اصلاحات از منظر نهج البلاغه
نویسنده: حسین ایرانی
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ ضرورت اصلاحات
- ۳ اصلاحات و حکومت اسلامی
- ۴ اصلاحات و آگاهی
- ۵ جهت اصلاحات
- ۶ دقت در اصلاحات
- ۷ اصلاحات در همگان
- ۸ نقش دولت و ملت
- ۹ اصلاحات فرهنگی
- ۱۰ اصلاحات اقتصادی
- ۱۱ اصلاحات سیاسی
- ۱۲ اصلاحات ساختاری
- ۱۳ زمینهها و عوامل اصلاحات
- ۱۳.۱ قدردانی از نعمتها
- ۱۳.۲ تامین زندگی کارمندان
- ۱۳.۳ استفاده از تجربه صالحان
- ۱۳.۴ دوری از شعار و ریا
- ۱۳.۵ امر به معروف و انتقاد سالم و خیر خواهانه
- ۱۳.۶ قانون گرایی
- ۱۳.۷ مبارزه با فساد
- ۱۳.۸ تبیین آثار و فواید
- ۱۳.۹ شایسته سالاری
- ۱۳.۱۰ برخورد قاطع با کارگزاران متخلف
- ۱۳.۱۱ صداقت و صراحت
- ۱۳.۱۲ حفظ کرامت انسانها
- ۱۳.۱۳ دعا
- ۱۴ اصلاح طلبان راستین
- ۱۵ اسوه اصلاحات
- ۱۶ معیار اصلاحات
مقدمه
اصلاحات، اصلی که ریشه در فطرت کمال جویی و کمال خواهی انسان دارد و رسالت بلند انبیای الهی هم اصلاح مادی و معنوی زندگی بشر بوده است. اسلام دین ناظر به فطرت آدمی و مکمل ادیان آسمانی گذشته، اصلاحات واقعی را در انجام دستورهای خالق هستی و تحقق عدالت و عبودیت حق میداند که متناسب با شرایط زمان بر محور ولایت-اصلاحات (واژه عربی، جمع اصلاح از ریشه اصلی) در لغت به معنای درست کردن، نیکو نمودن، آراستن به اصلاح درآوردن میباشد. در اصلاح علوم سیاسی عبارت از رفورم (refom) و برخی تغییرات تدریجی و آرام در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، بدون تحول در ساختاری که نظام و بنیاد جامعه است؛ و در فرهنگ دینی، تحول در فکر و فرهنگ فرد و جمع و نظامیان اجتماعی حاکم، به منظور منزوی نمودن آداب و عادات ناپسند و رفع نقصها و مفاسد و جایگزین کردن ارزشهای الهی و تمایلات عالی و اخلاقی بر پایه عدالت، معنویت، آزادی و امنیت ¡ اجرا میگردد؛ و به گفته شهید استاد مطهری (ره):
((اصلاحطلبی یک روحیه اسلامی است، هر مسلمانی به حکم این که مسلمان است، خواه ناخواه اصلاح طلب است و لااقل طرفدار اصلاحطلبی است، زیرا اصلاحطلبی هم به عنوان یک شأن پیامبری در قرآن مطرح و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است)) -نهضتهای اسلامی، شهید مطهری، ص ۷.
بعلاوه منتظر مصلح حقیقی و عدالت جهانی حضرت مهدی (عج) و لزوم مراقبت و محاسبه نقش، اصلاحطلبی و پالایش مستمر خود و جامعه را به همراه دارد، در واقع موضوع اصلاحات در همه زمینهها و زمانها به عنوان یک اصل ارزشی ریشه در دین داشته و نه نتها در کلام امامان معصوم علیه السلام آمده که حتی در طول حیات خود برای تحقق آن تا پای فدا شدن پیش رفتند و امام حسین علیه السلام میفرماید:
((قیام من برای کامجویی یا جاهطلبی و آشوبگری و ستم نبوده بلکه برای ایجاد اصلاحات در امت جدم قیام کردم...)) -بحار الانوار، ج ۴۴، (ص) ۳۲۹.
و انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) نهضتی اصلاح طلبانه علیه رژیم ستمشاهی بود. -و امروز نیز اصلاحات باید در راستای اسلام که صدها هزار شهید و جانباز بر آن داده شده باشد، و بر محور شعار اصیل ملت (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) گرچه انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایجاد کردیم نه حکومت اسلامی علوی و مدیریت دینی ولی باید بدان سو گام برداریم یعنی در جهت رفع فقر، فساد، تبعیض، گسترش عدالت و معنویت، پرورش مدیران و ساختار اداری متناسب با انقلاب اسلامی و با الهام از نهجالبلاغه بدور از افراط و تفریط تحجر گرایانه یا روشنفکرانه بیگانهنگر و فرصت طلبان مدعی اصلاحات وارداتی که استحاله فرهنگی (طرد مدیریت دینی) و براندازی خاموش نظام اسلامی و بازگشت استعمار در نقاب نوین را برنامه ریزی کردهاند.
اکنون این حقیقت را به اختصار از کتاب و کلام شهید عدالت، امام علی علیه السلام (نهجالبلاغه) که ترجمان وحی است جویا میشویم.
ضرورت اصلاحات
در این بخش از بیانات حضرت علی علیه السلام نه تنها اصلاحطلبی و انجام اصلاحات راستین در همه ابعاد زندگی توصیه شده و کارشکنان و کوتاهی کنندگان را سرزنش نموده، بلکه استفاده میشود وظیفه حاکم و رهبری پرداختن به اصلاح امور ملت است.
((کوشش در صلاح و سامان دهی جامعه و امور مردم از کمال سعادت و نیکبختی است)) -من کمال السعادة السعی فی صلاح الجمهور. غررالحکم، ج ۶، ص ۳۰.
((در آنچه صلاح است و اصلاحات بشمار میآید کوتاهی و سستی مکنید)) -ولاتفر طوافی صلاح. نهجالبلاغه (صبحی صالح)، نامه ۵۰.
((کدورتها و مسائل (شخصی و جناحی) بین خود را اصلاح کنید)). -و اصلحوا ذات بینکم. خطبه ۱۶.
((وظیفه من جز تلاش و کوشش در اصلاح امور شما نیست)) -و ما علی الا الجهد...۱۷۸.
اصلاحات و حکومت اسلامی
امام علی علیه السلام در بیانات متعدد تصریح میفرماید که ایجاد اصلاحات همه جانبه از اهداف بلند فعالیتها و دستیابی ما، به امارت و حکومت میباشد؛ از جمله میفرماید:
((پروردگار! تو میتوانی آنچه انجام دادیم نه برای کسب سلطنت و نه جهت تحصیل متاع پست دنیا بود، بلکه بدان خاطر بود که معیارها و نشانههای از بین رفته دین دنیا را بازگردانیم و اصلاحات را در شهرها و سرزمینهایت آشکار و محقق نماییم تا بندگان ستمدیدهات در امنیت (سیاسی، اقتصادی، قضایی، بهداشتی و...) و آسایش قرار گیرند (روابط اجتماعی و عدالت زندگی عمومی مردم از نظر مسکن، تغذیه، آموزش و پرورش و... بهبود آشکار یابد) و قوانین و مقرراتی که به فراموشی سپرده و احکام تعطیل مانده خدا، اقامه و اجرا گردد)). -اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منافسة فی سلطان و لاالتماس شیء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک. خطبه ۱۳۱.
و نیز در دستور العمل خود به مالک اشتر (استاندار بزرگ مصر) مینویسد:
((به آن سرزمین مامور و اعزام شدی تا خراج و مالیاتهای آنجا را جمع آوری نمود و با دشمنانش جهاد کنی و به اصلاحات جامعه و اهل مصر همت گماری، به عمران و آبادی شهرها و مناطق آن بپردازی...)) جبایه خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها... نامه ۵۳.
اصلاحات و آگاهی
از آنجا که در هر کار و راهی، موفقیتها، مرهون میزان معرفت و آگاهی است، حرکت اصلاحی هم نیازمند شناخت لازم و علم و اطلاع مصلح نسبت به ابعاد و اهداف آن به طور شفاف و تبیین حدودش برای جامعه میباشد.
