کتابخانه:عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن کریم: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(پانویس)
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
 
|داده۳ = فارسی
 
|داده۳ = فارسی
 
|برچسب۴ =ناشر
 
|برچسب۴ =ناشر
|داده۴ =مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان
+
|داده۴ =مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان
 
|برچسب۵ =محل انتشارات
 
|برچسب۵ =محل انتشارات
 
|داده۵  =  قم
 
|داده۵  =  قم
 
|برچسب۶  =  تاریخ نشر
 
|برچسب۶  =  تاریخ نشر
|داده۶  =1388
+
|داده۶  =۱۳۸۸
 
|برچسب۷  = قطع
 
|برچسب۷  = قطع
 
|داده۷  =   
 
|داده۷  =   
سطر ۲۷: سطر ۲۷:
  
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
 
+
بسم الله الرحمن الرحیم.<br/>
بسم الله الرحمن الرحیم
+
خطوط برجسته و طلایی تاریخ ملتها متعلق به کسانی است که با حریت و آزادی زندگی گرده و عزت و شرافت خو را بر هر مال و منالی ترجیح داده‌اند ، کسانی که از جان و مال و مقام و خاندان گذشته‌اند اما تن به ذلت نداده‌اند ، افتخار هر ملتی نیز به وجود چنین آزاد مردان است.<br/>
 
+
ادیان الهی که انسان را خلیفه خدا و در روی زمین می‌دانند ارزش والایی برای مقام را انسان قائل هستند بخصوص دین مقدس اسلام که بالاترین ارج را برای مقام انسان واقعی منظور داشته است .<br/>
خطوط برجسته و طلایی تاریخ ملتها متعلق به کسانی است که با حریت و آزادی زندگی گرده و عزت و شرافت خو را بر هر مال و منالی ترجیح داده اند ، کسانی که از جان و مال و مقام و خاندان گذشته اند اما تن به ذلت نداده اند ، افتخار هر ملتی نیز به وجود چنین آزاد مردان است .
+
و لقد کرمنا بنی ادم و حملناهم فی البر و البحر<ref>اسراء، آیه ۷۰.</ref>.<br/>
 
+
و ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را به مرکب بر و بحر سوار کردیم . . . .<br/>
ادیان الهی که انسان را خلیفه خدا و در روی زمین می دانند ارزش والایی برای مقام را انسان قائل هستند بخصوص دین مقدس اسلام که بالاترین ارج را برای مقام انسان واقعی منظور داشته است .
+
یعنی این کرامت و شرافت و بزرگواری را در سرشت و آفرینش او قرار دادیم . کرامت و عزت و بزرگواری جزئی از سرشت انسان است . این است که اگر انسان خود را آنچنان که هست بیابد کرامت و عزت را می‌یابد.<ref>تعلیم و تربیت در اسلام ، شهید مطهری ، ص ۱۴۷.</ref><br/>
 
+
اسلام انسان مومن را عزیزتر از هر موجودی به شمار آورده.<br/>
و لقد کرمنا بنی ادم و حملناهم فی البر و البحر (1)
+
امام کاظم علیه السلام فرمود :<br/>
 
+
. . . المومن اغز من الکبریت الاحمر . . . <ref>میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، ج ۱، ص ۳۳۹.</ref>.<br/>
و ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را به مرکب بر و بحر سوار کردیم . . . .
+
. . . مومن گرامی تر از یاقوت سرخ است . . .<br/>
 
+
امام صادق علیه السلام فرمود :<br/>
یعنی این کرامت و شرافت و بزرگواری را در سرشت و آفرینش او قرار دادیم . کرامت و عزت و بزرگواری جزئی از سرشت انسان است . این است که اگر انسان خود را آنچنان که هست بیابد کرامت و عزت را می یابد . (2)
+
المومن اعظم حرمه من الکعبه<ref>الحکم الزهراه ، علی رضا صابری یزدی ص ۲۳۳.</ref>.<br/>
 
+
احترام مومن از کعبه بیشتر است .<br/>
اسلام انسان مومن را عزیزتر از هر موجودی به شمار آورده .
+
و به هیچ وجه به مومن اجازه نمی‌دهد که خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انسانی خود را پایمال کند .<br/>
 
+
امام صادق علیه السلام فرمود :<br/>
امام کاظم علیه السلام فرمود :
+
ان الله فوض الی المومن کل شی ء الا اذلاله نفسه<ref>میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۴۴۱.</ref><br/>
 
+
همانا خداوند هر امری را به مومن تفویض کرده اما ذلیل کردن نفس خود را به او اجازه نداده است .<br/>
. . . المومن اغز من الکبریت الاحمر . . . (3)
+
امام علی علیه السلام فرمود: اکرم نفسک کل دنیه . . .<ref>همان .</ref>.<br/>
 
+
نفس خویش را از هر کار پستی برتر و بالاتر بدار . . .<br/>
. . . مومن گرامی تر از یاقوت سرخ است . . .
+
امام صادق علیه السلام فرمود :<br/>
 
+
. . . و لا تکن واهنا یحقرک من عرفک . . . <ref>تعلیم و تربیت در اسلام ، ص ۱۲۶.</ref>.<br/>
امام صادق علیه السلام فرمود :
+
. . . و شل و سست مباش که هر که تو را ببیند تحقیر کند . . .<br/>
 
+
و از طرف دیگر توصیه و سفارش اکید به حفظ عزت و کرامت .<br/>
المومن اعظم حرمه من الکعبه (4)
+
امام کاظم علیه السلام فرمود :<br/>
 
+
ان اعظم الناس قدرا من لایری الدنیا لنفسه خطرا <ref>همان ، ص ۱۲۵.</ref>.<br/>
احترام مومن از کعبه بیشتر است .
+
از همه مردم بلند مرتبه تر و عظیم القدرتر آن کسی است که اگر تمام دنیا را یک طرف بگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنیا مقدم می‌دارد .<br/>
 
+
یعنی حاضر نیست شرافت و کرامت خود را در مقابل این که تمام نعمتهای دنیا را به او بدهند لکه دار کند . در این زمینه روایات فراوان است که در بخشهای بعد به برخی از آنها اشاره خواهد شد .<br/>
و به هیچ وجه به مومن اجازه نمی دهد که خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انسانی خود را پایمال کند .
+
حفظ شرافت و عزت نفس برای همه لازم است ، اما برای برخی از اصناف مردم لازمتر است که در راس آنها نظامیان و حافظان مرز و بوم و آیین قرار دارند ، چرا که عزت آنان ، عزت ملت و شرف و مجد آنان ، مجد و عظمت دین و آیین است.<br/>
 
+
فالجنود باذن الله حصون الرعیه و زین الولاه و عز الدین . . . <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، نامه ۵۳، ص ۳۲۹.</ref>.<br/>
امام صادق علیه السلام فرمود :
+
 
+
ان الله فوض الی المومن کل شی ء الا اذلاله نفسه (5)
+
 
+
همانا خداوند هر امری را به مومن تفویض کرده اما ذلیل کردن نفس خود را به او اجازه نداده است .
+
 
+
امام علی علیه السلام فرمود :
+
 
+
اکرم نفسک کل دنیه . . . (6)
+
 
+
نفس خویش را از هر کار پستی برتر و بالاتر بدار . . .
+
 
+
امام صادق علیه السلام فرمود :
+
 
+
. . . و لا تکن واهنا یحقرک من عرفک . . . (7)
+
 
+
. . . و شل و سست مباش که هر که تو را ببیند تحقیر کند . . .
+
 
+
و از طرف دیگر توصیه و سفارش اکید به حفظ عزت و کرامت .
+
 
+
امام کاظم علیه السلام فرمود :
+
 
+
ان اعظم الناس قدرا من لایری الدنیا لنفسه خطرا (8)
+
 
+
از همه مردم بلند مرتبه تر و عظیم القدرتر آن کسی است که اگر تمام دنیا را یک طرف بگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنیا مقدم می دارد .
+
 
+
یعنی حاضر نیست شرافت و کرامت خود را در مقابل این که تمام نعمتهای دنیا را به او بدهند لکه دار کند . در این زمینه روایات فراوان است که در بخشهای بعد به برخی از آنها اشاره خواهد شد .
+
 
+
حفظ شرافت و عزت نفس برای همه لازم است ، اما برای برخی از اصناف مردم لازمتر است که در راس آنها نظامیان و حافظان مرز و بوم و آیین قرار دارند ، چرا که عزت آنان ، عزت ملت و شرف و مجد آنان ، مجد و عظمت دین و آیین است .
+
 
+
فالجنود باذن الله حصون الرعیه و زین الولاه و عز الدین . . . (9)
+
  
 
==علل و عوامل عزت==
 
==علل و عوامل عزت==
 
+
در سخنان پیشوایان عزت ، مطالبی بسیار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است ،<ref>میزان الحکمه ، ج ۶، ص ۲۹۰-۲۹۴.</ref> عواملی که در سایه آنها می‌توان فرد را در چارچوب سیره نبوی تربیت کرد ، عواملی که با تدارک آنها فرد عزیز و در نتیجه نفوذناپذیر ، محکم ، راسخ و شکست ناپذیر می‌شود . اکنون به مهمترین این علل اشاره می‌شود .<br/>
در سخنان پیشوایان عزت ، مطالبی بسیار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است ، (10) عواملی که در سایه آنها می توان فرد را در چارچوب سیره نبوی تربیت کرد ، عواملی که با تدارک آنها فرد عزیز و در نتیجه نفوذناپذیر ، محکم ، راسخ و شکست ناپذیر می شود . اکنون به مهمترین این علل اشاره می شود .
+
 
+
 
===اطاعت خدا===
 
===اطاعت خدا===
 
+
هیچ چیز چون بندگی و [[اطاعت از خدا]] آدمی را عزت نمی‌بخشد از پیام آور عزت روایت شده است که فرمود :<br/>
هیچ چیز چون بندگی و اطاعت از خدا آدمی را عزت نمی بخشد از پیام آور عزت روایت شده است که فرمود :
+
ان ربکم یقول کل یوم : انا العزیز فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز <ref>تفسیر مجمع البیان ، ج ۴، ص ۴۰۲.</ref>.<br/>
 
+
خداوند هر روز ندا می‌دهد که من پروردگار عزیز شمایم ، و هر که خواهان عزت دو جهان است ، خدای عزیز را اطاعت کند .<br/>
ان ربکم یقول کل یوم : انا العزیز فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز (11)
+
اطاعت خدا ذره ناچیز و حقیر را به بی نهایت عزیز و قوی مرتبط می‌کند و از او موجودی سرافراز می‌سازد .<br/>
 
+
از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است :<br/>
خداوند هر روز ندا می دهد که من پروردگار عزیز شمایم ، و هر که خواهان عزت دو جهان است ، خدای عزیز را اطاعت کند .
+
اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه <ref>غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref>.<br/>
 
+
هرگاه خواهان عزت شدی ، آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدای بجوی .<br/>
اطاعت خدا ذره ناچیز و حقیر را به بی نهایت عزیز و قوی مرتبط می کند و از او موجودی سرافراز می سازد .
+
انسان خواهان عزت ، باید آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد که پیام آور عزت صلی الله علیه و آله به ابو امامه فرمود :<br/>
 
+
یا ابا امامه ! اعز امر الله ، یعزک الله <ref>کنز العمال ، ج ۱۵، ص ۷۸۵.</ref>.<br/>
از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است :
+
ای ابوامامه ، امر خدا را عزیز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد .<br/>
 
+
عزیز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبرداری اوست که کلید عزت یابی است و هیچ چیز چون آن راهگشا به این کمال نیست .<br/>
اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه (12)
+
از امیرمومنان علیه السلام وارد شده است: لا عز الا بالطاعه <ref>شرح غرر الحکم ، ج ۶، ص ۳۹۳.</ref>.<br/>
 
+
هیچ عزتی نیست مگر به سبب اطاعت و فرمانبرداری (خدای ) .<br/>
هرگاه خواهان عزت شدی ، آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدای بجوی .
+
مادام که این رابطه میان مخلوق و خالق هستی وجود دارد ، و انسان در مدار اطاعت حق است ، عزت نیز هست و چون از این عهد الهی خارج شود ، جز ذلتی خفت بار بهره‌ای نخواهد داشت .<br/>
 
+
انسان خواهان عزت ، باید آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد که پیام آور عزت صلی الله علیه و آله به ابو امامه فرمود :
+
 
+
یا ابا امامه ! اعز امر الله ، یعزک الله (13)
+
 
+
ای ابوامامه ، امر خدا را عزیز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد .
+
 
+
عزیز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبرداری اوست که کلید عزت یابی است و هیچ چیز چون آن راهگشا به
+
این کمال نیست .
+
 
+
از امیرمومنان علیه السلام وارد شده است :
+
 
+
لا عز الا بالطاعه (14)
+
 
+
هیچ عزتی نیست مگر به سبب اطاعت و فرمانبرداری (خدای ) .
+
 
+
مادام که این رابطه میان مخلوق و خالق هستی وجود دارد ، و انسان در مدار اطاعت حق است ، عزت نیز هست و چون از این عهد الهی خارج شود ، جز ذلتی خفت بار بهره ای نخواهد داشت .
+
 
+
 
===تقوای الهی===
 
===تقوای الهی===
 
+
تقوای الهی پوششی است که آدمی را مصون و محکم و استوار می‌سازد و او را از آسیب و سستی و ناراستی حفظ می‌کند.<br/>
تقوای الهی پوششی است که آدمی را مصون و محکم و استوار می سازد و او را از آسیب و سستی و ناراستی حفظ می کند .
+
راغب اصفهانی می‌نویسد : [[تقوا]] از وقایه است و وقایه به معنای حفظ و نگهداری چیزی است از هر چه که به (محافظ) قرار دادن از آنچه بیم می‌رود (بدان آسیب و زیان رساند). <ref>المفردات ، ص ۵۳۰.</ref><br/>
 
