرهتم و ما امرتكم به او غيرى من معصية الله فلاطاعة فى المعصية، الطاعة فى المعروف، ثلاثا.)) بحار الانوار، ج ۳۴، ص ۳۶۲. ¡
+
 
+
+
 
+
در اينجا به خوبى مى‏رساند كه معيار نه پسند و خواست مردم و اكثريت است و نه فرمان حاكم و نه سياستهاى بين المللى، بلكه ملاك الهى بودن كار و راه، اطاعت از دستورات خداوند مى‏باشد.
+
 
+
+
 
+
يعنى در حكومت اسلامى و سيره سياسى علوى با آنكه مردم در انتخاب و شكل‏گيرى حكومت، اصلاحات و تداوم آن، نقش اساسى دارند و امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((به خدا سوگند... اگر اين جمعيت عظيم دورم را نگرفته بود و به ياريم قيام نكرده بودند و از اين جهت حجت تمام نشده بود و اگر نبود پيمان و مسئوليتى كه خداوند از عالمان گرفته كه در برابر شكمخوارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند، من مهار شتر خلافت را رها مى‏كردم و از آن صرف نظر مى‏نمودم)) - اما و الذى فلق الحبه و برء النسمة لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر...،/ خطبه ۳. ¡
+
 
+
+
 
+
ليكن در صورت تزاحم رضايت و خواست مردم با احكام خدا قطعا دستورات الهى و حلال و حرام او تقدم دارد برخواست مردم و اكثريت (مثلا آزادى جنسى، نوشيدن مشروبات الكلى و...) زيرا در همان حكم خدا خير و صلاح واقعى است همانگونه كه در صورت تضاد بين خواست مردم با اصول بهداشتى و پزشكى يا مقررات راهنمايى رانندگى و غيره شما حكم به تقدم و اولويت اجراء آنها بر خواست مردم مى‏كنيد! و در اينجا همه پرسى يا راى مردم بى رنگ و معنا مى‏شود.
+
 
+
+
 
+
و از همين رهگذر، در سيره امام على عليه‏السلام غير از نظارت خود بر كارگزاران مناطق، مردم را به عناوين ناظر بر عملكرد حاكمان نموده، به آنان معيار و ملاك (اجراء دستورات خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله) مى‏داد تا تخلف حاكمان را گزارش دهند و اطاعت آنها را نكنند، و اين نه فقط اهتمام به امور ملت و كشور و احترام به انسانهاست بلكه قانون گرايى و نگهبانى از ارزشهاى والاى الهى و انسانى را مى‏رساند. و لذا مى‏بينيم بعد از جنگ جمل، وقتى ((ابن عباس)) را حاكم بصره نمود، مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((اى گروه مردمان! من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشين خودم قرار دادم، سخن او را بشنويد و فرمان او را تا هنگامى كه از دستورات خدا و رسول اطاعت مى‏كند، پيروى كنيد و اگر در ميان شما بدعتى پديد آورد از راه حق منحرف شد (بخاطر تمايلات نفسانى، شخصى يا حزبى و جناحى) مرا مطلع سازيد، او را عزل خواهم كرد...)) - يا معاشر الناس قد استخلفت عليكم عبدالله بن عباس فاسمعوا له و اطيعوا امره ما اطاع الله و رسوله فان احدث فيكم او زاغ عن الحق فاعلمونى اعزله عنكم. جمل، شيخ مفيد،/ ص ۴۲۰. ¡
+
 
+
+
 
+
و نيز در خطبه قاصعه صريحا از اطاعت روسا و بزرگانى كه دچار غرور حكومت و خود خواهى گشته و ملاك‏هاى ارزشى را فراموش كرده‏اند، نهى نموده، مى‏فرمايد:
+
 
+
+
 
+
((زنهار، زنهار، از پيروى و اطاعت بزرگترها و روسايتان (همانند طلحه و زبيرها) بر خذر باشيد، همانها كه بخاطر موقعيت خود تكبر مى‏ورزند و به نسب و نژاد خود مى‏نازد و كارهاى نادرست را به خدا نسبت مى‏دهند (به اسم قرائت‏هاى مختلف از دين و در جهت خواست شياطين يا خوشايند جمعى هوسران و...) آنها كه پايه‏هاى عصبيت جاهلى و ستون‏هاى فته و فساد و نفاق هستند... آنها پايه‏هاى گناهانند و ابليس (شيطان بزرگ) آنها را مركب‏هاى راهوار گمراهى قرار داده و سپاهى كه بوسيله آنها بر مردم غلبه يابد و...)) - الا فالحذر الحذر من طاعة ساداتكم و كبرائكم الذين تكبروا عن حبسهم و ترفعوا فوق نسبهم..../ خطبه ۱۹۲. ¡
+
 
+
+
 
+
منبع: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت (ع) ؛ http://lib.ahlolbait.com/parvan/resource/۳۱۸۶۲
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۷

اصلاحات از منظر نهج البلاغه

نویسنده: حسین ایرانی‏

مقدمه‏

اصلاحات، اصلی که ریشه در فطرت کمال جویی و کمال خواهی انسان دارد و رسالت بلند انبیای الهی هم اصلاح مادی و معنوی زندگی بشر بوده است. اسلام دین ناظر به فطرت آدمی و مکمل ادیان آسمانی گذشته، اصلاحات واقعی را در انجام دستورهای خالق هستی و تحقق عدالت و عبودیت حق می‌داند که متناسب با شرایط زمان بر محور ولایت‏-اصلاحات (واژه عربی، جمع اصلاح از ریشه اصلی) در لغت به معنای درست کردن، نیکو نمودن، آراستن به اصلاح درآوردن می‌باشد. در اصلاح علوم سیاسی عبارت از رفورم (refom) و برخی تغییرات تدریجی و آرام در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، بدون تحول در ساختاری که نظام و بنیاد جامعه است؛ و در فرهنگ دینی، تحول در فکر و فرهنگ فرد و جمع و نظامیان اجتماعی حاکم، به منظور منزوی نمودن آداب و عادات ناپسند و رفع نقص‌ها و مفاسد و جایگزین کردن ارزشهای الهی و تمایلات عالی و اخلاقی بر پایه عدالت، معنویت، آزادی و امنیت ¡ اجرا می‌گردد؛ و به گفته شهید استاد مطهری (ره):
((اصلاح‌طلبی یک روحیه اسلامی است، هر مسلمانی به حکم این که مسلمان است، خواه ناخواه اصلاح طلب است و لااقل طرفدار اصلاح‌طلبی است، زیرا اصلاح‌طلبی هم به عنوان یک شأن پیامبری در قرآن مطرح و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است)) -نهضت‌های اسلامی، شهید مطهری، ص ۷.
بعلاوه منتظر مصلح حقیقی و عدالت جهانی حضرت مهدی (عج) و لزوم مراقبت و محاسبه نقش، اصلاح‌طلبی و پالایش مستمر خود و جامعه را به همراه دارد، در واقع موضوع اصلاحات در همه زمینه‌ها و زمانها به عنوان یک اصل ارزشی ریشه در دین داشته و نه نتها در کلام امامان معصوم علیه السلام آمده که حتی در طول حیات خود برای تحقق آن تا پای فدا شدن پیش رفتند و امام حسین علیه السلام می‌فرماید:
((قیام من برای کامجویی یا جاه‌طلبی و آشوبگری و ستم نبوده بلکه برای ایجاد اصلاحات در امت جدم قیام کردم...)) -بحار الانوار، ج ۴۴، (ص) ۳۲۹.
و انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) نهضتی اصلاح طلبانه علیه رژیم ستمشاهی بود. -و امروز نیز اصلاحات باید در راستای اسلام که صدها هزار شهید و جانباز بر آن داده شده باشد، و بر محور شعار اصیل ملت (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) گرچه انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایجاد کردیم نه حکومت اسلامی علوی و مدیریت دینی ولی باید بدان سو گام برداریم یعنی در جهت رفع فقر، فساد، تبعیض، گسترش عدالت و معنویت، پرورش مدیران و ساختار اداری متناسب با انقلاب اسلامی و با الهام از نهج‌البلاغه بدور از افراط و تفریط تحجر گرایانه یا روشنفکرانه بیگانه‌نگر و فرصت طلبان مدعی اصلاحات وارداتی که استحاله فرهنگی (طرد مدیریت دینی) و براندازی خاموش نظام اسلامی و بازگشت استعمار در نقاب نوین را برنامه ریزی کرده‌اند.
اکنون این حقیقت را به اختصار از کتاب و کلام شهید عدالت، امام علی علیه السلام (نهج‌البلاغه) که ترجمان وحی است جویا می‌شویم.

ضرورت اصلاحات‏

در این بخش از بیانات حضرت علی علیه السلام نه تنها اصلاح‌طلبی و انجام اصلاحات راستین در همه ابعاد زندگی توصیه شده و کارشکنان و کوتاهی کنندگان را سرزنش نموده، بلکه استفاده می‌شود وظیفه حاکم و رهبری پرداختن به اصلاح امور ملت است.
((کوشش در صلاح و سامان دهی جامعه و امور مردم از کمال سعادت و نیکبختی است)) -من کمال السعادة السعی فی صلاح الجمهور. غررالحکم، ج ۶، ص ۳۰.
((در آنچه صلاح است و اصلاحات بشمار می‌آید کوتاهی و سستی مکنید)) -ولاتفر طوافی صلاح. نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، نامه ۵۰.
((کدورتها و مسائل (شخصی و جناحی) بین خود را اصلاح کنید)). -و اصلحوا ذات بینکم. خطبه ۱۶.
((وظیفه من جز تلاش و کوشش در اصلاح امور شما نیست)) -و ما علی الا الجهد...۱۷۸.