و لذا در نهج البلاغه غیر از توصیههای مکر به کسب دانش و تجربه و فرهیختگی و اینکه راس و سر آغاز تمام فضائل، علم است، در خصوص اصلاحات نیز امام علی علیهالسلام به عنوان مصلحی یگانه، میفرماید:
((به راستی من به آنچه شما را به اصلاح میرساند و کاستی و کژی هایتان را بر طرف مینماید آگاهی کامل دارم و میدانم چگونه شما و جامعه را اصلاح کنم)) و همچنین در- و انی لعالم بما یصلحکم و یقیم اودکم. / خطبه ۶۹ عهد نامه خود به ((مالک اشتر)) رسما میکند تا آگاهی و شناخت خود را در زمینه سامان دادن کشور و اصلاحات (در بخشهای مختلف) با بحث و گفتمان و مشاوره با متخصصان و عالمان متعهد تکمیل و تقویت نماید:
((... و با کارشناسان و دانشمندان بسیار به بحث و مشورت پرداز و این بررسی و بحثها در باره اموری که وضع مملکت را در همه زمینهها اصلاح میکند...)) و در نامه خود- و اکثر مدارسة العلما و منافثه الحکماء فی تثبیت ما صلح علیه امر بلادک/. نامه ۵۳. ¡ به امام حسن علیهالسلام مینویسد:
((پس باید خواستها و برنامههایت از روی درک قوی و آگاهی باشد نه و نه ورود در شبهات...)) - فلیکن طلبک ذلک بتفهم و تعلم: لا بتورط الشبهات. / نامه ۳۱.
جهت اصلاحات
اصلاحات وقتی مفید، فراگیر و ماندگار خواهد بود که با انگیزه و در جهت ارزشهای الهی، ایمان و باورهای دینی جامعه و سنتهای ملی صالح مردم باشد و بطور کلی آنچه در راستای بسط عدالت، دیانت و زندگی جاوید عالم آخرت قرار دارد (نه فقط در جهت هواهای نفسانی و تمایلات حیوانی و لذتهای زود گذر و محدود دنیا) تا انسان را به کمال لایق به حال خود برساند و نظام و کشور را استقلال، عزت و اقتدار بخشد و از این رو سرور آزادگان و عارفان، امام علی علیهالسلام میفرماید:
((مبادا اصلاحات دنیویت را به بهای نابودی دینت انجام دهی)). - و لا تصلح دنیاک بمحق دینک فتکون من الاخسرین اعمالا /. نامه ۴۳.
و نیز به ((مالک اشتر)) کارگزار بزرگ خود مینویسد:
((هرگز آداب و سنتهای پسندیدهای که بزرگان این امت به آن عمل کردهاند و عامل وحدت و انسجام بوده و ملت به وسیله آن به صلاح سامان رسیده است مشکن و از بین مبر و هیچگاه آداب و مقرراتی پدید نیاور که به سنتهای خوب گذشته زیان وارد کند چرا که پاداش برای آورنده و کیفر و بدبختی برای تو خواهد بود که آنرا شکستی)) ((مردم- و لا تصلح دنیاک بمحق دینک فتکون من الاخسرین اعمالا. / نامه ۴۳. ¡ چیزی از امور دینشان را برای اصلاح دنیای خود ترک نمیکنند مگر آنکه خدا زیانبارتر از آنان پیش خواهد آورد. - لا یترک شیئا من امر دینهم لا ستصلاح دنیا هم الا فتح الله علیهم ما هو اضر منه / حکمت ۱۰۶.
حتی از منظر نهج البلاغه، تباه نمودن آخرت (زندگی ابدی انسان که بعد از مرگ آغاز میشود) فساد به شمار آمده و اصلاح طلبان باید در برنامه ریزهای خود از این حدود و جهت را بشناسند و رعایت کنند، که امام علی علیهالسلام میفرماید:
((از موارد فساد، ضایع نمودن زاد و توشه ((اندیشه نیک و عمل صالح) و تباه ساختن آخرت و معاد است)) - و من الفساد اضاعه الزاد و مفسدة المعاد / نامه ۳۱.
و در اینکه اصلاحات باید در جهت حق و عدل باشد، حضرت علی علیهالسلام به ((عبدالله بن عباس)) (وقتی از او پرسید این کفش وصله دار من چقدر ارزش دارد و ((ابن عباس)) پاسخ داد بهایی ندارد) میفرماید:
((بخداسوگند همین کفش بیارزش، برایم از حکومت بر شما محبوبتر است مگر اینکه با آن حقی را به پا دارم و یا باطلی را دفع کنم)) و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا اوو ادفع باطلا /خطبه ۳۳
دقت در اصلاحات
هر کار و امری اگر بعد از تحقق مقدماتش انجام گیرد به نتیجه مطلوب خواهد رسید و انجام آن قبل از حصول شرایط و زمان مناسب غیر خردمندانه و نا موفق خواهد بود، و همچنین با وجود مقدمات و فرصت لازم، تاخیر و سستی در آن، تنبلی و زیانبار میباشد، در واقع این خود نوعی زمانشناسی و پاسخ به نیاز زمان است.
بر این اساس، امام علی علیهالسلام در عهد نامه مشهور خود به ((مالک اشتر)) نوشته است:
((از تعجیل در کارهایی که وقت انجام داد نشان نرسیده بپرهیز و از درنگ نمودن در اموریکه وقت آن رسیده دوری کن و لجاجت مکن در چیزی که مبهم است (حقیقت آن روشن نیست) و سستی و کوتاهی در کارهای روشن، پس هر کاری را در جای خود و زمان خاص خود انجام بده)) - ایاک و العجله بالامور قبل او انها او التسقط فیها عند امکانها او اللجاجه فیها اذا تنکرت او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع کل امر موضعه و اوقع کل امر موقعه. / نامه ۵۳.
و در بیانی دیگر میفرماید:
((شتاب کردن پیش از توانایی بر کار و سستی و درنگ ورزیدن بعد از بدست آوردن فرصت، از بیخردی است)) - من الخرق المعالجه قبل الامکان و الاناة بعد الفرصة. / حکمت ۳۶۳.
اصلاحات در همگان
اصلاحات بخشی، فصلی و انحصاری، غیر مفید و ناپایدار است و باید در همه ابعاد و گروهها و به نفع اصناف جامعه خاصه فرودستان و اقشار آسیبپذیر انجام گیرد، چرا که حق و عدل و ارتباط نزدیک انسانها و زندگی اجتماعی و تاثیر پذیری آنها و... همه گویای این حقیقت است که حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
((و بدان و آگاه باش، ملت و مردم از گروهها و اقشار مختلفاند که اصلاح هر یک جز با دیگری ناممکن است و هیچ یک از گروهها و سازمانها از یکدیگر بینیاز نمیباشند)) - و اعلم ان الرعیه طبقات لا یصلح بعضها الا ببعض الا و لا غنی ببعضها عن بعض /. نامه ۵۳.
و در مقام و بیانی دیگر اصلاحات را در صلح و آشتی بین اصناف امت دانسته میفرماید:
((امید آنکه در این مدت صلح، خداوند امور امت را اصلاح کند)) - و لعل الله ان یصلح فی هذه الهدنة امر هذه الامة /. خطبه ۱۲۵.
و نیز از امتیاز خواهی خویشان و خواص زمامدار کشور بشدت انتقاد نموده، میفرماید:
((همانا زمامدار را خواص و نزدیکانی است که امتیاز خواه و چپاولگرند و در معاملات کم انصافند، پس ریشه اینها را با بریدن اسباب آن بخشکان و برکن و به هیچیک از اطرافیان و خویشانت زمین وا مگذار و...)) - ثم للوالی خاصة و بطانة فیهم استئثار و تطاول و قله انصاف فی معامله فاحسم مادة اولئک... / نامه ۵۳.
و آنگاه علی علیهالسلام در همین نامه با بیانی خاص در اهتمام به امور محرومان میفرماید:
((خدا را خدا را در خصوص طبقات پائین و محروم جامعه که هیچ چارهای ندارند، زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان...)) - ثم الله الله فی الطبقه السفلی من الذین لاحیله لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البوسی و الزمنی... / نامه ۵۳.
نقش دولت و ملت
شکلگیری اصلاحات و این حرکت سازنده، همت و حمایت همگانی و مشارکت دولت و ملت را میطلبد، تا جایی که امام علی علیهالسلام میفرماید:
((رعیت و ملت اصلاح نمیشود جز آنکه دولت و زمامداران اصلاح گردند و زمامداران نیز جز با درستکاری و استقامت رعیت اصلاح نشوند)) - فلیست تصلح الرعیه الابصلاح الولاة و لا تصلح الولاة الا باستقامة الرعیه. / خطبه ۲۱۶.