+
پیامبر عزت فرموده است: من اراد ان یکون ان اعز الناس فلیتق الله<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۸۵.</ref>.<br/>
راغب اصفهانی می نویسد : تقوا از وقایه است و وقایه به معنای حفظ و نگهداری چیزی است از هر چه که به (محافظ) قرار دادن از آنچه بیم می رود (بدان آسیب و زیان رساند) . (15)
+
هر که می‌خواهد که با عزت‌ترین مردمان باشد ، پس تقوای الهی پیشه کند .<br/>
 
+
تقوای الهی در ارجمندی آدمی چنان نقش آفرین است که از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است که فرمود: لا عز اعز من التقوی <ref>نهج البلاغه ، حکمت ۳۷۱.</ref>.<br/>
پیامبر عزت فرموده است :
+
هیچ عزتی عزت بخش تر از [[تقوا]] نیست . [[تقوا]] سرافرازی می‌آورد و پرده دری سرافکندگی ، [[تقوا]] راه می‌نماید و خودخواهی به گمراهی می‌کشاند [[تقوا]] ارجمند می‌کند و [[گناه]] خوار می‌سازد ، [[تقوا]] آزاد می‌کند و نافرمانی به اسارت در می‌آورد ، [[تقوا]] استوار می‌سازد و نفسانیت فرو می‌پاشد ، و چه نیکو فرموده است امیر بیان علی علیه السلام :<br/>
 
+
التقوی تعز ، الفجور تذل<ref>شرح غرر الحکم ، ج ۱، ص ۳۹.</ref> [[تقوا]] عزت می‌بخشد و تبهکاری ذلیل می‌سازد .<br/>
من اراد ان یکون ان اعز الناس فلیتق الله (16)
+
بنابراین نسبتی مستقیم و رابطه‌ای تنگاتنگ میان [[تقوا]] و عزت وجود دارد و هر چه بر آن افزوده شود ، این فزونی می‌یابد . تقوای الهی از چنان جایگاهی در عزت بخشی برخوردار است که پیشوای پرهیزگاران ، علی علیه السلام درباره اش فرمود: لاکرم اعز من التقوی <ref>تحف العقول ، ص ۵۹.</ref>.<br/>
 
+
هیچ کرامتی چون [[تقوا]] ، انسان را عزیزترین نمی‌سازد .<br/>
هر که می خواهد که با عزت ترین مردمان باشد ، پس تقوای الهی پیشه کند .
+
 
+
تقوای الهی در ارجمندی آدمی چنان نقش آفرین است که از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است که فرمود :
+
 
+
لا عز اعز من التقوی (17)
+
 
+
هیچ عزتی عزت بخش تر از تقوا نیست .
+
 
+
تقوا سرافرازی می آورد و پرده دری سرافکندگی ، تقوا راه می نماید و خودخواهی به گمراهی می کشاند تقوا ارجمند می کند و گناه خوار می سازد ، تقوا آزاد می کند و نافرمانی به اسارت در می آورد ، تقوا استوار می سازد و نفسانیت فرو می پاشد ، و چه نیکو فرموده است امیر بیان علی علیه السلام :
+
 
+
التقوی تعز ، الفجور تذل (18)
+
 
+
تقوا عزت می بخشد و تبهکاری ذلیل می سازد .
+
 
+
بنابراین نسبتی مستقیم و رابطه ای تنگاتنگ میان تقوا و عزت وجود دارد و هر چه بر آن افزوده شود ، این فزونی می یابد . تقوای الهی از چنان جایگاهی در عزت بخشی برخوردار است که پیشوای پرهیزگاران ، علی علیه السلام درباره اش فرمود :
+
 
+
لاکرم اعز من التقوی (19)
+
 
+
هیچ کرامتی چون تقوا ، انسان را عزیزترین نمی سازد .
+
 
+
 
===انقطاع===
 
===انقطاع===
 
+
به میزانی که انسان به خدا تکیه می‌کند و از غیر خدا گسسته می‌شود ، به همان میزان عزت می‌یابد . زیرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غیر خدا به دست نمی‌آید . در خبری مشهور آمده است که جبرئیل امین خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و چنین گفت :یا محمد ! عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه ، و اعمل ما شئت فانک مجزی به ، و اعلم ان شرک الرجل قیامه باللیل ، و عزه استغناوه عن الناس <ref>امالی الصدوق ، ص ۱۹۴.</ref>.<br/>
به میزانی که انسان به خدا تکیه می کند و از غیر خدا گسسته می شود ، به همان میزان عزت می یابد . زیرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غیر خدا به دست نمی آید . در خبری مشهور آمده است که جبرئیل امین خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و چنین گفت :
+
ای محمد ! هر چه می‌خواهی زندگی کن ، اما مردم است ، هر که را می‌خواهی دوست بدار ، اما جدایی است ، هر چه می‌خواهی بکن ، اما جزای آن را خواهی دید ، و بدان که شرافت انسان در شب زنده داری است و عزت او در بی نیازی از مردم .<br/>
 
+
این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوی است . ارجمندی و بزرگی حقیقی در سایه گسستن از غیر خدا به دست می‌آید .<br/>
یا محمد ! عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه ، و اعمل ما شئت فانک مجزی به ، و اعلم ان شرک الرجل قیامه باللیل ، و عزه استغناوه عن الناس (20)
+
لقمان حکیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع می‌خواند و در این جهت تربیت می‌کند:<br/>
 
+
پسرم . . . اگر خواهان آنی که همه عزت این جهانی را داشته باشی ، از آنچه در دست مردم است قطع طمع کن که پیامبران و راستکرداران به آنچه دست یافتند ، منحصرا به سبب قطع طمعشان بود .<br/>
ای محمد ! هر چه می خواهی زندگی کن ، اما مردم است ، هر که را می خواهی دوست بدار ، اما جدایی است ، هر چه می خواهی بکن ، اما جزای آن را خواهی دید ، و بدان که شرافت انسان در شب زنده داری است و عزت او در بی نیازی از مردم .
+
اوصیای پیامبر که جلوه‌های کامل عزت الهی در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع کاملشان به کمال عزت رسیدند ، و از همین روست که در دعای شعبانیه امیر مومنان علیه السلام که بنابر نقل ابن خالویه همه اوصیای پیامبر آن را می‌خوانده‌اند. <ref>اقبال الاعمال ، ص ۶۸۵.</ref><br/>
 
+
چنین آمده است: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک <ref>اقبال الاعمال ، ص ۶۸۷.</ref>.<br/>
این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوی است . ارجمندی و بزرگی حقیقی در سایه گسستن از غیر خدا به دست می آید .
+
خدای من ، مرا انقطاع کامل به سوی خود عطا فرما .<br/>
 
+
اولیای خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شکست ناپذیر شدند . این سنت خداست که هر کس طمع خویش بمیراند ، به عزت دست یابد و عزتش پایدار ماند . از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: اطلب بقاء العز باماته الطمع <ref>تحف العقول ، ص ۲۰۷-۲۰۸.</ref>.<br/>
لقمان حکیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع می خواند و در این جهت تربیت می کند :
+
ماندگاری عزت را با میراندن طمع بخواه .<br/>
 
+
تربیت نبوی به انقطاع می‌خواند تا آدمی را از اسارت برهاند و به کمال برساند . زیرا زندگی توام با آزادگی و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمی‌شود که پیشوای آزادگان ، علی علیه السلام فرموده است:<br/>
پسرم . . . اگر خواهان آنی که همه عزت این جهانی را داشته باشی ، از آنچه در دست مردم است قطع طمع کن که پیامبران و راستکرداران به آنچه دست یافتند ، منحصرا به سبب قطع طمعشان بود .
+
من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسکن الطمع قلبه <ref>ربیع الابرار، ج ۳، ص ۴۳۲.</ref>.<br/>
 
+
هر کس خواهان آن اس که در دوران زندگی خویش آزادانه زیست کند ، هرگز طمع را در دل خویش جایگزین نسازد .<br/>
اوصیای پیامبر که جلوه های کامل عزت الهی در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع کاملشان به کمال عزت رسیدند ، و از همین روست که در دعای شعبانیه امیر مومنان علیه السلام که بنابر نقل ابن خالویه همه اوصیای پیامبر آن را می خوانده اند . (21)
+
===ایمان=== [[ایمان]] به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و توانای جهان ، بالاترین مجد و شرف را برای انسان به ارمغان می‌آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگواری‌های انسان قرار دارد .<br/>
 
+
من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا <ref>فاطر، آیه ۱۰.</ref>.<br/>
چنین آمده است :
+
لله العزه و لرسوله و للمومنین <ref>منافقین ، آیه ۸.</ref>.<br/>
 
+
امام صادق علیه السلام فرمود: فالمومن یکون عزیزا و لایکون ذلیلا <ref>الحیاه ، محمد رضا حکیمی ، ج ۱، ص ۳۹۰.</ref>.<br/>
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک (22)
+
مومن عزیز است و هرگز ذلیل نمی‌شود .<br/>
 
+
===جهاد=== [[جهاد]] در راه خدا باعث سرکوبی دشمنان انسانیت و موجب سرافرازی اسلام و عزت آیین است . تنها وسیله‌ای که پیروان حق برای نزدیکی به خداوند بدان دست می‌یازند ، [[ایمان]] به خداوند و فرستاده او و [[جهاد]] در راه او ، که بالاترین مرتبه عزت در اسلام است: و الجهاد فی سبیله فانه ذروه الاسلام <ref>نهج البلاغه صبحی صالح ، خطبه ۱۱۰.</ref>.<br/>
خدای من ، مرا انقطاع کامل به سوی خود عطا فرما .
+
و خداوند متعال [[جهاد]] را برای عزت اسلام قرار داده است: و (افرض الله ) الجهاد عزا للاسلام <ref>همان ، حکمت ۲۵۲.</ref>.<br/>
 
+
و در حدیث دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: ذروه الاسلام الجهاد فی سبیل الله لایناله الا افضلهم <ref>آثار الصادقین ، صادق احسانبخش، ج ۲، ص ۴۰۲.</ref>.<br/>
اولیای خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شکست ناپذیر شدند . این سنت خداست که هر کس طمع خویش بمیراند ، به عزت دست یابد و عزتش پایدار ماند . از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود :
+
رفیعترین چشم انداز اسلام ، [[جهاد]] در راه خداست که جز بهترین مسلمانها به آن دست نیابند .<br/>
 
+
و در سخنی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله :<br/>
اطلب بقاء العز باماته الطمع (23)
+
. . . ان الله تبارک و تعالی اعز امتی بسنابک خیلها و مراکز رماحها <ref>همان ، ص ۳۹۶.</ref>.<br/>
 
+
همانا خداوند تبارک و تعالی امتم را به سم ستوران و نوک نیزه‌ها و سنان‌ها عزیز و گرامی داشته است. [[جهاد]] و پیکار در راه خدا نه تنها عزت برای کسانی است که در آن شرکت می‌کنند بلکه برای نسلهای آینده نیز موجب عزت و شرافت است .<br/>
ماندگاری عزت را با میراندن طمع بخواه .
+
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اغزوا تورثوا ابنائکم مجدا <ref>آثار الصادقین ، صادق احسانبخش ، ج ۲، ص ۳۹۷.</ref>.<br/>
 
+
پیکار کنید تا برای فرزندانتان مجد و بزرگواری میراث گذارید .<br/>
تربیت نبوی به انقطاع می خواند تا آدمی را از اسارت برهاند و به کمال برساند . زیرا زندگی توام با آزادگی و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمی شود که پیشوای آزادگان ، علی علیه السلام فرموده است:
+
امیر مومنان و سرور مجاهدان در وصف [[جهاد]] می‌فرماید: بعد از اعتقاد به اسلام ، اشرف اعمال [[جهاد]] است که موجب قوام و استواری دین است و اجر عظیم دارد و در عین حال با عزت و مناعت همراه است . . . <ref>میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۱۲۵.</ref>.<br/>
 
+
من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسکن الطمع قلبه (24)
+
 
+
هر کس خواهان آن اس که در دوران زندگی خویش آزادانه زیست کند ، هرگز طمع را در دل خویش جایگزین نسازد .
+
 
+
===ایمان===
+
 
+
ایمان به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و توانای جهان ، بالاترین مجد و شرف را برای انسان به ارمغان می آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگواری های انسان قرار دارد .
+
 
+
من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا (25)
+
 
+
لله العزه و لرسوله و للمومنین (26)
+
 
+
امام صادق علیه السلام فرمود :
+
 
+
فالمومن یکون عزیزا و لایکون ذلیلا (27)
+
 
+
مومن عزیز است و هرگز ذلیل نمی شود .
+
 
+
===جهاد===
+
 
+
جهاد در راه خدا باعث سرکوبی دشمنان انسانیت و موجب سرافرازی اسلام و عزت آیین است . تنها وسیله ای که پیروان حق برای نزدیکی به خداوند بدان دست می یازند ، ایمان به خداوند و فرستاده او و جهاد در راه او ، که بالاترین مرتبه عزت در اسلام است :
+
 
+
و الجهاد فی سبیله فانه ذروه الاسلام (28)
+
 
+
و خداوند متعال جهاد را برای عزت اسلام قرار داده است :
+
 
+
و (افرض الله ) الجهاد عزا للاسلام (29)
+
 
+
و در حدیث دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است :
+
 
+
ذروه الاسلام الجهاد فی سبیل الله لایناله الا افضلهم (30)
+
 
+
رفیعترین چشم انداز اسلام ، جهاد در راه خداست که جز بهترین مسلمانها به آن دست نیابند .
+
 
+
و در سخنی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله :
+
 
+
. . . ان الله تبارک و تعالی اعز امتی بسنابک خیلها و مراکز رماحها (31)
+
 
+
همانا خداوند تبارک و تعالی امتم را به سم ستوران و نوک نیزه ها و سنان ها عزیز و گرامی داشته است
+
 
+
جهاد و پیکار در راه خدا نه تنها عزت برای کسانی است که در آن شرکت می کنند بلکه برای نسلهای آینده نیز موجب عزت و شرافت است .
+
 
