فرهنگ مصادیق:تحریف سخن دیگران: تفاوت بین نسخهها
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
! ردیف !! عنوان | ! ردیف !! عنوان | ||
|- | |- | ||
| − | | | + | | 1 || [[تصحیف وتحریف]] |
|} | |} | ||
| − | <p class="relatesubject"> | + | <p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p> |
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
| سطر ۵۷: | سطر ۵۷: | ||
|} | |} | ||
<p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p> | <p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
| سطر ۷۸: | سطر ۷۳: | ||
قرآن کریم کلمه تحریف را مخصوصا در مورد یهودیها به کار برده و با ملاحظه تاریخ معلوم میشود که اینها قهرمان تحریف در طول تاریخ هستند. نمیدانم این چه نژادی است که تمایل عجیبی به قلب حقایق و تحریف دارد لهذا همیشه کارهایی را در اختیار میگیرند که در آنها بشود حقایق را تحریف و قلب کرد. من شنیدهام بعضی از همین خبر گزاریهای معروف دنیا که رادیوها و روزنامهها همیشه از اینها نقل میکنند منحصرا در دست یهودی هاست. چرا؟ برای اینکه بتوانند قضایا را در دنیا آن طوری که دلشان میخواهد منعکس کنند و قرآن چه عجیب دربارهٔ اینها حرف میزند. این خصیصه یهودیان که تحریف است، در قرآن بصورت یک خصیصه نژادی شناخته شده است.<br/> | قرآن کریم کلمه تحریف را مخصوصا در مورد یهودیها به کار برده و با ملاحظه تاریخ معلوم میشود که اینها قهرمان تحریف در طول تاریخ هستند. نمیدانم این چه نژادی است که تمایل عجیبی به قلب حقایق و تحریف دارد لهذا همیشه کارهایی را در اختیار میگیرند که در آنها بشود حقایق را تحریف و قلب کرد. من شنیدهام بعضی از همین خبر گزاریهای معروف دنیا که رادیوها و روزنامهها همیشه از اینها نقل میکنند منحصرا در دست یهودی هاست. چرا؟ برای اینکه بتوانند قضایا را در دنیا آن طوری که دلشان میخواهد منعکس کنند و قرآن چه عجیب دربارهٔ اینها حرف میزند. این خصیصه یهودیان که تحریف است، در قرآن بصورت یک خصیصه نژادی شناخته شده است.<br/> | ||
در آیه ۷۵ سوره بقره میفرماید: «افتطمعون ان یؤمنوا لکم؛ ای مسلمانان آیا شما طمع بستید که اینها به شما راست بگویند؟» اینها همانها هستند که با موسی (ع) میرفتند و سخن خدا را میشنیدند اما وقتی که برمی گشتند تا در میان قومشان نقل کنند آن را زیر و رو میکردند.<br/> | در آیه ۷۵ سوره بقره میفرماید: «افتطمعون ان یؤمنوا لکم؛ ای مسلمانان آیا شما طمع بستید که اینها به شما راست بگویند؟» اینها همانها هستند که با موسی (ع) میرفتند و سخن خدا را میشنیدند اما وقتی که برمی گشتند تا در میان قومشان نقل کنند آن را زیر و رو میکردند.<br/> | ||
| − | + | «أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ آیا طمع دارید که یهودان به دین شما بگروند در صورتی که گروهی از آنان کلام خدا را شنیده و به دلخواه خود آن را تحریف میکنند با آنکه در کلام خدا تعقل کرده معنی آن را دریافتهاند.»<ref> (بقره/ 75)</ref><br/> | |
تحریف هم که میکردند، نه از باب اینکه نمیفهمیدند و عوضی بازگو میکردند، نه، اینها ملت باهوشی هستند و خوب هم میفهمیدند، اما در عین اینکه خوب میفهمیدند معذلک حرفها را، سخنان را به گونهای دیگر برای مردم بیان میکردند. تحریف همین است. یعنی پیچ دادن، کج کردن چیزی، از مسیر اصلی منحرف کردن. اینها در کتب الهی تحریف کردند.<br/> | تحریف هم که میکردند، نه از باب اینکه نمیفهمیدند و عوضی بازگو میکردند، نه، اینها ملت باهوشی هستند و خوب هم میفهمیدند، اما در عین اینکه خوب میفهمیدند معذلک حرفها را، سخنان را به گونهای دیگر برای مردم بیان میکردند. تحریف همین است. یعنی پیچ دادن، کج کردن چیزی، از مسیر اصلی منحرف کردن. اینها در کتب الهی تحریف کردند.<br/> | ||
قرآن در این مورد در بسیاری از جاها یا کلمه تحریف را آورده و یا به صورت دیگری مطلب را بیان کرده است. ولی مفسرین ذکر کردهاند که تحریفی که قرآن میگوید اعم از تحریف لفظی و تحریف معنوی است.<br/> | قرآن در این مورد در بسیاری از جاها یا کلمه تحریف را آورده و یا به صورت دیگری مطلب را بیان کرده است. ولی مفسرین ذکر کردهاند که تحریفی که قرآن میگوید اعم از تحریف لفظی و تحریف معنوی است.<br/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۴
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| 1 | تصحیف وتحریف |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
تحریف وانواع آن
تحریف یعنی چه؟
تحریف در زبان عربی از ماده حرف است، یعنی منحرف کردن چیزی از مسیر و وضع اصلی خود که داشته است یا باید داشته باشد. به عبارت دیگر تحریف نوعی تغییر و تبدیل است، ولی تحریف مشتمل بر چیزی است که کلمه تغییر و تبدیل نیست.