تقدم واژه ((ولاة)) گویای اولویت اصلاحات در کارگزاران و ساختار نظام و حاکمان جامعه است. زیرا از این رهگذر است که توده مردم به رفاه و صلاح میرسند و به زمامداران خود اقتدا نموده به رنگ آنان در میآیند؛ و در بیانی دیگر نیز میفرمایند:
((همه اقشار جامعه به میزانی که امورشان اصلاح شود (اعم از امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) به زمامدار و والی حق معین و مشخصی دارند)) - و لکل علی الوالی حق بقدر ما یصلحه. / نامه ۵۳.
و نیز در موارد متعدد حقوق متقابل مردم مردم و والی را بیان داشته است. - نهج البلاغه، خطبه ۳۴.
بهر حال رهبر و حاکم جامعه باید به میزان قدرت و توانها و امکانات موجود و با توکل به خدا در انجام اصلاحات بکوشد و وظیفه ملت، اطاعت و اجرای اصلاحات همراه با نقد بموقع و خیر خواهانه و نصیحت مناسب است. - و ما اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب. / نامه ۲۸.
اصلاحات فرهنگی
به دنبال بحث ضرورت اصلاحات، این سئوال مطرح میشود که از کدامین نقطه حرکت اصلاحی آغاز شود؟ بدیهی است تا فرد و جامعه از درون و ریشه اصلاح نشوند، بیرون زندگی و وضعیت رفتاری آن سامان نخواهد یافت، چرا که:
ذات نا یافته از هستی بخش - - کی تواند که شود هستی بخش
میآورند و اصلاحات توسعه و تعمیق میبخشند. این اصلاحات درون سازمان و نظام است که عامل اقتدار و عزت ملی گردد؛ و در مباحث مدیریتی، بسیاری معتقدند آنکه نتواند خویشتن را مدیریت کند، نمیتواند گروه و سطوح فرا سازمانی را رهبری نماید و سامان دهد.
و بزرگترین امتیاز نهضت اصلاح طلبانه انبیاء در تحول فکری و فرهنگی بوده و امروز هم دشمن با تهاجم و شبیخون فرهنگی میخواهد آنرا منزوی سازد!
بر این اساس در نهج البلاغه میخوانیم که از وظایف اصلی رهبری، نصیحت و تعلیم تربیت ملت است و امام علی علیهالسلام میفرماید:
((خوشا به حال آنکه (فرد و جامعه).... جان و درونش صالح و پاک بوده و اخلاقش نیکوست)) - ر. ک نهج البلاغه، خطبه ۳۴.
((هر کس نهان و درون خود را اصلاح کند، خدا آشکار و ظاهر او را نیکو گرداند)) - طوبی لمن... و صلحت سریرته و حسنت خلیقته. / حکمت ۴۲۳.
((آنکه بین خود و خدا اصلاح نماید خداوند میان او و مردم را اصلاح میکند)) - من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین النااسلام / حکمت ۸۹.
و در عهد نامه امام علی علیهالسلام به استاندار مصر نیز آمده است:
((بهترین ساعات شب و روزت را برای خود و خدا قرار بده، گر چه اگر نیت صالح و درست باشد و ملت در امنیت و آسایش واقع شوند، تمام وقتها خدایی است)) - و ان کانت کلها لله اذا صلحت فیها النیة و سلمت فیها الرعیته. نامه ۵۳.
در نهایت از مطالب گذشته، تقدم اصلاحات در نیت و فکر، فرهنگ، اعتقاد و خلقیات فرد و جامعه را میتوان نتیجه گرفت.
اصلاحات اقتصادی
مدیریت موفق باید جهت تحقق برنامههای اصلاحی، اهتمامی لازم را به حل امور اقتصادی و معیشتی ملت و رفع فقر معطوف دارد (یعنی با ایجاد بستر رشد و تعالی، موانع راه را بردارد). و غفلت و کوتاهی در آن تهدید جدی برای مدیران و اصلاح طلبان و مردم خواهد بود و فقر، فاجعه آفرین میباشد. شهید عدالت علی علیهالسلام به حاکم مصر- نهج البلاغه، حکمت ۳۲۸. ¡ مینویسد:
((اگر مردم از سنگینی بار معیشت و مالیات، یا آفت زدگی و خشکسالی و... شکایت کردند، عوارض و مالیاتها و هزینههای زندگی را تا جایی تخفیف و کاهش بده که امور آنان سامان گیرد و اصلاح شود، و این تخفیف، تو را نگران نسازد، زیرا آن ذخیرهای است ککه به عمران کشور برگشته، گسترش عدالت و محبت ملت را به همراه خواهد داشت)) - فان شکوا ثقلا او انقطاع شرب او بالة... خفت عنهم نرجوا ان یصلح به امرهم و لا یثقلن علیک شیء... نامه ۵۳.
مضافا که رسیدگی به مسائل مالی و انجام اصلاحات اقتصادی متناسب با شرایط زمان، یکی از وظایف اصلی والی و از حقوق ملت نسبت به دولت است به طوریکه حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
((و اما حق شما بر من آن است که از خیر خواهی شما دریغ نورزم و بیت المال شما را در راه (معیشت و رفاه) شما صرف کنم... شما را تعلیم دهم تا در جهل و نادانی نمایند)) - فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و... خطبه ۳۴.
اصلاحات سیاسی
در نهج البلاغه هر گونه اصلاحات سیاسی، داخلی و خارجی با حفظ استقلال و آزادگی و نفی هر نوع بردگی و ظلم و استعمار (فرهنگی، اقتصادی و...) همراه است و امام علی علیهالسلام میفرماید:
((نفس خود را از هر گونه پستی و حقارت باز دار... و هرگز برده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است و آن نیک و خیر که جز با شر و زشتی به دست نیاید، نیکی نمیباشد))! - و اکرم نفسک عن کل دنیه... و لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا. / نامه ۳۱.
در واقع میتوان گفت آنچه موافق عدل و خیر و صلاح ملت کشور نباشد اصلاحات نیست؛ لذا وقتی به آن حضرت گفتند، مردم دل به دنیا بستهاند و معاویه با هدایا و پول، آنها را جذب میکند شما هم از بیت المال به جای تقسیم مساوی، به اشراف ببخش تا به تو گرایش پیدا کنند، فرمود:
((آیا به من دستور میدهید برای پیروزی خود از جور و ستم استفاده کنم؟! به خدا سوگند تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان طلوع و غروب میکنند، چنین کاری نخواهم کرد)) - اتامرونی ان اصلب النصر بالجور فیمن و لیت علیه، و الله لا اطور به ما سمر سمیر و ما ام نجم فی السماء نجما... / خطبه ۱۲۶.
اصلاحات از دیدگاه حضرت علی علیهالسلام با نفی و طرد تفکر ((ما کیاولیسم)) و اینکه هدف وسیله را توجیه میکند و یا آنکه برای از میدان بیرون راند حریف، از هر حربهای استفاده باید کرد. همراه است، تا آنجا که میفرماید:
((لیکن اصلاح شما را با فساد کردن روح و از مسیر گناه جایز نمیدانم... شما آن گونه که باطل را میشناسید، از حق آگاهی ندارید و در نابودی باطل نمیکوشید آن سان که در نابودی حق تلاش میکنید)) - و لکنی لا اری اصلاحکم بافساد نفسی،... لا تعرفون الحق کمعرفتکم الباطل و لا تبطلون الباطل کابطالکم الحق. / خطبه ۶۹.
و در پاسخ به عدهای نسبت به سیاستهای معاویه، میگوید:
((به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما حیله گر و جنایتکار است، اگر فریب و نیرنگ، ناپسند نبود. من زیرکترین و سیاسیترین افراد بودم، لیکن هر نیرنگی گناه و هر گناهی نوعی کفر و ناسپاسی است)) - و الله ما معاویه بادهی منی و لکنه یغدر یفجر و لولا کراهیه الغدر لکنت من ادهی و لکن کل غدرة فجره و کل فجره کفره. / خطبه ۲۰۱.
و در نهراسیدن از پیمودن طریق حق و انجام اصلاحات واقعی میفرماید:
((هرگز در راه راست و هدایت از کمی افراد نترسید، زیرا اکثریت مردم به سفرهای گرد آمدهاند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی و بسیار است!)) - ایها الناس لا تستو حشوا فی طریق الهدی لقلة اهله... / خطبه ۲۰۱.
و نیز به عنوان یک سیاستمدار هر گونه امتیاز دهی بیجا به طلحه و زبیر یا سازش و مداهنه نسبت به برخی کارگزاران ناصالح زمان عثمان را رد میکند.