+
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
+
 
+
اغزوا تورثوا ابنائکم مجدا (32)
+
 
+
پیکار کنید تا برای فرزندانتان مجد و بزرگواری میراث گذارید .
+
 
+
امیر مومنان و سرور مجاهدان در وصف جهاد می فرماید :
+
 
+
بعد از اعتقاد به اسلام ، اشرف اعمال جهاد است که موجب قوام و استواری دین است و اجر عظیم دارد و در عین حال با عزت و مناعت همراه است . . . (33)
+
 
+
 
===قرآن و اهل بیت===
 
===قرآن و اهل بیت===
 
+
قرآن ، کتاب محکم الهی و اهل بیت عصمت و طهارت دو مشعل فروزان هدایتند که تمسک به هر دوی آنها و پیروی از دستوراتشان موجب سعادت و ترک آنها یا یکی از این دو موجب گمراهی و ضلالت است .<br/>
قرآن ، کتاب محکم الهی و اهل بیت عصمت و طهارت دو مشعل فروزان هدایتند که تمسک به هر دوی آنها و پیروی از دستوراتشان موجب سعادت و ترک آنها یا یکی از این دو موجب گمراهی و ضلالت است .
+
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی . . . <ref>بحار الانوار، ج ۲۳، ص ۱۱۳.</ref>.<br/>
 
+
روشن است که راه یافته و سیر کننده در صراط مستقیم عزیز است و آنکه از مسیر سعادت منحرف و گمراه گشته ، ذلیل است .<br/>
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
+
امیرالمؤ منین علیه السلام درباره قرآن می‌فرماید: ثم انزل علیه الکتاب نورا . . . و عزا لاتهزم انصاره و حقا لا تخذل اعوانه . . . <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۱۹۸.</ref>.<br/>
 
+
پس قرآن را بر او فرستاد ، نوری که چراغ آن فرو نمیرد . . . و عزتی است که یارنش را شکست و ناپایداری نباشد و حقی که یاورانش را زیان و خواری نباشد .<br/>
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی . . . (34)
+
امام صادق علیه السلام نیز در مورد اهل بیت و تبعیت از ایشان می‌فرماید :<br/>
 
+
معنا رایه الحق ، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق ، الاوبنا یدرک تره کل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقکم و . . . <ref>میزان الحکمه ، ج ۱، ص ۱۹۳.</ref>.<br/>
روشن است که راه یافته و سیر کننده در صراط مستقیم عزیز است و آنکه از مسیر سعادت منحرف و گمراه گشته ، ذلیل است .
+
پرچم حق با ماست ، هر کس از آن پیروی کند به او می‌رسد و هر کسی عقب بماند غرق می‌شود ، همانا به وسیله ما خونبهای هر مومنی (که به ناحق کشته شد) گرفته می‌شود و به وسیله ما ، طوق ذلت از گردنهای شما برداشته می‌شود .<br/>
 
+
امیرالمؤ منین علیه السلام در این مورد می‌فرماید: بنا اهتدیتم الظلماء و بنا تسنمتم العلیا <ref>غررالحکم ، ج ۳، ص ۲۷۱.</ref>.<br/>
امیرالمؤ منین علیه السلام درباره قرآن می فرماید :
+
به وسیله ما راه یافتید در تاریکی و به وسیله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسیدید .<br/>
 
+
ثم انزل علیه الکتاب نورا . . . و عزا لاتهزم انصاره و حقا لا تخذل اعوانه . . . (35)
+
 
+
پس قرآن را بر او فرستاد ، نوری که چراغ آن فرو نمیرد . . . و عزتی است که یارنش را شکست و ناپایداری نباشد و حقی که یاورانش را زیان و خواری نباشد .
+
 
+
امام صادق علیه السلام نیز در مورد اهل بیت و تبعیت از ایشان می فرماید :
+
 
+
معنا رایه الحق ، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق ، الاوبنا یدرک تره کل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقکم و . . . (36)
+
 
+
پرچم حق با ماست ، هر کس از آن پیروی کند به او می رسد و هر کسی عقب بماند غرق می شود ، همانا به وسیله ما خونبهای هر مومنی (که به ناحق کشته شد) گرفته می شود و به وسیله ما ، طوق ذلت از گردنهای شما برداشته می شود .
+
 
+
امیرالمؤ منین علیه السلام در این مورد می فرماید :
+
 
+
بنا اهتدیتم الظلماء و بنا تسنمتم العلیا (37)
+
 
+
به وسیله ما راه یافتید در تاریکی و به وسیله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسیدید .
+
 
+
 
===اتحاد و اتفاق===
 
===اتحاد و اتفاق===
 
+
یکی دیگر از عوامل بسیار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات ، همدلی ، هماهنگی و وحدت کلمه بین افراد آن جامعه می‌باشد .<br/>
یکی دیگر از عوامل بسیار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات ، همدلی ، هماهنگی و وحدت کلمه بین افراد آن جامعه می باشد .
+
سخنان امیر مومنان علیه السلام در نهج البلاغه ، نکات بسیار ارزنده‌ای را در این مورد آشکار می‌سازد ، از جمله در مورد عزت و نیرومندی عرب و جهت اسلام و اتحادشان می‌فرماید :<br/>
 
+
و العرب الیوم ، و ان کانوا قلیلا ، فهم کثیرون بالاسلام عزیزون بالاجتماع <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۱۴۶.</ref>.<br/>
سخنان امیر مومنان علیه السلام در نهج البلاغه ، نکات بسیار ارزنده ای را در این مورد آشکار می سازد ، از جمله در مورد عزت و نیرومندی عرب و جهت اسلام و اتحادشان می فرماید :
+
و عرب امروز اگر چه در شما اندکند اما با یکدلی و یک سخنی در اسلام عزیزند و بسیار .<br/>
 
+
و درباره امتهای گذشته و سرنوشت آنها در حال اتحاد و اتفاق می‌فرماید :<br/>
و العرب الیوم ، و ان کانوا قلیلا ، فهم کثیرون بالاسلام عزیزون بالاجتماع (38)
+
پس بنگرید آنگاه که گروه‌ها فراهم بودند و همگان راه یک آرزو می‌پیمودند چگونه می‌آسودند و دلها راست بود و باهم ساز وار و دستها یکدیگر را مددکار ، شمشیرها بر یاری هم آخته و دیده‌ها به یکسو دوخته و اراده‌ها در پی یک چیز تاخته . آیا مهتران سراسر زمین نبودند و بر جهانیان فرمانروایی نمی‌نمودند ! ؟<br/>
 
+
پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید چون میانشان جدایی افتاد . . . <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، قسمتی از خطبه ۱۹۲.</ref>.<br/>
و عرب امروز اگر چه در شما اندکند اما با یکدلی و یک سخنی در اسلام عزیزند و بسیار .
+
 
+
و درباره امتهای گذشته و سرنوشت آنها در حال اتحاد و اتفاق می فرماید :
+
 
+
پس بنگرید آنگاه که گروهها فراهم بودند و همگان راه یک آرزو می پیمودند چگونه می آسودند و دلها راست بود و باهم ساز وار و دستها یکدیگر را مددکار ، شمشیرها بر یاری هم آخته و دیده ها به یکسو دوخته و اراده ها در پی یک چیز تاخته . آیا مهتران سراسر زمین نبودند و بر جهانیان فرمانروایی نمی نمودند ! ؟
+
 
+
پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید چون میانشان جدایی افتاد . . . (39)
+
  
 
==کمالات روحی و صفات کمالی==
 
==کمالات روحی و صفات کمالی==
 
+
کمالات روحی و صفات کمالی از جمله عللی است که نقش ایجاد و حفظ عزت را دارد ، مادام که انسان متصف به این کمالات است ، عزیز است ، و با کمرنگ شدن این صفات و روحیات عزت نیز کمرنگ می‌شود.<br/>
کمالات روحی و صفات کمالی از جمله عللی است که نقش ایجاد و حفظ عزت را دارد ، مادام که انسان متصف به این کمالات است ، عزیز است ، و با کمرنگ شدن این صفات و روحیات عزت نیز کمرنگ می شود .
+
از جمله این صفات و کمالات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد : <ref>میزان الحکمه ، ج ۶، ص ۲۹۳-۲۹۴.</ref>.<br/>
 
+
از جمله این صفات و کمالات می توان به موارد زیر اشاره کرد : (40)
+
 
+
 
===انصاف===
 
===انصاف===
 
+
پاس داشتن عدل و داد و رعایت حق مردمان و با آنان به راستی رفتار کردن ، <ref>لسان العرب ، ج ۱۴، ص ۱۶۶.</ref> از جمله اموری است که عزت آدمی را پایدار می‌کند و افزون می‌سازد . از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که گفت : امیر مومنان علیه السلام در ضمن سختی فرمود: الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزا<ref>الکافی ، ج ۲، ص ۱۴۴.</ref>.<br/>
پاس داشتن عدل و داد و رعایت حق مردمان و با آنان به راستی رفتار کردن ، (41) از جمله اموری است که عزت آدمی را پایدار می کند و افزون می سازد . از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که گفت : امیر مومنان علیه السلام در ضمن سختی فرمود :
+
بدانید هر که از خود به مردم انصاف دهد ، خداوند جز عزتش نیفزاید .<br/>
 
+
الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزا (42)
+
 
+
بدانید هر که از خود به مردم انصاف دهد ، خداوند جز عزتش نیفزاید .
+
 
+
 
===قیام به حق و گرفتن حق===
 
===قیام به حق و گرفتن حق===
 
+
مادام که انسان برای حق برخیزد و در برپایی حق بکوشد در عزت خداست و خداوند از هر که اقامه حق و داد کند خواری ببرد و لباس ارجمندی و بزرگی بر تنش کند . از امام عسکری علیه السلام چنین نقل شده است: ما ترک الحق عزیز الا ذل ، و لا اخذ به ذلیل الا عز <ref>تحف العقول ، ص ۳۶۸.</ref>.<br/>
مادام که انسان برای حق برخیزد و در برپایی حق بکوشد در عزت خداست و خداوند از هر که اقامه حق و داد کند خواری ببرد و لباس ارجمندی و بزرگی بر تنش کند . از امام عسکری علیه السلام چنین نقل شده است :
+
هیچ عزیزی حق واننهاد مگر آنکه خوار شد ، و هیچ خواری اقامه حق نکرد مگر آنکه عزیز شد .<br/>
 
+
ما ترک الحق عزیز الا ذل ، و لا اخذ به ذلیل الا عز (43)
+
 
+
هیچ عزیزی حق واننهاد مگر آنکه خوار شد ، و هیچ خواری اقامه حق نکرد مگر آنکه عزیز شد .
+
 
+
 
===در گذشتن در عین قدرت و بخشش و پیوند ===
 
===در گذشتن در عین قدرت و بخشش و پیوند ===
 
+
بزرگواری و گذشت و بخشش از جمله اموری است که عزت آفرین است و هر چه این کلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون می‌شود . پیامبر بزرگوار و ارجمند اسلام فرموده است :<br/>
بزرگواری و گذشت و بخشش از جمله اموری است که عزت آفرین است و هر چه این کلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون می شود . پیامبر بزرگوار و ارجمند اسلام فرموده است :
+
علیکم بالعفو ، فان العفو لا یزید العبد الا عزا ، فتعافوا یعزکم الله <ref>الکافی ، ج ۲، ص ۱۰۸.</ref>.<br/>
 
+
بر شما باد به گذشت که گذشت کردن جز بر عزت بنده نمی‌افزاید ، پس از یکدیگر در گذرید تا خدا شما را عزیز کند .<br/>
علیکم بالعفو ، فان العفو لا یزید العبد الا عزا ، فتعافوا یعزکم الله (44)
+
همچنین شیخ طوسی (ره ) به اسناد خود روایت کرده است که آن حضرت فرمود: من عفا عن مظلمه ابدله الله بها عزا فی الدنیا و الاخره <ref>امالی الطوسی ، ج ۱۱، ص ۱۸۵-۱۸۶.</ref>.<br/>
 
+
آن که از ستمی گذشت کند ، خداوند در عوض آن به او عزت دنیا و آخرت بخشد .<br/>
بر شما باد به گذشت که گذشت کردن جز بر عزت بنده نمی افزاید ، پس از یکدیگر در گذرید تا خدا شما را عزیز کند .
+
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: ثلاث لایزید الله بهن المرء المسلم الاعزا : الصفح عمن ظلمه ، و اعطاء من حرمه ، و الصله لمن قطعه<ref>الکافی ، ج ۲، ص ۱۰۹.</ref>.<br/>
 
+
سه چیز است که خداوند به وسیله آنها جز عزت انسان مسلمان را نیفزیاد : گذشت از کسی که به او ستم روا داشته ، و بخشیدن آن که او را محروم ساخته ، و پیوند با آن که از او بریده است .<br/>
همچنین شیخ طوسی (ره ) به اسناد خود روایت کرده است که آن حضرت فرمود :
+
 
+
من عفا عن مظلمه ابدله الله بها عزا فی الدنیا و الاخره (45)
+
 
+
آن که از ستمی گذشت کند ، خداوند در عوض آن به او عزت دنیا و آخرت بخشد .
+
 
+
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود :
+
 
+
ثلاث لایزید الله بهن المرء المسلم الاعزا : الصفح عمن ظلمه ، و اعطاء من حرمه ، و الصله لمن قطعه (46)
+
 
+
سه چیز است که خداوند به وسیله آنها جز عزت انسان مسلمان را نیفزیاد : گذشت از کسی که به او ستم روا داشته ، و بخشیدن آن که او را محروم ساخته ، و پیوند با آن که از او بریده است .
+
 