شما اگر کاری کنید که جملهای، نامهای، شعر و عبارتی آن مقصودی را که باید بفهماند، نفهماند و مقصود دیگری را بفهماند، میگویند شما این عبارت را تحریف کردهاید. مثلا شما گاهی مطلبی یا حرفی را به یک نفر میگویید، بعد آن شخص سخن شما را در جای دیگری نقل میکند، پس از آن کسی به شما میگوید فلانی از قول شما چنین چیزی نقل میکرد، شما میفهمید که آنچه شما گفته بودید با آنچه که او نقل کرده خیلی متفاوت است.
او سخنان شما را کم و زیاد کرده است، قسمتی از حرفهای شما که مفید مقصود شما بوده است را حذف کرده و قسمتهایی از خود به آن افزوده است، در نتیجه سخن شما مسخ شده و چیز دیگری از آب درآمده است. آن وقت شما میگویید این آدم حرف مرا تحریف کرده است. مخصوصا اگر کسی در سندهای رسمی دست ببرد، میگویند سند را تحریف کرده است.
اینها مثالهایی بود برای روشن شدن معنی کلمه تحریف. حال به شرح انواع تحریف میپردازیم: تحریف انواعی دارد که مهمترین آنها عبارت است از: تحریف لفظی و تحریف معنوی. تحریف لفظی این است که ظاهر مطلبی را عوض کنند، مثلا از یک گفتار عبارتی حذف شود یا به آن عبارتی اضافه شود، و یا جملهها را چنان پس و پیش کنند که معنی آن فرق کند، یعنی در ظاهر و در لفظ گفتار تصرف کنند.
تحریف معنوی این است که شما در لفظ تصرف نمیکنید، لفظ همان است که بوده، ولی آن را طوری معنی میکنید که خلاف مقصد و مقصود گوینده است. آن را طوری معنی میکنید که مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصود اصلی گوینده.
یهودیان و تحریف
قرآن کریم کلمه تحریف را مخصوصا در مورد یهودیها به کار برده و با ملاحظه تاریخ معلوم میشود که اینها قهرمان تحریف در طول تاریخ هستند. نمیدانم این چه نژادی است که تمایل عجیبی به قلب حقایق و تحریف دارد لهذا همیشه کارهایی را در اختیار میگیرند که در آنها بشود حقایق را تحریف و قلب کرد. من شنیدهام بعضی از همین خبر گزاریهای معروف دنیا که رادیوها و روزنامهها همیشه از اینها نقل میکنند منحصرا در دست یهودی هاست. چرا؟ برای اینکه بتوانند قضایا را در دنیا آن طوری که دلشان میخواهد منعکس کنند و قرآن چه عجیب دربارهٔ اینها حرف میزند. این خصیصه یهودیان که تحریف است، در قرآن بصورت یک خصیصه نژادی شناخته شده است.
در آیه ۷۵ سوره بقره میفرماید: «افتطمعون ان یؤمنوا لکم؛ ای مسلمانان آیا شما طمع بستید که اینها به شما راست بگویند؟» اینها همانها هستند که با موسی (ع) میرفتند و سخن خدا را میشنیدند اما وقتی که برمی گشتند تا در میان قومشان نقل کنند آن را زیر و رو میکردند.
«أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ آیا طمع دارید که یهودان به دین شما بگروند در صورتی که گروهی از آنان کلام خدا را شنیده و به دلخواه خود آن را تحریف میکنند با آنکه در کلام خدا تعقل کرده معنی آن را دریافتهاند.»[۱]
تحریف هم که میکردند، نه از باب اینکه نمیفهمیدند و عوضی بازگو میکردند، نه، اینها ملت باهوشی هستند و خوب هم میفهمیدند، اما در عین اینکه خوب میفهمیدند معذلک حرفها را، سخنان را به گونهای دیگر برای مردم بیان میکردند. تحریف همین است. یعنی پیچ دادن، کج کردن چیزی، از مسیر اصلی منحرف کردن. اینها در کتب الهی تحریف کردند.