پیشوای پروا پیشگان امام علی علیهالسلام در اخلاق سیاسی به هیچ وجه حاضر نبود از مرز قانون و عدل خارج شود، تا چه رسد به آنکه برای اصلاحات ظلم و ستم روا دارد! و میفرمود:
((به خدا سوگند اگر اقلیمهای هفتگانه را به آنچه در زیر آسمان هاست به من بدهند که خداوند را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچهای نا فرمانی کنم هرگز نخواهم کرد)) - و الله لو اعطیت الاقلیم السبعة بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلته. / خطبه ۲۲۴.
و یا در کلامی دیگر میفرماید:
((به خدا سوگند اگر شب را تا بامداد بر بستری از خار سعدان به سر برم و یا در غل و زنجیرها کشیده شوم خوشتر دارم از آنکه خدا و رسولش را روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به برخی از بندگان ستم کرده و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم، چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش که به سرعت به سوی کهنگی و پوسیده شدن میرود و مدتها در خاکها میماند!)) - و الله لان ابیت علی حسک السعدان مسهدا او اجر فی الاغلال مصفدا احب الی من ان القی الله الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد. / خطبه ۲۲۴.
اصلاحات ساختاری
در نهج البلاغه امام علی علیهالسلام برای بستر سازی اصلاحات، غیر از گزینش صالحان و ایجاد تقوای سازمانی و توصیه به ساده زیستی، ترک تجملگرایی، حذف بوروکراسی و چاپلوسی، دیدگاه خاصی به کارگزاران میدهد که ساختار اداری را عملا سامان میدهد، از جمله میفرماید: - ر. ک نهج البلاغه، نامه ۵۳.
((به راستی کار حکومتی و پست فرمانداری برای تو طعمه و وسیله آب و نان نبوده بلکه امانتی (امانت خدا و مردم) در گردن تو است...)) - ان عملک لیس لک بطعمة و لکنه فی عنقک امانة... / نامه ۵.
و در خطبه دیگر میفرماید:
خداوند بر پیشوایان حق و عدل واجب کرده که خود را در زندگی، با محرومان همسو سازند تا فقر و نادانی، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان و فساد نکشاند)) - ان الله تعالی فرض علی ائمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره. / خطبه ۲۰۹.
و همچنین بر رفع موانع، و رسیدگی حضور به امور مراجعین تاکید میکند:
((بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز و کار دارند، در مجلس عمومی با آنان بنشین و بخاطر خدایی که تو را آفریده فروتن باش
و سربازان و نگهبانان خود را زا سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان با تو بدون اضطراب سخن بگوید...)) - و اجعل لذوی الحاجات منک قسما... نامه ۵۳.
و نیز به کار گزاران خود توصیه میفرمود:
((و نیازهای مردم را در همان روز که به تو عرضه میدارند و یاران و اطرافیانت از پاسخگویی و حل مشکل آنان ناتوانند برآورده کن و کار هر روز را در همان روز انجام ده، زیرا هر روزی، کار مخصوص خود را دارد)) - و منها اصدرا حاجات الناس یوم ورودها علیک بما تخرج به صدور اعوانک و امض لکل یوم علمه فان یوم ما فیه. نامه ۵۳.
این کلام به وضوح دلالت بر پاسخگویی و تأمین نیاز و رضایت مراجعین در کوتاهترین زمان ممکن دارد و سادگی سیر اداری و منفی بودن بوروکراسی را دیکته میکند؛ و همچنین در دوری از تشریفات آمده است وقتی مردم شهر ((انبار)) به احترام آن حضرت، از مرکبها پیاده میشوند و پیشاپیش امام علیهالسلام میدوند و میگویند ما این گونه امیران خود را تعظیم میکردیم! حضرت علی علیهالسلام رسما این حرکت را تقبیح کردند. - ر. ک نهج البلاغه، حکمت ۳۷.
و در نفی هرگونه چاپلوسی، میفرمود:
((من از شما میخواهم تا مرا با سخنان زیبا مستایید... بامن چنانکه با جباران سخن میگوئید، حرف نزنید و آن گونه که از افراد خشمگین دوری میکنند و با مستبدان محافظه کاری میکنند، از من کناره مجوئید و با ظاهر سازی رفتار مکنید من و شما بندگان پروردگار یکتائیم)) - فلا تتکلمونی بما تکلم به الجبابرة و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره و لا تخالطونی بالمصانعة. خطبه ۲۱۶.
و نسبت به دقت در استفاده از امکانات دولتی و اموال عموم، کارگزاران خود را توصیه میفرمود:
((قلمهای خود را نازک بتراشید و فاصله میان سطرها را کاهش بپرهیزید و مقصود را هر چه کوتاهتر بیان کنید، مبادا پر چرخ کنید، چرا که نباید کمترین زیارتی به اموال مسلمانان برسد)). - ادقوا اقلامکم و قاربوابین سطورکم و اخذفوا من فضولکم و اقصدوا قصد ادامه از صحفه قبل: المعانی وایاکم و الاکثاره فان احوال المسلمین لاتحمیل الاضرار. بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۱۰۵.
آیا یک روز اینگونه بودهایم!؟
آیا ضعف از مکتب علوی است یا از ما!؟
آیا نباید بیاندیشیم و درسهای عدل و عزت را از علی علیهالسلام بیاموزیم!؟
زمینهها و عوامل اصلاحات
بدون تردید یک سلسله زمینهها و عوامل معنوی و مادی، در بسترسازی و تحقق اصلاحات نقش دارد که بیشتر آنها را در نهجالبلاغه مییابیم، از جمله:
=== تقوا === تقوا نیرویی است مقدس که سبب کشش به سوی ارزشهای معنوی و عالی و گریز از پستیها و آلودگیهای مادی میشود، و آدمی را بر خویشتن مسلط نموده، از اسارت هواهای نفسانی آزاد میکند؛ و در واقع به انسان مصونیت میبخشد نه محدودیت. داشتن تقوا در اندیشه و عمل اصلاح طلب موثر میباشد. امام المتقین علی علیهالسلام پیوسته بر تحقق تقوا و تعمیق و توسعه آن خاصه نسبت به خواص، تاکید داشت، حتی در وصیتنامه خود، قبل از هر چیز به تقوا و پروا پیشگی توصیه میفرماید:
((شما را و تمام فرزندانم و هر کس این پیام به او میرسد در هر زمان و هر به تقوا و نظم در امور و ایجاد صلح و صلاح بین خود سفارش میکنم... .)) - اوصیکما و جمیع ولدی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم و صلاح ذات بینکم. نامه ۴۷.
و در خطابی دیگر به بیان آثار تقوا پرداخته، میفرماید:
((به راستی تقوا داروی بیماری دلها و قلبهای شما... و به صلاح و سامان رساننده فساد درون ((جان و جامعه) شماست)). - فان تقوی الله دواء داء قلوبکم م... و صلاح فساد صدورکم /. خطبه ۱۹۸.
ای بندگان خدا بدانید تقوا دژی بلند و شکستناپذیر است و بی تقوایی و هرزه گی خانهای پست و در حال فرو ریختن که حافظ ساکنان خود نمیباشد و کسی که به ان پناه برد در امان نخواهد بود، آگاه باشید، باتقوا میتوان ریشه و نیش گزنده گناهان را قطع کرد))۳- واعلموا عباد الله ان التقوی دار حصن عزیز و الفجور دار حصن ذلیل لا یمنع اهله ولا یحرز من لجاء الیه الا وبا لتقوی تقطع حمه الخطایا. خطبه ۱۵۷.
((همانا تقوا کلید هر در بسته و توشه قیامت و عامل آزادی از هر گونه بردگی و نجات از هر تباهی است؛ و در پرتو تقوا طالب هر چیز پیروز خواهد و پروا کنندگان از گناه، رستگارند و با تقوا به هر آرزویی میتوان رسید))۴- فان التقوی مفتاح سداد و ذخیره معاد و عتق من کل ملکه و نجاه من کل هلکه بها ینجح الطالب و تنال الرغائب. خطبه ۲۳۰. ¡
قدردانی از نعمتها
یعنی انچه داریم از آن خدا بدانیم و همراه با سپاس و شکر او، با برنامه ریزی صحیح و به دور از اسراف و تبذیر، در مسیر رضای او و خدمت به بندگان او استفاده و صرف کنیم؛ که حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
((هر نعمتی که خداوند به تو بخشیده نیکو دار و در راه صلاح و اصلاح بکار گیر و هرگز نعمتهایی را که در اختیار داری تباه مکن)). - استصلح کل نعمة انعمها علیک و لا تضعین نعمة من نعم الله عندک. / نامه ۶۹.