+
 
===فرو خوردن خشم===
 
===فرو خوردن خشم===
 
+
آن که بر وجود خود قاهر است و خشم خود را فرو می‌خورد به عزت الهی نایل می‌شود . از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود :<br/>
آن که بر وجود خود قاهر است و خشم خود را فرو می خورد به عزت الهی نایل می شود . از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود :
+
ما من عبد کظم غیظا الا زاده الله عزوجل عزا فی الدنیا و الاخره : و قد قال الله عزوجل : (و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین ) و اثابه الله مکان غیظه ذلک<ref>الکافی ، ج ۲، ص ۱۱۰.</ref>.<br/>
 
+
هیچ بنده‌ای خشمی را فرو نخورد ، مگر آنکه خدای عزوجل عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید؛ و همانا خدای عزوجل فرموده است : و آنان که فروخوردگان خشم و در گذرندگان از مردمند ، و خدا نیکوکاران را دوست دارد . و خدا به جای فرو خوردن خشمش او را چنین پاداش می‌دهد.<br/>
ما من عبد کظم غیظا الا زاده الله عزوجل عزا فی الدنیا و الاخره : و قد قال الله عزوجل : (و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین ) و اثابه الله مکان غیظه ذلک (47)
+
===صبر و استقامت=== [[صبر]] و استقامت از مهمترین علل به وجود آورنده و پایدارنده عزت است . [[صبر]] در برابر [[گناه]] ، [[صبر]] در طاعت خدا ، [[صبر]] در مصیبتها و [[صبر]] در برابر مال و مقام و خود را حفظ کردن آدمی را محکم و استوار می‌کند .<br/>
 
+
صد هزاران کیمیا حق آفرید<br/>
هیچ بنده ای خشمی را فرو نخورد ، مگر آنکه خدای عزوجل عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید؛ و همانا خدای عزوجل فرموده است : و آنان که فروخوردگان خشم و در گذرندگان از مردمند ، و خدا نیکوکاران را دوست دارد . و خدا به جای فرو خوردن خشمش او را چنین پاداش می دهد .
+
کیمیایی همچو [[صبر]] آدم ندید<ref>مثنوی معنوی ، دفتر سوم ، ج ۲، ص ۱۰۶.</ref>.<br/>
 
+
امام صادق علیه السلام فرموده است: من [[صبر]] علی مصیبه زاده الله عزوجل عزا علی عزه <ref>بحار الانوار، ج ۸۲، ص ۱۲۸.</ref>.<br/>
===صبر و استقامت===
+
هر که به مصیبتی شکیبایی ورزد ، خدای عزوجل عزت بر عزتش بیفزاید .<br/>
 
+
صبر و استقامت از مهمترین علل به وجود آورنده و پایدارنده عزت است . صبر در برابر گناه ، صبر در طاعت خدا ، صبر در مصیبتها و صبر در برابر مال و مقام و خود را حفظ کردن آدمی را محکم و استوار می کند .
+
 
+
صد هزاران کیمیا حق آفرید
+
 
+
کیمیایی همچو صبر آدم ندید (48)
+
 
+
امام صادق علیه السلام فرموده است :
+
 
+
من صبر علی مصیبه زاده الله عزوجل عزا علی عزه (49)
+
 
+
هر که به مصیبتی شکیبایی ورزد ، خدای عزوجل عزت بر عزتش بیفزاید .
+
 
+
 
===شجاعت===
 
===شجاعت===
 
+
شجاعت از کمالاتی است که آدمی را استوار می‌سازد و عزتش را نگه می‌دارد چنانکه در سخنان علی علیه السلام وارد شده است :<br/>
شجاعت از کمالاتی است که آدمی را استوار می سازد و عزتش را نگه می دارد چنانکه در سخنان علی علیه السلام وارد شده است :
+
الشجاعه احد العزین <ref>غررالحکم ، ج ۱، ص ۸۲.</ref>.<br/>
 
+
شجاعت یکی از دو عزت است .<br/>
الشجاعه احد العزین (50)
+
شجاعت چنان عزت آفرین است که خود برابر با تمام عزتهای دیگر است ؛<ref>شرح غررالحکم ، ج ۲، ص ۲۳.</ref> و نمی‌گذارد آدمی تن به خواری و پستی دهد که علی علیه السلام فرموده است: الشجاعه عز حاضر <ref>غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref>.<br/>
 
+
شجاعت عزتی است مهیا و آماده .<br/>
شجاعت یکی از دو عزت است .
+
 
+
شجاعت چنان عزت آفرین است که خود برابر با تمام عزتهای دیگر است ؛(51) و نمی گذارد آدمی تن به خواری و پستی دهد که علی علیه السلام فرموده است :
+
 
+
الشجاعه عز حاضر (52)
+
 
+
شجاعت عزتی است مهیا و آماده .
+
 
+
 
===قناعت===
 
===قناعت===
 
+
قناعت و گسستن خود از فزون طلبی ، آدمی را عزت می‌بخشد زیرا زیاده خواهی و هوس بی حاصل است که آدمی را در دامن حسرت و خواری فرو می‌برد و چون ریشه این درخت زده شود ، سربلندی و عزت به بار آید . در سخنان نورانی امیرمومنان علیه السلام وارد شده است .<br/>
قناعت و گسستن خود از فزون طلبی ، آدمی را عزت می بخشد زیرا زیاده خواهی و هوس بی حاصل است که آدمی را در دامن حسرت و خواری فرو می برد و چون ریشه این درخت زده شود ، سربلندی و عزت به بار آید . در سخنان نورانی امیرمومنان علیه السلام وارد شده است .
+
القناعه تودی الی العز <ref>شرح غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref>.<br/>
 
+
قناعت به سوی عزت می‌کشاند .<br/>
القناعه تودی الی العز (53)
+
ثمره القناعه العز <ref>همان ، ج ۳، ص ۳۳۳.</ref>.<br/>
 
+
میوه قناعت عزت است .<br/>
قناعت به سوی عزت می کشاند .
+
اقنع تعز <ref>تحف العقول ، ص ۲۳۳.</ref>.<br/>
 
+
قناعت کن ، عزیز باش .<br/>
ثمره القناعه العز (54)
+
القناعه عز <ref>شرح غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۵.</ref>.<br/>
 
+
قناعت عزت است .<br/>
میوه قناعت عزت است .
+
خردمند هرگز از قناعت دست نمی‌کشد و تن به خواری نمی‌سپارد .<br/>
 
+
عزت ز قناعت است و خواری طمع<br/>
اقنع تعز (55)
+
با عزت خود بساز و خواری مطلب <ref>دیوان رباعیات اوحد الدین کرمانی ، ص ۱۶۶.</ref>.<br/>
 
+
قناعت کن ، عزیز باش .
+
 
+
القناعه عز (56)
+
 
+
قناعت عزت است .
+
 
+
خردمند هرگز از قناعت دست نمی کشد و تن به خواری نمی سپارد .
+
 
+
عزت ز قناعت است و خواری طمع
+
 
+
با عزت خود بساز و خواری مطلب (57)
+
 
+
 
===برائت از بدی و شر===
 
===برائت از بدی و شر===
 
+
انسان به میزانی که از بدی و شر پاک می‌شود و از آن دوری و بیزاری می‌جوید به بزرگی و ارجمندی می‌رسد؛ وارهیدن از آن ، پیوستن به این را می‌آورد .<br/>
انسان به میزانی که از بدی و شر پاک می شود و از آن دوری و بیزاری می جوید به بزرگی و ارجمندی می رسد؛ وارهیدن از آن ، پیوستن به این را می آورد .
+
امام صادق علیه السلام فرمود: من بری من الشر نال العز <ref>تحف العقول ، ص ۲۳۳.</ref>.<br/>
 
+
هر که از شر و بدی برائت جوید به عزت دست یابد .<br/>
امام صادق علیه السلام فرمود :
+
 
+
من بری من الشر نال العز (58)
+
 
+
هر که از شر و بدی برائت جوید به عزت دست یابد .
+
 
+
 
===علم و حلم===
 
===علم و حلم===
 
+
لاشرف کالعلم و لا عز کالحلم . . . <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، حکمت ۱۱۳.</ref>.<br/>
لاشرف کالعلم و لا عز کالحلم . . . (59)
+
هیچ شرف چون دانایی و هیچ عزت چون بردبار بودن نیست . . .<br/>
 
+
هیچ شرف چون دانایی و هیچ عزت چون بردبار بودن نیست . . .
+
 
+
 
===صبر و تحمل===
 
===صبر و تحمل===
 
+
امیرالمؤ منین علیه السلام نتیجه [[صبر]] و تحمل امتهای گذشته را چنین بیان می‌فرماید:<br/>
امیرالمؤ منین علیه السلام نتیجه صبر و تحمل امتهای گذشته را چنین بیان می فرماید :
+
. . . تا خدا دید چگونه در راه دوستی او بر آزار شکیبایند ، و چسان از بیم او ناخوشایند را تحمل می‌نمایند ، از تنگناهای بلا گشایشی برایشان پدید آورد . و از پس خواری ، ارجمند شان فرمود و آرامش را جایگزین بیم کرد . پس پادشاهان حکمران شدند و پیشوایان با فر و شان و کرامت خدا درباره شان تا بدانجا رسید که دیده آرزو نهایت آن را ندید . . . <ref>همان ، خطبه ۱۹۲.</ref>.<br/>
 
+
. . . تا خدا دید چگونه در راه دوستی او بر آزار شکیبایند ، و چسان از بیم او ناخوشایند را تحمل می نمایند ، از تنگناهای بلا گشایشی برایشان پدید آورد . و از پس خواری ، ارجمند شان فرمود و آرامش را جایگزین بیم کرد . پس پادشاهان حکمران شدند و پیشوایان با فر و شان و کرامت خدا درباره شان تا بدانجا رسید که دیده آرزو نهایت آن را ندید . . . (60)
+
 
+
 
===حسن خلق===
 
===حسن خلق===
 
+
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود :<br/>
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود :
+
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد<ref>میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۱۶۴.</ref>.<br/>
 
+
بر شما باد به اخلاق نیکو چرا که موجب رفعت و بلندی است و بپرهیزید از اخلاق پست . زیرا شخصی بزرگ را پست می‌کند و مجد و عزت را نابود می‌سازد .<br/>
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد (61)
+
 
+
بر شما باد به اخلاق نیکو چرا که موجب رفعت و بلندی است و بپرهیزید از اخلاق پست . زیرا شخصی بزرگ را پست می کند و مجد و عزت را نابود می سازد .
+
 
+
 
===تواضع===
 
===تواضع===
 
+
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: التواضع لایزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعکم الله <ref>همان ، ج ۸، ص ۲۸۲.</ref>.<br/>
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
+
فروتنی جز بر رفعت و بلندی مقام بنده نمی‌افزاید پس تواضع پیشه کنید تا خداوند مقام شما را بالا برد .<br/>
 
+
التواضع لایزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعکم الله (62)
+
 
+
فروتنی جز بر رفعت و بلندی مقام بنده نمی افزاید پس تواضع پیشه کنید تا خداوند مقام شما را بالا برد .
+
 
+
 
===اطاعت از رهبران عادل===
 
===اطاعت از رهبران عادل===
 
+
و طاعه ولاه العدل تمام العز <ref>تحف العقول ، ص ۲۸۷، ج موسسه الاعملی بیروت.</ref>.<br/>
و طاعه ولاه العدل تمام العز (63)
+
و فرمانبرداری از والیان عادل نهایت عزت است .<br/>
 
+
و فرمانبرداری از والیان عادل نهایت عزت است .
+
 
+
 
===صدق===
 
===صدق===
 
+
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: الصدق عز <ref>میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۲۸۵.</ref>.<br/>
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود :
+
راستی عزت است .<br/>
 
+
الصادق علی شفا منجاه و کرامه . . . <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۸۶.</ref>.<br/>
الصدق عز (64)
+
راستگو بر کنگره‌های رستگاری و بزرگواری است . . .<br/>
 
+
راستی عزت است .
+
 
+
الصادق علی شفا منجاه و کرامه . . . (65)
+
 
+
راستگو بر کنگره های رستگاری و بزرگواری است . . .
+
  
 
==موجبات ذلت==
 
==موجبات ذلت==
 
+
با دقت در آنچه گذشت ، اموری که موجب ذلت و خواری انسان است ، معلوم می‌گردد ، زیرا عمل نکردن و سازگار نبودن با موجبات عزت ، سبب ذلت خواهد بود لکن برای توضیح بیشتر ، برخی از عوامل ذلت را یاد آور می‌شویم .<br/>
با دقت در آنچه گذشت ، اموری که موجب ذلت و خواری انسان است ، معلوم می گردد ، زیرا عمل نکردن و سازگار نبودن با موجبات عزت ، سبب ذلت خواهد بود لکن برای توضیح بیشتر ، برخی از عوامل ذلت را یاد آور می شویم .
+
 
+
 
===نفاق و دوستی با کافران===
 
===نفاق و دوستی با کافران===
 
+
خداوند متعال در قرآن مجید بیان می‌فرماید : که عزت تنها از آن خدا و پیامبرش و مومنین می‌باشد و لکن منافقین درک نمی‌کنند و در آیه دیگر به منافقین که کافران را دوست می‌دارند و در پی کسب عزت در پیش آنان هستند وعده عذاب می‌دهد .<br/>
خداوند متعال در قرآن مجید بیان می فرماید : که عزت تنها از آن خدا و پیامبرش و مومنین می باشد و لکن منافقین درک نمی کنند و در آیه دیگر به منافقین که کافران را دوست می دارند و در پی کسب عزت در پیش آنان هستند وعده عذاب می دهد .
+
بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما . الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه لله جمیعا <ref>نساء، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹.</ref>.<br/>
 
+
و مژده بده منافقین را به این که عذاب دردناک برایشان (مقرر) است . آنانکه مومنان را ترک گفته و کافران را دوست گرفتند ، آیا عزت را در پیش ایشان جستجو می‌کنند پس همانا تمام عزت برای خداست .<br/>
بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما . الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه لله جمیعا (66)
+
 