قرآن در این مورد در بسیاری از جاها یا کلمه تحریف را آورده و یا به صورت دیگری مطلب را بیان کرده است. ولی مفسرین ذکر کردهاند که تحریفی که قرآن میگوید اعم از تحریف لفظی و تحریف معنوی است.
داستانی است که بد نیست آن را بگویم. یک نفر از علما نقل میکرد که در ایام جوانیش مداحی از تهران به مشهد آمده بود که روزها در مسجد گوهرشاد یا در صحن میایستاد و شعر میخواند، مدیحه میخواند. از جمله غزل معروف منسوب به حافظ را میخواند:
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش *** پیوسته در حمایت لطف اله باش
قبر امام هشتم سلطان دین رضا *** از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش
این آقا برای اینکه او را دست بیندازد، رفته بود و به او گفته بود آقا چرا این شعر را غلط میخوانی؟ باید این طور بخوانی:
قبر امام هشتم سلطان دین رضا *** از جان ببوس و بر در آن، بار کاه باش
یعنی وقتی به در حرم رسیدی همان طور که یک بار کاه را از روی الاغ به زمین میاندازند، تو هم فورا خودت را به زمین بینداز. از آن پس هر وقت مداح بیچاره این شعر را میخواند، به جای بارگاه میگفت بار کاه و خود را هم به زمین میانداخت. این را میگویند تحریف.
در همین جا این مطلب را بگویم که تحریف از نظر موضوع نیز فرق میکند. یک وقت است که تحریف در یک سخن عادی است. مثل اینکه دو نفر در نقل قول و گفتار یکدیگر تحریف کنند. یک وقت هم هست که تحریف در یک موضوع بزرگ اجتماعی است، مثل تحریف در شخصیتها.
شخصیتهایی هستند که قول و عملشان برای مردم حجت است، خلقشان برای مردم نمونه است. مثلا کسی سخنی را به علی (ع) نسبت میدهد که نگفته است، یا مقصودش چیز دیگری بوده، این خیلی خطرناک است. خلق و خویی را به پیغمبر، به امام نسبت میدهد، در صورتی که خلق او طور دیگری بوده است. یا در یک حادثه بزرگ، در یک حادثه تاریخی که از نظر اجتماع یک سند اجتماعی و یک پشتوانه اخلاقی و تربیتی است، تحریف به وجود آوردند.
این دیگر چقدر اهمیت دارد و چقدر خطرناک است که تحریفات، چه تحریف لفظی و چه تحریف معنوی در موضوعاتی صورت بگیرد که موضوع عادی نیستند. یک وقت کسی در شعر حافظ تحریفی میکند یا مثلا در کتاب موش و گربه دست میبرد این چندان اهمیتی ندارد. البته نباید در یک کتاب ادبی با ارزش کسی تحریف بکند.
یک وقتی یکی از استادها مقالهای دربارهٔ کتاب موش و گربه که از نظر ادبی بسیار کتاب با ارزشی است نوشته بود و ثابت کرده بود که به قدری مردم در آن دست برده و شعرها را کم و زیاد و کلمهها را عوض کردهاند که حد ندارد. بعد نوشته بود که به نظر من قومی در دنیا به اندازه قوم ایرانی بی امانت نیست که این همه در آثار خودش دخل و تصرفها و تحریفهای بی جا بکند.
در مورد مثنوی هم همین طور، آنقدر شعر الحاقی در مثنوی اضافه کردهاند که خدا میداند. مثلا یک شعر عالی راجع به اثر محبت در مثنویهای اصل بوده است که میگوید:
از محبت تلخها شیرین شود *** وز محبت مسها زرین شود
که حرف حسابی است. محبت مثل چیزی است که تلخها را شیرین میکند، محبت حکم کیمیا را دارد که مس وجود انسان را تبدیل به زر میکند. بعد دیگران آمدند و بدون اینکه تناسبی وجود داشته باشد اشعاری به آن افزودند.
مثلا گفتند: از محبت مار موری میشود، و یا از محبت مثلا سقف دیوار میشود و یا از محبت خربزه هندوانه میشود که اینها دیگر ربطی به موضوع ندارد. البته اینها نباید بشود ولی این تحریفها به حیات و سعادت اجتماع ضربه نمیزند، در مسیر اجتماع انحرافی ایجاد نمیکند، اما تحریف در چیزهایی که بستگی به اخلاق و تربیت و دین مردم دارد خطرناک است، و وای به آنجا که در اسناد و پشتوانههای زندگی بشر تحریف صورت بگیرد.
منـبع
مرتضی مطهری- حماسه حسینی ۱- صفحه 17-12
پا نویس
- ↑ (بقره/ 75)