تامین زندگی کارمندان
رسیدگی به معیشت کارمندان نه تنها امید بخش و انگیزه کار بهتر و بیشتر میشود بلکه سبب آرامش خاطر آنان بوده، و مانع تجاوز به اموال مردم و بیت المال میگردد. امام علی علیهالسلام در این زمینه میفرماید:
((سپس روزی فراوان و امکانات مورد نیاز کارمندان را بر آنان ارزانی دار که با حقوق و در آمد کافی در اصلاح خود بهتر میکوشند و با بی نیازی دست به اموال بیت المال نمیزنند و اتمام حجت است بر آنها)) - ثم اسبغ علیهم الارزاق فان ذلک قوة لهم علی استصلاح انفسهم و غنی لهم عن تناول ما تحت ایدیهم و حجة علیهم. / نامه ۵۳. ¡
استفاده از تجربه صالحان
بهرهگیری از تجربه موفق مصلحان هم علم است و هم صرفه جویی در زمان و دوری از زیانهای آزمون و خطا، که حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
((آنچه نیکان و صالحان خاندانت به آن عمل کردهاند، انتخاب کن و انجام بده)) - و الاخذ بما مضی علیه الاولون من آبائک و الصالحون من اهل بیتک. / نامه ۳۱.
دوری از شعار و ریا
اسلام پیوسته آدمی را از تنگ نظریهای مادی و خودنمایی و خود بینیهای بیرون آورده، او را به خدا و کمال نامتناهی متوجه میکند تا نه تنها به جای حرف و شعار، عملگرا گردد بلکه در اجراء و عمل هم گرفتار توقف یا انحراف نشود، حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
((و عمل صالح زراعت آخرت و ارزشمند است... و کارها (نیکیها و اصلاحات) را بدون ریا و خود نمایی و شهرتطلبی، انجام دهید)). - و العمل الصالح حرث الاخرة... و اعملوا فی غیر ریاء و... / خطبه ۲۳.
امر به معروف و انتقاد سالم و خیر خواهانه
برای شکل گیر و پیشرفت اصلاحات، دولت و ملت باید ناظر و ناصح هم باشند، در نهج البلاغه میخوانیم:
((پس مرا با خیر خواهی خالصانه و سالم یاری کنید)) - فاعینونی بمناصحة خلیة من الغش، سلیمة... / خطبه ۱۱۸.
((و امر به معروف را برای اصلاح تودهها و جامعه قرار داد)) - و الامر بالمعروف مصلحة للعوام. / حکمت ۲۵۲.
قانون گرایی
عمل به وظیفه و حفظ حقوق یکدیگر در مردم و کارگزاران بستر ساز اصلاحات میباشد. علی علیهالسلام میفرماید:
((و آنگاه که مردم حق رهبری و والی را ادا کنند و زمامدار جامعه، حقوق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد، راههای دین پدیدار و استوار گردد، نشانههای عدالت برقرار و سنتهای صحیح، در مسیر خود به راه افتد پس بدین ترتیب روزگار اصلاح شود و مردم به استمرار دولت و حکومت امیدوار و توطئه و طمعهای دشمنان به یاس انجامید)) - فاذا ادات الرعیة الی الوالی حقه وادی الوالی حقها... / خطبه ۲۱۶.
مبارزه با فساد
همزمان با برنامههای اصلاحی، شناسایی و جلوگیری از رویش و رشد مفاسد (فردی، اجتماعی، اقتصادی و... از هر کس و در هر شکل) یک ضرورت است تا اصلاحات به ثمر رسد همانگونه که برای رشد نهال و گلها، آفتها و خارهای مزاحم را باید دفع کرد و با روش صحیح از بین برد مصلحان بزرگ تاریخ یعنی انبیاء اینگونه عمل کردند، و علی علیهالسلام میفرماید:
((بدانید خداوند مرا فرمان داده است تا با سرکشان، پیمان شکنان و کسانی که فساد به راه میاندازد مبارزه کنم)) - فتعصبوا لخلال الحمد من الحفظ للجوار... و الکف عن البغی و اجتناب الفساد فی الارض. / خطبه ۱۹۲.
((در حفظ خصلتهای پسندیده تعصب به خرج دهید... از ستم و فساد اجتناب و دوری کنید)). ۲۹۱ هبطخ / ضرلاا یف داسفلا و ثکنا و یغبلا لها لاتقب هللا ینورما دق و لاا -
تبیین آثار و فواید
از جمله عوامل موثر در پذیرش و شکلگیری اصلاحات بیان نتایج و فواید ارزشی حرکت اصلاحی و تجلیل از عمل صالح و بها دادن به خوبان و خوبیها میباشد، امام صالحان علی علیهالسلام میفرماید:
((هر گاه صلاح و شایستگی بر روزگار و مردم چیره شد، اگر کسی به دیگری گمان بد برد که گناهی از او ظاهر نشده، ستمکار است)) - اذا استولی الصلاح علی الزمان و اهله ثم اساء رجل الظن بر جل لم تظهر منه حوبة فقد ظلم. / حکمت ۱۱۴.
((آگاه باشید نام نیک و زبان صالح و خیر که خداوند برای آدمی، در میان مردم قرار دهد بهتر است از مال ارثی که برای دیگران میگذارد و او را سپاس هم نمیکند)) - الا و ان الانسان الصالح یجعله الله تعالی الی للمرء فی الناس خیر له من المال یورثه، من لا یحمده. / خطبه ۱۲۰.
((هیچ تجارت و معاملهای همانند عمل صالح (پرسود) نیست)) - لا تجاره کالعمل الصالح. غرر الحکم و در الکلم / ج ۶، ص ۳۶۴.
البته خواستن و تلاش مردم در تحقق اصلاحات قابل تردید نیست (همانند زمین آماده و پذیرای بذر صالح) و شاید ذکر محاسن برنامه اصلاحی، عامل ایجاد و افزایش تقاضا و خواست ملت گردد؛ و لذا علی علیهالسلام (به فساد پرداختن و امید اصلاح داشتن را) توبیخ میکند:
((آنها (دشمنان)... در شهرها ومناطق خود به صلاح و اصلاح مشغولند و شما به فساد و خرابی میپردازید!)) -... و بصلاحهم فی بلادهم و فسادکم... ، / خطبه ۲۵.
شایسته سالاری
گزینش و انتخاب کارگزاران صالح و کاردان، نقش اساسی در اجرای اصلاحات دارد، به عکس گماشتن افراد ناصالح و ناکار آمد، وابستگان قومی و حزبی ناتوان، عامل ظلم، بدبینی، نارضایتی و خشم مردم و موجب فساد و بحران خواهد شد. در این رابطه امام علی علیهالسلام میفرماید:
((کارگزاران خود را از میان افراد با تجربه، با حیا و از خاندانهای شایسته و با صلاحیت و پیشگام در اسلام انتخاب کن...)) - و توخ منهم اهل التجربة و الحیا من اهل البیوتات الصالحه و القدم فی الاسلام و... / نامه. ۵۳
برخورد قاطع با کارگزاران متخلف
حضرت علی علیهالسلام در عین آنکه مظهر محبت و تبلور عطوفت بود اما با خائنان و مسئولان متخلف نظام، بدون ملاحظه کاری و تساهل و تسامح برخورد مینمود و قاطعانه قوانین الهی را در حق آنها اجرا میکرد
در نامه خود به والی مصر مینویسد:
((سپس رفتارشان را مورد برسی قرار ده و بازرسان مخفی از افراد راستگو و وفادار بر آنان بگمار زیرا بازرسی سری تو سبب میشود تا آنها امانت داری کنند و با مردم به ملاطفت رفتار نمایند و از اعوان خائن دور نگهدارند؛ و اگر یکی از آنها (کارگزاران) آلوده به خیانت شد و گزارش ماموران مخفی علیه او جمع گردید و آن اخبار را حجت دانستی، خائن را تنبیه بدنی کن و به کیفر عملش برسان، و او را خوار نموده و داغ خیانت و ننگ بر گردنش بینداز)) - ثم تفقد اعمالهم و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم. / نامه ۵۳.
آری تاریخ گواه است که آن حضرت، ((شریح قاضی)) را به خاطر خانهای که تهیه کرده بود، احضار و توبیخ کرد. جانشینی فرماندار بصره را برای کوتاهی در حفظ بیت المال- نهج البلاغه، نامه ۳. ¡ به شدت تهدید نمود؛ و ((کمیل بن زیاد نخعی)) را به جهت بی کفایتی در فرماندهی لشکر، نکوهش و برکنار کرد. - همان، نامه ۲۰ و ۲۱. - همان، نامه ۶۱.