+
و مژده بده منافقین را به این که عذاب دردناک برایشان (مقرر) است . آنانکه مومنان را ترک گفته و کافران را دوست گرفتند ، آیا عزت را در پیش ایشان جستجو می کنند پس همانا تمام عزت برای خداست .
+
 
+
 
===طلب عزت از غیر خدا===
 
===طلب عزت از غیر خدا===
 
+
چنانکه از آیه شریفه معلوم شد تمام عزت برای خداست پس هر کس غیر از خداوند متعال طلب عزت نماید و به خاطر کسب شرف و کرامت به سوی غیرخدا دست دراز کند ، ذلیل خواهد شد .<br/>
چنانکه از آیه شریفه معلوم شد تمام عزت برای خداست پس هر کس غیر از خداوند متعال طلب عزت نماید و به خاطر کسب شرف و کرامت به سوی غیرخدا دست دراز کند ، ذلیل خواهد شد .
+
امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره می‌فرماید: من اعتز بغیر الله سبحانه ذل <ref>الحکم الزاهره ، ص ۲۶۵.</ref>.<br/>
 
+
هر کس به غیر خدا عزت یابد ، ذلیل شود. و به همین مضمون از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز روایت شده است که: من اعتز بالعبید اذله الله <ref>شرح شهاب الاخبار، تصحیح محمد تقی دانش پژوه ، ص ۴۸.</ref>.<br/>
امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره می فرماید :
+
هر کس به بندگان عزیز گردد خدای تعالی وی را ذلیل کند .<br/>
 
+
من اعتز بغیر الله سبحانه ذل (67)
+
 
+
هر کس به غیر خدا عزت یابد ، ذلیل شود .
+
 
+
و به همین مضمون از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز روایت شده است که :
+
 
+
من اعتز بالعبید اذله الله (68)
+
 
+
هر کس به بندگان عزیز گردد خدای تعالی وی را ذلیل کند .
+
 
+
 
===ترک جهاد===
 
===ترک جهاد===
 
+
رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید :<br/>
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید :
+
للجنه باب یقال له باب المجاهدین . . . قال : فمن ترک الجهاد البسه الله ذلا و فقرا فی معیشته و محقا فی دینه . <ref>آثار الصادقین ، ج ۲، ص ۳۹۶.</ref><br/>
 
+
بهشت دری دارد که به آن باب مجاهدان گفته می‌شود . . . و فرمود : پس هر کس [[جهاد]] را ترک کند خداوند لباس مذلت را به اوی می‌پوشاند . . .<br/>
للجنه باب یقال له باب المجاهدین . . . قال : فمن ترک الجهاد البسه الله ذلا و فقرا فی معیشته و محقا فی دینه . (69)
+
چنانکه [[جهاد]] تنها موجب عزت برای نسل جهادگر در هر عصر نیست ، بلکه موجب سرافرازی نسلهای آنیده نیز می‌باشد ، در مقابل ترک [[جهاد]] هم موجب ذلت و سرافکندگی برای نسل حاضر و آینده می‌شود . امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید: فعاودوا الکر ، و استحیوا من الفر ، فانه عار فی الاعقاب ، و نار یوم الحساب <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۶۶.</ref>.<br/>
 
+
پس پشت سر هم حمله آورید و از فرار شرم کنید که موجب سرافکندگی و عار در نسلهای بعد و نیز سبب آتش در روز حساب است .<br/>
بهشت دری دارد که به آن باب مجاهدان گفته می شود . . . و فرمود : پس هر کس جهاد را ترک کند خداوند لباس مذلت را به اوی می پوشاند . . .
+
===سستی در [[جهاد]] و فرصت دادن به دشمن===
 
+
باید به موقع و در اولین فرصت ممکن به [[جهاد]] اقدام کرد و فرصت را از دست دشمن خارج نمود و با ابتکار عمل و سرعت عمل و هوشیاری نظامی ، دشمن را سرکوب کرد . و گرنه اهمال در [[جهاد]] و فرصت دادن به دشمن ، موجب ذلت خواهد شد.<br/>
چنانکه جهاد تنها موجب عزت برای نسل جهادگر در هر عصر نیست ، بلکه موجب سرافرازی نسلهای آنیده نیز می باشد ، در مقابل ترک جهاد هم موجب ذلت و سرافکندگی برای نسل حاضر و آینده می شود . امیرالمؤ منین علیه السلام می فرماید :
+
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید :<br/>
 
+
. . . و قلت لکم اغزوهم قبل ان یغزوکم فوالله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا . . . <ref>همان ، خطبه ۲۷.</ref>.<br/>
فعاودوا الکر ، و استحیوا من الفر ، فانه عار فی الاعقاب ، و نار یوم الحساب (70)
+
. . . و گفتم با آنان بستیزید پیش از آنکه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نجنگیدند جز که جامه خواری بر آن مردم پوشاندند .<br/>
 
+
پس پشت سر هم حمله آورید و از فرار شرم کنید که موجب سرافکندگی و عار در نسلهای بعد و نیز سبب آتش در روز حساب است .
+
 
+
===سستی در جهاد و فرصت دادن به دشمن===
+
 
+
باید به موقع و در اولین فرصت ممکن به جهاد اقدام کرد و فرصت را از دست دشمن خارج نمود و با ابتکار عمل و سرعت عمل و هوشیاری نظامی ، دشمن را سرکوب کرد . و گرنه اهمال در جهاد و فرصت دادن به دشمن ، موجب ذلت خواهد شد .
+
 
+
امیرالمؤ منین علیه السلام می فرماید :
+
 
+
. . . و قلت لکم اغزوهم قبل ان یغزوکم فوالله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا . . . (71)
+
 
+
. . . و گفتم با آنان بستیزید پیش از آنکه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نجنگیدند جز که جامه خواری بر آن مردم پوشاندند .
+
 
+
 
===اختلاف و تشتت===
 
===اختلاف و تشتت===
 
+
اختلاف و تشتت هر ملتی موجب ذلت ، هلاکت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود .<br/>
اختلاف و تشتت هر ملتی موجب ذلت ، هلاکت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود .
+
قرآن کریم می‌فرماید: و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم <ref>انفال ، آیه ۴۶.</ref>.<br/>
 
+
راه نزاع و اختلاف نپیمایید که سست شوید و شوکت و قدرت شما از بین برود .<br/>
قرآن کریم می فرماید :
+
در سخن معجزه آسای علی علیه السلام نیز درباره امتهای گذشته و موجبات ذلت ایشان چنین آمده است :<br/>
 
+
. . . پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید . چون میانشان جدایی افتاد و الفت به پراکندگی انجامید و سخنها و دلهاشان گونه گون گردید . از هم جدا شدند و به حزبها گراییدند و خدا لباس کرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خویش از دستشان به دور کرد و داستان آنان میان شما ماند و آن را برای پند گیرند، عبرت گرداند . . . <ref>نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۱۹۲.</ref>.<br/>
و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم (72)
+
 
+
راه نزاع و اختلاف نپیمایید که سست شوید و شوکت و قدرت شما از بین برود .
+
 
+
در سخن معجزه آسای علی علیه السلام نیز درباره امتهای گذشته و موجبات ذلت ایشان چنین آمده است :
+
 
+
. . . پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید . چون میانشان جدایی افتاد و الفت به پراکندگی انجامید و سخنها و دلهاشان گونه گون گردید . از هم جدا شدند و به حزبها گراییدند و خدا لباس کرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خویش از دستشان به دور کرد و داستان آنان میان شما ماند و آن را برای پند گیرند ،
+
عبرت گرداند . . . (73)
+
 
+
 
===زیر سلطه بودن===
 
===زیر سلطه بودن===
 
+
انسانی که خداوند او را آزاد آفریده اگر به اختیار خود ، طوق بندگی قلدران حاکم را به گردن افکند ، شرافت انسانی خود را نابود کرده است .<br/>
انسانی که خداوند او را آزاد آفریده اگر به اختیار خود ، طوق بندگی قلدران حاکم را به گردن افکند ، شرافت انسانی خود را نابود کرده است .
+
امیرمومنان علیه السلام می‌فرماید :<br/>
 
+
. . . و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا <ref>میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۴۴۱.</ref>.<br/>
امیرمومنان علیه السلام می فرماید :
+
. . . بنده دیگران مباش در حالی که خداوند ترا آزاد آفریده است .<br/>
 
+
و در بیانی دیگر می‌فرماید: کل عزیز داخل تحت القدره فذلیل <ref>همان ، ج ۶۶، ص ۲۸۶.</ref>.<br/>
. . . و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا (74)
+
هر ارجمندی که تحت سیطره قدرتی باشد ذلیل است .<br/>
 
+
. . . بنده دیگران مباش در حالی که خداوند ترا آزاد آفریده است .
+
 
+
و در بیانی دیگر می فرماید :
+
 
+
کل عزیز داخل تحت القدره فذلیل (75)
+
 
+
هر ارجمندی که تحت سیطره قدرتی باشد ذلیل است .
+
 
+
 
===تجمل پرستی===
 
===تجمل پرستی===
 
+
تجمل پرستی و تشریفات گرایی موجب نیازمندی و وابستگی است ؛ زیرا زندگی تشریفاتی حد و مرزی ندارد تا با رسیدن به آن نیاز مرتفع شود و از جهت همین نیاز ، وابستگی پیش می‌آید . وابستگی به افراد یا منابعی که این نیازمندی را بتوانند بر طرف کنند ، موجب ذلت و خواری برای انسان می‌شود؛ زیرا تامین کنندگان این گونه نیازها به شرط تامین منافع خود و بهره بری از شخص وابسته ، اقدام به این کار می‌کنند .<br/>
تجمل پرستی و تشریفات گرایی موجب نیازمندی و وابستگی است ؛ زیرا زندگی تشریفاتی حد و مرزی ندارد تا با رسیدن به آن نیاز مرتفع شود و از جهت همین نیاز ، وابستگی پیش می آید . وابستگی به افراد یا منابعی که این نیازمندی را بتوانند بر طرف کنند ، موجب ذلت و خواری برای انسان می شود؛ زیرا تامین کنندگان این گونه نیازها به شرط تامین منافع خود و بهره بری از شخص وابسته ، اقدام به این کار می کنند .
+
اصولا وابسته شدن به زندگی و تشریفات آن برای همه به ویژه نیروهای مسلح خطرناک است حتی اگر وابستگی به اشخاص زر اندوز و زورمند هم پیش نیاید ، نفس دل بستن به جلوه‌های رنگارنگ زندگی مادی و پیوسته دنبال تجملات بودن انسان را از رسیدن به اهداف عالی باز می‌دارد و باعث تحقیر شخصیت انسان و در نتیجه ذلت خواهد و اگر فرهنگ [[اسراف]] و تجمل پرستی بر نیروهای مسلح حاکم گردد و نظامیان به آنها خو کنند ، دیگر انتظار شجاعت ، استواری مقاومت و دشمن ستیزی از چنین نیرویی بیهوده خواهد بود . چنانکه تجربه نشان داده است .<br/>
 
+
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید :<br/>
اصولا وابسته شدن به زندگی و تشریفات آن برای همه به ویژه نیروهای مسلح خطرناک است حتی اگر وابستگی به اشخاص زر اندوز و زورمند هم پیش نیاید ، نفس دل بستن به جلوه های رنگارنگ زندگی مادی و پیوسته دنبال تجملات بودن انسان را از رسیدن به اهداف عالی باز می دارد و باعث تحقیر شخصیت انسان و در نتیجه ذلت خواهد و اگر فرهنگ اسراف و تجمل پرستی بر نیروهای مسلح حاکم گردد و نظامیان به آنها خو کنند ، دیگر انتظار شجاعت ، استواری مقاومت و دشمن ستیزی از چنین نیرویی بیهوده خواهد بود . چنانکه تجربه نشان داده است .
+
ای پیامبر بگو - امت را - اگر شما پدران ، فرزندان ، برادران ، زنان ، خویشاوندان و اموالی که جمع آورده‌اید و تجارتی که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته‌اید ، بیش از خدا و رسولش و [[جهاد]] در راه او دوست می‌دارید ، پس منتظر باشید تا امر خدا برسد - و دنیا طلبان بدکار از کار خویش پشتیبان شوند - و خداوند بدکاران را - به راه بهشت و سعادت - هدایت نخواهد کرد . <ref>توبه ، آیه ۲۴.</ref><br/>
 
+
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید :
+
 
+
ای پیامبر بگو - امت را - اگر شما پدران ، فرزندان ، برادران ، زنان ، خویشاوندان و اموالی که جمع آورده اید و تجارتی که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته اید ، بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست می دارید ، پس منتظر باشید تا امر خدا برسد - و دنیا طلبان بدکار از کار خویش پشتیبان شوند - و خداوند بدکاران را - به راه بهشت و سعادت - هدایت نخواهد کرد . (76)
+
 
+
 
===اخلاق ناپسند===
 
===اخلاق ناپسند===
 +
رفتارهای ناپسند و مذموم ، موجبات ذلت انسان را فراهم می‌کند.<br/>
 +
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید :<br/>
 +
. . . و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد <ref>میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۱۴۶.</ref>.<br/>
 +
بر حذر باشید از اخلاق پست چرا که انسان بزرگوار را پست می‌کند و مجد و کرامت را نابود می‌سازد .<br/>
 +
و از جمله اخلاق‌های زشت که انسان را به خواری دچار می‌کند تکبر و دروغگویی است .<br/>
 +
علی علیه السلام می‌فرماید: من تکبر علی الناس ذل<ref>میزان الحکمه ، ج ۸، ص ۳۱۶.</ref>.<br/>
 +
هر کس با مردم با تکبر برخورد کند ذلیل می‌شود .<br/>
 +
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید: و ان الکاذب لمهان ذلیل <ref>همان ، ج ۵، ص ۲۸۷.</ref>.<br/>
 +
همانا دروغگو پست و خوار است .<br/>
 +
بیائیم همه دوستداران و محبین ائمه علیه السلام در سالی که مقام معظم رهبری - به جهات عدیده و با تامل و لحاظ همه جهات و مسائل گوناگون داخلی و خارجی - سال عزت و افتخار حسینی نام نهاده‌اند با پیروی از تعالیم عزت بخش ائمه معصومین علیه السلام و تاسی از رهنمودهای حکیمانه آن بزرگوار شاگردانی موفق برای این مکتب بوده و تجلی بخش عزت و افتخار حسینی در پرتو تعالیم مکتب نبوی صلی الله علیه و آله باشیم ان شاء الله.<br/>
  
رفتارهای ناپسند و مذموم ، موجبات ذلت انسان را فراهم می کند .
 