اصلاحات و حکومت اسلامی‏

امام علی علیه السلام در بیانات متعدد تصریح می‌فرماید که ایجاد اصلاحات همه جانبه از اهداف بلند فعالیتها و دستیابی ما، به امارت و حکومت می‌باشد؛ از جمله می‌فرماید:
((پروردگار! تو می‌توانی آنچه انجام دادیم نه برای کسب سلطنت و نه جهت تحصیل متاع پست دنیا بود، بلکه بدان خاطر بود که معیارها و نشانه‌های از بین رفته دین دنیا را بازگردانیم و اصلاحات را در شهرها و سرزمین‌هایت آشکار و محقق نماییم تا بندگان ستمدیده‌ات در امنیت (سیاسی، اقتصادی، قضایی، بهداشتی و...) و آسایش قرار گیرند (روابط اجتماعی و عدالت زندگی عمومی مردم از نظر مسکن، تغذیه، آموزش و پرورش و... بهبود آشکار یابد) و قوانین و مقرراتی که به فراموشی سپرده و احکام تعطیل مانده خدا، اقامه و اجرا گردد)). -اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منافسة فی سلطان و لاالتماس شی‌ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک. خطبه ۱۳۱.
و نیز در دستور العمل خود به مالک اشتر (استاندار بزرگ مصر) می‌نویسد:
((به آن سرزمین مامور و اعزام شدی تا خراج و مالیات‌های آنجا را جمع آوری نمود و با دشمنانش جهاد کنی و به اصلاحات جامعه و اهل مصر همت گماری، به عمران و آبادی شهرها و مناطق آن بپردازی...)) جبایه خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها... نامه ۵۳.

اصلاحات و آگاهی

از آنجا که در هر کار و راهی، موفقیت‌ها، مرهون میزان معرفت و آگاهی است، حرکت اصلاحی هم نیازمند شناخت لازم و علم و اطلاع مصلح نسبت به ابعاد و اهداف آن به طور شفاف و تبیین حدودش برای جامعه می‌باشد.
و لذا در نهج البلاغه غیر از توصیه‌های مکر به کسب دانش و تجربه و فرهیختگی و اینکه راس و سر آغاز تمام فضائل، علم است، در خصوص اصلاحات نیز امام علی علیه‌السلام به عنوان مصلحی یگانه، می‌فرماید:
((به راستی من به آنچه شما را به اصلاح می‌رساند و کاستی و کژی هایتان را بر طرف می‌نماید آگاهی کامل دارم و می‌دانم چگونه شما و جامعه را اصلاح کنم)) و همچنین در- و انی لعالم بما یصلحکم و یقیم اودکم. / خطبه ۶۹ عهد نامه خود به ((مالک اشتر)) رسما می‌کند تا آگاهی و شناخت خود را در زمینه سامان دادن کشور و اصلاحات (در بخش‌های مختلف) با بحث و گفتمان و مشاوره با متخصصان و عالمان متعهد تکمیل و تقویت نماید:
((... و با کارشناسان و دانشمندان بسیار به بحث و مشورت پرداز و این بررسی و بحث‌ها در باره اموری که وضع مملکت را در همه زمینه‌ها اصلاح می‌کند...)) و در نامه خود- و اکثر مدارسة العلما و منافثه الحکماء فی تثبیت ما صلح علیه امر بلادک/. نامه ۵۳. ¡ به امام حسن علیه‌السلام می‌نویسد:
((پس باید خواست‌ها و برنامه‌هایت از روی درک قوی و آگاهی باشد نه و نه ورود در شبهات...)) - فلیکن طلبک ذلک بتفهم و تعلم: لا بتورط الشبهات. / نامه ۳۱.

جهت اصلاحات

اصلاحات وقتی مفید، فراگیر و ماندگار خواهد بود که با انگیزه و در جهت ارزش‌های الهی، ایمان و باورهای دینی جامعه و سنت‌های ملی صالح مردم باشد و بطور کلی آنچه در راستای بسط عدالت، دیانت و زندگی جاوید عالم آخرت قرار دارد (نه فقط در جهت هواهای نفسانی و تمایلات حیوانی و لذت‌های زود گذر و محدود دنیا) تا انسان را به کمال لایق به حال خود برساند و نظام و کشور را استقلال، عزت و اقتدار بخشد و از این رو سرور آزادگان و عارفان، امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((مبادا اصلاحات دنیویت را به بهای نابودی دینت انجام دهی)). - و لا تصلح دنیاک بمحق دینک فتکون من الاخسرین اعمالا /. نامه ۴۳.
و نیز به ((مالک اشتر)) کارگزار بزرگ خود می‌نویسد:
((هرگز آداب و سنت‌های پسندیده‌ای که بزرگان این امت به آن عمل کرده‌اند و عامل وحدت و انسجام بوده و ملت به وسیله آن به صلاح سامان رسیده است مشکن و از بین مبر و هیچگاه آداب و مقرراتی پدید نیاور که به سنت‌های خوب گذشته زیان وارد کند چرا که پاداش برای آورنده و کیفر و بدبختی برای تو خواهد بود که آنرا شکستی)) ((مردم‏- و لا تصلح دنیاک بمحق دینک فتکون من الاخسرین اعمالا. / نامه ۴۳. ¡ چیزی از امور دینشان را برای اصلاح دنیای خود ترک نمی‌کنند مگر آنکه خدا زیانبارتر از آنان پیش خواهد آورد. - لا یترک شیئا من امر دینهم لا ستصلاح دنیا هم الا فتح الله علیهم ما هو اضر منه / حکمت ۱۰۶.
حتی از منظر نهج البلاغه، تباه نمودن آخرت (زندگی ابدی انسان که بعد از مرگ آغاز می‌شود) فساد به شمار آمده و اصلاح طلبان باید در برنامه ریزهای خود از این حدود و جهت را بشناسند و رعایت کنند، که امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((از موارد فساد، ضایع نمودن زاد و توشه ((اندیشه نیک و عمل صالح) و تباه ساختن آخرت و معاد است)) - و من الفساد اضاعه الزاد و مفسدة المعاد / نامه ۳۱.
و در اینکه اصلاحات باید در جهت حق و عدل باشد، حضرت علی علیه‌السلام به ((عبدالله بن عباس)) (وقتی از او پرسید این کفش وصله دار من چقدر ارزش دارد و ((ابن عباس)) پاسخ داد بهایی ندارد) می‌فرماید:
((بخداسوگند همین کفش بی‌ارزش، برایم از حکومت بر شما محبوب‌تر است مگر اینکه با آن حقی را به پا دارم و یا باطلی را دفع کنم)) و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا اوو ادفع باطلا /خطبه ۳۳

دقت در اصلاحات

هر کار و امری اگر بعد از تحقق مقدماتش انجام گیرد به نتیجه مطلوب خواهد رسید و انجام آن قبل از حصول شرایط و زمان مناسب غیر خردمندانه و نا موفق خواهد بود، و همچنین با وجود مقدمات و فرصت لازم، تاخیر و سستی در آن، تنبلی و زیانبار می‌باشد، در واقع این خود نوعی زمان‌شناسی و پاسخ به نیاز زمان است.
بر این اساس، امام علی علیه‌السلام در عهد نامه مشهور خود به ((مالک اشتر)) نوشته است:
((از تعجیل در کارهایی که وقت انجام داد نشان نرسیده بپرهیز و از درنگ نمودن در اموریکه وقت آن رسیده دوری کن و لجاجت مکن در چیزی که مبهم است (حقیقت آن روشن نیست) و سستی و کوتاهی در کارهای روشن، پس هر کاری را در جای خود و زمان خاص خود انجام بده)) - ایاک و العجله بالامور قبل او انها او التسقط فیها عند امکانها او اللجاجه فیها اذا تنکرت او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع کل امر موضعه و اوقع کل امر موقعه. / نامه ۵۳.
و در بیانی دیگر می‌فرماید:
((شتاب کردن پیش از توانایی بر کار و سستی و درنگ ورزیدن بعد از بدست آوردن فرصت، از بی‌خردی است)) - من الخرق المعالجه قبل الامکان و الاناة بعد الفرصة. / حکمت ۳۶۳.