و در نامه بی یکی از مسئولان خائن حکومتش نوشت:
((از خدا بترس و پرهیزکار باشد و اموال آنان را باز گردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا به تو دست یابم تو را کیفر خواهم کرد که نزد خدا عذر خواه من باشد؛ و با شمشیری تو را میزنم که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید. به خدا سوگند اگر حسن و حسین علیهالسلام (دو فرزند آن حضر) چنان میکردند که تو انجام دادی، از من روی خوش نمیدیدند و به آرزویی نمیرسیدند جز آنکه حق را از آنان بگیرم)) / ... لعفت مل نا کناف مهلاوما موقلا لاوه یلا ددراو هللا قتاف - ۱۴ هما
و در کلامی دیگر میفرماید:
((در انجام آنچه صلاح به شمار میآید سستی مکنید و برای رسیدن به حق تلاش نمایید و اگر بر حق و صلاح پایداری نکنید، بدانید خوارترین افراد نزد من، انسان کج رفتار است که به سختی کیفر خواهم داد و هیچ راه گریزی نخواهد یافت)) - و لا تفر طوا فی صلاح و ان تخوضوا الغمرات الی الحق فان انتم لم تستقیموا... / نامه ۵۰.
صداقت و صراحت
در سیره سیاسی امام عدالت خواهان حضرت علی علیهالسلام به وضوح صداقت و صریح گویی با مردم، دیده میشود که نقش فراوان در جلب اعتماد و پذیرش برنامه اصلاحات دارد، به طوری که میفرمود:
((آنچه میگویم بعهده میگیرم و بدان پای بندم... بخدا سوگند هرگز سر سوزنی حقیقت را از شما پنهان نکردم و هیچگونه دروغی نگفتهام)) - ذمتی بما اقول رهینة و انابه زعیم... و الله ما کتمت و شمة و لا کذب کذبة. / خطبه ۱۶.
و همچنین میفرماید:
((هرگاه رعیت و ملت بر تو بدگمان گردد، عذر و دلیل خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار بدگمانی را (و در نتیجه زیر سئوال رفتن خود و برنامههایت) از آنان برطرف کن، که این دفاع، ریاضتی برای خود سازی تو و مهربانی و مدارا نسبت به مردم است و آنان را به حق و قانون مداری و میدارد)) - و ان ظنت الرعیه بک حیفا فاصحر لهم بعذرک... / نامه ۵۳.
حفظ کرامت انسانها
در ((نهج البلاغه)) بارها محبت به ملت و حفظ کرامت انسانها توصیه شده است که این خوی پسندیده عامل پذیرش و پیشرفت طرحهای اصلاحی و سبب رشد و شکوفایی ملت، اجرای قانون، اعتماد و امنیت خواهد بود؛ و امام علی علیهالسلام میفرماید:
((ای مالک رافت و رحمت را پوشش دل خود قرار بده و با همه مردم دوست و مهربان باش چرا که دو دستهاند، یا برادر دینی تو اند و یا افرادی همانند تو در آفرینش... بر آنان سخن مگیر و ببخشای... و باید محبوبترین چیزها نزد تو، تعمیم عدل و جلب خوشنودی و رضای توده مردم باشد))- همان، نامه ۳۵.
و در پیامی دیگر میفرماید:
((با مردم متواضع و فروتن، مهربان و گشاده روباش و در نگاه و نیم نگاهت به مردم نیز، با تساوی رفتار کن)) - و اخفض لهم جناحک و الن لهم جنابک و ابسط لهم و جهک و آس بینهم فی اللحظه و النظره... / نامه ۵۳.
چرا که تبعیضهای ناروا، جامعه را به فساد و تفرقه، تباهی و طغیان میکشاند و مانع شکلگیری و استمرار اصلاحات میباشد؛ و لذا پیشوای اصلاح طلبان راستین، علی علیهالسلام اجازه برتری خواهی به کارگزارانش نمیداد.
((و برای همه ملت آنچه برای خود و خاندانت دوست داری، دوست بدار و برای آنها آنچه برای خود و خاندانت نمیپسندی مپسند)) - و احبب لعامة رعیتک ما تحب لنفسک و اهل بیتک و اکره لهم ما تکره لنفسک و اهل بیتک. تحف العقول، / ص ۱۲۲.
حتی منت گذاری، بزرگنمایی کار خود و آمار زیاد دادن را نهی میفرماید:
((از منت بر رعیت به هنگام احسان بپرهیز و بیش از آنچه انجام دادهای کارت را بزرگ مشمار و هرگز خلاف وعده عمل مکن... و از امتیاز خواهی برای خود در آنچه مردم مساویند بر حذر باشد)) - و ایاک و المن علی رعیتک با حسانک او التزاید فیما کان من فعلک و ایاک و الاستئثار بما الناس فیه اسوة... نامه ۵۳.
دعا
به دنبال برنامه ریزی و مدیریت صحیح، هر طرح و حرکت اصلاحی، توجه قلبی به قدرت نامتناهی خدا نمودن و دعا کردن، نه تنها یک اصل مکتبی و معنوی میباشد که توفیق- نهج البلاغه، نامه ۴۷. ¡ و تداوم کار و مصونیت از تهدیدهای نامرئی را نوید میدهد و به طور کلی دعا عبادت بوده و آثار تربیتی و روحی فراوان به همراه دارد. امام علی علیهالسلام میفرماید:
((اگر مردم هنگام نزول بلاها و گرفتاریها و زوال نعمتها، با نیتهای درست و صادقانه به درگاه خدا زاری کنند و با قلبهای سرشار از محبت، از خدا بخواهند، آنچه از دستشان رفته، باز خواهد گشت و هر گونه فسادی اصلاح گردد)) - لو ان الناس حین تنزل و تزول عنهم النعم فزعوا الی ربهم بصدق... و اصلح لهم کل فاسد. / همان، خطبه ۱۷۸.
و در کلامی دیگر میفرماید:
((خدای بین ما و آنان اصلاح فرما و صلاح و صواب را حاکم کن)) - الهم و اصلح ذات بیننا و بینهم. / همان، خطبه ۲۰۶.
((پروردگارت تو مرا به اصلاح امورم راهنمایی فرما و قلبم را به آنچه سبب رستگاریم شود هدایت نما)) - سفدلنی علی مصالحی و خذ بقلبی الی راشدی. / همان، خطبه ۲۲۷.
آری! علی علیهالسلام به عنوان رئیس حکومت اسلامی و یک مصلح اسوه، خدا را میخواند و دعا میکند و به ما میآموزد.
اصلاح طلبان راستین
امام علی علیهالسلام در نهج البلاغه ضمن کوتاهی به سه ویژگی برجسته مصلحان و اصلاح طلبان واقعی اشاره میفرماید:
((امر و فرمان خدای سبحان (حاکمیت دینی و اصلاحات واقعی) را برپا ندارد جز آنکه:
۱. اهل ملاحظه کاری و سازش و سیاسی کاری (در اجرای حق) نباشد.
۲. همرنگ مردم ناصالح و مشابه مفسدان و در جهت خواست آنها حرکت و موضعگیری نکند.
۳. پیرو آرزوها (تمایلات نفسانی، طمع مال و مقام و مفاسد حزبی و جناحی) نگردد)) - لا یقیم امر الله سبحانه الا من لا یصانع و لا یضارع و لا یتبع المطاعلیها السلام/ حکمت ۱۱۰.
و این همه ریشه در زهد و دوری از دنیا گرایی دارد. زهد حالتی است که زاهد به خاطر دلبستگیهای معنوی و اخروی نسبت به مظاهر مادی زندگی (در اندیشه و عمل) بی اعتنایی میکند و در نتیجه نه تنها ساده زیستی و قناعت دارد که از رفاهطلبی، طمع، تحمل و لذت گرایی گریزان میشود و اصلاحات او همراه با عدالت اجتماعی و دوری از ظلم و گناه میگردد؛ و لذا انبیاء که سر آمد مصلحان راستین اند، هم زاهد بودند و به فرموده علی علیهالسلام پیامبر صلی الله علیه و آله برترین زاهدان و حضرتش در دوری از دنیا به او تاسی نموده، میفرماید:
((به خدا سوگند که این دنیا شما در دیده من از استخوان خوکی در دست شخص مبتلا به جذام پستتر است)) - و الله لدنیا کم هذه اهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجزوم / حکمت ۲۳۶
و در مورد ترغیب به زهد میفرماید:
((خوشا به حال آنان که از دنیا (مظاهر مادی و لذتهای زودگذر و فریبنده) دل بریدند و به آخرت رغبت و دلبستگی پیدا کردند)) - طوبی للزاهدین فی الدنیا الراغبین فی الاخرة/ حکمت ۱۰۴.