 
امیرالمؤ منین علیه السلام می فرماید :
 
 
. . . و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد (77)
 
 
بر حذر باشید از اخلاق پست چرا که انسان بزرگوار را پست می کند و مجد و کرامت را نابود می سازد .
 
 
و از جمله اخلاق های زشت که انسان را به خواری دچار می کند تکبر و دروغگویی است .
 
 
علی علیه السلام می فرماید :
 
 
من تکبر علی الناس ذل (78)
 
 
هر کس با مردم با تکبر برخورد کند ذلیل می شود .
 
 
امیرالمؤ منین علیه السلام می فرماید :
 
 
و ان الکاذب لمهان ذلیل (79)
 
 
همانا دروغگو پست و خوار است .
 
 
بیائیم همه دوستداران و محبین ائمه علیه السلام در سالی که مقام معظم رهبری - به جهات
 
 
عدیده و با تامل و لحاظ همه جهات و مسائل گوناگون داخلی و خارجی - سال عزت و افتخار حسینی نام نهاده اند با پیروی از تعالیم عزت بخش ائمه معصومین علیه السلام و تاسی از رهنمودهای حکیمانه آن بزرگوار شاگردانی موفق برای این مکتب بوده و تجلی بخش عزت و افتخار حسینی در پرتو تعالیم مکتب نبوی صلی الله علیه و آله باشیم .
 
 
انشاء الله
 
 
==پی نوشتها==
 
 
1- اسراء، آیه 70.
 
2- تعلیم و تربیت در اسلام ، شهید مطهری ، ص 147.
 
3- میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، ج 1، ص 339.
 
4- الحکم الزهراه ، علی رضا صابری یزدی ص 233.
 
5- میزان الحکمه ، ج 3، ص 441.
 
6- همان .
 
7- تعلیم و تربیت در اسلام ، ص 126.
 
8- همان ، ص 125
 
9- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، نامه 53، ص 329.
 
10- میزان الحکمه ، ج 6، ص 290-294.
 
11- تفسیر مجمع البیان ، ج 4، ص 402.
 
12- غررالحکم ، ج 1، ص 279.
 
13- کنز العمال ، ج 15، ص 785.
 
14- شرح غرر الحکم ، ج 6، ص 393.
 
15- المفردات ، ص 530.
 
16- بحارالانوار، ج 70، ص 285.
 
17- نهج البلاغه ، حکمت 371.
 
18- شرح غرر الحکم ، ج 1، ص 39.
 
19- تحف العقول ، ص 59.
 
20- امالی الصدوق ، ص 194.
 
21- اقبال الاعمال ، ص 685.
 
22- اقبال الاعمال ، ص 687.
 
23- تحف العقول ، ص 207-208.
 
24- ربیع الابرار، ج 3، ص 432.
 
25- فاطر، آیه 10.
 
26- منافقین ، آیه 8.
 
27- الحیاه ، محمد رضا حکیمی ، ج 1، ص 390.
 
28- نهج البلاغه صبحی صالح ، خطبه 110.
 
29- همان ، حکمت 252.
 
30- آثار الصادقین ، صادق احسانبخش
 
، ج 2، ص 402.
 
31- همان ، ص 396.
 
32- آثار الصادقین ، صادق احسانبخش ، ج 2، ص 397.
 
33- میزان الحکمه ، ج 3، ص 125.
 
34- بحار الانوار، ج 23، ص 113.
 
35- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه 198.
 
36- میزان الحکمه ، ج 1، ص 193.
 
37- غررالحکم ، ج 3، ص 271.
 
38- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه 146.
 
39- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، قسمتی از خطبه 192.
 
40- میزان الحکمه ، ج 6، ص 293-294.
 
41- لسان العرب ، ج 14، ص 166.
 
42- الکافی ، ج 2، ص 144.
 
43- تحف العقول ، ص 368.
 
44- الکافی ، ج 2، ص 108.
 
45- امالی الطوسی ، ج 11، ص 185-186.
 
46- الکافی ، ج 2، ص 109.
 
47- الکافی ، ج 2، ص 110.
 
48- مثنوی معنوی ، دفتر سوم ، ج 2، ص 106
 
49- بحار الانوار، ج 82، ص 128.
 
50- غررالحکم ، ج 1، ص 82.
 
51- شرح غررالحکم ، ج 2، ص 23.
 
52- غررالحکم ، ج 1، ص 291.
 
53- شرح غررالحکم ، ج 1، ص 291.
 
54- همان ، ج 3، ص 333.
 
55- تحف العقول ، ص 233.
 
56- شرح غررالحکم ، ج 1، ص 25.
 
57- دیوان رباعیات اوحد الدین کرمانی ، ص 166.
 
58- تحف العقول ، ص 233.
 
59- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، حکمت 113.
 
60- همان ، خطبه 192.
 
61- میزان الحکمه ، ج 3، ص 164.
 
62- همان ، ج 8، ص 282.
 
63- تحف العقول ، ص 287، ج موسسه الاعملی بیروت .
 
64- میزان الحکمه ، ج 5، ص 285.
 
65- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه 86.
 
66- نساء، آیات 138 و 139.
 
67- الحکم الزاهره ، ص 265.
 
68- شرح
 
شهاب الاخبار، تصحیح محمد تقی دانش پژوه ، ص 48.
 
69- آثار الصادقین ، ج 2، ص 396.
 
70- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه 66.
 
71- همان ، خطبه 27.
 
72- انفال ، آیه 46.
 
73- نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه 192.
 
74- میزان الحکمه ، ج 3، ص 441.
 
75- همان ، ج 66، ص 286.
 
76- توبه ، آیه 24.
 
77- میزان الحکمه ، ج 3، ص 146.
 
78- میزان الحکمه ، ج 8، ص 316.
 
79- همان ، ج 5، ص 287.
 
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۰۹

عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن کریم
مشخصات کتاب
Avamele ezat va zelat-.jpg
نویسنده معاونت روابط عمومی و انتشارات نمایندگی ولی فقیه در ساحفاسا
زبان فارسی
ناشر مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۸
دانلود PDF

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم.
خطوط برجسته و طلایی تاریخ ملتها متعلق به کسانی است که با حریت و آزادی زندگی گرده و عزت و شرافت خو را بر هر مال و منالی ترجیح داده‌اند ، کسانی که از جان و مال و مقام و خاندان گذشته‌اند اما تن به ذلت نداده‌اند ، افتخار هر ملتی نیز به وجود چنین آزاد مردان است.
ادیان الهی که انسان را خلیفه خدا و در روی زمین می‌دانند ارزش والایی برای مقام را انسان قائل هستند بخصوص دین مقدس اسلام که بالاترین ارج را برای مقام انسان واقعی منظور داشته است .
و لقد کرمنا بنی ادم و حملناهم فی البر و البحر[۱].
و ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را به مرکب بر و بحر سوار کردیم . . . .
یعنی این کرامت و شرافت و بزرگواری را در سرشت و آفرینش او قرار دادیم . کرامت و عزت و بزرگواری جزئی از سرشت انسان است . این است که اگر انسان خود را آنچنان که هست بیابد کرامت و عزت را می‌یابد.[۲]
اسلام انسان مومن را عزیزتر از هر موجودی به شمار آورده.
امام کاظم علیه السلام فرمود :
. . . المومن اغز من الکبریت الاحمر . . . [۳].
. . . مومن گرامی تر از یاقوت سرخ است . . .
امام صادق علیه السلام فرمود :
المومن اعظم حرمه من الکعبه[۴].
احترام مومن از کعبه بیشتر است .
و به هیچ وجه به مومن اجازه نمی‌دهد که خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انسانی خود را پایمال کند .
امام صادق علیه السلام فرمود :
ان الله فوض الی المومن کل شی ء الا اذلاله نفسه[۵]
همانا خداوند هر امری را به مومن تفویض کرده اما ذلیل کردن نفس خود را به او اجازه نداده است .
امام علی علیه السلام فرمود: اکرم نفسک کل دنیه . . .[۶].
نفس خویش را از هر کار پستی برتر و بالاتر بدار . . .
امام صادق علیه السلام فرمود :
. . . و لا تکن واهنا یحقرک من عرفک . . . [۷].
. . . و شل و سست مباش که هر که تو را ببیند تحقیر کند . . .
و از طرف دیگر توصیه و سفارش اکید به حفظ عزت و کرامت .
امام کاظم علیه السلام فرمود :
ان اعظم الناس قدرا من لایری الدنیا لنفسه خطرا [۸].
از همه مردم بلند مرتبه تر و عظیم القدرتر آن کسی است که اگر تمام دنیا را یک طرف بگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنیا مقدم می‌دارد .
یعنی حاضر نیست شرافت و کرامت خود را در مقابل این که تمام نعمتهای دنیا را به او بدهند لکه دار کند . در این زمینه روایات فراوان است که در بخشهای بعد به برخی از آنها اشاره خواهد شد .
حفظ شرافت و عزت نفس برای همه لازم است ، اما برای برخی از اصناف مردم لازمتر است که در راس آنها نظامیان و حافظان مرز و بوم و آیین قرار دارند ، چرا که عزت آنان ، عزت ملت و شرف و مجد آنان ، مجد و عظمت دین و آیین است.
فالجنود باذن الله حصون الرعیه و زین الولاه و عز الدین . . . [۹].

علل و عوامل عزت

در سخنان پیشوایان عزت ، مطالبی بسیار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است ،[۱۰] عواملی که در سایه آنها می‌توان فرد را در چارچوب سیره نبوی تربیت کرد ، عواملی که با تدارک آنها فرد عزیز و در نتیجه نفوذناپذیر ، محکم ، راسخ و شکست ناپذیر می‌شود . اکنون به مهمترین این علل اشاره می‌شود .

اطاعت خدا

هیچ چیز چون بندگی و اطاعت از خدا آدمی را عزت نمی‌بخشد از پیام آور عزت روایت شده است که فرمود :
ان ربکم یقول کل یوم : انا العزیز فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز [۱۱].
خداوند هر روز ندا می‌دهد که من پروردگار عزیز شمایم ، و هر که خواهان عزت دو جهان است ، خدای عزیز را اطاعت کند .
اطاعت خدا ذره ناچیز و حقیر را به بی نهایت عزیز و قوی مرتبط می‌کند و از او موجودی سرافراز می‌سازد .
از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است :
اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه [۱۲].
هرگاه خواهان عزت شدی ، آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدای بجوی .
انسان خواهان عزت ، باید آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد که پیام آور عزت صلی الله علیه و آله به ابو امامه فرمود :
یا ابا امامه ! اعز امر الله ، یعزک الله [۱۳].
ای ابوامامه ، امر خدا را عزیز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد .
عزیز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبرداری اوست که کلید عزت یابی است و هیچ چیز چون آن راهگشا به این کمال نیست .
از امیرمومنان علیه السلام وارد شده است: لا عز الا بالطاعه [۱۴].
هیچ عزتی نیست مگر به سبب اطاعت و فرمانبرداری (خدای ) .
مادام که این رابطه میان مخلوق و خالق هستی وجود دارد ، و انسان در مدار اطاعت حق است ، عزت نیز هست و چون از این عهد الهی خارج شود ، جز ذلتی خفت بار بهره‌ای نخواهد داشت .

تقوای الهی

تقوای الهی پوششی است که آدمی را مصون و محکم و استوار می‌سازد و او را از آسیب و سستی و ناراستی حفظ می‌کند.
راغب اصفهانی می‌نویسد : تقوا از وقایه است و وقایه به معنای حفظ و نگهداری چیزی است از هر چه که به (محافظ) قرار دادن از آنچه بیم می‌رود (بدان آسیب و زیان رساند). [۱۵]
پیامبر عزت فرموده است: من اراد ان یکون ان اعز الناس فلیتق الله[۱۶].
هر که می‌خواهد که با عزت‌ترین مردمان باشد ، پس تقوای الهی پیشه کند .
تقوای الهی در ارجمندی آدمی چنان نقش آفرین است که از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است که فرمود: لا عز اعز من التقوی [۱۷].
هیچ عزتی عزت بخش تر از تقوا نیست . تقوا سرافرازی می‌آورد و پرده دری سرافکندگی ، تقوا راه می‌نماید و خودخواهی به گمراهی می‌کشاند تقوا ارجمند می‌کند و گناه خوار می‌سازد ، تقوا آزاد می‌کند و نافرمانی به اسارت در می‌آورد ، تقوا استوار می‌سازد و نفسانیت فرو می‌پاشد ، و چه نیکو فرموده است امیر بیان علی علیه السلام :
التقوی تعز ، الفجور تذل[۱۸] تقوا عزت می‌بخشد و تبهکاری ذلیل می‌سازد .
بنابراین نسبتی مستقیم و رابطه‌ای تنگاتنگ میان تقوا و عزت وجود دارد و هر چه بر آن افزوده شود ، این فزونی می‌یابد . تقوای الهی از چنان جایگاهی در عزت بخشی برخوردار است که پیشوای پرهیزگاران ، علی علیه السلام درباره اش فرمود: لاکرم اعز من التقوی [۱۹].
هیچ کرامتی چون تقوا ، انسان را عزیزترین نمی‌سازد .