اصلاحات در همگان

اصلاحات بخشی، فصلی و انحصاری، غیر مفید و ناپایدار است و باید در همه ابعاد و گروه‌ها و به نفع اصناف جامعه خاصه فرودستان و اقشار آسیب‌پذیر انجام گیرد، چرا که حق و عدل و ارتباط نزدیک انسان‌ها و زندگی اجتماعی و تاثیر پذیری آنها و... همه گویای این حقیقت است که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((و بدان و آگاه باش، ملت و مردم از گروه‌ها و اقشار مختلف‌اند که اصلاح هر یک جز با دیگری ناممکن است و هیچ یک از گروه‌ها و سازمانها از یکدیگر بی‌نیاز نمی‌باشند)) - و اعلم ان الرعیه طبقات لا یصلح بعضها الا ببعض الا و لا غنی ببعضها عن بعض /. نامه ۵۳.
و در مقام و بیانی دیگر اصلاحات را در صلح و آشتی بین اصناف امت دانسته می‌فرماید:
((امید آنکه در این مدت صلح، خداوند امور امت را اصلاح کند)) - و لعل الله ان یصلح فی هذه الهدنة امر هذه الامة /. خطبه ۱۲۵.
و نیز از امتیاز خواهی خویشان و خواص زمامدار کشور بشدت انتقاد نموده، می‌فرماید:
((همانا زمامدار را خواص و نزدیکانی است که امتیاز خواه و چپاولگرند و در معاملات کم انصافند، پس ریشه اینها را با بریدن اسباب آن بخشکان و برکن و به هیچیک از اطرافیان و خویشانت زمین وا مگذار و...)) - ثم للوالی خاصة و بطانة فیهم استئثار و تطاول و قله انصاف فی معامله فاحسم مادة اولئک... / نامه ۵۳.
و آنگاه علی علیه‌السلام در همین نامه با بیانی خاص در اهتمام به امور محرومان می‌فرماید:
((خدا را خدا را در خصوص طبقات پائین و محروم جامعه که هیچ چاره‌ای ندارند، زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان...)) - ثم الله الله فی الطبقه السفلی من الذین لاحیله لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البوسی و الزمنی... / نامه ۵۳.

نقش دولت و ملت

شکل‌گیری اصلاحات و این حرکت سازنده، همت و حمایت همگانی و مشارکت دولت و ملت را می‌طلبد، تا جایی که امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((رعیت و ملت اصلاح نمی‌شود جز آنکه دولت و زمامداران اصلاح گردند و زمامداران نیز جز با درستکاری و استقامت رعیت اصلاح نشوند)) - فلیست تصلح الرعیه الابصلاح الولاة و لا تصلح الولاة الا باستقامة الرعیه. / خطبه ۲۱۶.
تقدم واژه ((ولاة)) گویای اولویت اصلاحات در کارگزاران و ساختار نظام و حاکمان جامعه است. زیرا از این رهگذر است که توده مردم به رفاه و صلاح می‌رسند و به زمامداران خود اقتدا نموده به رنگ آنان در می‌آیند؛ و در بیانی دیگر نیز می‌فرمایند:
((همه اقشار جامعه به میزانی که امورشان اصلاح شود (اعم از امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) به زمامدار و والی حق معین و مشخصی دارند)) - و لکل علی الوالی حق بقدر ما یصلحه. / نامه ۵۳.
و نیز در موارد متعدد حقوق متقابل مردم مردم و والی را بیان داشته است. - نهج البلاغه، خطبه ۳۴.
بهر حال رهبر و حاکم جامعه باید به میزان قدرت و توانها و امکانات موجود و با توکل به خدا در انجام اصلاحات بکوشد و وظیفه ملت، اطاعت و اجرای اصلاحات همراه با نقد بموقع و خیر خواهانه و نصیحت مناسب است. - و ما اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب. / نامه ۲۸.

اصلاحات فرهنگی

به دنبال بحث ضرورت اصلاحات، این سئوال مطرح می‌شود که از کدامین نقطه حرکت اصلاحی آغاز شود؟ بدیهی است تا فرد و جامعه از درون و ریشه اصلاح نشوند، بیرون زندگی و وضعیت رفتاری آن سامان نخواهد یافت، چرا که:
ذات نا یافته از هستی بخش - - کی تواند که شود هستی بخش می‌آورند و اصلاحات توسعه و تعمیق می‌بخشند. این اصلاحات درون سازمان و نظام است که عامل اقتدار و عزت ملی گردد؛ و در مباحث مدیریتی، بسیاری معتقدند آنکه نتواند خویشتن را مدیریت کند، نمی‌تواند گروه و سطوح فرا سازمانی را رهبری نماید و سامان دهد.
و بزرگترین امتیاز نهضت اصلاح طلبانه انبیاء در تحول فکری و فرهنگی بوده و امروز هم دشمن با تهاجم و شبیخون فرهنگی می‌خواهد آنرا منزوی سازد!
بر این اساس در نهج البلاغه می‌خوانیم که از وظایف اصلی رهبری، نصیحت و تعلیم تربیت ملت است و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((خوشا به حال آنکه (فرد و جامعه).... جان و درونش صالح و پاک بوده و اخلاقش نیکوست)) - ر. ک نهج البلاغه، خطبه ۳۴.
((هر کس نهان و درون خود را اصلاح کند، خدا آشکار و ظاهر او را نیکو گرداند)) - طوبی لمن... و صلحت سریرته و حسنت خلیقته. / حکمت ۴۲۳.
((آنکه بین خود و خدا اصلاح نماید خداوند میان او و مردم را اصلاح می‌کند)) - من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین النااسلام / حکمت ۸۹.
و در عهد نامه امام علی علیه‌السلام به استاندار مصر نیز آمده است:
((بهترین ساعات شب و روزت را برای خود و خدا قرار بده، گر چه اگر نیت صالح و درست باشد و ملت در امنیت و آسایش واقع شوند، تمام وقت‌ها خدایی است)) - و ان کانت کلها لله اذا صلحت فیها النیة و سلمت فیها الرعیته. نامه ۵۳.
در نهایت از مطالب گذشته، تقدم اصلاحات در نیت و فکر، فرهنگ، اعتقاد و خلقیات فرد و جامعه را می‌توان نتیجه گرفت.

اصلاحات اقتصادی

مدیریت موفق باید جهت تحقق برنامه‌های اصلاحی، اهتمامی لازم را به حل امور اقتصادی و معیشتی ملت و رفع فقر معطوف دارد (یعنی با ایجاد بستر رشد و تعالی، موانع راه را بردارد). و غفلت و کوتاهی در آن تهدید جدی برای مدیران و اصلاح طلبان و مردم خواهد بود و فقر، فاجعه آفرین می‌باشد. شهید عدالت علی علیه‌السلام به حاکم مصر- نهج البلاغه، حکمت ۳۲۸. ¡ می‌نویسد:
((اگر مردم از سنگینی بار معیشت و مالیات، یا آفت زدگی و خشکسالی و... شکایت کردند، عوارض و مالیاتها و هزینه‌های زندگی را تا جایی تخفیف و کاهش بده که امور آنان سامان گیرد و اصلاح شود، و این تخفیف، تو را نگران نسازد، زیرا آن ذخیره‌ای است ککه به عمران کشور برگشته، گسترش عدالت و محبت ملت را به همراه خواهد داشت)) - فان شکوا ثقلا او انقطاع شرب او بالة... خفت عنهم نرجوا ان یصلح به امرهم و لا یثقلن علیک شی‌ء... نامه ۵۳.
مضافا که رسیدگی به مسائل مالی و انجام اصلاحات اقتصادی متناسب با شرایط زمان، یکی از وظایف اصلی والی و از حقوق ملت نسبت به دولت است به طوریکه حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((و اما حق شما بر من آن است که از خیر خواهی شما دریغ نورزم و بیت المال شما را در راه (معیشت و رفاه) شما صرف کنم... شما را تعلیم دهم تا در جهل و نادانی نمایند)) - فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و... خطبه ۳۴.