و در تبیین معنا و آثار زهد میفرماید:
((ای مردم زهد عبارت است از کوتاه کردن آرزو، سپاس گزاری در برابر نعمت و پارسایی نسبت به محرمات و نبایستنیها)) - ایها الناس الزهادة قصر الامل و الشکر عند النعم و التورع عند المحارم. / خطبه ۸۱.
((و کسی که در دنیا زاهد باشد، مصیبتها را ناچیز شمرد و گرفتاریها بر او سبک نماید)) - و من زهد فی الدنیا استهان بالمصیبات / حکمت ۳۰.
متاسفانه اصلاح طلبان دروغین نه تنها در صدر اسلام (همانند بنی امیه و بنی عباس) حتی امامان معصوم و مصلحان راستنی امت را با تبلیغات گسترده، منزوی کردند، بلکه در مشروطیت و عصر حاضر نیز همان نوع اصلاحات وارداتی و اصلاح طلبان مورد حمایت دشمنان و رسانههای خبری استکبار جهانی به چشم میخورند، آنه که نفی ارزشهای اسلامی و انقلابی و محورهای وحدت و اصیل نظام (قانون اساسی، ولایت فقیه و مدیریت دینی و...) را هدف قرار دادهاند و با نقاب شعارهای فریبنده، جامعه و جوانان را به سوی لیبرالیسم، سکولاریزم و نظام لائیک سوق میدهند. با آنکه اصلاح طلبان واقعی پیش از همه و بیش از دیکران، خود اهل عمل صالح اند، امام علی علیهالسلام میفرماید:
((هر آن کسی که مردم را (به هر کار و حرکت اصلاحی) دعوت کند و فراخواند ولی خود عمل ننماید، همانند تیر اندرز بدون کمان است)) - الداعی بلا عمل کالرامی بلاوتر. / حکمت ۳۳۷.
و در ضمن خطابهای میفرماید:
((کجایند خوبان و صالحان شما، کجایند آزاد مردان و سخاوتمندان شما... مفاسد (فردی و اجتماعی) آشکار و فراگیر شده، نه انکار کننده و تغیر دهندهای دیده میشود و نه بازدارندهای، عمل کننده پیدا میشود... نفرین خدا بر آنان خدا بر آنان باد که امر به معروف (و خوبیها و اصلاحات) میکنند و خود آنرا ترک مینماید، نهی از منکر و فساد میکنند و خود مرتکب میشوند)) - این خیارکم و صلحائکم این احرارکم و سمحاء کم... ظهر الفساد فلامنکر مغیر و لازاجر مزد جر... لعن الله الامرین بالمعروف، التارکین له و الناهین عن المنکر العالمین به. / خطبه ۱۲۹.
اسوه اصلاحات
الگو خواهی و الگوپذیری انسان و نقش آن در رشد و تکامل فرد و جامعه، غیر قابل تردید است و در امر اصلاحطلبی و طرح و تحقق اصلاحات وجود مدل و اسوه صالحان، یک ضرورت به شمار میرود، تا کار با آگاهی آغاز و راه نزدیکتر شود و همچنین در مواجهه با مشکلات، حرکت متوقف نگردد و یا الگوهای وارداتی، امت را به انحراف نکشاند. بر این اساس است که حضرت علی علیهالسلام میفرماید:
((به راستی که پیروی از روش پیامبر و اسوه قرار دادن او برای شما کافی است... پسی از پیامبر نیکوتر و برتر پیروی کن زیرا راه و رسم او اسوه میباشد (در همه زمینههای زندگی) برای آنکه به او تاسی کند؛ و محبوبترین بندگان خدا کسی است که از پیامبرش تبعیت نماید)) - و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله کاف لک فی الاسوة... فتاس بنبیک الطیب الاطهر فان فیه اسوة لمن تاسی و عزا لمن تعزی... و احب العباد الی الله المتاسی بنیه. / خطبه ۱۶۰.
و در جای دیگر میفرماید:
((به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله (امامان معصوم و مصلحان واقعی انسانها) بنگرید و پیوسته ملازم آنان باشید از جهتی که میروند منحرف نشوید و قدم جای قدمشان بگذارید، چرا که آنان هرگز شما را از راه هدایت و تکامل منحرف نمیکنند و بیرون نمیبرند)) - انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن یخرجوکم من هدی. / خطبه ۹۷.
و در بیانی اتمام حجت نموده، میفرماید:
((خدایا هر یک از بندگانت که سخن و برنامه عادلانه و اصلاح طالبانه دور از فساد ما را نسبت به دین و دنیا بشنود و از یاری آیین تو و دین تو سرباز زند ما تو را بر ضد او به شهادت میطلبیم... و او را به کیفر گناهانش خواهی گرفت)) - اللهم ایما عبد من عبادک سمع مقالتنا العادله... و المصلحة غیر المفسده فی الدین و الدنیا فابی بعد ما سمعه... / خطبه ۲۱۲
در خاتمه با اطمینان هر چه بیشتر باید گفت کدامین اصلاح طلب و کدامین طرح اصلاحی جامعتر و موفقتر در اجرای عدالت، امنیت و معنویت و رفع محرومیتها، از الگوی حکومتی امام علی علیهالسلام بوده و هست؟!
او که بر بخش وسیعی از کره خاکی نظام اصلاحی اسلام را پیاده کرد و به نمایشگاه تاریخ آورد، در نامهای به یکی از کار گزاران بزرگ حکومتی اش مینویسد:
((آگاه باش! هر ماموم و رهروی را پیشوا و رهبری است که باید به او اقتدا کند و از زانو نور دانش او (گفتار و رفتار و سیرهاش) بهره گیرد، بدان، امام شما از دنیایش به این دو جامعه و از غذاها به این دو قرص نان اکتفا کرده.
آگاه باش! شما توانایی این گونه زیستن را ندارید و لیکن مرا با ورع و خدا پرستی، * در همه زمینههای زندگی و برنامههای علمی و جامع) و پاکی و پیمودن راه صحیح و درستکاری یاری دهید... آیا به همین اکتفا و قناعت کنم که گفته شود، من امیر مومنانم اما با آنان در سختیهای روزگار شرکت نکنم و پیشوا و اسوه شان در تلخیهای زندگی نباشم؟...)) - الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به ویستضیء بنور علمه الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقصریه الا و انکم لا تقدرون علی ذلک و لکن اعنونی بورع و اجتهاد و عفة و سداد... ءاقنع من نفسی بلت یقال هذا امیر المومنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر او اکون اسوة لهم فی جشوبة العیش... / نامه ۴۵
کجای تاریخ بشر میتوان اسوه مقتدای صالح و عدل محور همچون حضرت علی علیهالسلام یافت که بگوید:
((بر شهرهای شما وارد شدم (ریاست و حکومت را در دست گرفتم) با این پوشاک و لباس اثاث و مرکب و شتر سواریم پس اگر با غیر اینها و بیش از آنچه با آنها وارد شدم، بیرون روم (در پایان حکومت و عمرم) به حق از خائنان باشم؟)). - دخلت بلادکم باشمالی هذه و رحلتی هاهی فان انا خرجت من بلادکم بغیر ما دخلت فاننی من الخائنین. / بحار الانوار، ج ۸۴۰، ص ۳۲۵.
و نیز در باره وحدت حرف و عمل که عامل جلب اعتماد مردم و تحقق اصلاحات است میفرماید:
((ای مردم به خدا سوگند شما را به اطاعت و انجام کاری تشویق و وادار نمیکنم مگر آنکه خود در انجام آن بر شما سبقت میگیرم و از انجام گناهی باز نمیدارم جز آنکه قبل از شما خودم آن را ترک میکنم)) - ایها الناس انی و الله ما احثکم علی طاعة الا و اسبقکم الیها و لا انها کم عن معصیة ال و اتناهی قبلکم عنها. / خطبه ۱۷۵.
حال با تمسک به کلام علی علیهالسلام در بیان شیوه اصلاحات مصلح کل (آخرین اسوه معصوم امام زمان حضرت مهدی (عج)) سخن را به پایان میرسانیم:
((او (حضرت مهدی (عج)) خواستهها و هواهای نفسانی را تابع هوسهای خود قرار دهند و هنگامی که قرآن را به رای و نظریههای مختلف خود تفسیر کنند آن حضرت آراء و نظریهها را تابع قرآن میسازد)) یعنی به جای کثرت گرایی و قرائتهای متعدد و آزادی و ولنگاری فکری و رفتاری، بدعتها و تحریفها که در طول تاریخ، دشمنان و نا- یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القران علی الرای. / خطبه ۱۳۸. ¡ آگاهان وارد اسلام و نظام نمودند، میآید و بر خلاف نظر اصلاح طلبان غربی و لیبرالیستها، که بر اساس اومانیسم (اصالت انسان) و سکولاریزم (اصالت دنیا و جدایی دین از سیاست) عمل نمودند. او مقررات خدای حکیم را پیاده میکند، خدایی که سراسر هستی را بر اساس حکت و مصلحت آفریده است؛ و از این رهگذر در نهج البلاغه میخوانیم:
((آسمان و زمین، بالا و پستی مامور رساندن منافع شما بوده، اوامر خدا را اطاعت کردند و به آنها دستور داده شده که برای مصالح شما قیام کنند و چنین کردند)) - و لکن امر تابمنا فعکم فاطاعتا واقیمتا علی حدود مصالحکم فقامتا. / خطبه ۱۴۳.