انقطاع

به میزانی که انسان به خدا تکیه می‌کند و از غیر خدا گسسته می‌شود ، به همان میزان عزت می‌یابد . زیرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غیر خدا به دست نمی‌آید . در خبری مشهور آمده است که جبرئیل امین خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و چنین گفت :یا محمد ! عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه ، و اعمل ما شئت فانک مجزی به ، و اعلم ان شرک الرجل قیامه باللیل ، و عزه استغناوه عن الناس [۲۰].
ای محمد ! هر چه می‌خواهی زندگی کن ، اما مردم است ، هر که را می‌خواهی دوست بدار ، اما جدایی است ، هر چه می‌خواهی بکن ، اما جزای آن را خواهی دید ، و بدان که شرافت انسان در شب زنده داری است و عزت او در بی نیازی از مردم .
این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوی است . ارجمندی و بزرگی حقیقی در سایه گسستن از غیر خدا به دست می‌آید .
لقمان حکیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع می‌خواند و در این جهت تربیت می‌کند:
پسرم . . . اگر خواهان آنی که همه عزت این جهانی را داشته باشی ، از آنچه در دست مردم است قطع طمع کن که پیامبران و راستکرداران به آنچه دست یافتند ، منحصرا به سبب قطع طمعشان بود .
اوصیای پیامبر که جلوه‌های کامل عزت الهی در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع کاملشان به کمال عزت رسیدند ، و از همین روست که در دعای شعبانیه امیر مومنان علیه السلام که بنابر نقل ابن خالویه همه اوصیای پیامبر آن را می‌خوانده‌اند. [۲۱]
چنین آمده است: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک [۲۲].
خدای من ، مرا انقطاع کامل به سوی خود عطا فرما .
اولیای خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شکست ناپذیر شدند . این سنت خداست که هر کس طمع خویش بمیراند ، به عزت دست یابد و عزتش پایدار ماند . از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: اطلب بقاء العز باماته الطمع [۲۳].
ماندگاری عزت را با میراندن طمع بخواه .
تربیت نبوی به انقطاع می‌خواند تا آدمی را از اسارت برهاند و به کمال برساند . زیرا زندگی توام با آزادگی و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمی‌شود که پیشوای آزادگان ، علی علیه السلام فرموده است:
من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسکن الطمع قلبه [۲۴].
هر کس خواهان آن اس که در دوران زندگی خویش آزادانه زیست کند ، هرگز طمع را در دل خویش جایگزین نسازد .
===ایمان=== ایمان به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و توانای جهان ، بالاترین مجد و شرف را برای انسان به ارمغان می‌آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگواری‌های انسان قرار دارد .
من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا [۲۵].
لله العزه و لرسوله و للمومنین [۲۶].
امام صادق علیه السلام فرمود: فالمومن یکون عزیزا و لایکون ذلیلا [۲۷].
مومن عزیز است و هرگز ذلیل نمی‌شود .
===جهاد=== جهاد در راه خدا باعث سرکوبی دشمنان انسانیت و موجب سرافرازی اسلام و عزت آیین است . تنها وسیله‌ای که پیروان حق برای نزدیکی به خداوند بدان دست می‌یازند ، ایمان به خداوند و فرستاده او و جهاد در راه او ، که بالاترین مرتبه عزت در اسلام است: و الجهاد فی سبیله فانه ذروه الاسلام [۲۸].
و خداوند متعال جهاد را برای عزت اسلام قرار داده است: و (افرض الله ) الجهاد عزا للاسلام [۲۹].
و در حدیث دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: ذروه الاسلام الجهاد فی سبیل الله لایناله الا افضلهم [۳۰].
رفیعترین چشم انداز اسلام ، جهاد در راه خداست که جز بهترین مسلمانها به آن دست نیابند .
و در سخنی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه و آله :
. . . ان الله تبارک و تعالی اعز امتی بسنابک خیلها و مراکز رماحها [۳۱].
همانا خداوند تبارک و تعالی امتم را به سم ستوران و نوک نیزه‌ها و سنان‌ها عزیز و گرامی داشته است. جهاد و پیکار در راه خدا نه تنها عزت برای کسانی است که در آن شرکت می‌کنند بلکه برای نسلهای آینده نیز موجب عزت و شرافت است .
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اغزوا تورثوا ابنائکم مجدا [۳۲].
پیکار کنید تا برای فرزندانتان مجد و بزرگواری میراث گذارید .
امیر مومنان و سرور مجاهدان در وصف جهاد می‌فرماید: بعد از اعتقاد به اسلام ، اشرف اعمال جهاد است که موجب قوام و استواری دین است و اجر عظیم دارد و در عین حال با عزت و مناعت همراه است . . . [۳۳].

قرآن و اهل بیت

قرآن ، کتاب محکم الهی و اهل بیت عصمت و طهارت دو مشعل فروزان هدایتند که تمسک به هر دوی آنها و پیروی از دستوراتشان موجب سعادت و ترک آنها یا یکی از این دو موجب گمراهی و ضلالت است .
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی . . . [۳۴].
روشن است که راه یافته و سیر کننده در صراط مستقیم عزیز است و آنکه از مسیر سعادت منحرف و گمراه گشته ، ذلیل است .
امیرالمؤ منین علیه السلام درباره قرآن می‌فرماید: ثم انزل علیه الکتاب نورا . . . و عزا لاتهزم انصاره و حقا لا تخذل اعوانه . . . [۳۵].
پس قرآن را بر او فرستاد ، نوری که چراغ آن فرو نمیرد . . . و عزتی است که یارنش را شکست و ناپایداری نباشد و حقی که یاورانش را زیان و خواری نباشد .
امام صادق علیه السلام نیز در مورد اهل بیت و تبعیت از ایشان می‌فرماید :
معنا رایه الحق ، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق ، الاوبنا یدرک تره کل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقکم و . . . [۳۶].
پرچم حق با ماست ، هر کس از آن پیروی کند به او می‌رسد و هر کسی عقب بماند غرق می‌شود ، همانا به وسیله ما خونبهای هر مومنی (که به ناحق کشته شد) گرفته می‌شود و به وسیله ما ، طوق ذلت از گردنهای شما برداشته می‌شود .
امیرالمؤ منین علیه السلام در این مورد می‌فرماید: بنا اهتدیتم الظلماء و بنا تسنمتم العلیا [۳۷].
به وسیله ما راه یافتید در تاریکی و به وسیله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسیدید .

اتحاد و اتفاق

یکی دیگر از عوامل بسیار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات ، همدلی ، هماهنگی و وحدت کلمه بین افراد آن جامعه می‌باشد .
سخنان امیر مومنان علیه السلام در نهج البلاغه ، نکات بسیار ارزنده‌ای را در این مورد آشکار می‌سازد ، از جمله در مورد عزت و نیرومندی عرب و جهت اسلام و اتحادشان می‌فرماید :
و العرب الیوم ، و ان کانوا قلیلا ، فهم کثیرون بالاسلام عزیزون بالاجتماع [۳۸].
و عرب امروز اگر چه در شما اندکند اما با یکدلی و یک سخنی در اسلام عزیزند و بسیار .
و درباره امتهای گذشته و سرنوشت آنها در حال اتحاد و اتفاق می‌فرماید :
پس بنگرید آنگاه که گروه‌ها فراهم بودند و همگان راه یک آرزو می‌پیمودند چگونه می‌آسودند و دلها راست بود و باهم ساز وار و دستها یکدیگر را مددکار ، شمشیرها بر یاری هم آخته و دیده‌ها به یکسو دوخته و اراده‌ها در پی یک چیز تاخته . آیا مهتران سراسر زمین نبودند و بر جهانیان فرمانروایی نمی‌نمودند ! ؟
پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید چون میانشان جدایی افتاد . . . [۳۹].

کمالات روحی و صفات کمالی

کمالات روحی و صفات کمالی از جمله عللی است که نقش ایجاد و حفظ عزت را دارد ، مادام که انسان متصف به این کمالات است ، عزیز است ، و با کمرنگ شدن این صفات و روحیات عزت نیز کمرنگ می‌شود.
از جمله این صفات و کمالات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد : [۴۰].

انصاف

پاس داشتن عدل و داد و رعایت حق مردمان و با آنان به راستی رفتار کردن ، [۴۱] از جمله اموری است که عزت آدمی را پایدار می‌کند و افزون می‌سازد . از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که گفت : امیر مومنان علیه السلام در ضمن سختی فرمود: الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزا[۴۲].
بدانید هر که از خود به مردم انصاف دهد ، خداوند جز عزتش نیفزاید .

قیام به حق و گرفتن حق

مادام که انسان برای حق برخیزد و در برپایی حق بکوشد در عزت خداست و خداوند از هر که اقامه حق و داد کند خواری ببرد و لباس ارجمندی و بزرگی بر تنش کند . از امام عسکری علیه السلام چنین نقل شده است: ما ترک الحق عزیز الا ذل ، و لا اخذ به ذلیل الا عز [۴۳].
هیچ عزیزی حق واننهاد مگر آنکه خوار شد ، و هیچ خواری اقامه حق نکرد مگر آنکه عزیز شد .

در گذشتن در عین قدرت و بخشش و پیوند

بزرگواری و گذشت و بخشش از جمله اموری است که عزت آفرین است و هر چه این کلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون می‌شود . پیامبر بزرگوار و ارجمند اسلام فرموده است :
علیکم بالعفو ، فان العفو لا یزید العبد الا عزا ، فتعافوا یعزکم الله [۴۴].
بر شما باد به گذشت که گذشت کردن جز بر عزت بنده نمی‌افزاید ، پس از یکدیگر در گذرید تا خدا شما را عزیز کند .
همچنین شیخ طوسی (ره ) به اسناد خود روایت کرده است که آن حضرت فرمود: من عفا عن مظلمه ابدله الله بها عزا فی الدنیا و الاخره [۴۵].
آن که از ستمی گذشت کند ، خداوند در عوض آن به او عزت دنیا و آخرت بخشد .
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: ثلاث لایزید الله بهن المرء المسلم الاعزا : الصفح عمن ظلمه ، و اعطاء من حرمه ، و الصله لمن قطعه[۴۶].
سه چیز است که خداوند به وسیله آنها جز عزت انسان مسلمان را نیفزیاد : گذشت از کسی که به او ستم روا داشته ، و بخشیدن آن که او را محروم ساخته ، و پیوند با آن که از او بریده است .

فرو خوردن خشم

آن که بر وجود خود قاهر است و خشم خود را فرو می‌خورد به عزت الهی نایل می‌شود . از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود :
ما من عبد کظم غیظا الا زاده الله عزوجل عزا فی الدنیا و الاخره : و قد قال الله عزوجل : (و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین ) و اثابه الله مکان غیظه ذلک[۴۷].
هیچ بنده‌ای خشمی را فرو نخورد ، مگر آنکه خدای عزوجل عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید؛ و همانا خدای عزوجل فرموده است : و آنان که فروخوردگان خشم و در گذرندگان از مردمند ، و خدا نیکوکاران را دوست دارد . و خدا به جای فرو خوردن خشمش او را چنین پاداش می‌دهد.
===صبر و استقامت=== صبر و استقامت از مهمترین علل به وجود آورنده و پایدارنده عزت است . صبر در برابر گناه ، صبر در طاعت خدا ، صبر در مصیبتها و صبر در برابر مال و مقام و خود را حفظ کردن آدمی را محکم و استوار می‌کند .
صد هزاران کیمیا حق آفرید
کیمیایی همچو صبر آدم ندید[۴۸].
امام صادق علیه السلام فرموده است: من صبر علی مصیبه زاده الله عزوجل عزا علی عزه [۴۹].
هر که به مصیبتی شکیبایی ورزد ، خدای عزوجل عزت بر عزتش بیفزاید .

شجاعت

شجاعت از کمالاتی است که آدمی را استوار می‌سازد و عزتش را نگه می‌دارد چنانکه در سخنان علی علیه السلام وارد شده است :
الشجاعه احد العزین [۵۰].
شجاعت یکی از دو عزت است .
شجاعت چنان عزت آفرین است که خود برابر با تمام عزتهای دیگر است ؛[۵۱] و نمی‌گذارد آدمی تن به خواری و پستی دهد که علی علیه السلام فرموده است: الشجاعه عز حاضر [۵۲].
شجاعت عزتی است مهیا و آماده .

قناعت

قناعت و گسستن خود از فزون طلبی ، آدمی را عزت می‌بخشد زیرا زیاده خواهی و هوس بی حاصل است که آدمی را در دامن حسرت و خواری فرو می‌برد و چون ریشه این درخت زده شود ، سربلندی و عزت به بار آید . در سخنان نورانی امیرمومنان علیه السلام وارد شده است .
القناعه تودی الی العز [۵۳].
قناعت به سوی عزت می‌کشاند .
ثمره القناعه العز [۵۴].
میوه قناعت عزت است .
اقنع تعز [۵۵].
قناعت کن ، عزیز باش .
القناعه عز [۵۶].
قناعت عزت است .
خردمند هرگز از قناعت دست نمی‌کشد و تن به خواری نمی‌سپارد .
عزت ز قناعت است و خواری طمع
با عزت خود بساز و خواری مطلب [۵۷].

برائت از بدی و شر

انسان به میزانی که از بدی و شر پاک می‌شود و از آن دوری و بیزاری می‌جوید به بزرگی و ارجمندی می‌رسد؛ وارهیدن از آن ، پیوستن به این را می‌آورد .
امام صادق علیه السلام فرمود: من بری من الشر نال العز [۵۸].
هر که از شر و بدی برائت جوید به عزت دست یابد .

علم و حلم

لاشرف کالعلم و لا عز کالحلم . . . [۵۹].
هیچ شرف چون دانایی و هیچ عزت چون بردبار بودن نیست . . .

صبر و تحمل

امیرالمؤ منین علیه السلام نتیجه صبر و تحمل امتهای گذشته را چنین بیان می‌فرماید:
. . . تا خدا دید چگونه در راه دوستی او بر آزار شکیبایند ، و چسان از بیم او ناخوشایند را تحمل می‌نمایند ، از تنگناهای بلا گشایشی برایشان پدید آورد . و از پس خواری ، ارجمند شان فرمود و آرامش را جایگزین بیم کرد . پس پادشاهان حکمران شدند و پیشوایان با فر و شان و کرامت خدا درباره شان تا بدانجا رسید که دیده آرزو نهایت آن را ندید . . . [۶۰].