اصلاحات سیاسی

در نهج البلاغه هر گونه اصلاحات سیاسی، داخلی و خارجی با حفظ استقلال و آزادگی و نفی هر نوع بردگی و ظلم و استعمار (فرهنگی، اقتصادی و...) همراه است و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((نفس خود را از هر گونه پستی و حقارت باز دار... و هرگز برده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است و آن نیک و خیر که جز با شر و زشتی به دست نیاید، نیکی نمی‌باشد))! - و اکرم نفسک عن کل دنیه... و لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا. / نامه ۳۱.
در واقع می‌توان گفت آنچه موافق عدل و خیر و صلاح ملت کشور نباشد اصلاحات نیست؛ لذا وقتی به آن حضرت گفتند، مردم دل به دنیا بسته‌اند و معاویه با هدایا و پول، آنها را جذب می‌کند شما هم از بیت المال به جای تقسیم مساوی، به اشراف ببخش تا به تو گرایش پیدا کنند، فرمود:
((آیا به من دستور می‌دهید برای پیروزی خود از جور و ستم استفاده کنم؟! به خدا سوگند تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان طلوع و غروب می‌کنند، چنین کاری نخواهم کرد)) - اتامرونی ان اصلب النصر بالجور فیمن و لیت علیه، و الله لا اطور به ما سمر سمیر و ما ام نجم فی السماء نجما... / خطبه ۱۲۶.
اصلاحات از دیدگاه حضرت علی علیه‌السلام با نفی و طرد تفکر ((ما کیاولیسم)) و اینکه هدف وسیله را توجیه می‌کند و یا آنکه برای از میدان بیرون راند حریف، از هر حربه‌ای استفاده باید کرد. همراه است، تا آنجا که می‌فرماید:
((لیکن اصلاح شما را با فساد کردن روح و از مسیر گناه جایز نمی‌دانم... شما آن گونه که باطل را می‌شناسید، از حق آگاهی ندارید و در نابودی باطل نمی‌کوشید آن سان که در نابودی حق تلاش می‌کنید)) - و لکنی لا اری اصلاحکم بافساد نفسی،... لا تعرفون الحق کمعرفتکم الباطل و لا تبطلون الباطل کابطالکم الحق. / خطبه ۶۹.
و در پاسخ به عده‌ای نسبت به سیاست‌های معاویه، می‌گوید:
((به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما حیله گر و جنایتکار است، اگر فریب و نیرنگ، ناپسند نبود. من زیرک‌ترین و سیاسی‌ترین افراد بودم، لیکن هر نیرنگی گناه و هر گناهی نوعی کفر و ناسپاسی است)) - و الله ما معاویه بادهی منی و لکنه یغدر یفجر و لولا کراهیه الغدر لکنت من ادهی و لکن کل غدرة فجره و کل فجره کفره. / خطبه ۲۰۱.
و در نهراسیدن از پیمودن طریق حق و انجام اصلاحات واقعی می‌فرماید:
((هرگز در راه راست و هدایت از کمی افراد نترسید، زیرا اکثریت مردم به سفره‌ای گرد آمده‌اند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی و بسیار است!)) - ایها الناس لا تستو حشوا فی طریق الهدی لقلة اهله... / خطبه ۲۰۱.
و نیز به عنوان یک سیاستمدار هر گونه امتیاز دهی بیجا به طلحه و زبیر یا سازش و مداهنه نسبت به برخی کارگزاران ناصالح زمان عثمان را رد می‌کند.
پیشوای پروا پیشگان امام علی علیه‌السلام در اخلاق سیاسی به هیچ وجه حاضر نبود از مرز قانون و عدل خارج شود، تا چه رسد به آنکه برای اصلاحات ظلم و ستم روا دارد! و می‌فرمود:
((به خدا سوگند اگر اقلیم‌های هفتگانه را به آنچه در زیر آسمان هاست به من بدهند که خداوند را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای نا فرمانی کنم هرگز نخواهم کرد)) - و الله لو اعطیت الاقلیم السبعة بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلته. / خطبه ۲۲۴.
و یا در کلامی دیگر می‌فرماید:
((به خدا سوگند اگر شب را تا بامداد بر بستری از خار سعدان به سر برم و یا در غل و زنجیرها کشیده شوم خوش‌تر دارم از آنکه خدا و رسولش را روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به برخی از بندگان ستم کرده و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم، چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش که به سرعت به سوی کهنگی و پوسیده شدن می‌رود و مدتها در خاکها می‌ماند!)) - و الله لان ابیت علی حسک السعدان مسهدا او اجر فی الاغلال مصفدا احب الی من ان القی الله الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد. / خطبه ۲۲۴.

اصلاحات ساختاری

در نهج البلاغه امام علی علیه‌السلام برای بستر سازی اصلاحات، غیر از گزینش صالحان و ایجاد تقوای سازمانی و توصیه به ساده زیستی، ترک تجملگرایی، حذف بوروکراسی و چاپلوسی، دیدگاه خاصی به کارگزاران می‌دهد که ساختار اداری را عملا سامان می‌دهد، از جمله می‌فرماید: - ر. ک نهج البلاغه، نامه ۵۳.
((به راستی کار حکومتی و پست فرمانداری برای تو طعمه و وسیله آب و نان نبوده بلکه امانتی (امانت خدا و مردم) در گردن تو است...)) - ان عملک لیس لک بطعمة و لکنه فی عنقک امانة... / نامه ۵.
و در خطبه دیگر می‌فرماید:
خداوند بر پیشوایان حق و عدل واجب کرده که خود را در زندگی، با محرومان همسو سازند تا فقر و نادانی، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان و فساد نکشاند)) - ان الله تعالی فرض علی ائمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره. / خطبه ۲۰۹.
و همچنین بر رفع موانع، و رسیدگی حضور به امور مراجعین تاکید می‌کند:
((بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز و کار دارند، در مجلس عمومی با آنان بنشین و بخاطر خدایی که تو را آفریده فروتن باش‏ و سربازان و نگهبانان خود را زا سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان با تو بدون اضطراب سخن بگوید...)) - و اجعل لذوی الحاجات منک قسما... نامه ۵۳.
و نیز به کار گزاران خود توصیه می‌فرمود:
((و نیازهای مردم را در همان روز که به تو عرضه می‌دارند و یاران و اطرافیانت از پاسخگویی و حل مشکل آنان ناتوانند برآورده کن و کار هر روز را در همان روز انجام ده، زیرا هر روزی، کار مخصوص خود را دارد)) - و منها اصدرا حاجات الناس یوم ورودها علیک بما تخرج به صدور اعوانک و امض لکل یوم علمه فان یوم ما فیه. نامه ۵۳.
این کلام به وضوح دلالت بر پاسخگویی و تأمین نیاز و رضایت مراجعین در کوتاه‌ترین زمان ممکن دارد و سادگی سیر اداری و منفی بودن بوروکراسی را دیکته می‌کند؛ و همچنین در دوری از تشریفات آمده است وقتی مردم شهر ((انبار)) به احترام آن حضرت، از مرکب‌ها پیاده می‌شوند و پیشاپیش امام علیه‌السلام می‌دوند و می‌گویند ما این گونه امیران خود را تعظیم می‌کردیم! حضرت علی علیه‌السلام رسما این حرکت را تقبیح کردند. - ر. ک نهج البلاغه، حکمت ۳۷.
و در نفی هرگونه چاپلوسی، می‌فرمود:
((من از شما می‌خواهم تا مرا با سخنان زیبا مستایید... بامن چنانکه با جباران سخن می‌گوئید، حرف نزنید و آن گونه که از افراد خشمگین دوری می‌کنند و با مستبدان محافظه کاری می‌کنند، از من کناره مجوئید و با ظاهر سازی رفتار مکنید من و شما بندگان پروردگار یکتائیم)) - فلا تتکلمونی بما تکلم به الجبابرة و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره و لا تخالطونی بالمصانعة. خطبه ۲۱۶.
و نسبت به دقت در استفاده از امکانات دولتی و اموال عموم، کارگزاران خود را توصیه می‌فرمود:
((قلم‌های خود را نازک بتراشید و فاصله میان سطرها را کاهش بپرهیزید و مقصود را هر چه کوتاهتر بیان کنید، مبادا پر چرخ کنید، چرا که نباید کمترین زیارتی به اموال مسلمانان برسد)). - ادقوا اقلامکم و قاربوابین سطورکم و اخذفوا من فضولکم و اقصدوا قصد ادامه از صحفه قبل: المعانی وایاکم و الاکثاره فان احوال المسلمین لاتحمیل الاضرار. بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۰۵.
آیا یک روز اینگونه بوده‌ایم!؟
آیا ضعف از مکتب علوی است یا از ما!؟
آیا نباید بیاندیشیم و درس‌های عدل و عزت را از علی علیه‌السلام بیاموزیم!؟

زمینه‌ها و عوامل اصلاحات

بدون تردید یک سلسله زمینه‌ها و عوامل معنوی و مادی، در بسترسازی و تحقق اصلاحات نقش دارد که بیشتر آنها را در نهج‌البلاغه می‌یابیم، از جمله:
=== تقوا === تقوا نیرویی است مقدس که سبب کشش به سوی ارزشهای معنوی و عالی و گریز از پستی‌ها و آلودگی‌های مادی می‌شود، و آدمی را بر خویشتن مسلط نموده، از اسارت هواهای نفسانی آزاد می‌کند؛ و در واقع به انسان مصونیت می‌بخشد نه محدودیت. داشتن تقوا در اندیشه و عمل اصلاح طلب موثر می‌باشد. امام المتقین علی علیه‌السلام پیوسته بر تحقق تقوا و تعمیق و توسعه آن خاصه نسبت به خواص، تاکید داشت، حتی در وصیتنامه خود، قبل از هر چیز به تقوا و پروا پیشگی توصیه می‌فرماید:
((شما را و تمام فرزندانم و هر کس این پیام به او می‌رسد در هر زمان و هر به تقوا و نظم در امور و ایجاد صلح و صلاح بین خود سفارش می‌کنم... .)) - اوصیکما و جمیع ولدی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم و صلاح ذات بینکم. نامه ۴۷.
و در خطابی دیگر به بیان آثار تقوا پرداخته، می‌فرماید:
((به راستی تقوا داروی بیماری دلها و قلب‌های شما... و به صلاح و سامان رساننده فساد درون ((جان و جامعه) شماست)). - فان تقوی الله دواء داء قلوبکم م... و صلاح فساد صدورکم /. خطبه ۱۹۸.
ای بندگان خدا بدانید تقوا دژی بلند و شکست‌ناپذیر است و بی تقوایی و هرزه گی خانه‌ای پست و در حال فرو ریختن که حافظ ساکنان خود نمی‌باشد و کسی که به ان پناه برد در امان نخواهد بود، آگاه باشید، باتقوا می‌توان ریشه و نیش گزنده گناهان را قطع کرد))۳- واعلموا عباد الله ان التقوی دار حصن عزیز و الفجور دار حصن ذلیل لا یمنع اهله ولا یحرز من لجاء الیه الا وبا لتقوی تقطع حمه الخطایا. خطبه ۱۵۷.
((همانا تقوا کلید هر در بسته و توشه قیامت و عامل آزادی از هر گونه بردگی و نجات از هر تباهی است؛ و در پرتو تقوا طالب هر چیز پیروز خواهد و پروا کنندگان از گناه، رستگارند و با تقوا به هر آرزویی می‌توان رسید))۴- فان التقوی مفتاح سداد و ذخیره معاد و عتق من کل ملکه و نجاه من کل هلکه بها ینجح الطالب و تنال الرغائب. خطبه ۲۳۰. ¡