معیار اصلاحات
صلاح و فساد از مفاهیم ارزشی محسوب میشود و نمیتوان با حس تجربه کرد (همانند خوبی و بدی، معروف و منکر) بلکه تابع نظام ارزشی است که رد یا گروه و جوامع برای- مفاهیمی که به کار میبریم گاه در باره چیزهایی است که هست و موجود میباشد و با تجربه عینی میتوان حس کرد و نشان داد، مانند هوا گرم است یا آنجا روشن است و گاه دربارهٔ چیزهایی است که میگوییم باید چنین شود یا نباید چنان شود یعنی در بطن معنای آنها باید و نباید میباشد. اینها را مفاهیم ارزشی میگویند مانند صلاح و فساد، خیر و شر، معروف و منکر و... (از کتاب آذرخشی دیگر از آسمان کربلا). ¡ خود پذیرفتهاند (لذا گاه یک نوع احترام در نظامی ارزشی، خوب و زیباست ولی در نظام دیگر زشت و ناپسند میباشد) حال این سئوال پیش میآید که اصلاحات طبق کدام نظام ارزشی و فرهنگی و بر اساس کدام معیار، اسلامی یا الحادی (شرقی یا غربی)؟
اگر گفتمی صالحات بر اساس معیار اسلامی خوب است، پس باید آنچه اسلام میگوید، انجام دهیم و با هر چه میگوید بد است مبارزه کنیم، بر عکس اگر اصلاحات غربی و کنوانسیونهای کذایی بین المللی و غیره را پذیرفتیم، خوبی و بدی کارها تابع همان نظام ارزشی میشود، هر چند مخالف اسلام باشد! مانند آزادیهای جنسی و... و شاید یکی از علل توصیه مقام معظم رهبری (حضرت آیة الله خامنهای مدظله العالی) بر ضرورت هدایت اصلاحات از مرکزی مقتدر، مساله تطبیق آن با معیارهای مکتبی و قانونی بوده است (یعنی علاوه بر کارشناسی و تحقیق و اولویت بندی و نظارت بر حسن اجرای تدریجی آن) نه تنها در نهج البلاغه شاهد الگو و اسوه بودیم (سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرمومنان علیهالسلام حکومتش) بلکه در زیارت مطلقه آن حضرت میخوانیم (السلام علی میزان الاعمال) یعنی معیار سنجش اعمال و رفتار فردی و اجتماعی همگان در- بحار الانوار، ج ۱۰۰ ص ۳۳۰. ¡ همه زمانها و زمینهها، حضرت علی علیهالسلام میباشد؛ و در کلامی دیگر از آن حضرت معیار اصلاحات، این گونه نقل شده است:
((آگاه باشید من نه پیامبرم و نه به من وحی میشود بلکه تا آنجا که میتوانم طبق دستورات قرآن عمل میکنم، پس آنچه از اوامر الهی را دستور میدهم بر شما که اطاعت کنید چه بپسندید و چه نپسندید و اگر اوامر من یا هر کس (در هر موقعیت و زمان) بر نافرمانی و معصیت خدا باشد، پس بدانید اطاعت از حاکم و غیره، شامل معصیت الهی نمیشود. اطاعت فقط در موارد اعمال صالح و فرمانبرداری از خداست و سه بار این جمله را تکرار فرمود)) - الا و انی لست نبیا و لا یوحی الی ولکنی اعمل بکتاب ما استطعت. فما امرتکم به من طاعة الله فحق علیکم اطاعتی فیما اجبتم و فیما کرهتم و ما امرتکم به او غیری من معصیة الله فلاطاعة فی المعصیة، الطاعة فی المعروف، ثلاثا)) بحار الانوار، ج ۳۴، ص ۳۶۲.
در اینجا به خوبی میرساند که معیار نه پسند و خواست مردم و اکثریت است و نه فرمان حاکم و نه سیاستهای بین المللی، بلکه ملاک الهی بودن کار و راه، اطاعت از دستورات خداوند میباشد.
یعنی در حکومت اسلامی و سیره سیاسی علوی با آنکه مردم در انتخاب و شکلگیری حکومت، اصلاحات و تداوم آن، نقش اساسی دارند و امام علی علیهالسلام میفرماید:
((به خدا سوگند... اگر این جمعیت عظیم دورم را نگرفته بود و به یاریم قیام نکرده بودند و از این جهت حجت تمام نشده بود و اگر نبود پیمان و مسئولیتی که خداوند از عالمان گرفته که در برابر شکمخوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند، من مهار شتر خلافت را رها میکردم و از آن صرف نظر مینمودم)) - اما و الذی فلق الحبه و برء النسمة لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر... ،/خطبه ۳.
لیکن در صورت تزاحم رضایت و خواست مردم با احکام خدا قطعا دستورات الهی و حلال و حرام او تقدم دارد برخواست مردم و اکثریت (مثلا آزادی جنسی، نوشیدن مشروبات الکلی و...) زیرا در همان حکم خدا خیر و صلاح واقعی است همانگونه که در صورت تضاد بین خواست مردم با اصول بهداشتی و پزشکی یا مقررات راهنمایی رانندگی و غیره شما حکم به تقدم و اولویت اجراء آنها بر خواست مردم میکنید! و در اینجا همه پرسی یا رای مردم بی رنگ و معنا میشود.
و از همین رهگذر، در سیره امام علی علیهالسلام غیر از نظارت خود بر کارگزاران مناطق، مردم را به عناوین ناظر بر عملکرد حاکمان نموده، به آنان معیار و ملاک (اجراء دستورات خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله) میداد تا تخلف حاکمان را گزارش دهند و اطاعت آنها را نکنند، و این نه فقط اهتمام به امور ملت و کشور و احترام به انسانهاست بلکه قانون گرایی و نگهبانی از ارزشهای والای الهی و انسانی را میرساند؛ و لذا میبینیم بعد از جنگ جمل، وقتی ((ابن عباس)) را حاکم بصره نمود، میفرماید:
((ای گروه مردمان! من عبدالله بن عباس را به عنوان جانشین خودم قرار دادم، سخن او را بشنوید و فرمان او را تا هنگامی که از دستورات خدا و رسول اطاعت میکند، پیروی کنید و اگر در میان شما بدعتی پدید آورد از راه حق منحرف شد (بخاطر تمایلات نفسانی، شخصی یا حزبی و جناحی) مرا مطلع سازید، او را عزل خواهم کرد...)) - یا معاشر الناس قد استخلفت علیکم عبدالله بن عباس فاسمعوا له و اطیعوا امره ما اطاع الله و رسوله فان احدث فیکم او زاغ عن الحق فاعلمونی اعزله عنکم. جمل، شیخ مفید، / ص ۴۲۰.
و نیز در خطبه قاصعه صریحا از اطاعت روسا و بزرگانی که دچار غرور حکومت و خود خواهی گشته و ملاکهای ارزشی را فراموش کردهاند، نهی نموده، میفرماید:
((زنهار، زنهار، از پیروی و اطاعت بزرگترها و روسایتان (همانند طلحه و زبیرها) بر خذر باشید، همانها که بخاطر موقعیت خود تکبر میورزند و به نسب و نژاد خود مینازد و کارهای نادرست را به خدا نسبت میدهند (به اسم قرائتهای مختلف از دین و در جهت خواست شیاطین یا خوشایند جمعی هوسران و...) آنها که پایههای عصبیت جاهلی و ستونهای فته و فساد و نفاق هستند... آنها پایههای گناهانند و ابلیس (شیطان بزرگ) آنها را مرکبهای راهوار گمراهی قرار داده و سپاهی که بوسیله آنها بر مردم غلبه یابد و...)) - الا فالحذر الحذر من طاعة ساداتکم و کبرائکم الذین تکبروا عن حبسهم و ترفعوا فوق نسبهم... / خطبه ۱۹۲.