حسن خلق

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود :
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد[۶۱].
بر شما باد به اخلاق نیکو چرا که موجب رفعت و بلندی است و بپرهیزید از اخلاق پست . زیرا شخصی بزرگ را پست می‌کند و مجد و عزت را نابود می‌سازد .

تواضع

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: التواضع لایزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعکم الله [۶۲].
فروتنی جز بر رفعت و بلندی مقام بنده نمی‌افزاید پس تواضع پیشه کنید تا خداوند مقام شما را بالا برد .

اطاعت از رهبران عادل

و طاعه ولاه العدل تمام العز [۶۳].
و فرمانبرداری از والیان عادل نهایت عزت است .

صدق

امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: الصدق عز [۶۴].
راستی عزت است .
الصادق علی شفا منجاه و کرامه . . . [۶۵].
راستگو بر کنگره‌های رستگاری و بزرگواری است . . .

موجبات ذلت

با دقت در آنچه گذشت ، اموری که موجب ذلت و خواری انسان است ، معلوم می‌گردد ، زیرا عمل نکردن و سازگار نبودن با موجبات عزت ، سبب ذلت خواهد بود لکن برای توضیح بیشتر ، برخی از عوامل ذلت را یاد آور می‌شویم .

نفاق و دوستی با کافران

خداوند متعال در قرآن مجید بیان می‌فرماید : که عزت تنها از آن خدا و پیامبرش و مومنین می‌باشد و لکن منافقین درک نمی‌کنند و در آیه دیگر به منافقین که کافران را دوست می‌دارند و در پی کسب عزت در پیش آنان هستند وعده عذاب می‌دهد .
بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما . الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه لله جمیعا [۶۶].
و مژده بده منافقین را به این که عذاب دردناک برایشان (مقرر) است . آنانکه مومنان را ترک گفته و کافران را دوست گرفتند ، آیا عزت را در پیش ایشان جستجو می‌کنند پس همانا تمام عزت برای خداست .

طلب عزت از غیر خدا

چنانکه از آیه شریفه معلوم شد تمام عزت برای خداست پس هر کس غیر از خداوند متعال طلب عزت نماید و به خاطر کسب شرف و کرامت به سوی غیرخدا دست دراز کند ، ذلیل خواهد شد .
امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره می‌فرماید: من اعتز بغیر الله سبحانه ذل [۶۷].
هر کس به غیر خدا عزت یابد ، ذلیل شود. و به همین مضمون از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز روایت شده است که: من اعتز بالعبید اذله الله [۶۸].
هر کس به بندگان عزیز گردد خدای تعالی وی را ذلیل کند .

ترک جهاد

رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید :
للجنه باب یقال له باب المجاهدین . . . قال : فمن ترک الجهاد البسه الله ذلا و فقرا فی معیشته و محقا فی دینه . [۶۹]
بهشت دری دارد که به آن باب مجاهدان گفته می‌شود . . . و فرمود : پس هر کس جهاد را ترک کند خداوند لباس مذلت را به اوی می‌پوشاند . . .
چنانکه جهاد تنها موجب عزت برای نسل جهادگر در هر عصر نیست ، بلکه موجب سرافرازی نسلهای آنیده نیز می‌باشد ، در مقابل ترک جهاد هم موجب ذلت و سرافکندگی برای نسل حاضر و آینده می‌شود . امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید: فعاودوا الکر ، و استحیوا من الفر ، فانه عار فی الاعقاب ، و نار یوم الحساب [۷۰].
پس پشت سر هم حمله آورید و از فرار شرم کنید که موجب سرافکندگی و عار در نسلهای بعد و نیز سبب آتش در روز حساب است .

سستی در جهاد و فرصت دادن به دشمن

باید به موقع و در اولین فرصت ممکن به جهاد اقدام کرد و فرصت را از دست دشمن خارج نمود و با ابتکار عمل و سرعت عمل و هوشیاری نظامی ، دشمن را سرکوب کرد . و گرنه اهمال در جهاد و فرصت دادن به دشمن ، موجب ذلت خواهد شد.
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید :
. . . و قلت لکم اغزوهم قبل ان یغزوکم فوالله ما غزی قوم قط فی عقر دارهم الا ذلوا . . . [۷۱].
. . . و گفتم با آنان بستیزید پیش از آنکه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نجنگیدند جز که جامه خواری بر آن مردم پوشاندند .

اختلاف و تشتت

اختلاف و تشتت هر ملتی موجب ذلت ، هلاکت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود .
قرآن کریم می‌فرماید: و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم [۷۲].
راه نزاع و اختلاف نپیمایید که سست شوید و شوکت و قدرت شما از بین برود .
در سخن معجزه آسای علی علیه السلام نیز درباره امتهای گذشته و موجبات ذلت ایشان چنین آمده است :
. . . پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید . چون میانشان جدایی افتاد و الفت به پراکندگی انجامید و سخنها و دلهاشان گونه گون گردید . از هم جدا شدند و به حزبها گراییدند و خدا لباس کرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خویش از دستشان به دور کرد و داستان آنان میان شما ماند و آن را برای پند گیرند، عبرت گرداند . . . [۷۳].

زیر سلطه بودن

انسانی که خداوند او را آزاد آفریده اگر به اختیار خود ، طوق بندگی قلدران حاکم را به گردن افکند ، شرافت انسانی خود را نابود کرده است .
امیرمومنان علیه السلام می‌فرماید :
. . . و لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا [۷۴].
. . . بنده دیگران مباش در حالی که خداوند ترا آزاد آفریده است .
و در بیانی دیگر می‌فرماید: کل عزیز داخل تحت القدره فذلیل [۷۵].
هر ارجمندی که تحت سیطره قدرتی باشد ذلیل است .

تجمل پرستی

تجمل پرستی و تشریفات گرایی موجب نیازمندی و وابستگی است ؛ زیرا زندگی تشریفاتی حد و مرزی ندارد تا با رسیدن به آن نیاز مرتفع شود و از جهت همین نیاز ، وابستگی پیش می‌آید . وابستگی به افراد یا منابعی که این نیازمندی را بتوانند بر طرف کنند ، موجب ذلت و خواری برای انسان می‌شود؛ زیرا تامین کنندگان این گونه نیازها به شرط تامین منافع خود و بهره بری از شخص وابسته ، اقدام به این کار می‌کنند .
اصولا وابسته شدن به زندگی و تشریفات آن برای همه به ویژه نیروهای مسلح خطرناک است حتی اگر وابستگی به اشخاص زر اندوز و زورمند هم پیش نیاید ، نفس دل بستن به جلوه‌های رنگارنگ زندگی مادی و پیوسته دنبال تجملات بودن انسان را از رسیدن به اهداف عالی باز می‌دارد و باعث تحقیر شخصیت انسان و در نتیجه ذلت خواهد و اگر فرهنگ اسراف و تجمل پرستی بر نیروهای مسلح حاکم گردد و نظامیان به آنها خو کنند ، دیگر انتظار شجاعت ، استواری مقاومت و دشمن ستیزی از چنین نیرویی بیهوده خواهد بود . چنانکه تجربه نشان داده است .
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید :
ای پیامبر بگو - امت را - اگر شما پدران ، فرزندان ، برادران ، زنان ، خویشاوندان و اموالی که جمع آورده‌اید و تجارتی که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته‌اید ، بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست می‌دارید ، پس منتظر باشید تا امر خدا برسد - و دنیا طلبان بدکار از کار خویش پشتیبان شوند - و خداوند بدکاران را - به راه بهشت و سعادت - هدایت نخواهد کرد . [۷۶]

اخلاق ناپسند

رفتارهای ناپسند و مذموم ، موجبات ذلت انسان را فراهم می‌کند.
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید :
. . . و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد [۷۷].
بر حذر باشید از اخلاق پست چرا که انسان بزرگوار را پست می‌کند و مجد و کرامت را نابود می‌سازد .
و از جمله اخلاق‌های زشت که انسان را به خواری دچار می‌کند تکبر و دروغگویی است .
علی علیه السلام می‌فرماید: من تکبر علی الناس ذل[۷۸].
هر کس با مردم با تکبر برخورد کند ذلیل می‌شود .
امیرالمؤ منین علیه السلام می‌فرماید: و ان الکاذب لمهان ذلیل [۷۹].
همانا دروغگو پست و خوار است .
بیائیم همه دوستداران و محبین ائمه علیه السلام در سالی که مقام معظم رهبری - به جهات عدیده و با تامل و لحاظ همه جهات و مسائل گوناگون داخلی و خارجی - سال عزت و افتخار حسینی نام نهاده‌اند با پیروی از تعالیم عزت بخش ائمه معصومین علیه السلام و تاسی از رهنمودهای حکیمانه آن بزرگوار شاگردانی موفق برای این مکتب بوده و تجلی بخش عزت و افتخار حسینی در پرتو تعالیم مکتب نبوی صلی الله علیه و آله باشیم ان شاء الله.

پانویس

  1. اسراء، آیه ۷۰.
  2. تعلیم و تربیت در اسلام ، شهید مطهری ، ص ۱۴۷.
  3. میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، ج ۱، ص ۳۳۹.
  4. الحکم الزهراه ، علی رضا صابری یزدی ص ۲۳۳.
  5. میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۴۴۱.
  6. همان .
  7. تعلیم و تربیت در اسلام ، ص ۱۲۶.
  8. همان ، ص ۱۲۵.
  9. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، نامه ۵۳، ص ۳۲۹.
  10. میزان الحکمه ، ج ۶، ص ۲۹۰-۲۹۴.
  11. تفسیر مجمع البیان ، ج ۴، ص ۴۰۲.
  12. غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۷۹.
  13. کنز العمال ، ج ۱۵، ص ۷۸۵.
  14. شرح غرر الحکم ، ج ۶، ص ۳۹۳.
  15. المفردات ، ص ۵۳۰.
  16. بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۸۵.
  17. نهج البلاغه ، حکمت ۳۷۱.
  18. شرح غرر الحکم ، ج ۱، ص ۳۹.
  19. تحف العقول ، ص ۵۹.
  20. امالی الصدوق ، ص ۱۹۴.
  21. اقبال الاعمال ، ص ۶۸۵.
  22. اقبال الاعمال ، ص ۶۸۷.
  23. تحف العقول ، ص ۲۰۷-۲۰۸.
  24. ربیع الابرار، ج ۳، ص ۴۳۲.
  25. فاطر، آیه ۱۰.
  26. منافقین ، آیه ۸.
  27. الحیاه ، محمد رضا حکیمی ، ج ۱، ص ۳۹۰.
  28. نهج البلاغه صبحی صالح ، خطبه ۱۱۰.
  29. همان ، حکمت ۲۵۲.
  30. آثار الصادقین ، صادق احسانبخش، ج ۲، ص ۴۰۲.
  31. همان ، ص ۳۹۶.
  32. آثار الصادقین ، صادق احسانبخش ، ج ۲، ص ۳۹۷.
  33. میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۱۲۵.
  34. بحار الانوار، ج ۲۳، ص ۱۱۳.
  35. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۱۹۸.
  36. میزان الحکمه ، ج ۱، ص ۱۹۳.
  37. غررالحکم ، ج ۳، ص ۲۷۱.
  38. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۱۴۶.
  39. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، قسمتی از خطبه ۱۹۲.
  40. میزان الحکمه ، ج ۶، ص ۲۹۳-۲۹۴.
  41. لسان العرب ، ج ۱۴، ص ۱۶۶.
  42. الکافی ، ج ۲، ص ۱۴۴.
  43. تحف العقول ، ص ۳۶۸.
  44. الکافی ، ج ۲، ص ۱۰۸.
  45. امالی الطوسی ، ج ۱۱، ص ۱۸۵-۱۸۶.
  46. الکافی ، ج ۲، ص ۱۰۹.
  47. الکافی ، ج ۲، ص ۱۱۰.
  48. مثنوی معنوی ، دفتر سوم ، ج ۲، ص ۱۰۶.
  49. بحار الانوار، ج ۸۲، ص ۱۲۸.
  50. غررالحکم ، ج ۱، ص ۸۲.
  51. شرح غررالحکم ، ج ۲، ص ۲۳.
  52. غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۱.
  53. شرح غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۹۱.
  54. همان ، ج ۳، ص ۳۳۳.
  55. تحف العقول ، ص ۲۳۳.
  56. شرح غررالحکم ، ج ۱، ص ۲۵.
  57. دیوان رباعیات اوحد الدین کرمانی ، ص ۱۶۶.
  58. تحف العقول ، ص ۲۳۳.
  59. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، حکمت ۱۱۳.
  60. همان ، خطبه ۱۹۲.
  61. میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۱۶۴.
  62. همان ، ج ۸، ص ۲۸۲.
  63. تحف العقول ، ص ۲۸۷، ج موسسه الاعملی بیروت.
  64. میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۲۸۵.
  65. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۸۶.
  66. نساء، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹.
  67. الحکم الزاهره ، ص ۲۶۵.
  68. شرح شهاب الاخبار، تصحیح محمد تقی دانش پژوه ، ص ۴۸.
  69. آثار الصادقین ، ج ۲، ص ۳۹۶.
  70. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۶۶.
  71. همان ، خطبه ۲۷.
  72. انفال ، آیه ۴۶.
  73. نهج البلاغه ، ترجمه شهیدی ، خطبه ۱۹۲.
  74. میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۴۴۱.
  75. همان ، ج ۶۶، ص ۲۸۶.
  76. توبه ، آیه ۲۴.
  77. میزان الحکمه ، ج ۳، ص ۱۴۶.
  78. میزان الحکمه ، ج ۸، ص ۳۱۶.
  79. همان ، ج ۵، ص ۲۸۷.
بازگشت به کتب منکر سیاسی