قدردانی از نعمت‌ها

یعنی انچه داریم از آن خدا بدانیم و همراه با سپاس و شکر او، با برنامه ریزی صحیح و به دور از اسراف و تبذیر، در مسیر رضای او و خدمت به بندگان او استفاده و صرف کنیم؛ که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((هر نعمتی که خداوند به تو بخشیده نیکو دار و در راه صلاح و اصلاح بکار گیر و هرگز نعمت‌هایی را که در اختیار داری تباه مکن)). - استصلح کل نعمة انعمها علیک و لا تضعین نعمة من نعم الله عندک. / نامه ۶۹.

تامین زندگی کارمندان

رسیدگی به معیشت کارمندان نه تنها امید بخش و انگیزه کار بهتر و بیشتر می‌شود بلکه سبب آرامش خاطر آنان بوده، و مانع تجاوز به اموال مردم و بیت المال می‌گردد. امام علی علیه‌السلام در این زمینه می‌فرماید:
((سپس روزی فراوان و امکانات مورد نیاز کارمندان را بر آنان ارزانی دار که با حقوق و در آمد کافی در اصلاح خود بهتر می‌کوشند و با بی نیازی دست به اموال بیت المال نمی‌زنند و اتمام حجت است بر آنها)) - ثم اسبغ علیهم الارزاق فان ذلک قوة لهم علی استصلاح انفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت ایدیهم و حجة علیهم. / نامه ۵۳. ¡

استفاده از تجربه صالحان

بهره‌گیری از تجربه موفق مصلحان هم علم است و هم صرفه جویی در زمان و دوری از زیان‌های آزمون و خطا، که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((آنچه نیکان و صالحان خاندانت به آن عمل کرده‌اند، انتخاب کن و انجام بده)) - و الاخذ بما مضی علیه الاولون من آبائک و الصالحون من اهل بیتک. / نامه ۳۱.

دوری از شعار و ریا

اسلام پیوسته آدمی را از تنگ نظری‌های مادی و خودنمایی و خود بینی‌های بیرون آورده، او را به خدا و کمال نامتناهی متوجه می‌کند تا نه تنها به جای حرف و شعار، عملگرا گردد بلکه در اجراء و عمل هم گرفتار توقف یا انحراف نشود، حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((و عمل صالح زراعت آخرت و ارزشمند است... و کارها (نیکی‌ها و اصلاحات) را بدون ریا و خود نمایی و شهرت‌طلبی، انجام دهید)). - و العمل الصالح حرث الاخرة... و اعملوا فی غیر ریاء و... / خطبه ۲۳.

امر به معروف و انتقاد سالم و خیر خواهانه

برای شکل گیر و پیشرفت اصلاحات، دولت و ملت باید ناظر و ناصح هم باشند، در نهج البلاغه می‌خوانیم:
((پس مرا با خیر خواهی خالصانه و سالم یاری کنید)) - فاعینونی بمناصحة خلیة من الغش، سلیمة... / خطبه ۱۱۸.
((و امر به معروف را برای اصلاح توده‌ها و جامعه قرار داد)) - و الامر بالمعروف مصلحة للعوام. / حکمت ۲۵۲.

قانون گرایی

عمل به وظیفه و حفظ حقوق یکدیگر در مردم و کارگزاران بستر ساز اصلاحات می‌باشد. علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((و آنگاه که مردم حق رهبری و والی را ادا کنند و زمامدار جامعه، حقوق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد، راه‌های دین پدیدار و استوار گردد، نشانه‌های عدالت برقرار و سنت‌های صحیح، در مسیر خود به راه افتد پس بدین ترتیب روزگار اصلاح شود و مردم به استمرار دولت و حکومت امیدوار و توطئه و طمع‌های دشمنان به یاس انجامید)) - فاذا ادات الرعیة الی الوالی حقه وادی الوالی حقها... / خطبه ۲۱۶.

مبارزه با فساد

همزمان با برنامه‌های اصلاحی، شناسایی و جلوگیری از رویش و رشد مفاسد (فردی، اجتماعی، اقتصادی و... از هر کس و در هر شکل) یک ضرورت است تا اصلاحات به ثمر رسد همانگونه که برای رشد نهال و گل‌ها، آفتها و خارهای مزاحم را باید دفع کرد و با روش صحیح از بین برد مصلحان بزرگ تاریخ یعنی انبیاء اینگونه عمل کردند، و علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((بدانید خداوند مرا فرمان داده است تا با سرکشان، پیمان شکنان و کسانی که فساد به راه می‌اندازد مبارزه کنم)) - فتعصبوا لخلال الحمد من الحفظ للجوار... و الکف عن البغی و اجتناب الفساد فی الارض. / خطبه ۱۹۲.
((در حفظ خصلت‌های پسندیده تعصب به خرج دهید... از ستم و فساد اجتناب و دوری کنید)). ۲۹۱ ه‌بطخ / ض‌رلاا ی‌ف داسفلا و ث‌کنا و ی‌غبلا ل‌ها ل‌اتقب ه‌للا ی‌نورما دق و لاا -

تبیین آثار و فواید

از جمله عوامل موثر در پذیرش و شکل‌گیری اصلاحات بیان نتایج و فواید ارزشی حرکت اصلاحی و تجلیل از عمل صالح و بها دادن به خوبان و خوبی‌ها می‌باشد، امام صالحان علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((هر گاه صلاح و شایستگی بر روزگار و مردم چیره شد، اگر کسی به دیگری گمان بد برد که گناهی از او ظاهر نشده، ستمکار است)) - اذا استولی الصلاح علی الزمان و اهله ثم اساء رجل الظن بر جل لم تظهر منه حوبة فقد ظلم. / حکمت ۱۱۴.
((آگاه باشید نام نیک و زبان صالح و خیر که خداوند برای آدمی، در میان مردم قرار دهد بهتر است از مال ارثی که برای دیگران می‌گذارد و او را سپاس هم نمی‌کند)) - الا و ان الانسان الصالح یجعله الله تعالی الی للمرء فی الناس خیر له من المال یورثه، من لا یحمده. / خطبه ۱۲۰.
((هیچ تجارت و معامله‌ای همانند عمل صالح (پرسود) نیست)) - لا تجاره کالعمل الصالح. غرر الحکم و در الکلم / ج ۶، ص ۳۶۴.
البته خواستن و تلاش مردم در تحقق اصلاحات قابل تردید نیست (همانند زمین آماده و پذیرای بذر صالح) و شاید ذکر محاسن برنامه اصلاحی، عامل ایجاد و افزایش تقاضا و خواست ملت گردد؛ و لذا علی علیه‌السلام (به فساد پرداختن و امید اصلاح داشتن را) توبیخ می‌کند:
((آنها (دشمنان)... در شهرها ومناطق خود به صلاح و اصلاح مشغولند و شما به فساد و خرابی می‌پردازید!)) -... و بصلاحهم فی بلادهم و فسادکم... ، / خطبه ۲۵.

شایسته سالاری

گزینش و انتخاب کارگزاران صالح و کاردان، نقش اساسی در اجرای اصلاحات دارد، به عکس گماشتن افراد ناصالح و ناکار آمد، وابستگان قومی و حزبی ناتوان، عامل ظلم، بدبینی، نارضایتی و خشم مردم و موجب فساد و بحران خواهد شد. در این رابطه امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((کارگزاران خود را از میان افراد با تجربه، با حیا و از خاندان‌های شایسته و با صلاحیت و پیشگام در اسلام انتخاب کن...)) - و توخ منهم اهل التجربة و الحیا من اهل البیوتات الصالحه و القدم فی الاسلام و... / نامه. ۵۳

برخورد قاطع با کارگزاران متخلف

حضرت علی علیه‌السلام در عین آنکه مظهر محبت و تبلور عطوفت بود اما با خائنان و مسئولان متخلف نظام، بدون ملاحظه کاری و تساهل و تسامح برخورد می‌نمود و قاطعانه قوانین الهی را در حق آنها اجرا می‌کرد در نامه خود به والی مصر می‌نویسد:
((سپس رفتارشان را مورد برسی قرار ده و بازرسان مخفی از افراد راستگو و وفادار بر آنان بگمار زیرا بازرسی سری تو سبب می‌شود تا آنها امانت داری کنند و با مردم به ملاطفت رفتار نمایند و از اعوان خائن دور نگهدارند؛ و اگر یکی از آنها (کارگزاران) آلوده به خیانت شد و گزارش ماموران مخفی علیه او جمع گردید و آن اخبار را حجت دانستی، خائن را تنبیه بدنی کن و به کیفر عملش برسان، و او را خوار نموده و داغ خیانت و ننگ بر گردنش بینداز)) - ثم تفقد اعمالهم و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم. / نامه ۵۳.
آری تاریخ گواه است که آن حضرت، ((شریح قاضی)) را به خاطر خانه‌ای که تهیه کرده بود، احضار و توبیخ کرد. جانشینی فرماندار بصره را برای کوتاهی در حفظ بیت المال‏- نهج البلاغه، نامه ۳. ¡ به شدت تهدید نمود؛ و ((کمیل بن زیاد نخعی)) را به جهت بی کفایتی در فرماندهی لشکر، نکوهش و برکنار کرد. - همان، نامه ۲۰ و ۲۱. - همان، نامه ۶۱.
و در نامه بی یکی از مسئولان خائن حکومتش نوشت:
((از خدا بترس و پرهیزکار باشد و اموال آنان را باز گردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا به تو دست یابم تو را کیفر خواهم کرد که نزد خدا عذر خواه من باشد؛ و با شمشیری تو را می‌زنم که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید. به خدا سوگند اگر حسن و حسین علیه‌السلام (دو فرزند آن حضر) چنان می‌کردند که تو انجام دادی، از من روی خوش نمی‌دیدند و به آرزویی نمی‌رسیدند جز آنکه حق را از آنان بگیرم)) / ... ل‌عفت م‌ل ن‌ا ک‌ناف م‌هلاوما م‌وقلا لاوه ی‌لا ددراو ه‌للا ق‌تاف - ۱۴ ه‌ما و در کلامی دیگر می‌فرماید:
((در انجام آنچه صلاح به شمار می‌آید سستی مکنید و برای رسیدن به حق تلاش نمایید و اگر بر حق و صلاح پایداری نکنید، بدانید خوارترین افراد نزد من، انسان کج رفتار است که به سختی کیفر خواهم داد و هیچ راه گریزی نخواهد یافت)) - و لا تفر طوا فی صلاح و ان تخوضوا الغمرات الی الحق فان انتم لم تستقیموا... / نامه ۵۰.

صداقت و صراحت

در سیره سیاسی امام عدالت خواهان حضرت علی علیه‌السلام به وضوح صداقت و صریح گویی با مردم، دیده می‌شود که نقش فراوان در جلب اعتماد و پذیرش برنامه اصلاحات دارد، به طوری که می‌فرمود:
((آنچه می‌گویم بعهده می‌گیرم و بدان پای بندم... بخدا سوگند هرگز سر سوزنی حقیقت را از شما پنهان نکردم و هیچگونه دروغی نگفته‌ام)) - ذمتی بما اقول رهینة و انابه زعیم... و الله ما کتمت و شمة و لا کذب کذبة. / خطبه ۱۶.
و همچنین می‌فرماید:
((هرگاه رعیت و ملت بر تو بدگمان گردد، عذر و دلیل خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار بدگمانی را (و در نتیجه زیر سئوال رفتن خود و برنامه‌هایت) از آنان برطرف کن، که این دفاع، ریاضتی برای خود سازی تو و مهربانی و مدارا نسبت به مردم است و آنان را به حق و قانون مداری و می‌دارد)) - و ان ظنت الرعیه بک حیفا فاصحر لهم بعذرک... / نامه ۵۳.

حفظ کرامت انسانها

در ((نهج البلاغه)) بارها محبت به ملت و حفظ کرامت انسانها توصیه شده است که این خوی پسندیده عامل پذیرش و پیشرفت طرح‌های اصلاحی و سبب رشد و شکوفایی ملت، اجرای قانون، اعتماد و امنیت خواهد بود؛ و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((ای مالک رافت و رحمت را پوشش دل خود قرار بده و با همه مردم دوست و مهربان باش چرا که دو دسته‌اند، یا برادر دینی تو اند و یا افرادی همانند تو در آفرینش... بر آنان سخن مگیر و ببخشای... و باید محبوب‌ترین چیزها نزد تو، تعمیم عدل و جلب خوشنودی و رضای توده مردم باشد))- همان، نامه ۳۵.
و در پیامی دیگر می‌فرماید:
((با مردم متواضع و فروتن، مهربان و گشاده روباش و در نگاه و نیم نگاهت به مردم نیز، با تساوی رفتار کن)) - و اخفض لهم جناحک و الن لهم جنابک و ابسط لهم و جهک و آس بینهم فی اللحظه و النظره... / نامه ۵۳.
چرا که تبعیض‌های ناروا، جامعه را به فساد و تفرقه، تباهی و طغیان می‌کشاند و مانع شکل‌گیری و استمرار اصلاحات می‌باشد؛ و لذا پیشوای اصلاح طلبان راستین، علی علیه‌السلام اجازه برتری خواهی به کارگزارانش نمی‌داد.
((و برای همه ملت آنچه برای خود و خاندانت دوست داری، دوست بدار و برای آنها آنچه برای خود و خاندانت نمی‌پسندی مپسند)) - و احبب لعامة رعیتک ما تحب لنفسک و اهل بیتک و اکره لهم ما تکره لنفسک و اهل بیتک. تحف العقول، / ص ۱۲۲.
حتی منت گذاری، بزرگنمایی کار خود و آمار زیاد دادن را نهی می‌فرماید:
((از منت بر رعیت به هنگام احسان بپرهیز و بیش از آنچه انجام داده‌ای کارت را بزرگ مشمار و هرگز خلاف وعده عمل مکن... و از امتیاز خواهی برای خود در آنچه مردم مساویند بر حذر باشد)) - و ایاک و المن علی رعیتک با حسانک او التزاید فیما کان من فعلک و ایاک و الاستئثار بما الناس فیه اسوة... نامه ۵۳.

دعا

به دنبال برنامه ریزی و مدیریت صحیح، هر طرح و حرکت اصلاحی، توجه قلبی به قدرت نامتناهی خدا نمودن و دعا کردن، نه تنها یک اصل مکتبی و معنوی می‌باشد که توفیق‏- نهج البلاغه، نامه ۴۷. ¡ و تداوم کار و مصونیت از تهدیدهای نامرئی را نوید می‌دهد و به طور کلی دعا عبادت بوده و آثار تربیتی و روحی فراوان به همراه دارد. امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((اگر مردم هنگام نزول بلاها و گرفتاریها و زوال نعمت‌ها، با نیت‌های درست و صادقانه به درگاه خدا زاری کنند و با قلب‌های سرشار از محبت، از خدا بخواهند، آنچه از دستشان رفته، باز خواهد گشت و هر گونه فسادی اصلاح گردد)) - لو ان الناس حین تنزل و تزول عنهم النعم فزعوا الی ربهم بصدق... و اصلح لهم کل فاسد. / همان، خطبه ۱۷۸.
و در کلامی دیگر می‌فرماید:
((خدای بین ما و آنان اصلاح فرما و صلاح و صواب را حاکم کن)) - الهم و اصلح ذات بیننا و بینهم. / همان، خطبه ۲۰۶.
((پروردگارت تو مرا به اصلاح امورم راهنمایی فرما و قلبم را به آنچه سبب رستگاریم شود هدایت نما)) - سفدلنی علی مصالحی و خذ بقلبی الی راشدی. / همان، خطبه ۲۲۷.
آری! علی علیه‌السلام به عنوان رئیس حکومت اسلامی و یک مصلح اسوه، خدا را می‌خواند و دعا می‌کند و به ما می‌آموزد.

اصلاح طلبان راستین

امام علی علیه‌السلام در نهج البلاغه ضمن کوتاهی به سه ویژگی برجسته مصلحان و اصلاح طلبان واقعی اشاره می‌فرماید:
((امر و فرمان خدای سبحان (حاکمیت دینی و اصلاحات واقعی) را برپا ندارد جز آنکه:
۱. اهل ملاحظه کاری و سازش و سیاسی کاری (در اجرای حق) نباشد.
۲. همرنگ مردم ناصالح و مشابه مفسدان و در جهت خواست آنها حرکت و موضعگیری نکند.
۳. پیرو آرزوها (تمایلات نفسانی، طمع مال و مقام و مفاسد حزبی و جناحی) نگردد)) - لا یقیم امر الله سبحانه الا من لا یصانع و لا یضارع و لا یتبع المطاعلیها السلام/ حکمت ۱۱۰.
و این همه ریشه در زهد و دوری از دنیا گرایی دارد. زهد حالتی است که زاهد به خاطر دلبستگی‌های معنوی و اخروی نسبت به مظاهر مادی زندگی (در اندیشه و عمل) بی اعتنایی می‌کند و در نتیجه نه تنها ساده زیستی و قناعت دارد که از رفاه‌طلبی، طمع، تحمل و لذت گرایی گریزان می‌شود و اصلاحات او همراه با عدالت اجتماعی و دوری از ظلم و گناه می‌گردد؛ و لذا انبیاء که سر آمد مصلحان راستین اند، هم زاهد بودند و به فرموده علی علیه‌السلام پیامبر صلی الله علیه و آله برترین زاهدان و حضرتش در دوری از دنیا به او تاسی نموده، می‌فرماید:
((به خدا سوگند که این دنیا شما در دیده من از استخوان خوکی در دست شخص مبتلا به جذام پست‌تر است)) - و الله لدنیا کم هذه اهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجزوم / حکمت ۲۳۶ و در مورد ترغیب به زهد می‌فرماید:
((خوشا به حال آنان که از دنیا (مظاهر مادی و لذتهای زودگذر و فریبنده) دل بریدند و به آخرت رغبت و دلبستگی پیدا کردند)) - طوبی للزاهدین فی الدنیا الراغبین فی الاخرة/ حکمت ۱۰۴.
و در تبیین معنا و آثار زهد می‌فرماید:
((ای مردم زهد عبارت است از کوتاه کردن آرزو، سپاس گزاری در برابر نعمت و پارسایی نسبت به محرمات و نبایستنی‌ها)) - ایها الناس الزهادة قصر الامل و الشکر عند النعم و التورع عند المحارم. / خطبه ۸۱.
((و کسی که در دنیا زاهد باشد، مصیبت‌ها را ناچیز شمرد و گرفتاریها بر او سبک نماید)) - و من زهد فی الدنیا استهان بالمصیبات / حکمت ۳۰.
متاسفانه اصلاح طلبان دروغین نه تنها در صدر اسلام (همانند بنی امیه و بنی عباس) حتی امامان معصوم و مصلحان راستنی امت را با تبلیغات گسترده، منزوی کردند، بلکه در مشروطیت و عصر حاضر نیز همان نوع اصلاحات وارداتی و اصلاح طلبان مورد حمایت دشمنان و رسانه‌های خبری استکبار جهانی به چشم می‌خورند، آنه که نفی ارزشهای اسلامی و انقلابی و محورهای وحدت و اصیل نظام (قانون اساسی، ولایت فقیه و مدیریت دینی و...) را هدف قرار داده‌اند و با نقاب شعارهای فریبنده، جامعه و جوانان را به سوی لیبرالیسم، سکولاریزم و نظام لائیک سوق می‌دهند. با آنکه اصلاح طلبان واقعی پیش از همه و بیش از دیکران، خود اهل عمل صالح اند، امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((هر آن کسی که مردم را (به هر کار و حرکت اصلاحی) دعوت کند و فراخواند ولی خود عمل ننماید، همانند تیر اندرز بدون کمان است)) - الداعی بلا عمل کالرامی بلاوتر. / حکمت ۳۳۷.
و در ضمن خطابه‌ای می‌فرماید:
((کجایند خوبان و صالحان شما، کجایند آزاد مردان و سخاوتمندان شما... مفاسد (فردی و اجتماعی) آشکار و فراگیر شده، نه انکار کننده و تغیر دهنده‌ای دیده می‌شود و نه بازدارنده‌ای، عمل کننده پیدا می‌شود... نفرین خدا بر آنان خدا بر آنان باد که امر به معروف (و خوبیها و اصلاحات) می‌کنند و خود آنرا ترک می‌نماید، نهی از منکر و فساد می‌کنند و خود مرتکب می‌شوند)) - این خیارکم و صلحائکم این احرارکم و سمحاء کم... ظهر الفساد فلامنکر مغیر و لازاجر مزد جر... لعن الله الامرین بالمعروف، التارکین له و الناهین عن المنکر العالمین به. / خطبه ۱۲۹.

اسوه اصلاحات

الگو خواهی و الگوپذیری انسان و نقش آن در رشد و تکامل فرد و جامعه، غیر قابل تردید است و در امر اصلاح‌طلبی و طرح و تحقق اصلاحات وجود مدل و اسوه صالحان، یک ضرورت به شمار می‌رود، تا کار با آگاهی آغاز و راه نزدیکتر شود و همچنین در مواجهه با مشکلات، حرکت متوقف نگردد و یا الگوهای وارداتی، امت را به انحراف نکشاند. بر این اساس است که حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((به راستی که پیروی از روش پیامبر و اسوه قرار دادن او برای شما کافی است... پسی از پیامبر نیکوتر و برتر پیروی کن زیرا راه و رسم او اسوه می‌باشد (در همه زمینه‌های زندگی) برای آنکه به او تاسی کند؛ و محبوبترین بندگان خدا کسی است که از پیامبرش تبعیت نماید)) - و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله کاف لک فی الاسوة... فتاس بنبیک الطیب الاطهر فان فیه اسوة لمن تاسی و عزا لمن تعزی... و احب العباد الی الله المتاسی بنیه. / خطبه ۱۶۰.
و در جای دیگر می‌فرماید:
((به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله (امامان معصوم و مصلحان واقعی انسانها) بنگرید و پیوسته ملازم آنان باشید از جهتی که می‌روند منحرف نشوید و قدم جای قدمشان بگذارید، چرا که آنان هرگز شما را از راه هدایت و تکامل منحرف نمی‌کنند و بیرون نمی‌برند)) - انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن یخرجوکم من هدی. / خطبه ۹۷.
و در بیانی اتمام حجت نموده، می‌فرماید:
((خدایا هر یک از بندگانت که سخن و برنامه عادلانه و اصلاح طالبانه دور از فساد ما را نسبت به دین و دنیا بشنود و از یاری آیین تو و دین تو سرباز زند ما تو را بر ضد او به شهادت می‌طلبیم... و او را به کیفر گناهانش خواهی گرفت)) - اللهم ایما عبد من عبادک سمع مقالتنا العادله... و المصلحة غیر المفسده فی الدین و الدنیا فابی بعد ما سمعه... / خطبه ۲۱۲ در خاتمه با اطمینان هر چه بیشتر باید گفت کدامین اصلاح طلب و کدامین طرح اصلاحی جامع‌تر و موفق‌تر در اجرای عدالت، امنیت و معنویت و رفع محرومیتها، از الگوی حکومتی امام علی علیه‌السلام بوده و هست؟!
او که بر بخش وسیعی از کره خاکی نظام اصلاحی اسلام را پیاده کرد و به نمایشگاه تاریخ آورد، در نامه‌ای به یکی از کار گزاران بزرگ حکومتی اش می‌نویسد:
((آگاه باش! هر ماموم و رهروی را پیشوا و رهبری است که باید به او اقتدا کند و از زانو نور دانش او (گفتار و رفتار و سیره‌اش) بهره گیرد، بدان، امام شما از دنیایش به این دو جامعه و از غذاها به این دو قرص نان اکتفا کرده.
آگاه باش! شما توانایی این گونه زیستن را ندارید و لیکن مرا با ورع و خدا پرستی، * در همه زمینه‌های زندگی و برنامه‌های علمی و جامع) و پاکی و پیمودن راه صحیح و درستکاری یاری دهید... آیا به همین اکتفا و قناعت کنم که گفته شود، من امیر مومنانم اما با آنان در سختی‌های روزگار شرکت نکنم و پیشوا و اسوه شان در تلخی‌های زندگی نباشم؟...)) - الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به ویستضی‌ء بنور علمه الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقصریه الا و انکم لا تقدرون علی ذلک و لکن اعنونی بورع و اجتهاد و عفة و سداد... ءاقنع من نفسی بلت یقال هذا امیر المومنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر او اکون اسوة لهم فی جشوبة العیش... / نامه ۴۵ کجای تاریخ بشر می‌توان اسوه مقتدای صالح و عدل محور همچون حضرت علی علیه‌السلام یافت که بگوید:
((بر شهرهای شما وارد شدم (ریاست و حکومت را در دست گرفتم) با این پوشاک و لباس اثاث و مرکب و شتر سواریم پس اگر با غیر اینها و بیش از آنچه با آنها وارد شدم، بیرون روم (در پایان حکومت و عمرم) به حق از خائنان باشم؟)). - دخلت بلادکم باشمالی هذه و رحلتی هاهی فان انا خرجت من بلادکم بغیر ما دخلت فاننی من الخائنین. / بحار الانوار، ج ۸۴۰، ص ۳۲۵.
و نیز در باره وحدت حرف و عمل که عامل جلب اعتماد مردم و تحقق اصلاحات است می‌فرماید:
((ای مردم به خدا سوگند شما را به اطاعت و انجام کاری تشویق و وادار نمی‌کنم مگر آنکه خود در انجام آن بر شما سبقت می‌گیرم و از انجام گناهی باز نمی‌دارم جز آنکه قبل از شما خودم آن را ترک می‌کنم)) - ایها الناس انی و الله ما احثکم علی طاعة الا و اسبقکم الیها و لا انها کم عن معصیة ال و اتناهی قبلکم عنها. / خطبه ۱۷۵.
حال با تمسک به کلام علی علیه‌السلام در بیان شیوه اصلاحات مصلح کل (آخرین اسوه معصوم امام زمان حضرت مهدی (عج)) سخن را به پایان می‌رسانیم:
((او (حضرت مهدی (عج)) خواسته‌ها و هواهای نفسانی را تابع هوس‌های خود قرار دهند و هنگامی که قرآن را به رای و نظریه‌های مختلف خود تفسیر کنند آن حضرت آراء و نظریه‌ها را تابع قرآن می‌سازد)) یعنی به جای کثرت گرایی و قرائت‌های متعدد و آزادی و ولنگاری فکری و رفتاری، بدعت‌ها و تحریف‌ها که در طول تاریخ، دشمنان و نا- یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القران علی الرای. / خطبه ۱۳۸. ¡ آگاهان وارد اسلام و نظام نمودند، می‌آید و بر خلاف نظر اصلاح طلبان غربی و لیبرالیست‌ها، که بر اساس اومانیسم (اصالت انسان) و سکولاریزم (اصالت دنیا و جدایی دین از سیاست) عمل نمودند. او مقررات خدای حکیم را پیاده می‌کند، خدایی که سراسر هستی را بر اساس حکت و مصلحت آفریده است؛ و از این رهگذر در نهج البلاغه می‌خوانیم:
((آسمان و زمین، بالا و پستی مامور رساندن منافع شما بوده، اوامر خدا را اطاعت کردند و به آنها دستور داده شده که برای مصالح شما قیام کنند و چنین کردند)) - و لکن امر تابمنا فعکم فاطاعتا واقیمتا علی حدود مصالحکم فقامتا. / خطبه ۱۴۳.

معیار اصلاحات

صلاح و فساد از مفاهیم ارزشی محسوب می‌شود و نمی‌توان با حس تجربه کرد (همانند خوبی و بدی، معروف و منکر) بلکه تابع نظام ارزشی است که رد یا گروه و جوامع برای‏- مفاهیمی که به کار می‌بریم گاه در باره چیزهایی است که هست و موجود می‌باشد و با تجربه عینی می‌توان حس کرد و نشان داد، مانند هوا گرم است یا آنجا روشن است و گاه دربارهٔ چیزهایی است که می‌گوییم باید چنین شود یا نباید چنان شود یعنی در بطن معنای آنها باید و نباید می‌باشد. اینها را مفاهیم ارزشی می‌گویند مانند صلاح و فساد، خیر و شر، معروف و منکر و... (از کتاب آذرخشی دیگر از آسمان کربلا). ¡ خود پذیرفته‌اند (لذا گاه یک نوع احترام در نظامی ارزشی، خوب و زیباست ولی در نظام دیگر زشت و ناپسند می‌باشد) حال این سئوال پیش می‌آید که اصلاحات طبق کدام نظام ارزشی و فرهنگی و بر اساس کدام معیار، اسلامی یا الحادی (شرقی یا غربی)؟
اگر گفتمی صالحات بر اساس معیار اسلامی خوب است، پس باید آنچه اسلام می‌گوید، انجام دهیم و با هر چه می‌گوید بد است مبارزه کنیم، بر عکس اگر اصلاحات غربی و کنوانسیون‌های کذایی بین المللی و غیره را پذیرفتیم، خوبی و بدی کارها تابع همان نظام ارزشی می‌شود، هر چند مخالف اسلام باشد! مانند آزادی‌های جنسی و... و شاید یکی از علل توصیه مقام معظم رهبری (حضرت آیة الله خامنه‌ای مدظله العالی) بر ضرورت هدایت اصلاحات از مرکزی مقتدر، مساله تطبیق آن با معیارهای مکتبی و قانونی بوده است (یعنی علاوه بر کارشناسی و تحقیق و اولویت بندی و نظارت بر حسن اجرای تدریجی آن) نه تنها در نهج البلاغه شاهد الگو و اسوه بودیم (سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمومنان علیه‌السلام حکومتش) بلکه در زیارت مطلقه آن حضرت می‌خوانیم (السلام علی میزان الاعمال) یعنی معیار سنجش اعمال و رفتار فردی و اجتماعی همگان در- بحار الانوار، ج ۱۰۰ ص ۳۳۰. ¡ همه زمان‌ها و زمینه‌ها، حضرت علی علیه‌السلام می‌باشد؛ و در کلامی دیگر از آن حضرت معیار اصلاحات، این گونه نقل شده است:
((آگاه باشید من نه پیامبرم و نه به من وحی می‌شود بلکه تا آنجا که می‌توانم طبق دستورات قرآن عمل می‌کنم، پس آنچه از اوامر الهی را دستور می‌دهم بر شما که اطاعت کنید چه بپسندید و چه نپسندید و اگر اوامر من یا هر کس (در هر موقعیت و زمان) بر نافرمانی و معصیت خدا باشد، پس بدانید اطاعت از حاکم و غیره، شامل معصیت الهی نمی‌شود. اطاعت فقط در موارد اعمال صالح و فرمانبرداری از خداست و سه بار این جمله را تکرار فرمود)) - الا و انی لست نبیا و لا یوحی الی ولکنی اعمل بکتاب ما استطعت. فما امرتکم به من طاعة الله فحق علیکم اطاعتی فیما اجبتم و فیما کرهتم و ما امرتکم به او غیری من معصیة الله فلاطاعة فی المعصیة، الطاعة فی المعروف، ثلاثا)) بحار الانوار، ج ۳۴، ص ۳۶۲.
در اینجا به خوبی می‌رساند که معیار نه پسند و خواست مردم و اکثریت است و نه فرمان حاکم و نه سیاستهای بین المللی، بلکه ملاک الهی بودن کار و راه، اطاعت از دستورات خداوند می‌باشد.
یعنی در حکومت اسلامی و سیره سیاسی علوی با آنکه مردم در انتخاب و شکل‌گیری حکومت، اصلاحات و تداوم آن، نقش اساسی دارند و امام علی علیه‌السلام می‌فرماید:
((به خدا سوگند... اگر این جمعیت عظیم دورم را نگرفته بود و به یاریم قیام نکرده بودند و از این جهت حجت تمام نشده بود و اگر نبود پیمان و مسئولیتی که خداوند از عالمان گرفته که در برابر شکمخوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند، من مهار شتر خلافت را رها می‌کردم و از آن صرف نظر می‌نمودم)) - اما و الذی فلق الحبه و برء النسمة لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر... ،/خطبه ۳.
لیکن در صورت تزاحم رضایت و خواست مردم با احکام خدا قطعا دستورات الهی و حلال و حرام او تقدم دارد برخواست مردم و اکثریت (مثلا آزادی جنسی، نوشیدن مشروبات الکلی و...) زیرا در همان حکم خدا خیر و صلاح واقعی است همانگونه که در صورت تضاد بین خواست مردم با اصول بهداشتی و پزشکی یا مقررات راهنمایی رانندگی و غیره شما حکم به تقدم و اولویت اجراء آنها بر خواست مردم می‌کنید! و در اینجا همه پرسی یا رای مردم بی رنگ و معنا می‌شود.
و از همین رهگذر، در سیره امام علی علیه‌السلام غیر از نظارت خود بر کارگزاران مناطق، مردم را به عناوین ناظر بر عملکرد حاکمان نموده، به آنان معیار و ملاک (اجراء دستورات خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله) می‌داد تا تخلف حاکمان را گزارش دهند و اطاعت آنها را نکنند، و این نه فقط اهتمام به امور ملت و کشور و احترام به انسانهاست بلکه قانون گرایی و نگهبانی از ارزشهای والای الهی و انسانی را می‌رساند؛ و لذا می‌بینیم بعد از جنگ جمل، وقتی ((ابن عباس)) را حاکم بصره نمود، می‌فرماید:
((ای گروه مردمان! من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشین خودم قرار دادم، سخن او را بشنوید و فرمان او را تا هنگامی که از دستورات خدا و رسول اطاعت می‌کند، پیروی کنید و اگر در میان شما بدعتی پدید آورد از راه حق منحرف شد (بخاطر تمایلات نفسانی، شخصی یا حزبی و جناحی) مرا مطلع سازید، او را عزل خواهم کرد...)) - یا معاشر الناس قد استخلفت علیکم عبدالله بن عباس فاسمعوا له و اطیعوا امره ما اطاع الله و رسوله فان احدث فیکم او زاغ عن الحق فاعلمونی اعزله عنکم. جمل، شیخ مفید، / ص ۴۲۰.
و نیز در خطبه قاصعه صریحا از اطاعت روسا و بزرگانی که دچار غرور حکومت و خود خواهی گشته و ملاک‌های ارزشی را فراموش کرده‌اند، نهی نموده، می‌فرماید:
((زنهار، زنهار، از پیروی و اطاعت بزرگترها و روسایتان (همانند طلحه و زبیرها) بر خذر باشید، همانها که بخاطر موقعیت خود تکبر می‌ورزند و به نسب و نژاد خود می‌نازد و کارهای نادرست را به خدا نسبت می‌دهند (به اسم قرائت‌های مختلف از دین و در جهت خواست شیاطین یا خوشایند جمعی هوسران و...) آنها که پایه‌های عصبیت جاهلی و ستون‌های فته و فساد و نفاق هستند... آنها پایه‌های گناهانند و ابلیس (شیطان بزرگ) آنها را مرکب‌های راهوار گمراهی قرار داده و سپاهی که بوسیله آنها بر مردم غلبه یابد و...)) - الا فالحذر الحذر من طاعة ساداتکم و کبرائکم الذین تکبروا عن حبسهم و ترفعوا فوق نسبهم... / خطبه ۱۹۲.


منبع: بلاغ نت - تاریخ برداشت:1395/03/15
بازگشت به مقالات